منصور رادپور: تفاوت میان نسخهها
Alireza k h (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «{{جعبه زندگینامه |نام_شخص=منصور رادپور |تصویر=منصور رادپور.jpg |عرض_تصویر=260px |توضیح_تصویر=منصور رادپور |تاریخ_تولد=۱۳۵۸ |محل_تولد=تهران |تاریخ_مرگ=۱۸ دی ۱۴۰۴ |ملیت=ایرانی |محل_مرگ=تهران (منطقه ستارخان) |مدفن= |علت مرگ=شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای ح...» ایجاد کرد |
Alireza k h (بحث | مشارکتها) نوشتن یک مقاله جدید |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه زندگینامه | {{جعبه زندگینامه | ||
|نام_شخص=منصور رادپور | |نام_شخص=منصور رادپور | ||
| خط ۴: | خط ۵: | ||
|عرض_تصویر=260px | |عرض_تصویر=260px | ||
|توضیح_تصویر=منصور رادپور | |توضیح_تصویر=منصور رادپور | ||
|تاریخ_تولد= | |تاریخ_تولد=۱۳۴۷ | ||
|محل_تولد=تهران | |محل_تولد=تهران | ||
|تاریخ_مرگ= | |تاریخ_مرگ=۱ خرداد ۱۳۹۱ | ||
|ملیت=ایرانی | |ملیت=ایرانی | ||
|محل_مرگ= | |محل_مرگ=زندان رجاییشهر (گوهردشت)، کرج | ||
|مدفن= | |مدفن= | ||
|علت مرگ= | |علت مرگ=عدم درمان پزشکی و شکنجههای مستمر در زندان | ||
|شناختهشده برای=شهید | |شناختهشده برای=زندانی سیاسی مقاوم و شهید راه آزادی | ||
|همسر= | |همسر= | ||
|والدین= | |والدین= | ||
|تاریخ تولد= | |تاریخ تولد=۱۳۴۷ | ||
|تاریخ مرگ= | |تاریخ مرگ=۱ خرداد ۱۳۹۱ | ||
}} | }} | ||
'''منصور رادپور'''، (زاده | '''منصور رادپور'''، (زاده ۱۳۴۷ – درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱) زندانی سیاسی مقاوم، هوادار [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و پدر دو فرزند بود که پس از سالها شکنجه، محرومیت از درمان پزشکی و شرایط غیرانسانی زندان رجاییشهر (گوهردشت)، در سن ۴۴ سالگی جان باخت. مرگ او که ناشی از شکنجههای مستمر و شرایط غیرانسانی زندان بود، نمادی از سیاست «زندانیکشی» رژیم جمهوری اسلامی است. | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
منصور رادپور متولد سال | منصور رادپور متولد سال ۱۳۴۷ در تهران بود. او پیش از بازداشت، نقاش ساختمان بود و با این کار امرار معاش میکرد. زندگی او مانند بسیاری از حامیان مجاهدین، با فشارهای امنیتی و اقتصادی همراه بود. منصور رادپور در بهمنماه ۱۳۸۵ به شهر [[قرارگاه اشرف|اشرف]] (مقر سازمان مجاهدین خلق در عراق) سفر کرد و مدتی در آنجا حضور داشت. این سفر، نقطه عطفی در زندگی او شد و رژیم را به تعقیب و بازداشت او واداشت. او در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ هنگام فیلمبرداری از تجمع اعتراضی کارگران در جاده چالوس-کرج توسط نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر شد. پس از بازداشت، ابتدا به خانههای امن وزارت اطلاعات منتقل گردید و سپس به زندان گوهردشت فرستاده شد.<ref name=":0">[https://martyrs.mojahedin.org/i/سلسله-شقایقهای-مواج-بر-سینه-میهن سلسله شقایقهای مواج بر سینه میهن - سازمان مجاهدین خلق ایران]</ref><ref name=":1">[https://jonbashekhordad.wordpress.com/2012/05/24/1-939/ دختر منصور رادپور: من مطمئن هستم او را کشتند - سایت خبری جنبش خرداد]</ref> | ||
== محکومیت و شرایط زندان == | |||
منصور رادپور در دادگاه انقلاب کرج ابتدا به ۵ سال زندان محکوم شد. این حکم بعداً به ۸ سال افزایش یافت. اتهامات اصلی او «اقدام علیه امنیت ملی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق» بود. او در طول دوران زندان در بندهای مختلف گوهردشت (بند اطلاعات سپاه، بند ۱ معروف به «آخر خطیها»، سلولهای انفرادی «سگدونی» و سالن ۱۲ بند ۴) نگهداری شد. شرایط زندان برای او بسیار سخت بود. منصور چندین بار به دلیل اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان دست به اعتصاب غذا زد. در اثر شکنجههای مستمر، بیماریهای متعددی از جمله نارسایی کلیه، خونریزی معده، مشکلات ریوی و شکستگی کتف و دندهها به او عارض شد. مقامات زندان نه تنها از درمان او خودداری کردند، بلکه آشکارا به زندانیان میگفتند: «شما را اینجا آوردهایم تا زجرکشتان کنیم.»<ref name=":0" /> | |||
== جانباختن == | == جانباختن == | ||
در | در روز اول خرداد ۱۳۹۱، منصور رادپور بر اثر عدم درمان پزشکی و عوارض ناشی از شکنجه و اعتصابهای غذا در زندان رجاییشهر جان باخت. پزشک قانونی رسمی علت مرگ را «سکته مغزی» اعلام کرد، اما خانواده پس از تحویل پیکر، آثار شدید ضرب و جرح، کبودی و شکستگیهای متعدد را بر بدن او مشاهده کردند. دخترش مهسا رادپور در مصاحبهای گفت:<blockquote>«ما وقتی به زندان مراجعه کردیم مسئولین خیلی خونسرد و بی تفاوت بودند و نامه ای به ما دادند تا جنازه پدر را بگیرم. پزشک قانونی گفت علت مرگ سکته مغزی است اما وقتی جنازه پدر را دیدیم اصلا به آدمی که بر اثر سکته مغزی مرده باشد شباهت نداشت. تمام بدنش زخمی و کبود بود و آثار ضرب و شتم روی بدنش معلوم بود. من مطمئن هستم او را کشتند چون کسی که سکته مغزی می کند که بدن و دست و پایش اینطور آش و لاش نمی شود.»</blockquote>خانواده برای تحویل پیکر با مشکلات زیادی مواجه شدند و مراسم تدفین نیز تحت فشار شدید امنیتی برگزار گردید.<ref name=":1" /> | ||
== | == پیامدها و بازتاب == | ||
منصور رادپور | مرگ منصور رادپور واکنشهای گستردهای در میان مخالفان رژیم ایجاد کرد. سازمان مجاهدین خلق از او به عنوان نمادی از مقاومت زندانیان سیاسی یاد کرد. دخترش مهسا رادپور در مصاحبه با سایت جنبش خرداد از شرایط سخت خانواده پس از مرگ پدر سخن گفت و تأکید کرد که خانواده نه تنها پدر را از دست داده، بلکه با مشکلات مالی و روانی شدید نیز مواجه شدهاند. نام منصور رادپور در لیست بلند قربانیان «زندانیکشی» رژیم ثبت شده است. مرگ او نمونهای از سیاست سیستماتیک رژیم برای نابودی مخالفان از طریق محرومیت از درمان و شکنجه تدریجی است. | ||
نام منصور رادپور در | |||
== ارزیابی == | == ارزیابی == | ||
شهادت منصور رادپور نشاندهنده عمق | شهادت منصور رادپور نشاندهنده عمق جنایت رژیم جمهوری اسلامی در زندانها است. او که سالها مقاومت کرد و چندین بار اعتصاب غذا زد، در نهایت قربانی عدم درمان پزشکی شد. مرگ او نه یک «سکته طبیعی»، بلکه قتل حکومتی بود. منصور رادپور با زندگی و مرگ خود، پیام روشنی داد: مقاومت در برابر دیکتاتوری حتی در سیاهترین سلولهای زندان نیز ممکن است و این مقاومت، نسل به نسل ادامه خواهد یافت. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۵۴
| منصور رادپور | |
|---|---|
منصور رادپور | |
| زادروز | ۱۳۴۷ تهران |
| درگذشت | ۱ خرداد ۱۳۹۱ زندان رجاییشهر (گوهردشت)، کرج |
| علت مرگ | عدم درمان پزشکی و شکنجههای مستمر در زندان |
| ملیت | ایرانی |
| شناختهشده برای | زندانی سیاسی مقاوم و شهید راه آزادی |
منصور رادپور، (زاده ۱۳۴۷ – درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱) زندانی سیاسی مقاوم، هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران و پدر دو فرزند بود که پس از سالها شکنجه، محرومیت از درمان پزشکی و شرایط غیرانسانی زندان رجاییشهر (گوهردشت)، در سن ۴۴ سالگی جان باخت. مرگ او که ناشی از شکنجههای مستمر و شرایط غیرانسانی زندان بود، نمادی از سیاست «زندانیکشی» رژیم جمهوری اسلامی است.
پیشینه
منصور رادپور متولد سال ۱۳۴۷ در تهران بود. او پیش از بازداشت، نقاش ساختمان بود و با این کار امرار معاش میکرد. زندگی او مانند بسیاری از حامیان مجاهدین، با فشارهای امنیتی و اقتصادی همراه بود. منصور رادپور در بهمنماه ۱۳۸۵ به شهر اشرف (مقر سازمان مجاهدین خلق در عراق) سفر کرد و مدتی در آنجا حضور داشت. این سفر، نقطه عطفی در زندگی او شد و رژیم را به تعقیب و بازداشت او واداشت. او در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ هنگام فیلمبرداری از تجمع اعتراضی کارگران در جاده چالوس-کرج توسط نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر شد. پس از بازداشت، ابتدا به خانههای امن وزارت اطلاعات منتقل گردید و سپس به زندان گوهردشت فرستاده شد.[۱][۲]
محکومیت و شرایط زندان
منصور رادپور در دادگاه انقلاب کرج ابتدا به ۵ سال زندان محکوم شد. این حکم بعداً به ۸ سال افزایش یافت. اتهامات اصلی او «اقدام علیه امنیت ملی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق» بود. او در طول دوران زندان در بندهای مختلف گوهردشت (بند اطلاعات سپاه، بند ۱ معروف به «آخر خطیها»، سلولهای انفرادی «سگدونی» و سالن ۱۲ بند ۴) نگهداری شد. شرایط زندان برای او بسیار سخت بود. منصور چندین بار به دلیل اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان دست به اعتصاب غذا زد. در اثر شکنجههای مستمر، بیماریهای متعددی از جمله نارسایی کلیه، خونریزی معده، مشکلات ریوی و شکستگی کتف و دندهها به او عارض شد. مقامات زندان نه تنها از درمان او خودداری کردند، بلکه آشکارا به زندانیان میگفتند: «شما را اینجا آوردهایم تا زجرکشتان کنیم.»[۱]
جانباختن
در روز اول خرداد ۱۳۹۱، منصور رادپور بر اثر عدم درمان پزشکی و عوارض ناشی از شکنجه و اعتصابهای غذا در زندان رجاییشهر جان باخت. پزشک قانونی رسمی علت مرگ را «سکته مغزی» اعلام کرد، اما خانواده پس از تحویل پیکر، آثار شدید ضرب و جرح، کبودی و شکستگیهای متعدد را بر بدن او مشاهده کردند. دخترش مهسا رادپور در مصاحبهای گفت:
«ما وقتی به زندان مراجعه کردیم مسئولین خیلی خونسرد و بی تفاوت بودند و نامه ای به ما دادند تا جنازه پدر را بگیرم. پزشک قانونی گفت علت مرگ سکته مغزی است اما وقتی جنازه پدر را دیدیم اصلا به آدمی که بر اثر سکته مغزی مرده باشد شباهت نداشت. تمام بدنش زخمی و کبود بود و آثار ضرب و شتم روی بدنش معلوم بود. من مطمئن هستم او را کشتند چون کسی که سکته مغزی می کند که بدن و دست و پایش اینطور آش و لاش نمی شود.»
خانواده برای تحویل پیکر با مشکلات زیادی مواجه شدند و مراسم تدفین نیز تحت فشار شدید امنیتی برگزار گردید.[۲]
پیامدها و بازتاب
مرگ منصور رادپور واکنشهای گستردهای در میان مخالفان رژیم ایجاد کرد. سازمان مجاهدین خلق از او به عنوان نمادی از مقاومت زندانیان سیاسی یاد کرد. دخترش مهسا رادپور در مصاحبه با سایت جنبش خرداد از شرایط سخت خانواده پس از مرگ پدر سخن گفت و تأکید کرد که خانواده نه تنها پدر را از دست داده، بلکه با مشکلات مالی و روانی شدید نیز مواجه شدهاند. نام منصور رادپور در لیست بلند قربانیان «زندانیکشی» رژیم ثبت شده است. مرگ او نمونهای از سیاست سیستماتیک رژیم برای نابودی مخالفان از طریق محرومیت از درمان و شکنجه تدریجی است.
ارزیابی
شهادت منصور رادپور نشاندهنده عمق جنایت رژیم جمهوری اسلامی در زندانها است. او که سالها مقاومت کرد و چندین بار اعتصاب غذا زد، در نهایت قربانی عدم درمان پزشکی شد. مرگ او نه یک «سکته طبیعی»، بلکه قتل حکومتی بود. منصور رادپور با زندگی و مرگ خود، پیام روشنی داد: مقاومت در برابر دیکتاتوری حتی در سیاهترین سلولهای زندان نیز ممکن است و این مقاومت، نسل به نسل ادامه خواهد یافت.