<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Kave</id>
	<title>ایران پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Kave"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Kave"/>
	<updated>2026-04-28T13:23:25Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30545</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30545"/>
		<updated>2018-05-21T09:29:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox Former Country&lt;br /&gt;
|native_name = شاهنشاهی پهلوی&lt;br /&gt;
|conventional_long_name = دولت شاهنشاهی ایران&lt;br /&gt;
|common_name  = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|continent    = آسیا&lt;br /&gt;
|region       = خاورمیانه&lt;br /&gt;
|country      = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|status       = Empire&lt;br /&gt;
|year_start   = ۱۹۲۵&lt;br /&gt;
|year_end     = ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|date_start   =&lt;br /&gt;
|date_end     =&lt;br /&gt;
|event_start  = آغاز سلسلهٔ پهلوی&lt;br /&gt;
|event_end    = [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران]]&lt;br /&gt;
|event1       = [[اشغال ایران در جنگ جهانی دوم]](آمریکا،انگلستان، فرانسه، شوروی)&lt;br /&gt;
|date_event1  = ۱۹۴۱&lt;br /&gt;
|event2       = [[کودتای ۲۸ مرداد]]&lt;br /&gt;
|date_event2  = ۱۹۵۳&lt;br /&gt;
|image_flag =Flag of Iran before 1979 Revolution.png&lt;br /&gt;
|flag = پرچم ایران&lt;br /&gt;
|image_coat=Imperial Coat of Arms of Iran.svg&lt;br /&gt;
|flag_type = پرچم&lt;br /&gt;
|image_map = Iran (orthographic projection).svg&lt;br /&gt;
|image_map_caption =&lt;br /&gt;
|national_anthem = &#039;&#039;[[سرود شاهنشاهی ایران]]&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|capital = [[تهران]]&lt;br /&gt;
|common_languages = [[زبان فارسی|فارسی]]&lt;br /&gt;
|religion   = اسلام&lt;br /&gt;
|government_type = شاهنشاهی تا ۲۰ اوت ۱۹۵۳ میلادی&lt;br /&gt;
اقتدار گرایی تا ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ میلادی&lt;br /&gt;
|title_leader = شاهنشاه&lt;br /&gt;
|leader1      = [[رضا شاه|رضا شاه پهلوی]]&lt;br /&gt;
|year_leader1 = ۱۹۲۵–۱۹۴۱&lt;br /&gt;
|leader2      = [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
|year_leader2 = ۱۹۴۱–۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|deputy1                = [[محمد علی فروغی]] (نخستین)&lt;br /&gt;
|deputy2                = [[شاپور بختیار]] (واپسین)&lt;br /&gt;
|year_deputy1           = ۱۹۲۵–۱۹۲۶&lt;br /&gt;
|year_deputy2           = ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|title_deputy           = نخست‌وزیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|footnotes    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{Use dmy dates|date=November 2015}}&lt;br /&gt;
{{infobox royal house&lt;br /&gt;
| surname        = پهلوی&lt;br /&gt;
| coat of arms   = [[پرونده:Imperial Coat of Arms of Iran.svg|220px]]&lt;br /&gt;
| country        = ایران&lt;br /&gt;
| titles         =&lt;br /&gt;
* [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
* شاه (عنوان)&lt;br /&gt;
| founder        = [[رضاشاه]]&lt;br /&gt;
| final ruler    = [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
| current head   = &lt;br /&gt;
| founding year  = ۱۵ دسامبر ۱۹۲۵&lt;br /&gt;
| dissolution    =&lt;br /&gt;
| deposition     = ۱۱ فوریه ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
| ethnicity      = ایرانیان فارسی‌زبان&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (از ۱۳۰۴ – تا ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان‌ که سلسله پهلوی را بنا نهاد فرمانده‌ دیویزیون‌ (لشكر) قزاق، در 3 اسفند 1299 شمسی دست‌ به‌ كودتا زد وپس‌ از مدتی‌ به‌ وزارت‌ جنگ‌ و در 3 آبان‌ 1302شمسی به‌ نخست‌وزیری‌ رسید رضاخان‌ پس‌  از تشكیل‌ كابینه‌اش‌ شاه‌ را به‌ دیار فرنگ‌ فرستاد بدون‌ هیچ‌ مافوقی‌ تمام‌ شئون‌ كشور را در سیطره‌ خود گرفت‌. مجلس‌را كه‌ تكمیل ‌انتخاباتش‌ توسط‌ سردار سپه‌ انجام‌ گرفت‌ـ بجز اقلیتی‌ به‌ رهبری‌ مدرس‌ در مجلس ـ در خدمت‌رضاخان‌ بود.و در آذر 1304شمسی به‌ پادشاهی‌ رسید و تا شهریور 1320شمسی حكومت‌ كرد و سپس‌ با اشغال‌ ایران‌ مجبور به‌ استعفا و ترك‌ ایران‌ شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تبیین - [https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&amp;amp;articleID=361703 چگونگی‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ رضاخان‌]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از خلع مقام وی، پسرش محمدرضا پهلوی حکومت ایران را بدست گرفت. این دو نفر تنها پادشاهان این سلسله بودند که در مجموع ۵۳ سال بر ایران حکومت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از  25 شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:وثوق الدوله.jpg|جایگزین=عکس |بندانگشتی|252x252پیکسل|وثوق الدوله]]&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:قرارداد ۱۹۱۹.jpg|جایگزین=متن قرارداد|بندانگشتی|297x297پیکسل|قرارداد ۱۹۱۹]]&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:رضا خان در برابر مجلس شورای ملی به قانون اساسی مشروطه سوگند می‌خورد.png|جایگزین=عکس |بندانگشتی|رضا خان در برابر مجلس شورای ملی به قانون اساسی مشروطه سوگند می‌خورد]]&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نامه استعفای رضا خان.png|جایگزین=دستخط|بندانگشتی|نامه  استعفای رضا خان]]&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%A7%D9%86.png&amp;diff=30544</id>
		<title>پرونده:نامه استعفای رضا خان.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%A7%D9%86.png&amp;diff=30544"/>
		<updated>2018-05-21T09:28:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;دستخط&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87_%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%86%D8%AF_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF.png&amp;diff=30543</id>
		<title>پرونده:رضا خان در برابر مجلس شورای ملی به قانون اساسی مشروطه سوگند می‌خورد.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1_%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87_%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%86%D8%AF_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF.png&amp;diff=30543"/>
		<updated>2018-05-21T09:22:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;عکس&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30542</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30542"/>
		<updated>2018-05-21T09:16:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox Former Country&lt;br /&gt;
|native_name = شاهنشاهی پهلوی&lt;br /&gt;
|conventional_long_name = دولت شاهنشاهی ایران&lt;br /&gt;
|common_name  = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|continent    = آسیا&lt;br /&gt;
|region       = خاورمیانه&lt;br /&gt;
|country      = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|status       = Empire&lt;br /&gt;
|year_start   = ۱۹۲۵&lt;br /&gt;
|year_end     = ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|date_start   =&lt;br /&gt;
|date_end     =&lt;br /&gt;
|event_start  = آغاز سلسلهٔ پهلوی&lt;br /&gt;
|event_end    = [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران]]&lt;br /&gt;
|event1       = [[اشغال ایران در جنگ جهانی دوم]](آمریکا،انگلستان، فرانسه، شوروی)&lt;br /&gt;
|date_event1  = ۱۹۴۱&lt;br /&gt;
|event2       = [[کودتای ۲۸ مرداد]]&lt;br /&gt;
|date_event2  = ۱۹۵۳&lt;br /&gt;
|image_flag =Flag of Iran before 1979 Revolution.png&lt;br /&gt;
|flag = پرچم ایران&lt;br /&gt;
|image_coat=Imperial Coat of Arms of Iran.svg&lt;br /&gt;
|flag_type = پرچم&lt;br /&gt;
|image_map = Iran (orthographic projection).svg&lt;br /&gt;
|image_map_caption =&lt;br /&gt;
|national_anthem = &#039;&#039;[[سرود شاهنشاهی ایران]]&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|capital = [[تهران]]&lt;br /&gt;
|common_languages = [[زبان فارسی|فارسی]]&lt;br /&gt;
|religion   = اسلام&lt;br /&gt;
|government_type = شاهنشاهی تا ۲۰ اوت ۱۹۵۳ میلادی&lt;br /&gt;
اقتدار گرایی تا ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ میلادی&lt;br /&gt;
|title_leader = شاهنشاه&lt;br /&gt;
|leader1      = [[رضا شاه|رضا شاه پهلوی]]&lt;br /&gt;
|year_leader1 = ۱۹۲۵–۱۹۴۱&lt;br /&gt;
|leader2      = [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
|year_leader2 = ۱۹۴۱–۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|deputy1                = [[محمد علی فروغی]] (نخستین)&lt;br /&gt;
|deputy2                = [[شاپور بختیار]] (واپسین)&lt;br /&gt;
|year_deputy1           = ۱۹۲۵–۱۹۲۶&lt;br /&gt;
|year_deputy2           = ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|title_deputy           = نخست‌وزیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|footnotes    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{Use dmy dates|date=November 2015}}&lt;br /&gt;
{{infobox royal house&lt;br /&gt;
| surname        = پهلوی&lt;br /&gt;
| coat of arms   = [[پرونده:Imperial Coat of Arms of Iran.svg|220px]]&lt;br /&gt;
| country        = ایران&lt;br /&gt;
| titles         =&lt;br /&gt;
* [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
* شاه (عنوان)&lt;br /&gt;
| founder        = [[رضاشاه]]&lt;br /&gt;
| final ruler    = [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
| current head   = &lt;br /&gt;
| founding year  = ۱۵ دسامبر ۱۹۲۵&lt;br /&gt;
| dissolution    =&lt;br /&gt;
| deposition     = ۱۱ فوریه ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
| ethnicity      = ایرانیان فارسی‌زبان&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (از ۱۳۰۴ – تا ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان‌ که سلسله پهلوی را بنا نهاد فرمانده‌ دیویزیون‌ (لشكر) قزاق، در 3 اسفند 1299 شمسی دست‌ به‌ كودتا زد وپس‌ از مدتی‌ به‌ وزارت‌ جنگ‌ و در 3 آبان‌ 1302شمسی به‌ نخست‌وزیری‌ رسید رضاخان‌ پس‌  از تشكیل‌ كابینه‌اش‌ شاه‌ را به‌ دیار فرنگ‌ فرستاد بدون‌ هیچ‌ مافوقی‌ تمام‌ شئون‌ كشور را در سیطره‌ خود گرفت‌. مجلس‌را كه‌ تكمیل ‌انتخاباتش‌ توسط‌ سردار سپه‌ انجام‌ گرفت‌ـ بجز اقلیتی‌ به‌ رهبری‌ مدرس‌ در مجلس ـ در خدمت‌رضاخان‌ بود.و در آذر 1304شمسی به‌ پادشاهی‌ رسید و تا شهریور 1320شمسی حكومت‌ كرد و سپس‌ با اشغال‌ ایران‌ مجبور به‌ استعفا و ترك‌ ایران‌ شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تبیین - [https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&amp;amp;articleID=361703 چگونگی‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ رضاخان‌]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از خلع مقام وی، پسرش محمدرضا پهلوی حکومت ایران را بدست گرفت. این دو نفر تنها پادشاهان این سلسله بودند که در مجموع ۵۳ سال بر ایران حکومت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از  25 شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:وثوق الدوله.jpg|جایگزین=عکس |بندانگشتی|252x252پیکسل|وثوق الدوله]]&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:قرارداد ۱۹۱۹.jpg|جایگزین=متن قرارداد|بندانگشتی|297x297پیکسل|قرارداد ۱۹۱۹]]&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%DB%B1%DB%B9%DB%B1%DB%B9.jpg&amp;diff=30541</id>
		<title>پرونده:قرارداد ۱۹۱۹.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%DB%B1%DB%B9%DB%B1%DB%B9.jpg&amp;diff=30541"/>
		<updated>2018-05-21T09:14:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;متن&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30540</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30540"/>
		<updated>2018-05-21T09:09:06Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox Former Country&lt;br /&gt;
|native_name = شاهنشاهی پهلوی&lt;br /&gt;
|conventional_long_name = دولت شاهنشاهی ایران&lt;br /&gt;
|common_name  = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|continent    = آسیا&lt;br /&gt;
|region       = خاورمیانه&lt;br /&gt;
|country      = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|status       = Empire&lt;br /&gt;
|year_start   = ۱۹۲۵&lt;br /&gt;
|year_end     = ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|date_start   =&lt;br /&gt;
|date_end     =&lt;br /&gt;
|event_start  = آغاز سلسلهٔ پهلوی&lt;br /&gt;
|event_end    = [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران]]&lt;br /&gt;
|event1       = [[اشغال ایران در جنگ جهانی دوم]](آمریکا،انگلستان، فرانسه، شوروی)&lt;br /&gt;
|date_event1  = ۱۹۴۱&lt;br /&gt;
|event2       = [[کودتای ۲۸ مرداد]]&lt;br /&gt;
|date_event2  = ۱۹۵۳&lt;br /&gt;
|image_flag =Flag of Iran before 1979 Revolution.png&lt;br /&gt;
|flag = پرچم ایران&lt;br /&gt;
|image_coat=Imperial Coat of Arms of Iran.svg&lt;br /&gt;
|flag_type = پرچم&lt;br /&gt;
|image_map = Iran (orthographic projection).svg&lt;br /&gt;
|image_map_caption =&lt;br /&gt;
|national_anthem = &#039;&#039;[[سرود شاهنشاهی ایران]]&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|capital = [[تهران]]&lt;br /&gt;
|common_languages = [[زبان فارسی|فارسی]]&lt;br /&gt;
|religion   = اسلام&lt;br /&gt;
|government_type = شاهنشاهی تا ۲۰ اوت ۱۹۵۳ میلادی&lt;br /&gt;
اقتدار گرایی تا ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ میلادی&lt;br /&gt;
|title_leader = شاهنشاه&lt;br /&gt;
|leader1      = [[رضا شاه|رضا شاه پهلوی]]&lt;br /&gt;
|year_leader1 = ۱۹۲۵–۱۹۴۱&lt;br /&gt;
|leader2      = [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
|year_leader2 = ۱۹۴۱–۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|deputy1                = [[محمد علی فروغی]] (نخستین)&lt;br /&gt;
|deputy2                = [[شاپور بختیار]] (واپسین)&lt;br /&gt;
|year_deputy1           = ۱۹۲۵–۱۹۲۶&lt;br /&gt;
|year_deputy2           = ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|title_deputy           = نخست‌وزیر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|footnotes    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{Use dmy dates|date=November 2015}}&lt;br /&gt;
{{infobox royal house&lt;br /&gt;
| surname        = پهلوی&lt;br /&gt;
| coat of arms   = [[پرونده:Imperial Coat of Arms of Iran.svg|220px]]&lt;br /&gt;
| country        = ایران&lt;br /&gt;
| titles         =&lt;br /&gt;
* [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
* شاه (عنوان)&lt;br /&gt;
| founder        = [[رضاشاه]]&lt;br /&gt;
| final ruler    = [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
| current head   = &lt;br /&gt;
| founding year  = ۱۵ دسامبر ۱۹۲۵&lt;br /&gt;
| dissolution    =&lt;br /&gt;
| deposition     = ۱۱ فوریه ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
| ethnicity      = ایرانیان فارسی‌زبان&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (از ۱۳۰۴ – تا ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان‌ که سلسله پهلوی را بنا نهاد فرمانده‌ دیویزیون‌ (لشكر) قزاق، در 3 اسفند 1299 شمسی دست‌ به‌ كودتا زد وپس‌ از مدتی‌ به‌ وزارت‌ جنگ‌ و در 3 آبان‌ 1302شمسی به‌ نخست‌وزیری‌ رسید رضاخان‌ پس‌  از تشكیل‌ كابینه‌اش‌ شاه‌ را به‌ دیار فرنگ‌ فرستاد بدون‌ هیچ‌ مافوقی‌ تمام‌ شئون‌ كشور را در سیطره‌ خود گرفت‌. مجلس‌را كه‌ تكمیل ‌انتخاباتش‌ توسط‌ سردار سپه‌ انجام‌ گرفت‌ـ بجز اقلیتی‌ به‌ رهبری‌ مدرس‌ در مجلس ـ در خدمت‌رضاخان‌ بود.و در آذر 1304شمسی به‌ پادشاهی‌ رسید و تا شهریور 1320شمسی حكومت‌ كرد و سپس‌ با اشغال‌ ایران‌ مجبور به‌ استعفا و ترك‌ ایران‌ شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تبیین - [https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&amp;amp;articleID=361703 چگونگی‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ رضاخان‌]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از خلع مقام وی، پسرش محمدرضا پهلوی حکومت ایران را بدست گرفت. این دو نفر تنها پادشاهان این سلسله بودند که در مجموع ۵۳ سال بر ایران حکومت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از  25 شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:وثوق الدوله.jpg|جایگزین=عکس |بندانگشتی|252x252پیکسل|وثوق الدوله]]&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%88%D8%AB%D9%88%D9%82_%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87.jpg&amp;diff=30539</id>
		<title>پرونده:وثوق الدوله.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%88%D8%AB%D9%88%D9%82_%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87.jpg&amp;diff=30539"/>
		<updated>2018-05-21T09:07:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;عکس&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30538</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30538"/>
		<updated>2018-05-21T08:27:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه پهلوی.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه «آلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به توصیه و وساطت او، در سن چهارده، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی-‌ سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین‌الملل ( INPO )-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به ”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش - مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد، خود را رئیس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی «احمد شاه قاجار» با لقب «سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی»، شاعر جوان، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس، تقریباً صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲.)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامی که مشیرالدوله از سوی احمدشاه قاجار به نخست وزیری منصوب گردید، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هیئت دولت حضور یافت. پس از چندی، رضاخان که در پی فرصتی برای قدرت بیشتر و جولان در کشور بود، نخست وزیر را تهدید کرد و موجبات ترس و سپس استعفای او را پدیدآورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نیز با غوغا سالاری در مطبوعات، رضاخان را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کردند به طوری که به خود احمد شاه نیز فهمانده شد که فعلاً مرد میدان ایران، فقط سردار سپه است. مشیرالدوله نیز می‌دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به کنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود؛ لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتیب که بود، او را راضی ساخت تا استعفایش را بپذیرد. شاه ناگزیر تن بدین کار داد و با وجود مخالفت آیت‌اللَّه سیدحسن مدرس و یاران او، در تاریخ سوم آبان ۱۳۰۲ ش سردار سپه را به عنوان رئیس الوزرا معرفی و منصوب کرد و پس از یک هفته، خود، راهی اروپا شد و رضاخان را یکه‌تاز میدان نمود. با خروج احمد شاه از ایران، رضاخان همه‌کاره کشور شد و از آن پس، مقدمات تغییر نظام حکومتی را در سر پروراند. احمدشاه در حالی که کشور را ترک می‌گفت که نمی‌دانست بازگشتی برایش متصور نیست و در این سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا میر پنج حکومتی دیگر بنیان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; به نخست وزیری توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی‌ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیرشده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد؛ ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس مؤسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/نخست-وزیری-رضاخان-میرپنج سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتاً دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملاً غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس مؤسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره‌گیری از تحولات بیرون از مرزها (فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت. این جریان که در پی نابسامان‌های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد، در دوران پس از کودتای ۱۲۹۹ نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/دیدگاه/7886-مجاهدین-از-پیدایی-تا-فرجام(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش‌پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد؛ و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتاً با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«۵۳ نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دورهٔ پهلوی است. مراد از اندیشهٔ «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن ۱۳۱۲ش. با انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت ۱۳۱۶ در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب ۵۳ نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/واقعیت-هایی-درباره-ی-53-نفر/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاخان میرپنج تنها یک بار از کشور خارج شد و آن هم سفر به همسایه شرقی –ترکیه- در خرداد ماه 1313 بود. او به همراه هیأتی 17 نفره که بیشترشان نظامی بودند، به این سفر مبادرت کرد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;مشرق - [https://www.mashreghnews.ir/news/317167/%D8%B3%D9%81%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF سفری که رضا شاه را تغییر داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان به‌ویژه تحت تأثیر سیاست مترقیانه بی‌حجابی آتاتورک قرار گرفت!.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مستشارالدوله» سفر کبیر ایران در ترکیه می‌گوید نخستین اظهارات رضاشاه که حاکی از تأثیرپذیری وی از مشاهده زنان ترک بود، جمله‌ای بود که شاه در کاخ حزب خلق ترکیه به او گفته بود. مستشارالدوله خاطره خود را در این زمینه برای سناتور صدیق اعلم چنین نقل کرده است:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شبی پس از پایان ضیافت رسمی باشکوه وقتی رضاشاه به عمارت حزب خلق که محل اقامت او در آنکارا بود مراجعت کرد تا پاسی از شب نخوابید و در تالار بزرگ خانة ملت قدم می‌زد و فکر می‌کرد و گاه گاه بلند می‌گفت: «عجب!عجب!» وقتی چشمان شاه متوجه من شد که در گوشة تالار ایستاده بودم فرمود: «صادق! من تصور نمی‌کردم ترک‌ها تا این اندازه ترقی کرده و در اخذ تمدن اروپا جلو رفته باشند. حالا می‌بینیم که ما خیلی عقب هستیم؛ مخصوصاً در قسمت تربیت دختران و بانوان... هنوز عقب هستیم و فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم، مخصوصاً زنان اقدام کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;به همین دلیل اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضاشاه هیئت دولت را احضار نمود و گفت: «ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی‌ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم‌ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن‌هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ برای اعطای گواهینامه فارغ التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی که ملکه ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، طی نطقی از کشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت. بدین سان از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات و مخالفتهای گستردهٔ مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مبانی کشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دادگستری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس بانک ملی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم «اعلیحضرت قوی شوکت» گردید و در «دفتر اسامی املاک اختصاصی ذات اقدس شاهنشاه» جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین‌دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین‌دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهری علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوی در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقی والاحضرت همایونی ولایتعهد، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقی والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‌های جدید آبعلی و دربند و مبارک‌آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهرداری تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/املاك-و-دارایی-های-رضا-خان تبیان -املاک و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن‌ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالی ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضی نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک‌های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. (کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ ۲۳۶/۹۲۴/۷۹۱ ریال (معادل ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان «دفتر حساب جاری نمره ۱ بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه» در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی نگاهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‌های درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتی از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده بود: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه‌های ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر ۱۳۲۰–۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی‌طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله‌ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/تبعيدو-مرگ-رضا-شاه تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربرگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی‌ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم پیدا شده‌است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم پیدا شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت ۱۳۲۹ به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده‌است که جنازه هنوز در محل کشف شده‌است و شورای تأمین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفاً ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/آیا-مومیایی-پیدا-شده-جسد-رضاخان-است-جزئیات خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30537</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30537"/>
		<updated>2018-05-21T08:14:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه پهلوی.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه «آلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به توصیه و وساطت او، در سن چهارده، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی-‌ سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین‌الملل ( INPO )-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به ”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش - مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد، خود را رئیس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی «احمد شاه قاجار» با لقب «سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی»، شاعر جوان، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس، تقریباً صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲.)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامی که مشیرالدوله از سوی احمدشاه قاجار به نخست وزیری منصوب گردید، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هیئت دولت حضور یافت. پس از چندی، رضاخان که در پی فرصتی برای قدرت بیشتر و جولان در کشور بود، نخست وزیر را تهدید کرد و موجبات ترس و سپس استعفای او را پدیدآورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نیز با غوغا سالاری در مطبوعات، رضاخان را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کردند به طوری که به خود احمد شاه نیز فهمانده شد که فعلاً مرد میدان ایران، فقط سردار سپه است. مشیرالدوله نیز می‌دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به کنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود؛ لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتیب که بود، او را راضی ساخت تا استعفایش را بپذیرد. شاه ناگزیر تن بدین کار داد و با وجود مخالفت آیت‌اللَّه سیدحسن مدرس و یاران او، در تاریخ سوم آبان ۱۳۰۲ ش سردار سپه را به عنوان رئیس الوزرا معرفی و منصوب کرد و پس از یک هفته، خود، راهی اروپا شد و رضاخان را یکه‌تاز میدان نمود. با خروج احمد شاه از ایران، رضاخان همه‌کاره کشور شد و از آن پس، مقدمات تغییر نظام حکومتی را در سر پروراند. احمدشاه در حالی که کشور را ترک می‌گفت که نمی‌دانست بازگشتی برایش متصور نیست و در این سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا میر پنج حکومتی دیگر بنیان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; به نخست وزیری توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی‌ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیرشده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد؛ ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس مؤسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/نخست-وزیری-رضاخان-میرپنج سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتاً دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملاً غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس مؤسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره‌گیری از تحولات بیرون از مرزها (فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت. این جریان که در پی نابسامان‌های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد، در دوران پس از کودتای ۱۲۹۹ نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/دیدگاه/7886-مجاهدین-از-پیدایی-تا-فرجام(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش‌پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد؛ و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتاً با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«۵۳ نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دورهٔ پهلوی است. مراد از اندیشهٔ «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن ۱۳۱۲ش. با انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت ۱۳۱۶ در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب ۵۳ نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/واقعیت-هایی-درباره-ی-53-نفر/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضاشاه هیئت دولت را احضار نمود و گفت: «ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی‌ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم‌ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن‌هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ برای اعطای گواهینامه فارغ التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی که ملکه ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، طی نطقی از کشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت. بدین سان از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات و مخالفتهای گستردهٔ مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مبانی کشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دادگستری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس بانک ملی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم «اعلیحضرت قوی شوکت» گردید و در «دفتر اسامی املاک اختصاصی ذات اقدس شاهنشاه» جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین‌دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین‌دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهری علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوی در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقی والاحضرت همایونی ولایتعهد، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقی والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‌های جدید آبعلی و دربند و مبارک‌آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهرداری تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/املاك-و-دارایی-های-رضا-خان تبیان -املاک و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن‌ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالی ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضی نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک‌های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. (کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ ۲۳۶/۹۲۴/۷۹۱ ریال (معادل ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان «دفتر حساب جاری نمره ۱ بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه» در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی نگاهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‌های درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتی از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده بود: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه‌های ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر ۱۳۲۰–۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی‌طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله‌ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/تبعيدو-مرگ-رضا-شاه تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربرگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی‌ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم پیدا شده‌است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم پیدا شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت ۱۳۲۹ به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده‌است که جنازه هنوز در محل کشف شده‌است و شورای تأمین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفاً ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/آیا-مومیایی-پیدا-شده-جسد-رضاخان-است-جزئیات خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30536</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30536"/>
		<updated>2018-05-21T08:13:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{پانویس|۲}}{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه پهلوی.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه «آلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به توصیه و وساطت او، در سن چهارده، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی-‌ سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین‌الملل ( INPO )-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به ”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش - مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد، خود را رئیس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی «احمد شاه قاجار» با لقب «سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی»، شاعر جوان، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس، تقریباً صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲.)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامی که مشیرالدوله از سوی احمدشاه قاجار به نخست وزیری منصوب گردید، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هیئت دولت حضور یافت. پس از چندی، رضاخان که در پی فرصتی برای قدرت بیشتر و جولان در کشور بود، نخست وزیر را تهدید کرد و موجبات ترس و سپس استعفای او را پدیدآورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نیز با غوغا سالاری در مطبوعات، رضاخان را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کردند به طوری که به خود احمد شاه نیز فهمانده شد که فعلاً مرد میدان ایران، فقط سردار سپه است. مشیرالدوله نیز می‌دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به کنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود؛ لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتیب که بود، او را راضی ساخت تا استعفایش را بپذیرد. شاه ناگزیر تن بدین کار داد و با وجود مخالفت آیت‌اللَّه سیدحسن مدرس و یاران او، در تاریخ سوم آبان ۱۳۰۲ ش سردار سپه را به عنوان رئیس الوزرا معرفی و منصوب کرد و پس از یک هفته، خود، راهی اروپا شد و رضاخان را یکه‌تاز میدان نمود. با خروج احمد شاه از ایران، رضاخان همه‌کاره کشور شد و از آن پس، مقدمات تغییر نظام حکومتی را در سر پروراند. احمدشاه در حالی که کشور را ترک می‌گفت که نمی‌دانست بازگشتی برایش متصور نیست و در این سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا میر پنج حکومتی دیگر بنیان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; به نخست وزیری توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی‌ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیرشده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد؛ ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس مؤسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/نخست-وزیری-رضاخان-میرپنج سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتاً دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملاً غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس مؤسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره‌گیری از تحولات بیرون از مرزها (فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت. این جریان که در پی نابسامان‌های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد، در دوران پس از کودتای ۱۲۹۹ نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/دیدگاه/7886-مجاهدین-از-پیدایی-تا-فرجام(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش‌پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد؛ و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتاً با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«۵۳ نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دورهٔ پهلوی است. مراد از اندیشهٔ «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن ۱۳۱۲ش. با انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت ۱۳۱۶ در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب ۵۳ نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/واقعیت-هایی-درباره-ی-53-نفر/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضاشاه هیئت دولت را احضار نمود و گفت: «ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی‌ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم‌ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن‌هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ برای اعطای گواهینامه فارغ التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی که ملکه ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، طی نطقی از کشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت. بدین سان از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات و مخالفتهای گستردهٔ مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مبانی کشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دادگستری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس بانک ملی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم «اعلیحضرت قوی شوکت» گردید و در «دفتر اسامی املاک اختصاصی ذات اقدس شاهنشاه» جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین‌دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین‌دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهری علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوی در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقی والاحضرت همایونی ولایتعهد، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقی والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‌های جدید آبعلی و دربند و مبارک‌آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهرداری تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/املاك-و-دارایی-های-رضا-خان تبیان -املاک و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن‌ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالی ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضی نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک‌های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. (کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ ۲۳۶/۹۲۴/۷۹۱ ریال (معادل ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان «دفتر حساب جاری نمره ۱ بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه» در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی نگاهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‌های درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتی از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده بود: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه‌های ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر ۱۳۲۰–۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی‌طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله‌ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/تبعيدو-مرگ-رضا-شاه تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربرگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی‌ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم پیدا شده‌است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم پیدا شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت ۱۳۲۹ به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده‌است که جنازه هنوز در محل کشف شده‌است و شورای تأمین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفاً ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/آیا-مومیایی-پیدا-شده-جسد-رضاخان-است-جزئیات خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30526</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30526"/>
		<updated>2018-05-19T09:09:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه پهلوی.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه «آلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به توصیه و وساطت او، در سن چهارده، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی-‌ سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین‌الملل ( INPO )-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به ”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش - مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد، خود را رئیس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی «احمد شاه قاجار» با لقب «سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی»، شاعر جوان، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس، تقریباً صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲.)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامی که مشیرالدوله از سوی احمدشاه قاجار به نخست وزیری منصوب گردید، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هیئت دولت حضور یافت. پس از چندی، رضاخان که در پی فرصتی برای قدرت بیشتر و جولان در کشور بود، نخست وزیر را تهدید کرد و موجبات ترس و سپس استعفای او را پدیدآورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نیز با غوغا سالاری در مطبوعات، رضاخان را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کردند به طوری که به خود احمد شاه نیز فهمانده شد که فعلاً مرد میدان ایران، فقط سردار سپه است. مشیرالدوله نیز می‌دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به کنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود؛ لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتیب که بود، او را راضی ساخت تا استعفایش را بپذیرد. شاه ناگزیر تن بدین کار داد و با وجود مخالفت آیت‌اللَّه سیدحسن مدرس و یاران او، در تاریخ سوم آبان ۱۳۰۲ ش سردار سپه را به عنوان رئیس الوزرا معرفی و منصوب کرد و پس از یک هفته، خود، راهی اروپا شد و رضاخان را یکه‌تاز میدان نمود. با خروج احمد شاه از ایران، رضاخان همه‌کاره کشور شد و از آن پس، مقدمات تغییر نظام حکومتی را در سر پروراند. احمدشاه در حالی که کشور را ترک می‌گفت که نمی‌دانست بازگشتی برایش متصور نیست و در این سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا میر پنج حکومتی دیگر بنیان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; به نخست وزیری توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی‌ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیرشده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد؛ ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس مؤسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/نخست-وزیری-رضاخان-میرپنج سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتاً دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملاً غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس مؤسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره‌گیری از تحولات بیرون از مرزها (فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت. این جریان که در پی نابسامان‌های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد، در دوران پس از کودتای ۱۲۹۹ نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/دیدگاه/7886-مجاهدین-از-پیدایی-تا-فرجام(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش‌پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد؛ و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتاً با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«۵۳ نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دورهٔ پهلوی است. مراد از اندیشهٔ «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن ۱۳۱۲ش. با انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت ۱۳۱۶ در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب ۵۳ نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/واقعیت-هایی-درباره-ی-53-نفر/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضاشاه هیئت دولت را احضار نمود و گفت: «ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی‌ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم‌ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن‌هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ برای اعطای گواهینامه فارغ التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی که ملکه ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، طی نطقی از کشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت. بدین سان از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات و مخالفتهای گستردهٔ مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مبانی کشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دادگستری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس بانک ملی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم «اعلیحضرت قوی شوکت» گردید و در «دفتر اسامی املاک اختصاصی ذات اقدس شاهنشاه» جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین‌دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین‌دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهری علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوی در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقی والاحضرت همایونی ولایتعهد، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقی والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‌های جدید آبعلی و دربند و مبارک‌آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهرداری تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/املاك-و-دارایی-های-رضا-خان تبیان -املاک و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن‌ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالی ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضی نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک‌های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. (کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ ۲۳۶/۹۲۴/۷۹۱ ریال (معادل ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان «دفتر حساب جاری نمره ۱ بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه» در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی نگاهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‌های درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتی از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده بود: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه‌های ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر ۱۳۲۰–۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی‌طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله‌ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/تبعيدو-مرگ-رضا-شاه تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربرگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی‌ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم پیدا شده‌است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم پیدا شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت ۱۳۲۹ به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده‌است که جنازه هنوز در محل کشف شده‌است و شورای تأمین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفاً ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/آیا-مومیایی-پیدا-شده-جسد-رضاخان-است-جزئیات خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30345</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30345"/>
		<updated>2018-05-14T13:20:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه پهلوی.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه «آلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به توصیه و وساطت او، در سن چهارده، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی-‌ سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین‌الملل ( INPO )-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به ”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش - مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد، خود را رئیس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی «احمد شاه قاجار» با لقب «سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی»، شاعر جوان، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس، تقریباً صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲.)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامی که مشیرالدوله از سوی احمدشاه قاجار به نخست وزیری منصوب گردید، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هیئت دولت حضور یافت. پس از چندی، رضاخان که در پی فرصتی برای قدرت بیشتر و جولان در کشور بود، نخست وزیر را تهدید کرد و موجبات ترس و سپس استعفای او را پدیدآورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نیز با غوغا سالاری در مطبوعات، رضاخان را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کردند به طوری که به خود احمد شاه نیز فهمانده شد که فعلاً مرد میدان ایران، فقط سردار سپه است. مشیرالدوله نیز می‌دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به کنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود؛ لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتیب که بود، او را راضی ساخت تا استعفایش را بپذیرد. شاه ناگزیر تن بدین کار داد و با وجود مخالفت آیت‌اللَّه سیدحسن مدرس و یاران او، در تاریخ سوم آبان ۱۳۰۲ ش سردار سپه را به عنوان رئیس الوزرا معرفی و منصوب کرد و پس از یک هفته، خود، راهی اروپا شد و رضاخان را یکه‌تاز میدان نمود. با خروج احمد شاه از ایران، رضاخان همه‌کاره کشور شد و از آن پس، مقدمات تغییر نظام حکومتی را در سر پروراند. احمدشاه در حالی که کشور را ترک می‌گفت که نمی‌دانست بازگشتی برایش متصور نیست و در این سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا میر پنج حکومتی دیگر بنیان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; به نخست وزیری توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی‌ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیرشده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد؛ ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس مؤسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/نخست-وزیری-رضاخان-میرپنج سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتاً دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملاً غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس مؤسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره‌گیری از تحولات بیرون از مرزها (فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت. این جریان که در پی نابسامان‌های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد، در دوران پس از کودتای ۱۲۹۹ نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/دیدگاه/7886-مجاهدین-از-پیدایی-تا-فرجام(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش‌پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد؛ و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتاً با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«۵۳ نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دورهٔ پهلوی است. مراد از اندیشهٔ «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن ۱۳۱۲ش. با انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت ۱۳۱۶ در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب ۵۳ نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/واقعیت-هایی-درباره-ی-53-نفر/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضاشاه هیئت دولت را احضار نمود و گفت: «ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی‌ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم‌ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن‌هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ برای اعطای گواهینامه فارغ التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی که ملکه ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، طی نطقی از کشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت. بدین سان از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات و مخالفتهای گستردهٔ مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مبانی کشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دادگستری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس بانک ملی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم «اعلیحضرت قوی شوکت» گردید و در «دفتر اسامی املاک اختصاصی ذات اقدس شاهنشاه» جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین‌دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین‌دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهری علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوی در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقی والاحضرت همایونی ولایتعهد، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقی والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‌های جدید آبعلی و دربند و مبارک‌آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهرداری تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/املاك-و-دارایی-های-رضا-خان تبیان -املاک و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن‌ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالی ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضی نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک‌های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. (کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ ۲۳۶/۹۲۴/۷۹۱ ریال (معادل ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان «دفتر حساب جاری نمره ۱ بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه» در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی نگاهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‌های درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتی از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده بود: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه‌های ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر ۱۳۲۰–۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی‌طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله‌ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/تبعيدو-مرگ-رضا-شاه تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربرگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی‌ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم پیدا شده‌است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم پیدا شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت ۱۳۲۹ به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده‌است که جنازه هنوز در محل کشف شده‌است و شورای تأمین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفاً ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/آیا-مومیایی-پیدا-شده-جسد-رضاخان-است-جزئیات خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30344</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30344"/>
		<updated>2018-05-14T13:19:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه پهلوی.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه «آلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به توصیه و وساطت او، در سن چهارده، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی-‌ سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین‌الملل ( INPO )-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به ”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش - مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد، خود را رئیس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی «احمد شاه قاجار» با لقب «سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی»، شاعر جوان، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس، تقریباً صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲.)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامی که مشیرالدوله از سوی احمدشاه قاجار به نخست وزیری منصوب گردید، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هیئت دولت حضور یافت. پس از چندی، رضاخان که در پی فرصتی برای قدرت بیشتر و جولان در کشور بود، نخست وزیر را تهدید کرد و موجبات ترس و سپس استعفای او را پدیدآورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نیز با غوغا سالاری در مطبوعات، رضاخان را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کردند به طوری که به خود احمد شاه نیز فهمانده شد که فعلاً مرد میدان ایران، فقط سردار سپه است. مشیرالدوله نیز می‌دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به کنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود؛ لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتیب که بود، او را راضی ساخت تا استعفایش را بپذیرد. شاه ناگزیر تن بدین کار داد و با وجود مخالفت آیت‌اللَّه سیدحسن مدرس و یاران او، در تاریخ سوم آبان ۱۳۰۲ ش سردار سپه را به عنوان رئیس الوزرا معرفی و منصوب کرد و پس از یک هفته، خود، راهی اروپا شد و رضاخان را یکه‌تاز میدان نمود. با خروج احمد شاه از ایران، رضاخان همه‌کاره کشور شد و از آن پس، مقدمات تغییر نظام حکومتی را در سر پروراند. احمدشاه در حالی که کشور را ترک می‌گفت که نمی‌دانست بازگشتی برایش متصور نیست و در این سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا میر پنج حکومتی دیگر بنیان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; به نخست وزیری توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی‌ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیرشده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد؛ ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس مؤسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/نخست-وزیری-رضاخان-میرپنج سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتاً دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملاً غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس مؤسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره‌گیری از تحولات بیرون از مرزها (فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت. این جریان که در پی نابسامان‌های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد، در دوران پس از کودتای ۱۲۹۹ نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/دیدگاه/7886-مجاهدین-از-پیدایی-تا-فرجام(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش‌پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد؛ و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتاً با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«۵۳ نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دورهٔ پهلوی است. مراد از اندیشهٔ «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن ۱۳۱۲ش. با انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت ۱۳۱۶ در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب ۵۳ نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/واقعیت-هایی-درباره-ی-53-نفر/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضاشاه هیئت دولت را احضار نمود و گفت: «ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی‌ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم‌ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن‌هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ برای اعطای گواهینامه فارغ التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی که ملکه ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، طی نطقی از کشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت. بدین سان از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات و مخالفتهای گستردهٔ مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مبانی کشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دادگستری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس بانک ملی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم «اعلیحضرت قوی شوکت» گردید و در «دفتر اسامی املاک اختصاصی ذات اقدس شاهنشاه» جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین‌دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین‌دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهری علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوی در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقی والاحضرت همایونی ولایتعهد، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقی والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‌های جدید آبعلی و دربند و مبارک‌آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهرداری تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/املاك-و-دارایی-های-رضا-خان تبیان -املاک و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن‌ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالی ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضی نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک‌های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. (کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ ۲۳۶/۹۲۴/۷۹۱ ریال (معادل ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان «دفتر حساب جاری نمره ۱ بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه» در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی نگاهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‌های درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتی از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده بود: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه‌های ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر ۱۳۲۰–۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی‌طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله‌ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/تبعيدو-مرگ-رضا-شاه تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربرگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی‌ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم پیدا شده‌است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم پیدا شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت ۱۳۲۹ به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده‌است که جنازه هنوز در محل کشف شده‌است و شورای تأمین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفاً ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/آیا-مومیایی-پیدا-شده-جسد-رضاخان-است-جزئیات خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30343</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30343"/>
		<updated>2018-05-14T13:18:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه پهلوی.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]، [[شیعه دوازده امامی]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه «آلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به توصیه و وساطت او، در سن چهارده، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی-‌ سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین‌الملل ( INPO )-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به ”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش - مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد،خود را رئیس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی «احمد شاه قاجار» با لقب «سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی»، شاعر جوان، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس، تقریباً صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲.)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامی که مشیرالدوله از سوی احمدشاه قاجار به نخست وزیری منصوب گردید، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هیئت دولت حضور یافت. پس از چندی، رضاخان که در پی فرصتی برای قدرت بیشتر و جولان در کشور بود، نخست وزیر را تهدید کرد و موجبات ترس و سپس استعفای او را پدیدآورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نیز با غوغا سالاری در مطبوعات، رضاخان را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کردند به طوری که به خود احمد شاه نیز فهمانده شد که فعلاً مرد میدان ایران، فقط سردار سپه است. مشیرالدوله نیز می‌دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به کنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود؛ لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتیب که بود، او را راضی ساخت تا استعفایش را بپذیرد. شاه ناگزیر تن بدین کار داد و با وجود مخالفت آیت‌اللَّه سیدحسن مدرس و یاران او، در تاریخ سوم آبان ۱۳۰۲ ش سردار سپه را به عنوان رئیس الوزرا معرفی و منصوب کرد و پس از یک هفته، خود، راهی اروپا شد و رضاخان را یکه‌تاز میدان نمود. با خروج احمد شاه از ایران، رضاخان همه‌کاره کشور شد و از آن پس، مقدمات تغییر نظام حکومتی را در سر پروراند. احمدشاه در حالی که کشور را ترک می‌گفت که نمی‌دانست بازگشتی برایش متصور نیست و در این سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا میر پنج حکومتی دیگر بنیان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; به نخست وزیری توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی‌ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیرشده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد؛ ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس مؤسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/نخست-وزیری-رضاخان-میرپنج سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتاً دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملاً غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس مؤسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره‌گیری از تحولات بیرون از مرزها (فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت. این جریان که در پی نابسامان‌های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد، در دوران پس از کودتای ۱۲۹۹ نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/دیدگاه/7886-مجاهدین-از-پیدایی-تا-فرجام(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش‌پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد؛ و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتاً با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«۵۳ نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دورهٔ پهلوی است. مراد از اندیشهٔ «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن ۱۳۱۲ش. با انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت ۱۳۱۶ در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب ۵۳ نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/واقعیت-هایی-درباره-ی-53-نفر/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضاشاه هیئت دولت را احضار نمود و گفت: «ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی‌ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم‌ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن‌هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ برای اعطای گواهینامه فارغ التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی که ملکه ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، طی نطقی از کشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت. بدین سان از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات و مخالفتهای گستردهٔ مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مبانی کشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دادگستری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس بانک ملی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم «اعلیحضرت قوی شوکت» گردید و در «دفتر اسامی املاک اختصاصی ذات اقدس شاهنشاه» جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین‌دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین‌دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهری علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوی در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقی والاحضرت همایونی ولایتعهد، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقی والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‌های جدید آبعلی و دربند و مبارک‌آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهرداری تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/املاك-و-دارایی-های-رضا-خان تبیان -املاک و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن‌ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالی ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضی نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک‌های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. (کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ ۲۳۶/۹۲۴/۷۹۱ ریال (معادل ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان «دفتر حساب جاری نمره ۱ بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه» در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی نگاهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‌های درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتی از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده بود: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه‌های ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر ۱۳۲۰–۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی‌طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله‌ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/تبعيدو-مرگ-رضا-شاه تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربرگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی‌ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم پیدا شده‌است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم پیدا شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت ۱۳۲۹ به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده‌است که جنازه هنوز در محل کشف شده‌است و شورای تأمین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفاً ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/آیا-مومیایی-پیدا-شده-جسد-رضاخان-است-جزئیات خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30342</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30342"/>
		<updated>2018-05-14T13:17:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه پهلوی.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]، [[شیعه دوازده امامی]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه «آلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به توصیه و وساطت او، در سن چهارده، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی-‌ سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین‌الملل ( INPO )-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به ”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش - مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد،خود را رئیس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی «احمد شاه قاجار» با لقب «سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی»، شاعر جوان، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس، تقریباً صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲.)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامی که مشیرالدوله از سوی احمدشاه قاجار به نخست وزیری منصوب گردید، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هیئت دولت حضور یافت. پس از چندی، رضاخان که در پی فرصتی برای قدرت بیشتر و جولان در کشور بود، نخست وزیر را تهدید کرد و موجبات ترس و سپس استعفای او را پدیدآورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نیز با غوغا سالاری در مطبوعات، رضاخان را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کردند به طوری که به خود احمد شاه نیز فهمانده شد که فعلاً مرد میدان ایران، فقط سردار سپه است. مشیرالدوله نیز می‌دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به کنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود؛ لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتیب که بود، او را راضی ساخت تا استعفایش را بپذیرد. شاه ناگزیر تن بدین کار داد و با وجود مخالفت آیت‌اللَّه سیدحسن مدرس و یاران او، در تاریخ سوم آبان ۱۳۰۲ ش سردار سپه را به عنوان رئیس الوزرا معرفی و منصوب کرد و پس از یک هفته، خود، راهی اروپا شد و رضاخان را یکه‌تاز میدان نمود. با خروج احمد شاه از ایران، رضاخان همه‌کاره کشور شد و از آن پس، مقدمات تغییر نظام حکومتی را در سر پروراند. احمدشاه در حالی که کشور را ترک می‌گفت که نمی‌دانست بازگشتی برایش متصور نیست و در این سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا میر پنج حکومتی دیگر بنیان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; به نخست وزیری توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی‌ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیرشده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد؛ ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس مؤسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/نخست-وزیری-رضاخان-میرپنج سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتاً دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملاً غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس مؤسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره‌گیری از تحولات بیرون از مرزها (فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت. این جریان که در پی نابسامان‌های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد، در دوران پس از کودتای ۱۲۹۹ نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/دیدگاه/7886-مجاهدین-از-پیدایی-تا-فرجام(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش‌پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد؛ و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتاً با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«۵۳ نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دورهٔ پهلوی است. مراد از اندیشهٔ «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن ۱۳۱۲ش. با انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت ۱۳۱۶ در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب ۵۳ نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/واقعیت-هایی-درباره-ی-53-نفر/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضاشاه هیئت دولت را احضار نمود و گفت: «ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی‌ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم‌ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن‌هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ برای اعطای گواهینامه فارغ التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی که ملکه ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، طی نطقی از کشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت. بدین سان از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات و مخالفتهای گستردهٔ مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مبانی کشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دادگستری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس بانک ملی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم «اعلیحضرت قوی شوکت» گردید و در «دفتر اسامی املاک اختصاصی ذات اقدس شاهنشاه» جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین‌دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین‌دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهری علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوی در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقی والاحضرت همایونی ولایتعهد، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقی والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‌های جدید آبعلی و دربند و مبارک‌آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهرداری تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/املاك-و-دارایی-های-رضا-خان تبیان -املاک و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن‌ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالی ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضی نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک‌های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. (کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ ۲۳۶/۹۲۴/۷۹۱ ریال (معادل ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان «دفتر حساب جاری نمره ۱ بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه» در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی نگاهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‌های درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتی از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده بود: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه‌های ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر ۱۳۲۰–۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی‌طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله‌ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/تبعيدو-مرگ-رضا-شاه تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربرگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی‌ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم پیدا شده‌است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم پیدا شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت ۱۳۲۹ به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده‌است که جنازه هنوز در محل کشف شده‌است و شورای تأمین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفاً ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/آیا-مومیایی-پیدا-شده-جسد-رضاخان-است-جزئیات خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C.jpg&amp;diff=30341</id>
		<title>پرونده:رضا شاه پهلوی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C.jpg&amp;diff=30341"/>
		<updated>2018-05-14T13:16:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: عکس&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;عکس&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30340</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30340"/>
		<updated>2018-05-14T13:13:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه وپهلوی&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]، [[شیعه دوازده امامی]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی، معروف به «داداش بیگ» افسر قزاق از ایل پالانی، در ۲۴ اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه «آلاشت» از توابع سواد کوه مازندران به دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به توصیه و وساطت او، در سن چهارده، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی-‌ سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین‌الملل ( INPO )-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل باشی «گروهان شصت تیر» بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به ”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و بزن‌بهادرها، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت. توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان، او را از دیگران متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و قدرتمند قاجاری بود- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش - مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو، رضا خان در میان خانواده فرمانفرما، «رضا ماکسیمی» نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و بی‌رحمی خود بود؛ اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای نداشت. با این همه، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام «ادموند ایرونساید» ضمن دیدار و گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع کشورش در ایران و شبه قاره هند را تأمین می‌کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند،&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا خان بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند؛ اما او انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که با عنوان «حکم می‌کنم» منتشر کرد،خود را رئیس کل قوا خواند و پس از اندکی، از سوی «احمد شاه قاجار» با لقب «سردار سپه» به بالاترین درجه نظامی (سردار سپهی) دست یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - عهده‌دار پست وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت، و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور از این طریق، زمینه نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور فراهم ساخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون «میرزاده عشقی»، شاعر جوان، «حسین صبا» مدیر روزنامه ستاره، «ملک‌الشعرای بهار» نماینده مجلس، تقریباً صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲.)&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامی که مشیرالدوله از سوی احمدشاه قاجار به نخست وزیری منصوب گردید، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هیئت دولت حضور یافت. پس از چندی، رضاخان که در پی فرصتی برای قدرت بیشتر و جولان در کشور بود، نخست وزیر را تهدید کرد و موجبات ترس و سپس استعفای او را پدیدآورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نیز با غوغا سالاری در مطبوعات، رضاخان را بهترین گزینه برای ریاست دولت معرفی کردند به طوری که به خود احمد شاه نیز فهمانده شد که فعلاً مرد میدان ایران، فقط سردار سپه است. مشیرالدوله نیز می‌دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به کنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود؛ لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتیب که بود، او را راضی ساخت تا استعفایش را بپذیرد. شاه ناگزیر تن بدین کار داد و با وجود مخالفت آیت‌اللَّه سیدحسن مدرس و یاران او، در تاریخ سوم آبان ۱۳۰۲ ش سردار سپه را به عنوان رئیس الوزرا معرفی و منصوب کرد و پس از یک هفته، خود، راهی اروپا شد و رضاخان را یکه‌تاز میدان نمود. با خروج احمد شاه از ایران، رضاخان همه‌کاره کشور شد و از آن پس، مقدمات تغییر نظام حکومتی را در سر پروراند. احمدشاه در حالی که کشور را ترک می‌گفت که نمی‌دانست بازگشتی برایش متصور نیست و در این سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا میر پنج حکومتی دیگر بنیان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; به نخست وزیری توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی‌ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیرشده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد؛ ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس مؤسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/نخست-وزیری-رضاخان-میرپنج سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتاً دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملاً غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس مؤسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره‌گیری از تحولات بیرون از مرزها (فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت. این جریان که در پی نابسامان‌های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد، در دوران پس از کودتای ۱۲۹۹ نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/دیدگاه/7886-مجاهدین-از-پیدایی-تا-فرجام(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش‌پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد؛ و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه) از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتاً با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«۵۳ نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دورهٔ پهلوی است. مراد از اندیشهٔ «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن ۱۳۱۲ش. با انتشار اولین شمارهٔ مجلهٔ «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت ۱۳۱۶ در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب ۵۳ نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/واقعیت-هایی-درباره-ی-53-نفر/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال ۱۳۱۴ رضاشاه هیئت دولت را احضار نمود و گفت: «ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی‌ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن‌ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم‌ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن‌هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می‌گردد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دی ماه ۱۳۱۴ برای اعطای گواهینامه فارغ التحصیلان به دانشسرای عالی رفته بود، در حالی که ملکه ایران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌های اروپایی به تن کرده بودند، طی نطقی از کشف حجاب و پیشرفت زنان سخن گفت. بدین سان از فردای آن روز، بر سر کردن چادر در خیابان‌های تهران ممنوع شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات و مخالفتهای گستردهٔ مردمی را نیز در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی داشت که مهم‌ترین نمونه آن قیام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مبانی کشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دادگستری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس بانک ملی ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالغ بر ۴۴۰۰۰ سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم «اعلیحضرت قوی شوکت» گردید و در «دفتر اسامی املاک اختصاصی ذات اقدس شاهنشاه» جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین‌دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین‌دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهری علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوی در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقی والاحضرت همایونی ولایتعهد، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت شمس پهلوی و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقی والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقی والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‌های جدید آبعلی و دربند و مبارک‌آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهرداری تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/املاك-و-دارایی-های-رضا-خان تبیان -املاک و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن‌ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالی ۷۰ میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی۱۲۰۰۰ لیره اجاره بهای اراضی نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود ۲۰۰ میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک‌های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. (کل بودجه دولت ایران در سال ۱۳۰۳ش حدود ۲۰ میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ ۲۳۶/۹۲۴/۷۹۱ ریال (معادل ۵۰ میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان «دفتر حساب جاری نمره ۱ بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه» در مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی نگاهداری می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر ۱۴۴ منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‌های درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتی از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکی از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده بود: «رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راه‌های ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر ۱۳۲۰–۴ روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشترکی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام کند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز که تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام کرد که ایران کشور بی‌طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به کارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ۲۸ تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره ۲۵ مرداد، یادداشت مشترک انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور ۱۳۲۰ سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله‌ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/تبعيدو-مرگ-رضا-شاه تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را دربرگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی‌ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده دم ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به کاخ احضار کرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود که قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز ۲۶ شهریور در حالی که تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد کرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حرکت کرد. آنها سپس به کرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندک همراهانش پورت لوئی را با کشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترک کردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری که آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت ۵ بامداد روز ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴ مرداد ۱۳۲۳) در شرایطی که جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یک حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم پیدا شده‌است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم پیدا شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت ۱۳۲۹ به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده‌است که جنازه هنوز در محل کشف شده‌است و شورای تأمین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفاً ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/آیا-مومیایی-پیدا-شده-جسد-رضاخان-است-جزئیات خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30339</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30339"/>
		<updated>2018-05-14T13:06:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = رضاشاه پهلوی &lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =رضا شاه وپهلوی&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]، [[شیعه دوازده امامی]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی ، معروف به “داداش بیگ” افسر قزاق از ایل پالانی ، در ‌‌۲۴ ‌اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه “آلاشت” از توابع سواد کوه مازندران به‌ ‌دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از‌ ‌مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه‌ ‌نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و‌ ‌نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به‌ ‌توصیه و وساطت او ،‌در سن چهارده ، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به‌ ‌عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.‌‌&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B5%D8%AA-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%E2%80%8C سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود &amp;quot;رضا سوادکوهی&amp;quot; نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به &amp;quot;رضاخان&amp;quot; و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را &amp;quot;سردار سپه&amp;quot; می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به &amp;quot;رضاشاه پهلوی&amp;quot; شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب &amp;quot;کبیر&amp;quot; داده شد و از آن پس هوادارانش او را &amp;quot;رضاشاه کبیر&amp;quot; می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین الملل ( INPO )‌-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه،‌ ‌سمت وکیل باشی “گروهان شصت تیر” بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به‌ ‌‌”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و‌ ‌بزن‌بهادرها ، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت.‌ ‌توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های‌ ‌نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان ، او را از دیگران‌ ‌متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و‌ ‌قدرتمند قاجاری بود‌- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش -‌ ‌مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو ، رضا خان در میان خانواده‌ ‌فرمانفرما، “رضا ماکسیمی” نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب‌ ‌ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت‌ ‌آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.‌ ‌زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن‌ ‌آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات ، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی‌ ‌خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و‌ ‌بی‌رحمی خود بود؛ ‌اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای‌ ‌نداشت. با این همه ، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و‌ ‌سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام “ادموند ایرونساید” ضمن دیدار و‌ ‌گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع‌ ‌کشورش در ایران و شبه قاره هند را تامین می‌کرد.‌&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌‌ها، پست‌خانه‌‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، &amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌رضا خان بعدها نزد‌ ‌بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند‌؛ اما او‌ ‌انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، ‌وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که‌ ‌با عنوان “حکم می‌کنم” منتشر کرد،،‌خود را رئیس کل قوا خواند و پس از‌ ‌اندکی، از سوی “ احمد شاه قاجار” با لقب “ سردار سپه” به بالاترین درجه‌ ‌نظامی (سردار سپهی) دست یافت.‌‌&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به‌ ‌نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - ‌عهده‌دار پست‌‌ ‌وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت،‌ ‌و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور‌ ‌از این طریق، زمینه‌ نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور‌ ‌فراهم ساخت.‌ ‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از‌ ‌روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی‌ ‌نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون “میرزاده عشقی” ، شاعر جوان‌ ‌، “حسین صبا” مدیر روزنامه ستاره ، “ملک‌الشعرای بهار” نماینده مجلس ،‌‌ ‌تقریبا صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ‌ ‌و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از‌ ‌میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این‌ ‌اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی‌‌ ‌سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲‌‌. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامي كه مشيرالدوله از سوي احمدشاه قاجار به نخست وزيري منصوب گرديد، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هيئت دولت حضور يافت. پس از چندي، رضاخان كه در پي فرصتي براي قدرت بيشتر و جولان در كشور بود، نخست وزير را تهديد كرد و موجبات ترس و سپس استعفاي او را پديد آورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نيز با غوغا سالاري در مطبوعات، رضاخان را بهترين گزينه براي رياست دولت معرفي كردند به طوري كه به خود احمد شاه نيز فهمانده شد كه فعلاً مرد ميدان ايران، فقط سردار سپه است. مشيرالدوله نيز مي‏دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به كنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود. لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتيب كه بود، او را راضي ساخت تا استعفايش را بپذيرد. شاه ناگزير تن بدين كار داد و با وجود مخالفت آيت‏اللَّه سيدحسن مدرس و ياران او، در تاريخ سوم آبان 1302 ش سردار سپه را به عنوان رييس الوزرا معرفي و منصوب كرد و پس از يك هفته، خود، راهي اروپا شد و رضاخان را يكه‏ تاز ميدان نمود.با خروج احمد شاه از ايران، رضاخان همه كاره كشور شد و از آن پس، مقدمات تغيير نظام حكومتي را در سر پروراند. احمدشاه‏ در حالي كه كشور را ترك مي‏گفت كه نمي‏دانست بازگشتي برايش متصور نيست و در اين سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا مير پنج حكومتي ديگر بنيان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان ميرپنج&amp;quot; به نخست وزيري توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیر شده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد. ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس موسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%BE%D9%86%D8%AC سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتا دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملا غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس موسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره گیری از تحولات بیرون از مرزها ( فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری ) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت . این جریان که در پی نابسامان های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد ، در دوران پس از کودتای 1299 نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد . &amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87/7886-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره­ کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق­‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان­‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه­‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه­‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵  با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد. و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش ، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه)از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند.  علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتا با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تائید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند.  به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«53 نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دوره‌ی پهلوی است. مراد از اندیشه‌ی «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن 1312ش. با انتشار اولین شماره‌ی مجله‌ی «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت 1316 در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب 53 نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-53-%D9%86%D9%81%D8%B1/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال 1314 رضاشاه هیأت دولت را احضار نمود و گفت: « ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتا مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید. » &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می گردد. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دي ماه 1314 براي اعطاي گواهينامه فارغ‌ التحصيلان به دانشسراي عالي رفته بود، در حالي كه ملكه ايران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌هاي اروپايي به تن كرده بودند، طي نطقي از كشف حجاب و پيشرفت زنان سخن گفت .بدين سان از فرداي آن روز، بر سر كردن چادر در خيابان‌هاي تهران ممنوع شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات  و مخالفتهاي گسترده‌ي مردمي را نيز در سراسر كشور و در شهرهايي نظير قم، اصفهان و شيراز در پي داشت كه مهم‌ترين نمونه آن قيام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مباني كشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاسیس دادگستری &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاسیس بانک ملی ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵ &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه‌ رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 بالغ بر 44000 سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقى و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران)که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم &amp;quot;اعلیحضرت قوى شوکت&amp;quot; گردید و در &amp;quot;دفتر اسامى املاک اختصاصى ذات اقدس شاهنشاه&amp;quot; جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهرى علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوى در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقى والاحضرت همایونى ولایتعهد، کاخ ییلاقى والاحضرت شاهدخت شمس پهلوى و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقى والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوى و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقى والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‏ هاى جدید آبعلى و دربند و مبارک‏آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهردارى تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86 تبیان -املاك و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالى 70 میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی12000 لیره اجاره بهای اراضى نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود 200 میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. ( کل بودجه دولت ایران در سال 1303ش حدود 20 میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ 236/924/791 ریال (معادل 50 میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان &amp;quot;دفتر حساب جارى نمره 1 بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه&amp;quot; در موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگى نگاهدارى مى‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر 144 منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‏ هاى درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتى از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکى از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده‏ بود: « رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راههاى ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر 1320ـ 4 روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشتركی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام كند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز كه تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام كرد كه ایران كشور بی طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به كارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ28 تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره 25 مرداد، یادداشت مشترك انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور 1320 سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ كردند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/%D8%AA%D8%A8%D8%B9%D9%8A%D8%AF%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87 تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی كه ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتكلیفی سراسر كشور را در برگرفته بود. اوضاع امنیتی كاملاً بی ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها‌ مواد خوراكی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یك چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای كاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم بركناری شاه از مقام فرماندهی كل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده‌ دم 25 شهریور 1320 خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به كاخ احضار كرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی كه متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود كه قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز 26 شهریور در حالی كه تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد كرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حركت كرد. آنها سپس به كرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندك همراهانش پورت لوئی را با كشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترك كردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری كه آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حركت كردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت 5 بامداد روز 26 ژوئیه 1944 (4 مرداد 1323) در شرایطی كه جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یك حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم  پیدا شده است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم  پیدا شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت 1329 به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده است که جنازه هنوز در محل کشف شده است و شورای تامین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفا ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%B3%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D8%B2%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D8%AA خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30338</id>
		<title>رضاشاه پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30338"/>
		<updated>2018-05-14T13:03:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{وابسته|پادشاهی رضاشاه پهلوی}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات پادشاهان&lt;br /&gt;
|نام_شخص            = [[پرونده:Shir &amp;amp; Khorshid1.svg|40px]] رضاشاه پهلوی [[پرونده:Shir &amp;amp; Khorshid1.svg|40px]]&lt;br /&gt;
|نام_تصویر          =Reza shah uniform.jpg&lt;br /&gt;
|عرض_تصویر          = 230px&lt;br /&gt;
|زیرنویس تصویر      =&lt;br /&gt;
|محل_حکومت          = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|دودمان             = [[دودمان پهلوی|پهلوی]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد         = ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تولد           = [[ایران]]، [[مازندران]]، [[سوادکوه]]، [[آلاشت]]&lt;br /&gt;
|تاریخ_تاجگذاری     = ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی&lt;br /&gt;
|محل_تاجگذاری       = [[تهران]]، [[کاخ گلستان]]&lt;br /&gt;
|لقب                =&lt;br /&gt;
|تاریخ_پایان_حکومت  = ۳ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ          = ۴ مرداد ۱۳۲۳ خورشیدی (۶۶ سال)&lt;br /&gt;
|محل_مرگ            = [[آفریقای جنوبی]]، [[ژوهانسبورگ]]&lt;br /&gt;
|نام_پدر            = عباس‌علی داداش‌بیگ&lt;br /&gt;
|نام_مادر           = نوش‌آفرین آیرملو&lt;br /&gt;
|شاه_قبلی           = [[احمدشاه قاجار]]&lt;br /&gt;
|شاه_بعدی           = [[محمدرضاشاه]]&lt;br /&gt;
|دین                = [[اسلام]]، [[شیعه دوازده امامی]]&lt;br /&gt;
|همسران             = [[مریم سوادکوهی]]، [[تاج‌الملوک آیرملو]]، [[توران امیرسلیمانی]]، [[عصمت دولتشاهی]]&lt;br /&gt;
|فرزندان            = [[همدم‌السلطنه پهلوی|همدم‌السلطنه]]، [[شمس پهلوی|شمس]]، [[اشرف پهلوی|اشرف]]، [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا]]، [[علی‌رضا پهلوی (اول)|علیرضا]]، [[غلامرضا پهلوی|غلامرضا]]، [[عبدالرضا پهلوی|عبدالرضا]]، [[احمدرضا پهلوی|احمدرضا]]، [[محمودرضا پهلوی|محمودرضا]]، [[فاطمه پهلوی|فاطمه]]، [[حمیدرضا پهلوی|حمیدرضا]]&lt;br /&gt;
|وزرا               = [[محمدعلی فروغی]]، [[حسن مستوفی]]، [[مهدی‌قلی هدایت]]، [[محمود جم]]، [[احمد متین دفتری]]، [[رجبعلی منصور]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;رضاشاه پهلوی&#039;&#039;&#039; (زادهٔ ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت، سوادکوه، مازندران – درگذشتهٔ ۴ مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی) وی پسر عباسعلی ، معروف به “داداش بیگ” افسر قزاق از ایل پالانی ، در ‌‌۲۴ ‌اسفند ماه سال ۱۲۵۵ هـ.ش. در قریه “آلاشت” از توابع سواد کوه مازندران به‌ ‌دنیا آمد. چند روز پس از تولد رضا، داداش بیگ درگذشت و مادر - که از‌ ‌مهاجران گرجستان بود - به دنبال درگیری و اختلاف خانوادگی، به همراه‌ ‌نوزادش به تهران رفت و در خانه برادر خود ساکن شد. رضا دوران کودکی و‌ ‌نوجوانی خود را زیر نظر دایی‌اش - که خیاط قزاقخانه بود - سپری کرد و به‌ ‌توصیه و وساطت او ،‌در سن چهارده ، پانزده سالگی وارد بریگاد قزاق شد و به‌ ‌عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.‌‌&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://vista.ir/article/329580/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B5%D8%AA-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%E2%80%8C سایت ویستا -از-رضاخان-شصت-تیر-تا-رضاشاه-پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اسامی مختلف رضاشاه ==&lt;br /&gt;
رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود &amp;quot;رضا سوادکوهی&amp;quot; نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به &amp;quot;رضاخان&amp;quot; و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به &amp;quot;رضاخان میرپنج&amp;quot; شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را &amp;quot;سردار سپه&amp;quot; می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به &amp;quot;رضاشاه پهلوی&amp;quot; شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب &amp;quot;کبیر&amp;quot; داده شد و از آن پس هوادارانش او را &amp;quot;رضاشاه کبیر&amp;quot; می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://political.ir/post-352.aspx پایگاه تخصصی سیاست بین الملل ( INPO )‌-بیوگرافی رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مناصب مختلف رضاشاه در بریگارد قزاق ==&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه،‌ ‌سمت وکیل باشی “گروهان شصت تیر” بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به‌ ‌‌”رضا خان شصت تیر” شهرت یافت. او در این زمان، به رسم جاهل‌ها و‌ ‌بزن‌بهادرها ، با بستن گذرها، قمه‌کشی می‌کرد و به خودنمایی می‌پرداخت.‌ ‌توانایی و تنومندی جسمانی و سخت‌گیری و تحمل شدائد در انجام ماموریت‌های‌ ‌نظامی اندک اندک درنظر برخی صاحب منصبان و متنفذان ، او را از دیگران‌ ‌متمایز کرد. از جمله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما - که ازشاهزادگان بنام و‌ ‌قدرتمند قاجاری بود‌- به او توجه تمام نشان داد و مسئولیت اسلحه جدیدش -‌ ‌مسلسل ماکسیم - را به او سپرد. از این رو ، رضا خان در میان خانواده‌ ‌فرمانفرما، “رضا ماکسیمی” نیز نام گرفت. پس از این، رضا خان به مرور مراتب‌ ‌ترقی را طی کرد و در انجام ماموریت‌های مختلف، همچون سرکوب نهضت‌ ‌آزادی‌خواهانه میرزا کوچک خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.‌ ‌زندگی رضا خان تا میانسالی در بی‌سواد ی گذشت و حتی پس از آن که خواندن‌ ‌آموخت، در نوشتن کلمات و عبارات ، دچار اشتباهات فاحش می‌شد. رضا خان ترقی‌ ‌خود را مدیون حمایت صاحبان ثروت و قدرت، انضباط خشک نظامی و قساوت و‌ ‌بی‌رحمی خود بود؛ ‌اما از معلومات شایان و تفکر نظامی چندان بهره‌ای‌ ‌نداشت. با این همه ، به دلایل متعدد، مورد توجه انگلیسی‌ها قرار گرفت و‌ ‌سرانجام یک ژنرال بریتانیایی به نام “ادموند ایرونساید” ضمن دیدار و‌ ‌گفتگویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که نافع‌ ‌کشورش در ایران و شبه قاره هند را تامین می‌کرد.‌&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌‌ها، پست‌خانه‌‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، &amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی- رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
‌رضا خان بعدها نزد‌ ‌بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سرکار آوردند‌؛ اما او‌ ‌انگیزه‌اش را از اقدام به کودتا، ‌وطن‌خواهی خود قلمداد کرد. رضا خان در اعلامیه مشهوری که‌ ‌با عنوان “حکم می‌کنم” منتشر کرد،،‌خود را رئیس کل قوا خواند و پس از‌ ‌اندکی، از سوی “ احمد شاه قاجار” با لقب “ سردار سپه” به بالاترین درجه‌ ‌نظامی (سردار سپهی) دست یافت.‌‌&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وزیر جنگ بعد از کودتا و سرکوب مخالفین ==&lt;br /&gt;
رضا خان سردار سپه در کابینه کودتا به‌ ‌نخست وزیری سید ضیاءالدین طباطبایی - عامل انگلیسی‌ها - ‌عهده‌دار پست‌‌ ‌وزارت جنگ شد و این منصب را در دولت‌های دیگر نیز در قبضه قدرت خود گرفت،‌ ‌و با ادغام یگان‌های متفرق نظامی قشون متحدالشکلی به وجود آورد و به مرور‌ ‌از این طریق، زمینه‌ نفوذ و استیلای خود را در امور سیاسی و اجرایی کشور‌ ‌فراهم ساخت.‌ ‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان موجب اعتراض جناح اقلیت مجلس و برخی از‌ ‌روزنامه‌نگاران شد؛ اما مخالفت اقلیت مجلس (بویژه شهید مدرس) به جایی‌ ‌نرسید و قتل و ضرب و شتم و تهدید کسانی همچون “میرزاده عشقی” ، شاعر جوان‌ ‌، “حسین صبا” مدیر روزنامه ستاره ، “ملک‌الشعرای بهار” نماینده مجلس ،‌‌ ‌تقریبا صدای معترضان را خاموش کرد. سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ‌ ‌و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از‌ ‌میان برداشت تا در آینده نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. در این‌ ‌اوضاع و احوال، تصمیم احمد شاه برای رفتن به فرنگ، زمینه ریاست وزرایی‌‌ ‌سردار سپه را آماده کرد (آبان ۱۳۰۲‌‌. )&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
هنگامي كه مشيرالدوله از سوي احمدشاه قاجار به نخست وزيري منصوب گرديد، رضاخان با سمت وزارت جنگ در هيئت دولت حضور يافت. پس از چندي، رضاخان كه در پي فرصتي براي قدرت بيشتر و جولان در كشور بود، نخست وزير را تهديد كرد و موجبات ترس و سپس استعفاي او را پديد آورد. از آن سو، طرفداران سردار سپه نيز با غوغا سالاري در مطبوعات، رضاخان را بهترين گزينه براي رياست دولت معرفي كردند به طوري كه به خود احمد شاه نيز فهمانده شد كه فعلاً مرد ميدان ايران، فقط سردار سپه است. مشيرالدوله نيز مي‏دانست اگر شاه به اروپا برود، او قادر به كنار آمدن با سردار سپه و طرفداران او نخواهد بود. لذا در اواخر مهرماه نزد احمد شاه رفت و به هر ترتيب كه بود، او را راضي ساخت تا استعفايش را بپذيرد. شاه ناگزير تن بدين كار داد و با وجود مخالفت آيت‏اللَّه سيدحسن مدرس و ياران او، در تاريخ سوم آبان 1302 ش سردار سپه را به عنوان رييس الوزرا معرفي و منصوب كرد و پس از يك هفته، خود، راهي اروپا شد و رضاخان را يكه‏ تاز ميدان نمود.با خروج احمد شاه از ايران، رضاخان همه كاره كشور شد و از آن پس، مقدمات تغيير نظام حكومتي را در سر پروراند. احمدشاه‏ در حالي كه كشور را ترك مي‏گفت كه نمي‏دانست بازگشتي برايش متصور نيست و در اين سفر، تاج و تختش را از دست خواهد داد و رضا مير پنج حكومتي ديگر بنيان خواهد نهاد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/calender/show/553819 راسخون -انتصاب &amp;quot;رضاخان ميرپنج&amp;quot; به نخست وزيري توسط &amp;quot;احمدشاه قاجار&amp;quot; (1302 ش)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pahlaviha.pchi.ir/show.php?page=contents&amp;amp;id=1951 پهلوی ها -موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -رضا شاه در یک نگاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریباً اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیر شده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به دست آورد. ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس موسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://article.tebyan.net/339047/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%BE%D9%86%D8%AC سایت تبیان-  نخست وزیری رضاخان میر پنج]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتا دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملا غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس موسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامها توسط رضاشاه ==&lt;br /&gt;
نهضت جنگل به رهبری طلبه ای به نام میرزا کوچک خان نخستین جریان مقاومت مسلحانه در دوران معاصر بود که با استراتژی بهره گیری از تحولات بیرون از مرزها ( فرصت فروپاشی امپراطوری روسیه تزاری ) در بستر ضعف حکومت مرکزی و با هویت اسلامی شکل گرفت . این جریان که در پی نابسامان های پس از مشروطه و در زمان جنگ جهانی اول آغاز شد ، در دوران پس از کودتای 1299 نیز ادامه یافت و سرانجام توسط رضاخان سرکوب شد . &amp;lt;ref&amp;gt;[http://irandidban.com/fa/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87/7886-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85(8) ایران دیدبان -مجاهدین از پیدایی تا فرجام]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب ایلات و عشایر ==&lt;br /&gt;
نیروهای رضاشاه پهلوی با زور، پاره­ کردن و سوزاندن چادرسیاه ایلات و کتک‌زدن افراد خانواده‌ها، عشایر را مجبور به اسکان کردند. در برخی موارد عشایر از ترس قزاق­‌ها پارچه‌های سفید کتانی روی چادرسیاه خود می‌کشیدند تا برای چند روزی هم که شده از شر آن‌ها در امان بمانند. این کار موقتی بود و مأموران اسکان دست بردار نبود؛ تا این‌که همه طوایف را در مکان­‌هایی مشخص یک‌جانشین کردند. با کوتاه کردن دست عشایر از مراتع و چراگاه­‌های مختلف در ییلاق و قشلاق، بسیاری از احشام آن‌ها تلف شدند. در این راستا، حکومت رضاشاه با به‌کار بردن شیوه­‌های خشن، نظامی و بسیج‌شدن دستگاه‌های اداری اجرایی و نظامی انتظامی برای اجرای سیاست اسکان عشایر، این سیاست در نهایت با موفقیت نسبی اجرا شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.haadi.ir/News-512 پایگاه دانش پژوهی هادی -سرکوب و برخورد نظامی؛ برنامه‌ی رضاخان برای ایلات و عشایر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران دیکتاتوری رضاشاه ==&lt;br /&gt;
بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵  با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد. و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش ، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه)از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند.  علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتا با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تائید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند.  به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی (مانند گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروه ۵۳ نفره ==&lt;br /&gt;
«53 نفر» یا «گروه ارانی» یکی از جریان‌های اجتماعی «چپ» در دوره‌ی پهلوی است. مراد از اندیشه‌ی «چپ» عموم مکاتب «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» است که در ابعاد مختلف «حیات اجتماعی» تئوری‌پردازی کرده‌اند. فعالیت این گروه، که با نام «تقی ارانی» عجین شد، به طور مشخص در بهمن 1312ش. با انتشار اولین شماره‌ی مجله‌ی «دنیا» نمایان شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند سال فعالیت فکری و فرهنگی، سرانجام گروه مورد نظر در اردیبهشت 1316 در یک سری بازداشت‌های زنجیره‌ای و نقض «قانون منع فعالیت‌های اشتراکی» دستگیر و روانه زندان شدند. «ارانی» در زندان درگذشت. تعدادی از افراد گروه نیز راه و مسیر خود را عوض نمودند و مرام جدیدی اخذ کردند، ولی اغلب 53 نفری که به جرم کمونیست بودن بازداشت بودند، بعد از سقوط رضاشاه آزاد شدند و جهت تشکیل یک حزب و تشکیلات جدید گرد آمدند&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/704457/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-53-%D9%86%D9%81%D8%B1/ راسخون -واقعیت‌هایی درباره‌ی 53 نفر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف حجاب در دوره رضاشاه ==&lt;br /&gt;
اوایل خرداد سال 1314 رضاشاه هیأت دولت را احضار نمود و گفت: « ما باید صورتاً و سنتاً غربی بشویم و در قدم اول باید کلاه تبدیل به شاپو بشود و پس فردا که افتتاح مجلس شوراست همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس کلاه را به شیوه غربی ها بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن ها نمود و چون برای عامه مردم دفعتا مشکل است اقدام کنند شما وزرا و معاونین باید پیش قدم بشوید و هفته ای یک شب با خانم های خود در کلوپ ایرانی مجتمع بشوید. » &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه به حکمت دستور داد که در مدارس زنانه معلم ها و دخترها باید بدون حجاب بشوند و همچنین زن هایی که مایل به خدماتی از قبیل ماشین نویسی باشند در ادارات مشغول به کار شوند بنابراین حمایت ضمنی از زنان بدحجاب به قبل از کشف حجاب رسمی بر می گردد. &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5974805/ باشگاه خبرنگاران جوان -چرا رضاخان اصرار بر کشف حجاب داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در روز هفدهم دي ماه 1314 براي اعطاي گواهينامه فارغ‌ التحصيلان به دانشسراي عالي رفته بود، در حالي كه ملكه ايران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباس‌هاي اروپايي به تن كرده بودند، طي نطقي از كشف حجاب و پيشرفت زنان سخن گفت .بدين سان از فرداي آن روز، بر سر كردن چادر در خيابان‌هاي تهران ممنوع شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تصویب این قانون اعتراضات  و مخالفتهاي گسترده‌ي مردمي را نيز در سراسر كشور و در شهرهايي نظير قم، اصفهان و شيراز در پي داشت كه مهم‌ترين نمونه آن قيام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی -][http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&amp;amp;ArticleID=309 مباني كشف حجاب]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقداماتی که رضاشاه انجام داد ==&lt;br /&gt;
رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لغو کاپیتولاسیون &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسکان عشایر &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاسیس دادگستری &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاسیس بانک ملی ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساخت راه‌آهن سراسری ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جاده‌سازی در کشور &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشف حجاب &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس دانشگاه تهران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گسترش صنایع &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تأسیس فرهنگستان ایران &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵ &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== املاک و داراییهای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
تلاش مصرانه‌ رضا شاه برای دست یافتن بر همه زمین‌های کشاورزی و باغات محله دربند که بعدها به نام سعدآباد آوازه‌ای بیکران یافت، او را به یک زمین‌دار حریص تبدیل کرد. سربازی که در ابتدای شهرت با قرض و قسط خانه‌ای متعارف برای خود در مرکز شهر تهران بنا کرده بود. اینک چنان زمین‌خواری شده بود که میل داشت سراسر ایران را به نام خود قباله کند. در طول مدتی کمتر از پانزده سال رضاشاه به عنوان ثروتمندترین پادشاه آسیا و مالک هزاران هکتار زمین مزروعی و مرتع شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 بالغ بر 44000 سند مالکیت املاک حاصلخیز گیلان، مازندران، گرگان، گنبد، آذربایجان شرقى و دیگر نقاط کشور (لرستان، شمال خوزستان، کرمانشاهان، کرمان، مناطق جنوبی تهران بویژه ورامین، تمامی هتل های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران)که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، تقدیم &amp;quot;اعلیحضرت قوى شوکت&amp;quot; گردید و در &amp;quot;دفتر اسامى املاک اختصاصى ذات اقدس شاهنشاه&amp;quot; جزو املاک رضاخان درآمد. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین دار در سراسر جهان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; ساختمان کاخ شهرى علیاحضرت ملکه، ساختمان دو کاخ بزرگ والاحضرت شمس و والاحضرت اشرف پهلوى در شهر تهران، ساختمان کاخ ییلاقى والاحضرت همایونى ولایتعهد، کاخ ییلاقى والاحضرت شاهدخت شمس پهلوى و استخر و میدان تنیس، کاخ ییلاقى والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوى و استخر و میدان تنیس، دو کاخ ییلاقى والاحضرت شاهپورها، مهمانخانه‏ هاى جدید آبعلى و دربند و مبارک‏آباد و گچسر و کلیه لوازم و اثاث آنها که همگی از بودجه شهردارى تهران ساخته شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/205580/%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%83-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86 تبیان -املاك و دارایی‌های رضا خان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که ملک شخصی رضاشاه بودند ولی هزینه احداث آن ها به وسیله دولت ایران پرداخت شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; سالى 70 میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی12000 لیره اجاره بهای اراضى نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; حدود 200 میلیون دلار موجودی شامل پول نقد، طلا و سهام و اوراق در بانک های لندن، نیویورک، سویس و تورنتو. ( کل بودجه دولت ایران در سال 1303ش حدود 20 میلیون دلار بود و کل گردش پول بانک صادرات و واردات آمریکا صد میلیون دلار)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; مبلغ 236/924/791 ریال (معادل 50 میلیون دلار به ارزش آن زمان) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور که با عنوان &amp;quot;دفتر حساب جارى نمره 1 بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاه&amp;quot; در موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگى نگاهدارى مى‏شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;nowiki&amp;gt;*&amp;lt;/nowiki&amp;gt; بالغ بر 144 منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه دیگر همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‏ هاى درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتى از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافى.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به قول یکى از نمایندگان مجلس عوام انگلستان که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده‏ بود: « رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راههاى ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شهریور ۱۳۲۰و استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
پنجم تیر 1320ـ 4 روز پس از شروع عملیات نظامی گسترده آلمان علیه روسیه ـ دولتهای روسیه و انگلستان طی دستور مشتركی به رضا شاه از وی خواستند تا سریعاً نسبت به اخراج مستشاران آلمانی از ایران اقدام كند. این تصمیم از سوی «سرریدر بولارد» سفیر انگلیس و «اسمیرنوف» سفیر روسیه اتخاذ شده و در ملاقاتی با رضا شاه به وی ابلاغ شد. رضا شاه نیز كه تصور پیروزی آلمان را در جنگ داشت، در پاسخ سفیران انگلیس و شوروی اعلام كرد كه ایران كشور بی طرفی است و فعالیت آلمانی‌ها در ایران هم محدود به كارهای ساختمانی و امور بازرگانی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ٰ28 تیر، اخطار دیگری به ایران داده شد. بالاخره 25 مرداد، یادداشت مشترك انگلیس و روسیه، به منزله اتمام حجت به ایران بود. سرانجام، روز سوم شهریور 1320 سربازان ارتش سرخ از مرزهای شمال و نیروهای انگلیسی از بنادر جنوب به ایران حمله ور شدند و سفیران انگلیس و روسیه صبح همان روز علت این اقدام را طی یادداشتهای جداگانه‌ای به نخست‌وزیر ابلاغ كردند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://article.tebyan.net/131888/%D8%AA%D8%A8%D8%B9%D9%8A%D8%AF%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87 تبیان -تبعیدو مرگ  رضا شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی كه ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتكلیفی سراسر كشور را در برگرفته بود. اوضاع امنیتی كاملاً بی ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها‌ مواد خوراكی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسبهای توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یك چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای كاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم بركناری شاه از مقام فرماندهی كل قوا سخن به میان می‌آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی در سپیده‌ دم 25 شهریور 1320 خبر پیشروی نیروهای روسی مستقر در قزوین به سمت تهران به اطلاع رضا شاه رسید، وی فروغی نخست وزیر را به كاخ احضار كرد و از او خواست تا پیش‌نویس استعفانامه را بنویسد. فروغی استعفا نامه را به امضای شاه رساند و سپس به دستور او رهسپار مجلس شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی كه متن استعفانامه در جلسه مجلس قرائت می‌شد، رضا شاه در راه اصفهان بود. او به خانواده خود كه قبلاً از تهران منتقل شده بودند، پیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید و مرگ رضاشاه ==&lt;br /&gt;
روز 26 شهریور در حالی كه تهران در اشغال نظامیان روس و انگلیس قرار داشت، محمدرضا پهلوی جانشین جوان رضا شاه در مجلس سوگند یاد كرد. در اصفهان نیز رضا شاه به اتفاق خانواده به سوی نائین و یزد حركت كرد. آنها سپس به كرمان و از آنجا به بندر عباس رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هفتم فروردین، رضا شاه و تعداد اندك همراهانش پورت لوئی را با كشتی به سوی دوربان در آفریقای جنوبی ترك كردند. آنان پس از دو ماه در این شهر بندری كه آب و هوای نامساعدی داشت با قطار به مقصد ژوهانسبورگ حركت كردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین ترتیب رضاخان پهلوی، ساعت 5 بامداد روز 26 ژوئیه 1944 (4 مرداد 1323) در شرایطی كه جنگ جهانی دوم به سرعت به نفع انگلیس و روسیه پیش می‌رفت، بر اثر یك حمله قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کشف پبکر مومیایی شده ==&lt;br /&gt;
آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در روز یکشنبه دوم اردیبهشت۱۳۹۷، طی طرح توسعه حرم شاه‌عبدالظیم، یک جنازه مومیایی در اطراف حرم عبدالعظیم  پیدا شده است. این جنازه مومیایی شده در پی حفاری در قسمت جنوب غربی صحن شاه‌عبدالعظیم  پیدا شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براین اساس برخی احتمال می‌دهند که جنازه متعلق به پهلوی اول است که به صورت مومیایی شده در اردیبهشت 1329 به تهران آورده شده و در حرم عبد العظیم حسنی دفن شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این زمینه یکی از مسئولان شهرداری عنوان کرده است که جنازه هنوز در محل کشف شده است و شورای تامین استان در محل کشف مستقر و جابه‌جایی صورت نپذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جسد کشف شده نیز باقی مانده از یک جسد طبیعی است، هیچ جسد مومیایی در این منطقه به دست نیامده است، حتی چهره آن قابل تشخیص نبوده و شایعه پخش شده در خصوص بقایای این جسد صرفا ساخته شده فضای مجازی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روابط عمومی آستان حضرت عبدالعظیم، خبر کشف جسدی مومیایی در این آستانه در شهرری که آن را به رضا شاه پهلوی نسبت می‌دهند را یک شایعه می‌داند&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/02/03/1707741/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%B3%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D8%B2%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D8%AA خبرگزاری تنسیم -آیا مومیایی پیدا شده جسد رضاخان است؟] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84&amp;diff=30337</id>
		<title>اشغال ایران در جنگ جهانی اول</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84&amp;diff=30337"/>
		<updated>2018-05-14T12:53:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;اشغال ایران در جنگ جهانی اول&#039;&#039;&#039; - ششم اسفند ۱۲۹۳ خورشیدی، آغاز حمله و اشغال خاک ایران در جنگ جهانی اول بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ م / ۱۲۹۳ ه ش در اروپا، به زودی شعله‌های آن آسیا را نیز فراگرفت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با وجود اعلام بی طرفی ایران، نیروهای متخاصم انگلیس و روس از نقاط مختلف وارد کشور شدند. جدا از دلایل ژئوپلتیک و منابع حیاتی ایران که برای ادامه جنگ ضروری بود، یکی از دلایل این تعرض به ایران، شکل گیری احساسات همسو با آلمان از طریق یکی از مقامات دربار بود و بریتانیا از بیم وقوع کودتای آلمانی در ایران، نیروهای خود را تا پشت دروازه های پایتخت پیش آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت عثمانی نیز با بهانه تراشی در مورد حضور نیروهای روس در آذربایجان، از مرزهای شمال غرب نیروهای خود را وارد کشور کرده و توقف نقض بی طرفی را به خروج روسیه از آذربایجان موکول کرد. قواي روس در شهرهاي آذربايجان، اردبيل، قزوين و انزلي، حضور داشتند و بخشهايي از جنوب كشور از جمله بوشهر و بندر لنگه نيز در اشغال نيروي انگليس بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین واحدهايي از سربازان انگليسي به همراه نیروهای هندي تحت امر خود از بحرين وارد آبادان شدند و اين شهر را اشغال كردند. عمده ‏ترين توجيه ورود اين نيروي نظامي، ضرورت محافظت از تأسيسات استخراج نفت در منطقه خوزستان بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با انقلاب اکتبر 1917 روسیه، نیروهای روس از ایران خارج شدند و انگلیس برنامه ریزی خود برای پر کردن جای این نیروها را با بزرگ نمایی خطر آلمان ها و عثمانی آغاز کرد و بدین ترتیب انگلیسی ها از سال 1917 ایران را تحت اشغال خود درآوردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.mashreghnews.ir/ مشرق -هولوکاست 9 میلیون ایرانی به دست بریتانیای کبیر] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آشنایی با جنگ جهانی اول ==&lt;br /&gt;
علل جنگ جهانی اول عبارت بود از: رقابت اتریش و روسیه در بالکان؛ اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ دربارهٔ آلزاس ولرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس. اما بهانهٔ شروع جنگ این بود که آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش - مجارستان به دست یک ناسیونالیست صرب به نام پرنزیب در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ در سارایوو بوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که دولت صربستان تحقیقات را قبول نمود ولی با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج عمومی اعلام کرد و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کردند و این اقدام یعنی حمله به یک کشور بی‌طرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://www.beytoote.com/art/decorum/july3-beginning2-war.html بیتوته -28 ژوئیه ؛ آغاز جنگ جهانی اول]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعضای دول متفق و دول محور ==&lt;br /&gt;
در جریان جنگ جهانی اول، عثمانی و بلغارستان به امپراتوری‌های مرکزی (آلمان، اتریش و مجارستان) پیوستند . متفقین (بلژیک، انگلیس، فرانسه، مونته نگرو، روسیه و صربستان) نیز مورد حمایت ژاپن، ایتالیا، پرتغال، رومانی، ایالت متحد آمریکا، یونان و برزیل قرار گرفتند و به عبارت دیگر، اعضای اتفاق سه گانه (انگلیس، فرانسه و روسیه) و اتحاد سه گانه (آلمان، اتریش و ایتالیا) به یکدیگر اعلان جنگ کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ایتالیا از اتحاد سه گانه خارج شد و تا 1915 بی طرف ماند و در همین سال، به متفقین پیوست؛ به این علت که می خواست سرزمین های ایتالیایی زبان را، که در تصرف اتریش بود، به انضمام چند مستعمره در افریقا به دست آورد. عثمانی به طرفداری از آلمان ها برخاست تا  مانع روسیه ازتسلط  بر تنگه های دریای سیاه شود. امریکا در 1917 با قدرت نظامی، ثروت و تجهیزات فراوان، هنگامی به یاری متفقین آمد که نیروهای مرکزی پس از سه سال جنگ تقریباً نابود شده بودند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهمترین صحنه جنگ اروپا در فرانسه بود، آلمانی‌ها از خاک بلژیک گذشتند و به فرانسه حمله بردند. نقشه جنگی ارتش آلمان این بود که برق آسا به فرانسه هجوم ببرد، پاریس را اشغال کند و آن گاه، برای نابود ساختن روسیه بدان کشور حمله ور شود. آلمان سه مرتبه تلاش کرد تا فرانسه را تصرف کند: یکی، در مارن (6 ـ14 سبتامبر 1914)، دیگری در وردن (فوریه 1916) و دوباره درمارن در ژوئیه 1918.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جبهه شرق، روس ها از آلمانی ها به سختی شکست خوردند و هنگامی که در 1917 بلشویک ها بر روسیه مسلط شدند، در شهر برست لیتوفسک عهدنامه ای بستند و از جنگ کناره گرفتند. متفقین کلیه مستعمره های آلمان را در افریقا و خاوردور به تصرف درآوردند و مستملکات عثمانی را در خاورمیانه، یعنی سوریه و عربستان را متصرف شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 شکست نهایی آلمانی ها در 1918 در نتیجه حملات متفقین، به رهبری &amp;quot;مارشال فوش&amp;quot; فرانسوی صورت گرفت و آلمان ناچار خواهان ترک مخاصمه  شد و هنگامی که این کشور در 11 نوامبر 1918 شرایط متفقین را پذیرفت، جنگ جهانی اول به پایان رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیمان ورسای ==&lt;br /&gt;
پیمان ورسای قرار دادی است که در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۱۹ میلادی در کاخ ورسای واقع در حومه پاریس به امضا طرفین درگیر جنگ جهانی اول رسید و رسماً به نخستین جنگ جهانی خاتمه داد هرچند که آتش جنگ در ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ خاموش شده بود. این معاهده در تاریخ ۱۰ ژانویه ۱۹۲۰ به مرحله اجرا گذاشته شد. این قرارداد از مشهورترین قراردادهای تاریخ است و با توجه به پیامدهایی که داشت می‌توان آنرا در زمره تاثیرگذارترین و سرنوشت‌سازترین قراردادهای تاریخ به‌حساب آورد، در این معاهده امپراتوری آلمان باید خلع سلاح می‌شد و به متفقین خسارت می‌پرداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1920، امضاء کنندگان قرارداد ورسای، جامعه ملل را تشکیل دادند. اهداف این سازمان حفظ صلح در سرتاسر دنیا و حل و فصل نمودن اختلاف از طریق مذاکره بجای جنگ بود. جامعه ملل هرگز به ایفای این نقش موفق نگردید. ایالات متحده به این اتحادیه نپیوست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایران در جنگ جهانی اول ==&lt;br /&gt;
جنگ جهاني اول هشت روز پس از تاجگذاري احمد‌شاه آخرين پادشاه سلسله قاجار آغاز شد. مستوفي‌الممالك نخست‌وزير وقت ايران بلافاصله پس از آغاز جنگ، بيطرفي كامل خود را اعلام كرد اما دولتهاي درگير در جنگ، اين بيطرفي را ناديده گرفتند و نيروهاي خود را از هر سو وارد ايران كردند. روسهاي تزاري به فرماندهي ژنرال «باراتف» از بندر انزلي تا اصفهان را ميدان تاخت و تاز خود قرار دادند. عثماني‌ها با حمايت آلمان از مرزهاي غرب كشور تا مركز همدان پيش آمدند و از آنجا راهي قفقاز و مرزهاي روسيه شدند. واكنش متقابل روسيه چنان عثماني‌ها را به عقب راند كه آذربايجان شرقي در بهمن 1293 به اشغال نظاميان روس درآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روسها در مرداد 1294 تا پشت دروازه‌هاي تهران جلو آمدند. پيشروي روسها به سمت پايتخت موجب مهاجرت عده‌اي از نمايندگان مجلس از تهران و تعطيلی مجلس شد. احمد شاه درصدد انتقال پايتخت از تهران به اصفهان برآمد، وزيران مختار روس و انگليس او را از اجراي اين تصميم بازداشتند. روسها به قزوين عقب‌نشيني كردند. در اين مدت رؤساي دولت در تهران تحت فشار بيگانگان مرتباً تغيير مي‌كردند. به طوري كه در عرض يك سال، بعد از استعفاي مستوفي‌الممالك به ترتيب مشيرالدوله، سعدالدوله، عين‌الدوله، مستوفي‌الممالك، و عبدالحسين ميرزا فرمانفرما به رياست دولت منصوب شدند و سرانجام با استعفاي فرمانفرما در دي 1294 (ژانويه 1916) احمدشاه، محمد‌ولي خان سپهدار تنكابني را با لقب سپهسالار به رئيس‌الوزرائي برگزيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همزمان با اين تغيير و تحول در تهران نيروهاي انگليسي وارد جنوب شدند و با پيشروي آنها در صفحات جنوب ايران، در نيمه‌ي اول سال 1916 ايران عملاً تحت اشغال قواي سه ‌كشور بيگانه قرار گرفت: روس‌ها قسمت شرقي آذربايجان و گيلان و مناطق وسيعي را كه شامل قسمت اعظم استان مركزي كنوني وقم و كاشان و نطنز و بخشي از استان اصفهان مي‌شد اشغال كرده بودند و عثماني‌ها آذربايجان غربي و كردستان و كرمانشاه و همدان و بروجرد را تحت سلطه‌ي خود گرفته بودند. بخش مهمي از صفحات جنوب نيز در اشغال انگليسي‌ها بود و حكومت مركزي كه فقط تهران را در اختيار داشت عملاً تابع و مجري سياست روس و انگليس، يعني متفقين آن روز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با آنكه ايران از كانون اصلي جنگ يعني اروپا فاصله زيادي داشت، ولي به يكي از ميدانهاي جنگ تبديل شده بود. ايران در آن زمان با انقلاب مشروطيت مرحله جديدي از تاريخ خود را آغاز كرده بود. انقلابيون صدر مشروطه در تلاش براي آزادي كشور، قطع دست بيگانگان و احياء استقلال و تماميت ارضي و حاكميت ملي كشور بودند. اما عملكرد قواي بيگانه و هجوم آنها به شهرهاي شمالي، جنوبي و غربي كشور، راه هرگونه دستيابي به استقلال و ثبات را از ايران سد كرده بود. در اين ميان وجود شخصيتها و رجالي كه هر كدام از آبشخور يكي از قدرتهاي مداخله‌گر تغذيه مي‌شدند، بليه مضاعفي بود كه حاكميت ملي، تماميت ارضي و استقلال مردم ايران را نشانه گرفته بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://dowran.ir/show.php?id=82014030 دوران -ایران در جنگ جهانی اول]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قراردادهای استعمارگرانه روس وانگلیس ==&lt;br /&gt;
روسيه و انگلستان در خلال جنگ جهاني اول عملاً با انعقاد قراردادهائي ايران را به مناطق تحت نفوذ خود تبديل كرده بودند و ورود نظاميان آنان به داخل كشور كه غالباً با استناد به اين قراردادها صورت مي‌گرفت، سبب شده بود كه دولت مركز حتي در تهران، قدرتي نداشته باشد. يكي از اين توافقنامه‌ها پيمان معروف 1915 بود كه در 28 دي 1293 ميان روسيه و انگلستان به امضا رسيد. اين پيمان كه به فاصله 80 روز پس از اعلام بيطرفي ايران در جنگ به امضاي دو دولت مذكور رسيد، قلمرو نفوذ دو كشور در ايران را بيش از آنچه كه در پيمان 1907 آنان مقرر شده بود، توسعه داد. به موجب اين پيمان دو كشور حقوق و امتيازات ارضي بيشتري براي خود در ايران قائل شدند و هزينه نگاهداري نيروهاي خود در ايران را نيز به گردن دولت تهران گذاشتند. ورود نظاميان روسيه به شهرهاي تبريز، اروميه، همدان، قزوين، زنجان و كرمانشاه كه در زمستان 1293 و در تمام طول سال 1294 صورت گرفت، نتيجه همين توافقنامه بود. روسها اين قرارداد را به بهانه فراهم شدن زمينه مقابله با پيشروي نيروهاي عثماني در ايران امضا كردند. در زمان انعقاد اين پيمان، عثماني‌ها تبريز را در اشغال خود داشتند. انگليسي‌ها نيز متعاقب انعقاد پيمان 1915 در نواحي جنوبي كشور پيشروي‌هاي چشمگيري داشتند و قيام مشهور «دليران تنگستان» در مرداد 1294 نمادي از مقاومت مردم سلحشور جنوب ايران در برابر آنان بود. انگليسي‌ها به نفت خليج فارس چنان چشم دوخته بودند و تحت هيچ شرايطي حاضر نبودند حتي به محاصره  تأسيسات نفتي ايران در بنادر جنوبي كه بر طبق «قرارداد دارسي» به چنگ آنان افتاده بود، پايان دهند. آنان با مشاركت نظاميان هندي تحت فرمان خود در جنوب ايران نيروي نظامي «پليس جنوب» را شكل داده و آن را ابزار اراده خود كرده بودند و روسها نيز در شمال نيروي قزاق را به وجود آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اين ميان گروهي از مهاجرين نيز در كرمانشاه حكومت مستقلي تشكيل داده و خود را تحت حمايت متحدين آن روز يعني آلمان وعثماني قرار داده بودند. رياست حكومت كرمانشاه را رضاقلي‌خان نظا‌م‌السلطنه مافي به عهده داشت. جمعي از ايرانيان مقيم اروپا هم كميته‌اي به نام «ايران آزاد» تشكيل داده و از حكومت نظام‌السلطنه پشتيباني مي‌كردند. مركز اين كميته در برلن بود و سيد‌حسن تقي‌زاده در سمت رياست اين كميته با دولت آلمان رابطه برقرار كرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرداد ماه 1295 (اوت 1916) به دنبال پيشروي نيروهاي عثماني به طرف قزوين، سپهسالار تنكابني از رياست وزراء بركنار شد و ميرزا حسن‌خان وثوق‌الدوله به جانشيني وي انتخاب گرديد. در اين هنگام چون پايتخت در خطر اشغال قواي عثماني قرار داشت وزيران مختار روس و انگليس در تهران به احمدشاه تكليف كردند از تهران خارج شود، ولي شوراي مشورتي كه به درخواست احمد‌شاه از علما و شاهزادگان و اعيان تشكيل شده بود به احمد‌شاه توصيه كرد پايتخت راترك نكند. از سوي ديگر هيئتي از طرف شوراي مشورتي عازم همدان مركز فرماندهي قواي عثماني در ايران شد تا ضمن مذاكره با احسان پاشا فرمانده نيروهاي عثماني از وي تقاضا كنند از حركت قواي عثماني به طرف پايتخت جلوگيري نمايد. اين هيئت كه قوام‌السلطنه و محتشم‌السلطنه و مشاورالممالك در آن عضويت داشتند موفق شد موافقت ژنرال احسان پاشا را به خودداري از اشغال تهران از طرف قواي عثماني جلب نمايد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
  &lt;br /&gt;
سال 1917 در ايران با فعاليت‌هاي تروريستي كميته‌اي به نام «كميته مجازات» در تهران آغاز شد و وحشت زيادي در دلها افكند. به دنبال انقلاب اول روسيه و استعفاي تزار كه در اواخر اسفندماه 1295 روي داد وثوق‌الدوله هيئتي را به رياست يك روزنامه‌نگار جوان به نام سيد‌ضياءالدين طباطبايي به روسيه فرستاد تا درباره‌ي تحولات روسيه تحقيق به عمل آورده و موجبات نزديكي به حكومت جديد روسيه را فراهم آورد. در اين هيئت نمايندگاني از وزارتخانه‌هاي مختلف عضويت داشتند، كه از آن جمله مي‌توان به ميرزا باقرخان مهذب‌السلطنه نماينده‌ي وزارت خارجه و كلنل كاظم خان نماينده‌ي وزارت جنگ و ميرزا يوسف خان مشار اعظم نماينده‌ي وزارت داخله اشاره نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز هشتم خرداد 1296 وثوق‌الدوله به دنبال تشديد فعاليت كميته‌ي مجازات و قتل متين‌السلطنه نماينده‌ي سابق مجلس و مدير روزنامه‌ي عصر جديد، استعفا داد و علاءالسلطنه به جانشيني وي انتخاب گرديد. علاءالسلطنه بعد از انجام انتخابات دوره‌ي چهارم مجلس شوراي ملي استعفا داد و عين‌الدوله به جانشيني وي برگزيده شد. انقلاب دوم روسيه در زمان حكومت وي در ايران روي داد و با روي كار آمدن بلشويكها در روسيه روابط ايران و روسيه وارد مرحله‌ي تازه‌اي شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج نیروهای روسیه از ایران ==&lt;br /&gt;
در اوائل دي‌ماه 1296 ايران وضع آشفته‌اي داشت. بخش اعظم شمال ايران هنوز تحت اشغال سربازان روس بود، ولي با روي كارآمدن حكومت بلشويكي در روسيه بين افسران قشون اشغالي روس بر سر اين كه از حكومت جديد روسيه اطاعت كنند يا نه اختلاف افتاده بود. بخش مهمي از غرب ايران در اشغال عثماني‌ها بود و در جنوب نيروي «تفنگداران جنوب» كه انگليسي‌ها به وجود آورده بودند فرمانروايي مي‌كردند عين‌الدوله كه علاوه بر مشكلات سياست خارجي با بحران شديد مالي و قحطي و گرسنگي در قلمرو حكومت خود روبه رو شده بود، روز 25 دي ماه 1296 استعفا داد و مستوفي‌الممالك به جانشيني وي تعيين گرديد. مستوفي‌الممالك در داخل با همان مشكلات عين‌الدوله دست به گريبان بود، ولي در سياست خارجي با انعقاد قرارداد صلح بين روسيه و آلمان (قرارداد برست ليتوسك) موفقيت بزرگي به دست آورد، زيرا به موجب اين قرارداد روس‌ها مكلف به بيرون بردن نيروهاي خود از ايران گرديدند. البته مستوفي‌الممالك و دولت او در اين موفقيت نقشي نداشتند. تعهد روسيه به تخليه‌ي نيروهاي خود از ايران با فعاليت‌هاي كميته‌ي ايران آزاد در برلن و مراجعات رؤساي اين كميته به دولت آلمان بي‌ارتباط نبود و آلماني‌ها كه فكر مي‌كردند به كمك اعضاي اين كميته در ايران صاحب نفوذ خواهند شد، در قرارداد متاركه‌ي جنگ با روسيه ماده‌اي گنجاندند كه به موجب آن روس‌ها مكلف به تخليه‌ي ايران گرديدند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مستوفي‌الممالك سرانجام در برابر مشكلات داخلي تاب مقاومت نياورد و روز هشتم ارديبهشت 1297 از رياست دولت كناره‌گيري كرد. احمد‌شاه نجفقلي‌خان صمصام‌السلطنه را به جانشيني وي منصوب كرد. ولي دو ماه بعد با مخالفت شديد مردم و بسته شدن بازار و دكاكين بركنار گرديد. احمد‌شاه مجدداً وثوق‌الدوله را به رئيس‌الوزرائي منصوب كرد و اولين كار وثوق‌الدوله در دوره‌ جديد حكومت خود تعقيب و دستگيري اعضاي كميته‌ي مجازات و اعدام سران آنها در ميدان توپخانه بود. دو عنصر اصلي ديگر اين كميته (ابراهيم منشي‌زاده و اسدالله ابوالفتح‌زاده) نيز هنگام فرار كشته شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامي كه وثوق‌الدوله مأمور تشكيل كابينه شد تخليه سربازان روس از ايران در شرف انجام بود. دو ماه بعد از تشكيل كابينه‌ي جديد وثوق‌الدوله جنگ بين‌المللي اول با شكست متحدين پايان يافت و نيروهاي عثماني نيز تا پايان سال 1918 ايران را تخليه كردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جريان 4 سال جنگ اول جهاني، ايران دست كم 15 بار شاهد ظهور و سقوط كابينه‌هاي مختلف كم‌دوام بود و عمر متوسط هر دولت تحت تأثير هرج و مرج سياسي ناشي از جنگ، از 100 روز تجاوز نمي‌كرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انگلیس تنها نیروی اشغالگر در ایران ==&lt;br /&gt;
تخليه‌ي ايران از سربازان روس و عثماني با تقويت نيروهاي انگليسي در ايران و گسترش دامنه‌ي عمليات آنها تا شمال كشور همراه بود و انگليسي‌ها كه مي‌خواستند ايران را بدون رقيب و مزاحم ديگري در اختيار خود بگيرند با امضاي قرارداد جديدي با دولت وثوق‌الدوله قشون و ماليه‌ي ايران را تحت كنترل خود درآوردند. انگليسي‌ها پس از امضاي اين قرارداد، كه به قرارداد 1919 معروف شده است، بدون اين كه منتظر تصويب آن از طرف مجلس شوراي ملي بشوند، مفاد آن را به موقع اجرا گذاشتند و يك هيئت نظامي و يك هيئت مالي به ايران فرستادند، ولي انتشار خبر امضاي اين قرارداد كه ابتدا محرمانه نگاه داشته شده بود با مخالفت شديد افكار عمومي مواجه گرديد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين قرارداد از جمله لكه‌هاي ننگ در روابط زمامداران انگليسي با دولت و ملت ايران به شمار مي‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنگ جهاني اول دنياي جديدي را در برابر مردم ايران گشود و پيروزيهاي اوليه آلمان‌ اميدهائي را در دل آنان ايجاد كرد. آلمان از نظر ايرانيان دولتي استعمارگر نبود و دست كم در روابط با ايران سوابق استعماري نداشت. ايران از 1885 ميلادي با آلمان رابطه سياسي برقرار كرده بود و با ‌آغاز جنگ جهاني اول اين رابطه نزديك‌تر شد. ايرانيان از اينكه مي‌ديدند آلمان با روس و انگليس ـ يعني دو دشمن بد سابقه آنها ـ وارد جنگ شده، شادمان بودند وپيروزي آلمان را به معني پيروزي خود مي‌دانستند. زيرا تلقي عموم اين بود كه با شكست روسيه و انگليس، ايران نيز از قيد نفوذ سياسي و سلطه اقتصادي آنها آزاد مي‌شود. سياستمداران آلمان نيز از اين گرايش استفاده فراواني كردند و فعاليتهاي خود را در ايران گسترش دادند، به آ‌زاديخواهان ايراني نزديك شدند و ايلات و عشاير را بر ضد انگليس شوراندند. آلماني‌ها حتي در برلين ميزبان طيفي از روشنفكران ايراني شدند كه تلاش مي‌كردند تا زمينه نفوذ سياسي آلمان در اركان ايران را فراهم سازند. ولي اين باورها با ورود فرانسه و انگليس و آمريكا به صحنه جنگ و شكست مرحله به مرحله آلمان و عثماني به تدريج رنگ باخت و به يأس تبديل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سالهاي جنگ اول جهاني موجي از قحطي، فقر، گرسنگي، قتل و غارت دامنگير جامعه ايران شده بود. بيماريهاي مسري به ويژه تيفوس در مناطقي كه بيشتر در معرض تاخت و تاز نيروهاي بيگانه بود، بيداد مي‌كرد. .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==  ویرانیهای ایران بیش از کشورهای درگیر جنگ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:قحطی در زمان جنگ جهانی اول.jpg|جایگزین=تصاویر گرسنگی |بندانگشتی|گرسنگی در زمان جنگ جهانی اول ]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:قحطی در جنگ جهانی اول در ایران.jpg|جایگزین=تصاویر قحطی در ایران|بندانگشتی|قحطی در جنگ جهانی اول در ایران]]&lt;br /&gt;
طی سال های 1917 تا 1919 ایران با وجود اعلام بی طرفی در جنگ جهانی اول، بیشترین آسیب را از این جنگ ویرانگر دید و در حدود نیمی از جمعیت کشور قربانی مطامع کشورهای بزرگ و استعمارگر آن دوران شدند. اسناد این قتل عام قریب به 10 میلیون نفری همچنان در ردیف اسناد طبقه بندی شده و سری انگلستان قرار دارد و این کشور هنوز هم از انتشار آن ها ممانعت می کند. گزارش این قتل عام &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کتاب &amp;quot;قحطی بزرگ&amp;quot; نوشته دکتر محمد قلی مجد نوشته شده است که یکی از منابع انگشت شمار موجود درباره هولوکاست 9 میلیون نفری ایرانیان بوده و با استناد به اظهارات شاهدان و برخی اسناد تاریخی در دسترس نوشته شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان آغاز جنگ جهانی اول، وضعیت داخلی ایران بسیار متزلزل بود. اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و سیاسی و مداخله بدون حد و مرز قدرتهای خارجی، ایران را تا آستانه یک دولت ورشکسته پیش برد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تلفات ناشی ازقحطی و گرسنگی  ==&lt;br /&gt;
در دوران اشغال حكومت مركزي صرف نظر از معضلات سياسي، با بحرانهاي متعددی در ابعاد اقتصادي نیز مواجه بود و به دلايل گوناگون از جمله : دخالت بيگانگان، درگيريهاي سياسي جناحهاي حاكم، بي لياقتي و فساد جمعي از دولتمردان، فقر و محروميت توده ‏هاي مردم که به طرز اعجاب‏ انگيري رو به گسترش بود،  اوضاع نابسامان موجود را پيچيده تر كرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همین زمان قحطی در ایران بیداد می کرد و همه روزه کودکان، زنان و سالمندان بسیاری را به کام مرگ می کشاند. نیروهای اشغالگر انگلیس تمامی منابع و تولیدات کشاورزی را برای گذران نیاز نظامیان در جنگ خود، خریداری کرده و احتکار می کردند. عجیب تر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سربازان انگلیسی علاوه بر این بدلیل عدم رعایت بهداشت موجب شیوع بیماری هایی نظیر آنفولانزا و وبا در ایران شدند که بدلیل قحطی و عدم توانایی مردم برای مقاومت در برابر بیماری ها، مبتلایان جان خود را از دست می دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جعفر شهری نویسنده و شاهد این قحطی بزرگ می نویسد: &amp;quot;در همين قحطي نيز بود كه نيمي از جمعيت پايتخت از گرسنگي تلف شده، اجساد گرسنگان در گوشه و كنار كوچه و بازار هيزم‏ وار بر روي هم انباشته شده، كفن و دفن آنها ميسر نمي‏گرديد و قيمت گندم از خرواري 4 تومان به 400 تومان و جو از من 2 تومان به 200 تومان رسيده، هنوز دارندگان و محتكران آنها حاضر به فروش نمي‏شدند.&amp;quot; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمد قلی مجد در کتاب &amp;quot;قحطی بزرگ&amp;quot; خود می نویسد: بر اثر چنین فاجعه عظیمی بود که جامعه ایرانی به شدت فروپاشید و استعمار بریتانیا توانست به سادگی حکومت دست نشانده خود را در قالب کودتای 1299 بر ایران تحمیل کند. مجد چنین نتیجه میگیرد: «هیچ تردیدی نیست که انگلیسیها از قحطی و نسل کشی به عنوان وسیله ای برای سلطه بر ایران استفاده میکردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== احمد شاه بزرگترین محتکر غلات در زمان قحطی بود ==&lt;br /&gt;
بدتر از هر مصیبت دیگر، مشاركت شاه و جمعي از نزدیکان او در احتكار مايحتاج عمومي است كه نشان از بي مايگي و بي اعتنايي به تنگدستي مردم به روزگار اشغال كشورش از سوي اجانب دارد. در اين برهه ميرزا حسن خان مستوفي‏ الممالك با جديت و تلاش فراوان، به رغم درگير شدن با عوامل آشكار و نهان انگليس و روس، با وضع برنامیه اي درصدد نجات هموطنان خود از اين وضع آشفته، مقابله با محتكران و اتخاذ تدابيري براي خريد عادلانه ارزاق عمومي به ويژه گندم، برنج، جو و توزيع آن ميان هموطنان بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يكي از محتكران عمده غلات، احمدشاه جوان بود كه تن به پيشنهاد خريد منصفانه رئيس‏ الوزراي خود نيز نمي‏داد و مقادير زیادی گندم و جو در انبارها ذخيره كرده بود. شاه قاجار در برابر پيشنهادهاي خريد صدراعظم خود اظهار مي‏داشت « جز به قيمت روز به صورت ديگر حاضر براي فروش نيستم». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان قحطی، شکل همه عوض شده و مردم دیگر به انسان شباهتی نداشتند. همه با چشمانی گود افتاده چهار دست و پا می خزیدند و علف و ریشه درختان را می خوردند. هر چه از جاندار و بی جان در دسترس بود به غذای مردم تبدیل شده بود. سگ، گربه، کلاغ، موش، خر و ...&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مشاهدات و گزارش اتباع خارجی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;داناهو افسر شناخته&#039;&#039;&#039; شده اطلاعات نظامی انگلستان و نماینده سیاسی آن دولت در غرب ایران در سالهای 1918 و 1919 درباره قحطی درغرب ایران اینگونه می نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;quot;اجساد چروکیده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومی افتاده اند. در میان انگشتان چروکیده آنان همچنان مشتی علف که از کنار جاده کنده اند و یا ریشه هایی که از مزارع در آورده اند به چشم می خورد؛ با این علفها می خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند. در جایی دیگر، پابرهنه ای با چشمان گود افتاده که دیگر شباهت چندانی به انسان نداشت، چهار دست و پا روی جاده جلوی خودرویی که نزدیک می شد می خزید و در حالی که نای حرف زدن نداشت با اشاراتی برای لقمه نانی التماس می کرد.&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سرگرد داناهو&#039;&#039;&#039; در خاطرات خود می گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بریتانیایی ها در تأمین آذوقه مردم همدان هم بسیار ضعیف عمل کردند. به گفته داناهو: در این زمان شمار مرگ و میر به علت گرسنگی افزایش یافته بود و نان که تنها غذای فقرا و وعده اصلی غذای آنان به شمار می آمد به شدت گران شده و به 14 قران در هر من رسیده بود. همدان به شهر وحشت تبدیل شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;«جان لارنس کالدول»&#039;&#039;&#039; وزیر مختار آمریکا در ایران ؛ در گزارشی با عنوان «فقر و رنج در ایران» به تاریخ 4 اکتبر 1917 به تشریح قحطی فزاینده پرداخته و می‌نویسد: «کمبود مواد غذایی، بویژه گندم و انواع نان، سراسر ایران بویژه مناطق شمالی و حاشیه‌ای و نیز تهران را چنان در برگرفته که پیش‌ از آغاز زمستان، فقر و رنج وسیعی پدید آمده است. تردیدی نیست که زمستان امسال مرگ و گرسنگی چند برابر خواهد شد... حتی در این موقع از سال، قیمت ارزاق به بالاترین حد خود طی چندین سال گذشته رسیده و کمبود غله و میوه‌جات حقیقتا هشداردهنده است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کالدول در تلگرافی به تاریخ 22 ژانویه 1918، چنین گزارش می‌کند: «در شهر‌های گوناگون به امداد فوری نیاز است. روزانه چندین مرگ گزارش می‌شود. در ولایاتی که دولت ایران قیمت‌های خاصی را تعیین کرده حجم محدودی از گندم، برنج و دیگر مواد غذایی را می‌توان خرید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سخت‌ترین مشکل، تأمین امکانات دارویی و پزشکی است. واردات مواد غذایی اگر غیرممکن نباشد بسیار سخت است. قیمت‌ها گزافند، گندم هر بوشل 15 تا 20 دلار... مردم و مقامات مسؤول با هم همکاری می‌کنند اما موضوع از توان آنها به تنهایی خارج است. سازمان‌های محلی ماهانه 20 هزار دلار در تهران هزینه می‌کنند اما این مقدار تنها نیاز 10 درصد نیازمندان شهر را پاسخ می‌دهد. در دیگر ولایات نیز شرایط به همین منوال است». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کالدول در اول فوریه 1918 اینگونه تلگراف می‌زند: «مشکل قحطی کاهش نیافته است». کالدول در گزارش مطبوعاتی دیگری برخی اخبار قحطی را در اختیار مطبوعات قرار می‌دهد. در 14 فوریه 1918، دکتر ساموئل جردن، رئیس کالج آمریکا در تلگرافی چنین می‌نویسد: «تنها در تهران 40‌هزار بینوا وجود دارد. مردم، مردار حیوانات را می‌خورند. زنان نوزادان خود را سر راه می‌گذارند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بهار 1918، قحطی شدت گرفت. در اول مارس 1918، کالدول تلگراف زیر را مخابره کرد: &amp;quot;کابینه به علت اوضاع سیاسی و قحطی استعفا می دهد.&amp;quot; در شانزدهم مارس 1918، شولر دبیر کمیته امداد آمریکا در ایران به چارلز ویکری در نیویورک چنین تلگراف می زند که: &amp;quot;وضع نگران کننده اضطراری ادامه دارد. صدها نفر مرده اند. غذای نزدیک به بیست هزار نفر در تهران تامین شده اما کارهای امدادی به مشهد، همدان، قزوین، کرمانشاه و سلطان آباد نیز تسری یافته است.&amp;quot; در 17 آوریل کالدول تلگراف می زند که: &amp;quot;گرسنگی شدت گرفته و ناآرامی در شمال غرب ایران افزایش یافته است.&amp;quot; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نامه ای از سوی کالدول چنین توصیف شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این اوضاع اسفبار بهار 1918 هزاران نفر که کمک به آن ها میسر نشد به علت گرسنگی و بیماری به ویژه در تهران، مشهد و همدان جان خود را از دست دادند. اطلاعات موثق حاکی از آن است که فلاکت و گرسنگی چنان مهیب است که صدها نفر از مردم از علف و حیوانات مرده تغذیه کرده اند و حتی گاه از گوشت انسان ها نیز خورده اند...فلاکت گسترده حتی بر شهرهای کوچک و هزاران روستای ایران حاکم بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما دسترسی به این اماکن به سبب فقدان تسهیلات حمل مواد غذایی به این نواحی دور افتاده کوهستانی و متروک تقریبا غیرممکن است. به نظر می رسد ایرانیان اصیل به دیدن مرگ درفجیع ترین شکل آن، یعنی مرگ در اثر گرسنگی، عادت کرده اند. و حتی خارجیان اینجا تا حدودی به سبب مشاهده فلاکت فراگیر در مقابل آن مقاوم شده اند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;گزارش های وایت و ساوترد&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ماه آوریل 1918، فرانسیس وایت دبیر سفارت آمریکا از بغداد به تهران سفر می کند. کالدول می نویسد: &amp;quot; مفتخرا به ضمیمه، یادداشت دبیر سفارت را که حاوی اطلاعاتی است که نامبرده طی سفر خود از بغداد به تهران گردآوری کرده و ممکن است مورد علاقه آن وزارتخانه قرار گیرد، ارسال می کنم.&amp;quot; وایت وضع گرسنگی را چنین تشریح می کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سرتاسر جاده ها کودکان لخت دیده می شوند که فقط پوست و استخوان اند. قطر ساقهایشان بیش از سه اینچ نیست و صورتشان مانند پیرمردان و پیرزنان هشتاد ساله تکیده و چروکیده است. همه جا کمبود دیده می شود و مردم ناگزیرند علف و یونجه بخورند و حتی دانه ها را از سرگین سطح جاده جمع می کنند تا نان درست کنند. در همدان چندین مورد دیده شد که گوشت انسان می خورند و دیدن صحنه درگیری کودکان و سگها بر سر جسد و یا بدست آوردن زباله هایی که به خیابان ها ریخته می شود عجیب نیست.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قحطی 1917؛ بزرگترین فاجعه تاریخ ایران ==&lt;br /&gt;
قحطی بزرگ ایران در سالهای 1917 تا 1919 از حمله مغول در قرن سیزدهم میلادی نیز بسیار عظیم تر بوده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از گزارش‌های مطبوعات آن زمان کاملا روشن است که در تابستان 1917 ایران در آستانه قحطی قرار داشت و برداشت محصولات تنها وقفه‌ای کوتاه در آن ایجاد کرده بود. روزنامه ایران در 18 اوت 1917 چنین گزارش می‌دهد: «بر اثر تلاش‌های دولت، هم‌اکنون مقدار قابل توجهی غله در حال ورود به شهر است و دیروز قیمت جو در هر خروار از 35 تومان به 30 تومان کاهش یافت». اما این تسکینی گذرا بود. روزنامه ایران در 21 سپتامبر 1917 می‌نویسد: «نبود غله دارد در سراسر ایران قحطی به وجود می‌آورد. تاثیر کمبود غله بویژه در کاشان مشهود است و هیچ ترفندی نمی‌تواند اوضاع را بهتر کند، زیرا حمل غله از قم یا سلطان‌آباد به کاشان ممنوع است و مازاد غله این مناطق به شهرهای شمالی ارسال می‌شود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== گرسنگی فراگیر در تمام نقاط ایران ===&lt;br /&gt;
مجد در کتاب خود با اشاره به تلگراف ها و مکتوبات موجود و همچنین روزنامه های آن روز از فراگیر شدن قحطی در تمام نقاط کشور اینگونه می نویسد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ژانویه 1918، کارد به استخوان رسید. در گزارش روزنامه رعد در یازدهم ژانویه 1918 چنین آمده است: «به گزارش نظمیه، هفته گذشته 51 نفر بر اثر گرسنگی و سرما در خیابان‌های تهران جان باخته‌اند». در همین مقاله به اقدامات امدادی انجام گرفته برای مقابله با قحطی در تهران اشاره شده است: «تا پایان دسامبر، کمیته مرکزی صدقات اقدامات زیر را برای فقرای شهر به انجام رسانده است: اختصاص باغ اعتماد حضور با اتاق‌های زیاد و با اسباب و اثاثیه مورد نیاز و گرمایش برای اقامت مستمندان، اختصاص باغ مجزایی برای زنان مستمند و کودکان، پناه دادن به یک‌هزار نفر ایجاد یک حمام برای آنها، تأمین البسه مورد نیاز، تأمین جیره روزانه برای چای، آش و برنج، معالجه بیماران، نگهداری از زنان باردار و تأمین شیر نوزادان یتیم، تأسیس یک مریضخانه 30 تختخوابی، ایجاد کارخانه‌ای برای قالیبافی زنان و کودکان که تاکنون 8 دستگاه دار قالیبافی در حال کار در آن مستقر شده است و تعیین معلمی برای تعلیم علوم دینی به کودکان». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رعد در بیستم ژانویه درباره بیماری و گرسنگی می‌نویسد: «در چند روز گذشته تعدادی بر اثر وبا در بارفروش و دیگر نقاط نزدیک دریای خزر درگذشته‌اند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رعد در 28 ژانویه درباره اوضاع قم می‌نویسد: «اوضاع شهر قم از نظر مواد غذایی اسفبار است. طی هفته گذشته، بیش از 50 نفر بر اثر گرسنگی و سرما جان باخته‌اند و تعدادی از آنها هنوز دفن نشده‌اند. برخی از مردم برای غذایشان تنها خون گوسفند در دسترس دارند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این روزنامه در شماره 29 ژانویه درباره پیشنهاد گشایش نانوایی‌های دولتی در تهران می‌نویسد: «دولت بنا دارد 20 دکان نانوایی برای فروش نان ارزان به فقرا باز کند و نانوایان دیگر هم می‌توانند به هر قیمت که بخواهند نان بفروشند». رعد در 5 فوریه 1918 درباره آمار مرگ و میر در خیابان‌های تهران می‌نویسد: «حاکم تهران به وزارت داخله گزارش داده است، طی 20 روز گذشته تعداد مردگان بویژه به‌خاطر قحطی در تهران به 520 نفر رسیده است، یعنی به‌طور متوسط در هر روز 36 نفر».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک شاهد عینی ایرانی در خاطراتش شمار افرادی که در سال نخست قحطی در تهران به علت گرسنگی جان خود را از دست دادند دست کم سی هزار نفر می داند و می گوید اجساد در کوچه ها و خیابانهای پایتخت پراکنده بودند. به علاوه، در مرده شویخانه نیز اجساد روی هم انباشته شده و در گورهای دسته جمعی دفن می شدند. هر جا که قحطی از بین می رفت، وبا و تیفوئید شروع می شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== نبودن دولت مقتدر ؛تشدید کننده احتکار و گرانی ====&lt;br /&gt;
طی تابستان و پاییز 1918، به رغم محصول خوب، قحطی با همان شدت ادامه یافت. کالدول در تاریخ 22 ژوئن 1918، در مورد بهای اقلام ضروری در فصل برداشت محصول چنین گزارش می دهد: &amp;quot; گندم برای هر بوشل 12 – 15 دلار، جو ؛هر بوشل 7 -9 دلار و برنج هر پوند 55 سنت... بود. از دیدگاه کالدول این قیمتها حاکی از کمبود آذوقه و قحطی در فصل برداشت محصول ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کالدول سپس در صدد یافتن علل افزایش قیمت ها بر می آید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح موقعیت دوگانه طبقه فقیر ایران که در میان انبوه محصول دچار گرسنگی بودند به این توضیح نیاز دارد. صرف نظر از ذخایری که قشون خارجی در ایران خریداری کردند، محصول 1917 احتمالا برای تامین آذوقه جمعیت کشور کافی بود، اما به علت نبود دولت مقتدر و در حقیقت به دلیل نبود هیچ دولتی، محصولات محدود گندم و جو را که اقلام اصلی غذای فقراست، انبار و احتکار کردند تا قیمت ها بشدت افزایش یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== کاهش جمعیت ایران 1914 – 1919 =====&lt;br /&gt;
مقایسه جمعیت ایران بین سال های 1914 و 1919 حاکی از آن است که حدود ده میلیون نفر طی این سال ها به علت قحطی و بیماری جان خود را از دست دادند. بر خلاف ادعای برخی نویسندگان قبل از جنگ جهانی اول، که جمعیت ایران را فقط ده میلیون نفر اعلام کرده اند، ادعایی که برخی از نشریات انگلیسی در دهه های 60 تا 70 تکرار کرده اند، جمعیت واقعی ایران دست کم نزدیک به 20 میلیون نفر بوده است. و در سال 1919 این رقم به 11 میلیون رسید. چهارسال طول کشیده بود تا ایران به جمعیت سال 1914 رسید و تا پیش از سال 1956 جمعیت ایران به این رقم نرسید. قحطی سال های 1917 – 1919 به یقین بزرگترین فاجعه تاریخ ایران و شاید فجیع ترین نسل کشی قرن بیستم بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بازیابی جمعیت پس از 40 سال ==&lt;br /&gt;
پس از این قحطی چهل سال طول کشید تا ایران به جمعیت 1914 خود بازگردد. چارلز سی هارت سفیر آمریکا جمعیت ایران در سال 1930 را 13 میلیون نفر تخمین زده است. در سرشماری سال 1956 بود که جمعیت ایران به بیش از 20 میلیون نفر رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قحطی در ایران در سالهای 1917 تا 1919 یکی از بزرگترین قحطی های تاریخ بود و بدون تردید بزرگترین فاجعه ای است که ایران به آن مبتلا شد. تنها نکته بسیار روشن در این فاجعه، قربانی شدن ایران &amp;quot;بیطرف&amp;quot; در جنگ جهانی بود. هیچ یک از طرف های متخاصم خواه به صورت نسبی و خواه مطلق، تلفاتی با این وسعت متحمل نشدند. فاجعه ای که منجر به فروپاشی جامعه ایرانی، تثبیت تسلط استعمار بریتانیا بر ایران،  تشکیل حکومت های وابسته به بریتانیا و کودتا علیه دولت های منتخب مردمی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D9%85&amp;diff=30336</id>
		<title>اشغال ایران در جنگ جهانی دوم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D9%85&amp;diff=30336"/>
		<updated>2018-05-14T12:46:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt; &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اشغال ایران در جنگ جهانی دوم&#039;&#039;&#039; :در 3 شهریور  1320، نيروهاي متفقين شامل انگلیس و شوروی بدون توجه به بی طرفی ایران از جنوب و غرب و از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند به سمت تهران آمدند.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه در آن زمان بهانه‌ متفقين براي حمله وجود عده‌اي جاسوس آلماني در ايران عنوان شد اما حوادث بعدی نشان داد اشغال ایران بخشی از نقشه جنگی متفقین علیه هیتلر بوده است. چرچیل بعدها در این باره در خاطرات خود نوشته است:‌ لزوم ارسال انواع و اقسام ساز و برگ و مهمات براي شوروي از يك طرف و اشكالات روزافزون راه اقيانوس منجمد شمالي و نقشه‌هاي استراتژيكي متفقين در آينده از طرف ديگر بيش از پيش ما را بر آن مي‌‌داشت كه براي استفاده كامل از ايران به منظور ارتباط با شوروي اقدام فوري معمول داريم چاههاي نفت ايران به منزله‌ عامل مهمي در جنگ به شمار مي‌رفت عده‌ كثيري از آلمانيها در تهران استقرار يافته و جبهه‌ آلمان در ايران روز به روز بهتر مي‌شد به هم خود در نقشه‌‌ي شورش در عراق و اشغال سوريه از طرف انگليس و فرانسه كه در فاصله‌ي كمي صورت گرفت ،‌نقشه‌هاي هيتلر را در خاورميانه مواجه با اشكالات بسيار نمود. بنابراين ما از موقعيت استفاده كرده و بر آن شديم كه به روسها دست اتحاد بدهيم و به اتفاق مبادرت به لشكر كشي به ايران کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با یورش متفقین تمامي راه‌هاي كشور به خصوص خطوط راه آهن و شوسه تحت كنترل نيروهاي اشغالگر در آمد. نيروي كار ايراني براي تهية تداركات ارتش‌هاي درگير در جنگ با نازل‌ترين دستمزد به كار گرفته شدند. منابع نفتي كشور غارت شد و بحران غذايي در كشور به اوج خود رسيد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://www.bartarinha.ir/fa/news/239446/ راه برترینها -اشغال ایران در جنگ جهانی دوم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام بی طرفی ایران در جنگ جهانی دوم ==&lt;br /&gt;
ایران در شروع جنگ جهانی دوم اعلام بی طرفی کرد. محمود جم در بیانیه ای رسمی بی طرفی ایران را نسبت به دو طرف درگیر در جنگ اعلام کرد که بخشی از متن بیانیه که در تاریخ۱۱ شهریور ۱۳۱۸ منتشر شد به این شرح است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این موقع که متاسفانه شعله  جنگ در اروپا مشتعل گردیده است دولت شاهنشاهی ایران به موجب این بیانیه تصمیم خود را به اطلاع عموم میرساند که در این کارزار بی طرف مانده وبی طرفی خودرامحفوظ می‌دارد» زیرا به اعتقاد رضاشاه «ایران نه بدان اندازه قدرتمند بود که بتواند در جنگ شرکت کند و نه تا آن حد ضعیف بود که اجازه دهد حقوقش پایمال گردد.» ازاین‌رو «یک سیاست بی‌طرفی برای ایران ضرورت داشت و برای قدرتهای متحارب نیز ارزشمند بود.» متعاقب بیانیه محمود جم، علی‌اصغر حکمت، وزیر کشور، نیز به اتباع بیگانه آگاهی داد که از ابراز هرگونه احساساتی که منافی بی‌طرفی کشور ایران باشد جداً خودداری نمایند. خبرگزاری پاریس نیز در دوازدهم شهریور 1318.ش خبر بی‌طرفی ایران را مخابره کرد. همچنین مظفر علم، وزیر امورخارجه، در سیزدهم شهریور مراتب بی‌طرفی ایران را به اطلاع سفارت‌خانه‌های مستقر در تهران رسانید. جالب اینجاست که آلمان و انگلستان هر دو از این موضع استقبال کردند؛ زیرا انگلستان به دلیل درگیری‌اش در منطقه دیگر توانایی برقراری امنیت را در این منطقه نداشت. استدلال وزارت امورخارجه آلمان نیز از بی‌طرفی ایران چنین بود: «باتوجه به پیوند نزدیک ترکیه با انگلستان و فرانسه چنین به‌نظر می‌آید که آنچه از لحاظ سیاسی اهمیت ویژه‌ای یافته، آن است که فعلا به تقویت ایران در بی‌طرفی کاملش ادامه داده شود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/161078 راسخون -ايران در جنگ جهاني دوم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علل ایجاد رابطه رضاشاه با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
در تعادل سیایی آن دوران آنچه باعث نگرانی ایران  شده بود انعقاد پیمان عدم تعرض میان شوروی و آلمان در بیست‌وسوم اوت 1939.م بود که طی آن هیتلر و استالین بر سر تقسیم اراضی لهستان و کشورهای بالتیک به توافق رسیده بودند و ایران پیش‌‌بینی می‌کرد که شاید شوروی طی یک تفاهم محرمانه با آلمان درصدد برآید موقعیت مسلط خود را بر ولایات شمالی ایران احیا کند. به‌همین جهت رضاشاه بر آن شد به‌منظور کسب حمایت نظامی و اقتصادی به انگلستان روی آورد. از دهه 1310 به بعد، مبنای مبادلات سیاسی ــ اقتصادی ایران بر کشور آلمان استوار گردیده بود و با ظهور هیتلر، رهبر حزب ناسیونالیست در ژوئیه 1933.م/1311.ش، روابط میان دو کشور وارد مرحله جدیدتری گردید. آلمانی‌ها تبلیغات وسیعی در مورد اشتراک نژاد آریایی دو ملت ایران و آلمان و مشابهت هدفهای ملی دو کشور در مبارزه با کمونیسم و امپریالیسم آغاز کرده، محبوبیت بسیاری در میان ایرانیان به‌دست آورده بودند. اما با پیمان عدم تعرض میان آلمان و شوروی (1318.ش/1939.م)، آلمانیها، به پیروی از خط‌مشی هیتلر، در جهت کاهش نفوذ انگلستان و افزایش نفوذ شوروی در ایران تلاش کردند و حتی نفوذ خود را در ایران در درجه دوم اهمیت قرار دادند؛ هدف هیتلر از این کار این بود که استالین را از توجه به اروپای شرقی منحرف سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن هنگام، در نظر انگلستان، جلوگیری از نفوذ کمونیسم شوروی و حفظ لوله‌های نفتی جنوب به مراتب از خطر فاشیسم آلمان مهم‌تر بود، &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روسها در مقابل حملات برق‌آسای ارتش آلمان، به اسلحه، مهمات و دارو احتیاج مبرمی داشتند و انگلیسی‌ها نیز می‌خواستند، به هر قیمتی شده، خطوط ارتباطی بین خلیج‌فارس و سرحد شوروی را حفظ کنند . بدین‌ترتیب شوروی و انگلیس بر ضد دشمن مشترک در دوازدهم ژوئیه 1941.م/1320.ش معاهده‌ای بستند که طی آن دو دولت متعهد شده بودند: اولاً برای متارکه جنگ با آلمان، بدون رضایت طرف دیگر هیچ‌گونه مذاکرات جداگانه‌ای ننمایند، ثانیاً هرگونه کمک نظامی را در جنگ با دشمن مشترک، به یکدیگر برسانند. در این زمان مساله رساندن اسلحه و مهمات به جبهه روسیه مطرح شد و انگلیسی‌ها راه ایران را پیشنهاد کردند که مطمئن‌ترین و کوتاه‌ترین راه بود و راه‌آهن آن از خلیج‌فارس به بحر خزر بهترین وسیله نقلیه به‌شمار می‌رفت. روسها ابتدا در مورد حمله به ایران، به جهت اینکه این کشور دارای ارتش مدرن و مجهزی بود، تردید کردند، اما انگلیسی‌ها به آنان اطمینان دادند که در ظرف چند روز، به از بین بردن مقاومت ارتش ایران و اشغال کشور موفق خواهند شد و به‌این‌ترتیب در هفدهم ژوئیه 1941.م/1320.ش در مورد حمله به ایران میان نمایندگان دو کشور توافق به وجود آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات رضاشاه و واکنش دولتهای روس و انگلیس ==&lt;br /&gt;
ٰرضاشاه  با اتکا به ارتش 127هزار نفری، اعلام بی‌طرفی ایران و برکناری دکتر متین دفتری در ژوئیه 1940.م/1319.ش و گماردن رجب‌علی منصور، که به محافظه‌کاری شهرت داشت، امیدوار بود که دو دولت همسایه، در امور دولت بی‌طرف ایران مداخله نکنند. اما در این زمان یگانه دستاویز انگلیسیها برای حمله به ایران کماکان حضور ستون پنجم آلمان در این کشور بود؛ بولارد در چهارم ژوئن 1941.م/ چهاردهم خرداد 1320.ش از دولت منصور خواست فعالیتهای پنهانی عوامل آلمان را در ایران متوقف نماید. وی در اول ژوئیه 1941/دهم تیر 1320 در دیداری با منصور از او خواست به‌فوریت به اخراج چهارپنجم آلمانی‌های شاغل در ایران اقدام نماید.  اما دولت ایران جواب داد که کارشناسان آلمانی برای خدمات و صنایع ایران ضروری هستند و دولت ایران به‌سرعت نمی‌تواند جانشینی برایشان پیدا کند، از طرفی تعداد آنها چندان زیاد نیست و دولت ایران بر آنها نظارت می‌کند، اما متفقین که قبلاً در مورد حمله به ایران به توافق رسیده بودند، مشغول تدارکات نظامی گردیدند.&lt;br /&gt;
در ششم اوت 1941.م/ بیست‌وپنجم خرداد 1320.ش، سفارت انگلستان، طی یادداشتی ده ماده‌ای خطاب به دولت ایران، مجدداً در مورد حضور و فعالیت آلمانیها در ایران هشدار داد و به تبع آن شوروی نیز در همین روز تذکاریه‌ای مبنی بر کاستن تعداد آلمانیها در ایران و کوتاه کردن دست آنها از امور، برای دولت ایران فرستاد. درواقع دو دولت با این یادداشتها به ایران اولتیماتوم داده بودند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نامه هیتلر به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نامه هیتلر به رضا خان.jpg|جایگزین=اسکن نامه هیتلر به رضا شاه |بندانگشتی|نامه هیتلر به رضا شاه]]&lt;br /&gt;
در همان ایامی که فشار متفقین برای خروج اتباع آلمان روی رضاشاه زیاد شده بود؛ یادداشت سومی از دولت آلمان به دست رضاشاه رسید که حاوی پیام هیتلر به رضاشاه بود. پیشوای آلمان در پیام خود از مقاومت ایران در برابر فشار متفقین و پیروی از سیاست بی‌طرفی اظهار خوشوقتی نموده، و اظهار کرده بود که به عقیده او این دوره فشار، طولانی نخواهد بود، چراکه نیروهای آلمان در خاک اوکراین پیشروی نموده و به نواحی شمال جزیره کریمه رسیده‌اند و قصد دارند تا پاییز، قسمتهای دیگری از خاک روسیه را اشغال کنند و آخرین مقاومت روسها را نیز درهم شکنند، در ضمن اطمینان داده بود که تلاشهای انگلیس برای ایجاد خط دفاعی در قفقاز به لحاظ تفوق نیروهای آلمان محکوم به شکست است و دولت آلمان امیدوار است تا سپری شدن این دوره کوتاه، دولت ایران با تمام قوا در مقابل فشار متفقین مقاومت نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه، که در وضعیت بسیار دشواری قرار گرفته بود و از همه‌سو تحت فشار قرار داشت، تنها راه چاره را سیاست دفع‌الوقت و حفظ وضع موجود دانست تا به مرور زمان نتیجه جنگ روشن شود و او بتواند تکلیف خود را با دول متخاصم روشن نماید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام رادیو و جراید انگلستان و شوروی، و متفقین آنها به تبلیغاتی شدید درباره فعالیت ستون پنجم و جاسوسان آلمانی در ایران و ورود احتمالی رضاشاه در جنگ به نفع آلمان دست زدند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ ==&lt;br /&gt;
سرانجام تصمیم برای اشغال ایران که از مرداد ماه سال 1320 اتخاذ شده بود، در سوم شهریور اجرا شد. «ساعت چهار بامداد دوشنبه &#039;&#039;&#039;سوم شهریور،&#039;&#039;&#039; ‌حدود ساعت چهار و پانزده دقیقه  صبح «اسمیرنوف» سفیر شوروی  و «سر بولارد» وزیر مختار انگلیس  یادداشت کوتاهی را به منصور نخست وزیر ایران دادند .منصور وقتی این یادداشت را مطالعه می‌کرد، ‌دستهایش می‌لرزید و رنگش پریده تر و زردتر می‌شد. زیرا این یادداشت از حمله‌ی هماهنگ روس و انگلیس به مرزهای شمالی و جنوبی ایران خبر می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که سفیر روس و انگلیس خداحافظی کرده و از منزل نخست وزیر خارج شدند، ‌اغلب شهرهای شمالی و جنوبی کشور مورد حمله‌ی قوای زمینی، ‌هوایی و دریایی روس، ‌انگلیس قرار داشت اخبار موحش و جان گدازی از همه جا می‌رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=386 گذرستان- مکر استعمار، خواب دیکتاتور و اشغال ایران]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیروهای ارتش در زمان اشغال ==&lt;br /&gt;
سپهبد رزم آرا اوضاع دولت و نیروهای ارتش ایران را اینگونه توصیف می کند: «در ستاد کل نیروهای مسلح رزم آرا مدتی پیش از حمله متفقین عدم آمادگی ارتش برای دفاع از مرزها را به سرلشکر ضرغامی فرمانده ارتش گزارش می کند و پیشنهاد می کند به دلیل عدم توانایی مقابله با شوروی از راه های سیاسی برای رفع خطر اقدام شود. گزارش توسط ضرغامی به رضا شاه هم ارایه می شود اما وی از گزارش خشمگین شده و ولیعهد را برای تحقیق بیشتر به جلسه بعد ستاد کل می فرستد. رزم آرا کمبود نفرات و امکانات بویژه امکانات ترابری موتوری را دلیل اصلی عدم توان مقابله با شوروی بیان می کند. رضا شاه مدتی بعد دستور تشکیل لشکرهای جدید را صادر می کند اما از صدور فرمان آمادگی برای دفاع خود داری می کند.لشکرهای ارتش بدون افزایش نفرات و امکانات به تعداد مورد نظر رضا شاه افزایش می یابند و در واقع برخی لشکر ها به چند لشکر تقسیم می شوند. رضا شاه امکان حمله متفقین را بسیار کم می دانست به همین دلیل ارتش ایران هیچگونه آمادگی برای مقابله با حمله متفقین را نداشت». [خاطرات سپهبد حاج علی رزم آرا، ص 133] رجبعلی منصور به همراه جواد عامری، کفیل وزارت امور خارجه، به کاخ سعدآباد رفت و رضاشاه را مطلع ساخت و پس از این ملاقات، رضاشاه به علی منصور، نخست‌وزیر، دستور داد تا جریان را به اطلاع مجلس شورای ملی برساند. بنابراین در همان روز، جلسه فوق‌العاده مجلس شورای ملی تشکیل گردید و علی منصور راجع‌به یادداشتهای تسلیمی دول انگلیس و شوروی به دولت ایران و تجاوز نیروهای مسلح آن دو دولت به مرزهای ایران ،گزارشی را به اطلاع نمایندگان مجلس رسانید.[اطلاعات، مورخ سال شانزدهم، شماره 3634، ص1]&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بمباران شهرهای ایران توسط متفقین ==&lt;br /&gt;
شهرهای بی‌دفاع شمال و جنوب ایران در جریان حمله هماهنگ و مشترک شوروی و بریتانیا، شدیداً بمباران شدند و نیروی دریایی ایران در خلیج فارس و دریای خزر، بر اثر حمله شدید نیروهای مهاجم، ظرف چند ساعت به کلی نابود شد. در حمله شدید بریتانیا به خلیج فارس، دریادار «غلامعلی بایندر» فرمانده نیروی دریایی و ناخدا «نقدی» رئیس ستاد نیروی هوایی و شمار فراوانی از افسران در همان روز اول حمله کشته شدند؛ عمده کشتی‌های ایران آتش گرفتند یا غرق شدند. شمار کشتگان نظامی ایران در آن حمله، بیش از پانصد تن می‌باشد. ستاد جنگ اعلامیه‌ای صادر کرد و در آن خبر از مورد حمله هوایی قرارگرفتن شهرهای تبریز، اردبیل، رضاییه (اورمیه)، خوی، اهر، میاندوآب، ماکو، بناب، مهاباد، رشت، حسن کیاده، میانه، اهواز و بندر پهلوی (بندر انزلی) داد. این اعلامیه، تلفات غیرنظامیان را، سنگین ولی تلفات نظامیان را، اندک گزارش داد.[ر.ک: منافع ملی و امنیت جمهوری اسلامی ایران،ج اول]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;روز چهارم شهریور&#039;&#039;&#039; بمباران شهرهای بی‌دفاع و سربازخانه‌ها ادامه پیدا کرد؛ شهرهای قزوین، رشت و تبریز مورد حمله هوایی قرار گرفت. بر اثر حمله و بمباران شدید، لشکرهای تبریز، رضاییه، رشت، مشهد، اردبیل و گرگان، به طور کامل از هم پاشیدند. مردم تهران و بیشتر شهرهای مورد حمله هوایی، شهرها را تخلیه کردند و به اطراف پناه بردند.[ر.ک: منافع ملی و امنیت جمهوری اسلامی ایران،ج اول]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۵ شهریور در جلسه فوق العاده هیئت دولت که در حضور رضاشاه تشکیل شده بود، رجبعلی منصور پس از ارائه گزارشی از اقدامات دو روزه خود، نومیدانه از مقام رئیس‌الوزرائی استعفا داد؛ رضاشاه هم ضمن پذیرش درخواست وی، در همان جلسه، مجید آهی وزیر دادگستری را مأمور تشکیل کابینه کرد، اما وی نیز از پذیرفتن این سمت پوزش خواست و پیشنهاد داد شخص دیگری برگزیده شود؛ سرانجام محمدعلی فروغی را برای نخست‌وزیری پیشنهاد کرد و حکم نخست وزیری فروغی صادر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل کابینه توسط محمدعلی فروغی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمد علی فروغی.jpg|جایگزین=عکس محمد علی فروغی|بندانگشتی|342x342پیکسل|محمد علی فروغی ]]&lt;br /&gt;
محمدعلی فروغی که سیاستمدار کهنه کار و نزدیک به انگلستان بود مأمور تشکیل کابینه شد، او گفت که در کادر وزیران تغییری نخواهد داد، ولی بنا به خواست شاه، علی سهیلی را به وزارت امور خارجه و جواد عامری را به وزارت کشور گماشت. رضاشاه در این جلسه استعفای خود را با حاضران در میان گذاشت که با مخالفت وزیران روبرو شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح روز &#039;&#039;&#039;ششم شهریور&#039;&#039;&#039;، فروغی با وزیران خود در مجلس شورای ملی حاضر شد و برنامه خود را در نطقی کوتاه اعلام و وزیران کابینه را معرفی کرد و نمایندگان را در جریان تصمیم دولت مبنی بر ترک مقاومت قرار داد. وی با بیان اینکه دولت باید بی‌درنگ به مذاکره با کشورهای حمله‌کننده به ایران بنشیند، از نمایندگان مجلس درخواست رای اعتماد کرد؛ مجلس به اتفاق آرا به کابینه فروغی رای اعتماد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فروغی پس از حضور در مجلس، در منزل خود با سفیران بریتانیا و شوروی (سر ریدر بولارد و اسمیرنوف) راجع به ترک مخاصمه و توقف جنگ، مذاکره کرد. در همین نشست فروغی از نیت بریتانیا برای برکناری و تبعید رضاشاه باخبر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند نامه ترک مخاصمه بامداد روز ششم شهریور به دو سفارتخانه فرستاده شد و آن دو نیز بی‌درنگ مراتب را به پایتخت‌های خود گزارش کردند، اما در رویارویی نظامی آن‌ها با نیروهای ایرانی و بمباران شهرها، هیچ‌گونه دگرگونی‌ای پدید نیامد؛ به ویژه شوروی همچنان با همان خشونت، در روزهای آینده نیز، شهرهای ایران را بمباران کرد. شوروی‌ها نظامیان ایرانی‌ای که تسلیم می‌شدند، به اسارت، به خارج از ایران می‌فرستادند. ارتش سرخ به هر شهری از ایران که پا می‌نهاد، همچو یک دولت فاتح اداره شهر را به دست می‌گرفت؛ سران اداره‌ها و نمایندگان دولت، خواه نظامی یا غیرنظامی را بازداشت می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز &#039;&#039;&#039;هفتم شهریور&#039;&#039;&#039; در نتیجه گفتگوها و رایزنی‌های انجام شده، به ویژه نشست فروغی با سفیران بریتانیا و شوروی، ، رضاشاه، همه اعضای خانواده‌اش ـ به استثنای محمدرضا پهلوی ولیعهد ـ را روانه اصفهان کرد و بدین سان مقدمات استعفا و خروج خود از ایران را فراهم آورد. در این روز شهرهای شمالی ایران با شدت تمام، توسط بمب‌افکنهای شوروی بمباران شدند. هشتم شهریور ایران را نیروهای انگلیس و روسیه به سه بخش تقسیم کردند. بخش شمالی در قلمرو روس‌ها بود. بخش جنوبی که منطقه نفتی ایران را نیز شامل می شد زیر قدرت نیروهای انگلیس درآمد. تنها منطقه میانی ایران یعنی تهران و اطراف آن برای ایران باقی ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انحلال ارتش ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;روز هشتم شهریور&#039;&#039;&#039;، شورای عالی نظام دستور مرخصی سربازان وظیفه را تصویب کرد و به اجرا گذاشت؛ در عوض قرار شد سی‌هزار سرباز پیمانی را با ماهی ۳۵ تومان حقوق، به استخدام درآورند.  فرستاده شدن اعضای خانواده سلطنتی به اصفهان، شایعه فرار رضا شاه، اخبار رسیده از اشغال شهرهای مختلف و به ویژه خالی شدن پادگان‌ها (در نتیجه تصمیم اخیر شورای عالی نظام) که به شکل‌گیری دسته‌های سربازان گرسنه و سرگردان در خیابان‌های تهران انجامید، سخت مایه بیم و نگرانی مردم شده بود؛ علاوه بر این، گریز برخی از سران ارتش و رجال سیاسی هم در این مدت، وضع را بدتر کرد. ازآن‌رو برای کنترل اوضاع، در همان روز هشتم شهریور در تهران حکومت نظامی اعلام شد و سپهبد احمد امیراحمدی حاکم نظامی شد. در این روز نیز بمباران شهرهای شمالی ایران، به دست بمب‌افکنهای شوروی بسیار شدید بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه بعد از ظهر &#039;&#039;&#039;روز نهم شهریور&#039;&#039;&#039; همه فرماندهان و مقامات امضاکننده طرح مرخصی سربازان وظیفه را ـ که در عمل به انحلال ارتش انجامیده بود ـ به کاخ سعدآباد احضار کرد و به آنها نسبت خیانت داد. شاه سرلشکر احمد نخجوان، (کفیل وزیر جنگ)، و سرتیپ علی ریاضی را مسبب این طرح قلمداد نمود، ازآن‌رو آن دو را به شدت زخمی[بوسیله شمشیر] و پس از خلع درجه، زندانی کرد. سپس دستور داد ایشان به خاطر این خیانت در دادگاه زمان جنگ محاکمه شوند. آن‌گاه، بدون رایزنی با فروغی، سرلشکر محمد نخجوان را به وزارت جنگ گمارد. این ماجرای کتک زدن، در روزهای آینده به زیان رضا شاه تمام شد و عزم کسانی که خواهان تبعید او از ایران پس از استغفا بودند، را جزم‌تر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در &#039;&#039;&#039;دهم شهریور&#039;&#039;&#039; تصمیمش به استعفا را به اطلاع فروغی و اعضای کابینه رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«روزولت» روز &#039;&#039;&#039;۱۱ شهریور&#039;&#039;&#039; در حالی که نیروهای روس و انگلیس در شمال و جنوب ایران مستقر شده بودند، به تلگراف رضا شاه پاسخ داد. رضا شاه زمانی پاسخ نامه را دریافت کرد که تمام شرایط انگلیس و روسیه را پذیرفته بود، اتباع آلمانی را از ایران اخراج کرده بود و راه‌آهن و جاده‌های شمالی و جنوبی کشور را در اختیار نیروهای اشغالگر قرار داده بود. با این همه انگلیسی‌ها و روس‌ها پیش از آن که رضا شاه بتواند روابط نزدیک‌تری با امریکا برقرار سازد، وی را برای استعفا از مقام سلطنت تحت فشار قرار دادند. زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را در برگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها‌ مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسب های توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد. در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۲۰ وزارت امور خارجه ایران در پی فشار اشغالگران در نامه ای به سفارت آلمان خواستار خروج اتباع آلمانی از ایران و برچیده شدن سفارت این کشور شد که بخشی از نامه آن به این شرح است:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج نیروهای آلمانی از ایران ==&lt;br /&gt;
وزارت امور خارجه شاهنشاهی ایران در تعقیب یادداشت شماره ۳۷۷۴ محترما به استحضار سفیر آلمان در تهران میرساند نمایندگان دولتین اتحاد جماهیر شوروی و انگلیس اصرار دارند سفارت آلمان در تهران تا روز ۱۷ سپتامبر برچیده شود و کارکنان آن خاک ایران را ترک کنند. لهذا مراتب را اشعار می‌دارد تا استحضار داشته باشند.آنچه مربوط به اتباع دولت آلمان باشد البته به وسیله سفارتخانه‌ای که حافظ منافع آنها معرفی شود انجام خواهد شد. اولیای سفارت آلمان می‌توانند مطمئن باشند که دولت ایران به سهم خود از هیچ نوع کمک ومساعدت مضایقه نخواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن آقای علی سهیلی وزیر وقت امور خارجه در نامه ای به نمایندگان دولتهای سوئد و سویس در تهران اعلام جنگ میان ایران و آلمان را اعلام می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احتراما رونوشت اعلامیه‌ای را که جناب آقای نخست وزیر امروز در مجلس شورای ملی راجع به اعلام وجود حالت مخاصمه بین ایران و آلمان والحاق دولت شاهنشاهی به اعلامیه ملل متحده مورخ ژانویه ۱۹۴۲ ایراد نموده اند برای اطلاع واستحضار آن جانب به پیوست ارسال می‌دارد. خواهشمند است مراتب مندرج در اعلامیه را به اطلاع دولت سوئد و سویس برسانند تا لطفا مقامات وابسته آلمان را از آن آگاه نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
۲۳ شهریور ۱۳۲۰ سفیرهای انگلیس و روس به رضا شاه اولتیماتوم دادند که تا ۲۶ شهریور ساعت دوازده نیم روز باید استعفا دهد و اگر استعفا ندهد، تهران اشغال خواهد شد، سلطنت از بین خواهد رفت و یک دولت اشغالی از روس و انگلیس بوجود خواهد آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیست‌وپنجم شهریور نیروهای شوروی و انگلیس از قزوین و قم به‌سوی تهران حرکت نمودند. رضاشاه ناچار در صبح زود همان روز به نفع ولیعهد بیست و یک ساله اش محمدرضا استعفا نمود. مقاومت وی در برابر پیشنهادات متفقین، امکان استمرار پادشاهی او را منتفی ساخته بود. همانگونه‌که بعدها یکی از رجال ایران اظهار داشت: «همان کسی که او را آورد، چون مفید نبود او را برد.»[سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم، ص34]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، رضا شاه برای مراسم خداحافظی در کاخ مرمر حاضر شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:متن استعفای رضا خان.jpg|جایگزین=دسخط رضا خان|بندانگشتی|459x459پیکسل|متن استعفای رضا خان ]]&lt;br /&gt;
در این خداحافظی کوتاه (حدود ۵ دقیقه) رضا شاه گفته بود که من چون پیر و فرسوده شده‌ام، مسوولیت مملکت را باید به یک فرد جوان، که ولیعهد است، واگذار کنم و از شما انتظار دارم که از ولیعهد به عنوان شاه آینده ایران حداکثر پیشتیبانی را بکنید. حاضرین هم گفتند اطاعت می‌شود و تعظیم کردند. رضا شاه عصایش را به علا‌مت خداحافظی بلند کرد و بیرون آمد. خانواده او قبلا‌ به اصفهان رفته بودند و رضا شاه هم عجله زیادی داشت که سریع‌تر تهران را ترک کند تا به دست قشون روس که هر لحظه ممکن بود از کرج به تهران برسند، نیفتد. رضا شاه شب به اصفهان رسید و در خانه فرد متمولی به نام کازرونی سکنی گزید و از آنجا به اتفاق خانواده‌اش به کرمان رفت و در منزل تاجری به نام هرندی، که از متمولین کرمان بود، اقامت گزید. در کرمان حال او به شدت خراب بود و می‌گویند که تب ۴۰ درجه داشت. چند روز بعد به اتفاق محمود جم (مدیرالملک) و خانواده‌اش به بندرعباس رفت و با یک کشتی انگلیسی ایران را ترک کرد. پسران او به جز محمد‌رضا و دخترانش به جز اشرف همراهش بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساعت نه و سی دقیقه، مجلس شورای ملی استعفای رضاشاه را پذیرفت. برای جلوگیری از دستگیر شدن محمد رضا به وسیله نیروهای روس و انگلیس، ولیعهد محمد رضا را با لباس شخصی در یک اتومبیل کرایسلر قدیمی بین صندلی جلو و عقب روی زمین خودرو پنهان کردند و از در خدمه مجلس به داخل مجلس آوردند. ساعت ۴ بعد از ظهر، ولیعهد محمد رضا در برابر مجلس شورا و نمایندگان به قرآن سوگند خورد وپادشاه ایران شد.[ اطلاعات، مورخ 26/6/1320، سال شانزدهم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این که رضا شاه استعفا داد ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ ارتش روسیه و انگلیس تهران را اشغال کردند و حکومت را به کنترل خویش درآوردند. انگلستان تا مدتی با انتخاب ولیعهد به مقام پادشاهی ایران مخالفت می‌نمود؛ چراکه به‌زعم آنها او در تبلیغات ضدمتفقین دست داشت و اصولا فاقد شخصیت بود.[ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ص149] اما نهایتا دولت بریتانیا با اکراه و به منظور اجتناب از بروز هرگونه اغتشاش و بحران حکومتی، با پادشاهی محمدرضا مشروط بر حسن رفتار شاه جدید موافقت نمود.[وزارت خارجه به بولارد، مورخ سپتامبر 1941] نیروهای متفقین نیز در همان روز وارد تهران شدند و ضمن اشغال کلیه تاسیسات نظامی و راه‌آهن، بلافاصله مقدمات انتقال اسلحه و مهمات را از طریق راه‌آهن سراسری به شوروی فراهم نمودند. [سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1357ـ1300، ص77]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه جدید چون بر تخت نشست، برای جلب اعتماد متفقین، صریحا اظهار داشت که تمام کوشش خود را برای همکاری با متفقین به‌کار خواهد بست.[شترها باید بروند، ص61] به‌همین‌جهت بود که انگلستان و شوروی نیز پیشنهاد نمودند ایران یک پیمان اتحاد سه‌جانبه با روسیه و انگلستان منعقد نماید[ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ص159] تا اشغال این کشور به صورت اقامت دوستانه قوای متفقین در دوران جنگ درآید.[ روزگاران (از صفویه تا عصر حاضر)، ج3، ص251]&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۵ آبان سفیران روس و انگلیس به آگاهی محمدرضاشاه پهلوی رساندند که قدرت در دست ماست. پس از سه ماه در ۶ بهمن ۱۳۲۰ مجلس شورا قانون قرارداد سه قوا در ایران را تصویب کرد. این قانون به امضای نخست وزیر محمدعلی فروغی و سفیران روس و انگلیس برای تایید نهایی رسید. این قرارداد تمامیت ارضی ایران را تضمین کرد و هم چنین که نیروهای روس و انگلیس ۶ ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ایران را تخلیه خواهند کرد. ایران نیز متعهد شد که با نیروهای روس و انگلیس همکاری کند، پروانه استفاده از راه‌های کشور و سیستم مخابراتی کشور را به روس و انگلیس بدهد و نیروی کارگر و ابزار مورد نیاز را برای روس و انگلیس فراهم آورد و مطبوعات را سانسور کنند که درباره اشغال ایران و استفاده از منابع کشور را به آگاهی ملت نرسانند. آذر ماه ۱۳۲۱ نیروهای امریکایی نیز ایران را اشغال کردند و آغاز به ساختن پرشن کریدور کردند. پرشن کریدور راهی بود از شمال به جنوب ایران که برای رساندن مهمات و دیگر ابزار جنگی یعنی از خلیج فارس تا دریای مازندان و سپس از آنجا به روسیه می رفت. پس از حمله متفقین به ایران و جابجایی قدرت در بیشتر مناطق ایران کشمکش‌های قومی ومذهبی شکل گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر پیامدهای این اشغال این بود که ایران با مشکلات اقتصادی بسیاری رو به رو شد. تورم، دزدی و قحطی نمونه کوچکی از پیامدهای حمله متفقین به ایران بود. نامه شکایت آقای محمود بدر وزیر دارایی در نخستین روز از تیرماه سال ۱۳۲۱ به نخست وزیر گواهی شرایط سخت مردم ایران در پی تجاوز متفقین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضعف نظامی ایران ==&lt;br /&gt;
اگرچه روسیه و انگلیس در آغاز از حربه تحریم اقتصادی استفاده کردند تا با اعمال فشار بر ایران، بتوانند خواسته‌های خود را تحمیل کنند ولی رضاشاه کماکان دل به پیروزی آلمانها بسته بود و هیچگونه نظر مثبتی نسبت به خواسته‌های متفقین از خود نشان نداد  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها دفاع جدی از سوی ایران در مقابل حمله متفقین توسط سپهبد شاه بختی در خوزستان رخ داد. مقاومتی که به نظر می‌رسد بیش از آنکه در قالب ارتش و تحت دستورهای مسئولین بالادستی انجام گرفته باشد، ناشی از هیجان و خروش نیروهای محلی بود. در ادامه حمله انگلیسیها از جنوب، مقاومت در اهواز خیلی زود از هم پاشید و پس از این علی منصور که دیگر توان مدیریت بر اوضاع آشفته را نداشت با دستور رضا شاه از سمت خود استفعا داد که این مسأله ضعف دیپلماسی و ساختار سیاسی ایران را در کنار ارتش بیشتر جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در تاریخ 5 شهریور محمدعلی فروغی نخست وزیر سابق خود را تنها راه گریز از بحران می‌دانست و وی را مسئول تشکیل کابینه کرد. فردای آن روز نیز اعلامیه‌ای از سوی شاهنشاه ایران مبنی بر عدم مقاومت در مقابل نیروهای متفقین صادر شد تا با حداقل کشتار و مقاومت خاک ایران به تصرف متفقین دربیاید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله متفقین به ایران اگر ضعف دستگاه دیپلماسی و سیاسی ایران را نزد همه آشکار نکرده باشد، وضعیت بسیار بهم ریخته دستگاه نظامی را روشن ساخت. در کمتر از 5 روز از ورود نیروهای انگلیس و شوروی به خاک ایران، دستور عدم مقاومت از سوی رضا شاه به عنوان شخص نخست مملکت صادر شد. علاوه بر این وزیر جنگ وقت، دستور انحلال ارتش چهل هزار نفری اول و دوم را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب آن است که رضاشاه عدم مدیریت خود بر ارتش و از پاشیدن آن را به گردن فرماندهان نظامی می‌اندخت. بدین ترتیب، در اواسط شهریور وزیر جنگ و فرمانده کل قوا با دستور رضا شاه دستگیر شدند. به گفته سپهبد محمد نخجوان (امیر موفق): «عصر همان روز (آزادکردن سربازان) که من احضار شده بودم، اغلب امرای ارتش به سعدآباد احضار شده و شاهنشاه در حضور والا حضرت ولایتعهد با عصبانیت هر چه تمامتر، بایگون افسران ارشد ارتش را کنده و آنها را از عملی که انجام داده بودند، سرزنش کردند و مرتبا با فریاد و ناله می‌گفتند، چرا سربازان را لخت و گرسنه از سربازخانه‌ها مرخص کرده اید و برای نابودی ارتش در اتاق دربسته طرحی تنظیم و نظام وظیفه را ملغی و استخدام سرباز داوطلب را با ماهی 35 تومان حقوق به تصویب رساندید.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.mashreghnews.ir/news/ مشرق -آیا اشغال ایران توسط متفقین اجتناب‌ناپذیر بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسائل گواه این مدّعاست که نیروی نظامی ایران به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهایی که رضاشاه به عنوان ارمغان حکومت خود از آن یاد می‌کرد، فروپاشیده بود. دستگاه نظامی پهلوی اگرچه از سلاحهای نسبتا مدرن و حرفه‌ای برخوردار بود و نظامیان تحت نظر تمرینات حرفه‌ای آموزش دیده بودند ولی مهمترین رکن ارتش در این ساختار یعنی تشکیلات منظم شکل نگرفته بود. ارتش رضاشاهی فاقد تشکیلات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع هیچگونه مطالعه بنیادی و علمی برای ایجاد تشکیلات مناسب در ساختار نظامی ایران شکل نگرفته و به همین دلیل بود که با نخستین حملات متفقین به خاک ایران نه تنها ارتش ایران کاملا فروپاشید بلکه ساختار سیاسی نیز دچار تغییرات زیادی(کناره‌گیری رضاشاه از سلطنت) گردید. بر اساس اسناد و شواهد، اکثر فرماندهان ارتش ایران به صورت پنهانی و بعضا آشکارا با انگلیس در ارتباط بوده و کاملا همسو با سیاستهای این کشور عمل می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تمام این احوالات سؤال قابل تأمل اینجاست که چرا با وجود انحلال ارتش، نیروهای محلی و عشایر جز در موارد محدودی(همچون سپهبد شاه بختی) به مانند جنگ جهانی اول علم مقابله با تهاجم خارجی را برنداشتند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد پاسخ کاملا آشکار است؛ زیرا «رضا شاه با سیاست سرکوب شدید عشایر و اعدام سران آنها، تمام قدرت و توان عشایر را گرفته بود و با اجرای سیاست نظام وظیفه، افراد تحت فرمان سران عشایر را در ارتش گرد آورد و در عمل نیرویی برای آنان باقی نگذاشت. از سوی دیگر، سیاست ضددینی رضاشاه و کشف حجاب و... مردم را از او بیزار کرد و آنان خواهان سرنگونی این دیکتاتور بودند. خوانین و زمینداران نیز که تمام اراضی خوب و مستعد آنها به دست رضاخان غصب شده بود، دل خوشی از وی نداشته و وی را غاصب اموال و املاک خویش می‌دانستند و بر این باور بودند که انگلیسیها خود، رضاشاه را به قدرت رسانده و حالا هم او را عزل و برکنار می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع او توسط مردم به قدرت نرسیده بود تا همان مردم از حکومت وی دفاع کنند.» بدین ترتیب عمر استبداد رضاشاهی به پایان رسید. او همچنان که به کمک خارجیها به قدرت رسیده بود، توسط آنان رهسپار تبعید شد و زمامداری رضاشاه به خاطراتی تلخ برای حافظه ایران و ایرانی پیوست. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ارتش رضاشاه در دوران اشغال ==&lt;br /&gt;
روایتی از  سرتیپ میرحسین یکرنگیان یکی از افسران بلندپایه ارتش در آن سال‌ها &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارتش ایران در شهریور ۱۳۲۰ شامل ۱۶ لشکر، ۲۰ هواپیما، شش آتشبار ضدهوایی (بدون مهمات کافی) و چند ناو جنگی در جنوب بود. در واحدهای لشکرها، مخصوصا در شمال ایران، برای هر سرباز حداکثر بیش از صد تیر فشنگ و در اردبیل (مرزهای شمالی) برای هر سرباز فقط ۳۶ تیر فشنگ موجود بود و مسلسل‌ها هم فقط برای نیم ساعت تیراندازی فشنگ داشتند. وسایل نقلیه در لشکرها تقریبا صفر بود. لشکرها حتی برای یک هفته خواربار ذخیره نداشتند و روزانه از انبار غله آرد دریافت می‌کردند و همین موضوع سبب شد که در روز دوم جنگ- چهارم شهریور- لشکر ۱۵ اردبیل به دستور فرمانده انبار غله شهر سراب را تصرف کند و موجودی گندم آن را برداشته و آماده کند. سازمان لشکرها حتی برای زمان صلح نیز بطور صحیح و سازمانی طراحی نشده بودند و به جای آنکه لشکرهای مرزی کشور تقویت شوند، لشکرهای ۱ و ۲ مرکز را تقویت می‌کردند. لشکرهای ۱ و ۲ از هر نظر مجهز بودند. این لشکرها دارای تانک، زره‌پوش، توپخانه قوی، مسلسل ضدهوایی، توپ‌های ضدتانک و ضد زره‌پوش، انواع خمپاره‌انداز و وسایل نقلیه کافی بودند، ولی عملکرد آن لشکرها و فرماندهانشان در سوم شهریور و روزهای بعد چه بود؟ لشکرها بدون هیچ اقدامی سربازان را مرخص کردند. در حقیقت لشکرهای ۱ و ۲ مرکز از هم پاشیده شدند. با این وضع لشکر ۱۵ اردبیل، لشکر ۳ تبریز و لشکر ۴ شمالغرب (رضاییه)، اساسا نمی‌دانستند که زره‌پوش و تانک چه شکلی هستند و از آنها چه کاری ساخته است و خمپاره‌انداز چه عملی انجام می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[http://www.parsine.com/fa/news/46170/ پارسینه -دلایل فروپاشی ارتش شاهنشاهی در شهریور 1320]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورای عالی جنگ ===&lt;br /&gt;
در ایران سالی یک بار شورای عالی جنگ با حضور فرماندهان عالیرتبه تشکیل می‌شد که این افراد در حقیقت مشاور نظامی رضاشاه بودند. متاسفانه اختلاف نظر شدید بین سه لشکر هوایی احمد نخجوان (وزیر جنگ) و سرلشکر عزیزالله ضرغامی (رییس ستاد ارتش) و کنار بودن مشاوران نظامی مطلع از امور ارتش مانند سرلشکر حبیب‌الله شیبانی، سرتیپ سیف‌الله شهاب و سرتیپ غلامعلی انصاری و عده‌یی دیگر موجب شد شورای عالی جنگ بدون حضور فرماندهان میهن‌پرست، باسواد و آگاه از آخرین تاکتیک‌های جنگی برگزار شود و فرماندهان فعلی هم که عضو شورای عالی جنگ بودند، آنچنان جسارت و شهامتی نداشتند که پیشنهادها و طرح‌های خود را که مخالف نظر شاه است، در آن شورا مطرح کنند. لذا هر چه رضاشاه می‌گفت بدون هیچ گفت‌وگویی تصویب می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== وزارت جنگ ====&lt;br /&gt;
وزارت جنگ، مرکز کاغذپرانی بود و کاری به کار واحدهای دور از مرکز نداشت. اغلب کاسبکاران ولایات از ارتش طلبکار بودند. احتیاجات واحدهای دور از مرکز با سنگین‌ترین وضعی تامین شد. همین عدم توجه وزارت جنگ، موجب گل‌آلود شدن آب و گرفتن ماهی توسط افراد معلوم‌الحال می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== علل شکست ارتش =====&lt;br /&gt;
۱- اداره مهم امور کشوری و لشکری، از جزیی‌ترین چیزها تا کلی‌ترین آنها توسط رضاشاه انجام می‌شد. وی نسبت به اوضاع سیاسی جهان ناآگاه بود و افرادی هم که آگاه بودند و دانش سیاسی داشتند و می‌توانستند به او کمک کنند را از خود رانده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- فرماندهان عالیرتبه بی‌کفایت فقط به فکر ثروت‌اندوزی بودند. آنان اعتماد رضاشاه را به خود جلب کرده بودند و اگر هم از آنها شکایتی می‌شد به جای تنبیه فقط آنان را تغییرپست می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- دلبستگی رضاشاه به خط دفاعی مورد تصویب خودش که از نظر منطقه‌یی با هیچ قاعده‌ تطبیق نمی‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- عدم آمادگی لشکرها از نظر نفرات،‌ اسلحه، مهمات و ساز و برگ بویژه اینکه برای لشکرها مشخص نبود که سازمان آنها در زمان صلح و جنگ چگونه است و آنها در زمان جنگ، با این اسلحه اندک و امکانات قلیل، چه کاری می‌توانند انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵- تسری فساد مالی و اخلاقی، از فرماندهان عالیرتبه به افسران ارشد و جزء و درجه‌داران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶-دلخوشی رضاشاه به مانورهای فرمایشی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷-وجود مقررات خشک و دست‌وپاگیر و اینکه هیچ فرمانده لشکری نمی‌توانست بدون اجازه رییس ستاد ارتش کاری انجام دهد و رییس ستاد ارتش هم نمی‌توانست بدون اجازه رضاشاه آب بخورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸- عدم اعتماد رضاشاه به افسران درستکار و وطن‌پرست که اهل تملق و چاپلوسی نبودند. تقرب افسران فاسد و دزد در دستگاه ارتش که از دوران قزاقخانه با وی و زیردست وی بودند، بزرگ‌ترین لطمه را زد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایران پل پیروزی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:از راست به چپ-چرچیل نخست وزیر انگلستان روزولت رٍئیس جمهور آمریکا استالین دبیر کل اتحاد جماهیر شوروی.jpg|جایگزین=یادگاری |بندانگشتی|از راست به چپ:چرچیل نخست وزیر انگلستان روزولت رٍئیس جمهور آمریکا استالین دبیر کل اتحاد جماهیر شوروی در سفارت اتحاد جماهیر شوروی در تهران]]&lt;br /&gt;
باحمله آلمان ها به شوروي و آشكار شدن نقشه آنها براي رسيدن به خليج فارس و اشغال شبه قاره هند و مراكز نفتي خاورميانه، متفقين عبور از خاك ايران را مطمئن‌ترين و كوتاه‌ترين راه كمك به اتحاد شوروي دانستند. چرچيل- نخست وزير وقت بريتانيا- در خاطرات خود به اهميت ارتباطي ايران كه بهره‌گيري از آن، متفقين را از راه دشوار اقيانوس منجمد شمالي بي‌نياز مي‌ساخت، اشاره كرده است. در جريان جنگ جهاني دوم، متفقين از طريق راه‌آهن سراسري ايران و ساير راههاي ارتباطي كشور، حدود پنج و نيم ميليون تن اسلحه، مهمات، مواد غذايي و دارو را به شوروي منتقل كردند. برخي از محققان براين باورند كه سيل كمكهاي سرازير شده از مسير ايران به شكست آلمانها در استالينگراد انجاميد و به همين جهت متفقين ايران را پل پيروزي خواندند.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=376 گذرستان - چرا ايران «پل پيروزي متفقين» لقب گرفت]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آوارگان لهستانی در ایران ==&lt;br /&gt;
در زمان جنگ عده زيادي از مردم لهستان كه در خاك شوروي اقامت داشتند به تهران انتقال يافتند و در بيرون دروازه دوشانتپه و در بيمارستان ناتمام هزار تختخوابي جاي گرفتند. سير كردن شكم آنها نيز مشكل تازهاي براي دولت به وجود آورد. وزارت خارجه ايران در گزارشي مساعدت دولت ايران را به مهاجران لهستاني اينگونه توصيف ميكند: »لهستانيهايي كه جزو ملتهاي متفقين محسوب ميشوند از كمك‌هاي ايران بيبهره نماندند و در موقعي كه هزاران افراد گرسنه، برهنه و بيخانمان اين ملتها به سرزمين ايران روي آوردند، از حيث غذا، لباس و مسكن از هر جهت تأمين شدند. زماني كه ملت ايران حتي از داشتن نان سياه محروم بود، ميهمانهاي متفق، از خود با بهترين آذوقه ممكن پذيرايي مي‌كردند. در نتيجه مقدار هنگفتي از خوار و بار به مصرف آنها ميرسيد. به طوري كه يكي از علل نايابي خواروبار در ايران و گراني قيمت، ورود و مصرف زياد اين ميهمانها بود.«&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120329175839-8016-5.pdf انسانی -آثار و پيامدهاي اجتماعي اشغال ايران در شهريور 1320]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای اشغال ایران در جنگ ==&lt;br /&gt;
ایران در3 شهریور1320/ 25 اوت 1941 مورد تجاوز نظامی بیرحمانه قرار گرفته و به‌سرعت اشغال شد. متفقین تعهد کردند حداکثر تا شش ماه پس از خاتمه جنگ، خاک ایران را ترک کنند. استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ایران هم از سوی آنان به رسمیت شناخته شده بود. نهایتاً جنگ جهانی دوم با تسلیم ژاپن در 2 سپتامبر1945/ 11شهریور1324 پایان یافت و به تبع آن 11 اسفند 1324/ 2مارس 1946 آخرین مهلتی بود که متفقین تعهد کرده بودند بر حضور اشغالگرانه‌ی خود در ایران پایان دهند؛ هرچند این تعهد چندان مورد اعتنا قرارنگرفت، و به‌ویژه روسیه شوروی در رقابت با انگلستان و نیز آمریکا و در راستای اهداف استعماری مداخلانه جویانه و سلطه گرانه‌ی خود تا ماهها بعد هنوز حاضر نبود نیروهای متجاوز خود را از خاک ایران خارج سازد. به این ترتیب حدود چهار سال و شش ماه اکثریت قابل توجهی از خاک ایران در اشغال نظامی نیروهای انگلیسی، آمریکایی و شوروی قرارداشت و نهایتاً در 19 اردیبهشت 1325/ 9مه 1946 بود که دولت شوروی تحت فشار و پایمردی نیروها و افکارعمومی داخلی و تدبیر دستگاه دیپلماسی کشور و سازمان جدیدالتاسیس ملل متحد نیروهای خود را از قلمروهای ایران بیرون برد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره تقریباً پنج ساله لطمات و آسیب‌های جانی – انسانی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی فراوانی به کشور ایران و جامعه ی ایرانی در سطوح و شئوون مختلف وارد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسناد موجود نشان می‌دهد که به دنبال هجوم نیروهای نظامی متفقین به قلمروهای ایران و اشغال شهرها و مناطق مختلف صدها تن از مردم بدون دفاع و غیرنظامی توسط متجاوزان هدف قرارگرفته و جان خود را از دست دادند و این روند تا ماه‌ها ادامه داشت. تعداد مجروحین و مصدومین از هزاران نفر فراتر رفت. در بسیاری از نقاط تحت اشغال کشور اموال و دارایی‌های مردم مورد نهب و غارت قرار گرفته و به‌ویژه وسایل حمل و نقل کالا و غیرو بالاجبار در راستای اهداف و مقاصد متفقین قرار گرفت. خیلی زود گزارشات تاسف بارفراوانی از شهرها و مناطق مختلف به مرکز کشور مخابره شد که از جمع‌آوری و نهب غارت گونه‌ی ارزاق و آذوقه‌ی مردم توسط متفقین اشغالگر حکایت می‌کر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بحران غذایی پس  از اشغال ==&lt;br /&gt;
 پس از اشغال نظامی ایران توسط متفقین، کمبود مواد غذایی برای مردم هر روز محسوس‌تر شد. طبق ماده هفت قرار داد تحمیلی مشهور به «قرارداد سه جانبه» به تاریخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۴۲ م. (نُهم اسفند ۱۳۲۰ ش.)، دولت‌های اشغالگر خود را مکلف کرده بودند که مصرف غذایی لشکریان خود را از طریق واردات تامین کرده و به این وسیله باعث کمبود مواد غذایی و قحطی در ایران نشوند. اما خیلی زود روشن شد که تامین مواد غذایی مورد نیاز یک ارتش اشغالگر یک‌صد هزار نفری و نیز یک گروه یکصد هزار نفری از آوارگان جنگی لهستانی، که از زندان‌های روسیه آزاد شده و به ایران اعزام شده بودند، از طریق واردات مواد غذایی غیر ممکن است. زیرا گذشته از مشکلات حمل و نقل و فقدان تعداد کافی کشتی‌های باری برای حمل خواربار مورد نیاز از اقصی نقاط دنیا به خاک ایران، مساله اساسی همانا عدم دسترسی متفقین به مواد غذایی کافی برای صدور به ایران بود. به همین علت مقامات اشغالگر ارتش‌های تجاوز کار به سرعت کلیه غلات قابل دسترسی را با زور سرنیزه یا با پرداخت حداقل بهای ممکن تصاحب کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اشغالی روسیه شوروی، که یکی از مراکز اصلی تولید گندم و برنج و غیره بود، توسط آن دولت از سایر بخش‌ها کاملا مجزا شد و در پشت «پرده آهنین» قرار گرفت. در نتیجه تولیدات این بخش منحصرا در کنترل مقامات شوروی در آمد که البته قسمتی از آن به مصرف داخلی بخش اشغالی می‌رسید «و از این نظر مردم این سامان نسبت به سایر نقاط کشور وضع مساعدتری داشتند» و بقیه به روسیه شوروی صادر می‌شد. اما انگلستان در این رابطه روشی را دنبال کرد که معلول سیاست‌های استعماری وی در ایران بود. مقامات انگلیسی از طریق کمپانی انگلیسی به نام «یونایتد» غلات قابل دسترسی را تا حداکثر ممکن، تقریبا مفت، خریداری کرده و در اهواز در «مرکز قوای انگلستان» انبار کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمبود مواد غذایی همراه با تورمی در حدود ۱۰۰۰ درصد، که در اثر اتخاذ سیاست پولی قوای اشغالگر به وجود آمده بود، قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داد و در نتیجه هزاران نفر در سرار کشور دچار گرسنگی شدند. اوضاع تا آخر سال ۱۹۴۲ م. (۱۳۲۱ ش.) باز هم وخیم‌تر شد تا آن جا که در دسامبر ۱۹۴۲ م. (آذر ۱۳۲۱ ش.) بالاخره مردم در تهران بر علیه کمبود خواربار دست به راهپمایی اعتراض‌آمیز زدند. ساختمان مجلس از طرف تظاهرات کنندگان اشغال شد. این عمل در حقیقت بیان عدم رضایت و مخالفت آنها با خیانت رژیم بود که سرزمین ایران را دربست به دست بیگانگان سپرده بود. چند روز پس از این واقعه، هنگامی که سربازان انگلیسی برای نمایش قدرت و ارعاب مردم وارد تهران شدند، مردم به آنها حمله کردند و نفرت خویش را نشان دادند. این حادثه، که تبدیل به جنگ خیابانی بین ارتش تا دندان مسلح انگلستان و مردم بی‌سلاح تهران شد، صدها کشته و زخمی به جای نهاد، که البته در تمام این مدت رژیم سرسپرده وقت بر این اتفاقات سرپوش نهاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اقدامات مقامات انگلیسی در ایران آن قدر غیر انسانی و نامعقول بود که حتی سفیر ایالات متحده آمریکا در تهران اظهار می‌دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«... احساس می‌شود که دولت انگلستان عمدا نمی‌خواهد از قحطی و گرسنگی در ایران جلوگیری به عمل آورد».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://donya-e-eqtesad.com/ دنیای اقتصاد-بحران غذایی پس از اشغال ایران در جنگ دوم جهانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وضعیت کارگران و کشاورزان در دوران اشغال ==&lt;br /&gt;
در طول جنگ جهانی دوم، کشاورزان و کارگران ایرانی، در وضعیت سختی به سر می‌بردند. گرانی و افزایش هزینه زندگی، آن‌ها را با مشکلات بسیاری روبه رو کرد. در این بین، متفقین که برای تدارک عملیات جنگی خود، نیاز وافری به نیروی انسانی داشتند، از کارگران و حتی کشاورزان ایرانی که برای سیرکردن فرزندان خود، نیاز به پشیزی پول داشتند، سوءاستفاده کردند و با ایجاد مشاغل کاذب، آن‌ها را به بیگاری گرفتند. این امر باعث شد که بسیاری از کارگران و کشاورزان، به خدمت متفقین درآیند. این افراد در جاده سازی، حمل‌ونقل کالا و صنعت نفت برای تامین نیازهای متفقین مشغول فعالیت بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشاورزان با رهاکردن روستاهای خود و هجوم به شهرها، باعث رکود کشاورزی و به دنبال آن کمبود محصولات و تشدید قحطی شدند. همچنین با پایان جنگ و رفع این نیاز اشغالگران، بر شمار بیکاران جامعه ایران افزوده شد که این امر به معضلی بزرگ تبدیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/868171 راسخون -وضعیت کشاورزان و کارگران ایران در جنگ جهانی دوم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%DA%86%D9%BE-%DA%86%D8%B1%DA%86%DB%8C%D9%84_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA_%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%B1%D9%8D%D8%A6%DB%8C%D8%B3_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1_%DA%A9%D9%84_%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF_%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%88%DB%8C.jpg&amp;diff=30335</id>
		<title>پرونده:از راست به چپ-چرچیل نخست وزیر انگلستان روزولت رٍئیس جمهور آمریکا استالین دبیر کل اتحاد جماهیر شوروی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%DA%86%D9%BE-%DA%86%D8%B1%DA%86%DB%8C%D9%84_%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA_%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%88%D9%84%D8%AA_%D8%B1%D9%8D%D8%A6%DB%8C%D8%B3_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1_%DA%A9%D9%84_%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF_%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1_%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%88%DB%8C.jpg&amp;diff=30335"/>
		<updated>2018-05-14T12:45:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;عکس یادگاری&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AA%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30333</id>
		<title>پرونده:متن استعفای رضا خان.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AA%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30333"/>
		<updated>2018-05-14T12:06:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این متن دست خط رضا خان است&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D9%85&amp;diff=30332</id>
		<title>اشغال ایران در جنگ جهانی دوم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D9%85&amp;diff=30332"/>
		<updated>2018-05-14T11:46:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt; &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اشغال ایران در جنگ جهانی دوم&#039;&#039;&#039; :در 3 شهریور  1320، نيروهاي متفقين شامل انگلیس و شوروی بدون توجه به بی طرفی ایران از جنوب و غرب و از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند به سمت تهران آمدند.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه در آن زمان بهانه‌ متفقين براي حمله وجود عده‌اي جاسوس آلماني در ايران عنوان شد اما حوادث بعدی نشان داد اشغال ایران بخشی از نقشه جنگی متفقین علیه هیتلر بوده است. چرچیل بعدها در این باره در خاطرات خود نوشته است:‌ لزوم ارسال انواع و اقسام ساز و برگ و مهمات براي شوروي از يك طرف و اشكالات روزافزون راه اقيانوس منجمد شمالي و نقشه‌هاي استراتژيكي متفقين در آينده از طرف ديگر بيش از پيش ما را بر آن مي‌‌داشت كه براي استفاده كامل از ايران به منظور ارتباط با شوروي اقدام فوري معمول داريم چاههاي نفت ايران به منزله‌ عامل مهمي در جنگ به شمار مي‌رفت عده‌ كثيري از آلمانيها در تهران استقرار يافته و جبهه‌ آلمان در ايران روز به روز بهتر مي‌شد به هم خود در نقشه‌‌ي شورش در عراق و اشغال سوريه از طرف انگليس و فرانسه كه در فاصله‌ي كمي صورت گرفت ،‌نقشه‌هاي هيتلر را در خاورميانه مواجه با اشكالات بسيار نمود. بنابراين ما از موقعيت استفاده كرده و بر آن شديم كه به روسها دست اتحاد بدهيم و به اتفاق مبادرت به لشكر كشي به ايران کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با یورش متفقین تمامي راه‌هاي كشور به خصوص خطوط راه آهن و شوسه تحت كنترل نيروهاي اشغالگر در آمد. نيروي كار ايراني براي تهية تداركات ارتش‌هاي درگير در جنگ با نازل‌ترين دستمزد به كار گرفته شدند. منابع نفتي كشور غارت شد و بحران غذايي در كشور به اوج خود رسيد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://www.bartarinha.ir/fa/news/239446/ راه برترینها -اشغال ایران در جنگ جهانی دوم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام بی طرفی ایران در جنگ جهانی دوم ==&lt;br /&gt;
ایران در شروع جنگ جهانی دوم اعلام بی طرفی کرد. محمود جم در بیانیه ای رسمی بی طرفی ایران را نسبت به دو طرف درگیر در جنگ اعلام کرد که بخشی از متن بیانیه که در تاریخ۱۱ شهریور ۱۳۱۸ منتشر شد به این شرح است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این موقع که متاسفانه شعله  جنگ در اروپا مشتعل گردیده است دولت شاهنشاهی ایران به موجب این بیانیه تصمیم خود را به اطلاع عموم میرساند که در این کارزار بی طرف مانده وبی طرفی خودرامحفوظ می‌دارد» زیرا به اعتقاد رضاشاه «ایران نه بدان اندازه قدرتمند بود که بتواند در جنگ شرکت کند و نه تا آن حد ضعیف بود که اجازه دهد حقوقش پایمال گردد.» ازاین‌رو «یک سیاست بی‌طرفی برای ایران ضرورت داشت و برای قدرتهای متحارب نیز ارزشمند بود.» متعاقب بیانیه محمود جم، علی‌اصغر حکمت، وزیر کشور، نیز به اتباع بیگانه آگاهی داد که از ابراز هرگونه احساساتی که منافی بی‌طرفی کشور ایران باشد جداً خودداری نمایند. خبرگزاری پاریس نیز در دوازدهم شهریور 1318.ش خبر بی‌طرفی ایران را مخابره کرد. همچنین مظفر علم، وزیر امورخارجه، در سیزدهم شهریور مراتب بی‌طرفی ایران را به اطلاع سفارت‌خانه‌های مستقر در تهران رسانید. جالب اینجاست که آلمان و انگلستان هر دو از این موضع استقبال کردند؛ زیرا انگلستان به دلیل درگیری‌اش در منطقه دیگر توانایی برقراری امنیت را در این منطقه نداشت. استدلال وزارت امورخارجه آلمان نیز از بی‌طرفی ایران چنین بود: «باتوجه به پیوند نزدیک ترکیه با انگلستان و فرانسه چنین به‌نظر می‌آید که آنچه از لحاظ سیاسی اهمیت ویژه‌ای یافته، آن است که فعلا به تقویت ایران در بی‌طرفی کاملش ادامه داده شود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/161078 راسخون -ايران در جنگ جهاني دوم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علل ایجاد رابطه رضاشاه با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
در تعادل سیایی آن دوران آنچه باعث نگرانی ایران  شده بود انعقاد پیمان عدم تعرض میان شوروی و آلمان در بیست‌وسوم اوت 1939.م بود که طی آن هیتلر و استالین بر سر تقسیم اراضی لهستان و کشورهای بالتیک به توافق رسیده بودند و ایران پیش‌‌بینی می‌کرد که شاید شوروی طی یک تفاهم محرمانه با آلمان درصدد برآید موقعیت مسلط خود را بر ولایات شمالی ایران احیا کند. به‌همین جهت رضاشاه بر آن شد به‌منظور کسب حمایت نظامی و اقتصادی به انگلستان روی آورد. از دهه 1310 به بعد، مبنای مبادلات سیاسی ــ اقتصادی ایران بر کشور آلمان استوار گردیده بود و با ظهور هیتلر، رهبر حزب ناسیونالیست در ژوئیه 1933.م/1311.ش، روابط میان دو کشور وارد مرحله جدیدتری گردید. آلمانی‌ها تبلیغات وسیعی در مورد اشتراک نژاد آریایی دو ملت ایران و آلمان و مشابهت هدفهای ملی دو کشور در مبارزه با کمونیسم و امپریالیسم آغاز کرده، محبوبیت بسیاری در میان ایرانیان به‌دست آورده بودند. اما با پیمان عدم تعرض میان آلمان و شوروی (1318.ش/1939.م)، آلمانیها، به پیروی از خط‌مشی هیتلر، در جهت کاهش نفوذ انگلستان و افزایش نفوذ شوروی در ایران تلاش کردند و حتی نفوذ خود را در ایران در درجه دوم اهمیت قرار دادند؛ هدف هیتلر از این کار این بود که استالین را از توجه به اروپای شرقی منحرف سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن هنگام، در نظر انگلستان، جلوگیری از نفوذ کمونیسم شوروی و حفظ لوله‌های نفتی جنوب به مراتب از خطر فاشیسم آلمان مهم‌تر بود، &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روسها در مقابل حملات برق‌آسای ارتش آلمان، به اسلحه، مهمات و دارو احتیاج مبرمی داشتند و انگلیسی‌ها نیز می‌خواستند، به هر قیمتی شده، خطوط ارتباطی بین خلیج‌فارس و سرحد شوروی را حفظ کنند . بدین‌ترتیب شوروی و انگلیس بر ضد دشمن مشترک در دوازدهم ژوئیه 1941.م/1320.ش معاهده‌ای بستند که طی آن دو دولت متعهد شده بودند: اولاً برای متارکه جنگ با آلمان، بدون رضایت طرف دیگر هیچ‌گونه مذاکرات جداگانه‌ای ننمایند، ثانیاً هرگونه کمک نظامی را در جنگ با دشمن مشترک، به یکدیگر برسانند. در این زمان مساله رساندن اسلحه و مهمات به جبهه روسیه مطرح شد و انگلیسی‌ها راه ایران را پیشنهاد کردند که مطمئن‌ترین و کوتاه‌ترین راه بود و راه‌آهن آن از خلیج‌فارس به بحر خزر بهترین وسیله نقلیه به‌شمار می‌رفت. روسها ابتدا در مورد حمله به ایران، به جهت اینکه این کشور دارای ارتش مدرن و مجهزی بود، تردید کردند، اما انگلیسی‌ها به آنان اطمینان دادند که در ظرف چند روز، به از بین بردن مقاومت ارتش ایران و اشغال کشور موفق خواهند شد و به‌این‌ترتیب در هفدهم ژوئیه 1941.م/1320.ش در مورد حمله به ایران میان نمایندگان دو کشور توافق به وجود آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات رضاشاه و واکنش دولتهای روس و انگلیس ==&lt;br /&gt;
ٰرضاشاه  با اتکا به ارتش 127هزار نفری، اعلام بی‌طرفی ایران و برکناری دکتر متین دفتری در ژوئیه 1940.م/1319.ش و گماردن رجب‌علی منصور، که به محافظه‌کاری شهرت داشت، امیدوار بود که دو دولت همسایه، در امور دولت بی‌طرف ایران مداخله نکنند. اما در این زمان یگانه دستاویز انگلیسیها برای حمله به ایران کماکان حضور ستون پنجم آلمان در این کشور بود؛ بولارد در چهارم ژوئن 1941.م/ چهاردهم خرداد 1320.ش از دولت منصور خواست فعالیتهای پنهانی عوامل آلمان را در ایران متوقف نماید. وی در اول ژوئیه 1941/دهم تیر 1320 در دیداری با منصور از او خواست به‌فوریت به اخراج چهارپنجم آلمانی‌های شاغل در ایران اقدام نماید.  اما دولت ایران جواب داد که کارشناسان آلمانی برای خدمات و صنایع ایران ضروری هستند و دولت ایران به‌سرعت نمی‌تواند جانشینی برایشان پیدا کند، از طرفی تعداد آنها چندان زیاد نیست و دولت ایران بر آنها نظارت می‌کند، اما متفقین که قبلاً در مورد حمله به ایران به توافق رسیده بودند، مشغول تدارکات نظامی گردیدند.&lt;br /&gt;
در ششم اوت 1941.م/ بیست‌وپنجم خرداد 1320.ش، سفارت انگلستان، طی یادداشتی ده ماده‌ای خطاب به دولت ایران، مجدداً در مورد حضور و فعالیت آلمانیها در ایران هشدار داد و به تبع آن شوروی نیز در همین روز تذکاریه‌ای مبنی بر کاستن تعداد آلمانیها در ایران و کوتاه کردن دست آنها از امور، برای دولت ایران فرستاد. درواقع دو دولت با این یادداشتها به ایران اولتیماتوم داده بودند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نامه هیتلر به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نامه هیتلر به رضا خان.jpg|جایگزین=اسکن نامه هیتلر به رضا شاه |بندانگشتی|نامه هیتلر به رضا شاه]]&lt;br /&gt;
در همان ایامی که فشار متفقین برای خروج اتباع آلمان روی رضاشاه زیاد شده بود؛ یادداشت سومی از دولت آلمان به دست رضاشاه رسید که حاوی پیام هیتلر به رضاشاه بود. پیشوای آلمان در پیام خود از مقاومت ایران در برابر فشار متفقین و پیروی از سیاست بی‌طرفی اظهار خوشوقتی نموده، و اظهار کرده بود که به عقیده او این دوره فشار، طولانی نخواهد بود، چراکه نیروهای آلمان در خاک اوکراین پیشروی نموده و به نواحی شمال جزیره کریمه رسیده‌اند و قصد دارند تا پاییز، قسمتهای دیگری از خاک روسیه را اشغال کنند و آخرین مقاومت روسها را نیز درهم شکنند، در ضمن اطمینان داده بود که تلاشهای انگلیس برای ایجاد خط دفاعی در قفقاز به لحاظ تفوق نیروهای آلمان محکوم به شکست است و دولت آلمان امیدوار است تا سپری شدن این دوره کوتاه، دولت ایران با تمام قوا در مقابل فشار متفقین مقاومت نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه، که در وضعیت بسیار دشواری قرار گرفته بود و از همه‌سو تحت فشار قرار داشت، تنها راه چاره را سیاست دفع‌الوقت و حفظ وضع موجود دانست تا به مرور زمان نتیجه جنگ روشن شود و او بتواند تکلیف خود را با دول متخاصم روشن نماید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام رادیو و جراید انگلستان و شوروی، و متفقین آنها به تبلیغاتی شدید درباره فعالیت ستون پنجم و جاسوسان آلمانی در ایران و ورود احتمالی رضاشاه در جنگ به نفع آلمان دست زدند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ ==&lt;br /&gt;
سرانجام تصمیم برای اشغال ایران که از مرداد ماه سال 1320 اتخاذ شده بود، در سوم شهریور اجرا شد. «ساعت چهار بامداد دوشنبه &#039;&#039;&#039;سوم شهریور،&#039;&#039;&#039; ‌حدود ساعت چهار و پانزده دقیقه  صبح «اسمیرنوف» سفیر شوروی  و «سر بولارد» وزیر مختار انگلیس  یادداشت کوتاهی را به منصور نخست وزیر ایران دادند .منصور وقتی این یادداشت را مطالعه می‌کرد، ‌دستهایش می‌لرزید و رنگش پریده تر و زردتر می‌شد. زیرا این یادداشت از حمله‌ی هماهنگ روس و انگلیس به مرزهای شمالی و جنوبی ایران خبر می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که سفیر روس و انگلیس خداحافظی کرده و از منزل نخست وزیر خارج شدند، ‌اغلب شهرهای شمالی و جنوبی کشور مورد حمله‌ی قوای زمینی، ‌هوایی و دریایی روس، ‌انگلیس قرار داشت اخبار موحش و جان گدازی از همه جا می‌رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=386 گذرستان- مکر استعمار، خواب دیکتاتور و اشغال ایران]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیروهای ارتش در زمان اشغال ==&lt;br /&gt;
سپهبد رزم آرا اوضاع دولت و نیروهای ارتش ایران را اینگونه توصیف می کند: «در ستاد کل نیروهای مسلح رزم آرا مدتی پیش از حمله متفقین عدم آمادگی ارتش برای دفاع از مرزها را به سرلشکر ضرغامی فرمانده ارتش گزارش می کند و پیشنهاد می کند به دلیل عدم توانایی مقابله با شوروی از راه های سیاسی برای رفع خطر اقدام شود. گزارش توسط ضرغامی به رضا شاه هم ارایه می شود اما وی از گزارش خشمگین شده و ولیعهد را برای تحقیق بیشتر به جلسه بعد ستاد کل می فرستد. رزم آرا کمبود نفرات و امکانات بویژه امکانات ترابری موتوری را دلیل اصلی عدم توان مقابله با شوروی بیان می کند. رضا شاه مدتی بعد دستور تشکیل لشکرهای جدید را صادر می کند اما از صدور فرمان آمادگی برای دفاع خود داری می کند.لشکرهای ارتش بدون افزایش نفرات و امکانات به تعداد مورد نظر رضا شاه افزایش می یابند و در واقع برخی لشکر ها به چند لشکر تقسیم می شوند. رضا شاه امکان حمله متفقین را بسیار کم می دانست به همین دلیل ارتش ایران هیچگونه آمادگی برای مقابله با حمله متفقین را نداشت». [خاطرات سپهبد حاج علی رزم آرا، ص 133] رجبعلی منصور به همراه جواد عامری، کفیل وزارت امور خارجه، به کاخ سعدآباد رفت و رضاشاه را مطلع ساخت و پس از این ملاقات، رضاشاه به علی منصور، نخست‌وزیر، دستور داد تا جریان را به اطلاع مجلس شورای ملی برساند. بنابراین در همان روز، جلسه فوق‌العاده مجلس شورای ملی تشکیل گردید و علی منصور راجع‌به یادداشتهای تسلیمی دول انگلیس و شوروی به دولت ایران و تجاوز نیروهای مسلح آن دو دولت به مرزهای ایران ،گزارشی را به اطلاع نمایندگان مجلس رسانید.[اطلاعات، مورخ سال شانزدهم، شماره 3634، ص1]&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بمباران شهرهای ایران توسط متفقین ==&lt;br /&gt;
شهرهای بی‌دفاع شمال و جنوب ایران در جریان حمله هماهنگ و مشترک شوروی و بریتانیا، شدیداً بمباران شدند و نیروی دریایی ایران در خلیج فارس و دریای خزر، بر اثر حمله شدید نیروهای مهاجم، ظرف چند ساعت به کلی نابود شد. در حمله شدید بریتانیا به خلیج فارس، دریادار «غلامعلی بایندر» فرمانده نیروی دریایی و ناخدا «نقدی» رئیس ستاد نیروی هوایی و شمار فراوانی از افسران در همان روز اول حمله کشته شدند؛ عمده کشتی‌های ایران آتش گرفتند یا غرق شدند. شمار کشتگان نظامی ایران در آن حمله، بیش از پانصد تن می‌باشد. ستاد جنگ اعلامیه‌ای صادر کرد و در آن خبر از مورد حمله هوایی قرارگرفتن شهرهای تبریز، اردبیل، رضاییه (اورمیه)، خوی، اهر، میاندوآب، ماکو، بناب، مهاباد، رشت، حسن کیاده، میانه، اهواز و بندر پهلوی (بندر انزلی) داد. این اعلامیه، تلفات غیرنظامیان را، سنگین ولی تلفات نظامیان را، اندک گزارش داد.[ر.ک: منافع ملی و امنیت جمهوری اسلامی ایران،ج اول]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;روز چهارم شهریور&#039;&#039;&#039; بمباران شهرهای بی‌دفاع و سربازخانه‌ها ادامه پیدا کرد؛ شهرهای قزوین، رشت و تبریز مورد حمله هوایی قرار گرفت. بر اثر حمله و بمباران شدید، لشکرهای تبریز، رضاییه، رشت، مشهد، اردبیل و گرگان، به طور کامل از هم پاشیدند. مردم تهران و بیشتر شهرهای مورد حمله هوایی، شهرها را تخلیه کردند و به اطراف پناه بردند.[ر.ک: منافع ملی و امنیت جمهوری اسلامی ایران،ج اول]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۵ شهریور در جلسه فوق العاده هیئت دولت که در حضور رضاشاه تشکیل شده بود، رجبعلی منصور پس از ارائه گزارشی از اقدامات دو روزه خود، نومیدانه از مقام رئیس‌الوزرائی استعفا داد؛ رضاشاه هم ضمن پذیرش درخواست وی، در همان جلسه، مجید آهی وزیر دادگستری را مأمور تشکیل کابینه کرد، اما وی نیز از پذیرفتن این سمت پوزش خواست و پیشنهاد داد شخص دیگری برگزیده شود؛ سرانجام محمدعلی فروغی را برای نخست‌وزیری پیشنهاد کرد و حکم نخست وزیری فروغی صادر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل کابینه توسط محمدعلی فروغی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمد علی فروغی.jpg|جایگزین=عکس محمد علی فروغی|بندانگشتی|342x342پیکسل|محمد علی فروغی ]]&lt;br /&gt;
محمدعلی فروغی که سیاستمدار کهنه کار و نزدیک به انگلستان بود مأمور تشکیل کابینه شد، او گفت که در کادر وزیران تغییری نخواهد داد، ولی بنا به خواست شاه، علی سهیلی را به وزارت امور خارجه و جواد عامری را به وزارت کشور گماشت. رضاشاه در این جلسه استعفای خود را با حاضران در میان گذاشت که با مخالفت وزیران روبرو شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح روز &#039;&#039;&#039;ششم شهریور&#039;&#039;&#039;، فروغی با وزیران خود در مجلس شورای ملی حاضر شد و برنامه خود را در نطقی کوتاه اعلام و وزیران کابینه را معرفی کرد و نمایندگان را در جریان تصمیم دولت مبنی بر ترک مقاومت قرار داد. وی با بیان اینکه دولت باید بی‌درنگ به مذاکره با کشورهای حمله‌کننده به ایران بنشیند، از نمایندگان مجلس درخواست رای اعتماد کرد؛ مجلس به اتفاق آرا به کابینه فروغی رای اعتماد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فروغی پس از حضور در مجلس، در منزل خود با سفیران بریتانیا و شوروی (سر ریدر بولارد و اسمیرنوف) راجع به ترک مخاصمه و توقف جنگ، مذاکره کرد. در همین نشست فروغی از نیت بریتانیا برای برکناری و تبعید رضاشاه باخبر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند نامه ترک مخاصمه بامداد روز ششم شهریور به دو سفارتخانه فرستاده شد و آن دو نیز بی‌درنگ مراتب را به پایتخت‌های خود گزارش کردند، اما در رویارویی نظامی آن‌ها با نیروهای ایرانی و بمباران شهرها، هیچ‌گونه دگرگونی‌ای پدید نیامد؛ به ویژه شوروی همچنان با همان خشونت، در روزهای آینده نیز، شهرهای ایران را بمباران کرد. شوروی‌ها نظامیان ایرانی‌ای که تسلیم می‌شدند، به اسارت، به خارج از ایران می‌فرستادند. ارتش سرخ به هر شهری از ایران که پا می‌نهاد، همچو یک دولت فاتح اداره شهر را به دست می‌گرفت؛ سران اداره‌ها و نمایندگان دولت، خواه نظامی یا غیرنظامی را بازداشت می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز &#039;&#039;&#039;هفتم شهریور&#039;&#039;&#039; در نتیجه گفتگوها و رایزنی‌های انجام شده، به ویژه نشست فروغی با سفیران بریتانیا و شوروی، ، رضاشاه، همه اعضای خانواده‌اش ـ به استثنای محمدرضا پهلوی ولیعهد ـ را روانه اصفهان کرد و بدین سان مقدمات استعفا و خروج خود از ایران را فراهم آورد. در این روز شهرهای شمالی ایران با شدت تمام، توسط بمب‌افکنهای شوروی بمباران شدند. هشتم شهریور ایران را نیروهای انگلیس و روسیه به سه بخش تقسیم کردند. بخش شمالی در قلمرو روس‌ها بود. بخش جنوبی که منطقه نفتی ایران را نیز شامل می شد زیر قدرت نیروهای انگلیس درآمد. تنها منطقه میانی ایران یعنی تهران و اطراف آن برای ایران باقی ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انحلال ارتش ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;روز هشتم شهریور&#039;&#039;&#039;، شورای عالی نظام دستور مرخصی سربازان وظیفه را تصویب کرد و به اجرا گذاشت؛ در عوض قرار شد سی‌هزار سرباز پیمانی را با ماهی ۳۵ تومان حقوق، به استخدام درآورند.  فرستاده شدن اعضای خانواده سلطنتی به اصفهان، شایعه فرار رضا شاه، اخبار رسیده از اشغال شهرهای مختلف و به ویژه خالی شدن پادگان‌ها (در نتیجه تصمیم اخیر شورای عالی نظام) که به شکل‌گیری دسته‌های سربازان گرسنه و سرگردان در خیابان‌های تهران انجامید، سخت مایه بیم و نگرانی مردم شده بود؛ علاوه بر این، گریز برخی از سران ارتش و رجال سیاسی هم در این مدت، وضع را بدتر کرد. ازآن‌رو برای کنترل اوضاع، در همان روز هشتم شهریور در تهران حکومت نظامی اعلام شد و سپهبد احمد امیراحمدی حاکم نظامی شد. در این روز نیز بمباران شهرهای شمالی ایران، به دست بمب‌افکنهای شوروی بسیار شدید بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه بعد از ظهر &#039;&#039;&#039;روز نهم شهریور&#039;&#039;&#039; همه فرماندهان و مقامات امضاکننده طرح مرخصی سربازان وظیفه را ـ که در عمل به انحلال ارتش انجامیده بود ـ به کاخ سعدآباد احضار کرد و به آنها نسبت خیانت داد. شاه سرلشکر احمد نخجوان، (کفیل وزیر جنگ)، و سرتیپ علی ریاضی را مسبب این طرح قلمداد نمود، ازآن‌رو آن دو را به شدت زخمی[بوسیله شمشیر] و پس از خلع درجه، زندانی کرد. سپس دستور داد ایشان به خاطر این خیانت در دادگاه زمان جنگ محاکمه شوند. آن‌گاه، بدون رایزنی با فروغی، سرلشکر محمد نخجوان را به وزارت جنگ گمارد. این ماجرای کتک زدن، در روزهای آینده به زیان رضا شاه تمام شد و عزم کسانی که خواهان تبعید او از ایران پس از استغفا بودند، را جزم‌تر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در &#039;&#039;&#039;دهم شهریور&#039;&#039;&#039; تصمیمش به استعفا را به اطلاع فروغی و اعضای کابینه رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«روزولت» روز &#039;&#039;&#039;۱۱ شهریور&#039;&#039;&#039; در حالی که نیروهای روس و انگلیس در شمال و جنوب ایران مستقر شده بودند، به تلگراف رضا شاه پاسخ داد. رضا شاه زمانی پاسخ نامه را دریافت کرد که تمام شرایط انگلیس و روسیه را پذیرفته بود، اتباع آلمانی را از ایران اخراج کرده بود و راه‌آهن و جاده‌های شمالی و جنوبی کشور را در اختیار نیروهای اشغالگر قرار داده بود. با این همه انگلیسی‌ها و روس‌ها پیش از آن که رضا شاه بتواند روابط نزدیک‌تری با امریکا برقرار سازد، وی را برای استعفا از مقام سلطنت تحت فشار قرار دادند. زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را در برگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها‌ مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسب های توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد. در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۲۰ وزارت امور خارجه ایران در پی فشار اشغالگران در نامه ای به سفارت آلمان خواستار خروج اتباع آلمانی از ایران و برچیده شدن سفارت این کشور شد که بخشی از نامه آن به این شرح است:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج نیروهای آلمانی از ایران ==&lt;br /&gt;
وزارت امور خارجه شاهنشاهی ایران در تعقیب یادداشت شماره ۳۷۷۴ محترما به استحضار سفیر آلمان در تهران میرساند نمایندگان دولتین اتحاد جماهیر شوروی و انگلیس اصرار دارند سفارت آلمان در تهران تا روز ۱۷ سپتامبر برچیده شود و کارکنان آن خاک ایران را ترک کنند. لهذا مراتب را اشعار می‌دارد تا استحضار داشته باشند.آنچه مربوط به اتباع دولت آلمان باشد البته به وسیله سفارتخانه‌ای که حافظ منافع آنها معرفی شود انجام خواهد شد. اولیای سفارت آلمان می‌توانند مطمئن باشند که دولت ایران به سهم خود از هیچ نوع کمک ومساعدت مضایقه نخواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن آقای علی سهیلی وزیر وقت امور خارجه در نامه ای به نمایندگان دولتهای سوئد و سویس در تهران اعلام جنگ میان ایران و آلمان را اعلام می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احتراما رونوشت اعلامیه‌ای را که جناب آقای نخست وزیر امروز در مجلس شورای ملی راجع به اعلام وجود حالت مخاصمه بین ایران و آلمان والحاق دولت شاهنشاهی به اعلامیه ملل متحده مورخ ژانویه ۱۹۴۲ ایراد نموده اند برای اطلاع واستحضار آن جانب به پیوست ارسال می‌دارد. خواهشمند است مراتب مندرج در اعلامیه را به اطلاع دولت سوئد و سویس برسانند تا لطفا مقامات وابسته آلمان را از آن آگاه نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
۲۳ شهریور ۱۳۲۰ سفیرهای انگلیس و روس به رضا شاه اولتیماتوم دادند که تا ۲۶ شهریور ساعت دوازده نیم روز باید استعفا دهد و اگر استعفا ندهد، تهران اشغال خواهد شد، سلطنت از بین خواهد رفت و یک دولت اشغالی از روس و انگلیس بوجود خواهد آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیست‌وپنجم شهریور نیروهای شوروی و انگلیس از قزوین و قم به‌سوی تهران حرکت نمودند. رضاشاه ناچار در صبح زود همان روز به نفع ولیعهد بیست و یک ساله اش محمدرضا استعفا نمود. مقاومت وی در برابر پیشنهادات متفقین، امکان استمرار پادشاهی او را منتفی ساخته بود. همانگونه‌که بعدها یکی از رجال ایران اظهار داشت: «همان کسی که او را آورد، چون مفید نبود او را برد.»[سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم، ص34]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، رضا شاه برای مراسم خداحافظی در کاخ مرمر حاضر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این خداحافظی کوتاه (حدود ۵ دقیقه) رضا شاه گفته بود که من چون پیر و فرسوده شده‌ام، مسوولیت مملکت را باید به یک فرد جوان، که ولیعهد است، واگذار کنم و از شما انتظار دارم که از ولیعهد به عنوان شاه آینده ایران حداکثر پیشتیبانی را بکنید. حاضرین هم گفتند اطاعت می‌شود و تعظیم کردند. رضا شاه عصایش را به علا‌مت خداحافظی بلند کرد و بیرون آمد. خانواده او قبلا‌ به اصفهان رفته بودند و رضا شاه هم عجله زیادی داشت که سریع‌تر تهران را ترک کند تا به دست قشون روس که هر لحظه ممکن بود از کرج به تهران برسند، نیفتد. رضا شاه شب به اصفهان رسید و در خانه فرد متمولی به نام کازرونی سکنی گزید و از آنجا به اتفاق خانواده‌اش به کرمان رفت و در منزل تاجری به نام هرندی، که از متمولین کرمان بود، اقامت گزید. در کرمان حال او به شدت خراب بود و می‌گویند که تب ۴۰ درجه داشت. چند روز بعد به اتفاق محمود جم (مدیرالملک) و خانواده‌اش به بندرعباس رفت و با یک کشتی انگلیسی ایران را ترک کرد. پسران او به جز محمد‌رضا و دخترانش به جز اشرف همراهش بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساعت نه و سی دقیقه، مجلس شورای ملی استعفای رضاشاه را پذیرفت. برای جلوگیری از دستگیر شدن محمد رضا به وسیله نیروهای روس و انگلیس، ولیعهد محمد رضا را با لباس شخصی در یک اتومبیل کرایسلر قدیمی بین صندلی جلو و عقب روی زمین خودرو پنهان کردند و از در خدمه مجلس به داخل مجلس آوردند. ساعت ۴ بعد از ظهر، ولیعهد محمد رضا در برابر مجلس شورا و نمایندگان به قرآن سوگند خورد وپادشاه ایران شد.[ اطلاعات، مورخ 26/6/1320، سال شانزدهم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این که رضا شاه استعفا داد ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ ارتش روسیه و انگلیس تهران را اشغال کردند و حکومت را به کنترل خویش درآوردند. انگلستان تا مدتی با انتخاب ولیعهد به مقام پادشاهی ایران مخالفت می‌نمود؛ چراکه به‌زعم آنها او در تبلیغات ضدمتفقین دست داشت و اصولا فاقد شخصیت بود.[ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ص149] اما نهایتا دولت بریتانیا با اکراه و به منظور اجتناب از بروز هرگونه اغتشاش و بحران حکومتی، با پادشاهی محمدرضا مشروط بر حسن رفتار شاه جدید موافقت نمود.[وزارت خارجه به بولارد، مورخ سپتامبر 1941] نیروهای متفقین نیز در همان روز وارد تهران شدند و ضمن اشغال کلیه تاسیسات نظامی و راه‌آهن، بلافاصله مقدمات انتقال اسلحه و مهمات را از طریق راه‌آهن سراسری به شوروی فراهم نمودند. [سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1357ـ1300، ص77]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه جدید چون بر تخت نشست، برای جلب اعتماد متفقین، صریحا اظهار داشت که تمام کوشش خود را برای همکاری با متفقین به‌کار خواهد بست.[شترها باید بروند، ص61] به‌همین‌جهت بود که انگلستان و شوروی نیز پیشنهاد نمودند ایران یک پیمان اتحاد سه‌جانبه با روسیه و انگلستان منعقد نماید[ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ص159] تا اشغال این کشور به صورت اقامت دوستانه قوای متفقین در دوران جنگ درآید.[ روزگاران (از صفویه تا عصر حاضر)، ج3، ص251]&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۵ آبان سفیران روس و انگلیس به آگاهی محمدرضاشاه پهلوی رساندند که قدرت در دست ماست. پس از سه ماه در ۶ بهمن ۱۳۲۰ مجلس شورا قانون قرارداد سه قوا در ایران را تصویب کرد. این قانون به امضای نخست وزیر محمدعلی فروغی و سفیران روس و انگلیس برای تایید نهایی رسید. این قرارداد تمامیت ارضی ایران را تضمین کرد و هم چنین که نیروهای روس و انگلیس ۶ ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ایران را تخلیه خواهند کرد. ایران نیز متعهد شد که با نیروهای روس و انگلیس همکاری کند، پروانه استفاده از راه‌های کشور و سیستم مخابراتی کشور را به روس و انگلیس بدهد و نیروی کارگر و ابزار مورد نیاز را برای روس و انگلیس فراهم آورد و مطبوعات را سانسور کنند که درباره اشغال ایران و استفاده از منابع کشور را به آگاهی ملت نرسانند. آذر ماه ۱۳۲۱ نیروهای امریکایی نیز ایران را اشغال کردند و آغاز به ساختن پرشن کریدور کردند. پرشن کریدور راهی بود از شمال به جنوب ایران که برای رساندن مهمات و دیگر ابزار جنگی یعنی از خلیج فارس تا دریای مازندان و سپس از آنجا به روسیه می رفت. پس از حمله متفقین به ایران و جابجایی قدرت در بیشتر مناطق ایران کشمکش‌های قومی ومذهبی شکل گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر پیامدهای این اشغال این بود که ایران با مشکلات اقتصادی بسیاری رو به رو شد. تورم، دزدی و قحطی نمونه کوچکی از پیامدهای حمله متفقین به ایران بود. نامه شکایت آقای محمود بدر وزیر دارایی در نخستین روز از تیرماه سال ۱۳۲۱ به نخست وزیر گواهی شرایط سخت مردم ایران در پی تجاوز متفقین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضعف نظامی ایران ==&lt;br /&gt;
اگرچه روسیه و انگلیس در آغاز از حربه تحریم اقتصادی استفاده کردند تا با اعمال فشار بر ایران، بتوانند خواسته‌های خود را تحمیل کنند ولی رضاشاه کماکان دل به پیروزی آلمانها بسته بود و هیچگونه نظر مثبتی نسبت به خواسته‌های متفقین از خود نشان نداد  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها دفاع جدی از سوی ایران در مقابل حمله متفقین توسط سپهبد شاه بختی در خوزستان رخ داد. مقاومتی که به نظر می‌رسد بیش از آنکه در قالب ارتش و تحت دستورهای مسئولین بالادستی انجام گرفته باشد، ناشی از هیجان و خروش نیروهای محلی بود. در ادامه حمله انگلیسیها از جنوب، مقاومت در اهواز خیلی زود از هم پاشید و پس از این علی منصور که دیگر توان مدیریت بر اوضاع آشفته را نداشت با دستور رضا شاه از سمت خود استفعا داد که این مسأله ضعف دیپلماسی و ساختار سیاسی ایران را در کنار ارتش بیشتر جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در تاریخ 5 شهریور محمدعلی فروغی نخست وزیر سابق خود را تنها راه گریز از بحران می‌دانست و وی را مسئول تشکیل کابینه کرد. فردای آن روز نیز اعلامیه‌ای از سوی شاهنشاه ایران مبنی بر عدم مقاومت در مقابل نیروهای متفقین صادر شد تا با حداقل کشتار و مقاومت خاک ایران به تصرف متفقین دربیاید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله متفقین به ایران اگر ضعف دستگاه دیپلماسی و سیاسی ایران را نزد همه آشکار نکرده باشد، وضعیت بسیار بهم ریخته دستگاه نظامی را روشن ساخت. در کمتر از 5 روز از ورود نیروهای انگلیس و شوروی به خاک ایران، دستور عدم مقاومت از سوی رضا شاه به عنوان شخص نخست مملکت صادر شد. علاوه بر این وزیر جنگ وقت، دستور انحلال ارتش چهل هزار نفری اول و دوم را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب آن است که رضاشاه عدم مدیریت خود بر ارتش و از پاشیدن آن را به گردن فرماندهان نظامی می‌اندخت. بدین ترتیب، در اواسط شهریور وزیر جنگ و فرمانده کل قوا با دستور رضا شاه دستگیر شدند. به گفته سپهبد محمد نخجوان (امیر موفق): «عصر همان روز (آزادکردن سربازان) که من احضار شده بودم، اغلب امرای ارتش به سعدآباد احضار شده و شاهنشاه در حضور والا حضرت ولایتعهد با عصبانیت هر چه تمامتر، بایگون افسران ارشد ارتش را کنده و آنها را از عملی که انجام داده بودند، سرزنش کردند و مرتبا با فریاد و ناله می‌گفتند، چرا سربازان را لخت و گرسنه از سربازخانه‌ها مرخص کرده اید و برای نابودی ارتش در اتاق دربسته طرحی تنظیم و نظام وظیفه را ملغی و استخدام سرباز داوطلب را با ماهی 35 تومان حقوق به تصویب رساندید.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.mashreghnews.ir/news/ مشرق -آیا اشغال ایران توسط متفقین اجتناب‌ناپذیر بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسائل گواه این مدّعاست که نیروی نظامی ایران به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهایی که رضاشاه به عنوان ارمغان حکومت خود از آن یاد می‌کرد، فروپاشیده بود. دستگاه نظامی پهلوی اگرچه از سلاحهای نسبتا مدرن و حرفه‌ای برخوردار بود و نظامیان تحت نظر تمرینات حرفه‌ای آموزش دیده بودند ولی مهمترین رکن ارتش در این ساختار یعنی تشکیلات منظم شکل نگرفته بود. ارتش رضاشاهی فاقد تشکیلات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع هیچگونه مطالعه بنیادی و علمی برای ایجاد تشکیلات مناسب در ساختار نظامی ایران شکل نگرفته و به همین دلیل بود که با نخستین حملات متفقین به خاک ایران نه تنها ارتش ایران کاملا فروپاشید بلکه ساختار سیاسی نیز دچار تغییرات زیادی(کناره‌گیری رضاشاه از سلطنت) گردید. بر اساس اسناد و شواهد، اکثر فرماندهان ارتش ایران به صورت پنهانی و بعضا آشکارا با انگلیس در ارتباط بوده و کاملا همسو با سیاستهای این کشور عمل می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تمام این احوالات سؤال قابل تأمل اینجاست که چرا با وجود انحلال ارتش، نیروهای محلی و عشایر جز در موارد محدودی(همچون سپهبد شاه بختی) به مانند جنگ جهانی اول علم مقابله با تهاجم خارجی را برنداشتند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد پاسخ کاملا آشکار است؛ زیرا «رضا شاه با سیاست سرکوب شدید عشایر و اعدام سران آنها، تمام قدرت و توان عشایر را گرفته بود و با اجرای سیاست نظام وظیفه، افراد تحت فرمان سران عشایر را در ارتش گرد آورد و در عمل نیرویی برای آنان باقی نگذاشت. از سوی دیگر، سیاست ضددینی رضاشاه و کشف حجاب و... مردم را از او بیزار کرد و آنان خواهان سرنگونی این دیکتاتور بودند. خوانین و زمینداران نیز که تمام اراضی خوب و مستعد آنها به دست رضاخان غصب شده بود، دل خوشی از وی نداشته و وی را غاصب اموال و املاک خویش می‌دانستند و بر این باور بودند که انگلیسیها خود، رضاشاه را به قدرت رسانده و حالا هم او را عزل و برکنار می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع او توسط مردم به قدرت نرسیده بود تا همان مردم از حکومت وی دفاع کنند.» بدین ترتیب عمر استبداد رضاشاهی به پایان رسید. او همچنان که به کمک خارجیها به قدرت رسیده بود، توسط آنان رهسپار تبعید شد و زمامداری رضاشاه به خاطراتی تلخ برای حافظه ایران و ایرانی پیوست. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ارتش رضاشاه در دوران اشغال ==&lt;br /&gt;
روایتی از  سرتیپ میرحسین یکرنگیان یکی از افسران بلندپایه ارتش در آن سال‌ها &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارتش ایران در شهریور ۱۳۲۰ شامل ۱۶ لشکر، ۲۰ هواپیما، شش آتشبار ضدهوایی (بدون مهمات کافی) و چند ناو جنگی در جنوب بود. در واحدهای لشکرها، مخصوصا در شمال ایران، برای هر سرباز حداکثر بیش از صد تیر فشنگ و در اردبیل (مرزهای شمالی) برای هر سرباز فقط ۳۶ تیر فشنگ موجود بود و مسلسل‌ها هم فقط برای نیم ساعت تیراندازی فشنگ داشتند. وسایل نقلیه در لشکرها تقریبا صفر بود. لشکرها حتی برای یک هفته خواربار ذخیره نداشتند و روزانه از انبار غله آرد دریافت می‌کردند و همین موضوع سبب شد که در روز دوم جنگ- چهارم شهریور- لشکر ۱۵ اردبیل به دستور فرمانده انبار غله شهر سراب را تصرف کند و موجودی گندم آن را برداشته و آماده کند. سازمان لشکرها حتی برای زمان صلح نیز بطور صحیح و سازمانی طراحی نشده بودند و به جای آنکه لشکرهای مرزی کشور تقویت شوند، لشکرهای ۱ و ۲ مرکز را تقویت می‌کردند. لشکرهای ۱ و ۲ از هر نظر مجهز بودند. این لشکرها دارای تانک، زره‌پوش، توپخانه قوی، مسلسل ضدهوایی، توپ‌های ضدتانک و ضد زره‌پوش، انواع خمپاره‌انداز و وسایل نقلیه کافی بودند، ولی عملکرد آن لشکرها و فرماندهانشان در سوم شهریور و روزهای بعد چه بود؟ لشکرها بدون هیچ اقدامی سربازان را مرخص کردند. در حقیقت لشکرهای ۱ و ۲ مرکز از هم پاشیده شدند. با این وضع لشکر ۱۵ اردبیل، لشکر ۳ تبریز و لشکر ۴ شمالغرب (رضاییه)، اساسا نمی‌دانستند که زره‌پوش و تانک چه شکلی هستند و از آنها چه کاری ساخته است و خمپاره‌انداز چه عملی انجام می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[http://www.parsine.com/fa/news/46170/ پارسینه -دلایل فروپاشی ارتش شاهنشاهی در شهریور 1320]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورای عالی جنگ ===&lt;br /&gt;
در ایران سالی یک بار شورای عالی جنگ با حضور فرماندهان عالیرتبه تشکیل می‌شد که این افراد در حقیقت مشاور نظامی رضاشاه بودند. متاسفانه اختلاف نظر شدید بین سه لشکر هوایی احمد نخجوان (وزیر جنگ) و سرلشکر عزیزالله ضرغامی (رییس ستاد ارتش) و کنار بودن مشاوران نظامی مطلع از امور ارتش مانند سرلشکر حبیب‌الله شیبانی، سرتیپ سیف‌الله شهاب و سرتیپ غلامعلی انصاری و عده‌یی دیگر موجب شد شورای عالی جنگ بدون حضور فرماندهان میهن‌پرست، باسواد و آگاه از آخرین تاکتیک‌های جنگی برگزار شود و فرماندهان فعلی هم که عضو شورای عالی جنگ بودند، آنچنان جسارت و شهامتی نداشتند که پیشنهادها و طرح‌های خود را که مخالف نظر شاه است، در آن شورا مطرح کنند. لذا هر چه رضاشاه می‌گفت بدون هیچ گفت‌وگویی تصویب می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== وزارت جنگ ====&lt;br /&gt;
وزارت جنگ، مرکز کاغذپرانی بود و کاری به کار واحدهای دور از مرکز نداشت. اغلب کاسبکاران ولایات از ارتش طلبکار بودند. احتیاجات واحدهای دور از مرکز با سنگین‌ترین وضعی تامین شد. همین عدم توجه وزارت جنگ، موجب گل‌آلود شدن آب و گرفتن ماهی توسط افراد معلوم‌الحال می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== علل شکست ارتش =====&lt;br /&gt;
۱- اداره مهم امور کشوری و لشکری، از جزیی‌ترین چیزها تا کلی‌ترین آنها توسط رضاشاه انجام می‌شد. وی نسبت به اوضاع سیاسی جهان ناآگاه بود و افرادی هم که آگاه بودند و دانش سیاسی داشتند و می‌توانستند به او کمک کنند را از خود رانده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- فرماندهان عالیرتبه بی‌کفایت فقط به فکر ثروت‌اندوزی بودند. آنان اعتماد رضاشاه را به خود جلب کرده بودند و اگر هم از آنها شکایتی می‌شد به جای تنبیه فقط آنان را تغییرپست می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- دلبستگی رضاشاه به خط دفاعی مورد تصویب خودش که از نظر منطقه‌یی با هیچ قاعده‌ تطبیق نمی‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- عدم آمادگی لشکرها از نظر نفرات،‌ اسلحه، مهمات و ساز و برگ بویژه اینکه برای لشکرها مشخص نبود که سازمان آنها در زمان صلح و جنگ چگونه است و آنها در زمان جنگ، با این اسلحه اندک و امکانات قلیل، چه کاری می‌توانند انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵- تسری فساد مالی و اخلاقی، از فرماندهان عالیرتبه به افسران ارشد و جزء و درجه‌داران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶-دلخوشی رضاشاه به مانورهای فرمایشی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷-وجود مقررات خشک و دست‌وپاگیر و اینکه هیچ فرمانده لشکری نمی‌توانست بدون اجازه رییس ستاد ارتش کاری انجام دهد و رییس ستاد ارتش هم نمی‌توانست بدون اجازه رضاشاه آب بخورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸- عدم اعتماد رضاشاه به افسران درستکار و وطن‌پرست که اهل تملق و چاپلوسی نبودند. تقرب افسران فاسد و دزد در دستگاه ارتش که از دوران قزاقخانه با وی و زیردست وی بودند، بزرگ‌ترین لطمه را زد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایران پل پیروزی ==&lt;br /&gt;
باحمله آلمان ها به شوروي و آشكار شدن نقشه آنها براي رسيدن به خليج فارس و اشغال شبه قاره هند و مراكز نفتي خاورميانه، متفقين عبور از خاك ايران را مطمئن‌ترين و كوتاه‌ترين راه كمك به اتحاد شوروي دانستند. چرچيل- نخست وزير وقت بريتانيا- در خاطرات خود به اهميت ارتباطي ايران كه بهره‌گيري از آن، متفقين را از راه دشوار اقيانوس منجمد شمالي بي‌نياز مي‌ساخت، اشاره كرده است. در جريان جنگ جهاني دوم، متفقين از طريق راه‌آهن سراسري ايران و ساير راههاي ارتباطي كشور، حدود پنج و نيم ميليون تن اسلحه، مهمات، مواد غذايي و دارو را به شوروي منتقل كردند. برخي از محققان براين باورند كه سيل كمكهاي سرازير شده از مسير ايران به شكست آلمانها در استالينگراد انجاميد و به همين جهت متفقين ايران را پل پيروزي خواندند.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=376 گذرستان - چرا ايران «پل پيروزي متفقين» لقب گرفت]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آوارگان لهستانی در ایران ==&lt;br /&gt;
در زمان جنگ عده زيادي از مردم لهستان كه در خاك شوروي اقامت داشتند به تهران انتقال يافتند و در بيرون دروازه دوشانتپه و در بيمارستان ناتمام هزار تختخوابي جاي گرفتند. سير كردن شكم آنها نيز مشكل تازهاي براي دولت به وجود آورد. وزارت خارجه ايران در گزارشي مساعدت دولت ايران را به مهاجران لهستاني اينگونه توصيف ميكند: »لهستانيهايي كه جزو ملتهاي متفقين محسوب ميشوند از كمك‌هاي ايران بيبهره نماندند و در موقعي كه هزاران افراد گرسنه، برهنه و بيخانمان اين ملتها به سرزمين ايران روي آوردند، از حيث غذا، لباس و مسكن از هر جهت تأمين شدند. زماني كه ملت ايران حتي از داشتن نان سياه محروم بود، ميهمانهاي متفق، از خود با بهترين آذوقه ممكن پذيرايي مي‌كردند. در نتيجه مقدار هنگفتي از خوار و بار به مصرف آنها ميرسيد. به طوري كه يكي از علل نايابي خواروبار در ايران و گراني قيمت، ورود و مصرف زياد اين ميهمانها بود.«&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120329175839-8016-5.pdf انسانی -آثار و پيامدهاي اجتماعي اشغال ايران در شهريور 1320]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای اشغال ایران در جنگ ==&lt;br /&gt;
ایران در3 شهریور1320/ 25 اوت 1941 مورد تجاوز نظامی بیرحمانه قرار گرفته و به‌سرعت اشغال شد. متفقین تعهد کردند حداکثر تا شش ماه پس از خاتمه جنگ، خاک ایران را ترک کنند. استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ایران هم از سوی آنان به رسمیت شناخته شده بود. نهایتاً جنگ جهانی دوم با تسلیم ژاپن در 2 سپتامبر1945/ 11شهریور1324 پایان یافت و به تبع آن 11 اسفند 1324/ 2مارس 1946 آخرین مهلتی بود که متفقین تعهد کرده بودند بر حضور اشغالگرانه‌ی خود در ایران پایان دهند؛ هرچند این تعهد چندان مورد اعتنا قرارنگرفت، و به‌ویژه روسیه شوروی در رقابت با انگلستان و نیز آمریکا و در راستای اهداف استعماری مداخلانه جویانه و سلطه گرانه‌ی خود تا ماهها بعد هنوز حاضر نبود نیروهای متجاوز خود را از خاک ایران خارج سازد. به این ترتیب حدود چهار سال و شش ماه اکثریت قابل توجهی از خاک ایران در اشغال نظامی نیروهای انگلیسی، آمریکایی و شوروی قرارداشت و نهایتاً در 19 اردیبهشت 1325/ 9مه 1946 بود که دولت شوروی تحت فشار و پایمردی نیروها و افکارعمومی داخلی و تدبیر دستگاه دیپلماسی کشور و سازمان جدیدالتاسیس ملل متحد نیروهای خود را از قلمروهای ایران بیرون برد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره تقریباً پنج ساله لطمات و آسیب‌های جانی – انسانی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی فراوانی به کشور ایران و جامعه ی ایرانی در سطوح و شئوون مختلف وارد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسناد موجود نشان می‌دهد که به دنبال هجوم نیروهای نظامی متفقین به قلمروهای ایران و اشغال شهرها و مناطق مختلف صدها تن از مردم بدون دفاع و غیرنظامی توسط متجاوزان هدف قرارگرفته و جان خود را از دست دادند و این روند تا ماه‌ها ادامه داشت. تعداد مجروحین و مصدومین از هزاران نفر فراتر رفت. در بسیاری از نقاط تحت اشغال کشور اموال و دارایی‌های مردم مورد نهب و غارت قرار گرفته و به‌ویژه وسایل حمل و نقل کالا و غیرو بالاجبار در راستای اهداف و مقاصد متفقین قرار گرفت. خیلی زود گزارشات تاسف بارفراوانی از شهرها و مناطق مختلف به مرکز کشور مخابره شد که از جمع‌آوری و نهب غارت گونه‌ی ارزاق و آذوقه‌ی مردم توسط متفقین اشغالگر حکایت می‌کر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بحران غذایی پس  از اشغال ==&lt;br /&gt;
 پس از اشغال نظامی ایران توسط متفقین، کمبود مواد غذایی برای مردم هر روز محسوس‌تر شد. طبق ماده هفت قرار داد تحمیلی مشهور به «قرارداد سه جانبه» به تاریخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۴۲ م. (نُهم اسفند ۱۳۲۰ ش.)، دولت‌های اشغالگر خود را مکلف کرده بودند که مصرف غذایی لشکریان خود را از طریق واردات تامین کرده و به این وسیله باعث کمبود مواد غذایی و قحطی در ایران نشوند. اما خیلی زود روشن شد که تامین مواد غذایی مورد نیاز یک ارتش اشغالگر یک‌صد هزار نفری و نیز یک گروه یکصد هزار نفری از آوارگان جنگی لهستانی، که از زندان‌های روسیه آزاد شده و به ایران اعزام شده بودند، از طریق واردات مواد غذایی غیر ممکن است. زیرا گذشته از مشکلات حمل و نقل و فقدان تعداد کافی کشتی‌های باری برای حمل خواربار مورد نیاز از اقصی نقاط دنیا به خاک ایران، مساله اساسی همانا عدم دسترسی متفقین به مواد غذایی کافی برای صدور به ایران بود. به همین علت مقامات اشغالگر ارتش‌های تجاوز کار به سرعت کلیه غلات قابل دسترسی را با زور سرنیزه یا با پرداخت حداقل بهای ممکن تصاحب کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اشغالی روسیه شوروی، که یکی از مراکز اصلی تولید گندم و برنج و غیره بود، توسط آن دولت از سایر بخش‌ها کاملا مجزا شد و در پشت «پرده آهنین» قرار گرفت. در نتیجه تولیدات این بخش منحصرا در کنترل مقامات شوروی در آمد که البته قسمتی از آن به مصرف داخلی بخش اشغالی می‌رسید «و از این نظر مردم این سامان نسبت به سایر نقاط کشور وضع مساعدتری داشتند» و بقیه به روسیه شوروی صادر می‌شد. اما انگلستان در این رابطه روشی را دنبال کرد که معلول سیاست‌های استعماری وی در ایران بود. مقامات انگلیسی از طریق کمپانی انگلیسی به نام «یونایتد» غلات قابل دسترسی را تا حداکثر ممکن، تقریبا مفت، خریداری کرده و در اهواز در «مرکز قوای انگلستان» انبار کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمبود مواد غذایی همراه با تورمی در حدود ۱۰۰۰ درصد، که در اثر اتخاذ سیاست پولی قوای اشغالگر به وجود آمده بود، قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داد و در نتیجه هزاران نفر در سرار کشور دچار گرسنگی شدند. اوضاع تا آخر سال ۱۹۴۲ م. (۱۳۲۱ ش.) باز هم وخیم‌تر شد تا آن جا که در دسامبر ۱۹۴۲ م. (آذر ۱۳۲۱ ش.) بالاخره مردم در تهران بر علیه کمبود خواربار دست به راهپمایی اعتراض‌آمیز زدند. ساختمان مجلس از طرف تظاهرات کنندگان اشغال شد. این عمل در حقیقت بیان عدم رضایت و مخالفت آنها با خیانت رژیم بود که سرزمین ایران را دربست به دست بیگانگان سپرده بود. چند روز پس از این واقعه، هنگامی که سربازان انگلیسی برای نمایش قدرت و ارعاب مردم وارد تهران شدند، مردم به آنها حمله کردند و نفرت خویش را نشان دادند. این حادثه، که تبدیل به جنگ خیابانی بین ارتش تا دندان مسلح انگلستان و مردم بی‌سلاح تهران شد، صدها کشته و زخمی به جای نهاد، که البته در تمام این مدت رژیم سرسپرده وقت بر این اتفاقات سرپوش نهاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اقدامات مقامات انگلیسی در ایران آن قدر غیر انسانی و نامعقول بود که حتی سفیر ایالات متحده آمریکا در تهران اظهار می‌دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«... احساس می‌شود که دولت انگلستان عمدا نمی‌خواهد از قحطی و گرسنگی در ایران جلوگیری به عمل آورد».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://donya-e-eqtesad.com/ دنیای اقتصاد-بحران غذایی پس از اشغال ایران در جنگ دوم جهانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وضعیت کارگران و کشاورزان در دوران اشغال ==&lt;br /&gt;
در طول جنگ جهانی دوم، کشاورزان و کارگران ایرانی، در وضعیت سختی به سر می‌بردند. گرانی و افزایش هزینه زندگی، آن‌ها را با مشکلات بسیاری روبه رو کرد. در این بین، متفقین که برای تدارک عملیات جنگی خود، نیاز وافری به نیروی انسانی داشتند، از کارگران و حتی کشاورزان ایرانی که برای سیرکردن فرزندان خود، نیاز به پشیزی پول داشتند، سوءاستفاده کردند و با ایجاد مشاغل کاذب، آن‌ها را به بیگاری گرفتند. این امر باعث شد که بسیاری از کارگران و کشاورزان، به خدمت متفقین درآیند. این افراد در جاده سازی، حمل‌ونقل کالا و صنعت نفت برای تامین نیازهای متفقین مشغول فعالیت بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشاورزان با رهاکردن روستاهای خود و هجوم به شهرها، باعث رکود کشاورزی و به دنبال آن کمبود محصولات و تشدید قحطی شدند. همچنین با پایان جنگ و رفع این نیاز اشغالگران، بر شمار بیکاران جامعه ایران افزوده شد که این امر به معضلی بزرگ تبدیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/868171 راسخون -وضعیت کشاورزان و کارگران ایران در جنگ جهانی دوم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C.jpg&amp;diff=30331</id>
		<title>پرونده:محمد علی فروغی.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C.jpg&amp;diff=30331"/>
		<updated>2018-05-14T11:46:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;عکس محمد علی فروغی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D9%85&amp;diff=30329</id>
		<title>اشغال ایران در جنگ جهانی دوم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D9%85&amp;diff=30329"/>
		<updated>2018-05-14T11:42:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt; &lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;اشغال ایران در جنگ جهانی دوم&#039;&#039;&#039; :در 3 شهریور  1320، نيروهاي متفقين شامل انگلیس و شوروی بدون توجه به بی طرفی ایران از جنوب و غرب و از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند به سمت تهران آمدند.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگرچه در آن زمان بهانه‌ متفقين براي حمله وجود عده‌اي جاسوس آلماني در ايران عنوان شد اما حوادث بعدی نشان داد اشغال ایران بخشی از نقشه جنگی متفقین علیه هیتلر بوده است. چرچیل بعدها در این باره در خاطرات خود نوشته است:‌ لزوم ارسال انواع و اقسام ساز و برگ و مهمات براي شوروي از يك طرف و اشكالات روزافزون راه اقيانوس منجمد شمالي و نقشه‌هاي استراتژيكي متفقين در آينده از طرف ديگر بيش از پيش ما را بر آن مي‌‌داشت كه براي استفاده كامل از ايران به منظور ارتباط با شوروي اقدام فوري معمول داريم چاههاي نفت ايران به منزله‌ عامل مهمي در جنگ به شمار مي‌رفت عده‌ كثيري از آلمانيها در تهران استقرار يافته و جبهه‌ آلمان در ايران روز به روز بهتر مي‌شد به هم خود در نقشه‌‌ي شورش در عراق و اشغال سوريه از طرف انگليس و فرانسه كه در فاصله‌ي كمي صورت گرفت ،‌نقشه‌هاي هيتلر را در خاورميانه مواجه با اشكالات بسيار نمود. بنابراين ما از موقعيت استفاده كرده و بر آن شديم كه به روسها دست اتحاد بدهيم و به اتفاق مبادرت به لشكر كشي به ايران کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با یورش متفقین تمامي راه‌هاي كشور به خصوص خطوط راه آهن و شوسه تحت كنترل نيروهاي اشغالگر در آمد. نيروي كار ايراني براي تهية تداركات ارتش‌هاي درگير در جنگ با نازل‌ترين دستمزد به كار گرفته شدند. منابع نفتي كشور غارت شد و بحران غذايي در كشور به اوج خود رسيد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://www.bartarinha.ir/fa/news/239446/ راه برترینها -اشغال ایران در جنگ جهانی دوم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام بی طرفی ایران در جنگ جهانی دوم ==&lt;br /&gt;
ایران در شروع جنگ جهانی دوم اعلام بی طرفی کرد. محمود جم در بیانیه ای رسمی بی طرفی ایران را نسبت به دو طرف درگیر در جنگ اعلام کرد که بخشی از متن بیانیه که در تاریخ۱۱ شهریور ۱۳۱۸ منتشر شد به این شرح است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در این موقع که متاسفانه شعله  جنگ در اروپا مشتعل گردیده است دولت شاهنشاهی ایران به موجب این بیانیه تصمیم خود را به اطلاع عموم میرساند که در این کارزار بی طرف مانده وبی طرفی خودرامحفوظ می‌دارد» زیرا به اعتقاد رضاشاه «ایران نه بدان اندازه قدرتمند بود که بتواند در جنگ شرکت کند و نه تا آن حد ضعیف بود که اجازه دهد حقوقش پایمال گردد.» ازاین‌رو «یک سیاست بی‌طرفی برای ایران ضرورت داشت و برای قدرتهای متحارب نیز ارزشمند بود.» متعاقب بیانیه محمود جم، علی‌اصغر حکمت، وزیر کشور، نیز به اتباع بیگانه آگاهی داد که از ابراز هرگونه احساساتی که منافی بی‌طرفی کشور ایران باشد جداً خودداری نمایند. خبرگزاری پاریس نیز در دوازدهم شهریور 1318.ش خبر بی‌طرفی ایران را مخابره کرد. همچنین مظفر علم، وزیر امورخارجه، در سیزدهم شهریور مراتب بی‌طرفی ایران را به اطلاع سفارت‌خانه‌های مستقر در تهران رسانید. جالب اینجاست که آلمان و انگلستان هر دو از این موضع استقبال کردند؛ زیرا انگلستان به دلیل درگیری‌اش در منطقه دیگر توانایی برقراری امنیت را در این منطقه نداشت. استدلال وزارت امورخارجه آلمان نیز از بی‌طرفی ایران چنین بود: «باتوجه به پیوند نزدیک ترکیه با انگلستان و فرانسه چنین به‌نظر می‌آید که آنچه از لحاظ سیاسی اهمیت ویژه‌ای یافته، آن است که فعلا به تقویت ایران در بی‌طرفی کاملش ادامه داده شود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/161078 راسخون -ايران در جنگ جهاني دوم] &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== علل ایجاد رابطه رضاشاه با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
در تعادل سیایی آن دوران آنچه باعث نگرانی ایران  شده بود انعقاد پیمان عدم تعرض میان شوروی و آلمان در بیست‌وسوم اوت 1939.م بود که طی آن هیتلر و استالین بر سر تقسیم اراضی لهستان و کشورهای بالتیک به توافق رسیده بودند و ایران پیش‌‌بینی می‌کرد که شاید شوروی طی یک تفاهم محرمانه با آلمان درصدد برآید موقعیت مسلط خود را بر ولایات شمالی ایران احیا کند. به‌همین جهت رضاشاه بر آن شد به‌منظور کسب حمایت نظامی و اقتصادی به انگلستان روی آورد. از دهه 1310 به بعد، مبنای مبادلات سیاسی ــ اقتصادی ایران بر کشور آلمان استوار گردیده بود و با ظهور هیتلر، رهبر حزب ناسیونالیست در ژوئیه 1933.م/1311.ش، روابط میان دو کشور وارد مرحله جدیدتری گردید. آلمانی‌ها تبلیغات وسیعی در مورد اشتراک نژاد آریایی دو ملت ایران و آلمان و مشابهت هدفهای ملی دو کشور در مبارزه با کمونیسم و امپریالیسم آغاز کرده، محبوبیت بسیاری در میان ایرانیان به‌دست آورده بودند. اما با پیمان عدم تعرض میان آلمان و شوروی (1318.ش/1939.م)، آلمانیها، به پیروی از خط‌مشی هیتلر، در جهت کاهش نفوذ انگلستان و افزایش نفوذ شوروی در ایران تلاش کردند و حتی نفوذ خود را در ایران در درجه دوم اهمیت قرار دادند؛ هدف هیتلر از این کار این بود که استالین را از توجه به اروپای شرقی منحرف سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آن هنگام، در نظر انگلستان، جلوگیری از نفوذ کمونیسم شوروی و حفظ لوله‌های نفتی جنوب به مراتب از خطر فاشیسم آلمان مهم‌تر بود، &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روسها در مقابل حملات برق‌آسای ارتش آلمان، به اسلحه، مهمات و دارو احتیاج مبرمی داشتند و انگلیسی‌ها نیز می‌خواستند، به هر قیمتی شده، خطوط ارتباطی بین خلیج‌فارس و سرحد شوروی را حفظ کنند . بدین‌ترتیب شوروی و انگلیس بر ضد دشمن مشترک در دوازدهم ژوئیه 1941.م/1320.ش معاهده‌ای بستند که طی آن دو دولت متعهد شده بودند: اولاً برای متارکه جنگ با آلمان، بدون رضایت طرف دیگر هیچ‌گونه مذاکرات جداگانه‌ای ننمایند، ثانیاً هرگونه کمک نظامی را در جنگ با دشمن مشترک، به یکدیگر برسانند. در این زمان مساله رساندن اسلحه و مهمات به جبهه روسیه مطرح شد و انگلیسی‌ها راه ایران را پیشنهاد کردند که مطمئن‌ترین و کوتاه‌ترین راه بود و راه‌آهن آن از خلیج‌فارس به بحر خزر بهترین وسیله نقلیه به‌شمار می‌رفت. روسها ابتدا در مورد حمله به ایران، به جهت اینکه این کشور دارای ارتش مدرن و مجهزی بود، تردید کردند، اما انگلیسی‌ها به آنان اطمینان دادند که در ظرف چند روز، به از بین بردن مقاومت ارتش ایران و اشغال کشور موفق خواهند شد و به‌این‌ترتیب در هفدهم ژوئیه 1941.م/1320.ش در مورد حمله به ایران میان نمایندگان دو کشور توافق به وجود آمد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات رضاشاه و واکنش دولتهای روس و انگلیس ==&lt;br /&gt;
ٰرضاشاه  با اتکا به ارتش 127هزار نفری، اعلام بی‌طرفی ایران و برکناری دکتر متین دفتری در ژوئیه 1940.م/1319.ش و گماردن رجب‌علی منصور، که به محافظه‌کاری شهرت داشت، امیدوار بود که دو دولت همسایه، در امور دولت بی‌طرف ایران مداخله نکنند. اما در این زمان یگانه دستاویز انگلیسیها برای حمله به ایران کماکان حضور ستون پنجم آلمان در این کشور بود؛ بولارد در چهارم ژوئن 1941.م/ چهاردهم خرداد 1320.ش از دولت منصور خواست فعالیتهای پنهانی عوامل آلمان را در ایران متوقف نماید. وی در اول ژوئیه 1941/دهم تیر 1320 در دیداری با منصور از او خواست به‌فوریت به اخراج چهارپنجم آلمانی‌های شاغل در ایران اقدام نماید.  اما دولت ایران جواب داد که کارشناسان آلمانی برای خدمات و صنایع ایران ضروری هستند و دولت ایران به‌سرعت نمی‌تواند جانشینی برایشان پیدا کند، از طرفی تعداد آنها چندان زیاد نیست و دولت ایران بر آنها نظارت می‌کند، اما متفقین که قبلاً در مورد حمله به ایران به توافق رسیده بودند، مشغول تدارکات نظامی گردیدند.&lt;br /&gt;
در ششم اوت 1941.م/ بیست‌وپنجم خرداد 1320.ش، سفارت انگلستان، طی یادداشتی ده ماده‌ای خطاب به دولت ایران، مجدداً در مورد حضور و فعالیت آلمانیها در ایران هشدار داد و به تبع آن شوروی نیز در همین روز تذکاریه‌ای مبنی بر کاستن تعداد آلمانیها در ایران و کوتاه کردن دست آنها از امور، برای دولت ایران فرستاد. درواقع دو دولت با این یادداشتها به ایران اولتیماتوم داده بودند&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نامه هیتلر به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نامه هیتلر به رضا خان.jpg|جایگزین=اسکن نامه هیتلر به رضا شاه |بندانگشتی|نامه هیتلر به رضا شاه]]&lt;br /&gt;
در همان ایامی که فشار متفقین برای خروج اتباع آلمان روی رضاشاه زیاد شده بود؛ یادداشت سومی از دولت آلمان به دست رضاشاه رسید که حاوی پیام هیتلر به رضاشاه بود. پیشوای آلمان در پیام خود از مقاومت ایران در برابر فشار متفقین و پیروی از سیاست بی‌طرفی اظهار خوشوقتی نموده، و اظهار کرده بود که به عقیده او این دوره فشار، طولانی نخواهد بود، چراکه نیروهای آلمان در خاک اوکراین پیشروی نموده و به نواحی شمال جزیره کریمه رسیده‌اند و قصد دارند تا پاییز، قسمتهای دیگری از خاک روسیه را اشغال کنند و آخرین مقاومت روسها را نیز درهم شکنند، در ضمن اطمینان داده بود که تلاشهای انگلیس برای ایجاد خط دفاعی در قفقاز به لحاظ تفوق نیروهای آلمان محکوم به شکست است و دولت آلمان امیدوار است تا سپری شدن این دوره کوتاه، دولت ایران با تمام قوا در مقابل فشار متفقین مقاومت نماید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه، که در وضعیت بسیار دشواری قرار گرفته بود و از همه‌سو تحت فشار قرار داشت، تنها راه چاره را سیاست دفع‌الوقت و حفظ وضع موجود دانست تا به مرور زمان نتیجه جنگ روشن شود و او بتواند تکلیف خود را با دول متخاصم روشن نماید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این هنگام رادیو و جراید انگلستان و شوروی، و متفقین آنها به تبلیغاتی شدید درباره فعالیت ستون پنجم و جاسوسان آلمانی در ایران و ورود احتمالی رضاشاه در جنگ به نفع آلمان دست زدند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ ==&lt;br /&gt;
سرانجام تصمیم برای اشغال ایران که از مرداد ماه سال 1320 اتخاذ شده بود، در سوم شهریور اجرا شد. «ساعت چهار بامداد دوشنبه &#039;&#039;&#039;سوم شهریور،&#039;&#039;&#039; ‌حدود ساعت چهار و پانزده دقیقه  صبح «اسمیرنوف» سفیر شوروی  و «سر بولارد» وزیر مختار انگلیس  یادداشت کوتاهی را به منصور نخست وزیر ایران دادند .منصور وقتی این یادداشت را مطالعه می‌کرد، ‌دستهایش می‌لرزید و رنگش پریده تر و زردتر می‌شد. زیرا این یادداشت از حمله‌ی هماهنگ روس و انگلیس به مرزهای شمالی و جنوبی ایران خبر می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زمانی که سفیر روس و انگلیس خداحافظی کرده و از منزل نخست وزیر خارج شدند، ‌اغلب شهرهای شمالی و جنوبی کشور مورد حمله‌ی قوای زمینی، ‌هوایی و دریایی روس، ‌انگلیس قرار داشت اخبار موحش و جان گدازی از همه جا می‌رسید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=386 گذرستان- مکر استعمار، خواب دیکتاتور و اشغال ایران]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نیروهای ارتش در زمان اشغال ==&lt;br /&gt;
سپهبد رزم آرا اوضاع دولت و نیروهای ارتش ایران را اینگونه توصیف می کند: «در ستاد کل نیروهای مسلح رزم آرا مدتی پیش از حمله متفقین عدم آمادگی ارتش برای دفاع از مرزها را به سرلشکر ضرغامی فرمانده ارتش گزارش می کند و پیشنهاد می کند به دلیل عدم توانایی مقابله با شوروی از راه های سیاسی برای رفع خطر اقدام شود. گزارش توسط ضرغامی به رضا شاه هم ارایه می شود اما وی از گزارش خشمگین شده و ولیعهد را برای تحقیق بیشتر به جلسه بعد ستاد کل می فرستد. رزم آرا کمبود نفرات و امکانات بویژه امکانات ترابری موتوری را دلیل اصلی عدم توان مقابله با شوروی بیان می کند. رضا شاه مدتی بعد دستور تشکیل لشکرهای جدید را صادر می کند اما از صدور فرمان آمادگی برای دفاع خود داری می کند.لشکرهای ارتش بدون افزایش نفرات و امکانات به تعداد مورد نظر رضا شاه افزایش می یابند و در واقع برخی لشکر ها به چند لشکر تقسیم می شوند. رضا شاه امکان حمله متفقین را بسیار کم می دانست به همین دلیل ارتش ایران هیچگونه آمادگی برای مقابله با حمله متفقین را نداشت». [خاطرات سپهبد حاج علی رزم آرا، ص 133] رجبعلی منصور به همراه جواد عامری، کفیل وزارت امور خارجه، به کاخ سعدآباد رفت و رضاشاه را مطلع ساخت و پس از این ملاقات، رضاشاه به علی منصور، نخست‌وزیر، دستور داد تا جریان را به اطلاع مجلس شورای ملی برساند. بنابراین در همان روز، جلسه فوق‌العاده مجلس شورای ملی تشکیل گردید و علی منصور راجع‌به یادداشتهای تسلیمی دول انگلیس و شوروی به دولت ایران و تجاوز نیروهای مسلح آن دو دولت به مرزهای ایران ،گزارشی را به اطلاع نمایندگان مجلس رسانید.[اطلاعات، مورخ سال شانزدهم، شماره 3634، ص1]&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بمباران شهرهای ایران توسط متفقین ==&lt;br /&gt;
شهرهای بی‌دفاع شمال و جنوب ایران در جریان حمله هماهنگ و مشترک شوروی و بریتانیا، شدیداً بمباران شدند و نیروی دریایی ایران در خلیج فارس و دریای خزر، بر اثر حمله شدید نیروهای مهاجم، ظرف چند ساعت به کلی نابود شد. در حمله شدید بریتانیا به خلیج فارس، دریادار «غلامعلی بایندر» فرمانده نیروی دریایی و ناخدا «نقدی» رئیس ستاد نیروی هوایی و شمار فراوانی از افسران در همان روز اول حمله کشته شدند؛ عمده کشتی‌های ایران آتش گرفتند یا غرق شدند. شمار کشتگان نظامی ایران در آن حمله، بیش از پانصد تن می‌باشد. ستاد جنگ اعلامیه‌ای صادر کرد و در آن خبر از مورد حمله هوایی قرارگرفتن شهرهای تبریز، اردبیل، رضاییه (اورمیه)، خوی، اهر، میاندوآب، ماکو، بناب، مهاباد، رشت، حسن کیاده، میانه، اهواز و بندر پهلوی (بندر انزلی) داد. این اعلامیه، تلفات غیرنظامیان را، سنگین ولی تلفات نظامیان را، اندک گزارش داد.[ر.ک: منافع ملی و امنیت جمهوری اسلامی ایران،ج اول]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;روز چهارم شهریور&#039;&#039;&#039; بمباران شهرهای بی‌دفاع و سربازخانه‌ها ادامه پیدا کرد؛ شهرهای قزوین، رشت و تبریز مورد حمله هوایی قرار گرفت. بر اثر حمله و بمباران شدید، لشکرهای تبریز، رضاییه، رشت، مشهد، اردبیل و گرگان، به طور کامل از هم پاشیدند. مردم تهران و بیشتر شهرهای مورد حمله هوایی، شهرها را تخلیه کردند و به اطراف پناه بردند.[ر.ک: منافع ملی و امنیت جمهوری اسلامی ایران،ج اول]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ۵ شهریور در جلسه فوق العاده هیئت دولت که در حضور رضاشاه تشکیل شده بود، رجبعلی منصور پس از ارائه گزارشی از اقدامات دو روزه خود، نومیدانه از مقام رئیس‌الوزرائی استعفا داد؛ رضاشاه هم ضمن پذیرش درخواست وی، در همان جلسه، مجید آهی وزیر دادگستری را مأمور تشکیل کابینه کرد، اما وی نیز از پذیرفتن این سمت پوزش خواست و پیشنهاد داد شخص دیگری برگزیده شود؛ سرانجام محمدعلی فروغی را برای نخست‌وزیری پیشنهاد کرد و حکم نخست وزیری فروغی صادر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل کابینه توسط محمدعلی فروغی ==&lt;br /&gt;
محمدعلی فروغی که سیاستمدار کهنه کار و نزدیک به انگلستان بود مأمور تشکیل کابینه شد، او گفت که در کادر وزیران تغییری نخواهد داد، ولی بنا به خواست شاه، علی سهیلی را به وزارت امور خارجه و جواد عامری را به وزارت کشور گماشت. رضاشاه در این جلسه استعفای خود را با حاضران در میان گذاشت که با مخالفت وزیران روبرو شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح روز &#039;&#039;&#039;ششم شهریور&#039;&#039;&#039;، فروغی با وزیران خود در مجلس شورای ملی حاضر شد و برنامه خود را در نطقی کوتاه اعلام و وزیران کابینه را معرفی کرد و نمایندگان را در جریان تصمیم دولت مبنی بر ترک مقاومت قرار داد. وی با بیان اینکه دولت باید بی‌درنگ به مذاکره با کشورهای حمله‌کننده به ایران بنشیند، از نمایندگان مجلس درخواست رای اعتماد کرد؛ مجلس به اتفاق آرا به کابینه فروغی رای اعتماد داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فروغی پس از حضور در مجلس، در منزل خود با سفیران بریتانیا و شوروی (سر ریدر بولارد و اسمیرنوف) راجع به ترک مخاصمه و توقف جنگ، مذاکره کرد. در همین نشست فروغی از نیت بریتانیا برای برکناری و تبعید رضاشاه باخبر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرچند نامه ترک مخاصمه بامداد روز ششم شهریور به دو سفارتخانه فرستاده شد و آن دو نیز بی‌درنگ مراتب را به پایتخت‌های خود گزارش کردند، اما در رویارویی نظامی آن‌ها با نیروهای ایرانی و بمباران شهرها، هیچ‌گونه دگرگونی‌ای پدید نیامد؛ به ویژه شوروی همچنان با همان خشونت، در روزهای آینده نیز، شهرهای ایران را بمباران کرد. شوروی‌ها نظامیان ایرانی‌ای که تسلیم می‌شدند، به اسارت، به خارج از ایران می‌فرستادند. ارتش سرخ به هر شهری از ایران که پا می‌نهاد، همچو یک دولت فاتح اداره شهر را به دست می‌گرفت؛ سران اداره‌ها و نمایندگان دولت، خواه نظامی یا غیرنظامی را بازداشت می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روز &#039;&#039;&#039;هفتم شهریور&#039;&#039;&#039; در نتیجه گفتگوها و رایزنی‌های انجام شده، به ویژه نشست فروغی با سفیران بریتانیا و شوروی، ، رضاشاه، همه اعضای خانواده‌اش ـ به استثنای محمدرضا پهلوی ولیعهد ـ را روانه اصفهان کرد و بدین سان مقدمات استعفا و خروج خود از ایران را فراهم آورد. در این روز شهرهای شمالی ایران با شدت تمام، توسط بمب‌افکنهای شوروی بمباران شدند. هشتم شهریور ایران را نیروهای انگلیس و روسیه به سه بخش تقسیم کردند. بخش شمالی در قلمرو روس‌ها بود. بخش جنوبی که منطقه نفتی ایران را نیز شامل می شد زیر قدرت نیروهای انگلیس درآمد. تنها منطقه میانی ایران یعنی تهران و اطراف آن برای ایران باقی ماند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انحلال ارتش ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;روز هشتم شهریور&#039;&#039;&#039;، شورای عالی نظام دستور مرخصی سربازان وظیفه را تصویب کرد و به اجرا گذاشت؛ در عوض قرار شد سی‌هزار سرباز پیمانی را با ماهی ۳۵ تومان حقوق، به استخدام درآورند.  فرستاده شدن اعضای خانواده سلطنتی به اصفهان، شایعه فرار رضا شاه، اخبار رسیده از اشغال شهرهای مختلف و به ویژه خالی شدن پادگان‌ها (در نتیجه تصمیم اخیر شورای عالی نظام) که به شکل‌گیری دسته‌های سربازان گرسنه و سرگردان در خیابان‌های تهران انجامید، سخت مایه بیم و نگرانی مردم شده بود؛ علاوه بر این، گریز برخی از سران ارتش و رجال سیاسی هم در این مدت، وضع را بدتر کرد. ازآن‌رو برای کنترل اوضاع، در همان روز هشتم شهریور در تهران حکومت نظامی اعلام شد و سپهبد احمد امیراحمدی حاکم نظامی شد. در این روز نیز بمباران شهرهای شمالی ایران، به دست بمب‌افکنهای شوروی بسیار شدید بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاشاه بعد از ظهر &#039;&#039;&#039;روز نهم شهریور&#039;&#039;&#039; همه فرماندهان و مقامات امضاکننده طرح مرخصی سربازان وظیفه را ـ که در عمل به انحلال ارتش انجامیده بود ـ به کاخ سعدآباد احضار کرد و به آنها نسبت خیانت داد. شاه سرلشکر احمد نخجوان، (کفیل وزیر جنگ)، و سرتیپ علی ریاضی را مسبب این طرح قلمداد نمود، ازآن‌رو آن دو را به شدت زخمی[بوسیله شمشیر] و پس از خلع درجه، زندانی کرد. سپس دستور داد ایشان به خاطر این خیانت در دادگاه زمان جنگ محاکمه شوند. آن‌گاه، بدون رایزنی با فروغی، سرلشکر محمد نخجوان را به وزارت جنگ گمارد. این ماجرای کتک زدن، در روزهای آینده به زیان رضا شاه تمام شد و عزم کسانی که خواهان تبعید او از ایران پس از استغفا بودند، را جزم‌تر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در &#039;&#039;&#039;دهم شهریور&#039;&#039;&#039; تصمیمش به استعفا را به اطلاع فروغی و اعضای کابینه رساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«روزولت» روز &#039;&#039;&#039;۱۱ شهریور&#039;&#039;&#039; در حالی که نیروهای روس و انگلیس در شمال و جنوب ایران مستقر شده بودند، به تلگراف رضا شاه پاسخ داد. رضا شاه زمانی پاسخ نامه را دریافت کرد که تمام شرایط انگلیس و روسیه را پذیرفته بود، اتباع آلمانی را از ایران اخراج کرده بود و راه‌آهن و جاده‌های شمالی و جنوبی کشور را در اختیار نیروهای اشغالگر قرار داده بود. با این همه انگلیسی‌ها و روس‌ها پیش از آن که رضا شاه بتواند روابط نزدیک‌تری با امریکا برقرار سازد، وی را برای استعفا از مقام سلطنت تحت فشار قرار دادند. زمانی که ایران به اشغال متفین درآمده بود، موجی از هرج و مرج و بلاتکلیفی سراسر کشور را در برگرفته بود. اوضاع امنیتی کاملاً بی ثبات بود، بسیاری از امرای ارتش و افسران ارشد گریخته بودند، سربازان باقی مانده در سربازخانه‌ها‌ مواد خوراکی در اختیار نداشتند، نظم و انضباط در هیچ رده ارتش برقرار نبود، دزدی از منازل مردم و غارت مغازه‌ها افزایش یافته بود و نظامیان نیز در این غارتگری نقش داشتند. سربازان اسلحه‌ها را از پادگانها می‌ربودند و می‌فروختند. حتی اسب های توپخانه به طور پنهانی داد وستد می‌شد. بسیاری از هنگهای برگزیده سابق به یک چهارم قدرت عادی خود تنزل یافته بود، شعار نویسی علیه شاه به پشت دیوارهای کاخ رضاخان نیز رسیده بود. در مجلس علناً از لزوم برکناری شاه از مقام فرماندهی کل قوا سخن به میان می‌آمد. در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۲۰ وزارت امور خارجه ایران در پی فشار اشغالگران در نامه ای به سفارت آلمان خواستار خروج اتباع آلمانی از ایران و برچیده شدن سفارت این کشور شد که بخشی از نامه آن به این شرح است:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج نیروهای آلمانی از ایران ==&lt;br /&gt;
وزارت امور خارجه شاهنشاهی ایران در تعقیب یادداشت شماره ۳۷۷۴ محترما به استحضار سفیر آلمان در تهران میرساند نمایندگان دولتین اتحاد جماهیر شوروی و انگلیس اصرار دارند سفارت آلمان در تهران تا روز ۱۷ سپتامبر برچیده شود و کارکنان آن خاک ایران را ترک کنند. لهذا مراتب را اشعار می‌دارد تا استحضار داشته باشند.آنچه مربوط به اتباع دولت آلمان باشد البته به وسیله سفارتخانه‌ای که حافظ منافع آنها معرفی شود انجام خواهد شد. اولیای سفارت آلمان می‌توانند مطمئن باشند که دولت ایران به سهم خود از هیچ نوع کمک ومساعدت مضایقه نخواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن آقای علی سهیلی وزیر وقت امور خارجه در نامه ای به نمایندگان دولتهای سوئد و سویس در تهران اعلام جنگ میان ایران و آلمان را اعلام می کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احتراما رونوشت اعلامیه‌ای را که جناب آقای نخست وزیر امروز در مجلس شورای ملی راجع به اعلام وجود حالت مخاصمه بین ایران و آلمان والحاق دولت شاهنشاهی به اعلامیه ملل متحده مورخ ژانویه ۱۹۴۲ ایراد نموده اند برای اطلاع واستحضار آن جانب به پیوست ارسال می‌دارد. خواهشمند است مراتب مندرج در اعلامیه را به اطلاع دولت سوئد و سویس برسانند تا لطفا مقامات وابسته آلمان را از آن آگاه نمایند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
۲۳ شهریور ۱۳۲۰ سفیرهای انگلیس و روس به رضا شاه اولتیماتوم دادند که تا ۲۶ شهریور ساعت دوازده نیم روز باید استعفا دهد و اگر استعفا ندهد، تهران اشغال خواهد شد، سلطنت از بین خواهد رفت و یک دولت اشغالی از روس و انگلیس بوجود خواهد آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بیست‌وپنجم شهریور نیروهای شوروی و انگلیس از قزوین و قم به‌سوی تهران حرکت نمودند. رضاشاه ناچار در صبح زود همان روز به نفع ولیعهد بیست و یک ساله اش محمدرضا استعفا نمود. مقاومت وی در برابر پیشنهادات متفقین، امکان استمرار پادشاهی او را منتفی ساخته بود. همانگونه‌که بعدها یکی از رجال ایران اظهار داشت: «همان کسی که او را آورد، چون مفید نبود او را برد.»[سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم، ص34]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، رضا شاه برای مراسم خداحافظی در کاخ مرمر حاضر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این خداحافظی کوتاه (حدود ۵ دقیقه) رضا شاه گفته بود که من چون پیر و فرسوده شده‌ام، مسوولیت مملکت را باید به یک فرد جوان، که ولیعهد است، واگذار کنم و از شما انتظار دارم که از ولیعهد به عنوان شاه آینده ایران حداکثر پیشتیبانی را بکنید. حاضرین هم گفتند اطاعت می‌شود و تعظیم کردند. رضا شاه عصایش را به علا‌مت خداحافظی بلند کرد و بیرون آمد. خانواده او قبلا‌ به اصفهان رفته بودند و رضا شاه هم عجله زیادی داشت که سریع‌تر تهران را ترک کند تا به دست قشون روس که هر لحظه ممکن بود از کرج به تهران برسند، نیفتد. رضا شاه شب به اصفهان رسید و در خانه فرد متمولی به نام کازرونی سکنی گزید و از آنجا به اتفاق خانواده‌اش به کرمان رفت و در منزل تاجری به نام هرندی، که از متمولین کرمان بود، اقامت گزید. در کرمان حال او به شدت خراب بود و می‌گویند که تب ۴۰ درجه داشت. چند روز بعد به اتفاق محمود جم (مدیرالملک) و خانواده‌اش به بندرعباس رفت و با یک کشتی انگلیسی ایران را ترک کرد. پسران او به جز محمد‌رضا و دخترانش به جز اشرف همراهش بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساعت نه و سی دقیقه، مجلس شورای ملی استعفای رضاشاه را پذیرفت. برای جلوگیری از دستگیر شدن محمد رضا به وسیله نیروهای روس و انگلیس، ولیعهد محمد رضا را با لباس شخصی در یک اتومبیل کرایسلر قدیمی بین صندلی جلو و عقب روی زمین خودرو پنهان کردند و از در خدمه مجلس به داخل مجلس آوردند. ساعت ۴ بعد از ظهر، ولیعهد محمد رضا در برابر مجلس شورا و نمایندگان به قرآن سوگند خورد وپادشاه ایران شد.[ اطلاعات، مورخ 26/6/1320، سال شانزدهم]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این که رضا شاه استعفا داد ۲۶ شهریور ۱۳۲۰ ارتش روسیه و انگلیس تهران را اشغال کردند و حکومت را به کنترل خویش درآوردند. انگلستان تا مدتی با انتخاب ولیعهد به مقام پادشاهی ایران مخالفت می‌نمود؛ چراکه به‌زعم آنها او در تبلیغات ضدمتفقین دست داشت و اصولا فاقد شخصیت بود.[ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ص149] اما نهایتا دولت بریتانیا با اکراه و به منظور اجتناب از بروز هرگونه اغتشاش و بحران حکومتی، با پادشاهی محمدرضا مشروط بر حسن رفتار شاه جدید موافقت نمود.[وزارت خارجه به بولارد، مورخ سپتامبر 1941] نیروهای متفقین نیز در همان روز وارد تهران شدند و ضمن اشغال کلیه تاسیسات نظامی و راه‌آهن، بلافاصله مقدمات انتقال اسلحه و مهمات را از طریق راه‌آهن سراسری به شوروی فراهم نمودند. [سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1357ـ1300، ص77]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاه جدید چون بر تخت نشست، برای جلب اعتماد متفقین، صریحا اظهار داشت که تمام کوشش خود را برای همکاری با متفقین به‌کار خواهد بست.[شترها باید بروند، ص61] به‌همین‌جهت بود که انگلستان و شوروی نیز پیشنهاد نمودند ایران یک پیمان اتحاد سه‌جانبه با روسیه و انگلستان منعقد نماید[ایران بین دو انقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ص159] تا اشغال این کشور به صورت اقامت دوستانه قوای متفقین در دوران جنگ درآید.[ روزگاران (از صفویه تا عصر حاضر)، ج3، ص251]&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۵ آبان سفیران روس و انگلیس به آگاهی محمدرضاشاه پهلوی رساندند که قدرت در دست ماست. پس از سه ماه در ۶ بهمن ۱۳۲۰ مجلس شورا قانون قرارداد سه قوا در ایران را تصویب کرد. این قانون به امضای نخست وزیر محمدعلی فروغی و سفیران روس و انگلیس برای تایید نهایی رسید. این قرارداد تمامیت ارضی ایران را تضمین کرد و هم چنین که نیروهای روس و انگلیس ۶ ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم ایران را تخلیه خواهند کرد. ایران نیز متعهد شد که با نیروهای روس و انگلیس همکاری کند، پروانه استفاده از راه‌های کشور و سیستم مخابراتی کشور را به روس و انگلیس بدهد و نیروی کارگر و ابزار مورد نیاز را برای روس و انگلیس فراهم آورد و مطبوعات را سانسور کنند که درباره اشغال ایران و استفاده از منابع کشور را به آگاهی ملت نرسانند. آذر ماه ۱۳۲۱ نیروهای امریکایی نیز ایران را اشغال کردند و آغاز به ساختن پرشن کریدور کردند. پرشن کریدور راهی بود از شمال به جنوب ایران که برای رساندن مهمات و دیگر ابزار جنگی یعنی از خلیج فارس تا دریای مازندان و سپس از آنجا به روسیه می رفت. پس از حمله متفقین به ایران و جابجایی قدرت در بیشتر مناطق ایران کشمکش‌های قومی ومذهبی شکل گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از دیگر پیامدهای این اشغال این بود که ایران با مشکلات اقتصادی بسیاری رو به رو شد. تورم، دزدی و قحطی نمونه کوچکی از پیامدهای حمله متفقین به ایران بود. نامه شکایت آقای محمود بدر وزیر دارایی در نخستین روز از تیرماه سال ۱۳۲۱ به نخست وزیر گواهی شرایط سخت مردم ایران در پی تجاوز متفقین است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضعف نظامی ایران ==&lt;br /&gt;
اگرچه روسیه و انگلیس در آغاز از حربه تحریم اقتصادی استفاده کردند تا با اعمال فشار بر ایران، بتوانند خواسته‌های خود را تحمیل کنند ولی رضاشاه کماکان دل به پیروزی آلمانها بسته بود و هیچگونه نظر مثبتی نسبت به خواسته‌های متفقین از خود نشان نداد  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنها دفاع جدی از سوی ایران در مقابل حمله متفقین توسط سپهبد شاه بختی در خوزستان رخ داد. مقاومتی که به نظر می‌رسد بیش از آنکه در قالب ارتش و تحت دستورهای مسئولین بالادستی انجام گرفته باشد، ناشی از هیجان و خروش نیروهای محلی بود. در ادامه حمله انگلیسیها از جنوب، مقاومت در اهواز خیلی زود از هم پاشید و پس از این علی منصور که دیگر توان مدیریت بر اوضاع آشفته را نداشت با دستور رضا شاه از سمت خود استفعا داد که این مسأله ضعف دیپلماسی و ساختار سیاسی ایران را در کنار ارتش بیشتر جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضا شاه در تاریخ 5 شهریور محمدعلی فروغی نخست وزیر سابق خود را تنها راه گریز از بحران می‌دانست و وی را مسئول تشکیل کابینه کرد. فردای آن روز نیز اعلامیه‌ای از سوی شاهنشاه ایران مبنی بر عدم مقاومت در مقابل نیروهای متفقین صادر شد تا با حداقل کشتار و مقاومت خاک ایران به تصرف متفقین دربیاید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمله متفقین به ایران اگر ضعف دستگاه دیپلماسی و سیاسی ایران را نزد همه آشکار نکرده باشد، وضعیت بسیار بهم ریخته دستگاه نظامی را روشن ساخت. در کمتر از 5 روز از ورود نیروهای انگلیس و شوروی به خاک ایران، دستور عدم مقاومت از سوی رضا شاه به عنوان شخص نخست مملکت صادر شد. علاوه بر این وزیر جنگ وقت، دستور انحلال ارتش چهل هزار نفری اول و دوم را صادر کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب آن است که رضاشاه عدم مدیریت خود بر ارتش و از پاشیدن آن را به گردن فرماندهان نظامی می‌اندخت. بدین ترتیب، در اواسط شهریور وزیر جنگ و فرمانده کل قوا با دستور رضا شاه دستگیر شدند. به گفته سپهبد محمد نخجوان (امیر موفق): «عصر همان روز (آزادکردن سربازان) که من احضار شده بودم، اغلب امرای ارتش به سعدآباد احضار شده و شاهنشاه در حضور والا حضرت ولایتعهد با عصبانیت هر چه تمامتر، بایگون افسران ارشد ارتش را کنده و آنها را از عملی که انجام داده بودند، سرزنش کردند و مرتبا با فریاد و ناله می‌گفتند، چرا سربازان را لخت و گرسنه از سربازخانه‌ها مرخص کرده اید و برای نابودی ارتش در اتاق دربسته طرحی تنظیم و نظام وظیفه را ملغی و استخدام سرباز داوطلب را با ماهی 35 تومان حقوق به تصویب رساندید.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://www.mashreghnews.ir/news/ مشرق -آیا اشغال ایران توسط متفقین اجتناب‌ناپذیر بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مسائل گواه این مدّعاست که نیروی نظامی ایران به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهایی که رضاشاه به عنوان ارمغان حکومت خود از آن یاد می‌کرد، فروپاشیده بود. دستگاه نظامی پهلوی اگرچه از سلاحهای نسبتا مدرن و حرفه‌ای برخوردار بود و نظامیان تحت نظر تمرینات حرفه‌ای آموزش دیده بودند ولی مهمترین رکن ارتش در این ساختار یعنی تشکیلات منظم شکل نگرفته بود. ارتش رضاشاهی فاقد تشکیلات بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع هیچگونه مطالعه بنیادی و علمی برای ایجاد تشکیلات مناسب در ساختار نظامی ایران شکل نگرفته و به همین دلیل بود که با نخستین حملات متفقین به خاک ایران نه تنها ارتش ایران کاملا فروپاشید بلکه ساختار سیاسی نیز دچار تغییرات زیادی(کناره‌گیری رضاشاه از سلطنت) گردید. بر اساس اسناد و شواهد، اکثر فرماندهان ارتش ایران به صورت پنهانی و بعضا آشکارا با انگلیس در ارتباط بوده و کاملا همسو با سیاستهای این کشور عمل می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با تمام این احوالات سؤال قابل تأمل اینجاست که چرا با وجود انحلال ارتش، نیروهای محلی و عشایر جز در موارد محدودی(همچون سپهبد شاه بختی) به مانند جنگ جهانی اول علم مقابله با تهاجم خارجی را برنداشتند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نظر می‌رسد پاسخ کاملا آشکار است؛ زیرا «رضا شاه با سیاست سرکوب شدید عشایر و اعدام سران آنها، تمام قدرت و توان عشایر را گرفته بود و با اجرای سیاست نظام وظیفه، افراد تحت فرمان سران عشایر را در ارتش گرد آورد و در عمل نیرویی برای آنان باقی نگذاشت. از سوی دیگر، سیاست ضددینی رضاشاه و کشف حجاب و... مردم را از او بیزار کرد و آنان خواهان سرنگونی این دیکتاتور بودند. خوانین و زمینداران نیز که تمام اراضی خوب و مستعد آنها به دست رضاخان غصب شده بود، دل خوشی از وی نداشته و وی را غاصب اموال و املاک خویش می‌دانستند و بر این باور بودند که انگلیسیها خود، رضاشاه را به قدرت رسانده و حالا هم او را عزل و برکنار می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع او توسط مردم به قدرت نرسیده بود تا همان مردم از حکومت وی دفاع کنند.» بدین ترتیب عمر استبداد رضاشاهی به پایان رسید. او همچنان که به کمک خارجیها به قدرت رسیده بود، توسط آنان رهسپار تبعید شد و زمامداری رضاشاه به خاطراتی تلخ برای حافظه ایران و ایرانی پیوست. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ارتش رضاشاه در دوران اشغال ==&lt;br /&gt;
روایتی از  سرتیپ میرحسین یکرنگیان یکی از افسران بلندپایه ارتش در آن سال‌ها &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارتش ایران در شهریور ۱۳۲۰ شامل ۱۶ لشکر، ۲۰ هواپیما، شش آتشبار ضدهوایی (بدون مهمات کافی) و چند ناو جنگی در جنوب بود. در واحدهای لشکرها، مخصوصا در شمال ایران، برای هر سرباز حداکثر بیش از صد تیر فشنگ و در اردبیل (مرزهای شمالی) برای هر سرباز فقط ۳۶ تیر فشنگ موجود بود و مسلسل‌ها هم فقط برای نیم ساعت تیراندازی فشنگ داشتند. وسایل نقلیه در لشکرها تقریبا صفر بود. لشکرها حتی برای یک هفته خواربار ذخیره نداشتند و روزانه از انبار غله آرد دریافت می‌کردند و همین موضوع سبب شد که در روز دوم جنگ- چهارم شهریور- لشکر ۱۵ اردبیل به دستور فرمانده انبار غله شهر سراب را تصرف کند و موجودی گندم آن را برداشته و آماده کند. سازمان لشکرها حتی برای زمان صلح نیز بطور صحیح و سازمانی طراحی نشده بودند و به جای آنکه لشکرهای مرزی کشور تقویت شوند، لشکرهای ۱ و ۲ مرکز را تقویت می‌کردند. لشکرهای ۱ و ۲ از هر نظر مجهز بودند. این لشکرها دارای تانک، زره‌پوش، توپخانه قوی، مسلسل ضدهوایی، توپ‌های ضدتانک و ضد زره‌پوش، انواع خمپاره‌انداز و وسایل نقلیه کافی بودند، ولی عملکرد آن لشکرها و فرماندهانشان در سوم شهریور و روزهای بعد چه بود؟ لشکرها بدون هیچ اقدامی سربازان را مرخص کردند. در حقیقت لشکرهای ۱ و ۲ مرکز از هم پاشیده شدند. با این وضع لشکر ۱۵ اردبیل، لشکر ۳ تبریز و لشکر ۴ شمالغرب (رضاییه)، اساسا نمی‌دانستند که زره‌پوش و تانک چه شکلی هستند و از آنها چه کاری ساخته است و خمپاره‌انداز چه عملی انجام می‌دهد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[http://www.parsine.com/fa/news/46170/ پارسینه -دلایل فروپاشی ارتش شاهنشاهی در شهریور 1320]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شورای عالی جنگ ===&lt;br /&gt;
در ایران سالی یک بار شورای عالی جنگ با حضور فرماندهان عالیرتبه تشکیل می‌شد که این افراد در حقیقت مشاور نظامی رضاشاه بودند. متاسفانه اختلاف نظر شدید بین سه لشکر هوایی احمد نخجوان (وزیر جنگ) و سرلشکر عزیزالله ضرغامی (رییس ستاد ارتش) و کنار بودن مشاوران نظامی مطلع از امور ارتش مانند سرلشکر حبیب‌الله شیبانی، سرتیپ سیف‌الله شهاب و سرتیپ غلامعلی انصاری و عده‌یی دیگر موجب شد شورای عالی جنگ بدون حضور فرماندهان میهن‌پرست، باسواد و آگاه از آخرین تاکتیک‌های جنگی برگزار شود و فرماندهان فعلی هم که عضو شورای عالی جنگ بودند، آنچنان جسارت و شهامتی نداشتند که پیشنهادها و طرح‌های خود را که مخالف نظر شاه است، در آن شورا مطرح کنند. لذا هر چه رضاشاه می‌گفت بدون هیچ گفت‌وگویی تصویب می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== وزارت جنگ ====&lt;br /&gt;
وزارت جنگ، مرکز کاغذپرانی بود و کاری به کار واحدهای دور از مرکز نداشت. اغلب کاسبکاران ولایات از ارتش طلبکار بودند. احتیاجات واحدهای دور از مرکز با سنگین‌ترین وضعی تامین شد. همین عدم توجه وزارت جنگ، موجب گل‌آلود شدن آب و گرفتن ماهی توسط افراد معلوم‌الحال می‌شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== علل شکست ارتش =====&lt;br /&gt;
۱- اداره مهم امور کشوری و لشکری، از جزیی‌ترین چیزها تا کلی‌ترین آنها توسط رضاشاه انجام می‌شد. وی نسبت به اوضاع سیاسی جهان ناآگاه بود و افرادی هم که آگاه بودند و دانش سیاسی داشتند و می‌توانستند به او کمک کنند را از خود رانده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲- فرماندهان عالیرتبه بی‌کفایت فقط به فکر ثروت‌اندوزی بودند. آنان اعتماد رضاشاه را به خود جلب کرده بودند و اگر هم از آنها شکایتی می‌شد به جای تنبیه فقط آنان را تغییرپست می‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳- دلبستگی رضاشاه به خط دفاعی مورد تصویب خودش که از نظر منطقه‌یی با هیچ قاعده‌ تطبیق نمی‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴- عدم آمادگی لشکرها از نظر نفرات،‌ اسلحه، مهمات و ساز و برگ بویژه اینکه برای لشکرها مشخص نبود که سازمان آنها در زمان صلح و جنگ چگونه است و آنها در زمان جنگ، با این اسلحه اندک و امکانات قلیل، چه کاری می‌توانند انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵- تسری فساد مالی و اخلاقی، از فرماندهان عالیرتبه به افسران ارشد و جزء و درجه‌داران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶-دلخوشی رضاشاه به مانورهای فرمایشی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷-وجود مقررات خشک و دست‌وپاگیر و اینکه هیچ فرمانده لشکری نمی‌توانست بدون اجازه رییس ستاد ارتش کاری انجام دهد و رییس ستاد ارتش هم نمی‌توانست بدون اجازه رضاشاه آب بخورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸- عدم اعتماد رضاشاه به افسران درستکار و وطن‌پرست که اهل تملق و چاپلوسی نبودند. تقرب افسران فاسد و دزد در دستگاه ارتش که از دوران قزاقخانه با وی و زیردست وی بودند، بزرگ‌ترین لطمه را زد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ایران پل پیروزی ==&lt;br /&gt;
باحمله آلمان ها به شوروي و آشكار شدن نقشه آنها براي رسيدن به خليج فارس و اشغال شبه قاره هند و مراكز نفتي خاورميانه، متفقين عبور از خاك ايران را مطمئن‌ترين و كوتاه‌ترين راه كمك به اتحاد شوروي دانستند. چرچيل- نخست وزير وقت بريتانيا- در خاطرات خود به اهميت ارتباطي ايران كه بهره‌گيري از آن، متفقين را از راه دشوار اقيانوس منجمد شمالي بي‌نياز مي‌ساخت، اشاره كرده است. در جريان جنگ جهاني دوم، متفقين از طريق راه‌آهن سراسري ايران و ساير راههاي ارتباطي كشور، حدود پنج و نيم ميليون تن اسلحه، مهمات، مواد غذايي و دارو را به شوروي منتقل كردند. برخي از محققان براين باورند كه سيل كمكهاي سرازير شده از مسير ايران به شكست آلمانها در استالينگراد انجاميد و به همين جهت متفقين ايران را پل پيروزي خواندند.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=376 گذرستان - چرا ايران «پل پيروزي متفقين» لقب گرفت]&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آوارگان لهستانی در ایران ==&lt;br /&gt;
در زمان جنگ عده زيادي از مردم لهستان كه در خاك شوروي اقامت داشتند به تهران انتقال يافتند و در بيرون دروازه دوشانتپه و در بيمارستان ناتمام هزار تختخوابي جاي گرفتند. سير كردن شكم آنها نيز مشكل تازهاي براي دولت به وجود آورد. وزارت خارجه ايران در گزارشي مساعدت دولت ايران را به مهاجران لهستاني اينگونه توصيف ميكند: »لهستانيهايي كه جزو ملتهاي متفقين محسوب ميشوند از كمك‌هاي ايران بيبهره نماندند و در موقعي كه هزاران افراد گرسنه، برهنه و بيخانمان اين ملتها به سرزمين ايران روي آوردند، از حيث غذا، لباس و مسكن از هر جهت تأمين شدند. زماني كه ملت ايران حتي از داشتن نان سياه محروم بود، ميهمانهاي متفق، از خود با بهترين آذوقه ممكن پذيرايي مي‌كردند. در نتيجه مقدار هنگفتي از خوار و بار به مصرف آنها ميرسيد. به طوري كه يكي از علل نايابي خواروبار در ايران و گراني قيمت، ورود و مصرف زياد اين ميهمانها بود.«&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ensani.ir/storage/Files/20120329175839-8016-5.pdf انسانی -آثار و پيامدهاي اجتماعي اشغال ايران در شهريور 1320]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای اشغال ایران در جنگ ==&lt;br /&gt;
ایران در3 شهریور1320/ 25 اوت 1941 مورد تجاوز نظامی بیرحمانه قرار گرفته و به‌سرعت اشغال شد. متفقین تعهد کردند حداکثر تا شش ماه پس از خاتمه جنگ، خاک ایران را ترک کنند. استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ایران هم از سوی آنان به رسمیت شناخته شده بود. نهایتاً جنگ جهانی دوم با تسلیم ژاپن در 2 سپتامبر1945/ 11شهریور1324 پایان یافت و به تبع آن 11 اسفند 1324/ 2مارس 1946 آخرین مهلتی بود که متفقین تعهد کرده بودند بر حضور اشغالگرانه‌ی خود در ایران پایان دهند؛ هرچند این تعهد چندان مورد اعتنا قرارنگرفت، و به‌ویژه روسیه شوروی در رقابت با انگلستان و نیز آمریکا و در راستای اهداف استعماری مداخلانه جویانه و سلطه گرانه‌ی خود تا ماهها بعد هنوز حاضر نبود نیروهای متجاوز خود را از خاک ایران خارج سازد. به این ترتیب حدود چهار سال و شش ماه اکثریت قابل توجهی از خاک ایران در اشغال نظامی نیروهای انگلیسی، آمریکایی و شوروی قرارداشت و نهایتاً در 19 اردیبهشت 1325/ 9مه 1946 بود که دولت شوروی تحت فشار و پایمردی نیروها و افکارعمومی داخلی و تدبیر دستگاه دیپلماسی کشور و سازمان جدیدالتاسیس ملل متحد نیروهای خود را از قلمروهای ایران بیرون برد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دوره تقریباً پنج ساله لطمات و آسیب‌های جانی – انسانی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی فراوانی به کشور ایران و جامعه ی ایرانی در سطوح و شئوون مختلف وارد شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسناد موجود نشان می‌دهد که به دنبال هجوم نیروهای نظامی متفقین به قلمروهای ایران و اشغال شهرها و مناطق مختلف صدها تن از مردم بدون دفاع و غیرنظامی توسط متجاوزان هدف قرارگرفته و جان خود را از دست دادند و این روند تا ماه‌ها ادامه داشت. تعداد مجروحین و مصدومین از هزاران نفر فراتر رفت. در بسیاری از نقاط تحت اشغال کشور اموال و دارایی‌های مردم مورد نهب و غارت قرار گرفته و به‌ویژه وسایل حمل و نقل کالا و غیرو بالاجبار در راستای اهداف و مقاصد متفقین قرار گرفت. خیلی زود گزارشات تاسف بارفراوانی از شهرها و مناطق مختلف به مرکز کشور مخابره شد که از جمع‌آوری و نهب غارت گونه‌ی ارزاق و آذوقه‌ی مردم توسط متفقین اشغالگر حکایت می‌کر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بحران غذایی پس  از اشغال ==&lt;br /&gt;
 پس از اشغال نظامی ایران توسط متفقین، کمبود مواد غذایی برای مردم هر روز محسوس‌تر شد. طبق ماده هفت قرار داد تحمیلی مشهور به «قرارداد سه جانبه» به تاریخ ۲۹ ژوئیه ۱۹۴۲ م. (نُهم اسفند ۱۳۲۰ ش.)، دولت‌های اشغالگر خود را مکلف کرده بودند که مصرف غذایی لشکریان خود را از طریق واردات تامین کرده و به این وسیله باعث کمبود مواد غذایی و قحطی در ایران نشوند. اما خیلی زود روشن شد که تامین مواد غذایی مورد نیاز یک ارتش اشغالگر یک‌صد هزار نفری و نیز یک گروه یکصد هزار نفری از آوارگان جنگی لهستانی، که از زندان‌های روسیه آزاد شده و به ایران اعزام شده بودند، از طریق واردات مواد غذایی غیر ممکن است. زیرا گذشته از مشکلات حمل و نقل و فقدان تعداد کافی کشتی‌های باری برای حمل خواربار مورد نیاز از اقصی نقاط دنیا به خاک ایران، مساله اساسی همانا عدم دسترسی متفقین به مواد غذایی کافی برای صدور به ایران بود. به همین علت مقامات اشغالگر ارتش‌های تجاوز کار به سرعت کلیه غلات قابل دسترسی را با زور سرنیزه یا با پرداخت حداقل بهای ممکن تصاحب کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش اشغالی روسیه شوروی، که یکی از مراکز اصلی تولید گندم و برنج و غیره بود، توسط آن دولت از سایر بخش‌ها کاملا مجزا شد و در پشت «پرده آهنین» قرار گرفت. در نتیجه تولیدات این بخش منحصرا در کنترل مقامات شوروی در آمد که البته قسمتی از آن به مصرف داخلی بخش اشغالی می‌رسید «و از این نظر مردم این سامان نسبت به سایر نقاط کشور وضع مساعدتری داشتند» و بقیه به روسیه شوروی صادر می‌شد. اما انگلستان در این رابطه روشی را دنبال کرد که معلول سیاست‌های استعماری وی در ایران بود. مقامات انگلیسی از طریق کمپانی انگلیسی به نام «یونایتد» غلات قابل دسترسی را تا حداکثر ممکن، تقریبا مفت، خریداری کرده و در اهواز در «مرکز قوای انگلستان» انبار کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمبود مواد غذایی همراه با تورمی در حدود ۱۰۰۰ درصد، که در اثر اتخاذ سیاست پولی قوای اشغالگر به وجود آمده بود، قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داد و در نتیجه هزاران نفر در سرار کشور دچار گرسنگی شدند. اوضاع تا آخر سال ۱۹۴۲ م. (۱۳۲۱ ش.) باز هم وخیم‌تر شد تا آن جا که در دسامبر ۱۹۴۲ م. (آذر ۱۳۲۱ ش.) بالاخره مردم در تهران بر علیه کمبود خواربار دست به راهپمایی اعتراض‌آمیز زدند. ساختمان مجلس از طرف تظاهرات کنندگان اشغال شد. این عمل در حقیقت بیان عدم رضایت و مخالفت آنها با خیانت رژیم بود که سرزمین ایران را دربست به دست بیگانگان سپرده بود. چند روز پس از این واقعه، هنگامی که سربازان انگلیسی برای نمایش قدرت و ارعاب مردم وارد تهران شدند، مردم به آنها حمله کردند و نفرت خویش را نشان دادند. این حادثه، که تبدیل به جنگ خیابانی بین ارتش تا دندان مسلح انگلستان و مردم بی‌سلاح تهران شد، صدها کشته و زخمی به جای نهاد، که البته در تمام این مدت رژیم سرسپرده وقت بر این اتفاقات سرپوش نهاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اقدامات مقامات انگلیسی در ایران آن قدر غیر انسانی و نامعقول بود که حتی سفیر ایالات متحده آمریکا در تهران اظهار می‌دارد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«... احساس می‌شود که دولت انگلستان عمدا نمی‌خواهد از قحطی و گرسنگی در ایران جلوگیری به عمل آورد».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://donya-e-eqtesad.com/ دنیای اقتصاد-بحران غذایی پس از اشغال ایران در جنگ دوم جهانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وضعیت کارگران و کشاورزان در دوران اشغال ==&lt;br /&gt;
در طول جنگ جهانی دوم، کشاورزان و کارگران ایرانی، در وضعیت سختی به سر می‌بردند. گرانی و افزایش هزینه زندگی، آن‌ها را با مشکلات بسیاری روبه رو کرد. در این بین، متفقین که برای تدارک عملیات جنگی خود، نیاز وافری به نیروی انسانی داشتند، از کارگران و حتی کشاورزان ایرانی که برای سیرکردن فرزندان خود، نیاز به پشیزی پول داشتند، سوءاستفاده کردند و با ایجاد مشاغل کاذب، آن‌ها را به بیگاری گرفتند. این امر باعث شد که بسیاری از کارگران و کشاورزان، به خدمت متفقین درآیند. این افراد در جاده سازی، حمل‌ونقل کالا و صنعت نفت برای تامین نیازهای متفقین مشغول فعالیت بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشاورزان با رهاکردن روستاهای خود و هجوم به شهرها، باعث رکود کشاورزی و به دنبال آن کمبود محصولات و تشدید قحطی شدند. همچنین با پایان جنگ و رفع این نیاز اشغالگران، بر شمار بیکاران جامعه ایران افزوده شد که این امر به معضلی بزرگ تبدیل شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://rasekhoon.net/article/show/868171 راسخون -وضعیت کشاورزان و کارگران ایران در جنگ جهانی دوم]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%B1_%D8%A8%D9%87_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30328</id>
		<title>پرونده:نامه هیتلر به رضا خان.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%B1_%D8%A8%D9%87_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AE%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30328"/>
		<updated>2018-05-14T11:41:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;این نامه را هیتلر به رضا شاه پهلوی نوشته است&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%82%D8%AD%D8%B7%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30327</id>
		<title>پرونده:قحطی در جنگ جهانی اول در ایران.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%82%D8%AD%D8%B7%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg&amp;diff=30327"/>
		<updated>2018-05-14T08:32:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نان و نفت را بردند و قحطی را اوردند&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%82%D8%AD%D8%B7%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84.jpg&amp;diff=30326</id>
		<title>پرونده:قحطی در زمان جنگ جهانی اول.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%82%D8%AD%D8%B7%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84.jpg&amp;diff=30326"/>
		<updated>2018-05-14T08:24:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;گرسنگی در ایران&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30323</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30323"/>
		<updated>2018-05-14T07:24:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (از ۱۳۰۴ – تا ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان‌ که سلسله پهلوی را بنا نهاد فرمانده‌ دیویزیون‌ (لشكر) قزاق، در 3 اسفند 1299 شمسی دست‌ به‌ كودتا زد وپس‌ از مدتی‌ به‌ وزارت‌ جنگ‌ و در 3 آبان‌ 1302شمسی به‌ نخست‌وزیری‌ رسید رضاخان‌ پس‌  از تشكیل‌ كابینه‌اش‌ شاه‌ را به‌ دیار فرنگ‌ فرستاد بدون‌ هیچ‌ مافوقی‌ تمام‌ شئون‌ كشور را در سیطره‌ خود گرفت‌. مجلس‌را كه‌ تكمیل ‌انتخاباتش‌ توسط‌ سردار سپه‌ انجام‌ گرفت‌ـ بجز اقلیتی‌ به‌ رهبری‌ مدرس‌ در مجلس ـ در خدمت‌رضاخان‌ بود.و در آذر 1304شمسی به‌ پادشاهی‌ رسید و تا شهریور 1320شمسی حكومت‌ كرد و سپس‌ با اشغال‌ ایران‌ مجبور به‌ استعفا و ترك‌ ایران‌ شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تبیین - [https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&amp;amp;articleID=361703 چگونگی‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ رضاخان‌]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از خلع مقام وی، پسرش محمدرضا پهلوی حکومت ایران را بدست گرفت. این دو نفر تنها پادشاهان این سلسله بودند که در مجموع ۵۳ سال بر ایران حکومت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از  25 شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30322</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30322"/>
		<updated>2018-05-14T07:23:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{Infobox Former Country&lt;br /&gt;
|native_name = شاهنشاهی پهلوی&lt;br /&gt;
|conventional_long_name = دولت شاهنشاهی ایران&lt;br /&gt;
|common_name  = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|continent    = [[آسیا]]&lt;br /&gt;
|region       = [[خاورمیانه]]&lt;br /&gt;
|country      = [[ایران]]&lt;br /&gt;
|status       = Empire&lt;br /&gt;
|year_start   = ۱۹۲۵&lt;br /&gt;
|year_end     = ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|date_start   =&lt;br /&gt;
|date_end     =&lt;br /&gt;
|event_start  = آغاز سلسلهٔ پهلوی&lt;br /&gt;
|event_end    = [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران]]&lt;br /&gt;
|event1       = [[اشغال ایران در جنگ جهانی دوم]]([[ایالات متحده آمریکا|آمریکا]]، [[بریتانیا|انگلستان]]، [[فرانسه]]، [[اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی|شوروی]])&lt;br /&gt;
|date_event1  = ۱۹۴۱&lt;br /&gt;
|event2       = [[کودتای ۲۸ مرداد]]&lt;br /&gt;
|date_event2  = ۱۹۵۳&lt;br /&gt;
|p1 = سلسلهٔ قاجار&lt;br /&gt;
|flag_p1 = State_Flag_of_Iran_(1924).svg&lt;br /&gt;
|s1 = دولت موقت ایران&lt;br /&gt;
|flag_s1 = Flag of Iran (1964).svg&lt;br /&gt;
|image_flag =Flag of Iran before 1979 Revolution.png&lt;br /&gt;
|flag = پرچم ایران&lt;br /&gt;
|image_coat=Imperial Coat of Arms of Iran.svg&lt;br /&gt;
|flag_type = پرچم&lt;br /&gt;
|image_map = Iran (orthographic projection).svg&lt;br /&gt;
|image_map_caption =&lt;br /&gt;
|national_anthem = &#039;&#039;[[سرود شاهنشاهی ایران]]&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|capital = [[تهران]]&lt;br /&gt;
|common_languages = [[زبان فارسی|فارسی]]&lt;br /&gt;
|religion   = [[اسلام]]&lt;br /&gt;
|government_type = [[پادشاهی مشروطه|شاهنشاهی]] تا ۲۰ اوت ۱۹۵۳ میلادی&lt;br /&gt;
[[اقتدار گرایی]] تا ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ میلادی&lt;br /&gt;
|title_leader = [[شاهنشاه]]&lt;br /&gt;
|leader1      = [[رضا شاه|رضا شاه پهلوی]]&lt;br /&gt;
|year_leader1 = ۱۹۲۵–۱۹۴۱&lt;br /&gt;
|leader2      = [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
|year_leader2 = ۱۹۴۱–۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|deputy1                = [[محمد علی فروغی]] (نخستین)&lt;br /&gt;
|deputy2                = [[شاپور بختیار]] (واپسین)&lt;br /&gt;
|year_deputy1           = ۱۹۲۵–۱۹۲۶&lt;br /&gt;
|year_deputy2           = ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
|title_deputy           = [[فهرست نخست وزیران ایران پس از مشروطه|نخست‌وزیر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|footnotes    =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
{{Use dmy dates|date=November 2015}}&lt;br /&gt;
{{infobox royal house&lt;br /&gt;
| surname        = پهلوی&lt;br /&gt;
| coat of arms   = [[پرونده:Imperial Coat of Arms of Iran.svg|220px]]&lt;br /&gt;
| country        = ایران&lt;br /&gt;
| titles         =&lt;br /&gt;
* [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
* [[شاه (عنوان)]]&lt;br /&gt;
* [[شاه (عنوان)]]&lt;br /&gt;
| founder        = [[رضاشاه]]&lt;br /&gt;
| final ruler    = [[محمدرضا پهلوی]]&lt;br /&gt;
| current head   = [[رضا پهلوی (دوم)]]&lt;br /&gt;
| founding year  = ۱۵ دسامبر ۱۹۲۵&lt;br /&gt;
| dissolution    =&lt;br /&gt;
| deposition     = ۱۱ فوریه ۱۹۷۹&lt;br /&gt;
| ethnicity      = [[ایرانیان فارسی‌زبان]]&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (از ۱۳۰۴ – تا ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان‌ که سلسله پهلوی را بنا نهاد فرمانده‌ دیویزیون‌ (لشكر) قزاق، در 3 اسفند 1299 شمسی دست‌ به‌ كودتا زد وپس‌ از مدتی‌ به‌ وزارت‌ جنگ‌ و در 3 آبان‌ 1302شمسی به‌ نخست‌وزیری‌ رسید رضاخان‌ پس‌  از تشكیل‌ كابینه‌اش‌ شاه‌ را به‌ دیار فرنگ‌ فرستاد بدون‌ هیچ‌ مافوقی‌ تمام‌ شئون‌ كشور را در سیطره‌ خود گرفت‌. مجلس‌را كه‌ تكمیل ‌انتخاباتش‌ توسط‌ سردار سپه‌ انجام‌ گرفت‌ـ بجز اقلیتی‌ به‌ رهبری‌ مدرس‌ در مجلس ـ در خدمت‌رضاخان‌ بود.و در آذر 1304شمسی به‌ پادشاهی‌ رسید و تا شهریور 1320شمسی حكومت‌ كرد و سپس‌ با اشغال‌ ایران‌ مجبور به‌ استعفا و ترك‌ ایران‌ شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تبیین - [https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&amp;amp;articleID=361703 چگونگی‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ رضاخان‌]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از خلع مقام وی، پسرش محمدرضا پهلوی حکومت ایران را بدست گرفت. این دو نفر تنها پادشاهان این سلسله بودند که در مجموع ۵۳ سال بر ایران حکومت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از  25 شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30124</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30124"/>
		<updated>2018-05-08T13:27:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (از ۱۳۰۴ – تا ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان‌ که سلسله پهلوی را بنا نهاد فرمانده‌ دیویزیون‌ (لشكر) قزاق، در 3 اسفند 1299 شمسی دست‌ به‌ كودتا زد وپس‌ از مدتی‌ به‌ وزارت‌ جنگ‌ و در 3 آبان‌ 1302شمسی به‌ نخست‌وزیری‌ رسید رضاخان‌ پس‌  از تشكیل‌ كابینه‌اش‌ شاه‌ را به‌ دیار فرنگ‌ فرستاد بدون‌ هیچ‌ مافوقی‌ تمام‌ شئون‌ كشور را در سیطره‌ خود گرفت‌. مجلس‌را كه‌ تكمیل ‌انتخاباتش‌ توسط‌ سردار سپه‌ انجام‌ گرفت‌ـ بجز اقلیتی‌ به‌ رهبری‌ مدرس‌ در مجلس ـ در خدمت‌رضاخان‌ بود.و در آذر 1304شمسی به‌ پادشاهی‌ رسید و تا شهریور 1320شمسی حكومت‌ كرد و سپس‌ با اشغال‌ ایران‌ مجبور به‌ استعفا و ترك‌ ایران‌ شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تبیین - [https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&amp;amp;articleID=361703 چگونگی‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ رضاخان‌]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از خلع مقام وی، پسرش محمدرضا پهلوی حکومت ایران را بدست گرفت. این دو نفر تنها پادشاهان این سلسله بودند که در مجموع ۵۳ سال بر ایران حکومت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از  25 شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30121</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30121"/>
		<updated>2018-05-08T12:35:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (از ۱۳۰۴ – تا ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان‌ که سلسله پهلوی را بنا نهاد فرمانده‌ دیویزیون‌ (لشكر) قزاق، در 3 اسفند 1299 شمسی دست‌ به‌ كودتا زد وپس‌ از مدتی‌ به‌ وزارت‌ جنگ‌ و در 3 آبان‌ 1302ش‌مسی به‌ نخست‌وزیری‌ رسید رضاخان‌ پس‌ از چند روز از تشكیل‌ كابینه‌اش‌ شاه‌ را به‌ دیار فرنگ‌ فرستاده‌ بود بدون‌ هیچ‌ مافوقی‌ تمام‌ شئون‌ كشور را در سیطره‌ خود گرفت‌. مجلس‌ نیز كه‌ تكمیل ‌انتخاباتش‌ توسط‌ سردار سپه‌ انجام‌ گرفت‌ـ بجز اقلیتی‌ به‌ رهبری‌ مدرس‌ در مجلس ـ در خدمت‌رضاخان‌ بود.و در آذر 1304شمسی به‌ پادشاهی‌ رسید و تا شهریور 1320شمسی حكومت‌ كرد و سپس‌ با اشغال‌ ایران‌ مجبور به‌ استعفا و ترك‌ ایران‌ شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تبیین - [https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&amp;amp;articleID=361703 چگونگی‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ رضاخان‌]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از خلع مقام وی، پسرش محمدرضا پهلوی حکومت ایران را بدست گرفت. این دو نفر تنها پادشاهان این سلسله بودند که در مجموع ۵۳ سال بر ایران حکومت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از  25 شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30118</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30118"/>
		<updated>2018-05-08T09:54:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (از ۱۳۰۴ – تا ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان‌ که سلسله پهلوی را بنا نهاد فرمانده‌ دیویزیون‌ (لشكر) قزاق، در 3 اسفند 1299 شمسی دست‌ به‌ كودتا زد وپس‌ از مدتی‌ به‌ وزارت‌ جنگ‌ و در 3 آبان‌ 1302ش‌مسی به‌ نخست‌وزیری‌ رسید رضاخان‌ پس‌ از چند روز از تشكیل‌ كابینه‌اش‌ شاه‌ را به‌ دیار فرنگ‌ فرستاده‌ بود بدون‌ هیچ‌ مافوقی‌ تمام‌ شئون‌ كشور را در سیطره‌ خود گرفت‌. مجلس‌ نیز كه‌ تكمیل ‌انتخاباتش‌ توسط‌ سردار سپه‌ انجام‌ گرفت‌ـ بجز اقلیتی‌ به‌ رهبری‌ مدرس‌ در مجلس ـ در خدمت‌رضاخان‌ بود.و در آذر 1304شمسی به‌ پادشاهی‌ رسید و تا شهریور 1320شمسی حكومت‌ كرد و سپس‌ با اشغال‌ ایران‌ مجبور به‌ استعفا و ترك‌ ایران‌ شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تبیین - [https://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&amp;amp;articleID=361703 چگونگی‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ رضاخان‌]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او، در سن چهارده پانزده سالگی وارد بریگارد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل‌باشی &amp;quot;گروهان شصت‌تیر &amp;quot; بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به &amp;quot;رضاخان شصت‌تیر &amp;quot; شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در انجام مأموریت‌های مختلف، همچون پایان دادن به نهضت میرزا کوچک‌خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت تا آن که یک ژنرال انگلیسی به نام &amp;quot;ادموند آیرونساید &amp;quot; ضمن دیدار و گفت و گویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که منافع کشورش را در ایران و شبه قاره هند تأمین می‌کرد. رضاخان خود نیز بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سر کار آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.asriran.com/fa/news/71888/رضاخان-و-جنازه‌اش-در-تبعيد سایت خبری تحلیلی عصرایران -رضاخان و جنازه‌اش در تبعید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از  25 شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30075</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30075"/>
		<updated>2018-05-05T13:52:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (۱۳۰۴ – ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد رضا پهلوی مؤسس دودمان پهلوی پسر عباسعلی، معروف به &amp;quot;داداش بیگ &amp;quot; افسر قزاق از ایل پالانی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او، در سن چهارده پانزده سالگی وارد بریگارد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل‌باشی &amp;quot;گروهان شصت‌تیر &amp;quot; بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به &amp;quot;رضاخان شصت‌تیر &amp;quot; شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در انجام مأموریت‌های مختلف، همچون پایان دادن به نهضت میرزا کوچک‌خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت تا آن که یک ژنرال انگلیسی به نام &amp;quot;ادموند آیرونساید &amp;quot; ضمن دیدار و گفت و گویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که منافع کشورش را در ایران و شبه قاره هند تأمین می‌کرد. رضاخان خود نیز بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سر کار آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.asriran.com/fa/news/71888/رضاخان-و-جنازه‌اش-در-تبعيد سایت خبری تحلیلی عصرایران -رضاخان و جنازه‌اش در تبعید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از  25 شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30074</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30074"/>
		<updated>2018-05-05T13:51:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (۱۳۰۴ – ۱۳۵۷شمسی) که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد رضا پهلوی مؤسس دودمان پهلوی پسر عباسعلی، معروف به &amp;quot;داداش بیگ &amp;quot; افسر قزاق از ایل پالانی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او، در سن چهارده پانزده سالگی وارد بریگارد قزاق شد و به عنوان نظامی ساده، مشغول به کار گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستین منصب رضا در قزاقخانه، سمت وکیل‌باشی &amp;quot;گروهان شصت‌تیر &amp;quot; بود که بعدها به فرماندهی آن رسید و به &amp;quot;رضاخان شصت‌تیر &amp;quot; شهرت یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در انجام مأموریت‌های مختلف، همچون پایان دادن به نهضت میرزا کوچک‌خان در گیلان، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت تا آن که یک ژنرال انگلیسی به نام &amp;quot;ادموند آیرونساید &amp;quot; ضمن دیدار و گفت و گویی که با او داشت، وی را شایسته اجرای طرح کودتایی یافت که منافع کشورش را در ایران و شبه قاره هند تأمین می‌کرد. رضاخان خود نیز بعدها نزد بعضی از بزرگان اعتراف کرد که انگلیسی‌ها او را سر کار آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.asriran.com/fa/news/71888/رضاخان-و-جنازه‌اش-در-تبعيد سایت خبری تحلیلی عصرایران -رضاخان و جنازه‌اش در تبعید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی، از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت‌های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه‌ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می‌گرفت. در سال ۱۳۲۱ ه. قمری (۱۲۸۳ خورشیدی، ۱۹۰۴ میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می‌کردند، درجهٔ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجهٔ «معین نایب» ی به درجهٔ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه ۱۳۸۵شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورهٔ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و…) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد بختیاری به قم و سپهدار تنکابنی به ینگی امام رسیدند. قوای نظامی سعدالدوله نیز برای مقابله به کرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله که برای حفاظت پایه‌های به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلی شاه برای مقابله با فاتحان تهران به کرج رفته بود تلاش کرد تا با مذاکره حمله به تهران را منتفی کند اما تلاش او به نتیجه نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی نیروهای سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در منطقه بادامک اردو زدند. قزاق‌های دولتی به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از ۲ روز جنگ، مشروطه‌خواهان در ۲۴تیرماه ۱۲۸۸ پیروز شدند. یک‌روز پس از این پیروزی محمدعلی شاه قاجار و نزدیکان او به سفارت روسیه پناه بردند و سعدالدوله نیز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور که در گزارش فتح تهران آمده‌است مجلس عالی که اعضای آن نزدیک به ۳۰تن از معتمدین سردار اسعد و سپهدار تنکابنی بودند، در نامه‌ای خلع محمدعلی شاه از سلطنت را اعلام کردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد ۱۲۹۷شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند. در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز۱۳فروردین ۱۲۹۸ (۲ آوریل۱۹۱۹) حملهٔ ۲۰هزار قزّاق ایرانی با پشتیبانی هواپیماهای انگلیسی به پایگاه‌های مجاهدان جنگل آغاز شد. این حمله‌ها ماه‌ها به طول انجامید. در این مدّت نیروهای مستقر در جنگل، در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گریزهای طولانی و نداشتن تسلیحات کافی، در موقعیّت دشواری قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانهٔ بسته شدن قرارداد بین انگلیس و وثوقالدّوله، فرماندهی نیروهای قزّاق در فومنات، شَفت و دیگر حوزه‌های استقراری جنبش جنگل حکومت نظامی اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنهٔ گسترده‌تری پیداکرد و در نتیجه، موج تسلیم شدنها و امان نامه گرفتنها نیز بیشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز ۲شهریور ۱۲۹۸، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقهٔ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورهٔ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله‌های ترقی را به سرعت پیمود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد ۱۹۱۹ و مخالفتها با آن ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد۱۲۹۷ تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی‌ها آغازکرد و پس از ۹ماه مذاکره، قرارداد جنجال‌برانگیز «۱۹۱۹» بین ایران و انگلیس را در ۱۷ مرداد۱۲۹۸ (۹ اوت۱۹۱۹–۱۲ذی قعده۱۳۳۷) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت ۱۹۱۹، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملهٔ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامهٔ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعهٔ بسیار گستردهٔ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوهٔ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده‌است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز ۷تیرماه ۱۲۹۹ حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده‌دار مقام نخست وزیری شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «۱۹۱۹»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می‌توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ (۲۹ذیحجهٔ ۱۳۳۸قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی‌ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی‌ها، مخالفت آشکارش با قرارداد۱۹۱۹ و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان ۱۲۹۹، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح‌الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی‌ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند۱۲۹۹ کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌ها، پست‌خانه‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلاً توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  | رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردهٔ آن کشور پیش رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در ۱۳۰۰ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمدالتجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد. احمدشاه در سال ۱۳۰۲ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/سلسله-پهلوی-و-تاریخ-معاصر__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز ۲۲ آذرماه سال ۱۳۰۴ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال ۱۳۰۵ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۰۷ سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در ۱۳۱۶ توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه‌ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (۱۳۲۰–۱۳۱۰) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تأیید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/رضا+شاه+پهلوی بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ شمسی که قرار بود روز جشن فارغ‌التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی‌حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده‌سازی بی‌حجاب نمودن زنان را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی‌حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان از طرف رئیس قدرت حکومت بگونه ای کاملاً رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ تلاش خویش را مصروف بی‌حجاب نمودن زنان نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/تصاویر-روزی-که-رضاشاه-استعفا-داد سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کارشناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت… ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی) و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام آغاز کرد و از کودکی زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوی‌اش آموخت. در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی «لو روزه» (Le Rosey) نزدیک شهر لوزان در سوئیس فرستادند. در ۱۷ سالگی به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگینامه محمدرضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌های آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، رضاشاه پهلوی از سلطنت برکنار و به جزیره موریس وسپس به آفریقای جنوبی تبعید شد. بریتانیا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن میرزا نوه احمدشاه قاجار را که در انگلستان زندگی می‌کرد و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا بود جانشین رضاشاه کند ولی وقتی معلوم شد که او فارسی نمی‌داند بالاخره با توافق شوروی محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. محمدعلی فروغی، آخرین نخست‌وزیر رضا شاه، نخستین نخست‌وزیر محمدرضاشاه شد و نقش مهمی در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پیمان سه‌جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی امضا شد که در آن، از جمله، خروج متفقین بعد از پایان جنگ پیش‌بینی شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر ۱۳۲۹، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مسئله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت ۳۳ سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال ۱۳۶۱ خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌ای از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تأیید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/بخش-صفحه-شانزدهم-97/108114-ایستادگی-مجلس-مقابل-قرارداد-گس-گلشاییان روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای ۲۸مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای ۲۸ مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/محمدرضا-شاه-پهلوی-که-بود باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی «پرویز نیکخواه» را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه‌گانه مجدداً به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلاً بحرین (که پیش از آن عملاً تحت حاکمیت ایران نبود) رسماً از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملاً تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30073</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30073"/>
		<updated>2018-05-05T13:50:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (۱۳۰۴ – ۱۳۵۷شمسی)که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد رضا پهلوی مؤسس دودمان پهلوی  پسر عباسعلي، معروف به &amp;quot;داداش بيگ &amp;quot; افسر قزاق از ايل پالاني بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او، در سن چهارده پانزده سالگي وارد بريگارد قزاق شد و به عنوان نظامي ساده، مشغول به كار گرديد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستين منصب رضا در قزاقخانه، سمت وكيل‌باشي &amp;quot;گروهان شصت‌تير &amp;quot; بود كه بعدها به فرماندهي آن رسيد و به &amp;quot;رضاخان شصت‌تير &amp;quot; شهرت يافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در انجام مأموريت‌هاي مختلف، همچون پایان دادن به  نهضت ميرزا كوچك‌خان در گيلان، بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت تا آن كه يك ژنرال انگليسي به نام &amp;quot;ادموند آيرونسايد &amp;quot; ضمن ديدار و گفت و گويي كه با او داشت، وي را شايسته اجراي طرح كودتايي يافت كه منافع كشورش را در ايران و شبه قاره هند تأمين مي‌كرد. رضاخان خود نيز بعدها نزد بعضي از بزرگان اعتراف كرد كه انگليسي‌ها او را سر كار آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.asriran.com/fa/news/71888/%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%D9%8A%D8%AF سایت خبری تحلیلی عصرایران -رضاخان و جنازه‌اش در تبعيد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه سلطنت ==&lt;br /&gt;
رضاشاه پهلوی،  از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی بود. سلطنت رضا شاه پایان فرمانروایی قاجاریان و آغاز دوران حکومت پهلوی بود که با انقلاب ۱۳۵۷ به پایان رسید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ghoghnoos87x1.mihanblog.com/extrapage/19]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی از 1320 تا 1357  پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. او صاحب عناوین «شاهنشاه» و «آریامهر» بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه  ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال 1275شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی ) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می گرفت. در سال 1321 ﻫ . قمری ( 1283 خورشیدی ، 1904 میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می کردند، درجۀ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجۀ «معین نایب»ی به درجۀ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]     &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه 1385شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورۀ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و...) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تيرماه ۱۲۸۸ شمسي ، قواي سردار اسعد بختياري به قم و سپهدار تنكابني به ينگي امام رسيدند. قواي نظامي سعدالدوله نيز براي مقابله به كرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله كه براي حفاظت پايه‌هاي به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلي شاه براي مقابله با فاتحان تهران به كرج رفته بود تلاش كرد تا با مذاكره حمله به تهران را منتفي كند اما تلاش او به نتيجه نرسيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تيرماه ۱۲۸۸ شمسي نيروهاي سردار اسعد بختياري و سپهدار تنكابني در نزديكي تهران به هم رسيدند و در منطقه بادامك اردو زدند. قزاق‌هاي دولتي به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از 2 روز جنگ، مشروطه‌خواهان در 24تيرماه 1288 پيروز شدند. يك‌روز پس از اين پيروزي محمدعلي شاه قاجار و نزديكان او به سفارت روسيه پناه بردند و سعدالدوله نيز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور كه در گزارش فتح تهران آمده است مجلس عالي كه اعضاي آن نزديك به ۳۰تن از معتمدين سردار اسعد و سپهدار تنكابني بودند‌، در نامه‌اي خلع محمدعلي شاه از سلطنت را اعلام كردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]         &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از  آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد 1297شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند.در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز13فروردين 1298 (2آوريل1919) حملۀ 20هزار قزّاق ايراني با پشتيباني هواپيماهاي انگليسي به پايگاههاي مجاهدان جنگل آغاز شد. اين حمله ها ماهها به طول انجاميد. در اين مدّت نيروهاي مستقر در جنگل, در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گريزهاي طولاني و نداشتن تسليحات كافي, در موقعيّت دشواري قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانۀ بسته شدن قرارداد  بين انگليس و وثوقالدّوله, فرماندهي نيروهاي قزّاق در فومنات, شَفت و ديگر حوزه هاي استقراري جنبش جنگل حكومت نظامي اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنۀ گسترده تری پیداکرد و در نتيجه, موج تسليم شدنها و امان نامه گرفتنها نيز بيشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز 2شهریور 1298، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقۀ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورۀ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله های ترقی را به سرعت پیمود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==  قرارداد 1919 و مخالفتها با آن  ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد1297 تا تیرماه 1299 بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی ها آغازکرد و پس از 9ماه مذاکره، قرارداد جنجال برانگیز «1919» بین ایران و انگلیس را در 17مرداد1298 (9اوت1919 ـ 12ذی قعده1337) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت 1919، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملۀ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او  بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامۀ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعۀ بسیار گستردۀ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوۀ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز 7تیرماه 1299  حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده دار مقام نخست وزیری شود.  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد  را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «1919»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و  دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در 22 شهریور 1299 (29ذیحجۀ 1338قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی ها، مخالفت آشکارش با قرارداد1919 و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان 1299، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند1299 کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌‌ها، پست‌خانه‌‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلا توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیرو‌هایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج‌ تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده‌ می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  |  رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردۀ آن کشور پیش رفت .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در 1300ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمد‌التجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد.احمدشاه در سال 1302ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر موسسان موکول گردید. سرانجام مجلس موسسان در روز 22 آذرماه سال 1304ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تاسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال 1305ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1307 سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در 1316 توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (1320-1310) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش ، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تائید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی  که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/%D8%B1%D8%B6%D8%A7+%D8%B4%D8%A7%D9%87+%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز 17 دی سال 1314 شمسی که قرار بود روز جشن فارغ التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده سازی بی حجاب نمودن زنان  را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده  بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان  از طرف رییس قدرت حکومت بگونه اى کاملا رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ  تلاش خویش را مصروف بی حجاب نمودن زنان  نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%AF سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کار‌شناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت... ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که  متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در‌‌ همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوي (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ايران در  ۲۲بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ايران بود. او با وقوع انقلاب بركنار شد و از اين رو آخرين شاه نظام سلطنتي در ايران به حساب مي‌آيد. او صاحب عناوين «شاهنشاه» و «آريامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنيا آمد. پدر او «رضاخان ميرپنج سوادكوهي» (بعدها رضاشاه پهلوي) و مادرش تاج‌الملوك آيرملو (بعدها «ملكهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسيدن پدرش به مقام وليعهدي رسيد. تحصيل را در مدرسه نظام آغاز كرد و از كودكي زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوي‌اش آموخت. در دوازده سالگي او را براي ادامه تحصيل به مدرسه شبانه‌روزي «لو روزه» (Le Rosey) نزديك شهر لوزان در سوئيس فرستادند. در ۱۷ سالگي به ايران بازگشت و در دانشكده افسري تحصيل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزيه خواهر ملك فاروق پادشاه مصر ازدواج كرد. حاصل اين پيوند دختري به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگينامه محمدرضا شاه پهلوي]   &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌هاي آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ايران توسط نيروهاي شوروي و بريتانيا، رضاشاه پهلوي از سلطنت بركنار و به جزيره موريس وسپس به افريقاي جنوبي تبعيد شد. بريتانيا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن ميرزا نوه احمدشاه قاجار را كه در انگلستان زندگي مي‌كرد و افسر نيروي دريائي پادشاهي بريتانيا بود جانشين رضاشاه كند ولي وقتي معلوم شد كه او فارسي نمي‌داند بالاخره با توافق شوروي محمدرضا پهلوي را به جاي پدرش به سلطنت برگزيدند. محمدعلي فروغي، آخرين نخست‌وزير رضا شاه، نخستين نخست‌وزير محمدرضاشاه شد و نقش مهمي در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پيمان سه‌جانبه بين ايران، بريتانيا و شوروي امضا شد كه در آن، از جمله، خروج متفقين بعد از پايان جنگ پيش‌بيني شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس ؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر 1329، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مساله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت 33 سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال 1361 خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌یی از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تایید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-97/108114-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B3-%DA%AF%D9%84%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86 روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای 28مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا،  با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای 28 مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و  موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا  محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]   &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در 15 بهمن 1327 در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی&amp;quot;پرویز نیکخواه&amp;quot; را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه گانه مجددا به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلا بحرین (که پیش از آن عملا تحت حاکمیت ایران نبود) رسما از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملا تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، . با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30072</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30072"/>
		<updated>2018-05-05T09:06:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (۱۳۰۴ – ۱۳۵۷شمسی)که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد رضا پهلوی مؤسس دودمان پهلوی  پسر عباسعلي، معروف به &amp;quot;داداش بيگ &amp;quot; افسر قزاق از ايل پالاني بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او، در سن چهارده پانزده سالگي وارد بريگارد قزاق شد و به عنوان نظامي ساده، مشغول به كار گرديد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستين منصب رضا در قزاقخانه، سمت وكيل‌باشي &amp;quot;گروهان شصت‌تير &amp;quot; بود كه بعدها به فرماندهي آن رسيد و به &amp;quot;رضاخان شصت‌تير &amp;quot; شهرت يافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در انجام مأموريت‌هاي مختلف، همچون پایان دادن به  نهضت ميرزا كوچك‌خان در گيلان، بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت تا آن كه يك ژنرال انگليسي به نام &amp;quot;ادموند آيرونسايد &amp;quot; ضمن ديدار و گفت و گويي كه با او داشت، وي را شايسته اجراي طرح كودتايي يافت كه منافع كشورش را در ايران و شبه قاره هند تأمين مي‌كرد. رضاخان خود نيز بعدها نزد بعضي از بزرگان اعتراف كرد كه انگليسي‌ها او را سر كار آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.asriran.com/fa/news/71888/%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%D9%8A%D8%AF سایت خبری تحلیلی عصرایران -رضاخان و جنازه‌اش در تبعيد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه  ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال 1275شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی ) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می گرفت. در سال 1321 ﻫ . قمری ( 1283 خورشیدی ، 1904 میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می کردند، درجۀ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجۀ «معین نایب»ی به درجۀ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]     &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه 1385شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورۀ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و...) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تيرماه ۱۲۸۸ شمسي ، قواي سردار اسعد بختياري به قم و سپهدار تنكابني به ينگي امام رسيدند. قواي نظامي سعدالدوله نيز براي مقابله به كرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله كه براي حفاظت پايه‌هاي به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلي شاه براي مقابله با فاتحان تهران به كرج رفته بود تلاش كرد تا با مذاكره حمله به تهران را منتفي كند اما تلاش او به نتيجه نرسيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تيرماه ۱۲۸۸ شمسي نيروهاي سردار اسعد بختياري و سپهدار تنكابني در نزديكي تهران به هم رسيدند و در منطقه بادامك اردو زدند. قزاق‌هاي دولتي به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از 2 روز جنگ، مشروطه‌خواهان در 24تيرماه 1288 پيروز شدند. يك‌روز پس از اين پيروزي محمدعلي شاه قاجار و نزديكان او به سفارت روسيه پناه بردند و سعدالدوله نيز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور كه در گزارش فتح تهران آمده است مجلس عالي كه اعضاي آن نزديك به ۳۰تن از معتمدين سردار اسعد و سپهدار تنكابني بودند‌، در نامه‌اي خلع محمدعلي شاه از سلطنت را اعلام كردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]         &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از  آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد 1297شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند.در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز13فروردين 1298 (2آوريل1919) حملۀ 20هزار قزّاق ايراني با پشتيباني هواپيماهاي انگليسي به پايگاههاي مجاهدان جنگل آغاز شد. اين حمله ها ماهها به طول انجاميد. در اين مدّت نيروهاي مستقر در جنگل, در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گريزهاي طولاني و نداشتن تسليحات كافي, در موقعيّت دشواري قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانۀ بسته شدن قرارداد  بين انگليس و وثوقالدّوله, فرماندهي نيروهاي قزّاق در فومنات, شَفت و ديگر حوزه هاي استقراري جنبش جنگل حكومت نظامي اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنۀ گسترده تری پیداکرد و در نتيجه, موج تسليم شدنها و امان نامه گرفتنها نيز بيشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز 2شهریور 1298، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقۀ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورۀ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله های ترقی را به سرعت پیمود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==  قرارداد 1919 و مخالفتها با آن  ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد1297 تا تیرماه 1299 بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی ها آغازکرد و پس از 9ماه مذاکره، قرارداد جنجال برانگیز «1919» بین ایران و انگلیس را در 17مرداد1298 (9اوت1919 ـ 12ذی قعده1337) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت 1919، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملۀ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او  بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامۀ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعۀ بسیار گستردۀ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوۀ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز 7تیرماه 1299  حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده دار مقام نخست وزیری شود.  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد  را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «1919»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و  دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در 22 شهریور 1299 (29ذیحجۀ 1338قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی ها، مخالفت آشکارش با قرارداد1919 و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان 1299، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند1299 کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌‌ها، پست‌خانه‌‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلا توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیرو‌هایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج‌ تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده‌ می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  |  رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردۀ آن کشور پیش رفت .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در 1300ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمد‌التجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد.احمدشاه در سال 1302ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر موسسان موکول گردید. سرانجام مجلس موسسان در روز 22 آذرماه سال 1304ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تاسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال 1305ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1307 سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در 1316 توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (1320-1310) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش ، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تائید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی  که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/%D8%B1%D8%B6%D8%A7+%D8%B4%D8%A7%D9%87+%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز 17 دی سال 1314 شمسی که قرار بود روز جشن فارغ التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده سازی بی حجاب نمودن زنان  را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده  بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان  از طرف رییس قدرت حکومت بگونه اى کاملا رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ  تلاش خویش را مصروف بی حجاب نمودن زنان  نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%AF سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کار‌شناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت... ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که  متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در‌‌ همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوي (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ايران در  ۲۲بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ايران بود. او با وقوع انقلاب بركنار شد و از اين رو آخرين شاه نظام سلطنتي در ايران به حساب مي‌آيد. او صاحب عناوين «شاهنشاه» و «آريامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنيا آمد. پدر او «رضاخان ميرپنج سوادكوهي» (بعدها رضاشاه پهلوي) و مادرش تاج‌الملوك آيرملو (بعدها «ملكهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسيدن پدرش به مقام وليعهدي رسيد. تحصيل را در مدرسه نظام آغاز كرد و از كودكي زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوي‌اش آموخت. در دوازده سالگي او را براي ادامه تحصيل به مدرسه شبانه‌روزي «لو روزه» (Le Rosey) نزديك شهر لوزان در سوئيس فرستادند. در ۱۷ سالگي به ايران بازگشت و در دانشكده افسري تحصيل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزيه خواهر ملك فاروق پادشاه مصر ازدواج كرد. حاصل اين پيوند دختري به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگينامه محمدرضا شاه پهلوي]   &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌هاي آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ايران توسط نيروهاي شوروي و بريتانيا، رضاشاه پهلوي از سلطنت بركنار و به جزيره موريس وسپس به افريقاي جنوبي تبعيد شد. بريتانيا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن ميرزا نوه احمدشاه قاجار را كه در انگلستان زندگي مي‌كرد و افسر نيروي دريائي پادشاهي بريتانيا بود جانشين رضاشاه كند ولي وقتي معلوم شد كه او فارسي نمي‌داند بالاخره با توافق شوروي محمدرضا پهلوي را به جاي پدرش به سلطنت برگزيدند. محمدعلي فروغي، آخرين نخست‌وزير رضا شاه، نخستين نخست‌وزير محمدرضاشاه شد و نقش مهمي در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پيمان سه‌جانبه بين ايران، بريتانيا و شوروي امضا شد كه در آن، از جمله، خروج متفقين بعد از پايان جنگ پيش‌بيني شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس ؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر 1329، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مساله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت 33 سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال 1361 خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌یی از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تایید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-97/108114-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B3-%DA%AF%D9%84%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86 روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای 28مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا،  با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای 28 مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و  موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا  محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]   &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در 15 بهمن 1327 در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی&amp;quot;پرویز نیکخواه&amp;quot; را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه گانه مجددا به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلا بحرین (که پیش از آن عملا تحت حاکمیت ایران نبود) رسما از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملا تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، . با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30071</id>
		<title>سلطنت پهلوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C&amp;diff=30071"/>
		<updated>2018-05-05T09:05:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;سلطنت پهلوی&#039;&#039;&#039; آخرین سلسه پادشاهی در ایران (۱۳۰۴ – ۱۳۵۷شمسی)که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت شاهنشاهی در ایران ساقط و به جمهوری اسلامی تبدیل شد رضا پهلوی مؤسس دودمان پهلوی  پسر عباسعلي، معروف به &amp;quot;داداش بيگ &amp;quot; افسر قزاق از ايل پالاني بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او، در سن چهارده پانزده سالگي وارد بريگارد قزاق شد و به عنوان نظامي ساده، مشغول به كار گرديد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نخستين منصب رضا در قزاقخانه، سمت وكيل‌باشي &amp;quot;گروهان شصت‌تير &amp;quot; بود كه بعدها به فرماندهي آن رسيد و به &amp;quot;رضاخان شصت‌تير &amp;quot; شهرت يافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در انجام مأموريت‌هاي مختلف، همچون سركوب نهضت آزاديخواهانه ميرزا كوچك‌خان در گيلان، بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت تا آن كه يك ژنرال انگليسي به نام &amp;quot;ادموند آيرونسايد &amp;quot; ضمن ديدار و گفت و گويي كه با او داشت، وي را شايسته اجراي طرح كودتايي يافت كه منافع كشورش را در ايران و شبه قاره هند تأمين مي‌كرد. رضاخان خود نيز بعدها نزد بعضي از بزرگان اعتراف كرد كه انگليسي‌ها او را سر كار آورده‌اند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.asriran.com/fa/news/71888/%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%D9%8A%D8%AF سایت خبری تحلیلی عصرایران -رضاخان و جنازه‌اش در تبعيد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سمت های نظامی رضاشاه در پایان دوران قاجاریه  ==&lt;br /&gt;
پس از کشته شدن ناصرالدین شاه در سال 1275شمسی، فوج سوادکوه، که رضا سوادکوهی (رضاشاه بعدی ) جمعیِ آن بود، به تهران فراخوانده شد و مأموریت نگهبانی از سفارتخانه ها و مراکز دولتی به آن سپرده شد. در همین مأموریت مدتی نگهبانی سفارت آلمان در تهران به او واگذارشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ابتدای تشکیل نیروی «قزّاق» در ایران، روُسای آن، همه از فرماندهان روسی بودند. در اواخر دوره سلطنت ناصرالدین شاه، کاساکوفسکی، فرمانده نیروی قزاق بود که از نماینده تزار روس در قفقاز دستور می گرفت. در سال 1321 ﻫ . قمری ( 1283 خورشیدی ، 1904 میلادی) سرهنگ «چرنو زوبوف» به جای کاساکوفسکی به فرماندهی قزاق منصوب شد. او بود که تشکیلات جدید قزّاقخانه را برپاکرد و شمار زیادی از ایرانیانی که در این قزاقخانه کار می کردند، درجۀ افسری دریافت کردند. از جمله رضاخان که از درجۀ «معین نایب»ی به درجۀ نایبی ترقی کرد و مأمور خدمت در گرگان شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[https://tablehattar.com/index.php/tablehattar/9-2016-04-24-18-24-47 سایت طبله عطار- رضاشاه ـ قزّاق باشی]     &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از درگذشت مظفرالدین در دیماه 1385شمسی، چرنوزوبوف به روسیه برگشت و به جایش سرهنگ لیاخوف فرماندهی کل قزاقخانه را به دست گرفت. به فرمان او بود که ساختمان اولین دورۀ مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و در تهران حکومت نظامی برپاکرد و چند تن از مشروطه خواهان (ملک المتکلمین، صوراسرافیل و...) را به دار آویخته شدند. او و قوای قزاق تحت فرمانش، تا پایان استبداد «صغیر» محمدعلی شاه و فتح تهران توسط مشروطه خواهان، همچنان در سرکوب مردم نقش مستقیم داشت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فتح تهران ==&lt;br /&gt;
در تيرماه ۱۲۸۸ شمسي ، قواي سردار اسعد بختياري به قم و سپهدار تنكابني به ينگي امام رسيدند. قواي نظامي سعدالدوله نيز براي مقابله به كرج اعزام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعدالدوله كه براي حفاظت پايه‌هاي به‌شدت لرزان سلطنت محمدعلي شاه براي مقابله با فاتحان تهران به كرج رفته بود تلاش كرد تا با مذاكره حمله به تهران را منتفي كند اما تلاش او به نتيجه نرسيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۲ تيرماه ۱۲۸۸ شمسي نيروهاي سردار اسعد بختياري و سپهدار تنكابني در نزديكي تهران به هم رسيدند و در منطقه بادامك اردو زدند. قزاق‌هاي دولتي به مقابله با مشروطه‌خواهان پرداختند اما پس از 2 روز جنگ، مشروطه‌خواهان در 24تيرماه 1288 پيروز شدند. يك‌روز پس از اين پيروزي محمدعلي شاه قاجار و نزديكان او به سفارت روسيه پناه بردند و سعدالدوله نيز به سفارت انگلستان رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنطور كه در گزارش فتح تهران آمده است مجلس عالي كه اعضاي آن نزديك به ۳۰تن از معتمدين سردار اسعد و سپهدار تنكابني بودند‌، در نامه‌اي خلع محمدعلي شاه از سلطنت را اعلام كردند و احمدشاه قاجار را بر تخت نشاندند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.hamshahrionline.ir/details/267524/Culture/culturalnews روزنامه همشهری -ماجرای فتح تهران پس از ۱۰۵سال]         &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروی نظامی قزاق پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۸ شمسی و تشکیل دولت «انقلاب» توسط سپهدار تنکابنی به عنوان بازوی نظامی دولت نوپا برقرارماند. رضاخان از  آن پس نیز در قزاقخانه ماند و همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله، برادر محمدعلی شاه قاجار، از خود رشادت نشان داد و با درجه یاوری (سرگردی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد. در همین منصب بود که مأمور جنگ با میرزا کوچک خان و ازمیان بردن جنبش جنگل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
== نخست وزیری وثوق الدوله و ادامه یورشها به جنبش جنگل ==&lt;br /&gt;
یکی دوماه بعد از این رویارویی، انگلیس با تلاشهای پشت پرده، در مرداد 1297شمسی، وثوق الدوله (برادر قوام السلطنه) را به نخست وزیری نشاند.در دوره نخست وزیر وثوق الدوله نیز یورشها به جنبش جنگل ادامه یافت. ازجمله، در روز13فروردين 1298 (2آوريل1919) حملۀ 20هزار قزّاق ايراني با پشتيباني هواپيماهاي انگليسي به پايگاههاي مجاهدان جنگل آغاز شد. اين حمله ها ماهها به طول انجاميد. در اين مدّت نيروهاي مستقر در جنگل, در اثر فقدان آذوقه، جنگ و گريزهاي طولاني و نداشتن تسليحات كافي, در موقعيّت دشواري قرار داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در آستانۀ بسته شدن قرارداد  بين انگليس و وثوقالدّوله, فرماندهي نيروهاي قزّاق در فومنات, شَفت و ديگر حوزه هاي استقراري جنبش جنگل حكومت نظامي اعلام نمود و حمله و هجوم به نیروهای مستقر در جنگل دامنۀ گسترده تری پیداکرد و در نتيجه, موج تسليم شدنها و امان نامه گرفتنها نيز بيشتر شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام حکومت نظامی در منطقه فومنات ==&lt;br /&gt;
حدود دو هفته بعد از امضای این قرارداد، در روز 2شهریور 1298، عبدالحسین تیمورتاش، حکمران گیلان و طوالش، در سراسر منطقۀ فومنات، که از مراکز مهم استقرار نیروهای جنبش جنگل بود، حکومت نظامی اعلام کرد و یورش به رزمندگان جنگل، به صورت وحشیانه تری، آغازشد. در دورۀ حکومت او در گیلان بود که دکتر حشمت، از یاران نزدیک میرزا کوچک خان، به دارآویخته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این یورشهای نابرابر و ویرانگر، رضاخان از فرماندهان قزّاق و از عاملان اصلی سرکوب جنبش بود و در چشم فرماندهان انگلیسی و قزّاق، خوش درخشید و با این خوشخدمتی به «دشمنان وطن» پله های ترقی را به سرعت پیمود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==  قرارداد 1919 و مخالفتها با آن  ==&lt;br /&gt;
وثوق الدوله که از مرداد1297 تا تیرماه 1299 بر سر کار بود، از ابتدای نخست وزیری، مذاکرات محرمانه یی را با انگلیسی ها آغازکرد و پس از 9ماه مذاکره، قرارداد جنجال برانگیز «1919» بین ایران و انگلیس را در 17مرداد1298 (9اوت1919 ـ 12ذی قعده1337) امضاکرد. براساس این قرارداد تمام امور کشوری و لشکری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوّز آنان انجام می شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 مذاکرات سرّی مربوط به قرارداد اوت 1919، که متن آن یک سال بعد از بسته شدن، توسط قوام السلطنه منتشرشد، مخالفتهای زیادی را برانگیخت، ازجملۀ مخالفان قرارداد، احمدشاه قاجار، پادشاه وقت ایران بود. میرزا کوچک خان و همرزمانش نیز از مخالفان جدّی قرارداد بودند و قیام شیخ محمد خیابانی نیز در مخالفت با این قرارداد شکل گرفت. از دیگر مخالفان سرسخت قرارداد، مرحوم مدرّس و روحانیان همگام او  بودند. آمریکا نیز از مخالفان این قرارداد بود. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها باعث شد که امکان پیشبرد مفاد استعماری آن از میان برود و ادامۀ نخست وزیری وثوق الدوله نیز ناممکن شود. به خصوص که شایعۀ بسیار گستردۀ مربوط به این که انگلیس با دادن رشوۀ کلان به وثوق الدوله و وزیر خارجه اش، نصرت الدوله فیروز، آنها را به این خیانت راضی کرده است، آنها را رسوای خاص و عام کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این مخالفتها و رسوایی رشوه گیری سرانجام باعث شد که دولت وثوق الدوله سقوط کند و به جای او در روز 7تیرماه 1299  حسن مشیرالدوله (پیرنیا)، که فرد خوشنامی بود، عهده دار مقام نخست وزیری شود.  &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله حاضر نشد همچون همتای پیشین خود مفاد قرارداد  را به اجرا دربیاورد و آن را به تصویب مجلس شورا موکول کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انگلیس پس از ناکامی در پیشبرد قرارداد استعماری «1919»، راه دیگری برگزید که درصورت تحقّق آن، منافع درازمدتش تضمین قوی تری پیدامی کرد: راه ایجاد یک دولت متمرکز قدرتمند، که جنبشهای محلی و آشوبهای منطقه یی را از میان بردارد و  دربرابر نفوذ دولت نوپای شوروی سد و راهبند ایجاد کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سرکوب قیامهای منطقه ای ==&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در راستای این سیاست جدید انگلیس اقدامات مؤثری انجام داد که از جمله، می توان به سرکوب قیام تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی در 22 شهریور 1299 (29ذیحجۀ 1338قمری) و شهادت خود او، ازمیان بردن جنبش تنگستانیها و چاکوتاهی ها و تلاش برای ازمیان بردن جنبش جنگل اشاره کرد. با وجود این خوشخدمتی ها، مخالفت آشکارش با قرارداد1919 و ردّ درخواست انگلیس برای برکناری استاروسلسکی، فرمانده روسی قوای قزاق، و سپردن زِمام قوای قزاق به فرماندهان انگلیسی، او را از چشم انگلیسیها انداخت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مشیرالدوله در سوم آبان 1299، در جریان مخالفتش با برکناری استاروسلسکی، و مخالفتهای برآمده از شهادت خیابانی و «شیخ حسین چاه کوتاهی» استعفاداد که خشم مدرّس را برانگیخت. به جای او سپهدار اعظم (فتح الله اکبر)، که فردی ضعیف اما مورد اعتماد انگلیسی ها بود، به نخست وزیری نشانده شد. او نیز کاری از پیش نبرد و چند هفته پیش از کودتای انگلیسی سوم اسفند1299 کناره گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای سوم اسفند رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اولین ساعات سپیده دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتری‌ها، وزارتخانه‌‌ها، پست‌خانه‌‌ها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌های شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفن‌ها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکنده‌ای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلا توسط انگلیسی‌ها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیرو‌هایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج‌ تازه‌ای از بازداشت ناراضیان و شخصیت‌های سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشت‌شدگان که تعداد آن‌ها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده‌ می‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمایندگان مجلس، نخست‌وزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList?Page=&amp;amp;Lang=fa&amp;amp;EventsId=86&amp;amp;Action=EventsDetail تاریخ ایرانی-03 اسفند  |  رضاخان کودتا کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کودتای سوم اسفند، زمام نخست وزیری را به سیدضیاء طباطبایی و مقام سردار سپه را به رضاخان «میرپنج» واگذارکرد و پس از صد روز به جای سیدضیا، قوام السطنه به نخست وزیری نشانده شد. کودتا توسط نیروهای قزاق تحت امر انگلیس و افسر مورد اعتماد انگلیس ـ رضاخان ـ انجام شد و به یاری انگلیس، به شتاب، به سوی تثبیت یک قدرت متمرکز قوی و سرسپردۀ آن کشور پیش رفت .&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان در 1300ش وزیر جنگ شد. بعد از اعتراضات معتمد‌التجار و مدرس که از نمایندگان مجلس بودند رضاخان استعفا داد اما امنیت شهر با قتل‌های مرموز مختل شد و همین باعث استرداد رضاخان شد.احمدشاه در سال 1302ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب کرد و خود راهی اروپا شد &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[http://pajoohe.ir/%D8%B3%D9%84%D8%B3%D9%84%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1__a-17717.aspx پژوهشکده باقرالعلوم -سلسله پهلوی و تاریخ معاصر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پادشاهی رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شکل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشکیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر موسسان موکول گردید. سرانجام مجلس موسسان در روز 22 آذرماه سال 1304ش پادشاهی ایران را به رضاخان و اعقاب ذکور وی تفویض نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرح‌های زیر ساختی توسعه آماده کرد. راه‌های شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شکل گرفت. دانشگاه تهران تاسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از کشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن کشور به کمک متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گام‌های مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در کشور، نارضایتی مردم عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. شاه در سال 1305ش فرمان لغو کاپیتولاسیون را صادر کرد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال 1307 سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در 1316 توسط عمال دولت به قتل رسید. همزمان با دستگیری سید حسن مدرس قانون لباس متحدالشکل به اجرا درآمد و پوشیدن لباس روحانیت فقط با جواز دولتی امکان‌پذیر بود. در این میان خلع سلاح عشایر علت دیگر برای جنبش علیه حکومت پهلوی شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران تصفیه ها ==&lt;br /&gt;
در دوره دوم حکومت رضاشاه (1320-1310) او روش دیکتاتوری در پیش گرفت. آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش ، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تائید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی  که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.rijaldb.com/fa/8042/%D8%B1%D8%B6%D8%A7+%D8%B4%D8%A7%D9%87+%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C بانک اطلاعات رجال -رضا شاه پهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اعلام رسمی کشف حجاب ==&lt;br /&gt;
روز 17 دی سال 1314 شمسی که قرار بود روز جشن فارغ التحصیلی دانشسرای عالی باشد، علی اصغر حکمت - وزیر معارف وقت - به رضاشاه پیشنهاد کرد که همراه با اعضای خانواده سلطنتی بی حجاب در این مراسم شرکت کنند. رضاشاه که از قبل به علی اصغر حکمت دستور آماده سازی بی حجاب نمودن زنان  را داده بود و نیز در ماه تیر همان سال واقعه خونبار مسجد گوهرشاد رخ داده  بود، این پیشنهاد را قبول کرد و در روز موعود در دانشسرای تربیت معلم با اعضای خانواده سلطنتی بطور کاملاً بی حجاب شرکت نموده و بدین ترتیب رفع حجاب از زنان  از طرف رییس قدرت حکومت بگونه اى کاملا رسمی اعلام گردید و در پی آمد این روز، دولت همهٔ  تلاش خویش را مصروف بی حجاب نمودن زنان  نمود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/10/16/963514 خبرگزاری تنسیم - چرا رضاخان اصرار بر «کشف حجاب» داشت؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برقراری روابط سیاسی با آلمان هیتلری ==&lt;br /&gt;
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود. پیش از این، انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستیِ هیتلر در مقابل توسعه‌طلبی‌های آلمان، سیاستی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ دوم جهانی ادامه یافت. از این زمان به بعد همزمان با قدرت گرفتن هیتلر، رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد. این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[http://fararu.com/fa/news/329474/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%AF سایت فرارو- روزیکه رضاشاه استعفا داد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از سال ۱۳۱۶، کار‌شناسان آلمانی در سراسر ایران خدمت می‌کردند. بسیاری از مؤسسات، از راه‌آهن تا مخابرات و حمل‌ونقل و اسلحه‌سازی در دست آنان بود. هیتلر نیاز به ایران داشت و می‌خواست متحدی در این سوی کره خاکی داشته باشد.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با پیشروی فزاینده ماشین پرقدرت جنگی آلمان نازی و اشغال ناباورانه اروپا، راهی جز ایران برای رساندن مهمات و ساز و برگ جنگی به روسیه باقی نماند. چرچیل در این‌باره می‌گوید: «ایجاد یک راه ارتباطی از طریق ایران برای تماس با روسیه، فوق‌العاده اهمیت داشت... ما برای این که با روس‌ها تماس پیدا کنیم پیشنهاد کردیم عملیات مشترکی را در ایران شروع کنیم.»&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اشغال ایران توسط نیروهای متفقین ==&lt;br /&gt;
سرانجام در نیمه شب دوشنبه، سوم شهریور ۱۳۲۰ قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند. جبهه دوم ارتش انگلیس از مرز خسروی عبور کردند و تأسیسات نفت شاه را تصرف و به سوی کرمانشاه پیشروی کردند. نیروهای ایرانی در برابر آنان مقاومت زیادی کردند اما فرمان ترک مقاومت به تمام واحدهای نظامی ابلاغ شد و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند و ارتش ایران، با سرعتی باورنکردنی تار و مار شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولتیاتوم متفقین به رضاشاه ==&lt;br /&gt;
در یک اولتیماتوم که  متفقین در دهم سپتامبر ۱۹۴۱ میلادی به دولت ایران داده بودندآمده بود که اگر دولت ایران در ظرف چهل و هشت ساعت اتباع آلمانی را به نیروهای آن‌ها تسلیم نکرده و سفارتخانه‌های آلمان، ایتالیا، رومانی و مجارستان را تعطیل نکند، قوای متفقین پایتخت را اشغال خواهند کرد. علاوه بر این اولتیماتوم رادیو و روزنامه‌های کشورهای متفق حملات خود را متوجه شخص رضاشاه و انتقاد از رژیم ایران کردند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== استعفای رضاشاه ==&lt;br /&gt;
از آنجا که رضاشاه جواب صریحی به اولتیماتوم متفقین نداد در ۱۶ سپتامبر برابر با ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، قوای شوروی و انگلستان از شمال و جنوب به سوی تهران حرکت کردند. رضاشاه به ناچار در‌‌ همان روز به نفع ولیعهدش محمدرضا از سلطنت استعفا داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استعفانامه رضاخان که منتظر تعیین تکلیف ولیعهد بود، پیش از سوگند محمدرضا در مجلس خوانده شد و مقدمات رفتن پدر و انتصاب پسر به سلطنت تدارک دیده شد. روز ۲۵ شهریور، استعفای رضاشاه و انتصاب محمدرضا به سلطنت به مجلس اعلام شد و روز ۲۶ شهریور، محمدرضا در مجلس سوگند خورد و رسماً شاه شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تبعید رضاشاه و درگذشت وی ==&lt;br /&gt;
رضاخان بعد ازاستعفا از اصفهان به کرمان و سپس به بندرعباس رفت. او از بندرعباس با یک کشتی تجاری، عازم بمبئی شد. برخلاف انتظار مسافران، کشتی به بمبئی نرفت و مسیر جزیره موریس را در پیش گرفت. سرانجام رضاشاه به «ژوهانسبورگ» در آفریقای جنوبی فرستاده شد. سه سالی در این جزیره روزگار گذراند تا این که سرانجام در چهارم مرداد ۱۳۲۳ بر اثر سکته قلبی درگذشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محمد رضا پهلوی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوي (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران- درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ايران در  ۲۲بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ايران بود. او با وقوع انقلاب بركنار شد و از اين رو آخرين شاه نظام سلطنتي در ايران به حساب مي‌آيد. او صاحب عناوين «شاهنشاه» و «آريامهر» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در روز ۱ صفر ۱۳۳۸ (۴ آبان ۱۲۹۸) در تهران به دنيا آمد. پدر او «رضاخان ميرپنج سوادكوهي» (بعدها رضاشاه پهلوي) و مادرش تاج‌الملوك آيرملو (بعدها «ملكهٔ مادر») بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از به سلطنت رسيدن پدرش به مقام وليعهدي رسيد. تحصيل را در مدرسه نظام آغاز كرد و از كودكي زبان فرانسه را نزد پرستار فرانسوي‌اش آموخت. در دوازده سالگي او را براي ادامه تحصيل به مدرسه شبانه‌روزي «لو روزه» (Le Rosey) نزديك شهر لوزان در سوئيس فرستادند. در ۱۷ سالگي به ايران بازگشت و در دانشكده افسري تحصيل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزيه خواهر ملك فاروق پادشاه مصر ازدواج كرد. حاصل اين پيوند دختري به نام شهناز بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot;&amp;gt;[http://www.daneshju.ir/forum/showthread.php?t=33630 سایت دانشجو - زندگينامه محمدرضا شاه پهلوي]   &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سال‌هاي آغاز سلطنت ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ايران توسط نيروهاي شوروي و بريتانيا، رضاشاه پهلوي از سلطنت بركنار و به جزيره موريس وسپس به افريقاي جنوبي تبعيد شد. بريتانيا ابتدا قصد داشت پسر محمدحسن ميرزا نوه احمدشاه قاجار را كه در انگلستان زندگي مي‌كرد و افسر نيروي دريائي پادشاهي بريتانيا بود جانشين رضاشاه كند ولي وقتي معلوم شد كه او فارسي نمي‌داند بالاخره با توافق شوروي محمدرضا پهلوي را به جاي پدرش به سلطنت برگزيدند. محمدعلي فروغي، آخرين نخست‌وزير رضا شاه، نخستين نخست‌وزير محمدرضاشاه شد و نقش مهمي در انتقال سلطنت به او بر عهده داشت. در بهمن ۱۳۲۰ پيمان سه‌جانبه بين ايران، بريتانيا و شوروي امضا شد كه در آن، از جمله، خروج متفقين بعد از پايان جنگ پيش‌بيني شده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قرارداد گس ؛ گلشائیان ==&lt;br /&gt;
ششم مهر 1329، جمعی از نمایندگان مجلس شورای ملی، دولت «رزم‌آرا» را به دلیل بی‌اعتنایی به حقوق ملت ایران در مورد مساله نفت در قرارداد؛ گس-گلشاییان، استیضاح کردند. براساس این قرارداد که بین گلشاییان نماینده دولت و وزیر دارایی وقت ایران و گس نماینده شرکت نفت انگلیس امضا شده بود، سلطه انگلیس بر منابع نفت ایران به مدت 33 سال تمدید شد تا این کشور بتواند تا سال 1361 خورشیدی، بر منابع نفت ایران تسلط داشته باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قرارداد گس-گلشاییان یا «قرارداد الحاقی»، قراردادی است که در تاریخ ۲۶ تیر ۱۳۲۸ بین دولت ایران و نمایندگان شرکت نفت ایران و انگلیس به‌عنوان ضمیمه قرارداد ۱۹۳۳ امضا شد. براساس این قرارداد شرکت نفت تعدیلاتی در مبالغ پرداختی به ایران را می‌پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قرارداد با تلاش اقلیت مجلس پانزدهم به‌ویژه حسین مکی به تصویب مجلس شورای ملی نرسید. .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر چند برخی احزاب سیاسی ازجمله حزب توده همچنان به‌طور محافظه‌کارانه با آن برخورد کردند اما همزمان با اعلام امضای قرارداد گس-گلشاییان تظاهرات گسترده‌یی از سوی جبهه ملی برگزار شد و مخالفت‌ها و اعتراض‌ها بالا گرفت. مخالفان معتقد بودند با وجود آنکه برخی مواد این قرارداد به نفع ایران است، اما درواقع این دولت بریتانیاست که طبق قرارداد توانسته به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین تمدید ۳۳ ساله آن را تایید و تقویت کند. در چنین شرایطی بود که در روز ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ مجلس شانزدهم شورای ملی آغاز به کار کرد. درنهایت در مجلس شانزدهم، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.taadolnewspaper.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-97/108114-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B3-%DA%AF%D9%84%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86 روزنامه تعادل -ایستادگی مجلس مقابل قرارداد «گس-گلشاییان»]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== کودتای 28مرداد و برکناری مصدق ==&lt;br /&gt;
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا،  با طرح و حمایت مالی و اجرایی از کودتای 28 مرداد، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ اقدام کرده و  موجب برکناری دولت مصدق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اتفاق باعث شد تا  محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود، به ایران برگردد و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;[https://www.yjc.ir/fa/news/5875596/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF باشگاه خبرنگاران جوان -محمدرضا شاه پهلوی که بود؟]   &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این وقایع زمانی که محمدرضا مشغول سلطه گری بود اقداماتی برای ترور وی صورت گرفت. اولین بار این رویداد در 15 بهمن 1327 در دانشگاه تهران رقم خورد و خود شاه رزم آرا را عامل آن خواند؛ ترور بعد در اول فروردین سال ۱۳۴۴ در برابر پله‌های کاخ اختصاصی مرمر، شاه باز هم مورد سوءقصد یکی از سربازان وظیفه گارد جاویدان قرار گرفت. این سرباز بعد از بازپرسی&amp;quot;پرویز نیکخواه&amp;quot; را عامل محرک این ترور خواند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شرایط بعد از ۲۸ مرداد ==&lt;br /&gt;
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، محمدرضا پهلوی با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه گانه مجددا به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلا بحرین (که پیش از آن عملا تحت حاکمیت ایران نبود) رسما از ایران جدا شد. نخست وزیران این دوره، عملا تنها آلت دست محمدرضا پهلوی بودند. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot;&amp;gt;[http://rezaheidary1200.blogfa.com/post/5 تاریخی -زندگی محمدرضاپهلوی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== خروج از ایران و مرگ وی ==&lt;br /&gt;
محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد. وی پس از خروج از کشور نخست مدتی را در منطقه ماند، . با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی وادار شد بر خلاف میل به دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک پادشاه بی‌تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز او را به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می‌گردد. محمدرضا پهلوی پس از خروج از بیمارستان نخست به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی (&amp;lt;small&amp;gt;۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی&amp;lt;/small&amp;gt;)، محمدرضا پهلوی در سن ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی &amp;lt;small&amp;gt;(۲۹ ژوئیه ۱۹۸۰ میلادی)&amp;lt;/small&amp;gt;، پیکر وی در مسجد الرفاعی قاهره، پس از خاکسپاری و مراسم رسمی، به امانت گذاشته شد. محمدرضا پهلوی در وصیت‌نامه خود خواسته بود تا پیکرش در خاک ایران دفن شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=30008</id>
		<title>برنامه جامع اقدام مشترک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=30008"/>
		<updated>2018-04-30T11:37:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;توافق جامع و نهایی هسته‌ای وین (برجام)&#039;&#039;&#039; توافق هسته‌ای ایران( به دنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش )و  گروه ۱+۵ (شامل چین،فرانسه، روسیه،بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و آلمان) منعقد شده است.&#039;&#039;&#039;برجام&#039;&#039;&#039; (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) نامیده می شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;توافق موقت ژنو بر روی برنامه هسته‌ای ایران&#039;&#039;&#039; یا &#039;&#039;&#039;توافق هسته‌ای ژنو&#039;&#039;&#039; &amp;lt;ref&amp;gt;وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران -[http://mfa.ir/?siteid=1&amp;amp;siteid=1&amp;amp;pageid=128&amp;amp;newsview=267856 متن توافق جمهوری اسلامی ایران و گروه 5+1]&amp;lt;/ref&amp;gt;، توافق‌نامه‌ای ۶ ماهه و قابل تمدید پیرامون برنامه هسته‌ای ایران است که در متن (سندE۳/EU+۳)  در ۳ آذر ۱۳۹۲ (برابر با ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳) میان جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱+۵ امضا شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هدف این توافقنامه&amp;lt;ref&amp;gt;حقوقی و امور مچلس - [http://www.hvm.ir/detailnews.aspx?id=42731%20%20%20%20+ متن انگلیسی و ترجمه جمع بندی مذاکرات برجام در ۱۵۹ صفحه منتشر شد.]&amp;lt;/ref&amp;gt; که«رسیدن به یک راه‌حل جامع بلندمدت و مورد توافق طرفین»به منظور«تضمین‌نمودن صلح‌آمیزبودن برنامه هسته‌ای ایران» ذکر شده، طرفین «به صورت داوطلبانه» متعهد می‌شوند تا اقدامات متقابلی را به عنوان گام اول یک راه‌حل جامع انجام دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
براساس این توافقنامه&amp;lt;ref&amp;gt;وزارت امور خارجه - [http://www.hvm.ir/files/sayer/barjam.pdf برنامه جامع اقدام مشترك]&amp;lt;/ref&amp;gt; ایران غنی سازی اورانیوم را به شکل محدود و کنترم شده ادامه خواهد داد و نظارت آژانس بین المللی اتمی را تسهیل خواهد کرد.در عوض بخشی از تحریم های قبلی برداشته می شود و تحریم های جدید همه جانبه یا یک‌جانبه بکار نخواهد رفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== افشای پنهان‌کاری اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بیانیه نهایی ==&lt;br /&gt;
در نهایت روز سه‌شنبه۲۳ تیرماه (۱۴ ژوئیه) در یک نشست رسمی  در وین پایتخت اتریش و با حضور خبرنگاران خارجی با شرکت فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران طرفین اعلام کردند که توافق نهایی در برنامه هسته‌ای ایران به دست آمده‌است.و بیانیه مشترکشان را به زبان های فارسی و انگلیسی را خواندند.&amp;lt;ref&amp;gt;BBCفارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2015/07/150714_l26_iran_nuclear_deal_jcpoa_vienna ایران بر سر برنامه هسته‌ای خود با قدرت‌های جهانی به توافق رسید]&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امضاکنندگان ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
پرونده:Federica Mogherini 2014.jpg|اتحادیه اروپا فدریکا موگرینی، نماینده ارشد امور خارجه و سیاست امنیتی اتحادیه اروپا&lt;br /&gt;
پرونده:Frank-Walter Steinmeier 2009a (cropped).jpg|آلمان فرانک والتر اشتاین‌مایر، وزیر امور خارجه آلمان&lt;br /&gt;
پرونده:John Kerry official portrait.jpg|ایالات متحده آمریکا جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
پرونده:MSC 2014 Fabius-Mikati Mueller MSC2014 (cropped).jpg|فرانسه لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه&lt;br /&gt;
پرونده:Mohammad Javad Zarif 2013.jpg|ایران محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران&lt;br /&gt;
پرونده:Official portrait of Mr Philip Hammond crop 2.jpg|بریتانیا فیلیپ هموند، وزیر امور خارجه انگلیس&lt;br /&gt;
پرونده:Sergey Lavrov 2016.jpg|روسیه سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه&lt;br /&gt;
پرونده:Wang Yi 2014 (cropped).jpg|جمهوری خلق چین وانگ ئی، وزیر امور خارجه چین&lt;br /&gt;
&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بندهای اصلی توافق برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.........................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 مفاد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) به ۱۰۹ صفحه و ۵ ضمیمه می‌رسد. برخی از مهم‌ترین بندهای این توافق‌نامه به قرار زیر است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امضای افراد کلیدی در مذاکرات هسته‌ای روی جلد توافق‌نامه برجام به همراه مطلب فارسی نگارش شده توسط محمد جواد ظریف در اظهار ارادت به مجید تخت روانچی و عباس عراقچی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بندهای مربوط به انرژی اتمی ==&lt;br /&gt;
* ایران به یاری «&#039;&#039;گروه کار&#039;&#039;» (اتحادیه اروپا+۳ متشکل از فرانسه، آلمان، انگلستان و شاید برخی کشورهای دیگر) رآکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک را بر اساس یک طرح مورد پذیرش این گروه و در جهت حمایت از اهداف صلح‌جویانه و تحقیقاتی در زمینه تولید انرژی هسته‌ای، نوین‌سازی و بهینه‌سازی خواهند کرد. اما این یاری‌رسانی در جهت کاهش تولید پلوتونیم مورد نیاز برای ساختجنگ‌افزار هسته‌ای صورت خواهد پذیرفت. نیروی گریزانه تازه طراحی شده فراتر از ۲۰ مگاوات افزایش نخواهد یافت. کشورهای عضو گروه کار، ایران را در زمینه ساخت زمان‌بندی شده مجموعه اراک حمایت نموده و اسباب تسهیل انجام آن را فراهم خواهند نمود. تمامی سوخت هسته‌ای مصرف شده از کشور ایران خارج خواهد شد. همچنین تمامی آب سنگین مازاد نیاز گریزانه تازه طراحی شده، برای فروش در بازارهای جهانی آماده خواهد شد. ایران به مدت ۱۵ سال اجازه نخواهد داشت در زمینه بازیافت هسته‌ای به تحقیق و توسعه بپردازد. همچنین در طول این مدت ایران اجازه نخواهد داشت هیچ‌گونه گریزانه آب سنگین تازه‌ای ایجاد نموده یا در زمینه متراکم‌سازی آب سنگین فعالیتی داشته باشد.&lt;br /&gt;
* ذخیره فعلی اورانیوم غنی شده با غلظت پایین در اختیار ایران با یک کاهش ۹۸ درصدی از ۱۰٬۰۰۰ کیلوگرم به ۳۰۰ کیلوگرم کاهش می‌باید. این کاهش به مدت ۱۵ سال پابرجا باقی خواهد ماند. همچنین در این مدت ایران مجاز خواهد بود اورانیوم را تنها به میزان ۳٫۶۷٪ غنی‌سازی کند؛ میزانی که تنها برای بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای و تحقیقات در این زمینه مناسب است و نه ساخت هیچ‌گونه جنگ‌افزار هسته‌ای. این یک «کاهش بسیار» در زمینه فعالیت‌های هسته‌ای ایران به حساب می‌آید؛ چراکه پیش از به نتیجه رسیدن برجام، ایران موفق شده بود اورانیوم را به میزان ۲۰٪ غنی‌سازی نماید.&lt;br /&gt;
* ایران، کمینه‌ای به میزان دو سوم از شمار گریزانه‌هایش (سانتریفیوژ یا گریزانه به ماشینی مخروطی شکل گفته می‌شود که در چرخه تولید انرژی هسته‌ای، امکان غنی‌سازی اورانیوم را فراهم می‌آورد) را از ۱۹٬۰۰۰ عدد (که ۱۰٬۰۰۰ تای آن در حال فعالیت بوده‌اند) به ۶٬۰۱۴ عدد کاهش خواهد داد که از این میزان تنها ۵٬۰۶۰ تای آن اجازه غنی‌سازی اورانیوم در طی مدت ۱۰ سال پس از اجرای برجام را خواهند داشت. تمامی گنجایش غنی‌سازی اورانیوم ایران (یعنی تمامی ۵٬۰۶۰ گریزانه مجاز) تنها در تأسیسات نطنز اجازه کار خواهند داشت. گریزانه‌های مجاز به کار در تأسیسات نطنز از نوع IR-1 خواهند بود. گریزانه‌های IR-1 نخستین نسل قدیمی‌ترین نوع از گریزانه‌های ساخت ایران هستند که سرعت پایین‌تری در مقایسه با دیگر گریزانه‌ها دارند. ایران می‌بایست از به‌کارگیری گریزانه‌های نوع IR-2M پیشرفته خود صرف نظر کند. حق مالکیت گریزانه‌های پیشرفته نوع IR-2M برای ایران محفوظ خواهد بود اما این گریزانه‌ها به انباری در ایران تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای فرستاده شده و در آنجا نگه‌داری خواهند شد.&lt;br /&gt;
* ایران، فعالیت‌های مرکز هسته‌ای فردو در زمینه غنی‌سازی اورانیوم و همچنین تحقیق و توسعه در این خصوص را به مدت ۱۵ سال متوقف خواهد نمود و آن را به یک مرکز تحقیقاتی فیزیک، انرژی هسته‌ای و فناوری‌های مرتبط تغییر کاربری خواهد داد. مرکز تحقیقاتی فردو اجازه خواهد داشت شمار ۱٬۰۴۴ گریزانه از نوع IR-1 را در ۶ ابشار واقع در یکی از جناح‌های این مرکز نگه‌داری نماید. «۲ ابشار از شمار ۶ ابشار اشاره شده، با تغییر کاربری و سازه، بدون اورانیوم خواهند چرخید» تا ایزوتوپ پرتوزای مورد نیاز برای امور پزشکی، کشاورزی، صنعتی و پژوهش‌های علمی را فراهم نمایند. «۴ آب‌شیب دیگر و سازه‌های مرتبط با آن‌ها بلااستفاده باقی خواهند ماند.» ایران اجازه نخواهد داشت هیچ‌گونه ماده شکافت‌پذیری را در فردو نگهداری نماید.&lt;br /&gt;
* ایران به مدت ۱۵ سال اجازه ساخت هیچ گونه تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم را نخواهد داشت. همچنین ایران به مدت ۱۵ سال اجازه نخواهد داشت هیچ گونه تأسیسات و گریزانه‌های آب سنگین تازه‌ای ایجاد کرده یا درصدد ذخیره‌سازی آب سنگین باشد.&lt;br /&gt;
* ایران می‌بایست تغییراتی را در تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم خود به انجام برساند. به منظور کاهش تهدید و عمل به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای ایران می‌بایست تعداد گریزانه‌های موجود در تأسیسات آب سنگین اراک را کاسته و آن مجموعه را به گونه‌ای بازسازی کند تا مورد پذیرش جامعه جهانی واقع شده و ایران نتواند پلوتونیم مورد نیاز برای ساخت جنگ‌افزار تولید نماید. مادام که گریزانه اراک در حال کار باشد، تمامی سوخت هسته‌ای مصرف شده از کشور خارج خواهد شد.&lt;br /&gt;
* ایران اجازه دارد به مدت ۸ سال به تحقیق و توسعه در زمینه غنی‌سازی اورانیوم ادامه بدهد اما این امر تنها در تأسیسات نطنز می‌بایست صورت گیرد. این بدین سبب است که «زمان ایران برای تولید مواد مورد نیاز برای ساخت تنها یک سلاح هسته‌ای» به ۱ سال برسد.&lt;br /&gt;
* ایران پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به توافق‌نامه را تا زمانی که پایبندی‌اش به این پیمان‌نامه را لغو نکرده باشد، اجرا خواهد نمود. این بدین معنی‌است که نظارت‌های آژانس حتی پس از اتمام زمان اجرایی برجام ادامه خواهند یافت.&lt;br /&gt;
* یک برنامه بازرسی جامع اعمال خواهد شد و ایران می‌بایست به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای اجازه بازرسی از تمامی تأسیسات هسته‌ای اعلام‌شده، از جمله تأسیسات نظامی واقع در پارچین را بدهد تا مشخص و تأیید شود که ایران به تعهدات خود در توافق‌نامه پایبند است و در پی ساخت هیچ‌گونه مواد شکافت پذیر به صورت پنهانی نیست.&lt;br /&gt;
** آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای یک نظارت چندلایه را «بر زنجیره مواد هسته‌ای ذخیره شده توسط ایران، کارخانه‌های تولید اورانیوم و تهیه و تدارک هر گونه فناوری هسته‌ای توسط ایران اعمال خواهد نمود.» آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای برای تأسیسات هسته‌ای اعلام شده توسط ایران همچون فردو و نطنز نوعی نظارت «عندالمطالبه» اعمال نموده و محق خواهد بود به صورت مداوم چنین نظارتی را به انجام برساند. این نظارت ممکن است حتی با کمک فناوری‌های پایشی صورت گیرد. از جمله این فناوری‌ها می‌توان به مهر و موم فیبر نوری بر روی تجهیزاتی که اطلاعات را به صورت الکترونیکی برای آژانس انرژی هسته‌ای می‌فرستند،تصویربرداری ماهواره‌ای فروسرخ به منظور شناسایی تأسیسات هسته‌ای مخفی، «حس‌گرهای محیطی با قابلیت شناسایی کوچک‌ترین علامات از ذره‌های هسته‌ای» و دوربین‌های ثبت‌کننده پرتوافشانی هسته‌ای، اشاره کرد. دیگر ابزاری که آژانس انرژی هسته‌ای به منظور نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران استفاده می‌کند عبارت است از نوعی نرم‌افزار رایانه‌ای به منظور گردآوری اطلاعات و تشخیص فعالیت‌های نامتعارف که به گردآوری داده‌های عظیم از کالاهای وارداتی ایران می‌پردازد تا آژانس بتواند بر اقلامی با بیش از یک مصرف&amp;lt;small&amp;gt; ‏(en)‏&amp;lt;/small&amp;gt; وارداتی توسط ایران نظارت داشته باشد.&lt;br /&gt;
** شمار بازرسانی که از سوی آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای به منظور بازرسی از تأسیسات هسته‌ای ایران در نظر گرفته شده بودند، سه برابر شده و از ۵۰ تن به ۱۵۰ تن افزایش می‌یابد.&lt;br /&gt;
** چنانچه بازرسان آژانس در مورد اینکه ایران در یکی از تأسیسات اعلام نشده خود در حال توسعه انرژی هسته‌ای شک داشته باشند، اجازه دارند درخواست دسترسی به این تأسیسات را بدهند «تا مطمئن شوند هیچ‌گونه مواد هسته‌ای اعلام نشده‌ای وجود نداشته باشد و ایران هیچ‌گونه فعالیت هسته‌ای مغایر با توافق‌نامه به انجام نرساند.» ایران می‌تواند درخواست بازرسان آژانس را برای ورود به چنین تأسیساتی قبول کرده یا راه حل دیگری به آژانس ارائه نماید تا نگرانی‌های آژانس را برطرف نماید. اگر ایران چنین اجازه‌ای ندهد، یک روند ۲۴ روزه آغاز می‌گردد. در طی این روند، ایران و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای ۱۴ روز فرصت دارند اختلاف‌هایشان را حل کنند. چنانچه موفق نشدند، کمیسیون برجام (هر ۸ کشور عضو) یک هفته فرصت خواهند داشت عامل اصلی درخواست آژانس برای بازرسی را بررسی نمایند. پس از آن بیش‌ترین اعضای کمیسیون (کمینه ۵ از ۸ عضو) به اطلاع ایران خواهند رساند چه فعالیت‌هایی می‌بایست در ۳ روز باقی‌مانده به انجام برساند. قانون رای بیش‌ترین «بدین معناست که آمریکا و متحدان اروپایی‌اش—انگلیس، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا—محجازند بر درخواستشان پافشاری نمایند و ایران، روسیه و چین حق وتو نخواهند داشت.» اگر ایران تن به اجرای تصمیم‌های گرفته شده در این ۳ روز ندهد، تحریم‌ها به صورت خودکار دوباره اعمال خواهند شد.&lt;br /&gt;
طبق مفاد ذکر شده در بالا &amp;quot;زمان ایران برای فرار&amp;quot;—وقت مورد نیاز ایران برای تولید مواد مورد نیاز برای ساخت تنها یک سلاح هسته‌ای اگر این کشور توافق‌نامه را لغو کند—از ۲ تا ۳ ماه به ۱ سال افزایش خواهد یافت و این روند به مدت ۱۰ سال ادامه خواهد داشت.&lt;br /&gt;
{| class=&amp;quot;wikitable&amp;quot;&lt;br /&gt;
|+چکیده‌ای از تعهدهای ایران در زمینه انرژی هسته‌ای مندرج در برجام&lt;br /&gt;
!گنجایش&lt;br /&gt;
!پیش از برجام&lt;br /&gt;
!پس از برجام&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;گریزانه‌های نصب‌شده از نوع نسل نخست&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|۱۹٬۱۳۸&lt;br /&gt;
|۶٬۱۰۴&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;گریزانه‌های نصب شده از نوع پیشرفته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|۱٬۰۳۴&lt;br /&gt;
|۰&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;زمان مورد نیاز ایران برای فرار از توافق&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|۱–۲ ماه&lt;br /&gt;
|۱ سال&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;بهره‌گیری از گریزانه R&amp;amp;P&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|غیر اجباری&lt;br /&gt;
|اجباری&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;ذخایر اورانیوم غنی‌شده با غلظت پایین&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|۱۹٬۲۱۱ پوند&lt;br /&gt;
|۶۴۰ پوند&lt;br /&gt;
|-&lt;br /&gt;
|&#039;&#039;&#039;ذخایر اورانیوم غنی‌شده با غلظت میانه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
|۴۳۰ پوند&lt;br /&gt;
|۰ پوند&lt;br /&gt;
|}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بند های مربوط به تحریم‌ها ==&lt;br /&gt;
اطلاعات بیشتر: تحریم‌ها علیه ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله‌بندهایی که در برجام در رابطه با برداشتن تحریم‌های ایران آورده شده، به موارد زیر اشاره می‌شود:&lt;br /&gt;
* شورای امنیت سازمان ملل متحد طی جلسه‌ای برجام را تأیید خواهد نمود و تمام مفاد قطعنامه‌های قبلی خود در خصوص موضوع هسته‌ای ایران شامل ۱۶۹۶ (۲۰۰۶)، ۱۷۳۷ (۲۰۰۶)، ۱۷۴۷ (۲۰۰۷)، ۱۸۰۳ (۲۰۰۸)، ۱۸۳۵ (۲۰۰۸)، ۱۹۲۹ (۲۰۱۰) و ۲۲۲۴ (۲۰۱۵) را هم‌زمان با اجرای اقداماتِ توافق شدهٔ مرتبط با هسته‌ای توسط ایران که توسط آژانس راستی‌آزمایی می‌شوند لغو خواهد کرد.&lt;br /&gt;
* طبق پیوست دوم این توافق، تحریم‌های اتحادیه اروپایی و ایالات متحده در روز اجرایی شدن برجام لغو می‌شوند. این تحریم‌ها در حوزه‌های مالی، بانکی، بیمه، نفت، گاز، پتروشیمی، کشتی‌رانی، کشتی‌سازی، ترابری، طلا و فلزات گرانبها، اسکناس، سکه، موارد مجاز هسته‌ای، فلزات، نرم‌افزار و تسلیحات می‌باشند. همچنین نام برخی از شرکت‌ها و اشخاص حقیقی ایرانی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران طبق این پیوست از تحریم درآمد.&lt;br /&gt;
* سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا هیچ‌گونه تحریم یا اقدامات سختگیرانه دیگری در زمینه انرژی هسته‌ای علیه ایران وضع نخواهند نمود.&lt;br /&gt;
* ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم‌های مربوط به انرژی هسته‌ای ایران (به گونه‌ای که در ضمیمه ۲ توافق‌نامه آمده) را پس از آنکه آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای تأیید کرد که ایران گام‌های مؤثری برداشته، لغو خواهند نمود.&lt;br /&gt;
** تحریم‌های مربوط به فناوری موشک‌های بالستیک به مدت ۸ سال پابرجا خواهند ماند. همچنین برخی تحریم‌های مشابه علیه فروش جنگ‌افزارهای متعارف به ایران به مدت ۵ سال باقی خواهند ماند.&lt;br /&gt;
** بر اساس توافق‌نامه و به مدت ۸ سال پس از اجرایی شدن آن، برخی تحریم‌های &#039;&#039;اتحادیه اروپا&#039;&#039; علیه برخی شرکت‌ها و افراد ایرانی (همچون قاسم سلیمانی) برداشته خواهند شد.&lt;br /&gt;
** با این وجود تمامی تحریم‌های &#039;&#039;ایالات متحده آمریکا&#039;&#039; علیه ایران که مربوط به نقض حقوق بشر، فناوری‌های ساخت موشک و حمایت از وحشت‌افکنی می‌شوند، برداشته نخواند شد. تحریم‌های وضع شده توسط ایالات متحده آمریکا سختگیرانه‌تر به نظر می‌آیند چراکه تأثیرات فرامنطقه‌ای دارند؛ یعنی در سراسر جهان اجرایی هستند. در مقابل، تحریم‌های وضع شده از سوی اتحادیه اروپا تنها در این قاره اجرایی هستند.&lt;br /&gt;
* چنانچه ایران به توافق خود عمل ننماید، یک «راهکار مقابله سریع» به صورت خودکار مقرر خواهد شد که توسط آن، تحریم‌ها دوباره و به سرعت اعمال خواهند شد.&lt;br /&gt;
** از جمله راهکارهایی که در برجام برای قطعنامه حل اختلاف&amp;lt;small&amp;gt; ‏(en)‏&amp;lt;/small&amp;gt; در نظر گرفته شده است، می‌توان به این روند اشاره نمود: چنانچه یکی از اعضای تعهد برجام اعتقاد داشته باشد که عضو دیگر متعهد این توافق‌نامه به وظایف خود عمل نمی‌کند، در آن صورت عضو شاکی می‌تواند شکایت خود را به کمیسیون برجام ارائه نماید. کمیسیون برجام عبارت است از گروهی که به منظور نظارت بر درست اجرا شدن آن ایجاد شده‌است. اگر عضو شاکی، کشوری غیر از ایران باشد و به شکایتش تا ۳۵ روز پس از ارائه، رسیدگی نشده و رضایتش جلب نگردد، در آن صورت آن کشور مجاز است از این مسئله حل نشده به عنوان بهانه‌ای برای امتناع از ادامه تعهد به توافق‌نامه با دیگر اعضای برجام بهره ببرد. البته عضو شاکی می‌بایست با در جریان قرار دادن شورای امنیت سازمان ملل متحد، اعلام دارد که معتقد است که مشکلی که به سبب آن شکایت به وجود آمده، سبب ناکارآمدی توافق‌نامه شده‌است. سپس شورای امنیت ۳۰ روز فرصت خواهد داشت راه حلی بیابد تا روند برداشت تحریم‌ها ادامه یابد. در غیر این صورت، تمامی تحریم‌های مربوط به انرژی هسته‌ای شورای امنیت سازمان ملل متحد که پیش از انعقاد برجام تصویب شده بودند به صورت خودکار دوباره برقرار خواهند شد. تأثیر چنین قانونی آن خواهد بود که اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد (ایالات متحده آمریکا، انگلیس، چین، روسیه و فرانسه) مجاز خواهند بود هرگونه لغو تحریم که در آن زمان در جریان باشد را وتو کنند، اما هیچ عضوی اجازه نخواهد داشت برقراری خودکار تحریم‌ها را وتو کرده و مانع آن شود. نتیجه آن می‌شود که راه فرار ایران از برقراری دوباره و خودکار تحریم‌ها در حالی که به تعهدات خود نسبت به برجام عمل نمی‌کند، به‌طور کلی بسته شود.&lt;br /&gt;
** دوباره اعمال شدن تحریم‌ها به صورت خودکار «نسبت به قراردادهای منعقده فی‌مابین یکی از اعضا با ایران ویا شرکت‌ها و اشخاص ایرانی، پیش از تاریخ اجرایی شدن برجام، عطف به ما سبق نمی‌گردد؛ بدین شرط که اجرای چنین قراردادها یا به انجام رساندن چنین فعالیت‌هایی، با برجام و همچنین قطعنامه‌های پیشین و فعلی تصویب‌شده توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد مطابقت داشته باشد.»&lt;br /&gt;
........................&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بند های مورد مناقشه(غیر قابل راستی‌آزمایی) ==&lt;br /&gt;
بند «تی»، بخشی از متمم اول برنامه جامع اقدام مشترک یا همان برجام در زمینه تعهدات هسته‌ای است. این بخش به «فعالیت‌هایی که می‌تواند در طراحی و توسعه یک وسیله انفجاری هسته‌ای مشارکت کند» اشاره دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;متن بند مورد مناقشه&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بند «تی» در روزهای اخیر پس از آن خبرساز شد که خبرگزاری رویترز در وین در این باره از یوکیا آمانو مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سؤال کرد. آقای آمانو در پاسخ به این سؤال گفته بود که ابزار آژانس برای راستی‌آزمایی در این زمینه «محدود» است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحریم‌ها ==&lt;br /&gt;
تحریم‌ها به مجموعه اقداماتی از سوی قدرت‌های دنیا اطلاق می‌شود که در جهت مجازات حکومت ایران  بر سر برنامهٔ هسته‌ای ایران شدت است. برنامه اتمی ایران از سال ۸۵ و به دنبال ارجاع پرونده این کشور از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شورای امنیت، با تحریم‌های مختلفی مواجه شده‌است. تحریم‌های ایران را از نظر تحریم‌کنندگان می‌توان به ۴ دستهٔ کلی تقسیم‌بندی کرد: تحریم‌های چندجانبه هم‌چون تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل، تحریم‌های اتحادیهٔ اروپا، تحریم‌های تک‌جانبه از سوی کشورهای مختلف مانند ایالات متحده و تحریم‌های کنگره آمریکا.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== .تحریم های شورای امنیت سازمان ملل ===&lt;br /&gt;
پرونده ایران در تاریخ هجدهم اسفند ۱۳۸۴مطابق با هشتم مارس ۲۰۰۶ از سوی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت ارجاع شد. شورای امنیت تاکنون شش قطعنامه علیه پرونده اتمی ایران تصویب کرده که چهار قطعنامه آن حاوی تحریم های تازه بوده است. قطعنامه هایی که شورای امنیت تاکنون درباره برنامه اتمی ایران صادر کرده، ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد است که به مسئولیت سازمان در مواجهه با تهدید علیه صلح جهانی می پردازد. این مصوبات برای تمامی اعضای سازمان ملل لازم الاجراست. در هنگام تصویب هرکدام از قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، کمیته های تحریم تشکیل شده‌اند که کارشان بررسی این است که چه کسانی و به چه طریقی هدف این تحریم‌ها خواهند بود. تا زمانی که پرونده اتمی ایران از شورای امنیت خارج نشده باشد، کمیته تحریم ها همچنان به کار خود ادامه خواهند داد و فهرست خود را به روز خواهد کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;بی بی فارسی - [http://www.bbc.com/persian/iran/2014/10/140906_l12_iran_sanctions_nuclear_types ۴ نوع تحریمی که گریبان ایران را گرفته، چیست؟]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحریم های اتحادیه اروپا ===&lt;br /&gt;
شورای وزیران اتحادیه اروپا تاکنون تحریم های متنوع و متعددی را علیه برنامه اتمی ایران به صورت مصوبه های مستقل از هم تصویب کرده است. تحریم های اتحادیه اروپا همه کشورهای عضو را ملزم به رعایت آن می کند. اولین تحریم اتحادیه اروپا علیه برنامه اتمی ایران بر مبنای تحریم های شورای امنیت سازمان ملل، بهمن سال ۱۳۸۶ (فوریه ۲۰۰۷) تصویب شد. اعمال برخی محدودیت‌ها در ارسال قطعات، تجهیزات و فناوری‌هایی به ایران که می‌توانست در گسترش فناوری‌های موشکی و اتمی کاربرد داشته باشد، هدف اولین دور از تحریم های اتحادیه اروپا بود. این محدودیت‌ها در سال‌های بعد به حمل و نقل هوایی و دریایی، معاملات بانکی، فروش نفت و سرمایه گذاری در صنایع نفت و گاز ایران گسترش یافت و تجهیزات و فناوری‌ها، اشخاص و شرکت های مورد تحریم بیشتری را شامل شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحریم های یک جانبه دولت ها ===&lt;br /&gt;
آمریکا، بریتانیا، کانادا سه کشور اصلی اند که دولت آنها به پیروی از قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، تحریم های یکجانبه ای را علیه برنامه اتمی ایران به تصویب رسانده اند. از حیث تنوع و گستردگی، تحریم های آمریکا علیه ایران یکی از وسیع ترین تحریم های تصویب شده یک جانبه علیه یک کشور است. به دلیل ارتباطات وسیع سیاسی و تجاری با کشورهای مختلف جهان، آمریکا بسیاری از تحریم های یک جانبه اش علیه ایران را توانسته عملا به دیگر کشورها تسری دهد. برای مثال برخی از شرکت هایی که عمده سهام آن ها متعلق به شرکت ها یا سرمایه گذاران آمریکایی است، هم عملا مجبور به پیروی از تحریم های آمریکا شده اند. همچنین، بسیاری از کشورها و شرکت های خارجی نیز از بیم اقدامات تلافی جویانه آمریکا، از جمله محدودیت دسترسی آنها به امکانات و تسهیلات مالی و تجاری آمریکایی، به درجات مختلف از این تحریم ها تبعیت کرده اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اقدامات لازمه برای لغو این تحریم‌ها باید در نهادهای تصمیم گیرنده این کشورها و در سطح ریاست جمهوری یا بالاترین مقام اجرایی کشور انجام شود. در صورت توافق جامع اتمی ایران و گروه ۱+۵، تحریم های دولت های بریتانیا و آمریکا که صرفا مربوط به برنامه اتمی ایران است، لغو می شود. به دلیل گستردگی تحریم های صورت گرفته آمریکا علیه ایران طی ۳۵ سال گذشته یکی از مشکلات، شناسایی تحریم های اتمی از دیگر تحریم هایی است که به دلایل دیگر در این سه دهه وضع شده است. تحریم هایی که از سوی وزارت خارجه، وزارت خزانه داری و وزارت انرژی و نهایتا کاخ سفید به اجرا گذاشته شده، با فرمان و مصوبه مقام های دولتی قابل لغو است و به نسبت تحریم های شورای امنیت، اتحادیه اروپا و تحریم های کنگره، پیچیدگی کمتری دارد. تحریم های بریتانیا علیه ایران هم توسط دولت این کشور و نه پارلمان تصویب شده و لغو آن با تصمیم دولت امکانپذیر است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحریم های کنگره آمریکا ===&lt;br /&gt;
دشوار ترین بخش در لغو تحریم ها علیه برنامه اتمی ایران مربوط به تحریم های کنگره است. لغو این تحریم ها تصویب همزمان مجلس نمایندگان و نمایندگان مجلس سنا را لازم دارد که در اختلافات تندروهای جمهوری خواه با باراک اوباما، رئیس جمهور از حزب دموکرات، می تواند اجرای تعهد دولت آمریکا برای لغو تحریم های اتمی علیه ایران را بسیار دشوار کند. در صورت تصویب توافق جامع اتمی ایران و گروه ۱+۵، دولت آمریکا متعهد به لغو تحریم های دولتی می شود اما بر اساس قوانین این کشور، دولت اختیاری درباره تحریم های کنگره نخواهد داشت و صرفا می تواند به مدت شش ماه اجرای آنها را به تاخیر بیندازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این به معنای آن است که در صورت تغییر رئیس جمهور (فرض کنید رئیس جمهور بعدی آمریکا از حزب جمهوری خواه و وعده های انتخاباتی او ضرورتا هماهنگ با تعهد دولت اوباما نباشد) تضمینی برای اجرای دقیق تعهدات دولت قبلی آمریکا بر مبنای توافق جامع اتمی با ایران وجود نخواهد داشت؛ مثلا دولت بعدی می تواند ضرورتا اجرای تحریم ها را هر شش ماه یک بار به تعویق نیندازد یا &amp;quot;قانون تحریم ایران&amp;quot; را که کنگره وضع کرده و دسامبر ۲۰۱۶ منقضی می شود دوباره تمدید کند. در حال حاضر یکی از موضوعات مورد مذاکره ایران و آمریکا حل و فصل این بخش از مشکلات است. نمایندگان دولت آمریکا معذورات قانونی خود را مطرح می کنند و نمایندگان دولت ایران می گویند این مشکل داخلی آمریکا است که دولت این کشور باید راه حل آن را پیدا کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش‌های بین المللی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گام‌های بعدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاثیرات افتصادی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش آژانس بین المللی  انرژی اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تلاش امریکا برای خروج از برجام ==&lt;br /&gt;
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا، از زمان آغاز به کار خود در سمت ریاست جمهوری از برجام به عنوان توافقی «بد» یاد کرده که باید با اعمال نظر آمریکا اصلاح شود و اگر نظر آمریکا اعمال نشود، آمریکا از این توافق خارج می‌شود. اما خروج آمریکا از توافق بین‌المللی هسته‌ای میان ایران و گروه ۵+۱ برای جهان چه پیامدهایی در پی خواهد داشت؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترامپ در عرض دو هفته عذر دو عضو تیم سیاست خارجی خود را خواست و دو عضو جدید را جایگزین کرد. رکس تیلرسون، وزیر سابق امور خارجه آمریکا و هربرت ریموند مک‌مستر، مشاور امنیت ملی این کشور که همیشه ترامپ را ترغیب به ادامه توافق هسته‌ای ایران با ۵+۱ (برجام) می‌کردند به ترتیب با مایک پمپئو، مدیر سازمان سیا، و جان بولتن، سفیر اسبق آمریکا در سازمان ملل، جایگزین شدند، سیاستمدارانی که همسو با ترامپ فکر می‌کنند و خروج از برجام را از اولویت‌های سیاست خارجی خود می‌خوانند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.euronews.com/2018/04/03/world-consequences-of-trump-s-decision-to-withdraw-from-iran-nuclear-deal] - پیامدهای تصمیم ترامپ برای خروج از برجام بر روابط بین‌المللی آمریکا&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترامپ درباره اختلاف نظرهای خود با تیلرسون درباره ایران بارها سخن گفته بود و در عین حال تاکید می‌کرد حرف آخر، حرف اوست. با روی کار آمدن دو چهره جدید جمهوری‌خواه، می‌توان گفت که گاردریل‌های طرف آمریکایی در توافق هسته‌ای با ایران افتاده است و باید منتظر هر تصمیمی بود. در حال حاضر تنها دو مقام در کابینه ترامپ باقی ماندند که ماندن در توافق هسته‌ای را گزینه درست این راه می‌دانند. جیمز ماتیس، وزیر دفاع آمریکا و دن کوتس، مدیر اطلاعات ملی آمریکا تنها کسانی هستند که به ادامه توافق بین‌المللی میان ایران و آمریکا اعتقاد دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترامپ بارها درباره اصلاح برجام تا تاریخ ۱۵ ماه مه (برابر ۲۵ اردیبهشت) سخن گفته و تاکید کرده که اگر فرانسه، بریتانیا، روسیه، چین و آلمان کاری برای اصلاح این توافق با توجه به خط مشی آمریکا نکنند، این کشور تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران را دوباره اعمال می‌کند. تعلیق تحریم‌ها به واقع اصلی‌ترین دلیل ایران برای پایبندی به برجام است. اگر چنین اتفاقی بیفتد ایران انگیزه‌ای برای ماندن در این توافق نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با دستور خروج از پیمان پاریس، ترامپ آمریکا را از چارچوب پیمان‌نامه سازمان ملل در تغییر آب و هوا خارج کرد و برای خود سابقه خروج از تعهدهای بین‌المللی در چارچوب سازمان ملل را ساخت و نشان داد تصمیم کابینه او قابلیت اجرایی بالاتری نسبت به تعهدات سازمان مللی دارد.&lt;br /&gt;
===خروج از برجام چه پیامی برای کره شمالی دارد؟===&lt;br /&gt;
اگر تیم سیاست خارجی ترامپ تصمیم به خروج از برجام گرفته و موضعشان را نسبت به برنامه هسته‌ای ایران این چنین نمایش دهند، کره شمالی چه پیش‌بینی‌ای درباره رابطه طولانی مدت با آمریکا خواهد داشت؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برجام یک توافق هسته‌ای تاریخی بود که خروج از آن پیامدهای زیادی برای همه طرف‌های قرارداد خواهد داشت. به همان اندازه آینده مذاکرات احتمالی آمریکا با کره شمالی هم به خطر خواهد افتاد. اگر آمریکا از موضع خود نسبت به ایران عقب نشینی کند، کیم جونگ اون دلیلی برای اعتماد به ترامپ در طول مذاکرات هسته‌ای و برنامه موشکی پیونگ‌یانگ نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«باب کورکر» سناتور متنفذ جمهوری‌خواه و رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا نگران پیامدهای منفی خروج از این توافق بوده و هشدار داده است که خروج از برجام می تواند پیامدهای منفی برای بحران جاری با کره شمالی داشته باشد. او در مصاحبه‌ای با شبکه سی‌بی‌اس توپ را به زمین اروپایی‌ها انداخت و گفت: «به نظر من رییس‌جمهوری می‌خواهد از توافق هسته‌ای با ایران خارج شود مگر آن که هم‌پیمانان اروپایی ما برای تنظیم چارچوب جدید همکاری کنند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آمریکا از چین درخواست کرده بود که با تحریم کره‌شمالی شرایط را برای این کشور سخت‌تر کنند تا برنامه موشکی خود را متوقف کند. اما چین این ایده را اجرایی نکرد و آمریکا شیوه مذاکره را پیش گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینک با خروج آمریکا از برجام، کره‌شمالی دست بالا را خواهد گرفت و با اعتماد به نفس وارد مذاکره با آمریکا خواهد شد. مذاکراتی که ترامپ آن را مفید و حذف برنامه هسته‌ای و موشکی کره‌شمالی به واسطه آن را محتمل خواند، آغاز می‌شود اما با بدبینی به پایبندی آمریکا به تعهدات احتمالی، احتمال پایبندی کره‌شمالی به مذاکرات و تعهدات آتی پایین است.&lt;br /&gt;
===درخواست ده‌ها نظامی سابق و سفیر آمریکا از ترامپ برای حمایت از توافق ایران===&lt;br /&gt;
گروهی متشکل از بیش از یکصد مقام پیشین امنیت ملی آمریکا از دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات، از جمله پنجاه افسر بازنشسته ارتش ایالات متحده و دست کم چهار سفیر سابق این کشور در اسرائیل در بیانیه‌ای ده دلیل برای حفظ توافق هسته ای ایران آورده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله دلایل «ائتلاف ملی برای جلوگیری از یک ایران مسلح به جنگ افزار هسته‌ای»، نظر بازرسان سازمان ملل متحد به کارآیی برجام، اهمیت حفظ آن برای ادامه روابط نزدیک با متحدان عمده اروپایی که از برجام حمایت می‌کنند و امکان رسیدن به یک توافق هسته‌ای با کره‌شمالی است که در صورت عدم پایبندی ایالات متحده به تعهدات بین‌المللی خود ممکن است تمایلی به مذاکره نشان ندهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امضاکنندگان این بیانیه اعتقاد دارند ادامه توافق هسته‌ای ایران می‌تواند نفوذ سیاسی و اقتصادی روسیه و چین در ایران را کم‌تر و کنترل شده کند. به اعتقاد این سیاست‌مدارن کهنه‌کار، کمرنگ شدن هم‌پیمانی استراتژیک ایران و روسیه، انتقال اسلحه و تسلیحات نظامی از روسیه به ایران را کنترل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امضاء کنندگان در این بیانیه می‌گویند: «پرزیدنت ترامپ باید حافظ تعهد ایالات متحده به توافق هسته‌ای ایران باشد. چنین امری مزایای بسیاری به همراه خواهد آورد و دست آمریکا را در برخورد با کره شمالی و هم‌چنین ایران تقویت کرده و به قابل اتکا بودن کلام آمریکا و نفوذ آن به عنوان یک رهبر جهان کمک می‌کند. ابطال آن هیچ هدف امنیت ملی را تامین نمی‌کند.»&lt;br /&gt;
===تلاش اروپا برای حفظ توافق هسته‌ای===&lt;br /&gt;
کرنلیا ارنست، نماینده پارلمان اروپا و نایب رییس کمیسیون مربوط به مذکرات ایران، در مصاحبه‌ای با یورونیوز تاکید کرد اروپایی‌ها به هر قیمتی به برجام متعهد خواهند ماند چرا که برای خلع سلاح‌ هسته‌ای در جهان ابتدا «باید از آسیایی شروع کنند که سلاح‌های هسته‌ای زیادی در آن وجود دارد» و «نمی‌توانند اجازه دهند کشوری که به شکل خود خواسته گسترش انرژی هسته‌ای‌اش را کاهش داده است، دوباره به پیش از برجام بازگردد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ارنست با یادآوری موضع جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در قبال توافق هسته‌ای، گفت: «زمانی که با دکتر ظریف گفتگو کردیم به ما گفت شما در مقام افرادی بزرگ باید سیاست و استراتژی‌های خود را بدون نگاه به ایالات متحده پیش ببرید. ظریف به ما گفت ایران حتی در صورت خروج آمریکا از برجام حاضر است به تعهداتش عمل کند و ما در مقام اتحادیه اروپا به حرف‌های او باور داریم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته وی اروپا تلاش دارد به هر نحوی که شده برجام را حفظ کند،‌ چرا که آمریکا «سیاست‌های کاملا عقب مانده و احمقانه‌ای» را در قبال ایران پیش گرفته و حتی بسیاری از دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان آمریکایی با «سیاست‌های احمقانه دولت ترامپ» مخالف هستند.&lt;br /&gt;
===منزوی شدن آمریکا===&lt;br /&gt;
نظر ارنست، تأییدی بر نگرانی وندی شرمن دیپلمات آمریکایی درباره ایزوله شدن آمریکا پس از خروج از توافق هسته‌ای است. شرمن معتقد است، انتصاب جان بولتن، «مردی که از حمله آمریکا به عراق دفاع کرد و فکر می‌کند آمریکا سال‌ها پیش باید ایران را بمباران می‌کرد»، راه را برای ترامپ برای خروج از برجام باز کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرمن در این مقاله خود چاپ نیویورک‌ تایمز تاکید می‌کند، خروج از توافق هسته‌ای دست ایران را برای غنی‌سازی اورانیوم باز می‌کند و همان قدر که آمریکا به این توافق متعهد نمی‌ماند، ایران هم خود را ملزم به تعهد به توافق هسته‌ای نمی‌بیند. اما بیشتر از برنامه هسته‌ای روابط ترنس-آتلانتیک (هم‌پیمانی اتحادیهٔ اروپا و ایالات متحده امریکا) برای شرمن مهم است که اروپایی‌ها نسبت به تعهد آمریکا به ساز و کار هر توافقی مطمئن باشند. اگر آمریکا هم‌پیمان قابل اعتمادی نباشد، کشورهای اروپایی آمریکا را در معادلات بین‌المللی بازی نمی‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به باور شرمن خروج آمریکا از توافق هسته‌ای موجب تیره شدن روابط ایالات متحده با همپیمانان آسیایی نظیر کره‌جنوبی، ژاپن و هند می‌شود. این سه کشور قدرتمند آسیایی در راستای سیاست‌های آمریکا و توافق هسته‌ای میزان واردات نفت از ایران را کاهش دادند؛ و با پایبند نبودن آمریکا به تعهدات خود، نمی‌توان انتظار پایبندی آنان به تحریم‌های یک طرفه آمریکا علیه ایران را داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیامدهای خروج آمریکا از برجام ===&lt;br /&gt;
سایت العالم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دونالد ترامپ» حتی پیش از قرار گرفتن در جایگاه ریاست جمهوری آمریکا به صراحت با توافق هسته ای با تهران که در دوره «باراک اوباما» میان تهران و گروه کشورهای 1+5 امضا شد، مخالفت می کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به رغم این مخالفت ها ترامپ پس از ورود به کاخ سفید چند بار این توافق را تمدید کرد و تحریم ها علیه ایران را به حالت تعلیق در آورد. گفته می شود مشاوران و نزدیکان وی در زمینه جلوگیری از نابودی توافق بر رئیس جمهوری آمریکا فشار زیادی را وارد کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://fa.alalam.ir/news/3472926/%D8%AA%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85 &amp;lt;nowiki&amp;gt;[1]&amp;lt;/nowiki&amp;gt;] - تبعات خروج ترامپ از برجام&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رییس جمهوری آمریکا در آخرین تمدید دوره ای برجام در ماه ژانویه سال جاری میلادی(دی ماه 1396) دشمنی خود با این توافق را نشان داد و اعلام کرد که دولت ایالات متحده در صورت بازبینی و اصلاح در برجام تا 12 ماه می (22 اردیبهشت 1397) و لحاظ کردن چهار شرط در توافق هسته ای باقی می ماند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تغییرات در کابینه ترامپ و ورود نفرات جدیدی به عنوان وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی به کاخ سفید که دیدگاه هایی مشابه رئیس جمهوری آمریکا نسبت به برجام دارند، احتمال خروج ایالات متحده از توافق هسته ای برجام و فروپاشی آن را برای تحلیلگران مسائل بین المللی بیشتر کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسیاری از کارشناسان با انتقاد از رویکرد بدون پشتوانه و غیرمنطقی آمریکا در تقابل با برجام، ارزیابی های گوناگونی را از آینده تحولات در صورت خروج ترامپ از توافق ارائه می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;دولت لجوج ترامپ &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنجا که اتحادیه اروپا وجهه سیاسی خود را برای امضای برجام صرف کرده بود اکنون برای حفظ برجام از طریق رایزنی میان ایران و آمریکا تلاش بسیاری را انجام داده است. با این وجود تحولات نشان می دهند که سه کشور اروپایی نتوانسته اند موفقیتی در این زمینه کسب کنند. از یک طرف ایران به شدت با خواسته های فرا برجامی آمریکا مخالفت کرده و از طرف دیگر رویکرد کلی این اتحادیه و مخالفت برخی کشورها با تحریم ایران و زیاده خواهی های آمریکا، شرایط را برای سه کشور اروپایی پیچیده کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه انگلیسی «گاردین» در گزارشی به تصمیم جدی دولت ترامپ برای از بین بردن برجام اشاره دارد و مذاکره با آمریکا را همچون سخن گفتن با ناشنوایان بی حاصل توصیف کرده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نوشته این روزنامه، ترامپ تنش آفرینی و درام را در کنار تعیین ضرب الاجل دوست دارد اما هیچ یک از زمان های تعیین شده از سوی وی به اندازه 22 اردیبهشت امسال مهم و تاثیرگذار نیستند. امضا کنندگان اروپایی توافق هسته ای تلاش می کنند تا آن زمان به سازوکاری دست پیدا کنند و مانع از خروج آمریکا از برجام شوند زیرا اروپا با تغییر در برجام موافق نیست. کشورهای فرانسه، آلمان و انگلیس بر تعهد جامعه بین المللی به اجرای برجام تاکید می کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات ارشد اروپایی رایزنی های برجامی اخیر با دولت آمریکا را با گفت وگوهای تجاری ترانس آتلانتیک مقایسه کرد و عنوان داشت این مذاکره ها همچون گفت وگو با ناشنوایان است و طرف آمریکایی بدون توجه به سخنان طرف مقابل بر موضع خود پافشاری می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تارنمای شبکه تلویزیونی سی.ان.ان هم در تحلیلی ضمن بررسی امکان خروج ترامپ از توافق در تبیین رویکرد کاخ سفید عنوان داشت که دولت آمریکا با دو نگاه توافق هسته ای با ایران را دنبال می کند. کاخ سفید همزمان که به رایزنی با متحدان خود برای گنجاندن خواسته ها در توافق ادامه می دهد آن ها را برای خروج خود از این توافق بین المللی آماده می کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شبکه خبری آمریکایی، در زمینه علت تعیین ضرب الاجل برای تعیین موضع خود و آینده برجام بر این باور است که با توجه به وضع موجود، برخی مقام ها در واشنگتن گمان دارند اگر ایالات متحده و اروپا هماهنگ با یکدیگر عمل کنند می توانند توافق را اصلاح کنند. در این صورت چین و روسیه نیز وادار می شوند با دیگر کشورها در مذاکرات همراهی کنند و ایران راهی جز پذیرش شروط نخواهد داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از طرف دیگر برای کشورهای اروپایی نیز تغییر در توافق برجام قابل تصور نیست و از هم اکنون شکاف میان آمریکا و متحدان آن عمیق و وسیع ارزیابی می شود. به نوشته سی.ان.ان با وجود تغییرمقامات ارشد سیاست خارجی و امنیتی کاخ سفید اما ترامپ به مذاکرات با کشورهای اروپایی امید دارد و دیدارهایی میان مقام های وزارت خزانه داری آمریکا با مقامات اروپا انجام شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این حال به اعتقاد تحلیلگران امنیتی و نظامی در آمریکا هر اقدام آمریکا می تواند پیامی را برای کشورهای جهان ارسال کند و یکی از مهمترین پیامدهای خروج از توافق هسته ای با ایران، بر گفت وگوهای احتمالی واشنگتن و پیونگ یانگ خود را نشان خواهد داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;خروج آمریکا از برجام پیروزی ایران&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منتقدان سیاست های کاخ سفید هم اعتقاد دارند خروج از توافق برجام به روابط آمریکا با متحدان اروپایی آن آسیب جدی وارد می آورد. این اقدام علاوه بر تهدیدی که علیه منافع امنیت ملی آمریکا ایجاد می کند توانایی بین المللی برای نظارت بر فعالیت های ایران را کاهش می دهد. سی.ان.ان تاکید دارد در این حالت پیامی آشکار و صریح نیز به کره شمالی ارسال خواهد شد که ایالات متحده در زمینه احترام به توافق های هسته ای شریک قابل اعتمادی نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گزارش ایرنا، اندیشکده پژوهشی و مطالعاتی «بروکینگز» هم در تحلیلی با اشاره به فرارسیدن سال نو در ایران نوشت: در سال جدید نخستین موضوع مهمی که برای ایران وجود دارد رویکردی است که دولت آمریکا نسبت به توافق سال 2015 اتخاذ می کند. تغییرات در کاخ سفید به ویژه ورود «جان بولتون» به عنوان مشاور امنیت ملی ، آینده را مبهم تر هم کرده است زیرا وی اصرار دارد که آمریکا باید در اولین فرصت خود را از دست این توافق نامطلوب آزاد کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بروکینگز اعتقاد دارد ممکن است آمریکا از توافق خارج شود و تحریم ها را به ویژه در زمینه صنعت نفت علیه ایران به اجرا در آورد. اما باید توجه داشت که اروپا رویکردی که آمریکا توقع دارد انجام نمی دهد ضمن اینکه ایران در زمینه مقابله با تحریم ها تجربه فراوانی دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این اندیشکده تاکید دارد: واشنگتن باید به یاد داشته باشد که هزینه های نابود کردن توافق هسته ای تنها بر ایران تحمیل نخواهد شد؛ فروپاشی برجام دورنمای مثبت را در مورد فعالیت هسته ای ایران از بین می برد و باعث می شود تا شکاف دو سوی آتلانتیک بیشتر شود. این تحولات بحران در شبه جزیره کره را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. در این فرایند بر میزان نفوذ روسیه و چین در خاورمیانه افزوده می شود و بسیاری از کشورها را نسبت به آینده بی اعتماد می سازد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاید از این رو است که «دنیس راس» تحلیلگر ارشد آمریکایی و از افراد برجسته در فرایند مذاکرات هسته ای در روزنامه واشنگتن پست تاکید دارد خروج ترامپ از برجام، یک پیروزی برای ایران است. &lt;br /&gt;
== واکنش ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29925</id>
		<title>برنامه جامع اقدام مشترک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29925"/>
		<updated>2018-04-25T11:41:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;توافق جامع و نهایی هسته‌ای وین (برجام)&#039;&#039;&#039; توافق هسته‌ای ایران( به دنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش )و  گروه ۱+۵ (شامل چین،فرانسه، روسیه،بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و آلمان) منعقد شده است.&#039;&#039;&#039;برجام&#039;&#039;&#039; (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) نامیده می شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== افشای پنهان‌کاری اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بیانیه نهایی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امضاکنندگان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بندهای اصلی توافق برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحریم‌ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش‌های بین المللی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گام‌های بعدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاثیرات افتصادی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش آژانس بین المللی  انرژی اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تلاش امریکا برای خروج از برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29924</id>
		<title>برنامه جامع اقدام مشترک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29924"/>
		<updated>2018-04-25T11:39:52Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;توافق جامع و نهایی هسته‌ای وین (برجام)&#039;&#039;&#039; توافق هسته‌ای ایران( به دنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش )و  گروه ۱+۵ (شامل چین،فرانسه، روسیه،بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و آلمان) منعقد شده است.&#039;&#039;&#039;برجام&#039;&#039;&#039; (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) نامیده می شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== افشای پنهان‌کاری اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بیانیه نهایی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امضاکنندگان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بندهای اصلی توافق برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تحریم‌ها ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش‌های بین المللی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گام‌های بعدی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاثیرات افتصادی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گزارش آژانس بین المللی  انرژی اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29923</id>
		<title>برنامه جامع اقدام مشترک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29923"/>
		<updated>2018-04-25T11:30:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;توافق جامع و نهایی هسته‌ای وین (برجام)&#039;&#039;&#039; توافق هسته‌ای ایران( به دنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش )و  گروه ۱+۵ (شامل چین،فرانسه، روسیه،بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و آلمان) منعقد شده است.&#039;&#039;&#039;برجام&#039;&#039;&#039; (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) نامیده می شود&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بیانیه نهایی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== امضاکنندگان ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بندهای اصلی توافق برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29922</id>
		<title>برنامه جامع اقدام مشترک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29922"/>
		<updated>2018-04-25T11:25:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;توافق جامع و نهایی هسته‌ای وین (برجام)&#039;&#039;&#039; توافق هسته‌ای ایران( به دنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش )و  گروه ۱+۵ (شامل چین،فرانسه، روسیه،بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و آلمان) منعقد شده است.&#039;&#039;&#039;برجام&#039;&#039;&#039; (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) نامیده می شود&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29921</id>
		<title>برنامه جامع اقدام مشترک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29921"/>
		<updated>2018-04-25T11:20:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;توافق جامع و نهایی هسته‌ای وین&#039;&#039;&#039; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29920</id>
		<title>برنامه جامع اقدام مشترک</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85_%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9&amp;diff=29920"/>
		<updated>2018-04-25T11:19:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: صفحه‌ای تازه حاوی «== جستارهای وابسته ==  == منابع == {{پانویس}}» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=29911</id>
		<title>برجام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=29911"/>
		<updated>2018-04-25T04:58:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;برجام&#039;&#039;&#039; (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) که در راستای توافق  هسته‌ای ایران( به دنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش )و  گروه ۱+۵ (شامل چین،فرانسه، روسیه،بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و آلمان) منعقد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انرژی اتمی و کاربردهای آن ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه انرژی اتمی در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره محمدرضا پهلوی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره ایه الله خمینی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره خامنه ای ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشرفت‌های اتمی در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلایلی که ایران دنبال انرژی اتمی بود ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین افشاگری اتمی در مورد ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش مجامع بین‌المللی در مورد انرژی اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش ایالات‌متخده آمریکا ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش کشورهای اتحاریه اروپا ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش کشورهای همسایه ایران ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحریم‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مذاکرات بین‌المللی با ایران در مورد اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بندهای اصلی توافق برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجرای برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تلاش آمریکا برای خروج  از برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش مجامع بین‌المللی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=29898</id>
		<title>برجام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=29898"/>
		<updated>2018-04-24T13:55:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;برجام&#039;&#039;&#039; (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) که در راستای توافق  هسته‌ای ایران( به دنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش )و  گروه ۱+۵ (شامل چین،فرانسه، روسیه، پادشاهی متحد بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و آلمان) منعقد شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انرژی اتمی و کاربردهای آن ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه انرژی اتمی در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره محمدرضا پهلوی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره ایه الله خمینی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره خامنه ای ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشرفت‌های اتمی در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلایلی که ایران دنبال انرژی اتمی بود ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین افشاگری اتمی در مورد ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش مجامع بین‌المللی در مورد انرژی اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش ایالات‌متخده آمریکا ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش کشورهای اتحاریه اروپا ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش کشورهای همسایه ایران ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحریم‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مذاکرات بین‌المللی با ایران در مورد اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بندهای اصلی توافق برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجرای برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تلاش آمریکا برای خروج  از برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش مجامع بین‌المللی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=29890</id>
		<title>برجام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=29890"/>
		<updated>2018-04-24T13:03:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;برجام&#039;&#039;&#039; (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) که در راستای توافق  هسته‌ای ایران( به دنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش )و  گروه ۱+۵ (شامل چین،فرانسه، روسیه، پادشاهی متحد بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و آلمان) منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انرژی اتمی و کاربردهای آن ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه انرژی اتمی در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره محمدرضا پهلوی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره ایه الله خمینی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره خامنه ای ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشرفت‌های اتمی در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلایلی که ایران دنبال انرژی اتمی بود ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین افشاگری اتمی در مورد ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش مجامع بین‌المللی در مورد انرژی اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش ایالات‌متخده آمریکا ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش کشورهای اتحاریه اروپا ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش کشورهای همسایه ایران ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تحریم‌ها ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مذاکرات بین‌المللی با ایران در مورد اتمی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بندهای اصلی توافق برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اجرای برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تلاش آمریکا برای خروج  از برجام ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش مجامع بین‌المللی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=29889</id>
		<title>برجام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85&amp;diff=29889"/>
		<updated>2018-04-24T12:51:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Kave: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;برجام&#039;&#039;&#039; (به انگلیسی: Joint Comprehensive Plan of Action) که در راستای توافق  هسته‌ای ایران( به دنبال تفاهم هسته‌ای لوزان، در سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴ (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵) در وین اتریش )و  گروه ۱+۵ (شامل چین،فرانسه، روسیه، پادشاهی متحد بریتانیا، ایالات متحده آمریکا و آلمان) منعقد شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انرژی اتمی و کاربردهای آن ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تاریخچه انرژی اتمی در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره محمدرضا پهلوی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره ایه الله خمینی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در دوره خامنه ای ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشرفت‌های اتمی در ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دلایلی که ایران دنبال انرژی اتمی بود ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اولین افشاگری اتمی در مورد ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Kave</name></author>
	</entry>
</feed>