| عنوان تصویر = فرانسیسکو فرانکو در سال ۱۹۶۹، دوران دیکتاتوری.
|زمان=۹ دی ۱۴۰۴ – ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵
| زادروز = ۴ دسامبر ۱۸۹۲
|نتیجه=اعلام همبستگی با قیام سراسری مردم ایران، محکومیت سرکوب و اعدامها توسط رژیم جمهوری اسلامی، حمایت از کانونهای شورشی و آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران، فراخوان به جامعه جهانی برای حمایت از مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم
| زادگاه = فروول، گالیسیا، پادشاهی اسپانیا
| تاریخ مرگ = ۲۰ نوامبر ۱۹۷۵ (۸۲ سال)
| مکان مرگ = مادرید، اسپانیا
| علت مرگ = بیماری قلبی و عروقی، پس از عملهای متعدد
| آرامگاه = ابتدا والله ده لوس کایدوس (تا ۲۰۱۹)، سپس قبرستان مینگوروبیو
| محل زندگی = فروول • مادرید • مراکش اسپانیایی • جزایر قناری • بورگوس • مادرید
| شناختهشده برای = رهبری کودتای ۱۹۳۶، پیروزی در جنگ داخلی اسپانیا، دیکتاتوری ۳۹ ساله، سرکوب مخالفان، توسعه اقتصادی دهه ۱۹۶۰
| نقشهای برجسته = کودییو (رهبر)، رئیس دولت (۱۹۳۸–۱۹۷۳)، رئیس حکومت (تا ۱۹۷۵)
| اتهام = جنایات جنگی، سرکوب سیاسی (در دادگاههای پس از مرگ)
| مجازات = بدون محاکمه رسمی در زمان حیات
| پانویس =
}}
}}
'''تظاهرات ایرانیان آزاده در حمایت از قیام سراسری دی ۱۴۰۴'''، سلسله تظاهرات و آکسیونهایی بود که در ۹ دی ۱۴۰۴ توسط ایرانیان آزاده و حامیان [[شورای ملی مقاومت ایران]] در شهرهای برلین، استکهلم، آمستردام، مالمو، کپنهاگ و اسلو برگزار شد. این رویدادها در همبستگی با قیام سراسری مردم ایران علیه رژیم جمهوری اسلامی، محکومیت موج اعدامها و سرکوب گسترده، و حمایت از کانونهای شورشی و مبارزه برای سرنگونی رژیم انجام گرفت. شرکتکنندگان با سر دادن شعارهایی مانند «مرگ بر خامنهای»، «زن، مقاومت، آزادی» و حمایت از آلترناتیو دموکراتیک، صدای اعتراض مردم ایران را به گوش جهانیان رساندند. این تظاهرات بخشی از فعالیتهای مداوم ایرانیان خارج کشور برای پشتیبانی از مقاومت سازمانیافته بود.
'''فرانسیسکو فرانکو''' یا '''ال کودییو''' (رهبر)، با نام کامل '''فرانسیسکو پائولینو هرمنیگیدو تئودولو فرانکو ی باهامونده''' (۴ دسامبر ۱۸۹۲ – ۲۰ نوامبر ۱۹۷۵)، ژنرال اسپانیایی و دیکتاتور اسپانیا از ۱۹۳۹ تا مرگش در ۱۹۷۵ بود. او رهبری کودتای نظامی ژوئیه ۱۹۳۶ علیه جمهوری دوم اسپانیا را بر عهده داشت که به جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) منجر شد. با پیروزی ملیگرایان (با حمایت [[آدولف هیتلر|هیتلر]] و موسولینی)، فرانکو دیکتاتوری فالانژیستی-محافظهکار برقرار کرد که تا مرگش ادامه یافت. رژیم فرانکو با سرکوب شدید مخالفان (جمهوریخواهان، کمونیستها، آنارشیستها، کاتالانها و باسکها)، سانسور، کلیسای کاتولیک به عنوان پایه ایدئولوژیک و انزوای بینالمللی اولیه همراه بود. از دهه ۱۹۵۰، با "معجزه اقتصادی اسپانیا"، کشور به توسعه رسید، اما آزادیهای سیاسی محدود ماند. فرانکو در ۱۹۷۵ درگذشت و خوان کارلوس را جانشین کرد که انتقال به دموکراسی را آغاز کرد. او دیکتاتور سرکوبگر و مسئول صدها هزار مرگ بود.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Francisco-Franco|عنوان=Francisco Franco|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="preston">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Preston|نام=Paul|عنوان=Franco: A Biography|ناشر=HarperCollins|سال=۱۹۹۳}}</ref>
چکیده این تظاهرات در شهرهای کلیدی اروپا، نشاندهنده همبستگی گسترده ایرانیان آزاده با قیام مردم ایران بود. در برلین، تظاهرات با حضور پرشور هموطنان، نمایشگاه عکس شهیدان قیام و میز کتاب برگزار شد و شعارهای ضد رژیم طنینانداز گردید. در استکهلم، ایرانیان در برابر وزارت خارجه سوئد تجمع کردند و از دولت سوئد خواستار سیاست قاطع در برابر رژیم شدند. در مالمو، آکسیون مشابهی با تمرکز بر محکومیت اعدامها انجام گرفت. در آمستردام، تظاهرات با شعارهای حمایت از کانونهای شورشی همراه بود. در کپنهاگ، شرکتکنندگان جنایات رژیم را محکوم کردند و در اسلو، تظاهرات با تأکید بر حقوق بشر و سرنگونی رژیم برگزار شد. این رویدادها، رژیم را در ضعف و بحران توصیف کردند و بر ضرورت حمایت بینالمللی از مبارزه مردم ایران برای جمهوری دموکراتیک تأکید نمودند. شرکتکنندگان، طرح ۱۰ مادهای [[مریم رجوی]] را به عنوان چشمانداز ایران آینده ستودند و خواستار بهرسمیت شناختن مقاومت سازمانیافته شدند.<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4 تظاهرات ایرانیان آزاده در حمایت از قیام سراسری در برلین، استکهلم، آمستردام، مالمو، کپنهاگ و اسلو]</ref>
== زندگی اولیه و حرفه نظامی اولیه ==
== زمینه برگزاری و وضعیت قیام در ایران ==
فرانسیسکو فرانکو در ۴ دسامبر ۱۸۹۲ در فروول، گالیسیا (شمال غربی اسپانیا) در خانوادهای نظامی-دریایی متولد شد. پدرش نیکولاس فرانکو افسر نیروی دریایی بود و مادرش ماریا دل پیلار باهامونده از خانوادهای محافظهکار کاتولیک. فرانکو فرزند دوم بود و برادر بزرگترش نیکولاس و خواهرش پیلار داشت. در کودکی، فرانکو کوتاهقد و لاغر بود و لقب "فرانکیتو" گرفت. او ابتدا به نیروی دریایی علاقه داشت، اما پس از کاهش پذیرش، در ۱۹۰۷ به آکادمی پیادهنظام تولدو وارد شد و در ۱۹۱۰ فارغالتحصیل گردید. فرانکو جوان افسر جاهطلب بود و به مراکش اسپانیایی (۱۹۱۲) اعزام شد، جایی که در جنگهای استعماری علیه قبایل ریف شرکت کرد.
این تظاهرات در شرایطی برگزار شد که قیام سراسری مردم ایران ادامه دارد و رژیم با افزایش اعدامها و سرکوب سعی در مهار اعتراضات دارد. ایرانیان آزاده در خارج کشور، با برگزاری این آکسیونها، صدای مردم داخل ایران را تقویت کردند و بر بحران عمیق رژیم تأکید نمودند.<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4 زمینه برگزاری]</ref>
در مراکش، فرانکو شجاعت نشان داد و سریع ترفیع گرفت: در ۲۳ سالگی سروان، در ۲۸ سالگی سرهنگ – جوانترین سرهنگ اروپا. او در ۱۹۲۰ به لژیون خارجی اسپانیا پیوست و در ۱۹۲۳ فرمانده آن شد. در ۱۹۲۶، در ۳۳ سالگی ژنرال شد – جوانترین ژنرال اروپا. فرانکو کاتولیک متعصب، محافظهکار و ضدجمهوریخواه بود، اما در ابتدا از سیاست دوری میکرد.<ref name="britannica"/><ref name="preston"/>
== تظاهرات در برلین ==
== جمهوری دوم اسپانیا و نقش فرانکو (۱۹۳۱–۱۹۳۶) ==
در برلین، تظاهرات گستردهای با نمایشگاه عکس شهیدان و میز کتاب برگزار شد. شرکتکنندگان شعارهای مرگ بر خامنهای سر دادند و حمایت از قیام را اعلام کردند.<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4 تظاهرات در برلین]</ref>
با سقوط پادشاهی آلفونسو سیزدهم در ۱۹۳۱ و تأسیس جمهوری دوم اسپانیا، فرانکو ابتدا حاشیهنشین شد. جمهوری اصلاحات ضدکلیسایی، زمینداری و نظامی انجام داد که محافظهکاران را خشمگین کرد. فرانکو آکادمی نظامی ساراگوسا را اداره میکرد، اما در ۱۹۳۱ بسته شد.
== تظاهرات در استکهلم و مالمو ==
در استکهلم، تجمع مقابل وزارت خارجه با مطالبه سیاست قاطع سوئد. در مالمو، آکسیون مشابه با تمرکز بر اعدامها.<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4 تظاهرات در سوئد]</ref>
در دولت راستگرای ۱۹۳۳–۱۹۳۵، فرانکو به عنوان مشاور نظامی و سپس رئیس ستاد کل ارتش بازگشت. او سرکوب قیام معدنچیان آستوریاس (۱۹۳۴) را هدایت کرد – عملیاتی خونین که هزاران کشته داد و شهرتش به عنوان "قصاب آستوریاس" را در چپ تثبیت کرد.
== تظاهرات در آمستردام، کپنهاگ و اسلو ==
در آمستردام، حمایت از کانونهای شورشی. در کپنهاگ، محکومیت جنایات. در اسلو، تأکید بر حقوق بشر و سرنگونی.<ref>[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4 تظاهرات در هلند، دانمارک و نروژ]</ref>
با پیروزی جبهه خلق (چپگرا) در انتخابات فوریه ۱۹۳۶، فرانکو به جزایر قناری تبعید شد تا از کودتا جلوگیری شود. اما او با ژنرالهای محافظهکار مانند امیلیو مولا، خوزه سانخورخو و گونزالو کئیپو د لیانو ارتباط مخفی داشت و کودتای ژوئیه ۱۹۳۶ را برنامهریزی کرد.<ref name="preston" /><ref name="britannica" />
== نتیجهگیری و چشمانداز ==
== کودتای ژوئیه ۱۹۳۶ و آغاز جنگ داخلی ==
این تظاهرات، پیام قوی همبستگی با قیام و حمایت از آلترناتیو دموکراتیک را ارسال کرد.
در ۱۷–۱۸ ژوئیه ۱۹۳۶، کودتا آغاز شد: ارتش در مراکش، جزایر قناری و بخشهایی از اسپانیا قیام کرد. فرانکو از قناری به مراکش پرواز کرد و لژیون خارجی و نیروهای مراکشی را رهبری کرد. کودتا نیمهکاره ماند و اسپانیا به دو بخش تقسیم شد: جمهوریخواهان (مادرید، بارسلون، باسک) و ملیگرایان (سویا، گالیسیا، ناوارا).
جنگ داخلی (۱۹۳۶–۱۹۳۹) یکی از خونینترین درگیریهای قرن بود: بیش از ۵۰۰ هزار کشته، بمباران شهرها و دخالت خارجی. ملیگرایان از هیتلر (لژیون کوندور، بمباران گرنیکا) و موسولینی (۹۰ هزار سرباز) حمایت دریافت کردند؛ جمهوریخواهان از شوروی (سلاح و مشاوران) و داوطلبان بینالمللی (بریگادهای بینالمللی).
فرانکو در سپتامبر ۱۹۳۶ در بورگوس به عنوان "ژنرالیسیمو" و رهبر ملیگرایان انتخاب شد. او فالانژ (فاشیستی)، کارلیستها (مونارشیست سنتی) و محافظهکاران را متحد کرد و ایدئولوژی "صلح ملیکاتولیک" را پیش برد.<ref name="preston" /><ref name="beebe">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Beevor|نام=Antony|عنوان=The Battle for Spain: The Spanish Civil War 1936-1939|ناشر=Penguin|سال=۲۰۰۶}}</ref>
== پیروزی در جنگ داخلی و سرکوب گسترده ==
جنگ با حملات ملیگرایان به مادرید (محاصره ناموفق)، شمال (سقوط بیلبائو ۱۹۳۷) و کاتالونیا پیش رفت. بمباران گرنیکا (آوریل ۱۹۳۷) توسط آلمان، جهان را شوکه کرد و Picasso نقاشی مشهورش را کشید.
در ۱۹۳۹، مادرید سقوط کرد و جنگ در ۱ آوریل پایان یافت. فرانکو "روز پیروزی" را اعلام کرد. سرکوب پس از جنگ شدید بود: صدها هزار اعدام، زندان و تبعید (نیم میلیون به فرانسه گریختند). "قانون مسئولیت سیاسی" مخالفان را مجازات کرد و اردوگاههای کار اجباری تأسیس شد. فرانکو اسپانیا را "پاکسازی" کرد و کاتالان و باسک را سرکوب نمود.<ref name="beebe" /><ref name="preston" />
== دیکتاتوری اولیه و "سالهای گرسنگی" (۱۹۳۹–۱۹۵۰) ==
پس از پیروزی در جنگ داخلی، فرانکو در ۱ اکتبر ۱۹۳۶ خود را "کودییو" (رهبر) و رئیس دولت اعلام کرد و در ۱۹۳۸ عنوان رسمی "رئیس حکومت اسپانیا به لطف خدا" گرفت. رژیم او ترکیبی از فالانژ (فاشیسم اسپانیایی)، کلیسای کاتولیک، مونارشیستها و ارتش بود. اسپانیا به "دولت ملیکاتولیک" تبدیل شد: کلیسا قدرت گستردهای داشت، آموزش مذهبی اجباری بود و فالانژ حزب واحد شد.
سرکوب مخالفان ادامه یافت: دادگاههای نظامی، اعدامها و زندانها پر بودند. تخمینها از ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار اعدام سیاسی در سالهای پس از جنگ سخن میگویند. "قانون سرکوب ماسونی-کمونیستی" مخالفان را هدف قرار داد. فرانکو "پاکسازی" فرهنگی انجام داد: زبانهای کاتالان، باسک و گالیسی ممنوع شد و فرهنگ مرکزی کاستیلی تحمیل گردید.
اقتصاد ویرانشده جنگ، خشکسالی و انزوا، "سالهای گرسنگی" را ایجاد کرد: قحطی، بازار سیاه و مرگ هزاران نفر از سوءتغذیه. اسپانیا از سازمان ملل و بسیاری نهادهای بینالمللی محروم بود.<ref name="preston"/><ref name="britannica"/>
== جنگ جهانی دوم و سیاست بیطرفی (۱۹۳۹–۱۹۴۵) ==
با آغاز جنگ جهانی دوم، فرانکو ابتدا "بیطرفی" اعلام کرد، اما به محور نزدیک بود. او "لشکر آبی" (۵۰ هزار داوطلب) را به جبهه شرقی علیه شوروی فرستاد. در ۱۹۴۰ با هیتلر در هندایه دیدار کرد و ورود به جنگ را مشروط به دریافت گیبرالتار و مراکش فرانسه کرد – شرطی که هیتلر نپذیرفت.
فرانکو به محور کمک لجستیکی داد (پناهگاه زیردریاییها، تنگستن برای آلمان) اما وارد جنگ نشد – تصمیمی که اسپانیا را از ویرانی بیشتر نجات داد. پس از شکست محور، فرانکو رژیم را "نرم" کرد: فالانژ را حاشیهای کرد و خود را "مونارشیست کاتولیک" معرفی نمود تا با متفقین آشتی کند.<ref name="preston"/>
== معجزه اقتصادی و گشایش محدود (۱۹۵۰–۱۹۷۵) ==
از ۱۹۵۳، با پیمان مادرید با آمریکا (پایگاههای نظامی در برابر کمک اقتصادی)، انزوا پایان یافت. اسپانیا به سازمان ملل (۱۹۵۵) پیوست و کمکهای آمریکایی جریان یافت.
در ۱۹۵۹، "طرح تثبیت" (با تکنوکراتهای اوپوس دئی مانند لوپز رودو) اجرا شد: آزادسازی اقتصاد، جذب سرمایه خارجی و گردشگری. "معجزه اقتصادی اسپانیایی" (۱۹۶۰–۱۹۷۳) رشد سالانه ۷% ایجاد کرد، میلیونها گردشگر آمدند و اسپانیا به اقتصاد صنعتی تبدیل شد. اما آزادیهای سیاسی محدود ماند: سانسور، ممنوعیت احزاب و سرکوب باسک (ETA در ۱۹۵۹ تأسیس شد). فرانکو در ۱۹۶۹ خوان کارلوس د بوربون را جانشین اعلام کرد تا مونارشی را پس از مرگش احیا کند.<ref name="britannica"/><ref name="preston"/>
== آخرین سالها و بحرانهای پایانی رژیم (۱۹۷۰–۱۹۷۵) ==
در دهه ۱۹۷۰، فرانکو پیر و بیمار شد (پارکینسون و مشکلات قلبی). او قدرت را به تدریج به خوان کارلوس و نخستوزیر کارلوس آریاس ناوارو واگذار کرد، اما همچنان تصمیمگیرنده نهایی بود. رژیم با چالشهای جدید روبرو شد: رشد جنبشهای کارگری، تروریسم ETA (که در ۱۹۷۳ نخستوزیر لوئیس کاررو بلانکو را ترور کرد) و فشارهای بینالمللی برای دموکراسی. اعدام پنج مخالف سیاسی در سپتامبر ۱۹۷۵ (آخرین اعدامهای رژیم) اعتراضات جهانی برانگیخت و اسپانیا را منزوی کرد. فرانکو در اکتبر ۱۹۷۵ چندین حمله قلبی داشت و به کما رفت. پزشکان با عملهای متعدد او را زنده نگه داشتند، اما در ۲۰ نوامبر ۱۹۷۵ درگذشت. آخرین کلماتش "اسپانیا یکی، بزرگ، آزاد" بود. مرگ او با شعار معروف "فرانکو مرده!" در خیابانها جشن گرفته شد.<ref name="preston"/><ref name="britannica"/>
== انتقال به دموکراسی و پایان رژیم فرانکو ==
فرانکو خوان کارلوس را جانشین کرد و انتظار داشت مونارشی محافظهکار ادامه یابد. اما خوان کارلوس با همکاری آدولفو سوآرز (نخستوزیر ۱۹۷۶)، اصلاحات دموکراتیک را آغاز کرد: قانونی کردن احزاب (از جمله کمونیستها)، انتخابات آزاد ۱۹۷۷ و قانون اساسی ۱۹۷۸.
انتقال مسالمتآمیز بود، اما چالشهایی مانند کودتای ۲۳-F (۱۹۸۱) داشت که خوان کارلوس آن را سرکوب کرد. در ۲۰۱۹، جسد فرانکو از والله ده لوس کایدوس (بنای یادبود دیکتاتور) به قبرستان معمولی منتقل شد و به این ترتیب رژیم او بهطور رسمی پایان یافت.<ref name="britannica"/>
== میراث بحثبرانگیز فرانکو ==
[[پرونده:فرانسیسکو فرانکو - ۲.jpg|جایگزین=فرانسیسکو فرانکو در تابوت مرگ|بندانگشتی|فرانسیسکو فرانکو در تابوت مرگ]]
میراث فرانکو دوگانه است: برای راستگرایان، او اسپانیا را از کمونیسم نجات داد، وحدت ملی آورد و پایه توسعه اقتصادی گذاشت. برای چپ و قربانیان، نماد دیکتاتوری، سرکوب و جنایات جنگی است؛ مسئول مرگ صدها هزار نفر و تبعید میلیونها.
قانون حافظه تاریخی (۲۰۰۷) و قانون حافظه دموکراتیک (۲۰۲۲) بناهای فرانکو را حذف و قربانیان را جبران کرد. اسپانیا امروز دموکراسی پایدار است، اما بحث بر سر فرانکو ادامه دارد: برخی خیابانها هنوز به نام اوست و والله ده لوس کایدوس نماد تقسیم باقی مانده. فرانکو آخرین دیکتاتور فاشیستی اروپا بود و مرگش پایان عصر دیکتاتوریهای قرن بیستم در غرب اروپا را رقم زد.<ref name="preston" /><ref name="britannica" />
== منابع ==
== منابع ==
=== بیوگرافیها ===
<references />
Preston, Paul. ''Franco: A Biography''. HarperCollins, ۱۹۹۳ (ویرایش جدید ۲۰۱۲).
Beevor, Antony. ''The Battle for Spain: The Spanish Civil War 1936-1939''. Penguin, ۲۰۰۶.
اعلام همبستگی با قیام سراسری مردم ایران، محکومیت سرکوب و اعدامها توسط رژیم جمهوری اسلامی، حمایت از کانونهای شورشی و آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران، فراخوان به جامعه جهانی برای حمایت از مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم
تظاهرات ایرانیان آزاده در حمایت از قیام سراسری دی ۱۴۰۴، سلسله تظاهرات و آکسیونهایی بود که در ۹ دی ۱۴۰۴ توسط ایرانیان آزاده و حامیان شورای ملی مقاومت ایران در شهرهای برلین، استکهلم، آمستردام، مالمو، کپنهاگ و اسلو برگزار شد. این رویدادها در همبستگی با قیام سراسری مردم ایران علیه رژیم جمهوری اسلامی، محکومیت موج اعدامها و سرکوب گسترده، و حمایت از کانونهای شورشی و مبارزه برای سرنگونی رژیم انجام گرفت. شرکتکنندگان با سر دادن شعارهایی مانند «مرگ بر خامنهای»، «زن، مقاومت، آزادی» و حمایت از آلترناتیو دموکراتیک، صدای اعتراض مردم ایران را به گوش جهانیان رساندند. این تظاهرات بخشی از فعالیتهای مداوم ایرانیان خارج کشور برای پشتیبانی از مقاومت سازمانیافته بود.
چکیده این تظاهرات در شهرهای کلیدی اروپا، نشاندهنده همبستگی گسترده ایرانیان آزاده با قیام مردم ایران بود. در برلین، تظاهرات با حضور پرشور هموطنان، نمایشگاه عکس شهیدان قیام و میز کتاب برگزار شد و شعارهای ضد رژیم طنینانداز گردید. در استکهلم، ایرانیان در برابر وزارت خارجه سوئد تجمع کردند و از دولت سوئد خواستار سیاست قاطع در برابر رژیم شدند. در مالمو، آکسیون مشابهی با تمرکز بر محکومیت اعدامها انجام گرفت. در آمستردام، تظاهرات با شعارهای حمایت از کانونهای شورشی همراه بود. در کپنهاگ، شرکتکنندگان جنایات رژیم را محکوم کردند و در اسلو، تظاهرات با تأکید بر حقوق بشر و سرنگونی رژیم برگزار شد. این رویدادها، رژیم را در ضعف و بحران توصیف کردند و بر ضرورت حمایت بینالمللی از مبارزه مردم ایران برای جمهوری دموکراتیک تأکید نمودند. شرکتکنندگان، طرح ۱۰ مادهای مریم رجوی را به عنوان چشمانداز ایران آینده ستودند و خواستار بهرسمیت شناختن مقاومت سازمانیافته شدند.[۱]
این تظاهرات در شرایطی برگزار شد که قیام سراسری مردم ایران ادامه دارد و رژیم با افزایش اعدامها و سرکوب سعی در مهار اعتراضات دارد. ایرانیان آزاده در خارج کشور، با برگزاری این آکسیونها، صدای مردم داخل ایران را تقویت کردند و بر بحران عمیق رژیم تأکید نمودند.[۲]
تظاهرات در برلین
در برلین، تظاهرات گستردهای با نمایشگاه عکس شهیدان و میز کتاب برگزار شد. شرکتکنندگان شعارهای مرگ بر خامنهای سر دادند و حمایت از قیام را اعلام کردند.[۳]
تظاهرات در استکهلم و مالمو
در استکهلم، تجمع مقابل وزارت خارجه با مطالبه سیاست قاطع سوئد. در مالمو، آکسیون مشابه با تمرکز بر اعدامها.[۴]
تظاهرات در آمستردام، کپنهاگ و اسلو
در آمستردام، حمایت از کانونهای شورشی. در کپنهاگ، محکومیت جنایات. در اسلو، تأکید بر حقوق بشر و سرنگونی.[۵]
نتیجهگیری و چشمانداز
این تظاهرات، پیام قوی همبستگی با قیام و حمایت از آلترناتیو دموکراتیک را ارسال کرد.