| شناختهشده برای = فعالیت در اعتراضات، محرومیت از درمان در زندان قرچک
| سبک =
| نقشهای برجسته =
| تأثیرگذاران =
| سبک =
| تأثیرپذیرفتگان =
| تأثیرگذاران =
| شهر خانگی =
| تأثیرپذیرفتگان =
| دستمزد =
| شهر خانگی = تهران
| Net worth =
| تلویزیون =
| قد =
| لقب =
| وزن =
| حزب =
| تلویزیون =
| جنبش =
| لقب = آصفالدوله
| مخالفان =جمهوری اسلامی
| دوره = قاجار
| هیئت =
| پس از =
| دین =اسلام
| پیش از =
| مذهب =
| حزب =
| منصب =
| جنبش =
| مکتب =
| مخالفان =
| آثار =
| هیئت =
| خویشاوندان سرشناس =
| دین = اسلام
| فرزندان =
| مذهب =
| جوایز =
| اتهام =
| امضا =
| مجازات =
| اندازه امضا =
| وضعیت گناهکاری =
| وبگاه =
| منصب = صدراعظم ایران
| پانویس =
| مکتب =
| اتهامها = تبلیغ علیه نظام
| آثار =
| مجازات =
| همسر = مریم خانم (دختر فتحعلی شاه)
|نام=سمیه رشیدی|image size=240پیکسل}}
| شریک زندگی =
'''سمیه رشیدی'''، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین، در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ به دلیل فعالیتهای اعتراضی در محله جوادیه تهران بازداشت شد. نیروهای امنیتی با خشونت او را ضرب و شتم کردند، سرش را به دیوار کوبیدند و به صورت، شکم و پاهایش ضربه زدند، که منجر به کبودی و خونریزی شد. او ابتدا دو روز در بازداشتگاه آگاهی ۱۵ خرداد بازجویی شد و در ۶ اردیبهشت به بند زنان [[زندان اوین]] منتقل گردید. اتهامش «تبلیغ علیه نظام» است، اما بدون دادگاه و دسترسی به وکیل، پروندهاش بلاتکلیف مانده. در ۱۹ خرداد ۱۴۰۴ به بند ۲۰۹ اوین و پس از [[حمله اسرائیل به ایران|حمله موشکی اسرائیل]] به اوین در تیر ۱۴۰۴، به زندان قرچک تبعید شد. سمیه رشیدی به بیماری صرع مبتلا بود که با تشنجهای ناگهانی و افت هوشیاری همراه است. از ابتدای بازداشت، از سردردهای شدید و تشدید بیماری شکایت داشت، اما بهداری زندان علائم را «تمارض» دانست و داروهای نامناسب تجویز کرد. شرایط غیربهداشتی، تراکم جمعیت، و کمبود دارو در زندان قرچک وضعیت او را وخیمتر کرد. او برای کارهای روزانه به کمک همبندیها وابسته بود. در ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، پس از تشنجهای مکرر، با تأخیر به بیمارستان مفتح ورامین منتقل شد و در ۲۹ شهریور به کما رفت. سطح هوشیاریاش به ۵ رسید و پزشکان وضعیت را «بحرانی و ناپایدار» توصیف کردند و از نجات جانش قطع امید نمودند. خانوادهاش از ملاقات و اطلاعات درمانی محروم بود و نهادهای امنیتی وضعیت را به «خودکشی» نسبت میدهند تا مسئولیت را انکار کنند. این محرومیت از درمان، نقض مواد ۵ و ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر و قواعد نلسون ماندلا است. پرونده سمیه رشیدی با موارد مشابهی مانند [[بکتاش آبتین]] مقایسه شده است. کمیسیون زنان [[شورای ملی مقاومت ایران]] خواستار آزادی فوری، درمان و بازدید هیئت حقیقتیاب از زندانهای زنان شده بود. سمیه رشیدی در تاریخ ۳مهر ۱۴۰۴ بهعلت فقدان رسیدگی درمانی درگذشت.قوه قضاییه مدعی ارتباط این زندانی سیاسی با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] شده است.<ref name=":0">[https://iranhrs.org/%D8%AA%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%9B-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A8/ تشدید فشارها بر سمیه رشیدی؛ انتقال به بند ۲۰۹ اوین - کانون حقوق بشر ایران] 1</ref><ref name=":1">[https://iranhrs.org/%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%9B-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%AE%DB%8C%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C/ وضعیت وخیم سمیه رشیدی، زندانی سیاسی در زندان قرچک - کانون حقوق بشر ایران] 2</ref><ref name=":2">[https://fa.iran-hrm.com/%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%AE%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1/ وضعیت وخیم سمیه رشیدی، زندانی سیاسی در زندان قرچک - مانیتورینگ حقوق بشر]</ref><ref name=":3">[https://wncri.org/fa/%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D9%85%D8%B1%DA%AF/ زندانی سیاسی سمیه رشیدی در شرف مرگ به دلیل چندماه تأخیر در اعزام به بیمارستان - زنان نیروی تغییر]</ref><ref name=":4">[https://v1.iranintl.com/202509180532 پزشکان از نجات جان سمیه رشیدی، زندانی سیاسی، قطع امید کردهاند - ایران اینترنشنال]</ref><ref name=":5">[https://bazdashtshodegan.com/%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C/ قطعی امید پزشکان از نجات جان سمیه رشیدی زندانی سیاسی زندان قرچک ورامین - صدای بازداشتشدگان]</ref><ref name=":6">[https://iranfreedom.net/%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%ae%db%8c%d9%85-%d8%b3%d9%85%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af%db%8c%d8%9b-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1/ وضعیت وخیم سمیه رشیدی؛ زندانی سیاسی در آستانه مرگ در زندان قرچک - ایران آزادی]</ref><ref name=":7">[https://jinhaagency.com/fa/rwzanh/smyh-rshydy-zndany-syasy-mhbws-dr-zndan-qrchk-bh-kma-rft-53243 سمیه رشیدی؛ زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک به کما رفت - خبرگزاری زن]</ref><ref name=":8">[https://hengaw.net/fa/news/2025/09/article-121 زندان قرچک ورامین، وخامت حال سمیە رشیدی، زندانی سیاسی و انتقال وی بە بیمارستان - سازمان حقوق بشری ههنگاو]</ref><ref name=":9">[https://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/123262/ از بکتاش آبتین تا سمیه رشیدی؛ مرگ تدریجی زندانیان سیاسی - ایران امروز]</ref>
| فرزندان = حسن خان سالار، چندین فرزند دیگر
| والدین = میرزا محمد خان بیگلربیگی (پدر)
| خویشاوندان سرشناس = فتحعلی شاه (پدرزن)، عباس میرزا (برادرزن)
| گفتاورد =
| جوایز =
| امضا =
| اندازه امضا =
| signature_alt =
| وبگاه =
| imdb_id =
| Soure_id =
| پانویس =
}}
'''اللهیار خان آصفالدوله'''، پسر ارشد میرزا محمد خان بیگلربیگی دولو قاجار ملقب به تاجبخش، از سیاستمداران دوره قاجار طی سالهای ۱۲۴۰ هـ. ق تا ۱۲۴۳ هـ. ق بود. پدرش در تأسیس سلطنت قاجار نقش داشت و از سلطنت به نفع آقا محمد خان گذشت. اللهیار خان با ازدواج با مریم خانم دختر فتحعلی شاه و پیوندهای خانوادگی دیگر، نفوذ یافت. وی خوانسالار شاه بود و در سرکوب ترکمانان (۱۲۲۸ هـ. ق) و جنگ با عثمانی (۱۲۳۷ هـ. ق) شرکت کرد. آصفالدوله حکومت گیلان، مازندران، استرآباد و بروجرد را بر عهده داشت.
== بازداشت و مراحل اولیه ==
آصفالدوله در سال ۱۲۴۱ هـ. ق با عزل عبدالله خان امینالدوله به صدارت رسید و اولین قاجاری در این مقام شد. دوران صدارتش با جنگ دوم ایران و روسیه (۱۲۴۱–۱۲۴۳ هـ. ق) همزمان بود که فرماندهی بخشی از سپاه را داشت اما شکست خورد و فرار کرد. این جنگ به [[عهدنامه ترکمانچای]] (۱۸۲۸ م) منجر شد که ایران اراضی وسیعی را از دست داد. آصفالدوله متهم به جاهطلبی و همکاری با انگلیس بود. در قتل گریبایدوف (۱۲۴۴ هـ. ق / ۱۸۲۹ م) نقش داشت و تنبیه شد. پس از صدارت، در زمان محمد شاه به حکومت خراسان رفت اما ناکام ماند. پسرش حسن خان سالار در سال ۱۲۵۵ هـ. ق شورش کرد و اعدام شد، املاک خانواده مصادره گردید. اللهیار خان آصفالدوله نمادی از نفوذ خانوادگی و شکستهای قاجار است.
سمیه رشیدی، زندانی سیاسی، در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، در جریان شعارنویسی اعتراضی در محله جوادیه تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. مأموران با خشونت شدید او را مورد ضرب و شتم قرار دادند، سرش را به دیوار کوبیدند، روی سینهاش نشستند و به صورت، شکم و پاهایش ضربه زدند. این ضربات باعث کبودی شدید، خونریزی از ناحیه سر و جراحتهای متعدد شد که آثار آن تا مدتها باقی ماند. رشیدی از رفتار خشونتآمیز مأموران شکایت کرد، اما به دلیل نبود نظارت قضایی مؤثر، این شکایت پیگیری نشد. او به مدت دو روز در بازداشتگاه آگاهی ۱۵ خرداد تحت بازجوییهای فشرده قرار گرفت. در این مدت، بازجوییها بدون حضور وکیل انجام شد و شرایط بازداشتگاه فشار روانی و جسمی زیادی بر او وارد کرد. در ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴، به بند زنان زندان اوین منتقل شد. اتهام رسمی او «تبلیغ علیه نظام» اعلام شده، اما هیچ دادگاهی برای رسیدگی به پروندهاش برگزار نشده و او از دسترسی به وکیل محروم بود. این بلاتکلیفی قضایی بهعنوان روشی برای تشدید فشار بر زندانیان سیاسی شناخته میشود و نشاندهنده [[سرکوب زنان در ایران|سرکوب سیستماتیک]] فعالان در ایران است. بازداشت خانم رشیدی در بحبوحه اعتراضات خیابانی رخ داد و توجه سازمانهای حقوق بشری را جلب کرد.<ref name=":0" /><ref name=":2" /><ref name=":4" /><ref name=":5" /><ref name=":6" />
== مراحل بعدی بازداشت ==
== زندگی و خانواده ==
اللهیار خان آصفالدوله، پسر ارشد میرزا محمد خان بیگلربیگی دولو قاجار ملقب به تاجبخش بود. پدرش از سران ایل قاجار در استرآباد و مازندران بهشمار میرفت و در جنبشهای سلطنتخواهی قاجاریان، بسیاری از بزرگان ایل او را شایستهتر از آقا محمد خان برای پادشاهی میدانستند، اما وی به نفع آقا محمد خان از سلطنت گذشت و حمایت ایل را جلب کرد که لقب تاجبخش را برای او آورد. برخی اعقابش این نام را برگزیدند. میرزا محمد خان مورد احترام آقا محمد خان و دیگر بزرگان قاجار بود و در لشکرکشیهای آقا محمد خان، حکومت تهران را به او میسپردند که منجر به لقب بیگلربیگی شد.
=== انتقال به بند ۲۰۹ و شکنجه ===
پس از قتل آقا محمد خان در شوشی، میرزا محمد خان وفاداری خود را به فتحعلی شاه حفظ کرد. هنگام قتل، حاج ابراهیم خان کلانتر قصد ورود به تهران داشت، اما میرزا محمد خان و میرزا شفیع تا رسیدن فتحعلی شاه مانع شدند. با ورود شاه، میرزا محمد خان استقبال گرمی کرد که احترام خانواده را افزایش داد.<ref name=":0">[http://pajoohe.ir/%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B5%D9%81-%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87__a-44936.aspx اللهیارخان آصف الدوله - پژوهه]</ref>
در ۱۹ خرداد ۱۴۰۴، سمیه رشیدی از بند زنان زندان اوین به بند ۲۰۹، که تحت کنترل [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]] و برای بازجوییهای امنیتی و اعترافگیری اجباری استفاده میشود، منتقل شد. مقامات زندان به او و خانوادهاش اعلام کردند که این انتقال برای پیگیری درمان بیماریاش است، اما در واقع او به سلولهای انفرادی این بند برده شد. بند ۲۰۹ به دلیل شرایط سخت، از جمله انزوای کامل و فشارهای روانی شدید، بهعنوان ابزاری برای شکنجه شناخته میشود. سمیه رشیدی در این بند تحت بازجوییهای مداوم بدون حضور وکیل قرار گرفت. این بازجوییها با هدف اجبار به اعترافات ساختگی انجام شد و فشارهای روانی و جسمی شدیدی بر او وارد کرد. وضعیت جسمی او، بهویژه به دلیل بیماری صرع که نیاز به مراقبت مداوم داشت، در این دوره به شدت وخیم شد. نبود امکانات پزشکی مناسب و استرس بازجوییها، سلامت او را به خطر انداخت. این انتقال و شرایط بند ۲۰۹ بهعنوان نقض آشکار استانداردهای حقوق بشری، از جمله ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر (ممنوعیت شکنجه)، تلقی میشود. گزارشهای حقوق بشری این اقدام را بخشی از الگوی سرکوب فعالان سیاسی در ایران میدانند.
=== تبعید به زندان قرچک ورامین ===
اللهیار خان آصفالدوله از بزرگان و محترمین قاجاریه بود. خواهرش گوهر تاج خانم یکی از زنان عقدی فتحعلی شاه بود که شاه علاقه زیادی به او داشت. خواهر دیگرش همسر [[عباس میرزا|عباس میرزا نایبالسلطنه]] گردید، بنابراین فتحعلی شاه و پسرش باجناغ شدند. اللهیار خان داماد فتحعلی شاه بود و با مریم خانم دختر پنجم شاه ازدواج کرد. وی برادرزن عباس میرزا و دایی محمد شاه قاجار بود.<ref name=":1">[https://payametarikh.blogsky.com/1398/07/05/post-106/%D8%A2%D8%B5%D9%81-%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87 آصفالدوله - پیام تاریخ]</ref>
در تیر ۱۴۰۴، پس از حمله موشکی اسرائیل به زندان اوین که باعث اختلال در ساختار زندان شد، سمیه رشیدی به زندان قرچک ورامین تبعید شد. این زندان به دلیل شرایط غیرانسانی، از جمله تراکم بالای جمعیت، فقدان امکانات بهداشتی، کمبود آب آشامیدنی سالم، غذای نامناسب، و خشونت کارکنان و زندانیان عادی علیه زندانیان سیاسی، بدنامترین زندان زنان ایران است. انتقال خانم رشیدی به زندان قرچک بهعنوان اقدامی تنبیهی برای تشدید فشار بر او تلقی شد. شرایط این زندان برای زندانیان با بیماریهای زمینهای مانند صرع به شدت خطرناک است. سمیه رشیدی در این محیط با محدودیتهای شدید در دسترسی به امکانات اولیه مواجه شد و گزارشها حاکی از تهدیدات مکرر توسط کارکنان زندان است. این تبعید، سلامت جسمی و روانی او را به خطر انداخت و بهعنوان بخشی از سرکوب هدفمند فعالان سیاسی ارزیابی میشود. سازمانهای حقوق بشری این انتقال را محکوم کردند و آن را نقض استانداردهای بینالمللی زندانها دانستند.<ref name=":0" /><ref name=":4" /><ref name=":5" /><ref name=":1" /><ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":6" /><ref name=":8" />
== شرایط زندان قرچک ورامین ==
برای قدردانی از خدمات میرزا محمد خان و نزدیکی طوایف قاجار، فتحعلی شاه یکی از دخترانش را به عقد رستم خان پسر میرزا محمد خان درآورد، اما رستم خان هفت ماه پس از ازدواج درگذشت. شاه بلافاصله دخترش مریم خانم را به عقد اللهیار خان آصفالدوله درآورد و خود خواهر آصفالدوله را به زنی گرفت. این پیوندها مقام آصفالدوله را در دربار فتحعلی شاه افزایش داد و به سمتهای مهمی رسید.<ref name=":2">کارنامه سیاسی آصفالدوله؛ تألیف محمود قربانی
زندان قرچک ورامین، که سمیه رشیدی در تیر ۱۴۰۴ به آن تبعید شد، به دلیل شرایط غیرانسانیاش بدنامترین زندان زنان ایران است. این زندان با تراکم بالای جمعیت، فقدان امکانات بهداشتی، کمبود آب آشامیدنی سالم، و غذای نامناسب و غیربهداشتی شناخته میشود. زندانیان از دسترسی به امکانات اولیه مانند حمام منظم و تهویه مناسب محروماند. گزارشها حاکی از شیوع بیماریهای عفونی به دلیل نبود بهداشت و حضور حشرات موذی در بندها است. کارکنان زندان و برخی زندانیان عادی، که تحت فشار مأموران عمل میکنند، بهطور مکرر علیه زندانیان سیاسی مانند سمیه رشیدی خشونت کلامی و فیزیکی اعمال میکنند. این شرایط برای زندانیان با بیماریهای زمینهای مانند صرع، که خانم رشیدی به آن مبتلاست، به شدت خطرناک است. سمیه رشیدی برای انجام کارهای روزانه، مانند غذا خوردن و جابهجایی، به کمک همبندیهایش وابسته بود، زیرا بیماریاش او را ناتوان کرده بود. این محیط غیرانسانی، سلامت جسمی و روانی او را به شدت تحت تأثیر قرار داد و بهعنوان ابزاری برای تنبیه مضاعف زندانیان سیاسی تلقی میشود. سازمانهای حقوق بشری، از جمله ههنگاو، این شرایط را نقض استانداردهای بینالمللی زندانها، از جمله قواعد نلسون ماندلا، میدانند و خواستار اصلاح فوری آن شدهاند.
در زندان قرچک، همبندیهای سمیه رشیدی نقش مهمی در حمایت از او ایفا کردند. به دلیل شدت بیماری صرع و ناتوانی جسمی ناشی از تشنجهای مکرر، او برای انجام کارهای روزمره، مانند غذا خوردن، نظافت شخصی، و جابهجایی در بند، به کمک دیگر زندانیان سیاسی وابسته بود. همبندیها با مشاهده تشنجهای ناگهانی او، که با افت هوشیاری و زمین خوردن همراه بود، تلاش کردند از او مراقبت کنند. آنها در مواقع بحرانی، مانند حملات تشنجی شدید، او را نگه داشتند تا از آسیب بیشتر جلوگیری کنند. این حمایتها در نبود امکانات پزشکی و بیتوجهی کارکنان زندان، تنها عامل حفظ حیات خانم رشیدی در ماههای اولیه حضور در قرچک بود. همبندیها همچنین سعی کردند با اعتراض به مسئولان زندان، توجه به وضعیت وخیم او جلب کنند، اما این اعتراضها بینتیجه ماند. این همبستگی میان زندانیان سیاسی نشاندهنده روحیه مقاومتی در برابر شرایط غیرانسانی زندان بود. با این حال، شدت بیماری رشیدی و فقدان درمان مناسب، تلاشهای همبندیها را ناکافی کرد و وضعیت او بهتدریج وخیمتر شد.<ref name=":1" /><ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":6" /><ref name=":8" /><ref name=":7" />
== وضعیت سلامتی و وخامت حال ==
== فعالیتهای اولیه و سمتهای حکومتی ==
سمیه رشیدی سالها به بیماری صرع مبتلا بود که با حملات ناگهانی تشنج، افت هوشیاری، و گاهی زمین خوردن همراه است. پیش از بازداشت در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، بیماری او تحت کنترل بود و با داروهای مناسب مدیریت میشد. اما از ابتدای بازداشت، او از سردردهای شدید، سرگیجه، و تشدید حملات صرع شکایت کرد. ضرب و شتم شدید هنگام بازداشت، که شامل ضربه به سر و کوبیدن سرش به دیوار بود، احتمالاً باعث تشدید علائم شد. در بند ۲۰۹ اوین و سپس در زندان قرچک، استرس روانی، نبود داروهای ضد صرع، و شرایط غیربهداشتی، بیماری را به مرحله بحرانی رساند. گزارشها نشان میدهد که او چندین بار در بند دچار تشنج شد و در مواردی به زمین خورد، اما بهداری زندان هیچ اقدام مؤثری انجام نداد. این بیتوجهی، سلامت او را به خطر انداخت و نشانههای واضحی از وخامت حال، مانند کاهش توانایی حرکتی و ضعف عمومی، در او مشاهده شد. سازمانهای حقوق بشری این وضعیت را نتیجه مستقیم محرومیت از درمان و شرایط غیرانسانی زندان میدانند.
پیش از صدارت، اللهیار خان آصفالدوله خوانسالار فتحعلی شاه بود و در سرکوب مخالفان شرکت داشت. در سال ۱۲۲۸ هـ. ق، هنگامی که ترکمانان به همراه یوسف خواجه کاشغری مشکلاتی برای دولت ایجاد کردند، آصفالدوله با عدهای از سرکردگان مأمور مقابله با آنها شد و آنان را پراکنده نمود. در سال ۱۲۳۷ هـ. ق طی جنگ ایران و عثمانی، فتحعلی شاه او را با ده هزار سوار و پیاده به یاری عباس میرزا به آذربایجان فرستاد.<ref name=":0" />
=== انکار درمان و اتهام تمارض ===
آصفالدوله مدتی حکومت شهرهایی در گیلان، مازندران، استرآباد و بروجرد را بر عهده داشت. او فردی جاهطلب و سرکش بود و همیشه تلاش میکرد مقامات عالی را کسب کند تا نقشههای خود را که از حمایت انگلیسیها برخوردار بود، اجرا نماید. در این دوره، املاک و اموال زیادی برای خود و خانوادهاش فراهم آورد و پیش از طغیان پسرش حسن خان سالار، از مالکان و متمولان درجه یک ایران محسوب میشد.<ref name=":2" />
مسئولان بهداری زندان قرچک شکایات سمیه رشیدی از سردرد و تشنج را «تمارض» دانستند و از ارائه داروهای ضد صرع خودداری کردند. به جای درمان مناسب، تنها آرامبخش و داروهای اعصاب تجویز شد که نهتنها برای صرع بیفایده بود، بلکه عوارض جانبی مانند خوابآلودگی و ضعف بیشتر ایجاد کرد. پزشک زندان در پاسخ به اعتراضات خانم رشیدی و همبندیهایش، مدعی شد که او برای جلب توجه تمارض میکند. این انکار درمان، که نقض آشکار حق سلامت (ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر) است، وضعیت این زندانی سیاسی را به مرحله خطرناک رساند. بر اساس گزارشات، او در چندین مورد به دلیل تشنجهای شدید در بند زمین خورد و دچار آسیبهای جسمی شد، اما هیچ اقدام پزشکی فوری انجام نشد. این بیتوجهی عمدی، بخشی از الگوی سرکوب زندانیان سیاسی در ایران است که سازمانهای حقوق بشری آن را محکوم کردهاند. محرومیت از درمان مناسب، بهویژه برای بیماریهای مزمن مانند صرع، جان سمیه رشیدی را در معرض خطر جدی قرار داد و به وخامت سریع حال او منجر شده است.
==== تشنجهای مکرر و انتقال به بیمارستان ====
=== رسیدن به مقام صدارت ===
در ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، سمیه رشیدی پس از چندین تشنج پیاپی و شدید، که با افت کامل هوشیاری همراه بود، با تأخیر به بیمارستان مفتح ورامین منتقل شد. همبندیهای او در بند تلاش کردند با نگه داشتن او در هنگام تشنج، از آسیب بیشتر جلوگیری کنند، اما شدت حملات و بیهوشی مکرر، انتقال فوری را ضروری کرد. تأخیر در اعزام به بیمارستان به دلیل بیتوجهی عمدی کارکنان زندان بود که اعتراضات همبندیها را نادیده گرفتند. در بیمارستان، سطح هوشیاری خانم رشیدی به ۵ (در مقیاس کمای گلاسکو) رسید و پزشکان وضعیت او را «بحرانی و ناپایدار» توصیف کردند. در ۲۹ شهریور ۱۴۰۴، او به کما رفت و پزشکان اعلام کردند که به دلیل شدت حملات صرع و تأخیر در درمان، امیدی به نجات جانش نیست. این وضعیت نتیجه مستقیم محرومیت طولانیمدت از داروهای ضد صرع و مراقبتهای پزشکی بود. گزارشهای حقوق بشری تأکید دارند که این تأخیر عمدی، جان سمیه رشیدی را به خطر انداخته و نمونهای از نقض حقوق زندانیان بیمار در ایران است. سازمانهای حقوق بشری همچنین خواستار تحقیقات بینالمللی درباره این پرونده شدند.<ref name=":1" /><ref name=":2" /><ref name=":4" /><ref name=":5" /><ref name=":6" /><ref name=":7" /><ref name=":8" /><ref name=":3" />
اللهیار خان آصفالدوله یکی از دشمنان سرسخت عبدالله خان امینالدوله صدراعظم بود و همواره نزد فتحعلی شاه از او بدگویی میکرد. سرانجام با عزیمت شاه به اصفهان و گوشمالی خانواده هاشم خان از منسوبان امینالدوله، نقشههایش اجرا شد. حکومت اصفهان در خانواده حاج محمد حسین خان پدر عبدالله خان موروثی بود که سوءاستفادههایی توسط هاشم خان برادرزن امینالدوله رخ داد. به دلیل مسامحه امینالدوله در برابر هاشم خان و کتمان خیانت او، فتحعلی شاه او را در ۱۲۴۱ هـ. ق از صدارت عزل کرد و اللهیار خان را به عنوان صدراعظم تعیین نمود و به او لقب آصفالدوله داد. حسن خان پسر او که دخترزاده شاه بود، امیریار و سالاریار لقب گرفت که نفوذ خانواده را بیشتر کرد. آصفالدوله نخستین فرد از خاندان قاجاریه بود که به صدارت رسید. صدارت اولیه او سه سال و اندی طول کشید.<ref name=":0" />
== نقض حقوق بشر و واکنشهای حقوق بشری ==
== دوران صدارت و جنگ دوم ایران و روسیه ==
محرومیت سمیه رشیدی از درمان مناسب برای بیماری صرع، نقض آشکار ماده ۵ (منع شکنجه و رفتارهای غیرانسانی) و ماده ۲۵ (حق دسترسی به سلامت) اعلامیه جهانی حقوق بشر است. همچنین، این محرومیت با قواعد نلسون ماندلا (استانداردهای حداقل برای رفتار با زندانیان) مغایرت دارد، که بر لزوم ارائه مراقبتهای پزشکی فوری به زندانیان تأکید دارد. ضرب و شتم شدید هنگام بازداشت در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، که منجر به کبودی و خونریزی شد، بهعنوان شکنجه جسمی تلقی میشود. انتقال خانم رشیدی به بند ۲۰۹ اوین در ۱۹ خرداد ۱۴۰۴ و سپس تبعید به زندان قرچک در تیر ۱۴۰۴، با هدف تشدید فشار روانی و جسمی انجام شد. نبود دادگاه عادلانه، محرومیت از وکیل، و بلاتکلیفی قضایی نیز نقض حق دادرسی عادلانه (ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر) است. شرایط غیرانسانی زندان قرچک، از جمله کمبود دارو، غذای نامناسب، و خشونت کارکنان، سلامت سمیه رشیدی را به خطر انداخت و به تشنجهای مکرر و کما در ۲۹ شهریور ۱۴۰۴ منجر شد. این الگو در ایران سیستماتیک است و سازمانهای حقوق بشری آن را محکوم کردهاند. پرونده سمیه رشیدی نشاندهنده نقض گسترده حقوق زندانیان سیاسی در ایران است.
صدارت آصفالدوله با زمینهچینی روسیه و انگلیس برای مرحله دوم جنگهای ایران و روسیه و جدایی اراضی وسیع ایران همزمان بود. [[عهدنامه گلستان]] در مرزها دقیق نبود و روسها از فرصت استفاده کردند. شرایط بینالمللی به نفع روسیه بود و برنامههایی برای تجزیه عثمانی و تقسیم ایران داشتند. تعدیات روسها به مسلمانان گنجه و قرهباغ، کمکخواهی آنان از ایران، عزیمت آقا سید محمد مجاهد از عتبات برای جهاد با روسها، پذیرش گرم او توسط فتحعلی شاه و صدور فتوای جهاد، زمینه جنگ دوم (۱۲۴۱–۱۲۴۳ هـ. ق) را فراهم کرد. دلایل جنگ: توسعهطلبی روسیه، بد رفتاری با مسلمانان، تحریکات انگلیس، تغییر رفتار عباس میرزا، دخالت علما، بیتجربگی فتحعلی شاه.<ref name=":2" />
=== مقایسه با موارد مشابه ===
آصفالدوله برای جنگ با روسها پیشقدم شد، فتوای علما گرفت و مردم را تحریک کرد. اما عباس میرزا با آمدن او به جبهه و دخالت در امور نظامی مخالف بود و در نامهای به شاه نوشت که آمدن او سودی ندارد جز ملامت. با این حال، شاه ۲۰ هزار سپاه و ۱۱۰ عراده توپ به او سپرد. پیش از شکستن صلح، آصفالدوله بدون اجازه عباس میرزا از رود ارس عبور کرد. در جنگ، هنرنمایی نکرد و نخستین کسی بود که از سپاه روس فرار کرد و به حوالی تبریز گریخت.
پرونده سمیه رشیدی با موارد مشابهی از مرگ تدریجی زندانیان سیاسی در ایران مقایسه شده است. بکتاش آبتین، شاعر و فیلمساز، در سال ۱۴۰۰ به دلیل محرومیت از درمان در زندان اوین جان باخت. [[جواد روحی]]، فعال سیاسی، در سال ۱۴۰۲ در زندان نوشهر به دلیل تأخیر در درمان فوت کرد. وحید صیادی نصیری، شاهرخ زمانی، و بهنام محجوبی نیز به دلیل محرومیت از مراقبتهای پزشکی در زندانهای ایران جان خود را از دست دادند. در همه این موارد، مقامات زندان بیماریهای زندانیان را «تمارض» دانستند و از ارائه دارو یا انتقال به بیمارستان خودداری کردند. در مورد سمیه رشیدی، انکار درمان صرع و تجویز داروهای نامناسب (آرامبخش به جای ضد صرع) وضعیت او را به کما و آستانه مرگ رساند. این الگو نشاندهنده سیاست عمدی نظام برای حذف فیزیکی مخالفان از طریق محرومیت از درمان است. منابع حقوق بشری این موارد را مصداق «قتل عمد تدریجی» میدانند و خواستار پاسخگویی مقامات ایرانی شدهاند. پرونده خانم رشیدی، مانند موارد قبلی، توجه بینالمللی را به نقض حقوق بشر در زندانهای ایران جلب کرده و سازمانهای حقوق بشری آن را نمونهای از سرکوب سیستماتیک فعالان سیاسی میدانند.
=== فراخوانهای سازمانهای حقوق بشری ===
در آغاز جنگ، عباس میرزا در ۲۵ ژوئن ۱۸۲۶ به سپاه روس حمله کرد و ایرانیان پیش رفتند و اراضی از دست رفته مانند لنگران، طالش، گنجه، دربند و گوگچای را بازپس گرفتند. این موفقیتها فتحعلی شاه را خوشحال کرد، اما به دلیل تجربه تلخ گذشته، تصمیم به صلح گرفت. در اوت ۱۸۲۶، میرزا داوود خان ارمنی را به عنوان سفیر به سنپترزبورگ فرستاد تا مذاکرات صلح را فراهم کند، اما روسها او را در مرز نپذیرفتند. روسها با نیروی تازهنفس در سپتامبر ۱۸۲۶ حمله متقابل کردند.<ref name=":0" />
سازمانهای حقوق بشری متعددی به وضعیت وخیم سمیه رشیدی واکنش نشان دادند. کانون حقوق بشر ایران خواستار آزادی فوری رشیدی، دسترسی به درمان مناسب، و برگزاری دادگاه عادلانه شد. این سازمان تأکید کرد که محرومیت از درمان و شرایط غیرانسانی زندان قرچک، جان رشیدی را در معرض خطر جدی قرار داده است. مانیتورینگ حقوق بشر ایران نیز از سازمان ملل خواست تا هیأتی برای بررسی وضعیت زندانهای زنان در ایران اعزام کند. سازمان زنان نیروی تغییر، پرونده رشیدی را نمونهای از نقض حقوق زنان زندانی دانست و خواستار فشار بینالمللی برای آزادی او شد. ههنگاو، سازمان حقوق بشری کرد، شرایط غیرانسانی قرچک و تأخیر در انتقال سمیه رشیدی به بیمارستان را محکوم کرد و آن را نقض قواعد نلسون ماندلا دانست. ایران اینترنشنال و صدای بازداشتشدگان گزارش دادند که نهادهای امنیتی با نسبت دادن وضعیت سمیه رشیدی به «خودکشی»، سعی در انکار مسئولیت دارند. این فراخوانها بر لزوم مداخله فوری سازمانهای بینالمللی، از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، تأکید کردند تا از مرگ سمیه رشیدی جلوگیری شود.<ref name=":1" /><ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":4" /><ref name=":5" /><ref name=":6" /><ref name=":8" /><ref name=":9" /><ref name=":0" />
=== اطلاعیه شورای ملی مقاومت ===
=== عهدنامه ترکمانچای ===
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران در اطلاعیهای به تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۴، درباره وضعیت وخیم سمیه رشیدی هشدار داد و از مراجع بینالمللی خواست تا برای نجات جان او مداخله کنند. این اطلاعیه شرایط غیرانسانی زندان قرچک، محرومیت از درمان، و خطر مرگ رشیدی را برجسته کرد و خواستار اعزام هیئت حقیقتیاب به زندانهای زنان ایران شد. متن کامل اطلاعیه به شرح زیر است: <blockquote>«زندگی زندانی سیاسی سمیه رشیدی در خطر است.
پس از حمله روسها و تلفات سنگین، فتحعلی شاه به اصرار سرجان مکدونالد وزیرمختار انگلیس، میرزا محمد علی خان شیرازی را به تفلیس فرستاد. روسها شرط ترک جنگ را واگذاری سرزمینهای ماورای ارس و پرداخت ۵/۷ میلیون تومان غرامت کردند، اما مذاکرات شکست خورد. روسها فرماندهی را به ژنرال پاسکویچ سپردند که ایروان را فتح کرد و سراسر ماورای ارس به دست روسها افتاد. در اکتبر ۱۸۲۷ (۱۲۴۳ هـ. ق) تبریز به آسانی اشغال شد. آصفالدوله در خانه رعایا پنهان شد، مردم او را کتبسته به روسها تسلیم کردند و روسها شهر را بدون مقاومت گشودند. روسها تهدید به اشغال تهران کردند و فتحعلی شاه شرایط را پذیرفت.<ref name=":1" />
جان باختن دو زندانی زن در زندان قرچک ورامین و پردیس کرج بهدلیل عدم انتقال به بیمارستان
مذاکرات در ترکمنچای آغاز شد. نمایندگان ایران: عباس میرزا، میرزا ابوالحسن خان شیرازی، [[قائممقام فراهانی|ابوالقاسم قائم مقام فراهانی]] (امیرکبیر)؛ روسیه: پاسکویچ؛ ناظر: دکتر جان مکنیل. این به عهدنامه ترکمنچای (۲۱ فوریه ۱۸۲۸) منجر شد، شامل معاهده اصلی با ۱۶ فصل، قرارداد تجاری با ۹ فصل و پروتکل تشریفات. روسها پس از ترکمنچای او را آزاد کردند.<ref name=":2" />
فراخوان به بازدید هیئت تحقیق بینالمللی از زندانهای زنان از جمله زندان مخوف قرچک ورامین
== نقش در قتل گریبایدوف و تنبیه ==
در سال ۱۲۴۴ هـ. ق (۱۸۲۹ م)، آصفالدوله در قتل الکساندر گریبایدوف سفیر روس دست داشت. به تحریک او، میرزا مسیح استرآبادی حکم استرداد زنان مسلمان را که سفیر روس به زور به سفارت برده بود، داد. این منجر به هجوم مردم به سفارت و قتل سفیر و ۳۷ نفر دیگر در ۱۱ فوریه ۱۸۲۹ شد. روسها از دسیسه خارجی آگاه شدند و عاقلانه برخورد کردند. ایران با عذرخواهی مسئله را حل کرد. فتحعلی شاه به دلیل خیانتهای مکرر، دستور تنبیه آصفالدوله را داد و او را در میدان درخانه پادشاهی بر سکوی توپ بزرگی بردند و چوب یاسا بر پایش زدند تا درس عبرتی باشد.<ref name=":0" />
روز سهشنبه ۲۵شهریور ۱۴۰۴، سمیه رشیدی، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، در پی چندین بار تشنج با تأخیر زیاد به بیمارستان مفتح ورامین منتقل شد. پزشکان سطح هوشیاری او را بسیار پایین و وضعیت جسمیاش را «بحرانی» توصیف کردهاند. سمیه بارها در بند زمین خورده و دچار تشنج شده بود، اما مزدوری به نام «میرزا باقی» که در زندان نقش پزشک ایفا میکند، هر بار میگفت سمیه رشیدی تمارض میکند. در حال حاضر سطح هوشیاریش زیر ۵ است و پزشکان بهشدت نگران وضعیت او هستند.
== دوران پس از صدارت و حکومت خراسان ==
آصفالدوله پس از سه سال صدارت، در زمان محمد شاه تلاش برای کسب مجدد صدارت کرد اما موفق نشد. شاه برای دور کردن او از تهران، وی را به حکومت خراسان فرستاد. این طبق سیاست انگلیسیها بود که او را جامع جهات میدانستند. وزیرمختار انگلیس گزارش داد که آصفالدوله و خانوادهاش همیشه در اختیار انگلیس بودهاند و تلاش برای اعطای وزارت به او میکند. آصفالدوله از سال ۱۲۵۰ تا ۱۲۶۳ هـ. ق حکومت خراسان داشت و آن را به پسرش حسن خان سالار سپرد و برای فرزندانش احکام کنترل ولایت و حتی اختیارات مذهبی گرفت.<ref name=":1" />
روز جمعه ۲۸شهریورماه، جمیله عزیزی، زندانی به اتهام جرایم مالی و مادر دو بچه، در زندان قرچک ورامین، جان باخت. این زندانی پس از بروز علائم سکته قلبی با تأخیر به بهداری زندان منتقل شد، اما او را از بهداری به بند بازگرداندند. پس از بازگشت به بند، جمیله عزیزی حالش وخیم شد و جان خود را از دست داد.
در ۱۲۵۵ هـ. ق، حسن خان سالار در خراسان شورش کرد و با پسر و برادرش اعدام شد. املاک وسیع خانواده مصادره گردید و انگلیسیها مخالفت کردند و از او جانبداری نمودند. آصفالدوله خودخواه و جاهطلب بود و همیشه طالب مقامات بالاتر. متهم به سازش با انگلیسیها برای سلطنت خراسان و افغانستان بود. در جنگهای ایران و روسیه آلت دست انگلیسیها بود. قائم مقام فراهانی در قصیدهای فرار او از جنگ را توصیف کرد و او را خائن نان و نمک شاه و ولیعهد خواند.<ref name=":2" />
پیش از این در ۲۱شهریور ۱۴۰۴ مریم شهرکی، زندانی جرایم مالی در زندان فردیس کرج، در پی درد شدید قفسه سینه به بهداری زندان مراجعه کرد ولی بهداری زندان با دادن چند قرص او را به بند بازگرداند و پس از چند ساعت حال او به وخامت گرایید و پیش از انتقال به بیمارستان جان باخت.
کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ضمن هشدار نسبت به جان زندانیان زن و بهخصوص وضعیت سمیه رشیدی از کلیه مراجع بینالمللی مدافع حقوقبشر و حقوق زنان خواهان مداخله و اقدام فوری برای آزادی زندانیان زن بیمار و فراهم کردن دسترسیهای پزشکی و رسیدگیهای درمانی به آنان شده و بر ضرورت بازدید هیئت حقیقتیاب بینالمللی از وضعیت زنان زندانی بهخصوص در زندان مخوف قرچک تأکید دارد.
شورای ملی مقاومت ایران - کمیسیون زنان
۳۰ شهریور ۱۴۰۴ (۲۱سپتامبر ۲۰۲۵).»<ref>[https://hambastegimeli.com/114983_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA زندگی زندانی سیاسی سمیه رشیدی در خطر است - همبستگی ملی]</ref></blockquote>
=== تأثیر پرونده سمیه رشیدی بر آگاهیبخشی جهانی ===
سازمانهای حقوق بشری تأکید دارند که شرایط غیرانسانی زندان قرچک، از جمله تراکم جمعیت، کمبود دارو، و خشونت علیه زندانیان سیاسی، عاملی کلیدی در وخامت حال سمیه رشیدی بوده است. این پرونده آگاهیبخشی جهانی درباره وضعیت زنان زندانی در ایران را تقویت کرد و توجه نهادهای بینالمللی، از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، را به خود جلب نمود. گزارشها نشان میدهد که تلاش نهادهای امنیتی برای نسبت دادن وضعیت خانم رشیدی به «خودکشی» با هدف انکار مسئولیت، به افزایش انتقادات بینالمللی منجر شده است. این پرونده همچنین همبستگی میان زندانیان سیاسی، بهویژه زنان، را برجسته کرد، زیرا همبندیهای رشیدی با حمایت از او در برابر تشنجهای شدید، نمونهای از مقاومت جمعی را نشان دادند. سازمانهای حقوق بشری خواستار تحقیقات مستقل درباره پرونده رشیدی و دیگر زندانیان بیمار شدهاند تا از تکرار چنین فجایعی جلوگیری شود. این آگاهیبخشی، فشار بر مقامات ایرانی برای پاسخگویی را افزایش داده است.<ref name=":1" /><ref name=":2" /><ref name=":3" /><ref name=":4" /><ref name=":5" /><ref name=":6" /><ref name=":8" /><ref name=":9" />
== درگذشت سمیه رشیدی ==
سمیه رشیدی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین، سرانجام در ۳ مهر ۱۴۰۴ در بیمارستان مفتح ورامین درگذشت. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، اعلام کرد که وی در ۲۴ شهریور ۱۴۰۴ با علائم تهوع و تشنج به بهداری زندان منتقل شد و سپس برای درمان به بیمارستان اعزام گردید. گزارشها حاکی از کمای چندروزه او پیش از درگذشت است. قوه قضاییه مدعی ارتباط این زندانی سیاسی با سازمان مجاهدین خلق ایران شده است. رسانههای حکومتی پیشتر خانواده او را متهم به خودداری از ارائه وثیقه کرده بودند. تأخیر در انتقال به بیمارستان، الگویی رایج نظام جمهوری اسلامی در برخورد با زندانیان سیاسی است که به مرگ زندانیان سیاسی از جمله سیمه رشیدی منجر شده است.<ref>[https://www.radiofarda.com/a/iran-political-prisoner-somayyeh-rashidi-died-in-jail/33540571.html قوه قضاییه: سمیه رشیدی، زندانی سیاسی، «در بیمارستان» جان باخت - رادیو فردا]</ref>
== منابع ==
== منابع ==
نسخهٔ ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۴۲
اللهیار خان آصفالدوله
زادروز
نامشخص
درگذشت
پس از ۱۲۵۵ هـ. ق
تبار
قاجار
پیشه
سیاستمدار، فرمانده نظامی
شناختهشده برای
صدراعظم فتحعلی شاه قاجار
نقشهای برجسته
صدراعظم، حکومت ولایات
لقب
آصفالدوله
دوره
قاجار
دین
اسلام
منصب
صدراعظم ایران
همسر
مریم خانم (دختر فتحعلی شاه)
فرزندان
حسن خان سالار، چندین فرزند دیگر
والدین
میرزا محمد خان بیگلربیگی (پدر)
خویشاوندان
فتحعلی شاه (پدرزن)، عباس میرزا (برادرزن)
اللهیار خان آصفالدوله، پسر ارشد میرزا محمد خان بیگلربیگی دولو قاجار ملقب به تاجبخش، از سیاستمداران دوره قاجار طی سالهای ۱۲۴۰ هـ. ق تا ۱۲۴۳ هـ. ق بود. پدرش در تأسیس سلطنت قاجار نقش داشت و از سلطنت به نفع آقا محمد خان گذشت. اللهیار خان با ازدواج با مریم خانم دختر فتحعلی شاه و پیوندهای خانوادگی دیگر، نفوذ یافت. وی خوانسالار شاه بود و در سرکوب ترکمانان (۱۲۲۸ هـ. ق) و جنگ با عثمانی (۱۲۳۷ هـ. ق) شرکت کرد. آصفالدوله حکومت گیلان، مازندران، استرآباد و بروجرد را بر عهده داشت.
آصفالدوله در سال ۱۲۴۱ هـ. ق با عزل عبدالله خان امینالدوله به صدارت رسید و اولین قاجاری در این مقام شد. دوران صدارتش با جنگ دوم ایران و روسیه (۱۲۴۱–۱۲۴۳ هـ. ق) همزمان بود که فرماندهی بخشی از سپاه را داشت اما شکست خورد و فرار کرد. این جنگ به عهدنامه ترکمانچای (۱۸۲۸ م) منجر شد که ایران اراضی وسیعی را از دست داد. آصفالدوله متهم به جاهطلبی و همکاری با انگلیس بود. در قتل گریبایدوف (۱۲۴۴ هـ. ق / ۱۸۲۹ م) نقش داشت و تنبیه شد. پس از صدارت، در زمان محمد شاه به حکومت خراسان رفت اما ناکام ماند. پسرش حسن خان سالار در سال ۱۲۵۵ هـ. ق شورش کرد و اعدام شد، املاک خانواده مصادره گردید. اللهیار خان آصفالدوله نمادی از نفوذ خانوادگی و شکستهای قاجار است.
اللهیار خان آصفالدوله، پسر ارشد میرزا محمد خان بیگلربیگی دولو قاجار ملقب به تاجبخش بود. پدرش از سران ایل قاجار در استرآباد و مازندران بهشمار میرفت و در جنبشهای سلطنتخواهی قاجاریان، بسیاری از بزرگان ایل او را شایستهتر از آقا محمد خان برای پادشاهی میدانستند، اما وی به نفع آقا محمد خان از سلطنت گذشت و حمایت ایل را جلب کرد که لقب تاجبخش را برای او آورد. برخی اعقابش این نام را برگزیدند. میرزا محمد خان مورد احترام آقا محمد خان و دیگر بزرگان قاجار بود و در لشکرکشیهای آقا محمد خان، حکومت تهران را به او میسپردند که منجر به لقب بیگلربیگی شد.
پس از قتل آقا محمد خان در شوشی، میرزا محمد خان وفاداری خود را به فتحعلی شاه حفظ کرد. هنگام قتل، حاج ابراهیم خان کلانتر قصد ورود به تهران داشت، اما میرزا محمد خان و میرزا شفیع تا رسیدن فتحعلی شاه مانع شدند. با ورود شاه، میرزا محمد خان استقبال گرمی کرد که احترام خانواده را افزایش داد.[۱]
اللهیار خان آصفالدوله از بزرگان و محترمین قاجاریه بود. خواهرش گوهر تاج خانم یکی از زنان عقدی فتحعلی شاه بود که شاه علاقه زیادی به او داشت. خواهر دیگرش همسر عباس میرزا نایبالسلطنه گردید، بنابراین فتحعلی شاه و پسرش باجناغ شدند. اللهیار خان داماد فتحعلی شاه بود و با مریم خانم دختر پنجم شاه ازدواج کرد. وی برادرزن عباس میرزا و دایی محمد شاه قاجار بود.[۲]
برای قدردانی از خدمات میرزا محمد خان و نزدیکی طوایف قاجار، فتحعلی شاه یکی از دخترانش را به عقد رستم خان پسر میرزا محمد خان درآورد، اما رستم خان هفت ماه پس از ازدواج درگذشت. شاه بلافاصله دخترش مریم خانم را به عقد اللهیار خان آصفالدوله درآورد و خود خواهر آصفالدوله را به زنی گرفت. این پیوندها مقام آصفالدوله را در دربار فتحعلی شاه افزایش داد و به سمتهای مهمی رسید.[۳]
فعالیتهای اولیه و سمتهای حکومتی
پیش از صدارت، اللهیار خان آصفالدوله خوانسالار فتحعلی شاه بود و در سرکوب مخالفان شرکت داشت. در سال ۱۲۲۸ هـ. ق، هنگامی که ترکمانان به همراه یوسف خواجه کاشغری مشکلاتی برای دولت ایجاد کردند، آصفالدوله با عدهای از سرکردگان مأمور مقابله با آنها شد و آنان را پراکنده نمود. در سال ۱۲۳۷ هـ. ق طی جنگ ایران و عثمانی، فتحعلی شاه او را با ده هزار سوار و پیاده به یاری عباس میرزا به آذربایجان فرستاد.[۱]
آصفالدوله مدتی حکومت شهرهایی در گیلان، مازندران، استرآباد و بروجرد را بر عهده داشت. او فردی جاهطلب و سرکش بود و همیشه تلاش میکرد مقامات عالی را کسب کند تا نقشههای خود را که از حمایت انگلیسیها برخوردار بود، اجرا نماید. در این دوره، املاک و اموال زیادی برای خود و خانوادهاش فراهم آورد و پیش از طغیان پسرش حسن خان سالار، از مالکان و متمولان درجه یک ایران محسوب میشد.[۳]
رسیدن به مقام صدارت
اللهیار خان آصفالدوله یکی از دشمنان سرسخت عبدالله خان امینالدوله صدراعظم بود و همواره نزد فتحعلی شاه از او بدگویی میکرد. سرانجام با عزیمت شاه به اصفهان و گوشمالی خانواده هاشم خان از منسوبان امینالدوله، نقشههایش اجرا شد. حکومت اصفهان در خانواده حاج محمد حسین خان پدر عبدالله خان موروثی بود که سوءاستفادههایی توسط هاشم خان برادرزن امینالدوله رخ داد. به دلیل مسامحه امینالدوله در برابر هاشم خان و کتمان خیانت او، فتحعلی شاه او را در ۱۲۴۱ هـ. ق از صدارت عزل کرد و اللهیار خان را به عنوان صدراعظم تعیین نمود و به او لقب آصفالدوله داد. حسن خان پسر او که دخترزاده شاه بود، امیریار و سالاریار لقب گرفت که نفوذ خانواده را بیشتر کرد. آصفالدوله نخستین فرد از خاندان قاجاریه بود که به صدارت رسید. صدارت اولیه او سه سال و اندی طول کشید.[۱]
دوران صدارت و جنگ دوم ایران و روسیه
صدارت آصفالدوله با زمینهچینی روسیه و انگلیس برای مرحله دوم جنگهای ایران و روسیه و جدایی اراضی وسیع ایران همزمان بود. عهدنامه گلستان در مرزها دقیق نبود و روسها از فرصت استفاده کردند. شرایط بینالمللی به نفع روسیه بود و برنامههایی برای تجزیه عثمانی و تقسیم ایران داشتند. تعدیات روسها به مسلمانان گنجه و قرهباغ، کمکخواهی آنان از ایران، عزیمت آقا سید محمد مجاهد از عتبات برای جهاد با روسها، پذیرش گرم او توسط فتحعلی شاه و صدور فتوای جهاد، زمینه جنگ دوم (۱۲۴۱–۱۲۴۳ هـ. ق) را فراهم کرد. دلایل جنگ: توسعهطلبی روسیه، بد رفتاری با مسلمانان، تحریکات انگلیس، تغییر رفتار عباس میرزا، دخالت علما، بیتجربگی فتحعلی شاه.[۳]
آصفالدوله برای جنگ با روسها پیشقدم شد، فتوای علما گرفت و مردم را تحریک کرد. اما عباس میرزا با آمدن او به جبهه و دخالت در امور نظامی مخالف بود و در نامهای به شاه نوشت که آمدن او سودی ندارد جز ملامت. با این حال، شاه ۲۰ هزار سپاه و ۱۱۰ عراده توپ به او سپرد. پیش از شکستن صلح، آصفالدوله بدون اجازه عباس میرزا از رود ارس عبور کرد. در جنگ، هنرنمایی نکرد و نخستین کسی بود که از سپاه روس فرار کرد و به حوالی تبریز گریخت.
در آغاز جنگ، عباس میرزا در ۲۵ ژوئن ۱۸۲۶ به سپاه روس حمله کرد و ایرانیان پیش رفتند و اراضی از دست رفته مانند لنگران، طالش، گنجه، دربند و گوگچای را بازپس گرفتند. این موفقیتها فتحعلی شاه را خوشحال کرد، اما به دلیل تجربه تلخ گذشته، تصمیم به صلح گرفت. در اوت ۱۸۲۶، میرزا داوود خان ارمنی را به عنوان سفیر به سنپترزبورگ فرستاد تا مذاکرات صلح را فراهم کند، اما روسها او را در مرز نپذیرفتند. روسها با نیروی تازهنفس در سپتامبر ۱۸۲۶ حمله متقابل کردند.[۱]
عهدنامه ترکمانچای
پس از حمله روسها و تلفات سنگین، فتحعلی شاه به اصرار سرجان مکدونالد وزیرمختار انگلیس، میرزا محمد علی خان شیرازی را به تفلیس فرستاد. روسها شرط ترک جنگ را واگذاری سرزمینهای ماورای ارس و پرداخت ۵/۷ میلیون تومان غرامت کردند، اما مذاکرات شکست خورد. روسها فرماندهی را به ژنرال پاسکویچ سپردند که ایروان را فتح کرد و سراسر ماورای ارس به دست روسها افتاد. در اکتبر ۱۸۲۷ (۱۲۴۳ هـ. ق) تبریز به آسانی اشغال شد. آصفالدوله در خانه رعایا پنهان شد، مردم او را کتبسته به روسها تسلیم کردند و روسها شهر را بدون مقاومت گشودند. روسها تهدید به اشغال تهران کردند و فتحعلی شاه شرایط را پذیرفت.[۲]
مذاکرات در ترکمنچای آغاز شد. نمایندگان ایران: عباس میرزا، میرزا ابوالحسن خان شیرازی، ابوالقاسم قائم مقام فراهانی (امیرکبیر)؛ روسیه: پاسکویچ؛ ناظر: دکتر جان مکنیل. این به عهدنامه ترکمنچای (۲۱ فوریه ۱۸۲۸) منجر شد، شامل معاهده اصلی با ۱۶ فصل، قرارداد تجاری با ۹ فصل و پروتکل تشریفات. روسها پس از ترکمنچای او را آزاد کردند.[۳]
نقش در قتل گریبایدوف و تنبیه
در سال ۱۲۴۴ هـ. ق (۱۸۲۹ م)، آصفالدوله در قتل الکساندر گریبایدوف سفیر روس دست داشت. به تحریک او، میرزا مسیح استرآبادی حکم استرداد زنان مسلمان را که سفیر روس به زور به سفارت برده بود، داد. این منجر به هجوم مردم به سفارت و قتل سفیر و ۳۷ نفر دیگر در ۱۱ فوریه ۱۸۲۹ شد. روسها از دسیسه خارجی آگاه شدند و عاقلانه برخورد کردند. ایران با عذرخواهی مسئله را حل کرد. فتحعلی شاه به دلیل خیانتهای مکرر، دستور تنبیه آصفالدوله را داد و او را در میدان درخانه پادشاهی بر سکوی توپ بزرگی بردند و چوب یاسا بر پایش زدند تا درس عبرتی باشد.[۱]
دوران پس از صدارت و حکومت خراسان
آصفالدوله پس از سه سال صدارت، در زمان محمد شاه تلاش برای کسب مجدد صدارت کرد اما موفق نشد. شاه برای دور کردن او از تهران، وی را به حکومت خراسان فرستاد. این طبق سیاست انگلیسیها بود که او را جامع جهات میدانستند. وزیرمختار انگلیس گزارش داد که آصفالدوله و خانوادهاش همیشه در اختیار انگلیس بودهاند و تلاش برای اعطای وزارت به او میکند. آصفالدوله از سال ۱۲۵۰ تا ۱۲۶۳ هـ. ق حکومت خراسان داشت و آن را به پسرش حسن خان سالار سپرد و برای فرزندانش احکام کنترل ولایت و حتی اختیارات مذهبی گرفت.[۲]
در ۱۲۵۵ هـ. ق، حسن خان سالار در خراسان شورش کرد و با پسر و برادرش اعدام شد. املاک وسیع خانواده مصادره گردید و انگلیسیها مخالفت کردند و از او جانبداری نمودند. آصفالدوله خودخواه و جاهطلب بود و همیشه طالب مقامات بالاتر. متهم به سازش با انگلیسیها برای سلطنت خراسان و افغانستان بود. در جنگهای ایران و روسیه آلت دست انگلیسیها بود. قائم مقام فراهانی در قصیدهای فرار او از جنگ را توصیف کرد و او را خائن نان و نمک شاه و ولیعهد خواند.[۳]