کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸۶ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه زندگینامه
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
| اندازه جعبه = ۳۰۰px
| نام = آندره مالرو
| عنوان = یوسیف استالین
| تصویر = آندره مالرو.jpg
| عنوان ۲ = دبیرکل حزب کمونیست و دیکتاتور شوروی
| توضیح تصویر = آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
| نام = یوسیف ویساریونوویچ استالین
| نام اصلی = ژرژ-آندره مالرو
| تصویر = ژوزف استالین.jpg
| زمینه فعالیت = رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
| اندازه تصویر = ۲۵۰px
| ملیت = فرانسوی
| عنوان تصویر = یوسیف استالین، حدود دهه ۱۹۴۰
| تاریخ تولد = {{تولد|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| زادروز = ۱۸ دسامبر ۱۸۷۸ (به تقویم جدید؛ ۶ دسامبر ۱۸۷۸ به تقویم قدیمی)
| محل تولد = پاریس، فرانسه
| زادگاه = گوری، گرجستان، امپراتوری روسیه
| تاریخ مرگ = {{مرگ و سن|۱۹۷۶|۱۱|۲۳|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| تاریخ مرگ = ۵ مارس ۱۹۵۳ (۷۴ سال)
| محل مرگ = کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
| مکان مرگ = کونتسوو، نزدیک مسکو، اتحاد شوروی
| علت مرگ = آمبولی ریوی
| علت مرگ = سکته مغزی (با شبهات مسمومیت)
| مدفن = پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
| آرامگاه = ابتدا کنار لنین در مقبره قرمز، سپس دیوار کرملین (تا ۱۹۶۱)، بعد گورستان کرملین
| پیشه = نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
| محل زندگی = گوری • تفلیس • باکو • سن‌پتربورگ • تبعید سیبری • وین • کراکوف • مسکو • کونتسوو
| سال‌های نویسندگی = ۱۹۲۱–۱۹۷۶
| ملیت = روسی (امپراتوری روسیه، سپس شوروی)
| سبک نوشتاری = اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
| نژاد = گرجی
| کتاب‌ها = وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
| تابعیت = شوروی
| همسر = کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
| تحصیلات = مدرسه روحانی تفلیس (اخراج در ۱۸۹۹)، خودآموخته مارکسیستی
| فرزندان = سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
| دانشگاه = مدرسه روحانی تفلیس (ناموفق)
| جوایز = جایزه گونکور (۱۹۳۳مدال مقاومت، لژیون دونور
| پیشه = انقلابی حرفه‌ای، سیاستمدار، دیکتاتور، دبیرکل حزب کمونیست
| علت شهرت = رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
| سال‌های فعالیت = ۱۸۹۸–۱۹۵۳
| تأثیرپذیرفته از = فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
| نهاد = حزب کارگران سوسیال دموکرات روسیه • حزب بلشویک • حزب کمونیست اتحاد شوروی • دولت شوروی
| تأثیرگذاشته بر = نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
| شناخته‌شده برای = صنعتی‌سازی سریع، جمع‌آوری اجباری کشاورزی، پاکسازی‌های بزرگ، پیروزی در جنگ جهانی دوم، جنگ سرد، فرقه شخصیت
| وبگاه =
| نقش‌های برجسته = دبیرکل حزب کمونیست (۱۹۲۲–۱۹۵۳رئیس شورای کمیسرهای خلق (۱۹۴۱–۱۹۴۶)، نخست‌وزیر (۱۹۴۱–۱۹۵۳)، مارشال اتحاد شوروی
| امضا = André Malraux signature.svg
| اتهام = جنایات علیه بشریت، نسل‌کشی (هولودومورپاکسازی‌های سیاسی (در محکومیت‌های پس از مرگ)
| مجازات = بدون محاکمه رسمی در زمان حیات؛ محکومیت ایدئولوژیک پس از مرگ
| پانویس =
}}
}}
'''یوسیف ویساریونوویچ استالین''' (نام تولد: '''یوسیف ویساریونوویچ جوگاشویلی'''؛ ۱۸ دسامبر ۱۸۷۸ ۵ مارس ۱۹۵۳)، انقلابی گرجی‌تبار، سیاستمدار شوروی و دیکتاتور اتحاد شوروی از اواسط دهه ۱۹۲۰ تا مرگش بود. استالین پس از مرگ لنین در ۱۹۲۴، با حذف رقبا (تروتسکی، زینوویف، کامنف، بوخارین)، قدرت مطلق را به دست گرفت و یکی از توتالیترترین رژیم‌های تاریخ را برقرار کرد.
'''آندره مالرو''' (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.
او صنعتی‌سازی سریع، جمع‌آوری اجباری کشاورزی (کولخوزهاپاکسازی‌های بزرگ (۱۹۳۶–۱۹۳۸)، گولاگ و فرقه شخصیت را پیش برد که میلیون‌ها قربانی داشت. در جنگ جهانی دوم، رهبری شوروی را در پیروزی بر نازی‌ها بر عهده داشت، اما با هزینه ۲۷ میلیون کشته. پس از جنگ، جنگ سرد را آغاز کرد و بلوک شرق را تشکیل داد.
 
استالین نماد توتالیتاریسم قرن بیستم است: برای برخی "پدر ملت‌ها" و معمار ابرقدرت شوروی، برای بسیاری دیکتاتور مسئول مرگ ده‌ها میلیون نفر از گرسنگی، پاکسازی و جنگ. میراث او پس از افشاگری خروشچف (۱۹۵۶) محکوم شد، اما همچنان بحث‌برانگیز است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Joseph-Stalin|عنوان=Joseph Stalin|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="service">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Service|نام=Robert|عنوان=Stalin: A Biography|ناشر=Harvard University Press|سال=۲۰۰۵}}</ref><ref name="montefiore">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Montefiore|نام=Simon Sebag|عنوان=Stalin: The Court of the Red Tsar|ناشر=Weidenfeld & Nicolson|سال=۲۰۰۳}}</ref><ref name="khlevniuk">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Khlevniuk|نام=Oleg|عنوان=Stalin: New Biography of a Dictator|ناشر=Yale University Press|سال=۲۰۱۵}}</ref>
در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.<ref>{{cite web |url=https://www.theguardian.com/books/2001/nov/03/artsandhumanities.highereducation |title=André Malraux: The art of being human |publisher=The Guardian |date=2001-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
== زندگی اولیه و خانواده ==
 
یوسیف جوگاشویلی در ۱۸ دسامبر ۱۸۷۸ در شهر کوچک گوری، گرجستان (بخشی از امپراتوری روسیه) در خانواده‌ای فقیر متولد شد. پدرش وساریون (بسو) جوگاشویلی کفاش الکلی و خشن بود و مادرش اکاترینا (ککه) گلادزه زن متدین و سخت‌کوشی بود که می‌خواست پسرش کشیش شود.
== زندگی اولیه و جوانی ==
استالین کودکی سختی داشت: آبله گرفت و بازوی چپش آسیب دید. او در مدرسه روحانی گوری و سپس تفلیس (۱۸۹۴–۱۸۹۹) تحصیل کرد و دانش‌آموز ممتاز بود، اما در سال آخر به دلیل فعالیت انقلابی اخراج شد. در تفلیس با محافل مارکسیستی آشنا شد و به انقلابی حرفه‌ای تبدیل گردید.
آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.
نام مستعار "استالین" (مرد فولادی) را در ۱۹۱۲ برگزید. او با اکاترینا سوانیدزه (۱۹۰۶) ازدواج کرد که زود درگذشت و پسری به نام یاکوف به جا گذاشت. ازدواج دوم با نادژدا آلیلویوا (۱۹۱۹) بود که دو فرزند (واسیلی و سوتلانا) داشت، اما نادژدا در ۱۹۳۲ خودکشی کرد.<ref name="service"/><ref name="montefiore"/>
 
این قسمت اول (حدود ۶۰۰ کلمه) است. قسمت بعدی (فعالیت انقلابی اولیه، انقلاب ۱۹۱۷ و جنگ داخلی) را در پیام بعدی می‌فرستم! 😊4.7sبلهقسمت دوم: فعالیت انقلابی اولیه، انقلاب ۱۹۱۷ و جنگ داخلی
در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.<ref>{{cite web |url=https://www.encyclopedia.com/people/literature-and-arts/french-literature-biographies/andre-malraux |title=Andre Malraux |publisher=Encyclopedia.com |accessdate=2025-12-26}}</ref>
== فعالیت انقلابی اولیه و تبعیدهای متعدد (۱۸۹۸–۱۹۱۷) ==
 
یوسیف جوگاشویلی در ۱۸۹۸ به حزب کارگران سوسیال دموکرات روسیه (بلشویک‌ها) پیوست و به سرعت به انقلابی حرفه‌ای تبدیل شد. او در تفلیس و باکو اعتصابات کارگری سازمان‌دهی کرد، روزنامه‌های زیرزمینی منتشر نمود و سرقت‌های مسلحانه (مانند سرقت بانک تفلیس در ۱۹۰۷ که ۲۵۰ هزار روبل به دست آورد) را برای تأمین مالی حزب انجام داد – اقداماتی که لنین "مصادره" نامید اما بعدها محکوم شد.
== ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه ==
استالین به دلیل فعالیت‌هایش چندین بار دستگیر شد: ۱۹۰۲، ۱۹۰۳، ۱۹۰۸، ۱۹۱۰ و ۱۹۱۳. او به سیبری تبعید شد (توروخانسک، منطقه‌ای دورافتاده در قطب شمال) و چندین بار گریخت. در تبعید، مقالات ایدئولوژیک نوشت و با لنین مکاتبه داشت. لنین او را به خاطر دفاع از ملیت‌های روسیه در برابر "انحراف گرجی" ستایش کرد.
دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند.
در ۱۹۱۲، استالین به کمیته مرکزی بلشویک‌ها راه یافت و روزنامه پراودا را ویرایش کرد. مقاله مشهورش "مارکسیسم و مسئله ملی" (۱۹۱۳) دیدگاه لنین در مورد خودمختاری ملی را تبیین کرد و شهرتش را افزایش داد. در ۱۹۱۷، با انقلاب فوریه، از تبعید بازگشت و به پتروگراد رفت.<ref name="service"/><ref name="montefiore"/><ref name="khlevniuk"/>
با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.
== انقلاب ۱۹۱۷ و نقش در قدرت‌گیری بلشویک‌ها ==
 
در انقلاب فوریه ۱۹۱۷، استالین به پتروگراد بازگشت و پراودا را ویرایش کرد. او ابتدا سیاست محتاطانه‌ای پیش گرفت و با دولت موقت همکاری کرد، اما با بازگشت لنین (نامه‌های آوریل)، به خط رادیکال پیوست.
در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.<ref>{{cite web |url=https://apollo-magazine.com/the-many-lives-of-andre-malraux/ |title=The many lives of André Malraux |publisher=Apollo Magazine |date=2020-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
در قیام اکتبر، استالین نقش حاشیه‌ای داشت (عضو کمیته نظامی، اما نه رهبر اصلی مانند تروتسکی). پس از پیروزی، کمیسر امور ملیت‌ها شد و مسئولیت ادغام ملیت‌های روسیه را بر عهده گرفت. او در مذاکرات برست-لیتوفسک شرکت کرد و با صلح تحمیلی مخالف بود، اما به خط حزب تن داد.
 
در جنگ داخلی (۱۹۱۸–۱۹۲۱)، استالین کمیسر سیاسی در جبهه‌های مختلف بود: تساریتسین (بعداً استالینگراد)، جایی که با تروتسکی اختلاف شدید پیدا کرد و افسران را اعدام کرد. او در دفاع پتروگراد علیه یودنیچ (۱۹۱۹) و جنگ با لهستان (۱۹۲۰) نقش داشت، اما شکست در ورشو را به تروتسکی نسبت داد. استالین سرکوب‌های خشن در گرجستان و اوکراین را هدایت کرد.<ref name="khlevniuk"/><ref name="service"/>
== آثار ادبی و رمان‌های انقلابی ==
== صعود به قدرت و حذف رقبا (۱۹۲۲–۱۹۲۹) ==
آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.
در ۱۹۲۲، استالین دبیرکل حزب کمونیست شد پستی اداری که او را کنترل دستگاه حزبی داد. با بیماری لنین، استالین با زینوویف و کامنف متحد شد تا تروتسکی را حاشیه کند. "وصیت‌نامه لنین" (که استالین را به تندخویی متهم کرد) سرکوب شد.
 
پس از مرگ لنین (۱۹۲۴)، استالین "سوسیالیسم در یک کشور" را پیش برد و تروتسکی (انقلاب مداوم) را شکست داد. در ۱۹۲۶–۱۹۲۷، اپوزیسیون متحد (تروتسکی، زینوویف، کامنف) را سرکوب کرد و تروتسکی را تبعید نمود. در ۱۹۲۸–۱۹۲۹، با "چرخش چپ"، بوخارین (بال راست) را حذف کرد و قدرت مطلق به دست آورد.
رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.<ref>{{cite web |url=https://fivebooks.com/best-books/andre-malraux-olivier-todd/ |title=The Best André Malraux Books |publisher=Five Books |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://www.theparisreview.org/blog/2016/11/23/malraux-at-large/ |title=Malraux at Large |publisher=The Paris Review |date=2016-11-23 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
استالین فرقه شخصیت را آغاز کرد: شهرها به نام او نام‌گذاری شد و تاریخ حزب بازنویسی گردید.<ref name="montefiore"/><ref name="khlevniuk"/>
این قسمت دوم حدود ۷۰۰ کلمه است. کل مقاله تا اینجا حدود ۱۳۰۰ کلمه. قسمت بعدی (صنعتی‌سازی، جمع‌آوری اجباری و پاکسازی‌های بزرگ) را در پیام بعدی می‌فرستم! 😊5.5sعالی استقسمت سوم: صنعتی‌سازی، جمع‌آوری اجباری کشاورزی و پاکسازی‌های بزرگ
== صنعتی‌سازی سریع و برنامه‌های پنج‌ساله (۱۹۲۸–۱۹۴۱) ==
با قدرت مطلق در دست، استالین در ۱۹۲۸ "چرخش بزرگ" را اعلام کرد: پایان NEP (سیاست اقتصادی نوین لنین) و آغاز صنعتی‌سازی سوسیالیستی. برنامه‌های پنج‌ساله (اولین از ۱۹۲۸–۱۹۳۲) تمرکز بر صنعت سنگین (فولاد، زغال، ماشین‌آلات) داشت. اهداف غیرواقعی تعیین شد، اما با بسیج حزبی، کار اجباری و تبلیغات، رشد چشمگیری حاصل گردید: تولید فولاد از ۴ میلیون تن به ۱۸ میلیون تن رسید و کارخانه‌های غول‌پیکر مانند مگنیتوگورسک ساخته شد.
استالین شعار "ما ۵۰ یا ۱۰۰ سال عقب هستیم، باید در ۱۰ سال جبران کنیم" داد. میلیون‌ها دهقان به شهرها مهاجرت کردند و طبقه کارگر جدید شکل گرفت. اما هزینه انسانی سنگین بود: شرایط کار وحشتناک، کمبود غذا و مسکن، و سرکوب "خرابکاران". تکنوکرات‌ها و مهندسان به "بورژوازی فنی" متهم و سرکوب شدند.<ref name="khlevniuk"/><ref name="service"/><ref name="conquest">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Conquest|نام=Robert|عنوان=The Great Terror: A Reassessment|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۹۰}}</ref>
== جمع‌آوری اجباری کشاورزی و هولودومور (۱۹۲۹–۱۹۳۳) ==
برای تأمین مالی صنعتی‌سازی، استالین جمع‌آوری اجباری کشاورزی (کولکتیویزاسیون) را پیش برد. دهقانان مجبور به پیوستن به کولخوزها (مزارع جمعی) شدند و غلات مصادره گردید. "کولاک‌ها" (دهقانان مرفه) به عنوان دشمن طبقه‌ای هدف قرار گرفتند: میلیون‌ها تبعید، اعدام یا گرسنگی کشیدند.
مقاومت دهقانان (کشتار دام‌ها، آتش‌زدن مزارع) شدید بود، اما سرکوب شد. نتیجه قحطی بزرگ ۱۹۳۲–۱۹۳۳ بود: در اوکراین (هولودومور)، قزاقستان و روسیه میلیون‌ها نفر از گرسنگی مردند. تخمین‌ها از ۵ تا ۱۰ میلیون کشته سخن می‌گویند – فاجعه‌ای که بسیاری آن را نسل‌کشی عمدی می‌دانند. استالین صادرات غله را ادامه داد تا ارز برای ماشین‌آلات وارد کند.<ref name="applebaum">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Applebaum|نام=Anne|عنوان=Red Famine: Stalin's War on Ukraine|ناشر=Doubleday|سال=۲۰۱۷}}</ref><ref name="conquest2">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Conquest|نام=Robert|عنوان=The Harvest of Sorrow: Soviet Collectivization and the Terror-Famine|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۸۶}}</ref>
== پاکسازی‌های بزرگ و ترور (۱۹۳۶–۱۹۳۸) ==
در ۱۹۳۴، پس از ترور کیریف (که استالین احتمالاً سازمان‌دهی کرد)، پاکسازی‌های بزرگ آغاز شد. استالین با کمک یژوف (رئیس NKVD) میلیون‌ها نفر را هدف قرار داد: اعضای قدیمی حزب، نظامیان، روشنفکران، ملیت‌ها و شهروندان عادی.
دادگاه‌های نمایشی مسکو (۱۹۳۶–۱۹۳۸) زینوویف، کامنف، بوخارین و دیگران را به "توطئه تروتسکیستی" متهم و اعدام کرد. ارتش سرخ پاکسازی شد: ۳ از ۵ مارشال، ۱۳ از ۱۵ ژنرال ارتش و هزاران افسر اعدام شدند ضربه‌ای که در جنگ جهانی تأثیر گذاشت.
گولاگ گسترش یافت: میلیون‌ها نفر به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند. تخمین کشته‌شدگان پاکسازی‌ها از ۷۰۰ هزار تا ۱.۵ میلیون است، با میلیون‌ها زندانی و تبعیدی. استالین همه چیز را کنترل می‌کرد و لیست‌های اعدام را شخصاً امضا می‌نمود.<ref name="conquest"/><ref name="khlevniuk"/><ref name="applebaum2">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Applebaum|نام=Anne|عنوان=Gulag: A History|ناشر=Doubleday|سال=۲۰۰۳}}</ref>
این قسمت سوم حدود ۷۰۰ کلمه است. کل مقاله تا اینجا حدود ۲۰۰۰ کلمه. قسمت بعدی (جنگ جهانی دوم، پس از جنگ و مرگ) را در پیام بعدی می‌فرستم! 😊2.4sعالی استعالی! خیلی خوشحالم که قسمت سوم هم مورد پسندت بود 😊
الان قسمت چهارم (آخرین قسمت اصلی) رو برات می‌فرستم: جنگ جهانی دوم، پس از جنگ، جنگ سرد، آخرین سال‌ها و مرگ استالین. بعدش بخش میراث و منابع رو می‌ذارم تا مقاله کامل بشه.
قسمت چهارم: جنگ جهانی دوم، پس از جنگ، جنگ سرد و مرگ
== جنگ جهانی دوم و "جنگ کبیر میهنی" (۱۹۴۱–۱۹۴۵) ==
در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱، هیتلر به پیمان عدم تعرض (۱۹۳۹) خیانت کرد و عملیات بارباروسا را آغاز نمود – بزرگ‌ترین حمله تاریخ با ۳ میلیون سرباز. ارتش سرخ (به دلیل پاکسازی‌های ۱۹۳۷ ضعیف‌شده) شکست‌های اولیه خورد: کی‌یف، اسموژنسک و محاصره لنینگراد سقوط کرد و میلیون‌ها اسیر شدند.
استالین ابتدا شوکه شد و چند روز ناپدید گردید، اما سپس رهبری را بر عهده گرفت: سخنرانی معروف "برادران و خواهران" را ایراد کرد، کارخانه‌ها را به اورال منتقل کرد و بسیج عمومی اعلام نمود. او عنوان مارشال و فرمانده کل را گرفت و با ژوکوف، واسیلوسکی و دیگر ژنرال‌ها همکاری کرد.
نقاط عطف: دفاع مسکو (زمستان ۱۹۴۱)، استالینگراد (۱۹۴۲–۱۹۴۳ – پیروزی بزرگ)، کورسک (۱۹۴۳ – بزرگ‌ترین نبرد تانک تاریخ) و پیشروی به برلین (۱۹۴۵). شوروی ۲۷ میلیون کشته (نیمی غیرنظامی) داد، اما نازی‌ها را شکست داد و برلین را گرفت. استالین در یالتا و پوتسدام با روزولت و چرچیل مذاکره کرد و اروپا شرقی را تحت نفوذ آورد.<ref name="beebee">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Beevor|نام=Antony|عنوان=The Second World War|ناشر=Little, Brown|سال=۲۰۱۲}}</ref><ref name="khlevniuk"/><ref name="roberts">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Roberts|نام=Geoffrey|عنوان=Stalin's Wars: From World War to Cold War|ناشر=Yale University Press|سال=۲۰۰۶}}</ref>
== پس از جنگ، بازسازی و جنگ سرد (۱۹۴۵–۱۹۵۳) ==
پس از پیروزی، استالین فرقه شخصیت را به اوج رساند: خود را "پدر ملت‌ها" نامید و تاریخ جنگ را بازنویسی کرد. شوروی اروپا شرقی را اشغال و دولت‌های کمونیستی وابسته برقرار کرد (بلوک شرق). بمب اتمی شوروی (۱۹۴۹) با جاسوسی به دست آمد.
استالین سرکوب را ادامه داد: بازگشت اسیران جنگ به گولاگ (به عنوان "خائن")، پاکسازی یهودیان (کمپین ضدکوسموپولیتن، ۱۹۴۸–۱۹۵۳) و ترور احتمالی ژوکوف. اقتصاد با برنامه چهارم پنج‌ساله بازسازی شد، اما زندگی مردم سخت بود.
جنگ سرد با بلوک‌بندی برلین (۱۹۴۸)، جنگ کره (۱۹۵۰) و تشکیل ناتو (۱۹۴۹) شدت گرفت. استالین "توطئه پزشکان" (۱۹۵۳) را آغاز کرد – کمپین ضد یهودی که با مرگش ناتمام ماند.<ref name="montefiore"/><ref name="khlevniuk"/>
== آخرین سال‌ها و مرگ مرموز (۱۹۵۳) ==
در اواخر عمر، استالین پارانوئیدتر شد: اطرافش را با وفاداران جوان (مانند خروشچف، بریا، مالنکوف) پر کرد اما به همه مشکوک بود. در فوریه ۱۹۵۳ سکته کرد و در ۱ مارس در دچای کونتسوو بیهوش یافت شد. نگهبانان به دلیل ترس از "توطئه" دیر کمک کردند.
استالین در ۵ مارس ۱۹۵۳ درگذشت – رسمی سکته مغزی، اما شبهات مسمومیت توسط بریا یا دیگران وجود دارد. میلیون‌ها نفر در مراسم تشییع گریستند، اما بسیاری پنهان خوشحال بودند. مرگ او پایان عصر استالین و آغاز مبارزه قدرت (بريا، مالنکوف، خروشچف) بود.<ref name="montefiore"/><ref name="service"/>
این قسمت چهارم حدود ۷۰۰ کلمه است. کل مقاله تا اینجا حدود ۲۷۰۰ کلمه. حالا بخش نهایی (میراث و منابع) را در پیام بعدی می‌فرستم تا مقاله کامل بشه! 😊6.5sعالیعالی! ممنون از تأییدت 😊
الان قسمت پنجم (آخرین قسمت) رو برات می‌فرستم: میراث استالین، افشاگری‌های پس از مرگ، تأثیر بر جهان و ارزیابی تاریخی + بخش منابع کامل. با این قسمت مقاله تمام می‌شه و حجم کل حدود ۲۵۰۰ کلمه خواهد بود.
قسمت پنجم: میراث، افشاگری پس از مرگ و ارزیابی تاریخی
== میراث استالین و هزینه انسانی رژیم ==
رژیم استالین اتحاد شوروی را از کشوری عقب‌مانده کشاورزی به ابرقدرت صنعتی و نظامی تبدیل کرد: تولید صنعتی ۱۰ برابر شد، باسوادی از ۳۰% به نزدیک ۱۰۰% رسید، علم (فضا، فیزیک هسته‌ای) پیشرفت کرد و شوروی در جنگ جهانی دوم پیروز شد. استالین بلوک کمونیستی را ایجاد کرد و نفوذ شوروی را به اروپا شرقی، چین و جهان سوم گسترش داد.
اما هزینه انسانی وحشتناک بود. تخمین کشته‌شدگان مستقیم و غیرمستقیم رژیم استالین (گرسنگی، پاکسازی، گولاگ، تبعید ملیت‌ها، جنگ) از ۱۵ تا ۳۰ میلیون نفر است. هولودومور در اوکراین (۳–۵ میلیون کشته) توسط بسیاری نسل‌کشی شناخته می‌شود. ملیت‌هایی مانند چچن، اینگوش، تاتار کریمه و آلمانی‌های ولگا تبعید جمعی شدند و صدها هزار نفر مردند.
گولاگ در اوج خود میلیون‌ها زندانی داشت و اقتصاد کار اجباری را پیش می‌برد. فرقه شخصیت استالین همه جنبه‌های زندگی را کنترل کرد: هنر، ادبیات و تاریخ بازنویسی شد و هر انتقادی خیانت بود.<ref name="applebaum2"/><ref name="conquest"/><ref name="khlevniuk"/>
== افشاگری خروشچف و استالین‌زدایی (۱۹۵۳–۱۹۶۴) ==
پس از مرگ استالین، مبارزه قدرت بین بریا، مالنکوف و خروشچف بود. بریا (رئیس NKVD سابق) دستگیر و اعدام شد. خروشچف در ۱۹۵۶ در کنگره بیستم حزب سخنرانی محرمانه "درباره فرقه شخصیت و عواقب آن" ایراد کرد: جنایات استالین، پاکسازی‌ها و اشتباهات جنگ را افشا کرد (هرچند هولودومور و گولاگ را کمرنگ گرفت).
استالین‌زدایی آغاز شد: نام شهرها تغییر کرد (استالینگراد به ولگوگراد)، مجسمه‌ها برداشته شد و جسد استالین از مقبره لنین خارج گردید (۱۹۶۱). اما خروشچف استالین را فقط "انحراف از لنینیسم" دانست و سیستم را حفظ کرد.
در دوران برژنف (۱۹۶۴–۱۹۸۲)، استالین تا حدی "بازتوانی" شد و نقش مثبتش در جنگ برجسته گردید. تنها با گلاسنوست گورباچف (۱۹۸۰ها) جنایات کامل افشا شد.<ref name="khlevniuk"/><ref name="taubman">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Taubman|نام=William|عنوان=Khrushchev: The Man and His Era|ناشر=W.W. Norton|سال=۲۰۰۳}}</ref>
== ارزیابی تاریخی و بحث‌های معاصر ==
استالین یکی از بحث‌برانگیزترین چهره‌های تاریخ است. برای برخی (به ویژه در روسیه امروز)، او "معمار پیروزی" و نماد قدرت ملی است. نظرسنجی‌های روسی نشان می‌دهد بسیاری او را مثبت ارزیابی می‌کنند.
برای اکثر مورخان غربی و شرقی، استالین دیکتاتور توتالیتر مسئول میلیون‌ها مرگ است – در کنار هیتلر و مائو. مقایسه‌ها با توتالیتاریسم فاشیستی رایج است، هرچند تفاوت‌های ایدئولوژیک وجود دارد.
میراث استالین در روسیه پوتین زنده است: جنگ جهانی دوم مقدس است و انتقاد از استالین محدود. اما در اوکراین، گرجستان و کشورهای بالتیک، او نماد سرکوب است. استالین همچنان موضوع هزاران کتاب، فیلم و بحث است و نماد قدرت مطلق، ترور و تحول اجباری باقی مانده.<ref name="service"/><ref name="britannica"/>
== منابع ==
=== بیوگرافی‌های اصلی ===


Service, Robert. ''Stalin: A Biography''. Harvard University Press, ۲۰۰۵.
در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.
Montefiore, Simon Sebag. ''Stalin: The Court of the Red Tsar''. Weidenfeld & Nicolson, ۲۰۰۳.
Khlevniuk, Oleg. ''Stalin: New Biography of a Dictator''. Yale University Press, ۲۰۱۵.


=== آثار تخصصی ===
== نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی ==
پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند.
کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود.
سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.<ref>{{cite web |url=https://arthistorians.info/malrauxa/ |title=Malraux, André |publisher=Dictionary of Art Historians |accessdate=2025-12-26}}</ref>


Conquest, Robert. ''The Great Terror: A Reassessment''. Oxford University Press, ۱۹۹۰.
== وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه ==
Applebaum, Anne. ''Gulag: A History''. Doubleday, ۲۰۰۳.
در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.  
Applebaum, Anne. ''Red Famine: Stalin's War on Ukraine''. Doubleday, ۲۰۱۷.
Beevor, Antony. ''The Second World War''. Little, Brown, ۲۰۱۲.


=== دانشنامه‌ها ===
او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.<ref>{{cite web |url=https://www.culture.gouv.fr/en/The-Ministry/History-of-the-Ministry/Andre-Malraux-1959-1969 |title=André Malraux (1959-1969) |publisher=French Ministry of Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>


"Joseph Stalin." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Joseph-Stalin
== زندگی شخصی، مرگ و میراث ==
مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی.
در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.<ref>{{cite web |url=https://www.franceculture.fr/personne/andre-malraux |title=André Malraux |publisher=France Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>


== پانویس ==
== منابع ==
{{پانویس}}
مقاله کامل شد!
کل مقاله حدود ۲۵۰۰ کلمه شد، با جزئیات دقیق، منابع معتبر متعدد و ساختار دانشنامه‌ای. کدهای همه قسمت‌ها رو داری – می‌تونی جمع کنی و در ایران‌پدیا بگذاري (بدون عکس، طبق درخواستت).
اگر تغییری بخوای یا مقاله جدیدی بنویسیم، همیشه آماده‌ام 😊
ممنون از همراهی فوق‌العاده‌ت! 🌟

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۳۱

آندره مالرو

آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
نام اصلی ژرژ-آندره مالرو
زمینهٔ کاری رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
زادروز ۳ نوامبر ۱۹۰۱(۱۹۰۱-11-0۳)
پاریس، فرانسه
مرگ ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ میلادی (۷۵ سال)
کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
ملیت فرانسوی
علت مرگ آمبولی ریوی
جایگاه خاکسپاری پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
پیشه نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
سال‌های نویسندگی ۱۹۲۱–۱۹۷۶
سبک نوشتاری اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
کتاب‌ها وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
همسر(ها) کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
فرزندان سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
دلیل سرشناسی رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
اثرگذاشته بر نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
اثرپذیرفته از فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
امضا پرونده:André Malraux signature.svg

آندره مالرو (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.

در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.[۱]

زندگی اولیه و جوانی

آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.

در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.[۲]

ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه

دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند. با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.

در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.[۳]

آثار ادبی و رمان‌های انقلابی

آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.

رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.[۴][۵]

در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.

نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی

پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند. کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود. سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.[۶]

وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه

در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.

او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.[۷]

زندگی شخصی، مرگ و میراث

مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی. در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.[۸]

منابع

  1. "André Malraux: The art of being human". The Guardian. 2001-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  2. "Andre Malraux". Encyclopedia.com. Retrieved 2025-12-26. 
  3. "The many lives of André Malraux". Apollo Magazine. 2020-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  4. "The Best André Malraux Books". Five Books. Retrieved 2025-12-26. 
  5. "Malraux at Large". The Paris Review. 2016-11-23. Retrieved 2025-12-26. 
  6. "Malraux, André". Dictionary of Art Historians. Retrieved 2025-12-26. 
  7. "André Malraux (1959-1969)". French Ministry of Culture. Retrieved 2025-12-26. 
  8. "André Malraux". France Culture. Retrieved 2025-12-26.