نظام پارلمانی: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) نوشتن یک مقاله جدید |
Alireza k h (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶۹۱: | خط ۶۹۱: | ||
* [[مجلس شورای اسلامی]] | * [[مجلس شورای اسلامی]] | ||
== منابع == <references /> | == منابع == | ||
<references /> | |||
[[رده:نظام پارلمانی]] | [[رده:نظام پارلمانی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۳۱
| شناسنامه | |
|---|---|
| نامهای دیگر | حکومت پارلمانی، نظام پارلمانی حکومت، پارلمانتاریسم |
| حوزه | علوم سیاسی، حقوق اساسی، حکومت تطبیقی |
| خاستگاه | بریتانیا |
| اندیشه و تاریخ | |
| مفاهیم کلیدی | پارلمان، نخستوزیر، هیئت وزیران، رأی اعتماد، رأی عدم اعتماد، مسئولیت سیاسی دولت، اکثریت پارلمانی، ائتلاف، اپوزیسیون |
| جریانهای مرتبط | دموکراسی نمایندگی، مشروطهخواهی، تفکیک قوا، حاکمیت قانون، نظام حزبی، مسئولیت سیاسی دولت |
| تأثیرپذیرفته از | تحول تاریخی پارلمان انگلستان، انقلاب باشکوه، مشروطهخواهی، حکومت نمایندگی و گسترش حق رأی |
| تأثیرگذار بر | ساختار سیاسی بریتانیا، آلمان، هند، کانادا، استرالیا، ژاپن و بسیاری از دموکراسیهای معاصر |
| نقد و ارزیابی | |
نظام پارلمانی (به انگلیسی: Parliamentary System) نوعی نظام حکومتی است که در آن قوهٔ مجریه برای تشکیل و ادامهٔ فعالیت سیاسی خود به اعتماد پارلمان یا دستکم مجلس منتخب آن وابسته است. رئیس دولت، که معمولاً نخستوزیر است، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از اکثریت پارلمانی برمیخیزد و دولت تا هنگامی میتواند در قدرت باقی بماند که اعتماد لازم در پارلمان را حفظ کند. این رابطهٔ اعتماد یکی از ویژگیهای تعریفکنندهٔ نظام پارلمانی است.[۱]
برخلاف نظام ریاستی که در آن رئیس قوهٔ مجریه و قوهٔ مقننه معمولاً دارای منشأ انتخاباتی و دورهٔ مسئولیت جداگانهاند، در نظام پارلمانی میان قوهٔ مجریه و پارلمان پیوند سازمانی و سیاسی نزدیکی وجود دارد. وزیران غالباً از اعضای پارلمان یا احزاب حاضر در آن انتخاب میشوند و دولت در برابر پارلمان مسئولیت سیاسی دارد. در بریتانیا، برای نمونه، دولت برای ماندن در قدرت باید اعتماد مجلس عوام را حفظ کند و از دست دادن این اعتماد میتواند به استعفای دولت یا در شرایط مقرر به برگزاری انتخابات منجر شود.[۲]
نظام پارلمانی یک الگوی واحد و ثابت ندارد. بریتانیا، آلمان، هند، کانادا، استرالیا، ژاپن و بسیاری از کشورهای دیگر دارای شکلهایی از حکومت پارلمانیاند، اما قوانین مربوط به تشکیل دولت، رأی اعتماد، انحلال پارلمان، نقش رئیس کشور، نظام انتخاباتی و رابطهٔ میان مجالس در آنها متفاوت است. برخی نظامهای پارلمانی سلطنتیاند و پادشاه یا ملکه رئیس کشور است؛ برخی دیگر جمهوریاند و رئیسجمهور عمدتاً نقشی غیراجرایی یا محدود دارد.[۳]
مفهوم نظام پارلمانی
مهمترین معیار برای تشخیص نظام پارلمانی، رابطهٔ میان دولت و پارلمان است.
در این نظام، دولت برای ادامهٔ کار باید از حمایت یا اعتماد پارلمان برخوردار باشد. این حمایت ممکن است متعلق به یک حزب دارای اکثریت، ائتلافی از چند حزب یا در مواردی مجموعهای از توافقهای پارلمانی باشد.
بنابراین داشتن اکثریت مطلق حزبی شرط ضروری همهٔ حکومتهای پارلمانی نیست. دولت اقلیت نیز میتواند تشکیل شود، مشروط بر آنکه بتواند در رأیهای تعیینکننده حمایت کافی نمایندگان را به دست آورد یا احزاب دیگر از برکناری آن خودداری کنند.
در بریتانیا، اعتماد به دولت به معنای برخورداری از حمایت اکثریت لازم در مجلس عوام است و دولت اقلیت نیز میتواند در صورت حفظ این اعتماد به فعالیت خود ادامه دهد.[۴]
ویژگیهای اصلی
نظامهای پارلمانی با وجود تفاوتهای فراوان معمولاً چند ویژگی مشترک دارند.
نخست، دولت از نظر سیاسی به پارلمان وابسته است.
دوم، نخستوزیر معمولاً رهبر دولت و مهمترین مقام اجرایی سیاسی است.
سوم، دولت در برابر پارلمان پاسخگو است و پارلمان میتواند از طریق سازوکارهایی مانند سؤال، استیضاح، تحقیق، بررسی بودجه و رأی عدم اعتماد بر آن نظارت کند.
چهارم، در بسیاری از نظامهای پارلمانی میان «رئیس کشور» و «رئیس دولت» تمایز وجود دارد.
پنجم، رابطهٔ قوهٔ مجریه و مقننه برخلاف الگوی کلاسیک تفکیک سخت قوا، بر همکاری و وابستگی متقابل استوار است.
خاستگاه تاریخی
نظام پارلمانی برخلاف بسیاری از ساختارهای سیاسی که بر پایهٔ قانون اساسی واحدی ایجاد شدهاند، در بریتانیا طی چند سده بهتدریج شکل گرفت.
ریشههای دور پارلمان انگلستان را میتوان در شوراهای سلطنتی و تحول نهادهای نمایندگی در قرون وسطی جستوجو کرد، اما حکومت پارلمانی به معنای جدید آن حاصل تحولات بسیار متأخرتر بود.
منازعهٔ پادشاه و پارلمان در سدهٔ هفدهم، جنگ داخلی انگلستان، اعدام چارلز اول، بازگشت سلطنت و سپس انقلاب باشکوه سال ۱۶۸۸ در محدودشدن قدرت سلطنت و تقویت جایگاه پارلمان نقش داشتند.
منشور حقوق ۱۶۸۹ نیز یکی از اسناد مهم این تحول بود و محدودیتهایی بر قدرت سلطنت ایجاد کرد.[۵]
با این حال، حکومت پارلمانی امروزی بلافاصله پس از این تحولات پدید نیامد. شکلگیری کابینه، مقام نخستوزیری، مسئولیت وزیران در برابر پارلمان و تبدیل سلطنت به نهادی عمدتاً تشریفاتی فرایندی تدریجی بود که طی سدههای هجدهم و نوزدهم توسعه یافت.
بریتانیا و شکلگیری نخستوزیری
بریتانیا نمونهٔ تاریخی مهم تحول نظام پارلمانی است.
با کاهش تدریجی نقش مستقیم پادشاه در ادارهٔ دولت، وزیران و کابینه اهمیت بیشتری یافتند. رابرت والپول که از ۱۷۲۱ تا ۱۷۴۲ در رأس دولت بریتانیا قرار داشت، معمولاً نخستین شخصی دانسته میشود که عملاً وظایفی نزدیک به نخستوزیر جدید انجام داد، هرچند عنوان و ساختار رسمی نخستوزیری در آن دوره هنوز به شکل امروزی تثبیت نشده بود.
در طول سدههای هجدهم و نوزدهم، این اصل بهتدریج شکل گرفت که دولت باید بتواند حمایت مجلس عوام را حفظ کند.
با توسعهٔ احزاب سیاسی و گسترش حق رأی، رابطهٔ میان انتخابات، اکثریت پارلمانی و تشکیل دولت نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد.
والتر بَجِت و نظریهٔ حکومت پارلمانی
والتر بَجِت، روزنامهنگار و نظریهپرداز سیاسی بریتانیایی، در کتاب قانون اساسی انگلستان که نخستین بار در دههٔ ۱۸۶۰ منتشر شد، یکی از تحلیلهای کلاسیک نظام پارلمانی بریتانیا را ارائه کرد.
بجت بر خلاف برداشت سادهای که حکومت بریتانیا را بر اساس تفکیک کامل قوا توضیح میداد، بر پیوند میان قوهٔ مجریه و مقننه تأکید کرد.
از نظر او، کابینه حلقهای بود که این دو بخش حکومت را به یکدیگر متصل میکرد.[۶]
این ویژگی هنوز یکی از تفاوتهای بنیادی نظام پارلمانی با نظام ریاستی محسوب میشود.
پارلمان
پارلمان در نظام پارلمانی نهادی محوری است.
پارلمان قانون تصویب میکند، بودجه و مالیات را بررسی میکند و بر عملکرد دولت نظارت دارد. در بسیاری از نظامها، بقای دولت نیز به اعتماد اکثریت مجلس منتخب وابسته است.
پارلمان میتواند تکمجلسی یا دومجلسی باشد.
در بریتانیا، پارلمان از مجلس عوام و مجلس اعیان تشکیل شده است. مجلس عوام منتخب مردم است و رابطهٔ اعتماد سیاسی دولت با این مجلس برقرار میشود.
در آلمان، بوندستاگ نقش اصلی را در انتخاب صدراعظم و نظارت سیاسی بر دولت دارد.
بنابراین وجود دو مجلس به این معنا نیست که دولت الزاماً باید اعتماد هر دو را به یک شکل داشته باشد. این موضوع به قانون اساسی هر کشور بستگی دارد.
نخستوزیر
نخستوزیر معمولاً رئیس دولت در نظام پارلمانی است.
او هدایت سیاست عمومی دولت، هماهنگی وزیران و نمایندگی سیاسی دولت را بر عهده دارد.
شیوهٔ تعیین نخستوزیر در کشورهای مختلف متفاوت است.
در برخی کشورها رئیس کشور شخصی را که قادر به کسب اعتماد پارلمان است مأمور تشکیل دولت میکند. در برخی دیگر پارلمان رسماً نخستوزیر یا صدراعظم را انتخاب میکند.
در آلمان، برای نمونه، صدراعظم فدرال توسط بوندستاگ انتخاب میشود و برای انتخاب در مرحلهٔ اصلی به اکثریت اعضای آن نیاز دارد.[۷]
قدرت نخستوزیر نیز در همهٔ نظامهای پارلمانی یکسان نیست. ساختار حزبی، نوع ائتلاف، قانون اساسی و موقعیت سیاسی دولت میتوانند بر میزان قدرت او تأثیر بگذارند.
هیئت وزیران
هیئت وزیران یا کابینه مجموعهای از وزیران است که مسئول ادارهٔ بخشهای مختلف حکومتاند.
در نظام پارلمانی، کابینه معمولاً تحت رهبری نخستوزیر فعالیت میکند.
اصل «مسئولیت جمعی کابینه» در برخی نظامهای پارلمانی اهمیت ویژهای دارد. بر اساس این اصل، وزیران باید از تصمیمهای اصلی دولت بهصورت جمعی حمایت کنند یا در صورت مخالفت بنیادی از سمت خود کنارهگیری کنند.
در عین حال، هر وزیر در برابر پارلمان دربارهٔ حوزهٔ مسئولیت خود نیز پاسخگو است.
در بریتانیا، وزیران عضو دولت در پارلمان حضور دارند و در برابر آن پاسخگو هستند.[۸]
رئیس کشور و رئیس دولت
یکی از ویژگیهای بسیاری از نظامهای پارلمانی جدایی میان مقام «رئیس کشور» و «رئیس دولت» است.
رئیس دولت نخستوزیر است و مدیریت سیاسی قوهٔ مجریه را بر عهده دارد.
رئیس کشور ممکن است پادشاه یا رئیسجمهور باشد.
در پادشاهیهای پارلمانی مانند بریتانیا، کانادا، استرالیا، سوئد و ژاپن، پادشاه مقام ریاست کشور را دارد، در حالی که نخستوزیر ریاست دولت را بر عهده میگیرد.
در جمهوریهای پارلمانی مانند آلمان، ایتالیا و هند، رئیسجمهور رئیس کشور است و نخستوزیر یا صدراعظم مدیریت دولت را بر عهده دارد.
حدود اختیارات رئیس کشور در کشورهای مختلف متفاوت است.
پادشاهی پارلمانی
پادشاهی پارلمانی شکلی از حکومت پارلمانی است که در آن مقام ریاست کشور موروثی است، اما ادارهٔ سیاسی دولت بر عهدهٔ نخستوزیر و کابینه قرار دارد.
بریتانیا از نمونههای شناختهشدهٔ این الگو است.
در چنین نظامهایی، پادشاه معمولاً وظایف رسمی و نمادین انجام میدهد و اعمال بسیاری از اختیارات قانونی او بر اساس قواعد مشروطه و توصیهٔ دولت صورت میگیرد.
کانادا، استرالیا و نیوزیلند نیز دارای نظام پارلمانی در چارچوب سلطنت مشروطهاند، هرچند ساختار فدرال یا نهادی آنها با بریتانیا تفاوت دارد.
جمهوری پارلمانی
در جمهوری پارلمانی رئیس کشور بهجای پادشاه، رئیسجمهور است.
با این حال، رئیسجمهور معمولاً رئیس دولت نیست و ادارهٔ روزمرهٔ حکومت بر عهدهٔ نخستوزیر و کابینه قرار دارد.
آلمان و ایتالیا نمونههایی از جمهوریهای پارلمانیاند.
رئیسجمهور در این نظامها ممکن است وظایفی مانند انتصاب رسمی نخستوزیر، امضای قوانین، نمایندگی کشور و ایفای برخی نقشها در هنگام بحران سیاسی داشته باشد، اما میزان اختیار او به قانون اساسی کشور بستگی دارد.
بنابراین وجود رئیسجمهور بهخودیخود یک کشور را به نظام ریاستی تبدیل نمیکند.
تشکیل دولت
پس از انتخابات پارلمانی، فرایند تشکیل دولت آغاز میشود.
اگر یک حزب اکثریت لازم کرسیها را در اختیار داشته باشد، رهبر آن معمولاً در موقعیت تشکیل دولت قرار میگیرد.
اگر هیچ حزبی اکثریت نداشته باشد، مذاکرات میان احزاب برای تشکیل ائتلاف یا حمایت از دولت اقلیت آغاز میشود.
در این مرحله، احزاب ممکن است دربارهٔ برنامهٔ دولت، تقسیم وزارتخانهها، بودجه و سیاستهای عمومی مذاکره کنند.
مدت این مذاکرات از کشوری به کشور دیگر متفاوت است و در نظامهای چندحزبی ممکن است طولانی شود.
دولت اکثریت
دولت اکثریت هنگامی شکل میگیرد که حزب حاکم یا ائتلاف دولتی بیش از نیمی از کرسیهای لازم برای کنترل مجلس را در اختیار داشته باشد.
چنین دولتی معمولاً توان بیشتری برای تصویب قوانین و حفظ رأی اعتماد دارد.
با این حال، اکثریت پارلمانی میتواند قدرت اجرایی را نیز تقویت کند؛ بهویژه هنگامی که انضباط حزبی بالا باشد و نمایندگان حزب حاکم معمولاً از دولت حمایت کنند.
در چنین شرایطی، نقش اپوزیسیون، کمیسیونهای پارلمانی، دستگاه قضایی، رسانهها و دیگر سازوکارهای نظارتی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
دولت ائتلافی
دولت ائتلافی هنگامی تشکیل میشود که دو یا چند حزب برای کسب اکثریت پارلمانی و تشکیل دولت با یکدیگر توافق کنند.
ائتلافها در بسیاری از دموکراسیهای پارلمانی، بهویژه کشورهایی که از نظام انتخاباتی تناسبی استفاده میکنند، رایجاند.
احزاب ائتلافی معمولاً پیش از تشکیل دولت دربارهٔ برنامهٔ مشترک و تقسیم مسئولیتهای کابینه توافق میکنند.
دولت ائتلافی میتواند نمایندگی طیف گستردهتری از نیروهای سیاسی را امکانپذیر کند، اما اختلاف میان شرکای ائتلاف نیز ممکن است به بحران یا سقوط دولت منجر شود.
دولت اقلیت
دولت اقلیت دولتی است که حزب یا ائتلاف تشکیلدهندهٔ آن اکثریت مطلق کرسیهای پارلمان را در اختیار ندارد.
چنین دولتی برای تصویب قوانین و حفظ اعتماد مجلس به حمایت احزاب یا نمایندگان خارج از دولت نیاز دارد.
این حمایت ممکن است موردی باشد یا بر اساس توافق رسمی «اعتماد و تأمین بودجه» شکل گیرد.
وجود دولت اقلیت نشان میدهد که در نظام پارلمانی «اعتماد پارلمان» لزوماً به معنای برخورداری دولت از اکثریت مطلق کرسیها نیست.[۹]
رأی اعتماد
رأی اعتماد یکی از سازوکارهای اصلی رابطهٔ دولت و پارلمان است.
در برخی نظامها، دولت جدید باید پس از تشکیل بهطور رسمی از پارلمان رأی اعتماد بگیرد.
در برخی دیگر، اعتماد ممکن است بر اساس قواعد و عرف سیاسی مفروض باشد، مگر آنکه پارلمان خلاف آن را نشان دهد.
دولت همچنین ممکن است تصویب یک موضوع مهم را به مسئلهٔ اعتماد سیاسی تبدیل کند.
جزئیات این سازوکار در قوانین اساسی و رویههای پارلمانی کشورها متفاوت است.
رأی عدم اعتماد
رأی عدم اعتماد سازوکاری است که پارلمان از طریق آن اعلام میکند دولت دیگر از حمایت سیاسی لازم برخوردار نیست.
این ابزار یکی از مشخصههای اصلی نظام پارلمانی است.
در بریتانیا، حفظ اعتماد مجلس عوام از اصول بنیادی رابطهٔ دولت و پارلمان محسوب میشود. در رویهٔ سنتی، دولتی که بهطور روشن اعتماد مجلس را از دست بدهد ممکن است استعفا دهد یا در شرایط مقرر مسیر انتخابات عمومی را دنبال کند.[۱۰]
قواعد رأی عدم اعتماد در کشورها متفاوت است و همهٔ شکستهای پارلمانی نیز به معنای از دست رفتن اعتماد نیستند.
رأی عدم اعتماد سازنده
برخی نظامهای پارلمانی برای افزایش ثبات دولت از سازوکار «رأی عدم اعتماد سازنده» (Constructive Vote of No Confidence) استفاده میکنند.
در این الگو، پارلمان نمیتواند صرفاً رئیس دولت را برکنار کند؛ بلکه باید همزمان جانشین او را نیز انتخاب کند.
آلمان یکی از شناختهشدهترین نمونههای این سازوکار است.
بر اساس مادهٔ ۶۷ قانون پایهٔ آلمان، بوندستاگ تنها هنگامی میتواند صدراعظم را برکنار کند که با اکثریت اعضای خود جانشینی برای او انتخاب کند.[۱۱]
این سازوکار برای جلوگیری از سقوط دولت بدون وجود اکثریتی جایگزین طراحی شده است.
انحلال پارلمان
در بسیاری از نظامهای پارلمانی امکان انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات پیش از پایان دورهٔ عادی وجود دارد، اما شرایط آن از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.
در برخی نظامها نخستوزیر میتواند تحت شرایط قانونی درخواست انحلال کند؛ در برخی دیگر اختیارات او محدودتر است و قانون اساسی شرایط مشخصی برای انتخابات زودهنگام تعیین میکند.
در بریتانیا، قانون Dissolution and Calling of Parliament Act 2022 چارچوب قانونی کنونی انحلال پارلمان را تعیین میکند و انحلال در چارچوب اختیارات سلطنتی و بر اساس قواعد مشروطه انجام میشود.[۱۲]
بنابراین امکان انحلال مجلس را نمیتوان به یک قاعدهٔ یکسان برای همهٔ نظامهای پارلمانی فروکاست.
رابطهٔ قوهٔ مجریه و مقننه
یکی از تفاوتهای مهم نظام پارلمانی با برداشت سختگیرانه از تفکیک قوا، پیوند نزدیک میان قوهٔ مجریه و مقننه است.
اعضای دولت اغلب خود عضو پارلماناند و دولت معمولاً بر پایهٔ حمایت اکثریت پارلمانی تشکیل میشود.
از این رو برخی نظریهپردازان از «همآمیزی» یا پیوند قوهٔ مجریه و مقننه در نظام پارلمانی سخن گفتهاند.
این امر به معنای فقدان کنترل قدرت نیست. نظارت پارلمانی، استقلال قضایی، اپوزیسیون، انتخابات، نظام حزبی و دیگر نهادها میتوانند نقش محدودکننده داشته باشند.
نظام پارلمانی و تفکیک قوا
تفکیک قوا در نظام پارلمانی معمولاً شکلی متفاوت از نظام ریاستی دارد.
در نظام ریاستی، استقلال سازمانی رئیس قوهٔ مجریه از مجلس برجستهتر است.
در نظام پارلمانی، دولت از دل پارلمان برمیخیزد و برای ادامهٔ کار به اعتماد آن وابسته است.
از این رو نظام پارلمانی بیشتر بر «تفکیک نسبی» و همکاری قوا استوار است تا جدایی مطلق.
با وجود این، استقلال قوه قضائیه همچنان از عناصر مهم دولت مشروطه و حاکمیت قانون محسوب میشود.
نظام پارلمانی و نظام ریاستی
تفاوت اصلی میان نظام پارلمانی و نظام ریاستی در منشأ و بقای قوهٔ مجریه است.
در نظام ریاستی، رئیسجمهور معمولاً برای دورهای معین مستقل از پارلمان انتخاب میشود و بقای سیاسی او به اعتماد مستمر مجلس وابسته نیست.
در نظام پارلمانی، دولت برای ماندن در قدرت باید اعتماد پارلمان را حفظ کند.
در نظام ریاستی معمولاً یک شخص هم رئیس کشور و هم رئیس قوهٔ مجریه است، در حالی که در بسیاری از نظامهای پارلمانی این دو مقام از یکدیگر جدا هستند.
همچنین برکناری رئیسجمهور در نظام ریاستی معمولاً مستلزم فرایندهای حقوقی خاص مانند استیضاح است، در حالی که دولت پارلمانی ممکن است از طریق رأی عدم اعتماد سیاسی برکنار شود.[۱۳]
نظام نیمهریاستی
نظام نیمهریاستی ساختاری متفاوت است که برخی عناصر نظام ریاستی و پارلمانی را ترکیب میکند.
در این نظام، رئیسجمهور معمولاً با رأی مردم انتخاب میشود و دارای اختیارات سیاسی قابل توجه است، اما در کنار او نخستوزیر و کابینهای نیز وجود دارند که در برابر پارلمان مسئولاند.
فرانسه در جمهوری پنجم نمونهٔ شناختهشدهٔ نظام نیمهریاستی است.
بنابراین هر نظامی که نخستوزیر و پارلمان داشته باشد الزاماً پارلمانی محسوب نمیشود؛ جایگاه رئیسجمهور و رابطهٔ دولت با پارلمان نیز باید بررسی شود.
نظام وستمینستر
نظام وستمینستر خانوادهای از نظامهای پارلمانی است که از الگوی تاریخی بریتانیا تأثیر گرفتهاند.
بریتانیا، کانادا، استرالیا و چند کشور دیگر دارای نهادها و سنتهایی مرتبط با این الگو هستند.
از ویژگیهای متداول آن میتوان به دولت مسئول در برابر مجلس منتخب، نقش برجستهٔ نخستوزیر، کابینه، اپوزیسیون رسمی و مسئولیت جمعی وزیران اشاره کرد.
با این حال، کشورهای وستمینستری دقیقاً مشابه یکدیگر نیستند. ساختار فدرال کانادا و استرالیا، قوانین اساسی مدون آنها و اختیارات نهادهای مختلف تفاوتهایی مهم با بریتانیا ایجاد کردهاند.
نظام پارلمانی بریتانیا
بریتانیا نمونهٔ تاریخی برجستهٔ نظام پارلمانی است.
دولت معمولاً توسط حزبی تشکیل میشود که بتواند اعتماد مجلس عوام را در اختیار داشته باشد. نخستوزیر رهبر سیاسی دولت است و وزیران ارشد کابینه را تشکیل میدهند.
دولت در برابر مجلس عوام پاسخگو است و وزیران باید دربارهٔ سیاستها و عملکرد دستگاههای خود به نمایندگان پاسخ دهند. پرسش از وزیران، پرسش از نخستوزیر، کمیسیونهای پارلمانی و بررسی قوانین از ابزارهای نظارت پارلماناند.[۱۴]
در نظام بریتانیا، رابطهٔ اعتماد میان دولت و مجلس عوام از اصول بنیادین نظام پارلمانی است.[۱۵]
نظام پارلمانی آلمان
آلمان جمهوری فدرال پارلمانی است.
بوندستاگ صدراعظم فدرال را انتخاب میکند. نامزد معرفیشده در مرحلهٔ اصلی باید اکثریت اعضای بوندستاگ را به دست آورد.[۱۶]
یکی از ویژگیهای مهم نظام آلمان رأی عدم اعتماد سازنده است. بوندستاگ تنها در صورتی میتواند صدراعظم را برکنار کند که همزمان جانشین او را با اکثریت اعضای خود انتخاب کند.[۱۷]
این سازوکار با توجه به تجربهٔ بیثباتی سیاسی جمهوری وایمار در طراحی قانون پایهٔ پس از جنگ جهانی دوم مورد توجه قرار گرفت.
نظام پارلمانی هند
هند پس از استقلال در سال ۱۹۴۷ نظام پارلمانی را در چارچوب جمهوری و قانون اساسی فدرال خود توسعه داد.
رئیسجمهور رئیس کشور است و نخستوزیر در رأس شورای وزیران قرار دارد.
دولت مرکزی از نظر سیاسی در برابر مجلس منتخب پارلمان، یعنی لوکسابها، مسئول است.
نظام هند از برخی سنتهای وستمینستر تأثیر گرفته است، اما آنها را در چارچوب قانون اساسی مدون، جمهوری، فدرالیسم و ساختار سیاسی خاص هند بازسازی کرده است.
نظام پارلمانی ژاپن
ژاپن نیز دارای نظام پارلمانی است.
بر اساس قانون اساسی پس از جنگ جهانی دوم، امپراتور نماد دولت و وحدت مردم است و قدرت اجرایی در اختیار کابینه قرار دارد.
نخستوزیر از میان اعضای پارلمان ملی ژاپن، «دایت»، تعیین میشود.
این ساختار نمونهای از پادشاهی پارلمانی است که در آن مقام سلطنت از ادارهٔ سیاسی روزمرهٔ دولت جدا شده است.
احزاب سیاسی
احزاب سیاسی در عملکرد نظام پارلمانی نقش بنیادی دارند.
انتخابات تعیین میکند که چه احزابی وارد پارلمان شوند و توزیع کرسیها تا حد زیادی مشخص میکند چه حزبی یا چه ائتلافی امکان تشکیل دولت خواهد داشت.
در نظامهای دوحزبی یا دارای یک حزب مسلط در پارلمان، تشکیل دولت اکثریت ممکن است رایجتر باشد.
در نظامهای چندحزبی، دولتهای ائتلافی بیشتر مشاهده میشوند.
در بریتانیا، تقریباً همهٔ اعضای مجلس عوام وابسته به احزاباند و نظام حزبی نقشی محوری در تشکیل دولت و سازماندهی اپوزیسیون دارد.[۱۸]
اپوزیسیون پارلمانی
یکی از عناصر مهم نظام پارلمانی اپوزیسیون است.
احزاب خارج از دولت عملکرد کابینه را نقد و بررسی میکنند و میکوشند خود را بهعنوان گزینهای برای تشکیل دولت آینده معرفی کنند.
در نظام وستمینستر، بزرگترین حزب خارج از دولت معمولاً «اپوزیسیون رسمی» را تشکیل میدهد و کابینهٔ سایه ایجاد میکند.
اعضای کابینهٔ سایه حوزههای متناظر با وزارتخانههای دولت را دنبال میکنند و سیاستهای دولت را مورد پرسش قرار میدهند.
این ساختار امکان رقابت سازمانیافته میان دولت و جایگزین سیاسی آن را فراهم میکند.
پرسش از دولت
پرسش پارلمانی یکی از ابزارهای نظارت بر دولت است.
نمایندگان میتوانند از وزیران دربارهٔ تصمیمها، هزینهها و سیاستهای دستگاه اجرایی سؤال کنند.
در مجلس عوام بریتانیا، وزیران در زمانهای مشخص برای پاسخ به پرسشهای نمایندگان حاضر میشوند و نخستوزیر نیز بهطور منظم در جلسهٔ پرسش از نخستوزیر شرکت میکند.[۱۹]
این سازوکارها علاوه بر کسب اطلاعات، دولت را وادار میکنند تصمیمهای خود را در فضای عمومی توضیح دهد.
کمیسیونهای پارلمانی
کمیسیونهای پارلمانی از ابزارهای مهم بررسی تخصصی عملکرد دولتاند.
این کمیسیونها میتوانند وزیران، مقامهای دولتی، کارشناسان و دیگر افراد را برای ارائهٔ توضیح یا اطلاعات دعوت کنند، اسناد را بررسی کنند و گزارش منتشر کنند.
قدرت و استقلال کمیسیونها در کشورهای مختلف متفاوت است.
در برخی نظامها، کمیسیونهای قوی میتوانند حتی در شرایطی که دولت از اکثریت پارلمانی برخوردار است، نقش مهمی در نظارت بر قوهٔ مجریه داشته باشند.
بودجه و کنترل مالی
کنترل بودجه یکی از قدیمیترین و مهمترین اختیارات پارلمانها است.
دولت برای دریافت مالیات و هزینهکرد منابع عمومی به مجوزهای قانونی نیاز دارد.
بررسی بودجه به نمایندگان امکان میدهد اولویتهای دولت را بررسی کنند و دربارهٔ نحوهٔ مصرف منابع عمومی سؤال کنند.
در بریتانیا، مجلس عوام نقشی اساسی در تصویب مالیات و تأمین منابع مالی دولت دارد.[۲۰]
کنترل مالی از این جهت اهمیت دارد که دولت بدون دسترسی قانونی به منابع مالی قادر به اجرای بخش بزرگی از سیاستهای خود نیست.
مسئولیت سیاسی دولت
یکی از مفاهیم بنیادی نظام پارلمانی «مسئولیت سیاسی» است.
دولت باید تصمیمهای خود را در برابر پارلمان توضیح دهد و در نهایت حمایت سیاسی لازم را حفظ کند.
این مسئولیت با مسئولیت کیفری یا حقوقی متفاوت است. دولت ممکن است بدون ارتکاب جرم صرفاً به دلیل از دست دادن حمایت سیاسی پارلمان مجبور به کنارهگیری شود.
همین ویژگی یکی از تفاوتهای اساسی میان مسئولیت سیاسی در نظام پارلمانی و دورهٔ ثابت ریاستجمهوری در نظام ریاستی است.
مسئولیت فردی وزیران
در بسیاری از سنتهای پارلمانی، علاوه بر مسئولیت جمعی دولت، مفهوم مسئولیت فردی وزیران نیز وجود دارد.
هر وزیر مسئول عملکرد وزارتخانهٔ خود است و باید در برابر پارلمان پاسخ دهد.
در عمل، حدود این مسئولیت و شرایطی که باید به استعفای وزیر منجر شود از کشوری به کشور دیگر و از دورهای به دورهٔ دیگر متفاوت است.
با این حال، اصل پاسخگویی وزیران به پارلمان یکی از عناصر مهم حکومت مسئول بهشمار میرود.
نظام انتخاباتی و نظام پارلمانی
نظام پارلمانی را نباید با یک نوع مشخص از نظام انتخاباتی یکسان دانست.
کشورهای پارلمانی میتوانند از نظام اکثریتی، تناسبی یا ترکیبی استفاده کنند.
نوع نظام انتخاباتی بر ساختار حزبی و در نتیجه بر نحوهٔ تشکیل دولت تأثیر میگذارد.
نظامهای تناسبی معمولاً امکان حضور احزاب بیشتری در پارلمان را فراهم میکنند و ممکن است به تشکیل ائتلافهای چندحزبی بینجامند.
نظامهای اکثریتی در برخی شرایط میتوانند احتمال تشکیل دولت تکحزبی را افزایش دهند.
این رابطه قطعی نیست و عوامل اجتماعی، تاریخی و حزبی نیز در آن نقش دارند.[۲۱]
نظام پارلمانی و دموکراسی
نظام پارلمانی بهخودیخود مترادف دموکراسی نیست.
دموکراتیکبودن یک نظام علاوه بر شکل رابطهٔ دولت و پارلمان به عواملی مانند انتخابات آزاد و رقابتی، حق رأی عمومی، آزادی بیان، آزادی تشکل، استقلال قضایی، حقوق مخالفان و حاکمیت قانون وابسته است.
در تاریخ، ساختارهای پارلمانی در دورههایی وجود داشتهاند که حق رأی محدود بوده یا گروههای بزرگی از جامعه از مشارکت سیاسی محروم بودهاند.
از این رو، «پارلمانی» توصیفی دربارهٔ ساختار رابطهٔ قوای سیاسی است و «دموکراتیک» مفهومی گستردهتر دربارهٔ منشأ، محدودیت و پاسخگویی قدرت سیاسی است.
نظام پارلمانی و حاکمیت قانون
حاکمیت قانون مکمل مهم حکومت پارلمانی است.
حتی دولتی که از حمایت اکثریت پارلمان برخوردار است باید در چارچوب قانون و قانون اساسی عمل کند.
استقلال دستگاه قضایی، تضمین حقوق بنیادین و امکان بررسی قانونی اقدامات دولت میتوانند مانع از آن شوند که اکثریت پارلمانی به قدرتی فاقد محدودیت تبدیل شود.
بنابراین در دموکراسیهای پارلمانی معاصر، حکومت اکثریت معمولاً با محدودیتهای قانونی و حقوق بنیادین همراه است.
مزایای مورد استناد نظام پارلمانی
طرفداران نظام پارلمانی معمولاً به رابطهٔ مستقیمتر میان دولت و اکثریت پارلمانی، امکان پاسخگوکردن دولت و انعطاف در تغییر قوهٔ مجریه اشاره میکنند.
اگر دولت حمایت سیاسی خود را از دست دهد، امکان تغییر دولت بدون انتظار تا پایان یک دورهٔ ثابت ریاستجمهوری وجود دارد.
همچنین هنگامی که دولت از اکثریت منسجم برخوردار باشد، هماهنگی میان قوهٔ مجریه و مقننه میتواند تصویب و اجرای برنامههای دولت را تسهیل کند.
در نظامهای ائتلافی نیز تشکیل دولت میتواند مستلزم مذاکره و توافق میان چند نیروی سیاسی باشد.
این ویژگیها، با این حال، بسته به نظام انتخاباتی، ساختار حزبی و نهادهای هر کشور آثار متفاوتی دارند و نمیتوان آنها را نتایج قطعی همهٔ نظامهای پارلمانی دانست.[۲۲]
انتقادها از نظام پارلمانی
منتقدان نظام پارلمانی به چند مسئله اشاره کردهاند.
در نظامهایی که یک حزب اکثریت بزرگ و انضباط حزبی شدیدی دارد، پیوند دولت و اکثریت پارلمان ممکن است توان نظارتی مجلس را کاهش دهد.
در مقابل، در نظامهای چندحزبی پراکنده، مذاکرات طولانی برای تشکیل دولت یا فروپاشی ائتلافها میتواند بیثباتی سیاسی ایجاد کند.
منتقدان همچنین استدلال کردهاند که انتخاب غیرمستقیم رئیس دولت ممکن است رابطهٔ رأیدهندگان با انتخاب قوهٔ مجریه را نسبت به نظام ریاستی کمتر مستقیم کند.
در مقابل، مدافعان نظام پارلمانی بر مسئولیت مستمر دولت در برابر نمایندگان منتخب و امکان تغییر دولت پس از از دست دادن اعتماد تأکید دارند.
این اختلافها بخشی از بحث گستردهتر علوم سیاسی دربارهٔ آثار ساختارهای ریاستی و پارلمانی است.[۲۳]
مسئلهٔ ثبات دولت
ثبات دولت در نظام پارلمانی به عوامل متعددی بستگی دارد.
وجود تعداد زیادی حزب، شکافهای سیاسی عمیق یا ائتلافهای شکننده میتواند عمر دولتها را کاهش دهد.
اما پارلمانیبودن بهتنهایی به معنای بیثباتی نیست.
آلمان پس از جنگ جهانی دوم نمونهای از نظام پارلمانی با سازوکارهایی برای افزایش ثبات دولت بوده است. رأی عدم اعتماد سازنده یکی از این سازوکارها است.[۲۴]
ساختار حزبی، قانون انتخابات، فرهنگ سیاسی و قواعد تشکیل و برکناری دولت همگی بر ثبات کابینه تأثیر میگذارند.
مسئلهٔ تمرکز قدرت اکثریت
یکی از نقدهای مطرحشده دربارهٔ برخی نظامهای پارلمانی این است که دولت دارای اکثریت منسجم ممکن است هم بر قوهٔ مجریه و هم بر روند قانونگذاری تسلط گسترده پیدا کند.
اگر نمایندگان حزب حاکم بهشدت تابع رهبری حزب باشند، نظارت پارلمان بر دولت ممکن است ضعیف شود.
در چنین شرایطی، کمیسیونهای مستقل، مجلس دوم، دستگاه قضایی، رسانهها، دولتهای محلی و حقوق اپوزیسیون میتوانند اهمیت بیشتری پیدا کنند.
بنابراین مسئلهٔ اصلی صرفاً رابطهٔ حقوقی دولت و پارلمان نیست، بلکه نحوهٔ توزیع واقعی قدرت در ساختار سیاسی است.
بحران و دولت موقت
در نظامهای پارلمانی ممکن است پس از انتخابات یا سقوط دولت مدتی طول بکشد تا کابینهٔ جدید تشکیل شود.
در این فاصله، دولت پیشین ممکن است بهصورت دولت موقت یا سرپرست به فعالیت ادامه دهد.
عرف و قانون در برخی کشورها اختیارات دولت موقت را محدود میکند تا تصمیمهای بلندمدت یا انتصابهای عمده بدون ضرورت انجام نشود.
این سازوکار برای حفظ تداوم ادارهٔ کشور در فاصلهٔ میان دو دولت اهمیت دارد.
نظام پارلمانی و فدرالیسم
نظام پارلمانی با فدرالیسم ناسازگار نیست.
آلمان، کانادا، استرالیا و هند نمونههایی از کشورهاییاند که ساختار فدرال را با نظام پارلمانی ترکیب کردهاند.
در چنین نظامهایی، علاوه بر تقسیم افقی قدرت میان نهادهای حکومت مرکزی، تقسیم عمودی قدرت میان دولت فدرال و واحدهای تشکیلدهندهٔ فدراسیون نیز وجود دارد.
مجلس دوم در برخی فدراسیونها نقش ویژهای در نمایندگی ایالتها یا مناطق دارد.
گسترش جهانی نظام پارلمانی
الگوی پارلمانی در نتیجهٔ عوامل تاریخی مختلف به مناطق گوناگون جهان گسترش یافت.
امپراتوری بریتانیا و سپس استقلال مستعمرات سابق یکی از مسیرهای گسترش نظام وستمینستر بود.
در اروپا نیز کشورهای مختلف الگوهای پارلمانی خاص خود را توسعه دادند.
پس از جنگ جهانی دوم، آلمان غربی، ایتالیا و ژاپن ساختارهای پارلمانی جدیدی ایجاد کردند.
با این حال، هر کشور این الگو را بر اساس تاریخ، قانون اساسی، ساختار اجتماعی و نظام حزبی خود تغییر داده است.
به همین دلیل بهتر است از «نظامهای پارلمانی» در قالب خانوادهای از ساختارهای حکومتی سخن گفت، نه یک مدل کاملاً یکسان.
پارلمانتاریسم در ایران
اندیشهٔ حکومت نمایندگی و مسئولیت دولت در برابر مجلس در ایران با انقلاب مشروطه ایران و تأسیس مجلس شورای ملی وارد مرحلهای تازه شد.
قانون اساسی مشروطه مصوب ۱۲۸۵ و متمم قانون اساسی مشروطه مصوب ۱۲۸۶ ساختاری ایجاد کردند که قدرت سلطنت را با قانون، مجلس و نهادهای جدید محدود میکرد.
در ساختار مشروطه، وزیران در برابر مجلس مسئولیت داشتند و متمم قانون اساسی بر مسئولیت وزیران تأکید میکرد.[۲۵]
با این حال، نظام سیاسی ایران در دورهٔ مشروطه در عمل با بحرانهای متعدد، مداخلهٔ سلطنت، کودتا، اشغال خارجی و دورههای اقتدارگرایی روبهرو شد و رابطهٔ دولت و مجلس در تمام این دوره یکسان نبود.
انقلاب مشروطه و مسئولیت دولت
یکی از مطالبات بنیادی جنبش مشروطه ایران محدودکردن قدرت خودسرانه و ایجاد حکومت قانون بود.
تشکیل مجلس، تصویب بودجه و قوانین و مسئولیت وزیران در برابر نهاد نمایندگی بخشی از ساختار جدیدی بود که مشروطهخواهان در پی ایجاد آن بودند.
متمم قانون اساسی تصریح میکرد که وزیران در امور مربوط به وزارت خود مسئولاند و نمیتوانند فرمان کتبی یا شفاهی پادشاه را دستاویز سلب مسئولیت قرار دهند.[۲۶]
این اصل از نظر تاریخی گامی مهم در انتقال مفهوم مسئولیت سیاسی از سلطنت شخصی به حکومت قانونی و پاسخگو بود.
نخستوزیری در دورهٔ مشروطه
در دورهٔ مشروطه، مقام رئیسالوزرا و سپس نخستوزیر در ساختار سیاسی ایران جایگاه مهمی داشت.
دولت برای ادارهٔ کشور با مجلس در ارتباط بود و وزیران در برابر مجلس مسئولیت قانونی داشتند.
با این حال، میزان واقعی استقلال دولت و مجلس در دورههای مختلف تغییر میکرد.
در دورهٔ رضاشاه پهلوی، تمرکز قدرت سلطنتی عملاً نقش مستقل مجلس و دولت را محدود کرد.
پس از کنارهگیری رضاشاه در ۱۳۲۰، فضای سیاسی بازتری ایجاد شد و مجلس، احزاب و نخستوزیران برای مدتی نقش سیاسی فعالتری پیدا کردند.
دولت محمد مصدق و پارلمان
دورهٔ نخستوزیری محمد مصدق یکی از مهمترین دورههای رابطهٔ دولت، مجلس و سلطنت در تاریخ معاصر ایران بود.
مصدق که از مجلس به نخستوزیری رسید، در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت بر اختیارات دولت منتخب و محدودبودن نقش سیاسی شاه بر اساس قانون اساسی مشروطه تأکید داشت.
اختلاف دربارهٔ حدود اختیارات شاه، دولت و مجلس به یکی از مسائل اصلی بحران سیاسی آن دوره تبدیل شد.
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و برکناری دولت مصدق مسیر تحول سیاسی ایران را تغییر داد و در سالهای بعد قدرت سلطنت بهتدریج افزایش یافت.[۲۷]
دورهٔ محمدرضاشاه و تضعیف پارلمان
پس از کودتای ۲۸ مرداد، بهویژه از دههٔ ۱۳۴۰، قدرت محمدرضاشاه پهلوی در ساختار سیاسی افزایش یافت.
مجلس شورای ملی و سنا همچنان به فعالیت ادامه میدادند و دولت از نظر حقوقی در ساختار مشروطه قرار داشت، اما پژوهشهای تاریخی دربارهٔ این دوره از افزایش تمرکز قدرت در دربار و محدودیت رقابت سیاسی سخن گفتهاند.[۲۸]
تشکیل حزب رستاخیز در سال ۱۳۵۳ و تبدیل ساختار حزبی رسمی کشور به نظام تکحزبی نیز دامنهٔ رقابت سازمانیافتهٔ سیاسی را محدود کرد.
در نتیجه، وجود نخستوزیر و پارلمان در این دوره لزوماً به معنای عملکرد کامل یک دموکراسی پارلمانی نبود.
جمهوری اسلامی و نظام پارلمانی
ساختار جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان در طبقهبندی کلاسیک، یک نظام پارلمانی صرف دانست.
قانون اساسی ۱۳۵۸ در ابتدا دارای رئیسجمهور و نخستوزیر بود. رئیسجمهور با رأی عمومی انتخاب میشد و نخستوزیر برای تشکیل دولت نیازمند سازوکارهای تأیید پارلمانی بود.
بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ مقام نخستوزیری را حذف کرد و اختیارات اجرایی دولت در ریاستجمهوری متمرکزتر شد.[۲۹]
رئیسجمهور با رأی عمومی انتخاب میشود و وزیران برای آغاز کار نیازمند رأی اعتماد مجلساند، اما دولت به معنای کلاسیک نظام پارلمانی از درون اکثریت مجلس انتخاب نمیشود.
جایگاه رهبری در ساختار جمهوری اسلامی
عامل دیگری که ساختار جمهوری اسلامی را از الگوهای کلاسیک پارلمانی و ریاستی متمایز میکند، جایگاه رهبری است.
اصل ۵۷ قانون اساسی قوای مقننه، مجریه و قضائیه را زیر نظر «ولایت مطلقهٔ امر و امامت امت» قرار میدهد و اصل ۱۱۰ اختیارات متعددی برای رهبر تعیین میکند، از جمله تعیین سیاستهای کلی نظام، فرماندهی نیروهای مسلح و انتصاب برخی مقامهای عالی.[۳۰]
بنابراین برای تحلیل ساختار جمهوری اسلامی، صرف بررسی رابطهٔ رئیسجمهور و مجلس کافی نیست و باید جایگاه رهبری، شورای نگهبان و دیگر نهادهای قانون اساسی را نیز در نظر گرفت.
بحث نظام پارلمانی در ایران
در دورههای مختلف پس از حذف نخستوزیری، موضوع تغییر ساختار قوهٔ مجریه و حرکت به سوی نوعی نظام پارلمانی در مباحث سیاسی ایران مطرح شده است.
این بحث معمولاً شامل پیشنهادهایی مانند حذف انتخاب مستقیم رئیسجمهور، انتخاب رئیس دولت از طریق مجلس یا احیای نوعی مقام نخستوزیری بوده است.
با این حال، اصطلاح «پارلمانیشدن» میتواند معانی متفاوتی داشته باشد. ایجاد یک نظام پارلمانی به معنای تطبیقی آن صرفاً با تغییر عنوان رئیس دولت تحقق نمییابد و مستلزم تعیین روشن رابطهٔ اعتماد میان دولت و مجلس، نحوهٔ تشکیل و سقوط دولت، نقش رئیس کشور، اختیارات نهادهای دیگر و جایگاه احزاب است.
نظام پارلمانی و حکومت پاسخگو
یکی از مبانی نظری نظام پارلمانی ایجاد زنجیرهای از پاسخگویی سیاسی است.
رأیدهندگان نمایندگان پارلمان را انتخاب میکنند؛ اکثریت یا ائتلاف پارلمانی دولت را تشکیل میدهد یا از آن حمایت میکند؛ و دولت در برابر پارلمان پاسخگو باقی میماند.
در انتخابات بعدی، رأیدهندگان میتوانند دربارهٔ عملکرد نمایندگان و احزاب تصمیم بگیرند.
با این حال، کارآمدی این زنجیره به آزادبودن انتخابات، امکان رقابت احزاب، دسترسی به اطلاعات و استقلال نهادهای نظارتی وابسته است.
نظام پارلمانی و آزادی سیاسی
نظام پارلمانی در صورتی میتواند بخشی از یک دموکراسی مشروطه باشد که با آزادیهای سیاسی و حقوق بنیادین همراه شود.
وجود مجلس بدون انتخابات رقابتی یا وجود دولت ظاهراً مسئول در برابر مجلسی فاقد استقلال، برای ایجاد دموکراسی پارلمانی کافی نیست.
آزادی احزاب، آزادی رسانه، حق تشکیل انجمنها، استقلال دستگاه قضایی و امکان فعالیت اپوزیسیون از عناصر مؤثر بر عملکرد واقعی نظام پارلمانیاند.
بنابراین باید میان ساختار حقوقی پارلمانی و کیفیت دموکراتیک یک نظام سیاسی تمایز گذاشت.
نظام پارلمانی و فرهنگ مصالحه
در بسیاری از نظامهای پارلمانی چندحزبی، تشکیل دولت مستلزم مذاکره میان احزاب است.
این وضعیت میتواند احزاب را به مصالحه و تدوین برنامههای مشترک وادارد.
در مقابل، اگر شکافهای سیاسی بسیار شدید باشند یا احزاب حاضر به همکاری نباشند، همین ضرورت ائتلاف میتواند تشکیل دولت را دشوار کند.
از این رو عملکرد نظام پارلمانی تنها به قواعد حقوقی وابسته نیست و فرهنگ سیاسی، سنت مذاکره و رفتار احزاب نیز بر آن تأثیر میگذارند.
نظام پارلمانی در حکومت تطبیقی
مطالعهٔ نظامهای پارلمانی یکی از حوزههای اصلی سیاست تطبیقی است.
پژوهشگران روابط میان نوع نظام سیاسی، نظام انتخاباتی، ساختار حزبی، ثبات کابینه، کیفیت دموکراسی و سیاستگذاری عمومی را بررسی کردهاند.
یکی از مباحث شناختهشدهٔ این حوزه مقایسهٔ نظامهای ریاستی و پارلمانی است. خوان لینز دربارهٔ برخی خطرهای ساختاری ریاستگرایی، از جمله مشروعیت دوگانهٔ رئیسجمهور و مجلس و دورههای ثابت قدرت، بحث کرد. پژوهشگران دیگری مانند خوزه آنتونیو چیبوب با بررسی دادههای تطبیقی، برخی رابطههای ساده و قطعی میان نوع نظام و بقای دموکراسی را مورد بازنگری قرار دادهاند.[۳۱]
در نتیجه، پژوهش تطبیقی معاصر معمولاً از نسبتدادن همهٔ موفقیتها یا مشکلات سیاسی یک کشور صرفاً به پارلمانی یا ریاستیبودن آن پرهیز میکند.
اهمیت نظام پارلمانی
نظام پارلمانی یکی از مهمترین الگوهای سازماندهی حکومت در جهان معاصر است.
ویژگی تعیینکنندهٔ آن وابستگی سیاسی دولت به اعتماد پارلمان است. این رابطه امکان میدهد قوهٔ مجریه در برابر نمایندگان پاسخگو باشد و در صورت از دست دادن حمایت سیاسی لازم بدون الزام به انتظار تا پایان یک دورهٔ ثابت تغییر کند.
در عین حال، تجربهٔ کشورهای مختلف نشان میدهد که «نظام پارلمانی» یک مدل یگانه نیست. بریتانیا، آلمان، هند، کانادا، استرالیا و دیگر کشورهای پارلمانی ترکیبهای متفاوتی از نظام انتخاباتی، فدرالیسم، سلطنت یا جمهوری، دولت اکثریت یا ائتلافی و قواعد رأی عدم اعتماد دارند.
کارکرد واقعی یک نظام پارلمانی نیز تنها از متن قانون اساسی تعیین نمیشود. نظام حزبی، آزادی انتخابات، استقلال پارلمان و قوهٔ قضائیه، رسانهها، جامعهٔ مدنی و فرهنگ سیاسی همگی در میزان پاسخگویی و محدودشدن قدرت نقش دارند.
از این منظر، نظام پارلمانی را میتوان ساختاری دانست که در آن پیوند میان دولت و نهاد نمایندگی، و بهویژه اصل اعتماد پارلمانی، محور سازماندهی قوهٔ مجریه است؛ اما کیفیت دموکراتیک آن به مجموعهٔ گستردهتری از نهادها و آزادیهای سیاسی وابسته باقی میماند.
جستارهای وابسته
- پارلمان
- تفکیک قوا
- نظام ریاستی
- نظام نیمهریاستی
- دموکراسی
- دموکراسی نمایندگی
- مشروطهخواهی
- حاکمیت قانون
- قوه مقننه
- قوه مجریه
- قوه قضائیه
- نخستوزیر
- هیئت وزیران
- رأی اعتماد
- رأی عدم اعتماد
- حزب سیاسی
- اپوزیسیون
- نظام انتخاباتی
- فدرالیسم
- انقلاب مشروطه ایران
- مجلس شورای ملی
- قانون اساسی مشروطه
- محمد مصدق
- مجلس شورای اسلامی
منابع
- ↑ José Antonio Cheibub, Presidentialism, Parliamentarism, and Democracy (Cambridge: Cambridge University Press, 2007), 33–48.
- ↑ David Torrance, “Commanding Confidence,” House of Commons Library, Research Briefing, 29 June 2026.
- ↑ Arend Lijphart, Patterns of Democracy: Government Forms and Performance in Thirty-Six Countries, 2nd ed. (New Haven: Yale University Press, 2012), 105–130.
- ↑ David Torrance, “Commanding Confidence,” House of Commons Library, 29 June 2026.
- ↑ Bill of Rights 1689, 1 William & Mary, Sess. 2, c. 2.
- ↑ Walter Bagehot, The English Constitution, 2nd ed. (London: Henry S. King & Co., 1873).
- ↑ Basic Law for the Federal Republic of Germany, art. 63.
- ↑ UK Parliament, “Parliament and the Government,” UK Parliament.
- ↑ David Torrance, “Commanding Confidence,” House of Commons Library, 29 June 2026.
- ↑ David Torrance, “Commanding Confidence,” House of Commons Library, Research Briefing, 29 June 2026.
- ↑ Basic Law for the Federal Republic of Germany, art. 67.
- ↑ Richard Kelly, “Dissolution of Parliament,” House of Commons Library, Research Briefing, 20 April 2023.
- ↑ Juan J. Linz, “The Perils of Presidentialism,” Journal of Democracy 1, no. 1 (1990): 51–69.
- ↑ UK Parliament, “How Do MPs Hold Government to Account?” UK Parliament.
- ↑ House of Commons Public Administration and Constitutional Affairs Committee, The Role of Parliament in the UK Constitution: Interim Report—The Status and Effect of Confidence Motions, 2018.
- ↑ Basic Law for the Federal Republic of Germany, art. 63.
- ↑ German Bundestag, “Election of the Federal Chancellor,” German Bundestag.
- ↑ UK Parliament, “MPs and Political Parties,” UK Parliament.
- ↑ UK Parliament, “How Do MPs Hold Government to Account?” UK Parliament.
- ↑ UK Parliament, “The Two-House System,” UK Parliament.
- ↑ Arend Lijphart, Patterns of Democracy, 130–157.
- ↑ Arend Lijphart, Patterns of Democracy, 105–130.
- ↑ Juan J. Linz, “The Perils of Presidentialism,” 51–69; José Antonio Cheibub, Presidentialism, Parliamentarism, and Democracy, 1–24.
- ↑ German Bundestag, “The Federal Republic of Germany,” German Bundestag.
- ↑ متمم قانون اساسی مشروطه، اصول ۴۴ و ۶۰ تا ۶۷.
- ↑ متمم قانون اساسی مشروطه، اصل ۶۴.
- ↑ Ervand Abrahamian, The Coup: 1953, the CIA, and the Roots of Modern U.S.-Iranian Relations (New York: New Press, 2013).
- ↑ Homa Katouzian, State and Society in Iran: The Eclipse of the Qajars and the Emergence of the Pahlavis (London: I.B. Tauris, 2000).
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بازنگری ۱۳۶۸، بهویژه اصول ۶۰، ۱۱۳ و ۱۳۳.
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصول ۵۷ و ۱۱۰.
- ↑ Juan J. Linz, “The Perils of Presidentialism,” 51–69; José Antonio Cheibub, Presidentialism, Parliamentarism, and Democracy.