کاربر:Alireza k h/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ویراستاری نهایی مقاله قبل از انتشار
نوشتن مقاله محمود فرد
 
(۶۵۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
{{جعبه زندگینامه
| نام                   =محمد مختاری
| اندازه جعبه =
| تصویر                 =محمد مختاری ۱.jpg
| عنوان =
| توضیح تصویر           =
| نام = محمود فرد
| نام اصلی              =
| تصویر =محمود فرد- ۱.jpg
| ملیت                  =ایرانی
| اندازه تصویر =
| تاریخ تولد            =۱اردیبهشت ۱۳۲۱
| عنوان تصویر = محمود فرد
| محل تولد                =مشهد
| زادروز = ۱۳۴۶
| همسر                =مریم حسین زاده
| زادگاه = همدان
| فرزندان                =سیاوش و سهراب
| تاریخ مرگ = ۱۴۰۴ (اسفند ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۶)
| تاریخ مرگ              =۱۲ آذر ۱۳۷۷
| مکان مرگ = آلبانی
| محل مرگ                =تهران
|عرض جغرافیایی محل دفن=
| علت مرگ                =قتل‌های زنجیره‌ای
|طول جغرافیایی محل دفن=
| محل زندگی              =
|latd=|latm=|lats=|latNS=N
| مختصات محل زندگی        =
|longd=|longm=|longs=|longEW=E
| مدفن                  =امام زاده طاهر (کرج)
| محل زندگی = قرارگاه اشرف، کمپ لیبرتی، آلبانی
|مذهب                  =
| ملیت = ایرانی
|در زمان حکومت          =
| نژاد =
|اتفاقات مهم            =
| تابعیت =
| نام دیگر              =
| تحصیلات =
|لقب                    =
| دانشگاه =
|بنیانگذار              =
| پیشه = مجاهد، مبارز سیاسی
| پیشه                  =شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی و نظریه‌پرداز ادبی، منتقد فرهنگی، منتقد سیاسی
| سال‌های فعالیت = از خرداد ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ (۳۶ سال)
| سال‌های نویسندگی        =
| کارفرما =
|سبک نوشتاری            =
| نهاد = سازمان مجاهدین خلق ایران
|کتاب‌ها                =
| نماینده =
|مقاله‌ها                =
| شناخته‌شده برای = مقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی، ایستادگی در اشرف و لیبرتی
|نمایشنامه‌ها            =
| نقش‌های برجسته = شرکت در عملیات مروارید (۱۳۷۰)، عملیات سحر ۴ (۱۳۷۶)، حماسه فروغ ایران (۱۳۸۸)، مقاومت در برابر حملات به اشرف و لیبرتی
|فیلم‌نامه‌ها              =
| سبک =
|دیوان اشعار            =
| تأثیرگذاران =
|تخلص                    =
| تأثیرپذیرفتگان =
|فیلم ساخته بر اساس اثر=  
| شهر خانگی = همدان
| همسر                    =
| تلویزیون =
| شریک زندگی            =مریم حسین زاده
| لقب = مجاهد پاکباز، مجاهد صدیق، مجاهد دلاور
| فرزندان                =سیاوش و سهراب
| حزب =
|تحصیلات                  =زبان و ادبیات فارسی
| جنبش = مقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران
|دانشگاه                =دانشگاه فردوسی مشهد
| مخالفان = رژیم جمهوری اسلامی ایران
|حوزه                  =
| هیئت =
|شاگرد                  =
| دین =
|استاد                  =
| مذهب =
|علت شهرت              =
| منصب =
| تأثیرگذاشته بر        =
| مکتب =
| تأثیرپذیرفته از        =
| آثار =  
| وب‌گاه                  =
| خویشاوندان سرشناس =
|گفتاورد                =
| جوایز =
|امضا                  =
| امضا =
| اندازه امضا =
| وبگاه =
| پانویس =
}}
}}
'''محمود فرد''' (زادهٔ خرداد ۱۳۴۶ در همدان – درگذشتهٔ ۱۴۰۴ در آلبانی)، مجاهد خلق و عضو [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران]] بود. او پس از ۳۶ سال مبارزهٔ مداوم و وفادارانه با رژیم جمهوری اسلامی، در [[اشرف ۳|اشرف۳]] در آلبانی درگذشت و به یاران شهیدش پیوست. محمود فرد نمادی از تعهد، فداکاری و مقاومت پایدار در برابر دیکتاتوری مذهبی شناخته می‌شود.
== زندگی اولیه و پیوستن به مقاومت ==
محمود فرد، فرزند مردم همدان، در خرداد ۱۳۴۶ متولد شد. او در خرداد ۱۳۶۸ با ارسال درخواست کتبی، به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران پیوست و لباس رزم پوشید. از همان آغاز در عملیات‌های نظامی شرکت کرد؛ از جمله عملیات مروارید در سال ۱۳۷۰ که در برابر نیروهای مهاجم رژیم ایستادگی نمود و سپس در عملیات سحر ۴ در سال ۱۳۷۶ با روحیهٔ جنگنده حضور یافت.<ref name=":0">[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF جاودانگی مجاهد پاکباز محمود فرد]</ref>
== سال‌های پایداری در اشرف و لیبرتی ==
یکی از مهم‌ترین دوره‌های زندگی مبارزه‌ای محمود فرد، ۱۴ سال مقاومت در [[قرارگاه اشرف]] و [[کمپ لیبرتی]] بود. او در برابر بمباران‌ها، محاصره اقتصادی، حملات زمینی و موشکی، و شکنجه‌های روانی گسترده (از جمله استفاده از صدها بلندگو) ایستادگی کرد و با روحیهٔ بالا، یاور و کمک‌کار همرزمان خود بود.


'''محمد مختاری''' (زاده ۱اردیبهشت ۱۳۲۱، مشهد - درگذشته ۱۲آذر ۱۳۷۷، تهران)، یکی از برجسته‌ترین شاعران، نویسندگان، مترجمان و منتقدان ادبی ایران بود که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای در سال ۱۳۷۷ به قتل رسید. او با آثار و فعالیت‌هایش نقشی مهم در پیشبرد ادبیات معاصر ایران ایفا کرد و به عنوان یکی از قربانیان سرکوب دگراندیشان، نمادی از مقاومت فرهنگی در برابر استبداد محسوب می‌شود. محمد مختاری در تدوین و انتشار متن ۱۳۴ نویسنده و ازسرگیری فعالیت کانون نویسندگان ایران نقش فعالی داشت. چندبار طی سال­های پایانی عمرش به طور انفرادی یا همراه نویسندگان دیگر ربوده شده بود و مأموران وزارت اطلاعات او را به خاطر نوشته‌­ها و فعالیت‌هایش در کانون نویسندگان تهدید کرده بودند. در ماه مهر ۱۳۷۷ به همراه پنج نویسنده‌ی دیگر که عضو کمیته‌ی تدارک و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران بودند به دادسرای انقلاب احضار شده بود.  بعد از ظهر روز پنجشنبه دوازدهم آذر توسط مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دستگیر شد و به قتل رسید. در پانزدهم دی ۱۳۷۷ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با صدور اعلامیه­‌ای دخالت عناصر آن وزارتخانه را در قتل محمد مختاری تأیید کرد.
این مجاهد  در حماسه‌های مهم مقاومت شرکت داشت:


محمد مختاری از جمله افرادی بود که در گزارش نماینده ویژه سازمان ملل از او نام برده شده است. این گزارش، قتل وی را به عنوان بخشی از مجموعه‌ای از ناپدید شدن‌ها و ترورهای مخالفان سیاسی معرفی کرده که در تابستان و پاییز ۱۳۷۷ رخ داد. این قتل‌های زنجیره‌ای به برخی از نیروهای خودسر وزارت اطلاعات نسبت داده شد و واکنش گسترده‌ای را در جامعه برانگیخت.
حماسهٔ فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸


== زندگی‌نامه محمد مختاری ==
حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به اشرف که توسط نیروهای تحت امر قاسم سلیمانی انجام شد
[[پرونده:محمد مختاری ۲.jpg|جایگزین=خانواده‌ی محمد مختاری|بندانگشتی|خانواده‌ی محمد مختاری ]]
محمد مختاری در ۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در زادگاهش گذراند و سپس در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه فردوسی مشهد در رشته زبان و ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل شد. او پس از پایان تحصیلات، فعالیت‌های پژوهشی و ادبی خود را آغاز کرد و به تدریس در دانشگاه پرداخت. در سال ۱۳۵۱ با مریم حسین‌زاده، نقاش و هنرمند، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های سیاوش و سهراب بود.


او در سال ۱۳۵۲ فعالیتش را در بنیاد شاهنامه فردوسی آغاز کرد و بعدها به عضویت هیأت علمی آن درآمد. از سال ۵۷ تا انقلاب فرهنگی، در دانشکده هنرهای دراماتیک (امروزه دانشکده سینما و تئاتر) تدریس داشت. در سال ۱۳۵۹ به عنوان دبیر کانون نویسندگان ایران انتخاب شد اما در سال ۱۳۶۱ بازداشت و زندانی گردید. وی دو سال را در زندان گذراند و از تمامی خدمات دولتی محروم شد. در سال ۱۳۶۵ به شورای سردبیری مجله «دنیای سخن» پیوست و با نشریات مختلف از جمله «تکاپو» همکاری کرد.
او همچنین در مقابله با حملات موشکی به لیبرتی نقش فعال داشت.<ref name=":1">[https://iran-efshagari.com/%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DB%B3/#:~:text=%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%20%D9%81%D8%B1%D8%AF%20%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%20%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%B1%20%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%20%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%20%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF,%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D8%B1%D8%B2%D9%85%20%D9%88%20%D8%B4%D8%B1%D9%81%20%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AF%20%D9%88%20%D8%AF%D8%B1 جاودانگی مجاهد پاکباز محمود فرد پس از ۳۶ سال نبرد با رژیم آخوندی در صفوف مجاهدین]</ref>
== تعهدات و نوشته‌ها ==
محمود فرد در تجدید عهدهای مکرر خود با رهبری مقاومت و خلق ایران، بر ادامهٔ مبارزه تأکید می‌کرد. در یکی از نوشته‌های سال ۱۳۹۱ آمده است:<blockquote>«من به‌عنوان یک مجاهد اشرفی هم‌چون خواهران و برادرانم متعهد می‌شوم جای شهدای قهرمانمان را با جنگ صد هزار برابر و قیمت دادن پر کنم... هیهات منا الذله. می‌کشم می‌کشم هر که برادرم کشت، می‌کشم می‌کشم هر آن‌که خواهرم کشت.»</blockquote>در نقشه‌مسیر سال ۱۳۹۴ نیز بر عزم جزم برای ادامه راه تا پیروزی نهایی تأکید کرد و آرزوی خود را «مجاهد ماندن و مجاهد مردن» بیان نمود. او در نامهٔ درخواست عضویت در مؤسسان پنجم ارتش آزادی‌بخش نوشت که مجاهدین در برابر رژیم «هیهات» گفته‌اند و لحظه به لحظه قیمت آن را می‌پردازند.
در سال ۱۴۰۴ نیز بخشی از نقشه‌مسیر او چنین بود:<blockquote>«ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم، آیین محبت و وفا می‌دانیم. هدف نهایی ما آزادی خلق تحت ستم و رساندن مهر تابان به ایران‌زمین است... می‌توان و باید.»<ref name=":0" /></blockquote>


مختاری از شاعران و پژوهشگران برجسته ایران بود که آثار متعددی در زمینه اسطوره‌شناسی، شاهنامه و شعر منتشر کرد. در فاصله سال‌های ۵۵ تا ۵۸ مجموعه‌هایی مانند «در وهم سندباد»، «قصیده‌های هاویه»، «بر شانه فلات» و «شعر ۵۷» را به چاپ رساند. بین سال‌های ۵۹ تا ۶۰ مجموعه «شعر بهار و واقعه» را گردآوری نمود و در همان دوره سرایش «منظومه ایرانی»، «خیابان بزرگ» و «سحابی خاکستری» را به پایان رساند که بعداً توسط انتشارات توس منتشر شد.
== نبرد با بیماری و درگذشت ==
محمود فرد سال‌ها از نارسایی کلیه رنج می‌برد و به مدت دو سال تحت دیالیز بود، اما حتی در برابر بیماری نیز با استقامت و روحیهٔ رزمنده ایستادگی کرد. او تا آخرین روزهای حیات، با وجود بیماری، با مسئولیت‌پذیری درخشان به وظایف خود عمل می‌نمود.<ref name=":1" />
== پیام تسلیت مریم رجوی ==
خانم '''[[مریم رجوی]]'''، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران، در پیام تسلیت خود نوشت:<blockquote>«درگذشت مجاهد صدیق محمود فرد را، که پس از ۳۶سال وفای به پیمان و نبرد بی‌امان با رژیم ضدایرانی و ضدانسانی آخوندها جاودانه و رستگار شد، به همرزمان و بستگانش تسلیت می‌گویم.


محمد مختاری  نقشی کلیدی در احیای کانون نویسندگان ایران ایفا کرد و در دوره‌های مختلف از اعضای فعال این نهاد بود. او در دوره سوم کانون نویسندگان، یکی از چهره‌های تأثیرگذار محسوب می‌شد. همکاران و دوستانش از تعهد وی به آرمان‌های کانون و نقدهای روشنگرانه‌اش سخن گفته‌اند مختاری در تدوین و انتشار بیانیه اعتراض ۱۳۴ نویسنده ایرانی علیه سانسور و محدودیت‌های آزادی بیان سهم مهمی داشت. بخشی از این بیانیه که در ۲۳ مهر ۱۳۷۳ منتشر شد، چنین آمده است:<blockquote>«...ما نویسنده‌ایم، یعنی احساس، تخیل، اندیشه و تحقیقات خود را به اشکال گوناگون می‌نگاریم و منتشر می‌کنیم. این حق طبیعی، اجتماعی و مدنی ماست که آثارمان - اعم از شعر، داستان، نمایشنامه، فیلمنامه، تحقیق، نقد و ترجمه - بدون هیچ مانعی در اختیار مخاطبان قرار گیرد. هیچ فرد یا نهادی اختیار جلوگیری از انتشار این آثار را ندارد...» </blockquote>چند هفته قبل از قتل، مختاری به همراه پنج نویسنده‌ی دیگر، از جمله محمد جعفر پوینده که او نیز در قتل‌های زنجیره‌ای جان باخت، به دادسرای انقلاب اسلامی احضار شد. به گفته پسرش، مأموری که احضاریه را تحویل داد، وی را مطمئن ساخته بود که جای نگرانی وجود ندارد، اما هنگام حضور در دادگاه متوجه شد که پرونده‌سازی‌هایی علیه او صورت گرفته است جزئیات حکم صادره در دادگاه نامشخص باقی ماند.<ref name=":0">[https://www.iranrights.org/fa/memorial/story/28411/mohammad-mokhtari محمد مختاری - بنیاد عبدالرحمن برومند]</ref>
درود بر او که به‌رغم همه موانع راه فداکاری برای رهایی مردم و میهنش و مجاهدت و نبرد در برابر استبداد خون‌آشام دینی، این پلیدترین دشمن ایران و ایرانی را انتخاب کرد.


== قتل محمد مختاری ==
یقین دارم که راه و رسم او در نبرد برای آزادی میهن از چنگال دیکتاتوری و برقراری آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران، توسط مجاهدان همرزمش در ارتش آزادیبخش ملی و توسط شورشگران به‌پا خاسته برای آزادی به‌ویژه جوانان همشهری او در همدان، تا روز پیروزی ادامه خواهد یافت.»<ref name=":0" /><ref name=":1" /></blockquote>
بر اساس شهادت سهراب مختاری، او در بعدازظهر ۱۲ آذر ۱۳۷۷، مختاری برای خرید از خانه خارج شد اما هرگز بازنگشت. روز بعد، پلیس جسدی ناشناس را در بیابان‌های امین‌آباد، نزدیک کارخانه سیمان ری پیدا کرد که تنها یک قلم و کاغذ همراه داشت. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی، در ۱۹ آذر، مصادف با روز جهانی حقوق بشر، پیکرش به پسرش سیاوش نشان داده شد و علت مرگ خفگی اعلام گردید
 
'''تحقیقات دولتی'''
 
چند روز پیش از قتل مختاری، داریوش و پروانه فروهر، رهبران حزب ملت ایران، در منزلشان به قتل رسیده بودند. پس از کشف جسد مختاری، پیکر محمد جعفر پوینده نیز در حوالی کرج پیدا شد. این حوادث تحت عنوان "قتل‌های زنجیره‌ای" شناخته شد و تحقیقات درباره آن‌ها سال‌ها به طول انجامید. در ۲۳ آذر ۱۳۷۷، رئیس‌جمهور کمیته‌ای ویژه را برای بررسی این قتل‌ها تشکیل داد . در ۱۵ دی، وزارت اطلاعات اعلام کرد که برخی از اعضای این نهاد در قتل‌ها دست داشته‌اند و "عناصر خودسر" مرتکب این جنایات شده‌اند . وزیر اطلاعات در ۱۲ بهمن همان سال استعفا داد.
 
این پرونده به سازمان قضایی نیروهای مسلح ارجاع شد و در ۳۰ خرداد ۱۳۷۸ اعلام شد که سعید امامی، یکی از مقامات ارشد وزارت اطلاعات، مسئول اصلی این قتل‌ها بوده است. او در زندان خودکشی کرد. در ۱۳ مرداد ۱۳۷۸، دادستان نظامی اعلام کرد که این قتل‌ها با هدف تخریب دولت انجام شده و نه سرکوب مخالفان سیاسی. با این حال، رهبر جمهوری اسلامی این حوادث را به توطئه قدرت‌های خارجی نسبت داد.
 
پس از تحقیقات، در شهریور ۱۳۷۹، خانواده‌های قربانیان ده روز برای مطالعه پرونده‌ها فرصت یافتند. در دادگاهی که در ۸ بهمن همان سال برگزار شد، سه نفر به اعدام و ۱۲ نفر به حبس محکوم شدند، اما با مخالفت خانواده‌ها، احکام اعدام لغو شد و مجازات‌ها به سه تا ده سال زندان کاهش یافت.
 
'''اعتراضات خانواده‌ها'''
[[پرونده:محمد مختاری ۳.png|بندانگشتی]]
خانواده‌های قربانیان در ابتدا تلاش کردند از طریق سیستم قضایی جمهوری اسلامی به عدالت دست یابند، اما نهایتاً پرونده را به سازمان ملل ارجاع دادند. آن‌ها بارها تناقضات در روند رسیدگی قضایی، کمبود مدارک و عدم پاسخگویی مقامات را مطرح کرده‌اند. به گفته سهراب مختاری، پدرش بارها تهدید شده و نسبت به امنیت خود نگران بود. مقامات نیز با جلوگیری از برگزاری مراسم یادبود قربانیان، سعی در محو این وقایع از حافظه جمعی داشتند.<ref name=":0" />  
 
== گواهی مهرداد عالیخانی در باره قتل محمد مختاری ==
«مهرداد عالیخانی» از متهمان قتل‌های زنجیره‌ای، در جلسه دادگاه و در شرح قتل محمد مختاری گفته بود: <blockquote>«مختاری برای خرید در حوالی محل سکونت خود بیرون آمده بود. حدود بیست‌دقیقه خریدش طول کشید. در حال برگشتن، یک کوچه مانده به منزلش جلوی او را گرفته و سوار اتومبیل کردیم. داخل ساختمان شدیم. در همان اتاق اول از وی خواستند روی زمین بنشیند.
 
ناظری سریعا طناب مربوطه را از کابینت داخل اتاق در آورد. مقادیری پارچه‌ سفید برداشت و چشم و دست او را از پشت سر بست. طناب را به گردن او انداخت، او را به روی شکم خواباند و حدود چهار یا پنج دقیقه طناب را تنگ کرد و آن را کشید. در این حالت ناظری دهان مختاری را با یک پارچه‌ سفید گرفته بود تا از ریختن خون به زمین و ایجاد سروصدای احتمالی جلوگیری کند. از رنگ ناخن‌ها تشخیص دادیم که کار تمام شده است. در جاده‌ی افسریه یک مسیر فرعی به کارخانه‌ی سیمان تهران منتهی می‌شد. جنازه را آنجا بیرون انداختیم.»
 
سعید امامی، معاون وقت وزارت اطلاعات بود، پس از واکنش‌های وسیع به قتل‌های زنجیره‌ای بازداشت شد و به شکل مشکوکی در سلول انفرادی فوت کرد. مقامات زندان اعلام کردند او خودکشی کرده است.
 
اکبر گنجی و ماشاالله شمس‌الواعظین، روزنامه‌نگارانی که بر روی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای تحقیق کردند؛ معتقد بودند که سعید امامی تنها فرمانده اجرایی قتل‌ها بوده و دستورها برای این قتل‌های سیاسی از مقامات بالاتر از وزارت اطلاعات صادر شده است.»<ref>[https://www.journalismisnotacrime.com/fa/wall/mohammadmokhtari/ محمد مختاری - خبرنگاری جرم نیست] </ref></blockquote>
 
== فعالیت‌های ادبی و آثار محمد مختاری ==
محمد مختاری از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران بود و در سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ به‌عنوان دبیر این کانون فعالیت کرد. او علاوه بر سرودن شعر، در حوزه نقد ادبی، ترجمه و پژوهش‌های فرهنگی نیز تأثیرگذار بود. در زمینه شعر، او به جریانات نوگرایانه علاقه داشت و از جمله شاعرانی بود که در آثارش به مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته است. محمد مختاری با آثار و فعالیت‌هایش تأثیر بسزایی در ادبیات معاصر ایران داشت. او با نقدهای سازنده و پژوهش‌های عمیق خود به غنای فرهنگی و ادبی کشور افزود و با پرداختن به موضوعات اجتماعی و سیاسی در آثارش، صدای اعتراض به بی‌عدالتی‌ها و سرکوب‌ها را منعکس کرد. قتل او نمادی از سرکوب آزادی بیان و اندیشه در ایران است و یادآور ضرورت مبارزه برای حفظ حقوق فرهنگی و انسانی.
 
فعالیت‌های ادبی و آثار او به ترتیب عبارتند از:  
 
'''۱۳۵۶–۱۳۴۶'''
 
انتشار اشعار در مجلات نگین و فردوسی و همکاری با مطبوعات دیگر.
 
انتشار ترجمه‌ی کتاب «واقع گرایی و داستان بلند» از جان آپدایک.
 
'''۱۳۵۰'''
[[پرونده:فریاد در سکوت - محمد مختاری.JPG|جایگزین=فریاد در سکوت - محمد مختاری |بندانگشتی]]
فعالیت خود را در بنیاد شاهنامه‌ی فردوسی آغاز کرد و پس از مدتی به عضویت هیئت علمی این بنیاد درآمد.
 
'''۱۳۵۵'''
 
انتشار مجموعه شعر '''در وهم سندباد.'''
 
'''۱۳۵۶'''
 
انتشار مجموعه شعر '''قصیده­‌های هاویه'''.
 
انتشار مجموعه شعر '''بر شانه‌ی فلات.'''
 
'''۱۳۵۸'''
 
انتشار مجموعه‌ شعر '''شعر پنجاه و هفت.'''
 
تدریس در دانشگاه هنرهای دراماتیک تا سال ۱۳۵۹ (انقلاب فرهنگی)
 
همکاری فعال در نشر جنگ ادبی '''بیداران'''
 
'''۱۳۵۹'''
 
دبیر کانون نویسندگان ایران تا سال ۱۳۶۰
 
همکاری با '''کتاب جمعه‌ی''' احمد شاملو
 
'''۱۳۶۰'''
 
گردآوری مجموعه‌ شعر '''بهار و واقعه'''، که در گرفتاری سال ۱۳۶۱ از میان رفت.
 
'''۱۳۶۳–۱۳۶۱'''
 
سرایش مجموعه شعر '''«از اطاق ۷۲»''' که در زندان سروده شده است.
[[پرونده:مجموعه اشعار محمد مختاری.JPG|جایگزین=مجموعه اشعار محمد مختاری |بندانگشتی]]
زمانی که در زندان بود، مؤسسه‌ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی، کتاب '''داستان سیاووش''' از شاهنامه را که توسط او تصحیح انتقادی شده بود، با حذف نام محمد مختاری و تنها با ذکر نامش در مقدمه‌ی کتاب به چاپ رساند.
 
سرایش '''منظومه‌ی ایرانی'''
 
'''۱۳۶۸–۱۳۶۵'''
 
سرایش و گردآوری اشعار مجموعه‌ی '''خیابان بزرگ'''، که از سه بخش  تشکیل شده است:
 
اول شعرهای سال‌­های ۵۸ تا ۶۱ که بسیاری از آن­ها در نشریه­‌های گوناگون همان ایام به چاپ رسیده است.
 
دوم شعرهای ۶۴ – ۶۱ که بخشی سروده‌ی زندان است و بخشی شعرهای جنگ
 
سوم شعرهای ۶۸ – ۶۵
 
'''۱۳۷۰–۱۳۶۵'''
 
سرایش شعر‌های مجموعه‌ی '''سحابی خاکستری'''
 
'''۱۳۶۵'''
 
عضویت در شورای نویسندگان مجله‌ی '''دنیای سخن''' به مدت سه سال
 
و همکاری با مطبوعات دیگر.
 
'''۱۳۶۸'''
 
سرایش شعر بلند '''آرایش درونی'''
 
انتشار '''منظومه‌ی ایرانی'''
 
انتشار کتاب '''حماسه در رمز و راز ملی'''
 
'''۱۳۶۹'''
 
انتشار کتاب '''اسطوره‌ی زال''' (تبلور تضاد و وحدت در حماسه‌ی  ملی)
 
'''۱۳۷۱'''
 
عضویت در شورای نویسندگان مجله‌ی تکاپو
 
'''۱۳۷۴–۱۳۷۱'''
 
سرایش شعرهای مجموعه‌ی '''وزن دنیا'''
 
'''۱۳۷۱'''
 
تألیف کتاب '''هفتاد سال عاشقانه''' (آنتولوژی شعر عاشقانه‌ی معاصر ایران ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰)
 
انتشار کتاب '''زاده‌ی اضطراب جهان''' (ترجمه‌ی ۱۵۰ شعر از ۱۲ شاعر اروپایی)
 
'''۱۳۷۲'''
 
انتشار کتاب '''انسان در شعر معاصر''' (نقد و تحلیل ادبی)
 
'''۱۳۷۳'''
 
انتشار کتاب '''تسوتایوا''' (ترجمه‌ی زندگینامه)
 
'''۱۳۷۴'''
 
سفر به آمریکا، کانادا و اروپا به مدت نه ماه برای انجام  سخنرانی­‌ها و گفتگوهای گوناگون در زمینه‌ی ادبیات و فرهنگ
 
انتشار کتاب '''برگ گفت و شنید''' در کانادا (مجموعه‌ی سخنرانی‌­ها درباره‌ی شعر و ادب و فرهنگ)
 
'''۱۳۷۵'''
 
انتشار کتاب '''آخماتوا''' (ترجمه‌ی زندگینامه)
 
'''۱۳۷۶'''
 
انتشار '''نیما و شعر امروز''' در کتاب '''ری را''' (مصاحبه‌ی عباس غزوانچاهی با محمد مختاری)
 
انتشار کتاب '''مایاکفسکی''' (ترجمه‌ی زندگی­نامه)
 
انتشار کتاب '''ماندلستام''' (ترجمه‌ی زندگی­نامه)
 
شروع کار روی طرح مجموعه‌ی کتاب­های شاعران معاصر ایران، که تنها کتاب منوچهر آتشی آماده‌ی انتشار شد.
 
آماده سازی کتاب '''چشم مرکب''' (نواندیشی از نگاه شعر معاصر) برای چاپ
 
'''۱۳۷۷'''
 
عضویت در کمیته‌ی تدارک و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران
 
انتشار '''تمرین مدارا''' (مجموعه‌ی مقالات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی) <ref>[https://mohammadmokhtari.com/history/ گاه‌شمار زندگی و آثار محمد مختاری] </ref>
 
== نمونه‌ای از شعر محمد مختاری ==
[[پرونده:محمد مختاری ۶.jpg|بندانگشتی]]
محمد مختاری در شعر خود از تصاویر بدیع و زبانی پرقدرت بهره می‌برد. او به مسائل اجتماعی، سیاسی و انسانی علاقه‌مند بود و اشعارش اغلب درون‌مایه‌ای فلسفی و اعتراضی داشت.
 
نمونه‌ای از شعرهای محمد مختاری:
 
'''نزدیک شو اگر چه نگاهت ممنوع است'''
 
نزدیک شو اگر چه نگاهت ممنوع است
 
زنجیره‌ی اشاره چنان از هم پاشیده است
 
که حلقه‌های نگاه
 
در هم قرار نمی‌گیرد.
 
دنیا نشانه‌های ما را
 
در حول و حوش غفلت خود دیده است و چشم پوشیده است.
 
نزدیک شو اگر چه حضورت ممنوع است.
 
وقت صدای ترس
 
خاموش شد گلوی هوا
 
و ارتعاشی دوید در زبان
 
که حنجره به صفت‌هایش بدگمان شد.
 
تا اینکه یک شب از خم طاقی یک صدایت
 
لرزید و ریخت در ته ظلمت
 
و گنبد سکوت در معرق درد برآمد.
 
 
 
یک یک درآمدیم در هندسه انتظار
 
و هر کدام روی نیمکتی یا زیر طاقی
 
و گوشه میدانی خلوت کردیم:
 
سیمای تابخورده که خاک را چون شیارهایش
 
آراسته است.
 
و خیره مانده است در نفرتی قدیمی
 
که عشق را همواره آواره خواسته است
 
تنها تو بودی انگار که حتی روی نیمکتی نمی‌بایست بنشینی
 
و درطراوت خاموشی و فراموشی بنگری .
 
نزدیک شو اگر چه قرارت ممنوع است
 
هیچ انتظاری نیست که رنگ دگر بپاشد
 
بر صفحه ی صبور
 
وقتی که ماهواره‌های طاق و نیمکت در خلٲ بگردد
 
و چهره‌ها تنها سیاه و سفید منعکس شود
 
و نیمی از تصویرها نیز هنوز
 
در نسخه‌های منفی باقی مانده باشد.
 
نوری معلق است در اشاره‌های ظلمانی
 
ورنه چگونه امشب نیز در این ساعت بلند
 
باید به روی این نیمکت بنشینم همچنان کنار این میدان
 
چشم انتظار شکی فسفرین
 
و برگ ترس خورده‌ی شمشاد تنها در چشمم برق زند؟
 
نزدیک شو اگر چه تصویرت ممنوع است.
 
ساعت دوباره گردش بیتابش را آغاز کرده است
 
و نیمی از رخسار زمان
 
از لای چادر سیاهش پیداست.
 
از ضربه‌ای که هر ساعت نواخته می‌شود ترک بر می‌دارد خواب آب
 
و چهره‌ای پریشان موج در موج
 
می‌گردد و هوای خود را می‌جوید
 
در بازتاب گنگ سکه‌ای در آب انداخته است.
 
پا می‌کشند سایه‌های مضطرب
 
در هیبت مدور نارون‌ها
 
و باد لحظه به لحظه نشانه‌‌ها را می‌گرداند دور تا دور میدان
 
اینجا خزه به حلقه‌ی شفافی چسبیده است
 
که روزی از انگشتی افتاده است
 
آنجا هنوز نوری قرمز ثابت مانده است
 
و روی صورت شب لک انداخته است
 
نزدیک شو اگرچه رویایت ممنوع است.
 
می‌بینی! این حقیقت ماست
 
نزدبک و دور واهمه در واهمه
 
و مثل این ماه ناگزیر که گردیده است
 
گرد جهان و باز همچنان درست همانجا که بوده مانده است
 
و هر شب انگار در غیابت باید خیره ماند همچون ماه
 
در حلقه‌ی عزایی که کم کم عادی شده است.
 
این یٲس مخملینه‌ی ماست
 
یا توده‌ی غبار گون وهمی بر انگیخته؟
 
که بی‌تحاشی مدارهای در هم راچون ستاره‌های دنباله‌دار می‌پیماید؟
 
آرامشی است که بر باد رفته است ؟
 
یا سایه‌ی پذیرشی است که خون را پوشانده است؟
 
بی آنکه استعاره‌های وجدان از طعمش بر کنار مانده باشد.
 
نزدیک شو اگرچه مدارت ممنوع است.
 
می‌شنوم طنین تنت می‌آید از ته ظلمت
 
و تارهای تنم را متٲثر می کند.
 
شاید صدا دوباره به مفهومش بازگردد
 
شاید همین حوالی جایی
 
در حلقه‌ی نگاهت قرار بگیرم.
 
چیزی به صبح نمانده است
 
و آخرین فرصت با نامت در گلویم می‌تابد.
 
ماه شکسته صفحه‌ی مهتاب را ناموزون می‌گرداند
 
و تاب می‌خورد حلقه‌ی طناب بر چوبه‌ی بلند
 
که صبحگاه شاید باز رخسار روز را در آن قاب بگیرند.<ref>[https://echolalia.ir/get-close/ نزدیک شو اگر چه نگاهت ممنوع است - آکوالیا - آرشیو شعر جهان] </ref>
 
== سخنان علی اشرف درويشيان ==
علی اشرف درویشیان در باره‌ی محمد مختاری گفته است: <blockquote>«محمد مختاری نقش به سزايی در احياي کانون نويسندگان ايران داشت. مختاری يکی از شاعران ومحققان موفق ايران است که کتابهايی در مورد اسطوره‌شناسی، تحقيقاتی درباره شاهنامه، و چند دفتر شعر را به ادبيات ايران هديه کرده است. مساله قابل ذکر اين است که مختاری قبل از آذر ۷۷ برای انتشار کتابهايش با مسآله‌ی سانسور مواجه بود و تنها پس از فاجعه مرگش آثارش مجوز انتشارگرفتند.
 
او از اعضای فعال و برجسته‌ی کانون نويسندگان ايران بود و در اين ارتباط از سال ۱۳۷۰ فعاليت گستردهای را براي احيای کانون آغاز کرد. در سال ۷۰ کانون نويسندگان در مرحله جديدی قرار گرفت چرا که در اين سال با انتشار ( متن ۱۳۴ نفر) با توجه به آنچه که وضعيت اسفبار سانسور تلقی مي‌کرديم ، در آن زمان حرکتی در اين زمينه آغاز شد.
 
مختاری گفت ما نويسنده‌ايم و با اين طرز تفکر بود که با همراه شدن با۱۳۴ نفر از نويسندگان ايرانی متنی را در جهان منتشر کرديم و اعتراض خود را نسبت به چنين مسائلی اعلام کرديم و مختاری از آن زمان بود که بسيار معروف شد»<ref>[https://irhumanrights.com/%D9%82%D8%AA%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%8C-%D9%86%D9%88%D9%8A%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85.html محمد مختاری شاعر، نويسنده ومترجم - جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر]</ref></blockquote>
 
== اظهارات سهراب مختاری در گفت‌وگو با محمد حیدری ==
[[پرونده:محمد مختاری ۴.jpg|بندانگشتی]]
 
سهراب مختاری، فرزند محمد مختاری در گفت‌وگویی با محمد حیدری در مورد پدرش گفته است: <blockquote>«بعضی از خاطرات او از زندان هم در اشعار زندانش هم در مقدمه‌ی این اشعار آمده است. همین‌طور در یادداشت‌های پراکنده گاهی به آن زمان اشاره کرده است. در اشعار پس از زندان هم بارها موضوع زندان و تجربه‌ی درونی آن به اشکال گوناگون حضور دارد. و همین بیان درون ظلم و جنایت در جزئیاتش و تجربه‌ی درونی آن ظلم در شعرهایش، او را به عنوان شاعری متعهد عرضه می‌کند که شعرش صدای وجدان و انسانیت بی‌پناه دوران اوست.
 
«خاطراتش از زندان و تأثیر هولناک آن بر ذهن و حافظه‌ی زندانیان تکان‌دهنده است. اوایل در بند عمومی بوده است: اتاق دربسته‌ی شش در ششی را تصور کنید که در آن  ۱۰۳ نفر در هم می‌لولیدند. و شب‌ها مثل ساردین می‌خوابیدند. در این شرایط کم‌کم فرایند سطحی و پراکنده شدن ذهن و حافظه‌اش را تجربه می‌کند و با تمرکز دادن به ذهنش و سرودن شعر تلاش می‌کند که در برابر روند کم‌حافظگی مقاومت کند. همین‌طور خاطراتش از اتاق تعزیر بسیار دردناک است. زمانی بوده که او را پشت اتاق تعزیر با چشم بند چند شبانه روز در صدای شلاق و شکنجه می‌نشاندند. همین تجربه‌ها سبب شده بود که هرگز چهره و خاطره‌ی انسان‌های بی‌گناهی که با آرمان‌ها و آرزوهای انسانی به انقلاب پیوسته بودند و در سرکوب‌ها و کشتار دهه‌ی شصت جان باختند، از یادش نرود. در یکی از اشعارش به کسی اشاره می‌کند که کنارش است: «یک دم از زیر چشم‌بند دیدمش پای آن دیوار بلند/ و چون که اطمینان یافت که آخرین دمش را می‌شنوم/ نامش را به زمزمه گفت و/ دمای لبخندی نقش بست بر چهره‌اش/ که تا آن دم جز وحشتی کبود نبود». صحنه‌های بسیاری در شعرهای او می‌توان یافت که شعر او را به پناهگاه تاریخ قربانیان سرکوب و اعدام تبدیل کرده است. حتی در آرایش درونی با یک نفر که اعدام شده است روبه رو می‌شویم که به شهر برگشته است. و در جستجوی حافظه‌ی کسی که از مرگ بازگشته، تجربه‌ی درونی یکی از سیاه‌ترین دوران معاصرمان به نمایش گذاشته می‌شود. از نظر او «شاخک‌های حساس شعر همواره آماده‌ی تشخیص و نفی هر عامل غیر انسانی است، زیرا کارکردش دوام حیثیت آدمی است». و این درکی نبود که فقط در نظر به آن اعتقاد داشته باشد. این دیدگاه در همه‌ی فعالیت‌ها و حتی شیوه‌ی زندگی او دیده می‌شد. همواره به شعرش یا به عبارتی به خودش وفادار ماند و قتل او در پاییز ۱۳۷۷ گواه دیگری بر آن است.
 
اشعار زندان مجموعه‌ی مستقلی است که در شرایط بسیار سخت، بدون کاغذ و قلم سروده شده و او آن‌ها را حفظ کرده است. و پس از زندان، بدون تغییر، همان‌طور که شعرها را در زندان حفظ کرده، روی کاغذ آورده است. این مجموعه هنوز منتشر نشده است.»<ref>[https://www.aasoo.org/fa/articles/1726 شعر محمد مختاری صدای وجدان و انسانیت بی‌پناه دوران اوست ـ آسو]</ref></blockquote>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۲

محمود فرد
محمود فرد
زادروز۱۳۴۶
همدان
درگذشت۱۴۰۴ (اسفند ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۶)
آلبانی
محل زندگیقرارگاه اشرف، کمپ لیبرتی، آلبانی
ملیتایرانی
پیشهمجاهد، مبارز سیاسی
سال‌های فعالیتاز خرداد ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴ (۳۶ سال)
نهادسازمان مجاهدین خلق ایران
شناخته‌شده برایمقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی، ایستادگی در اشرف و لیبرتی
نقش‌های برجستهشرکت در عملیات مروارید (۱۳۷۰)، عملیات سحر ۴ (۱۳۷۶)، حماسه فروغ ایران (۱۳۸۸)، مقاومت در برابر حملات به اشرف و لیبرتی
شهر خانگیهمدان
لقبمجاهد پاکباز، مجاهد صدیق، مجاهد دلاور
جنبشمقاومت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران
مخالفانرژیم جمهوری اسلامی ایران

محمود فرد (زادهٔ خرداد ۱۳۴۶ در همدان – درگذشتهٔ ۱۴۰۴ در آلبانی)، مجاهد خلق و عضو ارتش آزادی‌بخش ملی ایران بود. او پس از ۳۶ سال مبارزهٔ مداوم و وفادارانه با رژیم جمهوری اسلامی، در اشرف۳ در آلبانی درگذشت و به یاران شهیدش پیوست. محمود فرد نمادی از تعهد، فداکاری و مقاومت پایدار در برابر دیکتاتوری مذهبی شناخته می‌شود.

زندگی اولیه و پیوستن به مقاومت

محمود فرد، فرزند مردم همدان، در خرداد ۱۳۴۶ متولد شد. او در خرداد ۱۳۶۸ با ارسال درخواست کتبی، به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران پیوست و لباس رزم پوشید. از همان آغاز در عملیات‌های نظامی شرکت کرد؛ از جمله عملیات مروارید در سال ۱۳۷۰ که در برابر نیروهای مهاجم رژیم ایستادگی نمود و سپس در عملیات سحر ۴ در سال ۱۳۷۶ با روحیهٔ جنگنده حضور یافت.[۱]

سال‌های پایداری در اشرف و لیبرتی

یکی از مهم‌ترین دوره‌های زندگی مبارزه‌ای محمود فرد، ۱۴ سال مقاومت در قرارگاه اشرف و کمپ لیبرتی بود. او در برابر بمباران‌ها، محاصره اقتصادی، حملات زمینی و موشکی، و شکنجه‌های روانی گسترده (از جمله استفاده از صدها بلندگو) ایستادگی کرد و با روحیهٔ بالا، یاور و کمک‌کار همرزمان خود بود.

این مجاهد در حماسه‌های مهم مقاومت شرکت داشت:

حماسهٔ فروغ ایران در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸

حملهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ به اشرف که توسط نیروهای تحت امر قاسم سلیمانی انجام شد

او همچنین در مقابله با حملات موشکی به لیبرتی نقش فعال داشت.[۲]

تعهدات و نوشته‌ها

محمود فرد در تجدید عهدهای مکرر خود با رهبری مقاومت و خلق ایران، بر ادامهٔ مبارزه تأکید می‌کرد. در یکی از نوشته‌های سال ۱۳۹۱ آمده است:

«من به‌عنوان یک مجاهد اشرفی هم‌چون خواهران و برادرانم متعهد می‌شوم جای شهدای قهرمانمان را با جنگ صد هزار برابر و قیمت دادن پر کنم... هیهات منا الذله. می‌کشم می‌کشم هر که برادرم کشت، می‌کشم می‌کشم هر آن‌که خواهرم کشت.»

در نقشه‌مسیر سال ۱۳۹۴ نیز بر عزم جزم برای ادامه راه تا پیروزی نهایی تأکید کرد و آرزوی خود را «مجاهد ماندن و مجاهد مردن» بیان نمود. او در نامهٔ درخواست عضویت در مؤسسان پنجم ارتش آزادی‌بخش نوشت که مجاهدین در برابر رژیم «هیهات» گفته‌اند و لحظه به لحظه قیمت آن را می‌پردازند. در سال ۱۴۰۴ نیز بخشی از نقشه‌مسیر او چنین بود:

«ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم، آیین محبت و وفا می‌دانیم. هدف نهایی ما آزادی خلق تحت ستم و رساندن مهر تابان به ایران‌زمین است... می‌توان و باید.»[۱]

نبرد با بیماری و درگذشت

محمود فرد سال‌ها از نارسایی کلیه رنج می‌برد و به مدت دو سال تحت دیالیز بود، اما حتی در برابر بیماری نیز با استقامت و روحیهٔ رزمنده ایستادگی کرد. او تا آخرین روزهای حیات، با وجود بیماری، با مسئولیت‌پذیری درخشان به وظایف خود عمل می‌نمود.[۲]

پیام تسلیت مریم رجوی

خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران، در پیام تسلیت خود نوشت:

«درگذشت مجاهد صدیق محمود فرد را، که پس از ۳۶سال وفای به پیمان و نبرد بی‌امان با رژیم ضدایرانی و ضدانسانی آخوندها جاودانه و رستگار شد، به همرزمان و بستگانش تسلیت می‌گویم.

درود بر او که به‌رغم همه موانع راه فداکاری برای رهایی مردم و میهنش و مجاهدت و نبرد در برابر استبداد خون‌آشام دینی، این پلیدترین دشمن ایران و ایرانی را انتخاب کرد.

یقین دارم که راه و رسم او در نبرد برای آزادی میهن از چنگال دیکتاتوری و برقراری آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران، توسط مجاهدان همرزمش در ارتش آزادیبخش ملی و توسط شورشگران به‌پا خاسته برای آزادی به‌ویژه جوانان همشهری او در همدان، تا روز پیروزی ادامه خواهد یافت.»[۱][۲]

منابع