کاربر:Khosro/صفحه تمرین اردشیر زاهدی
اردشیر زاهدی (۱۳۰۷-۱۴۰۰)، دیپلمات و سیاستمدار ایرانی، یکی از چهرههای برجسته و در عین حال مناقشهبرانگیز دوره پهلوی بود. او به عنوان داماد محمدرضا شاه پهلوی، وزیر امور خارجه (۱۳۴۵-۱۳۵۰) و آخرین سفیر ایران در ایالات متحده، نقش مهمی در تثبیت رژیم پهلوی ایفا کرد. زاهدی، فرزند سپهبد فضلالله زاهدی، از عوامل کلیدی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، با بهرهگیری از نفوذ خانوادگی و ارتباطات بینالمللی، به یکی از مهرههای اصلی دربار تبدیل شد. زندگی شخصی و سیاسی او اما مملو از فساد اخلاقی و مالی، روابط نامشروع، و تصمیمات سیاسی زیانبار برای منافع ملی ایران بود. ازدواج او با شهناز پهلوی، که به جدایی به دلیل عیاشیهای زاهدی انجامید، و روابط جنجالیاش با چهرههایی چون ژاکلین کندی و الیزابت تایلور، تصویری از بیبندوباری را ترسیم میکند. در سالهای پایانی عمر، اظهارات او در حمایت از برنامه هستهای جمهوری اسلامی و تمجید از قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس که به سرکوب مردم ایران و جنایات در سوریه متهم است، او را به چهرهای منفور در میان مخالفان هر دو رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی تبدیل کرد. این مقاله با استناد به اسناد ساواک، منابع تاریخی، و تحلیلهای معاصر، به بررسی زندگی، اقدامات، و میراث زاهدی میپردازد و نشان میدهد چگونه او با سوءاستفاده از قدرت، به منافع ملی ایران آسیب رساند و چهرهای منفور در تاریخ معاصر باقی ماند. نقش او در کودتای ۲۸ مرداد، سیاستهای خارجی زیانبار، و حمایت از رژیمهای سرکوبگر، تصویری از یک سیاستمدار فرصتطلب و فاسد را ارائه میدهد که منافع شخصی را بر منافع ملت ترجیح داد. این مقاله با نگاهی انتقادی، زوایای پنهان زندگی زاهدی را آشکار میکند و نشان میدهد چگونه او از موقعیت خود برای کسب ثروت و قدرت استفاده کرد، در حالی که به وطنپرستی ظاهری تظاهر میکرد. [1, 2, 5, 6, 11]
مقدمه
اردشیر زاهدی، زاده ۲۴ مهر ۱۳۰۷ در تهران، از برجستهترین چهرههای سیاسی دوره پهلوی بود که با نفوذ خانوادگی و پیوند با خاندان سلطنتی، به یکی از بازیگران اصلی سیاست خارجی ایران تبدیل شد. پدرش، سپهبد فضلالله زاهدی، از عوامل کودتای ۲۸ مرداد و نخستوزیر وقت، و مادربزرگ مادریاش، از خاندان مشیرالدوله، او را از همان ابتدا در حلقه قدرت قرار دادند. زاهدی با تحصیل در رشته کشاورزی در دانشگاه ایالتی یوتا و ورود به دربار پهلوی از طریق ازدواج با شهناز پهلوی، مسیر ترقی را به سرعت پیمود. با این حال، زندگی او با فساد مالی، روابط نامشروع، و تصمیمات سیاسی بحثبرانگیز گره خورده است. در دهههای بعد، حمایت او از برنامه هستهای جمهوری اسلامی و تمجید از قاسم سلیمانی، او را به چهرهای مناقشهبرانگیز و منفور در میان گروههای مختلف سیاسی تبدیل کرد. این مقاله با بررسی دقیق زندگی و اقدامات زاهدی، به تحلیل نقش او در تاریخ معاصر ایران و تأثیرات منفیاش بر منافع ملی میپردازد. [2, 6, 9, 10]
زندگی اولیه و ورود به سیاست
خاندان و تحصیلات
اردشیر زاهدی در خانوادهای با پیشینه نظامی و سیاسی به دنیا آمد. پدرش، فضلالله زاهدی، از نظامیان بلندپایه دوره رضاشاه و محمدرضا شاه بود که در کودتای ۲۸ مرداد نقش کلیدی داشت. زاهدی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران، اصفهان، و بیروت گذراند و در سال ۱۳۲۶ برای تحصیل در رشته کشاورزی به دانشگاه ایالتی یوتا در آمریکا رفت. او در سال ۱۳۲۹ با مدرک معادل لیسانس به ایران بازگشت و به دلیل ارتباطات خانوادگی، به سرعت وارد حلقههای قدرت شد. مدرک تحصیلی او بعدها در وزارت فرهنگ معادلسازی شد، اما شایستگی علمیاش همواره مورد تردید بود. اسناد ساواک نشان میدهند که زاهدی در آمریکا با افرادی مرتبط با سرویسهای اطلاعاتی غرب در تماس بود، که نشاندهنده نفوذ زودهنگام قدرتهای خارجی در زندگی اوست. ورود زاهدی به سیاست با استخدام در وزارت کشاورزی و همکاری در پروژه اصل ۴ ترومن آغاز شد، که نشاندهنده ارتباط نزدیک او با آمریکاییها و وابستگیاش به سیاستهای غرب بود. [6, 9, 10]
نقش در کودتای ۲۸ مرداد
زاهدی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، که با حمایت سیا و امآی۶ برای سرنگونی دولت ملی محمد مصدق طراحی شده بود، نقش فعالی ایفا کرد. او به عنوان رابط میان دربار پهلوی، پدرش فضلالله زاهدی، و عوامل خارجی عمل کرد و با اسامی مستعار «مصطفی» و «ویسی» در اسناد کودتا شناخته شد. اسناد ساواک و خاطرات خود زاهدی تأیید میکنند که او در هماهنگی عملیات کودتا، از جمله توزیع پول و سازماندهی گروههای حامی شاه، نقش داشت. پس از موفقیت کودتا، زاهدی به پاس خدماتش نشان درجه یک رستاخیز دریافت کرد و در آبان ۱۳۳۲ به عنوان آجودان کشوری محمدرضا شاه منصوب شد. این انتصاب، او را به حلقه نزدیکان دربار وارد کرد و زمینهساز ترقیهای بعدیاش شد. نقش زاهدی در کودتا نه تنها به تثبیت دیکتاتوری پهلوی کمک کرد، بلکه به سرکوب جنبش ملیگرایی ایرانی و تضعیف دموکراسی منجر شد. این اقدام او را به یکی از چهرههای منفور در میان ملیگرایان و مخالفان رژیم پهلوی تبدیل کرد، زیرا کودتا منافع ملی ایران را به نفع قدرتهای خارجی و رژیم وابسته به غرب قربانی کرد. [1, 6, 11]
ازدواج با شهناز پهلوی و فساد اخلاقی
پیوند با خاندان پهلوی
در سال ۱۳۳۶، زاهدی با شهناز پهلوی، دختر بزرگ محمدرضا شاه و فوزیه، ازدواج کرد. این ازدواج، که به شدت سیاسی بود، با موافقت و مخالفتهایی در دربار همراه شد. ملکه مادر از این وصلت حمایت میکرد، اما ثریا اسفندیاری و برخی دیگر، از جمله تیمسار بختیار، به دلیل نفوذ روزافزون زاهدی و پدرش، با آن مخالف بودند. ازدواج با شهناز، زاهدی را به یکی از نزدیکترین افراد به شاه تبدیل کرد و موقعیت او را در دربار تثبیت نمود. حاصل این ازدواج، دختری به نام مهناز بود، اما زندگی مشترک آنها تنها هفت سال دوام آورد. اسناد ساواک نشان میدهند که این ازدواج بیش از آنکه عاطفی باشد، ابزاری برای تحکیم قدرت زاهدی در دربار بود، و او از این پیوند برای گسترش نفوذ سیاسی و مالی خود بهرهبرداری کرد. [2, 6, 10]
جدایی و اتهامات فساد
در سال ۱۳۴۳، شهناز پهلوی به دلیل آنچه اسناد ساواک «عیاشی» و «رفتارهای غیراخلاقی» زاهدی میخواند، درخواست طلاق داد. روابط نامشروع زاهدی با چهرههایی چون ژاکلین کندی، بیوه رئیسجمهور آمریکا، و الیزابت تایلور، هنرپیشه مشهور هالیوود، در محافل بینالمللی جنجالآفرین شد. روزنامه دیلی اکسپرس در مقالهای به قلم ویلیام رینون، زاهدی را به عنوان برگزارکننده «پارتیهای جنگلوار» در واشنگتن توصیف کرد که با حضور ژاکلین کندی برگزار میشد. این رفتارها نه تنها به وجهه دیپلماتیک ایران در صحنه بینالمللی آسیب رساند، بلکه تصویری از یک دیپلمات بیاخلاق و فاسد را ترسیم کرد که از موقعیت خود برای لذتجویی و سوءاستفاده شخصی استفاده میکرد. اسناد ساواک همچنین به روابط گسترده زاهدی با زنان در محافل دیپلماتیک اشاره دارند، که این موضوع حتی در دربار پهلوی نیز حاشیهساز شد و به جدایی او از شهناز انجامید. این رسواییها چهره زاهدی را به عنوان یک سیاستمدار بیمسئولیت و خودمحور در اذهان عمومی تثبیت کرد. [1, 4, 6]
فعالیتهای دیپلماتیک و فساد مالی
سفارت در آمریکا و بریتانیا
زاهدی در سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۰ به عنوان سفیر ایران در ایالات متحده و از ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۵ به عنوان سفیر در بریتانیا خدمت کرد. در این دوره، او به عنوان پل ارتباطی میان محمدرضا شاه و سازمان سیا عمل کرد و نقش مهمی در پیشبرد سیاستهای وابسته به غرب ایفا نمود. اسناد تاریخی نشان میدهند که زاهدی در این دوره با مقامات ارشد آمریکایی و بریتانیایی روابط نزدیکی برقرار کرد، اما این روابط اغلب به نفع منافع شخصی او و دربار پهلوی بود تا منافع ملی ایران. او از موقعیت خود برای کسب ثروت شخصی استفاده کرد، و حراج مجموعه شخصیاش در سوئیس پس از مرگش، که شامل اشیای گرانقیمت، آثار هنری، و جواهرات با ارزش میلیونها دلار بود، نشاندهنده انباشت ثروت غیرقانونی او در طول سالهای خدمت است. گزارشها حاکی از آن است که زاهدی از قراردادهای تجاری و رانتهای دیپلماتیک برای افزایش داراییهای خود بهرهبرداری میکرد، که این موضوع او را به یکی از نمادهای فساد مالی در رژیم پهلوی تبدیل کرد. [2, 3, 7, 8]
وزارت امور خارجه
زاهدی از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۰ به عنوان وزیر امور خارجه ایران فعالیت کرد. در این دوره، او معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای (NPT) را در سال ۱۳۴۷ به نمایندگی از ایران امضا کرد، اما بعدها در اظهاراتی متناقض، از برنامه هستهای جمهوری اسلامی حمایت نمود، که نشاندهنده فقدان اصول ثابت در سیاستگذاری او بود. تصمیمات او در وزارت خارجه، از جمله مذاکرات مربوط به جزایر سهگانه خلیج فارس، با انتقادات گستردهای مواجه شد. برخی منابع، او را متهم به ایفای نقش منفی در جدایی بحرین از ایران میکنند، که تحت فشار بریتانیا و با موافقت ضمنی محمدرضا شاه انجام شد و به زیان تمامیت ارضی ایران تمام شد. زاهدی در این مذاکرات به جای دفاع از منافع ملی، به نظر میرسد بیشتر به دنبال جلب رضایت قدرتهای خارجی و تحکیم موقعیت خود در دربار بود. این اقدامات نه تنها به وجهه ایران در منطقه آسیب رساند، بلکه زاهدی را به عنوان دیپلماتی ضعیف و وابسته معرفی کرد که منافع شخصی را بر منافع ملت ترجیح میداد. [1, 2, 12]
حمایت از جمهوری اسلامی و تمجید از قاسم سلیمانی
تغییر مواضع در سالهای پایانی
در دهه آخر عمر، اردشیر زاهدی مواضعی اتخاذ کرد که با پیشینه پهلویگرایانهاش در تضاد آشکار بود و او را به چهرهای منفور در میان مخالفان رژیمهای پهلوی و جمهوری اسلامی تبدیل کرد. او که زمانی به عنوان یکی از وفاداران به محمدرضا شاه شناخته میشد، در سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ به تدریج مواضعی در حمایت از برخی سیاستهای جمهوری اسلامی ابراز کرد. زاهدی در مصاحبههایی با رسانههایی چون بیبیسی فارسی، از برنامه هستهای ایران دفاع کرد و آن را «حق مسلم» ایران دانست. این اظهارات نه تنها با مواضع پیشین او به عنوان امضاکننده NPT در سال ۱۳۴۷ در تضاد بود، بلکه نشاندهنده چرخشی فرصتطلبانه برای جلب توجه در فضای سیاسی جدید ایران بود. حمایت او از برنامه هستهای، که به گفته منتقدان با هدف تقویت نظامیگری رژیم دنبال میشد، به شدت مورد انتقاد قرار گرفت، زیرا بسیاری آن را تلاشی برای مشروعیتبخشی به یک رژیم سرکوبگر میدانستند. زاهدی همچنین در اظهاراتی از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی، از جمله حضور نظامی در سوریه و عراق، حمایت کرد، که این موضوع خشم فعالان حقوق بشر و مخالفان رژیم را برانگیخت. این مواضع زاهدی را به چهرهای جنجالی تبدیل کرد که به نظر میرسید برای حفظ جایگاه سیاسی خود حاضر به هرگونه چرخش ایدئولوژیک است. [1, 5]
تمجید از قاسم سلیمانی
یکی از جنجالیترین اقدامات زاهدی در سالهای پایانی عمرش، تمجید او از قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، بود. در مصاحبهای با بیبیسی فارسی در سال ۱۳۹۹، زاهدی سلیمانی را «سرباز وطنپرست» خواند و او را با چهرههای برجسته نظامی جهانی مانند شارل دوگل و دوایت آیزنهاور مقایسه کرد. این اظهارات در حالی بیان شد که سلیمانی به دلیل نقش محوریاش در سرکوب اعتراضات مردمی در ایران، بهویژه در جریان خیزشهای ۱۳۸۸ و ۱۳۹۸، و همچنین جنایات جنگی در سوریه، از جمله کشتار غیرنظامیان و بمباران مناطق مسکونی، به «کودککش» ملقب شده بود. سلیمانی، که در سال ۱۳۹۸ به دستور دولت آمریکا ترور شد، به عنوان یکی از عوامل اصلی سیاستهای توسعهطلبانه و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی شناخته میشد. تمجید زاهدی از چنین چهرهای، خشم گستردهای را در میان فعالان سیاسی، مخالفان جمهوری اسلامی، و حتی برخی حامیان رژیم پهلوی برانگیخت. این اقدام نه تنها نشاندهنده فقدان اصول اخلاقی در زاهدی بود، بلکه او را به نمادی از فرصتطلبی سیاسی تبدیل کرد که برای حفظ relevance در فضای سیاسی، حتی به قیمت حمایت از چهرهای متهم به جنایت علیه بشریت، عمل میکرد. اسناد و تحلیلها نشان میدهند که زاهدی با این اظهارات سعی داشت خود را به عنوان یک چهره ملیگرا معرفی کند، اما این تلاش تنها به انزوای بیشتر او منجر شد. [5, 6]
چرخش سیاسی
چرخش زاهدی به سمت حمایت از برخی سیاستهای جمهوری اسلامی و تمجید از سلیمانی را میتوان در چارچوب تلاش او برای بازسازی تصویر عمومیاش تحلیل کرد. اسناد و تحلیلها نشان میدهند که زاهدی پس از انقلاب ۱۳۵۷، با از دست دادن جایگاه سیاسی در ایران، به دنبال راههایی برای بازگشت به صحنه سیاسی بود. او با اهدای مجموعه اسناد شخصیاش به مؤسسه هوور دانشگاه استنفورد، که شامل مکاتبات دیپلماتیک و اسناد محرمانه بود، سعی کرد خود را به عنوان یک شخصیت تاریخی مهم معرفی کند. با این حال، اظهارات او در حمایت از جمهوری اسلامی و سلیمانی، بیش از آنکه به بازسازی وجههاش کمک کند، او را به چهرهای منفور و غیرقابل اعتماد در میان گروههای مختلف تبدیل کرد. این چرخش نه تنها نشاندهنده فقدان اصول ثابت سیاسی در زندگی زاهدی بود، بلکه تأییدی بر انتقاداتی بود که او را به عنوان سیاستمداری خودمحور و فاسد توصیف میکردند. تحلیلگران معتقدند که زاهدی با این مواضع سعی داشت با جریانهای قدرت در ایران همسو شود، اما این استراتژی تنها به طرد شدن او از سوی همه گروههای سیاسی منجر شد. [4, 7, 11]
میراث و ارزیابی
فساد مالی و انباشت ثروت
اردشیر زاهدی یکی از بارزترین نمونههای فساد مالی در رژیم پهلوی بود. اسناد تاریخی و گزارشهای پس از مرگ او نشان میدهند که زاهدی در طول سالهای خدمت خود به عنوان سفیر و وزیر، ثروت هنگفتی از طریق سوءاستفاده از موقعیت خود جمعآوری کرد. حراج مجموعه شخصی او در سوئیس، که شامل آثار هنری نفیس، جواهرات گرانقیمت، و اشیای عتیقه با ارزش میلیونها دلار بود، گواهی بر این ادعاست. منابع متعدد تأیید میکنند که بخش قابل توجهی از این ثروت از طریق رانتهای سیاسی، قراردادهای غیرشفاف، و ارتباطات نزدیک با دربار پهلوی به دست آمده بود. گزارشها حاکی از آن است که زاهدی در معاملات تجاری مرتبط با نفت و قراردادهای نظامی، از جمله خرید تسلیحات از آمریکا، نقش واسطه را ایفا میکرد و از این طریق مبالغ هنگفتی به جیب زد. این موضوع زاهدی را به نمادی از فساد سیستمیک رژیم پهلوی تبدیل کرد که در آن نزدیکان به دربار از منابع ملی برای منافع شخصی بهرهبرداری میکردند. ثروت او، که بخش عمده آن به خارج از ایران منتقل شد، نمونهای از غارت منابع ملی توسط نخبگان رژیم پهلوی بود. [7, 8]
نقش در سیاست خارجی و زیان به منافع ملی
عملکرد زاهدی در سیاست خارجی ایران، بهویژه در مذاکرات مربوط به جدایی بحرین و مدیریت جزایر سهگانه خلیج فارس، با انتقادات گستردهای مواجه شده است. برخی منابع او را متهم میکنند که در مذاکرات مربوط به بحرین، تحت فشار بریتانیا و با موافقت ضمنی محمدرضا شاه، به جدایی این بخش از خاک ایران رضایت داد، که به زیان تمامیت ارضی ایران تمام شد. اسناد تاریخی نشان میدهند که زاهدی در این مذاکرات نقش فعالی داشت و به جای دفاع از حقوق ایران، به دنبال جلب رضایت قدرتهای خارجی بود. همچنین، تصمیمات او در وزارت امور خارجه، از جمله امضای NPT و سپس حمایت از برنامه هستهای جمهوری اسلامی، نشاندهنده تناقضها و فقدان استراتژی منسجم در سیاستگذاری او بود. زاهدی در مذاکرات مربوط به جزایر سهگانه نیز نتوانست موضعی قاطع اتخاذ کند و تصمیمات او به اختلافات منطقهای دامن زد. این اقدامات نه تنها به وجهه ایران در منطقه آسیب رساند، بلکه زاهدی را به عنوان دیپلماتی ضعیف و وابسته معرفی کرد که منافع شخصی و دربار را بر منافع ملت ترجیح میداد. [1, 12]
چهرهای منفور در تاریخ ایران
اردشیر زاهدی به دلیل نقشش در کودتای ۲۸ مرداد، فساد اخلاقی و مالی، و حمایت از رژیمهای سرکوبگر پهلوی و جمهوری اسلامی، به چهرهای منفور در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. او که زمانی به عنوان داماد شاه و دیپلماتی با نفوذ شناخته میشد، در نهایت به دلیل فرصتطلبی و خیانت به منافع ملی، از سوی گروههای مختلف سیاسی طرد شد. حامیان پهلوی او را به دلیل حمایت از جمهوری اسلامی سرزنش کردند، در حالی که مخالفان جمهوری اسلامی، تمجید او از قاسم سلیمانی را محکوم نمودند. این دوگانگی نشاندهنده شخصیتی بود که برای حفظ قدرت و ثروت، حاضر به هرگونه سازش و چرخش بود. زاهدی تا پایان عمر در سوئیس زندگی کرد و در ۲۷ آبان ۱۴۰۰ در ۹۳ سالگی درگذشت، اما میراث او به عنوان نمادی از فساد، فرصتطلبی، و خیانت به منافع ملی باقی ماند. مجموعه اسناد اهدایی او به مؤسسه هوور، اگرچه اطلاعات تاریخی ارزشمندی ارائه میدهد، اما نمیتواند چهره مخدوش او را پاک کند. زندگی زاهدی درس مهمی درباره خطرات سوءاستفاده از قدرت و فقدان تعهد به منافع عمومی ارائه میدهد. [1, 2, 3, 5, 6, 11]
منابع:
- «اردشیر زاهدی؛ مردی با کفشهای بزرگتر از پا»، رادیو فردا، https://www.radiofarda.com/a/commentary-on-zahedi-life-and-works/31578942.html
- «اردشیر زاهدی، سیاستمدار ایرانی، داماد سابق شاه و آخرین سفیر او در آمریکا، درگذشت»، بیبیسی، https://www.bbc.com/persian/iran-59331497
- «اردشیر زاهدی، آخرین سفیر ایران در واشنگتن درگذشت»، دویچهوله، https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D8%B4%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA/a-59869320
- «اردشیر زاهدی؛ چند برش از رازهایی که پس از مرگ منتشر شد»، ایران وایر، https://iranwire.com/fa/features/116423-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF/
- «اردشیر زاهدی؛ داماد شاه که به قاسم سلیمانی افتخار کرد»، بیبیسی، https://www.bbc.com/persian/iran-features-52471544
- «مروری بر زندگی اردشیر زاهدی وزیر خارجه و سفیر ایران در آمریکا به روایت اسناد ساواک»، مرکز بررسی اسناد تاریخی، https://historydocuments.ir/?page=post&id=3624
- «اردشیر زاهدی؛ حراج میلیونی مجموعه شخصی دیپلمات ایرانی در سوئیس»، ایران وایر، https://iranwire.com/fa/features/136837-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C%D8%B3/
- «خاندان پهلوی، چهقدر سرمایه از ایران خارج کردند؟»، حوزه، https://hawzah.net/fa/Article/View/107518/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%8C_%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%82%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%9F
- «نگاهی به اردشیر زاهدی داماد شاه»، مرکز بررسی اسناد تاریخی، https://historydocuments.ir/?page=post&id=2047
- «بیوگرافی اردشیر زاهدی و همسرش شهناز پهلوی»، نمنمک، https://namnamak.com/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D8%A7%D9%87%DB%8C
- کتاب: «خاطرات اردشیر زاهدی»، نوشته اردشیر زاهدی، نشر کتابسرا، ۱۳۸۵
- کتاب: «تمامیت ارضی ایران در دوران پهلوی»، نوشته محمدعلی بهمنی قاجار، انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۹۸