<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Mostafa</id>
	<title>ایران پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Mostafa"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Mostafa"/>
	<updated>2026-09-21T07:44:56Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AD%D8%AF_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D9%84%DB%8C&amp;diff=93045</id>
		<title>احد ابراهیم‌پور عبدلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AD%D8%AF_%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D9%84%DB%8C&amp;diff=93045"/>
		<updated>2026-09-18T13:33:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه|نام_شخص=احد ابراهیم‌پور عبدلی|تصویر=احمد ابراهیم پور1.jpg|عرض_تصویر=260px|توضیح_تصویر=شهید قیام سراسری، احد ابراهیم‌پور عبدلی|تاریخ_تولد=|محل_تولد=نورآباد دلفان|تاریخ_مرگ=|ملیت=|محل_مرگ=نورآباد دلفان|مدفن=|علت مرگ=شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به قلب|شناخته‌شده برای=|همسر=|والدین=|تاریخ تولد=حدوداً ۳۵ ساله|تاریخ مرگ=۱۱ دی ۱۴۰۴}}&#039;&#039;&#039;احد ابراهیم‌پور عبدلی&#039;&#039;&#039;، حدوداً ۳۵ ساله و اهل نورآباد دلفان از توابع استان لرستان، در شامگاه پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]، مورد اصابت سه گلوله نیروهای سرکوبگر حکومتی قرار گرفت و جان باخت. نیروهای حکومتی در میدان بعثت شهرستان نورآباد به احد ابراهیم‌پور شلیک کرده بودند که یکی از گلوله‌ها به قلب وی اصابت کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته‌ی شاهدان عینی، احد ابراهیم‌پور عبدلی هنگام تلاش برای نجات یک شهروند معترض زن که نیروهای سرکوبگر او را بازداشت کرده بودند، هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد. نهادهای امنیتی و امام‌جمعه‌ی این شهرستان، خانواده‌ی احد ابراهیم‌پور را تحت فشار قرار دادند تا اعلام کنند که فرزندشان بسیجی بوده و توسط نیروهای منافق تیر خورده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2026/01/article-9 احد ابراهیم‌پور عبدلی در جریان اعتراضات مردمی در نورآباد توسط نیروهای حکومتی کشته شد - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک منبع از شهر نورآباد که خود نیز در جریان اعتراضات با گلوله ساچمه‌ای مجروح شده است، درباره‌ی اعتراضات و تیراندازی نیروهای حکومتی و بازداشت شهروندان گفته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«نیروهای [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] با استفاده از اسلحه ساچمه‌زن و کلاشنیکف به سوی معترضان شلیک کردند که در نتیجه آن بیش از ۳۰ شهروند زخمی شدند. نیروهای امنیتی از روز گذشته با شناسایی معترضان، شبانه به منازل خانواده‌ها یورش برده و ده‌ها نفر را بازداشت کرده‌اند. همچنین تعدادی از شهروندان از ترس بازداشت، ناچار به ترک شهر شده‌اند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://kurdistanhumanrights.org/fa/news-fa/killing-citizens/2026/01/02/p46058 ادامه اعتراضات مردمی در کوهدشت و نورآباد دلفان؛ دو شهروند کشته و ده‌ها نفر مجروح و بازداشت شدند - شبکه حقوق بشر کردستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زمینه اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ ==&lt;br /&gt;
اعتراضات سراسری ایران در سال ۱۴۰۴، ریشه در بحران عمیق اقتصادی، معیشتی و حکمرانی دارد که طی ماه‌های اخیر با سقوط مستمر ارزش پول ملی، جهش نرخ ارز به بیش از ۱۴۰ هزار تومان، افزایش تورم، رکود گسترده بازار و کاهش شدید قدرت خرید شهروندان تشدید شده است. اعتراضات از اعتصاب بازار تهران در روز نخست (۷ دی ۱۴۰۴) آغاز شد و به سرعت به اعتراضات در دیگر اقشار جامعه در شهرهای مختلف گسترش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی روزهای دوم به‌بعد، اعتراضات به شکل تجمعات خیابانی، راهپیمایی‌ها، اعتصاب کسبه و پیوستن دانشجویان در دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف و اصفهان ادامه پیدا کرد. شیوه‌های اعتراض شامل اعتصاب، اعتراض، تظاهرات خیابانی و سردادن شعارهای ضدحکومتی تمرکز دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واکنش نیروهای انتظامی و امنیتی با افزایش حضور نیروها، استفاده از گاز اشک‌آور، تیراندازی (از جمله با سلاح ساچمه‌ای) و بازداشت شهروندان همراه بوده، که منجر به خشونت، کشته‌شدگان و زخمی‌ها در شهرهای مختلف شده است. در جریان این اعترضات شماری از شهروندان کشته و بسیاری نیز مجروح و دستگیر شده‌اند. این اعتراضات بیانگر عمق نارضایتی‌های انباشته در جامعه ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.hra-news.org/2026/hranews/a-e22c7813/ گزارش تفصیلی از روز دهم اعتراضات؛ ۳۶ جان باخته در ۲۸۵ اعتراض - هرانا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم معترض شهرستان نورآباد نیز مانند شهرهای دیگر به اعتراضات سراسری پیوستند و خیابان‌های این شهر صحنه‌ی درگیری بین مردم معترض و نیروهای سرکوبگر حکومتی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3_%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%DB%B1%DB%B9_%D8%A2%D8%B0%D8%B1_%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4_(%DB%B1%DB%B0_%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5)&amp;diff=93041</id>
		<title>اجلاس پارلمان اروپا در ۱۹ آذر ۱۴۰۴ (۱۰ دسامبر ۲۰۲۵)</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3_%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%DB%B1%DB%B9_%D8%A2%D8%B0%D8%B1_%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4_(%DB%B1%DB%B0_%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5)&amp;diff=93041"/>
		<updated>2026-09-18T09:13:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی&lt;br /&gt;
|نام رویداد=اجلاس پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق بشر&lt;br /&gt;
|تصویر=اجلاس پارلمان اروپا ۱۰ دسامبر ۲۰۲۴.jpg&lt;br /&gt;
|عرض تصویر=&lt;br /&gt;
|عناوین دیگر=کنفرانس پارلمان اروپا درباره نقض حقوق بشر در ایران&lt;br /&gt;
|عاملان=اعضای پارلمان اروپا از گروه‌های مختلف سیاسی، خانم [[مریم رجوی]]، نخست‌وزیران سابق بلژیک و ایتالیا، شخصیت‌های سیاسی و مدافعان حقوق بشر&lt;br /&gt;
|مکان=پارلمان اروپا (بروکسل، بلژیک)&lt;br /&gt;
|زمان=۱۹ آذر ۱۴۰۴ – ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵&lt;br /&gt;
|نتیجه=محکومیت موج اعدام‌ها و نقض حقوق بشر در ایران، مطالبه تروریستی شناختن [[سپاه پاسداران]]، ارجاع پرونده جنایات رژیم به شورای امنیت سازمان ملل، حمایت از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی]] به‌عنوان آلترناتیو دموکراتیک و به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اجلاس پارلمان اروپا در ۱۹ آذر ۱۴۰۴ (۱۰ دسامبر ۲۰۲۵)&#039;&#039;&#039;، همزمان با روز جهانی حقوق بشر، در بروکسل برگزار شد و با حضور [[مریم رجوی]]، رئیس‌جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]]، و نمایندگان پارلمان اروپا از احزاب مختلف، نخست‌وزیران سابق مانند گی فرهوفشتاد (بلژیک) و ماتئو رنزی (ایتالیا)، بر محکومیت شدید نقض حقوق بشر در ایران تمرکز داشت. سخنرانان موج بی‌سابقه اعدام‌ها (بیش از ۳۳۰ اعدام تنها در نوامبر ۲۰۲۵ و بیش از ۱۸۰۰ در سال جاری) را نشانه ضعف رژیم خواندند و آن را ابزاری برای سرکوب مقاومت سازمان‌یافته توصیف کردند. [[مریم رجوی]] بر به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی استبداد دینی، ارجاع جنایات رژیم (از جمله قتل‌عام ۱۳۶۷) به شورای امنیت، تروریستی شناختن [[سپاه پاسداران]] و حمایت از [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|طرح ۱۰ ماده‌ای]] خود برای جمهوری دموکراتیک، سکولار، غیراتمی با برابری جنسیتی و لغو اعدام تأکید کرد. حاضران پایان سیاست مماشات، تشکیل دادگاه ویژه بین‌المللی و همکاری با [[شورای ملی مقاومت ایران]] را ضرورت اخلاقی و راهبردی برای صلح جهانی دانستند و سقوط رژیم را اجتناب‌ناپذیر توصیف کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;3&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجلاس پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق بشر - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴، کنفرانسی فراحزبی بود که در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ در پارلمان اروپا برگزار شد. این گردهمایی با حضور [[مریم رجوی]] و جمعی از نمایندگان پارلمان اروپا، شخصیت‌های سیاسی برجسته و مدافعان حقوق بشر، بر بحران حقوق بشر در ایران، به‌ویژه موج اعدام‌ها و سرکوب سیستماتیک، متمرکز بود. سخنرانان بر ضرورت تغییر سیاست اتحادیه اروپا از مماشات به سیاست قاطع، حمایت از آلترناتیو دموکراتیک و پاسخگویی بین‌المللی رژیم تأکید کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;1&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مقدمه و زمینه اجلاس==&lt;br /&gt;
این اجلاس در روز جهانی حقوق بشر و در بحبوحه افزایش بی‌سابقه اعدام‌ها در ایران برگزار شد. رژیم تهران برای مهار خیزش‌های مردمی و مقاومت سازمان‌یافته، اعدام را به سلاحی اصلی تبدیل کرده است. آمارها نشان‌دهنده بیش از ۳۳۰ اعدام در نوامبر ۲۰۲۵، ۶۰ اعدام در هفته اول دسامبر و حدود ۱۸۰۰ اعدام در سال جاری است. دست‌کم ۱۸ زندانی سیاسی وابسته به مقاومت در صف اعدام قرار دارند. این کنفرانس، فریادی برای عدالت و حمایت از مردم ایران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;3&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==سخنرانی مریم رجوی: فراخوان برای به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران==&lt;br /&gt;
[[مریم رجوی]]، به‌عنوان سخنران اصلی اجلاس، با تأکید بر موقعیت استثنایی ایران، گفت: «امروز من به خانه دموکراسی مردم اروپا آمده‌ام تا از منتخبان ملت‌های اروپا و از همه مردم و دولت‌های جهان بخواهم مبارزه مردم ایران برای سرنگونی استبداد دینی را به‌رسمیت بشناسند.» او سه اصل کلیدی هم‌گرایی مردم ایران را برشمرد: سرنگونی رژیم ولایت فقیه با اراده داخلی بدون دخالت خارجی، مرزبندی قاطع با شاه و شیخ، و جدایی دین از دولت. رجوی رژیم را در بن‌بست توصیف کرد و افزود که رژیم تنها دو مسیر دارد: سرنگونی از طریق ستیزه‌جویی خارجی و سرکوب داخلی، یا سرنگونی از راه عقب‌نشینی. او اعدام‌های اخیر، به‌ویژه احکام علیه ۱۸ زندانی سیاسی وابسته به سازمان مجاهدین خلق را توجیه‌تراشی رژیم برای انهدام مقاومت دانست. [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|طرح ۱۰ ماده‌ای]] او را تجسم آرمان‌های دموکراتیک مردم ایران خواند که اعلامیه جهانی حقوق بشر، حاکمیت قانون و قوه قضائیه مستقل را تضمین می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;2&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==محکومیت موج اعدام‌ها و خطر تکرار قتل‌عام ۱۳۶۷==&lt;br /&gt;
سخنرانان اجلاس موج بی‌سابقه اعدام‌ها را به شدت محکوم کردند. بیش از ۱۸۰۰ اعدام در سال ۲۰۲۵، ۳۳۶ اعدام تنها در نوامبر، و کشته شدن ۴۶ نفر در زندان‌های تهران در پنج روز اخیر، نشانه‌های ضعف رژیم و تلاش برای سرکوب مقاومت سازمان‌یافته توصیف شد. پتراس آستراویچیوس احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی را یادآور قتل‌عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ دانست و خواستار ارجاع پرونده جنایات رژیم علیه بشریت به شورای امنیت سازمان ملل شد.&lt;br /&gt;
فرانسیشکو آسیش نیز بر به‌رسمیت شناختن قتل‌عام ۱۳۶۷ به‌عنوان جنایت علیه بشریت تأکید کرد و کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» را نمادی از قدرت در برابر ارعاب رژیم خواند. او هشدار داد که بی‌عملی اروپا در برابر جنایات گذشته نباید تکرار شود و روابط دیپلماتیک باید مشروط به توقف اعدام‌ها و اجازه بازدید کارشناسان سازمان ملل از زندان‌ها گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;3&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==نقش پیشتاز زنان و مقاومت سازمان‌یافته==&lt;br /&gt;
یکی از محورهای برجسته اجلاس، ستایش از نقش زنان در مقاومت ایران بود. لیولوکا اورلاندو سازمان مجاهدین خلق را با ۶۰ سال مبارزه علیه دیکتاتوری شاه و استبداد مذهبی، تجسم مبارزه مردم ایران دانست و رهبری زنان را پاسخی به زن‌ستیزی رژیم توصیف کرد. پکا تووری به گسترش کانون‌های شورشی در میان نسل جوان، به‌ویژه زنان، اشاره کرد که با اقدامات هماهنگ در ده‌ها شهر، نماد شجاعت و سازمان‌یافتگی هستند. داینیوس زالیماس گزارش هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل را یادآور شد که زن‌ستیزی نهادینه رژیم را مستند کرده و اقدامات آن را جنایت علیه بشریت و حتی نسل‌کشی ارزیابی می‌کند. سخنرانان تأکید کردند که مقاومت سازمان‌یافته به رهبری زنان، امید میلیون‌ها ایرانی است و رژیم از این آلترناتیو دموکراتیک هراس دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;2&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==مطالبه تروریستی شناختن سپاه پاسداران و پایان سیاست مماشات==&lt;br /&gt;
یکی از مطالبات محوری اجلاس، قرار دادن [[سپاه پاسداران]] در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه اروپا بود. گی فرهوفشتاد، نخست‌وزیر سابق بلژیک، با تأکید بر اینکه پرونده «ایران آزاد» تنها موضوعی است که همه گروه‌های سیاسی پارلمان اروپا بر سر آن اتفاق‌نظر دارند، گفت: «اتحادیه اروپا باید استراتژی مماشات را پایان دهد، اپوزیسیون دموکراتیک به‌ویژه خانم [[مریم رجوی]] را به‌رسمیت بشناسد و [[سپاه پاسداران]] را به‌عنوان سازمان تروریستی تعیین کند.» سناتور جولیو ترتزی، وزیر خارجه سابق ایتالیا، نیز بر افزایش تحریم‌ها علیه نیروهای سرکوبگر، پلیس، ارتش و دست‌اندرکاران اعدام‌ها تأکید کرد و تعامل جامعه بین‌المللی با [[شورای ملی مقاومت ایران]] را ضروری دانست. سخنرانان، سیاست مماشات گذشته را شکست‌خورده خواندند و آن را عامل تقویت رژیم و صدور تروریسم به اروپا توصیف کردند. ماتئو رنزی، نخست‌وزیر سابق ایتالیا، تلاش‌های دیپلماتیک برای میانه‌رو کردن رژیم را غیرممکن دانست و تغییر در تهران را اولویت اول برای صلح منطقه‌ای خواند.&amp;lt;ref&amp;gt;2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;3&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==حمایت شخصیت‌های برجسته و فراخوان برای اقدام بین‌المللی==&lt;br /&gt;
شخصیت‌های برجسته‌ای مانند گی فرهوفشتاد و ماتئو رنزی، رژیم را در ضعف باورنکردنی توصیف کردند و سقوط آن را نزدیک دانستند. ریشارد چارنسکی، نایب‌رئیس سابق پارلمان اروپا، گسترش کانون‌های شورشی را نشانه تسلیم‌ناپذیری مردم ایران خواند و همبستگی با ساکنان اشرف۳ را اعلام کرد. آندری گوواچف و داینیوس زالیماس بر ارجاع پرونده جنایات رژیم به شورای امنیت سازمان ملل، ایجاد سازوکار پاسخگویی و بررسی تحت اصل صلاحیت قضایی جهانی تأکید کردند. پکا تووری، راه‌حل سوم [[مریم رجوی]] (تغییر دموکراتیک توسط مردم و مقاومت، بدون مماشات یا جنگ) را تنها سیاست معتبر دانست و آینده ایران را جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از دولت ترسیم کرد.&lt;br /&gt;
لیولوکا اورلاندو و پائولو کازاکا نیز مقاومت سازمان‌یافته به رهبری زنان را امید میلیون‌ها ایرانی خواندند و خواستار تحریم همه عاملان جنایات شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;3&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==جمع‌بندی==&lt;br /&gt;
اجلاس پارلمان اروپا در روز جهانی حقوق بشر ۱۴۰۴، نقطه عطفی در حمایت بین‌المللی از مبارزه مردم ایران بود. با محکومیت شدید موج اعدام‌ها، مطالبه تروریستی شناختن [[سپاه پاسداران]]، ارجاع جنایات رژیم به شورای امنیت و تأیید [[طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فردا|طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی]] به‌عنوان آلترناتیو دموکراتیک، این گردهمایی پیام روشنی به اتحادیه اروپا داد: پایان مماشات و حمایت عملی از مردم و مقاومت ایران نه تنها وظیفه اخلاقی، بلکه ضرورتی راهبردی برای صلح جهانی است. سخنرانان سقوط رژیم را اجتناب‌ناپذیر دانستند و تأکید کردند که آینده ایران، جمهوری آزاد، دموکراتیک و سکولار خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;3&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:گردهمایی‌ها و کنفرانس‌های مقاومت ایران]] [[رده:رویدادهای سال ۱۴۰۴]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران ان تی وی. &amp;quot;اجلاس اول پارلمان اروپا - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴ – قسمت اول.&amp;quot; Accessed December 14, 2025. https://www.iranntv.com/959628-اجلاس-اول-پارلمان-اروپا---بروکسل-۱۹-آذر-.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران ان تی وی. &amp;quot;اجلاس اول پارلمان اروپا - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴ – قسمت دوم.&amp;quot; Accessed December 14, 2025. https://www.iranntv.com/959667-اجلاس-اول-پارلمان-اروپا---بروکسل-۱۹-آذر-.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران ان تی وی. &amp;quot;اجلاس اول پارلمان اروپا - بروکسل ۱۹ آذر ۱۴۰۴ – قسمت سوم.&amp;quot; Accessed December 14, 2025. https://www.iranntv.com/959693-اجلاس-اول-پارلمان-اروپا---بروکسل-۱۹-آذر-.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=93040</id>
		<title>اپوزیسیون</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86&amp;diff=93040"/>
		<updated>2026-09-18T09:11:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:اپوزیسیون.JPG|جایگزین=اپوزیسیون چیست؟|بندانگشتی|اپوزیسیون چیست؟]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اپوزیسیون&#039;&#039;&#039;، (فرانسه: Opposition) به سازمان‌ها یا گروه‌هایی گفته می‌شود که مخالف تمامیت نظام حاکم یا سیاست‌های آن هستند و برای اصلاح یا تغییر حاکمیت مبارزه می‌کنند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اپوزیسیون در‌ کشورهای دموکراتیک به حزب یا گروهی گفته می‌شود که در مقابل جریان حاکم قرار دارد و با آن مخالف است. در این کشورها اپوزیسیون، فعالیت‌های خود را به‌طور قانونی دنبال می‌کند تا بتواند در انتخابات به اکثریت آرا دست پیدا کند. به این ترتیب همه‌ی جریانات اپوزیسیون‌، مخالف اساس حکومت و خواهان سرنگونی نیستند، هر چند در ادبیات عمومی این واژه اغلب به جریانات برانداز یا سرنگون کننده اطلاق می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حکومت‌های دیکتاتوری و غیر دمکراتیک، اپوزیسیون، گروه یا سازمانی است که در صدد براندازی و سرنگونی نظام حاکم است. اپوزیسیون در دانش سیاسی دارای ویژگی‌هایی است. در صورتی که جریانی فاقد این ویژگی‌ها باشد نمی‌توان آن‌را اپوزیسیون نامید. اپوزیسیون به جریانی گفته می‌شود که دارای رهبری مشخص، برنامه‌های سیاسی و توان بسیج نیرویی است. یک نیروی اپوزیسیون در جریان رشد خود می‌تواند به جایگاه آلترناتیو دست یابد. تنها در این صورت است که یک جریان سیاسی قادر خواهد بود حرکت‌های اجتماعی را به سمت اهداف معین شده هدایت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلترناتیو، اپوزیسیونی رشدیافته است که علیه یک نظام دیکتاتوری و برای جایگزینی آن مبارزه می‌کند. آلترناتیو مابعد اپوزیسیون است. یک اپوزیسیون در مراحل تکامل خود می‌تواند خود را به عنوان آلترناتیو معرفی کند و صلاحیت خود را به اثبات برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک [[آلترناتیو]] دارای رهبری، قدرت سازماندهی، برنامه‌‌های مدون و ارائه شده، استراتژی مشخص و مرحله‌بندی شده برای سرنگونی و نیروی فداکار و آماده برای محقق کردن آن است. این درحالی است که اپوزیسیون همه این شرایط را دارا نیست و صرفا جریانی مخالف به شمار می‌رود. هنگامی که یک حکومت به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به بن‌بست می‌رسد و از قهر و خشونت برای مهار جامعه استفاده می‌کند، سخن گفتن از آلترناتیو موضوعیت پیدا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلترناتیو نیروی اصلی برانداز به شمار می‌رود. از سویی آلترناتیو در جریان مبارزه‌یی پیگیرانه با نظام حاکم ساخته می‌شود و به بلوغ می‌رسد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب در اغلب موارد به‌وجود آمدن یک آلترناتیو خلق الساعه نیست و نمی‌تواند به سرعت ایجاد و خلق شود. آلترناتیو و اپوزیسیون برانداز، با تلاش و مبارزه‌ی پیگیر و مستمر خود، نظام حاکم را به سمت فروپاشی، شقه و سرانجام سرنگونی سوق می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://asranarshism.com/1394/12/21/opposition/ اپوزیسیون چیست و اپوزیسیون کیست؟-سایت عصر آنارشیست]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86/ اپوزیسیون-دیکشنری آبادیس]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://mehdiroud.wordpress.com/2012/12/24/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/ تفاوت اپوزیسیون و غیر اپوزیسیون چیست؟-وبگاه مهدی رود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://irancoming.blogspot.com/2018/10/blog-post_27.html آلترناتیو چیست و چه تفاوتی با نیروهای برانداز دارد-سایت ایران زمین]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های اپوزیسیون  ==&lt;br /&gt;
یک اپوزیسیون به ویژه زمانی که به سطح یک آلترناتیو بالغ شود باید ویژگی‌های مشخصی داشته باشد. برخی از این ویژگی‌ها چنین تعریف می‌شوند:&lt;br /&gt;
# ساختار سازمانیِ استوار و توانمندی‌های سازمانی پایدار، هم در داخل کشور و هم در خارج از آن، این ویژگی یک اپوزیسیون را  قادر می‌سازد که به عنوان موتوری برای تغییر عمل کند.&lt;br /&gt;
# رهبری خبره و ذیصلاح که قادر به برخورد با حاکمیت (در ایران استبداد مذهبی)، متحد کردن مردم و متمرکز کردن آن‌ها بر تغییر رژیم است.&lt;br /&gt;
# یک برنامه صریح که نشان دهنده آرمان‌های مردم است و با معیارهای بین المللی انطباق دارد و با دیکتاتوری‌های پیشین متفاوت است. &lt;br /&gt;
# تحت پوشش قرار دادن گرایش‌های گوناگون سیاسی و ترویج حقوق قومیت‌های مختلف و اقلیت‌های مذهبی و برخوردار از حمایت طیف‌های مختلف در داخل و خارج کشور.&lt;br /&gt;
# تمایل به تحمل سختی و ریسک  برای رسیدن به هدف آزادسازی و توان پرداخت هزینه و سابقه‌یی که این ویژگی را در او اثبات می‌کند.&lt;br /&gt;
# اثربخشی در تضعیف اقدامات و موقعیت های دیکتاتور و توانایی حمایت از مبارزات ضددولتی پیچیده مانند افشای فعالیت‌های سرکوب‌گرانه، سایت‌های نظامی یا هسته‌ای، شبکه‌های تروریستی و...&lt;br /&gt;
# شبکه نیرویی کافی و آماده که نقش محوری در سازماندهی اعتراضات داشته باشد. جدی‌گرفته شدن این نیرو توسط رژیم حاکم نشان‌دهنده‌ی مؤثر بودن فعالیت‌های اوست.  &lt;br /&gt;
# برخورداری از مشروعیت و پشتیبانی بین المللی، و توانایی تحقق فشار بین‌المللی علیه رژیم و حمایت از مردم .&amp;lt;ref&amp;gt;واشنگتن تایمز: ایران - معرفی برنامه های آلترناتیو&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اپوزیسیون در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپوزیسیون پیش از انقلاب ضدسلطنتی ===&lt;br /&gt;
در ایران، اپوزیسیون نقش عمده و مهمی در سقوط [[محمدرضا شاه پهلوی]] به عهده داشت. &lt;br /&gt;
[[پرونده:تأثیرات جنبش اپوزیسیون بر جوانان.JPG|جایگزین=تأثیرات جنبش اپوزیسیون بر جوانان در انقلاب ضدسلطنتی|بندانگشتی|تأثیرات جنبش اپوزیسیون بر جوانان در انقلاب ضدسلطنتی]]&lt;br /&gt;
در دوره محمدرضا شاه به دلیل تبعیض، اختلاف طبقاتی، فقر و بیکاری مردم ایران موقعیت انقلابی برای شکل‌گیری اپوزیسیون فراهم بود. پس از سال ۱۳۴۲ که در تاریخ ایران به گورستان رفرمیزم شهرت دارد، مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز و پارلمانتاریستی غیرممکن شد  و جای خود را به مبارزه‌ی قهر‌آمیز داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو اپوزیسیون برجسته در آن زمان سازمان [[سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران|چریک‌های فدایی خلق ایران]] و [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بودند که با مشی مسلحانه تأسیس شدند. این دو جریان، مخالف نظام سلطنتی و به دنبال براندازی نظام پادشاهی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو سازمان انقلابی با انتخاب مبارزه مسلحانه و جنگ چریکی شهری نقش عمده‌ای درصحنه سیاسی و اجتماعی ایران داشتند. بسیاری از  رهبران و اعضاء این دو سازمان در مسیر سرنگونی نظام شاهنشاهی جان باختند و یا در زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌ها به حبس‌های طولانی محکوم شدند. جلسات دادگاه رهبران و اعضای این دو سازمان به صورت فیلم یا فایل صوتی یا متن نوشتاری قابل استناد است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو سازمان چریکی در دوران مبارزه انقلابی خود در زمان شاه با اقبال اجتماعی در میان دانشجویان و قشر تحصیل‌کرده روبرو بودند. نیروهای این دو سازمان با تحمل شکنجه، زندان و اعدام نقش مؤثری در تهییج توده‌های مردم در جهت مبارزه با حکومت پهلوی داشتند. آن‌ها توانستند با منتشر کردن کتاب‌ها، جزوه‌ها و دفاعیاتشان، دانشجویان و جوانان بسیاری را نسبت به مبارزه‌ی خود آگاه کنند و سرانجام سرنگونی رژیم شاهنشاهی را رقم بزنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپوزیسیون پس از انقلاب ضدسلطنتی ===&lt;br /&gt;
پس از [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]]  خمینی در رأس حاکمیت قرار گرفت. [[روح‌الله خمینی|خمینی]] توانست در خلاء حضور رهبران اپوزیسیون که در زندان به‌سر می‌بردند رهبری تظاهرات‌های گسترده‌ را به دست بگیرد. سران کشورهای آمریکا، فرانسه، آلمان و انگلستان در کنفرانسی به نام کنفرانس گوادلوپ، برای جلوگیری از رادیکال شدن جریان مبارزه علیه شاه که می‌توانست به قدرت گرفتن انقلابیون و اپوزیسیون واقعی منجر شود، با خروج شاه از ایران و رهبری خمینی موافقت کردند. خمینی پس رسیدن به قدرت با به‌کارگیری قهر و خشونت  به سرکوب تمامی جریان‌های سیاسی پرداخت. خمینی در آن زمان به عنوان یک رهبر سیاسی و مذهبی قدرتمند اغلب گروه‌ها، احزاب و جریان‌های سیاسی و اپوزیسیون را از صحنه‌ی سیاسی و تاریخی ایران حذف کرد. این جریانات یکی پس از دیگری به دلیل سرکوب سازمان‌یافته‌ی خمینی از میان رفتند. از جمله مهمترین جریان اپوزیسیون و مخالف، سازمان چریک‌های فدایی بود که پس از کشته‌شدن بسیاری از اعضاء و رهبرانش، دچار انشعابات متعدد شد. تنها یکی از شاخه‌های باقی مانده از این سازمان به شورای ملی مقاومت پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین بین سازمان مجاهدین خلق ایران به رغم کشتار‌های دهه‌ی شصت و از دست دادن بسیاری از اعضاء و هواداران خود، توانست موجودیت خود را حفظ کند و یک اپوزیسیون سازمان‌یافته به نام شورای ملی مقاومت را علیه رژیم ولایت فقیه شکل دهد. در ۵ مهر ۱۳۶۰ سازمان مجاهدین با تظاهراتی که توسط نیروهای مسلح این سازمان حمایت می‌شد برای اولین بار شعار مرگ بر خمینی را در خیابان‌‌های تهران و دیگر شهرها سرداد و او را دیکتاتور نامید. سازمان مجاهدین خلق با اصل ولایت فقیه مخالف بود. از سال ۱۳۶۰ تا کنون نزدیک به ۱۰۰ هزار تن از اعضاء این سازمان توسط رژیم ایران به قتل رسیده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سازمان مجاهدین خلق ایران ===&lt;br /&gt;
طی چهل سال که از عمر رژیم کنونی ایران می‌گذرد همچنان می‌توان از [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] به عنوان اصلی‌ترین و خطرناک‌ترین اپوزیسیون رژیم ایران نام برد. عملکرد این سازمان از ابتدای انقلاب تا کنون و موضع رژیم ایران در قبال او نشان می‌دهد که این سازمان همچنان خط قرمز تمامی جناح‌ها و باندهای رژیم ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزدیک به ۱۰۰ هزار تن از اعضاء این سازمان در نبرد با رژیم ایران جان‌باخته‌اند. در طرف مقابل ده‌ها هزار تن از نیروهای بسیج، سپاه پاسداران و عناصر وابسته به رژیم ایران در عملیات این سازمان کشته شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین هم‌چنان دارای سازمان‌دهی و نیروهای زیادی در کشورهای مختلف و از جمله در ایران است. استراتژی سازمان مجاهدین برای سرنگونی رژیم ایران استراتژی [[کانون‌های شورشی]] و [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادی‌بخش]] است.  این سازمان هر ساله جلساتی با شرکت بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی برگزار می‌کند و حمایت بسیاری از شخصیت‌های سیاسی در سراسر جهان را به خود جلب کرده است. سازمان مجاهدین دارای یک نیروی رزمنده و تمام وقت است که برخی از آن‌ها در پایگاه اصلی این سازمان یعنی در قرارگاهی به نام [[اشرف ۳|اشرف۳]] در آلبانی مستقر هستند. [[شورای ملی مقاومت ایران]] در سال ۱۳۷۲ مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور برگزیده‌ی این شورا برای دوران انتقال حاکمیت برگزید. این انتخاب به این معناست که اگر این سازمان موفق به سرنگونی رژیم ایران شود، [[مریم رجوی]] یک دولت موقت را تا پیش از برگزاری انتخابات شکل خواهد داد. طرح ده‌ماده‌ای مریم رجوی پلتفرم و برنامه او برای آینده ایران است. بر طبق مصوبات این شورا شش ماه پس از سرنگونی رژیم ایران باید انتخابات مجلس مؤسسان برگزار شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شورای ملی مقاومت هم‌چنین دارای کمیسیون‌های مختلفی چون کمیسیون آموزش و پرورش، کمیسیون محیط زیست، کمیسیون فرهنگ و هنر و... است که برنامه‌های مشخصی را تدوین کرده و نقش دولت در تبعید را ایفا می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین خلق معتقد است که تشکیل شورای ملی مقاومت تضمین می‌کند که انقلاب آتی ایران به سرنوشت انقلاب ضدسلطنتی دچار نشود و آلترناتیوی شناخته شده و آماده داشته باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://irane-ma.com/%D8%A2%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/ آلترناتیو سیاسی چیست و ویژگی‌های یک آلترناتیو مردمی و دموکراتیک چیست؟-سایت ایران ما]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://irancoming.blogspot.com/2018/10/blog-post_27.html آلترناتیو چیست و چه تفاوتی با نیروهای برانداز دارد-سایت ایران زمین]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://fa.iranfreedom.org/%D8%A2%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%DA%86%D9%87-%D8%B4/ آلترناتیو واقعی رژیم آخوندی کیست؟ چه شاخص‌هایی دارد و چگونه بشناسیم؟-سایت ایران آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آلترناتیوهای انحرافی ===&lt;br /&gt;
همه‌ی دولت‌ها سعی می‌کنند انسجام نیروی مخالف خود را به هم زده و تفرقه و تشتت بین مخالفین ایجاد کرده و فرصت بقا برای خود بخرند. این رویکرد تاریخچه‌ای طولانی در تاریخ معاصر جهان و ایران دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انقلاب شوروی انواع نیروهای اپوزیسیون توسط سازمان مخفی شوروی در اروپا و بخصوص فرانسه ایجاد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نوشتارهای مرتبط ==&lt;br /&gt;
[[آلترناتیو]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رژیم ولایت فقیه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[موقعیت انقلابی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سازمان‌ها و نهادهای مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=93039</id>
		<title>اپورتونیسم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;diff=93039"/>
		<updated>2026-09-18T09:10:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =اپورتونیسم&lt;br /&gt;
| عنوان ۲           =&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =اپورتونیسم.JPG&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =300&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       = &lt;br /&gt;
| زادروز            =&lt;br /&gt;
| زادگاه            =&lt;br /&gt;
| مکان ناپدیدشدن    =&lt;br /&gt;
| تاریخ ناپدیدشدن   =&lt;br /&gt;
| وضعیت             =&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| علت مرگ           =&lt;br /&gt;
| پیداشدن جسد       =&lt;br /&gt;
| آرامگاه           =&lt;br /&gt;
| بناهای یادبود     =&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = &lt;br /&gt;
| ملیت              =&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر       =&lt;br /&gt;
| نژاد              = &lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    = &lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = &lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         = &lt;br /&gt;
| دستمزد            =&lt;br /&gt;
| دارایی خالص       = &lt;br /&gt;
| قد                =&lt;br /&gt;
| وزن               =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| دوره              =&lt;br /&gt;
| پس از             =&lt;br /&gt;
| پیش از            =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           = &lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| اتهام             = &lt;br /&gt;
| مجازات            = &lt;br /&gt;
| وضعیت گناهکاری    =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| همسر              =&lt;br /&gt;
| شریک زندگی        = &lt;br /&gt;
| فرزندان           = &lt;br /&gt;
| والدین            = &lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| signature_alt     =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| imdb_id           =&lt;br /&gt;
| Soure_id          =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اپورتونیسم،&#039;&#039;&#039; به عنوان یک مفهوم چندوجهی در علوم اجتماعی، اقتصاد، زیست‌شناسی و به‌ویژه سیاست، به رفتاری اطلاق می‌شود که در آن فرد یا گروه با بهره‌گیری از شرایط موجود و بدون پایبندی به اصول ثابت، به دنبال کسب منفعت شخصی یا جمعی است. در حوزه سیاست، اپورتونیسم سیاسی به تغییر مواضع، ائتلاف‌ها یا اقدامات استراتژیک با هدف دستیابی به قدرت، نفوذ یا بقای سیاسی اشاره دارد، اغلب به قیمت نادیده گرفتن ارزش‌ها یا تعهدات اخلاقی. این مقاله به بررسی ریشه‌های تاریخی، تعاریف نظری، مصادیق عملی و پیامدهای اپورتونیسم با تمرکز بر بُعد سیاسی آن می‌پردازد. با استفاده از رویکردی تحلیلی و استناد به منابع آکادمیک معتبر، تلاش می‌شود تا این پدیده در چارچوب‌های تئوریک و تجربی مورد کاوش قرار گیرد. بخش‌های مختلف مقاله شامل تعریف و مفهوم‌شناسی، زمینه‌های تاریخی، نظریه‌ها و دیدگاه‌ها، اپورتونیسم سیاسی در عمل، و در نهایت تأثیرات و نقدهای آن خواهد بود. هدف این است که درک جامعی از این مفهوم و نقش آن در پویایی‌های قدرت ارائه شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اپورتونیسم در تحلیل جنبش‌های انقلابی، از منظر نظریه‌پردازان مارکسیست نظیر ولادیمیر لنین و روزا لوکزامبورگ، به انحراف از اصول سوسیالیستی به نفع منافع کوتاه‌مدت یا سازش با نظم موجود گفته می‌شود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لنین در «چه باید کرد؟» و «امپریالیسم، بالاترین مرحله سرمایه‌داری»، اپورتونیسم را نتیجه نفوذ ایدئولوژی بورژوایی و خیانت اشرافیت کارگری به آرمان‌های پرولتاریا می‌داند و آن را با فقدان آگاهی انقلابی و تسلیم به خودبه‌خودی جنبش‌ها مرتبط می‌بیند. او در «دولت و انقلاب»، سازش با پارلمانتاریسم بورژوایی را مصداقی از این انحراف معرفی کرده و بر ضرورت حزب پیشتاز برای مقابله با آن تأکید دارد. در مقابل، لوکزامبورگ در «رفرم یا انقلاب»، اپورتونیسم را در قالب رفرمیسم نقد می‌کند و آن را تلاشی برای جایگزینی انقلاب با اصلاحات تدریجی می‌داند که به حفظ سرمایه‌داری منجر می‌شود. او در «انقلاب روسیه»، از تمرکز بیش از حد بلشویک‌ها بر قدرت حزبی انتقاد کرده و بر نقش دموکراسی انقلابی و خودجوشی توده‌ها در جلوگیری از انحرافات تأکید دارد. این دو دیدگاه، اگرچه در هدف مشترک هستند، در روش‌شناسی و راهکارها تفاوت‌هایی دارند که چارچوبی غنی برای تحلیل اپورتونیسم فراهم می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف و مفهوم‌شناسی اپورتونیسم ==&lt;br /&gt;
اپورتونیسم (Opportunism) واژه‌ای است که ریشه در زبان لاتین «opportunus» به معنای «مناسب» یا «به‌موقع» دارد و در طول زمان به مفهومی پیچیده در علوم انسانی تبدیل شده است. این اصطلاح در ابتدا بار معنایی خنثی داشت، اما در کاربردهای مدرن، به‌ویژه در سیاست، اغلب با نگرشی منفی همراه است که نشان‌دهنده رفتارهای منفعت‌طلبانه و بی‌اصول است. در این بخش، به تعریف اپورتونیسم، تمایز آن با مفاهیم مشابه و چارچوب‌های نظری اولیه آن پرداخته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف اپورتونیسم ===&lt;br /&gt;
از منظر لغوی، اپورتونیسم به معنای استفاده از فرصت‌ها به شیوه‌ای است که به شرایط موجود وابسته است، بدون توجه مداوم به اصول یا تعهدات از پیش تعیین‌شده. ویلیامسون (Williamson, 1975) در نظریه اقتصاد هزینه تراکنش (Transaction Cost Economics)، اپورتونیسم را به‌عنوان «منفعت‌جویی خودخواهانه با حیله‌گری» تعریف می‌کند که شامل رفتارهایی مانند پنهان‌کاری، فریب و نقض قراردادهای ضمنی یا صریح است. این تعریف در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی نیز قابل تعمیم است، جایی که افراد یا گروه‌ها ممکن است برای دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت، از اصول اخلاقی یا ایدئولوژیک عدول کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تمایز با مفاهیم مشابه ===&lt;br /&gt;
اپورتونیسم با مفاهیمی چون عمل‌گرایی (Pragmatism) و انعطاف‌پذیری (Flexibility) تفاوت دارد. عمل‌گرایی، به گفته دیویی (Dewey, 1938)، بر یافتن راه‌حل‌های عملی با حفظ چارچوب‌های ارزشی تأکید دارد، در حالی که اپورتونیسم اغلب فاقد چنین چارچوبی است و به نفع‌جویی لحظه‌ای وابسته است. انعطاف‌پذیری نیز معمولاً به‌عنوان یک ویژگی مثبت در نظر گرفته می‌شود که به تطبیق با شرایط بدون از دست دادن هویت اصولی اشاره دارد، اما اپورتونیسم این هویت را قربانی منفعت می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== چارچوب‌های اولیه ===&lt;br /&gt;
در علوم سیاسی، اپورتونیسم به‌عنوان یک استراتژی رفتاری شناخته می‌شود که بازیگران سیاسی برای بقا یا موفقیت در محیط‌های رقابتی به کار می‌برند. اپورتونیسم در تاریخ جنبش‌های انقلابی، از دیرباز مورد توجه متفکران و رهبران سوسیالیست قرار گرفته است. این مفهوم، که به معنای انحراف از اصول انقلابی به نفع دستاوردهای موقت یا سازش با قدرت‌های حاکم تعریف می‌شود، در بسترهای مختلف تاریخی به اشکال متفاوتی ظهور کرده و بر سرنوشت جنبش‌های پرولتری تأثیر گذاشته است. ولادیمیر لنین، رهبر انقلاب اکتبر، و روزا لوکزامبورگ، نظریه‌پرداز برجسته مارکسیست، هر یک از زوایای متفاوتی به این موضوع نگریسته‌اند: لنین آن را خیانتی سازمان‌یافته به آرمان‌های طبقاتی می‌داند، در حالی که لوکزامبورگ بر ضرورت حفظ پویایی انقلابی در برابر رفرمیسم تأکید دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تعریف اپورتونیسم در چارچوب جنبش‌های انقلابی ==&lt;br /&gt;
از منظر مارکسیستی، اپورتونیسم به معنای اولویت دادن به منافع کوتاه‌مدت یا شخصی بر اهداف درازمدت پرولتاریا است که اغلب با سازش با بورژوازی یا تسلیم به نظم موجود همراه می‌شود. لنین در «چه باید کرد؟» (۱۹۰۲) این پدیده را به‌عنوان انحرافی از مبارزه طبقاتی اصیل تعریف می‌کند که ریشه در نفوذ روشنفکران خرده‌بورژوا و فقدان آگاهی انقلابی دارد. او استدلال می‌کند که جنبش کارگری، اگر به حال خود رها شود، به جریان «خودبه‌خودی» و در نتیجه به اپورتونیسم گرایش می‌یابد، زیرا آگاهی طبقاتی بدون رهبری انقلابی شکل نمی‌گیرد. در مقابل، روزا لوکزامبورگ در «رفرم یا انقلاب» (۱۹۰۰) اپورتونیسم را در قالب رفرمیسم نقد می‌کند و آن را تلاشی برای محدود کردن جنبش به اصلاحات پارلمانی می‌داند که در نهایت به حفظ سرمایه‌داری منجر می‌شود. او بر این باور است که اپورتونیسم نه‌تنها یک خطای تاکتیکی، بلکه انحرافی استراتژیک است که پویایی انقلابی را تضعیف می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.marxists.org/archive/lenin/works/1901/witbd/index.htm What Is To Be Done?]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://www.marxists.org/archive/luxemburg/1900/reform-revolution/index.htm Reform or Revolution]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ریشه‌های تاریخی و اجتماعی اپورتونیسم ==&lt;br /&gt;
لنین در «امپریالیسم، بالاترین مرحله سرمایه‌داری» (۱۹۱۷) ریشه‌های اپورتونیسم را در تحولات اقتصادی و سیاسی عصر امپریالیسم جستجو می‌کند. او استدلال می‌کند که سودهای کلان ناشی از استعمار و غارت مستعمرات، بخشی از طبقه کارگر در کشورهای پیشرفته را به «اشرافیت کارگری» تبدیل کرده است که به جای مبارزه انقلابی، به دنبال سازش با بورژوازی است. این اشرافیت، که از امتیازات مادی برخوردار می‌شود، به ابزاری برای ترویج اپورتونیسم در جنبش کارگری تبدیل می‌شود و وحدت طبقاتی را تضعیف می‌کند. لوکزامبورگ نیز در تحلیل انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و نقدهایش به سوسیال‌دموکراسی آلمان، اپورتونیسم را نتیجه ضعف سازمانی و فقدان پویایی انقلابی می‌داند. او معتقد است که جنبش‌هایی که به رهبری توده‌ای و آگاهی طبقاتی متکی نباشند، به‌راحتی در دام رفرمیسم و سازش می‌افتند. علاوه بر این، او بر نقش بحران‌های اقتصادی و سیاسی در تشدید اپورتونیسم تأکید دارد، زیرا این شرایط اغلب رهبران را به سوی تصمیمات کوتاه‌مدت و غیراصولی سوق می‌دهد. این تحلیل‌ها نشان می‌دهند که اپورتونیسم یک انتخاب فردی نیست، بلکه محصول تعامل پیچیده شرایط عینی (مانند امپریالیسم) و ذهنی (مانند ضعف ایدئولوژیک) است که در بسترهای مختلف به اشکال گوناگون ظاهر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.marxists.org/archive/lenin/works/1916/imp-hsc/index.htm Imperialism, the Highest Stage of Capitalism]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اپورتونیسم در آثار لنین؛ مبارزه با رویزیونیسم ==&lt;br /&gt;
لنین اپورتونیسم را یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات علیه انقلاب پرولتری می‌دانست و در آثار متعدد خود به مبارزه با آن پرداخت. در «چه باید کرد؟»، او رویزیونیسم ادوارد برنشتاین را که اصلاحات تدریجی را به جای انقلاب پیشنهاد می‌کرد، به‌عنوان نمونه‌ای از اپورتونیسم مورد نقد قرار داد. لنین استدلال می‌کند که این رویکرد، با پذیرش پارلمانتاریسم بورژوایی، جنبش کارگری را به ابزاری برای حفظ نظم سرمایه‌داری تبدیل می‌کند. او در «دولت و انقلاب» (۱۹۱۷) این ایده را گسترش داد و نشان داد که اپورتونیست‌ها با کنار گذاشتن هدف نابودی دولت بورژوایی، عملاً به خدمتگزاران نظم موجود درمی‌آیند. لنین همچنین در جریان انقلاب ۱۹۰۵ و پس از آن، بر ضرورت ایجاد حزب پیشتاز تأکید کرد که بتواند با انضباط انقلابی، جلوی نفوذ اپورتونیسم را بگیرد. او معتقد بود که بدون چنین حزبی، جنبش کارگری به دام «اکونومیسم» (تمرکز صرف بر مطالبات اقتصادی) و سازش با بورژوازی می‌افتد. این دیدگاه، اپورتونیسم را نه‌تنها یک انحراف تاکتیکی، بلکه خیانتی استراتژیک به اصول مارکسیسم می‌داند که نیازمند مبارزه‌ای بی‌امان است. لنین همچنین در نقدهایش به احزاب سوسیال‌دموکرات اروپا در جنگ جهانی اول، اپورتونیسم را نتیجه تسلیم به ناسیونالیسم بورژوایی دانست که کارگران را به حمایت از جنگ امپریالیستی سوق داد. این تحلیل، عمق دیدگاه لنین در مورد پیوند اپورتونیسم با شرایط تاریخی را نشان می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.marxists.org/archive/lenin/works/1917/staterev/index.htm The state and revolution]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه لوکزامبورگ- نقد رفرمیسم و دیکتاتوری حزبی ==&lt;br /&gt;
روزا لوکزامبورگ، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مارکسیست، اپورتونیسم را از منظری متفاوت با لنین مورد نقد قرار داد، هرچند در هدف نهایی با او همسو بود. در «رفرم یا انقلاب» (۱۹۰۰)، او به‌طور خاص به رویزیونیسم ادوارد برنشتاین حمله کرد که معتقد بود سوسیالیسم می‌تواند از طریق اصلاحات پارلمانی و بدون انقلاب به دست آید. لوکزامبورگ استدلال می‌کند که این رویکرد، با پذیرش چارچوب‌های سرمایه‌داری، نه‌تنها به سوسیالیسم منجر نمی‌شود، بلکه جنبش کارگری را به ابزاری برای تثبیت نظم موجود تبدیل می‌کند. او رفرمیسم را شکلی از اپورتونیسم می‌داند که با کنار گذاشتن مبارزه طبقاتی، پویایی انقلابی را تضعیف می‌کند. لوکزامبورگ تأکید دارد که اصلاحات، اگرچه در کوتاه‌مدت می‌توانند شرایط کارگران را بهبود بخشند، بدون چشم‌انداز انقلابی به بن‌بست می‌رسند، زیرا نظام سرمایه‌داری ذاتاً قادر به رفع تضادهای طبقاتی نیست. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتیجه‌گیری ===&lt;br /&gt;
اپورتونیسم، چه در معنای عام و چه در بستر سیاسی، مفهومی است که حول محور استفاده از فرصت‌ها بدون پایبندی به اصول ثابت شکل گرفته است. این ویژگی آن را از سایر رویکردهای استراتژیک متمایز می‌کند و زمینه‌ساز بحث‌های گسترده‌تر در مورد اخلاق، قدرت و پویایی‌های اجتماعی می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.amazon.com/Markets-Hierarchies-Analysis-Antitrust-Implications/dp/0029353602 تحلیل و پیامدهای ضد تراست، مطالعه ای در اقتصاد داخلی - آمازون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://archive.org/details/logictheoryofinq00dewe منطق: نظریه تحقیق: دیویی، جی - بایگانی اینترنت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.marxists.org/archive/lenin/works/1917/staterev/ دولت و انقلاب - آرشیو مارکسیست‌ها، آثار لنین]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زمینه‌های تاریخی اپورتونیسم و اپورتونیسم سیاسی ==&lt;br /&gt;
اپورتونیسم به‌عنوان یک رفتار انسانی، ریشه‌هایی عمیق در تاریخ دارد و در بسترهای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نمود پیدا کرده است. این بخش به بررسی نمونه‌های تاریخی برجسته اپورتونیسم می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این پدیده در طول زمان تکامل یافته و به‌ویژه در حوزه سیاست به یک استراتژی متداول تبدیل شده است. از امپراتوری‌های باستانی تا جنبش‌های مدرن، اپورتونیسم همواره نقشی کلیدی در پویایی‌های قدرت ایفا کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپورتونیسم در تاریخ باستان ===&lt;br /&gt;
یکی از اولین نمونه‌های اپورتونیسم سیاسی را می‌توان در تاریخ روم باستان مشاهده کرد. آلسیده بیاسیوتی (Biagiotti, 2005) در تحلیل رفتارهای سیاسی ژولیوس سزار (Julius Caesar) نشان می‌دهد که او با تغییر ائتلاف‌ها و استفاده از فرصت‌های ناشی از هرج‌ومرج داخلی روم، توانست قدرت خود را تحکیم کند. برای مثال، سزار در سال ۴۹ پیش از میلاد، با عبور از رودخانه روبیکون و به‌کارگیری شرایط بحرانی جمهوری روم، از ضعف رقبا به نفع خود بهره برد، رفتاری که مصداق بارز اپورتونیسم سیاسی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپورتونیسم در قرون وسطی و رنسانس ===&lt;br /&gt;
در قرون وسطی، اپورتونیسم اغلب در قالب دیپلماسی و جنگ‌های صلیبی ظاهر شد. ماکیاولی (Machiavelli, 1513) در کتاب &#039;&#039;شهریار&#039;&#039; (The Prince) به‌طور ضمنی از اپورتونیسم به‌عنوان یک ابزار ضروری برای حاکمان دفاع می‌کند. او استدلال می‌کند که یک حاکم موفق باید بتواند بر اساس شرایط، میان ترس و محبت، یا وفاداری و خیانت، انتخاب کند. این دیدگاه، اپورتونیسم را به‌عنوان یک استراتژی مشروع در سیاست توجیه می‌کند و نمونه‌های آن در رفتار افرادی چون لورنزو مدیچی در فلورانس قابل ردیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپورتونیسم در دوران مدرن ===&lt;br /&gt;
در قرن بیستم، اپورتونیسم سیاسی در جنبش‌های ایدئولوژیک نمود بارزی یافت. یکی از نمونه‌های برجسته، رفتار ژوزف استالین در اتحاد جماهیر شوروی است. به گفته رابرت سِرویس (Service, 2004) در کتاب &#039;&#039;استالین: بیوگرافی&#039;&#039;، استالین پس از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴، با تغییر مواضع و حذف رقبا از طریق ائتلاف‌های موقت، قدرت خود را تثبیت کرد. این رویکرد او را به نمادی از اپورتونیسم سیاسی تبدیل کرد که اصول اولیه بلشویسم را به نفع بقای شخصی قربانی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تکامل مفهوم در قرن بیست‌ویکم ===&lt;br /&gt;
در دوران معاصر، اپورتونیسم سیاسی در قالب پوپولیسم و تغییر مواضع احزاب سیاسی دیده می‌شود. برای مثال، تحلیل‌های جان جودис (Judis, 2016) در کتاب &#039;&#039;شورش پوپولیستی&#039;&#039; نشان می‌دهد که سیاستمدارانی مانند دونالد ترامپ با بهره‌گیری از نارضایتی عمومی و اتخاذ مواضع متناقض در زمان‌های مختلف، از فرصت‌های سیاسی به نفع خود استفاده کردند. این روند نشان‌دهنده تداوم و انطباق اپورتونیسم با شرایط جدید است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتیجه‌گیری ===&lt;br /&gt;
اپورتونیسم در طول تاریخ، از تاکتیک‌های نظامی و دیپلماتیک در دوران باستان تا استراتژی‌های پیچیده ایدئولوژیک در دوران مدرن، حضوری مداوم داشته است. این پدیده نه‌تنها نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری انسان در برابر شرایط متغیر است، بلکه پرسش‌هایی درباره اخلاقیات و پایداری اصول در سیاست مطرح می‌کند که در بخش‌های بعدی بیشتر بررسی خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.gutenberg.org/ebooks/1232 شاهزاده اثر نیکولو ماکیاولی - گوتمبرگ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.hup.harvard.edu/books/9780674022584 بیوگرافی استالین - انتشارات دانشگاه هاوارد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://globalreports.columbia.edu/books/the-populist-explosion/ انفجار پوپولیستی - گزارشات جهانی کلمبیا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.taylorfrancis.com/books/mono/10.4324/9780203412763/julius-caesar-richard-billows روتلج جولیوس سزار فرصت طلب رم بیاجیوتی - تیلور فرانسیس]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظریه‌ها و دیدگاه‌های اپورتونیسم و اپورتونیسم سیاسی ==&lt;br /&gt;
اپورتونیسم به‌عنوان یک پدیده چندرشته‌ای، در چارچوب‌های نظری مختلفی از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی مورد بررسی قرار گرفته است. این بخش به تحلیل دیدگاه‌های برجسته‌ای می‌پردازد که تلاش کرده‌اند اپورتونیسم را توضیح دهند یا نقد کنند. از نظریه‌های اقتصادی گرفته تا نقدهای ایدئولوژیک، این دیدگاه‌ها درک ما از انگیزه‌ها و پیامدهای اپورتونیسم را غنی‌تر می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظریه هزینه تراکنش و اپورتونیسم اقتصادی ===&lt;br /&gt;
الیور ویلیامسون (Williamson, 1985) در نظریه هزینه تراکنش، اپورتونیسم را یکی از فرض‌های اصلی رفتار انسانی می‌داند. او معتقد است که افراد در تعاملات اقتصادی، زمانی که اطلاعات ناقص یا نامتقارن باشد، ممکن است به نفع خود و به ضرر دیگران عمل کنند. این دیدگاه، اپورتونیسم را به‌عنوان یک رفتار عقلانی در شرایط عدم اطمینان توجیه می‌کند و مبنایی برای تحلیل آن در قراردادها و سازمان‌ها فراهم می‌آورد. در سیاست، این نظریه به توضیح رفتارهایی مانند نقض تعهدات ائتلافی کمک می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدگاه مارکسیستی و نقد اپورتونیسم ===&lt;br /&gt;
همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، اپورتونیسم در چارچوب مارکسیسم و اندیشه‌ نظریه‌پردازان آن به‌عنوان انحرافی از مبارزه طبقاتی مورد انتقاد قرار گرفته است. لنین (Lenin, 1920) در مقاله &#039;&#039;بیماری کودکی «چپ‌گرایی» در کمونیسم&#039;&#039;، اپورتونیسم را سازش با سرمایه‌داری و خیانت به آرمان‌های انقلابی توصیف می‌کند. او استدلال می‌کند که اپورتونیست‌ها با انطباق بیش از حد با شرایط موجود، جنبش کارگری را تضعیف می‌کنند. این دیدگاه، اپورتونیسم را نه یک استراتژی مشروع، بلکه یک ضعف اخلاقی و سیاسی می‌بیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظریه انتخاب عقلانی و اپورتونیسم سیاسی ===&lt;br /&gt;
نظریه انتخاب عقلانی (Rational Choice Theory) که توسط داونز (Downs, 1957) در کتاب &#039;&#039;نظریه اقتصادی دموکراسی&#039;&#039; توسعه یافت، اپورتونیسم سیاسی را نتیجه تصمیم‌گیری‌های استراتژیک سیاستمداران برای حداکثر کردن رأی یا قدرت می‌داند. بر اساس این دیدگاه، سیاستمداران به‌عنوان بازیگران عقلانی، مواضع خود را بر اساس خواسته‌های رأی‌دهندگان یا فرصت‌های سیاسی تغییر می‌دهند. این رویکرد، اپورتونیسم را از منظری خنثی و بدون قضاوت اخلاقی بررسی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدگاه روان‌شناختی و انگیزه‌های فردی ===&lt;br /&gt;
از منظر روان‌شناسی اجتماعی، اپورتونیسم می‌تواند به ویژگی‌های شخصیتی مانند خودشیفتگی یا فقدان همدلی مرتبط باشد. رابرت رابرتسون (Robertson, 2012) در کتاب &#039;&#039;روان‌شناسی قدرت&#039;&#039; استدلال می‌کند که افرادی با تمایلات اپورتونیستی، اغلب انعطاف‌پذیری بالایی در ارزش‌ها و توانایی بهره‌برداری از ضعف دیگران دارند. این دیدگاه به توضیح رفتار سیاستمدارانی کمک می‌کند که به‌طور مداوم مواضع خود را برای جلب حمایت تغییر می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقدهای معاصر ===&lt;br /&gt;
در مطالعات معاصر، برخی از محققان مانند جین منسبریدج (Mansbridge, 2018) در مقاله &#039;&#039;بازاندیشی دموکراسی&#039;&#039;، اپورتونیسم را به‌عنوان یک تهدید برای اعتماد عمومی در نظام‌های دموکراتیک می‌بینند. او معتقد است که رفتارهای اپورتونیستی، با تضعیف شفافیت و پاسخگویی، به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر می‌شوند. این نقد، بُعد اخلاقی و اجتماعی اپورتونیسم را برجسته می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.amazon.com/Economic-Institutions-Capitalism-Oliver-Williamson/dp/068486374X نهادهای اقتصادی سرمایه‌داری - آمازون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.marxists.org/archive/lenin/works/1920/lwc/ کمونیسم &amp;quot;چپ&amp;quot;: یک اختلال نوزادی - بایگانی مارکسیست‌ها، آثار لنین]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://archive.org/details/economictheoryof00down نظریه اقتصادی دموکراسی - بایگانی اینترنت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://link.springer.com/book/10.1007/978-3-031-41770-2 رانشناسی قدرت - اسپرینگر لینک]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.annualreviews.org/content/journals/10.1146/annurev-lawsocsci-110316-113807 بازاندیشی درباره دموکراسی - بررسی سالانه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتیجه‌گیری ===&lt;br /&gt;
نظریه‌های مربوط به اپورتونیسم از منظرهای متفاوتی به این پدیده نگاه می‌کنند: از توجیه آن به‌عنوان یک رفتار عقلانی تا نقد آن به‌عنوان یک انحراف اخلاقی. این تنوع دیدگاه‌ها نشان‌دهنده پیچیدگی اپورتونیسم و ضرورت بررسی آن در بسترهای مختلف است که در بخش‌های بعدی با مصادیق عملی تکمیل خواهد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اپورتونیسم سیاسی در عمل ==&lt;br /&gt;
اپورتونیسم سیاسی در عمل، جایی است که نظریه‌ها و تعاریف انتزاعی در بستر واقعیت‌های تاریخی و معاصر آزمایش می‌شوند. این بخش به بررسی نمونه‌های ملموس اپورتونیسم سیاسی در دوره‌های مختلف می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این رفتار در تصمیم‌گیری‌ها، ائتلاف‌ها و استراتژی‌های قدرت نمود پیدا کرده است. از تغییرات ناگهانی در مواضع ایدئولوژیک تا سوءاستفاده از بحران‌ها، این مصادیق تنوع و تأثیر اپورتونیسم را آشکار می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپورتونیسم در انقلاب فرانسه ===&lt;br /&gt;
یکی از نمونه‌های برجسته اپورتونیسم سیاسی در انقلاب فرانسه (۱۷۸۹–۱۷۹۹) دیده می‌شود. ژرژ دانتون، یکی از رهبران اولیه انقلاب، به گفته نورمن همپسون (Hampson, 1988) در کتاب &#039;&#039;دانتون&#039;&#039;، در ابتدا از اصول رادیکال حمایت می‌کرد، اما با تغییر شرایط سیاسی، به سمت سازش با گروه‌های میانه‌رو حرکت کرد تا جایگاه خود را حفظ کند. این تغییر موضع، که در نهایت به قیمت جانش تمام شد، نشان‌دهنده استفاده از فرصت‌ها برای بقای سیاسی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپورتونیسم در جنگ سرد ===&lt;br /&gt;
در دوران جنگ سرد، اپورتونیسم سیاسی در روابط بین‌الملل نیز مشهود بود. به عنوان مثال، تغییر سیاست خارجی یوگسلاوی تحت رهبری ژوزف بروز تیتو در دهه ۱۹۵۰ نمونه‌ای کلاسیک است. جان لمپه (Lampe, 2000) در &#039;&#039;یوگسلاوی به‌عنوان تاریخ&#039;&#039; توضیح می‌دهد که تیتو پس از جدایی از اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۴۸، با غرب روابط نزدیک‌تری برقرار کرد و از کمک‌های اقتصادی آمریکا بهره برد، بدون اینکه به‌طور کامل از ایدئولوژی کمونیستی دست بکشد. این انعطاف استراتژیک، مصداقی از اپورتونیسم برای حفظ استقلال ملی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپورتونیسم در خاورمیانه معاصر ===&lt;br /&gt;
در خاورمیانه، اپورتونیسم سیاسی اغلب در قالب تغییر ائتلاف‌ها دیده می‌شود. برای نمونه، سیاست‌های ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان در دهه ۲۰۱۰ مورد توجه قرار گرفته است. سونر چاغاپتای (Çağaptay, 2017) در کتاب &#039;&#039;ترکیه جدید&#039;&#039; استدلال می‌کند که اردوغان با تغییر موضع از حمایت از بهار عربی به همکاری با روسیه و ایران در بحران سوریه، از فرصت‌های ژئوپلیتیکی برای تقویت جایگاه ترکیه استفاده کرد. این رفتار، اپورتونیسم را در سطح بین‌المللی نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اپورتونیسم در دموکراسی‌های غربی ===&lt;br /&gt;
در دموکراسی‌های غربی، اپورتونیسم سیاسی گاهی در قالب پوپولیسم ظاهر می‌شود. برکxit در بریتانیا (۲۰۱۶) نمونه‌ای قابل تأمل است. پیتر ویلدن (Wilding, 2019) در مقاله‌ای در &#039;&#039;ژورنال مطالعات سیاسی بریتانیا&#039;&#039; نشان می‌دهد که سیاستمدارانی مانند بوریس جانسون با حمایت از خروج از اتحادیه اروپا، نه بر اساس اعتقاد راسخ، بلکه برای جلب حمایت رأی‌دهندگان ناراضی عمل کردند. این تصمیم‌گیری فرصت‌طلبانه، پیامدهای عمیقی برای سیاست بریتانیا داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتیجه‌گیری ===&lt;br /&gt;
مصادیق عملی اپورتونیسم سیاسی نشان‌دهنده گستردگی این پدیده در زمان‌ها و مکان‌های مختلف است. از انقلاب‌ها و جنگ‌ها تا سیاست‌های معاصر، اپورتونیسم به‌عنوان یک ابزار برای کسب یا حفظ قدرت عمل کرده است. این نمونه‌ها زمینه را برای بحث درباره تأثیرات و نقدهای این رفتار در بخش بعدی فراهم می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.amazon.com/Danton-Norman-Hampson/dp/0715622412 اسکندر آفرودیزیاس: مشکلات اخلاقی (مفسران باستانی ارسطو) جلد گالینگور - سایت آمازون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.cambridge.org/core/journals/slavic-review/article/abs/yugoslavia-as-history-twice-there-was-a-country-by-john-r-lampe-cambridge-cambridge-university-press-1996-xx-421-pp-notes-bibliography-index-photographs-tables-maps-5995-hard-bound-1995-paper/AED55D2DB308F6473B4F66367D03FF5D# ل  یوگسلاوی به عنوان تاریخ: دو بار یک کشور وجود داشت.امپ، جی آر - انتشارات دانشگاه کمبریج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/1369148119830009 «افزایش سطح» در بریتانیا پس از برگزیت: واقع‌گرایی اقتصادی یا فرصت‌طلبی سیاسی؟ - مجله سیاست و روابط بین‌الملل بریتانیا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تأثیرات و نقدهای اپورتونیسم و اپورتونیسم سیاسی ==&lt;br /&gt;
اپورتونیسم سیاسی، به‌عنوان یک استراتژی فراگیر، تأثیرات گسترده‌ای بر جوامع، نظام‌های سیاسی و روابط بین‌الملل داشته است. این بخش به بررسی پیامدهای مثبت و منفی این پدیده و نقدهای وارد بر آن می‌پردازد. از تقویت انعطاف‌پذیری در برابر بحران‌ها تا تضعیف اعتماد عمومی، اپورتونیسم هم‌زمان فرصت‌ها و چالش‌هایی را ایجاد کرده است که تحلیل آن‌ها برای درک این رفتار ضروری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تأثیرات مثبت ===&lt;br /&gt;
اپورتونیسم در برخی موارد به‌عنوان یک ابزار انطباق‌پذیری عمل کرده است. مایکل اُکشات (Oakeshott, 1991) در &#039;&#039;عقلانیت در سیاست&#039;&#039; استدلال می‌کند که انعطاف‌پذیری سیاسی، که گاهی به شکل اپورتونیسم ظاهر می‌شود، می‌تواند به بقای نظام‌ها در شرایط بحرانی کمک کند. برای مثال، سیاست‌های عمل‌گرایانه فرانکلین روزولت در دوران رکود بزرگ (۱۹۳۰) نشان داد که کنار گذاشتن اصول سخت‌گیرانه ایدئولوژیک به نفع اقدامات عملی، می‌تواند به بهبود اقتصادی منجر شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تأثیرات منفی ===&lt;br /&gt;
با این حال، اپورتونیسم اغلب با پیامدهای منفی همراه است. جین منسبریدج (Mansbridge, 2018) تأکید می‌کند که رفتارهای اپورتونیستی در دموکراسی‌ها به کاهش اعتماد عمومی و افزایش بدبینی نسبت به سیاستمداران منجر می‌شود. این فرسایش اعتماد می‌تواند مشارکت سیاسی را تضعیف کند و به بی‌ثباتی اجتماعی دامن بزند. نمونه بارز آن، کاهش اعتماد به احزاب سنتی در اروپا پس از بحران مالی ۲۰۰۸ است که سیاستمداران با تغییر مواضع، به نارضایتی عمومی افزودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقدهای اخلاقی ===&lt;br /&gt;
از منظر اخلاقی، اپورتونیسم به دلیل فقدان پایبندی به اصول مورد انتقاد قرار گرفته است. جان رالز (Rawls, 1971) در &#039;&#039;نظریه عدالت&#039;&#039; استدلال می‌کند که عدالت و انصاف نیازمند ثبات در ارزش‌ها هستند، چیزی که اپورتونیسم با آن سازگار نیست. این نقد به‌ویژه در سیاست‌هایی صدق می‌کند که حقوق اقلیت‌ها یا تعهدات بین‌المللی به نفع منافع کوتاه‌مدت نادیده گرفته می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقدهای ساختاری ===&lt;br /&gt;
از دیدگاه ساختاری، اپورتونیسم می‌تواند به ناکارآمدی نظام‌ها منجر شود. پیتر موئر (Mair, 2013) در &#039;&#039;حکومت بر خلأ&#039;&#039; نشان می‌دهد که وقتی سیاستمداران به‌جای برنامه‌ریزی بلندمدت، بر فرصت‌طلبی کوتاه‌مدت تمرکز کنند، سیاست‌گذاری منسجم مختل می‌شود. این امر در بسیاری از دموکراسی‌های شکننده، مانند کشورهای پساشوروی، به وضوح دیده شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتیجه‌گیری ===&lt;br /&gt;
اپورتونیسم سیاسی، اغلب با هزینه‌های سنگین اخلاقی، اجتماعی و ساختاری همراه است. این پدیده، اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است موفقیت‌هایی به ارمغان آورد، در بلندمدت به اعتماد، ثبات و عدالت آسیب می‌زند. نقدهای وارد بر آن ضرورت بازنگری در رفتارهای سیاسی و تقویت شفافیت را برجسته می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://about.libertyfund.org/books/rationalism-in-politics-and-other-essays/ عقل‌گرایی در سیاسیت - ایندیاناپولیس، صندوق لیبرتی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.hup.harvard.edu/books/9780674000780 نظریه عدالت - انتشارات دانشگاه هاروارد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.versobooks.com/blogs/news/1933-the-2015-uk-election-a-reading-list?_pos=1&amp;amp;_sid=7ee3bc345&amp;amp;_ss=r حاکم بر خلأ: توخالی شدن دموکراسی غربی انتخابات ۲۰۱۵ بریتانیا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جامعه‌شناسی و اندیشه سیاسی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=93038</id>
		<title>ابومسلم خراسانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=93038"/>
		<updated>2026-09-18T09:07:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox&lt;br /&gt;
 | bodystyle    =&lt;br /&gt;
 | bodyclass    = vcard&lt;br /&gt;
 | titlestyle   =&lt;br /&gt;
 | title        =&lt;br /&gt;
 | abovestyle   = background: #CD853F&lt;br /&gt;
 | aboveclass   = fn org&lt;br /&gt;
 | above        = تمثال ابومسلم خراسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | imagestyle   =&lt;br /&gt;
 | captionstyle =&lt;br /&gt;
 | image        =[[پرونده:ابومسلم خراسانی.jpg|بندانگشتی|وسط|]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | caption      =&lt;br /&gt;
 | headerstyle  = background: #F0E68C&lt;br /&gt;
 | labelstyle   =&lt;br /&gt;
 | datastyle    =&lt;br /&gt;
 | header1 = اطلاعات کلی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | label2  = نام&lt;br /&gt;
 | data2   = ابومسلم خراسانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | label3  = نام کامل&lt;br /&gt;
 | data3   =&lt;br /&gt;
 | label4  = نام‌های دیگر&lt;br /&gt;
 | data4   =&lt;br /&gt;
 | label5  = منصب&lt;br /&gt;
 | data5   = رهبر جنبش سیاه‌جامگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | label6  = لقب&lt;br /&gt;
 | data6   =&lt;br /&gt;
 | label7  = نژاد&lt;br /&gt;
 | data7   =&lt;br /&gt;
 | label8  =&lt;br /&gt;
 | data8   =&lt;br /&gt;
 | label9  =&lt;br /&gt;
 | data9   =&lt;br /&gt;
 | label10  = زادگاه&lt;br /&gt;
 | data10   = مرو یا اصفهان&lt;br /&gt;
 | label11  = تخت‌گاه&lt;br /&gt;
 | data11   =&lt;br /&gt;
 | label12  = پرچم&lt;br /&gt;
 | data12   =&lt;br /&gt;
 | label13  = ملیت&lt;br /&gt;
 | data13   = ایرانی&lt;br /&gt;
 | header14 =&lt;br /&gt;
 | label15  = شناخته شده&lt;br /&gt;
 | data15   = براندازی امویان و روی کار آوردن عباسیان&lt;br /&gt;
 | label16  = دوره&lt;br /&gt;
 | data16   = قرن دوم هجری قمری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 | label17  = پیش از&lt;br /&gt;
 | data17   =&lt;br /&gt;
 | label18  = پس از&lt;br /&gt;
 | data18   =&lt;br /&gt;
 | label19  = دوران سلطنت&lt;br /&gt;
 | data19   =&lt;br /&gt;
 | label20  = جنگ‌ها&lt;br /&gt;
 | data20   =&lt;br /&gt;
 | label21  =جنگ اول&lt;br /&gt;
 | data21   =&lt;br /&gt;
 | label22  = نتیجه جنگ&lt;br /&gt;
 | data22   =&lt;br /&gt;
 | label23  = پیامد&lt;br /&gt;
 | data23   =&lt;br /&gt;
 | label24  = فرجام پناهندگی&lt;br /&gt;
 | data24   =&lt;br /&gt;
 | header25 =&lt;br /&gt;
 | label26  = نام نیا&lt;br /&gt;
 | data26   =&lt;br /&gt;
 | label27  = نام پدر&lt;br /&gt;
 | data27   =&lt;br /&gt;
 | label28 = نام مادر&lt;br /&gt;
 | data28  =&lt;br /&gt;
 | label29 = همسران&lt;br /&gt;
 | data29  =&lt;br /&gt;
 | label30 = فرزندان&lt;br /&gt;
 | data30  =&lt;br /&gt;
 | label31 = برادران&lt;br /&gt;
 | data31  =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابومسلم خراسانی،&#039;&#039;&#039; (زاده سال ۱۰۰ هجری / ۷۱۸ میلادی در مرو یا اصفهان - مقتول در ۷۵۵ میلادی) یکی از فرماندهان نظامی ایران و رهبر جنبش سیاه‌جامگان بود که توانست با براندازی حکومت بنی‌امیه، حکومت بنی‌عباس را پایه‌گذاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم به توصیه ابراهیم امام (یکی از بزرگان خاندان بنی‌عباس که برای خلع بنی‌امیه و بدست گرفتن خلافت تلاش می‌کرد) و با حکم وی رهسپار خراسان شد تا رهبری جنبش ضد اموی در این منطقه را بر عهده بگیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پارسیان دژ - [https://parsiandej.ir/ابومسلم-خراسانی-سردار-بزرگ-یرانی/ ابومسلم خراسانی(سردار بزرگ یرانی)]&amp;lt;/ref&amp;gt; در موقع حرکت، ابراهیم به وی پرچم سیاهی بخشید که بعدها پرچم اصلی او و دیگر عباسیان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;رشد - [http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=ابومسلم+خراسانی&amp;amp;SSOReturnPage=Check&amp;amp;Rand=0 ابومسلم خراسانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی پس از پیروزی بر حاکم خراسان و تسخیر مرو، سپاهی را روانه عراق نمود و توانست در سال ۱۳۲ هجری قمری، مروان، آخرین خلیفه اموی را شکست دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با بر تخت نشستن ابوالعباس عبدالله سفاح به عنوان اولین خلیفه عباسی، امارت خراسان به ابومسلم سپرده شد. اما قدرت و نفوذ وی برای خلیفه و اطرافیان او نگران‌کننده بود. سرانجام، ابومسلم در سال ۱۳۷ هجری قمری، با توطئه به دستور منصور، دومین خلیفه عباسی به قتل رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نام و نسب و زندگی‌نامه ابومسلم ==&lt;br /&gt;
نام اصلی ابومسلم، بهزادان فرزند ونداد هرمز ذکر شده‌ است. همچنین نام او را ابواسحاق ابراهیم بن حیکان نیز ذکر کرده‌اند. برخی او را از نوادگان شیدوش پسر گودرز یا رهام پسر گودرز می‌دانند. همچنین برخی منابع نسب او را به بزرگمهر رسانده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، ابومسلم در زمان حیاتش با نام عبدالرحمن نیز خطاب می‌شد. این تغییر نام ظاهراً به سبب درخواست یا دستور ابراهیم امام صورت گرفته‌ است؛ چرا که وی نام و نسب فارسی ابومسلم را دستاویزی برای دشمنی عباسیان می‌دانست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم خراسانی احتمالاً در سال ۱۰۰ هجری قمری در مرو یا اصفهان متولد شد. با این حال روایات تاریخی دیگری نیز در مورد محل و زمان تولد وی نقل شده‌ است؛ چنان‌که اظهار نظر صریح در این مورد آسان نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این احتمال وجود دارد که مجهول ماندن اصل و نسب ابومسلم، تعمداً توسط حکومت بنی‌عباس صورت گرفته باشد تا نقش دیگران در براندازی حکومت بنی‌امیه کمرنگ جلوه نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در کودکی و نوجوانی، به خانواده‌ای به نام عِجلی در کوفه خدمت می‌کرد و مدتی نیز در زندان بود تا این که در سن نوزده یا بیست سالگی از سوی ابراهیم امام برای دعوت مردم خراسان به پیروی از عباسیان مأمور می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
= جایگاه ابومسلم =&lt;br /&gt;
ابومسلم در میان اعراب نیز همراهان و یاران بسیاری داشت. اینان هنگام بیعت، ابو مسلم سوگند می‌خوردند که در پیروی از کتاب خدا و سنت پیامبر و در فرمان‌برداری از شخصی ناشناس که از خاندان پیامبر است، استوار باشند و در پیروی از فرماندهان خویش اندیشه و درنگ را جایز نشمارند. اگر بر دشمن غلبه کنند جز به دستور اسلام و فرماندهان خویش دشمن را به هلاکت نرسانند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او بنی‌امیه را قومی غاصب، خائن به کیان اسلام و قاتل اهل بیت پیامبر نشان داد و از سوی دیگر شعارش را الرضا من آل محمّد قرار داد، یعنی برای بیعت با شخص برگزیده‌ای از خاندان محمد قیام کرده‌ایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته وی اسمی از این شخص برگزیده که در اصل سفاح و دیگر عباسیان بودند، نمی‌برد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رابطه ابومسلم و ائمه شیعه ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:طرح روی جلد کتاب ابومسلم خراسانی نوشته جرجی زیدان.jpg|بندانگشتی|طرح روی جلد کتاب ابومسلم خراسانی نوشته جرجی زیدان]]&lt;br /&gt;
ابومسلم به ائمه اطهار عقیده‌ای نداشت، اما برای بهره‌گیری از نفوذ و وجه سیاسی و معنوی آنان تا آنجا پیش رفت که نامه‌ای به امام صادق نوشت به این مضمون که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«من مردم را به دوستی اهل بیت دعوت می‌کنم، اگر مایل هستید، کسی برای خلافت بهتر از شما نیست».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام هم در پاسخ نوشت: نه تو از یاران منی و نه زمانه، زمانه ماست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جنبش سیاه‌جامگان ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۲۹ هجری هنگامیکه ابو مسلم همراه با هفتاد تن از روسای شیعه عازم مکه بود در کومش یا قومس (نام قدیم ناحیه سمنان و دامغان) نامه‌ای از ابراهیم دریافت کرد که فرمان آن نامه چنین بود: «از هر کجا که نامه را یافتی بازگرد و به دعوت آشکار شیعه آل عباس بپرداز.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از این رو ابومسلم به زادگاه خویش بازگشت و روسای آل عباس را نیز به زادگاه خود در مرو آورد و پس از راهنمایی به طالقان و خوارزم و تخارستان و اطراف بلخ فرستاد تا دعوت خود را آشکار سازند.&amp;lt;ref&amp;gt;حکیم ارد بزرگ - [http://www.star16.blogsky.com/ ابومسلم خراسانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوران جوانی ابومسلم خراسانی با دوران خلافت مروان مقارن بود. در این دوران، ظلم، فساد و تفرقه زیادی در بین حکام اموی رواج یافته بود و به طور خاص، مردم خراسان تحت فشار و ستم فراوانی قرار داشتند. در این دوران دو قبیله عربی بنی تمیم (مضری) و ازدی (یمانی) که در خراسان سکونت داشتند، اختلافات قومی شدیدی داشتند و هر یک از آنها که به امارت می‌رسید، افراد طایفه خود را می‌نواخت و افراد طایفه مقابل را طرد می‌کرد؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین، پتانسیل بسیار مناسبی برای تشکیل هسته‌های نهضت ضد بنی‌امیه در خراسان فراهم بود. بزرگان بنی‌عباس هم با اشراف بر این موضوع، خراسان را به عنوان پایگاهی برای دعوت مردم به خود می‌دانستند؛ چنان‌که افراد مختلفی را برای دعوت مردم شهرهای مختلف خراسان مأمور کرده بودند. این افراد، داعیان یا دعوتگران عباسی خوانده می‌شدند و در زمان ورود ابومسلم، بالغ بر بیست سال بود که در خراسان فعالیت می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم پس از آشنایی با ابراهیم امام در کوفه، برای دعوت مردم خراسان به بنی‌عباس رهسپار این منطقه شد. جسارت و شجاعت ابومسلم سبب شد تا خیلی زود، همه مردمی که از حکومت مروان، آخرین خلیفه اموی ناراضی بودند تحت لوای وی گرد آیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم در ابتدای نهضت، برای دعوت مردم و گرفتن بیعت از آنها، از شخص خاصی نام نمی‌برد و آنها را به یکی از خاندان بنی‌هاشم که مورد پذیرش همگان قرار گیرد (الرضا من آل محمد) دعوت می‌کرد. تا این که در روز اول شوال سال ۱۲۹ هجری قمری برابر با ۲۱ ژوئیه سال ۷۴۷ میلادی با برافراشتن پرچم سیاه در روستایی به نام سفیدنج از توابع مرو قیام خود را علنی کرد. شروع دعوت به این ترتیب بود که در روز عید فطر، همه هواداران نماز عید را به امامت سلیمان بن کثیر برپاداشتند و سلیمان به امر ابومسلم، نماز و خطبه را برخلاف ترتیب امویان به جای آورد. تقریباً به صورت همزمان، داعیان عباسی در شهرهای خوارزم، طالقان، تخارستان، بلخ و مرورود بنا به دستوری که ابومسلم به آنها داده بود، دعوت را آشکار کردند. پس از آغاز دعوت، طی هفت ماه، خیل گسترده‌ای از دشمنان بنی‌امیه به ابومسلم پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم برای شروع نهضت خود از پرچم سیاه به عنوان نماد نهضت استفاده کرد و به سپاهیان خود نیز دستور داد تا جامه‌های سیاه بر تن کنند و به همین دلیل، طرفداران وی با نام سیاه جامگان و قیام وی تحت عنوان جنبش سیاه‌جامگان شناخته شد. از آنجا که امویان دارای پرچم‌های سبزرنگ بودند و لباس‌های سبز می‌پوشیدند، انتخاب رنگ دیگری به جز سبز، به عنوان رنگ نماد این گروه مورد توجه ابومسلم قرار گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علت انتخاب رنگ سیاه نیز این بود که ابومسلم خود و گروهش را در عزای زید بن علی و فرزندش یحیی بن زید می‌دانست. برخی این کار را تاسی ابومسلم به شیدوش پسر گودرز می‌دانند (که بنا به روایتی از نیاکان وی محسوب می‌شود)؛ چراکه شیدوش پس از کشته شدن سیاوش، لباس سیاه به تن کرد و به خونخواهی او برخاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین نقل کرده‌اند که ابومسلم از غلام خود خواست تا جامه‌هایی به رنگ‌های مختلف بر تن کند و در نهایت از بین رنگهای مختلف، رنگ سیاه را پسندید که هیبت بیشتری داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شروع جنبش سیاه جامگان در حالی بود که در مرو، دو قبیله ازدی (یمانی) و مضری با یکدیگر در حال جنگ بودند؛ یمانی‌ها به سرکردگی جدیع کرمانی و مضری‌ها به سرکردگی نصر بن سیار، حاکم خراسان. گروه مستقلی از خوارج نیز به رهبری شیبان بن سلمه در این منطقه دارای قدرت و نفوذ بود. ابومسلم از این فرصت برای گرد آوردن طرفداران خود استفاده می‌کرد و در عین حال، با ارسال نامه‌هایی برای سران یمانی‌ها و خوارج، هر دو را به دوستی و اتحاد با خود دعوت می‌کرد. وی تلاش می‌کرد مانع از اتحاد این قبیله‌ها با یکدیگر شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با قدرت گرفتن تدریجی جنبش، نصر بن سیار، تلاش کرد با تبلیغ مانع از پیوستن مردم به ابومسلم شود؛ عوامل وی در بین مردم شایعه کردند که این گروه، بت‌پرست و متعرض به مال و ناموس مردم‌اند. در یکی از جنگ‌هایی که مابین ابومسلم و نیروهای نصر بن سیار رخ داد، یکی از فرماندهان نصر به نام یزید به اسارت درآمد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم توانست از این فرصت برای شکستن شایعات استفاده کند؛ وی به جای کشتن او، دستور داد تا او را مداوا و آزاد کنند، مشروط بر آن که پس از آزادی، در مورد مشاهداتش در زمان اسارت، تنها سخن راست بر زبان آورد. بدین ترتیب یزید پس از بازگشت، شهادت می‌داد که این گروه، مسلمان و پرهیزکارند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:تصویری از ابومسلم و سیاه‌جامگان.jpg|بندانگشتی|تصویری از ابومسلم و سیاه‌جامگان]]&lt;br /&gt;
نصر بن سیار با خطری که از جانب ابومسلم احساس می‌کرد، طی نامه‌ای به مروان، خلیفه اموی خواستار آن شد که سپاهی برای سرکوبی جنبش به خراسان گسیل کند. اما مروان، خود درگیر نزاع داخلی بود و نتوانست خواسته نصر را اجابت کند. نصر پس از ناامید شدن از کمک خلیفه، تلاش کرد که گروه‌های یمانی و خوارج را برای از میان برداشتن ابومسلم با خود همراه سازد و اگرچه در این کار توفیقاتی حاصل کرد، اما سیاست‌ورزی ابومسلم مانع از شکل‌گیری اتحاد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قدم بعدی، نصر سعی کرد که با خود ابومسلم متحد شود اما نهایتا ابومسلم با یمانی‌ها متحد شد و توانست نصر بن سیار را در سال ۱۳۰ هجری قمری شکست دهد. نصر پس از فتح مرو به دست ابومسلم، به سرخس و از آنجا به نیشابور گریخت. ابومسلم پس از فتح مرو، برای تثبیت قدرت خود، سران قبیله یمانی‌ها و رهبر خوارج را نیز از میان برداشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم پس از فتح مرو، در اندیشه حمله به عراق بود. این اندیشه در سال ۱۳۲ هجری قمری برابر با سال ۷۴۹ میلادی عملی شد و سپاه ابومسلم توانست سپاه یکصدهزار نفری مروان را در منطقه‌ای به نام زاب در نزدیکی موصل شکست دهد. رهبری این جنگ را قحطبه‌بن شبیب و بعد از کشته شدن او، فرزندش حسن بر عهده داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم شخصاً در این نبرد حاضر نبود. به این ترتیب با شکست آخرین خلیفه اموی، حکومت بنی‌امیه منقرض شد و حکومت بنی‌عباس با بر تخت نشستن ابوالعباس عبدالله سفاح آغاز گشت. مروان پس از شکست در این نبرد به دمشق و سپس مصر گریخت و در سال ۷۵۰ میلادی در آنجا کشته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نبرد «زاب» پایان کار امویان ==&lt;br /&gt;
پس از آن که قیام مخالفان بنی‌امیه، فراگیر و سراسر عالم اسلام را دربر گرفت، ابومسلم خراسانی شهرهای شرقی اسلام، یعنی افغانستان، خراسان و شهرهای میانی، مرکزی و جنوبی ایران را یکی پس از دیگری فتح کرد و قحطبه بن شبیب را که از داعیان معروف بنی‌عباس و از فرماندهان آنان بود، با سپاهی بزرگ، به سوی عراق گسیل داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزید بن عمر بن هبیره که عامل امویان در عراق، ایران و شرق عالم اسلام بود، در شهر «واسط» واقع در عراق، مستقر و مناطق و نواحی تحت فرمان خود را کنترل می‌کرد. عاملان و سپاهیان او پس از شکست از سربازان ابومسلم خراسانی، همگی به سوی واسط عقب‌نشینی کرده و در این شهر تجمع نمودند. ابن هبیره، سپاهیان خویش را مجدداً سازماندهی کرد و با آرایش جدید آماده دفاع گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپاهیان قحطبه بن شبیب، پس از فتح شهرهای ایران، وارد عراق گردیده و به سوی واسط هجوم آوردند. دو سپاه در مکانی به نام «زاب»، در بیست و پنج فرسنگی کوفه، با هم روبرو شده و به درگیری پرداختند. نبرد سنگین و سختی میان آنان به وقوع پیوست و از طرفین، تعداد بی‌شماری جان باخته و یا زخمی گردیدند، ولی سپاهیان اموی متحمل شکست و هزیمت شده و به ناچار، به سوی واسط عقب‌نشینی کردند و هواداران بنی‌عباس را به تهاجمات بعدی تحریص کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این واقعه، جنگ زاب، در هفتم محرم سال ۱۳۲ هجری قمری به وقوع پیوست. همین شکست، باعث فروپاشی خلافت جابرانه بنی‌امیه گردید و از آن پس شهرهای عراق، مانند کوفه، بصره و واسط نیز به دست عباسیان گشوده شد و ابن هبیره نیز در صحنه نبرد با عباسیان کشته گردید و سپاهیان اموی، به طور کُلی پراکنده و متفرق شدند. در همان ایام بزرگان بنی‌عباس وارد کوفه شده و پس از مدتی، با ابوالعباس سفّاح، به عنوان نخستین خلیفه عباسی بیعت نمودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فتح کوفه توسط ابومسلم ===&lt;br /&gt;
هنگامیکه خبر فتوحات سریع ابومسلم به ابن هبیره رسید سپاه بزرگی را که در کرمان به فرماندهی ابن ضیاره داشت مأمور جنگ با ابومسلم کرد و در این نبرد که در نزدیکی اصفهان روی داد در مدت کوتاهی سپاه بزرگ ابن هبیره از بیست هزار تن از سپاهیان ابومسلم شکست خورد و غنائم زیادی نصیب همراهان ابومسلم گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از این فتح به سرعت زور و حلوان و مداین و جلولاء و انبار و خانقین و بسیاری از نواحی دیگر به دست سپاهیان خراسان افتاد. سپاه ابومسلم پس از گذشتن از فرات و شرکت در جنگ شدیدی که منجر به کشته شدن قحطبه بن شبیب شد توانست کوفه را نیز فتح کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حکومت ابوالعباس سفاح (مؤسس خلفای بنی عباسی) در کوفه ===&lt;br /&gt;
در همین اوقات در کوفه ابوالعباس سفاح به جانشینی برادرش امام (ابراهیم امام) انتخاب شد و به این طریق حکومتی که قسمت اعظم اولیای امور آن ایرانی(!) و یا از معاشرین ایرانیان بودندبه وجود آمد و حکومت متعصب و عربی اموی بر لبه پرتگاه فنا رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;خانه و خاطره - [http://zinati.eu/Abu_Moslem_Khorasani.htm ابومسلم خراسانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران حکمرانی ابومسلم ==&lt;br /&gt;
با بر تخت نشستن سفاح به عنوان خلیفه عباسی، حکمرانی مناطق مرکزی و شرقی ایران به ابومسلم سپرده شد. ابو مسلم در این دوران از قدرت و نفوذ زیادی در بین مردم برخوردار بود. وی همچنین بر روی خلیفه عباسی نیز نفوذ زیادی داشت و در بسیاری از موارد خلیفه بدون نظر یا موافقت او تصمیم نمی‌گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حکمرانی، ابومسلم با شورش‌هایی از سوی علویان و نیز با تعدی‌هایی از طرف چینی‌ها مواجه شد که همه را سرکوب کرد. وی توانست نفوذ خود را در ماوراءالنهر توسعه دهد و شهرهایی از جمله سغد، بخارا و بلخ را تحت امارت خود درآورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم در دوران امارت خراسان، دست به عمران و آبادانی زد و در شهرهایی از جمله سمرقند و مرو، نمازخانه‌ها و باروهای متعددی ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم در این دوران دارای القابی چون صاحب‌الدعوة، صاحب‌الدولة و امین آل محمد بود. او را از این جهت صاحب‌الدعوة می‌نامیدند که قیام بر علیه امویان را آشکار کرد و لقب صاحب‌الدولة نیز از این جهت بود که وی را مؤسس حکومت عباسیان می‌دانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدرت و نفوذ ابومسلم و خودکامگی وی در تعامل با خلیفه، باعث شد تا نزدیکان خلیفه و از جمله برادر و ولیعهد وی، منصور، نسبت به ابومسلم بدگمان شوند و تلاش کنند تا خلیفه را نیز برای توطئه بر علیه ابومسلم متقاعد کنند. نقل است که شورشی که توسط زیاد بن صالح، امیر منصوب ابومسلم در شهرهای سغد و بخارا رخ داد، به تحریک خلیفه عباسی بوده و ابومسلم پس از غالب آمدن بر این شورش و کشتن زیاد بن صالح، سر وی را برای خلیفه می‌فرستد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این بدگمانی در زمانی که منصور به عنوان فرستاده خلیفه برای رایزنی با ابومسلم در خصوص فرمان قتل ابوسلمه خلال به خراسان رفت، تشدید شد؛ چرا که وی شوکت و ابهت ابومسلم را ملاحظه می‌کند و پس از بازگشت به خلیفه می‌گوید که اگر ابومسلم بخواهد، می‌تواند خلافت عباسیان را نابود کند؛ و اگر خلیفه می‌خواهد کارش قوام پیدا کند می‌بایست ابومسلم را بخواند و به قتل برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶ هجری قمری، ابومسلم پس از اخذ اجازه از سفاح، عازم عراق شد تا از آنجا به سفر حج برود. در این سفر، منصور نیز همراه ابومسلم شد و در بازگشت، خبر درگذشت خلیفه به آنها رسید؛ بنابراین، منصور که ولایت‌عهدی را بر عهده داشت در نامه‌ای به ابومسلم خود را خلیفه معرفی کرد و ابومسلم نیز به او تبریک گفت. منصور، در ابتدای خلافت خود با شورشی از سوی پسرعموی خود مواجه شد که با او بیعت نکرد و خود را خلیفه خواند. هرچند که این شورش توسط ابومسلم و طی چند ماه خاموش شد، اما گزارش‌هایی که منصور نسبت به واکنش‌های مغرورانه و سخره‌آمیز ابومسلم نسبت به نامه‌های خود دریافت می‌کرد، وی را شدیداً بیمناک می‌کرد و به همین جهت تصمیم گرفت که تا قبل از این که ابومسلم به خراسان عزیمت کند، وی را از پای در آورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قتل ابومسلم توسط منصور  ==&lt;br /&gt;
ابومسلم خراسانی سرانجام، در ماه شعبان سال ۱۳۷ هجری قمری برابر با سال ۷۵۵ میلادی به دستور منصور، خلیفه عباسی به قتل رسید. وی در زمان مرگ احتمالاً ۳۷ یا ۳۳ ساله بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
توطئه قتل ابومسلم در شرایطی رخ داد که ابومسلم پس از شکست دادن دشمنان خلیفه در عراق، بدون بازگشت به مداین، قصد عزیمت به خراسان نمود. اما خلیفه از آنجا که از شوکت و عظمت ابومسلم در خراسان بیمناک بود، طی نامه‌ای از وی خواست که نزد وی بیاید. ابومسلم ابتدا قصد پذیرش این دعوت را نداشت، اما نهایتاً پذیرفت. با ورود ابومسلم، خلیفه او را مورد اکرام قرار داد و از وی خواست تا روز بعد نزد او بیاید. در روز بعد، خلیفه به تعدادی از سربازان خود مأموریت داد تا مخفی شوند و زمانی که خلیفه سه بار دستانش را به هم زد، بیرون آیند و ابومسلم را بکشند. با ورود ابومسلم، خلیفه نخست با حیله، شمشیر او را گرفت و او را خلع سلاح کرد و سپس زبان به نکوهش وی گشود و از جمله او را در خصوص کشتن سلیمان بن کثیر سرزنش کرد و زمانی که با پاسخ متکبرانه ابومسلم مواجه شد، دستانش را سه بار برهم زد تا سربازان از موضع خود خارج شدند و او را به قتل رساندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشته‌شدگان توسط ابومسلم ==&lt;br /&gt;
ابومسلم در طول دوران مبارزه و پس از آن، در دوران حکمرانی، ناگزیر از کشتن دشمنان، خائنان، شورشیان یا سایر افرادی بود که برای جنبش سیاه‌جامگان یا حکومت عباسیان خطرناک محسوب می‌شدند. وی در مقابله با دشمنان بسیار سختگیر بود و هیچ رحمت و شفقتی به خرج نمی‌داد. از خود ابومسلم نقل شده‌ است که بیش از یکصد هزار تن به دستور او کشته شده‌اند. در بین افرادی که به دستور ابومسلم کشته شده‌اند (یا گمان می‌رود که چنین باشد)، نام افراد سرشناسی به چشم می‌خورد که برخی از آنها در زمره داعیان عباسی و برخی در حلقه متحدان خود او محسوب می‌شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخی، دلیل اصلی اقدام ابومسلم به قتل داعیان عباسی را، سیاست‌ورزی وی می‌دانند و معتقدند که این داعیان، در روزگاری که ابومسلم به عنوان برده در خدمت خانواده‌های عربی بود، وی را می‌شناخته‌اند و لذا دیدگاه تحقیرآمیزی نسبت به وی داشتند؛ به طوری که محبوبیت و شکوه ابومسلم در خراسان مانع خدشه‌دار شدن اعتبار او نزد این داعیان کهنه‌کار نمی‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خونخواهان ابومسلم ==&lt;br /&gt;
کشته شدن ابومسلم، سرآغاز قیام‌ها و شورش‌های متعددی شد که به خونخواهی او شکل گرفت و برخی از آنها سالهای سال، خلفای عباسی را به خود مشغول نمود. بیشتر این قیام‌ها برای رهایی از سیطره حکومت اعراب بر ایران و دارای رنگ و بوی مذهبی بود. در برخی از آنها برای ابومسلم جایگاهی تقدیس شده تصور شده بود، به گونه‌ای که بعضاً وی را زنده می‌انگاشتند و معتقد بودند که ظهور وی در زمان موعود فرا خواهد رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین قیامی که به خونخواهی ابومسلم شکل گرفت، قیام سنباد مجوس بود. سنباد یکی از دوستان و همراهان ابومسلم و پیرو آیین زرتشتی بود؛ هر چند که در برخی منابع وی را مزدکی نیز دانسته‌اند. وی پس از شنیدن خبر کشته شدن ابومسلم، در سال ۱۳۷ هجری قمری از محل استقرار خود در نیشابور قیام خود را شروع کرد و توانست شهرهایی نظیر قومس و ری را تسخیر کند. با تسخیر ری، اندوخته‌های ابومسلم که در هنگام عزیمت به سفر حج در این شهر بر جای گذاشته بود، به دست سنباد افتاد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی توانست لشکر بزرگی از زرتشتیان، مزدکیان و شیعیان فراهم آورد که تعداد آن در برخی از منابع برابر یکصدهزار ذکر شده‌ است. سنباد برای همراه ساختن این فرقه‌های مختلف مذهبی از ترفندهای مذهبی استفاده می‌کرد و به طور مثال داستانی را نقل می‌کرد مبنی بر این که چون منصور آهنگ کشتن ابومسلم نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابومسلم با خواندن نام پروردگار، به کبوتری مبدل شد و از بارگاه خلیفه به کوهی در ری هجرت کرد و اکنون در کنار مهدی و مزدک جای گرفته‌ است تا در زمان موعود از مخفیگاه خود خارج شود. وی مدعی بود که قاصدی، نامه‌ای از ابومسلم برای او آورده‌ است. با این حال، قیام سنباد بیش از هفتاد روز به طول نینجامید و این سپاه عظیم در جنگی که در ناحیه ساوه با لشکر خلیفه به فرماندهی جهور داشت، به علت رم کردن شترها از هم گسیخت و شکست خورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نقل شده‌ است که در این جنگ، شصت تا هشتاد هزار نفر از سپاه سنباد، از جمله خود وی کشته شدند و شمار کشته‌شدگان به حدی بود که آثار استخوان‌های اجساد آنان تا سال ۳۰۰ هجری قمری در منطقه مشهود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قیام دیگری که به خونخواهی ابومسلم صورت گرفت، قیام راوندیان بود. راوندیان، جمعی از اهالی خراسان بودند که وانمود می‌کردند که اعتقاد دارند به این که روح ابراهیم امام در ابومسلم حلول کرده و با کشته شدن ابومسلم، در منصور متجلی شده‌ است؛ بنابراین به کوفه عزیمت کردند و گرداگرد اقامتگاه منصور طواف می‌کردند. خلیفه عباسی دستور داد بزرگان ایشان را دستگیر نمایند و به زندان بیندازند، اما این گروه با حمله به مقر منصور، پس از آزادی آنان، به قصد کشتن منصور شورش کردند و درنهایت کشته شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسحاق ترک از یاران ابومسلم و داعی وی در میان ترکان ماوراالنهربود به همین دلیل به اسحاق ترک مشهور گشت برخی وی را ایرانی وبعضی هم وی را از نوادگان یحیی بن زیدعلوی می‌دانند. اسحاق ترک پس از قتل ابومسلم با تحریک ترکان ماوراالنهر شورش کرد که سرکوب و کشته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;آسمونی - [http://www.asemooni.com/biography/famous/aboomoslem-khorasani زندگی‌نامه ابومسلم خراسانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشته شدن ابومسلم، سرآغاز قیام‌ها و شورش‌های متعددی در ایران شد که به خونخواهی او شکل گرفت و برخی از آنها سال‌های سال، خلفای عباسی را به خود مشغول نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت‌های تاریخی ایران]]&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;br /&gt;
[[رده:فرماندهان نظامی تاریخ ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت‌ها]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی اصفهان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7&amp;diff=93035</id>
		<title>ابوعلی سینا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7&amp;diff=93035"/>
		<updated>2026-09-18T08:43:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص= شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا&lt;br /&gt;
|نام_تصویر= ابن‌سینا.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر= &lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=ابوعلی سینا &lt;br /&gt;
|نام دیگر=ابوعلی سینا، پور سینا، ابن سینا&lt;br /&gt;
|جوایز دریافتی=&lt;br /&gt;
|لقب‌ها= شیخ‌الرئیس، شرف الملک، حجت‌الحق شاهزاده اطباء&lt;br /&gt;
|زمینه فعالیت = فلسفه، پزشکی، روان‌شناسی، خداشناسی، ریاضیات، منطق، ادبیات، فیزیک، کلام (الهیات اسلامی)&lt;br /&gt;
|ملیت= ایرانی&lt;br /&gt;
|اهل= بخارا&lt;br /&gt;
|دوره=اواخر سامانیان و دوران آل بویه&lt;br /&gt;
|سال‌های فعالیت=اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سده‌ی پنجم قمری&lt;br /&gt;
|محل زندگی= اصفهان، همدان، فرارود، خراسان، گرگان و ری،&lt;br /&gt;
|مذهب= اسلام&lt;br /&gt;
|همسر= یاسمین&lt;br /&gt;
|فرزندان=&lt;br /&gt;
|والدین= عبدالله / ستاره&lt;br /&gt;
|آرامگاه= آرامگاه بوعلی‌سینا همدان&lt;br /&gt;
|نقش‌های برجسته= بزرگ‌ترین فیلسوف مشایی و پزشک نامدار ایران در جهان اسلام&lt;br /&gt;
|پیشه= فیلسوف، دانشمند و حکیم&lt;br /&gt;
|وبگاه=&lt;br /&gt;
|منصب=وزارت&lt;br /&gt;
|سبک=&lt;br /&gt;
|مکتب=فلسفه مشایی&lt;br /&gt;
|آثار=کتاب شفا، قانون در طب، دانشنامهٔ علایی و رساله‌های بسیاری به عربی و فارسی&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد= ۱ شهریور ۳۵۹&lt;br /&gt;
|محل_تولد= بخارا (پایتخت سامانیان)، در ازبکستان کنونی&lt;br /&gt;
|دوران زندگانی= دوران طلایی تمدن ایرانی اسلامی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ = ۳۱ خرداد ۴۱۶ (در سن ۵۷ سالگی)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ =همدان&lt;br /&gt;
|امضاء=&lt;br /&gt;
|اثر گزاران= بقراط، ارسطو، جالینوس، نوافلاطونیان، الکندی، فارابی و...&lt;br /&gt;
|اثر پذیران=ابوریحان بیرونی، عمر خیام، ابن رشد، خواجه نصیرالدین طوسی، ابوعبید جوزجانی، رنه دکارت و...&lt;br /&gt;
|گفتاورد= تا بدانجا رسید دانش من، که بدانم همی که نادانم&lt;br /&gt;
|imdb_id =&lt;br /&gt;
|Soure_id =|نام کامل اصلی=حسین بن عبدالله&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوعلی سینا ،&#039;&#039;&#039; با نام کامل ابوعلی حسین ‌بن عبدالله ‌بن حسن‌ بن علی‌ بن سینا، (زاده سال ۳۵۹-ه.ش، بخارا - درگذشته ۳۱ خرداد ۴۱۶، همدان) پزشک ریاضی‌دان، منجم، فیزیک‌دان، جغرافی‌دان، زمین‌شناس، منطق‌دان، شاعر و یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین فیلسوفان و دانشمندان ایران و جهان است. ابوعلی سینا از همان آغاز کودکی قابلیت و استعداد شگفت‌انگیزی در فراگرفتن علوم گوناگون داشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی تا ده سالگی همه‌ی قرآن و هم‌چنین صرف و نحو را آموخت؛ و پس از آن به یادگیری منطق و ریاضیات پرداخت. وی در سن هجده سالگی به تمام علوم زمانه‌ی خود مسلط بود. ابوعلی سینا۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته است که حدود ۲۴۰ کتاب آن دست‌به‌دست رسیده است. از معروفترین آثار او می‌توان به کتاب قانون و کتاب شفا اشاره کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا در زمینه‌ی ادبیات فارسی مهارت ویژه‌ای داشت؛ و بیش از ۲۰ اثر فارسی به او نسبت داده شده است که دانشنامه علائی و رساله نبض از مهم‌ترین آن‌ها است. کتاب قانون ابوعلی سینا در مراکز علمی اروپا نزدیک به ۷۰۰ سال تدریس و تعلیم داده می‌شد؛ و تا سالیان متوالی تمام کتاب‌های دیگر در علوم پزشکی را تحت‌الشعاع قرار داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب قانون اکنون نیز به‌عنوان بخش مهمی از طب کهن در برخی مراکز، آکادمی‌ها و دانشگاه‌های جهان تدریس می‌شود. ابوعلی سینا سرانجام در ۳۱ خردادماه ۴۱۶-ه.ش، که مصادف با ماه رمضان بود، در سن ۵۷ سالگی درگذشت و در شهر همدان به‌خاک سپرده شد. آرامگاه ابوعلی سینا در همدان که در سطح جهان شهرت دارد، یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری همدان و ایران به‌شمار می‌رود. روز اول شهریور زادروز دانشمند بزرگ ابوعلی سینا به‌نام روز پزشک نام‌گذاری شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودکی و نوجوانی ==&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا با هوش عجیب و خارق‌العاده‌اش، علم منطق را نزد ابوعبدالله ناتلی و علم طب را نزد ابوسهیل مسیحی فراگرفت. ابوعلی سینا وقتی که به سن ۱۸ سالگی رسید، در تمامی علوم زمانه‌ی خود مسلط و استاد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مذهب ابوعلی سینا ==&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا درخانواده‌ای شیعی‌مذهب در بلخ به دنیا آمد. با این‌که در آثارش به شیعه بودن او تصریح نشده است، اما از مکتوبات وی معلوم است که شیعی‌مذهب بوده است. ابوعلی سینا در قطعه شعری، عشق و علاقه خود را به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام چنین بیان می‌کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا باده عشق در قدح ریخته‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واندر پی عشقْ، عاشق انگیخته‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با جان و روان بوعلی، مهر علی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چون شیر و شکر به‌هم برآمیخته‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر صفحه چهره‌ها خط  لم یزلی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معکوس نوشته‌اند نام دو علی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک لام و دو عین، با دویای معکوس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از حاجب و عین و اَنف با خط جلی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://namnak.com/ibn-sina-biography.p83114 زندگینامه ابن سینا - سایت نمناک]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا به زبان فارسی و عربی شعر می سرود. از او ۷۲ دو بیت شعر فارسی به‌جا مانده است که به‌صورت طنز است؛ و بیانگر بی‌ارزشی دنیا و ضعف و ناتوانی آدمیان از منظر او است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://photokade.com/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7/ بیوگرافی ابوعلی سینا - سایت فتوکده]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های اخلاقی ==&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا علاوه بر شوکت علمی و هوش و حافظه‌ی شگفت‌انگیزش، انسانی پارسا با کمالات اخلاقی بود. در باره‌ی اخلاقیات ابوعلی سینا گفته‌اند که با زیردستان بسیار مهربان و با محبت بود، بچه‌ها را دوست می‌داشت، سخاوتمند بود؛ و به فقیران بذل و بخشش می‌کرد، در برابر بیماران بسیار متواضع و با لب‌خند ظاهر می‌شد، در منصب وزارت و یا در هر پست و مقام مهمی که داشت، مراجعه‌کنندگان را با خوشرویی می پذیرفت؛ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و برای نشان دادن صمیمیت میان خود و دادخواهان، مزاح و شوخی می‌کرد تا خواسته‌ی خود را راحت و بی‌واهمه بیان کنند، متین و خوش‌بیان بود، کم صحبت می‌کرد و بیشتر شنونده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.sarpoosh.com/biography/scientists-biography/abu-ali-sina-35.html زندگینامه ابن سینا - سایت سرپوش]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;ازدواج&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در هیچ منابعی به همسر داشتن ابو علی سینا تصریح نشده است، اما برخی‌ها نوشته‌اند که ابوعلی با یاسمین، که کنیز فراری خلیفه بغداد بود، ازدواج کرده است؛ اما مدتی نگذشته بود که خلیفه بغدادی یاسمین را پیدا می‌کند؛ و نزد خود به بغداد می‌برد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://blog.netnazar.com/2022/01/09/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7/ زندگینامه ابوعلی سینا - سایت نت‌نظر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:تندیس در سازمان ملل....JPG|جایگزین=مجسمه ابوعلی سینا در چهارطاقی، اهدایی ایران به سازمان ملل|بندانگشتی|250x250پیکسل|مجسمه ابوعلی سینا در چهارطاقی، اهدایی ایران به سازمان ملل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهرت جهانی ابوعلی سینا ==&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا شهرت جهانی دارد؛ و اندیشمندان و دانشمندان دنیا او را می‌شناسند. بسیاری از آثار ابوعلی سینا به‌ویژه در حوزه علوم پزشکی برای قرن‌های پیاپی در کالج و دانشگاه‌های اروپایی تدریس می‌شد. کتاب قانون ابوعلی سینا در مراکز علمی اروپا نزدیک به ۷۰۰ سال تدریس و تعلیم داده می‌شد؛ و تا سالیان متوالی تمام کتاب‌های دیگر در علوم پزشکی را تحت‌الشعاع قرار داد. کتاب قانون اکنون نیز به‌عنوان بخش مهمی از طب کهن در برخی مراکز، آکادمی‌ها و دانشگاه‌های جهان تدریس می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از پزشکان بزرگ تاریخ به نام سر ویلیام آسلر، که یکی از بنیانگذاران بیمارستان جان‌هاپکینز آمریکا است، کتاب قانون ابوعلی سینا را مشهورترین کتاب پزشکی تاریخ معرفی می‌کند؛ و براین باور است که این کتاب قانون مانند انجیل پزشکی است؛ و بیش از هر اثر مکتوبی دیگر ماندگار بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از دانشمندان مورخ به نام جورج سارتن، در باره‌ی کتاب قانون ابوعلی سینا نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«قانون، دایرةالمعارف عظیم پزشکی است. این کتاب شامل تعدادی از روشنگرترین مباحث پزشکی است که این علم را منحصر به فرد می کند. مباحثی هم‌چون التهابات بدن، منبع بیماری سل، جداسازی بیماری‌ها بر اساس عوامل آبی و خاکی، توضیح دقیق مشکلات پوستی، بیماری‌های جنسی و راه‌های پیشگیری از آن‌ها و هم‌چنین بیماری‌های عصبی، به‌خوبی در این کتاب بررسی شده‌اند...»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.zoomit.ir/biography/285478-avicenna-biography/ زندگینامه ابوعلی سینا، پدر علم پزشکی و فلسفه مدرن - سایت زومیت]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:نقش تصویر ابوعلی بر گدان نقره،موزه همدان.JPG|جایگزین=نقش تصویر ابوعلی بر گدان نقره،موزه همدان|بندانگشتی|300x300پیکسل|نقش تصویر ابوعلی بر گدان نقره،موزه همدان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;القاب ابوعلی سینا&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در کتاب‌های فلسفه، تاریخ، منطق، طب و ادبیات، ابوعلی سینا را به القاب شیخ‌الرئیس، شرف‌الملک، حجه‌الحق، امام‌الحکما، رئیس‌المشائین و خواجه حکیمان جهان خوانده‌اند. ابوعبید جوزجانی که از دانشمندان و شاگردان ابوعلی سینا بود، در شرح حال استاد خود نوشته است که در انجمن و محفل دانشمندان، حکیمان و فلاسفه، در حضور پادشاهان کسی را توان رویاریی علمی در هیچ یک از دانش‌ها با ابوعلی سینا نبوده است. از این رو شایسته و سزوار القاب ذکر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://forsat95.blogfa.com/post/7 القاب ابوعلی سینا - سایت ایستگاه فلسفه]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ابوعلی سینا ==&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته است که حدود ۲۴۰ کتاب آن دست‌به‌دست رسیده است. تعداد بسیاری از این کتاب‌ها حول مباحث پزشکی، حکمت و فلسفه است. از آن رو که در آن زمان، عربی زبان متداول و رایج آثار علمی بود، ابوعلی سینا و دیگر دانشمندان ایرانی بیشتر کتاب‌های خود را به زبان عربی می‌نوشتند؛ اما بعدها برخی از این کتاب‌ها به زبان‌ فارسی و هم‌چنین زبان‌های دیگر ترجمه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://www.kojaro.com/2020/11/7/191021/hakim-abu-ali-sina/ زندگینامه ابوعلی سینا - سایت کجارو]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;منصفات ابوعلی سینا ‏&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
المجموع &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الحاصل و المحصول (۲۰ جلد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البرّ و الاثم (۲ جلد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الشفاء (۱۸ جلد)&lt;br /&gt;
[[پرونده:الاشارات ابن سینا....JPG|جایگزین=کتاب اشارات و تنبیهات، ابوعلی سینا|بندانگشتی|240x240پیکسل|کتاب اشارات و تنبیهات، ابوعلی سینا]]&lt;br /&gt;
القانون فى الطب (۱۸ جلد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الارصاد الکلیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الانصاف (۲۰ جلد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
النجاه (۳ جلد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الهدایه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الاشارات والتنبیهات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المختصرالاوسط&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
العلائى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
القولنج&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لسان العرب فى اللغه (۱۰ جلد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الادویه القلبیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الموجز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعض الحکمه المشرقیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیان ذوات الجهه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المعاد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
المبدأ ‏و المعاد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;رسالات ابوعلی سینا&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:کتاب نهایه ابوعلی....JPG|جایگزین=کتاب النهایه، ابوعلی سینا|بندانگشتی|240x240پیکسل|کتاب النهایه، ابوعلی سینا]]&lt;br /&gt;
رساله القضاء و القدر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رساله فى‌الآله الرصدیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رساله عرض قاطیغوریاس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رساله المنطق بالشعر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قصائد فى‌العظه و‏الحکمه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رساله فى نعوت‌المواضع الجدلیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رساله فى اختصار اقلیدس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رساله فى مختصرالنبض (به زبان فارسى)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رساله فى‌‏الحدود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رساله فى‌الاجرام‌السماویه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب الاشاره فى علم‌المنطق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب اقسام الحکمه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب النهایه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب عهد کتبه ‏لنفسه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب حىّ بن یقطان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب فى انّ ابعاد الجسم ذاتیه له&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب خطب، کتاب عیون‌الحکمه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب فى انّه لا یجوز ان ‏یکون شى‏ء واحد جوهریا و عرضیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب انّ علم زید غیر علم عمرو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسائل اخوانیه و سلطانیه و مسائل جرت بینه و بین ‏بعض‌العلماء &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.beytoote.com/scientific/scientist/biography-avicenna.html زندگینامه ابوعلی سینا - سایت بیتوته]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:قانون ابوعلی....jpg|جایگزین=کتاب قانون ابوعلی سینا|بندانگشتی|220x220پیکسل|کتاب قانون ابوعلی سینا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;کتاب قانون&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
قانون مشهورترین اثر ابن سینا است. این کتاب در باره‌ی علم پزشکی، ساختار و تاریخچه، کیهان‌شناسی، علم مزاج، خلق‌وخو، داروها، آسیب‌شناسی، بیماری‌های ویژه و ترکیب‌های دارویی و انبوهی مفاهیم اساسی دیگر در علم پزشکی است. کتاب قانون مجموعه‌ای از پنج کتاب است که هر کتاب به بخشی ویژه‌ای از علم پزشکی می‌پردازند. کتاب قانون در سال ۴۰۴-ه.ش به زبان عربی چاپ و منتشر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطالب کتاب قانون، اساس بسیاری از مفاهیم امروزی علم پزشکی کتاب قانون شیخ الرئیس ابوعلی سینا در سال ۴۰۴ هجری شمسی (۱۰۲۵ میلادی) به زبان عربی چاپ شد. مطالب این کتاب،‌ پایه‌های بسیاری از مفاهیم امروزی علم پزشکی است. بیشتر مطالب علمی این کتاب تأثیرپذیرفته از نظریات و تعلیمات جالینوس بوده است. ابوعلی سینا، آموزه‌های جالینوس با فلسفه‌های ارسطو در علم طبیعی را آمیخته و اصول پزشکی را از آن‌ها بیرون کشیده و استخراج کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;[[پرونده:کتاب شفای ابن سینا.....JPG|جایگزین=کتاب شفا، ابوعلی سینا|بندانگشتی|240x240پیکسل|کتاب شفا، ابوعلی سینا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;کتاب شفا&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
کتاب شفا برخلاف اسمش، ربطی به علم پزشکی ندارد. این کتاب شامل ۴ بخش اصلی است. منطق، علوم طبیعی، ریاضیات، بخش ریاضیات شامل علوم اربعه، یعنی ریاضیات، هندسه، نجوم و موسیقی و هم‌چنین بحث ماوراءالطبیعه جزو مباحث اصلی این کتاب هستند. در کتاب شفا از مباحث ارسطو، بطلمیوس و دانشمندان ایرانی مانند ابویوسف کندی، ابونصر فارابی و ابوریحان بیرونی استفاده شده است. در واقع کتاب شفا در بررسی و بازبینی همگانی علوم گوناگون و درمان جهل روح نوشته شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا در علم نجوم جایگاهی بسیار ویژه داشت؛ و در قسمتی از کتاب شفا به ساختن ابزار رصدی پرداخته است. از ابتکارات قابل توجه او در علم نجوم ساختن ابزار اندازه گیری رصدی است. وی هم‌چنین در اصفهان رصدخانه‌ای نیز تأسیس کرد؛ و ابزار اندازه‌گیری رصدی نیز ساخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;آثار فارسی&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; ====&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا در زمینه‌ی ادبیات فارسی مهارت ویژه‌ای داشت؛ و بیش از ۲۰ اثر فارسی به او نسبت داده شده است که دانشنامه علائی و رساله نبض از مهم‌ترین آن‌ها است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب‌های فارسی دیگر ابوعلی سینا عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنوزالمعزمین، ظفرنامه، حکمه‌الموت، رساله نفس، رساله معراجیه، المبدا  المعاد، اثبات‌النبوه، علل تسلسل موجودات، رساله جودیه، معیارالعقول، رساله عشق، حل شکلات معینه، رساله اکسیر، رساله در منطق، رساله در اقسام نفوس، فی تشریح الاعضا، رساله در معرفت سموم و علم پیشین و برین&amp;lt;ref&amp;gt;[https://parvaresheafkar.com/biography/biography-avicenna-astronomy/ زندگینامه ابوعلی سینا، پزش و ستاره‌شناس - سایت پرورش افکار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:تندیس ابوعلی در همدان.JPG|جایگزین=تندیس ابوعلی سینا در همدان|بندانگشتی|270x270پیکسل|تندیس ابوعلی سینا در همدان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== درگذشت ابوعلی سینا ==&lt;br /&gt;
ابوعلی سینا از همدان به شهر اصفهان که مشتاق دیدن آن بود، سفر کرد. وی مورد توجه و علاقه‌ی علاءالدوله قرار گرفت. ابوعلی سینا  ۱۵ سال با آسودگی در این شهر زندگی کرد؛ اما این آسودگی همیشگی نبود؛ و اصفهان توسط مسعود غزنوی مورد حمله قرار گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این حمله برخی از آثار مهم ابوعلی سینا از بین رفت که این اتفاق ضربه بزرگی برای او بود. از آن رو که بیماری قولنج نیز ابوعلی سینا را اذیت می‌کرد، وی تصمیم گرفت به همدان بازگردد؛ و باقی عمر خود را در این شهر بگذراند. این دانشمند شهیر در اواخر عمر خود، همه‌ی مال و اموالش را بخشید؛ و خدمت‌کاران خود را نیز آزاد کرد. ابوعلی سینا سرانجام در ۳۱ خردادماه ۴۱۶-ه.ش، که مصادف با ماه رمضان بود، در سن ۵۷ سالگی درگذشت و در شهر همدان به‌خاک سپرده شد. اطلاعات دقیق از علت مرگ او در دست نیست، اما در برخی منابع علت مرگش را همان بیماری قلنج ذکر کرده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:آرامگاه ابوعلی....JPG|جایگزین=مقبره ابوعلی سینا در همدان|بندانگشتی|265x265پیکسل|مقبره ابوعلی سینا در همدان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;آرامگاه ابوعلی سینا&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
آرامگاه ابوعلی سینا که در سطح جهان شهرت دارد، در شهر همدان واقع شده است؛ که یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری همدان و ایران به‌شمار می‌رود. شایان ذکر است که نخستین آرامگاه ابوعلی سینا در دوران قاجاریه و به‌دستور دختری به اسم نگار که نوه‌ی فتحعلی شاه قاجار بود، ساخته شد. مقدمات ساخت بنای مقبره‌ی ابوعلی سینا که اکنون به این شکل است، در سال ۱۳۲۲، فراهم شد که توسط مهندس هوشنگ سیحون انجام گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قابل توجه این‌که جنس ستون‌های آرامگاه ابوعلی سینا از سنگ گرانیتی است که شکوه آن را بسیار دیدنی و بی‌همتا کرده است. مزار شاعر مشهور عارف قزوینی نیز نزدیکی آرمگاه ابوعلی سینا قرار گرفته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:کتابخانه ابوعلی....JPG|جایگزین=کتابخانه ابوعلی سینا|بندانگشتی|264x264پیکسل|کتابخانه ابوعلی سینا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;کتابخانه&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی از بخش‌های مهم مجموعه آرامگاه ابوعلی سینا کتابخانه آن است. این کتابخانه دارای بیش از ۸۰۰۰، کتاب خطی و چاپی نفیس ایرانی و خارجی است؛ و غرفه‌هایی از این کتابخانه نیز به آثار ابوعلی سینا و نویسندگان و شعرای همدانی اختصاص داده شده است. موزه‌ای هم در مجموعه‌ی این آرامگاه قرار دارد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;روز پزشک&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
روز اول شهریور زادروز دانشمند بزرگ ابوعلی سینا به‌نام روز پزشک نام‌گذاری شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نام‌گذاری‌های مختلف ==&lt;br /&gt;
نام ابوعلی سینا روی اماکن گوناگونی گذاشته شده است؛ و در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، مشهد و هم‌چنین استانبول ترکیه، هراره زیمبابوه و بوبینی فرانسه، بیمارستان‌هایی به نام ابوعلی سینا وجود دارد. یک مرکز جراحی در نیویورک آمریکا، یک دانشکده طب چینی در ساسکس شرقی انگلستان، یک دانشکده پزشکی در پاکستان، یک دانشکده بین‌المللی در مجارستان، ژورنال بین‌المللی بیوتکنولوژی در تهران، یک پژوهشگاه در تهران و چندین مدرسه و مرکز آموزشی در ایران نیز به‌نام ابوعلی سینا نام‌گذاری شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قابل توجه این‌که در سمت پنهان ماه، دهانه‌ای وجود دارد که به افتخار ابوعلی سینا، آن را ابن سینا نام‌گذاری کرده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع: ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:دانشمندان و دانشگاهیان]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B0%D8%B1_%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%A8%DB%8C&amp;diff=93004</id>
		<title>ابوذر ورداسبی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B0%D8%B1_%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%A8%DB%8C&amp;diff=93004"/>
		<updated>2026-09-17T08:50:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              =ابوذر ورداسبی&lt;br /&gt;
| تصویر            =ابوذر ورداسبی.jpg&lt;br /&gt;
| شرح تصویر        =ابوذر ورداسبی&lt;br /&gt;
| نام کامل         = &lt;br /&gt;
| معروف به         = &lt;br /&gt;
| نام مستعار       = &lt;br /&gt;
| زادروز           =سال ۱۳۲۸&lt;br /&gt;
| شهر تولد         = جویبار قائمشهر&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ        =اوایل مرداد ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
| شهر مرگ          = کرمانشاه&lt;br /&gt;
| کشور مرگ         = &lt;br /&gt;
| نام همسر         = فاطمه فرشچیان&lt;br /&gt;
| فرزندان          = حنیف، گوهر&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = &lt;br /&gt;
| تحصیلات           = لیسانس حقوق قضایی&lt;br /&gt;
| دین              = &lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سمت              = &lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      = &lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         = &lt;br /&gt;
| قبل از           = &lt;br /&gt;
| بعد از           = &lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       = &lt;br /&gt;
| امضا             = &lt;br /&gt;
| زیرنویس          = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوذر ورداسبی&#039;&#039;&#039;، (متولد ۱۳۲۸، جویبار قائمشهر – درگذشته اوایل مرداد ۱۳۶۷، کرمانشاه) نویسنده، محقق و عضو [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] بود. ابوذر ورداسبی از سال ۱۳۴۶، که دانشجوی رشته‌ی حقوق قضایی در دانشگاه تهران بود، فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی خود را آغاز کرد. او در سال ۱۳۵۰، به‌خاطر فعالیت‌های سیاسی‌اش در دانشگاه دستگیر شد و یک سال در زندان بود. او در زندان با اندیشه و آرمان‌های مجاهدین آشنا شد و پس از آزادی از زندان راه مجاهدین را در پیش گرفت و به همین خاطر در سال ۱۳۵۳، بار دیگر دستگیر و زندانی شد و تحت شکنجه‌های شدید [[ساواک]] شاه قرار گرفت. ابوذر ورداسبی پس از پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در سال ۱۳۵۹، کاندید مجاهدین برای نمایندگی مجلس از قائمشهر شد و وارد فعالیت‌های انتخاباتی گردید. او با وجود این‌که رأی بسیاری از طرف مردم کسب کرد، اما نظام جمهوری اسلامی مانع ورود وی به مجلس شد. ابوذر ورداسبی با آغاز مبارزه مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، در صفوف مجاهدین علیه رژیم [[روح‌الله خمینی|خمینی]] قرار گرفت که تحولی در زندگی مبارزاتی او بود. وی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، به پایگاه‌های مجاهدین در منطقه مرزی کردستان رفت و سپس در سال ۱۳۶۵، عازم پاریس شد. ابوذر ورداسبی هم‌چنین عضو فعال جمعیت اقامه، از سازمان‌های عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]] بود. پس از عزیمت رهبر مقاومت [[مسعود رجوی]] به جوار خاک میهن و تأسیس [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادی‌بخش ملی]] در بهار ۱۳۶۵، ابوذر ورداسبی نیز عازم قرارگاه‌های مجاهدین در منطقه‌ی مرزی شد. او در زمان [[عملیات فروغ جاویدان]] با پافشاری بسیار خواهان شرکت در آن عملیات شده بود. ابوذر ورداسبی موفق شد با همسرش فاطمه فرشچیان در عملیات فروغ جاویدان شرکت کند. سرانجام ابوذر ورداسبی و همسرش در اوایل مردادماه ۱۳۶۷، در عملیات فروغ جاویدان در صحنه‌ی نبرد با [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] نظام جمهوری اسلامی جان باختند. ابوذر ورداسبی دارای آثار متعددی است که برخی از آن‌ها منتشر و برخی دیگر نیز منتشر نشده است. چند نمونه از آثار منتشرشده‌ی او عبارتند از: ایران در پویه تاریخ، علل کندی و ناپیوستگی تکامل جامعه فئودالی ایران، نمدپوشان و…&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گاه‌شمار زندگی ابوذر ورداسبی ==&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی در سال ۱۳۲۸، در منطقه‌ی جویبار قائمشهر در استان مازندران به دنیا آمد. او از خانواده‌ای زحمتکش و کم‌درآمد بود. ابوذر ورداسبی دوران کودکی خود را در محله‌ی باقرای مازندران گذراند. او به‌خاطر وضعیت بد مالی مجبور بود با پای پیاده و بدون کفش به مدرسه برود. ابوذر تحصیلات دوره دبیرستان را در تهران ادامه داد. پدر ابوذر ورداسبی (سلمان ورداسبی) قهوه‌خانه‌ای کوچک داشت که به‌خاطر هواداری از [[دکتر محمد مصدق]]، ۲ سال زندانی شده بود. پدر او پس از انقلاب ضدسلطنتی، بار دیگر توسط مأموران نظام جمهوری اسلامی دستگیر گردید و بعد از مدتی که از زندان آزاد شد، به‌علت خواندن نامه‌ای که رژیم ایران در آن خبر جعلی اعدام ابوذر را عمداً وارد کرده بود تا خانواده‌اش بیشتر تحت‌فشار قرار بگیرند، سکته کرد و از دنیا رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/138601 ابوذر ورداسبی - سایت سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فعالیت‌های سیاسی و دستگیری ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابوذر ورداسبی؛5.jpg|جایگزین=ابوذر ورداسبی|بندانگشتی|ابوذر ورداسبی]]&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی از سال ۱۳۴۶، که دانشجوی رشته‌ی حقوق قضایی در دانشگاه تهران بود، فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی خود را آغاز کرد. او در سال ۱۳۵۰، به‌خاطر فعالیت‌های سیاسی‌اش در دانشگاه دستگیر شد و یک سال در زندان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آشنایی با مجاهدین، دستگیری مجدد ===&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی در زندان با اندیشه و آرمان‌های مجاهدین آشنا شد و پس از آزادی از زندان راه مجاهدین را در پیش گرفت و به همین خاطر در سال ۱۳۵۳، بار دیگر دستگیر و زندانی شد و تحت شکنجه‌های شدید [[ساواک]] قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی پس از [[شکنجه|شکنجه‌]] بسیار ساواک، آن‌ها را بر سر یک قرار پوشالی در خیابان فرهنگ (بین خیابان شاپور و امیریه) برده بود. دست‌آخر هم برای اینکه کسی از دوستان و هم‌رزمانش لو نرود و دستگیر نشود، خودش را به زیر یک اتوبوس دوطبقه انداخته بود که منجر به له و لورده شدن جفت پاهایش شده بود و تا آخر عمر نیز از آن و هم‌چنین از آثار شکنجه رنج می‌کشید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://www.hambastegimeli.com/65266_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B0%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C# ابوذر ورداسبی جاودانه فروغ آزادی - سایت همبستگی ملی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آزادی از زندان ===&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی پس از سپری کردن ۳ سال محکومیت، در سال ۱۳۵۶، از زندان آزاد شد. او دانش سیاسی، تاریخی و آموزش‌هایی که از سازمان مجاهدین گرفته بود، به‌منظور بالا بردن سطح آگاهی سیاسی جامعه به‌صورت کتاب‌های متعدد منتشر کرد که بیشتر تحقیقات حول تاریخ اسلام و جنبش‌های ایرانی اسلامی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پس از انقلاب ضدسلطنتی ===&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی پس از پیروزی [[انقلاب ضدسلطنتی]]، مدتی در کنار مجاهد خلق احمد طباطبایی که نخستین استاندار مازندران پس از سرنگونی رژیم شاه بود، خدمات بسیاری در کمک به کشاورزان شمال و احقاق حق آن‌ها انجام داد. ابوذر در سال ۱۳۵۹، کاندید مجاهدین برای نمایندگی مجلس از قائمشهر شد و وارد فعالیت‌های انتخاباتی گردید. او با وجود این‌که رأی بسیاری از طرف مردم کسب کرد، اما نظام جمهوری اسلامی مانع ورود وی به مجلس شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انتخاب مبارزه مسلحانه ===&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی با آغاز [[مبارزه مسلحانه]] در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، در صفوف مجاهدین علیه رژیم خمینی قرار گرفت که تحولی در زندگی مبارزاتی او بود و خودش در این‌باره گفته بود: پیش از این با مغزم به سازمان مجاهدین اعتقاد داشتم، اما حالا با قلبم به آن عشق و علاقه دارم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی در مطلبی درباره رژیم دیکتاتوری [[محمدرضا شاه پهلوی|محمدرضا شاه]] و رژیم خمینی نوشته بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آن یکی یعنی شاه، دیکتاتوری و استثمار و ارتجاع مدرن رو نمایندگی می‌کرد و این یکی یعنی [[خمینی]] مظهر ستم و تجاوز در اشکال سنتی و قدیمی آن است، سمبل ارتجاع ضدتاریخی است. ارتجاع ضدتاریخی یعنی چه؟ یعنی نه‌فقط تلاش می‌کند که جریان انقلاب، چرخ انقلاب را به عقب برگرداند، بلکه مذبوحانه تلاش می‌کند و می‌خواهد که چرخ تاریخ و چرخ زمان را هم به عقب ببرد و به عقب برگرداند. در یک کلام سمبل و ثمره روابط و مناسبات و رسومات و اخلاقیات ماقبل سرمایه‌داری است. مادون سرمایه‌داری است، سمبل ارزش‌های مادون تمدن جدید است؛ و به همین جهت جانی‌تر، و وحشی‌تر و پلیدتر و ناپاکتر است؛ و لاجرم ناحق‌تر و نامشروع‌تر است.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;ابوذر ورداسبی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، به پایگاه‌های مجاهدین در منطقه مرزی کردستان رفت و سپس در سال ۱۳۶۵، عازم پاریس شد. او عضو فعال جمعیت اقامه، از سازمان‌های عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]] بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عملیات فروغ جاودان، جان‌باختن ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابوذر و فاطمه.jpg|جایگزین=ابوذر ورداسبی و همسرش فاطمه فرشچیان|بندانگشتی|263x263پیکسل|ابوذر ورداسبی و همسرش فاطمه فرشچیان]]&lt;br /&gt;
پس از عزیمت رهبر مقاومت [[مسعود رجوی]] به جوار خاک میهن و تأسیس [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادی‌بخش ملی]] در بهار ۱۳۶۵، ابوذر ورداسبی نیز عازم قرارگاه‌های مجاهدین در منطقه‌ی مرزی شد. او در زمان [[عملیات فروغ جاویدان]] با پافشاری بسیار خواهان شرکت در آن عملیات شده بود. ابوذر ورداسبی موفق شد با همسرش فاطمه فرشچیان در عملیات فروغ جاویدان شرکت کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فاطمه فرشچیان از یک خانواده هنرمند و مرفه بود. او دانشجوی سال‌های آخر پزشکی بود که به سازمان مجاهدین خلق پیوست و در فاز نظامی به منطقه کردستان اعزام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام ابوذر ورداسبی و همسرش در اوایل مردادماه ۱۳۶۷، در عملیات فروغ جاویدان در صحنه‌ی نبرد با [[سپاه پاسداران]] نظام جمهوری اسلامی جان باختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابوذر و فرزندش حنیف.JPG|جایگزین=ابوذر ورداسبی و فرزندش حنیف|بندانگشتی|320x320پیکسل|ابوذر ورداسبی و فرزندش حنیف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وداع با مادر ===&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی و همسرش فاطمه فرشچیان دارای دو فرزند به‌نام‌های حنیف و گوهر بودند. درباره‌ی صحنه‌ی خداحافظی ابوذر ورداسبی و همسرش فاطمه فرشچیان با مادر ابوذر، یکی از شاهدان صحنه چنین گزارش کرده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ابوذر مادرش را بوسید و به او گفت: این خواهران و برادران مجاهد همه بچه‌های تو هستند. این‌ها می‌روند انتقام می‌گیرند و تو دعا کن مسعود و مریم به ایران بروند. ابوذر سپس دست بچه‌هایش را به دست مادرش داد و گفت: این حنیف، جای پسرت ابوذر، و این گوهر هم جای فاطمه! مادر ناراحت نباش دارم تو را سفارش می‌کنم که دست از سازمان بر نداری. حنیف و گوهر را به تو سپردم و ترا به مسعود و مریم؛ در این‌جا همسرش فاطمه نیز گفت: مادر سر نماز ما را دعا کن و ناراحت نباش اگر ما شهید شدیم گریه نکن. خدا را شکر کن».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ابوذر ورداسبی ==&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی مطالعات و تحقیقات گسترده‌ای در عرصه‌ی تاریخ اسلام انجام داده بود که محصول آن کتاب‌های «ایران در پویه تاریخ» و «علل کندی و ناپیوستگی تکامل فئودالی جامعه ایران» بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی دارای آثار متعددی است که برخی از آن‌ها منتشر و برخی دیگر نیز منتشر نشده است. چند نمونه از آثار منتشرشده‌ی او عبارتند از:&lt;br /&gt;
* ایران در پویه تاریخ (تهران، انتشارات قلم-۱۳۵۶)&lt;br /&gt;
* علل کندی و ناپیوستگی تکامل جامعه فئودالی ایران (تهران، انتشارات چاپار، چاپ سوم-۱۳۵۶)&lt;br /&gt;
* جزمیت فلسفه حزبی (نقدی بر کتاب اسلام در ایران، اثر پطروشفسکی، انتشارات قلم- اردیبهشت ۱۳۵۷)&lt;br /&gt;
* نمدپوشان (تهران، نشر امام، چاپ دوم-۱۳۵۸)&lt;br /&gt;
* ضرورت بازشناسی اقتصاد اسلامی (نشر ابوذر، ۱۵ مهر ۱۳۵۹)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوذر ورداسبی علاوه بر نگارش کتاب، جزوه‌ای به‌نام «بغی چیست و باغی کیست؟» به رشته‌ی تحریر درآورد. او هم‌چنین مقالات متعددی در رابطه با [[انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین|انقلاب ایدئولوژیکی درونی مجاهدین]] نوشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او هم‌چنین مقالات دیگری هم نوشت که در ماهنامه شورا، نشریه مجاهد و ماهنامه راه آزادی منتشر شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رسالت یک نویسنده ===&lt;br /&gt;
[[حمید اسدیان]] (کاظم مصطفوی) نویسنده و محقق، در یادنامه‌ای برای ابوذر ورداسبی نوشته بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک نویسنده اگر بر حقیقت زمانه خود گواهی ندهد شرف حرفه‌ای خود را باخته است و اگر تفنگ بر کف در راه حقیقت بجنگد و به خاک افتد ماندگاری است که به قلم آبرو می‌دهد و ابوذر از تیره آن نویسندگان بود که خدا به قلمشان سوگند خورده است. از تک‌تک کلماتش معلوم بود که پایش چنان در عشق فروست که پای مرد در گلزار خیس… سهمگین‌ترین نبردها را همیشه با خودش داشت و بیشتر از هرکس به کلماتی سخت می‌گرفت که از قلمش می‌ریخت. به‌شدت حساس بود که در دام دوگانگی حرف و عمل حق بزرگتری را پایمال نکند، اهل جر زدن نبود. حقیقتی را که دریافته بود بیان می‌کرد؛ برایش می‌جنگید و بعد هم اگر می‌فهمید ضعفی دارد یا که اشتباه کرده، بر خلاف بسیاری دیگر، اول از همه با خودش تصفیه حساب می‌کرد و همین دوست داشتنی‌اش کرده بود»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب‌های ابوذر ورداسبی ===&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:ضرورت بازشناسی اقتصاد اسلامی.JPG|ضرورت بازشناسی اقتصاد اسلامی&lt;br /&gt;
پرونده:ایران در پویه‌ی تاریخ.JPG|ایران در پویه‌ی تاریخ&lt;br /&gt;
پرونده:علل کندی و ناپیوستگی جامعه فئودالی ایران.JPG|علل کندی و ناپیوستگی تکامل جامعه فئودالی ایران&lt;br /&gt;
پرونده:نمدپوشان.JPG|نمدپوشان&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نویسندگان و شاعران ایرانی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF&amp;diff=93003</id>
		<title>ابوجهاد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF&amp;diff=93003"/>
		<updated>2026-09-17T08:45:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox Officeholder&lt;br /&gt;
| name = ابوجهاد&lt;br /&gt;
| image = ابوجهاد.png&lt;br /&gt;
| caption = خلیل الوزیر (ابوجهاد)، معاون یاسر عرفات و فرمانده نظامی فتح&lt;br /&gt;
| office2 = فرمانده شاخه نظامی [[جنبش فتح]] (العاصفه)&lt;br /&gt;
| party = [[جنبش فتح]]&lt;br /&gt;
| office1 = معاون رئیس [[سازمان آزادی‌بخش فلسطین]]&lt;br /&gt;
| president1 = [[یاسر عرفات]]&lt;br /&gt;
| birth_date = ۱۰ اکتبر ۱۹۳۵&lt;br /&gt;
| birth_place = رمله، فلسطین تحت انتداب بریتانیا&lt;br /&gt;
| death_date = ۱۶ آوریل ۱۹۸۸ (۵۲ سال)&lt;br /&gt;
| death_place = تونس، تونس&lt;br /&gt;
| nationality = فلسطینی&lt;br /&gt;
| spouse = انتصار الوزیر (ام‌جهاد)&lt;br /&gt;
| children = ۵ فرزند (از جمله ایمان و حنان)&lt;br /&gt;
| allegiance = [[سازمان آزادی‌بخش فلسطین]]&lt;br /&gt;
| term_start1 = ۱۹۶۹&lt;br /&gt;
| term_end1 = ۱۶ آوریل ۱۹۸۸&lt;br /&gt;
| term_start2 = ۱۹۵۹&lt;br /&gt;
| term_end2 = ۱۶ آوریل ۱۹۸۸&lt;br /&gt;
| religion = اسلام (سنی)&lt;br /&gt;
}}&#039;&#039;&#039;ابوجهاد&#039;&#039;&#039; (نام اصلی: &#039;&#039;&#039;خلیل ابراهیم محمود الوزیر&#039;&#039;&#039;؛ ۱۰ اکتبر ۱۹۳۵ – ۱۶ آوریل ۱۹۸۸)، از بنیانگذاران [[جنبش فتح]]، معاون [[یاسر عرفات]] در [[سازمان آزادی‌بخش فلسطین]] (ساف) و یکی از برجسته‌ترین فرماندهان نظامی مقاومت فلسطین بود. او به عنوان تئوریسین مبارزه مسلحانه و الهام‌بخش انتفاضه اول شناخته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;چکیده:&#039;&#039;&#039; خلیل الوزیر، معروف به ابوجهاد، در رمله فلسطین متولد شد و در جریان نکبه ۱۹۴۸ به غزه پناهنده گردید. تجربه آوارگی او را به مقاومت سوق داد و در کویت با یاسر عرفات و دیگران [[جنبش فتح]] را بنیان گذاشت. ابوجهاد بر مبارزه مسلحانه مستقل از دولت‌های عرب تأکید داشت و شاخه نظامی فتح (العاصفه) را فرماندهی کرد. عملیات اولیه فتح در ۱۹۶۵ آغازگر عصر جدید مقاومت بود و نبرد الکرامه (۱۹۶۸) شهرت او را تثبیت کرد. او در ۱۹۶۹ معاون یاسر عرفات در ساف شد و مسئولیت شاخه غربی (سرزمین‌های اشغالی) را بر عهده گرفت. در لبنان، ابوجهاد دفاع از اردوگاه‌ها در برابر حملات اسرائیل را سازماندهی کرد و پس از اخراج ساف در ۱۹۸۲، از تونس شبکه‌های مخفی را هدایت نمود. نقش او در آغاز و گسترش انتفاضه اول (۱۹۸۷) حیاتی بود و بسیاری او را مغز متفکر این قیام مردمی می‌دانند. در ۱۶ آوریل ۱۹۸۸، نیروهای ویژه اسرائیل در عملیاتی پیچیده او را در تونس ترور کردند و سال‌ها بعد اسراییل مسئولیت آن را پذیرفت. ترور ابوجهاد نه تنها مقاومت را متوقف نکرد، بلکه انتفاضه را شعله‌ورتر ساخت و او را به شهید جاودان تبدیل کرد. میراث ابوجهاد به عنوان &amp;quot;پدر مبارزه مسلحانه فلسطین&amp;quot;، استراتژیست وحدت ملی و نماد سازش‌ناپذیری در برابر اشغالگری باقی ماند. او پلی میان نسل نکبه و انتفاضه‌های مردمی بود و تأکیدش بر استقلال جنبش فلسطینی، پایه‌ای برای مراحل بعدی مبارزه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی اولیه و پناهندگی ==&lt;br /&gt;
خلیل ابراهیم محمود الوزیر (ابوجهاد) در ۱۰ اکتبر ۱۹۳۵ در شهر رمله، واقع در فلسطین تحت انتداب بریتانیا، متولد شد. خانواده‌اش از طبقه متوسط بودند و پدرش تاجر کوچکی بود. در جریان جنگ عرب-اسرائیلی ۱۹۴۸ (نکبه برای فلسطینی‌ها)، وقتی خلیل تنها ۱۳ سال داشت، خانواده الوزیر مانند صدها هزار فلسطینی دیگر از رمله آواره شد و به نوار غزه پناهنده گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;Institute for Palestine Studies, &amp;quot;Biography of Khalil al-Wazir (Abu Jihad),&amp;quot; Journal of Palestine Studies, Vol. 17, No. 4 (Summer 1988), 156-162.&amp;lt;/ref&amp;gt; زندگی در اردوگاه پناهندگان غزه، تجربه‌ای تلخ از آوارگی و محرومیت بود که دیدگاه سیاسی ابوجهاد را شکل داد و او را به مقاومت علیه اشغالگری صهیونیستی سوق داد. در نوجوانی، ابوجهاد به فعالیت‌های سیاسی روی آورد و به گروه‌های ناسیونالیست عرب، از جمله اخوان‌المسلمین، پیوست. او در دبیرستان‌های غزه تحصیل کرد و همزمان در سازماندهی اعتراضات دانشجویی علیه اشغال نقش داشت. پس از دبیرستان، به مصر رفت و در دانشگاه قاهره در رشته مهندسی ثبت‌نام کرد، اما به دلیل فعالیت‌های سیاسی ضداسرائیلی و شرکت در تظاهرات، از دانشگاه اخراج شد.&amp;lt;ref&amp;gt;PalQuest (Palestinian Biography Project), &amp;quot;Khalil al-Wazir (Abu Jihad),&amp;quot; accessed January 9, 2026, https://www.palquest.org/en/biography/14259/khalil-al-wazir-abu-jihad.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اوایل دهه ۱۹۵۰، ابوجهاد به عربستان سعودی و سپس به کویت مهاجرت کرد، جایی که بسیاری از فلسطینی‌های تحصیل‌کرده برای کار به آنجا می‌رفتند. در کویت، او به عنوان معلم کار کرد و همزمان با گروه کوچکی از فعالان فلسطینی، از جمله [[یاسر عرفات]]، صلاح خلف (ابوایاد)، خالد الحسن و فاروق قدومی، ارتباط برقرار کرد. این گروه، که ابتدا &amp;quot;حرکت تحریر فلسطین&amp;quot; نامیده می‌شد، پایه‌گذار [[جنبش فتح]] گردید.&amp;lt;ref&amp;gt;Yezid Sayigh, Armed Struggle and the Search for State: The Palestinian National Movement, 1949-1993 (Oxford: Oxford University Press, 1997), 82-95.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنیانگذاری جنبش فتح و نقش نظامی اولیه ==&lt;br /&gt;
در اواخر دهه ۱۹۵۰، ابوجهاد همراه با یاسر عرفات، صلاح خلف (ابوایاد) و دیگران، جنبش آزادی‌بخش ملی فلسطین (فتح) را بنیان گذاشت. فتح در سال ۱۹۵۹ به طور رسمی تأسیس شد و هدف اصلی آن، آغاز مبارزه مسلحانه مستقل از دولت‌های عرب برای آزادی فلسطین بود. ابوجهاد از ابتدا بر استراتژی &amp;quot;مبارزه مسلحانه به عنوان تنها راه پیروزی&amp;quot; تأکید داشت و معتقد بود که وابستگی به رژیم‌های عربی، جنبش فلسطینی را تضعیف می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Yezid Sayigh, Armed Struggle and the Search for State: The Palestinian National Movement, 1949-1993 (Oxford: Oxford University Press, 1997), 95-112.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوجهاد مسئولیت شاخه نظامی فتح، معروف به العاصفه، را بر عهده گرفت و عملیات چریکی علیه اهداف اسرائیلی را برنامه‌ریزی کرد. اولین عملیات رسمی فتح در ۱ ژانویه ۱۹۶۵ انجام شد که نماد آغاز مبارزه مسلحانه مدرن فلسطین گردید. ابوجهاد به عنوان فرمانده &amp;quot;بخش غربی&amp;quot; (کرانه باختری و غزه) شناخته می‌شد و شبکه‌های مخفی مبارزان را در سرزمین‌های اشغالی سازماندهی نمود. او همچنین در انتشار مجله &amp;quot;فلسطیننا&amp;quot; نقش داشت که ایدئولوژی فتح را ترویج می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;Helena Cobban, The Palestinian Liberation Organisation: People, Power and Politics (Cambridge: Cambridge University Press, 1984), 23-38.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ و اشغال کامل کرانه باختری، غزه و سینا توسط اسرائیل، فتح به سرعت رشد کرد و ابوجهاد در جذب مبارزان جدید و آموزش آنها نقش کلیدی ایفا کرد. او در الجزایر، سوریه و اردن پایگاه‌هایی برای فتح ایجاد کرد و عملیات فرامرزی را هدایت نمود. نبرد الکرامه در مارس ۱۹۶۸، که نیروهای فتح در برابر حمله اسرائیل به اردن ایستادگی کردند، شهرت ابوجهاد را به عنوان استراتژیست نظامی افزایش داد و فتح را به نیروی پیشرو مقاومت فلسطینی تبدیل کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;Barry Rubin and Judith Colp Rubin, Yasir Arafat: A Political Biography (Oxford: Oxford University Press, 2003), 45-62.&amp;lt;/ref&amp;gt; ابوجهاد در سال ۱۹۶۹ به عنوان معاون یاسر عرفات در [[سازمان آزادی‌بخش فلسطین]] (ساف) انتخاب شد و مسئولیت امور نظامی و شاخه غربی را حفظ کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت در لبنان و هدایت انتفاضه اول ==&lt;br /&gt;
پس از اخراج ساف از اردن در پی رویدادهای سپتامبر سیاه (۱۹۷۰–۱۹۷۱)، ابوجهاد همراه با یاسر عرفات به لبنان نقل مکان کرد و بیروت را به مرکز اصلی عملیات مقاومت فلسطینی تبدیل نمود. در لبنان، ابوجهاد مسئولیت هماهنگی نیروهای فتح و شاخه نظامی ساف را بر عهده گرفت و شبکه‌های گسترده‌ای برای آموزش مبارزان و برنامه‌ریزی عملیات ایجاد کرد. او در جنگ داخلی لبنان (۱۹۷۵–۱۹۹۰) نقش مهمی ایفا کرد و فتح را به نیرویی قدرتمند در جنوب لبنان تبدیل نمود که در برابر حملات اسرائیل ایستادگی می‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;Yezid Sayigh, Armed Struggle and the Search for State: The Palestinian National Movement, 1949-1993 (Oxford: Oxford University Press, 1997), 478-512.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوجهاد عملیات متعددی علیه اهداف نظامی اسرائیل در جنوب لبنان و داخل سرزمین‌های اشغالی هدایت کرد که بسیاری از آنها به عنوان پاسخ به اشغالگری شناخته می‌شوند. در جریان حمله اسرائیل به لبنان در ژوئن ۱۹۸۲ (عملیات صلح جلیل)، ابوجهاد یکی از فرماندهان اصلی دفاع از بیروت بود و تا محاصره کامل شهر، مقاومت را سازماندهی نمود. پس از خروج ساف از بیروت تحت توافق بین‌المللی، ابوجهاد به تونس رفت اما ارتباط نزدیک خود با مبارزان داخل سرزمین‌های اشغالی را حفظ کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;Helena Cobban, The Palestinian Liberation Organisation: People, Power and Politics (Cambridge: Cambridge University Press, 1984), 112-135.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اواخر دهه ۱۹۸۰، ابوجهاد نقش کلیدی در آغاز و هدایت انتفاضه اول فلسطین (۱۹۸۷–۱۹۹۳) داشت. او از تونس، شبکه‌های مخفی فتح در کرانه باختری و غزه را فعال کرد و انتفاضه را به عنوان قیام مردمی علیه اشغال سازماندهی نمود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ابوجهاد، به عنوان فرمانده شاخه غربی، دستورات مستقیم برای گسترش اعتراضات مسالمت‌آمیز و سنگ‌پرانی صادر می‌کرد و این قیام را به نماد مقاومت مدنی-مسلحانه تبدیل کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;Barry Rubin and Judith Colp Rubin, Yasir Arafat: A Political Biography (Oxford: Oxford University Press, 2003), 98-115.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ترور و میراث ==&lt;br /&gt;
در سحرگاه ۱۶ آوریل ۱۹۸۸، نیروهای ویژه اسرائیل (واحد سایرت متکال با حمایت موساد و نیروی دریایی) در عملیاتی پیچیده به نام &amp;quot;عملیات ابوجهاد&amp;quot; به خانه او در تونس حمله کردند. ابوجهاد همراه با دو نگهبانش کشته شد. این ترور، که اسرائیل در سال ۲۰۰۰ مسئولیت آن را پذیرفت، یکی از دوربردترین عملیات هدفمند تاریخ معاصر بود و خشم گسترده در جهان عرب و فلسطین برانگیخت.&amp;lt;ref&amp;gt;Ronen Bergman, Rise and Kill First: The Secret History of Israel&#039;s Targeted Assassinations (New York: Random House, 2018), 312-338.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترور ابوجهاد نه تنها جنبش مقاومت را متوقف نکرد، بلکه انتفاضه را شدت بخشید و او را به شهید نمادین تبدیل کرد. میراث ابوجهاد به عنوان &amp;quot;پدر مبارزه مسلحانه فلسطین&amp;quot; و استراتژیست وحدت ملی باقی ماند. او الهام‌بخش نسل‌های بعدی مبارزان بود و تأکیدش بر استقلال جنبش فلسطینی از دولت‌های عرب، پایه‌ای برای مذاکرات بعدی اسلو شد. ابوجهاد نماد مقاومت سازش‌ناپذیر در برابر اشغالگری است و نامش در خیابان‌ها، مدارس و اردوگاه‌های فلسطینی زنده مانده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:انقلابیون و کنشگران بین‌المللی]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=93002</id>
		<title>ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=93002"/>
		<updated>2026-09-17T08:42:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام                    = ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی&lt;br /&gt;
| تصویر                  = ابوالقاسم لاهوتی1.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            = ابوالقاسم لاهوتی؛ شاعر، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی&lt;br /&gt;
| نام اصلی               = &lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           = شعر، روزنامه‌نگاری، فعالیت‌های سیاسی و نظامی&lt;br /&gt;
| ملیت                   = &lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             = ۱۲۶۴&lt;br /&gt;
| محل تولد                = کرمانشاه، ایران&lt;br /&gt;
| والدین                 = &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              = ۱۶ اسفند ۱۳۳۶&lt;br /&gt;
| محل مرگ                 = مسکو، اتحاد جماهیر شوروی&lt;br /&gt;
| علت مرگ                 = &lt;br /&gt;
| محل زندگی               = &lt;br /&gt;
| مدفن                   = گورستان نووودویچی، مسکو&lt;br /&gt;
| مذهب                   = &lt;br /&gt;
| در زمان حکومت           = قاجار، پهلوی اول (دوره زندگی در ایران)&lt;br /&gt;
| اتفاقات مهم             = پیوستن به جنبش مشروطه، قیام لاهوتی (تبریز ۱۳۰۱ ش)، مهاجرت به شوروی، پایه‌گذاری شعر نوین تاجیک&lt;br /&gt;
| نام دیگر               = لاهوتی‌خان (در دوران نظامی و قیام)&lt;br /&gt;
| لقب                     = پدر شعر نو تاجیک&lt;br /&gt;
| بنیانگذار               = از بانیان اصلی ادبیات مدرن تاجیکستان&lt;br /&gt;
| پیشه                   = شاعر، روزنامه‌نگار، وزیر فرهنگ و هنر (تاجیکستان)&lt;br /&gt;
| سال‌های نویسندگی        = &lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری             = &lt;br /&gt;
| کتاب‌ها                 = &lt;br /&gt;
| نمایشنامه‌ها            = کاوه آهنگر، آهنگران&lt;br /&gt;
| دیوان اشعار             = دیوان اشعار لاهوتی&lt;br /&gt;
| تخلص                    = لاهوتی (در ابتدا کمال)&lt;br /&gt;
| همسر                    = همسر اول: نصرت، همسر دوم: سیسیلیا بنتسیانو ناخِیفتس&lt;br /&gt;
| فرزندان                = لیلی، دلیر، گیو (از ازدواج دوم)&lt;br /&gt;
| تحصیلات                  = &lt;br /&gt;
| علت شهرت               = شاعر سیاسی و مبارز مشروطه، پایه‌گذاری شعر سوسیالیستی و رئالیسم اجتماعی در فارسی، نقش کلیدی در ادبیات تاجیکستان&lt;br /&gt;
|اندازه تصویر=280پیکسل}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی&#039;&#039;&#039;، (متولد ۱۲۶۴، کرمانشاه – درگذشته ۱۶ اسفند ۱۳۳۶ ه‍. ش، مسکو)، شاعر، روزنامه‌نگار، نظامی و فعال سیاسی ایرانی، یکی از چهره‌های برجسته و جریان‌ساز در تاریخ ادبیات و سیاست معاصر ایران و تاجیکستان محسوب می‌شود. او که فرزند شاعری صوفی‌مسلک به نام «میرزا احمد الهامی» بود، نخستین آموزه‌های ادبی را در محیط خانواده فراگرفت و خیلی زود به سرودن شعر روی آورد. زندگی لاهوتی با فراز و نشیب‌های سیاسی بسیاری همراه بود؛ وی از سنین جوانی با پیوستن به جنبش مشروطه و عضویت در گروه‌های آزادی‌خواه، قلم و سلاح خود را در خدمت آرمان‌های دموکراتیک و عدالت‌خواهانه قرار داد. فعالیت‌های او تنها به سرودن شعر محدود نمی‌شد، بلکه به عنوان یک نظامی در ژاندارمری و بعدها به عنوان رهبر قیام‌هایی در قم و تبریز (معروف به قیام لاهوتی‌خان) نقش‌آفرینی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شکست‌های سیاسی و فشارهای حکومت مرکزی موجب شد تا لاهوتی بخش عمده‌ای از عمر خود را در تبعید بگذراند. نخستین مهاجرت او به عثمانی (ترکیه) بود که در آنجا نشریه «پارس» را منتشر کرد. اما مهم‌ترین دوران مهاجرت او، پناهنده شدن به اتحاد جماهیر شوروی بود که تا پایان عمر ادامه یافت. در شوروی، او به جمهوری تاجیکستان رفت و نقشی بنیادین در پایه‌گذاری ادبیات نوین تاجیک ایفا کرد، تا جایی که به عنوان «پدر شعر نوین تاجیکستان» شناخته می‌شود و مناصب مهمی چون وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان و معاونت کانون نویسندگان شوروی را بر عهده گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شعر لاهوتی از منظر سبک‌شناسی، پل ارتباطی میان شعر کلاسیک و شعر نو محسوب می‌شود. اگرچه قالب‌های شعری او عمدتاً کلاسیک (غزل، قصیده و مستزاد) بود، اما محتوای اشعارش مملو از مفاهیم سوسیالیستی، کارگری، دعوت به مبارزه علیه استبداد و مفاهیم نوی اجتماعی بود که زبانی ساده و همه‌فهم داشت. او از نخستین کسانی بود که زبان محاوره و مضامین رئالیستی سوسیالیستی را وارد شعر فارسی کرد. لاهوتی سرانجام پس از سال‌ها دوری از وطن و تحمل بیماری، در مسکو درگذشت و در گورستان نووودویچی به خاک سپرده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تولد، خانواده و تحصیلات ==&lt;br /&gt;
ابوالقاسم لاهوتی در سال ۱۲۶۴ شمسی در محله برزه دماغ شهر کرمانشاه دیده به جهان گشود. پدر او «میرزا احمد الهامی» از شاعران و آزادی‌خواهان بنام آن دیار بود که گرایش‌های صوفیانه داشت و مرید «سید صالح ماهیدشتی» محسوب می‌شد. مادر لاهوتی نیز زنی بود که فضای خانه را برای پرورش طبع شاعرانه فرزند مهیا می‌ساخت. نام اصلی او ابوالقاسم بود و تخلص شعری «لاهوتی» را بعدها برگزید؛ البته او در ابتدا تخلص «کمال» را برای خود انتخاب کرده بود اما پس از مدتی آن را تغییر داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://rasekhoon.net/mashahir/show/588555 ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی - راسخون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://www.cgie.org.ir/fa/news/216964/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87---%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C ابوالقاسم لاهوتی، شاعر اندیشه و مبارزه - مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://donishju.net/abulkosim-lohuti/ ابوالقاسم لاهوتی - دانشجو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دربارهٔ تاریخ دقیق تولد لاهوتی در برخی منابع متقدم اختلافاتی وجود دارد، اما بررسی‌های دقیق‌تر اسنادی نشان می‌دهد که سال ۱۲۶۴ شمسی صحیح‌ترین تاریخ است. پدرش، میرزا احمد الهامی، منظومه‌ای حماسی-مذهبی به نام «باغ فردوس» سروده بود که تقلیدی از شاهنامه [[فردوسی]] در رثای شهیدان کربلا بود و این مسئله نشان‌دهنده ریشه‌های ادبی قوی در خانواده لاهوتی است. لاهوتی از همان کودکی تحت تأثیر اشعار پدر قرار گرفت و با حمایت او نخستین گام‌ها را در وادی ادبیات برداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://jls.um.ac.ir/article_42559_01901f592565ab6a20972562886a20a1.pdf بررسی سوانح حیات ابوالقاسم الهوتی و نقد منابع ایرانی - تألیف باقر صدری‌نیا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://acu.razi.ac.ir/fa/w/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA%DB%8C ابوالقاسم لاهوتی - دانشگاه رازی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحصیلات و نخستین سروده‌ها ===&lt;br /&gt;
ابوالقاسم لاهوتی تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در مکتب‌خانه‌های کرمانشاه گذراند و قرآن و ادبیات فارسی را فراگرفت. او با هوش سرشاری که داشت، زبان فرانسه را نیز آموخت که این امر دریچه‌ای تازه به روی اندیشه‌های او گشود. گفته می‌شود اولین شعر او در سنین بسیار پایین (حدود ۱۶ سالگی) سروده شد و در روزنامه «[[روزنامه حبل‌المتین|حبل‌المتین]]» کلکته با نام مستعار به چاپ رسید که مضمونی انتقادی داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://sherenab.com/index.php?module=News&amp;amp;do=Print&amp;amp;id=1445 زندگینامه و شعر ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی - شعر ناب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در آغاز جوانی با حمایت مالی یکی از دوستان پدرش برای تکمیل تحصیلات به تهران آمد. اگرچه قصد اولیه ادامه تحصیل بود، اما فضای سیاسی متشنج و پرشور پایتخت در آستانه [[جنبش مشروطه ایران|انقلاب مشروطه]]، مسیر زندگی او را تغییر داد و او را به سمت فعالیت‌های سیاسی و نظامی سوق داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ورود به عرصه سیاست و انقلاب مشروطه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیوستن به مشروطه‌خواهان و فعالیت‌های حزبی ===&lt;br /&gt;
ابوالقاسم لاهوتی در سنین جوانی جذب شعارهای آزادی‌خواهانه انقلاب مشروطه شد. او در سال‌های ۱۲۸۴ تا ۱۲۸۸ شمسی به طور جدی وارد مبارزات سیاسی گردید. در این دوران، وی عضو گروه «فرقه کارگر» شد و نخستین اشعار سیاسی و انقلابی خود را منتشر کرد. او در تهران شب‌نامه‌هایی علیه استبداد توزیع می‌کرد و همین فعالیت‌ها باعث شد تا نامش در میان آزادی‌خواهان مطرح شود. لاهوتی در این دوره با نشریاتی همچون «ایران نو» همکاری داشت و اشعاری با مضامین سوسیالیستی و ضد استعماری منتشر می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیوستن به ژاندارمری و دریافت مدال ===&lt;br /&gt;
در سال ۱۲۸۸، ابوالقاسم لاهوتی وارد نیروی ژاندارمری شد. او پس از طی دوره‌های نظامی، به درجات افسری نائل آمد و به ریاست ژاندارمری قم منصوب شد. در این زمان بود که به دلیل شجاعت و خدماتش در سرکوب برخی از یاغیان و راهزنان (از جمله نایب حسین کاشی)، موفق به دریافت مدال و نشان افتخار گردید. با این حال، روحیه سرکش و انقلابی او باعث شد تا در دادگاه نظامی شهر قم به اعدام محکوم شود، حکمی که البته اجرا نشد و او توانست به تهران بگریزد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;[https://bepish.org/fa/node/5976 نگاهی به زندگی و آثار ابوالقاسم لاهوتی - به‌پیش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ارتباط با بزرگان مشروطه ===&lt;br /&gt;
در جریان [[استبداد صغیر]] و به توپ بستن مجلس، ابوالقاسم لاهوتی همچنان بر مواضع خود پافشاری کرد. او پس از فرار به رشت، به نیروهای مجاهدین پیوست و در فتح تهران (۱۳۲۷ قمری) مشارکت داشت. در این دوران او با شخصیت‌های برجسته‌ای همچون «[[ستارخان]]» و «[[باقر خان|باقرخان]]» ارتباط داشت و همواره از آنان به عنوان الگوهای مبارزه یاد می‌کرد. برخی منابع اشاره کرده‌اند که او مدتی نیز در رکاب [[شیخ محمد خیابانی]] فعالیت داشته‌است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید اول، بازگشت و قیام لاهوتی‌خان ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابوالقاسم لاهوتی.jpg|جایگزین=ابوالقاسم لاهوتی|بندانگشتی|320x320پیکسل|ابوالقاسم لاهوتی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تبعید به عثمانی و فعالیت‌های روزنامه‌نگاری (حدود ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۵ میلادی) ===&lt;br /&gt;
پس از محکومیت به اعدام در دادگاه نظامی قم، ابوالقاسم لاهوتی مجبور به فرار شد. او ابتدا مدتی را در تهران به صورت مخفیانه گذراند، سپس به منظور حفظ جان و ادامه فعالیت‌های خود، از ایران خارج شد و به عثمانی (ترکیه امروزی) رفت. در طول اقامت در استانبول (قسطنطنیه)، وی دست از مبارزه نکشید و به فعالیت‌های مطبوعاتی روی آورد. او در این شهر، با استفاده از تجربیات گذشته خود در روزنامه‌نگاری، نشریه‌ای به نام «پارس» را منتشر ساخت که هدف آن ترویج افکار آزادی‌خواهانه و مشروطه‌طلبی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره، لاهوتی علاوه بر روزنامه‌نگاری، به سرودن شعر نیز ادامه داد. محتوای اشعار او در این زمان، عمدتاً در نقد استبداد و دعوت به مبارزه بود که نشان می‌داد روحیه انقلابی او حتی در تبعید نیز خاموش نشده‌است. اقامت او در عثمانی چندین سال به طول انجامید و وی در آنجا با اوضاع سیاسی منطقه و جریانات فکری اروپایی بیشتر آشنا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازگشت به ایران و عضویت مجدد در نیروهای نظامی ===&lt;br /&gt;
ابوالقاسم لاهوتی در حدود سال ۱۳۳۳ قمری (۱۹۱۵ میلادی) به ایران بازگشت. به دلیل مهارت‌های نظامی و سابقه در ژاندارمری، پس از بازگشت به تهران، دوباره به استخدام نیروهای نظامی درآمد. این بار او ابتدا در قزاقخانه و سپس در اداره نظمیه (شهربانی) به کار مشغول شد. این بازگشت و ورود مجدد به دستگاه نظامی، نشان‌دهنده آن است که او همواره به دنبال جایگاهی بود تا بتواند اهداف سیاسی خود را به صورت عملی پیش ببرد، هرچند که سازگاری با محیط استبدادی برای او دشوار بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از مدتی فعالیت در نظمیه، لاهوتی که همچنان روحیه آزادی‌خواهی داشت و با ساختار حاکم سر سازگاری نداشت، از کار خود کناره گرفت و بار دیگر به سمت فعالیت‌های سیاسی-نظامی مستقل روی آورد. او با پیوستن به کمیته ملی، که یک گروه سیاسی مستقل با تمایلات دموکراتیک بود، فعالیت‌های خود را از سر گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قیام لاهوتی در تبریز (۱۳۰۰–۱۳۰۱) ===&lt;br /&gt;
اوج فعالیت‌های سیاسی و نظامی ابوالقاسم لاهوتی، با قیام معروف او در تبریز رقم خورد. در سال ۱۳۰۰ شمسی، لاهوتی که در آن زمان به درجه سرهنگی رسیده بود، به عنوان فرمانده ژاندارمری به تبریز اعزام شد. در اواخر سال ۱۳۰۰ یا اوایل ۱۳۰۱، لاهوتی علیه حکومت مرکزی و والی آذربایجان قیام کرد. این قیام که به «قیام لاهوتی‌خان» معروف شد، با شعارهای جمهوری‌خواهی و عدالت‌طلبی آغاز گشت و لاهوتی توانست با جمع‌آوری نیروهای تحت فرمان خود، بخش‌هایی از شهر را به تصرف درآورد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قیام به سرعت سرکوب شد. حکومت مرکزی به فرماندهی رضاقلی‌خان (سردار سپه، که بعدها [[رضاشاه پهلوی|رضاشاه]] شد) نیروهایی را برای مقابله با لاهوتی اعزام کرد. پس از درگیری‌های شدید، نیروهای لاهوتی شکست خوردند و او به همراه گروهی از یارانش مجبور به ترک تبریز شدند. شکست این قیام، پایانی بر فعالیت‌های سیاسی و نظامی مستقیم لاهوتی در ایران بود و مسیر زندگی او را به کلی تغییر داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مهاجرت سرنوشت‌ساز به شوروی و آغاز فصل نوین زندگی ==&lt;br /&gt;
پس از شکست قیام تبریز، ابوالقاسم لاهوتی در سال ۱۳۰۱، از طریق مرزهای شمالی به باکو پناهنده شد. باکو در آن زمان پایتخت جمهوری آذربایجان شوروی بود و به کانون تجمع بسیاری از مبارزان و تبعیدیان سوسیالیست ایرانی تبدیل شده بود. لاهوتی با ورود به شوروی، رسماً از ایران مهاجرت کرد و زندگی جدیدی را آغاز نمود که تا پایان عمر او ادامه یافت. او در شوروی به عضویت [[حزب کمونیست ایران|حزب کمونیست]] درآمد و به دلیل سوابق مبارزاتی و اندیشه‌های سوسیالیستی که از دوران مشروطه در او شکل گرفته بود، خیلی زود مورد توجه مقامات قرار گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقش محوری در ادبیات نوین تاجیکستان ===&lt;br /&gt;
ابوالقاسم لاهوتی در سال۱۳۰۴، به جمهوری خودمختار تاجیکستان در آسیای مرکزی منتقل شد. حضور او در تاجیکستان سرنوشت ادبی و فرهنگی این جمهوری را دگرگون کرد. لاهوتی که به زبان فارسی مسلط بود و از قوالب شعری کلاسیک آگاهی عمیقی داشت، با آمیختن این دانش سنتی با مضامین نوین اجتماعی و سوسیالیستی، پایه‌گذار «شعر نوین تاجیک» شد. تأثیر او بر ادبیات تاجیکستان به قدری عمیق بود که او را «پدر شعر نو تاجیک» می‌خوانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مناصب فرهنگی و سیاسی در تاجیکستان ===&lt;br /&gt;
در تاجیکستان، لاهوتی صرفاً یک شاعر و مهاجر نبود، بلکه یک مقام رسمی دولتی محسوب می‌شد. او به دلیل نفوذ فرهنگی و سیاسی خود، مناصب کلیدی را برعهده گرفت که عبارت بودند از:&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان:&#039;&#039;&#039; وی مدتی به عنوان وزیر یا معاون وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان فعالیت کرد و در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی این جمهوری نقش اساسی داشت.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;معاونت کانون نویسندگان شوروی:&#039;&#039;&#039; لاهوتی به سمت معاونت کانون نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی منصوب شد که این امر نشان‌دهنده اعتبار بالای او در سطح کل اتحاد شوروی بود.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;عضویت در آکادمی علوم تاجیکستان:&#039;&#039;&#039; او به عضویت آکادمی علوم تاجیکستان نیز پذیرفته شد و در کارهای علمی و پژوهشی مربوط به زبان و ادبیات فارسی فعال بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لاهوتی در تاجیکستان به همراه «صدرالدین عینی»، نویسنده برجسته تاجیک، نقشی حیاتی در تعیین خط مشی ادبیات این جمهوری ایفا کرد و به عنوان یکی از بانیان اصلی هویت فرهنگی نوین تاجیکستان شناخته می‌شود. او در طول جنگ جهانی دوم، به مسکو نقل مکان کرد اما همواره ارتباط خود را با تاجیکستان حفظ نمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی خانوادگی و ازدواج‌ها ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:خانواده ابوالقاسم لاهوتی.jpg|جایگزین=لاهوتی با همسر و فرزندان (همسر دوم)|بندانگشتی|315x315پیکسل|لاهوتی با همسر دومش «سیسیلیا بانسیونونا» و فرزندانش ]]&lt;br /&gt;
زندگی خانوادگی ابوالقاسم لاهوتی نیز همچون زندگی سیاسی‌اش با فراز و نشیب‌هایی همراه بود و او دو بار ازدواج کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج اول در ایران ===&lt;br /&gt;
ازدواج اول لاهوتی در ایران و در سال‌های پیش از تبعید اتفاق افتاد. همسر اول او نصرت نام داشت، اما این زندگانی چندان نپایید و بسیار زودگذر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج دوم در روسیه ===&lt;br /&gt;
مهم‌ترین بخش زندگی خانوادگی لاهوتی پس از مهاجرت به شوروی شکل گرفت. او در مسکو با یک شاعر و مترجم روسی به نام «سیسیلیا بانسیونونا خیفس» بود که به او بانو می‌گفتند. ازدواج کرد. سیسیلیا بانسیونونا نه تنها همسر لاهوتی بود، بلکه به زبان فارسی تسلط یافت و در ترجمه آثار همسرش به زبان روسی و همچنین در فعالیت‌های ادبی او نقشی حمایتی ایفا کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند بود:&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;لیلا:&#039;&#039;&#039; پسر بزرگ که در زمینه‌های علمی فعالیت داشت.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دلیر:&#039;&#039;&#039; دخترش که بعدها به عنوان یک هنرمند شناخته شد.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;گیو:&#039;&#039;&#039; کوچک‌ترین فرزند که او نیز راه پدر را در ادبیات و هنر ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همسر دوم لاهوتی تا پایان عمر در کنار او ماند و پس از مرگ وی نیز، در حفظ و ترویج آثارش نقش مهمی ایفا کرد. این ازدواج پیوند عمیق لاهوتی با جامعه و فرهنگ شوروی را نشان می‌دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.bargehonar.com/1402/12/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D9%88-%D8%A7/ زندگی خانوادگی ابوالقاسم لاهوتی و دو ازدواج او - برگ هنر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های پایانی، درگذشت و اهمیت تاریخی ==&lt;br /&gt;
ابوالقاسم لاهوتی، با وجود شهرت و مقام بالایی که در اتحاد جماهیر شوروی و به ویژه در تاجیکستان کسب کرده بود، هرگز ارتباط خود را با زبان و فرهنگ فارسی قطع نکرد. او سال‌های آخر زندگی‌اش را بیشتر در مسکو گذراند و به فعالیت‌های ادبی و ترجمه ادامه داد. با این حال، در اواخر عمر با بیماری‌هایی دست و پنجه نرم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== درگذشت و محل دفن ===&lt;br /&gt;
ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی سرانجام در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۳۶ شمسی (مطابق با ۷ مارس ۱۹۵۷ میلادی) در سن ۷۲ سالگی در شهر مسکو درگذشت. جسد او در یکی از معتبرترین آرامگاه‌های روسیه، یعنی گورستان نووودویچی (Novodevichy Cemetery) مسکو، به خاک سپرده شد. این گورستان محل دفن بسیاری از مشاهیر، نویسندگان، سیاستمداران و هنرمندان بزرگ روسیه است و دفن او در آنجا نشان‌دهنده احترام و اعتبار ویژه‌ای بود که دولت شوروی برای او قائل بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اهمیت تاریخی و ادبی لاهوتی ===&lt;br /&gt;
اهمیت ابوالقاسم لاهوتی فراتر از یک شاعر سیاسی است. زندگی او پلی میان دو سرزمین و دو دوره تاریخی است:&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;در ایران:&#039;&#039;&#039; او نماینده نسل اول شاعران مشروطه است که شعر را از محتوای سنتی جدا کرده و ابزار مستقیمی برای مبارزه سیاسی و اجتماعی ساختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;در تاجیکستان:&#039;&#039;&#039; وی به همراه صدرالدین عینی، بنیان‌گذار ادبیات مدرن این سرزمین محسوب می‌شود. لاهوتی از اولین کسانی بود که قالب‌های شعر فارسی را با نیازهای ایدئولوژیک و اجتماعی نوین (سوسیالیسم کارگری) پیوند زد و زبان شعر را به زبان مردم نزدیک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;[https://journals.iau.ir/article_693872_afd23071de0e180eeed61e1c5fdbf50c.pdf بررسی محورهای نوآوری در شعر ابوالقاسم الهوتی در عصر مشروطه - تألیف: نادر مسلمی، پروین سالجقه، محمد همایون سپه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ویژگی‌های سبک‌شناختی و مضامین شعری ==&lt;br /&gt;
سبک شعری لاهوتی را می‌توان «تحول‌یافته» نامید. اگرچه او از قالب‌های شعری سنتی فارسی نظیر غزل، قصیده، رباعی و مثنوی استفاده می‌کرد، اما در محتوا، زبان و لحن، نوآوری‌های عمیقی ایجاد کرد که او را از شاعران پیش از خود متمایز می‌سازد. زبان شعر او، برخلاف بسیاری از ادیبان معاصرش، ساده، روان و بدون استفاده از کلمات نامأنوس است. این سادگی هدفمند بود تا شعرش مستقیماً با مخاطب عام، به ویژه طبقه کارگر و دهقانان، ارتباط برقرار کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== استفاده از مستزاد و مضامین نو ===&lt;br /&gt;
لاهوتی در به‌کارگیری قالب «مستزاد» و همچنین «چهارپاره» بسیار تبحر داشت. او این قالب‌ها را با مضامین کاملاً نوآیین و اجتماعی پر کرد و یکی از اولین کسانی بود که مفهوم رئالیسم اجتماعی و سوسیالیستی را در شعر فارسی معرفی و تثبیت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== استفاده از زبان محاوره ===&lt;br /&gt;
یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های لاهوتی، وارد کردن تعابیر و جملات محاوره‌ای و عامیانه به بطن شعر بود. او توانست با موفقیت، زبان کوچه و بازار را وارد زبان فاخر شعر کند و از این طریق، مرز بین زبان نوشتاری رسمی و گفتاری عامه را در شعر خود بشکند. این نوآوری، به‌ویژه در قصاید و مثنوی‌های او، کاملاً مشهود است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مضامین اصلی شعر لاهوتی ===&lt;br /&gt;
اشعار لاهوتی در تمام دوران زندگی او بر حول محورهای مشخصی می‌چرخید که می‌توان آن‌ها را در سه دسته کلی قرار داد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مضامین اجتماعی و عدالت‌خواهانه ====&lt;br /&gt;
بخش اعظم اشعار او پس از مشروطه، به اعتراض علیه فقر، نابرابری، استبداد داخلی و استعمار خارجی اختصاص دارد. او از مفاهیمی چون «طبقه کارگر»، «رنجبران»، «انقلاب» و «عدالت اجتماعی» به صراحت سخن می‌گوید و مردم را به قیام و دگرگونی وضع موجود تشویق می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مضامین سیاسی و مبارزاتی (دوران ایران) ====&lt;br /&gt;
در دوره اقامت در ایران (تا ۱۳۰۱ شمسی)، مضامین اشعار لاهوتی عمدتاً به حمایت از مشروطه، نکوهش شاهان قاجار، دفاع از آزادی و انتقاد از بی‌عدالتی‌های دولت مرکزی محدود می‌شد. قصاید او در این دوره، زبانی حماسی و شورانگیز دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مضامین سوسیالیستی و پروپاگاندا (دوران شوروی) ====&lt;br /&gt;
پس از مهاجرت به شوروی، مضامین شعر او کاملاً جهت‌گیری کمونیستی و سوسیالیستی یافت. او در آثارش، به ستایش انقلاب اکتبر، [[ولادیمیر لنین|لنین]]، استالین، ارتش سرخ و آرمان‌های کمونیستی پرداخت. لاهوتی به نوعی شعر خود را در خدمت اهداف حکومت جدید قرار داد و آثاری خلق کرد که جنبه پروپاگاندای فرهنگی داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار و دیوان‌های مهم ابوالقاسم لاهوتی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیوان لاهوتی.jpg|جایگزین=دیوان لاهوتی|بندانگشتی|280x280پیکسل|دیوان لاهوتی]]&lt;br /&gt;
آثار لاهوتی طیف گسترده‌ای از شعر، نمایشنامه، اپرا و ترجمه را در بر می‌گیرد که بیشتر آن‌ها پس از اقامت او در شوروی به زبان فارسی (تاجیکی) و روسی منتشر شدند:&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دیوان اشعار:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
مهم‌ترین اثر او، دیوان اشعارش است که شامل قصاید، غزلیات، مثنویات و مستزادهای او در دوره‌های مختلف زندگی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;قصیده کاوه آهنگر:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
یکی از آثار حماسی و مهم او که از اساطیر ایرانی استفاده کرده اما با مضامین مبارزه و عدالت‌خواهی درآمیخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;تاجیکستان:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
منظومه‌ای طولانی که به ستایش جمهوری تاجیکستان و پیشرفت‌های آن در سایه حکومت شوروی می‌پردازد و از نظر ساختار ادبی و محتوا اهمیت بسیاری در تاجیکستان دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;نمایش‌نامه و اپرا:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
ابوالقاسم لاهوتی چندین نمایشنامه و لیبرتوی اپرا نوشت که معروف‌ترین آن‌ها «کاوهٔ آهنگر» (بر اساس قصیده‌اش) و اپرای «آهنگران» است. او همچنین اپرای «خسرو و شیرین» را بر اساس اثر [[نظامی گنجوی]] به نظم درآورد. این آثار برای صحنه تئاتر و موسیقی تاجیکستان بسیار حیاتی بودند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;ترجمه‌ها:&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
او به دلیل تسلط بر زبان‌های روسی و فرانسوی، به ترجمه نیز پرداخت. از جمله ترجمه‌های او می‌توان به ترجمه آثار پوشکین و همچنین ترجمه‌هایی از اشعار کلاسیک و مدرن اروپایی به فارسی اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزیده اشعار ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابوالقاسم لاهوتی2.jpg|جایگزین=ابوالقاسم لاهوتی|بندانگشتی|330x330پیکسل|ابوالقاسم لاهوتی]]&lt;br /&gt;
تنیده یاد تو در تار و پودم میهن ای میهن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بود لبریز از عشقت وجودم میهن ای میهن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فدای نام تو بود و نبودم میهن ای میهن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر مجلس به هر زندان به هر شادی به هر ماتم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر حالت که بودم با تو بودم میهن ای میهن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دشت دل گیاهی جز گل رویت نمی‌روید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من این زیبا زمین را آزمودم میهن ای میهن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;***&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نامه ات وطنم را نوشته‌ام آزاد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به رخ ز دیده‌ام از شادی آب می‌آید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من آن مبارز ایرانم که از وطنم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقط به یادم تیر و طناب می‌آید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنم چو فکر از آن خلق و آن ستم کانجاست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دل غم و به تنم اضطراب می‌آید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;***&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقط سوز دلم را در جهان پروانه می‌داند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غمم را، بلبلی کاواره شد از لانه می‌داند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نگریم چون ز غیرت، غیر می‌سوزد به حال من&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ننالم چون ز غم، یارم مرا بیگانه می‌داند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امیدی نشستم شکوه خود را به دل گفتم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همی خندد به من، این هم مرا دیوانه می‌داند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به جان او، که دردش را هم، از جان دوست‌تر دارم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی می‌میرم از این غم، که داند یا نمی‌داند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نمی‌داند کسی کاندر سر زلفش چه خون‌ها شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولیکن، موبه مو، این داستان را شانه می‌داند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نصیحتگر، چه می‌پرسی علاج جان بیمارم؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصول این طبابت را، فقط جانانه می‌داند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;***&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترسم آزاد نسازد ز قفس، صیادم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنقدر تا که ره باغ رود از یادم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بس که ماندم به قفس، رنگ گل از یادم رفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گر چه با عشق وی از مادر گیتی زادم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آتش از آه به کاشانه صیاد زنم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گر از این بند اسارت نکند آزادم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سوز شیرین وشکر خنده دلداری نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ورنه من در هنر استادتر از فرهادم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ز اولین نکته که تفسیر نمودم از عشق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کرد اقرار به استادی من استادم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرچه باشد غم عالم به دلم لاهوتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیچ‌کس در غم من نیست، از آن دلشادم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;***&amp;lt;/nowiki&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای روی تو ای مه نقاب لازم نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر تو کنی جلوه آفتاب لازم نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نفوذ عشق نگه کن که شیخ کهنه پرست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته تازه که شرعاً حجاب لازم نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایالت دل عشاق در حمایت تو است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به ملک خویش دگر انقلاب لازم نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ز من گذشتن از جان مگر نمی‌خواهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به چشم! این همه دیگر عتاب لازم نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به ملک دلم داده‌ای تو استقلال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس این مشاوره با شیخ و شاب چیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من از ستیزه چشم تو جان نخواهم برد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای کشتنم این جان شتاب لازم نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو خود به فتوی جمهور عاشقان، شاهی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دگر مناقشه در انتخاب لازم نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخور تو خون دل دردمند لاهوتی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دگر به آتش رویت کباب لازم نیست&amp;lt;ref&amp;gt;[https://roozaneh.net/fun/sms/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA%DB%8C/ اشعار ابوالقاسم لاهوتی؛ مجموعه شعر عاشقانه کوتاه و بلند این شاعر - روزانه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نویسندگان و شاعران ایرانی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:زادگان ۱۲۶۴]]&lt;br /&gt;
[[رده:درگذشتگان ۱۳۳۶]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران سوسیالیست ایرانی]]&lt;br /&gt;
[[رده:شاعران معاصر اهل کرمانشاه]]&lt;br /&gt;
[[رده:روزنامه‌نگاران اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نظامیان اهل ایران در دوره قاجار]]&lt;br /&gt;
[[رده:مهاجران اهل ایران به اتحاد جماهیر شوروی]]&lt;br /&gt;
[[رده:بنیان‌گذاران ادبیات نوین تاجیکستان]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونان در گورستان نووودویچی]]&lt;br /&gt;
[[رده:فعالان جنبش مشروطه در ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA%DB%8C&amp;diff=93001</id>
		<title>ابوالقاسم صلواتی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA%DB%8C&amp;diff=93001"/>
		<updated>2026-09-17T08:40:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شخصیت&lt;br /&gt;
|نام        = ابوالقاسم صلواتی&lt;br /&gt;
|تصویر      = &lt;br /&gt;
[[پرونده:ابوالقاسم صلواتی.JPG|بندانگشتی|وسط]]&lt;br /&gt;
|توضیحات    = &lt;br /&gt;
|سری        = &lt;br /&gt;
|اولین_حضور = بسیج&lt;br /&gt;
|آخرین_حضور = دادگاه انقلاب&lt;br /&gt;
|هدف        = &lt;br /&gt;
|ساخته_شده_توسط= &lt;br /&gt;
|ایفای_نقش_توسط=&lt;br /&gt;
|قسمت‌ها      = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|لقب        = قاضی صلواتی - قاضی مرگ&lt;br /&gt;
|نام_مستعار = &lt;br /&gt;
|نوع        = &lt;br /&gt;
|جنسیت      = &lt;br /&gt;
|سن         = &lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد = ۲۵ تیر ۱۳۴۶&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ  = &lt;br /&gt;
|ویژگی      = &lt;br /&gt;
|شغل        = قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب&lt;br /&gt;
|عنوان      = &lt;br /&gt;
|callsign   = &lt;br /&gt;
|خانواده    = &lt;br /&gt;
|همسر        = &lt;br /&gt;
|significantother= &lt;br /&gt;
|فرزند      = &lt;br /&gt;
|خویشاوند   = &lt;br /&gt;
|آدرس       = &lt;br /&gt;
|مذهب        = اسلام&lt;br /&gt;
|ملیت       = ایرانی&lt;br /&gt;
|lbl21      = &lt;br /&gt;
|data21     = &lt;br /&gt;
|lbl22      = &lt;br /&gt;
|data22     = &lt;br /&gt;
|lbl23      = &lt;br /&gt;
|data23     = &lt;br /&gt;
|lbl24      = &lt;br /&gt;
|data24     = &lt;br /&gt;
|lbl25      = &lt;br /&gt;
|data25     = &lt;br /&gt;
|extra-hdr  = &lt;br /&gt;
|lbl31      = &lt;br /&gt;
|data31     = &lt;br /&gt;
|lbl32      = &lt;br /&gt;
|data32     = &lt;br /&gt;
|lbl33      = &lt;br /&gt;
|data33     = &lt;br /&gt;
|lbl34      = &lt;br /&gt;
|data34     = &lt;br /&gt;
|lbl35      = &lt;br /&gt;
|data35     = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالقاسم صلواتی&#039;&#039;&#039; مشهور به قاضی صلواتی، ۲۵ تیر سال ۱۳۴۶ در تویسرکان به دنیا آمد. او پس از انقلاب وارد بسیج شد و در سال‌های اولیه جنگ در جبهه‌های [[جنگ ایران و عراق]] حضور داشت. ابوالقاسم صلواتی از سال ۱۳۶۵ وارد پلیس قضایی شد. پلیس قضایی مأموری است که وظایفی چون اجرای احکام، دستگیری، تحقیق و توقیف اموال متهمان را از طرف قوه‌ی قضاییه بدون نیاز به پشتیبانی نیروهای دیگر اجرا می‌کند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/4524508/%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3-%D9%82%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%D9%8A%D8%B3%D8%AA پلیس قضایی چیست]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۰ پس از  ادغام ژاندارمری، شهربانی، کمیته‌های انقلاب و پلیس قضایی، ابوالقاسم صلواتی بدون داشتن تحصیلات قضایی وارد دادگاه انقلاب شد و به دلیل ارتباطات قوی با [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]] به عنوان قاضی و معاون دادستان در در همدان و سپس در سنندج به کار مشغول شد و احکام بی‌رحمانه‌ای را علیه زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسی صادر کرد. ابوالقاسم صلواتی همچنین به دلیل فساد اخلاقی در همدان و سنندج و سپس در تهران شهرت یافت، چنان‌چه، ابوالفضل قدیانی یکی از جداشدگان از جمهوری اسلامی در نامه‌ای به همین دلیل خود را از پاسخ‌گویی به وی معذور می‌داند. ابوالقاسم صلواتی در سال ۱۳۷۳ به ریاست اداره‌ی حراست دادگاه انقلاب منصوب شد و پس از  به ریاست شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی رسید. همچنین ابوالقاسم صلواتی به عنوان دادرس علی‌البدل دادگاه عمومی تهران نیز فعالیت دارد. ابوالقاسم صلواتی در طول دوران قضاوت خود در جمهوری اسلامی احکام اعدام زیادی صادر کرده است. او به ویژه احکام زیادی علیه دستگیرشدگان در [[تظاهرات ۱۳۸۸|اعتراضات ۱۳۸۸]] صادر کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.youtube.com/watch?v=8r1YGEtGLrU قاضي ابوالقاسم صلواتي]&amp;lt;/ref&amp;gt; وی پس از آن نیز قاضی دادگاه‌ بسیاری از متهمان سیاسی بوده است و برای افراد زیادی چون [[علی صارمی]]، [[محمدعلی حاج‌آقایی]]، [[جعفر کاظمی]]، زانیار مرادی، لقمان مرادی [[فرزاد کمانگر]]، فرهاد وکیلی و بسیاری دیگر احکام اعدام صادر کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ابوالقاسم صلواتی ==&lt;br /&gt;
ابوالقاسم صلواتی به قاضی صلواتی شهرت دارد. وی در سال ۱۳۴۱ در تویسرکان از شهرهای همدان به دنیا آمد. از میزان تحصیلات ابوالقاسم صلواتی هیچ اطلاعی در دست نیست. قاسم صلواتی پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]] وارد نیروی بسیج از زیر مجموعه‌های [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] شد. و از این طریق به جبهه‌های جنگ رفت. او بدون داشتن جراحت جدی با اعمال نفوذ توانست تحت عنوان معلولیت ۴۰ درصدی از جنگ خارج شود. وی با همین پشتوانه در سال ۱۳۶۵ وارد پلیس قضایی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; پنج سال بعد هنگامی که ژاندارمری و شهربانی و کمیته‌های انقلاب و پلیس قضایی در هم ادغام شدند، برخی از شاغلان در این بخش‌ها که نمی‌خواستند وارد [[نیروی انتظامی جمهوری اسلامی|نیروی انتظامی]] شوند، پس از طی یک دوره آموزشی در مؤسسه‌‌یی واقع در نزدیکی پادگان عباس‌آباد، جذب قوه قضاییه شدند. این مؤسسه برای کادرسازی سریع در نظام جمهوری اسلامی برای اداره‌ی امور ایجاد شده بود و به بسیجی‌ها و افرادی که در جنگ سابقه داشتند این امکان را می‌داد که پس از یک دوره‌ی آموزشی به عنوان دادیار یا بازپرس و حتی قاضی وارد دادگاه‌های انقلاب شوند. مدرسان این مؤسسه از حوزه علمیه قم بودند و در آن نه حقوق مدنی بلکه برخی آموزش‌ها در مورد مجازات‌های اسلامی تدریس می‌شد. به این ترتیب قاضی صلواتی در سال ۱۳۷۰ بدون داشتن تحصیلات دانشگاهی و حقوقی وارد دادگاه انقلاب شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; قاضی صلواتی همواره دارای ارتباطات قوی با وزارت اطلاعات بود. گفته می‌شود او همواره توصیه‌های [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]] را در صدور احکام و دستگیری به کار می‌گرفت و به این ترتیب با اعمال نفوذ به ریاست دادگاه همدان منصوب شد. ابوالقاسم صلواتی هم‌چنین مدتی در اسلام‌آباد غرب و سپس در کرمانشاه به قضاوت مشغول بود و به گفته‌ی برادر همسرش، در آن جا افراد زیادی را اعدام نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برادر همسر وی، کورش کهن در مورد او می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ایشون اول قاصی بودن در اسلام‌آباد غرب بعد به کرمانشاه آمد و منزل تیمسار همدانی زندگی می‌کرد که اعدام کرده بود. بعد همین‌طور پست‌های بالا بهش دادن که دلیلش اعدام بیشرمانه‌ای بودکه در کرمانشاه انجام می‌داد. دقیقا همان کارهایی که [[صادق خلخالی]] کرده است و من هیچ‌وقت به عنوان فامیل بهش نگاه نمی‌کردم. همه از صلواتی می‌ترسن. بارها شده است که با افتخار از دستگیری روزنامه‌نگارها صحبت می‌کنه. همسر او  ۹ سال در بیمارستان روانی‌ها به سر می‌برد. وضع مالی ایشان ۶۰ میلیون تومان در ماه قسط یک خانه را می‌دهد. زمین در کرمانشاه دارد. دخترش می‌تواند به کشورهای مختلف سفر کند. شش هفت بادیگارد دارد. خودش اسلحه دارد.» &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.youtube.com/watch?reload=9&amp;amp;v=EgQRDaGqAsk قاضی صلواتی را از زبان برادرزن او بهتر بشناسیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فساد اخلاقی ابوالقاسم صلواتی ===&lt;br /&gt;
ابوالقاسم صلواتی مشهور به قاضی صلواتی در دوران قضاوت خود همواره به دلیل روابط غیراخلاقی مورد ظن است. وی در موارد مختلف به تهدید همسران متهمان سیاسی پرداخته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://vimeo.com/181693593 دست روکنی - قضاوت در نظام آخوندی، قسمت دوم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالفضل قدیانی از اعضای جداشده و  نزدیکان نظام جمهوری اسلامی و از مؤسسین سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد قاضی صلواتی در نامه‌ای به صادق لاریجانی رئیس قوه‌ی قضائیه می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آقای [[صادق لاریجانی]] رئیس قوه قضائیه&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;اخیرا قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برای من پیغام فرستاده که مرا به [[زندان گوهردشت|زندان رجایی‌شهر]] تبعید می‌کند. قاضی فاسد و بدنامی مثل صلواتی کسی نیست که من او را مخاطب قرار دهم و به وی پاسخ دهم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما حتما از انواع مفاسد این فرد زمانی که در همدان قاضی بود و سپس در تهران به گونه‌ای دیگر در دادگاه‌های سیاسی آن مسیر را ادامه داده اطلاع دارید و قطعا از این موضوع نیز مطلعید که او و امثال او به دلیل همین فسادها و آلودگی‌ها و نقاط ضعفشان به عنوان قاضی دادگاه‌های سیاسی منصوب شده‌اند تا به راحتی تسلیم عوامل [[سازمان اطلاعات سپاه|اطلاعات سپاه]] و وزارت اطلاعات باشند و بی‌چون و چرا احکام دیکته شده به وسیله آن‌ها علیه نیروهای سیاسی را امضا کنند و باز به خوبی می‌دانید که این فرد در خود قوه قضائیه و در بین قضات به ارتکاب انواع مفاسد معروف است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:سند زینب طاهری.JPG|جایگزین=توئیت زینب طاهری در مورد فساد اخلاقی قاضی صلواتی|بندانگشتی|توئیت زینب طاهری در مورد فساد اخلاقی قاضی صلواتی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;اگر لازم شد من در آینده در مورد مفاسد وی توضیح خواهم داد تا مردم بدانند در دستگاهی که باید پاک‌ترین و شریف‌ترین افراد در مسند قضا بنشینند، چگونه افراد فاسد جایزه می‌گیرند و ارتقا پیدا می‌کنند و علیه افراد شریف و خدوم این آب و خاک حکم صادر می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://melimazhabi.com/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF%D8%8C-%D8%A2%D8%A8/?__cf_chl_jschl_tk__=f16b62910 نامه ابوالفضل قدیانی به لاریجانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین زینب طاهری وکیل دادگستری پس از تهدید ابوالقاسم صلواتی در سال ۱۳۹۶ به استعفا اسنادی از یک چت غیراخلاقی وی را منتشر نمود. زینت طاهری در مورد سندیت این چت توضیح داده است این چت با هماهنگی حفاظت اطلاعات قوه قضاییه برای محرز شدن فساد قاضی صلواتی انجام شده و انتساب حساب مربوطه به شماره تلفن ابوالقاسم صلواتی نیز توسط پلیس فتا اصالت سنجی شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زینب طاهری دو سال بعد به اتهام تشویش اذهان عمومی بازداشت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برخی احکام قضایی ابوالقاسم صلواتی ==&lt;br /&gt;
قاضی ابوالقاسم صلواتی در طول دوران قضاوت خود همواره محاکمه‌ی اغلب فعالان سیاسی در ایران را بر عهده داشته و نقش فعالی در سرکوب معترضان به رژیم ایران ایفا کرده است. قاضی صلواتی به دلیل صدور احکام بسیار اعدام به قاضی مرگ نیز شهرت یافته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله در کارنامه ابوالقاسم صلواتی صدور حکم در پرونده‌های زیر ثبت شده است:&lt;br /&gt;
* قاضی دادگاه هواداران [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] و صدور حکم اعدام برای [[علی صارمی]]، [[محمدعلی حاج‌آقایی|محمدعلی حاج آقایی]] و [[جعفر کاظمی]]&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای برای دو شهروند اهل کردستان به نام زانیار مرادی و لقمان مرادی &lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای شیرین علم هولی فعال سیاسی کرد&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای یک دانشجوی دامغانی در جریان تظاهرات عاشورای ۸۸&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای متهم زیر ۱۸ سال آرش رحمانی‌پور به جرم عضویت در انجمن پادشاهی&lt;br /&gt;
* قاضی پرونده [[ابراهیم یزدی]] به اتهام شرکت در نماز جمعه غیرقانونی و بازداشت او در سن هشتادسالگی&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر فعالی سیاسی کرد&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.dw.com/fa-ir/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%85%D9%87%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D9%88-%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%A شیرین علم‌هولی، فرزاد کمانگر و سه تن دیگر را اعدام کردند]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای محمدرضا علی‌زمانی به دلیل محاربه و فعالیت در جریان حوادت [[تظاهرات ۱۳۸۸|اعتراضات ۱۳۸۸]] (در حالی که او پیش از این حوادث دستگیر شده بود). در ادامه به وی اتهام عضویت در انجمن پادشاهی و همچنین بمب‌گذاری نیز وارد شد.&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای زهرا بهرامی دستگیر شده در در تظاهرات عاشورای ۸۸ به جرم قاچاق مواد مخدر و عضویت در انجمن پادشاهی!&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/f8-zahra-bahrami_under-death-sentence/2282585.html زهرا بهرامی، شهروند ایرانی- هلندی در معرض اعدام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای محسن امیراصلانی ارائه تفسیر جدید از قرآن و توهین به حضرت یوسف و حضرت یونس!&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/f5-iranian-hanged-for-interpretation-of-koran/26606238.html محسن امیراصلانی اعدام شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای فرهاد وکیلی فعال سیاسی کرد&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tribunezamaneh.com/archives/196442 شهادت‌نامه/ زندانی سیاسی اعدام شده فرهاد وکیلی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای امیر میرزایی حکمتی که نهایتا در جریان مبادله آزاد شده و به آمریکا بازگشت. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/o2-amir-hekmati-hospital-tehran/27490708.html امیر حکمتی برای مداوا به بیمارستان «منتقل» شده است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای احمدرضا جلالی پزشک و پژوهشگر ایرانی مقیم سوئد که در یک کنفرانس عملی در ایران دستگیر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/ahmadreza-jalali-transfer-from-prison-to-unknown-location/30087228.html انتقال احمدرضا جلالی، دوتابعیتی محکوم به اعدام، به مکانی نامعلوم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* صدور حکم اعدام برای حسین درخشان و سپس تخفیف حکم به نوزده و نیم سال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صدور احکام زندان برای:&lt;br /&gt;
محمد توسلی، ۱۱ سال، امید کوکبی، ۱۰ سال حبس، محمد سیف‌زاده، ۹ سال زندان، سعید متین‌پور، به ۸ سال زندان، سراج‌الدین میردامادی، به ۶ سال زندان، مجید توکلی، به ۸ سال و نیم زندان، مصطفی عزیزی، به ۸ سال حبس، احمد زیدآبادی، به ۶ سال حبس، عبدالله مومنی، به ۶ سال زندان، رضا شهابی، به ۶ سال زندان، رسول بداقی، به ۶ سال حبس، [[گلرخ ابراهیمی ایرایی]]، به ۶ سال زندان، اسماعیل عبدی، به ۶ سال و …..&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://justice4iran.org/persian/j4iran-activities/abolghassem-salavati/ پرونده ناقض حقوق بشر: ابوالقاسم صلواتی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* صدور حکم ۹ سال زندان برای محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی پیشین کانون صنفی معمان ایران&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.kampain.info/archive/9151.htm اعتصاب غذای محمود بهشتی لنگرودی در اعتراض به حکم ۹ سال زندان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صدور حکم زندان برای جیسون رضائیان خبرنگار ایرانی- آمریکایی واشینگتن پست &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صدور  احکام سنگینی علیه فعالان محیط زیست&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/f4_us_treasury_department_sanction_two_iranian_judges/30334384.html وزارت خزانه‌داری قاضی صلواتی و مقیسه را تحریم کرد،‌ رادیو فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* صدور حکم حبس تعزیری برای اساتید دانشگاه مجازی بهاییان (B.I.H.E)&lt;br /&gt;
فاران حسامی همسر به اتفاق همسرش کیوان رحیمیان و کامران رحیمیان (برادر کیوان رحیمیان) از اساتید دانشگاه مجازی بهاییان، شهریور ۱۳۹۱ دستگیر و در شعبۀ ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی از طریق تدریس در دانشگاه آنلاین بهاییان محاکمه شدند. طی این محاکمه، قاضی صلواتی برای کامران رحیمیان و فاران حسامی حکم ۴ سال و برای کیوان رحیمیان حکم ۵ سال زندان را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صدف ثابتیان نیز دیگر شهروند بهایی است که به دلیل ارتباط با دانشگاه مجازی بهاییان و به اتهام «شرکت در جلسه‌ای برای دفاع از حق تحصیل» توسط قاضی صلواتی به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
* صدور احکام حبس سنگین برای دراویش گنابادی &lt;br /&gt;
قاضی صلواتی مجموعا ۵۶ سال حبس برای ۷ تن از فعالین و وکلای دراویش گنابادی در جریان اعتراضات آنان صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالقاسم صلواتی در تیرماه ۱۳۹۲ هفت فعال و وکیل دراویش گنابادی را به اتهامات «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبری»، «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی»، «تأسیس و عضویت در گروه انحرافی»، و «اخلال در نظم عمومی» به ۵۶ سال زندان محکوم کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحریم ابوالقاسم صلواتی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۲۸ آذر ۱۳۹۸ مایک پمپئو اعلام کرد که دو قاضی ایرانی قاضی ابوالقاسم صلواتی و قاضی [[محمد مقیسه]] را مورد تحریم قرار می‌دهد. بر این اساس وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا روز پنجشنبه ۲۸ آذر قاضی صلواتی و مقیسه را به اتهام دست داشتن در مجازات مردم ایران و شهروندان دو تابعیتی در فهرست تحریم‌های خود قرار داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://farsi.euronews.com/2019/12/19/u-s-says-imposes-sanctions-on-two-iranian-judges آمریکا قاضی صلواتی و قاضی مقیسه را تحریم کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قاضی ابوالقاسم صلواتی و محمد مقیسه متهم هستند که با ریاست محاکمه‌های نمایشی رژیم جمهوری اسلامی عدالت را منحرف کرده‌اند، محاکمه‌هایی که در آن‌ها روزنامه‌نگاران، وکلا، فعالان سیاسی و اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی به خاطر حق ابراز آزادی بیان و تشکیل اجتماعات، مجازات و به زندان‌های دراز مدت، شلاق و اعدام محکوم شده‌اند. بر اساس تحریم یاد شده، تمام دارایی‌های این دو قاضی ضبط خواهد شد و شهروندان آمریکایی حق ندارند که با آنها معامله‌ داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقامات آمریکایی بر این باور هستند که ابوالقاسم صلواتی تاکنون بیش از ۱۰۰ نفر را به دلایل سیاسی به زندان و یا اعدام محکوم کرده است. مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا به طور مشخص روز پنجشنبه به نقش او در زندانی شدن ژیائو وانگ، محقق و دانشجوی دوره دکترای تاریخ دانشگاه پرینستون آمریکا اشاره کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://farsi.euronews.com/2019/12/19/u-s-says-imposes-sanctions-on-two-iranian-judges آمریکا قاضی صلواتی و قاضی مقیسه را تحریم کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبرئه قاضی صلواتی در دادگاه انتظامی قضات ==&lt;br /&gt;
دراویش زندانی در سال ۱۳۹۱ در دادسرای انتظامی قضات علیه قاضی صلواتی شکایت کردند. آن‌ها به بازداشت غیرقانونی دراویش، ممنوعیت ملاقات با وکیل، دخالت غیرقانونی در  درمان دراویش زندانی، تشکیل جلسه رسیدگی و صدور رای بدون حضور زندانیان و وکلای آن‌ها و عدم احضار وکلای پرونده جهت جلسه دادرسی شکایت کردند. با این همه این شکایت پس از ماه‌ها به جایی نرسیده و دادسرای انتظامی ابوالقاسم صلواتی را تبرئه کرد. قاضی صلواتی هفت تن وکلای دراویش و مدیران سایت مجذوبان نور را بی‌آنکه در دادگاه شرکت کنند به بیش از ۶۰ سال زندان محکوم کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=78696 تبرئه &amp;quot;قاضی&amp;quot; صلواتی در دادگاه انتظامی قضات]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقامات جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%B3%DB%8C&amp;diff=93000</id>
		<title>ابوالفضل طاووسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%B7%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%B3%DB%8C&amp;diff=93000"/>
		<updated>2026-09-17T08:34:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه|نام_شخص=ابوالفضل طاووسی|تصویر=ابوالفضل طاووسی ۲.jpg|عرض_تصویر=260px|توضیح_تصویر=شهید قیام سراسری، ابوالفضل طاووسی|تاریخ_تولد=|محل_تولد=اصفهان|تاریخ_مرگ=|ملیت=ایرانی|محل_مرگ=اصفهان-نیک‌آباد|مدفن=آرامگاه نیک‌آباد|علت مرگ=اصابت گلوله به سر|شناخته‌شده برای=|همسر=|والدین=|تاریخ تولد=۱۳۸۴|تاریخ مرگ=۱۹دی ۱۴۰۴}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالفضل طاووسی&#039;&#039;&#039;، با نام کامل ابوالفضل طاووسی نیک‌آبادی&#039;&#039;&#039;،&#039;&#039;&#039; (زاده حدود۱۳۸۴ جان‌باخته ۱۹دی۱۴۰۴) جوان ۲۰ ساله و ورزشکار، از نیک‌آباد اصفهان، یکی از [[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|جانباختگان اعتراضات سراسری۱۴۰۴]] ایران به شمار می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) مقابل پایگاه بسیج شهر، با شلیک مستقیم گلوله جنگی به سرش به شهادت رسید.​&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه و زندگی ==&lt;br /&gt;
ابوالفضل طاووسی، جوانی ورزشکار و بدن‌ساز، ساکن نیک‌آباد اصفهان بود. او جوانی آگاه به مسایل جامعه بود و با شروع  [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]] عکس پروفایل پیج اینستاگرامی خود را، با تصویر جوانی که تنها در کف‌خیابان، در برابر نیروهای سرکوبگر جمهوری‌اسلامی ایستاده‌است، تغییر داد و به نماد ایستادگی و شجاعت جوانان این منطقه تبدیل شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او به‌همراه دوستانش در حال تظاهرات در مقابل فرمانداری نیک‌آباد بودکه از پایگاه بسیج آن‌محل به سرش شلیک شد و به‌شهادت رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://javidnaman.iranintl.com/memorial/3Fy5sC7qrylDAVNVjWj210 ابوالفضل طاووسی نیک‌آبادی]-اینترنشنال&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DUdS8vvDOBJ/ اینستاگرام ایندیپندنت فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/_abolfazl_tavosi_/ abolfazl tavosi | ابولفضل طاووسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/iranwire/p/DUgm-gCDZGX/ ابوالفضل طاووسی- ایران‌‌وایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جزئیات شهادت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابوالفضل طاووسی.jpg|جایگزین=ابوالفضل طاووسی|بندانگشتی|150x150پیکسل|ابوالفضل طاووسی]]&lt;br /&gt;
در ۱۹ دی‌ماه، ابوالفضل همراه دوستانش در تجمع اعتراضی مقابل فرمانداری نیک‌آباد، با شلیک نیروهای سرکوبگر به‌سرش به شهادت رسید. پیکرش ابتدا در بیمارستان نگه‌داشته شد و ماموران حکومتی اجازه نمی‌دادند که پیکرش  تحویل داده شود و می‌گفتند که پیکر او بایستی به پزشکی قانونی برود، اما خانواده و مردم محلی با فشار گسترده، آن را تحویل گرفتند. خانواده‌‌ی او پیکر شهید را شب نزد خود نگه‌داشتند و با وی وداع کردند و روز بعد پیکر را با پرچم شیر و خورشید و شعار با شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» به خاک سپردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;​​&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالفضل طاووسی در یکی از آخرین پست‌های پیج اینستاگرامش نوشته است: «یک دل داشتیم؛ هزار حسرت…مرگ پایان ماجرا نیست…»​​&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام او در فهرست [[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|جانباختگان اعتراضات سراسری۱۴۰۴]] در ردیف۹۹۰ به ثبت رسیده‌است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|فهرست جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش‌ها و یادبود ==&lt;br /&gt;
پس از خاکسپاری، اهالی نیک‌آباد و خانواده‌اش به مدت یک هفته شبانه‌روزی بر مزارش نگهبانی دادند تا از تعرض و نبش قبر جلوگیری کنند. این اقدام نشان‌دهنده خشم و همبستگی مردم بود. ماموران حکومتی اقدام به دستگیری چند نفر از اهالی می‌کنند اما آنها اجازه تعرض به پیکر ابوالفضل را نمی‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانواده ابوالفضل، روز بعد روی قبر را کنده و بتون می‌کنند تا از تعرض ماموران در امان باشد، ماموران سرکوبگر حکومتی با دیدن این صحنه، فرشی که درکنار قبر بود را آتش زده و می‌روند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصاویر ابوالفضل در پیج اینستاگرامی‌اش و همچنین فیلم‌ها و تصاویر خاکسپاری او در شبکه‌های اجتماعی، بازتاب گسترده‌ای یافت و به نمادی از مقاومت [[نسل Z|نسل‌جوان]] تبدیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابوالفضل طاووسی۳.jpg|جایگزین=ابوالفضل طاووسی|بندانگشتی|150x150پیکسل|ابوالفضل طاووسی.]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=92999</id>
		<title>ابوالفضل سپاهی بادجانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=92999"/>
		<updated>2026-09-17T08:33:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=ابوالفضل سپاهی بادجانی&lt;br /&gt;
|تصویر=ابوافضل سپاهی،اعدام.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=260px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=ابوالفضل سپاهی بادجانی&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد= &lt;br /&gt;
|محل_تولد=اصفهان&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ=&lt;br /&gt;
|ملیت=&lt;br /&gt;
|محل_مرگ=میدان علیخانی اصفهان، اعدام در ملأ عام&lt;br /&gt;
|مدفن=&lt;br /&gt;
|علت مرگ=&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای=&lt;br /&gt;
|همسر=&lt;br /&gt;
|والدین=&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد=۱۳۸۲&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ= ۶ مرداد ۱۴۰۵&lt;br /&gt;
|دین=اسلام&lt;br /&gt;
|اتهام‌ها=محاربه از طریق آتش‌زدن اماکن عمومی، افساد فی‌الارض، مسدودکردن خیابان‌ها و مشارکت در قتل چهار نیروی بسیج و نیروی انتظامی&lt;br /&gt;
|مجازات=اعدام&lt;br /&gt;
|مکان تولد=اصفهان&lt;br /&gt;
|شهر خانگی=اصفهان}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالفضل سپاهی بادجانی&#039;&#039;&#039;، (متولد ۱۳۸۲، اصفهان، اعدام‌شده ۶ مرداد ۱۴۰۵، اصفهان) جوان ۲۳ ساله از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]] در اصفهان، سحرگاه سه‌شنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ در میدان علیخانی اصفهان به‌صورت علنی اعدام شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به اتهام «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، آتش‌زدن اماکن عمومی و مشارکت در کشته شدن چهار نیروی حکومتی محکوم شده بود. بازداشت ابوالفضل سپاهی در ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ با یورش نیروهای امنیتی به منزلش و تیراندازی همراه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش‌ها حاکی از شکنجه شدید برای اخذ اعترافات اجباری، محرومیت از وکیل مستقل و دادرسی غیرشفاف است. این اعدام یکی از چهار مورد اعدام‌شده در این پرونده است و خطر اعدام هشت متهم دیگر همچنان وجود دارد. پیش از این دو زندانی سیاسی به نام‌های [[عرفان اسفندیاری]] و [[گل‌محمد محمدی]] از متهمان پرونده‌ی میدان علیخانی در ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ اعدام شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2026/07/article-177 حکم اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در «میدان علیخانی» در ملأعام اجرا شد - هه‌نگاو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://humanrightsinir.org/execution-787/ احکام اعدام امیرحسین صفری و ابوالفضل سپاهی اجرا شد - حقوق بشر در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/abolfazl-sepahi-amirhossein-safari-public-execution-isfahan/amp/ ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری؛ اعدام دو زندانی سیاسی در میدان علیخانی اصفهان - کانون حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86 اعدام جنایتکارانه دو شورشگر دلیر امیرحسین صفری و ابوالفضل سپاهی در اصفهان - سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== هویت و دستگیری ==&lt;br /&gt;
ابوالفضل سپاهی بادجانی، متولد ۱۳۸۲ و ۲۳ ساله، از شهروندان اصفهان بود. او در تاریخ ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ پس از یورش نیروهای امنیتی به منزلش، با استفاده از سلاح گرم و تیراندازی بازداشت شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اتهامات ===&lt;br /&gt;
ابوالفضل سپاهی بادجانی به اتهام «محاربه از طریق آتش‌زدن اماکن عمومی» (شامل مسجد و خودپرداز)، «افساد فی‌الارض»، درگیری، حمل سلاح سرد (تبر و چاقو)، مسدود کردن خیابان‌ها، آتش‌زدن لاستیک‌ها، تخریب اموال عمومی و مشارکت در کشته شدن چهار نیروی یگان ویژه (ولی‌الله صفری، محمد همتی، حسین رمضانی و علی خشوعی اصفهانی) در ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی متهم شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== روند قضایی ===&lt;br /&gt;
پرونده ابوالفضل سپاهی در شعبه دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی مرتضی براتی رسیدگی شد. حکم اعدام صادر و در دیوان عالی کشور تأیید گردید. گزارش‌ها حاکی از شکنجه شدید جسمی و روحی برای اخذ اعترافات اجباری، محرومیت از دسترسی به وکیل مستقل و دادرسی غیرشفاف است. احکام صرفاً بر اساس اقرارهای زیر شکنجه صادر شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجرای حکم اعدام ==&lt;br /&gt;
سحرگاه سه‌شنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ (۲۸ جولای ۲۰۲۶)، حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی به‌صورت علنی در میدان علیخانی اصفهان تحت تدابیر شدید امنیتی اجرا شد. نیروهای امنیتی از ساعات آخر شب با استقرار گسترده در محل، تجمع شهروندان معترض را سرکوب کردند و درگیری‌هایی رخ داد که منجر به مجروح شدن و بازداشت چندین نفر شد. شهروندان با سوت و کف و شعار «بی‌شرف بی‌شرف» اعتراض کردند. این اعدام یکی از اولین موارد اعدام در ملأعام بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زمینه پرونده و وضعیت سایر متهمان ==&lt;br /&gt;
پرونده «میدان علیخانی» به وقایع ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مربوط است. دست‌کم ۱۲ نفر در این پرونده به اعدام محکوم شده بودند. پیش‌تر عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی در ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵، اعدام شده بودند و با اعدام ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری، شمار اعدام‌شدگان این پرونده به چهار نفر رسید. وضعیت علیرضا سپاهی و هفت متهم دیگر همچنان نامعلوم و در معرض خطر اعدام است. طی پنج ماه گذشته دست‌کم ۲۲ نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه اعدام شده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقض حقوق ===&lt;br /&gt;
گزارش‌ها بر شکنجه برای اخذ اعترافات، محرومیت از وکیل مستقل، نبود شفافیت در دادرسی و اجرای علنی حکم به‌عنوان موارد نقض حق حیات، دادرسی عادلانه و منع شکنجه تأکید دارند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
[[شورای ملی مقاومت ایران]] با صدور اطلاعیه‌ای اعدام زندانیان سیاسی ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری را محکوم کرد و [[سازمان ملل متحد]] و مراجع بين‌المللي حقوق بشر و همچنین اتحادیه اروپا را به اقدام فوری برای نجات جان سایر زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام فرا خواند. در این اطلاعیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«صبح امروز سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، دژخیمان رژیم آخوندها در یک جنایت ضدانسانی برای ایجاد فضای رعب و وحشت و جلوگیری از قیام مردم، ابوالفضل سپاهی بادجانی ۲۴ ساله و امیرحسین صفری حسین‌آبادی ۲۷ ساله، دو شورشگر دلیر قیام دی‌ماه ۱۴۰۴ را در ملاء عام در میدان علیخانی اصفهان به‌دار آویختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای سرکوبگر در وحشت از عکس‌العمل مردم نیروهای سرکوبگر را در خیابانها و پشت بامهای اطراف مستقر کرده بودند. با این حال مردم با سر دادن شعارهای «بی‌شرف، بی‌شرف» علیه این اقدام ددمنشانه اعتراض کردند. يكان ويژه ضدشورش هم برای سركوب مردم به صحنه آمد و با شليک و رگبارهای هوايی و با شوكر و گاز اشک‌آور برای متفرق كردن جمعيت هجوم آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قضائیه جلادان اتهامات دو شورشگر شهيد را : «محاربه از طریق کشیدن سلاح و افساد فی‌الارض از طریق ارتکاب اعمالی که موجب اخلال شدید در نظم عمومی و امنیت کشور» می‌شود، شرکت در هلاکت«چهار نفر از مأموران نیروی انتظامی»، «در اختیار داشتن سلاح گرم و کوکتل مولوتوف، آتش زدن کلانتری» و« مسدود کردن خیابانها» اعلام کرده است (میزان- ۶ مرداد ۱۴۰۵).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قضاییه جلادان در پرونده‌ «میدان علیخانی» ۱۲ تن از شورشگران دستگیر شده در قیام دی‌ماه را در ارتباط با هلاکت ۴ مأمور نیروی انتظامی که به سرکوب و كشتار اشتغال داشتند، به اعدام محکوم کرده بود. پیش از این، عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی از این پرونده توسط دژخیمان سربدار شدند. مقاومت ایران در ۲۸ تیر ۱۴۰۵ در مورد اعدام قریب‌الوقوع این شورشگران هشدار داده و ارگانهاي ذيربط بين‌المللي را به اقدام فوری برای جلوگیری از این اعدامها فراخوانده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسیدگی به این پرونده در بیدادگاه‌های ضدانقلاب رژیم، توسط قضات جنایتکار محمد براتی‌درچه و محمدرضا توکلی انجام شد. شورشگران حق انتخاب وکیل نداشتند و حتی وکلای تسخیری آنها هم به پرونده دسترسی نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم [[مریم رجوی]] گفت: دیکتاتوری دینی با این جنایت قرون وسطایی در ملاعام و با اعدامهای پی در پی جوانان مجاهد و شورشگران دلیر، مذبوحانه تلاش میکند از انفجار خشم خلق و بالا گرفتن اعتراض‌های مردمی جلوگیری کند، اما این تنها عزم جوانان شورشگر را برای سرنگونی این رژیم خونریز جزم‌تر می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم رجوی بار دیگر ملل متحد و عموم مراجع بين‌المللی حقوق بشر و همچنین اتحادیه اروپا را به محکوم کردن قاطع اعدامها و اقدام فوری و مؤثر برای توقف ماشین اعدام و سرکوب رژیم آخوندی و نجات جان زندانیان سیاسی زیر اعدام فراخواند. به‌ویژه ۸ جوان محکوم به اعدام در همين پرونده در اصفهان : علیرضا سپاهی ۲۴ ساله، قائم حسینی ۲۰ ساله، شروین باقریان ۱۸ ساله، امیرحسین ابراهیمی ۱۹ ساله، امیرحسین ملکی ۱۹ ساله، علی دشتی ۱۹ ساله، ابوالفضل ابراهیمی ۱۸ ساله و علیرضا رئیسی ۲۱ ساله.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم رجوي افزود : سکوت و بی عملی جامعه جهانی به مثابه چراغ سبزی برای ادامه و تشدید اعدام و کشتار برای رژیم به حساب می آيد. پرونده جنایات این رژیم باید به شورای امنیت ملل متحد ارجاع و سردمداران آن بخاطر جنایت علیه بشریت در برابر عدالت قرار گیرند. سفيران و عوامل اين رژيم بايد اخراج و سفارتهاي آن بسته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ مرداد ۱۴۰۵ (۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶).»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranncr.org/2026/07/28/14599/ اعدام شورشگران دلیر ابوالفضل سپاهی۲۴ ساله و امیرحسین صفری ۲۷ ساله در ملاء عام در اصفهان - شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعدام‌شدگان مرتبط با اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AF%DB%8C&amp;diff=92998</id>
		<title>ابوالفضل ساعدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AF%DB%8C&amp;diff=92998"/>
		<updated>2026-09-17T08:31:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=ابوالفضل ساعدی&lt;br /&gt;
|تصویر=ابوالفضل ساعدی،اعدام.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=260px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=ابوالفضل ساعدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد= &lt;br /&gt;
|محل_تولد=شاهرود&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ=&lt;br /&gt;
|ملیت=&lt;br /&gt;
|محل_مرگ=زندان مرکزی شاهرود&lt;br /&gt;
|مدفن=&lt;br /&gt;
|علت مرگ=اعدام&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای=&lt;br /&gt;
|همسر=&lt;br /&gt;
|والدین=&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد=۱۳۸۱&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ=۲۶ خرداد ۱۴۰۵&lt;br /&gt;
|اتهام‌ها=محاربه، افساد فی‌الارض، تخریب و آتش‌زدن اموال عمومی و خصوصی، اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، اخلال در نظم و امنیت عمومی، ایجاد رعب و وحشت، حمل و استفاده از سلاح گرم و سرد و تحریک افراد به حضور در اعتراضات&lt;br /&gt;
|مجازات=محکوم به اعدام}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالفضل ساعدی&#039;&#039;&#039;، (متولد ۱۳۸۱، شاهرود - اعدام‌شده ۲۶ خرداد ۱۴۰۵) دیپلمه مجرد ۲۴ ساله از بازداشت‌شدگان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴]]، سحرگاه سه‌شنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ در زندان مرکزی شاهرود به صورت مخفیانه اعدام شد. ابوالفضل ساعدی به همراه جواد زمانی در پرونده‌ای مشترک به اتهام «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، «تخریب و آتش‌زدن اموال عمومی و خصوصی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم عمومی» و «حمل و استفاده از سلاح» محکوم شده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دادرسی در شعبه اول دادگاه انقلاب شاهرود انجام شد و با محرومیت از وکیل انتخابی، عدم شفافیت و اتکا به اعترافات اجباری همراه بود. این اعدام در چارچوب موج گسترده احکام پس از اعتراضات دی‌ماه انجام گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.hra-news.org/2026/hranews/a-7856f19d/ اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی اعدام شدند - هرانا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/javad-zamani-abolfazl-saedi-execution-semnan/amp/ جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی؛ اعدام دو بازداشت‌شده اعتراضات دی‌ماه در استان سمنان - کانون حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2026/06/article-130 شاهرود؛ اجرای حکم اعدام جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی دو تن از بازداشت شدگان اعتراضات دی‌ماه - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== هویت و بازداشت ==&lt;br /&gt;
ابوالفضل ساعدی، شهروند ۲۴ ساله دیپلمه مجرد متولد ۱۳۸۱ در شاهرود، روز اول بهمن ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ دستگیر شد. وی به همراه [[جواد زمانی]] در یک پرونده مشترک تحت تعقیب قضایی قرار گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اتهامات ===&lt;br /&gt;
ابوالفضل ساعدی به اتهام «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، «تخریب و آتش‌زدن اموال عمومی و خصوصی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم و امنیت عمومی»، «ایجاد رعب و وحشت»، «حمل و استفاده از سلاح گرم و سرد» و «تحریک افراد به حضور در اعتراضات» متهم شد. مقامات قضایی ادعا کردند که وی در اقدامات خشونت‌آمیز، تخریب اموال و مشارکت در تجمعات اعتراضی نقش داشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== روند قضایی ==&lt;br /&gt;
پرونده ابوالفضل ساعدی در شعبه اول دادگاه انقلاب شاهرود رسیدگی شد. حکم اعدام و ضبط اموال صادر و پس از فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور تأیید گردید. روند دادرسی کاملاً غیرشفاف بود و جزئیات جلسات دادگاه، نحوه دسترسی به وکیل انتخابی، شرایط بازجویی و مستندات ارائه‌شده منتشر نشد. مرکز رسانه قوه قضاییه ویدیویی از اعترافات اجباری این دو معترض را منتشر کرد که تحت شرایط نامشخص ضبط شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اجرای حکم اعدام ===&lt;br /&gt;
سحرگاه سه‌شنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ (۱۶ ژوئن ۲۰۲۶)، حکم اعدام ابوالفضل ساعدی در زندان مرکزی شهرستان شاهرود به صورت مخفیانه اجرا شد. رئیس کل دادگستری استان سمنان و خبرگزاری میزان خبر اجرای حکم را اعلام کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== زمینه و آمار اعدام‌ها ====&lt;br /&gt;
این اعدام در دوره‌ای انجام شد که پس از آغاز [[حمله مشترک اسرائیل و ایالات متحده به ایران - ۹اسفند ۱۴۰۴|جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران]]، روند اجرای احکام اعدام در پرونده‌های سیاسی و امنیتی افزایش یافته است. ابوالفضل ساعدی یکی از معترضان دی‌ماه بود که در این موج اعدام شد. گزارش‌ها حاکی از اعدام دست‌کم ۴۰ نفر در فاصله ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ در پرونده‌های سیاسی است. با احتساب این دو نفر، تعداد اعدام‌شدگان سیاسی به ۴۰ نفر رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiozamaneh.com/891909/ جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی دو تن دیگر از معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴ اعدام شدند - رادیو زمانه]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;نقض حقوق در پرونده&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پرونده ابوالفضل ساعدی با نقض حق دادرسی عادلانه، محرومیت از وکیل مستقل، عدم شفافیت، اعمال شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری و اجرای مخفیانه حکم همراه بود. این موارد نقض مواد ۳، ۵ و ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم [[مریم رجوی]] رئیس‌جمهور برگزیده‌ی [[شورای ملی مقاومت ایران]] اعدام جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی را محکوم کرد و سازمان ملل متحد را برای توقف اعدام زندانیان سیاسی فرا خواند. او در بخشی از پیام خود گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«جوانان برومند ایران‌زمین به‌ویژه مردم و جوانان شورشگر خطه شاهرود و سمنان در برابر این جنایت‌های سبعانه سکوت نخواهند کرد. اعدام شورشگرانی که برای آزادی مردم و میهنشان بپا خاسته‌اند، عزم جوانان را در مبارزه با این رژیم نامشروع جزم‌تر می‌کند.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AF%DB%8C اعدام دو شورشگر دلیر جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی از جوانان شاهرود - پیام خانم مریم رجوی - سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعدام‌شدگان مرتبط با اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C&amp;diff=92997</id>
		<title>ابوالفضل خالدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C&amp;diff=92997"/>
		<updated>2026-09-17T07:45:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=ابوالفضل خالدی&lt;br /&gt;
|تصویر=ابوالفضل خالدی1.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=260px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=شهید قیام سراسری، ابوالفضل خالدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد= &lt;br /&gt;
|محل_تولد=لردگان&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ=&lt;br /&gt;
|ملیت=&lt;br /&gt;
|محل_مرگ=لردگان&lt;br /&gt;
|مدفن= &lt;br /&gt;
|علت مرگ=شلیک مستقیم نیروهای حکومتی به بدن&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای=&lt;br /&gt;
|همسر=&lt;br /&gt;
|والدین=&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد=حدود ۱۳۸۰&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ=۱۷ دی ۱۴۰۴}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالفضل خالدی&#039;&#039;&#039;، ۲۴ ساله اهل لردگان از توابع استان چهارمحال و بختیاری، در شامگاه چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی جان خود را از دست داد. خشونت نیروهای حکومتی به حدی شدید بود که علاوه بر ابوافضل خالدی بیش از ۶ شهروند معترض دیگر مورد اصابت شلیک مستقیم گلوله‌های نیروهای سرکوبگر قرار گرفتند و کشته شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شمار [[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]، تا ۱۷ دی‌ماه به بیش از ۴۲ تن رسیده است که ۹ تن از این جانباختگان از شهروندان لردگان بوده‌اند. در جریان اعتراضات لردگان شمار بسیاری نیز مجروح شده‌اند. ویدئوهای منتشرشده در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که نیروهای حکومتی برای سرکوب مردم معترض از فشنگ‌های جنگی استفاده کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2026/01/article-60 گزارش هه‌نگاو از کشته شدن هفت شهروند لُر توسط نیروهای حکومتی در لردگان - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://negah.org/7975 کشته شدگان اعتراضات اخیر شهرستان لردگان - نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زمینه اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ ==&lt;br /&gt;
اعتراضات سراسری ایران در سال ۱۴۰۴، ریشه در بحران عمیق اقتصادی، معیشتی و حکمرانی دارد که طی ماه‌های اخیر با سقوط مستمر ارزش پول ملی، جهش نرخ ارز به بیش از ۱۴۰ هزار تومان، افزایش تورم، رکود گسترده بازار و کاهش شدید قدرت خرید شهروندان تشدید شده است. اعتراضات از اعتصاب بازار تهران در روز نخست (۷ دی ۱۴۰۴) آغاز شد و به سرعت به اعتراضات در دیگر اقشار جامعه در شهرهای مختلف گسترش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعتراضات به شکل تجمعات خیابانی، راهپیمایی‌ها، اعتصاب کسبه و پیوستن دانشجویان در دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف و اصفهان ادامه پیدا کرد. شیوه‌های اعتراض شامل اعتصاب، اعتراض، تظاهرات خیابانی و سردادن شعارهای ضدحکومتی تمرکز دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واکنش [[نیروی انتظامی|نیروهای انتظامی]] و امنیتی با افزایش حضور نیروها، استفاده از گاز اشک‌آور، تیراندازی (از جمله با سلاح ساچمه‌ای) و بازداشت شهروندان همراه بوده، که منجر به خشونت، کشته‌شدگان و زخمی‌ها در شهرهای مختلف شده است. در جریان این اعترضات شماری از شهروندان کشته و بسیاری نیز مجروح و دستگیر شده‌اند. این اعتراضات بیانگر عمق نارضایتی‌های انباشته در جامعه ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.hra-news.org/2026/hranews/a-e22c7813/ گزارش تفصیلی از روز دهم اعتراضات؛ ۳۶ جان باخته در ۲۸۵ اعتراض - هرانا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم معترض شهرستان لردگان نیز مانند شهرهای دیگر به اعتراضات سراسری پیوستند و خیابان‌های این شهر صحنه‌ی درگیری بین مردم معترض و نیروهای سرکوبگر حکومتی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B5%D9%84%D9%88&amp;diff=92996</id>
		<title>ابوالفضل حیدری موصلو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D9%88%D8%B5%D9%84%D9%88&amp;diff=92996"/>
		<updated>2026-09-17T07:43:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه|نام_شخص=ابوالفضل حیدری موصلو|تصویر=ابوالفضل حیدری موصلو1.jpg|عرض_تصویر=260px|توضیح_تصویر=شهید قیام سراسری، ابوالفضل حیدری موصلو|تاریخ_تولد=|محل_تولد=استان فارس|تاریخ_مرگ=۱۸ دی ۱۴۰۴|ملیت=قشقایی|محل_مرگ=شهر قیر|مدفن=قبرستان شهر قیر|علت مرگ=شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی|شناخته‌شده برای=شهید اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴|همسر=|والدین=|تاریخ تولد=۱۳۸۹|تاریخ مرگ=۱۸دی‌ماه ۱۴۰۴}}&#039;&#039;&#039;ابوالفضل حیدری موصلو،&#039;&#039;&#039; (زادهٔ حدود ۱۳۸۹ – درگذشته ۱۸دی‌ماه ۱۴۰۴)، نوجوان ۱۷–۱۶ ساله ایرانی بود که در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهر قیر استان فارس به شهادت رسید. او در میان معترضان جوان قرار داشت و هدف شلیک مستقیم گلوله نیروهای [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالفضل حیدری موصلو، نوجوان معترض قشقایی، یکی از [[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|جانباختگان اعتراضات سراسری۱۴۰۴]] بود. او ساکن شهرستان قیر و کارزین (شهر قیر) در استان فارس بود که در خیزش سراسری دی ۱۴۰۴ در این منطقه در صف اول تظاهرات حضور داشت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranintl.com/fa/202601173874 ابوالفضل حیدری موصلو، ۱۶ ساله، در شهر قیر استان فارس با شلیک مستقیم ماموران سپاه کشته شد-ایران اینترنشنال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روزهای اوج اعتراضات در قیر، نیروهای امنیتی با خشونت شدید به سوی شهروندان معترض شلیک کردند که منجر به جان‌باختن ابوالفضل و سعید ابراهیمی (آزادی) شد. این واقعه بخشی از سرکوب گسترده [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]] بود که منجر به شهادت صدها نوجوان دختر و پسر میهن‌مان به‌دست مأموران سرکوبگر جمهوری اسلامی گردید. گزارش‌ها حاکی از آن است که پیکر وی پس از شهادت تحویل خانواده گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://iranwire.com/fa/features/147799-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B5%D9%84%D9%88-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D9%82%DB%8C%D8%B1/ ابوالفضل حیدری موصلو و ابراهیم سعید آزادی؛ جان باختگان شهر کوچک قیر-ایران وایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام ابوالفضل حیدری موصلو در فهرست [[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|جان‌باختگان قیام ۱۴۰۴ ایران‌پدیا]] در ردیف ۲۲۴ به‌ثبت رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|لیست جانباختگان اعتراضات سراسری۱۴۰۴]]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نحوه شهادت ==&lt;br /&gt;
بر اساس گزارش رسانه‌های مستقل، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در شهر قیر، نیروهای سپاه به سمت معترضان شلیک مستقیم کردند و ابوالفضل هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranntv.com/961274-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DB%B2%DB%B2%DB%B4%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%82%DB%8C با اعلام اسامی ۲۲۴شهید دیگر از شهیدان قیام توسط سازمان مجاهدین، شمار اسامی اعلام شده به بیش از ۱۰۰۰شهید رسید - قیام سراسری ایران – شماره ۶۱]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانواده ابوالفضل قصد داشتند مراسم خاکسپاری را در روز جمعه و به‌صورت عمومی برگزار کنند، اما به دلیل نگرانی حاکمیت از تجمع مردم، مأموران از تحویل به‌موقع پیکر خودداری کردند تا از شکل‌گیری مراسم گسترده جلوگیری شود. روز پنج‌شنبه، ۲۵دی۱۴۰۴، هنگام خاکسپاری، تنها پدر ابوالفضل و چهار مأمور امنیتی حضور داشتند و از برگزاری هرگونه مراسم بزرگ برای او ممانعت شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%B7%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=92932</id>
		<title>ابوالفضل امیرعطایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%B7%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=92932"/>
		<updated>2026-09-15T16:17:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=ابوالفضل امیرعطایی&lt;br /&gt;
|تصویر=ابوالفضل امیرعطایی5.JPG&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=260px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد=۴ دی‌ماه ۱۳۸۴&lt;br /&gt;
|محل_تولد=&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ=۵ خردادماه ۱۴۰۲ &lt;br /&gt;
|ملیت= ایرانی&lt;br /&gt;
|محل_مرگ= شهر ری&lt;br /&gt;
|مدفن= شهر ری&lt;br /&gt;
|علت مرگ= اصابت گاز اشک‌آور به ناحیه سر&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای= مردم ایران&lt;br /&gt;
|همسر=&lt;br /&gt;
|والدین= }}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالفضل امیرعطایی&#039;&#039;&#039;، (زاده ۴ دی‌ماه ۱۳۸۴ – درگذشته ۵ خرداد ماه ۱۴۰۲، شهر ری) نوجوان ۱۶ ساله‌ای بود که در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران|اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]] در میدان نماز شهر ری از ناحیه سر و از فاصله یک‌متری مورد شلیک گاز اشک‌آور نیروهای امنیتی قرار گرفت.بخشی از جمجمه ابوالفضل امیرعطایی بر اثر این شلیک، از بین رفته بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالفضل امیرعطایی دانش‌آموز دبیرستان کریمی ورامین بود؛ و در رشته برق صنعتی تحصیل می‌کرد. او پس از چندین عمل جراحی و ۸ ماه بستری در حالت کما تنها یک روز پس از به‌هوش آمدن در روز جمعه ۵ خرداد ماه ۱۴۰۲، جان خود را از دست داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای امنیتی خانواده‌ی ابوالفضل را تهدید کردند که نباید هیچ شکایتی کنند یا برای او مراسم بگیرند. مأموران امنیتی در روز خاکسپاری ابوالفضل امیرعطایی، محله‌ی دولت‌آباد شهر ری را تحت کنترل قرار دادند؛ اما نتوانستند از انتشار این خبر جلوگیری کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادر ابوالفضل امیرعطایی با انتشار تصویری از فرزندش در صفحه‌ی اینستاگرام خود نوشت: ماهم رفت؛ ماهت بمیرد آسمان!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ابوالفضل امیر‌عطایی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:امیرعطایی1.JPG|جایگزین=ابوالفضل امیرعطایی|بندانگشتی|207x207px|ابوالفضل امیرعطایی]]&lt;br /&gt;
ابوالفضل امیرعطایی، که در دی‌ماه سال ۱۳۸۴، به دنیا آمد. او دانش‌آموز دبیرستان شهید کریمی ورامین بود؛ و در رشته برق صنعتی تحصیل می‌کرد. اما به دلیل مجروح شدنش، از تحصیل در این دبیرستان باز ماند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از این‌که مدرسه‌ها باز شوند، او ثبت‌نام کرده بود و تمام پرداخت‌های مربوط به کتاب‌ها و لوازم تحصیلی را انجام داده بود، اما مادرش به مدرسه گفته بود که او در بیمارستان بستری است؛ و به همین دلیل نمی‌تواند به مدرسه بیاید. اما از طرف مدرسه به او گفتند که به ما مربوط نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود این‌که مادرش اعتراض کرد، مدیران دبیرستان این امر را مورد توجه قرار ندادند؛ و برای او ترک تحصیل زدند. ابوالفضل قرار بود وارد کلاس یازدهم شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ویژگی‌های فردی ===&lt;br /&gt;
ابوالفضل امیرعطایی از کودکی علاقه زیادی به یادگیری زبان داشت و هم‌چنین یک فوتبالیست خوب بود. علاقه زیادی به بازی کردن با کامپیوتر و گیمر داشت. او یک بچه شاد و پرانرژی بود و با مردم رابطه خوبی داشت. علاقه‌مند به حیوانات بود و به‌ویژه  به سگ‌ها علاقه زیادی داشت؛ به گونه‌ای که به آن‌ها کمک می‌کرد و با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کرد. ابوالفضل یک فرد خوش‌قلب و مهربان بود و دوست داشت زبانش را به بهترین شکل ممکن بهبود بخشد و از ایران خارج شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/iran-protests-abolfazlamirataie/32425459.html ابوالفضل امیرعطایی؛ نوجوانی که شلیک مستقیم گاز اشک‌آور جان‌باختنش را رقم زد - سایت رادیو فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:امیرعطایی2.JPG|جایگزین=ابوالفضل امیرعطایی|بندانگشتی|255x255پیکسل|ابوالفضل امیرعطایی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نحوه مجروح شدن ===&lt;br /&gt;
بر اساس گزارش شاهدان عینی، چهارشنبه‌شب ۳۰ شهریورماه ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات سراسری، در میدان نماز شهر ری، نیروهای گارد ویژه به مردم معترض حمله‌ور شدند؛ و از فاصله نزدیک به سوی آن‌ها گاز اشک‌آور شلیک کردند. مأموران حکومتی از فاصله یک‌متری  به سر ابوالفضل امیرعطایی با گلوله‌ی گاز اشک‌آور شلیک کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اثر این شلیک، بخشی از جمجمه او از بین رفته بود. ابوالفضل در روز حادثه برای دیدن دوستانش به محله‌ی مادربزرگش رفته بود تا با توجه به باز شدن مدارس از آن‌ها خداحافظی کند. خانواده‌ی ابوالفضل امیرعطایی همان شب او را در بیمارستان ۷ تیر در بخش سی‌پی‌آر در حالی پیدا کردند که در یک پتو پیچیده شده و کفش‌های خونی‌‌اش نیز در مقابل آن قرار داشت.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امیرعطایی3.JPG|جایگزین=ابوالفضل امیرعطایی|بندانگشتی|245x245پیکسل|ابوالفضل امیرعطایی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۸ ماه بستری در کُما ===&lt;br /&gt;
ابتدا به خانواده‌ی ابوالفضل امیرعطایی گفته بودند تمام کرده است، اما سی‌پی‌آر کردند و حالش برگشت. او را به صورت اورژانس به اتاق عمل بردند و سپس به آی‌سی‌یو که ۵ ماه آن‌جا بستری بود؛ و به خانواده‌اش هم اجازه‌ی هیچ ملاقاتی نمی‌دادند. به‌خاطر این‌که می‌ترسیدند عکس و فیلم از او بگیرند و پخش شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالاخره با وساطت آشنایی، به مادرش اجازه دادند که روزی ده دقیقه پیش فرزندش برود. ابوالفضل عطایی در کما بود، دست و پایش کج شده بود؛ و دکتر فیزیوتراپ گفته بود که باید هرشب فیزیوتراپی شود. مادرش همان ۱۰ دقیقه‌ای که اجازه داشت پیش او باشد، دست پایش را می‌مالید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مستمر به اتاق عمل می‌بردند؛ و می‌گفتند که ببرید گوشه خانه بگذارید، چون وضعیتش تغییری نخواهد کرد. ابوالفضل امیرعطایی پس از ۵ ماه از بیمارستان به خانه منتقل شد. به مادر او گفته بودند که نمی‌توانند بیمه او را اعمال کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادر ابوالفضل اعتراض کرده بود که ما بیمه هستیم و چرا اعمال نمی‌شود؟. گفتند که باید شما تعهد بدهی که هیچ شکایتی نکنی تا ما بیمه‌اش را اعمال کنیم؛ و چون هزینه بیمارستان خیلی سنگین بود، مادرش تعهد داده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی ابوالفضل را از آی‌سی‌یو آوردند، خوب بود، انگشتانش را تکان می‌داد و نگاه می‌کرد؛ اما وقتی به خانه منتقل شد حالش خیلی بد شد. ابوالفضل را به یک بیمارستان دیگر منتقل کردند؛ و آن‌جا عمل شد. مادرش ویدئویی از او در اینستاگرامش منتشر کرد که می‌توانست چشم‌هایش را حرکت و انگشت‌هایش را تکان‌دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالفضل امیرعطایی بر اثر ضربه‌ی شلیک گاز اشک‌آور، بخشی از جمجمه‌اش پودر شده بود و یک طرف سرش جمجمه نداشت. دکترش می‌گفت که چشم‌هایش حرکت می‌کند و امیدوار کننده است. ضربه به سرش آسیب خیلی شدیدی رسانده و بافت‌هایی از مغزش از بین رفته است؛ و در بلندمدت یک کارهایی را نمی‌تواند انجام دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انکار دادستان شهر ری ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی رحیمی دادستان شهر ری، درباره جزئیات حادثه‌ای که برای ابوالفضل امیرعطایی اتفاق افتاد، گفت که این نوجوان ساکن دولت‌آباد شهر ری بوده است؛ و در روز حادثه با یکی از دوستانش برای خرید با موتورسیکلت به منطقه‌ی دیلمان می‌رود که جسم سختی از پشت به سرش برخورد می‌کند و پس از این اتفاق وارد زندگی نباتی می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس تحقیقات مشخص شد که در زمان بروز حادثه هیچ نیروی پلیس و یا نیروهای امنیتی در محل حادثه حضور نداشتند. طبق معاینات صورت گرفته، پوکه گاز اشک‌آور و گلوله جنگی به سر این نوجوان برخورد نکرده است. هنوز معلوم نیست جسمی که به سر ابوالفضل امیرعطایی برخود کرد، چه بوده است؛ پزشک قانونی در حال بررسی پرونده است.&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری حکومتی میزان ۷ خرداد ۱۴۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:امیرعطایی4.JPG|جایگزین=ابوالفضل امیرعطایی|بندانگشتی|285x285px|ابوالفضل امیرعطایی]]&lt;br /&gt;
== جان باختن ابوالفضل امیرعطایی ==&lt;br /&gt;
ابوالفضل امیرعطایی پس از چندین عمل جراحی و ۸ ماه بستری و در کما بودن، سرانجام در روز جمعه ۵ خردادماه ۱۴۰۲، در حالی یک روز بود از کما بیرون آمده بود، بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%B7%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C بهشت زهرا خاکسپاری نوجوان شورشگر ابوالفضل امیرعطایی - سایت سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:مزار امیرعطایی.JPG|جایگزین=مزار بوالفضل امیرعطایی|بندانگشتی|250x250px|مزار بوالفضل امیرعطایی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تهدید خانواده‌ی ابوالفضل امیرعطایی ===&lt;br /&gt;
نیروهای امنیتی خانواده‌ی ابوالفضل را تهدید کرده بودند که نباید هیچ شکایتی از نیروهای حکومتی بکنند؛ و نباید برای او مراسم بگیرند. مأموران امنیتی در روز خاکسپاری ابوالفضل امیرعطایی، محله‌ی دولت‌آباد شهر ری را تحت کنترل قرار دادند؛ اما نتوانستند از انتشار این خبر جلوگیری کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.mojahedin.org/i/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%B7%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D9%84%DA%A9--%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85 ابوالفضل امیرعطایی، پلک همیشه باز قیام - سایت سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادر ابوالفضل امیرعطایی با انتشار تصویری از فرزندش در صفحه‌ی اینستاگرام خود نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;«ماهم رفت؛ ماهت بمیرد آسمان»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2023/05/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%B7%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA ابوالفضل امیرعطایی پس از ۸ ماه جانباخت - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پاسخ کانون‌های شورشی ==&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ خردادماه ۱۴۰۲، در شهر کرمان [[کانون‌های شورشی]] متعلق به [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، در پاسخ به کشته شدن ابوالفضل امیرعطایی توسط نیروهای حکومتی، سپاه ثارالله استان کرمان را مورد تهاجم و انفجار قرار دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://fa.iranfreedom.org/%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%87/ عملیات کانون شورشی در پاسخ به شهادت ابوالفضل امیرعطایی - سایت ایران آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیام مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
خانم [[مریم رجوی]]، رئیس جمهور برگزیده‌ی [[شورای ملی مقاومت ایران]]، در حساب توئیتری خود نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سلام بر ابوالفضل امیرعطایی نوجوان شورشگر و قهرمانی که در آخر شهریور با شلیک پاسداران [[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]] مجروح شد و پس از ۸ ماه درد و رنج به‌شهادت رسید. شهادت جگرسوزی که عزم عمومی، به‌ویژه عزم جوانان شورشی و قیام‌آفرین را برای سرنگونی نظام منحوس [[ولایت فقیه]] و ضحاک ماردوش ولایت ده چندان می‌کند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهادت ابوالفضل، سند دیگری از جنایات این رژیم و شخص خامنه‌ای و دیگر سران نظام آخوندیست که از عدالت گریزی نخواهند داشت.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع: ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A2%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=92931</id>
		<title>ابوالفضل آدینه زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A2%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=92931"/>
		<updated>2026-09-15T16:06:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=ابوالفضل آدینه‌زاده&lt;br /&gt;
|تصویر=ابوالفضل آدینه زاده1.JPG&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=260px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد= ۲۷ خرداد ۱۳۸۴&lt;br /&gt;
|محل_تولد=خراسان&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ=۱۶ مهر ۱۴۰۱ &lt;br /&gt;
|ملیت= ایرانی&lt;br /&gt;
|محل_مرگ=مشهد &lt;br /&gt;
|مدفن=بهشت رضا، مشهد &lt;br /&gt;
|علت مرگ=شلیک مستقیم نیروهای حکومتی &lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای    = مردم ایران&lt;br /&gt;
|همسر=&lt;br /&gt;
|والدین=علی آدینه‌زاده، گلدسته حسینی }}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالفضل آدینه‌زاده&#039;&#039;&#039;، (زاده ۲۷ خرداد ۱۳۸۴، خراسان - درگذشته ۱۶ مهر ۱۴۰۱، مشهد) نوجوان معترضی بود که در جریان &#039;&#039;&#039;[[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران|اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&#039;&#039;&#039;، در مقابل دانشگاه فردوسی مشهد مورد اصابت شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفت و جان باخت. هنگامی که ابوالفضل آدینه‌زاده به بیمارستان امام رضا منتقل شد، مأموران &#039;&#039;&#039;[[لباس شخصی]]&#039;&#039;&#039; بلافاصله بیمارستان را قرق کردند؛ و تمامی فیلم‌های دوربین‌های بیمارستان را پاک کردند. خانواده‌ی ابوالفضل آدینه‌زاده پس از بررسی و اقدامات تحقیقاتی متوجه شدند که بیش از هفتاد گلوله‌ی ساچمه‌ای از فاصله‌ی بسیار نزدیک به بدن ابوالفضل شلیک کردند؛ و فقط ۲۴ گلوله ساچمه از بدنش خارج شده است. پیکر ابوالفضل آدینه‌زاده در آرامستان روستای نجف‌آباد واقع در شهرستان فاروج، در کنار آرامگاه اجدادش به خاک سپرده شد. نهادهای امنیتی خانواده‌ی ابوالفضل آدینه‌زاده را تحت فشار گذاشته بودند تا ابوالفضل را شهید اعلام کنند، اما خانواده‌ی ابوالفضل قبول نکردند. در روز ۲۶ خردادماه ۱۴۰۲، مأموران امنیتی به روستای خانواده‌ی ابوالفضل آدینه‌زاده واقع در حومه‌ی فاروج در استان خراسان شمالی یورش بردند؛ و پدر، مادر، خواهر و همه‌ی بستگان او را با ضرب و شتم بازداشت کردند و به مکان نامعلومی انتقال دادند. خانواده آدینه‌زاده پس از چهار روز با قید وثیقه آزاد شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیش از جان باختن ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:آدینه‌زاده2.JPG|جایگزین=ابوالفضل آدینه‌زاده|بندانگشتی|225x225پیکسل|ابوالفضل آدینه‌زاده]]&lt;br /&gt;
ابوالفضل آدینه‌زاده از سن ۱۴ سالگی هم‌زمان با درس خواندن کار هم می‌کرد؛ و می‌خواست که مستقل باشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://nimzad.com/index.php/knowledge/dont-forget/688-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84 ابوالفضل آدینه‌زاده - سایت نیمزاد]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالفضل، سال آخر دبیرستان در رشته‌ی الکترونیک بود. او از استعداد و هوش فوق‌العاده برخوردار بود؛ و با مرضیه (خواهرش) خیلی صمیمی بود. ابوالفضل در شب قبل از جان‌باختنش به خواهرش گفته بود که می‌دانی قرار است فردا چه غوغایی برپا شود؟&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://ir.voanews.com/a/iran-protests-shootings-adinezadeh/6853593.html ابوالفضل بر اثر اصابت ۷۰ گلوله ساچمه‌ای از فاصله نزدیک کشته شد - سایت صدای آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر ابوالفضل به او تذکر جدی داده بود که در اعتراضات شرکت نکند، اما ابوالفضل در پاسخ گفته بود که نمی‌توانم شرکت نکنم چون تمام دختران وطنم مانند خواهرانم هستند. روز شنبه ۱۶ مهرماه، پدر ابوالفضل او را به جلوی مدرسه رساند، اما ابوالفضل به‌بهانه‌ی بستن بند کفش منتظر شد تا پدرش برود؛ و سپس وارد مدرسه نشد و خود را به اعتراضات رساند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نحوه جان باختن ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:آدینه‌زاده5.JPG|جایگزین=ابوالفضل آدینه‌زاده|بندانگشتی|245x245پیکسل|ابوالفضل آدینه‌زاده]]&lt;br /&gt;
ابوالفضل آدینه‌زاده، متولد ۲۷ خردادماه ۱۳۸۴، در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران|اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]، در روز شنبه شانزدهم مهرماه در مقابل دانشگاه فردوسی مشهد توسط مأموران امنیتی مورد اصابت ده‌ها گلوله ساچمه‌های از فاصله نزدیک قرار گرفت و جان باخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://women.ncr-iran.org/fa/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%A2%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87/ بازداشت خانواده ابوالفضل آدینه‌زاده - سایت زنان نیروی تغییر]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شنبه‌شب ۱۶ مهرماه، از ابوالفضل آدینه‌زاده هیچ خبری نبود؛ و خانواده‌اش به هر جا مراجعه می‌کردند، پاسخی نمی‌گرفتند. برخی هم می‌گفتند که بازداشت شده است. روز یکشنبه ۱۷ مهرماه، آموزش و پرورش در یک تماس تلفنی به پدر ابوالفضل آدینه‌زاده اطلاع دادند که پسرت بازداشت است، باید وثیقه بیاورید تا آزاد بشود. پدر ابوالفضل وثیقه تهیه کرده و رفته بود تا پسرش را آزاد کند، اما او را به اداره‌ی آگاهی بردند؛ و اطلاع دادند که ابوالفضل با شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای کشته شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالفضل پس از گلوله خوردن، خودش را به‌سختی و خیزان‌خیزان به نزدیکی پارک ملت رسانده بود؛ و یک خانواده با دیدن وضعیت ابوالفضل به او کمک کردند و به بیمارستان امام رضا رساندند. ابوالفضل به هوش بود و تا رسیدن به بیمارستان این جمله را تکرار می‌کرد: مامان دوستت دارم، مرا ببخش…&lt;br /&gt;
[[پرونده:خواهر آدینه‌زاده.JPG|جایگزین=خواهر ابوالفضل آدینه‌زاده|بندانگشتی|279x279پیکسل|خواهر ابوالفضل آدینه‌زاده]]&lt;br /&gt;
خواهر ابوالفضل آدینه‌زاده گفته است که بیمارستان فارابی نزدیک دانشگاه فردوسی بود، اما این بیمارستان مجروحان را قبول نمی‌کردند، اگر برادرم را قبول می‌کردند، الان زنده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اقدام مأموران لباس شخصی ===&lt;br /&gt;
هنگامی که ابوالفضل آدینه‌زاده به بیمارستان امام رضا منتقل شد، مأموران لباس شخصی بلافاصله بیمارستان را قرق کردند؛ و تمامی فیلم‌های دوربین‌های بیمارستان را پاک کردند؛ و سپس پرونده‌ی پزشکی ابوالفضل را هم به اسم پیرزنی تغییر دادند که درد شکم داشته و مرخص شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فشار به خانواده ===&lt;br /&gt;
شب هفدهم مهرماه نهادهای امنیتی خانواده‌ی ابوالفضل آدینه‌زاده را تحت فشار گذاشته بودند تا ابوالفضل را شهید اعلام کنند، حتی بنرهای شهادت او را هم چاپ و آماده کرده بودند، اما خانواده‌ی ابوالفضل قبول نکردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اصابت ۷۰ گلوله ساچمه‌ای ===&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱۸ مهرماه، پزشک قانونی اعلام کرد که ۲۴ گلوله‌ی ساچمه‌ای در بدن ابوالفضل آدینه‌زاده بوده است. خانواده‌ی ابوالفضل به بیمارستان امام رضای مشهد رفتند؛ و با بررسی و اقدامات تحقیقاتی متوجه شدند که بیش از هفتاد گلوله‌ی ساچمه‌ای از فاصله‌ی بسیار نزدیک به بدن ابوالفضل شلیک کرده بودند؛ و فقط ۲۴ گلوله ساچمه از بدنش خارج شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مراسم خاکسپاری ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:خانواده آدینه‌زاده.JPG|جایگزین=خانواده ابوالفضل آدینه‌زاده بر سر مزار او|بندانگشتی|خانواده ابوالفضل آدینه‌زاده بر سر مزار او]]&lt;br /&gt;
پیکر ابوالفضل آدینه‌زاده در آرامستان روستای نجف‌آباد واقع در شهرستان فاروج، در کنار آرامگاه اجدادش به خاک سپرده شد. خانواده‌ی ابوالفضل آدینه‌زاده، برای اطلاع‌رسانی و اجرای مراسم خاکسپاری، توسط نهادهای امنیتی به‌شدت تحت فشار قرار گرفته بودند؛ و مأموران سرکوبگر حکومتی نیز جاده‌ی منتهی به روستای نجف‌آباد را بسته بودند؛ و مانع حضور دوستان و اقوام ابوالفضل به مراسم خاکسپاری شدند. خانواده‌ی ابوالفضل آدینه‌زاده گفته‌اند که سکوت یعنی حمایت از ظلم و ظالم، و از مردم خواستند که سکوت نکنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مراسم چهلم ===&lt;br /&gt;
مراسم چهلم ابوالفضل آدینه‌زاده، در روز ۲۶ آبان‌ماه ۱۴۰۱، با حضور خانواده، بستگان و شماری از مردم در آرامستان روستای نجف‌آباد برگزار شد. مادر ابوالفضل آدینه‌زاده هنگام سوگواری در سخنانی گفت که جوان ما را کشتند، بگذار ما را هم بکشند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://almaninfo.com/news/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DA%86%D9%87%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%B4%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85/ مراسم چهلم و خاکسپاری کشته‌شدگان - سایت آلمان اینفو]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازداشت خانواده و اقوام ==&lt;br /&gt;
در روز ۲۶ خردادماه ۱۴۰۲، مأموران امنیتی به روستای خانواده‌ی ابوالفضل آدینه‌زاده واقع در حومه‌ی فاروج در استان خراسان شمالی یورش بردند؛ و پدر، مادر، خواهر و همه‌ی بستگان او را با ضرب و شتم بازداشت کردند و به مکان نامعلومی انتقال دادند. این دستگیرها در شب تولد ابوالفضل آدینه‌زاده صورت گرفت که قرار بود در فردای آن شب به‌مناسبت زادروز این نوجوان جان‌باخته، خانواده و دوستانش بر سر مزار او جمع شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانواده‌های دادخواه جان‌باختگان خیزش سراسری، به‌مناسبت زادروز عزیزان خود اقدام به برگزاری مراسم بر سر مزار این جان‌باختگان کرده و آن را تبدیل به تجمع اعتراضی می‌کنند. به همین خاطر نهادهای امنیتی نظام جمهوری اسلامی برای ممانعت از شکل‌گیری چنین مراسمی، تمامی اعضای خانواده و اقوام ابوالفضل آدینه‌زاده را دستگیر کرده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال دستگیری خانواده‌ی ابوالفضل آدینه‌زاده، خسرو علی‌کُردی، وکیل این خانواده اطلاع داد که نهادهای امنیتی پدر و عموی این نوجوان جانباخته را به شهرستان شیروان و مادر و خواهر او را به شهرستان بجنورد منتقل کرده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.hra-news.org/2023/hranews/a-41745/ انتقال چهار تن از اعضای خانواده ابوالفضل آدینه زاده به شیروان و بجنورد - سایت هرانا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فراخوان خانواده‌های دادخواه ===&lt;br /&gt;
پس از بازداشت خانواده‌ی ابوالفضل آدینه‌زاده، گروهی از خانواده‌های دادخواه با انتشار رشته توئیت مشترک، از مردم خواستند که تولد کوچکی برای ابوالفضل آدینه‌زداه برگزار و ویدئوی آن را منتشر کنند. در بخشی از متن این توئیت مشترک آمده بود:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«از آن‌جایی که تمام خانواده و فامیل ابوالفضل آدینه‌زاده عزیزمون رو بازداشت کردند، فقط به خاطر این‌که نمی‌خواستند تولد ابوالفضل برگزار شود؛ و یادش را از ذهن‌ها پاک کنند، ما چند تن از خانواده‌های دادخواه، از شما مردم ایران درخواست می‌کنیم در هر شهر و کشوری که هستید، فردا (شنبه) ۲۷ خرداد، برای ابوالفضل تولد کوچکی بگیرید و ویدیو آن را با هشتگ#ابوالفضل_آدینه_زاده منتشر کنید… تمام ما را هم بازداشت کنند و بکشند، باز جوانه می‌زنیم و مقابل آن‌ها می‌ایستیم.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.independentpersian.com/node/337086/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%A2%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87 فراخوان خانواده‌های دادخواه برای برگزاری مراسم تولد ابوالفضل آدینه‌زاده - سایت ایندیپندنت]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;روز ۳۰ خردادماه ۱۴۰۲، بر اساس اعلام خسرو علی‌کُردی وکیل خانواده آدینه‌زاده، پدر و مادر و خواهر ابوالفضل آدینه‌زاده، با قید وثیقه از زندان آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/32468518.html پدر، خواهر و مادر ابوالفضل آدینه‌زاده با قید وثیقه آزاد شدند - سایت رادیو فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1&amp;diff=92925</id>
		<title>ابوالحسن منتظر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1&amp;diff=92925"/>
		<updated>2026-09-15T13:22:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه| اندازه جعبه       =| عنوان             = ابوالحسن منتظر| نام               = | تصویر             = ابوالحسن منتظر؛2.jpg| اندازه تصویر      = ۲۴۰px| عنوان تصویر       = ابوالحسن منتظر| زادروز            = سال ۱۳۳۸| زادگاه            = تهران| تاریخ مرگ         = | مکان مرگ          = |عرض جغرافیایی محل دفن=|طول جغرافیایی محل دفن=|latd=|latm=|lats=|latNS=N|longd=|longm=|longs=|longEW=E| محل زندگی         = تهران| ملیت              = | نژاد              = | تابعیت            = | تحصیلات            = لیسانس معماری| دانشگاه           = دانشگاه تهران| پیشه              =معمار، فعال سیاسی | سال‌های فعالیت     = | کارفرما           = | نهاد              = | نماینده           = | شناخته‌شده برای    = فعالان سیاسی، نهادهای حقوق بشری و مردم ایران| نقش‌های برجسته     = | سبک               = | تأثیرگذاران       = | تأثیرپذیرفتگان    = | شهر خانگی         = | تلویزیون          = | لقب               = | حزب               = | جنبش              = | مخالفان           = نظام جمهوری اسلامی| هیئت              = | دین               =اسلام | مذهب              = | منصب              = | مکتب              = | آثار              = | خویشاوندان سرشناس = | فرزندان           = | جوایز             = | امضا              = | اندازه امضا       = | وبگاه             = | پانویس            =|اتهام‌ها=بغی (قیام مسلحانه علیه نظام)، عصویت در سازمان مجاهدین خلق ایران|مجازات=محکوم به اعدام، ۵ سال حبس تعزیری (به اتهام اجتماع و تبانی)}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالحسن منتظر&#039;&#039;&#039;، (متولد ۱۳۳۸، تهران - اعدام‌شده ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، زندان قزلحصار) دارای لیسانس معماری، متأهل و پدر دو فرزند، از فعالان سیاسی با سابقه طولانی است. وی در دوران [[محمدرضا پهلوی]] و دهه ۶۰ شمسی به دلیل فعالیت‌های سیاسی چندین بار بازداشت شد. در سال ۱۳۵۶ توسط [[ساواک]] در مشهد دستگیر و شش ماه در زندان وکیل‌آباد محبوس بود. او پیش‌تر در دوران سربازی ۴۵ روز بازداشت شده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر در ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ توسط [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] بازداشت و به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد و تا مهر ۱۳۶۴ در زندان بود. در خرداد ۱۳۹۷ دوباره بازداشت و در مهر ۱۳۹۹ توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] به پنج سال حبس محکوم شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در این دوره تحت جراحی قلب باز قرار گرفت و در فروردین ۱۴۰۱ آزاد شد. آخرین دستگیری او در اول دی ۱۴۰۲ در تهران بود که به بند ۲۰۹ [[زندان اوین]] منتقل شد و پس از بازجویی به بند چهار رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.tribunezamaneh.com/archives/336639 زندانی سیاسی ابوالحسن منتظر کیست؟ - تریبون زمانه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://bazdashtshodegan.com/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1-4/ زندانی سیاسی، ابوالحسن منتظر به بیمارستان منتقل شد - صدای بازداشت‌شدگان] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.hra-news.org/2025/hranews/a-53060/ محرومیت از درمان ابوالحسن منتظر، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان اوین ادامه دارد - هرانا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://humanrightsinir.org/convicted-1184/ محکومیت ۸ متهم سیاسی به اعدام و حبس تعزیری - حقوق بشر در ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منتظر در زندان از بیماری‌های متعدد قلبی، ریوی، سنگ کلیه، آرتروز، دیابت، پروستات و پسوریازیس رنج می‌برد و از درمان محروم بوده است. اعتراض او به کیفیت غذا در اوین منجر به انتقال تنبیهی به قرنطینه واحد سه قزل‌حصار شد که باعث وخامت حال او، از جمله فشار خون بالا و مشکلات تنفسی گردید.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضرب و شتم هنگام دستگیری، شکستگی قفسه سینه و باز شدن بخیه‌های جراحی قلب را به دنبال داشت. او به بیمارستان رجایی کرج منتقل شد اما درمان کافی دریافت نکرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر در اردیبهشت ۱۴۰۳ به اتهام بغی (قیام مسلحانه علیه نظام)، اجتماع و تبانی، عضویت در سازمان مجاهدین و تخریب اموال عمومی تفهیم اتهام شد. وی همچنین در مهر ۱۴۰۳ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام و پنج سال حبس محکوم شد. محاکمه ناعادلانه و مبتنی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه بود. خانواده او از وضعیتش بی‌خبر بوده و پیگیری‌ها بی‌نتیجه مانده است. خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، از جمله خانواده ابوالحسن منتظر مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;[https://ir.voanews.com/a/six-political-prisoners-sentenced-to-execution-in-iran/7882512.html صدور احکام اعدام برای ۶ زندانی سیاسی در اوین - صدای آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://aftabkaran.com/1403/11/06/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%81%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%81%d9%88-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4/ درخواست اقدام فوری عفو بین‌الملل برای شش زندانی سیاسی در معرض خطر اعدام پس از محاکمه ناعادلانه - آفتابکاران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B2/ تجمع خانواده زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در مقابل زندان اوین - کانون حقوق بشر ایران] 2&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عفو بین‌الملل محاکمه را ناعادلانه و خواستار لغو حکم شد. سازمان حقوق بشر ایران و پارلمان فلامان بلژیک احکام را محکوم کردند. ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی از سازمان ملل خواستار دخالت فوری شدند. همچنین نمایندگان کنگره آمریکا نیز رژیم ایران را محکوم کردند. [[شورای ملی مقاومت ایران]] حکم را محکوم و فراخوان بین‌المللی داد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندانی سیاسی ابوالحسن منتظر سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۴، همراه با زندانی سیاسی دیگر وحید بین عامریان در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. این در حالی است که در۱۰ فروردین زندانیان سیاسی [[اکبر (شاهرخ) دانشورکار|اکبر دانشورکار]] و [[سید محمد تقوی سنگدهی|محمد تقوی]] و در ۱۱ فروردین [[پویا قبادی]] و [[بابک علیپور|بابک علیپو]]&amp;lt;nowiki/&amp;gt;ر نیز اعدام شدند .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhr.net/fa/articles/7312/ سازمان حقوق بشر ایران خواستار لغو حکم اعدام شش زندانی سیاسی شد - سازمان حقوق بشر ایران] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%A8-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%82%D9%88%D8%B9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%84%DA%98%DB%8C%DA%A9 تصویب قطعنامه فوری «اعدام قریب‌الوقوع زندانیان سیاسی توسط رژیم ایران» در پارلمان فلامان بلژیک - سازمان مجاهدین خلق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranntv.com/947730-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87--%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D9%88 نامه انجمن ها و شخصیتهای سیاسی برای جلوگیری از اعدام زندانیان سیاسی توسط رژیم ایران - سیمای آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot;&amp;gt;[https://www.radiozamaneh.com/853407 ۳۰۹ کارشناس بین‌المللی خواستار دخالت فوری سازمان ملل برای نجات زندانیان سیاسی ایران از موج اعدام‌ها شدند - رادیو زمانه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot;&amp;gt;[https://iran-efshagari.com/%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B6-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87/ محکومیت جنایتکارانه ۶ زندانی سیاسی به اعدام به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و قیام مسلحانه - ایران افشاگر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot;&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D9%87 اعدام مجاهدان قهرمان فرمانده وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر زندانی سیاسی زمان شاه - سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه و تحصیلات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحصیلات و فعالیت‌ها ===&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر، متولد ۱۳۳۸ و اهل تهران است. او متأهل بوده و دو فرزند دارد که زندگی خانوادگی‌اش تحت تأثیر فعالیت‌های سیاسی طولانی‌مدت او قرار گرفته است. آقای منتظر در خانواده‌ای با پیشینه فرهنگی و اجتماعی رشد یافت که از همان جوانی به مسائل سیاسی و عدالت اجتماعی علاقه‌مند شد. این پیشینه خانوادگی و اجتماعی، او را به یکی از چهره‌های برجسته در میان فعالان سیاسی تبدیل کرد که حتی در شرایط دشوار زندان، روحیه مقاومتی خود را حفظ کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر تحصیلات خود را در رشته معماری در مقطع لیسانس به پایان رساند و به عنوان یک معمار به صورت آزاد فعالیت حرفه‌ای داشت. دانش او در معماری نه‌تنها نشان‌دهنده توانایی‌های فنی و خلاقیتش بود، بلکه به طور نمادین با تعهد او به ساختن جامعه‌ای منظم و عادلانه همخوانی داشت. فعالیت حرفه‌ای او به عنوان یک معمار، جایگاه اجتماعی خاصی برایش ایجاد کرد که در کنار فعالیت‌های سیاسی‌اش، او را به فردی تأثیرگذار در حلقه‌های اجتماعی تبدیل نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیشینه فعالیت سیاسی ===&lt;br /&gt;
فعالیت‌های سیاسی ابوالحسن منتظر به دوران پیش از [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷]] بازمی‌گردد. او در جوانی به دلیل مشارکت در فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم پهلوی تحت نظر ساواک قرار گرفت. این فعالیت‌ها شامل توزیع اعلامیه‌ها و سازماندهی جلسات مخفی بود که نشان‌دهنده تعهد او به مبارزه با دیکتاتوری بود. این پیشینه مقاومتی، او را به یکی از چهره‌های شناخته‌شده در میان فعالان سیاسی قبل و بعد از انقلاب تبدیل کرد و مسیر زندگی او را به سمت مبارزه مداوم با سرکوب سیاسی هدایت نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینه خانوادگی، تحصیلات و فعالیت‌های اولیه سیاسی آقای منتظر، هویت او را به عنوان یک فعال سیاسی مقاوم شکل داد. او با وجود فشارهای متعدد، از جمله دستگیری‌های مکرر و شرایط سخت زندان، به مبارزه برای عدالت و آزادی ادامه داد. این تعهد او را به نمادی از پایداری در برابر سرکوب سیاسی تبدیل کرده و جایگاه ویژه‌ای در تاریخ مبارزات سیاسی ایران برای او رقم زده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://bazdashtshodegan.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7/ معرفی زندانی سیاسی محکوم به اعدام ابوالحسن منتظر - صدای بازداشت‌شدگان] 1&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری‌های اولیه و سابقه زندان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازداشت در دوران پهلوی ===&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر در سال ۱۳۵۶، در سن ۱۹ سالگی، به دلیل فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم شاهنشاهی توسط ساواک در شهر مشهد دستگیر شد. او به مدت شش ماه در زندان وکیل‌آباد مشهد محبوس بود. پیش از این، در دوران خدمت سربازی، به دلیل فعالیت‌های مشابه توسط رکن ۲ ارتش بازداشت و به مدت ۴۵ روز در بازداشتگاه نگهداری شد. این دستگیری‌های اولیه نشان‌دهنده تعهد او به مبارزه با سرکوب سیاسی در سنین جوانی بود و پایه‌ای برای فعالیت‌های بعدی او در برابر رژیم‌های سرکوبگر فراهم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دستگیری و زندان در دوران جمهوری اسلامی ===&lt;br /&gt;
پس از انقلاب ۱۳۵۷، ابوالحسن منتظر در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ توسط نیروهای سپاه پاسداران دستگیر شد. این دستگیری به دلیل فعالیت‌های او در ارتباط با گروه‌های مخالف رژیم جمهوری اسلامی، به‌ویژه سازمان مجاهدین خلق، صورت گرفت. او به اتهامات سیاسی به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شد و تا مهر ۱۳۶۴ در زندان وکیل‌آباد مشهد زندانی بود. شرایط سخت زندان، از جمله کمبود امکانات، فشارهای روانی و بازجویی‌های شدید، تأثیرات عمیقی بر سلامت جسمی و روحی او گذاشت، اما او همچنان به مقاومت ادامه داد و روحیه خود را حفظ کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازداشت و زندان در سال ۱۳۹۷ ===&lt;br /&gt;
در خرداد ۱۳۹۷، آقای منتظر بار دیگر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. اتهامات او شامل اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بود. در مهر ۱۳۹۹، شعبه‌ای از دادگاه انقلاب تهران او را به پنج سال حبس محکوم کرد. او این دوره را در زندان رجایی‌شهر کرج گذراند و در این مدت به دلیل مشکلات قلبی تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت. این جراحی نشان‌دهنده وخامت وضعیت سلامتی او بود که در شرایط زندان تشدید شده بود. او در فروردین ۱۴۰۱ با استفاده از بخشنامه عفو آزاد شد، اما این آزادی موقتی بود و دوباره در سال ۱۴۰۲ بازداشت شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تکرار دستگیری‌ها و حبس‌های طولانی‌مدت تأثیرات عمیقی بر زندگی شخصی و خانوادگی ابوالحسن منتظر گذاشت. او در این دوره‌ها با فشارهای روانی و جسمی متعددی مواجه شد، از جمله جدایی از خانواده، محدودیت‌های ارتباطی و شرایط سخت زندان. با این حال، این تجربیات او را به نمادی از مقاومت در برابر سرکوب سیاسی تبدیل کرد و جایگاه او را در میان فعالان سیاسی تقویت نمود. این مقاومت نشان‌دهنده عزم او برای ادامه مبارزه حتی در شرایط دشوار بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حبس‌های مکرر و شرایط سخت زندان تأثیرات منفی قابل‌توجهی بر سلامت جسمانی آقای منتظر گذاشت. او در این دوره‌ها با بیماری‌های متعددی مواجه شد که به دلیل عدم دسترسی به درمان مناسب تشدید شدند. این شرایط نه‌تنها سلامت او را به خطر انداخت، بلکه به عنوان ابزاری برای فشار بیشتر بر او استفاده شد. با این حال، او با روحیه مقاوم خود به مبارزه ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آخرین دستگیری و بلاتکلیفی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دستگیری در دی ۱۴۰۲ ===&lt;br /&gt;
در تاریخ اول دی ۱۴۰۲، ابوالحسن منتظر بار دیگر توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شد و به بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت نظارت [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]]، منتقل گردید. این بند به دلیل شرایط سخت، بازجویی‌های طولانی و فشارهای روانی شناخته می‌شود. منتظر در این دوره از دسترسی به وکیل، تماس منظم با خانواده و حتی امکانات اولیه محروم بود، که نقض آشکار حقوق اولیه زندانیان مطابق با استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر است. بازجویی‌ها شامل فشارهای شدید برای اخذ اعترافات اجباری بود که بعد در دادگاه علیه او استفاده شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انتقال به بند چهار و ادامه بلاتکلیفی ===&lt;br /&gt;
پس از بازجویی‌های طولانی و طاقت‌فرسا، ابوالحسن منتظر به بند چهار زندان اوین منتقل شد. این انتقال در حالی رخ داد که او همچنان از دسترسی به خدمات پزشکی و حقوقی محروم بود. بازپرس پرونده، علیزاده، با استناد به تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری، از پذیرش وکلای انتخابی او خودداری کرد و تنها اتهامات کلی مرتبط با سازمان مجاهدین خلق را مطرح نمود. این محدودیت‌ها نشان‌دهنده فقدان شفافیت در پروسه قضایی و نقض حق دفاع او بود. این وضعیت بلاتکلیفی او را تشدید کرد و فشار روانی زیادی بر او وارد نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بی‌خبری و فشار بر خانواده ===&lt;br /&gt;
خانواده منتظر از زمان دستگیری در دی ۱۴۰۲ با بی‌خبری مداوم مواجه بوده‌اند. تلاش‌های مکرر آن‌ها برای کسب اطلاعات از طریق مراجع قضایی بی‌نتیجه ماند و مقامات از ارائه هرگونه اطلاعات دقیق درباره وضعیت او خودداری کردند. این بی‌خبری فشار روانی شدیدی بر خانواده وارد کرده و بخشی از الگوی سرکوب سیستماتیک علیه زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان محسوب می‌شود. این وضعیت برای دیگر خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام نیز مشابه بوده و نشان‌دهنده سیاست‌های سرکوبگرانه گسترده‌تر است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانواده منتظر بارها با مراجعه به مراجع قضایی و زندان اوین سعی در پیگیری وضعیت او داشتند، اما با موانع متعددی از جمله عدم پاسخگویی مقامات و محدودیت‌های قانونی مواجه شدند. تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری به مقامات اجازه داد تا وکلای انتخابی را رد کنند، که این امر پیگیری قانونی را برای خانواده دشوار کرد. این موانع نشان‌دهنده نقض حقوق خانواده‌ها برای دسترسی به اطلاعات و حمایت از عزیزانشان است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلاتکلیفی طولانی‌مدت، همراه با محرومیت از حقوق اولیه، تأثیرات منفی شدیدی بر روحیه و سلامت روانی منتظر گذاشت. این شرایط به عنوان بخشی از استراتژی فشار روانی برای تضعیف زندانیان سیاسی طراحی شده بود. با این حال، گزارش‌ها نشان می‌دهند که آقای منتظر همچنان مقاومت خود را حفظ کرده و به مبارزه برای حقوق خود ادامه داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot;&amp;gt;[https://iranfreedom.net/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%82%d8%b6%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%db%b6%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1/ دستگاه قضایی خامنه‌ای ۶ زندانی سیاسی را به اعدام محکوم کرد! - ایران آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وضعیت زندان، شکنجه و محرومیت‌ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== زندان و شکنجه ===&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی‌های شدید و شرایط غیرانسانی قرار گرفت. این بند به دلیل فقدان امکانات اولیه مانند گرمایش کافی در زمستان، انزوای طولانی‌مدت و فشارهای روانی شناخته می‌شود. او در سلولی سرد و بدون امکانات اولیه نگهداری شد که این شرایط سلامت جسمی و روانی او را به شدت تحت تأثیر قرار داد. این وضعیت نقض استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر در مورد شرایط زندان است و به عنوان ابزاری برای فشار بر زندانیان سیاسی استفاده می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در جریان دستگیری در دی ۱۴۰۲، منتظر مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت که منجر به آسیب‌های جدی جسمانی شد. بخیه‌های جراحی قلب باز او، که از دوره حبس قبلی باقی مانده بود، باز شد و قفسه سینه‌اش دچار شکستگی گردید. این آسیب‌ها به حدی شدید بود که بخشی از ریه او هنگام تنفس از قفسه سینه بیرون می‌زد، که نشانه‌ای از وخامت وضعیت جسمانی اوست. این شکنجه‌ها نقض آشکار کنوانسیون‌های بین‌المللی علیه [[شکنجه]] و رفتارهای غیرانسانی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انتقال تنبیهی به قزل‌حصار ===&lt;br /&gt;
در پی اعتراض ابوالحسن منتظر به کیفیت پایین غذا و تبعیض در توزیع آن در زندان اوین، او با خشونت مأموران مواجه شد و به بخش قرنطینه واحد سه [[زندان قزلحصار|زندان قزل‌حصار]] منتقل گردید. این انتقال تنبیهی، شرایط سخت قرنطینه، از جمله نبود امکانات بهداشتی و تشدید بیماری‌های او، باعث وخامت حالش شد. فشار خون او به ۱۸٫۵ رسید و مشکلات تنفسی و قلبی او تشدید شد. زندان قزل‌حصار به عنوان محل اجرای احکام اعدام شناخته می‌شود، که این انتقال را به اقدامی تهدیدآمیز تبدیل کرد. این اقدام به منظور ارعاب و تنبیه زندانیان سیاسی انجام شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقامات زندان در تلاش بودند تا آقای منتظر و دیگر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام را به طور دائم از اوین به قزل‌حصار منتقل کنند. این اقدام به منظور افزایش فشار روانی و آماده‌سازی برای اجرای احکام اعدام تلقی شده است. سازمان‌های حقوق بشری این انتقال را محکوم کرده و آن را بخشی از استراتژی سرکوب زندانیان سیاسی دانسته‌اند. این تلاش‌ها نشان‌دهنده استفاده از انتقال زندان به عنوان ابزاری برای فشار بیشتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فشارهای روانی و تأثیرات شکنجه ===&lt;br /&gt;
علاوه بر شکنجه جسمی، منتظر با فشارهای روانی متعددی در زندان مواجه بود. انزوای طولانی‌مدت، محرومیت از تماس با خانواده، تهدیدات مکرر مقامات زندان و عدم اطمینان از آینده، بخشی از این فشارها بود. این شرایط به منظور تضعیف روحیه او و دیگر زندانیان سیاسی طراحی شده بود، اما گزارش‌ها حاکی از مقاومت او در برابر این فشارها است. این مقاومت نشان‌دهنده روحیه قوی او در برابر سرکوب است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شکنجه‌های جسمی و روانی، همراه با شرایط غیرانسانی زندان، تأثیرات منفی شدیدی بر سلامت جسمی و روانی ابوالحسن منتظر گذاشت. آسیب‌های جسمانی مانند شکستگی قفسه سینه و مشکلات تنفسی، همراه با فشارهای روانی ناشی از انزوا و بی‌خبری، وضعیت او را وخیم‌تر کرد. این شرایط به عنوان بخشی از استراتژی سرکوب برای تضعیف زندانیان سیاسی استفاده شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranhr.net/fa/articles/7475/ تلاش حکومت برای انتقال زندانیان سیاسی محکوم به اعدام از اوین به قزل‌حصار - سازمان حقوق بشر ایران] 2&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مسائل بهداشتی و اعتصاب غذا ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بیماری‌های وخیم و محرومیت از درمان ===&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر از بیماری‌های متعددی از جمله مشکلات قلبی، ریوی، سنگ کلیه، آرتروز، اختلالات مجاری ادراری، دیابت، پروستات و پسوریازیس رنج می‌برد. این بیماری‌ها نیاز به مراقبت‌های پزشکی فوری و مداوم دارند، اما او به طور مداوم از دسترسی به درمان محروم بوده است. وضعیت قفسه سینه و ریه او به دلیل شکستگی و عدم درمان همچنان وخیم است و نیاز به جراحی مجدد دارد. این شرایط سلامت او را به شدت به خطر انداخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران حبس قبلی در سال ۱۴۰۰، ابوالحسن منتظر پس از عمل جراحی قلب باز به [[زندان گوهردشت]] تبعید شد. در آبان همان سال، به دلیل وخامت حال قلبی به بیمارستان منتقل شد، اما در شرایط غیرانسانی با پاهایی زنجیرشده به تخت بستری شد و بدون درمان کافی به زندان بازگشت. در پاییز ۱۴۰۲ نیز اعزام به بیمارستان بدون نتیجه بود و اخیراً در بیمارستان رجایی کرج نیز درمان کافی دریافت نکرد. کارشکنی مقامات زندان در اعزام او به مراکز درمانی ادامه دارد و این محرومیت به تشدید بیماری‌های او منجر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محرومیت مداوم از درمان پزشکی نه‌تنها سلامت جسمی منتظر را به خطر انداخته، بلکه به عنوان ابزاری برای فشار روانی بر او و دیگر زندانیان سیاسی استفاده شده است. این محرومیت‌ها نقض آشکار استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر، از جمله حق دسترسی به مراقبت‌های پزشکی، است و از سوی سازمان‌های حقوق بشری به شدت محکوم شده است. عدم درمان مناسب به تشدید بیماری‌های مزمن او منجر شده و زندگی او را در معرض خطر جدی قرار داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اعتراض و اعتصاب ===&lt;br /&gt;
اعتراض منتظر به کیفیت پایین غذا و تبعیض در توزیع آن در زندان اوین به نوعی اعتصاب تلقی شد. این اعتراض به دلیل شرایط غیرانسانی زندان و بی‌توجهی به نیازهای اولیه زندانیان بود. در نتیجه این اقدام، او با خشونت مأموران مواجه شد و به قرنطینه واحد سه قزل‌حصار منتقل گردید. این انتقال تنبیهی باعث تشدید بیماری‌های او و افزایش فشارهای روانی شد، اما نشان‌دهنده روحیه مقاوم او در برابر سرکوب بود. این اعتراض همچنین توجه دیگر زندانیان را به شرایط غیرانسانی زندان جلب کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعتصاب و اعتراضات منتظر، اگرچه منجر به اقدامات تنبیهی مانند انتقال به قزل‌حصار شد، اما نشان‌دهنده روحیه مقاوم او در برابر سرکوب بود. این اقدامات او نه‌تنها توجه دیگر زندانیان را به شرایط زندان جلب کرد، بلکه باعث شد سازمان‌های حقوق بشری به وضعیت او و دیگر زندانیان سیاسی توجه بیشتری نشان دهند. این مقاومت به عنوان بخشی از مبارزه گسترده‌تر برای حقوق زندانیان سیاسی در ایران تلقی می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== تأثیر مقاومت بر دیگر زندانیان و جنبش‌های حقوق بشری =====&lt;br /&gt;
مقاومت ابوالحسن منتظر در برابر شرایط غیرانسانی زندان، به‌ویژه اعتراض او به کیفیت غذا و تبعیض در زندان اوین، الهام‌بخش دیگر زندانیان سیاسی بوده است. این اقدامات نه‌تنها توجه دیگر زندانیان را به نقض حقوقشان جلب کرد، بلکه به افزایش آگاهی در میان فعالان حقوق بشر در ایران و خارج از آن کمک نمود. گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که اعتراضات او به برجسته شدن شرایط زندان‌های ایران در سطح بین‌المللی کمک کرده و فشار بر مقامات برای پاسخگویی را افزایش داده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت منتظر به عنوان بخشی از جنبش گسترده‌تر زندانیان سیاسی برای دفاع از حقوق بشر در ایران تلقی می‌شود و به دیگر زندانیان انگیزه داده تا در برابر سرکوب مقاومت کنند. این تأثیرگذاری نشان‌دهنده نقش او به عنوان یک چهره مقاوم در مبارزه برای عدالت است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranintl.com/202412068563 زندانیان سیاسی محکوم به اعدام: دادخواهی ما دعوتی است به ایستادن در برابر حکم اعدام - ایران اینترنشنال]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پروسه دادگاهی و اتهامات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تفهیم اتهام و روند دادگاه ===&lt;br /&gt;
در اردیبهشت ۱۴۰۳، ابوالحسن منتظر در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران به اتهامات متعددی تفهیم اتهام شد. این اتهامات شامل بغی از طریق عضویت در گروه‌های مخالف نظام، اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور، عضویت در سازمان مجاهدین خلق و تخریب اموال عمومی بود. این اتهامات عمدتاً بر اساس فعالیت‌های سیاسی او و بدون ارائه مدارک معتبر مطرح شده‌اند. فقدان شواهد مشخص و استفاده از اتهامات کلی، نشان‌دهنده سیاسی بودن این پرونده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلسه دادگاه منتظر در اواسط مهر ۱۴۰۳ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی [[ایمان افشاری]] برگزار شد. این دادگاه او را به اتهام بغی به اعدام و برای اتهام اجتماع و تبانی به پنج سال حبس تعزیری محکوم کرد. روند دادرسی به شدت ناعادلانه بود، زیرا او از دسترسی به وکیل انتخابی محروم شد و اتهامات بر اساس اعترافات اجباری تحت شکنجه مطرح شدند. این روند نقض آشکار حق محاکمه عادلانه و استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر و هم‌پرونده‌ای‌هایش اتهامات مربوط به حمل سلاح را رد کردند، اما دادگاه بدون توجه به دفاعیات آن‌ها و بدون ارائه شواهد معتبر، حکم اعدام صادر کرد. سازمان عفو بین‌الملل این محاکمه را ناعادلانه و همراه با نقض حقوق اولیه مانند دسترسی به وکیل، محاکمه علنی و فرصت دفاع مناسب دانسته است. اعترافات اجباری تحت شکنجه، پایه اصلی این احکام بود که نقض کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق بشر است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکم اعدام و حبس تعزیری نه‌تنها آقای منتظر، بلکه خانواده و نزدیکان او را تحت فشار شدید روانی قرار داد. محرومیت از وکیل انتخابی و عدم شفافیت در پروسه قضایی، این پرونده را به نمونه‌ای از سرکوب قضایی علیه فعالان سیاسی تبدیل کرد. این احکام به عنوان ابزاری برای ارعاب دیگر فعالان سیاسی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. این وضعیت نشان‌دهنده استفاده از سیستم قضایی به عنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش زندانیان به احکام ===&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر و دیگر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در بیانیه‌ای اعلام کردند که احکام صادرشده ناعادلانه است و خواستار حمایت جامعه جهانی برای لغو این احکام شدند. آن‌ها تأکید کردند که این احکام بخشی از تلاش رژیم برای سرکوب مخالفان سیاسی است و از جامعه بین‌المللی خواستند تا برای دفاع از حقوق بشر اقدام کنند. این بیانیه نشان‌دهنده روحیه مقاوم آن‌ها در برابر سرکوب است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تجمع اعتراضی خانواده و بی‌خبری ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:تجمع اعتراضی خانواده‌های زندانیان سیاسی،اوین.jpg|جایگزین=تجمع اعتراضی خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در مقابل زندان اوین|بندانگشتی|280x280پیکسل|تجمع اعتراضی خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در مقابل زندان اوین]]&lt;br /&gt;
خانواده‌های زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، از جمله خانواده منتظر، چندین بار در مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی برگزار کردند. این تجمعات با هدف اعتراض به شرایط غیرانسانی زندان، محرومیت‌های درمانی، احکام اعدام و بی‌خبری از وضعیت زندانیان برگزار شد. خانواده‌ها خواستار آزادی فوری عزیزانشان و توقف اجرای احکام شدند. این تجمعات نشان‌دهنده همبستگی خانواده‌ها در برابر سرکوب و تلاش آن‌ها برای جلب توجه عمومی به وضعیت زندانیان بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانواده منتظر از زمان دستگیری در دی ۱۴۰۲ با بی‌خبری مداوم مواجه بوده‌اند. پیگیری‌های مکرر آن‌ها از طریق مراجع قضایی بی‌نتیجه مانده و مقامات از ارائه اطلاعات دقیق درباره وضعیت او خودداری کرده‌اند. این بی‌خبری فشار روانی شدیدی بر خانواده وارد کرده و بخشی از استراتژی سرکوب سیستماتیک علیه زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان است. این وضعیت برای دیگر خانواده‌های زندانیان سیاسی نیز مشابه بوده و نشان‌دهنده الگوی گسترده‌تری از سرکوب است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانواده منتظر با موانع قانونی متعددی، از جمله عدم پذیرش وکلا و محدودیت‌های تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری، مواجه شدند. این موانع مانع از دسترسی آن‌ها به اطلاعات دقیق درباره پرونده و وضعیت او شد و نشان‌دهنده نقض حقوق خانواده‌ها برای دسترسی به اطلاعات و حمایت از عزیزانشان است. این محدودیت‌ها بخشی از استراتژی برای منزوی کردن زندانیان و خانواده‌هایشان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تأثیر تجمعات بر آگاهی عمومی ===&lt;br /&gt;
تجمعات اعتراضی خانواده‌ها در مقابل زندان اوین توجه رسانه‌ها و سازمان‌های حقوق بشری را به وضعیت زندانیان سیاسی جلب کرد. این تجمعات نه‌تنها صدای خانواده‌ها را به گوش جامعه رساند، بلکه به عنوان الگوهایی از مقاومت در برابر سرکوب سیاسی تلقی شد. این اقدامات خانواده‌ها به افزایش فشار بر مقامات برای پاسخگویی کمک کرد، اگرچه تاکنون نتایج ملموسی نداشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تأثیرات روانی و اجتماعی بر خانواده ====&lt;br /&gt;
بی‌خبری مداوم از وضعیت ابوالحسن منتظر و محدودیت‌های اعمال‌شده بر خانواده‌اش، فشارهای روانی و اجتماعی قابل‌توجهی بر آن‌ها وارد کرده است. این وضعیت نه‌تنها باعث اضطراب و افسردگی در میان اعضای خانواده شده، بلکه روابط اجتماعی آن‌ها را نیز تحت تأثیر قرار داده است. عدم دسترسی به اطلاعات، همراه با ترس از عواقب پیگیری‌های قضایی، خانواده را در انزوای اجتماعی قرار داده است. همچنین، هزینه‌های مالی ناشی از پیگیری‌های مکرر و سفر به مراجع قضایی، بار اقتصادی سنگینی بر دوش خانواده گذاشته است. این فشارها بخشی از استراتژی سرکوب سیستماتیک رژیم برای تضعیف روحیه خانواده‌های زندانیان سیاسی است، که نه‌تنها منتظر، بلکه دیگر زندانیان سیاسی محکوم به اعدام را نیز هدف قرار داده است. این شرایط، همبستگی خانواده‌ها را در برابر سرکوب تقویت کرده، اما در عین حال آن‌ها را با چالش‌های عاطفی و اجتماعی متعددی مواجه کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:12&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش‌های بین‌المللی و حقوق بشری ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اکبر دانشورکار؛2.jpg|جایگزین=هشدار عفو بین‌الملل نسبت به خطر اعدام ۶ زندانی سیاسی|بندانگشتی|250x250پیکسل|هشدار عفو بین‌الملل نسبت به خطر اعدام ۶ زندانی سیاسی ]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بیانیه عفو بین‌الملل ===&lt;br /&gt;
سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای فوری خواستار لغو حکم اعدام ابوالحسن منتظر و پنج زندانی سیاسی دیگر شد. این سازمان محاکمه را ناعادلانه و مبتنی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه دانست و از جامعه جهانی خواست تا برای آزادی فوری این زندانیان اقدام کنند. عفو بین‌الملل همچنین به شرایط غیرانسانی زندان، محرومیت از درمان و نقض حقوق اولیه زندانیان اشاره کرد و خواستار تحقیقات بین‌المللی در این زمینه شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع سازمان حقوق بشر ایران ===&lt;br /&gt;
سازمان حقوق بشر ایران صدور احکام اعدام برای منتظر و دیگر زندانیان را محکوم کرد و از سازمان ملل و جامعه جهانی خواست تا برای توقف این احکام فشار بیاورند. این سازمان تأکید کرد که این احکام بخشی از سیاست سرکوب سیستماتیک علیه مخالفان سیاسی است و خواستار تحقیقات بین‌المللی در این زمینه شد. این سازمان همچنین به شرایط غیرانسانی زندان و شکنجه‌های گزارش‌شده اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قطعنامه پارلمان فلامان بلژیک ===&lt;br /&gt;
پارلمان فلامان بلژیک در قطعنامه‌ای فوری، اعدام قریب‌الوقوع زندانیان سیاسی از جمله ابوالحسن منتظر را محکوم کرد. این قطعنامه خواستار توقف فوری اجرای احکام و آزادی زندانیان شد و از دولت بلژیک خواست تا در سطح بین‌المللی برای فشار بر رژیم ایران اقدام کند. این اقدام نشان‌دهنده توجه بین‌المللی به وضعیت حقوق بشر در ایران و تلاش برای جلوگیری از اعدام‌هاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نامه کارشناسان بین‌المللی ===&lt;br /&gt;
۳۰۹ کارشناس بین‌المللی در نامه‌ای به سازمان ملل خواستار دخالت فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی از جمله منتظر شدند. آن‌ها به موج اعدام‌ها در ایران اشاره کردند و این احکام را نقض آشکار حقوق بشر دانستند. این نامه بر لزوم اقدام فوری جامعه جهانی برای جلوگیری از اجرای احکام تأکید داشت و خواستار فشار دیپلماتیک بر رژیم ایران شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع نمایندگان کنگره آمریکا ===&lt;br /&gt;
استیو کوهن و تام مک‌کلینتاک، نمایندگان کنگره آمریکا، رفتار رژیم ایران با زندانیان سیاسی از جمله ابوالحسن منتظر را محکوم کردند. آن‌ها از جامعه جهانی خواستند تا با اعمال فشار، از اجرای احکام اعدام جلوگیری کنند و بر لزوم رعایت حقوق بشر و توقف سرکوب سیاسی تأکید کردند. این موضع‌گیری نشان‌دهنده حمایت بین‌المللی از زندانیان سیاسی ایران و تلاش برای جلب توجه جهانی به این موضوع است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش‌های گسترده جهانی ===&lt;br /&gt;
علاوه بر اقدامات ذکرشده، سازمان‌ها و شخصیت‌های بین‌المللی متعددی به وضعیت منتظر و دیگر زندانیان سیاسی واکنش نشان داده‌اند. این واکنش‌ها شامل بیانیه‌های محکومیت، درخواست‌های علنی برای توقف احکام اعدام و فشار بر نهادهای بین‌المللی برای مداخله است. این حمایت‌ها نشان‌دهنده نگرانی جهانی از وضعیت حقوق بشر در ایران و تلاش برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسانه‌های بین‌المللی نقش مهمی در اطلاع‌رسانی درباره وضعیت آقای منتظر و دیگر زندانیان سیاسی داشتند. گزارش‌های این رسانه‌ها به جلب توجه جهانی به [[نقض حقوق بشر در ایران]] کمک کرد و فشار بر رژیم ایران را افزایش داد. این پوشش رسانه‌ای به عنوان ابزاری برای حمایت از زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان عمل کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== نقض حقوق بشر از منظر قوانین بین‌المللی ====&lt;br /&gt;
پرونده ابوالحسن منتظر نمونه‌ای آشکار از نقض تعهدات ایران تحت کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق بشر، از جمله کنوانسیون منع شکنجه و رفتارهای غیرانسانی (CAT) و [[اعلامیه جهانی حقوق بشر]] است. محرومیت از دسترسی به وکیل، استفاده از اعترافات اجباری تحت شکنجه، و شرایط غیرانسانی زندان اوین و قزل‌حصار، همگی نقض مواد ۷ و ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر (حق محاکمه عادلانه و منع شکنجه) و ماده ۲ کنوانسیون منع شکنجه هستند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران به عنوان عضو سازمان ملل متحد به رعایت این استانداردها متعهد است، اما احکام اعدام و سرکوب قضایی علیه منتظر و دیگر زندانیان سیاسی نشان‌دهنده بی‌توجهی به این تعهدات است. سازمان‌های حقوق بشری خواستار تحقیقات بین‌المللی و اعمال تحریم‌های هدفمند علیه مقامات مسئول این نقض‌ها شده‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش‌های داخلی ===&lt;br /&gt;
در داخل ایران، فعالان مدنی، وکلا و گروه‌های حقوق بشری به صدور حکم اعدام برای ابوالحسن منتظر و دیگر زندانیان سیاسی واکنش نشان داده‌اند. برخی وکلای حقوق بشری، با وجود محدودیت‌های قانونی مانند تبصره ماده ۴۸، تلاش کردند تا با انتشار بیانیه‌هایی خواستار توقف اجرای احکام شوند. گروه‌های مدنی در شبکه‌های اجتماعی کمپین‌هایی برای آگاهی‌رسانی درباره وضعیت منتظر راه‌اندازی کردند، اما این اقدامات با [[سرکوب در ایران|سرکوب]] و تهدید مقامات مواجه شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالان حقوق بشر در ایران این احکام را بخشی از تلاش رژیم برای ارعاب مخالفان سیاسی دانسته و خواستار حمایت جامعه جهانی شدند. این واکنش‌ها، هرچند محدود به دلیل فضای سرکوب، نشان‌دهنده همبستگی داخلی با زندانیان سیاسی و تلاش برای جلب توجه به نقض حقوق بشر در ایران است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:10&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:13&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اطلاعیه شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
[[شورای ملی مقاومت ایران]] با صدور اطلاعیه‌ای، حکم اعدام ابوالحسن منتظر و پنج زندانی سیاسی هوادار مجاهدین خلق دیگر را به شدت محکوم کرد و از جامعه بین‌المللی خواست تا برای نجات جان این زندانیان اقدام فوری انجام دهد. در این اطلاعیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«قضاییه جلادان ۶ زندانی سیاسی، ابوالحسن منتظر، [[پویا قبادی]]، [[وحید بنی عامریان|وحید بنی‌عامریان]]، [[بابک علیپور|بابک علی‌پور]]، [[اکبر (شاهرخ) دانشورکار|علی‌اکبر دانشور]] کار و [[سید محمد تقوی سنگدهی|محمد تقوی]] را پس از ماهها بازجویی و شکنجه به اتهام «عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران»، «اجتماع و تبانی برضد امنیت»، «قیام مسلحانه در برابر حکومت»، «تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «تخریب اموال عمومی با استفاده از سلاح لانچر»، به اعدام محکوم کرد. این احکام جنایتکارانه توسط قاضی جنایتکار ایمان افشاری رئیس بیدادگاه ضدانقلاب شعبه ۲۶ تهران صادر شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین بیدادگاه مجتبی و علی تقوی برادران محمد تقوی را به زندان و تبعید محکوم کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالحسن منتظر ۶۵ ساله، لیسانسیه معماری از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است و در سال‌های ۹۷ و ۹۹ نیز چند بار دستگیر و زندانی شده است. وی آخرین بار در دی ۱۴۰۲ دستگیرشده و از بیماریهای قلبی، ریوی، کلیه و آرتروز رنج می‌برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پویا قبادی ۳۲ ساله، مهندس برق در اسفند ۱۴۰۲دستگیر شد. او قبلاً نیز دو بار دستگیرشده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وحید بنی عامریان، ۳۲ ساله، فوق‌لیسانس مدیریت در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او از سال ۹۶ در چند نوبت دستگیری جمعاً چهار سال زندانی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بابک علیپور ۳۳ ساله، لیسانسیه حقوق در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او پیش از این در آبان ۹۷، در رشت دستگیر و ۴ سال در زندان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی‌اکبر دانشور کار ۵۷ ساله مهندس عمران در دی ۱۴۰۲دستگیر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد تقوی ۵۸ ساله از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ و ۷۰ است. پیش از این نیز او در سال ۱۳۹۹ دستگیر و سه سال به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین در زندان به‌سر برده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجتبی و علی تقوی صرفاً به‌خاطر این‌که برادران محمد تقوی هستند به زندان و تبعید محکوم شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]] جنایتکار بیهوده تلاش می‌کند با اعدام فرزندان مردم ایران مانع از قیام خلق و سرنگونی نظام منحوس [[رژیم ولایت فقیه|ولایت فقیه]] شود. اما جوانان شورشگر زمین را در زیرپایش به لرزه درخواهند آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مقاومت ایران شورای امنیت، کمیسرعالی و شورای حقوق‌بشر و دیگر ارگانهای ذیربط ملل متحد و هم‌چنین اتحادیه اروپا و کشورهای عضو را به اقدام فوری برای نجات جان این زندانیان و آزادی عموم زندانیان سیاسی فرامی‌خواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۰ آذر۱۴۰۳ (۳۰نوامبر۲۰۲۴)»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:11&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجرای حکم اعدام ==&lt;br /&gt;
زندانی سیاسی ابوالحسن منتظر سرانجام در بامداد ۱۵ فرودین ۱۴۰۴، همراه با زندانی سیاسی دیگر وحید بین عامریان در زندان قزلحصار به دار آویخته شد. شورای ملی مقاومت با صدور اطلاعیه‌ای این جنایت را محکوم کرد و از  شورای امنیت ملل متحد خواهان نجات سایر زندانیان سیاسی شد. در این اطلاعیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بامداد ۱۵ فروردین مجاهدان قهرمان وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر به‌دست دژخیمان رژیم آخوندها در زندان قزلحصار سر بدار شدند و به دیگر فدیه‌های راه آزادی در روزهای اخیر، یارانشان محمد تقوی، اکبر دانشورکار، بابک علیپور و پویا قبادی پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وحید بنی‌عامریان ۳۳ساله، از فرزندان دلیر مردم سنقر، مهندس برق و فوق‌لیسانس مدیریت از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان نخبه، در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او از سال ۹۶ چند بار دستگیر شده و جمعاً شش سال زندانی بوده است. ابوالحسن منتظر ۶۷ساله، اهل تهران، مهندس معماری از زندانیان سیاسی زمان شاه و زندانیان دهه ۶۰ بود. او در سال‌های ۹۶، ۹۷ و ۹۹ و آخرین بار در۳۰ آذر ۱۴۰۲ دستگیر شد و جمعاً بیش از ۱۱سال را در زندانهای رژیم آخوندی به‌سر برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قضاییهٔ جلادان اتهام‌های این دو مجاهد سرفراز را عضویت در مجاهدین با هدف سرنگونی و برهم زدن امنیت نظام، انجام عملیات و تهیه لانچرهای انفجار و اقدامات متعدد و انفجارهایی در سطح شهر تهران ذکر و تأکید کرد وحید بنی‌عامریان «در عملیات‌های تعرض به اماکن مختلف نیز مشارکت داشته» و «به همراه ابوالحسن منتظر در حالی‌که قصد انجام عملیات پرتاب لانچر را داشتند با چهار قبضه لانچر» دستگیر شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قضاییهٔ جلادان افزود ابوالحسن «نقش مهم و تأثیرگذاری در هدایت تیم داشته؛ به همراه محمد تقوی با استفاده از بودجه‌یی که منافقین در اختیار آنها قرار داده بودند اقدام به تهیه خانه امن» کرده و «سایر مرتبطان را در خانه‌های تشکیلاتی اسکان داده بودند... خانه‌های مورد اجاره نیز به‌منظور کارگاه ساخت لانچر و بمبهای دست‌ساز استفاده شده است». او «کارگاه ساخت لانچر و بمبهای دست‌ساز» ایجاد و «با همکاری دیگر اعضای تیم اقدامات مسلحانه در راستای اهداف مجاهدین انجام داده» است (میزان ۱۵ فروردین).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران گفت دیکتاتوری دینی حاکم بر ایران بار دیگر خون دو تن از رشیدترین فرزندان مردم ایران را بر زمین ریخت و وحشت و درماندگی خود را در برابر مجاهدین و ارتش آزادی برملا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرمانده وحید، مجاهد دلاوری بود که همواره در صف مقدم رویارویی با دشمن ضدبشری قرار داشت، چه در کانون‌های شورشی و چه در اسارت و زندان. مجاهد وارسته ابوالحسن منتظر، از زندانیان سیاسی زمان شاه، نقطه اتکای تشکیلات مجاهدین و دیگر زندانیان سیاسی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم رجوی افزود: آخوندهای حاکم با اعدام مجاهدین سرموضع، وحید و ابوالحسن و محمد و اکبر و بابک و پویا بیهوده تلاش می‌کند سرنگونی محتوم خود را چند صباحی به تأخیر بیاندازند، اما این خونهای به ناحق ریخته شده خشم و انزجار مردم و عزم رزمندگان آزادی را دوچندان می‌کند. این شهیدان والامقام آموزگاران پایداری و صدق و فدا برای جوانان شورشگری هستند که در قیامهای پیاپی به صحنه می‌آیند. شورشگران دلیری مانند امیرحسین حاتمی، صالح محمدی، مهدی قاسمی و سعید داوودی که در هفته‌های اخیر سربدار شدند و به کهکشان شهیدان راه آزادی پیوستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم رجوی بار دیگر خواهان رسیدگی به اعدام‌های پیاپی زندانیان سیاسی در ایران و اتخاذ تصمیمات عملی و فوری از سوی شورای امنیت ملل متحد برای نجات زندانیان مجاهد و مبارز و شورشگران دلیری شد که در سراسر ایران در معرض اعدام قرار دارند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵ فروردین ۱۴۰۵ (۴ آوریل ۲۰۲۶).»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:14&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعضای مقاومت ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B5%D8%A8%D8%A7&amp;diff=92924</id>
		<title>ابوالحسن صبا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B5%D8%A8%D8%A7&amp;diff=92924"/>
		<updated>2026-09-15T13:18:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات هنرمند موسیقی&lt;br /&gt;
| نام             =ابوالحسن صبا&lt;br /&gt;
| تصویر           =ابوالحسن صبا ۲.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح_تصویر     =استاد ابوالحسن خان صبا&lt;br /&gt;
| اندازه_تصویر    =&lt;br /&gt;
| دورنما          =&lt;br /&gt;
| پس‌زمینه         =&lt;br /&gt;
| نام_اصلی        =ابوالحسن صبا&lt;br /&gt;
| نام_مستعار      =&lt;br /&gt;
| تولد            = ۱۲۸۱ خورشیدی&lt;br /&gt;
| مرگ             = ۲۹ آذر ۱۳۳۶&lt;br /&gt;
|علت مرگ =&lt;br /&gt;
| ملیت            =&lt;br /&gt;
| ساز             =ویولن، سه‌تار، سنتور،تنبک، نی، کمانچه، پیانو، تار&lt;br /&gt;
| نوع_صوت         =&lt;br /&gt;
| سبک             =&lt;br /&gt;
| حرفه            =&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت    =آهنگسازی، نوازندگی&lt;br /&gt;
| مدت             =&lt;br /&gt;
| هنرمندان همکار  =&lt;br /&gt;
| تحصیلات          =&lt;br /&gt;
| دانشگاه         =&lt;br /&gt;
| شاگرد           =[[غلامحسین بنان]]، [[مرضیه]]، فرامرز پایور، [[علی تجویدی]]، [[همایون خرم]]، [[حبیب‌الله بدیعی]]، [[حسین تهرانی]]&lt;br /&gt;
| استاد           =&lt;br /&gt;
| علت معروف‌شدن    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار       =&lt;br /&gt;
| آلبوم معروف     =&lt;br /&gt;
| جایزه           =&lt;br /&gt;
| عضو گروه        =&lt;br /&gt;
| ناشر            =&lt;br /&gt;
| نقش‌های_مرتبط    =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه           =&lt;br /&gt;
| اعضای_کنونی     =&lt;br /&gt;
| اعضای_پیشین     =&lt;br /&gt;
| سازهای_برجسته   =&lt;br /&gt;
| امضا            =&lt;br /&gt;
| اندازه_امضا     =&lt;br /&gt;
| جایگزین_امضا    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالحسن صبا،&#039;&#039;&#039; (۱۲۸۱ – ۲۹ آذر ۱۳۳۶) استاد موسیقی ایرانی، آهنگ‌ساز و نوازنده سرشناس ایرانی بود. او ضرب، نی، سه‌تار، سنتور، فلوت، تار، کمانچه و ویولن رابخوبی می‌نواخت. برخی از چهره‌های شاخص موسیقی معاصر در ایران از جمله شاگردان صبا بوده‌اند. او ویولن را به‌طور جدی به خدمت موسیقی ایرانی در آورد و موفق شد همه زیر و بم‌ها و ریزه‌کاری‌های موسیقی ایران را با ویولن اجرا کند و ردیف دستگاه‌های ایرانی را برای این ساز بنویسد. تألیفات او در زمینه موسیقی همچنان مورد توجه و استفاده هنرجویان موسیقی است.&amp;lt;ref&amp;gt;ایران[https://www.mojahedin.org/events/4510 ابوالحسن صبا، استاد موسیقی ایرانی درگذشت. سایت سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی و خانواده ==&lt;br /&gt;
ابوالحسن صبا در تهران و در خانواده‌ای اهل موسیقی و ادب به‌دنیا آمد. خانواده پدری او تا سه نسل با حرفه پزشکی سر و کار داشتند، اما همه از دوست‌داران دانش و هنر بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.dw.com/fa-ir/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B5%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C/a-16461674 یادی از ابوالحسن صبا، &amp;quot;شهریار&amp;quot; موسیقی. دویچه وله فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او فرزند ابوالقاسم کمال‌السلطنه، پزشک، ادیب و  عاشق موسیقی بود. پدرش سه‌تار می‌نواخت و اولین استاد ِ پسر، پدر بود. ابوالقاسم‌خان کمال‌السلطنه، خود نوه محمودخان صبا، ملک‌الشعرای دربار فتحعلی‌شاه قاجار بود.به‌علت تسلط پدر صبا به ادبیات فارسی و عربی، به او لقب کمال‌السلطنه داده بودند. وی در اصل از مردم آذربایجان و از خاندان امرای دنبلی است و در  نسب‌نامه تا سی و یک پشت به خالد برمکی می‌رسد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://virtualtour.tehran.ir/DnnArticle/viwe/tabid/71/ArticleId/51/.aspx خانه ابوالحسن صبا. TEHRAN 3D]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مادر صبا نقل می‌کند که ابوالحسن از بچگی لب ایوان می‌نشست و چند تار به انگشت خود می‌بست و با دهان صدای سازهای مختلف را در می‌آورد.  ابوالحسن را در شش سالگی به اساتید بزرگ موسیقی سپردند. ابوالحسن که لقب «صبا» را بعدها به‌عنوان نام خانوادگی خود برگزید، در همان نوجوانی نواختن ویولون و خواندن نت موسیقی را از حسین‌خان هنگ‌آفرین یاد گرفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او نزد میرزا عبدالله فراهانی، [[درویش‌خان]] و علی‌نقی وزیری تار و سه‌تار، نزد حسین اسماعیل‌زاده کمانچه، نزد علی‌اکبر شاهی سنتور، نزد اکبرخان نی و نزد حاجی‌خان ضرب را آموخت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tavaana.org/fa/Abolhassan_Saba ابوالحسن صبا، نابغه‌ی موسیقی ایران] - توانا&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:ابوالحسن صبا.jpg|بندانگشتی|استاد صبا |320x320پیکسل]]ابوالحسن تحصیلات مقدماتی را در مدرسه علمیه و سپس در کالج آمریکایی به پایان رسانید و به زبان و ادبیات فارسی و انگلیسی آشنایی یافت.علاوه بر موسیقی، آموزش نقاشی را نزد کمال‌الملک و مهارت‌هایی چون سوهان‌کاری، خاتم‌کاری، نجاری، ریخته‌گری و معرق‌کاری را فرا گرفت که بعدها در ساخت سازها بکار گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://hamshahrionline.ir/details/101815 زندگینامه ابوالحسن صبا] - همشهری آنلاین&amp;lt;/ref&amp;gt; صبا، آثار نیما و هدایت را می‌خواند و با نیما و شهریار روابط نزدیک داشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فتح‌الله دولتشاهی از دوستان و هم‌شاگردی‌های صبا در کالج آمریکایی‌ها به تأثیرگذاری دو زن بر زندگی صبا اشاره می‌کند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«از دیگر شرایط مساعد برای پیشرفت ابوالحسن خردسال، وجود کوکب‌الدوله، عمه علاقمند به ساز و سرود او بوده است. این بانو ندیمه‌ای به اسم ربابه خانم (از منسوبان حبیب سماعی) داشته که تنبک‌نوازی چیره‌دست و خواننده‌ای بسیار خوش صدا بوده است. استاد صبا نواختن ساز بسیار مهم تنبک را از ربابه خانم فرا گرفت.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;او در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردان خود با نام منتخب اسفندیاری کوه نور، دختر عموی [[نیما یوشیج]] ازدواج کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استاد ابوالحسن صبا در ۲۹ آذر سال ۱۳۳۶ در سن ۵۵  سالگی به‌علت عارضه قلبی درگذشت. آرامگاه صبا در ظهیرالدوله شمیران در خیابان دربند تهران واقع شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های هنری صبا ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابوالحسن صبا21.jpg|جایگزین=ابوالحسن صبا|بندانگشتی|219x219پیکسل|ابوالحسن صبا]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ا&#039;&#039;&#039;بوالحسن صبا در سال ۱۳۰۲ در مدرسه عالی موسیقی که توسط علی‌نقی وزیری بنیان گذاشته شده بود، مشغول به تحصیل شد. هرچند صبا از کودکی در نواختن انواع سازهای اصیل ایرانی مهارت داشت، اما شگفتی هنر او را باید از زمان تأسیس این مدرسه عالی دانست&#039;&#039;&#039;.&#039;&#039;&#039; صبا در ۲۲ سالگی&#039;&#039;&#039;،&#039;&#039;&#039; دانشجوی ممتاز و تک‌نواز برنامه‌های مدرسه عالی موسیقی شد و مورد احترام و تشویق اساتید و دوستانش قرار گرفت. نخستین اثر ضبط‌شده صبا قطعه «&#039;&#039;زرد ملیجه&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;»&#039;&#039;&#039; با ویولن بود که در میان دو بند سرود &#039;&#039;&#039;«&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;ای وطن&#039;&#039;&#039;&#039;&#039;»&#039;&#039;&#039; از ساخته‌های استاد علی&#039;&#039;&#039;‌&#039;&#039;&#039;نقی وزیری و با صدای روح‌انگیز در سال ۱۳۰۶ در قالب صفحه، تولید شد&#039;&#039;&#039;.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در همین سال از طرف وزیری مأمور شد تا در رشت مدرسه‌ای مخصوص موسیقی تأسیس کند. او نزدیک ۲ سال در رشت ماند و در آنجا ضمن آموزش موسیقی، به روستاها و کوهپایه‌های شمال رفت و به جمع‌آوری آهنگ‌های محلی پرداخت و ارمغان‌هایی از این سفر به همراه آورد. آهنگ‌های دیلمان، رقص چوبی قاسم‌آبادی،کوهستانی و امیری مازندرانی محصول این دوره پژوهش و وارسی صبا در موسیقی محلی آن نواحی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبا در نواختن همه سازهای موسیقی ردیف، چیرگی پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی همچون سنتور، تار، سه‌تار، تنبک، نی، کمانچه، ویولن و نیز پیانو را در حد استادی می‌نواخت ولی ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای تخصصی خود برگزید. سپس در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی علی‌نقی وزیری درآمد و تک&#039;&#039;&#039;‌&#039;&#039;&#039;نواز ارکستر او شد. پس از برگشتن از گیلان نیز، در سال ١٣١٠، در دو اتاق از خانه بزرگ پدریش کلاس موسیقی دایر نمود و مشغول به تدریس شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.aftab-magazine.com/1/page4:1 ابوالحسن صبا. سایت آفتاب.آزاده محبی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۱۸ که رادیو تهران تأسیس شد، صبا در رادیو به کار نوازندگی پرداخت ولی همچنان در هنرستان موسیقی مشغول آموزش و پژوهش در زمینه موسیقی بود و در اواخر عمر نیز در منزلش کلاس موسیقی دایر کرده بود و به علاقه&#039;&#039;&#039;‌&#039;&#039;&#039;مندان آموزش می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موزه صبا ==&lt;br /&gt;
بعد از مرگ و بر طبق وصیت او، خانه‌اش توسط دانشکده هنرهای زیبا در ۲۹ آبان ۱۳۵۳ به موزه تبدیل شد. ساختمان خانه صبا بعد از مرگ او به‌وسیله وزارت فرهنگ و هنر از بازماندگان خریداری شد. این خانه که مربوط به دوره [[رضاشاه]] است و در تهران، خیابان جمهوری، خیابان ظهیرالاسلام، نبش کوچه صبا واقع شده&amp;lt;ref&amp;gt;[https://opentripmap.com/ru/card/Q5907487#15/35.7118/51.3718 خانه استاد ابوالحسن صبا.سایت  opentripmap]&amp;lt;/ref&amp;gt; دارای پنج اتاق، زیر زمین و حیاط کوچکی است ... به‌طور کلی، موزه صبا به دو بخش تقسیم می‌شود، بخش اول شامل سازها، لوازم شخصی و آثار استاد از جمله ردیف‌های موسیقی است و بخش دوم اختصاص به کارهلی دستی خانم صبا، همسر استاد صبا، دارد که شامل مجموعه تندیس‌های مومی و لباس‌های محلی و سنتی ایران قدیم است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; این موزه در سال ۱۳۸۳ به کوشش سبا خویی (فرزند رکسانا کوچکترین دختر استاد صبا و [[اسماعیل خویی]])، مرمت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شاگردان صبا ==&lt;br /&gt;
از میان انبوه شاگردان او می‌توان به [[حسین تهرانی]]، [[حسن کسایی]]، داریوش صفوت، فرامرز پایور،[[مرضیه|بانو مرضیه]]، [[غلامحسین بنان]]، لطف‌الله مفخم پایان، [[علی تجویدی]]، جهانگیر کامیان، [[همایون خرم]]، رحمت‌الله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، [[حبیب‌الله بدیعی]]، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، و بابک رادمنش اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار صبا ==&lt;br /&gt;
از آثار همیشه جاودان صبا می‌توان به  &amp;quot;زنگ شتر&amp;quot;،&amp;quot;بهارمست &amp;quot;، &amp;quot;به زندان &amp;quot;، &amp;quot;زرد ملیجه &amp;quot;، بیاد گذشته &amp;quot;، &amp;quot;در قفس &amp;quot;، &amp;quot;رقص چوبی قاسم آبادی &amp;quot;، &amp;quot;کوهستانی &amp;quot; و چهارمضراب‌های مختلف اشاره کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آثار مکتوب صبا ===&lt;br /&gt;
ردیف مجلسی برای ویولن، سنتور، تار و سه تار، نوشته‌های پراکنده و چاب نشده، کتابی تحقیقی درباره شناسایی سازهای ایرانی و تاریخچه آنها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آثار غیر مستقل صبا===&lt;br /&gt;
سلوی ای وطن (دستور ویولن وزیری)، چهارمضراب سه‌گاه (دستور ویولن وزیری) ، رنگ بیات ترک (۲۳ قطعه ضربی)، پیش درآمد ترک (۱۸ قطعه پیش درآمد)، نوید بهار و چهار مضراب ساده در ماهور (کتاب اول ویولن). از دیگر خدمات صبا این بود که برای ساز تنبک نت مخصوصی تدوین کرد و درس‌های آن را روی کاغذ معمولی نوشت و در ضمن ملودی‌های مخصوص آهنگ‌ها را به نت تنبک درآورد و به شاگردان آموخت. &amp;lt;ref&amp;gt;[http://violin1.blogfa.com/post-9.aspx بیوگرافی ابوالحسن صبا. ویولونیست ایرانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقل قول و خاطرات ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مرضیه و صبا.jpg|جایگزین=|بندانگشتی|بانو مرضیه و استاد ابوالحسن صبا در برنامه گلها]]&lt;br /&gt;
دکتر تقی تفضلی، نویسنده و موسیقی‌شناس:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«صبا نگران بود که یک عده همیشه می‌گویند موسیقی ایرانی غم‌انگیز، پردرد و غم‌ناک است. می‌گفت اگر قرار باشد که برای عوض کردن آن، بگردند که یک موسیقی نشاط‌انگیز پیدا کنند و خدای ناکرده ریشه آن موسیقی، موسیقی ایرانی نباشد، این صدمه و آسیبی است که به موسیقی ایرانی می‌خورد و نوعی از موسیقی بوجود می‌آید که ایرانی نخواهد بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیرا می‌بینیم عده‌ای هستند که موسیقی اصیل ایرانی را فراموش کرده‌اند و موسیقی‌ای که تحویل جوان‌ها می‌دهند، چیزی که نیست، موسیقی اصیل ایرانی است! صبا از اشخاصی است که کاملاً سنت موسیقی ایرانی را حفظ کرده و باعث افتخار موسیقی ایرانی است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://iran-iran-iran-iran.blogfa.com/post/93 زندگینامه ابوالحسن صبا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;استاد همایون خرم:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«کلاس صبا فقط کلاس یادگیری ویولن نبود. او با رفتار و بیان و نگاه همیشه مهربان خود، علاوه بر تعلیم موسیقی، بذر محبت را نیز در دل شاگردان می‌کاشت.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://musiceiranian.ir/65290-saba-5.html استاد ابوالحسن صبا به روایت استاد همایون خرم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;استاد حسین ملک:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مقام صبا خیلی بالاتر از حد تصور ماست. به همین دلیل است که به نظر من تاکنون مطلب و مقاله‌ای در خور شخصیت او نگاشته نشده. چهره معصوم او همیشه -به‌ویژه سر کلاس- جلوی نظرم هست. او با شاگردانش مثل یک پدر رفتار می‌کرد. اما نه هر پدری، یک پدر مسئولیت‌پذیر و دلسوز، رقابت غلط نداشت. به کسی حسادت نمی‌کرد. کسی را زیر پا نمی‌گذاشت تا خودش را بالا ببرد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;استاد اسدالله ملک:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«صبا یک مکتب کامل است. او با همه ویژگی‌های اخلاقی و هنری راهی را آغاز کرد که بی‌تردید قابل اعتمادترین مکتب موسیقی ایران است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.asadolah-malek.blogfa.com/post-11.aspx مصاحبه‌ای از اسدالله ملک]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:هنرمندان]]&lt;br /&gt;
[http://iranianpath.com/celebrities/Arts-Communication-and-Media/Saba/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B14229.html سایت مسیر ایرانی]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[https://tavaana.org/fa/Abolhassan_Saba سایت توانا]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:آهنگ‌سازان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده:درگذشتگان ۱۳۳۶]]&lt;br /&gt;
[[رده:زادگان ۱۲۸۱]]&lt;br /&gt;
[[رده:مدفونان در گورستان ظهیرالدوله]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان کمانچه اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان نی اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان سنتور اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان سه‌تار اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان ویولن اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=92923</id>
		<title>ابوالحسن خانعلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=92923"/>
		<updated>2026-09-15T13:15:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox person|name=ابوالحسن خانعلی|image=دکتر ابوالحسن خانعلی ۱۳۴۰.jpg|caption=ابوالحسن خانعلی، معلم شهید قیام ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰|birth_date=۱۳۰۴ خورشیدی|birth_place=سمنان، ایران|death_date=۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ (۳۶ سال)|death_place=میدان بهارستان، تهران، ایران|nationality=مردمان ایرانی|occupation=معلم، نویسنده، فعال حقوق معلمان|known_for=شهادت در قیام معلمان ایران (۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰)|education=دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران|religion=اسلام (شیعه)}}&#039;&#039;&#039;ابوالحسن خانعلی&#039;&#039;&#039; (۱۳۰۴ سمنان – ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ تهران)، معلم، نویسنده و فعال حقوق معلمان ایرانی بود که در جریان اعتراضات گسترده معلمان در میدان بهارستان تهران به ضرب گلوله نیروهای رژیم پهلوی به شهادت رسید. قیام ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰، که به نام او شناخته می‌شود، نقطه عطفی در مبارزات مدنی پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالحسن خانعلی، متولد سمنان، با دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، به عنوان معلم دبیرستان‌های تهران فعالیت می‌کرد و از حقوق پایین و شرایط نامناسب معلمان دفاع می‌نمود. در سال ۱۳۴۰، در پی اعتراضات گسترده صنفی معلمان به دلیل تورم و کاهش قدرت خرید، او به یکی از رهبران این حرکت تبدیل شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰، هزاران معلم در میدان بهارستان تهران تجمع کردند و خواستار افزایش حقوق و بهبود وضعیت شدند. نیروهای رژیم پهلوی به تجمع مسالمت‌آمیز حمله کردند و ابوالحسن خانعلی با شلیک مستقیم گلوله به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهادت او خشم عمومی را برانگیخت و رژیم را در بحران مشروعیت قرار داد. این رویداد مستقیماً منجر به استعفای دولت جعفر شریف‌امامی و انتصاب [[علی امینی]] به نخست‌وزیری گردید. از دیدگاه اپوزیسیون، قیام ۱۲ اردیبهشت نماد مبارزه مدنی علیه دیکتاتوری پهلوی بود که رژیم را وادار به عقب‌نشینی موقت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهادت خانعلی الهام‌بخش نسل‌های بعدی معلمان و مبارزان حقوق صنفی شد و روز ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم در تقویم اپوزیسیون ثبت گردید. او نماد فداکاری برای عدالت اجتماعی و آزادی بیان در دوران سرکوب پس از کودتا به شمار می‌رود و مرگش درس مهمی از هزینه مبارزه مسالمت‌آمیز در برابر استبداد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی اولیه و فعالیت‌های آموزشی ==&lt;br /&gt;
ابوالحسن خانعلی در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در شهر سمنان متولد شد. او از خانواده‌ای متوسط و مذهبی بود و از کودکی به تحصیل علاقه نشان داد. خانعلی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در سمنان گذراند و سپس به تهران آمد تا در دانشگاه تهران ادامه تحصیل دهد. او با تلاش فراوان، دکترای ادبیات فارسی گرفت و به عنوان یکی از معلمان برجسته و متعهد شناخته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;پاک کردن یک دروغ از روی تخته‌سیاه روز معلم در ایران&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/پاک-کردن-یک-دروغ-از-روی-تخته-سیاه-روز-معلم-در-ایران.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانعلی به عنوان معلم دبیرستان‌های تهران فعالیت می‌کرد و به آموزش ادبیات فارسی و تربیت نسل جوان اهمیت زیادی می‌داد. او نه تنها در کلاس درس، بلکه در خارج از آن نیز از حقوق معلمان دفاع می‌نمود و به مشکلات صنفی مانند حقوق پایین، تورم و شرایط نامناسب آموزشی توجه داشت. در اواخر دهه ۱۳۳۰، با تشدید بحران اقتصادی پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]]، خانعلی به یکی از فعالان حقوق معلمان تبدیل شد و در جلسات و اعتراضات صنفی شرکت فعال داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه اپوزیسیون، فعالیت‌های او بخشی از مبارزه مدنی علیه سرکوب رژیم پهلوی بود که معلمان را به عنوان روشنفکران جامعه هدف قرار می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;بنویس! درس اول: آزادی&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانعلی با نوشتن مقالات و سخنرانی‌ها، بر اهمیت آموزش آزاد و حقوق معلمان تأکید می‌کرد و الهام‌بخش بسیاری از همکارانش بود. او معتقد بود که معلمان باید صدای عدالت‌خواهی جامعه باشند و در برابر استبداد سکوت نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قیام معلمان ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ و شهادت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شهادت_دکتر_ابوالحسن_خانعلی_-_روز_معلم.png|جایگزین=شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی - روز معلم|بندانگشتی|شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی - روز معلم]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۴۰، بحران اقتصادی رژیم پهلوی پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] شدت گرفت و حقوق معلمان به دلیل تورم شدید، قدرت خرید خود را از دست داد. دکتر ابوالحسن خانعلی به عنوان یکی از رهبران فعال حقوق معلمان، در سازماندهی اعتراضات صنفی نقش کلیدی ایفا کرد. معلمان تهران و شهرهای دیگر خواستار افزایش حقوق، بهبود شرایط آموزشی و آزادی بیان بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰، هزاران معلم در میدان بهارستان تهران (جلوی مجلس شورای ملی) تجمع مسالمت‌آمیز کردند و شعارهایی در حمایت از حقوق خود سر دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;پاک کردن یک دروغ از روی تخته‌سیاه روز معلم در ایران&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/پاک-کردن-یک-دروغ-از-روی-تخته-سیاه-روز-معلم-در-ایران.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت پهلوی، که از گسترش اعتراضات نگران بود، نیروهای امنیتی و پلیس را برای سرکوب تجمع اعزام کرد. مأموران به سمت معلمان حمله‌ور شدند و با باتوم و سپس گلوله، تجمع را پراکنده کردند. دکتر ابوالحسن خانعلی، که در صف اول معترضان ایستاده بود، با شلیک مستقیم گلوله به سینه‌اش به شهادت رسید. شهادت او در سن ۳۶ سالگی، خشم عمومی را برانگیخت و اعتراضات را به شهرهای دیگر گسترش داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه اپوزیسیون، این سرکوب نماد خشونت رژیم پهلوی علیه مبارزات مدنی بود که حتی تجمعات مسالمت‌آمیز صنفی را تحمل نمی‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;بنویس! درس اول: آزادی&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامدهای شهادت خانعلی فوری بود: رژیم در بحران مشروعیت قرار گرفت، دولت جعفر شریف‌امامی استعفا داد و [[علی امینی]] به نخست‌وزیری رسید که یکی از وعده‌هایش افزایش حقوق معلمان بود. این رویداد، رژیم را وادار به عقب‌نشینی موقت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;میراث و تأثیر بر مبارزات بعدی&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
روز ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم در تقویم اپوزیسیون ثبت شد و نماد فداکاری معلمان برای عدالت اجتماعی و آزادی بیان گردید. شهادت دکترخانعلی الهام‌بخش نسل‌های بعدی معلمان، روشنفکران و فعالان حقوق بشر شد و نشان داد که سرکوب خشونت‌آمیز نمی‌تواند صدای اعتراض را خاموش کند. در دهه‌های بعد، به ویژه در آستانه [[انقلاب ضد سلطنتی ایران]]، یاد خانعلی بارها زنده شد و مبارزات صنفی معلمان را تقویت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;بنویس! درس اول: آزادی&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میراث خانعلی فراتر از یک رویداد تاریخی است. او نماد معلمی متعهد است که جان خود را برای حقوق همکاران و آموزش آزاد فدا کرد. شهادت او پلی میان مبارزات مدنی دهه ۱۳۴۰ و خیزش‌های بعدی بود و درس جاودانه‌ای از هزینه مبارزه برای آزادی در برابر استبداد ارائه داد.&amp;lt;ref&amp;gt;Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 425-430.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعضای مقاومت ایران]] &lt;br /&gt;
[[رده:دیگر چهره‌های شناخته‌شده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=92922</id>
		<title>ابوالحسن خانعلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C&amp;diff=92922"/>
		<updated>2026-09-15T13:14:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox person|name=ابوالحسن خانعلی|image=دکتر ابوالحسن خانعلی ۱۳۴۰.jpg|caption=ابوالحسن خانعلی، معلم شهید قیام ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰|birth_date=۱۳۰۴ خورشیدی|birth_place=سمنان، ایران|death_date=۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ (۳۶ سال)|death_place=میدان بهارستان، تهران، ایران|nationality=مردمان ایرانی|occupation=معلم، نویسنده، فعال حقوق معلمان|known_for=شهادت در قیام معلمان ایران (۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰)|education=دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران|religion=اسلام (شیعه)}}&#039;&#039;&#039;ابوالحسن خانعلی&#039;&#039;&#039; (۱۳۰۴ سمنان – ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ تهران)، معلم، نویسنده و فعال حقوق معلمان ایرانی بود که در جریان اعتراضات گسترده معلمان در میدان بهارستان تهران به ضرب گلوله نیروهای رژیم پهلوی به شهادت رسید. قیام ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰، که به نام او شناخته می‌شود، نقطه عطفی در مبارزات مدنی پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوالحسن خانعلی، متولد سمنان، با دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، به عنوان معلم دبیرستان‌های تهران فعالیت می‌کرد و از حقوق پایین و شرایط نامناسب معلمان دفاع می‌نمود. در سال ۱۳۴۰، در پی اعتراضات گسترده صنفی معلمان به دلیل تورم و کاهش قدرت خرید، او به یکی از رهبران این حرکت تبدیل شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰، هزاران معلم در میدان بهارستان تهران تجمع کردند و خواستار افزایش حقوق و بهبود وضعیت شدند. نیروهای رژیم پهلوی به تجمع مسالمت‌آمیز حمله کردند و ابوالحسن خانعلی با شلیک مستقیم گلوله به شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهادت او خشم عمومی را برانگیخت و رژیم را در بحران مشروعیت قرار داد. این رویداد مستقیماً منجر به استعفای دولت جعفر شریف‌امامی و انتصاب [[علی امینی]] به نخست‌وزیری گردید. از دیدگاه اپوزیسیون، قیام ۱۲ اردیبهشت نماد مبارزه مدنی علیه دیکتاتوری پهلوی بود که رژیم را وادار به عقب‌نشینی موقت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهادت خانعلی الهام‌بخش نسل‌های بعدی معلمان و مبارزان حقوق صنفی شد و روز ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم در تقویم اپوزیسیون ثبت گردید. او نماد فداکاری برای عدالت اجتماعی و آزادی بیان در دوران سرکوب پس از کودتا به شمار می‌رود و مرگش درس مهمی از هزینه مبارزه مسالمت‌آمیز در برابر استبداد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی اولیه و فعالیت‌های آموزشی ==&lt;br /&gt;
ابوالحسن خانعلی در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در شهر سمنان متولد شد. او از خانواده‌ای متوسط و مذهبی بود و از کودکی به تحصیل علاقه نشان داد. خانعلی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در سمنان گذراند و سپس به تهران آمد تا در دانشگاه تهران ادامه تحصیل دهد. او با تلاش فراوان، دکترای ادبیات فارسی گرفت و به عنوان یکی از معلمان برجسته و متعهد شناخته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;پاک کردن یک دروغ از روی تخته‌سیاه روز معلم در ایران&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/پاک-کردن-یک-دروغ-از-روی-تخته-سیاه-روز-معلم-در-ایران.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانعلی به عنوان معلم دبیرستان‌های تهران فعالیت می‌کرد و به آموزش ادبیات فارسی و تربیت نسل جوان اهمیت زیادی می‌داد. او نه تنها در کلاس درس، بلکه در خارج از آن نیز از حقوق معلمان دفاع می‌نمود و به مشکلات صنفی مانند حقوق پایین، تورم و شرایط نامناسب آموزشی توجه داشت. در اواخر دهه ۱۳۳۰، با تشدید بحران اقتصادی پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]]، خانعلی به یکی از فعالان حقوق معلمان تبدیل شد و در جلسات و اعتراضات صنفی شرکت فعال داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه اپوزیسیون، فعالیت‌های او بخشی از مبارزه مدنی علیه سرکوب رژیم پهلوی بود که معلمان را به عنوان روشنفکران جامعه هدف قرار می‌داد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;بنویس! درس اول: آزادی&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانعلی با نوشتن مقالات و سخنرانی‌ها، بر اهمیت آموزش آزاد و حقوق معلمان تأکید می‌کرد و الهام‌بخش بسیاری از همکارانش بود. او معتقد بود که معلمان باید صدای عدالت‌خواهی جامعه باشند و در برابر استبداد سکوت نکنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قیام معلمان ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ و شهادت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شهادت_دکتر_ابوالحسن_خانعلی_-_روز_معلم.png|جایگزین=شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی - روز معلم|بندانگشتی|شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی - روز معلم]]&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۴۰، بحران اقتصادی رژیم پهلوی پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] شدت گرفت و حقوق معلمان به دلیل تورم شدید، قدرت خرید خود را از دست داد. دکتر ابوالحسن خانعلی به عنوان یکی از رهبران فعال حقوق معلمان، در سازماندهی اعتراضات صنفی نقش کلیدی ایفا کرد. معلمان تهران و شهرهای دیگر خواستار افزایش حقوق، بهبود شرایط آموزشی و آزادی بیان بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰، هزاران معلم در میدان بهارستان تهران (جلوی مجلس شورای ملی) تجمع مسالمت‌آمیز کردند و شعارهایی در حمایت از حقوق خود سر دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;پاک کردن یک دروغ از روی تخته‌سیاه روز معلم در ایران&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/پاک-کردن-یک-دروغ-از-روی-تخته-سیاه-روز-معلم-در-ایران.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت پهلوی، که از گسترش اعتراضات نگران بود، نیروهای امنیتی و پلیس را برای سرکوب تجمع اعزام کرد. مأموران به سمت معلمان حمله‌ور شدند و با باتوم و سپس گلوله، تجمع را پراکنده کردند. دکتر ابوالحسن خانعلی، که در صف اول معترضان ایستاده بود، با شلیک مستقیم گلوله به سینه‌اش به شهادت رسید. شهادت او در سن ۳۶ سالگی، خشم عمومی را برانگیخت و اعتراضات را به شهرهای دیگر گسترش داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیدگاه اپوزیسیون، این سرکوب نماد خشونت رژیم پهلوی علیه مبارزات مدنی بود که حتی تجمعات مسالمت‌آمیز صنفی را تحمل نمی‌کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;بنویس! درس اول: آزادی&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامدهای شهادت خانعلی فوری بود: رژیم در بحران مشروعیت قرار گرفت، دولت جعفر شریف‌امامی استعفا داد و [[علی امینی]] به نخست‌وزیری رسید که یکی از وعده‌هایش افزایش حقوق معلمان بود. این رویداد، رژیم را وادار به عقب‌نشینی موقت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 420-425.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== &#039;&#039;&#039;میراث و تأثیر بر مبارزات بعدی&#039;&#039;&#039; ==&lt;br /&gt;
روز ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم در تقویم اپوزیسیون ثبت شد و نماد فداکاری معلمان برای عدالت اجتماعی و آزادی بیان گردید. شهادت دکترخانعلی الهام‌بخش نسل‌های بعدی معلمان، روشنفکران و فعالان حقوق بشر شد و نشان داد که سرکوب خشونت‌آمیز نمی‌تواند صدای اعتراض را خاموش کند. در دهه‌های بعد، به ویژه در آستانه [[انقلاب ضد سلطنتی ایران]]، یاد خانعلی بارها زنده شد و مبارزات صنفی معلمان را تقویت کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران، &amp;quot;بنویس! درس اول: آزادی&amp;quot;، https://article.mojahedin.org/i/بنویس-درس-اول-آزادی.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میراث خانعلی فراتر از یک رویداد تاریخی است. او نماد معلمی متعهد است که جان خود را برای حقوق همکاران و آموزش آزاد فدا کرد. شهادت او پلی میان مبارزات مدنی دهه ۱۳۴۰ و خیزش‌های بعدی بود و درس جاودانه‌ای از هزینه مبارزه برای آزادی در برابر استبداد ارائه داد.&amp;lt;ref&amp;gt;Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions (Princeton University Press, 1982), 425-430.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعضای مقاومت ایران]] [[رده:دیگر چهره‌های شناخته‌شده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=92921</id>
		<title>ابوالحسن بنی‌صدر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B5%D8%AF%D8%B1&amp;diff=92921"/>
		<updated>2026-09-15T13:12:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              =ابوالحسن بنی‌صدر&lt;br /&gt;
| تصویر            = بنی‌صدر.JPG&lt;br /&gt;
| شرح تصویر        =&lt;br /&gt;
| نام کامل         = ابوالحسن بنی‌صدر&lt;br /&gt;
| معروف به         = &lt;br /&gt;
| زادروز           = ۲ فروردین سال ۱۳۱۲&lt;br /&gt;
| شهر تولد         =کبودرآهنگ همدان&lt;br /&gt;
| کشور تولد        =ایران&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ        = ۱۷ مهر ۱۴۰۰&lt;br /&gt;
| شهر مرگ          =پاریس&lt;br /&gt;
| کشور مرگ         =فرانسه&lt;br /&gt;
| تحصیلات           = دکترا از سوربن&lt;br /&gt;
| دین              = مسلمان&lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = &lt;br /&gt;
| سمت              = اولین رئیس جمهور ایران&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابوالحسن بنی‌صدر،&#039;&#039;&#039; اولین رئیس‌جمهور ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. ابوالحسن بنی‌صدر کمتر از دو سال در این سمت باقی ماند. او در فرانسه در رشته اقتصاد تحصیل کرده بود.  کتاب «اقتصاد توحیدی» او در زمان خود مشهور بود.  ابوالحسن بنی‌صدر پس از [[محمد بهشتی]] برای مدتی رئیس شورای انقلاب بود. این شورا توسط [[روح‌الله خمینی|خمینی]] کمی قبل از سرنگونی [[محمدرضا پهلوی|شاه]] تاسیس شده بود. بنی‌صدر در افکار عمومی بعد از انقلاب بعنوان یک ضلع از مثلث (بنی‌صدر، یزدی، قطب‌زاده) شناخته می‌شد که به گفته صادق زیباکلام بعد از [[روح‌الله خمینی|خمینی]] انقلاب اسلامی به این سه نفر شناخته می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;کلاب هاوس خبر آنلاین - انقلاب اسلامی بعد از امام با این سه نفر شناخته می‌شد. به نقل از صادق [https://www.khabaronline.ir/news/1562441/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%B4%D9%86%D8%A7% زیباکلام]&amp;lt;/ref&amp;gt; او پس از بالا گرفتن اختلافات با آیت‌الله [[خمینی]] مورد غضب خمینی واقع شد و در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط خمینی از فرماندهی کل قوا کنار گذاشته شد. پس از آن مجلس جمهوری اسلامی با ریاست هاشمی رفسنجانی رای به عدم کفایت سیاسی او داد و سپس به فرمان خمینی از ریاست جمهوری عزل شد. از آنجا که بیم دستگیری او می‌رفت توسط مجاهدین پنهان شد و سپس همراه با [[مسعود رجوی]] و توسط هواپیمای نیروی هوایی که خلبانی آن را [[سرهنگ خلبان بهزاد معزی|سرهنگ بهزاد معزی]] بر عهده داشت در ۷ مرداد ۱۳۶۰ از فرودگاه مهرآباد تهران به پاریس پرواز کرد. او عضو شورای ملی مقاومت شد که هسته اصلی آن را  [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] تشکیل می‌داد و از طرف این شورا بعنوان «رئیس‌جمهور منتخب شورای ملی مقاومت» برگزیده شد. او در سال ۱۳۶۲ و به دنبال اختلافاتی که با مجاهدین پیدا کرد از این شورا اخراج گردید. بنی‌صدر در ۱۷ مهر ۱۴۰۰ و در ۸۸ سالگی، در بیمارستان سالپتریه پاریس درگذشت. جمهوری اسلامی، او را در ابتدا «خائن» و «قانون‌شکن» توصیف می‌کرد و بعد هم به گفته مجاهدین علیرغم اینکه در نامه‌ای به خمینی از گذشته اظهار پشیمانی کرده و درخواست بازگشت به ایران را داشت اما خمینی نپذیرفت، او که از [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]] به دلیل همین نامه‌نگاری اخراج شده بود به مخالفت انفرادی با حکومت ایران و  مخالفت با مجاهدین تا آخر عمر ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی ==&lt;br /&gt;
ابوالحسن بنی‌صدر، در ۲ فروردین سال ۱۳۱۲، در باغچه از توابع کبودرآهنگ به دنیا آمد. پدر وی سید نصرالله بنی‌صدر از روحانیون با نفوذ کبودرآهنگ و همدان بود که با روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، دارای ارتباط دوستانه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسه به زبان فارسی - ابوالحسن بنی‌صدر [https://www.rfi.fr/fa/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/20211009-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7% درگذشت]&amp;lt;/ref&amp;gt; دوره دبستان و دبیرستان را در کبودرآهنگ گذراند و سپس در رشته‌های اقتصاد و حقوق اسلامی در دانشگاه تهران تحصیل کرد. همسر او عذرا حسینی نام دارد. او دارای سه فرزند ، دو دختر و یک پسر است. او در سال ۱۳۴۲ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و از دانشگاه سوربن دکترا گرفت و بعدها در آن به تدریس پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه سیاسی ابوالحسن بنی‌صدر ==&lt;br /&gt;
بنی‌صدر از پیروان احسان نراقی بود، و نماینده دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران در کنگره جبهه ملی ایران در سال ۱۳۴۱ و مسئول سازمان دانشجویان جبهه ملی در دانشگاه تهران شد. دو بار به دلیل فعالیت‌های سیاسی بازداشت و زندانی شد. با میانجی‌گری احسان نراقی از زندان حکومت پهلوی دوم آزاد شد و برای تحصیل به اروپا رفت و در آنجا گرایش اسلام‌گرایی را دنبال کرد. البته او با قرائت بنیادگرایی اسلامی شیعه‌محور و تشکیل حکومت دینی و اجرای احکام شرعی سنتی مخالف بود. هویت ضد آمریکایی داشت که با چاشنی تئوری توطئه همراه بود و تا پایان عمر تصور می‌کرد که برکناری او از ریاست‌جمهوری نتیجه همکاری رهبران وقت دولت آمریکا با مقامات حزب جمهوری‌اسلامی بوده‌است!&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;رادیو فردا - ابوالحسن بنی‌صدر دومین ناکامی در تاسیس [https://www.radiofarda.com/a/commentary-on-banisadr-Iran-first-president/31501839.html جمهوری]&amp;lt;/ref&amp;gt; در سال‌های پیش از ۱۳۵۷، به عنوان ناسیونالیست و اسلام‌گرایی مخالف حکومت شاه، نظریه‌های سیاسی و اقتصادی خاص خودش را در نفی هر دو نظام سرمایه‌داری و سوسیالیستی به صورت مقاله و کتاب چاپ می‌کرد. او دارای افکار خاصی بود و در حالی‌که یک روشنفکر مسلمان طرفدار دمکراسی می‌نمود بنیان‌گذار بسیاری از اندیشه‌ها و ترم‌های سیاسی بود که به فرهنگ رایج جمهوری اسلامی بدل گشت. واژه‌های «حکومت اسلامی»‌، «اقتصاد توحیدی»، «اطلاق کلمه منافق و التقاطی به مجاهدین» (البته او این اصطلاح را برای نخستین بار در رابطه با کسانی که از طرف مجاهدین اپورتونیست خوانده می‌شدند و تشکیلات مجاهدین به دستشان افتاده بود بکار گرفت) از این جمله‌اند. ابراهیم نبوی از طنزپردازان جمهوری اسلامی ضمن اشاره به موارد ذکر شده عنوان می‌کند علاوه بر آن بنی‌صدر انکار ضرورت آزادی و توصیف آن در محدوده استقلال و دشمنی کلاسیک با غرب و حکومت دینی را نیز بنیان نهاد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;سایت بی بی سی - بنی‌صدر که بود و چگونه از قدرت کنار گذاشته شد؟[https://www.bbc.com/persian/iran-50678013]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنی‌صدر مدافع نظریه [[ولایت فقیه]] ===&lt;br /&gt;
بنی‌صدر در مصاحبه با روزنامه انقلاب اسلامی به تاریخ ۲۶ دی‌ماه ۱۳۵۸ می‌گوید: من خود از نویسندگان اصل ۱۱۰(ولایت فقیه) بودم. او توضیح می‌دهد: مگر ریاست‌جمهوری قسمتی از ولایت نیست؟ به اصل ۱۱۰ که در مجلس خبرگان گفته می‌شود من رای نداده‌ام باید بگویم که به‌ شما دروغ گفته‌اند از ۷ نفری که این اصل را نوشت یکی خود من بودم، بله یک بندی در این اصل هست که بعد در مجلس به آن اضافه شد و من با آن بند موافق نبودم آن بند هم همان بندی است که خود امام هم به آن عمل نکرد و آن این بود که تشخیص صلاحیت داوطلب ریاست‌جمهوری در دور اول با امام است و در دورهای بعد با شورای نگهبان... من در مجلس گفتم آقا این کار را بعهده خود مردم بگذارید، خود امام در وقتش بیاید و بگوید من به این آدم رای می‌دهم، در قانون اساسی شرط نگذارید. شما این آزادی را دارید امام ندارد؟ ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خود از نویسندگانش بودم (اصل ۱۱۰). علاو بر اینکه در باره حکومت اسلامی از سال ۱۳۴۹ مشغول نوشتن فلسفه اسلامی ، روابط اجتماعی در اسلام، حکومت در اسلام، اقتصاد در اسلام، اخلاق در اسلام بوده‌ام. حالا اینها کی هستند که می‌گویند ما حکومت اسلام را قبول نداریم، مگر حالا ما نیامدیم که حکومت اسلام را پیاده کنیم؟ به این عنوان ما داوطلب شده‌ایم اگر منکر بشویم پس باید برویم یک مرام دیگری داشته باشیم.&amp;lt;ref&amp;gt;مصاحبه بنی‌صدر با روزنامه انقلاب اسلامی چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۵۸ شماره ۱۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او همچنین در سخنرانی انتخاباتی‌اش در کرمان پیرامون اصل ۱۱۰ گفت: در مرحله اول باید هر کس به حقانیت رهبری و ولایت فقیه ایمان کامل داشته باشد، زیرا ملت شیعه ما به این موضوع ایمان راسخ دارد و برای مقام ولایت اهمیت ویژه‌ای قائل است.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه انقلاب اسلامی یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۵۸ شماره ۱۷۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنی‌صدر و [[روح‌الله خمینی|خمینی]] ==&lt;br /&gt;
در پاریس در حلقه نزدیکان آیت‌الله خمینی بود، و روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ همراه او و جمعی از یارانش، به تهران بازگشت. با موافقت آیت‌الله خمینی، عضو شورای انقلاب شد، ولی حاضر به همکاری با دولت موقت بازرگان نبود، چرا که آن را «انقلابی» نمی‌دانست. مهدی بازرگان هم علاقه‌ای به همکاری با او نشان نمی‌داد. بااین‌همه، به حکم خمینی، به معاونت و بعد هم به وزارت اقتصاد و دارایی منصوب شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸، مخالفتش با [[گروگان گیری در سفارت آمریکا|گروگان‌گیری]] را اعلام کرد و خواستار حل و فصل سریع قضیه شد، موضعی که نزدیکان آیت‌الله خمینی اعتنایی به آن نکردند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقایع نگار ابوالحسن بنی صدر در تایمز لندن به تاریخ ۱۴۰۰/۸/۱۳ برابر با ۵ نوامبر ۲۰۲۱ نوشت:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اکتبر 1978 آیت‌الله خمینی از آپارتمان ابوالحسن بنی‌صدر در پاریس بازدید کرد و دو قهرمان انقلاب آینده ایران با یکدیگر معامله یی کردند. بنی‌صدر متفکر و با منشی روشنفکرانه و آیت‌الله با ابهت و ریشو به توافقی رسیدند که سرنوشت میهن خود را تغییر می‌داد. روحانی تندرو شیعه که حدود 6 ماه بعد سرنگونی شاه ایران را که تحت حمایت انگلیس و آمریکا بود تأیید می کرد، برای ساختن ماشین  یک دولت مدرن و مؤثر به نیروی تکنوکراتی مانند بنی صدر تحصیلکرده غرب نیاز داشت. خمینی وعده داد که نظم جدید یک دموکراسی خواهد بود و از آزادی بیان محافظت می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنی‌صدر در مقام رئیس‌جمهور ===&lt;br /&gt;
کمی بعد، با حمایت جامعه روحانیت مبارز، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد و بهمن همان سال با حدود یازده میلیون رأی، اولین رئیس‌جمهوری ایران شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; ناظران معتقدند این رآی بعد از آن حاصل شد که کاندید اصلی حزب جمهوری اسلامی که بخش اصلی جمهوری اسلامی را نمایندگی می‌کرد یعنی جلال‌الدین فارسی بدلیل غیر ایرانی بودن حذف شد. و کاندید اصلی اپوزیسیون، [[مسعود رجوی]] هم که طبق برآورد آگاهان کاندیدای نسل جوان و همه سرخوردگان از جمهوری اسلامی بود که اکثریت جمعیت ایران را شامل می‌شد با فتوای خمینی از کاندیداتوری ریاست‌جمهوری حذف شد و به هواداران این سازمان اجازه داده شد که رای خود را به نفع بنی‌صدر به صندوق‌ها بریزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آن که یک ماه پس از پیروزی در انتخابات، با حکم خمینی به ریاست شورای انقلاب و جانشین فرمانده کل قوا منصوب شد، از نظر اجرایی عملا قدرت بسیار محدودی داشت. وضعیتی که خودش بعدا آن را «دولت در دولت» خواند. او طبق گفته سایت بی بی سی خواهان اجرای طرحهایی از جمله باز‌سازی مراکز قدرت، از دور خارج کردن تدریجی سپاه پاسداران، دادگاه‌های انقلاب و کمیته‌ها، و ادغام آنها در سایر سازمان‌های دولتی، و کاستن از نفوذ روحانیون بود که به دلیل عدم توان اجرایی قادر به اجرای آن نشد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جمهوری‌خواهی بنی‌صدر یک جمهوری مبتنی بر دمکراسی متعارف نبود. باور به اسلام‌گرایی و دخالت بی‌حد و حصر دولت در مدیریت امور اقتصادی، موانع ذهنی و اندیشه‌ورزانه قابل اعتنایی بودند. مشکل اصلی مشی عملی بنی‌صدر در دوران دولت موقت و نزدیکی او به آیت‌الله خمینی بود. تعارض نظرات و دیدگاه‌های آیت‌الله خمینی با یک جمهوری انتخابی مشخص بود، بنی‌صدر خوشبینانه آن را نادیده گرفته بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا مهدوی کنی در خاطراتش ذکر می‌کند که در دیدار با آیت‌الله خمینی وقتی از موقعیت بنی‌صدر ابراز نگرانی می‌کند، او با خنده می‌گوید: «مشکلی پیش نمی‌آید با یک اشاره دست بنی‌صدر را می‌توانم کنار بگذارم».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جنگ قدرت ===&lt;br /&gt;
سران حزب جمهوری اسلامی، به‌ویژه محمد حسینی بهشتی، اکبر هاشمی رفسنجانی، [[سید علی خامنه ای|علی خامنه‌ای]] و عبدالکریم موسوی اردبیلی، در نزاع دائمی با ابوالحسن بنی‌صدر بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نخستین انتخابات مجلس پس از انقلاب که با اتهامات تقلب گسترده همراه بود، نامزدهای مورد حمایت بنی‌صدر و نهضت آزادی بازرگان کرسی‌های اندکی به دست آوردند، و هیچ یک از احزاب انقلابی مانند مجاهدین و گروههای مارکسیستی و چپ‌گرا، حتا یک نماینده هم نتوانستند به مجلس بفرستند و به این‌صورت مجلس به تسخیر مخالفان بنی‌صدر درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منازعه و ستیزی که بعد از انقلاب میان بنی صدر و حزب جمهوری اسلامی به رهبری هاشمی و خامنه‌ای و میرحسین موسوی و بهشتی اتفاق افتاد، بخش عمده ای اش برای قدرت بود. بنی صدر به دنبال قدرت بود به خصوص از وقتی رییس جمهور شد و رهبران حزب جمهوری هم به دنبال قدرت بودند. نمی توانند به تخم چشم ما نگاه کنند و بگویند برای خدمت، خدا و قرآن بود. هم بنی صدر برای قدرت می جنگیدند و هم رهبران حزب جمهوری اسلامی. امام هم خیلی دلخور و ناراحت بود از رقابتی که میان این دو بخش از حاکمیت به وجود آمده بود. صورت مساله و ریشه دعوا بر سر قدرت بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنی‌صدر و [[انقلاب فرهنگی]] ===&lt;br /&gt;
در جریان تصفیه دانشگاه‌ها از استادان و دانشجویان دگراندیش، بنی‌صدر به مخالفان خود در حاکمیت، که این تصفیه را «انقلاب فرهنگی» می‌خواندند، پیوست. او هم خواهان بسته‌شدن دانشگاه‌ها تا پایان این تصفیه شد اما در عین حال با سرکوب وحشیانه دانشجویان مخالف بود و برای دانشجویان هوادار سازمان چریکهای فدایی خلق ایران موسوم به پیشگام که در دانشگاه تهران تجمع اعتراضی داشته و نمی‌خواستند ساختمان مورد استفاده‌شان در خیابان ۱۶ آذر را تحویل بدهند و توسط نیروهای چماقدار جمهوری اسلامی که حزب‌الله نامیده می‌شدند محاصره شده بودند با پادرمیانی سازمان مجاهدین فرصت قائل شد و با حمایت پلیس که از طرف او اعزام شده بود محیط دانشگاه را بدون خونریزی ترک کردند. شنیده‌ها حاکی است که چماقداران حزب‌الهی قصد کشتار دانشجویان را داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== افزایش اختلافات با خمینی ===&lt;br /&gt;
مجلس، هیچ‌یک از نامزدهایی را که بنی‌صدر برای نخست‌وزیر معرفی کرد نپذیرفت، و خمینی هم آنها را «غیرانقلابی» توصیف کرد. سرانجام محمدعلی رجایی به او تحمیل شد، و رجایی هم به نوبه خود، بیشتر وزرایش را به رغم نارضایی بنی‌صدر، منصوب کرد، از جمله [[میرحسین موسوی]] به عنوان وزیر خارجه، و بهزاد نبوی به عنوان وزیر امور اجرایی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== بنی‌صدر و جنگ هشت ساله ====&lt;br /&gt;
اندکی پس از شروع [[جنگ ایران و عراق|جنگ ۸ ساله ایران و عراق]] که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۸ شروع شد بنی‌صدر از طرف خمینی به عنوان فرمانده کل قوا منصوب شد. اما دامنه اختلاف او با خمینی که جنگ را نعمت الهی می‌خواند و به نظر می‌آمد که قصد دارد سپاه پاسداران را به نیروی اصلی نظامی کشور تحت سلطه‌اش تبدیل کند، و او که بیشتر بر ارتش تکیه داشت افزایش یافت. بنی‌صدر در مورد نحوه اداره جنگ، زیر انتقاد شدید حزب جمهوری اسلامی و [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] رفت. بنی‌صدر در نامه‌ای رسمی به خمینی، وزیران کابینه رجایی را «بی‌کفایت» و «تهدیدی بزرگ‌تر از تجاوز عراق به خاک کشور» خواند، و شکایت کرد که هشدارهایش در مورد وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی و پافشاری‌اش بر نیاز به سازمان‌دهی مجدد نیروهای مسلح، نادیده گرفته شده‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنی‌صدر و [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]]  ==&lt;br /&gt;
بنی‌صدر بعدها در خاطرات خود تصریح کرد که «اگر مجاهدین خلق هم به‌سراغ او نمی‌آمدند، او خود تصمیم داشت به سراغ آنان برود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;بررسی ابعاد پیدا و پنهان رابطه بنی‌صدر و [https://www.irdc.ir/fa/news/6910/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D9%88-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%86% مجاهدین]&amp;lt;/ref&amp;gt; شکاف میان بنی‌صدر و حاکمیت روز به روز عمیق‌تر می‌شد، و همزمان، حزب جمهوری اسلامی و متحدانش خود را برای سرکوبی نهایی گروه‌های چپ و به‌ویژه سازمان پرطرفدار مجاهدین خلق آماده می‌کردند. روز ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ سخنرانی بنی‌صدر در دانشگاه تهران، نقطه عطفی در این شکاف‌ها را رقم زد. هواداران مجاهدین خلق، عده‌ای از [[لباس شخصی|لباس‌شخصی‌های]] موسوم به «حزب‌الله» را که همیشه به اجتماعات منتقدان بخصوص مجاهدین حمله می‌بردند، با حمایت بنی‌صدر دستگیر کردند. بنی‌صدر به خمینی شکایت برد، و هیئت سه‌نفره‌ای مامور رسیدگی به این شکایت شد. بازنده شکایت، بنی‌صدر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوار آیت نقطه عطف ===&lt;br /&gt;
در اوایل سال ۱۳۶۰روزنامه انقلاب اسلامی که بنی‌صدر منتشر می‌کرد، نوارهای سخنرانی حسن آیت، از اعضای بانفوذ حزب جمهوری اسلامی را فاش کرد که در آن، برنامه‌ریزی حزب برای سرنگونی بنی‌صدر توضیح داده شده بود. طبق شواهد این نوار شامل مصاحبه‌ای بود که اکبر طریقی عضو سازمان مجاهدین خلق ایران بصورت ناشناس با او در یکی از دفاتر حزب جمهوری ترتیب داده بود و بعدا توسط سازمان مجاهدین خلق در اختیار روزنامه انقلاب اسلامی وابسته به بنی‌صدر گذاشته شد. پس از آن بود که بنی‌صدر بیشتر از حاکمیت فاصله گرفت و به مجاهدین و نیروهای ترقی‌خواه نزدیک شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حکم عزل بنی‌صدر ===&lt;br /&gt;
به گفته عبدالله جاسبی، از اعضای وقت حزب جمهوری اسلامی، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس وقت، در جلسه‌ای از بنی‌صدر به خمینی شکایت کرد: « آن قدر این بنی‌صدر علیه ما حرف می‌زند و آبروی ما را می‌برد شما حرفی نمی‌زنید؟! و بعد آقای هاشمی ساکت شدند و زدند زیر گریه! امام جلسه را ترک کردند و ما هم همین‌طور سکوت کرده بودیم. فردای آن روز حاج احمد آقا [خمینی] به ما زنگ زدند و گفتند دیشب امام خوابشان نبرده ‌است و حکم عزل بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا صادر کرده‌اند و چند روز بعد نیز حکم عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس مطرح شد و رای آورد.» فردای آن روز، نیروهای حزب‌اللهی به خیابان‌ها ریختند و خواستار اعدام بنی‌صدر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حمایت مجاهدین از بنی‌صدر ===&lt;br /&gt;
پس از شدت‌گرفتن اختلافات بنی‌صدر با خمینی این مجاهدین خلق بودند که در حمایت یکپارچه از وی در 19 خرداد1360 بیانیه صادر کردند‌. این همکاری بعد از برکناری بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و بعداً عزل از ریاست‌جمهوری به اوج خود رسید. در پی این حوادث، مجاهدبن در اطلاعیه‌ای بدین شرح خواستار حراست از جان بنی‌صدر گردیدند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مجاهدین خلق ایران با اخطار قاطع انقلابی علیه هرگونه سوءنیت به جان رئیس­‌جمهور از تمامی ‌خلق قهرمان ایران، آمادگی و حضور دائم در صحنه‌ها و مقاومت پیگیر را طلب نموده و در این شرایط حمایت از شخص رئیس‌­جمهور و حفاظت از جان او را یك وظیفه مبرم انقلابی در سراسر كشور تلقی می‌كند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز بیست و ششم خرداد ماه سال ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین ، اطلاعیه‌ای دیگری در حمایت از بنی‌صدر به چاپ رساندند و در آن اعلام كرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«جان رئیس­‌جمهور در خطر جدی است. مردم تهران، آماده نجات جان دكتر بنی‌صدر باشید. مقدمه­ چینی‌ها و صحنه‌سازی­‌های رسوا و مفتضحی را كه شب گذشته در تلویزیون، با شعار «مرگ بر بنی‌صدر» ترتیب داده بودند، دیدید. ظاهراً سینه‌چاكان ریائی و انحصارطلب «قانون»، آن قدر در به ثمر رساندن كودتای ارتجاعی امپریالیستی شتاب‌زده‌اند كه بی­‌محابا اعدام و مرگ رئیس‌­جمهور قانونی را سرلوحه دستگاه‌های خبری خود ساخته‌اند.«&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین خلق اطلاعیه دیگری با این مضمون، در حمایت از بنی‌صدر صادر کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بار دیگر فریاد پرخروش الله‌اكبر را در مخالفت با روش­های انحصارطلبانه­ ضدمردمی ‌و ضداسلامی ‌و در حمایت از آزادی­‌های اساسی و رئیس‌جمهور، در بام‌ خانه‌ها طنین‌افكن سازیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین نسبت به عواقب عزل رئیس­‌جمهور و مسئولیت‌های نمایندگان در این باره هشدار داد و ضمن اطلاعیه‌ای تهدیدآمیز، نمایندگان را از شركت در جلسه‌ بررسی عدم صلاحیت رئیس­‌جمهور برحذر داشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«... سازمان مجاهدین خلق ایران به تمامی ‌نمایندگان كه در مجلس حضور می‌یابند نسبت به كلیه­ عواقب گسترده عزل رئیس‌جمهور در فضای هیستریک ارتجاعی حاكم، زنهار می‌دهد. از این رو با یادآوری مجالس و ادوار قانونگذاری كه در تاریخ معاصر ایران به استقرار دیكتاتوری­ها منجر شده است، ما به فرد فرد نمایندگان حاضر و به ویژه آنها كه نسبت به سرنوشت مردم ایران احساس مسئولیت می‌كنند، تذكر می‌دهیم كه خود را شایسته­ لعن و نفرین ابدی ملت ایران نساخته و مرعوب صحنه‌های ساختگی چماقداران در برابر مجلس نشوند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تظاهرات‌های خرداد ماه له و علیه بنی‌صدر ===&lt;br /&gt;
در روزهای منتهی به پایان خرداد ۱۳۶۰ تظاهراتهای کوچکی در نقاط مختلف تهران در اعتراض به افزایش شدید جو سرکوب و برکناری بنی‌صدر برگزار شد اما به دلیل سرکوب شدید معمولا در همان ابتدا و پس از مدت کوتاهی سرکوب می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۲۵ خرداد جبهه ملی تصمیمش را بعنوان فراخوان برای یک تظاهرات بزرگ در اعتراض به سرکوبی جامعه اعلام کرد اما این تظاهرات با دستگیری گسترده تجمع‌کنندگان در همان ابتدا سرکوب شد و شکل نگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین روزها نیروهای وابسته به حکومت که از طرف نیروهای مخالف بعنوان فالانژیست‌ها خوانده می‌شدند و به نیروهای چماقدار یا حزب‌الهی مشهور بودند نیز تظاهراتهایی در نقاط مختلف تهران ترتیب می‌دادند که در شعارشان خواهان اعدام بنی‌صدر بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== [[تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰|تظاهرات ۳۰ خرداد]] ====&lt;br /&gt;
تظاهرات بزرگی در تهران و شهرهای دیگر برگزار شد که در اعتراض به جو سرکوبی که از جمله فرمان خمینی مبنی بر برکناری توام با تهدید به دستگیری بنی‌صدر را شامل می‌شد بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سایت بی بی سی در این رابطه می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;در این مقطع، تنها نیروی سیاسی که هنوز علنا از ابوالحسن بنی‌صدر پشتیبانی می‌کرد، سازمان مجاهدین خلق بود. روز ۲۹ خرداد ۱۳۶۰، مسعود رجوی رهبر وقت مجاهدین خلق، همراه بنی صدر که در خفا به سر می‌برد، مردم را به قیام فراخواندند و از هوادارانشان خواستند تا علیه حکومت در خیابان‌ها حضور یابند. روز بعد، تظاهرات بزرگی در تهران و شهرهای دیگر برگزار شد که حکومت با شدت آن را سرکوبی کرد. فردای آن روز، مجلس با اکثریت آرا به عدم کفایت ریاست جمهوری ابوالحسن بنی‌صدر رأی داد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;البته آگاهان معتقدند که تظاهرات ۳۰ خرداد ربطی به فراخوان بنی‌صدر نداشت و تمام آن توسط سازمان مجاهدین خلق ایران ترتیب داده شده بود ولی ناگفته پیداست که بنی‌صدر هم از پشتیبانان این تظاهرات محسوب می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خروج بنی‌صدر از ایران و رفتن به پاریس ===&lt;br /&gt;
مجاهدین علاوه بر حمایت گسترده علنی از بنی‌صدر مخفی کردن او تا هنگام خروج از ایران را فراهم کردند. شش هفته پس از رأی مجلس، در ۷ مرداد ۱۳۶۰، ابوالحسن بنی‌صدر همراه مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق، از فرودگاه مهرآباد و با هواپیمایی که سرهنگ بهزاد معزی، از خلبانان بسیار مشهور نیروی هوایی ایران و عضو سازمان مجاهدین آن را هدایت می‌کرد، با طراحی و عملیات سازمان مجاهدین از ایران به فرانسه رفت و در آنجا پناهنده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنی‌صدر و [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]] ===&lt;br /&gt;
بنی‌صدر به پیشنهاد آقای مسعود رجوی در ۷ مهرماه ۱۳۶۰ بعنوان رئیس‌جمهور منتخب شورای ملی مقاومت در شورا پذیرفته شد. او و شورای ملی مقاومت عزلش را غیر قانونی دانسته و او را رئیس‌جمهور واقعی وقت ایران می‌دانستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنی‌صدر در ۲۰ اسفند ۱۳۶۲ و به دنبال افشای نامه‌ای که سازمان مجاهدین معتقد بود او به خمینی نوشته است و در آن با بکارگیری الفاظی مانند پدر بزرگوار خمینی را مورد خطاب قرار داده و در حقیقت اظهار ندامت از گذشته کرده و درخواست بخشش و بازگشت به ایران داشته است توسط مسئول شورای ملی مقاومت و با تصویب این شورا از شورای ملی مقاومت اخراج شد. بعضی‌ رسانه‌ها این موضوع را به اختلاف با سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت بر سر استفاده از خاک عراق برای عملیات بر علیه نیروهای نظامی خمینی ربط داده‌اند که مجاهدین آن را قبول ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنی‌صدر بعد از جدایی از شورای ملی مقاومت  ==&lt;br /&gt;
وقایع نگار ابوالحسن بنی صدر در تایمز لندن به تاریخ ۱۴۰۰/۸/۱۳ برابر با ۵ نوامبر ۲۰۲۱ نوشت: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنی‌صدر بعد از جدایی یا به گفته مجاهدین اخراج از شورای ملی مقاومت ایران مدتی با همسرش عذرا حسینی که در سال 1961 با او ازدواج کرد و فرزندانشان فیروزه، زهرا و علی که همگی در قید حیات هستند،  فعالیتش را کاهش داد. ...بنی‌صدر مدعی شد که از اوایل سال 1980 اسنادی دال بر تماس‌های بین خمینی و حامیان ریگان دارد. شش سال بعد او در دادگاهی در برلین علیه دولت ایران شهادت داد، جایی که دولت ایران به همدستی در قتل 4تن از مخالفان خود از جمله رهبر حزب دمکرات کرد متهم شد. دادگاه حکم داد که این قتل‌ها واقعاً در بالاترین رده‌های حکومت ایران تأیید شده است. او گفت که خامنه‌ای دستور تقلب در انتخابات و سرکوب خونین معترضان را صادر کرده است. او مدعی شد که مقامات ایران به پرتگاه نزدیک‌تر می‌شوند و قصد دارند قدرت را تنها با خشونت و ترور حفظ کنند. بنی صدر که تا پایان عمر نسبت به عملیات تروریستی محافظت می شد، همچنان نام خود را «رئیس جمهور منتخب مردم ایران» امضا می کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنی‌صدر فعالیتش را کاهش داد. اما به دشمن مجاهدین تبدیل شد و در بسیاری از موضع‌گیریها و حتی دادگاهها بر علیه مجاهدین اقدام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهادت بر علیه مجاهدین در دادگاه جنحه پاریس ===&lt;br /&gt;
از جمله او در دادگاه جنحه پاریس علیه مجاهدین شکایت کرد. موضوع دادگاه مربوط به شکایت فردی به نام بهنام آلن شوالریاس که مجاهدین او را مزدور رژیم ایران می‌خوانند بود که بر علیه سایت ایران فوکوس که در تیرماه ۱۳۸۴ مقاله‌ای در باره ارتباطات این شخص با وزارت اطلاعات و همکاری تنگاتنگ وی با رزیم ایران در خارج کشور ، در این سایت منتشر شده بود اقدام به شکایت کرده بود. بنی‌صدر بعنوان شاهد در این دادگاه شرکت کرد و مجاهدین و مقاومت ایران را به سرکوب و اعمال اختناق و قتل و ارعاب و تروریسم متهم کرد و گفت: «اگر کسی جرأت کند که از آنها انتقاد کند، مأمور واواک و مزدور خمینی و غیره میشود. در آلمان هم یکی از دوستان من به همین دلیل که من اینجا برای شهادت آمده‌ام، شکایت کرده است. بایستی به هرقیمت از حق سخن گفتن دفاع کرد». اما وکیل ایران فوکوس، تیری لوی، حقوقدان فرانسوی، با سؤالات پیاپی بنی‌صدر را ناگزیر کرد از بسیاری دعاوی خود عقب بنشیند. مجاهدین می‌گویند، در کشورهای اروپایی کسی نمی‌تواند مانع سخن گفتن و آزادی بیان دیگری بشود و این ادعا بی‌معناست. مجاهدین در بیانیه‌ای که به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد تاسیس شورای ملی مقاومت ایران صادر کرده‌اند در این رابطه دست به افشاگری زده و علت شرکت بنی‌صدر در این دادگاه بعنوان شاهد را این‌گونه گفته‌اند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;حقیقت ماجرا : «دوست بنی صدر، که از دو دهه پیش نشریه بنی صدر(انقلاب اسلامی) را به لحاظ مالی و فنی و ارتباطات اداره میکند، پاسدار پیشین، مجید کمالی دولت آبادی نام دارد. او عضو هیأت مدیره و سهامدار عمدة شرکت راه پرنیان در تهران و مدیر شعبه این شرکت در فرانکفورت میباشد. کمالی که از سال ۱۹۸۸به خارج آمده، در ارتباط با کنسولگری رژیم در فرانکفورت است و به قم و تهران رفت وآمد دارد. شرکت راه پرنیان یکی از شرکتهایی است که در شهریور ماه ۸۶در شمار شرکتهای پوششی وزارت اطلاعات در کنفرانس شورای ملی مقاومت ایران در برلین افشا گردید. طبق مندرجات “روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران”، سرمایه این شرکت در آذرماه ۱۳۸۳با افزایش سهم‌الشراکه ۴ نفر(ازجمله مجید کمالی دولت‌آبادی) به‌طور رسمی به یک میلیارد و ۱۴۰ میلیون ریال افزایش یافته است. شعبه فرانکفورت این شرکت در آلمان روی سیستمهای فیلترینگ، حافظه و امنیت (Security) کامپیوتر و اینترنت کار میکند و علاوه‌ بر سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، به وزارت دفاع، وزارت صنایع و وزارت خارجة رژیم خدمات میدهد. آموزش فیلترینگ به 8تن از مأموران اعزامی وزارت اطلاعات در آلمان و تهیه تجهیزات کامپیوتری و دستگاههای فیلترینگ برای وزارت اطلاعات، به‌منظور سانسور سایتهای اینترنتی در داخل کشور، یک فقره از معاملات آن در سال ۸۴ است. هدف اطلاعات آخوندها از خرید دستگاههای فیلترینگ ممانعت از دستیابی مردم ایران به سایتهای اینترنتی و ممانعت از دسترسی به اخبار و اطلاعات سانسور نشده است» (نشریه مجاهدـ ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ). به این ترتیب روشن شدکه «ارتزاق ننگآلود بنی‌صدر و شرکا از رژیم آخوندی، آن روی سکه لجن‌پراکنی مستمر و شهادتهای دروغین علیه مجاهدین و مقاومت ایران در دادگاه هلند در سال۱۹۹۹، در پرونده ۱۷ژوئن در سال۲۰۰۳ و در دادگاه شوالریاس در سال۲۰۰۸ است. بنابراین چماق‌کردن “آزادی بیان” علیه مجاهدین و جنبش مقاومت ایران چیزی جز سرپوش معاملات “فیلترینگ و سانسور” علیه ملت ایران نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;بیانیه بیست و هفتمین سالگرد تاسیس شورای ملی مقاومت ایران&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهادت علیه [[مریم رجوی]] در پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
شاهدان حکومت ایران برای [[کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳|پروندة ۱۷ ژوئن]]، عبارت بودند از ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور اسبق ایران و ۶ تن از بریدگان سازمان مجاهدین که با حکومت ایران همکاری می‌کردند، شامل مسعود خدابنده (و همسرش اَن سینگلتون)، محمدحسین سبحانی، کریم حقی، علیرضا میرعسگری، ادهم طیبی و حسین مشعوف که با اداره امنیت داخلی فرانسه د.اس. ت مصاحبه کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از کسانی که خودش مدتی در خارج از کشور ایران از نزدیک در ارتباط با این بریدگان بود، در افشاگری خود دربارهٔ توطئه‌های وزارت اطلاعات علیه حضور مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت در فرانسه نوشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«… نکته قابل‌توجه اینکه از علی [از کارمندان وزارت اطلاعات حکومت در سفارت ایران در فرانسه] گرفته تا سایر نفراتی که تحت عنوان کمک به اعزام ما به اروپا و پناهنده کردن با ما تماس می‌گرفتند همه اصرار داشتند که ما به فرانسه برویم و در آنجا درخواست پناهندگی بدهیم. آن‌ها می‌گفتند برای گرفتن پناهندگی در فرانسه، بنی‌صدر به ما کمک می‌کند. البته بعداً متوجه شدم علت اصرار آن‌ها برای دادن درخواست پناهندگی در فرانسه، نه به خاطر تسهیلات پناهندگی بلکه به خاطر توطئه‌هایی است که علیه حضور خانم مریم رجوی و دفتر شورای ملی مقاومت در اور سور آواز و مجاهدین در دستور کاردارند و اصلاً به همین خاطر تمرکز کار آن‌ها در فرانسه می‌باشد…». (گزارش علی پاک به دبیر کل عفو بین‌الملل، ۲۶ فروردین ۸۸)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ بنی‌صدر ==&lt;br /&gt;
ابوالحسن بنی‌صدر، ۱۷ مهر ۱۴۰۰ - ۹ اکتبر ۲۰۲۱ در سن ۸۸ سالگی در بیمارستان سالپتریه پاریس درگذشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سیاست‌مداران ایرانی]] &lt;br /&gt;
]] [[رده:مقامات جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4_%D8%A2%D8%A8&amp;diff=92920</id>
		<title>ابرچالش آب</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4_%D8%A2%D8%A8&amp;diff=92920"/>
		<updated>2026-09-15T13:03:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:آب.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;چالش کمبود آب&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابرچالش آب،&#039;&#039;&#039; یکی از اصلی‌ترین بحران‌ها و چالش‌هایی است که کشور و مردم ایران درگیر آن می‌باشند. و هر روز به جای حل مشکل، بیشتر به ابعاد فاجعه افزوده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از مهمترین و پایه‌ای‌ترین اشکالاتی که باعث بروز بسیاری بحران‌های معیشتی، اقتصادی و اجتماعی شده و حتی راه به بحران سیاسی برده، به کار‌گیری نفرات بر مبنای وابستگی به حکومت و نه توان مدیریت و تعهد، نادانی و کم‌سوادی، رانتخواری و اجتناب دولت‌مردان جمهوری اسلامی از انتخاب یک الگوی رشد اقتصادی مشخص و تنظیم دخل و خرج منابع آبی کشور بر اساس آن الگو، شرایطی را به وجود آورده که اینک ایران از معدود کشورهای جهان است که هیچ الگوی توسعه‌ی مشخصی ندارد و از طرفی گسترش فساد دولتی و [[اختلاس در ایران|اختلاس]] و دزدی در رده‌های مختلف حکومتی باعث خالی شدن خزانه کشور و منابع نقدی برای حل معضلات کشور گردیده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خشک شدن دریاچه‌ی ارومیه، بزرگترین دریاچه‌ی آب شور خاورمیانه و ششمین دریاچه‌ی آب شور بزرگ جهان از دیگر فجایعی است که حکومت ایران مسبب آن است.&lt;br /&gt;
==پیشینه‌ی کم‌آبی==&lt;br /&gt;
براساس داده‌های رسمی جمهوری اسلامی، ۹۷ درصد ایران با خشکسالی با درجات مختلف دست به گریبان است، تنها در چهار استان کردستان، آذربایجان غربی، لرستان، همدان و کهگیلویه و بویراحمد، درصد مساحت خشکسالی کمتر از ۹۰ درصد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس اعلام سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، مساحت استان‌های بیابانی ایران ۶۶ درصد افزایش داشته و در واقع تنها ۱۰ استان ایران هنوز بیابانی نشده است! همچنین حدود یک‌سوم از جنگل‌های زاگرس که حدود ۴۰ درصد جنگل‌های ایران را تشکیل می‌دهند، خشکیده‌اند!&amp;lt;ref&amp;gt;سایت اقتصاد ۲۴ – ۲۴ بهمن ۱۴۰۱&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزدیک به چهل هزار روستا به دلایل مختلف که عمده‌ترین آنها کمبود آب است از سکنه خالی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه ابتکار ۲۲ دی ۱۴۰۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شافعی رئیس اتاق بازرگانی اعلام کرد ایران برای مواجهه با بحران آب فقط ۱۰ سال فرصت دارد و اگر مدیریت منابع آب با همین دست‌فرمان پیش برود تصور اینکه تا ۲۰ سال آینده موجود زنده‌ای وجود داشته باشد، دشوار است!&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه شرق ۱۲ آبان ۱۴۰۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیویورک تایمز در این باره  نوشته بود: «۱۲ استان از ۳۱ استان ایران طـی۵۰ سال آینده، به طور کامل سفره‌های زیرزمینی‌شان خشک خواهد شد.» &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه جهان صنعت ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مزارع ایران هنوز هم به شیوه سنتی آبیاری می‌شود که متعلق به هزاره‌های گذشته است، در نتیجه، در بخش کشاورزی بیش از ۸۰ درصد منابع آبی یعنی دست کم ۷۰ میلیارد متر مکعب آب نابود می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بخش خانگی و شرب در ایران سالانه بین ۷ تا ۸ میلیارد متر مکعب آب مصرف می‌شود،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین بخش هم به دلیل فرسودگی شبکه آبرسانی ۱۵ درصد آب شرب یعنی ۱ میلیارد و ۱۵۰ میلیون متر مکعب آب هدر می‌رود و رژیم دراین زمینه هم اقدامی نمی‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صنایعی که مصرف بالای آب دارند عبارتند از ذوب آهن، کارخانه‌های فولاد، پتروشیمی‌ها، پالایشگاه‌ها. این صنایع تقریباً‌ در مناطق مرکزی ایران هستند که مناطق خشک هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۸ درصد فولاد صنعتی کشور که مصرف آب بسیار زیادی دارند در استان اصفهان قرار دارد که متعلق به سپاه است، مهمتر این که آب مورد نیاز کارخانجاتی همچون فولاد مبارکه و ذوب آهن از آب شیرین تأمین می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مطابق آمار آبفای اصفهان، کارخانه فولاد مبارکه به عنوان بزرگ‌ترین کارخانه فولاد ایران، یکی از مصرف‌کننده‌‌های بزرگ آب زاینده‌رود است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا سال ۱۳۵۷ درایران فقط ۳۰ سد بوده است اما الان طبق آمار، ۱۳۳۰ سد در کشور در مراحل مختلف بهره‌برداری، اجرایی و مطالعاتی قرار دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه جهان صنعت ۲۹/۲/۱۴۰۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بلوچستان که رودخانه در آن وجود ندارد، حدود ۳۰ تا ۴۰ سد در دست ساخت است. در کویر مرکزی ایران، جائی که تنها ۱۰ تا ۱۲ درصد آب کشور در آن ‌جاری است، بیش از ۲۰۰ سد ساخته شده یا در دست احداث است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته کارشناسان دولتی دست کم ۲۰ درصد سد‌های کشور در مرحلة طراحی دچار خطا هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین حمید چیت‌چیان، وزیر سابق نیرو گفت: «ما در سدسازی افراط کرده‌ایم؛ حجم سدهای ساخته‌شده بالغ بر ۷۶ میلیارد مترمکعب است؛ در‌حالی‌که بیش از ۴۶ میلیارد مترمکعب آب برای تنظیم نداریم.» &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه فرهیختگان ۱۰ خرداد ۱۴۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا تابستان ۱۴۰۰ در کشور ۳۵۰ هزار چاه غیر مجاز و ۵۵۰ هزار چاه مجاز وجود داشته است، از مجموع این ۹۰۰ هزار چاه‌ سالانه بیشتر از ۱۰ میلیارد متر مکعب آب برداشت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود ناشی از بهره‌برداری از این چاه‌ها، نصیب شرکت‌های بزرگ کشاورزی متعلق به سپاه پاسداران می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از مشکلاتی که غارت آب‌های زیرزمینی بوجود آورده، فرونشست زمین است و تهران هر سال ۱۳ سانتی‌متر فرونشست دارد، در کل کشور ۲۵۴ منطقه به دلیل استخراج بی‌رویه آب در بحران فرونشست قرار دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه اعتماد ۲۰ فروردین ۱۴۰۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶۶ درصد از ۶۱۰ دشت کشور فرونشست کرده‌اند، و حالا حدود ۱۲ میلیون هکتار از دشت‌ها در معرض فرونشست قرار دارند و ۲۴ میلیون نفر بر روی زمین‌های پر خطر فرونشسته زندگی می‌‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه اعتماد ۲۰ فروردین ۱۴۰۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«براساس گزارش سازمان نقشه‌برداری، در جنوب غرب شهر تهران یک ناحیه فرونشست مورد شناسایی قرار گرفته که بیشترین مقدار نشست آن طی ۸ سال (بین سال‌های ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۲ شمسی) به ۱۷۱ سانتی‌متر یا به عبارت دیگر به حدود ۲۱ سانتی‌متر در سال می‌رسد»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرونشست در ایران ۵ تا ۷ برابر متوسط جهانی و با نرخ سالانه ۲۵ تا ۳۰ سانتی‌متر (هر ۵ سال یک متر) رخ می‌دهد.»&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه اعتماد ۲۰ فروردین ۱۴۰۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نوشته نگاهی است کلی به مسئله آب و معضل کم‌آبی در ایران که طبعاً به مواردی همچون مشکل خشک شدن دریاچه‌ها و رودهای ایران هم می‌پردازد و پس از درک صورت مسئله واقعی «آب» بر روی زمین، به دنبال «سیاست»های اعمال شده حکومتی در این زمینه و تأثیر آن در بروز بحران اخیر آب در ایران می‌پردازد&lt;br /&gt;
==تاریخچه خشکسالی در ایران==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف خشکسالی ===&lt;br /&gt;
خشک‌سالی یعنی تهی شدن مستمر منابع آب مصرفی مردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به بیان دیگر، خشکسالی یعنی وضعیتی اقلیمی که ناشی از «کم‌شدن» آب «مورد نیاز» مردم   به نسبت میزان «مصرف» ضروری آن است[[پرونده:خشکسالی در ایران.jpg|جایگزین=خشکسالی در ایران|بندانگشتی|خشکسالی در ایران]]این «کم‌شدن» آب می‌تواند ناشی از افزایش مصرف صنعتی کنترل نشده آب، افزایش کنترل نشده زمین‌های زیرکشت (کشاورزی)، یا حتی افزایش کنترل نشده جمعیت و بالا رفتن میزان مصرف آب به نسبت ذخایر آن باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما علل دیگری نیز در بروز کم‌آبی مؤثر هستند از جمله:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کم شدن میزان بارش سالانه، افزایش مصرف آب، و افزایش تبخیر آب‌های سطحی به علت بالا رفتن درجه گرمای اقلیم.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب، می‌توان پدیده خشکسالی را تا حد زیادی، درشمار بلاهای طبیعی نامحسوس ، قرار داد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:نمایش خشکسالی در ایران.jpg|جایگزین=نمایش خشکسالی در ایران|بندانگشتی|نمایش خشکسالی در ایران]]&lt;br /&gt;
اما نباید از بررسی علل غیرطبیعی آن غفلت کرد.&lt;br /&gt;
===مراحل خشکسالی===&lt;br /&gt;
خشکسالی دارای چهار مرحله است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحله نخست کم شدن باران سالانه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحله دوم خشکسالی هیدرولیکی به علت کاهش آب سدها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحله سوم، بروز خشکسالی اقتصادی که با کمبود محصولات کشاورزی خود را نمایان می‌کند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرحله چهارم، بروز قحطی است که نام دیگر آن خشکسالی اجتماعی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب، کم شدن آب، استفاده بی‌رویه از آب، نابودی تدریجی مراتع و کشتزارها، فرسایش خاک، فرونشست زمین، برخاستن ریزگردها و نهایتاً کم‌شدن محصولات کشاورزی منجر به مشکلات اجتماعی جدی می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با توجه به این نکات می‌توان گفت این بلای نامحسوس، با دقت بسیار بالایی قابل پیش‌بینی و پیشگیری است. به‌عنوان نمونه می‌توان روند نوبه‌ای بروز خشکسالی در ایران را با نگاهی به تاریخچه خشکسالی‌های این منطقه از جهان دریافت و برای مقابله با آن برنامه‌ریزی کرد.&lt;br /&gt;
===خشک‌سالی‌های معروف ایران===&lt;br /&gt;
از خشک‌سالی‌های معروف تاریخ سده‌های اخیر ایران به این موارد می‌توان اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خشکسالی سال ۱۲۵۰- ۱۲۴۹ خورشیدی ( دوره حاکمیت ناصرالدین‌شاه قاجار) این خشکسالی، یک قحطی بزرگ نیز به دنبال داشت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قحط سالی ۱۲۹۶–۱۲۹۸ هجری خورشیدی (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) قحطی بزرگی بود که تلفات جانی فراوانی را در ایران سبب شد.(مصادف با جنگ جهانی اول)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خشکسالی ۱۳۴۶ – ۱۳۴۵ &lt;br /&gt;
===خشکسالی در سال‌های اخیر===&lt;br /&gt;
جزئیات ۱۰ دوره خشکسالی در ایران به نقل از خبرگزاری حکومتی مهر، توصیف رسمی وضعیت فعلی در ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرود شریفی قائم مقام «ستاد توسعه فناوری آب، خشکسالی، فرسایش و محیط زیست» در معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری درگفتگو با خبرگزاری حکومتی مهر (۸ مهر ۱۳۹۳) با اشاره به تحلیلهای هواشناسی انجام شده از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۸۳ در ایران گفت: در این دوران، کشور با ده دوره خشکسالی مواجه بوده‌است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خشکسالی ۶۳-۱۳۴۷ (سه مرحله و کاهش بارندگی ۲۶٪)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خشکسالی ۷۲-۱۳۶۳ ( سه مرحله و کاهش بارندگی ۴۴٪)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خشکسالی ۷۶—۱۳۷۲ (دو مرحله و کاهش بارندگی ۵/۱۷٪)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خشکسالی ۸۰-۱۳۷۷ ( ۳۴٪ کاهش بارندگی نسبت به میانگین سی ساله )&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خشکسالی ۸۳-۱۳۸۰ ( ادامه خشکسالی در بعضی مناطق کشور نظیر مناطق جنوب و جنوب شرقی و تا حدودی جنوب غرب کشور)&lt;br /&gt;
====خشک‌سالی آینده====&lt;br /&gt;
در گزارش پاییز ۱۳۹۶ ناسا نیزآمده است بعید نیست بین ۳۰ تا ۴۰ سال آینده، بخش‌های وسیعی از ایران به بیابان مطلق تبدیل شوند. ناسا  هشدار داده: تأثیرات گرمایش زمین و عواقب آن همچون خشکسالی بسیار جدی است&lt;br /&gt;
==بحران آب ایران==&lt;br /&gt;
برای ریشه‌یابی این موضوع ابتدا منابع آبی ایران را بررسی می‌کنیم:&lt;br /&gt;
===منابع آبی ایران ===&lt;br /&gt;
منابع آبی ایران عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آب‌های زیرسطحی (سفره‌های آبی زیرزمینی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آب‌های سطحی (رودها، دریاچه‌ها و ...)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آب‌های حاصل از نزول برف و باران (که به نوعی تأمین کننده آب‌های سطحی و زیرسطحی هستند و زیرمجموعه آنها می‌باشند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این منابع با همه کاستی‌های خود و دست‌تنگی آسمان میهنمان در بارندگی، تا دو سه دهه پیش، اگر نه به‌راحتی اما به هرحال جوابگوی مصارف آبی مردم بوده‌اند. اینک باید دید در دو سه دهه اخیر چه اتفاقی افتاده که با مشکل جدی بی آبی و خشکسالی روبرو شده‌ایم.&lt;br /&gt;
===ساخت صنایع آب‌بر در کنار رودخانه‌ها===&lt;br /&gt;
ساخت صنایعی که به آب کلان نیاز دارند، آنهم در مناطق کم‌آب یکی دیگر ازعلل نابودی منابع آب در ایران است. یک مورد آن را در اصفهان است. بزرگترین کارخانه ذوب آهن ایران را در یک منطقه کویری ساختند. کارخانه‌ای که به حجم عظیم و مستمر آب نیاز حیاتی دارد! همچنین کارخانه فولاد مبارکه در زرین‌شهر اصفهان و تاسیسات اتمی در شهر اصفهان از دیگر موارد مصرف حجیم آب از زاینده رود می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشابه همین در کارخانه ذوب فلز درشمال خراسان نیز صادق است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر علل کم‌آبی در ایران، افزایش بی‌رویه زمین‌های زیرکشت در ایران است. با توجه به نابودی مشاغل و حرف و اساساً تولید ملی و بازار داخلی، مردم بویژه در شهرستانها به کشاورزی روی آوردند. درحالیکه آب موجود در ایران، آن اندازه نیست که جوابگوی کشاورزی موجود باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از علل کم‌آبی در ایران، کشاورزی بی‌رویه است. کاشت محصولاتی که ضرورت درجه یک و اهمیت غذایی پایه برای عموم مردم ندارند اما میزان آب لازم برای آبیاریشان نیز زیاد است (مانند کی‌وی به جای برنج و گندم و هندوانه) از دیگر علل بروز کم‌آبی در ایران است.&lt;br /&gt;
===برخی علل دیگر:===&lt;br /&gt;
افزایش سریع و بی‌رویه جمعیت ایران، با تشویق سران جمهوری اسلامی، بویژه درسالهایی که جنگ ایران و عراق جریان داشت، جمعیت ایران از سال ۵۷ تا ۹۷ تقریباً ۲ برابر شد. این میزان رشد جمعیتی برای کشوری مانند ایران با منابع آبی محدود فاجعه‌بار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک عامل دیگر در این مورد این است که ایران از معدود کشورهای جهان است که در ایجاد تعادل بین کشاورزی و صنعت، هنوز سرگردان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علت دیگر: ایران از نظر فساد دولتی در شمار اولین کشورهای جهان است. حفر چند صد هزار چاه عمیق و نیمه عمیق آب، یکی از دستاوردهای این فساد دولتی است که مروج، بانی و عامل آن  دولت و سپاه پاسداران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نابودی آب‌خیزداری سنتی ایران و نابودی قنات‌ها، زه‌کشی‌های طبیعی و ساخته شده طی دهه‌ها و سده‌ها که مشکل آب کشور را با وجود همین کم‌آبی و خشک‌سالی‌های فراوان تضمین کرده بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از مهمترین و پایه‌ای‌ترین اشکالاتی که باعث بروز بسیاری بحران‌های معیشتی، اقتصادی و اجتماعی شده و حتی راه به بحران سیاسی برده، سرگردانی، جهالت، ندانم‌کاری و اهمال حاکمیت در انتخاب یک الگوی رشد اقتصادی مشخص و تنظیم دخل و خرج منابع آبی کشور بر اساس آن الگو است  به نحوی که اینک ایران از معدود کشورهای جهان است که هیچ الگوی رشد اقتصادی مشخصی ندارد! نظامی توتالیتر که تمامی امکانات عمومی و خصوصی اعم از شرکت‌های تولیدی، صنعتی و مصرفی را با اتکا به سپاه پاسداران به انحصار خود و عواملش درآورده که این خود مهمترین عامل فروپاشی اقتصادی و معاش مردم ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دیگر از علل بروز بحران کم‌آبی با این شدت، حاکمیت سیاست خصمانه در مراوده با کشورهای همسایه بویژه اعراب است که تمامی قراردادهای زیست‌محیطی مشترک فیما بین را نیز در کنار دیگر قراردادهای حسن همجواری به هم زده که از جمله می‌توان به نابودی طرح تثبیت شن‌های روان بین کشورهای ایران، عربستان، عراق، کویت و ... اشاره کرد. مشکلی که اینک خود به یکی از علل به هم خوردن تعادل آب و هوایی منطقه تبدیل شده. این طرح در ایران تماماً به دست فراموشی سپرده شده و پیشروی کویر در شهرهای ایران به یکی دیگر از مشکلات اقلیمی بالغ شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مدیریت آب کشور==&lt;br /&gt;
آب در ایران تا حدود دهه ۴۰ خورشیدی مدیریت متمرکز دولتی نداشت. مالکیت آب در نظام فئودالی اساساً متعلق به خان و مالک منطقه بود. مدیریت آب نیز با رعایت حقوق مالکانه آن، در دست اهالی هر منطقه بود که به شیوه کدخدا منشی، مسئله آب و تقسیم آب‌های موجود و نوبت استفاده ازآن را خودشان حل می‌کردند. منازعات مربوطه نیز در همان کادر ارباب و رعیتی حل می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با «اصلاحات ارضی» شاه و انهدام مدیریت فئودالی روستا اولین عامل حکومتی که همان سپاه ترویج و آبادانی و خانه‌های انصاف حکومتی باشند، وارد این محدوده شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا اواسط دهه ۴۰ خورشیدی، جمعیت شهرها نیز حدود ۳۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند و مصرف آب شهرها مثل امروزه نبود و اساس مصرف شهری، هم کم بود و هم عمدتاً به مصرف آشامیدن و بهداشت می‌رسید و مصرف تجملی آن در استخرها یا شستشوی ماشین‌ها و ... آنچنان کم بود که به حساب نمی‌آمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با «اصلاحات» ارضی و ویرانی روستاها و نابودی کشاورزی بود که تعادل جمعیتی شهر و روستا در ایران آرام آرام به نفع شهرها تغییر کرد اما باز در مصرف آب، افزایش جدی بوجود نیامده بود تا حکومت به فکر استفاده از امتیاز آب و پول درآوردن از آن بیفتد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین بار در سال‌های پیش از سقوط دیکتاتوری سلطنتی بود که حکومت از مردم، چیزی به عنوان «بهای» حق‌آبه گرفت و به این ترتیب اولین نقطه اعمال مدیریت دولتی جدی در امر تقسیم و توزیع آب‌های کشور، به همان سال‌ها بر می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حفر چاه عمیق و نیمه عمیق نیز که تا آنزمان آزاد بود، مشروط به مجوز دولتی و پرداخت میزان پول مشخص به نرخ دولتی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایجاد سد نیز اساساً و از ابتدا در انحصار دولت و در ید قدرت و امکانات حکومت بود و پیش و پس از سقوط سلطنت نمی‌شناسد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وضعیت کشاورزان شرق اصفهان که با مشکل جدی آب روبرو هستند و کارشان با حکومت جمهوری اسلامی به درگیری نیز کشیده شده، نمونه خوبی برای سردر آوردن از کم و کیف مدیریت آب در ایران است&lt;br /&gt;
===مدیریت آب در نظام [[رژیم ولایت فقیه|ولایت فقیه]]===&lt;br /&gt;
شرکت مدیریت منابع آب ایران ( متعلق به وزارت نیرو) مالک انحصاری آب در ایران است. مدیرعامل این شرکت، مشاور وزیر نیروست و کرسی مدیریت این شرکت از مناصب نان و آب داری است که به ندرت تغییر می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان نمونه مدیرعامل این شرکت علی نورزاد از آغاز دولت خاتمی مدیر عامل این شرکت و مشاور وزیر نیرو بوده، با پایان یافتن دوران اصلاح‌طلبان و آمدن احمدی‌نژاد، کماکان علی نورزاد در شغل خود باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدیر بعدی این شرکت محمد حاج‌رسولی‌هاست که سال ۹۴ مجدداً درسمت خود ابقا شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت حفاری چاه‌های آب ایران نیز یکی از شرکت‌های اقماری شرکت مدیریت منابع آب ایران است که انحصار حفاری چاه آب در ایران را در مالکیت خود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب در دوران حاکمیت آخوندها، مدیریت آب کشور تماماً به دست وزارت نیرو (ابتدا وزارت آب و برق سابق و وزارت جهاد کشاورزی که از زیرمجموعه‌های سپاه پاسداران است)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 وزیر آن با پیشنهاد و موافقت سپاه معرفی و تعیین می‌شود) افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درحال حاضر، مدیریت آب‌های زیرسطحی کشور در تیول وزارت نیروست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و مدیریت آب‌های سطحی کشور با سپاه پاسداران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو نهاد، با بدست گرفتن مالکیت تمامی آب‌های سطحی و زیر سطحی کشور، حفرچاه و ساخت سد، تمامی آب‌های موجود در رو و زیرزمین و عواید ناشی از آن در محدوده ارضی ایران، را به انحصار خود درآوردند. &lt;br /&gt;
====کارکرد وزارت نیرو و [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] در حوزه آب ====&lt;br /&gt;
تا پیش از سقوط دیکتاتوری سلطنتی، تعداد چاه‌های عمیق ایران ۵۵ هزار حلقه چاه بود( در فاصله ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵) از۱۳۵۵ تا ۱۳۶۰  تعداد چاه‌ها به ۱۰۵ هزار حلقه رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;پرویز کردوانی اطلاعات ۱۰ آبان ۱۳۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمار چاه‌های عمیق ایران تا سال۱۳۹۳ خورشیدی برابر با  ۲۰۵ هزار و ۵۱۱ حلقه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمار چاه‌های نیمه عمیق ایران تا همانسال ۵۵۳ هزار و ۸۷ حلقه شمارش شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حبیب اله بیطرف وزیر نیروی رفسنجانی روز۲۴ مرداد ۹۴ در گفتگو با سایت تجارت گفت تعداد چاه‌های حفر شده به ۷۶۰ هزار حلقه رسیده که نزدیک به ۳۰۰ هزار حلقه آن غیرمجاز به این ترتیب، در ایران یک سیستم «انحصار دولتی» بوجود آوردند که اساساً در دست سپاه پاسداران و دولت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس آماری که مدیرکل دفتر حفاظت و بهره‌برداری منابع آبی ایران درسال ۱۳۹۴ اعلام کرده، تعداد ۱۵۰  هزار حلقه چاه عمیق غیرمجاز درکشورحفر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و تعداد چاه‌های نیمه عمیق غیرمجاز نیز ۱۵۰ هزار حلقه، اعلام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته خبرگزاری مهر ۱۱ اسفند ۱۳۹۵ تنها در استان آذربایجان غربی ۵۹ هزار حلقه چاه غیرمجاز حفر شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها هنگامی که آمار مشابه در سایراستانها نیز به آمار بالا اضافه گردد می‌توان دریافت تعداد چاه‌های حفر شده مجاز و غیرمجاز در این مملکت چندحلقه است! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعداد سدهای اصلی ایران نیز، با توجه به تعاریف موجود، قبل از سقوط دیکتاتوری سابق تنها ۴ سد بوده اما پس از روی‌کار آمدن جمهوری اسلامی به ۱۸ سد بزرگ ارتقاء یافته در حالی‌که روزنامه دنیای اقتصاد در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ هنگامی که خبر از کم‌آبی در ۱۷۷ سد بزرگ کشور می‌دهد! می‌توان دریافت آمار رسمی چه میزان با آمار حقیقی در این زمینه فاصله دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاپی زاده عضو مجلس از استان خوزستان &amp;lt;blockquote&amp;gt;«...الان بعضی از مسئولین پذیرفته‌اند که ۶۰ درصد بحران ریزگردها مربوط به حوزه داخلی ست تا دو سال قبل هیچ دستگاهی در داخل کشور به صراحت حاضر نبود این رو بپذیره و مرتب بهانه خارج از کشور رو می‌آوردند میگفتند صد در صد این ریزگردها مربوط به خارج از کشور هست در کشور عراق داعش هست عربستان با ما نمیسازه و بسیاری ازمسائل دیگه و عملاً این رو از گردن خودشون باز میکردند این مسئله و اقدام اساسی صورت نگرفت...&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;الان بحرانی که اتفاقی افتاده ناشی از این هست که ما سیلاب‌های طبیعی که بصورت فصلی در دهه‌های گذشته اتفاق می‌افتاد رو آمدیم دخالت کردیم سد سازی کردیم اجازه ندادیم این سیلاب در سطح وسیع پخش بشه و پشت سد این آب رو ذخیره کردیم سد سازی‌هایی که الان هزینه بزرگی رو رودست کشور گذاشته یعنی مطالعات سد سازی که در کشور اتفاق افتاد مطالعات اشتباهی بود باید این رو بپذیریم &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; همان‌طور که متن سخنان این دو نشان می‌دهد، حتی کارشناس‌های حکومتی هم  با کمی پیچ و خم سرانجام به اینجا رسیدند که بحران ریزگردها نه از عراق که اساساً مربوط به داخل کشور است و علت آن هم سدسازی‌های اشتباهی بوده که در کشور انجام شده.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;سؤال اصلی این است که: این سدسازی‌های اشتباه کار چه کسی یا چه ارگانی بوده؟&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;  واقعاً یک سواله چرا مسئولین از این بزرگواری مردم خجالت زده نمی‌شوند؟ موضوعی که به راحتی قابل حل هست رو سالها به تأخیر انداختند و الان تبدیل به یک بحران زیست‌محیطی جدی شده و بصورت متوسط ۲۲ تا استان کشور درگیر ریزگردها هستند».&amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون جمهوری اسلامی ۲۴ بهمن&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;جمالی استاد دانشکده محیط زیست : &amp;lt;blockquote&amp;gt;واقعیت مطلب اینه که این پدیده تقریباً ۲۰ ساله شکل گرفته یعنی بیش ازبیست سال گذشته گزارشهای سازمانهای بین‌المللی در کشور عراق نشان میده که پدیده گرد و غبار یا ریزگرد شروع شده کانونهای بحرانی شروع شده چند سالی طول کشید تاوارد کشور ایران بشه اول از دو استان مرزی شروع شد جایی رسید که در سال ۱۳۸۹ &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;فاجعه‌ای که ایران را  همزمان با دو پدیده اقلیمی مرگبار روبرو کرد:  &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;یکی نابودی منابع آبی کشور&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;دیگری، پیدایش بحران جدیدی به اسم «ریزگردها» و آلودگی هوای کشور&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;چگونگی انحصار مالکیت آب در ایران &amp;lt;/blockquote&amp;gt;طبق قانون مصوب ۲۲ اسفند سال ۱۳۶۱ مالکیت تمامی آب‌های سطحی و زیر سطحی کشور به انحصار دولت و از طریق دولت و وزارت نیرو به شرکت‌های سهامی متعلق به دولت (شرکت‌های تأمین کننده آب آشامیدنی شهرها مانند آبفا و ...) و  سپاه پاسداران در پروژه سدسازی‌های کشوری درآمد.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قانون که انتشار عام یافته نشان می‌دهد مالکیت تمامی آب‌های سطحی و زیرسطحی کشور طبق قانون توزیع عادلانه آب مصوب ۱۶ اسفند ۶۱ به وزارت  نیرو  واگذار  شد تا طبق همان قانون،  امتیاز حفر چاه‌های عمیق را به هرکس که خواست بفروشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عنوان نمونه، آب آشامیدنی خوزستان در انحصار ۱۹ شرکت خصولتی است که تماماً متعلق به سران حکومتی است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شرکتهای فروش آب در خوزستان ===&lt;br /&gt;
۱ - شرکت آب معدنی کیانی در باغملک، &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ - صنایع بهداشتی آشامیدنی نوید آناهیتا در اهواز، &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ - شرکت تعاونی آرش آبنوش در شادگان، &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ - خدمات بازرگانی صنعتی نخل آب اروند در خرمشهر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ - کارخانه آب شیرین کن نور ویژه، تهران خ پاسداران خ شهید کاظمی گلستان هشتم پ ۵۲، تولید آب شیرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ - دزنوش دزفول،کیلومتر ۵ جاده سردشت رو به روی پارک جنگلی شهرداری، نوشابه گازدار آب معدنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ - راه و ساختمان سازه سازان،تهران – بلوار صدر – بهار جنوبی – بن‌بست نیک سخت، تولید آب شیرین و تصفیه آب آشامیدنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ - کارخانه یخ آب شیرین کن، تهران- خ پاسداران خ شهید کاظمی پلاک ۵۲، آب شیرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ - شرکت راه ساختمان سازه سازان، خرمشهر بلوار شهدا، آب شیرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ - کوثر آب،آبادان شهرک صنعتی، بسته‌بندی آب، ظرف پت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۱ - آبساران آب آبادان، آبادان شهرک صنعتی، دوغ گازدار، بطری پت، بسته‌بندی آب شیرین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۲ - نسیم آب زاگرس، آب آشامیدنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۳ - توسعه فنون خوزستان، اهواز شهرک صنعتی شماره ۲، آب آشامیدنی و بستنی یخی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ - شرکت دانش بنیان ثریا بانو، اهواز -بلوار گلستان جنب بیمارستان شهید بقایی،آب آشامیدنی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۵ - شرکت بهنوش ایران، خرمشهر - بلوار یادگار امام کوت شیخ، انواع آب آشامیدنی نوشابه گاز دارمالشعیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۶ - شرکت نخل بستان، شوشتر- شهرک صنعتی شماره یک، نوشابه غیرالکلی دوغ گازدار ، بدون گاز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۷ - شرکت نخل بستان، شوشتر- شهرک صنعتی شماره یک، آبلیمو- شربت- مربا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸ - کوثر آب، آبادان شهرک صنعتی، بسته‌بندی آب ظروف پت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹ - شرکت صنعتی بازرگانی یخسازان شایسته، آبادان کیلومتر ۵ جاده اهواز شهرک صنعتی فاز یک، آب شیرین    &lt;br /&gt;
==نگاهی به [[دریاچه ارومیه]] ==&lt;br /&gt;
چند سالی است که مردم ایران در هراس از نابودی قطعی دومین دریاچه بزرگ سرزمینشان، مبارزه می‌کنند، دریاچه ارومیه! در حالی‌که دریاچه پریشان، بزرگترین دریاچه آب شیرین داخلی ایران نیز مدتهاست خشک شده و سایر دریاچه‌ها و بسیاری رودها نیز به همین بلا دچار شده‌اند. بلایی که همگان می‌دانند چیزی فراتر از یک «خشکسالی طبیعی» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنچنان‌که پنداری در این نقطه از جهان، نبردی بین مرگ و زندگی در تمامی ابعاد آن در جریان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یک سو حکومتی که منابع و ذخایر طبیعی مملکت را نابود می‌کند. و در سوی دگر، مردمی که همزمان باید هم از فرزندان خود و هم از آب و خاک خویش، آنهم نه در برابر تهاجم خارجی که دربرابر حکومتی ظاهراً خودی! دفاع کنند. فاجعه‌ای که مصداق هلاک «حرث و نسل» است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همان‌طور که در چند خط بالاتر خواندید خبرگزاری مهر در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۹۵ خبر از حفر ۵۹ هزار حلقه چاه غیرمجاز در استان آذربایجان‌غربی (ارومیه) داد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:خشک شدن دریاچه ارومیه.jpg|جایگزین=خشک شدن دریاچه ارومیه|بندانگشتی|خشک شدن دریاچه ارومیه]]&lt;br /&gt;
از تعداد چاه‌های غیرمجازی که در استان آذربایجان شرقی و کلا در حوزه آبریز دریاچه ارومیه حفر شده آماری در دست نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما از تعداد سدهایی که در دو استان آذبایجان شرقی و غربی در سال‌های اخیر ساخته شده‌اند، اطلاعات تقریباً کاملی وجود دارد که نشان می‌دهد چرا دریاچه ارومیه اینچنین خشک شد؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها نگاهی به فهرست اسامی این سدها و حجم آبی که پشت خود نگهداشته‌اند، می‌تواند اندکی از عظمت فاجعه‌ای که اتفاق افتاده را نشان دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مالک انحصاری آب درایران یعنی دولت تمامی آب‌های سطحی و زیرسطحی ایران و از جمله آب‌های حوزه آبریز دریاچه ارومیه را یا توسط فروش امتیاز حفر چاه یا به وسیله ضبط آب رودخانه‌ها و نهرها در پشت سدها، به روش‌های مجاز و غیرمجاز به فروش رسانده؛ مراتع و زمین‌های کشاورزی را خشک و بایرکرده، کشاورزی و دامداری را از بین برده، موجی از بیکاری روستاییان بوجود آورده و به این شکل، اولا دریاچه ارومیه را نابود کرد و ثانیاً مشکلی به اسم بحران اجتماعی آب بوجود آورد.&lt;br /&gt;
==نتیجه‌گیری==&lt;br /&gt;
اینک و با توجه به مباحث فوق، می‌توان از دیدگاهی کارشناسانه گفت:  بحران آب در ایران قابل کنترل بود به شرطی که این حاکمیت و سیاست‌هایش وجود نمی‌داشت!  &lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:محیط زیست ایران]]&lt;br /&gt;
{{پانویس|۳|اندازه=ریز}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C&amp;diff=92919</id>
		<title>ابراهیم یونسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C&amp;diff=92919"/>
		<updated>2026-09-15T12:57:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| نام               = ابراهیم یونسی&lt;br /&gt;
| تصویر             =ابراهیم یونسی .jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = 250px&lt;br /&gt;
| زادروز            = خرداد ۱۳۰۵&lt;br /&gt;
| زادگاه             = بانه، کردستان&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ          = ۱۹ بهمن ۱۳۹۰&lt;br /&gt;
| مکان مرگ           = تهران&lt;br /&gt;
| علت مرگ            = بیماری پس از یک دورهٔ طولانی&lt;br /&gt;
| آرامگاه            = بانه&lt;br /&gt;
| محل زندگی          = بانه، تهران، فرانسه&lt;br /&gt;
| ملیت               = ایرانی&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر       = سیروان آزاد&lt;br /&gt;
| تحصیلات             = اقتصاد&lt;br /&gt;
| دانشگاه             = دانشگاه سوربن&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت      = ۱۳۳۷ تا ۱۳۹۰&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته      = نویسنده، مترجم، نخستین استاندار کردستان پس از انقلاب ۱۳۵۷&lt;br /&gt;
| جنبش                =&lt;br /&gt;
| دین                 =&lt;br /&gt;
| مذهب                =&lt;br /&gt;
| همسر                =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابراهیم یونسی&#039;&#039;&#039; (خرداد ۱۳۰۵، بانه – ۱۹ بهمن ۱۳۹۰، [[تهران]]) نویسنده، مترجم و پژوهشگر ایرانی بود. او در حوزه‌های داستان، ترجمهٔ ادبی، تاریخ ادبیات و مطالعات مربوط به کردستان فعالیت داشت و آثار متعددی از نویسندگان و پژوهشگران انگلیسی و فرانسوی را به فارسی ترجمه کرد. یونسی پس از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] به اعدام محکوم شد، اما حکم او به حبس ابد کاهش یافت و سال‌هایی از زندگی خود را در زندان گذراند. او در دوران زندان ترجمهٔ ادبی را آغاز کرد و ترجمهٔ &#039;&#039;آرزوهای بزرگ&#039;&#039; اثر چارلز دیکنز از نخستین آثار او بود. پس از [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران]] نیز برای مدتی به‌عنوان نخستین استاندار کردستان در دولت [[مهدی بازرگان]] فعالیت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot;&amp;gt;[https://uokcl.blogfa.com/post/7/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C-1390-%E2%80%93-1305 زندگینامه و کتابشناسی آثار ابراهیم یونسی ۱۳۹۰–۱۳۰۵ - کتابخانه مرکزی دانشگاه کردستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;lais&amp;quot;&amp;gt;[https://iranianstudies.org/fa/1390/11/24/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA/ ابراهیم یونسی مترجم پیشکسوت درگذشت - آکادمی مطالعات ایرانی لندن]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تحصیلات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم یونسی در خرداد ۱۳۰۵ در شهر بانه در استان کردستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ خود را در بانه و سقز گذراند و در سال ۱۳۲۲ برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفت و وارد دانشکده افسری شد. او در سال ۱۳۲۷ از دانشکدهٔ افسری فارغ‌التحصیل شد و به ارتش شاه پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونسی در دورهٔ خدمت نظامی یکی از پاهای خود را از دست داد. پس از آن برای درمان و ساخت پای مصنوعی به اروپا اعزام شد. او بعدها تحصیلات خود را در رشتهٔ اقتصاد ادامه داد و سرانجام در سال ۱۳۵۶ دکترای اقتصاد توسعه را از دانشگاه سوربن فرانسه دریافت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;motarjem&amp;quot;&amp;gt;[https://motarjemjournal.ir/2020/07/4747 ابراهیم یونسی - فصلنامه مترجم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت سیاسی و زندان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونسی در سال‌های پیش از [[کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲]] به فعالیت سیاسی گرایش پیدا کرد و با [[حزب توده ایران]] ارتباط داشت. پس از کودتا، به همراه شماری از افسران مرتبط با جریان نظامی حزب توده بازداشت و محاکمه شد. در جریان محاکمه، حکم اعدام برای او صادر شد، اما این حکم بعداً به حبس ابد کاهش یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;lais&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;voa&amp;quot;&amp;gt;[https://ir.voanews.com/a/ibrahim-younesi-passed-away-translation-139239243/148078.html مرگ ابراهیم یونسی؛ پایانی بر دوران درخشان ترجمه - صدای آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونسی سال‌هایی از محکومیت خود را در [[زندان قصر]] گذراند. دوران زندان برای او به دوره‌ای مهم در شکل‌گیری فعالیت ادبی و ترجمه تبدیل شد. او در زندان به مطالعه و آموزش زبان انگلیسی پرداخت و به‌تدریج ترجمهٔ آثار ادبی را آغاز کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;arzhang&amp;quot;&amp;gt;[https://www.mahnameh-arzhang.com/arzhang25/files/downloads/attachments/arzhang25.pdf ارژنگ، شماره ۲۵، مرداد و شهریور ۱۴۰۱]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آغاز فعالیت ادبی و ترجمه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونسی فعالیت جدی خود در ترجمه را در دوران زندان آغاز کرد. به روایت منابع مربوط به زندگی او، [[سیاوش کسرایی]] که به دیدار زندانیان می‌رفت، او را با رمان &#039;&#039;آرزوهای بزرگ&#039;&#039; اثر چارلز دیکنز آشنا کرد و یونسی ترجمهٔ آن را در زندان آغاز کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;arzhang&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترجمهٔ &#039;&#039;آرزوهای بزرگ&#039;&#039; با ویرایش سیروس پرهام منتشر شد و به یکی از آثار شناخته‌شدهٔ آغاز فعالیت حرفه‌ای یونسی تبدیل شد. منابع زندگی‌نامه‌ای مربوط به او، این ترجمه را از نخستین تجربه‌های مهم وی در ترجمهٔ ادبی می‌دانند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;motarjem&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آزادی از زندان، یونسی فعالیت خود را در حوزهٔ ترجمه ادامه داد. او بعدها در شرکت کامپساکس، در کنار مترجمانی مانند محمد قاضی و م.ا. به‌آذین، به کار ترجمه پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;arzhang&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت ادبی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم یونسی علاوه بر ترجمه، در زمینهٔ داستان‌نویسی و نقد و آموزش ادبی نیز فعالیت داشت. از آثار تألیفی او می‌توان به &#039;&#039;هنر داستان‌نویسی&#039;&#039;، &#039;&#039;گورستان غریبان&#039;&#039;، &#039;&#039;دلداده‌ها&#039;&#039;، &#039;&#039;دادا شیرین&#039;&#039;، &#039;&#039;شکفتن باغ&#039;&#039;، &#039;&#039;دعا برای آرمن&#039;&#039; و &#039;&#039;زمستان بی‌بهار&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ketabnak&amp;quot;&amp;gt;[https://www.ketabnak.com/persons/1128/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%2B%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C ابراهیم یونسی - کتابناک]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آثار داستانی او، بخشی از تجربه‌های اجتماعی و تاریخی کردستان و زندگی مردم این منطقه بازتاب یافته است. &#039;&#039;گورستان غریبان&#039;&#039;، &#039;&#039;دلداده‌ها&#039;&#039;، &#039;&#039;دادا شیرین&#039;&#039; و &#039;&#039;دعا برای آرمن&#039;&#039; از جمله آثاری هستند که در کتابشناسی‌های مربوط به او ثبت شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ترجمه‌ها==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونسی از مترجمان پرکار ادبیات داستانی و آثار تاریخی و ادبی در ایران بود. کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه کردستان فهرست گسترده‌ای از ترجمه‌های او را ثبت کرده است که آثار داستانی، تاریخ ادبیات، تاریخ هنر، مطالعات سیاسی و آثار مربوط به کردستان را دربر می‌گیرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ترجمه‌های ادبی او می‌توان به &#039;&#039;آرزوهای بزرگ&#039;&#039; و &#039;&#039;داستان دو شهر&#039;&#039; اثر چارلز دیکنز، &#039;&#039;اسپارتاکوس&#039;&#039; اثر هاوارد فاست، &#039;&#039;آسیاب کنار فلوس&#039;&#039; اثر جورج الیوت، &#039;&#039;جود گمنام&#039;&#039;، &#039;&#039;بازگشت بومی&#039;&#039; و &#039;&#039;به دور از مردم شوریده&#039;&#039; آثار توماس هاردی، &#039;&#039;تام جونز&#039;&#039; اثر هنری فیلدینگ و &#039;&#039;زندگی و عقاید آقای تریسترام شندی&#039;&#039; اثر لارنس استرن اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;voa&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونسی در حوزهٔ تاریخ ادبیات نیز آثاری مانند &#039;&#039;تاریخ ادبیات روسیه&#039;&#039; نوشتهٔ د.س. میرسکی، &#039;&#039;تاریخ ادبیات یونان&#039;&#039; نوشتهٔ اچ.جی. رز و &#039;&#039;تاریخ ادبیات آفریقا&#039;&#039; را به فارسی ترجمه کرد. همچنین ترجمهٔ &#039;&#039;تاریخ اجتماعی هنر&#039;&#039; اثر آرنولد هاوزر از آثار او در حوزهٔ تاریخ هنر بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;motarjem&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در حوزهٔ نقد و نظریهٔ ادبی، ترجمهٔ &#039;&#039;جنبه‌های رمان&#039;&#039; اثر ای.ام. فورستر و &#039;&#039;دفتر یادداشت روزانهٔ یک نویسنده&#039;&#039; اثر فئودور داستایفسکی در کارنامهٔ او قرار دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخشی از فعالیت ترجمهٔ یونسی نیز به تاریخ و مسائل سیاسی و اجتماعی اختصاص داشت. &#039;&#039;جنبش ملی کرد&#039;&#039; اثر کریس کوچرا، &#039;&#039;جامعه‌شناسی مردم کرد&#039;&#039; اثر مارتین فان بروی‌نسن و &#039;&#039;با این رسوایی چه بخشایشی؟!&#039;&#039; اثر جاناتان رندل از جمله آثاری هستند که با ترجمهٔ او منتشر شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت دربارهٔ کردستان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کردستان و مسائل فرهنگی، تاریخی و اجتماعی مردم کرد از موضوعات تکرارشونده در فعالیت‌های ادبی و پژوهشی یونسی بود. بخشی از ترجمه‌های او به تاریخ و جامعهٔ کردستان اختصاص داشت و از جمله می‌توان به &#039;&#039;جنبش ملی کرد&#039;&#039;، &#039;&#039;جامعه‌شناسی مردم کرد&#039;&#039; و &#039;&#039;با این رسوایی چه بخشایشی؟! آشنایی‌ام با کردستان&#039;&#039; اشاره کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونسی همچنین در آثار داستانی خود به تجربه‌های اجتماعی و فرهنگی کردستان توجه داشت. به همین دلیل، فعالیت او تنها به ترجمهٔ ادبیات اروپایی محدود نبود و بخشی از کارنامه‌اش به معرفی تاریخ و فرهنگ کردستان در زبان فارسی اختصاص داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==استانداری کردستان==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران]]، ابراهیم یونسی در دولت [[مهدی بازرگان]] به‌عنوان نخستین استاندار کردستان منصوب شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;lais&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دورهٔ استانداری یونسی با تحولات سیاسی و درگیری‌های کردستان در نخستین سال‌های پس از انقلاب هم‌زمان بود. فعالیت او در این سمت یکی از معدود دوره‌هایی بود که در آن نویسنده و مترجمی با سابقهٔ فعالیت سیاسی و فرهنگی، مسئولیت اجرایی در سطح استانداری بر عهده گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;lais&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نام مستعار==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخشی از آثار ابراهیم یونسی با نام مستعار «سیروان آزاد» منتشر شده است. منابع کتابشناختی، این نام را در کنار نام اصلی او ثبت کرده‌اند و برخی از ترجمه‌های او نیز با این نام شناخته می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سبک و جایگاه در ترجمه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونسی در میان مترجمان نسل خود، به‌ویژه در ترجمهٔ ادبیات داستانی کلاسیک و آثار تاریخی و اجتماعی، شناخته می‌شد. فصلنامهٔ &#039;&#039;مترجم&#039;&#039; او را در کنار مترجمانی مانند محمد قاضی، م.ا. به‌آذین و نجف دریابندری از مترجمان نسل برجستهٔ معاصر معرفی کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;motarjem&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترهٔ آثار ترجمه‌شدهٔ یونسی از رمان و داستان تا تاریخ ادبیات، تاریخ هنر، نقد ادبی، تاریخ سیاسی و مطالعات کردستان را دربر می‌گرفت. همین تنوع موضوعی، در کنار شمار بالای آثار ترجمه‌شده، یکی از ویژگی‌های اصلی کارنامهٔ او به‌شمار می‌رود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;motarjem&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سال‌های پایانی و درگذشت==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم یونسی در سال‌های پایانی زندگی با بیماری دست‌وپنجه نرم کرد. گزارش‌های منتشرشده هنگام درگذشت او، از یک دورهٔ بیماری و در برخی منابع از بیماری آلزایمر سخن گفته‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;kurdpa&amp;quot;&amp;gt;[https://kurdpa.net/fa/news/2012-02-08-13407 ابراهیم یونسی در گذشت - کُردپا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونسی در ظهر ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ در [[تهران]] درگذشت. او هنگام مرگ ۸۵ سال داشت. بنا بر گزارش‌های منتشرشده، پیکر او برای خاکسپاری به زادگاهش، بانه، منتقل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;voa&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;kurdpa&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آثار منتخب==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===آثار تألیفی===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;هنر داستان‌نویسی&#039;&#039;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;گورستان غریبان&#039;&#039;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;دلداده‌ها&#039;&#039;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;دادا شیرین&#039;&#039;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;شکفتن باغ&#039;&#039;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;دعا برای آرمن&#039;&#039;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;زمستان بی‌بهار&#039;&#039;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;جنگ سایه‌ها و یک داستان دیگر&#039;&#039;&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===ترجمه‌های منتخب===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;آرزوهای بزرگ&#039;&#039;، اثر چارلز دیکنز&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;داستان دو شهر&#039;&#039;، اثر چارلز دیکنز&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;اسپارتاکوس&#039;&#039;، اثر هاوارد فاست&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;آسیاب کنار فلوس&#039;&#039;، اثر جورج الیوت&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;جود گمنام&#039;&#039;، اثر توماس هاردی&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;به دور از مردم شوریده&#039;&#039;، اثر توماس هاردی&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;بازگشت بومی&#039;&#039;، اثر توماس هاردی&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;تام جونز&#039;&#039;، اثر هنری فیلدینگ&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;زندگی و عقاید آقای تریسترام شندی&#039;&#039;، اثر لارنس استرن&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;تاریخ ادبیات روسیه&#039;&#039;، اثر د.س. میرسکی&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;تاریخ ادبیات یونان&#039;&#039;، اثر اچ.جی. رز&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;تاریخ ادبیات آفریقا&#039;&#039;&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;تاریخ اجتماعی هنر&#039;&#039;، اثر آرنولد هاوزر&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;جنبه‌های رمان&#039;&#039;، اثر ای.ام. فورستر&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;دفتر یادداشت روزانهٔ یک نویسنده&#039;&#039;، اثر فئودور داستایفسکی&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;جنبش ملی کرد&#039;&#039;، اثر کریس کوچرا&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;جامعه‌شناسی مردم کرد&#039;&#039;، اثر مارتین فان بروی‌نسن&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;با این رسوایی چه بخشایشی؟!&#039;&#039;، اثر جاناتان رندل&amp;lt;ref name=&amp;quot;uok&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نویسندگان و شاعران ایرانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81%DB%8C&amp;diff=92918</id>
		<title>ابراهیم یوسفی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81%DB%8C&amp;diff=92918"/>
		<updated>2026-09-15T12:55:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه|نام_شخص=ابراهیم یوسفی|تصویر=ابراهیم یوسفی1.jpg|عرض_تصویر=260px|توضیح_تصویر=شهید قیام سراسری، ابراهیم یوسفی|تاریخ_تولد=حدود ۱۳۶۲|محل_تولد=کرمانشاه|تاریخ_مرگ=۱۸ دی ۱۴۰۴|ملیت=ایرانی (کرد)|محل_مرگ=کرمانشاه (دولت‌آباد)|مدفن=|علت مرگ=شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی به سر|شناخته‌شده برای=شهید اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴|همسر=متاهل|والدین=|تاریخ تولد=حدود ۱۳۶۲|تاریخ مرگ=۱۸ دی ۱۴۰۴}}&#039;&#039;&#039;ابراهیم یوسفی&#039;&#039;&#039;، شهروند کرد ۴۲ ساله اهل کرمانشاه، متاهل و پدر سه فرزند، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی در منطقه دولت‌آباد کرمانشاه جان باخت. او یکی از جان‌باختگان کرد در این اعتراضات محسوب می‌شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2026/01/article-71 گزارش هەنگاو از کشتە شدن ابراهیم یوسفی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/p/DTVr7xMDDtL گزارش هەنگاو در اینستاگرام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranntv.com/960669-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DB%B1%DB%B0%D8%AA%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85--- اسامی ۱۰تن دیگر از شهیدان - سیمای آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زمینه اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ ==&lt;br /&gt;
اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ (معروف به قیام سراسری ۱۴۰۴ ) بزرگ‌ترین و خونین‌ترین خیزش مردمی علیه جمهوری اسلامی پس از انقلاب ۱۴۰۱  بود. این قیام در روز یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴ با اعتصاب گسترده کسبه و بازاریان تهران در اعتراض به جهش بی‌سابقه نرخ دلار به بیش از ۱۴۵ هزار تومان و سقوط کامل ارزش ریال آغاز شد و در کمتر از ۴۸ ساعت به بیش از ۲۸۰ شهر در همه استان‌های ایران گسترش یافت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم با شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر [[خامنه‌ای]]» و «مرگ بر ستمگر/چه شاه باشه چه رهبر» به خیابان‌ها ریختند و در بسیاری از شهرها پایگاه‌های بسیج، مراکز سپاه و ساختمان‌های حکومتی را به آتش کشیدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم گلوله‌های جنگی، ساچمه‌ای و گاز اشک‌آور به معترضان پاسخ دادند که منجر به کشته و زخمی شدن هزاران تن  شد. این قیام که از تهران، تبریز، رشت، اصفهان، شیراز، کرمانشاه، سنندج، ایلام، اهواز، بندرعباس و مشهد آغاز شد، در کمتر از دو هفته به مرحله سرنگونی‌طلبانه رسید و رژیم را تا مرز فروپاشی پیش برد. ویژگی بارز این خیزش، پیوستن گسترده اقشار مختلف جامعه از جمله کارگران، دانشجویان، پرستاران، معلمان  بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DTWG2DGAus3 گزارش هەنگاو در اینستاگرام - reel]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه و شناسایی ابراهیم یوسفی ==&lt;br /&gt;
ابراهیم یوسفی (متولد حدود ۱۳۶۲)، شهروند کرد اهل کرمانشاه و ساکن محله دولت‌آباد بود. وی متاهل و پدر سه فرزند بود. اطلاعات بیشتری از زندگی شخصی وی در گزارش‌ها موجود نیست، اما او به عنوان یکی از شهروندان معترض در اعتراضات شرکت داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DTvQyreCMZ6 هویت یکی دیگر از جان باختگان - reel]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جان باختن در اعتراضات ==&lt;br /&gt;
شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ابراهیم یوسفی در جریان اعتراضات مردمی در منطقه دولت‌آباد کرمانشاه، هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به سر جان باخت. طبق گزارش‌ها، او در محل جان باخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DTtvSZvAt4d گزارش هانا در اینستاگرام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85 اسامی و مشخصات جانباختگان - کانون حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرآیند شناسایی و گزارش‌ها ==&lt;br /&gt;
سازمان‌های حقوق بشری مانند هەنگاو نام ابراهیم یوسفی را در لیست جان‌باختگان اعتراضات منتشر کرده‌اند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که او بر اثر شلیک مستقیم به سر کشته شده و هویت وی احراز شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;[https://www.facebook.com/photo.php?fbid=1321739576426841&amp;amp;id=100057724337622&amp;amp;set=a.678831750717630 پست فیسبوک]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ارزیابی سازمان‌های حقوق بشری ==&lt;br /&gt;
سازمان‌های حقوق بشری مانند هەنگاو، کشته شدن ابراهیم یوسفی و دیگران را بخشی از سرکوب سیستماتیک اعتراضات توسط نیروهای حکومتی می‌دانند و خواستار تحقیقات بین‌المللی شده‌اند. این کشتارها به عنوان جنایت بزرگ در کرمانشاه توصیف شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C&amp;diff=92917</id>
		<title>ابراهیم یزدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C&amp;diff=92917"/>
		<updated>2026-09-15T12:53:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox officeholder&lt;br /&gt;
| name = ابراهیم یزدی&lt;br /&gt;
| image = ابراهیم یزدی.JPG&lt;br /&gt;
| caption =&lt;br /&gt;
| office1 = عضو شورای انقلاب - وزیر امور خارجه سابق ایران&lt;br /&gt;
| term_start1 = &lt;br /&gt;
| term_end1 = &lt;br /&gt;
| appointer1 = &lt;br /&gt;
| predecessor1 = کریم سنجابی&lt;br /&gt;
| successor1 = &lt;br /&gt;
| office2 = عضو شورای انقلاب&lt;br /&gt;
| term_start2 =&lt;br /&gt;
| term_end2 = ۱۵ آذر ۱۳۵۸{{-}}{{کوچک|سرپرست: ۲۳ بهمن ۱۳۵۷}}&lt;br /&gt;
| appointer2 = [[روح‌الله خمینی]]&lt;br /&gt;
| predecessor2 = &lt;br /&gt;
| successor2 = &lt;br /&gt;
| birth_date = ۱۰ مهر ۱۳۱۰&lt;br /&gt;
| birth_place = قزوین&lt;br /&gt;
| death_date =۶ شهریور ۱۳۹۶ &lt;br /&gt;
| death_place = ازمیر - ترکیه&lt;br /&gt;
| death_cause = سرطان پانکراس&lt;br /&gt;
| nationality = &lt;br /&gt;
| alma_mater = دانشگاه تهران - دانشکده پزشکی بیلور تگزاس&lt;br /&gt;
| party = [[نهضت آزادی ایران]]&lt;br /&gt;
| otherparty = [[نهضت خداپرستان سوسیالیست]] {{کوچک|(۱۳۲۵)}}&lt;br /&gt;
| cabinet = &lt;br /&gt;
| religion = اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| resting_place = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابراهیم یزدی،&#039;&#039;&#039; (زاده‌ی ۱۰مهر۱۳۱۰ خورشید در قزوین - درگذشته ۶ شهریور ۱۳۹۶ در ازمیر ترکیه) سیاست‌مدار ایرانی، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه در دولت موقت پس از پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی]] بود. در کودکی همراه خانواده‌اش به تهران آمد. ابراهیم یزدی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در تهران گذراند. در ۱۳۲۸ وارد دانشگاه شد هم‌زمان نیز وارد مسائل سیاسی شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن زمان هوادار [[جبهه ملی ایران|جبهه‌ی ملی]] بود. در سال ۱۳۳۹ برای ادامه‌ی تحصیل به آمریکا رفت و در فعالیت‌های سیاسی نیز حضور داشت. او شهروندی ایالات متحده را دریافت کرد. ابراهیم یزدی با شکل گیری [[نهضت آزادی]] همراه با مصطفی چمران و افراد دیگر شعبه خارج از کشور [[نهضت آزادی]] را تاسیس کرد و رئیس شورای خارج از کشور آن شد. پس از اوج‌گیری قیام مردم ایران علیه حکومت پهلوی، ابراهیم یزدی در زمره‌ی نزدیکان [[روح‌الله خمینی|خمینی]] درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی در جریان‌های منتهی به [[انقلاب ضد سلطنتی]] و استقرار [[روح‌الله خمینی|خمینی]] در فرانسه سخنگوی او و همچنین رابط او با طرف‌های خارجی به خصوص آمریکایی‌ها بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته خودش و اذعان شاهدان برنامه سیاسی [[روح‌الله خمینی|خمینی]] برای دوران پس از انتقال قدرت را او تنظیم کرد. ابراهیم یزدی در بهمن ۱۳۵۷ به دستور [[روح‌الله خمینی|خمینی]] عضو شورای انقلاب اسلامی شد. او در دولت موقت به ریاست مهندس [[مهدی بازرگان]] معاون نخست وزیر و سپس وزیر امور خارجه بود. پس از بحران [[گروگان گیری در سفارت آمریکا|گروگان‌گیری سفارت آمریکا]] در تهران و استعفای دولت موقت بازرگان، ابراهیم یزدی نیز از دولت کناره‌گیری کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی در اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی نماینده‌ی مردم تهران شد. در سال‌های بعد [[نهضت آزادی]] که یزدی عضو آن بود از طرف مقامات جمهوری اسلامی ممنوع اعلام شد. در دوره‌های بعدی انتخابات مجلس صلاحیت او توسط شورای نگهبان رد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی پس از درگذشت [[مهدی بازرگان|مهندس بازرگان]] به عنوان دبیرکل [[نهضت آزادی]] انتخاب شد و تا پایان عمر این سمت را دارا بود. نهضت آزادی و طیف ملی_مذهبی همواره خود را موافقان غیر حاکم نظام جمهوری اسلامی می‌دانستند و در صدد اصلاح ساختار [[رژیم ولایت فقیه|ولایت فقیه]] بودند. ابراهیم یزدی و هم‌فکرانش به دنبال تقویت جناح اصلاح طلب در درون حاکمیت بودند و از آن‌ها حمایت می‌کردند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نظریه‌ی اصلاح جمهوری اسلامی به حاکمان ایران کمک کرد که در افکار عمومی بین‌المللی این‌طور القا‌ء کنند که در ایران یک حکومت دموکراتیک حاکم است که به مخالفان نیز اجازه فعالیت می‌دهد. بطلان نظریه‌ی اصلاح حاکمیت [[رژیم ولایت فقیه|ولایت فقیه]] و ساختار جمهوری اسلامی که از ابتدا گروه‌هایی چون مجاهدین خلق آن را مطرح کردند طی سال‌ها اثبات شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قیام‌های مردم ایران نیز شعار «اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» نشان داد که مردم نیز دلبستگی چندانی به این استراتژی ندارند. &lt;br /&gt;
[[پرونده:ابراهیم یزدی و مصطفی چمران در آمریکا.JPG|جایگزین=ابراهیم یزدی و مصطفی چمران در دوران زندگی و تحصیل در آمریکا|بندانگشتی|253x253پیکسل|ابراهیم یزدی و مصطفی چمران در دوران زندگی و تحصیل در آمریکا]]&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی در سال ۱۳۸۴ برای انتخابات ریاست جمهوری کاندید شد اما صلاحیتش توسط شورای نگهبان رد شد. او در جمهوری اسلامی چندین بار بازداشت شد و در سال‌های پایانی عمر نیز ممنوع‌الخروج بود. با شدت گرفتن بیماری ابراهیم یزدی، دادستان تهران با خروج او از ایران موافقت کرد اما ایالات متحده به او ویزای درمانی نداد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی در بیمارستانی در ازمیر ترکیه تحت درمان قرار گرفت و سرانجام در ۶ شهریور ۱۳۹۶ پس از یک عمل جراحی و به علت بیماری سرطان پانکراس در شهر ازمیر درگذشت. پیکر او پس از انتقال به ایران در بهشت زهرا دفن شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ابراهیم یزدی ==&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی روز ۱۰ مهر سال ۱۳۱۰ در قزوین چشم به جهان گشود. اجداد او یزدی بودند اما پدر بزرگش بعد از استقرار در قزوین به کار تجارت حنا در قفقاز مشغول شد. پدر ابراهیم یزدی بعدها به تهران مهاجرت کرد و کسب و کار مستقلی برای خود به راه انداخت. ابراهیم یزدی دوران کودکی و تحصیلات اولیه‌ی خود را در تهران گذراند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌زمان با تحصیلات او وقایع شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین اتفاق افتاد. در همین زمان بود که نخستین تجربه سیاسی خود را از سر گذراند. او دبیرستان را در دارالفنون گذراند. در ادامه با مخالفت پدرش برای ادامه‌ی تحصیل مواجه شد. با این حال ابراهیم یزدی در سال ۱۳۲۸ در رشته داروسازی ثبت نام کرد. ابراهیم یزدی در سال ۱۳۳۹ برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.bbc.com/persian/iran-features-38251486 ابراهیم یزدی؛ معتمدی که مغضوب شد - بی‌بی‌سی فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی ۶ فرزند (۳ پسر و ۳ دختر) به نام‌های خلیل، سارا، لیلا، یوسف، مریم و ایمان داشت. خلیل دکترای اقتصاد دارد و مشاور آی تی است. سارا پزشک متخصص سالمندان و مسئول یک مرکز پزشکی در ایالت پنسیلوانیاست. لیلا فرزند سوم لیسانس روانشناسی دارد و در ترکیه با همسرش زندگی می کند. یوسف دکترای مهندسی پزشکی دارد و استاد دانشگاه جان هاپکینز است. مریم یزدی فرزند پنجم، پزشک است و ایمان در آمریکا زندگی می کند و فارغ‌التحصیل فوق لیسانس علم مواد است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://melimazhabi.com/goftogoo/72541-2/?__cf_chl_jschl_tk__=2c7da164f6c806e3655801cbe518d772f98c64c7-1598369045-0-AbqTvaEyr29XRFHGjxm-78NHN5USqAwVClz_6xhKE8RcwdeonNPuO4bume2WNTXKk5AAYiyzUds-wjY1R8H0lTTQvJVf2xoBXtr72p9vNsfSECmOda1rwf_a01uAKUPxjI0IiVDtAK0 پدر قهرمان زندگی من است - سایت ملی مذهبی]&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:ابراهیم یزدی و اکبر هاشمی رفسنجانی در کنار خمینی.JPG|جایگزین=ابراهیم یزدی در کنار خمینی و رفسنجانی|بندانگشتی|245x245پیکسل|ابراهیم یزدی در کنار روح‌الله خمینی و اکبرهاشمی رفسنجانی در روزهای پایانی رژیم پهلوی در کنفرانس مطبوعاتی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات ابراهیم یزدی ==&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی در ۶ سالگی به همراه خانواده از قزوین به تهران آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://per.euronews.com/2017/08/28/who-was-ebrahim-yazdi ابراهیم یزدی؛ از پرواز انقلاب تا ممنوعیت خروج - یورو نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt; دوره‌ی ابتدایی را در مدارس مولوی و ادب گذراند. سپس به دارالفنون رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; پس از پایان دوره‌ی دبیرستان در سال ۱۳۲۸ برای تحصیل در رشته داروسازی به دانشگاه رفت در سال ۱۳۳۲ در رشته داروسازی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. او در سال ۱۳۳۹ برای ادامه‌ی تحصیلات به آمریکا رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت پیش از انقلاب ==&lt;br /&gt;
حیات سیاسی ابراهیم یزدی در دوران فضای باز سیاسی بعد از ۱۳۲۰ آغاز شد. او در سال ۱۳۲۵ به نهضت خداپرستان سوسیالیست که محمد نخشب بنیان‌گذار آن بود پیوست. این گروه بعدها به حزب ایران به رهبری اللهیار صالح پیوستند که خود از احزاب اصلی تشکیل دهنده‌ی [[جبهه ملی ایران|جبهه ملی]] بود. ابراهیم یزدی پس از [[کودتای ۲۸ مرداد]] ۳۲ مدتی در نهضت مقاومت ملی فعالیت کرد. در سال ۱۳۳۹ برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد و بعدها در آمریکا تبعه آن کشور شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.dw.com/fa-ir/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%88%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D8%AF%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8/a-37310669 سرگذشت پرفرازونشیب ابراهیم یزدی، زیر چرخ‌دنده انقلاب - دویچه وله فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تاسیس [[نهضت آزادی]] و شاخه خارج کشوری آن، رئیس شورای مرکزی [[نهضت آزادی]] در خارج از ایران شد. در سال ۱۳۴۲ در تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا مشارکت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[http://www.rouzshomar.ir/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%B1/ مروری بر زندگی و فعالیت‌های سیاسی ابراهیم یزدی - روز شمار]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابراهیم یزدی در کنار دیگر اعضای دولت موقت.JPG|جایگزین=ابراهیم یزدی در کنار صباغیان، بازرگان و امیرانتظام|بندانگشتی|ابراهیم یزدی در کنار دیگر اعضای دولت موقت، هاشم صباغیان، مهدی بازرگان و عباس امیر انتظام]]&lt;br /&gt;
با آغاز اعتراضات علیه حکومت پهلوی و اوج گرفتن قیام و زمانی که کم‌کم نام [[روح‌الله خمینی|خمینی]] بر سر زبان‌ها افتاد ابراهیم یزدی و دوستانش که توازن قوا را به نفع خمینی می‌دیدند، به [[روح‌الله خمینی|خمینی]] نزدیک شدند و در شمار نزدیکان او درآمدند. پس از استقرار [[روح‌الله خمینی|خمینی]] در پاریس از مشاوران اصلی خمینی در پاریس بود. خمینی که از علم سیاسی روز بی‌اطلاع بود برنامه‌ی سیاسی مشخصی نداشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدی از نفرات کلیدی تدوین برنامه سیاسی [[روح‌الله خمینی|خمینی]] بود؛ در واقع تشکیل شورای انقلاب و انجام رفراندوم پس از انتقال قدرت و تشکیل مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی برنامه‌ای بود که یزدی و دوستانش برای خمینی تدوین کردند. یزدی و همفکرانش برای بزک کردن و قبولاندن افکار واپس گرای روحانیون به افکار عمومی دنیا و ارائه چهره‌ای مدره از آنان نقش اساسی داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدی در کتاب خاطراتش می‌گوید که از تابستان ۵۶ یعنی زمانی که [[روح‌الله خمینی|خمینی]] هنوز در نجف بوده با او ارتباط داشته و به او مشورت می‌داده است. ابراهیم یزدی در کتاب خاطراتش شرح داده است که او برنامه سیاسی [[روح‌الله خمینی|خمینی]] و چگونگی انتقال قدرت را تهیه کرد و در اختیار خمینی که از نجف به نوفل لوشاتو در حومه پاریس نقل مکان کرده بود، گذاشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابراهیم یزدی در دیدار با فیدل کاسترو.JPG|جایگزین=ابراهیم یزدی در دیدار با فیدل کاسترو در اجلاس عدم تعهد در هاوانا|بندانگشتی|ابراهیم یزدی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی در دیدار با فیدل کاسترو در اجلاس عدم تعهد در هاوانا]]&lt;br /&gt;
در زمان حضور [[روح‌الله خمینی|خمینی]] در فرانسه نمایندگان دولت آمریکا با خمینی ارتباط برقرار کردند که یزدی رابط خمینی با آمریکایی‌ها بود. او پیام‌های و خواسته‌های آمریکایی‌ها را برای خمینی ترجمه می‌کرد و سپس پاسخ خمینی را به آنان انتقال می‌داد آن‌طور که از متن پیام‌های رد و بدل شده بین آمریکایی‌ها و خمینی برمی‌آید، خمینی به آمریکا اطمینان خاطر می‌دهد که انتقال قدرت در آرامش صورت خواهد گرفت و منافع آمریکا در ایران حفظ خواهد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۲ بهمن ۵۷ یزدی در همان هواپیمایی که [[روح‌الله خمینی|خمینی]] را به ایران انتقال داد همراه خمینی به ایران آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابراهیم یزدی پس از انقلاب ==&lt;br /&gt;
یزدی در ابتدای پیروزی انقلاب به دستور [[روح‌الله خمینی|خمینی]] به عضویت شورای انقلاب در آمد. در دولت موقت [[مهدی بازرگان|مهندس بازرگان]] معاون نخست وزیر و بعدها سرپرست روزنامه کیهان شد و با استعفای دکتر کریم سنجابی از وزارت خارجه جای او را در دولت موقت گرفت. در پی اشغال سفارت آمریکا از جانب هواداران [[روح‌الله خمینی|خمینی]]، دولت موقت [[مهدی بازرگان|مهندس بازرگان]] استعفا داد و جناح لیبرال حاکمیت که راه را برای به قدرت رسیدن خمینی هموار کرده بودند عملا از حاکمیت حذف شدند. ابراهیم یزدی پس از استعفای دولت موقت در انتخابات دور اول مجلس، نماینده تهران شد، اما در دوره‌های بعدی صلاحیتش برای نمایندگی از طرف شورای نگهبان رد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابراهیم یزدی در حال رای دادن.JPG|جایگزین=ابراهیم یزدی درحال رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری|بندانگشتی|ابراهیم یزدی درحال رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری]]&lt;br /&gt;
بعدها تشکل [[نهضت آزادی]] از طرف جمهوری اسلامی غیر قانونی اعلام شد. آخرین دیدار او با [[روح‌الله خمینی|خمینی]] در سال ۱۳۶۴ بود که به خواست خمینی صورت گرفت و یزدی درباره جنگ توصیه‌هایی به او کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدی پس از درگذشت [[مهدی بازرگان]] در سال ۱۳۷۳ به عنوان دبیرکل [[نهضت آزادی]] انتخاب شد. او پس از انتخاب [[سید محمد خاتمی|محمد خاتمی]] به ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۷۶ و در دوران دولت اصلاحات به همراه گروهی دیگر از چهره‌های سیاسی بر فعالیت‌های سیاسی خود افزود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یزدی در سال ۱۳۸۴ و در پایان دوران ریاست جمهوری خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد اما شورای نگهبان صلاحیت او را رد کرد. پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ که اعلام پیروزی محمود احمدی‌نژاد در آن به اعتراضات گسترده انجامید، ایراهیم یزدی چند بار بازداشت و هر بار مدتی زندانی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقش ابراهیم یزدی در تحکیم جمهوری اسلامی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابراهیم یزدی در کنار معصومه ابتکار.JPG|جایگزین=ابراهیم یزدی در کنار معصومه ابتکار از عناصر گروگان‌گیری در سفارت آمریکا که باعث سقوط دولت موقت شد|بندانگشتی|ابراهیم یزدی در کنار معصومه ابتکار از عناصر گروگان‌گیری در سفارت آمریکا که باعث سقوط دولت موقت شد]]&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی و همفکران او در [[نهضت آزادی]] همواره مبلغ اصلاح پذیری [[رژیم ولایت فقیه]] از درون خود بودند، به همین خاطر همواره از طرف جناح اصلاحات در جنگ با جناح اصولگرا مورد استفاده قرار گرفتند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم اکنون پس از ۴۰ سال که از عمر جمهوری اسلامی و برقراری استبداد دینی در ایران می‌گذرد و بحران عدم مشروعیت که جمهوری اسلامی با آن روبروست، بطلان نظریه اصلاحات و خطی که نهضت آزادی برای اصلاح [[رژیم ولایت فقیه]] در پیش گرفته بود اثبات شده است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تظاهرات و [[اعتراضات دی‌‌ماه ۱۳۹۶|اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶]] مردم و دانشجویان شعار «اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا»  سردادند و عملا ثابت شد که تنها راه مقابله با این رژیم خط براندازی و سرنگونی تمامیت آن است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری معتقدند خطی که نهضت آزادی در قبال جمهوری اسلامی در پیش گرفت نه تنها به نفع مردم ایران و بهبود وضعیت زندگی آنان نبود بلکه در عمل با پراکندن این توهم که گویا این رژیم اصلاح پذیر است درخدمت طولانی‌تر شدن عمر حاکمیت ولایت فقیه و دور شدن مردم ایران از دست‌یابی به آزادی که هدف اصلی انقلاب ضد سلطنتی بود؛ شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درباره‌ی نقش ابراهیم یزدی در تحکیم حاکمیت [[روح‌الله خمینی|خمینی]] و جمهوری اسلامی، او خود در سال ۱۳۶۹ در نامه‌ای به احمد خمینی ضمن اعتراض به سخنان او نسبت به خودش یادآور شد: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«اگر کسی نداند، شما خوب می‌دانید که «برنامه سیاسی و اجرایی» آقای [[روح‌الله خمینی|خمینی]] را من تنظیم کرده و ایشان تصحیح و تنقیح نمودند که بعدها بر طبق آن شورای انقلاب و دولت موقت… تأسیس گردید. شما به کسی این اتهامات پوچ و بی‌اساس را زده‌اید که طراح و مؤسس [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] بوده است، طراح و مبتکر «روز قدس» بوده است، طراح اصلی و اولیه برخی دیگر از نهادهای انقلاب بوده است…»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ ابراهیم یزدی ==&lt;br /&gt;
ابراهیم یزدی به بیماری سرطان پانکراس (لوزالمعده) مبتلا بود. در سال‌های پایانی عمر ممنوع‌الخروج بود، اما با شدت گرفتن بیماریش دادستان تهران با خروج وی از ایران برای معالجه موافقت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; او برای گرفتن ویزای آمریکا به ترکیه رفت ولی کشور آمریکا به او ویزا نداد و خانواده‌اش تصمیم گرفتند او را در ترکیه درمان کنند. او در ترکیه تحت عمل جراحی قرارگرفت و نهایتا در روز ۶ شهریور ۱۳۹۶ در شهر ازمیر ترکیه درگذشت. پیکر او به ایران منتقل و در بهشت زهرا دفن شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.isna.ir/news/96062513970/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B4 ناگفته‌های پسر ابراهیم یزدی از زندگی پدرش - ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سیاست‌مداران ایرانی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B5%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=92908</id>
		<title>ابراهیم صفایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B5%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C&amp;diff=92908"/>
		<updated>2026-09-15T08:38:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | نام = ابراهیم صفایی | تصویر = ابراهیم صفایی؛3.jpg | توضیح تصویر = ابراهیم صفایی، نویسنده و تاریخ‌نگار ایرانی | نام اصلی =  | زمینه فعالیت =  | ملیت =  | تاریخ تولد = ۳۰ آبان ۱۲۹۲ | محل تولد = ملایر | والدین =  | تاریخ مرگ = سال ۱۳۸۶ | محل مرگ = | علت مرگ = | محل زندگی =  | مدفن = | در زمان حکومت = پهلوی، جمهوری اسلامی | اتفاقات مهم =  | نام دیگر = | لقب = | بنیانگذار = انجمن تاریخ (۱۳۴۷) | پیشه = نویسنده، تاریخ‌نگار، روزنامه‌نگار، شاعر | سال‌های نویسندگی =  | سبک نوشتاری = تاریخ‌نگاری اسنادی، شعر کلاسیک | کتاب‌ها = نهضت مشروطه ایران بر پایه اسناد وزارت خارجه، رهبران مشروطه، پنجاه نامه تاریخی، اسناد سیاسی دوران قاجاریه و... | مقاله‌ها =  | نمایشنامه‌ها = | فیلم‌نامه‌ها = | دیوان اشعار = | تخلص = | فیلم (های) ساخته بر اساس اثر(ها) = | همسر = | شریک زندگی = | فرزندان = | تحصیلات = حقوق و ادبیات، علوم عربی مقدماتی | دانشگاه = | حوزه = | شاگرد = | استاد =  | علت شهرت =  | تأثیرگذاشته بر =  | تأثیرپذیرفته از =  | وبگاه = | imdb_id = | جوایز = | گفتاورد =  | امضا =}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابراهیم صفایی&#039;&#039;&#039;، (متولد ۳۰ آبان ۱۲۹۲، ملایر – درگذشته ۱۳۸۶)، نویسنده، تاریخ‌نگار، روزنامه‌نگار و شاعر ایرانی، از چهره‌های فرهنگی معاصر ایران بود که آثارش اغلب بر تاریخ قاجار و [[جنبش مشروطه ایران|جنبش مشروطه]] تمرکز دارد. ابراهیم صفایی تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش ملایر و متوسطه را در مدرسه آمریکایی همدان گذراند و علوم عربی مقدماتی آموخت. در تهران، با انجمن ادبی حکیم نظامی و تحت نظر وحید دستگردی دانش ادبی‌اش را گسترش داد. او در سال ۱۳۱۵ روزنامه خوزستان را در اهواز و سپس هفته‌نامه عسس را در تهران منتشر کرد. پس از مشاغل اداری، قضایی و فرهنگی، از ۱۳۴۶ به پژوهش تاریخی پرداخت و بیش از ۴۰ کتاب بر اساس اسناد منتشر کرد. در سال ۱۳۴۷، ابراهیم صفایی انجمن تاریخ را تأسیس کرد و نشریه پژوهش انجمن را تا ۱۳۵۷، به صورت فصلی منتشر نمود. عضویت در کنگره تاریخ (۱۳۴۹)، کنگره تاریخ و فرهنگ ایران (۱۳۵۰) و انجمن تاریخ فرهنگستان (۱۳۵۱) از دستاوردهای ابراهیم صفایی بود. آثار اصلی او عبارتند از: «نهضت مشروطه ایران بر پایه اسناد وزارت خارجه» (۱۳۷۰)، «رهبران مشروطه» (۱۳۶۲، ۲۴ زندگینامه رهبران با تحلیل بر اساس اسناد)، «پنجاه نامه تاریخی» (۲۵۳۵ ش)، «اسناد سیاسی دوران قاجاریه» (۲۵۳۵ ش)، «گزارش‌های سیاسی علاءالملک» (۱۳۶۲)، «خاطره‌های تاریخی» (۱۳۶۸)، «چهل خاطره از چهل سال» (۱۳۷۳)، و بیش از ۲۰ عنوان دیگر در اسناد مشروطه، نامه‌ها و خاطرات. ابراهیم صفایی شعر کلاسیک سرود و قبر صائب تبریزی را در سال ۱۳۱۷ کشف کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رویکرد درباری، تمرکز بر سلاطین (مانند «شاه شهید» خواندن ناصرالدین شاه) و نادیده گرفتن مظالم حکومتی؛ جعل، تحریف و یک‌سویه‌نویسی؛ تکیه بر منابع رسمی بدون مستندات کافی؛ نسبت‌های جاه‌طلبی، فراماسونری و پیمان‌شکنی به رهبران مشروطه که بدبینی ایجاد می‌کند، از انتقادات وارده به تاریخ‌نگاری اوست. صفایی تاریخ را از دریچه روزنامه‌نگار می‌دید و به جای وزرا، درباره وزیرزاده‌ها نوشت. وی در سال ۱۳۸۶، درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.parsi.wiki/fa/wiki/481711/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C ابراهیم صفایی - پارسی ویکی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://rasekhoon.net/article/show/121683/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%89-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%D9%89-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%89-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87 بررسى انتقادى ديدگاه ابراهيم صفايى درباره «رهبران مشروطه» - راسخون]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.bashgaheadabiyat.com/product-author/ebrahim-safaee/ ابراهیم صفایی - باشگاه ادبیات]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.ibna.ir/news/313968/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%DA%86%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF ابراهیم صفایی، تاریخ را از دریچه نگاه یک روزنامه‌نگار می‌دید - ایبنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی و تحصیلات ابراهیم صفایی ==&lt;br /&gt;
ابراهیم صفایی در ۳۰ آبان ۱۲۹۲، در ملایر زاده شد. او فرزند فخرالدین بود و در خانواده‌ای متوسط رشد کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او دوره دبستان را در ملایر گذراند و با خانواده به همدان مهاجرت کرد و سپس دوره متوسطه را در مدرسه آمریکایی همدان به پایان رساند و علوم عربی مقدماتی را فراگرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحصیلات عالی و فعالیت‌های ادبی اولیه ===&lt;br /&gt;
ابراهیم صفایی پس از مهاجرت به تهران، در رشته‌های حقوق و ادبیات تحصیل کرد. او در انجمن ادبی حکیم نظامی، تحت نظر وحید دستگردی، دانش ادبی خود را گسترش داد و با شعر کلاسیک و سبک سنتی آشنا شد. این دوره تأثیر عمیقی بر فعالیت‌های ادبی و پژوهشی بعدی او گذاشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های حرفه‌ای و روزنامه‌نگاری ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابراهیم صفایی.jpg|جایگزین=ابراهیم صفایی|بندانگشتی|280x280پیکسل|ابراهیم صفایی]]&lt;br /&gt;
ابراهیم صفایی در سال ۱۳۱۵، به اهواز رفت و روزنامه «خوزستان» را منتشر کرد. پس از بازگشت به تهران، هفته‌نامه «عسس» را بنیان گذاشت که به مسائل اجتماعی و فرهنگی می‌پرداخت. او در کنار روزنامه‌نگاری، در وزارت فرهنگ استخدام شد و به پژوهش و همکاری با دیگر مطبوعات ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کشف قبر صائب تبریزی ===&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی، طی سفری به اصفهان، ابراهیم صفایی قبر صائب تبریزی، شاعر برجسته دوره صفوی، را شناسایی کرد. او شرح این کشف را در مجله «ارمغان» منتشر کرد که توجه محافل ادبی را جلب نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مشاغل اداری و قضایی ===&lt;br /&gt;
ابراهیم صفایی پس از تحصیل در تهران، در مشاغل اداری، قضایی و فرهنگی مشغول شد. او در این دوره به پژوهش تاریخی علاقه‌مند شد و زمینه را برای فعالیت‌های بعدی‌اش فراهم کرد. این تجربه‌ها -به‌ویژه در بررسی اسناد و روایت‌های تاریخی-دیدگاه روزنامه‌نگارانه او را به تاریخ تقویت کرد،  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های پژوهشی و تأسیس انجمن تاریخ ==&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۴۶، ابراهیم صفایی صفایی به گردآوری و انتشار اسناد تاریخی قرن اخیر پرداخت. در سال ۱۳۴۷، انجمن تاریخ را تأسیس کرد و نشریه «پژوهش انجمن» را تا خرداد ۱۳۵۷ به‌صورت فصلی منتشر نمود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عضویت در نهادهای فرهنگی ===&lt;br /&gt;
صفایی در سال ۱۳۴۹، به عضویت کنگره تاریخ درآمد و در سال ۱۳۵۰ در کنگره تاریخ و فرهنگ ایران شرکت کرد. او در سال ۱۳۵۱ به انجمن تاریخ فرهنگستان پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ادبی و پژوهشی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:کتاب رهبران مشروطه.jpg|جایگزین=کتاب رهبران مشروطه، اثر ابراهیم صفایی|بندانگشتی|200x200پیکسل|کتاب رهبران مشروطه، اثر ابراهیم صفایی]]&lt;br /&gt;
ابراهیم صفایی بیش از ۴۰ کتاب  بر اساس اسناد تاریخی منتشر کرد که اغلب بر دوره قاجار و مشروطه تمرکز دارند. آثار شاخص شامل: &lt;br /&gt;
* نهضت مشروطه ایران بر پایه اسناد وزارت خارجه (۱۳۷۰، واحد نشر اسناد)&lt;br /&gt;
* رهبران مشروطه (۱۳۶۲، انتشارات جاویدان، شامل ۲۴ زندگینامه با تحلیل اسنادی)&lt;br /&gt;
* پنجاه نامه تاریخی (۲۵۳۵ ش، چاپ حیدری)&lt;br /&gt;
* اسناد سیاسی دوران قاجاریه (۲۵۳۵ ش، چاپ حیدری)&lt;br /&gt;
* اسناد نویافته (چاپ شرق)&lt;br /&gt;
* برگ‌های تاریخ (۲۵۳۵ ش، چاپ حیدری)&lt;br /&gt;
* اسناد برگزیده دوران قاجاریه (۲۵۳۵ ش، چاپ حیدری)&lt;br /&gt;
* گزارش‌های سیاسی علاءالملک (۱۳۶۲، چاپ پارت)&lt;br /&gt;
* خاطره‌های تاریخی (۱۳۶۸، چاپخانه سکه)&lt;br /&gt;
* نخست وزیران، جلد ۱ (انجمن تاریخ)&lt;br /&gt;
* ده نفر پیشتاز&lt;br /&gt;
* چهل خاطره از چهل سال (۱۳۷۳، انتشارات علمی)&lt;br /&gt;
* اسناد مشروطه&lt;br /&gt;
* مدارک تاریخی&lt;br /&gt;
* نامه‌های تاریخی&lt;br /&gt;
* یکصد سند تاریخی&lt;br /&gt;
* دودمان عمید&lt;br /&gt;
* نهضت ادبی ایران در عصر قاجار&lt;br /&gt;
* آیینه خاطرات&lt;br /&gt;
* مرقعات&lt;br /&gt;
* یادداشت‌های سفر همدان&lt;br /&gt;
* دوره مجله انجمن تاریخ&lt;br /&gt;
* مرزهای ناآرام&lt;br /&gt;
* آیینه تاریخ&lt;br /&gt;
* تاریخچه هنرستان دختران و پسران&lt;br /&gt;
* تاریخچه هنرستان موسیقی ملی&lt;br /&gt;
* تاریخچه هنرستان عالی موسیقی&lt;br /&gt;
* سفرنامه طوالش&lt;br /&gt;
* ترجمه اپرای اُرفه و اُریدس&lt;br /&gt;
* آشفتگی در دربار مظفرالدین شاه&lt;br /&gt;
* پژوهشی در شناخت ریشه دودمان طباطبایی&lt;br /&gt;
* سوگنامه&lt;br /&gt;
* دوره دو ساله هفته‌نامه عسس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این آثار بر اساس اسناد وزارت خارجه، گزارش‌های سیاسی و خاطرات تنظیم شده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شعر و فعالیت ادبی ===&lt;br /&gt;
صفایی به سرودن شعر کلاسیک با سبک سنتی پایبند بود. اشعارش در مطبوعات و مجموعه‌های ادبی منتشر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دیدگاه‌های ابراهیم صفایی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدگاه درباره مشروطه و رهبران آن ===&lt;br /&gt;
ابراهیم صفایی دیدگاه انتقادی شدیدی نسبت به جنبش مشروطه و رهبران آن داشت. او در کتاب «رهبران مشروطه» (۱۳۶۲)، ۲۴ زندگینامه از رهبران مشروطه را با تحلیل اسنادی ارائه کرد، اما به گفته منتقدان، به برخی رهبران اتهاماتی چون «جاه‌طلبی»، «[[فراماسونری در ایران|فراماسونری]]»، «عدم اعتقاد به مشروطه»، «پیمان‌شکنی»، و «ندامت» وارد کرد. او همچنین ادعا کرده است که «سید جمال‌الدین اسدآبادی ایرانی نبود» و نقش او را در بیداری مشروطه کم‌اهمیت دانست. وی پایه مشروطه را قتل [[ناصرالدین شاه]] دانست و این واقعه را نقطه شروع نهضت معرفی کرد، اما با دید منفی به آن نگریست. او علل مشروطه را در ۱۵ بند برشمرد، از جمله «نابسامانی‌های دوره ناصری»، «تأثیر مشروطه عثمانی»، «روزنامه‌های بیدارکننده»، «ضعف [[مظفرالدین شاه]]»، «قیام روحانیون»، «شکست روسیه از ژاپن»، «مداخله انگلیس»، و «شوق وطن‌خواهان». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدگاه درباره قتل ناصرالدین شاه و قاجار ===&lt;br /&gt;
ابراهیم صفایی به دیکتاتوری شاهان قاجار نگاه مثبتی داشت و ناصرالدین شاه را «شاه شهید» نامید و اعدام [[شیخ فضل‌الله نوری]] را «قتل» خواند؛ در عین حال مظالم حکومتی دوره قاجار را کم‌رنگ جلوه داد و بر خدمات سلاطین تأکید کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دیدگاه درباره ملی شدن صنعت نفت ===&lt;br /&gt;
ابراهیم صفایی درباره [[نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران|نهضت ملی شدن صنعت نفت]] (دهه ۱۳۲۰) نیز دیدگاه منفی داشت. او این جنبش را «بی‌نتیجه» و تحت تأثیر «نفوذ خارجی» توصیف کرد و معتقد بود که «رهبران نهضت ملی، مانند مشروطه، فاقد صداقت و برنامه‌ریزی بودند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رویکرد درباری و تحریف ==&lt;br /&gt;
روش تاریخ‌نگاری ابراهیم صفایی به دلیل «درباری بودن» مورد انتقاد است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منتقدان صفایی را به «جعل»، «تحریف»، و «یک‌سویه‌نویسی» متهم می‌کنند. در «رهبران مشروطه»، برخی مطالب بدون مستندات کافی ارائه شده و تکیه بر منابع رسمی-دولتی است. او به رهبران مشروطه اتهاماتی چون «جاه‌طلبی»، «فراماسونری»، و «انحراف مذهبی» وارد کرد که «بدبینی به قیام ضداستبدادی» ایجاد می‌کند. ادعای غیرایرانی بودن سید جمال‌الدین اسدآبادی نیز از موارد بحث‌برانگیز است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های پایانی و درگذشت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ابراهیم صفایی؛1.jpg|جایگزین=ابراهیم صفایی|بندانگشتی|270x270پیکسل|ابراهیم صفایی]]&lt;br /&gt;
ابراهیم صفایی در سال‌های پایانی عمرش به پژوهش تاریخی و انتشار اسناد ادامه داد. او پس از تأسیس انجمن تاریخ در ۱۳۴۷، نشریه «پژوهش انجمن» را تا خرداد ۱۳۵۷ به‌صورت فصلی منتشر کرد و در این دوره، عضویت در کنگره تاریخ (۱۳۴۹)، کنگره تاریخ و فرهنگ ایران (۱۳۵۰)، و انجمن تاریخ فرهنگستان (۱۳۵۱) را بر عهده داشت. صفایی در سال ۱۳۸۶ هجری شمسی درگذشت. جزئیات بیشتری درباره محل یا شرایط درگذشت او در دست نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت‌های تاریخی ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%8C_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D9%82%D8%AA%D9%84%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%86%D8%B3%D9%84%E2%80%8C%DA%A9%D8%B4%DB%8C_%D9%88_%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%AA&amp;diff=92907</id>
		<title>ابراهیم رئیسی، عامل قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%8C_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D9%82%D8%AA%D9%84%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%8C_%D9%86%D8%B3%D9%84%E2%80%8C%DA%A9%D8%B4%DB%8C_%D9%88_%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%AA&amp;diff=92907"/>
		<updated>2026-09-15T08:35:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:کتاب ابراهیم رئیسی عامل قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت.JPG|جایگزین=کتاب ابراهیم رئیسی عامل قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت|بندانگشتی|300x300پیکسل|کتاب ابراهیم رئیسی عامل قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت]]&#039;&#039;&#039;کتاب «ابراهیم رئیسی، عامل قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت»،&#039;&#039;&#039; از انتشارات [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در تاریخ ۱۴ تیر ۱۴۰۰ (۵ جولای ۲۰۲۱) منتشر شد. این اثر، که در یک مقدمه و هفت فصل تدوین شده است، با تمرکز بر نقش [[ابراهیم رئیسی]]، به بررسی تحولات سیاسی و حقوق بشری در ایران می‌پردازد. این کتاب، که به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی نیز انتشار یافته، هدف خود را کمک به شناخت تحولات جدید در مبارزه سیاسی علیه حکومت ایران و افزایش انقباض و تمرکز قدرت در جمهوری اسلامی، نصب ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس‌جمهور، نشانه آغاز دورانی جدید از سرکوب داخلی و هم‌زمان تضعیف و آسیب‌پذیرتر شدن حکومت است. این اثر به بحث درباره رویکرد حکومت به حقوق بشر، به‌ویژه در رابطه با اتهامات [[نسل‌کشی]] و جنایت علیه بشریت، می‌پردازد و دیدگاه‌های مطرح‌شده توسط چهره‌های اپوزیسیون را مورد بررسی قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;
==معرفی کتاب: ابراهیم رئیسی، عامل قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت==&lt;br /&gt;
===۱. اطلاعات کلی و زمینه انتشار کتاب===&lt;br /&gt;
«ابراهیم رئیسی، عامل قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت» در تاریخ ۱۴ تیر ۱۴۰۰ (۵ جولای ۲۰۲۱) به چاپ رسید. این اثر شامل یک مقدمه و هفت فصل است و بر روی شخصیت ابراهیم رئیسی و نقش او در رویدادهای تاریخی و سیاسی ایران تمرکز دارد. انتشار این کتاب، به ویژه به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی، نشان‌دهنده تلاشی برای معرفی و تبیین دیدگاه‌های این کتاب در سطح بین‌المللی است. از دیدگاه منتشرکنندگان، روی کار آمدن ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس‌جمهور، نقطه آغازین دوران جدیدی در مبارزه مردم و اپوزیسیون علیه حکومت ایران قلمداد می‌شود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://library.mojahedin.org/i/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%82%D8%AA%D9%84-%D8%B9%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%B3%D9%84-%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF کتاب ”ابراهیم رئیسی، عامل قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت“منتشر شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===۲. تحلیل نویسنده از تحولات سیاسی ایران===&lt;br /&gt;
این کتاب تحولات سیاسی ایران را به ویژه در دو سال منتهی به انتشار آن، بررسی می‌کند. بر اساس این دیدگاه، پس از «قیام‌های مردمی»، رهبری جمهوری اسلامی (خامنه‌ای) با هدف به تأخیر انداختن «سرنگونی محتوم»، به یکپارچه‌سازی و متمرکزسازی قدرت در حکومت پرداخته است. این فرآیند شامل تصفیه گروه‌های رقیب از مجلس و انتصاب یک چهره نظامی (پاسدار چماقدار) به ریاست آن، سپردن ریاست‌جمهوری به فردی با سابقه قضایی (میرغضب عمامه به سر)، و انتصاب یک روحانی به ریاست قوه قضائیه است که از نظر نویسنده، از «بنیانگذاران وزارت ترور و مافیا و جاسوسی» و «اولین نفرات قضاییه دژخیمان» است. این اقدامات، به مثابه تکمیل پروژه «تک پایه کردن حکومت» و تشکیل «دولت حزب‌اللهی» تعبیر می‌شود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===۳. تمرکز بر ابعاد حقوق بشری و دیدگاه‌های مطرح===&lt;br /&gt;
کتاب به طور خاص به نقش ابراهیم رئیسی در رویدادهای گذشته، از جمله آنچه «قتل‌عام ۶۷» نامیده می‌شود، می‌پردازد و او را «جلاد ۶۷» معرفی می‌کند. این اثر بر اتهامات حقوق بشری علیه رئیسی، از جمله قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت، تأکید دارد. در این راستا، نقل قولی از مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، آورده شده است که بیان می‌دارد: «خامنه‌ای با سلاخی باندهای رقیب و در دست گرفتن کامل افسار سه قوه، بیهوده تلاش می‌کند سرنگونی محتوم را به تأخیر بیاندازد اما تنها خشم و انزجار بیشتر مردم را به‌دست می‌آورد. هر سه نفر (رئیسی، اژه‌ای، قالیباف) به‌خاطر نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت باید در برابر عدالت قرار گیرند». این دیدگاه‌ها، محور اصلی تحلیل‌های کتاب در خصوص مسئولیت‌پذیری مقامات حکومتی در قبال نقض حقوق بشر را تشکیل می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
===۴. اهمیت و تأثیرگذاری مورد انتظار===&lt;br /&gt;
انتشار این کتاب در شرایطی که سازمان مجاهدین آن را «دوران جدیدی» در مبارزه سیاسی علیه حکومت ایران می‌نامند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نویسندگان ابراز امیدواری می‌کنند که این اثر، با وجود کوتاهی و نقص احتمالی در معرفی کامل رئیسی، بتواند در شناخت این تحول بزرگ و آثار و نتایج آن کمک‌کننده باشد. این کتاب به دنبال ارائه تحلیلی از پیامدهای تمرکز قدرت و انتصاب چهره‌های خاص در رأس قوای حکومتی، و تأکید بر تأثیر آن بر مبارزه اپوزیسیون و وضعیت آتی کشور است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://image.mojahedin.org/VideoAttach/c69a30e3-fea6-4f08-b7fc-54c1d43e4ffb.pdf دانلود مستقیم کتاب ابراهیم رئیسی، عامل قتل‌عام، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب‌های مقاومت ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=92864</id>
		<title>ابراهیم رئیسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C&amp;diff=92864"/>
		<updated>2026-09-14T15:24:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شخصیت&lt;br /&gt;
|نام        =ابراهیم رئیسی&lt;br /&gt;
|تصویر      = &lt;br /&gt;
[[پرونده:ابراهیم رئیسی عامل کشتار ۶۷.JPG|بندانگشتی|وسط]]&lt;br /&gt;
|توضیحات    =ابراهیم رئیسی &lt;br /&gt;
|سری        = &lt;br /&gt;
|اولین_حضور =&lt;br /&gt;
|آخرین_حضور = &lt;br /&gt;
|هدف        =برقراری حکومت اسلامی بر مبنای ولایت فقیه &lt;br /&gt;
|ساخته_شده_توسط= &lt;br /&gt;
|ایفای_نقش_توسط=-عضو هیأت مرگ در قتل عام ۱۳۶۷-رئیس تولیت آستان قدس رضوی -عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان&lt;br /&gt;
|قسمت‌ها      = &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|لقب        =جلاد۶۷ &lt;br /&gt;
|نام_مستعار = &lt;br /&gt;
|نوع        = &lt;br /&gt;
|جنسیت      = &lt;br /&gt;
|سن         =۵۹ سال&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد =۱۳۳۹ &lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ  = ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳&lt;br /&gt;
|ویژگی      = &lt;br /&gt;
|شغل        =رئیس‌جمهور رژیم ایران&lt;br /&gt;
|عنوان      =قاضی‌القضات رژیم ایران&lt;br /&gt;
|callsign   = &lt;br /&gt;
|خانواده    = &lt;br /&gt;
|همسر        =&lt;br /&gt;
|significantother= &lt;br /&gt;
|فرزند      =&lt;br /&gt;
|خویشاوند   =داماد احمد علم‌الهدی (امام جمعه مشهد) &lt;br /&gt;
|آدرس       = &lt;br /&gt;
|مذهب        =مسلمان شیعه &lt;br /&gt;
|ملیت       = &lt;br /&gt;
|lbl21      = &lt;br /&gt;
|data21     = &lt;br /&gt;
|lbl22      = &lt;br /&gt;
|data22     = &lt;br /&gt;
|lbl23      = &lt;br /&gt;
|data23     = &lt;br /&gt;
|lbl24      = &lt;br /&gt;
|data24     = &lt;br /&gt;
|lbl25      = &lt;br /&gt;
|data25     = &lt;br /&gt;
|extra-hdr  = &lt;br /&gt;
|lbl31      = &lt;br /&gt;
|data31     = &lt;br /&gt;
|lbl32      = &lt;br /&gt;
|data32     = &lt;br /&gt;
|lbl33      = &lt;br /&gt;
|data33     = &lt;br /&gt;
|lbl34      = &lt;br /&gt;
|data34     = &lt;br /&gt;
|lbl35      = &lt;br /&gt;
|data35     = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابراهیم رئیسی،&#039;&#039;&#039; (زاده‌ی ۱۳۳۹ در نوغان مشهد - مرگ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، منطقه‌ی جنگلی شهر ورزقان) با نام اصلی ابراهیم رئیس‌الساداتی بعد از اتمام دوره ابتدائی به حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد رفت. تحصیلات غیرحوزوی او تا مقطع ششم ابتدائی است. ابراهیم رئیسی پس از پایان کلاس ششم وارد حوزه‌‌ی علمیه شد. وی در ۱۵ سالگی از حوزه‌ی علمیه مشهد به حوزه‌ی علمیه قم رفت. او پس از [[انقلاب ضدسلطنتی]] بعنوان قاضی شرع در دوران حاکمیت [[خمینی]] انتخاب شد و در سرکوب و صدور احکام اعدام برای مخالفین سیاسی مشارکت داشت. وی یکی از اعضای [[هیئت مرگ]] بود. این هیئت در سال ۱۳۶۷ به فرمان خمینی تشکیل شد و در عرض مدت کوتاهی بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی را به جوخه‌ی اعدام سپرد. ابراهیم رئیسی یکی از نزدیک‌ترین نفرات خامنه‌ای نیز به شمار می‌رود. به گفته‌ی نزدیکان خامنه‌ای، در محافل رژیم ایران از وی به‌عنوان یکی از گزینه‌های جانشینی او نام برده می‌شود. آخوند رئیسی همچنین از سال ۱۳۷۰ به ‌مدت ۱۴ سال در کلاس‌های درس [[سید علی خامنه‌ای]] شرکت داشته است. ابراهیم رئیسی داماد آخوند احمد علم‌الهدی امام جمعه خامنه‌ای در مشهد است. ابراهیم رئیسی در سال ۱۳۹۶ کاندید ریاست‌جمهوری شد و از نظر تحلیل‌گران کاندیدای خامنه‌ای به شمار می‌رفت. اما ایجاد شدن جنبش دادخواهی [[قتل‌عام ۶۷]] که ابراهیم رئیسی یکی از عاملان اصلی آن بود، فضایی بسیار منفی علیه وی ایجاد کرد تا آنجا که رژیم ایران شکست او در انتخابات را پذیرفت. وی مجددا در سال ۱۴۰۰ برای ریاست جمهوری کاندید شد. در این انتخابات شورای نگهبان تمامی رقبای ابراهیم رئیسی را حذف کرد و او برنده‌ی انتخابات اعلام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ابراهیم رئیسی توسط اتحادیه‌ی اروپا و آمریکا تحریم شده و در لیست تحریم قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز یکشنبه ۳۰ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳، هلیکوپتر حامل ابراهیم رئیسی رئیس‌جمهور رژیم ایران دچار سانحه شد و سقوط کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابراهیم رئیسی در ابتدای انقلاب ==&lt;br /&gt;
پس از پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی]]، محمد بهشتی بر آن شد تا با هدف کادرسازی برای تأمین نیازهای مدیریتی نظام، یک دوره آموزشی برای حدود ۷۰ نفر از طلاب قم که آنها را برای مسئولیت‌های مختلف در کشور مناسب تشخیص داده بود، برگزار نماید. ابراهیم رئیسی یکی از این طلاب برگزیده بود. مدرسه حقانی همان مدرسه‌ای است که توسط آخوندهایی همچون [[محمد بهشتی|محمد حسینی بهشتی]]، مشکینی، علی قدوسی و [[مصباح یزدی]] تأسیس شد و شاگردانش پس از انقلاب ۱۳۵۷ به مدیریت ارشد دستگاه‌های قضائی، اطلاعاتی و امنیتی رژیم ایران درآمدند. ابراهیم رئیسی با کسانی چون آخوند [[علی فلاحیان]]، آخوند روح‌الله حسینیان، آخوند [[مصطفی پورمحمدی]] همکلاس بوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;سایت حکومتی آستان نیوز، ۱۷ اسفند ۱۳۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابراهیم رئیسی بعد از انقلاب ==&lt;br /&gt;
   ابراهیم رئیسی در هنگام [[انقلاب ضدسلطنتی]] سال ۱۳۵۷، هجده ساله بود. مطالعه و بررسی سوابق وی، حتی روایت‌هایی که در حمد و ثنای وی نوشته شده حاکی از آن است که او در دوران اوج تحرکات انقلابیون علیه نظام سلطنتی در دهه‌ی ۱۳۵۰ فعالیت چندانی جز حضور در برخی تجمع‌ها نداشت و تنها در شهرهای مشهد و قم با برخی آخوندها نشست و برخاست داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ابراهیم رئیسی بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷، مسیر متفاوتی را از سر گذراند و خیلی زود در مسیر نزدیکی هر چه بیشتر به هسته اصلی قدرت در نظام تازه تأسیس جمهوری اسلامی قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ابراهیم رئیسی در نخستین روزهای استقرار جمهوری اسلامی به دعوت آخوند هادی مروی، نماینده خمینی در شهر مسجدسلیمان، به این شهر رفت. ارتباط وی با مجموعه دادسرای نظام جمهوری اسلامی هم از همانجا آغاز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سایت آستان نیوز در این رابطه می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;  «در روزهای اول استقرار نظام، همچون برخی مناطق مرزی در کشور، اخبار خوبی از شهر مسجد سلیمان که پایگاه گروه‌های چپ و مارکسیست بود به گوش نمی‌رسید. اینگونه شد که حضرت امام برای ساماندهی اوضاع، آیت‌الله شیخ هادی مروی را بعنوان نماینده خود در این شهر منصوب فرمودند. به این ترتیب رئیسی به دعوت آن مرحوم، برای کمک در کار فرهنگی و اداره‌ی شهر همراه با گروهی از طلاب به مسجدسلیمان رفت و کلید ارتباط ایشان با مجموعه دادسرای انقلاب هم از همانجا زده شد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  یک‌ سال بعد ابراهیم رئیسی پس از برگشت از مسجد سلیمان، در حالیکه ۱۹ سال بیش نداشت، بعنوان دادیار به دادستانی کرج فرستاده شد که کارش در آنجا اساساً بازجویی بود. دادستان انقلاب وقت، آخوند قدوسی، ابراهیم رئیسی را در آستانه‌ی ۲۰ سالگی بعنوان دادستان کرج منصوب کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  پس از چند ماه، بصورت همزمان و با حفظ سمت، بعنوان دادستان همدان نیز منصوب شد. او با توجه به فاصله‌ی حدوداً ۳۴۰ کیلومتری این دو شهر، نیمی از هفته را در کرج و نیم دیگر را در همدان بسر می‌برد تا این‌که بعد از چهار ماه بطور کامل در همدان مستقر شد.[[ابراهیم رئیسی#cite note-:0-2|&amp;lt;sup&amp;gt;[۲]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ابراهیم رئیسی تا سال ۱۳۶۳، در دادستانی همدان بود؛ پس از کنار گذاشته شدن [[اسدالله لاجوردی]] از دادستانی انقلاب مرکز، و انتصاب [[علی رازینی]] به این سمت، ابراهیم رئیسی به حکم خمینی به معاونت دادستان انقلاب مرکز منصوب شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  در آن زمان دادستانی مرکز سه معاونت به نام‌های معاونت اقتصادی، معاونت قاچاق مواد مخدر و معاونت گروهکی داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ابراهیم رئیسی که آن موقع ۲۴ ساله بود به‌ریاست معاونت موسوم به گروهکی رسید. در طول دهه‌ی شصت و از جمله در هیئت مرگ در قتل‌عام‌های تابستان ۱۳۶۷، با سمت جانشین دادستان انقلاب در اعدام زندانیان شرکت داشت.[[ابراهیم رئیسی#cite note-:0-2|&amp;lt;sup&amp;gt;[۲]&amp;lt;/sup&amp;gt;]] &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابراهیم رئیسی از اعضای هیئت مرگ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:هیئت مرگ.PNG|بندانگشتی]]&lt;br /&gt;
   بدنبال فرمان خمینی در تابستان ۱۳۶۷، بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی که اغلب از هواداران [[مجاهدین خلق]] بودند در زندان‌های [[زندان اوین|اوین]]، [[زندان گوهردشت|گوهردشت]] و سایر زندان‌های رژیم ایران اعدام شدند. ابراهیم رئیسی که در آن زمان جانشین دادستان تهران بود، همراه با [[حسینعلی نیری|حسین‌علی نیری]]، حاکم شرع ۱ تهران، مرتضی اشراقی، دادستان تهران، مصطفی پورمحمدی معاون و نماینده [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]] و اسماعیل شوشتری رئیس سازمان اداره زندانها، از اعضای کمیته‌ی مرکزی تصمیم‌گیرنده این اعدام‌ها در هیئت مرگ بودند. این هیئت بعد از پذیرش آتش‌بس در ۲۷ تیر ماه ۱۳۶۷ از سوی خمینی مأموریت یافته بود تا تکلیف زندانیان سیاسی را که همچنان مقاوم و سر موضع بودند، روشن کند.[[ابراهیم رئیسی#cite note-:0-2|&amp;lt;sup&amp;gt;[۲]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  در همین رابطه مسعود ابویی زندانی ۸ ساله که در مقطع قتل‌عام ۶۷ در زندان اوین بوده است طی یک مصاحبه با تلویزیون «سیمای آزادی» متعلق به اپوزیسیون ایران ضمن توصیف محل کار هیئت مرگ می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«...میزها را در این اتاق بصورت L چیده بودند. پشت دو میز روبرو حاکم شرع یک تهران آخوند نیری نشسته بود. سمت راستش آخوند پورمحمدی بود. در سمت راست اتاق به ترتیب از اول زمانی نماینده وزارت اطلاعات (که گفته می‌شد اسم اصلیش موسی واعظی است) نشسته بود. نفر بعد از او آخوند رئیسی بود که بدون عبا و عمامه با یک پیراهن سفید و ریش سیاه نسبتا بلند نشسته بود. بعد از او اشراقی بود که با یک کت و شلوار قهوه‌ای با راه راه نازک کرم رنگ نشسته بود. مجتبی حلوایی و دیگرانی همچون سیدمجید و غیره هم رفت وآمد داشتند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;نیری به سبیل‌هایم اشاره کرد و گفت سبیل‌های بلندت نشان می‌دهد که منافق سر موضع هستی. گفتم مگر اینها ملاک است. من چند ماه است انفرادی هستم و وسیله‌ای برای اصلاح نداشتم. اشراقی گفت نه اینها ملاک نیست ملاک آنچه در قلب توست می‌باشد. امِا نیری داد زد بله بله همین‌ها ملاک است. اشراقی پرسید تحصیلات. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چون می‌دانستم روی دانشجو بودن حساس هستند گفتم دیپلم. (پرونده دستش نبود). رئيسی و یک نفر دیگر مشغول خواندن پرونده من بودند که آن نفر به من می‌گفت چرا به پدر و مادر خودتان رحم نمی‌کنید که ناگهان رئيسی با خواندن سابقه‌ی خانوادگی ما خطاب به نیری بلند گفت اوه اوه حاج‌آقا خانواده او هم منافق هستند. پدر و مادرش زندان بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرش خلع لباس شده و بقیه‌شان هم یا اعدام شدند یا زندان بودند. من حس کردم یک دلیل دیگر برای اعدامم به پرونده اضافه شده است. رئیسی و آن فرد، پرونده را به نیری دادند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;من در آبان ۶۸ از زندان آزاد شدم. یک بار دیگر در سال ۶۹ در پیگیری وضعیت شناسنامه و تعیین تکلیف موضوع سربازی نیاز به استعلامی از زندان اوین بود که شخصاً برای آن مراجعه کردم. دوباره به شخص ابراهیم رئیسی ارجاع داده شدم. او باز هم بدون عبا و عمامه بود. یادآور همان هیئت مرگ. پرونده‌ی من دست او بود و دستور لازم را او صادر کرد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;یکی دیگر از شاهدین قتل‌عام فریده گودرزی طی مصاحبه‌ای به ”الریاض“ گفت:[[ابراهیم رئیسی#cite note-3|&amp;lt;sup&amp;gt;[۳]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من فریده گودرزی از بازماندگان و شاهدان و از خانواده‌های شهدای قتل‌عام ۱۹۸۸ هستم. در سال۱۹۸۳ به جرم هواداری از سازمان مجاهدین دستگیر و به مدت نزدیک به ۶ سال در زندانهای همدان و نهاوند از نزدیک شاهد جنایات دژخیم جنایتکار ابراهیم رئیسی بودم که می‌خواهم از این فرصت استفاده کرده و به گوشه‌ای از سوابق جنایات رئیسی اشاره کنم. رئیسی یا همان قاتل مجاهدین از سن ۲۱ سالگی در حالیکه سواد چندانی بخصوص سواد حوزوی نداشت در سال ۱۹۸۲ همزمان دادستان دادگاههای کرج و همدان بود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;وقتیکه من در تابستان سال ۱۹۸۳ در همدان دستگیر شدم نه ماهه باردار بودم و تا تولد فرزندم چند روزی بیشتر زمان نداشتم. از همان ساعت اول دستگیری با وجود آنکه وضعیت جسمی خوبی نداشتم مرا همانند تمامی زندانیان دیگر به اتاق شکنجه بردند. اتاقی با تختی در وسط آن و تعدادی کابل‌های برق با قطرهای مختلف، خونی که در کف اتاق ریخته شده بود حاکی از آن بود که قبل از من زندانیان دیگری را شکنجه کرده بودند. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;هنگامیکه شکنجه می‌شدم، ۷ ـ ۸ نفر در اطاق و بالای سرم حضور داشتند که یکی از آنها همین قاتل جنایتکار، رئیسی بود. البته من تا مدتی نمی‌دانستم که او کیست و فکر می‌کردم که یکی از بازجویان شکنجه‌گر است. بعد از مدتی فهمیدم که این شخص دادستان دادگاه همدان است. که از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۵ بعنوان دادستان دادگاه استان همدان در صدور حکم حبس و [[شکنجه]] و اعدام بسیاری زندانیان سیاسی بخصوص هواداران سازمان مجاهدین بطور مستقیم دخالت داشته است و باید تأکید کنم که در مقام دادستان شخصاً در اجرای احکام اعدام در صحنه حضور داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همینطور در اتاقهای شکنجه خودش شاهد شکنجه‌شدن زندانیان بود. از جمله زندانیان مجاهد بهجت صدوقیان، فخری غلامی، مهناز صحراکار که دختری ۱۶ ـ ۱۷ ساله بود و قبل از اعدام پاسداران به او تجاوز کرده بودند، مینا عبدلی، علی عطایی، احد رئیسی، بهزاد افصحی، هاشم صالحی، کامران رفیعی و تعداد زیادی از زندانیان که در زندانهای همدان، نهاوند، ملایر بودند، منتقل و اعدام شدند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  حسین فارسی به الریاض گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«رئیسی در جریان قتل‌عام، هر چند رسماً جانشین دادستان بوده امِا در هیئت مرگ عضویت داشت و احکام اعدام را امضاء می‌کرد از جمله حکم اعدام برادر خودم حسن فارسی را همین آخوند جنایتکار امضاء کرد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  نصرالله مرندی به ”الریاض“: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«زمانی که من به راهروی مرگ برده شدم، دو طرف راهرو مملو از زندانی بود که منتظر بودند به نزد هیئت مرگ برده شوند و بسیاری از آنها را که دوستانم بودند، می‌شناختم و نزدیک ظهر بود که من را پیش هیئت مرگ بردند که متشکل از: رئیسی ـ اشراقی ـ نیری ـ پورمحمدی و شوشتری بودند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  محمد زند به ”الریاض“: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«رئیسی برادرم را بجای من اعدام کرد. قتل‌عام در [[زندان گوهردشت]] از ۳۰ ژوئن شروع شد دو روز قبلش یعنی پنجشنبه‌شب بود که من و چند نفر از بچه‌ها را بیرون بردند؛ پرسیدند اتهامتان چیست؟ گفتیم هوادار مجاهدین هستیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پاسداران ما را وحشیانه مورد ضرب‌وشتم قرار دادند بطوریکه من یک دنده‌ام و همچنین شصت پایم شکست و بعد ما را به داخل بند فرستادند و گفتند شنبه سراغتان می‌آئیم. روز شنبه همان اسامی را خواندند ولی بجای من برادرم رضا زند رو اشتباهی بردند. سه بار مقابل هیئت مرگ قرار گرفتم که رئیسی هم در آن بود.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  رضا شمیرانی به ”الریاض“: جلاد ”رئیسی“ کمیته‌ی مرگ تشویق کرد که مرا اعدام کند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  رضا شمیرانی شهروند سوئیس و زندانی سیاسی شناخته شده‌ای است که بیش از ده سال و در زمان کشتار سال ۱۹۸۸ در زندان بدنام اوین تهران، زندانی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  رضا شمیرانی به ”الریاض“ گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;ساعت ۲ بعدازظهر ۲۸ اوت ۱۹۸۸ (۶ شهریور ۱۳۶۷)، یکی از پاسداران مرا به اتاق کمیته مرگ برد ... یک نفر دیگر با لباس غیرنظامی در کنار پورمحمدی نشسته بود که من آن زمان او را نمی‌شناختم، امِا وی بسیار فعال بود و نقش بسیار مهمی در تحریک آخوند نیری داشت. در آن زمان، من فکر کردم که او عامل وزارت اطلاعات است، امِا بعداً وقتی عکس او را دیدم، فهمیدم این آخوند جلاد ابراهیم رئیسی است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  محمود رؤیایی به ”الریاض“ گفت: من اولین بار ابراهیم رئیسی‌ را روز چهارشنبه ۱۲مرداد در هیئت مرگ، زندان گوهردشت دیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فرمان خمینی درباره با قتل‌ عام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرمان اول ===&lt;br /&gt;
   ... کسانیکه در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند محارب و محکوم به اعدام هستند ... رحم بر محاربین ساده‏‌اندیشی است، قاطعیت ... از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه خود نسبت به دشمنان رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع بعهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند ... والسلام‪.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرمان دوم ===&lt;br /&gt;
   هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است، سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده‏‌ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(روح‌‏الله الموسوی الخمینی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعتراض آیت‌الله منتظری به رئیسی ==&lt;br /&gt;
   احمد منتظری فرزند بزرگ [[حسینعلی منتظری]] در ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، یک فایل صوتی در جلسه‌ای از پدرش منتشر کرد. در این فایل آیت‌الله منتظری خطاب به ابراهیم رئیسی که می‌خواهد از او برای اعدام تأییدیه بگیرد، می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt; «این اعدامها بزرگ‌ترین جنایت در تاریخ جمهوری اسلامی است و تاریخ ما را بدلیل این جنایت محکوم می‌کند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  او مقام‌های قضائی که در جلسه حاضر بودند را مسئول این اعدام‌ها و جنایتکار می‌خواند. مقامات قضائی در جلسه عبارت بودند از: [[حسینعلی نیری]]، مرتضی اشراقی، ابراهیم رئیسی، و [[مصطفی پورمحمدی]] نماینده‌ی [[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]] وقت در [[زندان اوین]].[[ابراهیم رئیسی#cite note-4|&amp;lt;sup&amp;gt;[۴]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== قسمتی از فایل صوتی آقای منتظری ===&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;   «اول محرم شد؛ من آقای نیری، آقای اشراقی، آقای رئیسی و آقای پورمحمدی را خواستم و گفتم: «الآن محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگهدارید»؛ آقای نیری گفت: «ما تا الآن ۷۵۰ نفر را در تهران اعدام کرده‌ایم، دویست نفر را هم بعنوان سر موضع از بقیه جدا کرده‌ایم، کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید».[[ابراهیم رئیسی#cite note-5|&amp;lt;sup&amp;gt;[۵]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  به این ترتیب، ابراهیم رئیسی که از ۱۸ سالگی در خط خمینی قرار گرفته بود، در ۲۸ سالگی بعنوان یکی از اعضای هیأت مرگ، یکی از اصلی‌ترین نقش‌ها را در قتل‌وعامها بر عهده گرفت. برخی از بازماندگان آن اعدامها روایت کرده‌اند که آخوند رئیسی را در راهروها و شکنجه‌گاه‌های زندان دیده‌اند که بدون عبا و عمامه، با لباس راحتی، به کارهای مربوط به اعدامها می‌پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  ابراهیم رئیسی که در جریان قتل‌عام ۱۳۶۷، اعتماد ویژه‌ی خمینی را بدست آورده بود، پس از پایان قتل‌عام‌ها از طرف خمینی مورد تقدیر قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[خمینی]] در ۱۱ دیماه ۱۳۶۷ پس از اشراف به سرسپردگی ابراهیم رئیسی که آن موقع به ‌لحاظ رسمی معاون دادستان انقلاب تهران بود، او را برای یک هیأت دو نفره در کنار آخوند نیری انتخاب کرد؛ این دو نفر مأموریت یافتند تا بدون پیچ و خم‌های اداری بسرعت احکام شرع شامل بریدن دست و پا و سنگسار و اعدام را در کشور دنبال و صادر کنند.[[ابراهیم رئیسی#cite note-:0-2|&amp;lt;sup&amp;gt;[۲]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== حکم خمینی به نیری و ابراهیم رئیسی ===&lt;br /&gt;
   خمینی در نامه‌ای به ابراهیم رئیسی برای اجرای سهل‌تر احکام چنین نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;  «جناب حجت‌الاسلام آقای نیری ـ دامت افاضاته از آنجا که گزارشات متعددی در مورد ضعف دستگاه قضائی به اینجانب رسیده است، و مردم شریف و متعهد ایران انتظار برخورد جدی‌تری با مسائل مختلف را دارند، به جنابعالی و حجت‌الاسلام آقای رئیسی مأموریت قضائی داده می‌شود تا نسبت به گزارشات شهرهای سمنان، سیرجان، اسلام‌آباد و درود رسیدگی نموده و فارغ از پیچ و خم‌های اداری با دقت و سرعت آنچه حکم خداست در موارد مذکور اجرا نمایید ... والسلام.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۱۱ دی‌ماه ۱۳۶۷ـ روح‌الله الموسوی الخمینی».[[ابراهیم رئیسی#cite note-:1-6|&amp;lt;sup&amp;gt;[۶]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  خمینی با وجود حکم بالا پس از مدتی مجدداً از عدم اجرای احکام قضائی شامل قطع دست و پا و مشابه آن اظهار شکایت کرد و حکم دیگری را خطاب به آنها صادر می کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بسم الله الرحمن الرحیم از آنجا که مقامات بالای قضائی کشور هیچگونه حساسیتی در مورد مسائل تکان‌دهنده فوق ندارند، به حجت‌الاسلام آقایان نیری و رئیسی، مأموریت داده می‌شود که طبق آنچه تشخیص می‌دهند، در چهارچوب اسلام عزیز، در موارد مذکور اقدام نمایند. باعث تعجب است که در نظام اسلامی چنین حوادثی اتفاق می‌افتد؛ ولی با کمال خون‌سردی اجرای احکام خدا تعطیل و کارهای دیگر بر کار قضائی رجحان پیدا می‌کند. ۲۳/۱۰/۶۷ ـ روح‌الله الموسوی الخمینی».[[ابراهیم رئیسی#cite note-:1-6|&amp;lt;sup&amp;gt;[۶]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  موسوی اردبیلی، رئیس شورای عالی قضائی رژیم ایران در نماز جمعه تهران در مورد صدور احکام خمینی خطاب به حسینعلی نیری و ابراهیم رئیسی:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مشکلات دست و پاگیر سیستم قضائی مانع صدور احکام بود و اخیراً به حضرت امام اطلاع داده شد که صدور احکام بعلت مشکلات دست و پاگیر به طول می‌انجامد. ایشان بذل توجه و عنایت فرمودند و با ارسال نامه‌ای تأکید کردند نباید اجرای احکام خدا به تأخیر بیافتد ... تا امام این را فرمودند و ما احساس کردیم این اجازه را از طرف امام داریم ... &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عرض ۲۴ ساعت حکم داده شد: ۴ نفر اعدام شدند، ۲ تا دست بریده شد، ۳ نفر به زندان رفت ... دفتر پیگیری شب و روز حاضر است و موضوعات را می‌توان با یک تلفن به اطلاع آنها رساند ... فقط بگویید یک چنین قضیه‌ای اتفاق افتاده ما با استفاده از امر امام، با ایجاد محاکم فوق‌العاده فوری در عرض ۳ روز ۴ روز ۵ روز مسأله را خاتمه می‌دهیم».[[ابراهیم رئیسی#cite note-7|&amp;lt;sup&amp;gt;[۷]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&amp;lt;/blockquote&amp;gt;  خمینی برای اجرای سهل‌تر احکام جمهوری اسلامی به این دو حکم اکتفاء نکرده و مجدداً حکم دیگری را خطاب به ابراهیم رئیسی صادر می‌کند تا اجرای احکام قصاص سریعتر انجام شود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسمه تعالی شورایعالی قضائی جمهوری اسلامی&amp;lt;blockquote&amp;gt;  «کلیه پرونده‌هایی که تاکنون در آن شورا با کمال تعجب راکد مانده است و اجرای حکم خدا تأخیر افتاده است در اختیار حجج اسلام آقایان نیری و رئیسی قرار دهید، تا هر چه زودتر حکم خدا را اجراء نمایند، که درنگ جایز نیست ...» والسلام.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;۱ بهمن ۱۳۶۷ ـ روح‌الله الموسوی الخمینی[[ابراهیم رئیسی#cite note-:1-6|&amp;lt;sup&amp;gt;[۶]&amp;lt;/sup&amp;gt;]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوابق و سمت های ابراهیم رئیسی ==&lt;br /&gt;
* بازجو در دادسرای مسجد سلیمان&lt;br /&gt;
* دادیار در دادستانی کرج&lt;br /&gt;
* دادستان کرج&lt;br /&gt;
* دادستان همدان&lt;br /&gt;
* جانشین دادستان کل انقلاب تهران&lt;br /&gt;
* و پس از قتل‌عام تابستان۱۳۶۷، به ترتیب:&lt;br /&gt;
* دادستان انقلاب تهران&lt;br /&gt;
* رئیس بازرسی کل کشور&lt;br /&gt;
* معاون اول قوه‌ی قضائیه&lt;br /&gt;
* دادستان ویژه‌ی روحانیت&lt;br /&gt;
* رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما&lt;br /&gt;
* دادستان کل کشور&lt;br /&gt;
* تولیت آستان قدس رضوی&lt;br /&gt;
* ریاست قوه‌ی قضائیه.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iran-efshagari.com/%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%af/ رئیسی را بشناسید - وب سایت ایران افشاگر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ریاست آستان قدس رضوی ==&lt;br /&gt;
[[سید علی خامنه ای|سید علی خامنه‌ای]] در اسفند ۹۴ ابراهیم رئیسی را به سمت تولیت آستان قدس رضوی انتخاب کرد. تولیت آستان قدس همواره یکی از منابع عظیم درآمدهای اقتصادی برای رژیم ایران به‌شمار می‌رود. در بحبوحه جنگ رژیم ایران در سوریه و در حالیکه سپاه پاسداران بابت این جنگ هزینه‌های کمرشکنی را متحمل شده بود، آستان قدس با موافقت خامنه‌ای، بخشی از درآمدهای این ارگان را به [[نیروی قدس سپاه پاسداران|نیروی قدس]] سپاه اختصاص داد. دیدارهای قاسم سلیمانی با ابراهیم رئیسی در مشهد، عمدتاً حول نحوه تسهیل در پرداخت کمک‌های مالی آستان قدس برای استمرار جنگ سوریه بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ابراهیم رئیسی کاندیدای انتخابات ==&lt;br /&gt;
در گزارش محرمانه‌ای که در تابستان ۱۳۹۵، به [[اکبر هاشمی رفسنجانی]] ارائه شده بود، تأکید شده بود که کاندیدای مورد‌ نظر خامنه‌ای برای ریاست جمهوری ۱۳۹۶، آخوند ابراهیم رئیسی است که می‌خواهند او را جایگزین حسن روحانی کنند. سپاه پاسداران و بویژه محمدعلی جعفری فرمانده‌ی سپاه پاسداران و [[قاسم سلیمانی]] فرمانده‌ی سپاه قدس، مصرانه خواهان کاندیداتوری ابراهیم رئیسی بوده‌اند. در همین رابطه سایت فرارو، وابسته به [[محمدباقر قالیباف]] در ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«علی عسکری مشاور رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام رفسنجانی گفت: در تابستان امسال (۱۳۹۵) تحلیلی را به رفسنجانی دادیم که در آن تأکید شده بود که آقای رئیسی کاندیدای نهائی اصول‌گرایان برای انتخابات ریاست جمهوری در ۱۳۹۶، است که آقای رفسنجانی گفتند چه بهتر! از قضا بحث انتخابات هم باز داغ می‌شود و حضور و مشارکت مردم را بیشتر می‌کند».&amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرارو -۱۴ اسفند ۱۳۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خامنه‌ای از مرداد ۱۳۹۵، جهت وارد کردن ابراهیم رئیسی به انتخابات ریاست جمهوری مردد بود. ارزیابی خامنه‌ای و نزدیکان وی این بود که چنانچه ابرهیم رئیسی در انتخابات نتواند آرای لازم را بدست آورد و با شکست مواجه شود آثار و تبعات جدی بدنبال خواهد داشت و پس از این شکست مسأله‌‌ی جانشینی وی زیر علامت سؤال خواهد رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تردید در مورد شرکت یا عدم شرکت رئیسی در انتخابات حتی در بین سران باند اصولگرا نیز به‌ چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، محمدتقی رهبر در گفتگو با خبرآنلاین در پاسخ به این سؤال که یعنی هنوز معلوم نیست که رئیسی نامزد نهایی اصول‌گرایان و جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی) باشد؟ گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«خیر، نظر جمع بعد از بررسی‌ها، رایزنیها، مشورت‌ها و گفتگوها معلوم می‌شود بنابراین در مجموع باید گفت چه بسا اینطور بشود و چه بسا نشود».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پیش از این، موحدی کرمانی دبیرکل جامعه روحانیت نیز گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«آنچه به نظرم بهترین اقدام ممکن برای نیروهای انقلابی است، تلاش برای رسیدن به گزینه واحد و اجماع روی گزینه اصلح رای‌آور است که امیدواریم این تلاشها به نتیجه مناسبی برسد».&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری حکومتی تسنیم ۲۹ دی ۱۳۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;تشتت و اختلاف در بین باند اصولگرایان و کاندیداهای وابسته به آنها نیاز داشت تا عامل وحدتی در بین کاندیداهای اصول‌گرا ظاهر شود. شعار اصولگرایان در قالب جمنا، این بود که تمامی کاندیداها نهایتاً به کاندید نهایی (جمنا) تمکین کرده و روی یک کاندید واحد اجماع داشته باشند؛ امری که تا قبل از تصمیم خامنه‌ای برای وارد کردن رئیسی به انتخابات محال بود؛ ولی از آنجا که بدون کاندیداتوری ابراهیم رئیسی، خامنه‌ای می‌بایست عملاً به ریاست جمهوری دور دوم روحانی تن می‌داد، بالاخره حاضر به پذیرش این ریسک شد و او را کاندید کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شکست ابراهیم رئیسی در انتخابات ۱۳۹۶ ===&lt;br /&gt;
با کاندید شدن ابراهیم رئیسی در انتخابات اپوزیسیون ایران فعالیت‌های خود را در حوزه‌ی جنبش دادخواهی و قتل عام ۶۷ گسترش داد. مجاهدین خلق با یک بسیج تبیلغاتی بی‌سابقه در ایران از طریق فضای مجازی و همچنین فعالیت‌های بین‌المللی، ابراهیم رئیسی را بعنوان یکی از مهمترین عاملان قتل‌عام ۶۷ معرفی کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر آن احمد منتظری، فعال سیاسی و فرزند حسینعلی منتظری با اشاره به نقش ابراهیم رئیسی در «کشتار» مخالفان سیاسی در سال ۱۳۶۷، نامزدی او را در انتخابات ریاست جمهوری «توهین به ملت ایران» نامید. «شرکت مستقیم و بدون انکار ایشان در کشتار تابستان۶۷ مسأله‌ای بسیار با اهمیت هست. اگر یکی از کاندیداها یک بار به شخصی با چاقو حمله کرده باشد موفق نمی‌شود از مراجع قانونی گواهی عدم سوء پیشینه بگیرد. تکلیف ایشان که کاملا روشن است.»&amp;lt;ref&amp;gt;سایت صدای آمریکا - انتقاد احمد [https://ir.voanews.com/persiannewsiran/iran-election96-montazeri-raisi منتظری]&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع قتل‌عام ۶۷ و مشارکت ابراهیم رئیسی در آن، عملاٌ فضای اجتماعی در ایران را  بشدّت علیه او برانگیخت. به این ترتیب برای خامنه‌ای مسجل شد که در صورت دست‌کاری آراء با قیامی مشابه آنچه در انتخابات ۸۸ رخ دارد، مواجه خواهد شد. به این ترتیب علیرغم میل باطنی از این کار صرف نظر کرد و اجازه داد روحانی برای بار دوم انتخاب شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خامنه‌ای پیش از آن قصد داشت، ابراهیم رئیسی را در فضائی نسبتا آرام با دست‌کاری آراء به ریاست جمهوری منصوب کند و در نتیجه حاکمیت خود را از چنددستگی و شکاف در رأس نجات دهد. او عملاً مجبور به پذیرش استمرار شکاف و شقه در حاکمیت شد و شکست ابراهیم رئیسی را پذیرفت. شکست ابراهیم رئیسی در انتخابات، جانشینی او برای رهبری نظام را نیز با تردید مواجه ساخت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ریاست قوه‌ی قضائیه ===&lt;br /&gt;
در روز پنج‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ابراهیم رئیسی توسط [[علی خامنه‌ای]] به ریاست قوه‌ی قضائیه‌ی جمهوری اسلامی منصوب شد. از زمان روی کار آمدن وی تا ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ دست‌کم ۱۷۳ تن در ایران اعدام شدند. همچنین در همان ماه‌‌‌‌های نخست ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه‌ی قضائیه‌ی ایران، اعدام زندانیان مرتبط با جرائم مواد مخدر نیز کلید خورد و دست‌کم ۳۳ تن با اتهام مرتبط به جرائم مواد مخدر در زندانهای سراسری ایران اعدام شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://fa.iran-hrm.com/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%86%da%af-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4/ گزارش سالانه اعدام مانیتورینگ حقوق بشر ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرکت رئیسی در انتخابات ۱۴۰۰ ==&lt;br /&gt;
ابراهیم رئیسی مجدداً در سال ۱۴۰۰ برای ریاست جمهوری کاندید شد. پش از آن خامنه‌ای بر تشکیل یک دولت حزب‌اللهی تأکید کرده بود. شورای نگهبان نیز تمامی رقبای ابراهیم رئیسی حتی [[علی لاریجانی]] مشاور خامنه‌ای و رئیس سابق مجلس را رد صلاحیت کرد. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/31290793.html شورای نگهبان تغییری در نتیجه صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری نداد]&amp;lt;/ref&amp;gt; رئیسی طبق آمار ارائه‌ شده توسط وزارت کشور جمهوری اسلامی با ۱۷۹۲۶۳۴۵ رای رئیس جمهور شد. میزان مشارکت ۴۸.۸٪ اعلام شد یعنی از مجموع واجدین شرائط ۵۹ میلیون و ۳۱۰ هزار و ۳۰۷ نفر ، ۲۸ میلیون و ۹۳۳ هزار و چهار رأی شرکت کردند. میزان مشارکت در انتخابات استان تهران ۳۴ درصد، شهر تهران ۲۶ درصد بود که با توجه به مشارکت اعلام‌شده همین نظام در ۱۳۹۶ که میزان مشارکت استان تهران را بیش از ۶۶٪ و شهر تهران را ۶۷٪ اعلام کرده بود افت بسیار جدی را نشان می‌دهد. در این انتخابات باز هم طبق آمار جمهوری اسلامی ۳۷۲۶۸۷۰ رأی باطله وجود داشت. مخالفین و بخصوص مجاهدین خلق با استناد به گزارش ۱۲۰۰ خبرنگار محلی خود از ۳۵۰۰ صندوق آمار شرکت‌کنندگان واقعی را کمتر از ۱۰٪ می‌دانند. علاوه بر مجاهدین دیگر منابع محلی و جهانی این انتخابات را با پایین‌ترین شرکت‌کننده ارزیابی کرده و تحریم گسترده آن توسط مردم ایران را یادآور می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحریم رئیسی ===&lt;br /&gt;
تحریم ابراهیم رئیسی توسط اتحادیه اروپا به مارس ۲۰۱۱ باز می‌گردد. در آن زمان اتحادیه‌ی اروپا علاوه بر تحریم‌هایی برای منع خرید نفت و سرمایه‌گذاری در ایران، ۸۰ چهره‌ی سیاسی کشور را بدلیل نقض قوانین حقوق بشری تحریم کرد. در این لیست ۸۰ نفره نام افرادی چون صادق لاریجانی، رئیس وقت قوه‌ی قضائیه، ابراهیم رئیسی به عنوان معاون لاریجانی، سعید مرتضوی، دادستان پیشین عمومی و انقلاب تهران، [[غلامحسین محسنی اژه‌ای]]، دادستان وقت کل ایران و وزیر پیشین اطلاعات و رئیس قوه‌ی قضائیه کنونی ایران (تیر ۱۴۰۰) و عباس جعفری دولت آبادی، دادستان وقت تهران وجود داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعدها با توافق هسته‌ای و برجام تحریم‌های هسته‌ای اتحادیه اروپا لغو شد، اما نام رئیسی به همراه دیگر اشخاص در لیست تحریم‌های حقوق بشری باقی ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحریم رئیسی توسط ایالات متحده آمریکا در ۱۳ آبان ۹۸انجام شد. وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا در آن سال ۹ تن از چهره‌های سیاسی جمهوری اسلامی که از نزدیکان خامنه‌‌ای به شمار می‌آمدند از جمله ابراهیم رئیسی که آن هنگام رئیس قوه‌ی قضائیه بود، غلامعلی حداد عادل، [[علی‌اکبر ولایتی]] و حسین دهقان بعنوان مشاوران خامنه‌ای و همچنین [[وحید حقانیان]] معاون امور ویژه‌ی بیت خامنه‌‌ای را تحریم کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیانیه‌ی وزارت خزانه‌داری آمریکا، مشارکت این افراد در بمب‌گذاری مجتمع تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت در سال ۱۹۸۳، انفجار ساختمان انجمن همیاری اسرائیل و آرژانتین در سال ۱۹۹۴ و همچنین مسائل حقوق بشری بعنوان دلایل تحریم این افراد مطرح شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق این تحریم‌ها دارایی‌ها و منافع افراد تحریم شده در خاک ایالات متحده، ضبط خواهد شد و افراد و شرکت‌های آمریکایی از هرگونه معامله با آنها منع می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;سایت بورسیون - ماجرای تحریم ابراهیم [https://bourseon.com/B77b-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F رئیسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین رابطه و پس از گمانه‌زنی‌ها مربوط به رفع تحریم در نتیجه‌ی مذاکرات اتمی وین بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها خواهان تداوم تحریم رئیسی شد. این بنیاد با اشاره به سوابق رئیسی در صدور حکم اعدام برای مخالفان سیاسی، به گزارش حقوق بشر وزارت خارجه آمریکا استناد کرد که در آن به تداوم نقض گسترده حقوق بشر در زمان ریاست رئیسی بر قوه قضائیه ایران تاکید شده است. مخالفان جمهوری اسلامی به رئیسی لقب‌ «آیت‌الله اعدام» و «آیت‌الله قتل‌عام» داده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;العربیه فارسی - بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها خواهان تداوم تحریم رئیسی [https://farsi.alarabiya.net/iran/2021/06/17/%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%85-%D8%AA%D8%AD شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بیانیه‌ی عفو بین‌الملل در مورد رئیسی ===&lt;br /&gt;
در حالیکه رئیسی در پاسخ سوال خبرنگار الجزیره در مورد اعدامهای ۶۷ گفت باید از من تقدیر و تشکر شود، سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل انتخاب ابراهیم رئیسی را &amp;quot;نمودی فجیع از قصور جامعه‌ی بین‌المللی در رسیدگی به بحران مصونیت ساختاری در ایران دانست&amp;quot;.&amp;lt;ref&amp;gt;بیانیه پی دی اف عفو بین [https://www.amnesty.org/en/documents/mde13/4314/2021/en/ الملل]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عفو بین‌الملل همچنین از کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل خواست که با &amp;quot;تأسیس یک مکانیسم بی‌طرف و مستقل&amp;quot; کمک کنند تا &amp;quot;شواهد و اسناد مرتبط با جدی‌ترین جرایم بین‌المللی ارتکاب ‌یافته در ایران&amp;quot; تقویت شوند و &amp;quot;زمینه دادرسی‌های کیفری مستقل و عادلانه&amp;quot; علیه مقامهای حکومت ایران فراهم شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای انتصاب ابراهیم رئیسی به سمت ریاست جمهوری در ایران را نشانگر این دانسته که در ایران &amp;quot;مجازات گریزی&amp;quot; حاکم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آگنس کالامارد، دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل با اشاره به نقش رئیسی در اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ گفته است: «در سال ۲۰۱۸ سازمان ما اسنادی را منتشر کرد که نشان می‌دهند ابراهیم رئیسی یکی از اعضای &amp;quot;کمیسیون مرگ&amp;quot; بوده که هزاران زندانی محبوس در زندان‌های اوین و گوهردشت را در سال ۱۹۸۸ به جوخه‌ی اعدام سپرده است.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این بیانیه همچنین رئیسی در جایگاه رئیس قوه‌ی قضائیه جمهوری اسلامی نیز متهم به نقض گسترده حقوق بشر علیه تظاهرکنندگان مسالمت‌آمیز، مدافعان حقوق بشر و اعضای گروه‌های اقلیت شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان عفو بین‌الملل نوشته است: «قوه‌ی قضائیه تحت ریاست رئیسی، در کنار مقامات دولتی و امنیتی مسئول کشتن بیرحمانه صدها زن و مرد و کودک، دستگیری هزاران تظاهرکننده و شکنجه و سوءرفتار با آنها و نیز ناپدید شدن حداقل صدها نفر در جریان اعتراضات آبان ۹۸ است.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم كالامارد ادامه داد: &amp;quot;ما همچنان خواستاریم كه ابراهیم رئیسی بدلیل مشاركت در جنایات گذشته و جاری تحت قوانین بین‌المللی ، از جمله توسط كشورهایی كه صلاحیت جهانی دارند ، مورد تحقیق قرار گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عفو بین‌الملل در پایان بیانیه‌اش نوشته است: «حالا زمان آن است که نهادهایی مانند شورای حقوق بشر سازمان ملل گامهای مشخصی بردارند تا با چرخه‌ی سیستماتیک گریز از مجازات در ایران مقابله کنند و پیش از هرچیز با بوجود آوردن ساز و کاری مستقل برای جمع‌آوری و تحلیل شواهد و مدارک جنایات سنگینی که جمهوری اسلامی بر اساس قوانین بین‌المللی مرتکب آنها شده، اجرای عدالت را بطور مستقل ممکن سازند.»&amp;lt;ref&amp;gt;سایت امنستی به زبان انگلیسی ۱۹ ژوئن ۲۰۲۱[https://www.amnesty.org/en/latest/news/2021/06/iran-ebrahim-raisi-must-be-investigated-for-crimes-against-humanity/]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رها بحرینی، یکی از اعضای سازمان عفو بین‌الملل نیز گفته است که رئیسی باید در ارتباط با &amp;quot;جنایت علیه بشریت&amp;quot; و شکنجه زندانیان محاکمه شود.&amp;lt;ref&amp;gt;سایت دویچه وله فارسی - اعدام‌های ۶۷در مصاحبه [https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%B6%DB%B7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%8 رئیسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر عفو بین‌الملل شماری از فعالان مدنی و کنشگران مدافع حقوق بشر ایران خواستار محاکمه ابراهیم رئیسی به اتهام &amp;quot;جنایت علیه بشریت&amp;quot; شده‌اند. آنها به نقش رئیسی در &amp;quot;کمیته مرگ&amp;quot; اشاره کرده و جای او را در زندان و نه در کاخ ریاست جمهوری دانسته‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;سایت دویجه وله فارسی - رئیسی باید محاکمه [https://www.dw.com/fa-ir/%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D8%B4-%D9%85%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8 شود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مرگ ابراهیم رئیسی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اولین تصویر از هلیکوپتر.JPG|جایگزین=اولین تصویر از سقوط بالگرد حامل ابراهیم رئیسی|بندانگشتی|279x279پیکسل|اولین تصویر از سقوط بالگرد حامل ابراهیم رئیسی]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:تابوت کشته‌شدگان.jpg|جایگزین=اجساد کشته‌شدگان سانحه هلیکوپتر|بندانگشتی|278x278پیکسل|اجساد کشته‌شدگان سانحه هلیکوپتر]]&lt;br /&gt;
در روز یکشنبه ۳۰ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳، هلیکوپتر حامل ابراهیم رئیسی رئیس‌جمهور رژیم ایران دچار سانحه شد و سقوط کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت، بسیاری از رسانه‌ها و خبرگزاری‌های حکومتی از جمله ایرنا (خبرگزاری رسمی رژیم ایران)، خبرگزاری مهر و خبرگزاری تسنیم کشته شدن ابراهیم رئیسی و هیئت همراه او را تایید و منتشر کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.darivoa.com/a/iran-ibrahim-raisi-was-killed-in-a-helicopter-crash/7618947.html خبرگزاری‌های ایران: ابراهیم رییسی در سانحه هلیکوپتر کشته شد - سایت صدای آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل سقوط هلیکوپتر حامل ابراهیم رئیسی در منطقه‌ای بین اردشیر و برازین از توابع شهر ورزقان در استان آذربایجان شرقی اتفاق افتاد. این منطقه سنگلاخ و مه‌آلود و بارانی بوده و شرایط را برای امدادرسانی خیلی سخت کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranintl.com/202405195727 عده‌ای از ایرانی‌ها با آتش‌بازی و شاد‌نوشی مرگ احتمالی رئیسی را جشن گرفتند - سایت ایران اینترنشنال]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;اسامی کشته‌شدگان&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
اسامی سرنشینان هلیکوپتر، علاوه بر ابرهیم رئیسی عبارت بودند از: حسین امیرعبداللهیان (وزیر امور خارجه)، سید [[محمدعلی آل هاشم]] (نماینده خامنه‌ای و امام جمعه تبریز)، [[مالک رحمتی]] (استاندار آذربایجان شرقی)، پاسدار سیدمهدی موسوی (فرمانده یگان حفاظت ابراهیم رئیسی) و شماری از محافظین و خدمه‌ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسامی خلبانان هلیکوپتر حامل ابراهیم رئیسی عبارت بودند از: سرهنگ خلبان سیدطاهر مصطفوی، سرهنگ خلبان محسن دریانوش و سرگرد فنی بهروز قدیمی&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.bbc.com/persian/live/69036110 ابراهیم رئیسی در سانحه سقوط بالگرد کشته شد - سایت بی‌بی‌سی فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش برخی از کشورها ==&lt;br /&gt;
به دنبال کشته شدن ابراهیم رئیسی و هیئت همراهش، کشورهای پاکستان و لبنان عزای عمومی اعلام کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حکومت طالبان افغانستان، الهام علی‌اف رئیس جمهور آذربایجان، نارندا مودی نخست‌وزیر هندوستان و محمد شیاع سودانی نخست‌وزیر عراق، مرگ ابراهیم رئیسی را تسلیت گفتند. هم‌چنین [[نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی|گروه‌های نیابتی رژیم ایران]] مانند [[حزب‌الله لبنان|حزب‌الله]] لبنان و [[جنبش حماس|حماس]] کشته‌‌شدن رئیسی و هیئت همراهش را تسلیت گفتند و ابراز همدردی کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جشن و شادی مردم ==&lt;br /&gt;
در پی انتشار خبر سقوط هلیکوپتر ابراهیم رئیسی که بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی داشت، هزاران نوشته از کاربران منتشر شد که چشم‌انتظار شنیدن خبر مرگ رئیسی هستند. خیلی از کاربران هم سقوط هلیکوپتر ابراهیم رئیسی را موضوع طنز قرار دادند و به‌خاطر وجود حیوانات وحشی در منطقه‌‌ی سقوط هلیکوپتر، آرزو و ابراز امیدواری کردند که رئیسی و هیئت همراهش خوراک حیوانات شوند. هم‌چنین در تهران و شهرهای مختلف کشور، مردم با شنیدن خبر کشته‌ شدن ابراهیم رئیسی و همراهان او به جشن و شادی و آتش‌بازی و شادنوشی به‌‌سلامتی مرگ آن‌ها پرداختند. شماری از مردم هم در پیام‌هایشان ضمن اظهار خوشحالی از مرگ رئیسی، آن را کارمای قتل‌عام زندانیان سیاسی در دهه‌ی ۱۳۶۰، و نتیجه‌ی نفرین هزاران خانواده‌ی داغ‌‌دار توصیف کرند. در شبکه‌ی ایکس (توئیتر سابق)، کاربران با ابراز شادی از هشتگ «فرود سخت» استفاده کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیام مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;تعادل و فصل جدید در حاکمیت [[رژیم ولایت فقیه|ولایت فقیه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آرزوهای [[سید علی خامنه ای|خامنه‌ای]] با رئیسی خاکستر شد و بر باد رفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آثار ضربه بر گیجگاه خلیفه‌ی وارفته و فرتوت و نیروهای روحیه باخته‌اش خردکننده است. ارکان نظام را به لرزه در می‌آورد و مرحله پایانی شاه را تداعی می‌کند. خامنه‌ای باید در بحبوحه‌‌ی [[جنگ اسرائیل و حماس|غزه]]، دستگاهی را که از ریاست‌جمهوری جلاد ۶۷ چیده بود سر تا پا بازسازی و جایگزین‌سازی و تراز کند. دستگاه اکنون از درون سوراخ سوراخ شده است. به یقین می‌توان گفت که خامنه‌ای بازنده‌ی استراتژیک است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق اصل ۱۳۱ قانون اساسی رژیم «معاون اول رئیس‌جمهور با موافقت رهبری اختیارات و مسئولیت‌های وی را برعهده می‌گیرد و شورایی متشکل از رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه و معاون اول رئیس‌جمهور موظف است ترتیبی دهد که حداکثر ظرف مدت ۵۰روز رئیس‌جمهور جدید انتخاب شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روند جنگ گرگ‌ها در بالای رژیم را به منتها درجه تشدید می‌کند و در پایین جامعه و کف خیابان فرصت هر چه بیشتری برای اعتراض و قیام فراهم می‌سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خامنه‌ای لرزه‌ی سرنگونی را در سراپای رژیم احساس می‌کند. یا باید زهر بخورد و عقب بنشیند که در این صورت طلسم اختناق می‌شکند و رژیم سرنگون می‌شود یا باید مثل همیشه بر انقباض و اختناق و خالص‌سازی و بر تروریسم و جنگ‌افروزی بیفزاید و به سلاح اتمی رو بیاورد. علی‌القاعده سر مار ولایت برای بقا و هژمونی خودش چنین خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل، ما زن و مرد جنگیم و باید صد بار بیشتر بجنگیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱-هیچکس با انتخابات گول نمی‌خورد. انتخاب در این رژیم جایی ندارد. زمان انقلاب و دادخواهی آتشین است. خون [[قتل عام ۶۷|سربداران ۶۷]] و شهیدان قیام و [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادی]] می‌جوشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲-هم‌چنانکه رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران پیوسته گفته و می‌گوید نباید به حجاب اجباری و دین اجباری و حکومت اجباری تن داد و باید در برابر آن به اعتراض و قیام برخاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳-مردم ایران این رژیم را نمی‌خواهند. مظاهر حاکمیت این رژیم در هر کجا و در هر پوششی باید در هم کوبیده شود. در مصاف با سپاه و اطلاعات و مزدوران، مقاومت و آتش فرزندان رشید ایران حق مسلم ملی و میهنی است. انکار این حق جهانشمول که در اعلامیه جهانی حقوق‌بشر تصریح شده، همدستی با خامنه‌ای است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قیـام خلـق شتـاب می‌گیـرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انقـلاب دموکراتیـک مـردم ایـران پیـروز می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[مسعود رجوی]]-۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://leader.mojahedin.org/i/%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%DB%B3%DB%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B3-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA مسعود رجوی: آرزوهای خامنه‌ای با رئیسی خاکستر شد و بر باد رفت - سایت مجاهدین خلق ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;پیام مریم رجوی&#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
خانم &#039;&#039;&#039;[[مریم رجوی]]&#039;&#039;&#039; رئیس جمهور برگزیده &#039;&#039;&#039;[[شورای ملی مقاومت ایران|مقاومت ایران]]&#039;&#039;&#039; به‌ دنبال مرگ ابراهیم رئیسی طی پیامی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«نفرین مادران و دادخواهان شهیدان و سربه‌داران سر موضع، با لعنت خدا و خلق و تاریخ، بدرقه جلاد۶۷ است. یک ضربه کلان جبران‌ناپذیر و استراتژیک به خامنه‌ای و تمامیت رژیم اعدام و قتل‌عام با پیامدها و بحران‌های زنجیره‌یی در سرتاپای استبداد دینی که شورشگران را به حرکت در می‌آورد. با گرامیداشت ۳۰هزار مجاهد و مبارز قتل‌عام‌ شده که مردم ایران هرگز فراموش نمی‌کنند، دادخواهی تا سرنگونی ادامه دارد. سرنوشت تمام کسانی که فرزندان ایران را اعدام کرده و می‌کنند عبرت‌انگیز است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.maryam-rajavi.com/raisi-death-with-consequences-and-chain-crises-for-khamenei/ مرگ رئیسی ضربه کلان و استراتژیک به خامنه‌ای - سایت مریم رجوی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:مقامات جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=92863</id>
		<title>ابراهیم ذاکری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=92863"/>
		<updated>2026-09-14T15:22:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = ابراهیم ذاکری&lt;br /&gt;
| تصویر            = ذاک8.JPG&lt;br /&gt;
| شرح تصویر        = &lt;br /&gt;
| نام کامل         = ابراهیم ذاکری&lt;br /&gt;
| معروف به         = کاک صالح&lt;br /&gt;
| نام مستعار       = &lt;br /&gt;
| زادروز           = ۱۳۲۶&lt;br /&gt;
| شهر تولد         = تهران&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ        = ۲ فروردین ۱۳۸۲&lt;br /&gt;
| شهر مرگ          = پاریس&lt;br /&gt;
| کشور مرگ         = فرانسه&lt;br /&gt;
| نام همسر         = &lt;br /&gt;
| فرزندان          = زهیر ذاکری&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = &lt;br /&gt;
| تحصیلات           = &lt;br /&gt;
| دین              = &lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سمت              = عضو شورای ملی مقاومت ایران و از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی&lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      = &lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         = &lt;br /&gt;
| قبل از           = &lt;br /&gt;
| بعد از           = &lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       = &lt;br /&gt;
| امضا             = &lt;br /&gt;
| زیرنویس          = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابراهیم ذاکری،&#039;&#039;&#039; معروف به کاک صالح (زاده‌ی ۱۳۲۶، تهران – درگذشته ۲ فروردین ۱۳۸۲، پاریس)، از اعضا [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] و از فرماندهان [[ارتش آزادی‌بخش ملی ایران|ارتش آزادیبخش ملی ایران]]، و هم‌چنین عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]] بود. ابراهیم ذاکری پیش از انقلاب از مبارزان فعّال جنبش دانشجویی بود؛ او در سال ۱۳۵۲، و ۱۳۵۴، دستگیر و زندانی شد. ابراهیم ذاکری در شهریور ۱۳۵۵، دوباره توسط [[ساواک]] شاه دستگیر و این بار به حبس ابد محکوم گردید. او سرانجام در آستانه‌ی پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در سال ۱۳۵۷، در شمار آخرین دسته زندانیان سیاسی، توسط توده‌های مردم آزاد شد. ابراهیم ذاکری در اوایل سال ۱۳۵۸، نزدیک به ۲ سال مسئول جنبش ملی مجاهدین در آبادان بود. وی سپس مسئولیت جنبش ملی مجاهدین،مرکز خوزستان- را در اهواز به عهده گرفت. او هم‌چنین در نخستین انتخابات مجلس شورای ملی در سال ۱۳۵۸، کاندیدای مجاهدین خلق از آبادان بود. ابراهیم ذاکری در اواخر اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۱، به استان کردستان اعزام شد؛ و پس از مدتی فرماندهی سیاسی ـ نظامی سازمان مجاهدین خلق در کردستان و سپس نمایندگی مسئول شورای ملی مقاومت در منطقه کردستان را به عهده گرفت. او در تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، نقش برجسته‌ای داشت. وی در عملیات‌های پیرانشهر، [[عملیات آفتاب|آفتاب]]، [[عملیات چلچراغ|چلچراغ]] و [[عملیات فروغ جاویدان|فروغ جاویدان]]، به عنوان عضو ستاد فرماندهی ارتش آزادیبخش، نقش مهم و مؤثری ایفا نمود. ابراهیم ذاکری در سال ۱۳۷۱، به عضویت شورای ملی مقاومت ایران درآمد. او در سال ۱۳۷۲، مسئولیت کمیسیون امنیت و ضدتروریسم این شورا را به عهده گرفت. ابراهیم ذاکری که ۱۲ سال به بیماری سرطان مبتلا بود، سرانجام در روز دوم فروردین‌ماه ۱۳۸۲، در بیمارستان انستیتو کوری پاریس چشم از جهان فروبست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گاه‌شمار زندگی ابراهیم ذاکری ==&lt;br /&gt;
مجاهد خلق، ابراهیم ذاکری در سال ۱۳۲۶، در تهران متولد شد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان‌جا گذراند. ابراهیم ذاکری در سال ۱۳۴۴، وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شد؛ و در سال ۱۳۴۹، با مدرک فوق لیسانس مهندسی برق، فارغ‌التحصیل گردید. وی پس فارغ‌التحصیلی مدتی در آموزشگاه ذوب آهن اصفهان مشغول کار شد؛ و مدتی نیز استادیار دانشکده‌ی ارتباطات بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://event.mojahedin.org/i/events/5278 سردار سرفراز ارتش آزادیبخش؛ ابراهیم ذاکری - سایت سازمان مجاهدین خلق]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مبارزه در زمان شاه و زندان ===&lt;br /&gt;
ابراهیم ذاکری در سال‌های آخر دبیرستان، فعالیت‌های سیاسی و مبارزه برای آزادی را در محافل سیاسی ـ مذهبی مانند مسجد هدایت یا همان مسجد [[سید محمود طالقانی|آیت الله طالقانی]] آغاز کرد. وی در دوران دانشگاه نیز از مبارزان فعّال جنبش دانشجویی بود؛ و یک بار در سال ۱۳۵۲، به مدت یک سال توسط ساواک شاه دستگیر و زندانی شد؛ و پس از آزادی از زندان، فعالیت‌های مبارزاتی خود را به صورت مخفی ادامه داد. وی بار دیگر در سال ۱۳۵۴، چند ماه را در زندان سپری کرد؛ اما در شهریور ۱۳۵۵، دوباره دستگیر و این بار به حبس ابد محکوم شد؛ و سرانجام در آستانه‌ی پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی|انقلاب ضدسلطنتی]] در سال ۱۳۵۷، در شمار آخرین دسته زندانیان سیاسی، توسط توده‌های مردم آزاد شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://akhtar-shabane.blogspot.com/2020/03/ebrahime-zakeri.html سردار ارتش آزادیبخش؛ ابراهیم ذاکری - سایت اختر شبانه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فعالیت‌ها پس از انقلاب ضدسلطنت ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ذاک3.JPG|بندانگشتی|239x239پیکسل|ابراهیم ذاکری]]&lt;br /&gt;
ابراهیم ذاکری در اوایل سال ۱۳۵۸، جهت برپایی جنبش ملی مجاهدین عازم شهر آبادان شد؛ و نزدیک به ۲ سال مسئول جنبش ملی مجاهدین در این شهر بود. وی سپس مسئولیت جنبش ملی مجاهدین، مرکز خوزستان را در اهواز به عهده گرفت. ابراهیم ذاکری در نخستین انتخابات مجلس شورای ملی در سال ۱۳۵۸، کاندیدای مجاهدین خلق از آبادان بود؛ و با وجود این‌که تقلّبات گسترده‌ای برای جلوگیری از ورود مجاهدین به مجلس در جریان بود، به دلیل کثرت آراء قادر به حذف او نشدند و نامش را در آبادان اعلام کردند هر چند مجددا اجازه‌ی ورود به مجلس را به وی ندادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم ذاکری در سال‌های ۱۳۵۹، و ۱۳۶۰، فعالیت‌های خود را در تهران و ازجمله در بخش‌های مختلف سازمان ادامه داد. در اواخر اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۱، به استان کردستان اعزام شد؛ و پس از مدتی فرماندهی سیاسی ـ نظامی [[سازمان مجاهدین خلق ایران|سازمان مجاهدین خلق]] در کردستان و سپس نمایندگی مسئول [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]] در منطقه کردستان را به عهده گرفت. پس از سفر [[مسعود رجوی]] مسئول شورای ملی مقاومت به عراق، نقش برجسته‌ای را پیش از تأسیس ارتش آزادی‌بخش ملی ایران و پس از آن در مراحل آموزش و رشد ساختار ارتش آزادیبخش ملی ایفا کرد. پیش از تأسیس ارتش آزادیبخش ملی، در سازمان دادن گردان‌ها و نیروهای آزادیبخش در منطقه مرزی فعالیت کرد و در مقطع تآسیس ارتش آزادیبخش از فرماندهان آن بود. ابراهیم ذاکری پس از آن فرماندهی نیروهای ارتش آزادیبخش در منطقه‌ی شمال را عهده‌دار شد و سلسله عملیات‌هایی مانند عملیات پیرانشهر را علیه پاسداران نظام جمهوری اسلامی فرماندهی نمود. در مراحل بعد، ازجمله در [[عملیات آفتاب]] و [[عملیات چلچراغ]]،  عضو ستاد فرماندهی ارتش آزادیبخش، بود. در [[عملیات فروغ جاویدان]]، فرماندهی محور جلودار به عهده‌ی ابراهیم ذاکری بود. ابراهیم ذاکری در این عملیات در تنگه چهارزبر هدف گلوله‌های پاسداران قرارگرفت و به سختی مجروح شد؛ اما با همان وضعیت به نبرد ادامه داد. ابراهیم ذاکری در سال‌های پس از فروغ جاویدان در معاونت آموزش و دیگر ارگان‌های ستادی ارتش آزادیبخش نقش ویژه‌ای داشت. او به دلیل محبوبیت میان رزمندگان ارتش آزادی‌بخش در میان آن‌ها به کاک صالح معروف شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranncr.org/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/447-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%DA%A9-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD یادنامه ابراهیم ذاکری (کاک صالح) - سایت شورای ملی مقاومت ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین، مردم و رزمندگان کردستان این نام را در دوران نبردهای رزمندگان مجاهد در کردستان بر او نهاده بودند و تا پایان زندگی‌اش او را به همین نام صدا می‌کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عضویت در شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ذاکر2.JPG|بندانگشتی|259x259پیکسل|ابراهیم ذاکری، عضو شورای ملی مقاومت]]&lt;br /&gt;
ابراهیم ذاکری در اجلاس آذرماه ۱۳۷۱، شورای ملی مقاومت ایران، به عضویت شورا درآمد. وی در سال ۱۳۷۲، پس از تشکیل کمیسیون‌های مختلف شورای ملی مقاومت، مسئولیت کمیسیون امنیت و ضدتروریسم این شورا را به عهده گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مادر و فرزند ابراهیم ذاکری ===&lt;br /&gt;
مادر ابراهیم ذاکری، [[مادر ذاکری|سکینه محمدی اردهالی]]، معروف به [[مادر ذاکری]]، در سن ۷۰سالگی پس از تحمل شکنجه‌های بسیار توسط [[اسدالله لاجوردی]] در [[زندان اوین]]، در سال۱۳۶۰، تیرباران شد. فرزند ابراهیم ذاکری، مجاهد خلق زهیر ذاکری در [[حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین ۱۳۹۰|حمله‌ی ۱۹ فروردین‌ماه سال ۱۳۹۰]]، در مقابل حمله‌ی نیروهای عراقی تحت امر رژیم ایران که به قرارگاه اشرف یورش برده بودند؛ جان باخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بیماری و درگذشت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ذاکر1.JPG|بندانگشتی|258x258پیکسل|مراسم تشییع و خاکسپاری ابراهیم ذاکری]]&lt;br /&gt;
ابراهیم ذاکری ۱۲ سال مبتلا به بیماری سرطان بود؛ اما در تمام این مدت همچنان در مسئولیت‌های خود ایفای نقش نمود. سرانجام در روز دوم فروردین‌ماه ۱۳۸۲، سرانجام در بیمارستان انستیتو کوری پاریس چشم از جهان فروبست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر او در روز ۸ فروردین ۱۳۸۲، با شرکت هزاران تن از هواداران مجاهدین خلق در &#039;&#039;پرلاشز&#039;&#039; پاریس برگزار شد. در این مراسم شماری از اعضای شورای ملی مقاومت و مسئولان کمیسیون‌های این شورا و شماری از شورای رهبری و مسئولان سازمان مجاهدین خلق ایران شرکت داشتند، و سخنرانی‌هایی ایراد کردند. هم‌چنین شماری از شخصیت‌های فرانسوی مانند اسقف گایو، کشیش مترقی فرانسوی، و پیربِرسی، از شخصیت‌های مدافع حقوق بشر فرانسه شرکت و سخنرانی کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این مراسم پیام‌های [[مریم رجوی]]، رئیس جمهور برگزیده مقاومت، و مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت قرائت شد. تعدادی از هم‌رزمانش نیز در بزرگداشت وی سخنرانی کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیام مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:ذاک9.JPG|بندانگشتی|196x196پیکسل|پیام مریم رجوی به مناسبت درگذشت ابراهیم ذاکری]]&lt;br /&gt;
در بخشی از پیام خانم [[مریم رجوی]] آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«... هموطنان عزیز، پشتیبانان مقاومت، مجاهدان و رزمندگان آزادی، در سوگ برادر گرانقدر مجاهدم، ابراهیم ذاکری (کاک صالح)، مسئول کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت و سردار دلاور پیشتاز ارتش آزادی، نمی‌دانم که از کجا شروع کنم؛ از اندوه یکایک شما که مجذوب اخلاص و صمیمیت و صلابت او بودید و حالا در فراقش بی‌تاب و بی‌قرارید، یا از سوز جگر خودم که حضورش را در میدان‌های نیرد نظامی و سیاسی و ایدئولوژیکی همیشه تحسین کرده‌ام و حالا غیبتش را نمی‌توانم باور کنم، یا از داغ دل مسعود که در طلیعه بهار و در این شرایط خطیر، باید با چنین سردار قهرمان و پاکبازی وداع کند… بی‌تابی و بی‌قراری البته حق همه ماست، اما حق بزرگتر این است که قبل از همه به راهبری تسلیت بگوییم که کاک صالح و فضیلت‌هایش، پرورده او و آرمان اوست؛ و درست در همین جاست که حقیقتی دیگر به قلب‌هایمان آرامش می‌بخشد؛ حقیقت ماندگاری و فزایندگی ارزش‌هایی که با مرگ الگوهایش، نه تنها از بین نمی‌روند بلکه بیشتر و بیشتر تکثیر می‌شوند. صلابت و ایمان کاک صالح هم از همین ارزش‌هاست؛ ارزش‌هایی که او را به الگوی جدّیت و سخت‌کوشی و شکافندگی تبدیل کرد؛ و پایه و مبنای دستاوردهای مبارزاتی ارزشمند او در مسئولیت‌های مختلف بود. در این میان، دوران ده ساله مجاهدتش به عنوان مسئول کمیسیون امنیت و ضدّتروریسم و در مقابله پیروزمندانه با اطلاعات آخوندی و ارگان‌های تروریستی دشمن، در تاریخچه مقاومت فراموش ناشدنی و به راستی شایان قدردانی ملی است. اما، از همه آن‌ها مهمتر و در رأس این ارزش‌ها، ایمان او به انقلاب و تغییر انسان بود که خود او الگوی بسیار برجسته و نمونه‌ای ممتاز برای هر مجاهد خلق و به خصوص برای هر برادر مجاهدی است. آری به معنی واقعی، او الگوی گوهر بی‌بدیل زمان بود که در مسیر [[انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین]] به قلل رفیعی صعود کرده بود و نه تنها خودش بلکه بسیاری از برادران مجاهدش را در این مسیر هدایت کرده و ساخته و پرداخته بود. نمونه تاٌثیرگذاری بود که هیچ لحظه‌ای را از دست نمی‌داد. در هر برخورد، هر نشست و هر گفتگو با هر فرد، بلافاصله تاٌثیرات شگرف او را می‌شد دید؛ و برادران و خواهران بسیاری را دیدم که متأثّر از او بودند و ویژگی‌های برجسته او را کسب کرده بودند. من در سیمای خیلی از برادرانم کاک صالح را می‌بینم و این آن تنها چیزی است که سوز دل و دردم را قدری تسکین می‌دهد. به همان میزانی که روی دوست و خواهر و برادر و رفیق و همراه مقاومت تاٌثیر مثبت داشت، دشمن و مزدوران دشمن از او گزیده بودند و کینه داشتند. دوازده سال مقابله سرسختانه او با بیماری سرطان هم به راستی حماسه‌ای خاموش، اما درخشان و تحسین‌برانگیز بود که تا آخرین لحظات زندگیش در بیمارستان انستیتو کوری پاریس، چشم‌ها را خیره می‌کرد و هر کس که می‌شنید به او آفرین می‌گفت…»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیام مسعود رجوی ===&lt;br /&gt;
پیام [[مسعود رجوی]]، مسئول شورای ملی مقاومت نیز در مراسم خاکسپاری ابراهیم ذاکری قرائت شد که در بخشی از این پیام آمده‌ است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سردار قهرمان جاودانه شد. سردار رشید و پیشتاز ارتش آزادی در عملیات بزرگ فروغ جاویدان و مسئول کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران، برادر قهرمان و مجاهدم ابراهیم ذاکری (کاک صالح) پس از دوازده سال مبارزه و مقاومت بی‌امان در برابر بیماری، بعد از ظهر امروز [دوم فروردین ماه ۱۳۸۲] در بیمارستان &#039;&#039;پیر و ماری کوری&#039;&#039; پاریس درگذشت و به جاودانه فروغ‌ها پیوست. راستی که او اسطوره مقاومت و پاکبازی و نمونه مجاهدت و پرهیزگاری بود و در بستر بیماری نیز هم‌چون صحنه‌های نبرد و اتاق‌های [[شکنجه]]، اراده آهنین و عزم پولادین داشت… زبانم از توصیف فضیلت‌های او که بسیار مورد علاقه و اعتماد &#039;&#039;&#039;پدر طالقانی&#039;&#039;&#039; هم بود، عاجز است. از شکنجه‌گاه و زندان تا نقشی که در قیام ۲۲بهمن در تهران ایفا کرد و از مسئولیت‌های مختلفش در تأسیس مراکز مجاهدین در آبادان و اهواز و کردستان و تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، در همه جا از خود اراده و ایمان، پشتکار و شور و شوق می‌پراکند و آدمی را بی‌اختیار مجذوب خود می‌کرد. از آن سو، دشمن و مزدورانش از او وحشت داشتند؛ و با تیزترین زبان‌های لجن‌آلود بر او می‌تاختند. در یک کلام تمام دوره مبارزاتی و حرفه‌ای ۳۱ساله او درسی و سرمشقی برای جوانان این مرز و بوم و مایه مباهات ملت و مقاومت ایران است… درگذشت سردار قهرمان، مجاهد خلق ابراهیم ذاکری را به مردم ایران و رئیس جمهور برگزیده مقاومت، به شورای ملی مقاومت ایران و ارتش آزادیبخش ملی  و به خصوص فرزند مجاهدش در ارتش آزادی تسلیت می گویم. خوشا به سرفرازی و مقام والای سردار جاودانه فروغ‌ها. سلام خدا و خلق در زنجیر و همه مبارزان و مجاهدان آزادی ایران بدرقه راه پرفروغش باد.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع: ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعضای مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%E2%80%8C%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF&amp;diff=92862</id>
		<title>ابراهیم دولت‌آبادی‌نژاد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%E2%80%8C%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF&amp;diff=92862"/>
		<updated>2026-09-14T15:20:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه|&lt;br /&gt;
اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =ابراهیم دولت‌آبادی‌نژاد&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =ابراهیم دولت‌آبادی،اعدام.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      = ۲۴۰px&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =ابراهیم دولت‌آبادی‌نژاد&lt;br /&gt;
| زادروز            =&lt;br /&gt;
| زادگاه            =مشهد&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         =۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =زندان مرکزی مشهد&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=|latd=|latm=|lats=|latNS=N|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = مشهد&lt;br /&gt;
| ملیت              =&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    = فعالان سیاسی و مردم ایران&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           = حکومت جمهوری اسلامی&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| فرزندان           =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
|اتهام‌ها=اقدام علیه امنیت کشور، تخریب اموال عمومی، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم، ایجاد رعب و وحشت عمومی، استفاده از سلاح‌های سرد و گرم و…&lt;br /&gt;
|مجازات=محکوم به اعدام&lt;br /&gt;
|وضعیت گناهکاری=}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابراهیم دولت‌آبادی‌نژاد&#039;&#039;&#039;، (اعدام‌شده ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، زندان مرکزی مشهد) یکی از زندانیان سیاسی مرتبط با [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] در شهر مشهد بود. قوه قضائیه وی را به عنوان یکی از لیدرهای اصلی اعتراضات منطقه طبرسی مشهد معرفی کرد. او در جریان ناآرامی‌های این منطقه بازداشت شد و بر اساس گزارش‌ها نقش محوری در سازماندهی و هدایت تجمعات اعتراضی داشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اتهامات و روند قضایی ==&lt;br /&gt;
قوه قضائیه نظام جمهوری اسلامی، ابراهیم دولت‌آبادی‌نژاد را به لیدری اعتراضات، دعوت مردم به حضور خیابانی، سازماندهی تجمعات اعتراضی، هدایت گروهی معترضان به سمت مراکز دولتی از جمله استانداری و صدا و سیما، همراه داشتن سلاح سرد، تحریک به خشونت، تخریب اموال عمومی و خصوصی و نقش داشتن در حوادثی که به کشته شدن تعدادی از نیروهای حکومتی انجامید، متهم کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قوه قضاییه مدعی شد که او سابقه کیفری داشته و نقش محوری در هدایت معترضان و ایجاد درگیری با نیروهای امنیتی ایفا کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتهامات منتسب به این زندانی سیاسی شامل اقدام علیه امنیت کشور، ایجاد رعب و وحشت عمومی و مشارکت در حوادث منجر به کشته شدن نیروهای انتظامی بود. دادگاه انقلاب مشهد در شعبه اول او را به اعدام محکوم کرد و حکم صادره پس از بررسی در شعبه نهم دیوان عالی کشور تأیید گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش‌ها حاکی است که ادعاهای قوه قضائیه از سوی منابع مستقل تأیید نشده و روند دادرسی فاقد شفافیت کافی، همراه با محدودیت‌های جدی در دسترسی به وکلای مستقل و احتمال استفاده از اعترافات تحت فشار بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعدام ابراهیم دولت‌آبادی‌نژاد همزمان با دو زندانی دیگر (مهدی رسولی و محمدرضا میری) انجام گرفت و بخشی از همین موج اعدام‌های جدید بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجرای حکم اعدام ==&lt;br /&gt;
حکم اعدام ابراهیم دولت‌آبادی‌نژاد بامداد یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ در [[زندان مرکزی مشهد|زندان وکیل‌آباد مشهد]] اجرا شد. خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه اعلام کرد که حکم پس از طی تشریفات قانونی اجرا شده است. این اعدام همزمان با اجرای احکام مهدی رسولی و محمدرضا میری بود و خبر آن بامداد دوشنبه منتشر گردید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سه اعدام در ادامه موج تازه اعدام‌های زندانیان سیاسی و معترضان پس از آغاز  [[حمله مشترک اسرائیل و ایالات متحده به ایران - ۹اسفند ۱۴۰۴|جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران]] تا ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، به اعدام دست‌کم ۳۰ نفر انجامیده است. اجرای احکام در فضای «آرایش جنگی» قوه قضائیه و تشدید تنش‌های منطقه‌ای صورت پذیرفت. نهادهای حقوق بشری این روند را تلاش برای ایجاد رعب عمومی و سرکوب اعتراضات دی‌ماه توصیف کرده‌اند. ادعاهای مطرح‌شده توسط قوه قضائیه از سوی منابع مستقل تأیید نشده و بر محرومیت متهمان از حقوق دفاعی و نبود شفافیت در پرونده‌ها تأکید شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://ir.voanews.com/a/8146291.html جمهوری اسلامی سه زندانی مرتبط با اعتراضات دی‌ماه مشهد را اعدام کرد - صدای آمریکا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://bciran.org/mahamadrezam/ خبر تکمیلی، اعدام سه زندانی سیاسی از بازداشت شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ مشهد - نفس در قفس]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اطلاعیه شورای ملی مقاومت ===&lt;br /&gt;
[[شورای ملی مقاومت ایران]] با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که اعدام زندانیان سیاسی پایمال کردن ارزش‌های جهان‌شمول حقوق‌بشر است و رژیم ایران را در ادامه سرکوب و شکنجه و اعدام تشجیع می‌کند. در متن این اطلاعیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;دژخیمان رژیم آخوندی در ادامه جنایت‌های روزانه و مستمر خود، ۳شورشگر دلیر از فرزندان مردم مشهد، مهدی رسولی، محمدرضا میری و ابراهیم دولت‌آبادی را در زندان وکیل‌آباد این شهر اعدام کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قضاییه جلادان که روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت خبر این جنایت سبعانه را اعلام کرد اتهامات آنها را «لیدری و هدایت اغتشاشگران با هدف مقابله با نظام»، مشارکت در مجازات شماری از بسیجیان با «استفاده از کوکتل مولوتف و چاقو»، «تهییج مردم در فضای مجازی برای شرکت در اغتشاشات» و «ساخت و همراه داشتن شمشیر دست‌ساز» ردیف کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهدی رسولی کارگر ۲۵ساله و محمدرضا میری کارگر ۲۱ساله، بنا بر اطلاعیه قضاییه جلادان در جریان قیام دی‌ماه «اقدامات خشونت‌آمیزی انجام داده» و در هلاکت «نیروی حافظ امنیت حمیدرضا یوسفی‌نژاد، نقش مستقیم داشتند». «ابراهیم دولت‌آبادی از لیدرهای اصلی اغتشاشات منطقه طبرسی بود که منجر» به کشته شدن «تعدادی از نیروهای حافظ امنیت شد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اطلاعیه می‌افزاید «رسولی با استفاده از شمشیر دست‌سازش که خود در همان روز ساخته بود، ساعت‌ها در اغتشاشات و در میان جمعیت حضور داشته و اقدام به تهییج جمعیت می‌کرده است. آنها پیش از حضور در اغتشاشات اقدام به انتشار فراخوان و تشویق دیگران برای حضور در آن کرده» بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قضاییه جلادان تأکید می‌کند «ابراهیم دولت‌آبادی ضمن حضور در بلوار طبرسی مشهد، اقدام به لیدری و هدایت اغتشاشگران به سمت استانداری و صدا و سیما جهت اقدامات مخربانه کرده است. وی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی دعوت به شرکت به اغتشاشات کرده و مردم را به آشوب و اغتشاش تحریک کرده است. وی حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰اغتشاشگر قمه به دست را با خود همراه کرده که منتهی به درگیری با مأموران تأمین امنیت» و کشته شدن «تعدادی از حافظان امنیت، تخریب پایگاه [[بسیج]] و بانک شده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم [[مریم رجوی]] اعدام‌های شقاوت‌بار جوانان برومند ایران‌زمین در مناطق مختلف کشور را از ترس قیام و زهرچشم گرفتن از مردمی دانست که در دی‌ماه برای سرنگونی فاشیسم دینی و رسیدن به آزادی بپاخاستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خیزش بزرگ مردم تهران و مشهد و اصفهان که ساعاتی به آزادی مناطقی از این شهرها منجر شد، آخوندهای حاکم را دچار چنان کابوسی کرده است که با این جنایت‌ها مذبوحانه تلاش می‌کنند از تکرار آن قیام‌ها جلوگیری شود. اما هیچ جنایتی نمی‌تواند این رژیم را از آتشفشان خشم خلق و سرنگونی محتوم در امان نگهدارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم رجوی با درود به جوانان شورشگر و رزم‌آور در سراسر ایران به‌ویژه در مشهد قهرمان بار دیگر خاطرنشان کرد: تردیدی نیست که این جنایت‌ها بی‌پاسخ نخواهد ماند و روز آزادای ایران و قرار گرفتن آمران و عاملان این جنایت‌ها در برابر عدالت نزدیک است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی افزود: بی‌عملی و سکوت در برابر اعدام‌های سبعانه و زنجیره‌یی پایمال کردن ارزش‌های جهان‌شمول حقوق‌بشر است و رژیم ایران را در ادامه [[سرکوب]] و [[شکنجه]] و اعدام تشجیع می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۴ می‌۲۰۲۶).»&#039;&#039;&#039;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B3%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AF%DA%98%D8%AE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C اعدام جنایتکارانه ۳شورشگر دلیر در مشهد توسط دژخیمان فاشیسم دینی - سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اعدام‌شدگان مرتبط با اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=92861</id>
		<title>ابراهیم احمدپوریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=92861"/>
		<updated>2026-09-14T15:19:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=ابراهیم احمد‌پوریان&lt;br /&gt;
|تصویر=ابراهیم احمدپوریان1.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=260px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=شهید قیام سراسری، ابراهیم احمد‌پوریان&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد=&lt;br /&gt;
|محل_تولد=سقز-روستای شیخه‌له&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ=۱۸ دی ۱۴۰۴&lt;br /&gt;
|ملیت=ایرانی (کرد)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ=تهران، نازی‌آباد&lt;br /&gt;
|مدفن=&lt;br /&gt;
|علت مرگ=شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی به پیشانی&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای=شهید اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴&lt;br /&gt;
|همسر=متاهل پدر دو فرزند&lt;br /&gt;
|والدین=عمر و خدیجه&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد=&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ=۱۸دی ۱۴۰۴&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ابراهیم احمدپوریان&#039;&#039;&#039;، (جان‌باخته۱۸دی‌ماه ۱۴۰۴) شهید قیام دی‌ماه ۱۴۰۴، یکی از نمادهای مقاومت مردمی در اعتراضات سراسری ایران است. او در محله نازی‌آباد تهران با شلیک مستقیم  ماموران جمهوری اسلامی به سرش در مقابل چشمان فرزندش  جان خود را از دست داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشخصات ونحوه جان باختن ==&lt;br /&gt;
ابراهیم احمد‌پوریان، فرزند عمر و خدیجه اهل سقز و متولد سقز، روستای شێخەڵە (شیخه‌له) که در تهران به‌عنوان کارگر روزمزد زندگی خود و خانواده‌اش را تامین می‌کرد. در دی‌ماه ۱۴۰۴، موج جدیدی از اعتراضات مردمی علیه حکومت با شعارهای «مرگ بر [[خامنه‌ای]]» و مطالبات گسترده اقتصادی-سیاسی شعله‌ور شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم احمدپوریان در ۱۸ دی ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶) در محله‌ی نازی‌آباد تهران، حین شرکت در تظاهرات، هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی از ناحیه سر، توسط نیروهای سرکوبگر رژیم قرار گرفت و بر اثر جراحات وارده به شهادت رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://kurdpa.net/fa/news/2026/01/45 تهران؛ ابراهیم احمدپوریان، شهروند کُرد اهل سقز و یکی دیگر از جانباختگان ۱۸ دی در تهران با شلیک گلوله-کوردپا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لازم بە ذکر است، این شهروند کُرد، متاهل و پدر دو فرزند بود.به شهادت رسید. نام او در فهرست رسمی لیست [[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|جانباختگان اعتراضات ۱۴۰۴]] با شماره ۷۳ ثبت شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== رویدادهای پس از شهادت =====&lt;br /&gt;
خانواده ابراهیم احمدپوریان پیکر او را در کهریزک پیدا کرده و بدون انجام روال اداری، پیکر او را به سقز بردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیکر این شهروند اهل سقز، شبانه و با حضور نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، لابه‌لای قبرهای قدیمی آرامستان «آیچی» به خاک سپرده شد. مراسم سوگواری او نیز دو روز بعد در یکی از مساجد سقز در فضایی کاملا امنیتی، برگزار شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranwire.com/fa/news-1/148144-%D8%A7%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D9%87-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B3%D9%82%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA/ احراز هویت سه کشته سقزی در اعتراضات-ایران وایر]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصاویر و ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، صحنه‌های شهادتش و سوگواری خانواده و دو فرزندش را نشان می‌دهد و به نمادی برای ادامه قیام تبدیل شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranhrs.org/%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85/ اسامی و مشخصات جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ این لیست به روز می‌شود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://hanahr.org/fa/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%DB%95-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF/ اعتراضات دی ماە/ جان باختن ابراهیم احمدپوریان شهروند کُرد در پی تیراندازی نیروهای سرکوبگر در تهران-هانا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این رویداد همزمان با موج کشتار گسترده در تهران رخ داد؛ چندین شهید دیگر نیز در همان روز و منطقه گزارش شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81_%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3&amp;diff=92860</id>
		<title>ائتلاف بین‌المللی برای آزادی دریانوردی در خلیج فارس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81_%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3&amp;diff=92860"/>
		<updated>2026-09-14T15:18:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox organization&lt;br /&gt;
| image               =پرونده:خلیج فارس.jpg&lt;br /&gt;
| alt                 =&lt;br /&gt;
| map                 = &lt;br /&gt;
| map_size            = 250&lt;br /&gt;
| map_alt             =&lt;br /&gt;
| map2_size           =&lt;br /&gt;
| map2_alt            =&lt;br /&gt;
| motto               =&lt;br /&gt;
| predecessor         =&lt;br /&gt;
| merged              =&lt;br /&gt;
| successor           =&lt;br /&gt;
| formation           = سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ (۲۰ اوت ۲۰۱۹)&lt;br /&gt;
| extinction          = &lt;br /&gt;
| type                = اتحاد نظامی&lt;br /&gt;
| status              = فعال&lt;br /&gt;
| purpose             = ضدتروریسم&lt;br /&gt;
| headquarters        = &lt;br /&gt;
| coords              = &lt;br /&gt;
| services            = &amp;lt;!-- Army, Air Force, Navy --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| language            = &lt;br /&gt;
| leader_title        = فرمانده&lt;br /&gt;
| leader_name         = ستاد فرماندهی ارتش آمریکا&lt;br /&gt;
| leader_name2        =&lt;br /&gt;
| leader_name3        =&lt;br /&gt;
| leader_title3       =&lt;br /&gt;
| leader_title4       =&lt;br /&gt;
| leader_name4        =&lt;br /&gt;
| board_of_directors  =&lt;br /&gt;
| key_people          =&lt;br /&gt;
| main_organ          =&lt;br /&gt;
| parent_organization =&lt;br /&gt;
| subsidiaries        =&lt;br /&gt;
| affiliations        =&lt;br /&gt;
| budget              =&lt;br /&gt;
| volunteers          =&lt;br /&gt;
| slogan              =&lt;br /&gt;
| remarks             =&lt;br /&gt;
| formerly            =&lt;br /&gt;
| footnotes           =&lt;br /&gt;
| caption             =&lt;br /&gt;
| name                = &lt;br /&gt;
| native_name         =ائتلاف بین المللی برای آزادی کشتی‌رانی در خلیج فارس &lt;br /&gt;
| native_name_lang    =&lt;br /&gt;
| named_after         =&lt;br /&gt;
| image_size          = 250&lt;br /&gt;
| map_caption         = عکس ماهواره‌ای از خلیج فارس&lt;br /&gt;
| map2                =&lt;br /&gt;
| map2_caption        =&lt;br /&gt;
| abbreviation        =&lt;br /&gt;
| founder             = دولت امریکا&lt;br /&gt;
| founding_location   =&lt;br /&gt;
| merger              =&lt;br /&gt;
| tax_id              = &lt;br /&gt;
| registration_id     = &lt;br /&gt;
| location            = خلیج فارس&lt;br /&gt;
| region              = جهانی&lt;br /&gt;
| products            =&lt;br /&gt;
| methods             =&lt;br /&gt;
| fields              =&lt;br /&gt;
| membership          = ۳۰ کشور جهان&lt;br /&gt;
| membership_year     =&lt;br /&gt;
| owner               = &lt;br /&gt;
| sec_gen             =&lt;br /&gt;
| secessions          =&lt;br /&gt;
| budget_year         =&lt;br /&gt;
| revenue             =&lt;br /&gt;
| revenue_year        =&lt;br /&gt;
| disbursements       =&lt;br /&gt;
| expenses            =&lt;br /&gt;
| expenses_year       =&lt;br /&gt;
| endowment           =&lt;br /&gt;
| staff               =&lt;br /&gt;
| staff_year          =&lt;br /&gt;
| volunteers_year     =&lt;br /&gt;
| mission             =&lt;br /&gt;
| website             = &lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;ائتلاف بین‌المللی برای آزادی دریانوردی در خلیج فارس&#039;&#039;&#039; طرحی است که دولت آمریکا برای حمایت‌ از کشتیرانی آزاد در خلیج فارس ارائه داده است. به‌دنبال کشتی‌ربایی جمهوری اسلامی ایران «جوزف دانفورد» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا روز سه شنبه خبر داد که واشنگتن در حال بررسی طرحی است که تحت آن ائتلاف نظامی بین‌المللی از آبراه‌های بین‌المللی نزدیک ایران و یمن حفاظت کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;آمریکا ائتلاف نظامی در خلیج فارس تشکیل [http://alwaght.com/fa/News/158153/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C% می‌دهد]&amp;lt;/ref&amp;gt; او گفت این کشور مایل است برای تضمین امنیت کشتیرانی در آب‌های خلیج فارس و تنگه های هرمز و باب المندب و همچنین مقابله با تهدیدهای ایران، یک ائتلاف بین المللی تشکیل بدهد.آمریکا اعلام کرد که از ۶۰ کشور برای حضور در این ائتلاف دعوت کرده است. بعد از تحولات دوماهه در این رابطه برایان هوک در در کنفرانس مطبوعاتی خود در روز سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ (۲۰ اوت ۲۰۱۹) از ابراز آمادگی ۳۰ کشور برای پیوستن به ائتلاف نظامی آمریکا به منظور حفاظت از کشتی‌ها در خلیج فارس خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;هوک: ۳۰ کشور آماده پیوستن به ائتلاف نظامی در خلیج فارس [https://www.dw.com/fa-ir/%D9%87%D9%88%DA%A9-%DB%B3%DB%B0-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%8 هستند]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اعلام اولیه آمریکا، دفتر نخست‎وزیری انگلیس هم گفت دولت لندن در حال رایزنی با واشنگتن برای ایجاد ائتلاف دریایی در خلیج فارس است &lt;br /&gt;
== ائتلاف بین‌المللی برای آزادی دریانوردی در خلیج فارس ==&lt;br /&gt;
به‌دنبال کشتی‌ربایی جمهوری اسلامی ایران و طرح آمریکا مبنی بر تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی برای آزادی دریانوردی در خلیج فارس، تعدادی از کشورها به آن پاسخ داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر طرح آمریکا لندن نیز دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸ پس از توقیف نفتکش بریتانیایی در تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران، پیشنهاد تشکیل یک ناوگان دریایی اروپایی برای تأمین امنیت کشتیرانی در خلیج فارس را مطرح کرد. سپس اعلام شد که فرانسه، ایتالیا و دانمارک موافقت اصولی خود را با این طرح اعلام کرده‌، آلمان، لهستان و سوئد به آن تمایل نشان داده و برخی از دیگر کشورهای اروپایی همچون هلند نیز در حال بررسی این پیشنهاد هستند. آمریکا از این طرح استقبال کرد&amp;lt;ref&amp;gt;استقبال آمریکا از تلاش &amp;quot;مکمل&amp;quot; اروپا برای تأمین امنیت خلیج [https://www.dw.com/fa-ir/iran/a-49739998 فارس]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== مواضع و پاسخ کشورها ===&lt;br /&gt;
بریتانیا: بریتانیا رسماً اعلام کرد به ائتلاف نظامی آمریکا برای امنیت دریایی در خلیج فارس می‌پیوندد. این خبر را دومینیک راب، وزیر امور خارجه بریتانیا اعلام کرده است. دولت بریتانیا می گوید در این ائتلاف نظامی که با هدف تضمین امنیت کشتیرانی تجاری در خلیج فارس شکل می‌‌گیرد آماده همکاری با ایالات متحده آمریکاست. بریتانیا گفته دیگر متحدان خود را نیز تشویق خواهد کرد تا به این ائتلاف بپیوندند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بریتانیا رسماً به ائتلاف نظامی آمریکا برای امنیت خلیج فارس [http://www.bbc.com/persian/iran-49236197 می‌پیوندد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استرالیا: نخست‌وزیر استرالیا اعلام کرد که آن کشور در ماموریت بین‌المللی تامین امنیت تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز مشارکت خواهد کرد. خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۳۰ مرداد (۲۱ اوت) با انتشار گزارشی از سیدنی از اعلام آمادگی استرالیا برای مشارکت در ماموریت بین‌المللی در آب‌های خلیج فارس خبر داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;اعلام آمادگی استرالیا برای مشارکت در ناوگان دریایی خلیج [https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86-% فارس]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کره‌ جنوبی: بعد از دیدار مارک اسپر وزیر دفاع آمریکا با همتای خود از کره جنوبی خبرگزاری رسمی کره جنوبی گزارش داد که سئول قصد دارد در پاسخ به درخواست پیوستن کره جنوبی به ائتلاف بین‌المللی برای آزادی دریانوردی در خلیج فارس، ۳۰۰ نیروی نظامی دیگر به خلیج عدن و آب‌های سومالی اعزام کند.&amp;lt;ref&amp;gt;اعزام گردان جدید نظامی کره جنوبی برای پیوستن به ائتلاف آمریکا در خلیج [https://ir.sputniknews.com/politics/201908135075511-%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8 فارس]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هند: همزمان با فراخوان خالد الفالح وزیر انرژی و منابع معدنی عربستان سعودی از واردکنندگان جهانی نفت برای محافظت از محموله های نفتی خود در تنگه هرمز، که در رسانه‌ها اعلام شد، هند نیز برای محافظت از کشتی‌های تجاری و نفتکش‌های خود دو کشتی جنگی را به آبهای منطقه خلیج فارس اعزام کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;پس از کره جنوبی ، هند هم به به ائتلاف بین‌المللی حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز [https://www.iranhomay.com/iran-from-the-world-view/%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%8C-%D9%87%D9%86%D8%AF-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%A8%DB%8C%D9%86/ پیوست]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لهستان: خبرگزاری آلمان روز جمعه 25 مرداد، از آمادگی لهستان برای مشارکت در ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا برای تامین امنیت کشتیرانی در خلیج فارس خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;لهستان در ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا برای مقابله با اقدامات دریایی ایران شرکت [https://www.kurdistan24.net/fa/news/fe6287c0-085b-4f29-8a0d-341df9bad3ee می‌کند]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحرین: بحرین به عنوان نخستین کشور خلیج فارس به ائتلاف دریایی آمریکا می پیوندد&amp;lt;ref&amp;gt;بحرین به عنوان نخستین کشور خلیج فارس به ائتلاف دریایی آمریکا می [https://fa.euronews.com/2019/08/19/bahrain-becomes-first-gulf-country-to-join-us-led-maritime-coalition پیوندد]&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 کویت: کویت از تشکیل ائتلاف بین‌المللی برای امنیت خلیج فارس حمایت کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«خالد الجارالله» معاون وزیر خارجه کویت گفت ما از تشکیل ائتلاف بین‌المللی برای تأمین امنیت دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز به ابتکار آمریکا حمایت می کنیم&amp;lt;ref&amp;gt;کویت از تشکیل ائتلاف بین‌المللی برای امنیت خلیج فارس حمایت [http://www.baeghtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-13/56913-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسرائیل: اسرائیل به ائتلاف بین‌المللی تحت امر آمریکا در خلیج فارس می‌پیوندد&amp;lt;ref&amp;gt;اسرائیل به ائتلاف بین‌المللی تحت امر آمریکا در خلیج فارس [https://www.asriran.com/fa/news/683158/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB می‌پیوندد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژاپن: یک مقام دولت ژاپن به خبرگزاری کیودو گفت که دولت این کشور قصد دارد با هدف حفظ رابطه با تهران و واشنگتن به جای تنگه هرمز به آب های یمن کشتی اعزام کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او گفته است که ژاپن در حال بررسی اعزام ناوشکن و هواپیمای نظارتی به این تنگه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلمان: هایکو ماس، وزیر امور خارجه آلمان، روز دوشنبه (۵ اوت) یک بار تاکید کرد که کشورش قصد پیوستن به یک نیروی دریایی بین المللی تحت فرماندهی آمریکا را ندارد. او گفت که آلمان خواهان تاسیس یک ائتلاف اروپایی برای تضمین امنیت کشتیرانی در خلیج فارس است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوزلند: نیوزلند با درخواست بریتانیا مخالفت کرد. روزنامه &amp;quot;نیوزلند هرالد&amp;quot; روز چهارشنبه ۲۱ اوت به نقل از ران مارک، وزیر دفاع نیوزلند اعلام کرده است که این کشور در ناوگان دریایی خلیج فارس شرکت نخواهد کرد. وزیر دفاع نیوزلند گفته است: «من هم اکنون به اطلاع آن‌ها رساندم که دو ناوچه ما در کانادا در دست تعمیر است. ما ظرفیتی برای اجرای این درخواست نداریم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یونان: یونان در ائتلاف بین‌المللی برای تأمین امنیت دریایی خلیج فارس شرکت نمی‌کند&amp;lt;ref&amp;gt;یونان در ائتلاف بین‌المللی برای تأمین امنیت دریایی خلیج فارس شرکت [https://iranintl.com/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1/%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA% نمی‌کند]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روسیه: روس ها در واکنش به اقدامات اخیر آمریکا و طرح آن ها برای ائتلاف دریایی، عنوان کردند که این ائتلاف برای فشار بر ایران خواهد بود تا صلح و امنیت.&amp;lt;ref&amp;gt;چین و روسیه به ائتلاف دریایی آمریکا در خلیج فارس ملحق می شوند!؟[https://shabtabnews.com/1398/05/18/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF/]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چین: به گزارش رادیو بین المللی چین،ابتکار آمریکا برای ایجاد ائتلاف نظامی در خلیج فارس در نهایت با واکنشی مثبت رو به رو شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;موضع چین درباره ایجاد ائتلاف نظامی در خلیج [https://mejalehhafteh.com/2019/08/08/%D9%85%D9%88%D8%B6%D8%B9-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE/ فارس]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D9%82%DB%8C&amp;diff=92859</id>
		<title>آیلار حقی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D9%82%DB%8C&amp;diff=92859"/>
		<updated>2026-09-14T15:13:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=آیلار حقی&lt;br /&gt;
|تصویر=آیلار حقی ۳.JPG&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=260px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد=۲۰ شهریور ۱۳۷۸&lt;br /&gt;
|محل_تولد=ملکان&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ=۲۵ آبان ۱۴۰۱ &lt;br /&gt;
|ملیت= ایرانی&lt;br /&gt;
|محل_مرگ= تبریز&lt;br /&gt;
|مدفن= آرامستان وادی رحمت تبریز&lt;br /&gt;
|علت مرگ= اصابت گلوله ساچمه‌ای به پشت سر&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
|همسر=&lt;br /&gt;
|والدین= }}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیلار&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;حقی&#039;&#039;&#039;، (زاده ۲۰ شهریور ۱۳۷۸ – درگذشته ۲۵ آبان ۱۴۰۱) شهروند اهل ملکان بود که روز ۲۵ آبان ۱۴۰۱، در جریان [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران|اعتراضات سراسری]] در شهر تبریز توسط مأموران جمهوری اسلامی به شهادت رسید. آیلار حقی دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی آزاد تبریز ورودی ۱۳۹۷ بود. شورای صنفی دانشجویان گزارش کرد که آیلار حقی دانشجوی پزشکی دانشگاه آزاد تبریز بوده است و در جریان اعتراضات این شهر در روز ۲۵ آبان، پیکر او را در شرایطی وخیم در یک ساختمان پیدا کردند و پیکر بی‌جان او به بیمارستان می‌برند ولی کاری از دست پزشکان ساخته نبود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابه گفته‌های دایی آیلار، وی دختری شاد، پرانرژی و سرشار از شور و علاقه به زندگی بود. وی در ادامه علت مرگ آیلار را،‌ شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای توسط نیروهای امنیتی اعلام کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://ir.voanews.com/a/iran-protests-aylar-haghi-death/6840592.html سایت صدای آمریکا فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;یکی از اقوام نزدیک آیلار روز جمعه، ۲۷ آبان، به رادیو فردا گفت: خانواده آیلار برای  تحویل جنازه فرزندشان تحت فشار نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار داشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای امنیتی از آن‌ها خواسته بودند که با امضای یک برگه، علت مرگ آیلار حقی را سقوط از ارتفاع اعلام کنند. او افزود «اکنون پدر آیلار تحت فشار برای اعتراف اجباری است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/32136330.html سایت رادیو فردا فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین رئیس پلیس آگاهی استان آذربایجان شرقی، ابراهیم محمودی، ادعا کرد آیلار، در «حادثه افتادن در محل گودبرداری جنب برج شهران تبریز» جان باخته‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرح واقعه شهادت آیلار حقی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:قادر فیضی لاله.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;پاسدار قادر فیضی لاله عامل تیراندازی به مردم در مراسم خاکسپاری آیلار حقی&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
آیلار حقی دانشجو و پرستار تبریزی در همراهی با قیام سراسری مردم ایران در روز ۲۵ آبان ۱۴۰۱ با حمله‌ی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی تیری ساچمه‌ای به پشت سرش به شهادت رسید. هر چند رژیم ایران علت مرگ او را سقوط از پشت بام اعلام کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خاکسپاری آیلار حقی ==&lt;br /&gt;
مراسم خاکسپاری آیلار، روز جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱ با حضور گسترده مردم در آرامستان وادی رحمت تبریز برگزار شد. نیروهای امنیتی تنها چند لحظه به مادر او اجازه دادند تا جنازه دخترش را در آغوش بگیرد. مردم و جوانان تبریزی شعارهایی چون «ما همه آیلار هستیم بجنگ تا بجنگیم»، «تسلیت، تسلیت»، «حقوق برای مزدور، مزدور برای کشتن» و «آذربایجان میلتی چکمز بو ذیلتی» (مردم آذربایجان این ذلت را تحمل نمی‌کند) سر دادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار آیلار حقی.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;مزار آیلار حقی در آرامستان وادی رحمت تبریز&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:۲ أیلار حقی.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;آیلار حقی در لباس پرستاری&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:حکم تعلیق دکتر شمسی عباس‌علیزاده.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;حکم تعلیق دکتر شمسی عباس‌علیزاده&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
نیروهای امنیتی به این مراسم حمله کرده و با باتوم مردم را کتک زدند. نیروهای امنیتی موتورسوار با باتوم به مردم حمله کرده و آنها را کتک زدند. پاسدار قادر فیضی لاله عضو سپاه پاسداران تبریز یکی از عوامل تیراندازی به مردم در این مراسم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مراسم چهلم آیلار حقی ===&lt;br /&gt;
مراسم چهلم آیلار حقی در روز ۶دی ۱۴۰۱ در آرامستان وادی رحمت با شرکت انبوه مردم برگزار شد. مردم در این مراسم شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند. نیروهای امنیتی به مراسم حمله کرده و پدر آیلار حقی را با ضرب باتوم و شوکر دستگیر کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== صحبت‌های پدر آیلار ====&lt;br /&gt;
سخنان پدر آیلار حقی در مراسم چهلم دخترش در تبریز: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«هم حیثیت آیدا زنده است و هم خودش، من شاید از خون او می‌گذشتم؛ از خدا می‌خوام از اون گزارشگر صدا و سیما که در عرض دو دقیقه هم بازجو شد هم قاضی شد و رأی داد و آبروی کل خانواده آیلار حقی را پایمال کرد، نگذرد. از خون دخترم نمی‌گذرم... این حسرت به دل مادرش مانده که لباس‌ها، کفش و گوشی دخترش را بگیرد. به من می‌گویند برو حق او را بگیر وقتی هیچ حقی در مملکت نیست من چطور می‌توانم حقش را بگیرم؟! به خدا سپردم».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranintl.com/202212270101 سایت ایران اینترنشنال فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انعکاسات شهادت آیلار حقی ==&lt;br /&gt;
بدنبال شهادت آیلار حقی در شهر زادگاهش مردم ضمن اعتصاب عمومی دست به قیام زده و خیابان‌های شهر ملکان به تسخیر جوانان شورشی درآمد. همچنین در تبریز همراه با اعتصابات گسترده دانشجویی، گرامی‌داشت شهادت آیلار توسط دانشجویان برگزار شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر شمسی عباس‌علیزاده، استاد گروه زنان دانشگاه علوم پزشکی تبریز، طی حکمی ظالمانه برای حمایت از دانشجویان و شرکت در این تجمع پس از قتل حکومتی آیلار حقی، از حضور و فعالیت در دانشگاه منع شد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیام خانم مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
خانم [[مریم رجوی]] طی پیامی در گرامیداشت شهادت آیلار حقی چنین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سلام بر آیلار حقی، قهرمان تبريز و آزاد حسین‌پور دلاور مهاباد و مراد بهراميان و مسلم هوشنگی فرزندان شجاع سميرم که امروز ايران آن‌ها را مشايعت می‌كند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فريادهای هيهات‌مناالذله و ”ما همه آیلار هستیم، بجنگ تا بجنگیم“ كه امروز آسمان  را پوشانده بود، فرياد مشترک همه مردم ايران است.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیام دوم خانم مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
همچنین به مناسبت چهلم آیلار حقی خانم مریم رجوی در توییتی نوشتند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«۴۰روز از شهادت آیلار حقی در شهر ستارخان گذشت. مردم قهرمان تبریز امروز برای تجدید عهد با او بر سر مزارش شعار دادند، «[[خامنه‌ای]] قاتله، ولایتش باطله». دور نیست روزی که جوانان دلاور و شورشگر، استبداد مذهبی را سرنگون و دموکراسی و حاکمیت مردم را جایگزین کنند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87&amp;diff=92858</id>
		<title>آیدین دولت‌خواه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87&amp;diff=92858"/>
		<updated>2026-09-14T15:11:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه|نام_شخص=آیدین دولت‌خواه|تصویر=آیدین دولتخواه1.jpg|عرض_تصویر=260px|توضیح_تصویر=آیدین دولت‌خواه، شهید قیام سراسری دی ۱۴۰۴|تاریخ_تولد=۲۰ مرداد ۱۳۸۲ (۲۲ ساله)|محل_تولد=رشت، استان گیلان|تاریخ_مرگ=۱۸ دی ۱۴۰۴|ملیت=ایرانی (گیلک‌تبار)|محل_مرگ=میدان سرگل، رشت|مدفن=مسجد دخانیات، رشت|علت مرگ=شلیک مستقیم از پشت توسط نیروهای حکومتی|شناخته‌شده برای=شهید [[اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]]|همسر=|والدین=}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیدین دولت‌خواه&#039;&#039;&#039;، (زاده ۲۰مرداد ۱۳۸۲، جان‌باخته‌ ۱۸دی ۱۴۰۴)، اهل رشت استان گیلان در شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی، در [[اعتراضات دی ۱۴۰۴|اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] مورد اصابت شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از پشت سر قرار گرفت و جان خود را از دست داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیدین بدون داشتن سلاحی، در حاشیه تجمع مسالمت‌آمیز معترضان در میدان سرگل رشت هدف قرار گرفت و در همان لحظه جان باخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعتراضات و اعتصابات از روز یکشنبه ۷ دی به دلیل عبور قیمت دلار از ۱۴۵۰۰۰ تومان و کاهش ارزش پول ملی آغاز شد و در برخی از شهرها از طرف نیروهای حکومتی به خشونت کشیده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://hengaw.net/fa/news/2026/01/article-104 گزارش هەنگاو از کشتە شدن هفت شهروند گیلک با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی اولیه و شهادت در قیام دی ۱۴۰۴ ==&lt;br /&gt;
آیدین دولت‌خواه در ۲۰ مرداد ۱۳۸۲ در شهر رشت زاده شد و شهروند گیلک‌تبار بود. او در جریان [[اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴]] که یکی از گسترده‌ترین خیزش‌های مردمی علیه رژیم [[ولایت فقیه]] به شمار می‌رود، در تجمعات مردم رشت شرکت داشت. بر اساس گزارش‌های حقوق بشری، او شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ (۹ ژانویه ۲۰۲۶) حدود ساعت ۲۰:۰۰، در میدان سرگل (سرگول) رشت، با شلیک مستقیم  توسط نیروهای بسیج کشته شد. گلوله از پشت اصابت کرده و از جلو خارج شده است، که بیانگر تیراندازی به معترضان غیرمسلح از پشت است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.instagram.com/p/DTfI6A1jKJn/ گزارش هیرکانی درباره آیدین دولت‌خواه - Hyrcani Human Rights Media]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DTyXwSblZtK/ یادبود آیدین دولت‌خواه - صدای شما]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استان گیلان و به ویژه رشت در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی شاهد یکی از خونین‌ترین سرکوب‌ها بود. سازمان حقوق بشری هه‌نگاو گزارش داده که تا آن زمان ۹۰ شهروند گیلک کشته شده‌اند، شامل زنان و کودکان. شهادت آیدین بخشی از این سرکوب گسترده است که برخی آن را «کشتار در تاریکی دیجیتال» نامیده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.instagram.com/p/DT_SVdFjl-M/ گزارش حقوق بشری هه‌نگاو درباره سرکوب در گیلان - سازمان حقوق بشری هه‌نگاو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.independentpersian.com/tv/ایران/آیدین-دولتخواه،-معترض-۲۲-ساله-به‌ضرب-گلوله-نیروهای-سرکوبگر-در-رشت-کشته-شد-MfdETVjm آیدین دولتخواه، معترض ۲۲ ساله به‌ضرب گلوله نیروهای سرکوبگر در رشت کشته شد - ایندیپندنت فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیکر آیدین در مسجد دخانیات رشت دفن شد. گزارش‌های شاهدان عینی و رسانه‌های مستقل این واقعه را تأیید کرده‌اند، در حالی که روایت رسمی رژیم ممکن است آن را انکار یا به عوامل دیگر نسبت دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranintl.com/202601181335 روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد» - ایران اینترنشنال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== یادبودها و تأثیر ==&lt;br /&gt;
پس از شهادت، ویدیوهایی از آیدین منتشر شد که او را در حال ضبط اعتراضات نشان می‌دهد. او در شبکه‌های اجتماعی به عنوان نماد مقاومت جوانان گیلان یاد می‌شود، با شعارهایی مانند «راه آنها تا آزادی ادامه دارد». این یادبودها فراخوانی برای حمایت جهانی از مبارزه ایرانیان علیه دیکتاتوری مذهبی است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DTyXwSblZtK/ یادبود آیدین دولت‌خواه - صدای شما]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهادت آیدین دولت‌خواه، مانند دیگر شهدای قیام، محکومیت مماشات با رژیم را برمی‌انگیزد و عزم مردم ایران را برای سرنگونی استبداد و برقراری دموکراسی  تقویت می‌کند.&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AF%D8%A7_%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C&amp;diff=92857</id>
		<title>آیدا رستمی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AF%D8%A7_%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C&amp;diff=92857"/>
		<updated>2026-09-14T14:51:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=آیدا رستمی&lt;br /&gt;
|تصویر=آیدا رستمی.JPG&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=260px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد=۲۵ تیر ۱۳۶۵&lt;br /&gt;
|محل_تولد=گرگان&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ=۲۱ آذر  ۱۴۰۱ &lt;br /&gt;
|ملیت= ایرانی&lt;br /&gt;
|محل_مرگ=تهران &lt;br /&gt;
|مدفن= &lt;br /&gt;
|علت مرگ= قتل توسط نیروهای امنیتی&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
|همسر=&lt;br /&gt;
|والدین= }}&#039;&#039;&#039;آیدا رستمی، &#039;&#039;&#039; (زاده‌ی ۲۵ تیر ۱۳۶۵ ـ  درگذشت ۲۱ آذر ۱۴۰۱) پزشکی بود که در جریان قیام سراسری ۱۴۰۱ به اتهام کمک به مجروحین اعتراضات ربوده و سپس کشته شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیدا رستمی در تهران روز ۲۱ آذر ۱۴۰۱ مفقود شد و جسد او یک روز بعد با ادعای تصادف به خانواده تحویل داده شد، به گفته خانواده او  آثار شکنجه روی بدن و صورت او مشخص بود و بخشی از اعضای بدن وی را تخلیه کرده‌ بودند. آیدا برای مداوای مجروحین [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران]] به مناطق غربی تهران و شهرک اکباتان تردد داشت. رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی پس از پخش خبر کشته‌ شدن او مدعی شدند که این پزشک خود را از پل هوایی به پایین پرتاب کرده‌ است. &lt;br /&gt;
==سوابق فعالیت آیدا رستمی==&lt;br /&gt;
آیدا رستمی، در ۱۰ سالگی پدرش را از دست داد، اما علیرغم تمام مشکلات زندگی، پزشک شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و روزی که پروانه طبابت در تهران برایش توسط پست ارسال شد، خبر کشته شدنش را به مادرش دادند. او اولین شهید شهرک اکباتان در [[اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ ایران|قیام ۱۴۰۱]] است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جمعیت امام علی در باره‌ی سوابق فعالیت خانم آیدا رستمی، در رشته تویبت‌های خود نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«خانم آیدا رستمی از پزشکان داوطلب جمعیت بوده و با گروه درمان این مؤسسه در زلزله کرمانشاه، معاینات کودکان در محلات حاشیه و لیگ پرشین، فعالیت‌های درمانی انسان دوستانه زیادی داشتند... مرگ مشکوک دکتر آیدا رستمی ما را در غمی بزرگ و اندوهی عظیم فرو برد. عاملان این جنایت روزی در دادگاه صالح مجازات شوند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفقود شدن آیدا رستمی ===&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۱ دکتر آیدا رستمی پس از پایان شیفت کاری، ساعت ۷ عصر در بیمارستان چمران تلفنی با مادرش صحبت کرد تا ببیند او چیزی نیاز دارد یا خیر، پس از این تلفن از (میدان آرژانتین) دیگر اثری از او پیدا شد. خانواده او جستجو برای یافتن او را آغاز کردند اما بی‌نتیجه ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفته می‌شود او در همین روز یعنی ۲۱ آذر پس از مداوای چند مجروح برای تهیه‌ی برخی از اقلام پزشکی مانند گاز استریل و باند پانسمان  از خانه یکی از مجروحان خارج و سوار خودروی شخصی‌ خود می‌شود تا به یکی از داروخانه‌های شبانه‌روزی برود، اما دیگر هرگز به اکباتان برنمی‌گردد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ظهر روز سه‌شنبه از کلانتری اکباتان با خانواده آیدا رستمی تماس گرفته شد. در نامه‌ای که به این خانواده ارسال شد گفته شده است که او در اثر تصادف جان باخته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پزشکی قانونی خانواده آیدا متوجه آثار شکنجه بر پیکر وی شد. یکی از چشم‌های آیدا بطور کامل تخلیه شده و بخیه خورده بود. همچنین یک طرف صورت او له شده و آثار کبودی در پیکر او دیده می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نقل از خانواده آیدا رستمی در پزشکی قانونی بصورت محرمانه به آن‌ها گفته شده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«... به آن‌ها دستور داده شده است علت واقعی مرگ آیدا اعلام نشود. گفته بودند دخترشان بر اثر تصادف فوت نشده است، او را کشته‌اند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خانواده اصرار داشتند که جنازه باید به گرگان منتقل شود، چون آن‌ها اصالتا گرگانی هستند. در ابتدا مخالفت شد و گفتند باید در همین بهشت‌زهرا و سریع دفن شود اما خانواده‌اش گفتند: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«خود آیدا رستمی هم بارها گفته بود که اگر روزی فوت کرد، می‌خواهد جنازه‌اش را در گرگان به خاک بسپارند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;با وجود این‌که به صورت مخفیانه به آن‌ها اطلاع دادند که دخترشان در شب حادثه مورد آزار و شکنجه قرار گرفته و سپس کشته شده است اما باز هم خانواده آیدا رستمی از نیروی انتظامی درخواست کردند که محل تصادف دخترشان و خودروی او را به آن‌ها نشان دهند. ولی، نه تنها مکان این تصادف از سوی [[نیروی انتظامی جمهوری اسلامی|نیروی انتظامی]] معرفی نشد حتی خودروی آیدا رستمی را هم به خانواده‌اش نشان ندادند؛ خودرویی که می‌تواند دلیل چگونگی فوت پزشک ناشناس اکباتان را مشخص کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://melliun.org/iran/343758 سایت ایران وایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبر جان باختن آیدا رستمی، پزشک ۳۶ ساله در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های گسترده‌ای به دنبال داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما خبرگزاری میزان این موضوع را رد کرد و گفت خانم رستمی در جریان مشاجره با مردی که او را می‌شناخته از پل عابر به پایین افتاده است.[[پرونده:مزار آیدا رستمی.JPG|بندانگشتی|&#039;&#039;&#039;تصویری از مزار آیدا رستمی در گرگان&#039;&#039;&#039;]]&lt;br /&gt;
== خاکسپاری آیدا رستمی==&lt;br /&gt;
پیکر بی‌جان آیدا رستمی را خانواده‌اش یک روز بعد، چهارشنبه ۲۳ آذر، به زادگاه او، یعنی شهر گرگان، انتقال دادند و در امامزاده عبدالله این شهر به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
===مراسم هفتم آیدا رستمی ===&lt;br /&gt;
مراسم هفتم دکتر آیدا رستمی، پزشک معترضان زخمی، روز سه‌شنبه، ۲۹ آذرماه، با حضور گسترده مردم برسر مزارش در گرگان به تجمع ضد حکومتی با  شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «این گل پرپرشده، هدیه به میهن شده» و «آیدای ما رو بردن، جنازه‌اش رو آوردن» تبدیل شد. همزمان اعتصاب پزشکان، دستیاران و دانشجویان پزشکی در شهرهای مختلف درحال گسترش بود و ازجمله، در روز سه‌شنبه، دانشجویان و دستیاران پزشکی بیمارستان رسول اکرم تهران برای دومین روز اعتصاب کردند. مردم با حضور گسترده برسر مزار آیدا رستمی، در امامزاده عبدالله گرگان مراسم هفتم او را به تجمعی اعتراضی علیه جمهوری اسلامی تبدیل کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم با سردادن شعار «آیدای ما رو بردن، جنازه‌اش رو آوردن»، «مرگ بر دیکتاتور»، «هیز تویی، هرزه تویی، زن آزاده منم» و «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» سر دادند و ضمن رد ادعاهای حکومتی درباره نحوه مرگ این پزشک جوان، بر کشته‌شدن او به‌دست نیروهای امنیتی تاکید کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.independentpersian.com/node/292381/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B6%D8%AF-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%9B-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8 سایت فارسی ایندیپندنت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
===پیام خانم مریم رجوی===&lt;br /&gt;
به مناسبت شب هفتم دکتر آیدا رستمی خانم [[مریم رجوی]] پیامی را در حساب توییتری خود نشر دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مردم دلاور گرگان درمراسم هفتم آيدا رستمی باشعار ”خامنه‌ای قاتله“خواهان سرنگونی حکومت اعدام وشکنجه شدند. آیدای قهرمان به جرم مداوای مجروحان قیام، زیر شکنجه‌های وحشیانه به شهادت رسید. از عموم پزشكان وانجمن‌های پزشكی‌می‌خواهم اين جنايت شنيع رامحكوم كنند.»&amp;lt;ref&amp;gt;حساب توییتری مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AF%D8%A7_%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=92856</id>
		<title>آیدا حیدری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%AF%D8%A7_%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C&amp;diff=92856"/>
		<updated>2026-09-14T14:50:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
|نام_شخص=آیدا حیدری&lt;br /&gt;
|تصویر=آیدا حیدری1.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر=260px&lt;br /&gt;
|توضیح_تصویر=آیدا حیدری&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد=۱۳۸۳&lt;br /&gt;
|محل_تولد=نامعلوم&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ=۱۸ دی ۱۴۰۴&lt;br /&gt;
|ملیت=ایرانی&lt;br /&gt;
|محل_مرگ=تهران- میدان صادقیه&lt;br /&gt;
|مدفن=نامعلوم&lt;br /&gt;
|علت مرگ=شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومتی به قفسه سینه&lt;br /&gt;
|شناخته‌شده برای=جانباخته اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، دانشجوی پزشکی&lt;br /&gt;
|همسر=&lt;br /&gt;
|والدین=&lt;br /&gt;
|تاریخ تولد=۱۳۸۳&lt;br /&gt;
|تاریخ مرگ=۱۸دی ۱۴۰۴&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آیدا حیدری،&#039;&#039;&#039; (زاده ۱۳۸۳-جان‌باخته ۱۸ دی ۱۴۰۴) دانشجوی ۲۱ ساله رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در تهران با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان باخت. وی ورودی سال ۱۴۰۱ این دانشگاه محسوب می‌شد و مرگ او واکنش‌های گسترده‌ای در جامعه دانشگاهی و سازمان‌های حقوق بشری ایجاد کرد.&lt;br /&gt;
== پیشینه ==&lt;br /&gt;
آیدا حیدری دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود و در سال ۱۴۰۱ وارد این دانشگاه شد. وی در ویدیوهایی که پس از مرگش منتشر شد، در حال تدریس مباحث شیمی برای کنکور نشان داده شده است. خانواده و نزدیکان او را فردی هنردوست، اهل مطالعه و بدون وابستگی به گروه‌های سیاسی توصیف کرده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DUa2BYfEil9 اینستاگرام، ژانویه ۲۰۲۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://wncri.org/fa/%D8%A2%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C شورای ملی مقاومت ایران، ۷ بهمن ۱۴۰۴]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DUYtnzpABdE اینستاگرام، ژانویه ۲۰۲۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== شهادت ==&lt;br /&gt;
در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، آیدا حیدری شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در اعتراضات میدان صادقیه تهران هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت. طبق گزارش‌ها، گلوله جنگی به قفسه سینه وی اصابت کرد و منجر به مرگ وی شد. پیکر او چهار روز بعد به خانواده تحویل گردید و رسانه‌های حکومتی تلاش کردند نقش نیروهای امنیتی را انکار کنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/p/DTniLxxAny5 اینستاگرام منوتو، دی ۱۴۰۴]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DUYx6Ncj9IS اینستاگرام، ژانویه ۲۰۲۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== پیامدها ==&lt;br /&gt;
نام آیدا حیدری در فهرست [[جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴|جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]] سایت ایران‌پدیا در ردیف ۸۱ ثبت شده است. دانشگاه علوم پزشکی تهران اطلاعیه تسلیت منتشر کرد و دانشجویان این دانشگاه در دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ تجمع اعتراضی برگزار کردند که با شعارهایی علیه رهبر جمهوری اسلامی همراه بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان‌های حقوق بشری مرگ وی را نمونه‌ای از جنایت علیه بشریت دانستند. خانواده وی تحت فشار برای پذیرش روایت رسمی قرار گرفتند و خواهرش در پیامی نوشت: «منو ببخش آبجی، ببخش که بیدارت کردم گفتم بریم بیرون و ببخش که خودم خوابوندمت واسه همیشه».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/reel/DT-qbXwjsfR اینستاگرام، ژانویه ۲۰۲۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:6&amp;quot;&amp;gt;[https://www.instagram.com/p/DT7wD2CDk50 اینستاگرام، ژانویه ۲۰۲۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:7&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranntv.com/960811-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DB%B3%DB%B8%D8%AA%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%82 سیمای آزادی، ۲۴ دی ۱۴۰۴]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:8&amp;quot;&amp;gt;[https://www.facebook.com/SimayAzadi/posts/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DB%B3%DB%B8-%D8%AA%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-/1286707709935090 فیسبوک سیمای آزادی، دی ۱۴۰۴]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;:9&amp;quot;&amp;gt;[https://x.com/iranpediawiki/status/2018776900668125386 توییتر، ژانویه ۲۰۲۶]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B2%D8%A8%D8%B1%D8%AA&amp;diff=92855</id>
		<title>آنی ازبرت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D8%B2%D8%A8%D8%B1%D8%AA&amp;diff=92855"/>
		<updated>2026-09-14T14:48:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =آنی ازبرت&lt;br /&gt;
| نام               =&lt;br /&gt;
| تصویر             =پرونده:آنی ازبرت1.JPG|بندانگشتی|آنی ازبرت&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =آنی ازبرت&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۹۶۲ میلادی&lt;br /&gt;
| زادگاه            = اكس‌آن‌پروانس - فرانسه &lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = مرداد ۱۳۶۷&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تهران ـ زندان اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              = فرانسوی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =فرانسوی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            = دانشجوی بیولوژی‌- لیسانس پرستاری&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =در فرانسه&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| فرزندان&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039; آنی ازبرت&#039;&#039;&#039; در سال ۱۹۶۲ میلادی (۱۳۴۱) در «اكس‌آن‌پروانس» فرانسه چشم به جهان گشود.‌ او دانشجوی رشته بیولوژی بود. آنی ازبرت پس از پایان تحصیلات و گرفتن مدرک لیسانس پرستاری هوادار سازمان مجاهدین شد و در آذرماه ۱۹۸۷ میلادی (۱۳۶۶) در انجمن دانشجويان مسلمان فرانسه به‌طور تمام‌وقت به‌كار پرداخت. آنی ازبرت در سال ۱۹۸۷ میلادی (۱۳۶۶) در جریان تبعید گروهی از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران به گابن، توسط دولت فرانسه از جمله پناهندگان شرکت کننده در اعتصاب غذای اعتراضی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنی ازبرت در سال ۱۹۸۸میلادی (۱۳۶۷) در عملیات «فروغ جاویدان» که سازمان مجاهدین خلق ایران علیه رژیم حاکم بر ایران انجام داد داوطلبانه شرکت کرد و مسئولیت مراقبت و پرستاری از مجروحان را بر عهده گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنی ازبرت در منطقه «سیاخور» هنگام عقب نشینی نیروهای مجاهدین  حاضر به بازگشت به عقب نشینی نشد. آنی ازبرت در همانجا مجروح شده و به اسارت نیروهای رژیم ایران درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنی ازبرت پس از اسارت توسط رژیم ایران به تهران منتقل شده و تحت شکنجه‌های بسیار شدید قرار گرفت تا در هم شکسته و حاضر به موضع‌گیری علیه سازمان مجاهدین شود. آنی ازبرت پس از مقاومت بسیار زیر شکنجه توسط پاسداران رژیم ایران تیرباران شد. رژیم ایران بدلیل ملاحظات سیاسی با دولت فرانسه به دروغ اعلام کرد که آنی ازبرت حین انتقال به بیمارستان بر اثر جراحت در گذشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  آشنایی آنی ازبرت با مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:آنی ازبرت2.JPG|بندانگشتی|آنی ازبرت قبل از پیوستن به مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
آنی ازبرت دانشجوی رشته بیولوژی بود. او پس از پایان تحصیلات و گرفتن مدرک لیسانس پرستاری هوادار سازمان مجاهدین شد و در دسامبر۱۹۸۷ میلادی ( آذرماه۱۳۶۶) در انجمن دانشجويان مسلمان فرانسه به‌طور تمام‌وقت به فعالیت پرداخت. آنی ازبرت در سال ۱۹۸۷ میلادی(۱۳۶۶) در جریان تبعید گروهی از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران به گابن، توسط دولت فرانسه، به دفاع از مجاهدین خلق پرداخته و در اعتصاب غذای آنان شرکت کرد. موضوعی‌که می‌توانست منجر به از دست رفتن جان وی شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنی ازبرت در مورد علت پیوستنش به مبارزات مردم ایران می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;« آرمان انساني مرا از چارچوب خطوطي كه بر زمين رسم شده گذر داده است و من ميجنگم براي براي محو سبعيت در هركجا كه باشد» &amp;lt;ref&amp;gt;[http://margbarkhomaini.blogspot.com/2015/11/blog-post.html وبلاگ مرگ بر خمینی مقاله «ایران-مجاهد شهید آني ازبرت - زنی آزاده از فرانسه»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آنی ازبرت در عملیات فروغ جاویدان ==&lt;br /&gt;
آنی ازبرت در سال ۱۹۸۸ میلادی (۱۳۶۷) در عملیات «فروغ جاویدان» که سازمان مجاهدین خلق ایران علیه رژیم حاکم بر ایران انجام داد داوطلبانه شرکت و مسئولیت مراقبت و پرستاری از مجروحان را بر عهده گرفت. آنی ازبرت به همراه بسیاری از زنان و مردان مجاهد در عملیات فروغ جاویدان وارد خاک ایران شد. او در منطقه «سیاخور» پس از تهاجم نیروهای رژیم ایران به این منطقه مجروح شد اما حاضر به به بازگشت نشد و در عین مجروحیت بازگشت به عقب نشد، در آنجا مجروح شد و به اسارت درآمد. پاسداران رژیم ایران او را به تهران برده و به‌منظور درهم شکستن و ندامت، او را تحت وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها قرار دادند و هنگامی‌که نتوانستند مقاومت آنی را در هم بشکنند او را تیرباران و سپس به دروغ اعلام کردند که آنی حین انتقال به بیمارستان بر اثر جراحتی که داشته در‌گذشته است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«او هنگام شهادت۲۶ ساله بود و چهارسال از حضور او در کنار مجاهدین خلق می‌گذشت». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنی ازبرت دروصیت نامه‌اش در مورد شرکت در عملیات [[فروغ جاویدان]] می‌‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
« &#039;&#039;&#039;میروم برای آنکه آسمان آبی شود…برای آنکه پرندگان شادابتر شوند، برای آنکه همه کودکان لبخند برلب داشته باشند&#039;&#039;&#039;».&amp;lt;ref&amp;gt;سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران مقاله «[http://women.ncr-iran.org/fa/1394/08/26/%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86%D9%8A-%D8%A7%D8%B2%D8%A8%D8%B1%D8%AA/ زنی قهرمان از فرانسه که به یاری مقاومت ایران شتافت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== از زبان دوستان آنی ازبرت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:آنی ازبرت3.JPG|بندانگشتی|آنی ازبرت در صحنه‌ای از عملیات فروغ جاویدان]]&lt;br /&gt;
یکی از دوستان آنی ازبرت در مورد وی می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;ایشان را یکبار در سال ۶۱ وقتی در مارسی دانشجو بودند و ما برای کار تبلیغی به آنجا رفته بودیم دیدم و آشنا شدم . اما درست در روز سوم عملیات [[فروغ جاویدان]] وقتی که مجروح شدم و در کنار جاده روی یک تکه موکت گذاشته شده بودم در هنگام حمله پاسداران آنی که پرستاری خوانده بود و در کسوت پرستار ارتش آزادیبخش انجام وظیفه می‌کرد بالای سرم آمد و گفت: «بلند شو بیا برویم بالای آن تپه». درصحنه نبرد پاسداران به ما حمله کرده بودند و در واقع در کمین افتاده بودیم. آنی ازبرت بسیار با آرامش بود  او مرا می شناخت و به اسم صدایم کرد و کمکم کرد و به بالای تپه برد بعد زخمم را نگاه کرد و کیفش را که حمایل بخود داشت باز کرد و یک روسری زاپاس در آورد و زخمم را بست و سپس چند مسکن بهم داد تا تسکینی برای دردم باشد . درگیری شدید شده بود بعد از چند دقیقه خواهر سوسن ( عذار علوی طالقانی ) فرمان داد که زخمی ها همه بیایند سوار خودرو شوند و به کرند بروند ؛من فکر کردم بهرحال وی فرانسوی است به او گفتم آنی من یک نارنجک دارم با من بیا (چون مجروح بودم ) تا زنده دستگیر نشویم ! او خنده ای کرد و گفت من نیاز ندارم و همین جا می مانم و اگر کسی زخمی شد کمک می‌کنم ... آرامشی در چهره آنی بودعلیرغم اینکه ایشان فرانسوی بود و صحنه های درگیری ندیده بود اما انگار همه این صحنه ها را از قبل و حتی سخت ترش را تصمیم گرفته بود که بایستد، کما اینکه بعدها که استقامت وی در زیر شکنجه در تاریخ مقاومت مردم ایران تا ابد خواهد درخشید. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نامه‌ی سوفان چان به آنی ازبرت ==&lt;br /&gt;
سوفان‌چان با نام مستعار فاطمه یک زن چینی الاصل بود که پیش از آنی ازبرت به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوسته بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی در نامه‌ای به آنی ازبرت نوشته است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;خواهر عزيزم آنی؛&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;چطوری، اميدوارم شاد و سلامت باشی. امروز صبح ساعت ۵:۳۰ برای نماز بيدار شدم و به سرم زد كه نامه‌‌ای برای تو بنويسم. برای تو كه خواهرم هستی و اخيراً شروع به كار برای اين سازمان زيبا يعنی مجاهدين كرده‌ای&amp;lt;/blockquote&amp;gt;[[پرونده:سوفان چان1.JPG|بندانگشتی|&amp;lt;blockquote&amp;gt;سوفان چان مان به همراه دخترش&amp;lt;/blockquote&amp;gt;]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;سازمان مجاهدين حقيقتاً يك سازمان باورنكردنی است كه تمام تئوريها را به عمل كشيده است و گام‌به‌گام هر چه را كه در زمينه‌ی تكامل و انقلاب به ديگران موعظه كرده، خود در عمل پياده نموده است. هر گاه می‌شنوم كه كسی وارد اين سازمان شده احساس گرما و شادی می‌كنم، به‌خصوص اگر آن فرد مانند من و تو يك خارجی باشد و بخواهد به اين شیوه‌ی زندگی گام نهد. باور كن كه تصميم تو مبنی بر كمك به خلق صحيح است. من شخصاً هرگز از اين‌كه به اين راه گام نهادم تا در راه خلق و خدا بجنگم پشيمان نشده‌ام همواره زمانی را كه وارد سازمان شدم به‌ياد دارم و اين‌كه چقدر انطباق با محيط و يا عادت كردن به دوری از همسر برای روزها و هفته‌ها و شايد ماهها سخت بود. اولين چيزی كه به ذهنم خطور می‌كرد فدا بود. فدا كردن برای منفعت ديگران، فدا كردن در راه خلق، فدا كردن برای عزيزترين كسانمان. كلمه‌ی فدا در گوشهايم طنين می‌انداخت. مسعود و مريم نمونه‌های خوبی هستند. در انقلاب ايدئولوژيكی، مجاهدين معنای واقعی فدا را نشان دادند. برادر مسعود و خواهر مريم رهبران من هستند . در انقلاب ايدئولوژيك آنها به ما معنای واقعی فدا، فدا در راه خلق و انقلاب را آموختند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;ما همه در اين‌جا در راه خلق و خدا كار می‌كنيم و در زندگی روزمره همه‌ی ما چيزهایی فدا می‌كنيم. اما همه‌ی ما هميشه خوشحال و راضی هستيم چرا كه می‌دانيم برای چه فدا می‌كنيم و مقصد همه‌مان يكی است. جامعه‌‌ای كه حتماً از همه‌ی ما راجع به آن شنيده‌ای، جامعه‌ای كه در آن گرسنگی و سركوب وجود ندارد، جامعه‌ی سرشار از عشق و وحدت الهی...&amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد شماره۴۵۱ ـ سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۷۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;خواهرت فاطمه ۸۷.۴.۲&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:انقلابیون و کنشگران بین‌المللی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88&amp;diff=92850</id>
		<title>آندره مالرو</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88&amp;diff=92850"/>
		<updated>2026-09-14T13:58:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده&lt;br /&gt;
| نام = آندره مالرو&lt;br /&gt;
| تصویر = آندره مالرو.jpg&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر = &lt;br /&gt;
| نام اصلی = ژرژ-آندره مالرو&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت = رمان، مقاله، نظریه هنر، خاطرات&lt;br /&gt;
| ملیت = فرانسوی&lt;br /&gt;
| تاریخ تولد = {{تولد|۱۹۰۱|۱۱|۳}}&lt;br /&gt;
| محل تولد = پاریس، فرانسه&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ = {{مرگ و سن|۱۹۷۶|۱۱|۲۳|۱۹۰۱|۱۱|۳}}&lt;br /&gt;
| محل مرگ = کرتی‌یه-سن-آندره، فرانسه&lt;br /&gt;
| علت مرگ = آمبولی ریوی&lt;br /&gt;
| مدفن = پانتئون پاریس (از ۱۹۹۶)&lt;br /&gt;
| پیشه = نویسنده، نظریه‌پرداز هنر، ماجراجو، سیاستمدار، وزیر فرهنگ&lt;br /&gt;
| سال‌های نویسندگی = ۱۹۲۱–۱۹۷۶&lt;br /&gt;
| سبک نوشتاری = اگزیستانسیالیسم، رمان انقلابی، فلسفه هنر&lt;br /&gt;
| کتاب‌ها = وضعیت انسانی، امید، صداهای سکوت، ضدمذکرات&lt;br /&gt;
| همسر = کلارا گلدشمیت (۱۹۲۱–۱۹۴۷)، مادلن مالرو (۱۹۴۸–۱۹۶۶)&lt;br /&gt;
| فرزندان = سه فرزند (دو پسر در جنگ کشته شدند)&lt;br /&gt;
| جوایز = جایزه گونکور (۱۹۳۳)، مدال مقاومت، لژیون دونور&lt;br /&gt;
| علت شهرت = رمان‌نویسی انقلابی، نظریه «موزه خیالی»، وزارت فرهنگ فرانسه&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفته از = فریدریش نیچه، فئودور داستایوفسکی، اسپنگلر&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاشته بر = نویسندگان اگزیستانسیالیست، نظریه‌پردازان هنر مدرن&lt;br /&gt;
| وبگاه =&lt;br /&gt;
| امضا = André Malraux signature.svg&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آندره مالرو&#039;&#039;&#039; (به فرانسوی: André Malraux؛ ۳ نوامبر ۱۹۰۱ – ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان، نظریه‌پردازان هنر و سیاستمداران فرانسوی قرن بیستم بود. او با رمان‌های انقلابی مانند وضعیت انسانی (برنده جایزه گونکور ۱۹۳۳) و امید (۱۹۳۷)، و آثار نظری هنر مانند مجموعه روان‌شناسی هنر و صداهای سکوت، شهرت جهانی یافت. مالرو زندگی پرهیجانی داشت: از کاوش‌های باستان‌شناسی در کامبوج و مبارزه ضداستعماری در هندوچین تا فرماندهی اسکادران هوایی در جنگ داخلی اسپانیا و مقاومت علیه نازی‌ها در جنگ جهانی دوم. او نماد انسان مدرن در جستجوی معنا در جهانی پر از بحران بود و هنر را به عنوان شورش علیه مرگ و فراموشی توصیف می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران پس از جنگ، مالرو به شارل دوگل پیوست و از ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه شد. او با ایجاد خانه‌های فرهنگ، پاکسازی بناهای تاریخی و دموکراتیزه کردن دسترسی به هنر، تأثیر ماندگاری بر سیاست فرهنگی گذاشت. دیدگاه‌های او از کمونیسم اولیه به گولیسم تحول یافت، اما همیشه ضدفاشیسم و انسان‌گرایی در مرکز بود. مالرو مفهوم «موزه خیالی» را ابداع کرد که هنر جهانی را فراتر از مرزها متحد می‌سازد. مرگ او در ۷۵ سالگی پایان عصر یک متفکر ماجراجو بود، اما میراثش در ادبیات، فلسفه هنر و سیاست فرهنگی فرانسه زنده ماند. خاکسترش در ۱۹۹۶ به پانتئون منتقل شد، نماد قدردانی ملت از خدماتش.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite web |url=https://www.theguardian.com/books/2001/nov/03/artsandhumanities.highereducation |title=André Malraux: The art of being human |publisher=The Guardian |date=2001-11-03 |accessdate=2025-12-26}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی اولیه و جوانی ==&lt;br /&gt;
آندره مالرو در ۳ نوامبر ۱۹۰۱ در محله‌ای کارگری پاریس به دنیا آمد. پدرش فرنان مالرو، دلال بورس بود که در ۱۹۳۰ خودکشی کرد، و مادرش برت لامی. والدین زود جدا شدند و مالرو توسط مادر، مادربزرگ و عمه‌اش بزرگ شد. او از کودکی با مشکلات عصبی (تیک‌های شدید، احتمالاً سندرم تورت) دست و پنجه نرم می‌کرد، اما این مانع جاه‌طلبی‌هایش نشد. تحصیلات رسمی‌اش محدود بود؛ زود مدرسه را ترک کرد اما خودآموخته شد و ساعت‌ها در کتابخانه‌های عمومی پاریس غرق کتاب بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نوجوانی به ادبیات و هنر شرق علاقه‌مند شد. تحت تأثیر نیچه، داستایوفسکی و نویسندگان فرانسوی مانند پروست قرار گرفت. اولین نوشته‌هایش در ۱۹۲۰ درباره کوبیسم منتشر شد. در ۱۹۲۱ با کلارا گلدشمیت، زن یهودی ثروتمند، ازدواج کرد که حمایت مالی برای ماجراجویی‌هایش فراهم کرد. در ۱۹۲۳ به هندوچین رفتند تا معابد خمر را کاوش کنند، اما مالرو به جرم برداشتن مجسمه‌های باستانی دستگیر شد. این ماجرا او را به مبارز ضداستعماری تبدیل کرد و دوستان ادبی‌اش مانند آندره ژید برای آزادی‌اش تلاش کردند. بازگشت به فرانسه با دیدگاه‌های چپ‌گرایانه همراه بود.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite web |url=https://www.encyclopedia.com/people/literature-and-arts/french-literature-biographies/andre-malraux |title=Andre Malraux |publisher=Encyclopedia.com |accessdate=2025-12-26}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ماجراجویی‌های آسیایی و فعالیت‌های سیاسی اولیه ==&lt;br /&gt;
دهه ۱۹۲۰ مالرو را به شرق کشاند. او در سایگون روزنامه ضداستعماری منتشر کرد و از استقلال‌طلبان ویتنامی حمایت کرد. تجربیاتش در چین (شاهد انقلاب ۱۹۲۵–۱۹۲۷) منبع رمان‌های آسیایی‌اش شد: فاتحان (۱۹۲۸) و راه سلطنتی (۱۹۳۰) که شکست انقلاب را روایت می‌کنند. این آثار او را به شهرت رساندند و تم‌های اگزیستانسیال – مبارزه انسان با سرنوشت – را معرفی کردند.&lt;br /&gt;
با ظهور نازیسم، مالرو ضدفاشیست شد. در ۱۹۳۴ به برلین رفت تا علیه سرکوب کمونیست‌ها اعتراض کند. در جنگ داخلی اسپانیا (۱۹۳۶–۱۹۳۹) برای جمهوری‌خواهان جنگید و اسکادران هوایی &amp;quot;اسپانیا&amp;quot; را فرماندهی کرد، با هواپیماهای قدیمی علیه فرانکو. رمان امید از این تجربیات الهام گرفت و حماسه مبارزه را به تصویر کشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جنگ جهانی دوم به ارتش فرانسه پیوست، اسیر نازی‌ها شد اما فرار کرد و به مقاومت پیوست. کد نامش &amp;quot;کلنل برژه&amp;quot; بود و در آزادسازی آلزاس نقش داشت. دو پسرش در مقاومت کشته شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite web |url=https://apollo-magazine.com/the-many-lives-of-andre-malraux/ |title=The many lives of André Malraux |publisher=Apollo Magazine |date=2020-11-03 |accessdate=2025-12-26}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آثار ادبی و رمان‌های انقلابی ==&lt;br /&gt;
آندره مالرو در دهه ۱۹۳۰ به اوج ادبی رسید. رمان وضعیت انسانی (La Condition humaine، ۱۹۳۳) شاهکار اوست که انقلاب شکست‌خورده کمونیست‌ها در شانگهای ۱۹۲۷ را روایت می‌کند. شخصیت‌های اصلی – مانند کاتوف، تروریست روس، و چن، انقلابی چینی – در میان خیانت، مرگ و ایدئولوژی مبارزه می‌کنند تا معنا بیابند. این رمان جایزه گونکور را برد و مالرو را به صدای نسل ضدفاشیست تبدیل کرد. تم اصلی: انسان در وضعیت تراژیک، جایی که عمل انقلابی تنها راه مقاومت علیه پوچی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رمان بعدی روزهای تحقیر (Le Temps du mépris، ۱۹۳۵) درباره زندانی کمونیست در زندان نازی‌هاست و برادری انسانی را ستایش می‌کند. امید (L&#039;Espoir، ۱۹۳۷) حماسی از جنگ اسپانیا است: داستان خلبانان، مبارزان و روشنفکران در برابر فرانکو. مالرو این رمان را با فیلم مستند امید (که خودش کارگردانی کرد) همراه کرد. پس از جنگ، رمان‌نویسی را کنار گذاشت و به خاطرات و نظریه هنر روی آورد، اما درختان والنوت آلتنبورگ (Les Noyers de l&#039;Altenburg، ۱۹۴۳) ناتمام ماند و درباره جنگ جهانی اول است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite web |url=https://fivebooks.com/best-books/andre-malraux-olivier-todd/ |title=The Best André Malraux Books |publisher=Five Books |accessdate=2025-12-26}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite web |url=https://www.theparisreview.org/blog/2016/11/23/malraux-at-large/ |title=Malraux at Large |publisher=The Paris Review |date=2016-11-23 |accessdate=2025-12-26}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران پساجنگ، ضدمذکرات (Antimémoires، ۱۹۶۷) نیمه‌خودزندگی‌نامه‌ای است: خاطرات دیدار با مائو، نهرو و دوگل، با تأملات فلسفی درباره تاریخ و هنر. این کتاب سبک نوآورانه‌ای دارد – ترکیبی از خاطره، مقاله و رمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نظریه‌پردازی هنر و مفهوم موزه خیالی ==&lt;br /&gt;
پس از جنگ جهانی دوم، مالرو از رمان به فلسفه هنر روی آورد. مجموعه سه‌جلدی روان‌شناسی هنر (۱۹۴۷–۱۹۴۹) هنر را نه زیبایی‌شناختی صرف، بلکه متافیزیکی می‌داند: هنر پاسخ انسان به مرگ و فراموشی است. او می‌گوید هنرمندان با خلق آثار جاودانه، علیه سرنوشت شورش می‌کنند.&lt;br /&gt;
کتاب صداهای سکوت (Les Voix du silence، ۱۹۵۱) گسترش همین ایده‌هاست: هنر جهانی یک زبان مشترک است که فرهنگ‌ها را متحد می‌کند. مالرو مفهوم انقلابی «موزه خیالی» (musée imaginaire) را معرفی کرد – موزه‌ای بدون دیوار که با عکس، بازتولید و کتاب، آثار هنری از غارهای لاسکو تا مجسمه‌های آفریقایی را کنار هم قرار می‌دهد. این ایده پیش‌بینی‌کننده اینترنت و دسترسی دیجیتال به هنر بود.&lt;br /&gt;
سایر آثار هنری: دگرگونی خدایان (۱۹۵۷) و متامورفوز خدایان (۱۹۷۴–۱۹۷۶) درباره هنر غیرغربی و تحول نمادهای مذهبی به هنری سکولار. مالرو هنر را نیروی ضدسرنوشت می‌دانست و تأثیرش بر نظریه‌پردازان مدرن مانند والتر بنیامین مشهود است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite web |url=https://arthistorians.info/malrauxa/ |title=Malraux, André |publisher=Dictionary of Art Historians |accessdate=2025-12-26}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزارت فرهنگ و فعالیت‌های سیاسی دیرینه ==&lt;br /&gt;
در ۱۹۴۵ مالرو به شارل دوگل نزدیک شد و از گولیسم حمایت کرد – تحولی از چپ‌گرایی اولیه. دوگل او را در ۱۹۵۸ به دولت آورد و در ۱۹۵۹ اولین وزیر امور فرهنگی فرانسه کرد (تا ۱۹۶۹). مالرو فرهنگ را ابزار اتحاد ملی دانست و اصلاحات بزرگی کرد: ایجاد «خانه‌های فرهنگ» در شهرهای کوچک برای دسترسی عموم به تئاتر، موسیقی و نمایشگاه؛ پاکسازی بناهای تاریخی از دود صنعتی (مانند لوور و نوتردام)؛ حمایت از سینما (جشنواره کن) و حفاظت میراث. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او مخالف شکنجه فرانسه در جنگ الجزایر بود و از استقلال مستعمرات حمایت کرد. در ۱۹۶۵ به چین رفت و با مائو دیدار کرد. پس از استعفا، به نوشتن ادامه داد و از حقوق بشر دفاع کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite web |url=https://www.culture.gouv.fr/en/The-Ministry/History-of-the-Ministry/Andre-Malraux-1959-1969 |title=André Malraux (1959-1969) |publisher=French Ministry of Culture |accessdate=2025-12-26}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی شخصی، مرگ و میراث ==&lt;br /&gt;
مالرو دو بار ازدواج کرد: اول با کلارا (طلاق ۱۹۴۷)، سپس مادلن (تا مرگ او در ۱۹۶۶). سه فرزند داشت؛ دو پسر در مقاومت کشته شدند. زندگی شخصی‌اش پر از بحران بود: افسردگی، اعتیاد به مواد و مشکلات سلامتی.&lt;br /&gt;
در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۶ بر اثر آمبولی ریوی درگذشت. ابتدا در ورریر-له-بویسون دفن شد، اما در ۱۹۹۶ خاکسترش به پانتئون منتقل گردید – افتخار نادر برای یک نویسنده. میراث مالرو چندوجهی است: الهام‌بخش برای اگزیستانسیالیست‌ها مانند سارتر، پیشگام دموکراتیزه کردن فرهنگ، و نظریه‌پرداز هنر جهانی. در ۲۰۲۵، ایده‌های او درباره موزه دیجیتال و مبارزه فرهنگی همچنان فعال است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{cite web |url=https://www.franceculture.fr/personne/andre-malraux |title=André Malraux |publisher=France Culture |accessdate=2025-12-26}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:نویسندگان و شاعران جهان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9_%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=92849</id>
		<title>آندرانیک آساتوریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9_%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=92849"/>
		<updated>2026-09-14T13:55:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| عنوان             = &lt;br /&gt;
| نام               =آندرانیک آساطوریان&lt;br /&gt;
| تصویر             =آندرانیک آساتوریان.jpg&lt;br /&gt;
| زادروز            =  شهریور ۱۳۲۰&lt;br /&gt;
| زادگاه            = همدان&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۳ اسفند ۱۳۹۳ &lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =لس‌آنجلس، کالیفرنیا&lt;br /&gt;
| علت مرگ           =سرطان&lt;br /&gt;
| آرامگاه           =لس آنجلس&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = همدان، اهواز، تهران، لس‌آنجلس&lt;br /&gt;
| ملیت              = [[ارمنی‌های ایران|ایرانی ارمنی‌تبار]]&lt;br /&gt;
| نام‌های دیگر       = آندو&lt;br /&gt;
| پیشه              = [[آهنگساز]] و [[تنظیم (موسیقی)|تنظیم‌کننده]]&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =۱۳۲۹-۱۳۹۳&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    = موسیقی پاپ ایران&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = مبدع ریتم ۶و۸ شیکاگویی&lt;br /&gt;
| سبک               = پاپ ایرانی&lt;br /&gt;
| لقب               =جاودانه فروغ هنر و مقاومت&lt;br /&gt;
| جنبش              = عضو [[شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
| دین               =مسیحی&lt;br /&gt;
| مذهب              =ارمنی&lt;br /&gt;
| آثار              =مرد نستوه،پرنده و....&lt;br /&gt;
| همسر              =آیدا آساتوریان&lt;br /&gt;
| فرزندان           =سه فرزند دختر&lt;br /&gt;
}}&#039;&#039;&#039;آندرانیک آساطوریان، معروف به آندرانیک&#039;&#039;&#039; (زاده ۵ شهریور ۱۳۲۰ همدان، درگذشته  یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳ لس‌آنجلس) هنرمند ارمنی، نوازنده، آهنگساز ،تنظیم کننده و مشهور به پدر موسیقی پاپ ایرانی بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://deslo-piano.com/2017/05/18/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86/ زندگی نامه آندرانیک آساتوریان]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/arts/2015/02/150221_u04_asaturian_obituary آندرانیک، هنرمندی که مهر ورزید و بی مهری دید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از تولد آندرانیک،خانواده وی به اهواز مهاجرت کردند. او از ۹ سالگی به موسیقی روی آورده و در ۱۸ سالگی در تهران به تحصیلات در زمینه موسیقی پرداخت.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://deslo-piano.com/2017/05/18/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86/ زندگی نامه آندرانیک آساطوریان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آندرانیک آساطوریان در سال ۱۳۵۶ برای تحصیل در رشته‌ی موسیقی فیلم به همراه خانواده به لس‌آنجلس رفت. او پس از انقلاب و با روی کار آمدن جمهوری اسلامی دیگر به ایران بازنگشت و تا پایان عمر در آمریکا زندگی کرد. او آهنگساز و تنظیم کننده‌ی بسیاری از ترانه‌های مشهور موسیقی پاپ ایران است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.citytomb.com/biographies/Andranik_Assatourian/fa آندرانیک آساطوریان]&amp;lt;/ref&amp;gt; بسیاری از ترانه‌های خوانندگان مشهوری چون داریوش، ابی، معین، گوگوش و ... توسط آندرانیک ساخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین آندرانیک آساتوریان مواضع سیاسی سختی علیه جمهوری اسلامی داشت. او از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران و تا پایان عمر عضو شورای ملی مقاومت ایران بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.youtube.com/watch?v=FV5yTsuAF-o زندگينامه آندرانيك آساطوريان تاريخچه مجسم نيم قرن هنر و موسيقی ايران-مصاحبه با آندرانیک تایم‌کد:8:03]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوستان و آشنایان این هنرمند مردمی او را بصورت خودمانی آندو صدا می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه زندگی آندرانیک ==&lt;br /&gt;
آندرانیک در ۵ شهریور ۱۳۲۰ در همدان بدنیا آمد و تا هجده سالگی در اهواز زندگی می‌کرد و از هجده سالگی به تهران مهاجرت نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فعالیت‌های اولیه ===&lt;br /&gt;
او پس از سفر به تهران در سن ۱۸ سالگی وارد مدرسه موسیقی شد. در این رابطه می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«از ۹سالگی به موسیقی روی آوردم. در ۱۸سالگی به تهران رفتم تا در آنجا به تحصیلاتم در رشته موسیقی ادامه دهم. در تهران به هنرستان عالی موسیقی رفتم. اما وقتی خواستم نام‌نویسی کنم، به من گفته شد که به‌دلیل این‌که سنم بالاست، می‌بایست در نوبت شبانه ثبت‌نام کنم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم در شیفت شب نام‌نویسی کردم و از ساعت ۴ تا ۸ بعدازظهر به کلاس می‌رفتم و به این ترتیب تحصیلات موسیقی را در این هنرستان ادامه دادم. بعد از فعالیت‌های بسیار در موسیقی، وارد ارکستر پاپ رادیو تلویزیون شدم و رهبری آن را به مدت دو سال به‌عهده گرفتم.»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://deslo-piano.com/2017/05/18/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86/ زندگی نامه آندرانیک آساتوریان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مهاجرت به امریکا ===&lt;br /&gt;
آندرانیک یک سال پیش از پیروزی [[انقلاب ضد سلطنتی]]، در سال ۱۹۷۸ برای تحصیل در رشته موسیقی فیلم راهی آمریکا شد. این سفری بدون بازگشت بود زیرا امکان ادامه‌ی فعالیت با حاکمیت جمهوری اسلامی برای وی دیگر ممکن نبود. تاثیر این غربت در آثار ابتدایی او پس از مهاجرت دیده می‌شود؛ &amp;quot;همخونه&amp;quot; از نخستین کارهای آندو در غربت بود که [[اردلان سرفراز]] شعر آنرا سروده بود و ویگن و هایده به صورت دوصدایی آنرا خواندند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آمریکا در رشته موسیقی فیلم و موسیقی جاز تحصیل کرد. از اولین آهنگ‌هایی که وی در آمریکا تنظیم و ساخت آنرا به عهده گرفته ترانه‌ای با نام «منو ببخش» می‌باشد که توسط ابی اجرا شد. این آهنگ از اولین آهنگ‌های فارسی زبان بود که در امریکا ضبط و تنظیم می‌شد. پس از آن وی آهنگ‌های بسیار دیگری چون قصه‌ی ما، روزای روشن و دهها ترانه‌ی دیگر برای اغلب خوانندگان ایرانی ساخت.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.youtube.com/watch?v=JxqlWRqLWwY مستند آندرانیک ( آندو) پدر تنظیم موسیقی پاپ ایران-مصاحبه با ابی- تایم کد25:47]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آندرانیک اثری را نیز خودش به عنوان آهنگساز، تنظیم کننده و خواننده اجرا کرد؛ ترانه‌ای به نام &amp;quot;مادرم&amp;quot; که همایون هوشیارنژاد شعر آنرا سرود و رافی خاچاطوریان ویدئویی از آن تهیه کرد. &amp;quot;مادرم&amp;quot; یکی از غمگین‌ترین آثار اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== هواداری از سازمان مجاهدین  ===&lt;br /&gt;
از اواسط دهه ۱۹۹۰ آندرانیک بصورت حرفه‌ای شروع به فعالیت در راستای برنامه‌های [[شورای ملی مقاومت ایران]] کرد و با تنظیم آثار جاودان خانم [[مرضیه]] و برنامه‌هایی که به نفع [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] در اروپا و آمریکا به روی صحنه ‌رفت این کار را ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این همکاری با سازمان مجاهدین خلق هم شروع و اعلام شد. آندو در برنامه‌‎های گوناگون این سازمان شرکت می‌کرد و با خوانندگان مجاهدین همکاری نزدیکی داشت. این موضوع در لس‌آنجلس باعث شد تا شماری از دوستان و همکاران آندرانیک از او فاصله بگیرند. اما آندرانیک مصممانه فعالیت‌های خود را در مقاومت ایران ادامه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عضویت در شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
سرانجام آندرانیک آساتوریان در سال  ۱۳۷۷ به عضویت شورای ملی مقاومت ایران درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمتی از مصاحبه آندو با سیمای آزادی در مورد آشنایی‌اش با مجاهدین ومقاومت ایران:&amp;lt;blockquote&amp;gt;تا این‌که گذشت و گذشت و اگر اشتباه نکنم سال ۱۹۹۳ یا ۹۴ بود که یک روز همین طور که در خانه داشتم تلویزیون تماشا می‌کردم، یکدفعه حین عوض کردن کانال، نگاهم به یک کانال ایرانی افتاد. داشتم به این کانال نگاه می‌کردم که یکی از دوستانم شروع کرد به استنطاق کردن که: «تو چرا رفتی با مجاهدین؟ چرا این کارها را می‌کنی؟ چرا آن کارها را کردی؟!»...، واقعاً مرا با این حرفهایش به‌عصبانیت رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هم در عوض تلفن را برداشتم و به خانهٴ آن دوست عزیز، که در همان کانال ایرانی دیده بودم؛ و شاید نیاز نباشد که اسم او را بیاورم، زنگ زدم و به او گفتم: «فلانی، من آندرانیک هستم و به‌عنوان یک پیش‌کسوت موسیقی می‌خواهم به‌تو تبریک بگویم که با بچه‌های مجاهد رفتی».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او گفت: «به به!… راست می‌گی؟» گفتم: «آره راست می‌گم. چون تنها کسی که الآن دارد برای آزادی مردم در ایران می‌جنگد، فقط مجاهدین هستند، کس دیگری نیست». او هم گفت: «به تو تبریک می‌گم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به آن دوست گفتم: «احیاناً شما با بچه‌های مجاهد در ارتباط هستید و با هم صحبت می‌کنید، از قول من به ‌آنها بگویید که در این راه مقدسی که دارید می‌روید، من هم اگر کمکی از دستم بر بیاید، می‌خواهم با شما باشم و خیلی خوشحال می‌شوم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی دو روز بیشتر طول نکشید که برادر عزیزم طاهر سعیدی به من تلفن کرد و گفت: «آقای آندرانیک، شنیدم که شما می‌خواهید با ما همکاری کنید». به او گفتم: «بله، دیگر افتخاری بالاتر از این نمی‌شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد قرار شد من هم در آن جشنی که در پاریس برگزار شد، که ویگن و خیلی از خواننده‌های دیگر هم در آن حضور داشتند، شرکت کنم.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مجری: جشن همبستگی.&amp;lt;blockquote&amp;gt;آندرانیک: بله، بله بارک الّله! مسئولان جشن از من خواستند که ۷ آهنگ را برای این جشن تنظیم کنم. این کار یک ماه طول کشید و من آنها را برای ارکستر تنظیم کردم. اگر یادتان باشد ارکستر بسیار بزرگی بود، تقریباً شبیه به یک ارکستر کوچک سمفونی کلاسیک. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول این یک‌ماه بارها و بارها حس می‌کردم که این صحبت‌هایی که از مجاهدین می‌شنوم، خیلی فرق می‌کند با ۵۳سالی که من زندگی کرده‌ام. (دارم از آن ۲۰سال پیش صحبت می‌کنم که آن موقع ۵۳سالم بود). می‌دیدم که خیلی چیزها فرق می‌کند؛ از صحبت‌هایی که می‌کنند، سطح تحصیلات بچه‌ها و خیلی چیزهای دیگر، خیلی فرق می‌کرد و من بسیار مشتاق شدم بفهمم یک مجاهد چه کار می‌کند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مجری: چه فرقی در آنها می‌دیدید؟ &amp;lt;blockquote&amp;gt;آندرانیک: صحبتهایشان با بقیه خیلی فرق می‌کرد و این سطح تحصیلات آنها را نشان می‌داد. چون اگر کسی تحصیلات نداشته باشد، از طرز صحبت کردنش معلوم می‌شود. در حالی‌که از صحبت‌های آنها معلوم بود که تحصیلات و شعور بالایی دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به هر صورت، من این ۷ آهنگ را تنظیم کردم و قرار شد به پاریس بروم. اتفاقاً روزی که به پاریس رسیدم، همان روز ارکستر در حال تمرین بود. در آنجا آقای طاهر سعیدی به من گفت: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«آندرانیک جان، تمرین این ارکستر با شماست، ولی اجازه بدهید که آقای محمد شمس آن را رهبری کند. چون محمد شمس از پله اول با مجاهدین بوده». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من گفتم: «خیلی از این موضوع هم خوشحالم، چون آمدن من به این‌جا به قول آمریکایی‌ها ”بیزینس“ نیست. چون من آمده‌ام این‌جا که کمکی کرده باشم و هیچ مسأله‌یی نیست. بنابراین آن شب آقای شمس ارکستر را رهبری کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن شب، شب بسیار خوبی بود. به‌طور خاص که خانم رجوی هم تشریف آوردند و به ما گل دادند و من از دست ایشان گل گرفتم. در یک کلام بخواهم بگویم در این یک ماه که با بچه‌ها صحبت می‌کردم، تقریباً عاشق شدم. عاشق بچه‌های مجاهد شدم.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;[[پرونده:آندرانیک آساطوریان در هنگام رهبری ارکستر.JPG|جایگزین=آندرانیک آساطوریان در هنگام رهبری ارکستر.JPG|بندانگشتی|آندرانیک آساطوریان در هنگام رهبری ارکستر]]&lt;br /&gt;
مجری: جشن همبستگی در پاریس را، که همبستگی هنرمندان با مردم ایران در راه آزادی بود، چگونه دیدید؟ با توجه به این‌که شما بسیاری از جشنها و مراسم را از نزدیک دیده‌اید و با چنین جشنهایی آشنایی دارید.&amp;lt;blockquote&amp;gt;آندرانیک: ببینید، این را به تعارف نمی‌گویم، از واقعیتی که دیده‌ام دارم می‌گویم. از همان روز که طاهر سعیدی با من صحبت کرد و بعد از آن هم در این یک‌ماه بارها و بارها با من صحبت کرد، او می‌خواست ببیند چه اتفاقی در من افتاده و خلاصه چقدر حاضر به همکاری هستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من این حس را داشتم که ایشان دیسیپلین مخصوصی دارند. معتقدم که یک سازمانی که دیسیپلین داشته باشد، به نتیجه کارش خواهد رسید. در شب جشن هم که من در بین تماشاچیان بودم، این دیسیپلین را حس کردم. می‌دیدم که یک کار جدی است. برای این‌که من سالهای سال در کنسرت‌های مختلف بودم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همیشه رهبری ارکسترهای بزرگ را برعهده داشتم. ولی این کنسرت یک چیز دیگر بود، دیسیپلین مخصوص خود را داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در شب جشن من خیلی خوشحال بودم. در یک کلام بخواهم بگویم، به‌خاطر آشنایی‌ام با مجاهدین، خیلی خوشحال بودم. چون بالاخره آن راهی را که می‌خواستم، به آن رسیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من بایستی همرزم مجاهدین باشم، چون همیشه می‌خواستم به ملتم خدمت کنم. جز خدمت هم هیچ کاری تا کنون از من سر نزده است. من موسیقی را یاد گرفتم به‌خاطر این‌که مردم وطنم موسیقی بهتری داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا باید ملت ایتالیا، اسپانیا، آمریکا و جاهای دیگر موسیقی خوبی داشته باشند، ولی ما هنوز در موسیقی اندر خم یک کوچه باشیم. من سعی کردم که فرهنگ موسیقی‌مان را غنی کنم. همین کار را هم کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌دانید که من سالهای سال طبق استاندارد آمریکایی در موسیقی کار کردم. به موسیقی آمریکایی و ایتالیایی و حتی اسپانیایی، آشنایی داشتم. بنابراین سعی کردم موسیقی ما هم به آن سمت کشیده شود و من این کار را کردم و در این زمینه خیلی پیشرفت حاصل شد. بیشتر مردم هم واقعاً خوششان آمده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یک کلام بخواهم بگویم، از سالهای گذشته که این افتخار را پیدا کردم که عضو شورای ملی مقاومت بشوم، به یک خانوادهٴ بزرگ متصل شدم. الآن که ۷۳سال دارم، زندگی من به تمام و کمال به بچه‌های مجاهدم، به خواهران و برادران مجاهدم بسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من روزهایی هم در اشرف بودم. همان‌طور که برادر مسعود گفت: «یک، دو، سه، صد، هزار اشرف می‌سازیم»، حتماً هم می‌سازیم و در این شکی نیست. من عاشق این بچه‌ها هستم، اینها خانوادهٴ بزرگ من هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آندرانیک: با تمام زندگی‌ام آن را ساختم. آخر اشرف یک شهر فراموش نشدنی است. ما این شهر را دوباره باید بسازیم. من به خواهر مریم گفتم که وقتی به ایران برسیم، شما خیلی کار خواهید داشت، ولی من یک قطعه زمینی پیدا می‌کنم و یک اشرف دیگر را در آنجا می‌سازیم و خودمان هم در آن زندگی می‌کنیم. البته می‌دانم که خیلی‌ها هم دوست دارند بیایند داخل آن زندگی کنند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مجری: آقای آندرانیک، در ایران آزاد فردا خیلی‌ها به‌کار و مسئولیت و به هنر و عواطف شما نیاز دارند.[[پرونده:از آخرین تصاویر آندو.png|alt=از آخرین تصاویر آندارانیک |بندانگشتی|از آخرین تصاویر آندارانیک ]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;آندرانیک: بله، من تا هستم، یعنی تا زنده هستم، این کار را خواهم کرد. تا به آخر با این فامیل و خانوادهٴ بزرگ خود خواهم بود و به امید خدا ما آزادی را برای ایران به ارمغان خواهیم آورد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;[[پرونده:آندرانیک آساطوریان.jpg|جایگزین=آندرانیک آساطوریان|بندانگشتی|آندرانیک آساطوریان]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;همین جا می‌خواهم از هواداران خوب و بی‌نظیرمان به‌خاطر کارهای بزرگی که می‌کنند، تشکر کنم. آنها روزی در ایران آزاد فردا به‌خاطر کمکهایی که به بچه‌های مجاهد کردند، به خود خواهند بالید. چرا؟ چون آن روز معلوم می‌شود که آنها چه کار کردند و با کمکهایشان چه اتفاقی افتاد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن روز مملکت آزاد و پیشرفته‌یی خواهند داشت و هیچ بعید نیست که به سطح آمریکا برسیم. آخر ما از یک فرهنگ خوب و غنی برخورداریم. ما در فرهنگ پیشتازیم و شک ندارم و بارها و بارها گفته‌ام که با مجاهد، ایران به گلستان تبدیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mojahedin.org/news/151337/] - مصاحبه آندو با سیمای آزادی-سایت مجاهد&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;از سال ۲۰۰۷ آندرانیک با ناراحتی‌های جسمی درگیر بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== درگذشت آندرانیک ==&lt;br /&gt;
آندرانیک آساتوریان، آهنگساز، رهبر ارکستر و استاد برجسته موسیقی، هنرمند بزرگ و انقلابی میهن‌مان و عضو شورای ملی مقاومت ایران، دوست بزرگ مجاهدان اشرفی، در اولین ساعت‌های بامداد روز سوم اسفند ۱۳۹۳ پس از یک نبرد سخت با بیماری سرطان، در سن ۷۳سالگی در بیمارستانی در لس‌آنجلس درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او که بیش از ۵۰سال کار هنری در کارنامه پربار خود دارد و خالق بسیاری از آثار جاودان هنری است، پس از روی کارآمدن دیکتاتوری دینی، راه تبعید و مخالفت با جمهوری اسلامی را در پیش گرفت و به خلق آثار ارزنده هنری خود ادامه داد. به‌راستی تاریخچهٴ مجسم نیم قرن هنر و موسیقی ایران در وجود آندرانیک جاودانه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آندرانیک نقشی بی‌بدیل در ارتقاء موسیقی هارمونیک در ایران، به‌خصوص در موسیقی پاپ داشت تا آنجا که همه اساتید و دست‌اندرکاران موسیقی، او را پدر موسیقی پاپ ایران نام نهادند. بدون شک نام آندرانیک به‌عنوان یکی از مفاخر ارزشمند هنری تا ابد بر تارک ایران‌زمین خواهد درخشید.[[پرونده:دختر آندو.jpg|alt=دختر آندرانیک |بندانگشتی|دختر آندرانیک ]]آندرانیک از اوایل دهه ۷۰ به همکاری با سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت پرداخت و بارها به دیدار آنها در اشرف رفت. وی در سال ۱۳۷۷ به عضویت شورای ملی مقاومت ایران درآمد. او خودش را مجاهد اشرفی می‌نامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آندرانیک در آخرین پیام خود برای مجاهدان اشرفی که روز ۲۱بهمن ۱۳۹۳ از بیمارستان فرستاد، نوشت: «از محبت‌های شما در این دوران بیماری بی‌نهایت سپاسگزارم. منهم یک اشرفی هستم پرافتخارترین و زیباترین روزهای زندگی‌ام، روزهایی است که با شما بودم و برای شما سرودم و آهنگ ساختم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در دریای محبت‌های شما، درد بیماری را بهتر تحمل می‌کنم و از همه همرزمان شورایی خواهران و برادران مجاهدم که در این دوران لحظه‌به‌لحظه با من هستند ممنونم... .. من همواره به همه گفته‌ام که یک اشرفی مجاهد هستم و اشرفی مجاهد خواهم ماند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mojahedin.org/news/151121/] - درگذشت آندو -سایت مجاهد&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بزرگداشت آندرانیک آساتوریان ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دختر آندو:&#039;&#039;&#039; نمی‌دانم چه‌طور باید ۴۶سال را در چند جمله خلاصه کنم و تصمیم گرفتم فقط یک شعر بسرایم. «هدیه خدا».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرگز با تو وداع نخواهم کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چون می‌دانم این پایان نیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و تو در میان دوستان وفادارت حضور داری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خوشحالم که درد و رنجت کوتاه بود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو شایستهٴ همین بودی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا به آخر جنگیدی و اکنون هر کدام راه خود را طی می‌کنیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اکنون خاطرات زیبایمان را با خود دارم[[پرونده:آندرانیک اشرفی.jpg|جایگزین=آندرانیک اشرفی|بندانگشتی|آندرانیک آساطوریان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از یک روح مهربان که با افتخار تمام او را «بهترین پدر» دنیا می‌نامیدم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همواره سخنان تو را به یاد خواهم داشت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این یادآوری تو که باید برای همه اهمیت قائل باشیم و همه را تا به آخر دوست داشته باشیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو میراثی را از خود بر جای گذاشتی که کلمات قادر به بیانش نیستند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌دانم که خدا با حضور و مرحمتش به تو پاداش می‌دهد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آرزو می‌کنم که این یک رویا باشد و بیدار شوم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی می‌دانم که باید با دعا به خدا رو بیاورم، همان «بزرگترین هدیه» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدر عزیز از تو متشکرم، برای این‌که بهترین بودی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در انتظار دیدار مجدد و در آغوش‌ کشیدن تو هستم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدار ما در بهشت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آرزوی پدرم این بود که موسیقی را برای قلب‌ها بنوازد. وقتی او را در حال نواختن پیانو می‌دیدم، انگار انگشتانش با کلیدهای ساز در هم می‌آمیخت و قلبم سرشار از عشق او می‌شد. پدر از تو متشکریم که یک روز، یک لحظه و یک زندگی کامل را با ما گذراندی. خاطراتت همواره در قلبم باقی خواهد ماند، تا روزی که دوباره همدیگر را ببینیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این ترانه‌یی است که با پدرم می‌خواندیم. خالص‌ترین قلب و مهربان‌ترین مرد، پدر من یک موزیسین، انسان‌دوست، انقلابی و یک دوست و همسر مادر گرانقدرم، پدر سه دختر بسیار خوش‌شانس، پدربزرگ هفت فرزند، هرگز فراموش نخواهی شد و همیشه تو را دوست خواهیم داشت تا روزی که دوباره با هم دیدار کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دعای کشیش&#039;&#039;&#039;:&#039;&#039;&#039; خدایا، به این‌جا آمده‌ایم تا زندگی آندو را گرامی بداریم، یک مرد بسیار خوب، با استعدادهای متعدد. او به کشورش، به مردمش، به خانواده و دوستانش عشق می‌ورزید. خدایا، او مردی بود که با رفتنش قلب همهٴ آنهایی را که او را می‌شناختند، جریحه‌دار کرد. پس به خانواده و دوستانش برکت بده، دستانت را به آنها بده و به قلب‌هایشان صلح و آرامش عطا کن.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/151766] - بزرگداشت آندو در لس آنجلس-سایت مجاهد&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیام آیدا همسر آندرانیک آساتوریان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آندوی عزیزم، همسر فداکار و پدر مهربان فرزندانم به سوی خدا و شهیدان اشرف پر کشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوستان عزیز، هم میهنان شریف، اشرفیان قهرمان و مبارز که در طول این مدت سخت و دشوار من و خانواده‌ام را قوت قلب دادید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آندوی عزیزم امروز صبح به سوی خداوند و همه فرزندان خویش و همان شهیدانی اشرفی که آندو عاشقانشان بود پر کشید. هرگز نمی‌توانستم تصور کنم آندوی مهربان و دوست داشتنی، همسر فداکار و پدر مهربان فرزندانم، یار و یاور مجاهدین، به این سرعت این دنیا را به طرف ملکوت خداوند ترک کند. آندو همه عمر با عشق و پاکی و صفا و محبت زندگی کرد. در قلب مهربان او عشق به مردم و میهن عزیزمان موج می‌زد. هنرمند بزرگی بود که برای پیشرفت موسیقی ایران خیلی تلاش کرد. از زمانی که به غربت آمدیم همه فکر و ذکرش ایران و آزادی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بیست سال پیش هم با آشنایی با مجاهدین به آنها دل پیوست و عاشق مجاهدین و مقاومت شد. او با عشق و علاقه فراوانی که به مجاهدین در اشرف داشت برایشان قطعات زیادی ساخت. خود را پدر اشرفی‌ها می‌دانست. من هم افتخار می‌کنم که در این راه با او بودم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آندو در مبارزه با آخوندها تا آخر استوار و ثابت قدم ماند. من مانند خود آندو از محبت‌های اشرفیان عزیزم و محبت‌های همه مجاهدین و دوستان شورایی در این هفته‌های آخر که آندو با این بیماری سخت دست به گریبان بود بی‌نهایت سپاسگزارم؛ دریای محبت‌های شما اشرفیان، هم آندو در تحمل بیماری کمک کرد و هم به من برای تحمل این شرایط سخت قوت قلب بود و پشتگرمی داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز آندو جاودانه شد من باید راهش را ادامه بدهم. او تا آخر لحظه عمر یک لحظه از یاد برادر مسعود و خواهر عزیزم مریم غافل نبود. او همیشه مثل خورشید برای ما ماندگار خواهد شد و ماندگار خواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قربان همه شما آیدا آساطوریان اشرفی مجاهد&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mojahedin.org/news/151321] - پیام آیدا همسر آندرانیک آساطوریان-سایت مجاهد&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بزرگداشت در اورسورواز ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:بزرگداشت آندو در اور.jpg|alt=خانم مریم رجوی در مراسم بز رگداشت آندارنیک در اور سورواز|بندانگشتی|خانم مریم رجوی در مراسم بز رگداشت آندارنیک در اور سورواز]]&lt;br /&gt;
خانم مریم رجوی در مراسمی به مناسبت درگذشت آندرانیک آساطوریان گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;هموطنان گرامی!&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;اجازه بدهید از اینجا فقدان زنده یاد، آندرانیك، هنرمند بزرگ میهنمان را به آیدای عزیزمان، به دختران گرامی او و به خواهران و برادران آندو در لیبرتی، به‌خاطر از دست دادن یار، پشتیبان و آموزگاری چون او، تسلیت بگویم.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;همچنین به جامعة هنرمندان ایران ، به تمام ملت ایران، به اعضای شورای ملی مقاومت و به‌خصوص به مسئول شورا تسلیت می‌گویم.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;به‌طور خاص به ارامنه و مسیحیان ایران تسلیت می‌گویم و كلام عیسی مسیح را تكرار می‌كنم كه:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;خوشا به‌حال فروتنان، خوشا به‌حال آنان كه مهربان و با گذشتند، خوشا به‌حال پاكدلان و خوشا به‌حال تشنگان عدالت زیرا ایشان ملكوت آسمان را خواهند دید.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;ما برای بزرگداشت انسان والایی جمع شده‌ایم كه اگرچه همه از رفتن و پركشیدنش غمگین هستیم و دلمان به درد آمده است، اما در همین حال، هر لحظه كه به یادش می‌افتیم، و صفا و یكرنگی‌ و ایمانش را به خاطر می‌آوریم، قلب و وجودمان پر از طراوت و غرور و افتخار می‌شود. این داستان همة انسانهایی است كه زبان و قلب و عملشان یگانه است، خودشان هستند و زندگیشان، كلامشان، كارشان و آمدن و رفتنشان، انسانیت را ارتقا می‌دهد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;این داستان زندگی آندرانیك آساطوریان است؛ انسانی با اندیشه‌یی آزاد و قلبی مؤمن.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در این مراسم همچنین  پیام آیدا همسر او خوانده شد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصیتهایی چون استاد [[محمد شمس]] از آهنگسازان برجسته ایران و ابوالقاسم رضایی معاون دبیر شورای ملی مقاومت ایران و اسقف ژاک گایو، سخنرانی کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی دیگر از سخنرانان به شرح زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فلور صدودی، عبدالعلی معصومی، اصغر ادیبی، طاهرسعیدی&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranncr.org/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/456-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%83-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8F%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%8F%D9%88%D8%A7%D8%B2.html] - مراسم بزرگداشت آندو در اورسواز-سایت شورا&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقش آندرانیک در موسیقی پاپ ایرانی  ===&lt;br /&gt;
موسیقی پاپ ایرانی در دهه‌های پایانی پیش از انقلاب اسلامی در دو جریان اصلی در حرکت بود. نخست، ترانه‌هایی که موسیقی آنها بیشتر توسط استادان موسیقی ایرانی مانند علی تجویدی، [[همایون خرم]] و [[پرویز یاحقی]] ساخته می‌شد و با صدای خوانندگانی چون مرضیه، دلکش و پوران از رادیو به گوش مردم می‌رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترانه‌هایی که موسیقی آنها بیشتر با همراهی ارکسترهای تک صدایی یا با هارمونی ابتدایی ارائه می‌شدند؛ به استثنای دوره‌ای که [[مرتضی حنانه]] کوشید با پشتوانه تحصیلات کلاسیک خود و با یاری ارکستر فارابی تنظیم پیشرفته‌‌ای از آثار ارائه دهد. سبک خوانندگانی که برای نمونه به آنها ارائه شد، در نسل بعد به شکل عمده از سوی گلپایگانی، حمیرا، مهستی، هایده و ... پی گرفته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موازات این آثار که محبوبیت فراوانی نیز در بین مردم داشتند، در دهه ۱۳۳۰ فرم دیگری از موسیقی پاپ ایرانی نیز شکل گرفت که بسیار تحت تاثیر فضای موسیقی پاپ غربی بود و سازهای ایرانی هم در ارکسترهای آن به کار برده نمی‌شدند. در بسیاری از این ترانه‌ها که مجری اصلی آنها ویگن بود، فضای موسیقی دیگر لزوماَ ایرانی یا خاورمیانه‌ای نیست؛ اگر شعر پارسی را از ترانه برداریم به راحتی می‌توان یک شعر مثلا انگلیسی یا فرانسوی روی آن گذاشت و کسی هم متوجه نمی‌شود که کار در ایران ساخته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این سبک در دهه ۱۳۵۰ به پشتوانه موج تازه‌ای از آهنگسازان و ترانه‌سرایان جوان دگرگون شد. واروژان از جمله آهنگسازان و تنظیم کنندگان پیشکسوت در این دوره بود و سپس آندرانیک، منوچهر چشم‌آذر، بابک افشار، حسن شماعی‌زاده، ناصر چشم آذر و ... به فعالیت‌های گسترده‌ای مشغول شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محبوبیت این آثار تا جایی پیش رفته بود که حتی شماری از استادان موسیقی ایرانی مانند محمد حیدری که در زمینه آفرینش موسیقی ترانه‌ها هم بسیار فعال بودند، بخشی از کارهای خود را به هنرمندان این سبک می‌سپردند. در این فضا آندرانیک فعالیت خود را با تنظیم ترانه &amp;quot;نمیاد&amp;quot; با آهنگ حسن شماعی‌زاده و صدای گوگوش آغاز کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین ترانه او «نمیاد» بود که با صدای گوگوش اجرا شد. همچنین از کارهای او در این سالها می‌توان از تنظیم ترانه «شقایق»، جشن دلتنگی، نفس،‌نیمه گمشده و بسیاری از ترانه‌های مشهور تاریخ موسیقی پاپ ایرانی نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== آرانژمان در موسیقی ===&lt;br /&gt;
آرانژمان در موسیقی به معنی تنظیم موسیقی است. آرانژامان مشخص می‌کند که هر ساز در ارکستر چه موسیقی و نتهایی را بنوازند.آرانژمان بیان کننده لحن نتها بر پایه قوانین هارمونی است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://aitonmusic.blogsky.com/1391/08/03/post-98/ اصطلاحات مربوط به فرم های قطعات موسیقی کلاسیک]&amp;lt;/ref&amp;gt; این تکنیک برای اولین بار توسط آندرانیک آساطوریان وارد موسیقی ایران شد. او با ایجاد  ارکستر پاپ این نوع موسیقی را در ایران رواج داد و از آن پس تنظیم موسیقی برای ترانه‌های پاپ ایرانی اهمیت بسیاری یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.javanan.com/2015-02-25-19-33-49-2 آندرانيك، تجسم نيم قرن موسيقي ايران، جاودانه شد]&amp;lt;/ref&amp;gt; پیش از وی موسیقی ایرانی موسیقی تک صدایی یا «یونیسن» به شمار می‌آمد اما آندرانیک توانست آنرا به موسیقی هارمونیک و چندصدایی ارتقاء دهد&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.youtube.com/watch?v=JxqlWRqLWwY مستند آندرانیک ( آندو) پدر تنظیم موسیقی پاپ ایران-شهداد روحانی- تایم کد4:59]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شش و هشت شیکاگویی ===&lt;br /&gt;
این سبک از جمله سبکهایی است که به نام وی در موسیقی پاپ ایرانی ثبت شده است. او به واسطه‌ی شناختش از موسیقی غربی با تلفیق سبک نوازندگی سازهای بادی در آمریکا  با ریتم شش و هشت ایرانی، نوعی آرانژامان جدید در موسیقی پاپ ایجاد کرد که به شش و هشت شیکاگویی مشهور شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/arts/2015/02/150221_u04_asaturian_obituary آندرانیک، هنرمندی که مهر ورزید و بی مهری دید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.javanan.com/2015-02-25-19-33-49 آندرانيك، تجسم نيم قرن موسيقي ايران، جاودانه شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== آثار آندرانیک آساتوریان  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ترانه سازی و تنظیم آهنگ ===&lt;br /&gt;
ترانه‌های زیر از کارهای آندرانیک آساتوریان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به ترتیب خواننده، نام ترانه، شاعر، آهنگ، تنظیم. &lt;br /&gt;
* داریوش، جشن دلتنگی، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* داریوش، یاس پرپر، هما میرافشار، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* داریوش، پرسه، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* داریوش، حریق دریا، شهیار قنبری، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ابی، خانه سرخ، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ابی، منو ببخش، اردلان سرفراز، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ابی، جهان بینی، مهیار کاظم‌زاده، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، دل غافل، لیلا کسری، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، صدای گریه، لیلا کسری، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، عشق‌های قدیم، بیژن سمندر، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، بی‌وفا، بیژن سمندر، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، صدای گریه، لیلا کسری، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، حضرت آدم، لیلا کسری، آندرانیک  آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن و هایده، همخونه، اردلان سرفراز، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هایده، افسانه هستی، هما میرافشار، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هایده، اسیر تو، لیلا کسری، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هایده، همخونه، اردلان سرفراز، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هایده، پریشون، لیلا کسری &amp;quot;هدیه&amp;quot; آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هایده، سوگند، لیلا کسری &amp;quot;هدیه&amp;quot; آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هایده، آشتی، هما میرافشار، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هایده، دستای تو، لیلا کسری &amp;quot;هدیه&amp;quot; آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هایده، جادو، لیلا کسری &amp;quot;هدیه&amp;quot; آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* گوگوش، نیمه گمشده من، اردلان سرفراز، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* گوگوش، نفس، شهیار قنبری، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* گوگوش، بیا داره دیر میشه، ایرج جنتی عطایی، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ستار، هوا، شهیار قنبری، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* عارف، نازک، شهیار قنبری، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* عارف، باغ اسیر، همایون هوشیارنژاد، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* معین، بانو، هما میر افشار، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* شکیلا، رؤیا،  آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* فرامرز آصف، گلفروش  یغما گلرویی، آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هلن، اقیانوس خالی،  آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هلن، خونه عشق،  آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هلن، یک بوسه،  آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
* هلن، Flower آندرانیک، آندرانیک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تنظیم آهنگ ===&lt;br /&gt;
آثاری که آندرانیک آساتوریان فقط در تنظیم آنها نقش داشت.&lt;br /&gt;
* ویگن، مهتاب، ناصر رستگارنژاد، ویگن، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، گل سرخ، ایرج جنتی عطائی، پرویز مقصدی، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، گلی به جمالت، ناصر رستگارنژاد، ویگن، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، دو کبوتر، پرویز وکیلی، عطااله خرم، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، پرواز،  ویگن، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، همخونه &amp;quot;با هایده&amp;quot; اردلان سرفراز، فرید زلاند، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، دل غافل هدیه، فرید زلاند، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ویگن، زن، پرویز وکیلی، سورن، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ستار، وارث، اردلان سرفراز، فرید زلاند، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ستار، دشمن، اردلان سرفراز، فرید زلاند، آندرانیک&lt;br /&gt;
* ستار، سفر نامه، [[اردلان سرفراز]]، فرید زلاند، آندرانیک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:هنرمندان]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده:اهالی همدان]]&lt;br /&gt;
[[رده:زادگان ۱۳۲۰]]&lt;br /&gt;
[[رده:درگذشتگان ۱۳۹۳]]&lt;br /&gt;
[[رده:تنظیم‌کنندگان موسیقی اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:نوازندگان پیانو اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:موسیقی‌دانان اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:ارمنی‌تبارهای اهل ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:اعضای شورای ملی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده:آهنگ‌سازان اهل ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%88_%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4%DB%8C&amp;diff=92848</id>
		<title>آنتونیو گرامشی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%88_%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4%DB%8C&amp;diff=92848"/>
		<updated>2026-09-14T13:33:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده|نام=آنتونیو گرامشی|تصویر=گرامشی ۳.JPG|توضیح تصویر=|نام اصلی=|زمینه فعالیت=فعال سوسیالیست|ملیت=ایتالیایی|تاریخ تولد=۲۲ ژانویه‌ی ۱۸۹۱|محل تولد=روستای آلس نزدیک کالیاری|والدین=|خواهر و برادران=|تاریخ مرگ=۲۷ آوریل ۱۹۳۷|محل مرگ=|علت مرگ=بعلت عوارض ناشی از بیماری و زندان|محل زندگی=|مختصات محل زندگی=|مدفن=|در زمان حکومت=|اتفاقات مهم=|نام دیگر=|لقب=|بنیانگذار=حزب کمونیست ایتالیا|پیشه=سیاستمدار، روزنامه‌نگار، نویسنده|سال‌های نویسندگی=|سبک نوشتاری=|کتاب‌ها=|مقاله‌ها=|نمایشنامه‌ها=|فیلم‌نامه‌ها=|دیوان اشعار=|تخلص=|فیلم (های) ساخته بر اساس اثر(ها)=|همسر=|شریک زندگی=|وب گاه=|فرزندان=|تحصیلات=|دانشگاه=|حوزه=|شاگرد=|استاد=|علت شهرت=مشارکت در مبارزات سوسیالیستی|تأثیرگذاشته بر=مردم جهان از ابتدای قرن بیستم|تأثیرپذیرفته از=مارکس، هگل، لنین|وبگاه=|imdb_id=|جوایز=|گفتاورد=|امضا=}}                &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آنتونیو گرامشی،&#039;&#039;&#039; (زاده‌ی۲۲ ژانویه‌ی ۱۸۹۱ درگذشت ۲۷ آوریل ۱۹۳۷)&amp;lt;ref&amp;gt;جوزپه فیوری، زندگی مرد انقلابی، ترجمهٔ مهشید امیرشاهی، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۰ صفحه ۱۲&amp;lt;/ref&amp;gt; نظریه‌پرداز مارکسیست ایتالیایی است که بیش از هر چیز به خاطر تبیین مفهوم “هژمونی” شهرت دارد. گرامشی یکی از بنیانگذاران حزب کمونیست ایتالیا بود. آنتونیو گرامشی در سال ۱۹۲۶ به دست فاشیست‌ها زندانی شد و باقی عمرش را در زندان گذراند. با وجود شرایط نامساعد جسمی در زندان نیز مطالعات خود را ادامه داد. نتیجه تحقیقات او پس از سقوط فاشیسم در کتابی با عنوان “یادداشت‌های زندان” (۱۹۳۵-۱۹۲۹) منتشر شد که اساس نظریات او را شکل می‌دهد.                &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشخصات اصلی ایده‌های (مارکسیستی) گرامشی عبارتند از زیر سوال بردن جبر اقتصادی و رد ایده قوانین تاریخ. این نظریات به بهترین شکل در سخنان او درباره انقلاب روسیه تبلور یافته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه زندگی آنتونیو گرامشی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنتونیو گرامشی، مبارز فعال و پرشور کمونیست و جنبش جهانی کارگری، بنیانگذار حزب کمونیست ایتالیا، از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۴ در دانشگاه تورین تحصیل کرد. در سال ۱۹۱۳ عضو حزب سوسیالیست ایتالیا شد. در سالهای جنگ اول جهانی، سردبیری هفته‌نامه‌ی سوسیالیستی «ایل گریدو دل پوپولو» (فریاد خلق) را بر عهده‌داشت و بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اکتبر، طی مقاله‌ای در این نشریه از انقلاب سوسیالیستی روسیه حمایت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آغاز ۱۹۱۷، گرامشی به‌عنوان روزنامه‌نگار در روزنامه‌ی محلی سوسیالیستی تورین به نام IL Grido del Popolo (فریاد خلق) کار می‌کرد و نیز با  &#039;&#039;Avanti! (به پیش!)&#039;&#039; هم‌کاری داشت. در نخستین ماه‌های پس از انقلاب فوریه‌ی روسیه، همچنان اخبار مربوط به انقلاب در ایتالیا به‌ندرت منعکس می‌شد. این اخبار عمدتاً به چاپ مقالات آژانس‌های خبری لندن و پاریس محدود بودند. در &#039;&#039;آوانتی&#039;&#039; پوشش خبری مربوط به روسیه در مقالاتی با امضای «جونیور»، نام مستعار واسیلی واسیلویچ ساچاملین، یک تبعیدی روس انقلابی و سوسیالیست جای می‌گرفت.&amp;lt;ref&amp;gt;گرامشی و انقلاب روسیه / آلوارو بیانچی و دانیلا موسی / ترجمه‌ی مهرداد امامی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ALVARO BIANCHI and DANIELA MUSSI, Gramsci and the Russian Revolution, Jacobin, 04.25.2017&amp;lt;/ref&amp;gt;رهبری حزب سوسیالیست ایتالیا (PSI)، به‌منظور فراهم کردن اطلاعات قابل‌اتکا برای سوسیالیست‌های ایتالیا تلگرامی به اودینو مورگاریِ نماینده که در لاهه بود، زد و از او خواست تا به پتروگراد برود و با انقلابیون تماس برقرار کند. سفر انجام نشد و مورگاری در ژوییه به ایتالیا بازگشت. در ۲۰ آوریل، &#039;&#039;آوانتی!&#039;&#039; یادداشتی به قلم گرامشی در مورد تلاش نماینده برای سفر منتشر کرد و مورگاری را «سفیر سرخ» نامید. شور و شوق گرامشی در رابطه با وقایع روسیه مشهود بود. گرامشی در آن موقع معتقد بود که قدرت بالقوه‌ی طبقه‌ی کارگر ایتالیا برای مواجه شدن با جنگ ارتباط مستقیمی با قدرت پرولتاریای روسیه دارد. او می‌اندیشید که با انقلاب در روسیه، تمام مناسبات بین‌المللی به نحوی بنیادین تغییر خواهد کرد. در ۱۹۱۹ هفته‌نامه‌ی «اوردینه نوئووو» &#039;&#039;نظم نوین&#039;&#039; (&#039;&#039;Ordine&#039;&#039; &#039;&#039;Nuovo&#039;&#039;) را به همراه تولیاتی و دیگران در تورین، مهم‌ترین مرکز صنعتی ایتالیا و مقر کارخانه‌های فیات به‌راه انداخت؛ جایی که جنبش کارگری در اوج خود بود و زمینه‌ساز شکل‌گیری شوراهای کارگری در «دو سالِ سرخ» بود. این نشریه نقش بسیار مهمی در کمک به سازمان‌دهی شورا‌ها و انعکاس فعالیت آن‌ها داشت. گرامشی با انتقاداتی که به حزب سوسیالیست ایتالیا داشت،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۹۲۱ حزب کمونیست ایتالیا را پایه‌گذاری کرد. او در ۱۹۲۲ به‌عنوان نماینده‌ی کمونیست‌های ایتالیا به مسکو رفت و چند سال با کمینترن کار کرد. در انتخابات عمومی ایتالیا در ۱۹۲۴ که فاشیست‌ها اکثریت یافتند، گرامشی به نمایندگی مجلس انتخاب شد، و چون در آن زمان هنوز مصونیت پارلمانی رعایت می‌شد، توانست برای فعالیت به رم بازگردد. در همان سال وی به دبیر کلی حزب کمونیست ایتالیا برگزیده شد. در سال ۱۹۲۴ به پیشنهاد و پیگیری گرامشی، روزنامه‌ی «اونیتا» (وحدت) ارگان کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست ایتالیا در شهر میلان شروع به کار کرد. در سال ۱۹۲۴ فراکسیون پارلمانی حزب در مجلس ایتالیا به رهبری او سیاست فاشیسم را افشاء و تقبیح کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۹۲۶ گرامشی دستگیر شد، و پس از مدتی به‌علت بیماری‌ای که از دوران کودکی از آن رنج می‌برد، او را به زندان خاصی فرستادند، و اجازه دادند که با محدودیت‌هایی دفتر یادداشت و قلم دریافت کند. از ۱۹۲۹ بود که اولین یادداشت‌های زندان را نوشت، که توسط خواهرزنش از زندان خارج می‌شد. فاشیست‌ها عملا تا آخر عمرش از ترس این انسانِ گوژپشت اما نابغه‌، او را در زندان نگه داشتند. گرامشی سالهای ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۷ را در زندانهای رژیم فاشیستی موسولینی گذراند. از آنجا که سخت بیمار بود، واپسین روزهای زندگی‌اش را در بیمارستان گذراند و در حالیکه قرار بود روز ۲۱ آوریل ۱۹۲۷ آزاد شود، بیماریهای سخت و گوناگونش چنین اجازه‌ای به او نداد. سرانجام گرامشی، یک هفته بعد در ۲۷ آوریل در بیمارستان «کی سیسانا» رم درگذشت. تاتیانا خواهرش هنگام ترتیب مراسم تدفین موفق شد «یادداشتهای زندان» گرامشی را که ۳۳ دفتر را شامل می‌شد، مخفیانه از اتاقش خارج سازد و به صورت محموله‌ی دیپلماتیک به مسکو بفرستد.گرامشی در ۱۹۳۷ به علت بیماری درگذشت، و خواهر زنش موفق شد که مجموعه‌ی ۳۳ دفتر یادداشت را به دست دیگر رهبران کمونیست ایتالیا که در تبعید در مسکو به سر می‌بردند، برساند. این یادداشت‌ها به‌تدریج پس از جنگ جهانی دوم منتشر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنیانگذاری حزب کمونیست ایتالیا ===&lt;br /&gt;
نوزدهم ژوییه‌ی ۱۹۲٠ دومین کنگره‌ی انترناسیونال کمونیستی در مسکو برگزار شد. از گروه نظم نوین کسی در هیئت نمایندگی حزب سوسیالیست ایتالیا حضور نداشت. در این ‌هیئت بوردیگا، رهبر جناح “امتناع”‌ و یکی از مخالفین سیاست پارلمانی و انتخاباتی حزب حضورداشت. جیاسینتو منوتی سراتی از «هواداران سیاست انتخاباتی » عضو دیگر این هیئت بود. این دو بر سر مسئله‌ی پارلمانتاریسم اختلاف نظر داشتند، اما، هر دو بر سر خط سیاسی کمونیست‌های تورین نظری خصمانه داشتند. در طی روند کنگره، گرامشی و اعضای نظم نوین اعتبار زیادی کسب کردند.‌ جنبش شوراها در ایتالیا به پایگاه کارگران تورین محدود بود، اما، اخبار مربوط به مبارزات آن و پروژه‌ی سیاسی‌اش از طریق نوشته‌های گرامشی به لنین رسید. لنین از طریق یکی از کارگزاران انترناسیونال که به ایتالیا فرستاده ‌بود این فرصت را یافت که طرح گرامشی «برای بازسازی حزب سوسیالیست» را مطالعه کند. از این رو، وی در «تزهایی در باره‌ی وظایف بنیادین کنگره‌ی دوم انترناسیونال کمونیستی» می‌گوید که پیشنهادهای گرامشی “کاملًا در انطباق با اصول بنیادین انترناسیونال سوم” قرار دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;جوزپه فیوری، زندگی مرد انقلابی، ترجمهٔ مهشید امیر‌شاهی، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۰ صفحه ۱۷۰&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt; در جلسه‌ی سی‌ام ژوئیه، لنین در پاسخ به سراتی که اعلام کرد: وی طرفدار پاکسازی تدریجی جناح سازشکارِ حزب سوسیالیست بوده اما مخالف انشعاب است، تأکید نمود: باید به صراحت به رفقای ایتالیایی بگوییم که خط سیاسی نظم نوین منطبق بر خط انترناسیونال کمونیستی است، نه خط اکثریت رهبران کنونی حزب سوسیالیست و گروه پارلمانیشان .... به این خاطر است که باید به رفقای ایتالیایی و تمامی حزب‌هایی که دارای جناح راست می‌باشند بگوییم: این گرایش رفرمیستی ه‌یچ وجه مشترکی با کمونیسم ندارد.‌ سیاست «امتناع» بوردیگا نیز از نقد تند لنین مصون نماند. این ادعا که هر گونه مشارکت پارلمانی در دولت بورژوایی خطرناک است به خطاست. «انهدام پارلمان» باید حاصل مبارزه‌ای باشد که در درون پارلمان جاری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لنین، سپس، نتیجه گرفت: «در حال حاضر، پارلمان نیز صحنه‌ای برای مبارزه‌ی طبقاتی است»  گرامشی در ۲۱ اوت همان سال نوشت: با یادآوری روزهای پُرشور آوریل گذشته، ما و بی‌تردید تمامی رفقای بخش‌ها و تمامی کارگران از این بابت بسیار خوشنود هستیم که نظر کمیته‌ی اجرایی انترناسیونال سوم از رأی اکثریت نمایندگان ایتالیایی حزب بسیار متفاوت است؛ این خبر که بالاترین مرجع جنبش انترناسیونالیستی کارگران از رأی “ دو-آتشه‌های” تورین پشتیبانی نمود برای ما بسیار مسرت‌بخش است. در حالی که برخی از سرشناس‌ترین رهبران سوسیالیست ایتالیا هنوز در روسیه بودند، مبارزه‌ای در ایتالیا شروع شد که شکست قطعی اقدام انقلاب ۱۹۱۹-۱۹۲٠ را به دنبال داشت. این بار نیز، این لجاجت سرمایه‌دارها بود که منجر به شورش کارگران شد. اتحادیه‌ی صنفی کارگران فلزکار خواهان افزایش دست- مزدها بود که از سوی صاحبان کارخانه‌ها رد گردید. به این دلیل، کارگران فلزکار تمامی کارخانه‌های فلزکاری را در شبه‌جزیره اشغال کردند. به مدت یک ماه، بیش از نیم میلیون کارگر، مسلح به هر چه که می‌شد، کنترل کارخانه‌ها را با حفظ تولید به دست گرفته‌بودند. در تورین، مدیریت کارخانه‌ها به دست شوراها افتاد. کارگران در لومباردی، لیگوریا، توسکانی، امیلیا و هم چنین در بعضی از شهرهای جنوب نیز دست به اقدام‌های مشابه زده و سعی نمودند که تا مدیریت تولید را به دست بگیرند. از مجموعه‌ی آن چه که اتفاق ‌افتاد این گونه به نظر می‌رسید که فرضیه‌ی گرامشی سرانجام توسط واقعیت به ثبوت رسید. اما، او در شماره‌ی دوم سپتامبر آوانته! سرمقاله‌ای را با لحنی مأیوسانه نوشت: «این واقعیت که اشغال کارخانه‌ها به این آسانی ممکن شد نیاز به تعمق بسیار دارد. کارگران نباید از این موضوع دچار توهم شوند.» و افزود، «آیا این نشانه‌ی ضعف سرمایه‌داری بود و یا آن که نشان از درجه‌ی توان پرولتاریا دارد، به خودی خود نشان‌دهنده‌ی موضع مشخصی نیست.  قدرت کماکان زیر کنترل سرمایه باقی می‌ماند.» در این مورد گرامشی اشتباه نمی‌کرد. با گذشت روزها، جبهه‌ی سرمایه‌دارها متحد ماند، در حالی که صفوف کارگران شقه-شقه شد و تحت تأثیر دسته‌بندی‌های داخلی به شدت تضعیف گردید. بار دیگر، عدم وجود رهبری متمرکز برای جنبش به بهای گزافی تمام شد. نخست، شرکت در قیام یکپارچه نبود. شمار بسیاری از پرولتاریا سردرگم بوده و کناره‌گرفتند. اتحادیه‌های صنفی صرفاً میانجیگری حکومت را برای پایان دادن به دعوا در نظر داشتند. اقلیت انقلابی از وزن کافی برای ایجاد تغییر سمت رادیکال در رهبری حزب سوسیالیست برخوردار نبود. در میان کارگران، شتاب‌زدگی و تندروی برخی از دسته‌بندیها باعث بروز اختلافهای داخلی و شکاف گردید. انقلاب عملًا به رأی گذاشته شد و از سوی مجمع عمومی کنفدراسیون کار رد‌شد. با میانجیگری و طرح مصالحه‌ای از سوی جیولیتی نخست وزیر وقت ایتالیا، اشغال کارخانه‌ها به پایان رسید و بار دیگر شوراها شکست خوردند. در اولین روزهای اکتبر ۱۹۲٠ کارگران در همه جا به سر کار بازگشتند. انتشار نظم نوین در دوره‌ی اشغال کارخانه‌ها به طور موقت تعطیل شد. به دنبال از سرگیری انتشار نشریه، گرامشی دو مقاله زیر عنوان «حزب کمونیست» در شماره‌های چهارم و نهم اکتبر منتشر ساخت. در این مقاله‌ها، وی به بررسی و تحلیل وضعیت سیاسی ایتالیا و وظایف حزب کارگران می‌پردازد. گرامشی حتا در اوج مبارزه‌ی کارگران فلزکار نیز از دادن شعارهای توخالی «کارگرگرایی» خودداری نمود. درعوض، از دیدگاه وی کارگر از نظرعقلانی تنبل بوده، چیزی فراتر از وضعیت حال را نه می‌داند و نه می‌خواهد که ببیند، و به این دلیل هنگام انتخاب رهبرانش فاقد هرگونه معیار سنجش بوده و می‌گذارد که با وعده و وعید او را بفریبند؛ می‌خواهد باور داشته‌باشد که هر آن چه را که خواست می‌تواند با کمترین تلاش و بدون آن که چندان بیندیشد به دست آورد.» این بیان تلخ واقعیت بود. تئوریسین شوراها بدون زیر پا گذاشتن نظرگاه عمومی‌اش اما به هیچ وجه حاضر نشد که تن به عوامفریبی روز بدهد. کارگر آزادی‌اش را تنها می‌تواند در حزب کمونیست پیدا کند، “جایی که وی می‌تواند بیندیشد، فراتر از حال را ببیند، و دارای مسئولیت است؛ جایی که وی هم سازمانده‌ی کرده و هم سازمان داده می‌شود؛ جایی که وی  خود را بخشی از پیشآهنگ احساس نموده که به پیش می‌راند و بخش بزرگی را نیز با خود می‌برد.  در فاز سیاسی داخلی و بین‌المللی معاصر مسئله‌ی شکل‌گیری حزب کمونیست در صدر مسایل قرار می‌گیرد. حزب سوسیالیست، حزب سنتی کارگران ایتالیا: نتوانسته است خود را از روند از هم پاشی که ویژه‌ی دوره‌ی حاضر است مصون نگاه دارد. این حزب مجموعه‌ای از احزاب است؛ اگر چه حرکت می‌کند، اما با تنبلی و سستی بسیار گام برمی‌دارد؛ همواره در معرض خطر است که به راحتی طعمه آسانی برای ماجراجویان، جاه‌طلبان، و شهرت‌طلبانی شود که فاقد هر گونه جدیت سیاسی هستند؛ به دلیل نامتجانس بودن، شدت سایش در چرخ دنده‌های‌ا‌ش آن را کاملًا فرسوده کرده و از رمق انداخته‌است؛ این حزب ه‌یچ گاه توان آن را ندارد که رنج و مسئولیت اقدام انقلابی را که نیاز فوری شرایط عینی است بپذیرد. با تکیه بر شناخت فوق است که می‌توان پاسخ به این معضل تاریخی را پیدا نمود که چرا به جای آن که حزب به توده‌ها آموزش داده و آنها را هدایت کند، این توده‌ها هستند که به حزب طبقه‌ی کارگر “آموزش داده” و آن را به پیش می‌رانند ... در واقع، این حزب سوسیالیست، که مدعی راهبر و راهنمای توده‌هاست، چیزی جز دفتر اسنادِ رسمی نیست که با فروتنی سرگرم به ثبت رساندن عملیات خود به خودی توده‌هاست. به رغم این همه، اگر در جایی و یا زمانی از وقوع فاجعه‌ای برای جنبش کارگری پیشگیری شده‌باشد صرفاً به این دلیل می‌تواند باشد که “در بخشهای شهری حزب، در اتحادیه‌های صنفی، در کارخانه‌ها و روستاها، هستند گروههای مصممی از کمونیستها که به وظایف تاریخیشان کاملًا آگاهند.” در آن هنگام یک حزب کمونیست در درون حزب سوسیالیست وجود داشت، «که تنها از سازمان علنی، مرکزیت، و از انضباط خاص خویش بی‌بهره بوده، که برای توسعه سریع و بازسازی حزب به مثابه‌ی حزب سراسری طبقه‌ی کارگر امری کاملًا ضروری است.» بر اساس تهایی که توسط کنگره‌ی دوم انترناسیونال سوم به تصویب رسید، بر عهده‌ی کمونیستها بود که تا «بخش کمونیستی حزب سوسیالیست ایتالیا را در کوتاهترین زمان ممکن سازمان دهند.» حزب باید در اسم و در عمل به حزب کمونیست ایتالیا، بخشی از انترناسیونال سوم  کمونیستی تبدیل گردد. گرامشی در خلال ماه اوت ۱۹۲٠ گروه‌ی را برای «آموزش کمونیستی» بنا نهاد. او در مقابله با تولیاتی و تراچینی، از پیوستن به گروه انتخاباتی حزب در تورین خودداری نمود. به رغم بهبود روابط در دوره‌ی اشغال کارخانه‌ها، گرامشی کماکان منزوی باقی ماند. در حالی که زمان نام‌نویسی در انتخابات نزدیک می‌شد، حزب نامزدی وی برای شرکت در انتخابات را رد کرد و نام او از لیست اسامی کاندیداهای حزب حذف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روزهای ۲۹-۲۸ نوامبر، طی نشستی در ایمولا، بخش کمونیستی حزب سوسیالیست ایتالیا رسماً پا به عرصه‌ی وجود گذاشت. در درون این به اصطلاح «دسته‌بندی ایمولا» گروه بوردیگا متنفذترین بود. این گروه به سبب سابقه‌ی طولانی‌اش در سطح ملی، گرایش به جدایی از حزب داشت. گرامشی که در این نشست حضور داشت، اما، خواهان تلاش در جهت بازسازی از درون بود. آخرین شماره‌ی هفته‌نامه‌ی نظم نوین در ۲4 دسامبر منتشر شد. پس از آن، نظم نوین از اول ژانویه‌ی ۱۹۲۱ تحت مدیریت گرامشی به روزنامه تبدیل شد. گرامشی در مورد روزنامه‌ی نظم نوین، که جایگزین آوانته!  چاپ تورین می‌شد، نوشت: «سنت تهاجمی روزنامه‌ی حزب سوسیالیست را دنبال نموده، و هم زمان، فشرده‌تر، سنت فعالیت آموزشی و تبلیغاتی هفته‌نامه را نیز ادامه خواهد‌داد.» در واقع امر، بررسی هفتگی فرهنگ سوسیالیستی به میزان زیادی به عنوان تجربه‌ای تکرار ناپذیر باقی ماند. حیات دو ساله‌ی این هفته‌نامه با یکی از دراماتیک‌ترین و در عین حال پرشورترین لحظات در تاریخ جنبش کارگری ایتالیا مصادف بود. اگرچه یک نشریه‌ی کمونیستی «گوشت و خون کارگران» است، اما، روشنفکرانی مانند جوزپه پره-زولینی، پی‌یرو گوبه‌تی، و جورجس سورِل نیز در امور آن شرکت کردند. پره-زولینی بعداً در مورد این هفته‌نامه نوشت: مقاله‌های انقلابی و خردمندانه، بسا بهتر از آن چه که ما در ستون روزنامه ها و نشریه‌های سوسیالیستی آن روز می‌یافتیم. اما، اداره‌ی یک روزنامه و هم زمان دخالت همه جانبه در مبارزه، به نظر من موجب کاهش خلاقیت کیفی این گروه گردید، گروه‌ی که باورهای انقلابی و ابتکار و خلاقیتشان در هم تنیده بود، امری که به ندرت رخ می‌دهد. انتقاد پره-زولینی به یقین به سبب تعصب سیاسی‌اش دچار نارسایی است. اما، تردیدی نیست که نوشته‌های گرامشی در هفته‌نامه‌ی نظم نوین در کنار دفترها، مهمترین میراث تئوریک وی را تشکیل می‌دهند. یک روز پیش از شروع کنگره‌ی هفدهم حزب سوسیالیست ایتالیا در پانزدهم ژانویه‌ی ،۱۹۲۱ گرامشی مقاله‌ای با عنوان کنگره‌ی لی‌وُرنو را در نظم نوین منتشر نمود:«‌سرانجام در لیوُرنو مشخص خواهد شد که آیا طبقه‌ی کارگر ایتالیا توانایی آن را دارد که حزب مستقل طبقه‌اش را از درون سازمان دهد؛ سرانجام معلوم خواهد شد که آیا تجربه‌ی چهار ساله‌ی جنگ امپریالیستی و تجربه‌ی دو ساله‌ی رکود نیروهای مولد جهان خواهد توانست کارگران ایتالیا را نسبت به وظایف تاریخی‌شان متقاعد سازد.» گرامشی در آن زمان مسیری را که بوردیگا در پیش گرفته و به طور فزایندهای از پشتیبانی لنین نیز برخوردار بود، آشکارا پذیرفته بود: جدایی‌ای که میان کمونیست‌ها و سازشکاران در لی‌وُرنو رخ خواهد داد، به ویژه، به این معنا خواهد بود که: طبقه‌ی کارگر انقلابی خود را از گرایش‌های منحط سوسیالیستی که در زیست- واره‌ی انگلی‌شان در دالانهای حکومتی پوسیده گشته‌اند جدا می‌سازد، یعنی راهش را از آن گرایش‌هایی که سعی داشتند با سو‌ی-استفاده از موقعیت برتر شمال دست به ایجاد اشرافیت کارگری بزنند جدا می‌سازد ... طبقه‌ی کارگر انقلابی بر رد این گونه اشکال قلّابی سوسیالیستی مُهر تأیید می‌زند: رهایی کارگران از طریق کسب امتیاز از طریق سازش‌های پارلمانی و بده- بستان‌های وزارتی به دست نمی‌آید. رهایی کارگران تنها از طریق اتحاد میان کارگران صنعتی شمال و دهقانان بی‌بضاعت جنوب در جهت سرنگونی دولت بورژوایی و برپایی دولت کارگران و دهقانان به دست خواهد‌آمد. در کنگره سه گرایش عمده به کشاکش پرداختند. گرایش “بیشنه‌گراهای خواهان حفظ وحدت” مخالف جدایی از سازشکاران بوده و از انترناسیونال پشتیبانی نمود. سازشکاران و کمونیستها دو گرایش دیگر بودند. خط “بیشینه‌گراها” به رهبری سراتی مدافع برنامه‌ی “حداکثر” حزب از طریق اقدام انقلابی برای سرنگونی نظم سرمایه‌داری و اجرای کامل پروژه‌ی سوسیالیستی بود. تعداد رأی‌های بیشینه‌گراها ۹۸٠۲۸ بوده، در حالی که سازشکاران تعداد ۱4۶۹۵ رأی و کمونیستها 5۸۷۸۳ رأی به دست آوردند. کمونیست‌ها – از جمله گروه بوردیگا و گروه نظم نوین – محل کنگره (تئاتر گولدونی) را ترک‌ کردند و در تئاتر سان مارکو گردآمده و پیمان بستند که تا حزب کمونیست ایتالیا را به عنوان عضوی از انترناسیونال سوم بنیان نهند. آمادیو بوردیگا بدون ه‌یچ رقابتی به رهبری حزب نوبنیاد برگزیده‌شد. گرامشی به عضویت کمیته‌ی مرکزی انتخاب شد، اما از کمیته‌ی اجرایی بیرون ماند. وضعیت سیاسی وی نامشخص ماند. وی که در آن زمان تنها سی سال داشت و در درون حزب گمنام بود، به طور عمده به عنوان یک روشنفکر معروف بود. چند سالی طول‌کشید تا وی به عنوان یک رهبر برجسته‌ی کمونیست شناخته‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;آنتونیو گرامشی نوشته‌ی آنتونیو سانتوچی ص ۶۵ تا ۷۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آراء گرامشی ==&lt;br /&gt;
نخستین مقاله گرامشی در سن ۲۰ سالگی، هنگامی که آخرین سال دبیرستان را در جزیره‌ی ساردینیا می‌گذراند و پیش از آنکه سوسیالیست بشود، نوشته‌شد، و آخرین مقاله، گزارشی است که او به کنگره‌ی دوم بین‌الملل کمونیستی (کومینترن) تسلیم کرد. این مقاله ابتدا در شماره‌ی ۱۴ نشریه‌ی رسمی کومینترن به سه زبان آلمانی، فرانسوی و روسی چاپ شد و سپس در مارس ۱۹۲۱ در هفته‌نامه‌ی «اوردینه نوئووو» به زبان ایتالیایی انتشار یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دهه‌ی پر حادثه‌ی ۱۹۱۰ دوره‌ی شکل‌گیری بنیادی شخصیت گرامشی بود. هنگامی که او در سال ۱۹۱۱ با گرفتن بورس تحصیلی جوانان بی‌بضاعت از «ساردینیا» وارد تورین شد، افکار سیاسی‌اش احتمالا از نوع آمیزه‌ی مضامین لیبرالی و سوسیالیستی بود که سالهای پیش از جنگ جهانی اول در جنوب ایتالیا و جزایر آن رواج داشت. گرچه گرامشی به‌سرعت می‌رفت تا هرگونه گرایش در جهت ناسیونالیسم ساردینیایی را در تماس با واقعیت پرولتری پیشرفته‌ترین شهر صنعتی‌ی ایتالیا به دور افکند. لیکن هرگز علاقه‌اش را به مسئله‌ی جنوب از دست نداد. تحول انقلابی‌ی خشونت‌آمیزی که سال ۱۹۰۶ ساردینیا را درهم کوبید و بر سر توده‌های دهقان، کارگران شهری، معدن‌چیان که یکدست از سوی سربازان ایتالیا سرکوب می‌شدند اثر گذاشت. نخستین تجربه‌ی او در مبارزه‌ی طبقاتی و انگیزه‌ی اصلی وی در گزینش سیاست انقلابی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرامشی در تورین بود که سوسیالیست شد و در اواخر ۱۹۱۳ به حزب پیوست، اندکی پس از ورود به این شهر با آنجلو تاسکا که همکلاس و همسن گرامشی و پسر یک کارگر راه‌آهن بود و از ۱۹۰۹ عضو حزب سوسیالیست بود، دوست شد. این دوستی او را وارد فعالیت تشکیلاتی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرامشی که تا اواخر بیش از همه به مسائل فرهنگی و دانشگاهی علاقه نشان می‌داد، در نوامبر ۱۹۱۵ تحصیلاتش را رها کرد و به کار دائم در نشریه «ایل گریدو دل پوپولو» پرداخت. تا پیش از این تاریخ وی فقط ۴ مقاله به چاپ رسانده‌بود. یکی از این مقاله‌ها به نام بی‌طرفی‌ی فعال در اکتبر ۱۹۱۴ نخستین تاخت و تاز سیاسی گرامشی در عرصه‌ی روزنامه‌نگاری بود، چنان در قضاوت به اشتباه رفته‌بود که سبب شد تا مدتها در زمینه‌ی سیاسی قلم نزند، نوشتن این مقاله و تحلیل خطای آن اشتباه فاحشی بود که سالهای علیه او استفاده می‌شد. تاسکا در مقاله‌ای به موسولینی «سردبیر آوانتی» و رهبر جناح چپ حزب سوسیالیست حمله کرده‌بود و گرامشی در این مقاله از موسولینی دفاع کرده‌بود. &amp;lt;ref&amp;gt;کتاب ستمبران و ستمگران آنتونیو گرامشی ص ۴ و ۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دفترهای زندان ==&lt;br /&gt;
این مجموعه شامل ۳۲ دفترچه بالغ بر ۲۸۴۸ صفحه دست‌نویس مطابق با ۴۰۰۰ صفحه تایپ‌شده می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنتونیو گرامشی در دفترهای زندان درگیر نبردی دائمی علیه هرگونه جبرباوری مکانیکی بود که نیروهای بالقوه‌ی مارکسیسم را به عنوان یک فلسفه‌ی عمل تحلیل می‌بُرد. این برداشت که ما در حال حاضر شکست خورده‌ایم اما «مسیر تاریخ در بلند‌مدت هم‌راستای ما عمل می‌کند» قطعاً می‌تواند در ایجاد اندکی پایداری در مبارزه مفید باشد، اما هم‌چنین نوعی افیونِ مذهبیِ طبقات فرودست نیز هست، «جایگزینی برای تقدیر یا مشیتِ دین‌های متکی به اقرار»، و در این معنا می‌تواند دلیلی برای انفعال و «خودبسندگی احمقانه» باشد. بنابراین، گرامشی نقد مشهور مارکس از دین را درموردِ خودِ مارکسیسم به‌کار می‌برد. هیچ تضمینی به هیچ‌شکل در تاریخ وجود ندارد، همه‌چیز به توانایی ما در واکاوی، سازمان‌دهی و تشکیل اتحادها وابسته است. این‌مورد را هم‌چنین می‌توان به تجربه‌های مربوط به بحران‌های اقتصادی نیز تسری بخشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرامشی بارها و بارها به رفقایش که معتقد بودند و امید داشتند که بحران‌ها ضرورتاً منجر به فروپاشی نظام سرمایه‌داری ‌شود هشدار داد. او استدلال می‌کرد که این‌گونه نیست، این انتظار که بحران‌های اقتصادی رخنه‌ای در صفوف دفاعی دشمن پدید آورد که پس از آن بتوان ارتشِ خود را به‌شکلی «برق‌آسا» به درون این صفوف گسیل کرد و پیروزیِ استراتژیک قاطعی به‌دست آورد، قضاوتی اکونومیستی و جبرباورانه است که متعلق به الگوهای منسوخِ مدلی از انقلاب به مثابه‌ی «جنگ مانووری» است. این مدل آخرین بار در ۱۹۱۷ در روسیه موفق شد و پس از آن در کشورهای پیشرفته‌ی سرمایه‌داری در غرب، به دلیل ساختار عمیقاً پیچیده‌ی جامعه‌ی مدنی در این جوامع، شکست خورد. در شرایط «جنگ موضعی»، بحران اقتصادی به‌خودی‌خود نمی‌تواند باعث به‌وجود آمدن رخدادهای تاریخی بنیادین شود و صرفاً «زمینه‌ای مناسب‌تر برای انتشار ایده‌های بدیل فراهم می‌آورد» . طبقات حاکم معمولاً می‌توانند با شرایط جدید سازگار شوند و دوباره کنترل جنبه‌هایی که از چنگشان خارج شده بود را به دست آورند. این‌جا هم خبری از هیچ‌گونه فرایند خودبه‌خودی نیست. بین اتفاقاتی که در «اقتصاد» در حال رخ دادن است و سطوح سیاسی و ایدئولوژیکی، هیچ توازی و تعادل بلاواسطی وجود ندارد. ممکن است طبقه‌ی کارگر به بخش‌هایی رقیب تجزیه شود و ازهمین‌رو، درونِ هژمونی بورژواییِ بلوکِ قدرت حاکم جذب شود، یا آن‌که می‌تواند هژمونی خود را از پایین شکل دهد، یا ترکیبی از هردوی این‌ها_ ــ تمامی این‌ها به توانایی‌اش در عمل و دگرگونی مناسبات قدرت در «جامعه‌ی مدنی» و «جامعه‌ی سیاسی» وابسته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نامه‌های زندان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنتونیو گرامشی در نامه‌ای به همسرش، پس از تحمل سه سال زندان نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من معتقدم، آن بحرانی را که زندانی در اولین مرحله از زندان دچارش می‌شود پشت سر گذاشته‌ام. بحران که اغلب سبب قطع رابطه کامل تمامی بندها با گذشته می‌شود. حقیقتش را بخواهی، این بحران را در دیگران بیش از خودم مشاهده و احساس کردم و خنده‌ام گرفت و این خود، به معنی پشت سر گذاشتن این بحران بود. هیچوقت فکرش را نمی‌کردم انسانها آنقدر از مرگ بترسند؛ و باید گفت که دقیقاً در رابطه با این ترس است که بسیاری از ناراحتی‌های روانی خاص زندانیان به وجود می‌آید. در ایتالیا می‌گویند که ترس از مرگ نشانه پیری است. به نظر می‌رسد که این قضاوت بسیار درستی باشد. در زندان، این تحول روانی زمانی خود را نشان می‌دهد که زندانی احساس می‌کند که در دامی گرفتار شده که امکان خلاصی از آن وجود ندارد: یک تغییر ریشه‌ای و سریع ایجاد می‌شود و هر چه میزان برخورد زندانی به زندگی‌اش بر اساس اعتقادات و عقایدش سطحی‌تر و کم‌عمق‌تر باشد، میزان و سرعت این تغییر بیشتر می‌شود. به صورتی باورنکردنی، من شاهد چنین صحنه‌های وحشتناکی بودم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریار جدید ==&lt;br /&gt;
شهریار جدید از رساله‌های مهم گرامشی، خوانشی نوآورانه از رساله‌ی شهریار نیکولو ماکیاولی، نویسنده و سیاستمدار ایتالیایی، درباره‌ی اصول سیاست و آیین کشورداری است. شهریار جدید نامی است که گرامشی بر اجتماع روشنفکران طبقه‌کارگر نهاده بود. این شهزاده نمی‌تواند شخصیتی واقعی، یعنی فردی خاص باشد، فقط می‌تواند سازواره‌ای باشد، یعنی مجموعه‌ای اجتماعی که پس از آنکه خود را تحکیم کرد و از اعمال خود آگاهی یافت، در آن اراده‌ای دسته‌جمعی شکل‌می‌گیرد.  مقصود گرامشی از شهریار جدید، یک حزب انقلابی متشکل از زحمتکشان روشنفکر است که می‌تواند هژمونی آلترناتیوی در جامعه‌ی مدنی ایجاد کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گرامشی با نظریه‌اش در مورد هژمونی فرهنگی در جامعه‌های سرمایه‌داری می‌شود و نظریات او درباره‌ی هژمونی در جایگاه یک راهبردشناس سیاسی شخصیت او را شکل می‌دهد. آثار گرامشی زمینه‌ساز نظریه‌پردازان مارکسیستی مانند آلتوسر و پولانتساس شد تا کارکردهای دولت در دموکراسی‌های لیبرال یا آزادی‌خواه را مورد بررسی قرار دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در &amp;quot;شهریار جدید&amp;quot; او اثر شهریار ماکیاول را به مثابه نمونه تاریخی اسطوره سورلی معرفی می‌کند؛ ژرژ سورلی‌ای که نظریه‌پرداز سندیکالیسم انقلابی بود و به نوعی بر فاشیسم و موسولینی اثر عمده‌ا‌ی داشت.گرامشی به نوعی به تمجید شهریار ماکیاول می پردازد:&amp;quot;..... نمونه یک ایدئولوژی سیاسی که به صورت یک خیال‌آباد بی روح یا نظریه‌بافی عالمانه ارائه نمی‌شود، بلکه به صورت آفریده یک تخیل عینی که روی مردم پراکنده و از هم بریده اثر می‌کند و اراده جمعی آنها را برمی‌انگیزد و سازمان می‌بخشد.&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنان گرامشی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* شیفتگان درگاه  استبداد! اگر با مردم نیستید بر علیه مردم عمل نکنید!&lt;br /&gt;
* یک حکومت تضعیف‌شده، شبیه یک ارتش در حال شکست است!&lt;br /&gt;
* کلیدی‌ترین پرسش برای فلسفه سیاسی در طول تاریخ, چگونگی اداره کشور توسط بهترین حکومت بود. یا بهترین رژیم سیاسی کدام است. چگونه می‌توان از رژیم بد به حکومتی شایسته دست یافت.&lt;br /&gt;
* بشریت اکنون می‌داند که کدام رژیم سیاسی شر مطلق است, در این حوزه دستش خالی نیست.&lt;br /&gt;
* فیلسوفان عصر روشنگری, در تبیین حکومت‌های سکولار, اهدافشان ناظر بر جهان‌شمول بودن universal آن بوده‌است.&lt;br /&gt;
* صلح جهانی کانتی  cosmopolita  peace. و شهروند جهانی بودن هدفی در محدوده اروپا نبود، اگرچه کانت به آلمانی می‌نوشت اما هرگز مخاطبش مردم آلمان نبوده‌است.&lt;br /&gt;
* دموکراسی نوین جهان حاصل چهارصد سال جدال نظری و عملی است, انتخابی بودن حاکمان, سکولاریسم یا جدایی دین از دولت, تفکیک قوای سه‌گانه, و رعایت حقوق بشر, اجزا  لاینفک این دموکراسی است. فقدان هر کدام از اجزای فوق آن دموکراسی ناقص و مستحق براندازی است.&lt;br /&gt;
* این دموکراسی شامل دوران اولیه قانونمداری, دوران میانی عدالت محوری و شرایط کنونی دفاع از محیط زیست ایجاد نهادهای مستقل از قدرت سیاسی ngo‌ها و منشور جهانی  حقوق بشر, از مصوبات تخطی‌ناپذیر سازمان ملل تبدیل شد.&lt;br /&gt;
* دموکراسی ناقص و سیستم اداری منبعث از آن هرگز قادر نیست, منطبق بر رضایتمندی مردم, اقتصاد, فرهنگ, حقوق و وظایف شهروندی را ساماندهی کند.&lt;br /&gt;
* به جای مردم, برای مردم، پیشاپیش مردم، به دنبال مردم نباید تصمیم و حرکت کرد، بلکه باید با مردم و از خواسته‌های مردم حمایت کنیم!&lt;br /&gt;
* در چنین شرایطی مردم به تحقق حق و انجام درست وظیفه خویش عمل خواهند‌کرد!&lt;br /&gt;
* ...در تغییر و تحولات اخیر، فلسفه‌ی عمل «لحظه‌ی هژمونی» را مطالبه می‌کند. ...دوره‌ای بحرانی با پی‌آمدهای غیرقابل پیشبینی است، از میان رفتنی که در آن «کهنه از بین می‌رود و نو نمی‌تواند جایگزین شود». بنابراین، «رهنمود معقول و معنوی» عامل تعیین‌کننده در کسب هژمونی است:  پیش از آن که یک گروه اجتماعی به تصرف قدرت حکومتی دست یازد، می‌تواند و در حقیقت باید که رهبر باشد؛ پس از آن، و هنگامی که این گروه اجتماعی اِعمال قدرت نموده و حتا پس از این که کنترل را به طور کامل به دست گرفت، یعنی پس از آن که به قدرت مسلط تبدیل شد، کماکان باید موضع رهبری را حفظ کند.&lt;br /&gt;
* فرهنگ چیزی است کاملاً متفاوت، فرهنگ سازمان است، فرهنگ نظم درونی فرد است، شکل دادن به شخصیت خود است؛ فرهنگ نیل به آگاهی بالاتری‌ست که به‌کمک آن شخص به درک ارزش تاریخی خود و عمل‌کرد خود در زندگی؛ و حقوق و وظائفش توفیق می‌یابد. اما هیچ‌یک از این‌ها از طریق تکامل خودبه‌خود،  از طریق سلسله‌ای از کنش‌ها و واکنش‌هائی که مستقل از اراده‌ی فرد باشد آن‌طور که در قلم‌روی حیوانات و گیاهان که در آن هرواحد ناآگاهانه اعضاء خود را به‌وسیله‌ی قانونی طبیعی و مقدر انتخاب می‌کند و متمایز می‌سازد-انجام نمی‌پذیرد. مهم‌تر از همه این که انسان یک‌ذهن است، یعنی محصولی از تاریخ و نه از طبیعت. در غیر این‌صورت چه‌گونه می‌توان این حقیقت را که سوسیالیزم هنوز به‌وجود نیامده است با توجه به این که استثمارگر و استثمارشونده، خالقان ثروت و مصرف‌کنندگان خودخواه آن همیشه وجود داشته‌اند، توضیح داد؟  حقیقت این است که انسان قدم‌به‌قدم و مرحله‌به‌مرحله از ارزش خود آگاه گردیده و ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کتاب‌شناسی گرامشی ==&lt;br /&gt;
انتشارات اینودی اولین مجموعه‌ی کامل کارهای گرامشی را در دوازده جلد در طی سالهای ۱۹۴۷ تا ۱۹۷۱ منتشر ساخت. این مجموعه شامل پنج جلد از نوشته‌های سیاسی وی بود. مقاله‌های درج شده در مطبوعات عمده‌ی این نوشته-ها را تشکیل می‌دهد که به شرح زیر طبقه‌بندی شده‌اند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ - نوشته‌های دوران جوانی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۱۶ تا ۱۹۲۰ -  در زیر طاق‌بنای تاریخی آنتونالیانا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰ -  نظم نوین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۲۱ تا ۱۹۲۲ -  سوسیالیسم و فاشیسم: نظم نوین &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۲۳ تا ۱۹۲۶ -  بنای حزب کمونیست&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجموعه‌های دیگری نیز پس از آن به این فهرست افزوده شد. اینودی در سال ۱۹۸۰ انتشار مجموعه‌ی جدیدی از کارهای گرامشی را آغاز نمود که شامل هفت جلد از نوشته‌های سیاسی وی است که آخرین تحقیقات را در زمینه‌ی نوشته‌ها و روش‌شناسی نقادانه را در نظر گرفته است.&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب آنتونیو گرامشی نوشته‌ی آنتونیو سانتوچی صفحه ۳۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چاپ اول دفترهای زندان توسط انتشارات این‌آودی بین سالهای ۱۹۴۸ و ۱۹۵۱ انجام گردید. ناشر یادداشت‌های گرامشی را بر اساس موضوع دسته‌بندی نموده و در شش جلد با عنوان‌های زیر منتشر ساخت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۹۴۸- ماتریالیسم تاریخی و فلسفه‌ی بنه‌دیتو کروچه &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۹۴۹- روشنفکران و سازمان فرهنگی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۹۴۹- جنبش برای آزادی و وحدت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۹۴۹- یادداشت‌هایی پیرامون ماکیاولی، سیاست، و دولت مدرن &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۹۵۰- حیات و فرهنگ ملی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال ۱۹۵۱- گذشته و حال &lt;br /&gt;
* ملاحظات و تذکرات انتقادی در بارهٔ «کتاب آموزشی عامه‌فهم جامعه‌شناسی بوخارین نوشته آنتونیو گرامشی ترجمه مهران زنگنه&lt;br /&gt;
* گرامشی و انقلاب، مقالاتی پیرامون انقلاب اکتبر، ترجمهٔ علیرضا نیاززاده نجفی، تهران: نشر چشمه، ۱۳۹۹&lt;br /&gt;
* رستاخیز (IL RISORGIMENTO)&lt;br /&gt;
* گذشته و حال&lt;br /&gt;
* ت‍زه‍ایی درب‍ارهٔ ت‍اک‍ت‍یک‌های ح‍زب ک‍م‍ون‍ی‍س‍ت ای‍ت‍ال‍ی‍ا (ت‍زه‍ای رم)، ترجمهٔ محمد حاجی‌زاده، تهران: نشر تاریخ، ۱۳۵۸&lt;br /&gt;
* دربارهٔ آموزش و فرهنگ، ترجمهٔ م. س‍رخ‌رودی و ر. آروی‍ن، تهران: نشر پژواک، ۱۳۵۸&lt;br /&gt;
* ستمگران و ستمبران، ترجمهٔ وارتان میکائیلیان، تهران: انتشارات فرهنگ نوین، ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
* پیدایش روشنفکران، ترجمهٔ [[جلال آل احمد|جلال آل‌احمد]]، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۷&lt;br /&gt;
* شهریار جدید، ترجمهٔ عطاءالله نوریان، تهران: نشر اختران، ۱۳۸۶&lt;br /&gt;
* دولت و جامعهٔ مدنی، ترجمهٔ عباس میلانی، تهران: نشر اختران، ۱۳۸۴&lt;br /&gt;
* ماتریالیسم تاریخی&lt;br /&gt;
* نامه‌های زندان، ترجمهٔ مریم علوی‌نیا، تهران: نشر آگاه، ۱۳۶۲&lt;br /&gt;
* سوسیالیسم فاشیسم و انقلاب، ترجمه کامران برادران، آگه&lt;br /&gt;
* معادلات و تناقضات، ترجمه شاپور اعتماد، طرح نو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامه‌های زندان گرامشی توسط خواهرزن او «تاتیانا شوخت» در محل امنی نگهداری شد. سپس به مسکو فرستاده شد و پس از پایان جنگ در اختیار پالمیرو تولیاتی دوست گرامشی و رهبر بعدی حزب کمونیست ایتالیا قرار گرفت. از او آثاری در زمینهٔ تئوریزه کردن مفاهیمی کلیدی همچون هژمونی، جامعه‌ی مدنی، نسبت زیربنا و روبنا در سیستم سرمایه‌داری، ماهیت طبقاتی روشنفکران، و جنگ قدرت به جا مانده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گاهشمارِ زندگی آنتونیو گرامشی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
*  ۱۸۹۱ در ۲۲ ژانویه در آلس Ales، نزدیک کالیاری Cagliari به دنیا آمد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۱۱ دوره‌ی دبیرستان را در کالیاری به پایان رساند؛ در نوامبر همین سال در رشته‌ی ادبیات دانشگاه تورین پذیرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;جوزپه فیوری، زندگی مرد انقلابی، ترجمهٔ مهشید امیر‌شاهی، تهران: انتشارات خوارزمی، ۱۳۶۰ ۱۳۶۰ صفحه ۸۶&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
* ۱۹۱۳ به سوسیالیست‌های بخش تورین پیوست.&lt;br /&gt;
* ۱۹۱۵ در ۱۰ دسامبر به تیم سردبیری آوانته !Avanti‌ در تورین ملحق شد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۱۷ در ادامه‌ی فعالیت‌های ژورنالیستی‌اش به مدیریت نشریه‌ی فریاد خلق del Grido popolo برگزیده‌شد. به عنوان دبیر کمیته‌ی اجرایی موقت حزب سوسیالیست، شاخه‌ی تورین، انتخاب گردید.&lt;br /&gt;
* ۱۹۱۸ انتشار فریاد خلق متوقف شد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۱۹ وی به همراه تاسکا، ترراسینی، و تولیاتی نشریه‌ی نظم نوین را بنیان نهاد. اولین شماره‌ی این نشریه در اول ماه مه منتشر شد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۰ در ماه سپتامبر در جنبش اشغال کارخانه شرکت نمود. آخرین شماره‌ی نشریه‌ی نظم نوین در ۳۴ دسامبر منتشر گردید.&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۱ اولین شماره‌ی روزنامه‌ی نظم نوین، ارگان کمونیست‌های تورین، در اول ژانویه منتشر شد. وی در ۳۱ ژانویه به عضویت کمیته‌ی اجرایی حزب کمونیست ایتالیا، که در همان روز در لی‌وُرنو تشکیل شده‌بود، انتخاب گردید.&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۲ در ماه مارس به سمت نماینده‌ی حزب کمونیست ایتالیا در کمیته‌ی اجرایی انترناسیونال کمونیستی انتخاب شد. در ۲۶ مارس عازم مسکو گردید. در ماه ژوئن، در کنگره‌ی دوم انترناسیونال شرکت نمود. در ماه سپتامبر به خاطر کسالت در کلینیکی در مسکو بستری شد و در همان جا بود که با همسرآینده‌اش، جولیا شوخت Schucht‌Julia، آشنا شد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۳ هنگام اقامتش در مسکو، پلیس ایتالیا حکم دستگیری وی را در غیابش صادر نمود. در سوم دسامبر، پس از آن که از سوی کمیته‌ی اجرایی انترناسیونال به عنوان رابط حزب کمونیست ایتالیا با دیگر احزاب کمونیست اروپا انتخاب شد، وارد وین گردید.&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۴ اولین شماره‌ی نشریه‌ی وحدت l’ Unità‌ در میلان منتشر شد. انتشار سومین دوره‌ی نظم نوین، این بار هر دو هفته یک‌بار از اول ماه مارس در رُم آغاز گردید. گرامشی در ششم آوریل به عنوان نماینده‌ی مجلس از ونیتو Veneto‌ انتخاب شد. در ۱۲ ماه مه به ایتالیا بازگشت. پسرش، دلیو Delio، در ماه اوت در مسکو به دنیا آمد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۵ وی در ژانویه با تاتیانا شوخت Schucht Tatiana، خواهر جولیا، در رُم مالقات نمود. در مارس و آوریل در نشست پنجم کمیته‌ی اجرایی انترناسیونال در مسکو شرکت نمود&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۶ در ماه ژانویه، در کنگره‌ی سوم حزب کمونیست ایتالیا در لیون Lyon‌ شرکت نمود. در ماه اوت، پسر دوم او، جولیانو Giuliano، در مسکو به دنیا آمد. وی در هشتم نوامبر و به‌رغم مصونیت پارلمانی، دستگیر و در رجینا کوئلی Coeli Regina زندانی شد. در ۱۸ نوامبر به پنج سال زندان انفرادی محکوم گشت و در ۷ دسامبر به جزیره‌ی اوستیکا Ustica انتقال یافت.&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۷ در ۱۴ ژانویه، حکم جلب وی از سوی دادگاه نظامی میلان صادر شد. در ۲۰ ژانویه از جزیره‌ی اوستیکا منتقل شد و در ۷ نوامبر به زندان سان‌ویتوره san vittore سپرده‌شد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۸ در ۱۹ مارس در دادگاه ویژه محاکمه شد. یازدهم ماه مه به رُم فرستاده شد و روز بعد وارد زندان رجینا کوئلی شد. محاکمه‌ی رهبری حزب کمونیست ایتالیا در ۲۸ ماه مه آغاز گردید. وی در ۴ ژوئن به بیست سال و چهار ماه و پنج روز زندان محکوم شد. در ۱۹ ژوئیه به زندان ویژه در توری Turi، نزدیک باری Bari، منتقل گشت.&lt;br /&gt;
* ۱۹۲۹ در هشتم فوریه، نوشتن دفترهای زندان Notebooks Prison را آغاز نمود.&lt;br /&gt;
* ۱۹۳۱ در ماه اوت، در بحبوحه‌ی بیماری شدیدش، دچار یک بحران جدی جسمی شد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۳۲ به دنبال اعلام عفو، حکم زندان وی به ۱۲ سال و ۴ ماه کاهش یافت.&lt;br /&gt;
* ۱۹۳۳ در ۷ ماه مارس، بحران جسمی بار دیگر به وی دست داد. در ماه ژوئیه، از تاتیانا خواست که برای انتقال وی به درمانگاه یک زندان دیگر تقاضانامه بفرستد. این تقاضانامه در ماه اکتبر پذیرفته شد. وی در ۱۹ نوامبر از زندان توری به طور موقت به زندان چی‌ویتاوکیا Civitavecchia منتقل شد. در ۷ دسامبر، با اجازه‌ی مقامات زندان در کلینیک دکتر کوسومانو Cusumano Doctor در فورمیا Formia‌ بستری شد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۳۴ وی از مقامات تقاضای آزادی مشروط نمود که در ۳۵ اکتبر مورد پذیرش قرارگرفت.&lt;br /&gt;
* ۱۹۳۵ در ماه آوریل می‌خواهد که وی را به کلینیک خصوصی فیازوله Fiesole‌ نزدیک فلورنس منتقل کنند. در ماه ژوئن بیماری وی بار دیگر به طور جدی اوج یافت. در ۲۴ ماه اوت در کلینیک کویی‌زیزانا Quisisana‌ در رُم بستری شد.&lt;br /&gt;
* ۱۹۳۷ دوران آزادی مشروط وی در ماه آوریل به پایان رسید و وی آزادی کامل‌اش را به دست آورد. در ۲۵ آوریل دچار خونریزی مغزی شد و دو روز بعد، در ۲۷ آوریل جان باخت. خاکستر پیکر وی پس از فروپاشی فاشیسم در گورستان پروتستانها در رُم به خاک سپرده‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:فیلسوفان و نظریه‌پردازان]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C_%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2_%D9%84%DA%AF%D8%AA&amp;diff=92847</id>
		<title>آنتونی جیمز لگت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C_%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2_%D9%84%DA%AF%D8%AA&amp;diff=92847"/>
		<updated>2026-09-14T13:32:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه = ۳۰۰px&lt;br /&gt;
| عنوان =&lt;br /&gt;
| عنوان ۲ = فیزیکدان و برنده جایزه نوبل فیزیک&lt;br /&gt;
| نام = آنتونی لگت&lt;br /&gt;
| تصویر = Anthony_Leggett.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = ۲۵۰px&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر = آنتونی لگت، برنده نوبل فیزیک ۲۰۰۳&lt;br /&gt;
| زادروز = ۲۶ مارس ۱۹۳۸&lt;br /&gt;
| زادگاه = لندن، بریتانیا&lt;br /&gt;
| ملیت = بریتانیایی-آمریکایی&lt;br /&gt;
| تابعیت = بریتانیایی-آمریکایی&lt;br /&gt;
| تحصیلات = کالج بالیول آکسفورد · دانشگاه آکسفورد (دکترای فیزیک نظری)&lt;br /&gt;
| پیشه = فیزیکدان نظری، استاد دانشگاه&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای = مشارکت‌های پیشگامانه در نظریه ابررساناها و ابرسیال‌ها&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته = برنده نوبل فیزیک ۲۰۰۳ · استاد ممتاز دانشگاه ایلینوی&lt;br /&gt;
| جوایز = جایزه نوبل فیزیک (۲۰۰۳)&lt;br /&gt;
عنوان شوالیه&lt;br /&gt;
| پانویس =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آنتونی جیمز لگت،&#039;&#039;&#039; (انگلیسی: &#039;&#039;&#039;Sir Anthony James Leggett&#039;&#039;&#039;) (زادهٔ ۲۶ مارس ۱۹۳۸) فیزیکدان نظری بریتانیایی-آمریکایی و استاد ممتاز دانشگاه ایلینوی است. او به‌خاطر مشارکت‌های پیشگامانه در نظریه ابررساناها و ابرسیال‌ها شهرت دارد و در سال ۲۰۰۳ جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.nobelprize.org/prizes/physics/2003/leggett/biographical/|عنوان=Anthony Leggett – Biographical|وبگاه=NobelPrize.org|تاریخ بازبینی=۶ اوت ۲۰۲۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== زندگی اولیه ==&lt;br /&gt;
آنتونی لگت در ۲۶ مارس ۱۹۳۸ در لندن متولد شد. او ابتدا در کالج بالیول آکسفورد فلسفه و تاریخ یونان و روم باستان خواند و سپس به فیزیک روی آورد. دکترای فیزیک نظری خود را از دانشگاه آکسفورد دریافت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== فعالیت علمی ==&lt;br /&gt;
لگت مشارکت‌های پیشگامانه‌ای در نظریه ابررسانایی و ابرسیال‌ها داشت. کارهای او درک عمیق‌تری از پدیده‌های کوانتومی ماکروسکوپی فراهم کرد. او بعدها استاد ممتاز دانشگاه ایلینوی شد و به خاطر خدمات علمی‌اش عنوان شوالیه از ملکه بریتانیا دریافت کرد.&lt;br /&gt;
== دریافت جایزه نوبل فیزیک ==&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۰۳، آنتونی لگت جایزه نوبل فیزیک را «برای مشارکت‌های پیشگامانه در نظریه ابررساناها و ابرسیال‌ها» دریافت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ==&lt;br /&gt;
لگت از آزادی اندیشه آکادمیک و مبادله آزاد ایده‌ها حمایت می‌کند.&lt;br /&gt;
=== حمایت از مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
آنتونی لگت امضاکننده نامه ۸۰ برنده نوبل (آوریل ۲۰۲۴) و نامه ۱۰۳ برنده نوبل (ژوئیه ۲۰۲۵) در حمایت از مقاومت ایران است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iran&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ncr-iran.org/en/global-support-statements/in-joint-letter-to-world-leaders-79-nobel-laureates-support-free-and-democratic-iran/|عنوان=79 Nobel Laureates Support Free and Democratic Iran|وبگاه=NCR-Iran|تاریخ بازبینی=۶ اوت ۲۰۲۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:برندگان جایزه نوبل حامی مقاومت ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86_%D9%84%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87&amp;diff=92831</id>
		<title>آن لویلیه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%86_%D9%84%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%87&amp;diff=92831"/>
		<updated>2026-09-13T16:03:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه = ۳۰۰px&lt;br /&gt;
| عنوان =&lt;br /&gt;
| عنوان ۲ = فیزیکدان و برنده جایزه نوبل فیزیک&lt;br /&gt;
| نام = آن لویلیه&lt;br /&gt;
| تصویر = Anne_L&#039;Huillier.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = ۲۵۰px&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر = آن لویلیه، برنده نوبل فیزیک ۲۰۲۳&lt;br /&gt;
| زادروز = ۱۶ اوت ۱۹۵۸&lt;br /&gt;
| زادگاه = پاریس، فرانسه&lt;br /&gt;
| ملیت = سوئدی&lt;br /&gt;
| تابعیت = سوئدی&lt;br /&gt;
| تحصیلات = اکول نرمال سوپریور · دانشگاه پاری‌سود (دکترا)&lt;br /&gt;
| پیشه = فیزیکدان، استاد دانشگاه&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای = کشف تولید هارمونیک‌های مرتبه بالا و پایه فیزیک اتوثانیه&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته = برنده نوبل فیزیک ۲۰۲۳ · استاد دانشگاه لوند&lt;br /&gt;
| جوایز = جایزه نوبل فیزیک (۲۰۲۳)&lt;br /&gt;
| پانویس =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آن لویلیه،&#039;&#039;&#039;  (فرانسوی: &#039;&#039;&#039;Anne L’Huillier&#039;&#039;&#039;) (زادهٔ ۱۶ اوت ۱۹۵۸) فیزیکدان سوئدی و استاد دانشگاه لوند است. او به‌خاطر کشف تولید هارمونیک‌های مرتبه بالا که پایه فیزیک اتوثانیه شد شهرت دارد و در سال ۲۰۲۳ جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد. لویلیه پنجمین زن برنده نوبل فیزیک در تاریخ است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.nobelprize.org/prizes/physics/2023/lhuillier/biographical/|عنوان=Anne L’Huillier – Biographical|وبگاه=NobelPrize.org|تاریخ بازبینی=۲۱ اوت ۲۰۲۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== زندگی اولیه ==&lt;br /&gt;
آن لویلیه در ۱۶ اوت ۱۹۵۸ در پاریس، فرانسه متولد شد. او فیزیک را در اکول نرمال سوپریور و دانشگاه پاری‌سود خواند و دکترای خود را دریافت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== فعالیت علمی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۸۷، لویلیه کشف کرد که وقتی نور لیزر فروسرخ از گاز عبور می‌کند، هارمونیک‌های مرتبه بالای متعددی تولید می‌شوند. این پدیده پایه تولید پالس‌های اتوثانیه‌ای شد. او بعدها استاد دانشگاه لوند در سوئد شد.&lt;br /&gt;
== دریافت جایزه نوبل فیزیک ==&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۲۳، آن لویلیه همراه با پیر آگوستینی و فرنتس کراوس، جایزه نوبل فیزیک را برای روش‌های تجربی تولید پالس‌های نوری اتوثانیه‌ای برای مطالعه دینامیک الکترون در ماده دریافت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ==&lt;br /&gt;
لویلیه الهام‌بخش زنان دانشمند در سراسر جهان است و از حضور برابر زنان در علوم پایه حمایت می‌کند.&lt;br /&gt;
=== حمایت از مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
آن لویلیه امضاکننده بیانیه ۱۱۳ برنده جایزه نوبل (ژانویه ۲۰۲۶) در حمایت از مقاومت ایران است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iran&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ncr-iran.org/en/news/human-rights/nobel-laureates-urge-action-on-iran-as-114-signatories-condemn-killings-and-execution-surge/|عنوان=Nobel Laureates Urge Action on Iran|وبگاه=NCR-Iran|تاریخ بازبینی=۲۱ اوت ۲۰۲۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:برندگان جایزه نوبل حامی مقاومت ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D9%87%D9%88%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=92830</id>
		<title>آلودگی هوا در ایران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D9%87%D9%88%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86&amp;diff=92830"/>
		<updated>2026-09-13T16:01:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{| class=&amp;quot;infobox&amp;quot; style=&amp;quot;width:260px; float:left; clear:left; margin:0 1.5em 1em 0; font-size:90%;&amp;quot;&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! colspan=&amp;quot;2&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:110%; background:#003366; color:white; padding:8px; text-align:center;&amp;quot; | آلودگی هوا در ایران&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
| colspan=&amp;quot;2&amp;quot; | [[پرونده:آلودگی هوا.jpg|جایگزین=آلودگی-هوای-در-ایران|بندانگشتی|آلودگی هوا در ایران]]&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! نوع&lt;br /&gt;
| بحران مزمن زیست‌محیطی و بهداشتی&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! بدترین دوره&lt;br /&gt;
| پاییز ۱۴۰۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! مکان اصلی&lt;br /&gt;
| تهران، اصفهان، اراک، اهواز، کرج، مشهد، تبریز، شیراز&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! علت‌های اصلی&lt;br /&gt;
| مازوت‌سوزی پرگوگرد، سوخت پتروشیمیایی، ناوگان فرسوده، سوءمدیریت&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! مرگ زودرس سالانه&lt;br /&gt;
| بیش از ۵۸٬۰۰۰ نفر کشوری&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! مرگ روزانه تهران (پاییز ۱۴۰۴)&lt;br /&gt;
| ۲۲۰ نفر (هر ۱۷ دقیقه یک قربانی)&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! خسارت اقتصادی سالانه&lt;br /&gt;
| ۲۳ میلیارد دلار (۵٫۳٪ GDP)&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! وضعیت فعلی&lt;br /&gt;
| بحرانی و ادامه‌دار&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
! قانون مرتبط&lt;br /&gt;
| قانون هوای پاک ۱۳۹۶ (عمدتاً اجرا نشده)&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آلودگی هوا در ایران&#039;&#039;&#039;، یکی از مرگبارترین بحران‌های زیست‌محیطی و بهداشتی جهان است که سالانه جان بیش از ۵۰ هزار نفر را می‌گیرد و میلیون‌ها نفر را با بیماری‌های تنفسی، قلبی، سرطان و کاهش بهره‌وری نیروی کار مواجه می‌کند. این پدیده ناشی از ذرات معلق (PM2.5 و PM10)، گازهای سمی، سوخت‌های فسیلی غیراستاندارد، ناوگان حمل‌ونقل فرسوده، مازوت‌سوزی در نیروگاه‌ها، صنایع سنگین، رشد بی‌رویه شهرنشینی، خشک شدن تالاب‌ها و تغییرات اقلیمی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاییز ۱۴۰۴ این بحران به سطح فاجعه رسید: تهران برای ۱۸ روز متوالی در وضعیت قرمز (AQI میانگین ۱۶۴) قرار گرفت و تنها ۶ روز هوای پاک در کل سال داشت؛ ۱۴ شهر خوزستان (از جمله کارون با AQI ۲۱۶)، اصفهان (۱۸۶)، اراک (۱۵۴)، کرج (۱۵۳)، سمنان (۱۵۲) و چندین کلان‌شهر دیگر در وضعیت ناسالم تا خطرناک بودند. مازوت پرگوگرد (۳۰٬۰۰۰ ppm گوگرد، ۷ برابر استاندارد جهانی)، بنزین پتروشیمیایی سرطان‌زا، موتورسیکلت‌های کاربراتوری (۲۰ درصد آلودگی تهران) و وارونگی دما عوامل اصلی بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قانون هوای پاک ۱۳۹۶ با ۲۲ بند ضعیف عملاً اجرا نشده است. پیامدها: مرگ‌ومیر روزانه تهران ۲۰ درصد افزایش یافت (از ۱۸۰ به ۲۲۰ نفر)، بیش از ۵۸٬۰۰۰ مرگ زودرس کشوری در ۱۴۰۳ (بیشتر در ۱۴۰۴)، ذخایر خون بحرانی، تعطیلی گسترده مدارس و ادارات، خسارت اقتصادی سالانه به ۲۳ میلیارد دلار (۵.۳٪ تولید ناخالص داخلی) می‌رسد؛ شامل هزینه‌های درمان، کاهش بهره‌وری نیروی کار، تعطیلی مدارس و ادارات در چندین استان و خسارت‌های روانی و اجتماعی. این بحران، بیش از هر چیز، نماد شکست حکمرانی جمهوری اسلامی است که حتی در برابر مرگ هر ۱۷ دقیقه یک شهروند، به جای اقدام واقعی به «توسل به دعا» بسنده می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وضع آلودگی هوا در ایران ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آلودگی هوا&#039;&#039;&#039;، یکی از بزرگ‌ترین معضلات زیست‌محیطی و بهداشتی جهان، در ایران به کابوسی مرگبار تبدیل شده است. تعریفی ساده از این پدیده می‌گوید که آلودگی هوا به وجود مواد مضر در اتمسفر اطراف ما اشاره دارد؛ موادی که کیفیت زندگی را کاهش داده و سلامت انسان‌ها، حیوانات و محیط‌زیست را تهدید می‌کنند. در ایران، این بحران به دلیل سوءمدیریت، سیاست‌های ناکارآمد و فساد ساختاری، ابعادی فاجعه‌بار یافته است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:آلودگی-هوای-در-ایران۱.jpg|جایگزین=آلودگی-هوای-در-ایران|بندانگشتی|آلودگی هوا در ایران]]&lt;br /&gt;
طبق آمارهای رسمی، آلودگی هوا سالانه جان بیش از ۵۰ هزار نفر را می‌گیرد؛ رقمی هولناک که بسیاری از کارشناسان معتقدند به دلیل کمبود شفافیت و عدم انتشار داده‌های دقیق، ممکن است حتی بیشتر از این باشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://blog.faradars.org/%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7/ آلودگی هوا چیست؟ – عوامل، انواع، تاثیر بر سلامت | به زبان ساده - فرادرس]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف آلودگی هوا و گردوغبار: قاتلان خاموش ===&lt;br /&gt;
آلودگی هوا به وجود ذرات معلق، گازهای سمی، و مواد شیمیایی در اتمسفر گفته می‌شود که کیفیت هوای تنفسی را کاهش داده و سلامت انسان و محیط‌زیست را تهدید می‌کند. در کنار آن، بحران گردوغبار نیز به پدیده انتشار ذرات ریز خاک و ماسه در هوا اشاره دارد که ناشی از تخریب پوشش گیاهی، خشک شدن تالاب‌ها و بیابان‌زایی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ایران، این دو معضل دست در دست یکدیگر جان انسان‌ها را می‌گیرند. طبق آمارها، سالانه بیش از ۵۰ هزار نفر در اثر آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند و میلیون‌ها نفر دیگر از بیماری‌های تنفسی و قلبی ناشی از آلودگی هوا و گردوغبار رنج می‌برند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.eligasht.com/Blog/news/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7/ عوامل اصلی آلودگی هوا چیست؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== عواملی که هوای ایران را به زهر تبدیل کرده‌اند ===&lt;br /&gt;
در بررسی دلایل آلودگی هوا در ایران، باید به ترکیبی از عوامل اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ۱. ناوگان حمل‌ونقل فرسوده: ====&lt;br /&gt;
خودروهای قدیمی و بدون استانداردهای زیست‌محیطی در کلان‌شهرهایی مانند تهران، اصفهان و مشهد به بمب‌های متحرک آلودگی تبدیل شده‌اند. سوخت بی‌کیفیت، خودروهای فاقد فیلترهای استاندارد و استفاده گسترده از موتورسیکلت‌های کاربراتوری از مهم‌ترین دلایل تشدید این بحران هستند. خیابان‌های این شهرها مملو از خودروهایی است که روزانه میلیون‌ها تن آلاینده تولید می‌کنند و مردم را در برابر خطرات جدی سلامت قرار می‌دهند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://www.isna.ir/news/1402091913849/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA دلیل اصلی آلودگی هوا چیست؟  ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ۲. سوخت‌های فسیلی غیراستاندارد: ====&lt;br /&gt;
پالایشگاه‌های ایران، به دلیل نبود تکنولوژی‌های روزآمد، سوخت‌هایی با کیفیت پایین تولید می‌کنند که در کنار تولید آلاینده‌های خطرناک، سلامتی میلیون‌ها شهروند را به خطر می‌اندازند. بنزین و گازوئیل تولیدی در بسیاری از این پالایشگاه‌ها به دلیل داشتن گوگرد و مواد مضر دیگر، یکی از منابع اصلی آلودگی هوای شهری محسوب می‌شوند. درحالی‌که در کشورهای پیشرفته استانداردهای سختگیرانه‌ای برای کیفیت سوخت وجود دارد، ایران همچنان از روش‌های قدیمی و ناکارآمد استفاده می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ۳. صنایع سنگین و نیروگاه‌ها: ====&lt;br /&gt;
[[پرونده:آلودگی-هوای-در-ایران۴.jpg|جایگزین=آلودگی-هوای-در-ایران|بندانگشتی|آلودگی هوا در ایران]]&lt;br /&gt;
بسیاری از نیروگاه‌ها و کارخانه‌های ایران همچنان از سوخت مازوت استفاده می‌کنند. مازوت، که یکی از آلاینده‌ترین سوخت‌های فسیلی است، نه تنها در کشورهای پیشرفته تقریباً منسوخ شده، بلکه در ایران با بی‌مسئولیتی تمام، به‌عنوان گزینه اصلی در زمان کمبود گاز مصرف می‌شود. نیروگاه‌های اطراف کلان‌شهرها، با انتشار دودهای سمی، هر روز به بحران آلودگی هوا دامن می‌زنند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ۴. رشد بی‌رویه شهرنشینی و تراکم جمعیت: ====&lt;br /&gt;
توسعه نامتوازن شهری و افزایش جمعیت در شهرهای بزرگ ایران مانند تهران، اصفهان و مشهد، زیرساخت‌های زیست‌محیطی را تحت فشار شدیدی قرار داده است. نبود برنامه‌ریزی شهری و استفاده از روش‌های ناکارآمد در مدیریت پسماندها، ترافیک سنگین و افزایش تقاضای انرژی از عوامل تشدید‌کننده این بحران هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ۵. تغییرات اقلیمی و تأثیر منطقه‌ای: ====&lt;br /&gt;
خشکسالی‌های مداوم، تغییرات اقلیمی و سیاست‌های نادرست مدیریت آب در ایران، نه تنها کیفیت زندگی را کاهش داده بلکه بر تشدید پدیده گردوغبار نیز تأثیر گذاشته است. کاهش بارندگی و از دست رفتن پوشش گیاهی طبیعی، به گسترش بیابان‌زایی و افزایش ذرات معلق در هوا منجر شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.eghtesadonline.com/fa/news/2023863/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF دلیل اصلی آلودگی هوا چیست؟/ آلودگی هوا تا کی ادامه دارد؟ اقتصاد آنلاین]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آلودگی هوا؛ بحران مدیریت نشده ==&lt;br /&gt;
سوال اصلی اینجاست: چرا با وجود این‌همه هشدار، تغییری در وضعیت آلودگی هوای ایران ایجاد نمی‌شود؟ پاسخ به این سوال را باید در ساختار حکومتی جستجو کرد که توانایی مدیریت چنین بحران‌هایی را ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱- نبود اراده سیاسی: ===&lt;br /&gt;
حاکمیت جمهوری اسلامی، اولویت را بر سرکوب و کنترل شهروندان گذاشته و مسائل زیست‌محیطی را به حاشیه رانده است. برای حکومتی که بقای خود را بر پایه ابزارهای سرکوب و نه رفاه و سلامت عمومی بنا کرده، آلودگی هوا یک اولویت نیست. حتی زمانی که سطح آلودگی در شهرها به وضعیت خطرناک می‌رسد، اقدامات فوری و جدی صورت نمی‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسأله اینجاست که آلودگی هوا و بحران گردوغبار، نه پدیده‌ای طبیعی، بلکه نتیجه مدیریت ناکارآمد و سیاست‌های غیرعلمی است. در جمهوری اسلامی، محیط‌زیست همیشه در پایین‌ترین اولویت‌ها قرار داشته و هرگونه هشدار از سوی کارشناسان نادیده گرفته شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://ecoiran.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-187/78540-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C آلودگی هوای تهران، از بحران تا بی‌عملی - آکو ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲- فساد سیستماتیک: ===&lt;br /&gt;
طرح‌های زیست‌محیطی در ایران، به دلیل فساد گسترده، یا اجرایی نمی‌شوند یا نتیجه معکوس دارند. بودجه‌هایی که باید صرف احیای تالاب‌ها و کاهش آلودگی هوا شوند، در جیب پیمانکاران وابسته به سپاه پاسداران گم می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۳- انکار بحران: ===&lt;br /&gt;
دولت، به جای شفاف‌سازی درباره عمق بحران، با ارائه آمارهای دستکاری‌شده و وعده‌های بی‌پشتوانه، سعی در کوچک‌نمایی آن دارد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۴- نبود سیاست‌گذاری‌های پایدار: ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:آلودگی-هوای-در-ایران۳.jpg|جایگزین=آلودگی-هوای-در-ایران|بندانگشتی|آلودگی هوا در ایران]]&lt;br /&gt;
برخلاف کشورهای پیشرفته که با سیاست‌های سختگیرانه زیست‌محیطی، آلودگی هوا را کنترل کرده‌اند، در ایران، هیچ برنامه جامعی برای مقابله با این بحران وجود ندارد. استفاده از سوخت‌های آلوده مانند مازوت در نیروگاه‌ها، نمونه بارزی از سیاست‌های مخرب است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۵. شفافیت؛ حلقه مفقوده: ===&lt;br /&gt;
ارائه آمار دقیق و به‌روز از میزان آلودگی هوا و تاثیر آن بر سلامت مردم، یکی از وظایف اساسی هر دولت مسئول است. اما در ایران، آمارها یا منتشر نمی‌شوند یا دستکاری شده و از دید مردم پنهان می‌مانند. این انکار سیستماتیک، عملاً مقابله با بحران را غیرممکن کرده است. مردم تنها زمانی از وضعیت بحرانی آلودگی آگاه می‌شوند که رنگ شاخص‌های آلودگی در اپلیکیشن‌ها به قرمز و بنفش تغییر می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۶. فساد ساختاری: ===&lt;br /&gt;
بسیاری از طرح‌های کاهش آلودگی، مانند اسقاط خودروهای فرسوده یا تولید سوخت استاندارد، به دلیل فساد و سودجویی متوقف یا به شکست منجر شده‌اند. پیمانکارانی که برای منافع مالی خود در این پروژه‌ها دست دارند، هیچ انگیزه‌ای برای اجرای صحیح آن‌ها ندارند. تخصیص بودجه‌های هنگفت به طرح‌های بی‌نتیجه، یکی از جلوه‌های فساد در این حوزه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قربانیان خاموش؛ جان‌هایی که در دود خفه می‌شوند ==&lt;br /&gt;
طبق آمارها، آلودگی هوا در ایران سالانه بیش از ۵۰ هزار نفر را به کام مرگ می‌کشاند. بسیاری از این قربانیان، کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای هستند؛ کسانی که توانایی مقابله با شرایط زیست‌محیطی دشوار را ندارند. اما این مرگ‌ومیر تنها بخشی از فاجعه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر روز که می‌گذرد، آلودگی هوا و گردوغبار، جان بیشتری از ایرانیان می‌گیرند. به گفته سازمان بهداشت جهانی، ذرات معلق موجود در هوا، که ناشی از سوخت مازوت، خودروهای فرسوده و گردوغبار است، خطر ابتلا به بیماری‌های زیر را افزایش می‌دهند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بیماری‌های تنفسی مانند آسم و برونشیت&lt;br /&gt;
* بیماری‌های قلبی و عروقی&lt;br /&gt;
* سرطان ریه&lt;br /&gt;
* سکته‌های مغزی و قلبی&lt;br /&gt;
[[پرونده:آلودگی-هوای-در-ایران۲.jpg|جایگزین=آلودگی-هوای-در-ایران|بندانگشتی|آلودگی هوا در ایران]]&lt;br /&gt;
در کنار این بیماری‌ها، کیفیت زندگی در شهرهای بزرگ ایران به شدت کاهش یافته است. تهران، اهواز، اصفهان و مشهد، در زمره آلوده‌ترین شهرهای جهان قرار دارند، و وضعیت در مناطق جنوبی و غربی کشور که گردوغبار حاصل از خشک شدن تالاب‌ها را تحمل می‌کنند، به مراتب وخیم‌تر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.afarineshdaily.ir/news/30025 جان هایی که در آلودگی هوا از دست می رود - روزنامه آفرینش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱. بیماری‌های مزمن و هزینه‌های درمانی: ===&lt;br /&gt;
بیماری‌های مزمن ناشی از آلودگی هوا مانند آسم، برونشیت، بیماری‌های قلبی و سرطان ریه، میلیون‌ها نفر را گرفتار کرده است. هزینه‌های سنگین درمان این بیماری‌ها، فشار بیشتری بر دوش خانوارها و نظام بهداشتی کشور گذاشته است. خانواده‌هایی که از مشکلات تنفسی کودکان یا بیماری‌های قلبی سالمندان خود رنج می‌برند، بار مالی و روانی مضاعفی را تحمل می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲. تأثیرات روانی و اجتماعی: ===&lt;br /&gt;
زندگی در شهرهای آلوده، بر سلامت روانی افراد نیز تأثیر منفی دارد. افسردگی، استرس و کاهش کیفیت زندگی، از پیامدهای روانی آلودگی هوا هستند. علاوه بر این، تعطیلی‌های مکرر مدارس و محدودیت‌های فعالیت‌های بیرونی، بر کیفیت زندگی کودکان و خانواده‌ها تأثیر منفی گذاشته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== راه‌حل‌های آلودگی هوا ==&lt;br /&gt;
بحران آلودگی هوا، همانند بسیاری از مشکلات دیگر ایران، نتیجه‌ای از ساختار ناکارآمد و بی‌کفایت جمهوری اسلامی است. در کشورهای پیشرفته، سیاست‌های موفقی برای کاهش آلودگی هوا اجرا شده‌اند: از گسترش حمل‌ونقل عمومی و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر گرفته تا قوانین سختگیرانه زیست‌محیطی و تشویق صنایع به استفاده از تکنولوژی‌های پاک. برخی از راهکارهای قابل‌اجرا در ایران عبارتند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۱. توسعه حمل‌ونقل عمومی: ===&lt;br /&gt;
سرمایه‌گذاری در سیستم حمل‌ونقل عمومی، مانند مترو و اتوبوس‌های برقی، می‌تواند تأثیر بسزایی در کاهش آلودگی هوا داشته باشد. به جای تشویق به استفاده از خودروهای شخصی، باید زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی توسعه یابد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.irna.ir/news/84512285/%D8%B1%D9%81%D8%B9-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85 رفع آلودگی هوای تهران؛ راه‌هایی که نرفته‌ایم - ایرنا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۲. استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر: ===&lt;br /&gt;
ایران با داشتن منابع عظیم خورشیدی و بادی، پتانسیل بالایی برای تولید انرژی‌های پاک دارد. اما به دلیل نبود اراده سیاسی و سرمایه‌گذاری مناسب، این پتانسیل‌ها نادیده گرفته شده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ۳. استانداردسازی سوخت و خودروها: ===&lt;br /&gt;
تولید و عرضه سوخت با استانداردهای بین‌المللی و جایگزینی خودروهای فرسوده با مدل‌های جدید و پاک، از مهم‌ترین اقدامات برای کاهش آلودگی هوا هستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== هوای پاک نیاز انسانی ==&lt;br /&gt;
در جهانی که پاکی هوا باید یکی از بدیهی‌ترین حقوق انسانی باشد، ایرانیان هر روز برای نفس کشیدن، هزینه‌ای سنگین می‌پردازند. بحران آلودگی هوا در کنار دیگر بحرانها و ابر بحرانها، ‌پیش و بیش از آن‌که زیست‌محیطی یا اقتصادی باشد، ناشی از ناکارآمدی و بی‌کفایتی جمهوری اسلامی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای غلبه بر بحران آلودگی هوا اقدامات زیر در اولویت حیاتی قرار دارند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- سرمایه‌گذاری فوری و گسترده در انرژی‌های تجدیدپذیر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- بازنگری در منابع انرژی و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- اجرای دقیق قوانین زیست‌محیطی و ایجاد مکانیزم‌های نظارتی مستقل.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
- شفافیت در تخصیص بودجه و اولویت دادن به سلامت عمومی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال، تحقق این تغییرات در چارچوب ساختار کنونی  بعید به نظر می‌رسد. تا زمانی که ساختار حکومت تغییر نکند، راه‌حلی پایدار برای مقابله با این بحران وجود نخواهد داشت. حق نفس کشیدن در هوای پاک، حقی است که باید برای بازپس‌گیری آن تلاش کنیم، پیش از آنکه این کشتار خاموش جان‌های بیشتری را قربانی کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.mojahedin.org/i/%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86 آلودگی هوا؛ مرگ خاموش ایرانیان - سایت مجاهد] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشدید آلودگی هوا در پائیز ۱۴۰۴ ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وضعیت آلودگی در شهرها ===&lt;br /&gt;
در پاییز ۱۴۰۴، آلودگی هوا در شهرهای مختلف ایران به سطوح بحرانی رسید و چندین کلان‌شهر را تحت تأثیر قرار داد. در تهران، شاخص کیفیت هوا (AQI) به طور میانگین به ۱۶۴ رسید و برای ۱۸ روز متوالی در وضعیت قرمز (ناسالم برای همه) قرار گرفت. برخی مناطق مانند ورامین به AQI ۱۹۶ (بسیار ناسالم) و بهارستان به ۱۷۹ رسیدند. از ابتدای سال تا ۴ آذر، تهران تنها ۶ روز هوای پاک داشت، ۱۲۳ روز قابل قبول، ۱۰۶ روز ناسالم برای گروه‌های حساس، ۱۸ روز ناسالم برای عموم، ۲ روز بسیار ناسالم و ۲ روز خطرناک بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiozamaneh.com/870989/ بار دیگر هشدار سراسری آلودگی هوا در ایران؛ تصمیم‌های متناقض و آمارهای نگران‌کننده - رادیو زمانه] 2&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در خوزستان، ۱۴ شهر در وضعیت ناسالم قرار گرفتند، از جمله کارون با AQI ۲۱۶ (بسیار ناسالم)، اهواز ۱۹۶، دشت آزادگان ۱۶۴ و شادگان ۱۶۲. هشت شهر بزرگ دیگر مانند اصفهان (AQI ۱۸۶)، اراک (۱۵۴)، کرج (۱۵۳)، سمنان (۱۵۲)، بوشهر (۱۵۱)، بندرعباس (۱۴۵)، قم (۱۴۴) و قزوین (۱۳۵) نیز ناسالم گزارش شدند. تبریز با AQI ۱۲۸ و مشهد ۱۱۹ در وضعیت نارنجی بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranintl.com/202512025878 ادامه بحران آلودگی هوا در شهرهای مختلف و قرار گرفتن ۱۴ شهر خوزستان در وضعیت ناسالم - ایران اینترنشنال] 1&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== علل اصلی آلودگی ===&lt;br /&gt;
علل اصلی این بحران شامل مصرف بنزین پتروشیمیایی، سوخت مازوت پرگوگرد در نیروگاه‌ها (با گوگرد ۳۰,۰۰۰ ppm، هفت برابر استاندارد جهانی) و وارونگی دما بودند. منابع متحرک مانند خودروها و موتورسیکلت‌ها ۶۰ تا ۸۲.۷ درصد آلاینده‌های گازی و ذرات معلق را تولید می‌کردند، با سهم موتورسیکلت‌های کاربراتوری در تهران حدود ۲۰ درصد. کاهش بارندگی پاییزی و فعالیت‌های صنعتی نیز نقش داشتند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B9%D8%A7/a-74945802 آلودگی هوا در ایران؛ از هشدارهای کارشناسی تا &amp;quot;توسل به دعا&amp;quot; - دویچه‌وله]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تهران، آلودگی از خودروها، موتورسیکلت‌ها، کاهش بارش و مازوت‌سوزی ناشی می‌شد. صنایع خانگی، تجاری و اداری ۵.۳ درصد آلاینده‌های گازی و نیروگاه‌ها ۵.۷ درصد تولید می‌کردند. سوخت‌های مایع با افزودنی‌های آروماتیک بالا و مواد ممنوعه، سطوح بنزن و مواد سرطان‌زا را افزایش داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranintl.com/202512036629 ذخایر خون برخی استان‌ها به‌دلیل آلودگی هوا به وضعیت بحرانی رسیده است - ایران اینترنشنال]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بی‌کفایتی و ناکارآمدی حکومت ===&lt;br /&gt;
بی‌کفایتی حکومت در اجرای قانون هوای پاک ۱۳۹۶ برجسته بود، با ۲۲ مورد اجرای ضعیف، ۱۷ مورد متوسط و تنها ۱۷ مورد قابل قبول. عدم تخصیص بودجه برای نوسازی زیرساخت‌ها، ادامه مازوت‌سوزی علی‌رغم ممنوعیت از ۱۴۰۰ و تصمیمات متناقض مانند تأخیر در تعطیلی‌ها، بحران را تشدید کرد. تحریم‌ها دسترسی به فناوری را محدود کرد، اما سیاست‌های کوتاه‌مدت انرژی و عدم پاسخگویی نهادها نقش اصلی داشتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[https://www.radiozamaneh.com/870887 آلودگی هوا: شکست حکمرانی، فروپاشی سرمایه انسانی - رادیو زمانه] 1&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدیریت جزیره‌ای، تعدد نهادهای مسئول بدون پاسخگویی و عدم اجرای اصل ۵۰ قانون اساسی برای حفاظت از محیط زیست، از مشکلات کلیدی بودند. پیشنهاد شکایت از مسئولان برای مرگ‌های ناگهانی مطرح شد، اما هیچ اقدام ساختاری انجام نشد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.rouydad24.ir/fa/news/437235/%D9%87%D8%B1-%DB%B1%DB%B7-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 هر ۱۷ دقیقه یک قربانی؛ بحران خاموش آلودگی هوا در ایران - رویداد۲۴]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اثرات بهداشتی و مرگ‌ومیر ===&lt;br /&gt;
آلودگی منجر به افزایش ۲۰ درصدی مرگ‌ومیر در تهران شد، از میانگین روزانه ۱۸۰ به ۲۲٠ نفر. در سال ۱۴۰۳، بیش از ۵۸,۰۰۰ مرگ زودرس کشوری (۸,۰۰۰ در تهران) ثبت شد، که در ۱۴۰۴ افزایش یافت و معادل یک مرگ هر ۱۷ دقیقه بود. اثرات شامل ۱۵ درصد افزایش موارد تنفسی، ۳ درصد مشکلات قلبی، کاهش IQ کودکان، خستگی مزمن و کاهش بهره‌وری نیروی کار (۰.۵ تا ۴ درصد به ازای هر میکروگرم در مترمکعب PM2.5) بودند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://parsi.euronews.com/2025/12/01/severe-air-pollution-continues-in-iran-tehran-remains-in-unhealthy-for-everyone-conditi ادامه آلودگی شدید هوا در ایران؛ تهران برای دهمین روز متوالی در شرایط «ناسالم برای همه» قرار دارد - یورو نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ذخایر خون در برخی استان‌ها به سطح بحرانی رسید، مانند تهران با ۳.۵ روز ذخیره. اثرات کوتاه‌مدت شامل خستگی از مونوکسید کربن، سوزش چشم و گلو و درد قفسه سینه بودند. هم‌زمانی با آنفولانزا موارد تنفسی را افزایش داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعطیلی‌ها و خسارت‌های اقتصادی ===&lt;br /&gt;
تعطیلی‌ها شامل مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات در البرز، سمنان، خوزستان و هرمزگان بودند. در تهران، مهدکودک‌ها تعطیل شد، فعالیت اداری کاهش یافت و دو سوم ظرفیت اجرایی غیرفعال بود. ممنوعیت تردد کامیون‌ها (به جز حامل کالاهای فاسدشدنی) اعمال شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.rferl.org/a/iran-tehran-pollution-alarming-water-crisis/33608669.html آلودگی تهران به سطح «هشداردهنده» رسیده است و آخرین بحران زیست‌محیطی ایران را در بر خواهد گرفت - رادیو فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خسارت اقتصادی سالانه ۲۳ میلیارد دلار (۵.۳ درصد GDP) تخمین زده شد، با ۱۷ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۳ از مرگ‌ها، ناتوانی و تعطیلی‌ها. هزینه‌های سلامت در تهران ۲.۶ تا ۳.۷ میلیارد دلار بود، شامل اثرات ترافیکی و روانی.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:محیط زیست ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D9%86_%D8%AC%DB%8C._%D9%87%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=92828</id>
		<title>آلن جی. هیگر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D9%86_%D8%AC%DB%8C._%D9%87%DB%8C%DA%AF%D8%B1&amp;diff=92828"/>
		<updated>2026-09-13T14:26:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات دانشمند&lt;br /&gt;
| نام                    = آلن جی. هیگر&lt;br /&gt;
| تصویر                  = Alan_J._Heeger.png&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر            = آلن جی. هیگر&lt;br /&gt;
| نام اصلی               = Alan Jay Heeger&lt;br /&gt;
| زمینه فعالیت           = فیزیک ماده چگال، علم مواد، پلیمرهای رسانا&lt;br /&gt;
| ملیت                   = آمریکایی&lt;br /&gt;
| تاریخ تولد             = ۲۲ ژانویه ۱۹۳۶&lt;br /&gt;
| محل تولد               = سیوکس‌سیتی، آیووا، ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| والدین                 =&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ              =&lt;br /&gt;
| محل مرگ                =&lt;br /&gt;
| علت مرگ                =&lt;br /&gt;
| محل زندگی              = سیوکس‌سیتی، آیووا؛ فیلادلفیا، پنسیلوانیا؛ سانتا باربارا، کالیفرنیا&lt;br /&gt;
| مختصات محل زندگی       =&lt;br /&gt;
| مدفن                   =&lt;br /&gt;
| در زمان حکومت          =&lt;br /&gt;
| اتفاقات مهم            = کشف و توسعه پلیمرهای رسانا؛ دریافت جایزه نوبل شیمی ۲۰۰۰&lt;br /&gt;
| نام دیگر               =&lt;br /&gt;
| لقب                    =&lt;br /&gt;
| بنیانگذار              = از پیشگامان پلیمرهای نیمه‌رسانا و فلزی&lt;br /&gt;
| پیشه                   = فیزیکدان، دانشمند علم مواد، استاد دانشگاه&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت         = از ۱۹۵۷&lt;br /&gt;
| سبک پژوهشی             = پژوهش تجربی در فیزیک ماده چگال و علم مواد&lt;br /&gt;
| آثار مهم               = پژوهش‌های مربوط به پلی‌استیلن و پلیمرهای رسانا&lt;br /&gt;
| مقالات                 = بیش از ۱۰۰۰ مقاله علمی&lt;br /&gt;
| جوایز                  = جایزه نوبل شیمی ۲۰۰۰، جایزه بالزان ۱۹۹۵، جایزه الیور ای. باکلی ۱۹۸۳&lt;br /&gt;
| علت شهرت               = کشف و توسعه پلیمرهای رسانا&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاشته بر         = الکترونیک آلی، نمایشگرهای آلی، سلول‌های خورشیدی آلی و زیست‌حسگرها&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفته از         =&lt;br /&gt;
| وبگاه                   =&lt;br /&gt;
| تحصیلات                 = فیزیک&lt;br /&gt;
| دانشگاه                 = دانشگاه نبراسکا؛ دانشگاه کالیفرنیا، برکلی&lt;br /&gt;
| حوزه                    = فیزیک ماده چگال و علم مواد&lt;br /&gt;
| همسر                    = روث هیگر&lt;br /&gt;
| فرزندان                 = دو فرزند&lt;br /&gt;
| گفتاورد                 =&lt;br /&gt;
| امضا                    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آلن جی. هیگر&#039;&#039;&#039; (&#039;&#039;&#039;Alan Jay Heeger&#039;&#039;&#039;؛ زادهٔ ۲۲ ژانویهٔ ۱۹۳۶) فیزیکدان و دانشمند علم مواد آمریکایی و استاد بازنشستهٔ دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا است. او به‌همراه آلن جی. مک‌دیارمید و هیدکی شیراکاوا در سال ۲۰۰۰ جایزه نوبل شیمی را برای «کشف و توسعه پلیمرهای رسانا» دریافت کرد. پژوهش‌های آنان دربارهٔ پلی‌استیلن نشان داد که با تغییر ساختار الکترونی و دوپینگ مناسب، یک پلیمر آلی می‌تواند رسانایی الکتریکی بسیار بالایی پیدا کند. این پژوهش به شکل‌گیری حوزهٔ پلیمرهای رسانا و توسعهٔ الکترونیک آلی کمک کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot;&amp;gt;[https://www.nobelprize.org/prizes/chemistry/2000/summary/ The Nobel Prize in Chemistry 2000 - NobelPrize.org]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobeladvanced&amp;quot;&amp;gt;[https://www.nobelprize.org/uploads/2018/06/advanced-chemistryprize2000.pdf Advanced Information - The Nobel Prize in Chemistry 2000]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیگر از سال ۱۹۸۲ به دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا پیوست و همراه با فرد وودل در ایجاد «مؤسسه پلیمرها و جامدات آلی» (IPOS) نقش داشت؛ این مؤسسه بعدها به مرکز پلیمرها و جامدات آلی (CPOS) تبدیل شد. او در سال‌های بعد در حوزه‌هایی مانند پلیمرهای نیمه‌رسانا، دیود نورگسیل آلی، سلول‌های خورشیدی آلی و زیست‌حسگرها پژوهش کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb&amp;quot;&amp;gt;[https://news.ucsb.edu/2026/022363/ucsb-chemistry-nobel-laureate-alan-heeger-celebrates-his-90th-birthday-symposium-his UCSB Chemistry Nobel Laureate Alan Heeger celebrates his 90th birthday with a symposium in his honor]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی و تحصیلات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلن جی. هیگر در ۲۲ ژانویهٔ ۱۹۳۶ در سیوکس‌سیتی، ایالت آیووا، به دنیا آمد. او و برادرش نخستین اعضای خانواده بودند که به دانشگاه راه یافتند. هیگر در سال ۱۹۵۷ مدرک کارشناسی خود را در رشته‌های فیزیک و ریاضیات از دانشگاه نبراسکا–لینکلن دریافت کرد و در سال ۱۹۶۱ دکترای فیزیک را از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از دریافت دکترا، هیگر به دانشگاه پنسیلوانیا پیوست و حدود دو دهه در آن دانشگاه به تدریس و پژوهش پرداخت. او در سال ۱۹۸۲ به دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا منتقل شد و در گروه‌های فیزیک و علم مواد به فعالیت علمی ادامه داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آغاز فعالیت علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت علمی هیگر در آغاز عمدتاً در حوزهٔ فیزیک ماده چگال بود. علاقهٔ او به مسئلهٔ گذار فلز ـ عایق و ویژگی‌های الکترونی مواد، زمینه‌ای برای ورود او به پژوهش دربارهٔ مواد آلی و پلیمرهایی شد که می‌توانستند ویژگی‌های الکتریکی متفاوتی از پلیمرهای معمولی داشته باشند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobelinterview&amp;quot;&amp;gt;[https://www.nobelprize.org/nobel_prizes/chemistry/laureates/2000/heeger-interview.html Alan Heeger - Interview - NobelPrize.org]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰، هیگر با شیمیدان آمریکایی آلن جی. مک‌دیارمید همکاری علمی خود را آغاز کرد. این همکاری بعدها با پیوستن شیمیدان ژاپنی هیدکی شیراکاوا گسترش یافت و به پژوهش مشترک سه دانشمند دربارهٔ پلی‌استیلن انجامید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobelinterview&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کشف پلیمرهای رسانا==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پلی‌استیلن پیش از همکاری هیگر، مک‌دیارمید و شیراکاوا شناخته شده بود، اما شکل معمول این ماده رسانایی الکتریکی بالایی نداشت. شیراکاوا و همکارانش در سال ۱۹۷۴ توانسته بودند پلی‌استیلن را به صورت یک فیلم نقره‌ای‌رنگ تولید کنند. همکاری سه دانشمند نشان داد که می‌توان با افزودن برخی عناصر، رسانایی این پلیمر را به مقدار بسیار زیادی افزایش داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobeladvanced&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۹۷۷، هیگر، مک‌دیارمید و شیراکاوا نتایج پژوهش خود دربارهٔ پلی‌استیلن دوپ‌شده را منتشر کردند. در این فرایند، اکسایش پلی‌استیلن با بخار هالوژن‌هایی مانند کلر، برم یا ید باعث افزایش شدید رسانایی ماده شد. بر اساس گزارش علمی کمیتهٔ نوبل، رسانایی پلی‌استیلن پس از این فرایند می‌توانست تا حدود ۱۰ به توان ۹ برابر حالت اولیه افزایش یابد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobeladvanced&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این نتیجه نشان داد که پلیمرهای آلی، که معمولاً به‌عنوان مواد عایق شناخته می‌شدند، می‌توانند با تغییر ساختار الکترونی به مواد رسانا تبدیل شوند. کمیتهٔ نوبل این پژوهش را نمونه‌ای از همکاری میان شیمی و فیزیک دانسته است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobeladvanced&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیگر در سخنرانی نوبل خود توضیح داد که پژوهش‌های انجام‌شده در سال ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ به ایجاد حوزه‌ای پژوهشی در مرز میان شیمی و فیزیک ماده چگال منجر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobellecture&amp;quot;&amp;gt;[https://www.nobelprize.org/nobel_prizes/chemistry/laureates/2000/heeger-lecture.html Alan Heeger - Nobel Lecture - NobelPrize.org]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جایزه نوبل شیمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۰۰، جایزه نوبل شیمی به‌طور مشترک به آلن جی. هیگر، آلن جی. مک‌دیارمید و هیدکی شیراکاوا اعطا شد. سهم هر یک از سه دانشمند یک‌سوم جایزه بود. انگیزهٔ رسمی اعطای جایزه «برای کشف و توسعه پلیمرهای رسانا» اعلام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمیتهٔ نوبل در ارزیابی خود تأکید کرد که این پژوهش علاوه بر اهمیت بنیادی در شناخت ویژگی‌های پلیمرها، زمینهٔ توسعهٔ مواد جدید و کاربردهای فناوری را فراهم کرده است. پلیمرهای رسانا بعدها در حوزه‌هایی مانند دیودهای نوری، الکترونیک آلی و سلول‌های خورشیدی مورد مطالعه و استفاده قرار گرفتند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobeladvanced&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیگر در سخنرانی نوبل خود، این حوزه را «نسل چهارم مواد پلیمری» نامید و بر پیوند میان فیزیک، شیمی و علم مواد در شکل‌گیری آن تأکید کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobellecture&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیگر در سال ۱۹۸۲ به دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا پیوست. او همراه با فرد وودل در تأسیس مؤسسهٔ پلیمرها و جامدات آلی (IPOS) مشارکت داشت و این مرکز را به بستری برای پژوهش میان‌رشته‌ای در حوزهٔ پلیمرها، فیزیک، شیمی و علم مواد تبدیل کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
IPOS بعدها به مرکز پلیمرها و جامدات آلی (CPOS) تبدیل شد. دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، فعالیت این مرکز را بخشی از روند شکل‌گیری جایگاه بین‌المللی این دانشگاه در پژوهش مواد آلی و الکترونیک آلی معرفی کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیگر در حال حاضر در فهرست اعضای بازنشستهٔ دانشکدهٔ فیزیک دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا با عنوان «استاد بازنشسته» ثبت شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;emeritus&amp;quot;&amp;gt;[https://www.physics.ucsb.edu/people/emeriti Emeriti Faculty - Department of Physics, UC Santa Barbara]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پژوهش‌های پس از کشف پلیمرهای رسانا==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از پژوهش‌های اولیه دربارهٔ پلی‌استیلن، هیگر و گروه‌های پژوهشی مرتبط با او دامنهٔ فعالیت خود را به دیگر پلیمرهای رسانا و نیمه‌رسانا گسترش دادند. این پژوهش‌ها حوزه‌هایی مانند ویژگی‌های نوری و الکترونیکی پلیمرهای مزدوج، ابزارهای الکترونیکی آلی و مواد مورد استفاده در فناوری‌های نوری را دربر گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobellecture&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از حوزه‌های پژوهشی مرتبط با فعالیت هیگر می‌توان به سلول خورشیدی آلی، دیود نورگسیل آلی، ترانزیستورهای آلی، مواد فوتونیکی و زیست‌حسگرها اشاره کرد. دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، تأثیر پژوهش‌های او را در توسعهٔ الکترونیک آلی، نمایشگرهای انعطاف‌پذیر و فناوری‌های خورشیدی نیز ثبت کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۲۴، هیگر در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا دربارهٔ کاربرد پلیمرهای رسانا در زیست‌شناسی و پزشکی سخنرانی کرد و به پیشرفت‌های این حوزه پس از کشف پلیمرهای رسانا در سال ۱۹۷۷ پرداخت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ionpump&amp;quot;&amp;gt;[https://www.physics.ucsb.edu/events/all/2024/ion-pump-conducting-polymers-biology-and-medicine The ION PUMP: Conducting Polymers in Biology and Medicine - UC Santa Barbara]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های علمی و اختراعات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، در سال ۲۰۲۶ اعلام کرد که هیگر بیش از ۱۰۰۰ مقالهٔ علمی منتشر کرده و بیش از ۵۰ اختراع در کارنامهٔ او ثبت شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb2026&amp;quot;&amp;gt;[https://www.cpos.ucsb.edu/events/all/2026/symposium-celebrating-nobel-laureate-alan-heegers-90th-birthday A Symposium Celebrating Nobel Laureate Alan Heeger&#039;s 90th Birthday - UC Santa Barbara]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فعالیت علمی او علاوه بر انتشار مقاله، به انتقال یافته‌های پژوهشی از دانشگاه به صنعت نیز گسترش یافت. هیگر در تأسیس چند شرکت فعال در حوزهٔ فناوری مشارکت داشت که از جملهٔ آنها UNIAX بود. این شرکت در سال ۲۰۰۰ توسط دوپون خریداری شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb2026&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جوایز و افتخارات==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیگر در طول فعالیت علمی خود جوایز متعددی دریافت کرد. از مهم‌ترین آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۸۳&#039;&#039;&#039; — جایزه الیور ای. باکلی در فیزیک ماده چگال.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۹۵&#039;&#039;&#039; — جایزه بالزان برای علم مواد جدید.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۲۰۰۰&#039;&#039;&#039; — جایزه نوبل شیمی، به‌طور مشترک با آلن جی. مک‌دیارمید و هیدکی شیراکاوا.&amp;lt;ref name=&amp;quot;balzan&amp;quot;&amp;gt;[https://www.balzan.org/en/prizewinners/alan-j-heeger Alan J. Heeger - Balzan Prize]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جایزه بالزان در سال ۱۹۹۵ به دلیل مشارکت هیگر در علم مواد و نقش او در توسعهٔ حوزهٔ میان‌رشته‌ای پلیمرهای نیمه‌رسانا و فلزی به او اعطا شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;balzan&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیگر همچنین عضو آکادمی ملی علوم آمریکا و آکادمی ملی مهندسی آمریکا است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb2026&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==فعالیت‌های فرهنگی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هیگر در کنار فعالیت علمی به هنرهای نمایشی نیز علاقه داشته است. او در گفت‌وگویی که پس از دریافت جایزهٔ نوبل با بنیاد نوبل انجام داد، از علاقهٔ خود به تئاتر و موسیقی و حضور در فعالیت‌های فرهنگی سخن گفت. او همچنین از اعضای هیئت‌مدیرهٔ یک گروه تئاتری در سانتا باربارا بوده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobelinterview&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان گفت‌وگو، هیگر از علاقهٔ خود و خانواده‌اش به اپرا و اسکی نیز سخن گفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobelinterview&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حمایت از اعتراضات و مقاومت ایران == &lt;br /&gt;
نام آلن هیگر در فهرست امضاکنندگان چند بیانیه مشترک برندگان جایزه نوبل درباره وضعیت ایران آمده است. در سال ۲۰۲۲، او یکی از ۵۶ برنده جایزه نوبل بود که بیانیه‌ای مشترک در حمایت از «ایران آزاد» و در حمایت از نقشه راه شورای ملی مقاومت ایران برای آینده ایران را امضا کردند. در متن بیانیه، امضاکنندگان از برنامه ده‌ماده‌ای [[مریم رجوی]] حمایت کرده و خواستار آزادی، دموکراسی، انتخابات آزاد، برابری حقوقی و ایرانی غیرهسته‌ای شده بودند. نام هیگر در فهرست رسمی امضاکنندگان منتشرشده توسط شورای ملی مقاومت ایران درج شده است. همچنین در سپتامبر ۲۰۲۲، هیگر در میان ۱۱ برنده نوبل بود که در نامه‌ای مشترک درباره اعتراضات سراسری ایران، کشته‌شدن [[مهسا امینی]] و سرکوب معترضان ابراز نگرانی کردند و خواستار آزادی بازداشت‌شدگان شدند. در سال ۲۰۲۳ نیز نام هیگر در فهرست ۷۵ برنده جایزه نوبل قرار داشت که در نامه‌ای مشترک از خواسته‌های دموکراتیک مردم ایران و برنامه ده‌ماده‌ای مریم رجوی حمایت کردند. این نامه همچنین خواستار اقدام بین‌المللی علیه [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] شده بود. در سال ۲۰۲۴ نیز نام هیگر در فهرست ۸۰ برنده نوبل منتشرشده در ارتباط با حمایت از دموکراسی در ایران آمده است. بر اساس این اسناد، می‌توان گفت که هیگر در چند اقدام جمعی برندگان نوبل، از خواسته‌های دموکراتیک و مقاومت ایران حمایت کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ncr2026&amp;quot;&amp;gt;[https://www.ncr-iran.org/en/wp-content/uploads/2026/06/English-text-of-Joint-Statement-signed-by-78-Nobel-Laureates-June-2026.pdf Joint Statement by Nobel Laureates - June 2026]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==سال ۲۰۲۶ و نودمین سالروز تولد==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ژانویهٔ ۲۰۲۶، دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، سمپوزیومی به مناسبت نودمین سالروز تولد هیگر برگزار کرد. این برنامه در ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶ در پردیس دانشگاه برگزار شد و شماری از پژوهشگران بین‌المللی حوزهٔ نیمه‌رساناهای آلی و الکترونیک آلی در آن شرکت کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;birthday&amp;quot;&amp;gt;[https://www.cpos.ucsb.edu/events/all/2026/symposium-celebrating-nobel-laureate-alan-heegers-90th-birthday A Symposium Celebrating Nobel Laureate Alan Heeger&#039;s 90th Birthday - CPOS]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز بعد نیز سمپوزیومی با عنوان «سمپوزیوم هیگر دربارهٔ نیمه‌رساناها و الکترونیک آلی» برگزار شد که به بررسی میراث علمی هیگر و تحولات حوزه‌ای اختصاص داشت که پژوهش‌های او در شکل‌گیری آن نقش داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;hsose&amp;quot;&amp;gt;[https://www.cpos.ucsb.edu/events/all/2026/heeger-symposium-organic-semiconductors-and-electronics-hsose The Heeger Symposium on Organic Semiconductors and Electronics - UC Santa Barbara]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در گزارش دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا دربارهٔ این مراسم، هیگر همچنان در ۹۰سالگی از چهره‌های فعال علمی دانشگاه معرفی شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==اهمیت علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پژوهش‌های هیگر، مک‌دیارمید و شیراکاوا نشان داد که ویژگی‌های الکتریکی پلیمرهای آلی را می‌توان با تغییر ساختار شیمیایی و دوپینگ کنترل کرد. این دستاورد مرز میان فیزیک ماده چگال، شیمی آلی و علم مواد را به یک حوزهٔ پژوهشی مشترک تبدیل کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobeladvanced&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهمیت این پژوهش تنها به کشف یک مادهٔ رسانا محدود نماند و به مطالعهٔ گستردهٔ پلیمرهای نیمه‌رسانا و فلزی انجامید. کاربردهای بعدی این مواد در الکترونیک آلی، نمایشگرهای آلی، فناوری‌های فوتوولتائیک و زیست‌پزشکی، دامنهٔ پژوهشی ایجادشده در دههٔ ۱۹۷۰ را گسترش داده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;ucsb&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;ref name=&amp;quot;ionpump&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گاه‌شمار زندگی و فعالیت علمی==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۳۶&#039;&#039;&#039; — تولد در سیوکس‌سیتی، آیووا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۵۷&#039;&#039;&#039; — دریافت کارشناسی فیزیک و ریاضیات از دانشگاه نبراسکا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۶۱&#039;&#039;&#039; — دریافت دکترای فیزیک از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۶۲&#039;&#039;&#039; — آغاز فعالیت دانشگاهی در دانشگاه پنسیلوانیا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;دههٔ ۱۹۷۰&#039;&#039;&#039; — آغاز همکاری علمی با آلن جی. مک‌دیارمید و پژوهش دربارهٔ پلیمرهای رسانا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۷۷&#039;&#039;&#039; — انتشار نتایج مهم دربارهٔ پلی‌استیلن رسانا و دوپینگ آن.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۸۲&#039;&#039;&#039; — پیوستن به دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۸۳&#039;&#039;&#039; — دریافت جایزهٔ الیور ای. باکلی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۱۹۹۵&#039;&#039;&#039; — دریافت جایزهٔ بالزان برای علم مواد جدید.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۲۰۰۰&#039;&#039;&#039; — دریافت مشترک جایزهٔ نوبل شیمی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۲۰۰۰&#039;&#039;&#039; — خرید شرکت UNIAX توسط دوپون.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۲۰۰۳&#039;&#039;&#039; — دریافت کرسی ریاست‌جمهوری دانشگاه کالیفرنیا.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۲۰۲۴&#039;&#039;&#039; — ارائهٔ سخنرانی دربارهٔ کاربرد پلیمرهای رسانا در زیست‌شناسی و پزشکی.&lt;br /&gt;
* &#039;&#039;&#039;۲۰۲۶&#039;&#039;&#039; — برگزاری سمپوزیوم نودمین سالروز تولد هیگر در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==جستارهای وابسته==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* جایزه نوبل شیمی&lt;br /&gt;
* آلن جی. مک‌دیارمید&lt;br /&gt;
* هیدکی شیراکاوا&lt;br /&gt;
* پلیمر رسانا&lt;br /&gt;
* پلی‌استیلن&lt;br /&gt;
* فیزیک ماده چگال&lt;br /&gt;
* علم مواد&lt;br /&gt;
* الکترونیک آلی&lt;br /&gt;
* سلول خورشیدی آلی&lt;br /&gt;
* دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا&lt;br /&gt;
* دانشگاه پنسیلوانیا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:برندگان جایزه نوبل حامی مقاومت ایران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D9%87&amp;diff=92827</id>
		<title>آلن اسپه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D9%87&amp;diff=92827"/>
		<updated>2026-09-13T14:25:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه = ۳۰۰px&lt;br /&gt;
| عنوان =&lt;br /&gt;
| عنوان ۲ = فیزیکدان و برنده جایزه نوبل فیزیک&lt;br /&gt;
| نام = آلن اسپه&lt;br /&gt;
| تصویر = Alain_Aspect.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر = ۲۵۰px&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر = آلن اسپه، برنده نوبل فیزیک ۲۰۲۲&lt;br /&gt;
| زادروز = ۱۵ ژوئن ۱۹۴۷&lt;br /&gt;
| زادگاه = آژن، فرانسه&lt;br /&gt;
| ملیت = فرانسوی&lt;br /&gt;
| تابعیت = فرانسوی&lt;br /&gt;
| تحصیلات = اکول نرمال سوپریور کاشان · اکول نرمال سوپریور پاریس-ساکلی · دانشگاه پاری‌سود (دکترا)&lt;br /&gt;
| پیشه = فیزیکدان، استاد دانشگاه&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای = آزمایش‌های اثبات درهم‌تنیدگی کوانتومی و نقض نابرابری‌های بل&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته = برنده نوبل فیزیک ۲۰۲۲ · استاد دانشگاه پاری‌ساکلی و Institut d&#039;Optique&lt;br /&gt;
| جوایز = جایزه نوبل فیزیک (۲۰۲۲)&lt;br /&gt;
| پانویس =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آلن اسپه،&#039;&#039;&#039;  (فرانسوی: &#039;&#039;&#039;Alain Aspect&#039;&#039;&#039;) (زادهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۴۷) فیزیکدان فرانسوی و استاد دانشگاه پاری‌ساکلی و Institut d&#039;Optique است. او به‌خاطر آزمایش‌های تاریخی اثبات درهم‌تنیدگی کوانتومی شهرت دارد و در سال ۲۰۲۲ جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.nobelprize.org/prizes/physics/2022/aspect/biographical/|عنوان=Alain Aspect – Biographical|وبگاه=NobelPrize.org|تاریخ بازبینی=۲۰ اوت ۲۰۲۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== زندگی اولیه ==&lt;br /&gt;
آلن اسپه در ۱۵ ژوئن ۱۹۴۷ در آژن، فرانسه متولد شد. او در اکول نرمال سوپریور کاشان و اکول نرمال سوپریور پاریس-ساکلی تحصیل کرد و دکترای خود را از دانشگاه پاری‌سود دریافت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== فعالیت علمی ==&lt;br /&gt;
در اوایل دهه ۱۹۸۰، اسپه آزمایش‌های تاریخی خود را انجام داد که نقض نابرابری‌های بل را به‌طور قاطع اثبات کرد. این آزمایش‌ها نشان دادند که «درهم‌تنیدگی کوانتومی» واقعی است و مکانیک کوانتومی درست‌تر از نظریه‌های متغیرهای پنهان محلی است. کارهای پیشگامانه او مبنای فناوری اطلاعات کوانتومی و رمزنگاری کوانتومی شد.&lt;br /&gt;
== دریافت جایزه نوبل فیزیک ==&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۲۲، آلن اسپه همراه با جان کلائوزر و آنتون زایلینگر، جایزه نوبل فیزیک را برای آزمایش‌هایی با فوتون‌های درهم‌تنیده، اثبات نقض نابرابری‌های بل و پیشگامی در علم اطلاعات کوانتومی دریافت کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;nobel&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ==&lt;br /&gt;
اسپه از پیشرفت فیزیک کوانتومی و کاربردهای آن در فناوری‌های نوین حمایت می‌کند.&lt;br /&gt;
=== حمایت از مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
آلن اسپه امضاکننده بیانیه ۱۱۳ برنده جایزه نوبل (ژانویه ۲۰۲۶) در حمایت از مقاومت ایران است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;iran&amp;quot;&amp;gt;{{یادکرد وب|نشانی=https://www.ncr-iran.org/en/news/human-rights/nobel-laureates-urge-action-on-iran-as-114-signatories-condemn-killings-and-execution-surge/|عنوان=Nobel Laureates Urge Action on Iran|وبگاه=NCR-Iran|تاریخ بازبینی=۲۰ اوت ۲۰۲۶}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:برندگان جایزه نوبل حامی مقاومت ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%AE%D9%88_%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84_%DA%A9%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3&amp;diff=92826</id>
		<title>آلخو ویدال کوادراس</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%AE%D9%88_%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84_%DA%A9%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3&amp;diff=92826"/>
		<updated>2026-09-13T14:23:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = آلخو ویدال کوادراس&lt;br /&gt;
| تصویر             = ویدال3.PNG&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       = آلخو ویدال کوادراس&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۹۴۵&lt;br /&gt;
| زادگاه            = بارسلونا&lt;br /&gt;
| تاریخ درگذشت      =&lt;br /&gt;
| مکان درگذشت       =&lt;br /&gt;
| علت درگذشت        = &lt;br /&gt;
|آرامگاه            = &lt;br /&gt;
| ملیت              =اسپانیایی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =اسپانیا&lt;br /&gt;
|تحصیلات            = دکترای فیزیک&lt;br /&gt;
|دانشگاه           =دانشگاه بارسلون&lt;br /&gt;
| پیشه              =سیاستمدار&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     = &lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    = مردم اسپانیا و سیاستمداران جهان&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = نایب‌رئیس پیشین پارلمان اروپا، رئیس انجمن در جستجوی عدالت&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               = حزب مردم اسپانیا&lt;br /&gt;
| دین               =مسیحی&lt;br /&gt;
| همسر              = &lt;br /&gt;
|| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آلخو ویدال کوادراس روکا&#039;&#039;&#039;، به انگلیسی: &#039;&#039;&#039;Alejo Vidal-Quadras Roca&#039;&#039;&#039;، (زاده‌ی ۱۹۴۵، بارسلونا) سیاستمدار سرشناس اسپانیایی، نایب‌رئیس پیشین پارلمان اروپا و رئیس انجمن در جستجوی عدالت کمیته بین‌المللی است. او در رشته علوم فیزیک تحصیل کرد و دکترای خود را با جایزه فوق‌العاده در دانشگاه خودمختار بارسلون گرفت و در این دانشگاه استاد فیزیک اتمی و هسته‌ای بود. بیش از هزار مقاله نظری و کنفرانس‌های آقای ویدال کوادراس، ​​در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی در رسانه‌های مختلف منتشر شده است. پرفسور آلخو ویدال کوادراس در طول فعالیت‌های سیاسی خود، منسب‌های مختلف و زیادی داشته است. او در سه دهه‌ی گذشته، بارها در [[گردهمایی سالانه مجاهدین|&#039;&#039;&#039;گردهمایی سالانه‌ی سازمان مجاهدین خلق ایران&#039;&#039;&#039;]] شرکت و سخنرانی کرده است که همواره خشم رژیم ایران را به دنبال داشته است. آقای ویدال کوادراس بارها با حمایت از &#039;&#039;&#039;[[شورای ملی مقاومت ایران]]&#039;&#039;&#039; به‌عنوان جایگزین دموکراتیک رژیم ایران، به جامعه بین‌المللی فراخوان داده و خواهان پایان دادن به سیاست استمالت از رژیم ایران شده است. آلخو ویدال کوادراس در روز ۱۸ آبان‌ماه ۱۴۰۲، حدود ساعت یک و ۳۰ دقیقه بعدازظهر پنجشنبه به‌وقت محلی، در نزدیکی منزلش در مادرید مورد سوء قصد تروریستی قرار گرفت. او به بیمارستان منتقل شد و به صورت شگفت‌انگیزی از این ترور جان سالم به در برد. گلوله‌ای از یک سمت صورت او در ناحیه‌ی فک وارد شده و از سمت دیگر صورت خارج شده بود. آلخو ویدال کوادراس پیش از عمل جراحی، رژیم ایران را مسئول ترور خود معرفی کرد. انتشار خبر سوء قصد تروریستی علیه آقای ویدال کوادراس، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خبری داشت و بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و دولتی این عمل تروریستی را محکوم کردند. خانم &#039;&#039;&#039;[[مریم رجوی]]&#039;&#039;&#039; رئیس جمهور برگزیده مقاوت ایران نیز این سوء قصد تروریستی را قویاً محکوم کرد و خواهان پیگرد عاملان و آمران این جنایت تروریستی و مجازات آن‌ها شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحصیلات، تحقیقات و مقالات ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ویدال1.PNG|جایگزین=پرفسور آلخو ویدال کوادراس|بندانگشتی|259x259پیکسل|پرفسور آلخو ویدال کوادراس]]&lt;br /&gt;
آلخو ویدال کوادراس روکا، متأهل و دارای سه فرزند است. او در رشته علوم فیزیک تحصیل کرد و دکترای خود را با جایزه فوق‌العاده در دانشگاه خودمختار بارسلون گرفت و در این دانشگاه استاد فیزیک اتمی و هسته‌ای بود. آلخو ویدال کوادراس، کار آموزشی و پژوهشی خود را در خود دانشگاه، در مرکز پژوهش‌های هسته‌ای در استراسبورگ و در دانشگاه کالج در دوبلین انجام داد. کارهای تحقیقاتی و آموزشی او بر روی اخترفیزیک هسته‌ای، فیزیک تابشی، رادیواکتیویته محیطی و حفاظت رادیویی با ۵۸ مقاله علمی متمرکز بود. بیش از هزار مقاله نظری و کنفرانس‌های آقای ویدال کوادراس، ​​در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی در رسانه‌های مختلف منتشر شده است. او هم‌چنین چندین کتاب نوشته و منتشر کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نشان‌ها ===&lt;br /&gt;
آقای آلخو، نشان‌هایی را نیز دریافت کرده است، از جمله: نشان لژیون افتخار جمهوری فرانسه در رده افسر، نشان دوستی جمهوری قزاقستان و نشان لیاقت جمهوری لهستان در رده فرمانده با ستاره&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://forolibertadyalternativa.es/cv-alejo-vidal-quadras-roca/ آلخو ویدال کوادراس - سایت بنیاد انجمن آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منسب‌ها ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ویدال2.PNG|جایگزین=پرفسور آلخو ویدال کوادراس|بندانگشتی|261x261پیکسل|آقای ویدال کوادراس]]&lt;br /&gt;
پرفسور آلخو ویدال کوادراس در طول فعالیت‌های سیاسی خود، منسب‌های مختلف و زیادی داشته است که بخشی از آن عبارت است از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدیر خدمات فیزیک پرتو، دانشگاه خودمختار بارسلون (۱۹۸۴–۱۹۹۲) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشاور شورای شهر بارسلونا (۱۹۹۱–۱۹۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معاون پارلمان کاتالونیا (۱۹۸۸–۱۹۹۹)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سناتور منطقه (۱۹۹۵–۱۹۹۹)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رئیس کمیسیون آموزش و فرهنگ سنا (۱۹۹۵–۱۹۹۹)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رئیس بنیاد کنکوردیا (از سال ۱۹۹۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هماهنگ‌کننده عمومی بنیاد تحلیل و مطالعات اجتماعی (۱۹۹۷–۱۹۹۹)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رئیس هم‌زیستی مدنی کاتالونیا (۱۹۹۸–۲۰۰۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عضو پارلمان اروپا (۱۹۹۹–۲۰۱۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نایب رئیس پارلمان اروپا (۱۹۹۹–۲۰۱۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رئیس انجمن در جستجوی عدالت کمیته بین‌المللی (از سال ۲۰۱۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عضو هیئت مشورتی تجارت خانوادگی اروپایی (از سال ۲۰۱۵)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حمایت از شورای ملی مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار با آلخو.PNG|جایگزین=ملاقات آلخو ویدال کوادراس با مریم رجوی|بندانگشتی|ملاقات آلخو ویدال کوادراس با مریم رجوی]]&lt;br /&gt;
آلخو ویدال کوادراس، نایب‌رئیس پیشین پارلمان اروپا و رئیس انجمن در جستجوی عدالت کمیته بین‌المللی در فعالیت‌های سیاسی خود، برای ده‌ها سال با اپوزیسیون در تبعید رژیم ایران، یعنی شورای ملی مقاومت با محوریت [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]، هم‌سو بوده است که مورد توجه حکومت اسلامی ایران قرار گرفت بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://iranazadfarda.com/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85/%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%A1%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%B9/ محکومیت بین‌المللی سوءقصد تروریستی علیه دکتر آلخو ویدال کوادراس - سایت ایران آزاد فردا]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم ایران در سال گذشته (۱۴۰۱)، آقای ویدال کوادراس را به خاطر ارتباط با مجاهدین خلق، تحریم و لیست‌گذاری کرده است. آقای ویدال در ماه دسامبر ۱۴۰۲، در یک کنفرانس بین‌المللی که توسط شورای ملی مقاومت در بروکسل برنامه‌ریزی شده بود، رهبران و مقامات اتحادیه اروپا را به خاطر ناتوانی در مخالفت با رژیم ایران و حمایت از اپوزیسیون ایران، مورد انتقاد قرار داده بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخو ویدال کوادراس در سه دهه‌ی گذشته، بارها در گردهمایی سالانه‌ی سازمان مجاهدین خلق ایران شرکت و سخنرانی کرده است که همواره خشم رژیم ایران را به دنبال داشته است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.dw.com/fa-ir/%D8%B3%D9%88%D8%A1-%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%84%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D9%84%D9%88%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B8%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/a-67365430 شلیک گلوله به سیاستمدار اسپانیایی؛ &amp;quot;ایران از مظنونین اصلی&amp;quot; - سایت دویچه‌وله فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخو ویدال کوادراس، چند سال پیش نیز با انتشار مقاله‌ای، ضمن فراخوان به جامعه بین‌المللی برای حمایت از مقاومت ایران به‌عنوان جایگزین دموکراتیک رژیم ایران، خواهان پایان دادن به سیاست استمالت از رژیم ایران شد. در بخشی از مقاله‌ی آقای ویدال کودراس آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مدت‌هاست زمان آن فرا رسیده است که غرب سیاست خاورمیانه‌ای خود را تغییر دهد. زمان آن رسیده که به رفتن دنبال توهم میانه‌روی در درون رژیم پایان دهیم و سرمایه‌گذاری سیاسی را بر روی جایگزین رژیم آغاز کنیم… شرم‌آور است که سیاست‌گذاران روی خود را نسبت به نقض حقوق‌بشر که ۸۰ میلیون مردم ایران را در بر گرفته برمی‌گردانند، به‌ویژه هنگامی که بسیاری از مردم خطر دستگیری و شکنجه را با اعتراض به حکومت و تظاهرات در پشتیبانی از جنبش مقاومت پذیرا می‌شوند… کنفرانس در مجلس ملی فرانسه به‌عنوان نمادی از حمایت گسترده سیاست‌گذاران غربی از یک رویکرد متفاوت به مسائل خاورمیانه و روابط سیاسی و اقتصادی با رژیم ایران بود. سیاست اروپا و آمریکا در برابر ایران در چند سال گذشته دارای اشتباه محاسبات شگرفی بوده است…»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/news/192939 آلخو ویدال کوآدراس: زمان درست، تصحیح سیاست غرب در قبال ایران - سایت سازمان مجاهدین خلق]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سوء قصد تروریستی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:سوءقصد به ویدال.PNG|جایگزین=صحنه‌ی سوء قصد تروریستی|بندانگشتی|صحنه‌ی سوء قصد تروریستی]]&lt;br /&gt;
آلخو ویدال کوادراس سیاسیتمدار سرشناس اسپانیایی، روز ۱۸ آبان‌ماه ۱۴۰۲، حدود ساعت یک و ۳۰ دقیقه بعدازظهر پنجشنبه به‌وقت محلی، در نزدیکی منزلش در مادرید مورد سوء قصد تروریستی قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد و به صورت شگفت‌انگیزی از این ترور جان سالم به در برد. گلوله‌ای از یک سمت صورت او در ناحیه‌ی فک وارد شده و از سمت دیگر صورت خارج شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیرانداز با کلاه ایمنی مشکی، سوار بر موتور سیکلتی بود که توسط هم‌دست او هدایت می‌شد. او پس از شلیک گلوله به سر آقای ویدال کوادراس، متواری شد. هنوز هیچ دستگیری صورت نگرفته است و پلیس مشغول تحقیق و بررسی فیلم‌های نظارتی و اظهارات شاهدان عینی در صحنه است. آلخو ویدال کوادراس پیش از عمل جراحی، رژیم ایران را مسئول ترور خود معرفی کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازتاب رسانه‌ای ===&lt;br /&gt;
خبر سوء قصد تروریستی علیه دکتر آلخو ویدال کوادراس رئیس کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خبری داشت، از جمله خبرگزاری اسپانیا، تلگراف انگلستان، خبرگزاری ای. اف. ای اسپانیا، کانال یک تلویزیون ایتالیا، فرانکفورتر آلگماینه، خبرگزاری آسوشیتدپرس و…&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موج محکومیت‌ها ===&lt;br /&gt;
به دنبال سوء قصد تروریستی علیه آلخو ویدال کوادراس، بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و دولت‌مردان این حمله‌ی تروریستی را محکوم کردند. شماری از شخصیت‌هایی که موضع گرفتند و این سوء قصد تروریستی را محکوم کردند، عبارتند از: روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا، پدرو سانچز نخست‌وزیر اسپانیا، جورجیا ملونی نخست‌وزیر ایتالیا، امانوئل پوتزولو عضو کمیسیون خارجی مجلس ایتالیا، یانس یانشا نخست‌وزیر پیشین اسلوونی و…&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم جورجیا ملونی نخست‌وزیر ایتالیا، در رابطه با این سوء قصد تروریستی نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«من صمیمیت خود و دولت ایتالیا را با آلخو ویدال کوادراس و خانواده اش به خاطر حمله ناجوانمردانه ای که امروز قربانی آن شد، ابراز می کنم. با شنیدن این خبر که جانش در خطر نیست خیالم راحت شد و برایش آرزوی بهبودی عاجل و کامل دارم. نگرانی و محکومیت شدید اقدام خشونت‌آمیز غیرقابل قبولی که علیه یکی از نمایندگان سیاسی یک ملت مهم اروپایی انجام شده است، بدون تغییر باقی می‌ماند.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;سانتیاگو آباسکال رهبر حزب «وکس»، در یک کنفرانس مطبوعاتی، پس از تلاش ناموفق برای ترور آلخو ویدال کوادراس گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«می‌خواهم شوک خود را از تلاش برای قتل دوستمان و رئیس‌جمهور پیشین وکس، آلخو ویدال کوادراس با شما در میان بگذارم. مردی که دقیقاً با دفاع از ملت، آزادی و نهادهای کاتالونیا شناخته می‌شود. مردی که در طول دوران سیاسی‌اش دفاع از آزادی در برابر رژیم‌های بنیادگرا بود.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.lanacion.com.ar/el-mundo/quien-es-alejo-vidal-quadras-el-expresidente-del-pp-en-cataluna-y-cofundador-de-vox-que-fue-baleado-nid09112023/ آلخو ویدال کوادراس که مورد سوءقصد قرار گرفت کیست؟ - سایت ملت، اسپانیایی]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیانیه شورا....JPG|جایگزین=بیانیه شورای ملی مقاومت|بندانگشتی|بیانیه شورای ملی مقاومت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بیانیه شورای ملی مقاومت ===&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;[[شورای ملی مقاومت ایران]]&#039;&#039;&#039;، طی بیانیه‌ای سوء قصد تروریستی به دکتر آلخو ویدال کوادراس را محکوم کرد و مضنون اصلی را رژی ایران دانست. در این بیانیه آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بعدازظهر امروز دکتر آلخو ویدال کوادراس رئیس کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت و نایب‌رئیس پارلمان اروپا (۱۹۹۹–۲۰۱۴) در مادرید هدف یک سوء قصد تروریستی قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت. تروریست‌ها که سوار بر یک موتورسیکلت بودند او را از روبه‌رو هدف گلوله قرار دادند. خانم رجوی این جنایت تروریستی را قویاً محکوم کرد و ضمن آرزوی بهبود هر چه سریع‌تر آقای ویدال کوادراس و همبستگی عمیق با خانواده وی، خواهان پیگرد عاملان و آمران این جنایت تروریستی و مجازات آن‌ها شد. دکتر آلخو ویدال کوادراس سیاستمدار برجسته و سرشناس اسپانیایی رئیس سابق حزب مردم در کاتالانیا که به مدت ۱۵سال نایب‌رئیس پارلمان اروپا بود، طی ربع قرن گذشته همواره از مقاومت مردم ایران برای آزادی و حقوق‌بشر حمایت کرده است. او نقش کلیدی و فراموش نشدنی در خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی و حفاظت از مجاهدان در اشرف و انتقال امن و دسته‌جمعی آن‌ها به خارج از عراق ایفا کرد. دشمنی هیستری رژیم آخوندی با آلخو ویدال کوادراس بسیار شناخته شده است و از اولین کسانی است که رژیم او را در لیست تروریستی خود قرار داد. از دید مقاومت ایران، مظنون و متهم اول فاشیسم دینی حاکم بر ایران است که دکتر ویدال کوادراس بخش مهمی از زندگی خود را وقف مبارزه با آن کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۸آبان ۱۴۰۲ (۹ نوامبر ۲۰۲۳)»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.maryam-rajavi.com/alejo-vidal-quadras-target-of-terrorist-attack/ مقاومت ایران جنایت تروریستی علیه ویدال کوادراس را محکوم و خواهان تحقیقات همه‌جانبه است - سایت مریم رجوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری ۳ مظنون ==&lt;br /&gt;
بر اساس گزارش رسانه‌های اسپانیایی، ۳ نفر مظنون به ارتباط با حمله تروریستی به دکتر آلخو ویدال کوادراس، دستگیر شدند. بنا بر گزارشات منتشر شده، پلیس اسپانیا رد پای مظنون این حمله به رژیم ایران می‌رسد، تأیید کرده است. حمله به آقای کوادراس به خاطر ارتباط او با اپوزسیون و مخالفان ایرانی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از دستگیرشدگان یک زن انگلیسی است که شریک او یک مسلمان شیعه افراطی است که در واقع یک قاتل را برای قتل آقای کوادراس اجیر و استخدام کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال دستگیری این ۳ مظنون، شورای ملی مقاومت ایران در اول آذرماه ۱۴۰۲، اطلاعیه‌ای صادر کرد که در بخشی از آن آمده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پیگرد و محاکمه‌ی کلیه‌ی عاملان و آمران و مسئولان توطئه ترور دکتر ویدال کوادراس، هم‌چنین تعطیل سفارت رژیم و نامگذاری تروریستی سپاه و اطلاعات آخوندها برای امنیت اسپانیا و تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا بسیار ضروری است. او پیوسته تأکید می‌کرد، بستن سفارت‌ها و نمایندگی‌های رژیم ایران در اروپا، اخراج مأموران &#039;&#039;&#039;[[وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی|وزارت اطلاعات]]&#039;&#039;&#039; و &#039;&#039;&#039;[[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]]&#039;&#039;&#039; و مجازات مزدوران ضرورت مقابله با &#039;&#039;&#039;[[تروریسم جمهوری اسلامی ایران|تروریسم]]&#039;&#039;&#039; افسارگسیخته فاشیسم دینی و ممانعت از گسترش آن است. مقاومت ایران از مقامات و ارگان‌های ذیربط در اسپانیا می‌خواهد در نخستین فرصت برای اطلاع افکار عمومی به انتشار همه‌ی اسناد و افشای همه‌ی جزئیات این پرونده مبادرت کنند. پرونده ترور نایب‌رئیس پیشین پارلمان اروپا که از افتخارات سیاسی تاریخ معاصر اسپانیاست و نقش رژیم ایران در این جنایت ضدانسانی و نفرت‌انگیز باید در دادگاه جنایی بین‌المللی و شورای امنیت ملل متحد مورد رسیدگی قرار بگیرد.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D8%AE%D9%88-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 دستگیری ۳نفر در ارتباط با ترور دکتر آلخو ویدال کوادراس - سایت سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی آقای ویدال پس از سوءقصد تروریستی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:کنفرانس آلخو.JPG|جایگزین=کنفرانس مطبوعاتی آلخو ویدال کوادراس|بندانگشتی|کنفرانس مطبوعاتی آلخو ویدال کوادراس]]&lt;br /&gt;
آقای آلخو ودال کوادراس، روز ۴ اسفند ۱۴۰۲،در اولین کنفرانس مطبوعاتی پس از سوءقصد تروریستی در مادرید سخنرانی کرد. در این کنفرانس مطبوعاتی که در کلوپ مطبوعات مادرید برگزار شد، بسیاری از خبرنگاران اسپانیایی و بین‌المللی حضور داشتند و گزارش تهیه کردند. آقای ویدال کوادراس در بخشی از سخنرانی خود گفت: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنوز از عواقب حمله و شلیکی که به من شده کامل بهبود نیافته‌ام و صحبت کردن برایم دشوار است. آن‌چه من امروز اینجا تلاش خواهم کرد، ارائه تصویری به شما در رابطه با شرایط حمله به خودم در موقعیت سیاسی فعلی است و این‌که چه چیزی انگیزه پشت این حمله تروریستی علیه شخص من بوده است. رژیم ایران، رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران، از همان ابتدای تأسیسش بیش از ۴۰سال پیش، به‌طور فعال در تروریسم شرکت داشته است؛ چه علیه شهروندان ایرانی چه علیه مخالفان خارجی‌اش. این جدای از سرکوب شدید و به‌غایت وحشتناک در داخل کشور است. رژیم ایران تاریخچه‌ای از فعالیت‌های تروریستی در خارج از مرزهای خود دارد. طبعاً جزییات بیشتر وجود دارد که فرصت نیست اینجا به آن بپردازیم. شاید بشود گفت که قابل توجه‌ترین قتلی که رژیم ایران انجام داد مربوط به پروفسور &#039;&#039;&#039;[[کاظم رجوی]]&#039;&#039;&#039; بود که در آوریل ۱۹۹۰ در ژنو انجام شد. کاظم رجوی یک دیپلمات برجسته ایرانی و اولین سفیر ایران در سازمان ملل بعد از انقلاب ضدسلطنتی بود که از رژیم جدا شد و به مقاومت پیوست. سپس یک گروه کماندو ۱۳نفره که از تهران آمده بودند، همه با پاسپورت‌های دیپلماتیک، یعنی با پوشش دیپلماتیک، او را در خیابان به‌قتل رساندند. این قتل‌ها در طی دهه‌ی ۹۰ میلادی ادامه داشت، به‌عنوان مثال نخست‌وزیر سابق ایران، &#039;&#039;&#039;[[شاپور بختیار]]&#039;&#039;&#039; در پاریس در سال۱۹۹۱ به‌قتل رسید یا مخالف دیگر &#039;&#039;&#039;[[عبدالرحمان قاسملو]]&#039;&#039;&#039; در وین در سال۱۹۸۹ به‌قتل رسید و دیپلمات مخالف ایرانی و نماینده شورای ملی مقاومت ایران در ایتالیا، &#039;&#039;&#039;[[محمدحسین نقدی]]&#039;&#039;&#039; در سال۱۹۹۳ در روز روشن توسط یک موتورسوار در ۱۰۰متری دفترش در رم به‌قتل رسید. حمله وحشتناک به انجمن یهودیان (&#039;&#039;&#039;[[انفجار آمیا|آمیا]]&#039;&#039;&#039;) در بوئنوس‌آیرس را به‌یاد دارید که ده‌ها قربانی بر جای گذاشت، در سال ۱۹۹۴، تمام این قتل‌هایی که نقش رژیم در آن ثابت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خب حالا می‌پردازم به مورد خودم. خب من داشتم از پارک بر می‌گشتم و وقتی به نزدیکی خانه‌ام رسیدم، صدایی را از پشت سرم شنیدم که گفت: «سلام آقا». این صدا خیلی نزدیک پشت سر من بود، من هم سرم را حرکت دادم که بعداً همه‌جا در مطبوعات هم درباره‌اش نوشتند که باعث شد گلوله‌یی که قرار بود من را بکشد این کار را نکرد. یعنی در واقع یک معجزه بود. تصور کنید صدای یک نفر را شنیدم سرم را این‌طور کمی تکان دادم و باعث شد سرم به‌سمت راست کمی به پایین حرکت کند؛ نتیجه این‌که گلوله‌یی که قرار بود به سرم شلیک شود، از اینجا بالای فکم وارد شد و از پایین آن طرف صورت خارج شد. من دچار یک شوک آنی شدم، یک صدای مهیب انفجار در سرم پیچید که به‌خاطر آن الآن گوش سمت راستم خوب نمی‌شنود و بعد خون شروع به ریختن روی زمین کرد. خب این تجربه‌یی نبود که من هر روز با آن مواجه باشم و لذا بلافاصله فکر کردم که این کار رژیم ایران است. تقریباً خودکار این به ذهنم زد و بعد شروع به فکر کردم، چون نمی‌دانستم چه شده ولی متوجه شدم که زنده هستم. در بیمارستان من را عمل کردند و جراحی‌های زیادی کردند و خیلی چیزها را بازسازی کردند؛ طوری که الآن اینجا همه قطعات فلزی کار گذاشته‌اند و من ۲۶روز در بیمارستان بستری بودم که ۴ روز آن به‌طور کامل بی‌هوش بودم و وقتی بیدار شدم فکر کردم هنوز همان روز حمله است، در حالی‌که ۴ روز گذشته بود. خب حالا این سؤال که چرا رژیم ایران من را هدف قرار داد. من هیچ شکی ندارم که کار رژیم ایران بوده است؛ حال این‌که روند تحقیقات به‌طور محرمانه ادامه دارد، پلیس کارش را می‌کند، قضات و بقیهٔ دستگاه‌های امنیتی و حقوقی همه درگیر پیشبرد این موضوع هستند؛ ولی من از جانب خودم می‌توانم بگویم. از تجربه خودم و از برداشت‌های خودم. من شکی ندارم که این کار رژیم ایران بوده است. چرا که طی ۱۵سالی که نایب‌رئیس پارلمان اروپا بودم و بعد هم‌چنین به‌طور علنی و به‌طور خیلی فعال و آشکار از شورای ملی مقاومت ایران حمایت کردم که مخالف دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران است. به‌طور علنی، آشکار، با علاقه بسیار و به این موضوع شناخته می‌شدم و شهرت پیدا کردم. از این‌رو اعتقاد کامل من این است که آخوندهای حاکم بر ایران تلاش کردند من را بکشند. برای من هیچ تردیدی وجود ندارد. حال این‌که پلیس و دستگاه قضایی تحقیق می‌کنند، یک موضوع دیگر است. من از جانب خودم صحبت می‌کنم. در پایان می‌خواستم چند موضوع را روشن بکنم: از بعد از حمله تمام وقایعی که بوده، از دستگیریهایی که شده، اسامی‌یی که درج شده، یک مراکشی، یک ونزوئلایی و یک اسپانیایی، خود ضارب هم شناسایی شده است. یک فرانسوی–تونسی بوده که تحت تعقیب است؛ تمام اینها بر نظریه‌ی من صحه می‌گذارد که از قاتلان و مجرمان حرفه‌ای برای قتل من استفاده کرده‌اند. برای تلاش به‌قتل من. این برنامه، بسیار با جزئیات طراحی شده بود، از ماهها قبل روی آن کار می‌شد و من را زیر نظر داشتند و از روش‌هایی که پیش‌تر توصیف کردم استفاده می‌کردند که به افراد حرفه‌یی واگذار شده بود. از این‌رو من قربانی هیچ گروه مجرم معمولی نبوده‌ام که تنها نقش اجرایی را به‌عهده داشته، بلکه قربانی یک رژیم دیکتاتوری مستبد خودکامه و جنایتکار بوده‌ام. یعنی قربانی یک رژیم سیاسی هستم. در پایان می‌خواهم به‌روشنی بگویم که اتحادیه اروپا می‌باید یک موضع قاطع علنی علیه دیکتاتوری مذهبی در ایران اتخاذ کند. مماشات، دیالوگ و توافق به‌جایی نمی‌رسد، چرا که آن‌ها با این کشتار وحشتناک که در داخل کشور به آن ادامه می‌دهند و در عین‌حال با فعالیت‌های تروریستی در عراق، سوریه، سومالی، یمن، با حزب‌الله، با حوثی‌ها که توسط آن‌ها تأمین مالی شده و آموزش می‌بینند و سازمان‌دهی می‌شوند. از این‌رو زمان، زمان تغییر سیاست است. باید تمامی سفارتهای رژیم ایران در اروپا بسته شوند. باید تمامی این دیپلمات‌های قلابی اخراج بشوند که کارشان طراحی اقدامات خصمانه علیه اروپا و اروپاییان است. باید تحریم‌ها را شدیدتر کرد و باید از اپوزیسیون دموکراتیک ایران، از شورای ملی مقاومت ایران، حمایت کرد و از مردم ایران که در داخل بسیاری یگانهای مقاومت را تشکیل و سازمان می‌دهند در تلاش برای تغییر رژیم و برقراری یک دموکراسی با برابری بین زن و مرد، با انتخابات آزاد، با احترام به همه‌ی گرایش‌ها و دیدگاه‌ها و رابطه دوستانه با غرب؛ و باید از آن‌ها حمایت کرد. باید از آن‌ها در مبارزه‌شان حمایت کرد. چرا که حتی در اعلامیه‌ی جهان‌شمول حقوق‌بشر سازمان ملل هم نوشته شده که خلقی که تحت سرکوب و استبداد است حق دارد در پی آزادی و دموکراسی قیام کند. هدف برای قتل ابتدا خلاص‌شدن از دست یک دشمن خیلی مزاحم مثل من بود و در قدم بعد ایجاد رعب و ترس در بین هزاران سیاست‌مدار و شخصیت اروپایی و آمریکایی که از مقاومت ایران حمایت می‌کنند. می‌خواهم سخنرانی‌ام را این‌طور به‌پایان ببرم، چرا که در تهران الآن دارند من را می‌شنوند: حال که به هدفشان نرسیدند و به‌طور معجزه‌آسایی نجات یافتم، قصد دارم این مبارزه را برای دموکراسی و آزادی و حقوق‌بشر در ایران تا پایان عمر ادامه بدهم، به‌خصوص این بار با انگیزه بیشتر، انرژی بیشتر و اراده بیشتر و تعهد بیشتر نسبت به آنچه تا الآن داشتم که البته کم هم نبوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D8%AE%D9%88-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D8%A1%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AF سخنرانی دکتر آلخو ویدال کوادراس بعد از سوءقصد تروریستی در مادرید - سایت سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:رهبران و سیاستمداران جهان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%86&amp;diff=92825</id>
		<title>آلبرتو نیسمن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88_%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%86&amp;diff=92825"/>
		<updated>2026-09-13T14:21:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = آلبرتو نیسمن&lt;br /&gt;
| تصویر             =[[پرونده:قاضی آلبرتو نیسمن.JPG|بندانگشتی|جایگزین=قاضی آلبرتو نیسمن|وسط]]&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۵ دسامبر ۱۹۶۳&lt;br /&gt;
| زادگاه            =&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = &amp;lt;!-- {{مرگ و سن|سال|ماه|روز|سال|ماه|روز}} (تاریخ مرگ سپس تولد) --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =۱۸ ژانویه‌ی ۲۰۱۸ قتل در منزل شخصی&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = بوینس‌آیرس&lt;br /&gt;
| ملیت              = آرژانتینی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            = آرژانتین&lt;br /&gt;
| تحصیلات            = &lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              = قاضی - دادستان&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              = قضائیه آرژانتین&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    = مردم آرژانتین - مردم ایران&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = افشاکننده پرونده سرپوش گذاشتن دولت آرژانتین بر عاملان انفجار آمیا که توسط رژیم ایران هدایت شده بود.&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               = قاضی نیسمن&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               = یهودی&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آلبرتو نیسمن،&#039;&#039;&#039; (زاده‌ی ۵ دسامبر ۱۹۶۳ درگذشت، یکشنبه شب ۲۸ دی ماه ۹۳ برابر با ۱۸ ژانویه ۲۰۱۵) با نام اصلی ناتالیو آلبرتو نیسمن، قاضی آرژانتینی است که مسئولیت تحقیق در مورد انفجار آمیا را بر عهده داشت. وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که این انفجار به دستور دولت ایران و با تبانی رئیس‌جمهور آرژانتین انجام شد. او چند ساعت پیش از حضور در جلسه غیرعلنی دادگاه برای شهادت در مورد این موضوع در آپارتمان خود به قتل رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سابقه بررسی انفجار آمیا ==&lt;br /&gt;
در زمان وقوع انفجار آمیا کشیک دادسرای بوینس‌آیرس یک قاضی به نام خوان خوزه گاله‌آنو بود. در جریان تحقیقات قاضی پرونده آمیا اطلاعاتی از دخالت مقامات جمهوری اسلامی در این پرونده به دست آورد. در پی این تحقیقات قاضی علیه ۱۲ نفر از اعضای سفارت جمهوری اسلامی در آرژانتین حکم جلب بین‌المللی صادر کرد. اما این پرونده پس از رفتن به دیوان عالی کشور آرژانتین منقضی شده و همه احکام جلب باطل اعلام شد. بعدها مشخص شد که یک زد و بند سیاسی بین کارلوس منم رئیس‌جمهور وقت آرژانتین با مقامات رژیم ایران صورت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۰۲  یک مقام اطلاعاتی ایران به غرب پناهنده شد. او افشا کرد که کارلوس منم، رئیس‌جمهور وقت آرژانتین برای سرپوش گذاشتن به نقش رژیم ایران در انفجار آمیا ده میلیون دلار رشوه گرفت. آن پول از یک حساب ویژه سران دولت جمهوری اسلامی ایران در سوییس پرداخت شد. [[اکبر هاشمی رفسنجانی|هاشمی رفسنجانی]]، احمد خمینی و [[علی فلاحیان]] روی این حساب ۲۰ میلیون دلاری حق امضا داشتند که به حساب کارلوس منم در لیختن‌اشتاین واریز شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مواضع دولت‌های آرژانتین ===&lt;br /&gt;
در سالهای اولیه صدور حکم، دولت آرژانتین از این احکام پشتیبانی می‌کرد. خانم کرشنر در دوره اول ریاست جمهوریش هنگام حضورش در مجمع عمومی [[سازمان ملل متحد]]، دولت ایران را بابت عدم همکاریش در این پرونده مورد سرزنش قرار داد. خانم کریستینا فرناندز، رئیس‌جمهور آرژانتین، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تاریخ ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۸ خواستار محاکمه ۶ تن از سران و مقامات جمهوری اسلامی ایران از جمله [[اکبر هاشمی رفسنجانی|هاشمی رفسنجانی]] شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۲۰۱۲ در حاشیه مجمع عمومی ملل متحد هکتور تیمرمن وزیر خارجه آرژانتین با علی اکبر صالحی وزیر خارجه [[محمود احمدی‌نژاد|احمدی‌نژاد]] ملاقات کرد و طرفین قول دادند مذاکرات را تا حل و فصل بمبگذاری ادامه بدهند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۱۲ ژانویه ۲۰۱۳  دولت آرژانتین اعلام کرد که با ایران یک یادداشت تفاهم امضا کرده که بر اساس آن قرار شد یک کمیسیون حقیقت‌یاب تشکیل شود تا در مورد بمب‌گذاری آمیا تحقیق کنند. این یادداشت تفاهم، اعتراض خانواده‌های قربانیان و بسیاری از کشورها را برانگیخت. روزنامه میامی هرالد در این باره نوشت:    &amp;lt;blockquote&amp;gt;«این کار مثل آن است که رژیم نازی آلمان خودش مسئول تحقیق درباره حقایق مربوط به اردوگاه‌های مرگ بشود.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ورود قاضی آلبرتو نیسمن به پرونده ===&lt;br /&gt;
قاضی آلبرتو نیسمن که از سال ۱۹۹۷ جزو تیم تحقیقات پرونده آمیا بود، نسبت به تمامی منابع آگاهی داشت و از همه آنها اطلاعات برای صدور احکامش استفاده کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قاضي‌ آلبرتو نيسمن همچنین اطلاعاتی را که [[شورای ملی مقاومت ایران]] در مورد طرح عمومی دولت جمهوری اسلامی ایران برای نفوذ در آمریکای لاتین با ایجاد شبکه‌های تروریستی با مشخصات کامل آنها در اختیار قضات آرژانتین قرار داده بود، در کیفر خواست تنظیمی‌اش بکار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انتشار اخبار مربوط به رشوه‌گیری کارلوس منم، رئیس‌جمهور سابق آرژانتین، رئيس جمهور نستورکرشنر در یازدهمین سالگرد انفجار در ژوئیه ۲۰۰۵ فرمانی صادر کرد و بخشی از کم‌کاری بخاطر شکست تحقیقات را پذیرفت و اعلام کرد که دولتهای قبلی آرژانتین بر روی حقایق سرپوش گذاشته‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از کنار رفتن موانع دولتی از سر راه تحقیقات آلبرتو نیسمن در سال ۲۰۰۵ او بصورت فشرده روی این پرونده کار کرد و در سال ۲۰۰۶ مقامات بالای جمهوری اسلامی را بعنوان تصمیم گیرندگان این جنایت معرفی و علیه آنها حکم جلب بین‌المللی صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه تحقیقات گسترده آلبرتو نیسمن احکام جلب بین‌المللی برای ۸ تن از بالاترین مقامات جمهوری اسلامی بود. این نفرات شامل علی [[اکبر هاشمی رفسنجانی]] رئیس‌جمهور سابق و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دوره بعدی، احمد وحیدی وزیر دفاع سابق ،[[محسن رضایی]] فرمانده وقت [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه پاسداران]] و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در دوره بعدی، [[علی فلاحیان]] وزیر اطلاعات وقت و از اعضای مجلس خبرگان در دوره بعدی و [[علی اکبر ولایتی]] وزیر خارجه وقت رژیم و مشاور بین‌المللی [[خامنه‌ای]] و همچنین محسن ربانی رایزن وقت فرهنگی دولت ایران در آرژانتین و عماد مغنیه تروریست معروف لبنانی می‌شدند. (عماد مغنیه‌ در ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ کشته شد). در این رابطه همچنین گفته می‌شود که پاسداری به نام احمد‌رضا اصغری فرماندهی عملیات تروریستی را در پوشش دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی در آرژانتین به‌عهده داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بر اساس این احکام جلب توسط قاضی آلبرتو نیسمن بود که در ژوئن ۲۰۱۱ وقتی احمد وحیدی بعنوان وزیر دفاع کابینه احمدی‌نژاد به کشور بولیوی در همسایگی آرژانتین سفر کرد، دولت آرژانتین معترض شد و دولت بولیوی از اینکه دیدار اعلام نشده احمد وحیدی را به اطلاع آرژانتین نرسانده عذر‌خواهی کرد. دولت بولیوی  اعلام کرد که احمد وحیدی باید به سرعت خاک این کشور را ترک کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کیفرخواست تنظیمی آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
آلبرتو نیسمن در یک کیفر خواست با بیش از ۵۰۰ صفحه احکام خودش را صادر کرد. در این پرونده با بیش از ۱۲۰۰ شاهد طی ۲۰ سال مصاحبه شده و اوراق این پرونده از یک میلیون برگ فراتر رفته بود. در این پرونده آلبرتو نیسمن اثبات کرده بود که شبکه‌های بنیادگرایی تروریستی در آمریکای لاتین چگونه توسط جمهوری اسلامی حمایت و تأمین مالی می‌شوند، به نحوی که می‌توانند عمل کنند و دوباره پنهان بشوند. آلبرتو نیسمن تصمیم داشت که این پرونده را تا اجرای عدالت برای همه متهمین به سرانجام برساند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
دادگاه آرژانتینی پس از تحقیقات آلبرتو نیسمن اعلام کرد که توافق با ایران برای تحقیق در مورد بمب‌گذاری مرکز یهودیان در بوینس آیرس غیر قانونی است. دادستان کل این پرونده آلبرتو نیسمن اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این توافق نامه مداخله ناروای قوه مجریه در حوزه خاص قوه قضائیه را مقرر می‌سازد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;مدتی بعد دادگاه فدرال آرژانیتن نظر قاضی آلبرتو نیسمن را تأیید کرد و اعلام کرد توافق دولت آرژانتین برای تحقیق مشترک پیرامون جنایتی که جمهوری اسلامی ایران خودش متهم آن است از اعتبار ساقط است. در همین رابطه بود که در برابر این احکام دولت ایران پیشنهاد معامله نفت در برابر غلات را به دولت آرژانتین داد تا مابه ازای آن این پرونده منحرف یا بسته شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== دستیابی آلبرتو نیسمن به مکالمات سری ===&lt;br /&gt;
آلبرتو نیسمن پس از مدتی در جریان تحقیقات خود به مدارک جدیدی دست پیدا کرد که نشان می‌داد دولت خانم کرشنر وارد معامله با جمهوری اسلامی شده است. در مقطعی از پیگیری‌های این پرونده دستیاران رئیس‌جمهور کرشنر وارد مذاکره با یکی از دست اندرکاران اصلی جنایت بمب‌گذاری ،یعنی روحانی ایران محسن ربانی شده بودند. موضوع این مذاکرات انجام معاملات نفت ایران در قبال غلات از آرژانتین بود.دولت آرژانتین قول داده بود در ازای آن بر قضیه بمب‌گذاری و عاملان آن سرپوش بگذارد. قاضی آلبرتو نیسمن نوار مکالمات انجام شده بین دستیاران رئیس‌جمهور و مقامات رژیم را به دست آورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== احساس خطر آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
قاضی آلبرتو نیسمن در این بین به نوار مکالمه مأمور اطلاعاتی آرژانتین با یکی از متهمین ایرانی بمب‌گذاری آمیا نیز دست یافت. در این گفتگو طرف آرژانتینی جزئیات اطلاعاتی در مورد خانواده قاضی آلبرتو نیسمن را برای عامل جمهوری اسلامی شرح می‌دهد. آلبرتو نیسمن بسرعت متوجه خطراتی شد که در صورت ادامه تلاشهایش می‌تواند هم خودش را و هم خانواده‌اش را از طرف دولت ایران مورد تهدید قرار بدهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== نظر رئیس کمیته حقوق جزایی پارلمان آرژانتین ====&lt;br /&gt;
پاتریسیا بولریچ‌ در مورد تهدیداتی که متوجه آلبرتو نیسمن بود گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«چهارشنبه هفته گذشته آلبرتو نیسمن به من گفت که تهدیداتی متوجه او شده البته نگفت چه کسی او را تهدید کرده است و این را توضیح نداد چون ۱۰ سالی بود که او تهدیدهایی دریافت می‌کرد. یعنی از زمانی که دست به تحقیقات در پرونده آمیا در آرژانتین زد ، اما در ۲ سال اخیر در حالیکه او درباره پرونده آمیا تحقیق می‌کرد از جمله درباره ۸ عامل رژیم ایران می‌گفت که تلاش می‌شود این افراد را از پرونده خارج نگه دارند.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آلبرتو نیسمن در یک مصاحبه تلویزیونی گفته بود:‌ &amp;lt;blockquote&amp;gt;«از امروز زندگی من تغییر کرده است. اما این وظیفه من بعنوان دادستان است. من دخترم را آماده کردم و به او گفته‌ام که به زودی می‌شنود که دیگران چه چیزهای وحشتناکی درباره پدرش خواهند گفت.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آلبرتو نیسمن همچنین در تاریخ ۲۴ دی‌ماه او همچنین به روزنامه‌ کلارین گفته بود:  &amp;lt;blockquote&amp;gt;«ممکن است بخاطر این داستان بمیرم.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:کریستینا فرناندز کرشنر.JPG|جایگزین=کرشنر - آلبرتو نیسمن|بندانگشتی|کریستینا فرناندز کرشنر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شکایت از کریستینا فرناندز کرشنر ===&lt;br /&gt;
در ژانویه ۲۰۱۵ آلبرتو نیسمن یک شکایت ۳۰۰ صفحه ای خطاب به دادگاه عالی کشور ثبت کرد و در آن رئیس‌جمهوری، کریستینا فرناندز کرشنر و وزیر خارجه هکتور تیمرمن و دیگر مقامات دولتی را به سرپوش گذاشتن بر دست داشتن مقامات رژیم ایران در حمله ۱۹۹۴ متهم نمود. قاضی آلبرتو نیسمن در شکایت خودش از رئيس‌جمهور قید کرده بود که مذاکرات تلفنی دستیاران سیاسی فرناندز مستند نشان می‌دهد که آنها یک طرح جناحی پیچیده را پیش می‌برند . او همچنین خواستار بازجویی از رئیس جمهورکریستینا فرناندز، تیمرمن وزیرخارجه و همینطور یک عضو پارلمان آرژانتین و یکی از مأموران دولت ایران در آرژانتین شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iranncr.org/%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C/344-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%83%D9%85%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8 گزارش کمیسیون قضایی شورای ملی مقامت در باره قتل قاضی نیسمن]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قتل آلبرتو نیسمن ==&lt;br /&gt;
سرانجام آلبرتو نیسمن در روز یکشنبه شب ۲۸ دی ماه ۹۶ برابر با ۱۸ ژانویه ۲۰۱۸ در آپارتمان خود به قتل رسید. او قرار بود چند ساعت بعد در مجلس آرژانتین در مورد همین پرونده شهادت داده جزئیاتی را افشا کند. دویچه وله فارسی در مورد مرگ قاضی آلبرتو نیسمن در سرتیر خود نوشت: نتیجه تحقیقات کارشناسی: دادستان آلبرتو نیسمن به قتل رسیده است&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;دویچه وله فارسی [https://www.dw.com/fa-ir/%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%AA%D9%84-%]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دادگاه آرژانتین اعلام کرد که دادستان آلبرتو نیسمن به‌دلیل شکایت علیه رئیس‌جمهور وقت و سناتور فعلی کریستینا فرناندز به‌قتل رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;حکم جدید دادگاه آرژانتین در مورد ترور دادستان آلبرتو [https://news.mojahedin.org/i/%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%B1%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8 نیسمن]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین CNN گزارش کرد:‌  &amp;lt;blockquote&amp;gt;«دادستان آرژانتین آلبرتو نیسمن رئیس جمهور آرژانتین کریستینا فرناندز کرشنر را متهم کرد که مظنون بودن ایران به دست داشتن در بمبگذاری در مرکز یهودیان در بوینس آیرس را در ۲۰ سال پیش می‌پوشاند و اکنون جسد او پیدا شده است. دوجین مأمورانی که برای حفاظت وی بودند نتوانسته بودند با وی تماس برقرار کنند این در حالی بود که این فقط چند ساعت پیش از آن بود که او می‌خواست پشت درهای بسته در جلسه استماع در کنگره شهادت بدهد.»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:تظاهرات مردم آرژانتین در اعتراض به قتل نیسمن.jpg|جایگزین=تظاهرات برای آلبرتو نیسمن|بندانگشتی|تظاهرات مردم آرژانتین در اعتراض به قتل نیسمن]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازتاب قتل آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
RFA فرانسه: هزاران نفر از مردم بوینس‌آیرس  با شعار &amp;quot;من آلبرتو نیسمن هستم&amp;quot; در اعتراض به مرگ مشکوک قاضی تحقیق آرژانتینی دربارۀ نقش ایران در سوءقصد تروریستی سال ۱۹۹۴ به خیابان‌های بوینس‌آیرس سرازیر شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;من نیسمن [http://fa.rfi.fr/%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-20150120/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 هستم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
CNN: بیش از صدها هزار نفر در پایتخت آرژانتین در یکی از بزرگترین تظاهرات‌ از زمانی که کریستینا فرناندز از ۷ سال پیش به قدرت رسیده شرکت کردند. آنها عدالت میخواستند و خواستار این بودند که دولت در مورد کشته شدن آلبرتو نیسمن در تاریخ ۱۸ ژانویه به آنها پاسخ بدهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
CNN: جسد آلبرتو نیسمن ماه گذشته در خانه خودش در بوینس آیرس پیدا شد درست یک روز قبل از اینکه حضور رد مقابل نمایندگان برای اینکه بگوید رئیس‌جمهور آرژانتین در سرپوش گذاشتن به موضوع بمبگذاری مرکز یهودیان در ۲۰ سال پیش درگیر بوده است . یک تیم از دادستانها همین پرونده را دنبال می‌کنند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رئیس انجمن‌های آرژانتین مسئله را به این صورت توصیف کرده است: این پرونده برای او به مفهوم زندگی‌اش بود.او برای دوستانش نوشته بود:  اگر کسی فکر می‌کند که من دیوانه شده‌ام اینگونه نیست و امضا کرده بود من بهتر از همیشه هستم.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارش تلویزیونی: خشم، شوک و ناکامی در شهر بوینس‌آیرس حاکم است مردم آرژانتین بعد از مرگ مردی که همان دادستان ویژه آلبرتو نیسمن می‌باشد به خیابانها سرازیر شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع دولت وقت آرژانتین ===&lt;br /&gt;
CNN: رئیس جمهور و محققان در تحقیقات اولیه اعلام کردند که مرگ او به خاطر خودکشی بوده است. ولی جزئیات جدید حالا باعث شد تا رئیس‌جمهور آرژانتین تغییر نظر بدهد او در صفحه فیس بوک خود نوشته است. خودکشی که من در مورد‌ آن قانع شده بودم خودکشی نبوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
CNN: هزاران تن از مردم آرژانتین این که گفته میشود خودکشی بوده است را قبول ندارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرجیو برنی از مسئولان وزارت اطلاعات و امنیت آرژانتین گفته است که همه شواهد نشان می‌دهد که آلبرتو نیسمن خودکشی کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یک نظرسنجی در آرژانتین نزدیک به ۷۰ درصد از مردم گفتند که از نظر آنها قتل آلبرتو نیسمن خودکشی نبوده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.iran-efshagari.com/رد-نهایی-فرضیه-خودکشی-قاضی-شهید-آرژانت/ رد فرضیه خودکشی نیسمن]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتیجه تحقیقات قضایی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آگاهان قضایی می‌گویند در این ماجرا سه پرونده در هم گره خوردند که کار را برای قضات آرژانتینی مشکل می‌کند. یکی پرونده قطور بمبگذاری آمیا است. دومین پرونده، پرونده قتل قاضی آلبرتو نیسمن و پرونده سوم هم که نیسمن می‌خواست آن را باز کند دخالت رئیس‌جمهور آرژانتین، وزیر خارجه این کشور و سایر مقاماتش برای کتمان حقیقت و سرپوش گذاشتن بر جنایت آمیاست. با این حال دادگاه فدرال بوینس آیرس سرانجام تأیید کرد که آلبرتو نیسمن به قتل رسیده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.youtube.com/watch?v=YDm_HIr3TfA یوتیوب - سیمای آزادی]&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرفداران نظریه خودکشی صحنه را اینطوری چیده بودند که نیسمن در آپارتمان خودش، در را قفل کرده و در حمام با یک سلاح به سر خودش شلیک کرده است. اما آزمایشات ثابت کرد که اولاً هیچ اثری از گرده باروت روی دست آلبرتو نیسمن وجود نداشته است. دوماً معلوم شد که خانه از بیرون قفل شده است و نه از داخل و سوماً آثار دی ان ای یک فرد دیگر در خانه آلبرتو نیسمن پیدا شده است .&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.dw.com/fa-ir/%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D9%86%DB%8C% کشف دی ان ای فردی ناشناس در صحنه قتل آلبرتو نیسمن]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
CNN در همین رابطه گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«محققان حالا می‌گویند که هیچ‌‌ آثاری از باقی‌مانده از مهمات بر روی دستان آلبرتو نیسمن کشف نشده است این حکایت از آن دارد که شاید او خودش ماشه را نکشیده باشد»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نظر همسر سابق آلبرتو نیسمن ===&lt;br /&gt;
قاضی ساندرا آرویو سالگادو  همسر سابق آلبرتو نیسمن در یک کنفرانس مطبوعاتی در روز ۵ مارس ۲۰۱۵ اعلام کرد که: قاضی آلبرتو نیسمن نه تصادف کرده نه خودکشی کرده است او را به قتل رسانده‌اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== انعکاس  قتل نیسمن در رسانه‌های ایران ===&lt;br /&gt;
تلویزیون جمهوری اسلامی در مورد قتل آلبرتو نیستمن گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد آلبرتو نیسمن چند شب پیش در منزل مسکونی‌اش در یک مجتمع آپارتمانی ۱۳ طبقه در مرکز بوینس آیرس پایتخت آرژانتین پیدا شد. جسدی با چندین گلوله در سر و همچنین یک هفت‌تیر کالیبر ۲۲ میلی متری متعلق به خود وی در کنار آن. آگاهان نظر می‌دهند که یک فرد مطلقا قادر به شلیک چند گلوله با هفت‌تیر خودش به سر خودش نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون جمهوری اسلامی- شبکه یک&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین خبرگزاری سپاه در این رابطه نوشت: تنها دی ان ای موجود در خانه دادستان آمیا به خود وی تعلق دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری سپاه پاسداران- ۱۱ بهمن&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون رژیم ایران در برنامه دیگری اعلام کرد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما حادثه قتل مشکوک دادستان آمیا که در واقع هیچ سند قابل ارائه‌ای برای این پرونده نداشت ماجرایی بود تا پرونده مختومه آمیا با کشته شدن این مهره صهیونیست‌ها همچنان در پرده‌ای از ابهام باشد، پرونده‌ای که دو ملت ایران و آرژانتین به توطئه بودن آن مطمئن هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون جمهوری اسلامی- ۹ بهمن ۱۳۹۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازتاب قتل آلبرتو نیسمن در جهان ===&lt;br /&gt;
رئیس دفتر روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست در بوینس آیرس در مورد قاضی آلبرتو نیسمن در مقاله‌ای نوشته است:  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلبرتو نیسمن دادستان آرژانیتن چند روز قبل از قتل خشونت‌بارش که این کشور را در ترس و نگرانی فرو برد به تعدادی از دوستان پیام‌هایی ارسال کرده بود. پیامی که از ته دلش بود. کاری که در حال حاضر می‌خواهم انجام دهم مدتی قبل رویش تصمیم گرفته شده است و من آماده آن هستم من با اعتقاد بر اینکه این کار آسانی نخواهد بود آنرا انجام می‌دهم معتقدم دیر یا زود حقیقت پیروز خواهد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رادیو بین المللی فرانسه اعلام کرد که قتل نیسمن یاد‌آور کشته شدن قاضی فرانسوی ژیل بولوک میباشد او هم در جریان تحقیقات بر روی یک پرونده تروریستی رژیم ایران به قتل رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[مریم رجوی]] رئیس‌جمهوری برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] در این مورد گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«دکتر آلبرتو آلبرتو نیسمن نه تنها شهید مردم آرژانتین بلکه شهید صلح و بشریت در مقابله با تروریسم است علاوه بر این او بطور خاص در ردیف شهیدان مردم و مقاومت ایران علیه بنیادگرایی و تروریسم برخاسته از آن قرار دارد. او شجاعانه در مقابل رژیم آخوندی ایستاد»&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:رهبران و سیاستمداران جهان]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=92824</id>
		<title>آقازاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=92824"/>
		<updated>2026-09-13T14:20:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[پرونده:احمد خمینی نوه روح الله خمینی.JPG|جایگزین=احمد خمینی نوه روح الله خمینی|بندانگشتی|آقازاده! احمد خمینی نوه روح‌الله خمینی]]&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آقازاده،&#039;&#039;&#039; واژه‌ایست که در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران بکار برده می‌شود. آقازاده به فرزندان و اقوام سران حکومت و وابستگان حکومتی اطلاق می‌شود که با استفاده شخصی از امکانات و سرمایه‌های حکومتی نوعی زندگی اشرافی برای خود فراهم کرده‌اند. برخی از آقازاده‌‌ها در خارج از ایران زندگی می‌کنند و هزینه‌ی زندگی آنها توسط پدرانشان از ایران پرداخت می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عبارت «ژن خوب» نیز  از تیرماه سال ۱۳۹۶ با همین مفهوم در فضای اجتماعی ایران بکار برده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.dw.com/fa-ir/%DA%98%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF/a-40273355 ژن خوب این بار هم چند شهردار تعیین کرد.]&amp;lt;/ref&amp;gt; این اصطلاح زمانی مرسوم شد که حمیدرضا عارف فرزند محمدرضا عارف از چهره‌های سرشناس نظام، دلیل پیشرفت‌های خود را بجای برخورداری از امکانات و ارتباطات ویژه، داشتن «ژن خوب» عنوان کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقازاده هم‌اکنون در فرهنگ ایران یک واژه‌ی طعنه‌آمیز است که هدف از بکار بردن آن بیان فساد دولتی است. آقازاده‌ها هم اکنون طیف گسترده‌یی از فرزندان، نوه‌ها و اقوام نزدیک علی خامنه‌ای، حسن روحانی، اعضای دولت، مدیران دولتی، فرماندهان [[سپاه]]، [[بسیج]]، سفرا و... را شامل می‌شوند. اغلب این آقازاده‌ها با بهره‌وری شخصی از پول و سرمایه‌های حکومتی با کمک پدرانشان زندگی می‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/3428061-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8% آقازاده های خارجه نشین-سایت دنیای اقتصاد]&amp;lt;/ref&amp;gt; تعداد این آقازاده‌‌ها تنها در کشور انگلستان نزدیک به ۴ هزار نفر است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tabnak.ir/fa/news/778666/4-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D8%B6%D9%85%D8%A7%D چهارهزار آقازاده در انگلستان مشغول تحصیل هستند- تابناک]&amp;lt;/ref&amp;gt; محمود بهمنی یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس که در دولت [[محمود احمدی نژاد]] ریاست بانک مرکزی را به عهده داشت اعلام کرد که موجودی حساب‌های آقازاده‌ها در بانک‌های خارجی حدود ۱۴۸ میلیارد دلار است. برخی از آقازاده‌ها که معمولا پس از تحصیل در خارج به ایران بازمی‌گردند در مظان اتهام عضوگیری شدن توسط سرویس‌های اطلاعاتی غربی نیز هستند. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mashreghnews.ir/news/886862/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DB%B4%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%BA%D9%88%D9%84 ابوترابی: چهارهزار آقازاده در انگلستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خارج کردن ذخایر ارزی توسط آقازاده‌ها ==&lt;br /&gt;
محمود بهمنی یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس که در دولت [[محمود احمدی نژاد]] ریاست بانک مرکزی را به عهده داشت اعلام کرد که موجودی حساب‌های آقازاده ها در بانک‌های خارجی حدود ۱۴۸ میلیارد دلار است. این میزان پول از ذخایر ارضی کشور بیشتر است. به عبارتی دو سال ارز ناشی از صادرات کشور ایران به ایران بازنگشته و به حساب آقازاده‌‌ها واریز شده است. او همچنین اعلام کرد که از ۵ هزار آقازاده در خارج از ایران تنها ۳۰۰ نفر از آنها مشغول تحصیل هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%AE%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%A7% موجودی حساب آقازاده ها - دویچه وله]&amp;lt;/ref&amp;gt;[[پرونده:ساشا سبحانی آقازاده معروف.JPG|جایگزین=ساشا سبحانی آقازاده معروف|بندانگشتی|259x259پیکسل|ساشا سبحانی آقازاده معروف]]البته این رقم تنها مربوط به آقازاده‌هایی است که در آمریکا زندگی می‌کنند. دولت آمریکا اعلام کرد که ۱۴۸ میلیارد دلار دارایی آقازاده‌ها در آمریکا را توقیف می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== توقیف اموال آقازاده‌ها در آمریکا ===&lt;br /&gt;
در خرداد ماه ۱۳۹۸ استیون منوچین رئیس خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد که دارایی شخصی فرزندان مسئولان ایران را به مبلغ ۱۴۸ میلیارد و ۲۶۷ میلیون دلار توقیف خواهد کرد. وی اعلام کرد این مبلغ متعلق به  ۵ هزار و ۴۳۲ از فرزندان مسئولان ایرانی یا همان آقازاده‌ها است. استیون منوچین افزود از این تعداد تنها ۳۵۴ نفر در دانشگاه‌های آمریکا  مشغول تحصیل هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استیون منوچین اعلام کرد این افراد به زودی به ایران دیپورت می‌شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== استفاده آقازاده‌ها از بورسیه‌های رانتی ===&lt;br /&gt;
در رسانه‌ها و سخنرانی‌های مقامات ‌نظام در هر دو جناح، مستمرا فساد دولتی و استفاده‌های شخصی آقازاده‌ها از اموال عمومی افشا می‌شود. در این افشاگری‌ها معمولا ناگفته‌هایی از اختلاس یا دزدی یا رانت‌خواری برملا می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمود صادقی عضو مجلس از جناح روحانی فهرستی ۱۰۰ نفره از آقازاده‌هایی را افشا کرد که  از بورسیه‌های رانتی استفاده کرده‌ و برای تحصیل به خارج کشور رفته‌اند. این فهرست شامل فرزندان امام‌جمعه‌ها و فرماندهان انتظامی و نمایندگان مجلس می‌شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمود صادقی در همین رابطه از استفاده از رانت توسط آقازاده‌ها و منتسبین مقامات رژیم در مجلس گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«چرا وزارت علوم اعلام نمی‌کند چه تعداد از بورسیه‌ها از مقامات و منتسبان به مقامات بوده و چرا این وزارتخانه جسارت و شجاعت لازم برای پاسخ به این سؤال را ندارد؟ بنده لیست ۱۰۰نفره‌ای از آقازاده‌ها و آقاها را دارم که با رانت بورسیه گرفتند. این لیست شامل نماینده مجلس و فرزندان نمایندگان مجلس، امام‌جمعه، فرمانده انتظامی و وزیر است».&amp;lt;ref&amp;gt;سخنان محمود صادقی در مجلس-سایت مجلس&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در رابطه با استفاده از بورسیه رانتی توسط آقازاده‌ها، صدیقی معاون وزیر سابق علوم در روزنامه آرمان نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در این دوره ۳۰۰۲ نفر از دانشجویان بدون آزمون به بورس داخل و خارج اعزام شدند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روزنامه ستاره صبح از زبان صادق زیباکلام وابسته به جناح روحانی نیز نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«بورسیه‌های رانتی تفاوت چندانی با فساد ندارد». «ظرف ۲دهه گذشته چه در دانشگاه تهران، به‌ویژه دانشکده حقوق و علوم سیاسی و چه در دانشگاه آزاد بسیاری افراد که به‌عنوان استاد و هیأت علمی جذب شدند، نورچشمی‌ها بوده‌اند. کسانی که بعضاً با مجلس یا دستگاه‌های انتظامی، نظامی و امنیتی در ارتباط بوده‌اند... فهرست بورسیه‌های رانتی فهرستی بلندبالا با حدود ۳هزار داوطلب بود که در نهایت نیز بر روی آن سرپوش گذاشته شد. به‌نظر نویسنده این موضوع تفاوت چندانی با مفاسد اقتصادی ندارد».&amp;lt;ref&amp;gt;صادق زیباکلام-روزنامه ستاره صبح&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;[[پرونده:محمد یاسین رامین و مهناز افشار.JPG|جایگزین=آقازاده های حکومتی|بندانگشتی|328x328پیکسل|محمد یاسین رامین و مهناز افشار]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعطای مناصب دولتی به آقازاده‌ها ==&lt;br /&gt;
اغلب آقازاده هایی که برای تحصیل به خارج از ایران می‌روند در صورت بازگشت در مناصب بالای دولتی بکار گرفته می‌شوند. این پدیده توسط برخی از رسانه‌های نظام با عنوان سهم‌خواهی آقازاده‌‌ها مطرح شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک استاد دانشگاه به نام ولی‌زاده در سایت تابناک می‌نویسد: ۴هزار آقازاده فقط در انگلستان زندگی می‌کنند و این تعداد به دنبال سهم‌خواهی از مناصب و مسئولیت‌های بالا در کشور هستند. ولی‌زاده گفت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک نسلی از آقازاده‌‌ها در ایران وجود دارند که نه سواد خاصی دارند و نه توان مدیریتی، اما خواهان سهم مدیریتی هستند و به مسئولیت‌های جزئی نیز راضی نیستند. اکنون عده‌ای از آنها برخی از مناصب را گرفته و در سیستم مشغول به کارند. یک بدنه عظیمی از آقازاده‌ها در بدنه مدیریتی کشور در حال فعال شدن است که مطالبه‌گر هستند، اما توان مدیریتی ندارند»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tabnak.ir/fa/news/778666/4-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%D8%B6%D9%85%D8%A7%D ۴ هزار آقازاده در انگلیس- سایت تابناک]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== برخی از آقازاده‌های مشهور ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان سیدعلی خامنه‌ای ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:آقازاده.JPG|جایگزین=آقازاده ها، ژن خوب|بندانگشتی|428x428پیکسل|آقازاده ها]]&lt;br /&gt;
مصطفی خامنه‌ای، مجتبی خامنه‌ای، محسن (مسعود) خامنه‌ای و میثم خامنه‌ای به ترتیب پسران او هستند. دختران او بشری و هدی نام دارند. فرزندان [[علی خامنه‌ای]] دارای ثروت‌های هنگفتی هستند که در اغلب بانک‌های انگلیس، سوریه و ونزوئلا قرار دارد. پول نقد مجتبی خامنه‌ای در بانک‌‌های امارات، سوریه و ونزوئلا  نزدیک به ۳ میلیارد دلار گزارش شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;القدس العربی-۱۶ تیر۱۳۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== فرزندان حسن روحانی ===&lt;br /&gt;
طناز روحانی دختر کوچک حسن روحانی هم‌اکنون در اتریش زندگی می‌کند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزاده روحانی فرزند دیگر حسن روحانی در آمریکا زندگی می‌کند &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دختر  حسین فریدون برادر [[حسن روحانی]] مریم نام دارد که در لندن زندگی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/3428061-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8% آقازاده های خارجه نشین]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همسر مریم فریدون سجاد خوشرو و پسر غلامعلی خوشرو نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد است که در دانشگاه آکسفورد انگلستان تحصیل می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://iranianuk.com/20181213195428042/%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%84%D8%BA%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%85%D8% آقازاده‌هایی که نگران لغو اقامتشان هستند.]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر حسین فریدون برادر حسن روحانی علی نام دارد. او هم اکنون در یک کمپانی آموزشی در نیویورک زندگی می‌کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان غلامعلی حداد عادل ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:طناز روحانی.jpg|جایگزین=طناز روحانی فرزند حسن روحانی|بندانگشتی|250x250پیکسل|طناز روحانی فرزند حسن روحانی]]یکی از فرزندان غلامعلی حداد عادل به نام سجاد حداد عادل در انگلستان زندگی می‌کند. دختر او نیز در آمریکا بسر می‌برد که با یک ایرانی آمریکایی‌تبار ازدواج کرده است. نام او روح‌الله رحمانی است که در آمریکا بدنیا آمده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دختر غلامعلی حداد عادل ابتدا به ژاپن رفت و بعد از مدتی به آمریکا رفت و در آنجا مشغول زندگی است. فرزند دیگرش سجاد نیز در انگلیس است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزند دیگر غلامعلی حداد عادل با نام فریدالدین حداد عادل متولد ۱۳۵۰ عضو شورای اندیشه‌ورزی شبکه سه صدا و سیما است. وی پیش از این مشاغلی چون عضویت در شورای سیاست‌گذاری خبرگزاری مهر، عضویت درشورای سیاست‌گذاری نشریه مثلث، عضویت در شورای سیاست‌گذاری هفته نامه همشهری جوان، عضویت در شورای سیاست‌گذاری نشریه پنجره و ... را در کارنامه خود دارد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.parsine.com/fa/news/23644/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2 فریدالدین حداد عادل آقازاده تصمیم ساز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند حسن خمینی ===&lt;br /&gt;
احمد خمینی فرزند حسن خمینی و نوه‌ی روح‌الله خمینی یکی از آقازاده‌های مشهور است. او متولد ۱۳۷۷ است. وی ۷۰۰ هزار فالور در اینستاگرام دارد و زندگی لاکچری او همواره مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزند نعیمه اشراقی یکی دیگر از نوه‌های  [[روح الله خمینی|روح‌الله خمینی]] نیز با انتشار تصاویر زندگی‌اش در خارج از ایران شهرت یافت. مادر او نعیمه اشراقی در پاسخ به اینکه چرا فرزندش در خارج است گفته بود کیفیت نماز او بالاتر خواهد رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان معصومه ابتکار ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرزند معصومه ابتکار از مشارکت‌کنندگان در [[گروگان‌گیری در سفارت آمریکا]] هم اکنون در آمریکا در شیکاگو زندگی می‌کند و مشغول تحصیل است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پسر [[اکبر هاشمی رفسنجانی]] و محمد جواد ظریف نیز مدتها در آمریکا مشغول تحصیل و کار بودند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیلا خاتمی دختر [[محمد خاتمی]] نیز در خارج از ایران زندگی می‌کند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:فرزند نعیمه اشراقی.JPG|جایگزین=فرزند نعیمه اشراقی|بندانگشتی|فرزند نعیمه اشراقی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان علی لاریجانی ===&lt;br /&gt;
فاطمه لاریجانی دختر [[علی لاریجانی]] رئیس مجلس ایران در اوهایو آمریکا زندگی می‌کند.نشریه واشنگتن‌تایمز در این رابطه نوشت دختر رئیس مجلس ایران که همواره آمریکا را برای امنیت دنیا یک تهدید عنوان می‌کند در اوهایو بسر می‌برد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.independentpersian.com/node/14956/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D ایندپندنت فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان هاشمی رفسنجانی ===&lt;br /&gt;
مجله فوربز در سال ۲۰۰۳ هاشمی رفسنجانی را به عنوان یک میلیونر معرفی کرده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.balatarin.com/permlink/2017/1/14/4402721 بالاترین - ملاهای میلیونر]&amp;lt;/ref&amp;gt; برخی از موارد فساد مالی مهدی هاشمی رفسنجانی در جریان درگیری‌های جناحی در رژیم ایران برملا شد که از جمله آنها می‌توان به فساد مالی در پرونده کرسنت، خرید زمین‌های عسلویه و فروش آن به دولت با قیمت بالا و ایجاد منطقه اقتصادی، دست داشتن در استخراج دفینه‌ها و عتیقه‌جات و .... اشاره کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند و نوه آیت‌الله یزدی ===&lt;br /&gt;
زهرا تخشید دختر محمدرضا تخشید رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در نیویورک زندگی می‌کند. او در یک توئیت عکسی از نمای محل سکونتش در نیویورک را منتشر کرد که در میان کاربران فضای مجازی واکنش زیادی را بر روی هشتک آقازاده‌ها برانگیخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین فرزند او به نام حمید طبق گفته‌ی عباس پالیزدار از فروش چوب جنگل‌های شمال بهره‌مند شده است. عباس پالیزادار در کلیپ معروف افشاگری خود می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آیت‌الله یزدی نامه نوشت به آقای فروزش [وزیر اسبق جهاد کشاورزی که حمیدمان بیکار است، ترتیبی اتخاذ فرمایید تا از جنگل‌های شمال، جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. این کار انجام شد و جنگل‌های شمال به تاراج رفت»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://ieknafar.wordpress.com/2018/02/25/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%ae%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/ معرفی برخی آقازاده ها]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند محمدتقی مصباح یزدی ===&lt;br /&gt;
علی مصباح یزدی فرزند محمدتقی مصباح یزدی با بودجه پدر به کانادا برای تحصیل رفت و پس از بازگشت در مناصب بالای دولتی مشغول به کار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
=== فرزندان شهردار قم ===&lt;br /&gt;
هر شش فرزند مرتضی سقاییان‌نژاد شهردار قم در آمریکا زندگی می‌کنند. یکی از فرزندان سقاییان‌‌نژاد در پاسخ به سخن پدرش که گفته بود فرزندان من سفیران نظام هستند گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«این موارد مصرف داخلی دارد و بیان داشت. من نظرم (با پدرم) فرق می‌کند. شاید ایشان وقتی نظر دادند چیزهایی را در نظر گرفتند که مصرف داخلی دارد. من سفیر گویای نظام نیستم . من یک شهروند عادی هستم.»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://nedayaftab.ir/%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1/ رانت تحصیلی آقازاده ها در خارج از کشور-سایت ندای آفتاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.rokna.net/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-74/500792-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8 آقازاده‌هایی که به ایران برنگشتند]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان محمد خاتمی ===&lt;br /&gt;
لیلا خاتمی دختر محمد خاتمی سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند و دیگر فرزند خاتمی به نام عمادالدین خاتمی نیز اخیرا به خارج از کشور رفته است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mashreghnews.ir/news/988300/%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA عماد خاتمی به خارج از کشور رفت-سایت مشرق]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند مکارم شیرازی ===&lt;br /&gt;
محمدعلی مکارم شیرازی فرزند مکارم شیرازی به تجارت شکر مشغول است. وی بدلیل تخلفات مالی دارای پرونده‌ای در قوه‌ی قضائیه بوده است که به گفته عباس پالیزدار با پرداخت ۷۰۰ میلیارد تومان رشوه بسته شده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند رئیس سابق صندوق توسعه ملی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:آقازاده مرتضی سقاییان نژاد.jpg|جایگزین=آقازاده مرتضی سقاییان نژاد|بندانگشتی|250x250پیکسل|آقازاده مرتضی سقاییان نژاد]]فاطمه حسینی فرزند صفدر حسینی رئیس سابق سازمان صندوق توسعه ملی  از نمایندگان مجلس دهم بود. پدر او با حقوق نجومی ۵۷ میلیون تومان در ماه شهرت یافت. فاطمه حسینی طی سخنانی از پدرش دفاع کرده و گفت ما از سفره انقلاب بهره مند شده‌ایم. عبارت سفره‌ی انقلاب پس از سخنان او در فضای مجازی شهرت یافت. فاطمه حسینی خود رئیس شرکت صرافی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند معاون مطبوعاتی محمود احمدی‌نژاد ===&lt;br /&gt;
محمد یاسین رامین، فرزند محمد علی رامین معاون مطبوعاتی احمدی‌نژاد است. وی با مهناز افشار هنرپیشه‌ی معروف سینمای ایران ازدواج کرده است. وی رئیس شرکت رشد یکی از ده‌ها شرکت وابسته به هلال احمر است. وی متهم است که با استفاده از نفوذ پدرش محموله عظیمی از شیرخشک فاسد را وارد بازار ایران کرده است. این شیرخشک‌ها منجر به نابینا شدن و مرگ برخی از کودکان شد. او همچنین به اختلاف حساب میان حساب رشد و هلال احمر متهم است که نشان‌دهنده سوء استفاده از منابع  این ارگان است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.radiofarda.com/a/29951016.html یاسین رامین به زندان محکوم شد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:تصویر محل زندگی نوه آیت الله یزدی.jpg|جایگزین=زندگی آقازاده ها|بندانگشتی|250x250پیکسل|تصویر محل زندگی نوه آیت الله یزدی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزندان علی‌اکبر ولایتی ===&lt;br /&gt;
دختر [[علی‌اکبر ولایتی]] مشاور خامنه‌ای، دختر حیدر مصلحی وزیر سابق اطلاعات، پسر مجتبی صدیقی معاون سابق وزیر علوم، دختر رحیم صفوی مشاور خامنه‌ای،دختر کامران دانشجو وزیر سابق علوم، داماد رحیم صفوی و بسیاری دیگر تحت عنوان ایثارگران، فرزندان شهدا، بسیجی‌ها، و نهادهای نظامی میتوان نام برد که از بورسیه بگیرهای غیرقانونی بودند که عمدتا نیز این بورسیه‌ها بدون اخذ آزمون و با سفارش نهادهای نظام و عناصر صاحب نفوذ صورت گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین رابطه سایت آفتاب با درج مطلبی از منصور غلامی وزیر علوم با عنوان «هیات علمی آقازاده‌ها» می‌نویسد: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با ارائه آماری در مورد رشته‌هایی که بورس خارج از کشور آنها به داخل تبدیل شده است، خاطرنشان کرد: رشته زبان و ادبیات فارسی ۱۲نفر، زبان و ادبیات عرب ۹نفر، تاریخ انقلاب اسلامی ۲نفر، فقه ۵۳نفر، حدیث ۲۶نفر، معارف ۱۸نفر، الهیات ۱۳نفر و نهج‌البلاغه یک نفر مواردی بود که بورس خارج از کشور داده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;هیأت علمی آقازاده‌ها، منصور غلامی-سایت آفتاب&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند موسوی لاری ===&lt;br /&gt;
آقازاده موسوی لاری به همراه همسرش در سوئد درس می‌خوانند. پدر آن‌ها سید عبدالواحد موسوی لاری از چهره‌های ثروتمند اصلاح‌طلب است. ولی ریاست یک مؤسسه خیریه فاطمیه مهر را به عهده دارد. این مؤسسه در سال ۱۳۷۱ در فارس بنا شد و هدف از آن فعالیت‌ فرهنگی و مذهبی عنوان گردید. این مؤسسه هم اکنون در حوزه‌های مختلف کشاورزی اقتصادی و تجاری مشغول به کار است.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mashreghnews.ir/news/930827/%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%A6%D8%AF-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D آقازاده موسوی لاری]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند محمود احمدی‌نژاد و دختر رحیم مشائی ===&lt;br /&gt;
پسر محمود احمدی‌نژاد و همسرش دختر رحیم‌مشائی، در دانشگاه شریف واحد کیش تحصیل می‌کنند که هزینه تحصیل آنها، ترمی ۲۰ میلیون تومان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین محل سکونت انها در جزیره کیش در یکی از بهترین برج‌های کیش قرار دارد. در همین برج دو واحد نیز برای همراهان فرزند احمدی‌نژاد در نظر گرفته شده است. تهیه‌کننده این محل برای پسر محمود احمدی‌نژاد توسط بزرگترین مؤسسه و پیمان‌کار جزیره کیش صورت گرفته است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.afkarnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-3/161633-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8 نگاهی به زندگی تجملاتی آقازاده‌ها-سایت افکار نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
=== فرزند سفیر سابق ایران در ونزوئلا - ساشا سبحانی ===&lt;br /&gt;
محمد سبحانی فرزند احمد سبحانی سفیر سابق ایران در ونزوئلا و مکزیک است. وی با منتشر کردن تصاویر مختلف از زندگی اشرافی خود در فضای مجازی شهرت یافت. برخی از این تصاویر، تصاویر غیراخلاقی بودند. ساشا سبحانی پیش از آن تصاویر خود را به همراه موکب‌های اربعین و در کنار بسیجی‌ها به اشتراک می‌گذاشت. در یکی از فیلم‌هایی که در فضای به اشتراک گذاشته شده ساشا سبحانی به نشانه‌ی توانمندی مالی در حال آتش‌زدن دلار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند رئیس کل سابق بانک مرکزی ===&lt;br /&gt;
مهدی مظاهری فرزند یا آقازاده‌ی طهماسب مظاهری رئیس سابق بانک مرکزی در دولت احمدی‌نژاد یکی دیگر از آقازاده‌‌های مشهور است. او در ویدئویی هنگامی که خبرنگار در مورد ماشین چند میلیاردی او می‌پرسد در پاسخ می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر تو ماشین خوب نداری مشکل بچه‌های مردمه؟&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tabnakbato.ir/fa/news/117356/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%98%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8 معروف‌ترین ژن خوب ها]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند محمد باقر قالیباف ===&lt;br /&gt;
الیاس قالیباف، فرزند [[محمدباقر قالیباف]] که به گفته‌ی پدرش یک معلم است یکی از آقازاده‌‌های مشهور است. او ریاست مؤسسه نوآوران شمس الشموس را بر عهده دارد. تنها یکی از املاکی که این مؤسسه در اختیار دارد بالغ بر ۲۰ میلیاد تومان قیمت دارد. همچنین الیاس قالیباف عضو هیئت مدیره مؤسسه‌ی مطبوعاتی سیمای مهر هستی است که نام امپراطوری رسانه‌ای را بر خود دارد. این مؤسسه صاحب امتیاز چندین سایت خبری و تحلیل از جمله سایت‌های فردانیوز، شاف و عصر ایران و ... است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://taher-news.blogfa.com/post/3305/%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B امپراطوری رسانه‌ای الیاس قالیباف]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند شمخانی ===&lt;br /&gt;
ابوالفضل شمخانی پسر دبیر شورای عالی امنیت ملی علی شمخانی یکی دیگر از آقازاده‌هایی است که تصویر گرین کارت خود در آمریکا را به نمایش گذاشته و در برج سازی در منطقه الهیه تهران نیز دست داشت. لازم به ذکر است که علی شمخانی دارای یک مجتمع آپارتمانی هزار میلیارد تومانی در منطقه فرشته تهران به همراه یک مجتمع ۹۰میلیاردی در لواسان و صاحب شرکت کشتیرانی آدمیرال است.[[پرونده:ساشا سبحانی.jpg|جایگزین=ساشا سبحانی آقازاده سفیر ایران در مکزیک و ونزوئلا|بندانگشتی|ساشا سبحانی فرزند سفیر ایران در مکزیک و ونزوئلا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند طهماسب مظاهری ===&lt;br /&gt;
پسر رئیس کل سابق بانک مرکزی در دوران تصدی احمدی‌نژاد مهدی مظاهری درباره ثروت‌های خود خطاب به کسانی که از سرمایه‌هایش صحبت می‌کردند گفت: «اگر تو ماشین خوب نداری مشکل بچه‌های مردمه؟»&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tabnakbato.ir/fa/news/117356/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%98%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8 معروفترین «ژن خوب» ها، آقازاده‌ها و خانم‌زاده‌های کشور-سایت تابناک باتو]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند حسین مظفر ===&lt;br /&gt;
یکی دیگر از کسانی که می‌توان به عنوان آقازاده نام برد میثم مظفر پسر حسین مظفر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است که با سرعت مسئولیت‌های دولتی را در اختیار گرفته است. میثم مظفر چندی پیش مدیر عامل تاکسیرانی تهران بود. وی یکی از آقازاده‌هایی است که پدرش در مقابل انتقاداتی مبنی بر حضور پسرش در تاکسیرانی گفت: «میثم ما قبل از این معاون سازمان فرهنگی هنری شهرداری بود و قبل از آن هم قائم مقام شهردار بود و حتی قبل از آن نیز پست‌هایی داشته که وزرای ما آن را نداشتند. اتفاقا میثم ما به جرم مظفر بودن از مناصب بالا محروم مانده است». میثم مظفر پسر حسین مظفر تا کنون مشاور منطقه آزاد کیش و مدیرکل اتحادیه دانش‌آموزان کشور و مشاور جوان رئیس‌جمهور نیز بود. وی همچنین عضو هیأت مدیره موسسه آی تی و معاون سازمان فرهنگی شهرداری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فرزند محمدرضا عارف ===&lt;br /&gt;
کشف واژه ژن خوب نتیجه اظهارات حمیدرضا عارف فرزند محمدرضا عارف، وزیر در دولت‌های پیشین بود. آقازاده‌ای به نام حمیدرضا عارف معتقد بود که علت موفقیتش توانایی و استعداد خاص خودش و محصول هوش و نبوغ خود و ویژه بودن پدر و مادرش و استعداد آنها در دانشگاه بود. وی در حوزه فناوری اطلاعات فعالیت داشت و در دانشگاه جورج واشنگتن آمریکا تحصیل کرده است و خود را شاگرد اول دانشگاه و مسلط به زبان انگلیسی می‌داند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خاندان بزرگ عراقچی‌ها ===&lt;br /&gt;
عراقچی‌ها بخش عمده‌ای از مناسب را در دولت در اختیار خود دارند. به طوری که می‌توان از آنها به عنوان خاندان عراقچی نام برد. از جمله عراقچی‌ها می‌توان از: علی عراقچی مدیر بین‌المللی ایمیدرو، سیدعباس عراقچی معاون وزیر امور خارجه، سید مرتضی عراقچی مدیرعامل بازرگانی، سیدمجتبی عراقچی رییس اتحادیه فرش و احمد عراقچی معاون ارزی بانک مرکزی، نام برد&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tabnakbato.ir/fa/news/117356/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%98%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8 آقازاده‌ها و خانم‌زاده‌های کشور-سایت تابناک با تو]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آقازاده‌ها و آمریکا ==&lt;br /&gt;
کار آقازاده‌‌ها و حضور فرزندان مقامات رژیم ایران و استفاده از موقعیت‌هایی که نصیب آنها شده است واکنش برخی مقامات آمریکایی را برانگیخته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== توئیت پمپئو ===&lt;br /&gt;
وزیر خارجه آمریکا ویدئویی را در حساب توییتر خود در پاسخ به کاربران ایرانی منتشر کرد و در آن گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«کسانی که مشغول نابود کردن زندگی مردم ایران‌اند، فرزندان‌شان را به خارج می‌فرستند تا درس بخوانند، خرید کنند، و از مواهب آزادی در ایالات متحده آمریکا استفاده کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== برایان هوک ===&lt;br /&gt;
برایان هوک، به عنوان نماینده ویژه در امور ایران در وزارت خارجه نیز در این رابطه گفته بود: حضور بستگان مقام‌های ایرانی در آمریکا ریاکاری است و نیز اضافه کرد که موضوع اخراج فرزندان مقام‌های ایران در امریکا در حال بررسی است&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.independentpersian.com/node/14956/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D آقازاده‌های خارجه نشین در کجا تحصیل و زندگی مکنند-سایت ایندی پندنت فارسی]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
[[پرونده:میثم.JPG|alt=آقازاده مهدی احمدی‌نژاد پسر محمود احمدی‌نژاد|بندانگشتی|مهدی احمدی‌نژاد پسر محمود احمدی‌نژاد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نشریه واشنگتن‌تایمز ===&lt;br /&gt;
مقاله‌ای در نشریه واشنگتن‌تایمز درباره زندگی فرزندان مقامات نظام در آمریکا می‌نویسد، در حالی که علی لاریجانی رییس مجلس ایران، آمریکا را تهدیدی بزرگ برای امنیت دنیا می‌داند، دخترش فاطمه اردشیر لاریجانی در کمال امنیت در اوهایو زندگی می‌کند. واشنگتن تایمز، اضافه می‌کند که خانم لاریجانی سال اول تحصیل در رشته پزشکی داخلی را در اوهایو تمام کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== فاکس‌نیوز ===&lt;br /&gt;
شبکه تلوزیونی فاکس نیوز در رابطه با زندگی فرزندان مقامات رژیم ایران گفت: چندین نفر از فرزندان مقام‌های فعلی و پیشین ایران در آمریکا زندگی می‌کنند. شبکه فاکس نیوز همچنین از علی فریدون پسر حسین فریدون برادر حسن روحانی رئیس‌جمهوری ایران و نیز فاطمه اردشیر لاریجانی، دختر  رئیس مجلس ایران نام می‌برد که در آمریکا زندگی می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مدارک قلابی برای مقامات ==&lt;br /&gt;
دامنه‌ی فساد در ایران، گریبان وزارت آموزش عالی را نیز گرفته و آماری از اخذ مدارک قلابی در دعواهای بین مقامات نظام برملا شده است. در این میان مدارک قلابی برای آقازاده‌ها یکی از پدیده‌هایی است که بارها رسانه‌ای شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مدرک تحصیلی قلابی علی کردان از دانشگاه آکسفورد لندن، مدرک تحصیلی قلابی سیدمهدی هاشمی عضو سابق مجلس، مدرک تحصیلی قلابی دکترای فاطمه هاشمی دختر هاشمی رفسنجانی از دانشگاهی در لهستان، مدرک تحصیلی قلابی حسن روحانی از دانشگاه «کلدونیان گلاسکو» اسکاتلند و ... از این جمله‌اند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین در این رابطه می‌توان از درخواست حسین فریدون برای پذیرفته شدن به‌عنوان دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل در دانشگاه بهشتی و اعلام مخالفت با این درخواست، از ثبت‌نام اسفندیار رحیم‌مشایی در آزمون مجازی کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس، از تقلب مهدی هاشمی پسر هاشمی رفسنجانی در مورد پایان‌نامه دکترا در دانشگاه آکسفورد لندن، و بسیاری موارد مشابه دیگر نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سایتی که منتسب به احمد توکلی است در مقاله‌ای تحت عنوان «ژنهای خوب بدون کنکور پزشک می‌شوند» می‌نویسد: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«دیگر برای پزشک شدن لازم نیست شبانه‌روز درس بخوانی و در کنکور رتبه بالایی بیاوری، اگر پول داشته یا ژن خوب، دیگر پزشک شدن برایت یک رویا نیست، کافی است اشاره کنی تا یکی از صندلی‌های بهترین دانشگاه کشور را رزرو داشته باشی».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;بسیاری از ژن خوب‌ها یا آقازاده‌ها با مدارک قلابی و استفاده از موقعیت‌های شغلی دولتی توانسته‌اند به ثروت‌های افسانه‌ای دست پیدا کنند. برخی رسانه‌های حکومتی از آنها با نام  «سلاطین نوکیسه» یا «مولتی میلیاردر» نام می‌برند&amp;lt;ref&amp;gt;[[سازمان مجاهدین خلق ایران|بورسیه رانتی آقازاده ها-سایت مجاهد]]&amp;lt;/ref&amp;gt;.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:اقتصاد و فساد در ایران]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D9%81%DB%8C%DA%A9_%D8%AF%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=92823</id>
		<title>آستفیک داویدیان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D9%81%DB%8C%DA%A9_%D8%AF%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86&amp;diff=92823"/>
		<updated>2026-09-13T14:18:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Mostafa: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               = آستفیک داویدیان&lt;br /&gt;
| تصویر             =آستفیک داویدیان.jpg&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =&lt;br /&gt;
| زادروز            = &lt;br /&gt;
| زادگاه            = تبریز&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = &lt;br /&gt;
| مکان مرگ          = &lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=&lt;br /&gt;
| محل زندگی         = &lt;br /&gt;
| ملیت              = ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            = &lt;br /&gt;
| تحصیلات            = &lt;br /&gt;
| دانشگاه           =&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     =&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =&lt;br /&gt;
| جنبش              =انقلاب مشروطه ایران&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               = مسیحیت&lt;br /&gt;
| مذهب              =ارمنی&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =  &lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
|علت مرگ=|پدر و مادر=پدر: یپرم خان ارمنی / مادر: آناهیتا داویدیان|اندازه تصویر=120}}&#039;&#039;&#039;آستفیک داویدیان&#039;&#039;&#039;، دختر [[یپرم خان|یپرم‌ داویدیان گانتاکتسی (یپرم خان ارمنی)]] بود؛ یکی از فرماندهان مشهور [[جنبش مشروطه ایران|انقلاب مشروطه]] که نامش با پیچیدگی‌های خاص دوران جنبش مشروطه و حوادث پس از آن (که منتهی به خلع سلاح مجاهدان مشروطه و کشته شدن [[ستارخان]] شد) گره خورده است. اما نام آستفیک، اگرچه کمتر شنیده شده، حامل روایت حضور زنان در قلب میدان‌های نبرد آن روزگار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های پرتلاطم مشروطه، زمانی که بسیاری از زنان از آموزش، حضور اجتماعی و حتی حق رأی محروم بودند، آستفیک نوجوان همراه با مادرش آناهیتا، نه‌تنها در فعالیت‌های سیاسی مشارکت داشت، بلکه اسلحه به دست گرفت و در صفوف مبارزان جنگید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آناهیتا داویدیان، مادر آستفیک و همسر یپرم‌خان نیز از زنان پیشرو در امر مبارزه و فعالیت در حقوق زنان بود و در دوره مشروطه نقشی فعال در مبازه علیه استقراض خارجی ایفا کرد. آناهیتا از رهبران تشکل‌های زنان بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/news/5146/%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 ارمنیان و انقلاب مشروطه ایران- پژوهشی از حسین آبادیان درباره نقش تاریخی ارامنه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این رابطه در کتاب «انقلاب مشروطیت ایران» آمده است: &amp;lt;blockquote&amp;gt;از سوی دیگر همسر یپرم‌خان، آناهید داویدیان نام داشت و از فعالان حقوق زنان در دورۀ مشروطه بود. بعد از فتح تهران هنگامی که یپرم رئیس پلیس تهران شده بود، یکی از افرادی بود که زنان را متشکل کرد و علیه استقراض خارجی شروع به فعالیت نمود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;ژانت آفاری، انقلاب مشروطیت ایران، ص ۲۴۶.&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;/blockquote&amp;gt;هم‌چنین عبدالحسین ناهید در کتاب «زنان ایران در جنبش مشروطه» نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;در هنگام حملۀ اردوی یپرم‌خان به تهران نیز دختر سیزده‌ ساله‌اش، آسیفیک، یکی از همراهان اردو بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;عبدالحسین ناهید، زنان ایران در جنبش مشروطه، بی ‌نا، تهران، ۱۳۶۰، ص ۶۷.&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک سایت مرتبط با مقاومت ایران درباره‌ی آناهیتا، مادر آستفیک چنین نوشته است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;یک نشریه انگلیسی از او با عنوان «فعال‌ترین رهبر زن در ایران» نام برد؛ زنی که با خطابه‌های آتشین، افکار ضد‌استعماری را میان زنان گسترش می‌داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://wncri.org/fa/%d8%a2%d8%b3%d8%aa%d9%81%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%b2%d9%85%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%b1%d9%88/ آستفیک داویدیان؛ دختر یپرم‌خان و صدای زنان رزمنده مشروطه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;[[پرونده:یپرم خان ارمنی ، مجاهد انقلاب مشروطه، همراه دختر مبارزش آستفیک.jpg|alt=آستفیک و پدرش|بندانگشتی|200x200پیکسل|آستفیک و پدرش]]مورگان شوستر در کتاب «اختناق در ایران» به‌عنوان یک گزارش معاصر انگلیسی، گواه مشارکت فعال زنان در انقلاب است. شوستر به وجود «ده‌ها انجمن کم و بیش مخفی» در میان زنان و «تأثیر بزرگ، هرچند پنهان» آن‌ها اشاره کرده است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;کتاب اختناق در ایران The Strangling of Persia - نوشته مورگان شوستر ۱۹۱۲&amp;lt;/ref&amp;gt; آستفیک ۱۳ساله در گروهان ۱۲۰نفری پدرش در [[رشت]]، که ۱۹ تن از اعضای آن را دختران و زنان جوان تشکیل می‌دادند، فنون نظامی، سنگرگیری، و تیراندازی را فراگرفت و در درگیری‌ با قزاق‌های دولتی شرکت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آستفیک داویدیان بعدها روایت‌هایی از آن دوران پرآشوب را ثبت کرد؛ از نبردهایی که زنان در آن‌ها جان باختند، و از خاطرات تلخی که در نگاه یک دختر نوجوان حک شد. در خاطراتی که خودش نوشته آمده است: «من در دورانی خودم را شناختم که جنگ و آشوب، برنامه روزانه‌ام را شکل می‌داد. بارها فریاد زنان را شنیدم که در خون غلتیدند، اما از سنگر عقب ننشستند.» &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.iranntv.com/269345-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B7-%D8%B4%DA%A9%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%81%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%DB%8C%D9%BE%D8%B1%D9%85 زنان خط شکن- استیفیک دیودیان دختر یپرم خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یکی از نبردهای سنگین، ۲۰ تن از مشروطه‌خواهان کشته و ۱۵ نفر زخمی شدند. در میان کشته‌شدگان، زنانی رزمنده نیز حضور داشتند؛ از جمله دو زن به نام‌های عذرا و لیلا که گفته می‌شود پیش از آن‌که جان خود را از دست بدهند، یک مسلسل‌چی نیروهای قزاق را از پا درآوردند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:شخصیت‌های تاریخی ایران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mostafa</name></author>
	</entry>
</feed>