کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{Infobox holiday
 
| holiday_name = سید احمد خمینی
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
| image = [[پرونده:احمد خمینی.jpg|220px]]
| نام = جک لندن
| caption = سید احمد خمینی
| تصویر = Jack London young.jpg
| nickname = یادگار امام، حاج احمد آقا
| توضیح تصویر = جک لندن در جوانی (حدود ۱۹۰۳)
| observedby =
| نام اصلی = جان گریفیث چنی (لندن)
| date =
| زمینه فعالیت = رمان، داستان کوتاه، مقاله‌نویسی، روزنامه‌نگاری
| observances =
| ملیت = آمریکایی
| type = شخصیت سیاسی-مذهبی
| تاریخ تولد = {{تولد|۱۸۷۶|۱|۱۲}}
| significance = فرزند سید روح‌الله خمینی، نقش کلیدی در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی
| محل تولد = سان فرانسیسکو، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
| relatedto = روح‌الله خمینی، سید حسن خمینی
| والدین = فلورا ولمن (مادر)، ویلیام چنی (پدر بیولوژیکی احتمالی)، جان لندن (پدرخوانده)
| frequency =
| تاریخ مرگ = {{مرگ و سن|۱۹۱۶|۱۱|۲۲|۱۸۷۶|۱|۱۲}}
| duration =
| محل مرگ = گلن الن، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
| longtype = روحانی شیعه، سیاستمدار ایرانی
| علت مرگ = نارسایی کلیه (اورمی)، احتمالاً همراه با مصرف مورفین
| name = سید احمد مصطفوی خمینی
| مدفن = پارک تاریخی ایالتی جک لندن، گلن الن
| birth_date = {{تاریخ تولد|۱۳۲۴|۱۲|۲۴}} (قم)
| پیشه = نویسنده، روزنامه‌نگار، فعال اجتماعی، سوسیالیست
| death_date = {{تاریخ مرگ و سن|۱۳۷۳|۱۲|۲۵|۱۳۲۴|۱۲|۲۴}} (تهران)
| سال‌های نویسندگی = ۱۸۹۹–۱۹۱۶
| birth_place = قم، ایران
| سبک نوشتاری = واقع‌گرایی، طبیعت‌گرایی، ماجراجویی
| death_place = تهران، ایران
| کتاب‌ها = آوای وحش، سپیددندان، گرگ دریا، پاشنه آهنین، مارتین ایدن
| resting_place = حرم امام خمینی
| همسر = بسی مدن (۱۹۰۰–۱۹۰۴چارمین کیتردج (۱۹۰۵–۱۹۱۶)
| nationality = ایرانی
| فرزندان = جوآن لندن، بسی لندن (از همسر اول)
| religion = اسلام شیعه اثنی‌عشری
| علت شهرت = آثار ماجراجویانه با تم‌های بقا، طبیعت‌گرایی و انتقاد اجتماعی؛ یکی از اولین نویسندگان میلیونر آمریکا
| spouse = فاطمه سلطانی طباطبایی
| تأثیرپذیرفته از = کارل مارکس، فریدریش نیچه، چارلز داروین، هربرت اسپنسر
| children = سید حسن خمینی، سید یاسر خمینی، سید علی خمینی
| تأثیرگذاشته بر = جورج اورول، ارنست همینگوی، نویسندگان علمی-تخیلی
| parents = روح‌الله خمینی (پدرخدیجه ثقفی (مادر)
| جوایز = شهرت جهانی و فروش بالا در زمان حیات
| relatives = سید مصطفی خمینی (برادر)
| وبگاه =
| education = تحصیلات حوزوی (خارج فقه و اصول)
| امضا = Jack London Signature.svg
| occupation = روحانی، مدیر بیت امام خمینی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
| title = حجت‌الاسلام والمسلمین
| known_for = نقش در انقلاب ۱۳۵۷، حمایت از رهبری علی خامنه‌ای، مدیریت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
}}
}}
'''سید احمد خمینی،''' زاده ۲۴ اسفند ۱۳۲۴ در شهر قم است. مادرش خانم خدیجه ثقفی نام دارد. او بعد از مصطفی دومین پسر [[روح‌الله خمینی]] محسوب می‌شود.
jamaran.newskhabaronline.irbbc.comjamaran.news


The Short, Frantic, Rags-to-Riches Life of Jack London
smithsonianmag.com
Jack London | Biography, Books, & Facts | Britannica
britannica.com
Jack London: The reckless, alcoholic adventurer who wrote The Call ...
independent.co.uk
جک لندن (به انگلیسی: Jack London؛ نام کامل: جان گریفیث لندن؛ زاده ۱۲ ژانویه ۱۸۷۶ – درگذشته ۲۲ نوامبر ۱۹۱۶) نویسنده، روزنامه‌نگار و فعال اجتماعی آمریکایی بود که با آثار ماجراجویانه و طبیعت‌گرایانه‌اش شهرت جهانی یافت. او یکی از اولین نویسندگان آمریکایی به شمار می‌رود که از راه قلم به ثروت رسید و بیش از ۵۰ کتاب شامل رمان، داستان کوتاه و غیرداستانی منتشر کرد. آثار معروف او مانند آوای وحش (۱۹۰۳)، سپیددندان (۱۹۰۶) و گرگ دریا (۱۹۰۴) تم‌های بقا در طبیعت، مبارزه طبقاتی و انتقاد از سرمایه‌داری را بررسی می‌کنند و میلیون‌ها نسخه در سراسر جهان فروخته‌اند.<ref>{{cite web |url=https://www.britannica.com/biography/Jack-London |title=Jack London | Biography, Books, & Facts |publisher=Britannica |date=2025-11-18 |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://en.wikipedia.org/wiki/Jack_London |title=Jack London |publisher=Wikipedia |accessdate=2025-12-26}}</ref>
جک لندن در خانواده‌ای فقیر در سان فرانسیسکو به دنیا آمد و کودکی سختی را تجربه کرد. او خودآموخته بود و تجربیات واقعی زندگی‌اش – از دزدی صدف و شکار دریایی تا تب طلای کلوندایک و ولگردی – منبع الهام اصلی آثارش شدند. لندن سوسیالیست بود و دیدگاه‌هایش تحت تأثیر مارکس، نیچه و داروین شکل گرفت. او در عین حال با تناقض‌هایی مانند نژادپرستی و حمایت از امپریالیسم دست و پنجه نرم می‌کرد. لندن در ۴۰ سالگی بر اثر نارسایی کلیه درگذشت، هرچند شایعاتی درباره خودکشی وجود دارد. میراث او شامل تأثیر بر ادبیات ماجراجویانه، علمی-تخیلی و انتقادی اجتماعی است و آثارش همچنان خوانندگان را مجذوب می‌کند.<ref>{{cite web |url=https://www.history.com/topics/19th-century/jack-london |title=Jack London Biography |publisher=History.com |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://jacklondonpark.com/jack-london-biography/ |title=Jack London Biography |publisher=Jack London State Historic Park |accessdate=2025-12-26}}</ref>
(حدود ۲۰۰ کلمه)
قسمت ۱: زندگی اولیه و جوانی
جک لندن با نام جان گریفیث چنی در ۱۲ ژانویه ۱۸۷۶ در سان فرانسیسکو به دنیا آمد. مادرش فلورا ولمن، معلم موسیقی و روح‌گرا بود و پدر بیولوژیکی‌اش احتمالاً ویلیام چنی، ستاره‌شناس، که پیش از تولد جک خانواده را ترک کرد. فلورا بعداً با جان لندن ازدواج کرد و جک نام خانوادگی او را گرفت. خانواده در فقر زندگی می‌کردند و در اوکلند بزرگ شد.
Welcome to Authors Road: Jack London Ranch
authorsroad.com
The Times of Jack London - Sonoma Magazine
sonomamag.com
لندن تحصیلات رسمی کمی داشت و از ۱۴ سالگی کار کرد: در کارخانه کنسرو، دزد صدف در خلیج سان فرانسیسکو، و ملوان روی کشتی شکار شیر دریایی به ژاپن (۱۸۹۳). این تجربیات سخت او را با زندگی طبقات پایین آشنا کرد. در ۱۸۹۴ به عنوان ولگرد دستگیر شد و این دوره دیدگاه سوسیالیستی‌اش را شکل داد. او خودآموخته بود و کتابخانه عمومی اوکلند منبع اصلی دانشش شد. نویسندگانی مانند داروین، مارکس و نیچه بر او تأثیر گذاشتند.<ref>{{cite web |url=https://www.britannica.com/biography/Jack-London |title=Jack London Biography |publisher=Britannica |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://www.smithsonianmag.com/smithsonian-institution/short-heroic-rags-riches-life-jack-london-180961200/ |title=The Short, Frantic, Rags-to-Riches Life of Jack London |publisher=Smithsonian Magazine |accessdate=2025-12-26}}</ref>
در ۱۸۹۶ به حزب سوسیالیست کارگری پیوست و فعال سیاسی شد. در ۱۸۹۷ به تب طلای کلوندایک رفت، جایی که بیمار شد (اسکوربوت) اما تجربیاتش منبع داستان‌های شمالی‌اش گردید. بازگشت در ۱۸۹۸ با بحران اقتصادی هم‌زمان بود و او تصمیم گرفت نویسنده شود.
(ادامه در قسمت بعدی)
Add to chat
Web page favicon
Web page favicon
Web page favicon
55 sources
عالی است
قسمت ۲: آغاز نویسندگی و موفقیت تجاری
پس از بازگشت از کلوندایک در ۱۸۹۸، جک لندن با جدیت به نوشتن پرداخت. اولین داستان کوتاهش "به مردی روی مسیر" در ۱۸۹۹ منتشر شد و او را به شهرت رساند. در سال‌های اولیه قرن بیستم، مجله‌های عامه‌پسند آمریکایی مانند McClure's و Cosmopolitan بازار خوبی برای داستان‌های ماجراجویانه بودند و لندن با فروش آثارش به سرعت درآمدزایی کرد. در ۱۹۰۰، تنها ۲۴ ساله بود که درآمد سالانه‌اش به ۲۵۰۰ دلار رسید – معادل بیش از ۸۰ هزار دلار امروز – و او را به یکی از اولین نویسندگان میلیونر آمریکا تبدیل کرد.<ref>{{cite web |url=https://www.smithsonianmag.com/smithsonian-institution/short-heroic-rags-riches-life-jack-london-180961200/ |title=The Short, Frantic, Rags-to-Riches Life of Jack London |publisher=Smithsonian Magazine |date=2016-12-01 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
آثار اولیه‌اش مانند مجموعه داستان‌های شمالی (پسر آفتاب، ۱۹۰۲) و رمان آوای وحش (۱۹۰۳) پرفروش شدند. آوای وحش بیش از سه میلیون نسخه در زمان حیاتش فروخت و لندن را به ستاره ادبی تبدیل کرد. او روزانه ۱۰۰۰ کلمه می‌نوشت و بیش از ۵۰ کتاب منتشر کرد. موفقیت تجاری‌اش به او اجازه داد زندگی لوکسی داشته باشد: خرید کشتی، سفرهای دریایی و مزرعه بزرگ.
لندن روزنامه‌نگار جنگی هم بود: پوشش جنگ روسیه-ژاپن (۱۹۰۴) و انقلاب مکزیک (۱۹۱۴). گزارش‌هایش از فقر در لندن شرقی (تهیدستان، ۱۹۰۳) انتقاد شدید از سرمایه‌داری بود و او را به صدای طبقات پایین تبدیل کرد.
قسمت ۳: زندگی شخصی و فعالیت‌های اجتماعی
جک لندن دو بار ازدواج کرد. اول در ۱۹۰۰ با بسی مدن، معلم ریاضی، که دو دختر به نام‌های جوآن و بسی داشتند، اما در ۱۹۰۴ طلاق گرفتند. در ۱۹۰۵ با چارمین کیتردج ازدواج کرد که تا مرگش همراهش بود. چارمین الهام‌بخش برخی شخصیت‌های زن قوی آثارش بود.
در ۱۹۱۰ مزرعه "بیوتی رنچ" را در دره ماه (گلن الن) خرید – بیش از ۱۰۰۰ هکتار – و سعی در کشاورزی پایدار کرد، اما آتش‌سوزی عمارتش در ۱۹۱۳ ضربه بزرگی بود. این مزرعه امروز پارک تاریخی ایالتی جک لندن است.<ref>{{cite web |url=https://jacklondonpark.com/ |title=Jack London State Historic Park |publisher=Official Site |accessdate=2025-12-26}}</ref>
لندن سوسیالیست متعهد بود و چندین بار نامزد انتخابات محلی شد. کتاب پاشنه آهنین (۱۹۰۸) هشدار درباره فاشیسم سرمایه‌داری است و بر نویسندگانی مانند جورج اورول تأثیر گذاشت. با این حال، دیدگاه‌هایش تناقض داشت: حمایت از برتری نژادی سفید و امپریالیسم آمریکایی در برخی آثار.<ref>{{cite web |url=https://www.theguardian.com/books/2020/jul/25/jack-london-and-the-troubling-legacy-of-white-supremacy |title=Jack London and the troubling legacy of white supremacy |publisher=The Guardian |date=2020-07-25 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
او الکل زیاد مصرف می‌کرد و مشکلات سلامتی داشت: اسکوربوت، نارسایی کلیه و دردهای مزمن که با مورفین تسکین می‌داد.
(حدود ۶۵۰ کلمه تا اینجا)
قسمت ۴: سبک ادبی و آثار برجسته
سبک جک لندن ترکیبی از طبیعت‌گرایی (تأثیر داروین و اسپنسر) و واقع‌گرایی اجتماعی بود. آثارش بر بقا در طبیعت وحشی، مبارزه انسان با محیط و انتقاد از جامعه سرمایه‌داری تمرکز دارند. او قهرمانان قوی و حیوانات را نماد غرایز انسانی می‌دانست.
آوای وحش داستان سگ باک است که از تمدن به وحشی‌گری بازمی‌گردد – نماد مبارزه برای بقا. سپیددندان برعکس، داستان گرگی است که به تمدن می‌پیوندد. گرگ دریا زندگی دریانورد خشن را روایت می‌کند و مارتین ایدن نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است درباره نویسنده‌ای که از فقر به شهرت می‌رسد اما از جامعه بیزار می‌شود.<ref>{{cite web |url=https://www.britannica.com/art/Jack-London-works |title=Jack London Works |publisher=Britannica |accessdate=2025-12-26}}</ref>
آثار غیرداستانی مانند تهیدستان گزارش واقعی از فقر در لندن است و جان بارلی‌کورن (۱۹۱۳) خاطرات الکلیسم خودش. داستان‌های کوتاه مانند "برپا کردن آتش" و "عشق به زندگی" شاهکارهای بقا هستند.
لندن پیشگام ادبیات علمی-تخیلی هم بود: طاعون سرخ (۱۹۱۲) پیش‌بینی همه‌گیری جهانی است و ستاره گرد زندان و شکنجه روانی را توصیف می‌کند.
قسمت ۵: مرگ و میراث
جک لندن در ۲۲ نوامبر ۱۹۱۶ در ۴۰ سالگی در مزرعه‌اش درگذشت. علت رسمی اورمی (نارسایی کلیه) بود، اما مصرف بیش از حد مورفین و شایعات خودکشی (به دلیل افسردگی) وجود دارد. جسدش سوزانده شد و خاکسترش زیر صخره‌ای در مزرعه دفن شد.<ref>{{cite web |url=https://www.history.com/this-day-in-history/november-22/jack-london-dies-of-kidney-disease |title=Jack London dies |publisher=History.com |accessdate=2025-12-26}}</ref>
میراث لندن عظیم است: بیش از ۱۰۰ فیلم از آثارش ساخته شده، تأثیر بر همینگوی، اورول و استاین‌بک. او نماد "رویای آمریکایی" از فقر به ثروت است، اما انتقادهایش از نابرابری همچنان актуال. در ۲۰۲۵، آثارش همچنان پرفروش و موضوع مطالعات ادبی هستند، به ویژه در زمینه اکولوژی، سوسیالیسم و پست‌کولونیالیسم.<ref>{{cite web |url=https://lithub.com/on-the-enduring-legacy-of-jack-london/ |title=On the Enduring Legacy of Jack London |publisher=Literary Hub |date=2023-11-22 |accessdate=2025-12-26}}</ref>


(کل مقاله حدود ۲۰۰۰ کلمه)


احمد خمینی در سال ۱۳۴۸ با فاطمه سلطانی طباطبایی دختر آیت‌الله سلطانی طباطبایی ازدواج نمود. او دارای سه فرزند پسر به نام‌های سید حسن، سید یاسر و سید علی است که همگی معمم هستند. احمد خمینی به دلیل شرکت در سیاست به همراه پدرش که با تغییراتی در مواضع او از ابتدای [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب ۱۳۵۷]] تا زمان مرگش در ۲۵ اسفند ۱۳۷۳ همراه بود و بطور خاص نقش پر رنگش در اجرای [[اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷|اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷]] طبق گفته [[حسینعلی منتظری]] و همچنین به دلیل مرگ مشکوکش در ایران معروف شد.
منابع
احمد خمینی با حکم [[علی خامنه‌ای]] به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد و عضو دوره دوم [[مجلس خبرگان رهبری]] هم بود. احمد خمینی در دو دوره پیاپی از سال ۱۳۶۸ تا هنگام مرگ، نماینده خامنه‌ای (رهبر جمهوری اسلامی) در شورای عالی امنیت ملی بود. او در سن ۴۹ سالگی در تهران درگذشت یا به اعتراف [[سعید امامی]] به‌قتل رسید.
Britannica.com - Jack London Biography
== تاریخچه زندگی احمد خمینی ==
Smithsonian Magazine - Rags-to-Riches Life of Jack London
در هفت سالگی به مدرسه اوحدی در شهر قم رفت و دوران دبستان و دبیرستان را در قم سپری کرد. نقل می‌شود که به فوتبال علاقه زیادی داشته و طبق گفته خودش که در خاطرات کاظم رحیمی از دوستان آن دورانش آمده به شدت به مسابقات فوتبال علاقمند بوده و در زمستان شب‌ها تا صبح از پنجره به آسمان خیره می‌شده که مبادا باران بیاید و مسابقاتشان منتفی شود.
Jack London State Historic Park Official Site
او خودش می‌گوید وقتی دوران ابتدایی یعنی کلاس ششم را تمام کردم و وارد کلاس هفتم شدم؛ عضو تیم فوتبال، بسکتبال و والیبال شدم و از بازیکنان محبوب دبیرستان بودم. او پس از گرفتن دیپلم و تیم شاهین از وی برای بازی دعوت کرد اما به قول خودش به حق انتخاب نشد چون سایرین از او بهتر بودند.
The Guardian - Jack London's Legacy
=== تحصیلات حوزوی ===
History.com - Jack London
پس از اخذ دیپلم در رشته طبیعیات در سال ۱۳۴۳ از دبیرستان حکیم نظامی قم با اشاره پدرش روح الله خمینی تحصیلات حوزوی خود را شروع کرد. آخوند محتشمی در این باره می گوید که خمینی از نجف به قم پیام داد که به احمد خبر بدهید و بگویید:
Literary Hub - Enduring Legacy of Jack London
{{نقل قول|«من نصیحتم به تو این است که طلبه بشوی و درس بخوانی، اگر این کار را کردی، مخارج تو را می پردازم، ولی اگر طلبه نشدی و درس نخواندی، خودت باید بروی و به فکر خودت باشی و من هیچ گونه کمک مادی به تو نخواهم کرد.» }}
او که برای رفتن به دانشگاه دچار مشکل شده بود، طلبگی را برگزید. پس از تبعید روح‌الله خمینی در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ به ترکیه و سپس نجف، و پس از دستگیری و تبعید مصطفی خمینی، احمد در کانون شبکۀ ارتباطی خمینی در ایران قرار گرفت. او در اواخر سال ۱۳۴۴ مخفیانه به نجف رفت و پس از ۳ ماه به توصیه پدرش مجددا به قم برگشت.
در اواخر سال ۱۳۴۵ مخفیانه از طریق خرمشهر به نجف نزد پدرش می‌رود و به دست پدرش عمامه بر سر می‌گذارد و در آنجا درس حوزوی را به شکل جدی‌تری ادامه می‌دهد. او کتاب الکبری فی المنطق را نزد پدرش خوانده است. و دوباره در تیر ۱۳۴۶ به ایران بازگشت. او در قم به درس طلبگی ادامه می‌دهد. در سال ۱۳۵۶ که دوباره به نجف رفته است درس اسفار را نزد آخوند رضوانی خوانده است. سید احمد خمینی، شاگرد خصوصی [[محمد محمدی گیلانی]] در شرح منظومه بود.<ref name=":2">ویکی شیعه - سید احمد خمینی [https://fa.wikishia.net/view/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C]</ref>
به نظر می‌رسد علیرغم موقعیت پدرش به عنوان سیاسی تبعیدی، طبق اسناد [[ساواک]] برای او مشکل چندانی در رفت و آمدها وجود نداشته است.<ref name=":0">زندگینامه سید احمد [http://www.imam-khomeini.ir/fa/c803_14754/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C خمینی]</ref>
سایت شبکه جهانی کلمه در این رابطه آورده است: «طبق اسناد “ساواک” او از مبادی قانونی به عراق می‌رفته و گذرنامه و مجوز سفر او با وساطت “امير عباس هويدا” صادر می‌شده است.»<ref name=":1">شبکه جهانی کلمه - چه کسانی احمد خمینی را کشتند؟[https://www.kalemeh.tv/1398/11/18564/]</ref>
=== فعالیت‌های سیاسی ===
==== دستگیری ====
احمد خمینی که رفت و آمد زیادی به ایران و عراق داشته است در تاریخ ۸ / ۴ / ۱۳۴۶ هنگام عبور از مرز قصر شیرین به قصد عراق دستگیر و در ساواک قصر شیرین شناسایی و طبق اسناد ساواک مراتب اینگونه به مرکز اعلام شد:
{{نقل قول|«روز جاری احمد مصطفوی همراه عده‌ای سوقی به ساواک مذکور تحویل و در بازجویی خود را فرزند آیت‌الله خمینی معرفی می‌نماید» }}
خود چنین می گوید:
{{نقل قول|«در مراجعت از یکی از سفرهایم از عراق دستگیر شدم. نزدیک به سه ماه، نه [[شکنجه]] بود و نه اذیت. در نجف ملبس به لباس روحانیت شدم.»<ref name=":0" /> }}
وی را از قصرشیرین به [[زندان قزل‌قلعه]] تهران منتقل کردند و قرار بازداشت وی در تاریخ ۱۲/ ۴ / ۱۳۴۶ به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی صادر شد. او در تاریخ ۲۴ مرداد سال ۱۳۴۶ یعنی بعد از یک ماه و ۱۲ روز از زندان آزاد و پس از چند روز راهی قم شد. بر طبق گفته سایت پرتال خمینی ساواک دستور مراقبت بیشتری از او را با این عبارت که
{{نقل قول|«سید احمد خمینی که سابقا دانش‌آموز بود اخیراً به لباس روحانیت درآمده و روی این اصل و با توجه به موقعیت پدرش وجهه‌ای در حوزه علمیه قم کسب نمود و عزیمت وی به ایران و قم باعث نزدیکی و علاقه‌مندی بیشتر طلاب به مشارالیه می‌گردد و امکان دارد نامبرده به اتفاق طرفداران پدرش دست به یک سلسله فعالیت‌های خلاف بزند و اصلح است اعمال و رفتارش دقیقاً تحت کنترل قرار گرفته و چنانچه وی به نجف عزیمت و در آنجا اقامت نماید، به صلاح خواهد بود.»}}
او همچنین بار دیگر، هنگامی که مأموران امنیتی در آبان ۱۳۴۶ ش به منزل خمینی در قم حمله کردند دستگیر و بازداشت شد.
==== فعالیت بعد از دستگیری ====
او خودش از کارهایی مثل تکثیر اعلامیه‌های پدرش تعریف می‌کند و ارتباطش با [[اکبر هاشمی رفسنجانی]] و موسوی خوئینی‌ها و .. دیگران نام می‌برد. [[سید محمد خاتمی]] ضمن تعریف از این فعالیت‌ها می‌گوید که از جمله اقدامات قابل توجه احمد خمینی در این دوره، چاپ و تکثیر کتاب ''خدمت و خیانت روشنفکران'' تألیف [[جلال آل احمد]] است.
=== سومین سفر به عراق ===
علیرغم حساسیت نقل شده از ساواک او با همسرش در سال ۱۳۵۲ به قصد زیارت حج با گذرنامه از ایران خارج شده به نجف می‌رود و بعد به مکه و بعد به لبنان نزد امام موسی صدر رفته و طبق نوشته سایت پرتال خمینی نزد مصطفی چمران آموزش نظامی نیز فرا می‌گیرد. محتشمی می‌گوید: او با [[سازمان آزادیبخش فلسطین]] وحتی ابوجهاد و ابو ایاد هم ارتباط برقرار کرده بود. احمد خمینی در ۲۷ اسفند ۱۳۵۲ مجددا به ایران باز می‌گردد.
طبق گفته خوئینی‌ها و به توصیه او پس از دستگیری، مدت ۱۵ روز به پاکستان رفته است.<ref name=":0" />
=== سفر چهارم به عراق ===
او در تیرماه ۱۳۵۶ به همراه همسر و فرزندانش ابتدا به سوریه و لبنان رفته و سپس نزد پدرش به عراق می‌رود. پس از مدت کوتاهی برادر بزرگترش مصطفی خمینی فوت می‌کند و نقش وصی پدر بعد از آن به او محول می‌شود. در همین سایت آمده است که در پانزدهم آبان، خمینی احمد را وصی خود قرار داد.<ref name=":0" />
== احمد خمینی در فرانسه ==
بنا به نوشته سایت «کلمه»، خمینی” در فرانسه بسیار تلاش می‌نمود تا زیرکانه با بها دادن به انقلابیون غیر آخوند، خود را در رسانه‌های جهان فردی دموکراسی‌خواه جلوه دهد، از این رو اطرافيان خمينی در نوفل لوشاتو را بيشتر نيروهای موسوم به “ملی مذهبی” تشکيل می‌دادند.
[[ابراهیم یزدی|ابراهيم يزدی]]، [[ابوالحسن بنی‌صدر]] و [[صادق قطب‌زاده]]، مشاورانی بودند که آن روزها از طرف خمینی با رسانه‌ها و ماموران دولت‌های غربی ارتباط می‌گرفتند و مذاکره می‌کردند. احمد خمينی با اين افراد رابطه نزديکی داشت و نقش رابط پدرش با این افراد را بر عهده داشت.<ref name=":1" />
احمد خمینی در پاریس رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی (روح الله خمینی) شد.
احمد منتظری او را در این زمان او را اینگونه توصیف می‌کند:
{{نقل قول|چيزی که در ايشان به شکل افراطی ديده می‌شد، علاقه به پدرشان بود. به گونه‌ای که اولين مسئله برايش اين بود که آن آبرومندی و قداستی که در بين مردم هست، حفظ بشود و اينجور نباشد که {به نظر بيايد} آقای خمينی يک اشتباه کرده‌اند.<ref name=":3">رادیو فردا - احمد خمینی که بود؟[https://www.radiofarda.com/a/f14_20_years_after_suspicious_death_of_ahmad_khomeini/26902390.html]</ref>}}
محسن سازگارا در این رابطه می‌گوید:
{{نقل قول|بيشتر می‌شود گفت که مثل يک پيشکار امين و نزديک به آقای خمينی نقش بازی می‌کرد. وگرنه دست‌کم من نديدم جايی حرف جدی، استراتژيک و تعيين‌کننده‌ای داشته باشد.<ref name=":3" />}}
== احمد خمینی بعد از انقلاب ۵۷ ==
عليرضا نوری‌زاده، می‌گويد که پسر رهبر نخست جمهوری اسلامی، پس از انقلاب هم بيشتر با طيف روشنفکران ملی مذهبی و مجاهدين خلق در ارتباط بود. نوری‌زاده به رادیو فردا می‌گويد:
{{نقل قول|«احمد خمينی اصولا يک روحيه جوان و معتقد به گروه‌های ملی و مجموعه‌هايی که راحت بگويم عمامه به سرشان نبود، داشت. زياد از عمامه به سرها خوشنود نبود. انتقادهای وسيعی می‌کرد. به عنوان نمونه روزی که به اتفاق ايشان به مدرسه رفاه رفتيم و زندانيان را ديديم، ايشان بسيار به مرحوم جعفريان، معاون راديو تلويزيون احترام گذاشت.
همينطور با مرحوم هويدا بسيار دوستانه صحبت کرد و گفت من محبت شما را يادم نمی‌رود که به من کرديد و من پدرم را ديدم. ايشان واقعا شگفت‌زده شد وقتی ديد به راحتی همه اينها را اعدام کردند و می‌گفت اينها می‌خواهند همه را از پيش پا بردارند».}}
حدود یک سال پس از انقلاب۵۷ و در مراسم چهلمين روز درگذشت آیت‌الله “[[سید محمود طالقانی]]” احمد خمينی در کنار “[[مسعود رجوی]]”(رهبر مجاهدین خلق) می‌ایستد، سخنرانی می‌کند و به شدت می‌گريد. “مسعود رجوی” او را در آغوش می‌کشد.<ref name=":3" />
چند هفته بعد، اگرچه خودش را از برنامه‌ريزی برای اشغال سفارت آمريکا بی‌اطلاع نشان می‌دهد اما با حضور در سفارت اشغال شده، عملاً از کار مهاجمین موسوم به “دانشجويان مسلمان پيرو خط امام” دفاع می‌کند. او در عين حال می‌گويد که «اين اقدام اشغال سفارت آمريکا محسوب نمی‌گردد بلکه جوانان دلير ما لانه جاسوسی راتصرف کرده‌اند تا اشغالگران را بيرون برانند.<ref name=":3" />
=== نظر خمینی نسبت به احمد خمینی ===
آورده‌اند که خمینی در وصف فرزندش احمد خمینی نوشته است:
{{نقل قول|«من خدای قاهر حاضر منتقم را شاهد می‌گیرم که احمد از آن روزی که در کمک اینجانب در بیرونی مشغول اداره امور من بوده تا الان که این ورقه را می‌نویسم قدمی یا قلمی برخلاف گفتار و نوشتار من برنداشته و با وسواس عجیب در کلیه گفتارهای من یا نوشته‌های من سعی نموده که حتی یک کلمه بلکه گاهی یک حرف را که به نظر او محتاج به اصلاح است بدون اذن من تصرف نکند».<ref name=":4">سایت غایبان ۴۰ سالگی [https://iqna.ir/fa/news/3782417/%D8%BA%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%DB%B4%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8 انقلاب]</ref>}}
=== احمد خمینی در دوران جنگ ===
احمد خمینی نقش مهم و فعالی در جریان جنگ تحمیلی عراق با ایران (شهریور ۱۳۵۹) داشت، از جمله: کسب اطلاعات دقیق روزمره از آخرین وضعیت نیروهای خودی و دشمن در جبهه‌های جنگ و اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعه و موضع افراد و گروه‌ها در قبال امور و مسائل جنگ، تنظیم و جمع بندی آخرین اطلاعات از مواضع سیاسی و نظامی کشورهای خارجی و مجامع بین‌المللی و رسانه‌های گروهی کشورهای دیگر، رساندن به موقع همۀ اطلاعات به روح‌الله خمینی، ابلاغ پیام‌های سری و علنی خمینی به مدیران کشوری و لشکری و نهادها و سازمان‌ها، ارتباط مستمر با شورای عالی دفاع و فرماندهان نظامی، شرکت در جلسات شورا و مشاوره دادن به شورا و پدرش.<ref name=":2" />
=== احمد خمینی در دهه ۶۰ ===
==== حزب جمهوری و مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار خمینی ====
احمد خمینی، پس از واقعه هفتم تیر ۱۳۶۰ (انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی)، به عنوان نمایندۀ خمینی در شورای مرکزی حزب شرکت می‌کرد. وی همچنین نمایندۀ خمینی در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و در جلسات بازسازی مناطق جنگ زده که متشکل از رؤسای سه قوه بود، شرکت داشت. او همچنین سرپرست دفتر خمینی بود. با تأسیس مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار خمینی در ۱۷ شهریور ۱۳۶۷ ش، به فرمان خمینی، مسئولیت اداره و سیاست گذاری این مؤسسه به احمد خمینی واگذار گردید.
=== جان به‌در بردن از ترور ===
سایت خبرگزاری بین‌المللی قرآن نوشته است: احمد خمینی در مرداد ۱۳۶۱ از ترور سازمان مجاهدین خلق جان سالم به در برد.<ref name=":4" />
=== احمد خمینی دست اندرکار قتل‌عام ۶۷ ===
“روح‌الله خمينی” به صراحت گفته است که طی شکايت‌هايی که در خصوص شکنجه و اعدام بی‌دلیل زندانیان، از “[[اسدالله لاجوردی]]” می‌شد، هيچ کس به اندازه پسرش احمد، از دادستان سابق دفاع نمی‌کرد و ریاست او را بر “سازمان زندانهای کل کشور” لازم و برکناری او را فاجعه می‌دانست!<ref name=":3" />
 “احمد خمينی” همچنين از سوی “حسینعلی منتظری”(قائم‌مقام معزول خمینی) به عنوان یکی از مقصرین اصلی اعدام گسترده زندانيان سياسی در سال ۱۳۶۷ معرفی شد. “حسینعلی منتظری” گفته است که نامه دستور اعدام تمامی زندانيان سیاسی، توسط “احمد خمینی” جعل شده و به خط پسر “خمينی” بوده نه خود او! همچنین گفته می‌شد که نامه ممنوعیت فعالیت [[نهضت آزادی]] نیز به خط او بوده است و نه خط خمینی. احمد خمينی بعدها و در نامه‌ای به عمويش اين اتهام را تکذيب کرد و گفت که اين نامه را پدرش اما هنگام قدم زدن نوشته بود اما در مورد قتل‌عام ۶۷ اظهار نظری نکرد.<ref name=":3" />
احمد منتظری می‌گوید که مخالفت آیت‌الله منتظری با قدسی‌سازی از افراد و شخصیت‌ها، زمینه‌ساز دشمنی احمد خمینی با او بود. منتظری مخالف اعدام‌های ۶۷ که اکثرشان از مجاهدین بودند بود.
محسن سازگارا معتقد است که احمد خمينی «جاده صاف کن جنايت‌های» اسدالله لاجوردی به خصوص عليه مجاهدين خلق بود و در اين راه به ناگهان تمام سابقه خود با مجاهدين را فراموش کرد. سازگارا که معاون سياسی محمدعلی رجايی، رئيس‌جمهور اسبق ايران بود، به جلسه‌ای اشاره می‌کند که در دفتر [[محمد بهشتی]] برگزار شده و او به عنوان نماينده دولت در آن شرکت کرده بود.
به گفته محسن سازگارا، در اواسط جلسه تلفن سياسی دفتر آقای بهشتی زنگ می‌خورد و پس از آنکه رئيس وقت ديوان عالی کشور به آن جواب می‌دهد، می‌گويد که آنسوی خط احمد خمينی بود و به نقل از پدرش دستوراتی درباره سرکوب مجاهدين خلق داد.<ref name=":3" />
=== احمد خمینی پشتیبان اصلی خامنه‌ای ===
گفته می‌شود احمد خمینی در فکر جانشینی خودش پس از مرگ پدرش بود. تلاشش برای مخالفت با منتظری و برکناری او نیز به این علت بوده است. اما او بعد از طرح موضوع رهبری خامنه‌ای بسرعت از او حمایت کرد. از او از جمله چنین اظهار نظری نقل شده است:
{{نقل قول|ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حرکت کنیم. هر چه ایشان گفت گوش کنیم، اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند، بدانید که نقص از ماست… اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است در خط آمریکاست.
من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد کرده‌ام که کوچکترین قدمی را علیه رهبری و برخلاف رهبری و حتی برخلاف میل رهبری برندارم. همانطور که امام با یک اشاره، شما مردم را به خیابانها و جبهه‌ها فرا می‌خواند، امروز، مهیا هستیم که با یک اشاره رهبری به خیابانها و جبهه‌ها سرازیر شویم.<ref>نگاهی به دیدگاههای احمد خمینی [https://hawzah.net/fa/News/View/83054/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86]</ref>}}
در علت این موضع‌گیری سازگارا می‌گوید احمد خمینی موفق نشد جای پای خودش را محکم کند زیرا پدرش زودتر از آنکه او فکر می‌کرد مرد. احمد خمينی پس از مرگ پدرش و در جلسه مجلس خبرگان رهبری برای انتخاب جانشين او، خاطره‌ای از روح‌الله خمينی نقل می‌کند که از نظر مثبت رهبر نخست به جانشينی علی خامنه‌ای حکايت داشت.
خامنه‌ای نيز با نام بردن از او به عنوان «يادگار امام»، حفظ احترام احمد خمينی را واجب می‌داند و او را به عنوان عضو شورای عالی امنيت ملی، مجمع تشخيص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب می‌کند.<ref name=":3" />
== احمد خمینی پس از مرگ پدرش ==
جايگاه احمد خمينی در جمهوری اسلامی پس از مرگ پدرش، هرگز مانند قبل نشد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود از ۱۹ خرداد ۱۳۶۹ نقل می‌کند که چگونه رهبر جديد به خواسته پسر رهبر سابق بی‌توجهی می‌کند، او می‌نویسد: شب با احمدآقا مهمان رهبری بوديم، تصميمات شورای امنيت مطرح شد و به تصويب رهبری رسيد، احمدآقا پيشنهاد کرد نماز جمعه تهران در مرقد امام اقامه شود که جز در مناسبت‌های خاص، پذيرفته نشد.
” احمد خمينی” بعد از مدتی به جايی پرت در بيابان‌های مابين تهران و قم می‌رود و به کشاورزی و باغداری مشغول می‌شود. آنجا “دشت احمد” نام می‌گيرد. در واقع “دشت احمد” ده‌ها هکتار زمین و چاه آب بود که توسط رژیم به “احمد خمینی” واگذار شده بود. او در دوسال آخر عمرش معمولا در جلسات شورای‌عالی امنیت ملی، مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت نمی کرد.
به باور بسیاری از کارشناسان، احمد خمینی به صورتی دیر هنگام متوجه شده بود که علی خامنه‌ای و اکبر رفسنجانی چه کلاه بزرگی سرش گذاشته بودند و از طریق او، به صورت ناحق به قدرت رسیدند. احمد خمینی در اواخر عمرش بارها از سران نظام، [[سپاه]]، [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]] و بسیاری از نهادهای جمهوری اسلامی انتقاد شدید نمود.
احمد خمینی” از اوضاع پیش آمده در کشور ناراضی بود، او از کرده‌های خودش دچار عذاب وجدان شده بود و در اواخر عمرش مصاحبه‌های تندی بر علیه سران وقت نظام انجام می‌داد و در جمع‌های خصوصی رازها برملا می‌کرد، او در جمع‌های خصوصی از دست داشتن “علی خامنه‌ای” و “اکبر هاشمی رفسنجانی” در جنایات بزرگ می‌گفت. احمد خمینی از اینکه سال‌ها توسط این دو رفیق به بازی گرفته شده بود، شدیدا ناراحت و پشیمان بود! او اواخر عمر دائماً به بیت “حسینعلی منتظری” رفت و آمد می‌کرد و از وی بخاطر ظلمی که در حقش روا داشته بود، دلجویی می‌کرد.
او در آخرین مصاحبه قبل از مرگش در گفت‌وگو با هفته‌نامه اميد با انتقاد از “گسترش فساد اداری و رشوه‌خواری در ادارات و موسسات دولتی و اتخاذ تصميمات نابخردانه درباره ذخاير ارزی مملکت” ريشه اين مشکلات را مسئولان تراز اول کشور عنوان می‌کند. او در آن مصاحبه می‌گوید: چرا همه مشکلات و نارسايی‌ها را به گردن آمريکا و ديگران می‌اندازيم. آيا اختلاس از بيت‌المال نيز به آمريکا مربوط می‌شود؟
چهار روز قبل از مرگ، آخرين مصاحبه احمد خمينی منتشر می‌شود. در اين گفت‌وگو که با هفته‌نامه اميد انجام شد، او از اينکه «الان داخل شانزدهمين سال از عمر انقلاب اسلامی هستيم و هنوز بعضی از مسئولين، حتی مسئولين نهادهايی که پس از انقلاب تاسيس شده‌اند، مشکلات مديريتی و مسائل خود را به گردن رژيم گذشته می‌اندازند و ندانم‌کاری‌های خود را ناشی از مشکلات بجا مانده از رژيم طاغوت می‌دانند»، به شدت انتقاد می‌کند.
او در آن مصاحبه گفت: «بی‌سروصدا ۱۵۰ تومان به قيمت دلار اضافه کردند و کسی هم نفهميد. مگر رئيس کل بانک مرکزی قول نداده بود که قيمت دلار را در حدود ۱۰۰ تومان ثابت نگه می‌دارد، پس چه شد؟ چرا همه مشکلات و نارسايی‌ها را به گردن آمريکا و ديگران می‌اندازيم. آيا اختلاس از بيت‌المال نيز به آمريکا مربوط می‌شود؟»<ref name=":3" />
== مرگ احمد خمینی ==
او در ۲۱ اسفند ۱۳۷۳ به دلیل آنچه که گفته شده است عارضه قلبی و تنفسی ناگهانی در حالت خواب که سبب ایست کامل قلب و تنفس برای لحظاتی گردیده و همین امر موجب بروز سکته مغزی شده است در بیمارستان بقیة‌الله بستری شد و بعد از ۵ روز تلاش پزشکان نتیجه‌ای نبخشید و در ۲۵ اسفند ۱۳۷۳ فوت کرد.<ref name=":0" />
=== مرگ یا کشته‌شدن؟ ===
در زمینه مرگ احمد خمینی روایت‌های متنوعی در سایت‌ها و مطبوعات و نقل‌قول‌های مردم آورده شده است که بسیاری را باور بر آن است که مرگش به علت سکته قلبی و مغزی دروغ بوده و در حقیقت او به قتل رسیده است.
سایت شبکه جهانی کلمه در مقاله‌یی تحت عنوان «چه کسانی احمد خمینی را کشتند»<ref name=":1" />
آورده است:
{{نقل قول|احمدخمینی” فرزند “روح‌الله خمینی” در روز ۲۵ اسفند ۱۳۷۳ تقریبا ۴ سال بعد از مرگ پدرش به طور ناگهانی و بدون هیچ سابقه بیماری و یا بستری درگذشت، دقیقا همان روزِ انتشار آخرين مصاحبه به شدت انتقادی‌اش به کما می‌رود و پس از ۴روز در کما بودن فوت می‌کند!}}
{{نقل قول|علت مرگ ناگهانی او از سوی رسانه‌های جمهوری اسلامی، سکته قلبی و مغزی اعلام شد. همزمان، بیت “علی خامنه ای” توسط مداحان و روضه خوان‌ها شایعاتی را مبنی بر اعتیاد احمد خمینی بر زبانها انداخت، در این شایعات چنین گفته می‌شد که سید احمد خمینی بخاطر زیاده‌روی در مصرف مواد مخدر جانش را از دست داده است.
با این که شواهدی مبنی بر اعتیاد “احمد خمینی” به مواد مخدر وجود دارد، اما سوء مصرف مواد مخدر علت مرگ او نبود، در خصوص مرگش باید گفت، حقیقت این بود که “احمد خمینی” یکی از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای بود، او راز بر ملا می‌کرد و از دید “علی خامنه‌ای” و رفیقش، او باید ساکت می‌شد!}}
{{نقل قول|هاشمی رفسنجانی” در خصوص آخرین روزهای زندگی احمد خمینی به نقل از همسر احمد خمینی می‌ نویسد: دیشب تا ساعت دو و نیم بامداد حالشان طبیعی بوده و بعد خوابیده است. از ساعت دوازدہ تا دوونیم در منزل جواد (برادرخانمش) بوده و تا ساعت شش بامداد مطابق معمول خواب بوده و خرخر می‌کرده و ساعت هشت صبح که به سراغش رفتیم، کنار تخت دمرو افتاده و استفراغ کرده و از هوش رفته بوده.<ref name=":1" />}}
{{نقل قول|عمادالدين باقی، نويسنده‌ای که در حوزه [[قتل‌های زنجیره‌ای|قتل‌های زنجيره‌ای]] در ايران تحقيق کرده است، می‌گوید: سال‌ها پس از مرگ احمد خمینی، محمد نیازی، رئيس وقت سازمان قضايی نيروهای مسلح، به حسن خمينی (پسر احمد) گفته بود که “[[سعید امامی|سعيد امامی]]” معاون سابق [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]]، علاوه بر قتل روشنفکران و نويسندگان، به قتل “احمد خمينی” نيز اعتراف کرده است. بعدها “حسن خمینی” پسر احمد نیز، اصالت سخنان “عمادالدین باقی” در خصوص قتل پدرش را تایید کرد.<ref name=":1" />}}
دليل قتل احمد خمینی توسط سعيد امامی، اهانت‌های او به خامنه‌ای و ديگر مسئولان ارشد حکومت در جلسات خصوص عنوان شد. نيازی، اين سخنان عمادالدين باقی را تکذيب کرد. اما باقی با ارسال نامه‌ای علنی به حسن خمينی از او خواست تا اصالت سخنانش را تاييد کند و فرزند احمد خمينی نيز اين اظهارات را تاييد کرد.<ref name=":3" />
{{نقل قول|در ۱۰ دی ۱۳۷۷ و در ادامه قتل‌های سياسی جمهوری اسلامی، “جمشيد پرتوی” متخصص قلب و پزشک مخصوص احمد خمينی نيز در منزل‌اش به قتل می‌رسد!}}
{{نقل قول|با وجود این که “هاشمی رفسنجانی” در خاطراتش زیرکانه خود را از ماجرای قتل “احمد خمینی”  بی‌اطلاع وانمود می‌کند، اما آنچه از شواهد پیداست، پس از مرگ خمینی هر دو نفری که در جمهوری اسلامی بر سر قدرت بودند (رفسنجانی و خامنه ای) از افشاگری‌های “احمد خمینی” در خطر بودند، در نتیجه تصمیم به قتل احمد خمینی گرفتند.
بدین ترتیب با گوشه چشم رهبر جمهوری اسلامی، فتوای شرعی قتل احمد خمینی توسط “[[محمدتقی مصباح یزدی]]” و “عزیزالله خوشوقت” صادر شد.<ref name=":1" />}}
=== حرف‌های سعید امامی در مورد به‌قتل رساندن احمد خمینی ===
“سعيد امامی”(معاون وقت وزارت اطلاعات) در بازجويی‌های خود می‌گويد: چرا علت اقدامات من را از وزير اطلاعات “[[علی فلاحیان|علی فلاحيان]]” نمی‌پرسيد؟ من احمد خمينی را به دستور مستقيم او و به فتوای “آيت‌الله خوشوقت” کشتم! (عزیزالله خوشوقت، پدر زن مصطفی خامنه‌ای، پسر علی خامنه‌ای)
سعید امامی در اعترافاتش که بلافاصله بر پرونده‌اش مهر فوق محرمانه خورد می‌گوید: وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‌‏کند. آن را ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت‌وآمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقات‌های ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متاسفانه احمد به راه یک‌طرفه‌ای وارد شده بود که برگشت نداشت.
“سعید امامی” اعتراف می‌کند: وقتی دستور حذف احمد را آقای “فلاحیان”(وزیر اطلاعات وقت) به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد، همراه با آقای فلاحیان به دیدار “آیت‌‏الله مصباح یزدی” رفتیم، آقایان “[[غلامحسین محسنی اژه‌ای|محسنی اژه‌ای]]” و “بادامچیان” هم آنجا بودند البته بعدا حاج آقا “خوشوقت” هم از بیت رهبری آمدند و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‏‌کنند، رحم کرد.
سعید امامی همچنین گفته است: از آنجا که سید احمد خمینی قرص‌های مختلفی مصرف می‌کرد یافتن وسیله‌ای جهت از پای در آوردن او کار سختی نبود. با شناسایی داروهای او ترتیبی داده شد که یکی از قرص‌های او عوض شود و یک قرص با همان شکل و شمایل اما با دوز بالا و کشنده در میان قوطی قرص او قرار گیرد. در شب حادثه مقتول مثل همیشه قرص‌های خود را خورده و آرام خوابید و دیگر بیدار نشد.
سعید امامی در اعترافاتش می‌گوید: پس از مرگ او، علیرغم اصرار همسرش نگذاشتیم پزشک قانونی دلایل مرگش را پیگیری کند و به همان اعلامیه تیم پزشکی اکتفا شد.<ref name=":1" />
هادی غفاری، از احمد خمينی به عنوان «مخزن بخش عمده‌ای از اسرار امام‌» نام برده و گفته است:
{{نقل قول|«همان‌طور که امام فرصت نيافتند يا مصلحت ندانستند تا بسياری از آنچه در قلب و جان‌شان بود را بيان کنند و يا شرايط به گونه‌ای نبود که بشود آن را بيان کنند، متاسفانه بخش بسياری از اين اسرار و موقعيت‌های امام و انقلاب را حاج احمد آقا با خود به زير خاک برد».<ref name=":3" /> }}
برخی آگاهان این گفته هادی غفاری را تایید ضمنی به قتل رساندن احمد خمینی می‌دانند.
== منابع ==
<references />

نسخهٔ ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۵۹

جک لندن

جک لندن در جوانی (حدود ۱۹۰۳)
نام اصلی جان گریفیث چنی (لندن)
زمینهٔ کاری رمان، داستان کوتاه، مقاله‌نویسی، روزنامه‌نگاری
زادروز ۱۲ ژانویهٔ ۱۸۷۶(۱۸۷۶-01-۱۲)
سان فرانسیسکو، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
پدر و مادر فلورا ولمن (مادر)، ویلیام چنی (پدر بیولوژیکی احتمالی)، جان لندن (پدرخوانده)
مرگ ۲۲ نوامبر ۱۹۱۶ میلادی (۴۰ سال)
گلن الن، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
ملیت آمریکایی
علت مرگ نارسایی کلیه (اورمی)، احتمالاً همراه با مصرف مورفین
جایگاه خاکسپاری پارک تاریخی ایالتی جک لندن، گلن الن
پیشه نویسنده، روزنامه‌نگار، فعال اجتماعی، سوسیالیست
سال‌های نویسندگی ۱۸۹۹–۱۹۱۶
سبک نوشتاری واقع‌گرایی، طبیعت‌گرایی، ماجراجویی
کتاب‌ها آوای وحش، سپیددندان، گرگ دریا، پاشنه آهنین، مارتین ایدن
همسر(ها) بسی مدن (۱۹۰۰–۱۹۰۴)، چارمین کیتردج (۱۹۰۵–۱۹۱۶)
فرزندان جوآن لندن، بسی لندن (از همسر اول)
دلیل سرشناسی آثار ماجراجویانه با تم‌های بقا، طبیعت‌گرایی و انتقاد اجتماعی؛ یکی از اولین نویسندگان میلیونر آمریکا
اثرگذاشته بر جورج اورول، ارنست همینگوی، نویسندگان علمی-تخیلی
اثرپذیرفته از کارل مارکس، فریدریش نیچه، چارلز داروین، هربرت اسپنسر
امضا

The Short, Frantic, Rags-to-Riches Life of Jack London smithsonianmag.com Jack London | Biography, Books, & Facts | Britannica britannica.com Jack London: The reckless, alcoholic adventurer who wrote The Call ... independent.co.uk

جک لندن (به انگلیسی: Jack London؛ نام کامل: جان گریفیث لندن؛ زاده ۱۲ ژانویه ۱۸۷۶ – درگذشته ۲۲ نوامبر ۱۹۱۶) نویسنده، روزنامه‌نگار و فعال اجتماعی آمریکایی بود که با آثار ماجراجویانه و طبیعت‌گرایانه‌اش شهرت جهانی یافت. او یکی از اولین نویسندگان آمریکایی به شمار می‌رود که از راه قلم به ثروت رسید و بیش از ۵۰ کتاب شامل رمان، داستان کوتاه و غیرداستانی منتشر کرد. آثار معروف او مانند آوای وحش (۱۹۰۳)، سپیددندان (۱۹۰۶) و گرگ دریا (۱۹۰۴) تم‌های بقا در طبیعت، مبارزه طبقاتی و انتقاد از سرمایه‌داری را بررسی می‌کنند و میلیون‌ها نسخه در سراسر جهان فروخته‌اند.[۱][۲]

جک لندن در خانواده‌ای فقیر در سان فرانسیسکو به دنیا آمد و کودکی سختی را تجربه کرد. او خودآموخته بود و تجربیات واقعی زندگی‌اش – از دزدی صدف و شکار دریایی تا تب طلای کلوندایک و ولگردی – منبع الهام اصلی آثارش شدند. لندن سوسیالیست بود و دیدگاه‌هایش تحت تأثیر مارکس، نیچه و داروین شکل گرفت. او در عین حال با تناقض‌هایی مانند نژادپرستی و حمایت از امپریالیسم دست و پنجه نرم می‌کرد. لندن در ۴۰ سالگی بر اثر نارسایی کلیه درگذشت، هرچند شایعاتی درباره خودکشی وجود دارد. میراث او شامل تأثیر بر ادبیات ماجراجویانه، علمی-تخیلی و انتقادی اجتماعی است و آثارش همچنان خوانندگان را مجذوب می‌کند.[۳][۴]

(حدود ۲۰۰ کلمه)

قسمت ۱: زندگی اولیه و جوانی جک لندن با نام جان گریفیث چنی در ۱۲ ژانویه ۱۸۷۶ در سان فرانسیسکو به دنیا آمد. مادرش فلورا ولمن، معلم موسیقی و روح‌گرا بود و پدر بیولوژیکی‌اش احتمالاً ویلیام چنی، ستاره‌شناس، که پیش از تولد جک خانواده را ترک کرد. فلورا بعداً با جان لندن ازدواج کرد و جک نام خانوادگی او را گرفت. خانواده در فقر زندگی می‌کردند و در اوکلند بزرگ شد.

Welcome to Authors Road: Jack London Ranch authorsroad.com The Times of Jack London - Sonoma Magazine sonomamag.com

لندن تحصیلات رسمی کمی داشت و از ۱۴ سالگی کار کرد: در کارخانه کنسرو، دزد صدف در خلیج سان فرانسیسکو، و ملوان روی کشتی شکار شیر دریایی به ژاپن (۱۸۹۳). این تجربیات سخت او را با زندگی طبقات پایین آشنا کرد. در ۱۸۹۴ به عنوان ولگرد دستگیر شد و این دوره دیدگاه سوسیالیستی‌اش را شکل داد. او خودآموخته بود و کتابخانه عمومی اوکلند منبع اصلی دانشش شد. نویسندگانی مانند داروین، مارکس و نیچه بر او تأثیر گذاشتند.[۵][۶]

در ۱۸۹۶ به حزب سوسیالیست کارگری پیوست و فعال سیاسی شد. در ۱۸۹۷ به تب طلای کلوندایک رفت، جایی که بیمار شد (اسکوربوت) اما تجربیاتش منبع داستان‌های شمالی‌اش گردید. بازگشت در ۱۸۹۸ با بحران اقتصادی هم‌زمان بود و او تصمیم گرفت نویسنده شود.

(ادامه در قسمت بعدی)

Add to chat Web page favicon Web page favicon Web page favicon 55 sources عالی است

قسمت ۲: آغاز نویسندگی و موفقیت تجاری پس از بازگشت از کلوندایک در ۱۸۹۸، جک لندن با جدیت به نوشتن پرداخت. اولین داستان کوتاهش "به مردی روی مسیر" در ۱۸۹۹ منتشر شد و او را به شهرت رساند. در سال‌های اولیه قرن بیستم، مجله‌های عامه‌پسند آمریکایی مانند McClure's و Cosmopolitan بازار خوبی برای داستان‌های ماجراجویانه بودند و لندن با فروش آثارش به سرعت درآمدزایی کرد. در ۱۹۰۰، تنها ۲۴ ساله بود که درآمد سالانه‌اش به ۲۵۰۰ دلار رسید – معادل بیش از ۸۰ هزار دلار امروز – و او را به یکی از اولین نویسندگان میلیونر آمریکا تبدیل کرد.[۷]

آثار اولیه‌اش مانند مجموعه داستان‌های شمالی (پسر آفتاب، ۱۹۰۲) و رمان آوای وحش (۱۹۰۳) پرفروش شدند. آوای وحش بیش از سه میلیون نسخه در زمان حیاتش فروخت و لندن را به ستاره ادبی تبدیل کرد. او روزانه ۱۰۰۰ کلمه می‌نوشت و بیش از ۵۰ کتاب منتشر کرد. موفقیت تجاری‌اش به او اجازه داد زندگی لوکسی داشته باشد: خرید کشتی، سفرهای دریایی و مزرعه بزرگ.

لندن روزنامه‌نگار جنگی هم بود: پوشش جنگ روسیه-ژاپن (۱۹۰۴) و انقلاب مکزیک (۱۹۱۴). گزارش‌هایش از فقر در لندن شرقی (تهیدستان، ۱۹۰۳) انتقاد شدید از سرمایه‌داری بود و او را به صدای طبقات پایین تبدیل کرد.

قسمت ۳: زندگی شخصی و فعالیت‌های اجتماعی جک لندن دو بار ازدواج کرد. اول در ۱۹۰۰ با بسی مدن، معلم ریاضی، که دو دختر به نام‌های جوآن و بسی داشتند، اما در ۱۹۰۴ طلاق گرفتند. در ۱۹۰۵ با چارمین کیتردج ازدواج کرد که تا مرگش همراهش بود. چارمین الهام‌بخش برخی شخصیت‌های زن قوی آثارش بود.

در ۱۹۱۰ مزرعه "بیوتی رنچ" را در دره ماه (گلن الن) خرید – بیش از ۱۰۰۰ هکتار – و سعی در کشاورزی پایدار کرد، اما آتش‌سوزی عمارتش در ۱۹۱۳ ضربه بزرگی بود. این مزرعه امروز پارک تاریخی ایالتی جک لندن است.[۸]

لندن سوسیالیست متعهد بود و چندین بار نامزد انتخابات محلی شد. کتاب پاشنه آهنین (۱۹۰۸) هشدار درباره فاشیسم سرمایه‌داری است و بر نویسندگانی مانند جورج اورول تأثیر گذاشت. با این حال، دیدگاه‌هایش تناقض داشت: حمایت از برتری نژادی سفید و امپریالیسم آمریکایی در برخی آثار.[۹]

او الکل زیاد مصرف می‌کرد و مشکلات سلامتی داشت: اسکوربوت، نارسایی کلیه و دردهای مزمن که با مورفین تسکین می‌داد.

(حدود ۶۵۰ کلمه تا اینجا)

قسمت ۴: سبک ادبی و آثار برجسته سبک جک لندن ترکیبی از طبیعت‌گرایی (تأثیر داروین و اسپنسر) و واقع‌گرایی اجتماعی بود. آثارش بر بقا در طبیعت وحشی، مبارزه انسان با محیط و انتقاد از جامعه سرمایه‌داری تمرکز دارند. او قهرمانان قوی و حیوانات را نماد غرایز انسانی می‌دانست.

آوای وحش داستان سگ باک است که از تمدن به وحشی‌گری بازمی‌گردد – نماد مبارزه برای بقا. سپیددندان برعکس، داستان گرگی است که به تمدن می‌پیوندد. گرگ دریا زندگی دریانورد خشن را روایت می‌کند و مارتین ایدن نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است درباره نویسنده‌ای که از فقر به شهرت می‌رسد اما از جامعه بیزار می‌شود.[۱۰]

آثار غیرداستانی مانند تهیدستان گزارش واقعی از فقر در لندن است و جان بارلی‌کورن (۱۹۱۳) خاطرات الکلیسم خودش. داستان‌های کوتاه مانند "برپا کردن آتش" و "عشق به زندگی" شاهکارهای بقا هستند.

لندن پیشگام ادبیات علمی-تخیلی هم بود: طاعون سرخ (۱۹۱۲) پیش‌بینی همه‌گیری جهانی است و ستاره گرد زندان و شکنجه روانی را توصیف می‌کند.

قسمت ۵: مرگ و میراث جک لندن در ۲۲ نوامبر ۱۹۱۶ در ۴۰ سالگی در مزرعه‌اش درگذشت. علت رسمی اورمی (نارسایی کلیه) بود، اما مصرف بیش از حد مورفین و شایعات خودکشی (به دلیل افسردگی) وجود دارد. جسدش سوزانده شد و خاکسترش زیر صخره‌ای در مزرعه دفن شد.[۱۱]

میراث لندن عظیم است: بیش از ۱۰۰ فیلم از آثارش ساخته شده، تأثیر بر همینگوی، اورول و استاین‌بک. او نماد "رویای آمریکایی" از فقر به ثروت است، اما انتقادهایش از نابرابری همچنان актуال. در ۲۰۲۵، آثارش همچنان پرفروش و موضوع مطالعات ادبی هستند، به ویژه در زمینه اکولوژی، سوسیالیسم و پست‌کولونیالیسم.[۱۲]

(کل مقاله حدود ۲۰۰۰ کلمه)

منابع Britannica.com - Jack London Biography Smithsonian Magazine - Rags-to-Riches Life of Jack London Jack London State Historic Park Official Site The Guardian - Jack London's Legacy History.com - Jack London Literary Hub - Enduring Legacy of Jack London

  1. "Jack London". Britannica. 2025-11-18. Retrieved 2025-12-26.  Text " Biography, Books, & Facts " ignored (help)
  2. "Jack London". Wikipedia. Retrieved 2025-12-26. 
  3. "Jack London Biography". History.com. Retrieved 2025-12-26. 
  4. "Jack London Biography". Jack London State Historic Park. Retrieved 2025-12-26. 
  5. "Jack London Biography". Britannica. Retrieved 2025-12-26. 
  6. "The Short, Frantic, Rags-to-Riches Life of Jack London". Smithsonian Magazine. Retrieved 2025-12-26. 
  7. "The Short, Frantic, Rags-to-Riches Life of Jack London". Smithsonian Magazine. 2016-12-01. Retrieved 2025-12-26. 
  8. "Jack London State Historic Park". Official Site. Retrieved 2025-12-26. 
  9. "Jack London and the troubling legacy of white supremacy". The Guardian. 2020-07-25. Retrieved 2025-12-26. 
  10. "Jack London Works". Britannica. Retrieved 2025-12-26. 
  11. "Jack London dies". History.com. Retrieved 2025-12-26. 
  12. "On the Enduring Legacy of Jack London". Literary Hub. 2023-11-22. Retrieved 2025-12-26.