<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Rah</id>
	<title>ایران پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Rah"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Rah"/>
	<updated>2026-04-13T16:07:54Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=87547</id>
		<title>علی اکبر دانشورکار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=87547"/>
		<updated>2026-04-04T08:48:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «#تغییرمسیر[اکبر (شاهرخ) دانشورکار]» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر[اکبر (شاهرخ) دانشورکار]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86%DB%8C_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=87494</id>
		<title>وحید بنی عامریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86%DB%8C_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=87494"/>
		<updated>2026-04-01T18:16:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: /* انتقال به مکان نامعلوم */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه| اندازه جعبه       =| عنوان             = وحید بنی عامریان| نام               = | تصویر             = وحید بنی عامریان.jpg| اندازه تصویر      = ۲۴۰px| عنوان تصویر       = وحید بنی عامریان| زادروز            = ۱۳۷۱| زادگاه            = سنقر، کرمانشاه| تاریخ مرگ         = | مکان مرگ          = |عرض جغرافیایی محل دفن=|طول جغرافیایی محل دفن=|latd=|latm=|lats=|latNS=N|longd=|longm=|longs=|longEW=E| محل زندگی         = سنقر (تا ۱۳۹۶)، تهران (از ۱۳۹۶)، بشاگرد (۱۴۰۱-۱۴۰۲)| ملیت              = | نژاد              = | تابعیت            = | تحصیلات            = کارشناسی مدیریت| دانشگاه           = دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی| پیشه              = فعال سیاسی، دانشجو| سال‌های فعالیت     = ۱۳۹۶ - تاکنون| کارفرما           = | نهاد              = | نماینده           = | شناخته‌شده برای    = فعالان سیاسی و مردم ایران| نقش‌های برجسته     = | سبک               = | تأثیرگذاران       = | تأثیرپذیرفتگان    = | شهر خانگی         = | تلویزیون          = | لقب               = | حزب               = | جنبش              =سازمان مجاهدین خلق ایران | مخالفان           = حکومت جمهوری اسلامی| هیئت              = | دین               =اسلام | مذهب              = | منصب              = | مکتب              = | آثار              = | خویشاوندان سرشناس = | فرزندان           = | جوایز             = | امضا              = | اندازه امضا       = | وبگاه             = | پانویس            = |اتهام‌ها=عضویت در سازمان مجاهدین خلق، اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور|مجازات=محکوم به اعدام|وضعیت گناهکاری=نامعلوم}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وحید بنی عامریان&#039;&#039;&#039;، (متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه) فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران است. او به دلیل فعالیت‌های سیاسی و انتقادی علیه سیاست‌های حکومت جمهوری اسلامی بارها مورد آزار و بازداشت قرار گرفته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین بازداشت او در سال ۱۳۹۶ به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی رخ داد و در سال ۱۳۹۷ نیز به دلیل فعالیت‌های مشابه دوباره دستگیر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آزادی موقت در سال ۱۴۰۱، به منطقه بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد، اما این تبعید مانع ادامه فشارها بر او نشد. آخرین بازداشت وحید در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران صورت گرفت و او به اتهامات سنگینی چون «بغی»، «عضویت در [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» در مهر ۱۴۰۳ محاکمه شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دادگاه در نهایت در آذر ۱۴۰۳ او را به اعدام محکوم کرد. گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، از جمله کانون حقوق بشر ایران و صدای بازداشت‌شدگان، حاکی از شکنجه‌های شدید جسمی و روانی او در بند ۲۰۹ [[زندان اوین]] است که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و فشار برای اعتراف اجباری بوده. این وضعیت نگرانی‌های گسترده‌ای در میان فعالان حقوق بشر، خانواده، و هم‌کلاسی‌های او ایجاد کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادها خواستار لغو فوری حکم اعدام و انجام تحقیقات مستقل درباره اتهامات و شرایط بازداشت او شده‌اند. خانواده‌اش با برگزاری تجمعات و انتشار بیانیه‌هایی حمایت خود را از او اعلام کرده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://bazdashtshodegan.com/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%87%D9%85%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AD/ اولین واکنش هم‌کلاسی‌های دانشجوی محکوم به اعدام وحید بنی عامریان - صدای بازداشت‌شدگان] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/ زندانی سیاسی وحید بنی عامریان کیست؟ - کانون حقوق بشر ایران] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://bazdashtshodegan.com/%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c/ صدای خانواده‌های زندانیان سیاسی باشیم - صدای بازداشت‌شدگان] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhr.net/fa/articles/7312/ سازمان حقوق بشر ایران خواستار لغو حکم اعدام شش زندانی سیاسی شد - سازمان حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==زندگی و تحصیلات وحید بنی‌عامریان==&lt;br /&gt;
[[پرونده:وحید بنی عامریان؛4.jpg|جایگزین=وحید بنی عامریان|بندانگشتی|270x270پیکسل|وحید بنی عامریان]]وحید بنی عامریان در سال ۱۳۷۱ در شهر سنقر، واقع در استان کرمانشاه، در خانواده‌ای با پیشینه فعالیت سیاسی به دنیا آمد. پدرش در دهه ۱۳۶۰ به دلیل مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی دستگیرشده بود و این سابقه، تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری دیدگاه‌های سیاسی وحید گذاشت. او تحصیلات خود را در رشته مدیریت در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی با موفقیت به پایان رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران دانشجویی، به دلیل حضور فعال در انجمن‌های دانشجویی و بحث‌های سیاسی، مورد توجه نهادهای امنیتی قرار گرفت. این فعالیت‌ها نشان‌دهنده تعهد او به مسائل اجتماعی بود. دانشگاه خواجه نصیر، به‌عنوان یکی از مراکز علمی معتبر ایران، به او بستری برای توسعه مهارت‌های تفکر انتقادی و سازمان‌دهی فراهم کرد که بعدها در مسیر سیاسی‌اش نقش مهمی ایفا نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دستگیری‌ها و شکنجه‌ها ===&lt;br /&gt;
نخستین بازداشت وحید بنی عامریان در سال ۱۳۹۶ به دلیل مشارکت در تظاهرات دانشجویی رخ داد که منجر به بازجویی‌های طولانی شد. در سال ۱۳۹۷ نیز به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت شد و پس از تحمل چند ماه حبس، در اسفند ۱۴۰۱ به منطقه دورافتاده بشاگرد تبعید گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://fa.iran-hrm.com/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86/ بابک علیپور و وحید بنی عامریان دو زندانی سیاسی با اتهام بغی روبرو شدند - مانیتورینگ حقوق بشر ایران] 1&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
آخرین دستگیری او در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران انجام شد و او را به بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت نظارت [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]]، منتقل کردند. در این بند، وحید تحت [[شکنجه|شکنجه‌]] شدید جسمی و روانی قرار گرفت که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و تهدید اعضای خانواده بود تا او را وادار به اعتراف کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شکنجه‌ها آسیب‌های جدی مانند شکستگی دنده‌ها و وخامت وضعیت جسمانی او را به دنبال داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://www.kampain.info/archive/85120.htm گزارشی از آخرین وضعیت وحید بنی عامریان در بند ۲۰۹ زندان اوین - کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی]&amp;lt;/ref&amp;gt; شکنجه‌ها تأثیرات بلندمدتی بر سلامت روانی و جسمی وحید داشته‌اند، که گزارش‌های حقوق بشری بر لزوم رسیدگی فوری پزشکی تأکید کرده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تبعید به بشاگرد و شرایط زندگی ===&lt;br /&gt;
در اسفند ۱۴۰۱، وحید بنی عامریان به بشاگرد، یکی از مناطق محروم و دورافتاده ایران در استان هرمزگان، تبعید شد. این تبعید به‌عنوان بخشی از مجازات او در نظر گرفته شد و شرایط زندگی در این منطقه، با کمبود امکانات بهداشتی، آموزشی، و زیرساخت‌های ارتباطی، فشارهای روانی و اجتماعی زیادی را بر او تحمیل کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
وحید در این دوره مجبور به زندگی در شرایط سخت و انزوا شد، که این امر بر روحیه و سلامت او تأثیر منفی گذاشت. تبعید به بشاگرد، که از نظر جغرافیایی و اقتصادی محروم است، نشان‌دهنده تلاش رژیم برای تضعیف اراده و فعالیت‌های سیاسی او بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اتهامات و پروسه دادگاهی ===&lt;br /&gt;
وحید بنی عامریان به اتهامات سنگینی از جمله «بغی» (قیام مسلحانه علیه نظام)، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» متهم شد. دادگاه او در مهر ۱۴۰۳ به‌صورت مخفیانه و بدون حضور وکیل برگزار گردید و اعترافات اجباری که تحت شکنجه گرفته شده بود، به‌عنوان مدرک اصلی ارائه شد. &lt;br /&gt;
در آذر ۱۴۰۳، قاضی حکم اعدام او را صادر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://humanrightsinir.org/understnading-3/ وحید بنی عامریان، در دادسرای ناحیه ۳۳ تهران تفهیم اتهام شد - حقوق بشر در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; این روند قضایی با نقض آشکار استانداردهای بین‌المللی [[نقض حقوق بشر در ایران|حقوق بشر]]، از جمله حق دفاع و محاکمه عادلانه، همراه بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; حکم اعدام او سپس در دیوان عالی کشور تأیید شد و اکنون در انتظار اجرا قرار دارد، که این امر موجی از نگرانی و اعتراض را به دنبال داشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7/ زندانی سیاسی وحید بنی عامریان یک سال بازداشت و صدور حکم اعدام - کانون حقوق بشر ایران] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بلاتکلیفی و بی‌خبری خانواده ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:خانواده ی وحید بنی عامریان.jpg|جایگزین=خانواده وحید بنی عامریان در اعتراض به حکم اعدام فرزندشان|بندانگشتی|294x294پیکسل|خانواده وحید بنی عامریان در اعتراض به حکم اعدام فرزندشان]]پس از بازداشت در ۲۰ دی ۱۴۰۲، وحید بنی عامریان برای مدت طولانی در بند ۲۰۹ زندان اوین در بلاتکلیفی نگه داشته شد و خانواده‌اش از وضعیت او بی‌اطلاع ماندند. در سال ۱۴۰۳، خانواده او بارها به زندان اوین مراجعه کردند تا خبری از او بگیرند، اما مقامات از ارائه اطلاعات دقیق خودداری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;[https://www.sedayemardom.net/?p=131970 تهران؛ تداوم بازداشت و بی‌خبری از وضعیت وحید بنی عامریان - صدای مردم]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نبود شفافیت، نگرانی‌ها درباره سلامت و امنیت وحید را تشدید کرد. در تیر ۱۴۰۳، خانواده‌اش با تجمع مسالمت‌آمیز در مقابل زندان اوین، خواستار ملاقات با او و اطلاع از وضعیتش شدند، اما این درخواست‌ها بی‌پاسخ ماند و حتی با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==واکنش‌ها و حمایت‌ها==&lt;br /&gt;
سازمان‌های حقوق بشری از جمله کانون حقوق بشر ایران، سازمان حقوق بشر ایران، و سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌های جداگانه، خواستار لغو فوری حکم اعدام وحید شده‌اند. آن‌ها استفاده از شکنجه برای گرفتن اعتراف و محاکمه غیرعادلانه را محکوم کرده و از جامعه جهانی خواسته‌اند برای نجات جان او فشار بیاورند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ir.voanews.com/a/iranian-human-rights-organization-demanded-the-cancellation-of-the-death-sentence-of-6-political-prisoners/7957973.html درخواست سازمان حقوق بشر ایران برای لغو حکم اعدام ۶ زندانی سیاسی - صدای آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌کلاسی‌های وحید در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی نیز بیانیه‌ای منتشر کردند و با توصیف او به‌عنوان دانشجویی متعهد و شجاع، خواستار آزادی‌اش شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; خانواده او با تجمعات مکرر در مقابل زندان اوین، تلاش کرده‌اند توجه رسانه‌ها و افکار عمومی را به وضعیت وخیم او جلب کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; گروه‌های فعالان سیاسی در ایران و خارج از کشور نیز کمپین‌هایی برای حمایت از وحید راه‌اندازی کرده‌اند، که این حمایت‌ها نشان‌دهنده نگرانی گسترده جامعه مدنی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وضعیت فعلی تا ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ ===&lt;br /&gt;
وحید بنی عامریان هم‌اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برد. او از دسترسی به وکیل، ملاقات منظم با خانواده، و مراقبت‌های پزشکی محروم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; سازمان‌های حقوق بشری گزارش داده‌اند که وضعیت سلامتی او به دلیل شکنجه‌های مداوم و عدم درمان، به شدت وخیم است و نیاز فوری به رسیدگی پزشکی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; تلاش‌های خانواده، فعالان، و سازمان‌ها حقوق بشری برای لغو حکم اعدام او ادامه دارد، اما مقامات قضایی تاکنون هیچ پاسخ روشنی نداده‌اند و این موضوع، آینده او را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انتقال به مکان نامعلوم ===&lt;br /&gt;
[[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]]، در اوایل تیرماه ورودی [[زندان اوین]] مورد اصابت جنگنده‌های اسرائیل قرار گرفت که پس از آن بسیاری از زندانیان سیاسی را به [[زندان فشافویه]] منتقل کردند؛ یکی از این زندانیان سیاسی وحید بنی عامریان بود. در روز جمعه ۱۷ مردادماه ۱۴۰۴، رژیم ایران این زندانیان سیاسی را مجدداً به زندان اوین بازگرداند، اما وحید بنی عامریان و ۴ زندانی سیاسی دیگر را جدا کرده و به مکان نامعلوم انتقال دادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود که آن‌ها را به [[زندان قزلحصار]] برده‌اند. با توجه به اعدام [[مهدی حسنی]] و [[بهروز احسانی اسلاملو|بهروز احسانی]] در ۵ مردادماه ۱۴۰۴، خطر اعدام زندانیان سیاسی محکوم به اعدام وجود دارد. [[شورای ملی مقاومت ایران]] با صدور اطلاعیه‌ای از کمیسرعالی و شورای حقوق‌بشر و [[گزارشگر ویژه حقوق بشر|گزارشگر ویژه]] و سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر خواستار اقدام فوری برای نجات جان وحید بنی عامریان و ۴ زندانی سیاسی دیگر شد. در این اطلاعیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«جدا کردن ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام با اتهام عضویت در سازمان مجاهدین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود آنها به زندان قزلحصار محل اجرای احکام اعدام برده شده‌اند[[پرونده:وحید بنی‌عامریان- دانشجو.jpg|جایگزین=وحید بنی عامریان. وحید بنی‌عامریان|بندانگشتی|وحید بنی‌عامریان]]فراخوان بین‌المللی به اقدام فوری برای اطلاع از وضعیت این زندانیان و نجات جان آنها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دژخیمان [[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]] بامداد جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ زندانیان سیاسی را که اوایل تیرماه از اوین به فشافویه منتقل کرده بودند به زندان اوین برگرداندند. اما ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام وحید بنی عامریان، [[پویا قبادی]]، شاهرخ دانشور کار، محمد تقوی و [[بابک علیپور]] را با ضرب‌وشتم از سایر زندانیان جدا کرده و به مکان نامعلوم منتقل کردند. گفته می‌شود آنان به زندان قزلحصار برده شده‌اند، زندانی که محل اجرای احکام اعدام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این زندانیان در آذر ۱۴۰۳ به اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، «اجتماع و تبانی برضد امنیت»، «قیام مسلحانه در برابر حکومت»، توسط شعبه ۲۶ بیدادگاه ضدانقلاب تهران به ریاست دژخیم «[[ایمان افشاری]]» به اعدام محکوم شده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابک علیپور ۳۴ ساله، لیسانسیه حقوق در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او پیش از این در آبان ۹۷، در رشت دستگیر و ۴ سال در زندان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پویا قبادی ۳۳ ساله، مهندس برق در اسفند ۱۴۰۲دستگیر شد. او قبلاً دو بار دستگیر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهرخ دانشور کار ۵۸ ساله مهندس عمران در دی ۱۴۰۲دستگیر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد تقوی ۵۹ ساله از زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ و ۷۰ است. او در سال ۱۳۹۹ دستگیر و سه سال به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین در زندان بود. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وحید بنی عامریان، ۳۳ ساله، فوق‌لیسانس مدیریت در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او از سال ۹۶ در چند نوبت دستگیری مجموعاً چهار سال زندانی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت ایران، کمیسرعالی و شورای حقوق‌بشر و گزارشگر ویژه و سازمانهای بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر را به اقدام فوری برای اطلاع از وضعیت این ۵ زندانی و نجات جان آنان که در معرض اعدام قرار دارند، فرامی‌خواند. اطلاع از وضعیت همه زندانیان انتقالی و آنچه در جریان انتقال بر سر آنها آمده ضروری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷ مرداد ۱۴۰۴ (۸ اوت ۲۰۲۵).»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iran-efshagari.com/%D8%AC%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%B5-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8/ جدا کردن ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام با اتهام عضویت در سازمان مجاهدین - ایران افشاگر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع:==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88.jpg&amp;diff=87493</id>
		<title>پرونده:وحید بنی‌عامریان- دانشجو.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88.jpg&amp;diff=87493"/>
		<updated>2026-04-01T18:01:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86%DB%8C_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=87475</id>
		<title>وحید بنی عامریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86%DB%8C_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=87475"/>
		<updated>2026-03-31T21:02:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه| اندازه جعبه       =| عنوان             = وحید بنی عامریان| نام               = | تصویر             = وحید بنی عامریان.jpg| اندازه تصویر      = ۲۴۰px| عنوان تصویر       = وحید بنی عامریان| زادروز            = ۱۳۷۱| زادگاه            = سنقر، کرمانشاه| تاریخ مرگ         = | مکان مرگ          = |عرض جغرافیایی محل دفن=|طول جغرافیایی محل دفن=|latd=|latm=|lats=|latNS=N|longd=|longm=|longs=|longEW=E| محل زندگی         = سنقر (تا ۱۳۹۶)، تهران (از ۱۳۹۶)، بشاگرد (۱۴۰۱-۱۴۰۲)| ملیت              = | نژاد              = | تابعیت            = | تحصیلات            = کارشناسی مدیریت| دانشگاه           = دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی| پیشه              = فعال سیاسی، دانشجو| سال‌های فعالیت     = ۱۳۹۶ - تاکنون| کارفرما           = | نهاد              = | نماینده           = | شناخته‌شده برای    = فعالان سیاسی و مردم ایران| نقش‌های برجسته     = | سبک               = | تأثیرگذاران       = | تأثیرپذیرفتگان    = | شهر خانگی         = | تلویزیون          = | لقب               = | حزب               = | جنبش              =سازمان مجاهدین خلق ایران | مخالفان           = حکومت جمهوری اسلامی| هیئت              = | دین               =اسلام | مذهب              = | منصب              = | مکتب              = | آثار              = | خویشاوندان سرشناس = | فرزندان           = | جوایز             = | امضا              = | اندازه امضا       = | وبگاه             = | پانویس            = |اتهام‌ها=عضویت در سازمان مجاهدین خلق، اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور|مجازات=محکوم به اعدام|وضعیت گناهکاری=نامعلوم}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;وحید بنی عامریان&#039;&#039;&#039;، (متولد ۱۳۷۱، سنقر، استان کرمانشاه) فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران است. او به دلیل فعالیت‌های سیاسی و انتقادی علیه سیاست‌های حکومت جمهوری اسلامی بارها مورد آزار و بازداشت قرار گرفته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین بازداشت او در سال ۱۳۹۶ به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی رخ داد و در سال ۱۳۹۷ نیز به دلیل فعالیت‌های مشابه دوباره دستگیر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آزادی موقت در سال ۱۴۰۱، به منطقه بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد، اما این تبعید مانع ادامه فشارها بر او نشد. آخرین بازداشت وحید در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران صورت گرفت و او به اتهامات سنگینی چون «بغی»، «عضویت در [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» در مهر ۱۴۰۳ محاکمه شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دادگاه در نهایت در آذر ۱۴۰۳ او را به اعدام محکوم کرد. گزارش‌های متعدد از منابع معتبر، از جمله کانون حقوق بشر ایران و صدای بازداشت‌شدگان، حاکی از شکنجه‌های شدید جسمی و روانی او در بند ۲۰۹ [[زندان اوین]] است که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و فشار برای اعتراف اجباری بوده. این وضعیت نگرانی‌های گسترده‌ای در میان فعالان حقوق بشر، خانواده، و هم‌کلاسی‌های او ایجاد کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادها خواستار لغو فوری حکم اعدام و انجام تحقیقات مستقل درباره اتهامات و شرایط بازداشت او شده‌اند. خانواده‌اش با برگزاری تجمعات و انتشار بیانیه‌هایی حمایت خود را از او اعلام کرده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://bazdashtshodegan.com/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%87%D9%85%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AD/ اولین واکنش هم‌کلاسی‌های دانشجوی محکوم به اعدام وحید بنی عامریان - صدای بازداشت‌شدگان] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/ زندانی سیاسی وحید بنی عامریان کیست؟ - کانون حقوق بشر ایران] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://bazdashtshodegan.com/%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c/ صدای خانواده‌های زندانیان سیاسی باشیم - صدای بازداشت‌شدگان] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhr.net/fa/articles/7312/ سازمان حقوق بشر ایران خواستار لغو حکم اعدام شش زندانی سیاسی شد - سازمان حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==زندگی و تحصیلات وحید بنی‌عامریان==&lt;br /&gt;
[[پرونده:وحید بنی عامریان؛4.jpg|جایگزین=وحید بنی عامریان|بندانگشتی|270x270پیکسل|وحید بنی عامریان]]وحید بنی عامریان در سال ۱۳۷۱ در شهر سنقر، واقع در استان کرمانشاه، در خانواده‌ای با پیشینه فعالیت سیاسی به دنیا آمد. پدرش در دهه ۱۳۶۰ به دلیل مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی دستگیرشده بود و این سابقه، تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری دیدگاه‌های سیاسی وحید گذاشت. او تحصیلات خود را در رشته مدیریت در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی با موفقیت به پایان رساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران دانشجویی، به دلیل حضور فعال در انجمن‌های دانشجویی و بحث‌های سیاسی، مورد توجه نهادهای امنیتی قرار گرفت. این فعالیت‌ها نشان‌دهنده تعهد او به مسائل اجتماعی بود. دانشگاه خواجه نصیر، به‌عنوان یکی از مراکز علمی معتبر ایران، به او بستری برای توسعه مهارت‌های تفکر انتقادی و سازمان‌دهی فراهم کرد که بعدها در مسیر سیاسی‌اش نقش مهمی ایفا نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دستگیری‌ها و شکنجه‌ها ===&lt;br /&gt;
نخستین بازداشت وحید بنی عامریان در سال ۱۳۹۶ به دلیل مشارکت در تظاهرات دانشجویی رخ داد که منجر به بازجویی‌های طولانی شد. در سال ۱۳۹۷ نیز به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت شد و پس از تحمل چند ماه حبس، در اسفند ۱۴۰۱ به منطقه دورافتاده بشاگرد تبعید گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://fa.iran-hrm.com/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86/ بابک علیپور و وحید بنی عامریان دو زندانی سیاسی با اتهام بغی روبرو شدند - مانیتورینگ حقوق بشر ایران] 1&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
آخرین دستگیری او در ۲۰ دی ۱۴۰۲ در تهران انجام شد و او را به بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت نظارت [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]]، منتقل کردند. در این بند، وحید تحت [[شکنجه|شکنجه‌]] شدید جسمی و روانی قرار گرفت که شامل ضرب و شتم، محرومیت از خواب، و تهدید اعضای خانواده بود تا او را وادار به اعتراف کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شکنجه‌ها آسیب‌های جدی مانند شکستگی دنده‌ها و وخامت وضعیت جسمانی او را به دنبال داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://www.kampain.info/archive/85120.htm گزارشی از آخرین وضعیت وحید بنی عامریان در بند ۲۰۹ زندان اوین - کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی]&amp;lt;/ref&amp;gt; شکنجه‌ها تأثیرات بلندمدتی بر سلامت روانی و جسمی وحید داشته‌اند، که گزارش‌های حقوق بشری بر لزوم رسیدگی فوری پزشکی تأکید کرده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تبعید به بشاگرد و شرایط زندگی ===&lt;br /&gt;
در اسفند ۱۴۰۱، وحید بنی عامریان به بشاگرد، یکی از مناطق محروم و دورافتاده ایران در استان هرمزگان، تبعید شد. این تبعید به‌عنوان بخشی از مجازات او در نظر گرفته شد و شرایط زندگی در این منطقه، با کمبود امکانات بهداشتی، آموزشی، و زیرساخت‌های ارتباطی، فشارهای روانی و اجتماعی زیادی را بر او تحمیل کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
وحید در این دوره مجبور به زندگی در شرایط سخت و انزوا شد، که این امر بر روحیه و سلامت او تأثیر منفی گذاشت. تبعید به بشاگرد، که از نظر جغرافیایی و اقتصادی محروم است، نشان‌دهنده تلاش رژیم برای تضعیف اراده و فعالیت‌های سیاسی او بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اتهامات و پروسه دادگاهی ===&lt;br /&gt;
وحید بنی عامریان به اتهامات سنگینی از جمله «بغی» (قیام مسلحانه علیه نظام)، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق»، و «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» متهم شد. دادگاه او در مهر ۱۴۰۳ به‌صورت مخفیانه و بدون حضور وکیل برگزار گردید و اعترافات اجباری که تحت شکنجه گرفته شده بود، به‌عنوان مدرک اصلی ارائه شد. &lt;br /&gt;
در آذر ۱۴۰۳، قاضی حکم اعدام او را صادر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://humanrightsinir.org/understnading-3/ وحید بنی عامریان، در دادسرای ناحیه ۳۳ تهران تفهیم اتهام شد - حقوق بشر در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; این روند قضایی با نقض آشکار استانداردهای بین‌المللی [[نقض حقوق بشر در ایران|حقوق بشر]]، از جمله حق دفاع و محاکمه عادلانه، همراه بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; حکم اعدام او سپس در دیوان عالی کشور تأیید شد و اکنون در انتظار اجرا قرار دارد، که این امر موجی از نگرانی و اعتراض را به دنبال داشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7/ زندانی سیاسی وحید بنی عامریان یک سال بازداشت و صدور حکم اعدام - کانون حقوق بشر ایران] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بلاتکلیفی و بی‌خبری خانواده ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:خانواده ی وحید بنی عامریان.jpg|جایگزین=خانواده وحید بنی عامریان در اعتراض به حکم اعدام فرزندشان|بندانگشتی|294x294پیکسل|خانواده وحید بنی عامریان در اعتراض به حکم اعدام فرزندشان]]پس از بازداشت در ۲۰ دی ۱۴۰۲، وحید بنی عامریان برای مدت طولانی در بند ۲۰۹ زندان اوین در بلاتکلیفی نگه داشته شد و خانواده‌اش از وضعیت او بی‌اطلاع ماندند. در سال ۱۴۰۳، خانواده او بارها به زندان اوین مراجعه کردند تا خبری از او بگیرند، اما مقامات از ارائه اطلاعات دقیق خودداری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;[https://www.sedayemardom.net/?p=131970 تهران؛ تداوم بازداشت و بی‌خبری از وضعیت وحید بنی عامریان - صدای مردم]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نبود شفافیت، نگرانی‌ها درباره سلامت و امنیت وحید را تشدید کرد. در تیر ۱۴۰۳، خانواده‌اش با تجمع مسالمت‌آمیز در مقابل زندان اوین، خواستار ملاقات با او و اطلاع از وضعیتش شدند، اما این درخواست‌ها بی‌پاسخ ماند و حتی با برخورد نیروهای امنیتی مواجه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==واکنش‌ها و حمایت‌ها==&lt;br /&gt;
سازمان‌های حقوق بشری از جمله کانون حقوق بشر ایران، سازمان حقوق بشر ایران، و سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌های جداگانه، خواستار لغو فوری حکم اعدام وحید شده‌اند. آن‌ها استفاده از شکنجه برای گرفتن اعتراف و محاکمه غیرعادلانه را محکوم کرده و از جامعه جهانی خواسته‌اند برای نجات جان او فشار بیاورند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ir.voanews.com/a/iranian-human-rights-organization-demanded-the-cancellation-of-the-death-sentence-of-6-political-prisoners/7957973.html درخواست سازمان حقوق بشر ایران برای لغو حکم اعدام ۶ زندانی سیاسی - صدای آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌کلاسی‌های وحید در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی نیز بیانیه‌ای منتشر کردند و با توصیف او به‌عنوان دانشجویی متعهد و شجاع، خواستار آزادی‌اش شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; خانواده او با تجمعات مکرر در مقابل زندان اوین، تلاش کرده‌اند توجه رسانه‌ها و افکار عمومی را به وضعیت وخیم او جلب کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; گروه‌های فعالان سیاسی در ایران و خارج از کشور نیز کمپین‌هایی برای حمایت از وحید راه‌اندازی کرده‌اند، که این حمایت‌ها نشان‌دهنده نگرانی گسترده جامعه مدنی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وضعیت فعلی تا ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ ===&lt;br /&gt;
وحید بنی عامریان هم‌اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برد. او از دسترسی به وکیل، ملاقات منظم با خانواده، و مراقبت‌های پزشکی محروم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; سازمان‌های حقوق بشری گزارش داده‌اند که وضعیت سلامتی او به دلیل شکنجه‌های مداوم و عدم درمان، به شدت وخیم است و نیاز فوری به رسیدگی پزشکی دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; تلاش‌های خانواده، فعالان، و سازمان‌ها حقوق بشری برای لغو حکم اعدام او ادامه دارد، اما مقامات قضایی تاکنون هیچ پاسخ روشنی نداده‌اند و این موضوع، آینده او را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انتقال به مکان نامعلوم ===&lt;br /&gt;
[[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]]، در اوایل تیرماه ورودی [[زندان اوین]] مورد اصابت جنگنده‌های اسرائیل قرار گرفت که پس از آن بسیاری از زندانیان سیاسی را به [[زندان فشافویه]] منتقل کردند؛ یکی از این زندانیان سیاسی وحید بنی عامریان بود. در روز جمعه ۱۷ مردادماه ۱۴۰۴، رژیم ایران این زندانیان سیاسی را مجدداً به زندان اوین بازگرداند، اما وحید بنی عامریان و ۴ زندانی سیاسی دیگر را جدا کرده و به مکان نامعلوم انتقال دادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود که آن‌ها را به [[زندان قزلحصار]] برده‌اند. با توجه به اعدام [[مهدی حسنی]] و [[بهروز احسانی اسلاملو|بهروز احسانی]] در ۵ مردادماه ۱۴۰۴، خطر اعدام زندانیان سیاسی محکوم به اعدام وجود دارد. [[شورای ملی مقاومت ایران]] با صدور اطلاعیه‌ای از کمیسرعالی و شورای حقوق‌بشر و [[گزارشگر ویژه حقوق بشر|گزارشگر ویژه]] و سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر خواستار اقدام فوری برای نجات جان وحید بنی عامریان و ۴ زندانی سیاسی دیگر شد. در این اطلاعیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«جدا کردن ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام با اتهام عضویت در سازمان مجاهدین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود آنها به زندان قزلحصار محل اجرای احکام اعدام برده شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراخوان بین‌المللی به اقدام فوری برای اطلاع از وضعیت این زندانیان و نجات جان آنها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دژخیمان [[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]] بامداد جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ زندانیان سیاسی را که اوایل تیرماه از اوین به فشافویه منتقل کرده بودند به زندان اوین برگرداندند. اما ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام وحید بنی عامریان، [[پویا قبادی]]، شاهرخ دانشور کار، محمد تقوی و [[بابک علیپور]] را با ضرب‌وشتم از سایر زندانیان جدا کرده و به مکان نامعلوم منتقل کردند. گفته می‌شود آنان به زندان قزلحصار برده شده‌اند، زندانی که محل اجرای احکام اعدام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این زندانیان در آذر ۱۴۰۳ به اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، «اجتماع و تبانی برضد امنیت»، «قیام مسلحانه در برابر حکومت»، توسط شعبه ۲۶ بیدادگاه ضدانقلاب تهران به ریاست دژخیم «[[ایمان افشاری]]» به اعدام محکوم شده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابک علیپور ۳۴ ساله، لیسانسیه حقوق در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او پیش از این در آبان ۹۷، در رشت دستگیر و ۴ سال در زندان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پویا قبادی ۳۳ ساله، مهندس برق در اسفند ۱۴۰۲دستگیر شد. او قبلاً دو بار دستگیر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهرخ دانشور کار ۵۸ ساله مهندس عمران در دی ۱۴۰۲دستگیر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد تقوی ۵۹ ساله از زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ و ۷۰ است. او در سال ۱۳۹۹ دستگیر و سه سال به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین در زندان بود. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وحید بنی عامریان، ۳۳ ساله، فوق‌لیسانس مدیریت در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او از سال ۹۶ در چند نوبت دستگیری مجموعاً چهار سال زندانی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت ایران، کمیسرعالی و شورای حقوق‌بشر و گزارشگر ویژه و سازمانهای بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر را به اقدام فوری برای اطلاع از وضعیت این ۵ زندانی و نجات جان آنان که در معرض اعدام قرار دارند، فرامی‌خواند. اطلاع از وضعیت همه زندانیان انتقالی و آنچه در جریان انتقال بر سر آنها آمده ضروری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷ مرداد ۱۴۰۴ (۸ اوت ۲۰۲۵).»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iran-efshagari.com/%D8%AC%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%B5-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8/ جدا کردن ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام با اتهام عضویت در سازمان مجاهدین - ایران افشاگر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع:==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86%DB%8C_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=87474</id>
		<title>پرونده:وحید بنی عامریان.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D9%86%DB%8C_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=87474"/>
		<updated>2026-03-31T20:53:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=87143</id>
		<title>نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86%D9%81%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=87143"/>
		<updated>2026-03-17T23:19:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی&lt;br /&gt;
|نام رویداد= ملی شدن صنعت نفت ایران  &lt;br /&gt;
|تصویر=ملی شدن صنعت نفت.JPG&lt;br /&gt;
|عرض تصویر=&lt;br /&gt;
|زیرنویس=تظاهرات مردم ایران در حمایت از ملی شدن صنعت نفت&lt;br /&gt;
|عناوین دیگر=ملی شدن صنعت نفت&lt;br /&gt;
|عاملان=دکتر مصدق، جبهه ملی ایران،‌ مجلس شورای ملی و مردم ایران&lt;br /&gt;
|مکان=کشور ایران&lt;br /&gt;
|زمان= اواخر سال ۱۳۲۹ و اوایل ۱۳۳۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|نتیجه=تصویب قانون ملی شدن نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ و قانون خلع ید از شرکت نفت انگلیس در ۷ اردیبهشت ۱۳۳۰&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران،&#039;&#039;&#039; به تلاش‌های پیگیرانه در دوره‌ای از تاریخ معاصر ایران به رهبری [[دکتر محمد مصدق]] در راستای ملی کردن صنعت نفت ایران گفته می‌شود. قانون ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اولین بار، امتیاز استخراج نفت در ایران در سال ۱۹۰۱، توسط [[مظفرالدین شاه]] به مدت ۶۰ سال به ویلیام ناکس دارسی داده شد. در ۵ خرداد۱۲۸۷ در چاه شماره یک مسجد سلیمان نفت فوران کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۱۲ شمسی (۱۹۳۳ میلادی) مذاکرات بین دولت ایران و شرکت نفت و با دخالت [[رضاشاه پهلوی|رضاشاه]]، به امضای قراداد ۱۹۳۳ منجر شد و به موجب آن بهره‌برداری از منابع نفت ایران به مدت ۶۰ سال دیگر به شرکت نفت ایران و انگلیس واگذار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از شهریور ۱۳۲۰ و اخراج [[رضاشاه پهلوی|رضاشاه]] از ایران یک فضای نسبتا باز سیاسی برای فعالیت احزاب در ایران ایجاد شد. در این سالها مسئله نفت از اصلی‌ترین مسائل مورد کشمکش بود. [[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] در دوره چهاردهم مجلس  به عنوان نماینده اول تهران، قانون موازنه منفی را برای جلوگیری از دادن هرگونه امتیاز به قدرت‌های خارجی در مجلس به تصویب رساند و در واقع این سرآغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت بود. در اواخر دهه بیست شمسی، جبهه‌ی ملی که اساسا از عناصر ملی گرا بودند، با مشارکت چند حزب تشکیل شد و در دوره شانزدهم مجلس آنها فراکسیون نمایندگان اقلیت را در مجلس شورای ملی تشکیل دادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت نفت انگلیس طرحی را برای الحاق به قرارداد ۱۹۳۳ به دولت ایران پیشنهاد داد. این طرح به لایحه الحاقی یا قرارداد «گس ـ گلشائیان» معروف شد. در سال ۱۳۲۹ که دولت علی منصور بر سرکار بود، باردیگر این طرح مطرح شد و علی منصور تصمیم گیری درباره آنرا به مجلس واگذار کرد. علی منصور در ۵ تیر ۱۳۲۹ استعفا داد و سپهبد حاج علی رزم‌آرا از طرف [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا شاه]] مأمور تشکیل کابینه شد. رزم‌آرا تمام تلاش خود را برای تصویب لایحه الحاقی در مجلس به کار برد ولی با مخالفت جبهه ملی و مصدق کاری از پیش نبرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رزم‌آرا در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ ترور شد. پس از او حسین علاء به نخست وزیری انتخاب شد. در این اثنا جبهه ملی به رهبری [[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] که خود عضو کمیسیون نفت مجلس شورای ملی بود، طرح قانون ملی شدن نفت را در مجلس پیش بردند و در نهایت این طرح در کمیسیون نفت و به دنبال آن در ۲۴ و ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ در دو مجلس شورای ملی و سنا تصویب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت، مصدق در تلاش برای تصویب قانون خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ترتیبات اجرای قانون ملی شدن بود. او می‌دانست که اجرای این قانون مستلزم روی کار آمدن دولتی است که بتواند آنرا عملی کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دکتر محمد مصدق|مصدق]] قانون خلع ید را به مجلس ارائه داد و تصویب شد. درجلسه خصوصی مجلس، تصدی نخست وزیری به مصدق پیشنهاد شد که مصدق پذیرفت و در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ کابینه خود را برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصدق اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت و حلع ید از کمپانی انگلیسی را پیش برد و تمامی تأسیسات نفتی در اختبار شرکت ملی نفت ایران قرار گرفت. در ادامه دولت بریتانیا در دادگاه دیوان لاهه علیه دولت ایران اقامه‌ی دعوا کرد. [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] در دادگاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد از حق مردم ایران دفاع کرد و پیروز شد. دادگاه لاهه رأی به عدم صلاحیت خود برای رسیدگی به این پرونده داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت‌های استعماری بریتانیا و آمریکا، به این نتیجه رسیدند که با بودن مصدق در پست نخست وزیری، نمی‌توانند به اهداف خود یعنی چپاول نفت ایران و پیش بردن اهداف استعماری‌شان در ایران برسند. در نهایت با همکاری عوامل داخلی یعنی دربار و مخالفان مصدق و روحانیونی مانند کاشانی و عواملی در ارتش مانند سرلشکر فضل‌الله زاهدی و اراذل و اوباش به سرکردگی شعبان بی‌مخ در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برعلیه دولت ملی [[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] کودتا کردند و دولت مصدق ساقط شد. مصدق دستگیر و بعد از محاکمه فرمایشی به زندان محکوم شد و پس از مدتی حبس به ملک خود در احمد آباد تبعید شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مصدق دولت زاهدی برای حل مسئله نفت مذاکرات را با آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از سر گرفت. دولت‌های  استعماری هیچ امتیازی به ایران ندادند و قراردادی که مغایر با اصول قانون ملی شدن صنعت نفت بود را به ایران تحمیل کردند. این قرارداد که با مشارکت شرکت‌های آمریکایی و انگلیس و فرانسوی و شرکت شل و ایران انجام شد به «قرارداد کنسرسیوم» معروف شد. در ۷ شهریور ۱۳۳۳ این قرارداد به امضای دو طرف رسید و سپس این قرارداد به مجلس هجدهم ارائه شد و در آنجا نیز که اعضای آن دست چین دربار و دولت بودند تصویب شد و سنا نیز آنرا تصویب کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه اکتشاف نفت ایران ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اولین فوران چاه نفت در مسجد سلیمان.JPG|جایگزین=اولین فوران چاه نفت در مسجد سلیمان|بندانگشتی|اولین فوران چاه نفت در مسجد سلیمان]]&lt;br /&gt;
ویلیام ناکس دارسی میلیونر استرالیایی، درسال ۱۹۰۱ امتیاز استخراج نفت در ایران را از [[مظفرالدین شاه]] گرفت. ابتدا حفاری برای کشف نفت در منطقه‌ای به نام چیا سرخ یا چاه سرخ، در شمال غرب قصرشیرین آغاز شد، اما علی‌رغم کشف نفت، به سبب اقتصادی نبودن میزان نفت به دست آمده، وهمچنین دوری از دریا که حمل نفت را مشکل می‌ساخت، دارسی این ناحیه را ترک کرد و به خوزستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درنیمه اول سال ۱۹۰۸ سرمایه شرکت رو به پایان بود و هنوز نفتی در خوزستان کشف نشده بود. روسای شرکت به مهندسین دستور دادند که عملیات اکتشاف و حفر چاه را متوقف کنند، اما مسئول عملیات مهندسی به نام جورج رینولدز، با توجه به اطلاعاتی که از محل به دست آورده بود وضع را بهتر ارزیابی کرده و از اجرای دستور خودداری کرد و چند روز دیگر به حفاری ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام در روز پنجم خرداد ۱۲۸۷ شمسی برابر با ۱۹۰۸ میلادی در چاه شماره یک مسجدسلیمان مته حفاری به لایه نفت دار برخورد و نفت با فشار از چاه فوران کرد. دومین چاه نیز ۱۰ روز بعد به نفت رسید. با به نفت رسیدن این دو چاه وجود نفت به مقدار زیاد در ایران به اثبات رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.petromuseum.ir/content/23/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2/392/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 نخستین فوران نفت در ایران] - موزه و اسناد صنعت نفت ایران&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قرارداد نفت دارسی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ویلیام ناکس دارسی.JPG|جایگزین=ویلیام ناکس دارسی|بندانگشتی|ویلیام ناکس دارسی که اولین قراداد استخراج نفت را با مظفرالدین شاه امضا کرد]]&lt;br /&gt;
ویلیام ناکس دارسی متولد انگلستان بود، در هفده سالگی با خانواده به استرالیا مهاجرت کرد، حقوق خواند و وکیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وکالت یک سندیکای معدن طلا را از سال ۱۸۸۲ عهده‌دار بود، سندیکا به شرکت تبدیل شد و او به عنوان عضو مؤسس ۱۲۵.۰۰۰ سهم دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قیمت سهام شرکت به سرعت از یک پوند به ۱۷ پوند رسید و دارسی میلیونر شد. دارسی در ۱۸۸۹ دفتر وکالت را بست و به لندن بازگشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم خرداد ۱۲۸۰- ۲۸ می ۱۹۰۱،  در زمان [[مظفرالدین شاه]] قاجار برای نخستین بار امتباز استخراج، بهره‌برداری و لوله کشی نفت و قیر در سراسر ایران ( به جز پنج استان آذربایجان، گیلان، مازندران، گرگان و خراسان) به مدت ۶۰ سال به « ویلیام ناکس دارسی» واگذار شد. دارسی متعهد شد طی دو سال شرکت یا شرکت‌هایی را برای بهره برداری از امتیاز، تاسیس کرده و از عواید به دست آمده ۱۶ درصد به عنوان حق‌الامتیاز و ۲۰ هزار لیره نقد به عنوان سهم ایران بپردازد. این قراداد ۵ سال قبل از مشروطیت منعقد شد. مجلس اول پس از [[جنبش مشروطه ایران|مشروطه]] نیز پس از بحث‌های مفصل درباره قراداد «دارسی» نه آن را رد کرد و نه تصویب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قراداد «دارسی»، در تمام مدت صاحب امتیاز از پرداخت مالیات، عوارض و حقوق گمرکی برای کلیه اراضی، ماشین آلات، وسایل و مواد لازمی که وارد می‌کرد و جمیع محصولات نفتی که صادر می‌کرد، معاف بود. ویلیام دارسی طبق وعده خود به فاصله دو سال پس از اخذ امتیاز، شرکتی را با هدف تلاش برای یافتن نفت ایران تاسیس کرد و این شرکت در ۱۲۸۶شمسی در مسجد سلیمان موفق به استخراج نفت شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://gozarestan.ir/show.php?id=667 قرارداد دارسی و نفت ایران] - گذرستان&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماجرای شرکت دارسی در قرداد نفت ایران از آنجا آغاز شد که ژاک دو مورگان، زمین‌شناس و باستان‌شناس فرانسوی، پس از سفری دو ساله (۱۸۸۹ـ۱۸۹۱) به ایران در گزارشی ادعا کرد که احتمالاً در ایران منابع غنی نفتی وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنتوان کتابچی‌خان، ژنرال ارمنی‌تباری ایرانی، چند سال پیش از آن رئیس گمرک ایران بود و در آن زمان در پاریس اقامت داشت، این گزارش را جدی گرفت و در این مورد کوشید با سِر هنری وُلف، سفیر سابق بریتانیا در ایران، سرمایه‌گذار مناسب این پروژه را بیابند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنری وُلف دارسی را راضی کرد به اکتشاف نفت روی آورد. با حمایت دیپلمات‌های بریتانیایی و مشارکت آنتوان کتابچی که نمایندۀ ایران در نمایشگاه بین‌المللی پاریس (در سال ۱۹۰۰) بود و در دولت نفوذ داشت، رایزنی‌ها و مقدمه‌چینی‌های لازم فراهم شد. دارسی در مه ۱۹۰۱ (خرداد ۱۲۸۰) توانست امتیاز استخراج نفت در حدود ۷۵ درصد قلمرو ایران را برای ۶۰ سال از مظفرالدین بگیرد؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق قرارداد ۱۶ درصد سود و ۱۰ درصد سهام شرکت به ایران تعلق می‌گرفت، بعلاوۀ ۲۰.۰۰۰ پوند پیش‌پرداخت؛ پس از اتمام قرارداد نیز همۀ تجهیزات به دولت ایران می‌رسید. دارسی ۱۹۰۲ کار اکتشاف نفت را در غرب ایران آغاز کرد، اما میدان خوبی نیافت و وارد منطقۀ بختیاری شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خان ایل بختیاری هم قراردادی جدید بست تا از حمایت او بهره برد، در ازادی مقرری سالیانه و سهم سه درصدی از سود. دارسی که تا ۱۹۰۵ حدود ۲۵۰.۰۰۰ پوند برای یافتن نفت هزینه کرده اما به نتیجۀ مطلوبی نرسیده بود، مجبور شد از کمپانی انگلیسی نفت برمه کمک بگیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمپانی نفت برمه هم به او کمک کرد، اما اوایل ۱۹۰۸ پاک ناامید شد، به گونه‌ای که اوایل مه به رینولدز (مسئول گروه اکتشاف) تلگرافی زد و گفت: «کار را تعطیل کن، کارگران را مرخص کن... و به خانه بازگرد». رینولدز کوتاه نیامد، کار را ادامه داد و تنها چند روز بعد کمپانی برمه در مسجدسلیمان یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های نفتی جهان را در عمق ۳۶۰ متری یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دارسی و شرکت نفت برمه در آوریل ۱۹۰۹ شرکت نفت ایران و انگلیس (The Anglo-Persian Oil Company) را تأسیس کردند (همین شرکت در ۱۹۵۴ به «بریتیش پترولیوم» تغییر نام داد). &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قرارداد نفت ۱۹۳۳ ===&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۳۲ ( ۱۳۱۱ شمسی) شرکت نفت ایران و انگلیس با انتشار حساب مالی سال قبل، خشم دولتمردان ایرانی را برانگیخت. بر اساس این حساب حق امتیاز ایرات ۳۰۶ هزار و ۸۷۲ لیره تعیین شده بود.  سال قبل از آن سهم ایران بیش از یک میلیون و ۲۸۸ هزار لیره بود. [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه]] به کابینه دستور داد تا مذاکرات رسمی را با شرکت آعاز کند. بر اثر شدت گرفتن مناقشات در داخل ایران و بین دولت‌مردان بر سر مسئله قراداد دارسی، [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه]] به شدت عصبانی شد و از هیئت دولت خواست که پرونده قراداد نفت را بیاورند و سپس پرونده را به درون بخاری انداخت و سوزاند و به کابینه دستور داد که امتیاز نفت را لغو کنند که این کار انجام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نتیجه این اقدام، دولت بریتانیا، شکایتی علیه ایران به جامعه ملل ارائه داد. بریتانیا در لایحه خود به شورای جامعه ملل در تاریخ ۱۹دسامبر ۱۹۳۲/ آذر۱۳۱۱ الغای امتیاز نفت را در حکم مصادره‌ی نامشروع دانست و دولت ایران را به تخلف از موازین حقوق بین‌المللی متهم کرد. ایران هیأتی را به سرپرستی علی‌اکبر داور وزیر دادگستری و حسن علاء، رئیس کل بانک ملی و نصرالله انتظام رئیس اداره‌ی جامعه ملل در وزارت خارجه، به ژنو فرستاد. پس از طرح دیدگاه‌های نمایندگان ایران، در نهایت مقرر شد مذاکرات برای حل اختلاف میان دو طرف برگزار شود. مذاکرات بین ایران و شرکت نفت در آوریل سال ۱۹۳۳( فروردین ۱۳۱۲) آغاز شد و در نهایت به سبب مداخله شخص [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه]] در روند مذاکرات، قراداد ۱۹۳۳ میان دو طرف امضاء شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موجب این قراداد، امتیاز نفت واگذار شده به شرکت نفت ایران و انگلیس به مدت ۶۰ سال دیگر تمدید شد، در حالیکه قراداد دارسی در سال ۱۹۶۱ به پایان می‌رسید و تمامی تاسیسات متعلق به شرکت باید بر طبق مفاد امتیاز، به طور رایگان به ایران واگذار می‌شد. قراداد ۱۹۳۳ به حضور و فعالیت شرکت نفت تا سال ۱۹۹۳ یعنی ۳۲ سال پس از پایان امتیاز نفت دارسی رسمیت و اعتبار بخشید.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mashreghnews.ir/news/756580/%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D رضا شاه و نفت، دولت مدرن و پرتاب قرارداد در بخاری]- مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فضای باز سیاسی بعد از شهریور۱۳۲۰ ==&lt;br /&gt;
روز ۳شهریور ۱۳۲۰(۲۵ اوت ۱۹۴۱) نیروهای متفقین به ایران حمله کردند و بی‌آنکه با مقاومت چندانی از طرف ارتش ایران روبرو شوند، بخش‌های وسیعی از خاک ایران را تحت اشغال درآوردند. چند روز بعد [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه]] استعفا داد و امور سلطنت را به ولیعهد واگذاشت و ایران را ترک کرد. بعد از کنار رفتن رضا‌ شاه از قدرت یک فضای باز سیاسی ایجاد شد که بسیاری از کسانی که در دوره حکومت [[رضاشاه پهلوی|رضاخان]] خانه نشین شده بودند به صحنه سیاست بازگشتند. برجسته‌ترین آنها [[دکتر محمد مصدق]] بود که بار دیگر به عنوان نماینده اول تهران، در دوره چهاردهم مجلس انتخاب شد. دراین دوران کشمکش‌های بسیاری در مورد مسئله نفت درگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دکتر محمد مصدق]] عملا در این فضای باز سیاسی رهبری جنبش ضد استعماری ایران را بدست گرفت که اساسا روی مسئله نفت متمرکز بود. او طرفدار سیاست «موازنه منفی» یعنی ممنوعیت دادن هرگونه امتیاز به خصوص درباره نفت به هر قدرت خارجی بود. در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی، دکتر مصدق طرح موازنه منفی را به مجلس ارائه داد و تصویب شد. بعد از آن تمام تلاش خود را معطوف به اجرای این قانون کرد. در واقع این قانون سرآغاز ملی شدن صنعت نفت بود.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد ا - ص۳۲ تا ۳۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قانون ملی شدن صنعت نفت ایران ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:تجمع مردم در جلوی مجلس شورای ملی.JPG|جایگزین=تجمع مردم در جلوی مجلس در حمایت از مصدق و قانون ملی شدن صنعت نفت|بندانگشتی|تجمع مردم در جلوی مجلس در حمایت از مصدق و قانون ملی شدن صنعت نفت]]&lt;br /&gt;
شرکت نفت انگلیس طرحی را به ایران پیشنهاد داده بود که به قراداد ۱۹۳۳ اضافه شود. این طرح به لایحه الحاقی یا قرارداد «گس ـ گلشائیان » معروف شد. در دولت علی منصور در سال ۱۳۲۹ این طرح بار دیگر در مجلس مطرح شد. علی منصور نخست وزیر وقت درباره آن موضعی نگرفت و رسیدگی به آن را به مجلس واگذار کرد. مجلس نیز برای بررسی این لایحه کمیسیونی به نام « کمیسیون مخصوص نفت » تشکیل داد که دکتر مصدق به همراه ۴ تن دیگر از نمایندگان [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] عضو آن بودند. منصور در ۵ تیر ۱۳۲۹ استعفا داد و سپهبد حاج علی رزم‌آرا به حکم [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا شاه]] نخست وزیر شد. اصلی ترین چالش پیش روی دولت رزم آرا مسأله‌ی نفت و لایحه الحاقی بود. رزم آرا مورد حمایت آمریکا بود و انگلستان هم به شرط تصویب قراداد لایحه الحاقی نفت، به نخست وزیری رزم‌آرا رضایت داده بود. رزم آرا تمام تلاش خود را معطوف  تصویب این لایحه کرد. در طرف مقابل [[دکتر محمد مصدق]] و نمایندگان [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] که اقلیت مجلس یودند با این لایحه مخالفت می‌کردند. ابتدا رزم آرا مانند علی منصور در مورد لایحه الحاقی موضع گیری نمی‌کرد ولی دکتر مصدق اعضای کمیسیون نفت را قانع کرد که کمیسیون نباید در خصوص لایحه الحاقی پیشنهادی ارائه کند و درنهایت در نامه‌ای که در ۴ مهر ۱۳۲۹ در مجلس قرائت شد، کمیسیون نفت دولت را موظف کرد که طی سه روز پرونده‌های نفت را به کمیسیون ارائه کند و همچنین به دولت ۱۰ روز وقت داد که نظریه خود را راجع به لایحه تقدیمی به کمیسیون اعلام کند و در صورت عدم اجرای موارد فوق دولت را استیضاح خواهد کرد. پرونده‌های نفت در زمان مقرر به کمیسیون ارسال شد ولی به علت خودداری دولت از ابراز نظر، نمایندگان [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] دولت را استیضاح کردند. در جلسه ۲۷ مهر ۱۳۲۹ استیضاح از دولت در مجلس مطرح گردید. روز قبل سپهبد رزم‌آرا برای منتفی ساختن استیضاح، طی بیاناتی در مجلس سنا،‌ آمادگی دولت را برای دفاع از لایحه الحاقی اعلام کرده بود. استیضاح نتیجه نداد و اکثریت نمایندگان به استیضاح نمایندگان فراکسیون [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] رای سکوت دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد ۱ - ص۱۷۴ تا ۲۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آغاز نبرد بر سر ملی شدن صنعت نفت ===&lt;br /&gt;
بااعلام طرفداری نخست وزیر از طرح لایحه قرارداد الحاقی در مجلس، پیکار بر سر ملی شدن صنعت نفت شکل گرفت. روز اول آذر ۱۳۲۹ رزم‌آرا و فروهر، با حضور در جلسه کمیسیون نفت از لایحه قرارداد الحاقی دفاع کردند. در جلسات کمیسیون نفت [[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] طرح ملی شدن نفت را مطرح کرد . کمیسیون نفت طرح ملی شدن را نپذیرفت ولی در جلسه ۶ آذر، پس از یک‌ ساعت و نیم گفتگو، پیشنهاد رد لایحه قراداد الحاقی را به اتفاق آرا به شرح زیر به تصویب رساند.&amp;lt;blockquote&amp;gt;« کمیسیون نفت که طبق تصمیم سی‌ام خرداد مجلس شورای ملی تشکیل شده بود، پس از مذاکرات و مطالعات به این نتیجه رسید که قرارداد الحاقی ساعد ـ‌ گس، کافی برای استیفای حقوق ایران نیست، لذا مخالفت خود را با آن اظهار می‌دارد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گرچه طرح ملی شدن نفت در کمیسیون نفت به تصویب نرسید اما راه برای ملی شدن هموار شده بود. رد لایحه الحاقی شکست بزرگی برای شرکت نفت انگلیس و رزم‌آرا بود.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ص ۲۱۰ تا ۲۱۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انتشار خبر تصمیمات کمیسیون نفت، تظاهرات گسترده‌ای در طرفداری از ملی شدن نفت صورت گرفت و مطبوعات ملی مانند باختر امروز به مدیریت [[سیدحسین فاطمی|دکتر حسین فاطمی]] تبلیغات گسترده‌ای در این رابطه کردند و با مقالات روشنگرانه آگاهی مردم را بیشتر می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تظاهرات وسیعی به پشتیبانی از نمایندگان اقلیت و نیز علیه دولت رزم‌آرا و شرکت نفت برپا شد. آیت‌الله کاشانی، طی پیامی از طرح ملی کردن نفت پشتیبانی کرد. دانشجویان دانشگاه تهران در صفوف منظم و با شعار«نفت ایران باید ملی شود»، در میدان بهارستان اجتماع کردند. چند تن از مراجع تقلید و گروهی از روحانیون با ارسال پیام، مردم را به حمایت از طرح ملی کردن نفت، تشویق نمودند. [[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] در پیامی که از بستر بیماری به مجلس فرستاد و در جلسه ۲۶ آذر به وسیله حسین مکی قرائت شد، ملی کردن صنعت نفت را تنها وسیله‌ی استیفای حقوق ملت ایران دانست. وی با تشریح نتایجی که با ملی شدن صنعت نفت نصیب ملت ایران می‌شود، گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«... دولت و ملت از اعمال نفوذهای شرکت و دولت انگلیس مصون خواهند ماند و ملت ایران راه ترقی را بدون هیچ‌گونه اعمال نفوذ و موانع خارجی و در محیط صلح و صفا خواهد پیمود.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در همین اثنا فتوای شرعی به ضرورت ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور از ۴ تن از مراجع تقلید، آیت‌الله محمد تقی خوانساری، آیت‌الله صدر، آیت‌الله حجت و آیت‌الله فیض صادر گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ۲۱۷ تا ۲۲۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۲۹ آذر [[سیدحسین فاطمی|دکتر حسین فاطمی]] مدیر باختر امروز که مقالات تندی علیه رزم‌آرا می‌نوشت و انعکاس وسیعی بین توده‌های مردم داشت، توسط شهربانی بازداشت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با اوج گیری مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت تعداد نمایندگان طرفدار ملی شدن در مجلس شورای ملی افزایش می‌یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت رزم‌آرا، زیر فشار سفارت انگلیس و در عین حال مخالفت فزاینده افکار عمومی مردم ایران در تنگنا قرار گرفته بود. با توجه به رد لایحه الحاقی در کمیسیون نفت، دولت تصمیم گرفت از آن دفاع کند و در صورت فراهم نبودن زمینه مساعد، لایحه را پس بگیرد. در همین راستا غلامحسین فروهر وزیر دارایی کابینه رزم‌آرا، روز ۵ دی در مجلس حاضر شد و ضمن پاسخ‌گویی به سخنان نمایندگان اقلیت از لایحه الحاقی دفاع کرده و آنرا پس گرفت. دفاع فروهر از لایحه الحاقی و استرداد آن خشم نمایندگان اکثریت و اقلیت را برانگیخت و بر تعداد مخالفان دولت و طرفداران ملی شدن افزود. تعدادی از وزرای کابینه نیز در پی این اقدام کناره‌گیری کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ۲۲۰ تا ۲۲۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۲۷ دی، مجلس شورای ملی طرحی را تصویب کرد که به موجب آن به کمیسیون نفت ماموریت داده شد ظرف دو ماه گزارشی مبنی بر تعیین وظیفه دولت برای استیفای حقوق ایران در مورد نفت تهیه و برای تصویب به مجلس شورای ملی تقدیم کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پی رد لایحه قراداد الحاقی در کمیسیون نفت، برخی مقامات وزارت خارجه انگلیس به ویلیان فریزر، مدیر کل شرکت نفت توصیه کردند در مذاکره با ایران، طرح تقسیم منافع بر اساس ۵۰ ـ ۵۰ را پیشنهاد کند ولی او علاقه‌ای به این کار نشان نداد. در همین زمان مذاکرات بین نمایندگان شرکت آرامکو و عربستان سعودی بر اساس تقسیم منافع ۵۰ ـ ۵۰ در جریان بود و سرانجام در ۳۰ دسامبر۱۹۵۰ (۹ دی ۱۳۲۹) خبر آن، به تهران رسید. دولت عربستان سعودی برای هر تن نفت،‌ سی شلینگ، یعنی دوبرابر مبلغی که در قراداد الحاقی به ایران پیشنهاد شده بود، دریافت می‌کرد. پخش این خبر به منزله تیر خلاص به قراداد الحاقی بود.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ۲۲۹ تا ۲۳۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملی شدن صنعت نفت تهدیدی بود که پس از رد لایحه الحاقی در مقابل انگلیسی‌ها قرار داشت. آمریکایی‌ها نیز به انگلیسی‌ها فشار می‌آوردند در مقابله با این تهدید با اصل تقسیم منافع موافقت کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شپرد سفیر انگلستان در ایران، طی نامه‌ای به رزم‌آرا اطلاع داد که ترتیباتی داده شده که شرکت نفت ۲۸/۵ میلیون لیره بابت حق الامتیاز در سال ۱۹۵۱ به ایران بپردازد و ۱۰ میلیون لیره دیگر نیز از این بابت طی همین سال به حساب ایران واریز کند،‌ همچنین قراردادی بر اساس ۵۰ ـ ۵۰ با ایران امضاء‌ نماید. در ضمن او به رزم‌آرا اطلاع داد که با این پیشنهاد، هر قطعنامه‌ای که در آن به ملی کردن اشاره شود، از نظر دولت بریتانیا، غیر قابل قبول خواهد بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:جنازه رزم آرا در پزشکی قانونی.JPG|جایگزین=ترور زرم آرا یکی از موانع بر سر راه قانون ملی شدن صنعت نفت را از سر را برداشت|بندانگشتی|جنازه رزم آرا پس از ترور در پزشکی قانونی]]&lt;br /&gt;
رزم آرا روز ۲ اسفند ۱۳۲۹ در کمیسیون نفت حاضر شد و بی‌آنکه پیشنهاد ۵۰ ـ ۵۰ را علنی کند، از روی نوشته‌ای، ناتوانی ایران را در مورد اداره فنی تاسیسات نفت و وسایل حمل و نقل نفت به بازارهای جهانی برشمرد و ملی شدن نفت را به زیان ایران دانست.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ص۲۳۳ و ۲۳۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قتل رزم‌آرا  ===&lt;br /&gt;
[[دکتر محمد مصدق]] در جلسه چهارشنبه ۱۶ اسفند کمیسیون نفت، به گفته‌های نخست وزیر پاسخ داد. پیش از ظهر روز ۱۶ اسفند، سپهبد رزم‌آرا که عازم شرکت درمجلس ختم آیت‌الله فیض بود، در صحن مسجد شاه به ضرب چند گلوله به قتل رسید. گفته شد ضارب، خلیل طهماسبی یکی از اعضای جمعیت فداییان اسلام بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز بعد ۱۷اسفند کمیسیون نفت به اتفاق آراء اصل ملی شدن صنعت نفت را در سراسر ایران تصویب نمود و گزارش خود را بدین شرح به مجلس شورای ملی ارائه کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مجلس شورای ملی: نظر به اینکه ضمن پیشنهادات واصله به کمیسیون نفت، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورد توجه و قبول کمیسیون قرار گرفته و از آنجایی که وقت کافی برای مطالعه در اجرای این اصل باقی نیست، کمیسیون مخصوص نفت از مجلس شورای ملی تقاضای دو ماه تمدید می‌نماید.»&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ص ۲۳۴ و ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تلاش‌های مصدق برای تصویب طرح ===&lt;br /&gt;
در روزهای ۱۷و ۱۸ اسفند ۱۳۲۹ به دعوت [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] میتینگ‌های بزرگی در حمایت و پشتیبانی از پیشنهاد کمیسیون نفت تشکیل شد و تظاهرات دامنه‌داری نیز به طرفداری از ملی شدن نفت انجام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] در جلسه ۲۲ اسفند مجلس، از پشتیبانی مردم ایران و تلاش‌های کمیسیون نفت سپاس‌گذاری کرد و بر ضرورت تصویب هر چه زودتر پیشنهاد کمیسیون تاکید کرد. او هشدار دار که شرکت نفت سعی دارد با اعمال نفوذ در بعضی نمایندگان، آنها را به خودداری از حضور در مجلس وادار کند و مانع طرح و تصویب گزارش کمیسیون شود. مصدق گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«به شما، ای نمایندگان مجلس شانزدهم؛ به شما ای آقایان نمایندگانی که در وطن‌پرستی شما نمی‌توان تردید نمود، عرض می‌کنم گزارش کمیسیون نفت را بدون فوت وقت - که ممکن است از کیسه ملت ایران برود، و دیگر شما موقعی به دست نیاورید که به این خدمت بزرگ ملی مفتخر و موفق شوید - تصویب کنید تا این بدن ضعیف و نحیف، آن دست مقطوع را به بدن وصل کند و با دو دست در راه استقلال سیاسی و اقتصادی خود مبارزه نموده و رفع این بیچارگی و بدبختی که به واسطه سو‌ء سیاست همسایه جنوبی نصیب ملت ایران شده است، بکند...»&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه ومقاومت جلد ۱ - ۲۳۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کارشکنی علیه مصدق ===&lt;br /&gt;
در فاصله یک هفته‌ای که کمیسیون نفت گزارش خود را مبنی بر پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت، تسلیم مجلس شورای ملی کرد، تا زمان طرح پیشنهاد مزبور در جلسه ۲۴ اسفند مجلس، کوشش‌های بسیاری برای جلوگیری از طرح تصویب آن به عمل آمد. سفیر انگلیس و شاه تلاش کردند برای جلوگیری از تصویب طرح مجلس را از اکثریت بیندازند. شپرد سفیر انگلستان در ایران به وزارت خارجه انگلیس گزارش داد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ما، آنچه از دستمان برآید انجام می‌دهیم تا وقتی لایحه ملی شدن به رأی گذارده شد، مجلس حد نصاب لازم را برای رأی گیری به دست نیاورد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;لنسلوت پایمن مستشار سفارت انگلیس، با [[اسدالله علم]] دیدار کرد و پیشنهاد نمود شاه از همه نفوذ خود، برای حاضر نشدن نمایندگان در مجلس، به هنگام طرح لایحه ملی شدن، استفاده کند. به پایمن اطلاع داده شد که هنگام طرح لایحه از ۱۳۱ تن نماینده، ۴۳ نفر از شرکت در جلسه خودداری خواهند کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از شکست این طرح انگلیسی‌ها امیدشان را به مجلس سنا بستند اما کوشش شاه در این مورد نیز به نتیجه نرسید. بهترین راه‌حل برای انگلیسی‌ها انحلال فوری مجلسین بود. این طرح نیز به ثمر نرسید.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ۲۳۷ و ۲۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تصویب ملی شدن صنعت نفت ===&lt;br /&gt;
روز پنج‌شنبه ۲۴ اسفند نمایندگان [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] و چند تن دیگر از نمایندگان، پیشنهاد کردند که گزارش کمیسیون نفت، مقدم بر سایر لوایح در دستور کار مجلس قرار گیرد. این پیشنهاد با اکثریت آراء به تصویب رسید. سپس ماده واحده‌ای به قید دو فوریت برای تصویب تقدیم مجلس شد. پس از بیانات [[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] پیرامون اهمیت تصمیم تاریخی نمایندگان و قدردانی از اعضای کمیسیون نفت، ماده واحده پیشنهادی از سوی رئیس مجلس به رأی گذاشته شد و به اتفاق آراء به تصویب رسید.&amp;lt;blockquote&amp;gt;ماده واحده: مجلس شورای ملی تصمیم مورخ ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ کمیسیون نفت را تأیید و با تمدید مدت موقت موافقت می‌نماید.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روز ۲۹ اسفند مجلس سنا نیز تصمیم مجلس شورای ملی را تأیید کرد. شاه همان روز قانون مذبور را امضا کرد و بدین‌سان دور اول مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت با پیروزی ملت ایران به پایان رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تصویب طرح پیشنهادی کمیسیون نفت در مجلس، شپرد، سفیر کبیر انگلستان به وزارت خارجه کشورش گزارش کرد که حتی آنهایی که از شاه دستور گرفته بودند که در جلسه شرکت نکنند تا حد نصاب لازم برای رأی گیری حاصل نشود، به مجلس رفتند و به طرح ملی شدن رأی دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ۲۳۸ و ۲۳۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==حزب توده و ملی شدن صنعت نفت==&lt;br /&gt;
در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی در تاریخ ۱۱آذر ۱۳۲۳ دکتر مصدق طرح منع واگذاری امتیاز نفت ایران به بیگانگان به هر عنوان«موازنه منفی» را تسلیم مجلس کرد و آنرا به تصویب رساند. این طرح به تصویب همه نمایندگان حاضر در جلسه، به استثنای فراکسیون حزب توده رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حلسه ۱۲ آذر ۱۳۲۳ غلامحسین رحیمیان نماینده چپ مستقل که اغلب با حزب توده همکاری می‌کرد، طرحی را در یک ماده واحده برای لغو امتیاز نفت  شرکت نفت انگلستان به دکتر مصدق پیشنهاد کرد. متن طرح رحیمیان چنین بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ماده واحده - مجلس شورای ملی ایران امتیاز نفت جنوب را که در دوره‌ی استبداد به شرکت دارسی واگذار شده و در موقع دیکتاتوری آنرا نیز تمدید و تجدید نموده‌اند، لغو می‌نماید.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مصدق به دلیل این‌که محلس نمی‌تواند قانونی را که برای تایید موافقت‌نامه‌ها و قراردادهای بین‌المللی تصویب شده‌است، بدون مطالعه و به کار بردن روش‌های حقوقی ملغی‌ کند از امضای طرح رحیمیان خودداری کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حزب توده امتناع مصدق از امضای طرح رحیمیان را بهانه حملات فزاینده به او قرار داد. دکتر زضا رادمنش در روزنامه‌ی «مردم برای روشنفکران» نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«...آقای دکتر مصدق دانسته یا ندانسته، با عمل خود به‌ مراتب از آقای ساعد جلو افتادند و با طرح خود باب مذاکرات را برای همیشه مسدود کردند. آقای کافتارادزه متذکر شد که مجلس شورای ملی با تصویب این طرح، مرتکب اشتباهی شد و دولت شوروی مطمئن است که مجلس این اشتباه را اصلاح خواهد کرد...»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;احسان طبری، تئوریسین حزب توده در مقاله‌ای در روزنامه‌ی «مردم برای روشنفکران» از سیاست «موازنه‌ی مثبت» یعنی شمال از آن روسیه و جنوب از آن کمپانی‌های انگلیسی و آمریکایی حمایت کرد و حتی شمال را حریم امنیت شوروی دانست و نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«...نظریه‌ی دسته دیگر این است که باید فقط به یک طرف امتیاز داد (سیاست یک طرفه‌ی مثبت) این نظریه‌ در حکم عدول آشکار از سیاست موازنه‌ای است (یعنی سیاست موازنه‌ی مثبت) که هر وطن پرستی باید از آن پیروی کند. نطریه‌ی دسته‌ی دیگر، بین‌المللی کردن استخراج است، از قرار، همین نطریه هدف کسانی است که به اتخاذ روش ضد شوروی علاقه دارند، ولی باید برای اولین و آخرین باز به این حقیقت پی برد که نواحی شمال ایران در حکم «حریم امنیت» شوروی است و این دولت هرگز حاضر نخواهد شد که در آنجا به نام نفت، دستگاه خصمانه مفصلی بر علیه او چیده شود [...] و بالاخره عقیده سومی، که من شخصا در آن دسته قرار دارم این است که دولت به فوریت برای امتیاز نفت شمال به شوروی و نفت جنوب به کمپانی‌های آمریکایی و انگلیسی وارد مذاکره شود...»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;حزب توده ایران که در بدو تاسیس، مبارزه علیه هرگونه استعمار را شعار اساسی خود اعلام کرده بود و دفاغ از استقلال و تمامیت ایران را سرلوحه برنامه خود می‌دانست، به منظور واگذاری امتیاز نفت شمال به شوروی، و شناسایی شمال ایران به عنوان حریم امنیت شوروی، حقوق و منافع استعماری بریتانیا در ایران، یعنی شرکت نفت انگلیس و ایران را به رسمیت شناخت.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب مصدق سال‌های مبارزه و مقاومت جلد۱ - ص ۵۷ تا ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بحبوحه‌ی مبازره بر سر ملی شدن صنعت نفت در پاییز و زمستان ۱۳۲۹، حزب توده شعار لغو قرارداد۱۹۳۳ را پیش کشید. رهبری حزب توده مدعی شد همه اقداماتی که تحت عنوان استیفای حقوق ملت ایران و مبارزه با شرکت نفت انجام می‌شود، سناریویی است که به وسیله‌ی شرکت نفت و ایادی آن ساخته و آماده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه به سوی آینده نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«...مسلما قسمت اعظم وقایعی که این روزها پیرامون نفت می‌گذرد، به وسیله‌ی شرکت نفت و ایادی آن تنظیم و اداره می‌شود...»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس زا رد لایحه‌ی الحاقی نفت در مجلس شورای ملی، که رهبری جبهه‌ملی در مسئله‌ی نفت بر همه آشکار شده بود، رهبران حزب توده مصدق و رهبران جبهه ملی را به باد حمله و ناسزا گرفتند، روزنامه به سوی آینده نوشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«...قرارداد الحاقی را ملت ایران در کرد، نه جبهه مفتضح ملی. ...اکنون که قرارداد الحاقی گلشاییان - گس بر اثر افکار عمومی و مبارزه شدید ملت ایران رد گردیده است، روزنامه‌های جبهه ملی، مخصوصا نامه معلوم‌الحال شاهد، ارگان دکتر بقایی و روزنامه‌ی داریا، شروع به یک سلسله تبلیغات درباره‌ی نقش خود در این باره نموده‌اند. ...ملت ایران به‌خوبی می‌داند که آن‌ها چه نقش پستی برای ارضای مطامع استعمار به عهده دارند. ...مردم هیچ وقت فراموش نمی‌کنند که پیشوای این جبهه، پیرمرد مکاری که نیم قرن است به اغفال و فریب خلق مشغول است و در عمر دراز خود چه شعبده‌های رنگارنگی به قالب زده است...»&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ص ۲۱۳ و ۲۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقش دکتر فاطمی در ملی شدن نفت ==&lt;br /&gt;
«آزادی برای مردم مملکت ما حکم خواب، خیال، وهم و تصور را پیدا کرده است و ما طوری با زور و تجاوز و تعدی آشنا شده‌ایم و با این مظاهر اعصار اولیه خو گرفته‌ایم که دنیای آزاد و غیر مقید، در نظر ایرانی، وجود خارجی ندارد. ایرانی حتی نمی‌تواند تصور کند که می‌توان آزاد بود، می‌توان چاپلوسی نکرد و وطن فروشی شرط موفقیت محسوب نمی‌شود.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر حسین فاطمی در سال‌های پرآشوب صنعت ملی کردن نفت ایران، وزیر خارجه کایبنه [[دکتر محمد مصدق]] بود. فاطمی همچنین روزنامه باختر که روزنامه‌ای منتقد و رادیکال بود را نیز منتشر می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سید حسین فاطمی هدایتی،&#039;&#039;&#039; مشهور به حسین فاطمی در سال ۱۲۹۶ هجر شمسی در شهر نایین از توابع استان اصفهان زاده شد. او در خانواده‌ای روحانی بدنیا آمد. پدرش سید علی معروف به سیف‌العلما و مادرش سیده طوبی هر دو از سادات طباطبایی بودند. تحصیلات ابتدایی‌اش را در نایین گذراند و سپس به اصفهان رفت؛ جایی که برادرش سیف‌پور فاطمی روزنامه باختر امروز را منتشر می‌کرد. کار در روزنامه در کنار تحصیل برای فاطمی فرصت خوبی بود که وارد عالم سیاست شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد ملکی مدیریت روزنامه ستاره می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«فاطمی قلمی بسیار شیوا داشت و در روزنامه‌نگاری استعدادش فوق‌العاده بود.» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;در آن سال‌ها حکومت استبدادی رضاخان نظارت سفت و سختی بر مطبوعات داشت و تمام مقالات را پیش از چاپ شدن به دقت واکاوی می‌کرد. مدتی زیادی از حضور فاطمی جوان در تهران نمی‌گذشت که برادرش برای تصدی پستی در شهرداری شیراز از کار روزنامه‌نگاری کنار کشید و باختر امروز را به حسین واگذاشت. حسین ابتدا به اصفهان رفت و مدتی در آنجا باختر امروز را اداره کرد و به جرم مقاله‌ای که علیه مجلس نوشته و آن‌ها را عروسک خیمه‌شب‌بازی خطاب کرده بود، مدتی زندانی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمی با تلاش‌های بسیار روزنامه را به تهران منتقل کرد و شخصا اداره آن را بر عهده گرفت. فاطمی به طرق مختلف به نقد و حمله به [[رضاشاه پهلوی|رضا شاه پهلوی]] می‌پرداخت که همین عوامل باعث زندانی شدن او شدند. ضدیت با رضاخان در مقالات و نامه‌های فاطمی بسیار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر فاطمی، رضا شاه پهلوی مرد بی‌فرهنگی بود که تمامی مظاهر ارتجاعی قرون میانه اعم از [[شکنجه]] و دستبند قپانی و مرگ و ترور مخالفان را احیا کرده بود. فاطمی می‌نوشت که رضاخان به چه حقی افراد را بی‌هیچ تقصیری و صرفا به جرم آزادی‌خواهی دستگیر و شکنجه می‌کند و سرانجام آن‌ها را در زندان مسموم کرده و اموالشان را تصرف می‌کند؟ سردار سپه برای فاطمی مظهر ضدیت با دولت ملی مشروطه بود. فاطمی تا شهریور ماه ۱۳۲۰ که رضاشاه بر سر قدرت بود در زندان ماند و پس از برکناری رضاشاه توسط متفقین از زندان آزاد شد. اما باز هم به نقد اصحاب قدرت پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به پاریس رفت تا در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل کند. پس از آن در رشته حقوق تحصیل کرد و پس از چهار سال اقامت در پاریس و با مشکلات مالی فراوان موفق به اخذ مدرک دکترای حقوق شده و در سال ۱۳۲۷ به ایران بازگشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمی پس از بازگشت خانه‌ای در پیچ شمیران اجاره کرد که پاتوق اهالی قلم شد و همچنین امتیاز روزنامه باختر امروز را گرفت و از سال ۱۳۲۸ دوباره مشغول کار روزنامه‌نگاری شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قلم صریح فاطمی باعث شد روزنامه باختر امروز بعد از چند شماره توسط شهربانی توقیف شود. در همین دوران بود که [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] تشکیل شد و همکاری نزدیک دکتر مصدق و فاطمی آغاز شد. دکتر مصدق برای فاطمی حکم پدر، استاد و دوست را داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصدق از فاطمی خواست که از صحت و سلامت انتخابات مجلس شانزدهم مطمئن شود و درباره آن روشنگری کند. با تشکیل جبهه ملی دکتر فاطمی به عنوان سرپرست کمیسیون تبلیغات آن انتخاب شده و «روزنامه باختر امروز» تبدیل به روزنامه رسمی جبهه ملی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش رویداد ۲۴ فاطمی در نخستین شماره روزنامه باختر امروز پس از انتشار مجدد سرمقاله‌ای جانانه نوشته و خبر از تشکیل جبهه ملی داد. فاطمی در این سرمقاله چنین نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«دکتر مصدق پیشوای بزرگ ملت ایران که نیم‌قرن تمام در راه منافع مردم محروم این مملکت مبارزه کرده است اکنون بیش از پیش خود را در اختیار ملت گذاشته و با قبول پیشوایی جبهه ملی خواهد توانست به این مشروطیت مرده بی‌روح جان تازه‌ای ببخشد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;با شکل‌گیری جبهه ملی فعالیت‌های فاطمی وارد فاز مبارزاتی جدیدی شد. کوشش‌های فاطمی و همقطارانش باعث شد که هشت نفر از اعضای جبهه ملی به مجلس چهاردهم راه پیدا کنند و دکتر مصدق نماینده اول تهران شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر مصدق و یارانش با اقلیتی هشت نفره مجلس را تسخیر کردند و این امر به یاری استادی تام و تمام آن‌ها در بازی‌های پارلمانی و تسلط به مسائل حقوقی بود. جبهه ملی هدف خود در مجلس را اصلاح قانون انتخابات و حکومت نظامی، بازگشایی فضای آزاد برای مطبوعات و مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت اعلام کرد و فاطمی با سرمقاله‌های کوبنده و شورافکنش با تمام قوا وارد کارزار مبارزه با استبداد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمی در سرمقاله باختر امروز متنی شدیداللحن علیه رزم آرا نوشت. سپهبد رزم آرا که از به دست آوردن حمایت فاطمی و جبهه ملی نسبت به خود ناامید شده بود وارد جنگ علنی با آن‌ها شد و روزنامه باختر امروز را توقیف کرد. از طرف دیگر تلاش‌ها و مبارزات جبهه ملی باعث شد دکتر مصدق به ریاست کمیسیون نفت برسد و لایحه الحاقی کنار گذاشته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمی به مصدق پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را داد و مصدق آن را به جریان انداخت. دکتر مصدق بعد از مرگ فاطمی گفته است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود باید سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;حسین علاء&#039;&#039;&#039; نخست وزیر بعدی بود که خود را ناتوان از حل مشکلات دید و در اندک زمانی استعفا کرد و نخست وزیری به دکتر مصدق رسید. با تشکیل کابینه دکتر مصدق، فاطمی را به عنوان معاون پارلمانی خود برگزید. در حقیقت فاطمی و چهره‌هایی همچون شایگان‌فر جناح چپ جبهه ملی به شمار می‌رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران فاطمی هر روز کنفرانس مطبوعاتی داشت و به نوشتن سرمقاله‌های تند خود در باختر امروز ادامه می‌داد. با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت، دولت بریتانیا و پروپاگاندای داخلی‌اش نیز ضد فاطمی شدند و فعالیت‌های خود علیه او را آغاز کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن دوره فداییان اسلام تحت تاثیر کاشانی نقشه ترور فاطمی را کشیدند و زمانی که فاطمی در جمع روزنامه نگاران در بزرگداشت محمد مسعود سخنرانی می‌کرد، به او چند گلوله شلیک کردند که البته فاطمی از این ترور جان سالم به در برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با بالاگرفتن تنش‌های دولت ملی ایران و دولت استعماری بریتانیا، حسین نواب از سمت وزارت خارجه استعفا کرد و دکتر فاطمی به جای او نشست. فاطمی به روابط بریتانیا و ایران پایان داد و دیپلمات‌های بریتانیایی را از ایران اخراج کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وقوع کودتای، تعدادی از افسران گارد شاهنشاهی به خانه فاطمی حمله ور شده و پس از بازداشت فاطمی به ضرب و شتم همسر او پرداختند. با کمک و همیاری حزب توده کودتا خنثی شد و فاطمی به خانه بازگشت و [[محمدرضا پهلوی]]، از کشور گریخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با فرار شاه، فاطمی وزیر خارجه از مصدق خواست جمهوری اعلام کند و به سفرای بغداد و عراق تلگراف زد و از آن‌ها درخواست کرد که از شاه استقبال نکنند. مصدق که روحیه محافظه کارتری داشت با خواسته فاطمی مخالفت کرد. فاطمی اصرار می‌کرد که دیگر چنین فرصتی نصیب ملت نخواهد شد و حتی از علی اکبر دهخدا خواست تا نامزد ریاست جمهوری شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کودتای ۲۸ مرداد که با کمک طرفداران دول آمریکا و بریتانیا به شاه انجام شده بود، دلت مصدق برچیده شد و تمام امید‌های فاطمی برای جمهوری ایران بر باد رفت. اراذل و اوباش در روز کودتا دفتر روزنامه باختر امروز را تخریب کردند و جملگی عوامل کودتا دستور داشتند هر جا دکتر فاطمی را می‌بینند او را به قتل برسانند. آنها فاطمی را در راه رفتن به ساختمان وزارت خارجه به دام انداختند و با ضربات متعدد چاقو مجروحش کردند که با دخالت هوادارانش از مهلکه گریخت و پیکر نیمه‌جانش را به منزل دوستانش رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمی پس از بهبود نسبی تغییر چهره داد و به زندگی مخفیانه روی آورد. حزب توده در اختفا به او کمک کرد و نورالدین کیانوری خانه امن خود را در اختیار او گذاشت. فاطمی شش ماه را در خانه امن کیانوری گذراند. پس از شش ماه به خانه دوستش دکتر محسنی رفت و در آنجا مخفی شد. در آنجا، اما یکی از ساکنان محل به او شک کرده و موضوع را به برادرش که سرهنگ اداره پلیس تهران بود گزارش می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش رویداد۲۴ با دستگیری فاطمی او را نزد ارتشبد نعمت‌الله نصیری می‌برند که گفته شده نصیری پس از فحاشی مشتی بر صورت فاطمی می‌کوبد و خبر دستگیری او را به محمدرضا شاه پهلوی می‌دهد. [[اشرف پهلوی]] که کینه‌ای دیرینه از فاطمی داشت بلافاصله از دستگیری او مطلع شد و به [[تیمور بختیار]] فرمان داد او را بکشد. از طرفی [[شعبان جعفری]] و اراذل و اوباش او مامور شده بودند پیش از دادرسی در حرکتی ظاهرا «مردمی» دکتر فاطمی را به قتل برسانند. آنها به فاطمی حمله کردند و ضربات چاقویی به او زدند. خواهر دکتر فاطمی خود را سپر بلای برادر کرد و ۱۱ ضربه چاقو خورد. نهایتا دکتر فاطمی را از محل دور کردند و پیکر نیمه‌جانش را به بهداری زندان بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیدحسین فاطمی در دادگاهی نظامی به اتهام تلاش برای برکناری شاه و اقدام علیه سلطنت در سحرگاه ۱۹ آبان ۱۳۳۳ اعدام شد. پیکر او در قبرستان ابن بابویه شهر ری در کنار شهدای [[قیام ۳۰ تیر]] به خاک سپرده شد. برادر فاطمی درباره نحوه اعدام او می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«حسین را وقتی برای اعدام بردند که بسیار ناخوش احوال و بیمار بود. او را برای اجرای حکم با برانکارد و در حال تب بردند و نصیری و بختیار با شلیک سه گلوله او را از بین بردند.» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;تعدادی از طرفداران ملی مذهبی تلاش کرده بودند مانع اعدام او شوند، اما محمدرضا پهلوی خواستار اعدامش بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وفاداریش به مصدق صد در صد بود و کاملاً هم متقابل بود. مصدق هم با همه اینها که من صجت کرده‌ام... بعضی‌هایشان روی گله و گله‌گذاری مثل مرحوم صالح همه می‌گفتند که دکتر مصدق به هیچکس به اندازه دکتر فاطمی اعتماد نداشت، و این سلامت و اعتماد متقابل واقعاً بی‌نظیر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعی که تیربارانش کردند چهل درجه تب داشته. با برانکارد او را بردند پای جوخه اعدام.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بله. همانطور که عرض کردم آخرین باری که من ایشان را دیدم، دو هفته مانده بود که عازم آمریکا شوم. ایشان در بیمارستان لشگر دو زرهی بود. همه رفته بودند بهش التماس کرده بودند که امضا کن و... الان که برای شما می‌گویم واقعاً هنوز برای من مشکل است... (بغض)... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا وارد اتاق شدم گفت شاهین می‌دانم برای چه آمدی. گفتم درست است. گفتم رحم کنید به پسرتان به سیروس... حرفی که به من زد گفت اگر من امروز استغفار کنم دیگر هیچکس توی این مملکت حرف کسی را باور نمی‌کند. جواب جوان‌های مملکت را در آینده تاریخ چه کسی خواهد داد که می‌گویند حسین فاطمی هم وقتی پای جانش افتاد (کلمه‌ای که او به کار برد) به «گه خوردن افتاد». این را من هیچوقت فراموش نمی‌کنم. یعنی دانسته مرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق ==&lt;br /&gt;
پس از ترور رزم آرا، نظر دولت انگلستان بر نخست وزیری [[سید ضیاءالدین طباطبایی]] بود ولی با توجه به مشکلات موجود انتصاب یک دولت محلل را توصیه می‌کرد. در نهایت حسین علاء از طرف شاه مأمور تشکیل کابینه شد. روز ۱۸ اسفند ۱۳۲۹ مجلس شورای ملی و سه روز بعد سنا به کابینه علاء ابراز تمایل کرد. علاء به دنبال حفظ آرامش بود.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد ۱ - ۲۴۵ و ۲۴۶&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از تاریخ ۵ فروردین به علت قطع کمک هزینه‌ کارگران بخشی از مناطق نفت خیز جنوب توسط شرکت نقت انگلیس و ایران، اعتصاب کارگران و دانشجویان دانشکده نفت آبادان شروع شد. در جریان این اعتصاب، دولت در منطقه حکومت نظامی برقرار کرد و در برخورد ماموران نظامی با کارگران شش تن کشنه شدند. در اوایل اردیبهشت اعتصاب با پیروزی کارگران پایان یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] که حساسیت اوضاع را دریافته بود، به نمایندگان مجلس هشدار داد که تا دیر نشده  قانون اجرای ملی شدن را با قید سه فوریت تصویب کنند. از طرفی مذاکرات [[سید ضیاءالدین طباطبایی|سید ضیاء]] با شاه و انگلستان برای نخست وزیری در جریان بود. یکی از شروط سیدضیاء برای نخست وزیری انحلال مجلس بود. وی با امید پشتیبانی کامل سفارت انگلیس، در انتظار فرصت مناسب برای زمامداری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۲۶ آوریل مصادف با ۶ اردیبهشت ۱۳۳۰ کمیسیون نفت پس از پنج ساعت بحث، طرح قانون ۹ ماده‌ای طرز اجرای ملی کردن صنعت نفت را تصویب و تسلیم مجلس شورای ملی کرد. روز ۷ اردیبهشت حسین علاء پس از ۴۶ روز نخست وزیری به دلیل ناتوانی در رویارویی با بحران نفت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۳۰ مجلس طرح ۹ ماده‌ای اجرای ملی شدن صنعت نفت را به اتفاق آرا تصویب کرد و روز بعد نیز در سنا تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱ - ۲۴۸ تا ۲۶۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دولت دکتر مصدق ===&lt;br /&gt;
روز شنبه ۷ اردیبهشت در جلسه خصوصی مجلس شورای ملی، پیش از طرح و تصویب گزارش کمیسیون نفت، جمال امامی به [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] پیشنهاد نخست وزیری کرد. مصدق به شرط اینکه مجلس در جلسه رسمی نسبت به زمامداری او ابراز تمایل کند، موافقت نمود. در همین زمان [[سید ضیاءالدین طباطبایی|سید ضیاء]] در حال مذاکره با شاه و در انتظار ابراز تمایل مجلس برای نخست وزیری وی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ مصدق کابینه خود را به مجلس معرفی کرد. مصدق هنگام معرفی وزرا به مجلس برنامه دولت خود را به دو موضوع اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت و اصلاح قانون انتخابات مجلس و شهرداری‌ها اختصاص داد. مجلس شورای ملی به برنامه دولت رای اعتماد داد.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد ۱ - ۲۵۹ تا ۲۶۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران ===&lt;br /&gt;
مقرر شد برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت، یک هیات مختلط از طرف مجلسین شورای ملی و سنا انتخاب شود. با تاخیر در انتخاب اعضای هیات مختلط از طرف مجلس، مصدق  در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ در مجلس حضور یافت و از کارشکنی‌ها در مسیر اجرای قانون خلع ید پرده برداشت. در همین روز مجلس شورای ملی و سنا، نمایندگان خود را برای تشکیل هیات مختلط برای خلع ید از شرکت سابق نفت انتخاب کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:تصویری از روز خلع ید از شرکت نفت انگلیس.JPG|جایگزین=اجرای قانون ملی شدن نفت و خلع ید|بندانگشتی|کندن تابلوی شرکت نفت انگلیس پس از تصویب قانون ملی شدن نفت و اجرای قانون خلع ید از کمپانی انگلیسی]]&lt;br /&gt;
روز ۲۷ اردیبهشت ۱۳۳۰ سفیر انگلستان تذکاریه‌ای تسلیم دولت ایران کرد و در آن اقدام دولت ایران در ملی کردن نفت را نامشروع خواند. استدلال انگلیسی‌ها این بود که شرکت نفت انگلیس و ایران یک شرکت انگلیسی است که در انگلستان به ثبت رسیده است و  بیشتر سهام آن نیز متعلق به دولت پادشاهی انگلستان است، بنابراین انگلستان حق دارد، به هر طریق ممکن منافع شرکت را تامین کند و ایران را به شکایت به دیوان لاهه تهدید کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وزیر دارایی دولت [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] به نامه سفیر انگلستان پاسخ داد و از شرکت سابق نفت خواست که برای ترتیبات اجرای قانون ملی شدن، هر چه زودتر نمایندگان خود را معرفی کند. دولت ایران استدلال می‌کرد که قانون ملی کردن، ناشی از اعمال حق حاکمیت ملت ایران است و قابل ارجاع به دیوان حکمیت نیست و هیچ مقام بین‌المللی، صلاحیت رسیدگی به این امر را ندارد.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد ۱&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۶ خرداد ۱۳۳۰ سفیر بریتانیا طی یادداشتی به وزیر خارجه ایران اطلاع داد که انگلستان علیه دولت ایران به دادگاه لاهه شکایت کرده است. درهمان روز دیوان دادگستری بین‌المللی لاهه دادخواست بریتانیا علیه دولت ایران را تسلیم وزارت خارجه ایران کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۲۰ خرداد ۱۳۳۰ هیأت مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در ساختمان مرکزی شرکت سابق در خرمشهر مشغول کار شد. این هیأت طی اعلامیه‌ای به همه کارکنان ایرانی و خارجی شرکت سابق اطلاع داد که از این پس در استخدام شرکت ملی نفت ایران هستند و کماکان به خدمت خود ادامه خواهند داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۲۳ خرداد ۱۳۳۰ شپرد سفیر بریتانیا در ایران در محل سفارت در مقابل خبرنگاران اعلام کرد که مسئولیت حفظ جان اتباع انگلیسی به عهده ارتش شاهنشاهی ایران است اما دولت بریتانیا اقدامات احتیاطی را انجام داده است. او در پاسخ خبرنگاران که از این اقدامات سئوال کردند گفت، فعلا سه رزمناو و یک ناوشکن در آبهای اطراف خلیج فارس متوقف هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مقاومت و مبارزه جلد۱&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات بین هیأت بریتانیایی و دولت ایران به نتیجه نرسید زیرا نمایندگان شرکت به‌دنبال نوعی از ملی شدن بودند که شرکت سابق نیز در آن سهمی داشته باشد، در حالیکه دولت ایران تاکید داشت که فقط یک نوع از ملی شدن نفت را قبول دارد و آنهم اینکه از شرکت سابق خلع ید شود. مذاکرات در روز ۲۹ خرداد۱۳۳۰ به نتیجه نرسید و هیأت انگلیسی به ریاست جکسون، عضو هیأت مدیره شرکت سابق همان روز تهران را ترک کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۲۹ خرداد ۱۳۳۰، هیأت خلع ید، طی مراسمی پرچم ایران را بر فراز ساختمان اداره مرکزی شرکت سابق در خرمشهر برافراشت و تابلوی هیأت مدیره موقت را به جای ریاست شرکت نفت انگلیس نصب کرد و به مدیران شرکت اخطار کرد، هرگونه دستوری که از طرف آنها صادر شود بی‌اثر خواهد بود، مگر آنکه به امضای هیأت مدیره شرکت ملی نفت ایران رسیده باشد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰ خرداد اداره اطلاعات و انتشارات شرکت سابق در تهران منحل شد. روز اول تیر اداره مرکزی پخش و فروش نفت در داخل کشور در تهران و شعبات آن به تصرف دولت در‌آمد و تأسیسات پالایش نفت در کرمانشاه و میدان نفت شاه، از مأموران شرکت سابق تحویل گرفته شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ تیر۱۳۳۰، نماینده شرکت سابق در تهران، ریچارد سدان محل کار خود را به منزل شخصی منتقل کرد. ۶ تیر، هیأت مدیره موقت و اعضای انگلیسی دفتر مدیریت کل سابق، خرمشهر را ترک کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲  ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شعبان جعفری در کودتای ۲۸ مرداد.JPG|جایگزین=کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲، برای به شکست کشاندن قانون ملی شدن صنعت نفت ایران|بندانگشتی|شعبان جعفری (بی‌مخ) و اوباش همراه او در روز کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]]&lt;br /&gt;
پس از ملی شدن صنعت نفت در ایران و خلع از شرکت نفت انگلیس، توطئه‌ها در داخل و خارج ایران برای کارشکنی درمسیر دولت [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] آغاز شد. بریتانیا و عوامل داخلی آن به خصوص دربار و شخص [[محمدرضا پهلوی|محمد رضا شاه]] به این نتیجه رسیده بودند که باید از دست مصدق خلاص شوند. در جریان این کشمکش‌ها در ۲۵ تیر ۱۳۳۱، مصدق برای محدود کردن اختیارات شاه و جلوگیری از توطئه‌های عوامل دربار و مخالفان، ضمن معرفی کابینه خود به شاه که بعد از تشکیل مجلس هفدهم مجدداْ انتخاب شده بود، در خواست کرد، پست وزارت جنگ و اختیار انتصاب رییس ستاد ارتش و فرماندهان نیروهای سه‌گانه ارتش به نخست وزیر داده شود که شاه آنرا رد کرد. مصدق بلافاصله استعفا داد. روز ۲۶ تیر شاه قوام را به نخست وزیری انتخاب کرد. قوام طی بیانیه شدیداللحنی مخالفان را تهدید به سرکوب و برقراری حکومت نظامی کرد. از همان روز تظاهرات و اعتراضات گسترده‌ای شهرهای ایران را فرا گرفت. در نهایت صبح ۳۰ تیر ۱۳۳۱ انبوهی از مردم در تهران و شهرهای ایران به خیابانها ریختند و با «شعار زنده باد مصدق »، «یا مرگ یا مصدق»، « مرگ بر قوام»، خواهان برکناری قوام و بازگشت مصدق شدند. قوام استعفا داد و [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] دوباره نخست وزیر شد و شاه با درخواست‌های مصدق موافقت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همان زمان توطئه‌ها بر علیه مصدق توسط عوامل دربار و وابستگان به سفارت انگلستان و طرفداران سیاست‌های انگلیس شروع شد. در واقع این عوامل که از سازش ناپذیری مصدق نا امید شدند، از این پس به طور جدی‌تری ایده کودتا و سقوط دولت [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] را دنبال کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن آیزنهاور در آمریکا، انگلستان، آمریکا را نیز بر علیه مصدق همراه کرد و در نهایت پروژه موسوم به «آژاکس» برای کودتا و ساقط کردن مصدق با همکاری سازمان سیا و ام آی۶ و عوامل دربار کلید خورد. فرماندهی کودتا به کرمیت روزولت آمریکایی واگذار شد. ابتدا در ۲۵ مرداد۱۳۳۲ طرح کودتا اجرا شد که طرح لو رفت و تعدادی از عوامل آن دستگیر شدند و شکست خورد. در نهایت بار دیگر کودتا در۲۸ مرداد ۱۳۳۲، این بار با همکاری نیروهای نظامی و اراذل و اوباشی چون، شعبان جعفری و همینطور رهبران مذهبی چون، کاشانی و بهبهانی اجرا شد و در بعد از ظهر همان‌روز با اشغال خانه دکتر [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] کودتا پیروز شد و دولت دکتر مصدق سقوط کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرانجام ملی شدن صنعت نفت  ==&lt;br /&gt;
پس از کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲، برای حل مسئله نفت اقداماتی صورت گرفت که مقدمات آن یک سال به طول انجامید. دولت سرلشگر زاهدی برای به جریان انداختن نفت ایران به سمت غرب، اقداماتی را انجام داد که مهم‌ترین آنها عبارت بود از برقراری مجدد روابط سیاسی با انگلستان که درجریان ملی شدن نفت و خلع ید قطع شده بود و انتخابات مجلسین شورای ملی و سنا، برای تصویب قرارداد کنسرسیوم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۳۲ پس از تقریبا ۱۴ ماه قطع رابطه دیپلماتیک بین ایران و دولت انگلستان، خبر تجدید روابط بین دو کشور اعلام شد. در ۳۰ آذر «دنیس رایت» با سمت کاردار سفارت و در تاریخ ۲۹ بهمن، «سر راجر استیونس» به عنوان سفیر کبیر وارد تهران شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دستور نخست وزیر سرلشگر زاهدی، کمیسیونی مرکب از روسای سابق اداره نفت وزارت دارایی تشکیل شد که با همکاری مقامات شرکت ملی نفت ایران، مأموریت داشت نظرات خود درباره شرایط و چگونگی تحدید مذاکرات نفت را اعلام کند. در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۳۲، کمیسیون مذبور گزارش خود را به نخست وزیر ارائه داد. خلاصه‌ی مضمون گزارش این بود که مذاکرات بر اساس قانون ملی شدن، در حدود شرایط آخرین پیشنهاد مشترک انگلیس و آمریکا انجام گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر اوضاع و تعادل قوای موجود پس از سقوط دولت [[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] بیانگر این بود که انگلیس و آمریکا از پذیرش این موضوع امتناع خواهند کرد. در واقع آمریکا و انگلیس مصمم بودند که ضمن تایید صوری اصل ملی شدن نفت در ایران، دولت زاهدی را وادار به قبول همان شرایطی کنند که در دیگر کشورهای نفت خیز اجرا می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هربرت هوور به عنوان نماینده دولت آمریکا جهت مذاکرات بیرامون نفت وارد ایران شد. او در مذاکرات با کمیسیون مشاورین مخصوص نخست وزیر ایران، مذاکرات بر اساس آخرین پیشنهاد مشترک آمریکا و انگلیس، که دکتر مصدق آنرا رد کرده بود را نپذیرفت و بر لزوم پرداخت غرامت از سوی ایران به شرکت سابق نفت و حضور کمپانی‌های آمریکایی در گروه شرکت‌های صادر کننده نفت ایران تأکید کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اواخر بهمن ۱۳۳۲، هیأت بیست نفری نمایندگان شرکت‌های نفت آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی، از تأسیسات نفت در خوزستان بازدید کردند و اعتراف کردند که مهندسان و کارکنان ایرانی به رغم رفتن همه متخصصان انگلیسی، تأسیسات را به خوبی حفظ و نگهداری کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اواخر فروردین ۱۳۳۳ (آوریل ۱۹۵۴) سفیر کبیر انگلسنتان، به وزارت خارجه ایران اطلاع داد که کنسرسیومی از شرکت‌های بزرگ نفت به صورت مختلط آماده مذاکره با ایران است. این گروه شامل نمایندگاه پنج شرکت آمریکایی، نیوجرسی، سوکونی، کالیفرنی، گلف و تگزاس، هریک با سهم ۸ درصد(جمعا ۴۰ درصد)، شرکت نفت انگلیس با سهم ۴۰ درصد، شرکت شل، با سهم ۱۴ درصد و شرکت فرانسوی با سهم ۶ درصد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد ۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انتخابات مجلس هجدهم ===&lt;br /&gt;
در صورت امضای قرارداد کنسرسیوم و توافق با شرکت‌های غربی برای استخراج نفت، اجرای آن منوط به تصویب قرارداد از سوی قوه‌ی مقننه ایران بود. در مجلس سنا که نیمی از اعضای آن منتخب شخص [[محمدرضا پهلوی|محمد رضا شاه]] بودند، مشکلی وجود نداشت. اما تصویب قرارداد در مجلس شورای ملی آسان نبود. برای تصویب قرارداد باید مجلسی تشکیل می‌شد که نمایندگان آن به دقت دست چین شده باشند. انجام چنین انتخاباتی مستلزم ایجاد فضای اختناق و سرکوب بود که از فردای کودتا، برای تحکیم رژيم کودتا صورت گرفته بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زاهدی و شاه برای تعیین نمایندگان دست چین شده اختلاف نظر داشتند. آنها درنحوه‌ی اداره کشور نیز اختلاف داشتند. زاهدی به پشتوانه کودتای آمریکایی- انگلیسی و حمایت آنها، به نظرات شاه اعتنا نمی‌کرد. در نهایت طی مذاکراتی، معین شد که دولت و دربار بر سر نامزدهای نمایندگی مجلس با هم کنار بیایند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انتخابات مجلس هجدهم در فضای خفقان و سرکوب انجام شد و نمایندگان دست چین شده به مجلس راه یافتند. روز ۲۷ اسفند ۱۳۳۲ دوره هجدهم مجلس شورای ملی گشایش یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قرارداد کنسرسیوم ===&lt;br /&gt;
قراداد فروش نفت و گاز، معروف به قرارداد کنسرسیوم در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۳۳ (۲۹ اوت ۱۹۵۴) به امضای امینی و پیچ رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۵ مهر ۱۳۳۳ دکتر علی امینی وزیر دارایی ایران، لایحه قرارداد کنسرسیوم را برای تصویب، تسلیم مجلس کرد. &lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای قرارداد کنسرسیوم.JPG|جایگزین=قرارداد کنسرسیون و نابودی قانون ملی شدن صنعت نفت ایران|بندانگشتی|علی امینی وزیر دارایی کابینه زاهدی در حال امضای قرارداد کنسرسیوم]]&lt;br /&gt;
قرارداد کنسرسیوم یک قرارداد استعماری بود که با تدارک قبلی، در محیط ارعاب به ملت ایران تحمیل شد و مفاد آن با قانون ملی شدن صنعت نفت مغایر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از سقوط [[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] مجامع حقوقی و سیاسی بین‌المللی (دیوان دادگستری بین‌المللی و شورای امنیت سازمان ملل)، ملی شدن صنعت نفت را به عنوان حق حاکمیت ایران تایید کرده بودند. کوشش دولت بریتانیا در دادگاه‌های ایتالیا و ژاپن برای جلوگیری از فروش نفت ایران، شکست خورده بود و برای دولت انگلستان از نظر حقوقی برای رسیدگی به دعاوی شرکت سابق نفت، راهی جز مراجعه به دادگاه‌های ایران وجود نداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلاش برای انطباق اصل ملی شدن با قرارداد کنسرسیوم، جنبه تشریفاتی داشت. برای سرپوش گذاشتن بر این قرارداد تحمیلی عناوینی از قبیل شرکت‌های عامل فروش و واگذاری عملیات غیر صنعتی به شرکت ملی نفت ایران استفاده شد. مواد قرارداد همانند دیگر قراردادهای معمول درکشورهای تحت سلطه‌ی انگلیس و آمریکا در حوزه‌ی خلیج فارس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قراداد کنسرسیوم یک امتیاز گیری پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود که به ایران تحمیل شد. انگلستان از ایران غرامت گرفت و موجبات وابستگی سیاسی، اقتصادی و نظامی کشور را به غرب و ایالات متحده هموار ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر علی امینی، وزیر دارایی و رئیس هیأت نمایندگی ایران در مذاکرات کنسرسیوم، در دفاع از لایحه،‌ به طور ضمنی به تحمیلی بودن قراداد اشاره کرد و گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«...ما مدعی نیستیم که راه‌‌حل ایده‌آل مشکل نفت را پیدا کرده‌‌ایم و قرارداد فروشی که بسته‌ایم،‌ همان چیزی است که ملت ایران آرزو می‌کنند...»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;زاهدی نخست وزیر، در جلسه مشترک هیأت رئیسه مجلسین شورا و سنا، در دفاع از قراداد و درباره محاسن تمدید ۴۰ ساله آن گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«... با تمدید قرارداد، در واقع کلاه سر انگلیسی‌‌ها و آمریکایی‌ها رفته، برای اینکه تا هفت هشت سال دیگر نیروی اتم جای نفت را می‌گیرد و ذخایر نفت ایران بی‌مصرف می‌ماند. در این صورت پس از ده سال هر چه از کنسرسیوم بگیریم، وجهی است بازیافتی...»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;به رغم جو خفقان و سرکوب، انتشار خبر امضای قراداد کنسرسیوم و طرح لایحه در مجلس شورای ملی و سنا با اعتراض وسیع طبقات جامعه و شخصیت‌های ملی روبرو شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] از زندان لشکر ۲ ررهی، در لایحه فرجام خواهی که به دیوان عالی کشور فرستاد، قراداد کنسرسیوم را مغایر با قانون ملی شدن نفت و مخالف با اصل ۲۴ قانون اساسی و نیز در جهت اعاده سلطه استعمارگران برای از میان بردن استقلال سیاسی و اقتصادی ایران دانست. مصدق قرارداد کنسرسیوم را شبیه قرارداد سال ۱۹۳۳ و قراداد گس - گلشائیان، نوعی امتیازخواهی توصیف کرد و خاطرنشان ساخت که تبدیل کلمه «امتیاز» به واژه «فروش» نفس قرارداد را تغییر نمی‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت جلد۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲|اندازه=ریز}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%B2%D8%A8_%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=87142</id>
		<title>حزب توده ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D8%B2%D8%A8_%D8%AA%D9%88%D8%AF%D9%87_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=87142"/>
		<updated>2026-03-17T22:58:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات حزب سیاسی&lt;br /&gt;
| نام              = حزب توده ایران&lt;br /&gt;
| نام بومی         = حزب توده ایران&lt;br /&gt;
| آرم              = Tudeh Party of Iran.png&lt;br /&gt;
| دبیرکل           = علی خاوری &lt;br /&gt;
| بنیانگذاران      = ۵۳ نفر از فعالان چپگرا&lt;br /&gt;
| آرمان            = مارکسیسم-لنینیسم&lt;br /&gt;
| تأسیس            = ۱۳۲۰&lt;br /&gt;
| روزنامه          = نامه مردم&lt;br /&gt;
| ایدئولوژی        = مارکسیسم-لنینیسم&lt;br /&gt;
| وب‌گاه            = www.tudehpartyiran.org&lt;br /&gt;
| کشور             = ایران&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;حزب توده ایران&#039;&#039;&#039; قدیمی ترین جریان چپ ایران است که در ۱۰ مهر ۱۳۲۰ توسط ۵۳ نفر از فعالان چپ گرای آن زمان تشکیل شد. از افراد سرشناس این عده می توان ایرج اسکندری، احسان طبری، خلیل ملکی و رضا رادمنش را نام برد که در دوره رضا شاه پهلوی فعالیت سیاسی می کردند. در سال ۱۳۲۷ توسط رژیم سلطنتی غیر قانونی اعلام شد و به فعالیت مخفی روی آورد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انقلاب ضد سلطنتی این حزب با شاخص گرفتن مبارزه‌ «ضدامپریالیستی» با خمینی هم‌جبهه شد و حتی  از کشتار و سرکوب مخالفان دفاع کرد. با این همه جمهوری اسلامی به اعضای این حزب نیز رحم نکرد. ایدئولوگ آن احسان طبری در زندان از عقاید خود ابراز پشیمانی کرد و با نوشتن کتاب «کژ راهه» مبانی اعتقادی حزب را زیر سوال برد. نورالدین کیانوری دبیر اول کمیتهٔ مرکزی حزب توده ایران از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۲ در تهران تا لحظه مرگ در حصر خانگی بسر برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سابقه ==&lt;br /&gt;
«حزب توده ایران قدیمی ترین جریان چپ ایران است که در روز ۱۰ مهر ۱۳۲۰ توسط ۵۳ نفر از فعالان چپ گرای آن زمان تشکیل شد. از افراد سرشناس این عده می توان ایرج اسکندری، احسان طبری، خلیل ملکی و رضا رادمنش را نام برد که در دوره رضا شاه پهلوی فعالیت سیاسی می کردند. در سال ۱۳۲۷ توسط رژیم سلطنتی غیر قانونی اعلام شد و به فعالیت مخفی روی آورد. در سال ۱۳۳۲ به دنبال کودتای ۲۸ مرداد بیشترین تعداد از رهبران و کادرهای آن مجبور به فرار به خارج کشور شدند. بعد از انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷، به ایران بازگشت و با تمام قوا به حمایت از رژیم جمهوری اسلامی پرداخت و از سرکوب نیروهای چپ مستقل و مجاهدین خلق و دیگر نیروهای دمکراتیک و ملی حمایت، و همکاری عملی با دستگاه های سرکوبگر و اطلاعاتی رژیم را در دستور کار خود گذاشت. در سال ۱۳۶۲ اکثریت اعضای این حزب توسط رژیم جمهوری اسلامی به جرم جاسوسی برای بیگانگان، دستگیر و به زندان افتادند. دبیرکل وقت این حزب نورالدین کیانوری جزو دستگیرشدگان بود که به زندان افتاد. بخشی از رهبران و کادرهای آن دوباره به خارج رفتند و بیشتر در اروپا مستقر شدند وبه فعالیت های سیاسی خود ادامه دادند. این حزب در انقلاب ۱۳۵۷ خیانتکاری را به اوج رساند و با شعار «توده ای هستم و در خط امام» به حمایت کامل از رژیم خمینی پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«حزب توده که در حيات خود حتی لحظه ای هم نتوانسته بود نمونه یک حزب کمونيست باشد&amp;quot; و &amp;quot; فقط کاریکاتوری بود از یک حزب مارکسيست- لنينيست&amp;quot;، در شرایطی که &amp;quot; کودتای امپریاليستی ۲۸ مرداد موجب از هم پاشيدن تمام سازمانهای سياسی، ملی و ضد امپریاليستی گردید&amp;quot;، رهبری آن &amp;quot; تنها توانست عناصر فداکار و مبارز حزب را به زیر تيغ جلادان بياندازد و خود راه فرار را در پيش بگيرد&amp;quot;.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قدرت های امپریاليستی (انگليس وامریکا) در جهت حفظ منافع غارتگرانه خود در ایران، از طریق ارتجاع دربار شاه، کودتای ۲۸ مرداد را عليه منافع مردم ایران سازمان دادند و در شرایطی که نه مصدق خود را برای مقابله مسلحانه با دشمنان آماده کرده بود و نه حزب توده اساساً خواهان به قول خود &amp;quot; آشوب&amp;quot; بود، توده های مردم آماج حملات خونين نيروهای مسلح شاه، قمه به دستان کودتاچيان و لمپن هائی نظير شعبان بی مخ قرار گرفتند. در این اوضاع و احوال هنوز توده های مبارز مرتبط با حزب توده که با از جان گذشتگی آماده مقابله با کودتاچيان، دفاع از خود و پيشبرد مبارزاتشان تا رسيدن به پيروزی بودند، انتظار داشتند که این حزب آنها را برای مقابله با کودتای امپریاليستی سازماندهی کرده و رهبری مبارزاتشان را به عهده گيرد.  ولی حزب توده عليرغم برخورداری از یک نيروی متشکل نظامی (تشکل افسران حزب توده در ارتش)، به کمترین اقدامی در دفاع از مردم دست نزد و آنها را در مقابل سرکوب های خونين رژیم شاه تنها گذاشت. بخشی از رهبران خائن حزب برای حفظ جان خویش به خارج گریختند و آنهائی هم که مدتی بعد دستگير و به زندان افتادند در آنجا، عليرغم همه ادعاهای قبلی خود، با نوشتن ندامت نامه و تأئيد رژیم کودتا به مردم پشت کرده و حتی بعضی از آنها به مهره های خدمت گزار در دستگاه سرکوب شاه تبدیل شدند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سیاست حزب توده ایران در سالهای بعد از انقلاب، تحت لوای دفاع از سیاست ضد امپریالیستی و خلقی &amp;quot;امام خمینی&amp;quot; با معیار قرار دادن &amp;quot;خط امام&amp;quot; به عنوان شاقول انقلاب، در واقع سیاست تحکیم حاکمیت آیت الله خمینی و اسلام فقاهتی بود. دفاع از سیاست سرکوب طیف رنگارنگ نیروهای مخالف و چپ، سکوت در برابر سرکوب حقوق و آزادی های زنان، دفاع از دادگاه های انقلاب با شعار &amp;quot;برنده باد تیغ دادگاه های انقلاب&amp;quot;، به سهم خود زمینه سازی برای بیرون راندن &amp;quot;نهضت آزادی&amp;quot; و &amp;quot;جبهه ملی&amp;quot; از عرصه سیاست ملی با برچسب &amp;quot;آمریکایی&amp;quot;، &amp;quot;جاسوس&amp;quot; ، &amp;quot;پیروان خط برژینسکی&amp;quot; و &amp;quot;ضد خط امام&amp;quot;، تایید در برابر بستن روزنامه هایی همانند &amp;quot;میزان&amp;quot;، &amp;quot;آیندگان&amp;quot;، و .... نمونه هایی از این سیاست بود... سیاست دفاع از &amp;quot;خط امام&amp;quot; حزب در دوران انقلاب، در بین نه تنها اعضاء و هواداران حزب توده ایران ـ که عمدتا از نسل سیاسی بعد از کودتای ۲۸ مرداد بودند ـ ، بلکه دیرتر در بین اکثریت سازمان فدائیان خلق ایران مقبولیت یافت ... در شکل گیری ذهنیت آن نسل، پیروزی کودتا با دخالت مستقیم آمریکا، و برقراری حکومت اختناق و پلیسی نقشی تعیین کننده داشت. حلقه کودتای ۲۸ مرداد، در پیوند با زنجیره ای از کودتاهای دیگر علیه حکومت های ملی و قانون گرا، زیر پرچم مبارزه با خطر کمونیسم، زمینه ذهنی و مادی جدی برای پذیرش تئوری های انقلابی و ضد امپریالیستی فراهم ساخته بود. به زعم آن نسل، پیروزی کودتای ۲۸ مرداد، از یک سو نتیجه سیاست لیبرالی، قانونگرانه و عدم سرکوب ضد انقلاب از طرف دکتر مصدق و از سوی دیگر نتیجه عدم مقاومت مسلحانه در برابر کودتا از جانب حزب توده ایران بود... بر این بنیان نظری بود که توده ای ها از پیشنهاد &amp;quot;جمهوری اسلامی&amp;quot; آیت الله خمینی به عنوان نظر خرده بورژوازی، در مقابل پیشنهادهای &amp;quot;جمهوری&amp;quot; یا &amp;quot;جمهوری دمکراتیک اسلامی&amp;quot; مهدی بازرگان به عنوان پیشنهاد بورژوازی لیبرال، دفاع کردند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ==&lt;br /&gt;
در برنامه این حزب مصوب کنگره ششم بهمن ماه ۱۳۹۱ آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«حزب توده ایران، وارث و ادامه دهنده راهی بود که کمونیستهای ایران دهه ها پیش از آن آغاز کرده بودند. حزب کمونیست ایران در حالی نخستین کنگره خود را در تیرماه ۱۲۹۹ ، در انزلی، برگزار و تشکیل این حزب را به طور رسمی به جهانیان اعلام کرد که، حدود نیم قرن زمینه تاریخی ای مشحون از مبارزه را پشت سر داشت. حزب کمونیست ایران با هدف استقرارِ جمهوری انقلابی، تشکل و رهبریِ طبقه کارگر، حلِ مسئله ارضی و محوِ کامل بقایای فئودالیسم، و حلِ مسئله ملی (خلقها)، به روشنگری و نشر اندیشه های مترقی پرداخت، که دستاوردهای بزرگی برای مردم دربرداشت. پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ ، نظام سیاسیِ پوسیده و ضد مردمی سلطنتی را واژگون کرد، و با استقرارِ آزادی، این امکان را پدید آورد که میهن ما بدون دخالتِ خارجی و حضورِ دهها هزار مستشار آمریکایی، به سمت انتخاب نظام سیاسی - اقتصادی خود حرکت کند. حزب توده ایران پس از ۲۵ سال سرکوب خشن و خونین، فعالیت علنی خود را از سر گرفت و در مدتی بسیار کوتاه توانست به نیروی بزرگ اجتماعیای با نفوذِ چشمگیر معنوی، تبدیل گردد. تأثیر اندیشههای حزب ما بر اصلهای مترقیِ قانون اساسی، که دفاع از منافع قشرهای گوناگون اجتماعی و پاسداری از آزادی را در دستور کار خود قرار میدهد، در کنارِ تلاش حزب در سازماندهی کارگران، کشاورزان، زنان، جوانان، و دانشجویان کشور، هراس ارتجاعِ داخلی و کشورهای امپریالیستی را که نگران سمتگیری انقلاب بهمن ۵۷ بودند، خیلی زود برانگیخت.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جهان‌بینی ==&lt;br /&gt;
«جهان‌بینی حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر و زحمتکشان ایران به گفته‌ی خود بر پایه اندیشه های مارکسیسم - لنینیسم بنا شده است هر چند این حزب پس از انقلاب در همکاری به رژیم جمهوری اسلامی التزام عملی خود به این اندیشه‌ها را زیر سوال بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در متون این حزبی این حزب آمده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مارکسیسم - لنینیسم، جهانبینیِ پویایی است که در جریان تکامل جامعه بشری و در روند مبارزه اجتماعی - طبقاتی، صیقل مییابد، بسط پیدا میکند، و همراه با پیشرفت علم و بینش بشر، باریکاندیشی و تصریح میشود. بر پایه چنین درکی، به اعتقاد ما: خصلت و مضمونِ اساسی دوران کنونی جامعه بشری، دورانِ گذار از سرمایهداریِ جهانی شده و عمیقاً انحصاری به صورت بندیِ اجتماعی - اقتصادی برتر و مترقیای است که در آن، جامعه از بندهای بهرهک شیِ انسان از انسان رها گردیده و زمینه های عملی شدنِ عدالت اجتماعی را بر پایه از بین بردن نظام طبقاتی بنا کرده است.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوسیالیسم ==&lt;br /&gt;
«حزب توده ایران معتقد است که، مبارزه ایدئولوژیک و سیاسی میان سوسیالیسم و سرمایه داری - که از قرن بیستم با پیروزی انقلاب اکتبر به مرحله کیفی عملی وارد شد - نه فقط هنوز حل نشده است، بلکه در قرن بیست ویکم به مرحلهٔ نویی وارد گردیده است. بحران اقتصادی و سیاسی کنونی در جهان نشانگر شکست فاحش مدرنترین نوع سوداگری، یعنی الگوی نولیبرالیسم اقتصادی در مرحله امپریالیستی نظام سرمایه داری است. ما هم اکنون پیامدهای مرحله امپریالیستی سرمایه داری ای را شاهدیم که با تمرکزِ سرمایه های مالی غول آسا به صورت «جهانی شده »، آن را به سدی فرا روی ترقی و پیشرفت بشریت تبدیل کرده است و حتی با بقای حیات در کره زمین نیز در تضاد است. از نظر تئوریک نیز، با وجود گذشت یک و نیم قرن، هنوز حتی یک نظریه معتبر و مستحکم در مقابل دستاوردهای علمی مارکس، انگلس و لنین در ارائه بدیلِ سوسیالیسم موجود نیست. بدین جهت است که حس انسان دوستی، درک علمی از راهبرد تغییر مترقی جامعه به همراه وظیفه میهندوستی، سبب گردیده اند تا حزب توده ایران برای فراهم آوردن محملها و شرایط عینی و ذهنی گذر کشورمان به سوسیالیسم بکوشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رسانه ها ==&lt;br /&gt;
ارگان مرکزی:نامه مردم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سایت حزب &amp;lt;nowiki&amp;gt;https://www.tudehpartyiran.org&amp;lt;/nowiki&amp;gt;         &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دبیرکل ==&lt;br /&gt;
علی خاوری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
برنامه این حزب مندرج در سایت این حزب &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سایت بی بی سی فارسی: نقش حزب توده در تحکیم حاکمیت اسلام فقاهتی. فرهاد فرجاد عضو حزب توده ایران در سال های انقلاب ۱۸ فوریه ۲۰۱۲ - ۲۹ بهمن ۱۳۹۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 چریکهای فدایی خلق و بختک حزب توده خائن – اشرف دهقانی اردیبهشت ۱۳۹۱ – می ۲۰۱۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود احمدزاده - کتاب مبارزه مسلحانه هم استراتژی، هم تاکتيک&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=87135</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=87135"/>
		<updated>2026-03-17T16:46:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: /* رضا‌شاه و قراردادهای نفتی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات پادشاهی&lt;br /&gt;
| نام           = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
| تصویر         = رضا پهلوی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر  = 200px&lt;br /&gt;
| دوران         = &lt;br /&gt;
| تاجگذاری      = ۴اردیبهشت ۱۳۰۵&lt;br /&gt;
| تفویض         = &lt;br /&gt;
| نام کامل      = رضا میرپنج&lt;br /&gt;
| لقب           = رضاقلدر-رضاخان&lt;br /&gt;
| زادروز        = ۱۲۵۶&lt;br /&gt;
| زادگاه        = آلاشت مازندران&lt;br /&gt;
| تاریخ درگذشت  = ۱۳۲۳&lt;br /&gt;
| محل درگذشت    = ژوهانسبورگ-آفریقای جنوبی&lt;br /&gt;
| آرامگاه       = تهران&lt;br /&gt;
| شهبانو        = &lt;br /&gt;
| همسر          = مریم سوادکوهی&lt;br /&gt;
| همسر ۱        = تاج‌الملوک آیرملو&lt;br /&gt;
| همسر ۲        = توران امیرسلیمانی&lt;br /&gt;
| همسر ۳        = عصمت دولتشاهی&lt;br /&gt;
| کاخ           = سعدآباد&lt;br /&gt;
| دودمان        = پهلوی&lt;br /&gt;
| شعار سلطنتی   = &lt;br /&gt;
| پدر           = &lt;br /&gt;
| مادر          = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
| فرزندان       = محمدرضا&lt;br /&gt;
| دین           = اسلام&lt;br /&gt;
| امضاء         =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی،&#039;&#039;&#039; در سال ۱۲۵۶ خورشیدی در آلاشت مازندران به دنیا آمد. هیچ‌گاه پدرش را ندید و مادرش نوش‌آفرین آیرملو بعد از مرگ پدر رضاخان، به تهران آمد و در محله سنگلج زندگی جدیدی را شروع کرد. مخارج زندگی آنان تا هفت سالگی رضا برعهده ابوالقاسم آیرملو بود که در آن زمان به نام ابوالقاسم بیک، خیاط قزاقخانه بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;محمد جواد مشکور، اسماعیل دولتشاهی. محیط‌شناسی با تکیه بر تاریخ ایران&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا در سن ۱۴ سالگی توسط صمصام از نفرات علی‌اصغرخان امین‌السلطان صدراعظم به عنوان سرباز (تابین) وارد فوج (هنگ) سوادکوه شد. نقل است به قدری جثه کوچکی داشت که دیگران وی را سوار اسب می‌کردند. در سال ۱۲۷۵ که [[ناصرالدین شاه|ناصرالدین‌شاه قاجار]] کشته شد، فوج سوادکوه برای حفاظت از مراکز دولتی و سفارت‌خانه‌ها به تهران فرا خوانده شد، که رضا‌خان مدتی‌ نگهبان سفارت آلمان و هلند در تهران بود. وی سپس به سرگروهبانی محافظین بانک استقراضی روسیه در مشهد منصوب شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;نجفقلی پسیان و خسرو معتضد، از سوادکوه تا ژوهانسبورگ: زندگی رضاشاه پهلوی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان بعد از مدتی وکیل‌باشی گروهان شصت‌تیر می‌شود. در این دوره رضا‌خان به دلیل تسلط به استفاده از یک مسلسل به نام ماکسیم (مشهور به شصت‌تیر) به رضا ماکسیم معروف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا‌خان در جنگ‌های مختلف علیه‌ انقلابیون به ویژه [[ستارخان]] و [[باقرخان]] و انقلابیون تبریز شرکت داشت. وی مدارج ترقی در نیروی قزاق را طی کرد و به درجه‌ی یاوری (ستوانی) رسید. رضاخان در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی‌ آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۲۹۹ خورشیدی برای شرکت در سرکوب [[نهضت جنگل]] راهی گیلان شد، و با تمام قوا در سرکوب جنگل تلاش کرد. همچنین قیام کلنل [[محمدتقی‌ پسیان]] علیه استبداد و استعمار به دست او سرکوب شد. رضاخان به سبب شرکت فعال در این جنگ‌ها از [[احمد شاه|احمدشاه]] شمشیر مکلل به جواهر دریافت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که [[انقلاب مشروطه]] در ایران در حال رشد و کنار زدن سلطنت قاجار بود و فضای روشنفکری و تجدد در ایران رو به گسترش می‌رفت، رضا‌خان در اسفند ۱۲۹۹ با همکاری [[سید ضیاءالدین طباطبایی]] از وابستگان انگلیس، دست به کودتا زد. این کودتا توسط ژنرال ادموند آیرون‌ساید طراحی و هدایت شد. در این کودتا رضاخان با حمله به تهران تمامی روشنفکران،‌ نویسندگان و آزادی‌خواهان را دستگیر کرده و مقدمات سلطنت جدید خود را بجای سلطنت تضعیف شده‌ی قاجار آماده کرد.[[پرونده:شناسنامه رضا شاه.jpg|جایگزین=شناسنامه رضا شاه|بندانگشتی|شناسنامه رضاشاه]]&lt;br /&gt;
در  ۲۴ آذر ۱۳۰۴ رضاخان به عنوان پایه‌گذار [[سلطنت پهلوی|حکومت پهلوی]] بر تخت نشست و در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ تاجگذاری کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با به تخت نشستن او تمامی آزادی‌هایی که در دوران مشروطه ایجاد شده بود از میان رفت و بسیاری دستگیر شده و به زندان‌ها روانه شدند. از جمله برخی از شعرا و ادیبان مانند [[میرزاده عشقی]] و [[محمد فرخی یزدی]]، نسیم شمال محبوس گشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ۲۰ساله حسین مکی ج ۶ ص ۱۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان قزاق پس از نشستن به تخت سلطنت، حدود ۴۴ هزار سند ملکی از دست مردم گرفت و املاک و زمین‌های روستاییان گیلان و مازندران، تنکابن و نور و بسیاری جاهای دیگر را مالک شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان رضاشاه، بزرگ‌ترین ارباب و زمین‌دار (فئودال) ایران خود او بود. رضاشاه هنگام ترک ایران، ۶۸ میلیون تومان در حساب شخصی خود در بانک ملی داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;حسین مکی تاریخ ۲۰ ساله ، جلد ۸ صفحه ۹۱  به نقل از وزیر دارایی وقت، دکتر سجادی&amp;lt;/ref&amp;gt; این مبلغ برای ایران آن زمان پول بسیار هنگفتی به حساب می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا‌شاه برای تضمین قدرت مطلق خود، روزنامه‌های مستقل را بست، و مصونیت پارلمانی را از نمایندگان گرفت و احزاب سیاسی را از بین برد. او با تبدیل مجلس به نهادی مطیع و تشریفاتی توانست وزرای دلخواه خود را تعیین کند. به علاوه وی با پشتیبانی دربار به مصادره زمین‌های حاصل‌خیز مازندران پرداخت و به زودی به ثروتمندترین مرد ایران تبدیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;آبراهامیان، یرواند، &#039;&#039;ایران بین دو انقلاب&#039;&#039;، صص. ۱۷۱–۱۷۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام در سال ۱۳۲۰، پس از اشغال ایران به دست متفقین، با اولتیماتوم چند خطی بریتانیا، رضا‌شاه بدون کوچکترین مقاومت، مجبور به ترک ایران و واگذاری سلطنت به پسرش [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]] شد و سه سال بعد در ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی درگذشت. جسد رضا‌شاه در مسجد الرفاعی مصر به امانت گذاشته شد و در اردیبهشت ۱۳۲۹ در دوره‌ی نخست‌وزیری حسنعلی منصور جسد رضا‌شاه از مصر به ایران منتقل شد و در نزدیکی حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==زندگی‌نامه رضا‌شاه==&lt;br /&gt;
===دوران کودکی و نوجوانی===&lt;br /&gt;
[[پرونده:رضا شاه در حال نگهبانی در جلوی سفارت هلند.jpg|جایگزین=شناسنامه رضا شاه|بندانگشتی|رضاشاه در حال نگهبانی جلوی سفارت هلند]]&lt;br /&gt;
رضا‌خان در روز ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در روستای آلاشت در مازندران به دنیا‌ آمد. پدرش عباسعلی داداش‌بیگ در حرفه‌ی سپاهی‌گری و در فوج سوادکوه بود. رضا هیچ‌گاه پدرش را ندید. بعد از مرگ پدرش، مادرِ رضا، نوش‌آفرین آیرملو به دلیل این که از مهاجران قفقاز بود و خانواده‌اش در تهران ساکن شده بودند، به تهران مهاجرت نمود. یکی دیگر از علل، این مهاجرت این بود که، مردم آلاشت با ازدواج غیر خودی مخالف بودند. بنابراین بعد از مرگ پدرِ رضا، سر ناسازگاری با مادر وی‌ گذاشتند که به ناچار به تهران مهاجرت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در راهِ این سفر نوزاد یعنی رضا به شدت بیمار شد و با رسیدن به گردنه و کاروانسرای گدوک، نوزاد یخ زد و سیاه شد، مادر و سایر هم‌سفران فکرکردند که او مرده است. بنابراین او را از مادر جدا نموده و برای دفن در روز بعد، او را در آخور چارپایان گذاشتند. گرمای محیط موجب شد تا کودک مجدداً جان بگیرد. این داستان را رضاشاه بارها در دوران پادشاهی برای اطرافیان از جمله محمدعلی فروغی و حسن اسفندیاری نقل کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفقلی پسیان و خسرو معتضد، از سوادکوه تا ژوهانسبورگ: زندگی رضاشاه پهلوی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالقاسم آیرملو که دایی رضا‌ بود سرپرستی او و مادرش را به عهده گرفت، اما ابوالقاسم آیرملو به لحاظ مالی آدم نسبتاً فقیری بود، و نمی‌توانست رسیدگی زیادی به رضا و مادرش بکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا ۷ ساله بود که مادرش هم از دنیا رفت، او بارها در زمان سلطنت گفته بود که هرگز محبت پدر و مادر را ندیده‌ام. بعد از ابوالقاسم آیرملو، سرتیپ نصرالله‌خان آیرم زندگی آنان را اداره می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;نجفقلی پسیان و خسرو معتضد، از سوادکوه تا ژوهانسبورگ: زندگی رضاشاه پهلوی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ورود به قزاق‌خانه===&lt;br /&gt;
رضا‌شاه در سن ۱۴ سالگی توسط یکی از بستگانش وارد فوج سواد‌کوه شد، بعد از مرگ [[ناصرالدین شاه|ناصرالدین‌ شاه]] فوج سوادکوه برای مراقبت از سفارت‌خانه‌ها و مراکز دولتی به تهران فرا خوانده شد. رضا‌شاه در لباس قزاق، کار نگهبانی از سفارت آلمان و هلند در تهران را انجام می‌داد، سپس به سرگروهبانی محافظین بانک استقراضی روسیه در مشهد منصوب شد. پس از چندی وکیل‌باشی (گروهبان تا استوار) گروهان شصت‌تیر شد. در این دوره رضا‌شاه به دلیل استفاده از یکی از معدود مسلسل‌های ماکسیم آن زمان، به «رضا ماکسیم» معروف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا‌شاه با شرکت در جنگ‌های مختلف مدارج ترقی را در قزاق‌خانه طی کرد به طوری که در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان رسید.&lt;br /&gt;
[[پرونده:رضا شاه با لباس قزاق ها.jpg|جایگزین=ضا شاه با لباس قزاق ها|بندانگشتی|رضاشاه با لباس قزاق‌ها]]&lt;br /&gt;
رضا‌شاه در این سمت علیه فرمانده‌ بریگاد قزاق، سرهنگ کلرژه کودتایی انجام داد. این کودتا به فرماندهی استارسلسکی، اجرا شد ولی عامل اجرا، رضا‌شاه بود. اجرای این کودتا با هماهنگی افسران انگلیسی و  توسط رضا‌شاه به کودتای اول رضا‌شاه نیز معروف است. در اثر این کودتا، کلرژه ( افسری که بلشویک‌ها پس از سقوط تزار به ایران فرستاده بودند) به روسیه بازگشت و معاونش استاروسلسکی فرمانده بریگاد قزاق در ایران شد.&amp;lt;blockquote&amp;gt;«...سختی و مشقت زندگی، از دست دادن پدر در دوران کودکی و نبودن وسیله باعث شد که رضاخان در ابتدای عمر به مدرسه نرود و خواندن و نوشتن را نیاموزد.»&amp;lt;ref&amp;gt;حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران . ج ۶ . ص ۱۶۲&amp;lt;/ref&amp;gt;  &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاج الملوک، که اولین ملکه‌ی دربار پهلوی بود نیز در سال ۱۳۴۷ خورشیدی در مصاحبه با خبرنگار یکی از مجلات چاپ پاریس، به نام کنفیدانس، درباره‌ی بی‌سوادی رضا‌شاه گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«پدر و مادر او از رعایای معمولی بودند و خودش هم اصلاً سواد نداشت».&amp;lt;ref&amp;gt;فریدون هویدا . سقوط شاه . ص ۱۲۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
====نیروی قزاق====&lt;br /&gt;
در تاریخ ایران از نیروی قزاق بسیار گفته‌اند، اما این نیرو چه نیرویی بود؟ از چه کسی فرمان می‌گرفت و مأموریتش چه بود؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناصرالدین‌ شاه در سفر دوم خود به اروپا در سال ۱۸۷۸ تحت‌ تاثیر رژه قزاق‌های روسی و ظاهر آراسته آن‌ها از تزار خواست با فرستادن چند تن از افسران قزاق نیرویی شبیه به آن‌ها در ایران تشکیل دهد. روس‌ها که همیشه درصدد افزایش نفوذ خود در ایران بودند از این مسئله استقبال و افرادی را به ایران برای آموزش اعزام کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب ارتش و تشکیل حکومت پهلوی در ایران، نوشته‌ی استفانی کرونین، ترجمه غلامرضا بابایی، ص ۱۰۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 هرچند بر اساس قانون، نیروی قزاق تحت نظر وزارت جنگ بود و حقوق آن‌ها به صورت منظم پرداخت می‌شد اما در عمل فرمانده بریگاد قزاق تصمیم‌های خود را پس از مشورت با سفارت روسیه در تهران و ستاد ارتش روسیه در قفقاز اجرا می‌کرد.  وظیفه‌ی اولیه‌ی قزاق‌ها در ابتدا برقراری نظم در پایتخت و حفاظت از قصرهای سلطنتی بود اما پیوند با منافع روسیه موجب شد تا این نیرو ضامن تضمین قدرت قاجاریه (به دلیل سیاست روسیه در این زمینه) و عامل سرکوب مخالفین نیز باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;دولت مطلقه، نظامیان و سیاست در ایران، وحید سینایی، ص ۲۱۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امین‌الدوله درخصوص وابستگی قزاق‌ها به شاه ایران می‌‌گوید: «بریگارد قزاق که در زمان [[ناصرالدین شاه|ناصرالدین‌شاه]] بودجه معینی داشته و برحسب ظاهر تحت امر وزارت جنگ بود در دوره مظفری نه به شاه اعتتایی دارد و نه از کسی گوش شنوایی»&amp;lt;ref&amp;gt;دولت مطلقه، نظامیان و سیاست در ایران، وحید سینایی، ص ۲۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیمسار عبدالله امیرطهماسبی، وزیر جنگ رضا‌شاه در این باره‌ می‌گوید:‌&amp;lt;blockquote&amp;gt;«(قزاق‌خانه) تشکیلات غریبی بود... یکی از مهم‌ترین عوامل بدبختی ملت ایران بود که در تحت سرپرستی اجانب با تمام معنی بر علیه حقوق ملت تجهیز کرده و... یکی از وقایعی است که ملت ایران هیچ‌وقت آن را فراموش نمی‌نماید».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب تاریخ شاهنشاهی اعلیحضرت رضاشاه پهلوی ص ۲۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;ارتشبد غلامعلی اویسی فرمانده‌ نیروی زمینی [[محمدرضا پهلوی]] در این خصوص نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سال ۱۲۹۶ قمری با درخواست ناصرالدین شاه، قزاق‌های روسی برای تشکیل یک نیروی قزاق وارد تهران شدند... (این نیرو) گزارشات خود را... به ستاد قوای قزاق روسیه در قفقاز ارسال می‌داشت و از همان طریق نیز برای اداره قزاق‌خانه ایران دستور می‌گرفت!‌... همین نیروی قزاق بود که در قیام مشروطیت ایران به اشاره دولت روسیه تزاری، ندای آزادی را در حلقوم هزاران آزادیخواه ایرانی خفه کرد و چه بسیار مردم شریف و بی‌دفاع را فقط به جرم میهن‌پرستی از دم تیغ گذراند... آموزش، آیین‌ها و فرامین (نیروی قزاق) به زبان روسی بود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;حکم نظامی کل ارتش ایران وسیله ستاد قزاق‌خانه و توسط یک افسر روس امضا می‌شد! و بدون احتیاج به اظهارنظر و تأیید مقامات ایرانی، ابلاغ می‌گردید!‌».&amp;lt;ref&amp;gt;تاریخ ۵۰ساله نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران با مقدمه ارتشبد غلامعلی اویسی چاپ ۱۳۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رضا‌خان در یک چنین نیرویی رشد و ترقی پیدا کرد.&lt;br /&gt;
==تبدیل رضا‌خان به رضاشاه==&lt;br /&gt;
رضا‌شاه در دوره‌ی کارش در نیروی قزاق، مورد توجه دربار و فرماندهان روس قزاق قرار گرفت. به اسم ایجاد امنیت و سرکوب شورش نیروهای انقلابی را به شدت سرکوب می‌کرد، او در موضع فرمانده یک واحد از نیروهای قزاق با قوای ملیون و [[محمدتقی‌ پسیان|کلنل پسیان]] در همدان جنگیده‌ بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:رضا شاه تاج گذاری.jpg|جایگزین=رضا شاه تاج گذاری|بندانگشتی|تاج‌گذاری رضاشاه|375x375پیکسل]]&lt;br /&gt;
رضا‌شاه البته پس از شکست از کلنل، خود و نیروهایش را به ژنرال روسی «نیکلای باراتف» معرفی کرد و با کمک او دوباره به جنگ با همین نیروهای آزادیبخش پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیروزی انقلاب سوسیالیستی در روسیه و خروج افسران روسی از ایران، انگلستان سریعاً قوای قزاق را که بی‌صاحب شده بود، طی یک کودتای داخلی توسط رضا‌شاه و چند افسر روسی، به خدمت خود در آورد. ژنرال ادموند آیرون‌ساید، فرمانده کل نیروهای انگلیسی در ایران،‌ رضا‌شاه را برای این کار در نظر گرفت او را توجیه و برای انجام مأموریت اعزام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیرون‌ساید در خاطراتش نوشته:&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شخصاً عقیده دارم یک دیکتاتوری نظامی گرفتاریهای ما را در ایران برطرف خواهد کرد و ما را قادر خواهد ساخت بی‌هیچ دردسری این کشور را ترک گوییم».&amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات سری آیرون‌ساید ـ به‌نقل از: سید ضیاءالدین طباطبایی به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص ۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;به این ترتیب رضا‌شاه با پشتیبانی انگلیس در تاریخ [[کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹|سوم اسفند ۱۲۹۹]] دست به کودتا زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] در این باره از رضا‌شاه نقل می‌کند که رضاشاه در جمعی گفته بود: آیرون‌ساید مرا آورده است!&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب سیاست موازنه منفی، جلد ا ول صفحه ۳۴ و گذشته چراغ راه آینده ص ۵۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمدتقی بهار]] هم در خصوص نتیجه‌ی کودتا می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سرکردگان و طراحان کودتا بعد از ورود به مرکز، تمام رجال مشروطه و در واقع نخبه‌ روشنفکران و طبقه تربیت‌شده مملکت را دستگیر ساختند».&amp;lt;ref&amp;gt;بهار - تاریخ احزاب سیاسی ایران ج ۱ ص ۸۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;با آن کودتا، سید‌ ضیاء نخست‌وزیر شد و رضا‌شاه هم به مقام وزارت جنگ رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوم اسفند ۱۲۹۹ تا آبان ۱۳۰۴ خورشیدی رضا‌شاه آخرین بقایای انقلاب مشروطه و بازمانده رهبران آن انقلاب را نابود کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه در آبان ۱۳۰۲ به نخست‌وزیری رسید؛ در حالی‌که هم‌زمان وزیر جنگ هم بود. به این ترتیب با بسیج کردن نیروهای وزارت جنگ، موجی از تلگراف‌های ساختگی توسط نظامیان وابسته به خودش از شهرستان‌ها روانه تهران کرد. وی بخشی از نظامیان تهران را هم در باغشاه متحصن کرده، یک حرکت تصنعی به‌راه‌ انداخت که در غیاب روزنامه‌های آزاد و مخالف، یکه‌تاز میدان شد. وی نهایتاً در مجلس شورای ملی (مجلس پنجم) خواهان خلع‌ید از خاندان قاجار که پادشاهش احمدشاه در تعطیلات فرنگ بود، شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخشی از آن تلگراف‌ها را سپهبد عبدالله امیرطهماسبی گردآوری و منتشر کرده که اسم و امضای بسیاری از بزرگ مالکان و آخوندهای همان دوره را پای آن‌ها می‌توان دید.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب شاهنشاهی اعلیحضرت رضاشاه پهلوی، سپهبد عبدالله امیرطهماسبی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و به این ترتیب، کار خلع‌ید از قاجاریه و انتقال سلطنت به رضا‌شاه، صورتی جدی به خود گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۸ آبان ۱۳۰۴ مجلس به تحصن عوامل حکومتی واکنش نشان داد و اعلام جلسه فوری کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین اوضاع و احوال، عوامل رضا‌شاه تلگراف‌هایی از شهرستانها به مجلس می‌فرستادند که ما ادارات دولتی را گرفته‌ایم و الآن هم داریم مسلح می‌شویم که بیاییم تهران و مجلس را بگیریم و قاجاریه را خلع کرده و شاه را عوض کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این شرایط رئیس مجلس (حسین پیرنیا مؤتمن‌الملک) استعفا داد. تعدادی از وکلای مجلس که طرفدار تغییر سلطنت بودند، از رضا‌شاه هواخواهی می‌کردند. تعدادی از وکلای مجلس که از هواداران رضا‌شاه بودند، ماده‌ واحده‌ای برای تغییر سلطنت را تنظیم و امضاء کردند، این امضاء کنندگان ۷۷ نفر بودند که تماماً از نفرات رضا‌شاه بودند و در روز ۹ آبان در جلسه علنی مجلس با مدیریت سیدمحمد تدین تصویب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس رسیدگی به ماده واحده را ۲ ساعت به ظهر روز ۹ آبان شروع کرد. پس از رأی‌گیری و شمارش آرا، از ۸۵نفر حاضر در جلسه، ۸۰نفر رأی مثبت به خلع قاجاریه و سلطنت موقت رضا‌شاه دادند. ۲ساعت به غروب مانده فرمان حکومت از طرف مجلس شورای ملی به رضا‌شاه تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب عبدالله امیرطهماسبی ص ۲۷۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این عمل که ماده‌ واحده را به رأی علنی گذاشتند، برخلاف آیین‌نامه‌‌های مجلس بود. چون مخالفان آن مشخص می‌شدند و خیلی‌ها نمی‌خواستند با رضا‌شاه سر این موضوع درگیر شوند. در روز ۲۴ آذر ۱۳۰۴ رضاخان در مجلس حاضر شد و با ادای سوگند به عنوان پایه‌گذار حکومت پهلوی بر تخت نشست و در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ تاج‌گذاری کرد و پادشاه ایران شد.&lt;br /&gt;
===رضا‌شاه به روایت پسرش===&lt;br /&gt;
پسر رضا‌شاه، [[محمدرضا پهلوی]]، درباره‌ی روابط پدرش با انگلیس‌ها و ژنرال ادموند آیرون‌ساید توضیح داده است که پدرش را انگلیسی‌ها سرکار آوردند.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب پاسخ به تاریخ، محمدرضا پهلوی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی دراین باره نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در آستانه انقلاب مشروطه، ایران یکی از فقیرترین کشورهای جهان بود. انگلیسها می‌کوشیدند یک منطقه بی‌طرف میان روسیه و هندوستان نگاه دارند. در سال ۱۹۰۷ پدرم فرمانده واحد کوچکی از تیپ قزاق ایران بود...در آغاز جنگ ۱۹۱۴ او را رضا‌ ماکسیم می‌خواندند. پس از انقلاب اکتبر، پدرم... عزم تهران کرد... از ژنرال انگلیسی آیرون‌ساید نقل کرده‌اند: «رضا‌شاه تنها مردی است که می‌تواند ایران را نجات دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب پاسخ به تاریخ نوشته محمدرضاشاه&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;محمدرضا پهلوی در ادامه نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یکی از یاران پدرم در این قیام، سیدضیاءالدین طباطبایی بود که به هواداری از انگلیس‌ها شهرت داشت».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب پاسخ به تاریخ نوشته محمدرضاشاه  ص ۲۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==رضا‌شاه و منابع نفت ایران==&lt;br /&gt;
===قراردادهای نفتی در زمان قاجار===&lt;br /&gt;
[[ناصرالدین شاه]]، در سال ۱۸۷۲ میلادی (۱۲۵۱هجری خورشیدی) قراردادی با یک تاجر انگلیسی آلمانی‌تبار به اسم «بارون ژولیوس دو رویتر» بست و امتیاز استخراج نفت ایران را به وی واگذار کرد. این قرارداد با مخالفت مردم منتفی شد به‌خصوص که روسیه تزاری هم این قرارداد را در تعارض با منافع خود می‌دید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقربیا ۲۹سال بعد (در سال ۱۹۰۱) [[مظفرالدین شاه]]، طی قراردادی، امتیاز استخراج نفت در سراسر ایران به‌استثنای خطه شمالی کشور را که منطقه نفوذ روس‌ها محسوب می‌شد، به مدت ۶۰سال به «ویلیام ناکْس دارسی» سرمایه‌‏دار انگلیسی داد. «دارسی» متعهد شد سالانه مبلغ ۲۰هزار لیره وجه نقد و معادل همین مبلغ از سهام شرکت و نیز ۱۶درصد از منافع خالص خود را به دولت ایران بپردازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و حدود ۱۳سال بعد (سال۱۹۱۴) دولت انگلستان، طی معامله‌یی با «دارسی» به جای او، طرف‌حساب ایران شد. &lt;br /&gt;
===رضا‌شاه و قراردادهای نفتی===&lt;br /&gt;
رضاشاه که با حمایت انگلیس بر سرکار آمده بود،‌ نمی‌توانست منافع انگلیس را نادیده بگیرد. در یک نمونه قراردادهای بین ایران و انگلیس را در بخاری انداخت و از بین برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی‌قلی‌ هدایت (مخبرالسلطنه)، نخست‌وزیر وقت، نوشته است:&lt;br /&gt;
[[پرونده:رضا شاه.jpg|جایگزین=رضا شاه پهلوی|بندانگشتی|رضا شاه پهلوی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شب ششم آذر (۱۳۱۱) تیمورتاش، دوسیه (پرونده)‌ نفت را به هیات وزیران آورد. شاه تشریف آوردند و متغیرانه فرمودند: دوسیه نفت چه شد؟ گفته‌شد حاضر است.زمستان است. بخاری می‌سوزد. دوسیه را برداشتند انداختند توی بخاری»!&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب «خاطرات و خطرات» ، مهدی‌قلی هدایت(مخبرالسلطنه)&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مصطفی فاتح، معاون شرکت نفت انگلستان و ایران در این باره نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در پرونده مزبور، همه نامه‌های متبادله بین وزیر دربار و شرکت (موجود) بود. موقعی که نمایندگان دولت خواستند از آن استفاده‌کرده و بعضی از نامه‌های شرکت را برای تأیید اظهارات خود در شورای جامعه ملل ارائه دهند، ملاحظه کردند که اسناد مهمی را از دست داده‌اند.»&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب۵۰سال نفت ایران، مصطفی فاتح&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رضاشاه در اختلاف بین ایران و شرکت نفت انگلیس به نفع شرکت انگلیسی حکم کرد. «لرد کدمن»، رئیس انگلیسی هیأت‌مدیره شرکت نفت، بعدها در شرح خاطرات خود نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«رضاشاه با نهایت مهربانی ما را پذیرفت و... پس از استماع طرفین، حد وسط را گرفت و دستور داد که حق‌الامتیاز را به ۴شلینگ در هر تن (۲شلینگ پایین‌تر از پیشنهاد دولت ایران) کاهش دهند و تمدید امتیاز قرارداد را نیز پذیرفت».&amp;lt;ref&amp;gt;ایرج ذوقی، اقتصاد سیاسی نفت و مسائل نفت ایران، پاژنگ، ۱۳۷۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;به این ترتیب رضاخان در اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۳ میلادی) قرارداد نفتی دارسی را به مدت ۶۰ سال تمدید کرد. . این قرارداد بین دولت ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس بود که در دوره‌ی رضاشاه، پس از الغای قرارداد دارسی منعقد شد.رضاشاه پس از مذاکره با سر جان کدمن، رئیس شرکت نفت ایران و انگلیس، و «رجینالد هوار» سفیر بریتانیا درایران این قرارداد را قبول کرد و مقامات دولت را وادار به تصویب آن کرد. مجلس شورای ملی نیز به اتفاق آرا آن را تصویب کرد. در این قرارداد شرکت نفت ایران و انگلیس همچنان به اکتشاف و استخراج و فروش منابع نفتی ایران، بدون هیچ الزامی به ارائه صورت عملکرد به دولت ایران، ادامه می‌داد. مدت قرارداد ۶۰ سال تعیین شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تقی‌زاده، امضاکننده همان قرارداد از جانب رضاشاه،‌ در مجلس پانزدهم در مورد قرارداد ۱۹۳۳ گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«جالب این‌جاست برای همین قرارداد که... موجب لعن آیندگان... بود با تبلیغات فراوان جشن‌ها گرفتند و به‌عنوان پیروزی بزرگ، به خورد ملت از همه جا بی‌خبر دادند!» &amp;lt;ref&amp;gt;مصطفی فاتح، پنجاه سال نفت ایران، ص۳۰۲ &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;[[محمد مصدق]] در مجلس چهاردهم، در مورد قرارداد ۱۹۳۳ گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اگر امتیاز دارسی تمدید نشده بود، در سال ۱۹۶۱ به بعد، دولت نه تنها به صدی ۱۶ عایدات حق داشت، بلکه صدی صد عایدات حق دولت بود... بنابراین، صدی ۸۴ از عایدات که در ۱۹۶۱ حق دولت می‌شود، بر طبق قرارداد جدید، کمپانی آن را تا ۳۲سال دیگر می‌برد. ۱۲۶میلیون لیره انگلیسی از قرار (لیره‌ای) ۱۶۰بیلیون و ۱۲۸میلیون ریال می‌شود و تاریخ عالم نشان نمی‌دهد که یکی از افراد مملکت، به وطن خود در یک معامله، ۱۶بیلیون و ۱۲۸میلیون ریال ضرر زده باشد. و شاید مادر روزگار دیگر نزاید کسی را که به بیگانه چنین خدمتی کند!» &amp;lt;ref&amp;gt;بخشی از نطق مصدق در ۷آبان ۱۳۲۳در مجلس چهاردهم: منبع: کتاب گذشته چراغ راه آینده&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مصدق در خصوص غارت نفت ایران، همچنین گفت:‌&amp;lt;blockquote&amp;gt; از تمدید مدت، نه تنها دولت از این مبلغ محیرالعقول محروم شد بلکه ۲۰هزار سهمی که از سهام شرکت دارد، بعد از سال ۱۹۶۱ بلاتکلیف و معلوم نیست که دولت انگلیس که قدرت خود را برای تمدید مدت به کاربرده حاضر شود که از ۱۹۶۱ به بعد باز صاحبان سهام صدی ۸۴ از منافع شرکت را ببرند... آن روزی که سیاست یک‌طرفی بود ۳۲سال امتیاز نفت جنوب تمدید شد و از روی حداقلی که خود کمپانی برای عایدات دولت معین نمود، متجاوز از ۱۶بیلیون ریال از کیسه ملت رفت و نسل‌های آتیه را از چنین عایدات هنگفتی محروم کرد. نسل‌های آتیه هر قدر نفرین کنند کم کرده‌اند.» &amp;lt;ref&amp;gt;بخشی از نطق مصدق در ۷آبان ۱۳۲۳در مجلس چهاردهم: منبع: کتاب گذشته چراغ راه آینده ص۴۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مصدق همچنین خاطرنشان کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«هر قدر هم که در امتیازنامه از عایدات شرکت برای خودمان سهم معین کنیم وقتی که دولت نتواند به حساب شرکت رسیدگی کند، نقش بر آب است.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در هر امتیاز آن چیزی که بیش از همه، امتیازدهنده را تشویق می‌کند آن است که بعد از یک مدتی قائم‌مقام، صاحب امتیاز می‌شود و ما دیدیم که در امتیاز دارسی این حق به چه نیرنگی از دست ما رفت.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;‌«هرگاه به محاسبه عواید نفت جنوب رجوع کنند معلوم خواهد شد که عواید مزبور منحصراً در راه سیاسی خرج شده است. عواید مزبور به مصرف راه‌آهن که به تمام معنی استراتژیک و برای ما سرتاپای ضرر است رسید که قبل از احداث آن، بارها نظریات خود را در مجلس شورای ملی گفتم و روزگار هم گفته‌های مرا تأیید کرد و همچنین به مصرف خرید اسلحه و مهماتی که ایران به آن احتیاج نداشت رسید، زیرا ما با دول مجاور خیال جنگ نداشتیم که محتاج به آن ‌در مهمات شویم و اگر آن مهمات برای ما بود، پس چه شد که در شهریور ۱۳۲۰ از دست ما رفت.» &amp;lt;ref&amp;gt;بخشی از نطق مصدق در ۷آبان ۱۳۲۳در مجلس چهاردهم: منبع: کتاب گذشته چراغ راه آینده&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==سرکوب مبارزان توسط رضا‌شاه==&lt;br /&gt;
رضا‌شاه در طول عمر خود چه زمانی که در مسند قدرت و چه زمانی که در قزاقخانه به عنوان یک افسر کار می‌کرد، ضربات سنگینی به نیروهای انقلابی زد. علیه نیروهای مشروطه جنگید. در حالی که [[محمدتقی‌ پسیان|کلنل محمدتقی‌خان پسیان]] با نیروی اشغالگر روس می‌جنگید، از پشت به او حمله کرد. با آغاز جنگ جهانی اول و لزوم خروج پایتخت از دسترس احتمالی نیروهای اشغالگر، کلنل نیز همراه با دولت موقت ملیون به غرب کشور رفت و فرماندهی نیروهای ژاندارم و قوای ملیون را به عهده گرفت. او از اولین مدافعان ایران در جریان جنگ جهانی اول بود که هنگام اشغال ایران در مقام فرماندهی قوای ملیون در برابر نیروی اشغالگر روس در همدان سنگر بست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بحبوحه جنگ جهانی اول در حالی که نیروهای ملی با اشغالگر مبارزه می‌کردند، رضا‌شاه خودش را به ارتش اشغالگر روس معرفی کرده بود و تحت‌امر ژنرال مهاجم روسی، نیکلای باراتف، به سرکوب ملیون ایران پرداخته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمدتقی بهار]] درباره جنگ رضا‌شاه علیه کلنل پسیان نوشته است:‌&amp;lt;blockquote&amp;gt; «در اوقات جنگ بین‌الملل و اوان مهاجرت، رضا‌شاه را در همدان جزء دسته‌ی تیراندازان همدان می‌بینیم، که مصلای همدان را در دست دارند، و با ماژور محمدتقی‌خان صاحب‌ منصب ژاندارم در ۱۴ محرم ۱۳۳۴ در جنگ است و از آنجا شکست خورده بمرکز می‌آید و در مرکز کودتایی می‌کند.» &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب تاریخ احزاب سیاسی ایران - محمدتقی بهار&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;درباره‌ی تخاصم و جنگ رضا‌شاه علیه مشروطه خواهان، نویسندگان کتاب «تاریخ نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران» نوشته‌اند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«همین نیروی قزاق بود که در قیام مشروطیت ایران، به اشاره دولت روسیه تزاری، ندای آزادی (را) در حلقوم هزاران آزادیخواه ایرانی خفه کرد و چه بسیار مردم شریف و بی دفاع را فقط به جرم میهن‌پرستی از دم تیغ گذراند، ولی پیشرفت آزادی‌خواهان و فداکاری و جانبازی مداوم آن‌ها و سیل قربانی سبب گردید.» &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب تاریخ نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی ایران با مقدمه تیمسار اویسی- صفحه ۳۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;[[احمد کسروی|احمدکسروی]] تاریخ‌نگار نامدار انقلاب مشروطه نیز به این واقعه تاریخی و حضور رضا‌شاه در حمله به آزادی‌خواهان تبریز و [[ستارخان|ستار خان سردار ملی انقلاب مشروطه]]  اشاره کرده و نوشته:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«از آن سو، دسته‌های قزاق چند شصت‌تیر مسلسل می‌داشتند که آن‌ها را نیز از فرانسه خریده بودند و گویا نخستین بار می‌بود که در ایران شصت‌تیر به کار می‌رفت. از چیزهای شنیدنی آن‌که فرمانده این شصت‌تیر‌ها، رضا‌شاه سوادکوهی می‌بود که سپس به پادشاهی ایران رسید و خاندان پهلوی را بنیاد گذاشت.» &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب انقلاب مشروطه - نوشته‌ی احمد کسروی - ص ۸۲۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رضا‌شاه در سرکوب جنبش‌های مردمی قیام کلنل محمدتقی‌خان پسیان در خراسان را سرکوب کرد و خود وی را هم اعدام کرد. قیام جنگل را سرکوب کرد. قیام [[شیخ محمد خیابانی]] در آذربایجان، قیام و مقاومت میرزامحمد برازجانی و ناصردیوان کازرونی و چاکوتاهی‌ها در جنوب و بسیاری قیام‌های کوچک‌تر محلی در مناطق دیگر ایران را سرکوب کرد و انقلابیون را از دم تیغ گذراند. حتی نهادها و انجمن‌های اجتماعی بازمانده از انقلاب مشروطه در اصفهان و مشهد و تهران و کرمانشاه و... را هم سرکوب و از بین برد.&lt;br /&gt;
==برخورد رضا‌شاه با روشنفکران==&lt;br /&gt;
[[پرونده:رضاشاه میرپنج.jpg|جایگزین=رضاشاه میرپنج|بندانگشتی|رضاشاه میرپنج]]&lt;br /&gt;
رضاشاه در دوران سلطنتش بسیاری از مخالفان خود از قبیل [[میرزاده عشقی]] را یا مستقیماً ترور کرد یا مثل فرخی با آمپول هوا کشت. یا مانند [[سید حسن مدرس]] در تبعید در کاشمر خفه نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه یک تیم ترور حرفه‌یی داشت که متشکل بود از رئیس شهربانی وقت سرتیپ «محمد درگاهی» و عواملش به‌اضافه یک پزشک آدمکش یعنی پزشک احمدی که زیر چتر حمایتی دادگستری، دست باز روی جان و مال مردم داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از کارهای رضاشاه، تبدیل نظمیه به شهربانی بود. رضاشاه شهربانی را از وزارت داخله (وزارت کشور) جدا و به وزارت جنگ وصل کرد و آن را به وسیله‌ای برای تصفیه خونین و کشتار مخالفان خود تبدیل نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین رئیس شهربانی محبوب رضا‌شاه، سرتیپ محمد درگاهی بود. کسی که مامورانش، [[میرزاده عشقی]]، شاعر آزاده و روزنامه‌نگار میهن‌پرست و مترقی ایرانی را ترور کردند. بهار در تاریخ احزاب سیاسی ایران چگونگی ترور عشقی و بزرگداشت تاریخی مردم تهران نسبت به وی را مفصلاً شرح داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر رؤسای شهربانی مورد علاقه رضاشاه، [[تیمسار محمد علی زاهدی|تیمسار زاهدی]]،‌ سرتیپ آیرم و سرپاس مختاری را می‌توان نام برد. اینان با کمک پزشک احمدی، نوع جدیدی از قتل سیاسی در ایران را پدید آوردند که خاص دوران نوین رضاشاه بود: قتل در زندان و با آمپول هوا!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهربانی رضاشاه، یکی از مهم‌ترین پایه‌های قدرت وی محسوب می‌شد. سلسله‌ای از قتل‌های زنجیره‌ای توسط همین گروه، در سال‌های دیکتاتوری رضاشاه، فضای سیاسی ایران را به‌طور کامل قفل کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی قربانیان سیاسی دیکتاتوری رضا‌شاه عبارتند از:&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;[[سید حسن مدرس]]، نماینده مجلس، رئیس فراکسیون اقلیت، عضو دولت موقت ملیون در جنگ جهانی اول و از مخالفان برجسته دیکتاتوری رضا‌شاه که ابتدا به زندان خواف و کاشمر تبعید و سال ۱۳۱۶ در همانجا توسط مأموران رضاشاه به‌قتل رسید. حسین مکی در کتاب «مدرس قهرمان آزادی» چگونگی به‌قتل رساندن وی را توضیح داده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* [[محمد فرخی یزدی|فرخی یزدی]] شاعر آزاده، مبارز و روزنامه‌نگار نامدار عصر مشروطه نیز یکی دیگر از قربانیان قتل‌های زنجیره‌یی رضاشاه است که سال ۱۳۱۸ در زندان قصر تهران توسط عوامل رضاشاه به‌قتل رسید و صدای آزادیخواهی‌اش خاموش شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* نسیم شمال، شاعر ملی و طنزپرداز مردمی انقلاب مشروطه و عضو کمیته ستار نیز در شمار قربانیان رضاشاه است که توسط عوامل رضاشاه به یک تیمارستان انداخته و سربه‌نیست شد. سعید نفیسی در کتاب خاطراتش درباره نسیم شمال نوشته است: &lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«او را به تیمارستان «شهر نو» که در آن زمان دارالمجانین می‌گفتند بردند، در قسمت عقب تیمارستان جایی به او اختصاص دادند. من نفهمیدم چه نشانه جنونی در این مرد بزرگ بود. همان بود که همیشه بود. مقصود از این کار چه بود؟ این یکی از بزرگ‌ترین معماهای حوادث این دوران زندگی ماست.» &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب خاطرات سعید نفیسی، به کوشش علیرضا اعتصام، نشر مرکز، چاپ اول، ۱۳۸۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در مورد قتل نسیم شمال یکی از همکارانش به نام حسین نعیمی‌ذاکر می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«از شهربانی، به من (حسین نعیمی‌ذاکر) در روزنامه «شهر فرنگ» خبر دادند که نسیم شمال فوت کرده و توصیه شد ماجرا را در روزنامه نیاورم. جنازه را از دارالمجانین تحویل گرفتم و با درشکه به مسگرآباد&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;برده و بدون این‌که کسی بفهمد دفن کردم. تاریخ قتل وی را سال ۱۳۱۲ یا ۱۳۱۳ ثبت کرده‌اند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
* یکی دیگر از قربانیان رضاشاه، [[تقی ارانی|دکتر تقی ارانی]] دانشمند&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;و زندانی سیاسی نامدار و مبارز برجسته ایران است که در سال ۱۳۱۸ توسط همان گروه ویژه رضاشاه، به بیماری تیفوس مبتلا گشته و به‌قتل رسانده شد به‌طوری‌ که حتی مادرش قادر به تشخیص هویت او نشد!&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه ستاره شماره ۱۷۱۷ مورخ ۷بهمن ۱۳۲۲ &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===رفتار رضاشاه با دوستان خود===&lt;br /&gt;
رضا‌شاه البته فقط دشمنان خودش را نمی‌کشت، او حتی دوستان و نزدیکان خودش را هم با کوچکترین شک و گمانی نابود می‌کرد؛ [[عبدالحسین تیمورتاش]]، وزیر دربار رضاشاه و بسیاری مثل او هم طعمه آدم‌کشی رضاشاه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از رقبا و مخالفان وی زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان علاوه بر عبدالحسین تیمورتاش، [[سردار اسعد بختیاری]] و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی را می‌توان دید. برخی از وزرا و نزدیکان وی نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از رضا‌شاه هم هیچ‌کدام از افراد گروهی که در زمان رضاشاه، دست به ترور می‌زدند، محکوم نشدند. از آن بدتر این‌که محمدرضا شاه ترتیب عفو تمامی آن‌ها را داد. شاه حتی به سرپاس مختاری آدمکش، پس از آزادی از زندان،‌ یک میلیون ریال هم پاداش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;مجله خواندنی‌ها مورخ ۲۸فردر وین ۱۳۲۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:رضاخان میرپنج.jpg|جایگزین=رضاخان میرپنج|بندانگشتی|رضاخان میرپنج]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نسل‌کشی عشایر ایران به‌دست رضاشاه ===&lt;br /&gt;
از نظر ترور و خفقان،‌ وضعیت مردم عادی هم تفاوت چندانی با رجال نداشت، بسیاری عشایر میهن‌پرستی که مرزهای کشور را در برابر هجوم بیگانگان حفظ کرده بودند نیز به دست رضاشاه قلع و قمع شدند. «ویلیام داگلاس»، قاضی مشهور دیوان عالی آمریکا، که در سال‌های ۱۳۲۸‌ و ۱۳۲۹ از ایران و مناطق عشایری جنوب‌ بازدید کرده، یک گزارش مستند از جنایت‌های رضاشاه منتشر کرد که موردتوجه محافل جهانی قرار گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آزادی‌های اجتماعی و سیاسی در زمان رضا‌شاه ===&lt;br /&gt;
در زمان رضا‌شاه تمام دستاورد‌های انقلاب مشروطه توسط وی از بین رفت، آزادی‌خواهان و روشنفکران نابود شدند. در صحن مجلس شورای ملی رضا‌شاه حتی به مخالفان سیاسی‌اش فیزیکی حمله می‌کرد و آن‌ها را مورد ضرب و شتم قرار می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کوچکترین مخالفت را با شدیدترین شیوه سرکوب می‌کرد، بیش از ۱۵۰۰ تن از مردم مشهد در مسجد گوهر شاد را قتل‌عام و مجروح ساخت، به این دلیل که به بخشنامه‌ی اجباری شدن کلاه‌فرنگی برای ایرانیان (کلاه‌شاپوی فرانسوی) و اقدامات رضاشاه علیه حجاب (شش ماه پیش از کشف حجاب رسمی)، معترض بودند.&lt;br /&gt;
===خرید رادیوی معمولی با مجوز امنیتی===&lt;br /&gt;
در زمان رضا‌شاه شهروندان عادی برای خرید یک دستگاه رادیو که تنها می‌توانست برنامه‌های فرستنده دولتی را دریافت کند، باید از شهربانی اجازه کتبی می‌گرفتند و برای فروش همان رادیو به دیگری، باز هم باید همین ریل اداری امنیتی را طی می‌کردند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یک مجوز قدیمی شهربانی که به صاحب آن اجازه خرید رادیو طبق شرایط خاصی داده شده، آمده است: به دارنده این برگ آقای فلانی اجازه داده می‌شود طبق درخواست ثبت‌شده در دفاتر مربوطه، یک دستگاه رادیو مدل فلان ساخت کارخانه فلان به شماره سریال فلان در منزل خود داشته باشد و آنتن آن را نصب کند! بعد هم نوشته: اگر نامبرده خواست رادیوی خودش را به کس دیگری بفروشد یا منتقل کند باید شهربانی را مطلع کرده و پروانه خودش را هم پس بدهد! و یک سری مقررات دیگر! &lt;br /&gt;
===مسافرت داخلی با ویزای رضاشاهی===&lt;br /&gt;
[[پرونده:برگه اجازه خرید رادیو در زمان رضا شاه.jpg|جایگزین=برگه اجازه خرید رادیو در زمان رضا شاه|بندانگشتی|برگه اجازه خرید رادیو در زمان رضاشاه]]&lt;br /&gt;
در زمان رضاشاه مردم برای سفر به شهرهای دیگر باید از شهربانی محل، اجازه کتبی و به‌ اصطلاح پاسپورت می‌گرفتند، عینا مشابه سفر به خارج از کشور، وسط راه هم در مناطق گلوگاهی پست‌هایی وجود داشت که اجازه سفر مردم از این شهر به آن شهر را&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;چک می‌کردند! مقرراتی که تنها با اخراج رضاشاه از ایران، ملغی گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه‌ ایران شماره ۶۶۸۳ در تاریخ ۴مهر ۱۳۲۰ یعنی تقریباً یک‌ماه پس از اخراج رضاشاه از ایران، این آگهی را منتشر کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;آگهی از طرف اداره کل شهربانی!&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;برای رفاه حال عامه از امروز، گرفتن پروانه مسافرت از طرف اداره کل شهربانی ملغی شده است و مردم می‌توانند بدون پروانه در داخل کشور مسافرت نمایند. پاس‌های جاده‌یی اطراف شهر نیز که برای بازرسی پروانه مسافران تأسیس شده بود از امروز برچیده شده. کفیل اداره شهربانی.&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;گذشته چراغ راه آینده ص ۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ساخت راه‌آهن در ایران ===&lt;br /&gt;
راه‌آهن ایران، یکی از پروژه‌هایی است که در زمان رضا‌شاه شروع شد، این پروژه را یکی‌ از موفقیت‌های رضا‌شاه می‌دانند و آن را نشان میهن‌ دوستی او می دانند. اما این راه‌آهن مشخص، نه در جهت اصلی ترانزیت بین‌المللی و سفرهای تجاری و زیارتی و سیاحتی ایرانیان آن روزگار(شرقی-غربی)، بلکه در مسیر سیاسی-نظامی قدرت‌های استعماری و مشخصا برای تامین نیروی نظامی قوای انگلستان و خط بستن در برابر نفوذ و تهدید نظامی روسیه/شوروی (شمالی-جنوبی) تعیین، طراحی و ساخته شد.&lt;br /&gt;
===نقش راه‌‌آهن در کشورهای سرمایه‌داری===&lt;br /&gt;
راه آهن زیر ساخت بنیادین تولید در کشورهای سرمایه‌داری بود. زیرساخت‌های تمدن نوین غربی و راه رشد صنعتی آن، در همان اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم عبارت بودند از صنایع ذغال‌سنگ، فلزریزی و تجارت که بدون راه‌های ارتباطی گسترده، پروسه رشدشان متوقف می‌شد. البته دوام و بقای زیرساخت‌های راه رشد اقتصادی جدید، یعنی صنایع ذغال‌سنگ، نفت و فولادسازی به اضافه تجارت جهانی، خودشان تماماً مشروط بودند به توسعه ۲عامل زیربنایی مهم‌تر یعنی: راه‌آهن و تلگراف! سرمایه‌داری پیشرفته بدون این ۲عامل مبنایی، در همان کشور متروپل یعنی کشور استعمارگر، در نطفه خفه می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به بیان دیگر، شبکه راه‌آهن و تلگراف در واقع سلسله‌اعصاب نظم جدید بود که در تمامی محدوده جغرافیایی راه رشد صنعتی، گسترش پیدا می‌کرد و بدون توجه به مرز‌های ملی موجود، پیکره جدیدی متشکل از کشور متروپل و سرزمین‌های تحت‌الحمایه و مستعمره به‌وجود می‌آورد تا بتواند جریان مکیدن منابع مستعمرات به متروپل و رشد کشور مادر را فراهم کرده و امکان برقراری تجارت و بازار مورد نیاز کشور بالادستی را فراهم کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعمارگران بیش از آن‌که برای شهروندان خود راه‌آهن ایجاد کنند، برای مستعمراتشان راه‌آهن می‌کشیدند.&lt;br /&gt;
===نسبت سرعت رشد سرمایه مالی و راه‌آهن===&lt;br /&gt;
بنا‌ به اطلاعات سال‌نامه آماری ۱۹۱۵ دولت آلمان و بایگانی امور راه‌آهن ۱۸۹۲ سرعت رشد سرمایه‌داری و سرمایه مالی در مجموعه اقتصاد جهانی با سرعت گسترش شبکه‌ راه‌های آهن در مستعمرات و کشورهای مستقل و نیمه‌مستقل آسیا و آمریکا رابطه مستقیم داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احداث ۲۰۰هزار کیلومتر راه‌آهن جدید در مستعمرات و دیگر کشورهای آسیا و آمریکا معنایش بیش از ۴۰میلیارد مارک سرمایه‌گذاری جدید با شرایط بسیار پر صرفه و با دریافت سفارش‌های پرسود برای کارخانه‌های فولادسازی و غیره بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;منبع: امپریالیسم بالاترین مرحله سرمایه‌داری لنین ص ۱۳۵ و ۱۳۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمار و ارقام نشان می‌دهند که کشورهای استعمارگر، بیش از آن که برای خودشان راه‌آهن ایجاد کنند، سرگرم احداث راه‌آهن در مستعمرات‌شان بوده‌اند، تا بتوانند مسأله انتقال سریع و کلان منابع معدنی از مستعمره به متروپل و صدور کالا به بازارهای مستعمراتی و جابجایی‌های نظامی لازم در شرایط ضروری را به بهترین وجه حل کرده و صدور فولاد تولید شده مازاد را نیز تضمین نمایند. &lt;br /&gt;
===اهمیت راه‌آهن برای قدرت‌ها===&lt;br /&gt;
یک عامل دیگر در ساخت راه‌آهن توسط کشورهای متروپل، نیازهای نظامی استراتژیک آن‌ها بود؛ مانند راه‌آهن قسطنطنیه ـ بغداد برای آلمانها یا راه‌آهن ایران برای بریتانیا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین دستگاهی بود که انگلیس‌ها تلاش می‌کردند از طریق راه‌آهنی که با پول مردم ایران ایجاد گردد، خودشان را یا از بنادر جنوبی ایران یا از طریق راه‌آهن بصره ـ بغداد ـ خانقین، به دریای خزر یعنی مرز‌ جنوبی رقیب‌شان روسیه برسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمدشاه، با این طرح مخالفت کرد ولی رضاشاه اجرای آن را به عهده گرفت. حسین مکی در زندگی‌نامه احمدشاه این را مفصل شرح داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حسین مکی،‌کتاب گذشته چراغ راه آینده ص ۲۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===سندی از وزارت‌خارجه بریتانیا ===&lt;br /&gt;
لرد کرزن (Lord Curzon) وزیرخارجه بریتانیا در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم در مورد نیاز بریتانیا به راه‌آهن در ایران، در همان زمان نوشته:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«از سال‌های ۱۸۷۰ میلادی به بعد دولت انگلیس در فکر گسترش خط راه‌آهن در ایران بوده است.» &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب «ایران و قضیه ایران» نوشته‌ی لردکرزن وزیر خارجه‌ی بریتانیا&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;نیاز انگلستان به راه‌آهن برای دسترسی سریع آن‌ها از بنادر خلیج‌فارس به سواحل دریای خزر و مرز‌های جنوبی روسیه، با وقوع انقلاب سوسیالیستی در روسیه، شدت بیشتری گرفت. بریتانیا به یک راه سهل و ارزان با امنیت بالا در این مسیر احتیاج داشت. طرح راه‌آهن شمالی‌جنوبی ایران، جوابگوی این نیاز استراتژیک انگلستان بود.&lt;br /&gt;
===طراحان ساخت راه‌آهن ایران===&lt;br /&gt;
ساختن راه‌آهن شمالی - جنوبی ایران، سال ۱۳۰۶ شروع شد و  ۱۲سال طول کشید. در حالی‌که نقشه آن راه‌آهن، سال‌ها پیش از ظهور رضاشاه، توسط انگلستان کشیده شده بود و حتی قبل از کودتای ۱۲۹۹ رضا‌شاه، طرح آن، همراه با نقشه‌مسیرش در کتابی به اسم «سیاست انگلیس در ایران» توسط یک دیپلمات هلندی ساکن ایران در سال ۱۹۱۷ یعنی سال ۱۲۹۶ خورشیدی در آمستردام منتشر شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سند که اکنون نیز در کتابخانه سلطنتی بلژیک در دسترس همگانی است، ثابت می‌کند که طرح راه‌آهنی که رضاشاه کشید، یک طرح استعماری انگلستان برای منافع پیشبرد اهداف خودش بوده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۹۱۷ میلادی، اسناد راه‌آهنی که بریتانیا در نظر داشت در ایران احداث کند، در یک کتاب در هلند منتشر شد. نقشه و اطلاعات آن طرح را سال‌ها بعد یک دانشجوی ایرانی در اروپا به اسم مهندس عطایی که سال‌های ۱۳۰۵ و ۱۳۰۶ در برلین تحصیل می‌کرده، به دست‌آورد و در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به‌عنوان یک طرح استعماری افشا کرد، اما به فاصله کمی آن‌چنان تحت فشار قرار گرفت که در اتاق انتظار سفارت ایران در برلین خودکشی کرد. بعدها سرمقاله روزنامه مرد امروز شماره ۴۰ مورخ ۲۳تیر ۱۳۲۴ این موضوع را افشا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب گذشته چراغ راه آینده ص ۲۵ – ۲۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===طرح راه‌آهن شمالی‌-جنوبی===&lt;br /&gt;
راه‌آهن شمالی‌ - جنوبی به‌قول روزنامه‌های همان روزگار، تنها راه‌آهنی بود که هیچ‌یک از قطب‌های جمعیتی ایران را به همدیگر وصل نمی‌کرد، خاصیت ترانزیت نداشت و تنها ویژگی‌اش، امکان استراتژیکی آن، برای دستیابی به روسیه (شوروی) بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر مصدق از مخالفان جدی طرح راه‌آهن شمالی‌-جنوبی رضاشاه بود، وی در خاطرات خود نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«گفتم هر کس به این لایحه (احداث راه‌آهن) رأی بدهد خیانتی است که به وطن خود نموده است (این حرفم) شاه فقید (یعنی رضاشاه)‌ را عصبانی کرد... در بادی امر نظریاتم این بود: راه‌آهنی که ترانزیت بین‌المللی ندارد، نه فقط در ایران بلکه در بسیاری ممالک دیگر که عده ساکنان آن کم است، مفید نیست.» &amp;lt;ref&amp;gt;خاطرات و تالمات مصدق انتشارات علمی تهران ۱۳۶۵ ص۳۵۰ و ۳۵۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مصدق در جای دیگر گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«&#039;&#039;&#039;هر چه کرده‌اند خیانت است و خیانت. با این‌که همگان به سودمندی راه‌آهن شرق و غرب چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ نظامی آگاه بوده و اعتقاد داشتند که این مسیر کاربردهای فراوانی دارد، ولی رضاشاه آن را نپذیرفت. این موضوع... ناشی از نفوذ انگلیسی‌ها بر دستگاه سیاست‌گذاری رضاشاه بود.» &amp;lt;ref&amp;gt;ایرج افشار، خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق، تهران، چاپ پنجم، انتشارات محمدعلی علمی ص ۳۵۱ به بعد&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رضاشاه، راه‌آهن ایران را طبق خواسته بریتانیا و با پول مردم  ایران احداث کرد و به حرف مخالفین احداث راه‌آهن گوش نکرد. مصدق در مجلس ششم در این باره نکات مهمی مطرح کرد و گفت:‌&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اگر راه‌آهن ما یک فایده ببرد از ترانزیت مال‌التجاره اروپا به آسیا خواهد بود و این خطی که امروز اجازه داده می‌شود... کاملا برخلاف مصالح مملکت است... امروز می‌خواهید ۳۰میلیون پولی را که در دست مردم است و در واقع هستی این ملت و مملکت را به یک راهی صرف کنید، یک قدر دقت کنید.» &amp;lt;ref&amp;gt;نطق دکتر مصدق در جلسه ۲۳۲ مجلس شورا - منبع: گذشته چراغ راه آینده ص ۲۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دکتر مصدق مجدداً سال ۱۳۲۴ و به‌ مناسبتی در مجلس، حرف‌های خود پیش از تأسیس راه‌آهن را یادآوری کرد و گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«همه آقایانی که در دوره پنجم و ششم بوده‌اند می‌دانند که من صحبت کرده‌ام. به‌خاطرشان می‌آید و ورقه کبود هم دادم! من گفتم این راه‌آهن... باید غرب ایران را به شرق ایران مربوط کند که ترانزیت هم داشته باشد و مال‌التجاره و مسافران اروپا دیگر نباید از بحر احمر و دریای هند بروند به بمبئی! بلکه از این راه، ۳روزه آن‌ها را ببرند هندوستان. ولی... این عملی نشد و من می‌دانستم که این خرجی که می‌شود برخلاف مصالح مملکت است».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب سیاست موازنه منفی ج ۲ ص ۸۵ نطق مصدق در مجلس منبع:‌ کتاب گذشته چراغ راه آینده ص ۲۶ &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;حرف‌های مصدق توسط کارشناسان تأیید شد اما مصدق نتوانست جلوی اجرای این طرح پر خرج و مخارج را بگیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آناتول تریتسکی در خصوص راه‌آهن ایران نوشت:‌&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ملاحظات سیاسی و نظامی بیش از همه ذهن رضاشاه را مشغول کرده بود... تصمیم گرفتند که خط به هیچ شهر بزرگ بجز پایتخت نرود و بیشتر از مناطق چادرنشین... بگذرد.» &amp;lt;ref&amp;gt;آناتول تریتسکی، کتاب تاریخچه راه‌آهن ایران چاپ سال ۱۳۲۶، تهران ص ۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مهدی‌قلی هدایت(مخبرالسلطنه) نیز جنبه دیگر این طرح استعماری را در کتاب «خاطرات و مخاطرات» خود درباره طرح احداث خط آهن روشن کرده و نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«دکتر مصدق اعتقاد داشت که هزینه و زمان اجرای چنین طرحی توجیه اقتصادی و فنی ندارد. دلیل آن هم کاملا روشن بود زیرا شهرهای مهم و اقتصادی ایران که شامل تهران، اصفهان، شیراز، همدان، مشهد، رشت و کرمانشاه بودند در مسیر این طرح قرار نداشتند.» &amp;lt;ref&amp;gt;مهدی قلی هدایت، خاطرات و مخاطرات، تهران، کتابفروشی زوار، چاپ دوم، ۱۳۴۴، ص۳۲۲ &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در زمینه‌ی مخارج احداث این راه‌آهن مصدق خاطرنشان کرده بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«از روز شروع ساختمان (راه‌آهن) تا اتمام آن ۱۲سال طول کشید... و چنان‌چه در ظرف این مدت عواید نفت به مصرف کارخانه قند رسیده بود رفع احتیاج از یک قلم بزرگ واردات گردیده بود و از عواید کارخانه‌های قند هم می‌توانستند خط راه‌آهن بین‌المللی را احداث کنند که باز عرض می‌کنم هر چه کرده‌اند خیانت است و خیانت.» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===یک مقایسه آماری از زبان مصدق===&lt;br /&gt;
مقایسه آمار دخل و خرج راه‌آهن در همان سال‌ها، نشان‌دهنده ماهیت استعماری طرحی بود که رضاشاه، مأمور به انجام آن بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر مصدق در خاطرات خود این نکته را به‌روشنی توضیح داده و نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در جلسه ۲اسفند ۱۳۰۵ مجلس شورا گفتم برای ایجاد راه، دو خط بیشتر نیست: آن که ترانزیت بین‌المللی دارد ما را به بهشت می‌برد، و راهی که به‌منظور سوق‌الجیشی ساخته شود، ما را به جهنم!»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;و علت بدبختی‌های ما هم در جنگ بین‌الملل دوم همین راهی بود که اعلیحضرت شاه فقید ساخته بودند. و اکنون آنچه از این راه‌آهن ایران عاید می‌شود، مبلغی در حدود ۲۸۰میلیون تومان است که ۵۵درصد آن صرف هزینه‌های اداری... و ۴۵درصد بقیه به مصرف تعمیرات رسیده است. و از بابت سود سرمایه و استهلاک، دیناری عاید دولت نشده و باری است که باید به دوش مالیات‌دهندگان گذارده شود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;ساختن راه‌آهن در این خط، هیچ دلیلی نداشت جز این‌که می‌خواستند از آن استفاده سوق‌الجیشی کنند و دولت انگلیس هم در هر سال مقدار زیادی آهن به ایران بفرو شد و از این راه پولی را که دولت از معادن نفت می‌برد، (دوباره)‌ وارد انگلیس کند!...»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ثروت رضا‌شاه==&lt;br /&gt;
رضا‌شاه که به قول پسرش محمدرضا یک قزاق ساده و فقیر بود و هیچ ثروتی نداشت، در دوران قبضه‌ی قدرت سیاسی و نظامی  به بزرگترین ثروتمند و بزرگترین زمین‌دار ایران تبدیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در دوران حکومتش، آن قدر ثروت تصاحب کرد که بر اساس برآورد یکی از زندگی‌نامه‌نویسان هوادارش، ثروت وی به هنگام مرگ سه میلیون پوند و حدود ۱٫۵ میلیون هکتار زمین بوده‌است. بیشتر این زمین‌ها در منطقه اجدادی‌اش مازندران قرار داشت. وی همچنین صاحب مزارع گندم در همدان، گرگان و ورامین بود. بخشی از این املاک با مصادره مستقیم، دیگری از طریق نقل و انتقال مشکوک اموال دولتی و بخشی دیگر از طرق آبیاری زمین‌های بایر و سرانجام بخشی نیز با مجبور کردن زمین داران بزرگ و کوچک برای فروش زمین‌هایشان به قیمت اسمی، به دست آمده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن،&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان اوایل سال ۱۹۳۲-۱۳۱۱، سفارت بریتانیا گزارش داد که رضاشاه حرص غریبی نسبت به زمین دارد، طوری‌که همه خانواده‌ها را روانه زندان می‌کرد، مگر اینکه با فروش املاکشان به وی موافقت کنند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«اشتهای سیری‌ناپذیر وی به اندازه‌ای است که عجیب نخواهد بود اگر چند صباح دیگر کسی بپرسد چرا اعلی‌حضرت بی‌درنگ همه ایران را به نام خود به ثبت نمی‌رساند؟» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;این گزارش در ادامه می‌افزاید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«به رغم نارضایتی شمار چشمگیری از زمین‌داران، سایرین بر این باورند که صرفاً کاری را می‌کنند که دودمان‌های پیشین انجام داده بودند، و او بهتر از زمین بهره‌برداری می‌کند و به هر حال سراسر مملکت در واقع به وی تعلق دارد.». &amp;lt;ref&amp;gt;Abrahamian، A History of Modern Iran، 71.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روزنامه‌ی فرانسوی اومانیته در تیتر کاریکاتوری نوشت:‌ «باز هم گربه مازندران را بلعید». این روزنامه در ۴ مارس ۱۹۳۷ رضاشاه را به‌صورت گربه‌یی در حال بلعیدن مازندران نشان می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;محمود پورشالچی، قزاق، بر اساس اسناد وزارت‌خارجه فرانسه&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه آژیر شماره ۱۸۸ مورخ ۱۶شهریور ۱۳۲۳ در این مورد نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سپرده رضا‌شاه در بانکهای خارج، مبلغ ۳۶۰میلیون دلار حدس زده می‌شود!» &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب گذشته چراغ راه آینده ص ۱۱۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;گزارش شهرداری تهران در همان دوران نیز قابل‌توجه است که در گزارش شهرداری تهران آمده بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سالی ۷۰ملیون تومان عواید املاک و مستغلات شاه سابق بود.» &amp;lt;ref&amp;gt;گذشته چراغ راه آینده ص ۱۱۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;حسین مکی در تاریخ ۲۰ساله درباره میزان ثروت رضاشاه نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«رضاخان پس از نشستن به تخت سلطنت، حدود ۴۴هزار سند از دست مردم گرفت و املاک و زمین‌های روستاییان گیلان و مازندران، تنکابن و نور و بسیاری جاهای دیگر را مالک شد.» &amp;lt;ref&amp;gt;حسین مکی در تاریخ ۲۰ساله ج ۶ص ۱۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رضا‌شاه تمامی املاک غصبی را با شکنجه از صاحبان اصلی آن‌ها می‌گرفت. تنها برخی از آن موارد بعداً افشا شد، میزان حقیقی هرگز روشن نشد. روزنامه کوشش شماره ۴۷۷۲ مورخ ۱۴آذر ۱۳۲۰ در مورد املاک غصبی رضا‌شاه نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اغلب این بیچارگان کسانی هستند که به ضرب شلاق و شکنجه و بر اثر اقامت در زندان ناچار شده‌اند املاک و مزارع خود را در مقابل چند شاهی و احیانا بدون دریافت چند شاهی به رؤسای املاک دربار شاه واگذار کنند... زارع بدبخت و دهقان بیچاره مازندرانی را به روزی انداخته‌اند که نه کفش در پا و نه لباس در بر و نه برنج در خانه دارد و شب تا صبح نظیر انسانهای ماقبل تاریخ به‌واسطه نداشتن بنیه خرید دو سیر نفت، در تاریکی نشسته و می‌خوابد.» &amp;lt;ref&amp;gt;گذشته چراغ راه آینده ص ۱۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;«موید احمدی» نماینده مجلس، در جلسه اول مهرماه ۱۳۲۰ مجلس شورای‌ ملی با اشاره به برداشت‌های غیرقانونی رضاشاه از عایدات نفتی کشور گفت: «ما الآن مقابل ۳۱میلیون لیره مخارجی هستیم که اصلاً نمی‌دانیم چطور خرج شده؟!». حسین مکی  از وزیر دارایی وقت، دکتر سجادی، نقل کرده است که:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«رضاشاه هنگام ترک ایران، ۶۸میلیون تومان در حساب شخصی خود در بانک ملی داشت.» &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب تاریخ ۲۰ساله، جلد ۸ صفحه ۹۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;منوچهر فرمانفرماییان، سفیر شاه در ونزوئلا، از قول عبدالحسین هژیر، وزیر دربار و نخست‌وزیر شاه در سال ۱۳۲۷، عدد و رقم‌های دیگری نقل کرده است. وی گفته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«هژیر در اوایل دهه ۲۰ برای بازپس‌گیری دارایی رضاشاه (که مبلغی بالغ بر ۲۰ تا ۳۰میلیون پوند بوده و دولت انگلیس تا پس از جنگ آن را توقیف کرده بود) سفری به انگلستان داشته‌است.» &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب «رضاشاه و شکل‌گیری ایران نوین» نوشته‌ی پژوهشگر مسائل ایران «استفانی کرونین»&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;رضا‌شاه همچنین اموال و املاک امیر عشایر خلخالی، اقبال السلطنه ماکویی، سردار معزز بجنوردی و خوانین بختیاری را به زور تصرف کرد و املاکی به وسعت سرزمین بلژیک به نفع خود و خانواده‌اش را گرفت.&lt;br /&gt;
==پایان حکومت رضا‌شاه==&lt;br /&gt;
رضاشاه در تعادل‌ قوای جدید جهانی مرتکب یک اشتباه در برآورد سیاسی شد و به سمت [[هیتلر]] و فاشیسم هیتلری گرایش پیدا کرد. همین امر موجب شد که مورد غضب انگلستان قرار گیرد. این سیاست نه تنها باعث اخراج تحقیرآمیز خودش از ایران توسط انگلستان شد بلکه باعث اشغال ایران به دست نیروهای متفقین که با فاشیسم هیتلری در جنگ بودند هم شد و یک دوره اشغال، قحطی و سرکوب شدید نصیب مردم ایران کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارت انگلیس در شهریور ۱۳۲۰ در یک تلگراف آمرانه به رضا‌شاه ابلاغ کرد که از سلطنت کنار برود. متن تلگراف به این شرح است:&lt;br /&gt;
[[پرونده:رضا شاه زمانی که در تبعید بسر میبرد.PNG|جایگزین=رضا شاه زمانی که در تبعید بسر میبرد|بندانگشتی|رضاشاه زمانی که در تبعید بسر میبرد]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اعلیحضرت لطفاً از سلطنت کناره‌گیری کرده و تخت را به پسر ارشد و ولیعهد واگذار نمایند. ما نسبت به ولیعهد نظر مساعدی داریم و از سلطنتش حمایت خواهیم کرد. مبادا اعلیحضرت تصور کنند که راه‌حل دیگری وجود دارد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سرکلارمونت اسکراین مأمور تبعید رضا‌شاه می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«رضاشاه هنگام رفتن به تبعیدگاه می‌گفت: شما می‌گویید که به ایران به‌عنوان یک کانال ارتباطی جهت حمل تجهیزات جنگی به شوروی احتیاج داشتید، (در این صورت) به جای عملیات اگر مرا مطلع می‌ساختید من می‌توانستم تمام راه‌آهن سراسری ایران را در اختیارتان بگذارم.» &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب «شترها باید بروند»&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;وقتی که رضا‌شاه به قدرت رسید، آخوندهای مطرح آن دوره از رضا‌شاه و سلطنتش حمایت کردند، از جمله [[ابوالقاسم کاشانی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا‌شاه رابطه نزدیکی با عبدالکریم حائری یزدی بزرگترین مرجع تقلید آن زمان داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا‌شاه، نمونه‌ای سمبلیک از دیکتاتورهایی است که حضورشان در صحنه سیاست و هرم قدرت، برآیند اشتراک منافع استعمار و ارتجاع مذهبی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌هایی که کشور عرصه‌ی تاخت‌وتاز نیروهای متفقین شد؛ فرصت مناسبی بود که درخلع دیکتاتوری، احزاب و تشکل‌های سیاسی رشد کنند و هر کدام با شعارهای حق و ناحق و یا مردم فریبانه‌ی خود، گروهی از مردم را به خود جذب کنند. در عرض یکی دو سال پس از شهریور ۱۳۲۰، حدود ۲۰ حزب در ایران تشکیل شد. در این سال‌ها مطبوعاتی که در فضای باز سیاسی ایجاد شده بود، رشد زیادی کرد و نشریه‌های مختلف و متفاوت و با عقاید و افکار گوناگون وارد بازار شد. &#039;&#039;پیترآوری&#039;&#039; استاد تاریخ دانشگاه کمبیریج در این باره نوشته است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سال شهریور ۱۳۲۰، شاهد گشایش حق آزادی بیانی بود که در دوران سلطنت [[رضاشاه پهلوی|&#039;&#039;رضاشاه&#039;&#039;]] کاملاً سلب شده بود. در فاصله سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴، این حق به خوبی مورد استفاده قرار گرفت و نویسندگان برجسته‌ای چون [[صادق هدایت]]، محمد مسعود، [[صادق چوبک]]، [[جلال آل احمد]] و [[بزرگ علوی]] درخشیدند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین سال‌ها و تا سال ۱۳۲۶، حدود ۵۰۰ روزنامه و مجله گوناگون به چاپ می‌رسید. جلال آل احمد می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«با سال ۱۳۲۰، که بندها می‌گسلد مردمی که از فشار سکوت نزدیک بوده است لال بشوند با عجله هرچه گفتنی است بیرون می‌ریزند. استقبال عمومی از هر مطبوعه‌ای که هرزتر فحش می‌دهد تا سال ۲۴ نمونه بارز این شتاب در گفتن و هر چه بدتر گفتن است.»&amp;lt;ref&amp;gt;جلال آل احمد نویسنده‌ای پرشور، نویسنده‌آی [http://za.iau-arak.ac.ir/article_517342.html مبارز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===روزنامه‌های تهران در فردای اخراج رضاشاه===&lt;br /&gt;
بعد از اخراج رضاشاه بغض مردم باز شد. نگاهی به برخی رروزنامه‌های تهران در فردای اخراج رضاشاه از ایران فضای آن زمان را به خوبی نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;سرمقاله اطلاعات، سناتور عباس مسعودی ۲۹شهریور ۱۳۲۰:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«می‌گویم امروز آزاد شدیم... از امروز هر ایرانی می‌تواند با اطمینان خاطر خانه‌اش را آباد کند، بازرگان ایرانی می‌تواند با راحتی به کاسبی‌اش بپردازد و استاد ایرانی می‌تواند بی‌دغدغه به شاگردهایش درس بدهد. از امروز آزادیخواهی گناه نیست!»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;روزنامه‌ ایران ۳۰شهریور ۱۳۲۰:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ورق برگشت! امروز... نسیم آزادی وزیدن گرفته، حق و عدالت در حیات ما بنای جلوه‌گری نهاده»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;روزنامه‌ ایران ۳۱شهریور ۱۳۲۰:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این روزها... به هرجا پا می‌نهید... از آزادی و دموکراسی حقیقی صحبت می‌کنند در دلها جشن آزادی برپاست و... به هم شادباش می‌گویند... اینک می‌توانیم آزادانه دردهای خود را به یکدیگر بگوییم... راستی مگر زندگی به جز آزادی چیز دیگری هم هست؟»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;روزنامه‌ ایران شماره ۶۶۸۱:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این چند روزه خوشوقتی مردم از رسیدن به آزادی و اعاده رژیم حقیقی مشروطه به حدی است که احتیاج به گفتار زیاد در اطراف آن نمی‌باشد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;روزنامه اطلاعات ۳مهر ۱۳۲۰:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آیا این خبر مایه تأسف نیست که پیش از رسیدگی به موضوع جواهرات سلطنتی و... غصب اموال و املاک... و داد(رسی) افراد و حبس و شکنجه مظلومین و خفه‌کردن بی‌گناهان در گوشه زندانها در محکمه عدالت... شاه سابق که مملکت را این‌طور پریشان و بی‌چاره ساخته، رهسپار بلاد خارجه شود؟»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;روزنامه تجدد ۳مهر ۱۳۲۰:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شاه سابق کجا می‌رود؟ محاکمه مسببین بدبختی کشور چه شد؟»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;روزنامه‌ ایران ۴دی ۱۳۲۰:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اگر سانسور در ایران برقرار نبود مردم می‌توانستند به شاه سابق بگویند:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;ای شاه! چرا خانه و مزرعه ما را به‌زور می‌گیری؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا قانون اساسی کشور را زیرپا می‌گذاری؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا اساس مشروطیت را برهم می‌زنی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا وزرا را به میل خود می‌بری و می‌آوری و زندانی می‌کنی و می‌کشی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا مردم بی‌گناه را به جرم وطن‌خواهی و ایمان به آزادی... می‌زنی؟ می‌بندی؟ و به زندان می‌افکنی و زجر می‌دهی و به دیار نیستی می‌فرستی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و چنین بود سیمای واقعی «اعلیحضرت رضاشاه کبیر! بنیان‌گذار ایران نوین!» &amp;lt;ref&amp;gt;گذشته چراغ راه آینده ص ۱۱۸ تا ۱۲۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پایان رضا‌شاه==&lt;br /&gt;
رضا‌شاه سرانجام پس از دومین سکته‌ی قلبی در ژوهانسبورگ در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۲۳ درگذشت. جسد او را در مسجد رفاعی مصر به امانت گذاشتند و در سال ۱۳۲۹ در دروران نخست وزیری منصور، جسد رضا‌شاه به تهران منتقل شد و در نزدیکی حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۳|اندازه=ریز}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=87134</id>
		<title>انقلاب شوروی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%88%DB%8C&amp;diff=87134"/>
		<updated>2026-03-17T16:25:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات رویداد برگردنده&lt;br /&gt;
| نام            = انقلاب شوروی&lt;br /&gt;
| نام دیگر       = &lt;br /&gt;
| نشان           = &lt;br /&gt;
| توضیح نشان     = &lt;br /&gt;
| تصویر          = انقلاب شوروی.JPG&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر    = &lt;br /&gt;
| تاریخ          = &lt;br /&gt;
| تاریخ‌ها        = &lt;br /&gt;
| شروع           = اکتبر ۱۹۱۷&lt;br /&gt;
| پایان          = ۲۶ دسامبر ۱۹۹۱&lt;br /&gt;
| دوره           = ۷۴ سال&lt;br /&gt;
| مکان           = سرزمین روسیه&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت  = &lt;br /&gt;
| اولین          = ولادیمیر ایلیچ اولیانف معروف به لنین&lt;br /&gt;
| آخرین          = آخرین رهبر میخائیل گورباچف&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان    =کشاورزان، روستاییان، کارگران و سربازان&lt;br /&gt;
| نوع            = قیام شهری&lt;br /&gt;
| هزینه          = &lt;br /&gt;
| حامی           = &lt;br /&gt;
| وب‌گاه          = &lt;br /&gt;
| یادداشت        = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;انقلاب شوروی،&#039;&#039;&#039;  (یا انقلاب ۱۹۱۷ روسیه) از مهم‌ترین رویدادهای تاریخی قرن بیستم به‌شمار می‌رود که به فروپاشی حکومت تزاری و در نهایت تأسیس اتحاد جماهیر شوروی انجامید. این انقلاب در دو مرحله اصلی، یعنی انقلاب فوریه و انقلاب اکتبر، رخ داد و تحولات عمیقی در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روسیه و جهان ایجاد کرد.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انقلاب فوریه در مارس ۱۹۱۷ (بر اساس تقویم میلادی) در شهر پتروگراد آغاز شد. در این دوره، نارضایتی گسترده مردم، کارگران و سربازان از شرایط سخت اقتصادی، فساد دربار و شکست‌های نظامی در جنگ جهانی اول به اوج رسید. اعتصابات و تظاهرات گسترده به سقوط حکومت تزاری انجامید و نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه، مجبور به کناره‌گیری شد. پس از آن، دولت موقتی به رهبری الکساندر کرنسکی تشکیل شد، اما این دولت به‌دلیل ناتوانی در حل بحران‌های داخلی و ادامه مشارکت در جنگ، نتوانست ثبات لازم را برقرار کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه، انقلاب اکتبر در نوامبر ۱۹۱۷ رخ داد. در این مرحله، حزب بلشویک به رهبری [[ولادیمیر لنین]] با حمایت کارگران، سربازان و شوراها (سُویت‌ها) علیه دولت موقت قیام کرد. بلشویک‌ها با تصرف مراکز مهمی مانند کاخ زمستانی در پتروگراد، دولت موقت را سرنگون کرده و قدرت را به‌دست گرفتند. این رویداد به استقرار حکومتی مبتنی بر ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پیروزی، بلشویک‌ها مجموعه‌ای از اصلاحات اساسی را اجرا کردند، از جمله خروج روسیه از جنگ از طریق عهدنامه برست-لیتوفسک، ملی‌سازی زمین‌ها و صنایع، و ایجاد ساختار یک دولت سوسیالیستی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامدهای انقلاب روسیه بسیار گسترده بود. این انقلاب به آغاز جنگ داخلی روسیه (۱۹۱۷–۱۹۲۳) میان نیروهای بلشویک (ارتش سرخ) و مخالفان آنان (ارتش سفید) انجامید و در نهایت به تأسیس اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۲۲، به‌عنوان نخستین دولت سوسیالیستی جهان، منجر شد. همچنین، این رویداد تأثیرات عمیقی بر سیاست جهانی گذاشت و زمینه‌ساز گسترش جنبش‌های سوسیالیستی و شکل‌گیری نظام دو قطبی در قرن بیستم شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌طور کلی، انقلاب روسیه نقطه عطفی در تاریخ معاصر محسوب می‌شود که نه‌تنها مسیر تاریخی روسیه، بلکه روند تحولات سیاسی و ایدئولوژیک در سراسر جهان را دگرگون کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زمینه‌های انقلاب شوروی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:تزار.JPG|جایگزین=تزار.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;تزار نیکلای دوم&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
در قرن نوزده روسیه از عقب‌مانده‌ترین کشورهای اروپایی و تحت کنترل پادشاهی مستبد که خود را «پدر کوچک مقدس» و کشورش را «روسیه مقدس» می‌نامید قرار داشت. کلیسای ارتدوکس همراه و ابزار سرکوب تزار بود. هر نوع شورش و اعتراضی به شدت سرکوب می‌شد و اصول «سرواژ» یا «ارباب - رعیت» بر اقتصاد حاکم بود و خون کشاورزان را فئودال‌ها می‌مکیدند. علاوه بر فساد و سرکوب قحطی ناشی از جنگی بی پایان در همان سال‌ها بین متحدین و متفقین وضعیت نابسامان اجتماعی را تشدید می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انقلاب ۱۹۱۷ روسیه در نتیجه یک سلسله عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ایدئولوژیک به وقوع پیوست. این عوامل زمینه‌های انقلاب را تشکیل می‌دهند و به مرور زمان شرایط را برای سقوط نظام تزاری و روی کار آمدن بلشویک‌ها فراهم کردند. این عوامل عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===مشکلات سیاسی===&lt;br /&gt;
حکومت استبدادی تزار، روسیه تحت سلطنت تزارها یک حکومت استبدادی بود. تصمیمات سیاسی بدون مشورت با مردم یا نهادهای منتخب اتخاذ می‌شد. این موضوع نارضایتی عمومی را برانگیخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تاتوانی نیکلای دوم در تداوم سلطه===&lt;br /&gt;
نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه، فردی ضعیف و بی‌تصمیم بود. او نتوانست بحران‌های کشور را مدیریت کند و اقتدار سلطنت را حفظ کند. بلکه این بحران‌ها با اصرار در تداوم شرکت در جنگ جهانی اول منجر به خالی شدن خزانه‌ی کشور و فقر و بیچارگی روزافزون مردم شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===سرکوب مخالفان===&lt;br /&gt;
علاوه بر سرکوب کمونیست‌ها، جریانات اصلاح‌طلب و سوسیال‌دموکرات‌ها و سوسیالیست‌های انقلابی، به شدت سرکوب می‌شدند، اما این سرکوب‌ها نارضایتی بیشتری ایجاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ناکارآمدی دولت===&lt;br /&gt;
فساد، بوروکراسی ناکارآمد، و عدم توانایی دولت در پاسخ به خواسته‌های مردم، اعتماد عمومی را از بین برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سرنگونی تزار==&lt;br /&gt;
[[پرونده:کرنسکی.JPG|جایگزین=الکساندر کرنسکی نخست‌وزیر دولت موقت|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;الکساندر کرنسکی نخست‌وزیر دولت موقت&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
حزب سوسیال دموکرات روسیه با هدف سرنگونی حکومت سرمایه‌داری تزار برنامه خود را در جند ماده اعلام کرد، مردم روسیه در سال ۱۹۰۵ قیامی را شکل دادند که به دست سربازان تزار به خون کشیده شد و قیام مسکو نیز سرکوب گردید. با جمع‌بندی نتایج قیام مسکو، لنین آثاری را منتشر کرد و خواهان ایجادی حزبی با عناصر حرفه‌ای برای پیش‌برد امر سرنگونی شد، در ادامه با اختلافاتی که در دیدگاه‌های رهبران این حزب بوجود آمد دو حزب منشویک و بلشویک از حزب سوسیال دموکرات زاده شد که رهبری بلشویک‌ها با ولادیمیر ایلیچ لنین بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===تصمیم لنین به سرنگونی دولت موقت===&lt;br /&gt;
جلسه بلشویک‌ها پیش از حمله به کاخ زمستانی یکی از لحظات مهم انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه است. این جلسه به تصمیم‌گیری نهایی برای سرنگونی دولت موقت کرنسکی و آغاز انقلاب بلشویکی انجامید. در ادامه خلاصه‌ای از این جلسه و وقایع مرتبط ارائه می‌شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====زمینه جلسه====&lt;br /&gt;
دولت موقت به رهبری الکساندر کرنسکی پس از انقلاب فوریه ۱۹۱۷ درگیر بحران‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی بود و نتوانست رضایت مردم را جلب کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حزب بلشویک به رهبری ولادیمیر لنین که شعار &amp;quot;صلح، نان و زمین&amp;quot; را سرلوحه خود قرار داده بود، توانست حمایت گسترده‌ای در میان کارگران، سربازان و دهقانان به دست آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روزهای منتهی به اکتبر، وضعیت انقلابی به اوج خود رسید و لنین اصرار داشت که باید از فرصت استفاده کرد و قدرت را به دست شوراهای کارگری (سُوْیِت‌ها) سپرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====جلسه کمیته مرکزی بلشویک‌ها (۲۳ اکتبر ۱۹۱۷)====&lt;br /&gt;
این جلسه در پتروگراد (سن‌پترزبورگ کنونی) برگزار شد در این جلسه اعضای کمیته مرکزی حزب، از جمله لنین، تروتسکی، استالین و دیگر رهبران در آن حضور داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع اصلی بحث: تصمیم‌گیری درباره آغاز قیام مسلحانه علیه دولت موقت بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لنین، به شدت بر ضرورت اقدام فوری تأکید کرد و استدلال کرد که تأخیر ممکن است منجر به از دست رفتن حمایت عمومی شود. او معتقد بود که شرایط عینی و ذهنی برای انقلاب آماده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مخالفان قیام، برخی از اعضای کمیته، از جمله زینوویف و کامنف، مخالف زمان‌بندی پیشنهادی بودند. آن‌ها بیم داشتند که شورش شکست بخورد و منجر به سرکوب شدید شود. پس از این جلسه نیز خبر تصمیم قیام را به روزنامه‌ها درز دادند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:ولادیمیر لنین ۲.JPG|جایگزین=ولادیمیر لنین ۲.JPG|بندانگشتی|380x380پیکسل|&#039;&#039;&#039;ولادیمیر لنین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
لئون تروتسکی که رئیس شورای پتروگراد بود، از طرح لنین حمایت کرد و برنامه‌ریزی نظامی دقیقی را برای تسخیر مراکز کلیدی شهر پیشنهاد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====تصمیم نهایی====&lt;br /&gt;
پس از بحث‌های طولانی، کمیته مرکزی بلشویک‌ها با اکثریت آرا تصمیم به شروع قیام مسلحانه گرفت. این تصمیم نقطه عطفی برای انقلاب اکتبر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====وقایع پس از جلسه====&lt;br /&gt;
برنامه‌ریزی دقیق برای حمله به کاخ زمستانی، مقر دولت موقت، آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تروتسکی مسئول سازمان‌دهی گارد سرخ و هماهنگی با سُوْیِت‌های کارگری و سربازان انقلابی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شب ۲۵ اکتبر ۱۹۱۷به تقویم روسی (۷ نوامبر به تقویم میلادی)، بلشویک‌ها حمله خود را آغاز کردند و کاخ زمستانی را تسخیر کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====اهمیت جلسه====&lt;br /&gt;
این جلسه نشان‌دهنده تصمیم‌گیری بلشویک‌ها برای تبدیل وضعیت انقلابی به یک انقلاب عملی بود. تصمیم به قیام مسلحانه نه تنها منجر به سقوط دولت موقت و پیروزی انقلاب شد، بلکه ساختار سیاسی روسیه را برای همیشه تغییر داد و به تأسیس نخستین دولت سوسیالیستی جهان انجامید.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://history-maps.com/fa/story/Russian-Revolution سایت history-maps مقاله انقلاب روسیه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جنگ داخلی شوروی==&lt;br /&gt;
جنگ داخلی روسیه (۱۹۱۷–۱۹۲۳) یک نبرد خونین میان بلشویک‌ها و نیروهای ضدانقلاب بود که پس از پیروزی انقلاب اکتبر رخ داد. این جنگ تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری اتحاد جماهیر شوروی و سرنوشت سیاسی روسیه داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===پیش‌زمینه جنگ داخلی===&lt;br /&gt;
[[پرونده:تروتسکی.JPG|جایگزین=تروتسکی.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;تروتسکی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
پس از پیروزی بلشویک‌ها در انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و سرنگونی دولت موقت، آنها حکومت شورایی را تأسیس کردند. این حکومت با چالش‌های جدی روبرو بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مخالفت طبقات اشراف، بورژوازی، و افسران ارتش تزاری. مقاومت دهقانانی که به سیاست‌های جمع‌گرایی اجباری زمین‌ها اعتراض داشتند. دخالت قدرت‌های خارجی (بریتانیا، فرانسه، ژاپن و ایالات متحده) که از ضدانقلاب حمایت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===طرف‌های درگیر===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ارتش سرخ (بلشویک‌ها)====&lt;br /&gt;
تحت رهبری تروتسکی و سازمان‌دهی شده توسط بلشویک‌ها با هدف حفظ قدرت شوروی و گسترش انقلاب سوسیالیستی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====ارتش سفید (ضدانقلاب) ====&lt;br /&gt;
متشکل از افسران تزاری سابق، محافظه‌کاران، لیبرال‌ها، و سوسیالیست‌های مخالف بلشویک‌ها با هدف سرنگونی بلشویک‌ها و احیای نظم قدیمی یا تشکیل حکومتی غیربلشویکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====نیروهای خارجی ====&lt;br /&gt;
کشورهای متفقین که از ارتش سفید حمایت کردند تا از گسترش انقلاب بلشویکی به سایر کشورها جلوگیری کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====مراحل اصلی جنگ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====آغاز شورش‌ها (۱۹۱۸)=====&lt;br /&gt;
قرارداد برست-لیتوفسک با آلمان (مارس ۱۹۱۸) باعث اعتراضات داخلی و خارجی شد. ضدانقلابیون در مناطق مختلف، به‌ویژه در جنوب روسیه و سیبری، شورش کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارتش سرخ تأسیس شد و تروتسکی رهبری آن را بر عهده گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====دخالت خارجی و پیشروی ارتش سفید (۱۹۱۸–۱۹۱۹)=====&lt;br /&gt;
نیروهای خارجی به بنادر و مناطق استراتژیک حمله کردند. ارتش سفید، تحت فرماندهی رهبرانی مانند کولچاک، دنیکین و ورانگل، به مسکو و پتروگراد نزدیک شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====پیروزی ارتش سرخ و عقب‌نشینی ضدانقلاب (۱۹۱۹–۱۹۲۰) =====&lt;br /&gt;
[[پرونده:استالین.JPG|جایگزین=استالین.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;استالین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
سازمان‌دهی مؤثر تروتسکی و اتحاد طبقات کارگری باعث شکست ارتش سفید شد. شکست کولچاک در سیبری و دنیکین در جنوب، ارتش سفید را تضعیف کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=====پایان جنگ و شکست نهایی (۱۹۲۱–۱۹۲۳)=====&lt;br /&gt;
آخرین مقاومت‌ها در کریمه توسط ورانگل شکست خورد. بلشویک‌ها شورش‌های دهقانی (مانند شورش تامبوف) و شورش ملوانان کرونشتات را سرکوب کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلایل پیروزی بلشویک‌ها، یکم: رهبری قوی لنین و تروتسکی و استراتژی‌های نظامی و سیاسی مؤثربود. دوم: اتحاد و انسجام، ارتش سرخ به مراتب منسجم‌تر از نیروهای متفرق ارتش سفید بود. سوم: حمایت مردمی، وعده‌های بلشویک‌ها درباره زمین و برابری اجتماعی باعث جذب کارگران و دهقانان شد. چهارم: عدم هماهنگی ضدانقلاب، اختلافات ایدئولوژیک و عدم انسجام میان نیروهای ارتش سفید و حامیان خارجی آنها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====پیامدهای جنگ داخلی====&lt;br /&gt;
تثبیت قدرت بلشویک‌ها، اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۲۲ تأسیس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ویرانی گسترده، میلیون‌ها نفر کشته شدند و زیرساخت‌های کشور آسیب جدی دید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاست‌های سخت‌گیرانه دولتی، دولت شوروی کنترل شدیدی بر جامعه اعمال کرد و پایه‌های استبدادی حکومت استالین شکل گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افزایش نفرت طبقاتی، دشمنی میان طبقات اجتماعی تقویت شد و بسیاری از مخالفان به تبعید یا مرگ محکوم شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;Oxford Academic - Bolshevik Consolidation of Power&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتیجه‌گیری===&lt;br /&gt;
جنگ داخلی روسیه دوره‌ای پرآشوب و خونین بود که تأثیرات عمیقی بر تاریخ شوروی و جهان داشت. بلشویک‌ها با موفقیت قدرت خود را حفظ کردند، اما بهای آن ویرانی و سرکوب گسترده بود که زمینه‌ساز استقرار یک دولت تک‌حزبی شد.&amp;lt;ref&amp;gt;Encyclopedia 1914-1918 Online&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رهبران شوروی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ولادیمیر لنین (۱۹۲۲-۱۹۲۴)===&lt;br /&gt;
ولادیمیر ایلیچ لنین، رهبر انقلاب شوروی، پس از سرنگونی امپراتوری تزار در سال ۱۹۱۷ توانست دولتی جدید به مسئولیت خودش از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴ تشکیل دهد. پس از انقلاب جنگ داخلی روسیه مانع از تشکیل چنین دولتی بود. با پیروزی ارتش سرخ بر سفیدها یا همان ضد انقلابیون دولت تازه تاسیس لنین قراردادی با اوکراین، بلاروس و کشورهای ماوراء قفقاز شامل: گرجستان، ارمنستان و آذربایجان امضا کرد تا زمینه‌ی تشکیل اتحاد جماهیر شوروی فراهم شود. از همین سال سلامت لنین رو به وخامت گذاشت، پزشکان گلوله‌ای را که از زمان سوء قصد در سال ۱۹۱۸ در گردنش بود، خارج کردند. در ۲۱ ژآنویه ۱۹۲۴ لنین بر اثر سکته‌ی مغزی درگذشت. لنین با آرزوی واگذاری قدرت سیاسی به کارگران و دهقانان این انقلاب را به سرانجام رساند اما نتایج متفاوتی جانشینان وی باقی گذاشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ژوزف استالین (۱۹۲۴-۱۹۵۳)===&lt;br /&gt;
ژوزف استالین یکی از اعضای کمیته‌ی مرکزی حزب بلشویک‌ها در سرنگونی تزار بود. تسلط او بر رهبری حزب از زمانی شروع شد که او دبیرکل کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لنین در آخرین وصیت خود نکاتی در رابطه با قدرت‌گیری بدون کنترل استالین در حزب داشت و حتی به دنبال جایگزینی برای او در این سمت بود. اما استالین با همراه کردن گریگوری زینویف و لو کامنف توانست رقیب خود تروتسکی را کنار زده و حذف کند. و در ادامه در دهه بیست این دو نفر را نیز حذف و اعدام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دهه ۱۹۳۰، او عملیات پاکسازی بزرگ را آغاز کرد که طی آن رقبای سیاسی خود را از بین برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://history-maps.com/fa/story/History-of-the-Soviet-Union سایت history-maps]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استالین مجموعه‌ای از برنامه‌های پنج‌ساله را برای توسعه و رشد اقتصادی و تحول در اتحاد جماهیر شوروی سابق اجرا کرد. اولین برنامه پنج‌ساله، بر جمعی کردن کشاورزی و صنعتی شدن سریع متمرکز بود. تمرکز برنامه‌های پنج‌ساله بعدی نیز بر تولید تسلیحات و تقویت نظامی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بین سال‌های ۱۹۲۸ و ۱۹۴۰، استالین برنامه جمعی‌سازی بخش کشاورزی را به اجرا گذاشت. دهقانان روستایی مجبور شدند به مزارع جمعی بپیوندند. کسانی که زمین یا دام داشتند از دارایی‌های خود محروم شدند. صدها هزار کشاورز با درآمد بالاتر که از آنها با نام کولاک یاد می‌شد، جمع آوری و اعدام شدند و اموال آنها مصادره شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استالین در طول جنگ جهانی دوم با رئیس‌جمهور ایالات متحده، فرانکلین دی. روزولت و نخست‌وزیر بریتانیا، [[وینستون چرچیل]]، اتحادی پرتنش تشکیل داد، که در آن سربازان شوروی به آزادسازی سرزمین‌های اشغال شده توسط نازی‌ها و اردوگاه‌های کار اجباری کمک کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن، یک جنگ سرد، ایالات متحده و متحدان اروپای غربی آن را در مقابل اتحاد جماهیر شوروی قرار داد، که مناطق بسیاری را در شرق اروپا ضمیمه خود کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استالین در ۵ مارس ۱۹۵۳ بر اثر خونریزی مغزی درگذشت. مرگ او منجر به رقابت برای کسب قدرت در میان رهبران شوروی شد که نتیجه‌ی آن به دست گرفتن قدرت توسط دو فرد با خصوصیات متفاوت در آن سال شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===گئورگی مالنکوف (۱۹۵۳-۱۹۵۳)===&lt;br /&gt;
اولین کسی که کنترل اتحاد جماهیر شوروی را به دست گرفت، وارث آشکار استالین، گئورگی مالنکوف بود. مالنکوف به تسهیل پاکسازی استالین در دهه ۱۹۳۰ کمک کرده بود. از میان همه رهبران شوروی، مالنکوف کسی است که کمترین زمان رهبری در اتحاد جماهیر شوروی را در دست داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک روز پس از مرگ استالین، مالنکوف جانشین استالین به عنوان نخست‌وزیر اتحاد جماهیر شوروی و رهبر واقعی حزب کمونیست شد. با این حال، تنها در عرض چند هفته، نیکیتا خروشچف کنترل حزب را از دست مالنکوف خارج کرد. در پایان سال، مالنکوف دیگر رهبر اصلی اتحاد جماهیر شوروی نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او تا سال ۱۹۵۵ سمت خود را به عنوان نخست وزیر حفظ کرد، زمانی که یکی از متحدان خروشچف این سمت را به دست گرفت. پس از آن، مالنکوف دیگر بازیگر اصلی در سیاست شوروی نبود. او در سال ۱۹۸۸ درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نیکیتا خروشچف (۱۹۵۳-۱۹۶۴)===&lt;br /&gt;
خروشچف دبیر اول حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی و در سال ۱۹۵۸ نخست وزیر آن شد. مشخصه حکومت او تلاش های او برای استالین زدایی و بهبود روابط بین المللی اتحاد جماهیر شوروی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیکیتا خروشچف در طول ساخت دیوار برلین، تهاجم فاجعه بار خلیج خوک ها (که در آن سازمان سیا تلاش کرد تا فیدل کاسترو رهبر کوبا را سرنگون کند) و بحران موشکی کوبا، که بسیاری معتقدند نزدیک ترین بحران به ایالات متحده و آمریکا است، بر اتحاد جماهیر شوروی حکومت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه خروشچف و جان اف کندی، رئیس جمهور ایالات متحده، شروع بدی داشتند، اما این دو رهبر روابطی را ایجاد کردند که در آن درک کردند که هیچ یک از آنها خواهان جنگ هسته‌ای نیستند. خروشچف در سال ۱۹۶۴، زمانی که لئونید برژنف و متحدانش ترتیبی دادند که برژنف به عنوان رهبر حزب برگزیده شود، موقعیت خود را به عنوان دبیر اول حزب کمونیست و نخست وزیر اتحاد جماهیر شوروی از دست داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خروشچف چندین سال بعد در سال ۱۹۷۱ درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===لئونید برژنف (۱۹۶۴-۱۹۸۲)===&lt;br /&gt;
برژنف یکی از باسابقه‌ترین رهبران شوروی بود که پس از استالین در رتبه دوم قرار دارد. وی در جریان انقلاب های ۱۹۱۷ ، ۱۰ سال بیشتر نداشت، به این معنی که او اولین رهبر اتحاد جماهیر شوروی بود که تحت حکومت شوروی به بلوغ رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لئونید برژنف در نوجوانی به سازمان جوانان حزب جامعه پیوست و در طول جنگ جهانی دوم در ارتش سرخ شوروی خدمت کرد. برژنف در سال ۱۹۶۴ هنگامی که مقدمات برکناری خروشچف را فراهم کرد، دبیر دوم حزب کمونیست بود. با رفتن خروشچف، برژنف به عنوان دبیر اول حزب کمونیست (که در سال ۱۹۶۶ “دبیر کل” شد) و به همراه آن رهبری اتحاد جماهیر شوروی را گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برژنف از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۹ سیاست تنش زدایی با غرب را دنبال کرد که شاهد کاهش تنش‌های جنگ سرد و افزایش تجارت با ایالات متحده و متحدانش بود. برژنف همچنین به دلیل دکترین برژنف شناخته می شود، که در آن تاکید می کرد که اتحاد جماهیر شوروی باید در کشورهایی که حکومت سوسیالیستی یا کمونیستی در معرض خطر دارند، مداخله کند. این منطقی بود که او هنگام حمله اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ به کار برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این تهاجم منجر به تنشی جدید بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا شد. ایالات متحده آمریکا با تحریم بازی‌های المپیک ۱۹۸۰ مسکو به این این حمله پاسخ داد. هنگامی که برژنف در ۱۰ نوامبر ۱۹۸۲ بر اثر سکته قلبی درگذشت، روابط بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده همچنان تیره بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===یوری آندروپوف (۱۹۸۲-۱۹۸۴)===&lt;br /&gt;
آندروپوف بین سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۸۲ رئیس KGB، آژانس امنیت ملی شوروی بود. هنگامی که  مشکلات جسمی برژنف افزایش یافت، آندروپوف KGB را ترک کرد تا برای جانشینی برژنف آماده شود. آندروپوف نهایتاً دو روز پس از مرگ برژنف، دبیرکل جدید حزب کمونیست شد. روابط تیره‌ای که برژنف با رئیس جمهور ایالات متحده رونالد ریگان داشت با آندروپوف نیز ادامه یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان حکومت او بود که نیروهای شوروی هواپیمای مسافربری ۰۰۷ خطوط هوایی کره را سرنگون کردند و تمام ۲۶۹ سرنشین آن در سال ۱۹۸۳ کشته شدند. در آن سال، نارسایی کلیه آندروپوف شروع شد که منجر به مرگ او در سال ۱۹۸۴ شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کنستانتین چرنینکو (۱۹۸۴-۱۹۸۵)===&lt;br /&gt;
چرنینکو، که برای جانشینی برژنف در سال ۱۹۸۲ نیز رقابت کرده بود، در سال ۱۹۸۴ به عنوان دبیرکل حزب کمونیست برگزیده شد. در آن سال، اتحاد جماهیر شوروی المپیک ۱۹۸۴ لس‌آنجلس را به تلافی المپیک ۴ سال قبل که توسط آمریکا تحریم شده بود را تحریم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرنینکو نیز مانند آندروپوف در بیشتر دوران تصدی خود از بیماری رنج می‌برد. او کمی بیش از یک سال پس از به دست گرفتن کنترل حزب، بر اثر عوارض ناشی از آمفیزم درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===میخائیل گورباچف ​​(۱۹۸۵-۱۹۹۱) ===&lt;br /&gt;
آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی میخائیل گورباچف بود که پس از مرگ چرنینکو در سال ۱۹۸۵ جانشین چرنینکو به عنوان دبیر کل شد. گورباچف با راهبرد اصلاحات تحت سیاست پروستریکا و گلاسنوست قصد تعدیل سیاست‌های حزب کمونیست را داشت، تا بتواند با این اصلاحات با کمک گرفتن از کشورهای غربی بر بحران‌های اقتصادی شوروی که ناشی از تهاجم در افغانستان و عدم کارکرد صحیح اقتصاد شوروی غلبه کند اما با فروپاشی شوروی و کودتای نافرجام ، ناظر انحلال اتحاد جماهیر شوروی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گورباچف بر انحلال اتحاد جماهیر شوروی نظارت کامل داشت. اتحاد جماهیر شوروی به طور رسمی در سال ۱۹۹۱ پایان یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن سال، فدراسیون روسیه اولین رئیس جمهور خود، بوریس یلتسین را انتخاب کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گاهشمار انقلاب شوروی==&lt;br /&gt;
جدول زمانی تحولات انقلاب شوروی از سال ۱۹۱۷ تا زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوران انقلاب از سال ۱۹۱۷ تا تشکیل شوروی===&lt;br /&gt;
۱۹۱۷ - انقلاب فوریه، تزار نیکلای دوم استعفا داد و دولت موقت به رهبری الکساندر کرنسکی تشکیل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۱۷ - نوامبر یا به تاریخ روسی انقلاب اکتبر، بلشویک‌ها به رهبری لنین دولت موقت را سرنگون کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۱۸ - با امضای معاهده برست - لیتوفسک روسیه از جنگ جهانی اول خارج می‌شود. بلافاصله جنگ داخلی میان ارتش سرخ از طرف انقلابیون و ارتش سفید آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۲۱ - پایان جنگ داخلی با پیروزی بلشویک‌ها معرفی سیاست اقتصادی جدید (NEP) برای بازسازی اقتصادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۲۲- تأسیس اتحاد جماهیر شوروی (شامل روسیه، اوکراین، بلاروس، و قفقاز).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۲۴- مرگ لنین و آغاز رقابت قدرت میان استالین و تروتسکی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوران استالین (۱۹۲۴–۱۹۵۳)===&lt;br /&gt;
۱۹۲۸- آغاز برنامه‌های پنج‌ساله برای صنعتی‌سازی و جمع‌گرایی اجباری زمین‌های کشاورزی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۳۲-۱۹۳۳- قحطی بزرگ (هولودومور) در اوکراین و سایر مناطق، ناشی از سیاست‌های جمع‌گرایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۳۶-‌۱۹۳۸- پاک‌سازی بزرگ؛ استالین مخالفان سیاسی واقعی و خیالی را سرکوب می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۴۱-۱۹۴۵- جنگ جهانی دوم؛ شوروی با موفقیت در برابر آلمان نازی مقاومت کرده و به پیروزی متفقین کمک می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۴۹- شوروی اولین بمب اتمی خود را آزمایش می‌کند؛ آغاز جنگ سرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوران جنگ سرد و پس از استالین (۱۹۵۳–۱۹۸۵) ===&lt;br /&gt;
۱۹۵۳- مرگ استالین؛ نیکیتا خروشچف به قدرت می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۵۶- افشای جنایات استالین توسط خروشچف در کنگره بیستم حزب کمونیست؛ آغاز روند رفع استالینیسم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۵۷- پرتاب اسپوتنیک-۱؛ شوروی اولین ماهواره جهان را به فضا می‌فرستد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۶۲- بحران موشکی کوبا؛ رویارویی خطرناک میان شوروی و ایالات متحده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۶۴- برکناری خروشچف و جایگزینی او با لئونید برژنف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۷۹- تهاجم شوروی به افغانستان؛ آغاز جنگ طولانی و پرهزینه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===دوران اصلاحات گورباچف و فروپاشی (۱۹۸۵–۱۹۹۱)===&lt;br /&gt;
[[پرونده:گورباچف.JPG|جایگزین=گورباچف و یلتسین|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;گورباچف و یلتسین&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
۱۹۸۵: میخائیل گورباچف به دبیرکلی حزب کمونیست می‌رسد؛ اصلاحات پرسترویکا (بازسازی اقتصادی) و گلاسنوست (شفافیت سیاسی) آغاز می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۸۹: سقوط دیوار برلین؛ کشور‌های بلوک شرق از کنترل شوروی خارج می‌شوند. اعتراضات داخلی در شوروی شدت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۹۰: جمهوری‌های شوروی اعلام استقلال می‌کنند. گورباچف ریاست جمهوری شوروی را بر عهده می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۹۱: کودتای ناموفق علیه گورباچف توسط جناح‌های محافظه‌کار. بوریس یلتسین قدرت را در روسیه در دست می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۶ دسامبر: اتحاد جماهیر شوروی به طور رسمی منحل می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جمع‌بندی تاریخی انقلاب شوروی ==&lt;br /&gt;
اتحاد جماهیر شوروی طی ۷۴ سال از یک انقلاب مردمی آغاز شد، به یک قدرت جهانی تبدیل شد، و سپس به دلیل بحران‌های داخلی و فشارهای خارجی فروپاشید. این دوره تأثیرات عظیمی بر تاریخ جهان، از جمله گسترش ایدئولوژی سوسیالیسم و تغییرات ژئوپلیتیکی، داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
Shaw, Warren, and David Pryce-Jones. Encyclopedia of the USSR: From 1905 to the Present: Lenin to Gorbachev (Cassell, 1990).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Shlapentokh, Vladimir. Public and private life of the Soviet people: changing values in post-Stalin Russia (Oxford UP, 1989).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Taubman, William. Khrushchev: the man and his era (2003).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Taubman, William. Gorbachev (2017)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Tucker, Robert C., ed. Stalinism: Essays in Historical Interpretation (Routledge, 2017).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Westad, Odd Arne. The Cold War: A World History (2017)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Wieczynski, Joseph L., and Bruce F. Adams. The modern encyclopedia of Russian, Soviet and Eurasian history&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Haslam, Jonathan. Russia&#039;s Cold War: From the October Revolution to the Fall of the Wall (Yale UP, 2011) 512 pages&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Hosking, Geoffrey. History of the Soviet Union (2017).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Keep, John L.H. Last of the Empires: A History of the Soviet Union, 1945–1991 (Oxford UP, 1995).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Kotkin, Stephen. Stalin: Vol. 1: Paradoxes of Power, 1878–1928 (2014), 976pp&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Kotkin, Stephen. Stalin: Waiting for Hitler, 1929–1941 (2017) vol 2&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
Lincoln, W. Bruce. Passage Through Armageddon: The Russians in War and Revolution, 1914–1918. (New York, 1986). online&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C%E2%80%8C_%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=87128</id>
		<title>محمدتقی‌ پسیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AA%D9%82%DB%8C%E2%80%8C_%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=87128"/>
		<updated>2026-03-17T16:02:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: /* دوران خدمت نظام */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = محمدتقی خان پسیان&lt;br /&gt;
| تصویر            = محمدتقی پسیان در جوانی.jpg&lt;br /&gt;
| شرح تصویر        = محمدتقی خان پسیان&lt;br /&gt;
| نام کامل         = &lt;br /&gt;
| معروف به         = کلنل محمدتقی خان پسیان&lt;br /&gt;
| نام مستعار       = &lt;br /&gt;
| زادروز           = ۱۲۷۱&lt;br /&gt;
| شهر تولد         = تبریز&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ        = ۱۱ مهر ۱۳۰۰&lt;br /&gt;
| شهر مرگ          = قوچان&lt;br /&gt;
| کشور مرگ         = &lt;br /&gt;
| نام همسر         = &lt;br /&gt;
| فرزندان          = &lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = &lt;br /&gt;
| تحصیلات           = &lt;br /&gt;
| دین              = &lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = &lt;br /&gt;
| سمت              = &lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      = &lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         = &lt;br /&gt;
| قبل از           = &lt;br /&gt;
| بعد از           = &lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       = &lt;br /&gt;
| امضا             = &lt;br /&gt;
| زیرنویس          = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;محمدتقی پسیان&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۲۷۱ خورشیدی، تبریز - مقتول در ۱۱ مهر ۱۳۰۰ خورشیدی، قوچان) یا &#039;&#039;&#039;محمدتقی‌خان پسیان&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;کلنل (سرهنگ) محمدتقی‌خان پسیان&#039;&#039;&#039; افسر میهن‌پرست و از نظامیان اواخر دورهٔ قاجاریه&amp;lt;ref&amp;gt;هایپرکلابز - [http://hyperclubz.com/main/Club.aspx?qCat=home-entertainment-gr4&amp;amp;qId=17656 محمدتقی پسیان- هایپرکلابز]&amp;lt;/ref&amp;gt; و فرمانده قیام ۱۳۰۰ خورشیدی در خراسان&amp;lt;ref&amp;gt;کارا کتاب - [http://www.karaketab.com/کتاب-تاریخ/کتاب-كلنل-محمد-تقی-خان-پسیان.html کلنل محمد تقی خان پسیان]&amp;lt;/ref&amp;gt; بود.&amp;lt;ref&amp;gt;نشر ماهی - [http://nashremahi.com/book/682 کلنل پسیان]&amp;lt;/ref&amp;gt; او نخستین ایرانی بود که موفق به طی دوره خلبانی و پرواز با هواپیما شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;خرداد - [http://tnews.ir/news/bc48107617629.html محمدتقی خان پسیان، نخستین خلبان ایرانی]&amp;lt;/ref&amp;gt; کلنل پسیان سرانجام علیه ظلم و ستم حاکمان به پاخاست و با استفاده از محبوبیتی که داشت یک قیام منطقه‌ای را شکل داد.  بسیاری برای سرکوب کلنل پسیان راهی خراسان شدند اما نتوانستند قیام وی را شکست دهند.  قوام السلطنه با یاری رضاخان و تحریک اقوام حواشی خراسان توانستند او را وارد جنگ‌های متعدد کنند. سرانجام کلنل محمد تقی‌خان پسیان در روز نهم مهر ۱۳۰۰ در جریان نبرد کشته شد و سرش را از بدنش جدا کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودکی و نوجوانی   ==&lt;br /&gt;
کلنل محمدتقی‌خان پسیان، در سال ۱۲۷۱ شمسی ۱۳۰۹ هجری قمری در محله سرخاب تبریز به‌دنیا آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/5/شهادت-کلنل-محمدتقی-خان-پسیان شهادت کلنل محمدتقی‌خان پسیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاندان پسیان از خانواده‌های نظامی بومی دره گز محسوب می‌شوند. در دوره صفویان به منطقه قفقاز و سپس به شهر تبریزمنتقل شده‌اند. پدرش محمدباقرخان پسیان و مادرش فاطمه سلطان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;وبلاگ - [https://farssag.wordpress.com/کلنل-محمد-تقی-خان-پسیان/ کلنل محمد تقی خان پسیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رستم بیگ جد خاندان پسیان بعد از عهدنامه ترکمن چای و جدایی شهرهای قفقاز از ایران زندگی زیرسلطه بیگانگان روس را برنتابید و به تبریز مهاجرت کرد. رستم بیگ و پدر محمدتقی یاور محمد باقرخان روابط نزدیکی با مقامات با نفوذ تبریز از جمله [[امیرکبیر|میرزاتقی‌خان امیرکبیر]] داشتند. فرزندان رستم بیگ همگی از مقامات نظامی بودند و بعضی چون علیقلی و غلامرضا در جنگ با انگلیس در شیراز کشته شدند. محمدتقی در منزل و مدرسه لقمانیه تبریز به تحصیل علوم و زبانهای خارجی پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;کافه لینک - [http://cofelink.com/تحقیق-درباره-ی-محمد-تقی-خان-پسیان-دانل/ تحقیق درباره ی محمد تقی خان پسیان + دانلود فایل]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات ابتدایی را در همان شهر به‌پایان رساند و در سال ۱۲۸۶ یعنی زمانی که ۱۵ساله بود، برای ادامه تحصیل در مدرسه نظام به تهران رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران خدمت نظام  ==&lt;br /&gt;
کلنل محمد تقی خان پسیان پنج سال در مدرسه نظام تهران  آموزش دید و در سال آخر تحصیل از سوی وزارت جنگ با درجه ستوان دومی خدمت ژاندارمری درآمد. پس از دو سال خدمت به درجه سروانی ارتقا یافت. پسیان در ۱۲۹۱ با سمت معلم و مترجم در مدرسه ژاندارمری یوسف آباد به کار خود ادامه داد. سپس به عنوان فرمانده گروهان به مأموریت همدان اعزام شد. بعد از برقراری امنیت راه همدان به تهران بازگشت و با اتمام دوره به درجه سرگردی ارتقا یافت و به پاس موفقیت در مأموریت همدان از وزارت جنگ مدال طلای نظامی گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مبارزه با اشغال روس ==&lt;br /&gt;
کلنل پسیان در ۲۳ خرداد ۱۲۹۳ خورشیدی، محمدتقی‌خان پسیان به‌عنوان فرمانده نیروی ژاندارمری در همدان منصوب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی اول و در پی نگرانی از اشغال تهران، گروهی از سیاستمداران و نیروهای موسوم به «ملیون» به غرب ایران مهاجرت کردند و دولت موقتی تشکیل دادند. پسیان نیز در این جریان به آنان پیوست و فرماندهی بخشی از نیروهای ژاندارمری و قوای وابسته به ملیون را بر عهده گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان حضور نیروهای روسیه تزاری در غرب ایران، پسیان در همدان در برابر این نیروها مقاومت کرد و در برخی درگیری‌ها نقش فعالی داشت. این اقدامات در چارچوب تلاش‌های نظامی نیروهای ملی‌گرا برای مقابله با نفوذ و حضور قدرت‌های خارجی در ایران صورت می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس برخی روایت‌ها، در ابتدای این درگیری‌ها، نیروهای تحت فرمان پسیان با واحدهایی از بریگاد قزاق که در منطقه حضور داشتند نیز مواجه شدند. این واحدها در آن زمان تحت تأثیر شرایط پیچیده سیاسی و نظامی کشور، گاه در تعامل با نیروهای خارجی عمل می‌کردند. در ادامه، نیروهای روس به فرماندهی ژنرال نیکلای باراتف در منطقه فعال بودند و درگیری‌هایی میان آنان و نیروهای ملیون رخ داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلنل پسیان در سال ۱۲۹۴ درحمله معروف «مصلی» به روسها حمله کرد و ضمن شکست دادن و خلع سلاح آنها همدان را از منطقه نفوذ نیروهای روسیه خارج ساخت. پسیان و یاورعزیزالله خان ضرغامی دفاع از همدان را در مقابل هجوم قوای روسی سازماندهی کردند اما به سبب برتری کمی و کیفی ارتش روسیه ناگزیر از عقب‌نشینی به کرمانشاه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسیان در نبردهایی در مناطق مختلفی از جمله قزوین، همدان، بروجرد و کرمانشاه حضور داشت و به‌عنوان یکی از فرماندهان فعال در این دوره شناخته می‌شود. با این حال، در نهایت به‌دلیل شرایط ناپایدار سیاسی، پراکندگی نیروهای ملی و برتری نظامی نیروهای خارجی، دولت موقت ملیون نتوانست به اهداف خود دست یابد و فعالیت آن پایان یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد تقی خان پسیان  پس از این ناکامی از فرماندهی قوا کناره گیری کرد و برای درمان به آلمان رفت.&amp;lt;ref&amp;gt;محمدتقی بهار، &#039;&#039;تاریخ احزاب سیاسی ایران&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ملاقات با هیندنبورگ ===&lt;br /&gt;
در آلمان در ادامه تحصیلات نظامی درملاقات با هیندنبورگ صدراعظم آلمان بدلیل جنایات روسیه تزاری در ایران درخواست ادامه تحصیلات نظامی در فرونت روسیه تزاری را می دهد که هیندنبورگ هم می پذیرد&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب قیام کلنل محمد تقی خان پسیان نوشته علی آذری صفحه ۱۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;.پس از آن وی نخست در نیروی هوایی آلمان و سپس در پیاده‌نظام به تحصیل و تمرین همت می‌گمارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خدمت در خراسان ===&lt;br /&gt;
به دنبال تغییر اوضاع و پایان گرفتن جنگ جهانی اول در سال ۱۲۹۷ به ایران بازگشت. در همان سال به دنبال سقوط دولت وثوق الدوله دوباره به خدمت ژاندارمری دعوت شد و به درجه کلنلی (سرهنگی) ارتقا یافت و در دولت مشیرالدوله به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسیان خدمات بسیار ارزنده‌ای به خراسان نمود از جمله بهبود وضعیت نابسامان اقتصادی و سیاسی خراسان، گرفتن مالیات از سرمایه‌داران و زمینداران بزرگ خراسان، جمع‌آوری سلاحهای غیرمجاز در شهر، تشکیل کمیته عدالت برای رسیدگی به شکایات مردم، تشکیل کمیته مبارزه با مواد مخدر، ایجاد انبار گندم مدرن (سیلو)، ایجاد سه مدرسه دولتی، تأسیس بانک، تشویق صادرات ایران، ایجاد تفریح‌گاه‌های سالم موسیقی و فرهنگی و ده‌ها خدمات عمرانی و فرهنگی دیگر.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;طلوع آزادی - [http://tolouazadi.blogspot.al/2017/10/blog-post.html شهادت کلنل محمدتقی‌خان پسیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مأموریت او با والی‌گری [[احمد قوام|قوام السلطنه]] در خراسان مصادف بود. کلنل با هدف ساماندهی ژاندارمری خراسان مأموریت خود را آغاز کرد اما پس از چهار ماه فعالیت برای اصلاح امورمالی و اداری ژاندارمری به سبب کمبود منابع مالی و کارشکنی قوام با ناکامی روبرو شد. وی همچنین به بهانه مقابله با هجوم احتمالی بولشویک‌ها به تشکیل نیرویی ملی در کنار نیروی ژاندارمری اقدام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلنل روز سیزدهم فروردین ۱۳۰۰ والی (قوام السلطنه) را بازداشت و تحت الحفظ به تهران اعزام  کرد . روز بعد [[سید ضیاءالدین طباطبایی|سیدضیاء]] کلنل را به سمت والی نظامی خراسان منصوب کرد. پانزدهم فروردین در مشهد حکومت نظامی اعلان شد و به دنبال آن در مدتی کوتاه یاغیان و اشرار عشایر خراسان سرکوب شدند و امنیت برقرار گردید محمدتقی خان بدهی مالیاتی قوام السلطنه را با ضبط اقلام هنگفتی از اموال و املاک او برای وصول‌کرد بهای نان و گوشت را کاهش داد و مواجب عقب افتاده افراد نظامی را پرداخت کرد. همچنین رسیدگی به سوءاستفاده‌های متولیان آستان قدس و قوام السلطنه راآغاز کرد. [[پرونده:محمدتقی خان پسیان نخستین هوانورد ایرانی.jpg|بندانگشتی|محمدتقی خان پسیان نخستین هوانورد ایرانی]]حکومت سیدضیاءالدین بیش از سه ماه طول نکشید و در چهارم خرداد ۱۳۰۰ فرمان عزل او صادر و به همه ایالات مخابره شد. ده روز بعد قوام السلطنه که ظاهراً در زندان حکم صدارت خود را دریافت کرده بود کابینه خود را به حضور شاه معرفی کرد. امور استحفاظی و انتظامی مرکز و حومه به سردارسپه سپرده شد. پیشتر در هفتم خرداد ۱۳۰۰ فرمان تلگرافی شاه به خراسان رسیده بود که بنابر آن کلنل در فرماندهی قوای نظامی خراسان باقی می‌ماند ولی از دخالت در امور حکومتی منع می‌گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اول مرداد ۱۳۰۰ نجدالسلطنه استعفا کرد و کلنل هم زمان امور مربوط به حکومت را نیز در دست گرفت. دولت، نجفقلی خان صمصام السلطنه بختیاری را به عنوان والی خراسان منصوب کرد و او ضمن تلگرام به تاریخ نهم مرداد ۱۳۰۰ کلنل را تا ورود خود به سمت کفیل ایالت تعیین کرد. کلنل ضمن اظهار اطاعت تصریح کرد که اعتقاد و اطمینانی به رئیس الوزرا ندارد و به همین دلیل حاضر به قبول هیچ خدمتی نیست و نمی‌تواند «با داشتن اقتدار ظلم را دیده و چشم پوشی» کند. صمصام السلطنه با تضمین شرافت ایلاتی نسبت به کلنل ابراز اعتماد و از خدمات او قدردانی کرد و کلنل در پاسخ «تشریف فرمایی» صمصام السلطنه را موجب امیدواری دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حالی که ابراز اعتماد کلنل نسبت به صمصام السلطنه آرامشی در مشهد پدیدآورده بود ناگهان صمصام کنار رفت و کلنل گلروپ رئیس ژاندارمری به خراسان وارد شد. اما محمدتقی خان از آنجا که احساس خطر می‌کرد که کلنل گلروپ او را عزل کند گلروپ را به تهران بازگرداند. در اطراف خراسان نیز قبایل ازخود سرکشی نشان می‌دادند. پس از بازگرداندن گلروپ به تهران از اواخر مرداد ۱۳۰۰ روابط کلنل با حکومت مرکزی به بن‌بست رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمدتقی‌خان پسیان با درجه نایب‌اولی (سرگرد).jpg|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;محمدتقی‌خان پسیان با درجه نایب‌اولی (سرگرد)&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرانجام پسیان ==&lt;br /&gt;
رضاخان و قوام که از دسیسه‌های خود نتیجه‌ای نگرفتند، عاقبت تصمیم به‌سرکوب جنبش پسیان گرفتند. علاوه برآن برخی خانهای سرسپرده محلی را علیه کلنل تحریک کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت، کلنل را یاغی و خودسر معرفی کرد و او نیز مستقلاً به حکومت پرداخت و حتی حزب ملی به کمک او در خراسان تشکیل شد. در این هنگام سردار معزز حاکم بجنورد که پیشتر قول همکاری به کلنل داده بود خیانت کرد و کردهای قوچانی را به شورش واداشت. شورشیان با حمله به بجنورد و خلع سلاح ژاندارم‌ها شهر را به تصرف درآوردند. کلنل برای دفع کردان شمال شبانه با گروهی از افسران و ژاندارمها به سوی قوچان شتافت و در تپه‌های داوودلی جعفرآباد با اکراد مواجه شد و جنگید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمی نفرات و کاهش مهمات و مکر دشمن تا عصر نهم مهر ۱۳۰۰ عرصه را بر کلنل و قوای ژاندارم تنگ کرد. فرستادگان او برای آوردن مهمات از جعفرآباد به جبهه بازنگشتند و فرمانده خود را تنها و بدون مهمات رها کردند. کلنل یکه و تنها در حالی که محاصره شده بود تا آخرین فشنگی که داشت جنگید و کشته شد. کردهای قوچانی پس از نبرد سرش را از تن جدا کردند و به قوچان بردند. به این ترتیب قیام محمدتقی خان پسیان که از ۱۳فروردین ۱۳۰۰ شروع شده بود در ۱۱مهر همان سال پایان گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موقعی که سر کلنل را با شمشیر در چند ضربت جدا می‌کردند، در ضربت اول که هنوز جان داشت، گفته بود: «وطن، وطن ایران…» با کشته‌شدن او، قیام افسران خراسان علیه ظلم و جور دولت مرکزی نیز فروکش کرد. این سردار شجاع میهن‌پرست در آخرین لحظات حیاتش در سنگر گفته بود: «باخون من روی کفنم بنویسید «وطن» و برای مادرم بفرستید».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلنل پسیان مردی رشید بود و به هنگام مرگ بیش از سی سال از عمرش نگذشته بود. به زبان و ادبیات فارسی و موسیقی ایران نیز دلبستگی داشت و گاهی شعر می‌سرود. از وی چند ترجمه و مقاله به یادگار باقی مانده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;بیوگرافی - [http://azadamirkhizi.blogfa.com/post/3 کلنل محمدتقی خان پسیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلنل محمدتقی خان پسیان، در یکی از نامه‌هایش نوشته بود: «…ایرانی نمی‌میرد و محو نمی‌شود؛ برماست که آنها را از ننگ ذلت خلاص نماییم! آری ما باید جانبازی کنیم!».&amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا - [http://iranazadfarda.com/آر-اس-اس/کلنل-محمدتقی-پسیان،-قیام-آزادیخواهان/ کلنل محمدتقی پسیان، قیام آزادیخواهانه خودرا آغاز کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آرامگاه کلنل پسیان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کلنل پسیان در مقبره نادری (درکنار آرامگاه نادرشاه - باغ نادری) دفن گردید. در کتاب تاریخ بیست‌ساله ایران ازجمله دربارهٔ خاک‌سپاری کلنل آمده‌است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«روز شنبه ششم صفر اهالی مشهد از پیر و جوان، کلیّه بازارها را تعطیل و شاگردان مدارس اجتماع نموده دسته‌های گل به‌دست گرفته عقب جنازه کلنل محمدتقی‌خان حرکت می‌کردند. پیکر وی را روی توپ گذارده بودند و موزیک نوای عزا را می‌نواخت. سپس پیکر را به‌طرف مقبره نادری برده در آن‌جا مدفون کردند. از ابتدای حرکت‌دادن پیکر، شلیک توپ تا موقع دفن دوام داشت». &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما دشمنانش، پس از یک ماه دستور داد مقبره را نبش کردند و جسد پسیان را از باغ نادری به یک گورستان بی‌نام‌ونشان دیگر به‌نام قبرستان سراب برده و در آن‌جا دفن کردند و حتی قبر او را محو کردند. اما مرقد پسیان همواره زیارتگاه عاشقان میهن و آزادی ایران باقی‌ماند. پس از سالها با روی کار آمدن دکتر [[محمد مصدق|مصدق]] و به دنبال درخواستهای مردمی، دوباره پیکر پسیان به کنار آرامگاه نادر انتقال یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[محمد فرخی یزدی|فرخی یزدی]] در سوگ او سرود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزی که شهید عشق قربانی شد آغشته به خون مفخر ایرانی شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ماتم او عارف و عامی گفتند ایام صفر محرم ثانی شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[عارف قزوینی]]، شاعر و ترانه‌سرای ملی از دوستان کلنل پسیان بود و بعد از شنیدن قتل او به‌شدت متأثر شد و در رثای او ترانه جاودانی «از خون جوانان وطن لاله دمیده» را در سوگ او سرود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی کنسرت پرشوری در تهران اجرا می‌کند و در آن تصنیف «گریه کن» را می‌خواند که این‌چنین شروع می‌شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گریه کن که‌گر سیل خون گری ثمر ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناله‌ای که ناید ز نای دل اثر ندارد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این تصنیف بعدها توسط شادروان [[قمرالملوک وزیری|قمر]] خوانده شد و در سالهای بعد در ارکستر گلها به رهبری [[روح‌الله خالقی]] توسط [[غلامحسین بنان|بنان]] دوباره‌خوانی گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سنگ مزار ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار محمدتقی پسیان در مشهد و در کنار مقبره نادرشاه.jpg|بندانگشتی|مزار محمدتقی پسیان در مشهد و در کنار مقبره نادرشاه]]در تشییع جنازه کلنل محمدتقی خان پسیان در سال ۱۳۴۰ هجری قمری عارف قزوینی شعری برای سنگ قبر وی سرود و بر روی این سنگ قبر حک شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سر که نشان سرپرستی‌ست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز رها ز قید هستی‌ست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با دیدهٔ عبرتش ببینید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاین عاقبت وطن‌پرستی‌ست&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شرح تصویری از پسیان ===&lt;br /&gt;
عصر روز دهم محرم ۱۳۴۰ قمری «روزعاشورا» کلنل درباغ ایالتی قدم می زد، وغرق دراندیشه بود، درنزدیکی چنار بزرگی که سر به آسمان کشیده بود، و یادگار اعصار کهن بشمار می رفت، فدایی کلنل ایستاده و کاملاٌ متوجه قیافه پسیان می شود، که در ضمن اندیشه، گونه های گلگونش، سرخ تر و گاهی گامهایی کوتاه وبلند برمی داشته است.[[پرونده:کلنل محمد تقی خان پسیان در جوانی.JPG|جایگزین=کلنل محمد تقی خان پسیان در جوانی.JPG|بندانگشتی|کلنل محمد تقی خان پسیان در جوانی]]فدایی، این حالت و برافروختگی کلنل را، حاکی از اضطراب درون او دانسته و مصمم می شود که درآمدی مناسب کند و دروضع فعلی تحولی ایجاد نماید. گفتگوی شکل گرفته در این میان چنین روایت شده:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اندکی جلو رفته می گوید: رئیس!‌ امروز بطرز بسیار خوبی برگذار و خوشبختانه برخلاف سنوات پیش، دسته جات سوگوار تلفاتی ندادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-کلنل: مگر سالهای پیش تلفات داده می شده؟ سوگواری برای حسین بن علی (ع) مستلزم دادن تلفات نیست. افسوس که مردم را آن چنانکه باید از فلسفه ی شهادت این فداکار بی مانند مستحضر نساخته اند، به مردم نگفته و نمی گویند که برای هفتاد و چند نفر، چرا آن قشون چندین هزارنفری تجهیز شد، به پیروان ساده دل و بی آلایش او تفهیم نکردند که یزید و سایر اعراب بنی امیه، از ترس قرابت نزدیک حسین بن علی (ع) با ایرانیان و امکان کمک ایرانیان به او، با شتاب آغاز پیکار کردند و آن ننگ ابدی را برای خاندان خود به یادگار گذاشتند، این جنگ پیکار حق و باطل بود، یزید و اعوان وانصارش که از بانیان اولیه ی استعمارند؛ تصور می کردند با کشتن فرزند علی بن ابوطالب علیه السلام بر مراد خود استوار خواهند شد، برعکس، امروز هزار و چند صد سال از آن واقعه ناگوار می گذرد وهنوز که هنوز است نام او که در راه حق و آزادی شهید شد؛ ورد زبانها است، آن مرد فداکار می خواست درس شهامت، اخلاق، تقوی، پرهیز کاری، درستی و وطن پرستی و راه و روش گرفتن حق را به مردم بیاموزد، او کشته شدن را بر زیر بار زور رفتن، ترجیح داد؛ او می گفت: حق را باید گرفت ولو به بهای جان شیرین خود و فرزندان و اسارت خانواده و هر گونه زجر و ستم تمام شود. فلسفه فداکاری و جانبازی فرزند علی (ع) اینهاست که متاسفانه اکثریت مردم از آن بی خبرند ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اینجا چون اشک در چشمانش حلقه زده بود، مجدداٌ به قدم زدن مشغول می شود و سپس به فدایی می گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- تصمیم دارم عکسی از من گرفته شود، در این نزدیکیها عکاس هست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
-فدایی: بالای مغازه ی آرسن خان عکاسی است که از خود من عکس گرفته و بد نیست. میل دارید احضارش کنم؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلنل اجازه می دهد؛ پس از چند دقیقه گاراگین موسیسیان با سه پایه و دوربین وارد باغ شده و عکسی می گیرد که درخواست عکس دوم از طرف کلنل پسیان می شود و عکس دوم را هم می گیرد... کلنل ده تومان به او می دهد و چنین توصیه می کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- این شیشه عکس مرا خوب حفظ کن، در آینده ی نزدیکی عایدی نسبتاٌ خوبی از آن نصیب تو خواهد شد...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و متاسفانه این پیش بینی ۲۱ روز بعد به مرحله عمل رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب قیام کلنل محمد تقی خان پسیان صفحه ۳۱۸ و ۳۱۹ نوشته علی آذری&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:افراد در انقلاب مشروطه]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی تبریز]]&lt;br /&gt;
[[رده:فرماندهان نظامی تاریخ ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:سیاست‌مداران ترورشده اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D8%AD_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=86951</id>
		<title>طرح خودمختاری کردستان ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B7%D8%B1%D8%AD_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=86951"/>
		<updated>2026-03-08T21:03:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: /* ماده‌های طرح خودمختاری */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:کردستان ایران.jpg|جایگزین=کردستان ایران|بندانگشتی|کردستان ایران]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;طرح خودمختاری کردستان ایران،&#039;&#039;&#039; طرحی است که [[شورای ملی مقاومت ایران]] برای خودمختاری کردستان ایران در تاریخ ۱۷ آبان سال ۱۳۶۲ به همراه مجموعه مصوبات شورا تصویب شد که شامل یک مقدمه و ۱۲ ماده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شورای ملی مقاومت ایران، متشکل از ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ایران است که به منظور سرنگونی رژیم ایران، توسط [[مسعود رجوی]] تأسیس شده است. این شورا طرحی را تحت عنوان طرح خودمختاری کردستان ایران در جلسه شورا به بحث گذاشت. در این طرح با اشاره به ستم مضاعفی که به ملیت کرد از جانب دو نظام شاهنشاهی و حکومت [[ولایت فقیه]] صورت گرفت، همچنین، مبارزات عادلانه‌‌ای که مردم کردستان برای احقاق حقوق خود صورت دادند، با تأکید بر تقویت هرچه بیشتر حاکمیت مردمی و تمامیت ارضی و یکپارچگی و وحدت ملی کشور و پایان دادن به جنگ علیه مردم کردستان با اعلان خودمختاری در چارچوب تمامیت ارضی ایران، تنظیم و تصویب شد. لازم به یادآوری است که ترتیبات و نحوه‌ی اجرای طرح حاضر را دولت موقت جمهوری دمکراتیک ایران مشخص خواهد نمود دولت موقت مؤظف است برای تحقق این طرح تلاشهای لازم را مبذول دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرح خودمختاری کردستان ایران در ۱۷ آبان ۱۳۶۲ به تصویب شورای ملی مقاومت رسید و دارای یک مقدمه و ۱۲ ماده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه‌ی مبارزات کردستان ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:پرچم شیر و خورشید نشان شورای ملی مقاومت ایران.jpg|جایگزین=پرچم شیر و خورشید نشان شورای ملی مقاومت ایران |بندانگشتی|پرچم شیر و خورشید نشان شورای ملی مقاومت ایران ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:Kurdistan newspaper 04.02.1946 Republic of Kurdistan.jpg|جایگزین=اعلام جمهوری مهاباد در روزنامه کردستان|بندانگشتی|اعلام جمهوری مهاباد در روزنامه کردستان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمهوری مهاباد ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:Mustafa Barzani in Mahabad Kurdish Republic.jpg|جایگزین=قاضی محمد در حال اعلام جمهوری مهاباد در لباس نظامی|بندانگشتی|قاضی محمد در حال اعلام جمهوری مهاباد در لباس نظامی]]&lt;br /&gt;
مبارزات مردم کردستان برای احقاق حقوقشان ریشه در دوران پهلوی و مبارزات [[قاضی محمد]] و تشکیل جمهوری مهاباد دارد. در سپتامبر سال ۱۹۴۵ میلادی، درست پس از پایان جنگ جهانی دوم،  [[قاضی محمد]] به همراه تعدادی از شخصیت‌های «جمعیت احیای کرد» به اتحاد جماهیر شوروی دعوت شدند. آنها در شوروی با جعفر باقراف نخست‌وزیر جمهوری آذربایجان دیدار کردند. آنها امیدوار بودند با کمک مالی و تسلیحاتی اتحاد جماهیر شوروی بتوانند کشوری کرد را تأسیس کنند. پس از بازگشت از این سفر [[قاضی محمد]] و ۱۰۵ تن از سرشناسان کرد بیانیه‌ای صادر کرده و در آن تأسیس [[حزب دموکرات کردستان ایران|حزب دمکرات کردستان]] را اعلام کردند. این حزب تنها ۱۵۹ روز بعد یعنی در دوم بهمن ۱۳۲۴ برابر با ۲۲ ژانویه‌ی ۱۹۴۶، جمهوری خودمختار مهاباد را در بخشی از آذربایجان ایران که در اشغال شوروی بود تشکیل داد. در آن زمان به دلیل اشغال ایران توسط متفقین شرایط مناسبی برای این کار بوجود آمده بود. وسعت این جمهوری به چند شهر کوچک نزدیک مهاباد محدود می‌شد و مرکز آن شهر مهاباد بود. این جمهوری تنها ۱۱ ماه دوام آورد و پس از انعقاد قراردادی از جانب دولت وقت و اتحاد جماهیر شوروی و خروج ارتش شوروی از ایران و پس از حمله ارتش شاهنشاهی به کردستان از بین رفت. این حمله در ۱۶ آذر ۱۳۲۵ صورت گرفت و طی آن [[قاضی محمد]] ،نخستین رهبر [[حزب دموکرات کردستان|حزب دمکرات کردستان]] و رئیس‌ جمهوری مهاباد در میدان مرکزی شهر مهاباد به دار آویخته شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن نظام پهلوی کنترل و سرکوب بیش از پیش مردم کردستان را در دستور کار خود قرار داد. یکی از شیوه‌های کنترل و سرکوب مردم کردستان محروم کردن آنها از ابتدایی‌ترین حقوق صنفی و اقتصادی بود. به نحوی که فقر بطور گسترده‌ای در کردستان رواج پیدا کرد. محروم کردن کردها از پیشرفت صنعت یکی دیگر از ابزارهای سرکوب و کنترل بود؛ به نحوی که برغم پیشرفت‌های علمی در زمینة کشاورزی و دامداری، اقتصاد مردم کرد بر دامداری سنتی استوار بود. این محرومیت تا [[انقلاب ضد سلطنتی]] ادامه پیدا کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قیام کردستان در سال ۱۳۵۷ ===&lt;br /&gt;
با پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی]] و برداشته شدن قید و بندهای سرکوب پهلوی، جنبش‌های کردی تلاش کردند هویت کردی خود و مردم کرد را به ثبت برسانند. [[حزب دموکرات کردستان|حزب دمکرات کردستان]] ایران، برای پرهیز از هر گونه تنش، خود را سازمانی غیر «جدایی‌طلب» معرفی کرد و از کسانی که خواهان استقلال کردستان بودند انتقاد کرد و در عین حال خواستار استقلال سیاسی کردستان بود. این حق‌خواهی سنگ بنای اختلافات مردم کردستان با نظام جمهوری اسلامی بود. در اواخر اسفند ۱۳۵۷ قیام کردستان شکل گرفت. ابتدا [[حزب دموکرات کردستان|حزب دمکرات کردستان]] با اتکا به پیشمرگه‌هایش توانست برخی اراضی اطراف منطقه‌ی مهاباد را آزاد کند و نیروهای [[سپاه پاسداران]] را از آنجا بیرون کند اما در بهار سال ۵۸ با حملة گسترده آنها مواجه شد. پس از شروع [[جنگ ایران و عراق]] تلاش دولت جمهوری اسلامی برای سرکوب قیام کردستان بیشتر شد. در پاییز سال ۵۹ تمامی مناطق کردستان به تصرف سپاه پاسداران  درآمد اما عملیات پراکنده‌ی پیشمرگه‌های کرد همچنان ادامه داشت. درگیری‌های کردستان در سال ۶۲ پایان یافت. نیروهای پیشمرگه یا کشته شدند یا به کردستان عراق پناه بردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی بود که [[شورای ملی مقاومت ایران]] با ارائه‌ی طرح خودمختاری کردستان ابتکار عمل را برای احقاق حقوق پایمال شده‌ی مردم کردستان در دست گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===نظر دکتر [[عبدالرحمن قاسملو]]===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرکل حزب دموکرات کردستان دکتر عبدالرحمن قاسملو در رابطه با طرح خودمختاری کردستان در همان زمان می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من تصویب این طرح را موفقیت بزرگ و موفقیت تاریخی می‌دانم چرا که برای نخستین‌بار سازمانهای مترقی بسیاری چون [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] و شخصیت‌های سرشناس زیادی به‌ این نتیجه امید دارند که تصویب طرح خودمختاری کردستان برخلاف نظر دشمنان آزادی ایران نه تنها باعث تجزیه ایران نخواهد شد بلکه کمک خواهد کرد وحدت ایران مستحکم‌تر گردد. باید روی این مسأله تأکید کنم که سازمان مجاهدین خلق در جریان بحث و مذاکرده در مورد این طرح به‌حق نقش چشمگیری داشت و زحمت زیادی متحمل شد تا این طرح که به‌ این ترتیب به‌تصویب رسیده است، پذیرفته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من با مسئولیت تمام می‌توانم بگویم که طرحی که اکنون به‌تصویب رسیده است، از طرح ۶ماده‌ای حزب ما بیشتر است. می‌توانم با مسئولیت این مسأله را خاطرنشان کنم که طرح خودمختاری کشورهای بسیاری را مطالعه کرده‌ام، از هندوستان گرفته تا اسپانیا، و می‌توانم بگویم این را در میان کلیهٴ طرح‌های خودمختاری کشورهای دیگر به‌عنوان یکی از بهترین طرح‌ها معرفی کنم. این مسأله را نیز نباید از نظر دور داشت که این طرح، طرح خودمختاری حزب دموکرات کردستان ایران نیست... اگر بیش از این از یک طرح خودمختاری انتظار داشته باشیم، مسأله دیگر از چارچوب خودمختاری خارج خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه‌ی طرح خودمختاری ==&lt;br /&gt;
نظر به این‌که مردم ایران با انقلاب خود «آزادی و استقلال» را به عنوان دو اصل عمومی و تفکیک‌ناپذیر مطرح کرده‌اند،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظر به این‌که شورای ملی مقاومت براندازی رژیم [[خمینی]] و برقراری نظام سیاسی مبتنی بر اراده و حاکمیت مردم را وجهه‌ی همت خود قرار داده است،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظر به این‌که لازمه‌ی استقرار یک حکومت مبتنی بر اراده و حاکمیت مردم در ایران، تأمین و تضمین هر چه بیشتر وسایل، امکانات و طرق دخالت و مشارکت همه‌ی مردم در اخذ و اجرای تصمیمات است،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظر به این‌که دخالت و مشارکت مردم در اخذ و اجرای تصمیمات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شرط لازم تحقق دموکراسی در یک کشور است؛&lt;br /&gt;
[[پرونده:کشتار ۱۱تن از مردم کردستان پس از یک دادگاه نمایشی کوتاه.jpg|جایگزین=کشتار ۱۱تن از مردم کردستان پس از یک دادگاه نمایشی کوتاه در سال ۵۸|بندانگشتی|کشتار ۱۱تن از مردم کردستان پس از یک دادگاه نمایشی کوتاه در سال ۵۸]]&lt;br /&gt;
شورای ملی مقاومت به منظور تأمین و تقویت هر چه بیشتر حاکمیت مردمی و تمامیت ارضی و یکپارچگی و وحدت ملی کشور و نظر به مبارزات عادلانه‌ی مردم کردستان برای تأمین دموکراسی درایران و خودمختاری در کردستان و به‌منظور رفع ستم مضاعف از ملیت ستمزده‌ی کرد، طرح حاضر را برای تأمین خودمختاری کردستان ایران اعلام می‌دارد این طرح در چارچوب برنامه‌ی شورای ملی مقاومت و دولت موقت جمهوری دمکراتیک  ایران و وظایف مبرم دولت موقت قابل اجراست و مشخصاً بر اساس ماده‌ی۳ وظایف مبرم دولت موقت مبنی بر «پایان‌دادن به جنگ ضدخلقی علیه مردم کردستان با اعلان خودمختاری در چارچوب تمامیت ارضی ایران، کوشش برای محو آثار این جنگ» تنظیم و تصویب‌شده و رهنمون عمل آینده‌ی دولت موقت درباره‌ی خودمختاری کردستان خواهد بود &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترتیبات و نحوه‌ی اجرای طرح حاضر را دولت موقت جمهوری دمکراتیک ایران مشخص خواهد نمود دولت موقت مؤظف است برای تحقق این طرح تلاشهای لازم را مبذول دارد .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://iranncr.org/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA/127-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9% وبسایت شورای ملی مقاومت ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماده‌های طرح خودمختاری ==&lt;br /&gt;
۱ ـ منطقه‌ی خودمختار، تمامی کردستان ایران را شامل می‌گردد  قلمرو جغرافیایی این منطقه  از طریق مراجعه به آرای عمومی مردم منطقه‌ی کردنشین کشور تعیین می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ ـ ارگان قانونگذاری در امور داخلی منطقه‌ی خودمختار، شورای عالی کردستان است که نمایندگان آن از طریق انتخابات آزاد با رأی عمومی، مستقیم، مساوی و مخفی انتخاب می‌شوند  قوانین عمومی جمهوری در منطقه‌ی خودمختار لازم‌الاجراست. مصوبات شورای عالی کردستان نباید ناقض قوانین عمومی جمهوری باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ ـ اداره‌ی کلیه‌ی امور منطقه‌ی خودمختار کردستان به‌جز اموری که ذیلاً در صلاحیت دولت مرکزی شناخته می‌شود در صلاحیت ارگانهای خودمختاری است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعیین عالی‌ترین ارگانها برای اداره‌ی امور و نظارت برفعالیت آنها به عهده‌ی شورای عالی کردستان است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ ـ حفظ انتظامات داخلی منطقه‌ی خودمختار به عهده‌ی ارگانهای خودمختاری است که نیروی متناسب برای این امر را با مراعات ماده‌ی۲ طرح حاضر سازمان خواهند داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ ـ امور مربوط به سیاست خارجی و روابط خارجی، امنیت سراسری جمهوری و دفاع ملی (شامل حراست از مرزها، حفظ تمامیت ارضی و وحدت جمهوری) در صلاحیت دولت مرکزی است ‌ارتش در منطقه‌ی خودمختار کردستان نیز مانند دیگر نقاط ایران حق دخالت در امور انتظامی داخلی را ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ ـ امور مربوط به تجارت خارجی و گمرکات، تعیین نظام پولی و مالی کشور، انجام وظایف مربوط به بانک مرکزی، تنظیم بودجه‌ی عمومی و برنامه‌های اقتصادی که اهمیت سراسری دارند و یا مستلزم سرمایه‌گذاری‌های کلان هستند در صلاحیت دولت مرکزی است. اداره‌ی سایر امور اقتصادی منطقه‌ی خودمختار در صلاحیت ارگان‌های خودمختاری است  بهره‌برداری از منابع طبیعی و ثروتهای عمومی کشور که اهمیت سراسری دارند در صلاحیت دولت مرکزی است که به نفع همه‌ی مردم ایران صورت می‌گیرد در منطقه‌ی خودمختار کردستان ارگانهای خودمختاری دولت مرکزی را در بهره‌برداری از این منابع و ثروتها یاری خواهند نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ ـ زبان کردی، زبان رسمی تدریس و مکاتبه‌ی داخلی درمنطقه‌ی خودمختار است و در همه‌ی مراحل تحصیلی حق آموزش به زبان کردی برای ساکنان منطقه به‌رسمیت شناخته می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زبان فارسی، در منطقه‌ی خودمختار نیز مانند دیگر مناطق ایران، زبان رسمی است  و در مدارس همراه با زبان کردی آموزش داده می‌شود. مکاتبات ادارات منطقه‌ی خودمختار کردستان با مرکز و سایر نقاط ایران و نیز با ادارات وابسته به دولت مرکزی در منطقه‌ی خودمختار به زبان فارسی صورت می‌گیرد کلیه‌ی ساکنان غیرکرد در کردستان خودمختار در اشاعه‌ی فرهنگ خود آزادند و حق آموزش به زبان خود را دارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ ـ کلیه‌ی حقوق و آزادیهای مصرح در اعلامیه‌ی جهانی حقوق‌بشر و میثاق‌های بین‌المللی مربوط به آن، نظیر آزادی عقیده و بیان، آزادی مطبوعات، آزادی تشکیل و فعالیت احزاب و سازمانهای سیاسی، اتحادیه‌ها و شوراهای کارگری، دهقانی و صنفی، انجمنهای دمکراتیک، آزادی انتخاب شغل و محل اقامت و آزادی مذهب در کردستان خودمختار همانند دیگر نقاط ایران تضمین می‌شود  کلیه‌ی ساکنان کردستان اعم از زن و مرد همانند ساکنان سایر مناطق ایران بدون هر نوع تبعیض جنسی، قومی، نژادی و مذهبی از تساوی حقوق  اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برخوردار خواهند بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹- نظام قضایی جمهوری واحد است و در منطقه‌ی خودمختار، دادگاهها طبق قوانین جمهوری و هم‌چنین قوانین مصوب شورای عالی کردستان، به دعاوی رسیدگی خواهد نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای انتظامی کردستان خودمختار، همانند نیروهای انتظامی دیگر نقاط کشور، ضابط دادگستری بوده و ملزم به اجرای احکام و دستورها و قرارهای محاکم و مقامات قضایی می‌باشند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ ـ  ارگانهای خودمختاری موظفند از مداخله در اموری که در صلاحیت ویژه‌ی دولت مرکزی شناخته شده است خودداری نموده و دولت مرکزی را در اجرای وظایف خویش در منطقه یاری کنند به همین نحو دولت مرکزی و ارگانهای اجرایی آن از مداخله در اموری که در صلاحیت ویژه‌ی ارگانهای خودمختاری شناخته شده‌اند، ممنوعند و باید ارگانهای خودمختاری را در انجام وظایف خود یاری رسانند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ ـ دولت مرکزی در اجرای وظیفه‌ی خود مبنی بر تأمین سریع پیشرفت و توسعه‌ی کلیه‌ی مناطق عقب‌افتاده‌ی کشور، مؤظف است که از درآمدهای عمومی سهم بیشتری را به رفع عقب‌ماندگی منطقه‌ی خودمختار کردستان نیز تخصیص دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲ ـ مردم منطقه‌ی خودمختار کردستان مانند سایر هموطنان خود در سراسر ایران از طرق قانونی و بدون هیچ‌گونه تبعیض در اداره‌ی امور کشور مشارکت خواهند نمود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۳|اندازه=ریز}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%86_%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%85%DB%8C&amp;diff=82763</id>
		<title>نسترن عظیمی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%86_%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%85%DB%8C&amp;diff=82763"/>
		<updated>2025-12-06T17:59:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=نسترن عظیمی&lt;br /&gt;
|تصویر  =نسترن عظیمی3.JPG&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=۲۵۰ پیکسل&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=نسترن عظیمی&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد= ۱۳۶۴&lt;br /&gt;
|محل_تولد=تهران &lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ= ۱۹ فروردین ۱۳۹۰&lt;br /&gt;
|ملیت= ایرانی&lt;br /&gt;
|محل_مرگ= قرارگاه اشرف &lt;br /&gt;
|مدفن= قرارگاه اشرف&lt;br /&gt;
|علت مرگ= شلیک مستقیم نیروهای عراقی&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای    = &lt;br /&gt;
|همسر= &lt;br /&gt;
|والدین=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسترن عظیمی.jpg|جایگزین=نسترن عظیمی مجاهدین خلق|بندانگشتی|نسترن عظیمی]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نسترن عظیمی،&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۳۶۶، دزفول - درگذشته ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، قرارگاه اشرف) از اعضای [[سازمان مجاهدین خلق ایران|&#039;&#039;&#039;مجاهدین خلق ایران&#039;&#039;&#039;]] بود که در سن ۲۶ سالگی به دست [[نیروی قدس سپاه پاسداران|&#039;&#039;&#039;نیروی تروریستی قدس سپاه پاسدران&#039;&#039;&#039;]] در حمله به [[قرارگاه اشرف|&#039;&#039;&#039;قرارگاه اشرف&#039;&#039;&#039;]] در اثر اصابت گلوله جان باخت. نسترن عظیمی از فعالان دانشجویی بود که برای اولین بار شعار «ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» را در دانشگاه تهران سرداد. وی دانشجوی سال دوم رشته علوم کامپیوتر در دانشگاه صنعتی پلی‌تکنیک بود که به دلیل فعالیت‌های دانشجویی دستگیر شد و به بند ۲۰۹ [[زندان اوین|&#039;&#039;&#039;زندان اوین&#039;&#039;&#039;]] منتقل گردید. نسترن عظیمی پس از آزادی از زندان، توسط یکی از دوستانش با مجاهدین مستقر در [[قرارگاه اشرف|قرارگاه]] [[قرارگاه اشرف|اشرف]] آشنا شد و به آن‌جا سفر کرد. نسترن عظیمی پس از این‌که به ایران برگشت، به دلیل سفر به [[قرارگاه اشرف|اشرف]]، دوباره دستگیر و راهی زندان شد. او پس از مدتی با قید وثیقه از زندان آزاد شد و این‌بار برای همیشه عازم اشرف گردید. در روز &#039;&#039;&#039;[[حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین ۱۳۹۰|۱۹ فروردین‌ماه ۱۳۹۰]]&#039;&#039;&#039;، نیروهای عراقی وابسته به رژیم ایران، با ۱۰ تیپ و گردان زرهی، پیاده و مکانیزه با درخواست &#039;&#039;&#039;[[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]]&#039;&#039;&#039; و مقامات نظام جمهوری اسلامی، به شهر اشرف حمله کردند که در این حمله ۳۶ تن از مجاهدین جان باختند. نسترن عظیمی یکی از ۳۶ نفری بود که توسط تک‌تیراندازهای وابسته به رژیم ایران، مورد اصابت قرار گرفت و جان خود را از دست داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات و فعالیت‌ها ==&lt;br /&gt;
نسترن عظیمی در سال ۱۳۶۴، در دزفول متولد شد. او دانشجوی سال دوم رشته‌ی علوم کامپیوتر در دانشگاه صنعتی پلی‌تکنیک بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://onthewayiran.blogspot.com/2015/02/blog-post_71.html مجاهد شهید نسترن عظیمی دزفولی - سایت پیشتازان راه آزادی ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسترتن عظیمی در تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تهران، نخستین کسی بود که شعار «ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» را طنین‌انداز کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://daneshjuonlinee.blogspot.com/2018/12/blog-post_7.html به مناسبت روز دانشجو یادی ازشهید نسترن عظیمی دانشجوی دانشگاه آزاد تهران - سایت دانشجو آنلاین]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دستگیری و زندان ===&lt;br /&gt;
نسترن عظیمی به دلیل فعالیت‌های دانشجویی دستگیر شد و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید. نسترن عظیمی پس از آزادی از زندان توسط یکی از دوستانش با مجاهدین مستقر در قرارگاه اشرف آشنا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نسترن عظیمی1.JPG|جایگزین=نسترن عظیمی|بندانگشتی|نسترن عظیمی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سفر به اشرف ==&lt;br /&gt;
نسترن عظیمی در سال ۱۳۸۵، متوجه شد که سازمانی برای مقاومت علیه رژیم ایران وجود دارد. او برای تحقیق و دیدار با &#039;&#039;&#039;[[سازمان مجاهدین خلق ایران|مجاهدین خلق]]&#039;&#039;&#039; به اشرف (مقر اعضای سازمان مجاهدین خلق در منطقه‌ی مرزی) رفت و زندگی وی کاملاً متحول شد. نسترن عظیمی پس از این‌که به ایران برگشت، به دلیل سفر به اشرف دوباره دستگیر و راهی زندان شد. او پس از مدتی با قید وثیقه از زندان آزاد شد و این‌بار برای همیشه عازم اشرف گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://women.ncr-iran.org/fa/%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%86-%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DB%B1%DB%B9-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B0-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B4/ نسترن عظیمی - سایت زنان نیروی تغییر]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خودش درباره‌ی رفتن به اشرف و پیوستن به مجاهدین نوشته بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در این پروسه به این رسیدم که هیچ‌کسی اتفاقی اشرفی نشده است. اشرف هم در خاک خلاصه نمی‌شود که ساده بتوان آن را به‌دست‌آورد. برای اشرفی ماندن باید قیمت داد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;نسترن عظیمی در شب عاشورای ۱۳۸۸، که قیام سراسری در ایران جریان داشت، نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این‌جانب نسترن عظیمی در شب عاشورا و در شرایطی که خلق قهرمان، ایران را با خون پاک خود از هرگونه شرک و یزیدیان مطهر ساختند و عزم خود را جزم کردند تا یزید زمان را سرنگون سازند من هم به‌عنوان مجاهد خلق که همه چیزم را فدای خلقم کردم و در مسیر عاشورا قدم گذاشته‌ام، در شروع بهار خود را نیازمند می‌بینم که در مداری بسا بالاتر دوباره انتخاب کنم، دوباره به امام حسین حاضرم را بگویم و با ۱۲۰هزار شهید که اکنون خونشان به گل نشسته، عهدی دوباره می‌بندم و با برداشتن این قدم و هم‌سو با مردم ایران علیه ظلم و ستم &#039;&#039;&#039;[[روح‌الله خمینی|خمینی]]&#039;&#039;&#039; و آل خمینی آماده و حاضر به جنگ هستم… هیهات منا الذله. حاضر حاضر حاضر…»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حمله به اشرف در ۶ و ۷ مرداد ===&lt;br /&gt;
در روز &#039;&#039;&#039;[[حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸|۶ و ۷ مردادماه ۱۳۸۸]]&#039;&#039;&#039;، که نیروهای دست‌نشانده‌ی رژیم ایران به شهر اشرف حمله کرده بودند، نسترن عظیمی در صف مقدم و با دستان خالی در مقابل نیروهای سرکوبگر ایستادگی و مقاومت می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ ==&lt;br /&gt;
در روز &#039;&#039;&#039;[[حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین ۱۳۹۰|۱۹ فروردین‌ماه ۱۳۹۰]]&#039;&#039;&#039;، نیروهای عراقی وابسته به رژیم ایران، با ۱۰ تیپ و گردان زرهی، پیاده و مکانیزه با درخواست &#039;&#039;&#039;[[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]]&#039;&#039;&#039; و مقامات نظام جمهوری اسلامی، به شهر اشرف حمله کردند. هدف از این حمله قتل‌عام تمامی مجاهدین و نابودی اشرف بود. در این حمله، از مجاهدین ۱۸۰ نفر مورد اصابت تیر مستقیم قرار گرفتند که ۳۶ نفر از آن‌ها جان باختند. هم‌چنین ۲۲ نفر توسط خودروی زرهی زیر گرفته شده و ۳۰۰ نفر نیز مجروح شدند. مجاهدین با دستان خالی و بدون هیچ امکان دفاعی در برابر این تهاجم مقاومت کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:پیکر نسترن عظیمی.JPG|جایگزین=پیکر نسترن عظیمی|بندانگشتی|پیکر نسترن عظیمی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهادت نسترن عظیمی ===&lt;br /&gt;
نسترن عظیمی یکی از ۳۶ نفری بود که توسط تک‌تیراندازهای وابسته به رژیم ایران، مورد اصابت قرار گرفت و جان خود را از دست داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسترن عظیمی در رابطه با حمله نیروهای عراقی دست‌نشانده‌ی رژیم ایران به شهر اشرف گفته بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در واقع این همون معامله خامنه‌ایه، این همون معامله خامنه‌ای با مالکی است (نخست وزیر وقت عراق) که چون کار خودش رو تو قیام تو ایران تموم شده می‌بینه و اتفاقاً ما پیام مجاهد شهید &#039;&#039;&#039;[[محسن دگمه‌چی]]&#039;&#039;&#039; رو همین چند وقت پیش شنیدیم. پیام ایشون به همه اشرفی‌ها به همه اشرف‌نشان‌ها و به همه مردم ایران ایستادگی، ایستادگی و ایستادگی بود و ما هم همان‌طور که از قبل گفتیم و الآن هم به ولی‌فقیه ارتجاع می‌گیم همین پیاممون بیا بیا بهشه. هر چی تو چنته‌داری بیار، هر کاری می‌خوای بکن، ما ذره‌ای از آرمان‌مون، ذره‌ای از هدف‌مون کوتا بیا نیستیم».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=82506</id>
		<title>شورشگران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=82506"/>
		<updated>2025-11-22T22:13:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شرکت&lt;br /&gt;
| نام شرکت        = مؤسسه‌ی شورشگران&lt;br /&gt;
| نماد            = &lt;br /&gt;
| اندازه نماد     = &lt;br /&gt;
| تصویر           = پرونده:پروفایل نهایی شورشگران با نام.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر    =250px &lt;br /&gt;
| زیرنویس تصویر   = شورشگران&lt;br /&gt;
| نوع شرکت        = اینترنتی-تلویزیونی&lt;br /&gt;
| نام تجاری       = &lt;br /&gt;
| نام پیشین       = &lt;br /&gt;
| تأسیس           = ۱۳۹۹&lt;br /&gt;
| انحلال           =&lt;br /&gt;
| بنیانگذاران     = &lt;br /&gt;
| دفتر مرکزی      = &lt;br /&gt;
| دیگر شعبه(ها)   =&lt;br /&gt;
| محدودهٔ فعالیت   = &lt;br /&gt;
| موقعیت          = &lt;br /&gt;
| مدیر عامل       = &lt;br /&gt;
| قائم مقام       =&lt;br /&gt;
| رئیس هیئت مدیره =&lt;br /&gt;
| سخنگو           =&lt;br /&gt;
| افراد مهم       = &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    = &lt;br /&gt;
| شرکت مالک       = &lt;br /&gt;
| محصولات          = &lt;br /&gt;
| خدمات           = ویدئوهای کوتاه&lt;br /&gt;
| درآمد           = &lt;br /&gt;
| سود ناخالص      = &lt;br /&gt;
| سود خالص        = &lt;br /&gt;
| دارایی مدیریت   = &lt;br /&gt;
| دارایی کل       = &lt;br /&gt;
| سهام کل         = &lt;br /&gt;
| تعداد کارکنان   = &lt;br /&gt;
| تعداد کاربران   =&lt;br /&gt;
| رتبه در الکسا   = &lt;br /&gt;
| زبان ها         = فارسی&lt;br /&gt;
| شرکت‌های تابع    = &lt;br /&gt;
| زیرمجموعه‌ها     = &lt;br /&gt;
| شعار            = &lt;br /&gt;
| وبگاه           = https://www.shoureshgaran.com&lt;br /&gt;
| سرنوشت          =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شورشگران&#039;&#039;&#039; نام یک مؤسسه‌ی اینترنتی-تلویزیونی است که در سال ۱۳۹۹ راه اندازی شده است. این مؤسسه مواد رسانه‌ای خود را در قالب ویدئوهای کوتاه در زمینه‌ی مسائل سیاسی ایران ارائه می‌کند. مؤسسه‌ی شورشگران ویدئوهای خود را در، [https://www.youtube.com/shoureshgaran یوتیوب]، [https://www.instagram.com/shoureshgaran/ اینستاگرام]، [https://t.me/shoureshgarane تلگرام] و ... منتشر می‌کند. مؤسسه‌ی شورشگران  توسط جوانان مخالف و مبارزی تأسیس شده که سرنگونی رژیم ولایت فقیه را دنبال می‌کند . شورشگران هدف خود را آگاهی‌بخشی و تشویق جوانان ایران به مبارزه علیه رژیم ولایت فقیه اعلام کرده است. پیش از آن عبارت «شورشگران» توسط [[مسعود رجوی]] رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و مسئول [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]] ایران بکار رفته بود. او در پایان یکی از پیام خود از جمله‌ی «شورشگران پیروزی می‌سازند» استفاده کرده بود. این جمله به عنوان شعار مؤسسه‌ی شورشگران نیز استفاده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مؤسسه ی شورشگران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مؤسسه در بخش «درباره‌ی ما» در وبسایت خود چنین می‌نویسد&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شورشگران یک مؤسسه‌ی رسانه‌یی اینترنتی- تلویزیونی است که تلاش می‌کند با استفاده از جدید‌ترین تکنیک‌ها در ساخت مواد رسانه‌یی، یک هماهنگی ساختاری وانطباق فعال، بین انواع پلتفرم‌ها شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون ایجاد نماید. دست‌اندرکاران رسانه‌ی اینترنتی- تلویزیونی شورشگران، جوانانی مجرب در کار تهیه محتوا، نویسندگی، طراحی، گرافیک و تدوین هستند که تلاش دارند مواد رسانه‌یی شورشگران را در هماهنگی کامل با خواسته‌های نسل جوان و شورشگر جامعه‌ی امروز و گفتمان رایج درمیان آن‌ها تولید کنند. شورشگران یک رسانه‌ی بی‌طرف نیست. شورشگران در طرف مردم ایران و هم‌گام با شورشگران و آزادی‌خواهان ایران علیه استبداد مذهبی حاکم بر ایران گام برمی‌دارد، هر چند خط سرخ خود را صداقت در اطلاع رسانی، پرهیز از بزرگ‌نمایی و پروپاگاندا می‌داند و در صورت ارتکاب هر گونه اشتباهی آن‌ را تصحیح خواهد کرد. رسانه‌ی شورشگران مواد رسانه‌یی خود را در قالب ویدئوهای کوتاهی ارائه می‌کند که هدف از آن آگاهی‌بخشی، افشاگری، اطلاع‌رسانی و تحقیق در مورد سؤالات و ابهاماتی است، که نسل جوان امروز با آن مواجه می‌شود. ویدئوهای شورشگران را می‌توانید بر روی، یوتیوب، فیس بوک، توئیتر، تلگرام، پارلر و اینستاگرام تماشا کنید.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.shoureshgaran.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d8%a7/ درباره ی ما- شورشگران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%86&amp;diff=82110</id>
		<title>آلبرتو نیسمن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%86&amp;diff=82110"/>
		<updated>2025-11-06T14:34:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = آلبرتو نیسمن&lt;br /&gt;
| تصویر             =[[پرونده:قاضی آلبرتو نیسمن.JPG|بندانگشتی|جایگزین=قاضی آلبرتو نیسمن|وسط]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۵ دسامبر ۱۹۶۳&lt;br /&gt;
| زادگاه            =&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = &amp;lt;!-- {{مرگ و سن|سال|ماه|روز|سال|ماه|روز}} (تاریخ مرگ سپس تولد) --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =۱۸ ژانویه‌ی ۲۰۱۸ قتل در منزل شخصی&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = بوینس‌آیرس&lt;br /&gt;
| ملیت              = آرژانتینی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            = آرژانتین&lt;br /&gt;
| تحصیلات            = &lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              = قاضی - دادستان&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              = قضائیه آرژانتین&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    = مردم آرژانتین - مردم ایران&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = افشاکننده پرونده سرپوش گذاشتن دولت آرژانتین بر عاملان انفجار آمیا که توسط رژیم ایران هدایت شده بود.&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               = قاضی نیسمن&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               = یهودی&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آلبرتو نیسمن،&#039;&#039;&#039; (زاده‌ی ۵ دسامبر ۱۹۶۳ درگذشت، یکشنبه شب ۲۸ دی ماه ۹۳ برابر با ۱۸ ژانویه ۲۰۱۵) با نام اصلی ناتالیو آلبرتو نیسمن، قاضی آرژانتینی است که مسئولیت تحقیق در مورد انفجار آمیا را بر عهده داشت. وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که این انفجار به دستور دولت ایران و با تبانی رئیس‌جمهور آرژانتین انجام شد. او چند ساعت پیش از حضور در جلسه غیرعلنی دادگاه برای شهادت در مورد این موضوع در آپارتمان خود به قتل رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سابقه بررسی انفجار آمیا ==&lt;br /&gt;
در زمان وقوع انفجار آمیا کشیک دادسرای بوینس‌آیرس یک قاضی به نام خوان خوزه گاله‌آنو بود. در جریان تحقیقات قاضی پرونده آمیا اطلاعاتی از دخالت مقامات جمهوری اسلامی در این پرونده به دست آورد. در پی این تحقیقات قاضی علیه ۱۲ نفر از اعضای سفارت جمهوری اسلامی در آرژانتین حکم جلب بین‌المللی صادر کرد. اما این پرونده پس از رفتن به دیوان عالی کشور آرژانتین منقضی شده و همه احکام جلب باطل اعلام شد. بعدها مشخص شد که یک زد و بند سیاسی بین کارلوس منم رئیس‌جمهور وقت آرژانتین با مقامات رژیم ایران صورت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۰۲  یک مقام اطلاعاتی ایران به غرب پناهنده شد. او افشا کرد که کارلوس منم، رئیس‌جمهور وقت آرژانتین برای سرپوش گذاشتن به نقش رژیم ایران در انفجار آمیا ده میلیون دلار رشوه گرفت. آن پول از یک حساب ویژه سران دولت جمهوری اسلامی ایران در سوییس پرداخت شد. [[اکبر هاشمی رفسنجانی|هاشمی رفسنجانی]]، احمد خمینی و [[علی فلاحیان]] روی این حساب ۲۰ میلیون دلاری حق امضا داشتند که به حساب کارلوس منم در لیختن‌اشتاین واریز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مواضع دولت‌های آرژانتین ===&lt;br /&gt;
در سالهای اولیه صدور حکم، دولت آرژانتین از این احکام پشتیبانی می‌کرد. خانم کرشنر در دوره اول ریاست جمهوریش هنگام حضورش در مجمع عمومی [[سازمان ملل متحد]]، دولت ایران را بابت عدم همکاریش در این پرونده مورد سرزنش قرار داد. خانم کریستینا فرناندز، رئیس‌جمهور آرژانتین، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تاریخ ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۸ خواستار محاکمه ۶ تن از سران و مقامات جمهوری اسلامی ایران از جمله [[اکبر هاشمی رفسنجانی|هاشمی رفسنجانی]] شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۱۲ در حاشیه مجمع عمومی ملل متحد هکتور تیمرمن وزیر خارجه آرژانتین با علی اکبر صالحی وزیر خارجه [[محمود احمدی‌نژاد|احمدی‌نژاد]] ملاقات کرد و طرفین قول دادند مذاکرات را تا حل و فصل بمبگذاری ادامه بدهند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۲ ژانویه ۲۰۱۳  دولت آرژانتین اعلام کرد که با ایران یک یادداشت تفاهم امضا کرده که بر اساس آن قرار شد یک کمیسیون حقیقت‌یاب تشکیل شود تا در مورد بمب‌گذاری آمیا تحقیق کنند. این یادداشت تفاهم، اعتراض خانواده‌های قربانیان و بسیاری از کشورها را برانگیخت. روزنامه میامی هرالد در این باره نوشت:    &amp;lt;blockquote&amp;gt;«این کار مثل آن است که رژیم نازی آلمان خودش مسئول تحقیق درباره حقایق مربوط به اردوگاه‌های مرگ بشود.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ورود قاضی آلبرتو نیسمن به پرونده ===&lt;br /&gt;
قاضی آلبرتو نیسمن که از سال ۱۹۹۷ جزو تیم تحقیقات پرونده آمیا بود، نسبت به تمامی منابع آگاهی داشت و از همه آنها اطلاعات برای صدور احکامش استفاده کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قاضي‌ آلبرتو نيسمن همچنین اطلاعاتی را که [[شورای ملی مقاومت ایران]] در مورد طرح عمومی دولت جمهوری اسلامی ایران برای نفوذ در آمریکای لاتین با ایجاد شبکه‌های تروریستی با مشخصات کامل آنها در اختیار قضات آرژانتین قرار داده بود، در کیفر خواست تنظیمی‌اش بکار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انتشار اخبار مربوط به رشوه‌گیری کارلوس منم، رئیس‌جمهور سابق آرژانتین، رئيس جمهور نستورکرشنر در یازدهمین سالگرد انفجار در ژوئیه ۲۰۰۵ فرمانی صادر کرد و بخشی از کم‌کاری بخاطر شکست تحقیقات را پذیرفت و اعلام کرد که دولتهای قبلی آرژانتین بر روی حقایق سرپوش گذاشته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از کنار رفتن موانع دولتی از سر راه تحقیقات آلبرتو نیسمن در سال ۲۰۰۵ او بصورت فشرده روی این پرونده کار کرد و در سال ۲۰۰۶ مقامات بالای جمهوری اسلامی را بعنوان تصمیم گیرندگان این جنایت معرفی و علیه آنها حکم جلب بین‌المللی صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه تحقیقات گسترده آلبرتو نیسمن احکام جلب بین‌المللی برای ۸ تن از بالاترین مقامات جمهوری اسلامی بود. این نفرات شامل علی [[اکبر هاشمی رفسنجانی]] رئیس‌جمهور سابق و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دوره بعدی، احمد وحیدی وزیر دفاع سابق ،[[محسن رضایی]] فرمانده وقت [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در دوره بعدی، [[علی فلاحیان]] وزیر اطلاعات وقت و از اعضای مجلس خبرگان در دوره بعدی و [[علی اکبر ولایتی]] وزیر خارجه وقت رژیم و مشاور بین‌المللی [[خامنه‌ای]] و همچنین محسن ربانی رایزن وقت فرهنگی دولت ایران در آرژانتین و عماد مغنیه تروریست معروف لبنانی می‌شدند. (عماد مغنیه‌ در ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ کشته شد). در این رابطه همچنین گفته می‌شود که پاسداری به نام احمد‌رضا اصغری فرماندهی عملیات تروریستی را در پوشش دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی در آرژانتین به‌عهده داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس این احکام جلب توسط قاضی آلبرتو نیسمن بود که در ژوئن ۲۰۱۱ وقتی احمد وحیدی بعنوان وزیر دفاع کابینه احمدی‌نژاد به کشور بولیوی در همسایگی آرژانتین سفر کرد، دولت آرژانتین معترض شد و دولت بولیوی از اینکه دیدار اعلام نشده احمد وحیدی را به اطلاع آرژانتین نرسانده عذر‌خواهی کرد. دولت بولیوی  اعلام کرد که احمد وحیدی باید به سرعت خاک این کشور را ترک کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کیفرخواست تنظیمی آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
آلبرتو نیسمن در یک کیفر خواست با بیش از ۵۰۰ صفحه احکام خودش را صادر کرد. در این پرونده با بیش از ۱۲۰۰ شاهد طی ۲۰ سال مصاحبه شده و اوراق این پرونده از یک میلیون برگ فراتر رفته بود. در این پرونده آلبرتو نیسمن اثبات کرده بود که شبکه‌های بنیادگرایی تروریستی در آمریکای لاتین چگونه توسط جمهوری اسلامی حمایت و تأمین مالی می‌شوند، به نحوی که می‌توانند عمل کنند و دوباره پنهان بشوند. آلبرتو نیسمن تصمیم داشت که این پرونده را تا اجرای عدالت برای همه متهمین به سرانجام برساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
دادگاه آرژانتینی پس از تحقیقات آلبرتو نیسمن اعلام کرد که توافق با ایران برای تحقیق در مورد بمب‌گذاری مرکز یهودیان در بوینس آیرس غیر قانونی است. دادستان کل این پرونده آلبرتو نیسمن اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این توافق نامه مداخله ناروای قوه مجریه در حوزه خاص قوه قضائیه را مقرر می‌سازد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مدتی بعد دادگاه فدرال آرژانیتن نظر قاضی آلبرتو نیسمن را تأیید کرد و اعلام کرد توافق دولت آرژانتین برای تحقیق مشترک پیرامون جنایتی که جمهوری اسلامی ایران خودش متهم آن است از اعتبار ساقط است. در همین رابطه بود که در برابر این احکام دولت ایران پیشنهاد معامله نفت در برابر غلات را به دولت آرژانتین داد تا مابه ازای آن این پرونده منحرف یا بسته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دستیابی آلبرتو نیسمن به مکالمات سری ===&lt;br /&gt;
آلبرتو نیسمن پس از مدتی در جریان تحقیقات خود به مدارک جدیدی دست پیدا کرد که نشان می‌داد دولت خانم کرشنر وارد معامله با جمهوری اسلامی شده است. در مقطعی از پیگیری‌های این پرونده دستیاران رئیس‌جمهور کرشنر وارد مذاکره با یکی از دست اندرکاران اصلی جنایت بمب‌گذاری ،یعنی روحانی ایران محسن ربانی شده بودند. موضوع این مذاکرات انجام معاملات نفت ایران در قبال غلات از آرژانتین بود.دولت آرژانتین قول داده بود در ازای آن بر قضیه بمب‌گذاری و عاملان آن سرپوش بگذارد. قاضی آلبرتو نیسمن نوار مکالمات انجام شده بین دستیاران رئیس‌جمهور و مقامات رژیم را به دست آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== احساس خطر آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
قاضی آلبرتو نیسمن در این بین به نوار مکالمه مأمور اطلاعاتی آرژانتین با یکی از متهمین ایرانی بمب‌گذاری آمیا نیز دست یافت. در این گفتگو طرف آرژانتینی جزئیات اطلاعاتی در مورد خانواده قاضی آلبرتو نیسمن را برای عامل جمهوری اسلامی شرح می‌دهد. آلبرتو نیسمن بسرعت متوجه خطراتی شد که در صورت ادامه تلاشهایش می‌تواند هم خودش را و هم خانواده‌اش را از طرف دولت ایران مورد تهدید قرار بدهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== نظر رئیس کمیته حقوق جزایی پارلمان آرژانتین ====&lt;br /&gt;
پاتریسیا بولریچ‌ در مورد تهدیداتی که متوجه آلبرتو نیسمن بود گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«چهارشنبه هفته گذشته آلبرتو نیسمن به من گفت که تهدیداتی متوجه او شده البته نگفت چه کسی او را تهدید کرده است و این را توضیح نداد چون ۱۰ سالی بود که او تهدیدهایی دریافت می‌کرد. یعنی از زمانی که دست به تحقیقات در پرونده آمیا در آرژانتین زد ، اما در ۲ سال اخیر در حالیکه او درباره پرونده آمیا تحقیق می‌کرد از جمله درباره ۸ عامل رژیم ایران می‌گفت که تلاش می‌شود این افراد را از پرونده خارج نگه دارند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آلبرتو نیسمن در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود:‌ &amp;lt;blockquote&amp;gt;«از امروز زندگی من تغییر کرده است. اما این وظیفه من بعنوان دادستان است. من دخترم را آماده کردم و به او گفته‌ام که به زودی می‌شنود که دیگران چه چیزهای وحشتناکی درباره پدرش خواهند گفت.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آلبرتو نیسمن همچنین در تاریخ ۲۴ دی‌ماه او همچنین به روزنامه‌ کلارین گفته بود:  &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ممکن است بخاطر این داستان بمیرم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:کریستینا فرناندز کرشنر.JPG|جایگزین=کرشنر - آلبرتو نیسمن|بندانگشتی|کریستینا فرناندز کرشنر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شکایت از کریستینا فرناندز کرشنر ===&lt;br /&gt;
در ژانویه ۲۰۱۵ آلبرتو نیسمن یک شکایت ۳۰۰ صفحه ای خطاب به دادگاه عالی کشور ثبت کرد و در آن رئیس‌جمهوری، کریستینا فرناندز کرشنر و وزیر خارجه هکتور تیمرمن و دیگر مقامات دولتی را به سرپوش گذاشتن بر دست داشتن مقامات رژیم ایران در حمله ۱۹۹۴ متهم نمود. قاضی آلبرتو نیسمن در شکایت خودش از رئيس‌جمهور قید کرده بود که مذاکرات تلفنی دستیاران سیاسی فرناندز مستند نشان می‌دهد که آنها یک طرح جناحی پیچیده را پیش می‌برند . او همچنین خواستار بازجویی از رئیس جمهورکریستینا فرناندز، تیمرمن وزیرخارجه و همینطور یک عضو پارلمان آرژانتین و یکی از مأموران دولت ایران در آرژانتین شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranncr.org/%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C/344-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%83%D9%85%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8 گزارش کمیسیون قضایی شورای ملی مقامت در باره قتل قاضی نیسمن]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قتل آلبرتو نیسمن ==&lt;br /&gt;
سرانجام آلبرتو نیسمن در روز یکشنبه شب ۲۸ دی ماه ۹۶ برابر با ۱۸ ژانویه ۲۰۱۸ در آپارتمان خود به قتل رسید. او قرار بود چند ساعت بعد در مجلس آرژانتین در مورد همین پرونده شهادت داده جزئیاتی را افشا کند. دویچه وله فارسی در مورد مرگ قاضی آلبرتو نیسمن در سرتیر خود نوشت: نتیجه تحقیقات کارشناسی: دادستان آلبرتو نیسمن به قتل رسیده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;دویچه وله فارسی [https://www.dw.com/fa-ir/%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%AA%D9%84-%]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دادگاه آرژانتین اعلام کرد که دادستان آلبرتو نیسمن به‌دلیل شکایت علیه رئیس‌جمهور وقت و سناتور فعلی کریستینا فرناندز به‌قتل رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکم جدید دادگاه آرژانتین در مورد ترور دادستان آلبرتو [https://news.mojahedin.org/i/%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%B1%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8 نیسمن]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین CNN گزارش کرد:‌  &amp;lt;blockquote&amp;gt;«دادستان آرژانتین آلبرتو نیسمن رئیس جمهور آرژانتین کریستینا فرناندز کرشنر را متهم کرد که مظنون بودن ایران به دست داشتن در بمبگذاری در مرکز یهودیان در بوینس آیرس را در ۲۰ سال پیش می‌پوشاند و اکنون جسد او پیدا شده است. دوجین مأمورانی که برای حفاظت وی بودند نتوانسته بودند با وی تماس برقرار کنند این در حالی بود که این فقط چند ساعت پیش از آن بود که او می‌خواست پشت درهای بسته در جلسه استماع در کنگره شهادت بدهد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:تظاهرات مردم آرژانتین در اعتراض به قتل نیسمن.jpg|جایگزین=تظاهرات برای آلبرتو نیسمن|بندانگشتی|تظاهرات مردم آرژانتین در اعتراض به قتل نیسمن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازتاب قتل آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
RFA فرانسه: هزاران نفر از مردم بوینس‌آیرس  با شعار &amp;quot;من آلبرتو نیسمن هستم&amp;quot; در اعتراض به مرگ مشکوک قاضی تحقیق آرژانتینی دربارۀ نقش ایران در سوءقصد تروریستی سال ۱۹۹۴ به خیابان‌های بوینس‌آیرس سرازیر شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;من نیسمن [http://fa.rfi.fr/%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-20150120/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 هستم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
CNN: بیش از صدها هزار نفر در پایتخت آرژانتین در یکی از بزرگترین تظاهرات‌ از زمانی که کریستینا فرناندز از ۷ سال پیش به قدرت رسیده شرکت کردند. آنها عدالت میخواستند و خواستار این بودند که دولت در مورد کشته شدن آلبرتو نیسمن در تاریخ ۱۸ ژانویه به آنها پاسخ بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
CNN: جسد آلبرتو نیسمن ماه گذشته در خانه خودش در بوینس آیرس پیدا شد درست یک روز قبل از اینکه حضور رد مقابل نمایندگان برای اینکه بگوید رئیس‌جمهور آرژانتین در سرپوش گذاشتن به موضوع بمبگذاری مرکز یهودیان در ۲۰ سال پیش درگیر بوده است . یک تیم از دادستانها همین پرونده را دنبال می‌کنند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رئیس انجمن‌های آرژانتین مسئله را به این صورت توصیف کرده است: این پرونده برای او به مفهوم زندگی‌اش بود.او برای دوستانش نوشته بود:  اگر کسی فکر می‌کند که من دیوانه شده‌ام اینگونه نیست و امضا کرده بود من بهتر از همیشه هستم.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش تلویزیونی: خشم، شوک و ناکامی در شهر بوینس‌آیرس حاکم است مردم آرژانتین بعد از مرگ مردی که همان دادستان ویژه آلبرتو نیسمن می‌باشد به خیابانها سرازیر شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع دولت وقت آرژانتین ===&lt;br /&gt;
CNN: رئیس جمهور و محققان در تحقیقات اولیه اعلام کردند که مرگ او به خاطر خودکشی بوده است. ولی جزئیات جدید حالا باعث شد تا رئیس‌جمهور آرژانتین تغییر نظر بدهد او در صفحه فیس بوک خود نوشته است. خودکشی که من در مورد‌ آن قانع شده بودم خودکشی نبوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
CNN: هزاران تن از مردم آرژانتین این که گفته میشود خودکشی بوده است را قبول ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرجیو برنی از مسئولان وزارت اطلاعات و امنیت آرژانتین گفته است که همه شواهد نشان می‌دهد که آلبرتو نیسمن خودکشی کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یک نظرسنجی در آرژانتین نزدیک به ۷۰ درصد از مردم گفتند که از نظر آنها قتل آلبرتو نیسمن خودکشی نبوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iran-efshagari.com/رد-نهایی-فرضیه-خودکشی-قاضی-شهید-آرژانت/ رد فرضیه خودکشی نیسمن]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتیجه تحقیقات قضایی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آگاهان قضایی می‌گویند در این ماجرا سه پرونده در هم گره خوردند که کار را برای قضات آرژانتینی مشکل می‌کند. یکی پرونده قطور بمبگذاری آمیا است. دومین پرونده، پرونده قتل قاضی آلبرتو نیسمن و پرونده سوم هم که نیسمن می‌خواست آن را باز کند دخالت رئیس‌جمهور آرژانتین، وزیر خارجه این کشور و سایر مقاماتش برای کتمان حقیقت و سرپوش گذاشتن بر جنایت آمیاست. با این حال دادگاه فدرال بوینس آیرس سرانجام تأیید کرد که آلبرتو نیسمن به قتل رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.youtube.com/watch?v=YDm_HIr3TfA یوتیوب - سیمای آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرفداران نظریه خودکشی صحنه را اینطوری چیده بودند که نیسمن در آپارتمان خودش، در را قفل کرده و در حمام با یک سلاح به سر خودش شلیک کرده است. اما آزمایشات ثابت کرد که اولاً هیچ اثری از گرده باروت روی دست آلبرتو نیسمن وجود نداشته است. دوماً معلوم شد که خانه از بیرون قفل شده است و نه از داخل و سوماً آثار دی ان ای یک فرد دیگر در خانه آلبرتو نیسمن پیدا شده است .&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.dw.com/fa-ir/%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D9%86%DB%8C% کشف دی ان ای فردی ناشناس در صحنه قتل آلبرتو نیسمن]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
CNN در همین رابطه گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«محققان حالا می‌گویند که هیچ‌‌ آثاری از باقی‌مانده از مهمات بر روی دستان آلبرتو نیسمن کشف نشده است این حکایت از آن دارد که شاید او خودش ماشه را نکشیده باشد»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظر همسر سابق آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
قاضی ساندرا آرویو سالگادو  همسر سابق آلبرتو نیسمن در یک کنفرانس مطبوعاتی در روز ۵ مارس ۲۰۱۵ اعلام کرد که: قاضی آلبرتو نیسمن نه تصادف کرده نه خودکشی کرده است او را به قتل رسانده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انعکاس  قتل نیسمن در رسانه‌های ایران ===&lt;br /&gt;
تلویزیون جمهوری اسلامی در مورد قتل آلبرتو نیستمن گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد آلبرتو نیسمن چند شب پیش در منزل مسکونی‌اش در یک مجتمع آپارتمانی ۱۳ طبقه در مرکز بوینس آیرس پایتخت آرژانتین پیدا شد. جسدی با چندین گلوله در سر و همچنین یک هفت‌تیر کالیبر ۲۲ میلی متری متعلق به خود وی در کنار آن. آگاهان نظر می‌دهند که یک فرد مطلقا قادر به شلیک چند گلوله با هفت‌تیر خودش به سر خودش نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون جمهوری اسلامی- شبکه یک&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین خبرگزاری سپاه در این رابطه نوشت: تنها دی ان ای موجود در خانه دادستان آمیا به خود وی تعلق دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری سپاه پاسداران- ۱۱ بهمن&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون رژیم ایران در برنامه دیگری اعلام کرد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما حادثه قتل مشکوک دادستان آمیا که در واقع هیچ سند قابل ارائه‌ای برای این پرونده نداشت ماجرایی بود تا پرونده مختومه آمیا با کشته شدن این مهره صهیونیست‌ها همچنان در پرده‌ای از ابهام باشد، پرونده‌ای که دو ملت ایران و آرژانتین به توطئه بودن آن مطمئن هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون جمهوری اسلامی- ۹ بهمن ۱۳۹۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازتاب قتل آلبرتو نیسمن در جهان ===&lt;br /&gt;
رئیس دفتر روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست در بوینس آیرس در مورد قاضی آلبرتو نیسمن در مقاله‌ای نوشته است:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلبرتو نیسمن دادستان آرژانیتن چند روز قبل از قتل خشونت‌بارش که این کشور را در ترس و نگرانی فرو برد به تعدادی از دوستان پیام‌هایی ارسال کرده بود. پیامی که از ته دلش بود. کاری که در حال حاضر می‌خواهم انجام دهم مدتی قبل رویش تصمیم گرفته شده است و من آماده آن هستم من با اعتقاد بر اینکه این کار آسانی نخواهد بود آنرا انجام می‌دهم معتقدم دیر یا زود حقیقت پیروز خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رادیو بین المللی فرانسه اعلام کرد که قتل نیسمن یاد‌آور کشته شدن قاضی فرانسوی ژیل بولوک میباشد او هم در جریان تحقیقات بر روی یک پرونده تروریستی رژیم ایران به قتل رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مریم رجوی]] رئیس‌جمهوری برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] در این مورد گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«دکتر آلبرتو آلبرتو نیسمن نه تنها شهید مردم آرژانتین بلکه شهید صلح و بشریت در مقابله با تروریسم است علاوه بر این او بطور خاص در ردیف شهیدان مردم و مقاومت ایران علیه بنیادگرایی و تروریسم برخاسته از آن قرار دارد. او شجاعانه در مقابل رژیم آخوندی ایستاد»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%A6%D9%88%D9%81_%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=81169</id>
		<title>احمدرئوف بشری دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%A6%D9%88%D9%81_%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA&amp;diff=81169"/>
		<updated>2025-09-26T15:31:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص= احمد رئوف بشری‌دوست&lt;br /&gt;
|تصویر= احمد رئوف بشری‌دوست ۱.JPG&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=250px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد= اول شهریور ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ= تابستان ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
|ملیت= ایرانی&lt;br /&gt;
|محل_مرگ= زندان ارومیه&lt;br /&gt;
|مدفن= نا معلوم&lt;br /&gt;
|علت مرگ= اعدام به جرم ملیشیای مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای    = زندانی سیاسی مقاوم &lt;br /&gt;
|همسر=&lt;br /&gt;
|والدین=&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;احمد رئوف بشری‌دوست&#039;&#039;&#039;، (زاده‌ی اول شهریور ۱۳۴۳ – آستارا، اعدام: تابستان ۱۳۶۷)، پس از پایان تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، به علت علاقه و استعداد در کارهای فنی و الکترونیک، در رشته‌ی الکترونیک هنرستان صنعتی رشت ثبت نام کرد. احمد رئوف بشری‌دوست از جمله جوانانی بود که پس از انقلاب، در کنار هزاران جوان و نوجوان دیگر به فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی چون فروش کتاب و نشریه و ... روی آورد. احمد رئوف همواره به دلیل معصومیت، رفتار محجوب، خوشرویی و مهربانی زبان‌زد خانواده و اقوام و دوستان خود بود. احمد رئوف هنگام ورود به هنرستان که هم‌زمان با [[انقلاب ضدسلطنتی]] در ۱۳ سالگی با مبارزه و فعالیت سیاسی آشنا شد و در حرکت‌های اعتراضی و تظاهرات علیه حکومت شاه فعالیت داشت. پس از پیروزی [[انقلاب ضدسلطنتی]]، احمد رئوف بشری‌دوست ابتدا در انجمن اسلامی هنرستان به فعالیت پرداخت. اما با پی بردن به ماهیت [[خمینی]] به جنبش ملی مجاهدین در رشت پیوست. وی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، رو به زندگی مخفی آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد رئوف بشری دوست در اردیبهشت ۱۳۶۱، دستگیر شد و تحت [[شکنجه]] قرار گرفت. او در زمستان ۱۳۶۶، پس از ۵ سال از زندان آزاد شد و تصمیم گرفت به ارتش آزادی‌بخش ملّی ایران بپیوندد اما مفقود شد. در سال ۱۳۷۰، مأموران [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]] حکومت جمهوری اسلامی به پدر او اطلاع دادند که احمد را در تابستان ۱۳۶۷، به همراه عده‌ای دیگری از زندانیان با دستان بسته به اطراف دریاچه ارومیه برده و با سلاح سرد آنها را به قتل رساندند. اهالی روستاهای اطراف دریاچه شهادت دادند که صدای فریاد‌های آنان نیمه شب شنیده می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی احمد رئوف بشری دوست ==&lt;br /&gt;
احمد رئوف بشری دوست پس از پیوستن به جنبش ملی مجاهدین خلق که آن هنگام [[میلیشیا]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;یی ۱۵ ساله بود به خاطر فعالیت‌هایش علیه رژیم جمهوری اسلامی، برای فالانژها و [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] چهره‌ی شناخته شده‌ای بود. یکی از هنرجویان هنرستان صنعتی رشت که آن زمان با احمد دوست و هم‌کلاس بود، می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«فرشید اباذری سردسته‌ی فالانژهای رشت در بهار ۱۳۵۹، با گروهی از اراذل و اوباش به‌هنرستان صنعتی رشت حمله کرد و ۱۳ تن از دانش‌آموزان هوادار مجاهدین را در مقابل چشم همه و از جمله مدیر و دبیران هنرستان ربود و به نقطه‌ی نامعلومی منتقل کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرشید اباذری و دار و دسته‌اش، دستگیرشدگان را به مسجد باقرآباد که پاتوق فالانژهای وحشی رشت بود منتقل و تا نیمه‌های شب آنان را شکنجه کرده و روز بعد پیکر نیمه جان آن‌ها را در یکی از خیابان‌های رشت رها کردند. مجاهد شهید احمد رئوف بشری‌دوست یکی از آن‌ها بود.» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادر احمد که تمام روز را در جست و جوی فرزندش به ارگان‌های مختلف رژیم ایران مراجعه کرده و نتیجه‌ای نگرفته بود در این رابطه می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«عصر روز بعد زنگ در به صدا درآمد. وقتی در را باز کردم احمد که رمق ایستادن نداشت و به در تکیه داده بود به آغوشم افتاد. او را کشان کشان به داخل خانه آوردم. دراز کشید. قطره اشکی در گوشه چشم‌هایش جمع شده بود. احمد گفت که تمام مدت که می‌زدند فقط اسمم را می‌خواستند، با این‌که می‌دانستم اسمم را می‌دانند اما نگفتم، می‌خواستم آبدیده شدن پولاد را امتحان کنم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;احمد رئوف بشری‌دوست روز شنبه پس از بازگشت به مدرسه به افشاگری در مورد حادثه‌ی پیش آمده پرداخت. او در جمع مدیر هنرستان و دیگران که جویای قضیه بودند با بالا زدن پیراهنش آثار ضرب و شتم و شکنجه‌ها را نشان داد. گفته می‌شود با میله‌ی آهنی به سر وی کوبیده بودند و در جای جای بدنش آثار کبودی و زخم‌ها و شیارهایی که فالانژها با چاقو ایجاد کرده بودند، پیدا بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از دوستان وی از دیدن شکنجه‌هایی که در حق او که یک نوجوان ۱۵ ساله بود و به لحاظ فیزیکی هم کوچک‌تر از سنش نشان می‌داد، اشک ریختند. &lt;br /&gt;
[[پرونده:احمد رئوف بشری‌دوست.jpg|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;تصویری از دوران کودکی احمد&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
احمد رئوف بشری دوست علاوه بر فعالیت‌های سیاسی به آماده‌سازی جسمی و روحی روی آورد. از جمله گفته می‌شود با سخت‌کوشی به یادگیری کاراته و فنون رزمی پرداخت. &lt;br /&gt;
== دست‌گیری و اعدام احمد رئوف بشری‌دوست ==&lt;br /&gt;
سرفصل ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، آغاز مرحله‌ی دشوارتری برای احمد رئوف بشری‌دوست و تمام مخالفان نظام جمهوری اسلامی بود. پس از آغاز [[فاز سیاسی فاز نظامی|فاز نظامی]] و اعلام مقاومت مسلحانه توسط مجاهدین خلق احمد به زندگی مخفی روی آورد و با استفاده از استعداد و توانایی فنی خود، پشتیبانی نظامی تیم‌های عملیاتی را برعهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شهریور ماه ۱۳۶۰ و به علت ضربات و دستگیری‌های گسترده‌ی ماه‌های اول پس از ۳۰ خرداد، ارتباط احمد برای مدتی کوتاه با سازمان مجاهدین قطع شد. در همین دوران او شب‌های زیادی را در یک ساختمان نیمه تمام بدون سقف، به صبح می‌رساند. در شهریور۱۳۶۰، علاوه بر قطع ارتباط و مشکلات زندگی مخفی، دستگیری خواهرش و بیماری سرطان مادرش از جمله مشکلاتی بودند که احمد با آن روبه‌رو شده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد پس از ارتباط مجدد با تشکیلات مجاهدین خانه‌ای را در یکی از محلات رشت کرایه کرد. مادر احمد نیز که به تازگی از بیمارستان مرخص شده بود، مسئولیت پشتیبانی و خرید مواد مورد نیاز مجاهدینٍ مستقر در این پایگاه را بر عهده گرفت. در اوایل اردیبهشت ۱۳۶۱، احمد رئوف بشری‌دوست در تهاجم پاسداران حکومتی به پایگاهی که احمد در آن مستقر بود دست‌گیر شد. در جریان بازجویی از اعضای تیم، لو رفتن مسئولیت احمد که به‌رغم سن و سال کم، مسئولیت سایرین را برعهده داشته است، موجب تعجب و حیرت بازجویان و شکنجه‌گران شد. شکنجه‌گران از اعمال هیچ‌گونه شکنجه در حق این فرمانده جوان مجاهد فروگذار نکردند. اما احمد که خود را از پیش برای چنین روزهایی آماده کرده بود؛ بازجویی‌ها و شکنجه‌ها را سرفرازانه پشت سر گذاشت و پس از مدتی به زندان باشگاه افسران رشت منتقل شد. اما حادثه‌ای دیگر دوباره احمد را به زندان سپاه و اتاق شکنجه بازگرداند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادر احمد می‌گوید:&lt;br /&gt;
[[پرونده:احمد رئوف بشری‌دوست ۶.JPG|بندانگشتی]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس از مدت‌ها پی‌گیری و اعتراض در بیدادگاه رژیم ایران، موفق به ملاقات با فرزندم شدم. حاکم ضدشرع در پاسخ به اعتراض من که چرا این طفل صغیر را دست‌گیر کرده‌اید، با وقاحت گفته بود: کدام طفل صغیر، فرمانده میلیشیاست. &lt;br /&gt;
مسئول چند تا بزرگ‌تر از خودش بوده، تازه به جای آن‌ها هم باید تعزیر شود! اما احمد انگار نه انگار که آن بازجویی‌های سخت را گذرانده بود. دنبال تبادل اطلاعات و خبرگیری از بیرون بود. وقتی خبر فرار خواهرش را از زندان باشگاه افسران به او دادم از خوشحالی در پوست نمی‌گنجید. مرتب می‌گفت خدا را شکر. خدا را شکر. بهش بگو افتخار می‌کنم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد آن‌قدر خوشحال بود که می‌ترسیدم پاسداران متوجه شوند. هفته‌ی بعد که برای ملاقات به زندان رفتم، احمد ممنوع الملاقات بود و دوباره برای بازجویی به زندان سپاه منتقل شده بود. این بار جرم احمد، فرار خواهرش از زندان بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند ماه بعد که دوباره او را دیدم و راجع به بازجویی و محاکمه مجدد پرسیدم، خندید و گفت: چیزی نبود. بیش‌تر از این‌ها می‌ارزید. هر چه می‌زدند بیشتر مطمئن می‌شدم که دروغ می‌گویند و نتوانسته‌اند دوباره دستگیرش کنند و به خاطر همین این‌طوری هار شده‌اند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;[[پرونده:احمد رئوف بشری‌دوست ۴.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;احمد رئوف در دوره آموزش فنون رزمی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
پس از چند دوره بازجویی و شکنجه، احمد به‌پنج سال زندان محکوم و به زندان باشگاه افسران رشت منتقل شد. در اولین ملاقات با مادرش قصدش را برای فرار از زندان با او در میان می‌گذارد. مادر احمد علاوه بر وصل ارتباط او با تشکیلات بیرون زندان، تلاش می‌کند با جاسازی، الزامات مورد نیازش را تهیه کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در این فاصله مأموران حکومتی که از مقاومت زندانیان مجاهد رشت به ستوه آمده بودند در یک تصمیم جنایت‌کارانه در تاریخ ۲۲ اسفند۱۳۶۱، زندان باشگاه افسران رشت را به‌آتش می‌کشند. شب حادثه پاسداران به‌سوی زندانیان سیاسی که درحال فرار از محاصره‌ی آتش بودند، تیراندازی کردند و درنتیجه‌ی آن ۷ زندانی سیاسی هوادار مجاهدین در آتش سوختند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد نیز درحالی‌که بیهوش شده بود، توسط یکی از هم‌رزمانش از میان شعله‌ها بیرون کشیده شد و موقتاً نجات پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== گزارش دیگری از زندان رشت ===&lt;br /&gt;
در گزارش دیگری از زندان رشت آمده است که چند ماه پس از به‌آتش کشیدن زندان رشت، در خرداد ۱۳۶۲، دژخیم محسن خداوردی، دادستان رشت، به خاطر این‌که نمی‌توانست مقاومت داخل زندان‌های رشت را بشکند، تصمیم گرفت حدود ۴۰ تن از زندانیان مقاوم رشت را تبعید کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجاهد شهید احمد رئوف بشری‌دوست نیز یکی از همین زندانیان بود. رژیم ایران زندانیان تبعیدی را ابتدا از زندان رشت به زندان اوین در تهران و سپس به [[زندان گوهردشت]] کرج برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== گزارشی از زندان گوهردشت کرج ===&lt;br /&gt;
یکی از هم‌زنجیران احمد رئوف بشری‌دوست در گوهردشت نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«احمد به رغم سن کمی که داشت، از درک و فهم عمیقی برخوردار بود. روی گشاده و گوش باز در برخورد با مسئول و جمع مجاهدین و دقت و جدیت در کار و مسئولیت از ویژگی‌های بارز او بود. احمد با هر مسئولیتی که به او سپرده می‌شد بسیار جدی برخورد می‌کرد. مدتی مسئولیت آرایشگاه را به او سپردند. با این‌که آرایشگری نمی‌دانست خیلی سریع یاد گرفت و کارها را سریع پیش می‌برد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدتی نیز مسئول گوش دادن به صدای رادیو مجاهد بود. احمد از مطالب رادیو نهایت استفاده را می‌نمود. بسیار دقیق به اخبار و گفتار گوش می‌کرد و متن آن را به صورت مکتوب در اختیار دیگران قرار می‌داد. در کارهای جمعی، از کارهای دستی و هنری گرفته تا مناسبت‌های مختلفی که در زندان برگزار می‌کردیم، برخوردی فعال و مسئله حل‌کن داشت.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در گزارش دیگری از زندان گوهردشت کرج در مورد مقاومت سرسختانه‌ی احمد رئوف بشری‌دوست برای جلوگیری از انتقال به سلول خائنان آمده است:&lt;br /&gt;
[[پرونده:احمد رئوف بشری‌دوست ۵.JPG|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
«یک بار در سال ۱۳۶۳، پاسدار محمود، سرشیفت پاسداران می‌خواست مجاهد شهید احمد رئوف بشری‌دوست را به اتاقی که خائنان و توابین بودند انتقال دهد اما احمد آن‌چنان مقاومتی کرد که از انتقالش پشیمان شدند. احمد خوش قریحه بود و ذوق شاعری داشت. در زندان ترانه سرودهایی به‌زبان گیلکی تنظیم کرده و برایمان می‌خواند. ترجمه‌ی یکی از ترانه‌ها این بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ایران غرق بلاست، &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پر از صداست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این شب‌های ما، &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه جا خون خداست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آفتاب فردا از رگبارها و آتش سلاح تو طلوع می‌کند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید برخاست، باید برخاست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نباید نشست، نباید نشست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید با خون عهد و پیمان بست.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادر احمد رئوف بشری‌دوست در تابستان ۱۳۶۳، در اثر بیماری سرطان در گذشت. احمد در نامه‌یی از زندان نوشته بود: «از دست‌دادن مادر که یار سخت‌ترین سال‌هایم بود، در زندان بر من بسی گران آمد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمد رئوف بشری‌دوست در ماه رمضان سال ۱۳۶۴، به همراه دیگر مجاهدان در اعتراض به تقسیم غذا توسط توابین، دست به اعتصاب غذا زد. پاسداران به داخل بند ریخته و افراد را تک به تک شناسایی کرده و به بیرون بند بردند؛ و آن‌ها را پس از ضرب و شتم و شکنجه‌های فراوان به انفرادی فرستادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از بستگان احمد رئوف گفته است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس از مدت‌ها به من ملاقات کوتاهی دادند. احمد که آثار ضرب و شتم و شکنجه‌ها از ظاهرش پیدا بود، خیلی سریع ماجرا را برایم شرح داد و گفت که در ماه رمضان با دهان روزه چطور به جانشان افتادند. احمد از من خواست خبر این اعتصاب قهرمانانه را به سازمان مجاهدین برسانم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یکی از هم‌زنجیران احمد نقل می‌کند که در سال ۱۳۶۵، به مرور کسانی را که حکمشان در حال اتمام بود به زندان شهرشان باز می‌گرداندند. احمد موقع خداحافظی از زحمات جمع قدردانی کرد و گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در این سالها شما من را مثل بچه تر و خشک کرده‌اید و بزرگ شده‌ام. امیدوارم قدرش را بدانم و هر چه سریع‌تر به سازمان بپیوندم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;[[پرونده:احمد رئوف بشری‌دوست ۳.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;تصویری دیگر از احمد در دریای خزر&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
احمد رئوف بشری دوست پس از ۵ سال در زمستان ۱۳۶۶ از زندان آزاد شد. او به سرعت به دنبال وصل مجدد به سازمان مجاهدین خلق و پیوستن به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومه رئوف بشری‌دوست خواهر مجاهد شهید احمد رئوف بشری‌دوست در این رابطه در گزارشی نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اسفند ۶۶ پس از سالها نامه‌یی از احمد دریافت کردم. سراسر نامه شور وعشق به سازمان و آرزوی وصل دوباره بود. پیش از آن همبندی‌هایش از مقاومت و روحیه بالایش برایم قصه‌ها گفته بودند. اما من بهتر از همه می‌شناختمش. تا مغز استخوان عاشق برادر مسعود بود. فقط همین. یک پرستوی عاشق. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌گفت ما چه نسل خوش شانسی هستیم. در دورانی زندگی می‌کنیم که می‌توانیم در رکاب برادر مسعود بجنگیم. احمد در اولین نامه‌اش نوشته بود: اگر بخواهم از آنچه در این سالها بر من گذشته برایت بنویسم مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود.  پس شرح این هجران و این خون جگر ـ این زمان بگذار تا وقت دگر»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;او همچنین در نامه‌ی دیگری به خواهرش معصومه رئوف بشری دوست می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«هر لحظه به خودم می‌گویم من اینجا چکار می‌کنم؟ جای من اینجا نیست!» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;احمد رئوف بشری دوست به رغم شرایط امنیتی که پس از آزادی از زندان با آن مواجه بود، برای پیوستن به سازمان مجاهدین خلق دست به اقداماتی می‌زند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در گزارشی به نقل از یکی از نزدیکان وی گفته شده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«احمد عجله داشت. بی‌قرار بود. گویی بیرون زندان هم برایش زندان بود. نمی‌توانست دوری از سازمان را تحمل کند. در مقابل توصیه‌های ما که کمی صبر کن ببینیم چه می‌شود، لبخندی می‌زد و سکوت می‌کرد و مرتب در فکر رفتن بود»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته‌ی نزدیکان احمد رئوف، وی برای پیوستن به سازمان مجاهدین خلق به سراغ یکی دیگر از زندانیان آزاد شده می‌رود و از وی می‌خواهد تا با هم به [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادی‌بخش]] پیوندند اما وی در پاسخ از احمد می‌خواهد که عجله نکند. با این همه وی قانع نمی‌شود و به تنهایی در بهار ۱۳۶۷ در حالی که در تور امنیتی [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]] بود، به قصد پیوستن به ارتش آزادی بخش از رشت خارج می شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد تاریخ دقیق نحوه دستگیری وی اطلاعاتی در دسترس نیست. خواهر وی معصومه رئوف بشری‌دوست که از قبل در ارتش آزادی‌بخش بود، تصمیم می‌گیرد در تماسی نرسیدن احمد را به خانواده‌اش اطلاع دهد. او در گزارشی در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«قرار شد نرسیدن احمد به ارتش آزادی را به خانواده‌ام اطلاع بدهم. به پدرم  زنگ زدم و سراغ احمد را گرفتم. با تعجب گفت: مگر پیش تو نیست؟ از همه ما خداحافظی کرد که بیاید پیش تو! اگر پیش تو نیست پس؟! پدر حدسش درست بود. بعد از آن راه افتاد زندان به زندان به جستجوی احمد. اما هر چه گشتند کمتر یافتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نه نامی، نه نشانی، نه گوری… احمد ستاره‌یی در کهکشان ۳۰ هزار مجاهد سربه‌دار شده بود… بعدها روشن شد که احمد در جریان قتل‌عام زندانیان مجاهد در مرداد ۱۳۶۷، به‌شهادت رسیده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال۱۳۷۰، مزدوران وزارت اطلاعات به پدرم گفتند او را در زندان ارومیه اعدام کرده‌ایم و حتی از گفتن محل دفن او به‌ خانواده‌اش دریغ کردند. آری احمد دلیر همانگونه که خود در ترانه‌هایش سروده بود، پس از آزادی دمی ننشست، برخاست و بر عهد و پیمانی که برای پیوستن به ارتش آزادی بسته بود وفا کرد، تا آفتاب فردا از عزم و رزم مجاهدان طلوع کند.&amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد شماره ۷۷۰ - سه‌شنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه شهادت ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:احمد رئوف بشری‌دوست ۲.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;تصویر احمد پس از آزادی از زندان&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
پس از سال‌ها در مورد نحوه‌ی اعدام احمد رئوف بشری دوست اطلاعاتی به دست آمد. بنابر این اطلاعات در تابستان ۱۳۶۷ پاسداران، زندانیان سیاسی را که اغلب آنان از مجاهدین خلق ایران بودند را با دو مینی‌بوس به بهانة انتقال به زندان تبریز به تپه‌های اطراف دریاچة ارومیه بردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن منطقه که از قبل تحت کنترل پاسداران قرار داشت تعدادی پاسدار با انواع سلاح سرد از قبیل چاقو، قمه، چماق، تبر و ساطور منتظرشان بودند و زندانیان را درحالی‌که دست و پایشان بسته بود مورد حمله قرار داده و سلاخی کردند. فریادهای مجاهدان آن‌قدر بلند بود که برخی از روستاییان به آن منطقه سرازیر شده ولی با تهدید و سلاحهای پاسداران مسلح مواجه شده و از منطقه دور شدند.[[پرونده:جلد کتاب شازده کوچولو، فارسی.JPG|جایگزین=جلد کتاب شازده کوچولو، فارسی|بندانگشتی|جلد کتاب شازده کوچولو، فارسی|263x263px]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتاب شازده کوچولو در سرزمین ملاها ==&lt;br /&gt;
شازده کوچولو در سرزمین ملاها عنوان داستان مصوری است که بر اساس زندگی مجاهد شهید احمد رئوف بشری دوست نوشته شده است. این کتاب به زبان‌های فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی و فارسی وجود دارد و در دست ترجمه به زبان نروژی است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی اطلاعات مورد این کتاب چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقدمه: لیندا چاوز ـ اینگرید بتانکور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نویسنده: معصومه رئوف بشری‌دوست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سناریو: سامر هارمن &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقاشی‌ها: بونگا، داوید فرناندو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این کتاب را به زبان فارسی می‌توان در لینک زیر مشاهده کرد:&lt;br /&gt;
* [https://drive.google.com/file/d/1MbBKhed15OGehWCJRDdvAARRiuTgKPpx/view کتاب شازده کوچولو به زبان فارسی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناشر فرانسوی در معرفی کتاب نوشته است:&lt;br /&gt;
[[پرونده:جلد کتاب انگلیسی.JPG|جایگزین=جلد کتاب شازده کوچولو، انگلیسی|بندانگشتی|267x267px|جلد کتاب شازده کوچولو، انگلیسی]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;«احمد جوان بود و شجاع و بی‌باک، با قلبی آکنده از آرمان‌های آزادی‌خواهانه، عدالت طلبانه و برابری جویانه. او سرشار از این امید که روزی این آرمان‌ها در کشورش و برای مردم آن تحقق یابد، در برابر خشونت رژیم خودکامه‌ی ملایان ایستاد و با به خطر انداختن جان خود وارد یک مبارزه‌ی طولانی و دشوار شد که سرانجام به زندان و حبس و… راه برد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مانند او بی‌شمار انسان‌های مقاوم از هر سن و در هر شرایط اجتماعی، در برابر استبداد مطلق رژیم خمینی ایستادند و در عنفوان جوانی، با ظلمت و رنج و درد زندان رو در رو شدند. ۳۰ هزار تن از آنان در سال ۱۳۶۷، در جریان یک قتل‌عام سازماندهی شده از سوی حکومت ایران، جان خود را از دست دادند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکثر آنان کمتر از ۳۰ سال داشته و بسیاری نیز از سنین ۱۳ یا ۱۴ سالگی در زندان به سر می‌بردند. اثر حاضر به آنان تقدیم می‌شود. باشد که سرگذشت این گل سرخ‌های بی‌شمار مقاومت مردم ایران به فراموشی سپرده نشود.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مقدمه اینگرید بتانکور ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:بتانگور.JPG|جایگزین=اینگرید بتانگور|بندانگشتی|اینگرید بتانگور|269x269پیکسل]]&lt;br /&gt;
خانم اینگرید بتانکور، یک شخصیت سیاسی فرانسوی ـ کلمبیایی است که در سال ۱۹۹۸، در کلمبیا به عنوان سناتور انتخاب شده و در سال ۲۰۰۲، کاندایدای انتخابات ریاست جمهوری این کشور بود و توسط گروه فارک در جنگل‌های آمازون به گروگان گرفته شد تا سال ۲۰۰۸، که از دست گروگان‌گیرها نجات یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی پس از آزادی به نبردش برای مبارزه با نقض حقوق بشر ادامه داد و خود را به صدای قربانیان و رنج‌کشیدگان تبدیل کرد. اینگرید بتانکور در مقدمه‌ای بر کتاب شازده کوچولو در سرزمین ملاها، از جمله نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سرگذشت احمد که در این کتاب با تصویر بیان شده، قطعاً داستانی برای کودکان نیست… ما با دست و گفتار احمد به قلب مقاومت ایران راه می‌یابیم، مقاومت مجاهدین خلق. او از زبان یک جوان بیست ساله و همراه با یارانش ما را در رؤیای خود برای یک آینده‌ی بهتر، تهی از سرکوب و جهل و تعصب و طرد و نفی، سهیم می‌کند. … &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرگذشت شازده کوچولو در سرزمین ملایان، بدون هیچ‌گونه پرده‌پوشی، فاجعه‌ای انسانی را که بر میلیون‌ها ایرانی رفته، در برابر چشمان ما قرار می‌دهد. ما با احمد می‌توانیم این فاجعه را مرور کنیم، در آن زندگی و سعی در درکش کنیم، تا حقیقت را دیگر نتوان پنهان کرد، تا حق و عدالت جاری شود و رهایی نهایی که مردم ایران این قدر برایش انتظار کشیده‌اند، فرا برسد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مقدمه لیندا چاوز ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ایندا چاوز.JPG|جایگزین=لیندا چاوز|بندانگشتی|لیندا چاوز|272x272پیکسل]]&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید، مدیر پرسنلی کمیسیون حقوق بشر ایالات متحده‌ی آمریکا و کارشناس پیشین ایالات متحده به مدت ۴ سال در زیرکمیسیون سازمان ملل متحد برای پیش‌گیری از تبعیض و حفاظت از اقلیت‌ها است. وی در پیش‌گفتار کتاب شازده کوچولو در سرزمین ملاها نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«داستان شازده کوچولو در سرزمین ملایان، قهرمان درون قلب خواننده را زنده می‌کند. این داستان، جوان شجاعی را به تصویر می‌کشد که خواستش چیزی بیش از آن نوع زندگی که همه‌ی پسران و دختران می‌خواهند نیست، آزاد بودن و خوشبخت و در امنیت زیستن در وطن خود. این مرد جوان پس از آن‌که آیت‌الله [[خمینی]] متأسفانه ایران را به یک کابوس مبدل می‌کند، به رشد و بلوغ فکری دست می‌یابد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیت‌الله و پیروانش مقرراتی را تحمیل می‌کنند که زندگی را برای هر ملت آزادی‌دوستی غیرقابل تحمل می‌سازد. آیت‌الله اجازه‌ی بیان آزادانه‌ی عقاید یا آزادی اجتماع به انتخاب اشخاص را سلب می‌کند. ایران، کشوری با تاریخ و تمدن بزرگ، به فقر و فاقه کشیده می‌شود، زنان از دسترسی آزادانه و برابر به آموزش محروم می‌شوند، و آخوندها محتوای آن‌چه را که باید آموزش داده شود کنترل می‌کنند. قهرمان این داستان یک پسر جوان عادی با قلب و شجاعتی خارق‌العاده است. او نمی‌تواند شاهد متلاشی شدن خانواده، جامعه و کشورش باشد و دست روی دست بگذارد؛ لذا تصمیم می‌گیرد مانند بسیاری دیگر از جوانان نسل خود به سازمان مجاهدین خلق، جنبش اصلی اپوزیسیون، بپیوندد، اما آخوندها اجازه‌ی این‌گونه مقاومت‌ها را نمی‌دهند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شازده کوچولو مانند ده‌ها هزار جوان دیگر از خشونت سرکوب رنج می‌برد. بازداشت و شکنجه می‌شود و نهایتاً جان خود را فدا می‌کند. این سرگذشت ۳۰ هزار ایرانی است که اکثریت آنان کم‌تر از ۳۰ سال داشتند و نمی‌توانستند کنار بایستند و کاری نکنند. آن‌ها بهای این مقاومت را با زندگی خود پرداختند و امروز برای ما منبع الهام هستند. متأسفانه کشتار بی‌گناهان به دست آیت‌الله خمینی و رژیمش در سال ۱۳۶۷، سی سال پیش متوقف نشد و تا به امروز ادامه دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افرادی که جای خمینی را گرفتند به همان اندازه تشنه به خون و خطرناک هستند. اما مردمان بسیاری بر این سبعیت و قساوت آگاهی ندارند. باید همگی هشیار باشیم تا اطمینان یابیم که سرنوشت و فدای جوانانی مانند شازده کوچولو، امروز بر بستر ناآگاهی عمومی تکرار نشود.»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://farsi.fffi.se/wp-content/uploads/2019/08/litel-prince-farsi-%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD-1-komprimerad.pdf کتاب شازده کوچولو در سرزمین ملاها]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نامه‌ی ژان زیگلر ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ژان زیگلر.JPG|جایگزین=ژان زیگلر|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;ژان زیگلر&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
آقای ژان زیگلر، عضو کمیته‌ی مشورتی شورای حقوق بشر سازمان ملل، پس از خواندن این کتاب در نامه‌ای نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«احمد افتخار بشریت است. او و ۳۰ هزار شهید دیگر سال ۱۳۶۷، با از خودگذشتگی، ارائه‌ی یک الگوی درخشان شجاعت و عشق به خلق، راه را بر یک ایران آزاد، دموکراتیک و نیک‌بخت گشودند. جنایت هولناک آخوندها بدون مجازات نخواهد ماند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انعکاس کتاب شازده کوچولو در رسانه‌های خارجی ===&lt;br /&gt;
هفته‌نامه‌های لاگازت والدوآز، اکورژیونال در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۹، و همچنین کوته والدوآز به‌تاریخ ۳۱ ژانویه مقاله‌ای در مورد کتاب شازده کوچولو در سرزمین ملاها منتشر کردند. این هفته نامه نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«او از طریق یک داستان مصور، برادرش را زنده می‌کند. معصومه رئوف بشری‌دوست یک کتاب داستان مصور با عنوان شازده کوچولو در سرزمین ملاها را در گرامی‌داشت خاطره‌ی برادرش که در سال ۱۳۶۷، به قتل رسید؛ منتشر کرد. داستان او هم گرامی‌داشت خاطره‌ی برادرش احمد است که در ۲۳ سالگی در جریان قتل‌عام گسترده‌ای که در سال ۱۳۶۷، در ایران اتفاق افتاد، کشته شد و هم یک شهادت تاریخی درباره‌ی این نسل‌کشی که هم‌چنان مجازات ناشده باقی مانده است و هم یک فراخوان برای عدالت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان مصور شازده کوچولو در سرزمین ملاها، همان‌طور که اینگرید بتانکور، گروگان سابق فارک در کلمبیا در مقدمه‌ی این کتاب نوشته است یک قصه برای کودکان نیست. با انتشار این داستان مصور در ماه گذشته، معصومه رئوف بشری‌دوست، از طریق شهادت‌هایی که گردآوری کرده، زندگی برادرش را که در آن قتل‌عام بزرگ کشته شد، ردیابی می‌کند. ۳۰ سال پیش جمهوری اسلامی ایران بیش از ۳۰ هزار زندانی و مخالف سیاسی را که اکثر آن‌ها از اعضای مجاهدین خلق ایران بودند اعدام کرد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بعد از یک محاکمه‌ی شتاب‌زده و محکوم شدن به ۲۰ سال زندان بدون هیچ دلیل و مدرکی، معصومه رئوف بشری‌دوست موفق شد پس از ۸ ماه از زندان فرار کند و به یک مقر مقاومت در کردستان بپیوندد. احمد سرگذشتی مانند خواهرش نداشت که اکنون عضو جامعه‌ی ایرانیان و مقاومت ایران است. نویسنده با برانگیختگی می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«خیلی طول کشید تا بتوانم شهادت‌های هم‌سلولی‌های احمد را راجع به دورانی که در زندان بود، گردآوری کنم. من به تدریج این اطلاعات را مانند قطعات یک پازل کنار هم گذاشتم تا این داستان را تکمیل کنم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;او با دوست هنرمندش سامر هارمن روی این کتاب داستان مصور کار کرده است. او توضیح می‌دهد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«نمی‌خواستم که داستان برادرم فراموش شود. یک متن بدون تصویر نمی‌توانست این‌طور تأثیرگذار باشد. در این داستان، این خود احمد است که زندگی‌اش را تعریف می‌کند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;یک شهادت تکان‌دهنده، شازده کوچولو در سرزمین ملاها، نوشته‌ی معصومه رئوف بشری‌دوست و سامر هارمن. منتشر شده توسط انتشارات انجمن نویسندگان.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وبلاگ نقد ادبی، کریستی فو ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:کریستی فو.JPG|جایگزین=کریستی فو|بندانگشتی|کریستی فو]]&lt;br /&gt;
وبلاگ ادبی کریستی فو در تاریخ ۲۰۱۹/۰۶/۰۲ در باره کتاب شازده کوچولو در سرزمین ملاها می‌نویسد: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«شازده کوچولو در سرزمین ملایان، من می‌دانستم که این کتاب با چیزهایی که من پیش از این خوانده‌ام متفاوت خواهد بود… درحالی‌که من خواندن این کتاب را تمام کرده‌ام… قلبم ریش شده است. بیش از یک تاریخچه، این کتاب بیداری وجدان نسبت به بشریتی است که بارها و بارها لگدمال شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نتیجه من سریعاً به آن‌چه که در این باره اندیشیده‌ام می‌پردازم. اما این بر عهده‌ی شما است که آن را کشف کنید و ایده‌ی مشخص خودتان از واقعیت را داشته باشید. داستان به روانی بیان شده است و نقاشی‌ها با پاراگراف‌های توضیح، تکمیل شده است. هم‌چنین ذکر وقایع تاریخی به خواننده اجازه می‌دهد که به خوبی در آن شرایط قرار بگیرد. اما آن‌چه که به داستان بر می‌گردد… خیلی سخت بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من تقریباً با هر صفحه‌ای گریستم. از سوی دیگر چه‌طور می‌توان با خواندن این کتاب، نگریست؟ چه اشک اندوه باشد و چه خشم. داستان احمد، داستان یک مقاوم و یک انقلابی شجاع است که خواهان آزادی بود. اگر من فقط یک داستان ساده‌ی تخیلی را می‌خواندم این‌طور تحت تأثیر قرار نمی‌گرفتم؛ اما با دانستن این‌که این داستان مصور همه‌اش واقعی است خواندنش را برایم سخت کرده بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین صفحات کتاب ما را به مکان‌های مختلفی می‌برد و هم‌چنین با کسانی که احمد در زندگی‌اش با آن‌ها بوده، آشنا می‌سازد. نتیجه این‌که، این کتاب داستان ارزش‌ها، آزادی، انتخاب و شجاعت است. این داستان یک خلق از ورای یک مرد و یا شاید کودکی است که سریع رشد کرد. این کتاب باید خوانده شود و باید مورد حمایت قرار بگیرد.» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روزنامه‌ی کویتی السیاسه ===&lt;br /&gt;
روزنامه کویتی السیاسه در مورد کتاب شازده کوچولو در مقاله ای به تاریخ ۲۲ ژانویه ۲۰۱۹ به قلم نزار جاف نوشت: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شازده کوچولو در سرزمین آخوندها داستان مخالفت با یک رژیم &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسم آدمی درمانده و روح او آزرده می‌شود هنگامی که زندگی از جان‌مایه‌ی نشاط‌بخش و از چشمه سرشاری‌اش به دور افتد، برهوتی می‌شود که وزش نسیم سحرگاهان و قطره‌های شبنم رهایش کرده باشند، هم از این روست که جسم، بسیار نیازمند آن چیزی است که او را به وجد آورد و عطر رازهای هستی را در تمامی زاویای او بپراکند تا با شیدایی و شیفتگی در قبال این راز بزرگ، رقصان شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چه بسا پیکرها و جان‌هایی که لبریز از پویایی و تلاش بوده‌اند و بعد احساس فرسودگی می‌کنند و سرزندگی خود را از دست می‌دهند؛ چنان پروانه‌ای که او را از بهشتی خوش‌آهنگ، به کویری خشک و سوزان پرتاب کرده باشند، بدین‌گونه است که کابوس نابودی بر او حاکم می‌شود و در انتظار لحظه‌ای باقی می‌ماند که برای آخرین بار بال‌های خود را به حرکت در آورد؛ اما جسم و جان احمد رئوف بشری‌دوست، او که همان شازده کوچولویی در سرزمین آخوندهاست، نه درمانده شد و نه آزرده هنگامی که سر از برهوت آخوندهای ایران درآورد، بلکه او این را به جان خرید که روند زندگی را بپیماید و به چالش در چنین برهوتی برای جستجوی چشمه‌ی زندگی برخیزد، همان‌گونه که فرهاد این کار را کرد، او با تیشه‌ی خویش به در هم کوفتن اسطوره‌ی کوهی به‌پاخاست که راه‌بند جریان یافتن آبی که شیرین از آن می‌نوشید، گشته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شازده کوچولو در سرزمین ملایان، کتاب مصوری است که داستان ایستادگی و پایداری یک جوان ایرانی را به تصویر می‌کشد. جوانی که در انتظار تغییر بزرگی بود که پس از سرنگونی شاه در ایران جریان داشت. آغاز یک فصل و دورانی نوین، اما آن چه جریان داشت، گذاری بود از یک دوره‌ی زمانی به فصل ظلمانی و به یکی از تاریک‌ترین تاریکی‌های آن، اما او تسلیم نشد و به چنین سرنوشت هولناکی تن در نداد، بلکه تصمیم گرفت به رویارویی با آن پرداخته و تا ژرفای مصاف با سیاهی شب حاکم بر ایران پیش بتازد، تا این‌که خود را فدیه‌ی ساختن بهار در انتظار ایران نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معصومه رئوف بشری‌دوست، خواهر شازده کوچولوست، او در ژرفای روح خویش، دردی را از زخم اعدام برادرش در یکی از شب‌های تابستان ۱۳۶۷، حمل می‌کند که وصف ناپذیرست. او از طریق این کتاب مصور که به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و ایتالیایی ترجمه شده است؛ داستان زندگی برادرش را از دوران کودکی تا زمان رسیدن [[روح‌الله خمینی|خمینی]] به قدرت و در دورانی که برادرش را به سیاه‌چال‌های خوفناک آخوندها انداختند، بازگو می‌کند و این جنبه را روشن می‌سازد که چگونه جوانی سرشار از زندگی و امید و خوش‌بینی و آینده‌نگری نسبت به یک زندگانی آرام و سراسر خوشبختی، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد تا یک عضو سازمان مجاهدین خلق شود تا که مهرش به خلق و میهنش، عشقی بی‌نظیر باشد. آنگونه که شاعر مبارز ایرانی فقید، حیدر رقابی، خلق خود را از طریق دخترش خطاب قرار می‌دهد که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«از توفان‌ها در سیاهی شب‌ها می‌گذرد تا آتش‌ها در کوهستان‌ها برافروزد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://al-seyassah.com/%D8%A7%D9%84%D8%A3%D9%85%D9%8A%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%BA%D9%8A%D8%B1-%D9%81%D9%8A-%D8%A3%D8%B1%D8%B6-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%8A-%D9%82%D8%B5%D8%A9-%D8%B1%D9%81%D8%B6-%D9%86/ روزنامه‌ی السیاسه کویت، نویسنده: نزار جاف]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مسافر دیار بی‌قراران ==&lt;br /&gt;
مسافر دیار بی قراران، عنوان کتابی است که توسط انتشارات بنیاد رضایی‌ها در ۵۲ صفحه به یاد مجاهد شهید احمد رئوف بشری‌دوست منتشر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://drive.google.com/file/d/1WDfSbNv3yZFMGQeFCif6qa9xb6I6aL3U/view کتاب مسافر دیار بی‌قراران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA%D8%AD%DB%8C&amp;diff=81088</id>
		<title>ثریا ابوالفتحی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA%D8%AD%DB%8C&amp;diff=81088"/>
		<updated>2025-09-24T17:46:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = ثریا ابوالفتحی&lt;br /&gt;
| تصویر             =ثریا ابوالفتحی ۵.JPG&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
| زادگاه            =تبریز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۱۳۶۰&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تبریز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =دانشجوی رشته‌ی زیست‌شناسی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =تبریز&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =۱۳۵۸-۱۳۶۰&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =عضو سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =شیعه&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثریا ابوالفتحی،&#039;&#039;&#039; (زاده‌ی ۱۳۴۰ – تیرباران ۲ مهر۱۳۶۰در تبریز) در خانواده‌ای مرفه در شهر تبریز به دنیا آمد. پدر او از طرفداران دکتر [[محمد مصدق]] بود و به همین دلیل در زمان شاه زندانی شد. ثریا در دو سالگی پدرش را از دست داد و مادرش به تنهایی او را بزرگ کرد. ثریا ابوالفتحی در سنین رشد، گام به گام با فقر مردم پیرامونش آشنا می‌شد، و همواره بدنبال راه برون‌رفت جامعه از آن شرایط بود. ثریا ابوالفتحی در این باره گفته‌ است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&amp;quot;از سال‌های دبیرستان بود که بین خودم و سایر افرادی که راحت به زندگی ادامه می‌دادند تفاوت احساس می‌کردم و می‌دیدم که روحم تحمل چنان فضایی را ندارد و چیز دیگری می‌خواهد .&amp;quot;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;با شروع [[انقلاب ضد سلطنتی ایران|انقلاب ضد سلطنتی]] ایران ثریا ابوالفتحی فعالانه وارد تظاهرات‌ اعتراضی شد و همزمان با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] آشنا گردید و با ورود به دانشگاه تبریز در سال ۱۳۵۸، به عضویت انجمن دانشجویان هوادار مجاهدین خلق درآمد. با شروع سرکوب احزاب سیاسی خانه‌‌ی ثریا ابوالفتحی و همسرش مورد حمله پاسداران قرار گرفت. ثریا در این حمله دستگیر شد. وی در تاریخ ۲ مهر ۱۳۶۰ به همراه کودک به دنیا نیامده‌اش تیرباران شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://martyrs.mojahedin.org/i/martyrs/322 به یاد ثریا ابوالفتحی - سایت مجاهدین خلق] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
ثریا ابوالفتحی در سال ۱۳۵۸ به دانشگاه تبریز راه یافت و در رشته زیست‌شناسی مشغول به تحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://women.ncr-iran.org/fa/1394/09/15/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%D9%8A%D8%AF-%D8%AB%D8%B1%D9%8A%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA%D8%AD%D9%8A/ زنی که همراه طفل بدنیا نیامده اش به جوخه اعدام سپرده شد.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های سیاسی==&lt;br /&gt;
ثریا ابوالفتحی که قبل از ورود به دانشگاه در تظاهرات‌ ۱۳۵۷ با [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] آشنا شده بود پس از ورود به دانشگاه به عضویت انجمن دانشجویان هوادار مجاهدین خلق درآمد. و در فروش نشریه، برپایی دکه‌های کتاب‌فروشی، کار در قسمت خبری انجمن و یا مسئولیت انتظامات در مراسم‌های مختلف شرکت داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از تعطیل شدن مراکز علنی مجاهدین در تیرماه ۱۳۵۹، ثریا به بخش محلات تبریز منتقل شد. او به علت صلاحیت‌هایی که از خود نشان داده بود مسئولیت امنیتی شاخه محلات را به عهده گرفت. در بهمن‌ماه ۱۳۵۹ به قسمت انتشارات سازمان مجاهدین خلق در تبریز منتقل شد. او خانه اجاره‌ای محل سکونت خودش را با قبول تمامی مسئولیت‌های صنفی، تدارکاتی و امنیتی، به یک کارگاه انتشاراتی سازمان مجاهدین خلق تبدیل کرد.&lt;br /&gt;
==دستگیری==&lt;br /&gt;
در نیمه‌شب چهارشنبه ۲۸ مرداد سال ۱۳۶۰ مخفیگاه ثریا ابوالفتحی مورد حمله مسلحانه سپاه پاسداران قرار گرفت؛ ثریا کمک کرد همسرش از محاصره خارج شود، ولی خودش دستگیر و به زندان تبریز منتقل شد. به گفته شاهدین ثریا بلافاصله پس از دستگیری تحت وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها قرار گرفت.&amp;lt;blockquote&amp;gt;یکی از هم‌بندی‌های ثریا ابوالفتحی در این خصوص می‌گوید: &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;[[پرونده:تصویر نیم قد از ثریا ابوالفتحی.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;ثریا ابوالفتحی&#039;&#039;&#039;]]موقع دستگیری، ثریا خودش رو یه زن خونه‌دار معرفی کرده بود، به همین خاطر او را به بند زنان عادی آورده بودند. بعد از مدتی کوتاه اطلاعاتش لو رفت. محبت ثریا در بند همه را تحت تأثیر قرار داده بود. در سلول ما یک زن آلمانی بود که به ثریا دلبستگی زیادی پیدا کرده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکبار به ثریا گفت: «من وقتی آزاد شدم راجع به تو با تلویزیون‌ها و مجلات مصاحبه و افشاگری خواهم کرد» که البته همین کار را هم کرد. این زن آلمانی موقع آزاد شدن از زندان هزار تومان به سازمان کمک مالی کرد و گفت: افسوس که بیشتر از این پول ندارم که به شما تقدیم کنم ولی قول میدم در بیرون کمک مالی به سازمان مجاهدین را ادامه بدهم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ابلاغ حکم اعدام ===&lt;br /&gt;
ساعت ده صبح روز پنجشنبه، ۲ مهر ۱۳۶۰ در زندان تبریز، ثریا ابوالفتحی رو  به دادگاه احضار کردند. ساعت ۶ عصر بود که از دادگاه برگشت و با عجله وارد سلول شد و در حالیکه می‌خندید رو به من کرد و گفت: من نماز نخوانده‌ام. پرسیدم چی شد؟ یک کلام گفت: اعدام! و با عجله برای خواندن نماز ایستاد. سکوت مطلق بر بند حاکم شد. نماز ظهر را که تمام کرد از او پرسیدم چه کس تو را خواسته بود؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثریا جواب داد: شجاعی معاون موسوی. من خیلی منتظر شدم تا به من نوبت برسد. چون امشب خیلی اعدامی داریم. همه آنجا بودند. شجاعی گفت: تو اعدامی! من هم گفتم این را از اول می‌دانستم. شهادت در راه خدا و خلق افتخار است. بعد از اتاقش (موسوی) بیرون آمدم. دوباره مهدیزاده‌ی بازجو من را خواست. چندین ساعت با من بحث کرد و گفت بیا توبه کن. من هم حرف‌های همیشگیم را زدم و طبق معمول او را شکست دادم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بچه‌ها از ثریا خواستند که بخاطر طفل شش ماهه‌اش که هنوز به دنیا نیامده بود بخواهد تا فعلاً از اعدامش صرفنظر کنند. اما ثریا با قاطعیت جواب داد: اگر اینها دم از اسلام می‌زنند و انسان هستند، می‌دانند که نباید زن باردار را اعدام کنند. اما من هرگز منت اینها رو نمی‌کشم. بگذار من را در همین حال بکشند تا چهره پلیدشان بیشتر افشا بشود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از بچه‌ها از ثریا پرسید: ثریا از میدان تیر نمی‌ترسی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثریا جواب داد: ترس؟! نه! من شهامت را از مکتب مجاهدین و شهادت را از امام حسین آموختم، از حنیف‌نژاد! من امشب با خدا و همه شهدا ملاقات دارم. پس برای چی بترسم؟ و چرا خوشحال نباشم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد هر کس چیزی خواند. یکی از بچه‌ها یک سرود کردی خواند. دیگری آیه‌یی از قرآن و دیگری شعری. ثریا برایمان سرود طلایه‌داران را خواند. بعد یک‌یک زندانیان بند را در آغوش کشید...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی او را در آغوش گرفتم به من گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت خواستی به یاد من باشی به ستاره پرنوری که در آسمون نشونت دادم نگاه کن و بگو این ستاره، ثریاس. ازت میخوام وقتی آزاد شدی به بچه‌ها بگی که سلاح من را زمین نگذارند و راهم رو ادامه بدهند. با ایمانی راسختر از همیشه. چرا که پیروزی از آن ماست. به مادرم هم سر بزنید و او را تنها نگذارید.&lt;br /&gt;
====انتقال برای اعدام ====&lt;br /&gt;
در خبر دیگری از زندانیان چنین آمده‌ است: ساعت ۹ شب ۵ مهر ۱۳۶۰ بود که ثریا ابوالفتحی را از سلول بردند برای نوشتن وصیت‌نامه و بعد هم اعدام. بند زنان کنار بند بهداری بود. کنار بهداری نیز میدان تیر بود. وقتی بچه‌ها را برای اعدام می‌بردند از جلوی بند ما رد می‌شدند و می‌توانستیم چهره آنها را از پنجره ببینیم. آن شب من پشت پنجره نشسته بودم.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صف برادران اعدامی دسته‌دسته عبور می‌کردند و با صدای بلند شعار می‌دادند و یا با هم شوخی می‌کردند. حداقل چهل برادر مجاهد را آن شب تیرباران کردند. ساعت ۱۱ شب، نوبت آخرین نفر بود. ثریا! وقتی به جلوی بند ما رسید با صدای بلند فریاد زد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بچه‌ها من رفتم، خداحافظ.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس شروع به شعار دادن کرد: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«حنیف‌نژاد دییپدی اعدام میدانیندا، یاشاسین اسلام (حنیف‌نژاد در صحنه اعدام گفته‌است زنده باد اسلام) مرگ بر [[خمینی]]، درود بر رجوی، درود بر سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران - انا لله و انا الیه راجعون»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;وقتی به میدان تیر رسید دوباره شعارها را تکرار کرد اما اینبار فریاد انا لله او با صدای گلوله‌ها درهم‌آمیخت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سیلی زدن ثریا ابوالفتحی به دادستان ==&lt;br /&gt;
بسیاری از زندانیان از بند‌رسته گفته و نوشته‌اند که اغلب زنان و دختران زندانی که در تبریز محاکمه شده‌اند، مورد شکنجه‌های خاص قرار گرفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حسین موسوی تبریزی|موسوی تبریزی]]، دادستان و جلاد معروف دهه ۶۰ که قبلاً حاکم شرع بیدادگاه تبریز بود، از برخی زنان و دخترانی که محاکمه می‌کرد اول درخواست ازدواج موقت می‌نمود و بعد محاکمه می‌کرد. ثریا در قبال درخواست مفتضحانه آخوند موسوی تبریزی، سیلی محکمی به او زده و او را در جای خودش نشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخوند جنایتکار [[حسین موسوی تبریزی]]، قاضی‌القضات خمینی که جلاد دهه ۶۰ خمینی بود و بعدها اصلاح‌طلب و میانه‌باز و خاتمی‌دوست شد، آن زمان که [زمستان سال ۶۰] با اشاره انگشتش دهها نفر تیرباران می‌شدند، از این اقدام قهرمانانه ثریا ابوالفتحی که یک زندانی بی‌دفاع و تنها بود چنان به‌خشم آمد که بلافاصله فرمان اعدامش را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نامه ثریا ابوالفتحی ==&lt;br /&gt;
یک عنصر مجاهد فراتر از عواطف فردی به هر آنچه که به زندگانی دیگر انسان‌ها گرمی و فروغ می‌بخشد و تکامل و تعالی جامعه را شتاب می‌دهد و عشق‌ها و زیبایی‌ها را برای خلق به ارمغان می‌آورد، دل بسته‌ است و درست به همین دلیل برای پیرایش زندگی جمع و پالایش زندگی از هر چیز بیهوده و کج‌بنیان و شرارت‌بار، عشق و عاطفه فردی خود را فدا کرده است، مبارزه را با تمام رنج‌ها و مصائب و فراق‌هایش پذیرفته و ققنوس‌وار تن و جان به شعله‌های سوزان و پاک‌کننده انقلاب و رزم و ایثار و شهادت انقلابی می‌سپارد.&lt;br /&gt;
==تخریب مزار ثریا ابوالفتحی ==&lt;br /&gt;
به گزارش سازمان مجاهدین خلق بنابر تصاویر دریافتی از شهر تبریز؛ سنگ مزار ثریا ابوالفتحی بطور کامل تخریب شده‌است و تنها آثار سیمان زیر سنگ بر جای مانده‌ است که بر روی آن اسم ثریا به زحمت دیده می‌شود.&amp;lt;blockquote&amp;gt;آقای [[مسعود رجوی]] در توصیف ثریا ابوالفتحی گفته‌ است:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;شرح شهادت و تیرباران خواهر قهرمانم ثریا ابوالفتحی در زندان تبریز، براستی اسطوره فراموشی‌ناپذیری است، که یکی از شیواترین برگ‌های افتخار مجاهدین را در کسوت زن رشید و دلیر مجاهد خلق بیان می‌کند و بی‌گمان هر انقلابی و هر زن و مرد آزاده ایرانی را، به تکریم و تحسین وامی‌دارد. آن‌قدر که دلخراش بودن صحنه تیرباران در فضایی مملو از کمالات و پاکباختگی انقلابی و عقیدتی و عشق و شور متعالی از یاد می‌رود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌قدر که زبان از تشریح متانت و شیفتگی عقیدتی این شیرزن مجاهد و شهادت افسانه‌ای‌اش درمی‌ماند. آن‌قدر که دژخیمان و زندانبانان نیز متأثر و غرق تحقیر نسبت به خودشان و غرق در احساس احترام نسبت به مقام والا و درخشان و پرشکوه قهرمان شهید ما ثریا ابوالفتحی می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/200739 تخریب سنگ مزار مجاهد شهید ثریا ابوالفتحی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA%D8%AD%DB%8C&amp;diff=81087</id>
		<title>ثریا ابوالفتحی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%A7_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA%D8%AD%DB%8C&amp;diff=81087"/>
		<updated>2025-09-24T17:44:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = ثریا ابوالفتحی&lt;br /&gt;
| تصویر             =ثریا ابوالفتحی ۵.JPG&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
| زادگاه            =تبریز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۱۳۶۰&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تبریز&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =دانشجوی رشته‌ی زیست‌شناسی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =تبریز&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =۱۳۵۸-۱۳۶۰&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =عضو سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =شیعه&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ثریا ابوالفتحی،&#039;&#039;&#039; (زاده‌ی ۱۳۴۰ – تیرباران ۲ مهر۱۳۶۰در تبریز) در خانواده‌ای مرفه در شهر تبریز به دنیا آمد. پدر او از طرفداران دکتر [[محمد مصدق]] بود و به همین دلیل زندانی شد. ثریا در دو سالگی پدرش را از دست داد و مادرش به تنهایی او را بزرگ کرد. ثریا ابوالفتحی در سنین رشد، گام به گام با فقر مردم پیرامونش آشنا می‌شد، و همواره بدنبال راه برون‌رفت جامعه از آن شرایط بود. ثریا ابوالفتحی در این باره گفته‌ است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&amp;quot;از سال‌های دبیرستان بود که بین خودم و سایر افرادی که راحت به زندگی ادامه می‌دادند تفاوت احساس می‌کردم و می‌دیدم که روحم تحمل چنان فضایی را ندارد و چیز دیگری می‌خواهد .&amp;quot;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;با شروع [[انقلاب ضد سلطنتی ایران|انقلاب ضد سلطنتی]] ایران ثریا ابوالفتحی فعالانه وارد تظاهرات‌ اعتراضی شد و همزمان با [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] آشنا گردید و با ورود به دانشگاه تبریز در سال ۱۳۵۸، به عضویت انجمن دانشجویان هوادار مجاهدین خلق درآمد. با شروع سرکوب احزاب سیاسی خانه‌‌ی ثریا ابوالفتحی و همسرش مورد حمله پاسداران قرار گرفت. ثریا در این حمله دستگیر شد. وی در تاریخ ۲ مهر ۱۳۶۰ به همراه کودک به دنیا نیامده‌اش تیرباران شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://martyrs.mojahedin.org/i/martyrs/322 به یاد ثریا ابوالفتحی - سایت مجاهدین خلق] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==تحصیلات==&lt;br /&gt;
ثریا ابوالفتحی در سال ۱۳۵۸ به دانشگاه تبریز راه یافت و در رشته زیست‌شناسی مشغول به تحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://women.ncr-iran.org/fa/1394/09/15/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%D9%8A%D8%AF-%D8%AB%D8%B1%D9%8A%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA%D8%AD%D9%8A/ زنی که همراه طفل بدنیا نیامده اش به جوخه اعدام سپرده شد.]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های سیاسی==&lt;br /&gt;
ثریا ابوالفتحی که قبل از ورود به دانشگاه در تظاهرات‌ ۱۳۵۷ با [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] آشنا شده بود پس از ورود به دانشگاه به عضویت انجمن دانشجویان هوادار مجاهدین خلق درآمد. و در فروش نشریه، برپایی دکه‌های کتاب‌فروشی، کار در قسمت خبری انجمن و یا مسئولیت انتظامات در مراسم‌های مختلف شرکت داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از تعطیل شدن مراکز علنی مجاهدین در تیرماه ۱۳۵۹، ثریا به بخش محلات تبریز منتقل شد. او به علت صلاحیت‌هایی که از خود نشان داده بود مسئولیت امنیتی شاخه محلات را به عهده گرفت. در بهمن‌ماه ۱۳۵۹ به قسمت انتشارات سازمان مجاهدین خلق در تبریز منتقل شد. او خانه اجاره‌ای محل سکونت خودش را با قبول تمامی مسئولیت‌های صنفی، تدارکاتی و امنیتی، به یک کارگاه انتشاراتی سازمان مجاهدین خلق تبدیل کرد.&lt;br /&gt;
==دستگیری==&lt;br /&gt;
در نیمه‌شب چهارشنبه ۲۸ مرداد سال ۱۳۶۰ مخفیگاه ثریا ابوالفتحی مورد حمله مسلحانه سپاه پاسداران قرار گرفت؛ ثریا کمک کرد همسرش از محاصره خارج شود، ولی خودش دستگیر و به زندان تبریز منتقل شد. به گفته شاهدین ثریا بلافاصله پس از دستگیری تحت وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها قرار گرفت.&amp;lt;blockquote&amp;gt;یکی از هم‌بندی‌های ثریا ابوالفتحی در این خصوص می‌گوید: &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;[[پرونده:تصویر نیم قد از ثریا ابوالفتحی.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;ثریا ابوالفتحی&#039;&#039;&#039;]]موقع دستگیری، ثریا خودش رو یه زن خونه‌دار معرفی کرده بود، به همین خاطر او را به بند زنان عادی آورده بودند. بعد از مدتی کوتاه اطلاعاتش لو رفت. محبت ثریا در بند همه را تحت تأثیر قرار داده بود. در سلول ما یک زن آلمانی بود که به ثریا دلبستگی زیادی پیدا کرده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکبار به ثریا گفت: «من وقتی آزاد شدم راجع به تو با تلویزیون‌ها و مجلات مصاحبه و افشاگری خواهم کرد» که البته همین کار را هم کرد. این زن آلمانی موقع آزاد شدن از زندان هزار تومان به سازمان کمک مالی کرد و گفت: افسوس که بیشتر از این پول ندارم که به شما تقدیم کنم ولی قول میدم در بیرون کمک مالی به سازمان مجاهدین را ادامه بدهم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===ابلاغ حکم اعدام ===&lt;br /&gt;
ساعت ده صبح روز پنجشنبه، ۲ مهر ۱۳۶۰ در زندان تبریز، ثریا ابوالفتحی رو  به دادگاه احضار کردند. ساعت ۶ عصر بود که از دادگاه برگشت و با عجله وارد سلول شد و در حالیکه می‌خندید رو به من کرد و گفت: من نماز نخوانده‌ام. پرسیدم چی شد؟ یک کلام گفت: اعدام! و با عجله برای خواندن نماز ایستاد. سکوت مطلق بر بند حاکم شد. نماز ظهر را که تمام کرد از او پرسیدم چه کس تو را خواسته بود؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثریا جواب داد: شجاعی معاون موسوی. من خیلی منتظر شدم تا به من نوبت برسد. چون امشب خیلی اعدامی داریم. همه آنجا بودند. شجاعی گفت: تو اعدامی! من هم گفتم این را از اول می‌دانستم. شهادت در راه خدا و خلق افتخار است. بعد از اتاقش (موسوی) بیرون آمدم. دوباره مهدیزاده‌ی بازجو من را خواست. چندین ساعت با من بحث کرد و گفت بیا توبه کن. من هم حرف‌های همیشگیم را زدم و طبق معمول او را شکست دادم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بچه‌ها از ثریا خواستند که بخاطر طفل شش ماهه‌اش که هنوز به دنیا نیامده بود بخواهد تا فعلاً از اعدامش صرفنظر کنند. اما ثریا با قاطعیت جواب داد: اگر اینها دم از اسلام می‌زنند و انسان هستند، می‌دانند که نباید زن باردار را اعدام کنند. اما من هرگز منت اینها رو نمی‌کشم. بگذار من را در همین حال بکشند تا چهره پلیدشان بیشتر افشا بشود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از بچه‌ها از ثریا پرسید: ثریا از میدان تیر نمی‌ترسی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثریا جواب داد: ترس؟! نه! من شهامت را از مکتب مجاهدین و شهادت را از امام حسین آموختم، از حنیف‌نژاد! من امشب با خدا و همه شهدا ملاقات دارم. پس برای چی بترسم؟ و چرا خوشحال نباشم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد هر کس چیزی خواند. یکی از بچه‌ها یک سرود کردی خواند. دیگری آیه‌یی از قرآن و دیگری شعری. ثریا برایمان سرود طلایه‌داران را خواند. بعد یک‌یک زندانیان بند را در آغوش کشید...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی او را در آغوش گرفتم به من گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت خواستی به یاد من باشی به ستاره پرنوری که در آسمون نشونت دادم نگاه کن و بگو این ستاره، ثریاس. ازت میخوام وقتی آزاد شدی به بچه‌ها بگی که سلاح من را زمین نگذارند و راهم رو ادامه بدهند. با ایمانی راسختر از همیشه. چرا که پیروزی از آن ماست. به مادرم هم سر بزنید و او را تنها نگذارید.&lt;br /&gt;
====انتقال برای اعدام ====&lt;br /&gt;
در خبر دیگری از زندانیان چنین آمده‌ است: ساعت ۹ شب ۵ مهر ۱۳۶۰ بود که ثریا ابوالفتحی را از سلول بردند برای نوشتن وصیت‌نامه و بعد هم اعدام. بند زنان کنار بند بهداری بود. کنار بهداری نیز میدان تیر بود. وقتی بچه‌ها را برای اعدام می‌بردند از جلوی بند ما رد می‌شدند و می‌توانستیم چهره آنها را از پنجره ببینیم. آن شب من پشت پنجره نشسته بودم.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صف برادران اعدامی دسته‌دسته عبور می‌کردند و با صدای بلند شعار می‌دادند و یا با هم شوخی می‌کردند. حداقل چهل برادر مجاهد را آن شب تیرباران کردند. ساعت ۱۱ شب، نوبت آخرین نفر بود. ثریا! وقتی به جلوی بند ما رسید با صدای بلند فریاد زد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بچه‌ها من رفتم، خداحافظ.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس شروع به شعار دادن کرد: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«حنیف‌نژاد دییپدی اعدام میدانیندا، یاشاسین اسلام (حنیف‌نژاد در صحنه اعدام گفته‌است زنده باد اسلام) مرگ بر [[خمینی]]، درود بر رجوی، درود بر سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران - انا لله و انا الیه راجعون»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;وقتی به میدان تیر رسید دوباره شعارها را تکرار کرد اما اینبار فریاد انا لله او با صدای گلوله‌ها درهم‌آمیخت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سیلی زدن ثریا ابوالفتحی به دادستان ==&lt;br /&gt;
بسیاری از زندانیان از بند‌رسته گفته و نوشته‌اند که اغلب زنان و دختران زندانی که در تبریز محاکمه شده‌اند، مورد شکنجه‌های خاص قرار گرفته‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[حسین موسوی تبریزی|موسوی تبریزی]]، دادستان و جلاد معروف دهه ۶۰ که قبلاً حاکم شرع بیدادگاه تبریز بود، از برخی زنان و دخترانی که محاکمه می‌کرد اول درخواست ازدواج موقت می‌نمود و بعد محاکمه می‌کرد. ثریا در قبال درخواست مفتضحانه آخوند موسوی تبریزی، سیلی محکمی به او زده و او را در جای خودش نشاند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخوند جنایتکار [[حسین موسوی تبریزی]]، قاضی‌القضات خمینی که جلاد دهه ۶۰ خمینی بود و بعدها اصلاح‌طلب و میانه‌باز و خاتمی‌دوست شد، آن زمان که [زمستان سال ۶۰] با اشاره انگشتش دهها نفر تیرباران می‌شدند، از این اقدام قهرمانانه ثریا ابوالفتحی که یک زندانی بی‌دفاع و تنها بود چنان به‌خشم آمد که بلافاصله فرمان اعدامش را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نامه ثریا ابوالفتحی ==&lt;br /&gt;
یک عنصر مجاهد فراتر از عواطف فردی به هر آنچه که به زندگانی دیگر انسان‌ها گرمی و فروغ می‌بخشد و تکامل و تعالی جامعه را شتاب می‌دهد و عشق‌ها و زیبایی‌ها را برای خلق به ارمغان می‌آورد، دل بسته‌ است و درست به همین دلیل برای پیرایش زندگی جمع و پالایش زندگی از هر چیز بیهوده و کج‌بنیان و شرارت‌بار، عشق و عاطفه فردی خود را فدا کرده است، مبارزه را با تمام رنج‌ها و مصائب و فراق‌هایش پذیرفته و ققنوس‌وار تن و جان به شعله‌های سوزان و پاک‌کننده انقلاب و رزم و ایثار و شهادت انقلابی می‌سپارد.&lt;br /&gt;
==تخریب مزار ثریا ابوالفتحی ==&lt;br /&gt;
به گزارش سازمان مجاهدین خلق بنابر تصاویر دریافتی از شهر تبریز؛ سنگ مزار ثریا ابوالفتحی بطور کامل تخریب شده‌است و تنها آثار سیمان زیر سنگ بر جای مانده‌ است که بر روی آن اسم ثریا به زحمت دیده می‌شود.&amp;lt;blockquote&amp;gt;آقای [[مسعود رجوی]] در توصیف ثریا ابوالفتحی گفته‌ است:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;شرح شهادت و تیرباران خواهر قهرمانم ثریا ابوالفتحی در زندان تبریز، براستی اسطوره فراموشی‌ناپذیری است، که یکی از شیواترین برگ‌های افتخار مجاهدین را در کسوت زن رشید و دلیر مجاهد خلق بیان می‌کند و بی‌گمان هر انقلابی و هر زن و مرد آزاده ایرانی را، به تکریم و تحسین وامی‌دارد. آن‌قدر که دلخراش بودن صحنه تیرباران در فضایی مملو از کمالات و پاکباختگی انقلابی و عقیدتی و عشق و شور متعالی از یاد می‌رود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌قدر که زبان از تشریح متانت و شیفتگی عقیدتی این شیرزن مجاهد و شهادت افسانه‌ای‌اش درمی‌ماند. آن‌قدر که دژخیمان و زندانبانان نیز متأثر و غرق تحقیر نسبت به خودشان و غرق در احساس احترام نسبت به مقام والا و درخشان و پرشکوه قهرمان شهید ما ثریا ابوالفتحی می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/200739 تخریب سنگ مزار مجاهد شهید ثریا ابوالفتحی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=80593</id>
		<title>فهیمه اروانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=80593"/>
		<updated>2025-09-16T11:48:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox person&lt;br /&gt;
| honorific_prefix   = &lt;br /&gt;
| name               = فهیمه اروانی&lt;br /&gt;
| other_names        = &lt;br /&gt;
| image              = فهیمه اروانی مسئول اول مجاهدین.jpg&lt;br /&gt;
| caption            = عضو سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| citizenship        = ایران&lt;br /&gt;
| native_name        =&lt;br /&gt;
| native_name_lang   =&lt;br /&gt;
| birth_date         = &lt;br /&gt;
| birth_place        = تبریز&lt;br /&gt;
| death_place        = &lt;br /&gt;
| module             = {{infobox officeholder|embed=yes&lt;br /&gt;
| office             = [[مسئول اول سازمان مجاهدین خلق]]&lt;br /&gt;
| term               = ۱۳۷۲ – ۱۳۷۴&lt;br /&gt;
| successor          = [[شهرزاد صدر حاج سید جوادی]]&lt;br /&gt;
| predecessor        = [[مریم رجوی]]}}&lt;br /&gt;
| known_for          = &lt;br /&gt;
| notable_works      = &lt;br /&gt;
| height_m           =&lt;br /&gt;
| party              = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| movement           = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| occupation         = مسئول اول سازمان مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
| years_active       = ۱۳۵۸ تا کنون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| spouse             = &lt;br /&gt;
| children           = &lt;br /&gt;
| mother             = &lt;br /&gt;
| father             = &lt;br /&gt;
| relatives          = &lt;br /&gt;
| awards             = |&lt;br /&gt;
| signature          = &lt;br /&gt;
| signature_alt      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فهیمه اروانی(زاده‌ی تبریز)&#039;&#039;&#039; [[مسئول اول]] پیشین (دبیرکل) [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی(۱۳۷۲) بود. فهیمه اروانی در جریان [[انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین]] که شامل شورش علیه اندیشه‌ی مردسالاری و درک جدیدی از مقوله‌ی زن در صفوف جنبش انقلابی و جامعه بود، به عنوان جلودار و پیشگام این حرکت انقلابی در سازمان مجاهدین خلق پس از مریم رجوی شناخته می‌شود. فهیمه اروانی نقشی فعال و پیش‌برنده در مفهوم‌بندی، ترویج‌گری و پراتیک عملی انقلاب درونی مجاهدین دارد. انقلابی که به [[هژمونی زنان|هژمونی و فرماندهی زنان]] در سطوح مختلف این سازمان منجر شد و سازمان مجاهدین خلق را وارد فاز جدیدی از تاریخچه‌ی خود کرد. فهیمه اروانی پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی خود همچنان از مسئولان سازمان مجاهدین به شمار می‌رود که نقش فعالی در بخش‌های مختلف سیاسی و نظامی این سازمان ایفا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی در خانواده‌ای سرشناس در تبریز متولد شد. وی پس از انقلاب ضدسلطنتی و در سنین جوانی با سازمان مجاهدین آشنا گشت. او از دوستان [[ثریا ابوالفتحی]] بود که از چهره‌های بسیار مقاوم در تبریز به شمار می‌رود. ثریا ابوالفتحی در حالی که باردار بود توسط رژیم آخوندی اعدام شد. فهمیمه اروانی در تبریز در بخش‌‌های مختلف مجاهدین از جمله بخش دانش‌آموزی فعالیت داشت و پس از ورد به [[فاز سیاسی فاز نظامی|فاز نظامی]] از ایران خارج شد. او به دلیل صلاحیت‌های تشکیلاتی و ایدئولوژیک عهده‌دار مسئولیت‌های سنگین و مهمی در سازمان گشت. وی  در سال ۱۳۷۲ به عنوان مسئول اول پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی، انتخاب شد. وی همچنین از فرماندهان بخش‌های مختلف زنان از جمله‌ در میدان‌های نظامی بوده است. جمهوری اسلامی، هم‌پای بسیاری از رهبران مجاهدین، همواره وی را  آماج تهمت‌‌ها و شیطان‌‌سازی‌ها قرار داده و از جمله نام او را در لیست دادگاه خود به عنوان متهم ردیف ششم ذکر کرده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=80591</id>
		<title>فهیمه اروانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=80591"/>
		<updated>2025-09-16T11:15:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox person&lt;br /&gt;
| honorific_prefix   = &lt;br /&gt;
| name               = فهیمه اروانی&lt;br /&gt;
| other_names        = &lt;br /&gt;
| image              = فهیمه اروانی مسئول اول مجاهدین.jpg&lt;br /&gt;
| caption            = عضو سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| citizenship        = ایران&lt;br /&gt;
| native_name        =&lt;br /&gt;
| native_name_lang   =&lt;br /&gt;
| birth_date         = &lt;br /&gt;
| birth_place        = تبریز&lt;br /&gt;
| death_place        = &lt;br /&gt;
| module             = {{infobox officeholder|embed=yes&lt;br /&gt;
| office             = [[مسئول اول سازمان مجاهدین خلق]]&lt;br /&gt;
| term               = ۱۳۷۲ – ۱۳۷۴&lt;br /&gt;
| successor          = [[شهرزاد صدر حاج سید جوادی]]&lt;br /&gt;
| predecessor        = [[مریم رجوی]]}}&lt;br /&gt;
| known_for          = &lt;br /&gt;
| notable_works      = &lt;br /&gt;
| height_m           =&lt;br /&gt;
| party              = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| movement           = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| occupation         = مسئول اول سازمان مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
| years_active       = ۱۳۵۸ تا کنون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| spouse             = &lt;br /&gt;
| children           = &lt;br /&gt;
| mother             = &lt;br /&gt;
| father             = &lt;br /&gt;
| relatives          = &lt;br /&gt;
| awards             = |&lt;br /&gt;
| signature          = &lt;br /&gt;
| signature_alt      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فهیمه اروانی&#039;&#039;&#039; [[مسئول اول]] پیشین (دبیرکل) [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی(۱۳۷۲) بود. فهیمه اروانی در جریان [[انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین]] که شامل شورش علیه اندیشه‌ی مردسالاری و درک جدیدی از مقوله‌ی زن در صفوف جنبش انقلابی و جامعه بود، به عنوان جلودار و پیشگام این حرکت انقلابی در سازمان مجاهدین خلق پس از مریم رجوی شناخته می‌شود. فهیمه اروانی نقشی فعال و پیش‌برنده در مفهوم‌بندی، ترویج‌گری و پراتیک عملی انقلاب درونی مجاهدین دارد. انقلابی که به [[هژمونی زنان|هژمونی و فرماندهی زنان]] در سطوح مختلف این سازمان منجر شد. فهیمه اروانی پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی خود همچنان از مسئولان سازمان مجاهدین به شمار می‌رود که نقش فعالی در بخش‌های مختلف سیاسی و نظامی این سازمان ایفا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی در خانواده‌ای سرشناس در تبریز متولد شد. وی پس از انقلاب ضدسلطنتی و در سنین جوانی با سازمان مجاهدین آشنا گشت. از دوستان [[ثریا ابوالفتحی]] بود که از چهره‌های بسیار مقاوم در تبریز بود در حالی که باردار بود توسط رژیم آخوندی اعدام شد. فهمیمه اروانی در تبریز در بخش‌‌های مختلف مجاهدین از جمله بخش دانش‌آموزی فعالیت داشت و پس از ورد به [[فاز سیاسی فاز نظامی|فاز نظامی]] از ایران خارج شد. او به دلیل صلاحیت‌های تشکیلاتی و ایدئولوژیک عهده‌دار مسئولیت‌های سنگین و مهمی در سازمان گشت. وی  در سال ۱۳۷۲ به عنوان مسئول اول پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی، انتخاب شد. وی همچنین از فرماندهان بخش‌های مختلف زنان از جمله‌ در میدان‌های نظامی بوده است. جمهوری اسلامی، هم‌پای بسیاری از رهبران مجاهدین، وی را همواره آماج تهمت‌‌ها و شیطان‌‌سازی‌ها قرار داده و از جمله نام او را در لیست دادگاه خود به عنوان متهم ردیف ششم ذکر کرده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD&amp;diff=80504</id>
		<title>فاطمه مصباح</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD&amp;diff=80504"/>
		<updated>2025-09-14T09:59:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: /* شهیدان خانواده مصباح */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = فاطمه مصباح&lt;br /&gt;
| تصویر            = فاطمه مصباح ۱.jpg&lt;br /&gt;
| معروف به         =  &lt;br /&gt;
| زادروز           = ۱۳۴۷&lt;br /&gt;
| شهر تولد         = تهران&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = ایران&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ        = ۲۶ شهریور ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
| شهر مرگ          = تهران &lt;br /&gt;
| کشور مرگ         = ایران&lt;br /&gt;
| فرزندان          = &lt;br /&gt;
| تحصیلات           = متوسطه&lt;br /&gt;
| دین              = اسلام&lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سمت              = &lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         = عضو انجمن دانش آموزی هواداران مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فاطمه مصباح،&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۳۴۷- جان‌باخته در ۱۳۶۰) در تهران به دنیا آمد. پدرش از زندانیان سیاسی زمان شاه بود که در سال ۱۳۵۶ از زندان آزاد شد، فاطمه مصباح از ۹ سالگی با پخش اعلامیه و شرکت در راهپیمایی به همراه دوستانش در فعالیت‌های سیاسی شرکت می‌کرد. فاطمه مصباح پس از سرنگونی شاه در مدرسه به عضویت انجمن دانش آموزی هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] درآمد. او در ۲۵ شهریور سال ۱۳۶۰ در حالی که به همراه دوستان خود در یک  راهپیمایی شرکت کرده‌بود توسط مأموران جمهوری اسلامی دستگیر شد. فاطمه مصباح در هنگام دستگیری کمتر از ۱۴ سال سن داشت. او تنها یک روز پس از دستگیری در روز ۲۶ شهریور در [[زندان اوین]] اعدام شد. ۹ تن دیگر از اعضاء خانواده مصباح در سال‌های بعد توسط رژیم ایران اعدام شده یا به قتل رسیدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://intnetonline.link/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2-13/ فاطمه مصباح - وبسایت برای شما]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودکی و نوجوانی فاطمه مصباح ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سمت راست خديجه مسيح-سمت چپ فاطمه مصباح.jpg|جایگزین=خدیجه مصباح (سمت راست) - فاطمه مصباح (سمت چپ)|بندانگشتی|350x350پیکسل|خدیجه مصباح (سمت راست) - فاطمه مصباح (سمت چپ)|راست]]&lt;br /&gt;
فاطمه مصباح سال ۱۳۴۷، در تهران در یک خانواده سیاسی به دنیا آمد. وقتی او ۳ سال داشت، پدرش به زندانهای شاه افتاد و این آغاز پا گذاشتن خانواده مصباح در مسیر مبارزه با دو حکومت شاه بود، فاطمه مصباح در سال ۱۳۵۶ ، دختری ۹ ساله بود که پدرش همراه با گروهی از زندانیان سیاسی از زندان شاه آزاد شد. او از زمان به همراه دیگران در تظاهرات ضد سلطنتی شرکت می‌کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمه مصباح بعد از قیام ۱۳۵۷ و سرنگونی حکومت شاه در مدرسه به عضویت انجمن هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد و بادوستان خود به فعالیت‌های دانش‌آموزی می‌پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mojahedin.org/news/142309 فاطمه مصباح جوانه ای که سر به فلک کشید]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و اعدام ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:تظاهرات ۳۰ خرداد سال ۱۶۰.JPG|جایگزین=تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در تهران|بندانگشتی|تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در تهران]]&lt;br /&gt;
پس از انقلاب ضد سلطنتی تا ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰، اغلب احزاب و جریانات سیاسی در ایران اجازه فعالیت داشتند و هنوز منعی بر این فعالیت‌ها ایجاد نشده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ تظاهرات مسالمت‌آمیزی با فراخوان سازمان مجاهدین خلق ایران در تهران و برخی شهرستانها شکل گرفت. درتهران نیم میلیون نفر در این تظاهرات شرکت کردند. این تظاهرات در اعتراض به ضرب و شتم و سرکوب احزاب سیاسی که به تدریج در ایران آغاز شده بود انجام گشت. این تظاهرات توسط رژیم ایران به گلوله بسته شد و تعدادی در آن از پای درآمدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این رویداد، [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] پایان فعالیت ‌های مسالمت‌آمیز خود را اعلام کرد. تعداد زیادی از اعضاء این سازمان توسط حکومت دستگیر و در محاکمه‌های چند دقیقه‌ای به اعدام محکوم شدند. سه ماه پس از [[تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰|تظاهرات ۳۰ خرداد]] فاطمه مصباح  در ۲۵ شهریور۱۳۶۰به همراه دوستان خود در یک تظاهرات خیابانی شرکت کرده و  دستگیر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pishtazyazd20.blogspot.com/2016/09/blog-post_13.html پیشتازان راه آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمه مصباح  فردای همان روز یعنی در ۲۶ شهریور ۱۳۶۰ در سن ۱۳ سالگی، در محوطه‌ی زندن اوین تیرباران شد. اتهام فاطمه مصباح همراه با ۸۰ متهم دیگر، بنا بر گفته‌ی روزنامه کیهان «فعالیت‌های ضد اسلامی» عنوان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه جمهوری اسلامی نیز مورخ ۲۹ شهریور ۱۳۶۰ خبر اعدام فاطمه مصباح به همراه ۸۰ نفر دیگر را در اطلاعیه دفتر روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز منتشر نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranrights.org/fa/memorial/story/-4096/fatemeh-mesbah حقوق بشر و دموکراسی برای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وصیت نامه فاطمه مصباح ==&lt;br /&gt;
پس از ابلاغ حکم اعدام به متهمین از آنها خواسته‌شد وصیت‌نامه‌های خود را بنویسند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمه مصباح وصیت‌نامه خود را پیش از مرگ چنین نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;[[پرونده:فاطمه مصباح ۳.JPG|جایگزین=فاطمه مصباح|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;فاطمه مصباح&#039;&#039;&#039;]]«با پذیرش ایدئولوژی توحیدی سازمان مجاهدین خلق و با پذیرش هدف که رسیدن به [[جامعه بی طبقه توحیدی]] و رسیدن به خداست، تصمیم گرفتم برای نابود کردن استبداد و مرتجعین، جان و مالم را در چنین راهی فدا کنم. به مرتجعین هم می گویم تاریخ را مرور کردم، اما جنایت شما فجیع‌ترین جنایت‌هایی است که در تاریخ دیده‌ شده و این جنایت‌های فجیع شما در تاریخ ثبت خواهد‌شد و خلق انتقام یک چنین خون‌هایی را خواهد‌ گرفت. من این راه پُر پیچ و خم را انتخاب کردم و تا آخرین قطره خونم که در رگانم جاری است و نوید پیروزی را می دهند، علیه استبداد می‌جنگم ... از نسل انقلابی آینده می‌خواهم که راه من و دیگر همرزمانم را ادامه‌ دهند. زنده‌باد آزادی»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهیدان خانواده مصباح ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شهیدان خانواده مصباح.JPG|جایگزین=شهیدان خانواده مصباح|بندانگشتی|شهیدان خانواده مصباح]]&lt;br /&gt;
فاطمه مصباح، اولین شهید از ۹ شهید خانواده مصباح است. پدر و مادر فاطمه مصباح (محمد مصباح و رقیه مسیح) در سال ۱۳۶۰، با یورش ماموران جمهوری اسلامی به محل استقرار آنها در یکی از پایگاه های مجاهدین که به درگیری منجر شد، کشته شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر فاطمه مصباح، عزت (خدیجه)، (۱۵ ساله)، برادران فاطمه مصباح –  اصغر(۱۷ ساله)، و محمود (۱۹ ساله)، در تابستان سال ۱۳۶۰ توسط رژیم ایران به قتل رسیدند و اکبر مصباح، تنها فرزند باقی مانده از خانواده مصباح در بهار سال ۱۳۶۱، همراه با همسرش، مسیح مصباح اعدام شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمه مسیح، عضو دیگری از خانواده مصباح بود که در حمله نظامیان عراقی وابسته به نظام جمهوری اسلامی به قرارگاه اشرف در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ جان باخت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://martyrs.mojahedin.org/i/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B3%D9%8A%D8%AD از فاطمه مصباح تا فاطمه مسیح]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B3%DB%B5&amp;diff=79954</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۳۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B3%DB%B5&amp;diff=79954"/>
		<updated>2025-08-25T13:27:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه را خالی کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B3%DB%B5&amp;diff=79953</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۳۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B3%DB%B5&amp;diff=79953"/>
		<updated>2025-08-25T13:27:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی « * ۵ شهریور ۱۳۰۹ - زادروز غلامرضا تختی، کشتی‌گیر نامی ایران   * ۵ شهریور ۱۳۲۰ - زادروز آندرانیک آساطوریان، مشهور به آندرانیک؛ آهنگساز و تنظیم‌کننده موسیقی پاپ ایرانی  * ۶ شهریور ۱۳۹۸- اعدام حمیدرضا درخشنده که امام جمعه سرکوبگر و ثروتمند ش...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
* ۵ شهریور ۱۳۰۹ - زادروز [[غلامرضا تختی]]، کشتی‌گیر نامی ایران&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
* ۵ شهریور ۱۳۲۰ - زادروز [[آندرانیک آساطوریان]]، مشهور به آندرانیک؛ آهنگساز و تنظیم‌کننده موسیقی پاپ ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۶ شهریور ۱۳۹۸- اعدام [[حمیدرضا درخشنده]] که امام جمعه سرکوبگر و ثروتمند شهر را با ضربات چاقو کشت. از او به عنوان یک قهرمان نام برده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۹ شهریور ۱۳۸۱ - درگذشت [[فرهاد مهراد]]، خوانندهٔ ایرانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۹ شهریور ۱۳۴۷ - مرگ [[صمد بهرنگی]]، معلم و نویسنده روشنفکر ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۰ شهریور ۱۳۹۲- سالروز [[قتل عام ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ اشرف|قتل عام ۱۰ شهریور ۱۳۹۲]] در قرارگاه اشرف &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۰ شهریور ۱۳۵۸، [[سرکوب کردستان|قتل عام روستای «قارْنا» و «کانی مام سیّد» در کردستان]] ایران توسط رژیم آخوندی.&lt;br /&gt;
{{شهریور}}&lt;br /&gt;
* ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ - مرگ [[رئیس‌علی دلواری]]، مبارز ایرانی و رهبر مقابله با هجوم بریتانیا در جنگ اول جهانی به جنوب ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۵ شهریور ۱۳۴۴ - تأسیس [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ شهریور ۱۳۵۱- اعدام [[مهدی رضایی]] توسط حکومت پهلوی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ شهریور ۱۳۹۹- سالروز اعدام [[نوید افکاری]] از معترضین قیام آبان ۱۳۹۸&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ - شهادت [[شیخ محمد خیابانی]]، روحانی مبارز در دوره انقلاب مشروطه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۴ شهریور ۱۳۶۱ - اعدام [[صادق قطب‌زاده]] وزیر امور خارجه و مدیر عامل سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۵ شهریور ۱۳۲۰ - برکناری [[رضا شاه]] به فرمان انگلیس و آغاز سلطنت[[محمدرضا پهلوی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۵ شهریور ۱۳۹۳ - مختومه شدن پرونده [[کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳|واقعه ۱۷ ژوئن]]، حمله‌ای که از سوی پلیس فرانسه علیه پناهندگان ایرانی و اعضای مقاومت ایران صورت گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۶ شهریور ۱۳۵۶- درگذشت [[واروژان]] آهنگساز و تنظیم‌کننده برجسته‌ی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۶ شهریور ۱۳۶۰ - اعدام [[فاطمه مصباح]] ۱۳ ساله، از هواداران سازمان مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۸ شهریور ۱۳۶۰ - اعدام  [[ حبیب‌الله آشوری|آيت﻿‌الله حبیب‌الله آشوری]] و گیتی‌السادات جوزی و ده‌ها مجاهد دیگر در زندان اوین.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۲۹ شهریور ۱۳۵۹ - آغاز رسمی [[جنگ ایران و عراق]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳۰ شهریور ۱۳۰۵ - [[فریدون مشیری]]، شاعر ایرانی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*۳۱ شهریور ۱۳۱۴ - زادروز [[پرویز یاحقی]]، نوازندهٔ چیره دست ویلون؛ موسیقیدان و آهنگساز ایرانی.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=79897</id>
		<title>ارتش آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=79897"/>
		<updated>2025-08-22T15:46:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: تغییرمسیر به ارتش آزادی‌بخش ملی ایران&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر[[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=79896</id>
		<title>ارتش آزادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=79896"/>
		<updated>2025-08-22T15:40:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «تغییرمسیرارتش آزادی‌بخش ملی ایران» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;تغییرمسیر[[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_(%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE)_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=79743</id>
		<title>اکبر (شاهرخ) دانشورکار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_(%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE)_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=79743"/>
		<updated>2025-08-16T10:55:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه زندگینامه| اندازه جعبه       =| عنوان             = اکبر (شاهرخ) دانشورکار| نام               = | تصویر             = شاهرخ دانشورکار.png| اندازه تصویر      = ۲۴۰px| عنوان تصویر       = اکبر دانشورکار| زادروز            = ۱۳ شهریور ۱۳۴۵| زادگاه            = تهران| تاریخ مرگ         = | مکان مرگ          = |عرض جغرافیایی محل دفن=|طول جغرافیایی محل دفن=|latd=|latm=|lats=|latNS=N|longd=|longm=|longs=|longEW=E| محل زندگی         = تهران| ملیت              = | نژاد              = | تابعیت            = | تحصیلات            = مهندس عمران| دانشگاه           = دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی| پیشه              = | سال‌های فعالیت     = | کارفرما           = | نهاد              = | نماینده           = | شناخته‌شده برای    = فعالان سیاسی، نهادهای حقوق بشری و مردم ایران| نقش‌های برجسته     = | سبک               = | تأثیرگذاران       = | تأثیرپذیرفتگان    = | شهر خانگی         = | تلویزیون          = | لقب               = | حزب               = | جنبش              = | مخالفان           = نظام جمهوری اسلامی| هیئت              = | دین               =اسلام | مذهب              = | منصب              = | مکتب              = | آثار              = | خویشاوندان سرشناس = | فرزندان           = | جوایز             = | امضا              = | اندازه امضا       = | وبگاه             = | پانویس            =|اتهام‌ها=بغی (قیام مسلحانه علیه نظام)، عصویت در سازمان مجاهدین خلق ایران|مجازات=محکوم به اعدام}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اکبر (شاهرخ) دانشورکار&#039;&#039;&#039;، (متولد ۱۳ شهریور ۱۳۴۵، تهران) زندانی سیاسی است که در [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران|اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]] دستگیر و زندانی شد. اکبر دانشورکار در خانواده‌ای مذهبی و سنتی به دنیا آمد. او در سال ۱۳۶۸ از رشته مهندسی عمران فارغ‌التحصیل شد و در سال ۱۳۷۰ با رتبه ۳۷۸ در کنکور سراسری وارد رشته مهندسی عمران دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۸ به عنوان مهندس عمران در پروژه‌های ساختمانی و نیروگاهی مشغول به کار بود و دو بار به دلیل مقاومت در برابر فساد (عدم حمایت از اختلاس و انتقاد از بستگان وزیر نیرو) اخراج شد. شاهرخ دانشورکار متأهل و دارای یک فرزند است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهرخ در جریان اعتراضات سراسری و در مراسم چهلم [[محسن شکاری]] مورد حمله نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و دندان‌هایش شکسته و دستگیر شد. در پاییز ۱۴۰۲، او به همراه پنج نفر دیگر ([[وحید بنی عامریان]]، [[بابک علیپور]]، محمد تقوی سنگدهی، [[پویا قبادی بیستونی]] و ابوالحسن منتظر) دستگیر و به بند ۲۰۹ [[زندان اوین]] منتقل شد. در بند ۲۰۹، او تحت شکنجه‌های شدید، از جمله شلاق، ضرب و شتم مکرر، حبس انفرادی طولانی مدت و تهدید به مرگ با اسلحه قرار گرفت. اعترافات او تحت فشار و تهدید گرفته شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکبر دانشورکار به اتهام بغی (قیام مسلحانه) و عضویت در [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] محاکمه شد. دادگاه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی [[ایمان افشاری]] برگزار شد و در ۱ دسامبر ۱۴۰۳ به اعدام محکوم شد. این دادگاه تنها ۱۰ دقیقه طول کشید و بر اساس هیچ مدرک معتبری، تنها اعترافات اجباری تحت فشار، بود. او همچنین به ۵ سال زندان به اتهام «توطئه علیه امنیت ملی» و ۱۰ سال زندان به اتهام «تشکیل گروه‌های غیرقانونی» محکوم شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهرخ در بند ۲۰۹ تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفت. گزارش‌ها حاکی از آن است که او مدت‌ها در سلول انفرادی نگهداری شده و از تماس با خانواده و دسترسی به حساب بانکی محروم بوده است. شرایط در بند ۴ زندان اوین، جایی که او در آن نگهداری می‌شود، شامل محدودیت‌های شدیدی است. تلاش برای انتقال او به [[زندان قزلحصار]] در فروردین ۱۴۰۴، با مقاومت زندانیان مواجه شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای در ۲۳ ژانویه ۲۰۲۵ از خطر اعدام شش زندانی سیاسی، از جمله اکبر (شاهرخ) دانشورکار، خبر داد و خواستار توقف فوری برنامه‌های اعدام، لغو احکام و آزادی آنها شد. سازمان‌های حقوق بشری مانند دیده‌بان حقوق بشر و شورای حقوق بشر [[سازمان ملل متحد]] خواستار اقدام فوری برای رسیدگی به ادعاهای شکنجه، دسترسی به وکلا و خانواده‌ها و لغو مجازات اعدام شده‌اند. خانواده‌ها سعی کرده‌اند از طریق تجمعاتی در سنقر، رشت و مقابل زندان اوین، صدای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام را به گوش جهانیان برسانند و فعالان حقوق بشر نیز از طریق کمپین‌هایی مانند #Save6Lives و #نه_به_اعدام در شبکه‌های اجتماعی، تلاش کرده‌اند تا آگاهی‌بخشی در مورد این زندانیان سیاسی را افزایش دهند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکبر دانشورکار در نامه‌ای از زندان اوین در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۳، با اشاره به شجاعت کسانی که جان خود را برای میهن و آزادی فدا کرده‌اند، اظهار داشت که از اعدام نمی‌ترسد و جان خود را برای ایران فدا خواهد کرد. او تأکید کرده است که اعترافاتش تحت فشار و تهدید بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا فروردین ۱۴۰۴، مجازات اعدام اجرا نشده است، اما تهدید اعدام همچنان قریب‌الوقوع است. خانواده‌ها در مقابل زندان اوین اعتراض کرده‌اند و جامعه بین‌المللی برای جلوگیری از اجرای این احکام، کمپین و فشار ایجاد کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در تاریخ جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴، مقامات زندان اوین هنگام بازگرداندن زندانیان سیاسی از [[زندان فشافویه]] به زندان اوین، اقدام به جداسازی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام کردند. بر اساس گزارش سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، این عمل با زور و ضرب‌وشتم شدید همراه بود. اکبر دانشور کار و ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام به مکان نامعلوم یا زندان قزلحصار منتقل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%AE-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D8%B3/ زندانی سیاسی اکبر (شاهرخ) دانشورکار کیست؟ - کانون حقوق بشر ایران] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://bazdashtshodegan.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8/ معرفی زندانی سیاسی محکوم به اعدام، اکبر دانشورکار - صدای بازداشت‌شدگان] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhr.net/fa/articles/7312/ سازمان حقوق بشر ایران خواستار لغو حکم اعدام شش زندانی سیاسی شد - سازمان حقوق بشر ایران] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2024/12/article-7 تهران؛ هشت زندانی سیاسی به اعدام و حبس محکوم شدند - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranintl.com/202412068563 زندانیان سیاسی محکوم به اعدام: دادخواهی ما دعوتی است به ایستادن در برابر حکم اعدام - ایران اینترنشنال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhr.net/fa/articles/7475/ تلاش حکومت برای انتقال زندانیان سیاسی محکوم به اعدام از اوین به قزل‌حصار - سازمان حقوق بشر ایران] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;[https://aftabkaran.com/1403/11/06/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%81%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%81%d9%88-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4/ درخواست اقدام فوری عفو بین‌الملل برای شش زندانی سیاسی در معرض خطر اعدام پس از محاکمه ناعادلانه - آفتابکاران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%A8-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%82%D9%88%D8%B9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%84%DA%98%DB%8C%DA%A9 تصویب قطعنامه فوری «اعدام قریب‌الوقوع زندانیان سیاسی توسط رژیم ایران» در پارلمان فلامان بلژیک - سازمان مجاهدین خلق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranntv.com/947730-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87--%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D9%88 نامه انجمن ها و شخصیتهای سیاسی برای جلوگیری از اعدام زندانیان سیاسی توسط رژیم ایران - سیمای آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;[https://www.radiozamaneh.com/853407 ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی خواستار دخالت فوری سازمان ملل برای نجات زندانیان سیاسی ایران از موج اعدام‌ها شدند - رادیو زمانه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;[https://freedom.memorial/symbol/c1c9-akbar-daneshvar-kar?lang=fa اکبر دانشورکار - نمادهای آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot;&amp;gt;[https://fa.iran-hrm.com/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-5-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87/ انتقال ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام به قزلحصار - مانیتورینگ حقوق بشر ایران] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16&amp;quot;&amp;gt;[https://iran-efshagari.com/%D8%AC%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%B5-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8/ جدا کردن ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام با اتهام عضویت در سازمان مجاهدین - ایران افشاگر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه و تحصیلات ==&lt;br /&gt;
اکبر دانشورکار، که به نام شاهرخ نیز شناخته می‌شود، در ۱۳ شهریور ۱۳۴۵ در محله‌ای سنتی و مذهبی در تهران به دنیا آمد. او در خانواده‌ای با ریشه‌های کارگری و فرهنگی بزرگ شد؛ پدرش کارگر کارخانه و مادرش خانه‌دار بود که با ارزش‌های عدالت‌جویانه تربیتش را شکل دادند. شاهرخ از کودکی به مسائل اجتماعی علاقه نشان داد و در دوران دبیرستان، به‌ویژه در مدرسه نمونه دولتی شریعتی تهران، به‌عنوان دانش‌آموزی فعال در بحث‌های گروهی درباره حقوق کارگران شناخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;[https://fa.iran-hrm.com/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9-3/ گزارش وضعیت زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در ایران - مانیتورینگ حقوق بشر ایران] 1&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکبر دانشورکار پس از اخذ دیپلم در رشته ریاضی و فیزیک در سال ۱۳۶۹، با رتبه ۳۷۸ در کنکور سراسری ۱۳۷۰ وارد رشته مهندسی عمران دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. او در این دانشگاه به دلیل توانایی‌های فنی‌اش مورد توجه اساتید قرار گرفت و در پروژه‌های تحقیقاتی مرتبط با بهینه‌سازی سازه‌ها مشارکت کرد. پس از فارغ‌التحصیلی در سال ۱۳۷۵، به‌عنوان مهندس عمران در پروژه‌های ساختمانی و نیروگاه‌های برق مشغول به کار شد و تا سال ۱۳۹۸ در این حوزه فعالیت داشت. با این حال، دو بار به دلیل مخالفت با فساد مالی و انتقاد از بستگان وزیر نیرو از کار اخراج شد، که این تجربیات دیدگاه انتقادی او را تقویت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;[https://humanrightsinir.org/convicted-1184/ محکومیت ۸ متهم سیاسی به اعدام و حبس تعزیری - حقوق بشر در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های مدنی ==&lt;br /&gt;
اکبر دانشورکار از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۸، در چندین شرکت خصوصی و دولتی کار کرد و به دلیل تخصصش در طراحی سازه‌ها مورد توجه قرار گرفت. با این حال، دو بار از کار اخراج شد؛ اولین بار در سال ۱۳۸۵ به دلیل عدم همراهی با اختلاس در یک پروژه دولتی، و دومین بار در سال ۱۳۹۵ به دلیل انتقاد فنی از بستگان وزیر نیرو که منجر به نقص فنی در یک نیروگاه شد. این تجربیات، دیدگاه انتقادی او را نسبت به فساد در سیستم حکومتی تقویت کرد و او را به سمت فعالیت‌های مدنی سوق داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۹۸، با کاهش فرصت‌های شغلی، دانشورکار به‌عنوان پیک موتوری مشغول به کار شد تا هزینه‌های خانواده‌اش، شامل همسر و فرزند، را تأمین کند. در این دوره، او به عضویت گروه‌های غیررسمی حمایت از حقوق کارگران درآمد و در تجمعات مسالمت‌آمیز شرکت کرد. دانشورکار در پاییز ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات سراسری، به‌عنوان یکی از فعالان محلی در تهران، بیانیه‌هایی در حمایت از کارگران منتشر کرد و در چهلم محسن شکاری حضور داشت که منجر به حمله نیروهای سرکوبگر و شکستن دندان‌هایش شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این فعالیت‌ها، به‌ویژه پس از اعتراضات سراسری، او را به چهره‌ای شناخته‌شده در میان فعالان تبدیل کرد و زمینه‌ساز بازداشت‌های بعدی‌اش شد. پیشینه و تحصیلات او نشان‌دهنده ترکیبی از تخصص فنی و تعهد اجتماعی است که راهش را به سمت مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی باز کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشورکار همچنین در شبکه‌های اجتماعی با نام شاهرخ، مطالب انتقادی درباره نقض حقوق بشر و فساد اقتصادی منتشر می‌کرد که این پست‌ها هزاران بازدیدکننده داشت. او در سال ۱۴۰۲، به همراه گروهی از زندانیان سیاسی دیگر، کمپینی برای لغو احکام اعدام راه‌اندازی کرد که فشارهای بیشتری بر او وارد کرد. این فعالیت‌های مدنی، که ریشه در تجربیات کاری و اجتماعی‌اش داشت، او را به هدف اصلی سرکوب نهادهای امنیتی تبدیل کرد و مسیر زندگی‌اش را به سمت مبارزه با بی‌عدالتی هدایت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری‌ها و اعتصاب غذا ==&lt;br /&gt;
اکبر دانشورکار سابقه‌ای طولانی از دستگیری‌های متعدد دارد که از دهه ۱۳۶۰ آغاز شده است. اولین بازداشت او در سال ۱۳۶۸ به دلیل شرکت در تجمعات کارگری در تهران بود، که به یک سال حبس تعلیقی منجر شد. با تشدید فعالیت‌هایش در دهه ۱۳۹۰، او در سال ۱۳۹۷ به دلیل سازمان‌دهی اعتصاب پیک‌های موتوری در تهران بازداشت شد و دو ماه در بازداشتگاه وزرا تحت بازجویی قرار گرفت. این بازداشت‌ها، هرچند موقت، نشان‌دهنده توجه نهادهای امنیتی به او بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخرین و جدی‌ترین بازداشت او در ۱۳ دی ۱۴۰۲ رخ داد، زمانی که در جریان چهلم محسن شکاری توسط نیروهای امنیتی در تهران دستگیر شد. در این حادثه، او مورد ضرب‌وشتم شدید قرار گرفت و دندان‌هایش شکست؛ سپس به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. در بند ۲۰۹، او به همراه پنج زندانی دیگر (وحید بنی‌عامریان، بابک علیپور، محمد تقوی سنگ‌دهی، پویا قبادی بیستونی، و ابوالحسن منتظر)، تحت فشارهای شدید قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot;&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2025/08/article-57 انتقال گسترده زندانیان سیاسی به زندان اوین و جداسازی خشونت‌آمیز شش زندانی سیاسی محکوم به اعدام - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو] 2&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زندان، اکبر دانشورکار برای اعتراض به شرایط غیرانسانی دست به اعتصاب غذا زد. اولین اعتصاب او در بهمن ۱۴۰۲ آغاز شد و ۱۷ روز طول کشید، که به دلیل محرومیت از دسترسی به وکیل و خانواده بود. این اعتصاب با کاهش شدید وزن و مشکلات تنفسی برای او همراه بود. بهداری زندان از ارائه مراقبت‌های پزشکی کافی خودداری کرد و این وضعیت سلامت او را به خطر انداخت. اعتصاب غذا، که با حمایت فعالان حقوق بشر همراه شد، توجه بیشتری به پرونده او جلب کرد، اما فشارهای روانی بر او افزایش یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;[https://bazdashtshodegan.com/%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85/ پدر در بستر بیماری فریاد می‌زند: اعدام فرزندم را متوقف کنید - صدای بازداشت‌شدگان] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تیر ۱۴۰۳، دانشورکار بار دیگر اعتصاب غذا کرد، این بار برای اعتراض به انتقال اجباری به زندان قزل‌حصار که با مقاومت او و دیگر زندانیان مواجه شد. این اعتصاب ۱۲ روز ادامه داشت و منجر به وخامت بیشتر حال جسمی او شد، از جمله کاهش فشار خون و ضعف عمومی. این اقدامات اعتراضی، که ریشه در دفاع از حقوق خود و دیگر زندانیان داشت، نشان‌دهنده عزم او برای مقابله با شرایط غیرانسانی زندان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شکنجه و زندان ==&lt;br /&gt;
اکبر دانشورکار پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین در ۱۳ دی ۱۴۰۲، با شرایطی غیرانسانی و گزارش‌های تأییدشده از شکنجه مواجه شد. بر اساس گزارش‌های سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، آقای دانشورکار در روزهای اولیه بازداشت تحت ضرب‌وشتم شدید با باتوم و مشت قرار گرفت و برای چندین روز از خواب محروم شد تا به اعتراف اجباری تن بدهد. مأموران امنیتی با استفاده از روش‌هایی مانند تهدید به آزار خانواده‌اش و قرار دادن او در سلول‌های سرد و تاریک، فشار روانی را افزایش دادند. این شکنجه‌ها به‌ویژه پس از انتقال به سلول انفرادی تشدید شد، جایی که او به مدت ۴۵ روز بدون دسترسی به نور طبیعی یا تهویه مناسب نگهداری شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانواده دانشورکار در مصاحبه با مانیتورینگ حقوق بشر ایران اعلام کردند که او از مشکلات جسمی جدی، از جمله آسیب به ستون فقرات و خونریزی داخلی، رنج می‌برد که ناشی از ضرب‌وشتم‌های مکرر بوده است. در بهار ۱۴۰۳، تصاویر مخفیانه‌ای از آثار کبودی و زخم‌های عمیق روی بدن او توسط دیگر زندانیان منتشر شد که موجی از خشم عمومی را برانگیخت. به‌رغم درخواست‌های مکرر خانواده، بهداری زندان از ارائه دارو یا معاینه تخصصی خودداری کرد و وضعیت سلامتی او وخیم‌تر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط زندان اوین برای اکبر دانشورکار به شدت دشوار توصیف شده است. او در بند ۴ این زندان، که به دلیل شلوغی و فقدان امکانات بهداشتی معروف است، نگهداری می‌شود. در تلاشی برای انتقال او به زندان قزل‌حصار در فروردین ۱۴۰۴، دانشورکار و دیگر زندانیان با مقاومت مسالمت‌آمیز این اقدام را خنثی کردند، اما این مقاومت با تهدیدهای بیشتر همراه بود. این شرایط، که نقض آشکار کنوانسیون‌های حقوق بشر تلقی می‌شود، نشان‌دهنده شدت سرکوب علیه او بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتهامات و پروسه دادگاهی ==&lt;br /&gt;
اکبر دانشورکار با اتهامات متعددی در طول بازداشت‌هایش مواجه شد که هر بار با شدت بیشتری پیگیری شدند. پس از بازداشت در ۱۳ دی ۱۴۰۲، او به اتهاماتی نظیر «بغی» (قیام مسلحانه علیه نظام)، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، و «تشکیل گروه‌های غیرقانونی» متهم شد. این اتهامات عمدتاً بر اساس فعالیت‌های مدنی او، از جمله سازمان‌دهی تجمعات کارگری و انتشار مطالب انتقادی در شبکه‌های اجتماعی، استوار بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محاکمه او در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شد و در ۱۰ آذر ۱۴۰۳ به پایان رسید. این جلسات به‌صورت غیرعلنی انجام شد و تنها ۱۰ دقیقه طول کشید، که انتقادات گسترده‌ای را به دنبال داشت. مطابق گزارش‌ها، مدارک ارائه‌شده در دادگاه، از جمله فایل‌های صوتی و اسناد، فاقد اعتبار قانونی بودند و صرفاً بر اساس اعترافاتی بود که تحت فشار و شکنجه اخذ شده بود. دانشورکار از حضور وکیل مستقل محروم بود و خانواده‌اش نیز اجازه حضور در دادگاه را نیافتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== صدور حکم اعدام ===&lt;br /&gt;
نتیجه این محاکمه، صدور حکم اعدام به همراه ۵ سال حبس برای «تبانی علیه امنیت ملی» و ۱۰ سال حبس برای «تشکیل گروه‌های غیرقانونی» بود. در مرحله تجدیدنظر که در بهمن ۱۴۰۳ برگزار شد، حکم اعدام تأیید شد، اما هیچ توضیحی درباره دلایل این تصمیم به وکلای مدافع ارائه نشد. فعالان حقوق بشر این روند را نمونه‌ای از استفاده ابزاری از سیستم قضایی برای سرکوب مخالفان سیاسی دانستند. این اتهامات و محاکمه ناعادلانه، پایه‌ای برای اعتراضات بعدی و جلب توجه بین‌المللی به پرونده او شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش‌های بین‌المللی و مواضع حقوق بشری ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اکبر دانشورکار؛2.jpg|جایگزین=بیانیه سازمان عفو بین‌الملل برای ۵ زندانی محکوم به اعدام|بندانگشتی|260x260پیکسل|بیانیه سازمان عفو بین‌الملل برای ۵ زندانی محکوم به اعدام]]&lt;br /&gt;
حکم اعدام اکبر دانشورکار موجی از واکنش‌های بین‌المللی و مواضع قاطع ارگان‌های حقوق بشری را به دنبال داشت. سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای مورخ ۲۳ ژانویه ۲۰۲۵، خطر قریب‌الوقوع اعدام او و پنج زندانی دیگر را اعلام کرد و خواستار توقف فوری برنامه‌های اعدام، لغو احکام، و آزادی آن‌ها شد. این بیانیه تأکید داشت که محاکمه ناعادلانه و شکنجه برای اخذ اعترافات، نقض آشکار حقوق بشر است. همچنین، دیده‌بان حقوق بشر و شورای حقوق بشر سازمان ملل از دولت ایران خواستند تا ادعاهای شکنجه را بررسی کرده و دسترسی به وکیل و خانواده را فراهم کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پارلمان فلامان بلژیک در اقدامی فوری، قطعنامه‌ای در فوریه ۲۰۲۵ تصویب کرد که اجرای احکام اعدام، از جمله حکم اعدام اکبر دانشورکار، را محکوم کرد و از جامعه جهانی خواست برای نجات جان این زندانیان اقدام کند. این قطعنامه، به‌عنوان نمادی از فشار بین‌المللی، توجه رسانه‌ها را به وضعیت او جلب کرد. همچنین، ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی در نامه‌ای به سازمان ملل، خواستار دخالت فوری برای جلوگیری از موج اعدام‌ها در ایران شدند و پرونده دانشورکار را نمونه‌ای از سرکوب سیاسی دانستند. انجمن‌ها و شخصیت‌های سیاسی نیز با ارسال نامه‌ای، از رژیم ایران خواستند تا از اجرای احکام خودداری کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در داخل ایران، سازمان حقوق بشر ایران خواستار لغو حکم اعدام شش زندانی سیاسی، از جمله دانشورکار، شد و آن را نقض حقوق بشر خواند. کانون حقوق بشر ایران نیز با انتشار گزارش‌هایی، شرایط زندان اوین و شکنجه‌ها را مستند کرد و از سازمان ملل خواست فشار بر رژیم ایران را افزایش دهد. سازمان حقوق بشری هه‌نگاو این حکم را بخشی از سرکوب سیستماتیک مخالفان دانست و مداخله فوری جامعه‌ی جهانی را خواستار شد. همچنین رسانه‌هایی آزاد با پوشش گسترده، توجه جهانی را به این پرونده معطوف کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B2/ تجمع خانواده زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در مقابل زندان اوین - کانون حقوق بشر ایران] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اطلاعیه شورای ملی مقاومت ===&lt;br /&gt;
شورای ملی مقاومت ایران، نیز با صدور اطلاعیه‌ای حکم اعدام اکبر دانشورکار و ۵ زندانی سیاسی هوادار مجاهدین خلق دیکر را محکوم کرد و ارگان‌های بین‌مللی و جامعه‌ی جهانی خواستار اقدام فوری برای نجات جان آن‌ها و آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی شد. در این اطلاعیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«قضاییه جلادان ۶ زندانی سیاسی، ابوالحسن منتظر، پویا قبادی، وحید بنی‌عامریان، بابک علی‌پور، علی‌اکبر دانشور کار و محمد تقوی را پس از ماهها بازجویی و شکنجه به اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، «اجتماع و تبانی برضد امنیت»، «قیام مسلحانه در برابر حکومت»، «تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «تخریب اموال عمومی با استفاده از سلاح لانچر»، به اعدام محکوم کرد. این احکام جنایتکارانه توسط قاضی جنایتکار ایمان افشاری رئیس بیدادگاه ضدانقلاب شعبه ۲۶ تهران صادر شد. همین بیدادگاه مجتبی و علی تقوی برادران محمد تقوی را به زندان و تبعید محکوم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر ۶۵ ساله، لیسانسیه معماری از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است و در سال‌های ۹۷ و ۹۹ نیز چند بار دستگیر و زندانی شده است. وی آخرین بار در دی ۱۴۰۲ دستگیرشده و از بیماریهای قلبی، ریوی، کلیه و آرتروز رنج می‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پویا قبادی ۳۲ ساله، مهندس برق در اسفند ۱۴۰۲دستگیر شد. او قبلاً نیز دو بار دستگیرشده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وحید بنی عامریان، ۳۲ ساله، فوق‌لیسانس مدیریت در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او از سال ۹۶ در چند نوبت دستگیری جمعاً چهار سال زندانی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابک علیپور ۳۳ ساله، لیسانسیه حقوق در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او پیش از این در آبان ۹۷، در رشت دستگیر و ۴ سال در زندان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی‌اکبر دانشور کار ۵۷ ساله مهندس عمران در دی ۱۴۰۲دستگیر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد تقوی ۵۸ ساله از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ و ۷۰ است. پیش از این نیز او در سال ۱۳۹۹ دستگیر و سه سال به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین در زندان به‌سر برده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجتبی و علی تقوی صرفاً به‌خاطر این‌که برادران محمد تقوی هستند به زندان و تبعید محکوم شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خامنه‌ای جنایتکار بیهوده تلاش می‌کند با اعدام فرزندان مردم ایران مانع از قیام خلق و سرنگونی نظام منحوس ولایت فقیه شود. اما جوانان شورشگر زمین را در زیرپایش به لرزه درخواهند آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت ایران شورای امنیت، کمیسرعالی و شورای حقوق‌بشر و دیگر ارگانهای ذیربط ملل متحد و هم‌چنین اتحادیه اروپا و کشورهای عضو را به اقدام فوری برای نجات جان این زندانیان و آزادی عموم زندانیان سیاسی فرامی‌خواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰ آذر۱۴۰۳ (۳۰نوامبر۲۰۲۴)»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B6-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D8%B6%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD%D8%A7%D9%86%D9%87 محکومیت جنایتکارانه ۶زندانی سیاسی به اعدام به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و قیام مسلحانه - سازمان مجاهدین خلق] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بلاتکلیفی و بی‌خبری خانواده ==&lt;br /&gt;
پس از صدور حکم اعدام اکبر دانشورکار در ۱۰ آذر ۱۴۰۳، او وارد دوره‌ای از بلاتکلیفی طولانی‌مدت شد که همچنان ادامه دارد. تا اوت ۲۰۲۵، هیچ تاریخ مشخصی برای اجرای حکم اعلام نشده و آقای دانشورکار در بند ۴ زندان اوین در شرایط نامعلوم نگهداری می‌شود. این بلاتکلیفی، که بیش از هشت ماه (تا تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۴) به طول انجامیده، فشار روانی شدیدی بر او و خانواده‌اش وارد کرده است. مقامات زندان از ارائه هرگونه اطلاعات به وکیل یا خانواده خودداری می‌کنند و حتی از انتقال نامه‌های او به بیرون جلوگیری می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانواده دانشورکار با بی‌خبری مطلق از وضعیت او دست‌وپنجه نرم می‌کنند. پدرش، که به دلیل بیماری قلبی در بستر افتاده، در مصاحبه‌ای با صدای بازداشت‌شدگان فریاد زد: «اعدام فرزندم را متوقف کنید» و از نهادهای بین‌المللی کمک خواست. مادر او نیز بارها به زندان اوین مراجعه کرده، اما مأموران از ملاقات حضوری یا حتی تماس تلفنی ممانعت کرده‌اند. این بی‌خبری، که از دی ۱۴۰۲ آغاز شده، سلامت روانی خانواده را به خطر انداخته و آن‌ها را در وضعیت دشواری قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تجمعات اعتراضی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:تجمع اعتراضی خانواده‌های زندانیان سیاسی،اوین.jpg|جایگزین=تجمع اعتراضی خانواده اکبر دانشورکار و خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در مقابل زندان اوین|بندانگشتی|272x272پیکسل|تجمع اعتراضی خانواده اکبر دانشورکار و خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در مقابل زندان اوین]]&lt;br /&gt;
خانواده اکبر دانشورکار و حامیانش در واکنش به بلاتکلیفی و بی‌خبری از وضعیت او، دست به برگزاری تجمعات اعتراضی متعدد زده‌اند. اولین تجمع در ۵ فوریه ۲۰۲۵ (۱۶ بهمن ۱۴۰۳) در مقابل زندان اوین برگزار شد، که با حضور مادر، همسر، و جمعی از فعالان حقوق بشر همراه بود. این گردهمایی با شعارهایی مانند «آزادی شاهرخ» و «نه به اعدام» برگزار شد و شرکت‌کنندگان پلاکاردهایی با تصاویر آقای دانشورکار و مطالبی درباره نقض حقوقش به دست داشتند. نیروهای امنیتی با استفاده از گاز اشک‌آور و بازداشت موقت برخی معترضان، از جمله همسر او، این تجمع را سرکوب کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ir.voanews.com/a/six-political-prisoners-sentenced-to-execution-in-iran/7882512.html صدور احکام اعدام برای ۶ زندانی سیاسی در اوین - صدای آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تجمعات بعدی در شهرهای دیگر نیز گسترش یافت. در ۱۲ فوریه ۲۰۲۵ (۲۳ بهمن ۱۴۰۳)، خانواده و حامیان اکبر دانشورکار در سنقر تجمع کردند و با خواندن بیانیه‌ای، خواستار لغو حکم اعدام و دسترسی به دانشورکار شدند. این اقدام با حضور گسترده‌تر، از جمله کارگران و دانشجویان، همراه بود، اما با مداخله [[نیروی انتظامی جمهوری اسلامی|نیروهای انتظامی]] و تهدید به استفاده از زور متوقف شد. در رشت نیز در ۱۹ فوریه ۲۰۲۵ (۳۰ بهمن ۱۴۰۳)، تجمعی با حضور فعالان محلی برگزار شد که با پخش اعلامیه‌هایی درباره وضعیت آقای دانشورکار، توجه عمومی را جلب کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالان حقوق بشر با راه‌اندازی کمپین‌هایی مانند #Save6Lives و #نه_به_اعدام در شبکه‌های اجتماعی، از این تجمعات حمایت کردند. در ۲۵ فوریه ۲۰۲۵ (۶ اسفند ۱۴۰۳)، خانواده بار دیگر در مقابل زندان اوین تجمع کرد و با ارسال نامه‌ای به سازمان ملل، خواستار اعزام هیئتی برای بررسی وضعیت زندانیان شد، اما تاکنون پاسخی دریافت نکرده‌اند. این تلاش‌ها، که با مقاومت شدید مقامات مواجه شده، نشان‌دهنده عزم خانواده و حامیان برای جلب توجه جهانی به وضعیت دانشورکار است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جداسازی زندانیان محکوم به اعدام و وضعیت کنونی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:هشدار ارگان‌های حقوق بشری.jpg|جایگزین=هشدار سازمان‌های حقوق بشری نسبت به خطر اعدام ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام|بندانگشتی|281x281پیکسل|هشدار سازمان‌های حقوق بشری نسبت به خطر اعدام ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام]]&lt;br /&gt;
[[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران]]، در اوایل تیرماه ورودی [[زندان اوین]] مورد اصابت جنگنده‌های اسرائیل قرار گرفت که پس از آن بسیاری از زندانیان سیاسی را به [[زندان فشافویه]] منتقل کردند. در تاریخ جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴، مقامات زندان اوین هنگام بازگرداندن زندانیان سیاسی از [[زندان فشافویه]] به زندان اوین، اقدام به جداسازی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام کردند. بر اساس گزارش سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، این عمل با زور و ضرب‌وشتم شدید همراه بود و شش زندانی، از جمله اکبر دانشورکار، بابک علیپور، پویا قبادی بیستونی، محمد تقوی سنگ‌دهی، وحید بنی‌عامریان، و ابوالحسن منتظر، به مکان نامعلوم یا زندان قزلحصار منتقل شدند. گزارش مانیتورینگ حقوق بشر ایران تأیید می‌کند که پنج نفر از این زندانیان، از جمله دانشورکار، با استفاده از خشونت فیزیکی و تهدید به اسلحه از دیگر زندانیان جدا شدند و به زندان قزلحصار منتقل شدند، اقدامی که با مقاومت آن‌ها و اعتراضات داخل زندان مواجه شد. پیش از این نیز رژیم ایران تلاش کرده بود که زندانیان سیاسی محکوم به اعدام را از زندان اوین به زندان قزلحصار منتقل کند، زندانی که معمولاً برای اجرای حکم اعدام است. این جداسازی‌ها که با هدف افزایش فشار بر زندانیان سیاسی انجام شد، منجر به مجروح شدن برخی از آن‌ها گردید، اما جزئیات بیشتری درباره محل دقیق یا شرایط نگهداری آن‌ها ارائه نشده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:17&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وضعیت کنونی اکبر دانشورکار پس از این انتقال همچنان نامعلوم است. خانواده او از زمان جداسازی در ۱۷ مرداد، هیچ اطلاعی از وضعیت او دریافت نکرده‌اند و وکلایش نیز از دسترسی به او محروم مانده‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که انتقال به قزلحصار با هدف انزوای بیشتر و آماده‌سازی برای اجرای احتمالی احکام اعدام صورت گرفته، که نگرانی‌ها را درباره سلامت جسمی و روانی او تشدید کرده است. فعالان حقوق بشر این اقدام را نقض حقوق زندانیان و تلاشی برای سرکوب بیشتر می‌دانند و خواستار نظارت بین‌المللی بر وضعیت او شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اطلاعیه شورای ملی مقاومت ===&lt;br /&gt;
[[شورای ملی مقاومت ایران]] با صدور اطلاعیه‌ای از کمیسرعالی و شورای حقوق‌بشر و [[گزارشگر ویژه حقوق بشر|گزارشگر ویژه]] و سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر خواستار اقدام فوری برای نجات جان اکبر دانشورکار و ۴ زندانی سیاسی دیگر شد. در این اطلاعیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«جدا کردن ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام با اتهام عضویت در سازمان مجاهدین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود آنها به زندان قزلحصار محل اجرای احکام اعدام برده شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فراخوان بین‌المللی به اقدام فوری برای اطلاع از وضعیت این زندانیان و نجات جان آنها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دژخیمان [[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]] بامداد جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴ زندانیان سیاسی را که اوایل تیرماه از اوین به فشافویه منتقل کرده بودند به زندان اوین برگرداندند. اما ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام وحید بنی عامریان، [[پویا قبادی]]، شاهرخ دانشور کار، محمد تقوی و [[بابک علیپور]] را با ضرب‌وشتم از سایر زندانیان جدا کرده و به مکان نامعلوم منتقل کردند. گفته می‌شود آنان به زندان قزلحصار برده شده‌اند، زندانی که محل اجرای احکام اعدام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این زندانیان در آذر ۱۴۰۳ به اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، «اجتماع و تبانی برضد امنیت»، «قیام مسلحانه در برابر حکومت»، توسط شعبه ۲۶ بیدادگاه ضدانقلاب تهران به ریاست دژخیم «[[ایمان افشاری]]» به اعدام محکوم شده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابک علیپور ۳۴ ساله، لیسانسیه حقوق در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او پیش از این در آبان ۹۷، در رشت دستگیر و ۴ سال در زندان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پویا قبادی ۳۳ ساله، مهندس برق در اسفند ۱۴۰۲دستگیر شد. او قبلاً دو بار دستگیرشده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهرخ دانشور کار ۵۸ ساله مهندس عمران در دی ۱۴۰۲دستگیر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد تقوی ۵۹ ساله از زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ و ۷۰ است. او در سال ۱۳۹۹ دستگیر و سه سال به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین در زندان بود. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وحید بنی عامریان، ۳۳ ساله، فوق‌لیسانس مدیریت در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او از سال ۹۶ در چند نوبت دستگیری مجموعاً چهار سال زندانی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت ایران، کمیسرعالی و شورای حقوق‌بشر و گزارشگر ویژه و سازمانهای بین‌المللی مدافع حقوق‌بشر را به اقدام فوری برای اطلاع از وضعیت این ۵ زندانی و نجات جان آنان که در معرض اعدام قرار دارند، فرامی‌خواند. اطلاع از وضعیت همه زندانیان انتقالی و آنچه در جریان انتقال بر سر آنها آمده ضروری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷ مرداد ۱۴۰۴ (۸ اوت ۲۰۲۵).»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:16&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88&amp;diff=79336</id>
		<title>بهروز احسانی اسلاملو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88&amp;diff=79336"/>
		<updated>2025-07-29T12:05:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| عنوان ۲           =&lt;br /&gt;
| نام               =بهروز احسانی &lt;br /&gt;
| تصویر             =بهروز احسانی اسلاملو.JPG&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =بهروز احسانی اسلاملو&lt;br /&gt;
| زادروز            = سال ۱۳۳۴&lt;br /&gt;
| زادگاه            = ارومیه&lt;br /&gt;
| مکان ناپدیدشدن    =&lt;br /&gt;
| تاریخ ناپدیدشدن   =&lt;br /&gt;
| وضعیت             =زیر حکم اعدام&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = &lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| علت مرگ           =&lt;br /&gt;
| پیداشدن جسد       =&lt;br /&gt;
| آرامگاه           =&lt;br /&gt;
| بناهای یادبود     =&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = تهران&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر       =&lt;br /&gt;
| نژاد              = &lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =دیپلم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شغل آزاد&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =زندانیان سیاسی و مردم ایران&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = &lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =سازمان مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| دستمزد            =&lt;br /&gt;
| دارایی خالص       = &lt;br /&gt;
| قد                =&lt;br /&gt;
| وزن               =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| دوره              =&lt;br /&gt;
| پس از             =&lt;br /&gt;
| پیش از            =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| مخالفان           =حکومت جمهوری اسلامی &lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| اتهام             =افساد فی‌الارض، بغی، محاربه، عضویت در سازمان مجاهدین خلق، جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده و اجتماع و تبانی علیه امنیت نظام&lt;br /&gt;
| وضعیت گناهکاری    =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| همسر              =&lt;br /&gt;
| شریک زندگی        = &lt;br /&gt;
| فرزندان           = ۲ فرزند&lt;br /&gt;
| والدین            = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| signature_alt     =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| imdb_id           =&lt;br /&gt;
| Soure_id          =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بهروز احسانی اسلاملو&#039;&#039;&#039;، (متولد ۱ مهر ۱۳۳۴، ارومیه، ساکن تهران - درگذشته ۵ مرداد ۱۴۰۴، تهران) یکی از هواداران قدیمی [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] است که در آبان‌ماه در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران|اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]، در منزل شخصی خود در تهران دستگیر شد و به بند ۲۰۹ [[زندان اوین]] منتقل گردید. او دارای همسر و دو فرزند و سرپرست خانواده و مادر پیرش است. بهروز احسانی در شهریورماه ۱۴۰۳، توسط قاضی [[ایمان افشاری]] در شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام افساد فی‌الارض، بغی، محاربه، عضویت در سازمان مجاهدین خلق، جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده و اجتماع و تبانی علیه امنیت نظام به اعدام محکوم شده و در روز ۱۸ دی‌ماه حکم اعدام وی بدون طی مراحل دادگاه تجدیدنظر به تأیید دیوان عالی کشور رسید. هم‌چنین [[مهدی حسنی]] نیز با همین اتهامات محکوم به اعدام شد. احکام اعدام این دو زندانی سیاسی توسط قضاییه رژیم ایران، با محکومیت شدید داخلی، زندانیان سیاسی و افکار عمومی و هم‌چنین محکومیت شدید مجامع بین‌المللی مواجه شده است. روز شنبه ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۳، جمعی از زندانیان سیاسی از زندان‌های مختلف کشور، با صدور بیانیه‌ای نسبت به صدور احکام اعدام زندانیان سیاسی بهروز احسانی، مهدی حسنی و [[پخشان عزیزی]] هشدار دادند و این احکام را محکوم کردند. سازمان عفو بین‌الملل در دی‌ماه ۱۴۰۳، با انتشار بیانه‌ای خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام زندانیان سیاسی بهروز احسانی اسلاملو و مهدی حسنی شد. زندانی سیاسی بهروز احسانی همراه با مهدی حسنی در روز یکشنبه ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، از زندان اوین به [[زندان قزلحصار]] کرج (بند امن واحد ۳) منتقل و در سلول‌های انفرادی محبوس شدند. شایان ذکر است که بند امن واحد ۳ زندان قزلحصار محلی است که زندانیان محکوم به اعدام، شب قبل از اجرای حکم اعدام در آن‌جا نگهداری می‌شوند. همزمان با انتقال ناگهانی این دو زندانی سیاسی به زندان قزلحصار، جمعی از زندانیان سیاسی در زندان اوین اقدام به تجمع اعتراضی کردند. سازمان حقوق بشر ایران نیز نسبت به اعدام قریب‌الوقوع زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی هشدار داد و از جامعه بین‌المللی خواستار جلوگیری از این اعدام‌ها شد. سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، ضمن انتشار خبر انتقال این دو زندانی سیاسی به زندان قزلحصار جهت اجرای حکم اعدام، این احکام را محکوم کرد و از مجامع بین‌الملل خواست که سکوت نکنند. هم‌چنین بیش از ۱۵۰ شخصیت سیاسی و بین‌المللی در یکشنبه‌شب ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، یک نامه‌ی فوری به کمیسر عالی حقوق بشر [[سازمان ملل متحد]] ارسال کردند و خواهان توقف فوری اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی شدند. روز دوشنبه ۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، مصطفی نیلی وکیل بهروز احسانی اسلاملو، اعلام کرد که شعبه دیوان عالی کشور دستور توفق اجرای حکم اعدام بهروز احسانی را صادر کرده است و تا پایان بررسی اعاده دادرسی حکم اعدام اجرا نخواهد شد. هم‌چنین عادل احمدیان وکیل آقای مهدی حسنی نیز خبر داد که حکم آقای حسنی متوقف شده است و تا اعاده‌ی دادرسی این حکم اجرا نخواهد شد. سرانجام بهروز احسانی و مهدی حسنی، در سحرگاه یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، اعدام شدند. بارها قاضی به آنها پیشنهاد کرده بود که اگر حتی در لفظ اظهار پشیمانی کنند حکم آنها خواهد شکست اما آنها قاطعانه چنین پیشنهاداتی را رد کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری، زندان و شکنجه ==&lt;br /&gt;
بهروز احسانی اسلاملو متولد ۱۳۳۴، اهل ارومیه، ساکن تهران و دارای شغل آزاد است. او دارای همسر و دو فرزند و سرپرست خانواده و مادر پیرش است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهروز احسانی هوادار قدیمی سازمان مجاهدین خلق و از زندانیان سیاسی دهه‌ی ۱۳۶۰ (۱۳۶۱ تا ۱۳۶۳) است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranfreedom.net/%d9%81%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%81%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%9b-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/ آخرین خبرها از انتقال زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی برای اعدام - سایت ایران آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهروز احسانی در آبان‌ماه در بحبوحه اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، در مزل شخصی خود در تهران دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و به‌مدت ۳ ماه و نیم تحت شکنجه و بازجویی قرار گرفت و سپس به بند ۴ زندان اوین منتقل گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهروز احسانی پیش از این نیز در سال ۱۳۹۸، پس از شرکت در مراسم خاکسپاری &#039;&#039;&#039;[[پویا بختیاری]]&#039;&#039;&#039; (یکی از جان باختگان [[اعتراضات ۱۳۹۸ ایران|&#039;&#039;&#039;تظاهرات سراسری آبان ۹۸&#039;&#039;&#039;]]) دستگیرشده بود و به ۸۰ ضربه شلاق محکوم گردید، ولی برای اجرای حکم نرفت که بعدها این سابقه در پرونده‌اش در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب علیه او استفاده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.bbc.com/persian/articles/cd0jg8rj4ddo تأیید حکم اعدام بهروز احسانی اسلاملو، زندانی سیاسی در دیوان عالی؛ وکلا «تقاضای اعاده دادرسی می‌کنند» - سایت بی‌بی‌سی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که بهروز احسانی در بازداشت به‌سر می‌برد، مادرش فوت کرد، اما مقامات قضاییه رژیم ایران با مرخصی کوتاه‌مدت او جهت شرکت در مراسم خاکسپاری مادرش موافقت نکرد. آقای احسانی به دلیل کهولت سن با مشکلات جسمی مواجه است و از مشکل تیروئید نیز رنج می‌برد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiozamaneh.com/833974/ پیام بهروز احسانی، زندانی محکوم به اعدام از زندان اوین: «مردمی که آزادی می‌خواهند حق‌شان اعدام نیست» - سایت رادیو زمانه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دادگاه، حکم اعدام ===&lt;br /&gt;
بهروز احسانی در شهریورماه ۱۴۰۳، توسط قاضی ایمان افشاری در شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام افساد فی‌الارض، بغی، محاربه، عضویت در سازمان مجاهدین خلق، جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده و اجتماع و تبانی علیه امنیت نظام به اعدام محکوم شده و در روز ۱۸ دی‌ماه حکم اعدام وی بدون طی مراحل دادگاه تجدیدنظر به تأیید دیوان عالی کشور رسید. هم‌چنین مهدی حسنی نیز با همین اتهامات محکوم به اعدام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3/ جدیدترین خبر از بهروز احسانی و مهدی حسنی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام پس از انتقال - سایت کانون حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== پیام بهروز حسنی نسبت به حکم اعدامش ====&lt;br /&gt;
پس از ابلاغ حکم اعدام بهروز احسانی، او در روز جمعه ۳۰ شهریور، در پیامی از زندان در مورد حکم اعدامش نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مردم شریف و قهرمان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینجانب بهروز احسانی که در بند ۴ زندان اوین محبوس می‌باشم، در آبان‌ماه ۱۴۰۱ توسط وزارت اطلاعات دستگیر و به انفرادی ۲۴۰ (زیر نظر ۲۰۹) منتقل و آنگاه پس از ۳ ماه و نیم به بند ۴ اوین منتقل شدم. بالاخره بعد از ۲۲ماه بلاتکلیفی اکنون بدون مستندات برایم حکم اعدام صادر کرده‌اند. از این نظام اعدامی جز این برنمی‌آید. من همان‌طور که در دوره بازجویی گفته بودم، به‌قول شهید &#039;&#039;&#039;[[خسرو گلسرخی]]&#039;&#039;&#039; بر سر جانم آن‌هم در سن ۷۰سالگی با کسی چانه نمی‌زنم و اصلاً نگران ۱۰درصد باقی‌مانده عمرم نیستم. آماده‌ام تا جان ناچیزم فدیه راه رهایی مردم ایران باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکم ما در دومین سالگرد قیام ۴۰۱ به ما اعلام شد. بر روان پاک بیش از ۷۰۰شهید آن قیام بزرگ درود می‌فرستم و سر تعظیم فرود می‌آورم. این رژیم خون‌ریز از سرکوب و اعدام تغذیه می‌کند. گذشته از زندانیان سیاسی روزانه از زندانیان عادی نیز سرهایی بر دار می‌رود که منشأ جرایم و اتهامات آن‌ها همین رژیم است و قربانیان بی‌دفاع همین نظام و همین شرایط اند. ما سی‌وچهارمین هفته اعتصاب غذای سه‌شنبه‌های نه به اعدام را همراه با ۲۱زندان دیگر در سراسر کشور پشت سر گذاشته‌ایم و تا روزی که سرها بالای دار می‌رود به اعتصاب سه‌شنبه‌ها ادامه خواهیم داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از هم میهنان عزیز، مجامع بین‌المللی و نهادهای حقوق‌بشری می‌خواهم که علیه اعدام در ایران همین امروز اقدام کنند چرا که فردا دیر است. در سه‌شنبه‌های نه به اعدام با ما همراهی کنید. مردمی که آزادی و جمهوری دموکراتیک را می‌خواهند حقشان اعدام نیست. سکوت جامعه جهانی باعث جری شدن این رژیم در اجرای اعدام است. مماشات با این رژیم را بس کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با درود به تمام شهیدان راه آزادی و با درود به شرف ایران و ایرانی»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://bazdashtshodegan.com/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%88%D8%9B-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF/ بهروز احسانی اسلاملو؛ آشنایی با یک زندانی سیاسی محکوم به اعدام - سایت صدای بازداشت‌شدگان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش‌های داخلی و خارجی ==&lt;br /&gt;
احکام اعدام این دو زندانی سیاسی توسط قضاییه رژیم ایران، با محکومیت شدید داخلی، زندانیان سیاسی و افکار عمومی و هم‌چنین محکومیت شدید مجامع بین‌المللی مواجه شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بیانیه زندانیان سیاسی ===&lt;br /&gt;
روز شنبه ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۳، جمعی از زندانیان سیاسی از زندان‌های مختلف کشور، با صدور بیانیه‌ای نسبت به صدور احکام اعدام زندانیان سیاسی بهروز احسانی، &#039;&#039;&#039;[[مهدی حسنی]]&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[پخشان عزیزی]]&#039;&#039;&#039; هشدار دادند و این احکام را محکوم کردند. در متن این بیانیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در حالی که نظام سیاسی حاکم بر ایران با تداوم سیاست‌های بحران زای داخلی و خارجی وضعیت دهشتناکی را برای مردم ایران ایجاد کرده است، راه حل را در تشدید سرکوب‌ها در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی جست‌وجو می‌کند. حاکمیت که نگران شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی دیگری است تلاش می‌کند با افزایش بی‌سابقه مجازات اعدام، سایه وحشت و هراس را بر جامعه نگه دارد. به گونه‌ای که با اعدام بیش از ۱۰۰۰ نفر، ۷۵ درصد اعدام‌های صورت گرفته در جهان در سال ۲۰۲۴ سهم مردم ایران شده است. در تازه‌ترین مورد حکم اعدام سه زندانی سیاسی پخشان عزیزی، بهروز احسانی و مهدی حسنی در دیوان عالی تأیید شده و بیم آن می‌رود که این احکام اجرا شود؛ لذا ما جمعی از زندانیان سیاسی با محکومیت اصل مجازات اعدام، آن را نمونه‌ای از قتل عمد حکومتی تلقی کرده و خواهان لغو کلی این مجازات غیرانسانی و ارتجاعی هستیم. ضمناً با اعلام حمایت و پشتیبانی خود از سه زندانی سیاسی پخشان عزیزی، بهروز احسانی و مهدی حسنی، از مردم ایران و هم‌چنین مجامع و سازمان‌های بین‌المللی به‌ویژه نهادهای فعال در حوزه حقوق بشر، می‌خواهیم که در راستای نجات جان زندانیان سیاسی که با خطر حکم اعدام روبه‌رو هستند و هم‌چنین لغو کلی مجازات اعدام، از تمام ظرفیت خود برای اقدامات مؤثر استفاده نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اسامی امضا کنندگان:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زرتشت احمدی راغب، حسین استاجی، شیوا اسماعیلی، رضا اکبری‌منفرد، سپهر امام جمعه، لقمان امین‌پور، سیامک امینی، محمود اوجاقلو، &#039;&#039;&#039;[[گلرخ ایرایی]]&#039;&#039;&#039;، محمد آشتیانی عراقی، شهریار براتی‌نیا، وحید بنی‌عامریان، یدی بهاری، سکینه پروانه، مرتضی پروین، محمدحسن پوره، حسین پیری، محمد تقوی، فروغ تقی‌پور، عیسی چولاندیم، احمدرضا حائری، محمد حبیبی، ناهید خداجو، نسرین خضری جوادی، شاهرخ دانشورکار، میثم دهبان‌زاده، مهران رئوف، رضا رضایی، کامران رضایی‌فر، داوود رضوی، خسرو رهنما، خشایار سفیدی، حمزه سواری، شیوا شاه‌سیاه، محمد شافعی، حسین شنبه‌زاده، حسین شهسواری، مولود صفایی، &#039;&#039;&#039;[[زهرا صفایی]]&#039;&#039;&#039;، سپهر ضیایی، فاطمه ضیایی آزاد (حوریه)، هومن طاهری، جمشید عزیزی، بابک علیپور، &#039;&#039;&#039;[[مرضیه فارسی]]&#039;&#039;&#039;، نصرالله فلاحی، الهه فولادی، پویا قبادی، آذر کوروندی، اسماعیل گرامی، &#039;&#039;&#039;[[سعید ماسوری]]&#039;&#039;&#039;، رضا محمدحسینی طامه، محمدعلی محمودی، &#039;&#039;&#039;[[امیرحسین مرادی]]&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;[[وریشه مرادی]]&#039;&#039;&#039;، بابک مرادی، علی معزی، فرزاد معظمی گودرزی، جواد منبری، ابوالحسن منتظر، محمد نجفی، طاهره نوری، حورا نیکبخت، اسدالله هادی، علی هارون‌الرشیدی علی، مریم یحیوی، &#039;&#039;&#039;[[علی یونسی]]&#039;&#039;&#039;، میریوسف یونسی»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranhrs.org/%d8%ad%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%ae%d8%b4/ بیانیه ۶۸ تن از زندانیان سیاسی علیه تأیید حکم اعدام بهروز احسانی، مهدی حسنی و پخشان عزیزی - سایت کانون حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیانیه سازمان عفو بین‌الملل؛.JPG|جایگزین=بیانیه سازمان عفو بین‌الملل|بندانگشتی|268x268پیکسل|بیانیه سازمان عفو بین‌الملل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بیانیه‌های سازمان عفو بین‌الملل ===&lt;br /&gt;
سازمان عفو بین‌الملل در دی‌ماه ۱۴۰۳، با انتشار بیانه‌ای خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی شد. عفو بین‌الملل در این بیانیه نوشته است که این دو زندانی سیاسی پس از بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و به‌مدت طولانی در سلول انفرادی نگهداری شده‌اند تا وادار به اعتراف اجباری شوند. محاکمه این دو زندانی توسط دادگاه انقلاب به‌شدت ناعادلانه بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان عفو بین‌الملل هم‌چنین به تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۳ برای نجات ۶زندانی در معرض خطر اعدام، اطلاعیه «اقدام فوری» (Urgent action) صادر کرد. این ۶زندانی، ابوالحسن منتظر، اکبر (شاهرخ) دانشورکار، بابک علیپور، محمد تقوی سنگدهی، پویا قبادی و وحید بنی‌عامریان هستند. طبق این اطلاعیه عفو بین‌الملل، دادگاه رژیم این ۶زندانی را در اکتبر ۲۰۲۴ به اتهام شورش مسلحانه محاکمه و محکوم کرده است. آنها در پی یک محاکمه به‌شدت ناعادلانه که با شکنجه و سایر بدرفتاریها برای گرفتن اعترافات اجباری همراه بوده، به اعدام محکوم شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حساب ایکس عفو بین‌الملل آلمان نیز نسبت به خطر اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی درخواست اقدام فوری شد. در این رابطه عفو بین‌الملل نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«صدها اعدام تنها در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که ما نباید چشم بپوشیم. زمان کمی باقی مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«همین الآن اقدام کنید! نشان دهید که دنیا نظاره‌گر است».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D9%81%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84 درخواست جهانی اقدام فوری برای توقف اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی از سوی عفو بین‌الملل - سایت مجاهدین]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انتقال به زندان قزلحصار ==&lt;br /&gt;
زندانی سیاسی بهروز احسانی همراه با مهدی حسنی در روز یکشنبه ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، از زندان اوین به زندان قزلحصار کرج (بند امن واحد ۳) منتقل و در سلول‌های انفرادی محبوس شدند. شایان ذکر است که بند امن واحد ۳ زندان قزلحصار محلی است که زندانیان محکوم به اعدام، شب قبل از اجرای حکم اعدام در آن‌جا نگهداری می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اقدامات داخلی و خارجی جهت توقف اعدام ===&lt;br /&gt;
همزمان با انتقال ناگهانی زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی به زندان قزلحصار، جمعی از زندانیان سیاسی در زندان اوین اقدام به تجمع اعتراضی کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2025/01/article-193 انتقال بهروز احسانی اسلاملو و مهدی حسنی به زندان قزلحصار جهت اجرای حکم اعدام - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[شورای ملی مقاومت ایران]]&#039;&#039;&#039;، تا کنون با صدور ۵ اطلاعیه، خواستار اقدام فوری کمیسر عالی و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر ارگان‌های ملل متحد و هم‌چنین اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی برای نجات بهروز احسانی و مهدی حسنی گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://m.mojahedin.org/id/7377725d-da8d-49b3-993c-3b747e023330 تأیید حکم اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی به اتهام عضویت در مجاهدین - سایت سازمان مجاهدین خلق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranncr.org/2025/01/26/11854/ بهروز احسانی و مهدی حسنی از اوین به قزلحصار منتقل شدند و در خطر اعدام فوری قرار دارند - سایت شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== هشدار سازمان‌های حقوق بشری ===&lt;br /&gt;
سازمان حقوق بشر ایران نیز نسبت به اعدام قریب‌الوقوع زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی هشدار داد و از جامعه بین‌المللی خواستار جلوگیری از این اعدام‌ها شد. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران در این‌باره گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مقامات جمهوری‌اسلامی در روزهای اخیر با مرتبط کردن قتل قضات مقیسه و رازینی به سازمان مجاهدین خلق، زمینه را برای اجرای احکام اعدام زندانیان مرتبط با این سازمان آماده کرده‌اند. به همین دلیل خطر اجرای احکام اعدام این زندانیان بسیار جدی‌ست. ما از جامعه جهانی، نهادهای حقوق‌بشری و عموم مردم ایران می‌خواهیم که با تلاش خود هزینه سیاسی اعدام‌ها را بالا ببرند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.azadi-b.com/?p=52300 خطر اعدام قریب‌الوقوع بهروز احسانی‌اسلاملو و مهدی حسنی - سایت آزادی بیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، ضمن انتشار خبر انتقال زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی به زندان قزلحصار جهت اجرای حکم اعدام، این احکام را محکوم کرد و نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سازمان حقوق بشری هەنگاو ضمن محکومیت قاطع این احکام، از سازمان ملل، اتحادیه اروپا، نهادهای حقوق بشری و تمامی کشورهای متعهد به اصول حقوق بشر می‌خواهد که برای جلوگیری از اجرای این اعدام‌ها فوراً اقدام کنند. اعدام زندانیان سیاسی، به‌ویژه در شرایطی که نقض دادرسی عادلانه مشهود است، نقض آشکار حقوق بشر و مصداق مجازات فراقضایی محسوب می‌شود. سکوت جامعه جهانی، چراغ سبزی برای تداوم ماشین اعدام جمهوری اسلامی خواهد بود.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نامه شخصیت‌های سیاسی و بین‌المللی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:نامه شخصیتها.jpg|جایگزین=نامه فوری شخصیت‌های سیاسی و بین‌المللی جهت توقف حکم اعدام مهدی حسین و بهروز احسانی|بندانگشتی|270x270پیکسل|نامه فوری شخصیت‌های سیاسی و بین‌المللی جهت توقف حکم اعدام مهدی حسین و بهروز احسانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال انتقال زندانیان سیاسی بهروز احسانی اسلاملو و مهدی حسنی به زندان قزلحصار، بیش از ۱۵۰ شخصیت سیاسی و بین‌المللی در یکشنبه‌شب ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، یک نامه‌ی فوری به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد ارسال کردند. در متن این نامه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«عالیجناب ولکر تورک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمیسر عالی حقوق‌بشر سازمان ملل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دفتر کمیساریای عالی حقوق‌بشر (OHCHR)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۶ژانویه ۲۰۲۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما به‌طور فوری خواستار مداخله شما برای نجات بهروز احسانی، ۶۹ ساله، و مهدی حسنی، ۴۸ ساله، زندانیان سیاسی ایرانی که با خطر اعدام قریب‌الوقوع مواجه هستند، می‌باشیم. احکام اعدام آنان در تاریخ ۷ ژانویه ۲۰۲۵ توسط دیوان عالی ایران تأیید شد؛ این تأییدیه پس از محاکمه‌ای ناعادلانه به اتهاماتی مرتبط با فعالیت‌های سیاسی آنان صادر شد. در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۵، هر دو به‌زور از زندان اوین به زندان قزلحصار، جایی که اکثر اعدام‌ها در آن‌جا انجام می‌شود، در شرایط مشکوک منتقل شدند که منجر به اعتراض هم‌بندان شد. این اقدام، همراه با قطع خطوط ارتباطی، نشان می‌دهد که مقامات در حال آماده شدن برای اعدام مخفیانه آن‌ها هستند. هر دو نفر در ابتدا در محاکمه‌ای ناعادلانه به ریاست قاضی ایمان افشاری از شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۴ محکوم شدند. اتهامات آنان شامل «بغی، محاربه، افساد فی‌الارض، عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، در اختیار داشتن اطلاعات محرمانه، و نگهداری غیرقانونی سلاح و مهمات» بود. این احکام در حالی صادر شد که گزارش‌های معتبری از شکنجه‌های جسمی و روانی آنان در بند ۲۰۹ زندان اوین پس از بازداشت‌شان در اواخر سال ۲۰۲۲ منتشر شده است. آنان از محاکمه عادلانه محروم شدند و درخواست تجدیدنظر آنان به‌طور خلاصه رد شد که این موارد نقض تعهدات ایران تحت قوانین بین‌المللی حقوق‌بشر است. به‌طور هشداردهنده‌ای، مقامات ایرانی سال گذشته حدود ۱۰۰۰ زندانی را اعدام کردند و از اعدام‌های جمعی برای ایجاد رعب و وحشت و سرکوب اعتراضات استفاده کردند. ما با احترام از شما می‌خواهیم که از رهبری و توان اخلاقی خود برای موارد زیر استفاده کنید:&lt;br /&gt;
* اعدام قریب‌الوقوع بهروز احسانی و مهدی حسنی را محکوم کنید و از مقامات ایرانی بخواهید که فوراً اجرای این احکام اعدام را متوقف کنند.&lt;br /&gt;
* جامعه بین‌المللی را برای اعمال فشار بر ایران جهت پایبندی به تعهدات حقوق‌بشری خود و توقف استفاده از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی بسیج کنید.&lt;br /&gt;
* درخواست دسترسی فوری ناظران مستقل برای ارزیابی وضعیت زندانیان سیاسی در ایران را مطرح کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامعه بین‌المللی نمی‌تواند در برابر چنین نقض آشکار حقوق‌بشر سکوت کند. زمان بسیار حیاتی است و با احترام از شما می‌خواهیم که به‌سرعت و قاطعانه برای جلوگیری از این اعدامها اقدام کنید. از توجه فوری شما به این درخواست فوری سپاسگزاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رونوشت: مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق‌بشر در ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موریس تیدبال-بینز، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد اعدام‌های خودسرانه، خلاصه یا فراقانونی»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranntv.com/947475-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B1%DB%B0%DB%B0%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%84%DA%A9%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DA%A9-%DA%A9 نامه فوری بیش از ۱۵۰شخصیت به ولکر تورک کمیسر عالی حقوق‌بشر و مای ساتو گزارشگر ویژه سازمان ملل - سایت سیمای آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;شایان ذکر است که رژیم ایران هواداران و اعضای خانواده‌ی مجاهدین خلق را به‌طور سیستماتیک مورد اذیت و آزار قرار می‌دهد؛ از جمله حبس طولانی، احضار مکرر به نهادهای امنیتی، مصادره اموال و احکام اعدام که ابزارهای نظام جمهوری اسلامی برای اعضای پیشین، هواداران مجاهدین و خانواده‌هایشان هستند. &#039;&#039;&#039;«رادیو زمانه»&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== توقف احکام اعدام ===&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، مصطفی نیلی وکیل بهروز احسانی اسلاملو، اعلام کرد که شعبه دیوان عالی کشور دستور توفق اجرای حکم اعدام بهروز احسانی را صادر کرده است و تا پایان بررسی اعاده دادرسی حکم اعدام اجرا نخواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌چنین عادل احمدیان وکیل آقای مهدی حسنی نیز خبر داد که حکم آقای حسنی متوقف شده است و تا اعاده‌ی دادرسی این حکم اجرا نخواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D9%84%D9%82-%D8%A2%D9%88%DB%8C%D8%B2-%D9%82%D8%A8%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C توقف حکم اعدام و حلق‌آویز و قبول اعادهٔ دادرسی بهروز احسانی و مهدی حسنی - سایت سازمان مجاهدین خلق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجرای حکم اعدام ==&lt;br /&gt;
بهروز احسانی و مهدی حسنی، در سحرگاه یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، اعدام شدند. حکم اعدام این دو زندانی سیاسی توسط قاضی ایمان افشاری رئیس شعبه ۲۶ انقلاب تهران صادر شده بود. بهروز احسانی و مهدی حسنی به اتهام «محاربه و افساد فی الارض، بغی، عضویت در سازمان مجاهدین خلق، جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و اجتماع و تباتی علیه امنیت ملی» محکوم به اعدام شده بودند. اعدام این دو زندانی سیاسی در حالی صورت گرفت که همه‌ی سازمان‌های بین‌المللی از جمله گزارشگران ویژه‌ی سازمان ملل متحد، سازمان عفوبین‌الملل حکم اعدام این دو زندانی سیاسی را محکوم کرده و خواستار لغو آن شده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اسفندماه ۱۴۰۳ مای ساتو، گزارشگر ویژه‌ی حقوق‌بشر در ایران، مارگارت ساترثویت گزارشگر ویژه‌ی استقلال قضات و وکلا و موریس تیدبال-بینز گزارشگر ویژه‌ی اعدام‌های فراقضایی، خودسرانه و فراقانونی طی بیانیه‌ای اعلام کرده بودند اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی که در پی محاکمه‌هایی مخدوش‌شده با شکنجه و اعتراف‌های اجباری توسط دیوان عالی تأیید شده باید سریعاً متوقف شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AF%DA%98%D8%AE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B2%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF دژخیمان خامنه‌ای در یک جنایت سبعانه ۲مجاهد خلق زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی را اعدام کردند - سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت مذهبی ایران جزو کشورهای با بیشترین سرانه اعدام در جهان است و آمار اعلام شده تنها مربوط به اعدام‌هایی است که نهادهای حقوق بشری موفق به ثبت و مستندسازی آن‌ها شده‌اند. به گفته این نهادها، نظام جمهوری اسلامی از اعدام به عنوان ابزار سرکوب سیاسی مخالفان استفاده می‌کند و اجرای احکام اعدام پس از [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل]] شتاب گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمینه استفان جی. رپ، حقوقدان و از دادستان‌های پیشین دادگاه بین‌المللی کیفری، هفته گذشته با انتشار مقاله‌ای در روزنامه‌ی واشینگتن‌پست در مورد تشدید نقض حقوق بشر در ایران و افزایش موارد اعدام شهروندان در پی جنگ اخیر ایران و اسرائیل هشدار داد. او که سمت سفیر ویژه ایالات متحده آمریکا در امور جنایت‌های جنگی را داشته است، در مقاله‌اش نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«کشتار تازه‌ی مردم ایران به‌دست حکومت حاکم بر تهران در برابر چشم همگان در حال رخ دادن است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;شایان ذکر است که خانواده و وکلای بهروز احسانی و مهدی حسنی هیچ اطلاعی از اعدام نداشتند. به خانواده‌های این دو زندانی سیاسی نه برای ملاقات آخر خبر دادند و نه اطلاعی درباره اینکه می‌خواهند اعدام کنند. خانواده و وکلای هر دو زندانی پس از اعدام آن‌ها از طریق خبرگزاری میزان و رسانه‌های حکومتی از اعدام باخبر شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/iran-judiciary-executed-2-other-protesters-mahsa-movement/33485008.html مهدی حسنی و بهروز احسانی اسلاملو، از بازداشتی‌های ۱۴۰۱، اعدام شدند - رادیو فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام این دو زندانی سیاسی در حالی به اجرا درآمد که روند دادرسی آنان با نقض گسترده اصول دادرسی عادلانه همراه بوده و درخواست اعاده دادرسی‌شان بارها و بدون بررسی دقیق از سوی دیوان عالی کشور رد شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86/ اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی در زندان قزلحصار نقض آشکار عدالت قضایی - کانون حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از این بهروز احسانی پس از دریافت حکم اعدام در پیامی به مردم ایران گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«از این نظام اعدامی جز این بر نمی‌آید. من بر سر جانم با کسی چانه نمی‌زنم و آماده‌ام تا جان ناچیزم فدیه راه رهایی مردم ایران باشد...».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شورای ملی مقاومت ایران؛1.jpg|جایگزین=شورای ملی مقاومت ایران|بندانگشتی|243x243پیکسل|شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
شورای ملی مقاومت ایران، پس از اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی در روز یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، اطلاعیه‌ای در محکومیت این اعدام‌ها صادر کرد. در این اطلاعایه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اعدام جنایتکارانه مجاهدان خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپیده‌دم یکشنبه ۵مرداد ۱۴۰۴ همزمان با سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷، دژخیمان خامنه‌ای در جنایتی سبعانه، مجاهدان قهرمان بهروز احسانی و مهدی حسنی را در زندان قزلحصار حلق‌آویزان کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجاهد شهید بهروز احسانی ۷۰ساله از فرزندان دلیر مردم ارومیه و از زندانیان سیاسی دهه ۶۰، در آذرماه ۱۴۰۱ در تهران دستگیر شد. مجاهد شهید مهدی حسنی ۴۸ساله از فرزندان شجاع مردم شهرری در مهر ۱۴۰۱ در زنجان دستگیر شد. آنها در بند ۲۰۹ اوین تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفتند و در ۲۶شهریور ۱۴۰۳ توسط قاضی جنایتکار «ایمان افشاری» رئیس شعبه ۲۶ بیدادگاه ضدانقلاب تهران به‌خاطر عضویت در سازمان مجاهدین به اعدام محکوم شدند. این حکم متعاقباً توسط دیوان عالی رژیم تأیید شد. این دیوان درخواست اعاده دادرسی را نیز ۴بار رد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران با درود به این مجاهدان سرموضع که پس از ۳سال پایداری در برابر شکنجه و فشار و تهدید در اوج سرفرازی به عهد خود با خدا و خلق وفا کردند، گفت: خامنه‌ای، ضحاک ماربه‌دوش، در واپسین ایام حکومت ننگینش دست به جنایت بزرگی زد تا شاید چند صباحی به عمر رژیمش بیفزاید، اما تنها خشم و نفرت مردم ایران را برمی‌انگیزد و عزم جوانان رشید ایران‌زمین برای مقابله با فاشیسم دینی را دوچندان می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی سازمان ملل متحد و کشورهای عضو را به محکومیت قاطع علیه این جنایت سبعانه فراخواند و گفت محکومیت لفظی کافی نیست، زمان اتخاذ تصمیمات عملی و مؤثر فرارسیده است. بی‌عملی جامعه جهانی این رژیم خون‌ریز را در جنایت و اعدام بیشتر تشویق کرده است. شمار زیادی از زندانیان مجاهد و مبارز زیر حکم اعدام به‌سر می‌برند باید برای نجات جان آنها دست به اقدام فوری زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر بهروز احسانی و مهدی حسنی ۱۴زندانی سیاسی دیگر به‌اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط قضاییه جلادان به اعدام محکوم شده‌اند و در خطر اجرای حکم قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم رجوی خطاب به رهبران و سیاستمداران کشورهای مختلف گفت سکوت در برابر اعدام‌های فزاینده و نقض وحشیانه حقوق‌بشر در ایران در ۴دهه گذشته برای آخوندهای حاکم تنها چراغ سبزی برای ادامه جنایت علیه مردم ایران نبوده بلکه مشوق رژیم در صدور تروریسم و جنگ‌افروزی و تلاش برای دستیابی به بمب اتمی هم بوده است. بی‌عملی دولت‌ها باعث شد که فراخوان‌های مکرر سازمان‌های حقوق‌بشری و پارلمان‌های مختلف هم برای جلوگیری از اعدام بهروز و مهدی مؤثر واقع نشود. به این بی‌عملی در مقابل رژیم اعدام و شکنجه و ترور خاتمه دهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهروز پس از دریافت حکم اعدام در پیامی به مردم ایران گفت: «…بر سر جانم با کسی چانه نمی‌زنم و آماده‌ام تا جان ناچیزم فدیه راه رهایی مردم ایران باشد…». مهدی در مهرماه ۱۴۰۳ اعلام کرد: «با افتخار اعلام می‌کنم از این‌که جان خود را در راه آزادی وطن و مردم شریف ایران تقدیم می‌کنم بسیار خوشحالم… قضات آدمکش رژیم باید خواب این را ببینند که من از موضع خود حتی یک درصد پایین بیایم. همان‌طور که جلوی قاضی و دادستان مرتجعین با سرافرازی کامل اعلام داشتم من هوادار سازمان هستم و بس».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ مرداد ۱۴۰۴ (۲۷ ژوئیه ۲۰۲۵)&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranncr.org/2025/07/27/12626/ اعدام جنایتکارانه مجاهدان خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی - شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C&amp;diff=79335</id>
		<title>مهدی حسنی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C&amp;diff=79335"/>
		<updated>2025-07-29T12:04:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| عنوان ۲           =&lt;br /&gt;
| نام               =مهدی حسنی&lt;br /&gt;
| تصویر             =مهدی حسنی؛2.JPG&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =مهدی حسنی&lt;br /&gt;
| زادروز            = سال ۱۳۵۵&lt;br /&gt;
| زادگاه            = زنجان&lt;br /&gt;
| مکان ناپدیدشدن    =&lt;br /&gt;
| تاریخ ناپدیدشدن   =&lt;br /&gt;
| وضعیت             =زیر حکم اعدام&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = &lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| علت مرگ           =&lt;br /&gt;
| پیداشدن جسد       =&lt;br /&gt;
| آرامگاه           =&lt;br /&gt;
| بناهای یادبود     =&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = شهر ری&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر       =&lt;br /&gt;
| نژاد              = &lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =دیپلم&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =شغل آزاد&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =زندانیان سیاسی و مردم ایران&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = &lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =سازمان مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| دستمزد            =&lt;br /&gt;
| دارایی خالص       = &lt;br /&gt;
| قد                =&lt;br /&gt;
| وزن               =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| دوره              =&lt;br /&gt;
| پس از             =&lt;br /&gt;
| پیش از            =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| مخالفان           =حکومت جمهوری اسلامی &lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| اتهام             =افساد فی‌الارض، بغی، محاربه، عضویت در سازمان مجاهدین خلق، جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده و اجتماع و تبانی علیه امنیت نظام&lt;br /&gt;
| وضعیت گناهکاری    =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| همسر              =&lt;br /&gt;
| شریک زندگی        = &lt;br /&gt;
| فرزندان           = ۳ فرزند&lt;br /&gt;
| والدین            = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| signature_alt     =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| imdb_id           =&lt;br /&gt;
| Soure_id          =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مهدی حسنی،&#039;&#039;&#039; (متولد سال ۱۳۵۵، زنجان، ساکن شهر ری - درگذشته ۵ مرداد ۱۴۰۴، تهران) یکی از هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] است که در روز ۲۰ شهریور ۱۴۰۱، هنگام خروج از کشور در شهرستان زنجان دستگیر شد و به بند ۲۰۹ [[زندان اوین]] منتقل گردید. مهدی حسنی داری همسر و ۳ فرزند است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از انتقال به زندان اوین، به‌مدت ۷ ماه در سلول انفرادی تحت شدیدترین شکنجه‌های جسمی و روحی قرار داشت. مهدی حسنی در شهریورماه ۱۴۰۳، توسط قاضی ایمان افشاری در شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام افساد فی‌الارض، بغی، محاربه، عضویت در سازمان مجاهدین خلق، جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده و اجتماع و تبانی علیه امنیت نظام به اعدام محکوم شده و در روز ۱۸ دی‌ماه حکم اعدام وی بدون طی مراحل دادگاه تجدیدنظر به تأیید دیوان عالی کشور رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌چنین [[بهروز احسانی اسلاملو]] نیز با همین اتهامات محکوم به اعدام شد. احکام اعدام این دو زندانی سیاسی توسط قضاییه رژیم ایران، با محکومیت شدید داخلی، زندانیان سیاسی و افکار عمومی و هم‌چنین محکومیت شدید مجامع بین‌المللی مواجه شده است. روز شنبه ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۳، جمعی از زندانیان سیاسی از زندان‌های مختلف کشور، با صدور بیانیه‌ای نسبت به صدور احکام اعدام زندانیان سیاسی مهدی حسنی، بهروز احسانی و [[پخشان عزیزی]] هشدار داده و این احکام را محکوم کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان عفو بین‌الملل در دی‌ماه ۱۴۰۳، با انتشار بیانه‌ای خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی شد. زندانی سیاسی مهدی حسنی همراه با بهروز احسانی در روز یکشنبه ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، از زندان اوین به [[زندان قزلحصار]] کرج (بند امن واحد ۳) منتقل و در سلول‌های انفرادی محبوس شدند. شایان ذکر است که بند امن واحد ۳ زندان قزلحصار محلی است که زندانیان محکوم به اعدام، شب قبل از اجرای حکم اعدام در آن‌جا نگهداری می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همزمان با انتقال ناگهانی زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی به زندان قزلحصار، جمعی از زندانیان سیاسی در زندان اوین اقدام به تجمع اعتراضی کردند. سازمان حقوق بشر ایران نیز نسبت به اعدام قریب‌الوقوع زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی هشدار داد و از جامعه بین‌المللی خواستار جلوگیری از این اعدام‌ها شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، ضمن انتشار خبر انتقال زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی به زندان قزلحصار جهت اجرای حکم اعدام، این احکام را محکوم کرد و از مجامع بین‌الملل خواست که سکوت نکنند. هم‌چنین بیش از ۱۵۰ شخصیت سیاسی و بین‌المللی در یکشنبه‌شب ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، یک نامه‌ی فوری به کمیسر عالی حقوق بشر [[سازمان ملل متحد]] ارسال کردند و خواهان توقف فوری اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، عادل احمدیان وکیل آقای مهدی حسنی خبر داد که حکم آقای حسنی متوقف شده است و تا اعاده‌ی دادرسی این حکم اجرا نخواهد شد. هم‌چنین مصطفی نیلی وکیل بهروز احسانی اسلاملو، اعلام کرد که شعبه دیوان عالی کشور دستور توفق اجرای حکم اعدام بهروز احسانی را صادر کرده است و تا پایان بررسی اعاده دادرسی حکم اعدام اجرا نخواهد شد. سرانجام مهدی حسنی و [[بهروز احسانی]] در سحرگاه یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، عدام شدند. بارها قاضی به آنها پیشنهاد کرده بود که اگر حتی در لفظ اظهار پشیمانی کنند حکم آنها خواهد شکست اما آنها قاطعانه چنین پیشنهاداتی را رد کردند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و زندان ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مهدی حسنی (3).jpg|جایگزین=مهدی حسنی|بندانگشتی|330x330px|مهدی حسنی ]]&lt;br /&gt;
مهدی حسنی متولد سال ۱۳۵۵، اهل زنجان و ساکن شهر ری است. او داری همسر و ۳ فرزند است. مهدی حسنی در تاریخ ۲۰ شهریورماه ۱۴۰۱، (هنگام خروج از کشور) در شهرستان زنجان دستگیر شد و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید و سپس به بند ۸ زندان اوین انتقال یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3/ جدیدترین خبر از بهروز احسانی و مهدی حسنی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام پس از انتقال - سایت کانون حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او پس از انتقال به زندان اوین، به‌مدت ۷ ماه در سلول انفرادی تحت شدیدترین شکنجه‌های جسمی و روحی قرار داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranfreedom.net/%d9%81%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%81%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%9b-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/ آخرین خبرها از انتقال زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی برای اعدام - سایت ایران آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حکم اعدام ===&lt;br /&gt;
مهدی حسنی در شهریورماه ۱۴۰۳، توسط قاضی ایمان افشاری در شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام افساد فی‌الارض، بغی، محاربه، عضویت در سازمان مجاهدین خلق، جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده و اجتماع و تبانی علیه امنیت نظام به اعدام محکوم شده و در روز ۱۸ دی‌ماه حکم اعدام وی بدون طی مراحل دادگاه تجدیدنظر به تأیید دیوان عالی کشور رسید. هم‌چنین بهروز احسانی اسلامو نیز با همین اتهامات محکوم به اعدام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش‌های داخلی و خارجی ==&lt;br /&gt;
احکام اعدام این دو زندانی سیاسی توسط قضاییه رژیم ایران، با محکومیت شدید داخلی، زندانیان سیاسی و افکار عمومی و هم‌چنین محکومیت شدید مجامع بین‌المللی مواجه شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بیانیه زندانیان سیاسی ===&lt;br /&gt;
روز شنبه ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۳، جمعی از زندانیان سیاسی از زندان‌های مختلف کشور، با صدور بیانیه‌ای نسبت به صدور احکام اعدام زندانیان سیاسی مهدی حسنی، بهروز احسانی و پخشان عزیزی هشدار داده و این احکام را محکوم کردند. در متن این بیانیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در حالی که نظام سیاسی حاکم بر ایران با تداوم سیاست‌های بحران زای داخلی و خارجی وضعیت دهشتناکی را برای مردم ایران ایجاد کرده است، راه حل را در تشدید سرکوب‌ها در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی جست‌وجو می‌کند. حاکمیت که نگران شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی دیگری است تلاش می‌کند با افزایش بی‌سابقه مجازات اعدام، سایه وحشت و هراس را بر جامعه نگه دارد. به گونه‌ای که با اعدام بیش از ۱۰۰۰ نفر، ۷۵ درصد اعدام‌های صورت گرفته در جهان در سال ۲۰۲۴ سهم مردم ایران شده است. در تازه‌ترین مورد حکم اعدام سه زندانی سیاسی پخشان عزیزی، بهروز احسانی و مهدی حسنی در دیوان عالی تأیید شده و بیم آن می‌رود که این احکام اجرا شود؛ لذا ما جمعی از زندانیان سیاسی با محکومیت اصل مجازات اعدام، آن را نمونه‌ای از قتل عمد حکومتی تلقی کرده و خواهان لغو کلی این مجازات غیرانسانی و ارتجاعی هستیم. ضمناً با اعلام حمایت و پشتیبانی خود از سه زندانی سیاسی پخشان عزیزی، بهروز احسانی و مهدی حسنی، از مردم ایران و هم‌چنین مجامع و سازمان‌های بین‌المللی به‌ویژه نهادهای فعال در حوزه حقوق بشر، می‌خواهیم که در راستای نجات جان زندانیان سیاسی که با خطر حکم اعدام روبه‌رو هستند و هم‌چنین لغو کلی مجازات اعدام، از تمام ظرفیت خود برای اقدامات مؤثر استفاده نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اسامی امضا کنندگان:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زرتشت احمدی راغب، حسین استاجی، شیوا اسماعیلی، رضا اکبری‌منفرد، سپهر امام جمعه، لقمان امین‌پور، سیامک امینی، محمود اوجاقلو، &#039;&#039;&#039;[[گلرخ ایرایی]]&#039;&#039;&#039;، محمد آشتیانی عراقی، شهریار براتی‌نیا، وحید بنی‌عامریان، یدی بهاری، سکینه پروانه، مرتضی پروین، محمدحسن پوره، حسین پیری، محمد تقوی، فروغ تقی‌پور، عیسی چولاندیم، احمدرضا حائری، محمد حبیبی، ناهید خداجو، نسرین خضری جوادی، شاهرخ دانشورکار، میثم دهبان‌زاده، مهران رئوف، رضا رضایی، کامران  رضایی‌فر، داوود رضوی، خسرو رهنما، خشایار سفیدی، حمزه سواری، شیوا شاه‌سیاه، محمد شافعی، حسین شنبه‌زاده، حسین شهسواری، مولود صفایی، &#039;&#039;&#039;[[زهرا صفایی]]&#039;&#039;&#039;، سپهر ضیایی، فاطمه ضیایی آزاد (حوریه)، هومن طاهری، جمشید عزیزی، بابک علیپور، &#039;&#039;&#039;[[مرضیه فارسی]]&#039;&#039;&#039;، نصرالله فلاحی، الهه فولادی، پویا قبادی، آذر کوروندی، اسماعیل گرامی، &#039;&#039;&#039;[[سعید ماسوری]]&#039;&#039;&#039;، رضا محمدحسینی طامه، محمدعلی محمودی، &#039;&#039;&#039;[[امیرحسین مرادی]]&#039;&#039;&#039;، &#039;&#039;&#039;[[وریشه مرادی]]&#039;&#039;&#039;، بابک مرادی، علی معزی، فرزاد معظمی گودرزی، جواد منبری، ابوالحسن منتظر، محمد نجفی، طاهره نوری، حورا نیکبخت، اسدالله هادی، علی هارون‌الرشیدی علی، مریم یحیوی، &#039;&#039;&#039;[[علی یونسی]]&#039;&#039;&#039;، میریوسف یونسی»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranhrs.org/%d8%ad%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%ae%d8%b4/ بیانیه ۶۸ تن از زندانیان سیاسی علیه تأیید حکم اعدام بهروز احسانی، مهدی حسنی و پخشان عزیزی - سایت کانون حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیانیه سازمان عفو بین‌الملل؛.JPG|جایگزین=بیانیه سازمان عفو بین‌الملل|بندانگشتی|268x268پیکسل|بیانیه سازمان عفو بین‌الملل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بیانیه‌های سازمان عفو بین‌الملل ===&lt;br /&gt;
سازمان عفو بین‌الملل در دی‌ماه ۱۴۰۳، با انتشار بیانه‌ای خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی شد. عفو بین‌الملل در این بیانیه نوشته است که این دو زندانی سیاسی پس از بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و به‌مدت طولانی در سلول انفرادی نگهداری شده‌اند تا وادار به اعتراف اجباری شوند. محاکمه این دو زندانی توسط دادگاه انقلاب به‌شدت ناعادلانه بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان عفو بین‌الملل هم‌چنین به تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۳ برای نجات ۶زندانی در معرض خطر اعدام، اطلاعیه «اقدام فوری» (Urgent action) صادر کرد. این ۶زندانی، ابوالحسن منتظر، اکبر (شاهرخ) دانشورکار، بابک علیپور، محمد تقوی سنگدهی، پویا قبادی و وحید بنی‌عامریان هستند. طبق این اطلاعیه عفو بین‌الملل، دادگاه رژیم این ۶زندانی را در اکتبر ۲۰۲۴ به اتهام شورش مسلحانه محاکمه و محکوم کرده است. آنها در پی یک محاکمه به‌شدت ناعادلانه که با شکنجه و سایر بدرفتاریها برای گرفتن اعترافات اجباری همراه بوده، به اعدام محکوم شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حساب ایکس عفو بین‌الملل آلمان نیز نسبت به خطر اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی درخواست اقدام فوری شد. در این رابطه عفو بین‌الملل نوشت:  &amp;lt;blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«صدها اعدام تنها در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که ما نباید چشم بپوشیم. زمان کمی باقی مانده است؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«همین الآن اقدام کنید! نشان دهید که دنیا نظاره‌گر است».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D9%81%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84 درخواست جهانی اقدام فوری برای توقف اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی از سوی عفو بین‌الملل - سایت مجاهدین] &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انتقال به زندان قزلحصار ==&lt;br /&gt;
زندانی سیاسی مهدی حسنی همراه با بهروز احسانی در روز یکشنبه ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، از زندان اوین به زندان قزلحصار کرج (بند امن واحد ۳) منتقل و در سلول‌های انفرادی محبوس شدند. شایان ذکر است که بند امن واحد ۳ زندان قزلحصار محلی است که زندانیان محکوم به اعدام، شب قبل از اجرای حکم اعدام در آن‌جا نگهداری می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم حسنی دختر مهدی حسنی درباره انتقال پدرش و بهروز احسانی به زندان قزلحصار، در حساب اینستاگرام خود نوشت که انتقال این دو زندانی سیاسی به زندان قزلحصار درحالی انجام شده است که وکیل پدرش برای دادرسی پرونده‌ی او در دیوان عالی کشور نوبت تعیین کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اقدامات داخلی و خارجی جهت توقف اعدام ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مهدی حسنی زنجانی.JPG|جایگزین=مهدی حسنی|بندانگشتی|300x300پیکسل|مهدی حسنی]]&lt;br /&gt;
همزمان با انتقال ناگهانی زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی به زندان قزلحصار، جمعی از زندانیان سیاسی در زندان اوین اقدام به تجمع اعتراضی کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2025/01/article-193 انتقال بهروز احسانی اسلاملو و مهدی حسنی به زندان قزلحصار جهت اجرای حکم اعدام - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شورای ملی مقاومت ایران|&#039;&#039;&#039;شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;]]، تا کنون با صدور ۵ اطلاعیه، خواستار اقدام فوری کمیسر عالی و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر ارگان‌های ملل متحد و هم‌چنین اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی برای نجات جان مهدی حسنی و بهروز احسانی گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://m.mojahedin.org/id/7377725d-da8d-49b3-993c-3b747e023330 تأیید حکم اعدام بهروز احسانی و مهدی حسنی به اتهام عضویت در مجاهدین - سایت سازمان مجاهدین خلق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranncr.org/2025/01/26/11854/ بهروز احسانی و مهدی حسنی از اوین به قزلحصار منتقل شدند و در خطر اعدام فوری قرار دارند - سایت شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== هشدار سازمان‌های حقوق بشری ===&lt;br /&gt;
سازمان حقوق بشر ایران نیز نسبت به اعدام قریب‌الوقوع زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی هشدار داد و از جامعه بین‌المللی خواستار جلوگیری از این اعدام‌ها شد. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران در این‌باره گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مقامات جمهوری‌اسلامی در روزهای اخیر با مرتبط کردن قتل قضات مقیسه و رازینی به سازمان مجاهدین خلق، زمینه را برای اجرای احکام اعدام زندانیان مرتبط با این سازمان آماده کرده‌اند. به همین دلیل خطر اجرای احکام اعدام این زندانیان بسیار جدی‌ست. ما از جامعه جهانی، نهادهای حقوق‌بشری و عموم مردم ایران می‌خواهیم که با تلاش خود هزینه سیاسی اعدام‌ها را بالا ببرند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.azadi-b.com/?p=52300 خطر اعدام قریب‌الوقوع بهروز احسانی‌اسلاملو و مهدی حسنی - سایت آزادی بیان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، ضمن انتشار خبر انتقال زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی به زندان قزلحصار جهت اجرای حکم اعدام، این احکام را محکوم کرد و نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سازمان حقوق بشری هەنگاو ضمن محکومیت قاطع این احکام، از سازمان ملل، اتحادیه اروپا، نهادهای حقوق بشری و تمامی کشورهای متعهد به اصول حقوق بشر می‌خواهد که برای جلوگیری از اجرای این اعدام‌ها فوراً اقدام کنند. اعدام زندانیان سیاسی، به‌ویژه در شرایطی که نقض دادرسی عادلانه مشهود است، نقض آشکار حقوق بشر و مصداق مجازات فراقضایی محسوب می‌شود. سکوت جامعه جهانی، چراغ سبزی برای تداوم ماشین اعدام جمهوری اسلامی خواهد بود.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نامه شخصیت‌های سیاسی و بین‌المللی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:نامه شخصیتها.jpg|جایگزین=نامه فوری شخصیت‌های سیاسی و بین‌المللی جهت توقف حکم اعدام مهدی حسین و بهروز احسانی|بندانگشتی|270x270پیکسل|نامه فوری شخصیت‌های سیاسی و بین‌المللی جهت توقف حکم اعدام مهدی حسین و بهروز احسانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال انتقال زندانیان سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی به زندان قزلحصار، بیش از ۱۵۰ شخصیت سیاسی و بین‌المللی در یکشنبه‌شب ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، یک نامه‌ی فوری به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد ارسال کردند. در متن این نامه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«عالیجناب ولکر تورک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمیسر عالی حقوق‌بشر سازمان ملل&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دفتر کمیساریای عالی حقوق‌بشر (OHCHR)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۶ژانویه ۲۰۲۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما به‌طور فوری خواستار مداخله شما برای نجات بهروز احسانی، ۶۹ ساله، و مهدی حسنی، ۴۸ ساله، زندانیان سیاسی ایرانی که با خطر اعدام قریب‌الوقوع مواجه هستند، می‌باشیم. احکام اعدام آنان در تاریخ ۷ ژانویه ۲۰۲۵ توسط دیوان عالی ایران تأیید شد؛ این تأییدیه پس از محاکمه‌ای ناعادلانه به اتهاماتی مرتبط با فعالیت‌های سیاسی آنان صادر شد. در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۵، هر دو به‌زور از زندان اوین به زندان قزلحصار، جایی که اکثر اعدام‌ها در آن‌جا انجام می‌شود، در شرایط مشکوک منتقل شدند که منجر به اعتراض هم‌بندان شد. این اقدام، همراه با قطع خطوط ارتباطی، نشان می‌دهد که مقامات در حال آماده شدن برای اعدام مخفیانه آن‌ها هستند. هر دو نفر در ابتدا در محاکمه‌ای ناعادلانه به ریاست قاضی ایمان افشاری از شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۴ محکوم شدند. اتهامات آنان شامل «بغی، محاربه، افساد فی‌الارض، عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، در اختیار داشتن اطلاعات محرمانه، و نگهداری غیرقانونی سلاح و مهمات» بود. این احکام در حالی صادر شد که گزارش‌های معتبری از شکنجه‌های جسمی و روانی آنان در بند ۲۰۹ زندان اوین پس از بازداشت‌شان در اواخر سال ۲۰۲۲ منتشر شده است. آنان از محاکمه عادلانه محروم شدند و درخواست تجدیدنظر آنان به‌طور خلاصه رد شد که این موارد نقض تعهدات ایران تحت قوانین بین‌المللی حقوق‌بشر است. به‌طور هشداردهنده‌ای، مقامات ایرانی سال گذشته حدود ۱۰۰۰ زندانی را اعدام کردند و از اعدام‌های جمعی برای ایجاد رعب و وحشت و سرکوب اعتراضات استفاده کردند. ما با احترام از شما می‌خواهیم که از رهبری و توان اخلاقی خود برای موارد زیر استفاده کنید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* اعدام قریب‌الوقوع بهروز احسانی و مهدی حسنی را محکوم کنید و از مقامات ایرانی بخواهید که فوراً اجرای این احکام اعدام را متوقف کنند.&lt;br /&gt;
* جامعه بین‌المللی را برای اعمال فشار بر ایران جهت پایبندی به تعهدات حقوق‌بشری خود و توقف استفاده از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی بسیج کنید.&lt;br /&gt;
* درخواست دسترسی فوری ناظران مستقل برای ارزیابی وضعیت زندانیان سیاسی در ایران را مطرح کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جامعه بین‌المللی نمی‌تواند در برابر چنین نقض آشکار حقوق‌بشر سکوت کند. زمان بسیار حیاتی است و با احترام از شما می‌خواهیم که به‌سرعت و قاطعانه برای جلوگیری از این اعدامها اقدام کنید. از توجه فوری شما به این درخواست فوری سپاسگزاریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رونوشت: مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق‌بشر در ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موریس تیدبال-بینز، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد اعدام‌های خودسرانه، خلاصه یا فراقانونی»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranntv.com/947475-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B1%DB%B0%DB%B0%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%84%DA%A9%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DA%A9-%DA%A9 نامه فوری بیش از ۱۵۰شخصیت به ولکر تورک کمیسر عالی حقوق‌بشر و مای ساتو گزارشگر ویژه سازمان ملل - سایت سیمای آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== توقف احکام اعدام ===&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۳، عادل احمدیان وکیل آقای مهدی حسنی خبر داد که حکم آقای حسنی متوقف شده است و تا اعاده‌ی دادرسی این حکم اجرا نخواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌چنین مصطفی نیلی وکیل بهروز احسانی اسلاملو، اعلام کرد که شعبه دیوان عالی کشور دستور توفق اجرای حکم اعدام بهروز احسانی را صادر کرده است و تا پایان بررسی اعاده دادرسی حکم اعدام اجرا نخواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D9%84%D9%82-%D8%A2%D9%88%DB%8C%D8%B2-%D9%82%D8%A8%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C توقف حکم اعدام و حلق‌آویز و قبول اعادهٔ دادرسی بهروز احسانی و مهدی حسنی - سایت سازمان مجاهدین خلق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجرای حکم اعدام ==&lt;br /&gt;
مهدی حسنی و بهروز احسانی، در سحرگاه یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، اعدام شدند. حکم اعدام این دو زندانی سیاسی توسط قاضی ایمان افشاری رئیس شعبه ۲۶ انقلاب تهران صادر شده بود. مهدی حسنی و بهروز احسانی به اتهام «محاربه و افساد فی الارض، بغی، عضویت در سازمان مجاهدین خلق، جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و اجتماع و تباتی علیه امنیت ملی» محکوم به اعدام شده بودند. اعدام این دو زندانی سیاسی در حالی صورت گرفت که همه‌ی سازمان‌های بین‌المللی از جمله گزارشگران ویژه‌ی سازمان ملل متحد، سازمان عفوبین‌الملل حکم اعدام این دو زندانی سیاسی را محکوم کرده و خواستار لغو آن شده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اسفندماه ۱۴۰۳ مای ساتو، گزارشگر ویژه‌ی حقوق‌بشر در ایران، مارگارت ساترثویت گزارشگر ویژه‌ی استقلال قضات و وکلا و موریس تیدبال-بینز گزارشگر ویژه‌ی اعدام‌های فراقضایی، خودسرانه و فراقانونی طی بیانیه‌ای اعلام کرده بودند اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی که در پی محاکمه‌هایی مخدوش‌شده با شکنجه و اعتراف‌های اجباری توسط دیوان عالی تأیید شده باید سریعاً متوقف شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AF%DA%98%D8%AE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B2%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF دژخیمان خامنه‌ای در یک جنایت سبعانه ۲مجاهد خلق زندانیان سیاسی بهروز احسانی و مهدی حسنی را اعدام کردند - سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو هفته پیش مریم حسنی، دختر مهدی حسنی، خبر داده بود که درخواست اعاده دادرسی برای پدرش برای بار چهارم رد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت مذهبی ایران جزو کشورهای با بیشترین سرانه اعدام در جهان است و آمار اعلام شده تنها مربوط به اعدام‌هایی است که نهادهای حقوق بشری موفق به ثبت و مستندسازی آن‌ها شده‌اند. به گفته این نهادها، نظام جمهوری اسلامی از اعدام به عنوان ابزار سرکوب سیاسی مخالفان استفاده می‌کند و اجرای احکام اعدام پس از [[حمله ۱۳ژوئن اسرائیل به ایران|جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل]] شتاب گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمینه استفان جی. رپ، حقوقدان و از دادستان‌های پیشین دادگاه بین‌المللی کیفری، هفته گذشته با انتشار مقاله‌ای در روزنامه‌ی واشینگتن‌پست در مورد تشدید نقض حقوق بشر در ایران و افزایش موارد اعدام شهروندان در پی جنگ اخیر ایران و اسرائیل هشدار داد. او که سمت سفیر ویژه ایالات متحده آمریکا در امور جنایت‌های جنگی را داشته است، در مقاله‌اش نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«کشتار تازه‌ی مردم ایران به‌دست حکومت حاکم بر تهران در برابر چشم همگان در حال رخ دادن است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;شایان ذکر است که خانواده و وکلای مهدی حسین و بهروز احسانی هیچ اطلاعی از اعدام نداشتند. به خانواده‌های این دو زندانی سیاسی نه برای ملاقات آخر خبر دادند و نه اطلاعی درباره اینکه می‌خواهند اعدام کنند. خانواده و وکلای هر دو زندانی پس از اعدام آن‌ها از طریق خبرگزاری میزان و رسانه‌های حکومتی از اعدام باخبر شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/iran-judiciary-executed-2-other-protesters-mahsa-movement/33485008.html مهدی حسنی و بهروز احسانی اسلاملو، از بازداشتی‌های ۱۴۰۱، اعدام شدند - رادیو فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام این دو زندانی سیاسی در حالی به اجرا درآمد که روند دادرسی آنان با نقض گسترده اصول دادرسی عادلانه همراه بوده و درخواست اعاده دادرسی‌شان بارها و بدون بررسی دقیق از سوی دیوان عالی کشور رد شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86/ اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی در زندان قزلحصار نقض آشکار عدالت قضایی - کانون حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شورای ملی مقاومت ایران؛1.jpg|جایگزین=شورای ملی مقاومت ایران|بندانگشتی|243x243پیکسل|شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شورای ملی مقاومت ایران، پس از اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی در روز یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، اطلاعیه‌ای در محکومیت این اعدام‌ها صادر کرد. در این اطلاعایه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;اعدام جنایتکارانه مجاهدان خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپیده‌دم یکشنبه ۵مرداد ۱۴۰۴ همزمان با سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷، دژخیمان خامنه‌ای در جنایتی سبعانه، مجاهدان قهرمان بهروز احسانی و مهدی حسنی را در زندان قزلحصار حلق‌آویزان کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجاهد شهید بهروز احسانی ۷۰ساله از فرزندان دلیر مردم ارومیه و از زندانیان سیاسی دهه ۶۰، در آذرماه ۱۴۰۱ در تهران دستگیر شد. مجاهد شهید مهدی حسنی ۴۸ساله از فرزندان شجاع مردم شهرری در مهر ۱۴۰۱ در زنجان دستگیر شد. آنها در بند ۲۰۹ اوین تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفتند و در ۲۶شهریور ۱۴۰۳ توسط قاضی جنایتکار «ایمان افشاری» رئیس شعبه ۲۶ بیدادگاه ضدانقلاب تهران به‌خاطر عضویت در سازمان مجاهدین به اعدام محکوم شدند. این حکم متعاقباً توسط دیوان عالی رژیم تأیید شد. این دیوان درخواست اعاده دادرسی را نیز ۴بار رد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران با درود به این مجاهدان سرموضع که پس از ۳سال پایداری در برابر شکنجه و فشار و تهدید در اوج سرفرازی به عهد خود با خدا و خلق وفا کردند، گفت: خامنه‌ای، ضحاک ماربه‌دوش، در واپسین ایام حکومت ننگینش دست به جنایت بزرگی زد تا شاید چند صباحی به عمر رژیمش بیفزاید، اما تنها خشم و نفرت مردم ایران را برمی‌انگیزد و عزم جوانان رشید ایران‌زمین برای مقابله با فاشیسم دینی را دوچندان می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی سازمان ملل متحد و کشورهای عضو را به محکومیت قاطع علیه این جنایت سبعانه فراخواند و گفت محکومیت لفظی کافی نیست، زمان اتخاذ تصمیمات عملی و مؤثر فرارسیده است. بی‌عملی جامعه جهانی این رژیم خون‌ریز را در جنایت و اعدام بیشتر تشویق کرده است. شمار زیادی از زندانیان مجاهد و مبارز زیر حکم اعدام به‌سر می‌برند باید برای نجات جان آنها دست به اقدام فوری زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر بهروز احسانی و مهدی حسنی ۱۴زندانی سیاسی دیگر به‌اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط قضاییه جلادان به اعدام محکوم شده‌اند و در خطر اجرای حکم قرار دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم رجوی خطاب به رهبران و سیاستمداران کشورهای مختلف گفت سکوت در برابر اعدام‌های فزاینده و نقض وحشیانه حقوق‌بشر در ایران در ۴دهه گذشته برای آخوندهای حاکم تنها چراغ سبزی برای ادامه جنایت علیه مردم ایران نبوده بلکه مشوق رژیم در صدور تروریسم و جنگ‌افروزی و تلاش برای دستیابی به بمب اتمی هم بوده است. بی‌عملی دولت‌ها باعث شد که فراخوان‌های مکرر سازمان‌های حقوق‌بشری و پارلمان‌های مختلف هم برای جلوگیری از اعدام بهروز و مهدی مؤثر واقع نشود. به این بی‌عملی در مقابل رژیم اعدام و شکنجه و ترور خاتمه دهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهروز پس از دریافت حکم اعدام در پیامی به مردم ایران گفت: «…بر سر جانم با کسی چانه نمی‌زنم و آماده‌ام تا جان ناچیزم فدیه راه رهایی مردم ایران باشد…». مهدی در مهرماه ۱۴۰۳ اعلام کرد: «با افتخار اعلام می‌کنم از این‌که جان خود را در راه آزادی وطن و مردم شریف ایران تقدیم می‌کنم بسیار خوشحالم… قضات آدمکش رژیم باید خواب این را ببینند که من از موضع خود حتی یک درصد پایین بیایم. همان‌طور که جلوی قاضی و دادستان مرتجعین با سرافرازی کامل اعلام داشتم من هوادار سازمان هستم و بس».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ مرداد ۱۴۰۴ (۲۷ ژوئیه ۲۰۲۵)&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranncr.org/2025/07/27/12626/ اعدام جنایتکارانه مجاهدان خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی - شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=78591</id>
		<title>فهیمه اروانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=78591"/>
		<updated>2025-07-02T20:59:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox person&lt;br /&gt;
| honorific_prefix   = &lt;br /&gt;
| name               = فهیمه اروانی&lt;br /&gt;
| other_names        = &lt;br /&gt;
| image              = فهیمه اروانی مسئول اول مجاهدین.jpg&lt;br /&gt;
| caption            = عضو سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| citizenship        = ایران&lt;br /&gt;
| native_name        =&lt;br /&gt;
| native_name_lang   =&lt;br /&gt;
| birth_date         = &lt;br /&gt;
| birth_place        = تبریز&lt;br /&gt;
| death_place        = &lt;br /&gt;
| module             = {{infobox officeholder|embed=yes&lt;br /&gt;
| office             = [[مسئول اول سازمان مجاهدین خلق]]&lt;br /&gt;
| term               = ۱۳۷۲ – ۱۳۷۴&lt;br /&gt;
| successor          = [[شهرزاد صدر حاج سید جوادی]]&lt;br /&gt;
| predecessor        = [[مریم رجوی]]}}&lt;br /&gt;
| known_for          = &lt;br /&gt;
| notable_works      = &lt;br /&gt;
| height_m           =&lt;br /&gt;
| party              = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| movement           = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| occupation         = مسئول اول سازمان مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
| years_active       = ۱۳۵۸ تا کنون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| spouse             = &lt;br /&gt;
| children           = &lt;br /&gt;
| mother             = &lt;br /&gt;
| father             = &lt;br /&gt;
| relatives          = &lt;br /&gt;
| awards             = |&lt;br /&gt;
| signature          = &lt;br /&gt;
| signature_alt      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فهیمه اروانی&#039;&#039;&#039; [[مسئول اول]] پیشین (دبیرکل) [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی(۱۳۷۲) بود. فهیمه اروانی در جریان [[انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین]] که شامل شورش علیه اندیشه‌ی مردسالاری و درک جدیدی از مقوله‌ی زن در صفوف جنبش انقلابی و جامعه بود، به عنوان جلودار و پیشگام این حرکت انقلابی در سازمان مجاهیدن خلق پس از مریم رجوی شناخته می‌شود. فهیمه نقشی فعال و پیش‌برنده در مفهوم‌بندی، ترویج‌گری و پراتیک عملی انقلابی درونی مجاهدین دارد. انقلابی که به [[هژمونی زنان|هژمونی و فرماندهی زنان]] در سطوح مختلف این سازمان منجر شد. فهیمه اروانی پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی خود همچنان از مسئولان سازمان مجاهدین به شمار می‌رود که نقش فعالی در بخش‌های مختلف سیاسی و نظامی این سازمان ایفا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی در خانواده‌ای سرشناس در تبریز متولد شد. فهیمه اروانی پس از انقلاب در سنین جوانی با سازمان مجاهدین آشنا شد. او از دوستان [[ثریا ابوالفتحی]] بود که از چهره‌های بسیار مقاوم در تبریز بود در حالی که باردار بود توسط رژیم آخوندی اعدام شد. فهمیمه اروانی در تبریز در بخش‌‌های مختلف مجاهدین از جمله بخش دانش‌آموزی فعالیت داشت و پس از ورد به [[فاز سیاسی فاز نظامی|فاز نظامی]] از ایران خارج شد. او به دلیل صلاحیت‌های تشکیلاتی و ایدئولوژیک عهده‌دار مسئولیت‌های سنگین و مهمی در سازمان گشت. وی  در سال ۱۳۷۲ به عنوان مسئول اول پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی، انتخاب شد. وی همچنین از فرماندهان بخش‌های مختلف زنان از جمله‌ در میدان‌های نظامی بوده است. جمهوری اسلامی، هم‌پای بسیاری از رهبران مجاهدین، وی را همواره آماج تهمت‌‌ها و شیطان‌‌سازی‌ها قرار داده و از جمله نام او را در لیست دادگاه خود به عنوان متهم ردیف ششم ذکر کرده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=78590</id>
		<title>فهیمه اروانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=78590"/>
		<updated>2025-07-02T20:58:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox person&lt;br /&gt;
| honorific_prefix   = &lt;br /&gt;
| name               = فهیمه اروانی&lt;br /&gt;
| other_names        = &lt;br /&gt;
| image              = فهیمه اروانی مسئول اول مجاهدین.jpg&lt;br /&gt;
| caption            = عضو سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| citizenship        = ایران&lt;br /&gt;
| native_name        =&lt;br /&gt;
| native_name_lang   =&lt;br /&gt;
| birth_date         = &lt;br /&gt;
| birth_place        = تبریز&lt;br /&gt;
| death_place        = &lt;br /&gt;
| module             = {{infobox officeholder|embed=yes&lt;br /&gt;
| office             = [[مسئول اول سازمان مجاهدین خلق]]&lt;br /&gt;
| term               = ۱۳۷۲ – ۱۳۷۴&lt;br /&gt;
| successor          = [[شهرزاد صدر حاج سید جوادی]]&lt;br /&gt;
| predecessor        = [[مریم رجوی]]}}&lt;br /&gt;
| known_for          = &lt;br /&gt;
| notable_works      = &lt;br /&gt;
| height_m           =&lt;br /&gt;
| party              = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| movement           = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| occupation         = مسئول اول سازمان مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
| years_active       = ۱۳۵۸ تا کنون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| spouse             = &lt;br /&gt;
| children           = &lt;br /&gt;
| mother             = &lt;br /&gt;
| father             = &lt;br /&gt;
| relatives          = &lt;br /&gt;
| awards             = |&lt;br /&gt;
| signature          = &lt;br /&gt;
| signature_alt      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فهیمه اروانی&#039;&#039;&#039; [[مسئول اول]] پیشین (دبیرکل) [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی(۱۳۷۲) بود. فهیمه اروانی در جریان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین که شامل شورش علیه اندیشه‌ی مردسالاری و درک جدیدی از مقوله‌ی زن در صفوف جنبش انقلابی و جامعه بود، به عنوان جلودار و پیشگام این حرکت انقلابی در سازمان مجاهیدن خلق پس از مریم رجوی شناخته می‌شود. فهیمه نقشی فعال و پیش‌برنده در مفهوم‌بندی، ترویج‌گری و پراتیک عملی انقلابی درونی مجاهدین دارد. انقلابی که به هژمونی و فرماندهی زنان در سطوح مختلف این سازمان منجر شد. فهیمه اروانی پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی خود همچنان از مسئولان سازمان مجاهدین به شمار می‌رود که نقش فعالی در بخش‌های مختلف سیاسی و نظامی این سازمان ایفا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی در خانواده‌ای سرشناس در تبریز متولد شد. فهیمه اروانی پس از انقلاب در سنین جوانی با سازمان مجاهدین آشنا شد. او از دوستان [[ثریا ابوالفتحی]] بود که از چهره‌های بسیار مقاوم در تبریز بود در حالی که باردار بود توسط رژیم آخوندی اعدام شد. فهمیمه اروانی در تبریز در بخش‌‌های مختلف مجاهدین از جمله بخش دانش‌آموزی فعالیت داشت و پس از ورد به [[فاز سیاسی فاز نظامی|فاز نظامی]] از ایران خارج شد. او به دلیل صلاحیت‌های تشکیلاتی و ایدئولوژیک عهده‌دار مسئولیت‌های سنگین و مهمی در سازمان گشت. وی  در سال ۱۳۷۲ به عنوان مسئول اول پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی، انتخاب شد. وی همچنین از فرماندهان بخش‌های مختلف زنان از جمله‌ در میدان‌های نظامی بوده است. جمهوری اسلامی، هم‌پای بسیاری از رهبران مجاهدین، وی را همواره آماج تهمت‌‌ها و شیطان‌‌سازی‌ها قرار داده و از جمله نام او را در لیست دادگاه خود به عنوان متهم ردیف ششم ذکر کرده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=78589</id>
		<title>فهیمه اروانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=78589"/>
		<updated>2025-07-02T20:57:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox person&lt;br /&gt;
| honorific_prefix   = &lt;br /&gt;
| name               = فهیمه اروانی&lt;br /&gt;
| other_names        = &lt;br /&gt;
| image              = فهیمه اروانی مسئول اول مجاهدین.jpg&lt;br /&gt;
| caption            = عضو سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| citizenship        = ایران&lt;br /&gt;
| native_name        =&lt;br /&gt;
| native_name_lang   =&lt;br /&gt;
| birth_date         = &lt;br /&gt;
| birth_place        = تبریز&lt;br /&gt;
| death_place        = &lt;br /&gt;
| module             = {{infobox officeholder|embed=yes&lt;br /&gt;
| office             = [[مسئول اول سازمان مجاهدین خلق]]&lt;br /&gt;
| term               = ۱۳۷۲ – ۱۳۷۴&lt;br /&gt;
| successor          = [[شهرزاد صدر حاج سید جوادی]]&lt;br /&gt;
| predecessor        = [[مریم رجوی]]}}&lt;br /&gt;
| known_for          = &lt;br /&gt;
| notable_works      = &lt;br /&gt;
| height_m           =&lt;br /&gt;
| party              = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| movement           = [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
| occupation         = مسئول اول سازمان مجاهدین خلق&lt;br /&gt;
| years_active       = ۱۳۵۸ تا کنون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| spouse             = &lt;br /&gt;
| children           = &lt;br /&gt;
| mother             = &lt;br /&gt;
| father             = &lt;br /&gt;
| relatives          = &lt;br /&gt;
| awards             = |&lt;br /&gt;
| signature          = &lt;br /&gt;
| signature_alt      = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;فهیمه اروانی&#039;&#039;&#039; مسئول اول پیشین (دبیرکل) سازمان مجاهدین خلق پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی(۱۳۷۲) بود. فهیمه اروانی در جریان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین که شامل شورش علیه اندیشه‌ی مردسالاری و درک جدیدی از مقوله‌ی زن در صفوف جنبش انقلابی و جامعه بود، به عنوان جلودار و پیشگام این حرکت انقلابی در سازمان مجاهیدن خلق پس از مریم رجوی شناخته می‌شود. فهیمه نقشی فعال و پیش‌برنده در مفهوم‌بندی، ترویج‌گری و پراتیک عملی انقلابی درونی مجاهدین دارد. انقلابی که به هژمونی و فرماندهی زنان در سطوح مختلف این سازمان منجر شد. فهیمه اروانی پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی خود همچنان از مسئولان سازمان مجاهدین به شمار می‌رود که نقش فعالی در بخش‌های مختلف سیاسی و نظامی این سازمان ایفا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی در خانواده‌ای سرشناس در تبریز متولد شد. فهیمه اروانی پس از انقلاب در سنین جوانی با سازمان مجاهدین آشنا شد. او از دوستان [[ثریا ابوالفتحی]] بود که از چهره‌های بسیار مقاوم در تبریز بود در حالی که باردار بود توسط رژیم آخوندی اعدام شد. فهمیمه اروانی در تبریز در بخش‌‌های مختلف مجاهدین از جمله بخش دانش‌آموزی فعالیت داشت و پس از ورد به [[فاز سیاسی فاز نظامی|فاز نظامی]] از ایران خارج شد. او به دلیل صلاحیت‌های تشکیلاتی و ایدئولوژیک عهده‌دار مسئولیت‌های سنگین و مهمی در سازمان گشت. وی  در سال ۱۳۷۲ به عنوان مسئول اول پس از اتمام دوره‌ی مسئول اولی مریم رجوی، انتخاب شد. وی همچنین از فرماندهان بخش‌های مختلف زنان از جمله‌ در میدان‌های نظامی بوده است. جمهوری اسلامی، هم‌پای بسیاری از رهبران مجاهدین، وی را همواره آماج تهمت‌‌ها و شیطان‌‌سازی‌ها قرار داده و از جمله نام او را در لیست دادگاه خود به عنوان متهم ردیف ششم ذکر کرده است.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%DB%B2%DB%B8_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=78588</id>
		<title>کودتای ۲۸ مرداد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%DB%B2%DB%B8_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF&amp;diff=78588"/>
		<updated>2025-07-02T20:41:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{Infobox civil conflict&lt;br /&gt;
| title            =کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲&lt;br /&gt;
| subtitle         = &lt;br /&gt;
| partof           = &lt;br /&gt;
| image            = شعبان بی‌مخ سردسته کودتا.jpg&lt;br /&gt;
| caption          = &lt;br /&gt;
| date             = ۲۸ مرداد ۱۳۳۲&lt;br /&gt;
| place            = تهران&lt;br /&gt;
| coordinates      = &lt;br /&gt;
| causes           = &lt;br /&gt;
| goals            = سرنگونی دولت ملی دکتر محمد مصدق&lt;br /&gt;
| methods          = کودتای مسلحانه&lt;br /&gt;
| status           = &lt;br /&gt;
| result           = خلع و دستگیری نخست وزیر وقت [[دکتر محمد مصدق]]&lt;br /&gt;
| side1            = اوباش ولات‌های تهران به سردستگی شعبان جعفری&lt;br /&gt;
| side2            = سرتیب ریاحی‌، سرهنگ ممتاز و محافظان مصدق&lt;br /&gt;
| side3            = &lt;br /&gt;
| leadfigures1     = [[محمدرضا پهلوی]] ، سرلشکر فضل‌الله زاهدی، ابوالقاسم کاشانی، محمد بهبهانی، شعبان جعفری، اشرف پهلوی، سازمان سیا و سازمان ام آی۶&lt;br /&gt;
| leadfigures2     = [[دکتر محمد مصدق]]&lt;br /&gt;
| leadfigures3     = &lt;br /&gt;
| howmany1         = ۳۰۰۰–۴۰۰۰ تن اوباش چماقدار&lt;br /&gt;
نیروهای نظامی پادگان سلطنت‌آباد به همراه ۲۴فروند تانک؛  نیروهای نظامی پادگان قصر به فرماندهی سرهنگ رستم نوذری؛ نیروهای نظامی پادگان عشرت آباد به فرماندهی سرهنگ اشرفی&lt;br /&gt;
| howmany2         = &lt;br /&gt;
| howmany3         = &lt;br /&gt;
| casualties1      = &lt;br /&gt;
| casualties2      = &lt;br /&gt;
| casualties3      = &lt;br /&gt;
| fatalities       =&lt;br /&gt;
| injuries         =&lt;br /&gt;
| arrests          =&lt;br /&gt;
| detentions       =&lt;br /&gt;
| charged          =&lt;br /&gt;
| fined            =&lt;br /&gt;
| casualties_label = &lt;br /&gt;
| notes            = &lt;br /&gt;
| sidebox          = &lt;br /&gt;
|image_size=275}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲&#039;&#039;&#039;، کودتایی است که با طراحی و حمایت مالی سرویس اطلاعات مخفی انگلستان، آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و با کمک [[ابوالقاسم کاشانی]]، سرلشکر فضل‌الله زاهدی، اشرف پهلوی و هم‌چنین هم‌یاری [[شعبان جعفری]] مشهور به شعبان بی‌مخ علیه نخست‌وزیر وقت ایران [[دکتر محمد مصدق]] انجام شد و منجر به دستگیری و خلع او گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=پرهام قبادی|کد زبان=fa|تاریخ=۲۴ بهمن ۱۳۹۷|وبگاه=بی‌بی‌سی فارسی|نشانی=http://www.bbc.com/persian/world-47213762|عنوان=آمریکا و سیاست تغییر رژیم در آمریکای لاتین: از گذشته تا ونزوئلا}}&amp;lt;/ref&amp;gt; در آمریکا از این عملیات با نام آژاکس نام می‌برند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=en|تاریخ=|وبگاه=1951–1954 - Office of the Historian|نشانی=https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran|عنوان=Foreign Relations of the United States, 1952-1954, Iran|بازبینی=2017-06-16}}&amp;lt;/ref&amp;gt; دولت آمریکا در سال ۲۰۰۹ رسما به خاطر این کودتا از مردم ایران عذرخواهی کرد. دکتر محمد مصدق در ۲۹ اسفندماه ۱۳۲۹نفت ایران را ملی کرد. او سپس به‌رغم کارشکنی‌های دربار حامی انگلستان، در دادگاه لاهه از حق ایران در مقابل شکایت انگلستان دفاع کرد و در ۱۹ خرداد ۱۳۳۱ پیروز شد. در این هنگام وزیر خارجه‌ی انگلستان «آنتونی بایدن» در ملاقاتی با رئیس جمهوری آمریکا به این نتیجه رسیدند که برای حفظ منافع خود در ایران باید مصدق را حذف کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر محمد مصدق حامی یک حکومت مشروطه دموکراتیک بود که در آن شاه تنها به سلطنت اکتفا کرده و فاقد قدرت مطلقه باشد. او معتقد بود شاه باید تنها سلطنت کند و حکومت را به دولت واگذار نماید. مسیری که بسیاری از کشورهای پادشاهی پس از جنگ جهانی دوم در اروپا نیز طی کرده بودند. بسیاری از کشورهای اروپایی که هم‌‌اکنون دارای یک پادشاهی نمادین هستند،‌ همین مسیر را طی نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر مصدق که در پیشبرد اهداف خویش با موانع بسیاری از طرف دربار مواجه شد در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ از نخست‌وزیری استعفا داد، اما ۵ روز بعد در  جریان [[قیام ۳۰ تیر]] تظاهراتی در سراسر ایران در حمایت از او برگزار شد و محمد رضا شاه مجددا نخست‌وزیری وی را پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر مصدق از تیرماه ۱۳۳۱ مجددا نخست‌وزیری ایران را تا روز ۲۸ مرداد سال بعد به عهده داشت اما همواره  از طرف دربار که از محدود شدن قدرت خود ناراضی بود، با تهدید و کارشکنی و حتی توطئه ترور مواجه بود.  هشت ماه پس از انتخاب مجدد مصدق به نخست وزیری [[محمدرضا شاه پهلوی|محمدرضا شاه]] تصمیم گرفت برای یک سفر خارجی ایران را ترک کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا شاه در کتاب مأموریت برای وطنم نوشته است که دکتر محمد مصدق به وی پیشنهاد سفر را ارائه کرد. این سخن نیز توسط حامیان سلطنت این‌ گونه برداشت می شود که گویا دکتر محمدمصدق قصد اخراج شاه و خلع او از سلطنت را داشته است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.samatak.com/cinema/biography/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AE.html بیوگرافی شعبان جعفری - سایت سماتک]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این در حالی است که دکتر مصدق نه تنها از طرف شاه که در آن دوران بسیار جوان و فاقد اختیارات عملی بود، احساس خطر نمی‌کرد، بلکه در ابتدا با سفر شاه از ایران مخالف بوده است. سفیر آمریکا چند روز پیش از سفر شاه از ایران به وزارت خارجه می‌نویسد: «شاه خوشوقت است که نخست وزیر اعتراض خود را درباره عزیمت وی به خارج از کشور پس گرفته است.» همچنین ثریا اسفندیاری  همسر شاه در کتاب خاطرات خود با نام کاخ تنهایی می‌نویسند که شاه  خسته بود و از بهمن‌ماه زمزمه‌های سفر داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز ۹ اسفند محمدرضا شاه از دکتر مصدق خواست برای خداحافظی با وی به کاخ مرمر برود. هم‌زمان ابوالقاسم کاشانی و محمد بهبهانی تمامی تلاش خود را برای منصرف کردن وی از سفر آغاز کردند. کاشانی به سرعت به مجلس رفت و بیانیه‌‌ای از مجلس در مخالفت با سفر شاه گرفت. وی هم‌چنین در هماهنگی با درباریان شعبان جعفری (شعبان بی‌مخ) را به همراه نوچه‌هایش و هم‌چنین ملکه اعتضادی از  زنان کاباره‌چی‌ و جنجالی آن زمان،‌ به مقابل کاخ مرمر فرستاد تا به بهانه‌ی تجمع برای جلوگیری از سفر شاه، هنگام خروج مصدق از کاخ وی را در صورت امکان به قتل برساند. دکتر مصدق  از این حمله جان سالم بدر برد، اما شعبان بی‌مخ  و اوباش همراهش همان روز مجددا به خانه دکتر مصدق حمله کردند که او توانست با کمک دوستان خود از طریق پشت‌بام بگریزد. شعبان جعفری پس از این ماجرا به زندان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌زمان با تمامی این وقایع طراحی کودتا علیه مصدق هم‌چنان در حال انجام بود.  [[اشرف پهلوی]]، کاشانی و سرلشکر زاهدی که همگی در ارتباط با سیا و  اس آی اس (Secret Intelligence Service) انگلستان قرار داشتند از بازیگران اصلی این کودتا بودند. در ابتدا قرار بر این بود که سرهنگ نعمت‌الله نصیری در روز ۲۵ مرداد پس از دستگیری سرتیب ریاحی فرمانده ستاد ارتش که از حامیان مصدق بود،‌ با چند کامیون سرباز به خانه مصدق حمله کرده و او را نیز دستگیر نماید. اما این کودتا لو رفت و شکست خورد. طرح دوم در روز ۲۸ مرداد اجرا شد. در این روز خانه مصدق به محاصره‌ی نظامیان سرلشکر زاهدی و دستجات لات‌ها به سرکردگی شعبان جعفری درآمد. خانه دکتر مصدق زیر رگبار گلوله‌ قرار گرفت. پس از تخریب خانه شعبان بی‌مخ و کاشانی از خانه بازدید کردند. دکتر مصدق که از آن‌ خانه خارج شده بود دو روز بعد دستگیر شد. سرلشکر زاهدی خود را به عنوان نخست‌وزیر معرفی کرد. پس از بازگشت شاه به ایران سلطنت مطلقه‌ی پهلوی برای یک دوره‌ جدید آغاز گشت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/fk_downfall_e34/25428385.html سیا در کودتا چه کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:شعبان بی‌مخ و آیت‌الله کاشانی.jpg|جایگزین=شعبان بی‌مخ و آیت‌الله کاشانی|بندانگشتی|کاشانی و شعبان بی‌مخ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه‌ کودتای ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در جریان جنگ جهانی دوم و پس از اشغال ایران توسط متفقین و عزل رضا شاه و روی کار آمدن [[محمدرضا پهلوی|محمد رضا پهلوی]] یک فضای باز سیاسی در ایران ایجاد شد که زمینه فعالیت بسیاری از احزاب و گروه‌ها را فراهم کرد. در همین فضاو اتمسفر بود که جریان‌های ملی نیز سربرآوردند. سرآمد ملی گرایان در این دوران دکتر محمد مصدق بود که در دوران دیکتاتوری رضا شاه در تبعید بود. مصدق در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی به عنوان نماینده اول تهران انتخاب شد. در دوره ده ساله بین سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ احزاب ملی گرای متعددی شکل گرفتند که در نهایت در چارچوب ائتلاف [[جبهه ملی ایران]] به رهبری دکتر مصدق گردهم آمدند. در این دوران حزب توده ایران که ایدئولوژی مارکسیستی داشت بنیان‌گذاری شد که نقش موثری در وقایع ایران ایفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصدق در راس نیروهای ملی سیاست موازنه منفی یعنی ندادن امتیاز به هیچ کدام از قدرت‌های خارجی را سرلوحه مبارزات سیاسی خود قرار داد و قانونی را به تصویب مجلس رساند که دولت را از دادن امتیاز به کشورهای خارجی و مذاکره با آن‌ها در مورد قرارداد نفت بدون نظر موافق مجلس منع می‌کرد. جبهه ملی در مرحله بعد ملی کردن نفت را به عنوان استراتژی خود قرار داد.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ملی شدن صنعت نفت ===&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۹ و در دولت حسن علی منصور موضوع نفت باردیگر با مطرح شدن لایحه الحاقی قرارداد نفت بالا گرفت. در مجلس کمیسیون نفت برای بررسی لایحه الحاقی تشکیل شد که دکتر مصدق و ۴ نفر از اعضای جبهه‌ی ملی عضو آن بودند. پس از استعفای منصور و روی کار آمدن سپهبد رژم آرا دولت در پی تصویب لایحه الحاقی بود و از طرف دیگر نمایندگان جبهه ملی در صدد جلوگیری از تصویب آن بودند. پیکار بر سر ملی کردن نفت آغاز شد. در آذر ۱۳۲۹ کمیسیون نفت لایحه الحاقی را رد کرد که پیشرفت بزرگی در راه [[ملی شدن صنعت نفت ایران|ملی شدن صنعت نفت]] بود. ۱۶ اسفند ر‌زم آرا به دست یکی از عناصر فدائیان اسلام ترور شد. ۱۷ اسفند کمیسیون نفت مجلس،‌ اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران را تصویب کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پیکار بر سر ملی شدن نفت افکار عمومی و اقشار مختلف مردم هم چنین روزنامه‌های ملی از قبیل باختر امروز به مدیریت دکتر [[حسین فاطمی]] نقش به سزایی داشتند. در این دوران میتینگ‌ها و تظاهرات گوناگونی از طرف مردم و جریانات مختلف در حمایت از ملی شدن نفت برگزار شد. روحانیون نیز در این راستا در حمایت از ملی شدن نفت نقش موثری داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تصویب طرح ملی شدن نفت در کمیسیون نفت تا زمان مطرح شدن این طرح در مجلس کارشکنی‌های متعددی از طرف انگلستان و دربار بر ضد آن به اجرا درآمد. از جمله تلاش آنان برای خریدن نمایندگان تا در جلسه رای گیری طرح ملی شدن شرکت نکنند و مجلس را از اکثریت بیندازند که این تلاش‌ها شکست خورد. طرح مصوبه کمیسیون در جلسه ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ مجلس مطرح شد و به صورت یک ماده واحده به تصویب رسید. روز ۲۹ اسفند نیز مجلس سنا طرح را تصویب کرد و همان‌روز به امضای شاه رسید و صنعت نفت در تمام ایران ملی شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نخست وزیری دکتر مصدق ===&lt;br /&gt;
تصویب ملی شدن صنعت نفت در مجلس آغاز راه بود، زیرا این قانون باید اجرایی می‌شد. روز شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۳۰ مجلس طرح ۹ ماده‌ای اجرای ملی شدن صنعت نفت را به اتفاق آرا تصویب کرد و روز بعد نیز در سنا تصویب شد. در جلسه خصوصی مجلس در همان روز ۷ اردیبهشت جمال امامی پیشنهاد نخست‌وزیری را به مصدق ارائه داد که مصدق با شرط اینکه مجلس در صحن علنی یه نخست‌وژیری او ابراز تمایل کند؛ این پیشنهاد را قبول کرد. این در حالی بود که [[سید ضیاءالدین طباطبایی]] در حال مذاکره با شاه و در انتظار ابراز تمایل مجلس به نخست وزیری خود بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ مصدق کابینه خود را به مجلس معرفی کرد. مصدق هنگام معرفی وزرا به مجلس برنامه دولت خود را به دو موضوع اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت و اصلاح قانون انتخابات مجلس و شهرداری‌ها اختصاص داد. مجلس شورای ملی به برنامه دولت رای اعتماد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اجرای قانون خلع ید از شرکت نفت انگلیس ===&lt;br /&gt;
مصدق به محض احراز مقام نخست‌وزیری اجرای قانون ملی شدن نفت را در دستور کار خود قرار داد. در روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ مجلس شورای ملی و سنا، نمایندگان خود را برای تشکیل هیات مختلط برای خلع ید از شرکت سابق نفت انتخاب کردند. روز ۲۰ خرداد ۱۳۳۰ هیأت مدیره موقت شرکت ملی نفت ایران برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در ساختمان مرکزی شرکت سابق در خرمشهر مشغول کار شد. این هیأت طی اعلامیه‌ای به همه کارکنان ایرانی و خارجی شرکت سابق اطلاع داد که از این پس در استخدام شرکت ملی نفت ایران هستند و کماکان به خدمت خود ادامه خواهند داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۲۹ خرداد ۱۳۳۰مذاکرات بین هیأت انگلیسی و نمایندگان دولت ایران به نتیجه نرسید، در همان روز هیأت خلع ید، طی مراسمی پرچم ایران را بر فراز ساختمان اداره مرکزی شرکت سابق در خرمشهر برافراشت و تابلوی هیأت مدیره موقت را به جای ریاست شرکت نفت انگلیس نصب کرد و به مدیران شرکت اخطار کرد، هرگونه دستوری که از طرف آنها صادر شود بی‌اثر خواهد بود، مگر آنکه به امضای هیأت مدیره شرکت ملی نفت ایران رسیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳۰ خرداد اداره اطلاعات و انتشارات شرکت سابق در تهران منحل شد. روز اول تیر اداره مرکزی پخش و فروش نفت در داخل کشور در تهران و شعبات آن به تصرف دولت در‌آمد و تأسیسات پالایش نفت در کرمانشاه و میدان نفت شاه، از مأموران شرکت سابق تحویل گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ تیر۱۳۳۰، نماینده شرکت سابق در تهران، ریچارد سدان محل کار خود را به منزل شخصی منتقل کرد. ۶ تیر، هیأت مدیره موقت و اعضای انگلیسی دفتر مدیریت کل سابق، خرمشهر را ترک کردند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:قیام ۳۰ تیر در حمایت از دکتر مصدق.jpg|جایگزین=قیام ۳۰ تیر در حمایت از دکتر مصدق|بندانگشتی|قیام ۳۰ تیر در حمایت از دکتر مصدق]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== استعفای مصدق و قیام ۳۰ تیر ===&lt;br /&gt;
پس از ملی شدن صنعت نفت در ایران و خلع ید از شرکت نفت انگلیس، و شکست شکایت دولت انگلستان از ایران در دادگاه لاهه، توطئه‌ها در داخل و خارج ایران برای کارشکنی درمسیر دولت [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] آغاز شد. بریتانیا و عوامل داخلی آن به خصوص دربار و شخص [[محمدرضا پهلوی|محمد رضا شاه]] به این نتیجه رسیده بودند که باید از دست مصدق خلاص شوند. در جریان این کشمکش‌ها در ۲۵ تیر ۱۳۳۱، مصدق برای محدود کردن اختیارات شاه و جلوگیری از اقدامات عوامل دربار و مخالفان، ضمن معرفی کابینه خود به شاه بعد از تشکیل مجلس هفدهم  در خواست کرد، پست وزارت جنگ و اختیار انتصاب رئیس ستاد ارتش و فرماندهان نیروهای سه‌گانه ارتش به نخست وزیر داده شود که شاه آنرا رد کرد. مصدق بلافاصله استعفا داد. روز ۲۶ تیر شاه قوام را به نخست وزیری انتخاب کرد. قوام مخالفان را تهدید به سرکوب و برقراری حکومت نظامی کرد. از همان روز تظاهرات و اعتراضات گسترده‌ای شهرهای ایران را فرا گرفت. در نهایت صبح ۳۰ تیر ۱۳۳۱ انبوهی از مردم در تهران و شهرهای ایران به خیابانها ریختند و با «شعار زنده باد مصدق»، «یا مرگ یا مصدق»، «مرگ بر قوام»، خواهان برکناری قوام و بازگشت مصدق شدند. تعداد زیادی از مردم تهران در جریان تظاهرات ۳۰ تیر کشته شدند. قوام استعفا داد و [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] دوباره نخست وزیر شد و شاه با درخواست‌های مصدق موافقت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همان زمان توطئه‌ها علیه مصدق توسط عوامل دربار و وابستگان به سفارت انگلستان و طرفداران سیاست‌های انگلیس شروع شد. در واقع این عوامل که از سازش ناپذیری مصدق نا امید شدند، از این پس به طور جدی‌تری ایده کودتا و سقوط دولت [[دکتر محمد مصدق|مصدق]] را دنبال کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سازش ناپذیری مصدق ===&lt;br /&gt;
مصدق از جانب انگلستان و آمریکا برای قبول خواسته‌هایشات تحت فشار بود. هم‌چنین دربار و عناصر وابسته به دربار و عوامل داخلی قدرت‌های خارجی و مخالفان مصدق در مسیر دولت مصدق برای پیش برد اهداف ملی‌گرایانه‌اش سنگ‌اندازی می‌کردند. با تلاش‌های دولت انگلستان ایران تحت تحریم شدید نفتی قرار گرفت. انگلستان هم‌چنین برای تحت  فشار گذاشتن مصدق ناوهای جنگی خود را راهی خلیج فارس و آب‌های کارون کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هریمن از جانب ترومن رئیس جمهور آمریکا ماموریت یافت برای مذاکره با مصدق و میانجی‌گری ولی در واقع برای فشار بر روی مصدق برای قبول مذاکره با انگلستان و کوتاه آمدن از ملی شدن نفت و قبول شروط شرکت نفت انگلیس و نوعی از ملی کردن که مدنظر انگلستان و آمریکا بود به تهران بیاید. آمریکا و انگلستان تقسیم ۵۰ - ۵۰ عواید نفت را نهایت امتیاز به ایران می‌دانستند. این همان قراردادی بود که شرکت نفتی آرامکو با عربستان سعودی توافق کرده بود. قبول ملی شدن نفت مدنظر مصدق و خلع ید کامل از شرکت نفت انگلستان و  تسلط ایران بر تمام عملیات کشف و استخراج و بهره‌برداری در واقع منافع آمریکا و انگلستان را در تمامی منطقه خاورمیانه به خطر می‌انداخت و آن‌ها نمی‌توانستند چنین چیزی را تحمل کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات هریمن و هیات نمایندگی انگلستان با پایداری مصدق و سازش‌ناپذیری او بر سر منافع مردم ایران به شکست انجامید و آنان بدون هیچ نتیجه‌ای ایران را ترک کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== همراهی آمریکا و بریتانیا ===&lt;br /&gt;
انگلستان پس از ناامیدی از توافق با مصدق به دنبال کسب توافق آمریکا برای سرنگون کردن دولت مصدق و انجام کودتا در ایران بود. رئیس‌جمهور آمریکا هری ترومن با این اقدام موافق نبود. او بیشتر انگلیسی‌ها را ترغیب می‌کرد که با دولت ایران به توافق برسند. بعد از پایان دوره ریاست جمهوری ترومن و روی‌ کار آمدن دوایت آیزنهاور آمریکا تغییر موضع داد و متقاعد به انجام کودتا شد. در روزهای انتخابات آمریکا کریستوفر مونتاگ هاووس جاسوس ارشد سرویس اطلاعاتی انگلیس برای مذاکره با مقامات بالای سیا به آمریکا رفت. او برای متقاعد کردن مقامات آمریکایی بر برکناری مصدق این استدلال را که مصدق با ملی کردن نفت دارایی انگلستان را تصاحب کرده کنار گذاشت زیرا این استدلال در آمریکا خریداری نداشت. برعکس او بر خطر نفوذ کمونیسم تاکید کرد. این پیشنهاد مورد استقبال برادران دالاس یعنی جان فاستر دالاس کاندیدای آیزنهاور برای پست وزارت خارجه و آلن دالاس رئیس بعدی سیا قرار گرفت. آن‌ها بسیار علاقه‌مند به مسائل جنگ سرد بودند. منابع عظیم نفتی، مرز طولانی با اتحاد جماهیر شوروی، حزب کمونیستی فعال و نخست‌وزیر ملی، ایران را از نظر آنان در معرض سقوط در دامان کمونیسم قرار می‌داد و این تهدید بسیار جدی بود. از همین رو پیشنهاد بریتانیا برای برکناری مصدق و روی کار آمدن دولتی مورد اعتماد و طرفدار غرب بلادرنگ از طرف برادران دالاس مورد موافقت قرار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;همه مردان شاه - ص ۴&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== طرح کودتا ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اشرف پهلوی.jpg|جایگزین=اشرف پهلوی|بندانگشتی|اشرف پهلوی ۱۵ روز پیش از کودتا به ایران آمد]]&lt;br /&gt;
به محض اینکه آیزنهاور در ۲۰ ژانویه ۱۹۵۳ در آمریکا رسما آغاز به کار کرد. برادران دالاس آمادگی خود برای سرنگون کردن مصدق را به اطلاع همتایان انگلیسی خود رساندند. عملیات کودتا آژاکس نام گرفت و کرمیت روزولت نوه رئیس جمهور تئودور روزولت و رئیس بخش آسیا و خاور نزدیک سیا فرماندهی عملیات را به عهده گرفت. روزولت از لبنان و راه زمینی وارد ایران شد و شروع به طراحی و زمینه چینی کودتا کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اقدامات روزولت ابتدا انجام عملیات تبلیغی علیه مصدق و کاستن از محبوبیت او بود. در این راستا هزاران دلار رشوه به مطبوعات و رهبران مذهبی پرداخت شد تا علیه مصدق تبلیغ کنند. اراذل و اوباش محلات برای کنترل شهر و محلات اجیر شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلی‌ترین مرحله جلب توافق شاه برای همراهی با کودتا و امضای فرمان عزل مصدق و نخست‌وزیری سرلشگر زاهدی بود. شاه که به پیروزی این کودتا اطمینان نداشت از قبول آن سرباز زد. ابتدا اشرف که در فرانسه اقامت داشت برای متقاعد کردن شاه اجیر شد و مقداری زیادی پول دریافت کرد. ملاقات اشرف و شاه به نتیجه نرسید و با توجه با اینکه خبر حضور او در ایران درز پیدا کرده بود و احساسات مردم طرفدار مصدق را برانگیخته بود به سرعت ایران را ترک کرد و به اروپا رفت. در مرحله بعد ژنرال شوارتسکف با مقادیر معتنابهی پول وارد ایران شد تا در بین عوامل کودتا تقسیم شود. او نیز به ملاقات شاه رفت و با اینکه شاه این‌بار نرمتر شده بود اما موفق به جلب نظر موافق شاه نشد. در نهایت کرمیت روزولت خود شخصا به ملاقات شاه رفت تا شاه را از حمایت رئیس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر انگلستان با خبر کند و موافقت شاه با طرح کودتا را به دست بیاورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۵ مرداد ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:آخوند کاشانی.jpeg|جایگزین=آیت‌الله کاشانی از سازمان‌دهندگان کودتا|بندانگشتی|ابوالقاسم کاشانی و محمد بهبهانی از سازمان‌دهندگان کودتا]]&lt;br /&gt;
شاه پس از چند جلسه ملاقات با روزولت متقاعد شد که با کودتا همراهی کرده و فرمان عزل مصدق و نخست‌وزیری زاهدی را امضا کند. شرط شاه این بود که در تهران نباشد و در صورت بروز مشکلی در روند کودتا با هواپیما همراه ملکه به بغداد پرواز کند. آخرین دیدار روزولت با شاه بعد از نیمه شب ۹ آگوست (۱۸مرداد ۱۳۳۲) انجام گرفت. توافق شد که صبح روز بعد پیکی از طرف سیا فرمان‌ها را به کاخ سلطنتی ببرد و شاه بعد از امضا به سمت پناهگاه خود در رامسر پرواز کند. پیک دیر رسید و شاه بدون امضای فرمان‌ها به رامسر پرواز کرده بود. برای گرفتن امضای شاه سرهنگ نصیری فرمانده گارد سلطنتی و از سلطنت‌طلبان وفادار ماموریت یافت و به سمت رامسر پرواز کرد. امضای شاه را گرفت و به تهران به نزد کرمیت روزولت فرستاد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شامگاه ۲۴ مرداد عملیات کودتا آغاز شد. طرح این بود که  سرهنگ نصیری به همراه یک ستون از نظامیان ابتدا به منزل سرلشگر ریاحی رئیس ستاد ارتش رفته و او را بازداشت کند و سپس به خانه مصدق رفته و فرمان عزل او را ابلاغ کند. نصیری وقتی به در خانه ریاحی رسید کسی در خانه نبود. نصیری شک نکرد و به طرف اقامتگاه مصدق به راه افتاد. تیمسار ریاحی از نقشه کودتا اطلاع یافته بود و واحدهایی را به منزل مصدق برای خنثی کردن کودتا اعزام کرده بود. لحظاتی پس از رسیدن نصیری به اقامتگاه مصدق افسران حاضر در آنجا نصیری را بازداشت کرده و به  ستاد فرماندهی برده زندانی کردند. تعدادی از افسرانی که در کودتا شرکت داشتند به محض اطلاع از لو رفتن عملیات کار خود را متوقف کردند. تعدادی دیگر که بی‌‌خبر بودند به کار خود ادامه دادند. یکی از افسران اداره مخابرات در بازار را تصرف کرد و دیگری دکتر فاطمی را در منزلش بازداشت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح روز بعد رادیو بر خلاف معمول برنامه خود را ساعت ۷ صبح شروع کرد. ابتدا با مارش نظامی و خواندن اطلاعیه رسمی و بعد از آن نیز مصدق شخصا صحبت کرد و اطلاع داد که کودتایی که توسط شاه و عناصر بیگانه ترتیب داده شده بود به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه به محض شنیدن این خبر از رادیو، ویلای خود در رامسر را با هواپیما به مقصد بغداد ترک کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;همه مردان شاه - ص ۱۱ تا ۱۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وقایع ۲۵ تا ۲۸ مرداد ===&lt;br /&gt;
انتشار خبر کودتای نافرجام با مشارکت شاه و فرمانده گارد سلطنتی مردم را خشمگین کرد. پس از انتشار خبر فرار شاه به بغداد دسته‌های مردم در میدان بهارستان گردهم آمدند و تظاهرات پراکنده‌ای با شعار علیه شاه شکل گرفت. جراید تهران از جمله باختر امروز خبر کودتا را منتشر کرده و آن را محکوم کردند. دکتر فاطمی در مقام وزیر خارجه، شاه و پدرش را به خیانت، فساد و نوکری اجانب متهم کرد. &lt;br /&gt;
[[پرونده:کودتای ۲۸ مرداد تانکها در خیابان.jpg|جایگزین=کودتای ۲۸ مرداد- تانکها در خیابان|بندانگشتی|کودتای ۲۸ مرداد- تانکها در خیابان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== میتینگ تاریخی بهارستان ===&lt;br /&gt;
صبح ۲۵ مرداد جبهه ملی طی اعلامیه‌ای از مردم خواست برای اطلاع از کودتای شب قبل در ساعت پنج و نیم بعد از ظهر در میتینگ ملی در میدان بهارستان شرکت کنند. میتینگ در بعد از ظهر روز ۲۵ مرداد برگزار شد. این میتینگ بسیار پر شور و عظیم بود. ده‌ها هزار نفر از مردم تهران و حومه شرکت کرده بودند و برای اولین بار شعارهای ضد دربار و شاه طنین‌انداز شد. در این میتینگ دکتر حسین فاطمی، جلال موسوی، دکتر شایگان، مهندس زیرک‌زاده و مهندس رضوی سخنرانی کردند. در پایان قطعنامه میتینگ در سه ماده قرائت شد و در آن از دولت خواسته شده بود که با تشکیل محکمه ملی خیانت‌کاران را مجازات کند. هم‌چنین با توجه به اینکه شاه مملکت را ترک کرده دولت به فوریت اقدام به تشکیل شورای سلطنت کند تا با قدرت به تکالیف قانونی خود اقدام کند.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
بعد از کودتای ۲۵ مرداد درحالی که مسئولان امور مملکت و سران جبهه ملی در یک سردرگمی به سر می‌بردند. جاسوسان و ماموران سیا و ام آی ۶ به برنامه‌ریزی برای طرح کودتای دیگری مشغول بودند. فرماندهان تیپ‌ها و پادگان‌های پایتخت از خود سستی نشان دادند و بسیاری از افسرانی که نقش آنان در طرح کودتای نخست به اثبات رسیده بود و تعدادی که به عنوان عناصر مشکوک شناسایی شده بودند در مناصب خود باقی ماندند. به عنوان مثال سرتیپ دفتری که در کودتای ۲۸ مرداد نیز شرکت داشت به ریاست کل شهربانی کشور منصوب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به رغم شکست کودتای ۲۵ خرداد کرمیت روزولت به امید اینکه کودتای دیگری را به پیروزی برساند دست به کار طرح کودتای دیگری به شرح زیر شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ - انتشار خبر عزل مصدق از نخست‌وزیری و انتصاب سرلشگر زاهدی به منظور آگاهی مردم و جلب حمایت فرماندهان نظامی و انتظامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - انتقال زاهدی به یکی از مخفی‌گاه‌های سیا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - کوشش در جهت همراه ساختن فرمانده لشگر اصفهان و تیپ کرمانشاه و اعزام بگان‌هایی از نیروی رزمی آن‌ها به تهران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - برپایی تظاهرات خیابانی به طرفداری از شاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرح کودتا یک طرح همه جانبه بود که توسط عوامل مختلف داخلی و خارجی به اجرا گذاشته شد. کودتاچیان توانستند موافقت سرهنگ تیمور بختیار فرمانده تیپ کرمانشاه را برای اعزام نیرو به پایتخت را جلب کنند. همین‌که خبر حرکت نیروها به تهران می‌رسید برادران رشیدیان تظاهرات اوباش و چاقوکشان و توده مردمی را که با پول بسیج کرده بودند به راه می‌انداختند که این تظاهرات ماموریت داشت اماکن دولتی و دفاتر احزاب و روزنامه‌ها را تخریب کند و فضای ترس و رعب و ناامنی ایجاد کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از صبح روز چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ طرح کودتا با سرعت و دقت و در غفلت مقامات دولت و مردم به اجرا گذاشته شد. در نقاط مختلفی از شهر تظاهرات به نفع شاه بر پا شد. تظاهرکنندگان که اوباش و چاقوکشان و مزدوران اجیر شده و سازمان داده شده بودند، با هواداران مصدق به زد و خورد برداختند. نیروهای فرمانداری نظامی دخالتی در امور نمی‌کردند و فقط نظاره‌گر بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حدود ساعت ۱۰ صبح دارو دسته‌ای از اوباش و چاقوکشان که حدود ۴۰۰ تن بودند به سرکردگی طیب حاج رضایی و حسین رمضان یخی که به چوب و چماق و تپانچه مسلح بودند میدان ارگ و سبزه میدان را به اشغال خود درآوردند و در دسته‌های چند ده نفره به ادارات و اماکن دولتی حول و حوش میدان ارگ یورش برده و با ضرب و شتم ماموران حفاظت عکس‌های شاه را بر سر در این اماکن نصب کردند و پس از آن به طرف میدان سپه و خیابان‌های مرکزی شهر به راه افتادند. این مهاجمان را چند کامیون پاسبان و سربازان فرمانداری نظامی همراهی می‌کردند. &lt;br /&gt;
[[پرونده:Shaban Jafari.jpg|جایگزین=شعبان بی‌مخ در کودتای ۲۸ مرداد|بندانگشتی|شعبان بی‌مخ در کودتای ۲۸ مرداد]]&lt;br /&gt;
دسته‌های اوباش به دفاتر احزاب و روزنامه‌ها از جمله باختر امروز و روزنامه شهباز متعلق به حزب توده یورش برده آن‌ها را آتش زدند. در خیابان‌های نادری و شاه‌آباد دسته‌ای از زنان به سرکردگی ملکه اعتضادی در حالی که عکس‌های شاه را در دست داشتند و زنده‌باد شاه می‌گفتند به صف اوباش پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول صبح و بعد از ظهر ۲۸ مرداد هیچ اطلاعیه‌ای از طرف دولت برای آگاهی مردم از آشوب‌ها و فراخوان به آن‌ها برای مقابله با کودتا صادر نشد و مردم تهران در بی‌خبری کامل بودند و رادیو تهران برنامه‌های عادی خود را پخش می‌کرد. مردم تهران که بارها توطئه‌ها علیه نهضت ملی را با قیام و حمایت خود از مصدق خنثی کرده بودند این‌بار در تردید و سردرگمی رهبران نهضت ملی بدون رهبر مانده بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا ظهر روز ۲۸ مرداد اطراف اقامت‌گاه مصدق آرام بود. نیروهای محافظ قرارگاه نخست‌وزیر به فرماندهی سرهنگ عزت‌الله ممتاز، خیابان‌های اطراف آن ناحیه را بسته بودند. حوالی ظهر چند دسته از مزدوران به نزدیکی خیابان کاخ آمدند ولی با شلیک هوایی محافظان خانه مصدق پراکنده شدند. افراد [[حزب توده ایران|حزب توده]] که از روز ۲۵ مرداد تا نیمه شب ۲۷ مرداد در خیابان‌ها پراکنده بودند و ابتکار تظاهرات ضد شاه و آمریکا را در دست داشتند در روز ۲۸ مرداد خود را از معرکه دور نگه داشتند و تماشاچی بودند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مقابله با آشوب ایجاد شده رئیس ستاد ارتش یک ستون ضربت به فرماندهی معاون ستاد ارتش سرتیپ کیانی تشکیل داد تا اوضاع را آرام کند. در این بین سرتیپ محمد دفتری که همان روز از طرف دکتر مصدق به ریاست شهربانی کل کشور منصوب شده بود ولی در واقع با کودتاچیان همکاری می‌کرد به افسران و پاسبانان شهربانی دستور داد که از آشوب کودتاچیان جلوگیری نکنند بلکه در طرفداری از شاه با کودتاچیان همراهی کنند و هم آواز شوند. در این بین نظامیان و افسران بازنشسته نیز با شعارهایی به طرفداری از شاه پرداختند و توانستند در صفوف افسران و نیروهای ستون ضربت نفوذ کنند و آن‌ها را پراکنده سازند. فرمانده ستون ضربت برای دادن گزارش به ستاد ارتش مراجعت کرد و نیروهای آن که بدون فرمانده مانده بودند پراکنده شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت ساختمان رادیو تهران به اشغال کودتاچیان در‌آمد و اطلاعیه سرلشگر زاهدی مبنی بر برکناری مصدق خوانده شد. در بعد از ظهر ۲۸ مرداد دسته‌های اوباش و نظامیان به اطراف خانه مصدق رسیدند و با محافظان آن درگیر شدند.  محافظان خانه مصدق مقاومت جانانه‌ای کردند و زد و خورد بین آنان و کودتاچیان تا شب ادامه داشت بنا به اظهارات برخی منابع ۳۰۰ تن در این درگیری کشته شدند در نهایت با شلیک گلوله‌های مسلسل و تانک خانه مصدق به دست کودتاچیان افتاد. آنان در صدد دستگیری مصدق بودند اما مصدق در پناه محافظان خود از بالای دیوار به خانه‌های مجاور پناه برد. روز بعد مصدق خود را معرفی کرد و بدین ترتیب تنها دولت ملی ایران توسط کودتای سرویس‌های اطلاعاتی خارجی و مزدوران و عوامل داخلی آن‌ها از قبیل دربار، نظامیان، روحانیون، اوباش و چاقوکشان سقوط کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مصدق سالهای مبارزه و مقاومت - جلد ۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقش جاسوسان خارجی در کودتا ===&lt;br /&gt;
در کودتا عليه دولت ملي دكتر مصدق جاسوسان خارجی نقش فعالي داشتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرمیت روزولت رئيس بخش آسیا و خاور نزدیک سیا که فرمانده عملیات آ‌ژاکس بود؛ چندی قبل از کودتا به ایران آمد و تا پایان عملیات در تهران ماند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سند وزارت خارج آمریکا.jpg|جایگزین=اسناد فاش شده توسط وزارت خارجه|بندانگشتی|یکی از اسناد فاش شده توسط آمریکا-  «هنری بایرود»، دستیار وزیر خارجه آمریکا به مافوقش، «فریمن متیوز»  اطلاع داده که انگلستان خواهان نشستی در مورد سازماندهی یک کودتاست]]&lt;br /&gt;
ژنرال نورمن شوارتشکف مستشار سابق ژاندارمری ایران از طرف سیا برای تشویق شاه به همکاری با کودتا در ۱۱ مرداد و با دو چمدان حاوی میلیون‌ها دلار پول به بهانه جهانگردی و دیدار دوستان وارد تهران شد. سال‌ها بعد دولت آمریکا به رغم فشارهای دولت انگلستان که خواهان مکتوم ماندن نقش او در کودتا بود اسناد بسیاری را فاش کرد که نشان می‌داد دولت آمریکا و انگلستان با کمک عواملی چون [[شعبان جعفری]] و کاشانی کودتای ۲۸ مرداد را علیه مصدق شکل داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tabnak.ir/fa/news/719883/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%DB%B2%DB%B8-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF اسناد جدید وزارت خارج آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کریستوفر مونتاتگ وودهاوس جاسوس ارشد سرویس اطلاعاتی انگلستان برای همراه کردن همتایان آمریکایی خود به آمریکا رفت و با پیش کشیدن خطر نفوذ کمونیست‌ها در ایران در صورت تداوم حکومت برادران دالاس را که در دولت آیزنهاور وزارت خارجه و ریاست سیا را بر عهده گرفتند به کودتا علیه مصدق راضی و همراه کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقش عوامل داخلی در کودتا ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== جاسوسان و مزدوران ایرانی ====&lt;br /&gt;
در کودتا علیه دکتر مصدق عناصری که به عنوان جاسوس و مزدور به عنوان بازوهای سرویس‌های اطلاعاتی خارجی عمل می‌کردند نقش به سزایی داشتند. از میان ‌آنها می‌توان به سرلشگر زاهدی اشاره کرد که در برای نخست‌وزیری بعد از مصدق در نظر گرفته شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اردشیر زاهدی پسر سرلشگر زاهدی فعالیت بسیاری در پیشبرد کودتا و هماهنگی بین عوامل آن داشت او ارتباط مستقیمی با کرمیت روزولت فرمانده عملیات کودتا داشت. او در واقع گرداننده ستاد عملیات کودتا بود و پس از پیروزی کودتا داماد شاه شد. او مدتی وزیر امور خارجه و سپس سفیر کبیر ایران در ایالات متحده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادران رشیدیان نیز عناصر دیگری بودند که نقش مهمی در کودتا ایفا کردند. آنان تاجرانی ثروتمند و از عوامل شرکت سابق نفت و عوامل سرویس اطلاعاتی انگلستان بودند. تخصص آنها نفوذ در بازار و مساجد و بسیج توده‌های مردم برای تظاهرات بود. در واقع هدایت سازمان‌های شهری کودتا متشکل از افسران ارتش و پلیس و وکلای مجلس و سناتورها و آخوند و شماری بازرگان و روزنامه‌نویس و هم‌چنین دسته‌های اراذل و اوباش به عهده‌ی برادران رشیدیان بود. وودهاوس جاسوس ارشد ام ای ۶ در مورد دستمزد پرداختی به برادران رشیدیان گفته است، برای پیشبرد کودتا نیم میلیون پوند پول نیاز داشت و البته باید ماهانه ده هزار پوند به برادران رشیدیان می‌پرداختیم. برادران رشیدیان به خاطر نقش پر رنگ خود در کودتا در سال‌های بعد به نقطه اتصال مهمی در روابط سیاسی و اقتصادی آمریکا و رژیم پهلوی تبدیل شدند و فعالیت‌های اقتصادی آن ها جنبه بین‌المللی پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارنست پرون که از دوستان دوران نوجوانی محمدرضا شاه در زمان تحصیل در سوئیس بود در کودتا نیز نقش داشت. او اخبار دست اول دربار را در اختیار ماموران اطلاعاتی خارجی قرار می‌داد. او بود که ملاقات کرمیت روزولت را در روزهای قبل از کودتا با محمد رضا شاه تربیب داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر عوامل و جاسوسان می‌توان به سرهنگ عباس فرزانگان، سرتیب هدایت‌الله گیلانشاه و نصرالله انتظام اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عوامل دربار ===&lt;br /&gt;
اصل‌ترین عامل دربار در کودتا علیه مصدق اشرف خواهر دوقلوی شاه بود. ماموران انگلستان و آمریکا با او که در فرانسه اقامت داشت و با فرمان مصدق تبعید شده بود ملاقات کردند آنها خواستار آن بودند که اشرف با برادرش ملاقات کند و پیامی به او برساند ماموریت او در واقع متقاعد کردن شاه به همراهی با کودتا و موافقت با غزل مصدق بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روحانیون ===&lt;br /&gt;
دکتر گازاریوسکی استاد دانشگاه لوییزیانا و متخصص اوضاع ایران در تحقیقی پیرامون کودتای ۲۸ مرداد درباره نقش روحانیون با نفوذی مانند کاشانی و بهبهانی نوشته است که کرمیت روزولت فرمانده عملیات کودتا در صدد بود که شورشی علیه مصدق راه‌اندازی کند که بهترین راه برای این‌کار استفاده از نفوذ روحانیون بود. سیا مستقیما  با کاشانی ارتباط نداشت به همین خاطر از طریق برادران رشیدیان اقدام کرد و آن‌ها نیز از طریق روحانیون در ارتباط خود با کاشانی ارتباط برقرار کردند صبح روز ۲۸ مرداد دو تن از ماموران سیا با یکی از همدستان برادران رشیدیان به نام احمد آرامش دیدار کردند و ۱۰۰۰۰ دلار به او دادند که به کاشانی بدهد. کاشانی ترتیبی داد تا دسته‌‌ای ضد مصدق از بازار به سمت مرکز شهر روانه شوند. دسته‌های نیز ار طریق بهبهانی و شعبان بی‌مخ سازماندهی شده بودند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اوباش و لمپن‌ها ===&lt;br /&gt;
اوباش و لمپن‌های شهری از پایه‌های پیشبرد کودتا بودند آنان ماموریت راه‌اندازی تظاهرات در هواداری از شاه و کنترل خیابان‌ها به نفع هواداران شاه و سرکوب و ضرب و شتم هواداران مصدق را بر عهده داشتند. سردسته آنان شبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ بود. شعبان جعفری سال‌ها بعد خود را هوادار کاشانی و سلطنت معرف کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دسته‌های دیگری نیز توسط لات و لمپن‌های معروف تهران از جمله طیب حاج رضایی و حسین رمضان بخی سازماندهی شدند. هم‌چنین تعدادی از زنان معروف که پیشاپیش آنان ملکه اعتضادی قرار داشت در روز ۲۸ مرداد به طرفداری از شاه و تحریک اوباش برای تخریب اماکن دولتی می‌پرداختند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پس از کودتا ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مصدق در کودتای ۲۸ مرداد.jpg|جایگزین=مصدق نخست وزیر وقت در جریان کودتا|بندانگشتی|مصدق نخست وزیر وقت در جریان کودتا]]&lt;br /&gt;
پس از کودتا ملی شدن نفت عملا ملغی شد زیرا در تعادل جدید انگلستان و آمریکا حاضر به پذیرفتن چنین حقی برای ایران نبودند، گرچه در ظاهر از ملی شدن نفت دم زده می‌شد اما این فقط در کلام بود و محتوایی نداشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲، برای حل مسأله نفت اقداماتی صورت گرفت که مقدمات آن یک سال به طول انجامید. دولت سرلشگر زاهدی برای به جریان انداختن نفت ایران به سمت غرب، اقداماتی را انجام داد که مهم‌ترین آنها عبارت بود از برقراری مجدد روابط سیاسی با انگلستان که درجریان ملی شدن نفت و خلع ید قطع شده بود و انتخابات مجلسین شورای ملی و سنا، برای تصویب قرارداد کنسرسیوم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سرانجام قانون ملی شدن نفت ===&lt;br /&gt;
در مورد مسأله نفت دولت ایران به دنبال بازگشت به قرارداد پیشنهادی انگلستان و آمریکا قبل از وقایع ملی شدن نفت بود اما در تعادل جدید قدرت‌های بزرگ به این درخواست تن ندادند و قراردادی را به نام کنسرسیوم که متشکل از تسلط چندین شرکت نفتی بزرگ غربی عمدتا انگلیسی و آمریکایی به نفت ایران بود را به دولت ایران تحمیل کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد فروش نفت و گاز، معروف به قرارداد کنسرسیوم در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۳۳ (۲۹ اوت ۱۹۵۴) به امضای امینی و پیچ رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۵ مهر ۱۳۳۳ دکتر علی امینی وزیر دارایی ایران، لایحه قرارداد کنسرسیوم را برای تصویب، تسلیم مجلس کرد. قرارداد کنسرسیوم یک قرارداد استعماری بود که با تدارک قبلی، در محیط ارعاب به ملت ایران تحمیل شد و مفاد آن با قانون ملی شدن صنعت نفت مغایر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد کنسرسیوم یک امتیاز گیری پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود که به ایران تحمیل شد. انگلستان از ایران غرامت گرفت و موجبات وابستگی سیاسی، اقتصادی و نظامی کشور را به غرب و ایالات متحده هموار ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر علی امینی، وزیر دارایی و رئیس هیأت نمایندگی ایران در مذاکرات کنسرسیوم، در دفاع از لایحه،‌ به طور ضمنی به تحمیلی بودن قرارداد اشاره کرد و گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«...ما مدعی نیستیم که راه‌‌حل ایده‌آل مشکل نفت را پیدا کرده‌‌ایم و قرارداد فروشی که بسته‌ایم،‌ همان چیزی است که ملت ایران آرزو می‌کنند...»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;زاهدی نخست‌وزیر، در جلسه مشترک هیأت رئیسه مجلسین شورا و سنا، در دفاع از قرارداد و درباره محاسن تمدید ۴۰ ساله آن گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;[[پرونده:کودتای ۲۸ مرداد- آتش زدن دکه ها.jpg|جایگزین=وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲  اتش زدن دکه روزنامه فروشی خیابان نادری  چهارراه استانبول|بندانگشتی|آتش زدن دکه روزنامه‌فروشی در خیابان نادری- چهار‌راه استامبول]]«... با تمدید قرارداد، در واقع کلاه سر انگلیسی‌‌ها و آمریکایی‌ها رفته، برای اینکه تا هفت هشت سال دیگر نیروی اتم جای نفت را می‌گیرد و ذخایر نفت ایران بی‌مصرف می‌ماند. در این صورت پس از ده سال هر چه از کنسرسیوم بگیریم، وجهی است بازیافتی...»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;به‌رغم جو خفقان و سرکوب، انتشار خبر امضای قرارداد کنسرسیوم و طرح لایحه در مجلس شورای ملی و سنا با اعتراض وسیع طبقات جامعه و شخصیت‌های ملی روبرو شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[دکتر محمد مصدق|دکتر مصدق]] از زندان لشکر ۲ ررهی، در لایحه فرجام‌خواهی که به دیوان عالی کشور فرستاد، قرارداد کنسرسیوم را مغایر با قانون ملی شدن نفت و مخالف با اصل ۲۴ قانون اساسی و نیز در جهت اعاده سلطه استعمارگران برای از میان بردن استقلال سیاسی و اقتصادی ایران دانست. مصدق قرارداد کنسرسیوم را شبیه قرارداد سال ۱۹۳۳ و قرارداد گس - گلشائیان، نوعی امتیازخواهی توصیف کرد و خاطرنشان ساخت که تبدیل کلمه «امتیاز» به واژه «فروش» نفس قرارداد را تغییر نمی‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سرانجام ملیون ===&lt;br /&gt;
دکتر مصدق بازداشت و زندانی شد. در ۲۲ شهریور ۱۳۳۲ شاه دستور محاکمه مصدق را صادر کرد. دادگاه مصدق علنی بود و او از فرصت استفاده کرد و رژیم شاه را به محاکمه کشید. در نهایت مصدق به ۳ سال حبس مجرد محکوم شد. پس از پایان دوران محکومیت شاه مصدق را به ملک خود در احمدآباد تبعید کرد و به جز اعضای خانواده کس دیگری حق دیدار او را نداشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه و نزدیک‌ترین یار مصدق تا اسفند سال ۳۲ مخفی بود. نهایتا در ۶ اسفند در مخفی‌گاه خود دستگیر و در دادگاهی سری به اعدام محکوم شد. شاه دستور اعدام او را صادر کرد و در سحرگاه ۱۹ آبان ۱۳۳۳ اعدام شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرتیپ تقی ریاحی به ۳ سال حبس با کار محکوم شد.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر علی شایگان و مهندس احمد رضوی ابتدا به حبس ابد محکوم شدند.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند تن از جمله دکتر علامحسین صدیقی و محمود نریمان حدود نه ماه در زندان ماندند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی از وزرای کابینه و رهبران جبهه‌ی ملی تا پایان محکومیت دکتر مصدق به تناوب از زندان آزاد شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان نظامیان به جز افسران محافظ نخست‌وزیر که به دادگاه فرستاده شدند، بقیه با حصور در دادگاه و ادای شهادت آزاد شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آذر ۱۳۳۳  افسران محافظ خانه مصدق شامل سرهنگ ممتاز، سروان داورپناه، سروان فشارکی و ستوان ۱ شجاعیان به اتهام لغو دستور تسلیم دادگاه نظامی شدند. سرتیپ عطاءالله کیانی، معاون ستادارتش نیز به اتهام اهانت به مقام سلطنت تحت تعقیب قرار گرفت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%DB%B2%DB%B8_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-_%D8%A2%D8%AA%D8%B4_%D8%B2%D8%AF%D9%86_%D8%AF%DA%A9%D9%87_%D9%87%D8%A7.jpg&amp;diff=78587</id>
		<title>پرونده:کودتای ۲۸ مرداد- آتش زدن دکه ها.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%DB%B2%DB%B8_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-_%D8%A2%D8%AA%D8%B4_%D8%B2%D8%AF%D9%86_%D8%AF%DA%A9%D9%87_%D9%87%D8%A7.jpg&amp;diff=78587"/>
		<updated>2025-07-02T20:40:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ 
اتش زدن دکه روزنامه فروشی
خیابان نادری 
چهارراه استانبول&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== خلاصه ==&lt;br /&gt;
وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ &lt;br /&gt;
اتش زدن دکه روزنامه فروشی&lt;br /&gt;
خیابان نادری &lt;br /&gt;
چهارراه استانبول&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B6&amp;diff=78283</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B6&amp;diff=78283"/>
		<updated>2025-06-24T17:39:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:بمب افکنهای بی۲؛2.jpg]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[حمله‌ آمریکا به سایت‌های هسته‌ای ایران]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;حمله‌ آمریکا به سایت‌های هسته‌ای ایران&#039;&#039;&#039;، در شب ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ (۱ تیر ۱۴۰۴) رخ داد. در این شب، ایالات متحده آمریکا با استفاده از بمب‌افکن‌های B-2، حملات هوایی گسترده‌ای را علیه سه [[برنامه هسته‌ای ایران|تأسیسات هسته‌ای]] کلیدی ایران - فردو، نطنز و اصفهان - انجام داد. این حملات، که به گفته دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با هدف نابودی توان غنی‌سازی هسته‌ای ایران و پایان دادن به تهدیدات هسته‌ای این کشور صورت گرفت، منجر به تخریب کامل تأسیسات فردو و خسارات سنگین به نطنز و اصفهان شد. ترامپ در اظهاراتی پس از حمله، ایران را به صلح دعوت کرد و هشدار داد که در صورت عدم همکاری، حملات شدیدتری در راه خواهد بود. این اقدام آمریکا با واکنش‌های متفاوتی از سوی جامعه جهانی مواجه شد. کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه، ضمن حمایت از حق اسرائیل برای دفاع از خود، از تشدید تنش‌ها ابراز نگرانی کردند. روسیه و چین، این حملات را محکوم کرده و آن را نقض قوانین بین‌المللی دانستند. سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز خواستار خویشتنداری و بازگشت به دیپلماسی شدند. در ایران، مقامات ارشد از جمله [[سید علی خامنه ای|علی خامنه‌ای]] و [[مسعود پزشکیان]]، این حملات را به شدت محکوم کرده و قول پاسخ قاطع دادند. تحلیل‌گران معتقدند این حملات می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را سال‌ها به عقب براند، اما خطر تشدید تنش‌ها و بی‌ثباتی منطقه‌ای را نیز افزایش می‌دهد... [[حمله‌ آمریکا به سایت‌های هسته‌ای ایران|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد  ۱۳۶۷ - سالروز &amp;lt;big&amp;gt;[[عملیات چلچراغ]]&amp;lt;/big&amp;gt; توسط [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادیبخش ملی ایران]] و فتح شهر مهران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۹ خرداد- درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;دکتر علی شریعتی&amp;lt;/big&amp;gt;، نویسنده، روشنفکر و جامعه‌شناس (زاده ۱۳۱۲)&lt;br /&gt;
{{تیر}}&lt;br /&gt;
* ۳۰ خرداد- سالروز &amp;lt;big&amp;gt;[[تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰]]&amp;lt;/big&amp;gt;، سالروز اعلام مقاومت مسلحانه توسط مجاهدین در برابر خمینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳۰ خرداد- سالروز &amp;lt;big&amp;gt;[[انفجار حرم امام رضا]]&amp;lt;/big&amp;gt; توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران که به مجاهدین خلق نسبت داده شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲ تیر-درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[ندا حسنی]]&amp;lt;/big&amp;gt; پس از خودسوزی در اعتراض به دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه و احتمال استراداد او به ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲ تیر -۱۳۱۸ - زاد روز &amp;lt;big&amp;gt;[[صمد بهرنگی]]&amp;lt;/big&amp;gt; نویسنده ادبیات کودکان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۶ تیر۱۸۳۳- قتل &amp;lt;big&amp;gt;[[قائم‌مقام فراهانی]]&amp;lt;/big&amp;gt; در باغ نگارستان به دستور محمد شاه قاجار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۸ تیر ۱۳۵۵- درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[حمید اشرف]]&amp;lt;/big&amp;gt; و ۹ فدایی دیگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۰ تیر ۱۳۷۷ - &amp;lt;big&amp;gt;[[سهراب شهیدثالث]]&amp;lt;/big&amp;gt; فیلمساز و کارگردان موج نو در ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۱ تیر۱۳۷۳ - ترور &amp;lt;big&amp;gt;[[قتل کشیش‌های مسیحی|اسقف ميكائيليان]]&amp;lt;/big&amp;gt; توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲ تیر ۱۳۸۲(مصادف با ۱۷ ژوئن همان سال)-آزادی [[مریم رجوی]] از زندان فرانسه و بازگشت او به اورسوزاز پس از [[کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳|ماجرای کودتای ۱۷ ژوئن]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲ تیر ۱۳۰۳ - کشته شدن &amp;lt;big&amp;gt;[[میرزاده عشقی]]&amp;lt;/big&amp;gt; به دست مأموران رضاخان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳ تیر ۱۳۷۷-درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[صادق چوبک]]&amp;lt;/big&amp;gt; نویسنده ایرانی در آمریکا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۷۸- آغاز &amp;lt;big&amp;gt;[[حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸-۲۳ تیر ۱۳۷۸)|حمله به کوی دانشگاه تهران]]&amp;lt;/big&amp;gt; پس از اعتراضات دانشجویی در این دانشگاه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۷۸- ۱۳۷۸- کشته شدن &amp;lt;big&amp;gt;عزت ابراهیم‌نژاد&amp;lt;/big&amp;gt; توسط نیروهای امنیتی رژیم ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۷۸-کشته یا ناپدید شدن &amp;lt;big&amp;gt;[[فرشته علیزاده]]&amp;lt;/big&amp;gt; در جریان حمله نیروهای حکومتی به کوی دانشگاه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۸۸- حمله به خوابگاه‌های دانشگاه امیرکبیر و آغاز &amp;lt;big&amp;gt;[[تظاهرات ۱۳۸۸]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۹۳- مرگ &amp;lt;big&amp;gt;[[محمد محمدی گیلانی]]&amp;lt;/big&amp;gt; حاکم شرع رژیم ایرانو مسئول اعدام‌ هزاران زندانی سیاسی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%D8%B2_%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3&amp;diff=77777</id>
		<title>الگو:از میان خبرها/پیش‌نویس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%D8%B2_%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3&amp;diff=77777"/>
		<updated>2025-06-04T13:08:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;lt;!--بخشِ عکس --&amp;gt; {{در خبرها/تصویر | image   = Ngugi wa Thiong&amp;#039;o - Festivaletteratura 2012.JPG | width   = &amp;lt;!--پهنا به‌طور خودکار تعیین می‌شود. فقط از این پارامتر برای نادیده گرفتن اندازه خودکار استفاده کنید.--&amp;gt; | caption = نگوگی وا تیونگو | title   = | alt     = | link    = | border  = no }} * &amp;lt;!--۳۱ مه--&amp;gt; در &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;ف...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;!--بخشِ عکس --&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{در خبرها/تصویر&lt;br /&gt;
| image   = Ngugi wa Thiong&#039;o - Festivaletteratura 2012.JPG&lt;br /&gt;
| width   = &amp;lt;!--پهنا به‌طور خودکار تعیین می‌شود. فقط از این پارامتر برای نادیده گرفتن اندازه خودکار استفاده کنید.--&amp;gt;&lt;br /&gt;
| caption = نگوگی وا تیونگو&lt;br /&gt;
| title   =&lt;br /&gt;
| alt     =&lt;br /&gt;
| link    =&lt;br /&gt;
| border  = no&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
* &amp;lt;!--۳۱ مه--&amp;gt; در &#039;&#039;&#039;[[فینال لیگ قهرمانان اروپا ۲۰۲۵|فینال لیگ قهرمانان اروپا]]&#039;&#039;&#039;، [[باشگاه فوتبال پاری سن-ژرمن|پاری سن-ژرمن]] برای نخستین‌بار در تاریخ این باشگاه، با برد ۵–۰ مقابل [[باشگاه فوتبال اینتر میلان|اینتر میلان]]، قهرمان اروپا شد.&lt;br /&gt;
* &amp;lt;!--۲۸ مه--&amp;gt; &#039;&#039;&#039;[[نگوگی وا تیونگو]]&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;(در تصویر)&#039;&#039; نویسنده و فعال کنیایی در ۸۷ سالگی درگذشت.&lt;br /&gt;
* &amp;lt;!--۲۵ مه--&amp;gt; در [[ورزش‌های موتوری]]، [[الکس پالو]] قهرمان &#039;&#039;&#039;[[ایندیاناپلیس ۵۰۰ ۲۰۲۵|ایندیاناپلیس ۵۰۰]]&#039;&#039;&#039; شد.&lt;br /&gt;
* &amp;lt;!--۲۴ مه--&amp;gt; [[جعفر پناهی]] با فیلم بلند &#039;&#039;[[یک تصادف ساده]]&#039;&#039; موفق به دریافت [[نخل طلا]] از &#039;&#039;&#039;[[جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵|جشنواره فیلم کن]]&#039;&#039;&#039; شد.&lt;br /&gt;
* &amp;lt;!--۱۸ مه--&amp;gt; [[نیکوشور دان]] به عنوان [[رئیس‌جمهور رومانی]] &#039;&#039;&#039;[[انتخابات ریاست جمهوری رومانی (۲۰۲۵)|انتخاب شد]]&#039;&#039;&#039;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{در خبرها/پایین&lt;br /&gt;
|nocurrenteventslink = {{{nocurrenteventslink|}}}&lt;br /&gt;
|currentevents =&lt;br /&gt;
* [[جنگ غزه]]&lt;br /&gt;
* [[حمله روسیه به اوکراین|حملهٔ روسیه به اوکراین]]&lt;br /&gt;
* [[جنگ داخلی سودان (۲۰۲۳–اکنون)|جنگ داخلی سودان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|recentdeaths =&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--بخشِ مرگ‌های اخیر: --&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[چارلز بی. رنگل]]&amp;lt;!-- ۲۶ مه--&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[فیل رابرتسون]]&amp;lt;!-- ۲۵ مه--&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[پیتر دیوید]]&amp;lt;!-- ۲۴ مه--&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[ماری کی گیلارد]]&amp;lt;!-- ۲۳ مه--&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[سباستیائو سالگادو]]&amp;lt;!-- ۲۳ مه--&amp;gt;&lt;br /&gt;
* [[آلفردو پالاسیو]]&amp;lt;!-- ۲۲ مه--&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=77275</id>
		<title>بحران مشروعیت جمهوری اسلامی ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=77275"/>
		<updated>2025-05-13T10:02:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:بحران مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران.JPG|جایگزین=بحران مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران|بندانگشتی|430x430پیکسل|&#039;&#039;&#039;بحران مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بحران مشروعیت جمهوری اسلامی ایران&#039;&#039;&#039;، یکی از جدی‌ترین بحران‌هایی است که رژیم ایران با آن مواجه بوده و هست. جمهوری اسلامی ایران از زمان تأسیس در سال ۱۳۵۷ با چالش‌های عمیقی در کسب مشروعیت مردمی مواجه بوده است. این بحران، که ریشه در سرکوب‌های اولیه دهه ۱۳۶۰، ایدئولوژی ارتجاعی، و ناکارآمدی‌های ساختاری دارد، در دهه‌های اخیر با اعتراضات سراسری و تحریم انتخابات به اوج خود رسیده است. سرکوب خونین تظاهرات مسالمت‌آمیز در دهه ۱۳۶۰، از جمله اعدام‌های گسترده مخالفان سیاسی، پایه‌های مشروعیت رژیم را تضعیف کرد. این روند با اعتراضات سراسری در سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸، که به دلیل مشکلات اقتصادی و سیاسی شکل گرفتند، شدت یافت. [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران|&#039;&#039;&#039;اعتراضات سراسری ۱۴۰۱&#039;&#039;&#039;]]، که با مرگ [[مهسا امینی|&#039;&#039;&#039;مهسا امینی&#039;&#039;&#039;]] در بازداشت آغاز شد، نقطه عطفی در نمایش نارضایتی عمومی بود، با صدها کشته، هزاران بازداشت، و موجی از مقاومت مدنی. کاهش شدید مشارکت در انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری، به‌ویژه در سال‌های اخیر، نشان‌دهنده رد گسترده مشروعیت رژیم ایران توسط مردم است، تا جایی که برخی مقامات رژیم نیز به این بحران اذعان کرده‌اند. رژیم برای حفظ قدرت به سرکوب متکی شده، از جمله استفاده از نیروهای امنیتی، احکام قضایی سنگین، و نظارت گسترده، که هزینه‌های اجتماعی و سیاسی سنگینی به دنبال داشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://persianepochtimes.com/why-the-islamic-republic-is-moving-towards-more-repression/ چرا جمهوری اسلامی به سمت سرکوب بیشتر می‌رود؟ - سایت اپک تایمز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://iranwire.com/fa/features/122348-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%B2%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA/ روابط خارجی یک دولت زوال‌زده با بحران داخلی مشروعیت - سایت ایران وایر]&amp;lt;/ref&amp;gt; هدف، ارائه تصویری مستند از چگونگی شکل‌گیری و تداوم این بحران است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://www.radiozamaneh.com/733356/ جمهوری اسلامی، نظامی بحران‌زا، بحران آفرین و بحران‌زی - سایت رادیو زمانه]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمه ==&lt;br /&gt;
بحران مشروعیت جمهوری اسلامی ایران یکی از مسائل محوری در تحلیل سیاسی و اجتماعی این کشور از زمان تأسیس آن در سال ۱۳۵۷ است. مشروعیت سیاسی، که به پذیرش داوطلبانه حاکمیت توسط مردم وابسته است، در جمهوری اسلامی به دلیل سیاست‌های سرکوبگرانه، ناکارآمدی‌های اقتصادی، و شکاف میان ایدئولوژی رژیم و مطالبات مردمی به شدت تضعیف شده است. سرکوب‌های اولیه در دهه ۱۳۶۰، اعتراضات سراسری در دهه‌های اخیر، و کاهش مشارکت در انتخابات نشان‌دهنده عمق این بحران هستند. رژیم برای حفظ قدرت به ابزارهای سرکوب، از جمله نیروهای امنیتی و احکام قضایی، متکی بوده، اما این اقدامات به افزایش نارضایتی و کاهش مشروعیت منجر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;کتاب «اقتصاد سیاسی ایران پس از انقلاب» نویسنده: سوزان مالونی&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://kurdistanmedia.com/fa/news/2023/01/50 بحران مشروعیت، آغازی برای پایان دادن به نظام ولایت فقیه - سایت کردستان مدیا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف مشروعیت سیاسی ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مشروعیت سیاسی&#039;&#039;&#039; به پذیرش داوطلبانه و باور عمومی به حقانیت یک نظام سیاسی برای اعمال قدرت و حاکمیت اشاره دارد. این مفهوم، که ریشه در نظریه‌های علوم سیاسی دارد، زمانی تحقق می‌یابد که شهروندان یک نظام را به عنوان نماینده مشروع منافع و ارزش‌های خود بپذیرند، چه از طریق رضایت مبتنی بر عملکرد (مانند ارائه خدمات و عدالت) و چه از طریق سازگاری با هنجارهای فرهنگی و تاریخی. فقدان مشروعیت می‌تواند به بی‌اعتمادی، مقاومت مدنی، یا فروپاشی نظام منجر شود. این تعریف برگرفته از کتاب «مشروعیت سیاسی در منازعات خاورمیانه» نوشته‌ی پیتر مانداویل است، که مشروعیت را «پذیرش اجتماعی قدرت سیاسی» توصیف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب «مشروعیت سیاسی در منازعات خاورمیانه» نویسنده: پیتر مانداویل.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= ریشه‌های تاریخی بحران مشروعیت =&lt;br /&gt;
بحران مشروعیت جمهوری اسلامی ایران از همان سال‌های اولیه تأسیس در ۱۳۵۷ ریشه دواند و با سرکوب‌های گسترده، سیاست‌های ایدئولوژیک، و ناکارآمدی‌های ساختاری به یک چالش پایدار تبدیل شد. این بخش به بررسی دو جنبه کلیدی این بحران در دهه‌های اولیه می‌پردازد: سرکوب‌های اولیه در دهه ۱۳۶۰ که پایه‌های مشروعیت مردمی را تضعیف کرد، و نقش ایدئولوژی و قانون اساسی در ایجاد شکاف میان رژیم و جامعه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سرکوب اولیه در دهه ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:کشتار ۶۷.jpg|جایگزین=قتل‌عام زندانیان سیاسی در دهه‌ی ۱۳۶۰|بندانگشتی|قتل‌عام زندانیان سیاسی در دهه‌ی ۱۳۶۰]]&lt;br /&gt;
جمهوری اسلامی در سال‌های اولیه تأسیس با مقاومت‌های متعددی از سوی گروه‌های سیاسی، اقلیت‌های قومی، و فعالان مدنی مواجه شد. رژیم به رهبری [[روح‌الله خمینی|&#039;&#039;&#039;روح‌الله خمینی&#039;&#039;&#039;]] برای تحکیم قدرت، به سرکوب خشن این گروه‌ها روی آورد، که به کاهش شدید مشروعیت مردمی منجر شد. در سال ۱۳۶۰، تظاهرات مسالمت‌آمیز [[سازمان مجاهدین خلق ایران|&#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین خلق&#039;&#039;&#039;]] و دیگر سازمان‌های انقلابی با خشونت بی‌سابقه‌ای سرکوب شد. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهند که صدها نفر در خیابان‌های تهران و سایر شهرها با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شدند. این اقدامات، که نقض اصول اولیه حقوق بشر بودند، به بی‌اعتمادی گسترده میان مردم و رژیم دامن زد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام‌های گسترده مخالفان سیاسی در دهه ۱۳۶۰ یکی از نقاط عطف در بحران مشروعیت بود. [[قتل عام ۶۷|&#039;&#039;&#039;در کشتارهای تابستان ۱۳۶۷&#039;&#039;&#039;]]، هزاران زندانی سیاسی، اغلب از اعضای سازمان مجاهدین خلق و گروه‌های چپ، بدون محاکمه عادلانه اعدام شدند. کتاب &#039;&#039;اقتصاد سیاسی ایران پس از انقلاب،&#039;&#039; نوشته‌ی سوزان مالونی این اعدام‌ها را «نمایش قدرت رژیم برای ارعاب جامعه» توصیف می‌کند و تخمین می‌زند که بین ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر قربانی شدند. (بعدها فاش شد که بیش از ۳۰ هزار نفر اعدام شدند)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; این واقعه، که بعدها به «کشتار ۶۷» معروف شد، نه‌تنها فعالان سیاسی، بلکه خانواده‌های عادی را نیز از رژیم دور کرد. گزارش ایران امروز تأکید می‌کند که این سرکوب‌ها مشروعیت رژیم را در میان طبقات متوسط و روشنفکران به شدت تضعیف کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/1808/ بحران مشروعیت نظام جمهوری اسلامی - سایت ایران امروز]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرکوب اقلیت‌های قومی و مذهبی نیز به این بحران افزود. در کردستان و خوزستان، اعتراضات مسالمت‌آمیز اقوام کرد و عرب با حملات نظامی و بازداشت‌های گسترده پاسخ داده شد. وب‌سایت صدای مردم گزارش می‌دهد که در سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۲، صدها غیرنظامی کرد در درگیری با نیروهای رژیم کشته شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;[https://www.sedayemardom.net/?p=147494 بحران مشروعیت در نظام جمهوری اسلامی - سایت صدای مردم]&amp;lt;/ref&amp;gt; این اقدامات، به‌ویژه در مناطق حاشیه‌ای، رژیم را به عنوان نیرویی سرکوبگر معرفی کرد که قادر به کسب رضایت مردمی نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تلقی ارتجاعی از اسلام و قانون اساسی ===&lt;br /&gt;
ایدئولوژی [[رژیم ولایت فقیه|&#039;&#039;&#039;ولایت فقیه&#039;&#039;&#039;]]، که اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی را تشکیل داد، از همان ابتدا شکاف عمیقی میان رژیم و بخش‌های بزرگی از جامعه ایجاد کرد. قانون اساسی ۱۳۵۸، که اصل ولایت فقیه را به عنوان محور حاکمیت معرفی کرد، قدرت مطلق را به رهبر انقلاب سپرد و نهادهای انتخابی را تحت نظارت نهادهای غیرانتخابی قرار داد. کتاب «&#039;&#039;The Iran Primer»&#039;&#039; نوشته‌ی رابین رایت، این ساختار را «تناقضی ذاتی» می‌داند که ادعای دموکراتیک رژیم را با اقتدارگرایی مذهبی تضعیف کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;کتاب «&#039;&#039;The Iran Primer»&#039;&#039; نوشته‌ی رابین رایت&amp;lt;/ref&amp;gt; این تناقض، به‌ویژه در میان روشنفکران و طبقات شهری که به دنبال حکومتی دموکراتیک بودند، به رد مشروعیت رژیم منجر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاست‌های ایدئولوژیک رژیم ایران، از جمله اجبار به رعایت قوانین شرعی و سرکوب آزادی‌های فرهنگی، به بیگانگی بیشتر جامعه انجامید. بی‌بی‌سی گزارش می‌دهد که در دهه ۱۳۶۰، گشت‌های کمیته‌های انقلاب اسلامی با اعمال خشونت‌آمیز قوانین حجاب و محدودیت‌های فرهنگی، زنان و جوانان را هدف قرار دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;[https://www.bbc.com/persian/iran-42539057 ناآرامی در ایران؛ بحران مشروعیت حکومت یا مشکلات اقتصادی؟ - سایت بی‌بی‌سی]&amp;lt;/ref&amp;gt; این اقدامات که برای تحمیل یکپارچگی ایدئولوژیک طراحی شده بودند، به نارضایتی گسترده در میان اقشار مدرن و سکولار منجر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناکارآمدی‌های اقتصادی نیز به تضعیف مشروعیت رژیم در این دوره کمک کرد. [[جنگ ایران و عراق|&#039;&#039;&#039;جنگ ایران و عراق&#039;&#039;&#039;]] (۱۳۵۹-۱۳۶۷) و سوءمدیریت اقتصادی به تورم بالا، کمبود کالاهای اساسی، و بیکاری گسترده منجر شد. کتاب «دموکراسی آیت‌الله‌ها» نوشته‌ی هومان مجد، نشان می‌دهد که نظام جمهوری اسلامی به جای پاسخگویی به مطالبات اقتصادی، بر تبلیغات بنیادگرایانه تمرکز کرد، که به کاهش حمایت مردمی، به‌ویژه در میان طبقات کارگر، انجامید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;کتاب «دموکراسی آیت‌الله‌ها» نوشته‌ی هومان مجد&amp;lt;/ref&amp;gt;  در اواخر دهه ۱۳۶۰، اعتصابات کارگری در شهرهایی مانند تهران و اصفهان نشان‌دهنده نارضایتی عمیق از رژیم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این عوامل، از سرکوب خشن گرفته تا سیاست‌های ایدئولوژیک و ناکارآمدی اقتصادی، پایه‌های بحران مشروعیت را در دهه‌های اولیه رژیم بنا نهادند. سرکوب‌های دهه ۱۳۶۰ و ساختار اقتدارگرایانه قانون اساسی نه‌تنها رژیم را از بخش‌های بزرگی از جامعه جدا کرد، بلکه زمینه‌ساز اعتراضات و مقاومت‌های بعدی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= تشدید بحران در اعتراضات سراسری =&lt;br /&gt;
اعتراضات سراسری در سال‌های ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، و ۱۴۰۱ نقاط عطفی در تشدید بحران مشروعیت جمهوری اسلامی ایران بودند. این اعتراضات، که ریشه در نارضایتی‌های اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی داشتند، با سرکوب گسترده مواجه شدند و شکاف میان رژیم و مردم را عمیق‌تر کردند. این بخش به بررسی دو موج کلیدی این اعتراضات می‌پردازد: اعتراضات ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ که مطالبات اقتصادی و سیاسی را برجسته کردند، و اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ که نمایش بی‌سابقه‌ای از رد مشروعیت رژیم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اعتراضات ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:تظاهرات سراسری ایران ۱۳۹۸.JPG|جایگزین=اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸|بندانگشتی|اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸]]&lt;br /&gt;
[[اعتراضات دی‌‌ماه ۱۳۹۶|&#039;&#039;&#039;اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶&#039;&#039;&#039;]]، که از مشهد آغاز شد و به بیش از ۸۰ شهر گسترش یافت، یکی از اولین نمایش‌های گسترده نارضایتی عمومی در دهه‌های اخیر بود. این اعتراضات، که ابتدا به افزایش قیمت‌ها و مشکلات اقتصادی واکنش نشان داد، به‌سرعت به شعارهای سیاسی علیه کلیت نظام تبدیل شد. معترضان با شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» مستقیماً مشروعیت رژیم را به چالش کشیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; رژیم ایران با سرکوب خشن پاسخ داد و دست‌کم ۲۵ نفر کشته و هزاران نفر بازداشت شدند. کتاب «&#039;&#039;اقتصاد سیاسی ایران پس از انقلاب»&#039;&#039; نوشته‌ی سوزان مالونی این اعتراضات را نشانه‌ای از «بحران عمیق اعتماد میان مردم و حاکمیت» توصیف می‌کند، به‌ویژه در میان طبقات کارگر و حاشیه‌نشین که از وعده‌های اقتصادی رژیم ناامید شده بودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[اعتراضات ۱۳۹۸ ایران|&#039;&#039;&#039;اعتراضات آبان ۱۳۹۸&#039;&#039;&#039;]]، که به دنبال افزایش ناگهانی قیمت بنزین آغاز شد، مقیاس بزرگ‌تری داشت و شدت بیشتری از نارضایتی عمومی را نشان داد. این اعتراضات در بیش از ۱۰۰ شهر رخ داد و با شعارهایی علیه [[سید علی خامنه ای|&#039;&#039;&#039;خامنه‌ای&#039;&#039;&#039;]] و ساختار نظام همراه بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; رژیم با قطع اینترنت سراسری و استفاده از نیروی مرگبار، دست‌کم ۳۰۰ نفر را کشت و هزاران نفر را بازداشت کرد. این سرکوب تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی بود و خشونت گسترده به جای ایجاد ثبات، نارضایتی را عمیق‌تر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; کتاب «&#039;&#039;The Iran Primer»&#039;&#039; نوشته‌ی رابین رایت، اشاره می‌کند که این اعتراضات، به‌ویژه در مناطق محروم، نشان‌دهنده رد گسترده سیاست‌های اقتصادی و سیاسی رژیم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر دو موج اعتراضات، که با مطالبات اقتصادی آغاز شدند، به‌سرعت به چالش‌های سیاسی علیه مشروعیت رژیم تبدیل شدند. سرکوب خشن این اعتراضات، به‌جای بازگرداندن اعتماد عمومی، رژیم را به عنوان نیرویی متکی به خشونت معرفی کرد و شکاف با مردم را افزایش داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ق سراسری9.JPG|جایگزین=اعتراضات سراسری ۱۴۰۱|بندانگشتی|اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران|اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&#039;&#039;&#039;، که با مرگ [[مهسا امینی]] در بازداشتگاه [[گشت ارشاد|&#039;&#039;&#039;گشت ارشاد&#039;&#039;&#039;]] در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد، یکی از گسترده‌ترین و پایدارترین جنبش‌های اعتراضی در تاریخ جمهوری اسلامی بود. این اعتراضات، که در بیش از ۱۵۰ شهر جریان یافت، از مطالبات اولیه برای اصلاح قوانین حجاب فراتر رفت و به شعارهایی علیه کلیت نظام، از جمله «مرگ بر خامنه‌ای»، منجر شد. دویچه‌وله گزارش می‌دهد که معترضان، به‌ویژه زنان و جوانان، رژیم را به دلیل محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی به چالش کشیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;[https://www.dw.com/fa-af/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AF-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF/a-71081993 آیا پس از سرنگونی اسد، رژیم ایران نیز سقوط خواهد کرد؟ - سایت دویچه‌وله]&amp;lt;/ref&amp;gt; در واقع این اعتراضات، نمایش بی‌سابقه‌ای از رد مشروعیت رژیم در میان نسل‌های جدید بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم با خشونت بی‌سابقه‌ای به این اعتراضات پاسخ داد. وب‌سایت کردستان مدیا گزارش می‌دهد که بیش از ۵۰۰ نفر، از جمله کودکان، در جریان سرکوب کشته شدند و بیش از ۲۰,۰۰۰ نفر بازداشت شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; استفاده از گلوله‌های جنگی، تک‌تیراندازها، و بازداشت‌های گسترده، به‌ویژه در مناطق قومی مانند کردستان و سیستان و بلوچستان، شدت گرفت. کتاب &#039;&#039;«دموکراسی آیت‌الله‌ها»&#039;&#039; نوشته‌ی هومان مجد، این سرکوب را نشانه‌ای از «ناتوانی رژیم در کسب رضایت مردمی» می‌داند و تأکید می‌کند که خشونت به جای حل بحران، به مقاومت مدنی دامن زد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعتراضات ۱۴۰۱ نه‌تنها در داخل، بلکه در سطح بین‌المللی نیز مشروعیت رژیم را تضعیف کرد. سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری سرکوب معترضان را محکوم کردند و خواستار تحقیقات مستقل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; این اعتراضات، با مشارکت گسترده اقشار مختلف، از دانشجویان تا کارگران، نشان‌دهنده عمق بحران مشروعیت جمهوری اسلامی بود. &#039;&#039;&#039;وب‌سایت صدای مردم&#039;&#039;&#039; تأکید می‌کند که شعارهای معترضان، که خواستار تغییر بنیادین نظام بودند، بیانگر فقدان هرگونه حمایت مردمی از رژیم بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اعتراضات، با نمایش گسترده نارضایتی و سرکوب بی‌رحمانه رژیم، نقطه اوج بحران مشروعیت جمهوری اسلامی را رقم زدند. رژیم، که قادر به پاسخگویی به مطالبات مردم نبود، با تکیه بر خشونت تلاش کرد قدرت خود را حفظ کند، اما این اقدامات تنها به تقویت مقاومت و کاهش بیشتر مشروعیت منجر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= تحریم انتخابات و رد مشروعیت =&lt;br /&gt;
[[پرونده:بحران مشروعیت جمهوری اسلامی؛4.JPG|جایگزین=تحریم انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳|بندانگشتی|تحریم انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳]]&lt;br /&gt;
کاهش مشارکت در انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری در ایران، به‌ویژه در سال‌های اخیر، یکی از بارزترین نشانه‌های بحران مشروعیت جمهوری اسلامی است. مردم با تحریم گسترده انتخابات، به‌طور مستقیم مشروعیت رژیم را به چالش کشیده‌اند، تا جایی که حتی مقامات رژیم به این بحران اذعان کرده‌اند. این بخش به بررسی دو جنبه کلیدی این موضوع می‌پردازد: کاهش مشارکت در انتخابات و پیامدهای آن، و اظهارات مقامات رژیم که نشان‌دهنده آگاهی آن‌ها از این بحران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کاهش مشارکت در انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری ===&lt;br /&gt;
تحریم انتخابات توسط مردم ایران از اواخر دهه ۱۳۹۰ به یک روند پایدار تبدیل شد، که نشان‌دهنده رد گسترده مشروعیت رژیم بود. انتخابات مجلس در سال ۱۳۹۸ شاهد پایین‌ترین نرخ مشارکت در تاریخ جمهوری اسلامی بود. برخی از گزارشات حاکی از این بود که تنها ۴۲ درصد از واجدان شرایط در این انتخابات شرکت کردند، و در تهران این رقم به کمتر از ۲۶ درصد رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;[http://iranefardalive.com/Archive/117651 مشارکت پایین در انتخابات، بحران مشروعیت جمهوری اسلامی - سایت ایران فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt; این کاهش مشارکت نتیجه ناامیدی مردم از وعده‌های اصلاح‌طلبانه و اصولگرایانه بود، به‌طور مستقیم مشروعیت نهادهای انتخابی رژیم را زیر سؤال برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;[https://www.zeitoons.com/115132 تحریم انتخابات یک کنش مدنی است - سایت زیتون]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ این روند را تشدید کرد. مشارکت رسمی در این انتخابات حدود ۴۸ درصد بود، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند با احتساب آرای باطله و تخلفات انتخاباتی، مشارکت واقعی بسیار پایین‌تر بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.rfi.fr/fa/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7/20240305-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D9%86 انتخابات برای مردم ایران موضوعیت ندارد. بحران مشروعیت و سرانجام آن - سایت رفی]&amp;lt;/ref&amp;gt; شعارهای «رأی بی رأی» و کمپین‌های تحریم انتخابات در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه شبکه ایکس (توییتر سابق)، نشان‌دهنده بی‌اعتمادی گسترده به رژیم بود. این تحریم‌ها «اعتراض خاموش مردم علیه ساختار سیاسی» و نشان‌دهنده فقدان هرگونه رضایت از نظام بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; بسیاری از رأی‌دهندگان سابق، به‌ویژه جوانان، با عدم شرکت در انتخابات، پیام روشنی مبنی بر نفی مشروعیت رژیم ارسال کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.independentpersian.com/node/134681/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A3%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%C2%AB%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%C2%BB-%D9%87%D9%85%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%C2%AB%D8%A2%D8%B1%DB%8C%C2%BB-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F آیا رأی مردم به «جمهوری اسلامی» همچنان «آری» است؟ - سایت ایندیپندنت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انتخابات مجلس ۱۴۰۲ این بحران را عمیق‌تر کرد. برخی گزارشات نشان می‌دهد که مشارکت به کمتر از ۴۱ درصد رسید، و در برخی مناطق، مانند کردستان و سیستان و بلوچستان، به زیر ۲۰ درصد سقوط کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://melligparty.com/?p=3043 بحران مشروعیت جمهوری اسلامی با عدم شرکت مردم در انتخابات مجلس - سایت ملی جی‌پارتی]&amp;lt;/ref&amp;gt; این کاهش نتیجه سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ و ناامیدی از تغییرات سیاسی بود، نشان‌دهنده گسترش تحریم انتخابات به اقشار و مناطق مختلف بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; سوزان مالونی در کتاب خود تأکید می‌کند که تحریم انتخابات نه‌تنها نهادهای انتخابی، بلکه کل ساختار ولایت فقیه را هدف قرار داد، زیرا مردم دیگر رژیم را به عنوان نماینده خود نمی‌پذیرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحریم‌ها، که با کمپین‌های گسترده در شبکه‌های اجتماعی همراه بود. مردم این انتخابات را «نمایشی» خوانده و آن را تحریم کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; این تحریم، مشروعیت ناداشته‌ی این رژیم را بیش از پیش زیر سوال برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اذعان مقامات رژیم به بحران ===&lt;br /&gt;
بحران مشروعیت به حدی آشکار شد که برخی مقامات رژیم به آن اذعان کردند، هرچند اغلب با توجیهاتی برای حفظ ظاهر. در سال ۱۴۰۰، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، کاهش مشارکت را به «کم‌کاری برخی مسئولین» نسبت داد، اما به‌طور غیرمستقیم به نارضایتی عمومی اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;[https://old.iranintl.com/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87/%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C از بحران مشروعیت تا بحران حاکمیت جمهوری اسلامی - سایت ایران اینترنشنال]&amp;lt;/ref&amp;gt; این اظهارات تلاشی برای کم اهمیت جلوه دادن بحران بود، در حالی که خود نشان‌دهنده آگاهی رژیم از عمق مشکل بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان انتخابات ۱۴۰۲، برخی مقامات ارشد رژیم، از جمله رئیس ستاد انتخابات، به‌طور علنی از مشارکت پایین ابراز نگرانی کردند. وب‌سایت سیمای آزادی گزارش داد که یکی از مقامات شورای نگهبان اذعان کرد که «مردم دیگر به نظام اعتماد ندارند»، اما این را به «دخالت دشمنان خارجی» نسبت داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot;&amp;gt;[https://iranntv.com/945152-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85 بحران مشروعیت رژیم - سایت سیمای آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt; کتاب &#039;&#039;«دموکراسی آیت‌‌الله‌ها»&#039;&#039;نوشته‌ی هومان مجد، این اظهارات را نشانه‌ای از «فشار داخلی بر رژیم برای پذیرش واقعیت» می‌داند، هرچند رژیم از پاسخگویی به مطالبات مردم ناتوان بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی نمایندگان مجلس نیز به‌طور غیرمستقیم به بحران مشروعیت اشاره کردند و خواستار «اصلاحات ساختاری» شدند، اما این پیشنهادات با مقاومت نهادهای غیرانتخابی مواجه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; این اذعان‌ها، هرچند محدود، نشان‌دهنده تأثیر تحریم انتخابات بر رژیم بود، زیرا حتی حامیان سنتی نظام نیز از مشارکت خودداری کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; این اظهارات همراه با کاهش مشارکت، مشروعیت رژیم را در سطح داخلی و بین‌المللی به شدت تضعیف کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot;&amp;gt;[https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=42898 چرا ساختار نظام جمهوری اسلامی دیگر مشروعیت ندارد - سایت عصر نو]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحریم انتخابات و اذعان مقامات رژیم به این بحران، نشان‌دهنده عمق نارضایتی عمومی و ناتوانی رژیم در بازسازی مشروعیت خود بود. این روند، که با مقاومت مدنی و شعارهای ضدحکومتی همراه شد، رژیم را در موقعیت شکننده‌ای قرار داد که تنها با سرکوب قادر به حفظ قدرت بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= سرکوب به عنوان ابزار بقا =&lt;br /&gt;
[[پرونده:اعتراضات مردمی و بحران مشروعیت جمهوری اسلامی.JPG|جایگزین=اعتراضات مردمی و بحران مشروعیت جمهوری اسلامی|بندانگشتی|اعتراضات مردمی و بحران مشروعیت جمهوری اسلامی]]&lt;br /&gt;
جمهوری اسلامی ایران، در مواجهه با بحران مشروعیت فزاینده، به سرکوب به عنوان ابزار اصلی برای حفظ قدرت متکی بوده است. این سرکوب، که از نیروهای امنیتی تا احکام قضایی را دربرمی‌گیرد، نه‌تنها نتوانسته مشروعیت رژیم را بازگرداند، بلکه هزینه‌های اجتماعی و سیاسی سنگینی به دنبال داشته است. این بخش به بررسی دو جنبه کلیدی این موضوع می‌پردازد: مکانیزم‌های سرکوب که رژیم برای کنترل جامعه به کار برده، و هزینه‌های اجتماعی و سیاسی ناشی از این اقدامات.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکانیزم‌های سرکوب ===&lt;br /&gt;
جمهوری اسلامی از مجموعه‌ای از ابزارهای سرکوب برای مهار نارضایتی عمومی و حفظ قدرت استفاده کرده است. نیروهای امنیتی، از جمله [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|&#039;&#039;&#039;سپاه پاسداران&#039;&#039;&#039;]]، [[بسیج|&#039;&#039;&#039;بسیج&#039;&#039;&#039;]]، و پلیس ضدشورش، نقش محوری در سرکوب اعتراضات داشته‌اند. وب‌سایت اپک تایمز گزارش داد که در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، این نیروها با استفاده از گاز اشک‌آور، گلوله‌های جنگی، و باتوم، صدها نفر را کشتند و هزاران نفر را بازداشت کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; این اقدامات برای ارعاب جامعه طراحی شده بودند، نشان‌دهنده وابستگی رژیم به خشونت برای بقا بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دستگاه قضایی نیز به عنوان ابزاری برای سرکوب به کار گرفته شده است. احکام سنگین، از جمله اعدام و حبس‌های طولانی‌مدت، علیه فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران، و معترضان صادر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; در سال‌های اخیر، ده‌ها نفر به اتهامات مبهم مانند «محاربه» یا «اقدام علیه امنیت ملی» محکوم شدند. این احکام بخشی از استراتژی رژیم برای «خاموش کردن صدای مخالفان» توصیف شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; اقلیت‌های قومی، به‌ویژه کردها و بلوچ‌ها، با احکام قضایی شدیدتری مواجه شدند، که به کاهش مشروعیت رژیم در مناطق حاشیه‌ای منجر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظارت گسترده و فیلترینگ اینترنت نیز به ابزارهای سرکوب رژیم اضافه شده است. در جریان اعتراضات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، رژیم با قطع اینترنت و فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی، تلاش کرد سازمان‌دهی معترضان را مختل کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt; این اقدامات، که به گفته &#039;&#039;&#039;وب‌سایت دویچه‌وله&#039;&#039;&#039; برای کنترل روایت رسمی و جلوگیری از انتشار تصاویر سرکوب بود، به محدودیت شدید آزادی بیان منجر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; این نظارت نشانه‌ای از «ترس رژیم از قدرت مردم» است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== هزینه‌های اجتماعی و سیاسی سرکوب ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:بحران مشروعیت جمهوری اسلامی؛.JPG|جایگزین=سرکوب، عامل بقای جمهوری اسلامی|بندانگشتی|سرکوب، عامل بقای جمهوری اسلامی]]&lt;br /&gt;
سرکوب گسترده، اگرچه رژیم را به‌طور موقت در قدرت نگه داشته، هزینه‌های اجتماعی و سیاسی سنگینی به دنبال داشته است. از نظر اجتماعی، سرکوب به افزایش بی‌اعتمادی و خشم عمومی منجر شده است. کشتار معترضان در اعتراضات ۱۴۰۱، به‌ویژه در میان جوانان و زنان، به ایجاد حس انزجار از رژیم انجامید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; این نارضایتی به گسترش مقاومت مدنی، از جمله اعتصابات و کمپین‌های آنلاین، منجر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; سرکوب، به‌جای ایجاد ثبات، به رشد شبکه‌های مخفی مقاومت در میان دانشجویان و کارگران دامن زده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر سیاسی، سرکوب مشروعیت رژیم را در سطح داخلی و بین‌المللی تضعیف کرده است. سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ واکنش‌های گسترده‌ای در سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری برانگیخت، که خواستار تحریم مقامات رژیم شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt; این اقدامات، رژیم را به عنوان یک نظام اقتدارگرا معرفی کرد که قادر به کسب رضایت مردمی نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; این تصویر به کاهش حمایت حتی در میان پایگاه سنتی رژیم، مانند طبقات مذهبی، منجر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرکوب همچنین به انزوای بیشتر رژیم در منطقه انجامید. سیاست‌های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، به‌ویژه در مناطق قومی، به کاهش نفوذ آن در خاورمیانه کمک کرد، به‌ویژه پس از تحولات منطقه‌ای مانند سقوط رژیم [[بشار اسد|&#039;&#039;&#039;بشار اسد&#039;&#039;&#039;]] در سوریه.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://fa.kurdistanukurd.com/?p=15242 رژیم تهران از بحران مشروعیت تا بحران حاکمیت - سایت کورد و کوردستان]&amp;lt;/ref&amp;gt; هزینه‌های مالی سرکوب، از جمله بودجه هنگفت نیروهای امنیتی، در حالی که مردم با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، به نارضایتی عمومی دامن زده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماحصل این‌که سرکوب، اگرچه رژیم را در کوتاه‌مدت در قدرت نگه داشته، به قیمت تضعیف هرچه بیشتر مشروعیت آن تمام شده است. این اقدامات، که برای کنترل جامعه طراحی شده بودند، به افزایش مقاومت مدنی و انزوای رژیم در داخل و خارج منجر شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:15&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=77274</id>
		<title>بحران مسکن در ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=77274"/>
		<updated>2025-05-13T10:01:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:بحران مسکن در ایران؛9.JPG|جایگزین=بحران مسکن در ایران|بندانگشتی|276x276پیکسل|&#039;&#039;&#039;بحران مسکن در ایران&#039;&#039;&#039;]]&#039;&#039;&#039;بحران مسکن در ایران&#039;&#039;&#039;، که با افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، کمبود واحدهای مسکونی، و ناتوانی شهروندان در تأمین سرپناه مشخص شده، یکی از چالش‌های اساسی این کشور در دهه‌های اخیر است. این بحران، که ریشه در سیاست‌های ناکارآمد و فساد گسترده‌ی جمهوری اسلامی دارد، زندگی میلیون‌ها ایرانی را فلج کرده و به اعتراضات اجتماعی و مهاجرت گسترده منجر شده است. عواملی چون احتکار زمین توسط نهادهای حکومتی، رانت‌خواری، و تخصیص منابع به پروژه‌های امنیتی به جای توسعه‌ی مسکن، این بحران را تشدید کرده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که کمبود ۷ میلیون واحد مسکونی، همراه با تورم بالا و رکود بازار، خانه‌دار شدن را برای بسیاری از ایرانیان به رویایی دست‌نیافتنی تبدیل کرده است. سیاست‌های نادرست، مانند وام‌های تورم‌زا و طرح‌های شکست‌خورده‌ی مسکن‌سازی، نه‌تنها مشکل را حل نکرده، بلکه [[اختلاف طبقاتی در ایران|&#039;&#039;&#039;شکاف طبقاتی&#039;&#039;&#039;]] و [[فقر در ایران|&#039;&#039;&#039;فقر&#039;&#039;&#039;]] را عمیق‌تر کرده است. این بحران، با تأثیر بر حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، و حتی امنیتی، به نارضایتی عمومی دامن زده و اعتراضات خیابانی و انتقادات گسترده در شبکه‌های اجتماعی را برانگیخته است. مقامات حکومتی، با لاپوشانی و عدم پذیرش مسئولیت، اعتماد عمومی را بیش از پیش تضعیف کرده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/32550419.html «شکست فاحش» در سیاست‌ها؛ چندوچون بحران مسکن در ایران - سایت رادیو فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://www.bbc.com/persian/articles/cw4yz2jvy4xo ادامه بحران مسکن و اجاره در ایران؛ عامل مهاجرت و اعتراضات خیابانی - سایت بی‌بی‌سی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.independentpersian.com/node/386231/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF/print%20%27/taxonomy/term/%27.%24node-%3Efield_main_section%5B%27und%27%5D%5B0%5D%5B%27tid%27%5D بحران مسکن، عامل اصلی کوچ از پایتخت و کلان‌شهرهای ایران به حاشیه - سایت ایندیپندنت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه==&lt;br /&gt;
[[پرونده:بحران مسکن در ایران؛4.JPG|جایگزین=حسرت مسکن در میان ایرانیان|بندانگشتی|271x271پیکسل|بحران مسکن در ایران]]ایران، با وجود منابع عظیم طبیعی و انسانی، با بحران مسکن بی‌سابقه‌ای مواجه است که میلیون‌ها شهروند را از دسترسی به سرپناه محروم کرده است. افزایش قیمت مسکن، که در دهه‌های اخیر چندین برابر درآمد متوسط خانوارها شده، همراه با کمبود واحدهای مسکونی و رکود بازار، خانه‌دار شدن را به چالشی غیرممکن برای بسیاری تبدیل کرده است. این بحران، که ریشه در سوءمدیریت، فساد، و سیاست‌های نادرست جمهوری اسلامی دارد، نه‌تنها اقتصاد و معیشت مردم را تحت تأثیر قرار داده، بلکه به مشکلات اجتماعی و امنیتی منجر شده است. نهادهای حکومتی، با احتکار زمین و رانت‌خواری، بخش عمده‌ای از منابع کشور را به جای توسعه‌ی مسکن، صرف پروژه‌های سیاسی و نظامی کرده‌اند. این در حالی است که گزارش‌ها از وجود میلیون‌ها خانه‌ی خالی حکایت دارند که به دلیل سیاست‌های ناکارآمد، در دسترس نیازمندان قرار نمی‌گیرند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://ir.voanews.com/a/some-sections-of-society-cannot-even-afford-to-rent-house/7577934.html بحران مسکن در ایران عمیق‌تر شد - سایت صدای آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.khabaronline.ir/news/2003651/%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DA%A9-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C رونمایی از بحران مسکن در ایران - سایت حکومتی خبرآنلاین]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://article.mojahedin.org/i/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C بحران مسکن: زمین‌گیر شدن میلیون‌ها ایرانی در سایه سیاست‌های مافیایی - سایت سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==علل ریشه‌ای بحران مسکن==&lt;br /&gt;
[[پرونده:بحران مسکن در ایران؛8.JPG|جایگزین=علل ریشه‌ای بحران مسکن|بندانگشتی|279x279پیکسل|علل ریشه‌ای بحران مسکن]]بحران مسکن در ایران، که میلیون‌ها شهروند را از دسترسی به سرپناه محروم کرده، ریشه در عوامل ساختاری و سیاست‌های ناکارآمد حکومتی دارد.&lt;br /&gt;
===احتکار زمین و ناکارآمدی بازار===&lt;br /&gt;
احتکار گسترده‌ی زمین توسط نهادهای حکومتی و وابستگان رژیم، یکی از عوامل اصلی کمبود عرضه‌ی مسکن است. دولت و نهادهای وابسته، حدود ۲ میلیون هکتار زمین را احتکار کرده‌اند، که این امر قیمت زمین را به‌ویژه در کلان‌شهرها به شدت افزایش داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/the-iranian-government-s-share-in-the-exorbitant-cost-of-housing/33196738.html «احتکار حدود ۲ میلیون هکتار زمین» توسط دولت پزشکیان در اوج قیمت مسکن - سایت رادیو فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt; این احتکار، که با هدف کسب سود و رانت‌خواری انجام می‌شود، عرضه‌ی زمین برای ساخت مسکن ارزان‌قیمت را محدود کرده است. سایت حکومتی تریبون ملت افشا می‌کند که مالکیت دولت بر بخش عمده‌ی زمین‌های شهری، مانع اصلی توسعه‌ی مسکن بوده و بازار را به انحصار نهادهای قدرت درآورده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://teriboonemellat.ir/%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/2158-%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86 مالکیت دولت بر زمین عامل اصلی بحران مسکن - سایت حکومتی تریبون ملت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناکارآمدی بازار مسکن نیز به این بحران دامن زده است. وجود میلیون‌ها خانه‌ی خالی، که عمدتاً توسط سرمایه‌گذاران و وابستگان حکومتی احتکار شده‌اند، در حالی که تقاضای واقعی برای مسکن تأمین نمی‌شود، به افزایش قیمت‌ها منجر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;[https://www.radiozamaneh.com/852623/ بحران مسکن در ایران: از احتکار خانه‌های خالی تا دزدسالاری و ارائه راه‌حل‌های غلط - سایت رادیو زمانه]&amp;lt;/ref&amp;gt; این وضعیت، که نتیجه‌ی فقدان سیاست‌های مالیاتی مؤثر برای جلوگیری از احتکار است، بازار مسکن را از دسترس اقشار کم‌درآمد خارج کرده است. کتاب «&#039;&#039;اقتصاد سیاسی ایران پس از انقلاب»&#039;&#039; نوشته‌ی سوزان مالونی تاکید می‌کند که ناکارآمدی نهادهای حکومتی در تنظیم بازار، به انحصار و رانت در بخش مسکن منجر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;کتاب «&#039;&#039;اقتصاد سیاسی ایران پس از انقلاب»&#039;&#039; نوشته‌ی سوزان مالونی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تورم و فساد گسترده===&lt;br /&gt;
تورم افسارگسیخته، که نتیجه‌ی سیاست‌های اقتصادی نادرست رژیم ایران است، قیمت مسکن را به سطحی غیرقابل‌دسترس برای اکثر ایرانیان رسانده است. سایت حکومتی دنیای اقتصاد گزارش می‌دهد که قیمت مسکن در تهران بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ بیش از ۲۰ برابر شده، در حالی که درآمد خانوارها تنها ۵ برابر افزایش یافته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-63/4163697-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B7%D9%85%D8%A6%D9%86 بحران مسکن در ایران؛ رکود، تورم و آینده‌ای نامطمئن - سایت حکومتی دنیای اقتصاد]&amp;lt;/ref&amp;gt; این شکاف، که ریشه در چاپ پول و کسری بودجه‌ی دولت دارد، خرید یا اجاره‌ی مسکن را برای اقشار متوسط و کم‌درآمد غیرممکن کرده است. تورم همراه با کاهش قدرت خرید، به عمیق‌تر شدن فقر و نابرابری منجر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;[https://persianepochtimes.com/the-housing-crisis-in-iran-is-the-cause-of-poverty/ بحران مسکن در ایران؛ عامل فقر، نابرابری و شکاف طبقاتی که عمیق‌تر می‌شود - سایت اپک تایمز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فساد و رانت‌خواری در نهادهای حکومتی نیز به تشدید بحران کمک کرده است. شبکه‌های مافیایی وابسته به رژیم، با استفاده از رانت‌های حکومتی، پروژه‌های مسکن‌سازی را به ابزار سودجویی تبدیل کرده‌اند، در حالی که واحدهای ساخته‌شده به نیازمندان نمی‌رسد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; این فساد، که شامل تخصیص غیرشفاف زمین و تسهیلات به افراد خاص است، اعتماد عمومی به سیاست‌های مسکن را از بین برده است. تخصیص منابع کشور به پروژه‌های نظامی و سیاسی، به جای رفع کمبود ۷ میلیون واحد مسکونی، این بحران را به یک چالش مزمن تبدیل کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;[https://iranfreedom.net/%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D9%84/ وضعیت بازار مسکن در ایران: از رکود به فلاکت - سایت ایران آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علل ریشه‌ای بحران مسکن، از احتکار زمین تا تورم و فساد، نتیجه‌ی مستقیم سیاست‌های ناکارآمد و اولویت‌های نادرست حکومتی است. این عوامل، بازار مسکن را دچار بحرانی کرده‌اند که زندگی میلیون‌ها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نقش سیاست‌های حکومتی==&lt;br /&gt;
[[پرونده:بحران مسکن در ایران؛2.JPG|جایگزین=بحران مسکن و سوءمدیریت حکومت|بندانگشتی|277x277پیکسل|بحران مسکن و سوءمدیریت حکومت]]سیاست‌های ناکارآمد و فسادمحور جمهوری اسلامی نقش محوری در تشدید بحران مسکن در ایران داشته است. این سیاست‌ها، از رانت‌خواری و احتکار زمین تا اجرای طرح‌های غیرموثر و عدم شفافیت، نه‌تنها مشکل کمبود مسکن را حل نکرده، بلکه آن را به یک چالش مزمن تبدیل کرده است.&lt;br /&gt;
===رانت‌خواری و سوءمدیریت در طرح‌های مسکن‌سازی===&lt;br /&gt;
نهادهای حکومتی و وابستگان رژیم، با احتکار زمین و کنترل بازار مسکن، دسترسی شهروندان به سرپناه را محدود کرده‌اند. نهادهای دولتی و شبه‌دولتی، مانند &#039;&#039;&#039;[[بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی|بنیاد مستضعفان]]&#039;&#039;&#039;، حدود ۲ میلیون هکتار زمین را احتکار کرده‌اند، که این امر قیمت زمین را در شهرهای بزرگ به شدت افزایش داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; این احتکار، که با هدف سودجویی و رانت‌خواری انجام می‌شود، مانع از توسعه‌ی مسکن مقرون‌به‌صرفه شده است. شبکه‌های مافیایی وابسته به رژیم، با کنترل زمین و مصالح ساختمانی، بازار مسکن را به نفع خود دستکاری می‌کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرح‌های حکومتی مانند «مسکن مهر» و «مسکن ملی» نیز به دلیل سوءمدیریت و فساد، نتوانسته‌اند بحران را رفع کنند. این طرح‌ها به دلیل کیفیت پایین ساخت، مکان‌یابی نامناسب، و فساد در تخصیص بودجه، با شکست مواجه شده‌اند و بسیاری از واحدها خالی یا غیرقابل سکونت مانده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; سایت حکومتی فرارو افشا کرد که وام‌های مسکن، که قرار بود به خانه‌دار شدن کمک کنند، با ایجاد تورم بیشتر، قیمت‌ها را افزایش داده و اقشار کم‌درآمد را فقیرتر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://fararu.com/fa/news/863151/%D8%AA%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D9%88%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85 تزریق وام مسکن؛ سوخت تازه برای تورم - سایت حکومتی فرارو]&amp;lt;/ref&amp;gt; سوزان مالونی در کتاب خود تأکید می‌کند که تخصیص منابع به پروژه‌های سیاسی و نظامی، به جای توسعه‌ی زیرساخت‌های مسکن، این بحران را تشدید کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===نداشتن شفافیت و لاپوشانی مسئولیت===&lt;br /&gt;
مقامات حکومتی، با  لاپوشانی دلایل واقعی بحران مسکن، اعتماد عمومی را تضعیف کرده‌اند. رژیم ایران به جای پذیرش مسئولیت سوءمدیریت و فساد، عوامل خارجی مانند تحریم‌ها را مقصر جلوه داده، در حالی که رانت‌خواری داخلی نقش بزرگ‌تری داشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; این لاپوشانی، همراه با تناقض‌گویی مقامات، خشم عمومی را برانگیخته است. سایت حکومتی دنیای اقتصاد افشا کرد که آمارهای رسمی درباره‌ی تعداد خانه‌های خالی و کمبود مسکن اغلب دستکاری می‌شوند تا عمق بحران پنهان بماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاسخگو نبودن رژیم در برابر ناکارآمدی سیاست‌های مسکن‌سازی نیز به بی‌اعتمادی دامن زده است. مقامات جمهوری اسلامی با وعده‌های غیرواقعی مانند ساخت ۴ میلیون واحد مسکونی، سعی در آرام کردن افکار عمومی داشته‌اند، اما این وعده‌ها بدون پشتوانه‌ی مالی و اجرایی باقی مانده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt; همچنین فقدان نظارت بر پروژه‌های مسکن و فساد در قراردادها، منابع عمومی را هدر داده و بحران را عمیق‌تر کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; این سیاست‌های غیرشفاف، که اولویت را به حفظ قدرت رژیم داده، نه‌تنها مشکل مسکن را حل نکرده، بلکه نارضایتی اجتماعی را به سطح بی‌سابقه‌ای رسانده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاست‌های حکومتی، از رانت‌خواری تا لاپوشانی، بحران مسکن را به یک معضل ساختاری تبدیل کرده است. این رویکرد، که ریشه در فساد و اولویت‌های نادرست رژیم دارد، توانایی شهروندان برای دسترسی به سرپناه را به شدت محدود کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==پیامدهای اقتصادی و اجتماعی==&lt;br /&gt;
بحران مسکن در ایران، با افزایش قیمت‌ها و کمبود واحدهای مسکونی، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای به دنبال داشته که زندگی میلیون‌ها شهروند را تحت تأثیر قرار داده است. این پیامدها، که ریشه در سیاست‌های ناکارآمد و فساد حکومتی دارند، از فقر و نابرابری تا مهاجرت و کاهش کیفیت زندگی را دربرمی‌گیرند.&lt;br /&gt;
===تشدید فقر و نابرابری===&lt;br /&gt;
[[پرونده:بحران مسکن در ایران؛6.JPG|جایگزین=بحران مسکن و تشدید فقر و نابرابری|بندانگشتی|274x274پیکسل|بحران مسکن و تشدید فقر و نابرابری]]افزایش سرسام‌آور قیمت مسکن، همراه با تورم و کاهش قدرت خرید، فقر را در میان اقشار کم‌درآمد ایران تشدید کرده است. هزینه‌ی مسکن در شهرهای بزرگ مانند تهران، بیش از ۷۰ درصد درآمد خانوارهای متوسط را می‌بلعد، که این امر بسیاری را به زیر خط فقر کشانده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; همچنین بسیاری از خانواده‌ها حتی توان پرداخت اجاره را ندارند و به اجبار در مناطق حاشیه‌ای یا مسکن‌های غیراستاندارد ساکن شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; این وضعیت، که نتیجه‌ی احتکار زمین و رانت‌خواری نهادهای حکومتی است، شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۴۰۴، مستاجران به دلیل افزایش ۵۰ درصدی اجاره‌بها در برخی مناطق، با فشار مالی بی‌سابقه‌ای مواجه شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://pelikan.media/ni/2xvEtvyL6sHmAFZdo بحران مسکن در ۱۴۰۴ مستاجران را بیچاره کرد - سایت پلیکان‌مدیا]&amp;lt;/ref&amp;gt; این فشار، که با سیاست‌های تورم‌زای رژیم مانند تزریق وام‌های ناکارآمد تشدید شده، فرصت خانه‌دار شدن را برای کارگران و طبقات متوسط از بین برده است. کتاب &#039;&#039;«دموکراسی آیت‌الله‌ها»&#039;&#039; نوشته‌ی هومان مجد تأکید می‌کند که سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی، که منابع را به نفع نخبگان حکومتی توزیع می‌کند، نابرابری را به یک چالش ساختاری تبدیل کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;کتاب &#039;&#039;«دموکراسی آیت‌الله‌ها»&#039;&#039; نوشته‌ی هومان مجد&amp;lt;/ref&amp;gt; سایت حکومتی تجارت‌نیوز نیز اذعان کرد که رکود بازار مسکن، همراه با تورم، طبقات پایین را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tejaratnews.com/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%9B-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1 بحران قیمت و رکود تقاضا؛ بازار مسکن ایران در سال ۱۴۰۴ - سایت حکومتی تجارت‌نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===مهاجرت و کاهش کیفیت زندگی===&lt;br /&gt;
بحران مسکن به [[مهاجرت در ایران|&#039;&#039;&#039;مهاجرت&#039;&#039;&#039;]] گسترده از کلان‌شهرها به مناطق حاشیه‌ای و شهرهای کوچک منجر شده است. همچنین افزایش هزینه‌های مسکن در تهران و دیگر شهرهای بزرگ، بسیاری از خانواده‌ها را وادار به ترک پایتخت و اسکان در حاشیه‌های شهری با زیرساخت‌های ضعیف کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; این مهاجرت‌ها که نتیجه‌ی ناتوانی در تأمین سرپناه است، به گسترش زاغه‌نشینی و کاهش کیفیت زندگی منجر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; این وضعیت، با بی‌توجهی رژیم به توسعه‌ی مسکن ارزان‌قیمت، به یک بحران اجتماعی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاهش کیفیت زندگی نیز از پیامدهای بارز این بحران است. بسیاری از ایرانیان، به دلیل هزینه‌های بالای مسکن، از نیازهای اساسی مانند آموزش و درمان صرف‌نظر می‌کنند، که این امر سلامت جسمی و روانی جامعه را تهدید کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/why-owning-a-home-in-iran-has-become-a-nightmare/33137226.html چرا رؤیای خانه‌دارشدن در جمهوری اسلامی به «کابوس» تبدیل شد و راه چاره چیست؟ - رادیو فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین بحران مسکن، با ایجاد فشار روانی و ناامیدی، به کاهش امید به آینده در میان جوانان منجر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.independentpersian.com/node/412120/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D8%B4%D8%B4-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%87 آینده بازار مسکن در ایران؛ خواب عمیق شش ماهه - ایندیپندنت]&amp;lt;/ref&amp;gt; علاوه بر این‌ها، ناکارآمدی رژیم در مدیریت بازار مسکن، به افزایش تنش‌های اجتماعی و احساس محرومیت در میان شهروندان دامن زده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بحران مسکن، از فقر و نابرابری تا مهاجرت و کاهش کیفیت زندگی، نتیجه‌ی مستقیم سوءمدیریت و فساد حکومتی است. این مسائل، جامعه‌ی ایران را به سمت ناپایداری اجتماعی و اقتصادی سوق داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==واکنش‌های مردمی==&lt;br /&gt;
بحران مسکن در ایران، با افزایش قیمت‌ها و ناتوانی در تأمین سرپناه، به واکنش‌های گسترده‌ی مردمی منجر شده که نشان‌دهنده‌ی خشم عمومی از سوءمدیریت و فساد حکومتی است. این واکنش‌ها، از اعتراضات خیابانی تا انتقادات در شبکه‌های اجتماعی، رژیم را تحت فشار قرار داده و نارضایتی را به سطحی بی‌سابقه رسانده است.[[پرونده:تجمع اعتراضی متقاضیان مسکن ملی.JPG|جایگزین=تجمع اعتراضی متقاضیان مسکن ملی|بندانگشتی|280x280پیکسل|تجمع اعتراضی متقاضیان مسکن ملی]]افزایش هزینه‌های مسکن و کمبود واحدهای مسکونی، به اعتراضات خیابانی در شهرهای مختلف ایران دامن زده است. در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، صدها نفر در تهران، مشهد، و کرج به خیابان‌ها آمدند و با شعارهایی علیه سیاست‌های حکومتی، خواستار کاهش قیمت مسکن و توقف رانت‌خواری شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; این اعتراضات، که اغلب با سرکوب نیروهای امنیتی مواجه شد، نشان‌دهنده‌ی عمق نارضایتی از ناکارآمدی رژیم در مدیریت بحران بود. بحران مسکن، با تبدیل شدن به یک مسئله‌ی امنیتی، به اعتراضات گسترده‌ای منجر شده که نظام جمهوی اسلامی را به چالش کشیده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;[https://www.independentpersian.com/node/322056/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D9%83%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%D9%8A%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA بحران مسكن در ایران به بحرانی امنیتی تبديل شده است - ایندیپندنت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعتصابات نیز به یکی از اشکال مقاومت مردمی تبدیل شده است. کارگران ساختمانی و مستاجران در برخی مناطق، به دلیل فشارهای مالی ناشی از افزایش اجاره‌بها، دست به اعتصاب و تجمع زدند و خواستار اصلاح سیاست‌های مسکن شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; این اقدامات، که نتیجه‌ی بی‌توجهی رژیم به نیازهای اقشار کم‌درآمد بود، فشار اجتماعی بر مقامات را افزایش داد. سایت حکومتی انصاف‌نیوز فاش کرد که مقامات، به جای پاسخ به مطالبات، اعتراضات را به عوامل خارجی نسبت دادند، که این امر خشم عمومی را تشدید کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ensafnews.com/555641/%DA%AF%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86-%D8%AF/ گوشه‌ای از فرآیند تاریخی بحران مسکن در ایران - سایت حکومتی انصاف‌نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt; هومان مجد در کتاب «دموکراسی آیت‌الله‌ها» تأکید می‌کند که چنین واکنش‌های مردمی، نتیجه‌ی شکاف عمیق میان مردم و رژیم به دلیل فساد و سوءمدیریت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===انتقادات در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها===&lt;br /&gt;
شبکه‌های اجتماعی به بستری برای ابراز نارضایتی عمومی از بحران مسکن تبدیل شده‌اند. در سال ۱۴۰۴، هشتگ‌هایی مانند «بحران مسکن» و «اجاره‌نشینی» در شبکه ایکس و اینستاگرام ترند شدند، و کاربران با انتشار تصاویر خانه‌های خالی و انتقاد از احتکار زمین توسط نهادهای حکومتی، سیاست‌های رژیم را به چالش کشیدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt; این انتقادات، که اغلب با طنز تلخ همراه بود، ناکارآمدی طرح‌های مسکن‌سازی و فساد مقامات را هدف قرار داد. همچنین کاربران، تخصیص بودجه به پروژه‌های نظامی و منطقه‌ای را به عنوان دلیل اصلی بحران مسکن محکوم کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسانه‌های مستقل نیز نقش مهمی در افشای ابعاد بحران داشتند. سایت رادیو فردا گزارش می‌دهد که گزارش‌های تحقیقی رسانه‌ها، رانت‌خواری در پروژه‌های مسکن و تأثیر آن بر فقر و نابرابری را برجسته کردند، که به افزایش آگاهی عمومی منجر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; این انتقادات، با افشای تناقض‌گویی مقامات، به بسیج افکار عمومی علیه سیاست‌های حکومتی کمک کرد. واکنش‌های مردمی، از اعتراضات تا انتقادات آنلاین، نشان‌دهنده‌ی رد گسترده‌ی سیاست‌های رژیم در مدیریت بحران مسکن است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع:==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B0&amp;diff=77273</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B0&amp;diff=77273"/>
		<updated>2025-05-13T09:46:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:غزاله علیزاده.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[غزاله علیزاده]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[غزاله علیزاده]] (زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ در مشهد - درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵) از نسل اول زنان نویسنده در ایران بود. مادر او منیرالسادات سیدی نیز نویسندگی می‌کرد و شعر نیز می‌سرود.[۱] غزاله علیزاده دبیرستان را در مشهد به پایان برد. او لیسانس حقوق را از دانشگاه تهران گرفت[۲] و برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. غزاله علیزاده در رشته فلسفه در دانشگاه سوربن به تحصیل پرداخت.[۱]&lt;br /&gt;
غزاله علیزاده داستان‌نویسی را در دهه ۴۰ آغاز کرد. اولین مجموعه داستان او با نام «سفر ناگذشتنی» در سال ۱۳۵۶ منتشر شد.[۳] پس از استقرار جمهوری اسلامی به خصوص پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که مخالفان جمهوری اسلامی تحت تعقیب قرار گرفتند غزاله علیزاده به برخی از آنها پناه داده و جا و مکان در اختیار آنان قرار می‌داد. او به همین دلیل مورد آزار و شکنجه قرار گرفت [[غزاله علیزاده|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ - درگذشت [[حسین منزوی]]، غزل‌سرای بزرگ معاصر ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت-  اعلام رسمی خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت ایالات متحده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۳ - شهادت [[وارطان سالاخانیان]]، از آزادی‌خواهان زمان شاه، در زیر شکنجه‌های ساواک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹-اعدام [[فرزاد کمانگر]] معلم کُرد و فعال حقوق بشر،علی حیدریان، فرهاد وکیلی، [[شیرین علم‌هولی]] و مهدی اسلامیان،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ - [[غزاله علیزاده]]، داستان‌نویس ایرانی، به طرز مشکوکی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷- اعدام [[خسرو روزبه]] از مؤسسان سازمان نظامی حزب توده ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۷- زادروز [[مریم میرزاخانی]] ریاضیدان ایرانی ساکن آمریکا، اولین زن برنده جایزه فیلدز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۵ اردیبهشت - روز بزرگداشت حکیم [[ابوالقاسم فردوسی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت - قتل [[آقامحمدخان قاجار]]، (زاده: ۱۱۲۱)، در شوشی به دست فراشان حکومتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۲۶۱ - زادروز [[دکتر محمد مصدق]]، دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ (مرگ ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
{{خرداد}}&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۴ - شهادت [[عفت حداد]] و [[فرشته اسفندیاری]] از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عملیات تروریستی جهموری اسلامی در عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت منصور رادپور از اعضای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در زندان در اثر عدم رسیدگی‌های پزشکی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت [[بهرام عالیوندی]] هنرمند و نقاش عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۰۰ - زادروز جلیل شهناز، نوازنده برجسته‌ی ایران (درگذشت ۱۳۹۲)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B0&amp;diff=77272</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B0&amp;diff=77272"/>
		<updated>2025-05-13T09:45:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:غزاله علیزاده.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[غزاله علیزاده]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[غزاله علیزاده]] (زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ در مشهد - درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵) از نسل اول زنان نویسنده در ایران بود. مادر او منیرالسادات سیدی نیز نویسندگی می‌کرد و شعر نیز می‌سرود.[۱] غزاله علیزاده دبیرستان را در مشهد به پایان برد. او لیسانس حقوق را از دانشگاه تهران گرفت[۲] و برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. غزاله علیزاده در رشته فلسفه در دانشگاه سوربن به تحصیل پرداخت.[۱]&lt;br /&gt;
غزاله علیزاده داستان‌نویسی را در دهه ۴۰ آغاز کرد. اولین مجموعه داستان او با نام «سفر ناگذشتنی» در سال ۱۳۵۶ منتشر شد.[۳] پس از استقرار جمهوری اسلامی به خصوص پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که مخالفان جمهوری اسلامی تحت تعقیب قرار گرفتند غزاله علیزاده به برخی از آنها پناه داده و جا و مکان در اختیار آنان قرار می‌داد. او به همین دلیل مورد آزار و شکنجه قرار گرفت [[غزاله علیزاده|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ - درگذشت [[حسین منزوی]]، غزل‌سرای بزرگ معاصر ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت-  اعلام رسمی خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت ایالات متحده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۳ - شهادت [[وارطان سالاخانیان]]، از آزادی‌خواهان زمان شاه، در زیر شکنجه‌های ساواک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹-اعدام [[فرزاد کمانگر]] معلم کُرد و فعال حقوق بشر،علی حیدریان، فرهاد وکیلی، [[شیرین علم‌هولی]] و مهدی اسلامیان،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ - [[غزاله علیزاده]]، داستان‌نویس ایرانی، به طرز مشکوکی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷- اعدام [[خسرو روزبه]] از مؤسسان سازمان نظامی حزب توده ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۷- زادروز [[مریم میرزاخانی]] ریاضیدان ایرانی ساکن آمریکا، اولین زن برنده جایزه فیلدز&lt;br /&gt;
{{خرداد}}&lt;br /&gt;
* ۲۵ اردیبهشت - روز بزرگداشت حکیم [[ابوالقاسم فردوسی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت - قتل [[آقامحمدخان قاجار]]، (زاده: ۱۱۲۱)، در شوشی به دست فراشان حکومتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۲۶۱ - زادروز [[دکتر محمد مصدق]]، دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ (مرگ ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۴ - شهادت [[عفت حداد]] و [[فرشته اسفندیاری]] از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عملیات تروریستی جهموری اسلامی در عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت منصور رادپور از اعضای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در زندان در اثر عدم رسیدگی‌های پزشکی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت [[بهرام عالیوندی]] هنرمند و نقاش عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۰۰ - زادروز جلیل شهناز، نوازنده برجسته‌ی ایران (درگذشت ۱۳۹۲)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B6&amp;diff=77245</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B6&amp;diff=77245"/>
		<updated>2025-05-12T06:02:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;محمد شمس&amp;lt;/big&amp;gt; }} محمد شمس، (زاده ۱۳۳۳، تهران) آهنگ‌ساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر برجسته و شهیر ایران و عضو شورای ملی مقاومت و از حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:محمد شمس1.JPG|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[محمد شمس]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[محمد شمس]]، (زاده ۱۳۳۳، تهران) آهنگ‌ساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر برجسته و شهیر ایران و عضو شورای ملی مقاومت و از حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمد شمس در سال ۱۳۴۳، وارد هنرستان عالی موسیقی و در سال ۱۳۴۵، وارد هنرستان موسیقی ملی شد. استاد محمد شمس در سال ۱۳۵۳، دیپلم موسیقی را از هنرکده موسیقی ایران دریافت کرد و در سال ۱۳۵۸، در همان هنرکده موفق به اخذ لیسانس موسیقی شد. محمد شمس در اوایل انقلاب ضدسلطنتی در سن ۲۶ سالگی رهبر ارکستر سمفونیک رادیو تلویزیون ملی ایران شد، اما با روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی که با سرکوب هنر و هنرمند همراه بود، از سمت خود کناره گرفت. استاد محمد شمس در زمان انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و پس از آن، هنر خود را در خدمت مبارزه با رژیم مذهبی تازه به‌قدرت رسیده قرار داد. او در ساختن بسیاری از ترانه-سرودهای سازمان مجاهدین خلق نقش داشته است که از جمله می‌توان به سرود میلیشیا و رایت شرف اشاره کرد. استاد محمد شمس بیش از ۱۰۰۰اثر ارزنده در کارنامه هنری خود دارد و این آثار در فرم‌ها و سبک‌های بسیار متنوعی خلق شده که شامل قطعاتی برای ارکستر بزرگ، ارکستر ایرانی، ارکستر الکترونیک، ارکستر تلفیقی و انواع ترانه، سرود، ترانه-سرود و تصنیف است. استاد محمد شمس ترانه‌های بسیار زیادی از خوانندگان معروف را آهنگ‌سازی و تنظیم کرده است.از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به ترانه‌ی خلیج فارس (ابی)، غربت (ابی)، مرغ خسته (فریدون فروغی) و... اشاره کرد... [[محمد شمس|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد  ۱۳۶۷ - سالروز &amp;lt;big&amp;gt;[[عملیات چلچراغ]]&amp;lt;/big&amp;gt; توسط [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادیبخش ملی ایران]] و فتح شهر مهران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۹ خرداد- درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;دکتر علی شریعتی&amp;lt;/big&amp;gt;، نویسنده، روشنفکر و جامعه‌شناس (زاده ۱۳۱۲)&lt;br /&gt;
{{تیر}}&lt;br /&gt;
* ۳۰ خرداد- سالروز &amp;lt;big&amp;gt;[[تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰]]&amp;lt;/big&amp;gt;، سالروز اعلام مقاومت مسلحانه توسط مجاهدین در برابر خمینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳۰ خرداد- سالروز &amp;lt;big&amp;gt;[[انفجار حرم امام رضا]]&amp;lt;/big&amp;gt; توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران که به مجاهدین خلق نسبت داده شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲ تیر-درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[ندا حسنی]]&amp;lt;/big&amp;gt; پس از خودسوزی در اعتراض به دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه و احتمال استراداد او به ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲ تیر -۱۳۱۸ - زاد روز &amp;lt;big&amp;gt;[[صمد بهرنگی]]&amp;lt;/big&amp;gt; نویسنده ادبیات کودکان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۶ تیر۱۸۳۳- قتل &amp;lt;big&amp;gt;[[قائم‌مقام فراهانی]]&amp;lt;/big&amp;gt; در باغ نگارستان به دستور محمد شاه قاجار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۸ تیر ۱۳۵۵- درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[حمید اشرف]]&amp;lt;/big&amp;gt; و ۹ فدایی دیگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۰ تیر ۱۳۷۷ - &amp;lt;big&amp;gt;[[سهراب شهیدثالث]]&amp;lt;/big&amp;gt; فیلمساز و کارگردان موج نو در ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۱ تیر۱۳۷۳ - ترور &amp;lt;big&amp;gt;[[قتل کشیش‌های مسیحی|اسقف ميكائيليان]]&amp;lt;/big&amp;gt; توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲ تیر ۱۳۸۲(مصادف با ۱۷ ژوئن همان سال)-آزادی [[مریم رجوی]] از زندان فرانسه و بازگشت او به اورسوزاز پس از [[کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳|ماجرای کودتای ۱۷ ژوئن]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲ تیر ۱۳۰۳ - کشته شدن &amp;lt;big&amp;gt;[[میرزاده عشقی]]&amp;lt;/big&amp;gt; به دست مأموران رضاخان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳ تیر ۱۳۷۷-درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[صادق چوبک]]&amp;lt;/big&amp;gt; نویسنده ایرانی در آمریکا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۷۸- آغاز &amp;lt;big&amp;gt;[[حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸-۲۳ تیر ۱۳۷۸)|حمله به کوی دانشگاه تهران]]&amp;lt;/big&amp;gt; پس از اعتراضات دانشجویی در این دانشگاه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۷۸- ۱۳۷۸- کشته شدن &amp;lt;big&amp;gt;عزت ابراهیم‌نژاد&amp;lt;/big&amp;gt; توسط نیروهای امنیتی رژیم ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۷۸-کشته یا ناپدید شدن &amp;lt;big&amp;gt;[[فرشته علیزاده]]&amp;lt;/big&amp;gt; در جریان حمله نیروهای حکومتی به کوی دانشگاه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۸۸- حمله به خوابگاه‌های دانشگاه امیرکبیر و آغاز &amp;lt;big&amp;gt;[[تظاهرات ۱۳۸۸]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۹۳- مرگ &amp;lt;big&amp;gt;[[محمد محمدی گیلانی]]&amp;lt;/big&amp;gt; حاکم شرع رژیم ایرانو مسئول اعدام‌ هزاران زندانی سیاسی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B5&amp;diff=77244</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B5&amp;diff=77244"/>
		<updated>2025-05-12T06:01:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;محمد شمس&amp;lt;/big&amp;gt; }} محمد شمس، (زاده ۱۳۳۳، تهران) آهنگ‌ساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر برجسته و شهیر ایران و عضو شورای ملی مقاومت و از حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:محمد شمس1.JPG|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[محمد شمس]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[محمد شمس]]، (زاده ۱۳۳۳، تهران) آهنگ‌ساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر برجسته و شهیر ایران و عضو شورای ملی مقاومت و از حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمد شمس در سال ۱۳۴۳، وارد هنرستان عالی موسیقی و در سال ۱۳۴۵، وارد هنرستان موسیقی ملی شد. استاد محمد شمس در سال ۱۳۵۳، دیپلم موسیقی را از هنرکده موسیقی ایران دریافت کرد و در سال ۱۳۵۸، در همان هنرکده موفق به اخذ لیسانس موسیقی شد. محمد شمس در اوایل انقلاب ضدسلطنتی در سن ۲۶ سالگی رهبر ارکستر سمفونیک رادیو تلویزیون ملی ایران شد، اما با روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی که با سرکوب هنر و هنرمند همراه بود، از سمت خود کناره گرفت. استاد محمد شمس در زمان انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و پس از آن، هنر خود را در خدمت مبارزه با رژیم مذهبی تازه به‌قدرت رسیده قرار داد. او در ساختن بسیاری از ترانه-سرودهای سازمان مجاهدین خلق نقش داشته است که از جمله می‌توان به سرود میلیشیا و رایت شرف اشاره کرد. استاد محمد شمس بیش از ۱۰۰۰اثر ارزنده در کارنامه هنری خود دارد و این آثار در فرم‌ها و سبک‌های بسیار متنوعی خلق شده که شامل قطعاتی برای ارکستر بزرگ، ارکستر ایرانی، ارکستر الکترونیک، ارکستر تلفیقی و انواع ترانه، سرود، ترانه-سرود و تصنیف است. استاد محمد شمس ترانه‌های بسیار زیادی از خوانندگان معروف را آهنگ‌سازی و تنظیم کرده است.از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به ترانه‌ی خلیج فارس (ابی)، غربت (ابی)، مرغ خسته (فریدون فروغی) و... اشاره کرد... [[محمد شمس|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد  ۱۳۶۷ - سالروز &amp;lt;big&amp;gt;[[عملیات چلچراغ]]&amp;lt;/big&amp;gt; توسط [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادیبخش ملی ایران]] و فتح شهر مهران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۹ خرداد- درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;دکتر علی شریعتی&amp;lt;/big&amp;gt;، نویسنده، روشنفکر و جامعه‌شناس (زاده ۱۳۱۲)&lt;br /&gt;
{{تیر}}&lt;br /&gt;
* ۳۰ خرداد- سالروز &amp;lt;big&amp;gt;[[تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰]]&amp;lt;/big&amp;gt;، سالروز اعلام مقاومت مسلحانه توسط مجاهدین در برابر خمینی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳۰ خرداد- سالروز &amp;lt;big&amp;gt;[[انفجار حرم امام رضا]]&amp;lt;/big&amp;gt; توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران که به مجاهدین خلق نسبت داده شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲ تیر-درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[ندا حسنی]]&amp;lt;/big&amp;gt; پس از خودسوزی در اعتراض به دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه و احتمال استراداد او به ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲ تیر -۱۳۱۸ - زاد روز &amp;lt;big&amp;gt;[[صمد بهرنگی]]&amp;lt;/big&amp;gt; نویسنده ادبیات کودکان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۶ تیر۱۸۳۳- قتل &amp;lt;big&amp;gt;[[قائم‌مقام فراهانی]]&amp;lt;/big&amp;gt; در باغ نگارستان به دستور محمد شاه قاجار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۸ تیر ۱۳۵۵- درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[حمید اشرف]]&amp;lt;/big&amp;gt; و ۹ فدایی دیگر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۰ تیر ۱۳۷۷ - &amp;lt;big&amp;gt;[[سهراب شهیدثالث]]&amp;lt;/big&amp;gt; فیلمساز و کارگردان موج نو در ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۱ تیر۱۳۷۳ - ترور &amp;lt;big&amp;gt;[[قتل کشیش‌های مسیحی|اسقف ميكائيليان]]&amp;lt;/big&amp;gt; توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲ تیر ۱۳۸۲(مصادف با ۱۷ ژوئن همان سال)-آزادی [[مریم رجوی]] از زندان فرانسه و بازگشت او به اورسوزاز پس از [[کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳|ماجرای کودتای ۱۷ ژوئن]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲ تیر ۱۳۰۳ - کشته شدن &amp;lt;big&amp;gt;[[میرزاده عشقی]]&amp;lt;/big&amp;gt; به دست مأموران رضاخان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳ تیر ۱۳۷۷-درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[صادق چوبک]]&amp;lt;/big&amp;gt; نویسنده ایرانی در آمریکا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۷۸- آغاز &amp;lt;big&amp;gt;[[حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸-۲۳ تیر ۱۳۷۸)|حمله به کوی دانشگاه تهران]]&amp;lt;/big&amp;gt; پس از اعتراضات دانشجویی در این دانشگاه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۷۸- ۱۳۷۸- کشته شدن &amp;lt;big&amp;gt;عزت ابراهیم‌نژاد&amp;lt;/big&amp;gt; توسط نیروهای امنیتی رژیم ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۷۸-کشته یا ناپدید شدن &amp;lt;big&amp;gt;[[فرشته علیزاده]]&amp;lt;/big&amp;gt; در جریان حمله نیروهای حکومتی به کوی دانشگاه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۸۸- حمله به خوابگاه‌های دانشگاه امیرکبیر و آغاز &amp;lt;big&amp;gt;[[تظاهرات ۱۳۸۸]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ تیر ۱۳۹۳- مرگ &amp;lt;big&amp;gt;[[محمد محمدی گیلانی]]&amp;lt;/big&amp;gt; حاکم شرع رژیم ایرانو مسئول اعدام‌ هزاران زندانی سیاسی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B4&amp;diff=77243</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B4&amp;diff=77243"/>
		<updated>2025-05-12T06:01:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;محمد شمس&amp;lt;/big&amp;gt; }} محمد شمس، (زاده ۱۳۳۳، تهران) آهنگ‌ساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر برجسته و شهیر ایران و عضو شورای ملی مقاومت و از حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:محمد شمس1.JPG|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[محمد شمس]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[محمد شمس]]، (زاده ۱۳۳۳، تهران) آهنگ‌ساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر برجسته و شهیر ایران و عضو شورای ملی مقاومت و از حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمد شمس در سال ۱۳۴۳، وارد هنرستان عالی موسیقی و در سال ۱۳۴۵، وارد هنرستان موسیقی ملی شد. استاد محمد شمس در سال ۱۳۵۳، دیپلم موسیقی را از هنرکده موسیقی ایران دریافت کرد و در سال ۱۳۵۸، در همان هنرکده موفق به اخذ لیسانس موسیقی شد. محمد شمس در اوایل انقلاب ضدسلطنتی در سن ۲۶ سالگی رهبر ارکستر سمفونیک رادیو تلویزیون ملی ایران شد، اما با روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی که با سرکوب هنر و هنرمند همراه بود، از سمت خود کناره گرفت. استاد محمد شمس در زمان انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و پس از آن، هنر خود را در خدمت مبارزه با رژیم مذهبی تازه به‌قدرت رسیده قرار داد. او در ساختن بسیاری از ترانه-سرودهای سازمان مجاهدین خلق نقش داشته است که از جمله می‌توان به سرود میلیشیا و رایت شرف اشاره کرد. استاد محمد شمس بیش از ۱۰۰۰اثر ارزنده در کارنامه هنری خود دارد و این آثار در فرم‌ها و سبک‌های بسیار متنوعی خلق شده که شامل قطعاتی برای ارکستر بزرگ، ارکستر ایرانی، ارکستر الکترونیک، ارکستر تلفیقی و انواع ترانه، سرود، ترانه-سرود و تصنیف است. استاد محمد شمس ترانه‌های بسیار زیادی از خوانندگان معروف را آهنگ‌سازی و تنظیم کرده است.از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به ترانه‌ی خلیج فارس (ابی)، غربت (ابی)، مرغ خسته (فریدون فروغی) و... اشاره کرد... [[محمد شمس|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت - قتل [[آقامحمدخان قاجار]]، (زاده: ۱۱۲۱)، در شوشی به دست فراشان حکومتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۲۶۱ - زادروز [[دکتر محمد مصدق]]، دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ (مرگ ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت منصور رادپور از اعضای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در زندان در اثر عدم رسیدگی‌های پزشکی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت [[بهرام عالیوندی]] هنرمند و نقاش عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۰۰ - زادروز جلیل شهناز، نوازنده برجسته‌ی ایران (درگذشت ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۸۲- در گذشت [[عماد رام]] آهنگساز ، نوازنده و خواننده ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۴ خرداد - اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران؛ [[محمد حنیف‌نژاد]]، [[سعید محسن]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۵۰- شهادت [[اميرپرويز پويان]] و همرزمانش توسط ساواک شاه.&lt;br /&gt;
{{خرداد}}&lt;br /&gt;
* ۵ خرداد- درگذشت رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی، گوینده اذان ایرانی مشهور و تاریخی ایران (زادهٔ ۱۳۰۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۹ خرداد(۳۰ می)- مرگ [[ژاندارک]] قهرمان ملی فرانسه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ -  اعدام زندانی مجاهد [[غلامرضا خسروی]] در زندان گوهردشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ - پرواز [[مسعود رجوی]] از پاریس به بغداد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۰ خرداد ۱۳۷۸ - پرتاب ۴ موشک اسکات به قرارگاه اشرف، مقر [[مجاهدین خلق ایران]]، توسط رژیم ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۰ خرداد ۱۳۷۴ - [[علی‌اصغر بهاری]]، از استادان موسیقی و نوازندهٔ کمانچه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ خرداد ۱۳۵۹ - [[گردهمایی هواداران مجاهدین در استادیوم امجدیه ۲۲ خرداد ۱۳۵۹|میتینگ مجاهدین خلق در امجدیه تهران]] و سخنرانی مسعود رجوی که به همین نام شهرت یافت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۳ خرداد ۱۳۸۸-آغاز [[تظاهرات ۱۳۸۸]] پس از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ - زادروز [[ارنستو چه‌گوارا]]، از بزرگترین انقلابیون تاریخ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ - جان باختن مجاهد خلق [[رضا رضایی]] در یک درگیری با [[ساواک]] شاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد ۱۲۶۱- زادروز [[دکتر محمد مصدق]] (درگذشت ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد ۱۳۸۲ - تهاجم پليس فرانسه به اورسورواز ([[کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳|کودتای ۱۷ ژوئن]]) و دستگیری [[مریم رجوی]] و اعضای شورای ملی مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد  ۱۳۶۷ - سالروز [[عملیات چلچراغ|&#039;&#039;&#039;عملیات چلچراغ&#039;&#039;&#039;]] توسط [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|&#039;&#039;&#039;ارتش آزادیبخش ملی ایران&#039;&#039;&#039;]] و فتح شهر مهران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۹ خرداد- درگذشت [[دکتر علی شریعتی|&#039;&#039;&#039;دکتر&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;علی شریعتی&#039;&#039;&#039;]]، نویسنده، روشنفکر و جامعه‌شناس (زاده ۱۳۱۲)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B3&amp;diff=77242</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B3&amp;diff=77242"/>
		<updated>2025-05-12T06:00:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;محمد شمس&amp;lt;/big&amp;gt; }} محمد شمس، (زاده ۱۳۳۳، تهران) آهنگ‌ساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر برجسته و شهیر ایران و عضو شورای ملی مقاومت و از حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمد...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:محمد شمس1.JPG|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[محمد شمس]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[محمد شمس]]، (زاده ۱۳۳۳، تهران) آهنگ‌ساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر برجسته و شهیر ایران و عضو شورای ملی مقاومت و از حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمد شمس در سال ۱۳۴۳، وارد هنرستان عالی موسیقی و در سال ۱۳۴۵، وارد هنرستان موسیقی ملی شد. استاد محمد شمس در سال ۱۳۵۳، دیپلم موسیقی را از هنرکده موسیقی ایران دریافت کرد و در سال ۱۳۵۸، در همان هنرکده موفق به اخذ لیسانس موسیقی شد. محمد شمس در اوایل انقلاب ضدسلطنتی در سن ۲۶ سالگی رهبر ارکستر سمفونیک رادیو تلویزیون ملی ایران شد، اما با روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی که با سرکوب هنر و هنرمند همراه بود، از سمت خود کناره گرفت. استاد محمد شمس در زمان انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و پس از آن، هنر خود را در خدمت مبارزه با رژیم مذهبی تازه به‌قدرت رسیده قرار داد. او در ساختن بسیاری از ترانه-سرودهای سازمان مجاهدین خلق نقش داشته است که از جمله می‌توان به سرود میلیشیا و رایت شرف اشاره کرد. استاد محمد شمس بیش از ۱۰۰۰اثر ارزنده در کارنامه هنری خود دارد و این آثار در فرم‌ها و سبک‌های بسیار متنوعی خلق شده که شامل قطعاتی برای ارکستر بزرگ، ارکستر ایرانی، ارکستر الکترونیک، ارکستر تلفیقی و انواع ترانه، سرود، ترانه-سرود و تصنیف است. استاد محمد شمس ترانه‌های بسیار زیادی از خوانندگان معروف را آهنگ‌سازی و تنظیم کرده است.از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به ترانه‌ی خلیج فارس (ابی)، غربت (ابی)، مرغ خسته (فریدون فروغی) و... اشاره کرد... [[محمد شمس|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت - قتل [[آقامحمدخان قاجار]]، (زاده: ۱۱۲۱)، در شوشی به دست فراشان حکومتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۲۶۱ - زادروز [[دکتر محمد مصدق]]، دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ (مرگ ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت منصور رادپور از اعضای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در زندان در اثر عدم رسیدگی‌های پزشکی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت [[بهرام عالیوندی]] هنرمند و نقاش عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۰۰ - زادروز جلیل شهناز، نوازنده برجسته‌ی ایران (درگذشت ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۸۲- در گذشت [[عماد رام]] آهنگساز ، نوازنده و خواننده ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۴ خرداد - اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران؛ [[محمد حنیف‌نژاد]]، [[سعید محسن]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۵۰- شهادت [[اميرپرويز پويان]] و همرزمانش توسط ساواک شاه.&lt;br /&gt;
{{خرداد}}&lt;br /&gt;
* ۵ خرداد- درگذشت رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی، گوینده اذان ایرانی مشهور و تاریخی ایران (زادهٔ ۱۳۰۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۹ خرداد(۳۰ می)- مرگ [[ژاندارک]] قهرمان ملی فرانسه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ -  اعدام زندانی مجاهد [[غلامرضا خسروی]] در زندان گوهردشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ - پرواز [[مسعود رجوی]] از پاریس به بغداد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۰ خرداد ۱۳۷۸ - پرتاب ۴ موشک اسکات به قرارگاه اشرف، مقر [[مجاهدین خلق ایران]]، توسط رژیم ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۰ خرداد ۱۳۷۴ - [[علی‌اصغر بهاری]]، از استادان موسیقی و نوازندهٔ کمانچه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ خرداد ۱۳۵۹ - [[گردهمایی هواداران مجاهدین در استادیوم امجدیه ۲۲ خرداد ۱۳۵۹|میتینگ مجاهدین خلق در امجدیه تهران]] و سخنرانی مسعود رجوی که به همین نام شهرت یافت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۳ خرداد ۱۳۸۸-آغاز [[تظاهرات ۱۳۸۸]] پس از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ - زادروز [[ارنستو چه‌گوارا]]، از بزرگترین انقلابیون تاریخ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ - جان باختن مجاهد خلق [[رضا رضایی]] در یک درگیری با [[ساواک]] شاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد ۱۲۶۱- زادروز [[دکتر محمد مصدق]] (درگذشت ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد ۱۳۸۲ - تهاجم پليس فرانسه به اورسورواز ([[کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳|کودتای ۱۷ ژوئن]]) و دستگیری [[مریم رجوی]] و اعضای شورای ملی مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد  ۱۳۶۷ - سالروز [[عملیات چلچراغ|&#039;&#039;&#039;عملیات چلچراغ&#039;&#039;&#039;]] توسط [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|&#039;&#039;&#039;ارتش آزادیبخش ملی ایران&#039;&#039;&#039;]] و فتح شهر مهران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۹ خرداد- درگذشت [[دکتر علی شریعتی|&#039;&#039;&#039;دکتر&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;علی شریعتی&#039;&#039;&#039;]]، نویسنده، روشنفکر و جامعه‌شناس (زاده ۱۳۱۲)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B2&amp;diff=77241</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B2&amp;diff=77241"/>
		<updated>2025-05-12T06:00:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;محمد حنیف‌نژاد&amp;lt;/big&amp;gt; }} محمد حنیف‌نژاد (زاده ۱۳۱۷، درگذشته در ۴ خرداد ۱۳۵۱) بنیان‌گذار سازمان مجاهدین خلق ایران است. او در سال ۱۳۴۴ به همراه سعید محسن و علی اصغر بدیع...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:محمد حنیف نژاد.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[محمد حنیف‌نژاد]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[محمد حنیف‌نژاد]] (زاده ۱۳۱۷، درگذشته در ۴ خرداد ۱۳۵۱) بنیان‌گذار سازمان مجاهدین خلق ایران است. او در سال ۱۳۴۴ به همراه سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان این سازمان را بنیان گذاشت.&lt;br /&gt;
محمد حنیف‌نژاد در تبریز بدنیا آمد. از جوانی با ورود به دانشگاه وارد فعالیت سیاسی شد و عضو فعال نهضت آزادی بود و در سال ۱۳۴۲ در رشته‌ی مهندسی ماشین آلات کشاورزی از دانشگاه کرج فارغ‌التحصیل شد. در همین دوران وی با آیت الله طالقانی و افکار او آشنا شد. محمد حنیف‌نژاد مخالف برداشت‌های کهنه از اسلام بود. او همچنین پس از قیام ۱۵ خرداد به این نتیجه رسید که دوران مبارزات رفرمیستی به پایان رسیده‌است..... [[محمد حنیف‌نژاد|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت - قتل [[آقامحمدخان قاجار]]، (زاده: ۱۱۲۱)، در شوشی به دست فراشان حکومتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۲۶۱ - زادروز [[دکتر محمد مصدق]]، دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ (مرگ ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت منصور رادپور از اعضای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در زندان در اثر عدم رسیدگی‌های پزشکی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت [[بهرام عالیوندی]] هنرمند و نقاش عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۰۰ - زادروز جلیل شهناز، نوازنده برجسته‌ی ایران (درگذشت ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۸۲- در گذشت [[عماد رام]] آهنگساز ، نوازنده و خواننده ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۴ خرداد - اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران؛ [[محمد حنیف‌نژاد]]، [[سعید محسن]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۵۰- شهادت [[اميرپرويز پويان]] و همرزمانش توسط ساواک شاه.&lt;br /&gt;
{{خرداد}}&lt;br /&gt;
* ۵ خرداد- درگذشت رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی، گوینده اذان ایرانی مشهور و تاریخی ایران (زادهٔ ۱۳۰۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۹ خرداد(۳۰ می)- مرگ [[ژاندارک]] قهرمان ملی فرانسه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ -  اعدام زندانی مجاهد [[غلامرضا خسروی]] در زندان گوهردشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ - پرواز [[مسعود رجوی]] از پاریس به بغداد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۰ خرداد ۱۳۷۸ - پرتاب ۴ موشک اسکات به قرارگاه اشرف، مقر [[مجاهدین خلق ایران]]، توسط رژیم ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۰ خرداد ۱۳۷۴ - [[علی‌اصغر بهاری]]، از استادان موسیقی و نوازندهٔ کمانچه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ خرداد ۱۳۵۹ - [[گردهمایی هواداران مجاهدین در استادیوم امجدیه ۲۲ خرداد ۱۳۵۹|میتینگ مجاهدین خلق در امجدیه تهران]] و سخنرانی مسعود رجوی که به همین نام شهرت یافت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۳ خرداد ۱۳۸۸-آغاز [[تظاهرات ۱۳۸۸]] پس از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ - زادروز [[ارنستو چه‌گوارا]]، از بزرگترین انقلابیون تاریخ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ - جان باختن مجاهد خلق [[رضا رضایی]] در یک درگیری با [[ساواک]] شاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد ۱۲۶۱- زادروز [[دکتر محمد مصدق]] (درگذشت ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد ۱۳۸۲ - تهاجم پليس فرانسه به اورسورواز ([[کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳|کودتای ۱۷ ژوئن]]) و دستگیری [[مریم رجوی]] و اعضای شورای ملی مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۶ خرداد  ۱۳۶۷ - سالروز [[عملیات چلچراغ|&#039;&#039;&#039;عملیات چلچراغ&#039;&#039;&#039;]] توسط [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|&#039;&#039;&#039;ارتش آزادیبخش ملی ایران&#039;&#039;&#039;]] و فتح شهر مهران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۹ خرداد- درگذشت [[دکتر علی شریعتی|&#039;&#039;&#039;دکتر&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;علی شریعتی&#039;&#039;&#039;]]، نویسنده، روشنفکر و جامعه‌شناس (زاده ۱۳۱۲)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B1&amp;diff=77240</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B1&amp;diff=77240"/>
		<updated>2025-05-12T05:59:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;بهرام عالیوندی&amp;lt;/big&amp;gt; }} بهرام عالیوندی (زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۶ در کازرون - درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱ در وین) از پیش‌کسوتان نقاشی مدرن در ایران و از پرکارترین هنرمندان ایرانی و ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:بهرام عالیوندی.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[بهرام عالیوندی]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[بهرام عالیوندی]] (زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۶ در کازرون - درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱ در وین) از پیش‌کسوتان نقاشی مدرن در ایران و از پرکارترین هنرمندان ایرانی و اعضای شورای ملی مقاومت ایران در تبعید است. او بعد از مهاجرت از کشور سالها در اتریش به سر برد و چندین نمایشگاه در کشورهای آلمان و اتریش برگزار کرد.... [[بهرام عالیوندی|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ - درگذشت [[حسین منزوی]]، غزل‌سرای بزرگ معاصر ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت-  اعلام رسمی خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت ایالات متحده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۳ - شهادت [[وارطان سالاخانیان]]، از آزادی‌خواهان زمان شاه، در زیر شکنجه‌های ساواک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹-اعدام [[فرزاد کمانگر]] معلم کُرد و فعال حقوق بشر،علی حیدریان، فرهاد وکیلی، [[شیرین علم‌هولی]] و مهدی اسلامیان،&lt;br /&gt;
{{خرداد}}&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ - [[غزاله علیزاده]]، داستان‌نویس ایرانی، به طرز مشکوکی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷- اعدام [[خسرو روزبه]] از مؤسسان سازمان نظامی حزب توده ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۷- زادروز [[مریم میرزاخانی]] ریاضیدان ایرانی ساکن آمریکا، اولین زن برنده جایزه فیلدز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۵ اردیبهشت - روز بزرگداشت حکیم [[ابوالقاسم فردوسی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت - قتل [[آقامحمدخان قاجار]]، (زاده: ۱۱۲۱)، در شوشی به دست فراشان حکومتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۲۶۱ - زادروز [[دکتر محمد مصدق]]، دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ (مرگ ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۴ - شهادت [[عفت حداد]] و [[فرشته اسفندیاری]] از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عملیات تروریستی جهموری اسلامی در عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت منصور رادپور از اعضای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در زندان در اثر عدم رسیدگی‌های پزشکی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت [[بهرام عالیوندی]] هنرمند و نقاش عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۰۰ - زادروز جلیل شهناز، نوازنده برجسته‌ی ایران (درگذشت ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۸۲- در گذشت [[عماد رام]] آهنگساز ، نوازنده و خواننده ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۴ خرداد - اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران؛ [[محمد حنیف‌نژاد]]، [[سعید محسن]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۵۰- شهادت [[اميرپرويز پويان]] و همرزمانش توسط ساواک شاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۵ خرداد- درگذشت رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی، گوینده اذان ایرانی مشهور و تاریخی ایران (زادهٔ ۱۳۰۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۹ خرداد-۳۰ می- اعدام [[ژاندارک]] قهرمان ملی فرانسه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B0&amp;diff=77239</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۲۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B2%DB%B0&amp;diff=77239"/>
		<updated>2025-05-12T05:56:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;بهرام عالیوندی&amp;lt;/big&amp;gt; }} بهرام عالیوندی (زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۶ در کازرون - درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱ در وین) از پیش‌کسوتان نقاشی مدرن در ایران و از پرکارترین هنرمندان ایرانی و ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:بهرام عالیوندی.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[بهرام عالیوندی]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[بهرام عالیوندی]] (زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۶ در کازرون - درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱ در وین) از پیش‌کسوتان نقاشی مدرن در ایران و از پرکارترین هنرمندان ایرانی و اعضای شورای ملی مقاومت ایران در تبعید است. او بعد از مهاجرت از کشور سالها در اتریش به سر برد و چندین نمایشگاه در کشورهای آلمان و اتریش برگزار کرد.... [[بهرام عالیوندی|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ - درگذشت [[حسین منزوی]]، غزل‌سرای بزرگ معاصر ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت-  اعلام رسمی خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت ایالات متحده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۳ - شهادت [[وارطان سالاخانیان]]، از آزادی‌خواهان زمان شاه، در زیر شکنجه‌های ساواک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹-اعدام [[فرزاد کمانگر]] معلم کُرد و فعال حقوق بشر،علی حیدریان، فرهاد وکیلی، [[شیرین علم‌هولی]] و مهدی اسلامیان،&lt;br /&gt;
{{خرداد}}&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ - [[غزاله علیزاده]]، داستان‌نویس ایرانی، به طرز مشکوکی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷- اعدام [[خسرو روزبه]] از مؤسسان سازمان نظامی حزب توده ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۷- زادروز [[مریم میرزاخانی]] ریاضیدان ایرانی ساکن آمریکا، اولین زن برنده جایزه فیلدز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۵ اردیبهشت - روز بزرگداشت حکیم [[ابوالقاسم فردوسی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت - قتل [[آقامحمدخان قاجار]]، (زاده: ۱۱۲۱)، در شوشی به دست فراشان حکومتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۲۶۱ - زادروز [[دکتر محمد مصدق]]، دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ (مرگ ۱۳۴۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۴ - شهادت [[عفت حداد]] و [[فرشته اسفندیاری]] از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عملیات تروریستی جهموری اسلامی در عراق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت منصور رادپور از اعضای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در زندان در اثر عدم رسیدگی‌های پزشکی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۹۱- درگذشت [[بهرام عالیوندی]] هنرمند و نقاش عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ خرداد ۱۳۰۰ - زادروز جلیل شهناز، نوازنده برجسته‌ی ایران (درگذشت ۱۳۹۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۸۲- در گذشت [[عماد رام]] آهنگساز ، نوازنده و خواننده ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۴ خرداد - اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران؛ [[محمد حنیف‌نژاد]]، [[سعید محسن]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۳ خرداد ۱۳۵۰- شهادت [[اميرپرويز پويان]] و همرزمانش توسط ساواک شاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۵ خرداد- درگذشت رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی، گوینده اذان ایرانی مشهور و تاریخی ایران (زادهٔ ۱۳۰۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۹ خرداد-۳۰ می- اعدام [[ژاندارک]] قهرمان ملی فرانسه&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B1%DB%B9&amp;diff=77075</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۱۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B1%DB%B9&amp;diff=77075"/>
		<updated>2025-05-05T16:09:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;حمید نوری&amp;lt;/big&amp;gt; }} حمید نوری (متولد ۹ اردیبشت ۱۳۴۰) که هم اکنون به جرم مشارکت در جنایت علیه بشریت در دادگاهی در سوئد محاکمه می‌شود، در نزد زندانیان سیاسی به حمید عباسی مشهور ا...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:نوری...1.JPG|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[حمید نوری]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[حمید نوری]] (متولد ۹ اردیبشت ۱۳۴۰) که هم اکنون به جرم مشارکت در جنایت علیه بشریت در دادگاهی در سوئد محاکمه می‌شود، در نزد زندانیان سیاسی به حمید عباسی مشهور است. حمید نوری یک عضو سپاه پاسداران بود که به استخدام قوه قضاییه جمهوری اسلامی درآمد وبه عنوان یکی از مسئولان زندان به کار مشغول شد. حمید نوری به عنوان دادیار در زندان‌های اوین و گوهردشت فعالیت می‌کرد. او مدت‌ها تحت سرپرستی محمد مقیسه‌ که سمت دادیار در زندان داشت و از عاملان اعدام‌ها در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ است، کار کرد. حمید نوری در جریان قتل‌عام ۱۳۶۷ یک عضو فعال همکار و کمک‌کار هیئت مرگ در زندان گوهردشت بود... [[حمید نوری|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲ اردیبهشت - سالروز [[ضربه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱]] و جان باختن ۶۰ تن از اعضای مجاهدین خلق و در رأس آن‌ها [[محمد ضابطی]] از اعضای مرکزیت مجاهدین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳ اردیبهشت-  قیام [[ژاندارک]] دوشیزه‌ی میهن‏‌پرست فرانسوی علیه پادشاه انگلستان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳ اردیبهشت - ۳ مه - [[روز جهانی آزادی مطبوعات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۵ اردیبهشت- زادروز [[غلامحسین بنان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۵ اردیبهشت- زادروز [[کارل مارکس]] فیلسوف و جامعه شناس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت- كشته شدن [[یپرم خان|يپرم خان]] از مبارزان مشروطه&lt;br /&gt;
{{اردیبهشت}}&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ - درگذشت [[حسین منزوی]]، غزل‌سرای بزرگ معاصر ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت-  اعلام رسمی خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت ایالات متحده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۳ - شهادت [[وارطان سالاخانیان]]، از آزادی‌خواهان زمان شاه، در زیر شکنجه‌های ساواک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹-اعدام [[فرزاد کمانگر]] معلم کُرد و فعال حقوق بشر،علی حیدریان، فرهاد وکیلی، [[شیرین علم‌هولی]] و مهدی اسلامیان،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ - [[غزاله علیزاده]]، داستان‌نویس ایرانی، به طرز مشکوکی درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷- اعدام [[خسرو روزبه]] از مؤسسان سازمان نظامی حزب توده ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۷- زادروز [[مریم میرزاخانی]] ریاضیدان ایرانی ساکن آمریکا، اولین زن برنده جایزه فیلدز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۵ اردیبهشت - روز بزرگداشت حکیم [[ابوالقاسم فردوسی]].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت - قتل [[آقامحمدخان قاجار]]، (زاده: ۱۱۲۱)، در شوشی به دست فراشان حکومتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲۷ اردیبهشت ۱۲۶۱ - زادروز [[دکتر محمد مصدق]]، دولت‌مرد ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ (مرگ ۱۳۴۵)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B1%DB%B8&amp;diff=76845</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۱۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B1%DB%B8&amp;diff=76845"/>
		<updated>2025-04-28T18:33:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;ولادیمیر لنین&amp;lt;/big&amp;gt; }} ولادیمیر لنین، زاده‌ی ۲۲ آوریل سال ۱۸۷۰ در شهر سیمبیرسک ، یکی از بزرگ‌ترین رهبران انقلابی تاریخ جهان است. لنین در خانواده‌ای مرفه و تحصی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:لنین در حال سخنرانی.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[ولادیمیر لنین]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[ولادیمیر لنین]]، زاده‌ی ۲۲ آوریل سال ۱۸۷۰ در شهر سیمبیرسک ، یکی از بزرگ‌ترین رهبران انقلابی تاریخ جهان است. لنین در خانواده‌ای مرفه و تحصیل‌کرده چشم به جهان گشود. در دانشگاه با دانشجویان مخالف حکومت آشنا شد و به مبارزه سیاسی روی آورد. به دلیل فعالیت سیاسی غیرقانونی و همکاری با دانشجویان چپ گرا، چند بار دستگیر و سرانجام از دانشگاه اخراج شد.در سده نوزدهم، روسیه با ساختار مسلط فئودالی نسبت به اروپا کشوری عقب مانده به شمار می‌رفت. در این دوران لنین نقش موثری در تشکیل حزب سوسیال دموکرات روسیه داشت... [[ولادیمیر لنین|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰- درگذشت  &amp;lt;big&amp;gt;[[محمدتقی بهار]]&amp;lt;/big&amp;gt;، ملقب به ملک‌الشعرا شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، و سیاست‌مدار ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ اردیبهشت۱۳۵۹- درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[سهراب سپهری]]&amp;lt;/big&amp;gt;، شاعر و نقاش ایرانی (زادهٔ ۱۵ مهر ۱۳۰۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ اردیبهشت- روز بزرگداشت &amp;lt;big&amp;gt;[[سعدی]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲اردیبهشت ۱۳۵۸ ـ تأسیس &amp;lt;big&amp;gt;[[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]]&amp;lt;/big&amp;gt; در ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲اردیبهشت ۱۳۵۹ ـ اعلام &amp;lt;big&amp;gt;[[انقلاب فرهنگی]]&amp;lt;/big&amp;gt; در ایران&lt;br /&gt;
{{اردیبهشت}}&lt;br /&gt;
* ۲اردیبهشت ۱۸۷۰ - &amp;lt;big&amp;gt;[[ولادیمیر لنین]]&amp;lt;/big&amp;gt;، انقلابی و سیاستمدار مارکسیست روس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲اردیبهشت ۱۳۶۹ - ترور پرفسور &amp;lt;big&amp;gt;[[کاظم رجوی]]&amp;lt;/big&amp;gt; برادر [[مسعود رجوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۵اردیبهشت ۱۳۸۸ - بیژن ترقی، شاعر و ترانه‌سرای (زادهٔ ۱۳۰۸)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۸ اردیبهشت۱۳۹۰ - [[منوچهر سخایی]]، خواننده مشهور ایرانی (زادهٔ ۱۳۱۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۷اردیبهشت۱۳۳۰ - آغاز نخست‏ وزيری [[محمد مصدق|دكتر محمد مصدق]] در نوبت اول.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۸ اردیبهشت۱۳۰۰ - [[سیمین دانشور]]، نویسنده و مترجم ایرانی (درگذشت ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۰اردیبهشت ۱۲۸۸ - &amp;lt;big&amp;gt;[[رهی معیری]]&amp;lt;/big&amp;gt;، شاعر و ترانه‌سرای ایرانی (درگذشت ۱۳۴۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۱ اردیبهشت - &amp;lt;big&amp;gt;[[روز جهانی کارگر]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲ اردیبهشت - سالروز [[ضربه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱]] و جان باختن ۶۰ تن از اعضای مجاهدین خلق و در رأس آن‌ها [[محمد ضابطی]] از اعضای مرکزیت مجاهدین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳ اردیبهشت-  قیام [[ژاندارک]] دوشیزه‌ی میهن‏‌پرست فرانسوی علیه پادشاه انگلستان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳ اردیبهشت - ۳ مه - [[روز جهانی آزادی مطبوعات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۵ اردیبهشت- زادروز [[غلامحسین بنان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۵ اردیبهشت- زادروز [[کارل مارکس]] فیلسوف و جامعه شناس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت- كشته شدن [[یپرم خان|يپرم خان]] از مبارزان مشروطه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ - درگذشت [[حسین منزوی]]، غزل‌سرای بزرگ معاصر ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت-  اعلام رسمی خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت ایالات متحده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۳ - شهادت [[وارطان سالاخانیان]]، از آزادی‌خواهان زمان شاه، در زیر شکنجه‌های ساواک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹-اعدام [[فرزاد کمانگر]] معلم کُرد و فعال حقوق بشر،علی حیدریان، فرهاد وکیلی، [[شیرین علم‌هولی]] و مهدی اسلامیان،&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B1%DB%B7&amp;diff=76827</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۲۵/۱۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5/%DB%B1%DB%B7&amp;diff=76827"/>
		<updated>2025-04-27T18:52:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات |تصویر        = 200px |عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;ولادیمیر لنین&amp;lt;/big&amp;gt; }} ولادیمیر لنین، زاده‌ی ۲۲ آوریل سال ۱۸۷۰ در شهر سیمبیرسک ، یکی از بزرگ‌ترین رهبران انقلابی تاریخ جهان است. لنین در خانواده‌ای مرفه و تحصی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات&lt;br /&gt;
|تصویر        = [[پرونده:لنین در حال سخنرانی.jpg|200px]]&lt;br /&gt;
|عنوان تصویر      = &amp;lt;big&amp;gt;[[ولادیمیر لنین]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
[[ولادیمیر لنین]]، زاده‌ی ۲۲ آوریل سال ۱۸۷۰ در شهر سیمبیرسک ، یکی از بزرگ‌ترین رهبران انقلابی تاریخ جهان است. لنین در خانواده‌ای مرفه و تحصیل‌کرده چشم به جهان گشود. در دانشگاه با دانشجویان مخالف حکومت آشنا شد و به مبارزه سیاسی روی آورد. به دلیل فعالیت سیاسی غیرقانونی و همکاری با دانشجویان چپ گرا، چند بار دستگیر و سرانجام از دانشگاه اخراج شد.در سده نوزدهم، روسیه با ساختار مسلط فئودالی نسبت به اروپا کشوری عقب مانده به شمار می‌رفت. در این دوران لنین نقش موثری در تشکیل حزب سوسیال دموکرات روسیه داشت... [[ولادیمیر لنین|بیشتر بخوانید...]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;sup&amp;gt;&amp;lt;big&amp;gt; یادکردها &amp;lt;/big&amp;gt;&amp;lt;/sup&amp;gt; ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰- درگذشت  &amp;lt;big&amp;gt;[[محمدتقی بهار]]&amp;lt;/big&amp;gt;، ملقب به ملک‌الشعرا شاعر، روزنامه‌نگار، ادیب، تاریخ‌نویس، و سیاست‌مدار ایرانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ اردیبهشت۱۳۵۹- درگذشت &amp;lt;big&amp;gt;[[سهراب سپهری]]&amp;lt;/big&amp;gt;، شاعر و نقاش ایرانی (زادهٔ ۱۵ مهر ۱۳۰۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱ اردیبهشت- روز بزرگداشت &amp;lt;big&amp;gt;[[سعدی]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲اردیبهشت ۱۳۵۸ ـ تأسیس &amp;lt;big&amp;gt;[[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]]&amp;lt;/big&amp;gt; در ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲اردیبهشت ۱۳۵۹ ـ اعلام &amp;lt;big&amp;gt;[[انقلاب فرهنگی]]&amp;lt;/big&amp;gt; در ایران&lt;br /&gt;
{{اردیبهشت}}&lt;br /&gt;
* ۲اردیبهشت ۱۸۷۰ - &amp;lt;big&amp;gt;[[ولادیمیر لنین]]&amp;lt;/big&amp;gt;، انقلابی و سیاستمدار مارکسیست روس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۲اردیبهشت ۱۳۶۹ - ترور پرفسور &amp;lt;big&amp;gt;[[کاظم رجوی]]&amp;lt;/big&amp;gt; برادر [[مسعود رجوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۵اردیبهشت ۱۳۸۸ - بیژن ترقی، شاعر و ترانه‌سرای (زادهٔ ۱۳۰۸)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۸ اردیبهشت۱۳۹۰ - [[منوچهر سخایی]]، خواننده مشهور ایرانی (زادهٔ ۱۳۱۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۷اردیبهشت۱۳۳۰ - آغاز نخست‏ وزيری [[محمد مصدق|دكتر محمد مصدق]] در نوبت اول.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۸ اردیبهشت۱۳۰۰ - [[سیمین دانشور]]، نویسنده و مترجم ایرانی (درگذشت ۱۳۹۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۰اردیبهشت ۱۲۸۸ - &amp;lt;big&amp;gt;[[رهی معیری]]&amp;lt;/big&amp;gt;، شاعر و ترانه‌سرای ایرانی (درگذشت ۱۳۴۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۱ اردیبهشت - &amp;lt;big&amp;gt;[[روز جهانی کارگر]]&amp;lt;/big&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۲ اردیبهشت - سالروز [[ضربه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱]] و جان باختن ۶۰ تن از اعضای مجاهدین خلق و در رأس آن‌ها [[محمد ضابطی]] از اعضای مرکزیت مجاهدین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳ اردیبهشت-  قیام [[ژاندارک]] دوشیزه‌ی میهن‏‌پرست فرانسوی علیه پادشاه انگلستان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۳ اردیبهشت - ۳ مه - [[روز جهانی آزادی مطبوعات]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۵ اردیبهشت- زادروز [[غلامحسین بنان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۵ اردیبهشت- زادروز [[کارل مارکس]] فیلسوف و جامعه شناس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت- كشته شدن [[یپرم خان|يپرم خان]] از مبارزان مشروطه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ - درگذشت [[حسین منزوی]]، غزل‌سرای بزرگ معاصر ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت-  اعلام رسمی خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت ایالات متحده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۳ - شهادت [[وارطان سالاخانیان]]، از آزادی‌خواهان زمان شاه، در زیر شکنجه‌های ساواک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹-اعدام [[فرزاد کمانگر]] معلم کُرد و فعال حقوق بشر،علی حیدریان، فرهاد وکیلی، [[شیرین علم‌هولی]] و مهدی اسلامیان،&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D8%AF%D9%87_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81&amp;diff=76536</id>
		<title>حمله ده شهریور به اشرف</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D8%AF%D9%87_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1_%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81&amp;diff=76536"/>
		<updated>2025-04-17T07:29:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: تغییرمسیر به قتل عام ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ اشرف&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر[[قتل عام ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ اشرف]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%B2_%DB%B1%DB%B0_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1_%DB%B9%DB%B2&amp;diff=76535</id>
		<title>حمله نیروهای عراقی در روز ۱۰ شهریور ۹۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%B2_%DB%B1%DB%B0_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1_%DB%B9%DB%B2&amp;diff=76535"/>
		<updated>2025-04-17T07:28:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Rah: تغییرمسیر به قتل عام ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ اشرف&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر[[قتل عام ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ اشرف]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rah</name></author>
	</entry>
</feed>