جنگ منظم

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جنگ منظم
شناسنامه
نام‌های دیگرجنگ متعارف، جنگ سنتی، نبرد متعارف
حوزهعلوم نظامی، مطالعات راهبردی، مطالعات امنیتی، روابط بین‌الملل، حقوق بین‌الملل
خاستگاهتاریخ جنگ میان دولت‌ها؛ شکل مدرن آن با دولت سرزمینی، ارتش دائمی، سازمان نظامی رسمی و توسعهٔ تسلیحات متعارف پیوند دارد
اندیشه و تاریخ
مفاهیم کلیدینیروهای مسلح منظم، فرماندهی، سازمان نظامی، نبرد مستقیم، تصرف و دفاع از سرزمین، قدرت آتش، مانور، لجستیک، عملیات مشترک، برتری هوایی، خطوط مواصلاتی و شکست نیروهای مسلح دشمن
جریان‌های مرتبطراهبرد نظامی، جنگ متقارن، جنگ مانوری، جنگ فرسایشی، عملیات مشترک، نبرد زمینی، جنگ هوایی، جنگ دریایی، بازدارندگی متعارف
تأثیرپذیرفته ازتاریخ جنگ‌های دولت‌محور، نظریهٔ کلاسیک راهبرد، انقلاب نظامی اروپا، انقلاب صنعتی، توسعهٔ ارتش‌های دائمی و تجربهٔ جنگ‌های ناپلئونی و جنگ‌های جهانی
تأثیرگذار بردکترین‌های نظامی مدرن، سازمان ارتش‌های ملی، برنامه‌ریزی دفاعی، بازدارندگی متعارف، عملیات مشترک، نظریهٔ جنگ مانوری و مطالعات راهبردی
نقد و ارزیابی

جنگ منظم یا جنگ متعارف (به انگلیسی: Conventional Warfare) به شکلی از جنگ گفته می‌شود که در آن نیروهای نظامی سازمان‌یافته، عموماً متعلق به دولت‌ها یا ائتلاف دولت‌ها، در چارچوب ساختارهای رسمی فرماندهی و با استفاده از نیروها، سازمان‌ها و قابلیت‌های نظامی متعارف با یکدیگر وارد درگیری مستقیم می‌شوند. در این نوع جنگ، شکست نیروهای مسلح حریف، کاهش توان جنگی او، تصرف یا حفظ مناطق مهم و واداشتن حکومت طرف مقابل به تغییر رفتار از اهداف اصلی عملیات نظامی به‌شمار می‌روند.[۱]

دکترین نظامی معاصر ایالات متحده جنگ متعارف را «مبارزه‌ای خشونت‌آمیز برای غلبه میان دولت‌ها یا ائتلاف‌هایی از دولت‌ها» توصیف می‌کند که معمولاً توسط دو یا چند نیروی نظامی در مخاصمهٔ مسلحانه انجام می‌شود. در این چارچوب، نیروهای دشمن آشکارا با یکدیگر وارد نبرد می‌شوند و عموماً از قابلیت‌های نظامی مشابه یا قابل مقایسه بهره می‌گیرند.[۱]

با این حال، «جنگ منظم» را نباید الزاماً مترادف جنگ متقارن دانست. دو ارتش منظم ممکن است از نظر شمار نیرو، فناوری، قدرت هوایی یا منابع اقتصادی تفاوت بسیار زیادی داشته باشند. همچنین جنگ‌های واقعی غالباً ترکیبی از روش‌های منظم، نامنظم و نامتقارن هستند و مرز میان این مفاهیم در عمل همیشه روشن نیست.[۱]

تعریف

در تعریف کلاسیک، جنگ منظم معمولاً میان نیروهای مسلح سازمان‌یافته انجام می‌شود که دارای ساختار فرماندهی، یگان‌های مشخص، آموزش نظامی، تسلیحات سازمانی و نظام لجستیکی هستند.

دکترین نظامی آمریکا جنگ متعارف را رویارویی‌ای می‌داند که در آن دولت‌ها برای حفظ یا پیشبرد منافع راهبردی خود با یکدیگر می‌جنگند و عملیات نظامی عمدتاً بر نیروهای مسلح دشمن، قابلیت‌های جنگی او و مناطق کلیدی متمرکز می‌شود.[۲]

در یک تعریف قدیمی‌تر وزارت دفاع ایالات متحده نیز جنگ متعارف شکلی از جنگ میان دولت‌ها توصیف شده بود که از رویارویی مستقیم نظامی برای شکست نیروهای مسلح دشمن، نابودی ظرفیت جنگی او یا تصرف و حفظ سرزمین با هدف تغییر رفتار حکومت مقابل استفاده می‌کند.[۳]

اصطلاح‌شناسی

در زبان فارسی اصطلاح‌های «جنگ منظم» و «جنگ متعارف» گاه به جای یکدیگر به کار می‌روند.

با این حال، از نظر مفهومی می‌توان میان آنها تمایز قائل شد.

نیروی منظم بیشتر به ماهیت سازمانی نیروی نظامی اشاره دارد؛ یعنی نیرویی که دارای سازمان رسمی، فرماندهی، آموزش و ساختار نظامی مشخص است.

جنگ متعارف بیشتر به شیوهٔ جنگ و نوع نیروها و قابلیت‌هایی اشاره می‌کند که در رویارویی مستقیم نظامی به کار گرفته می‌شوند.

اصطلاح جنگ سنتی (Traditional Warfare) نیز در برخی دکترین‌های نظامی برای اشاره به همین الگوی دولت‌محور به کار رفته است، اما کاربرد و تعریف این اصطلاح‌ها در منابع مختلف کاملاً یکسان نیست.[۳]

ویژگی‌های اصلی

جنگ منظم معمولاً دارای مجموعه‌ای از ویژگی‌های سازمانی و عملیاتی است.

مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

  • حضور نیروهای مسلح سازمان‌یافته؛
  • وجود سلسله‌مراتب فرماندهی؛
  • استفاده از یگان‌های نظامی مشخص؛
  • عملیات آشکار نظامی؛
  • استفاده از تسلیحات و سامانه‌های نظامی متعارف؛
  • اهمیت سرزمین و جغرافیای نظامی؛
  • نقش مرکزی لجستیک؛
  • عملیات زمینی، هوایی و دریایی؛
  • تلاش برای شکست قابلیت‌های نظامی دشمن؛
  • ارتباط عملیات نظامی با اهداف سیاسی دولت.

وجود همهٔ این ویژگی‌ها در تمام جنگ‌های منظم ضروری نیست، اما مجموعهٔ آنها تصویر عمومی این نوع جنگ را تشکیل می‌دهد.

دولت و جنگ منظم

شکل مدرن جنگ منظم با تحول دولت مدرن ارتباط نزدیکی دارد.

با افزایش قدرت حکومت‌های مرکزی، دولت‌ها توانستند ارتش‌های دائمی ایجاد کنند، مالیات منظم دریافت کنند، صنایع نظامی را توسعه دهند و شمار بزرگی از سربازان را سازمان‌دهی کنند.

دکترین ارتش آمریکا از صلح وستفالی در ۱۶۴۸ به‌عنوان نقطه‌ای تاریخی در برداشت غربی از جنگ دولت‌محور یاد می‌کند؛ زیرا نظام دولت‌های سرزمینی و ادعای انحصار دولت بر استفادهٔ مشروع از نیروی سازمان‌یافته در این دوره اهمیت بیشتری یافت.[۱]

البته این به معنای آغاز جنگ منظم در ۱۶۴۸ نیست. ارتش‌های سازمان‌یافته و جنگ‌های دولت‌محور هزاران سال پیش از آن وجود داشتند.

ارتش دائمی

یکی از پایه‌های جنگ منظم مدرن پیدایش ارتش‌های دائمی بود.

در بسیاری از جوامع پیشامدرن، حکومت‌ها هنگام جنگ نیرو گردآوری می‌کردند و پس از پایان آن بخش بزرگی از نیروها پراکنده می‌شدند.

با گسترش دولت‌های متمرکز، ارتش به نهادی دائمی تبدیل شد.

این تحول امکان ایجاد:

  • آموزش استاندارد؛
  • سلسله‌مراتب فرماندهی؛
  • یگان‌بندی؛
  • نظام تدارکاتی؛
  • برنامه‌ریزی عملیاتی؛
  • ستادهای نظامی؛
  • نظام درجه‌بندی

را فراهم کرد.

این ساختار بعدها یکی از عناصر اساسی جنگ منظم مدرن شد.

جنگ‌های ناپلئونی

جنگ‌های ناپلئونی مرحله‌ای مهم در تحول جنگ منظم بودند.

انقلاب فرانسه و سپس حکومت ناپلئون بناپارت امکان بسیج شمار بسیار بیشتری از مردم برای جنگ را فراهم کردند.

ارتش‌های بزرگ‌تر، سازمان سپاهی، تحرک عملیاتی و استفادهٔ گسترده‌تر از منابع ملی، مقیاس جنگ را افزایش داد.

تجربهٔ این جنگ‌ها تأثیر عمیقی بر نظریه‌پردازانی مانند کارل فون کلاوزویتس و آنتوان-آنری ژومینی گذاشت.

کلاوزویتس و جنگ

کارل فون کلاوزویتس از مهم‌ترین نظریه‌پردازان جنگ مدرن بود.

او در کتاب درباره جنگ رابطهٔ جنگ و سیاست را در مرکز تحلیل خود قرار داد.

از دیدگاه کلاوزویتس، جنگ را نمی‌توان پدیده‌ای مستقل از هدف سیاسی در نظر گرفت.

اندیشهٔ او تأثیر گسترده‌ای بر نظریهٔ راهبرد، سازمان ارتش‌ها و مطالعهٔ جنگ دولت‌محور گذاشت.

اگرچه مفهوم امروزی «جنگ متعارف» در زمان او به شکل کنونی وجود نداشت، بسیاری از مفاهیم نظری او در مطالعهٔ عملیات ارتش‌های منظم باقی مانده‌اند.

انقلاب صنعتی

انقلاب صنعتی جنگ منظم را دگرگون کرد.

تولید انبوه سلاح، راه‌آهن، کشتی بخار، تلگراف و سپس موتور احتراق داخلی امکان بسیج و جابه‌جایی نیروهای بسیار بزرگ‌تر را فراهم کرد.

جنگ به‌تدریج به ظرفیت صنعتی دولت‌ها وابسته شد.

کارخانه‌ها می‌توانستند حجم عظیمی از:

  • تفنگ؛
  • توپ؛
  • مهمات؛
  • خودرو؛
  • تجهیزات ارتباطی؛
  • تجهیزات مهندسی

را تولید کنند.

از این دوره به بعد، قدرت اقتصادی و صنعتی به یکی از پایه‌های قدرت نظامی تبدیل شد.

جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول یکی از گسترده‌ترین نمونه‌های جنگ منظم صنعتی بود.

میلیون‌ها سرباز در ارتش‌های سازمان‌یافتهٔ دولتی بسیج شدند.

توپخانه، مسلسل، راه‌آهن، سنگر، سیم خاردار، زیردریایی و هواپیما نقش فزاینده‌ای در جنگ یافتند.

در جبههٔ غربی، ترکیب قدرت آتش و استحکامات به شکل‌گیری جنگ فرسایشی گسترده انجامید.

جنگ نشان داد که پیروزی در نبرد صنعتی به ظرفیت تولید، نیروی انسانی، لجستیک و توانایی دولت در ادامهٔ بسیج منابع وابسته است.

جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم نمونهٔ دیگری از جنگ منظم در مقیاسی بسیار گسترده بود.

عملیات زمینی، دریایی و هوایی به‌طور فزاینده با یکدیگر هماهنگ شدند.

نیروهای زرهی و مکانیزه، هواپیماها، ناوهای هواپیمابر، زیردریایی‌ها، توپخانه و شبکه‌های ارتباطی اهمیت زیادی یافتند.

عملیات نظامی در چندین قاره و اقیانوس انجام شد.

در عین حال، جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد که حتی یک جنگ عمدتاً متعارف می‌تواند هم‌زمان شامل مقاومت‌های چریکی، عملیات ویژه، جنگ روانی و دیگر روش‌های نامنظم نیز باشد.

نبرد زمینی

نیروی زمینی یکی از عناصر اصلی جنگ منظم است.

هدف عملیات زمینی می‌تواند شامل:

  • شکست نیروهای دشمن؛
  • تصرف سرزمین؛
  • حفظ مناطق راهبردی؛
  • حفاظت از خطوط ارتباطی؛
  • محاصرهٔ نیروهای دشمن؛
  • کنترل مراکز جمعیتی و زیرساخت‌ها

باشد.

پیاده‌نظام، زرهی، توپخانه، مهندسی رزمی، پدافند هوایی و دیگر یگان‌ها در این عملیات با یکدیگر همکاری می‌کنند.

قدرت هوایی

با توسعهٔ هواپیما در سدهٔ بیستم، قدرت هوایی به یکی از اجزای اساسی جنگ منظم تبدیل شد.

هواپیماها ابتدا برای شناسایی به کار گرفته شدند، اما به‌سرعت نقش آنها به عملیات رزمی گسترش یافت.

در جنگ مدرن، قدرت هوایی می‌تواند برای:

  • کسب برتری هوایی؛
  • حمله به نیروهای دشمن؛
  • پشتیبانی از نیروهای زمینی؛
  • حمل‌ونقل؛
  • شناسایی؛
  • حمله به زیرساخت‌های نظامی

استفاده شود.

کنترل یا دست‌کم امکان فعالیت در فضای هوایی می‌تواند تأثیر بزرگی بر عملیات زمینی و دریایی داشته باشد.

قدرت دریایی

در جنگ میان دولت‌ها، دریا نیز می‌تواند یکی از حوزه‌های اصلی نبرد باشد.

نیروی دریایی ممکن است وظایفی مانند حفاظت از خطوط دریایی، محاصره، دفاع از سواحل، انتقال نیرو و حمله به نیروهای دریایی دشمن را برعهده داشته باشد.

اهمیت دریا به‌ویژه برای کشورهایی که اقتصاد یا امنیت آنها به تجارت دریایی وابسته است افزایش می‌یابد.

عملیات مشترک

جنگ منظم معاصر معمولاً محدود به یک نیروی نظامی نیست.

نیروهای زمینی، هوایی، دریایی و دیگر عناصر نظامی ممکن است در قالب عملیات مشترک فعالیت کنند.

هدف عملیات مشترک استفادهٔ هماهنگ از قابلیت‌های متفاوت برای ایجاد اثری است که یک نیرو به تنهایی قادر به ایجاد آن نیست.

توسعهٔ فرماندهی و کنترل، ارتباطات و فناوری اطلاعات اهمیت این هماهنگی را افزایش داده است.

فرماندهی و کنترل

یکی از ویژگی‌های ارتش منظم وجود ساختار رسمی فرماندهی است.

فرماندهی و کنترل امکان می‌دهد عملیات یگان‌های متعدد در مناطق وسیع هماهنگ شود.

ستادهای نظامی اطلاعات را گردآوری می‌کنند، وضعیت دشمن را ارزیابی می‌کنند، طرح عملیات تهیه می‌کنند و منابع را میان یگان‌ها توزیع می‌کنند.

هرچه اندازهٔ نیروی نظامی افزایش یابد، اهمیت این ساختار بیشتر می‌شود.

اطلاعات نظامی

اطلاعات یکی از عناصر بنیادین جنگ منظم است.

فرماندهان برای تصمیم‌گیری نیازمند شناخت:

  • موقعیت نیروهای دشمن؛
  • توانایی‌ها؛
  • آرایش یگان‌ها؛
  • وضعیت لجستیکی؛
  • زمین؛
  • شرایط جوی؛
  • اهداف احتمالی

هستند.

در جنگ مدرن، ماهواره‌ها، هواپیماهای شناسایی، سامانه‌های بدون سرنشین، حسگرها و شبکه‌های اطلاعاتی ظرفیت جمع‌آوری اطلاعات را گسترش داده‌اند.

لجستیک

هیچ ارتش منظم بزرگی بدون نظام لجستیکی قادر به ادامهٔ عملیات نیست.

نیروها به:

  • غذا؛
  • آب؛
  • سوخت؛
  • مهمات؛
  • قطعات یدکی؛
  • خدمات پزشکی؛
  • حمل‌ونقل؛
  • تعمیر و نگهداری

نیاز دارند.

هرچه نیروها بزرگ‌تر و تجهیزات پیچیده‌تر باشند، نیازهای لجستیکی نیز افزایش می‌یابد.

به همین دلیل خطوط تدارکاتی از اهداف مهم نظامی در جنگ منظم محسوب می‌شوند.

قدرت آتش و مانور

دو مفهوم مهم در عملیات متعارف قدرت آتش و مانور هستند.

قدرت آتش برای تضعیف، سرکوب یا نابودی توان دشمن به کار می‌رود.

مانور به جابه‌جایی نیروها برای کسب موقعیت مناسب‌تر اشاره دارد.

ترکیب این دو می‌تواند امکان شکستن دفاع دشمن، محاصره یا مجبورکردن او به عقب‌نشینی را فراهم کند.

تحول فناوری همواره نسبت میان قدرت آتش و مانور را تغییر داده است.

جنگ مانوری

جنگ مانوری رویکردی است که بر تحرک، ابتکار عمل و ایجاد موقعیت نامساعد برای دشمن تأکید دارد.

هدف لزوماً نابودی مستقیم همهٔ نیروهای دشمن نیست، بلکه می‌تواند برهم‌زدن انسجام، فرماندهی یا توان واکنش او باشد.

عملیات زرهی و مکانیزه در سدهٔ بیستم امکانات جدیدی برای مانور ایجاد کردند.

با این حال، جنگ مانوری مترادف جنگ منظم نیست؛ بلکه یکی از رویکردهایی است که نیروهای منظم می‌توانند به کار گیرند.

جنگ فرسایشی

در جنگ فرسایشی، طرف‌ها می‌کوشند توان انسانی، مادی و ارادهٔ دشمن را به‌تدریج کاهش دهند.

جبههٔ غربی جنگ جهانی اول نمونهٔ تاریخی مهمی از غلبهٔ منطق فرسایشی بود.

جنگ فرسایشی نیز مانند جنگ مانوری یک شیوه یا منطق عملیاتی است و نباید آن را مترادف جنگ منظم دانست.

سرزمین

کنترل سرزمین در بسیاری از جنگ‌های منظم اهمیت مرکزی دارد.

دکترین نظامی معاصر نیز شکست نیروهای مسلح دشمن و کنترل مناطق کلیدی را از محورهای جنگ متعارف می‌داند.[۱][۲]

پایتخت‌ها، بنادر، گذرگاه‌ها، فرودگاه‌ها، مناطق صنعتی و مسیرهای ارتباطی ممکن است اهمیت راهبردی داشته باشند.

با این حال، اهمیت سرزمین بسته به هدف سیاسی جنگ متفاوت است.

هدف سیاسی

جنگ منظم، مانند دیگر اشکال جنگ، ابزار صرفاً نظامی نیست.

دولت‌ها برای تحقق اهداف سیاسی وارد جنگ می‌شوند.

این اهداف ممکن است شامل:

  • دفاع از تمامیت ارضی؛
  • دفع تجاوز؛
  • حفظ یا تغییر وضعیت سرزمینی؛
  • واداشتن دولت دیگر به تغییر سیاست؛
  • حفاظت از متحدان؛
  • تحمیل شرایط سیاسی

باشد.

دکترین نظامی نیز هدف راهبردی جنگ متعارف را تأثیرگذاری بر رفتار حکومت دشمن از طریق شکست قابلیت‌های نظامی و کنترل مناطق مهم می‌داند.[۱]

جنگ منظم و جنگ نامنظم

جنگ نامنظم با جنگ منظم تفاوت دارد.

در جنگ منظم، تمرکز اصلی معمولاً بر نیروهای نظامی دشمن، توان رزمی و سرزمین است.

در جنگ نامنظم، رقابت ممکن است بیشتر بر نفوذ سیاسی، مشروعیت، جمعیت و استفاده از روش‌های غیرمستقیم یا نامتقارن متمرکز باشد.

با این حال، این تقسیم‌بندی مطلق نیست.

دکترین نظامی تصریح می‌کند که جنگ‌ها به‌ندرت کاملاً در یکی از این طبقات جای می‌گیرند و یک منازعه ممکن است در مراحل مختلف ترکیبی از روش‌های متعارف و نامنظم باشد.[۱]

جنگ منظم و جنگ نامتقارن

جنگ نامتقارن به تفاوت قابل توجه در قدرت، روش، سازمان یا قابلیت‌های طرف‌های درگیر اشاره دارد.

بنابراین جنگ منظم الزاماً متقارن نیست.

ممکن است دو ارتش رسمی و منظم با یکدیگر بجنگند، اما یکی از آنها از نظر نیروی هوایی، فناوری، شمار نیرو یا منابع اقتصادی بسیار قدرتمندتر باشد.

در چنین وضعیتی، جنگ از نظر سازمان نیروها متعارف است اما از نظر توزیع قدرت نامتقارن.

این تمایز برای جلوگیری از آمیختن دو مفهوم اهمیت دارد.

جنگ منظم و جنگ چریکی

جنگ چریکی معمولاً بر یگان‌های کوچک، تحرک، غافلگیری، کمین و اجتناب از نبرد طولانی با نیروی برتر متکی است.

در مقابل، ارتش‌های منظم قادرند یگان‌های بزرگ‌تر را برای عملیات مستقیم و گسترده به کار گیرند.

با این حال، یک دولت می‌تواند هم‌زمان با عملیات متعارف از نیروهای ویژه یا روش‌های نامنظم استفاده کند و یک جنبش چریکی نیز ممکن است پس از توسعهٔ سازمان و توان نظامی، یگان‌های منظم تشکیل دهد.

بنابراین مرز میان این اشکال در طول یک جنگ ممکن است تغییر کند.

جنگ منظم و جنگ ترکیبی

جنگ ترکیبی به کاربرد هم‌زمان یا هماهنگ شیوه‌های متفاوت جنگ و ابزارهای قدرت اشاره دارد.

یک طرف ممکن است عملیات متعارف را با فعالیت‌های نامنظم، اطلاعاتی یا دیگر روش‌های فشار ترکیب کند.

گزارش دفتر پاسخگویی دولت آمریکا دربارهٔ جنگ ترکیبی نشان می‌دهد که حتی در دستگاه‌های دفاعی نیز تعریف واحدی برای «جنگ ترکیبی» وجود نداشته و این مفهوم برای توصیف ترکیب روش‌های مختلف مورد بحث قرار گرفته است.[۳]

از این رو ظهور جنگ ترکیبی به معنای ناپدیدشدن جنگ منظم نیست، بلکه نشان‌دهندهٔ امکان هم‌زیستی چند شیوهٔ جنگ در یک منازعه است.

جنگ منظم و جنگ هسته‌ای

جنگ متعارف را نباید به‌طور کامل با جنگ هسته‌ای یکسان دانست.

در کاربرد رایج، «نیروهای متعارف» در برابر نیروها و تسلیحات هسته‌ای قرار می‌گیرند.

با این حال، دکترین نظامی هشدار می‌دهد که یک جنگ متعارف می‌تواند به سطح استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی یا عملیات هسته‌ای تشدید شود.[۱]

بنابراین «متعارف» بودن نقطهٔ آغاز یک جنگ تضمین نمی‌کند که جنگ در همان سطح باقی بماند.

بازدارندگی متعارف

بازدارندگی متعارف به تلاش برای جلوگیری از اقدام نظامی دشمن از طریق نشان‌دادن توانایی و ارادهٔ مقابله با استفاده از نیروهای غیرهسته‌ای اشاره دارد.

ارتش آماده، سامانه‌های دفاعی، حضور نظامی و توان واکنش سریع می‌توانند بخشی از این بازدارندگی باشند.

دکترین ارتش آمریکا به پارادوکسی اشاره می‌کند: آمادگی بالای نیروهای متعارف می‌تواند احتمال نبرد بزرگ مستقیم را کاهش دهد، اما ممکن است حریف را به استفاده از روش‌های نامنظم و غیرمستقیم سوق دهد.[۱]

حقوق بین‌الملل بشردوستانه

جنگ منظم نیز مانند دیگر مخاصمات مسلحانه تابع حقوق بین‌الملل بشردوستانه است.

وجود ارتش‌های رسمی به طرف‌های درگیر اجازه نمی‌دهد بدون محدودیت از نیروی نظامی استفاده کنند.

اصولی مانند:

  • تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی؛
  • تناسب؛
  • احتیاط در حمله؛
  • حمایت از مجروحان؛
  • رفتار با اسیران جنگی؛
  • حمایت از غیرنظامیان

از عناصر اساسی حقوق مخاصمات مسلحانه هستند.

کنوانسیون‌های ژنو

کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی آنها بخش مهمی از چارچوب حقوقی جنگ معاصر را تشکیل می‌دهند.

این قواعد دربارهٔ حفاظت از مجروحان، بیماران، اسیران جنگی و غیرنظامیان مقرراتی ایجاد کرده‌اند.

در جنگ میان دولت‌ها، وضعیت حقوقی رزمندگان و اسیران جنگی از موضوعات مهم حقوق بشردوستانه است.

وجود ساختار رسمی فرماندهی و نیروهای سازمان‌یافته می‌تواند در تعیین وضعیت افراد و مسئولیت فرماندهان اهمیت داشته باشد.

غیرنظامیان

اگرچه جنگ منظم عمدتاً میان نیروهای نظامی سازمان‌یافته تصور می‌شود، تاریخ نشان داده است که غیرنظامیان می‌توانند بخش بزرگی از قربانیان جنگ باشند.

حملات به شهرها، محاصره، تخریب زیرساخت‌ها، جابه‌جایی جمعیت و آثار اقتصادی جنگ می‌تواند زندگی میلیون‌ها غیرنظامی را تحت تأثیر قرار دهد.

از همین رو توسعهٔ حقوق بشردوستانه تا حد زیادی با تلاش برای محدودکردن آثار جنگ بر کسانی که مستقیماً در نبرد مشارکت ندارند ارتباط دارد.

فناوری و جنگ منظم

فناوری همواره ساختار جنگ منظم را تغییر داده است.

باروت، توپخانه، راه‌آهن، تلگراف، موتور، هواپیما، رادار، موشک و سامانه‌های دیجیتال هر یک در دوره‌ای شیوهٔ عملیات را دگرگون کرده‌اند.

در سدهٔ بیست‌ویکم، شبکه‌های ارتباطی، حسگرها، ماهواره‌ها، سامانه‌های بدون سرنشین، جنگ الکترونیک و هوش مصنوعی بر عملیات نیروهای منظم تأثیر گذاشته‌اند.

با این حال، فناوری به تنهایی ماهیت سیاسی جنگ را از میان نمی‌برد.

پهپادها و سامانه‌های بدون سرنشین

گسترش پهپادها و دیگر سامانه‌های بدون سرنشین یکی از تحولات مهم جنگ معاصر است.

این سامانه‌ها می‌توانند برای شناسایی، مراقبت، هدف‌یابی، پشتیبانی و عملیات رزمی به کار روند.

دسترسی گسترده‌تر به فناوری پهپادی همچنین بخشی از تفاوت سنتی میان ارتش‌های بسیار پیشرفته و نیروهای کوچک‌تر را کاهش داده است.

به همین دلیل جنگ منظم معاصر می‌تواند هم‌زمان دارای عناصر شدیداً نامتقارن باشد.

جنگ الکترونیک

وابستگی ارتش‌های مدرن به ارتباطات و حسگرها اهمیت جنگ الکترونیک را افزایش داده است.

اختلال در ارتباطات، سامانه‌های ناوبری یا حسگرهای دشمن می‌تواند توان عملیاتی او را کاهش دهد.

در نتیجه نبرد مدرن تنها دربارهٔ نابودی فیزیکی نیروهای دشمن نیست؛ رقابت برای حفظ یا مختل‌کردن جریان اطلاعات نیز اهمیت فزاینده‌ای دارد.

فضای سایبری

فضای سایبری نیز به محیط راهبردی جنگ‌های دولت‌محور افزوده شده است.

شبکه‌های فرماندهی، زیرساخت‌های ارتباطی و سامانه‌های لجستیکی می‌توانند به فناوری اطلاعات وابسته باشند.

از این رو عملیات سایبری ممکن است در کنار عملیات زمینی، دریایی و هوایی انجام شود.

اما استفاده از ابزار سایبری یک جنگ را لزوماً از حالت متعارف خارج نمی‌کند؛ همان‌گونه که استفاده از هواپیما یا ماهواره به تنهایی طبقه‌بندی سیاسی و راهبردی جنگ را تعیین نمی‌کند.

جنگ روسیه و اوکراین

تهاجم روسیه به اوکراین از فوریهٔ ۲۰۲۲ نمونه‌ای معاصر از اهمیت پایدار عملیات متعارف در جنگ است.

نیروهای سازمان‌یافتهٔ دولتی، یگان‌های زرهی، توپخانه، پدافند هوایی، هواپیما، موشک، مهندسی، لجستیک و عملیات برای تصرف یا دفاع از سرزمین در آن نقش مرکزی داشته‌اند.

در عین حال، این جنگ شامل پهپادها، عملیات اطلاعاتی، فعالیت سایبری و دیگر عناصر نیز بوده است.

این نمونه نشان می‌دهد که جنگ منظم معاصر می‌تواند با فناوری‌ها و روش‌هایی همراه باشد که تقسیم‌بندی سادهٔ «متعارف/نامتعارف» را پیچیده می‌کنند.

جنگ ایران و عراق

جنگ ایران و عراق از نمونه‌های مهم جنگ دولت‌محور در اواخر سدهٔ بیستم بود.

دو کشور از ارتش‌های رسمی، نیروهای زمینی، هواپیما، توپخانه، زرهی و دیگر قابلیت‌های نظامی استفاده کردند.

جبهه‌های گسترده، عملیات زمینی، دفاع از مناطق مرزی و تلاش برای تصرف سرزمین از ویژگی‌های بخش بزرگی از جنگ بود.

در عین حال، جنگ شامل ابعاد دیگری نیز بود و استفادهٔ عراق از سلاح‌های شیمیایی یادآور این نکته است که یک جنگ دولت‌محور می‌تواند از محدودهٔ تسلیحات متعارف عبور کند.

جنگ خلیج فارس

جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱ نمونه‌ای مهم برای مطالعهٔ عملیات متعارف مدرن است.

ائتلاف بین‌المللی ابتدا عملیات هوایی گسترده‌ای انجام داد و سپس عملیات زمینی را آغاز کرد.

این جنگ اهمیت برتری هوایی، فرماندهی مشترک، اطلاعات، لجستیک و هماهنگی میان نیروهای مختلف را نشان داد.

در عین حال اختلاف شدید فناوری و توانایی میان طرفین نشان می‌دهد که یک جنگ متعارف می‌تواند به‌شدت نامتقارن نیز باشد.

آیا جنگ منظم در حال ناپدیدشدن است؟

پس از پایان جنگ سرد، برخی تحلیل‌ها توجه بیشتری به شورشگری، تروریسم و جنگ‌های داخلی نشان دادند و این پرسش مطرح شد که آیا جنگ بزرگ میان ارتش‌های منظم اهمیت خود را از دست داده است.

اما دکترین‌های نظامی معاصر همچنان عملیات متعارف و نبردهای بزرگ را از مأموریت‌های اساسی نیروهای مسلح می‌دانند.[۱]

جنگ‌های سدهٔ بیست‌ویکم نیز نشان داده‌اند که نیروهای زرهی، توپخانه، پدافند هوایی، لجستیک و کنترل سرزمین همچنان می‌توانند نقش تعیین‌کننده داشته باشند.

محدودیت تقسیم‌بندی منظم و نامنظم

تقسیم جنگ به «منظم» و «نامنظم» برای تحلیل مفید است، اما نباید آن را مرزی مطلق دانست.

یک جنگ ممکن است در یک جبهه شامل نبرد میان ارتش‌های منظم باشد و در جبهه‌ای دیگر شامل شورشگری، عملیات چریکی یا فعالیت نیروهای نیابتی.

دکترین عملیات ارتش آمریکا نیز تصریح می‌کند که جنگ به‌ندرت کاملاً در یک طبقه قرار می‌گیرد و در طول یک منازعه معمولاً ترکیبی از روش‌های مختلف دیده می‌شود.[۱]

بنابراین این مفاهیم بیش از آنکه «جعبه‌های بسته» باشند، ابزارهایی برای تحلیل شکل غالب جنگ هستند.

تفاوت جنگ منظم و جنگ نامنظم

در یک مقایسهٔ مفهومی، جنگ منظم عمدتاً بر نیروی نظامی دشمن و توان جنگی او تمرکز دارد.

در جنگ نامنظم، مشروعیت، نفوذ و رابطه با جمعیت می‌تواند اهمیت مرکزی‌تری پیدا کند.

جنگ منظم بیشتر با نیروهای سازمان‌یافتهٔ دولتی، عملیات مستقیم و کنترل سرزمین پیوند دارد؛ جنگ نامنظم می‌تواند بازیگران دولتی و غیردولتی را دربرگیرد و بیشتر از روش‌های غیرمستقیم، نامتقارن و شبکه‌ای استفاده کند.

با این همه، این دو شکل می‌توانند در یک منازعه هم‌زمان وجود داشته باشند.[۴]

تفاوت جنگ منظم و جنگ متقارن

دو مفهوم «منظم» و «متقارن» به دو مسئلهٔ متفاوت اشاره می‌کنند.

منظم بودن بیشتر دربارهٔ سازمان نیروها و شیوهٔ کلی عملیات است.

تقارن دربارهٔ میزان شباهت توانایی‌ها، سازمان و روش‌های طرفین است.

در نتیجه چهار وضعیت نظری ممکن است شکل گیرد:

  • دو ارتش منظم با قدرت تقریباً متقارن؛
  • دو ارتش منظم با قدرت شدیداً نامتقارن؛
  • نیروی منظم در برابر نیروی نامنظم؛
  • منازعه‌ای ترکیبی که عناصر هر دو را دربرگیرد.

این تمایز برای فهم بسیاری از جنگ‌های معاصر اهمیت دارد.

اهمیت جنگ منظم در مطالعات راهبردی

مطالعهٔ جنگ منظم همچنان بخش مهمی از علوم نظامی است.

موضوعاتی مانند:

  • سازمان نیرو؛
  • بسیج؛
  • فرماندهی؛
  • اطلاعات؛
  • مانور؛
  • قدرت آتش؛
  • لجستیک؛
  • عملیات مشترک؛
  • دفاع هوایی؛
  • بازدارندگی؛
  • کنترل سرزمین

در مرکز برنامه‌ریزی نیروهای مسلح دولت‌ها قرار دارند.

حتی ارتش‌هایی که با تهدیدهای نامنظم روبه‌رو هستند معمولاً بخش بزرگی از سازمان و تجهیزات خود را برای امکان مقابله با نیروهای نظامی دولت‌های دیگر حفظ می‌کنند.

نقد مفهوم

اصطلاح «جنگ منظم» یا «جنگ متعارف» نیز مانند «جنگ نامتقارن» با مشکلات مفهومی روبه‌رو است.

نخست اینکه آنچه در یک دوره «متعارف» تلقی می‌شود ممکن است در دوره‌ای دیگر متفاوت باشد.

دوم اینکه جنگ‌های واقعی غالباً شامل ترکیبی از روش‌ها هستند.

سوم اینکه استفاده از فناوری‌های سایبری، پهپادها و نیروهای نیابتی مرز میان طبقه‌بندی‌های سنتی را پیچیده‌تر کرده است.

چهارم اینکه نباید «متعارف» را با «قانونی» یکی دانست؛ متعارف‌بودن یک عملیات به‌خودی‌خود دربارهٔ مشروعیت توسل به جنگ یا قانونی‌بودن شیوهٔ اجرای آن داوری نمی‌کند.

جمع‌بندی

جنگ منظم یکی از مفاهیم بنیادین علوم نظامی برای توصیف رویارویی مستقیم نیروهای نظامی سازمان‌یافته، به‌ویژه نیروهای دولت‌ها، است. در این شکل از جنگ، شکست نیروهای مسلح دشمن، کاهش ظرفیت جنگی او و تصرف یا دفاع از مناطق مهم معمولاً جایگاهی مرکزی دارند.[۲]

شکل مدرن جنگ منظم همراه با تحول دولت، ارتش دائمی، صنعت، فناوری و سازمان نظامی تغییر کرده است. از جنگ‌های ناپلئونی و جنگ‌های جهانی تا عملیات متعارف معاصر، ابزارها دگرگون شده‌اند، اما فرماندهی، سازمان، لجستیک، اطلاعات، قدرت آتش، مانور و رابطهٔ عملیات نظامی با هدف سیاسی همچنان عناصر اساسی آن باقی مانده‌اند.

با این حال، مرز جنگ منظم با جنگ نامنظم، جنگ نامتقارن و جنگ ترکیبی مطلق نیست. یک منازعه می‌تواند هم‌زمان یا در مراحل مختلف شامل چندین شیوهٔ جنگ باشد. به همین دلیل در مطالعات جدید، این مفاهیم بیشتر به‌عنوان چارچوب‌های تحلیلی برای تشخیص شیوهٔ غالب جنگ به کار می‌روند تا طبقه‌بندی‌هایی که الزاماً یکدیگر را نفی می‌کنند.[۱]

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ «FM 3-0: Operations» ‎(انگلیسی)‎. Department of the Army، 2022. بازبینی‌شده در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ «Joint Publication 1, Volume 1: Joint Warfighting» ‎(انگلیسی)‎. Joint Chiefs of Staff، 2025. بازبینی‌شده در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ «Hybrid Warfare» ‎(انگلیسی)‎. U.S. Government Accountability Office، 2010. بازبینی‌شده در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶. 
  4. ↑ «Defense Primer: What Is Irregular Warfare?» ‎(انگلیسی)‎. Congressional Research Service، ۲۹ نوامبر ۲۰۲۴. بازبینی‌شده در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶. 

الگو:تاریخ آخرین ویرایش