بدیعالزمان فروزانفر
| بدیعالزمان فروزانفر | |
|---|---|
| نام اصلی | محمدحسین بشرویهای |
| زمینهٔ کاری | ادبیات فارسی، مولویپژوهی، عرفان و تصوف، نقد ادبی، تصحیح متون و آموزش دانشگاهی |
| زادروز | ۱۲۷۶ خورشیدی بشرویه، خراسان، ایران |
| پدر و مادر | شیخ علی احمدی بشرویهای |
| مرگ | ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ تهران، ایران |
| ملیت | ایرانی |
| محل زندگی | بشرویه، مشهد، تهران |
| جایگاه خاکسپاری | حرم عبدالعظیم حسنی، شهر ری |
| در زمان حکومت | مظفرالدین شاه قاجار، محمدعلی شاه قاجار، احمدشاه قاجار، رضاشاه پهلوی، محمدرضا شاه پهلوی |
| رویدادهای مهم | تحصیل نزد ادیب نیشابوری؛ استادی دانشگاه تهران؛ ریاست دانشکده معقول و منقول؛ عضویت فرهنگستان ایران؛ تصحیح کلیات شمس؛ پژوهش گسترده درباره مولوی و عطار |
| نام(های) دیگر |
محمدحسین فروزانفر؛ شیخ عبدالجلیل |
| لقب | بدیعالزمان |
| پیشه | ادیب، استاد دانشگاه، پژوهشگر، مصحح، منتقد ادبی و مولویپژوه |
| سالهای نویسندگی | دههٔ ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۹ |
| سبک نوشتاری | نثر پژوهشی و انتقادی |
| کتابها | سخن و سخنوران، رساله در تحقیق احوال و زندگانی مولانا جلالالدین محمد مشهور به مولوی، مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، احادیث مثنوی، شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، شرح مثنوی شریف |
بدیعالزمان فروزانفر (۱۲۷۶ – ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹) ادیب، استاد دانشگاه، پژوهشگر ادبیات فارسی، مصحح متون، منتقد ادبی و از برجستهترین پژوهشگران مولانا جلالالدین محمد بلخی و ادبیات عرفانی ایران در سدهٔ چهاردهم خورشیدی بود. او از نسل پژوهشگرانی بود که مطالعات سنتی ادبی و آموزش حوزوی را با روشهای جدید تحقیق، نسخهشناسی و نقد تاریخی پیوند دادند و در شکلگیری مطالعات دانشگاهی زبان و ادبیات فارسی در ایران نقش داشتند.[۱]
بخش اصلی شهرت علمی فروزانفر به پژوهشهای چنددهسالهٔ او دربارهٔ مولوی و محیط فکری و عرفانی پیرامون او بازمیگردد. تصحیح کلیات شمس، تصحیح فیه ما فیه، انتشار معارف بهاء ولد و معارف برهانالدین محقق ترمذی و تألیف مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، احادیث مثنوی و شرح مثنوی شریف مجموعهای از تحقیقات بههمپیوسته را تشکیل میدهند که در مطالعات مولویشناسی فارسی اهمیت دارند.[۱]
فروزانفر در کنار مولویپژوهی، دربارهٔ عطار نیشابوری، تاریخ ادبیات فارسی، نقد شعر، عرفان و فلسفهٔ اسلامی نیز تحقیق کرد. کتاب سخن و سخنوران او از آثار مهم نقد و تاریخ شعر فارسی در نیمهٔ نخست سدهٔ چهاردهم خورشیدی است. ایرانیکا او را از پیشگامان مطالعات ادبی در ایران جدید معرفی میکند و بر دقت و استقلال او در نقد ادبی تأکید دارد.[۱]
نام و خانواده
نام اصلی فروزانفر محمدحسین بود. او در خانوادهای روحانی در بشرویهٔ خراسان به دنیا آمد. پدرش، شیخ علی احمدی بشرویهای، از عالمان دینی منطقه بود.[۱]
فروزانفر در سالهای نخست زندگی با عنوان شیخ عبدالجلیل شناخته میشد و در شعر نیز مدتی تخلص ضیاء را به کار میبرد.
عنوان بدیعالزمان در حدود سال ۱۲۹۹ خورشیدی از سوی قوامالسلطنه، والی وقت خراسان، به او داده شد.[۱]
او پس از مهاجرت به تهران نام خانوادگی فروزانفر را برای خود انتخاب کرد و عنوان بدیعالزمان را نیز حفظ کرد.
کودکی و تحصیلات مقدماتی
فروزانفر دوران کودکی را در بشرویه گذراند.
او در خانوادهای روحانی پرورش یافت و آموزشهای نخستینش شامل قرآن، ادبیات عرب، صرف و نحو و علوم دینی بود.[۱]
این آموزش سنتی بعدها در پژوهشهای او اهمیت زیادی یافت. تسلط بر زبان عربی و منابع حدیثی و تفسیری به فروزانفر امکان داد بسیاری از اشارات قرآنی، حدیثی و عرفانی آثار مولوی و دیگر شاعران صوفی را شناسایی و بررسی کند.
در حدود شانزدهسالگی برای ادامهٔ تحصیل به مشهد رفت.
تحصیل در مشهد
فروزانفر در مشهد به تحصیل ادبیات فارسی و عربی، فقه و علوم اسلامی پرداخت.
مهمترین استاد او در این دوره ادیب نیشابوری بود.[۱]
ادیب نیشابوری در ادبیات عرب، شعر فارسی، بلاغت و علوم ادبی شهرت داشت و شیوهٔ او در توجه دقیق به ساختار شعر، عروض، بلاغت و زبان بر فروزانفر تأثیر گذاشت.
فروزانفر بعدها در نقد شعر کلاسیک نیز توجه زیادی به ساختار، زبان، موسیقی و بلاغت نشان داد؛ ویژگیای که عبدالحسین زرینکوب آن را از تأثیرات آموزش ادیب نیشابوری بر او میداند.[۱]
او در همین دوره شعر نیز میسرود و در محافل ادبی مشهد بهعنوان شاعری جوان شناخته شده بود.
مهاجرت به تهران
فروزانفر در سال ۱۳۰۱ به تهران رفت و تا پایان زندگی عمدتاً در این شهر اقامت داشت.[۱]
او در تهران تحصیلات خود را در مدرسهٔ سپهسالار ادامه داد و با شماری از استادان و پژوهشگران برجستهٔ ادبیات و علوم اسلامی ارتباط یافت.
فضای فرهنگی تهران در این دوره در حال تغییر بود. نظام آموزشی جدید، دانشگاه و مؤسسات پژوهشی بهتدریج در کنار شیوههای سنتی آموزش شکل میگرفتند.
فروزانفر یکی از پژوهشگرانی بود که از آموزش سنتی وارد این ساختار جدید دانشگاهی شد و دانش گستردهٔ خود از ادبیات عرب، علوم اسلامی و متون فارسی را در محیط دانشگاه به کار گرفت.
آغاز تدریس
فروزانفر پس از استقرار در تهران وارد وزارت معارف شد.
او در سال ۱۳۰۵ در دارالفنون فقه و زبان عربی تدریس میکرد و در سال ۱۳۰۶ تدریس منطق در مدرسهٔ عالی حقوق را برعهده گرفت.[۱]
از سال ۱۳۰۸ نیز در دارالمعلمین عالی به تدریس ادبیات فارسی پرداخت.
همزمان، در مدرسهٔ سپهسالار نیز تفسیر قرآن و بلاغت عربی تدریس میکرد.[۱]
ترکیب این حوزههای آموزشی ــ ادبیات فارسی، عربی، منطق، فقه، تفسیر و بلاغت ــ گستردگی دانش سنتی فروزانفر را نشان میدهد.
دانشگاه تهران
با تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳، فروزانفر وارد ساختار دانشگاهی این مؤسسه شد.
او ابتدا معاون دانشکدهٔ معقول و منقول بود و سپس به تدریس ادبیات فارسی و عرفان اسلامی پرداخت.[۱]
رسالهٔ پژوهشی او دربارهٔ زندگی مولوی بهعنوان معادل درجهٔ دکتری شناخته شد و فروزانفر به مقام استادی دانشگاه رسید.
او در دانشکدهٔ ادبیات و دانشسرای عالی ادبیات فارسی و در دانشکدهٔ معقول و منقول عرفان اسلامی تدریس میکرد.[۱]
فروزانفر بعدها ریاست دانشکدهٔ معقول و منقول را نیز برعهده گرفت و تا زمان بازنشستگی در سال ۱۳۴۶ در این سمت باقی ماند.
شیوهٔ تدریس
کلاسهای فروزانفر در دانشگاه تهران به دلیل تسلط او بر متون فارسی و عربی و حافظهٔ گستردهاش شهرت داشت.
او در تدریس یک متن تنها به معنی واژهها و عبارات اکتفا نمیکرد و برای توضیح آن از قرآن، حدیث، شعر عربی، متون عرفانی، تاریخ ادبیات و آثار دیگر شاعران فارسی استفاده میکرد.
این شیوه در نوشتههای پژوهشی او نیز دیده میشود.
فروزانفر متن ادبی را در شبکهای از منابع تاریخی، دینی و ادبی بررسی میکرد و برای یافتن سرچشمهٔ یک حکایت، تمثیل یا تعبیر به منابع متعدد مراجعه میکرد.
این روش در آثاری چون مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی و احادیث مثنوی آشکار است.
شاگردان فروزانفر
فروزانفر طی چند دهه تدریس دانشگاهی بر نسل بزرگی از استادان و پژوهشگران ادبیات فارسی تأثیر گذاشت.
از مشهورترین شاگردان و کسانی که از درس و پژوهش او تأثیر پذیرفتند میتوان به:
اشاره کرد.
جایگاه فروزانفر در دانشگاه تهران موجب شد روش پژوهشی او، بهویژه توجه همزمان به نسخهها، منابع عربی و فارسی، تاریخ ادبیات و تحلیل متن، از طریق شاگردانش به نسلهای بعد منتقل شود.
فرهنگستان ایران
فروزانفر از اعضای فرهنگستان ایران بود.[۱]
فرهنگستان در دورهٔ رضاشاه با هدف بررسی زبان فارسی، واژهگزینی و مسائل مربوط به زبان و فرهنگ تأسیس شده بود.
حضور فروزانفر در این نهاد بخشی از فعالیت گستردهتر او در حوزهٔ زبان و ادبیات فارسی بود.
او در کنار تدریس و تحقیق در مجامع علمی و ادبی مختلف نیز شرکت میکرد و نمایندگی ایران را در برخی نشستهای علمی بینالمللی برعهده داشت.
شعر و شاعری
فروزانفر فعالیت ادبی خود را در جوانی با شعر آغاز کرد.
او در مشهد و سالهای نخست اقامت در تهران بهعنوان شاعر نیز شناخته میشد و با تخلص ضیاء شعر میسرود.[۱]
با گسترش فعالیتهای دانشگاهی و پژوهشی، شعر گفتن بهتدریج در زندگی او اهمیت کمتری پیدا کرد.
از حدود سال ۱۳۱۰ به بعد، پژوهش ادبی تقریباً جای فعالیت جدی شاعرانه را گرفت.[۱]
اشعار باقیماندهٔ او پس از مرگ در مجموعهٔ مقالات و اشعارش منتشر شدند.
سخن و سخنوران
سخن و سخنوران از نخستین آثار مهم فروزانفر و از کتابهای شناختهشدهٔ نقد و تاریخ شعر فارسی است.
طرح اولیهٔ کتاب چهار جلد بود، اما تنها دو جلد آن در سالهای ۱۳۰۸ و ۱۳۱۲ منتشر شد.[۱]
فروزانفر در این اثر زندگی، محیط تاریخی و ویژگیهای شعر شاعران فارسی را بررسی کرد.
برخلاف بسیاری از تذکرههای سنتی که عمدتاً اطلاعات زندگینامهای و نمونهٔ اشعار شاعران را گردآوری میکردند، فروزانفر کوشید دربارهٔ کیفیت شعر، سبک، زبان و ویژگیهای فکری شاعران نیز داوری انتقادی ارائه کند.
همین ویژگی سخن و سخنوران را به یکی از آثار مهم مرحلهٔ گذار از تذکرهنویسی سنتی به تاریخ و نقد ادبی جدید در ایران تبدیل کرد.
ایرانیکا همچنان مقدمهها و داوریهای انتقادی این اثر دربارهٔ شاعران کلاسیک را دارای ارزش پژوهشی میداند.[۱]
نقد ادبی
فروزانفر در نقد ادبی به استقلال رأی شهرت داشت.
او در حدود سال ۱۳۰۶ در انجمن ادبی ایران سخنرانیهایی دربارهٔ ادبیات فارسی داشت و در یکی از بحثهای مشهور خود به تصحیح چهار مقالهٔ نظامی عروضی توسط محمد قزوینی انتقاد کرد.[۱]
این نقد واکنش شاگردان و هواداران قزوینی را برانگیخت و در مجلهٔ ارمغان بحثهایی میان طرفین شکل گرفت.
این ماجرا فروزانفر جوان را در محافل ادبی تهران مشهور کرد.
زرینکوب ویژگی نقد او را صراحت و جسارت در داوری دربارهٔ شاعران و متون کلاسیک میداند؛ رویکردی که در محیط ادبی آن زمان چندان معمول نبود.[۱]
مولویپژوهی
بزرگترین بخش کارنامهٔ علمی فروزانفر به مولانا جلالالدین محمد بلخی اختصاص دارد.
او حدود چهل سال دربارهٔ زندگی، آثار، منابع فکری و محیط عرفانی مولوی پژوهش کرد.[۱]
این تحقیقات تنها به خود مولوی محدود نبود و شخصیتهایی چون:
- بهاء ولد
- برهانالدین محقق ترمذی
- شمس تبریزی
- و دیگر چهرههای مرتبط با سنت مولویه
را نیز دربرمیگرفت.
مجموعهٔ آثار فروزانفر دربارهٔ مولوی را میتوان یک طرح پژوهشی گسترده دانست که از زندگینامه و تصحیح متن تا بررسی منابع داستانها، احادیث و شرح مثنوی امتداد داشت.
رساله در تحقیق احوال و زندگانی مولانا
یکی از نخستین آثار مهم فروزانفر دربارهٔ مولوی رساله در تحقیق احوال و زندگانی مولانا جلالالدین محمد مشهور به مولوی بود که در سال ۱۳۱۵ منتشر شد.[۱]
این پژوهش بر اساس بررسی منابع تاریخی و متون مربوط به مولویه نوشته شد.
اهمیت این اثر در تلاش برای تفکیک اطلاعات تاریخی از روایتهای افسانهای و مناقبنامهای دربارهٔ مولوی بود.
این رساله در تثبیت جایگاه دانشگاهی فروزانفر نیز نقش داشت و بهعنوان معادل رسالهٔ دکتری او پذیرفته شد.[۱]
تصحیح فیه ما فیه
فروزانفر در سال ۱۳۳۰ متن انتقادی فیه ما فیه را منتشر کرد.[۱]
فیه ما فیه مجموعهای از سخنان و مجالس مولوی است که توسط شاگردان و نزدیکان او گردآوری شده است.
این کتاب از منابع مهم برای شناخت اندیشهها، زبان و دیدگاههای مولوی خارج از قالب منظوم مثنوی و غزلیات است.
تصحیح فروزانفر بر اساس مقابلهٔ نسخههای خطی انجام شد و از تصحیحهای مرجع این اثر بهشمار میرود.
کلیات شمس
یکی از بزرگترین پروژههای علمی فروزانفر تصحیح کلیات شمس تبریزی بود.
این مجموعه در ده جلد میان سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۶ منتشر شد.[۱]
فروزانفر برای تصحیح غزلیات و رباعیات مولوی نسخههای خطی متعدد را بررسی و با یکدیگر مقابله کرد.
کار او از نخستین کوششهای گسترده برای ارائهٔ متن انتقادی کلیات شمس بر پایهٔ نسخهشناسی جدید بود.
جلدهای این مجموعه همچنین شامل اطلاعات نسخهشناختی و توضیحاتی دربارهٔ واژگان و اصطلاحات هستند.
تصحیح فروزانفر همچنان یکی از منابع اصلی پژوهش دربارهٔ غزلیات مولوی محسوب میشود.
مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی
مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی در سال ۱۳۳۳ منتشر شد.[۱]
فروزانفر در این کتاب سرچشمههای حکایتها، داستانها و تمثیلهایی را که مولوی در مثنوی معنوی به کار برده است بررسی کرد.
او برای یافتن این منابع به مجموعهٔ گستردهای از آثار فارسی و عربی مراجعه کرد، از جمله:
- قرآن؛
- حدیث؛
- تفاسیر؛
- آثار عرفانی؛
- کتابهای تاریخی؛
- متون ادبی؛
- حکایتها و مجموعههای اخلاقی.
این اثر نشان داد که بسیاری از داستانهای مثنوی سابقهای طولانی در سنت اسلامی، ایرانی یا ادبی داشتهاند و مولوی آنها را متناسب با اهداف عرفانی خود بازآفرینی کرده است.
احادیث مثنوی
احادیث مثنوی در سال ۱۳۳۴ منتشر شد.[۱]
در این کتاب فروزانفر احادیث و روایاتی را که مولوی در مثنوی به آنها اشاره کرده یا مضمون آنها را به کار برده بود شناسایی کرد.
تسلط او بر زبان عربی، حدیث و منابع اسلامی در تدوین این اثر نقش اساسی داشت.
فروزانفر متن عربی حدیث، مأخذ آن و ارتباطش با ابیات مثنوی را بررسی میکرد.
این کتاب به یکی از ابزارهای پژوهشی مهم برای شرح و مطالعهٔ مثنوی تبدیل شد و در پژوهشهای بعدی دربارهٔ منابع اسلامی اندیشهٔ مولوی مورد استفاده قرار گرفت.[۱]
معارف بهاء ولد
فروزانفر معارف بهاء ولد، پدر مولوی، را نیز در دو جلد تصحیح و منتشر کرد.
این اثر در فاصلهٔ سالهای ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۸ انتشار یافت.[۱]
بهاء ولد از عالمان و عارفان سدهٔ ششم و هفتم هجری و پدر مولوی بود.
معارف مجموعهای از مجالس، اندیشهها و سخنان اوست و برای بررسی محیط فکری و خانوادگی مولوی اهمیت دارد.
تصحیح این اثر بخشی از کوشش فروزانفر برای بازسازی زمینهٔ تاریخی و فکری شکلگیری اندیشهٔ مولوی بود.
معارف برهانالدین محقق ترمذی
فروزانفر در سال ۱۳۴۰ معارف سید برهانالدین محقق ترمذی را تصحیح و منتشر کرد.[۱]
برهانالدین محقق ترمذی از شاگردان بهاء ولد و از استادان و راهنمایان معنوی مولوی بود.
مطالعهٔ آثار او برای شناخت مراحل نخست شکلگیری اندیشهٔ عرفانی مولوی اهمیت دارد.
انتشار این اثر نیز نشان میدهد که پروژهٔ مولویپژوهی فروزانفر به بررسی مجموعهٔ شبکهٔ فکری و عرفانی پیرامون مولوی گسترش یافته بود.
شرح مثنوی شریف
شرح مثنوی شریف آخرین پروژهٔ بزرگ علمی فروزانفر بود.
سه جلد از این شرح در فاصلهٔ سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۸ منتشر شد.[۱]
شرح تا بیت ۳۰۱۲ دفتر نخست مثنوی پیش رفت و با مرگ فروزانفر ناتمام ماند.
این کتاب حاصل نزدیک به چهار دهه مطالعهٔ او دربارهٔ مولوی و منابع مثنوی بود.
فروزانفر در شرح هر بخش از:
- قرآن و حدیث؛
- منابع عرفانی؛
- ادبیات عرب؛
- متون فارسی؛
- تاریخ تصوف؛
- فلسفه و کلام؛
- زبانشناسی و لغت
استفاده میکرد.
عبدالحسین زرینکوب این سه جلد را، با وجود ناتمامماندن، دربردارندهٔ بخش مهمی از حاصل پژوهش طولانی فروزانفر دربارهٔ اندیشه و تعالیم مولوی میداند.[۱]
عطارپژوهی
پس از مولوی، عطار نیشابوری یکی از مهمترین موضوعات پژوهش فروزانفر بود.
اثر اصلی او در این زمینه شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری است که در سال ۱۳۴۰ منتشر شد.[۱]
فروزانفر در این کتاب زندگی، محیط تاریخی، اندیشه و آثار عطار را بررسی کرد.
یکی از مسائل مهم عطارپژوهی تشخیص آثار اصیل عطار از کتابهایی است که در دورههای بعد به او نسبت داده شدهاند.
فروزانفر با مقایسهٔ زبان، سبک، محتوا و شواهد تاریخی کوشید میان آثار معتبر و آثار منسوب به عطار تمایز بگذارد.
پژوهش او زمینهای برای تحقیقات بعدی دربارهٔ عطار و مسئلهٔ انتساب آثار او فراهم کرد.
تصحیح متون عرفانی
فروزانفر علاوه بر آثار مولوی و عطار، چند متن مهم عرفانی را نیز تصحیح کرد.
از جمله:
- ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه، منتشرشده در ۱۳۴۵؛
- مناقب اوحدالدین کرمانی، منتشرشده در ۱۳۴۷؛
- مصباحالارواح منسوب به شمسالدین بردسیری، منتشرشده پس از مرگ او.
این تصحیحات بخشی از برنامهٔ گستردهٔ او برای انتشار منابع تاریخ تصوف و عرفان فارسی بودند.
زنده بیدار
فروزانفر کتاب حی بن یقظان اثر ابن طفیل را با عنوان زنده بیدار به فارسی ترجمه کرد.[۱]
این اثر داستانی فلسفی دربارهٔ انسانی است که بدون ارتباط مستقیم با جامعهٔ انسانی در جزیرهای دورافتاده رشد میکند و از طریق عقل و تجربه به شناخت جهان و حقیقت میرسد.
ترجمهٔ این کتاب نشاندهندهٔ علاقهٔ فروزانفر به تاریخ فلسفه و عرفان اسلامی در کنار ادبیات فارسی است.
تاریخ ادبیات
فروزانفر سالها تاریخ ادبیات فارسی تدریس کرد.
بخشی از درسهای او در سال ۱۳۱۷ با عنوان تاریخ ادبیات، خلاصهٔ تقریرات بدیعالزمان فروزانفر منتشر شد.[۱]
او در بررسی تاریخ ادبیات تنها به ترتیب زمانی شاعران و نویسندگان اکتفا نمیکرد و به محیط اجتماعی، ارتباط شاعران با دربارها، اعتقادات دینی و اخلاقی و ویژگیهای سبکی آنان نیز توجه داشت.
این رویکرد در سخن و سخنوران و نوشتههای دیگرش نیز دیده میشود.
روش پژوهشی فروزانفر
روش پژوهشی فروزانفر چند ویژگی عمده داشت.
استفاده از منابع دست اول: او برای بررسی زندگی و آثار یک نویسنده تا حد امکان به نسخههای خطی و منابع نزدیک به دورهٔ تاریخی او مراجعه میکرد.
تسلط بر منابع عربی: شناخت گستردهٔ ادبیات عرب، حدیث، تفسیر و علوم اسلامی امکان شناسایی بسیاری از منابع متون عرفانی فارسی را برای او فراهم میکرد.
مقایسهٔ نسخهها: در تصحیح متون، نسخههای مختلف را با یکدیگر مقابله میکرد.
نقد انتساب: صرف وجود نام نویسنده بر نسخهای را برای اثبات انتساب کافی نمیدانست و زبان، سبک، تاریخ و محتوای اثر را نیز بررسی میکرد.
پیوند متن با محیط تاریخی: زندگی شاعر، حامیان، روابط اجتماعی و باورهای مذهبی او را بخشی از تحلیل ادبی میدانست.
استقلال در داوری: در برابر اعتبار علمی چهرههای شناختهشده نیز از بیان نقد خودداری نمیکرد.
این ویژگیها سبب شده است زرینکوب او را از پیشگامان مطالعات ادبی جدید ایران معرفی کند.[۱]
فروزانفر و ادبیات کلاسیک
فروزانفر در ارزیابی شعر کلاسیک فارسی تحت تأثیر آموزشهای ادیب نیشابوری به جنبههای صوری شعر، بهویژه عروض و بلاغت، توجه ویژهای داشت.[۱]
با گذشت زمان، حوزهٔ نقد او گستردهتر شد.
او علاوه بر فرم شعر، به اعتقادات دینی و اخلاقی شاعران، رابطهٔ آنان با حامیان سیاسی و محیط اجتماعی و تاریخیشان نیز توجه کرد.
این ترکیب نقد بلاغی، تاریخی و فکری از ویژگیهای پژوهشهای او دربارهٔ ادبیات کلاسیک است.
فروزانفر و مولوی
جایگاه فروزانفر در مولویپژوهی تنها به تعداد آثارش مربوط نیست.
پژوهشهای او مجموعهای از مسائل اساسی را پوشش میدهند:
- زندگی تاریخی مولوی؛
- محیط خانوادگی او؛
- استادان و پیشینیان عرفانی او؛
- تصحیح آثار منثور؛
- تصحیح غزلیات؛
- منابع داستانهای مثنوی؛
- منابع احادیث مثنوی؛
- اصطلاحات عرفانی؛
- شرح ابیات مثنوی.
به همین دلیل هلموت ریتر، خاورشناس آلمانی، فروزانفر را «پژوهشگر خستگیناپذیر مولانا» توصیف کرده است.[۱]
پژوهشهای بعدی دربارهٔ مولوی بسیاری از نتایج او را نقد، اصلاح یا تکمیل کردهاند، اما آثار فروزانفر همچنان بخشی از منابع پایهٔ مولویپژوهی فارسی هستند.
فعالیتهای بینالمللی
فروزانفر در چند نشست و کنگرهٔ علمی بینالمللی شرکت کرد.
او در سفرهایی به هند، پاکستان، افغانستان و شماری از کشورهای خاورمیانه در نشستهای علمی و ادبی حضور یافت و در مواردی نمایندهٔ فرهنگی ایران بود.[۱]
این ارتباطها بخشی از حضور نسل نخست استادان دانشگاه تهران در شبکهٔ گستردهتر مطالعات ایرانشناسی و ادبیات فارسی در منطقه و جهان بود.
فعالیت سیاسی
فعالیت اصلی فروزانفر علمی و دانشگاهی بود، اما برای یک دوره نیز عضو مجلس سنا شد.
او از سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۱ عضو مجلس سنا بود.[۱]
برخلاف برخی استادان و روشنفکران همدورهاش، سیاست به حوزهٔ اصلی فعالیت او تبدیل نشد.
ایرانیکا عضویت یکدورهای او در مجلس سنا را تنها فعالیت سیاسی برجستهٔ وی توصیف میکند.[۱]
پس از آن تمرکز اصلی فروزانفر بار دیگر بر دانشگاه، پژوهش و تصحیح متون قرار گرفت.
بازنشستگی
فروزانفر در سال ۱۳۴۶ از مسئولیت رسمی دانشگاهی بازنشسته شد.[۱]
پس از بازنشستگی ریاست کتابخانهٔ سلطنتی را برعهده گرفت.
با این حال ارتباط او با دانشگاه تهران قطع نشد و بهعنوان استاد ممتاز به تدریس ادامه داد.
سالهای پایانی زندگی او عمدتاً صرف تکمیل شرح مثنوی شریف و دیگر تحقیقات مربوط به مولوی شد.
درگذشت
بدیعالزمان فروزانفر در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ در تهران درگذشت.
مرگ او سبب شد چند پروژهٔ پژوهشی، مهمتر از همه شرح مثنوی شریف، ناتمام باقی بمانند.[۱]
پس از مرگ او مقالات، اشعار و درسگفتارهای باقیماندهاش گردآوری و منتشر شدند.
از جمله مجموعهٔ مقالات و اشعار استاد بدیعالزمان فروزانفر به کوشش عنایتالله مجیدی در سال ۱۳۵۱ منتشر شد.[۱]
آثار
مولویپژوهی
- رساله در تحقیق احوال و زندگانی مولانا جلالالدین محمد مشهور به مولوی، ۱۳۱۵
- خلاصهٔ مثنوی، ۱۳۲۱
- فیه ما فیه، تصحیح، ۱۳۳۰
- مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، ۱۳۳۳
- احادیث مثنوی، ۱۳۳۴
- معارف بهاء ولد، تصحیح، دو جلد
- کلیات شمس یا دیوان کبیر، تصحیح، ده جلد
- معارف برهانالدین محقق ترمذی، تصحیح
- شرح مثنوی شریف، سه جلد، ناتمام
تاریخ و نقد ادبی
- سخن و سخنوران، دو جلد
- منتخبات ادبیات فارسی
- تاریخ ادبیات
- مباحثی از تاریخ ادبیات ایران
عطارپژوهی
- شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری
تصحیح متون
- فیه ما فیه
- معارف بهاء ولد
- معارف برهانالدین محقق ترمذی
- کلیات شمس
- ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه
- مناقب اوحدالدین کرمانی
- مصباحالارواح
فرهنگ و زبان
- فرهنگ تازی به پارسی
ترجمه
- زنده بیدار، ترجمهٔ حی بن یقظان اثر ابن طفیل
آثار منتشرشده پس از مرگ
- مجموعهٔ مقالات و اشعار استاد بدیعالزمان فروزانفر
- مباحثی از تاریخ ادبیات ایران
- مجموعههایی از درسگفتارها و تقریرات دانشگاهی او
جایگاه در تاریخ پژوهش ادبی ایران
اهمیت فروزانفر در تاریخ مطالعات ادبی ایران از پیوند چند سنت پژوهشی ناشی میشود.
او آموزش سنتی علوم اسلامی و ادبیات عرب را در خراسان و مدارس دینی فراگرفت، اما فعالیت حرفهای خود را در دانشگاه جدید ایران ادامه داد.
به این ترتیب، بخشی از دانش سنتی نسخهخوانی، بلاغت، حدیث، تفسیر و ادبیات عرب از طریق او وارد مطالعات دانشگاهی ادبیات فارسی شد.
از سوی دیگر، او به روشهایی چون مقایسهٔ نسخههای خطی، بررسی تاریخی منابع، نقد انتساب آثار و تحلیل محیط اجتماعی و فکری نویسندگان توجه داشت.
این ترکیب سبب شد پژوهشهایش پلی میان سنت ادبی قدیم و پژوهش دانشگاهی جدید ایجاد کنند.
ایرانیکا فروزانفر را یکی از پیشگامان مطالعات ادبی در ایران جدید میداند و دقت، عینیت نسبی و صراحت او در نقد شعر کلاسیک را از ویژگیهای برجستهٔ کارش معرفی میکند.[۱]
میراث علمی
میراث علمی فروزانفر را میتوان در چند حوزهٔ اصلی خلاصه کرد.
مولویپژوهی: مجموعهٔ تحقیقات او یکی از پایههای مطالعات جدید مولوی در زبان فارسی را تشکیل داد.
تصحیح متن: تصحیح کلیات شمس، فیه ما فیه و متون عرفانی دیگر منابعی برای پژوهشهای بعدی فراهم کرد.
منبعشناسی مثنوی: دو کتاب مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی و احادیث مثنوی امکان بررسی دقیقتر منابع مولوی را فراهم کردند.
عطارپژوهی: پژوهش او دربارهٔ زندگی و آثار عطار به مسئلهٔ مهم تشخیص آثار اصیل و منسوب عطار پرداخت.
نقد ادبی: سخن و سخنوران از آثار دورهٔ شکلگیری نقد و تاریخ ادبی جدید در ایران است.
آموزش دانشگاهی: چند نسل از استادان و پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی مستقیم یا غیرمستقیم از آموزش و روش پژوهشی او تأثیر پذیرفتند.
عبدالحسین زرینکوب، که خود از چهرههای مهم پژوهش ادبی نسل بعد بود، پژوهشهای طولانی فروزانفر دربارهٔ مثنوی، فلسفه و عرفان اسلامی را عامل عمق ویژهٔ نوشتههای او میدانست.[۱]
جستارهای وابسته
- مولوی
- مثنوی معنوی
- دیوان شمس
- شمس تبریزی
- بهاء ولد
- برهانالدین محقق ترمذی
- عطار نیشابوری
- عرفان اسلامی
- تصوف
- ادبیات فارسی
- ادبیات کلاسیک فارسی
- ادیب نیشابوری
- محمد قزوینی
- عبدالحسین زرینکوب
- محمد معین
- ذبیحالله صفا
- پرویز ناتل خانلری
- دانشگاه تهران
- فرهنگستان ایران
منابع
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ ۱٫۱۴ ۱٫۱۵ ۱٫۱۶ ۱٫۱۷ ۱٫۱۸ ۱٫۱۹ ۱٫۲۰ ۱٫۲۱ ۱٫۲۲ ۱٫۲۳ ۱٫۲۴ ۱٫۲۵ ۱٫۲۶ ۱٫۲۷ ۱٫۲۸ ۱٫۲۹ ۱٫۳۰ ۱٫۳۱ ۱٫۳۲ ۱٫۳۳ ۱٫۳۴ ۱٫۳۵ ۱٫۳۶ ۱٫۳۷ ۱٫۳۸ ۱٫۳۹ ۱٫۴۰ ۱٫۴۱ ۱٫۴۲ ۱٫۴۳ ۱٫۴۴ ۱٫۴۵ ۱٫۴۶ ۱٫۴۷ ۱٫۴۸ عبدالحسین زرینکوب. «FORUZĀNFAR, Badiʿ-al-Zamān». Encyclopaedia Iranica، ۱۵ دسامبر ۲۰۰۰. بازبینیشده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶.