|
|
| (۹۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{جعبه زندگینامه | | {{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده |
| | اندازه جعبه = ۳۰۰px | | | نام = آندره مالرو |
| | عنوان = | | | تصویر = آندره مالرو.jpg |
| | عنوان ۲ = انقلابی مارکسیست و نظریهپرداز | | | توضیح تصویر = آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳ |
| | نام = لئون تروتسکی | | | نام اصلی = ژرژ-آندره مالرو |
| | تصویر = لئون تروتسکی.jpg | | | زمینه فعالیت = رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات |
| | اندازه تصویر = ۲۵۰px | | | ملیت = فرانسوی |
| | عنوان تصویر = پرتره لئون تروتسکی در دهه ۱۹۲۰. منبع: Wikimedia Commons. | | | تاریخ تولد = {{تولد|۱۹۰۱|۱۱|۳}} |
| | زادروز = ۷ نوامبر ۱۸۷۹ (۲۶ اکتبر به تقویم قدیمی) | | | محل تولد = پاریس، فرانسه |
| | زادگاه = یانوفکا، استان خرسون، امپراتوری روسیه (اوکراین کنونی) | | | تاریخ مرگ = {{مرگ و سن|۱۹۷۶|۱۱|۲۳|۱۹۰۱|۱۱|۳}} |
| | تاریخ مرگ = ۲۱ اوت ۱۹۴۰ | | | محل مرگ = کرتییه-سن-آندره، فرانسه |
| | مکان مرگ = کویوآکان، مکزیکوسیتی، مکزیک | | | علت مرگ = آمبولی ریوی |
| | علت مرگ = ترور با تبر یخ توسط رامون مرکادر (عامل NKVD) | | | مدفن = پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶) |
| | آرامگاه = حیاط خانهاش در کویوآکان، مکزیک | | | پیشه = نویسنده، نظریهپرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ |
| | محل زندگی = یانوفکا • نیکولایف • اودسا • زندان سیبری • لندن • وین • نیویورک • پتروگراد • مسکو • پرینکپو (ترکیه) • فرانسه • نروژ • مکزیک | | | سالهای نویسندگی = ۱۹۲۱–۱۹۷۶ |
| | ملیت = روسی (امپراتوری روسیه، سپس اتحاد شوروی تا تبعید) | | | سبک نوشتاری = اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر |
| | نژاد = یهودی اشکنازی | | | کتابها = وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات |
| | تابعیت = شوروی (تا ۱۹۳۲، سپس بیتابعیت) | | | همسر = کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶) |
| | تحصیلات = تحصیلات متوسطه، بدون مدرک دانشگاهی رسمی (خودآموخته در مارکسیسم) | | | فرزندان = سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند) |
| | دانشگاه = خودآموخته؛ شرکت در محافل انقلابی | | | جوایز = جایزه گونکور (۱۹۳۳)، مدال مقاومت، لژیون دونور |
| | پیشه = انقلابی حرفهای، نظریهپرداز سیاسی، نویسنده، سخنران، فرمانده نظامی | | | علت شهرت = رماننویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه |
| | سالهای فعالیت = ۱۸۹۶–۱۹۴۰
| | | تأثیرپذیرفته از = فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر |
| | نهاد = حزب کارگران سوسیال دموکرات روسیه • حزب کمونیست اتحاد شوروی • ارتش سرخ • انترناسیونال چهارم
| | | تأثیرگذاشته بر = نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریهپردازان هنر مدرن |
| | شناختهشده برای = نظریه انقلاب مداوم، مخالفت با استالینیسم، سازماندهی ارتش سرخ، بنیانگذاری انترناسیونال چهارم، آثار ادبی و تاریخی مانند تاریخ انقلاب روسیه
| | | وبگاه = |
| | نقشهای برجسته = رئیس شورای پتروگراد (۱۹۱۷)، کمیسر امور خارجه، کمیسر جنگ، رهبر اپوزیسیون چپ | | | امضا = André Malraux signature.svg |
| | اتهام = خیانت، توطئه علیه شوروی (در دادگاههای مسکو) | |
| | مجازات = تبعید داخلی، تبعید خارجی، محکومیت غیابی به مرگ | |
| | پانویس = | |
| }} | | }} |
| '''لئون تروتسکی''' (نام تولد: '''لِو داویدوویچ برونشتاین'''؛ ۷ نوامبر ۱۸۷۹ – ۲۱ اوت ۱۹۴۰)، یکی از برجستهترین انقلابیون مارکسیست قرن بیستم، نظریهپرداز سیاسی، فرمانده نظامی و نویسنده روسی بود. او به همراه ولادیمیر لنین، نقش کلیدی در انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ ایفا کرد و ارتش سرخ را از یک نیروی شبهنظامی به ارتش منظم میلیوننفری تبدیل کرد که در جنگ داخلی روسیه (۱۹۱۸–۱۹۲۱) بر سفیدها، نیروهای خارجی و مخالفان داخلی پیروز شد. تروتسکی نظریه انقلاب مداوم را توسعه داد که معتقد بود انقلاب سوسیالیستی در کشورهای عقبمانده مانند روسیه نمیتواند در مرزهای ملی متوقف شود و باید به انقلاب جهانی پرولتاریا گسترش یابد – نظریهای که مستقیماً با ایده استالین مبنی بر سوسیالیسم در یک کشور در تضاد بود. | | '''آندره مالرو''' (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجستهترین نویسندگان، نظریهپردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمانهای انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روانشناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوشهای باستانشناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازیها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف میکرد. |
| پس از مرگ لنین در ۱۹۲۴، تروتسکی در مبارزه قدرت داخلی حزب کمونیست شکست خورد، از قدرت کنار گذاشته شد، تبعید گردید و نهایتاً در تبعید مکزیک توسط عامل مخفی استالین ترور شد. او تا آخرین لحظه به مبارزه ایدئولوژیک علیه بوروکراسی استالینی ادامه داد و انترناسیونال چهارم را بنیان گذاشت تا جایگزین کمینترن استالینی شود. آثار گسترده تروتسکی – از تاریخنگاری دقیق انقلاب روسیه تا تحلیلهای ادبی و فلسفی – پایه جریان تروتسکیسم را تشکیل دادند که جنبشهای چپ ضداستالینی را در سراسر جهان الهام بخشید. زندگی تروتسکی، پر از فراز و نشیبهای دراماتیک از زندانهای تزاری تا تبعیدهای طولانی، یکی از پیچیدهترین و تراژیکترین داستانهای تاریخ معاصر است و همچنان موضوع بحثهای گسترده در تاریخ، سیاست و ایدئولوژی باقی مانده است.<ref name="britannica">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.britannica.com/biography/Leon-Trotsky|عنوان=Leon Trotsky|وبگاه=Encyclopædia Britannica|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="marxists">{{یادکرد وب|نشانی=https://www.marxists.org/archive/trotsky/index.htm|عنوان=Leon Trotsky Internet Archive|وبگاه=Marxists.org|تاریخ بازبینی=۱۳ دسامبر ۲۰۲۵}}</ref><ref name="service">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Service|نام=Robert|عنوان=Trotsky: A Biography|ناشر=Harvard University Press|سال=۲۰۰۹}}</ref>youtube.comWhat was Trotsky’s childhood like?
| |
| leftvoice.orgYoung Trotsky: The Making of a Revolutionary - Left Voice
| |
| [[پرونده:Leo Trotsky 1888 Portrait (cropped).jpg|بندانگشتی|تروتسکی در کودکی، حدود ۱۸۸۸ – نشاندهنده محیط خانوادگی مرفه یهودی در اوکراین روسیه. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />|350x350پیکسل]]
| |
| == زندگی اولیه و خانواده ==
| |
| لئون تروتسکی در ۷ نوامبر ۱۸۷۹ در روستای کوچک یانوفکا در استان خرسون (بخشی از امپراتوری روسیه، اوکراین کنونی) متولد شد. خانواده برونشتاین یهودیان اشکنازی بودند که برخلاف بسیاری از یهودیان فقیر روسیه، وضعیت اقتصادی خوبی داشتند. پدرش داوید لئونتوویچ برونشتاین کشاورز سختکوش و مالک زمینهای وسیع بود که با روشهای مدرن کشاورزی آشنا بود و مادرش آنا ژیووتوفسکایا از خانوادهای تحصیلکردهتر میآمد که کتابهای روسی و اروپایی در خانه داشتند.
| |
| تروتسکی پنجمین فرزند از هشت فرزند خانواده بود، اما چهار تن از خواهر و برادرانش در کودکی درگذشتند – پدیدهای رایج در آن دوران. محیط روستایی یانوفکا، با کارگران اوکراینی و روسی، نخستین مواجهه تروتسکی با نابرابری طبقاتی بود. او بعدها در خودزندگینامهاش ''زندگی من'' نوشت که پدرش استثمارگر بود اما سختکوش، و این تجربه او را به تحلیل طبقاتی مارکسیستی سوق داد.
| |
| در ۹ سالگی، والدینش او را به اودسا فرستادند تا در مدرسه واقعی سنت پاول (یک موسسه آموزشی عالی با برنامه آلمانیزبان) تحصیل کند. تروتسکی دانشآموزی ممتاز بود و در ریاضیات، تاریخ، ادبیات و زبانهای خارجی (فرانسه، آلمانی) برتری داشت. او شعر میسرود، نمایشنامه مینوشت و به تئاتر علاقهمند بود. در سالهای نوجوانی در نیکولایف، با محافل روشنفکری و رادیکال آشنا شد و نخستین بار با ایدههای سوسیالیستی برخورد کرد. این دوره، پایه شخصیت پرشور، سخنور و تحلیلگر او را شکل داد.<ref name="britannica"/><ref name="service"/><ref name="deutscher">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Deutscher|نام=Isaac|عنوان=The Prophet Armed: Trotsky 1879-1921|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۵۴}}</ref>
| |
| [[پرونده:Young Leon Trotsky.jpg|بندانگشتی|راست|۲۵۰پیکسل|تروتسکی در جوانی، حدود اواخر دهه ۱۸۹۰، پیش از نخستین دستگیری. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == ورود به فعالیت انقلابی ==
| |
| تروتسکی در سالهای آخر دبیرستان در نیکولایف (۱۸۹۶) با محافل زیرزمینی سوسیالیستی آشنا شد. ابتدا به نارودنیکها (پوپولیستهای انقلابی که بر دهقانان تمرکز داشتند) گرایش پیدا کرد، اما به سرعت با مطالعه آثار گئورگی پلخانف (پدر مارکسیسم روسی) و ترجمههای مارکس و انگلس، به مارکسیسم روی آورد. او معتقد بود که طبقه کارگر صنعتی – نه دهقانان – نیروی اصلی انقلاب است.
| |
| در تابستان ۱۸۹۶، تروتسکی گروه مخفی «اتحادیه کارگران جنوب روسیه» را با همکاری چند کارگر و روشنفکر همفکر تأسیس کرد. آنها جزوههای انقلابی چاپ میکردند، اعتصابات کوچک را سازماندهی مینمودند و به کارگران آموزش مارکسیستی میدادند. تروتسکی با نام مستعار «لووف» (Lvov) یا «آنتید اوتو» (Antid Oto) مقاله مینوشت و سخنرانیهای پرشوری ایراد میکرد که بعدها شهرتش به عنوان سخنور انقلابی را پایه گذاشت.
| |
| در ژانویه ۱۸۹۸، پلیس تزاری (اوخرانا) گروه را کشف کرد و تروتسکی در ۱۹ سالگی برای نخستین بار دستگیر شد. او ۱۸ ماه در زندانهای نیکولایف، خرسون، اودسا و مسکو گذراند – تجربهای که او را سخت کرد و به مطالعه عمیقتر واداشت. در زندان با انقلابیون باتجربهتر مانند الکساندرا سوکولوفسکایا (که بعداً همسر اولش شد) آشنا گردید و بحثهای ایدئولوژیک طولانی داشت.
| |
| پس از زندان، به تبعید چهارساله به سیبری (ابتدا لنا، سپس ایركوتسک) محکوم شد. در تبعید، تروتسکی با سوکولوفسکایا ازدواج کرد و دو دختر به نامهای زینایدا (۱۹۰۱) و نینا (۱۹۰۲) به دنیا آمدند. او مقالاتش را برای نشریات زیرزمینی میفرستاد و کتابهایی مانند ''سرمایه'' مارکس را مطالعه کرد. اما تبعید برای او قابل تحمل نبود؛ در تابستان ۱۹۰۲، با کمک همفکران محلی، با پاسپورت جعلی (نام «تروتسکی» – برگرفته از نام یکی از نگهبانان زندان اودسا) از سیبری گریخت و مسیر طولانی به سامارا، وین و سپس لندن را پیمود.<ref name="service"/><ref name="deutscher"/><ref name="britannica"/>
| |
| [[پرونده:Bundesarchiv Bild 183-41636-0006, Leo Trotzki.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|تروتسکی در حال سخنرانی عمومی، حدود ۱۹۱۸ – نشاندهنده قدرت کلامی او که هزاران نفر را بسیج میکرد. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == انقلاب ۱۹۰۵ و نقش رهبری در سوویت پتروگراد ==
| |
| پس از رسیدن به لندن در اکتبر ۱۹۰۲، تروتسکی بلافاصله به گروه تحریریه روزنامه انقلابی ''اسکیرا'' (Iskra – جرقه) پیوست که لنین، پلخانف، مارتوف و ورا زاسولیچ آن را اداره میکردند. او با نام مستعار «پررو» (Pero – قلم) مقالات تند و تیزی مینوشت و به سرعت به یکی از نویسندگان اصلی تبدیل شد. لنین او را «قلم جوان حزب» نامید و از استعدادش ستایش کرد.
| |
| در کنگره دوم حزب کارگران سوسیال دموکرات روسیه (۱۹۰۳، لندن و بروکسل)، شکاف ایدئولوژیک و سازمانی بین بلشویکها (اکثریت، به رهبری لنین) و منشویکها (اقلیت، به رهبری مارتوف) رخ داد. تروتسکی ابتدا جانب منشویکها را گرفت، زیرا با تمرکز قدرت مطلق در دست لنین مخالف بود و آن را خطر دیکتاتوری میدانست – موضعی که بعدها «اشتباه بزرگ جوانی» نامید. | |
| پس از کنگره، تروتسکی به ژنو، سپس مونیخ و پاریس رفت و با ناتالیا سدووا (انقلابی روسی که همسر دوم و همراه مادامالعمرش شد) آشنا گردید. آنها دو پسر به نامهای لِو (۱۹۰۶) و سرگئی (۱۹۰۸) داشتند. در این دوره، تروتسکی تلاش کرد میان بلشویکها و منشویکها میانجیگری کند، اما شکست خورد.
| |
| با آغاز انقلاب ۱۹۰۵ (پس از یکشنبه خونین در سنپتربورگ)، تروتسکی مخفیانه به روسیه بازگشت و در کییف و سپس پتروگراد فعالیت کرد. او به سرعت به یکی از رهبران سوویت کارگران پتروگراد (شورای نمایندگان کارگری) تبدیل شد. در اکتبر ۱۹۰۵، در ۲۶ سالگی، ابتدا معاون رئیس (خروستالیوف-نوسار) و سپس رئیس سوویت گردید. سوویت بیش از ۲۰۰ کارخانه را نمایندگی میکرد و نقش پارلمان انقلابی را ایفا مینمود.
| |
| تروتسکی روزنامههای ''ایزوستیا سوویتا'' و ''روسکایا گازتا'' را ویرایش کرد و مقالات آتشینی نوشت که اعتصاب عمومی اکتبر را سازماندهی کرد – اعتصابی که تزار را وادار به صدور منشور اکتبر (وعده قانون اساسی) نمود. او نظریه «انقلاب مداوم» را در این دوره کامل کرد: انقلاب دموکراتیک بورژوایی در روسیه به دلیل ضعف بورژوازی، باید مستقیماً به انقلاب سوسیالیستی پرولتاریا تبدیل شود و به کشورهای پیشرفته اروپا گسترش یابد.<ref name="deutscher"/><ref name="figes">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Figes|نام=Orlando|عنوان=A People's Tragedy: The Russian Revolution 1891-1924|ناشر=Penguin|سال=۱۹۹۶}}</ref>
| |
| پس از سرکوب انقلاب در دسامبر ۱۹۰۵، تروتسکی دستگیر شد و در دادگاه مشهور ۱۹۰۶، دفاعیهای تاریخی ایراد کرد که در آن رژیم تزاری را محاکمه نمود. او به تبعید ابدی به سیبری (اوبیدورسک) محکوم شد، اما در ژانویه ۱۹۰۷ در راه تبعید دوباره گریخت – این بار به فنلاند، سپس وین – و دوران طولانی تبعید اروپاییاش آغاز گردید.
| |
| عالی! خیلی خوشحالم که قسمت دوم هم مورد پسندت بود 😊
| |
| الان قسمت سوم رو برات میفرستم: سالهای تبعید پیش از انقلاب ۱۹۱۷، جنگ جهانی اول، بازگشت به روسیه و نقش کلیدی در انقلاب ۱۹۱۷. جزئیات خیلی بیشتر اضافه کردم، تصاویر جدید از ویکیمدیا و ارجاعات دقیق.
| |
| قسمت سوم: سالهای تبعید پیش از ۱۹۱۷، جنگ جهانی اول و انقلاب ۱۹۱۷
| |
| [[پرونده:Trotsky 1910s.jpg|بندانگشتی|راست|۲۵۰پیکسل|تروتسکی در دوران تبعید اروپایی، حدود ۱۹۱۰–۱۹۱۴ در وین. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == سالهای تبعید در اروپا (۱۹۰۷–۱۹۱۴) و تلاش برای وحدت حزب ==
| |
| پس از گریز دوم از تبعید سیبری در ۱۹۰۷، تروتسکی ابتدا به فنلاند رفت و با لنین دیدار کرد، اما اختلافاتشان بر سر وحدت حزب ادامه داشت. او سپس به وین نقل مکان کرد و تا ۱۹۱۴ آنجا ماند – دورهای که یکی از خلاقترین مراحل زندگیاش بود. در وین، تروتسکی روزنامه روزانه پراودا (نسخه وینی، نه مسکویی بلشویکها) را منتشر کرد که مخاطبان گستردهای در میان کارگران روسی داشت.
| |
| او به عنوان خبرنگار جنگ به بالکان سفر کرد و گزارشهای درخشانی از جنگهای بالکان (۱۹۱۲–۱۹۱۳) نوشت که بعدها در کتاب ''جنگهای بالکان'' جمعآوری شد. تروتسکی در این دوره تلاش گستردهای برای وحدت بلشویکها و منشویکها کرد و کنفرانسهای وحدت (مانند کنفرانس آگوست ۱۹۱۲ در وین) را سازماندهی نمود، اما لنین این تلاشها را "آشتیطلبی" نامید و تروتسکی را به سانتریسم (مرکزگرایی) متهم کرد.
| |
| در وین، تروتسکی زندگی نسبتاً پایداری داشت: با ناتالیا سدووا و فرزندانش زندگی میکرد، به کافههای روشنفکری وین رفتوآمد داشت و با متفکرانی مانند آدولف یوفه و کارل رادک بحث میکرد. او مقالات نظری عمیقی نوشت و به تحلیل امپریالیسم پرداخت – تحلیلهایی که بعدها پایه کتاب ''جنگ و انترناسیونال'' شد. تروتسکی در این سالها به زبانهای متعدد مسلط شد و به عنوان روزنامهنگار آزاد برای نشریات کییف و اروپایی کار میکرد.<ref name="deutscher"/><ref name="service"/>
| |
| [[پرونده:Trotsky NYWTS.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|تروتسکی در نیویورک، ژانویه ۱۹۱۷ – کوتاه پیش از بازگشت به روسیه. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == جنگ جهانی اول، اینترناسیونالیسم و اقامت در نیویورک ==
| |
| با آغاز جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴، تروتسکی به عنوان شهروند روسی در اتریش-مجارستان (دشمن روسیه) اخراج شد. او ابتدا به سوئیس رفت و در کنفرانس زیمروالد (سپتامبر ۱۹۱۵) شرکت کرد – کنفرانسی که سوسیالیستهای ضدجنگ (از جمله لنین) را گرد آورد. تروتسکی شعار معروف "نه جنگ، نه صلح – انقلاب!" را مطرح کرد و با انترناسیونالیسم پرولتاریایی در برابر شوونیسم ملی دفاع نمود.
| |
| در نوامبر ۱۹۱۴ به پاریس رفت و روزنامه روسیزبان ''ناشه سلوو'' (کلمه ما) را منتشر کرد. او گزارشگر جنگ برای روزنامه کییفی بود و جبهههای غربی را بازدید کرد. در ۱۹۱۶ به دلیل مقالات ضدجنگ از فرانسه اخراج شد، به اسپانیا رفت و آنجا نیز دستگیر و به نیویورک تبعید گردید.
| |
| تروتسکی در ژانویه ۱۹۱۷ به نیویورک رسید و تنها ۱۰ هفته آنجا ماند، اما تأثیر عمیقی گذاشت. او با نیکولای بخارین روزنامه نووی میر (جهان نو) را ویرایش کرد، در میان مهاجران روسی و یهودی سخنرانی کرد و با سوسیالیستهای آمریکایی مانند یوجین دبز آشنا شد. تروتسکی نیویورک را "شهر سرمایهداری مدرن" نامید و مقالاتش در مورد آمریکا بعدها جمعآوری شد.<ref name="britannica"/><ref name="service"/>
| |
| == بازگشت به روسیه و انقلاب فوریه ۱۹۱۷ ==
| |
| با شنیدن خبر انقلاب فوریه (اسفند ۱۲۹۵ خورشیدی) که تزار را سرنگون کرد، تروتسکی بلافاصله عازم روسیه شد. اما در هالیفاکس کانادا توسط مقامات بریتانیایی دستگیر و یک ماه زندانی شد – زیرا به عنوان انقلابی ضدجنگ شناخته میشد. پس از اعتراضات کارگران روسی و فشار دولت موقت، آزاد گردید و در مه ۱۹۱۷ به پتروگراد رسید.
| |
| در این زمان، تروتسکی به گروه کوچک "میانگروهی" (Mezhraiontsy) به رهبری آناتولی لوناچارسکی پیوست که موضعی مستقل از بلشویکها و منشویکها داشت. او به سرعت با لنین آشتی کرد، زیرا لنین با "نامههای آوریل" موضع رادیکالتری گرفته بود. در ژوئیه ۱۹۱۷، گروه میانگروهی (با ۴۰۰۰ عضو) با بلشویکها ادغام شد و تروتسکی به کمیته مرکزی حزب راه یافت.<ref name="figes"/>
| |
| [[پرونده:Trotsky addressing troops 1918.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|تروتسکی در حال سخنرانی برای سربازان ارتش سرخ، ۱۹۱۸ – نشاندهنده نقش او در بسیج تودهها. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == انقلاب اکتبر و نقش تعیینکننده تروتسکی ==
| |
| در تابستان ۱۹۱۷، دولت موقت کرنسکی ضعیفتر شد و بلشویکها قدرت گرفتند. پس از شکست قیام ژوئیه، لنین مخفی شد و تروتسکی به عنوان رئیس سوویت پتروگراد دستگیر گردید، اما در سپتامبر آزاد شد. او کمیته نظامی انقلابی (میلرووکوم) را رهبری کرد که قیام مسلحانه اکتبر را برنامهریزی و اجرا نمود.
| |
| تروتسکی سخنرانیهای آتشین در سیرک مدرن و کارخانهها ایراد کرد و هزاران کارگر و سرباز را بسیج نمود. در شب ۲۵ اکتبر (۷ نوامبر جدید)، او حمله به کاخ زمستانی را هماهنگ کرد – لحظهای که انقلاب پیروز شد. لنین گفت: "تروتسکی ارزش صد گردان را دارد."
| |
| پس از انقلاب، تروتسکی کمیسر امور خارجه شد و کنگره شوراها را رهبری کرد. او مذاکرات صلح برست-لیتوفسک با آلمان را هدایت کرد: ابتدا سیاست "نه جنگ، نه صلح" را پیش برد تا زمان بخرد، اما وقتی آلمان حمله کرد، صلح تحمیلی را پذیرفت (مارس ۱۹۱۸) که روسیه بخشهای وسیعی از خاک غربی را از دست داد. تروتسکی این صلح را "تنفسگاه برای انقلاب" نامید.<ref name="figes"/><ref name="deutscher"/>
| |
| عالی! ممنون از تأییدت 😊
| |
| الان قسمت چهارم رو برات میفرستم: جنگ داخلی روسیه، سازماندهی ارتش سرخ، اوج قدرت تروتسکی و نقشش در سیاستهای اولیه شوروی. جزئیات خیلی گستردهتر شده، تصاویر جدید اضافه کردم و ارجاعات دقیقتر.
| |
| قسمت چهارم: جنگ داخلی روسیه، ارتش سرخ و اوج قدرت (۱۹۱۸–۱۹۲۴)
| |
| [[پرونده:Trotsky on the armored train.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|تروتسکی بر روی قطار زرهی معروفش در جبهههای جنگ داخلی، حدود ۱۹۱۹–۱۹۲۰ – نماد حضور مستقیم او در میدان نبرد. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == جنگ داخلی روسیه و سازماندهی ارتش سرخ ==
| |
| پس از صلح برست-لیتوفسک، روسیه وارد جنگ داخلی خونینی شد (۱۹۱۸–۱۹۲۱). ارتش سفید (مونارشیستها، لیبرالها و سوسیالیستهای ضدبلشویک)، نیروهای خارجی (۱۴ کشور از جمله بریتانیا، فرانسه، آمریکا و ژاپن) و ارتشهای سبز (دهقانی) و سیاه (آنارشیستها) علیه بلشویکها برخاستند. در بهار ۱۹۱۸، ارتش سرخ تقریباً وجود نداشت – فقط چند هزار داوطلب مسلح.
| |
| تروتسکی در مارس ۱۹۱۸ به عنوان کمیسر جنگ (ناركوموُین) منصوب شد و مأموریت یافت ارتش منظمی بسازد. او با انرژی خارقالعاده، ارتش را از ۱۰۰ هزار نفر به بیش از ۵ میلیون نفر رساند. اقدامات کلیدی او:
| |
|
| |
|
| جذب افسران تزاری: بیش از ۵۰ هزار افسر سابق ارتش تزاری (به اصطلاح "متخصصان نظامی") را با اکراه به خدمت گرفت و برای کنترلشان کمیسرهای سیاسی بلشویک گماشت.
| | در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانههای فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاههای او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسانگرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد میسازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.<ref>{{cite web |url=https://www.theguardian.com/books/2001/nov/03/artsandhumanities.highereducation |title=André Malraux: The art of being human |publisher=The Guardian |date=2001-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref> |
| انضباط آهنین: مجازاتهای شدید (از جمله اعدام برای فرار یا خیانت) اعمال کرد و گروگانگیری خانواده افسران را برای وفاداریشان پذیرفت – اقداماتی که بعدها مورد انتقاد قرار گرفت.
| |
| قطار زرهی معروف: تروتسکی با قطار مخصوص خود (مجهز به چاپخانه، رادیو، کتابخانه و نیروهای ویژه) بیش از ۱۰۰ هزار کیلومتر در جبههها سفر کرد، سخنرانی کرد، روحیه داد و استراتژی تعیین نمود.
| |
| بسیج تودهای: شعار "همه چیز برای جبهه!" را داد و میلیونها کارگر و دهقان را بسیج کرد.
| |
|
| |
|
| تروتسکی در جبهههای کلیدی مانند تساریتسین (بعداً استالینگراد)، اورال، سیبری و جنوب حضور داشت. پیروزی بر آدمیرال کولچاک (۱۹۱۹)، دنیکین (۱۹۱۹) و ورانگل (۱۹۲۰) عمدتاً به استراتژی و انرژی او نسبت داده میشود. او جنگ را "دانشگاه انقلاب" نامید و ارتش سرخ را به نیروی منظم و ایدئولوژیک تبدیل کرد.<ref name="figes"/><ref name="service"/><ref name="britannica"/>
| | == زندگی اولیه و جوانی == |
| [[پرونده:Red Army soldiers 1920.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|سربازان ارتش سرخ در سال ۱۹۲۰ – ارتشی که تروتسکی از صفر ساخت و به پیروزی رساند. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| | آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محلهای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمهاش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیکهای شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم میکرد، اما این مانع جاهطلبیهایش نشد. تحصیلات رسمیاش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعتها در کتابخانههای عمومی پاریس غرق کتاب بود. |
| == سیاستهای داخلی و نقش در دولت شوروی اولیه ==
| |
| تروتسکی همزمان عضو پولیتبورو و مسئول امور اقتصادی و فرهنگی نیز بود. در دوران "کمونیسم جنگی" (۱۹۱۸–۱۹۲۱)، او ملی کردن صنعت، کار اجباری و مصادره غلات را حمایت کرد. در بحث اتحادیهها (۱۹۲۰–۱۹۲۱)، تروتسکی خواستار نظامی کردن اتحادیهها شد و با لنین اختلاف پیدا کرد – اختلافی که بعدها استالین از آن بهره برد.
| |
| او کمیسر راهآهن نیز بود و با روشهای نظامی، سیستم حملونقل ویرانشده را بازسازی کرد. تروتسکی در سرکوب قیام کرونشتات (مارس ۱۹۲۱ – دریانوردانی که علیه کمونیسم جنگی شورش کردند) نقش داشت و آن را "ضروری اما تلخ" نامید.
| |
| در حوزه فرهنگ، کتاب ''ادبیات و انقلاب'' (۱۹۲۴) را نوشت که دیدگاههای مارکسیستی در هنر را بیان کرد و از "هنر پرولتاریایی" دفاع نمود اما با سانسور مطلق مخالف بود. او با مایاکوفسکی، آیزنشتاین و هنرمندان آوانگارد همکاری داشت.<ref name="deutscher"/>
| |
| [[پرونده:Trotsky Lenin 1924.jpg|بندانگشتی|۲۵۰پیکسل|تروتسکی در کنار لنین در سال ۱۹۲۴، کوتاه پیش از مرگ لنین – نشاندهنده نزدیکی اولیه آنها. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == اوج قدرت و آغاز مبارزه با استالین ==
| |
| پس از پیروزی در جنگ داخلی، تروتسکی در اوج قدرت بود: عضو پولیتبورو، کمیسر جنگ، نظریهپرداز اصلی حزب و جانشین احتمالی لنین. اما بیماری لنین (سکتههای ۱۹۲۲–۱۹۲۳) صحنه را تغییر داد. استالین به عنوان دبیرکل حزب، شبکهای از وفاداران ساخت و با زینوویف و کامنف علیه تروتسکی متحد شد.
| |
| تروتسکی در پاییز ۱۹۲۳ "اپوزیسیون چپ" را تشکیل داد و در مقاله ''درسهای اکتبر'' و نامه به کنگره حزب، از بوروکراتیزه شدن حزب و کاهش دموکراسی داخلی انتقاد کرد. او خواستار برنامهریزی اقتصادی بیشتر و حمایت از انقلاب جهانی شد. اما در ژانویه ۱۹۲۴ لنین درگذشت و "وصیتنامه لنین" (که استالین را به دلیل تندخویی انتقاد و تروتسکی را ستایش کرده بود) توسط سهگانه سرکوب شد.
| |
| در ۱۹۲۵، تروتسکی از کمیساری جنگ برکنار شد – نخستین شکست بزرگش. او به کارهای اقتصادی و علمی روی آورد اما مبارزه ایدئولوژیک را ادامه داد.<ref name="service"/><ref name="deutscher"/>
| |
| عالی! ممنون از تأییدت 😊
| |
| الان قسمت پنجم (آخرین قسمت اصلی) رو برات میفرستم: مبارزه قدرت نهایی، اخراج از حزب و قدرت، سالهای تبعید طولانی، بنیانگذاری انترناسیونال چهارم، ترور و مرگ. بعدش بخش آثار، نظریهها، میراث و منابع رو میذارم تا مقاله کامل بشه. حجم این قسمت هم خیلی گستردهتر شده.
| |
| قسمت پنجم: مبارزه قدرت نهایی، تبعید، انترناسیونال چهارم، ترور و مرگ
| |
| [[پرونده:Trotsky Stalin conflict.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|تروتسکی و استالین در دوران همکاری ظاهری، حدود ۱۹۲۴–۱۹۲۵ – پیش از درگیری نهایی. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == مبارزه قدرت نهایی و شکست اپوزیسیون چپ (۱۹۲۵–۱۹۲۹) ==
| |
| پس از برکناری از کمیساری جنگ در ۱۹۲۵، تروتسکی به کارهای حاشیهای مانند مدیریت صنایع الکتریکی و امتیازات اقتصادی مشغول شد، اما تمرکز اصلیاش بر مبارزه ایدئولوژیک بود. او با استالین بر سر جهتگیری اقتصادی (صنعتیسازی سریع در برابر NEP لنین) و سیاست خارجی (انقلاب مداوم در برابر سوسیالیسم در یک کشور) اختلاف عمیق داشت.
| |
| در ۱۹۲۶، تروتسکی با دشمنان سابقش گریگوری زینوویف (رهبر پتروگراد) و لو کامنف (رهبر مسکو) متحد شد و "اپوزیسیون متحد" را تشکیل دادند. آنها در جلسات پولیتبورو و کنگره حزب (پانزدهم، دسامبر ۱۹۲۷) از بوروکراسی، سرکوب داخلی و انحراف از اینترناسیونالیسم انتقاد کردند. تروتسکی سخنرانیهای تاریخی ایراد کرد و پلاتفرم اپوزیسیون را نوشت که خواستار دموکراسی حزبی، صنعتیسازی دموکراتیک و حمایت از انقلاب چین بود.
| |
| اما استالین با کنترل دستگاه حزب، اپوزیسیون را سرکوب کرد. در نوامبر ۱۹۲۷، تروتسکی و زینوویف از حزب اخراج شدند. تروتسکی در دهمین سالگرد انقلاب، تظاهرات اپوزیسیون در مسکو و پتروگراد را سازماندهی کرد، اما پلیس مخفی (GPU) آن را پراکنده کرد. در ژانویه ۱۹۲۸، تروتسکی به تبعید داخلی در آلما-آتا (قزاقستان دورافتاده) فرستاده شد – جایی که با ناتالیا و پسرش لِو زندگی کرد و نامههای مخفی به هوادارانش میفرستاد.<ref name="service"/><ref name="deutscher2">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Deutscher|نام=Isaac|عنوان=The Prophet Unarmed: Trotsky 1921-1929|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۵۹}}</ref>
| |
| در آلما-آتا، تروتسکی آثار مهمی مانند انتقاد از برنامه پنجساله استالین نوشت و با هوادارانش در سراسر شوروی ارتباط مخفی داشت. اما استالین در ژانویه ۱۹۲۹ تصمیم به تبعید خارجی گرفت – نخستین بار که رهبر بلشویک از کشور اخراج میشد. تروتسکی با کشتی به ترکیه فرستاده شد.<ref name="britannica"/>
| |
| [[پرونده:Trotsky Prinkipo 1930.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|تروتسکی در تبعید پرینکپو (ترکیه)، حدود ۱۹۳۰ – همراه با ناتالیا سدووا و پسرش لِو سدوف. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == سالهای تبعید طولانی (۱۹۲۹–۱۹۴۰) و مبارزه علیه استالینیسم ==
| |
| تروتسکی ابتدا چهار سال (۱۹۲۹–۱۹۳۳) در جزیره پرینکپو (نزدیک استانبول) زندگی کرد – دورهای نسبتاً آرام که پرکارترین مرحله نویسندگیاش بود. او کتابهای ''زندگی من'' (خودزندگینامه، ۱۹۳۰)، ''تاریخ انقلاب روسیه'' (شاهکار دوجلدی، ۱۹۳۰–۱۹۳۲) و ''انقلاب مداوم'' (۱۹۳۰) را نوشت. پرینکپو به مرکز مکاتبات تروتسکی با هواداران جهانی تبدیل شد.
| |
| در ۱۹۳۳، با روی کار آمدن هیتلر در آلمان و شکست کمینترن در مقابله با فاشیسم، تروتسکی به فرانسه رفت. او استالین را به خاطر سیاست "جبهه خلقی" اشتباه متهم کرد. در فرانسه مخفی زندگی کرد و با آندره برتون (سوررئالیست) manifesto برای هنر انقلابی نوشت. در ۱۹۳۵ به نروژ رفت، اما تحت فشار شوروی زندانی خانگی شد و آثارش سوزانده گردید.
| |
| در دسامبر ۱۹۳۶، تروتسکی به مکزیک پناهنده شد – به دعوت رئیسجمهور لازارو کاردناس و مهماندی دیهگو ریورا و فریدا کالو. در کویوآکان (حومه مکزیکوسیتی)، خانهای خرید و به مرکز فعالیتهای ضداستالینی تبدیل کرد. او کتابهای ''انقلاب خیانتشده'' (۱۹۳۶ – تحلیل بوروکراسی شوروی به عنوان طبقه جدید) و انتقاد از دادگاههای مسکو را نوشت.
| |
| تروتسکی دادگاههای نمایشی مسکو (۱۹۳۶–۱۹۳۸) را که دوستان قدیمیاش را به "تروتسکیسم" متهم و اعدام میکرد، محکوم کرد. او کمیسیون تحقیق بینالمللی به ریاست جان دویی (فیلسوف آمریکایی) را سازماندهی کرد که در مکزیک جلسه برگزار کرد و تروتسکی را کاملاً تبرئه نمود.<ref name="deutscher3">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Deutscher|نام=Isaac|عنوان=The Prophet Outcast: Trotsky 1929-1940|ناشر=Oxford University Press|سال=۱۹۶۳}}</ref>
| |
| در ۱۹۳۸، تروتسکی انترناسیونال چهارم را در پاریس بنیان گذاشت تا جایگزین کمینترن استالینی شود. برنامه انتقالی آن خواستار انقلاب جهانی، دفاع از شوروی در برابر امپریالیسم اما مبارزه با بوروکراسی داخلی بود. انترناسیونال چهارم بخشهایی در اروپا، آمریکا و آمریکای لاتین داشت اما کوچک ماند.
| |
| در تبعید، تروتسکی خانوادهاش را از دست داد: پسرش لِو سدوف (همکار نزدیک) در ۱۹۳۸ در پاریس ترور شد، سرگئی (غیرسیاسی) در شوروی ناپدید گردید، دخترانش زینایدا و نینا خودکشی کردند یا در اردوگاهها مردند.<ref name="service"/>
| |
| [[پرونده:Trotsky assassination weapon.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|تبر یخ (پیکآیس) مورد استفاده در ترور تروتسکی، نگهداریشده در موزه. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| |
| == ترور و مرگ ==
| |
| استالین چندین سوءقصد به تروتسکی سازماندهی کرد. در ۲۴ مه ۱۹۴۰، گروهی به رهبری دیوید آلفارو سیکیروس (نقاش مکزیکی و عامل استالین) به خانه کویوآکان حمله کرد و صدها گلوله شلیک کرد، اما تروتسکی و خانوادهاش زنده ماندند.
| |
| در ۲۰ اوت ۱۹۴۰، رامون مرکادر (عامل NKVD با هویت جعلی ژاک مورنارد، عاشق یکی از秘书های تروتسکی) به بهانه نشان دادن مقاله، به دفتر تروتسکی رفت و با تبر یخ به سر او ضربه زد. تروتسکی با وجود زخم عمیق، تا بیمارستان مبارزه کرد و به نگهبانان گفت: "این مرد را نکشید، باید حرف بزند!" او ۲۴ ساعت بعد در ۲۱ اوت ۱۹۴۰ درگذشت.
| |
| مرگ تروتسکی پایان نمادین نسل اول انقلاب بود. مراسم تشییع او در مکزیکوسیتی هزاران نفر را گرد آورد و خاکسترش در حیاط خانهاش دفن شد – جایی که امروز موزه تروتسکی است.<ref name="britannica"/><ref name="service"/>
| |
| [[پرونده:Trotsky books collection.jpg|بندانگشتی|راست|۳۰۰پیکسل|مجموعهای از کتابهای لئون تروتسکی – نشاندهنده حجم عظیم آثار او حتی در تبعید. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="marxists" />]]
| |
| == آثار عمده ==
| |
| تروتسکی یکی از پرکارترین نویسندگان سیاسی قرن بیستم بود و بیش از ۳۰ جلد کتاب، هزاران مقاله، نامه و سخنرانی از خود به جا گذاشت. آثار او ترکیبی از تاریخنگاری دقیق، تحلیل مارکسیستی، ادبیات و خودزندگینامه است:
| |
|
| |
|
| زندگی من (۱۹۳۰): خودزندگینامهای جذاب و صادقانه که زندگی او را تا تبعید ترکیه روایت میکند. یکی از بهترین خودزندگینامههای سیاسی قرن.
| | در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقهمند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشتههایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجوییهایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمههای باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبیاش مانند آندره ژید برای آزادیاش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاههای چپگرایانه همراه بود.<ref>{{cite web |url=https://www.encyclopedia.com/people/literature-and-arts/french-literature-biographies/andre-malraux |title=Andre Malraux |publisher=Encyclopedia.com |accessdate=2025-12-26}}</ref> |
| تاریخ انقلاب روسیه (دو جلد، ۱۹۳۰–۱۹۳۲): شاهکار تاریخنگاری که انقلاب فوریه تا اکتبر را گامبهگام و با اسناد فراوان توصیف میکند. حتی منتقدان غیرمارکسیست آن را کلاسیک میدانند.
| |
| انقلاب مداوم (۱۹۳۰): تبیین کامل نظریه اصلی او که انقلاب در کشورهای عقبمانده باید بدون توقف به سوسیالیسم و انقلاب جهانی گسترش یابد.
| |
| انقلاب خیانتشده (۱۹۳۶): تحلیل مشهور بوروکراسی شوروی به عنوان "طبقه جدید" که انقلاب را خیانت کرد – کتابی که پایه نقد تروتسکیستی به استالینیسم شد.
| |
| درسهای اکتبر (۱۹۲۴): تحلیل نقش بلشویکها در قیام ۱۹۱۷ و انتقاد از زینوویف و کامنف.
| |
| ادبیات و انقلاب (۱۹۲۴): مجموعه مقالات در مورد هنر، فرهنگ و نقش روشنفکران در انقلاب – دفاع از آزادی هنری در چارچوب مارکسیستی.
| |
| آثار متأخر مانند دفاع از مارکسیسم (۱۹۳۹–۱۹۴۰) و تحلیلهای فاشیسم، جنگ جهانی دوم و برنامه انتقالی انترناسیونال چهارم.
| |
|
| |
|
| تروتسکی حتی در تبعید، روزانه هزاران کلمه مینوشت یا دیکته میکرد و آرشیو عظیمی از نامهها و مقالات به جا گذاشت که در Marxists.org موجود است.<ref name="marxists"/><ref name="service"/>
| | == ماجراجوییهای آسیایی و فعالیتهای سیاسی اولیه == |
| == نظریههای کلیدی و سهم ایدئولوژیک ==
| | دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلالطلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمانهای آسیاییاش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت میکنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تمهای اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند. |
| تروتسکی سه سهم اصلی به مارکسیسم افزود:
| | با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیستها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوریخواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید. |
|
| |
|
| نظریه انقلاب مداوم: در برابر "انقلاب مرحلهای" منشویکها، تروتسکی معتقد بود در کشورهای عقبمانده مانند روسیه، بورژوازی ضعیف است و پرولتاریا باید رهبری انقلاب دموکراتیک را بر عهده گیرد و آن را مستقیماً به سوسیالیستی تبدیل کند – اما این انقلاب بدون حمایت انقلاب در کشورهای پیشرفته پایدار نمیماند.
| | در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازیها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.<ref>{{cite web |url=https://apollo-magazine.com/the-many-lives-of-andre-malraux/ |title=The many lives of André Malraux |publisher=Apollo Magazine |date=2020-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref> |
| تحلیل ترمیدور شوروی: تروتسکی انقلاب روسیه را با انقلاب فرانسه مقایسه کرد و ظهور استالین را "ترمیدور" (واکنش بورژوایی) نامید – نه بازگشت سرمایهداری، بلکه ظهور بوروکراسی استثمارگر که منافع خود را بر پرولتاریا تحمیل کرد.
| |
| دفاع از دموکراسی کارگری: تروتسکی همیشه بر شوراها (سوویتها) به عنوان پایه قدرت کارگری تأکید داشت و با دیکتاتوری حزبی تکحزبی مخالف بود – ایدهای که بعدها در انتقاد از توتالیتاریسم تأثیر گذاشت.
| |
|
| |
|
| او فاشیسم را "انتقام سرمایهداری از تهدید پرولتاریایی" میدانست و سیاست جبهه متحد علیه آن را پیشنهاد کرد.<ref name="britannica"/><ref name="deutscher"/>
| | == آثار ادبی و رمانهای انقلابی == |
| [[پرونده:Trotsky museum Coyoacan.jpg|بندانگشتی|چپ|۳۰۰پیکسل|خانه-موزه تروتسکی در کویوآکان مکزیک – جایی که او آخرین سالهای زندگیاش را گذراند و ترور شد. منبع: Wikimedia Commons.<ref name="britannica" />]]
| | آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکستخورده کمونیستها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت میکند. شخصیتهای اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه میکنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است. |
| == میراث و تأثیر پایدار ==
| | |
| تروتسکی پس از مرگ به نماد مقاومت علیه توتالیتاریسم استالینی تبدیل شد. تروتسکیسم به عنوان جریان جداگانه چپ، در دهههای ۱۹۳۰–۱۹۵۰ جنبشهای مهمی در فرانسه، ویتنام (هو شی مین ابتدا تروتسکیست بود)، بولیوی، سریلانکا و بریتانیا داشت. پس از کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی (۱۹۵۶) و افشای جنایات استالین توسط خروشچف، بسیاری از تحلیلهای تروتسکی (مانند پیشبینی پاکسازیها و بوروکراسی) تأیید شد.
| | رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازیهاست و برادری انسانی را ستایش میکند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رماننویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.<ref>{{cite web |url=https://fivebooks.com/best-books/andre-malraux-olivier-todd/ |title=The Best André Malraux Books |publisher=Five Books |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://www.theparisreview.org/blog/2016/11/23/malraux-at-large/ |title=Malraux at Large |publisher=The Paris Review |date=2016-11-23 |accessdate=2025-12-26}}</ref> |
| در دوران جنگ سرد، تروتسکی بر متفکرانی مانند آیزاک دویچر (نویسنده سهگانه مشهور)، ارنست ماندل و تونی کلیف تأثیر گذاشت. ایدههای او در تحلیل دولتهای بوروکراتیک پسااستالینی (چین، کوبا، اروپای شرقی) و نقد سرمایهداری دولتی کاربرد یافت. | |
| در قرن ۲۱، تروتسکی همچنان موضوع بحث است: برخی او را قهرمان اینترناسیونالیسم و دموکراسی کارگری میدانند، برخی دیگر به نقشش در سرکوب کرونشتات و کمونیسم جنگی انتقاد دارند. زندگی او موضوع بیوگرافیهای متعدد (دویچر، سرویس، فولک)، فیلمها (مانند ''تروتسکی'' نتفلیکس) و رمانها است. خانهاش در مکزیک موزه است و آرشیوهایش در دانشگاه هاروارد و Marxists.org در دسترس عموم.
| |
| تروتسکی تراژیکترین چهره انقلاب روسیه باقی ماند: معمار پیروزی که قربانی همان سیستمی شد که ساخت. میراث او در دفاع از سوسیالیسم دموکراتیک، اینترناسیونالیسم و مبارزه با بوروکراسی همچنان الهامبخش جنبشهای چپ در سراسر جهان است.<ref name="britannica"/><ref name="service"/><ref name="marxists"/>
| |
| == منابع == | |
| === بیوگرافیهای اصلی ===
| |
|
| |
|
| Service, Robert. ''Trotsky: A Biography''. Harvard University Press, ۲۰۰۹. https://www.hup.harvard.edu/books/9780674036154
| | در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمهخودزندگینامهای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانهای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان. |
| Deutscher, Isaac. سهگانه: ''The Prophet Armed'' (۱۹۵۴)، ''The Prophet Unarmed'' (۱۹۵۹)، ''The Prophet Outcast'' (۱۹۶۳). Oxford University Press.
| |
|
| |
|
| === دانشنامهها و آرشیوها === | | == نظریهپردازی هنر و مفهوم موزه خیالی == |
| | پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سهجلدی روانشناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیباییشناختی صرف، بلکه متافیزیکی میداند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او میگوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش میکنند. |
| | کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایدههاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگها را متحد میکند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزهای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمههای آفریقایی را کنار هم قرار میدهد. این ایده پیشبینیکننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود. |
| | سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت میدانست و تأثیرش بر نظریهپردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.<ref>{{cite web |url=https://arthistorians.info/malrauxa/ |title=Malraux, André |publisher=Dictionary of Art Historians |accessdate=2025-12-26}}</ref> |
|
| |
|
| "Leon Trotsky." ''Encyclopædia Britannica''. https://www.britannica.com/biography/Leon-Trotsky
| | == وزارت فرهنگ و فعالیتهای سیاسی دیرینه == |
| آرشیو کامل آثار تروتسکی در Marxists Internet Archive. https://www.marxists.org/archive/trotsky/
| | در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپگرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانههای فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث. |
|
| |
|
| === منابع تاریخی دیگر === | | او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.<ref>{{cite web |url=https://www.culture.gouv.fr/en/The-Ministry/History-of-the-Ministry/Andre-Malraux-1959-1969 |title=André Malraux (1959-1969) |publisher=French Ministry of Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref> |
|
| |
|
| Figes, Orlando. ''A People's Tragedy: The Russian Revolution 1891-1924''. Penguin, ۱۹۹۶.
| | == زندگی شخصی، مرگ و میراث == |
| | مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصیاش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی. |
| | در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهامبخش برای اگزیستانسیالیستها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریهپرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایدههای او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.<ref>{{cite web |url=https://www.franceculture.fr/personne/andre-malraux |title=André Malraux |publisher=France Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref> |
|
| |
|
| === منابع تصویری ===
| | == منابع == |
| تصاویر از Wikimedia Commons انتخاب شدهاند: https://commons.wikimedia.org/wiki/Category:Leon_Trotsky
| |
| == پانویس ==
| |
| {{پانویس}}
| |
| آندره مالرو
|
 آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
|
| نام اصلی
|
ژرژ-آندره مالرو
|
| زمینهٔ کاری |
رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
|
| زادروز
|
۳ نوامبر ۱۹۰۱(۱۹۰۱-11-0۳) پاریس، فرانسه
|
| مرگ
|
۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ میلادی (۷۵ سال) کرتییه-سن-آندره، فرانسه
|
| ملیت
|
فرانسوی
|
| علت مرگ
|
آمبولی ریوی
|
| جایگاه خاکسپاری
|
پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
|
| پیشه
|
نویسنده، نظریهپرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
|
| سالهای نویسندگی
|
۱۹۲۱–۱۹۷۶
|
| سبک نوشتاری
|
اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
|
| کتابها
|
وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
|
| همسر(ها)
|
کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
|
| فرزندان
|
سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
|
| دلیل سرشناسی
|
رماننویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
|
| اثرگذاشته بر
|
نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریهپردازان هنر مدرن
|
| اثرپذیرفته از
|
فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
|
| امضا
|
پرونده:André Malraux signature.svg
|
| جوایز
|
| جایزه گونکور (۱۹۳۳)، مدال مقاومت، لژیون دونور
|
|
آندره مالرو (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجستهترین نویسندگان، نظریهپردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمانهای انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روانشناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوشهای باستانشناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازیها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف میکرد.
در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانههای فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاههای او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسانگرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد میسازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.[۱]
زندگی اولیه و جوانی
آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محلهای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمهاش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیکهای شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم میکرد، اما این مانع جاهطلبیهایش نشد. تحصیلات رسمیاش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعتها در کتابخانههای عمومی پاریس غرق کتاب بود.
در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقهمند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشتههایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجوییهایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمههای باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبیاش مانند آندره ژید برای آزادیاش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاههای چپگرایانه همراه بود.[۲]
ماجراجوییهای آسیایی و فعالیتهای سیاسی اولیه
دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلالطلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمانهای آسیاییاش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت میکنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تمهای اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند.
با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیستها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوریخواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.
در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازیها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.[۳]
آثار ادبی و رمانهای انقلابی
آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکستخورده کمونیستها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت میکند. شخصیتهای اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه میکنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.
رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازیهاست و برادری انسانی را ستایش میکند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رماننویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.[۴][۵]
در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمهخودزندگینامهای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانهای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.
نظریهپردازی هنر و مفهوم موزه خیالی
پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سهجلدی روانشناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیباییشناختی صرف، بلکه متافیزیکی میداند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او میگوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش میکنند.
کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایدههاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگها را متحد میکند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزهای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمههای آفریقایی را کنار هم قرار میدهد. این ایده پیشبینیکننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود.
سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت میدانست و تأثیرش بر نظریهپردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.[۶]
وزارت فرهنگ و فعالیتهای سیاسی دیرینه
در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپگرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانههای فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.
او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.[۷]
زندگی شخصی، مرگ و میراث
مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصیاش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی.
در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهامبخش برای اگزیستانسیالیستها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریهپرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایدههای او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.[۸]
منابع