کاربر:Mohsen/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۵۹۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژوئن ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸۸: خط ۸۸:


سعید قاسمی از فرماندهان سپاه پاسدارن در این زمینه گفت:<blockquote>«در یک سال آخر جنگ، صبح که از خواب بیدار می‌شدیم می‌گفتند خبر داری؟ چه شده؟ مهران را گرفتند. بعد از گذشت ۷ سال از جنگ، اسیر و غنیمت می‌گیرند و افتضاحی است جنگ!»  </blockquote><blockquote>«سازمان مجاهدین خلق وقت نمی‌کرد غنیمتیهای شما را جمع کند!»<ref>وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران] </ref></blockquote>اسماعیل احمدی مقدم فرمانده سابق پلیس ایران در این مورد می‌گوید: <blockquote>«سازمان مجاهدین آرام آرام سازماندهی نظامی‌ای را درست کردند. ابتدا از عملیاتی محدود شروع کردند، بعد وسعت عملیات اضافه شد. آرام آرام دیدیم که وسعت و دامنه عملیات در جبهه میانی و جنوبی گسترش پیدا کرد و حتی فکر می‌کنم در خرداد ماه 67بود که توانستند شهر مهران را هم تصرف کنند. هدف آنها هم سقوط و تصرف تهران و سرنگونی حکومت بود».<ref>وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران] </ref></blockquote>به نظر می‌رسد که  این شکست‌‌ها خمینی رامجبور ساخت که قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرد، چون ضرباتی که به ماشین جنگی دولت ایران وارد شده بود که قادر به ادامه جنگ نبود، ضرباتی که ارتش آزادیبخش نقش مهمی در آن داشت.
سعید قاسمی از فرماندهان سپاه پاسدارن در این زمینه گفت:<blockquote>«در یک سال آخر جنگ، صبح که از خواب بیدار می‌شدیم می‌گفتند خبر داری؟ چه شده؟ مهران را گرفتند. بعد از گذشت ۷ سال از جنگ، اسیر و غنیمت می‌گیرند و افتضاحی است جنگ!»  </blockquote><blockquote>«سازمان مجاهدین خلق وقت نمی‌کرد غنیمتیهای شما را جمع کند!»<ref>وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران] </ref></blockquote>اسماعیل احمدی مقدم فرمانده سابق پلیس ایران در این مورد می‌گوید: <blockquote>«سازمان مجاهدین آرام آرام سازماندهی نظامی‌ای را درست کردند. ابتدا از عملیاتی محدود شروع کردند، بعد وسعت عملیات اضافه شد. آرام آرام دیدیم که وسعت و دامنه عملیات در جبهه میانی و جنوبی گسترش پیدا کرد و حتی فکر می‌کنم در خرداد ماه 67بود که توانستند شهر مهران را هم تصرف کنند. هدف آنها هم سقوط و تصرف تهران و سرنگونی حکومت بود».<ref>وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران] </ref></blockquote>به نظر می‌رسد که  این شکست‌‌ها خمینی رامجبور ساخت که قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرد، چون ضرباتی که به ماشین جنگی دولت ایران وارد شده بود که قادر به ادامه جنگ نبود، ضرباتی که ارتش آزادیبخش نقش مهمی در آن داشت.
'''تشکیل ارتش آزادیبخش'''
بعد از حضور سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق آنها در قرارگاه‌‌های مختلف مستقر شدند، اصلی‌ترین مقر آنها قرارگاه اشرف بود، رزمندگان مجاهد خلق از این مقرات برای آموزش و پشتیبانی برای حمله به نیروهای نظامی ایران استفاده می‌کردند، این عملیات بطور پراکنده در سراسر مرز ایران و عراق انجام می‌شد، اما مسعود رجوی دست به ابتکاری زد و ارتش آزادیبخش ملی ایران را در ۳۰ خرداد ۱۳۶۶ تأسیس کرد، با ایجاد ارتش آزادیبخش، عملیات مجاهدین هم متمرکز شد، در این راستا ارتش آزادیبخش صدها رشته عملیات در طول مرز انجام داد، از مهمترین عملیات ارتش آزادیبخش، می‌توان از عملیات آفتاب، چلچراغ و عملیات فروغ جاویدان نام برد.
عملیات چلچراغ یک سال پس از تأسیس ارتش آزادیبخش انجام شد. به گزارش ستاد ارتش آزادیبخش ملی ایران، ۲۲ تیپ رزمی ارتش آزادیبخش ملی ایران وارد عمل شدند، و با دو لشکر ۱۶ زرهی قزوین و لشکر ۱۱ امیر المؤمنین از سپاه و تیپ مستقل قائم از سپاه پاسداران درگیر شدند و توانستند، این دو لشکر و تیپ مستقل قائم را شکست داده و تا مقر لشکر پیشروی کنند، در این عملیات به گفته مجاهدین ۸ هزار تن از نیروهای نظامی ایران کشته و مجروح شدند و ۱۵۰۰ تن به اسارت درآمدند، همچنین، غنیمت‌های جنگی که به دست ارتش آزادیبخش افتاد بیش از ۲ میلیارد دلار تخمین زده شد.[[کاربر:Mohsen/صفحه تمرین#cite note-9|[1]]]
شخص خمینی در نامه‌یی، بعد از عملیات آفتاب و چلچراغ ، به خط خودش می‌نویسد که:
«مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست داده‌ایم، به‌اندازه تمام بودجه‌یی است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته‌ایم»[[کاربر:Mohsen/صفحه تمرین#cite note-10|[2]]][[کاربر:Mohsen/صفحه تمرین#cite note-11|[3]]]
سعید قاسمی از فرماندهان سپاه پاسدارن در این زمینه گفت:
«در یک سال آخر جنگ، صبح که از خواب بیدار می‌شدیم می‌گفتند خبر داری؟ چه شده؟ مهران را گرفتند. بعد از گذشت ۷ سال از جنگ، اسیر و غنیمت می‌گیرند و افتضاحی است جنگ!» 
«سازمان مجاهدین خلق وقت نمی‌کرد غنیمتی‌های شما را جمع کند!»[[کاربر:Mohsen/صفحه تمرین#cite note-12|[4]]]
اسماعیل احمدی مقدم فرمانده سابق پلیس ایران در این مورد می‌گوید:
«سازمان مجاهدین آرام آرام سازماندهی نظامی‌ای را درست کردند. ابتدا از عملیاتی محدود شروع کردند، بعد وسعت عملیات اضافه شد. آرام آرام دیدیم که وسعت و دامنه عملیات در جبهه میانی و جنوبی گسترش پیدا کرد و حتی فکر می‌کنم در خرداد ماه 67بود که توانستند شهر مهران را هم تصرف کنند. هدف آنها هم سقوط و تصرف تهران و سرنگونی حکومت بود».[[کاربر:Mohsen/صفحه تمرین#cite note-13|[5]]]
به نظر می‌رسد که این شکست‌‌ها خمینی را مجبور ساخت که قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرد، چون ضرباتی که به ماشین جنگی دولت ایران وارد شده بود که قادر به ادامه جنگ نبود، ضرباتی که ارتش آزادیبخش نقش مهمی در آن داشت.
'''مجاهدین در میان آتش جنگ و توطئه'''
در آوریل سال ۲۰۰۳ عراق به اشغال نیروهای ائتلاف به فرماندهی آمریکا در آمد، سازمان مجاهدین خلق در این جنگ اعلام بی‌طرفی کرد و مختصات قرارگاه‌هایش را به وزارت دفاع انگلستان و آمریکا داد، اما مورد حملات هوایی سنگین قرار گرفتند، و گاه تا ۱۲۰ بار در شب این حملات انجام می‌شد.
 البته پیش از شروع جنگ مسعود رجوی در یک سخنرانی به ابعاد خطرات احتمالی برای مجاهدین اشاره کرده بود وی در اواخر اسفند ۱۳۸۱ چنین گفت:
«... هیچکس بیش از ما به خطراتی که از هر سو ما را دربرگرفته احاطه و اِشراف ندارد، امّا عزم جزم کرده ایم تا اگر زمانه صدبار از این هم خطیرتر و پرفتنه تر باشد, با تأسی به پیشوای آرمانی‌مان درسهای جدیدی از مقاومت و ایستادگی عرضه کنیم. ارتش آزادیبخش، این سرمایه عظیم ملت ایران، چون کوه، استوار و سرفراز ایستاده است... خدایا گواه باش که گفته ایم و می گوییم که فقط برای جنگ با خمینی و رژیم یزیدی او به سرزمین امام حسین آمده ایم و هرگز از آزادی خلق و میهن خود دست برنخواهیم داشت».<ref>نشریه «مجاهد», شماره ۶۲۲, ۲۷ اسفند۱۳۸۱</ref>
اما این موضع‌گیری‌ها مانع حملات نیروهای انگلیسی و آمریکایی به مجاهدین نشد، روزنامه خراسان در این باره نوشت:
«مقامات بریتانیایی به نوعی به دولت ایران اطلاع دادند که آنها به اهداف سازمان منافقین و قرارگاههای آنها حمله خواهندکرد...»
روزنامه واشینگتن پست هم در این باره نوشت:
«دو مقام ارشد آمریکایی در ژانویه [۲۰۰۳], پنهانی، با مقام‌های ایرانی دیدار کردند. آمریکا، ازجمله، خواهان این شد که ایران مرزهایش را ببندد که مانع فرار مقام‌های عراقی بشود و پیشنهاد داد که آمریکا قرارگاه‌های سازمان مجاهدین خلق را که در عراق مستقر هستند، بمباران کند. امّا، یک تعهد قابل اتکاتر برای حمله به قرارگاه‌ها از طریق مقام‌های انگلیسی به تهران منتقل شد».
 «ریچارد دالتون, سفیر وقت انگلیس در ایران، در این مورد گفت:
«شخصاً, به رهبران ایران تضمین داده است که به مجاهدین خلق اجازه داده نخواهد شد در عراق بمانند. به نظر چند کارشناس, طرح مؤتلفین از بین بردن این گروه است».
«سخنگوی وقت سفارت انگلیس در تهران اظهار داشت که نیروهای ائتلاف پایگاههای مجاهدین خلق، اصلی‌ترین گروه اپوزیسیون مسلح ایران، را در عراق بمباران کرده‌اند. آندروگرین استاک، سخنگوی سفارت انگلیس در تهران، گفت: نیروهای متحدین بیش از یک نوبت به پایگاه‌های مجاهدین حمله کرده‌اند».
علاوه بر این حملات نیروها و شبه‌ نظامیان هم پیمان دولت ایران هم از فرصت جنگ سال ۲۰۰۳ آمریکا علیه عراق استفاده کرده و بارها به نیروهای مجاهدین حمله کردند
 «گروهی از افراد مسلّح تیپ بدر, که شمارشان به ۱۰هزارتن میرسد و بعضی از آنها لهجه ایرانی دارند, قبل از جنگ, به طور پنهانی, وارد بعقوبه شدند و بلافاصله بعد از سقوط صدام خود را آفتابی کردند» (روزنامه «ایندیپندنت» ـ۳۰فروردین۸۲ ). 
ـ «طی روزهای پنجشنبه و جمعه ۲۱ و ۲۲فروردین [۱۳۸۲], در دهها رشته تهاجم عوامل وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران به مجاهدین در خاک عراق, در حوالی قرارگاههای اشرف (شمال شهر خالص) و انزلی (شهر جلولا) و بنیاد علوی (شهر مقدادیه), ۱۸ مجاهد خلق شهید و ۴۳تن مجروح و شماری مفقود شدند. وزارت اطلاعات به منظور اجرای این تهاجمات و توطئه های تروریستی, طی هفته گذشته شمار زیادی از دژخیمان و ماٌموران خود و همچنین شماری از عوامل کرد و عرب زبان این وزارتخانه را از طریق نفت شهر و سومار و قصرشیرین روانه عراق کرد. ماٌموریت نیروهای اعزامی وزارت اطلاعات کشتن و اسیرکردن و ضربه زدن به مجاهدین تعریف شده است. آنها به آر.پی.جی ۷ و انواع تیربار و مسلسلهای کلاشنیکف مجهّز هستند. علاوه بر این, وزارت اطلاعات برای اجرای نیّات شوم خود علیه مجاهدین, از مزدوران موسوم به سپاه بدر وابسته به سپاه پاسداران کمک می گیرد. سه شنبه ۲۰فروردین, شمار زیادی از این مزدوران وارد خاک عراق شدند و بخشهایی از شهر خانقین و مناطق اطراف آن را به تصرّف خود درآوردند» (اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران ـ۲۳فرورین ۱۳۸۲). 
ـ «در جریان تهاجمات روز گذشته [۲۳فروردین] نیروهای دشمن, در اطراف قرارگاههای اشرف, انزلی و بنیاد علوی, در حوالی شهرهای خالص, جلولا و مقدادیه, ۱۰مجاهد خلق به شهادت رسیدند. در بسیاری از مناطق, ازجمله سعدیه در جنوب جلولا, نیروهای دشمن با به جاگذاشتن تلفات قابل توجّه, ناگزیر به عقبنشینی شدند» (اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران ـ ۲۴فروردین۱۳۸۲). 
ـ «جلسه فوق العاده شورای عالی امنیّت رژیم دردوم فروردین۱۳۸۲ با حضور خامنهای, برای بررسی تحوّلات عراق تشکیل شد. سردمداران رژیم در این جلسه تاٌکید کردند باید از شرایط موجود برای حمله به سازمان مجاهدین و نابودکردن آن در داخل خاک عراق بیشترین استفاده را بکنیم... در غیراین صورت, عواقب جنگ کنونی برای نظام بسیار خطرناکتر خواهد بود... براساس تصمیمات جلسه دوم فروردین, شورای عالی امنیّت رژیم آخوندی گروههای ویژهیی را برای ترور آقای مسعود رجوی, رهبر مقاومت ایران, به خاک عراق اعزام کرده است. خامنه ای در این جلسه, که در خانه وی برگزارشد, دستور داد هر گروهی موفّق به اجرای این طرح شود, یا هرکس که کمک اطلاعاتی و لُجستیکی به اجرای این طرح بکند, میلیونها دلار جایزه دریافت خواهد کرد. در جلسه شورای عالی امنیّت, که خاتمی و رفسنجانی نیز در آن حضور داشتند, تاٌکید شده است تا رهبری منافقین دست نخورده باقی مانده باشد, ما از شرّ آنها خلاصی نخواهیم داشت» ـ (اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران ـ ۲۵ فروردین۱۳۸۲). 
ـ «وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران برای تهاجم به مجاهدین, ماٌموران و مزدوران فارس و عرب خود را با لباس کردی به داخل عراق میفرستند تا چنین وانمود کنند که مهاجمین, کرد و از اهالی محل هستند... 
رژیم آخوندی شماری از مزدوران موسوم به سپاه۹بدر را به بعقوبه, مرکز استان دِیالیِ عراق, فرستاده است تا اوضاع را در این شهر در کنترل خود درآورند. وزارت اطلاعات تاٌکید کرده است که تسلّط بر شهر بعقوبه, امکان حمله به قرارگاه اشرف مجاهدین را برای ما تسهیل میکند» (اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران ـ ۱۵اردیبهشت۸۲). 
ـ «درگیریهای مزدوران اعزامی رژیم آخوندی با مجاهدین در سه روز گذشته در مناطق مختلف ادامه داشت و طی آن ۵مجاهد خلق به شهادت رسیدند» (اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران ـ ۱۵اردیبهشت۸۲). 
«اشرف» از کوه آتشی که بمبارانهای ویرانگر و کشنده و نابودکننده برپاکرده بود و یورشهای مغول وار کفتاران هار رژیم آخوندی که برای از هم دریدن رزمندگان پاکبازش به خاک عراق گسیل کرده بود, سیاوش وار, گذشت و این بار نیز داغِ نابودیِ مدافعان سنگر شرف و آزادی خلق داغدار ایران را به دل اهریمنان حاکم بر ایران گذاشت. 
رژیم سفّاک آخوندی به نابودی رزمندگان ارتش آزادیبخش در اثر بمباران ویرانگر, امید بسیار بسته بود و جدّیترین تهدید حاکمیت منفورش را نابود شده میپنداشت. امّا, توفان گذشت و آتشفشان فروکش کرد و آن «شیرآهنکوه» زنان و مردان پاکباز, از دل این آتش هستیسوز, سیاوشوار, سربلند و گردنفراز بیرون آمده, و با نیروهای مهاجم قرارداد آتشبس بستند. 
گردانندگان رژیم سفّاک آخوندی که در بقای امیرخیز «اشرف» تهدیدِ مرگ و سرنگونی خود را میبینند, باردیگر به دامن «امدادهای غیبیِ» «استکبار جهانی» چنگ آویختند و برای خلع سلاح و استرداد پیامداران آزادی ایران, از آنها مدد خواستند: 
ـ «هیاٌتی متشکّل از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی, از طرف رژیم ایران در روز دوم ماه مه ۲۰۰۳ (۱۲ اردیبهشت۸۲) در مذاکرات با هیاٌت آمریکا در ژنو درخواست استرداد اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را به عمل آورد» (خبرگزاری یونایتدپرس, ۱۹ اردیبهشت۸۲ ۱۳). 
ـ «خرّازی (وزیر خارجه رژیم) با فراتینی (وزیر خارجه ایتالیا) بسیار بیپرده سخن گفت و از او خواست پیامش را به آمریکا و اتّحادیّه اروپا برساند, مبنی بر این که باید به تحمّلکردن و مسالمت با مجاهدین خاتمه داده شود» (روزنامه «لا رپوبلیکا», ۱۹ اردیبهشت۸۲ ۱۳). 
امّا, گردانندگان سیاست آمریکا در قبال رزمندگان مجاهد همراٌی و همنظر نبودند: «بعضی از مقامات وزارت خارجه موافق بهبود روابط با رژیم ایران هستند, امّا, وزارت دفاع و سایر مقامات دولت آمریکا معتقدند دولت ایران در اثر نارضایتی عمومی با فشارهای داخلی شدیدی روبه روست... مقامات آمریکایی گفتند این امر, مساٌله مجاهدین خلق را در درون جدالِ بخشهای مختلف دولت آمریکا قرار داده است» (واشینگتن پست, ۱۹ اردیبهشت۱۳۸۲ 
همین اختلاف نظر در دولت آمریکا بر سر این مساٌله, باعث شد که طرفداران دلجویی از رژیم آخوندی نتوانند سیاستشان را درمورد «استرداد» درخواستی رژیم آخوندی, بهپیش ببرند. امّا, موفق شدند مساٌله خلع سلاح مجاهدین را به مخالفان دلجویی و نرمش, بقبولانند. 


====='''اشرف: پایانی خونبار'''=====
====='''اشرف: پایانی خونبار'''=====
۹۷۳

ویرایش