چرا ملت‌ها شکست می‌خورند: خاستگاه‌های قدرت، کامیابی و ناکامی

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۳۴ توسط Alireza k h (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
چرا ملت‌ها شکست می‌خورند
Why Nations Fail: The Origins of Power, Prosperity, and Poverty
جلد کتاب چرا ملت‌ها شکست می‌خورند (نسخه انگلیسی)
نویسندهدارون عجم‌اوغلو، جیمز رابینسون
برگردانندهمحسن میردامادی، محمدحسین نعیمی‌پور
ناشرCrown Business (نسخه اصلی) ناشر فارسی: روزنه
تاریخ نشر۲۰ مارس ۲۰۱۲ (نسخه اصلی) تاریخ نشر فارسی: حدود ۱۳۹۳ (چاپ‌های اولیه)؛ چاپ‌های بعدی تا ۱۴۰۳
شابک‎[[ویژه:منابع کتاب/978-0307719219 (نسخه اصلی انگلیسی)

978-964-334-452-8 (نسخه فارسی)|۹۷۸-۰۳۰۷۷۱۹۲۱۹ (نسخه اصلی انگلیسی)

۹۷۸-۹۶۴-۳۳۴-۴۵۲-۸ (نسخه فارسی)]]
موضوعاقتصاد سیاسی، اقتصاد توسعه، نهادگرایی، تاریخ اقتصادی
سبکغیرتخیلی، تحلیلی
زبانانگلیسی (اصلی) فارسی (ترجمه)
نوع رسانهچاپی، الکترونیکی

چرا ملت‌ها شکست می‌خورند: خاستگاه‌های قدرت، کامیابی و ناکامی (به انگلیسی: Why Nations Fail: The Origins of Power, Prosperity, and Poverty) کتابی است نوشته دارون عجم‌اوغلو، اقتصاددان ترک‌تبار آمریکایی، و جیمز رابینسون، اقتصاددان بریتانیایی-آمریکایی، که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این کتاب با بهره‌گیری از بینش‌های اقتصاد نهادی، اقتصاد توسعه و تاریخ اقتصادی، به توضیح تفاوت‌های توسعه‌ای میان ملت‌ها می‌پردازد و استدلال می‌کند که نهادهای سیاسی و اقتصادی فراگیر (inclusive) عامل کلیدی موفقیت اقتصادی هستند، در حالی که نهادهای استخراجی (extractive) منجر به شکست می‌شوند. نویسندگان با بررسی‌های تاریخی گسترده از سراسر جهان، از جمله مرز نوگالس، آریزونا و نوگالس، سونورا، تا امپراتوری‌های باستانی و کشورهای مدرن مانند چین، کره جنوبی و ایالات متحده، نشان می‌دهند که جغرافیا، فرهنگ یا ناآگاهی نخبگان نمی‌توانند نابرابری جهانی را توضیح دهند، بلکه نهادها تعیین‌کننده هستند. کتاب به نقد نظریه‌هایی مانند جغرافیای اقتصادی (جرد دایموند و جفری ساکس)، نظریه نوسازی (سیمور مارتین لیپست) و نظریه‌های فرهنگی (ماکس وبر) می‌پردازد و بر اهمیت نهادهای فراگیر برای نوآوری و "نابودی خلاقانه" تأکید دارد. این اثر تأثیرگذار، جوایزی مانند جایزه کتاب سیاسی پدی پاور را دریافت کرد و نقدهایی از سوی متفکرانی چون فرانسیس فوکویاما و جفری ساکس برانگیخت. کتاب به بررسی رانندگان دموکراسی و تأثیر آن بر عملکرد اقتصادی می‌پردازد و هشدار می‌دهد که حتی نهادهای فراگیر ممکن است به سمت استخراجی گرایش یابند. در نهایت، نویسندگان امیدوارانه استدلال می‌کنند که تغییرات نهادی می‌تواند مسیر ملت‌ها را تغییر دهد، هرچند چالش‌برانگیز است.

زمینه و نگارش

کتاب چرا ملت‌ها شکست می‌خورند بر پایه تحقیقات گسترده نویسندگان در زمینه رشد اقتصادی و اقتصادهای آفریقا و آمریکای لاتین استوار است. عجم‌اوغلو و رابینسون پیش از این کتاب، در سال ۲۰۰۶ کتاب خاستگاه‌های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی را منتشر کرده بودند که پایه‌های نظری این اثر را تشکیل می‌دهد. ایده اصلی کتاب از مقاله مشترک آن‌ها با سیمون جانسون و کارهای داگلاس نورث الهام گرفته شده است. نویسندگان در سال ۲۰۲۴، به همراه سیمون جانسون، جایزه یادبود نوبل در علوم اقتصادی را برای مطالعات تطبیقی در مورد رفاه میان ملت‌ها دریافت کردند.[۱]

کتاب در پاسخ به نظریه‌های رقیب نوشته شد و به طور خاص با جغرافیای اقتصادی، نظریه‌های فرهنگی و نوسازی وارد جدال می‌شود. نویسندگان وب‌سایتی برای کتاب راه‌اندازی کردند که شامل بلاگی بود، هرچند از سال ۲۰۱۴ غیرفعال شده است.[۲]

محتوای کتاب

کتاب در ۱۵ فصل ساختاربندی شده و با مقایسه شرایط زندگی در دو سوی مرز نوگالس آغاز می‌شود، جایی که تفاوت‌های نهادی مرز میان رفاه و فقر را رقم می‌زند. نویسندگان استدلال می‌کنند که پیشرفت علمی و فناوری برای توسعه پایدار ضروری است، اما این پیشرفت نیازمند حفاظت از حقوق مالکیت برای بخش وسیعی از جامعه است. آن‌ها مفهوم "نابودی خلاقانه" را از جوزف شومپیتر وام می‌گیرند و توضیح می‌دهند که نهادهای فراگیر اجازه می‌دهند نوآوری‌های جدید جایگزین قدیمی‌ها شوند، بدون اینکه نخبگان مانع شوند.[۳]

کتاب مثال‌های تاریخی متنوعی ارائه می‌دهد، از جمله انقلاب باشکوه در انگلستان، امپراتوری روم، امپراتوری عثمانی، چین مدرن، کره شمالی و جنوبی، و کشورهای آفریقایی مانند بوتسوانا و زیمبابوه. نویسندگان نشان می‌دهند که چگونه تجارت آتلانتیک پس از ۱۵۰۰ میلادی، بازرگانان را در جوامع با پادشاهی مطلقه ضعیف تقویت کرد، در حالی که در اسپانیا این تجارت به دلیل نهادهای استخراجی تأثیر کمتری داشت.

انسان آزاد به دنیا می‌آید، اما همه‌جا در زنجیر است – اما چرا برخی زنجیرها را می‌شکنند و برخی نه؟ این نقل‌قول نمادین، هرچند مستقیم از کتاب نیست، روح حاکم بر تحلیل نویسندگان را نشان می‌دهد.

نهادهای استخراجی و فراگیر

نویسندگان نهادها را به دو دسته تقسیم می‌کنند: استخراجی و فراگیر. نهادهای فراگیر اقتصادی، حقوق مالکیت را برای عموم حفاظت می‌کنند و مشارکت اقتصادی را تشویق می‌کنند، مانند سیستم پتنت در جمهوری ونیز. این نهادها نیازمند نهادهای سیاسی فراگیر هستند که قدرت را توزیع کنند و جلوی تمرکز را بگیرند.[۴]

در مقابل، نهادهای استخراجی، مانند برده‌داری در مستعمرات کارائیب یا انکومیندا در آمریکای لاتین، منابع را به نفع نخبگان مصادره می‌کنند و رشد را متوقف می‌کنند. این نهادها با رژیم‌های اقتدارگرا جفت می‌شوند که حتی با ظاهری دموکراتیک، مانند انتخابات در روسیه مدرن، قدرت را متمرکز نگه می‌دارند.

نویسندگان از نظریه بازی برای توضیح رانندگان دموکراسی استفاده می‌کنند: در جوامع غیردموکراتیک، نخبگان برای جلوگیری از انقلاب، دموکراسی را می‌پذیرند، به ویژه وقتی هزینه انقلاب پایین باشد یا نابرابری بالا.

اهمیت و نقش

این کتاب نقش کلیدی در بحث‌های معاصر اقتصاد توسعه ایفا کرده و تأکید می‌کند که نهادها بیش از جغرافیا یا فرهنگ تعیین‌کننده هستند. نویسندگان با مفهوم "معکوس ثروت" توضیح می‌دهند که چگونه مناطق فقیر مانند ایالات متحده، به دلیل نهادهای فراگیر، ثروتمند شدند، در حالی که مناطق غنی مانند پرو، به دلیل استخراجی بودن، عقب ماندند. کتاب هشدار می‌دهد که حتی جوامع موفق مانند ایالات متحده ممکن است به سمت استخراجی حرکت کنند، مانند تمرکز قدرت در بخش‌های مالی.

اهمیت کتاب در ادغام تاریخ و اقتصاد نهادی است و الهام‌بخش سیاست‌گذاری‌هایی برای تقویت نهادهای فراگیر شده است.[۵]

بازتاب‌ها و نقدها

کتاب مورد استقبال گسترده قرار گرفت اما نقدهایی نیز دریافت کرد. جفری ساکس تمرکز بیش از حد بر نهادهای داخلی را نقد کرد و نقش جغرافیا و ژئوپلیتیک را برجسته دانست، در حالی که نویسندگان پاسخ دادند که جغرافیا اولیه است اما نهادها تعیین‌کننده نهایی.[۶] جرد دایموند کتاب را مثبت ارزیابی کرد اما بر نقش جغرافیا تأکید کرد، مانند بیماری‌های گرمسیری در آفریقا. فرانسیس فوکویاما آن را بیش از حد ساده‌انگارانه دانست، به ویژه در توضیح رشد چین. ویلیام ایسترلی از فقدان آمار برای استنادهای تاریخی انتقاد کرد. با این حال، منتقدانی مانند وارن باس آن را "جاه‌طلبانه و امیدوارکننده" خواندند و پل کولیر بر اهمیت تمرکز و فراگیری تأکید کرد.

جوایز

کتاب جوایزی مانند جایزه کتاب سیاسی امور بین‌الملل پدی پاور و توتال پولیتیکس (۲۰۱۲)، نامزدی جایزه کتاب سال فایننشال تایمز و گلدمن ساکس (۲۰۱۲)، و ذکر افتخاری جایزه آرتور راس (۲۰۱۳) را دریافت کرد.[۷]

منابع

  1. "Press release: The Prize in Economic Sciences 2024". Nobel Foundation. Retrieved 2024-10-14. 
  2. "Why Nations Fail Blog". Retrieved 2023-05-01. 
  3. Acemoglu, Daron; Robinson, James A. (2012). Why Nations Fail. Crown Business. pp. 83–89. ISBN 0307719219. 
  4. Acemoglu, Daron; Johnson, Simon; Robinson, James A. (2005). "Institutions as a Fundamental Cause of Long-Run Growth". Handbook of Economic Growth. 1A: 385–472. 
  5. "Institutions, institutions, institutions". The Economist. 2012-03-31. 
  6. Jeffrey Sachs (2012-05-01). "Why Nations Fail". Foreign Affairs. 
  7. "Why Nations Fail - Awards". Wikipedia. Retrieved 2023-05-01.