منصور رادپور

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
منصور رادپور
منصور رادپور
زادروز۱۳۴۷
تهران
درگذشت۱ خرداد ۱۳۹۱
زندان رجایی‌شهر (گوهردشت)، کرج
علت مرگعدم درمان پزشکی و شکنجه‌های مستمر در زندان
ملیتایرانی
شناخته‌شده برایزندانی سیاسی مقاوم و شهید راه آزادی

منصور رادپور، (زاده ۱۳۴۷ – درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱) زندانی سیاسی مقاوم، هوادار سازمان مجاهدین خلق و پدر دو فرزند بود که پس از سال‌ها شکنجه، محرومیت از درمان پزشکی و شرایط غیرانسانی زندان رجایی‌شهر (گوهردشت)، در سن ۴۴ سالگی جان باخت. مرگ او نمادی از سیاست «زندانی‌کشی» رژیم جمهوری اسلامی است و نامش در فهرست بلند «شقایق‌های مواج» مقاومت ایران ثبت شده است.

پیشینه

منصور رادپور متولد سال ۱۳۴۷ در تهران بود. او پیش از بازداشت، نقاش ساختمان بود و با این کار امرار معاش می‌کرد. زندگی او مانند بسیاری از حامیان مجاهدین، با فشارهای امنیتی و اقتصادی همراه بود. منصور رادپور در بهمن‌ماه ۱۳۸۵ به شهر اشرف (مقر سازمان مجاهدین خلق در عراق) سفر کرد و مدتی در آنجا حضور داشت. این سفر، نقطه عطفی در زندگی او شد و رژیم را به تعقیب و بازداشت او واداشت. او در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ هنگام فیلم‌برداری از تجمع اعتراضی کارگران در جاده چالوس-کرج توسط نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر شد. پس از بازداشت، ابتدا به خانه‌های امن وزارت اطلاعات منتقل گردید و سپس به زندان گوهردشت فرستاده شد.[۱][۲]

محکومیت و شرایط زندان

منصور رادپور در دادگاه انقلاب کرج ابتدا به ۵ سال زندان محکوم شد. این حکم بعداً به ۸ سال افزایش یافت. اتهامات اصلی او «اقدام علیه امنیت ملی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق» بود. او در طول دوران زندان در بندهای مختلف گوهردشت (بند اطلاعات سپاه، بند ۱ معروف به «آخر خطی‌ها»، سلول‌های انفرادی «سگدونی» و سالن ۱۲ بند ۴) نگهداری شد. شرایط زندان برای او بسیار سخت بود. منصور چندین بار به دلیل اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان دست به اعتصاب غذا زد. در اثر شکنجه‌های مستمر، بیماری‌های متعددی از جمله نارسایی کلیه، خونریزی معده، مشکلات ریوی و شکستگی کتف و دنده‌ها به او عارض شد. مقامات زندان نه تنها از درمان او خودداری کردند، بلکه آشکارا به زندانیان می‌گفتند: «شما را اینجا آورده‌ایم تا زجرکش‌تان کنیم.»[۱]

جان‌باختن

در روز اول خرداد ۱۳۹۱، منصور رادپور بر اثر عدم درمان پزشکی و عوارض ناشی از شکنجه و اعتصاب‌های غذا در زندان رجایی‌شهر جان باخت. پزشک قانونی رسمی علت مرگ را «سکته مغزی» اعلام کرد، اما خانواده پس از تحویل پیکر، آثار شدید ضرب و جرح، کبودی و شکستگی‌های متعدد را بر بدن او مشاهده کردند. دخترش مهسا رادپور در مصاحبه‌ای گفت: «وقتی جنازه پدر را دیدیم اصلاً به آدمی که بر اثر سکته مغزی مرده باشد شباهت نداشت. تمام بدنش زخمی و کبود بود و آثار ضرب و شتم روی بدنش معلوم بود. من مطمئن هستم او را کشتند.» خانواده برای تحویل پیکر با مشکلات زیادی مواجه شدند و مراسم تدفین نیز تحت فشار شدید امنیتی برگزار گردید.[۲]

پیامدها و بازتاب

مرگ منصور رادپور واکنش‌های گسترده‌ای در میان مخالفان رژیم ایجاد کرد. سازمان مجاهدین خلق او را در فهرست «شقایق‌های مواج» قرار داد و از او به عنوان نمادی از مقاومت زندانیان سیاسی یاد کرد. دخترش مهسا رادپور در مصاحبه با سایت جنبش خرداد از شرایط سخت خانواده پس از مرگ پدر سخن گفت و تأکید کرد که خانواده نه تنها پدر را از دست داده، بلکه با مشکلات مالی و روانی شدید نیز مواجه شده‌اند. نام منصور رادپور در لیست بلند قربانیان «زندانی‌کشی» رژیم ثبت شده است. مرگ او نمونه‌ای از سیاست سیستماتیک رژیم برای نابودی مخالفان از طریق محرومیت از درمان و شکنجه تدریجی است.

ارزیابی

شهادت منصور رادپور نشان‌دهنده عمق جنایت رژیم جمهوری اسلامی در زندان‌ها است. او که سال‌ها مقاومت کرد و چندین بار اعتصاب غذا زد، در نهایت قربانی عدم درمان پزشکی شد. مرگ او نه یک «سکته طبیعی»، بلکه قتل حکومتی بود. منصور رادپور با زندگی و مرگ خود، پیام روشنی داد: مقاومت در برابر دیکتاتوری حتی در سیاه‌ترین سلول‌های زندان نیز ممکن است و این مقاومت، نسل به نسل ادامه خواهد یافت. نام او در تاریخ مبارزه مردم ایران برای آزادی جاودانه ماند و به عنوان یکی از «شقایق‌های مواج بر سینه میهن» یاد می‌شود.

منابع

[۱] سلسله شقایق‌های مواج بر سینه میهن - سازمان مجاهدین خلق ایران - https://martyrs.mojahedin.org/i/سلسله-شقایقهای-مواج-بر-سینه-میهن [۲] دختر منصور رادپور: من مطمئن هستم او را کشتند - سایت خبری جنبش خرداد - https://jonbashekhordad.wordpress.com/2012/05/24/1-939/