کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ایجاد صفحه تمرین یوسیف استالین
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
'''علی امینی''' (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران - مرگ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی دوران پهلوی دوم بود. او به عنوان نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ خدمت کرد و دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش با تلاش برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، از جمله اصلاحات ارضی، همراه بود. امینی که تحصیل‌کرده فرانسه بود، در کابینه‌های مختلفی مانند قوام‌السلطنه، رزم‌آرا و مصدق سمت‌های کلیدی داشت و به عنوان یک لیبرال میانه‌رو شناخته می‌شد. او با حمایت آمریکا منصوب شد تا بحران اقتصادی ایران را حل کند، اما اختلاف با [[محمدرضا شاه]] بر سر بودجه نظامی منجر به استعفایش شد. امینی پس از استعفا به اپوزیسیون سیاست‌های شاه پیوست و در نهایت در تبعید درگذشت. دوره او پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] بود و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در [[رژیم پهلوی]] به شمار می‌رود.<ref>Encyclopædia Britannica, "Ali Amini," accessed January 1, 2026.</ref>
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
{{جعبه اطلاعات شخصیت
| عنوان =
|نام = علی امینی
| عنوان ۲ = دبیرکل حزب کمونیست و دیکتاتور شوروی
|تصویر = [[پرونده:علی امینی.jpg|بندانگشتی|وسط]]
| نام = یوسیف ویساریونوویچ استالین
|توضیحات = علی امینی، نخست‌وزیر سابق ایران
| تصویر = ژوزف استالین.jpg
|سری =
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
|اولین_حضور =
| عنوان تصویر = یوسیف استالین، حدود دهه ۱۹۴۰
|آخرین_حضور =
| زادروز = ۱۸ دسامبر ۱۸۷۸ (به تقویم جدید؛ ۶ دسامبر ۱۸۷۸ به تقویم قدیمی)
|هدف = اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در دوران پهلوی
| زادگاه = گوری، گرجستان، امپراتوری روسیه
|ساخته_شده_توسط=
| تاریخ مرگ = ۵ مارس ۱۹۵۳ (۷۴ سال)
|ایفای_نقش_توسط= -نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱) -وزیر اقتصاد و دارایی -سفیر ایران در آمریکا
| مکان مرگ = کونتسوو، نزدیک مسکو، اتحاد شوروی
|قسمت‌ها =
| علت مرگ = سکته مغزی (با شبهات مسمومیت)
|لقب =
| آرامگاه = ابتدا کنار لنین در مقبره قرمز، سپس دیوار کرملین (تا ۱۹۶۱)، بعد گورستان کرملین
|نام_مستعار =
| محل زندگی = گوری • تفلیس • باکو • سن‌پتربورگ • تبعید سیبری • وین • کراکوف • مسکو • کونتسوو
|نوع =
| ملیت = روسی (امپراتوری روسیه، سپس شوروی)
|جنسیت = مرد
| نژاد = گرجی
|سن = ۸۷ سال (در زمان مرگ)
| تابعیت = شوروی
|تاریخ_تولد = ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی)
| تحصیلات = مدرسه روحانی تفلیس (اخراج در ۱۸۹۹)، خودآموخته مارکسیستی
|تاریخ_مرگ = ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲)
| دانشگاه = مدرسه روحانی تفلیس (ناموفق)
|ویژگی = تحصیل‌کرده فرانسه، لیبرال میانه‌رو
| پیشه = انقلابی حرفه‌ای، سیاستمدار، دیکتاتور، دبیرکل حزب کمونیست
|شغل = سیاستمدار، اقتصاددان
| سال‌های فعالیت = ۱۸۹۸–۱۹۵۳
|عنوان = دکتر علی امینی
| نهاد = حزب کارگران سوسیال دموکرات روسیه • حزب بلشویک • حزب کمونیست اتحاد شوروی • دولت شوروی
|callsign =
| شناخته‌شده برای = صنعتی‌سازی سریع، جمع‌آوری اجباری کشاورزی، پاکسازی‌های بزرگ، پیروزی در جنگ جهانی دوم، جنگ سرد، فرقه شخصیت
|خانواده = از خانواده قاجار (پدرش حسام‌الدوله)
| نقش‌های برجسته = دبیرکل حزب کمونیست (۱۹۲۲–۱۹۵۳)، رئیس شورای کمیسرهای خلق (۱۹۴۱–۱۹۴۶)، نخست‌وزیر (۱۹۴۱–۱۹۵۳)، مارشال اتحاد شوروی
|همسر = بتول وثوقی
| اتهام = جنایات علیه بشریت، نسل‌کشی (هولودومور)، پاکسازی‌های سیاسی (در محکومیت‌های پس از مرگ)
|significantother=
| مجازات = بدون محاکمه رسمی در زمان حیات؛ محکومیت ایدئولوژیک پس از مرگ
|فرزند = ایرج امینی
| پانویس =
|خویشاوند =
}}
|آدرس =
'''یوسیف ویساریونوویچ استالین''' (نام تولد: '''یوسیف ویساریونوویچ جوگاشویلی'''؛ ۱۸ دسامبر ۱۸۷۸ – ۵ مارس ۱۹۵۳)، انقلابی گرجی‌تبار، سیاستمدار شوروی و دیکتاتور اتحاد شوروی از اواسط دهه ۱۹۲۰ تا مرگش بود. استالین پس از مرگ لنین در ۱۹۲۴، با حذف رقبا (تروتسکی، زینوویف، کامنف، بوخارین)، قدرت مطلق را به دست گرفت و یکی از توتالیترترین رژیم‌های تاریخ را برقرار کرد.
|مذهب = مسلمان شیعه
او صنعتی‌سازی سریع، جمع‌آوری اجباری کشاورزی (کولخوزها)، پاکسازی‌های بزرگ (۱۹۳۶–۱۹۳۸)، گولاگ و فرقه شخصیت را پیش برد که میلیون‌ها قربانی داشت. در جنگ جهانی دوم، رهبری شوروی را در پیروزی بر نازی‌ها بر عهده داشت، اما با هزینه ۲۷ میلیون کشته. پس از جنگ، جنگ سرد را آغاز کرد و بلوک شرق را تشکیل داد. استالین نماد توتالیتاریسم قرن بیستم است: برای برخی "پدر ملت‌ها" و معمار ابرقدرت شوروی، برای بسیاری دیکتاتور مسئول مرگ ده‌ها میلیون نفر از گرسنگی، پاکسازی و جنگ. میراث او پس از افشاگری خروشچف (۱۹۵۶) محکوم شد، اما همچنان بحث‌برانگیز است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Joseph-Stalin|عنوان=Joseph Stalin|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="service">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Service|نام=Robert|عنوان=Stalin: A Biography|ناشر=Harvard University Press|سال=۲۰۰۵}}</ref><ref name="montefiore">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Montefiore|نام=Simon Sebag|عنوان=Stalin: The Court of the Red Tsar|ناشر=Weidenfeld & Nicolson|سال=۲۰۰۳}}</ref><ref name="khlevniuk">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Khlevniuk|نام=Oleg|عنوان=Stalin: New Biography of a Dictator|ناشر=Yale University Press|سال=۲۰۱۵}}</ref>
|ملیت = ایرانی
== زندگی اولیه و خانواده ==
|lbl21 = تحصیلات
یوسیف جوگاشویلی در ۱۸ دسامبر ۱۸۷۸ در شهر کوچک گوری، گرجستان (بخشی از امپراتوری روسیه) در خانواده‌ای فقیر متولد شد. پدرش وساریون (بسو) جوگاشویلی کفاش الکلی و خشن بود و مادرش اکاترینا (ککه) گلادزه زن متدین و سخت‌کوشی بود که می‌خواست پسرش کشیش شود.
|data21 = دکترای حقوق از دانشگاه گرونوبل فرانسه
استالین کودکی سختی داشت: آبله گرفت و بازوی چپش آسیب دید. او در مدرسه روحانی گوری و سپس تفلیس (۱۸۹۴–۱۸۹۹) تحصیل کرد و دانش‌آموز ممتاز بود، اما در سال آخر به دلیل فعالیت انقلابی اخراج شد. در تفلیس با محافل مارکسیستی آشنا شد و به انقلابی حرفه‌ای تبدیل گردید.
|lbl22 = سمت‌های کلیدی
نام مستعار "استالین" (مرد فولادی) را در ۱۹۱۲ برگزید. او با اکاترینا سوانیدزه (۱۹۰۶) ازدواج کرد که زود درگذشت و پسری به نام یاکوف به جا گذاشت. ازدواج دوم با نادژدا آلیلویوا (۱۹۱۹) بود که دو فرزند (واسیلی و سوتلانا) داشت، اما نادژدا در ۱۹۳۲ خودکشی کرد.<ref name="service"/><ref name="montefiore"/>
|data22 = وزیر دادگستری، اقتصاد، دارایی
== فعالیت انقلابی اولیه و تبعیدهای متعدد (۱۸۹۸–۱۹۱۷) ==
|lbl23 =
یوسیف جوگاشویلی در ۱۸۹۸ به حزب کارگران سوسیال دموکرات روسیه (بلشویک‌ها) پیوست و به سرعت به انقلابی حرفه‌ای تبدیل شد. او در تفلیس و باکو اعتصابات کارگری سازمان‌دهی کرد، روزنامه‌های زیرزمینی منتشر نمود و سرقت‌های مسلحانه (مانند سرقت بانک تفلیس در ۱۹۰۷ که ۲۵۰ هزار روبل به دست آورد) را برای تأمین مالی حزب انجام داد – اقداماتی که لنین "مصادره" نامید اما بعدها محکوم شد.
|data23 =
استالین به دلیل فعالیت‌هایش چندین بار دستگیر شد: ۱۹۰۲، ۱۹۰۳، ۱۹۰۸، ۱۹۱۰ و ۱۹۱۳. او به سیبری تبعید شد (توروخانسک، منطقه‌ای دورافتاده در قطب شمال) و چندین بار گریخت. در تبعید، مقالات ایدئولوژیک نوشت و با لنین مکاتبه داشت. لنین او را به خاطر دفاع از ملیت‌های روسیه در برابر "انحراف گرجی" ستایش کرد. در ۱۹۱۲، استالین به کمیته مرکزی بلشویک‌ها راه یافت و روزنامه پراودا را ویرایش کرد. مقاله مشهورش "مارکسیسم و مسئله ملی" (۱۹۱۳) دیدگاه لنین در مورد خودمختاری ملی را تبیین کرد و شهرتش را افزایش داد. در ۱۹۱۷، با انقلاب فوریه، از تبعید بازگشت و به پتروگراد رفت.<ref name="service"/><ref name="montefiore"/><ref name="khlevniuk"/>
|lbl24 =
== انقلاب ۱۹۱۷ و نقش در قدرت‌گیری بلشویک‌ها ==
|data24 =
در انقلاب فوریه ۱۹۱۷، استالین به پتروگراد بازگشت و پراودا را ویرایش کرد. او ابتدا سیاست محتاطانه‌ای پیش گرفت و با دولت موقت همکاری کرد، اما با بازگشت لنین (نامه‌های آوریل)، به خط رادیکال پیوست.
|lbl25 =
در قیام اکتبر، استالین نقش حاشیه‌ای داشت (عضو کمیته نظامی، اما نه رهبر اصلی مانند تروتسکی). پس از پیروزی، کمیسر امور ملیت‌ها شد و مسئولیت ادغام ملیت‌های روسیه را بر عهده گرفت. او در مذاکرات برست-لیتوفسک شرکت کرد و با صلح تحمیلی مخالف بود، اما به خط حزب تن داد.
|data25 =
در جنگ داخلی (۱۹۱۸–۱۹۲۱)، استالین کمیسر سیاسی در جبهه‌های مختلف بود: تساریتسین (بعداً استالینگراد)، جایی که با تروتسکی اختلاف شدید پیدا کرد و افسران را اعدام کرد. او در دفاع پتروگراد علیه یودنیچ (۱۹۱۹) و جنگ با لهستان (۱۹۲۰) نقش داشت، اما شکست در ورشو را به تروتسکی نسبت داد. استالین سرکوب‌های خشن در گرجستان و اوکراین را هدایت کرد.<ref name="khlevniuk"/><ref name="service"/>
|extra-hdr =
== صعود به قدرت و حذف رقبا (۱۹۲۲–۱۹۲۹) ==
|lbl31 =
در ۱۹۲۲، استالین دبیرکل حزب کمونیست شد – پستی اداری که او را کنترل دستگاه حزبی داد. با بیماری لنین، استالین با زینوویف و کامنف متحد شد تا تروتسکی را حاشیه کند. "وصیت‌نامه لنین" (که استالین را به تندخویی متهم کرد) سرکوب شد.
|data31 =
پس از مرگ لنین (۱۹۲۴)، استالین "سوسیالیسم در یک کشور" را پیش برد و تروتسکی (انقلاب مداوم) را شکست داد. در ۱۹۲۶–۱۹۲۷، اپوزیسیون متحد (تروتسکی، زینوویف، کامنف) را سرکوب کرد و تروتسکی را تبعید نمود. در ۱۹۲۸–۱۹۲۹، با "چرخش چپ"، بوخارین (بال راست) را حذف کرد و قدرت مطلق به دست آورد. استالین فرقه شخصیت را آغاز کرد: شهرها به نام او نام‌گذاری شد و تاریخ حزب بازنویسی گردید.<ref name="montefiore"/><ref name="khlevniuk"/>
|lbl32 =
== صنعتی‌سازی سریع و برنامه‌های پنج‌ساله (۱۹۲۸–۱۹۴۱) ==
|data32 =
با قدرت مطلق در دست، استالین در ۱۹۲۸ "چرخش بزرگ" را اعلام کرد: پایان NEP (سیاست اقتصادی نوین لنین) و آغاز صنعتی‌سازی سوسیالیستی. برنامه‌های پنج‌ساله (اولین از ۱۹۲۸–۱۹۳۲) تمرکز بر صنعت سنگین (فولاد، زغال، ماشین‌آلات) داشت. اهداف غیرواقعی تعیین شد، اما با بسیج حزبی، کار اجباری و تبلیغات، رشد چشمگیری حاصل گردید: تولید فولاد از ۴ میلیون تن به ۱۸ میلیون تن رسید و کارخانه‌های غول‌پیکر مانند مگنیتوگورسک ساخته شد.
|lbl33 =
استالین شعار "ما ۵۰ یا ۱۰۰ سال عقب هستیم، باید در ۱۰ سال جبران کنیم" داد. میلیون‌ها دهقان به شهرها مهاجرت کردند و طبقه کارگر جدید شکل گرفت. اما هزینه انسانی سنگین بود: شرایط کار وحشتناک، کمبود غذا و مسکن، و سرکوب "خرابکاران". تکنوکرات‌ها و مهندسان به "بورژوازی فنی" متهم و سرکوب شدند.<ref name="khlevniuk"/><ref name="service"/><ref name="conquest">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Conquest|نام=Robert|عنوان=The Great Terror: A Reassessment|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۹۰}}</ref>
|data33 =
== جمع‌آوری اجباری کشاورزی و هولودومور (۱۹۲۹–۱۹۳۳) ==
|lbl34 =
برای تأمین مالی صنعتی‌سازی، استالین جمع‌آوری اجباری کشاورزی (کولکتیویزاسیون) را پیش برد. دهقانان مجبور به پیوستن به کولخوزها (مزارع جمعی) شدند و غلات مصادره گردید. "کولاک‌ها" (دهقانان مرفه) به عنوان دشمن طبقه‌ای هدف قرار گرفتند: میلیون‌ها تبعید، اعدام یا گرسنگی کشیدند. مقاومت دهقانان (کشتار دام‌ها، آتش‌زدن مزارع) شدید بود، اما سرکوب شد. نتیجه قحطی بزرگ ۱۹۳۲–۱۹۳۳ بود: در اوکراین (هولودومور)، قزاقستان و روسیه میلیون‌ها نفر از گرسنگی مردند. تخمین‌ها از ۵ تا ۱۰ میلیون کشته سخن می‌گویند – فاجعه‌ای که بسیاری آن را نسل‌کشی عمدی می‌دانند. استالین صادرات غله را ادامه داد تا ارز برای ماشین‌آلات وارد کند.<ref name="applebaum">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Applebaum|نام=Anne|عنوان=Red Famine: Stalin's War on Ukraine|ناشر=Doubleday|سال=۲۰۱۷}}</ref><ref name="conquest2">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Conquest|نام=Robert|عنوان=The Harvest of Sorrow: Soviet Collectivization and the Terror-Famine|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۸۶}}</ref>
|data34 =
== پاکسازی‌های بزرگ و ترور (۱۹۳۶–۱۹۳۸) ==
|lbl35 =
در ۱۹۳۴، پس از ترور کیریف (که استالین احتمالاً سازمان‌دهی کرد)، پاکسازی‌های بزرگ آغاز شد. استالین با کمک یژوف (رئیس NKVD) میلیون‌ها نفر را هدف قرار داد: اعضای قدیمی حزب، نظامیان، روشنفکران، ملیت‌ها و شهروندان عادی.
|data35 = }}
دادگاه‌های نمایشی مسکو (۱۹۳۶–۱۹۳۸) زینوویف، کامنف، بوخارین و دیگران را به "توطئه تروتسکیستی" متهم و اعدام کرد. ارتش سرخ پاکسازی شد: ۳ از ۵ مارشال، ۱۳ از ۱۵ ژنرال ارتش و هزاران افسر اعدام شدند – ضربه‌ای که در جنگ جهانی تأثیر گذاشت.
== زندگی اولیه و تحصیلات ==
گولاگ گسترش یافت: میلیون‌ها نفر به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند. تخمین کشته‌شدگان پاکسازی‌ها از ۷۰۰ هزار تا ۱.۵ میلیون است، با میلیون‌ها زندانی و تبعیدی. استالین همه چیز را کنترل می‌کرد و لیست‌های اعدام را شخصاً امضا می‌نمود.<ref name="conquest"/><ref name="khlevniuk"/><ref name="applebaum2">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Applebaum|نام=Anne|عنوان=Gulag: A History|ناشر=Doubleday|سال=۲۰۰۳}}</ref>
علی امینی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) در تهران متولد شد. پدرش، میرزا علی‌خان امین‌الدوله، از سیاستمداران دوران قاجار بود و خانواده‌اش به دربار قاجار نزدیک بودند. امینی آموزش اولیه را در تهران گذراند و سپس برای تحصیل به فرانسه رفت. او در دانشگاه گرونوبل فرانسه تحصیل کرد و در رشته حقوق و اقتصاد دکترا گرفت. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۱۰ با ورود به خدمات دولتی همراه بود، جایی که به عنوان کارمند وزارت دارایی شروع به کار کرد. این دوره از زندگی او پایه‌ای برای دیدگاه‌های لیبرال و اصلاح‌طلبانه‌اش شد، که تحت تأثیر آموزش غربی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979 (Syracuse University Press, 2008), 1: 245-250.</ref>
== جنگ جهانی دوم و "جنگ کبیر میهنی" (۱۹۴۱–۱۹۴۵) ==
 
در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱، هیتلر به پیمان عدم تعرض (۱۹۳۹) خیانت کرد و عملیات بارباروسا را آغاز نمود – بزرگ‌ترین حمله تاریخ با ۳ میلیون سرباز. ارتش سرخ (به دلیل پاکسازی‌های ۱۹۳۷ ضعیف‌شده) شکست‌های اولیه خورد: کی‌یف، اسموژنسک و محاصره لنینگراد سقوط کرد و میلیون‌ها اسیر شدند. استالین ابتدا شوکه شد و چند روز ناپدید گردید، اما سپس رهبری را بر عهده گرفت: سخنرانی معروف "برادران و خواهران" را ایراد کرد، کارخانه‌ها را به اورال منتقل کرد و بسیج عمومی اعلام نمود. او عنوان مارشال و فرمانده کل را گرفت و با ژوکوف، واسیلوسکی و دیگر ژنرال‌ها همکاری کرد.
امینی به سرعت در سلسله مراتب دولتی پیشرفت کرد. او در سال‌های پس از رضا شاه، در سمت‌های اداری مختلف فعالیت داشت و به عنوان یک متخصص اقتصادی شناخته شد. تحصیلات او در فرانسه نه تنها دانش فنی به او داد، بلکه دیدگاهی جهانی نسبت به مسائل ایران ایجاد کرد، که بعدها در سیاست‌هایش منعکس شد. او با نخبگان غربی آشنا شد و این ارتباطات در دوران نخست‌وزیری‌اش نقش کلیدی ایفا کرد.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 124.</ref>
نقاط عطف: دفاع مسکو (زمستان ۱۹۴۱)، استالینگراد (۱۹۴۲–۱۹۴۳ – پیروزی بزرگ)، کورسک (۱۹۴۳ – بزرگ‌ترین نبرد تانک تاریخ) و پیشروی به برلین (۱۹۴۵). شوروی ۲۷ میلیون کشته (نیمی غیرنظامی) داد، اما نازی‌ها را شکست داد و برلین را گرفت. استالین در یالتا و پوتسدام با روزولت و چرچیل مذاکره کرد و اروپا شرقی را تحت نفوذ آورد.<ref name="beebee">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Beevor|نام=Antony|عنوان=The Second World War|ناشر=Little, Brown|سال=۲۰۱۲}}</ref><ref name="khlevniuk"/><ref name="roberts">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Roberts|نام=Geoffrey|عنوان=Stalin's Wars: From World War to Cold War|ناشر=Yale University Press|سال=۲۰۰۶}}</ref>
== ورود به سیاست و سمت‌های اولیه ==
== پس از جنگ، بازسازی و جنگ سرد (۱۹۴۵–۱۹۵۳) ==
علی امینی ورود رسمی به سیاست را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. او در کابینه احمد قوام‌السلطنه (۱۳۲۵) به عنوان معاون وزیر دارایی منصوب شد و در مذاکرات نفتی نقش داشت. سپس در کابینه حسین علا و عبدالحسین هژیر سمت‌های اقتصادی گرفت. در دوره نخست‌وزیری ژنرال رزم‌آرا (۱۳۲۹)، امینی وزیر اقتصاد شد و در تدوین برنامه‌های توسعه اقتصادی مشارکت داشت. او یکی از حامیان ملی شدن نفت بود و در کابینه [[محمد مصدق]] (۱۳۳۰-۱۳۳۲) ابتدا وزیر دارایی و سپس وزیر دادگستری شد.<ref>James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations (Yale University Press, 1988), 142-145.</ref>
پس از پیروزی، استالین فرقه شخصیت را به اوج رساند: خود را "پدر ملت‌ها" نامید و تاریخ جنگ را بازنویسی کرد. شوروی اروپا شرقی را اشغال و دولت‌های کمونیستی وابسته برقرار کرد (بلوک شرق). بمب اتمی شوروی (۱۹۴۹) با جاسوسی به دست آمد.
 
استالین سرکوب را ادامه داد: بازگشت اسیران جنگ به گولاگ (به عنوان "خائن")، پاکسازی یهودیان (کمپین ضدکوسموپولیتن، ۱۹۴۸–۱۹۵۳) و ترور احتمالی ژوکوف. اقتصاد با برنامه چهارم پنج‌ساله بازسازی شد، اما زندگی مردم سخت بود.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امینی به عنوان وزیر دارایی در کابینه فضل‌الله زاهدی خدمت کرد و در مذاکرات کنسرسیوم نفتی با شرکت‌های غربی نقش کلیدی داشت. او قرارداد نفت ۱۳۳۳ را امضا کرد که ایران را به درآمدهای نفتی بیشتر رساند، اما critics آن را به عنوان تسلیم به غرب می‌دانستند. در سال ۱۳۳۶، امینی سفیر ایران در آمریکا شد و روابط نزدیکی با دولت آیزنهاور برقرار کرد. این دوره او را به عنوان یک سیاستمدار pro-West معرفی کرد.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran (Cornell University Press, 1991), 89-92.</ref>
جنگ سرد با بلوک‌بندی برلین (۱۹۴۸)، جنگ کره (۱۹۵۰) و تشکیل ناتو (۱۹۴۹) شدت گرفت. استالین "توطئه پزشکان" (۱۹۵۳) را آغاز کرد – کمپین ضد یهودی که با مرگش ناتمام ماند.<ref name="montefiore"/><ref name="khlevniuk"/>
== نخست‌وزیری علی امینی ==
== آخرین سال‌ها و مرگ مرموز (۱۹۵۳) ==
علی امینی در اردیبهشت ۱۳۴۰ (مه ۱۹۶۱) با حمایت مستقیم دولت جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیری ایران منصوب شد. این انتصاب در پی بحران اقتصادی شدید، اعتراضات گسترده معلمان و دانشجویان، و ورشکستگی مالی کشور رخ داد. دولت قبلی جعفر شریف‌امامی استعفا داده بود و [[محمدرضا شاه]] تحت فشار آمریکا مجبور به پذیرش امینی شد که به عنوان یک سیاستمدار لیبرال و pro-Western شناخته می‌شد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 278-282.</ref>
در اواخر عمر، استالین پارانوئیدتر شد: اطرافش را با وفاداران جوان (مانند خروشچف، بریا، مالنکوف) پر کرد اما به همه مشکوک بود. در فوریه ۱۹۵۳ سکته کرد و در ۱ مارس در دچای کونتسوو بیهوش یافت شد. نگهبانان به دلیل ترس از "توطئه" دیر کمک کردند.
امینی با اختیارات گسترده حکم گرفت و مجلس را منحل کرد تا بدون محدودیت قانون‌گذاری کند. او کابینه‌ای از اصلاح‌طلبان میانه‌رو تشکیل داد و وزرایی از نزدیکان جبهه ملی را برگزید. هدف اصلی او مبارزه با فساد، اصلاحات اقتصادی و کاهش نفوذ دربار بود. امینی اعلام کرد که ایران در آستانه ورشکستگی است و نیاز به کمک‌های خارجی دارد، که این اعتراف جنجال‌برانگیز شد اما حمایت آمریکا را جلب کرد.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.</ref>
استالین در ۵ مارس ۱۹۵۳ درگذشت – رسمی سکته مغزی، اما شبهات مسمومیت توسط بریا یا دیگران وجود دارد. میلیون‌ها نفر در مراسم تشییع گریستند، اما بسیاری پنهان خوشحال بودند. مرگ او پایان عصر استالین و آغاز مبارزه قدرت (بريا، مالنکوف، خروشچف) بود.<ref name="montefiore"/><ref name="service"/>
دوره نخست‌وزیری امینی با تنش‌های داخلی همراه بود. او تلاش کرد نقش شاه را در امور اجرایی کاهش دهد، که این امر خشم [[محمدرضا شاه]] را برانگیخت. همزمان، اپوزیسیون مانند جبهه ملی از او حمایت نکرد و او را عامل آمریکا می‌دانست.
== میراث استالین و هزینه انسانی رژیم ==
== اصلاحات ارضی و اقتصادی ==
رژیم استالین اتحاد شوروی را از کشوری عقب‌مانده کشاورزی به ابرقدرت صنعتی و نظامی تبدیل کرد: تولید صنعتی ۱۰ برابر شد، باسوادی از ۳۰% به نزدیک ۱۰۰% رسید، علم (فضا، فیزیک هسته‌ای) پیشرفت کرد و شوروی در جنگ جهانی دوم پیروز شد. استالین بلوک کمونیستی را ایجاد کرد و نفوذ شوروی را به اروپا شرقی، چین و جهان سوم گسترش داد.
یکی از مهم‌ترین اقدامات امینی، آغاز اصلاحات ارضی بود. او لایحه‌ای را تصویب کرد که زمین‌های بزرگ مالکان را محدود و میان کشاورزان توزیع می‌کرد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی او، این اصلاحات را با سرعت اجرا کرد و مالکان بزرگ را هدف قرار داد. این برنامه پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] شاه شد، اما در زمان امینی با مخالفت روحانیت و زمین‌داران مواجه گردید.<ref>James A. Bill, The Politics of Iran: Groups, Classes and Modernization (Merrill, 1972), 112-115.</ref>
اما هزینه انسانی وحشتناک بود. تخمین کشته‌شدگان مستقیم و غیرمستقیم رژیم استالین (گرسنگی، پاکسازی، گولاگ، تبعید ملیت‌ها، جنگ) از ۱۵ تا ۳۰ میلیون نفر است. هولودومور در اوکراین (۳–۵ میلیون کشته) توسط بسیاری نسل‌کشی شناخته می‌شود. ملیت‌هایی مانند چچن، اینگوش، تاتار کریمه و آلمانی‌های ولگا تبعید جمعی شدند و صدها هزار نفر مردند.
 
گولاگ در اوج خود میلیون‌ها زندانی داشت و اقتصاد کار اجباری را پیش می‌برد. فرقه شخصیت استالین همه جنبه‌های زندگی را کنترل کرد: هنر، ادبیات و تاریخ بازنویسی شد و هر انتقادی خیانت بود.<ref name="applebaum2"/><ref name="conquest"/><ref name="khlevniuk"/>
امینی همچنین مبارزه با فساد را شدت بخشید، چندین مقام ارشد را برکنار کرد و بودجه نظامی را کاهش داد تا منابع را به توسعه اقتصادی اختصاص دهد. این کاهش بودجه ارتش، یکی از دلایل اصلی اختلاف او با شاه بود که ارتش را پایه قدرت خود می‌دانست. او روابط نزدیک با آمریکا را تقویت کرد و کمک‌های مالی دریافت نمود، اما critics او را وابسته به غرب می‌دانستند.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah (Cornell University Press, 1991), 145-150.</ref>
== افشاگری خروشچف و استالین‌زدایی (۱۹۵۳–۱۹۶۴) ==
 
پس از مرگ استالین، مبارزه قدرت بین بریا، مالنکوف و خروشچف بود. بریا (رئیس NKVD سابق) دستگیر و اعدام شد. خروشچف در ۱۹۵۶ در کنگره بیستم حزب سخنرانی محرمانه "درباره فرقه شخصیت و عواقب آن" ایراد کرد: جنایات استالین، پاکسازی‌ها و اشتباهات جنگ را افشا کرد (هرچند هولودومور و گولاگ را کمرنگ گرفت).
اصلاحات امینی فضایی نسبی برای آزادی بیان ایجاد کرد، اما اعتراضات دانشجویی و کارگری ادامه یافت و دولت او را تحت فشار قرار داد.
استالین‌زدایی آغاز شد: نام شهرها تغییر کرد (استالینگراد به ولگوگراد)، مجسمه‌ها برداشته شد و جسد استالین از مقبره لنین خارج گردید (۱۹۶۱). اما خروشچف استالین را فقط "انحراف از لنینیسم" دانست و سیستم را حفظ کرد.
== استعفا و دلایل آن ==
در دوران برژنف (۱۹۶۴–۱۹۸۲)، استالین تا حدی "بازتوانی" شد و نقش مثبتش در جنگ برجسته گردید. تنها با گلاسنوست گورباچف (۱۹۸۰ها) جنایات کامل افشا شد.<ref name="khlevniuk"/><ref name="taubman">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Taubman|نام=William|عنوان=Khrushchev: The Man and His Era|ناشر=W.W. Norton|سال=۲۰۰۳}}</ref>
در تیر ۱۳۴۱ (ژوئیه ۱۹۶۲)، علی امینی پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری استعفا داد. دلایل اصلی شامل اختلاف شدید با شاه بر سر بودجه نظامی، عدم حمایت جبهه ملی، و فشار زمین‌داران بود. شاه که از کاهش نفوذ خود نگران بود، اسدالله علم را جایگزین کرد که وفادارتر بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 250-255.</ref>
== ارزیابی تاریخی و بحث‌های معاصر ==
 
استالین یکی از بحث‌برانگیزترین چهره‌های تاریخ است. برای برخی (به ویژه در روسیه امروز)، او "معمار پیروزی" و نماد قدرت ملی است. نظرسنجی‌های روسی نشان می‌دهد بسیاری او را مثبت ارزیابی می‌کنند.
استعفای امینی پایان تلاش برای اصلاحات لیبرال در [[رژیم پهلوی]] بود و راه را برای تمرکز قدرت بیشتر در دست شاه هموار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند که شکست امینی نشان‌دهنده ناتوانی در ایجاد تغییرات اساسی بدون حمایت کامل دربار بود.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 135.</ref>
برای اکثر مورخان غربی و شرقی، استالین دیکتاتور توتالیتر مسئول میلیون‌ها مرگ است – در کنار هیتلر و مائو. مقایسه‌ها با توتالیتاریسم فاشیستی رایج است، هرچند تفاوت‌های ایدئولوژیک وجود دارد.
== زندگی پس از نخست‌وزیری ==
میراث استالین در روسیه پوتین زنده است: جنگ جهانی دوم مقدس است و انتقاد از استالین محدود. اما در اوکراین، گرجستان و کشورهای بالتیک، او نماد سرکوب است. استالین همچنان موضوع هزاران کتاب، فیلم و بحث است و نماد قدرت مطلق، ترور و تحول اجباری باقی مانده.<ref name="service"/><ref name="britannica"/>
پس از استعفا در تیر ۱۳۴۱، علی امینی از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شد و هیچ سمت رسمی دیگری در [[رژیم پهلوی]] نپذیرفت. او به فعالیت‌های خصوصی پرداخت و یک گروه سیاسی میانه‌رو تشکیل داد که هدفش ایجاد تعادل در نظام مشروطه بود. امینی منتقد تدریجی تمرکز قدرت در دست [[محمدرضا شاه]] شد و از اصلاحات واقعی حمایت می‌کرد، اما با سیاست‌های اقتدارگرایانه شاه مخالفت ورزید. در دهه ۱۳۵۰، او از دور به مسائل سیاسی توجه داشت و روابط خود با نخبگان غربی را حفظ کرد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 295-300.</ref>
== منابع ==
 
=== بیوگرافی‌های اصلی ===
در اواخر دهه ۱۳۵۰، با شدت گرفتن بحران‌های اقتصادی و سیاسی، امینی تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند. او در سال ۱۳۵۷ پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی داد تا رژیم پهلوی را نجات دهد، اما شاه این پیشنهاد را رد کرد. امینی به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، از تغییرات اساسی حمایت می‌کرد اما مخالف سرنگونی کامل نظام بود.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 498-502.</ref>
 
== انقلاب ضدسلطنتی و تبعید ==
با پیروزی [[انقلاب ضدسلطنتی]] در بهمن ۱۳۵۷، علی امینی ایران را ترک کرد و به پاریس فرانسه رفت. او در تبعید به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد و جبهه آزادی‌بخش ایران را رهبری کرد که یک گروه monarchist میانه‌رو بود. امینی از رژیم جدید به عنوان دیکتاتوری مذهبی انتقاد کرد و تلاش کرد اپوزیسیون monarchist را متحد سازد، اما اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان مانع موفقیت شد.<ref>Los Angeles Times, "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government," December 17, 1992.</ref>
 
در پاریس، امینی خاطرات خود را نوشت که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شد و جزئیات روابطش با شاه و سیاست‌های آمریکا را فاش کرد. او تا پایان عمر در تبعید ماند و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت روحانیت خودداری کرد. فعالیت‌های اپوزیسیونی او محدود ماند و جبهه‌اش تأثیر چندانی نداشت.<ref>The Independent, "Obituary: Ali Amini," December 16, 1992.</ref>
 
== مرگ و میراث ==
علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در سن ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. مرگ او پایان عصر سیاستمداران لیبرال تحصیل‌کرده غرب در ایران بود. میراث امینی دوگانه است: برخی او را اصلاح‌طلب واقعی و آغازگر اصلاحات ارضی می‌دانند که پیش‌زمینه [[انقلاب سفید]] شد، در حالی که critics او را سیاستمدار وابسته به آمریکا و ناکام در مقابله با اقتدار شاه توصیف می‌کنند. دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش نشان‌دهنده محدودیت‌های اصلاحات در نظام پهلوی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 255-260.</ref>
 
== سوابق و سمت‌های علی امینی ==
 
معاون وزیر دارایی (۱۳۲۵)
 
وزیر اقتصاد و دارایی در کابینه‌های مختلف (۱۳۲۹-۱۳۳۳)
 
سفیر ایران در آمریکا (۱۳۳۶-۱۳۳۷)
 
نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱)
 
رهبر جبهه آزادی‌بخش ایران در تبعید (پس از ۱۳۵۷)<ref>Foundation for Iranian Studies, Oral History Interview with Ali Amini.</ref>
== لینک‌های بیرونی ==
 
خاطرات علی امینی - دانشگاه هاروارد
بیوگرافی در Encyclopædia Britannica
 
مقاله در Los Angeles Times


Service, Robert. ''Stalin: A Biography''. Harvard University Press, ۲۰۰۵.
مرکز بررسی اسناد تاریخی
Montefiore, Simon Sebag. ''Stalin: The Court of the Red Tsar''. Weidenfeld & Nicolson, ۲۰۰۳.
Khlevniuk, Oleg. ''Stalin: New Biography of a Dictator''. Yale University Press, ۲۰۱۵.


=== آثار تخصصی ===
historydocuments.ir


Conquest, Robert. ''The Great Terror: A Reassessment''. Oxford University Press, ۱۹۹۰.
نگاهی به فعالیت‌های اپوزیسیونی علی امینی پس از انقلاب اسلامی
Applebaum, Anne. ''Gulag: A History''. Doubleday, ۲۰۰۳.
Applebaum, Anne. ''Red Famine: Stalin's War on Ukraine''. Doubleday, ۲۰۱۷.
Beevor, Antony. ''The Second World War''. Little, Brown, ۲۰۱۲.


=== دانشنامه‌ها ===
irdc.ir
Iran: What History Tells Us About Supreme Leader, Rouhani ...
eaworldview.com


"Joseph Stalin." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Joseph-Stalin
== منابع ==
<references />


== پانویس ==
Milani, Abbas. ''The Shah''. Palgrave Macmillan, 2011.
{{پانویس}}
Abrahamian, Ervand. ''Iran Between Two Revolutions''. Princeton University Press, 1982.
Milani, Abbas. ''Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran''. Syracuse University Press, 2008.
"Obituary: Ali Amini." ''The Independent'', December 16, 1992.
"Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government." ''Los Angeles Times'', December 17, 1992.
Foundation for Iranian Studies. Oral History Interview with Ali Amini. Accessed January 1, 2026. https://fis-iran.org/oral-history/amini-ali/.

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

علی امینی (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران - مرگ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی دوران پهلوی دوم بود. او به عنوان نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ خدمت کرد و دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش با تلاش برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، از جمله اصلاحات ارضی، همراه بود. امینی که تحصیل‌کرده فرانسه بود، در کابینه‌های مختلفی مانند قوام‌السلطنه، رزم‌آرا و مصدق سمت‌های کلیدی داشت و به عنوان یک لیبرال میانه‌رو شناخته می‌شد. او با حمایت آمریکا منصوب شد تا بحران اقتصادی ایران را حل کند، اما اختلاف با محمدرضا شاه بر سر بودجه نظامی منجر به استعفایش شد. امینی پس از استعفا به اپوزیسیون سیاست‌های شاه پیوست و در نهایت در تبعید درگذشت. دوره او پیش‌زمینه‌ای برای انقلاب سفید بود و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در رژیم پهلوی به شمار می‌رود.[۱]

علی امینی
علی امینی، نخست‌وزیر سابق ایران
هدف اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در دوران پهلوی
ایفای نقش توسط -نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱) -وزیر اقتصاد و دارایی -سفیر ایران در آمریکا
اطلاعات
جنسیتمرد
سن۸۷ سال (در زمان مرگ)
تاریخ تولد۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی)
تاریخ مرگ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲)
ویژگیتحصیل‌کرده فرانسه، لیبرال میانه‌رو
شغلسیاستمدار، اقتصاددان
عنواندکتر علی امینی
خانوادهاز خانواده قاجار (پدرش حسام‌الدوله)
همسربتول وثوقی
فرزندایرج امینی
مذهبمسلمان شیعه
ملیتایرانی
تحصیلات دکترای حقوق از دانشگاه گرونوبل فرانسه
سمت‌های کلیدی وزیر دادگستری، اقتصاد، دارایی

زندگی اولیه و تحصیلات

علی امینی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) در تهران متولد شد. پدرش، میرزا علی‌خان امین‌الدوله، از سیاستمداران دوران قاجار بود و خانواده‌اش به دربار قاجار نزدیک بودند. امینی آموزش اولیه را در تهران گذراند و سپس برای تحصیل به فرانسه رفت. او در دانشگاه گرونوبل فرانسه تحصیل کرد و در رشته حقوق و اقتصاد دکترا گرفت. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۱۰ با ورود به خدمات دولتی همراه بود، جایی که به عنوان کارمند وزارت دارایی شروع به کار کرد. این دوره از زندگی او پایه‌ای برای دیدگاه‌های لیبرال و اصلاح‌طلبانه‌اش شد، که تحت تأثیر آموزش غربی بود.[۲]

امینی به سرعت در سلسله مراتب دولتی پیشرفت کرد. او در سال‌های پس از رضا شاه، در سمت‌های اداری مختلف فعالیت داشت و به عنوان یک متخصص اقتصادی شناخته شد. تحصیلات او در فرانسه نه تنها دانش فنی به او داد، بلکه دیدگاهی جهانی نسبت به مسائل ایران ایجاد کرد، که بعدها در سیاست‌هایش منعکس شد. او با نخبگان غربی آشنا شد و این ارتباطات در دوران نخست‌وزیری‌اش نقش کلیدی ایفا کرد.[۳]

ورود به سیاست و سمت‌های اولیه

علی امینی ورود رسمی به سیاست را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. او در کابینه احمد قوام‌السلطنه (۱۳۲۵) به عنوان معاون وزیر دارایی منصوب شد و در مذاکرات نفتی نقش داشت. سپس در کابینه حسین علا و عبدالحسین هژیر سمت‌های اقتصادی گرفت. در دوره نخست‌وزیری ژنرال رزم‌آرا (۱۳۲۹)، امینی وزیر اقتصاد شد و در تدوین برنامه‌های توسعه اقتصادی مشارکت داشت. او یکی از حامیان ملی شدن نفت بود و در کابینه محمد مصدق (۱۳۳۰-۱۳۳۲) ابتدا وزیر دارایی و سپس وزیر دادگستری شد.[۴]

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امینی به عنوان وزیر دارایی در کابینه فضل‌الله زاهدی خدمت کرد و در مذاکرات کنسرسیوم نفتی با شرکت‌های غربی نقش کلیدی داشت. او قرارداد نفت ۱۳۳۳ را امضا کرد که ایران را به درآمدهای نفتی بیشتر رساند، اما critics آن را به عنوان تسلیم به غرب می‌دانستند. در سال ۱۳۳۶، امینی سفیر ایران در آمریکا شد و روابط نزدیکی با دولت آیزنهاور برقرار کرد. این دوره او را به عنوان یک سیاستمدار pro-West معرفی کرد.[۵]

نخست‌وزیری علی امینی

علی امینی در اردیبهشت ۱۳۴۰ (مه ۱۹۶۱) با حمایت مستقیم دولت جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیری ایران منصوب شد. این انتصاب در پی بحران اقتصادی شدید، اعتراضات گسترده معلمان و دانشجویان، و ورشکستگی مالی کشور رخ داد. دولت قبلی جعفر شریف‌امامی استعفا داده بود و محمدرضا شاه تحت فشار آمریکا مجبور به پذیرش امینی شد که به عنوان یک سیاستمدار لیبرال و pro-Western شناخته می‌شد.[۶] امینی با اختیارات گسترده حکم گرفت و مجلس را منحل کرد تا بدون محدودیت قانون‌گذاری کند. او کابینه‌ای از اصلاح‌طلبان میانه‌رو تشکیل داد و وزرایی از نزدیکان جبهه ملی را برگزید. هدف اصلی او مبارزه با فساد، اصلاحات اقتصادی و کاهش نفوذ دربار بود. امینی اعلام کرد که ایران در آستانه ورشکستگی است و نیاز به کمک‌های خارجی دارد، که این اعتراف جنجال‌برانگیز شد اما حمایت آمریکا را جلب کرد.[۷] دوره نخست‌وزیری امینی با تنش‌های داخلی همراه بود. او تلاش کرد نقش شاه را در امور اجرایی کاهش دهد، که این امر خشم محمدرضا شاه را برانگیخت. همزمان، اپوزیسیون مانند جبهه ملی از او حمایت نکرد و او را عامل آمریکا می‌دانست.

اصلاحات ارضی و اقتصادی

یکی از مهم‌ترین اقدامات امینی، آغاز اصلاحات ارضی بود. او لایحه‌ای را تصویب کرد که زمین‌های بزرگ مالکان را محدود و میان کشاورزان توزیع می‌کرد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی او، این اصلاحات را با سرعت اجرا کرد و مالکان بزرگ را هدف قرار داد. این برنامه پیش‌زمینه‌ای برای انقلاب سفید شاه شد، اما در زمان امینی با مخالفت روحانیت و زمین‌داران مواجه گردید.[۸]

امینی همچنین مبارزه با فساد را شدت بخشید، چندین مقام ارشد را برکنار کرد و بودجه نظامی را کاهش داد تا منابع را به توسعه اقتصادی اختصاص دهد. این کاهش بودجه ارتش، یکی از دلایل اصلی اختلاف او با شاه بود که ارتش را پایه قدرت خود می‌دانست. او روابط نزدیک با آمریکا را تقویت کرد و کمک‌های مالی دریافت نمود، اما critics او را وابسته به غرب می‌دانستند.[۹]

اصلاحات امینی فضایی نسبی برای آزادی بیان ایجاد کرد، اما اعتراضات دانشجویی و کارگری ادامه یافت و دولت او را تحت فشار قرار داد.

استعفا و دلایل آن

در تیر ۱۳۴۱ (ژوئیه ۱۹۶۲)، علی امینی پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری استعفا داد. دلایل اصلی شامل اختلاف شدید با شاه بر سر بودجه نظامی، عدم حمایت جبهه ملی، و فشار زمین‌داران بود. شاه که از کاهش نفوذ خود نگران بود، اسدالله علم را جایگزین کرد که وفادارتر بود.[۱۰]

استعفای امینی پایان تلاش برای اصلاحات لیبرال در رژیم پهلوی بود و راه را برای تمرکز قدرت بیشتر در دست شاه هموار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند که شکست امینی نشان‌دهنده ناتوانی در ایجاد تغییرات اساسی بدون حمایت کامل دربار بود.[۱۱]

زندگی پس از نخست‌وزیری

پس از استعفا در تیر ۱۳۴۱، علی امینی از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شد و هیچ سمت رسمی دیگری در رژیم پهلوی نپذیرفت. او به فعالیت‌های خصوصی پرداخت و یک گروه سیاسی میانه‌رو تشکیل داد که هدفش ایجاد تعادل در نظام مشروطه بود. امینی منتقد تدریجی تمرکز قدرت در دست محمدرضا شاه شد و از اصلاحات واقعی حمایت می‌کرد، اما با سیاست‌های اقتدارگرایانه شاه مخالفت ورزید. در دهه ۱۳۵۰، او از دور به مسائل سیاسی توجه داشت و روابط خود با نخبگان غربی را حفظ کرد.[۱۲]

در اواخر دهه ۱۳۵۰، با شدت گرفتن بحران‌های اقتصادی و سیاسی، امینی تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند. او در سال ۱۳۵۷ پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی داد تا رژیم پهلوی را نجات دهد، اما شاه این پیشنهاد را رد کرد. امینی به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، از تغییرات اساسی حمایت می‌کرد اما مخالف سرنگونی کامل نظام بود.[۱۳]

انقلاب ضدسلطنتی و تبعید

با پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در بهمن ۱۳۵۷، علی امینی ایران را ترک کرد و به پاریس فرانسه رفت. او در تبعید به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد و جبهه آزادی‌بخش ایران را رهبری کرد که یک گروه monarchist میانه‌رو بود. امینی از رژیم جدید به عنوان دیکتاتوری مذهبی انتقاد کرد و تلاش کرد اپوزیسیون monarchist را متحد سازد، اما اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان مانع موفقیت شد.[۱۴]

در پاریس، امینی خاطرات خود را نوشت که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شد و جزئیات روابطش با شاه و سیاست‌های آمریکا را فاش کرد. او تا پایان عمر در تبعید ماند و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت روحانیت خودداری کرد. فعالیت‌های اپوزیسیونی او محدود ماند و جبهه‌اش تأثیر چندانی نداشت.[۱۵]

مرگ و میراث

علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در سن ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. مرگ او پایان عصر سیاستمداران لیبرال تحصیل‌کرده غرب در ایران بود. میراث امینی دوگانه است: برخی او را اصلاح‌طلب واقعی و آغازگر اصلاحات ارضی می‌دانند که پیش‌زمینه انقلاب سفید شد، در حالی که critics او را سیاستمدار وابسته به آمریکا و ناکام در مقابله با اقتدار شاه توصیف می‌کنند. دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش نشان‌دهنده محدودیت‌های اصلاحات در نظام پهلوی بود.[۱۶]

سوابق و سمت‌های علی امینی

معاون وزیر دارایی (۱۳۲۵)

وزیر اقتصاد و دارایی در کابینه‌های مختلف (۱۳۲۹-۱۳۳۳)

سفیر ایران در آمریکا (۱۳۳۶-۱۳۳۷)

نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱)

رهبر جبهه آزادی‌بخش ایران در تبعید (پس از ۱۳۵۷)[۱۷]

لینک‌های بیرونی

خاطرات علی امینی - دانشگاه هاروارد بیوگرافی در Encyclopædia Britannica

مقاله در Los Angeles Times

مرکز بررسی اسناد تاریخی

historydocuments.ir

نگاهی به فعالیت‌های اپوزیسیونی علی امینی پس از انقلاب اسلامی

irdc.ir Iran: What History Tells Us About Supreme Leader, Rouhani ... eaworldview.com

منابع

  1. Encyclopædia Britannica, "Ali Amini," accessed January 1, 2026.
  2. Abbas Milani, Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979 (Syracuse University Press, 2008), 1: 245-250.
  3. Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 124.
  4. James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations (Yale University Press, 1988), 142-145.
  5. Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran (Cornell University Press, 1991), 89-92.
  6. Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 278-282.
  7. Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.
  8. James A. Bill, The Politics of Iran: Groups, Classes and Modernization (Merrill, 1972), 112-115.
  9. Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah (Cornell University Press, 1991), 145-150.
  10. Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 250-255.
  11. Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 135.
  12. Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 295-300.
  13. Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 498-502.
  14. Los Angeles Times, "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government," December 17, 1992.
  15. The Independent, "Obituary: Ali Amini," December 16, 1992.
  16. Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 255-260.
  17. Foundation for Iranian Studies, Oral History Interview with Ali Amini.

Milani, Abbas. The Shah. Palgrave Macmillan, 2011. Abrahamian, Ervand. Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press, 1982. Milani, Abbas. Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran. Syracuse University Press, 2008. "Obituary: Ali Amini." The Independent, December 16, 1992. "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government." Los Angeles Times, December 17, 1992. Foundation for Iranian Studies. Oral History Interview with Ali Amini. Accessed January 1, 2026. https://fis-iran.org/oral-history/amini-ali/.