درگاه:اصلی/نوشتارهای برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">


<div>[[پرونده:مهرداد محمدی‌نیا،اعدام.jpg|جایگزین=مهرداد محمدی‌نیا|بندانگشتی|200x200پیکسل|مهرداد محمدی‌نیا]]</div>
<div>[[پرونده:جواد زمانی،اعدام.jpg|جایگزین=جواد زمانی|بندانگشتی|160x160پیکسل|جواد زمانی]]</div>
   <div>
   <div>
'''مهرداد محمدی‌نیا'''، شهروند کرد اهل قروه، از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]] در تهران، سحرگاه دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ در [[زندان قزلحصار]] کرج به صورت مخفیانه اعدام شد.  
'''جواد زمانی'''، (اعدام‌شده ۲۶ خرداد ۱۴۰۵) از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری دی‌ ۱۴۰۴]] در شهرستان شاهرود، سحرگاه سه‌شنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ در زندان مرکزی شاهرود به صورت مخفیانه اعدام شد.
جواد زمانی به همراه ابوالفضل ساعدی در پرونده‌ای مشترک به اتهام «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، «تخریب و آتش‌زدن اموال عمومی و خصوصی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم عمومی» و «استفاده از سلاح» محکوم شده بود. دادگاه انقلاب شاهرود حکم را صادر و دیوان عالی کشور آن را تأیید کرد. روند دادرسی فاقد شفافیت، همراه با محرومیت از وکیل انتخابی و اتکا به اعترافات اجباری بود.
این اعدام در چارچوب موج گسترده احکام اعدام پس از اعتراضات دی‌ماه انجام گرفت.


مهرداد محمدی‌نیا به همراه اشکان مالکی در پرونده مشترک «کوی نصر» (گیشا) تهران به اتهام «محاربه»، «اقدام عملیاتی برای رژیم اسرائیل و دولت‌های متخاصم»، «تخریب و آتش‌زدن مسجد جعفری و حوزه علمیه امام هادی» و تخریب اموال عمومی محکوم شده بود. دادرسی این پرونده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی [[ابوالقاسم صلواتی]] انجام شد و با محرومیت کامل از وکیل انتخابی و تکیه بر اعترافات اجباری همراه بود.
[[جواد زمانی|بیشتر بخوانید...]]
 
این اعدام در چارچوب موج گسترده اعدام‌های پس از آغاز درگیری‌های نظامی صورت گرفت. تا زمان اجرای حکم اعدام مهرداد محمدی‌نیا و اشکان مالکی شمار اعدام‌شدگان در ارتباط با همین پرونده‌ها به ۳۹ نفر رسیده است.
 
[[مهرداد محمدی‌نیا|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
<!-- نوشتار ۲ -->
<!-- نوشتار ۲ -->
  <div class="box-content">
  <div class="box-content">
<div>[[پرونده:اشکان مالکی،اعدام.jpg|جایگزین=اشکان مالکی|بندانگشتی|215x215پیکسل|اشکان مالکی]]</div>
<div>[[پرونده:ابوالفضل ساعدی،اعدام.jpg|جایگزین=ابوالفضل ساعدی|بندانگشتی|180x180پیکسل|ابوالفضل ساعدی]]</div>
   <div>
   <div>
'''اشکان مالکی'''، شهروند کرد اهل قروه، از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]] در تهران، سحرگاه دوشنبه ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵ در [[زندان قزلحصار]] کرج به صورت مخفیانه اعدام شد.
'''ابوالفضل ساعدی،''' (متولد ۱۳۸۱، شاهرود - اعدام‌شده ۲۶ خرداد ۱۴۰۵) دیپلمه مجرد ۲۴ ساله از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری دی‌ ۱۴۰۴]]، سحرگاه سه‌شنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ در زندان مرکزی شاهرود به صورت مخفیانه اعدام شد.  
 
ابوالفضل ساعدی به همراه جواد زمانی در پرونده‌ای مشترک به اتهام «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، «تخریب و آتش‌زدن اموال عمومی و خصوصی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم عمومی» و «حمل و استفاده از سلاح» محکوم شده بود. دادرسی در شعبه اول دادگاه انقلاب شاهرود انجام شد و با محرومیت از وکیل انتخابی، عدم شفافیت و اتکا به اعترافات اجباری همراه بود.
اشکان مالکی به همراه مهرداد محمدی‌نیا در پرونده‌ای مرتبط با حوادث کوی نصر (گیشا) تهران به اتهام «محاربه»، «اقدام عملیاتی برای رژیم اسرائیل و دولت‌های متخاصم»، «تخریب و آتش‌زدن مسجد جعفری و حوزه علمیه امام هادی» و «تخریب اموال عمومی» محکوم شده بود.  
این اعدام در چارچوب موج گسترده احکام پس از اعتراضات دی‌ماه انجام گرفت.
 
دادرسی این پرونده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی [[ابوالقاسم صلواتی]] انجام شد و با محرومیت از وکیل انتخابی و تکیه بر اعترافات اجباری همراه بود.  


تا زمان اجرای حکم اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا، شمار اعدام‌شدگان در ارتباط با همین پرونده‌ها به ۳۹ نفر رسیده است.
[[ابوالفضل ساعدی|بیشتر بخوانید...]]
[[اشکان مالکی|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>
خط ۳۵: خط ۳۰:
<!-- نوشتار 3 -->
<!-- نوشتار 3 -->
   <div class="box-content">
   <div class="box-content">
<div>[[پرونده:ژان7.JPG|جایگزین=ژاندارک|بندانگشتی|180x180پیکسل|ژاندارک]]</div>
<div>[[پرونده:دکتر علی شریعتی21.jpg|جایگزین=دکتر علی شریعتی|بندانگشتی|195x195پیکسل|دکتر علی شریعتی]]</div>
   <div>
   <div>


'''ژاندارک'''، با القاب ''ژان''، ''دوشیزه‌ی اورلئان''، (زاده‌ی ۶ ژانویه ۱۴۱۲میلادی برابر با پانزدهم دیماه ۷۹۰ خورشیدی، دومرمی فرانسه – درگذشته‌ی ۳۰ ماه می ۱۴۳۱، برابر با هشتم خرداد ۸۱۰ خورشیدی، شهر ''روآن'' فرانسه) قهرمان ملی فرانسه بود که در جنگ صدساله علیه ظلم و ستم پادشاه انگلستان به مردم فرانسه، فرماندهی نیروهای فرانسه را به عهده داشت.
'''دکتر علی شریعتی'''، (زاده‌ی ۲ آذر سال ۱۳۱۲ - روستای کاهک مزینان، سبزوار درگذشت ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ لندن) نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌شناس، پژوهش‌گر دینی و از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی بود. استاد محمدتقی پدر دکتر علی شریعتی استاد دانشکده الهیّات و معارف اسلامی مشهد بود؛ و علی شریعتی در کلاس‌های پدرش به‌کسب علم می‌پرداخت.
 
وی در سال ۱۳۲۷، به عضویت در کانون نشر حقایق اسلامی، که پدرش پایه‌گذار آن بود، درآمد و از طریق آن با مبانی اسلام آشنایی بیشتری یافت. دکترعلی شریعتی پس از پایان تحصیلات در دانش‌سرا به معلمی که علاقه‌ی زیادی به‌آن داشت پرداخت. وی در سال ۱۳۳۷، پس از دریافت مدرک لیسانس در رشته‌ی ادبیات برای ادامه‌ی تحصیل عازم فرانسه شد.
 
دکتر علی شریعتی مدافع نهضت ملی ایران بود. او در سال ۱۳۴۰ به سازمان آزادی‌بخش الجزایر پیوست. علی شریعتی مقاله‌ای به نام «به‌کجا تکیه کنیم» را در یکی از نشریات فرانسه منتشر کرد؛ و مقاله‌ی شعرچیست؟ ژان پل سارتر را نیز ترجمه و در پاریس منتشر نمود. وی به‌علت فعالیت در سازمان آزادی‌بخش الجزایر دستگیر و در پاریس برای مدتی زندانی شد.


ژاندارک دختر یک مزرعه‌دار در ''دومرِمی'' بود. او در مأموریتی که برای مقابله با سپاه انگلیس و متحدان بورگاندی‌شان داشت، احساس کرد با صدای قدیسینی مانند ''میکائیل مقدس''، ''کاترین مقدس'' و ''مارگارت آنتیوش'' راهنمایی می‌شود. ژاندارک شجاعت قابل تحسین و هم‌چنین ویژگی‌های شخصیتی زنان آگاه و روشن‌بین عصر خود را داشت.  
دکتر علی شریعتی پس از دریافت مدرک دکترا از دانشگاه سوربن فرانسه در رشته‌های جامعه‌شناسی و تاریخ ادیان به ایران بازگشت. علی شریعتی در سال ۱۳۴۸ به تدریس و سخن‌رانی در حسینیه‌ی ارشاد تهران دعوت شد که مورد استقبال قرار گرفت. بسیاری از سخنرانی‌های او در حسینیه ارشاد به صورت کتاب و نوار منتشر شد.


ویژگی‌هایی نظیر پرهیزکاری و اعتماد به نفس در رابطه با حضور خدا بود که خلاف نظر کشیش‌ها و کلیسا بود. ژاندارک در ۱۳ فوریه در لباس مردان با شش مرد مسلح از سرزمین اشغال شده توسط سپاه انگلیس عبور کرد تا به شینون برسد. در این منطقه شارل هفتم ارتشی نظامی را در اختیار وی گذاشت. او با نیروهای فرانسوی به سمت دژ انگلیسی‌ها در شرق شهر اورلئان حرکت کردند و توانستند این دژ را فتح کنند.  
در سال ۱۳۵۲، رژیم شاه حسینیه‌ی ارشاد را تعطیل و علی شریعتی را روانه‌ی زندان کرد. وی پس از ۱۸ ماه از زندان آزاد شد؛ اما هم‌چنان تحت نظر ساواک بود. دکترعلی شریعتی در اردیبهشت ۱۳۵۶، به بلژیک سفر کرد و از آنجا عازم انگلستان شد. وی سرانجام در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶، در انگلستان به‌طرز مشکوکی درگذشت.


پس از دو روز ژاندارک به مسیر خود ادامه داد و قلعه بعدی را هم فتح کرد. پس از این پیروزی‌های بزرگ، شهرت ژاندارک در بین نیروهای فرانسوی بسیار زیاد شد. ژاندارک در نبرد با ارتش بورگاندی به اسارت گرفته شد؛ و در ازدحام و هیاهوی جمعیت وی را به قلعه‌ی ''بوْروی'' منتقل کردند. 
از دکترعلی شریعتی آثار بسیاری به‌جا مانده است که برخی از آن‌ها عبارتند از: فاطمه فاطمه است، زن مسلمان، تفسیر نوین، بازگشت، کویر، حسین وارث آدم، تشیع علوی و تشیع صفوی، حج، و…


در دادگاهی که ژاندارک محاکمه می‌شد، باید علیه ۷۰ اتهامی که به وی زده بودند، از خود دفاع می‌کرد. اتهاماتی مانند لباس پوشیدن مردان، جادوگری، الحاد و…
دکترعلی شریعتی، به لحاظ فکری مسلمان بود اما با بسیاری از برداشت‌های کهنه از اسلام مخالف بود او تأثیر بسیاری بر نسلی از جوانان زمان خود گذاشت اما بسیاری از همان جوانان پا را از وی فراتر گذاشتند و به ابعاد عمیق‌تر و رادیکالتری در شناخت اسلام رسیدند.


در می سال ۱۴۳۱، ژاندارک پس از یک سال اسارت و تهدید شدن به مرگ، تسلیم شد و به اتهام خود اعتراف و هرگونه هدایت الهی را تکذیب کرد. اما پس از چند روز ژاندارک اعتراف خود را پس گرفت و در نتیجه به مرگ محکوم شد. سرانجام ژاندارک در روز ۳۰ می، در سن ۱۹ سالگی، به بازار قدیمی روئَن منتقل و سوزانده شد؛ و خاکسترش را به رود سن ریختند.  
آن‌ها اندیشه‌های دکتر شریعتی را تنها یک آغاز درفهم اسلام اصیل می‌دانستند. از همین نظرگاه بود که سازمان مجاهدین خلق ضمن احترام به او، تعمیق و اصلاح برداشت دکتر شریعتی از مفاهیم اسلام راستین در حوزه‌ی نفی استثمار را ضروری و غیر قابل اجتناب اما پاسخ به این مساله در سطح ارائه شده توسط دکتر شریعتی را ناکافی می‌داند.


ژاندارک پیش از مرگ، در میان شعله‌های آتش چنین گفت: <blockquote>«نداهای من از جانب خداوند آمده بودند؛ و هر کاری که کردم مطابق دستور پروردگار بود… مرا پیش خداوند بفرستید همان کسی که از پیش او آمده‌ام». </blockquote>شهرت ژاندارک نه تنها پس از مرگش چندین برابر گشت، بلکه ۲۰ سال بعد، شارل هفتم دادگاه جدیدی برپا کرد؛ و نام ژاندارک را از این گناهان پاک نمود. ژاندارک خیلی پیش از آن‌که توسط پاپ در سال ۱۹۲۰، تقدیس شود، شهرت و اعتباری افسانه‌ای به دست آورده بود.
[[علی شریعتی|بیشتر بخوانید...]]
[[ژاندارک|بیشتر بخوانید...]]


  <div>
  <div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۵۹

نوشتارهای جدید هفته
جواد زمانی
جواد زمانی

جواد زمانی، (اعدام‌شده ۲۶ خرداد ۱۴۰۵) از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ ۱۴۰۴ در شهرستان شاهرود، سحرگاه سه‌شنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ در زندان مرکزی شاهرود به صورت مخفیانه اعدام شد. جواد زمانی به همراه ابوالفضل ساعدی در پرونده‌ای مشترک به اتهام «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، «تخریب و آتش‌زدن اموال عمومی و خصوصی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم عمومی» و «استفاده از سلاح» محکوم شده بود. دادگاه انقلاب شاهرود حکم را صادر و دیوان عالی کشور آن را تأیید کرد. روند دادرسی فاقد شفافیت، همراه با محرومیت از وکیل انتخابی و اتکا به اعترافات اجباری بود. این اعدام در چارچوب موج گسترده احکام اعدام پس از اعتراضات دی‌ماه انجام گرفت.

بیشتر بخوانید...

ابوالفضل ساعدی
ابوالفضل ساعدی

ابوالفضل ساعدی، (متولد ۱۳۸۱، شاهرود - اعدام‌شده ۲۶ خرداد ۱۴۰۵) دیپلمه مجرد ۲۴ ساله از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ ۱۴۰۴، سحرگاه سه‌شنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ در زندان مرکزی شاهرود به صورت مخفیانه اعدام شد. ابوالفضل ساعدی به همراه جواد زمانی در پرونده‌ای مشترک به اتهام «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، «تخریب و آتش‌زدن اموال عمومی و خصوصی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم عمومی» و «حمل و استفاده از سلاح» محکوم شده بود. دادرسی در شعبه اول دادگاه انقلاب شاهرود انجام شد و با محرومیت از وکیل انتخابی، عدم شفافیت و اتکا به اعترافات اجباری همراه بود. این اعدام در چارچوب موج گسترده احکام پس از اعتراضات دی‌ماه انجام گرفت.

بیشتر بخوانید...


دکتر علی شریعتی
دکتر علی شریعتی

دکتر علی شریعتی، (زاده‌ی ۲ آذر سال ۱۳۱۲ - روستای کاهک مزینان، سبزوار درگذشت ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ لندن) نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌شناس، پژوهش‌گر دینی و از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی بود. استاد محمدتقی پدر دکتر علی شریعتی استاد دانشکده الهیّات و معارف اسلامی مشهد بود؛ و علی شریعتی در کلاس‌های پدرش به‌کسب علم می‌پرداخت.

وی در سال ۱۳۲۷، به عضویت در کانون نشر حقایق اسلامی، که پدرش پایه‌گذار آن بود، درآمد و از طریق آن با مبانی اسلام آشنایی بیشتری یافت. دکترعلی شریعتی پس از پایان تحصیلات در دانش‌سرا به معلمی که علاقه‌ی زیادی به‌آن داشت پرداخت. وی در سال ۱۳۳۷، پس از دریافت مدرک لیسانس در رشته‌ی ادبیات برای ادامه‌ی تحصیل عازم فرانسه شد.

دکتر علی شریعتی مدافع نهضت ملی ایران بود. او در سال ۱۳۴۰ به سازمان آزادی‌بخش الجزایر پیوست. علی شریعتی مقاله‌ای به نام «به‌کجا تکیه کنیم» را در یکی از نشریات فرانسه منتشر کرد؛ و مقاله‌ی شعرچیست؟ ژان پل سارتر را نیز ترجمه و در پاریس منتشر نمود. وی به‌علت فعالیت در سازمان آزادی‌بخش الجزایر دستگیر و در پاریس برای مدتی زندانی شد.

دکتر علی شریعتی پس از دریافت مدرک دکترا از دانشگاه سوربن فرانسه در رشته‌های جامعه‌شناسی و تاریخ ادیان به ایران بازگشت. علی شریعتی در سال ۱۳۴۸ به تدریس و سخن‌رانی در حسینیه‌ی ارشاد تهران دعوت شد که مورد استقبال قرار گرفت. بسیاری از سخنرانی‌های او در حسینیه ارشاد به صورت کتاب و نوار منتشر شد.

در سال ۱۳۵۲، رژیم شاه حسینیه‌ی ارشاد را تعطیل و علی شریعتی را روانه‌ی زندان کرد. وی پس از ۱۸ ماه از زندان آزاد شد؛ اما هم‌چنان تحت نظر ساواک بود. دکترعلی شریعتی در اردیبهشت ۱۳۵۶، به بلژیک سفر کرد و از آنجا عازم انگلستان شد. وی سرانجام در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶، در انگلستان به‌طرز مشکوکی درگذشت.

از دکترعلی شریعتی آثار بسیاری به‌جا مانده است که برخی از آن‌ها عبارتند از: فاطمه فاطمه است، زن مسلمان، تفسیر نوین، بازگشت، کویر، حسین وارث آدم، تشیع علوی و تشیع صفوی، حج، و…

دکترعلی شریعتی، به لحاظ فکری مسلمان بود اما با بسیاری از برداشت‌های کهنه از اسلام مخالف بود او تأثیر بسیاری بر نسلی از جوانان زمان خود گذاشت اما بسیاری از همان جوانان پا را از وی فراتر گذاشتند و به ابعاد عمیق‌تر و رادیکالتری در شناخت اسلام رسیدند.

آن‌ها اندیشه‌های دکتر شریعتی را تنها یک آغاز درفهم اسلام اصیل می‌دانستند. از همین نظرگاه بود که سازمان مجاهدین خلق ضمن احترام به او، تعمیق و اصلاح برداشت دکتر شریعتی از مفاهیم اسلام راستین در حوزه‌ی نفی استثمار را ضروری و غیر قابل اجتناب اما پاسخ به این مساله در سطح ارائه شده توسط دکتر شریعتی را ناکافی می‌داند.

بیشتر بخوانید...