درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران.jpg|جایگزین=اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بندانگشتی|170x170پیکسل|اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران]]</div>
<div>[[پرونده:مهرداد محمدی‌نیا،اعدام.jpg|جایگزین=مهرداد محمدی‌نیا|بندانگشتی|200x200پیکسل|مهرداد محمدی‌نیا]]</div>
   <div>
   <div>
'''اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران'''، یکی از مهم‌ترین تصمیمات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱) بود که برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام شد. این اعلام در چارچوب برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، صورت گرفت و دولت موقت را به‌عنوان پلی برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی معرفی کرد.
'''مهرداد محمدی‌نیا'''، شهروند کرد اهل قروه، از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]] در تهران، سحرگاه دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ در [[زندان قزلحصار]] کرج به صورت مخفیانه اعدام شد.  


این تصمیم در روز ۹اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت و مریم رجوی رئیس جمهوری برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران گذار پیامی در این رابطه صادر کرد. او در این پیام تأکید کرد که مسیر مقاومت به سوی آینده و جمهوری دموکراتیک است، نه بازگشت به دیکتاتوری مدفون گذشته. وی پرسنل مردمی ارتش را به پیوستن به مردم فراخوانده و از نیروهای سپاه و سایر نهادهای سرکوب خواسته سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و تسلیم مردم شوند.
مهرداد محمدی‌نیا به همراه اشکان مالکی در پرونده مشترک «کوی نصر» (گیشا) تهران به اتهام «محاربه»، «اقدام عملیاتی برای رژیم اسرائیل و دولت‌های متخاصم»، «تخریب و آتش‌زدن مسجد جعفری و حوزه علمیه امام هادی» و تخریب اموال عمومی محکوم شده بود. دادرسی این پرونده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی [[ابوالقاسم صلواتی]] انجام شد و با محرومیت کامل از وکیل انتخابی و تکیه بر اعترافات اجباری همراه بود.


مریم رجوی به جامعه بین‌المللی اعلام کرد که تنها مردم ایران مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند و ایران، مردم آن است؛ هیچ آینده‌ای برای ایران از بیرون تحقق نمی‌یابد و تنها توسط مردم ایران ساخته می‌شود. این اعلام، بر پایه طرح ۱۰ماده‌ای استوار است که جمهوری دموکراتیک، سکولار، برابری زن و مرد، لغو اعدام، خودمختاری ملیت‌ها و آزادی‌های اساسی را تضمین می‌کند و نماد اراده ملت ایران برای پایان دادن به هرگونه استبداد است.
این اعدام در چارچوب موج گسترده اعدام‌های پس از آغاز درگیری‌های نظامی صورت گرفت. تا زمان اجرای حکم اعدام مهرداد محمدی‌نیا و اشکان مالکی شمار اعدام‌شدگان در ارتباط با همین پرونده‌ها به ۳۹ نفر رسیده است.


[[اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت ایران|بیشتر بخوانید...]]
[[مهرداد محمدی‌نیا|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
 
<div>[[پرونده:اشکان مالکی،اعدام.jpg|جایگزین=اشکان مالکی|بندانگشتی|215x215پیکسل|اشکان مالکی]]</div>
<div>[[پرونده:سید محمد تقوی.jpg|جایگزین=سید محمد تقوی سنگدهی|بندانگشتی|170x170پیکسل|سید محمد تقوی سنگدهی]]</div>
   <div>
   <div>
'''سید محمد تقوی سنگدهی'''، (متولد ۱۳۴۶، آمل) زندانی سیاسی که توسط قوه قضاییه جمهوری اسلامی به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده است. محمد تقوی تحصیلات خود را در رشته هنر به پایان رساند. پیش از بازداشت، به‌عنوان معلم هنر در مدارس رشت فعالیت می‌کرد و در فعالیت‌های مدنی مانند حمایت از حقوق کارگران و کشاورزان شرکت داشت. اولین دستگیری او در سال ۱۴۰۱ به دلیل شرکت در تجمعات اعتراضی بود که به شش ماه حبس تعلیقی منجر شد.
'''اشکان مالکی'''، شهروند کرد اهل قروه، از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]] در تهران، سحرگاه دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ در [[زندان قزلحصار]] کرج به صورت مخفیانه اعدام شد.
 
با این حال، در ۱۳ دی ۱۴۰۲، در جریان اعتراضات چهلم محسن شکاری، توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. در این بند، او به مدت ۱۶۸ روز در سلول انفرادی نگه داشته شد و تحت شکنجه‌های جسمی و روانی، از جمله ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و تهدید خانواده، قرار گرفت.


پس از پایان انفرادی، سید محمد تقوی به بند ۴ زندان اوین منتقل شد. او در آنجا از تماس تلفنی با خانواده و دسترسی به وکیل محروم بود. او در اعتراض به این شرایط، چندین بار دست به اعتصاب غذا زد که وضعیت جسمی‌اش را به شدت وخیم کرد.
اشکان مالکی به همراه مهرداد محمدی‌نیا در پرونده‌ای مرتبط با حوادث کوی نصر (گیشا) تهران به اتهام «محاربه»، «اقدام عملیاتی برای رژیم اسرائیل و دولت‌های متخاصم»، «تخریب و آتش‌زدن مسجد جعفری و حوزه علمیه امام هادی» و «تخریب اموال عمومی» محکوم شده بود.  


اتهامات او شامل «بغی» (قیام مسلحانه علیه نظام)، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، و «تشکیل گروه‌های غیرقانونی» بود که در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری بررسی شد. محاکمه تنها ۱۰ دقیقه طول کشید و بر اساس اعترافات اجباری تحت شکنجه به اعدام و ۱۵ سال حبس منجر شد.
دادرسی این پرونده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی [[ابوالقاسم صلواتی]] انجام شد و با محرومیت از وکیل انتخابی و تکیه بر اعترافات اجباری همراه بود.  


تا زمان اجرای حکم اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا، شمار اعدام‌شدگان در ارتباط با همین پرونده‌ها به ۳۹ نفر رسیده است.


محمد تقوی سرانجام در صبح دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط نظام جمهوری اسلامی اعدام شد.
[[اشکان مالکی|بیشتر بخوانید...]]
 
[[سید محمد تقوی سنگدهی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>




<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:شاهرخ دانشورکار.png|جایگزین=اکبر (شاهرخ) دانشورکار|بندانگشتی|170x170پیکسل|اکبر (شاهرخ) دانشورکار]]</div>
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|180x180پیکسل|ژاندارک]]</div>
   <div>
   <div>


'''اکبر (شاهرخ) دانشورکار'''، (متولد ۱۳ شهریور ۱۳۴۵، تهران) زندانی سیاسی است که در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ دستگیر و زندانی شد. اکبر دانشورکار در خانواده‌ای مذهبی و سنتی به دنیا آمد. او در سال ۱۳۶۸ از رشته مهندسی عمران فارغ‌التحصیل شد و در سال ۱۳۷۰ با رتبه ۳۷۸ در کنکور سراسری وارد رشته مهندسی عمران دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۸ به عنوان مهندس عمران در پروژه‌های ساختمانی و نیروگاهی مشغول به کار بود و دو بار به دلیل مقاومت در برابر فساد (عدم حمایت از اختلاس و انتقاد از بستگان وزیر نیرو) اخراج شد. شاهرخ دانشورکار متأهل و دارای یک فرزند است.
'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزه‌ی اورلئان''، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.
 
ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.  


شاهرخ در جریان اعتراضات سراسری و در مراسم چهلم محسن شکاری مورد حمله نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و دندان‌هایش شکسته و دستگیر شد. در پاییز ۱۴۰۲، او به همراه پنج نفر دیگر (وحید بنی عامریان، بابک علیپور، محمد تقوی سنگدهی، پویا قبادی بیستونی و ابوالحسن منتظر) دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. در بند ۲۰۹، تحت شکنجه‌های شدید، از جمله شلاق، ضرب و شتم مکرر، حبس انفرادی طولانی مدت و تهدید به مرگ با اسلحه قرار گرفت.
ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.  


اکبر دانشورکار به اتهام بغی (قیام مسلحانه) و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران محاکمه شد. دادگاه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شد و در ۱ دسامبر ۱۴۰۳ به اعدام محکوم شد. این دادگاه تنها ۱۰ دقیقه طول کشید و بر اساس هیچ مدرک معتبری، تنها اعترافات اجباری تحت فشار، بود. او همچنین به ۵ سال زندان به اتهام «توطئه علیه امنیت ملی» و ۱۰ سال زندان به اتهام «تشکیل گروه‌های غیرقانونی» محکوم شد.
پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی ''بوْروی'' منتقل کردند.


اکبر دانشورکار سرانجام در صبح دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط نظام جمهوری اسلامی اعدام شد.
در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…


در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.


[[اکبر (شاهرخ) دانشورکار|بیشتر بخوانید...]]
ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۰۹

نوشتارهای جدید هفته
مهرداد محمدی‌نیا
مهرداد محمدی‌نیا

مهرداد محمدی‌نیا، شهروند کرد اهل قروه، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران، سحرگاه دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار کرج به صورت مخفیانه اعدام شد.

مهرداد محمدی‌نیا به همراه اشکان مالکی در پرونده مشترک «کوی نصر» (گیشا) تهران به اتهام «محاربه»، «اقدام عملیاتی برای رژیم اسرائیل و دولت‌های متخاصم»، «تخریب و آتش‌زدن مسجد جعفری و حوزه علمیه امام هادی» و تخریب اموال عمومی محکوم شده بود. دادرسی این پرونده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی انجام شد و با محرومیت کامل از وکیل انتخابی و تکیه بر اعترافات اجباری همراه بود.

این اعدام در چارچوب موج گسترده اعدام‌های پس از آغاز درگیری‌های نظامی صورت گرفت. تا زمان اجرای حکم اعدام مهرداد محمدی‌نیا و اشکان مالکی شمار اعدام‌شدگان در ارتباط با همین پرونده‌ها به ۳۹ نفر رسیده است.

بیشتر بخوانید...

اشکان مالکی
اشکان مالکی

اشکان مالکی، شهروند کرد اهل قروه، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران، سحرگاه دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار کرج به صورت مخفیانه اعدام شد.

اشکان مالکی به همراه مهرداد محمدی‌نیا در پرونده‌ای مرتبط با حوادث کوی نصر (گیشا) تهران به اتهام «محاربه»، «اقدام عملیاتی برای رژیم اسرائیل و دولت‌های متخاصم»، «تخریب و آتش‌زدن مسجد جعفری و حوزه علمیه امام هادی» و «تخریب اموال عمومی» محکوم شده بود.

دادرسی این پرونده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی انجام شد و با محرومیت از وکیل انتخابی و تکیه بر اعترافات اجباری همراه بود.

تا زمان اجرای حکم اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا، شمار اعدام‌شدگان در ارتباط با همین پرونده‌ها به ۳۹ نفر رسیده است.

بیشتر بخوانید...


ژاندارک
ژاندارک

ژاندارک، با القاب ژان، دوشیزه‌ی اورلئان، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر روآن فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.

ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در دومرِمی بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند میکائیل مقدس، کاترین مقدس و مارگارت آنتیوش راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.

ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.

پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی بوْروی منتقل کردند.

در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…

در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.

ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت:

«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام».

شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.

بیشتر بخوانید...