کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۷۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
'''علی امینی''' (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران - مرگ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی دوران پهلوی دوم بود. او به عنوان نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ خدمت کرد و دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش با تلاش برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، از جمله اصلاحات ارضی، همراه بود. امینی که تحصیل‌کرده فرانسه بود، در کابینه‌های مختلفی مانند قوام‌السلطنه، رزم‌آرا و مصدق سمت‌های کلیدی داشت و به عنوان یک لیبرال میانه‌رو شناخته می‌شد. او با حمایت آمریکا منصوب شد تا بحران اقتصادی ایران را حل کند، اما اختلاف با [[محمدرضا شاه]] بر سر بودجه نظامی منجر به استعفایش شد. امینی پس از استعفا به اپوزیسیون سیاست‌های شاه پیوست و در نهایت در تبعید درگذشت. دوره او پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] بود و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در [[رژیم پهلوی]] به شمار می‌رود.<ref>Encyclopædia Britannica, "Ali Amini," accessed January 1, 2026.</ref>
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
{{جعبه اطلاعات شخصیت
| عنوان =
|نام = علی امینی
| عنوان ۲ = سومین رئیس‌جمهور مصر
|تصویر = [[پرونده:علی امینی.jpg|بندانگشتی|وسط]]
| نام = محمد انور السادات
|توضیحات = علی امینی، نخست‌وزیر سابق ایران
| تصویر = انور سادات.jpg
|سری =
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
|اولین_حضور =
| عنوان تصویر = انور سادات، رئیس‌جمهور مصر، حدود دهه ۱۹۷۰
|آخرین_حضور =
| زادروز = ۲۵ دسامبر ۱۹۱۸
|هدف = اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در دوران پهلوی
| زادگاه = میت ابوالکوم، استان منوفیة، سلطنت مصر
|ساخته_شده_توسط=
| تاریخ مرگ = ۶ اکتبر ۱۹۸۱ (۶۲ سال)
|ایفای_نقش_توسط= -نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱) -وزیر اقتصاد و دارایی -سفیر ایران در آمریکا
| مکان مرگ = قاهره، مصر
|قسمت‌ها =
| علت مرگ = ترور توسط جهاد اسلامی مصر طی رژه نظامی
|لقب =
| آرامگاه = یادمان سرباز گمنام، قاهره
|نام_مستعار =
| محل زندگی = میت ابوالکوم • قاهره • اسکندریه
|نوع =
| ملیت = مصری
|جنسیت = مرد
| نژاد = مصری (عربی)
|سن = ۸۷ سال (در زمان مرگ)
| تابعیت = مصری
|تاریخ_تولد = ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی)
| تحصیلات = آکادمی نظامی قاهره (فارغ‌التحصیل ۱۹۳۸)
|تاریخ_مرگ = ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲)
| دانشگاه = آکادمی نظامی سلطنتی قاهره
|ویژگی = تحصیل‌کرده فرانسه، لیبرال میانه‌رو
| پیشه = افسر نظامی، سیاستمدار، رئیس‌جمهور
|شغل = سیاستمدار، اقتصاددان
| سال‌های فعالیت = ۱۹۳۸–۱۹۸۱
|عنوان = دکتر علی امینی
| نهاد = افسران آزاد • دولت مصر • حزب ملی دموکراتیک
|callsign =
| شناخته‌شده برای = جنگ اکتبر ۱۹۷۳، پیمان کمپ دیوید، معاهده صلح با اسرائیل، اینفتاح اقتصادی، دریافت جایزه نوبل صلح ۱۹۷۸
|خانواده = از خانواده قاجار (پدرش حسام‌الدوله)
| نقش‌های برجسته = معاون رئیس‌جمهور (۱۹۶۴–۱۹۶۶، ۱۹۶۹–۱۹۷۰)، رئیس‌جمهور مصر (۱۹۷۰–۱۹۸۱)، رهبر جنبش عدم تعهد
|همسر = بتول وثوقی
| اتهام =
|significantother=
| مجازات =
|فرزند = ایرج امینی
| پانویس =
|خویشاوند =
}}
|آدرس =
'''محمد انور السادات''' (۲۵ دسامبر ۱۹۱۸ – ۶ اکتبر ۱۹۸۱)، افسر نظامی و سیاستمدار مصری، سومین رئیس‌جمهور جمهوری عربی مصر از ۱۹۷۰ تا ترورش در ۱۹۸۱ بود. سادات به عنوان عضو کلیدی افسران آزاد در انقلاب ۱۹۵۲ شرکت کرد و معاون [[جمال عبدالناصر]] شد. پس از مرگ ناصر، او سیاست‌های اقتصادی اینفتاح (گشایش) را اجرا کرد، جنگ اکتبر ۱۹۷۳ را رهبری نمود و با سفر تاریخی به اسرائیل (۱۹۷۷) و پیمان کمپ دیوید (۱۹۷۸)، نخستین معاهده صلح عرب-اسرائیلی را امضا کرد؛ دستاوردی که جایزه نوبل صلح ۱۹۷۸ را برای او و مناخم بگین به ارمغان آورد. سادات مصر را از نفوذ شوروی دور کرد، به غرب نزدیک شد و اقتصاد را آزادسازی نمود، اما با بحران‌های داخلی، تورم و رشد بنیادگرایی روبرو بود. ترور او توسط جهاد اسلامی مصر طی رژه نظامی، پایان دورانی پرتلاطم بود. سادات رئیس جمهور تغییر جهت استراتژیک مصر و پیچیدگی‌های سیاست خاورمیانه است: برنده‌ی جایزه‌ی نوبل صلح اما برای بسیاری مسئول انزوای مصر، خائن به آرمان آزادی فلسطین و نابرابری اقتصادی است. زندگی او از روستای فقیر دلتا نیل تا کاخ ریاست‌جمهوری و مرگ خشونت‌آمیز، بازتاب تحولات مصر  - از ناسیونالیسم ناصری به لیبرالیسم اقتصادی و صلح با اسرائیل - است. سادات با کاریزمای شخصی، سخنرانی‌های پرشور و تصمیم‌های جسورانه، مصر را از جنگ به صلح هدایت کرد، اما هزینه‌های اجتماعی و سیاسی آن رژیمش را تضعیف کرد. برخی دیدگاه‌ها میراث او در معاهده صلح پایدار با اسرائیل، گشایش اقتصادی و پایان نفوذ شوروی می‌دانند ولی اغلب  از سرکوب مخالفان و فساد او سخن به میان می‌آورند.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Anwar-Sadat|عنوان=Anwar Sadat|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="wasserstein">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Wasserstein|نام=Bernard|عنوان=Divided Jerusalem: The Struggle for the Holy City|ناشر=Yale University Press|سال=۲۰۰۸}}</ref><ref name="finklestone">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Finklestone|نام=Joseph|عنوان=Anwar Sadat: Visionary Who Dared|ناشر=Routledge|سال=۱۹۹۶}}</ref><ref name="israeli">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Israeli|نام=Raphael|عنوان=Man of Defiance: A Political Biography of Anwar Sadat|ناشر=Weidenfeld & Nicolson|سال=۱۹۸۵}}</ref>
|مذهب = مسلمان شیعه
== زندگی اولیه و حرفه نظامی ==
|ملیت = ایرانی
محمد انور السادات در ۲۵ دسامبر ۱۹۱۸ در روستای میت ابوالکوم، استان منوفیة (دلتا نیل)، در خانواده‌ای فقیر با ۱۳ فرزند متولد شد. پدرش محمد السادات کارمند اداری و مادرش سیت البرین سودانی‌تبار بود. کودکی سادات با فقر، جدایی والدین و بزرگ شدن نزد مادربزرگش همراه بود. او به مدارس محلی رفت و تحت تأثیر قهرمانان ضداستعماری مانند زهران (شهید ضدبریتانیاییگاندی، آتاتورک و حتی هیتلر (به عنوان رقیب بریتانیا) قرار گرفت. در ۱۹۳۶ به آکادمی نظامی قاهره وارد شد و در ۱۹۳۸ فارغ‌التحصیل گردید. یکی از نخستین مصری‌ها در ارتش تحت کنترل بریتانیا. سادات در جنگ جهانی دوم ضدبریتانیایی بود و با محور (آلمان-ایتالیا) تماس گرفت تا مصر را آزاد کند. او دو بار زندانی شد (۱۹۴۲–۱۹۴۴ و ۱۹۴۶–۱۹۴۸) به اتهام جاسوسی برای آلمان. در زندان با افسران آزاد (از جمله ناصر) آشنا شد و به انقلابی حرفه‌ای تبدیل گردید.<ref name="britannica"/><ref name="israeli"/><ref name="finklestone"/>
|lbl21 = تحصیلات
== انقلاب افسران آزاد و نقش سادات در ۱۹۵۲ ==
|data21 = دکترای حقوق از دانشگاه گرونوبل فرانسه
سادات پس از آزادی از زندان در ۱۹۴۸، به ارتش بازگشت و با افسران جوان ضدسلطنتی ارتباط گرفت. او عضو کلیدی افسران آزاد بود؛ گروهی به رهبری جمال عبدالناصر که علیه فساد فاروق اول، نفوذ بریتانیا و شکست در جنگ ۱۹۴۸ با اسرائیل قیام کرد. در ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲، افسران آزاد کودتا کردند و فاروق را تبعید نمودند. سادات مسئول اعلام انقلاب از رادیو بود؛ صدایش میلیون‌ها مصری را به خیابان‌ها کشاند. جمهوری در ۱۹۵۳ اعلام شد و ناصر قدرت گرفت. سادات وزیر دولت، سردبیر روزنامه الجمهوریه و دبیرکل اتحادیه عرب شد.<ref name="israeli"/><ref name="finklestone"/><ref name="britannica"/>
|lbl22 = سمت‌های کلیدی
== دوران ناصر و معاونت ریاست‌جمهوری (۱۹۵۴–۱۹۷۰) ==
|data22 = وزیر دادگستری، اقتصاد، دارایی
سادات وفادارترین یار ناصر بود: در بحران سوئز (۱۹۵۶)، ملی کردن کانال و جنگ شش‌روزه (۱۹۶۷) کنار او ماند. پس از شکست ۱۹۶۷، ناصر سادات را معاون رئیس‌جمهور کرد (۱۹۶۴ و دوباره ۱۹۶۹) تا جانشین احتمالی باشد. سادات در اتحادیه عرب، جنبش عدم تعهد و حمایت از فلسطین نقش داشت. او با شوروی روابط نزدیک داشت و در جنگ فرسایشی (۱۹۶۷–۱۹۷۰) شرکت کرد. اما با مرگ ناگهانی ناصر در ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰، سادات به عنوان رئیس‌جمهور موقت انتخاب شد. بسیاری او را "انتقالی" می‌دانستند.<ref name="finklestone"/><ref name="israeli"/>
|lbl23 =
== به قدرت رسیدن و "تصحیح انقلاب" (۱۹۷۰–۱۹۷۱) ==
|data23 =
سادات با چالش‌های داخلی روبرو بود: مراکز قدرت ناصری (علی صبری، شاوقی) او را تهدید می‌کردند. در مه ۱۹۷۱، سادات "انقلاب تصحیحی" را اعلام کرد و رقبا را دستگیر یا برکنار نمود؛ کودتای پیشگیرانه موفق. سادات ایدئولوژی ناصری را تعدیل کرد: از سوسیالیسم عربی به اقتصاد بازتر حرکت کرد و با اسلام‌گرایان (اخوان‌المسلمین) آشتی موقت کرد تا کمونیست‌ها را محدود کند.<ref name="britannica"/><ref name="wasserstein"/>
|lbl24 =
== جنگ اکتبر ۱۹۷۳ و بازپس‌گیری غرور ملی ==
|data24 =
سادات از ۱۹۷۱ وعده "سال تصمیم‌گیری" داد تا سینا را از اسرائیل بازپس گیرد. او مشاوران شوروی را اخراج کرد (۱۹۷۲) و به غرب نزدیک شد. در ۶ اکتبر ۱۹۷۳ (یوم کیپور)، مصر و سوریه حمله غافلگیرانه کردند: ارتش مصر کانال سوئز را عبور کرد و خط بارلف را شکست. جنگ با موفقیت اولیه مصر همراه بود و غرور ملی را بازگرداند، اما اسرائیل ضدحمله کرد و مصر را محاصره نمود. آتش‌بس با میانجی‌گری آمریکا و شوروی برقرار شد. سادات جنگ را "پیروزی سیاسی" نامید، زیرا راه دیپلماسی را باز کرد و فشار برای مذاکره افزایش یافت.<ref name="britannica"/><ref name="israeli"/><ref name="finklestone"/>
|lbl25 =
== اینفتاح اقتصادی و گشایش به غرب ==
|data25 =
سادات سیاست اقتصادی ناصری را تغییر داد و اینفتاح (گشایش) را اعلام کرد: جذب سرمایه خارجی، خصوصی‌سازی و کاهش کنترل دولتی. بانک‌های خارجی بازگشتند، گردشگری رشد کرد و طبقه جدید سرمایه‌دار شکل گرفت. اینفتاح رشد اقتصادی آورد، اما نابرابری افزایش یافت: تورم، فساد و شکاف طبقاتی. "شورش نان" ژانویه ۱۹۷۷ (پس از کاهش یارانه‌ها) سرکوب شد و صدها کشته داد.<ref name="wasserstein"/><ref name="britannica"/>
|extra-hdr =
== سفر تاریخی به اسرائیل و پیمان کمپ دیوید (۱۹۷۷–۱۹۷۹) ==
|lbl31 =
در نوامبر ۱۹۷۷، سادات سفر تاریخی به اورشلیم کرد و در کنست سخنرانی نمود: "دیوار نفرت را بشکنیم" گفت و صلح را پیشنهاد کرد. جهان شوکه شد و جهان عرب او را خائن نامید. با میانجی‌گری جیمی کارتر، مذاکرات کمپ دیوید (سپتامبر ۱۹۷۸) برگزار شد و پیمان صلح مصر-اسرائیل (مارس ۱۹۷۹) امضا گردید: اسرائیل سینا را بازگرداند، مصر اسرائیل را به رسمیت شناخت و روابط عادی برقرار شد. سادات و بگین جایزه نوبل صلح ۱۹۷۸ گرفتند. این پیمان مصر را از جهان عرب منزوی کرد (اخراج از اتحادیه عرب) اما صلح پایدار آورد و کمک‌های آمریکایی (میلیاردها دلار) جریان یافت.<ref name="finklestone"/><ref name="israeli"/><ref name="britannica"/>
|data31 =
== آخرین سال‌ها و چالش‌های داخلی (۱۹۷۹–۱۹۸۱) ==
|lbl32 =
پس از کمپ دیوید، سادات با انزوای عربی روبرو بود: اتحادیه عرب به اردن منتقل شد و مصر تحریم گردید. سیاست اینفتاح او نابرابری ایجاد کرد و اسلام‌گرایان (اخوان‌المسلمین، جهاد اسلامی) را تقویت کرد. سادات در ۱۹۸۱ صدها مخالف (از اخوان تا کمونیست‌ها و قبطی‌ها) را دستگیر کرد و قانون اضطراری اعمال نمود. او خود را "رئیس‌جمهور مؤمن" نامید و با لباس سنتی ظاهر شد تا حمایت مذهبی کسب کند، اما رادیکال‌ها او را "فرعون" و "خائن" می‌دانستند.<ref name="finklestone"/><ref name="israeli"/><ref name="britannica"/>
|data32 =
== رابطه نزدیک با محمدرضا پهلوی و همکاری منطقه‌ای ==
|lbl33 =
[[پرونده:انور سادات و محمدرضا پهلوی.jpg|جایگزین=محمدرضا پهلوی و محمد انورالسادات|بندانگشتی|276x276پیکسل|محمدرضا پهلوی و محمد انورالسادات ]]
|data33 =
انور سادات و [[محمدرضا پهلوی]]، شاه ایران، روابط بسیار نزدیک و دوستانه‌ای داشتند که از دوران ناصر آغاز شد اما در زمان سادات به اوج رسید. دو رهبر دیدگاه‌های مشترکی در ضدکمونیسم، مدرنیزاسیون و حفظ ثبات منطقه‌ای داشتند و هر دو متحد نزدیک ایالات متحده بودند. پس از به قدرت رسیدن سادات در ۱۹۷۰، روابط مصر و ایران گرم‌تر شد. سادات چندین بار به تهران سفر کرد و پهلوی به قاهره آمد. آن‌ها در سازمان‌های منطقه‌ای مانند پیمان سنتو (CENTO) همکاری کردند و علیه نفوذ شوروی در خاورمیانه ایستادند. ایران کمک‌های اقتصادی به مصر داد و در جنگ اکتبر ۱۹۷۳، پهلوی علناً از سادات حمایت کرد. یکی از نمادهای دوستی، پذیرش شاه متواری ایران توسط سادات پس از انقلاب ۱۹۷۹ بود. وقتی محمدرضا پهلوی از ایران گریخت، ابتدا به مصر آمد و سادات او را با احترام پذیرفت؛ اقدامی که  روابط مصر-ایران را قطع نمود. سادات شاه را "برادر" نامید و اجازه داد در قاهره درمان شود. پهلوی در قاهره درگذشت (ژوئیه ۱۹۸۰) و سادات مراسم تشییع دولتی برگزار کرد. این دوستی شخصی و استراتژیک، سادات را در جهان عرب منزوی‌تر کرد، اما نشان‌دهنده دیدگاه غرب‌گرا و ضدکمونیستی او بود. رابطه با پهلوی بخشی از سیاست سادات برای نزدیکی به قدرت‌های محافظه‌کار منطقه بود.<ref name="finklestone" /><ref name="britannica" /><ref name="pahlavi">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Pahlavi|نام=Mohammad Reza|عنوان=Answer to History|ناشر=Stein & Day|سال=۱۹۸۰}}</ref>
|lbl34 =
== ترور و مرگ (۶ اکتبر ۱۹۸۱) ==
|data34 =
در ۶ اکتبر ۱۹۸۱، طی رژه نظامی سالگرد جنگ اکتبر در قاهره، گروهی از جهاد اسلامی مصر (به رهبری خالد اسلامبولی) حمله کردند. سربازان از کامیون پایین پریدند و به جایگاه شلیک کردند. سادات برخاست و سلام نظامی داد – لحظه‌ای که گلوله‌ها به او خورد. او با ۱۰ معاون کشته شد. ترور توسط جهاد اسلامی (با الهام از ایران) به دلیل صلح با اسرائیل، سرکوب اسلام‌گرایان و فساد انجام شد. حسنی مبارک (معاون) جان سالم به در برد و رئیس‌جمهور شد. مبارک ترورکنندگان را اعدام کرد و سیاست صلح را ادامه داد.<ref name="britannica" /><ref name="finklestone" />
|lbl35 =
== میراث انور سادات و تأثیر بر مصر و خاورمیانه ==
|data35 = }}
سادات مصر را از جنگ‌های پرهزینه با اسرائیل نجات داد و صلح پایدار (تا امروز) برقرار کرد؛ دستاوردی که میلیاردها کمک آمریکایی آورد و توسعه اقتصادی را ممکن ساخت. اینفتاح پایه اقتصاد بازار مصر شد و مصر را به قدرت منطقه‌ای غرب‌گرا تبدیل کرد. اما سادات جهان عرب را تقسیم کرد و انزوای اولیه مصر را به همراه داشت. ترور او رشد اسلام‌گرایی رادیکال را نشان داد و مبارک را به اقتدارگرایی سوق داد. مرگ خشونت‌آمیز او پایان عصر قهرمانان کاریزماتیک عرب بود و مصر را به دوران ثبات (و رکود) مبارک برد.<ref name="wasserstein" /><ref name="britannica" /><ref name="israeli" />
== زندگی اولیه و تحصیلات ==
== منابع ==
علی امینی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) در تهران متولد شد. پدرش، میرزا علی‌خان امین‌الدوله، از سیاستمداران دوران قاجار بود و خانواده‌اش به دربار قاجار نزدیک بودند. امینی آموزش اولیه را در تهران گذراند و سپس برای تحصیل به فرانسه رفت. او در دانشگاه گرونوبل فرانسه تحصیل کرد و در رشته حقوق و اقتصاد دکترا گرفت. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۱۰ با ورود به خدمات دولتی همراه بود، جایی که به عنوان کارمند وزارت دارایی شروع به کار کرد. این دوره از زندگی او پایه‌ای برای دیدگاه‌های لیبرال و اصلاح‌طلبانه‌اش شد، که تحت تأثیر آموزش غربی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979 (Syracuse University Press, 2008), 1: 245-250.</ref>
=== بیوگرافی‌ها ===
 
امینی به سرعت در سلسله مراتب دولتی پیشرفت کرد. او در سال‌های پس از رضا شاه، در سمت‌های اداری مختلف فعالیت داشت و به عنوان یک متخصص اقتصادی شناخته شد. تحصیلات او در فرانسه نه تنها دانش فنی به او داد، بلکه دیدگاهی جهانی نسبت به مسائل ایران ایجاد کرد، که بعدها در سیاست‌هایش منعکس شد. او با نخبگان غربی آشنا شد و این ارتباطات در دوران نخست‌وزیری‌اش نقش کلیدی ایفا کرد.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 124.</ref>
== ورود به سیاست و سمت‌های اولیه ==
علی امینی ورود رسمی به سیاست را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. او در کابینه احمد قوام‌السلطنه (۱۳۲۵) به عنوان معاون وزیر دارایی منصوب شد و در مذاکرات نفتی نقش داشت. سپس در کابینه حسین علا و عبدالحسین هژیر سمت‌های اقتصادی گرفت. در دوره نخست‌وزیری ژنرال رزم‌آرا (۱۳۲۹امینی وزیر اقتصاد شد و در تدوین برنامه‌های توسعه اقتصادی مشارکت داشت. او یکی از حامیان ملی شدن نفت بود و در کابینه [[محمد مصدق]] (۱۳۳۰-۱۳۳۲) ابتدا وزیر دارایی و سپس وزیر دادگستری شد.<ref>James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations (Yale University Press, 1988), 142-145.</ref>
 
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امینی به عنوان وزیر دارایی در کابینه فضل‌الله زاهدی خدمت کرد و در مذاکرات کنسرسیوم نفتی با شرکت‌های غربی نقش کلیدی داشت. او قرارداد نفت ۱۳۳۳ را امضا کرد که ایران را به درآمدهای نفتی بیشتر رساند، اما critics آن را به عنوان تسلیم به غرب می‌دانستند. در سال ۱۳۳۶، امینی سفیر ایران در آمریکا شد و روابط نزدیکی با دولت آیزنهاور برقرار کرد. این دوره او را به عنوان یک سیاستمدار pro-West معرفی کرد.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran (Cornell University Press, 1991), 89-92.</ref>
== نخست‌وزیری علی امینی ==
علی امینی در اردیبهشت ۱۳۴۰ (مه ۱۹۶۱) با حمایت مستقیم دولت جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیری ایران منصوب شد. این انتصاب در پی بحران اقتصادی شدید، اعتراضات گسترده معلمان و دانشجویان، و ورشکستگی مالی کشور رخ داد. دولت قبلی جعفر شریف‌امامی استعفا داده بود و [[محمدرضا شاه]] تحت فشار آمریکا مجبور به پذیرش امینی شد که به عنوان یک سیاستمدار لیبرال و pro-Western شناخته می‌شد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 278-282.</ref>
امینی با اختیارات گسترده حکم گرفت و مجلس را منحل کرد تا بدون محدودیت قانون‌گذاری کند. او کابینه‌ای از اصلاح‌طلبان میانه‌رو تشکیل داد و وزرایی از نزدیکان جبهه ملی را برگزید. هدف اصلی او مبارزه با فساد، اصلاحات اقتصادی و کاهش نفوذ دربار بود. امینی اعلام کرد که ایران در آستانه ورشکستگی است و نیاز به کمک‌های خارجی دارد، که این اعتراف جنجال‌برانگیز شد اما حمایت آمریکا را جلب کرد.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.</ref>
دوره نخست‌وزیری امینی با تنش‌های داخلی همراه بود. او تلاش کرد نقش شاه را در امور اجرایی کاهش دهد، که این امر خشم [[محمدرضا شاه]] را برانگیخت. همزمان، اپوزیسیون مانند جبهه ملی از او حمایت نکرد و او را عامل آمریکا می‌دانست.
== اصلاحات ارضی و اقتصادی ==
یکی از مهم‌ترین اقدامات امینی، آغاز اصلاحات ارضی بود. او لایحه‌ای را تصویب کرد که زمین‌های بزرگ مالکان را محدود و میان کشاورزان توزیع می‌کرد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی او، این اصلاحات را با سرعت اجرا کرد و مالکان بزرگ را هدف قرار داد. این برنامه پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] شاه شد، اما در زمان امینی با مخالفت روحانیت و زمین‌داران مواجه گردید.<ref>James A. Bill, The Politics of Iran: Groups, Classes and Modernization (Merrill, 1972), 112-115.</ref>
 
امینی همچنین مبارزه با فساد را شدت بخشید، چندین مقام ارشد را برکنار کرد و بودجه نظامی را کاهش داد تا منابع را به توسعه اقتصادی اختصاص دهد. این کاهش بودجه ارتش، یکی از دلایل اصلی اختلاف او با شاه بود که ارتش را پایه قدرت خود می‌دانست. او روابط نزدیک با آمریکا را تقویت کرد و کمک‌های مالی دریافت نمود، اما critics او را وابسته به غرب می‌دانستند.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah (Cornell University Press, 1991), 145-150.</ref>
 
اصلاحات امینی فضایی نسبی برای آزادی بیان ایجاد کرد، اما اعتراضات دانشجویی و کارگری ادامه یافت و دولت او را تحت فشار قرار داد.
== استعفا و دلایل آن ==
در تیر ۱۳۴۱ (ژوئیه ۱۹۶۲)، علی امینی پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری استعفا داد. دلایل اصلی شامل اختلاف شدید با شاه بر سر بودجه نظامی، عدم حمایت جبهه ملی، و فشار زمین‌داران بود. شاه که از کاهش نفوذ خود نگران بود، اسدالله علم را جایگزین کرد که وفادارتر بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 250-255.</ref>
 
استعفای امینی پایان تلاش برای اصلاحات لیبرال در [[رژیم پهلوی]] بود و راه را برای تمرکز قدرت بیشتر در دست شاه هموار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند که شکست امینی نشان‌دهنده ناتوانی در ایجاد تغییرات اساسی بدون حمایت کامل دربار بود.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 135.</ref>
== زندگی پس از نخست‌وزیری ==
پس از استعفا در تیر ۱۳۴۱، علی امینی از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شد و هیچ سمت رسمی دیگری در [[رژیم پهلوی]] نپذیرفت. او به فعالیت‌های خصوصی پرداخت و یک گروه سیاسی میانه‌رو تشکیل داد که هدفش ایجاد تعادل در نظام مشروطه بود. امینی منتقد تدریجی تمرکز قدرت در دست [[محمدرضا شاه]] شد و از اصلاحات واقعی حمایت می‌کرد، اما با سیاست‌های اقتدارگرایانه شاه مخالفت ورزید. در دهه ۱۳۵۰، او از دور به مسائل سیاسی توجه داشت و روابط خود با نخبگان غربی را حفظ کرد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 295-300.</ref>
 
در اواخر دهه ۱۳۵۰، با شدت گرفتن بحران‌های اقتصادی و سیاسی، امینی تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند. او در سال ۱۳۵۷ پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی داد تا رژیم پهلوی را نجات دهد، اما شاه این پیشنهاد را رد کرد. امینی به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، از تغییرات اساسی حمایت می‌کرد اما مخالف سرنگونی کامل نظام بود.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 498-502.</ref>
 
== انقلاب ضدسلطنتی و تبعید ==
با پیروزی [[انقلاب ضدسلطنتی]] در بهمن ۱۳۵۷، علی امینی ایران را ترک کرد و به پاریس فرانسه رفت. او در تبعید به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد و جبهه آزادی‌بخش ایران را رهبری کرد که یک گروه monarchist میانه‌رو بود. امینی از رژیم جدید به عنوان دیکتاتوری مذهبی انتقاد کرد و تلاش کرد اپوزیسیون monarchist را متحد سازد، اما اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان مانع موفقیت شد.<ref>Los Angeles Times, "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government," December 17, 1992.</ref>
 
در پاریس، امینی خاطرات خود را نوشت که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شد و جزئیات روابطش با شاه و سیاست‌های آمریکا را فاش کرد. او تا پایان عمر در تبعید ماند و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت روحانیت خودداری کرد. فعالیت‌های اپوزیسیونی او محدود ماند و جبهه‌اش تأثیر چندانی نداشت.<ref>The Independent, "Obituary: Ali Amini," December 16, 1992.</ref>
 
== مرگ و میراث ==
علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در سن ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. مرگ او پایان عصر سیاستمداران لیبرال تحصیل‌کرده غرب در ایران بود. میراث امینی دوگانه است: برخی او را اصلاح‌طلب واقعی و آغازگر اصلاحات ارضی می‌دانند که پیش‌زمینه [[انقلاب سفید]] شد، در حالی که critics او را سیاستمدار وابسته به آمریکا و ناکام در مقابله با اقتدار شاه توصیف می‌کنند. دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش نشان‌دهنده محدودیت‌های اصلاحات در نظام پهلوی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 255-260.</ref>
 
== سوابق و سمت‌های علی امینی ==
 
معاون وزیر دارایی (۱۳۲۵)
 
وزیر اقتصاد و دارایی در کابینه‌های مختلف (۱۳۲۹-۱۳۳۳)
 
سفیر ایران در آمریکا (۱۳۳۶-۱۳۳۷)
 
نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱)
 
رهبر جبهه آزادی‌بخش ایران در تبعید (پس از ۱۳۵۷)<ref>Foundation for Iranian Studies, Oral History Interview with Ali Amini.</ref>
== لینک‌های بیرونی ==
 
خاطرات علی امینی - دانشگاه هاروارد
بیوگرافی در Encyclopædia Britannica
 
مقاله در Los Angeles Times
 
مرکز بررسی اسناد تاریخی


Finklestone, Joseph. ''Anwar Sadat: Visionary Who Dared''. Routledge, ۱۹۹۶.
historydocuments.ir
Israeli, Raphael. ''Man of Defiance: A Political Biography of Anwar Sadat''. Weidenfeld & Nicolson, ۱۹۸۵.


=== آثار تاریخی و تحلیلی ===
نگاهی به فعالیت‌های اپوزیسیونی علی امینی پس از انقلاب اسلامی


Wasserstein, Bernard. ''Divided Jerusalem: The Struggle for the Holy City''. Yale University Press, ۲۰۰۸ (فصل‌های مرتبط با کمپ دیوید).
irdc.ir
Iran: What History Tells Us About Supreme Leader, Rouhani ...
eaworldview.com


=== دانشنامه‌ها ===
== منابع ==
<references />


"Anwar Sadat." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Anwar-Sadat
Milani, Abbas. ''The Shah''. Palgrave Macmillan, 2011.
== پانویس ==
Abrahamian, Ervand. ''Iran Between Two Revolutions''. Princeton University Press, 1982.
{{پانویس}}
Milani, Abbas. ''Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran''. Syracuse University Press, 2008.
"Obituary: Ali Amini." ''The Independent'', December 16, 1992.
"Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government." ''Los Angeles Times'', December 17, 1992.
Foundation for Iranian Studies. Oral History Interview with Ali Amini. Accessed January 1, 2026. https://fis-iran.org/oral-history/amini-ali/.

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

علی امینی (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران - مرگ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی دوران پهلوی دوم بود. او به عنوان نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ خدمت کرد و دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش با تلاش برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، از جمله اصلاحات ارضی، همراه بود. امینی که تحصیل‌کرده فرانسه بود، در کابینه‌های مختلفی مانند قوام‌السلطنه، رزم‌آرا و مصدق سمت‌های کلیدی داشت و به عنوان یک لیبرال میانه‌رو شناخته می‌شد. او با حمایت آمریکا منصوب شد تا بحران اقتصادی ایران را حل کند، اما اختلاف با محمدرضا شاه بر سر بودجه نظامی منجر به استعفایش شد. امینی پس از استعفا به اپوزیسیون سیاست‌های شاه پیوست و در نهایت در تبعید درگذشت. دوره او پیش‌زمینه‌ای برای انقلاب سفید بود و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در رژیم پهلوی به شمار می‌رود.[۱]

علی امینی
علی امینی، نخست‌وزیر سابق ایران
هدف اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در دوران پهلوی
ایفای نقش توسط -نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱) -وزیر اقتصاد و دارایی -سفیر ایران در آمریکا
اطلاعات
جنسیتمرد
سن۸۷ سال (در زمان مرگ)
تاریخ تولد۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی)
تاریخ مرگ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲)
ویژگیتحصیل‌کرده فرانسه، لیبرال میانه‌رو
شغلسیاستمدار، اقتصاددان
عنواندکتر علی امینی
خانوادهاز خانواده قاجار (پدرش حسام‌الدوله)
همسربتول وثوقی
فرزندایرج امینی
مذهبمسلمان شیعه
ملیتایرانی
تحصیلات دکترای حقوق از دانشگاه گرونوبل فرانسه
سمت‌های کلیدی وزیر دادگستری، اقتصاد، دارایی

زندگی اولیه و تحصیلات

علی امینی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) در تهران متولد شد. پدرش، میرزا علی‌خان امین‌الدوله، از سیاستمداران دوران قاجار بود و خانواده‌اش به دربار قاجار نزدیک بودند. امینی آموزش اولیه را در تهران گذراند و سپس برای تحصیل به فرانسه رفت. او در دانشگاه گرونوبل فرانسه تحصیل کرد و در رشته حقوق و اقتصاد دکترا گرفت. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۱۰ با ورود به خدمات دولتی همراه بود، جایی که به عنوان کارمند وزارت دارایی شروع به کار کرد. این دوره از زندگی او پایه‌ای برای دیدگاه‌های لیبرال و اصلاح‌طلبانه‌اش شد، که تحت تأثیر آموزش غربی بود.[۲]

امینی به سرعت در سلسله مراتب دولتی پیشرفت کرد. او در سال‌های پس از رضا شاه، در سمت‌های اداری مختلف فعالیت داشت و به عنوان یک متخصص اقتصادی شناخته شد. تحصیلات او در فرانسه نه تنها دانش فنی به او داد، بلکه دیدگاهی جهانی نسبت به مسائل ایران ایجاد کرد، که بعدها در سیاست‌هایش منعکس شد. او با نخبگان غربی آشنا شد و این ارتباطات در دوران نخست‌وزیری‌اش نقش کلیدی ایفا کرد.[۳]

ورود به سیاست و سمت‌های اولیه

علی امینی ورود رسمی به سیاست را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. او در کابینه احمد قوام‌السلطنه (۱۳۲۵) به عنوان معاون وزیر دارایی منصوب شد و در مذاکرات نفتی نقش داشت. سپس در کابینه حسین علا و عبدالحسین هژیر سمت‌های اقتصادی گرفت. در دوره نخست‌وزیری ژنرال رزم‌آرا (۱۳۲۹)، امینی وزیر اقتصاد شد و در تدوین برنامه‌های توسعه اقتصادی مشارکت داشت. او یکی از حامیان ملی شدن نفت بود و در کابینه محمد مصدق (۱۳۳۰-۱۳۳۲) ابتدا وزیر دارایی و سپس وزیر دادگستری شد.[۴]

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امینی به عنوان وزیر دارایی در کابینه فضل‌الله زاهدی خدمت کرد و در مذاکرات کنسرسیوم نفتی با شرکت‌های غربی نقش کلیدی داشت. او قرارداد نفت ۱۳۳۳ را امضا کرد که ایران را به درآمدهای نفتی بیشتر رساند، اما critics آن را به عنوان تسلیم به غرب می‌دانستند. در سال ۱۳۳۶، امینی سفیر ایران در آمریکا شد و روابط نزدیکی با دولت آیزنهاور برقرار کرد. این دوره او را به عنوان یک سیاستمدار pro-West معرفی کرد.[۵]

نخست‌وزیری علی امینی

علی امینی در اردیبهشت ۱۳۴۰ (مه ۱۹۶۱) با حمایت مستقیم دولت جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیری ایران منصوب شد. این انتصاب در پی بحران اقتصادی شدید، اعتراضات گسترده معلمان و دانشجویان، و ورشکستگی مالی کشور رخ داد. دولت قبلی جعفر شریف‌امامی استعفا داده بود و محمدرضا شاه تحت فشار آمریکا مجبور به پذیرش امینی شد که به عنوان یک سیاستمدار لیبرال و pro-Western شناخته می‌شد.[۶] امینی با اختیارات گسترده حکم گرفت و مجلس را منحل کرد تا بدون محدودیت قانون‌گذاری کند. او کابینه‌ای از اصلاح‌طلبان میانه‌رو تشکیل داد و وزرایی از نزدیکان جبهه ملی را برگزید. هدف اصلی او مبارزه با فساد، اصلاحات اقتصادی و کاهش نفوذ دربار بود. امینی اعلام کرد که ایران در آستانه ورشکستگی است و نیاز به کمک‌های خارجی دارد، که این اعتراف جنجال‌برانگیز شد اما حمایت آمریکا را جلب کرد.[۷] دوره نخست‌وزیری امینی با تنش‌های داخلی همراه بود. او تلاش کرد نقش شاه را در امور اجرایی کاهش دهد، که این امر خشم محمدرضا شاه را برانگیخت. همزمان، اپوزیسیون مانند جبهه ملی از او حمایت نکرد و او را عامل آمریکا می‌دانست.

اصلاحات ارضی و اقتصادی

یکی از مهم‌ترین اقدامات امینی، آغاز اصلاحات ارضی بود. او لایحه‌ای را تصویب کرد که زمین‌های بزرگ مالکان را محدود و میان کشاورزان توزیع می‌کرد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی او، این اصلاحات را با سرعت اجرا کرد و مالکان بزرگ را هدف قرار داد. این برنامه پیش‌زمینه‌ای برای انقلاب سفید شاه شد، اما در زمان امینی با مخالفت روحانیت و زمین‌داران مواجه گردید.[۸]

امینی همچنین مبارزه با فساد را شدت بخشید، چندین مقام ارشد را برکنار کرد و بودجه نظامی را کاهش داد تا منابع را به توسعه اقتصادی اختصاص دهد. این کاهش بودجه ارتش، یکی از دلایل اصلی اختلاف او با شاه بود که ارتش را پایه قدرت خود می‌دانست. او روابط نزدیک با آمریکا را تقویت کرد و کمک‌های مالی دریافت نمود، اما critics او را وابسته به غرب می‌دانستند.[۹]

اصلاحات امینی فضایی نسبی برای آزادی بیان ایجاد کرد، اما اعتراضات دانشجویی و کارگری ادامه یافت و دولت او را تحت فشار قرار داد.

استعفا و دلایل آن

در تیر ۱۳۴۱ (ژوئیه ۱۹۶۲)، علی امینی پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری استعفا داد. دلایل اصلی شامل اختلاف شدید با شاه بر سر بودجه نظامی، عدم حمایت جبهه ملی، و فشار زمین‌داران بود. شاه که از کاهش نفوذ خود نگران بود، اسدالله علم را جایگزین کرد که وفادارتر بود.[۱۰]

استعفای امینی پایان تلاش برای اصلاحات لیبرال در رژیم پهلوی بود و راه را برای تمرکز قدرت بیشتر در دست شاه هموار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند که شکست امینی نشان‌دهنده ناتوانی در ایجاد تغییرات اساسی بدون حمایت کامل دربار بود.[۱۱]

زندگی پس از نخست‌وزیری

پس از استعفا در تیر ۱۳۴۱، علی امینی از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شد و هیچ سمت رسمی دیگری در رژیم پهلوی نپذیرفت. او به فعالیت‌های خصوصی پرداخت و یک گروه سیاسی میانه‌رو تشکیل داد که هدفش ایجاد تعادل در نظام مشروطه بود. امینی منتقد تدریجی تمرکز قدرت در دست محمدرضا شاه شد و از اصلاحات واقعی حمایت می‌کرد، اما با سیاست‌های اقتدارگرایانه شاه مخالفت ورزید. در دهه ۱۳۵۰، او از دور به مسائل سیاسی توجه داشت و روابط خود با نخبگان غربی را حفظ کرد.[۱۲]

در اواخر دهه ۱۳۵۰، با شدت گرفتن بحران‌های اقتصادی و سیاسی، امینی تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند. او در سال ۱۳۵۷ پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی داد تا رژیم پهلوی را نجات دهد، اما شاه این پیشنهاد را رد کرد. امینی به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، از تغییرات اساسی حمایت می‌کرد اما مخالف سرنگونی کامل نظام بود.[۱۳]

انقلاب ضدسلطنتی و تبعید

با پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در بهمن ۱۳۵۷، علی امینی ایران را ترک کرد و به پاریس فرانسه رفت. او در تبعید به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد و جبهه آزادی‌بخش ایران را رهبری کرد که یک گروه monarchist میانه‌رو بود. امینی از رژیم جدید به عنوان دیکتاتوری مذهبی انتقاد کرد و تلاش کرد اپوزیسیون monarchist را متحد سازد، اما اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان مانع موفقیت شد.[۱۴]

در پاریس، امینی خاطرات خود را نوشت که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شد و جزئیات روابطش با شاه و سیاست‌های آمریکا را فاش کرد. او تا پایان عمر در تبعید ماند و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت روحانیت خودداری کرد. فعالیت‌های اپوزیسیونی او محدود ماند و جبهه‌اش تأثیر چندانی نداشت.[۱۵]

مرگ و میراث

علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در سن ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. مرگ او پایان عصر سیاستمداران لیبرال تحصیل‌کرده غرب در ایران بود. میراث امینی دوگانه است: برخی او را اصلاح‌طلب واقعی و آغازگر اصلاحات ارضی می‌دانند که پیش‌زمینه انقلاب سفید شد، در حالی که critics او را سیاستمدار وابسته به آمریکا و ناکام در مقابله با اقتدار شاه توصیف می‌کنند. دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش نشان‌دهنده محدودیت‌های اصلاحات در نظام پهلوی بود.[۱۶]

سوابق و سمت‌های علی امینی

معاون وزیر دارایی (۱۳۲۵)

وزیر اقتصاد و دارایی در کابینه‌های مختلف (۱۳۲۹-۱۳۳۳)

سفیر ایران در آمریکا (۱۳۳۶-۱۳۳۷)

نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱)

رهبر جبهه آزادی‌بخش ایران در تبعید (پس از ۱۳۵۷)[۱۷]

لینک‌های بیرونی

خاطرات علی امینی - دانشگاه هاروارد بیوگرافی در Encyclopædia Britannica

مقاله در Los Angeles Times

مرکز بررسی اسناد تاریخی

historydocuments.ir

نگاهی به فعالیت‌های اپوزیسیونی علی امینی پس از انقلاب اسلامی

irdc.ir Iran: What History Tells Us About Supreme Leader, Rouhani ... eaworldview.com

منابع

  1. Encyclopædia Britannica, "Ali Amini," accessed January 1, 2026.
  2. Abbas Milani, Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979 (Syracuse University Press, 2008), 1: 245-250.
  3. Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 124.
  4. James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations (Yale University Press, 1988), 142-145.
  5. Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran (Cornell University Press, 1991), 89-92.
  6. Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 278-282.
  7. Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.
  8. James A. Bill, The Politics of Iran: Groups, Classes and Modernization (Merrill, 1972), 112-115.
  9. Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah (Cornell University Press, 1991), 145-150.
  10. Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 250-255.
  11. Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 135.
  12. Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 295-300.
  13. Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 498-502.
  14. Los Angeles Times, "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government," December 17, 1992.
  15. The Independent, "Obituary: Ali Amini," December 16, 1992.
  16. Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 255-260.
  17. Foundation for Iranian Studies, Oral History Interview with Ali Amini.

Milani, Abbas. The Shah. Palgrave Macmillan, 2011. Abrahamian, Ervand. Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press, 1982. Milani, Abbas. Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran. Syracuse University Press, 2008. "Obituary: Ali Amini." The Independent, December 16, 1992. "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government." Los Angeles Times, December 17, 1992. Foundation for Iranian Studies. Oral History Interview with Ali Amini. Accessed January 1, 2026. https://fis-iran.org/oral-history/amini-ali/.