احمد (عبدالله) کلاهدوز: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «{{جعبه زندگینامه |نام_شخص=احمد (عبدالله) کلاهدوز |تصویر=احمد کلاهدوز.JPG |عرض_تصویر=260px |توضیح_تصویر=احمد (عبدالله) کلاهدوز |تاریخ_تولد=۱۳۳۱ |محل_تولد=مشهد |تاریخ_مرگ=۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ |ملیت=ایرانی |محل_مرگ=تهران |مدفن= |علت مرگ=شهادت در درگیری مسلحانه...» ایجاد کرد |
Alireza k h (بحث | مشارکتها) نوشتن یک مقاله جدید |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
|تاریخ مرگ=۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ | |تاریخ مرگ=۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ | ||
}} | }} | ||
'''احمد (عبدالله) کلاهدوز'''، (زاده ۱۳۳۱ در مشهد – | '''احمد (عبدالله) کلاهدوز'''، (زاده ۱۳۳۱ در مشهد – شهادت ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ در تهران)، مجاهد خلق، دانشجوی دانشگاه تهران و از مسئولان [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود. وی در خانوادهای محروم در مشهد متولد شد و پس از گذراندن دوران دبیرستان، وارد دانشکده علوم دانشگاه تهران شد. کلاهدوز از فعالترین دانشجویان مبارز دانشکده بود و در سال ۱۳۵۲ توسط ساواک شناسایی و دستگیر گردید. | ||
پس از تحمل شکنجههای شدید، مقاومت قابل تحسینی از خود نشان داد و توسط دادگاه نظامی رژیم پهلوی به ۱۵ سال زندان محکوم شد. دوران محکومیت او در زندانهای قصر، قزلحصار و اوین سپری شد. او در زندان مسئولیت رابط نقل و انتقال مدارک و پیامها بین بندها را بر عهده داشت و این مأموریت حساس را با دقت و بدون لو رفتن توسط ساواک انجام میداد. کلاهدوز همچنین در فراگیری آموزشهای سازمان و فعالیتهای سیاسی و جمعی داخل زندان بسیار فعال و منضبط بود. | |||
پس از آزادی در قیام ۱۳۵۷، مسئولیتهای متعددی پذیرفت. اوایل سال ۱۳۵۹ به عنوان یکی از مسئولان تشکیلات استان فارس در شیراز فعالیت کرد و سپس به تهران منتقل شد. از تابستان همان سال، مسئولیت نهاد دانشآموزی و نشریه «نسل انقلاب» وابسته به اتحادیه انجمنهای دانشآموزان مسلمان تهران را بر عهده گرفت. توانایی ویژه او در بیان مفاهیم ایدئولوژیک، اصول سیاسی و ارزشهای تشکیلاتی، برجستهترین ویژگی انقلابیاش بود. سخنرانیها و کلاسهای آموزشی او در شیراز تأثیر بسزایی در شناساندن آرمانها و اهداف مجاهدین داشت. | |||
پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مسئولیت تهیه و تنظیم جزوات آموزشی و امنیتی را بر عهده گرفت و آن را به شایستگی انجام داد. احمد کلاهدوز در [[ضربه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱|۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱]] طی حمله پاسداران به پایگاه مجاهدین در تهران به شهادت رسید. | |||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
احمد کلاهدوز در سال ۱۳۳۱ در مشهد متولد شد. تحصیلات متوسطه را در همان شهر گذراند و سپس وارد دانشکده علوم دانشگاه تهران شد. او از فعالترین دانشجویان مبارز دانشکده علوم بود و در سال ۱۳۵۲ توسط یکی از عوامل ساواک شناسایی و دستگیر شد.<ref name=":0">[https://martyrs.mojahedin.org/i/martyrs/9760 زندگینامه مجاهد شهید احمد (عبدالله) کلاهدوز - سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref> | احمد کلاهدوز در سال ۱۳۳۱ در مشهد متولد شد. تحصیلات متوسطه را در همان شهر گذراند و سپس وارد دانشکده علوم دانشگاه تهران شد. او از فعالترین دانشجویان مبارز دانشکده علوم بود و در سال ۱۳۵۲ توسط یکی از عوامل ساواک شناسایی و دستگیر شد.<ref name=":0">[https://martyrs.mojahedin.org/i/martyrs/9760 زندگینامه مجاهد شهید احمد (عبدالله) کلاهدوز - سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref> | ||
== زندان در رژیم شاه == | == زندان در رژیم شاه == | ||
پس از بازداشت، احمد تحت شکنجههای شدید قرار گرفت اما مقاومت قابل تحسینی از خود نشان داد. او در | پس از بازداشت، احمد تحت شکنجههای شدید قرار گرفت اما مقاومت قابل تحسینی از خود نشان داد. او در دادگاه نظامی شاه به ۱۵ سال زندان محکوم شد و دوران محکومیت خود را در زندانهای قصر، قزلحصار و اوین گذراند. احمد در زندان در ارتباط تشکیلاتی با مجاهدین فعالیت میکرد و مسئولیت رابط نقل و انتقال مدارک و پیامها بین بندها را بر عهده داشت. این مسئولیت را با ظرافت و بدون لو رفتن توسط ساواک انجام میداد. او همچنین در فراگیری آموزشهای سازمان و شرکت فعال در حرکتهای سیاسی داخل زندان بسیار منضبط بود.<ref name=":0" /> | ||
== فعالیت پس از انقلاب == | == فعالیت پس از انقلاب == | ||
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی و آزادی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۵۷، احمد کلاهدوز مسئولیتهای متعددی را بر عهده گرفت. اوایل سال ۱۳۵۹ به عنوان یکی از مسئولان تشکیلات استان فارس در ستاد سازمان مجاهدین در شیراز فعالیت میکرد. سپس به تهران منتقل شد و مدتی در بخش شهرستان مشغول به کار بود. از تابستان ۱۳۵۹ مسئولیت نهاد دانشآموزی و نشریه «نسل انقلاب» وابسته به اتحادیه انجمنهای دانشآموزان مسلمان تهران را بر عهده گرفت. | پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی و آزادی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۵۷، احمد کلاهدوز مسئولیتهای متعددی را بر عهده گرفت. اوایل سال ۱۳۵۹ به عنوان یکی از مسئولان تشکیلات استان فارس در ستاد سازمان مجاهدین در شیراز فعالیت میکرد. سپس به تهران منتقل شد و مدتی در بخش شهرستان مشغول به کار بود. از تابستان ۱۳۵۹ مسئولیت نهاد دانشآموزی و نشریه «نسل انقلاب» وابسته به اتحادیه انجمنهای دانشآموزان مسلمان تهران را بر عهده گرفت. احمد از ویژگیهای انقلابی برجستهای برخوردار بود. کارآیی و توانایی ویژه او در بیان مفاهیم ایدئولوژیک، اصول سیاسی و ارزشهای تشکیلاتی، برجستهترین ویژگی او به شمار میرفت. او سخنرانیهای متعدد و کلاسهای آموزشی در شیراز برگزار کرد که در شناساندن آرمانهای مجاهدین تأثیر بسزایی داشت. پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مسئولیت تهیه و تنظیم جزوات آموزشی و امنیتی را بر عهده داشت.<ref name=":0" /> | ||
احمد از ویژگیهای انقلابی برجستهای برخوردار بود. کارآیی و توانایی ویژه او در بیان مفاهیم ایدئولوژیک، اصول سیاسی و ارزشهای تشکیلاتی، برجستهترین ویژگی او به شمار میرفت. او سخنرانیهای متعدد و کلاسهای آموزشی در شیراز برگزار کرد که در شناساندن آرمانهای مجاهدین تأثیر بسزایی داشت. پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مسئولیت تهیه و تنظیم جزوات آموزشی و امنیتی را بر عهده داشت.<ref name=":0" /> | |||
== شهادت == | == شهادت == | ||
در ۱۲ اردیبهشت | در [[ضربه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱|۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱]]، پایگاه محل فعالیت احمد کلاهدوز مورد حمله وحشیانه پاسداران خمینی قرار گرفت. او به همراه دیگر مجاهدین پس از ساعتها نبرد تا آخرین گلوله مقاومت کرد و در این درگیری قهرمانانه به شهادت رسید. شهادت او نمادی از فداکاری مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی است.<ref name=":0" /> | ||
== وصیتنامه == | == وصیتنامه == | ||
احمد کلاهدوز در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ وصیتنامهای نوشت که متن آن به شرح زیر است: | احمد کلاهدوز در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ وصیتنامهای نوشت که متن آن به شرح زیر است:<blockquote>«به نام خدا و بهنام خلق قهرمان ایران | ||
الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهٰذا وَما كُنّا لِنَهتَدِيَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ… (اعراف ــ ۴۳) | الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهٰذا وَما كُنّا لِنَهتَدِيَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ… (اعراف ــ ۴۳) | ||
سپاس خداوند را که هدایت کرد ما را به این راه پرافتخار، و اگر نبود هدایت و یاری خدا به چنین راهی هدایت نمیشدیم… | سپاس خداوند را که هدایت کرد ما را به این راه پرافتخار، و اگر نبود هدایت و یاری خدا به چنین راهی هدایت نمیشدیم… | ||
تاریخ در مسیر پرفراز و نشیب خودگاه با نقطه عطف هایی روبهرو میشود که ثمره تمامی تلاشها و شهادتها را در خود متبلور و به یکباره به ثمر مینشاند. | تاریخ در مسیر پرفراز و نشیب خودگاه با نقطه عطف هایی روبهرو میشود که ثمره تمامی تلاشها و شهادتها را در خود متبلور و به یکباره به ثمر مینشاند. | ||
همان زمان که امید در دل محرومان و رنجبران جوانه میزند و چشماندازهای پرشکوه و شورانگیز رهایی و رشد آشکار میگردد. | همان زمان که امید در دل محرومان و رنجبران جوانه میزند و چشماندازهای پرشکوه و شورانگیز رهایی و رشد آشکار میگردد. | ||
وقتی که بوی زندگی از هر شهیدی که در خون خود میغلطد، آنچنان فضا را آکنده میسازد که خفتگان را بیدار و از راه ماندگان را بهراه باز میگرداند (و) اکنون در فرازی اینچنین بهسر میبریم. | وقتی که بوی زندگی از هر شهیدی که در خون خود میغلطد، آنچنان فضا را آکنده میسازد که خفتگان را بیدار و از راه ماندگان را بهراه باز میگرداند (و) اکنون در فرازی اینچنین بهسر میبریم. | ||
تمام ارزشهایی که تودهها در طول تاریخ خلق کردهاند، در حرکت سازمانی تبلوریافته است که در ادامه راه انبیا و در نوک پیکان تکامل، پرچم توحید و اسلام انقلابی را در بالاترین و چپترین نقطهی ترقی خواهی برافراشته و رودرروی سد اصلی دوران و دشمن تمامی خلقهای جهان قرار گرفته است. | |||
دستاورد عظیم و عالی چنین مبارزهای همانا تجدید حیات اسلام انقلابی و احتضار و ورشکستگی تمامی برداشتهای ارتجاعی و شرکآلود از اسلام است که بطور تاریخی، ایدئولوژی پیامبران را بهعنوان راه گریزناپذیر و نهایی رهایی انسان از سلطه مناسبات شرک آمیز طبقاتی ارایه میدهد. | تمام ارزشهایی که تودهها در طول تاریخ خلق کردهاند، در حرکت سازمانی تبلوریافته است که در ادامه راه انبیا و در نوک پیکان تکامل، پرچم توحید و اسلام انقلابی را در بالاترین و چپترین نقطهی ترقی خواهی برافراشته و رودرروی سد اصلی دوران و دشمن تمامی خلقهای جهان قرار گرفته است. دستاورد عظیم و عالی چنین مبارزهای همانا تجدید حیات اسلام انقلابی و احتضار و ورشکستگی تمامی برداشتهای ارتجاعی و شرکآلود از اسلام است که بطور تاریخی، ایدئولوژی پیامبران را بهعنوان راه گریزناپذیر و نهایی رهایی انسان از سلطه مناسبات شرک آمیز طبقاتی ارایه میدهد. در این مسیر پذیرش شهادت چه شیرین و گوارا است. خون من در رگها جز برای ادای شهادتی اینچنین نمیدود من احمد… | ||
در این مسیر پذیرش شهادت چه شیرین و گوارا است. خون من در رگها جز برای ادای شهادتی اینچنین نمیدود من احمد… | از آن هنگام که َگام در راه مجاهدین خلق نهادم (سال ۵۲) معنای زندگی را به مصداق «ان الحیاة عقیدة و جهاد» دریافتم که جز تلاش آگاهانه و عاشقانه برای نابودی ستم و استثمار و تمامی عوامل ضد رشد و رهایی انسان نیست. بدون شک ثمره مبارزهای که اینک مجاهدین خلق سمبل و هادی آنند، چیزی نیست... . جز رهایی خلقها و احیای ایدئولوژی رهایی بخش که امانت انبیاء و بنیاد اساسی نبرد آخرین انسان برای استقرار جامعهٔ بیطبقهی توحیدی است. در این راه بر هر سختی و رنجی، چه از ناحیه... . و چه از ناحیه مرتجعین انحصارطلب و ضداسلام صبر میکنم و همآواز با تمامی شهیدان یکتاپرست کلام خدا را زمزمه میکنم که: وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ۚ… (ابراهیم ــ ۱۲) | ||
از آن هنگام که َگام در راه مجاهدین خلق نهادم (سال ۵۲) معنای زندگی را به مصداق «ان الحیاة عقیدة و جهاد» دریافتم که جز تلاش آگاهانه و عاشقانه برای نابودی ستم و استثمار و تمامی عوامل ضد رشد و رهایی انسان نیست. | |||
بدون شک ثمره مبارزهای که اینک مجاهدین خلق سمبل و هادی آنند، چیزی نیست... . جز رهایی خلقها و احیای ایدئولوژی رهایی بخش که امانت انبیاء و بنیاد اساسی نبرد آخرین انسان برای استقرار جامعهٔ بیطبقهی توحیدی است. | آرزوی من این است که قطرهای از بیکران دریای خلق باشم که در مسیرتکامل، بیوقفه در خروش است و رو به ابدیت، یگانگی و رهایی از همهی اجبارات بنده ساز دارد. آنجا که به ملاقات پروردگار میشتابیم و حساب و داوری نهایی برپا میشود. با درود به تمامی شهیدان انقلاب و تعظیم مبارزات خلقهای سراسر جهان. | ||
در این راه بر هر سختی و رنجی، چه از ناحیه... . و چه از ناحیه مرتجعین انحصارطلب و ضداسلام صبر میکنم و همآواز با تمامی شهیدان یکتاپرست کلام خدا را زمزمه میکنم که: وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ۚ… (ابراهیم ــ ۱۲) | |||
آرزوی من این است که قطرهای از بیکران دریای خلق باشم که در مسیرتکامل، بیوقفه در خروش است و رو به ابدیت، یگانگی و رهایی از همهی اجبارات بنده ساز دارد. | جمعه بیست و پنجم اردیبهشت۱۳۶۰»<ref name=":0" /></blockquote> | ||
آنجا که به ملاقات پروردگار میشتابیم و حساب و داوری نهایی برپا میشود. با درود به تمامی شهیدان انقلاب و تعظیم مبارزات خلقهای سراسر جهان. | |||
جمعه بیست و پنجم | |||
== ارزیابی == | == ارزیابی == | ||
احمد کلاهدوز از مجاهدانی بود که هم در زندان شاه مقاومت کرد و هم پس از انقلاب در عرصههای آموزشی و سازماندهی فعال بود. شهادت او در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، نمادی از فداکاری مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی است. وصیتنامه او سند مهمی از ایمان، تحلیل سیاسی و تعهد به مبارزه تا آخرین لحظه است. | احمد کلاهدوز از مجاهدانی بود که هم در زندان شاه مقاومت کرد و هم پس از انقلاب در عرصههای آموزشی و سازماندهی فعال بود. شهادت او در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، نمادی از فداکاری مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی است. وصیتنامه او سند مهمی از ایمان، تحلیل سیاسی و تعهد به مبارزه تا آخرین لحظه است. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۱۰
| احمد (عبدالله) کلاهدوز | |
|---|---|
احمد (عبدالله) کلاهدوز | |
| زادروز | ۱۳۳۱ مشهد |
| درگذشت | ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ تهران |
| علت مرگ | شهادت در درگیری مسلحانه با پاسداران خمینی |
| ملیت | ایرانی |
| شناختهشده برای | مجاهد خلق، مسئول آموزشی و نماد مقاومت |
احمد (عبدالله) کلاهدوز، (زاده ۱۳۳۱ در مشهد – شهادت ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ در تهران)، مجاهد خلق، دانشجوی دانشگاه تهران و از مسئولان سازمان مجاهدین خلق ایران بود. وی در خانوادهای محروم در مشهد متولد شد و پس از گذراندن دوران دبیرستان، وارد دانشکده علوم دانشگاه تهران شد. کلاهدوز از فعالترین دانشجویان مبارز دانشکده بود و در سال ۱۳۵۲ توسط ساواک شناسایی و دستگیر گردید.
پس از تحمل شکنجههای شدید، مقاومت قابل تحسینی از خود نشان داد و توسط دادگاه نظامی رژیم پهلوی به ۱۵ سال زندان محکوم شد. دوران محکومیت او در زندانهای قصر، قزلحصار و اوین سپری شد. او در زندان مسئولیت رابط نقل و انتقال مدارک و پیامها بین بندها را بر عهده داشت و این مأموریت حساس را با دقت و بدون لو رفتن توسط ساواک انجام میداد. کلاهدوز همچنین در فراگیری آموزشهای سازمان و فعالیتهای سیاسی و جمعی داخل زندان بسیار فعال و منضبط بود.
پس از آزادی در قیام ۱۳۵۷، مسئولیتهای متعددی پذیرفت. اوایل سال ۱۳۵۹ به عنوان یکی از مسئولان تشکیلات استان فارس در شیراز فعالیت کرد و سپس به تهران منتقل شد. از تابستان همان سال، مسئولیت نهاد دانشآموزی و نشریه «نسل انقلاب» وابسته به اتحادیه انجمنهای دانشآموزان مسلمان تهران را بر عهده گرفت. توانایی ویژه او در بیان مفاهیم ایدئولوژیک، اصول سیاسی و ارزشهای تشکیلاتی، برجستهترین ویژگی انقلابیاش بود. سخنرانیها و کلاسهای آموزشی او در شیراز تأثیر بسزایی در شناساندن آرمانها و اهداف مجاهدین داشت.
پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مسئولیت تهیه و تنظیم جزوات آموزشی و امنیتی را بر عهده گرفت و آن را به شایستگی انجام داد. احمد کلاهدوز در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ طی حمله پاسداران به پایگاه مجاهدین در تهران به شهادت رسید.
پیشینه
احمد کلاهدوز در سال ۱۳۳۱ در مشهد متولد شد. تحصیلات متوسطه را در همان شهر گذراند و سپس وارد دانشکده علوم دانشگاه تهران شد. او از فعالترین دانشجویان مبارز دانشکده علوم بود و در سال ۱۳۵۲ توسط یکی از عوامل ساواک شناسایی و دستگیر شد.[۱]
زندان در رژیم شاه
پس از بازداشت، احمد تحت شکنجههای شدید قرار گرفت اما مقاومت قابل تحسینی از خود نشان داد. او در دادگاه نظامی شاه به ۱۵ سال زندان محکوم شد و دوران محکومیت خود را در زندانهای قصر، قزلحصار و اوین گذراند. احمد در زندان در ارتباط تشکیلاتی با مجاهدین فعالیت میکرد و مسئولیت رابط نقل و انتقال مدارک و پیامها بین بندها را بر عهده داشت. این مسئولیت را با ظرافت و بدون لو رفتن توسط ساواک انجام میداد. او همچنین در فراگیری آموزشهای سازمان و شرکت فعال در حرکتهای سیاسی داخل زندان بسیار منضبط بود.[۱]
فعالیت پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی و آزادی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۵۷، احمد کلاهدوز مسئولیتهای متعددی را بر عهده گرفت. اوایل سال ۱۳۵۹ به عنوان یکی از مسئولان تشکیلات استان فارس در ستاد سازمان مجاهدین در شیراز فعالیت میکرد. سپس به تهران منتقل شد و مدتی در بخش شهرستان مشغول به کار بود. از تابستان ۱۳۵۹ مسئولیت نهاد دانشآموزی و نشریه «نسل انقلاب» وابسته به اتحادیه انجمنهای دانشآموزان مسلمان تهران را بر عهده گرفت. احمد از ویژگیهای انقلابی برجستهای برخوردار بود. کارآیی و توانایی ویژه او در بیان مفاهیم ایدئولوژیک، اصول سیاسی و ارزشهای تشکیلاتی، برجستهترین ویژگی او به شمار میرفت. او سخنرانیهای متعدد و کلاسهای آموزشی در شیراز برگزار کرد که در شناساندن آرمانهای مجاهدین تأثیر بسزایی داشت. پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مسئولیت تهیه و تنظیم جزوات آموزشی و امنیتی را بر عهده داشت.[۱]
شهادت
در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، پایگاه محل فعالیت احمد کلاهدوز مورد حمله وحشیانه پاسداران خمینی قرار گرفت. او به همراه دیگر مجاهدین پس از ساعتها نبرد تا آخرین گلوله مقاومت کرد و در این درگیری قهرمانانه به شهادت رسید. شهادت او نمادی از فداکاری مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی است.[۱]
وصیتنامه
احمد کلاهدوز در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ وصیتنامهای نوشت که متن آن به شرح زیر است:
«به نام خدا و بهنام خلق قهرمان ایران
الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهٰذا وَما كُنّا لِنَهتَدِيَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ… (اعراف ــ ۴۳)
سپاس خداوند را که هدایت کرد ما را به این راه پرافتخار، و اگر نبود هدایت و یاری خدا به چنین راهی هدایت نمیشدیم…
تاریخ در مسیر پرفراز و نشیب خودگاه با نقطه عطف هایی روبهرو میشود که ثمره تمامی تلاشها و شهادتها را در خود متبلور و به یکباره به ثمر مینشاند. همان زمان که امید در دل محرومان و رنجبران جوانه میزند و چشماندازهای پرشکوه و شورانگیز رهایی و رشد آشکار میگردد. وقتی که بوی زندگی از هر شهیدی که در خون خود میغلطد، آنچنان فضا را آکنده میسازد که خفتگان را بیدار و از راه ماندگان را بهراه باز میگرداند (و) اکنون در فرازی اینچنین بهسر میبریم.
تمام ارزشهایی که تودهها در طول تاریخ خلق کردهاند، در حرکت سازمانی تبلوریافته است که در ادامه راه انبیا و در نوک پیکان تکامل، پرچم توحید و اسلام انقلابی را در بالاترین و چپترین نقطهی ترقی خواهی برافراشته و رودرروی سد اصلی دوران و دشمن تمامی خلقهای جهان قرار گرفته است. دستاورد عظیم و عالی چنین مبارزهای همانا تجدید حیات اسلام انقلابی و احتضار و ورشکستگی تمامی برداشتهای ارتجاعی و شرکآلود از اسلام است که بطور تاریخی، ایدئولوژی پیامبران را بهعنوان راه گریزناپذیر و نهایی رهایی انسان از سلطه مناسبات شرک آمیز طبقاتی ارایه میدهد. در این مسیر پذیرش شهادت چه شیرین و گوارا است. خون من در رگها جز برای ادای شهادتی اینچنین نمیدود من احمد… از آن هنگام که َگام در راه مجاهدین خلق نهادم (سال ۵۲) معنای زندگی را به مصداق «ان الحیاة عقیدة و جهاد» دریافتم که جز تلاش آگاهانه و عاشقانه برای نابودی ستم و استثمار و تمامی عوامل ضد رشد و رهایی انسان نیست. بدون شک ثمره مبارزهای که اینک مجاهدین خلق سمبل و هادی آنند، چیزی نیست... . جز رهایی خلقها و احیای ایدئولوژی رهایی بخش که امانت انبیاء و بنیاد اساسی نبرد آخرین انسان برای استقرار جامعهٔ بیطبقهی توحیدی است. در این راه بر هر سختی و رنجی، چه از ناحیه... . و چه از ناحیه مرتجعین انحصارطلب و ضداسلام صبر میکنم و همآواز با تمامی شهیدان یکتاپرست کلام خدا را زمزمه میکنم که: وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ۚ… (ابراهیم ــ ۱۲)
آرزوی من این است که قطرهای از بیکران دریای خلق باشم که در مسیرتکامل، بیوقفه در خروش است و رو به ابدیت، یگانگی و رهایی از همهی اجبارات بنده ساز دارد. آنجا که به ملاقات پروردگار میشتابیم و حساب و داوری نهایی برپا میشود. با درود به تمامی شهیدان انقلاب و تعظیم مبارزات خلقهای سراسر جهان.
جمعه بیست و پنجم اردیبهشت۱۳۶۰»[۱]
ارزیابی
احمد کلاهدوز از مجاهدانی بود که هم در زندان شاه مقاومت کرد و هم پس از انقلاب در عرصههای آموزشی و سازماندهی فعال بود. شهادت او در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، نمادی از فداکاری مجاهدین در برابر تهاجم رژیم خمینی است. وصیتنامه او سند مهمی از ایمان، تحلیل سیاسی و تعهد به مبارزه تا آخرین لحظه است.