کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
|نام رویداد=اجلاس پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق بشر - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴
| نام = آندره مالرو
|تصویر=اجلاس پارلمان اروپا ۱۰ دسامبر ۲۰۲۴.jpg
| تصویر = آندره مالرو.jpg
|عرض تصویر=
| توضیح تصویر = آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
|عناوین دیگر=کنفرانس پارلمان اروپا درباره نقض حقوق بشر در ایران و حمایت از مقاومت مردم ایران
| نام اصلی = ژرژ-آندره مالرو
|عاملان=اعضای پارلمان اروپا از گروه‌های مختلف سیاسی، خانم [[مریم رجوی]]، نخست‌وزیران سابق بلژیک و ایتالیا، شخصیت‌های سیاسی و مدافعان حقوق بشر
| زمینه فعالیت = رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
|مکان=پارلمان اروپا (بروکسل، بلژیک)
| ملیت = فرانسوی
|زمان=۱۹ آذر ۱۴۰۴ – ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵
| تاریخ تولد = {{تولد|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
|نتیجه=محکومیت موج اعدام‌ها و نقض حقوق بشر در ایران، مطالبه تروریستی شناختن [[سپاه پاسداران]]، ارجاع پرونده جنایات رژیم به شورای امنیت سازمان ملل، حمایت از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی]] به‌عنوان آلترناتیو دموکراتیک و به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم
| محل تولد = پاریس، فرانسه
| تاریخ مرگ = {{مرگ و سن|۱۹۷۶|۱۱|۲۳|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| محل مرگ = کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
| علت مرگ = آمبولی ریوی
| مدفن = پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
| پیشه = نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
| سال‌های نویسندگی = ۱۹۲۱–۱۹۷۶
| سبک نوشتاری = اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
| کتاب‌ها = وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
| همسر = کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
| فرزندان = سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
| جوایز = جایزه گونکور (۱۹۳۳)، مدال مقاومت، لژیون دونور
| علت شهرت = رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
| تأثیرپذیرفته از = فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
| تأثیرگذاشته بر = نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
| وبگاه =
| امضا = André Malraux signature.svg
}}
}}
'''چکیده'''
'''آندره مالرو''' (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.
اجلاس پارلمان اروپا در ۱۹ آذر ۱۴۰۴ (۱۰ دسامبر ۲۰۲۵)، همزمان با روز جهانی حقوق بشر، در بروکسل برگزار شد و با حضور [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، و نمایندگان پارلمان اروپا از احزاب مختلف، نخست‌وزیران سابق مانند گی فرهوفشتاد (بلژیک) و ماتئو رنزی (ایتالیابر محکومیت شدید نقض حقوق بشر در ایران تمرکز داشت. سخنرانان موج بی‌سابقه اعدام‌ها (بیش از ۳۳۰ اعدام تنها در نوامبر ۲۰۲۵ و بیش از ۱۸۰۰ در سال جاری) را نشانه ضعف رژیم خواندند و آن را ابزاری برای سرکوب مقاومت سازمان‌یافته توصیف کردند. [[مریم رجوی]] بر به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی استبداد دینی، ارجاع جنایات رژیم (از جمله قتل‌عام ۱۳۶۷) به شورای امنیت، تروریستی شناختن [[سپاه پاسداران]] و حمایت از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|طرح ۱۰ ماده‌ای]] خود برای جمهوری دموکراتیک، سکولار، غیراتمی با برابری جنسیتی و لغو اعدام تأکید کرد. حاضران پایان سیاست مماشات، تشکیل دادگاه ویژه بین‌المللی و همکاری با [[شورای ملی مقاومت ایران]] را ضرورت اخلاقی و راهبردی برای صلح جهانی دانستند و سقوط رژیم را اجتناب‌ناپذیر توصیف کردند.<ref>1</ref><ref>2</ref><ref>3</ref>
'''اجلاس پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق بشر - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴'''، کنفرانسی فراحزبی بود که در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ در پارلمان اروپا برگزار شد. این گردهمایی با حضور [[مریم رجوی]] و جمعی از نمایندگان پارلمان اروپا، شخصیت‌های سیاسی برجسته و مدافعان حقوق بشر، بر بحران حقوق بشر در ایران، به‌ویژه موج اعدام‌ها و سرکوب سیستماتیک، متمرکز بود. سخنرانان بر ضرورت تغییر سیاست اتحادیه اروپا از مماشات به سیاست قاطع، حمایت از آلترناتیو دموکراتیک و پاسخگویی بین‌المللی رژیم تأکید کردند.<ref>1</ref>
==مقدمه و زمینه اجلاس==
این اجلاس در روز جهانی حقوق بشر و در بحبوحه افزایش بی‌سابقه اعدام‌ها در ایران برگزار شد. رژیم تهران برای مهار خیزش‌های مردمی و مقاومت سازمان‌یافته، اعدام را به سلاحی اصلی تبدیل کرده است. آمارها نشان‌دهنده بیش از ۳۳۰ اعدام در نوامبر ۲۰۲۵، ۶۰ اعدام در هفته اول دسامبر و حدود ۱۸۰۰ اعدام در سال جاری است. دست‌کم ۱۸ زندانی سیاسی وابسته به مقاومت در صف اعدام قرار دارند. این کنفرانس، فریادی برای عدالت و حمایت از مردم ایران بود.<ref>3</ref>
==سخنرانی مریم رجوی: فراخوان برای به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران==
[[مریم رجوی]]، به‌عنوان سخنران اصلی اجلاس، با تأکید بر موقعیت استثنایی ایران، گفت: «امروز من به خانه دموکراسی مردم اروپا آمده‌ام تا از منتخبان ملت‌های اروپا و از همه مردم و دولت‌های جهان بخواهم مبارزه مردم ایران برای سرنگونی استبداد دینی را به‌رسمیت بشناسند.» او سه اصل کلیدی هم‌گرایی مردم ایران را برشمرد: سرنگونی رژیم ولایت فقیه با اراده داخلی بدون دخالت خارجی، مرزبندی قاطع با شاه و شیخ، و جدایی دین از دولت.
رجوی رژیم را در بن‌بست توصیف کرد و افزود که رژیم تنها دو مسیر دارد: سرنگونی از طریق ستیزه‌جویی خارجی و سرکوب داخلی، یا سرنگونی از راه عقب‌نشینی. او اعدام‌های اخیر، به‌ویژه احکام علیه ۱۸ زندانی سیاسی وابسته به سازمان مجاهدین خلق را توجیه‌تراشی رژیم برای انهدام مقاومت دانست. [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|طرح ۱۰ ماده‌ای]] او را تجسم آرمان‌های دموکراتیک مردم ایران خواند که اعلامیه جهانی حقوق بشر، حاکمیت قانون و قوه قضائیه مستقل را تضمین می‌کند.<ref>1</ref><ref>2</ref>
==محکومیت موج اعدام‌ها و خطر تکرار قتل‌عام ۱۳۶۷==
سخنرانان اجلاس موج بی‌سابقه اعدام‌ها را به شدت محکوم کردند. بیش از ۱۸۰۰ اعدام در سال ۲۰۲۵، ۳۳۶ اعدام تنها در نوامبر، و کشته شدن ۴۶ نفر در زندان‌های تهران در پنج روز اخیر، نشانه‌های ضعف رژیم و تلاش برای سرکوب مقاومت سازمان‌یافته توصیف شد. پتراس آستراویچیوس احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی را یادآور قتل‌عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ دانست و خواستار ارجاع پرونده جنایات رژیم علیه بشریت به شورای امنیت سازمان ملل شد.
فرانسیشکو آسیش نیز بر به‌رسمیت شناختن قتل‌عام ۱۳۶۷ به‌عنوان جنایت علیه بشریت تأکید کرد و کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» را نمادی از قدرت در برابر ارعاب رژیم خواند. او هشدار داد که بی‌عملی اروپا در برابر جنایات گذشته نباید تکرار شود و روابط دیپلماتیک باید مشروط به توقف اعدام‌ها و اجازه بازدید کارشناسان سازمان ملل از زندان‌ها گردد.<ref>1</ref><ref>3</ref>
==نقش پیشتاز زنان و مقاومت سازمان‌یافته==
یکی از محورهای برجسته اجلاس، ستایش از نقش زنان در مقاومت ایران بود. لیولوکا اورلاندو سازمان مجاهدین خلق را با ۶۰ سال مبارزه علیه دیکتاتوری شاه و استبداد مذهبی، تجسم مبارزه مردم ایران دانست و رهبری زنان را پاسخی به زن‌ستیزی رژیم توصیف کرد. پکا تووری به گسترش کانون‌های شورشی در میان نسل جوان، به‌ویژه زنان، اشاره کرد که با اقدامات هماهنگ در ده‌ها شهر، نماد شجاعت و سازمان‌یافتگی هستند.
داینیوس زالیماس گزارش هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل را یادآور شد که زن‌ستیزی نهادینه رژیم را مستند کرده و اقدامات آن را جنایت علیه بشریت و حتی نسل‌کشی ارزیابی می‌کند. سخنرانان تأکید کردند که مقاومت سازمان‌یافته به رهبری زنان، امید میلیون‌ها ایرانی است و رژیم از این آلترناتیو دموکراتیک هراس دارد.<ref>2</ref>
==مطالبه تروریستی شناختن سپاه پاسداران و پایان سیاست مماشات==
یکی از مطالبات محوری اجلاس، قرار دادن [[سپاه پاسداران]] در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه اروپا بود. گی فرهوفشتاد، نخست‌وزیر سابق بلژیک، با تأکید بر اینکه پرونده «ایران آزاد» تنها موضوعی است که همه گروه‌های سیاسی پارلمان اروپا بر سر آن اتفاق‌نظر دارند، گفت: «اتحادیه اروپا باید استراتژی مماشات را پایان دهد، اپوزیسیون دموکراتیک به‌ویژه خانم [[مریم رجوی]] را به‌رسمیت بشناسد و [[سپاه پاسداران]] را به‌عنوان سازمان تروریستی تعیین کند.»
سناتور جولیو ترتزی، وزیر خارجه سابق ایتالیا، نیز بر افزایش تحریم‌ها علیه نیروهای سرکوبگر، پلیس، ارتش و دست‌اندرکاران اعدام‌ها تأکید کرد و تعامل جامعه بین‌المللی با [[شورای ملی مقاومت ایران]] را ضروری دانست. سخنرانان، سیاست مماشات گذشته را شکست‌خورده خواندند و آن را عامل تقویت رژیم و صدور تروریسم به اروپا توصیف کردند. ماتئو رنزی، نخست‌وزیر سابق ایتالیا، تلاش‌های دیپلماتیک برای میانه‌رو کردن رژیم را غیرممکن دانست و تغییر در تهران را اولویت اول برای صلح منطقه‌ای خواند.<ref>2</ref><ref>3</ref>
==حمایت شخصیت‌های برجسته و فراخوان برای اقدام بین‌المللی==
شخصیت‌های برجسته‌ای مانند گی فرهوفشتاد و ماتئو رنزی، رژیم را در ضعف باورنکردنی توصیف کردند و سقوط آن را نزدیک دانستند. ریشارد چارنسکی، نایب‌رئیس سابق پارلمان اروپا، گسترش کانون‌های شورشی را نشانه تسلیم‌ناپذیری مردم ایران خواند و همبستگی با ساکنان اشرف۳ را اعلام کرد.
آندری گوواچف و داینیوس زالیماس بر ارجاع پرونده جنایات رژیم به شورای امنیت سازمان ملل، ایجاد سازوکار پاسخگویی و بررسی تحت اصل صلاحیت قضایی جهانی تأکید کردند. پکا تووری، راه‌حل سوم [[مریم رجوی]] (تغییر دموکراتیک توسط مردم و مقاومت، بدون مماشات یا جنگ) را تنها سیاست معتبر دانست و آینده ایران را جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت ترسیم کرد.
لیولوکا اورلاندو و پائولو کازاکا نیز مقاومت سازمان‌یافته به رهبری زنان را امید میلیون‌ها ایرانی خواندند و خواستار تحریم همه عاملان جنایات شدند.<ref>1</ref><ref>2</ref><ref>3</ref>
==جمع‌بندی==
اجلاس پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق بشر ۱۴۰۴، نقطه عطفی در حمایت بین‌المللی از مبارزه مردم ایران بود. با محکومیت شدید موج اعدام‌ها، مطالبه تروریستی شناختن [[سپاه پاسداران]]، ارجاع جنایات رژیم به شورای امنیت و تأیید [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی]] به‌عنوان آلترناتیو دموکراتیک، این گردهمایی پیام روشنی به اتحادیه اروپا داد: پایان مماشات و حمایت عملی از مردم و مقاومت ایران نه تنها وظیفه اخلاقی، بلکه ضرورتی راهبردی برای صلح جهانی است. سخنرانان سقوط رژیم را اجتناب‌ناپذیر دانستند و تأکید کردند که آینده ایران، جمهوری آزاد، دموکراتیک و سکولار خواهد بود.<ref>1</ref><ref>2</ref><ref>3</ref>
(این قسمت سوم و نهایی مقاله است. مجموع مقاله حدود ۱۵۰۰ کلمه شد – چکیده حدود ۳۰۰، مقدمه و بخش‌ها حدود ۱۲۰۰ کلمه. تصاویر مرتبط در جعبه اطلاعات قابل تصور است.)
==منابع==


ایران ان تی وی. "اجلاس اول پارلمان اروپا - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴ – قسمت اول." Accessed December 14, 2025. https://www.iranntv.com/959628-اجلاس-اول-پارلمان-اروپا---بروکسل-۱۹-آذر-.
در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.<ref>{{cite web |url=https://www.theguardian.com/books/2001/nov/03/artsandhumanities.highereducation |title=André Malraux: The art of being human |publisher=The Guardian |date=2001-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
ایران ان تی وی. "اجلاس اول پارلمان اروپا - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴ – قسمت دوم." Accessed December 14, 2025. https://www.iranntv.com/959667-اجلاس-اول-پارلمان-اروپا---بروکسل-۱۹-آذر-.
 
ایران ان تی وی. "اجلاس اول پارلمان اروپا - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴ قسمت سوم." Accessed December 14, 2025. https://www.iranntv.com/959693-اجلاس-اول-پارلمان-اروپا---بروکسل-۱۹-آذر-.
== زندگی اولیه و جوانی ==
آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.
 
در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.<ref>{{cite web |url=https://www.encyclopedia.com/people/literature-and-arts/french-literature-biographies/andre-malraux |title=Andre Malraux |publisher=Encyclopedia.com |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه ==
دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند.
با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.
 
در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.<ref>{{cite web |url=https://apollo-magazine.com/the-many-lives-of-andre-malraux/ |title=The many lives of André Malraux |publisher=Apollo Magazine |date=2020-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== آثار ادبی و رمان‌های انقلابی ==
آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.
 
رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.<ref>{{cite web |url=https://fivebooks.com/best-books/andre-malraux-olivier-todd/ |title=The Best André Malraux Books |publisher=Five Books |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://www.theparisreview.org/blog/2016/11/23/malraux-at-large/ |title=Malraux at Large |publisher=The Paris Review |date=2016-11-23 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.
 
== نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی ==
پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند.
کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود.
سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.<ref>{{cite web |url=https://arthistorians.info/malrauxa/ |title=Malraux, André |publisher=Dictionary of Art Historians |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه ==
در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.
 
او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.<ref>{{cite web |url=https://www.culture.gouv.fr/en/The-Ministry/History-of-the-Ministry/Andre-Malraux-1959-1969 |title=André Malraux (1959-1969) |publisher=French Ministry of Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== زندگی شخصی، مرگ و میراث ==
مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی.
در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.<ref>{{cite web |url=https://www.franceculture.fr/personne/andre-malraux |title=André Malraux |publisher=France Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>
 
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۳۱

آندره مالرو

آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
نام اصلی ژرژ-آندره مالرو
زمینهٔ کاری رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
زادروز ۳ نوامبر ۱۹۰۱(۱۹۰۱-11-0۳)
پاریس، فرانسه
مرگ ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ میلادی (۷۵ سال)
کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
ملیت فرانسوی
علت مرگ آمبولی ریوی
جایگاه خاکسپاری پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
پیشه نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
سال‌های نویسندگی ۱۹۲۱–۱۹۷۶
سبک نوشتاری اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
کتاب‌ها وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
همسر(ها) کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
فرزندان سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
دلیل سرشناسی رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
اثرگذاشته بر نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
اثرپذیرفته از فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
امضا پرونده:André Malraux signature.svg

آندره مالرو (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.

در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.[۱]

زندگی اولیه و جوانی

آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.

در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.[۲]

ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه

دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند. با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.

در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.[۳]

آثار ادبی و رمان‌های انقلابی

آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.

رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.[۴][۵]

در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.

نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی

پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند. کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود. سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.[۶]

وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه

در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.

او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.[۷]

زندگی شخصی، مرگ و میراث

مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی. در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.[۸]

منابع

  1. "André Malraux: The art of being human". The Guardian. 2001-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  2. "Andre Malraux". Encyclopedia.com. Retrieved 2025-12-26. 
  3. "The many lives of André Malraux". Apollo Magazine. 2020-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  4. "The Best André Malraux Books". Five Books. Retrieved 2025-12-26. 
  5. "Malraux at Large". The Paris Review. 2016-11-23. Retrieved 2025-12-26. 
  6. "Malraux, André". Dictionary of Art Historians. Retrieved 2025-12-26. 
  7. "André Malraux (1959-1969)". French Ministry of Culture. Retrieved 2025-12-26. 
  8. "André Malraux". France Culture. Retrieved 2025-12-26.