کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۱۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
| نام = فرانتس فانون
| نام = آندره مالرو
| تصویر = فرانتس فانون.jpg
| تصویر = آندره مالرو.jpg
| توضیح تصویر = فرانتس فانون، حدود دهه ۱۹۵۰
| توضیح تصویر = آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
| نام اصلی = Frantz Omar Fanon
| نام اصلی = ژرژ-آندره مالرو
| زمینه فعالیت = روان‌پزشکی، فلسفه سیاسی، نظریه پسااستعماری، مبارزه ضداستعماری
| زمینه فعالیت = رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
| ملیت = فرانسوی (مارتینیکی)
| ملیت = فرانسوی
| تاریخ تولد = ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۵
| تاریخ تولد = {{تولد|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| محل تولد = فورت-دو-فرانس، مارتینیک، مستعمره فرانسه
| محل تولد = پاریس، فرانسه
| تاریخ مرگ = ۶ دسامبر ۱۹۶۱ (۳۶ سال)
| تاریخ مرگ = {{مرگ و سن|۱۹۷۶|۱۱|۲۳|۱۹۰۱|۱۱|۳}}
| محل مرگ = بتزدا، مریلند، ایالات متحده
| محل مرگ = کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
| علت مرگ = لوسمی (لوکمی)
| علت مرگ = آمبولی ریوی
| محل دفن = گورستان شهدای عین کرمه، الجزایر
| مدفن = پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
| محل زندگی = مارتینیک • لیون (فرانسه) • بلیدا و الجزایر (الجزایر) • تونس • آکرا (غنا)
| پیشه = نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
| در زمان حکومت = فرانسه چهارم، فرانسه پنجم، جنگ استقلال الجزایر
| سال‌های نویسندگی = ۱۹۲۱–۱۹۷۶
| اتفاقات مهم = جنگ جهانی دوم در ارتش آزاد فرانسه • پیوستن به جبهه آزادی‌بخش ملی الجزایر (FLN) • اخراج از الجزایر (۱۹۵۶) • سفیر دولت موقت الجزایر در غنا
| سبک نوشتاری = اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
| نام دیگر = ابراهیم فانون (نام مستعار در FLN)
| کتاب‌ها = وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
| لقب = نظریه‌پرداز بزرگ خشونت انقلابی، صدای ملعونان زمین
| همسر = کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
| پیشه = روان‌پزشک، فیلسوف سیاسی، نویسنده، دیپلمات انقلابی، ویراستار روزنامه المجاهد
| فرزندان = سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
| سال‌های نویسندگی = ۱۹۵۲–۱۹۶۱
| جوایز = جایزه گونکور (۱۹۳۳)، مدال مقاومت، لژیون دونور
| سبک نوشتاری = روان‌کاوی سیاسی، پدیدارشناسی، نظریه انتقادی، ادبیات انقلابی
| علت شهرت = رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
| کتاب‌ها = پوست سیاه، ماسک‌های سفید (۱۹۵۲)
| تأثیرپذیرفته از = فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
استعمار در حال مرگ (۱۹۵۹)
| تأثیرگذاشته بر = نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
ملعونان زمین (۱۹۶۱)
| وبگاه =
به سوی انقلاب آفریقایی (۱۹۶۴، پس از مرگ)
| امضا = André Malraux signature.svg
| نمایشنامه‌ها = سه نمایشنامه در دوران دانشجویی (دو تای آن‌ها باقی مانده)
| تحصیلات = دکترای پزشکی با تخصص روان‌پزشکی
| دانشگاه = دانشگاه لیون، فرانسه
| حوزه = روان‌پزشکی نهادی، مطالعات پسااستعماری، فلسفه رهایی‌بخش، روان‌شناسی استعمار
| استاد = فرانسوا توسکل، ژوزف سِکِوِه، موریس مرلو-پونتی (غیرمستقیم)
| شاگرد = مستقیماً شاگرد رسمی نداشت اما بر نسل‌های متعدد متفکران جنوب جهانی تأثیر عمیق گذاشت
| علت شهرت = بنیان‌گذاری نظریه پسااستعماری مدرن و دفاع فلسفی از خشونت انقلابی علیه استعمار
| تأثیرگذاشته بر = جنبش بلک پنتر، استیو بیکو، چه گوارا، مالکوم ایکس، ادوارد سعید، هومی بابا، نگوگی وا تیونگو، فلسطینی‌ها، جنبش‌های آمریکای لاتین، مطالعات سیاه، نظریه کوئیر، افروپسیمیسم
| تأثیرپذیرفته از = آیمه سزیر، ژان‌پل سارتر، کارل مارکس، گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، زیگموند فروید، ژاک لاکان، فرانتس توسکل
| جوایز = صلیب جنگ (Croix de guerre) فرانسه به‌خاطر رشادت در جنگ جهانی دوم
| گفتاورد = «استعمار فقط به زبان زور می‌فهمد؛ وظیفه تاریخی ملعونان زمین این است که با هر وسیله‌ای که در دسترس دارند، این زبان را به او یاد بدهند.»
| اندازه تصویر = ۲۷۰ پیکسل
}}
}}
'''آندره مالرو''' (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.


'''فرانتس عمر فانون''' (۱۹۲۵–۱۹۶۱)، روان‌پزشک، فیلسوف سیاسی و مبارز ضداستعماری اهل مارتینیک (جزیره‌ای در کارائیب تحت سلطه فرانسه)، یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن بیستم در حوزه مطالعات پسااستعماری، نظریه انتقادی و روان‌شناسی استعمار است. زاده‌شده در خانواده‌ای طبقه متوسط سیاه‌پوست، فانون در نوجوانی با نژادپرستی روبرو شد و در جنگ جهانی دوم به عنوان سرباز ارتش آزاد فرانسه جنگید، تجربه‌ای که او را به انتقاد از استعمار واداشت. پس از تحصیل پزشکی و روان‌پزشکی در دانشگاه لیون فرانسه، به الجزایر رفت و در بیمارستان بلیدا-ژوآنویل کار کرد، جایی که اثرات روانی خشونت استعماری را بر قربانیان مشاهده کرد. او به جنبش آزادی‌بخش الجزایر (جبهه آزادی‌بخش ملی، FLN) پیوست، روزنامه المجاهد را ویرایش کرد و سفیر دولت موقت الجزایر در غنا شد. آثار کلیدی او، از جمله ''پوست سیاه، ماسک‌های سفید'' (۱۹۵۲) که به بررسی روان‌شناسی نژادپرستی می‌پردازد، ''استعمار در حال مرگ'' (۱۹۵۹) که تغییرات فرهنگی انقلاب الجزایر را توصیف می‌کند، و ''ملعونان زمین'' (۱۹۶۱) که خشونت را به عنوان ابزار رهایی توجیه می‌کند، پایه‌گذار نظریه‌های ضداستعماری هستند. فانون استعمار را نه تنها اقتصادی و سیاسی، بلکه روانی و فرهنگی می‌دانست و بر ضرورت ایجاد انسانیت جدیدی پس از استعمار تأکید داشت. او در ۳۶ سالگی بر اثر لوسمی درگذشت، اما میراثش جنبش‌های آزادی‌بخش در آفریقا، فلسطین، آمریکای لاتین و جنبش‌های حقوق مدنی سیاه‌پوستان را الهام بخشید. این مقاله زندگی، آثار، فلسفه و تأثیرات پایدار او را بررسی می‌کند، با تمرکز بر جنبه‌های روان‌شناختی و انقلابی‌اش.
در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.<ref>{{cite web |url=https://www.theguardian.com/books/2001/nov/03/artsandhumanities.highereducation |title=André Malraux: The art of being human |publisher=The Guardian |date=2001-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>


تصویر فرانتس فانون در جوانی ''فرانتس فانون در دهه ۱۹۵۰، در دوران فعالیت روان‌پزشکی‌اش در الجزایر. منبع: Wikimedia Commons.''
== زندگی اولیه و جوانی ==
آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.


== زندگی‌نامه اولیه ==
در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.<ref>{{cite web |url=https://www.encyclopedia.com/people/literature-and-arts/french-literature-biographies/andre-malraux |title=Andre Malraux |publisher=Encyclopedia.com |accessdate=2025-12-26}}</ref>
فرانتس عمر فانون در ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۵ در فورت دو فرانس، پایتخت مارتینیک، متولد شد. مارتینیک در آن زمان مستعمره فرانسه بود و خانواده فانون، که از طبقه متوسط سیاه‌پوستان بودند، شامل پدرش کازیمیر فانون (بازرس گمرک) و مادرش الئانور مدلیس (صاحب فروشگاه سخت‌افزار) می‌شد. او سومین فرزند از هشت فرزند بود و در خانواده‌ای با ریشه‌های آفریقایی-کارائیبی و الزاسی رشد کرد. فانون در دبیرستان ویکتور شولشر، یکی از معتبرترین مدارس مارتینیک، تحصیل کرد و تحت تأثیر معلمش، شاعر و سیاستمدار آیمه سزیر، قرار گرفت که بنیان‌گذار جنبش نگریتود (Negritude) بود. این جنبش بر هویت سیاه‌پوستانه و فرهنگی آفریقایی تأکید داشت و فانون را به تفکر در مورد هویت نژادی واداشت. او عاشق فوتبال بود و بعدها در بیمارستان بلیدا، مسابقات فوتبالی برای بیماران و کارکنان سازمان‌دهی کرد. در دوران نوجوانی، فانون با نژادپرستی سیستماتیک در جامعه استعماری روبرو شد، که بعدها در آثارش بازتاب یافت.


در سال ۱۹۴۳، پس از سقوط فرانسه به دست نازی‌ها و کنترل رژیم ویشی بر مارتینیک، فانون که تنها ۱۸ ساله بود، از جزیره گریخت و به دومینیکا پناهنده شد. او پس از قیامی محلی به مارتینیک بازگشت و به گردان پیاده‌نظام آنتیلی پنجم در ارتش آزاد فرانسه پیوست. فانون در مراکش و الجزایر آموزش دید و در عملیات دراگون و نبرد آلزاس شرکت کرد، جایی که زخمی شد و نشان صلیب جنگ را دریافت کرد. با این حال، تجربیاتش از نژادپرستی، یهودستیزی و اسلام‌هراسی در ارتش فرانسه، او را دلسرد کرد؛ سربازان سیاه‌پوست اغلب از خطوط مقدم حذف می‌شدند. این تجربیات اولیه، بذرهای انتقاد فانون از استعمار را کاشتند و او را به عنوان یک مبارز ضداستعماری شکل دادند.
== ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه ==
دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند.
با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.


== تحصیلات و حرفه روان‌پزشکی ==
در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.<ref>{{cite web |url=https://apollo-magazine.com/the-many-lives-of-andre-malraux/ |title=The many lives of André Malraux |publisher=Apollo Magazine |date=2020-11-03 |accessdate=2025-12-26}}</ref>
پس از جنگ جهانی دوم، فانون در ۱۹۴۶ به فرانسه بازگشت و در دانشگاه لیون در رشته پزشکی و روان‌پزشکی تحصیل کرد. او در سال ۱۹۵۱ مدرک دکترای پزشکی خود را دریافت کرد و تحت تأثیر فیلسوفانی مانند ژان‌پل سارتر، موریس مرلو-پونتی و ژاک لاکان قرار گرفت. فانون سه نمایشنامه نوشت (دو تای آن‌ها باقی مانده) و در سمینارهای مرلو-پونتی شرکت کرد. رساله دکترایش در ابتدا ''مقاله‌ای در مورد بیگانگی سیاه‌پوستان'' بود که به دلیل محتوای سیاسی‌اش رد شد، و بعدها به ''تغییرات ذهنی در بیماری فریدریش'' تغییر یافت. در سال ۱۹۴۸، رابطه‌ای با میشل وایر داشت که منجر به تولد دخترش میریل در ۱۹۵۳ شد. در ۱۹۵۲ با جوزی دوبله ازدواج کرد و پسری به نام اولیویه به دنیا آمد.


فانون در بیمارستان سنت‌آلبان-سور-لیمگنول تحت نظارت فرانسوا توسکل، بنیان‌گذار روان‌درمانی نهادی، آموزش دید. این رویکرد بر ادغام بیماران در جامعه و فرهنگ تأکید داشت و فانون را به مدل روان‌شناسی جامعه‌ای سوق داد. او باور داشت که بیماران روانی با ادغام در خانواده و جامعه بهبود می‌یابند، نه در انزوای نهادی. در ۱۹۵۳، به عنوان رئیس بخش روان‌پزشکی بیمارستان بلیدا-ژوآنویل در الجزایر منصوب شد، جایی که هم بیماران الجزایری و هم سربازان فرانسوی را درمان می‌کرد. او اثرات خشونت استعماری بر روان انسان را مشاهده کرد و درمان‌های نوآورانه‌ای مانند درمان اجتماعی-فرهنگی معرفی کرد، که بیماران را به ریشه‌های فرهنگی‌شان متصل می‌کرد.
== آثار ادبی و رمان‌های انقلابی ==
آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.


فرانتس فانون با تیم پزشکی در بلیدا ''فانون با تیم پزشکی در بیمارستان بلیدا، الجزایر، ۱۹۵۳–۱۹۵۶. منبع: Wikimedia Commons.''
رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.<ref>{{cite web |url=https://fivebooks.com/best-books/andre-malraux-olivier-todd/ |title=The Best André Malraux Books |publisher=Five Books |accessdate=2025-12-26}}</ref><ref>{{cite web |url=https://www.theparisreview.org/blog/2016/11/23/malraux-at-large/ |title=Malraux at Large |publisher=The Paris Review |date=2016-11-23 |accessdate=2025-12-26}}</ref>


== فعالیت‌های سیاسی و انقلاب الجزایر ==
در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.
جنگ الجزایر (۱۹۵۴–۱۹۶۲) نقطه عطفی در زندگی فانون بود. از ۱۹۵۴، او با جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) همکاری کرد و قربانیان شکنجه و مبارزان را درمان نمود. در ۱۹۵۵ به طور کامل به FLN پیوست و تحقیقات فرهنگی در کابلی انجام داد. در ۱۹۵۶، نامه استعفا مشهورش را نوشت که در آن تبعیض نژادی در بیمارستان را محکوم کرد و اخراج شد. به تونس تبعید شد و ویراستار روزنامه المجاهد شد، جایی که مقالاتش در مورد استراتژی‌های انقلابی منتشر می‌شد. فانون سفیر دولت موقت جمهوری الجزایر (GPRA) در غنا شد و در کنفرانس‌های آکرا، کوناکری، آدیس آبابا و قاهره شرکت کرد. او خطوط تأمین و جبهه‌های جنگ را سازمان‌دهی کرد و بر وحدت آفریقایی تأکید داشت.


در این دوره، فانون با رهبرانی مانند گمال عبدالناصر و کوامه نکرومه ملاقات کرد و سفرهایش به آفریقای زیرصحرا تفکرش را غنی ساخت. او خشونت استعماری را به عنوان زبانی تحمیلی توصیف کرد و خشونت انقلابی را به عنوان پاسخی کاتارتیک و ضروری برای رهایی می‌دید. فعالیت‌هایش او را به عنوان استراتژیست انقلاب آفریقایی تثبیت کرد، هرچند بیماری لوسمی‌اش در ۱۹۶۰ تشخیص داده شد.
== نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی ==
پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند.
کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود.
سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.<ref>{{cite web |url=https://arthistorians.info/malrauxa/ |title=Malraux, André |publisher=Dictionary of Art Historians |accessdate=2025-12-26}}</ref>


== آثار عمده ==
== وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه ==
فانون دو کتاب اصلی در زمان حیاتش منتشر کرد: ''پوست سیاه، ماسک‌های سفید'' (۱۹۵۲) که بر اساس تجربیاتش در لیون نوشته شد و روان‌شناسی استعمار را بررسی می‌کند، و ''ملعونان زمین'' (۱۹۶۱) که دیکته‌شده در بستر بیماری است و با مقدمه سارتر، خشونت را توجیه می‌کند. ''استعمار در حال مرگ'' (۱۹۵۹) تغییرات فرهنگی در انقلاب الجزایر را توصیف می‌کند، مانند نقش زنان بدون حجاب به عنوان نماد رهایی. ''به سوی انقلاب آفریقایی'' (۱۹۶۴، پس از مرگ) مجموعه مقالاتی از المجاهد است. در ۲۰۱۵، ''نوشته‌های در مورد بیگانگی و آزادی'' منتشر شد که شامل نوشته‌های منتشرنشده است. آثار فانون ترکیبی از روان‌کاوی، پدیدارشناسی، اگزیستانسیالیسم و نگریتود است و توسط جوزی ویرایش می‌شد.
در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.  


جلد کتاب ملعونان زمین ''جلد کتاب ملعونان زمین (۱۹۶۱)، اثر کلیدی فانون در دفاع از خشونت انقلابی. منبع: Wikimedia Commons.''
او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.<ref>{{cite web |url=https://www.culture.gouv.fr/en/The-Ministry/History-of-the-Ministry/Andre-Malraux-1959-1969 |title=André Malraux (1959-1969) |publisher=French Ministry of Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>


== فلسفه و ایده‌های کلیدی ==
== زندگی شخصی، مرگ و میراث ==
فلسفه فانون بر روان‌پاتولوژی استعمار، نژادپرستی و رهایی تمرکز دارد. او استعمار را سیستمی دانست که جهان بومیان را بازسازی می‌کند و خشونت را ابزار کنترل اجتماعی می‌بیند، اما خشونت انقلابی را کاتارتیک و ضروری برای بازسازی هویت انسانی می‌دانست. در ''پوست سیاه، ماسک‌های سفید''، بیگانگی سیاه‌پوستان را توصیف می‌کند: احساس حقارت ناشی از وابستگی به زبان و فرهنگ سفید، که مانع شخص‌سازی کامل می‌شود. او بر نقش زبان در سرکوب تأکید داشت و هویت را دیالکتیکی می‌دید.
مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی.
 
در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.<ref>{{cite web |url=https://www.franceculture.fr/personne/andre-malraux |title=André Malraux |publisher=France Culture |accessdate=2025-12-26}}</ref>
فانون منتقد دولت‌های پسااستعماری بود و "پست‌استعمار" را به عنوان ادامه وابستگی اقتصادی و فرهنگی نقد کرد. او بر ایجاد "انسانیت جدید" پس از انقلاب اصرار داشت، با تمرکز بر کرئولیزاسیون (ترکیب فرهنگی) و هومنیسم ضد نژادپرستانه. ایده‌هایش از هگل (ارباب-بردهمارکس (طبقه و انقلاب) و سارتر (اگزیستانسیالیسم) الهام گرفته، اما به جنوب جهانی خطاب شده است. فانون روان‌درمانی را با سیاست درهم آمیخت و بر اصلاح فرهنگی در انقلاب تأکید کرد.
 
== مرگ و میراث ==
فانون در اکتبر ۱۹۶۱ با کمک CIA به ایالات متحده منتقل شد و در بتزدا، مریلند، از پنومونی دوطرفه بر اثر لوسمی درگذشت. طبق خواسته FLN، جسدش به الجزایر منتقل و در گورستان شهدای عین کرمه دفن شد. میراث فانون گسترده است: او الهام‌بخش جنبش‌های آزادی‌بخش در فلسطین، سریلانکا، آفریقای جنوبی، و ایالات متحده (مانند بلک پنترها و مالکوم ایکس) شد. ایده‌هایش بر استیو بیکو، چه گوارا، و پائولو فریره تأثیر گذاشت و در ادبیات آفریقایی (مانند نگوگی وا تیونگو) بازتاب یافت. در نظریه کوئیر، ایده‌هایش در مورد جنسیت سیاه نقد می‌شود، اما در نظریه انتقادی سیاه (افروپسیمیسم) و مطالعات پسااستعماری، بنیادی است. جایزه فرانتس فانون توسط انجمن فلسفه کارائیب اعطا می‌شود و بنیاد فرانتس فانون توسط دخترش میریل اداره می‌شود. تا امروز، آثارش در جنبش‌های ضد نژادپرستی و ضداستعماری زنده است.
 
فرانتس فانون در کنفرانس مطبوعاتی تونس ''فانون در کنفرانس مطبوعاتی کنگره نویسندگان در تونس، ۱۹۵۹. منبع: Wikimedia Commons.''


== منابع ==
== منابع ==
=== کتاب‌ها و بیوگرافی‌ها ===
# Cherki, Alice. ''Frantz Fanon: A Portrait''. Translated by Nadia Benabid. Ithaca, NY: Cornell University Press, 2006. <nowiki>https://archive.org/details/frantzfanonportr00cher</nowiki>
# Macey, David. ''Frantz Fanon: A Biography''. 2nd ed. London: Verso, 2012. <nowiki>https://www.versobooks.com/products/2272-frantz-fanon</nowiki>
# Williams, James S. ''Frantz Fanon''. London: Reaktion Books, 2021. <nowiki>https://press.uchicago.edu/ucp/books/book/distributed/F/bo208669969.html</nowiki>
=== مقالات و دانشنامه‌ها ===
# Khalfa, Jean, and Robert J. C. Young. "Frantz Fanon." In ''Stanford Encyclopedia of Philosophy'', edited by Edward N. Zalta. Spring 2019. Metaphysics Research Lab, Stanford University, 2019. <nowiki>https://plato.stanford.edu/entries/frantz-fanon/</nowiki>
# Gordon, Lewis R. "Frantz Fanon." In ''Internet Encyclopedia of Philosophy''. <nowiki>https://iep.utm.edu/fanon/</nowiki>
# "Frantz Fanon." ''Encyclopædia Britannica''. Last modified December 12, 2025. <nowiki>https://www.britannica.com/biography/Frantz-Fanon</nowiki>
# "Frantz Fanon." ''Wikipedia''. Last modified November 26, 2025. <nowiki>https://en.wikipedia.org/wiki/Frantz_Fanon</nowiki>
=== آثار فانون (انتخابی) ===
# Fanon, Frantz. ''Peau noire, masques blancs''. Paris: Éditions du Seuil, 1952. (Black Skin, White Masks, trans. Richard Philcox, New York: Grove Press, 2008.)
# Fanon, Frantz. ''Les Damnés de la terre''. Paris: Éditions du Seuil, 1961. (The Wretched of the Earth, trans. Richard Philcox, New York: Grove Press, 2004.)
# Fanon, Frantz. ''L’An V de la Révolution Algérienne''. Paris: Éditions du Seuil, 1959. (A Dying Colonialism, trans. Haakon Chevalier, New York: Grove Press, 1965.)
# Fanon, Frantz. ''Pour la révolution africaine: Écrits politiques''. Paris: Éditions François Maspero, 1964. (Toward the African Revolution, trans. Haakon Chevalier, New York: Grove Press, 1967.)
=== تحلیل‌های فلسفی ===
# Hudis, Peter. ''Frantz Fanon: Philosopher of the Barricades''. London: Pluto Press, 2015. <nowiki>https://www.plutobooks.com/9780745336251/frantz-fanon</nowiki>
# "Frantz Fanon." LSE Africa Hub for African Thought. <nowiki>https://www.lse.ac.uk/africa/hub-for-african-thought/thinkers/frantz-fanon</nowiki>
=== منابع تصویری ===
تصاویر از Wikimedia Commons انتخاب شده‌اند، که در حوزه عمومی (public domain) یا تحت مجوز Creative Commons قرار دارند:
* <nowiki>https://commons.wikimedia.org/wiki/Category:Frantz_Fanon</nowiki>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۳۱

آندره مالرو

آندره مالرو در حدود سال ۱۹۳۳
نام اصلی ژرژ-آندره مالرو
زمینهٔ کاری رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات
زادروز ۳ نوامبر ۱۹۰۱(۱۹۰۱-11-0۳)
پاریس، فرانسه
مرگ ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ میلادی (۷۵ سال)
کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه
ملیت فرانسوی
علت مرگ آمبولی ریوی
جایگاه خاکسپاری پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)
پیشه نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ
سال‌های نویسندگی ۱۹۲۱–۱۹۷۶
سبک نوشتاری اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر
کتاب‌ها وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات
همسر(ها) کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)
فرزندان سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)
دلیل سرشناسی رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه
اثرگذاشته بر نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن
اثرپذیرفته از فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر
امضا پرونده:André Malraux signature.svg

آندره مالرو (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.

در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.[۱]

زندگی اولیه و جوانی

آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.

در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.[۲]

ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه

دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند. با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی "اسپانیا" را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.

در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش "کلنل برژه" بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.[۳]

آثار ادبی و رمان‌های انقلابی

آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.

رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L'Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l'Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.[۴][۵]

در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.

نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی

پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند. کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود. سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.[۶]

وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه

در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث.

او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.[۷]

زندگی شخصی، مرگ و میراث

مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی. در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.[۸]

منابع

  1. "André Malraux: The art of being human". The Guardian. 2001-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  2. "Andre Malraux". Encyclopedia.com. Retrieved 2025-12-26. 
  3. "The many lives of André Malraux". Apollo Magazine. 2020-11-03. Retrieved 2025-12-26. 
  4. "The Best André Malraux Books". Five Books. Retrieved 2025-12-26. 
  5. "Malraux at Large". The Paris Review. 2016-11-23. Retrieved 2025-12-26. 
  6. "Malraux, André". Dictionary of Art Historians. Retrieved 2025-12-26. 
  7. "André Malraux (1959-1969)". French Ministry of Culture. Retrieved 2025-12-26. 
  8. "André Malraux". France Culture. Retrieved 2025-12-26.