<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%B3%DB%8C%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C</id>
	<title>قاسم سیفان بابایی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%B3%DB%8C%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%B3%DB%8C%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-05T13:09:12Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%B3%DB%8C%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=81598&amp;oldid=prev</id>
		<title>Alireza k h: ایجاد صفحه جدید و  انتشار مقاله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%B3%DB%8C%D9%81%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=81598&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-10-14T05:53:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;ایجاد صفحه جدید و  انتشار مقاله&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| عنوان ۲           =&lt;br /&gt;
| نام               =قاسم سیفان بابایی&lt;br /&gt;
| تصویر             =قاسم سیفان بابایی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =قاسم سیفان بابایی&lt;br /&gt;
| زادروز            = سال ۱۳۳۲&lt;br /&gt;
| زادگاه            = تهران&lt;br /&gt;
| مکان ناپدیدشدن    =&lt;br /&gt;
| تاریخ ناپدیدشدن   =&lt;br /&gt;
| وضعیت             =&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۱۵ مرداد ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =زندان گوهردشت کرج&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| علت مرگ           =اعدام&lt;br /&gt;
| پیداشدن جسد       =&lt;br /&gt;
| آرامگاه           =&lt;br /&gt;
| بناهای یادبود     =&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = تهران&lt;br /&gt;
| ملیت              =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر       =&lt;br /&gt;
| نژاد              = &lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =لیسانس اقتصاد&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =کارگردان و بازیگر تئاتر&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = &lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =سازمان مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| دستمزد            =&lt;br /&gt;
| دارایی خالص       = &lt;br /&gt;
| قد                =&lt;br /&gt;
| وزن               =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| دوره              =&lt;br /&gt;
| پس از             =&lt;br /&gt;
| پیش از            =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| مخالفان           =حکومت جمهوری اسلامی &lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| اتهام             =هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| وضعیت گناهکاری    =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| همسر              =زهرا افشار&lt;br /&gt;
| شریک زندگی        = &lt;br /&gt;
| فرزندان           = سارا&lt;br /&gt;
| والدین            = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| signature_alt     =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| imdb_id           =&lt;br /&gt;
| Soure_id          =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
|image size=240 پیکسل}}&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;قاسم سیفان بابایی&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;، (متولد سال ۱۳۳۲، تهران - درگذشته ۱۵ مرداد ۱۳۶۷، زندان گوهردشت کرج) دانشجوی اقتصاد دانشگاه تهران و زندانی سیاسی دوره پهلوی بود که در زمینه بازیگری، کارگردانی تئاتر، شعر، و خطاطی فعالیت داشت. او در تئاترهای خیابانی پس از [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷]]، با اجراهای طنز، سیاست‌های سرکوبگرانه را افشا کرد. در بهار ۱۳۵۹، در نمایشی کمدی-سیاسی نقش گزارشگر را ایفا کرد و در تئاتر «اتحاد شوراها» مسائل کارگران را مطرح نمود. قاسم سیفان در پاییز ۱۳۶۱ به اتهام ارتباط با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، به‌همراه همسر و فرزندش بازداشت و به ده سال زندان محکوم شد. در زندان‌های [[زندان اوین|اوین]]، [[زندان قزلحصار|قزلحصار]]، و [[زندان گوهردشت|گوهردشت]]، به دلیل مقاومت و مواضع قاطعش به «آقا سیف» معروف بود. مینا انتظاری نقل می‌کند: «قاسم در زندان گروه هنری تشکیل داد و با اجراهای تئاتری، روحیه هم‌بندی‌ها را تقویت می‌کرد». او اشعار [[حافظ]] و قرآن را حفظ بود و نامه‌های شاعرانه‌ای برای دخترش سارا نوشت. در تیر ۱۳۶۷، در نامه‌ای به عملیات مجاهدین اشاره کرد. قاسم سیفان در ۱۵ مرداد ۱۳۶۷ در [[قتل‌عام ۶۷|قتل‌عام زندانیان سیاسی]] در گوهردشت اعدام شد. شعری از او درباره بنیان‌گذاران مجاهدین توسط هم‌بندی‌اش حفظ شد: «[[محمد حنیف‌نژاد|حنیف]] و [[سعید محسن|محسن]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|اصغر]] شمائید / طلایه‌داران جهاد و شهادت»&lt;br /&gt;
==معرفی و پیشینه==&lt;br /&gt;
قاسم سیفان بابایی، متولد سال ۱۳۳۲ در تهران، دانشجوی اقتصاد دانشگاه تهران و دارای مدرک لیسانس بود. او در زمینه بازیگری، کارگردانی تئاتر، شعر، و خطاطی فعالیت داشت و به‌عنوان زندانی سیاسی در دوره پهلوی شناخته می‌شد. سیفان در سال ۱۳۶۷ در کرج به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های هنری و سیاسی==&lt;br /&gt;
قاسم سیفان بابایی در زمینه تئاتر خیابانی فعالیت گسترده‌ای داشت و از این هنر برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی استفاده می‌کرد. او در دوره انتخابات مجلس شورای ملی و ریاست‌جمهوری پس از [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷]]، همراه با گروه هنری خود، با اجرای نمایش‌های طنز، انحصارطلبی و سیاست‌های سرکوبگرانه را افشا می‌کرد. این اجراها اغلب در بلوار اطراف دانشگاه تهران برگزار می‌شد و بارها مورد حمله گروه‌های وابسته به رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفت.&lt;br /&gt;
===اجراهای برجسته===&lt;br /&gt;
در بهار ۱۳۵۹، سیفان در نمایشی کمدی-سیاسی در دانشگاه اقتصاد تهران نقش گزارشگر را ایفا کرد. این نمایش، با تشبیه به رینگ بوکس، به رقابت آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد می‌پرداخت و با طنز گزنده مورد استقبال قرار گرفت. همچنین، تئاتر «اتحاد شوراها» در تالار مولوی، که به مسائل کارگران و تشکیل اتحادیه‌های کارگری می‌پرداخت، با مشارکت سیفان در کارگردانی و بازیگری اجرا شد و با استقبال گسترده مواجه گردید.&lt;br /&gt;
==بازداشت و زندان==&lt;br /&gt;
===دستگیری و محکومیت===&lt;br /&gt;
در پاییز سال ۱۳۶۱، قاسم سیفان بابایی به اتهام ارتباط با بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق، به همراه همسرش زهرا و فرزند یک‌ونیم‌ساله‌اش سارا بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. او به ده سال زندان محکوم شد و در زندان‌های اوین، قزلحصار، و گوهردشت مقاومت کرد. همسرش نیز در بند زنان زندان‌های اوین و قزلحصار از زندانیان مقاوم بود.&lt;br /&gt;
===شرایط زندان و مقاومت===&lt;br /&gt;
قاسم سیفان در زندان به دلیل مواضع قاطع و مرزبندی با نگهبانان و خائنان، به «آقا سیف» معروف بود و بارها به سلول انفرادی منتقل و ممنوع‌الملاقات شد. مینا انتظاری، هم‌بند همسرش، در خاطراتش می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سال ۶۴ که با دوست عزیزم زهرا (همسر قاسم) در بند چهار قزلحصار همبند بودم… مطلع شدیم که قاسم در زندان نیز، البته بدور از چشم نامحرم [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|پاسداران]] ظلمت و تباهی، به‌همراه تعداد دیگری از بچه‌های خوش‌ذوق بند، گروه هنری تشکیل داده‌اند و در مناسبت‌های مختلف سیاسی، تاریخی، ملی و یا مذهبی با اجرای برنامه‌های جالب هنری به سبک تئاترهای خیابانی و یا پانتومیم، روحیه‌بخش همبندان و فضای عمومی بند می‌شوند»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;هم‌بندی‌های او نقل می‌کنند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«وی طی سالیان اسارت به‌خاطر مرزبندی تیز و مواضع و برخوردهای قاطعش در برابر پاسداران و خائنین خودفروش داخل بند، در جمع بچه‌ها احترام خاصی داشت».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==آثار ادبی و هنری در زندان==&lt;br /&gt;
[[پرونده:قاسم سیف بابایی و دخترش سارا.jpg|جایگزین=قاسم سیف بابایی و دخترش سارا|بندانگشتی|300x300پیکسل|قاسم سیف بابایی و دخترش سارا]]قاسم سیفان در زندان به مطالعه آثار ادبی، به‌ویژه اشعار حافظ، می‌پرداخت و بخش اعظم آیات قرآن و اشعار حافظ را حفظ بود. دست‌نوشته‌ها و نامه‌های او اغلب به‌صورت شعر و نثر موزون بودند. در یکی از نامه‌هایش در شهریور ۱۳۶۵ از قزلحصار به دخترش سارا نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سارا سلام سارا سلام ای دختر زیبا سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دور از توأم، ای دخترم، یادت ولی در خاطرم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچون گلی، جان دلی، از من ترا صدها سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا نامه‌ات بر من رسید، از شادیش قلبم تپید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواندم در آن با خط خوش، بنوشته بود: بابا سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سارا سلام سارا سلام ای دختر زیبا سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیشب ترا دیدم بخواب، چون تشنه کو بیند سراب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رویت چو ماه کردم نگاه، گفتم بر این سیما سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سارا سلام سارا سلام ای دختر زیبا سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مامان خود دوستش بدار، حرفش شنو بونه نیار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از من رسان بر مادرت، اندازه‌ی دنیا سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سارا سلام سارا سلام ای دختر زیبا سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از رحمت پروردگار، پایان رسد این انتظار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فردا ز بند گردم رها، تا آید آن فردا سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سارا سلام سارا سلام ای دختر زیبا سلام»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نامه آخر و اشارات سیاسی===&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۳۶۷، قاسم سیفان در آخرین نامه‌اش به همسر و دخترش نوشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنام هستی‌بخش آفتاب‌آفرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای دلبرم، دل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فدای جانان، جان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهر موران، تن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سارای نازنینم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مینا و یاسمینم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دارم برایت سلام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بوسه به رویت مدام&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی ماه خرداد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسیده تیر و مرداد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از پس آن همه کار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانه نشسته به بار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در باغ و در کشتزار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدرسه کشتزار تو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانش و علم بار تو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حاصل پیکار تو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌گویمت شادباش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از غم‌ها آزاد باش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نامه به‌طور نمادین به [[عملیات آفتاب]] و [[عملیات چلچراغ|چلچراغ]] مجاهدین اشاره دارد.&lt;br /&gt;
==شهادت==&lt;br /&gt;
در ۱۵ مرداد ۱۳۶۷، قاسم سیفان در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت اعدام شد. یکی از اشعار او که توسط هم‌بندی مخفیانه از زندان خارج شد، درباره بنیان‌گذاران مجاهدین بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب که بد خفته همای سعادت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به روزگاری که نمانده شادت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حنیف و محسن و اصغر شمائید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طلایه‌داران جهاد و شهادت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسیده ماه خرداد، مه قیام و فریاد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خروشت ای مجاهد، نوید مرگ بیداد&amp;lt;ref&amp;gt;[https://golesorkhiran.blogspot.com/2018/08/blog-post_5.html مجاهد شهید قاسم سیفان بابایی - ۳۰ هزار گل سرخ ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Alireza k h</name></author>
	</entry>
</feed>