کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ایجاد صفحه تمرین فرانتس عمر فانون
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۲۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
'''علی امینی''' (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران - مرگ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی دوران پهلوی دوم بود. او به عنوان نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ خدمت کرد و دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش با تلاش برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، از جمله اصلاحات ارضی، همراه بود. امینی که تحصیل‌کرده فرانسه بود، در کابینه‌های مختلفی مانند قوام‌السلطنه، رزم‌آرا و مصدق سمت‌های کلیدی داشت و به عنوان یک لیبرال میانه‌رو شناخته می‌شد. او با حمایت آمریکا منصوب شد تا بحران اقتصادی ایران را حل کند، اما اختلاف با [[محمدرضا شاه]] بر سر بودجه نظامی منجر به استعفایش شد. امینی پس از استعفا به اپوزیسیون سیاست‌های شاه پیوست و در نهایت در تبعید درگذشت. دوره او پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] بود و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در [[رژیم پهلوی]] به شمار می‌رود.<ref>Encyclopædia Britannica, "Ali Amini," accessed January 1, 2026.</ref>
| نام                   = امیرحسین آریان‌پور
{{جعبه اطلاعات شخصیت
| تصویر                 = امیرحسین آریا‌ن‌پور.jpg
|نام = علی امینی
| توضیح تصویر            = امیرحسین آریان‌پور
|تصویر = [[پرونده:علی امینی.jpg|بندانگشتی|وسط]]
| نام اصلی              = امیرحسین آریان‌پور
|توضیحات = علی امینی، نخست‌وزیر سابق ایران
| زمینه فعالیت          =  
|سری =
| ملیت                  = ایرانی
|اولین_حضور =
| تاریخ تولد            = ۱۲۹۸ خورشیدی
|آخرین_حضور =
| محل تولد              = تهران
|هدف = اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در دوران پهلوی
| والدین                =
|ساخته_شده_توسط=
| تاریخ مرگ              = ۴ مرداد ۱۳۸۰
|ایفای_نقش_توسط= -نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱) -وزیر اقتصاد و دارایی -سفیر ایران در آمریکا
| محل مرگ                = تهران
|قسمت‌ها =
| علت مرگ                = کهولت سن
|لقب =
| محل زندگی              = تهران
|نام_مستعار =
| مختصات محل زندگی      =
|نوع =
| مدفن                  = قطعه‌ی نام‌آوران، بهشت زهرا، تهران
|جنسیت = مرد
| در زمان حکومت          = پهلوی، جمهوری اسلامی
|سن = ۸۷ سال (در زمان مرگ)
| اتفاقات مهم            = فعالیت دانشگاهی و تعلیق‌های مکرر در دهه‌ی ۱۳۴۰–۱۳۵۰
|تاریخ_تولد = ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی)
| نام دیگر              =
|تاریخ_مرگ = ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲)
| لقب                    =
|ویژگی = تحصیل‌کرده فرانسه، لیبرال میانه‌رو
| بنیانگذار              =
|شغل = سیاستمدار، اقتصاددان
| پیشه                  = استاد دانشگاه، جامعه‌شناس، فلسفه‌دان، زبان‌پرداز، پژوهشگر
|عنوان = دکتر علی امینی
| سال‌های نویسندگی        = دهه‌ی ۱۳۲۰ تا ۱۳۸۰
|callsign =
| سبک نوشتاری            = جامعه‌شناسی انتقادی، مارکسیسم فرهنگی، تحلیل اجتماعی هنر
|خانواده = از خانواده قاجار (پدرش حسام‌الدوله)
| کتاب‌ها                = جامعه‌شناسی هنر؛ زمینه‌ی جامعه‌شناسی؛ در آستانه‌ی رستاخیز؛ روان‌شناسی از دیدگاه واقع‌گرایی؛ طرح فرهنگ تفصیلی علوم اجتماعی
|همسر = بتول وثوقی
| مقاله‌ها                =
|significantother=
| نمایشنامه‌ها            =
|فرزند = ایرج امینی
| فیلم‌نامه‌ها            =
|خویشاوند =
| اشعار            = مثنوی «آفتاب زندگی»
|آدرس =
| تخلص                  =
|مذهب = مسلمان شیعه
| فیلم (های) ساخته بر اساس اثر(ها)=
|ملیت = ایرانی
| همسر                  =
|lbl21 = تحصیلات
| شریک زندگی            =
|data21 = دکترای حقوق از دانشگاه گرونوبل فرانسه
| فرزندان                =
|lbl22 = سمت‌های کلیدی
| تحصیلات                = دکتری جامعه‌شناسی و فلسفه
|data22 = وزیر دادگستری، اقتصاد، دارایی
| دانشگاه                = دانشگاه تهران؛ مطالعات تکمیلی در اروپا
|lbl23 =
| حوزه                  = جامعه‌شناسی هنر، فلسفه‌ی علوم اجتماعی، زیبایی‌شناسی مارکسیستی
|data23 =
| شاگرد                  =
|lbl24 =
| استاد                  =
|data24 =
| علت شهرت              = آثار بنیادین در جامعه‌شناسی ایران؛ نوآوری در زبان علمی فارسی؛ تدریس بحث‌برانگیز و تأثیرگذار
|lbl25 =
| تأثیرگذاشته بر        = جامعه‌شناسی دانشگاهی ایران، روشنفکران دهه‌ی ۱۳۴۰–۱۳۵۰
|data25 =
| تأثیرپذیرفته از        = مارکس، انگلس، هگل، لوکاچ، گلدمن، دیلتای
|extra-hdr =
| وبگاه                  =
|lbl31 =
| imdb_id                =
|data31 =
| جوایز                  =
|lbl32 =
| گفتاورد                =  
|data32 =
| امضا                  =
|lbl33 =
| اندازه تصویر          = ۲۷۰ پیکسل
|data33 =
}}
|lbl34 =
|data34 =
|lbl35 =
|data35 = }}
== زندگی اولیه و تحصیلات ==
علی امینی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) در تهران متولد شد. پدرش، میرزا علی‌خان امین‌الدوله، از سیاستمداران دوران قاجار بود و خانواده‌اش به دربار قاجار نزدیک بودند. امینی آموزش اولیه را در تهران گذراند و سپس برای تحصیل به فرانسه رفت. او در دانشگاه گرونوبل فرانسه تحصیل کرد و در رشته حقوق و اقتصاد دکترا گرفت. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۱۰ با ورود به خدمات دولتی همراه بود، جایی که به عنوان کارمند وزارت دارایی شروع به کار کرد. این دوره از زندگی او پایه‌ای برای دیدگاه‌های لیبرال و اصلاح‌طلبانه‌اش شد، که تحت تأثیر آموزش غربی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979 (Syracuse University Press, 2008), 1: 245-250.</ref>


'''فرانتس عمر فانون''' (۱۹۲۵–۱۹۶۱)، روان‌پزشک، فیلسوف سیاسی و مبارز ضداستعماری اهل مارتینیک (جزیره‌ای در کارائیب تحت سلطه فرانسه)، یکی از تأثیرگذارترین متفکران قرن بیستم در حوزه مطالعات پسااستعماری، نظریه انتقادی و روان‌شناسی استعمار است. زاده‌شده در خانواده‌ای طبقه متوسط سیاه‌پوست، فانون در نوجوانی با نژادپرستی روبرو شد و در جنگ جهانی دوم به عنوان سرباز ارتش آزاد فرانسه جنگید، تجربه‌ای که او را به انتقاد از استعمار واداشت. پس از تحصیل پزشکی و روان‌پزشکی در دانشگاه لیون فرانسه، به الجزایر رفت و در بیمارستان بلیدا-ژوآنویل کار کرد، جایی که اثرات روانی خشونت استعماری را بر قربانیان مشاهده کرد. او به جنبش آزادی‌بخش الجزایر (جبهه آزادی‌بخش ملی، FLN) پیوست، روزنامه المجاهد را ویرایش کرد و سفیر دولت موقت الجزایر در غنا شد. آثار کلیدی او، از جمله ''پوست سیاه، ماسک‌های سفید'' (۱۹۵۲) که به بررسی روان‌شناسی نژادپرستی می‌پردازد، ''استعمار در حال مرگ'' (۱۹۵۹) که تغییرات فرهنگی انقلاب الجزایر را توصیف می‌کند، و ''ملعونان زمین'' (۱۹۶۱) که خشونت را به عنوان ابزار رهایی توجیه می‌کند، پایه‌گذار نظریه‌های ضداستعماری هستند. فانون استعمار را نه تنها اقتصادی و سیاسی، بلکه روانی و فرهنگی می‌دانست و بر ضرورت ایجاد انسانیت جدیدی پس از استعمار تأکید داشت. او در ۳۶ سالگی بر اثر لوسمی درگذشت، اما میراثش جنبش‌های آزادی‌بخش در آفریقا، فلسطین، آمریکای لاتین و جنبش‌های حقوق مدنی سیاه‌پوستان را الهام بخشید. این مقاله زندگی، آثار، فلسفه و تأثیرات پایدار او را بررسی می‌کند، با تمرکز بر جنبه‌های روان‌شناختی و انقلابی‌اش.
امینی به سرعت در سلسله مراتب دولتی پیشرفت کرد. او در سال‌های پس از رضا شاه، در سمت‌های اداری مختلف فعالیت داشت و به عنوان یک متخصص اقتصادی شناخته شد. تحصیلات او در فرانسه نه تنها دانش فنی به او داد، بلکه دیدگاهی جهانی نسبت به مسائل ایران ایجاد کرد، که بعدها در سیاست‌هایش منعکس شد. او با نخبگان غربی آشنا شد و این ارتباطات در دوران نخست‌وزیری‌اش نقش کلیدی ایفا کرد.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 124.</ref>
== ورود به سیاست و سمت‌های اولیه ==
علی امینی ورود رسمی به سیاست را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. او در کابینه احمد قوام‌السلطنه (۱۳۲۵) به عنوان معاون وزیر دارایی منصوب شد و در مذاکرات نفتی نقش داشت. سپس در کابینه حسین علا و عبدالحسین هژیر سمت‌های اقتصادی گرفت. در دوره نخست‌وزیری ژنرال رزم‌آرا (۱۳۲۹)، امینی وزیر اقتصاد شد و در تدوین برنامه‌های توسعه اقتصادی مشارکت داشت. او یکی از حامیان ملی شدن نفت بود و در کابینه [[محمد مصدق]] (۱۳۳۰-۱۳۳۲) ابتدا وزیر دارایی و سپس وزیر دادگستری شد.<ref>James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations (Yale University Press, 1988), 142-145.</ref>


تصویر فرانتس فانون در جوانی ''فرانتس فانون در دهه ۱۹۵۰، در دوران فعالیت روان‌پزشکی‌اش در الجزایر. منبع: Wikimedia Commons.''
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امینی به عنوان وزیر دارایی در کابینه فضل‌الله زاهدی خدمت کرد و در مذاکرات کنسرسیوم نفتی با شرکت‌های غربی نقش کلیدی داشت. او قرارداد نفت ۱۳۳۳ را امضا کرد که ایران را به درآمدهای نفتی بیشتر رساند، اما critics آن را به عنوان تسلیم به غرب می‌دانستند. در سال ۱۳۳۶، امینی سفیر ایران در آمریکا شد و روابط نزدیکی با دولت آیزنهاور برقرار کرد. این دوره او را به عنوان یک سیاستمدار pro-West معرفی کرد.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran (Cornell University Press, 1991), 89-92.</ref>
== نخست‌وزیری علی امینی ==
علی امینی در اردیبهشت ۱۳۴۰ (مه ۱۹۶۱) با حمایت مستقیم دولت جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیری ایران منصوب شد. این انتصاب در پی بحران اقتصادی شدید، اعتراضات گسترده معلمان و دانشجویان، و ورشکستگی مالی کشور رخ داد. دولت قبلی جعفر شریف‌امامی استعفا داده بود و [[محمدرضا شاه]] تحت فشار آمریکا مجبور به پذیرش امینی شد که به عنوان یک سیاستمدار لیبرال و pro-Western شناخته می‌شد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 278-282.</ref>
امینی با اختیارات گسترده حکم گرفت و مجلس را منحل کرد تا بدون محدودیت قانون‌گذاری کند. او کابینه‌ای از اصلاح‌طلبان میانه‌رو تشکیل داد و وزرایی از نزدیکان جبهه ملی را برگزید. هدف اصلی او مبارزه با فساد، اصلاحات اقتصادی و کاهش نفوذ دربار بود. امینی اعلام کرد که ایران در آستانه ورشکستگی است و نیاز به کمک‌های خارجی دارد، که این اعتراف جنجال‌برانگیز شد اما حمایت آمریکا را جلب کرد.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.</ref>
دوره نخست‌وزیری امینی با تنش‌های داخلی همراه بود. او تلاش کرد نقش شاه را در امور اجرایی کاهش دهد، که این امر خشم [[محمدرضا شاه]] را برانگیخت. همزمان، اپوزیسیون مانند جبهه ملی از او حمایت نکرد و او را عامل آمریکا می‌دانست.
== اصلاحات ارضی و اقتصادی ==
یکی از مهم‌ترین اقدامات امینی، آغاز اصلاحات ارضی بود. او لایحه‌ای را تصویب کرد که زمین‌های بزرگ مالکان را محدود و میان کشاورزان توزیع می‌کرد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی او، این اصلاحات را با سرعت اجرا کرد و مالکان بزرگ را هدف قرار داد. این برنامه پیش‌زمینه‌ای برای [[انقلاب سفید]] شاه شد، اما در زمان امینی با مخالفت روحانیت و زمین‌داران مواجه گردید.<ref>James A. Bill, The Politics of Iran: Groups, Classes and Modernization (Merrill, 1972), 112-115.</ref>


== زندگی‌نامه اولیه ==
امینی همچنین مبارزه با فساد را شدت بخشید، چندین مقام ارشد را برکنار کرد و بودجه نظامی را کاهش داد تا منابع را به توسعه اقتصادی اختصاص دهد. این کاهش بودجه ارتش، یکی از دلایل اصلی اختلاف او با شاه بود که ارتش را پایه قدرت خود می‌دانست. او روابط نزدیک با آمریکا را تقویت کرد و کمک‌های مالی دریافت نمود، اما critics او را وابسته به غرب می‌دانستند.<ref>Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah (Cornell University Press, 1991), 145-150.</ref>
فرانتس عمر فانون در ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۵ در فورت دو فرانس، پایتخت مارتینیک، متولد شد. مارتینیک در آن زمان مستعمره فرانسه بود و خانواده فانون، که از طبقه متوسط سیاه‌پوستان بودند، شامل پدرش کازیمیر فانون (بازرس گمرک) و مادرش الئانور مدلیس (صاحب فروشگاه سخت‌افزار) می‌شد. او سومین فرزند از هشت فرزند بود و در خانواده‌ای با ریشه‌های آفریقایی-کارائیبی و الزاسی رشد کرد. فانون در دبیرستان ویکتور شولشر، یکی از معتبرترین مدارس مارتینیک، تحصیل کرد و تحت تأثیر معلمش، شاعر و سیاستمدار آیمه سزیر، قرار گرفت که بنیان‌گذار جنبش نگریتود (Negritude) بود. این جنبش بر هویت سیاه‌پوستانه و فرهنگی آفریقایی تأکید داشت و فانون را به تفکر در مورد هویت نژادی واداشت. او عاشق فوتبال بود و بعدها در بیمارستان بلیدا، مسابقات فوتبالی برای بیماران و کارکنان سازمان‌دهی کرد. در دوران نوجوانی، فانون با نژادپرستی سیستماتیک در جامعه استعماری روبرو شد، که بعدها در آثارش بازتاب یافت.


در سال ۱۹۴۳، پس از سقوط فرانسه به دست نازی‌ها و کنترل رژیم ویشی بر مارتینیک، فانون که تنها ۱۸ ساله بود، از جزیره گریخت و به دومینیکا پناهنده شد. او پس از قیامی محلی به مارتینیک بازگشت و به گردان پیاده‌نظام آنتیلی پنجم در ارتش آزاد فرانسه پیوست. فانون در مراکش و الجزایر آموزش دید و در عملیات دراگون و نبرد آلزاس شرکت کرد، جایی که زخمی شد و نشان صلیب جنگ را دریافت کرد. با این حال، تجربیاتش از نژادپرستی، یهودستیزی و اسلام‌هراسی در ارتش فرانسه، او را دلسرد کرد؛ سربازان سیاه‌پوست اغلب از خطوط مقدم حذف می‌شدند. این تجربیات اولیه، بذرهای انتقاد فانون از استعمار را کاشتند و او را به عنوان یک مبارز ضداستعماری شکل دادند.
اصلاحات امینی فضایی نسبی برای آزادی بیان ایجاد کرد، اما اعتراضات دانشجویی و کارگری ادامه یافت و دولت او را تحت فشار قرار داد.
== استعفا و دلایل آن ==
در تیر ۱۳۴۱ (ژوئیه ۱۹۶۲)، علی امینی پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری استعفا داد. دلایل اصلی شامل اختلاف شدید با شاه بر سر بودجه نظامی، عدم حمایت جبهه ملی، و فشار زمین‌داران بود. شاه که از کاهش نفوذ خود نگران بود، اسدالله علم را جایگزین کرد که وفادارتر بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 250-255.</ref>


== تحصیلات و حرفه روان‌پزشکی ==
استعفای امینی پایان تلاش برای اصلاحات لیبرال در [[رژیم پهلوی]] بود و راه را برای تمرکز قدرت بیشتر در دست شاه هموار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند که شکست امینی نشان‌دهنده ناتوانی در ایجاد تغییرات اساسی بدون حمایت کامل دربار بود.<ref>Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 135.</ref>
پس از جنگ جهانی دوم، فانون در ۱۹۴۶ به فرانسه بازگشت و در دانشگاه لیون در رشته پزشکی و روان‌پزشکی تحصیل کرد. او در سال ۱۹۵۱ مدرک دکترای پزشکی خود را دریافت کرد و تحت تأثیر فیلسوفانی مانند ژان‌پل سارتر، موریس مرلو-پونتی و ژاک لاکان قرار گرفت. فانون سه نمایشنامه نوشت (دو تای آن‌ها باقی مانده) و در سمینارهای مرلو-پونتی شرکت کرد. رساله دکترایش در ابتدا ''مقاله‌ای در مورد بیگانگی سیاه‌پوستان'' بود که به دلیل محتوای سیاسی‌اش رد شد، و بعدها به ''تغییرات ذهنی در بیماری فریدریش'' تغییر یافت. در سال ۱۹۴۸، رابطه‌ای با میشل وایر داشت که منجر به تولد دخترش میریل در ۱۹۵۳ شد. در ۱۹۵۲ با جوزی دوبله ازدواج کرد و پسری به نام اولیویه به دنیا آمد.
== زندگی پس از نخست‌وزیری ==
پس از استعفا در تیر ۱۳۴۱، علی امینی از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شد و هیچ سمت رسمی دیگری در [[رژیم پهلوی]] نپذیرفت. او به فعالیت‌های خصوصی پرداخت و یک گروه سیاسی میانه‌رو تشکیل داد که هدفش ایجاد تعادل در نظام مشروطه بود. امینی منتقد تدریجی تمرکز قدرت در دست [[محمدرضا شاه]] شد و از اصلاحات واقعی حمایت می‌کرد، اما با سیاست‌های اقتدارگرایانه شاه مخالفت ورزید. در دهه ۱۳۵۰، او از دور به مسائل سیاسی توجه داشت و روابط خود با نخبگان غربی را حفظ کرد.<ref>Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 295-300.</ref>


فانون در بیمارستان سنت‌آلبان-سور-لیمگنول تحت نظارت فرانسوا توسکل، بنیان‌گذار روان‌درمانی نهادی، آموزش دید. این رویکرد بر ادغام بیماران در جامعه و فرهنگ تأکید داشت و فانون را به مدل روان‌شناسی جامعه‌ای سوق داد. او باور داشت که بیماران روانی با ادغام در خانواده و جامعه بهبود می‌یابند، نه در انزوای نهادی. در ۱۹۵۳، به عنوان رئیس بخش روان‌پزشکی بیمارستان بلیدا-ژوآنویل در الجزایر منصوب شد، جایی که هم بیماران الجزایری و هم سربازان فرانسوی را درمان می‌کرد. او اثرات خشونت استعماری بر روان انسان را مشاهده کرد و درمان‌های نوآورانه‌ای مانند درمان اجتماعی-فرهنگی معرفی کرد، که بیماران را به ریشه‌های فرهنگی‌شان متصل می‌کرد.
در اواخر دهه ۱۳۵۰، با شدت گرفتن بحران‌های اقتصادی و سیاسی، امینی تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند. او در سال ۱۳۵۷ پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی داد تا رژیم پهلوی را نجات دهد، اما شاه این پیشنهاد را رد کرد. امینی به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، از تغییرات اساسی حمایت می‌کرد اما مخالف سرنگونی کامل نظام بود.<ref>Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 498-502.</ref>


فرانتس فانون با تیم پزشکی در بلیدا ''فانون با تیم پزشکی در بیمارستان بلیدا، الجزایر، ۱۹۵۳–۱۹۵۶. منبع: Wikimedia Commons.''
== انقلاب ضدسلطنتی و تبعید ==
با پیروزی [[انقلاب ضدسلطنتی]] در بهمن ۱۳۵۷، علی امینی ایران را ترک کرد و به پاریس فرانسه رفت. او در تبعید به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد و جبهه آزادی‌بخش ایران را رهبری کرد که یک گروه monarchist میانه‌رو بود. امینی از رژیم جدید به عنوان دیکتاتوری مذهبی انتقاد کرد و تلاش کرد اپوزیسیون monarchist را متحد سازد، اما اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان مانع موفقیت شد.<ref>Los Angeles Times, "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government," December 17, 1992.</ref>


== فعالیت‌های سیاسی و انقلاب الجزایر ==
در پاریس، امینی خاطرات خود را نوشت که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شد و جزئیات روابطش با شاه و سیاست‌های آمریکا را فاش کرد. او تا پایان عمر در تبعید ماند و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت روحانیت خودداری کرد. فعالیت‌های اپوزیسیونی او محدود ماند و جبهه‌اش تأثیر چندانی نداشت.<ref>The Independent, "Obituary: Ali Amini," December 16, 1992.</ref>
جنگ الجزایر (۱۹۵۴–۱۹۶۲) نقطه عطفی در زندگی فانون بود. از ۱۹۵۴، او با جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) همکاری کرد و قربانیان شکنجه و مبارزان را درمان نمود. در ۱۹۵۵ به طور کامل به FLN پیوست و تحقیقات فرهنگی در کابلی انجام داد. در ۱۹۵۶، نامه استعفا مشهورش را نوشت که در آن تبعیض نژادی در بیمارستان را محکوم کرد و اخراج شد. به تونس تبعید شد و ویراستار روزنامه المجاهد شد، جایی که مقالاتش در مورد استراتژی‌های انقلابی منتشر می‌شد. فانون سفیر دولت موقت جمهوری الجزایر (GPRA) در غنا شد و در کنفرانس‌های آکرا، کوناکری، آدیس آبابا و قاهره شرکت کرد. او خطوط تأمین و جبهه‌های جنگ را سازمان‌دهی کرد و بر وحدت آفریقایی تأکید داشت.


در این دوره، فانون با رهبرانی مانند گمال عبدالناصر و کوامه نکرومه ملاقات کرد و سفرهایش به آفریقای زیرصحرا تفکرش را غنی ساخت. او خشونت استعماری را به عنوان زبانی تحمیلی توصیف کرد و خشونت انقلابی را به عنوان پاسخی کاتارتیک و ضروری برای رهایی می‌دید. فعالیت‌هایش او را به عنوان استراتژیست انقلاب آفریقایی تثبیت کرد، هرچند بیماری لوسمی‌اش در ۱۹۶۰ تشخیص داده شد.
== مرگ و میراث ==
علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در سن ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. مرگ او پایان عصر سیاستمداران لیبرال تحصیل‌کرده غرب در ایران بود. میراث امینی دوگانه است: برخی او را اصلاح‌طلب واقعی و آغازگر اصلاحات ارضی می‌دانند که پیش‌زمینه [[انقلاب سفید]] شد، در حالی که critics او را سیاستمدار وابسته به آمریکا و ناکام در مقابله با اقتدار شاه توصیف می‌کنند. دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش نشان‌دهنده محدودیت‌های اصلاحات در نظام پهلوی بود.<ref>Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 255-260.</ref>


== آثار عمده ==
== سوابق و سمت‌های علی امینی ==
فانون دو کتاب اصلی در زمان حیاتش منتشر کرد: ''پوست سیاه، ماسک‌های سفید'' (۱۹۵۲) که بر اساس تجربیاتش در لیون نوشته شد و روان‌شناسی استعمار را بررسی می‌کند، و ''ملعونان زمین'' (۱۹۶۱) که دیکته‌شده در بستر بیماری است و با مقدمه سارتر، خشونت را توجیه می‌کند. ''استعمار در حال مرگ'' (۱۹۵۹) تغییرات فرهنگی در انقلاب الجزایر را توصیف می‌کند، مانند نقش زنان بدون حجاب به عنوان نماد رهایی. ''به سوی انقلاب آفریقایی'' (۱۹۶۴، پس از مرگ) مجموعه مقالاتی از المجاهد است. در ۲۰۱۵، ''نوشته‌های در مورد بیگانگی و آزادی'' منتشر شد که شامل نوشته‌های منتشرنشده است. آثار فانون ترکیبی از روان‌کاوی، پدیدارشناسی، اگزیستانسیالیسم و نگریتود است و توسط جوزی ویرایش می‌شد.


جلد کتاب ملعونان زمین ''جلد کتاب ملعونان زمین (۱۹۶۱)، اثر کلیدی فانون در دفاع از خشونت انقلابی. منبع: Wikimedia Commons.''
معاون وزیر دارایی (۱۳۲۵)


== فلسفه و ایده‌های کلیدی ==
وزیر اقتصاد و دارایی در کابینه‌های مختلف (۱۳۲۹-۱۳۳۳)
فلسفه فانون بر روان‌پاتولوژی استعمار، نژادپرستی و رهایی تمرکز دارد. او استعمار را سیستمی دانست که جهان بومیان را بازسازی می‌کند و خشونت را ابزار کنترل اجتماعی می‌بیند، اما خشونت انقلابی را کاتارتیک و ضروری برای بازسازی هویت انسانی می‌دانست. در ''پوست سیاه، ماسک‌های سفید''، بیگانگی سیاه‌پوستان را توصیف می‌کند: احساس حقارت ناشی از وابستگی به زبان و فرهنگ سفید، که مانع شخص‌سازی کامل می‌شود. او بر نقش زبان در سرکوب تأکید داشت و هویت را دیالکتیکی می‌دید.


فانون منتقد دولت‌های پسااستعماری بود و "پست‌استعمار" را به عنوان ادامه وابستگی اقتصادی و فرهنگی نقد کرد. او بر ایجاد "انسانیت جدید" پس از انقلاب اصرار داشت، با تمرکز بر کرئولیزاسیون (ترکیب فرهنگی) و هومنیسم ضد نژادپرستانه. ایده‌هایش از هگل (ارباب-برده)، مارکس (طبقه و انقلاب) و سارتر (اگزیستانسیالیسم) الهام گرفته، اما به جنوب جهانی خطاب شده است. فانون روان‌درمانی را با سیاست درهم آمیخت و بر اصلاح فرهنگی در انقلاب تأکید کرد.
سفیر ایران در آمریکا (۱۳۳۶-۱۳۳۷)


== مرگ و میراث ==
نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱)
فانون در اکتبر ۱۹۶۱ با کمک CIA به ایالات متحده منتقل شد و در بتزدا، مریلند، از پنومونی دوطرفه بر اثر لوسمی درگذشت. طبق خواسته FLN، جسدش به الجزایر منتقل و در گورستان شهدای عین کرمه دفن شد. میراث فانون گسترده است: او الهام‌بخش جنبش‌های آزادی‌بخش در فلسطین، سریلانکا، آفریقای جنوبی، و ایالات متحده (مانند بلک پنترها و مالکوم ایکس) شد. ایده‌هایش بر استیو بیکو، چه گوارا، و پائولو فریره تأثیر گذاشت و در ادبیات آفریقایی (مانند نگوگی وا تیونگو) بازتاب یافت. در نظریه کوئیر، ایده‌هایش در مورد جنسیت سیاه نقد می‌شود، اما در نظریه انتقادی سیاه (افروپسیمیسم) و مطالعات پسااستعماری، بنیادی است. جایزه فرانتس فانون توسط انجمن فلسفه کارائیب اعطا می‌شود و بنیاد فرانتس فانون توسط دخترش میریل اداره می‌شود. تا امروز، آثارش در جنبش‌های ضد نژادپرستی و ضداستعماری زنده است.


فرانتس فانون در کنفرانس مطبوعاتی تونس ''فانون در کنفرانس مطبوعاتی کنگره نویسندگان در تونس، ۱۹۵۹. منبع: Wikimedia Commons.''
رهبر جبهه آزادی‌بخش ایران در تبعید (پس از ۱۳۵۷)<ref>Foundation for Iranian Studies, Oral History Interview with Ali Amini.</ref>
== لینک‌های بیرونی ==


== منابع ==
خاطرات علی امینی - دانشگاه هاروارد
بیوگرافی در Encyclopædia Britannica


=== کتاب‌ها و بیوگرافی‌ها ===
مقاله در Los Angeles Times


# Cherki, Alice. ''Frantz Fanon: A Portrait''. Translated by Nadia Benabid. Ithaca, NY: Cornell University Press, 2006. <nowiki>https://archive.org/details/frantzfanonportr00cher</nowiki>
مرکز بررسی اسناد تاریخی
# Macey, David. ''Frantz Fanon: A Biography''. 2nd ed. London: Verso, 2012. <nowiki>https://www.versobooks.com/products/2272-frantz-fanon</nowiki>
# Williams, James S. ''Frantz Fanon''. London: Reaktion Books, 2021. <nowiki>https://press.uchicago.edu/ucp/books/book/distributed/F/bo208669969.html</nowiki>


=== مقالات و دانشنامه‌ها ===
historydocuments.ir


# Khalfa, Jean, and Robert J. C. Young. "Frantz Fanon." In ''Stanford Encyclopedia of Philosophy'', edited by Edward N. Zalta. Spring 2019. Metaphysics Research Lab, Stanford University, 2019. <nowiki>https://plato.stanford.edu/entries/frantz-fanon/</nowiki>
نگاهی به فعالیت‌های اپوزیسیونی علی امینی پس از انقلاب اسلامی
# Gordon, Lewis R. "Frantz Fanon." In ''Internet Encyclopedia of Philosophy''. <nowiki>https://iep.utm.edu/fanon/</nowiki>
# "Frantz Fanon." ''Encyclopædia Britannica''. Last modified December 12, 2025. <nowiki>https://www.britannica.com/biography/Frantz-Fanon</nowiki>
# "Frantz Fanon." ''Wikipedia''. Last modified November 26, 2025. <nowiki>https://en.wikipedia.org/wiki/Frantz_Fanon</nowiki>


=== آثار فانون (انتخابی) ===
irdc.ir
Iran: What History Tells Us About Supreme Leader, Rouhani ...
eaworldview.com


# Fanon, Frantz. ''Peau noire, masques blancs''. Paris: Éditions du Seuil, 1952. (Black Skin, White Masks, trans. Richard Philcox, New York: Grove Press, 2008.)
== منابع ==
# Fanon, Frantz. ''Les Damnés de la terre''. Paris: Éditions du Seuil, 1961. (The Wretched of the Earth, trans. Richard Philcox, New York: Grove Press, 2004.)
<references />
# Fanon, Frantz. ''L’An V de la Révolution Algérienne''. Paris: Éditions du Seuil, 1959. (A Dying Colonialism, trans. Haakon Chevalier, New York: Grove Press, 1965.)
# Fanon, Frantz. ''Pour la révolution africaine: Écrits politiques''. Paris: Éditions François Maspero, 1964. (Toward the African Revolution, trans. Haakon Chevalier, New York: Grove Press, 1967.)
 
=== تحلیل‌های فلسفی ===
 
# Hudis, Peter. ''Frantz Fanon: Philosopher of the Barricades''. London: Pluto Press, 2015. <nowiki>https://www.plutobooks.com/9780745336251/frantz-fanon</nowiki>
# "Frantz Fanon." LSE Africa Hub for African Thought. <nowiki>https://www.lse.ac.uk/africa/hub-for-african-thought/thinkers/frantz-fanon</nowiki>
 
=== منابع تصویری ===
تصاویر از Wikimedia Commons انتخاب شده‌اند، که در حوزه عمومی (public domain) یا تحت مجوز Creative Commons قرار دارند:


* <nowiki>https://commons.wikimedia.org/wiki/Category:Frantz_Fanon</nowiki>
Milani, Abbas. ''The Shah''. Palgrave Macmillan, 2011.
Abrahamian, Ervand. ''Iran Between Two Revolutions''. Princeton University Press, 1982.
Milani, Abbas. ''Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran''. Syracuse University Press, 2008.
"Obituary: Ali Amini." ''The Independent'', December 16, 1992.
"Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government." ''Los Angeles Times'', December 17, 1992.
Foundation for Iranian Studies. Oral History Interview with Ali Amini. Accessed January 1, 2026. https://fis-iran.org/oral-history/amini-ali/.

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۵۱

علی امینی (زاده ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران - مرگ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ در پاریس)، سیاستمدار برجسته ایرانی دوران پهلوی دوم بود. او به عنوان نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ خدمت کرد و دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش با تلاش برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی، از جمله اصلاحات ارضی، همراه بود. امینی که تحصیل‌کرده فرانسه بود، در کابینه‌های مختلفی مانند قوام‌السلطنه، رزم‌آرا و مصدق سمت‌های کلیدی داشت و به عنوان یک لیبرال میانه‌رو شناخته می‌شد. او با حمایت آمریکا منصوب شد تا بحران اقتصادی ایران را حل کند، اما اختلاف با محمدرضا شاه بر سر بودجه نظامی منجر به استعفایش شد. امینی پس از استعفا به اپوزیسیون سیاست‌های شاه پیوست و در نهایت در تبعید درگذشت. دوره او پیش‌زمینه‌ای برای انقلاب سفید بود و نشان‌دهنده تنش‌های داخلی در رژیم پهلوی به شمار می‌رود.[۱]

علی امینی
علی امینی، نخست‌وزیر سابق ایران
هدف اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد در دوران پهلوی
ایفای نقش توسط -نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱) -وزیر اقتصاد و دارایی -سفیر ایران در آمریکا
اطلاعات
جنسیتمرد
سن۸۷ سال (در زمان مرگ)
تاریخ تولد۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی)
تاریخ مرگ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲)
ویژگیتحصیل‌کرده فرانسه، لیبرال میانه‌رو
شغلسیاستمدار، اقتصاددان
عنواندکتر علی امینی
خانوادهاز خانواده قاجار (پدرش حسام‌الدوله)
همسربتول وثوقی
فرزندایرج امینی
مذهبمسلمان شیعه
ملیتایرانی
تحصیلات دکترای حقوق از دانشگاه گرونوبل فرانسه
سمت‌های کلیدی وزیر دادگستری، اقتصاد، دارایی

زندگی اولیه و تحصیلات

علی امینی در سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) در تهران متولد شد. پدرش، میرزا علی‌خان امین‌الدوله، از سیاستمداران دوران قاجار بود و خانواده‌اش به دربار قاجار نزدیک بودند. امینی آموزش اولیه را در تهران گذراند و سپس برای تحصیل به فرانسه رفت. او در دانشگاه گرونوبل فرانسه تحصیل کرد و در رشته حقوق و اقتصاد دکترا گرفت. بازگشت او به ایران در دهه ۱۳۱۰ با ورود به خدمات دولتی همراه بود، جایی که به عنوان کارمند وزارت دارایی شروع به کار کرد. این دوره از زندگی او پایه‌ای برای دیدگاه‌های لیبرال و اصلاح‌طلبانه‌اش شد، که تحت تأثیر آموزش غربی بود.[۲]

امینی به سرعت در سلسله مراتب دولتی پیشرفت کرد. او در سال‌های پس از رضا شاه، در سمت‌های اداری مختلف فعالیت داشت و به عنوان یک متخصص اقتصادی شناخته شد. تحصیلات او در فرانسه نه تنها دانش فنی به او داد، بلکه دیدگاهی جهانی نسبت به مسائل ایران ایجاد کرد، که بعدها در سیاست‌هایش منعکس شد. او با نخبگان غربی آشنا شد و این ارتباطات در دوران نخست‌وزیری‌اش نقش کلیدی ایفا کرد.[۳]

ورود به سیاست و سمت‌های اولیه

علی امینی ورود رسمی به سیاست را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. او در کابینه احمد قوام‌السلطنه (۱۳۲۵) به عنوان معاون وزیر دارایی منصوب شد و در مذاکرات نفتی نقش داشت. سپس در کابینه حسین علا و عبدالحسین هژیر سمت‌های اقتصادی گرفت. در دوره نخست‌وزیری ژنرال رزم‌آرا (۱۳۲۹)، امینی وزیر اقتصاد شد و در تدوین برنامه‌های توسعه اقتصادی مشارکت داشت. او یکی از حامیان ملی شدن نفت بود و در کابینه محمد مصدق (۱۳۳۰-۱۳۳۲) ابتدا وزیر دارایی و سپس وزیر دادگستری شد.[۴]

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، امینی به عنوان وزیر دارایی در کابینه فضل‌الله زاهدی خدمت کرد و در مذاکرات کنسرسیوم نفتی با شرکت‌های غربی نقش کلیدی داشت. او قرارداد نفت ۱۳۳۳ را امضا کرد که ایران را به درآمدهای نفتی بیشتر رساند، اما critics آن را به عنوان تسلیم به غرب می‌دانستند. در سال ۱۳۳۶، امینی سفیر ایران در آمریکا شد و روابط نزدیکی با دولت آیزنهاور برقرار کرد. این دوره او را به عنوان یک سیاستمدار pro-West معرفی کرد.[۵]

نخست‌وزیری علی امینی

علی امینی در اردیبهشت ۱۳۴۰ (مه ۱۹۶۱) با حمایت مستقیم دولت جان اف. کندی رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیری ایران منصوب شد. این انتصاب در پی بحران اقتصادی شدید، اعتراضات گسترده معلمان و دانشجویان، و ورشکستگی مالی کشور رخ داد. دولت قبلی جعفر شریف‌امامی استعفا داده بود و محمدرضا شاه تحت فشار آمریکا مجبور به پذیرش امینی شد که به عنوان یک سیاستمدار لیبرال و pro-Western شناخته می‌شد.[۶] امینی با اختیارات گسترده حکم گرفت و مجلس را منحل کرد تا بدون محدودیت قانون‌گذاری کند. او کابینه‌ای از اصلاح‌طلبان میانه‌رو تشکیل داد و وزرایی از نزدیکان جبهه ملی را برگزید. هدف اصلی او مبارزه با فساد، اصلاحات اقتصادی و کاهش نفوذ دربار بود. امینی اعلام کرد که ایران در آستانه ورشکستگی است و نیاز به کمک‌های خارجی دارد، که این اعتراف جنجال‌برانگیز شد اما حمایت آمریکا را جلب کرد.[۷] دوره نخست‌وزیری امینی با تنش‌های داخلی همراه بود. او تلاش کرد نقش شاه را در امور اجرایی کاهش دهد، که این امر خشم محمدرضا شاه را برانگیخت. همزمان، اپوزیسیون مانند جبهه ملی از او حمایت نکرد و او را عامل آمریکا می‌دانست.

اصلاحات ارضی و اقتصادی

یکی از مهم‌ترین اقدامات امینی، آغاز اصلاحات ارضی بود. او لایحه‌ای را تصویب کرد که زمین‌های بزرگ مالکان را محدود و میان کشاورزان توزیع می‌کرد. حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی او، این اصلاحات را با سرعت اجرا کرد و مالکان بزرگ را هدف قرار داد. این برنامه پیش‌زمینه‌ای برای انقلاب سفید شاه شد، اما در زمان امینی با مخالفت روحانیت و زمین‌داران مواجه گردید.[۸]

امینی همچنین مبارزه با فساد را شدت بخشید، چندین مقام ارشد را برکنار کرد و بودجه نظامی را کاهش داد تا منابع را به توسعه اقتصادی اختصاص دهد. این کاهش بودجه ارتش، یکی از دلایل اصلی اختلاف او با شاه بود که ارتش را پایه قدرت خود می‌دانست. او روابط نزدیک با آمریکا را تقویت کرد و کمک‌های مالی دریافت نمود، اما critics او را وابسته به غرب می‌دانستند.[۹]

اصلاحات امینی فضایی نسبی برای آزادی بیان ایجاد کرد، اما اعتراضات دانشجویی و کارگری ادامه یافت و دولت او را تحت فشار قرار داد.

استعفا و دلایل آن

در تیر ۱۳۴۱ (ژوئیه ۱۹۶۲)، علی امینی پس از ۱۴ ماه نخست‌وزیری استعفا داد. دلایل اصلی شامل اختلاف شدید با شاه بر سر بودجه نظامی، عدم حمایت جبهه ملی، و فشار زمین‌داران بود. شاه که از کاهش نفوذ خود نگران بود، اسدالله علم را جایگزین کرد که وفادارتر بود.[۱۰]

استعفای امینی پایان تلاش برای اصلاحات لیبرال در رژیم پهلوی بود و راه را برای تمرکز قدرت بیشتر در دست شاه هموار کرد. برخی تحلیل‌گران معتقدند که شکست امینی نشان‌دهنده ناتوانی در ایجاد تغییرات اساسی بدون حمایت کامل دربار بود.[۱۱]

زندگی پس از نخست‌وزیری

پس از استعفا در تیر ۱۳۴۱، علی امینی از صحنه سیاسی ایران کنار گذاشته شد و هیچ سمت رسمی دیگری در رژیم پهلوی نپذیرفت. او به فعالیت‌های خصوصی پرداخت و یک گروه سیاسی میانه‌رو تشکیل داد که هدفش ایجاد تعادل در نظام مشروطه بود. امینی منتقد تدریجی تمرکز قدرت در دست محمدرضا شاه شد و از اصلاحات واقعی حمایت می‌کرد، اما با سیاست‌های اقتدارگرایانه شاه مخالفت ورزید. در دهه ۱۳۵۰، او از دور به مسائل سیاسی توجه داشت و روابط خود با نخبگان غربی را حفظ کرد.[۱۲]

در اواخر دهه ۱۳۵۰، با شدت گرفتن بحران‌های اقتصادی و سیاسی، امینی تلاش کرد نقش میانجی ایفا کند. او در سال ۱۳۵۷ پیشنهاد تشکیل دولت ائتلافی داد تا رژیم پهلوی را نجات دهد، اما شاه این پیشنهاد را رد کرد. امینی به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، از تغییرات اساسی حمایت می‌کرد اما مخالف سرنگونی کامل نظام بود.[۱۳]

انقلاب ضدسلطنتی و تبعید

با پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در بهمن ۱۳۵۷، علی امینی ایران را ترک کرد و به پاریس فرانسه رفت. او در تبعید به یکی از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی تبدیل شد و جبهه آزادی‌بخش ایران را رهبری کرد که یک گروه monarchist میانه‌رو بود. امینی از رژیم جدید به عنوان دیکتاتوری مذهبی انتقاد کرد و تلاش کرد اپوزیسیون monarchist را متحد سازد، اما اختلافات داخلی میان سلطنت‌طلبان مانع موفقیت شد.[۱۴]

در پاریس، امینی خاطرات خود را نوشت که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شد و جزئیات روابطش با شاه و سیاست‌های آمریکا را فاش کرد. او تا پایان عمر در تبعید ماند و از بازگشت به ایران تحت حاکمیت روحانیت خودداری کرد. فعالیت‌های اپوزیسیونی او محدود ماند و جبهه‌اش تأثیر چندانی نداشت.[۱۵]

مرگ و میراث

علی امینی در ۲۱ آذر ۱۳۷۱ (۱۲ دسامبر ۱۹۹۲) در سن ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. مرگ او پایان عصر سیاستمداران لیبرال تحصیل‌کرده غرب در ایران بود. میراث امینی دوگانه است: برخی او را اصلاح‌طلب واقعی و آغازگر اصلاحات ارضی می‌دانند که پیش‌زمینه انقلاب سفید شد، در حالی که critics او را سیاستمدار وابسته به آمریکا و ناکام در مقابله با اقتدار شاه توصیف می‌کنند. دوره کوتاه نخست‌وزیری‌اش نشان‌دهنده محدودیت‌های اصلاحات در نظام پهلوی بود.[۱۶]

سوابق و سمت‌های علی امینی

معاون وزیر دارایی (۱۳۲۵)

وزیر اقتصاد و دارایی در کابینه‌های مختلف (۱۳۲۹-۱۳۳۳)

سفیر ایران در آمریکا (۱۳۳۶-۱۳۳۷)

نخست‌وزیر ایران (۱۳۴۰-۱۳۴۱)

رهبر جبهه آزادی‌بخش ایران در تبعید (پس از ۱۳۵۷)[۱۷]

لینک‌های بیرونی

خاطرات علی امینی - دانشگاه هاروارد بیوگرافی در Encyclopædia Britannica

مقاله در Los Angeles Times

مرکز بررسی اسناد تاریخی

historydocuments.ir

نگاهی به فعالیت‌های اپوزیسیونی علی امینی پس از انقلاب اسلامی

irdc.ir Iran: What History Tells Us About Supreme Leader, Rouhani ... eaworldview.com

منابع

  1. Encyclopædia Britannica, "Ali Amini," accessed January 1, 2026.
  2. Abbas Milani, Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979 (Syracuse University Press, 2008), 1: 245-250.
  3. Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 124.
  4. James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations (Yale University Press, 1988), 142-145.
  5. Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah: Building a Client State in Iran (Cornell University Press, 1991), 89-92.
  6. Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 278-282.
  7. Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.
  8. James A. Bill, The Politics of Iran: Groups, Classes and Modernization (Merrill, 1972), 112-115.
  9. Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah (Cornell University Press, 1991), 145-150.
  10. Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 250-255.
  11. Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran (Cambridge University Press, 2008), 135.
  12. Abbas Milani, The Shah (Palgrave Macmillan, 2011), 295-300.
  13. Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 498-502.
  14. Los Angeles Times, "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government," December 17, 1992.
  15. The Independent, "Obituary: Ali Amini," December 16, 1992.
  16. Abbas Milani, Eminent Persians (Syracuse University Press, 2008), 255-260.
  17. Foundation for Iranian Studies, Oral History Interview with Ali Amini.

Milani, Abbas. The Shah. Palgrave Macmillan, 2011. Abrahamian, Ervand. Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press, 1982. Milani, Abbas. Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran. Syracuse University Press, 2008. "Obituary: Ali Amini." The Independent, December 16, 1992. "Ali Amini; Foe of Iran's Islamic Government." Los Angeles Times, December 17, 1992. Foundation for Iranian Studies. Oral History Interview with Ali Amini. Accessed January 1, 2026. https://fis-iran.org/oral-history/amini-ali/.