طاها صفری
| طاها صفری | |
|---|---|
شهید قیام سراسری، طاها صفری | |
| زادروز | ۱۳۸۹ روستان پالنگی، استان فارس؛ ساکن ازنا |
| درگذشت | ۱۱ دی ۱۴۰۴ ازنا |
| علت مرگ | شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به سر و صورت |
طاها صفری، (متولد ۱۳۸۹، روستای پالنگری استان فارس، ساکن شهرستان ازنا - جانباخته ۱۱ دی ۱۴۰۴، ازنا) دانشآموز ۱۵ ساله لُر و ساکن شهر ازنا در استان لرستان، در شامگاه پنجشنبه ۱۱ دی در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در شهرستان ازنا توسط نیروهای حکومتی به قتل رسید و پیکر او ربوده شد. صبح روز شنبه ۱۳ دیماه، خانواده از کشته شدن وی مطلع گردیدند.
نهادهای امنیتی جسدی با آثار شلیک گلوله به سر و صورت نشان خانواده دادند که به دلیل شدت جراحات، تنها از طریق کاپشن شناسایی شد. خانوادهی طاها صفری تحت فشار و تهدید شدید قرار گرفتهاند تا مرگ او را «تصادف» اعلام کنند و پیکر او را بدون مراسم عمومی دفن نمایند.
طاها جدا از والدینش زندگی میکرد و در ایام تحصیل نزد مادرش در ازنا بود. در همان اعتراضات شامگاه ۱۱ دیماه، سه شهروند دیگر کشته و ۱۷ نفر زخمی شدند.[۱]
زمینه اعتراضات سراسری ۱۴۰۴
اعتراضات سراسری ایران در سال ۱۴۰۴، ریشه در بحران عمیق اقتصادی، معیشتی و حکمرانی دارد که طی ماههای اخیر با سقوط مستمر ارزش پول ملی، جهش نرخ ارز به بیش از ۱۴۰ هزار تومان، افزایش تورم، رکود گسترده بازار و کاهش شدید قدرت خرید شهروندان تشدید شده است. اعتراضات از اعتصاب بازار تهران در روز نخست (۷ دی ۱۴۰۴) آغاز شد و به سرعت به اعتراضات در دیگر اقشار جامعه در شهرهای مختلف گسترش یافت.
طی روزهای دوم تا کنون، اعتراضات به شکل تجمعات خیابانی، راهپیماییها، اعتصاب کسبه و پیوستن دانشجویان در دانشگاههایی مانند دانشگاه تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف و اصفهان ادامه پیدا کرد. شیوههای اعتراض شامل اعتصاب، اعتراض، تظاهرات خیابانی و سردادن شعارهای ضدحکومتی تمرکز دارد.
واکنش نیروهای انتظامی و امنیتی با افزایش حضور نیروها، استفاده از گاز اشکآور، تیراندازی (از جمله با سلاح ساچمهای) و بازداشت شهروندان همراه بوده، که منجر به خشونت، کشتهشدگان و زخمیها در شهرهای مختلف شده است. در جریان این اعترضات شماری از شهروندان کشته و بسیاری نیز مجروح و دستگیر شدهاند. این اعتراضات بیانگر عمق نارضایتیهای انباشته در جامعه ایران است. مردم معترض شهرستان ازنا نیز مانند شهرهای دیگر به اعتراضات سراسری پیوستند و خیابانهای این شهر صحنهی درگیری بین مردم معترض و نیروهای سرکوبگر حکومتی بود.[۲]
زندگینامه و شناسایی
طاها صفری (متولد حدود ۱۳۸۹) دانشآموز ۱۵ ساله لُر بود. وی اهل روستای پالنگری (پالنگری کهنه) از توابع شهرستان کامفیروز در استان فارس و ساکن شهر ازنا در استان لرستان بود.
والدین طاها صفری پیشتر از یکدیگر جدا شده بودند. او در ایام تحصیل نزد مادر خود در شهر ازنا زندگی میکرد و در تعطیلیهای مدارس نزد پدرش در روستای پالنگری اقامت داشت.[۱]
کشتهشدن و ربوده شدن پیکر طاها صفر
شامگاه پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴، طاها صفری در جریان اعتراضات مردمی شهر ازنا توسط نیروهای سرکوبگر حکومتی به قتل رسید و پیکر او از محل اعتراضات ربوده شد.
اعتراضات مردمی در آن شب در نقاطی مانند میدان راهآهن، میدان فرمانداری، خیابان آزادی و چهارراه معروف به «چهارراه سنگک» برگزار گردید. در این اعتراضات علاوه بر طاها صفری سه شهروند دیگر به نامهای مصطفی فلاحی (۱۵ ساله)، شایان اسدالهی (۳۰ ساله) و وهاب موسوی با شلیک مستقیم کشته شدند و ۱۷ معترض دیگر زخمی گردیدند.
همزمان با ربوده شدن طاها صفری، نیروهای حکومتی به منزل مادر وی یورش بردند و خانواده را تحت فشار و تهدید قرار دادند. همچنین برخی نزدیکان، از جمله دایی او، بازجویی شدند و تحت فشار امنیتی قرار گرفتند.
اطلاع از مرگ و شناسایی پیکر
صبح روز شنبه ۱۳ دیماه، خانواده طاها صفری از سوی اداره اطلاعات خرمآباد از کشته شدن وی مطلع شدند. تا زمان تنظیم گزارش، پیکر طاها صفری به خانوادهاش تحویل داده نشده بود و آنان از جزئیات دقیق نحوه مرگ اطلاع دقیقی نداشتند.
در روز یکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴، نهادهای امنیتی جسدی را به خانواده نشان دادند که آثار شلیک گلوله به ناحیه سر و صورت بر آن مشهود بود. به دلیل شدت جراحات، چهره قابل شناسایی نبود و خانواده تنها از طریق کاپشن موفق به شناسایی پیکر فرزندشان گردید.
فشارهای امنیتی بر خانواده
خانواده طاها صفری تحت فشار و تهدید شدید قرار گرفتهاند تا مرگ وی را «تصادف» اعلام کنند و بدون برگزاری هرگونه مراسم یا اطلاعرسانی عمومی، پیکر را دفن نمایند.[۱]
نقل و قول شاهدان عینی
شاهدان عینی که در صحنه حضور داشتهاند، دربارهی اعتراضات شامگاه ۱۱ دیماه و شلیک نیروهای حکومتی به مردم و کشته زخمی شدن شماری از معترضان گفتهاند:
«در ابتدا تظاهرات خیلی مسالمت آمیز بود. شعارها صرفا شعارهای معیشتی بود و بعد از یک سمتی از جمعیت صدای شلیک گلولههای جنگی آمد. مردم از سمت نیروهای سرکوبگر فرار کردند به سمت دیگر فضای سبز کنار میدان فرمانداری. گاز اشک آور زدند به قصد پراکنده کردن مردم زدند. ولی مردم مقاومت کردند. طی چند یورش از مردم به سمت نیروهای سرکوب و نیروهای سرکوبگر به سمت مردم، تعدادی کشته و زخمی شدند. کشته شدن این بچهها باعث شد مردم خیلی خشمگین شوند و نیروهای سرکوبگر را تا کلانتری عقب رانده و آنجا را آتش بزنند.
بعد از به خشونت کشیده شدن این اتفاق افتاد و مردم رفتند سمت کلانتری. تا قبل از آن شعارها در سطحی که مردم به سمت خشونت بروند نبود. شعارها بیشتر معیشتی بود. شعارها اصلا ساختارشکن نبود. شعارهای ساختارشکن بعد از به خشونت کشیدن مردم شروع شد و فکر نمی کنم اصلا قرار بود این اتفاق بیافتد از نظر مردم، ولی اجازه ندادند که مسالمت آمیز ادامه پیدا کند. ازنا چون خیلی سابقه چنین اعتراضاتی را ندارد، از اول شعارها معیشتی و اعتراض مسالمت آمیز بود و اصلا از ازنا انتظاری نمیرفت. حتی شهرهای اطراف در فراخوانهایش نوشته بودند اگر ماشینی با پلاک ازنا دیدید احتمالا نیروهای اطلاعات هستند...
بچههای ازنا میخواستند نشان دهند اینطوری نیست و درد معیشت دارند و به خیابان آمدند و این اتفاقات افتاد... جوّ ازنا هنوز امنیتی است. ماشینهای سرکوب تعدادشان عجیب و غریب است برای شهری که ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد. فقط در یک میدان اصلی شهر، شش تا ماشین سرکوب، آب پاش، نیروهای زرهی هستند. ماموران با لباس زرهی و سپر و اسلحه گرم ایستادند و باعث رعب و وحشت مردم شدهاند... در شهر پیچیده که سه نفر دیگر هم کشته شدند ولی اسمی از آنها در نیامده. مردم و خانوادهها میترسند حتی زخمیها را به بیمارستان ببرند. در ساعات اولیه گفتند یک نفر بوده ولی بعدا گفتند سه نفر است.
آخر شب در صحبتهای کسانی که از اعتراضات بر میگشتند میگفتند ۶ نفر کشته شدند. ولی هنوز اسامی تایید نشده. این بچههایی که اسم و تصاویرشان در آمده را تمام مردم شهر عکسهایشان را استوری کردند و اینستاگرام را که باز میکنی تمام اسم و عکس این بچههاست... سر ورودیهای شهر از الیگوردز و دورود، ایست بازرسی گذاشتهاندو ماشینها را تفتیش میکنند. کارت شناسایی میگیرند. همینها باعث شده کسی جرات نکند زخمیهایش را ببرد بیمارستان.»[۳]