زهرا مرادی
زهرا مرادی، (شهادت ۱۸دیماه ۱۴۰۴) زن حدوداً ۳۰ ساله اهل شهرستان بوکان استان کردستان، یکی از جانباختگان زن اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ بود. او در روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در جریان تظاهرات مردمی در تهرانسر در غرب تهران به همراه دایی و دختر دایی خود شرکت داشت که بر اثر شلیک مستقیم گلوله به سر توسط نیروهای سرکوبگر حکومتی جان باخت.
اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ از ۷ دیماه با اعتصاب گسترده کسبه تهران آغاز شد و به سرعت به شهرهای سراسر ایران گسترش یافت. ریشه این خیزش در بحرانهای عمیق اقتصادی، تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش ریال به بیش از ۱۴۰ هزار تومان و نارضایتی گسترده از حاکمیت بود.
جان باختن زهرا مرادی نمادی از شجاعت زنان کرد در برابر سرکوب شد. مراسم خاکسپاری او در فضایی سنگین امنیتی برگزار شد و خانوادهاش تحت فشار نهادهای حکومتی قرار گرفتند. این رویدادها بخشی از موج گسترده کشتهشدگان در روزهای میانی اعتراضات است که تا ۲۰ دیماه هزاران نفر را شامل میشود و نشاندهنده عمق بحران مشروعیت جمهوری اسلامی است.
نحوه شهادت
زهرا مرادی، زن حدوداً ۳۰ ساله، اهل روستای حصار از توابع بوکان، کردستان، در جریان اعتراضات شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در تهرانسر در غرب تهران، در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی به سر و سینهاش به شهادت رسید.
او به تازگی ازدواج کرده و در تهران به شغل آرایشگری مشغول بود.[۱][۲]
نام او در لیست جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در ردیف ۱۲۵به ثبت رسیده است.
بر اساس گزارشهای حقوق بشری، در روز ۱۸ دی، اعتراضات در سقز با حضور گسترده زنان و جوانان همراه بود و نیروهای امنیتی با تیراندازی مستقیم به سوی معترضان، زهرا مرادی را هدف قرار دادند و او بلافاصله جان باخت. منابع محلی او را زنی مبارز توصیف کردهاند که برای اعتراض به شرایط معیشتی و سرکوب به همراه دایی و دختر داییاش بهخیابان آمده بودند.
مراسم خاکسپاری زهرا مرادی در فضایی امنیتی برگزار شد و نهادهای حکومتی خانواده را تحت فشار قرار دادند تا از تجمع جلوگیری شود. با این حال، حضور مردم در مراسم خشم عمومی از سرکوب را نشان داد.
ویژگیهای کلیدی اعتراضات سراسری ۱۴۰۴
- تمرکز اصلی بر نفی حاکمیت ولایت فقیه و شخص رهبر آن (شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه»)
- گستردگی جغرافیایی بیسابقه: درگیری اعتراضی در بیش از ۱۹۰ شهر
- شکلگیری خودجوش ضرورت «سازماندهی در حین نبرد» به عنوان یک نیاز فوری و درونی
- روشنگری و مرزبندی قاطع با هرگونه دیکتاتوری (گذشته و آینده) و محدودسازی امکان مصادره توسط نیروهای واپسگرا
- اتکای آگاهانه به نیروی درونی جامعه و آزادسازی انرژی اجتماعی عظیم
- تثبیت جهتگیری استراتژیک بازگشتناپذیر به سوی سرنگونی حاکمیت
در مقابل این خیزش، حاکمیت با حداکثر سطح خشونت (هزاران کشته، مجروح و بازداشتشده) پاسخ داد؛ اما همین شدت سرکوب نهتنها مردم را عقب نراند، بلکه عزم بازگشتناپذیر برای پایان دادن به نظام ولایت فقیه را در لایههای مختلف جامعه عمیقتر و پایدارتر کرد.
قیام دی ۱۴۰۴ به عنوان نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران، اصالت، مشروعیت و توقفناپذیری خود را هم در داخل کشور و هم در سطح جهانی به ثبت رساند و امید به امکان تغییر بنیادین را در میان بخش بزرگی از جامعه ایران و حامیان بینالمللی آن تقویت کرد.[۳]