<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Qubad</id>
	<title>ایران پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Qubad"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Qubad"/>
	<updated>2026-04-04T13:50:54Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8/%DB%B1%DB%B6&amp;diff=29448</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۱۸/۱۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8/%DB%B1%DB%B6&amp;diff=29448"/>
		<updated>2018-04-16T06:19:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: صفحه‌ای تازه حاوی «&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;بیژن مفید&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; (زاده ۲۲ خرداد ۱۳۱۴ در تهران - درگذشته در ۲۱ آبان ۱۳۶۳ در لس‌آنج...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;بیژن مفید&#039;&#039;&#039; (زاده ۲۲ خرداد ۱۳۱۴ در تهران - درگذشته در ۲۱ آبان ۱۳۶۳ در لس‌آنجلس) نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر اهل ایران بود. از او ۹ نمایشنامه انتشار یافته‌است. آثاری از او نیز به روی صحنه تئاتر رفته و بیش از ۱۵۰ نمایشنامه رادیویی و تلویزیونی توسط او ترجمه و کارگردانی شده‌است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیژن مفید در نوجوانی.jpg|جایگزین=نوجوانی بیژن مفید|بندانگشتی|نوجوانی بیژن مفید]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در ۲۲ خرداد ۱۳۱۴ در تهران به‌دنیا آمد. در اوایل دههٔ ۲۰ وارد دبستان شد. از همان زمان زیر نظر پدرش «غلامحسین‌خان مفید» که بازیگر نقش‌های شاهنامه‌ای بود، با عروض و قافیه، دستگاه‌های موسیقی و نمایش‌های سنتی آشنا شد. وی برادر [[بهمن مفید]] یکی از هنرپیشه‌های معروف سینمای ایران در دهه ۵۰ بود.[[بیژن مفید|ادامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%DA%98%D9%86_%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF&amp;diff=29447</id>
		<title>بیژن مفید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%DA%98%D9%86_%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF&amp;diff=29447"/>
		<updated>2018-04-16T06:18:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             = بیژن مفید&lt;br /&gt;
| عنوان ۲           =&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =بیژن_مفید.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = خرداد ۱۳۱۴{{-}}تهران&lt;br /&gt;
| زادگاه            = تهران&lt;br /&gt;
| مکان ناپدیدشدن    =&lt;br /&gt;
| تاریخ ناپدیدشدن   =&lt;br /&gt;
| وضعیت             =&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۲۱ آبان ۱۳۶۳&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =لس‌آنجلس، کالیفرنیا&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| علت مرگ           =&lt;br /&gt;
| پیداشدن جسد       =&lt;br /&gt;
| آرامگاه           =&lt;br /&gt;
| بناهای یادبود     =&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر       =&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              = [[نمایشنامه‌نویس]] و [[کارگردان تئاتر]]&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    = کارگردانی تئاتر شهرقصه&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| دستمزد            =&lt;br /&gt;
| دارایی خالص       =&lt;br /&gt;
| قد                =&lt;br /&gt;
| وزن               =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| دوره              =&lt;br /&gt;
| پس از             =&lt;br /&gt;
| پیش از            =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| اتهام             =&lt;br /&gt;
| مجازات            =&lt;br /&gt;
| وضعیت گناهکاری    =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| همسر              =&lt;br /&gt;
| شریک زندگی        = جمیله ندایی&lt;br /&gt;
| فرزندان           =&lt;br /&gt;
| والدین            =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس = بهمن مفید&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| signature_alt     =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| imdb_id           =&lt;br /&gt;
| Soure_id          =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بیژن مفید&#039;&#039;&#039; (زاده ۲۲ خرداد ۱۳۱۴ در تهران - درگذشته در ۲۱ آبان ۱۳۶۳ در لس‌آنجلس) نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر اهل ایران بود. از او ۹ نمایشنامه انتشار یافته‌است. آثاری از او نیز به روی صحنه تئاتر رفته و بیش از ۱۵۰ نمایشنامه رادیویی و تلویزیونی توسط او ترجمه و کارگردانی شده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی - [http://www.bbc.com/persian/arts/2012/11/121111_l44_mofid_anniversary بیژن مفید؛ راوی غصه‌دار شهر قصه‌ها]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیژن مفید در نوجوانی.jpg|جایگزین=نوجوانی بیژن مفید|بندانگشتی|نوجوانی بیژن مفید]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودکی و نوجوانی ==&lt;br /&gt;
وی در ۲۲ خرداد ۱۳۱۴ در تهران به‌دنیا آمد. در اوایل دههٔ ۲۰ وارد دبستان شد. از همان زمان زیر نظر پدرش «غلامحسین‌خان مفید» که بازیگر نقش‌های شاهنامه‌ای بود، با عروض و قافیه، دستگاه‌های موسیقی و نمایش‌های سنتی آشنا شد. وی برادر [[بهمن مفید]] یکی از هنرپیشه‌های معروف سینمای ایران در دهه ۵۰ بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت هنری ==&lt;br /&gt;
وی همزمان با تحصیل، شب‌ها برای آموختن بازیگری به هنرستان هنرپیشگی می‌رفت و نزد استادانی چون عطاالله زاهد و علی اصغر گرمسیری به یادگیری فن این هنر پرداخت. پدرش نوازنده تار بود و بیژن جوان همزمان با آموختن هنرپیشگی، به فراگیری ویولن نزد استاد ظهیرالدینی نیز مشغول شد. علاقه او به موسیقی، بعدها در نمایشنامه‌ها، و اجراهای نمایشی اش بازتاب داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال‌های نوجوانی و جوانی بیژن مفید، در هنگامهٔ سال‌های پایانی دههٔ بیست، و جریان [[ملی شدن صنعت نفت|ملی شدن نفت]]، [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲|کودتا]] و بازگشت [[محمدرضا پهلوی|شاه]] به ایران گذشت. حوادث سیاسی این دوران در برخی نمایشنامه‌هایش نمود عینی یافت. برخی معتقدند او نمایشنامهٔ «ماه و پلنگ» را با نگاهی به دوران تبعید و خانه نشینی دکتر [[محمد مصدق]] نوشته‌است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیژن مفید و همسرش جمیله ندایی.jpg|بندانگشتی|بیژن مفید و همسرش جمیله ندایی]]&lt;br /&gt;
او بعد از اتمام تحصیلات دبیرستانی، دوره هنرپیشگی را به پایان رساند و سپس در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به ادامه تحصیل پرداخت. در این دوران او علاوه بر دستیاری استادان و کارگردانان آمریکایی و اروپایی مانند پیتر بروک و …، دوره‌های آموزش تاتر و نمایشنامه نویسی را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تدریس و اداره می‌کرد. چندی بعد او وارد حلقه شاهین سرکیسیان (گروه هنر ملی بعدی) شد و چندی پس از مرگ سرکیسیان از این گروه جدا شد. در همین زمان کارگردانی چند نمایش را به عهده داشت و خود نیز در چند اثر از جمله نمایشنامه «باغ وحش شیشه‌ای» اثر «تنسی ویلیامز» به ایفای نقش پرداخت. «بیژن مفید» از همان سال‌های تحصِل در دبیرستان به فعالیت تئاتری پرداخت. بین سالهای۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ گروه تئاتری از اعضای کاملاً آماتور تشکیل داد و نام آن را «آتلیه تئاتر» گذاشت. از مهمترین اعضای این گروه که بعدها هرکدام هنرمندانی بزرگ شدند می‌توان به «بهمن مفید»، «محمود استادمحمد»، «جمیله ندایی» (همسر بیژن مفید) و «حسین والامنش» اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۴۸ با تلاش «آربی آوانسیان» و «خجسته کیا» و همکاری و همت «ایرج انور»، «شهرو خردمند»، «عباس نعلبندیان» و «بیژن صفاری» و «محمد ژیان»، «کارگاه نمایش» در تهران بنیان گذاشته شد. مجتمعی که بسیاری از بهترین هنرپیشگان تاتر ایران در آنجا آموزش دیده‌اند. برای اولین بار در تاریخ تاتر ایران سه نسل بازیگر در برنامه‌های مختلف این مجموعه منسجم در عرصه نمایش و تاتر به فعالیت پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بازیگران توانایی که در بازی آثاری که بر صحنه «کارگاه نمایش» به اجرا درآمد نقش‌آفرین بودند می‌توان از «لرتا» [هاپرایتیان - نوشین] (همسر عبدالحسین نوشین)، «فردوس کاویانی»، «فهیمه راستکار»، «سوسن تسلیمی»، «شکوه نجم‌آبادی» «صدرالدین زاهد»، «هوشنگ توکلی»، «آتیلا پسیانی»، «پرویز پورحسینی»، «جمیله ندایی»، «رضا رویگری»، «محمد صالح‌علاء»، «فریده سپاه منصور» و «رضا ژیان» نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بیژن مفید» نیز همراه با «آربی اوانسیان»، «ایرج انور»، «آشور بانی پال بابلا» و «اسماعیل خلج»، «عباس نعلبندیان» و «رضا قاسمی» از جمله نمایشنامه نویسان و کارگردان‌های ثابت نمایش‌هایی بودند که در این کارگاه به اجرا درمی‌آمد. اولین اثری که در «کارگاه نمایش» به اجرا درآمد، نمایشنامه «[[شهر قصه]]» و «پژوهشی …» بود که [[شهر قصه]] به مدت نود و یک روز در تهران و دیگر شهرهای مختلف ایران از جمله آبادان و مسجدسلیمان به روی صحنه رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;آتلیه تئاتر - [http://ateatr.blogfa.com/post-54.aspx &amp;lt;nowiki&amp;gt;[1]&amp;lt;/nowiki&amp;gt;][http://ateatr.blogfa.com/post-54.aspx زندگینامه] بیژن مفید&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمدهٔ فعالیت‌های نمایشی [[بیژن مفید]] پس از انحلال آتلیهٔ تئاتر در سال ۱۳۴۹ و از هم پاشیدن گروهش، به همکاری او با کارگاه نمایش، بازی در نمایش «ناگهان…» و نمایشنامه خوانی «ترس و نکبت رایش سوم» اثر برشت گذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۵۰ اولین تئاتر خود را اجرا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۱ با همکاری تعدادی از بازیگران کارگاه نمایش از جمله پرویز پورحسینی، محمدباقر غفاری، رضا رویگری و … نمایش «جان نثار» را تمرین کرد که با ممانعت دستگاه سانسور وقت در طی سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴ و فقط برای اعضای کارگاه به شکل رپرتوار به صحنه رفت. وی در این نمایش با بهره‌گیری از شیوهٔ نمایش روحوضی و تکنیک بحرطویل خوانی، و بهره‌مندی از قصه ای جسورانه، به هجو قدرت در نظام‌های خودکامه پرداخته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیژن مفید از سال ۱۳۵۰ به مدت ده سال همکاری اش را با مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان نمایشنامه نویس کودکان ایران آغاز کرد. وی در این مدت نمایشنامه‌های «ترب»، «کوتی و موتی»، «شاپرک خانوم»، «بزک نمیر، بهار میاد» را نوشت و به صحنه برد. هر یک از این نمایش‌ها بیش از دو سال در مراکز مختلف کانون بر صحنه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در سال ۱۳۵۶ نمایش «سهراب، اسب، سنجاقک» را به مدت ۶ شب در کارگاه نمایش به صحنه برد. این نمایش با الگو قرار دادن تم پسرکُشی در داستان [[رستم]] و سهراب، به نمایش نمونه‌های مشابه آن در کشورها ی دیگر و موقعیت‌های مختلف می‌پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انقلاب، وی در سال ۱۳۵۹سرپرست مؤسسه ای شد به نام چهل طوطی، که در زمینهٔ ضبط و تکثیر نوار صوتی نمایش‌های سابقش و همچنین چند نمایش دیگر از جمله &amp;quot; آخرین پرواز&amp;quot;، &amp;quot; شازده کوچولو &amp;quot;، &amp;quot; خاموشی دریا &amp;quot; فعالیت می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بیژن مفید» علاوه بر فعالیت در عرصه ادبیات نمایشی و تئاتر، در حوزه‌های موسیقی و نقاشی هم دستی داشت. در سابقه فعالیت‌های نمایشی - تئاتری او به جز بازیگری چند نقش از شخصیت‌هایی که خود در نمایشنامه‌هایش آفریده بود، یکی هم بازی نقش اول در نمایش «ناگهان هذا حبیب‌الله مات فی حب الله، هذا قتیل الله مات بسیف الله» نوشته «عباس نعلبندیان» به کارگردانی «آربی آوانسیان» است که اول بار در سال ۱۳۵۱ در ششمین «جشن هنر شیراز» و بعد در «کارگاه نمایش» و آخرین بار در سال ۱۳۶۱ در «فستیوال بین‌المللی نانسی» به اجرا درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در کنار نوشتن نمایشنامه و کارگردانی تئاتر و نمایش‌های رادیویی، دستی در ترجمه نیز داشت. چند ترجمه که بیشتر شامل کتاب‌های اطلاعات عمومی برای جوانان می‌شود از آن جمله‌است. او در ضمن شعر هم می‌سرود و از سروده‌های او غزلیاتی وجود دارد که هنوز به‌طور رسمی انتشار نیافته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بیژن مفید» صدای خوشی هم داشت. ترانه‌هایی که در نمایشنامه «[[شهر قصه]]» خوانده می‌شود، به جز آخرین ترانه [حمومی که باصدای بهمن مفید است] از سروده‌ها و با صدای خود اوست. از آن جمله می‌شود به ترانه‌های «نه دیگه این واسه ما دل نمیشه»، «کجا میری فلونی» و «گندم گل گندم» که بر مبنای ترانه‌ای قدیمی تنظیم و اجرا شده، اشاره کرد. همچنین ترانه‌ای در بزرگداشت «ستارخان سردار ملی» که با تلفیق ابیاتی از یکی از سروده‌های «[[نیما یوشیج]]» آن را با صدای خود خوانده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صدای او در دکلمه‌ای از بیست رباعی از سروده‌های «[[ابوسعید ابوالخیر]]» به همراه موسیقی « کامبیز روشن‌روان» یکی دیگر از آثار این هنرمند است. این صدا و دکلمه آن رباعیات در سال ۱۳۵۴ و از سوی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» انتشار یافته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بیژن مفید» در عرصه سینما نیز حضور داشت. صدای او در ترانهٔ متن فیلم «طوطی» ساختهٔ «ذکریا هاشمی» شنیده می‌شود. صدایی در اجرای سروده‌ای از «[[بابا طاهر]]» نشسته بر آهنگی از ساخته‌های «اسفندیار منفردزاده».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین ترانه‌ای در بزرگداشت «[[ستارخان|ستارخان سردار ملی]]» که با تلفیق ابیاتی از سروده‌های «[[نیما یوشیج]]» آن را با صدای خود برای فیلمی به همین نام به کارگردانی «علی حاتمی» خوانده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;راوی حکایت باقی - بیژن مفید (مجموعه ترانه‌ها)[http://parand.se/?p=5742 &amp;lt;nowiki&amp;gt;[2]&amp;lt;/nowiki&amp;gt;]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مهاجرت به خارج از کشور ==&lt;br /&gt;
[[بیژن مفید]] سال ۱۳۶۰ خورشیدی از ایران به قصد رفتن به فرانسه خارج شد که به او ویزا داده نشد. وی سپس برای دیدن برادرش به آمریکا رفت و و در لس آنجلس اقامت گزید و تلاش کرد به کار هنری و تئاتر ادامه دهد. ابتدا «شهرقصه» و «جان نثار» را به صحنه برد و سپس «سهراب، اسب، سنجاقک» را به زبان انگلیسی برگرداند و با گروهی آمریکایی با نام Dragon fly به اجرا درآورد، ماه و پلنگ را در لس‌آنجلس به صحنه برد و قصد داشت آن را در چند شهر دیگر نیز اجرا کند که بیماری اجازه فعالیت بیشتر را به او نداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت سیاسی ==&lt;br /&gt;
بیژن مفید در خارج از کشور با [[شورای ملی مقاومت ایران]] رابطه داشت. او در ژانویه سال ۱۹۸۴ (بهمن۱۳۶۲)، به دعوت شورای متخصصین ایرانی هوادار [[شورای ملی مقاومت ایران]]، در لس‌آنجلس، تحت عنوان «هنر ایران، قبل و بعد از انقلاب» سخنرانی کرد که بخشی از آن در مجلهٌ این شورا، دورهٌ اول، شمارهٌ ۲۵، آمده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;نشریه ایران‌زمین شماره ۲۵ - مقاله «یادی از بیژن مفید» نوشته عبدالعلی معصومی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیژن مفید ترانه «وا دل من» را براساس شعری از [[مولوی|مولانا]] برای هدیه به [[مرضیه]] ساخت.&amp;lt;ref&amp;gt;نشریه ایران‌زمین شماره ۱۴۹ - مقاله «مرضیه در جشنوارهٌ «سنت»، بار دیگر درخشید»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ ==&lt;br /&gt;
وی که از ناراحتی کبد رنج می‌برد و خون در ریه اش جمع می‌شد در بیمارستان بستری شد و بارها تحت عمل جراحی قرار گرفت. زمانی که در بیمارستان بود به خانواده‌اش اجازه ورود به آمریکا و ملاقات با وی داده نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;بی‌بی‌سی - شهر قصه، بیژن مفید و حرفهای نگفته و عکسهای [http://www.bbc.com/persian/arts/story/2004/11/041127_she-shahre-gheseh.shtml ندیده]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی ساعتی پس از آخرین عمل جراحی و دو سال بعد از ورودش به آمریکا، در بیست و یکم آبان ماه سال ۱۳۶۳ در لس‌آنجلس در گذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«اردوان مفید» برادر و میزبان او در ایامی که در آمریکا سکونت داشت دربارهٔ وضعیت ناخوشایند وی نوشته‌است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«. . . بعد از یک ماه انتظار و نگرانی به فرودگاه لس‌آنجلس رفتم که محموله [در تهران که به من تلفن می‌شد از او به‌عنوان «محموله» یاد می‌شد] را بگیرم. آنقدر رنجور و شکسته بود که باورم نمی‌شد . . . از هفته دوم ورودش که همه باخبر شدند، خانه کوچک ما پایگاه چهره‌های آشنا و قدیمی شد که همه پروانه‌وار دورش می‌چرخیدند . . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساعت حدود سه صبح است، همه رفته‌اند و او تنها نشسته‌است. گویی چون همیشه با خواب قهر است. سیگار، این آشنای دیرین در لابلای انگشتان استخوانی‌ش جابجا می‌شود. عینکی بدقوراه به چشم دارد. به‌طوری که نیم‌رخش را رنجورتر نشان می‌دهد؛ ولی هنوز استوار و محکم می‌نماید. تلویزیون مثل همیشه روشن است. وقتی وارد اتاق می‌شوم مرا نمی‌بیند. حرف‌های روز را مرور می‌کند. تشویق دوستان به نوشتن و کار کردن و اینکه مردم تشنه آثارش هستند. کنارش می‌نشینم. می‌پرسم: چرا نمی‌خوابی؟ می‌گوید: نه، تو برو بخواب. فردا کارگری. . . قبل از آنکه با اصرار او به خواب بروم، صدای نوشیدن جرعه‌ای مشروب و بوی سیگاری تازه در اتاق می‌پیچد. . .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساعت شش صبح بیدار می‌شوم و او هم‌چنان به سیگارش پک می‌زند و بطری مشروب را خالی می‌کند. دو سال پس از ورودش به لس‌آنجلس، در شلوغ‌ترین لحظات شهر، چشمان دریاگونه خود را بست و از دور بازی از ریای شهر [لوس‌انجلس] خارج شد . . .»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;آتلیه تئاتر - [http://ateatr.blogfa.com/post-54.aspx &amp;lt;nowiki&amp;gt;[1]&amp;lt;/nowiki&amp;gt;][http://ateatr.blogfa.com/post-54.aspx زندگینامه] بیژن مفید&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ==&lt;br /&gt;
=== نمایش‌نامه‌ها ===&lt;br /&gt;
نمایشنامه‌هایی از بیژن مفید که در طول زندگی وی به صورت نوار کاست ضبط و منتشر شدند:&lt;br /&gt;
[[پرونده:تئاتر «شهرقصه» معروفترین اثر بیژن مفید.jpg|بندانگشتی|تئاتر «شهرقصه» معروفترین اثر بیژن مفید]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهر قصه ===&lt;br /&gt;
معروف‌ترین اثر و نمایشنامه‌ای است که از او برجای مانده‌است. این نمایشنامه برگرفته از ترانه‌ها، متل و ضرب‌المثل‌های قدیمی ایرانی و حاوی کنایه و اشارات و تشبیهات و اصطلاحاتی است که در زبان گفتاری مردم کوچه و بازار رواج دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;بیژن [https://www.goodreads.com/author/show/161849._ مفید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین بار [[شهر قصه]] در سال ۱۳۴۵ با نقش آفرینی بیژن مفید، هومن مفید، [[بهمن مفید]]، مریم مدنی و جمیله ندایی به صورت یک نسخه ۴ ساعته با گروه نمایش برنامه دوم رادیو تهران ضبط و اجرا شد. البته نسخه‌های بعدی اجرای نمایش کوتاه‌تر بودند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نخستین نمایش ایرانی بود که از پخش صدای ضبط شده (Playback) برای اجرای تئاتر استفاده می‌شد. این نمایش با همان صداهای رادیویی، یک سال در خانه پیش‌آهنگی اجرا شد. اما پس از یک سال به پیشنهاد خود بازیگران، هر یک از آنها به جای کارکتر خود حرف زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با جا افتادن کار در خانه پیش‌آهنگی ناحیه پنج تهران، خیابان شهباز که آتلیه تئاتر نامیده شده بود، حدود یک سال هر هفته با تماشاچیان دعوتی اجرا می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شهر قصه]] در سال ۱۳۴۷ در نخستین جشن هنر شیراز اجرایی بسیار موفق داشت. گروه بازیگری این نمایش محمود استادمحمد، عباس جاویدان، جمیله ندایی، حسین والامنش، اردوان مفید، هومن مفید، فرخ صوفی، تهمینه مدنی، سهیل سوزنی، فرهاد صوفی، رشید کنعانی بودند. این نمایش به همراه نمایشنامه «پژوهشی ژرف و سترگ و نوین در سنگواره‌های دوره بیست و پنجم زمین‌شناسی…» نوشته عباس نعلبندیان مقام نخست نمایشنامه نویسی این جشنواره را از آن خود کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از جشن هنر شیراز مسئولان وقت تصمیم به قرار دادن کارگاه نمایش تهران در اختیار گروه [[بیژن مفید]] گرفتند. با اینکه تالار رودکی (تالار وحدت) برای اجرای عمومی این نمایش در نظر گرفته شده بود اما خود مفید تماشاخانه سنگلج را برای اجرای نمایش انتخاب کرد. زیرا ورود زنان با چادر و ورود آقایان بدون کراوات به تالار رودکی ممنوع بود. از سوی دیگر تماشاگر معماری تالار و نورپردازی آن شده و خود تئاتر برای او معنا پیدا نمی‌کند. این نمایش سه ماه در تماشاخانه سنگلج اجرا شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمایش [[شهر قصه]] پس از آن به مدت نه ماه نیز در سالن انجمن دوشیزگان و بانوان اجرا شد. این نمایش در ۱۳۴۶ در استودیو یازده توسط منوچهر انور ضبط تلویزیونی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اردیبهشت ۱۳۴۷ فرخ غفاری، خجسته کیا و رضا قطبی شهر قصه را به جشن هنر دوم دعوت کردند. [[شهر قصه]] چهار شب در جشن هنر شیراز، «دانشگاه پهلوی» (دانشگاه شیراز)، شش ماه در انجمن اطلاعات بانوان و چند شب در شهرهای جنوب ایران (آبادان، مسجدسلیمان، آغاجاری) اجرا شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بیژن مفید]] در کالانمای شهر قصه نوشته‌است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«[[شهر قصه]] حکایت انسان‌های ساخته ذهن یک قصه‌گوست؛ انسان‌هایی که ماسک حیوانات را به چهره دارند و به دنیای پر از ریا و دروغ کوچکشان خو گرفته‌اند. یک روز یک انسان جدید به شهر وارد می‌شود و به رنگ آنها درمی‌آید و هویت خود را از دست می‌دهد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[بیژن مفید]] در مورد شهر قصه در مصاحبه‌ای در جواب این سؤال که «پرسوناژهای شما در طول نمایش به بهره‌کشی و سودجویی از هم می‌پردازند. چه نیرویی این روابط را برپا نگه داشته‌است؟» می‌گوید: «بحث تلخی‌ست. در حقیقت، شهر قصه، قصه گرگ‌هاست. روایت است در شب‌های سرد زمستان، دو گرگ گرسنه به هم می‌رسند. از ترس روبروی هم می‌نشینند و مواظب یکدیگرند که یکی آن دیگری را از شدت گرسنگی پاره نکند. کم‌کم گرگان دیگر می‌رسند و همه دور هم می‌نشینند و مواظب یکدیگر پلک نمی‌زنند. هر بار یکی خسته می‌شود و پلک می‌زند، بقیه بر سرش می‌ریزند و پاره‌پاره‌اش می‌کنند و متوجه نیستند که زمان پاییدن یکدیگر، شاید شکارهایی رد شده‌اند و آنها ندیده‌اند. شهر قصه، حکایت حلقه گرگ‌هاست و تراژدی نکبت‌بار آدمیزاد. شاید اگر هرکدام از آنها حرکتی می‌کردند، وضعشان این‌همه دردناک نبود.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و چند خط بعد می‌گوید: «نکته اینکه این کار کمک زیادی به پُر شدن فاصله فکری بین روشن‌فکر و مردم عادی می‌کند. این دو دسته در عصر ما روزبه‌روز از هم فاصله می‌گیرند. این فاصله باید روزی از بین برود. کار من کوششی است برای پُر کردن این خندق ذهنی بین روشن‌فکر و مردم.»&amp;lt;ref&amp;gt;نمایشنامه رادیویی شهر قصه / بیژن [http://www.aghalliat.com/نمایشنامه-رادیویی-شهر-قصه-بیژن-مفید/ مفید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمایشنامه «[[شهر قصه]]» در بخش‌های چهارگانه خود، به نوعی روایت‌گر مسخ شدن و بی‌هویتی آدمی‌ست در غربت که در این حکایت «فیل» نماد آن است. در «شهر قصه» همانگونه که داستان‌سرای آن در آغاز می‌گوید، حیوانات مختلفی زندگی می‌کنند و هر کدام نیز صاحبِ شعلی و به کاری مشغول. تا در غروب روزی که فیل در گذر خود، گذارش به آنجا می‌افتد و از بدِ روزگار هنگام خوردن آب از گدار، می‌افتد و دندانش می‌شکند. این حادثه برای اهالی «[[شهر قصه]]» که هر کس سر در کار و زندگی خود دارد، بهانه‌ای می‌شود تا از یک‌نواختگی و تکرار مکرر روزمره‌گی زندگی در آن شهر لحظه‌ای فارغ شوند و ورودِ تازه‌واردی را که از بابت شکستن داندان و درد ناشی از آن محتاج و نیازمندِ کمک است را به شکل و شیوه خود برگزار کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش دوم نمایشنامه «[[شهر قصه]]» همان‌طور که گفته شد با مونولوگ یا تک‌گویی «خر» شروع می‌شود و تا پایان آن با زبانی غنی و کلامی برگرفته از گفتار مردم عادی کوچه و بازار و ترانه‌ها و متل و ضرب‌المثل‌های معروف و جاری و ساری در فرهنگ عامه مردم ایران ادامه می‌یابد. در جایی از این بخش، ترانه بسیار مشهور و قدیمی «مادرم زینب خاتون، گیس داره قدِ کمون، به کس کسونم نمیده، به همه کسونم نمیده» را می‌شنویم. این ترانه سالها پیش در اولین کوشش جدی و پیگیری که در جهت جمع‌آوری ترانه‌ها و متل‌های رایج در فرهنگ فولکور مردم ایران توسط «صادق هدایت» و با انتشار مجموعه «اوسانه» انجام شد، مکتوب شده و به چاپ رسیده‌است. در نمونه‌ای که «بیژن مفید» از این ترانه قدیمی در نمایشنامه «شهر قصه» خود ارائه می‌دهد اما، از «مستشار فرنگ» و «فشنگ‌های دویست میلیون مگاتونی عمو سام برای پاپتی‌های ویتنام» هم گفته می‌شود و سخن می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:Shahreh Qesseh-Theater Group.jpg|بندانگشتی|گروه بازیگران شهرقصه]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گویندگان [[شهر قصه]]:&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قصه گو – جمیله ندایی (همسر [[بیژن مفید]])&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملا – غلامعلی خسروی سهل آبادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روباه- معلم- بیژن مفید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خرس- رمال – کارمند ثبت و احوال- بهمن مفید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خر – خرّاط- کارگر – محمود استاد محمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میمون- مطرب – روشنفکر- آرش استاد محمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فیل – غریبه – حسین والامنش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سگ – عطّار- فرهاد صوفی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بز – بزاز- [[بیژن مفید]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موش – جوان عاشق – هومن مفید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاله سوسکه – دختر جوان – تهمینه مدنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شتر – نقّال – نمد مال- بیژن مفید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسب- سهیل سوزنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طوطی- شاعر- سهیل سوزنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قاطر- نعلبند- بهمن مفید&amp;lt;ref&amp;gt;بوکیها - دانلود کتاب و فایل صوتی «نمایشنامه شهر قصه» بیژن [http://bookiha.ir/دانلود-کتاب-و-فایل-صوتی-نمایشنامه-شهر/ مفید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شاپرک‌خانوم ===&lt;br /&gt;
اولین اجرا فرهنگسرای نیاوران ۱۳۵۰&lt;br /&gt;
* نویسنده: بیژن مفید&lt;br /&gt;
* کارگردان: دان لافون&lt;br /&gt;
* شاپرک‌خانم: سوسن فرخ‌نیا&lt;br /&gt;
* عنکبوت: اردوان مفید&lt;br /&gt;
* ملخ:&lt;br /&gt;
* مگس: رضا بابک&lt;br /&gt;
* زنبور عسل: بهرام شاه‌محمدلو&lt;br /&gt;
* کرم شبتاب: خسرو شایسته&lt;br /&gt;
* خاله سوسکه: مرضیه برومند&lt;br /&gt;
نوار کاست شاپرک: اجرای اول: جمیله ندایی. اجرای دوم سوسن مقصودلو&lt;br /&gt;
* عنکبوت: [[بهمن مفید]]&lt;br /&gt;
* ملخ: [[بیژن مفید]]&lt;br /&gt;
* سوسکی: تامی&lt;br /&gt;
* موسکی: سحر&lt;br /&gt;
* سوسک مادر: فهیمه راستکار&lt;br /&gt;
* کرم شب‌تاب: رضا رویگری&lt;br /&gt;
* زنبور عسل: جمشید گرگین&lt;br /&gt;
* مگس: سیروس ابراهیم‌زاده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کوتی و موتی ===&lt;br /&gt;
اجرای دوم کاست صدا&lt;br /&gt;
* نویسنده و کارگردان: بیژن مفید&lt;br /&gt;
* کوتی: فریده صابری&lt;br /&gt;
* موتی: نیما گرگین&lt;br /&gt;
* پدر کوتی: رضا رویگری&lt;br /&gt;
* مادر کوتی: هنگامه یاشار&lt;br /&gt;
* پدر موتی: سیروس ابراهیم‌زاده&lt;br /&gt;
* مادر موتی: آذر دانشی&lt;br /&gt;
* نقش الاغ: بهمن مفید&lt;br /&gt;
* نقش گاو: رضا ژیان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اولین پرواز» (گنجشک کوچولو) ===&lt;br /&gt;
* اقتباس از اثر ماکسیم گورکی&lt;br /&gt;
* کارگردان: بیژن مفید&lt;br /&gt;
* پودیک بچه گنجشک: هنگامه یاشار&lt;br /&gt;
* مامان گنجشک: شمسی فضل‌الهی&lt;br /&gt;
* بابا گنجشک: رضا ژیان&lt;br /&gt;
* مرنو خانِ گربه: رضا رویگری&lt;br /&gt;
* گوینده: فهیمه راستکار&lt;br /&gt;
* خواننده: هنگامه یاشار&lt;br /&gt;
* شعر و آهنگ: بیژن مفید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خاموشی دریا» (نمایشنامه رادیویی) ===&lt;br /&gt;
* نویسنده: ژان بروله (ورکور)&lt;br /&gt;
* کارگردان: بیژن مفید&lt;br /&gt;
* پیرمرد: بیژن مفید&lt;br /&gt;
* دختر: فهیمه راستکار&lt;br /&gt;
* ورنرفون اورناک: ناصر طهماسب&amp;lt;ref&amp;gt;بیوگرافی - &#039;&#039;&#039;بیژن مفید + [http://azadamirkhizi.blogfa.com/post/805 عکس]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران معاصر اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نویسندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:کارگردانان تئاتر اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نمایشنامه‌نویسان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=29142</id>
		<title>بحث کاربر:خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=29142"/>
		<updated>2018-04-11T11:10:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /* سپاسگذاری */ بخش جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;با سلام و خسته نباشید&lt;br /&gt;
مقالات شما را دنبال میکنم، اگر سوال و ابهامی دارید روی صفحه بحث من بنویسید--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۷ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۲۳ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== به کاربر خراسانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با سلام&lt;br /&gt;
پیام شما را دریافت کردم [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۱ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۲۲ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درود،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام شما دریافت شد،مقالات شما را نگاه می‌کنم&lt;br /&gt;
لطفا مرا به نام کاربری خودم یعنی ‍‍[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) بنامید.&lt;br /&gt;
در پایان پیامهایتان امضا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۲:۲۲ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تشکر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سپاسگذاری ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درود،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:یک فنجان چای.jpg|بندانگشتی|راست]]خراسانی عزیز. بخاطر  حضور پررنگ و فعالتان.  باشد که نوشیدن این چای قدری از خستگی شما کم کند. با احترام، -- [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۳:۱۰ (CEST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DB%8C%DA%A9_%D9%81%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86_%DA%86%D8%A7%DB%8C.jpg&amp;diff=29140</id>
		<title>پرونده:یک فنجان چای.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DB%8C%DA%A9_%D9%81%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86_%DA%86%D8%A7%DB%8C.jpg&amp;diff=29140"/>
		<updated>2018-04-11T11:08:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;یک فنجان چای&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29133</id>
		<title>علی باکری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29133"/>
		<updated>2018-04-11T10:53:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: افزودن {{تمیزکاری}}، {{عکس-نیاز}}، {{لحن}} و  {{ویکی‌سازی}} (توینکل)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تمیزکاری|دلیل=لحن غیردانشنامه‌ای|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{عکس-نیاز|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{لحن|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{ویکی‌سازی|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = علی باکری&lt;br /&gt;
| تصویر             =&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۳۲&lt;br /&gt;
| زادگاه            = میاندو آب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۳۰ فروردین ۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =دانشجوی رشته شیمی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده فنی تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =استاد یار دانشکده صنعتی (شریف)&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = اعزام به فلسطین وشرکت در جنگ سپتامبر&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&#039;&#039;&#039;علی باکری&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۳۲۲ در میاندوآب ـشهادت ۳۰ فروردین ۱۳۵۱)وی در خانواده ای نسبتاً مرفه به دنیا آمد. با توجه به وضع مالی نسبتاً خوبی که خانواده اش داشت، و نیز در اثر استعداد و پشتکارش، سالهای تحصیل را با موقعیت گذرانده و به دانشکده فنی تهران، رشته شیمی وارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی پس از پایان تحصیل بعنوان استادیار دانشگاه صنعتی (شریف) مشغول کار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت سیاسی ==&lt;br /&gt;
علی که چشمش به واقعیات اجتماع ما باز بود، به تمامی مزایا و رفاه ناشی ازموقعیتی که داشت پشت کرده، وعملاً فکر و ایدئولوژی طبقات محروم و مستضعف جامعه را که همان اسلام انقلابی بود برگزید؛ و بعد از آن تمام استعداد فکر و اندیشه اش را در این جهت به کار انداخت. علی باکری از موقعیت شغلیش در دانشگاه تا حدامکان به نفع سازمان استفاده کرد. او همواره سرمشق صداقت و حل شدگی درامر مبارزه بود. او با آگاهی و اعتقاد کامل، وجود خود را در خدمت راه خدا و خلق یعنی مبارزه علیه ستم و استثمار قرارداد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران بحران ==&lt;br /&gt;
علی پیش از آنکه به عضویت سازمان در آید، یک دوران بحران را گذراند. او بر سر دو راهی قرار گرفته بود، آیا باید درمسیر امواج خود به خودی حرکت کرد، یا نه برخلاف آن باید شنا کرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او ایمان داشت که زندگی در پناه رژیم شاه یعنی سکوت و رضایت در برابر جنایات رژیم و غارت منابع طبیعی و انسانی خلق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی نمی‌توانست آرام باشد، خیلی فکر می‌کرد. کتاب می‌خواند. به جامعه گردی و مطالعهٔ زندگی مردم می‌پرداخت و به خاطر همین کارها چندین بار مریض شد وزخم معده گرفت. در چنین وضعیتی بود که با سازمان آشنا شد و خود را همدرد آنها یافت. او به جمع یاران پیوست و خوش فکری، ایمان، خلوص و لیاقت خود را تماماً در این راه به کارگرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهروز با آگاهی کامل نسبت به مشکلات مبارزه، آن را برگزید. او می‌دانست که دراین راه دشواریهای بسیاری وجود دارد. تحت شکنجه بودن؛ تیرباران شدن؛ درزیر سرنیزه جلادان جان دادن؛ سالها در سلول زندان بسربردن؛ متواری بودن و خانه بدوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و باندک ساختن و کاشانه را ترک گفتن و ترک زن و فرزند و عزیزان کردن؛ کارهایی هستند که فقط از عهده افراد انقلابی بر میآید. او با اطمینان خاطر و با اراده ای شکست ناپذیر وبا یقین به پیروزی و با پذیرفتن تمامی مشکلات راه انقلابی را انتخاب کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;از زندگی انقلابیو درس بگیریم؛ تهیه از سازمان مجاهدین خلق ایران&amp;lt;/ref&amp;gt;او خود در این زمینه به برادری می‌گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عمل را که شروع کردی، ضربه می‌خوری، ضربه نخوردن ندارد. منتها باید سعی کنی کمتر ضربه بخوری».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد شماره 44-30 فروردین 1359&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعزام به فلسطین و شرکت در جنگ سپتامبر ==&lt;br /&gt;
سال ۴۹ ظاهراً برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت؛ ولی در واقع برای تعلیمات نظامی و تعلیمات دیگر به فلسطین رفته بود. او از انقلاب فلسطین درس و تجربه آموخت و بدینگونه با تجربه ای بیش از پیش و با کوله باری از سلاح به ایران بازگشت او درایران تجارب خود را در اختیار سایر همرزمانش گذاشت. علی دربارهٔ مشکلات آینده با روشن بینی خاصی می‌گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شرایطی بر ما تحمیل خواهد شد. ما باید خود را به نقطه‌هایی ازآمادگی برسانیم که درصورت روبرو شدن با وقایع غیرقابل پیش بینی، قادر به حفظ خود باشیم».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و درگذشت ==&lt;br /&gt;
علی باکری در جریان دستگیری سراسری اول شهریور ۵۰، دستگیرشد. رژیم از محاکمه او حرفی نزد و تنها خبر اعدام او را با سه تن دیگر از اعضای مجاهدین در ۳۰ فروردین ۵۱ اعلام کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29132</id>
		<title>علی باکری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29132"/>
		<updated>2018-04-11T10:52:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = علی باکری&lt;br /&gt;
| تصویر             =&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۳۲&lt;br /&gt;
| زادگاه            = میاندو آب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۳۰ فروردین ۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =دانشجوی رشته شیمی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده فنی تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =استاد یار دانشکده صنعتی (شریف)&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = اعزام به فلسطین وشرکت در جنگ سپتامبر&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&#039;&#039;&#039;علی باکری&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۳۲۲ در میاندوآب ـشهادت ۳۰ فروردین ۱۳۵۱)وی در خانواده ای نسبتاً مرفه به دنیا آمد. با توجه به وضع مالی نسبتاً خوبی که خانواده اش داشت، و نیز در اثر استعداد و پشتکارش، سالهای تحصیل را با موقعیت گذرانده و به دانشکده فنی تهران، رشته شیمی وارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی پس از پایان تحصیل بعنوان استادیار دانشگاه صنعتی (شریف) مشغول کار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت سیاسی ==&lt;br /&gt;
علی که چشمش به واقعیات اجتماع ما باز بود، به تمامی مزایا و رفاه ناشی ازموقعیتی که داشت پشت کرده، وعملاً فکر و ایدئولوژی طبقات محروم و مستضعف جامعه را که همان اسلام انقلابی بود برگزید؛ و بعد از آن تمام استعداد فکر و اندیشه اش را در این جهت به کار انداخت. علی باکری از موقعیت شغلیش در دانشگاه تا حدامکان به نفع سازمان استفاده کرد. او همواره سرمشق صداقت و حل شدگی درامر مبارزه بود. او با آگاهی و اعتقاد کامل، وجود خود را در خدمت راه خدا و خلق یعنی مبارزه علیه ستم و استثمار قرارداد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران بحران ==&lt;br /&gt;
علی پیش از آنکه به عضویت سازمان در آید، یک دوران بحران را گذراند. او بر سر دو راهی قرار گرفته بود، آیا باید درمسیر امواج خود به خودی حرکت کرد، یا نه برخلاف آن باید شنا کرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او ایمان داشت که زندگی در پناه رژیم شاه یعنی سکوت و رضایت در برابر جنایات رژیم و غارت منابع طبیعی و انسانی خلق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی نمی‌توانست آرام باشد، خیلی فکر می‌کرد. کتاب می‌خواند. به جامعه گردی و مطالعهٔ زندگی مردم می‌پرداخت و به خاطر همین کارها چندین بار مریض شد وزخم معده گرفت. در چنین وضعیتی بود که با سازمان آشنا شد و خود را همدرد آنها یافت. او به جمع یاران پیوست و خوش فکری، ایمان، خلوص و لیاقت خود را تماماً در این راه به کارگرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهروز با آگاهی کامل نسبت به مشکلات مبارزه، آن را برگزید. او می‌دانست که دراین راه دشواریهای بسیاری وجود دارد. تحت شکنجه بودن؛ تیرباران شدن؛ درزیر سرنیزه جلادان جان دادن؛ سالها در سلول زندان بسربردن؛ متواری بودن و خانه بدوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و باندک ساختن و کاشانه را ترک گفتن و ترک زن و فرزند و عزیزان کردن؛ کارهایی هستند که فقط از عهده افراد انقلابی بر میآید. او با اطمینان خاطر و با اراده ای شکست ناپذیر وبا یقین به پیروزی و با پذیرفتن تمامی مشکلات راه انقلابی را انتخاب کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;از زندگی انقلابیو درس بگیریم؛ تهیه از سازمان مجاهدین خلق ایران&amp;lt;/ref&amp;gt;او خود در این زمینه به برادری می‌گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عمل را که شروع کردی، ضربه می‌خوری، ضربه نخوردن ندارد. منتها باید سعی کنی کمتر ضربه بخوری».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد شماره 44-30 فروردین 1359&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعزام به فلسطین و شرکت در جنگ سپتامبر ==&lt;br /&gt;
سال ۴۹ ظاهراً برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت؛ ولی در واقع برای تعلیمات نظامی و تعلیمات دیگر به فلسطین رفته بود. او از انقلاب فلسطین درس و تجربه آموخت و بدینگونه با تجربه ای بیش از پیش و با کوله باری از سلاح به ایران بازگشت او درایران تجارب خود را در اختیار سایر همرزمانش گذاشت. علی دربارهٔ مشکلات آینده با روشن بینی خاصی می‌گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شرایطی بر ما تحمیل خواهد شد. ما باید خود را به نقطه‌هایی ازآمادگی برسانیم که درصورت روبرو شدن با وقایع غیرقابل پیش بینی، قادر به حفظ خود باشیم».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و درگذشت ==&lt;br /&gt;
علی باکری در جریان دستگیری سراسری اول شهریور ۵۰، دستگیرشد. رژیم از محاکمه او حرفی نزد و تنها خبر اعدام او را با سه تن دیگر از اعضای مجاهدین در ۳۰ فروردین ۵۱ اعلام کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29131</id>
		<title>علی باکری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=29131"/>
		<updated>2018-04-11T10:51:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /*جایگزینی با اشتباه‌یاب*/۱۳۲۲⟸۱۳۲۲ (خورشیدی)، ۱۳۵۱⟸۱۳۵۱ (خورشیدی)، ۱۳۴۱⟸۱۳۴۱ (خورشیدی)، جبهه ملی⟸جبهه ملی ایران&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = علی باکری&lt;br /&gt;
| تصویر             =&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۳۲&lt;br /&gt;
| زادگاه            = میاندو آب &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۳۰ فروردین ۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =دانشجوی رشته شیمی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده فنی تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              =استاد یار دانشکده صنعتی(شریف )&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = اعزام به فلسطین وشرکت در جنگ سپتامبر&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&#039;&#039;&#039;علی باکری&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۳۲۲ (خورشیدی) در میاندوآب ـشهادت ۳۰ فروردین ۱۳۵۱ (خورشیدی))وی در خانواده ای نسبتاً مرفه به دنیا آمد. با توجه به وضع مالی نسبتاً خوبی که خانواده اش داشت، و نیز در اثر استعداد و پشتکارش، سالهای تحصیل را با موقعیت گذرانده و به دانشکده فنی تهران، رشته شیمی وارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی پس از پایان تحصیل بعنوان استادیار دانشگاه صنعتی (شریف ) مشغول کار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== فعالیت سیاسی ==&lt;br /&gt;
علی که چشمش به واقعیات اجتماع ما باز بود، به تمامی مزایا و رفاه ناشی ازموقعیتی که داشت پشت کرده، وعملاً فکر و ایدئولوژی طبقات محروم و مستضعف جامعه را که همان اسلام انقلابی بود برگزید؛ و بعد از آن تمام استعداد فکر و اندیشه اش را در این جهت به کار انداخت.علی باکری از موقعیت شغلیش در دانشگاه  تا حدامکان به نفع سازمان استفاده کرد. او همواره سرمشق صداقت و حل شدگی درامر مبارزه بود. او با آگاهی و اعتقاد کامل، وجود خود را در خدمت راه خدا و خلق یعنی مبارزه علیه ستم و استثمار قرارداد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران بحران ==&lt;br /&gt;
علی پیش از آنکه به عضویت سازمان در آید، یک دوران بحران را گذراند. او بر سر دو راهی قرار گرفته بود، آیا باید درمسیر امواج خود به خودی حرکت کرد، یا نه برخلاف آن باید شنا کرد؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او ایمان داشت که زندگی در پناه رژیم شاه یعنی سکوت و رضایت در برابر جنایات رژیم و غارت منابع طبیعی و انسانی خلق.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی نمی‌توانست آرام باشد، خیلی فکر می‌کرد. کتاب می‌خواند. به جامعه گردی و مطالعهٔ زندگی مردم می‌پرداخت و به خاطر همین کارها چندین بار مریض شد وزخم معده گرفت. در چنین وضعیتی بود که با سازمان آشنا شد و خود را همدرد آنها یافت. او به جمع یاران پیوست و خوش فکری، ایمان، خلوص و لیاقت خود را تماماً در این راه به کارگرفت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهروز با آگاهی کامل نسبت به مشکلات مبارزه، آن را برگزید. او می‌دانست که دراین راه دشواریهای بسیاری وجود دارد. تحت شکنجه بودن ؛ تیرباران شدن ؛ درزیر سرنیزه جلادان جان دادن ؛ سالها در سلول زندان بسربردن ؛ متواری بودن و خانه بدوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و باندک ساختن و کاشانه را ترک گفتن و ترک زن و فرزند و عزیزان کردن ؛کارهایی هستند که فقط از عهده افراد انقلابی بر میاید . او با اطمینان خاطر و با اراده ای شکست ناپذیر وبا یقین به پیروزی و با پذیرفتن تمامی مشکلات راه انقلابی را انتخاب کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;از زندگی انقلابیو درس بگیریم ؛ تهیه از سازمان مجاهدین خلق ایران&amp;lt;/ref&amp;gt;او خود در این زمینه به برادری می‌گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«عمل را که شروع کردی، ضربه می‌خوری، ضربه نخوردن ندارد. منتها باید سعی کنی کمتر ضربه بخوری».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد شماره 44-30 فروردین 1359&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعزام به فلسطین و شرکت در جنگ سپتامبر ==&lt;br /&gt;
سال ۴۹ ظاهراً برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت؛ ولی در واقع برای تعلیمات نظامی و تعلیمات دیگر به فلسطین رفته بود. او از انقلاب فلسطین درس و تجربه آموخت و بدینگونه با تجربه ای بیش از پیش و با کوله باری از سلاح به ایران بازگشت او درایران تجارب خود را در اختیار سایر همرزمانش گذاشت. علی دربارهٔ مشکلات آینده با روشن بینی خاصی می‌گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شرایطی بر ما تحمیل خواهد شد. ما باید خود را به نقطه‌هایی ازآمادگی برسانیم که درصورت روبرو شدن با وقایع غیرقابل پیش بینی، قادر به حفظ خود باشیم».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و درگذشت ==&lt;br /&gt;
علی باکری در جریان دستگیری سراسری اول شهریور ۵۰، دستگیرشد. رژیم از محاکمه او حرفی نزد و تنها خبر اعدام او را با سه تن دیگر از اعضای مجاهدین در ۳۰ فروردین ۵۱ اعلام کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=29130</id>
		<title>طاهر احمدزاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=29130"/>
		<updated>2018-04-11T10:49:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{عکس-نیاز|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{ویکی‌سازی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = &lt;br /&gt;
| تصویر            = &lt;br /&gt;
| شرح تصویر        =&lt;br /&gt;
| نام کامل         = طاهر احمدزاده هروی&lt;br /&gt;
| معروف به         = &lt;br /&gt;
| نام مستعار       =&lt;br /&gt;
| زادروز           =۱۳۰۰&lt;br /&gt;
| شهر تولد         = مشهد&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = ایران&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ        = ۹آذر ۱۳۹۶&lt;br /&gt;
| شهر مرگ          = مشهد&lt;br /&gt;
| کشور مرگ         = ایران&lt;br /&gt;
| نام همسر         =&lt;br /&gt;
| فرزندان          = مسعود؛مجید؛مجتبی ومستوره احمدزاده&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = &lt;br /&gt;
| تحصیلات           =&lt;br /&gt;
| دین              =&lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = &lt;br /&gt;
| سمت              =&lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      =&lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         =&lt;br /&gt;
| قبل از           =&lt;br /&gt;
| بعد از           =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       =&lt;br /&gt;
| امضا             =&lt;br /&gt;
| زیرنویس          =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{تمیزکاری}}&lt;br /&gt;
{{ویکی‌سازی}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;طاهر احمدزاده&#039;&#039;&#039; (زاده سال ۱۳۰۰ خورشیدی در مشهد -درگذشته ۱۳۹۶)  از دهه ۱۳۲۰ از همراهان محمدتقی شریعتی در «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد و از فعالان نهضت ملی شدن نفت و از هواداران نهضت مقاومت ملی بود. او یکی از ۱۱۲۶ زندانی سیاسی بود که در آبان ۵۷ از زندان آزاد شدند. احمدزاده آخرین بار در سال ۱۳۸۰ در سن هشتاد سالگی از زندان آزاد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
طاهر احمدزاده  دوره متوسطه را در دبیرستان فردوسی مشهد به پایان رسانده و دیپلم خود را میگیرد ؛ وی بعلت مشکلات خانوادگی و اینکه میبایست سرپرستی خانواده را بعهده داشته باشد ؛ نتوانسته بود به دانشگاه برود . &amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;سایت کلمه -[[نامhttp://www.kaleme.com|نام]] طاهر احمدزاده بخاطر یک عمر مبارزه همچنان طنین انداز تاریخ معاصر است&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
فعالیت های اجتماعی و سیاسی طاهر احمد زاده در خراسان با تأسیس کانون نشر حقایق اسلامی در ١٣٢١ آغاز شد و در سال های همراهی با نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران در دولت دکتر محمد مصدق، گسترش یافت و از همان سال ها و تا پایان عمر، دکتر مصدق برای طاهر احمد زاده معیار دولتمردی و الگوی رهبری سیاسی باقی ماند. پس از کودتای ٢٨ مرداد طاهر احمد زاده  گردانندۀ اصلی نشست های مخفی نهضت مقاومت ملی در مشهد بود و به عنوان نمایندۀ جبهۀ ملی در خراسان شناخته می شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طاهر احمد زاده در فاصلۀ سال های ١٣٣٢ تا بهمن ١٣٥٧ در جایگاه چهرۀ چپ ملی – مذهبی همواره کوشندۀ سیاسی و فرهنگی بود و همراه مطالبات اجتماعی در خراسان حضوری پُر رنگ داشت. در نخستین کنگرۀ جبهۀ ملی در تهران به عنوان نمایندۀ خراسان حضور و سخنرانی داشت و در همین سال ها البته بارها زندان سیاسی را تجربه کرد و سرانجام در پائیز ١٣٥٠ در دادگاه نظامی لشکر ٧٧ خراسان به ده سال زندان محکومیت یافت و در آستانۀ انقلاب بهمن آزاد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;ندای آزادی - [http://nedayeazady.org/2017/12/07/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DA%AF-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87/ نامه] تسلیت جمعی در سوگ طاهر احمدزاده&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خاطرات این مبارز آمده‌است: کانون نشر حقایق به یک پایگاه مهم برای نهضت ملی تبدیل شد و پس از کودتا هم نقش عمده‌ای در مبارزه ایفا کرد. به‌طوری که وقتی اعضای نهضت مقاومت ملی را گرفتند، بیشتر بازداشت‌شده‌ها در مشهد از کانون بودند، که دکتر علی شریعتی، پدرشان و من هم ازجمله بازداشت‌شدگان بودیم. &amp;lt;ref&amp;gt;ندای آزادی -[https://www.nedayeazadi.net/1396/09/22667 طاهر] احمدزاده درگذشت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طاهر احمدزاده آخرین بار در سال ۱۳۸۰ در سن هشتاد سالگی از زندان آزاد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بی بی سی فارسی -[http://www.bbc.com/persian/iran-42179578 طاهر] احمدزاده فعال ملی-مذهبی درگذشت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب ==&lt;br /&gt;
طاهر احمدزاده پس از انقلاب از سوی دولت موقت به عنوان اولین استاندار خراسان انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمدزاده آذر سال ۱۳۵۸ از استانداری خراسان استعفا داده و جای خود را به حسن غفوری‌فرد داد. وی پس از کناره گیری از استانداری در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ از حوزه خراسان نامزد شد اما موفق به ورود به مجلس نشد. احمدزاده که دیگر منصب دولتی نداشت به جلسات مذهبی ؛سیاسی روی آورد و به تفسیر قرآن و سخنرانی درجلسات خصوصی پرداخت .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خانواده وفرزندان احمدزاده ==&lt;br /&gt;
پدراحمدزاده تاجر بود، تاجری با اصلیت افغانی و متولد افغانستان. وی بعد از آمدن به مشهد تشکیل خانواده داده و همانجا ساکن شد. آنها سه برادر و دو خواهر بودند که طاهر فرزند بزرگ خانواده بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزندان وی شامل ۳ پسر و یک دختر بنام مستوره بود. پسر بزرگ او مسعود احمدزاده از بنیان‌گذاران سازمان چریکهای فدایی خلق بود و در سال ۱۳۵۰ اعدام شد. مجید احمدزاده دیگر فرزند او نیز همراه برادرش در ۱۱ اسفند ۱۳۵۰ اعدام شد. مجتبی احمدزاده پسر کوچکتر نیز در ۸ آبان ۱۳۶۰ در زندان اوین اعدام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در گذشت ==&lt;br /&gt;
طاهر احمدزاده در ۹ آذر ۱۳۹۶ در مشهد درگذشت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=29129</id>
		<title>طاهر احمدزاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=29129"/>
		<updated>2018-04-11T10:49:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: افزودن {{عکس-نیاز}} (توینکل)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{عکس-نیاز|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;{تمیزکاری}}&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{ویکی‌سازی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = &lt;br /&gt;
| تصویر            = &lt;br /&gt;
| شرح تصویر        =&lt;br /&gt;
| نام کامل         = طاهر احمدزاده هروی&lt;br /&gt;
| معروف به         = &lt;br /&gt;
| نام مستعار       =&lt;br /&gt;
| زادروز           =۱۳۰۰&lt;br /&gt;
| شهر تولد         = مشهد&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = ایران&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ        = ۹آذر ۱۳۹۶&lt;br /&gt;
| شهر مرگ          = مشهد&lt;br /&gt;
| کشور مرگ         = ایران&lt;br /&gt;
| نام همسر         =&lt;br /&gt;
| فرزندان          = مسعود؛مجید؛مجتبی ومستوره احمدزاده&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = &lt;br /&gt;
| تحصیلات           =&lt;br /&gt;
| دین              =&lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = &lt;br /&gt;
| سمت              =&lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      =&lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         =&lt;br /&gt;
| قبل از           =&lt;br /&gt;
| بعد از           =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       =&lt;br /&gt;
| امضا             =&lt;br /&gt;
| زیرنویس          =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{تمیزکاری}}&lt;br /&gt;
{{ویکی‌سازی}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;طاهر احمدزاده&#039;&#039;&#039; (زاده سال ۱۳۰۰ خورشیدی در مشهد -درگذشته ۱۳۹۶)  از دهه ۱۳۲۰ از همراهان محمدتقی شریعتی در «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد و از فعالان نهضت ملی شدن نفت و از هواداران نهضت مقاومت ملی بود. او یکی از ۱۱۲۶ زندانی سیاسی بود که در آبان ۵۷ از زندان آزاد شدند. احمدزاده آخرین بار در سال ۱۳۸۰ در سن هشتاد سالگی از زندان آزاد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ==&lt;br /&gt;
طاهر احمدزاده  دوره متوسطه را در دبیرستان فردوسی مشهد به پایان رسانده و دیپلم خود را میگیرد ؛ وی بعلت مشکلات خانوادگی و اینکه میبایست سرپرستی خانواده را بعهده داشته باشد ؛ نتوانسته بود به دانشگاه برود . &amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;سایت کلمه -[[نامhttp://www.kaleme.com|نام]] طاهر احمدزاده بخاطر یک عمر مبارزه همچنان طنین انداز تاریخ معاصر است&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
فعالیت های اجتماعی و سیاسی طاهر احمد زاده در خراسان با تأسیس کانون نشر حقایق اسلامی در ١٣٢١ آغاز شد و در سال های همراهی با نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران در دولت دکتر محمد مصدق، گسترش یافت و از همان سال ها و تا پایان عمر، دکتر مصدق برای طاهر احمد زاده معیار دولتمردی و الگوی رهبری سیاسی باقی ماند. پس از کودتای ٢٨ مرداد طاهر احمد زاده  گردانندۀ اصلی نشست های مخفی نهضت مقاومت ملی در مشهد بود و به عنوان نمایندۀ جبهۀ ملی در خراسان شناخته می شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طاهر احمد زاده در فاصلۀ سال های ١٣٣٢ تا بهمن ١٣٥٧ در جایگاه چهرۀ چپ ملی – مذهبی همواره کوشندۀ سیاسی و فرهنگی بود و همراه مطالبات اجتماعی در خراسان حضوری پُر رنگ داشت. در نخستین کنگرۀ جبهۀ ملی در تهران به عنوان نمایندۀ خراسان حضور و سخنرانی داشت و در همین سال ها البته بارها زندان سیاسی را تجربه کرد و سرانجام در پائیز ١٣٥٠ در دادگاه نظامی لشکر ٧٧ خراسان به ده سال زندان محکومیت یافت و در آستانۀ انقلاب بهمن آزاد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;ندای آزادی - [http://nedayeazady.org/2017/12/07/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DA%AF-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87/ نامه] تسلیت جمعی در سوگ طاهر احمدزاده&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خاطرات این مبارز آمده‌است: کانون نشر حقایق به یک پایگاه مهم برای نهضت ملی تبدیل شد و پس از کودتا هم نقش عمده‌ای در مبارزه ایفا کرد. به‌طوری که وقتی اعضای نهضت مقاومت ملی را گرفتند، بیشتر بازداشت‌شده‌ها در مشهد از کانون بودند، که دکتر علی شریعتی، پدرشان و من هم ازجمله بازداشت‌شدگان بودیم. &amp;lt;ref&amp;gt;ندای آزادی -[https://www.nedayeazadi.net/1396/09/22667 طاهر] احمدزاده درگذشت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طاهر احمدزاده آخرین بار در سال ۱۳۸۰ در سن هشتاد سالگی از زندان آزاد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بی بی سی فارسی -[http://www.bbc.com/persian/iran-42179578 طاهر] احمدزاده فعال ملی-مذهبی درگذشت&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب ==&lt;br /&gt;
طاهر احمدزاده پس از انقلاب از سوی دولت موقت به عنوان اولین استاندار خراسان انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احمدزاده آذر سال ۱۳۵۸ از استانداری خراسان استعفا داده و جای خود را به حسن غفوری‌فرد داد. وی پس از کناره گیری از استانداری در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ از حوزه خراسان نامزد شد اما موفق به ورود به مجلس نشد. احمدزاده که دیگر منصب دولتی نداشت به جلسات مذهبی ؛سیاسی روی آورد و به تفسیر قرآن و سخنرانی درجلسات خصوصی پرداخت .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خانواده وفرزندان احمدزاده ==&lt;br /&gt;
پدراحمدزاده تاجر بود، تاجری با اصلیت افغانی و متولد افغانستان. وی بعد از آمدن به مشهد تشکیل خانواده داده و همانجا ساکن شد. آنها سه برادر و دو خواهر بودند که طاهر فرزند بزرگ خانواده بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزندان وی شامل ۳ پسر و یک دختر بنام مستوره بود. پسر بزرگ او مسعود احمدزاده از بنیان‌گذاران سازمان چریکهای فدایی خلق بود و در سال ۱۳۵۰ اعدام شد. مجید احمدزاده دیگر فرزند او نیز همراه برادرش در ۱۱ اسفند ۱۳۵۰ اعدام شد. مجتبی احمدزاده پسر کوچکتر نیز در ۸ آبان ۱۳۶۰ در زندان اوین اعدام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در گذشت ==&lt;br /&gt;
طاهر احمدزاده در ۹ آذر ۱۳۹۶ در مشهد درگذشت&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82&amp;diff=29128</id>
		<title>ناصر صادق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82&amp;diff=29128"/>
		<updated>2018-04-11T10:45:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تمیزکاری|دلیل=استفاده ا ز عبارت‌های غیر دانشنامه‌ای |تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات-نیاز|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{ویکی‌سازی|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
ناصر صادق (تولد۱۳۲۴-درگذشته۳۰فروردین ۱۳۵۱)در خانواده﻿ ای مذهبی در تهران متولد شد. بعد از اتمام دوران دبستان و دبیرستان وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه شماره 44- 30فروردین 1359&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
. پدرش حاج احمد صادق از اعضای هيئت امنای مسجد هدايت و از ياران و دوستان نزديک مرحوم آيت الله طالقانی و زنده ياد مهندس مهدی بازرگان بود. شهيد ناصر دوره متوسطه را در دبيرستان مروی گذارند و همانجا بود که فعاليت های سياسی و اجتماعی خود را آغاز کرد. او ضمن شرکت در جلسات مسجد جليل و مسجد هدايت (در محضر پدر طالقانی) انجمنی با عنوان ((دين و دانش)) در دبيرستان خود ايجاد می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;خبرنامه گویا- ناصر صادق&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت های دوران جوانی ==&lt;br /&gt;
ناصر صادق به لحاظ آشنایی خانوادگی باآیت الله طالقانی ازهمان دوران نوجوانی درجلسات سیاسی و مذهبی شرکت می﻿کردو درسالهای آخر دبیرستان به همراه چند تن دیگر از دوستانش انجمنی سیاسی مذهبی بوجودآورد. سرکوب خونین 15 خرداد تأثیر عظیمی بر روحیه فعال و پرشور او داشت. او درآن هنگام، سال آخر دبیرستان را می﻿گذراندو به جرم فعالیت﻿های سیاسی،مامورین درصدد دستگیری او بودند که با کوشش مدیر مدرسه، اینکار عملی نشد. پس از اتمام دوره  دبیرستان وارد دانشگاه شد. دردانشگاه صرفنظر از فعالیت﻿های سیاسی – اجتماعی و ... در ورزش نیز استعداد و علاقه﻿ زیادی از خود نشان می داد به طوری که در ژیمناستیک قهرمان دانشگاه شده بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت در سازمان ==&lt;br /&gt;
ناصرصادق در سال 44 جزو اولین کسانی بود که به سازمان مجاهدین خلق پیوست.زندگی در درون یک تشکیلات انقلابی، تمام قوا و استعدادهای ناصر را شکوفا کرد و او را عنصری کارآمد مبدل ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اتمام دوران دانشگاه برای طی دوره﻿ سربازی به شیراز رفت و به عنوان افسر توپخانه درپادگان شیراز، به فراگیری اصول نظامی پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او از تمام امکانات دوران خدمت وظیفه به نحو احسن استفاده کرد. و آنچنان تجارب غنی درزمینه﻿ نظامی به دست آورد که بعدها مسئول تدارکات نظامی سازمان گشت. البته﻿ ناصردراین دوران باز هم لحظه﻿ ای از حرکت﻿های آگاه کننده و افشاگری ه﻿ایش غافل نبود. او برای اولین بار  نماز جماعت را در پادگان اجرا کرد. و بارهابرسرحقوق سربازان ساده با افسران  رده﻿ بالاتردرگیر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعداز اتمام سربازی به دستور سازمان یکسال و نیم هم درشیراز  ماند. و مسئولیت شاخه﻿ شیراز را به عهده گرفت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی سه سالی که ناصر درشیراز بود بارها  به میان کپرنشین﻿های شیراز می رفت و از نزدیک با درد و رنج آنها آشنا میشد. او توانست طی این مدت رابطه نزدیکی با ایلات و عشایر فارس برقرار کند و از این طریق اطلاعات جالبی در مورد وضع ایلات و عشایر در اختیار سازمان بگذارد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناصر صادق درسال 49 به عضویت کادر مرکزی سازمان درآمد. با رفتن عده﻿ ای ازمسئولین سازمان به فلسطین برای طی دوره﻿ های نظامی مسئولیت﻿های ناصر دوچندان شد. اما او با کوششی خستگی ناپذیر کار می﻿کرد. شرکت فعال درطرح﻿ریزی نقشه هواپیما﻿ربائی از دوبی و نیز مسئولیت تدارکات سازمان بر دوش او بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و زندان ==&lt;br /&gt;
ناصر صادق بنا بر مسولیتی که داشت برای تهیه﻿ اسلحه برای پیشبرد امر مبارزه اقدام کرد . به این منظوربا فردی بنام شاهمراد دلفانی تماس گرفت و از این طریق تحت تعقیب پیچیده﻿ ساواک قرار گرفت. ساواک ماهها او را باصرف انرژی و هزینه﻿ گزاف تعقیب می﻿کرد تا به اطلاعات بیشتری در مورد او و سایر اعضای سازمان دست پیدا کند و سرانجام طی یورش اول شهریور، به همراه عده﻿ ای دیگری از اعضاء و کادرمرکزی سازمان دستگیر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندان میدان مبارزه ای دیگر ==&lt;br /&gt;
زندان برای یک انقلابی، پایان مبارزه نیست. بلکه فاز و مرحله﻿ جدیدی است که باید با هوشیاری و مقاومت طی کرد. ناصر نیزتعهداتش را نسبت به مبارزه ازیاد نبرد و با مقاومت خود ؛پایبندیش را به آرمان﻿های والای توحیدی ثابت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل شرایط سیاسی آن زمان و افشاگری که نسبت به  دستگیری  اعضای سازمان مجاهدین خلق انجام شده بود. رژیم ناچاربود که حداقل یکی از محاکمات آنها را به﻿ شکل علنی برگزار نماید. به همین دلیل دادگاهی که ناصر و سه عضور دیگر مرکزیت سازمان یعنی  محمد بازرگانی، علی میهندوست و مجاهد خلق مسعود رجوی به همراه چندنفر دیگر از اعضاء و وابستگان سازمان محاکمه می﻿شدند، علنی اعلام شد.  در جلسات دادگاه تعدادی از خانواده ها شرکت داشتند و تعدادی خبرنگار داخلی و خارجی نیز حضور داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند تلاش بر این بود که دادگاه بصورت آبرومندانه ای  برگزار شود ولی مجاهدین با دفاع افشاگرانه خود توانستند طرحهای رژیم شاه را خنثی کنند .سرانجام در پایان دادگاه حکم اعدام 4 عضو مرکزیت صادر شدکه ناصر صادق یکی از آنها بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناصر صادق در دفاعیات خود گفته بود:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید خونمان ریخته شود تا هزاران سلحشور سر بلند کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
. او در دادگاه  قضات  فرياد می زد : ((ای توده های خلق، اگر امروز فرزندان شما در زير رگبار گلوله ها جان می سپارند و يا در زير شلاق‌های رژيم به فرياد درآمده‌اند، اگر شرايط موجود بسيار سخت و غم افزاست، اما ما به شما نويد می‌دهيم، ما به شما طلوع فجر را در شب تاريک مژده می‌دهيم، ما دماغه کشتی پيروزی را در افق اقيانوس خلقها می بينيم، ما طلوع صبح را می بينيم، ما پيروزی توحيد را می بينيم.))&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ ==&lt;br /&gt;
ناصرصادق به همراه سه تن از یارانش در سحرگاه 30 فروردین 1351به لقای خداوند شتافت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82&amp;diff=29127</id>
		<title>ناصر صادق</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82&amp;diff=29127"/>
		<updated>2018-04-11T10:35:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: افزودن {{بهبود منبع}}، {{تمیزکاری}}، {{جعبه اطلاعات-نیاز}}، {{[[الگو:طرفداری|طرفداری...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بهبود منبع|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{تمیزکاری|دلیل=استفاده ا ز عبارت‌های غیر دانشنامه‌ای |تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات-نیاز|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{طرفداری|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{ویکی‌سازی|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
ناصر صادق (تولد۱۳۲۴-درگذشته۳۰فروردین ۱۳۵۱)در خانواده﻿ ای مذهبی در تهران متولد شد. بعد از اتمام دوران دبستان و دبیرستان وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه شماره 44- 30فروردین 1359&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
. پدرش حاج احمد صادق از اعضای هيئت امنای مسجد هدايت و از ياران و دوستان نزديک مرحوم آيت الله طالقانی و زنده ياد مهندس مهدی بازرگان بود. شهيد ناصر دوره متوسطه را در دبيرستان مروی گذارند و همانجا بود که فعاليت های سياسی و اجتماعی خود را آغاز کرد. او ضمن شرکت در جلسات مسجد جليل و مسجد هدايت (در محضر پدر طالقانی) انجمنی با عنوان ((دين و دانش)) در دبيرستان خود ايجاد می‌کند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;خبرنامه گویا- ناصر صادق&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت های دوران جوانی ==&lt;br /&gt;
ناصر صادق به لحاظ آشنایی خانوادگی باآیت الله طالقانی ازهمان دوران نوجوانی درجلسات سیاسی و مذهبی شرکت می﻿کردو درسالهای آخر دبیرستان به همراه چند تن دیگر از دوستانش انجمنی سیاسی مذهبی بوجودآورد. سرکوب خونین 15 خرداد تأثیر عظیمی بر روحیه فعال و پرشور او داشت. او درآن هنگام، سال آخر دبیرستان را می﻿گذراندو به جرم فعالیت﻿های سیاسی،مامورین درصدد دستگیری او بودند که با کوشش مدیر مدرسه، اینکار عملی نشد. پس از اتمام دوره  دبیرستان وارد دانشگاه شد. دردانشگاه صرفنظر از فعالیت﻿های سیاسی – اجتماعی و ... در ورزش نیز استعداد و علاقه﻿ زیادی از خود نشان می داد به طوری که در ژیمناستیک قهرمان دانشگاه شده بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت در سازمان ==&lt;br /&gt;
ناصرصادق در سال 44 جزو اولین کسانی بود که به سازمان مجاهدین خلق پیوست.زندگی در درون یک تشکیلات انقلابی، تمام قوا و استعدادهای ناصر را شکوفا کرد و او را عنصری کارآمد مبدل ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از اتمام دوران دانشگاه برای طی دوره﻿ سربازی به شیراز رفت و به عنوان افسر توپخانه درپادگان شیراز، به فراگیری اصول نظامی پرداخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او از تمام امکانات دوران خدمت وظیفه به نحو احسن استفاده کرد. و آنچنان تجارب غنی درزمینه﻿ نظامی به دست آورد که بعدها مسئول تدارکات نظامی سازمان گشت. البته﻿ ناصردراین دوران باز هم لحظه﻿ ای از حرکت﻿های آگاه کننده و افشاگری ه﻿ایش غافل نبود. او برای اولین بار  نماز جماعت را در پادگان اجرا کرد. و بارهابرسرحقوق سربازان ساده با افسران  رده﻿ بالاتردرگیر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعداز اتمام سربازی به دستور سازمان یکسال و نیم هم درشیراز  ماند. و مسئولیت شاخه﻿ شیراز را به عهده گرفت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی سه سالی که ناصر درشیراز بود بارها  به میان کپرنشین﻿های شیراز می رفت و از نزدیک با درد و رنج آنها آشنا میشد. او توانست طی این مدت رابطه نزدیکی با ایلات و عشایر فارس برقرار کند و از این طریق اطلاعات جالبی در مورد وضع ایلات و عشایر در اختیار سازمان بگذارد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناصر صادق درسال 49 به عضویت کادر مرکزی سازمان درآمد. با رفتن عده﻿ ای ازمسئولین سازمان به فلسطین برای طی دوره﻿ های نظامی مسئولیت﻿های ناصر دوچندان شد. اما او با کوششی خستگی ناپذیر کار می﻿کرد. شرکت فعال درطرح﻿ریزی نقشه هواپیما﻿ربائی از دوبی و نیز مسئولیت تدارکات سازمان بر دوش او بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و زندان ==&lt;br /&gt;
ناصر صادق بنا بر مسولیتی که داشت برای تهیه﻿ اسلحه برای پیشبرد امر مبارزه اقدام کرد . به این منظوربا فردی بنام شاهمراد دلفانی تماس گرفت و از این طریق تحت تعقیب پیچیده﻿ ساواک قرار گرفت. ساواک ماهها او را باصرف انرژی و هزینه﻿ گزاف تعقیب می﻿کرد تا به اطلاعات بیشتری در مورد او و سایر اعضای سازمان دست پیدا کند و سرانجام طی یورش اول شهریور، به همراه عده﻿ ای دیگری از اعضاء و کادرمرکزی سازمان دستگیر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندان میدان مبارزه ای دیگر ==&lt;br /&gt;
زندان برای یک انقلابی، پایان مبارزه نیست. بلکه فاز و مرحله﻿ جدیدی است که باید با هوشیاری و مقاومت طی کرد. ناصر نیزتعهداتش را نسبت به مبارزه ازیاد نبرد و با مقاومت خود ؛پایبندیش را به آرمان﻿های والای توحیدی ثابت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دلیل شرایط سیاسی آن زمان و افشاگری که نسبت به  دستگیری  اعضای سازمان مجاهدین خلق انجام شده بود. رژیم ناچاربود که حداقل یکی از محاکمات آنها را به﻿ شکل علنی برگزار نماید. به همین دلیل دادگاهی که ناصر و سه عضور دیگر مرکزیت سازمان یعنی  محمد بازرگانی، علی میهندوست و مجاهد خلق مسعود رجوی به همراه چندنفر دیگر از اعضاء و وابستگان سازمان محاکمه می﻿شدند، علنی اعلام شد.  در جلسات دادگاه تعدادی از خانواده ها شرکت داشتند و تعدادی خبرنگار داخلی و خارجی نیز حضور داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند تلاش بر این بود که دادگاه بصورت آبرومندانه ای  برگزار شود ولی مجاهدین با دفاع افشاگرانه خود توانستند طرحهای رژیم شاه را خنثی کنند .سرانجام در پایان دادگاه حکم اعدام 4 عضو مرکزیت صادر شدکه ناصر صادق یکی از آنها بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ناصر صادق در دفاعیات خود گفته بود:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید خونمان ریخته شود تا هزاران سلحشور سر بلند کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
. او در دادگاه  قضات  فرياد می زد : ((ای توده های خلق، اگر امروز فرزندان شما در زير رگبار گلوله ها جان می سپارند و يا در زير شلاق‌های رژيم به فرياد درآمده‌اند، اگر شرايط موجود بسيار سخت و غم افزاست، اما ما به شما نويد می‌دهيم، ما به شما طلوع فجر را در شب تاريک مژده می‌دهيم، ما دماغه کشتی پيروزی را در افق اقيانوس خلقها می بينيم، ما طلوع صبح را می بينيم، ما پيروزی توحيد را می بينيم.))&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ ==&lt;br /&gt;
ناصرصادق به همراه سه تن از یارانش در سحرگاه 30 فروردین 1351به لقای خداوند شتافت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Qubad&amp;diff=29124</id>
		<title>بحث کاربر:Qubad</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:Qubad&amp;diff=29124"/>
		<updated>2018-04-11T10:23:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /* == */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;لطفاصفحاتی که ایجاد کرده ام را نگاه کنید [[کاربر:خراسانی|خراسانی]] ([[بحث کاربر:خراسانی|بحث]]) ‏۳۱ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۱ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== از شهاب ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لطفا صفحه هوشنگ منتظر‌الظهور‌ نگاه کن [[کاربر:Shahab|Shahab]] ([[بحث کاربر:Shahab|بحث]]) ‏۳۱ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۴۵ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با سلام و خسته نباشید&lt;br /&gt;
من صفحه محمدتقی پسیان را کار می کنم. در صفحه زندگی نامه هرکاری کردم عکس نمی اید. عکس پسیان با کد محمدتقی‌خان پسیان.jpg در آرشیو دانلود شد ولی نمی دانم چرا در صفحه اصلی دیده نمی شود. توضیح اینکه جعبه زندگی نامه را از روی صفحه عباس میرزا کپی کرده بودم و تغییرات داده بودم. برای همه موارد قبلی این کار درست در می امد ولی نمیدانم چرا برای این یکی درست در نیامد. در نتیجه خودت زحمت عکس جعبه را بکش و اسمش را هم که در بالا نوشتم و در آرشیو موجود است. با تشکر -- [[کاربر:اکباتان90|اکباتان90]] ([[بحث کاربر:اکباتان90|بحث]]) ‏۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۰:۱۶ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با سلام و خسته نباشید &lt;br /&gt;
درست همین موقع که من داشتم روی پسیان کار میکردم شما هم امدید و اشکال تعارضی پیش امد و همه ملاتهای من پاک شد در نتیجه به قول معروف لطف شما مایه دردسر است. البته با تشکر از تعویض عکس. -- [[کاربر:اکباتان90|اکباتان90]] ([[بحث کاربر:اکباتان90|بحث]]) ‏۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۰۲ (CEST)&lt;br /&gt;
 با سلام و خسته نباشید &lt;br /&gt;
من کورش را شروع کردم که شماره ۱ است من تعهد ۱ تا ۳۴ را که همه تاریخی هستند قبول می کنم و سعی می کنم روزی یک تعهد انجام دهم فقط اولا شما با اینجا صحبت کن و ثانیا به همه بگو روی اینها کار نکنند چون من می خواهم کار کنم با تشکر -- [[کاربر:اکباتان90|اکباتان90]] ([[بحث کاربر:اکباتان90|بحث]]) ‏۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۳:۳۰ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== از کاربر شهاب ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لطفا مقاله فیلابی را چک کن [[کاربر:Shahab|Shahab]] ([[بحث کاربر:Shahab|بحث]]) ‏۵ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۲۹ (CEST)&lt;br /&gt;
--------&lt;br /&gt;
با سلام و خسته نباشید داشتم مقاله سردار اسعد را می نوشتم که به مقاله بی بی مریم مراجعه کردم. در آنجا نوشته اشت:‌&lt;br /&gt;
بی بی مریم بختیاری در سال ۱۲۵۱ دیده به جهان گشود. او دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر علی قلی خان بختیاری بود.&lt;br /&gt;
درحالیکه این اشتباه است و در جعبه زندگی نامه بی بی مریم هم نوشته است که همسرش فتح الله خان بوده است و نه علی قلی خان. &lt;br /&gt;
توضیح اینکه علی قلی خان همان سردار اسعد است که برادر بی بی مریم بوده است و نه شوهرش. باید این موضوع تصحیح شود.&lt;br /&gt;
جدا از این بحث و نکته دوم اینکه اگر اسم مقاله سردار اسعد بختیاری است و اسم اصلی اش علی قلی خان بختیاری است در ابتدای مقاله ایا می شود نوشت علی قلی خان بختیاری معروف به سردار اسعد بختیاری؟‌ یعنی ایا می شود در ابتدای مقاله اسمی به غیر از اسم صفحه آورد؟‌ اگر نه پس چطور مقاله را می شود شروع کرد؟&lt;br /&gt;
با تشکر -- [[کاربر:اکباتان90|اکباتان90]] ([[بحث کاربر:اکباتان90|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۳۵ (CEST)&lt;br /&gt;
===========&lt;br /&gt;
منظورم این بود که برای صفحه سردار اسعد کدام از دو جمله زیر برای شروع درست است؟&lt;br /&gt;
سردار اسعد بختیاری با نام اصلی علی‌قلی‌خان بختیاری ........&lt;br /&gt;
علی قلی خان بختیاری معروف به سردار اسعد بختیاری ...&lt;br /&gt;
با تشکر تمام -- [[کاربر:اکباتان90|اکباتان90]] ([[بحث کاربر:اکباتان90|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۵ (CEST)&lt;br /&gt;
========&lt;br /&gt;
با تشکر -- [[کاربر:اکباتان90|اکباتان90]] ([[بحث کاربر:اکباتان90|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۰:۲۰ (CEST)&lt;br /&gt;
با سلام ؛ سه مقاله شامل ناصرصادق وطاهر احمدزاده و علی باکری را در حدی که میتوانستم تکمیل کردم . شما میتوانید آنها را چک کرده و اشکالاتشان را بر طرف کنید.با تشکر خراسانی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=29123</id>
		<title>بحث کاربر:خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=29123"/>
		<updated>2018-04-11T10:22:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;با سلام و خسته نباشید&lt;br /&gt;
مقالات شما را دنبال میکنم، اگر سوال و ابهامی دارید روی صفحه بحث من بنویسید--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۷ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۲۳ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== به کاربر خراسانی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با سلام&lt;br /&gt;
پیام شما را دریافت کردم [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۱ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۲۲ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درود،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیام شما دریافت شد،مقالات شما را نگاه می‌کنم&lt;br /&gt;
لطفا مرا به نام کاربری خودم یعنی ‍‍[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) بنامید.&lt;br /&gt;
در پایان پیامهایتان امضا کنید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۱۱ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۲:۲۲ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تشکر&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28987</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28987"/>
		<updated>2018-04-09T17:08:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی &lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان 3.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان، در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرد  و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگ‌سازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده دوباره به ترکیه مهاجرت کرد، فعالیت‌های خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی‌سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه‌بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتال‌های آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرت‌هایی نیز در سایر کشورها برگزار  و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام کرد و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی، برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری [[واحه خوجایان]] هنرآموز ویولن، در [[دانشگاه تهران]]، [[باشگاه ارامنه]] و [[رادیو تلویزیون ملی ایران|تلویزیون ملی]] آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته به‌علت شرایط امکانات فنی آن‌زمان نه با ضبط قبلی و سپس پخش، بلکه بطور زنده اجرا و هم‌زمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر [[هنرستان عالی موسیقی]] ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح  [[تالار رودکی]] (که درحال حاضر تالار وحدت نامیده می‌شود) در سال ۱۳۴۶  اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیت‌های اپرای تهران، رل‌های اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: «کارمن» و «جمیله» اثر «ژرژ بیزه»، «شوالیه روستایی» اثر «پی یترو ماسکانی»، «زن‌ها همه این‌طورند» اثر «ولفگانگ آمادئوس موتسارت»، «خوانندگان دوره‌گرد» اثر «جوزپّه وردی»، «آرایشگر شهر سویل» اثر «جواکینو روسینی» نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:گروه کر ملی تهران اولین باغچه‌بان تالار رودکی.jpg|بندانگشتی|گروه کر ملی تهران  تالار رودکی]]اِولین باغچه‌بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقش‌های گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرت‌ها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه‌بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و [[فرح دیبا|فرح]] در کاخ گلستان. اما پیشامد اختلاف بین عده‌ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه‌بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک [[سازمان ملل متحد]] یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ «رنگین کمون» اثر [[ثمین باغچه‌بان]] و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و [[منصوره قصری]] سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
با روی کار آمدن آخوندها و تعطیلی اغلب فعالیت‌های موسیقی و ممنوعیت آواز زنان خانواده باغچه‌بان در  سال ۱۳۶۳ مجبور به ترک ایران شدند و در ترکیه ـ استانبول اقامت کردند. اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه  هنرهای زیبای«معمار سینان» Mimar Sinan Güzel Sanatlar Üniversitesi استانبول بازنشسته شد، در این دانشگاه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«بعد از انقلاب، سختی زیادی کشیدیم. ادامۀ فعالیت هنری در ایران برای ما امکان‌پذیر نبود. تنها امیدمان این بود که من ترک بودم و می‌توانستیم به ترکیه بازگردیم، اما تهیۀ شناسنامه ترکی برای بچه‌ها کار دشواری بود. ثمین هم یک سال اجازۀ خروج نداشت. تا اینکه بالاخره در استامبول سر و سامان گرفتیم. سال ۲۰۰۰ به ایران بازگشتم. دلم می‌خواست ایران را- آن مادر خوشگل، زیبا و مهربانی را که ترک کرده بودم- دوباره ببینم. اما چه قدر همه چیز عوض شده بود...»&amp;lt;ref&amp;gt;جدید آنلاین - [http://www.jadidonline.com/story/31102010/frnk/evlin_bahceban اِولین ترک پارسی گوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:اولین باغچه‌بان 4.jpg|بندانگشتی|اِولین باغچه‌بان]]&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان طی سال‌ها اقامت در ترکیه، کتاب‌ها و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نوشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه «معمار سینان» واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتاب‌ها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان در ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه‌بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28986</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28986"/>
		<updated>2018-04-09T17:06:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /*جایگزینی با اشتباه‌یاب*/باعچه⟸باغچه، کنسرتوار⟸کنسرواتوار، کنسرواتوار⟸&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی &lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان 3.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          =  دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان، در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرد  و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگ‌سازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده دوباره به ترکیه مهاجرت کرد، فعالیت‌های خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی‌سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه‌بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتال‌های آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرت‌هایی نیز در سایر کشورها برگزار  و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام کرد و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی، برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری [[واحه خوجایان]] هنرآموز ویولن، در [[دانشگاه تهران]]، [[باشگاه ارامنه]] و [[رادیو تلویزیون ملی ایران|تلویزیون ملی]] آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته به‌علت شرایط امکانات فنی آن‌زمان نه با ضبط قبلی و سپس پخش، بلکه بطور زنده اجرا و هم‌زمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر [[هنرستان عالی موسیقی]] ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح  [[تالار رودکی]] (که درحال حاضر تالار وحدت نامیده می‌شود) در سال ۱۳۴۶  اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیت‌های اپرای تهران، رل‌های اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: «کارمن» و «جمیله» اثر «ژرژ بیزه»، «شوالیه روستایی» اثر «پی یترو ماسکانی»، «زن‌ها همه این‌طورند» اثر «ولفگانگ آمادئوس موتسارت»، «خوانندگان دوره‌گرد» اثر «جوزپّه وردی»، «آرایشگر شهر سویل» اثر «جواکینو روسینی» نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:گروه کر ملی تهران اولین باغچه‌بان تالار رودکی.jpg|بندانگشتی|گروه کر ملی تهران  تالار رودکی]]اِولین باغچه‌بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقش‌های گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرت‌ها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه‌بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و [[فرح دیبا|فرح]] در کاخ گلستان. اما پیشامد اختلاف بین عده‌ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه‌بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک [[سازمان ملل متحد]] یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ «رنگین کمون» اثر [[ثمین باغچه‌بان]] و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و [[منصوره قصری]] سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
با روی کار آمدن آخوندها و تعطیلی اغلب فعالیت‌های موسیقی و ممنوعیت آواز زنان خانواده باغچه‌بان در  سال ۱۳۶۳ مجبور به ترک ایران شدند و در ترکیه ـ استانبول اقامت کردند. اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه  هنرهای زیبای«معمار سینان» Mimar Sinan Güzel Sanatlar Üniversitesi استانبول بازنشسته شد، در این دانشگاه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«بعد از انقلاب، سختی زیادی کشیدیم. ادامۀ فعالیت هنری در ایران برای ما امکان‌پذیر نبود. تنها امیدمان این بود که من ترک بودم و می‌توانستیم به ترکیه بازگردیم، اما تهیۀ شناسنامه ترکی برای بچه‌ها کار دشواری بود. ثمین هم یک سال اجازۀ خروج نداشت. تا اینکه بالاخره در استامبول سر و سامان گرفتیم. سال ۲۰۰۰ به ایران بازگشتم. دلم می‌خواست ایران را- آن مادر خوشگل، زیبا و مهربانی را که ترک کرده بودم- دوباره ببینم. اما چه قدر همه چیز عوض شده بود...»&amp;lt;ref&amp;gt;جدید آنلاین - [http://www.jadidonline.com/story/31102010/frnk/evlin_bahceban اِولین ترک پارسی گوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:اولین باغچه‌بان 4.jpg|بندانگشتی|اِولین باغچه‌بان]]&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان طی سال‌ها اقامت در ترکیه، کتاب‌ها و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نوشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه «معمار سینان» واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتاب‌ها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان در ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه‌بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%8690&amp;diff=28984</id>
		<title>بحث کاربر:اکباتان90</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%8690&amp;diff=28984"/>
		<updated>2018-04-09T16:48:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;با سلام&lt;br /&gt;
شما از لیست 1000 نوشتار حیاتی هر کدام را خواستید انتخاب و ایجاد کنید و مقاله آن را بنویسید[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۱۹ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۲:۰۳ (CET)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با سلام&lt;br /&gt;
مقاله را دیدم متن خوب بود اما&lt;br /&gt;
عکسهای استفاده شده مشکل حقوقی دارند و نام یک سایت روی آنها ثبت شده است.--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۲ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۵۸ (CET)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اساس نباید از این عکسها استفاده کرد. و باید عکسهای مشابه بدون مهر را جستجو و استفاده کرد. یا در فتوشاپ و برنامه های ادیت عکس مشکل آنها را حل و فصل کرد--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۳ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۵۹ (CET)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک سایت خوب خارجی برای عکسهای آریوبرزن &lt;br /&gt;
http://www.livius.org/pictures/iran/persian-gate/&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۳ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۶ (CET)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلمات بند انگشتی و وسط را به این ترتیب در فیلد مربوطه بعد از فرمت باید وارد کرد&lt;br /&gt;
image  =پرونده:نام عکس.فرمت |بندانگشتی|وسط|&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن این عکس به لحاظ حقوقی اشکال دارد و امضا نقاش دارد.&lt;br /&gt;
نقاش آن حق دارد که بر علیه ما شکایت کند، ممکن است اینکار را نکند اما قانوناً کار ما اشکال دارد.علاوه بر این عکسهای رستم دستان با رستم فرخزاد قاطی شده‌اند. عکس به چاه افتادن رستم توسط برادرش شغاد و دوختن شغاد به درخت کار رستم دستان بوده و ربطی به رستم فرخزاد ندارد و همینطور عکس مجسمه پارک مشهد مربوط به رستم دستان است اگر جایی نوشته رستم فرخزاد اشتباه است.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۶ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۱۶ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باشه نگاه میکنم ببینم مشکل چیست؟ [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۰:۴۷ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در مورد تعارض ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 وقتی پیام تعارض می آید یعنی یک نفر دیگر همزمان روی آن سند در حال کار کردن است. در این حالت بهتر است شما کار را متوقف کنید یا در واقع بهتر است نویسنده اول یک برجسب بالای صفحه بزند که در حال ویرایش است که دیگران بدانند و همزمان ویرایشسی روی صفحه انجام ندهند تا تعارض پیش نیاید. پس از پایان ویرایش آن برجسب را بر میدارد. برای زدن این برچسب اگر در جعبه جستجو این عبارت را جستجو کنید الگو:ویرایش چند نوع برچسب را می بینید که بر حسب زمان ردیف شده اند یکی برای نامحدود یکی برای 5 دقیقه و یکی برای 30 دقیقه و یکی هم برای اینکه زمان داخل آن بنویسی برای اینکه از این الگوها استفاده کنی کافیست کد آن الگو که در حاشیه سمت راست کنار هر الگو هست را کیی کنی (این کدها داخل دو آکلاد هستند مثلا الگو:اسم الگو )که بجای اسم الگو کلمه ویرایش نوشته شده. اگر این را در بالای صفحه ات در ویرایش مبدا بچسبانی نفرات متوجه میشوند که تو داری ویرایش میکنی و دیگر دست نمیزنند. این کار را البته من باید میکردم که در حال ویرایش صفحه شما بودم [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۰۶ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ سوالات سردار اسعد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشتباه بی‌بی مریم تصحیح شد&lt;br /&gt;
برای حل مشکل مقالاتی که دو نام دارند باید یک صفحه جدید به نام دوم ایجاد کرد و آن را تغییر مسیر داد. موضوع تغییر مسیر در کلیپهای آموزشی توضیح داده شده است.‍‍[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۵۲ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درود،&lt;br /&gt;
:┘{{padleft:┌|22|─}}&lt;br /&gt;
فرقی نمی‌کند شاید دومی بهتر باشد--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۸ (CEST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28983</id>
		<title>بحث کاربر:ترمان594</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28983"/>
		<updated>2018-04-09T16:46:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /**/ انجام نشد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سلام ترمان594 پیامت را دریافت کردم اگر سوال و ابهامی داشتی در صفحه بحث من بنویس--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۷ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۱۱ (CEST)&lt;br /&gt;
:{{پینگ|Qubad}}{{نشد}} اگر انجام شد تیک را بزنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۶ (CEST)&lt;br /&gt;
::{{پینگ|Qubad}}{{نشد}} اگر انجام شد تیک را بزنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۶ (CEST)&lt;br /&gt;
:::{{نشد}} اگر انجام شد تیک را بزنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۶ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در مورد عکس ولی الله فیض مهدوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عکسی که از ولی الله فیض مهدوی استفاده کره اید. مناسب نیست و یک پوستر است که خاصیت دانشنامه ای ندارد لطفا آن را عوض کنید و در صفحات فقط از عکسهای واقعی و دستکاری نشده و بدون عناصر اضافی استفاده کنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۲۱ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درود،&lt;br /&gt;
عکس مقاله یاحقی مناسب نیست و باید عکس کامل و بدون کار و توضیحات اضافی باشد--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۵ (CEST)  :┘{{padleft:┌|22|─}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28982</id>
		<title>بحث کاربر:ترمان594</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28982"/>
		<updated>2018-04-09T16:46:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /**/ انجام نشد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سلام ترمان594 پیامت را دریافت کردم اگر سوال و ابهامی داشتی در صفحه بحث من بنویس--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۷ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۱۱ (CEST)&lt;br /&gt;
:{{پینگ|Qubad}}{{نشد}} اگر انجام شد تیک را بزنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۶ (CEST)&lt;br /&gt;
::{{پینگ|Qubad}}{{نشد}} اگر انجام شد تیک را بزنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۶ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در مورد عکس ولی الله فیض مهدوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عکسی که از ولی الله فیض مهدوی استفاده کره اید. مناسب نیست و یک پوستر است که خاصیت دانشنامه ای ندارد لطفا آن را عوض کنید و در صفحات فقط از عکسهای واقعی و دستکاری نشده و بدون عناصر اضافی استفاده کنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۲۱ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درود،&lt;br /&gt;
عکس مقاله یاحقی مناسب نیست و باید عکس کامل و بدون کار و توضیحات اضافی باشد--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۵ (CEST)  :┘{{padleft:┌|22|─}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28981</id>
		<title>بحث کاربر:ترمان594</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28981"/>
		<updated>2018-04-09T16:46:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /**/ انجام نشد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سلام ترمان594 پیامت را دریافت کردم اگر سوال و ابهامی داشتی در صفحه بحث من بنویس--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۷ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۱۱ (CEST)&lt;br /&gt;
:{{پینگ|Qubad}}{{نشد}} اگر انجام شد تیک را بزنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۶ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در مورد عکس ولی الله فیض مهدوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عکسی که از ولی الله فیض مهدوی استفاده کره اید. مناسب نیست و یک پوستر است که خاصیت دانشنامه ای ندارد لطفا آن را عوض کنید و در صفحات فقط از عکسهای واقعی و دستکاری نشده و بدون عناصر اضافی استفاده کنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۲۱ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درود،&lt;br /&gt;
عکس مقاله یاحقی مناسب نیست و باید عکس کامل و بدون کار و توضیحات اضافی باشد--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۵ (CEST)  :┘{{padleft:┌|22|─}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28980</id>
		<title>بحث کاربر:ترمان594</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28980"/>
		<updated>2018-04-09T16:45:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سلام ترمان594 پیامت را دریافت کردم اگر سوال و ابهامی داشتی در صفحه بحث من بنویس--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۷ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۱۱ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در مورد عکس ولی الله فیض مهدوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عکسی که از ولی الله فیض مهدوی استفاده کره اید. مناسب نیست و یک پوستر است که خاصیت دانشنامه ای ندارد لطفا آن را عوض کنید و در صفحات فقط از عکسهای واقعی و دستکاری نشده و بدون عناصر اضافی استفاده کنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۲۱ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درود،&lt;br /&gt;
عکس مقاله یاحقی مناسب نیست و باید عکس کامل و بدون کار و توضیحات اضافی باشد--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۴۵ (CEST)  :┘{{padleft:┌|22|─}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D9%82%DB%8C&amp;diff=28978</id>
		<title>پرویز یاحقی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2_%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D9%82%DB%8C&amp;diff=28978"/>
		<updated>2018-04-09T16:39:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: افزودن {{تمیزکاری}} و  {{ویکی‌سازی}} (توینکل)&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{تمیزکاری|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{ویکی‌سازی|تاریخ=آوریل ۲۰۱۸}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی&lt;br /&gt;
| نام             = پرویز صدیقی پارسی ملقب به پرویزیاحقی&lt;br /&gt;
| تصویر           =پرونده:استاد یاحقی.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =&lt;br /&gt;
| دورنما          =&lt;br /&gt;
| پس‌زمینه         =&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =  پرویز صدیقی پارسی&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      = پرویز یاحقی&lt;br /&gt;
| تولد            = متولد تهران ۱۶/ شهریور  ۱۳۱۴&lt;br /&gt;
| مرگ             =  درگذشت ۱۲/بهمن/ ۱۳۸۵)  &lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
|علت مرگ          = &lt;br /&gt;
| ملیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| ساز             =[[ویولن]] &lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =&lt;br /&gt;
| سبک             =&lt;br /&gt;
| حرفه            =&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =&lt;br /&gt;
| تحصیلات          =&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           = حسین یاحقی نوازنده‌ی ویولون و کمانچه و رهبر ارکستر و آهنگ‌ساز بود و بیش از پانصد آهنگ و ترانه ساخته است&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = &lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           =&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرویز صدیقی پارسی ملقب به پرویزیاحقی (متولد تهران ۱۶/ شهریور  ۱۳۱۴ - درگذشت ۱۲/بهمن/ ۱۳۸۵) درخیابان      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانقاه تهران متولدشد. او تحصیلات ابتدایی را در دبستان پروانه که در کنار مجلس شورای ملی واقع شده بود آغاز کرد. در کودکی نزد دایی خود حسین یاحقی موسیقی را فرا گرفت. (حسین یاحقی نوازنده‌ی ویولون و کمانچه و رهبر ارکستر و آهنگ‌ساز بود و بیش از پانصد آهنگ و ترانه ساخته است)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;توانا -  [https://tavaana.org/fa/ParvizYahaghi پرویز یاحقی نابغه‌ی کم‌نظیر موسیقی ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی نامه ==&lt;br /&gt;
پرویز یایحقی در سال ۱۳۱۵ تهران، خیابان صفی علی‌شاه، در خانواده «صدیقی پارسی»، بدنیا آمد. مادرش (به نام «بدوی») از خواهران حسین یاحقی است. پدر، دیپلمات و کارمند وزارت امور خارجه است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://avangardsite.ir/1393/11/13/yahaghi-death-8years-violonist/ هشتمین سالمرگ پرویز یاحقی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرویز صدیقی پارسی ملقب به پرویز یاحقی در ۱۶ شهریور ماه ۱۳۱۴ خورشیدی در تهران منولد شد و از کودکی به موسیقی علاقه مند بود. وی اغلب در خانه داییش حسین یاحقی سر می‌کرد، نواهای موسیقی را با نی‌لبکش می‌نواخت، هفت سالگی وارد کلاس موسیقی شد. استاد حسین که خواهرزاده خود را چنین شیفته موسیقی یافت، رضایت پدر پرویز را برای فرا گیری این هنر جلب کرد. پرویز       را تحت تعلیم خود قرار داد. در یازده سالگی دوره آموزش ردیف های پنجگانه دیگر استاد را که شامل پیش در آمدها، چهار مضراب ها، آهنگ های ضربی و دستگاه های موسیقی ایرانی را گذراند. منزل حسین یاحقی محل آمد و شد هنرمندان بزرگ و صاحب نام کشور بود که در این میان استاد صبا به نبوع و توانایی پرویز پی برده و برای ادامه فراگیری بیشتر وی را پذیرفت و...بعد از این دوره ها بود که به دعوت داود پیرنیا وارد برنامه گلها شد.  در هجده سالگی   یکی از ساخته هایش به نام &#039;امید دل من کجایی&#039; را با صدای استاد غلامحسین بنان در برنامه گلها اجرا کرد. و به پیشنهاد ایستاد صبا خود رهبری ارکستر را به عهده گرفت .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;ایرنا - [http://www.irna.ir/fa/News/82656601 پرویز یاحقی، موسیقیدانی که خبرنگار بود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرویز یاحقی در ده سال پایانی عمرش انزوا گزید. در ۱۳ بهمن‌ماه ۱۳۸۵ در آپارتمانش در خیابان آفریقای تهران درگذشت.  &amp;lt;ref&amp;gt;توانا -   [https://tavaana.org/fa/ParvizYahaghi پرویز یاحقی نابغه‌ی کم‌نظیر موسیقی ایران]   &lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاطرات ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;پرویز خطیبی ترانه سرا و گوینده رادیو در کتاب &#039;خاطراتی از هنرمندان &#039; در باره این وجه از زندگی پرویز یاحقی می نویسد : در دهه ۳۰، قاتل خطرناکی به نام &#039; هوشنگ ورامینی &#039; جلوی اتومبیل هایی را که در جاده تردد می کردند ، می گرفت و سرنشینان آن را به طرز فجیعی مثله کرده و به قتل می رساند . مسئولان امنیتی وقت نیز به رغم تمهیدات لازم موفق به دستگیری قاتل نمی شدند و این مساله مشکل بزرگی برای مسافران و دولت ایجاد کرده بود تا این که پس از مدت ها موفق به دستگیریش شدند. هوشنگ ورامینی در بند نیز از هرگونه همکاری سرباز می زد و به خبرنگاران و وکلایی که به او مراجعه می کردند پاسخ نداده و آنان را مسخره می کرد. پرویز یاحقی که در آن زمان ضمن فعالیت هنری در رادیو به حرفه خبرنگاری و گویندگی نیز مشغول بود، داوطلب شد که برای مصاحبه با وی به زندان برود. ابتدا مقام مسئول مخالفت می کرد و به او می گفت با توجه به شهرت و محبوبیتش نمی تواند چنین کاری را انجام دهد ، زیرا در صورت ایجاد مشکل برای او ، نه تنها به خانواده اش ، بلکه باید پاسخگوی همه هنردوستان کشور باشد. بالاخره مسئول مربوطه تسلیم اصرارهای بیش از حد یاحقی می شود و او به منظور گفت و گو و مصاحبه با قاتل راهی زندان شد. هوشنگ ورامینی در پاسخ به پرسش یاحقی با حالتی تمسخر آمیز می گوید : من سئوال ازتو بزرگترا رو جواب نمی دم حالا تو یه الف بچه اومدی می خوای از من حرف بکشی تا بتونی اینجوری خودتو معروف کنی؟ یاحقی در پاسخ می گوید : برای شهرت نیازی به شما ندارم، من همین الانم مشهورم، با دقت منو نگاه کن ببین من کی هستم. قاتل خطرناک که تا پیش از این حرف ، به قیافه یاحقی توجه نداشت، به دقت وی را نگاه کرد بعد پرسید : تو پرویز یاحقی نیستی؟ و بعد از تایید یاحقی، وارمینی او را در آغوش گرفته و صورتش را غرق بوسه کرد و کلیه مطالبی را که دیگر خبرنگاران موفق به کسب آن نشده بودند، در اختیار یاحقی گذاشت و پرده از جنایات هولناکش برداشت. قاتل سرانجام محاکمه و محکوم به اعدام شد و به عنوان آخرین خواسته اش ، خواهان دیدار مجدد پرویز یاحقی شد و پس از آمدن یاحقی او را در آغوش گرفت و گفت : می خوام آخرین کسی را که در این دنیا می بینم تو باشی. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &amp;lt;small&amp;gt;مصاحبه:&amp;lt;/small&amp;gt;  ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;من از کودکی علاقه زیادی به موسیقی نشان می دادم. مرحوم یا حقی به خوبی به این نکته رسیده بود ، ولی پدرم مخالفت سرسخت موسیقی دان شدن من بود و همین اختلاف باعث می شد که ساعت ها ، آن دو با همدیگر مذاکره کنند . پدرم هم دریافته بود که قضیه به این آسانی ها نیست . مبارزه و کشمکش بین پدرم و گروه مقابل او که در رأس آنها یا حقی و صبا بودند، شکل جدی تری به خود گرفت . نه این که با موسیقی بیگانه باشد ، خیر فقط نمی خواست که فرزندش موسیقیدان شود . او می خواست من دکتر یا مهندس شوم . اما دایی بدون توجه به خواست پدرم ، دست از راهنمائی و آموزش من برنمی داشت . کار به جایی رسید که پدرم برای اینکه من را از محیط دور کند ، تصمیم گرفت به بهانه مأموریت اداری مرا از کشور خارج کند . چشم باز کردم خودم را در بیروت یافتم . زمانی که از حسین یاحقی ، صبا و ... دور شدم به سختی بیمار شدم . کاخ آرزوهایم را که همان همنشینی با موسیقیدانان بود ، فرو ریخته دیدم . یادم رفت بگویم فلوت کوچکی داشتم که با آن نغمه های موسیقی را تقلید می کردم و پدرم حتی اجازه نداد فلوت را همراه بیاورم . بیماری من هر روز شکل جدی تری به خود می گرفت . پدرم که بسیار مرا دوست داشت ، هر روز مرا نزد یک پزشک می برد . بعد از مدتی نزد این پزشک و آن پزشک رفتن ، عاقبت یک دکتر فرانسوی ، پس از معاینات زیادی به پدرم گفت :&amp;quot; فرزند خردسال شما از دوری چیزی رنج می برد &amp;quot;. از او خواست که هرچه زودتر آن چیز را که از من دور کرده ، به من بازگرداند . او به پدرم گفت :&amp;quot; اگر غیر از این باشد کودک تو از بین می رود .&amp;quot;دور شدن از کانون موسیقی ، من را تا آستانه مرگ پیش برد .پدرم خیلی نگران بود . ولی از طرفی نمیخواست که من را بازگرداند. خلاصه ، خبر بیماری من به گوش مادرم رسید . مادرم در نامه ای خطاب به پدرم نوشت : &amp;quot; تو می خواهی پرویز را بکشی تا حرف خودت را به کرسی بنشانی &amp;quot;. سه یا چهار ساله به سختی گذشت . تا این که در آستانه ده سالگی ، با پول تو جیبی که جمع کرده بودم از خانه پدری فرار کردم و به ایران بازگشتم . به محض رسیدن به ایران ، خانواده ام مرا در بیمارستان بستری کردند . ابتدا بیماری من را سل تشخیص دادند ، ولی بعد از مدت کوتاهی علت اصلی بیماری ام را تشخیص دادند و در نامه ای خطاب به پدرم گفتند: &amp;quot; اگر بیش از این پافشاری کنی فرزندت از بین می رود &amp;quot;..... من در ایران ماندم و نزد استاد حسین یا حقی تعلیم موسیقی را به صورت جدی ادامه دادم .&amp;lt;ref&amp;gt;[http://alimaleki.blogsky.com/1387/06/13/post-87/ همه چیز درباره ی پرویز یاحقی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;چهارشنبه۱۳ شهریور‌ماه سال ۱۳۸۷ساعت ۱۱:۲۲ ق.ظ&amp;lt;/blockquote&amp;gt;جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:آهنگ‌سازان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:استادان موسیقی اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان ویولن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:درگذشتگان۱۳۸۵]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=28977</id>
		<title>بهرام عالیوندی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=28977"/>
		<updated>2018-04-09T16:21:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /* ویرایش به وسیلهٔ ابرابزار */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             = بهرام عالیوندی&lt;br /&gt;
| عنوان ۲           =&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =بهرام عالیوندی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۵ بهمن ۱۳۰۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
| زادگاه            = کازرون&lt;br /&gt;
| مکان ناپدیدشدن    =&lt;br /&gt;
| تاریخ ناپدیدشدن   =&lt;br /&gt;
| وضعیت             =&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۱ خرداد ۱۳۹۱ خورشیدی&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          = وین، اتریش&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| علت مرگ           =&lt;br /&gt;
| پیداشدن جسد       =&lt;br /&gt;
| آرامگاه           =&lt;br /&gt;
| بناهای یادبود     =&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = [[کازرون]]، [[شیراز]]، [[ممسنی]]، [[تهران]]، [[وین]]&lt;br /&gt;
| ملیت              =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر       =&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            = لیسانس نقاشی تزیینی&lt;br /&gt;
| دانشگاه           = دانشکده هنرهای تزیینی در تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              = نقاش&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    = نقاشی&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| دستمزد            =&lt;br /&gt;
| دارایی خالص       =&lt;br /&gt;
| قد                =&lt;br /&gt;
| وزن               =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| دوره              =&lt;br /&gt;
| پس از             =&lt;br /&gt;
| پیش از            =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              = عضو شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| اتهام             =&lt;br /&gt;
| مجازات            =&lt;br /&gt;
| وضعیت گناهکاری    =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| همسر              = ناهید همت‌آبادی&lt;br /&gt;
| شریک زندگی        =&lt;br /&gt;
| فرزندان           = بهنام و شهرام&lt;br /&gt;
| والدین            =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| signature_alt     =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| imdb_id           =&lt;br /&gt;
| Soure_id          =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بهرام عالیوندی&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۶ در کازرون - درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱ در وین) از پیش‌کسوتان نقاشی مدرن در ایران و از پرکارترین هنرمندان ایرانی و اعضای [[شورای ملی مقاومت ایران]] در تبعید است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او بعد از مهاجرت از کشور سالها در اتریش به سر برد و چندین نمایشگاه در کشورهای آلمان و اتریش برگزار کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/%DA%AF%D8%B2%D9%8A%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/64124-%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88% گرامیداشت زنده یاد بهرام عالیوندی، استاد چیره‌دست نقش‌ها و رنگ‌ها]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
وی در ۱۳۰۶ خورشیدی در شهر کازرون در استان فارس به دنیا آمد. خانواده‌اش در دو سالگی به دلیل این‌که مادرش اهل [[شیراز]] بود به آنجا نقل مکان کردند. سپس از شیراز به ممسنی رفتند و بهرام تا کلاس ۶ ابتدایی در آنجا درس خواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدربزرگش ازخوانین ممسنی بود، مردی تصویرگر نقاشی‌های ساده ابتدایی اما زیبای کتاب دکامرون اثر معروف بوکاچیو با ترجمه احمد دریابیگی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; حتی گفته‌اند کلمه الله را روی دانه ای برنج نوشته بود. پدرش نیز نقشه خطه ممسنی را دقیقاً ترسیم کرده و آنرا در اداره دولتی مرکز ممسنی، نورآباد، آویخته بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهرام عالیوندی از کودکی به نقاشی علاقمند بود، در مدرسه نقشه جغرافی می‌کشید که آنها را به دیوار کلاس یا دفتر مدرسه نصب می‌کردند. بعد از شش سال دبستان، دبیرستان را در شیراز شروع می‌کند و طبق گفته خود برای امرار معاش از روی نقاشی‌های دیگران کپی می‌کند و برای تأتر دکور می‌زند و پلاکارد سینما می‌سازد اما در هیچ‌کدام موفقیتی نداشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;نقاشی که در زمستان آمد و در بهار رفت - [https://bahramalivandi.org/index.php/بیوگرافی بیوگرافی استاد بهرام عالیوندی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های هنری ==&lt;br /&gt;
پس از پایان دبیرستان و خدمت سربازی به [[تهران]] آمد و یک‌سالی به کارهای مختلف پرداخت و عصرها به هنرستان [[کمال الملک]] رفت. پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲|کودتای ۲۸ مرداد]] باحمایت برادر بزرگ که کارمند عالیرتبه دولت بود، در هنرستان زیبای پسران نام‌نویسی کرد، جایی که خود بعداً در آنجا و نیز هنرستان نقاشی دختران هنرآموز نقاشی گردید. در آنجا [[جلال آل احمد]] مربی ادبیات و مشوق او بود و تا آخرین روزهای حیات وی را زیر نظر داشت. در همین دوره بورسی ۴ ساله برای فرانسه نصیبش شد اما ساواک اجازه خروج از کشور به او نداد. جلال آل احمد هم به او گفت «در اروپا که به تو آمپول هنر تزریق نمی‌کنند همین‌جا بمان و خود را بساز».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;فصلنامه هنر شماره 4 پاییز ۱۳۶۲ - [https://www.noormags.ir/view/en/articlepage/171926/پای-صحبت-بهرام-عالیوندی-نقاش-معاصر--یادبودهائی-در-پس-غبار پای صحبت بهرام عالیوندی نقاش معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی سپس در سال ۱۳۳۶ در ادارهٌ هنرهای سنتی وزارت فرهنگ و هنر به عنوان طرّاح در کارگاه کاشی‌سازی مشغول کار شد. مدتی حدود سه سال ازروی اشیاء باستانی ایران کپی برداری می‌کند تا به گفته خودش با رموز نور و سایه روشن رشته‌های هنر قدیم ایران بیشتر آشنا شود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:یکی از آثار بهرام عالیوندی.jpg|بندانگشتی|یکی از آثار بهرام عالیوندی]]&lt;br /&gt;
بعد از تأسیس دانشکدهٌ هنرهای تزیینی در سال ۱۳۳۹، عالیوندی در این دانشکده، در رشتهٌ نقاشی تزیینی به تحصیل پرداخت و دورهٌ تخصصی‌اش را زیر نظر یک استاد فرانسوی به پایان رساند و در رشته نقاشی تزیینی لیسانس گرفت. پس از آن مدتی در هنرستانهای نقاشی به تعلیم پرداخت و سپس برای چندمین مرتبه راهی اروپا شد و از موزه‌های بزرگ آنجا دیدن کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;پای صحبت بهرام عالیوندی نقاش معاصر - [http://www.ensani.ir/storage/Files/20101222091458-پای%20صحبت%20بهرام%20عالیوندی%20نقاش%20معاصر%20%DB%8C%D8%A7% یادبودهایی در پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۳۸ به عنوان مدرس در کارگاه‌های آموزشی مؤسسه هنرهای ملی و کمال الملک برگزیده شد و به مدت ۲۰ سال این کار را ادامه داد. در طول این مدت، او به انجام و تمرین دامنه وسیعی از هنرهای پارسی از قبیل مینیاتور و سرامیک سازی روی آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;بنیاد توس - [http://toosfoundation.com/fa/category/iranian-paintersfa/ نقاشان ایرانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;طی دورانی که اداره هنرهای ملی کار می‌کرد، آموزش هنرهای سنّتی را به هنرجویان رشته نقاشی به عهده داشت و هنرجویان را به موزهٌ ایران باستان می‌برد و رمز و رازهای خطوط و نقوش آثار هنری قدیمی ایران را به آنان می‌آموخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی حدود ۲۶ سال خدمت در وزارت فرهنگ و هنر، هزاران طرح عالیوندی درکارگاه‌های میناسازی، گلیم‌بافی، کاشی‌کاری، منبت‌سازی، خاتم‌کاری، نقره‌سازی، معرق‌کاری و … توسط استادکاران رشته‌های فوق به اجرا درآمد و در موزه فرهنگ و هنر جمع‌آوری یا به سران کشورها هدیه گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمایشگاه‌ها ==&lt;br /&gt;
کارهای عالیوندی در مقر اصلی سازمان ملل در وین به نمایش درآمده است. [[پرونده:ناهید همت‌آبادی.gif|بندانگشتی|ناهید همت‌آبادی همسر عالیوندی در نمایشگاه آثارش در اورسوراواز]] «هنر در تبعید»، نمایشگاه فردی او در وین در ژوئن ۲۰۰۷ میلادی شامل ۷۳ کار آبرنگ، رنگ روغن روی کنوس و کاغذ بود.&lt;br /&gt;
در دسامبر ۲۰۰۷ میلادی در پاریس، عالیوندی همراه با دو هنرمند فرانسوی در گالری انت پرسنت نمایشگاهی برگزار کرد.. محل نمایشگاه یکی از معروفترین گالری‌های پاریس در هنر مدرن می‌باشد. بدنبال این نمایشگاه یک مقاله فرانسوی با عنوان «یک نقاش بزرگ در تبعید» نوشت که “کارهای عالیوندی ترکیب آموزش‌های اروپا همراه با تجربه ۶۰ ساله هنری می‌باشد که از دانش عمیق از هنر ایرانی و معنوی سر چشمه گرفته‌است و منجر به خلق آثار جدیدی شده‌است که منحصربه فرد خود اوست. نقاشی‌های عالیوندی بیان کننده و نماینده یک بهشت نقطه‌ها می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۰۸ میلادی در وین، نمایشگاه عالی که توسط یونسکو بنیان‌گذاری شد شاهد کارهای عالیوندی بود از جمله تابلو [[فردوسی]] که یکی از مهمترین کارهای عالیوندی است و شاهنامه را به تصویر کشانده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;برای شما - [http://intnetonline.link/تقویم-تاریخ-1خرداد-ماه-1396/ تقویم تاریخ ۱ خرداد ماه ۱۳۹۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خرداد۱۳۹۶ به‌مناسبت پنجمین سال درگذشت وی نمایشگاهی از آثار او در شهر اورسوراواز در پاریس برگزار شد.&amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد - [http://iranazadfarda.com/اخبار/اور-سور-اواز-نمایشگاه-آثار-استاد-عالیو/ اور سور آواز: نمایشگاه آثار استاد عالیوندی: جلوه و جاذبه‌های هنر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک هنری ==&lt;br /&gt;
کارهای هنری عالیوندی الهام گرفته از ادبیات و افسانه‌های ادبیات فارسی و ایرانی و شرقی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالیوندی، خانم شکوه ریاضی را به‌عنوان یگانه استاد برجسته خود در زمینه آموزش طراحی و نقاشی مدرن با متد آکادمی بوزار پاریس که تحصیل کرده آنجا بود، می‌دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته خودش اگر اثر سبک کوبیسم درکارهایش مشهود است به دلیل کار روی کاشی‌های معرق و تقسیم‌بندی ناگزیر آنها این توهم را ایجاد کرده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالیوندی به نسلی از ایرانیان هنرمند تعلق دارد که چهره‌های شناخته شده و مهمی چون مسعود عربشاهی، ناصر اویسی، و پرویز تناولی جز آنها به‌شمار می‌آیند. آثار عالیوندی در زمینه‌های سمبولیسم و سمبل‌های شرقی می‌باشد، مانند ماهی، فلس ماهی، و اسب که سمبول‌های مینیاتور پارسی می‌باشند. نقاشی‌های عالیوندی از فرهنگ پارسی تأثیر و الهام گرفته و به تصویر کشنده داستانها و افسانه‌های اسطوره ایی و شعرهای شعرای معروفی چون فردوسی و عطار نیشابوری هستند. کارهای برجسته او شامل یک سری نقاشی در مقیاس بزرگ که در دهه ۱۳۶۰ تولید شده‌اند می‌باشند. این شامل تصویر میترا، عیسی مسیح و فردوسی می‌باشد. برخی از کارهای او از زمان جنگ و سرکوب در ایران الهام می‌گیرند و درد و رنج مردم خود را به تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:عالیوندی در کنار یکی از تابلوهایش.jpg|بندانگشتی|عالیوندی در کنار یکی از تابلوهایش]]&lt;br /&gt;
از لحاظ تکنیکی، کارهای او در برخی اوقات بسیار سنتی و برخی اوقات بسیار خلاقانه و اصیل می‌باشند. نقاشی‌های اولیه عالیوندی شامل آنهایی که در دهه ۱۳۶۰ بودند معمولاً از رنگ و روغن سنتی روی کانواس می‌باشد که یادآور شیشه‌های رنگی و طرحهای کلیساهای قرون وسطی می‌باشد که کامل انشان دهنده خلاقیت‌های شخصی او می‌باشند. در طی سالهای دهه ۱۳۷۰ عالیوندی کارهای رنگ و روغنی را ادامه داد اما کنواس سنتی کنار گذاشته شد و او کارهای خود را مستقیماً به روی کاغذ منتقل نمود، روشی که توسط کوبیستها در سده ۱۹۰۰ بنیان‌گذاری شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;نقاشی که در زمستان آمد و در بهار رفت - [https://bahramalivandi.org/index.php/سبک-هنری سبک هنری]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارهای هنری عالیوندی بیشتر روی ادبیات و افسانه‌های ادبیات فارسی و ایرانی و شرقی تکیه داشت. علاوه بر نقاشی، کارهای هنری روی پرده‌های نقش دار و کنوس نیز هنر عالیوندی را از بقیه جدا می‌نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در آثارش هنر شرق را با تکنیک‌های مدرن درهم آمیخته بود، میراث گرانبهای هنری او گنجینه‌ای از بیش از سه هزار اثر متنوع در ابعاد گوناگون (از پانزده در هجده سانتیمتر تا دو متر و نیم در سه متر) می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روحیه تسلیم‌ناپذیری، آزادی‌خواهی، عشق به رزمندگان و شهیدان راه آزادی، در آثار وی، خود را گاه در انعکاس نور امید و گاه در شعله‌های فروزان نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
انزجار از سرکوب دینی و بشردوستی و عدالت‌خواهی در همه جای آثار او به چشم می‌خورد. او یک بار در مورد آثارش گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«زندگی من در خاطرات گذشته نمی‌گذرد. به‌کهنگی عمرم هم اصلاً نمی‌اندیشم. همان‌طور که برای ادامه زندگی به غذا نیاز دارم، نقاشی کردن هم برای من نیاز زندگی ست. آنچه هم که روح مرا جوان و زنده نگه‌می‌دارد همین بازی با رنگ و خط و نقطه و فلس است که دور از واقعیتهای تلخ ملموس، دنیایی از فانتزی را مجسم می‌کند، شخصاً تابع لحظات زودگذر روز هستم. اکتشافات فضایی در ماورای کهکشان و حوادث زمینی طی روز همه برایم اثرگذار است، اگر هم ردپایی از گذشته‌های هنری دور در کارهایم به چشم می‌خورد، نتیجه مطالعات و بازسازی آثار گوناگون هنرهای باستانی ایران مثل مینیاتور، نقش برجسته، سرامیک، نقره‌سازی، منبت‌کاری، میناسازی و غیره است که محفوظات ذهنی مرا تشکیل می‌دهد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بهرام عالیوندی تسلط به تکنیک نقاشی غرب و شناخت عمیق هنر و فرهنگ شرق را در آثارش با هم درآمیخت و موفق به خلق سبکی گردید که در آن به زبان ویژه هنری خود اندیشه‌ها، تخیلات و آرمانهای والای انسانی‌اش را بازگو می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در کارهایش فرهنگ ایران را از مذاهب تا عرفان شعر تا حماسه‌سرایی را تجربه کرد و این زمینه‌ساز بیان و زبان هنری نقاشی او شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/5575/سالگرد-درگذشت-استاد-بهرام-عالیوندی-هنرمند-مقاومت-و-از-پیش-کسوتان-نقاشی-مدرن-ایران سالگرد درگذشت استاد بهرام عالیوندی، هنرمند مقاومت و از پیش‌کسوتان نقاشی مدرن ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او به اسطوره‌شناسی علاقه داشت و این علاقه روی کار او اثر گذاشته بود. اسطوره‌های ایرانی و هندی و به طور عام اسطوره‌های شرقی مایه الهام آثار او بودند. تم اصلی نقاشی او جنگ بین نور و ظلمت و پیروزی نور بر ظلمت است. به همین خاطر منتقدان او را نقاشی نامیده‌اند که از تاریکی‌ها نور و امید می‌آفرید.&amp;lt;ref&amp;gt;شورای ملی مقاومت ایران - [https://iranncr.org/یادواره‌ها/454-یاد-و-خاطرۀ-استاد-بهرام-عالیوندی-نگارگر-امیدها-و-پایداریها.html یاد و خاطرۀ استاد بهرام عالیوندی: نگارگر امیدها و پایداریها]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هزارهٌ [[فردوسی]]، نمایشگاهی از نقاشی‌های او در مرکز یونسکو در وین به نمایش گذاشته شد که ۳۳ تابلو آن به اساطیر شاهنامه مربوط می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او دربارهٔ شیوه کار خود می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من در نقاشی هیچ‌گاه از قبل فکر نمی‌کنم که چه چیز می‌خواهم بکشم، بلکه کاملاً تابع احساسم هستم. البته معتقدات و تفکرات من در این آفرینش تأثیر دارند، ولی اگر بخواهم روی چیزی از قبل فکر کنم و طرح بریزم و بعد روی آن کار کنم، این را دیگر اثر هنری نمی‌دانم. در واقع به نظر من، هنر تبلور احساس هنرمند، یعنی تبلور احساس جامعه است. این تقسیم‌بندی هنر برای هنر و هنر برای مردم را هم قبول ندارم. اصلاً موضوع این نیست. هر هنرمندی بار زمان خودش را دارد».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:تابلو اعدام اثر بهرام عالیوندی.jpg|بندانگشتی|تابلو اعدام اثر بهرام عالیوندی]]&lt;br /&gt;
عالیوندی در دوران دبیرستان و از حوالی سال ۱۳۲۲ با [[حزب توده ایران|حزب توده]] و اهداف تبلیغاتی آن آشنا می‌شود و به گفته خودش از آنجا که ظلم خوانین، جنگ‌های قبیله‌ای و آشفتگی روحی پدر و فقر خانواده را پس از تقسیم اراضی به چشم دیده، آرمان عدالت‌خواهی وعدالت‌جویی را در حزب یاد شده می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا عضو سازمان جوانان حزب و سپس به‌عنوان مسئول درجه‌داران هوادار در شیراز گزیده می‌شود. انواع فعالیت‌های حزبی و تظاهرات، ساختن پلاکاردها برای انواع همین تظاهرات، دستگیری در سال ۱۳۲۷، سالهای پرماجرای زندان، خاطرات آشنایی با سران و مسئولان حزب در شیراز و خیانت آنان، از وی فردی باتجربه ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس ازکودتای ۲۸ مرداد با کمک برادر بزرگتر از شیراز به تهران گریخت، درجنوب تهران درخانه ای محقر مخفی گردید و برای کسب ناگزیر روزی ناچیز، به انواع کارهای سخت وپست تن داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی دربارهٔ خیانت حزب توده در جریان کودتا گفته‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«گروهان زرهی با تانک و زره‌پوش بر سرتاسر شیراز مسلط بود و درجه‌داران همه از هواداران عضوگیری شده حزب بودند و مرتب می‌پرسیدند چه کنیم، تانک‌ها را رو به کی و کدام سمت بگردانیم و شلیک کنیم؟ [[مردم قشقایی|ایل قشقایی]] هم پیغام فرستاده و برای کمک و همکاری اعلام آمادگی کرده بود که عازم شهر شوند اما… شهر قرق اوباش و اراذل شده بود که جولان می‌دادند و ما مبهوت و بلاتکلیف، سرخورده از قطع رابطه مسئولان که نمی‌دانستیم چرا بی هیچ عکس‌العملی دست گذاشته‌اند روی دست و هیچ دستوری نمی‌دهند و بی‌خبر از این‌که آقایان واداده و به فرمان ارباب شمالی بدون کمترین مقاومتی به همه پشت کرده و شهر را در دست اوباش و اراذل رها کرده‌اند تا کودتاچیان بعداً و به‌تدریج همه آنهایی را که نگفتند (جاودان شهریارا) یک‌جا به مسلخ ببرند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;عالیوندی تا سالهای طولانی به‌علت عدم همکاری با [[ساواک]] هم ممنوع‌الخروج و هم از استخدام رسمی او ممانعت می‌شد. اما چون به‌دنبال کسب شهرت هنری که عالیوندی به‌تدریج و به‌علت آغاز سبک ویژه کارش به آن دست یافته و نام او در زمره نقاشان مدرن ایران بر زبان اهل این هنر افتاده بود، هربار که در نمایشگاه‌های جمعی اثری از او نیز به معرض تماشا گذاشته می‌شد اگر فرح نیز برای افتتاح یا دیدار از این نمایشگاه‌ها شرکت داشت، ساواک از حضور عالیوندی در نمایشگاه و در کنار تابلوهایش ممانعت می‌کرد اما روز بعد روزنامه‌های تهران عکس فرح را در کنار تابلویی از او به چاپ می‌رساندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب ضدسلطنتی]] هم جمهوری اسلامی وجود چنین هنرمند برجسته و آزادیخواهی را در خاک ایران تاب نمی‌آورد. آثار او که پیش از این در سراسر دنیا به نمایش درآمده بودند، در ایران ممنوع شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالیوندی از مهرماه سال ۱۳۶۰ تا پاییز ۱۳۶۳ که از ایران خارج گردید و به اتریش پناهنده شد، در سخت‌ترین شرایط پلیسی و امنیتی آن دوران، خانه و زندگی و همه امکانات مادی و معنوی خود را با ریسک پذیری بسیار در اختیار نیروهای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] قرار داد و حتی با جابجایی مدارک و اسناد سازمان، خطرات فراوان به جان خرید. طی تهاجم پاسداران به یکی از پایگاه‌های مسئولان و فرماندهان مجاهدین در شمال تهران، ۳ تا ۴ تابلوی نقاشی که عالیوندی برای تزئین و عادی سازی پایگاه به آنان اهدا کرده بود نیز طی مصادره اموال پایگاه، بدست پاسداران افتاد و موضوع مورد سوء ظن و پیگیری قرار گرفت اما او با هوشیاری و ضمن اظهار بی اطلاعی از خریدار تابلو توانست از مهلکه جان به در برد. پس ازخروج عالیوندی از ایران و سپس حمایت علنی او از مقاومت ایران ضمن اهدای تابلوی عظیم شهادت مجاهد خلق فرهاد پاکزاد به [[مسعود رجوی]] مسئول شورای ملی مقاومت ایران، اکثر تابلوهای نقاشی عالیوندی از موزه‌ها، موسسات دولتی و گالری‌ها جمع‌آوری و ممنوع‌النمایش شده و حتی از ذکر نام او نیز در کتابهایی که دربارهٔ پیشکسوتان نقاشی مدرن ایران چاپ گردید، ممانعت به عمل آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نمایش روحیه تسلیم ناپذیری و آزادیخواهی در یکی از تابلوهای عالیوندی.jpg|بندانگشتی|نمایش روحیه تسلیم ناپذیری و آزادیخواهی در یکی از تابلوهای عالیوندی]]&lt;br /&gt;
با این وجود از همان ابتدای اقامت عالیوندی در خارج از کشور و طی سالهای طولانی، بخصوص چندسال اخیر که جمهوری اسلامی پس از بارها تلاش برای جذب او ناامید شده، برای استفاده از نام و شهرت هنری او، بعضی آثار نقاشی وی را درچندین نمایشگاه گروهی به معرض تماشا گذاشته و ضمن نقد هنری تکنیک و سبک کار وی، به چاپ عکس رنگی یکی از تابلوهای بزرگ او در نشریات ویژه خارج از کشور اقدام نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالیوندی دربارهٔ حجم فعالیت‌ها و ارتباط آثارش با موضوعات سیاسی گفته‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من در ۲۶–۲۷ سالی که در خارج کشور هستم تابلوهایم از مرز ۳۰هزار گذشته‌است. تابلوهایی به عرض سه متر در دو متر. آنها را تابلوبندی کرده‌ام. شب عید نوروز گذشته تابلوی ۶–۷ مرداد دو سال قبل [[قرارگاه اشرف|اشرف]] را کشیدم. حمله دست نشاندگان رژیم در عراق به اشرف که ۱۱مجاهد را به شهادت رساندند. در آن تابلو ۱۱شهید به کهکشان شهدا وصل می‌شدند. همچنین تابلوی ندا حسنی و ندا آقا سلطان را کشیدم که در ابعاد ۲متر در یک متر بودند. ۶ماه روی آنها کار کرده بودم.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;علاوه بر اینها طرح‌های کوچک بطور مستمر می‌کشم که برای سایت همبستگی ملی می‌فرستم. در جریان شهادت مجاهد خلق [[علی صارمی]] طرحی کشیدم که در آن یک طناب دار برگردن جبار ستمگر می‌افتد وقتی طناب دار را برگردن علی صارمی می‌اندازد. روی این طرح که بر روی سایت گذاشتم هشتصد هزار کلیک شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;گلچین - [http://golchin2.blogspot.al/2011/07/blog-post_3577.html گفتگو با استاد بهرام عالیوندی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;عالیوندی در سال ۱۳۷۳ به [[شورای ملی مقاومت ایران]] پیوست و تا زمان درگذشت در سال ۱۳۹۱ عضو این شورا بود. او در بین سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۹۱ در وین زندگی و کار می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی دربارهٔ تعهد در هنر گفته‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تعهد در هنر را باید از این زاویه نگاه کرد، نه به شکل مبتذلی که مثلاً امروز رژیم آخوندی برای هنرمندان نسخه می‌پیچد. این یک نوع سانسور و خودسانسوری است. در واقع به نظر من بحث بر سر هنرمند متعهّد است و نه هنر متعهد؛ هنرمندی که زیر بار رژیمهای دیکتاتوری نمی‌رود. طبعاً مردم انتظار دارند که هنرمندی که سالها حمایت و تشویقش کرده‌اند به رژیمهایی مثل دیکتاتوری تروریستی [[روح‌الله خمینی|خمینی]] «نه» بگوید؛ دوست دارند که به چنین رژیمی مشروعیت ندهد و اگر توانست تلنگری هم به آن بزند. هنرمندی که انگیزه اش را از مردم می‌گیرد و از آنها تغذیه می‌کند، نباید و نمی‌تواند به مردم پشت کند. وقتی فلان هنرمند از ایران می‌آید این‌جا و دوباره برمی گردد به کشوری که زیر حاکمیت آخوندهاست و می‌گوید بله من این‌جا هستم در کنار «ملت» می‌خواهد به این رژیم مشروعیت بدهد. در حالی که صدها و هزاران هنرمند ایرانی شرایط سخت غربت و زندگی در تبعید را به ننگ تسلیم و زندگی در حاکمیت آخوندها ترجیح داده‌اند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;من سال ۱۳۶۳ از کشور خارج شدم و با آن که بیماری قلبی، سخت آزارم می‌داد، اما دلگرمی پیوستن به مقاومت، آن هم در چنین غربت جانکاهی، به من انگیزه و توان می‌داد. طی این سالها کار بسیار سنگین و فشرده یی در زمینهٌ نقاشی داشته‌ام؛ گاه در روز ۱۲ تا ۱۸ساعت کار می‌کنم. اگر چه غربت خیلی سخت و ناگوار است، به خصوص برای کسی که کار هنری می‌کند، اما انگیزه و شوری که از بودن در کنار مقاومت مردم ایران می‌گیرم، برایم بسیار دلنشین و امیدوارکننده است. همین است که مرا زنده نگه می‌دارد و به من نیرو می‌دهد، تا رنج دوری از یار و دیار را تحمّل کنم. طبعاً مجموع این عوامل به طور ناخودآگاه عمیقاً بر آثار من تأثیر می‌گذارد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در کنار مقاومت بودن، با جریان روز به پیش تاختن، پشت به بنیادگرایی کردن و نه به جنایتکاران دینفروش گفتن که اقسام دامها را پیش پایمان پهن می‌کنند و به خصوص وجود رزم آوران دلیر ارتش شرف و آزادی و حمایت از آنها به من روح و زندگی می‌بخشد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دو فرزند وی «بهنام» و «شهرام» سالهاست عضو سازمان مجاهدین خلق ایران هستند و علیه جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;بگو نه - [https://begoonah.wordpress.com/2013/05/23/به-یاد-استاد-و-هنرمند-گرانقدر-و-متعهد-،/#more-7280 به یاد استاد و هنرمند گرانقدر و متعهد ، عضو شورای ملی مقاومت ایران،استاد بهرام عالیوندی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همسر وی «ناهید همت‌آبادی» نیز از هنرمندانی است که عضو شورای ملی مقاومت هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== درگذشت ==&lt;br /&gt;
وی در اتریش درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:تشییع جنازه بهرام عالیوندی در وین.jpg|جایگزین=تشییع جنازه عالیوندی در وین|بندانگشتی|تشییع جنازه عالیوندی در وین]]&lt;br /&gt;
[[مریم رجوی]] در پیام تسلیت خود گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«برای یاران شورایی و برای همه حامیان مقاومت ایران، حضور پرشور استاد بهرام عالیوندی در اجلاسیه‌های شورا، در همه تظاهرات و تحصنها، درگرما و سرما و در سخت‌ترین مقاطع کارزار جهانی برای افشاء و محکومیت دیکتاتوری آخوندی و برای حفاظت از مجاهدان اشرفی، پیوسته انگیزاننده و آموزنده بود و خاطره درخشانش هرگز فراموش نخواهد شد.»&amp;lt;ref&amp;gt;هنر مقاومت - [https://honaremoghavemat.wordpress.com/2012/05/23/پیام-تسلیت-خانم-مریم-رجوی-به-مناسبت-درگ/ پیام تسلیت خانم مریم رجوی به مناسبت درگذشت استاد بهرام عالیوندی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بهرام عالیوندی علیرغم مشکلات جسمی در اغلب تظاهرات‌ها و تحصن‌های مقاومت ایران شرکت داشت و راز این توانمندی و سرشاری را اینگونه توضیح می‌دهد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«همه فرزندانم در شهر اشرف اسطوره‌های زنده هستند نه‌خیالی! و ساخته و پرداخته ذهنیاتی که به دروغ برای تقویت روحیه ملی و هیجانات وطنپرستانه کاذب و بیداری در مقابل دشمن ساخته باشند. همه این فرزندان اعتماد و قوت دیگری به زندگی و احساس جوان بودن در من در آغاز هفتاد و هشت‌سالگی‌ام داده‌اند که حالا هم روزانه می‌توانم بین ۱۰ تا ۱۲ساعت و گاهی حتی ۱۵ساعت مشغول بازی با خط و رنگ و نقطه و فلس باشم که حتی در ایام بستری در بیمارستان هم مثل این‌که داروی نجات‌بخشی برایم باشد باز نقاشی می‌کنم. در کنار مقاومت بودن، با جریان روز به‌پیش‌تاختن، پشت به [[بنیادگرایی اسلامی|بنیادگرایی]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;کردن و نه به جنایتکاران دین‌فروش گفتن که اقسام دامها را پیش پایمان پهن می‌کنند و به‌خصوص وجود رزم‌آوران دلیر ارتش شرف و آزادی و حمایت از آنها به من روح و زندگی می‌بخشد و ایدئال من می‌باشد و گرچه روزگار با بودن رژیم و دشمنان و نبش قبرکنندگان در کمین، سخت و پر مخاطره است اما مبارزه نیز پرهیجان و شیرین است».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مزار وی در گورستان مرکزی وین اتریش است.&amp;lt;ref&amp;gt;وطنم ایران - [http://vatanamiran94.blogspot.com/2015/05/blog-post_798.html][http://vatanamiran94.blogspot.al/2015/05/blog-post_798.html سالگرد استاد بهرام عالیوندی در سومین سالگرد رحلتشان در گورستان مرکزی وین اتریش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نگارخانه ==&lt;br /&gt;
نمونه‌هایی از آثار نقاشی بهرام عالیوندی&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (14).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (13).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (6).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (5).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (4).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (3).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (2).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (7).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (12).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (11).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (10).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (9).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (8).jpg|&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:نقاشان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نقاشان معاصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعضای شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی شیراز]]&lt;br /&gt;
[[رده:هنرمندان در تبعید]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%8690&amp;diff=28974</id>
		<title>بحث کاربر:اکباتان90</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%8690&amp;diff=28974"/>
		<updated>2018-04-09T15:52:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /* پاسخ سوالات سردار اسعد */ بخش جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;با سلام&lt;br /&gt;
شما از لیست 1000 نوشتار حیاتی هر کدام را خواستید انتخاب و ایجاد کنید و مقاله آن را بنویسید[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۱۹ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۲:۰۳ (CET)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با سلام&lt;br /&gt;
مقاله را دیدم متن خوب بود اما&lt;br /&gt;
عکسهای استفاده شده مشکل حقوقی دارند و نام یک سایت روی آنها ثبت شده است.--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۲ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۵۸ (CET)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اساس نباید از این عکسها استفاده کرد. و باید عکسهای مشابه بدون مهر را جستجو و استفاده کرد. یا در فتوشاپ و برنامه های ادیت عکس مشکل آنها را حل و فصل کرد--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۳ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۵۹ (CET)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک سایت خوب خارجی برای عکسهای آریوبرزن &lt;br /&gt;
http://www.livius.org/pictures/iran/persian-gate/&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۳ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۰۹:۰۶ (CET)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کلمات بند انگشتی و وسط را به این ترتیب در فیلد مربوطه بعد از فرمت باید وارد کرد&lt;br /&gt;
image  =پرونده:نام عکس.فرمت |بندانگشتی|وسط|&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ضمن این عکس به لحاظ حقوقی اشکال دارد و امضا نقاش دارد.&lt;br /&gt;
نقاش آن حق دارد که بر علیه ما شکایت کند، ممکن است اینکار را نکند اما قانوناً کار ما اشکال دارد.علاوه بر این عکسهای رستم دستان با رستم فرخزاد قاطی شده‌اند. عکس به چاه افتادن رستم توسط برادرش شغاد و دوختن شغاد به درخت کار رستم دستان بوده و ربطی به رستم فرخزاد ندارد و همینطور عکس مجسمه پارک مشهد مربوط به رستم دستان است اگر جایی نوشته رستم فرخزاد اشتباه است.&lt;br /&gt;
--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۶ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۶:۱۶ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باشه نگاه میکنم ببینم مشکل چیست؟ [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۰:۴۷ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در مورد تعارض ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 وقتی پیام تعارض می آید یعنی یک نفر دیگر همزمان روی آن سند در حال کار کردن است. در این حالت بهتر است شما کار را متوقف کنید یا در واقع بهتر است نویسنده اول یک برجسب بالای صفحه بزند که در حال ویرایش است که دیگران بدانند و همزمان ویرایشسی روی صفحه انجام ندهند تا تعارض پیش نیاید. پس از پایان ویرایش آن برجسب را بر میدارد. برای زدن این برچسب اگر در جعبه جستجو این عبارت را جستجو کنید الگو:ویرایش چند نوع برچسب را می بینید که بر حسب زمان ردیف شده اند یکی برای نامحدود یکی برای 5 دقیقه و یکی برای 30 دقیقه و یکی هم برای اینکه زمان داخل آن بنویسی برای اینکه از این الگوها استفاده کنی کافیست کد آن الگو که در حاشیه سمت راست کنار هر الگو هست را کیی کنی (این کدها داخل دو آکلاد هستند مثلا الگو:اسم الگو )که بجای اسم الگو کلمه ویرایش نوشته شده. اگر این را در بالای صفحه ات در ویرایش مبدا بچسبانی نفرات متوجه میشوند که تو داری ویرایش میکنی و دیگر دست نمیزنند. این کار را البته من باید میکردم که در حال ویرایش صفحه شما بودم [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۲۱:۰۶ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ سوالات سردار اسعد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اشتباه بی‌بی مریم تصحیح شد&lt;br /&gt;
برای حل مشکل مقالاتی که دو نام دارند باید یک صفحه جدید به نام دوم ایجاد کرد و آن را تغییر مسیر داد. موضوع تغییر مسیر در کلیپهای آموزشی توضیح داده شده است.‍‍[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۵۲ (CEST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28972</id>
		<title>بی‌بی مریم بختیاری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C_%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=28972"/>
		<updated>2018-04-09T15:44:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
 | اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
 | عنوان             = سردار مریم بختیاری&lt;br /&gt;
 | عنوان ۲           =&lt;br /&gt;
 | نام               = بی‌بی مریم بختیاری&lt;br /&gt;
 | تصویر             = بی‌بی مریم بختیاری .jpg&lt;br /&gt;
 | اندازه تصویر      = 150px&lt;br /&gt;
 | عنوان تصویر       = سردار مریم بختیاری در سال ۱۳۱۳ خورشیدی&lt;br /&gt;
 | زادروز            = ۱۲۵۳ (خورشیدی)&lt;br /&gt;
 | زادگاه            =&lt;br /&gt;
 | تاریخ مرگ         = ۱۳۱۶ (خورشیدی)&lt;br /&gt;
 | مکان مرگ          = اصفهان&lt;br /&gt;
 | علت مرگ           =&lt;br /&gt;
 | آرامگاه           = [[تخت فولاد]]، تکیه بختیاری‌ها، اصفهان&lt;br /&gt;
 | بناهای یادبود     =&lt;br /&gt;
 | محل زندگی         =&lt;br /&gt;
 | ملیت              = ایرانی&lt;br /&gt;
 | نام‌های دیگر       =سردار مریم - بی مریم&lt;br /&gt;
 | نژاد              = [[بختیاری (طایفه)|بختیاری]]&lt;br /&gt;
 | تابعیت            =&lt;br /&gt;
 | تحصیلات            =&lt;br /&gt;
 | دانشگاه           =&lt;br /&gt;
 | پیشه              =&lt;br /&gt;
 | سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
 | کارفرما           =&lt;br /&gt;
 | نهاد              =&lt;br /&gt;
 | نماینده           =&lt;br /&gt;
 | شناخته‌شده برای    = از زنان مبارز عصر [[مشروطیت]]&lt;br /&gt;
 | نقش‌های برجسته     =&lt;br /&gt;
 | سبک               =&lt;br /&gt;
 | تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
 | تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
 | شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
 | دستمزد            =&lt;br /&gt;
 | Net worth         =&lt;br /&gt;
 | قد                =&lt;br /&gt;
 | وزن               =&lt;br /&gt;
 | تلویزیون          =&lt;br /&gt;
 | لقب               = سردار مریم بختیاری&lt;br /&gt;
 | دوره              =&lt;br /&gt;
 | پس از             =&lt;br /&gt;
 | پیش از            =&lt;br /&gt;
 | حزب               =&lt;br /&gt;
 | جنبش              = جنبش مشروطه، جنبش زنان&lt;br /&gt;
 | مخالفان           =&lt;br /&gt;
 | هیئت              =&lt;br /&gt;
 | دین               =&lt;br /&gt;
 | مذهب              =&lt;br /&gt;
 | اتهام             =&lt;br /&gt;
 | مجازات            =&lt;br /&gt;
 | وضعیت گناهکاری    =&lt;br /&gt;
 | منصب              =&lt;br /&gt;
 | مکتب              =&lt;br /&gt;
 | آثار              =&lt;br /&gt;
 | همسر               = [[فتح‌الله خان]]&lt;br /&gt;
 | شریک زندگی        =&lt;br /&gt;
 | فرزندان           = [[علی‌مردان خان (سردار)|علی‌مردان خان]]، [[محمد علی خان]]، [[مصطفی قلی خان]]&lt;br /&gt;
 | والدین            = [[حسینقلی خان|حسینقلی خان ایلخانی]]&lt;br /&gt;
 | خویشاوندان سرشناس = خواهر [[سردار اسعد بختیاری|علیقلی خان سردار اسعد]]&lt;br /&gt;
 | گفتاورد           =&lt;br /&gt;
 | جوایز             = اهدای بالاترین نشان پادشاهی آلمان از کنسول آلمان در ایران&lt;br /&gt;
 | امضا              =&lt;br /&gt;
 | اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
 | signature_alt     =&lt;br /&gt;
 | وبگاه             =&lt;br /&gt;
 | imdb_id           =&lt;br /&gt;
 | Soure_id          =&lt;br /&gt;
 | پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بی‌بی مریم بختیاری&#039;&#039;&#039; از زنان مبارز [[دوران مشروطه]] و [[جنگ جهانی اول]] (۱۲۵۱–۱۳۱۶) که در میان بختیاری‌ها به «بی مریم» و سردار مریم معروف بود، درسال ۱۲۵۱ هـ. ش در [[سرزمین بختیاری]] بدنیا آمد و از زنان تحصیل‌کرده و روشنفکر عصر خود بود و به طرفداری از حقوق زنان و همچنین آزادی‌خواهان جنبش مشروطه برخاست ودر این راه از هیچ کاری دریغ نمی‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;محسن حیدری مقدمه ای بر زندگی [https://www.google.al/search?q=حیدری،+محسن.+مقدمه+ای+بر+شناخت+زندگی+و+اندیشه+سردار+مریم+بختیاری.+تهران:+تمتی،+1393.+133.+شابک بی بی مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;بی بی مریم بختیاری پیش از اسلحه، قلم به دست گرفت او از معدود زنان مبارز ایرانی است که خاطرات زندگی خود را نوشته‌است و در آن به شرح زندگی خود پرداخته و رنج و عقب ماندگی زنان و مسائل سیاسی اجتماعی ایران در آن روزگار رادر قالب خاطره نقدکرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://sarzaminema.ir/بی-بی-مریم-بختیاری/ سرزمین ما -بیوگرافی بی بی مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt; او مشوق اصلی برادرش [[سردار اسعد بختیاری]] در [[فتح تهران]] بود. وی با نامه‌ها و تلگراف‌های مختلف به سران ایل وبا سخنرانی‌های مهیج و گیرا، افراد ایل را به مبارزه با [[استبداد صغیر]] (استبداد محمدعلی شاهی) فرا می‌خواند و یکی از شخصیت‌های ضداستعماری و ضداستبدادی محسوب می‌شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://zinati.eu/Bibi_Mariam_Bakhtiari.htm خانه و خاطره بی بی مریم بختیاری زن مبارز عصرمشروطه]&amp;lt;/ref&amp;gt;سردار مریم بختیاری هنگام جنگ جهانی اول سلاح بر دوش به همراه بختیاری‌ها به نبرد با انگلیسی‌ها برخاست و در سخت‌ترین شرایط، خانه اودر سرزمین بختیاری، پناهگاه آزادی خواهان مشهور ایران زمین بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ammi.ir/اخبار-و-مقالات/مقالات-معماری-و-شهرسازی/زندگینامه-بی-بی-مریم-بختیاری اخبار و مقالات-زندگینامه بی بی مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
بی بی مریم بختیاری در سال ۱۲۵۱ دیده به جهان گشود. او دختر [[حسینقلی خان ایلخانی]]، خواهر [[سردار اسعد بختیاری|علیقلی خان سردار اسعد]] و همسر فتح‌الله خان بود و مادر علی مردان خان بختیاری (ملقب به شیرعلی‌مردان) قهرمان مبارزه با رژیم رضاشاه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.elbakhtiyari.loxblog.com/post/7/بیوگرافی%20سردار%20بی%20بی%20مریم%20سايت%20بختياري وبلاگ بختیاری -بیوگرافی سردار بی بی مریم]&amp;lt;/ref&amp;gt; وی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود سوارکارانی را در اختیار داشت که در مواقع ضروری با استفاده از آنها، به مشروطه خواهان یاری می‌رساند؛ و به دلیل لیاقت و شجاعت وشخصیت ضداستعماری و ضد استبدادی‌اش، در میان ایل بختیاری به «سردار مریم» معروف گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://sarzaminema.ir/بی-بی-مریم-بختیاری/ سرزمین ما -سردار مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt; او سه سال پس ازاعدام فرزندش [[علیمردان خان بختیاری]] که به دستور [[رضاشاه]] تیرباران شده‌بود، در سال ۱۳۱۶ هـ. ش در اصفهان درگذشت&amp;lt;ref&amp;gt;بختیاری، مریم: خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه (تهران، آنزان، ۱۳۸۲) ص۲۱&amp;lt;/ref&amp;gt; و در آرامگاه تاریخی [[تخت پولاد]] تکیه میرفندرسکی (بختیار‌ی‌ها) به خاک سپرده شد. خانه او را در اصفهان بنابر وصیت خودش به اداره فرهنگ اهداء کردند که در محل آن مدرسه رودابه ساخته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://sarzaminema.ir/بی-بی-مریم-بختیاری/ سرزمین ما -زندگینامه بی بی مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقش بی‌بی مریم بختیاری در فتح تهران ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:بی‌بی مریم بختیاری.jpg|قاب|431x431پیکسل|بی‌بی مریم بختیاری با تفنگ و قطار]]براساس کتاب خاطرات سردار مریم، هنگامیکه سردار اسعد و بختیاری‌ها برای حمایت از مشروطه وفتح تهران اعزام میشدندوی با سخنان خود و تشویق سواران بختیاری به حمایت از مشروطیت پرداخت. [[سردار اسعد بختیاری|سردار اسعد]] قبل از حرکت با وی هماهنگی‌های لازم را انجام داد. می‌گویند وی مخفیانه با عده‌ای سوار وارد تهران شده و در خانه پدری [[حسین ثقفی]] مستقر شد و هنگامی‌که سرداراسعد به تهران حمله کرد بی‌بی‌ مریم، پشت بام خانه را که مشرف به [[میدان بهارستان]] بود سنگربندی کرد و با عده‌ای سوار بختیاری، از پشت سر به قزاق‌ها حمله کرد&amp;lt;ref&amp;gt;[http://sarzaminema.ir/بی-بی-مریم-بختیاری/ سرزمین ما -سردار بی بی مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt; و خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با آنان جنگید. نقش او در فتح مشروطیت و مبارزات او در هنگامه جنگ جهانی اول، میزان محبوبیتش را افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت و به لقب سردار مفتخر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://2khtarbakhtiari.blogfa.com/post-209.aspx حرفی از جنس زمان -سردار مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حامی و پشتیبان آزادیخواهان عصر مشروطه ==&lt;br /&gt;
آوازه رشادت و آزادگی این زن بختیاری درسرتاسر میهن پیچید و خانه او پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.andishehha.com/view/17969/زندگی-و-تصویر-بی‌بی-مریم-بختیاری سایت خبری تحلیلی اندیشه‌ها -زندگی بی بی مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;در هنگام فتح اصفهان توسط روس‌ها (در جنگ جهانی اول)؛ [[فن کاردف]]، شارژ دافر سابق آلمان به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود. به پاس کمکهای بیدریع بی بی مریم از فن کاردف و نجات جان آلمانی‌های مقیم ایران «[[ویلهلم امپراتور آلمان]]»، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را که مهمترین نشان دولت آلمان بود، برای او فرستاد.&amp;lt;ref&amp;gt;عبدالحسین سپهر کتاب ایران در جنگ بزرگ ص۳۰۸–۳۰۴&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی رجال سیاسی و آزادی خواهان دیگر همچون [[علامه دهخدا،]] [[ملک الشعرا بهار]]، که در خلال جنگ جهانی اول مورد تعقیب [[نیروهای متفقین]] قرار گرفته بودند به خانه بی بی مریم پناه آوردند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://sarzaminema.ir/بی-بی-مریم-بختیاری/ سرزمین ما -سردار مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt; [[دکتر محمد مصدق]] حاکم فارس در زمان [[کودتای ۱۲۹۹]] پس از مخالفت و عزل از اصفهان راهی بختیاری شد و مدتها مهمان سردار مریم بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.andishehha.com/view/17969/زندگی-و-تصویر-بی‌بی-مریم-بختیاری سایت خبری اندیشه‌ها -زندگی بی بی مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جنگ جهانی اول و نقش بی‌بی مریم در مقابل روس و انگلیس ==&lt;br /&gt;
سردار مریم بختیاری در جنگ جهانی اول با وجود حمایت ایل بختیاری از انگلیس‌ها، به مخالفت با آنان پرداخت و با عده ای از تفنگچیان و سرداران خود به حمایت از متحدین برخاست. او پاره ای از خوانین جزء بختیاری چون [[خوانین پشتکوه]] را با خود همراه کرد ‌‌و در یورش‌های مداوم خود، به انگلیس‌ها صدماتی وارد کرد،طوری که پلیس جنوب، مبارزات دائمی و پیگیری را با او شروع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.aftabir.com/articles/view/politics/plitical_history/c1c1152692076p1.php/سردار-بی-بی-مریم-بختیاری-زن-مبارز-عصر-مشروطه آفتاب انلاین-سرداربی بی مریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;ا&#039;&#039;&#039;ین شیرزن بختیاری در حمایت از متحدین و آلمان‌ها اسلحه به دست گرفته و با انگلیسی‌ها و روس‌ها جنگید. زیرا در آن روزگار عملی‌ترین راه جنگیدن با دشمنان دیرینهٔ ایران یعنی روس و انگلیس و رهایی از چنگال آنها همکاری با دشمن قدرتمند آنها یعنی آلمان بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.elbakhtiyari.loxblog.com/post/7/بیوگرافی%20سردار%20بی%20بی%20مریم بختیاری -بیوگرافی سرداربی بی مریم]&amp;lt;/ref&amp;gt; اما روس‌ها پس از فتح اصفهان کلیه اموال و دارایی‌های او را در اصفهان مصادره کردند&amp;lt;ref&amp;gt;سرپرسی سایکس- تاریخ ایران- ج۲ صفحه ۷۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;، [[پروفسور گارثویت]] می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این پیرزن برجسته روحی سرکش و فکری مستقل داشت و در تعیین سیاست بختیاری به ویژه در جنگ جهانی اول نقش مهمی ایفا کرد»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دکتر [[محمدابراهیم باستانی پاریزی|باستانی پاریزی]] مورخ معاصر نیز می‌نویسد:&lt;br /&gt;
[[پرونده:بی‌بی مریم بختیاری نشسته.jpg|بندانگشتی|بی‌بی مریم بختیاری]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در همین کوهستان زنی می‌زیسته که برابر صد مرد در سرنوشت تاریخ معاصر ما دخیل بوده‌است. مقصودم «بی بی مریم بختیاری» است که وقتی در جنگ بین‌الملل اول، ایرانیان وطن‌خواه از اولتیماتوم روس، و بعداً از هجوم انگلیسی‌ها ناچار به مهاجرت شدند و آواره کوهستان بختیاری، این زن نامدار، همه آنها را پناه داد، و وسائل رفتن آنها را به غرب و کرمانشاه و بالاخره عثمانی فراهم ساخت.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://dashtakb.blogfa.com/post/114 دشتک نگین بختیاری -دکتر پاریزی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتاب خاطرات بی‌بی مریم بختیاری ==&lt;br /&gt;
کتاب خاطرات بی بی مریم گنجینه‌ای است که او برای مردم ایران به ارمغان گذاشته‌است. در این کتاب وی خاطرات خود را از دوران کودکی،وکشته شدن پدرش توسط [[ظل السلطان|ظل ‌‌السلطان]]  و نیز [[فتح تهران]] توسط برادرش سردار اسعد به رشته تحریردرآورده است. کتاب او حکایت زندگی یک زن ایرانی و از ایل بختیاری وروایت شرایط سیاسی و اقتصادی ایران است او در این کتاب دردهای سردار بانویی دلاور را ترسیم می‌کند، که هرگز عدم تساوی حقوق میان زن و مرد در ایران، روح آزاده او را رها نکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://2khtarbakhtiari.blogfa.com/post-209.aspx حرف از جنس زمان -سردارمریم بختیاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;در کتاب خاطراتش آمده‌است که:&amp;lt;blockquote&amp;gt;« ... تمام بدبختی های ما از خودمان می باشد زیرا که نه علم داریم و نه حقوق خود را می دانیم، اگر ما هم بدانستیم که برای چه خلقت شدیم البته در اطراف حقوق خود جان فشانی‌ها می کردیم. ما حالا فکر می‌کنیم فقط برای مردها خلق شده‌ایم یا برای اسارت و کنیزی خلق شده‌ایم. ما می‌توانستیم برای حقوق انسانی خود به تمام ملل عالم تظلم بکنیم و حقوق خود را برقرار بکنیم زیرا که امروز قرن بیستم می‌باشد و [ به ] اصطلاح فرنگی‌ها عصر طلایی. امروز زن‌های اروپایی در تمام اداره‌جات دولتی و ملتی مقام بزرگی را دارا می‌باشند، کرسی وکالت را اشغال نموده‌اند اما ما زن‌های ایرانی ابداً از عالم انسانیت خارجیم... ».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب خاطرات بی بی مریم بختیاری&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;او در خاطراتش، سنت‌های پوسیده و اعتقادات خرافی و مذهبی در ایل را به نقد می‌کشد واز تعصبات واجبارات بر ضد زنان ابراز انزجار میکند و در قسمتی از کتاب خاطراتش می‌نویسد:&lt;br /&gt;
[[پرونده:آرامگاه بی‌بی مریم بختیاری تخت فولاد اصفهان.jpg|بندانگشتی|آرامگاه بی‌بی مریم بختیاری تخت فولاد اصفهان، تکیه بختیاری‌ها]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«از آنجایی که زن‌های بدبخت در ایران ترقی نمی‌کنند و صفت‌های خوب آنها در پس پرده است، ایشان یک مرد بزرگ و متشخص شده (منظور برادرش است)، من یک زن پشت پرده‌نشین، او ترقی نموده‌است و من تنزل. در ایران زن‌های بدبخت یا باید بزک بکنند، شبانه روز در فکر لباس و پودر و سرخاب باشند یا خیاطی و ریسمان تابیدن، کار بزرگ همین است. افسوس که وجود چندین میلیون زن در خاک ایران از عدم علم برای هیچ‌کس اهمیتی ندارد، کاری که به آنها می‌دهند، ترشی خیار و بادنجان انداختن است».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب خاطرات بی بی مریم بختیاری ص 42-43&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:افراد درانقلاب مشروطه]]&lt;br /&gt;
[[رده:مردم بختیاری]]&lt;br /&gt;
[[رده:زنان در تاریخ]]&lt;br /&gt;
[[رده:زنان در ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:زنان لر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=28967</id>
		<title>بهرام عالیوندی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;diff=28967"/>
		<updated>2018-04-09T15:34:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             = بهرام عالیوندی&lt;br /&gt;
| عنوان ۲           =&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =بهرام عالیوندی.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۵ بهمن ۱۳۰۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
| زادگاه            = کازرون&lt;br /&gt;
| مکان ناپدیدشدن    =&lt;br /&gt;
| تاریخ ناپدیدشدن   =&lt;br /&gt;
| وضعیت             =&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۱ خرداد ۱۳۹۱ خورشیدی&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          = وین، اتریش&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| علت مرگ           =&lt;br /&gt;
| پیداشدن جسد       =&lt;br /&gt;
| آرامگاه           =&lt;br /&gt;
| بناهای یادبود     =&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = [[کازرون]]، [[شیراز]]، [[ممسنی]]، [[تهران]]، [[وین]]&lt;br /&gt;
| ملیت              =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر       =&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            = لیسانس نقاشی تزیینی &lt;br /&gt;
| دانشگاه           = دانشکده هنرهای تزیینی در تهران&lt;br /&gt;
| پیشه              = نقاش&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    = نقاشی&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| دستمزد            =&lt;br /&gt;
| دارایی خالص       =&lt;br /&gt;
| قد                =&lt;br /&gt;
| وزن               =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| دوره              =&lt;br /&gt;
| پس از             =&lt;br /&gt;
| پیش از            =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              = عضو شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| اتهام             =&lt;br /&gt;
| مجازات            =&lt;br /&gt;
| وضعیت گناهکاری    =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| همسر              = ناهید همت‌آبادی&lt;br /&gt;
| شریک زندگی        =&lt;br /&gt;
| فرزندان           = بهنام و شهرام&lt;br /&gt;
| والدین            =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| signature_alt     =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| imdb_id           =&lt;br /&gt;
| Soure_id          =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بهرام عالیوندی&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۶ در کازرون - درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱ در وین) از پیش‌کسوتان نقاشی مدرن در ایران و از پرکارترین هنرمندان ایرانی و اعضای [[شورای ملی مقاومت ایران]] در تبعید است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او بعد از مهاجرت از کشور سالها در اتریش به سر برد و چندین نمایشگاه در کشورهای آلمان و اتریش برگزار کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/%DA%AF%D8%B2%D9%8A%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/64124-%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88% گرامیداشت زنده یاد بهرام عالیوندی، استاد چیره‌دست نقش‌ها و رنگ‌ها]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
وی در ۱۳۰۶ خورشیدی در شهر کازرون در استان فارس به دنیا آمد. خانواده‌اش در دو سالگی به دلیل این‌که مادرش اهل [[شیراز]] بود به آنجا نقل مکان کردند. سپس از شیراز به ممسنی رفتند و بهرام تا کلاس ۶ ابتدایی در آنجا درس خواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدربزرگش ازخوانین ممسنی بود، مردی تصویرگر نقاشی‌های ساده ابتدایی اما زیبای کتاب دکامرون اثر معروف بوکاچیو با ترجمه احمد دریابیگی. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; حتی گفته‌اند کلمه الله را روی دانه ای برنج نوشته بود. پدرش نیز نقشه خطه ممسنی را دقیقاً ترسیم کرده و آنرا در اداره دولتی مرکز ممسنی، نورآباد، آویخته بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بهرام عالیوندی از کودکی به نقاشی علاقمند بود، در مدرسه نقشه جغرافی می‌کشید که آنها را به دیوار کلاس یا دفتر مدرسه نصب می‌کردند. بعد از شش سال دبستان، دبیرستان را در شیراز شروع می‌کند و طبق گفته خود برای امرار معاش از روی نقاشی‌های دیگران کپی می‌کند و برای تأتر دکور می‌زند و پلاکارد سینما می‌سازد اما در هیچ‌کدام موفقیتی نداشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;نقاشی که در زمستان آمد و در بهار رفت - [https://bahramalivandi.org/index.php/بیوگرافی بیوگرافی استاد بهرام عالیوندی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های هنری ==&lt;br /&gt;
پس از پایان دبیرستان و خدمت سربازی به [[تهران]] آمد و یک‌سالی به کارهای مختلف پرداخت و عصرها به هنرستان [[کمال‌ الملک]] رفت. پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲|کودتای ۲۸ مرداد]] باحمایت برادر بزرگ که کارمند عالیرتبه دولت بود، در هنرستان زیبای پسران نام‌نویسی کرد، جایی که خود بعداً در آنجا و نیز هنرستان نقاشی دختران هنرآموز نقاشی گردید. در آنجا [[جلال آل احمد]] مربی ادبیات و مشوق او بود و تا آخرین روزهای حیات وی را زیر نظر داشت. در همین دوره بورسی ۴ ساله برای فرانسه نصیبش شد اما ساواک اجازه خروج از کشور به او نداد. جلال آل احمد هم به او گفت «در اروپا که به تو آمپول هنر تزریق نمی‌کنند همین جا بمان و خود را بساز».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;فصلنامه هنر شماره 4 پاییز ۱۳۶۲ - [https://www.noormags.ir/view/en/articlepage/171926/%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1--%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B3-%D8%BA%D8%A8%D8%A7%D8%B1 پای صحبت بهرام عالیوندی نقاش معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی سپس در سال ۱۳۳۶ در ادارهٌ هنرهای سنتی وزارت فرهنگ و هنر به عنوان طرّاح در کارگاه کاشی‌سازی مشغول کار شد. مدتی حدود سه سال ازروی اشیاء باستانی ایران کپی برداری می‌کند تا به گفته خودش با رموز نور و سایه روشن رشته‌های هنر قدیم ایران بیشتر آشنا شود. &lt;br /&gt;
[[پرونده:یکی از آثار بهرام عالیوندی.jpg|بندانگشتی|یکی از آثار بهرام عالیوندی]]&lt;br /&gt;
بعد از تأسیس دانشکدهٌ هنرهای تزیینی در سال ۱۳۳۹، عالیوندی در این دانشکده، در رشتهٌ نقاشی تزیینی به تحصیل پرداخت و دورهٌ تخصصی‌اش را زیر نظر یک استاد فرانسوی به پایان رساند و در رشته نقاشی تزیینی لیسانس گرفت. پس از آن مدتی در هنرستانهای نقاشی به تعلیم پرداخت و سپس برای چندمین مرتبه راهی اروپا شد و از موزه‌های بزرگ آنجا دیدن کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;پای صحبت بهرام عالیوندی نقاش معاصر - [http://www.ensani.ir/storage/Files/20101222091458-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%20%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA%20%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C%20%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%20%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%20%DB%8C%D8%A7% یادبودهایی در پس غبار] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۳۸ به عنوان مدرس در کارگاههای آموزشی موسسه هنرهای ملی و کمال الملک برگزیده شد و به مدت ۲۰ سال این کار را ادامه داد. در طول این مدت، او به انجام و تمرین دامنه وسیعی از هنرهای پارسی از قبیل مینیاتور و سرامیک سازی روی آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;بنیاد توس - [http://toosfoundation.com/fa/category/iranian-paintersfa/ نقاشان ایرانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;طی دورانی که اداره هنرهای ملی کار می‌کرد، آموزش هنرهای سنّتی را به هنرجویان رشته نقاشی به عهده داشت و هنرجویان را به موزهٌ ایران باستان می‌برد و رمز و رازهای خطوط و نقوش آثار هنری قدیمی ایران را به آنان می‌آموخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی حدود ۲۶ سال خدمت در وزارت فرهنگ و هنر، هزاران طرح عالیوندی درکارگاه‌های میناسازی، گلیم‌بافی، کاشی‌کاری، منبت‌سازی، خاتم‌کاری، نقره‌سازی، معرق‌کاری و … توسط استادکاران رشته‌های فوق به اجرا در آمد و در موزه فرهنگ و هنر جمع‌آوری یا به سران کشورها هدیه گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمایشگاه‌ها ==&lt;br /&gt;
کارهای عالیوندی در مقر اصلی سازمان ملل در وین به نمایش در آمده‌ است.[[پرونده:ناهید همت‌آبادی.gif|بندانگشتی|ناهید همت‌آبادی همسر عالیوندی در نمایشگاه آثارش در اورسوراواز]]«هنر در تبعید»، نمایشگاه فردی او در وین در ژوئن ۲۰۰۷ میلادی شامل ۷۳ کار آبرنگ، رنگ روغن روی کنوس و کاغذ بود.&lt;br /&gt;
در دسامبر ۲۰۰۷ میلادی در پاریس، عالیوندی همراه با دو هنرمند فرانسوی در گالری انت پرسنت نمایشگاهی برگزار کرد.. محل نمایشگاه یکی از معروفترین گالری‌های پاریس در هنر مدرن می‌باشد. بدنبال این نمایشگاه یک مقاله فرانسوی با عنوان «یک نقاش بزرگ در تبعید» نوشت که “کارهای عالیوندی ترکیب آموزش‌های اروپا همراه با تجربه ۶۰ ساله هنری می‌باشد که از دانش عمیق از هنر ایرانی و معنوی سر چشمه گرفته‌است و منجر به خلق آثار جدیدی شده‌است که منحصربه فرد خود اوست. نقاشی‌های عالیوندی بیان کننده و نماینده یک بهشت نقطه‌ها می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۰۸ میلادی در وین، نمایشگاه عالی که توسط یونسکو بنیان‌گذاری شد شاهد کارهای عالیوندی بود از جمله تابلو [[فردوسی]] که یکی از مهمترین کارهای عالیوندی است و شاهنامه را به تصویر کشانده‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;برای شما - [http://intnetonline.link/تقویم-تاریخ-1خرداد-ماه-1396/ تقویم تاریخ ۱ خرداد ماه ۱۳۹۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خرداد۱۳۹۶ به‌مناسبت پنجمین سال درگذشت وی نمایشگاهی از آثار او در شهر اورسوراواز در پاریس برگزار شد.&amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد - [http://iranazadfarda.com/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88/ اور سور اواز: نمایشگاه آثار استاد عالیوندی: جلوه و جاذبه های هنر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سبک هنری ==&lt;br /&gt;
کارهای هنری عالیوندی الهام گرفته از ادبیات و افسانه‌های ادبیات فارسی و ایرانی و شرقی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالیوندی، خانم شکوه ریاضی را به‌عنوان یگانه استاد برجسته خود در زمینه آموزش طراحی و نقاشی مدرن با متد آکادمی بوزار پاریس که تحصیل کرده آنجا بود، می‌دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته خودش اگر اثر سبک کوبیسم درکارهایش مشهود است بدلیل کار روی کاشی‌های معرق و تقسیم‌بندی ناگزیر آنها این توهم را ایجاد کرده‌ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالیوندی به نسلی از ایرانیان هنرمند تعلق دارد که چهره‌های شناخته شده و مهمی چون مسعود عربشاهی، ناصر اویسی، و پرویز تناولی جز آنها به شمار می‌آیند. آثار عالیوندی در زمینه‌های سمبولیسم و سمبل‌های شرقی می‌باشد، مانند ماهی، فلس ماهی، و اسب که سمبول‌های مینیاتور پارسی می‌باشند. نقاشی‌های عالیوندی از فرهنگ پارسی تأثیر و الهام گرفته و به تصویر کشنده داستانها و افسانه‌های اسطوره ایی و شعرهای شعرای معروفی چون فردوسی و عطار نیشابوری هستند. کارهای برجسته او شامل یک سری نقاشی در مقیاس بزرگ که در دهه ۱۳۶۰ تولید شده‌اند می‌باشند. این شامل تصویر میترا، عیسی مسیح و فردوسی می‌باشد. برخی از کارهای او از زمان جنگ و سرکوب در ایران الهام می‌گیرند و درد و رنج مردم خود را به تصویر می‌کشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:عالیوندی در کنار یکی از تابلوهایش.jpg|بندانگشتی|عالیوندی در کنار یکی از تابلوهایش]]&lt;br /&gt;
از لحاظ تکنیکی، کارهای او در برخی اوقات بسیار سنتی و برخی اوقات بسیار خلاقانه و اصیل می‌باشند. نقاشی‌های اولیه عالیوندی شامل آنهایی که در دهه ۱۳۶۰ بودند معمولاً از رنگ و روغن سنتی روی کانواس می‌باشد که یادآور شیشه‌های رنگی و طرحهای کلیساهای قرون وسطی می‌باشد که کامل انشان دهنده خلاقیت‌های شخصی او می‌باشند. در طی سالهای دهه ۱۳۷۰ عالیوندی کارهای رنگ و روغنی را ادامه داد اما کنواس سنتی کنار گذاشته شد و او کارهای خود را مستقیماً به روی کاغذ منتقل نمود، روشی که توسط کوبیستها در سده ۱۹۰۰ بنیان‌گذاری شده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;نقاشی که در زمستان آمد و در بهار رفت - [https://bahramalivandi.org/index.php/سبک-هنری سبک هنری]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارهای هنری عالیوندی بیشتر روی ادبیات و افسانه‌های ادبیات فارسی و ایرانی و شرقی تکیه داشت. علاوه بر نقاشی، کارهای هنری روی پرده‌های نقش دار و کنوس نیز هنر عالیوندی را از بقیه جدا می‌نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در آثارش هنر شرق را با تکنیک‌های مدرن درهم آمیخته بود، میراث گرانبهای هنری او گنجینه‌ای از بیش از سه هزار اثر متنوع در ابعاد گوناگون (از پانزده در هجده سانتیمتر تا دو متر و نیم در سه متر) می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روحیه تسلیم‌ناپذیری، آزادی‌خواهی، عشق به رزمندگان و شهیدان راه آزادی، در آثار وی، خود را گاه در انعکاس نور امید و گاه در شعله‌های فروزان نشان‌ می‌دهد.&lt;br /&gt;
انزجار از سرکوب دینی و بشردوستی و عدالت‌خواهی در همه جای آثار او به چشم می‌خورد. او یک بار در مورد آثارش گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«زندگی من در خاطرات گذشته نمی‌گذرد. به‌کهنگی عمرم هم اصلاً نمی‌اندیشم. همان‌طور که برای ادامه زندگی به غذا نیاز دارم، نقاشی کردن هم برای من نیاز زندگی ست. آنچه هم که روح مرا جوان و زنده نگه‌می‌دارد همین بازی با رنگ و خط و نقطه و فلس است که دور از واقعیتهای تلخ ملموس، دنیایی از فانتزی را مجسم می‌کند، شخصاً تابع لحظات زودگذر روز هستم. اکتشافات فضایی در ماورای کهکشان و حوادث زمینی طی روز همه برایم اثرگذار است، اگر هم ردپایی از گذشته‌های هنری دور در کارهایم به چشم می‌خورد، نتیجه مطالعات و بازسازی آثار گوناگون هنرهای باستانی ایران مثل مینیاتور، نقش برجسته، سرامیک، نقره‌سازی، منبت‌کاری، میناسازی و غیره است که محفوظات ذهنی مرا تشکیل می‌دهد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بهرام عالیوندی تسلط به تکنیک نقاشی غرب و شناخت عمیق هنر و فرهنگ شرق را در آثارش با هم درآمیخت و موفق به خلق سبکی گردید که در آن به زبان ویژه هنری خود اندیشه‌ها، تخیلات و آرمانهای والای انسانی‌اش را بازگو می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در کارهایش فرهنگ ایران را از مذاهب تا عرفان شعر تا حماسه‌سرایی را تجربه کرد و این زمینه‌ساز بیان و زبان هنری نقاشی او شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/5575/سالگرد-درگذشت-استاد-بهرام-عالیوندی-هنرمند-مقاومت-و-از-پیش-کسوتان-نقاشی-مدرن-ایران سالگرد درگذشت استاد بهرام عالیوندی، هنرمند مقاومت و از پیش‌کسوتان نقاشی مدرن ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او به اسطوره‌شناسی علاقه داشت و این علاقه روی کار او اثر گذاشته بود. اسطوره‌های ایرانی و هندی و به طور عام اسطوره‌های شرقی مایه الهام آثار او بودند. تم اصلی نقاشی او جنگ بین نور و ظلمت و پیروزی نور بر ظلمت است. به همین خاطر منتقدان او را نقاشی نامیده‌اند که از تاریکی‌ها نور و امید می‌آفرید.&amp;lt;ref&amp;gt;شورای ملی مقاومت ایران - [https://iranncr.org/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/454-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%DB%80-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7.html یاد و خاطرۀ استاد بهرام عالیوندی: نگارگر امیدها و پایداریها]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هزارهٌ [[فردوسی]]، نمایشگاهی از نقاشی‌های او در مرکز یونسکو در وین به نمایش گذاشته شد که ۳۳ تابلو آن به اساطیر شاهنامه مربوط می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او دربارهٔ شیوه کار خود می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من در نقاشی هیچ‌گاه از قبل فکر نمی‌کنم که چه چیز می‌خواهم بکشم، بلکه کاملاً تابع احساسم هستم. البته معتقدات و تفکرات من در این آفرینش تأثیر دارند، ولی اگر بخواهم روی چیزی از قبل فکر کنم و طرح بریزم و بعد روی آن کار کنم، این را دیگر اثر هنری نمی‌دانم. در واقع به نظر من، هنر تبلور احساس هنرمند، یعنی تبلور احساس جامعه است. این تقسیم‌بندی هنر برای هنر و هنر برای مردم را هم قبول ندارم. اصلاً موضوع این نیست. هر هنرمندی بار زمان خودش را دارد».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:تابلو اعدام اثر بهرام عالیوندی.jpg|بندانگشتی|تابلو اعدام اثر بهرام عالیوندی]]&lt;br /&gt;
عالیوندی در دوران دبیرستان و از حوالی سال ۱۳۲۲ با [[حزب توده ایران|حزب توده]] و اهداف تبلیغاتی آن آشنا می‌شود و به گفته خودش از آنجا که ظلم خوانین، جنگ‌های قبیله‌ای و آشفتگی روحی پدر و فقر خانواده را پس از تقسیم اراضی به چشم دیده، آرمان عدالت‌خواهی وعدالت‌جویی را در حزب یاد شده می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا عضو سازمان جوانان حزب و سپس به‌عنوان مسئول درجه‌داران هوادار در شیراز گزیده می‌شود. انواع فعالیت‌های حزبی و تظاهرات، ساختن پلاکاردها برای انواع همین تظاهرات، دستگیری در سال ۱۳۲۷، سالهای پرماجرای زندان، خاطرات آشنایی با سران و مسئولان حزب در شیراز و خیانت آنان، از وی فردی باتجربه ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس ازکودتای ۲۸ مرداد با کمک برادر بزرگتر از شیراز به تهران گریخت، درجنوب تهران درخانه ای محقر مخفی گردید و برای کسب ناگزیر روزی ناچیز، به انواع کارهای سخت وپست تن داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی دربارهٔ خیانت حزب توده در جریان کودتا گفته‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«گروهان زرهی با تانک و زره‌پوش بر سرتاسر شیراز مسلط بود و درجه‌داران همه از هواداران عضوگیری شده حزب بودند و مرتب می‌پرسیدند چه کنیم، تانک ها را رو به کی و کدام سمت بگردانیم و شلیک کنیم؟ [[مردم قشقایی|ایل قشقایی]] هم پیغام فرستاده و برای کمک و همکاری اعلام آمادگی کرده بود که عازم شهر شوند اما… شهر قرق اوباش و اراذل شده بود که جولان می‌دادند و ما مبهوت و بلاتکلیف، سرخورده از قطع رابطه مسئولان که نمی‌دانستیم چرا بی هیچ عکس‌العملی دست گذاشته‌اند روی دست و هیچ دستوری نمی‌دهند و بی‌خبر از این‌که آقایان واداده و به فرمان ارباب شمالی بدون کمترین مقاومتی به همه پشت کرده و شهر را در دست اوباش و اراذل رها کرده‌اند تا کودتاچیان بعداً و به‌تدریج همه آنهایی را که نگفتند (جاودان شهریارا) یک‌جا به مسلخ ببرند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;عالیوندی تا سالهای طولانی به‌علت عدم همکاری با [[ساواک]] هم ممنوع‌الخروج و هم از استخدام رسمی او ممانعت می‌شد. اما چون به‌دنبال کسب شهرت هنری که عالیوندی به‌تدریج و به‌علت آغاز سبک ویژه کارش به آن دست یافته و نام او در زمره نقاشان مدرن ایران بر زبان اهل این هنر افتاده بود، هربار که در نمایشگاه‌های جمعی اثری از او نیز به معرض تماشا گذاشته می‌شد اگر فرح نیز برای افتتاح یا دیدار از این نمایشگاه‌ها شرکت داشت، ساواک از حضور عالیوندی در نمایشگاه و در کنار تابلوهایش ممانعت می‌کرد اما روز بعد روزنامه‌های تهران عکس فرح را در کنار تابلویی از او به چاپ می‌رساندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب ضدسلطنتی]] هم جمهوری اسلامی وجود چنین هنرمند برجسته و آزادیخواهی را در خاک ایران تاب نمی‌آورد. آثار او که پیش از این در سراسر دنیا به‌ نمایش در آمده بودند، در ایران ممنوع شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالیوندی از مهرماه سال ۱۳۶۰ تا پاییز ۱۳۶۳ که از ایران خارج گردید و به اتریش پناهنده شد، در سخت‌ترین شرایط پلیسی و امنیتی آن دوران، خانه و زندگی و همه امکانات مادی و معنوی خود را با ریسک پذیری بسیار در اختیار نیروهای [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] قرار داد و حتی با جابجایی مدارک و اسناد سازمان، خطرات فراوان به جان خرید. طی تهاجم پاسداران به یکی از پایگاه‌های مسئولان و فرماندهان مجاهدین در شمال تهران، ۳ تا ۴ تابلوی نقاشی که عالیوندی برای تزئین و عادی سازی پایگاه به آنان اهدا کرده بود نیز طی مصادره اموال پایگاه، بدست پاسداران افتاد و موضوع مورد سوء ظن و پیگیری قرار گرفت اما او با هوشیاری و ضمن اظهار بی اطلاعی از خریدار تابلو توانست از مهلکه جان به در برد. پس ازخروج عالیوندی از ایران و سپس حمایت علنی او از مقاومت ایران ضمن اهدای تابلوی عظیم شهادت مجاهد خلق فرهاد پاکزاد به [[مسعود رجوی]] مسئول شورای ملی مقاومت ایران، اکثر تابلوهای نقاشی عالیوندی از موزه‌ها، موسسات دولتی و گالری‌ها جمع‌آوری و ممنوع‌النمایش شده و حتی از ذکر نام او نیز در کتابهایی که دربارهٔ پیشکسوتان نقاشی مدرن ایران چاپ گردید، ممانعت به عمل آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نمایش روحیه تسلیم ناپذیری و آزادیخواهی در یکی از تابلوهای عالیوندی.jpg|بندانگشتی|نمایش روحیه تسلیم ناپذیری و آزادیخواهی در یکی از تابلوهای عالیوندی]]&lt;br /&gt;
با این وجود از همان ابتدای اقامت عالیوندی در خارج از کشور و طی سالهای طولانی، بخصوص چندسال اخیر که جمهوری اسلامی پس از بارها تلاش برای جذب او ناامید شده، برای استفاده از نام و شهرت هنری او، بعضی آثار نقاشی وی را درچندین نمایشگاه گروهی به معرض تماشا گذاشته و ضمن نقد هنری تکنیک و سبک کار وی، به چاپ عکس رنگی یکی از تابلوهای بزرگ او در نشریات ویژه خارج از کشور اقدام نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عالیوندی دربارهٔ حجم فعالیت‌ها و ارتباط آثارش با موضوعات سیاسی گفته‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من در ۲۶–۲۷ سالی که در خارج کشور هستم تابلوهایم از مرز ۳۰هزار گذشته‌است. تابلوهایی به عرض سه متر در دو متر. آنها را تابلوبندی کرده‌ام. شب عید نوروز گذشته تابلوی ۶–۷ مرداد دو سال قبل [[قرارگاه اشرف|اشرف]] را کشیدم. حمله دست نشاندگان رژیم در عراق به اشرف که ۱۱مجاهد را به شهادت رساندند. در آن تابلو ۱۱شهید به کهکشان شهدا وصل می‌شدند. همچنین تابلوی ندا حسنی و ندا آقا سلطان را کشیدم که در ابعاد ۲متر در یک متر بودند. ۶ماه روی آنها کار کرده بودم.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;علاوه بر اینها طرح‌های کوچک بطور مستمر می‌کشم که برای سایت همبستگی ملی می‌فرستم. در جریان شهادت مجاهد خلق [[علی صارمی]] طرحی کشیدم که در آن یک طناب دار برگردن جبار ستمگر می‌افتد وقتی طناب دار را برگردن علی صارمی می‌اندازد. روی این طرح که بر روی سایت گذاشتم هشتصد هزار کلیک شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;گلچین - [http://golchin2.blogspot.al/2011/07/blog-post_3577.html گفتگو با استاد بهرام عالیوندی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;عالیوندی در سال ۱۳۷۳ به [[شورای ملی مقاومت ایران]] پیوست و تا زمان درگذشت در سال ۱۳۹۱ عضو این شورا بود. او در بین سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۹۱ در وین زندگی و کار می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی درباره تعهد در هنر گفته‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تعهد در هنر را باید از این زاویه نگاه کرد، نه به شکل مبتذلی که مثلاً امروز رژیم آخوندی برای هنرمندان نسخه می‌پیچد. این یک نوع سانسور و خودسانسوری است. در واقع به نظر من بحث بر سر هنرمند متعهّد است و نه هنر متعهد؛ هنرمندی که زیر بار رژیمهای دیکتاتوری نمی‌رود. طبعاً مردم انتظار دارند که هنرمندی که سالها حمایت و تشویقش کرده‌اند به رژیمهایی مثل دیکتاتوری تروریستی [[روح‌الله خمینی|خمینی]] «نه» بگوید؛ دوست دارند که به چنین رژیمی مشروعیت ندهد و اگر توانست تلنگری هم به آن بزند. هنرمندی که انگیزه اش را از مردم می‌گیرد و از آنها تغذیه می‌کند، نباید و نمی‌تواند به مردم پشت کند. وقتی فلان هنرمند از ایران می‌آید این‌جا و دوباره برمی گردد به کشوری که زیر حاکمیت آخوندهاست و می‌گوید بله من این‌جا هستم در کنار «ملت» می‌خواهد به این رژیم مشروعیت بدهد. در حالی که صدها و هزاران هنرمند ایرانی شرایط سخت غربت و زندگی در تبعید را به ننگ تسلیم و زندگی در حاکمیت آخوندها ترجیح داده‌اند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;من سال ۱۳۶۳ از کشور خارج شدم و با آن که بیماری قلبی، سخت آزارم می‌داد، اما دلگرمی پیوستن به مقاومت، آن هم در چنین غربت جانکاهی، به من انگیزه و توان می‌داد. طی این سالها کار بسیار سنگین و فشرده یی در زمینهٌ نقاشی داشته‌ام؛ گاه در روز ۱۲ تا ۱۸ساعت کار می‌کنم. اگر چه غربت خیلی سخت و ناگوار است، به خصوص برای کسی که کار هنری می‌کند، اما انگیزه و شوری که از بودن در کنار مقاومت مردم ایران می‌گیرم، برایم بسیار دلنشین و امیدوارکننده است. همین است که مرا زنده نگه می‌دارد و به من نیرو می‌دهد، تا رنج دوری از یار و دیار را تحمّل کنم. طبعاً مجموع این عوامل به طور ناخودآگاه عمیقاً بر آثار من تأثیر می‌گذارد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در کنار مقاومت بودن، با جریان روز به پیش تاختن، پشت به بنیادگرایی کردن و نه به جنایتکاران دینفروش گفتن که اقسام دامها را پیش پایمان پهن می کنند و به خصوص وجود رزم آوران دلیر ارتش شرف و آزادی و حمایت از آنها به من روح و زندگی می بخشد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;دو فرزند وی «بهنام» و «شهرام» سالهاست عضو سازمان مجاهدین خلق ایران هستند و علیه جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;بگو نه - [https://begoonah.wordpress.com/2013/05/23/به-یاد-استاد-و-هنرمند-گرانقدر-و-متعهد-،/#more-7280 به یاد استاد و هنرمند گرانقدر و متعهد ، عضو شورای ملی مقاومت ایران،استاد بهرام عالیوندی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همسر وی «ناهید همت‌آبادی» نیز از هنرمندانی است که عضو شورای ملی مقاومت هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== درگذشت ==&lt;br /&gt;
وی در اتریش درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:تشییع جنازه بهرام عالیوندی در وین.jpg|جایگزین=تشییع جنازه عالیوندی در وین|بندانگشتی|تشییع جنازه عالیوندی در وین]]&lt;br /&gt;
[[مریم رجوی]] در پیام تسلیت خود گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«برای یاران شورایی و برای همه حامیان مقاومت ایران، حضور پرشور استاد بهرام عالیوندی در اجلاسیه های شورا ، در همه تظاهرات و تحصنها، درگرما و سرما و در سخت ترین مقاطع کارزار جهانی برای افشاء و محکومیت دیکتاتوری آخوندی و برای حفاظت از مجاهدان اشرفی، پیوسته انگیزاننده و آموزنده بود و خاطره درخشانش هرگز فراموش نخواهد شد.»&amp;lt;ref&amp;gt;هنر مقاومت - [https://honaremoghavemat.wordpress.com/2012/05/23/پیام-تسلیت-خانم-مریم-رجوی-به-مناسبت-درگ/ پیام تسلیت خانم مریم رجوی به مناسبت درگذشت استاد بهرام عالیوندی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بهرام عالیوندی علیرغم مشکلات جسمی در اغلب تظاهرات‌ها و تحصن‌های مقاومت ایران شرکت داشت و راز این توانمندی و سرشاری را اینگونه توضیح می‌دهد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«همه فرزندانم در شهر اشرف اسطوره‌های زنده هستند نه‌خیالی! و ساخته و پرداخته ذهنیاتی که به دروغ برای تقویت روحیه ملی و هیجانات وطنپرستانه کاذب و بیداری در مقابل دشمن ساخته باشند. همه این فرزندان اعتماد و قوت دیگری به زندگی و احساس جوان بودن در من در آغاز هفتاد و هشت‌سالگی‌ام داده‌اند که حالا هم روزانه می‌توانم بین ۱۰ تا ۱۲ساعت و گاهی حتی ۱۵ساعت مشغول بازی با خط و رنگ و نقطه و فلس باشم که حتی در ایام بستری در بیمارستان هم مثل این‌که داروی نجات‌بخشی برایم باشد باز نقاشی می‌کنم. در کنار مقاومت بودن، با جریان روز به‌پیش‌تاختن، پشت به‌ [[بنیادگرایی اسلامی|بنیادگرایی‌]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;کردن و نه به جنایتکاران دین‌فروش گفتن که اقسام دامها را پیش پایمان پهن می‌کنند و به‌خصوص وجود رزم‌آوران دلیر ارتش شرف و آزادی و حمایت از آنها به من روح و زندگی می‌بخشد و ایده‌آل من می‌باشد و گرچه روزگار با بودن رژیم و دشمنان و نبش قبرکنندگان در کمین، سخت و پر مخاطره است اما مبارزه نیز پرهیجان و شیرین است».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مزار وی در گورستان مرکزی وین اتریش است.&amp;lt;ref&amp;gt;وطنم ایران - [http://vatanamiran94.blogspot.com/2015/05/blog-post_798.html][http://vatanamiran94.blogspot.al/2015/05/blog-post_798.html سالگرد استاد بهرام عالیوندی در سومین سالگرد رحلتشان در گورستان مرکزی وین اتریش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نگارخانه ==&lt;br /&gt;
نمونه‌هایی از آثار نقاشی بهرام عالیوندی&amp;lt;gallery mode=&amp;quot;packed&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (14).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (13).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (6).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (5).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (4).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (3).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (2).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (7).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (12).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (11).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (10).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (9).jpg|&lt;br /&gt;
پرونده:نقاشی بهرام عالیوندی (8).jpg|&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:نقاشان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نقاشان معاصر]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعضای شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی شیراز]]&lt;br /&gt;
[[رده:هنرمندان در تبعید]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8/%DB%B1%DB%B5&amp;diff=28966</id>
		<title>ایران‌پدیا:نوشتار پیشنهادی هفته/۲۰۱۸/۱۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%A7:%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8/%DB%B1%DB%B5&amp;diff=28966"/>
		<updated>2018-04-09T15:33:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: صفحه‌ای تازه حاوی « پرونده:عالیوندی در کنار یکی از تابلوهایش.jpg|بندانگشتی|قاب|چپ|بهرام عالیوند...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:عالیوندی در کنار یکی از تابلوهایش.jpg|بندانگشتی|قاب|چپ|بهرام عالیوندی]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;بهرام عالیوندی&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۵ بهمن ۱۳۰۶ در کازرون - درگذشته ۱ خرداد ۱۳۹۱ در وین) از پیش‌کسوتان نقاشی مدرن در ایران و از پرکارترین هنرمندان ایرانی در تبعید و اعضای شورای ملی مقاومت ایران بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او بعد از مهاجرت از کشور سالها در اتریش به سر برد و چندین نمایشگاه در کشورهای آلمان و اتریش برگزار کرد. وی در ۱۳۰۶ خورشیدی در شهر کازرون در استان فارس به دنیا آمد. خانواده‌اش در دو سالگی به دلیل این‌که مادرش اهل شیراز بود به آنجا نقل مکان کردند. سپس از شیراز به ممسنی رفتند و بهرام تا کلاس ۶ ابتدایی در آنجا درس خواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدربزرگش ازخوانین ممسنی بود، مردی تصویرگر نقاشی‌های ساده ابتدایی اما زیبای کتاب دکامرون اثر معروف بوکاچیو با ترجمه احمد دریابیگی.  حتی گفته‌اند کلمه الله را روی دانه ای برنج نوشته بود.[[بهرام عالیوندی|ادامه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7&amp;diff=28963</id>
		<title>بحث کاربر:دانا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7&amp;diff=28963"/>
		<updated>2018-04-09T15:25:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /* در مورد نحوه ثبت یادداشت */ بخش جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;صفحه بحث دانا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در مورد نحوه ثبت یادداشت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لطفا یادداشتهای خود را در صفحه بحث کاربری که میخواهید با او بحث کنید بنویسید نه در صفحه بحث مقالات و یا صفحات دیگر&lt;br /&gt;
یادداشت قبلی شما در صفحه بحث 1000 نوشتاری حیاتی ایجاد شده بود که پاک کردم اما اگر با من کاری داشتید در قسمت بحث صفحه من که در همین امضا محل آن مشخص است بنویسید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۲۵ (CEST) با تشکر&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7&amp;diff=28962</id>
		<title>بحث کاربر:دانا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7&amp;diff=28962"/>
		<updated>2018-04-09T15:22:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: صفحه‌ای تازه حاوی «صفحه بحث دانا» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;صفحه بحث دانا&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28961</id>
		<title>بحث کاربر:ترمان594</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AD%D8%AB_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86594&amp;diff=28961"/>
		<updated>2018-04-09T15:21:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: /* در مورد عکس ولی الله فیض مهدوی */ بخش جدید&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;سلام ترمان594 پیامت را دریافت کردم اگر سوال و ابهامی داشتی در صفحه بحث من بنویس--[[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۲۷ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۱۱ (CEST)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== در مورد عکس ولی الله فیض مهدوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عکسی که از ولی الله فیض مهدوی استفاده کره اید. مناسب نیست و یک پوستر است که خاصیت دانشنامه ای ندارد لطفا آن را عوض کنید و در صفحات فقط از عکسهای واقعی و دستکاری نشده و بدون عناصر اضافی استفاده کنید [[کاربر:Qubad|Qubad]] ([[بحث کاربر:Qubad|بحث]]) ‏۹ آوریل ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۲۱ (CEST)&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28795</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28795"/>
		<updated>2018-04-06T07:44:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی &lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان 3.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان، در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرد  و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگ‌سازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده دوباره به ترکیه مهاجرت کرد، فعالیت‌های خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی‌سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه‌بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتال‌های آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرت‌هایی نیز در سایر کشورها برگزار  و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام کرد و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی، برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری [[واحه خوجایان]] هنرآموز ویولن، در [[دانشگاه تهران]]، [[باشگاه ارامنه]] و [[رادیو تلویزیون ملی ایران|تلویزیون ملی]] آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته به‌علت شرایط امکانات فنی آن‌زمان نه با ضبط قبلی و سپس پخش، بلکه بطور زنده اجرا و هم‌زمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر [[هنرستان عالی موسیقی]] ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح  [[تالار رودکی]] (که درحال حاضر تالار وحدت نامیده می‌شود) در سال ۱۳۴۶  اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیت‌های اپرای تهران، رل‌های اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: «کارمن» و «جمیله» اثر «ژرژ بیزه»، «شوالیه روستایی» اثر «پی یترو ماسکانی»، «زن‌ها همه این‌طورند» اثر «ولفگانگ آمادئوس موتسارت»، «خوانندگان دوره‌گرد» اثر «جوزپّه وردی»، «آرایشگر شهر سویل» اثر «جواکینو روسینی» نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:گروه کر ملی تهران اولین باغچه‌بان تالار رودکی.jpg|بندانگشتی|گروه کر ملی تهران  تالار رودکی]]اِولین باغچه‌بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقش‌های گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرت‌ها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه‌بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و [[فرح دیبا|فرح]] در کاخ گلستان. اما پیشامد اختلاف بین عده‌ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه‌بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک [[سازمان ملل متحد]] یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ «رنگین کمون» اثر [[ثمین باغچه‌بان]] و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و [[منصوره قصری]] سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
با روی کار آمدن آخوندها و تعطیلی اغلب فعالیت‌های موسیقی و ممنوعیت آواز زنان خانواده باغچه‌بان در  سال ۱۳۶۳ مجبور به ترک ایران شدند و در ترکیه ـ استانبول اقامت کردند. اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه  هنرهای زیبای«معمار سینان» Mimar Sinan Güzel Sanatlar Üniversitesi استانبول بازنشسته شد، در این دانشگاه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«بعد از انقلاب، سختی زیادی کشیدیم. ادامۀ فعالیت هنری در ایران برای ما امکان‌پذیر نبود. تنها امیدمان این بود که من ترک بودم و می‌توانستیم به ترکیه بازگردیم، اما تهیۀ شناسنامه ترکی برای بچه‌ها کار دشواری بود. ثمین هم یک سال اجازۀ خروج نداشت. تا اینکه بالاخره در استامبول سر و سامان گرفتیم. سال ۲۰۰۰ به ایران بازگشتم. دلم می‌خواست ایران را- آن مادر خوشگل، زیبا و مهربانی را که ترک کرده بودم- دوباره ببینم. اما چه قدر همه چیز عوض شده بود...»&amp;lt;ref&amp;gt;جدید آنلاین - [http://www.jadidonline.com/story/31102010/frnk/evlin_bahceban اِولین ترک پارسی گوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:اولین باغچه‌بان 4.jpg|بندانگشتی|اِولین باغچه‌بان]]&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان طی سال‌ها اقامت در ترکیه، کتاب‌ها و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نوشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه «معمار سینان» واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتاب‌ها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان در ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه‌بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_4.jpg&amp;diff=28794</id>
		<title>پرونده:اولین باغچه‌بان 4.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_4.jpg&amp;diff=28794"/>
		<updated>2018-04-06T07:42:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28793</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28793"/>
		<updated>2018-04-06T07:42:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی &lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان 3.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان، در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرد  و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگ‌سازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده دوباره به ترکیه مهاجرت کرد، فعالیت‌های خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی‌سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه‌بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتال‌های آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرت‌هایی نیز در سایر کشورها برگزار  و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام کرد و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی، برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری [[واحه خوجایان]] هنرآموز ویولن، در [[دانشگاه تهران]]، [[باشگاه ارامنه]] و [[رادیو تلویزیون ملی ایران|تلویزیون ملی]] آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته به‌علت شرایط امکانات فنی آن‌زمان نه با ضبط قبلی و سپس پخش، بلکه بطور زنده اجرا و هم‌زمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر [[هنرستان عالی موسیقی]] ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح  [[تالار رودکی]] (که درحال حاضر تالار وحدت نامیده می‌شود) در سال ۱۳۴۶  اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیت‌های اپرای تهران، رل‌های اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: «کارمن» و «جمیله» اثر «ژرژ بیزه»، «شوالیه روستایی» اثر «پی یترو ماسکانی»، «زن‌ها همه این‌طورند» اثر «ولفگانگ آمادئوس موتسارت»، «خوانندگان دوره‌گرد» اثر «جوزپّه وردی»، «آرایشگر شهر سویل» اثر «جواکینو روسینی» نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:گروه کر ملی تهران اولین باغچه‌بان تالار رودکی.jpg|بندانگشتی|گروه کر ملی تهران  تالار رودکی]]اِولین باغچه‌بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقش‌های گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرت‌ها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه‌بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و [[فرح دیبا|فرح]] در کاخ گلستان. اما پیشامد اختلاف بین عده‌ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه‌بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک [[سازمان ملل متحد]] یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ «رنگین کمون» اثر [[ثمین باغچه‌بان]] و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و [[منصوره قصری]] سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
با روی کار آمدن آخوندها و تعطیلی اغلب فعالیت‌های موسیقی و ممنوعیت آواز زنان خانواده باغچه‌بان در  سال ۱۳۶۳ مجبور به ترک ایران شدند و در ترکیه ـ استانبول اقامت کردند. اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه  هنرهای زیبای«معمار سینان» Mimar Sinan Güzel Sanatlar Üniversitesi استانبول بازنشسته شد، در این دانشگاه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: [[پرونده:اولین باغچه‌بان 2.jpg|بندانگشتی|اِولین باغچه‌بان]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بعد از انقلاب، سختی زیادی کشیدیم. ادامۀ فعالیت هنری در ایران برای ما امکان‌پذیر نبود. تنها امیدمان این بود که من ترک بودم و می‌توانستیم به ترکیه بازگردیم، اما تهیۀ شناسنامه ترکی برای بچه‌ها کار دشواری بود. ثمین هم یک سال اجازۀ خروج نداشت. تا اینکه بالاخره در استامبول سر و سامان گرفتیم. سال ۲۰۰۰ به ایران بازگشتم. دلم می‌خواست ایران را- آن مادر خوشگل، زیبا و مهربانی را که ترک کرده بودم- دوباره ببینم. اما چه قدر همه چیز عوض شده بود...»&amp;lt;ref&amp;gt;جدید آنلاین - [http://www.jadidonline.com/story/31102010/frnk/evlin_bahceban اِولین ترک پارسی گوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه‌بان طی سال‌ها اقامت در ترکیه، کتاب‌ها و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نوشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه «معمار سینان» واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتاب‌ها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان در ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه‌بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_3.jpg&amp;diff=28792</id>
		<title>پرونده:اولین باغچه‌بان 3.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_3.jpg&amp;diff=28792"/>
		<updated>2018-04-06T07:41:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28714</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28714"/>
		<updated>2018-04-04T19:36:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی &lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان، در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرد  و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگ‌سازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده دوباره به ترکیه مهاجرت کرد، فعالیت‌های خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی‌سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه‌بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتال‌های آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرت‌هایی نیز در سایر کشورها برگزار  و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام کرد و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی، برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری [[واحه خوجایان]] هنرآموز ویولن، در [[دانشگاه تهران]]، [[باشگاه ارامنه]] و [[رادیو تلویزیون ملی ایران|تلویزیون ملی]] آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته به‌علت شرایط امکانات فنی آن‌زمان نه با ضبط قبلی و سپس پخش، بلکه بطور زنده اجرا و هم‌زمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر [[هنرستان عالی موسیقی]] ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح  [[تالار رودکی]] (که درحال حاضر تالار وحدت نامیده می‌شود) در سال ۱۳۴۶  اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیت‌های اپرای تهران، رل‌های اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: «کارمن» و «جمیله» اثر «ژرژ بیزه»، «شوالیه روستایی» اثر «پی یترو ماسکانی»، «زن‌ها همه این‌طورند» اثر «ولفگانگ آمادئوس موتسارت»، «خوانندگان دوره‌گرد» اثر «جوزپّه وردی»، «آرایشگر شهر سویل» اثر «جواکینو روسینی» نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:گروه کر ملی تهران اولین باغچه‌بان تالار رودکی.jpg|بندانگشتی|گروه کر ملی تهران  تالار رودکی]]اِولین باغچه‌بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقش‌های گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرت‌ها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه‌بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و [[فرح دیبا|فرح]] در کاخ گلستان. اما پیشامد اختلاف بین عده‌ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه‌بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک [[سازمان ملل متحد]] یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ «رنگین کمون» اثر [[ثمین باغچه‌بان]] و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و [[منصوره قصری]] سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
با روی کار آمدن آخوندها و تعطیلی اغلب فعالیت‌های موسیقی و ممنوعیت آواز زنان خانواده باغچه‌بان در  سال ۱۳۶۳ مجبور به ترک ایران شدند و در ترکیه ـ استانبول اقامت کردند. اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه  هنرهای زیبای«معمار سینان» Mimar Sinan Güzel Sanatlar Üniversitesi استانبول بازنشسته شد، در این دانشگاه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: [[پرونده:اولین باغچه‌بان 2.jpg|بندانگشتی|اِولین باغچه‌بان]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بعد از انقلاب، سختی زیادی کشیدیم. ادامۀ فعالیت هنری در ایران برای ما امکان‌پذیر نبود. تنها امیدمان این بود که من ترک بودم و می‌توانستیم به ترکیه بازگردیم، اما تهیۀ شناسنامه ترکی برای بچه‌ها کار دشواری بود. ثمین هم یک سال اجازۀ خروج نداشت. تا اینکه بالاخره در استامبول سر و سامان گرفتیم. سال ۲۰۰۰ به ایران بازگشتم. دلم می‌خواست ایران را- آن مادر خوشگل، زیبا و مهربانی را که ترک کرده بودم- دوباره ببینم. اما چه قدر همه چیز عوض شده بود...»&amp;lt;ref&amp;gt;جدید آنلاین - [http://www.jadidonline.com/story/31102010/frnk/evlin_bahceban اِولین ترک پارسی گوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه‌بان طی سال‌ها اقامت در ترکیه، کتاب‌ها و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نوشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه «معمار سینان» واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتاب‌ها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان در ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه‌بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28711</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28711"/>
		<updated>2018-04-04T19:12:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی &lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان، در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرد  و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگ‌سازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده دوباره به ترکیه مهاجرت کرد، فعالیت‌های خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی‌سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه‌بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتال‌های آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرت‌هایی نیز در سایر کشورها برگزار  و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام کرد و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی، برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری [[واحه خوجایان]] هنرآموز ویولن، در [[دانشگاه تهران]]، [[باشگاه ارامنه]] و [[رادیو تلویزیون ملی ایران|تلویزیون ملی]] آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته به‌علت شرایط امکانات فنی آن‌زمان نه با ضبط قبلی و سپس پخش، بلکه بطور زنده اجرا و هم‌زمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر [[هنرستان عالی موسیقی]] ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح  [[تالار رودکی]] (که درحال حاضر تالار وحدت نامیده می‌شود) در سال ۱۳۴۶  اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیت‌های اپرای تهران، رل‌های اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: «کارمن» و «جمیله» اثر «ژرژ بیزه»، «شوالیه روستایی» اثر «پی یترو ماسکانی»، «زن‌ها همه این‌طورند» اثر «ولفگانگ آمادئوس موتسارت»، «خوانندگان دوره‌گرد» اثر «جوزپّه وردی»، «آرایشگر شهر سویل» اثر «جواکینو روسینی» نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:گروه کر ملی تهران اولین باغچه‌بان تالار رودکی.jpg|بندانگشتی|گروه کر ملی تهران  تالار رودکی]]اِولین باغچه‌بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقش‌های گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرت‌ها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه‌بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و [[فرح دیبا|فرح]] در کاخ گلستان. اما پیشامد اختلاف بین عده‌ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه‌بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک [[سازمان ملل متحد]] یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ «رنگین کمون» اثر [[ثمین باغچه‌بان]] و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و [[منصوره قصری]] سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه‌بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه  هنرهای زیبای«معمار سینان» Mimar Sinan Güzel Sanatlar Üniversitesi استانبول بازنشسته شد، در این دانشگاه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: [[پرونده:اولین باغچه‌بان 2.jpg|بندانگشتی|اِولین باغچه‌بان]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه‌بان طی سال‌ها اقامت در ترکیه، کتاب‌ها و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نوشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه «معمار سینان» واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتاب‌ها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان در ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه‌بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28672</id>
		<title>ئولین باغچه بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28672"/>
		<updated>2018-04-04T11:41:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: تغییرمسیر به اولین باغچه‌بان&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;#تغییرمسیر [[اولین باغچه‌بان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28671</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28671"/>
		<updated>2018-04-04T11:37:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی &lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح [[تالار رودکی]] ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:گروه کر ملی تهران اولین باغچه‌بان تالار رودکی.jpg|بندانگشتی|گروه کر ملی تهران  تالار رودکی]]اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک سازمان ملل متحد یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه‌بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: [[پرونده:اولین باغچه‌بان 2.jpg|بندانگشتی|اِولین باغچه‌بان]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28670</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28670"/>
		<updated>2018-04-04T11:36:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی &lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح [[تالار رودکی]] ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک سازمان ملل متحد یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:گروه کر ملی تهران اولین باغچه‌بان تالار رودکی.jpg|بندانگشتی|گروه کر ملی تهران  تالار رودکی]]&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه‌بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:اولین باغچه‌بان 2.jpg|بندانگشتی|اِولین باغچه‌بان]]&lt;br /&gt;
اِولین باغچه‌بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_2.jpg&amp;diff=28669</id>
		<title>پرونده:اولین باغچه‌بان 2.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_2.jpg&amp;diff=28669"/>
		<updated>2018-04-04T11:36:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87_%DA%A9%D8%B1_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C.jpg&amp;diff=28668</id>
		<title>پرونده:گروه کر ملی تهران اولین باغچه‌بان تالار رودکی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87_%DA%A9%D8%B1_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C.jpg&amp;diff=28668"/>
		<updated>2018-04-04T11:34:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28667</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28667"/>
		<updated>2018-04-04T11:34:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی &lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح [[تالار رودکی]] ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک سازمان ملل متحد یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه‌بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه‌بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28666</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28666"/>
		<updated>2018-04-04T11:28:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{&lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =بله&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
|همسر             =ثمین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح [[تالار رودکی]] ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک سازمان ملل متحد یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه‌بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه‌بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28665</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28665"/>
		<updated>2018-04-04T11:18:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی&lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =&lt;br /&gt;
| پس‌زمینه         =&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح [[تالار رودکی]] ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک سازمان ملل متحد یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه‌بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه‌بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان زن اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:خوانندگان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28664</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28664"/>
		<updated>2018-04-04T11:16:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی&lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =&lt;br /&gt;
| پس‌زمینه         =&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =متزوسوپرانو&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =موسیقی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح [[تالار رودکی]] ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک سازمان ملل متحد یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه‌بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه‌بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28662</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28662"/>
		<updated>2018-04-04T11:12:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی&lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =&lt;br /&gt;
| پس‌زمینه         =&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با [[ثمین باغچه‌بان]] که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد [[فاخره صبا]] جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه‌بان و [[حسین ناصحی]]، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی [[سودابه صفائیه]] و [[ناهید همت‌آبادی]] نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و [[منیر وکیلی]] از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح [[تالار رودکی]] ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری [[محمدرضا پهلوی|شاه]] و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک سازمان ملل متحد یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران|انقلاب سال ۵۷]] و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه‌بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه‌بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28661</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28661"/>
		<updated>2018-04-04T11:08:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی&lt;br /&gt;
| نام             = اِولین باغچه‌بان&lt;br /&gt;
| تصویر           =اولین باغچه‌بان.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =۲۰۰px&lt;br /&gt;
| دورنما          =&lt;br /&gt;
| پس‌زمینه         =&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۳۰۷ مرسین - ترکیه&lt;br /&gt;
| مرگ             = نهم آبان ۱۳۸۹ استانبول ترکیه&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            = ترکیه‌ای&lt;br /&gt;
| ساز             =پیانو&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =&lt;br /&gt;
| سبک             = اپرا&lt;br /&gt;
| حرفه            =خواننده اپرا&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =[[ثمین باغچه‌بان]] - [[منیر وکیلی]] - حشمت سنجری - [[فاخره صبا]] - [[منصوره قصری]] - [[ناهید همت‌آبادی]]&lt;br /&gt;
| تحصیلات          = کنسرواتوار دولتی آنکارا&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[حسین سرشار]]- [[پری زنگنه]] -&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =کر ملی تهران - اپرای ایران&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     = رنگین کمون&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           = [https://www.facebook.com/Evelyn-Baghcheban-177783518959807/ فیس بوک اِولین باغچه‌بان]&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با ثمین باغچه بان که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد فاخره صبا جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/ديدگاه-ها/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه بان و حسین ناصحی، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید. قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی سودابه صفائیه و ناهید همت‌آبادی نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و منیر وکیلی از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح تالار رودکی ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری شاه و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه وله - [http://www.dw.com/fa-ir/اولین-باغچهبان-یکی-از-پایه-گذاران-اپرا-در-ایران/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک سازمان ملل متحد یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع انقلاب سال ۵۷ و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان: رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=28660</id>
		<title>پرونده:اولین باغچه‌بان.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=28660"/>
		<updated>2018-04-04T11:05:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28659</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28659"/>
		<updated>2018-04-04T10:41:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹ ) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در یک خانواده آشوری از مادری فرانسوی در  مرسین ترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با ثمین باغچه بان که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی‌بی‌سی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2010/11/101108_l41_music_evlin_baghcheban_obituariy عشقهای اِولین باغچه‌بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد فاخره صبا جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/%D8%AF%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7/14095-2010-11-11-16-10-34 ناهید همت‌آبادی، خاطراتی از پس غبار]&amp;lt;/ref&amp;gt; اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه بان و حسین ناصحی، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب  [https://www.youtube.com/watch?v=2TrS8fFvU4U Verdi: Il tovatore - Evlin Baghcheban (mezzo-soprano) - Tehran Opera Orchestra (ca. 1968)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید. قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی سودابه صفائیه و ناهید همت‌آبادی نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و منیر وکیلی از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://pejmanakbarzadeh.nl/content/2013/08/Persian-Choral-Music-an-Introduction Persian Choral Music : an Introduction]&amp;lt;/ref&amp;gt; هنگام افتتاح تالار رودکی ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری شاه و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;دوویچه‌ وله - [http://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/a-5092135 اولین باغچه‌بان: یکی از پایه گذاران اپرا در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اولین باغچه‌بان پس از تأسیس مدرسه موسیقی کودکان بر آن بود تا با کمک سازمان ملل متحد یک دهکده موسیقی ایجاد کند که با وقوع انقلاب سال ۵۷ و بازگشت او به ترکیه طرحش ناتمام ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;یوتوب - [https://www.youtube.com/watch?v=EvwqqqMfcwg Samin Baghcheban: Rangin Kamun / Rainbow | ثمین باغچه بان : رنگین کمون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان - [https://koodaki.org/en/node/778 اولین باغچه بان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;ref&amp;gt;توانا - [https://tavaana.org/fa/Evelyn_Baghtcheban اِولین باغچه‌بان، بنیان‌گذار اپرای ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28649</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28649"/>
		<updated>2018-04-04T09:08:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(زاده ۱۳۰۷ - درگذشته ۹ آبان ۱۳۸۹ ) خواننده اپرا، نوازنده پیانو و موسیقی‌دان در  مرسین درترکیه متولد شد. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با ثمین باغچه بان که او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد فاخره صبا جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند. اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه بان و حسین ناصحی، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به-رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید. قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی سودابه صفائیه و ناهید همت‌آبادی نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و منیر وکیلی از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند. هنگام افتتاح تالار رودکی ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری شاه و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به-ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28648</id>
		<title>اولین باغچه‌بان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=28648"/>
		<updated>2018-04-04T09:05:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Qubad: ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;اِولین باغچه بان&#039;&#039;&#039; Evlin Baghtcheban(1389 ـ ۱۳۰۷) زادهٔ مرسین درترکیه است. وی تحصیلات هنری خود را در سن سیزده چهارده سالگی و در رشتهٔ پیانو و آواز اپرا در کنسرواتوار موسیقی آنکارا آغاز کرده و با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال ۱۳۲۹ پس از ازدواج با ثمین باغچه بان که&lt;br /&gt;
او نیز در رشته آهنگسازی در همین کنسرواتوار تحصیل کرده بود، به ایران رفت و تا سال ۱۳۷۳ که خانواده مجدد به ترکیه مهاجرت نمود، فعالیتهای خود را در زمینه خوانندگی، تعلیم آواز، رهبری کُر، مدیریت و سرپرستی موسیقی و کُر کودکان بی سرپرست در تهران ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان و زنده یاد فاخره صبا جزو اولین خوانندگان اپرا در ایران بودند که آموزش این رشتهٔ هنری را در هنرستان عالی موسیقی نیز برعهده داشتند. اِولین باغچه بان علاوه برتدریس، با انجام رسیتالهای آواز از آهنگسازان معروف جهان و آثار آهنگسازان ایرانی مانند ثمین باغچه بان و حسین ناصحی، علاوه بر معرفی آثار این هنرمندان به شنوندگان ایرانی، کنسرتهایی نیز در سایر کشورها برگزار نموده و شنوندگان اروپایی را با آثار آوازی نامبردگان آشنا نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان هم‌زمان با تدریس آواز در هنرستان عالی موسیقی، به تشکیل گروه کُر از هنرجویان آواز و هنرجویان سایر رشته‌های موسیقی هنرستان اقدام نموده و خود نیز رهبری این گروه را بر عهده داشت. این گروه آواز جمعی برنامه‌هایی را نیز به همراه ارکستر زهی هنرستان عالی موسیقی به-رهبری واحه خوجایان هنرآموز ویولن، در دانشگاه تهران، باشگاه ارامنه و تلویزیون ملی آن زمان (تلویزیون ثابت پاسال) به اجرا گذاشت که البته بعلت شرایط فنی موجود نه با ضبط قبلی و سپس پخش بلکه بطور زنده اجرا و همزمان مستقیماً از تلویزیون پخش می‌گردید. قطعه «استابات ماتر» «مرثیه در سوگ عیسی مسیح» اثر معروف «پرگولزی» با تک خوانی سودابه صفائیه و ناهید همت‌آبادی نیز از جمله کار مشترک گروه کُر و ارکستر هنرستان عالی موسیقی ست که آن زمان در باشگاه ارامنه و تلویزیون اجرا گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیتهای هنری ==&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان همراه با فاخره صبا و منیر وکیلی از پایه گزاران اپرای تهران می‌باشند. هنگام افتتاح تالار رودکی ـ اپرای تهران (فعلاً بنام تالار وحدت) به-سال ۱۳۴۶ اِولین باغچه بان اجرای نقشی را در اپرای آتوسا اثر توماس کریستین داوید آهنگساز اتریشی به عهده داشت و پس از آن نیز با ادامه و گسترش فعالیتهای اپرای تهران، رلهای اول متعددی را در اپراهای مختلف اجرا و بازی نمود که از آن جمله می‌توان از اپرای: کارمن و جمیله اثر ژرژ بیزه، شوالیه روستایی اثر پی یترو ماسکانی، زنها همه اینطورند اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت، خوانندگان دوره‌گرد اثر جوزپّه وردی، آرایشگر شهر سویل اثر جواکینو روسینی نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اِولین باغچه بان با صدای زیبای متزوسوپرانو، احساس هنری و موزیکالیته عالی حاصل از تحصیلات موسیقی، توانایی تکنیکی و هنری خود را در اجرای نقشهای گوناگون به نمایش گذاشته و با تحسین بسیار از سوی بینندگان و شنوندگان، مورد استقبال قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با افتتاح تالار رودکی، کُر هنرستان عالی موسیقی نیز بطور رسمی در اپرا ادغام شده و بنام کُر ملی تهران در برنامه‌های گوناگون اپرا و اجرای کنسرتها شرکت داشت که رهبری بعضی از آنها را همچنان اِولین باغچه بان بر عهده داشت از جمله در مراسم تاجگذاری شاه و فرح در کاخ گلستان. اما پیشآمد اختلاف بین عده ای از هنرمندان تالار رودکی از جمله اِولین باغچه بان و مدیر وقت اپرا، او را به-ترک تالار و عدم شرکت در برنامه‌های بعدی اپرا واداشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با رضایی نساختیم. از دفتر فرح پهلوی سراغ من آمدند که گروه کنسرتی از بچه‌های یتیم درست کنیم. من هم به چند شهرستان رفتم و از میان شش هزار نفر، دویست نفر آوردم و پس از یک سال اولین کنسرت را دادیم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;کُر کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۷ در اجرای قطعهٔ رنگین کمون اثر ثمین باغچه بان و به همراهی ارکستر سنفونی وین که اِولین باغچه بان و منصوره قصری سولیست آن هستند نیز همکاری کرده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازگشت به ترکیه ==&lt;br /&gt;
خانواده باغچه بان از سال ۱۳۶۳ در ترکیه ـ استانبول اقامت گزید و اِولین نیز تا سال ۱۳۷۳ که از دانشگاه معمار سنان استانبول بازنشسته گردید، در این مؤسسه به تعلیم پیانو پرداخت. خودش می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم اما میوه‌هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشست. برای همین هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خود می‌دانم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان طی اقامت سالیان در ترکیه، کتب و مقالاتی چند دربارهٔ تکنیک و متد نوازندگی پیانو و آواز از فرانسه به ترکی ترجمه، کتابهایی برای کودکان تهیه و کتابی نیز دربارهٔ هنرمندان ایرانی به فرانسه نگاشته که حق استفاده از تمام حقوق آنها را به دانشگاه معمار سنان واگذار کرده‌است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«تمام حقوق این کتابها را به دانشگاه معمار سنان هدیه کردم به عنوان سپاس از خدماتی که ملت و دولت ترکیه به من داده بود چون که من تحصیلاتم را که به پایان رساندم به ترکیه هیچ خدمتی انجام نداده، آمدم ایران، تمام خدماتم را اینجا انجام دادم و آنجا نتوانستم. بخاطر اینکه وجدانم آسوده باشد همه این آثار را که ترجمه کردم به آن دانشگاه هدیه دادم که یک وظیفه بود» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;اِولین باغچه بان بتاریخ ۹ آبان ۱۳۸۹ در سن ۸۲ سالگی بعلت ایست قلبی در استانبول درگذشت و روز ۱۰ آبان پیکر او در قسمت آسیایی گورستان ایرانیان در کنار مزار ثمین باغچه بان به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Qubad</name></author>
	</entry>
</feed>