کاربر:Khosro/صفحه تمرین NOINDEX: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) جایگزینی صفحه با 'بندانگشتی|1148x1148پیکسل' برچسبها: جایگزین شد واگردانی دستی |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسبها: برگرداندهشده ویرایشگر دیداری |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148پیکسل]] | [[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148پیکسل]]'''حسین پاشا خان'''، (متولد حدود ۱۲۶۱ هـ.ق، تبریز - درگذشته ۱۳۳۶ هـ.ق، تهران) ملقب به امیر بهادر جنگ، کشیکچیباشی و وزیر جنگ در دوره قاجار، از رجال نظامی و درباری برجسته بود که در سالهای حدود ۱۲۶۱ تا ۱۳۳۶ قمری زندگی کرد. وی از خانوادهای نظامی در آذربایجان زاده شد و در دستگاه ولیعهد مظفرالدین میرزا وارد خدمت گردید. با پیشرفت سریع، به مناصبی چون قوللر آقاسیباشی، آجودانباشی آذربایجان و سپس کشیکچیباشی دربار رسید. در دوره سلطنت [[مظفرالدین شاه]]، وزیر دربار شد و در سفرهای اروپایی شاه همراه وی بود. امیر بهادر از مخالفان سرسخت [[جنبش مشروطه]] به شمار میرفت و در حوادثی مانند بستنشینی در شاه عبدالعظیم نقش داشت، اما نتوانست متحصنین را بازگرداند. در زمان [[محمدعلی شاه]]، مجدداً کشیکچیباشی گردید و در اقدامات ضد مشروطه، از جمله کودتای ۱۳۲۶ قمری، دخیل بود. وی فرماندهی فوج سیلاخور و توپخانه را بر عهده داشت و در کابینههای [[استبداد صغیر]] وزیر جنگ شد. امیر بهادر پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان، همراه محمدعلی شاه به سفارت روس پناه برد و سپس تبعید گردید. پس از بازگشت به ایران با تأمین، بقیه عمر را گذراند و درگذشت. امیر بهادر علاقهمند به ادبیات فارسی، به ویژه شاهنامه [[فردوسی]]، بود و چاپ نفیسی از آن را منتشر کرد. وی پایبند به شعائر دینی بود و مجالس روضه در منزلش برپا میکرد.<ref>[https://www.iichs.ir/fa/news/922/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF حسین پاشا خان امیربهادر جنگ - پژوهشکده تاریخ معاصر]</ref><ref>[https://rch.ac.ir/article/Details/12895 پاشاخان سرتیپ حسین - دانشنامه جهان اسلام]</ref><ref>[https://rasekhoon.net/mashahir/show/596241 حسین پاشا امیر بهادر - راسخون]</ref> | ||
== تولد و خانواده == | |||
حسین پاشا خان، معروف به امیر بهادر جنگ، در خانوادهای نظامی از آذربایجان به دنیا آمد. پدر وی محمدصادق خان قراباغی آجودانباشی بود که از نوادگان حاجی کاظم خان، تفنگدار نایبالسلطنه [[عباس میرزا]] (متوفی ۱۲۴۹ قمری) به شمار میرفت. جد حسین پاشا خان از خوانین قفقاز بود که پس از [[عهدنامه ترکمانچای|قرارداد ترکمانچای]] در سال ۱۲۴۳ قمری، از قفقاز به تهران مهاجرت کرد و در دربار فتحعلی شاه، عباس میرزا و محمدشاه به خدمت نظامی پرداخت. حسین پاشا خان حدود سال ۱۲۶۱ قمری متولد شد و مطابق رسوم زمان، مقدمات زبان عربی، ادبیات فارسی و تلاوت قرآن را آموخت. وی بر اساس سنت خانوادگی، حرفه سپاهیگری را برگزید و وارد عرصه نظامی گردید. '''(پژوهشکده تاریخ معاصر)''' | |||
== ورود به خدمت و پیشرفت اولیه == | |||
حسین پاشا خان در تبریز به خدمت مظفرالدین میرزا ولیعهد درآمد. در سال ۱۳۰۱ قمری به مقام یوزباشی (سرپرستی صد نفر از خدمه) منصوب شد و در سال ۱۳۰۳ قمری به منصب قوللر آقاسیباشی (ریاست کل خدمه) ارتقا یافت. وی که درجه سرتیپ اولی داشت، در سال ۱۳۰۸ قمری به دلیل جدیت در وظایف، بر اساس پیشنهاد امیرنظام گروسی (پیشکار ولیعهد و وزیر آذربایجان)، به درجه سرتیپی اول نائل آمد و سپس آجودانباشی آذربایجان گردید. در سال ۱۳۱۰ قمری از سوی [[ناصرالدین شاه]] لقب امیر بهادر جنگ را دریافت کرد. این پیشرفتها وی را به یکی از چهرههای کلیدی در دستگاه ولیعهد تبدیل کرد. '''(دانشنامه جهان اسلام)''' | |||
== نقش در دربار مظفرالدین شاه == | |||
پس از جلوس مظفرالدین شاه در سال ۱۳۱۳ قمری، حسین پاشا خان پس از عبدالله خان قاجار ناظمالسلطنه، به کشیکچیباشی دربار منصوب شد و در سال ۱۳۲۱ قمری به منصب سرداری رسید. در همان سال، پس از برکناری محمود خان حکیمالملک، وزیر دربار گردید و تا سال ۱۳۲۴ قمری در این سمت باقی ماند. مظفرالدین شاه اعتماد فراوانی به وی داشت، به گونهای که امیر بهادر در سه سفر اروپایی شاه همراه او بود و از این طریق نفوذ قابل توجهی در دربار کسب کرد و ثروت هنگفتی اندوخت. در سال ۱۳۲۲ قمری، پس از تجدید سازمان قشون، فرماندهی نیرویی متشکل از نه هزار تن، عمدتاً مستقر در کرمان، اصفهان و فارس، به حسین پاشا خان سپرده شد. '''(دانشنامه جهان اسلام)''' | |||
== مخالفت با مشروطیت در دوره مظفرالدین شاه == | |||
از سال ۱۳۲۳ قمری که موضوع تشکیل عدالتخانه و سپس مشروطیت مطرح شد، امیر بهادر به دلیل علاقه شدید به سلطنت و احساسات مذهبی، از مخالفان مشروطیت به شمار میرفت و از [[مشروطه و مشروعه|مشروطه مشروعه]] حمایت میکرد. در جلسه مشورتی رجال کشور در باغشاه برای تأسیس عدالتخانه، وی حضور داشت و با تغییر حکومت مخالفت ورزید. در شوال ۱۳۲۳ قمری، طی بستنشینی علما و تجار در شاه عبدالعظیم، مظفرالدین شاه او را با دویست سوار برای بازگرداندن متحصنین اعزام کرد، اما تلاش وی بینتیجه ماند. با تحکیم اتحاد بستنشینان، آنان خواستار عزل مسیو نوز (مدیر بلژیکی گمرک) و تشکیل عدالتخانه شدند. امیر بهادر مخالفت خود با مشروطهخواهان را علنی ساخت. '''(راسخون)''' | |||
=== نقش در دوره محمدعلی شاه و اقدامات ضد مشروطه === | |||
با آغاز سلطنت محمدعلی شاه در سال ۱۳۲۴ قمری، امیر بهادر ابتدا چندان مورد توجه نبود، اما به دلیل اشتراک در دشمنی با مشروطه، به شاه نزدیک شد و مجدداً کشیکچیباشی گردید. در سال ۱۳۲۶ قمری، در برابر مجلس سوگند وفاداری یاد کرد، اما مشروطهخواهان وی را حامی شاه میدانستند. وی فرماندهی فوج سیلاخور، مستقر پیرامون کاخ سلطنتی، را بر عهده گرفت که محمدعلی شاه به آن اعتماد ویژه داشت. در ربیعالثانی ۱۳۲۶ قمری، طی تظاهرات تهران، مشروطهخواهان خواستار برکناری وی شدند و شاه ناچار موافقت کرد. امیر بهادر پنهانی با شاه علیه مشروطه توطئه میکرد و به باغ تابستانی سفارت روسیه در زرگنده پناه برد. در پانزدهم جمادیالاولی، ریاست توپخانه همایونی به وی سپرده شد و پیش از آن، سربازانی از ایل قوت بیکلو به تهران احضار و در باغشاه مستقر شدند که به مقر نیروهای ضد مشروطه تبدیل گردید. '''(دانشنامه جهان اسلام)''' | |||
== استبداد صغیر و وزارت جنگ == | |||
چند روز پس از کودتای ۲۳ جمادیالاولی ۱۳۲۶ قمری، امیر بهادر به سپهسالار اعظم رسید و در کابینههای سوم و چهارم میرزا احمد خان مشیرالسلطنه، وزارت جنگ را عهدهدار شد. در این دوره که اوج ضدیت با مشروطه بود، وی نفوذ زیادی بر شاه داشت و به عنوان دیکتاتور ایران شناخته میشد. یک سال بعد، تحت فشار سفارتخانههای روسیه و بریتانیا، شاه وی را برکنار کرد، اما امیر بهادر در دربار ماند. اندکی پیش از پیروزی مشروطهخواهان، نتوانست اجازه مجاورت در عتبات عالیه (نجف و کربلا) را کسب کند. '''(دانشنامه جهان اسلام)''' | |||
== فتح تهران، پناهندگی و تبعید == | |||
پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان در ۲۷ جمادیالاخره ۱۳۲۷ قمری، امیر بهادر همراه محمدعلی شاه به زرگنده رفت و تحت حمایت مشترک بریتانیا و روسیه قرار گرفت. به دلیل مواضع سرسختانه ضد مشروطه، مشمول عفو عمومی نشد و همراه شاه مخلوع به تبعید رفت. مدتی در اودسا با محمدعلی شاه ماند و در سال ۱۳۲۹ قمری، شاه را در تلاش برای بازگرداندن تاج و تخت همراهی کرد. سپس محمدعلی میرزا را ترک گفت و به پاریس و وین رفت. '''(دانشنامه جهان اسلام)''' | |||
== بازگشت به ایران و مرگ == | |||
پس از چند سال، امیر بهادر با گرفتن تأمین از دولت ایران به تهران بازگشت و بقیه عمر را به عبادت سپری کرد. وی حدود سال ۱۳۳۶ قمری در تهران درگذشت. '''(پژوهشکده تاریخ معاصر)''' | |||
== علایق فرهنگی و مذهبی == | |||
حسین پاشا خان امیر بهادر، برخلاف چهره خشن در برابر مشروطهخواهان، فردی ساده، علاقهمند به علم و ادب، و پایبند به شعائر دینی بود. وی شیفته شاهنامه فردوسی بود و بخشهایی از آن را از حفظ میخواند و در محافل خصوصی به نمایش میگذاشت. او با هزینه شخصی، چاپ سنگی نفیس و بزرگی از شاهنامه را منتشر کرد که به شاهنامه امیربهادری معروف است. همچنین، در زمان وزارت دربار، چاپ و انتشار وسائلالشیعه محمد بن حسن حر عاملی، از جوامع معتبر حدیثی-فقهی شیعه، را در سه مجلد بر عهده گرفت. وی شعر میسرود و اشعارش به سبک ترکستانی بود. حسین پاشا خان در تمام عمر، ایام محرم و صفر در منزل خود در خیابان امیریه (امروزه ولی عصر)، مجالس روضهخوانی و تعزیه برپا میکرد که مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه نیز گاه در آن شرکت میکردند. این منزل امروزه به خانه امیر بهادر معروف است و در سال ۱۳۴۶ شمسی توسط دولت خریداری و به انجمن آثار ملی (انجمن آثار و مفاخر فرهنگی) سپرده شد. امیر بهادر به فردوسی و تاریخ ایران دلبستگی داشت و صفاتی چون صدق، صفا، صمیمیت و وفاداری داشت. وی حکومت قانون را برای ایران زود میدانست و نظرات خود را بدون پنهانکاری ابراز میکرد. '''(راسخون)''' | |||
== منابع == | |||
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۰۶

حسین پاشا خان، (متولد حدود ۱۲۶۱ هـ.ق، تبریز - درگذشته ۱۳۳۶ هـ.ق، تهران) ملقب به امیر بهادر جنگ، کشیکچیباشی و وزیر جنگ در دوره قاجار، از رجال نظامی و درباری برجسته بود که در سالهای حدود ۱۲۶۱ تا ۱۳۳۶ قمری زندگی کرد. وی از خانوادهای نظامی در آذربایجان زاده شد و در دستگاه ولیعهد مظفرالدین میرزا وارد خدمت گردید. با پیشرفت سریع، به مناصبی چون قوللر آقاسیباشی، آجودانباشی آذربایجان و سپس کشیکچیباشی دربار رسید. در دوره سلطنت مظفرالدین شاه، وزیر دربار شد و در سفرهای اروپایی شاه همراه وی بود. امیر بهادر از مخالفان سرسخت جنبش مشروطه به شمار میرفت و در حوادثی مانند بستنشینی در شاه عبدالعظیم نقش داشت، اما نتوانست متحصنین را بازگرداند. در زمان محمدعلی شاه، مجدداً کشیکچیباشی گردید و در اقدامات ضد مشروطه، از جمله کودتای ۱۳۲۶ قمری، دخیل بود. وی فرماندهی فوج سیلاخور و توپخانه را بر عهده داشت و در کابینههای استبداد صغیر وزیر جنگ شد. امیر بهادر پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان، همراه محمدعلی شاه به سفارت روس پناه برد و سپس تبعید گردید. پس از بازگشت به ایران با تأمین، بقیه عمر را گذراند و درگذشت. امیر بهادر علاقهمند به ادبیات فارسی، به ویژه شاهنامه فردوسی، بود و چاپ نفیسی از آن را منتشر کرد. وی پایبند به شعائر دینی بود و مجالس روضه در منزلش برپا میکرد.[۱][۲][۳]
تولد و خانواده
حسین پاشا خان، معروف به امیر بهادر جنگ، در خانوادهای نظامی از آذربایجان به دنیا آمد. پدر وی محمدصادق خان قراباغی آجودانباشی بود که از نوادگان حاجی کاظم خان، تفنگدار نایبالسلطنه عباس میرزا (متوفی ۱۲۴۹ قمری) به شمار میرفت. جد حسین پاشا خان از خوانین قفقاز بود که پس از قرارداد ترکمانچای در سال ۱۲۴۳ قمری، از قفقاز به تهران مهاجرت کرد و در دربار فتحعلی شاه، عباس میرزا و محمدشاه به خدمت نظامی پرداخت. حسین پاشا خان حدود سال ۱۲۶۱ قمری متولد شد و مطابق رسوم زمان، مقدمات زبان عربی، ادبیات فارسی و تلاوت قرآن را آموخت. وی بر اساس سنت خانوادگی، حرفه سپاهیگری را برگزید و وارد عرصه نظامی گردید. (پژوهشکده تاریخ معاصر)
ورود به خدمت و پیشرفت اولیه
حسین پاشا خان در تبریز به خدمت مظفرالدین میرزا ولیعهد درآمد. در سال ۱۳۰۱ قمری به مقام یوزباشی (سرپرستی صد نفر از خدمه) منصوب شد و در سال ۱۳۰۳ قمری به منصب قوللر آقاسیباشی (ریاست کل خدمه) ارتقا یافت. وی که درجه سرتیپ اولی داشت، در سال ۱۳۰۸ قمری به دلیل جدیت در وظایف، بر اساس پیشنهاد امیرنظام گروسی (پیشکار ولیعهد و وزیر آذربایجان)، به درجه سرتیپی اول نائل آمد و سپس آجودانباشی آذربایجان گردید. در سال ۱۳۱۰ قمری از سوی ناصرالدین شاه لقب امیر بهادر جنگ را دریافت کرد. این پیشرفتها وی را به یکی از چهرههای کلیدی در دستگاه ولیعهد تبدیل کرد. (دانشنامه جهان اسلام)
نقش در دربار مظفرالدین شاه
پس از جلوس مظفرالدین شاه در سال ۱۳۱۳ قمری، حسین پاشا خان پس از عبدالله خان قاجار ناظمالسلطنه، به کشیکچیباشی دربار منصوب شد و در سال ۱۳۲۱ قمری به منصب سرداری رسید. در همان سال، پس از برکناری محمود خان حکیمالملک، وزیر دربار گردید و تا سال ۱۳۲۴ قمری در این سمت باقی ماند. مظفرالدین شاه اعتماد فراوانی به وی داشت، به گونهای که امیر بهادر در سه سفر اروپایی شاه همراه او بود و از این طریق نفوذ قابل توجهی در دربار کسب کرد و ثروت هنگفتی اندوخت. در سال ۱۳۲۲ قمری، پس از تجدید سازمان قشون، فرماندهی نیرویی متشکل از نه هزار تن، عمدتاً مستقر در کرمان، اصفهان و فارس، به حسین پاشا خان سپرده شد. (دانشنامه جهان اسلام)
مخالفت با مشروطیت در دوره مظفرالدین شاه
از سال ۱۳۲۳ قمری که موضوع تشکیل عدالتخانه و سپس مشروطیت مطرح شد، امیر بهادر به دلیل علاقه شدید به سلطنت و احساسات مذهبی، از مخالفان مشروطیت به شمار میرفت و از مشروطه مشروعه حمایت میکرد. در جلسه مشورتی رجال کشور در باغشاه برای تأسیس عدالتخانه، وی حضور داشت و با تغییر حکومت مخالفت ورزید. در شوال ۱۳۲۳ قمری، طی بستنشینی علما و تجار در شاه عبدالعظیم، مظفرالدین شاه او را با دویست سوار برای بازگرداندن متحصنین اعزام کرد، اما تلاش وی بینتیجه ماند. با تحکیم اتحاد بستنشینان، آنان خواستار عزل مسیو نوز (مدیر بلژیکی گمرک) و تشکیل عدالتخانه شدند. امیر بهادر مخالفت خود با مشروطهخواهان را علنی ساخت. (راسخون)
نقش در دوره محمدعلی شاه و اقدامات ضد مشروطه
با آغاز سلطنت محمدعلی شاه در سال ۱۳۲۴ قمری، امیر بهادر ابتدا چندان مورد توجه نبود، اما به دلیل اشتراک در دشمنی با مشروطه، به شاه نزدیک شد و مجدداً کشیکچیباشی گردید. در سال ۱۳۲۶ قمری، در برابر مجلس سوگند وفاداری یاد کرد، اما مشروطهخواهان وی را حامی شاه میدانستند. وی فرماندهی فوج سیلاخور، مستقر پیرامون کاخ سلطنتی، را بر عهده گرفت که محمدعلی شاه به آن اعتماد ویژه داشت. در ربیعالثانی ۱۳۲۶ قمری، طی تظاهرات تهران، مشروطهخواهان خواستار برکناری وی شدند و شاه ناچار موافقت کرد. امیر بهادر پنهانی با شاه علیه مشروطه توطئه میکرد و به باغ تابستانی سفارت روسیه در زرگنده پناه برد. در پانزدهم جمادیالاولی، ریاست توپخانه همایونی به وی سپرده شد و پیش از آن، سربازانی از ایل قوت بیکلو به تهران احضار و در باغشاه مستقر شدند که به مقر نیروهای ضد مشروطه تبدیل گردید. (دانشنامه جهان اسلام)
استبداد صغیر و وزارت جنگ
چند روز پس از کودتای ۲۳ جمادیالاولی ۱۳۲۶ قمری، امیر بهادر به سپهسالار اعظم رسید و در کابینههای سوم و چهارم میرزا احمد خان مشیرالسلطنه، وزارت جنگ را عهدهدار شد. در این دوره که اوج ضدیت با مشروطه بود، وی نفوذ زیادی بر شاه داشت و به عنوان دیکتاتور ایران شناخته میشد. یک سال بعد، تحت فشار سفارتخانههای روسیه و بریتانیا، شاه وی را برکنار کرد، اما امیر بهادر در دربار ماند. اندکی پیش از پیروزی مشروطهخواهان، نتوانست اجازه مجاورت در عتبات عالیه (نجف و کربلا) را کسب کند. (دانشنامه جهان اسلام)
فتح تهران، پناهندگی و تبعید
پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان در ۲۷ جمادیالاخره ۱۳۲۷ قمری، امیر بهادر همراه محمدعلی شاه به زرگنده رفت و تحت حمایت مشترک بریتانیا و روسیه قرار گرفت. به دلیل مواضع سرسختانه ضد مشروطه، مشمول عفو عمومی نشد و همراه شاه مخلوع به تبعید رفت. مدتی در اودسا با محمدعلی شاه ماند و در سال ۱۳۲۹ قمری، شاه را در تلاش برای بازگرداندن تاج و تخت همراهی کرد. سپس محمدعلی میرزا را ترک گفت و به پاریس و وین رفت. (دانشنامه جهان اسلام)
بازگشت به ایران و مرگ
پس از چند سال، امیر بهادر با گرفتن تأمین از دولت ایران به تهران بازگشت و بقیه عمر را به عبادت سپری کرد. وی حدود سال ۱۳۳۶ قمری در تهران درگذشت. (پژوهشکده تاریخ معاصر)
علایق فرهنگی و مذهبی
حسین پاشا خان امیر بهادر، برخلاف چهره خشن در برابر مشروطهخواهان، فردی ساده، علاقهمند به علم و ادب، و پایبند به شعائر دینی بود. وی شیفته شاهنامه فردوسی بود و بخشهایی از آن را از حفظ میخواند و در محافل خصوصی به نمایش میگذاشت. او با هزینه شخصی، چاپ سنگی نفیس و بزرگی از شاهنامه را منتشر کرد که به شاهنامه امیربهادری معروف است. همچنین، در زمان وزارت دربار، چاپ و انتشار وسائلالشیعه محمد بن حسن حر عاملی، از جوامع معتبر حدیثی-فقهی شیعه، را در سه مجلد بر عهده گرفت. وی شعر میسرود و اشعارش به سبک ترکستانی بود. حسین پاشا خان در تمام عمر، ایام محرم و صفر در منزل خود در خیابان امیریه (امروزه ولی عصر)، مجالس روضهخوانی و تعزیه برپا میکرد که مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه نیز گاه در آن شرکت میکردند. این منزل امروزه به خانه امیر بهادر معروف است و در سال ۱۳۴۶ شمسی توسط دولت خریداری و به انجمن آثار ملی (انجمن آثار و مفاخر فرهنگی) سپرده شد. امیر بهادر به فردوسی و تاریخ ایران دلبستگی داشت و صفاتی چون صدق، صفا، صمیمیت و وفاداری داشت. وی حکومت قانون را برای ایران زود میدانست و نظرات خود را بدون پنهانکاری ابراز میکرد. (راسخون)