سروش سلیمانی
سروش سلیمانی، (معروف به حافظ)، جوان معترض اهل هفشجان استان چهارمحال و بختیاری، در روز شنبه ۱۳ دیماه ۱۴۰۴، بر اثر شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی جان باخت. این واقعه در جریان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴، رخ داد و خشم گسترده مردم را برانگیخت، به طوری که معترضان به خانه و مغازه فرهاد جهانبین (نام فرد قاتل) حمله کردند و آن را به آتش کشیدند. سروش سلیمانی ورزشکار، نوازنده سنتور و رپخوان بود و محتوای اعتراضی در شبکههای اجتماعی منتشر میکرد، از جمله لایک مطالب آموزشکده توانا و دنبال کردن صفحات توماج صالحی که مخالفت وی با حکومت را نشان میدهد.
مراسم خاکسپاری وی با حضور گسترده مردم برگزار شد و شهرستان هفشجان در عزا فرو رفت. شرکتکنندگان شعارهایی مانند «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» و «عزا عزاست امروز، هفشجان باغیرت صاحب عزاست امروز» سر دادند و یاد او را به عنوان شهید قیام گرامی داشتند. این مراسم به صحنهای از همدلی و اعتراض علیه دیکتاتوری تبدیل شد و نشاندهنده پایبندی مردم به آرمانهای خیزش سراسری بود.[۱][۲]
زمینه اعتراضات سراسری ۱۴۰۴
اعتراضات سراسری ایران در سال ۱۴۰۴، ریشه در بحران عمیق اقتصادی، معیشتی و حکمرانی دارد که طی ماههای اخیر با سقوط مستمر ارزش پول ملی، جهش نرخ ارز به بیش از ۱۴۰ هزار تومان، افزایش تورم، رکود گسترده بازار و کاهش شدید قدرت خرید شهروندان تشدید شده است. اعتراضات از اعتصاب بازار تهران در روز نخست (۷ دی ۱۴۰۴) آغاز شد و به سرعت به اعتراضات در دیگر اقشار جامعه در شهرهای مختلف گسترش یافت.
طی روزهای دوم تا کنون، اعتراضات به شکل تجمعات خیابانی، راهپیماییها، اعتصاب کسبه و پیوستن دانشجویان در دانشگاههایی مانند دانشگاه تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف و اصفهان ادامه پیدا کرد. شیوههای اعتراض شامل اعتصاب، اعتراض، تظاهرات خیابانی و سردادن شعارهای ضدحکومتی تمرکز دارد.
واکنش نیروهای انتظامی و امنیتی با افزایش حضور نیروها، استفاده از گاز اشکآور، تیراندازی (از جمله با سلاح ساچمهای) و بازداشت شهروندان همراه بوده، که منجر به خشونت، کشتهشدگان و زخمیها در شهرهای مختلف شده است. در جریان این اعترضات شماری از شهروندان کشته و بسیاری نیز مجروح و دستگیر شدهاند. این اعتراضات بیانگر عمق نارضایتیهای انباشته در جامعه ایران است.
شهرستان هفشجان از توابع استان چهارمحال و بختیاری نیز مانند سایر شهرها به اعتراضات سراسری پیوسته و خیابانهای این شهر صحنه تظاهرات و درگیری مردم با نیروهای سرکوبگر حکومتی بود.[۳]
زمینه شخصی سروش سلیمانی
سروش سلیمانی، جوان معترض اهل هفشجان، ورزشکار بود و به موسیقی علاقه داشت. ویدیوهایی از نوازندگی سنتور و رپخوانی او در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. وی مخاطب آموزشکده توانا بود و در دو سال گذشته مطالب آن را لایک کرده بود. همچنین صفحات توماج صالحی را دنبال میکرد و آخرین استوریهایش محتوای اعتراضی داشت که مخالفت وی با حکومت را نشان میدهد. این فعالیتها امکان مصادره او به عنوان نیروی وابسته به حکومت را منتفی میکند.[۱]
جزئیات کشته شدن
در روز ۱۳ دی ۱۴۰۴، سروش سلیمانی بر اثر شلیک مستقیم گلوله نیروی سرکوبگر به نام فرهاد جهانبین در هفشجان جان باخت. این واقعه خشم مردم را برانگیخت و تنشها در منطقه افزایش یافت.
واکنش مردم به کشته شدن
مردم خشمگین هفشجان به مغازه و خانه فرهاد جهانبین حمله کردند و آنها را به آتش کشیدند. این اقدام نشاندهنده عمق خشم از خشونت نیروهای سرکوبگر بود.[۱]
مراسم خاکسپاری
مراسم خاکسپاری سروش سلیمانی در روز یکشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۴، با حضور گسترده و چشمگیر مردم در هفشجان برگزار شد. از ساعات اولیه، جمع زیادی از هموطنان در خیابانها و محل خاکسپاری گرد آمدند و همبستگی خود را با خانواده وی و آرمانهای قیام نشان دادند. شهر هفشجان یکپارچه در عزا فرو رفت و فضای شهر صحنه سوگواری و اعتراض خاموش علیه دیکتاتوری بود.
شرکتکنندگان با سردادن شعارهای اعتراضی و حماسی، یاد سروش سلیمانی را به عنوان یکی از شهیدان راه آزادی گرامی داشتند. شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» مکرراً سر داده شد که نگاه مردم به وی به عنوان نماد ایثار در مسیر آزادی را بازتاب میدهد. همچنین شعار «عزا عزاست امروز، هفشجان باغیرت صاحب عزاست امروز» بر نقش شهر در خیزش سراسری تأکید کرد.
مراسم در فضایی مردمی و با حضور اقشار مختلف از جوانان تا سالمندان برگزار شد. این حضور گسترده نشان داد که مردم علیرغم سرکوب، از گرامیداشت جانباختگان و همبستگی با خانوادهها عقبنشینی نکردهاند. شرکتکنندگان وی را شهید قیام خواندند و تأکید کردند خون او و دیگر شهیدان، چراغ راه ادامه مبارزه برای آزادی و سرنگونی دیکتاتوری خواهد بود.
مراسم به صحنهای از همدلی، اعتراض و پایبندی به آرمانهای خیزش تبدیل شد و پیامی روشن از مردمی بود که بر حق آزادی، عدالت و رهایی از حاکمیت سرکوبگر پافشاری میکنند.[۲]