کاربر:Khosro/صفحه تمرین2: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «شمس الدین محمد متخلص به حافظ در سال ۷۹۲ هـ. ق. چشم از جهان فرو بست. تاریخ تولد ا...» ایجاد کرد
 
Khosro (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
(۴۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
شمس الدین محمد متخلص به حافظ در سال ۷۹۲ هـ. ق. چشم از جهان فرو بست. تاریخ تولد او به درستی معلوم نیست؛ اما از نوشته های تذکره نویسان چنین بر می آید که حدود هفتاد سال زندگی کرده است. نخستین اشارات در غزل‌های حافظ مربوط است به زمان فرمانروایی ابواسحاق اینجو در فارس (۷۴۲ تا ۷۵۵). بدین ترتیب دوران شاعری حافظ را می توان در حدود پنجاه سال تخمین زد (مقدمه‌ای بر تدوین غزل‌های حافظ، دکتر سلیم نیساری، ص۲ و ۳). حافظ، حدوداً ششصد غزل دارد که بخشی از آن منسوب به حافظ است. سبک شعر حافظ (عراقی) است و او این سبک را به کمال رساند.
[[پرونده:برای صفحه تمرین.jpg|بندانگشتی|1148x1148px]]
{{جعبه زندگینامه
| اندازه جعبه =
| عنوان = الله‌یار خان آصف‌الدوله
| عنوان ۲ =
| نام =
| تصویر = الله‌یار خان آصف‌الدوله.jpg
| اندازه تصویر = 260px
| عنوان تصویر =
| زادروز = نامشخص
| زادگاه =
| تاریخ مرگ = پس از ۱۲۵۵ هـ. ق
| مکان مرگ =
| علت مرگ =
| آرامگاه =
| بناهای یادبود =
| محل زندگی =
| ملیت =
| نام‌های دیگر =
| نژاد = قاجار
| تابعیت =
| تحصیلات =
| دانشگاه =
| پیشه = سیاستمدار، فرمانده نظامی
| سال‌های فعالیت =
| کارفرما =
| نهاد =
| نماینده =
| شناخته‌شده برای = صدراعظم فتحعلی شاه قاجار
| نقش‌های برجسته = صدراعظم، حکومت ولایات
| سبک =
| تأثیرگذاران =
| تأثیرپذیرفتگان =
| شهر خانگی =
| دستمزد =
| Net worth =
| قد =
| وزن =
| تلویزیون =
| لقب = آصف‌الدوله
| دوره = قاجار
| پس از =
| پیش از =
| حزب =
| جنبش =
| مخالفان =
| هیئت =
| دین = اسلام
| مذهب =
| اتهام =
| مجازات =
| وضعیت گناهکاری =
| منصب = صدراعظم ایران
| مکتب =
| آثار =
| همسر = مریم خانم (دختر فتحعلی شاه)
| شریک زندگی =
| فرزندان = حسن خان سالار، چندین فرزند دیگر
| والدین = میرزا محمد خان بیگلربیگی (پدر)
| خویشاوندان سرشناس = فتحعلی شاه (پدرزن)، عباس میرزا (برادرزن)
| گفتاورد =
| جوایز =
| امضا =
| اندازه امضا =
| signature_alt =
| وبگاه =
| imdb_id =
| Soure_id =
| پانویس =
}}
'''الله‌یار خان آصف‌الدوله'''، پسر ارشد میرزا محمد خان بیگلربیگی دولو قاجار ملقب به تاجبخش، از سیاستمداران دوره قاجار طی سال‌های ۱۲۴۰ هـ. ق تا ۱۲۴۳ هـ. ق بود. پدرش در تأسیس سلطنت قاجار نقش داشت و از سلطنت به نفع آقا محمد خان گذشت. الله‌یار خان با ازدواج با مریم خانم دختر فتحعلی شاه و پیوندهای خانوادگی دیگر، نفوذ یافت. وی خوانسالار شاه بود و در سرکوب ترکمانان (۱۲۲۸ هـ. ق) و جنگ با عثمانی (۱۲۳۷ هـ. ق) شرکت کرد. آصف‌الدوله حکومت گیلان، مازندران، استرآباد و بروجرد را بر عهده داشت.


از زمانی که آن دوست و مصاحبِ حافظ (محمد گلندام) به تدوین اشعار حافظ همت گماشت، بیش از ۶۰۰ سال میگذرد. شعر حافظ در این مدت بیش از هر کتاب شعر، رو نویسی شده و به دست هر کاتبی خواسته یا نا خواسته دستخوش دگرگونی‌هایی گردیده است. مانند آب زلالی که در مسیر گل آلودی جریان یابد، هرچه دورتر رفته صافی و خلوص آن با زوایدی آمیخته است. ما اکنون در انتهای این راهِ دور و دراز به این نهر سیال چشم دوخته و می خواهیم ماهیت صفا و جلای این چشمه‌ی فیاض را از ورای این آمیزه‌ها جستجو کنیم. (دفتر دیگرسانی‌ها در غزل های حافظ، دکتر سلیم نیساری، ص۹).
آصف‌الدوله در سال ۱۲۴۱ هـ. ق با عزل عبدالله خان امین‌الدوله به صدارت رسید و اولین قاجاری در این مقام شد. دوران صدارتش با جنگ دوم ایران و روسیه (۱۲۴۱–۱۲۴۳ هـ. ق) همزمان بود که فرماندهی بخشی از سپاه را داشت اما شکست خورد و فرار کرد. این جنگ به [[عهدنامه ترکمانچای]] (۱۸۲۸ م) منجر شد که ایران اراضی وسیعی را از دست داد. آصف‌الدوله متهم به جاه‌طلبی و همکاری با انگلیس بود. در قتل گریبایدوف (۱۲۴۴ هـ. ق / ۱۸۲۹ م) نقش داشت و تنبیه شد. پس از صدارت، در زمان محمد شاه به حکومت خراسان رفت اما ناکام ماند. پسرش حسن خان سالار در سال ۱۲۵۵ هـ. ق شورش کرد و اعدام شد، املاک خانواده مصادره گردید. الله‌یار خان آصف‌الدوله نمادی از نفوذ خانوادگی و شکست‌های قاجار است.


تعداد غزل های حافظ
== زندگی و خانواده ==
الله‌یار خان آصف‌الدوله، پسر ارشد میرزا محمد خان بیگلربیگی دولو قاجار ملقب به تاجبخش بود. پدرش از سران ایل قاجار در استرآباد و مازندران به‌شمار می‌رفت و در جنبش‌های سلطنت‌خواهی قاجاریان، بسیاری از بزرگان ایل او را شایسته‌تر از آقا محمد خان برای پادشاهی می‌دانستند، اما وی به نفع آقا محمد خان از سلطنت گذشت و حمایت ایل را جلب کرد که لقب تاجبخش را برای او آورد. برخی اعقابش این نام را برگزیدند. میرزا محمد خان مورد احترام آقا محمد خان و دیگر بزرگان قاجار بود و در لشکرکشی‌های آقا محمد خان، حکومت تهران را به او می‌سپردند که منجر به لقب بیگلربیگی شد.


حافظ در حدود ۶۰۰ غزل دارد، (در دیوان چاپ قزوینی ۴۸۸ غزل آمده است و غزل های دیگر به حافظ منسوب است). ابیات غزل های او ظاهراً به یکدیگر پیوستگی ندارند اما در حقیقت دارای یک ارتباط پنهانی زبانی یا معنایی هستند؛ به طوری که می توان گفت که فضای کلی شعر او در هاله یی از تداعی معانی های زبانی یا معنایی شکل می گیرد.  
پس از قتل آقا محمد خان در شوشی، میرزا محمد خان وفاداری خود را به فتحعلی شاه حفظ کرد. هنگام قتل، حاج ابراهیم خان کلانتر قصد ورود به تهران داشت، اما میرزا محمد خان و میرزا شفیع تا رسیدن فتحعلی شاه مانع شدند. با ورود شاه، میرزا محمد خان استقبال گرمی کرد که احترام خانواده را افزایش داد.<ref name=":0">[http://pajoohe.ir/%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B5%D9%81-%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87__a-44936.aspx اللهیارخان آصف الدوله - پژوهه]</ref>


حافظ در عصری می زیست که اولاً زبان به وسیله‌ی سعدی به اوج رسیده بود و ثانیاً تصوف در تمام زوایای جامعه نفوذ کرده بود و ثالثاً کسانی چون مولانا باب تازه گویی معنایی را گشوده بودند. هنر حافظ در این است که توانست سعدی و مولانا را به استادانه ترین نحوی تلفیق کند و در این میانه البته از خود نیز مایه‌های بسیار گذاشت. حافظ کاملاً زبان سعدی را با افکار مولانا و خیام آمیخت و از عناصر دیگر چون طنز و نگرش‌های اجتماعی و سیاسی نیز بهره جست.  
الله‌یار خان آصف‌الدوله از بزرگان و محترمین قاجاریه بود. خواهرش گوهر تاج خانم یکی از زنان عقدی فتحعلی شاه بود که شاه علاقه زیادی به او داشت. خواهر دیگرش همسر [[عباس میرزا|عباس میرزا نایب‌السلطنه]] گردید، بنابراین فتحعلی شاه و پسرش باجناغ شدند. الله‌یار خان داماد فتحعلی شاه بود و با مریم خانم دختر پنجم شاه ازدواج کرد. وی برادرزن عباس میرزا و دایی محمد شاه قاجار بود.<ref name=":1">[https://payametarikh.blogsky.com/1398/07/05/post-106/%D8%A2%D8%B5%D9%81-%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87 آصف‌الدوله - پیام تاریخ]</ref>


حافظ توانست دردهای خود را که همان دردهای اجتماعی است بازگو کند  و از این راه شدیداً در روح مردم جامعه‌ی خود – بلکه زمان‌های بعد نیز – نفوذ یابد. مشخصه‌ی مهم زبان حافظ، ایهام است یعنی به کار گرفتن واژه به نحوی که دارای چند معنی باشد؛ و از انوع ایهام، مخصوصاً به ایهام تناسب توجه دارد. اما اهمیت اساسی حافظ از نظر تفکر است. تفکر او بسیار گسترده است، نه عارفانه‌ی محض است و نه عاشقانه‌ی محض و از طرفی هم تازه  و هم قدیمی و ریشه دار است.
برای قدردانی از خدمات میرزا محمد خان و نزدیکی طوایف قاجار، فتحعلی شاه یکی از دخترانش را به عقد رستم خان پسر میرزا محمد خان درآورد، اما رستم خان هفت ماه پس از ازدواج درگذشت. شاه بلافاصله دخترش مریم خانم را به عقد الله‌یار خان آصف‌الدوله درآورد و خود خواهر آصف‌الدوله را به زنی گرفت. این پیوندها مقام آصف‌الدوله را در دربار فتحعلی شاه افزایش داد و به سمت‌های مهمی رسید.<ref name=":2">کارنامه سیاسی آصف‌الدوله؛ تألیف محمود قربانی


(سیر غزل در شعر فارسی، دکتر سیروس شمیسا)
file:///C:/Users/F14473/Downloads/c0791393ed1db68ba5544e5cfafaa69f64368539.pdf</ref>


گفتن این که حافظ شاعر بزرگی است و یکی از دو غزل سرای بزرگ تاریخ شعر فارسی است (آن دیگری سعدی) و بلکه     علی الطلاق بهترین عزلیات عاشقانه – عارفانه را در زبان فارسی پدید آورده است، دشوار نیست، بلکه شاید درباره‌ی آن در میان صاحب‌دلان و صاحب نظران، اجماع و اتفاق نظر بر قرار است؛ اما پاسخ دادن به این پرسش که سرّ عظمت هنری حافظ در چیست و وجوه و پایه‌های آن کدام است دشوار است.(حافظ نامه، بهاء الدین خرمشاهی، ص۲۳).
== فعالیت‌های اولیه و سمت‌های حکومتی ==
پیش از صدارت، الله‌یار خان آصف‌الدوله خوانسالار فتحعلی شاه بود و در سرکوب مخالفان شرکت داشت. در سال ۱۲۲۸ هـ. ق، هنگامی که ترکمانان به همراه یوسف خواجه کاشغری مشکلاتی برای دولت ایجاد کردند، آصف‌الدوله با عده‌ای از سرکردگان مأمور مقابله با آنها شد و آنان را پراکنده نمود. در سال ۱۲۳۷ هـ. ق طی جنگ ایران و عثمانی، فتحعلی شاه او را با ده هزار سوار و پیاده به یاری عباس میرزا به آذربایجان فرستاد.<ref name=":0" />


نخستین کسی که غزل را از نظر صورت و معنی به کامل‌ترین پایه رسانید، شمس الدین محمد حافظ شیرازی است که بزرگ‌ترین غزل سرای همه‌ی زمان‌ها بوده است و خواهد بود. این شاعر تصاویر تشبیهات صوفیان را به منظور آراستن نظریات و اندیشه‌های انسانی، غنیمت شمردن برخورداری‌های محدود زندگانی و در دفاع از آزادگی و مبارزه با ریا و تظاهر به کار برده و برای رسانیدنِ جان انسان به بلند‌ترین مرتبه‌ی لیاقت خود کوشش کرده است.(کتاب، تاریخ ادبیات ایران، هرمان اته)
آصف‌الدوله مدتی حکومت شهرهایی در گیلان، مازندران، استرآباد و بروجرد را بر عهده داشت. او فردی جاه‌طلب و سرکش بود و همیشه تلاش می‌کرد مقامات عالی را کسب کند تا نقشه‌های خود را که از حمایت انگلیسی‌ها برخوردار بود، اجرا نماید. در این دوره، املاک و اموال زیادی برای خود و خانواده‌اش فراهم آورد و پیش از طغیان پسرش حسن خان سالار، از مالکان و متمولان درجه یک ایران محسوب می‌شد.<ref name=":2" />


حافظ به روایت احمد شاملو
=== رسیدن به مقام صدارت ===
الله‌یار خان آصف‌الدوله یکی از دشمنان سرسخت عبدالله خان امین‌الدوله صدراعظم بود و همواره نزد فتحعلی شاه از او بدگویی می‌کرد. سرانجام با عزیمت شاه به اصفهان و گوشمالی خانواده هاشم خان از منسوبان امین‌الدوله، نقشه‌هایش اجرا شد. حکومت اصفهان در خانواده حاج محمد حسین خان پدر عبدالله خان موروثی بود که سوءاستفاده‌هایی توسط هاشم خان برادرزن امین‌الدوله رخ داد. به دلیل مسامحه امین‌الدوله در برابر هاشم خان و کتمان خیانت او، فتحعلی شاه او را در ۱۲۴۱ هـ. ق از صدارت عزل کرد و الله‌یار خان را به عنوان صدراعظم تعیین نمود و به او لقب آصف‌الدوله داد. حسن خان پسر او که دخترزاده شاه بود، امیریار و سالاریار لقب گرفت که نفوذ خانواده را بیشتر کرد. آصف‌الدوله نخستین فرد از خاندان قاجاریه بود که به صدارت رسید. صدارت اولیه او سه سال و اندی طول کشید.<ref name=":0" />


...يك يا دو بيت را نميتوان مقياسي گرفت براي تعيين حدود ذهنيت نابغهاي چون حافظ كه اين طور فكر ميكرده يا چنين عقيدهاي داشته است. آنچه در شناخت حافظ اهميت دارد شناخت كاينات ذهني اوست. تربيت فكريش, عبور از مراحل و در آخر رسيدن به آن عرصه كه جز عشق هيچ پناهگاهي ندارد. چگونه ميشود اعتراض او را كه ميگويد “ كه حرف عشق در دفتر نباشد“ نديده گرفت يا اين بيت را دقيق و بجا نفهميد كه گفته است:  
== دوران صدارت و جنگ دوم ایران و روسیه ==
صدارت آصف‌الدوله با زمینه‌چینی روسیه و انگلیس برای مرحله دوم جنگ‌های ایران و روسیه و جدایی اراضی وسیع ایران همزمان بود. [[عهدنامه گلستان]] در مرزها دقیق نبود و روس‌ها از فرصت استفاده کردند. شرایط بین‌المللی به نفع روسیه بود و برنامه‌هایی برای تجزیه عثمانی و تقسیم ایران داشتند. تعدیات روس‌ها به مسلمانان گنجه و قره‌باغ، کمک‌خواهی آنان از ایران، عزیمت آقا سید محمد مجاهد از عتبات برای جهاد با روس‌ها، پذیرش گرم او توسط فتحعلی شاه و صدور فتوای جهاد، زمینه جنگ دوم (۱۲۴۱–۱۲۴۳ هـ. ق) را فراهم کرد. دلایل جنگ: توسعه‌طلبی روسیه، بد رفتاری با مسلمانان، تحریکات انگلیس، تغییر رفتار عباس میرزا، دخالت علما، بی‌تجربگی فتحعلی شاه.<ref name=":2" />


« سوداييان عالم پندار را بگو
آصف‌الدوله برای جنگ با روس‌ها پیشقدم شد، فتوای علما گرفت و مردم را تحریک کرد. اما عباس میرزا با آمدن او به جبهه و دخالت در امور نظامی مخالف بود و در نامه‌ای به شاه نوشت که آمدن او سودی ندارد جز ملامت. با این حال، شاه ۲۰ هزار سپاه و ۱۱۰ عراده توپ به او سپرد. پیش از شکستن صلح، آصف‌الدوله بدون اجازه عباس میرزا از رود ارس عبور کرد. در جنگ، هنرنمایی نکرد و نخستین کسی بود که از سپاه روس فرار کرد و به حوالی تبریز گریخت.


سرمايه كم كنيد كه سود و زيان يكي‌ست»
در آغاز جنگ، عباس میرزا در ۲۵ ژوئن ۱۸۲۶ به سپاه روس حمله کرد و ایرانیان پیش رفتند و اراضی از دست رفته مانند لنگران، طالش، گنجه، دربند و گوگچای را بازپس گرفتند. این موفقیت‌ها فتحعلی شاه را خوشحال کرد، اما به دلیل تجربه تلخ گذشته، تصمیم به صلح گرفت. در اوت ۱۸۲۶، میرزا داوود خان ارمنی را به عنوان سفیر به سن‌پترزبورگ فرستاد تا مذاکرات صلح را فراهم کند، اما روس‌ها او را در مرز نپذیرفتند. روس‌ها با نیروی تازه‌نفس در سپتامبر ۱۸۲۶ حمله متقابل کردند.<ref name=":0" />


  و بايد ديد سوداييان عالم پندار چه كسانند و غرض از سود و زيان اين پنداربافان چه بوده است. وقتي شاملو در محفلي باشد, اگر در باب شعر امروز هم سخني به ميان نيايد, راجع به حافظ حتماً حرف زده خواهد شد. انس دايمي او و پژوهش ديرندة او در باب افكار حافظ, همواره موجب ميشود كه با ذكر نكتهاي به بيتي, در دنياي حافظ برويم و سلسله را او مي جنباند و به نهايت مي رساند...(حافظ به روایت شاملو)
=== عهدنامه ترکمانچای ===
پس از حمله روس‌ها و تلفات سنگین، فتحعلی شاه به اصرار سرجان مک‌دونالد وزیرمختار انگلیس، میرزا محمد علی خان شیرازی را به تفلیس فرستاد. روس‌ها شرط ترک جنگ را واگذاری سرزمین‌های ماورای ارس و پرداخت ۵/۷ میلیون تومان غرامت کردند، اما مذاکرات شکست خورد. روس‌ها فرماندهی را به ژنرال پاسکویچ سپردند که ایروان را فتح کرد و سراسر ماورای ارس به دست روس‌ها افتاد. در اکتبر ۱۸۲۷ (۱۲۴۳ هـ. ق) تبریز به آسانی اشغال شد. آصف‌الدوله در خانه رعایا پنهان شد، مردم او را کت‌بسته به روس‌ها تسلیم کردند و روس‌ها شهر را بدون مقاومت گشودند. روس‌ها تهدید به اشغال تهران کردند و فتحعلی شاه شرایط را پذیرفت.<ref name=":1" />


مبارزه حافظ
مذاکرات در ترکمنچای آغاز شد. نمایندگان ایران: عباس میرزا، میرزا ابوالحسن خان شیرازی، [[قائم‌مقام فراهانی|ابوالقاسم قائم مقام فراهانی]] (امیرکبیر)؛ روسیه: پاسکویچ؛ ناظر: دکتر جان مک‌نیل. این به عهدنامه ترکمنچای (۲۱ فوریه ۱۸۲۸) منجر شد، شامل معاهده اصلی با ۱۶ فصل، قرارداد تجاری با ۹ فصل و پروتکل تشریفات. روس‌ها پس از ترکمنچای او را آزاد کردند.<ref name=":2" />


معارضه و مبارزه‌ی حافظ منحصر به یک فرد معین یا دسته ای خاص نبود. حکام ظالم، واعظان فریبگر، زاهدان آزمند، و صوفیان نیرنگ ساز، همه نشانه‌ی تیر طعنه و انتقاد او بودند. طبیعی است که حافظ در چنین شرایطِ محیط زمان خود مانند هر کسی که بخواهد بر خلاف حرکت آب شنا کند، با ناسازگاری‌ها و دشواری‌هایی درگیر بوده است. غزل‌های او به منزله‌ی مدارکی بود که می توانست نا‌گواری‌هایی برای او پیش بیاورد(مقدمه‌ای بر غزل‌های حافظ، دکتر سلیم نیساری، ص۴ و ۵).
== نقش در قتل گریبایدوف و تنبیه ==
در سال ۱۲۴۴ هـ. ق (۱۸۲۹ م)، آصف‌الدوله در قتل الکساندر گریبایدوف سفیر روس دست داشت. به تحریک او، میرزا مسیح استرآبادی حکم استرداد زنان مسلمان را که سفیر روس به زور به سفارت برده بود، داد. این منجر به هجوم مردم به سفارت و قتل سفیر و ۳۷ نفر دیگر در ۱۱ فوریه ۱۸۲۹ شد. روس‌ها از دسیسه خارجی آگاه شدند و عاقلانه برخورد کردند. ایران با عذرخواهی مسئله را حل کرد. فتحعلی شاه به دلیل خیانت‌های مکرر، دستور تنبیه آصف‌الدوله را داد و او را در میدان درخانه پادشاهی بر سکوی توپ بزرگی بردند و چوب یاسا بر پایش زدند تا درس عبرتی باشد.<ref name=":0" />


اما حافظ یک تنه از مبارزه با ریا و محتسب و غم زمانه و حتی نرسیدن «وظیفه»، و در یک کلام از زندگی و همه‌ی مظاهرش، اسطوره می سازد و ما از ورای منشور معجزه نمای شعر او زندگیمان را رنگین‌تر و زیستنی‌تر، شادی‌هامان را ماندگارتر، اندوهمان را سبک‌تر۷ و آرزوهامان را برآمدنی‌تر می یابیم. دیوان حافظ یک مجموعه‌ی ادبی صرف نیست، فراتر از ادبیات است، نامه‌ی زندگی است، زندگی نامه‌ی ماست(حافظ نامه، بهاءالدین خرمشاهی، ص۲۶).
== دوران پس از صدارت و حکومت خراسان ==
آصف‌الدوله پس از سه سال صدارت، در زمان محمد شاه تلاش برای کسب مجدد صدارت کرد اما موفق نشد. شاه برای دور کردن او از تهران، وی را به حکومت خراسان فرستاد. این طبق سیاست انگلیسی‌ها بود که او را جامع جهات می‌دانستند. وزیرمختار انگلیس گزارش داد که آصف‌الدوله و خانواده‌اش همیشه در اختیار انگلیس بوده‌اند و تلاش برای اعطای وزارت به او می‌کند. آصف‌الدوله از سال ۱۲۵۰ تا ۱۲۶۳ هـ. ق حکومت خراسان داشت و آن را به پسرش حسن خان سالار سپرد و برای فرزندانش احکام کنترل ولایت و حتی اختیارات مذهبی گرفت.<ref name=":1" />


گوته ترجمه‌ی دیوان حافظ را خوانده و به تقلید از آن دیوان شرقی – غربی را سروده است. گوته در یکی از بخش‌های این کتاب که آن را حافظ نامه نامیده است، چنین می گوید:
در ۱۲۵۵ هـ. ق، حسن خان سالار در خراسان شورش کرد و با پسر و برادرش اعدام شد. املاک وسیع خانواده مصادره گردید و انگلیسی‌ها مخالفت کردند و از او جانبداری نمودند. آصف‌الدوله خودخواه و جاه‌طلب بود و همیشه طالب مقامات بالاتر. متهم به سازش با انگلیسی‌ها برای سلطنت خراسان و افغانستان بود. در جنگ‌های ایران و روسیه آلت دست انگلیسی‌ها بود. قائم مقام فراهانی در قصیده‌ای فرار او از جنگ را توصیف کرد و او را خائن نان و نمک شاه و ولیعهد خواند.<ref name=":2" />


این که تو نمی توانی پایانی داشته باشی، نشانه‌ی بزرگی توست؛
== منابع ==
 
و این که تو هیچگاه آغاز نمی کنی، تقدیر توست.
 
شعر تو همچون آسمان گردنده است.
 
آغاز و پایان تو همیشه یکی است؛
 
و آنچه واسطه‌ی این دو است
 
همان است که از ازل بوده و تا ابد نیز خواهد بود.
 
تو چشمه‌ی شادی و نشاطی...
 
اگر همه‌ی جهان فرو برود و نیست شود، حافظ! با تو، تنها با تو، هم‌چشمی خواهم کرد...(حافظ چه می گوید، محمود هومن، ص۴ و ۵).
 
عظمت هنری حافظ
 
عظمت هنری حافظ این است که در عین سخنوری و سخت کوشی هنری و رعایت لفظ، جانب معنی را فرو نگذاشته، بلکه مقدم داشته است. همین است که از خلال شعر زلالش، فرزانگی‌های او می درخشد، و به ما حکمت و عبرت می آموزد. ظرایف مصمون پردازانهٔ حافظ، ذوق زیباشناختی با را ارضاء می کند؛ ولی این شیرینی زودگذر است. آنچه دیرپاست اندیشه‌های ظریف و ظرافت اندیشه و جهان فکری و فکر جهانی اوست. به جرئت می توان گفت که جهانِ شعریِ هیچ شاعر ایرانی به اندازه‌ی حافظ، زنده، ذی ربط با واقعیات، آکنده از نازک اندیشی‌های روانشناختی و تنوع تجربه نیست.
 
یکی دیگر از وجوه امتیاز و عظمت حافظ و اقبال عظیم فارسی زبانان به شعر او، طربناکی و روح امیدواری و عشق و آرزومندی است که در دیوان او موج می زند. وقتی ک می گوید: «مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید» یا «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور» یا «نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد» یا «خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی» در دل خواننده روح امید و عشق و شور و شوق می دمد(حافظ نامه، بهاءالدین خرمشاهی، ص۳۷).
 
می پنداریم که این شاعر، مانند دیگران، از مردم زمین نیست بلکه شاعری است آسمانی: هر شعرش هفتاد بطن دارد و هر بطن آن هفتاد معنی و هر معنی آن هفتاد تفسیر. به یکدیگر می گوییم: «واقعاً حافظ ترجمان الاسرار است، فلان کس در فلان موضوع از دیوان او فال گرفت و فلان بهره را برد. گویا این شاعر از غیب نیز خبر داشته و حقیقتاً سزاوار لقب (لسان الغیب) است». مرحوم حاج ملا هادی سبزواری نیز درباره‌ی او فرموده است:
 
پیمبر نیست، لیکن نسخ کرده، اساطیرِ همه دیوان حافظ؛ ز هفتم آسمان غیب آمد، لسان الغیب اندر شأن حافظ(حافظ چه می گوید، محمود هومن، ص۱ و ۲).
 
رند آزاده‌ای که از یک سو دنیا را دَنی میداند و از نیرنگ این پیرِ بی بنیادِ فرهاد کُش فریاد بر می دارد، و از سویی نسیمِ حیات از پیاله می جوید و چشم و دلش در پی مطرب و ساقی و گل است و نبید.
 
گویی در پشت گوش تو زمزمه می کند و تا برمی گردی آوازش از عرش می آید. زبانش آن‌چنان ساده و آشناست که انگار ترانه‌اش را از عهدِ گهواره شنیده‌ای و آنچنان با رمز و معما می گوید که پنداری پیامی است که از کهکشان‌های دور می رسد.
 
این ماییم که می خواهیم او را زمینی یا آسمانی ببینیم. شعر او چون دور دست افق بوسه گاهِ آسمان و زمین است. آسمانیست، زیرا آن‌چه از خوبی و پاکی و عدل و امن می جوید، دراین تیره خاکدان نمی یابد. زمینی‌است، زیرا آن‌چه از ناز و نوش و نوا می خواهد در همین سایه‌ی بید و لبِ کشت فراهم است. پس، اشاره‌اش به دورگاه آسمان است و چشم و دلش در زمین می گردد(حافظ، به سعی سایه، ص۱۹ و ۲۰).
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
جادوی غزل های حافظ
 
...غزل عارفانه و عاشقانه، در خاقانی تأیید و تثبیت شد و در حافظ به انتها رسید، یعنی او مطالب عارفانه و عاشقانه را به عالی ترین وجهی در هم آمیخت و در معنی و لفظ کرد. این امر در آثار خواجو و عماد کرمانی و سلمان نیز دیده می شود اما اوج آن در حافظ است. از این رو می توان گفت که حافظ دقیقاً وارث مولوی و سعدی، یعنی نمایندگان تمام عیار غزل عارفانه و عاشفانه است.
 
غزل او آشنا ترین غزل برای خواص و عوام است و این موقعیتی است خاص که برای کمتر شاعری حتی در یک معیار جهانی پیش آمده است. حافظ هم از نظر زبان و هم از نظر معنی به اوجی دست یافته بود که حتی نزدیک شدن بدان محال بود...از طرفی این شعر آن چنان بر ادبیات فارسی مسلط شده بود که کسی گمان نمی برد که جز به شیوه‌ی حافظ نیز می توان غزل گفت. از این رو شعر فارسی بعد از حافظ محکوم به زوال و سقوط گردید، تا آن که برای نجات از این مهلکه، ادبیات مجبور به تغییر سبک گردید و سبک هندی (اصفهانی) به وجود آمد؛ زیرا چنان که گذشت محال بود که کسی در همان شیوه‌ی عراقی بتواند شعری بگوید که نسبت به شعر حافظ جلوه‌ یی داشته باشد.
 
حافظ از یک دیدگاه شاعری است اجتماعی و گاه دقیقاً حوادث پیرامون خود را به طرز بسیار هنرمندانه‌یی بیان می کند. با خرقه پوشان و زاهدان و صوفیان ریایی مبارزه دارد. از بستن در میخانه و گشودن در تزویر و ریا در رنج است، گاه با حکام وقت در می افتد و طعنه هایی به آنان دارد. در غزلیات حافظ، یأس و بدبینی و طنز خیام و شور و شوق و تصوف مولانا و عشق و صفا و لطافت و خوش آهنگی زبان سعدی در هم آمیخته است؛ از این رو مردم خلاصه و عصاره‌ی ادبیات فارسی یعنی تجلیات آرزویی و فکری خود را در او یافته اند. از طرف دیگر مهم ترین عامل رواج او در بین مردم به نظر ما این است که «من» او «من» کلی و عمومی است  نه خصوصی؛ و این امر در همه‌ی احوال صادق است، خواه این «من» اجتماعی باشد، خواه عارفانه و خواه عاشقانه، وقتی می گوید:
 
من ملک بودم و فردوس برین جایم  بود      آدم آورد در این  دیر خراب آبادم
 
از زبان همه‌ی آدمیان می گوید، یا آن جا که می گوید:
 
دوش دیدم که ملایک در میخانه  زدند      گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 
کل آدمیان را در نظر می گیرد(با توجه به اسطوره‌ی اسلامی که در سوره های پراکنده یی در قرآن مجید بیان شده است).
 
یا در این بیت:
 
آسمان بار امانت نتوانست کشید       قرعه‌ی فال به نام من دیوانه زدند
 
منظور حافظ از «من» بر طبق آیه یی از قرآن، کل انسان است. به همین دلیل است که اشعار او موضوع تفأل قرار می گیرد، زیرا هر کس به نحوی خود را در غزلیات حافظ مطرح می یابد.
 
(سیر غزل در شعر فارسی، دکتر سیروس شمیسا)

نسخهٔ ‏۲۳ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۴۲

الله‌یار خان آصف‌الدوله
زادروزنامشخص
درگذشتپس از ۱۲۵۵ هـ. ق
تبارقاجار
پیشهسیاستمدار، فرمانده نظامی
شناخته‌شده برایصدراعظم فتحعلی شاه قاجار
نقش‌های برجستهصدراعظم، حکومت ولایات
لقبآصف‌الدوله
دورهقاجار
دیناسلام
منصبصدراعظم ایران
همسرمریم خانم (دختر فتحعلی شاه)
فرزندانحسن خان سالار، چندین فرزند دیگر
والدینمیرزا محمد خان بیگلربیگی (پدر)
خویشاوندانفتحعلی شاه (پدرزن)، عباس میرزا (برادرزن)

الله‌یار خان آصف‌الدوله، پسر ارشد میرزا محمد خان بیگلربیگی دولو قاجار ملقب به تاجبخش، از سیاستمداران دوره قاجار طی سال‌های ۱۲۴۰ هـ. ق تا ۱۲۴۳ هـ. ق بود. پدرش در تأسیس سلطنت قاجار نقش داشت و از سلطنت به نفع آقا محمد خان گذشت. الله‌یار خان با ازدواج با مریم خانم دختر فتحعلی شاه و پیوندهای خانوادگی دیگر، نفوذ یافت. وی خوانسالار شاه بود و در سرکوب ترکمانان (۱۲۲۸ هـ. ق) و جنگ با عثمانی (۱۲۳۷ هـ. ق) شرکت کرد. آصف‌الدوله حکومت گیلان، مازندران، استرآباد و بروجرد را بر عهده داشت.

آصف‌الدوله در سال ۱۲۴۱ هـ. ق با عزل عبدالله خان امین‌الدوله به صدارت رسید و اولین قاجاری در این مقام شد. دوران صدارتش با جنگ دوم ایران و روسیه (۱۲۴۱–۱۲۴۳ هـ. ق) همزمان بود که فرماندهی بخشی از سپاه را داشت اما شکست خورد و فرار کرد. این جنگ به عهدنامه ترکمانچای (۱۸۲۸ م) منجر شد که ایران اراضی وسیعی را از دست داد. آصف‌الدوله متهم به جاه‌طلبی و همکاری با انگلیس بود. در قتل گریبایدوف (۱۲۴۴ هـ. ق / ۱۸۲۹ م) نقش داشت و تنبیه شد. پس از صدارت، در زمان محمد شاه به حکومت خراسان رفت اما ناکام ماند. پسرش حسن خان سالار در سال ۱۲۵۵ هـ. ق شورش کرد و اعدام شد، املاک خانواده مصادره گردید. الله‌یار خان آصف‌الدوله نمادی از نفوذ خانوادگی و شکست‌های قاجار است.

زندگی و خانواده

الله‌یار خان آصف‌الدوله، پسر ارشد میرزا محمد خان بیگلربیگی دولو قاجار ملقب به تاجبخش بود. پدرش از سران ایل قاجار در استرآباد و مازندران به‌شمار می‌رفت و در جنبش‌های سلطنت‌خواهی قاجاریان، بسیاری از بزرگان ایل او را شایسته‌تر از آقا محمد خان برای پادشاهی می‌دانستند، اما وی به نفع آقا محمد خان از سلطنت گذشت و حمایت ایل را جلب کرد که لقب تاجبخش را برای او آورد. برخی اعقابش این نام را برگزیدند. میرزا محمد خان مورد احترام آقا محمد خان و دیگر بزرگان قاجار بود و در لشکرکشی‌های آقا محمد خان، حکومت تهران را به او می‌سپردند که منجر به لقب بیگلربیگی شد.

پس از قتل آقا محمد خان در شوشی، میرزا محمد خان وفاداری خود را به فتحعلی شاه حفظ کرد. هنگام قتل، حاج ابراهیم خان کلانتر قصد ورود به تهران داشت، اما میرزا محمد خان و میرزا شفیع تا رسیدن فتحعلی شاه مانع شدند. با ورود شاه، میرزا محمد خان استقبال گرمی کرد که احترام خانواده را افزایش داد.[۱]

الله‌یار خان آصف‌الدوله از بزرگان و محترمین قاجاریه بود. خواهرش گوهر تاج خانم یکی از زنان عقدی فتحعلی شاه بود که شاه علاقه زیادی به او داشت. خواهر دیگرش همسر عباس میرزا نایب‌السلطنه گردید، بنابراین فتحعلی شاه و پسرش باجناغ شدند. الله‌یار خان داماد فتحعلی شاه بود و با مریم خانم دختر پنجم شاه ازدواج کرد. وی برادرزن عباس میرزا و دایی محمد شاه قاجار بود.[۲]

برای قدردانی از خدمات میرزا محمد خان و نزدیکی طوایف قاجار، فتحعلی شاه یکی از دخترانش را به عقد رستم خان پسر میرزا محمد خان درآورد، اما رستم خان هفت ماه پس از ازدواج درگذشت. شاه بلافاصله دخترش مریم خانم را به عقد الله‌یار خان آصف‌الدوله درآورد و خود خواهر آصف‌الدوله را به زنی گرفت. این پیوندها مقام آصف‌الدوله را در دربار فتحعلی شاه افزایش داد و به سمت‌های مهمی رسید.[۳]

فعالیت‌های اولیه و سمت‌های حکومتی

پیش از صدارت، الله‌یار خان آصف‌الدوله خوانسالار فتحعلی شاه بود و در سرکوب مخالفان شرکت داشت. در سال ۱۲۲۸ هـ. ق، هنگامی که ترکمانان به همراه یوسف خواجه کاشغری مشکلاتی برای دولت ایجاد کردند، آصف‌الدوله با عده‌ای از سرکردگان مأمور مقابله با آنها شد و آنان را پراکنده نمود. در سال ۱۲۳۷ هـ. ق طی جنگ ایران و عثمانی، فتحعلی شاه او را با ده هزار سوار و پیاده به یاری عباس میرزا به آذربایجان فرستاد.[۱]

آصف‌الدوله مدتی حکومت شهرهایی در گیلان، مازندران، استرآباد و بروجرد را بر عهده داشت. او فردی جاه‌طلب و سرکش بود و همیشه تلاش می‌کرد مقامات عالی را کسب کند تا نقشه‌های خود را که از حمایت انگلیسی‌ها برخوردار بود، اجرا نماید. در این دوره، املاک و اموال زیادی برای خود و خانواده‌اش فراهم آورد و پیش از طغیان پسرش حسن خان سالار، از مالکان و متمولان درجه یک ایران محسوب می‌شد.[۳]

رسیدن به مقام صدارت

الله‌یار خان آصف‌الدوله یکی از دشمنان سرسخت عبدالله خان امین‌الدوله صدراعظم بود و همواره نزد فتحعلی شاه از او بدگویی می‌کرد. سرانجام با عزیمت شاه به اصفهان و گوشمالی خانواده هاشم خان از منسوبان امین‌الدوله، نقشه‌هایش اجرا شد. حکومت اصفهان در خانواده حاج محمد حسین خان پدر عبدالله خان موروثی بود که سوءاستفاده‌هایی توسط هاشم خان برادرزن امین‌الدوله رخ داد. به دلیل مسامحه امین‌الدوله در برابر هاشم خان و کتمان خیانت او، فتحعلی شاه او را در ۱۲۴۱ هـ. ق از صدارت عزل کرد و الله‌یار خان را به عنوان صدراعظم تعیین نمود و به او لقب آصف‌الدوله داد. حسن خان پسر او که دخترزاده شاه بود، امیریار و سالاریار لقب گرفت که نفوذ خانواده را بیشتر کرد. آصف‌الدوله نخستین فرد از خاندان قاجاریه بود که به صدارت رسید. صدارت اولیه او سه سال و اندی طول کشید.[۱]

دوران صدارت و جنگ دوم ایران و روسیه

صدارت آصف‌الدوله با زمینه‌چینی روسیه و انگلیس برای مرحله دوم جنگ‌های ایران و روسیه و جدایی اراضی وسیع ایران همزمان بود. عهدنامه گلستان در مرزها دقیق نبود و روس‌ها از فرصت استفاده کردند. شرایط بین‌المللی به نفع روسیه بود و برنامه‌هایی برای تجزیه عثمانی و تقسیم ایران داشتند. تعدیات روس‌ها به مسلمانان گنجه و قره‌باغ، کمک‌خواهی آنان از ایران، عزیمت آقا سید محمد مجاهد از عتبات برای جهاد با روس‌ها، پذیرش گرم او توسط فتحعلی شاه و صدور فتوای جهاد، زمینه جنگ دوم (۱۲۴۱–۱۲۴۳ هـ. ق) را فراهم کرد. دلایل جنگ: توسعه‌طلبی روسیه، بد رفتاری با مسلمانان، تحریکات انگلیس، تغییر رفتار عباس میرزا، دخالت علما، بی‌تجربگی فتحعلی شاه.[۳]

آصف‌الدوله برای جنگ با روس‌ها پیشقدم شد، فتوای علما گرفت و مردم را تحریک کرد. اما عباس میرزا با آمدن او به جبهه و دخالت در امور نظامی مخالف بود و در نامه‌ای به شاه نوشت که آمدن او سودی ندارد جز ملامت. با این حال، شاه ۲۰ هزار سپاه و ۱۱۰ عراده توپ به او سپرد. پیش از شکستن صلح، آصف‌الدوله بدون اجازه عباس میرزا از رود ارس عبور کرد. در جنگ، هنرنمایی نکرد و نخستین کسی بود که از سپاه روس فرار کرد و به حوالی تبریز گریخت.

در آغاز جنگ، عباس میرزا در ۲۵ ژوئن ۱۸۲۶ به سپاه روس حمله کرد و ایرانیان پیش رفتند و اراضی از دست رفته مانند لنگران، طالش، گنجه، دربند و گوگچای را بازپس گرفتند. این موفقیت‌ها فتحعلی شاه را خوشحال کرد، اما به دلیل تجربه تلخ گذشته، تصمیم به صلح گرفت. در اوت ۱۸۲۶، میرزا داوود خان ارمنی را به عنوان سفیر به سن‌پترزبورگ فرستاد تا مذاکرات صلح را فراهم کند، اما روس‌ها او را در مرز نپذیرفتند. روس‌ها با نیروی تازه‌نفس در سپتامبر ۱۸۲۶ حمله متقابل کردند.[۱]

عهدنامه ترکمانچای

پس از حمله روس‌ها و تلفات سنگین، فتحعلی شاه به اصرار سرجان مک‌دونالد وزیرمختار انگلیس، میرزا محمد علی خان شیرازی را به تفلیس فرستاد. روس‌ها شرط ترک جنگ را واگذاری سرزمین‌های ماورای ارس و پرداخت ۵/۷ میلیون تومان غرامت کردند، اما مذاکرات شکست خورد. روس‌ها فرماندهی را به ژنرال پاسکویچ سپردند که ایروان را فتح کرد و سراسر ماورای ارس به دست روس‌ها افتاد. در اکتبر ۱۸۲۷ (۱۲۴۳ هـ. ق) تبریز به آسانی اشغال شد. آصف‌الدوله در خانه رعایا پنهان شد، مردم او را کت‌بسته به روس‌ها تسلیم کردند و روس‌ها شهر را بدون مقاومت گشودند. روس‌ها تهدید به اشغال تهران کردند و فتحعلی شاه شرایط را پذیرفت.[۲]

مذاکرات در ترکمنچای آغاز شد. نمایندگان ایران: عباس میرزا، میرزا ابوالحسن خان شیرازی، ابوالقاسم قائم مقام فراهانی (امیرکبیر)؛ روسیه: پاسکویچ؛ ناظر: دکتر جان مک‌نیل. این به عهدنامه ترکمنچای (۲۱ فوریه ۱۸۲۸) منجر شد، شامل معاهده اصلی با ۱۶ فصل، قرارداد تجاری با ۹ فصل و پروتکل تشریفات. روس‌ها پس از ترکمنچای او را آزاد کردند.[۳]

نقش در قتل گریبایدوف و تنبیه

در سال ۱۲۴۴ هـ. ق (۱۸۲۹ م)، آصف‌الدوله در قتل الکساندر گریبایدوف سفیر روس دست داشت. به تحریک او، میرزا مسیح استرآبادی حکم استرداد زنان مسلمان را که سفیر روس به زور به سفارت برده بود، داد. این منجر به هجوم مردم به سفارت و قتل سفیر و ۳۷ نفر دیگر در ۱۱ فوریه ۱۸۲۹ شد. روس‌ها از دسیسه خارجی آگاه شدند و عاقلانه برخورد کردند. ایران با عذرخواهی مسئله را حل کرد. فتحعلی شاه به دلیل خیانت‌های مکرر، دستور تنبیه آصف‌الدوله را داد و او را در میدان درخانه پادشاهی بر سکوی توپ بزرگی بردند و چوب یاسا بر پایش زدند تا درس عبرتی باشد.[۱]

دوران پس از صدارت و حکومت خراسان

آصف‌الدوله پس از سه سال صدارت، در زمان محمد شاه تلاش برای کسب مجدد صدارت کرد اما موفق نشد. شاه برای دور کردن او از تهران، وی را به حکومت خراسان فرستاد. این طبق سیاست انگلیسی‌ها بود که او را جامع جهات می‌دانستند. وزیرمختار انگلیس گزارش داد که آصف‌الدوله و خانواده‌اش همیشه در اختیار انگلیس بوده‌اند و تلاش برای اعطای وزارت به او می‌کند. آصف‌الدوله از سال ۱۲۵۰ تا ۱۲۶۳ هـ. ق حکومت خراسان داشت و آن را به پسرش حسن خان سالار سپرد و برای فرزندانش احکام کنترل ولایت و حتی اختیارات مذهبی گرفت.[۲]

در ۱۲۵۵ هـ. ق، حسن خان سالار در خراسان شورش کرد و با پسر و برادرش اعدام شد. املاک وسیع خانواده مصادره گردید و انگلیسی‌ها مخالفت کردند و از او جانبداری نمودند. آصف‌الدوله خودخواه و جاه‌طلب بود و همیشه طالب مقامات بالاتر. متهم به سازش با انگلیسی‌ها برای سلطنت خراسان و افغانستان بود. در جنگ‌های ایران و روسیه آلت دست انگلیسی‌ها بود. قائم مقام فراهانی در قصیده‌ای فرار او از جنگ را توصیف کرد و او را خائن نان و نمک شاه و ولیعهد خواند.[۳]

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ اللهیارخان آصف الدوله - پژوهه
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ آصف‌الدوله - پیام تاریخ
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ کارنامه سیاسی آصف‌الدوله؛ تألیف محمود قربانی file:///C:/Users/F14473/Downloads/c0791393ed1db68ba5544e5cfafaa69f64368539.pdf