کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ایجاد صفحه تمرین فدریکو گارسیا لورکا
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۸۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
|نام رویداد= کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت جمهوری دموکراتیک»
| عنوان =
|تصویر=کنفرانس بین‌الملی زنا نیروی تغییر-۲اسفند ۱۴۰۴.jpg  
| عنوان ۲ = شاعر، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر اسپانیایی
|عرض تصویر=  
| نام = فدریکو گارسیا لورکا
|زیرنویس= مریم رجوی در حال سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی روز جهانی زن، اسفند ۱۴۰۴
| تصویر = فدریکو گارسیا لورکا.jpg
|عناوین دیگر= کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
|عاملان= مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، شخصیت‌های برجسته سیاسی از اروپا و آمریکا
| عنوان تصویر = فدریکو گارسیا لورکا در سال ۱۹۱۴، دوران جوانی. منبع: Wikimedia Commons.
|مکان= پاریس (مقر اصلی) با ارتباط مستقیم ویدئویی به اشرف ۳ (آلبانی) و انجمن‌های زنان در سراسر جهان
| زادروز = ۵ ژوئن ۱۸۹۸
|زمان= ۲ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۲۶)
| زادگاه = فوئنته واکروس، نزدیک گرانادا، اسپانیا
|نتیجه= تأکید بر نقش رهبری زنان به عنوان شرط لازم برای دموکراسی در ایران؛ ارائه پلتفرم ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان؛ اجماع بین‌المللی بر نفی هرگونه دیکتاتوری (شاه و شیخ).
| تاریخ مرگ = ۱۹ اوت ۱۹۳۶ (۳۸ سال)
| مکان مرگ = نزدیکی گرانادا، اسپانیا (اعدام توسط نیروهای ملی‌گرا)
| علت مرگ = اعدام توسط جوخه آتش (در آغاز جنگ داخلی اسپانیا)
| آرامگاه = گور ناشناخته در نزدیکی ویزنار یا آلفاکار، گرانادا (جسد یافت نشده)
| محل زندگی = فوئنته واکروس • گرانادا • مادرید • نیویورک • بوئنوس آیرس
| ملیت = اسپانیایی
| نژاد = اسپانیایی (اندلسی)
| تابعیت = اسپانیایی
| تحصیلات = حقوق و ادبیات در دانشگاه گرانادا (ناتمام)، خودآموخته در موسیقی و هنر
| دانشگاه = دانشگاه گرانادا
| پیشه = شاعر، نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر، نوازنده پیانو، نقاش
| سال‌های فعالیت = ۱۹۱۸–۱۹۳۶
| نهاد = نسل ۲۷، گروه تئاتر لا باراکا
| شناخته‌شده برای = رومانسرو خیتانو (غزل‌های کولی)، عروسی خونین، یرما، خانه برناردا آلبا، شاعر در نیویورک، نماد نسل ۲۷
| نقش‌های برجسته = عضو نسل ۲۷، کارگردان لا باراکا، رهبر فرهنگی جمهوری دوم اسپانیا
| اتهام = همجنس‌گرایی، دیدگاه‌های چپ‌گرا و جمهوری‌خواه (در جنگ داخلی)
| مجازات = اعدام بدون محاکمه توسط نیروهای فرانکو
| پانویس =
}}
}}
'''فدریکو گارسیا لورکا''' با نام کامل '''فدریکو دل ساگرادو کورازون ده خسوس گارسیا لورکا''' (۵ ژوئن ۱۸۹۸ – ۱۹ اوت ۱۹۳۶)، شاعر، نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگی اسپانیا در قرن بیستم بود. او عضو کلیدی نسل ۲۷ (Generación del 27) – گروهی از شاعران و هنرمندان آوانگارد اسپانیایی – بود که سنت‌های فولکلور اندلسی را با مدرنیسم، سوررئالیسم و سمبولیسم ترکیب کرد. لورکا با آثارش مانند مجموعه شعر رومانسرو خیتانو (غزل‌های کولی، ۱۹۲۸)، نمایشنامه‌های سه‌گانه روستایی عروسی خونین (۱۹۳۳)، یرما (۱۹۳۴) و خانه برناردا آلبا (۱۹۳۶)، و مجموعه شاعر در نیویورک (۱۹۴۰، پس از مرگ منتشر شد)، به شهرت جهانی رسید. لورکا تم‌های مرگ، عشق نافرجام، سرکوب زنان، هویت جنسی، طبیعت اندلسی و عدالت اجتماعی را با زبانی پر از تصاویر زنده، موسیقی فولکلور و نمادهای عمیق کاوش کرد. او گروه تئاتر دانشجویی لا باراکا را تأسیس کرد تا تئاتر کلاسیک اسپانیایی را به روستاها ببرد. در آغاز جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶)، لورکا به دلیل دیدگاه‌های لیبرال و شهرتش به عنوان نماد جمهوری، توسط نیروهای ملی‌گرای فرانکو در گرانادا اعدام شد؛ مرگ او یکی از نمادهای تراژدی جنگ داخلی و سرکوب فاشیستی گردید. لورکا تأثیر عمیقی بر ادبیات اسپانیایی و تئاتر جهانی  گذاشت. آثارش به ده‌ها زبان ترجمه شده و نمایشنامه‌هایش همچنان روی صحنه می‌روند. او نماد آزادی هنری، مبارزه با سرکوب و زیبایی اندلس است، و مرگ نابه‌هنگامش در ۳۸ سالگی، او را به اسطوره‌ای ابدی تبدیل کرد. زندگی و آثار لورکا نه تنها بازتاب فرهنگ غنی اسپانیا، بلکه کاوش عمیق در روان انسانی، عشق، مرگ و آزادی هستند؛ تم‌هایی که در شعرها و نمایشنامه‌هایش با شدت و زیبایی بی‌نظیری بیان شده‌اند. از کودکی در جلگه حاصلخیز گرانادا تا دوستی با دالی و بونوئل، سفر به نیویورک و بازگشت به اسپانیا، لورکا همیشه بین سنت و مدرنیته، روستا و شهر، عشق و مرگ در نوسان بود. مرگ او در آغاز جنگ داخلی، پایان تراژیکی برای یکی از درخشان‌ترین استعدادهای ادبی قرن بود، اما آثارش زنده ماندند و نسل‌های بعدی را الهام بخشیدند. لورکا نه تنها شاعر اندلس، بلکه صدای سرکوب‌شدگان، عاشقان نافرجام و کسانی بود که در جستجوی آزادی بودند.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Federico-Garcia-Lorca|عنوان=Federico García Lorca|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="stanford">{{یادکرد وب|نشانی=https://plato.stanford.edu/entries/garcia-lorca/|عنوان=Federico García Lorca|وبگاه=Stanford Encyclopedia of Philosophy|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="gibson">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Gibson|نام=Ian|عنوان=Federico García Lorca: A Life|ناشر=Faber & Faber|سال=۱۹۸۹}}</ref><ref name="stainton">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Stainton|نام=Leslie|عنوان=Lorca: A Dream of Life|ناشر=Farrar, Straus and Giroux|سال=۱۹۹۹}}</ref>
[[پرونده:Federico García Lorca signature.svg|بندانگشتی|چپ|۲۰۰پیکسل|امضای فدریکو گارسیا لورکا. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
== زندگی اولیه و کودکی در اندلس ==
فدریکو گارسیا لورکا در ۵ ژوئن ۱۸۹۸ در روستای فوئنته واکروس (Fuente Vaqueros)، نزدیک گرانادا، در خانواده‌ای متوسط متولد شد. پدرش فدریکو گارسیا رودریگز زمین‌دار مرفه و مادرش ویسنتا لورکا رومرو معلم مدرسه بود – زنی فرهنگی که عشق به موسیقی و ادبیات را به پسرش منتقل کرد. لورکا بزرگ‌ترین فرزند بود و سه خواهر و برادر داشت.
کودکی لورکا در جلگه حاصلخیز وگا ده گرانادا گذشت؛ مکانی پر از باغ‌های میوه، رودخانه‌ها، کولی‌ها و فولکلور اندلسی که بعدها منبع اصلی الهامش شد. او از کودکی به موسیقی علاقه نشان داد و پیانو نواخت، گیتار یاد گرفت و با آوازهای فلامنکو (کانته خوندو) آشنا شد. مادرش داستان‌های فولکلور و افسانه‌های محلی برایش می‌گفت و پدرش او را به طبیعت برد. در ۱۹۰۹ خانواده به گرانادا نقل مکان کرد و لورکا در مدرسه مقدس قلب تحصیل کرد. او دانش‌آموزی متوسط بود، اما در موسیقی و نقاشی استعداد داشت. در نوجوانی با مرگ برادر کوچکش روبرو شد – تجربه‌ای که تم مرگ را در آثارش عمیق کرد. لورکا به دانشگاه گرانادا رفت و حقوق و ادبیات خواند، اما بیشتر وقتش را به موسیقی، شعر و دوستی با هنرمندان صرف کرد.<ref name="gibson"/><ref name="stainton"/>
== دوران رزیدنسیا ده استودیانتس و ورود به مادرید (۱۹۱۹–۱۹۲۸) ==
در ۱۹۱۹، لورکا به مادرید رفت و در رزیدنسیا ده استودیانتس (اقامتگاه دانشجویی مشهور) ساکن شد – مرکزی برای روشنفکران جوان اسپانیا. آنجا با نسل درخشان هم‌عصرش آشنا شد: سالوادور دالی (نقاش)، لوئیس بونوئل (کارگردان)، رافائل آلبرتی، خورخه گیلن، پدرو سالیناس و داماسو آلونسو – گروهی که بعداً نسل ۲۷ نامیده شد. رزیدنسیا محیطی آزاد و خلاق بود: بحث‌های شبانه در مورد سوررئالیسم، فروید، مارکس و ادبیات کلاسیک اسپانیایی. لورکا با پیانو نواختن، شعر خواندن و داستان‌گویی، مرکز توجه بود. دوستی عمیق با دالی (که عشقی نافرجام بود) و بونوئل او را به آوانگارد سوق داد. لورکا در ۱۹۲۸ با دالی و بونوئل فیلم کوتاه تجربی کار کرد و تحت تأثیر سوررئالیسم قرار گرفت.<ref name="gibson"/><ref name="stainton"/><ref name="maurer">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Maurer|نام=Christopher|عنوان=Federico García Lorca y su generación|ناشر=Ediciones Akal|سال=۱۹۸۶}}</ref>
== نخستین آثار و شهرت اولیه ==
لورکا نخستین مجموعه شعرش کتاب شعرها (Libro de poemas, ۱۹۲۱) را منتشر کرد؛ شعرهایی رمانتیک با تأثیر گونگورا و روبن داریو. سپس شعر کانته خوندو (Poema del cante jondo, ۱۹۳۱، نوشته‌شده ۱۹۲۱) را نوشت که زیبایی و درد فلامنکو را جشن گرفت. در ۱۹۲۸، شاهکار رومانسرو خیتانو (Romancero gitano – غزل‌های کولی) منتشر شد؛ مجموعه‌ای از ۱۸ غزل که زندگی، عشق، مرگ و سرکوب کولی‌های اندلس را با تصاویر سوررئال و موسیقی فولکلور روایت می‌کند. کتاب موفقیت فوری داشت و لورکا را به شهرت رساند، اما او از تفسیر صرفاً فولکلوریک ناراحت بود و گفت: "کولی‌ها نماد تمام اندلس سرکوب‌شده هستند."
نمونه‌ای از "رومانسرو خیتانو" – غزل "رومانسه خوابگرد" (Romance sonámbulo):


سبز که دوستت دارم سبز
'''کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶''' با نام کامل '''«کنفرانس بین‌المللی زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک»'''، همایشی سیاسی و حقوقی بود که در آستانه ۸ مارس (روز جهانی زن) در تاریخ ۲  اسفند ۱۴۰۴ شمسی (فوریه ۲۰۲۶ میلادی) از سوی مقاومت ایران برگزار گردید. این کنفرانس با هدف تبیین استراتژی «رهبری زنان» به عنوان موتور محرک تغییرات سیاسی در ایران و ارائه پلتفرمی برای آینده دموکراتیک کشور تشکیل شد. در این نشست، طیفی از زنان سیاستمدار، حقوقدانان بین‌المللی، و فعالان حقوق بشر از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا، کانادا، اسپانیا و کلمبیا حضور یافتند. زنان اشرف۳ نیز به‌صورت آنلاین در آن شرکت داشتند.


باد سبز
محور اصلی مباحث بر این پایه استوار بود که نابرابری جنسیتی در ایران، محصول ساختاریِ هر دو الگوی حکومتی «سلطنتی» و «مذهبی» در سده اخیر بوده است. شرکت‌کنندگان با استناد به نقش محوری زنان در قیام‌های دهه ۱۴۰۰، تأکید کردند که مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، تنها ضمانت برای جلوگیری از بازتولید استبداد پس از سرنگونی نظام فعلی است. [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]، در سخنرانی مفصل خود در این کنفرانس، طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان را به عنوان مانیفست جایگزین دموکراتیک معرفی کرد که بر [[جدایی دین و دولت|جدایی دین از دولت]]، نفی حجاب اجباری و برابری کامل حقوقی تمرکز دارد. این کنفرانس به دلیل حضور گسترده چهره‌های تراز اول سیاسی و پیوند دادن مطالبات زنان به تغییر ساختاری قدرت در ایران، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های اپوزیسیون و محافل دیپلماتیک یافت.


شاخه‌های سبز
== پیش‌زمینه تاریخی ==
برگزاری این کنفرانس در زمانی صورت گرفت که جامعه ایران دوره‌ای از ناآرامی‌های مستمر و قیام‌های سراسری با محوریت زنان را پشت سر گذاشته بود.


کشتی بر دریاو اسب بر کوه
=== ریشه‌های مبارزاتی زنان در ایران ===
تاریخ‌نگاران حاضر در کنفرانس به این نکته اشاره داشتند که حضور سیاسی زنان در ایران به دوران [[جنبش مشروطه ایران|انقلاب مشروطه]] و پس از آن مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی بازمی‌گردد. با این حال، استبداد مذهبی پس از سال ۱۳۵۷ با نهادینه کردن قوانین شریعت، تبعیض جنسیتی را به یکی از ستون‌های بقای خود تبدیل کرد.


این غزل با تکرار "سبز" (نماد مرگ و امید) و تصاویر سوررئال، عشق نافرجام و مرگ را روایت می‌کند.<ref name="gibson" /><ref name="britannica" />
=== نقش شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق ===
== تأسیس لا باراکا و فعالیت تئاتری اولیه ==
از اواسط دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق با تغییر در ساختار درونی خود، زنان را در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری قرار داد. این تجربه که مریم رجوی از آن به عنوان «آنتی‌تز زن‌ستیزی» یاد می‌کند، زیربنای تئوریک کنفرانس ۲۰۲۶ را تشکیل داد. تصویب [[طرح آزادی‌ها و حقوق زنان]] در سال ۱۳۶۶ توسط [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]، به عنوان سندی تاریخی برای اثبات پایبندی این جریان به برابری جنسیتی در این نشست مورد بازخوانی قرار گرفت.
در ۱۹۳۲، لورکا با کمک جمهوری دوم اسپانیا، گروه تئاتر دانشجویی لا باراکا را تأسیس کرد – گروه سیاری که نمایشنامه‌های کلاسیک اسپانیایی (لوپه ده وگا، کالدرون) را به روستاهای دورافتاده برد. لورکا کارگردان، طراح صحنه و بازیگر بود و هدفش "تئاتر برای مردم" بود.
نمایشنامه‌های اولیه مانند جادوی پروانه (El maleficio de la mariposa, ۱۹۲۰ – شکست تجاری) و ماریانا پیندا (۱۹۲۷) تم‌های عشق، سرکوب زنان و عدالت اجتماعی را کاوش کردند.<ref name="stainton"/><ref name="maurer"/>
== سفر به نیویورک و کوبا (۱۹۲۹–۱۹۳۰) و بحران وجودی ==
در ۱۹۲۹، لورکا با بحران عاطفی (جدایی از دالی و فشارهای اجتماعی به دلیل همجنس‌گرایی) روبرو شد و به نیویورک رفت – به دعوت دانشگاه کلمبیا برای سخنرانی. او انگلیسی بلد نبود، اما ۹ ماه در نیویورک و سپس ۳ ماه در کوبا ماند. نیویورک لورکا را شوکه کرد: وال استریت، آسمان‌خراش‌ها، نژادپرستی، فقر و سرمایه‌داری بی‌رحم. او شعرهای شاعر در نیویورک را نوشت – مجموعه‌ای سوررئال و خشمگین که مدرنیته را نقد می‌کند. شعرها پر از تصاویر کابوس‌وار هستند: "وال استریت مرده است"، "کودکان سیاه‌پوست در هارلم" و "فریاد علیه ماشین".
نمونه از "فریاد به سمت رم" (از برج کرایسلر):
ای شهر بدون خواب!
هیچ‌کس نمی‌خوابد در آسمان. هیچ‌کس، هیچ‌کس.
ماه می‌میرد، سگ‌ها پارس می‌کنند.
در کوبا، لورکا با موسیقی آفرو-کوبایی آشنا شد و شعرهای شادتری نوشت. سفر آمریکا لورکا را رادیکال‌تر کرد و از سمبولیسم به سوررئالیسم سوق داد.<ref name="gibson"/><ref name="stainton"/><ref name="maurer"/>
== بازگشت به اسپانیا و سه‌گانه روستایی (۱۹۳۱–۱۹۳۶) ==
با تأسیس جمهوری دوم اسپانیا (۱۹۳۱)، لورکا بازگشت و لا باراکا را گسترش داد. او نمایشنامه‌های سه‌گانه روستایی را نوشت – تراژدی‌های زنانه در جامعه سنتی اندلس:


عروسی خونین (Bodas de sangre, ۱۹۳۳): داستان عشق نافرجام، انتقام و مرگ بر اساس خبر واقعی قتل در آلمریا. نمایشنامه با موسیقی فلامنکو و نمادهای ماه و خون، تراژدی یونانی را با فولکلور اسپانیایی ترکیب کرد.
=== بافت زمانی (سال ۱۴۰۴) ===
یرما (Yerma, ۱۹۳۴): داستان زنی نابارور که از فشار جامعه برای مادر شدن رنج می‌برد و همسرش را می‌کشد. تم اصلی سرکوب زنان و باروری است.
این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که به ادعای برگزارکنندگان، رژیم حاکم در لرزان‌ترین وضعیت خود قرار داشت و پرسش درباره «آلترناتیو» و «فردای سرنگونی» به بحث اصلی محافل سیاسی تبدیل شده بود. تضاد میان مدل‌های مختلف حکومتی (سلطنت در مقابل جمهوری دموکراتیک) ضرورت تبیین جایگاه زنان در هر یک از این مدل‌ها را دوچندان کرده بود.
خانه برناردا آلبا (La casa de Bernarda Alba, ۱۹۳۶): تراژدی مادرسالاری که پس از مرگ شوهر، دخترانش را در خانه حبس می‌کند و به خودکشی یکی منجر می‌شود. لورکا آن را "درام روستایی" نامید.


این سه‌گانه با زبان شعری، نمادها و موسیقی، سرکوب زنان، افتخار و مرگ در جامعه سنتی را کاوش کرد و شاهکارهای تئاتر اسپانیایی شدند.<ref name="stainton"/><ref name="britannica"/>
== سخنرانی مریم رجوی ==
== آخرین سال‌ها و فعالیت در جمهوری دوم (۱۹۳۱–۱۹۳۶) ==
سخنرانی [[مریم رجوی]] در این کنفرانس، فراتر از یک سخنرانی تشریفاتی، به عنوان یک نقشه راه سیاسی برای گذار از استبداد عمل کرد. او با دسته‌بندی مطالبات زنان در سه سطح «حقوق فردی»، «آزادی‌های اجتماعی» و «رهبری سیاسی»، استدلال کرد که بدون سطح سوم (رهبری سیاسی)، دو سطح دیگر هرگز تضمین نخواهند شد.
با تأسیس جمهوری دوم اسپانیا در ۱۹۳۱، لورکا به عنوان نماد فرهنگی چپ‌گرا مورد استقبال قرار گرفت. او لا باراکا را گسترش داد و به ده‌ها روستا سفر کرد تا تئاتر کلاسیک را برای مردم عادی اجرا کند. لورکا با مانوئل د فایا (آهنگساز) همکاری کرد و کنسرت‌های کانته خوندو برگزار نمود.
 
در ۱۹۳۴، به بوئنوس آیرس سفر کرد و نمایشنامه‌هایش با موفقیت اجرا شد – تجربه‌ای که او را به ستاره بین‌المللی تبدیل کرد. در بازگشت، لورکا با تنش‌های سیاسی روبرو بود: اسپانیا بین چپ (جبهه خلق) و راست (فالانژ و ارتش) تقسیم شده بود.
وی با پیوند زدن «مسئله زن» به «مسئله سرنگونی»، استدلال کرد که زن‌ستیزی صرفاً یک خصلت فرهنگی رژیم نیست، بلکه ستون فقرات بقای سیاسی آن است.
لورکا دیدگاه‌های لیبرال داشت، از جمهوری دفاع می‌کرد و با فاشیسم مخالف بود، اما مستقیماً به حزب خاصی نپیوست. او همجنس‌گرایی‌اش را پنهان می‌کرد، اما در محافل خصوصی آزاد بود. در تابستان ۱۹۳۶، با پیروزی جبهه خلق، لورکا به گرانادا رفت تا از خانواده دور باشد، اما این تصمیم سرنوشت‌ساز شد.<ref name="gibson"/><ref name="stainton"/>
[[پرونده:سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن .jpg|جایگزین=سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن|بندانگشتی|350x350پیکسل|'''سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن''']]
== جنگ داخلی اسپانیا و مرگ تراژیک (۱۹۳۶) ==
 
در ۱۷–۱۸ ژوئیه ۱۹۳۶، کودتای نظامی علیه جمهوری آغاز شد و جنگ داخلی شروع گردید. گرانادا سریع به دست ملی‌گرایان (فرانکو) افتاد. لورکا به دلیل شهرت، دیدگاه‌های لیبرال، دوستی با چپ‌گرایان و همجنس‌گرایی، هدف بود.
=== پارادایم «رهبری زنان» به عنوان آنتی‌تز استبداد ===
در ۱۶ اوت ۱۹۳۶، نیروهای فالانژ خانه خانوادگی لورکا در گرانادا را محاصره کردند و او را دستگیر کردند. لورکا به زندان منتقل شد و در ۱۹ اوت (یا ۱۸) به همراه یک معلم و دو آنارشیست به نزدیکی ویزنار یا آلفاکار برده شد و توسط جوخه آتش اعدام گردید. جسدش در گور جمعی دفن شد و تاکنون یافت نشده.
رجوی در این سخنرانی، مشارکت زنان را از سطح «حضور نمادین» به سطح «نقش حاکمیتی» ارتقا داد. وی تأکید کرد:<blockquote>«زنان ایران نشان دادند که نه قربانیان بی‌قدرت، بلکه نیروی تغییرند. آزادی و دموکراسی به‌دست نمی‌آید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.»</blockquote>او با تکیه بر تجربه سازمان‌یافته جنبش تحت رهبری‌اش گفت که حضور زنان در مناصب تصمیم‌گیری، تضمین‌کننده «نفی انحصارطلبی» و «تثبیت دموکراسی» است. وی مشارکت بیش از ۵۰ درصدی زنان در «پارلمان مقاومت» (شورای ملی مقاومت) را به عنوان الگویی عملی برای ایران فردا معرفی کرد.
مرگ لورکا نماد سرکوب فرهنگی فاشیستی شد. فرانکو نام او را ممنوع کرد، اما آثارش در تبعید زنده ماند. پابلو نرودا، رافائل آلبرتی و دیگران مرگ او را محکوم کردند.<ref name="gibson"/><ref name="britannica"/>
 
== میراث جهانی و تأثیر پایدار لورکا ==
=== نفی هرگونه تحمیل و اجبار (شعار نه حجاب، نه دین، نه حکومت اجباری) ===
مرگ نابه‌هنگام لورکا در ۳۸ سالگی، او را به اسطوره تبدیل کرد. آثارش پس از جنگ در تبعید منتشر شد و به ده‌ها زبان ترجمه گردید. رومانسرو خیتانو و سه‌گانه روستایی شاهکارهای ادبیات اسپانیایی هستند و روی صحنه‌های جهان اجرا می‌شوند.
رجوی در بخشی از سخنان خود که بازتاب گسترده‌ای داشت، مرزهای آزادی‌های فردی را ترسیم کرد. او بر حق انتخاب آزادانه در تمام شئون زندگی تأکید ورزید:<blockquote>«هر اجبار و تحمیلی را قاطعانه رد می‌کنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. انتخاب آزادانه زن ایرانی باید محترم شمرده شود.»</blockquote>این فراز از سخنرانی، پاسخی صریح به قوانین شریعت حاکم و همچنین مرزبندی با هرگونه مدل حکومتی بود که قصد دارد سبک زندگی خاصی را به شهروندان تحمیل کند.
لورکا بر شاعرانی مانند پابلو نرودا، اوکتاویو پاس و نسل بیت (جک کرواک) تأثیر گذاشت. در موسیقی، فلامنکو و آهنگسازانی مانند مایلز دیویس و پاکو د لوسیا از او الهام گرفتند. در تئاتر، کارگردانانی مانند پیتر بروک و اینگمار برگمان آثارش را اجرا کردند.
 
در قرن ۲۱، لورکا نماد حقوق همجنس‌گرایان و مبارزه با فاشیسم است. جستجو برای جسدش ادامه دارد و خانه‌هایش در گرانادا و مادرید موزه هستند. لورکا صدای اندلس، عشق، مرگ و آزادی باقی ماند – شاعری که با تصاویر زنده، موسیقی و درد انسانی، قلب میلیون‌ها نفر را تسخیر کرد.<ref name="stanford"/><ref name="maurer"/><ref name="britannica"/>
=== کالبدشکافی استبداد تاریخی (تقابل با میراث شاه و شیخ) ===
== منابع ==
مری رجوی با رویکردی انتقادی به تاریخ ۱۰۰ ساله ایران، هر دو سیستم سلطنتی و مذهبی را در «زن‌ستیزی» شریک دانست. او با اشاره به کودتای ۳ اسفند و اقدامات [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه]]، استدلال کرد که:
=== بیوگرافی‌ها ===
 
استبداد پهلوی: با «کالایی کردن زن» و تحمیل «بی‌حجابی اجباری»، حق انتخاب زن ایرانی را انکار کرد.
 
استبداد آخوندی: با «سرکوب عریان» و «حجاب اجباری»، زن را از عرصه‌ی عمومی حذف کرد.
 
وی نتیجه‌گیری کرد که: «فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی با زنان در ستیز است.»
 
=== پیوند برابری با توسعه و عدالت اجتماعی ===
در بخش دیگری از سخنرانی، وی به مطالبات اقتصادی و حقوقی زنان پرداخت. او با استناد به طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان، بر موارد زیر تأکید کرد:
 
برابری اقتصادی: مزد مساوی در برابر کار مساوی و حق اشتغال آزادانه.
 
حقوق خانواده: حق متساوی طلاق، آزادی گزینش همسر و منع هرگونه بهره‌کشی جنسی.
 
حقوق سیاسی: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در تمامی سطوح، از جمله قضاوت و ریاست‌جمهوری که در رژیم فعلی ممنوع است.
 
=== چشم‌انداز ایران فردا: سکولاریسم و کثرت‌گرایی ===
رجوی در پایان، تصویری از «ایران آزاد فردا» ترسیم کرد که بر سه پایه استوار است:
 
جدایی دین و دولت: پایان دادن به قوانین شرع در نظام حقوقی کشور.
 
حقوق ملیت‌ها: تأکید بر برابری حقوق کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و سایر اقلیت‌های ملی در چارچوب یک ایران متحد.
 
نقش محوری زنان: به عنوان نیروی متحدکننده و ضامن انتقال آرام قدرت.
 
او خطاب به جامعه جهانی و زنان آزاده جهان گفت: <blockquote>«بدون رهبری زنان، نه تغییر دموکراتیک در ایران امکان‌پذیر است و نه دموکراسی و توسعه حقیقی ریشه خواهد دواند.»<ref>[https://www.maryam-rajavi.com/womens-leadership-a-necessity-for-a-free-iran-and-a-democratic-republic/ سایت مریم رجوی: سخنرانی به مناسبت روز جهانی زن]</ref><ref>[https://leader.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86 سخنرانی خانم مریم رجوی به‌مناسبت روز جهانی زن]</ref></blockquote>
 
== مواضع سخنرانان بین‌المللی (بخش اول: اروپا و آمریکا) ==
در این بخش از کنفرانس، مجموعه‌ای از زنان صاحب‌نام که در سطوح عالی اجرایی و تقنینی کشورهای خود خدمت کرده‌اند، به ایراد سخن پرداختند:
 
=== فرانسه و کشورهای اروپای غربی ===
 
==== میشل آلیو ماری (وزیر خارجه، دفاع و دادگستری سابق فرانسه ۲۰۱۰-۲۰۱۱): ====
او بر پیوند ارگانیک میان «آزادی پوشش» و «دموکراسی» تأکید کرد. آلیو ماری با اشاره به پایداری رهبری مریم رجوی، خاطرنشان کرد که دموکراسی بدون برابری زن و مرد یک تناقض است.
 
==== هلنا کاریراس (وزیر دفاع سابق پرتغال ۲۰۲۲-۲۰۲۴): ====
وی با مقایسه انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال (انقلاب میخک) و جنبش فعلی ایران، نقش استمرار نسل‌ها در مبارزه با استبداد ۵۰ ساله را یادآور شد.
 
==== هلن گودمن (معاون سابق مجلس عوام انگلستان): ====
او بر انزوای بین‌المللی رژیم و ترس آن از فضای مجازی تأکید کرد و قطع اینترنت را نشانه فقدان مشروعیت دموکراتیک دانست.
 
==== دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند): ====
وی مریم رجوی را یک «الگوی جهانی» نامید که تصور ناتوانی زنان در رهبری بزرگترین جنبش‌های سیاسی را در هم شکسته است.
 
=== ایالات متحده آمریکا ===
 
==== کارلا سندرز (سفیر سابق آمریکا در دانمارک): ====
سندرز یکی از تندترین نقدهای کنفرانس را متوجه جریان سلطنت‌طلب ساخت. او با استناد به مصاحبه‌های تاریخی شاه با روزنامه‌نگارانی چون اوریانا فلاچی، استدلال کرد که میراث پهلوی ذاتاً با برابری جنسیتی در تضاد است و رضا پهلوی را استمرار همان تفکر دانست.
 
==== لیندا چاوز (مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید): ====
چاوز به سازمان‌یافتگی بی‌نظیر زنان در این جنبش اشاره کرد و معتقد بود که اکنون بحث بر سر «چگونگی» تغییر رژیم است، نه اصل آن.
 
==== پروفسور دانا هیوز (استاد مذهب‌شناسی): ====
او به نتایج پنل‌های تخصصی کنفرانس اشاره کرد و یادآور شد که بیش از ۴۰ متخصص حقوقی و پارلمانتر بر صلاحیت تخصصی زنان در مقاومت ایران صحه گذاشته‌اند.
 
=== ایرلند، مالت و هلند ===
 
==== سناتور فینا اولافلین (رئیس هیئت ایرلند در شورای اروپا): ====
وی از تجربه ۵ ساله خود در همکاری با زنان مقاومت گفت و سازماندهی آن‌ها را صدایی برای خاموش‌شدگان در ایران دانست.
 
==== ایو بورگ بونلو (نماینده پارلمان مالت): ====
او بر حق کرامت انسانی تأکید کرد و یادآور شد که حقوق بشر مفهومی غربی نیست، بلکه یک حق جهانی است که دختران جوان در تهران برای آن خطر گلوله را می‌پذیرند.
 
==== سناتور الی فان ویک (عضو سنای هلند): ====
وی حضور خود را به عنوان نماینده‌ای برای زنانی دانست که در ایران از حق سخن گفتن محروم شده‌اند و از الهام‌بخش بودن این مبارزه برای زنان غرب گفت.
 
=== کشورهای مدیترانه‌ای، قاره آمریکا و نمایندگان ایرانی ===
 
==== اسپانیا، کلمبیا و اکوادور (بلوک کشورهای اسپانیایی‌زبان) ====
این بخش از سخنرانان بر ابعاد حقوقی و تاریخی مبارزه زنان تمرکز داشتند:
 
==== اینگرید بتانکور (کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا): ====
او با نگاهی تحلیلی، مبارزه زنان ایران را یک «مبارزه آتشین» نامید که از ابتدای تاریخ مدرن ایران با آزادی کل جامعه گره خورده است. بتانکور با افشای ماهیت نمایشی مدرنیزاسیون در دوران پهلوی، تأکید کرد که برابری جنسیتی نه یک موضوع ثانویه برای آینده، بلکه «شرط لازم» برای رهایی فعلی است.
 
==== دکتر روزالیا آرتئا سرانو (رئیس‌جمهور پیشین اکوادور): ====
وی مریم رجوی را سمبل شجاعت برای زنان جهان توصیف کرد. سرانو با تأیید مواضع کارلا سندرز، با لحنی قاطع شعار «نه شاه، نه شیخ» را به عنوان تنها مسیر دموکراتیک برای ایران آینده برشمرد.
 
==== سناتور پیلار روخو (رئیس کمیسیون خارجه سنای اسپانیا): ====
او به اقدامات پارلمانی در حمایت از ایران اشاره کرد و بر قطعنامه‌های سنای اسپانیا که نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم را محکوم می‌کند، تأکید کرد.
 
==== سناتور روسا رومرو (رئیس کمیسیون برابری سنای اسپانیا): ====
رومرو زنان ایران را نه قربانی، بلکه «بازیگران جدی» دانست که اراده‌شان در دهه‌ها مبارزه با سیستم تبعیض‌آمیز صیقل خورده است.
 
=== ایتالیا و کانادا ===
 
==== الیزابتا زامپاروتی و الیزا پیرو (پارلمانترهای ایتالیا): ====
زامپاروتی با ابراز همدلی عمیق با زنان اشرف ۳، آن‌ها را سمبل مقاومت علیه هرگونه دیکتاتوری نامید. الیزا پیرو نیز به جزئیات محرومیت‌های قانونی زنان در ایران (مانند ممنوعیت قضاوت و ریاست‌جمهوری) اشاره کرد و آن را بن‌مایه استبداد مذهبی دانست.
 
==== نایکه گروپیونی (عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا): ====
وی از ضرورت مسئولیت‌پذیری سیاسی زنان گفت و نگاه کالاگونه رژیم به زن را به چالش کشید.
 
==== جودی اسکرو (وزیر سابق و نماینده پارلمان کانادا): ====
اسکرو بر تداوم حمایت کانادا تأکید کرد و با بیانی انتقادی، به جریاناتی اشاره کرد که پس از دهه‌ها سکوت و دوری از مبارزه، اکنون قصد دارند دستاوردهای زنان مقاومت را به نفع خود مصادره کنند.
 
=== نهادهای حقوقی و مدنی ===
 
==== دومینیک آتیاس (رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی): ====
او تاریخ حضور سیاسی زنان در ایران را یک «استمرار» توصیف کرد و یادآور شد که زنان ایرانی هرگز تماشاچی نبوده‌اند، بلکه همواره بازیگران اصلی صحنه‌های انقلابی بوده‌اند.
 
=== صدای مقاومت؛ از اشرف ۳ تا انجمن‌های زنان ===
در این بخش از کنفرانس، نسل‌های مختلف زنان عضو مقاومت ایران به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند:
 
==== سروناز چیت‌ساز (مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت): ====
او آماری از جان‌باختگان قیام‌های اخیر ارائه داد و تأکید کرد که اعدام و شکنجه صدها زن و کودک در ایران، نشان‌دهنده وحشت رژیم از این نیروی دگرگون‌ساز است.
 
==== زینت میرهاشمی (سردبیر نشریه نبرد خلق): ====
او با رویکردی جامعه‌شناختی به فرهنگ نوین مبارزه در ایران اشاره کرد؛ فرهنگی که در آن خانواده‌های شهدا به جای سوگواری منفعل، با افتخار از هدیه عزیزانشان به میهن سخن می‌گویند.
 
==== ویدا نیک‌طالعان و دکتر آزاده اخباری: ====
نیک‌طالعان از تجربه ۴۰ سال تبعید و مبارزه گفت. آزاده اخباری نیز با روایت شخصی خود از زندان در سن دو سالگی، پیوند میان نسل‌های مختلف مقاومت را به تصویر کشید و بر تعهد نسل نوین برای سرنگونی دیکتاتوری تأکید کرد.
 
==== شیوا ممقانی، ضحی آمرطوسی و سوده عباسی: ====
این سخنرانان با قرائت وصیت‌نامه‌های نمادین (مانند خدیجه علی‌پور)، صدای «زنان شورشی» در داخل ایران را به صحن کنفرانس آوردند.<ref>[https://www.iranntv.com/962105-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B8-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B1%D9%88%D8%B2- سیمای آزادی: کنفرانس بین‌المللی در آستانه ۸ مارس روز جهانی زن]</ref>
 
== دستاوردها و بازتاب‌های کنفرانس ==
کنفرانس زنان نیروی تغییر موفق شد موضوع «رهبری زنان» را از یک بحث فمینیستی صرف به یک «ضرورت استراتژیک سیاسی» تبدیل کند. حضور مقامات سابق نظامی و امنیتی (مانند وزرای دفاع فرانسه و پرتغال) نشان‌دهنده این بود که غرب، مقاومت ایران را به عنوان یک ساختار منظم و دارای توانمندی تشکیلاتی برای اداره کشور در دوران گذار می‌بیند.
 
== تحلیل ساختاری و نقد گفتمان کنفرانس ==
این کنفرانس بر سه رکن اساسی استوار بود که آن را از نشست‌های مشابه متمایز می‌کرد:


Gibson, Ian. ''Federico García Lorca: A Life''. Faber & Faber, ۱۹۸۹.
پیوند ارگانیک میان حقوق بشر و امنیت ملی: سخنرانان (به‌ویژه وزرای دفاع سابق) استدلال کردند که زن‌ستیزی رژیم ایران تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایانه‌ای دارد که ثبات منطقه و جهان را تهدید می‌کند. لذا، رهبری زنان در ایران به عنوان ضامن صلح بین‌المللی بازتعریف شد.
Stainton, Leslie. ''Lorca: A Dream of Life''. Farrar, Straus and Giroux, ۱۹۹۹.


=== آثار تحلیلی ===
=== نفی «نوستالژی کاذب» ===
بخش بزرگی از محتوای کنفرانس به ابهام‌زدایی از دوران پهلوی اختصاص داشت. هدف از این رویکرد، ارائه این ایده بود که دموکراسی واقعی نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک جهش به جلو به سمت «جمهوری دموکراتیک» است.


Maurer, Christopher (ed.). ''Federico García Lorca: Selected Poems''. Penguin Classics, ۲۰۰۷ (با ترجمه انگلیسی).
=== مشروعیت تشکیلاتی ===
تأکید بر حضور هزار زن در شورای مرکزی مجاهدین و مسئولین اول زن در این سازمان، برای اثبات این مدعا بود که «رهبری زنان» در این جنبش یک شعار نیست، بلکه یک تجربه ۴۰ ساله و عملیاتی است.


=== دانشنامه‌ها ===
== جمع‌بندی ==
کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر» در سال ۲۰۲۶ میلادی، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون ایران در طرح‌ریزی برای دوران گذار بود. این همایش با تجمیع صدها سال تجربه سیاسی در یک سالن، این پیام را به جامعه جهانی مخابره کرد که جایگزین دموکراتیک برای رژیم فعلی، نه یک فرد یا یک نهاد سنتی، بلکه یک جنبش ساختاریافته با محوریت زنان است.


"Federico García Lorca." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Federico-Garcia-Lorca
اهمیت تاریخی این نشست در این است که توانست مطالبات زنان را از حاشیه به متن «سیاست سخت» (Hard Politics) منتقل کند و برابری جنسیتی را به عنوان قلب تپنده استراتژی سرنگونی معرفی نماید. این کنفرانس در تاریخ سیاسی ایران به عنوان سندی بر پایان قطعی الگوهای استبداد فردی و آغاز عصر مشارکت فعال نیمی از جمعیت در تعیین سرنوشت ملی ثبت گردید.
"Federico García Lorca." Stanford Encyclopedia of Philosophy. https://plato.stanford.edu/entries/garcia-lorca/


=== منابع تصویری ===
== منابع ==
تصاویر از Wikimedia Commons: https://commons.wikimedia.org/wiki/Category:Federico_García_Lorca
== پانویس ==
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۶

کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت جمهوری دموکراتیک»
مریم رجوی در حال سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی روز جهانی زن، اسفند ۱۴۰۴
کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶
عاملان مریم رجوی، شورای ملی مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، شخصیت‌های برجسته سیاسی از اروپا و آمریکا
مکان پاریس (مقر اصلی) با ارتباط مستقیم ویدئویی به اشرف ۳ (آلبانی) و انجمن‌های زنان در سراسر جهان
زمان ۲ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۲۱ فوریه ۲۰۲۶)
نتیجه تأکید بر نقش رهبری زنان به عنوان شرط لازم برای دموکراسی در ایران؛ ارائه پلتفرم ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان؛ اجماع بین‌المللی بر نفی هرگونه دیکتاتوری (شاه و شیخ).

کنفرانس بین‌المللی زنان در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶ با نام کامل «کنفرانس بین‌المللی زنان، نیروی تغییر؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک»، همایشی سیاسی و حقوقی بود که در آستانه ۸ مارس (روز جهانی زن) در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴ شمسی (فوریه ۲۰۲۶ میلادی) از سوی مقاومت ایران برگزار گردید. این کنفرانس با هدف تبیین استراتژی «رهبری زنان» به عنوان موتور محرک تغییرات سیاسی در ایران و ارائه پلتفرمی برای آینده دموکراتیک کشور تشکیل شد. در این نشست، طیفی از زنان سیاستمدار، حقوقدانان بین‌المللی، و فعالان حقوق بشر از کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آمریکا، ایتالیا، کانادا، اسپانیا و کلمبیا حضور یافتند. زنان اشرف۳ نیز به‌صورت آنلاین در آن شرکت داشتند.

محور اصلی مباحث بر این پایه استوار بود که نابرابری جنسیتی در ایران، محصول ساختاریِ هر دو الگوی حکومتی «سلطنتی» و «مذهبی» در سده اخیر بوده است. شرکت‌کنندگان با استناد به نقش محوری زنان در قیام‌های دهه ۱۴۰۰، تأکید کردند که مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، تنها ضمانت برای جلوگیری از بازتولید استبداد پس از سرنگونی نظام فعلی است. مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، در سخنرانی مفصل خود در این کنفرانس، طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان را به عنوان مانیفست جایگزین دموکراتیک معرفی کرد که بر جدایی دین از دولت، نفی حجاب اجباری و برابری کامل حقوقی تمرکز دارد. این کنفرانس به دلیل حضور گسترده چهره‌های تراز اول سیاسی و پیوند دادن مطالبات زنان به تغییر ساختاری قدرت در ایران، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های اپوزیسیون و محافل دیپلماتیک یافت.

پیش‌زمینه تاریخی

برگزاری این کنفرانس در زمانی صورت گرفت که جامعه ایران دوره‌ای از ناآرامی‌های مستمر و قیام‌های سراسری با محوریت زنان را پشت سر گذاشته بود.

ریشه‌های مبارزاتی زنان در ایران

تاریخ‌نگاران حاضر در کنفرانس به این نکته اشاره داشتند که حضور سیاسی زنان در ایران به دوران انقلاب مشروطه و پس از آن مبارزه علیه دیکتاتوری پهلوی بازمی‌گردد. با این حال، استبداد مذهبی پس از سال ۱۳۵۷ با نهادینه کردن قوانین شریعت، تبعیض جنسیتی را به یکی از ستون‌های بقای خود تبدیل کرد.

نقش شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق

از اواسط دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق با تغییر در ساختار درونی خود، زنان را در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری قرار داد. این تجربه که مریم رجوی از آن به عنوان «آنتی‌تز زن‌ستیزی» یاد می‌کند، زیربنای تئوریک کنفرانس ۲۰۲۶ را تشکیل داد. تصویب طرح آزادی‌ها و حقوق زنان در سال ۱۳۶۶ توسط شورای ملی مقاومت، به عنوان سندی تاریخی برای اثبات پایبندی این جریان به برابری جنسیتی در این نشست مورد بازخوانی قرار گرفت.

بافت زمانی (سال ۱۴۰۴)

این کنفرانس در شرایطی برگزار شد که به ادعای برگزارکنندگان، رژیم حاکم در لرزان‌ترین وضعیت خود قرار داشت و پرسش درباره «آلترناتیو» و «فردای سرنگونی» به بحث اصلی محافل سیاسی تبدیل شده بود. تضاد میان مدل‌های مختلف حکومتی (سلطنت در مقابل جمهوری دموکراتیک) ضرورت تبیین جایگاه زنان در هر یک از این مدل‌ها را دوچندان کرده بود.

سخنرانی مریم رجوی

سخنرانی مریم رجوی در این کنفرانس، فراتر از یک سخنرانی تشریفاتی، به عنوان یک نقشه راه سیاسی برای گذار از استبداد عمل کرد. او با دسته‌بندی مطالبات زنان در سه سطح «حقوق فردی»، «آزادی‌های اجتماعی» و «رهبری سیاسی»، استدلال کرد که بدون سطح سوم (رهبری سیاسی)، دو سطح دیگر هرگز تضمین نخواهند شد.

وی با پیوند زدن «مسئله زن» به «مسئله سرنگونی»، استدلال کرد که زن‌ستیزی صرفاً یک خصلت فرهنگی رژیم نیست، بلکه ستون فقرات بقای سیاسی آن است.

سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن
سخنرانی مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن

پارادایم «رهبری زنان» به عنوان آنتی‌تز استبداد

رجوی در این سخنرانی، مشارکت زنان را از سطح «حضور نمادین» به سطح «نقش حاکمیتی» ارتقا داد. وی تأکید کرد:

«زنان ایران نشان دادند که نه قربانیان بی‌قدرت، بلکه نیروی تغییرند. آزادی و دموکراسی به‌دست نمی‌آید مگر با حضور زنان در رهبری سیاسی جامعه.»

او با تکیه بر تجربه سازمان‌یافته جنبش تحت رهبری‌اش گفت که حضور زنان در مناصب تصمیم‌گیری، تضمین‌کننده «نفی انحصارطلبی» و «تثبیت دموکراسی» است. وی مشارکت بیش از ۵۰ درصدی زنان در «پارلمان مقاومت» (شورای ملی مقاومت) را به عنوان الگویی عملی برای ایران فردا معرفی کرد.

نفی هرگونه تحمیل و اجبار (شعار نه حجاب، نه دین، نه حکومت اجباری)

رجوی در بخشی از سخنان خود که بازتاب گسترده‌ای داشت، مرزهای آزادی‌های فردی را ترسیم کرد. او بر حق انتخاب آزادانه در تمام شئون زندگی تأکید ورزید:

«هر اجبار و تحمیلی را قاطعانه رد می‌کنیم؛ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری. انتخاب آزادانه زن ایرانی باید محترم شمرده شود.»

این فراز از سخنرانی، پاسخی صریح به قوانین شریعت حاکم و همچنین مرزبندی با هرگونه مدل حکومتی بود که قصد دارد سبک زندگی خاصی را به شهروندان تحمیل کند.

کالبدشکافی استبداد تاریخی (تقابل با میراث شاه و شیخ)

مری رجوی با رویکردی انتقادی به تاریخ ۱۰۰ ساله ایران، هر دو سیستم سلطنتی و مذهبی را در «زن‌ستیزی» شریک دانست. او با اشاره به کودتای ۳ اسفند و اقدامات رضا شاه، استدلال کرد که:

استبداد پهلوی: با «کالایی کردن زن» و تحمیل «بی‌حجابی اجباری»، حق انتخاب زن ایرانی را انکار کرد.

استبداد آخوندی: با «سرکوب عریان» و «حجاب اجباری»، زن را از عرصه‌ی عمومی حذف کرد.

وی نتیجه‌گیری کرد که: «فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی با زنان در ستیز است.»

پیوند برابری با توسعه و عدالت اجتماعی

در بخش دیگری از سخنرانی، وی به مطالبات اقتصادی و حقوقی زنان پرداخت. او با استناد به طرح ۱۲ ماده‌ای حقوق زنان، بر موارد زیر تأکید کرد:

برابری اقتصادی: مزد مساوی در برابر کار مساوی و حق اشتغال آزادانه.

حقوق خانواده: حق متساوی طلاق، آزادی گزینش همسر و منع هرگونه بهره‌کشی جنسی.

حقوق سیاسی: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در تمامی سطوح، از جمله قضاوت و ریاست‌جمهوری که در رژیم فعلی ممنوع است.

چشم‌انداز ایران فردا: سکولاریسم و کثرت‌گرایی

رجوی در پایان، تصویری از «ایران آزاد فردا» ترسیم کرد که بر سه پایه استوار است:

جدایی دین و دولت: پایان دادن به قوانین شرع در نظام حقوقی کشور.

حقوق ملیت‌ها: تأکید بر برابری حقوق کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها و سایر اقلیت‌های ملی در چارچوب یک ایران متحد.

نقش محوری زنان: به عنوان نیروی متحدکننده و ضامن انتقال آرام قدرت.

او خطاب به جامعه جهانی و زنان آزاده جهان گفت:

«بدون رهبری زنان، نه تغییر دموکراتیک در ایران امکان‌پذیر است و نه دموکراسی و توسعه حقیقی ریشه خواهد دواند.»[۱][۲]

مواضع سخنرانان بین‌المللی (بخش اول: اروپا و آمریکا)

در این بخش از کنفرانس، مجموعه‌ای از زنان صاحب‌نام که در سطوح عالی اجرایی و تقنینی کشورهای خود خدمت کرده‌اند، به ایراد سخن پرداختند:

فرانسه و کشورهای اروپای غربی

میشل آلیو ماری (وزیر خارجه، دفاع و دادگستری سابق فرانسه ۲۰۱۰-۲۰۱۱):

او بر پیوند ارگانیک میان «آزادی پوشش» و «دموکراسی» تأکید کرد. آلیو ماری با اشاره به پایداری رهبری مریم رجوی، خاطرنشان کرد که دموکراسی بدون برابری زن و مرد یک تناقض است.

هلنا کاریراس (وزیر دفاع سابق پرتغال ۲۰۲۲-۲۰۲۴):

وی با مقایسه انقلاب ۱۹۷۴ پرتغال (انقلاب میخک) و جنبش فعلی ایران، نقش استمرار نسل‌ها در مبارزه با استبداد ۵۰ ساله را یادآور شد.

هلن گودمن (معاون سابق مجلس عوام انگلستان):

او بر انزوای بین‌المللی رژیم و ترس آن از فضای مجازی تأکید کرد و قطع اینترنت را نشانه فقدان مشروعیت دموکراتیک دانست.

دورین روکماکر (نماینده سابق پارلمان اروپا از هلند):

وی مریم رجوی را یک «الگوی جهانی» نامید که تصور ناتوانی زنان در رهبری بزرگترین جنبش‌های سیاسی را در هم شکسته است.

ایالات متحده آمریکا

کارلا سندرز (سفیر سابق آمریکا در دانمارک):

سندرز یکی از تندترین نقدهای کنفرانس را متوجه جریان سلطنت‌طلب ساخت. او با استناد به مصاحبه‌های تاریخی شاه با روزنامه‌نگارانی چون اوریانا فلاچی، استدلال کرد که میراث پهلوی ذاتاً با برابری جنسیتی در تضاد است و رضا پهلوی را استمرار همان تفکر دانست.

لیندا چاوز (مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید):

چاوز به سازمان‌یافتگی بی‌نظیر زنان در این جنبش اشاره کرد و معتقد بود که اکنون بحث بر سر «چگونگی» تغییر رژیم است، نه اصل آن.

پروفسور دانا هیوز (استاد مذهب‌شناسی):

او به نتایج پنل‌های تخصصی کنفرانس اشاره کرد و یادآور شد که بیش از ۴۰ متخصص حقوقی و پارلمانتر بر صلاحیت تخصصی زنان در مقاومت ایران صحه گذاشته‌اند.

ایرلند، مالت و هلند

سناتور فینا اولافلین (رئیس هیئت ایرلند در شورای اروپا):

وی از تجربه ۵ ساله خود در همکاری با زنان مقاومت گفت و سازماندهی آن‌ها را صدایی برای خاموش‌شدگان در ایران دانست.

ایو بورگ بونلو (نماینده پارلمان مالت):

او بر حق کرامت انسانی تأکید کرد و یادآور شد که حقوق بشر مفهومی غربی نیست، بلکه یک حق جهانی است که دختران جوان در تهران برای آن خطر گلوله را می‌پذیرند.

سناتور الی فان ویک (عضو سنای هلند):

وی حضور خود را به عنوان نماینده‌ای برای زنانی دانست که در ایران از حق سخن گفتن محروم شده‌اند و از الهام‌بخش بودن این مبارزه برای زنان غرب گفت.

کشورهای مدیترانه‌ای، قاره آمریکا و نمایندگان ایرانی

اسپانیا، کلمبیا و اکوادور (بلوک کشورهای اسپانیایی‌زبان)

این بخش از سخنرانان بر ابعاد حقوقی و تاریخی مبارزه زنان تمرکز داشتند:

اینگرید بتانکور (کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا):

او با نگاهی تحلیلی، مبارزه زنان ایران را یک «مبارزه آتشین» نامید که از ابتدای تاریخ مدرن ایران با آزادی کل جامعه گره خورده است. بتانکور با افشای ماهیت نمایشی مدرنیزاسیون در دوران پهلوی، تأکید کرد که برابری جنسیتی نه یک موضوع ثانویه برای آینده، بلکه «شرط لازم» برای رهایی فعلی است.

دکتر روزالیا آرتئا سرانو (رئیس‌جمهور پیشین اکوادور):

وی مریم رجوی را سمبل شجاعت برای زنان جهان توصیف کرد. سرانو با تأیید مواضع کارلا سندرز، با لحنی قاطع شعار «نه شاه، نه شیخ» را به عنوان تنها مسیر دموکراتیک برای ایران آینده برشمرد.

سناتور پیلار روخو (رئیس کمیسیون خارجه سنای اسپانیا):

او به اقدامات پارلمانی در حمایت از ایران اشاره کرد و بر قطعنامه‌های سنای اسپانیا که نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم را محکوم می‌کند، تأکید کرد.

سناتور روسا رومرو (رئیس کمیسیون برابری سنای اسپانیا):

رومرو زنان ایران را نه قربانی، بلکه «بازیگران جدی» دانست که اراده‌شان در دهه‌ها مبارزه با سیستم تبعیض‌آمیز صیقل خورده است.

ایتالیا و کانادا

الیزابتا زامپاروتی و الیزا پیرو (پارلمانترهای ایتالیا):

زامپاروتی با ابراز همدلی عمیق با زنان اشرف ۳، آن‌ها را سمبل مقاومت علیه هرگونه دیکتاتوری نامید. الیزا پیرو نیز به جزئیات محرومیت‌های قانونی زنان در ایران (مانند ممنوعیت قضاوت و ریاست‌جمهوری) اشاره کرد و آن را بن‌مایه استبداد مذهبی دانست.

نایکه گروپیونی (عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا):

وی از ضرورت مسئولیت‌پذیری سیاسی زنان گفت و نگاه کالاگونه رژیم به زن را به چالش کشید.

جودی اسکرو (وزیر سابق و نماینده پارلمان کانادا):

اسکرو بر تداوم حمایت کانادا تأکید کرد و با بیانی انتقادی، به جریاناتی اشاره کرد که پس از دهه‌ها سکوت و دوری از مبارزه، اکنون قصد دارند دستاوردهای زنان مقاومت را به نفع خود مصادره کنند.

نهادهای حقوقی و مدنی

دومینیک آتیاس (رئیس شورای اداری بنیاد وکلای اروپایی):

او تاریخ حضور سیاسی زنان در ایران را یک «استمرار» توصیف کرد و یادآور شد که زنان ایرانی هرگز تماشاچی نبوده‌اند، بلکه همواره بازیگران اصلی صحنه‌های انقلابی بوده‌اند.

صدای مقاومت؛ از اشرف ۳ تا انجمن‌های زنان

در این بخش از کنفرانس، نسل‌های مختلف زنان عضو مقاومت ایران به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند:

سروناز چیت‌ساز (مسئول کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت):

او آماری از جان‌باختگان قیام‌های اخیر ارائه داد و تأکید کرد که اعدام و شکنجه صدها زن و کودک در ایران، نشان‌دهنده وحشت رژیم از این نیروی دگرگون‌ساز است.

زینت میرهاشمی (سردبیر نشریه نبرد خلق):

او با رویکردی جامعه‌شناختی به فرهنگ نوین مبارزه در ایران اشاره کرد؛ فرهنگی که در آن خانواده‌های شهدا به جای سوگواری منفعل، با افتخار از هدیه عزیزانشان به میهن سخن می‌گویند.

ویدا نیک‌طالعان و دکتر آزاده اخباری:

نیک‌طالعان از تجربه ۴۰ سال تبعید و مبارزه گفت. آزاده اخباری نیز با روایت شخصی خود از زندان در سن دو سالگی، پیوند میان نسل‌های مختلف مقاومت را به تصویر کشید و بر تعهد نسل نوین برای سرنگونی دیکتاتوری تأکید کرد.

شیوا ممقانی، ضحی آمرطوسی و سوده عباسی:

این سخنرانان با قرائت وصیت‌نامه‌های نمادین (مانند خدیجه علی‌پور)، صدای «زنان شورشی» در داخل ایران را به صحن کنفرانس آوردند.[۳]

دستاوردها و بازتاب‌های کنفرانس

کنفرانس زنان نیروی تغییر موفق شد موضوع «رهبری زنان» را از یک بحث فمینیستی صرف به یک «ضرورت استراتژیک سیاسی» تبدیل کند. حضور مقامات سابق نظامی و امنیتی (مانند وزرای دفاع فرانسه و پرتغال) نشان‌دهنده این بود که غرب، مقاومت ایران را به عنوان یک ساختار منظم و دارای توانمندی تشکیلاتی برای اداره کشور در دوران گذار می‌بیند.

تحلیل ساختاری و نقد گفتمان کنفرانس

این کنفرانس بر سه رکن اساسی استوار بود که آن را از نشست‌های مشابه متمایز می‌کرد:

پیوند ارگانیک میان حقوق بشر و امنیت ملی: سخنرانان (به‌ویژه وزرای دفاع سابق) استدلال کردند که زن‌ستیزی رژیم ایران تنها یک مسئله داخلی نیست، بلکه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایانه‌ای دارد که ثبات منطقه و جهان را تهدید می‌کند. لذا، رهبری زنان در ایران به عنوان ضامن صلح بین‌المللی بازتعریف شد.

نفی «نوستالژی کاذب»

بخش بزرگی از محتوای کنفرانس به ابهام‌زدایی از دوران پهلوی اختصاص داشت. هدف از این رویکرد، ارائه این ایده بود که دموکراسی واقعی نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک جهش به جلو به سمت «جمهوری دموکراتیک» است.

مشروعیت تشکیلاتی

تأکید بر حضور هزار زن در شورای مرکزی مجاهدین و مسئولین اول زن در این سازمان، برای اثبات این مدعا بود که «رهبری زنان» در این جنبش یک شعار نیست، بلکه یک تجربه ۴۰ ساله و عملیاتی است.

جمع‌بندی

کنفرانس بین‌المللی «زنان، نیروی تغییر» در سال ۲۰۲۶ میلادی، نشان‌دهنده بلوغ سیاسی اپوزیسیون ایران در طرح‌ریزی برای دوران گذار بود. این همایش با تجمیع صدها سال تجربه سیاسی در یک سالن، این پیام را به جامعه جهانی مخابره کرد که جایگزین دموکراتیک برای رژیم فعلی، نه یک فرد یا یک نهاد سنتی، بلکه یک جنبش ساختاریافته با محوریت زنان است.

اهمیت تاریخی این نشست در این است که توانست مطالبات زنان را از حاشیه به متن «سیاست سخت» (Hard Politics) منتقل کند و برابری جنسیتی را به عنوان قلب تپنده استراتژی سرنگونی معرفی نماید. این کنفرانس در تاریخ سیاسی ایران به عنوان سندی بر پایان قطعی الگوهای استبداد فردی و آغاز عصر مشارکت فعال نیمی از جمعیت در تعیین سرنوشت ملی ثبت گردید.

منابع