Mostafa/صفحه تمرین ۲: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Alireza k h (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
teps | |||
Plain Text | Plain Text | ||
1 | |||
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | {{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | ||
|نام= | 2 | ||
|نام=عطار نیشابوری | |||
3 | |||
|تصویر= | |تصویر= | ||
4 | |||
|توضیح تصویر= | |توضیح تصویر= | ||
5 | |||
|نام اصلی=فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری | |||
6 | |||
|زمینه فعالیت=شعر، نثر عرفانی، تذکرهنویسی | |||
7 | |||
|ملیت=ایرانی | |ملیت=ایرانی | ||
|تاریخ تولد=حدود | 8 | ||
|محل تولد=[[ | |تاریخ تولد=حدود ۵۴۰ قمری / ۱۱۴۵ یا ۱۱۴۶ میلادی | ||
|تاریخ مرگ= | 9 | ||
|محل مرگ=[[ | |محل تولد=[[نیشابور]] | ||
|مدفن=[[ | 10 | ||
|پیشه=شاعر، | |تاریخ مرگ=احتمالاً ۶۱۸ قمری / ۱۲۲۱ میلادی | ||
|سبک نوشتاری=[[سبک عراقی]] | 11 | ||
|دیوان اشعار=دیوان | |محل مرگ=[[نیشابور]] | ||
|تخلص= | 12 | ||
|علت شهرت= | |علت مرگ=بنا بر روایت مشهور، کشتهشدن هنگام حمله مغول به نیشابور | ||
| | 13 | ||
|محل زندگی=[[نیشابور]] | |||
14 | |||
|مدفن=[[آرامگاه عطار نیشابوری]]، نیشابور | |||
15 | |||
|در زمان حکومت=[[سلجوقیان]] و [[خوارزمشاهیان]] | |||
16 | |||
|نام دیگر=شیخ عطار، فریدالدین عطار | |||
17 | |||
|لقب=فریدالدین | |||
18 | |||
|پیشه=شاعر، نویسنده، عارف، داروفروش و درمانگر | |||
19 | |||
|سالهای نویسندگی=نیمه دوم سده ششم و آغاز سده هفتم هجری قمری | |||
20 | |||
|سبک نوشتاری=[[سبک عراقی]]، ادبیات عرفانی و تمثیلی | |||
21 | |||
|کتابها=''[[منطقالطیر]]''، ''[[الهینامه]]''، ''[[مصیبتنامه]]''، ''[[اسرارنامه]]''، ''[[تذکرةالاولیا]]''، ''[[مختارنامه]]''، ''دیوان عطار'' | |||
22 | |||
|دیوان اشعار=''دیوان عطار'' | |||
23 | |||
|تخلص=عطار، فرید | |||
24 | |||
|علت شهرت=شعر عرفانی، داستانپردازی تمثیلی و نگارش ''تذکرةالاولیا'' | |||
25 | |||
|تأثیرگذاشته بر=[[مولوی]]، [[جامی]] و سنت شعر عرفانی فارسی | |||
26 | |||
|تأثیرپذیرفته از=[[سنایی غزنوی]] و سنت عرفانی خراسان | |||
27 | |||
}} | }} | ||
''' | 28 | ||
29 | |||
'''فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری'''، مشهور به '''عطار نیشابوری''' و '''شیخ عطار'''، شاعر، نویسنده، عارف، نظریهپرداز تصوف و تذکرهنویس ایرانی نیمه دوم سده ششم و آغاز سده هفتم هجری قمری بود. او احتمالاً حدود سال ۵۴۰ قمری، برابر با ۱۱۴۵ یا ۱۱۴۶ میلادی، در [[نیشابور]] زاده شد و بنا بر روایت پذیرفتهشدهتر، در سال ۶۱۸ قمری، برابر با ۱۲۲۱ میلادی، همزمان با حمله مغول به نیشابور درگذشت.<ref name="ایرانیکا">Benedikt Reinert، [https://iranicaonline.org/articles/attar-farid-al-din-poet/ “AṬṬĀR, FARĪD-AL-DĪN”]، ''Encyclopaedia Iranica''، جلد سوم، دفتر اول، صص. ۲۰–۲۵، تاریخ انتشار ۱۵ دسامبر ۱۹۸۷، آخرین بهروزرسانی ۶ آوریل ۲۰۱۷.</ref><ref name="بریتانیکا">[https://www.britannica.com/biography/Farid-al-Din-Attar “Farīd al-Dīn ʿAṭṭār”]، ''Encyclopaedia Britannica''.</ref> | |||
== | 30 | ||
31 | |||
اطلاعات قابل اعتماد درباره زندگی عطار اندک است و بخش مهمی از آنچه در تذکرههای متأخر درباره او آمده، رنگ افسانه و کرامتنامه دارد. تنها شمار محدودی از نویسندگان نزدیک به روزگار او، از جمله [[محمد عوفی]] و [[نصیرالدین طوسی]]، از وی یاد کردهاند؛ ازاینرو تعیین دقیق سال تولد، استادان، سفرها، سلسله عرفانی و حتی چگونگی مرگ او با دشواری همراه است.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
32 | |||
33 | |||
عطار یکی از پایهگذاران بزرگ شعر عرفانی فارسی بهشمار میرود. او میراث شعر تعلیمی و عرفانی [[سنایی غزنوی]] را گسترش داد و با بهرهگیری از حکایت، تمثیل، گفتوگو و روایتهای تودرتو، مفاهیم دشوار عرفانی را به زبان شعر و داستان بیان کرد. ''منطقالطیر''، ''الهینامه''، ''مصیبتنامه''، ''اسرارنامه''، ''مختارنامه''، ''دیوان عطار'' و اثر منثور ''تذکرةالاولیا'' از مهمترین آثاریاند که انتساب آنها به عطار، با درجات متفاوتی از اطمینان، پذیرفته شده است.<ref name="ایرانیکا" /><ref name="بریتانیکا" /> | |||
34 | |||
35 | |||
== نام و شهرت == | |||
36 | |||
=== | 37 | ||
نام شاعر در منابع به صورتهای گوناگون ثبت شده است. «محمد» نام او، «ابوحامد» کنیه و «فریدالدین» لقبش بوده است. برخی منابع نام پدر او را ابوبکر ابراهیم و برخی نامهای دیگری چون سعد بن یوسف ذکر کردهاند؛ این اختلاف نشان میدهد که نسب کامل او بهطور قطعی معلوم نیست.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
38 | |||
39 | |||
عطار در اشعار خود بیشتر از تخلص «عطار» و گاه «فرید» استفاده کرده است. واژه «عطار» در زبان فارسی به داروفروش، گیاهداروشناس یا فروشنده عطرها و مواد دارویی گفته میشد. گزارشهای موجود در آثار خود شاعر نشان میدهد که او به کار عطاری و درمان بیماران اشتغال داشته است؛ بنابراین شهرت او به «عطار» احتمالاً از حرفهاش سرچشمه گرفته است.<ref name="ایرانیکا" /><ref name="بریتانیکا" /> | |||
=== | 40 | ||
41 | |||
== زندگی == | |||
42 | |||
= | 43 | ||
=== تولد و زادگاه === | |||
44 | |||
45 | |||
بیشتر پژوهشگران زادگاه عطار را نیشابور یا یکی از نواحی وابسته به آن دانستهاند. منابع نزدیک به روزگار او نیز بر نیشابوری بودنش اتفاق نظر دارند. بدیعالزمان فروزانفر با بررسی شواهد تاریخی، ولادت او را حدود سال ۵۴۰ قمری برآورد کرده است؛ بااینحال سالهای دیگری نیز در منابع ذکر شده و هیچ تاریخ دقیقی را نمیتوان قطعی دانست.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
46 | |||
47 | |||
نیشابور روزگار عطار از مراکز مهم علمی، ادبی، تجاری و عرفانی [[خراسان بزرگ]] بود. این شهر از یک سو میراث علمی و فرهنگی دوره سلجوقی را در خود داشت و از سوی دیگر در معرض جنگها، آشوبهای سیاسی و درگیریهای منطقهای قرار گرفته بود. عطار بخش عمده زندگی خود را در همین محیط فرهنگی گذراند.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
48 | |||
49 | |||
=== تحصیلات و دانشها === | |||
50 | |||
== | |||
51 | |||
درباره تحصیلات رسمی عطار و استادان او اطلاعات مستقیمی در دست نیست. بااینحال، گستردگی اصطلاحات و اشارات موجود در آثارش نشان میدهد که با [[قرآن]]، حدیث، فقه، تفسیر، تاریخ دینی، ادبیات عرب، حکایات صوفیان، طب سنتی و داروشناسی آشنا بوده است. این آگاهیها در آثار او نه به صورت نمایش دانش، بلکه معمولاً در خدمت روایت، تمثیل و بیان اندیشه عرفانی قرار گرفتهاند.<ref name="ایرانیکا" /><ref name="مرکز">[https://www.cgie.org.ir/fa/news/286710/نگاهی-به-زندگی-و-آثار-عطار «نگاهی به زندگی و آثار عطار»]، مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.</ref> | |||
52 | |||
53 | |||
== | در منابع متأخر، نامهایی چون [[نجمالدین کبری]] و [[مجدالدین بغدادی]] بهعنوان استاد یا مرشد عطار ذکر شدهاند، اما برای اثبات ارتباط مستقیم او با این مشایخ شواهد تاریخی کافی وجود ندارد. تعیین وابستگی عطار به یک سلسله مشخص صوفیانه نیز دشوار است و پژوهشگران درباره مرشد مستقیم و تبار معنوی او اتفاق نظر ندارند.<ref name="ایرانیکا" /> | ||
54 | |||
55 | |||
=== حرفه عطاری و درمانگری === | |||
56 | |||
57 | |||
مطمئنترین اطلاعات زندگی عطار از اشارات خود او به دست میآید. در آثارش از داروخانه، درمان بیماران و مراجعه شمار زیادی از مردم سخن گفته و تصریح کرده است که برخی از نوشتههای خود، از جمله ''مصیبتنامه'' و ''الهینامه''، را در محیط داروخانه آغاز کرده است.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
58 | |||
59 | |||
اشتغال مستقل به عطاری سبب میشد که برای تأمین معاش خود به دربار و مدیحهسرایی وابسته نباشد. برخلاف بسیاری از شاعران روزگار خود، در آثار معتبر عطار مدح گسترده پادشاهان و امیران جایگاهی محوری ندارد. تجربه روزانه مواجهه با بیماری، رنج، مرگ، درماندگی و امید انسانها نیز احتمالاً در شکلگیری نگاه او به ناپایداری جهان و ضرورت تحول درونی مؤثر بوده است؛ هرچند تعیین رابطه مستقیم میان حرفه او و همه مضامین آثارش نیازمند احتیاط است.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
60 | |||
=== | |||
61 | |||
یکی از | === روایت تحول روحی === | ||
62 | |||
== | |||
63 | |||
در تذکرههای متأخر داستان مشهوری آمده است که روزی درویشی وارد دکان عطار شد و از او چیزی خواست. هنگامی که عطار به او توجه نکرد، درویش پرسید که چگونه خواهد مرد. سپس کاسه چوبین خود را زیر سر گذاشت، نام خدا را بر زبان آورد و جان سپرد. بنا بر این روایت، عطار از مشاهده مرگ درویش منقلب شد، دکان خود را رها کرد و به تصوف روی آورد. | |||
64 | |||
65 | |||
این حکایت در منابع نزدیک به زمان عطار ثبت نشده و از نظر تاریخی قابل اثبات نیست. افزون بر این، شواهد آثار عطار نشان میدهد که او در همان دوره اشتغال به عطاری به تألیف آثار عرفانی میپرداخت. ازاینرو، روایت «ترک ناگهانی دکان و آغاز سلوک» بیشتر باید حکایتی نمادین درباره گسستن از تعلقات دنیوی دانسته شود تا گزارشی مستند از زندگی او.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
66 | |||
67 | |||
=== سفرهای منسوب === | |||
68 | |||
69 | |||
در برخی زندگینامههای متأخر، سفرهای گستردهای از [[مکه]] و [[مدینه]] تا عراق، شام، مصر، هند و ماوراءالنهر به عطار نسبت داده شده است. بااینحال، شواهد معتبر برای اثبات چنین سفرهایی اندک است. دانشنامه ایرانیکا بر پایه آثار عطار احتمال میدهد که زندگی آرام او بهعنوان عطار و صوفی، با سفرهای طولانی قطع نشده و بیشتر عمرش در نیشابور سپری شده باشد.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
70 | |||
71 | |||
بنابراین، گزارش سفرهای عطار را باید از اطلاعات نسبتاً مطمئن زندگی او، مانند نیشابوری بودن و اشتغال به عطاری، جدا کرد. آشنایی گسترده او با جغرافیا، حکایات ملل و سنتهای صوفیانه نیز الزاماً اثباتکننده سفر شخصی به همه مکانهای یادشده نیست. | |||
72 | |||
73 | |||
=== دیدار منسوب با مولوی === | |||
74 | |||
75 | |||
روایتی مشهور حکایت میکند که [[بهاءالدین ولد]] هنگام سفر همراه فرزند خردسال خود، [[مولوی]]، در نیشابور با عطار دیدار کرد و عطار نسخهای از ''اسرارنامه'' را به مولوی بخشید. این گزارش در منابع متأخر آمده و از نظر تاریخی قطعی نیست. بااینحال، تأثیر ادبی و عرفانی عطار بر مولوی از راه همانندی برخی حکایتها، شیوه تمثیلپردازی و موضوعات عرفانی قابل بررسی است.<ref name="تاثیرمولوی">[https://urd.ac.ir/en/5706/The-Role-of-Rumi-in-the-the-Development-of-the-Form-and-Content-of-Attār,-s-Tales/ “The Role of Rumi in the Development of the Form and Content of Attār’s Tales”]، University of Religions and Denominations، ۲۰۱۶.</ref> | |||
76 | |||
77 | |||
== زمینه تاریخی == | |||
78 | |||
79 | |||
عطار در دورهای میان پایان فرمانروایی [[سلجوقیان]] و گسترش قدرت [[خوارزمشاهیان]] زندگی میکرد. خراسان در این دوره شاهد کشمکشهای سیاسی، حمله غزها، رقابت قدرتهای محلی و سرانجام یورش مغول بود. ناپایداری سیاسی و اجتماعی این روزگار، همراه با سنت نیرومند عرفان خراسان، زمینه تاریخی آثار او را تشکیل میدهد. | |||
80 | |||
81 | |||
با وجود این، عطار برخلاف شاعران درباری، کمتر به ثبت مستقیم حوادث سیاسی پرداخته و بیشتر به بیثباتی قدرت، ناپایداری جهان، مرگ، رنج، حرص و فریبندگی مقام توجه کرده است. شاهان، وزیران، درویشان، دیوانگان، زاهدان، عاشقان، کنیزان، بردگان و مردم عادی در حکایتهای او نه فقط شخصیتهای تاریخی، بلکه حاملان موقعیتهای اخلاقی و عرفانیاند. | |||
82 | |||
83 | |||
== اندیشه عرفانی == | |||
84 | |||
85 | |||
=== سلوک و جستوجوی حقیقت === | |||
86 | |||
87 | |||
در منظومههای عطار، انسان موجودی دورافتاده از اصل خویش است که باید با گذر از خواهشهای نفس، دلبستگیهای مادی، خودبینی و عادتهای فکری به حقیقت نزدیک شود. این حرکت درونی غالباً به صورت سفر، طلب، عبور از وادیها، آوارگی، حیرت یا جستوجوی پادشاهی پنهان تصویر میشود. | |||
88 | |||
89 | |||
در این دستگاه فکری، شناخت حقیقت تنها با دانش رسمی و استدلال عقلی حاصل نمیشود. عقل برای تنظیم زندگی و آغاز راه ضروری است، اما در برابر تجربه عشق و حقیقت مطلق محدود میماند. سالک باید از خودمحوری بگذرد تا امکان ادراک مرتبهای فراتر از «من» فردی را پیدا کند.<ref name="بریتانیکا" /> | |||
90 | |||
91 | |||
=== عشق === | |||
92 | |||
93 | |||
عشق در آثار عطار نیروی اصلی حرکت معنوی است. عشق، سالک را از مصلحتاندیشی، آسودگی و حفظ موقعیت اجتماعی بیرون میآورد و او را آماده فداکاری میکند. این عشق در حکایتهای عطار گاه دینی و الهی، گاه انسانی و گاه در قالب دلباختگی ظاهراً نامتعارف نشان داده میشود، اما در ساختار کلی آثارش وسیلهای برای شکستن خودخواهی و رسیدن به معرفت است. | |||
94 | |||
95 | |||
داستان [[شیخ صنعان]] در ''منطقالطیر'' از مشهورترین نمونههای این نگرش است. شیخی سالخورده و صاحبنام در عشق دختری ترسا گرفتار میشود و اعتبار، عادتهای زاهدانه و منزلت اجتماعی خود را از دست میدهد. داستان، تقابل ظاهر دینی با صدق عشق و ضرورت عبور از خودبینی را در قالب روایتی چندلایه نشان میدهد. | |||
96 | |||
97 | |||
=== فنا و رهایی از خود === | |||
98 | |||
99 | |||
«فنا» یکی از مفاهیم محوری جهان عطار است. مراد از فنا در این آثار نابودی جسمانی نیست، بلکه فروریختن خودخواهی و استقلال خیالی انسان در برابر حقیقت الهی است. پایان ''منطقالطیر''، که در آن سی مرغ در آینه وجود سیمرغ خود را میبینند، بیان تمثیلی همین اندیشه است. پرندگان زمانی به مقصد میرسند که از تصورات پیشین درباره خویش و پادشاه مطلوبشان عبور کردهاند.<ref name="بریتانیکا" /> | |||
100 | |||
101 | |||
=== حیرت === | |||
102 | |||
103 | |||
حیرت در اندیشه عطار نشانه نادانی ساده نیست، بلکه مرتبهای از آگاهی است که در آن سالک محدودیت زبان، عقل و تعریفهای معمول را درمییابد. در این مرتبه، حقیقت را نمیتوان در قالب مفاهیم قطعی و بسته محصور کرد. حضور فراوان شخصیتهای حیران، شوریده و «دیوانه» در حکایتهای عطار با همین نگرش مرتبط است. | |||
104 | |||
105 | |||
=== رنج و مصیبت === | |||
106 | |||
107 | |||
عطار رنج را یکی از واقعیتهای بنیادی زندگی انسان و گاه زمینه بیداری معنوی میداند. ''مصیبتنامه'' بیش از دیگر آثارش بر سرگشتگی، درد، بیپناهی و طلب پاسخ تمرکز دارد. بااینحال، عطار رنج را صرفاً ستایش نمیکند؛ بلکه نشان میدهد که انسان چگونه میتواند از تجربه رنج به شناخت محدودیتهای خود و بازاندیشی در معنای زندگی برسد. | |||
108 | |||
109 | |||
=== نقد زهد ریایی و قدرت === | |||
110 | |||
111 | |||
یکی از موضوعات تکرارشونده در آثار عطار، نقد ریاکاری دینی و اجتماعی است. زاهد، واعظ، قاضی یا صوفیای که در ظاهر اهل تقواست اما در باطن به شهرت، مال یا قدرت دلبسته است، هدف انتقاد قرار میگیرد. در مقابل، گاه شخصی ظاهراً مطرود، گناهکار یا دیوانه از صداقت و معرفتی برخوردار است که عالمان رسمی از آن بیبهرهاند. | |||
112 | |||
113 | |||
عطار همچنین ناپایداری قدرت دنیوی را یادآور میشود. پادشاهان در حکایتهای او با مرگ، درویشان، عاشقان یا دادخواهان روبهرو میشوند و درمییابند که اقتدار سیاسی در برابر زمان و مرگ پایدار نیست. این نگاه بیشتر اخلاقی و عرفانی است تا برنامهای سیاسی. | |||
114 | |||
115 | |||
== مذهب و گرایش عرفانی == | |||
116 | |||
117 | |||
آثار معتبر عطار نشان میدهد که او در محیط دینی اهل سنت خراسان پرورش یافته و نسبت به خلفای نخستین و برخی فقیهان اهل سنت رویکردی احترامآمیز داشته است. در عین حال، ستایش [[علی بن ابیطالب]] و خاندان پیامبر در آثار او سبب شده است که برخی نویسندگان متأخر وی را شیعه بدانند. بیشتر پژوهشگران معاصر، او را مسلمانی سنیمذهب با ارادت آشکار به اهلبیت معرفی کردهاند.<ref name="مرکز" /> | |||
118 | |||
119 | |||
درباره وابستگی او به یک طریقت صوفیانه معین نیز مدرک قطعی در دست نیست. شخصیتهایی چون [[حلاج]]، [[بایزید بسطامی]]، [[ابوسعید ابوالخیر]]، [[رابعه عدویه]] و دیگر مشایخ نخستین تصوف در آثارش جایگاهی برجسته دارند. این حضور نشاندهنده پیوند عطار با میراث عمومی تصوف خراسان و سنت حکایتپردازی صوفیانه است، نه لزوماً عضویت او در سلسلهای مشخص.<ref name="تبارعرفانی">Mubina Moker، [https://www.ibn-sina.net/en/the-spiritual-genealogy-of-attar-of-nishapur/ “The Spiritual Genealogy of Attar of Nishapur”]، Ibn Sina Scientific Research Institute.</ref> | |||
120 | |||
121 | |||
== ویژگیهای ادبی == | |||
122 | |||
123 | |||
=== داستانپردازی تمثیلی === | |||
124 | |||
125 | |||
مهمترین ابزار عطار برای انتقال مفاهیم عرفانی، داستان و تمثیل است. او معمولاً یک روایت اصلی را با دهها یا صدها حکایت فرعی همراه میکند. حکایتهای کوتاه، گفتوگوها، مثالها و تمثیلها پیوسته مسیر روایت را قطع میکنند، اما همگی به توضیح مسئله اصلی یاری میرسانند. | |||
126 | |||
127 | |||
در آثار عطار، داستان معمولاً هدفی فراتر از سرگرمی دارد. شخصیتها و حوادث به نمونههایی برای نمایش حرص، ترس، عشق، ایثار، غرور، فقر، حیرت یا رهایی تبدیل میشوند. بااینحال، زنده بودن گفتوگوها و تنوع شخصیتها سبب شده است که بسیاری از حکایتها ارزش روایی مستقل نیز داشته باشند. | |||
128 | |||
129 | |||
=== زبان و بیان === | |||
130 | |||
131 | |||
زبان عطار عموماً مستقیم، پرتحرک و متناسب با روایت است. او برای حفظ جریان داستان از واژگان دشوار و آرایهپردازی افراطی پرهیز میکند، هرچند در بخشهای غنایی و توصیفی از تصویرهای پیچیده و ترکیبات شاعرانه بهره میبرد. تکرار، پرسش، خطاب مستقیم، گفتوگو و تغییر ناگهانی لحن از ویژگیهای بیان اوست. | |||
132 | |||
133 | |||
در شعر عطار، زبان تعلیمی با زبان شورمند عرفانی همراه میشود. او گاه با لحن واعظ سخن میگوید، گاه در مقام راوی، گاه از زبان دیوانه یا عاشق و گاه با خطاب مستقیم به خواننده. همین تنوع صوتها به آثارش پویایی بخشیده است. | |||
134 | |||
135 | |||
=== طنز، تناقض و شطح === | |||
136 | |||
137 | |||
حکایتهای عطار گاه دارای طنز، وارونگی و تناقضاند. «دیوانگان عاقل» در برابر پادشاهان و زاهدان قرار میگیرند، گناهکار از زاهد صادقتر جلوه میکند و شخص فرودست حقیقتی را آشکار میسازد که صاحبان قدرت از درک آن عاجزند. عطار همچنین گفتارهای شطحآمیز صوفیان را نقل میکند، اما معمولاً آنها را در زمینه تجربه عرفانی و ازخودگذشتگی قرار میدهد. | |||
138 | |||
139 | |||
== آثار == | |||
140 | |||
141 | |||
انتساب آثار فراوانی به عطار یکی از مسائل مهم عطارپژوهی است. در دورههای بعد، شاعران متعددی با تخلص «عطار» یا نامهایی نزدیک به آن میزیستند و شماری از نوشتههای آنان به عطار نیشابوری نسبت داده شد. اختلاف نسخهها، نبود نسخههای بسیار نزدیک به زمان مؤلف و شهرت روزافزون عطار نیز بر این آشفتگی افزوده است.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
142 | |||
143 | |||
=== منطقالطیر === | |||
144 | |||
145 | |||
'''''منطقالطیر'''''، که در برخی نسخهها و منابع با عنوان ''مقامات الطیور'' نیز شناخته میشود، مشهورترین منظومه عطار است. داستان با گردآمدن پرندگان جهان آغاز میشود. آنان تصمیم میگیرند برای خود پادشاهی بیابند و [[هدهد]]، که راهنما و مرشد جمع است، آنان را به جستوجوی [[سیمرغ]] فرا میخواند.<ref name="بریتانیکا" /> | |||
146 | |||
147 | |||
هر پرنده بهانهای برای نرفتن میآورد. بلبل به گل دل بسته است، طوطی در آرزوی آب حیات است، طاووس بازگشت به بهشت را میخواهد و دیگر پرندگان نیز گرفتار ترسها و دلبستگیهای خود هستند. هدهد با حکایتها و پاسخهای تمثیلی، نارسایی هر بهانه را آشکار میکند. | |||
148 | |||
149 | |||
در ادامه، پرندگان باید از هفت وادی عبور کنند: | |||
150 | |||
151 | |||
* وادی طلب | |||
152 | |||
* وادی عشق | |||
153 | |||
* وادی معرفت | |||
154 | |||
* وادی استغنا | |||
155 | |||
* وادی توحید | |||
156 | |||
* وادی حیرت | |||
157 | |||
* وادی فقر و فنا | |||
158 | |||
159 | |||
از جمع پرندگان تنها سی مرغ به مقصد میرسند. آنان در پیشگاه سیمرغ درمییابند که آنچه میجستند با حقیقت دگرگونشده خودشان پیوند دارد. بازی زبانی «سی مرغ» و «سیمرغ» در پایان منظومه، وحدت جوینده و مطلوب را در قالب تمثیل بیان میکند.<ref name="بریتانیکا" /> | |||
160 | |||
161 | |||
''منطقالطیر'' آمیزهای از روایت اصلی، موعظه، حکایتهای کوتاه، تمثیلهای جانوری و داستانهای مفصل است. داستان شیخ صنعان طولانیترین و مشهورترین حکایت مستقل این منظومه بهشمار میرود. | |||
162 | |||
163 | |||
=== الهینامه === | |||
164 | |||
165 | |||
'''''الهینامه''''' مثنوی عرفانی دیگری است که در قالب گفتوگوی پادشاهی با شش پسرش شکل گرفته است. هر پسر آرزویی دنیوی یا شگفتانگیز بیان میکند و پدر با نقل حکایتهایی میکوشد ماهیت محدود، ناپایدار یا فریبنده آن آرزو را نشان دهد. | |||
166 | |||
167 | |||
ساختار اثر امکان میدهد که عطار موضوعاتی چون قدرت، ثروت، عشق جسمانی، دانش، جادو، آرزوی جاودانگی و طلب معنوی را بررسی کند. حکایتهای فرعی، رویارویی میان خواستههای سطحی و نیاز عمیق روح را آشکار میکنند. ''الهینامه'' از نمونههای مهم روایت قابدار در ادبیات فارسی است.<ref name="بریتانیکا" /> | |||
168 | |||
169 | |||
=== مصیبتنامه === | |||
170 | |||
171 | |||
'''''مصیبتنامه''''' شرح جستوجوی سالکی است که برای یافتن پاسخ درد و سرگشتگی خود به مراتب گوناگون هستی روی میآورد. او با فرشتگان، عناصر، موجودات عالم و شخصیتهای دینی گفتوگو میکند، اما هیچیک نمیتواند به تنهایی پاسخ نهایی را در اختیارش بگذارد. | |||
172 | |||
173 | |||
اثر با بهرهگیری از حکایتهای فراوان، راهی از جستوجوی بیرونی به بازگشت درونی ترسیم میکند. در این منظومه، «مصیبت» هم رنج جدایی از حقیقت و هم آگاهی از محدودیت ادراک انسانی است. ''مصیبتنامه'' همراه با ''منطقالطیر'' و ''الهینامه'' از مهمترین منظومههای روایی عطار بهشمار میرود.<ref name="ایرانیکا" /><ref name="بریتانیکا" /> | |||
174 | |||
175 | |||
=== اسرارنامه === | |||
176 | |||
177 | |||
'''''اسرارنامه''''' مثنویای عرفانی و تعلیمی است که موضوعات آن پیرامون توحید، شناخت نفس، عشق، مرگ، ناپایداری دنیا و مراحل سلوک شکل گرفته است. برخلاف سه منظومه بزرگ روایی عطار، این کتاب از یک داستان فراگیر و منسجم برخوردار نیست و بیشتر مجموعهای از مباحث و حکایتهای عرفانی است. | |||
178 | |||
179 | |||
در روایت مشهور دیدار عطار و مولوی، گفته شده است که عطار نسخهای از همین اثر را به مولوی نوجوان هدیه کرد. اصل دیدار قطعی نیست، اما ''اسرارنامه'' در بررسی پیوند میان سنت عطار و شعر عرفانی پس از او اهمیت دارد. | |||
180 | |||
181 | |||
=== مختارنامه === | |||
182 | |||
183 | |||
'''''مختارنامه''''' مجموعهای از رباعیات عطار است که بر اساس موضوع در بخشهای گوناگون تنظیم شده است. مضامین آن شامل توحید، عشق، حیرت، درد، مرگ، بیاعتباری جهان و نقد خودپرستی است. اهمیت این کتاب تنها در ارزش ادبی رباعیات نیست؛ بلکه در بررسی انتساب رباعیات سرگردان میان شاعران مختلف فارسی نیز نقش دارد. | |||
184 | |||
185 | |||
بخشی از رباعیاتی که در منابع متأخر به شاعرانی چون [[عمر خیام]] نسبت یافتهاند، در نسخههای ''مختارنامه'' نیز دیده میشوند. ازاینرو، نسخهشناسی و بررسی تاریخی این مجموعه برای پژوهش در تاریخ رباعی فارسی اهمیت دارد. | |||
186 | |||
187 | |||
=== دیوان عطار === | |||
188 | |||
189 | |||
'''''دیوان عطار''''' شامل غزلها، قصیدهها، قطعهها و دیگر اشعار غنایی منسوب به اوست. غزلهای عطار عمدتاً بر عشق، طلب، فنا، بیخودی، درد و شور عرفانی تمرکز دارند. در این غزلها، تصویرهایی چون می، ساقی، خرابات، آتش، دریا، پروانه و شمع در بافتی عرفانی به کار میروند. | |||
190 | |||
191 | |||
غزل عطار از نظر تاریخی میان غزل سنایی و غزل عرفانی شاعرانی چون مولوی و حافظ قرار میگیرد. زبان پرشور، خطابهای مستقیم و تأکید بر تجربه عشق از ویژگیهای برجسته اشعار غنایی اوست. متن دیجیتال بخش مهمی از اشعار منسوب به عطار در گنجور قابل دسترسی است.<ref name="گنجور">[https://ganjoor.net/attar/ «عطار»]، گنجور.</ref> | |||
192 | |||
193 | |||
=== تذکرةالاولیا === | |||
194 | |||
195 | |||
'''''تذکرةالاولیا''''' مهمترین اثر منثور عطار و یکی از منابع برجسته فارسی درباره زندگی، اقوال و حکایتهای صوفیان نخستین است. کتاب شامل شرح احوال و سخنان شمار زیادی از مشایخ تصوف، از جمله [[جعفر صادق]]، [[اویس قرنی]]، [[حسن بصری]]، [[رابعه عدویه]]، [[بایزید بسطامی]]، [[جنید بغدادی]] و [[حلاج]] است.<ref name="بریتانیکا" /> | |||
196 | |||
197 | |||
عطار در این اثر صرفاً زندگینامه تاریخی نمینویسد. او با گزینش اقوال، حکایتها، کرامتها و روایتهای تعلیمی، تصویری نمونهوار از سلوک هر عارف ارائه میدهد. بنابراین، ''تذکرةالاولیا'' هم منبعی برای تاریخ تصوف و هم اثری ادبی و تعلیمی است. | |||
198 | |||
199 | |||
درباره شمار فصلهای اصلی کتاب و بخشهای افزودهشده به آن اختلاف وجود دارد. برخی زندگینامهها و فصلهای موجود در نسخههای متأخر احتمالاً پس از عطار به متن افزوده شدهاند. به همین سبب، استفاده تاریخی از کتاب نیازمند توجه به نسخههای خطی و تصحیحهای انتقادی است. | |||
200 | |||
201 | |||
=== آثار منسوب و مسئله اصالت === | |||
202 | |||
203 | |||
در طول قرنها آثار بسیاری، گاه تا بیش از صد عنوان، به عطار نسبت داده شده است. پژوهشهای نسخهشناختی و سبکشناختی نشان دادهاند که بخش بزرگی از این آثار متعلق به او نیست. وجود چند شاعر با تخلص عطار، شهرت عطار نیشابوری و تمایل مؤلفان گمنام به حفظ آثار خود زیر نام او از عوامل این انتسابها بوده است.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
204 | |||
205 | |||
از جمله آثاری که انتساب آنها محل تردید جدی یا رد پژوهشگران قرار گرفته، میتوان به این عنوانها اشاره کرد: | |||
206 | |||
207 | |||
* ''پندنامه'' | |||
208 | |||
* ''بلبلنامه'' | |||
209 | |||
* ''اشترنامه'' | |||
210 | |||
* ''بیسرنامه'' | |||
211 | |||
* ''وصلتنامه'' | |||
212 | |||
* ''مظهرالعجایب'' | |||
213 | |||
* ''جوهرالذات'' | |||
214 | |||
* ''لسانالغیب'' | |||
215 | |||
* ''هیلاجنامه'' | |||
216 | |||
* ''حیدرینامه'' | |||
217 | |||
* ''سیاهنامه'' | |||
218 | |||
* ''نزهتالاحباب'' | |||
219 | |||
* ''خسرونامه''، در صورتی که آن را اثری جدا از عنوانهای شناختهشده خود عطار بدانند | |||
220 | |||
221 | |||
درباره برخی از این آثار میان مصححان اختلاف وجود دارد، اما در پژوهش دانشنامهای نباید همه نوشتههای چاپشده با نام «عطار» را بیتفکیک از آثار مسلم او دانست. وجود مجموعههایی از آثار منسوب نیز به معنای اثبات انتساب آنها نیست.<ref name="مجموعهآثار">[https://fa.wikinoor.ir/wiki/مجموعهای_از_آثار_عطار_نیشابوری «مجموعهای از آثار عطار نیشابوری»]، ویکینور.</ref> | |||
222 | |||
223 | |||
== مرگ == | |||
224 | |||
225 | |||
تاریخ مرگ عطار، مانند سال تولدش، قطعی نیست. روایت رایج، درگذشت او را در سال ۶۱۸ قمری، برابر با ۱۲۲۱ میلادی، همزمان با حمله مغول به نیشابور میداند. بر اساس گزارشهای متأخر، او به دست یکی از سپاهیان مغول کشته شد. جزئیات داستان، از جمله فروختهشدن او به بهای اندک یا توصیهاش به خریدار، ماهیتی افسانهای دارد و در منابع نزدیک به زمان حادثه تأیید نشده است.<ref name="ایرانیکا" /> | |||
226 | |||
227 | |||
برخی منابع سالهای دیگری، از جمله ۶۲۷ قمری، برای وفات او ذکر کردهاند. بااینحال، تاریخ ۶۱۸ قمری با گزارشهای مربوط به ویرانی نیشابور و برآورد سن عطار سازگاری بیشتری دارد و در منابع مرجع جدید بیشتر پذیرفته شده است.<ref name="ایرانیکا" /><ref name="بریتانیکا" /> | |||
228 | |||
229 | |||
== آرامگاه == | |||
230 | |||
231 | |||
آرامگاه عطار در نیشابور قرار دارد. بنای کنونی آرامگاه در دوره [[تیموریان]] و به فرمان [[علیشیر نوایی]]، وزیر، نویسنده و حامی فرهنگ و هنر، بر فراز مزار او ساخته یا بازسازی شد. بنا نقشهای هشتضلعی و گنبدی کاشیکاریشده دارد و در دورههای بعد چند بار مرمت شده است.<ref name="آرامگاه">[http://visitiran.ir/public/attraction/tomb-attar “Tomb of Attar”]، Visit Iran.</ref> | |||
232 | |||
233 | |||
آرامگاه عطار در باغی قرار گرفته که آرامگاه [[کمالالملک]] نیز در بخشی از آن ساخته شده است. این مجموعه از مکانهای فرهنگی و گردشگری نیشابور بهشمار میرود. آرامگاه عطار در فهرست آثار ملی ایران نیز ثبت شده است.<ref name="آرامگاه" /> | |||
234 | |||
235 | |||
<!-- تصویر پیشنهادی: نمای آرامگاه عطار نیشابوری در نیشابور؛ پیش از درج، نام واقعی پرونده و وضعیت حق نشر بررسی شود. --> | |||
236 | |||
237 | |||
== جایگاه در تاریخ ادبیات فارسی == | |||
238 | |||
239 | |||
عطار حلقهای اساسی در تحول شعر عرفانی فارسی میان سنایی و مولوی است. سنایی پیش از او بخش مهمی از مفاهیم عرفانی را وارد شعر تعلیمی فارسی کرده بود؛ عطار این میراث را با داستانپردازی گسترده، روانشناسی شخصیتها، تمثیلهای چندلایه و ساختارهای روایی بزرگ گسترش داد. مولوی نیز بسیاری از امکانات روایی و عرفانی این سنت را در ''مثنوی معنوی'' به مرحلهای تازه رساند. | |||
240 | |||
241 | |||
تأثیر عطار بر مولوی تنها به مضامین کلی محدود نیست. شماری از حکایتها، شخصیتها و الگوهای روایی عطار در آثار مولوی بازآفرینی شدهاند. پژوهشهای تطبیقی نشان میدهند که مولوی در مواردی روایتهای مشترک را گسترش داده، کوتاه کرده یا با هدفی متفاوت به کار برده است.<ref name="تاثیرمولوی" /> | |||
242 | |||
243 | |||
عطار همچنین بر سنت تذکرهنویسی صوفیانه، ادبیات تعلیمی، شعر غنایی عرفانی و تصویرپردازی ادبی در ایران و دیگر سرزمینهای فارسیزبان اثر گذاشت. ''منطقالطیر'' در زبانها و فرهنگهای مختلف ترجمه، اقتباس و بازآفرینی شده و مضمون پرندگان در جستوجوی سیمرغ در ادبیات، نقاشی، نمایش و هنرهای معاصر استمرار یافته است.<ref name="بریتانیکا" /> | |||
244 | |||
245 | |||
== عطارپژوهی و تصحیح آثار == | |||
246 | |||
247 | |||
شناخت علمی عطار در دوره معاصر با پژوهشهای نسخهشناختی، تاریخی و سبکشناختی گسترش یافت. [[محمد قزوینی]] در تصحیح و بررسی ''تذکرةالاولیا''، [[بدیعالزمان فروزانفر]] در پژوهش درباره زندگی و آثار عطار، [[هلموت ریتر]] در تحلیل جهان فکری و روایی او و [[محمدرضا شفیعی کدکنی]] در تصحیح و ارزیابی آثار مسلم و منسوب به عطار نقش مهمی داشتهاند. | |||
248 | |||
249 | |||
یکی از مهمترین دستاوردهای عطارپژوهی معاصر، تفکیک آثار اصیل عطار از نوشتههای منسوب به اوست. این پژوهشها با مقایسه نسخههای خطی، زبان، واژگان، اندیشههای کلامی، شیوه داستانپردازی و شواهد تاریخی نشان دادهاند که «عطار» موجود در سنت نسخهای همیشه یک مؤلف واحد نیست. | |||
250 | |||
251 | |||
== بزرگداشت == | |||
252 | |||
253 | |||
روز ۲۵ فروردین در تقویم رسمی ایران به نام «روز بزرگداشت عطار نیشابوری» شناخته میشود. در این روز برنامههای ادبی و پژوهشی، بهویژه در نیشابور، برای بررسی آثار و اندیشههای او برگزار میشود.<ref name="مرکز" /><ref name="آرامگاه" /> | |||
254 | |||
255 | |||
نام عطار بر مراکز فرهنگی، آموزشی، خیابانها و مؤسسات گوناگون نهاده شده است. آرامگاه او نیز همراه با آرامگاه خیام و محوطههای تاریخی نیشابور، بخشی از هویت فرهنگی این شهر را تشکیل میدهد. | |||
256 | |||
257 | |||
== گاهشمار == | == گاهشمار == | ||
258 | |||
* '''حدود | |||
* ''' | 259 | ||
* ''' | * '''حدود ۵۴۰ قمری / ۱۱۴۵ یا ۱۱۴۶ میلادی:''' تولد عطار در نیشابور یا یکی از نواحی وابسته به آن.<ref name="ایرانیکا" /> | ||
260 | |||
== | * '''نیمه دوم سده ششم قمری:''' اشتغال به عطاری و آغاز فعالیت ادبی و عرفانی.<ref name="ایرانیکا" /> | ||
261 | |||
=== | * '''۵۷۳ قمری / ۱۱۷۷ میلادی:''' تاریخی که در برخی نسخهها برای پایان تألیف ''منطقالطیر'' ذکر شده است؛ اصالت این تاریخ قطعی نیست، زیرا بیت حاوی آن در همه نسخهها وجود ندارد.<ref name="ایرانیکا" /> | ||
262 | |||
* '' | * '''میان ۶۱۲ تا ۶۱۸ قمری:''' دیدار منسوب [[نصیرالدین طوسی]] با عطار سالخورده در نیشابور، بر پایه محاسبه فروزانفر.<ref name="ایرانیکا" /> | ||
* '' | 263 | ||
* '''احتمالاً ۶۱۸ قمری / ۱۲۲۱ میلادی:''' درگذشت یا کشتهشدن عطار همزمان با حمله مغول به نیشابور.<ref name="ایرانیکا" /><ref name="بریتانیکا" /> | |||
== | 264 | ||
* '''سده نهم قمری / سده پانزدهم میلادی:''' احداث یا بازسازی بنای آرامگاه او به فرمان علیشیر نوایی.<ref name="آرامگاه" /> | |||
265 | |||
266 | |||
== کتابشناسی برگزیده == | |||
267 | |||
268 | |||
=== آثار عطار === | |||
269 | |||
270 | |||
* عطار نیشابوری، ''منطقالطیر''، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی. | |||
271 | |||
* عطار نیشابوری، ''اسرارنامه''، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی. | |||
272 | |||
* عطار نیشابوری، ''الهینامه''، تصحیح هلموت ریتر و نیز تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی. | |||
273 | |||
* عطار نیشابوری، ''مصیبتنامه''، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی. | |||
274 | |||
* عطار نیشابوری، ''مختارنامه''، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی. | |||
275 | |||
* عطار نیشابوری، ''تذکرةالاولیا''، تصحیح محمد قزوینی. | |||
276 | |||
* عطار نیشابوری، ''دیوان عطار''، تصحیح تقی تفضلی. | |||
277 | |||
278 | |||
=== پژوهشهای مهم === | |||
279 | |||
280 | |||
* فروزانفر، بدیعالزمان، ''شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری''، تهران. | |||
281 | |||
* زرینکوب، عبدالحسین، ''صدای بال سیمرغ''، تهران. | |||
282 | |||
* شفیعی کدکنی، محمدرضا، مقدمهها و تعلیقات تصحیحهای انتقادی آثار عطار. | |||
283 | |||
* Ritter, Hellmut, ''Das Meer der Seele: Mensch, Welt und Gott in den Geschichten des Farīduddīn ʿAṭṭār'', Leiden, 1955. | |||
284 | |||
* Reinert, Benedikt, “AṬṬĀR, FARĪD-AL-DĪN,” ''Encyclopaedia Iranica'', Vol. III, Fasc. 1. | |||
285 | |||
286 | |||
== جستارهای وابسته == | |||
287 | |||
288 | |||
* [[ادبیات عرفانی]] | |||
289 | |||
* [[تصوف]] | |||
290 | |||
* [[سنایی غزنوی]] | |||
291 | |||
* [[مولوی]] | |||
292 | |||
* [[منطقالطیر]] | |||
293 | |||
* [[سیمرغ]] | |||
294 | |||
* [[تذکرةالاولیا]] | |||
295 | |||
* [[نیشابور]] | |||
296 | |||
* [[سبک عراقی]] | |||
297 | |||
* [[آرامگاه عطار نیشابوری]] | |||
298 | |||
299 | |||
== منابع == | == منابع == | ||
300 | |||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۳۷
teps Plain Text 1 {{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده 2 |نام=عطار نیشابوری 3 |تصویر= 4 |توضیح تصویر= 5 |نام اصلی=فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری 6 |زمینه فعالیت=شعر، نثر عرفانی، تذکرهنویسی 7 |ملیت=ایرانی 8 |تاریخ تولد=حدود ۵۴۰ قمری / ۱۱۴۵ یا ۱۱۴۶ میلادی 9 |محل تولد=نیشابور 10 |تاریخ مرگ=احتمالاً ۶۱۸ قمری / ۱۲۲۱ میلادی 11 |محل مرگ=نیشابور 12 |علت مرگ=بنا بر روایت مشهور، کشتهشدن هنگام حمله مغول به نیشابور 13 |محل زندگی=نیشابور 14 |مدفن=آرامگاه عطار نیشابوری، نیشابور 15 |در زمان حکومت=سلجوقیان و خوارزمشاهیان 16 |نام دیگر=شیخ عطار، فریدالدین عطار 17 |لقب=فریدالدین 18 |پیشه=شاعر، نویسنده، عارف، داروفروش و درمانگر 19 |سالهای نویسندگی=نیمه دوم سده ششم و آغاز سده هفتم هجری قمری 20 |سبک نوشتاری=سبک عراقی، ادبیات عرفانی و تمثیلی 21 |کتابها=منطقالطیر، الهینامه، مصیبتنامه، اسرارنامه، تذکرةالاولیا، مختارنامه، دیوان عطار 22 |دیوان اشعار=دیوان عطار 23 |تخلص=عطار، فرید 24 |علت شهرت=شعر عرفانی، داستانپردازی تمثیلی و نگارش تذکرةالاولیا 25 |تأثیرگذاشته بر=مولوی، جامی و سنت شعر عرفانی فارسی 26 |تأثیرپذیرفته از=سنایی غزنوی و سنت عرفانی خراسان 27 }} 28 29 فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری، مشهور به عطار نیشابوری و شیخ عطار، شاعر، نویسنده، عارف، نظریهپرداز تصوف و تذکرهنویس ایرانی نیمه دوم سده ششم و آغاز سده هفتم هجری قمری بود. او احتمالاً حدود سال ۵۴۰ قمری، برابر با ۱۱۴۵ یا ۱۱۴۶ میلادی، در نیشابور زاده شد و بنا بر روایت پذیرفتهشدهتر، در سال ۶۱۸ قمری، برابر با ۱۲۲۱ میلادی، همزمان با حمله مغول به نیشابور درگذشت.[۱][۲] 30 31 اطلاعات قابل اعتماد درباره زندگی عطار اندک است و بخش مهمی از آنچه در تذکرههای متأخر درباره او آمده، رنگ افسانه و کرامتنامه دارد. تنها شمار محدودی از نویسندگان نزدیک به روزگار او، از جمله محمد عوفی و نصیرالدین طوسی، از وی یاد کردهاند؛ ازاینرو تعیین دقیق سال تولد، استادان، سفرها، سلسله عرفانی و حتی چگونگی مرگ او با دشواری همراه است.[۱] 32 33 عطار یکی از پایهگذاران بزرگ شعر عرفانی فارسی بهشمار میرود. او میراث شعر تعلیمی و عرفانی سنایی غزنوی را گسترش داد و با بهرهگیری از حکایت، تمثیل، گفتوگو و روایتهای تودرتو، مفاهیم دشوار عرفانی را به زبان شعر و داستان بیان کرد. منطقالطیر، الهینامه، مصیبتنامه، اسرارنامه، مختارنامه، دیوان عطار و اثر منثور تذکرةالاولیا از مهمترین آثاریاند که انتساب آنها به عطار، با درجات متفاوتی از اطمینان، پذیرفته شده است.[۱][۲] 34 35
نام و شهرت
36 37 نام شاعر در منابع به صورتهای گوناگون ثبت شده است. «محمد» نام او، «ابوحامد» کنیه و «فریدالدین» لقبش بوده است. برخی منابع نام پدر او را ابوبکر ابراهیم و برخی نامهای دیگری چون سعد بن یوسف ذکر کردهاند؛ این اختلاف نشان میدهد که نسب کامل او بهطور قطعی معلوم نیست.[۱] 38 39 عطار در اشعار خود بیشتر از تخلص «عطار» و گاه «فرید» استفاده کرده است. واژه «عطار» در زبان فارسی به داروفروش، گیاهداروشناس یا فروشنده عطرها و مواد دارویی گفته میشد. گزارشهای موجود در آثار خود شاعر نشان میدهد که او به کار عطاری و درمان بیماران اشتغال داشته است؛ بنابراین شهرت او به «عطار» احتمالاً از حرفهاش سرچشمه گرفته است.[۱][۲] 40 41
زندگی
42 43
تولد و زادگاه
44 45 بیشتر پژوهشگران زادگاه عطار را نیشابور یا یکی از نواحی وابسته به آن دانستهاند. منابع نزدیک به روزگار او نیز بر نیشابوری بودنش اتفاق نظر دارند. بدیعالزمان فروزانفر با بررسی شواهد تاریخی، ولادت او را حدود سال ۵۴۰ قمری برآورد کرده است؛ بااینحال سالهای دیگری نیز در منابع ذکر شده و هیچ تاریخ دقیقی را نمیتوان قطعی دانست.[۱] 46 47 نیشابور روزگار عطار از مراکز مهم علمی، ادبی، تجاری و عرفانی خراسان بزرگ بود. این شهر از یک سو میراث علمی و فرهنگی دوره سلجوقی را در خود داشت و از سوی دیگر در معرض جنگها، آشوبهای سیاسی و درگیریهای منطقهای قرار گرفته بود. عطار بخش عمده زندگی خود را در همین محیط فرهنگی گذراند.[۱] 48 49
تحصیلات و دانشها
50 51 درباره تحصیلات رسمی عطار و استادان او اطلاعات مستقیمی در دست نیست. بااینحال، گستردگی اصطلاحات و اشارات موجود در آثارش نشان میدهد که با قرآن، حدیث، فقه، تفسیر، تاریخ دینی، ادبیات عرب، حکایات صوفیان، طب سنتی و داروشناسی آشنا بوده است. این آگاهیها در آثار او نه به صورت نمایش دانش، بلکه معمولاً در خدمت روایت، تمثیل و بیان اندیشه عرفانی قرار گرفتهاند.[۱][۳] 52 53 در منابع متأخر، نامهایی چون نجمالدین کبری و مجدالدین بغدادی بهعنوان استاد یا مرشد عطار ذکر شدهاند، اما برای اثبات ارتباط مستقیم او با این مشایخ شواهد تاریخی کافی وجود ندارد. تعیین وابستگی عطار به یک سلسله مشخص صوفیانه نیز دشوار است و پژوهشگران درباره مرشد مستقیم و تبار معنوی او اتفاق نظر ندارند.[۱] 54 55
حرفه عطاری و درمانگری
56 57 مطمئنترین اطلاعات زندگی عطار از اشارات خود او به دست میآید. در آثارش از داروخانه، درمان بیماران و مراجعه شمار زیادی از مردم سخن گفته و تصریح کرده است که برخی از نوشتههای خود، از جمله مصیبتنامه و الهینامه، را در محیط داروخانه آغاز کرده است.[۱] 58 59 اشتغال مستقل به عطاری سبب میشد که برای تأمین معاش خود به دربار و مدیحهسرایی وابسته نباشد. برخلاف بسیاری از شاعران روزگار خود، در آثار معتبر عطار مدح گسترده پادشاهان و امیران جایگاهی محوری ندارد. تجربه روزانه مواجهه با بیماری، رنج، مرگ، درماندگی و امید انسانها نیز احتمالاً در شکلگیری نگاه او به ناپایداری جهان و ضرورت تحول درونی مؤثر بوده است؛ هرچند تعیین رابطه مستقیم میان حرفه او و همه مضامین آثارش نیازمند احتیاط است.[۱] 60 61
روایت تحول روحی
62 63 در تذکرههای متأخر داستان مشهوری آمده است که روزی درویشی وارد دکان عطار شد و از او چیزی خواست. هنگامی که عطار به او توجه نکرد، درویش پرسید که چگونه خواهد مرد. سپس کاسه چوبین خود را زیر سر گذاشت، نام خدا را بر زبان آورد و جان سپرد. بنا بر این روایت، عطار از مشاهده مرگ درویش منقلب شد، دکان خود را رها کرد و به تصوف روی آورد. 64 65 این حکایت در منابع نزدیک به زمان عطار ثبت نشده و از نظر تاریخی قابل اثبات نیست. افزون بر این، شواهد آثار عطار نشان میدهد که او در همان دوره اشتغال به عطاری به تألیف آثار عرفانی میپرداخت. ازاینرو، روایت «ترک ناگهانی دکان و آغاز سلوک» بیشتر باید حکایتی نمادین درباره گسستن از تعلقات دنیوی دانسته شود تا گزارشی مستند از زندگی او.[۱] 66 67
سفرهای منسوب
68 69 در برخی زندگینامههای متأخر، سفرهای گستردهای از مکه و مدینه تا عراق، شام، مصر، هند و ماوراءالنهر به عطار نسبت داده شده است. بااینحال، شواهد معتبر برای اثبات چنین سفرهایی اندک است. دانشنامه ایرانیکا بر پایه آثار عطار احتمال میدهد که زندگی آرام او بهعنوان عطار و صوفی، با سفرهای طولانی قطع نشده و بیشتر عمرش در نیشابور سپری شده باشد.[۱] 70 71 بنابراین، گزارش سفرهای عطار را باید از اطلاعات نسبتاً مطمئن زندگی او، مانند نیشابوری بودن و اشتغال به عطاری، جدا کرد. آشنایی گسترده او با جغرافیا، حکایات ملل و سنتهای صوفیانه نیز الزاماً اثباتکننده سفر شخصی به همه مکانهای یادشده نیست. 72 73
دیدار منسوب با مولوی
74 75 روایتی مشهور حکایت میکند که بهاءالدین ولد هنگام سفر همراه فرزند خردسال خود، مولوی، در نیشابور با عطار دیدار کرد و عطار نسخهای از اسرارنامه را به مولوی بخشید. این گزارش در منابع متأخر آمده و از نظر تاریخی قطعی نیست. بااینحال، تأثیر ادبی و عرفانی عطار بر مولوی از راه همانندی برخی حکایتها، شیوه تمثیلپردازی و موضوعات عرفانی قابل بررسی است.[۴] 76 77
زمینه تاریخی
78 79 عطار در دورهای میان پایان فرمانروایی سلجوقیان و گسترش قدرت خوارزمشاهیان زندگی میکرد. خراسان در این دوره شاهد کشمکشهای سیاسی، حمله غزها، رقابت قدرتهای محلی و سرانجام یورش مغول بود. ناپایداری سیاسی و اجتماعی این روزگار، همراه با سنت نیرومند عرفان خراسان، زمینه تاریخی آثار او را تشکیل میدهد. 80 81 با وجود این، عطار برخلاف شاعران درباری، کمتر به ثبت مستقیم حوادث سیاسی پرداخته و بیشتر به بیثباتی قدرت، ناپایداری جهان، مرگ، رنج، حرص و فریبندگی مقام توجه کرده است. شاهان، وزیران، درویشان، دیوانگان، زاهدان، عاشقان، کنیزان، بردگان و مردم عادی در حکایتهای او نه فقط شخصیتهای تاریخی، بلکه حاملان موقعیتهای اخلاقی و عرفانیاند. 82 83
اندیشه عرفانی
84 85
سلوک و جستوجوی حقیقت
86 87 در منظومههای عطار، انسان موجودی دورافتاده از اصل خویش است که باید با گذر از خواهشهای نفس، دلبستگیهای مادی، خودبینی و عادتهای فکری به حقیقت نزدیک شود. این حرکت درونی غالباً به صورت سفر، طلب، عبور از وادیها، آوارگی، حیرت یا جستوجوی پادشاهی پنهان تصویر میشود. 88 89 در این دستگاه فکری، شناخت حقیقت تنها با دانش رسمی و استدلال عقلی حاصل نمیشود. عقل برای تنظیم زندگی و آغاز راه ضروری است، اما در برابر تجربه عشق و حقیقت مطلق محدود میماند. سالک باید از خودمحوری بگذرد تا امکان ادراک مرتبهای فراتر از «من» فردی را پیدا کند.[۲] 90 91
عشق
92 93 عشق در آثار عطار نیروی اصلی حرکت معنوی است. عشق، سالک را از مصلحتاندیشی، آسودگی و حفظ موقعیت اجتماعی بیرون میآورد و او را آماده فداکاری میکند. این عشق در حکایتهای عطار گاه دینی و الهی، گاه انسانی و گاه در قالب دلباختگی ظاهراً نامتعارف نشان داده میشود، اما در ساختار کلی آثارش وسیلهای برای شکستن خودخواهی و رسیدن به معرفت است. 94 95 داستان شیخ صنعان در منطقالطیر از مشهورترین نمونههای این نگرش است. شیخی سالخورده و صاحبنام در عشق دختری ترسا گرفتار میشود و اعتبار، عادتهای زاهدانه و منزلت اجتماعی خود را از دست میدهد. داستان، تقابل ظاهر دینی با صدق عشق و ضرورت عبور از خودبینی را در قالب روایتی چندلایه نشان میدهد. 96 97
فنا و رهایی از خود
98 99 «فنا» یکی از مفاهیم محوری جهان عطار است. مراد از فنا در این آثار نابودی جسمانی نیست، بلکه فروریختن خودخواهی و استقلال خیالی انسان در برابر حقیقت الهی است. پایان منطقالطیر، که در آن سی مرغ در آینه وجود سیمرغ خود را میبینند، بیان تمثیلی همین اندیشه است. پرندگان زمانی به مقصد میرسند که از تصورات پیشین درباره خویش و پادشاه مطلوبشان عبور کردهاند.[۲] 100 101
حیرت
102 103 حیرت در اندیشه عطار نشانه نادانی ساده نیست، بلکه مرتبهای از آگاهی است که در آن سالک محدودیت زبان، عقل و تعریفهای معمول را درمییابد. در این مرتبه، حقیقت را نمیتوان در قالب مفاهیم قطعی و بسته محصور کرد. حضور فراوان شخصیتهای حیران، شوریده و «دیوانه» در حکایتهای عطار با همین نگرش مرتبط است. 104 105
رنج و مصیبت
106 107 عطار رنج را یکی از واقعیتهای بنیادی زندگی انسان و گاه زمینه بیداری معنوی میداند. مصیبتنامه بیش از دیگر آثارش بر سرگشتگی، درد، بیپناهی و طلب پاسخ تمرکز دارد. بااینحال، عطار رنج را صرفاً ستایش نمیکند؛ بلکه نشان میدهد که انسان چگونه میتواند از تجربه رنج به شناخت محدودیتهای خود و بازاندیشی در معنای زندگی برسد. 108 109
نقد زهد ریایی و قدرت
110 111 یکی از موضوعات تکرارشونده در آثار عطار، نقد ریاکاری دینی و اجتماعی است. زاهد، واعظ، قاضی یا صوفیای که در ظاهر اهل تقواست اما در باطن به شهرت، مال یا قدرت دلبسته است، هدف انتقاد قرار میگیرد. در مقابل، گاه شخصی ظاهراً مطرود، گناهکار یا دیوانه از صداقت و معرفتی برخوردار است که عالمان رسمی از آن بیبهرهاند. 112 113 عطار همچنین ناپایداری قدرت دنیوی را یادآور میشود. پادشاهان در حکایتهای او با مرگ، درویشان، عاشقان یا دادخواهان روبهرو میشوند و درمییابند که اقتدار سیاسی در برابر زمان و مرگ پایدار نیست. این نگاه بیشتر اخلاقی و عرفانی است تا برنامهای سیاسی. 114 115
مذهب و گرایش عرفانی
116 117 آثار معتبر عطار نشان میدهد که او در محیط دینی اهل سنت خراسان پرورش یافته و نسبت به خلفای نخستین و برخی فقیهان اهل سنت رویکردی احترامآمیز داشته است. در عین حال، ستایش علی بن ابیطالب و خاندان پیامبر در آثار او سبب شده است که برخی نویسندگان متأخر وی را شیعه بدانند. بیشتر پژوهشگران معاصر، او را مسلمانی سنیمذهب با ارادت آشکار به اهلبیت معرفی کردهاند.[۳] 118 119 درباره وابستگی او به یک طریقت صوفیانه معین نیز مدرک قطعی در دست نیست. شخصیتهایی چون حلاج، بایزید بسطامی، ابوسعید ابوالخیر، رابعه عدویه و دیگر مشایخ نخستین تصوف در آثارش جایگاهی برجسته دارند. این حضور نشاندهنده پیوند عطار با میراث عمومی تصوف خراسان و سنت حکایتپردازی صوفیانه است، نه لزوماً عضویت او در سلسلهای مشخص.[۵] 120 121
ویژگیهای ادبی
122 123
داستانپردازی تمثیلی
124 125 مهمترین ابزار عطار برای انتقال مفاهیم عرفانی، داستان و تمثیل است. او معمولاً یک روایت اصلی را با دهها یا صدها حکایت فرعی همراه میکند. حکایتهای کوتاه، گفتوگوها، مثالها و تمثیلها پیوسته مسیر روایت را قطع میکنند، اما همگی به توضیح مسئله اصلی یاری میرسانند. 126 127 در آثار عطار، داستان معمولاً هدفی فراتر از سرگرمی دارد. شخصیتها و حوادث به نمونههایی برای نمایش حرص، ترس، عشق، ایثار، غرور، فقر، حیرت یا رهایی تبدیل میشوند. بااینحال، زنده بودن گفتوگوها و تنوع شخصیتها سبب شده است که بسیاری از حکایتها ارزش روایی مستقل نیز داشته باشند. 128 129
زبان و بیان
130 131 زبان عطار عموماً مستقیم، پرتحرک و متناسب با روایت است. او برای حفظ جریان داستان از واژگان دشوار و آرایهپردازی افراطی پرهیز میکند، هرچند در بخشهای غنایی و توصیفی از تصویرهای پیچیده و ترکیبات شاعرانه بهره میبرد. تکرار، پرسش، خطاب مستقیم، گفتوگو و تغییر ناگهانی لحن از ویژگیهای بیان اوست. 132 133 در شعر عطار، زبان تعلیمی با زبان شورمند عرفانی همراه میشود. او گاه با لحن واعظ سخن میگوید، گاه در مقام راوی، گاه از زبان دیوانه یا عاشق و گاه با خطاب مستقیم به خواننده. همین تنوع صوتها به آثارش پویایی بخشیده است. 134 135
طنز، تناقض و شطح
136 137 حکایتهای عطار گاه دارای طنز، وارونگی و تناقضاند. «دیوانگان عاقل» در برابر پادشاهان و زاهدان قرار میگیرند، گناهکار از زاهد صادقتر جلوه میکند و شخص فرودست حقیقتی را آشکار میسازد که صاحبان قدرت از درک آن عاجزند. عطار همچنین گفتارهای شطحآمیز صوفیان را نقل میکند، اما معمولاً آنها را در زمینه تجربه عرفانی و ازخودگذشتگی قرار میدهد. 138 139
آثار
140 141 انتساب آثار فراوانی به عطار یکی از مسائل مهم عطارپژوهی است. در دورههای بعد، شاعران متعددی با تخلص «عطار» یا نامهایی نزدیک به آن میزیستند و شماری از نوشتههای آنان به عطار نیشابوری نسبت داده شد. اختلاف نسخهها، نبود نسخههای بسیار نزدیک به زمان مؤلف و شهرت روزافزون عطار نیز بر این آشفتگی افزوده است.[۱] 142 143
منطقالطیر
144 145 منطقالطیر، که در برخی نسخهها و منابع با عنوان مقامات الطیور نیز شناخته میشود، مشهورترین منظومه عطار است. داستان با گردآمدن پرندگان جهان آغاز میشود. آنان تصمیم میگیرند برای خود پادشاهی بیابند و هدهد، که راهنما و مرشد جمع است، آنان را به جستوجوی سیمرغ فرا میخواند.[۲] 146 147 هر پرنده بهانهای برای نرفتن میآورد. بلبل به گل دل بسته است، طوطی در آرزوی آب حیات است، طاووس بازگشت به بهشت را میخواهد و دیگر پرندگان نیز گرفتار ترسها و دلبستگیهای خود هستند. هدهد با حکایتها و پاسخهای تمثیلی، نارسایی هر بهانه را آشکار میکند. 148 149 در ادامه، پرندگان باید از هفت وادی عبور کنند: 150 151
- وادی طلب
152
- وادی عشق
153
- وادی معرفت
154
- وادی استغنا
155
- وادی توحید
156
- وادی حیرت
157
- وادی فقر و فنا
158 159 از جمع پرندگان تنها سی مرغ به مقصد میرسند. آنان در پیشگاه سیمرغ درمییابند که آنچه میجستند با حقیقت دگرگونشده خودشان پیوند دارد. بازی زبانی «سی مرغ» و «سیمرغ» در پایان منظومه، وحدت جوینده و مطلوب را در قالب تمثیل بیان میکند.[۲] 160 161 منطقالطیر آمیزهای از روایت اصلی، موعظه، حکایتهای کوتاه، تمثیلهای جانوری و داستانهای مفصل است. داستان شیخ صنعان طولانیترین و مشهورترین حکایت مستقل این منظومه بهشمار میرود. 162 163
الهینامه
164 165 الهینامه مثنوی عرفانی دیگری است که در قالب گفتوگوی پادشاهی با شش پسرش شکل گرفته است. هر پسر آرزویی دنیوی یا شگفتانگیز بیان میکند و پدر با نقل حکایتهایی میکوشد ماهیت محدود، ناپایدار یا فریبنده آن آرزو را نشان دهد. 166 167 ساختار اثر امکان میدهد که عطار موضوعاتی چون قدرت، ثروت، عشق جسمانی، دانش، جادو، آرزوی جاودانگی و طلب معنوی را بررسی کند. حکایتهای فرعی، رویارویی میان خواستههای سطحی و نیاز عمیق روح را آشکار میکنند. الهینامه از نمونههای مهم روایت قابدار در ادبیات فارسی است.[۲] 168 169
مصیبتنامه
170 171 مصیبتنامه شرح جستوجوی سالکی است که برای یافتن پاسخ درد و سرگشتگی خود به مراتب گوناگون هستی روی میآورد. او با فرشتگان، عناصر، موجودات عالم و شخصیتهای دینی گفتوگو میکند، اما هیچیک نمیتواند به تنهایی پاسخ نهایی را در اختیارش بگذارد. 172 173 اثر با بهرهگیری از حکایتهای فراوان، راهی از جستوجوی بیرونی به بازگشت درونی ترسیم میکند. در این منظومه، «مصیبت» هم رنج جدایی از حقیقت و هم آگاهی از محدودیت ادراک انسانی است. مصیبتنامه همراه با منطقالطیر و الهینامه از مهمترین منظومههای روایی عطار بهشمار میرود.[۱][۲] 174 175
اسرارنامه
176 177 اسرارنامه مثنویای عرفانی و تعلیمی است که موضوعات آن پیرامون توحید، شناخت نفس، عشق، مرگ، ناپایداری دنیا و مراحل سلوک شکل گرفته است. برخلاف سه منظومه بزرگ روایی عطار، این کتاب از یک داستان فراگیر و منسجم برخوردار نیست و بیشتر مجموعهای از مباحث و حکایتهای عرفانی است. 178 179 در روایت مشهور دیدار عطار و مولوی، گفته شده است که عطار نسخهای از همین اثر را به مولوی نوجوان هدیه کرد. اصل دیدار قطعی نیست، اما اسرارنامه در بررسی پیوند میان سنت عطار و شعر عرفانی پس از او اهمیت دارد. 180 181
مختارنامه
182 183 مختارنامه مجموعهای از رباعیات عطار است که بر اساس موضوع در بخشهای گوناگون تنظیم شده است. مضامین آن شامل توحید، عشق، حیرت، درد، مرگ، بیاعتباری جهان و نقد خودپرستی است. اهمیت این کتاب تنها در ارزش ادبی رباعیات نیست؛ بلکه در بررسی انتساب رباعیات سرگردان میان شاعران مختلف فارسی نیز نقش دارد. 184 185 بخشی از رباعیاتی که در منابع متأخر به شاعرانی چون عمر خیام نسبت یافتهاند، در نسخههای مختارنامه نیز دیده میشوند. ازاینرو، نسخهشناسی و بررسی تاریخی این مجموعه برای پژوهش در تاریخ رباعی فارسی اهمیت دارد. 186 187
دیوان عطار
188 189 دیوان عطار شامل غزلها، قصیدهها، قطعهها و دیگر اشعار غنایی منسوب به اوست. غزلهای عطار عمدتاً بر عشق، طلب، فنا، بیخودی، درد و شور عرفانی تمرکز دارند. در این غزلها، تصویرهایی چون می، ساقی، خرابات، آتش، دریا، پروانه و شمع در بافتی عرفانی به کار میروند. 190 191 غزل عطار از نظر تاریخی میان غزل سنایی و غزل عرفانی شاعرانی چون مولوی و حافظ قرار میگیرد. زبان پرشور، خطابهای مستقیم و تأکید بر تجربه عشق از ویژگیهای برجسته اشعار غنایی اوست. متن دیجیتال بخش مهمی از اشعار منسوب به عطار در گنجور قابل دسترسی است.[۶] 192 193
تذکرةالاولیا
194 195 تذکرةالاولیا مهمترین اثر منثور عطار و یکی از منابع برجسته فارسی درباره زندگی، اقوال و حکایتهای صوفیان نخستین است. کتاب شامل شرح احوال و سخنان شمار زیادی از مشایخ تصوف، از جمله جعفر صادق، اویس قرنی، حسن بصری، رابعه عدویه، بایزید بسطامی، جنید بغدادی و حلاج است.[۲] 196 197 عطار در این اثر صرفاً زندگینامه تاریخی نمینویسد. او با گزینش اقوال، حکایتها، کرامتها و روایتهای تعلیمی، تصویری نمونهوار از سلوک هر عارف ارائه میدهد. بنابراین، تذکرةالاولیا هم منبعی برای تاریخ تصوف و هم اثری ادبی و تعلیمی است. 198 199 درباره شمار فصلهای اصلی کتاب و بخشهای افزودهشده به آن اختلاف وجود دارد. برخی زندگینامهها و فصلهای موجود در نسخههای متأخر احتمالاً پس از عطار به متن افزوده شدهاند. به همین سبب، استفاده تاریخی از کتاب نیازمند توجه به نسخههای خطی و تصحیحهای انتقادی است. 200 201
آثار منسوب و مسئله اصالت
202 203 در طول قرنها آثار بسیاری، گاه تا بیش از صد عنوان، به عطار نسبت داده شده است. پژوهشهای نسخهشناختی و سبکشناختی نشان دادهاند که بخش بزرگی از این آثار متعلق به او نیست. وجود چند شاعر با تخلص عطار، شهرت عطار نیشابوری و تمایل مؤلفان گمنام به حفظ آثار خود زیر نام او از عوامل این انتسابها بوده است.[۱] 204 205 از جمله آثاری که انتساب آنها محل تردید جدی یا رد پژوهشگران قرار گرفته، میتوان به این عنوانها اشاره کرد: 206 207
- پندنامه
208
- بلبلنامه
209
- اشترنامه
210
- بیسرنامه
211
- وصلتنامه
212
- مظهرالعجایب
213
- جوهرالذات
214
- لسانالغیب
215
- هیلاجنامه
216
- حیدرینامه
217
- سیاهنامه
218
- نزهتالاحباب
219
- خسرونامه، در صورتی که آن را اثری جدا از عنوانهای شناختهشده خود عطار بدانند
220 221 درباره برخی از این آثار میان مصححان اختلاف وجود دارد، اما در پژوهش دانشنامهای نباید همه نوشتههای چاپشده با نام «عطار» را بیتفکیک از آثار مسلم او دانست. وجود مجموعههایی از آثار منسوب نیز به معنای اثبات انتساب آنها نیست.[۷] 222 223
مرگ
224 225 تاریخ مرگ عطار، مانند سال تولدش، قطعی نیست. روایت رایج، درگذشت او را در سال ۶۱۸ قمری، برابر با ۱۲۲۱ میلادی، همزمان با حمله مغول به نیشابور میداند. بر اساس گزارشهای متأخر، او به دست یکی از سپاهیان مغول کشته شد. جزئیات داستان، از جمله فروختهشدن او به بهای اندک یا توصیهاش به خریدار، ماهیتی افسانهای دارد و در منابع نزدیک به زمان حادثه تأیید نشده است.[۱] 226 227 برخی منابع سالهای دیگری، از جمله ۶۲۷ قمری، برای وفات او ذکر کردهاند. بااینحال، تاریخ ۶۱۸ قمری با گزارشهای مربوط به ویرانی نیشابور و برآورد سن عطار سازگاری بیشتری دارد و در منابع مرجع جدید بیشتر پذیرفته شده است.[۱][۲] 228 229
آرامگاه
230 231 آرامگاه عطار در نیشابور قرار دارد. بنای کنونی آرامگاه در دوره تیموریان و به فرمان علیشیر نوایی، وزیر، نویسنده و حامی فرهنگ و هنر، بر فراز مزار او ساخته یا بازسازی شد. بنا نقشهای هشتضلعی و گنبدی کاشیکاریشده دارد و در دورههای بعد چند بار مرمت شده است.[۸] 232 233 آرامگاه عطار در باغی قرار گرفته که آرامگاه کمالالملک نیز در بخشی از آن ساخته شده است. این مجموعه از مکانهای فرهنگی و گردشگری نیشابور بهشمار میرود. آرامگاه عطار در فهرست آثار ملی ایران نیز ثبت شده است.[۸] 234 235 236 237
جایگاه در تاریخ ادبیات فارسی
238 239 عطار حلقهای اساسی در تحول شعر عرفانی فارسی میان سنایی و مولوی است. سنایی پیش از او بخش مهمی از مفاهیم عرفانی را وارد شعر تعلیمی فارسی کرده بود؛ عطار این میراث را با داستانپردازی گسترده، روانشناسی شخصیتها، تمثیلهای چندلایه و ساختارهای روایی بزرگ گسترش داد. مولوی نیز بسیاری از امکانات روایی و عرفانی این سنت را در مثنوی معنوی به مرحلهای تازه رساند. 240 241 تأثیر عطار بر مولوی تنها به مضامین کلی محدود نیست. شماری از حکایتها، شخصیتها و الگوهای روایی عطار در آثار مولوی بازآفرینی شدهاند. پژوهشهای تطبیقی نشان میدهند که مولوی در مواردی روایتهای مشترک را گسترش داده، کوتاه کرده یا با هدفی متفاوت به کار برده است.[۴] 242 243 عطار همچنین بر سنت تذکرهنویسی صوفیانه، ادبیات تعلیمی، شعر غنایی عرفانی و تصویرپردازی ادبی در ایران و دیگر سرزمینهای فارسیزبان اثر گذاشت. منطقالطیر در زبانها و فرهنگهای مختلف ترجمه، اقتباس و بازآفرینی شده و مضمون پرندگان در جستوجوی سیمرغ در ادبیات، نقاشی، نمایش و هنرهای معاصر استمرار یافته است.[۲] 244 245
عطارپژوهی و تصحیح آثار
246 247 شناخت علمی عطار در دوره معاصر با پژوهشهای نسخهشناختی، تاریخی و سبکشناختی گسترش یافت. محمد قزوینی در تصحیح و بررسی تذکرةالاولیا، بدیعالزمان فروزانفر در پژوهش درباره زندگی و آثار عطار، هلموت ریتر در تحلیل جهان فکری و روایی او و محمدرضا شفیعی کدکنی در تصحیح و ارزیابی آثار مسلم و منسوب به عطار نقش مهمی داشتهاند. 248 249 یکی از مهمترین دستاوردهای عطارپژوهی معاصر، تفکیک آثار اصیل عطار از نوشتههای منسوب به اوست. این پژوهشها با مقایسه نسخههای خطی، زبان، واژگان، اندیشههای کلامی، شیوه داستانپردازی و شواهد تاریخی نشان دادهاند که «عطار» موجود در سنت نسخهای همیشه یک مؤلف واحد نیست. 250 251
بزرگداشت
252 253 روز ۲۵ فروردین در تقویم رسمی ایران به نام «روز بزرگداشت عطار نیشابوری» شناخته میشود. در این روز برنامههای ادبی و پژوهشی، بهویژه در نیشابور، برای بررسی آثار و اندیشههای او برگزار میشود.[۳][۸] 254 255 نام عطار بر مراکز فرهنگی، آموزشی، خیابانها و مؤسسات گوناگون نهاده شده است. آرامگاه او نیز همراه با آرامگاه خیام و محوطههای تاریخی نیشابور، بخشی از هویت فرهنگی این شهر را تشکیل میدهد. 256 257
گاهشمار
258 259
- حدود ۵۴۰ قمری / ۱۱۴۵ یا ۱۱۴۶ میلادی: تولد عطار در نیشابور یا یکی از نواحی وابسته به آن.[۱]
260
- نیمه دوم سده ششم قمری: اشتغال به عطاری و آغاز فعالیت ادبی و عرفانی.[۱]
261
- ۵۷۳ قمری / ۱۱۷۷ میلادی: تاریخی که در برخی نسخهها برای پایان تألیف منطقالطیر ذکر شده است؛ اصالت این تاریخ قطعی نیست، زیرا بیت حاوی آن در همه نسخهها وجود ندارد.[۱]
262
- میان ۶۱۲ تا ۶۱۸ قمری: دیدار منسوب نصیرالدین طوسی با عطار سالخورده در نیشابور، بر پایه محاسبه فروزانفر.[۱]
263
264
- سده نهم قمری / سده پانزدهم میلادی: احداث یا بازسازی بنای آرامگاه او به فرمان علیشیر نوایی.[۸]
265 266
کتابشناسی برگزیده
267 268
آثار عطار
269 270
- عطار نیشابوری، منطقالطیر، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی.
271
- عطار نیشابوری، اسرارنامه، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی.
272
- عطار نیشابوری، الهینامه، تصحیح هلموت ریتر و نیز تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی.
273
- عطار نیشابوری، مصیبتنامه، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی.
274
- عطار نیشابوری، مختارنامه، تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی.
275
- عطار نیشابوری، تذکرةالاولیا، تصحیح محمد قزوینی.
276
- عطار نیشابوری، دیوان عطار، تصحیح تقی تفضلی.
277 278
پژوهشهای مهم
279 280
- فروزانفر، بدیعالزمان، شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری، تهران.
281
- زرینکوب، عبدالحسین، صدای بال سیمرغ، تهران.
282
- شفیعی کدکنی، محمدرضا، مقدمهها و تعلیقات تصحیحهای انتقادی آثار عطار.
283
- Ritter, Hellmut, Das Meer der Seele: Mensch, Welt und Gott in den Geschichten des Farīduddīn ʿAṭṭār, Leiden, 1955.
284
- Reinert, Benedikt, “AṬṬĀR, FARĪD-AL-DĪN,” Encyclopaedia Iranica, Vol. III, Fasc. 1.
285 286
جستارهای وابسته
287 288
289
290
291
292
293
294
295
296
297
298 299
منابع
300
- ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ ۱٫۱۲ ۱٫۱۳ ۱٫۱۴ ۱٫۱۵ ۱٫۱۶ ۱٫۱۷ ۱٫۱۸ ۱٫۱۹ ۱٫۲۰ ۱٫۲۱ ۱٫۲۲ Benedikt Reinert، “AṬṬĀR, FARĪD-AL-DĪN”، Encyclopaedia Iranica، جلد سوم، دفتر اول، صص. ۲۰–۲۵، تاریخ انتشار ۱۵ دسامبر ۱۹۸۷، آخرین بهروزرسانی ۶ آوریل ۲۰۱۷.
- ↑ ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ۲٫۱۲ “Farīd al-Dīn ʿAṭṭār”، Encyclopaedia Britannica.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ «نگاهی به زندگی و آثار عطار»، مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ “The Role of Rumi in the Development of the Form and Content of Attār’s Tales”، University of Religions and Denominations، ۲۰۱۶.
- ↑ Mubina Moker، “The Spiritual Genealogy of Attar of Nishapur”، Ibn Sina Scientific Research Institute.
- ↑ «عطار»، گنجور.
- ↑ «مجموعهای از آثار عطار نیشابوری»، ویکینور.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ “Tomb of Attar”، Visit Iran.