<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C</id>
	<title>ایران پدیا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://www.iran-pedia.org/w/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C"/>
	<updated>2026-05-05T09:10:47Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.0</generator>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DB%B6_%D9%88_%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B8&amp;diff=44568</id>
		<title>حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DB%B6_%D9%88_%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B8&amp;diff=44568"/>
		<updated>2020-01-16T07:29:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: ویراستاری و تصحیح کلمات و جملات&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات حمله به غیرنظامی&lt;br /&gt;
| عنوان               = حمله ۶ و ۷مرداد ۱۳۸۸ به اشرف&lt;br /&gt;
| تصویر               = حمله لودر به سیاج قرارگاه اشرف در حملات ۶ و ۷ مرداد ۸۸.jpg&lt;br /&gt;
| موقعیت              = اشرف-عراق&lt;br /&gt;
| هدف                 = ایجاد مراکز پلیس درون اشرف&lt;br /&gt;
| تاریخ               = ۶و۷ مرداد ۱۳۸۸&lt;br /&gt;
| زمان                = از ساعت سه عصر۶مردادتا عصر ۷مرداد&lt;br /&gt;
| نوع                 = حمله با سلاح سردوگرم&lt;br /&gt;
| زخمی‌ها              = بیش از هزار مجروح&lt;br /&gt;
| قربانی              = ۱۱ کشته&lt;br /&gt;
| مرتکبان             = نیروهای پلیس و نیروهای ویژه (سوات-swat)&lt;br /&gt;
| سلاح‌ها               =انواع مسلسل-چوب-تبر-داس و…&lt;br /&gt;
| تعداد مشارکت‌کنندگان = بیش از ۱۵۰۰ تن&lt;br /&gt;
| مدافعان             =اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در اشرف&lt;br /&gt;
}}۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ سالروز وقایع خونباری در پایگاه مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف است. در این روز نیروهای عراقی به خواست رژیم ایران به قرارگاه اشرف که ساکنان آن پیش ازین سلاح‌های خود را در احترام به دولت نوپای عراق تحویل داده بودند حمله کردند. با این همه ساکنان اشرف بدون سلاح در برابر این حمله ایستادند. در نتیجه این حمله ۱۱تن از آنان جان باختند، بیش از ۱۰۰۰ نفر مجروح و ۳۶ تن به گروگان گرفته شدند. دولت عراق زیر فشارهای بین‌المللی و همچنین پس از ۷۲ روز اعتصاب غذای گروگان‌ها که ۷ روز آن اعتصاب خشک بود، مجبور شد آنان را آزاد کند. این حمله از طرف ارگان‌های بسیاری مصداق جنایت علیه بشریت خوانده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انتقال حفاظت به‌دولت عراق ـ دی ۸۷ ==&lt;br /&gt;
از تابستان ۲۰۰۸ با انتشار خبر توافق آمریکا و عراق مبنی بر بیرون رفتن نیروهای آمریکایی از این کشور و تحویل حفاظت اشرف و مجاهدین آن به‌دولت عراق، کارزار بین‌المللی در حفاظت از اشرفی‌ها آغاز شد و هواداران مقاومت تحصن خود را در ژنو، نیویورک و واشینگتن در اعتراض به‌نقض صریح توافق توسط دولت آمریکا، آغاز کردند. این اعتراض در ادامه خود به ۵قاره دنیا سرایت کرد. علاوه بر حمایت‌های مردم و شخصیت‌های شریف عراقی، از رئیس دانشگاه الازهر و قاضی‌القضات فلسطین تا رهبران مذهبی مسیحی و از اکثریت نمایندگان مجلس اردن و شخصیت‌های سیاسی و حقوقی و پارلمانی در مصر و فلسطین تا هزاران پارلمانتر و حقوقدان در اروپا و آمریکا و کانادا و استرالیا، همراه با برجسته‌ترین شخصیت‌ها و معتبرترین نهادهای حقوق‌بشری در یک همبستگی جهانی با اشرف به‌هم پیوستند. در این مدت چندین هیئت عالیرتبه‌ پارلمانی و حقوقی از کشورهای مختلف جهان از اشرف بازدید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت در اثر کارزار چند ماهه در دفاع از حقوق و حفاظت مجاهدان اشرف، کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ نیز طی بیانیه‌ای تصریح کرد که «به تمام مقام‌های مسئول این پرونده، دولت‌های آمریکا و عراق، این نکته را متذکر شده‌ایم که آنها مسئول حفظ جان مجاهدین هستند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارت آمریکا در بغداد در تاریخ ۸ دیماه ۸۷ اعلام کرد: «نیروهای آمریکایی، حضور خود را در قرارگاه اشرف حفظ خواهند کرد و به کمک کردن به دولت عراق در اجرای تضمین رفتار انسانی با ساکنان قرارگاه، ادامه خواهند داد». همچنین «دولت عراق به‌دولت آمریکا تضمین‌های مکتوبی در خصوص رفتار انسانی با ساکنان اشرف طبق قانون اساسی عراق و قوانین و التزامات بین‌المللی ارائه داده‌است». علاوه بر این «دولت آمریکا و دولت عراق با سازمان‌های ذیربط بین‌المللی کار خواهند کرد تا به‌ساکنان قرارگاه برای یک آینده امن کمک نمایند». به‌دنبال آن، خانم مریم رجوی از کلیه هواداران مقاومت خواست به‌تحصن ۱۲۶روزه خود در برابر مراکز ملل‌ متحد خاتمه دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب در روز اول ژانویه سال ۲۰۰۹ (۱۲دیماه ۸۷)، در آستانه خروج نیروهای آمریکایی از عراق، این کشور، مسئولیت حفاظت از مجاهدین در قرارگاه اشرف را تحویل دولت عراق داد. اما دولت نوری مالکی، نخست‌وزیر وقت عراق، که هر روز بیش از روز قبل مشخص می‌شد، مجری محض دستورات رژیم ایران است، یک محاصره ضدانسانی تمام‌عیار، شامل محاصره غذایی، دارویی و پزشکی را بر ساکنان اشرف تحمیل کرد تا آنان را مجبور به‌تسلیم و ندامت و بازگشت به‌ ایران تحت حاکمیت ملاها کند. اما مجاهدین اشرفی از یک سو با پایداری پرشکوه خود و از سوی دیگر به‌یمن تلاش‌ها و راهگشایی‌های خستگی‌ناپذیر خانم مریم رجوی که کارزار بین‌المللی بی‌مانندی را در حمایت از اشرفی‌ها هدایت می‌کرد، تمام این فشارها و توطئه‌ها را در هم شکستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفق الربیعی مشاور امنیت ملی عراق در رابطه با مجاهدین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آنها استاتوی قانونی ندارد. نه پناهندهٔ سیاسی و نه پناهندهٔ انسانی هستند. یعنی آنها وضعیت قانونی ندارند … ما اقداماتی تصاعدی و تدریجی داریم ولی عجله نمی‌کنیم … با گامهایی تدریجی است. یعنی به تدریج حضور آنها در عراق را تحمل ناپذیر می‌کنیم، از این رو باید بفهمند که … چوب لای چرخی که برای حل این مشکل در حرکت است، فایده‌ای برای آنها ندارد … ما می‌خواهیم این پرونده را همین امروز ونه فردا ببندیم … می‌خواهیم این بساط را هر چه زودتر جمع کنیم. البته طبعاً محدودیت‌هایی هست که می‌کوشیم این محدودیت‌ها و مشکلات و معضلات را از سر راه برداریم … این سازمان در این محل سنگر گرفته … به تدریج نیروهای امنیتی عراق وارد قرارگاه می‌شوند و نقطه کنترلی برپا می‌دارند و گشت دایر می‌کنند و بازرسی می‌کنند و دست به حمله می‌زنند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این اظهار نظر بوضوح نشان می‌داد که دولت عراق قصد دارد به اشرف حمله کند، بعدها در عمل هم این کار را انجام داد و چندین نوبت به اشرف حمله کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمات حمله به اشرف ==&lt;br /&gt;
ششم و هفتم مرداد ۱۳۸۸، وقایعی در اشرف رخ داد که جهان را تکان داد. وقایعی که در تحولات سیاسی، تأثیر کیفی داشت و بسیاری از معادلات را تغییر داد. قبل از ۶مرداد، نزدیک به‌ دو ماه بود که یکان‌هایی از پلیس عراق جلو در اصلی‌ اشرف مستقر شده بودند. آنها می‌گفتند که می‌خواهند داخل قرارگاه، ایستگاه پلیس دایر کنند. وقایع ۶ و ۷مرداد نشان داد که ایستگاه پلیس بهانه بود. نیت اصلی، متلاشی کردن اشرف و اخراج مجاهدین بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طرف مقابل هم مجاهدین تصمیم خودشان را گرفته بودند: مقاومت برای حفظ اشرف، تا پای جان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دو ماه، نیروهای عراقی چندین بار برای تحمیل خواسته‌هایشان به‌اشرفی‌ها، فشار آوردند، اما هر بار دیدند که باید از یک دیواره انسانی با چند لایه عبور کنند تا بتوانند وارد اشرف شوند و به‌ همین دلیل منصرف شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحولات از شب ۵مرداد رنگ و بوی دیگری گرفت. رنگ و بویی متفاوت از همیشه. در روز ۵مرداد تلویزیون العراقیه خبری به‌قرار زیر پخش کرد: «قرار است دولت عراق مسئولیت امنیت قرارگاه اشرف را در کادر اجرای توافقنامه خروج که بین بغداد و واشینگتن امضاء شده تحویل بگیرد. سخنگوی رسمی دولت، علی دباغ، خاطرنشان کرد که دولت به‌برخورد انسانی با افراد موجود در قرارگاه بر اساس آنچه که قوانین بین‌المللی متداول تعیین کرده، ملتزم است. وی تأکید کرد که تا زمانی‌که قوانین جاری عراق رعایت شود، دولت اقدام به‌کوچ دادن هیچ‌یک از آنها یا اخراج اجباری آنان از عراق نمی‌کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موجب موافقتنامه‌ای که تک‌به‌تک ساکنان اشرف با نیروهای آمریکایی امضا کرده‌اند ساکنان اشرف، همه سلاحهایشان را تحویل داده و تروریسم را هم محکوم کرده‌اند. در مقابل، طرف آمریکایی هم متعهد شده تا زمان تعیین تکلیف نهایی نفرات اشرف، یعنی تا زمانی که به‌کشور خودشان برگردند یا به‌یک کشور ثالث بروند و یا اجازه اقامت در کشور عراق پیدا کنند، حفاظت این افراد را در اشرف تأمین کند. امضای مقام آمریکایی جرج جانز که یک افسر ارتش است در زیر موافقتنامه مزبورکه در ژوئیه۲۰۰۴ امضاشده، دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این، یک نامه هم از طرف ژنرال ویلیام براندنبرگ به‌خانم صدیقه حسینی مسئول اول وقت سازمان مجاهدین خلق ایران و تمام ساکنان اشرف در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۵ ارسال شد. در این نامه که یک نسخه از آن به‌ هریک از ساکنان اشرف داده شد، ضمن تأکید بر استاتوی ساکنان اشرف به‌عنوان افراد حفاظت‌شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو، روی حقوق مشخصی از اشرفیان تأکید شده‌ بود؛ ولی در دو روز ۶ و ۷ مرداد که تهاجم نیروهای عراقی به اشرف صورت پذیرفت هیچ اقدامی از سوی نیروهای آمریکایی مستقر در اشرف که بعضاً به‌فیلمبرداری از صحنه‌ها می‌پرداختند، در جهت ممانعت از حمله عراق صورت نگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مذاکرات بین مجاهدین و دولت عراق ==&lt;br /&gt;
واضح بود آنچه که سخنگوی دولت تحت عنوان تحویل‌گیری مسئولیت امنیت قرارگاه اشرف اسم برده بود، در واقع اولین پرده از همان سناریوی انهدام اشرف بود که چند ماه قبل، موفق الربیعی لو داده بود، وگرنه آن همه نیرو و لودر و آبپاش را برای چه منظور در پیرامون اشرف مستقر کرده بودند؟ آیا می‌خواستند با لودر و آبپاش، امنیت اشرفی‌ها را آن هم به شیوه انسانی تأمین کنند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان زمان کمیته پارلمانی «ایران آزاد» در نامه خود که برای رئیس‌جمهور و وزرای خارجه و دفاع ایالات متحده و سفیر این کشور در عراق و فرماندهی نیروهای چندملیتی ارسال شد، نوشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای رئیس‌جمهور اوباما،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«علی دباغ، سخنگوی دولت عراق، اعلام کرد که دولت عراق مسئولیت اداره امنیت داخل قرارگاه اشرف را به عهده خواهد گرفت. شما می‌دانید که از ژانویه ۲۰۰۹ ارتش و پلیس عراق، قرارگاه را محاصره کرده‌اند و هیچ مشکل امنیتی در داخل قرارگاه وجود نداشته‌است. ترس ما از این است که اعلامیه آقای دباغ، راه را برای پلیس عراق باز کند تا به‌ زور وارد قرارگاه شده و برای خوشایند رژیم تهران، ساکنان آن را سرکوب کنند. علی خامنه‌ای، رهبر ارشد ایران، در ماه فوریه در دیداری با رئیس‌جمهور عراق از او خواست تا قرارداد دوجانبه برای اخراج اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف را به اجرا درآورد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما ظاهراً تصمیمات گرفته شده بود و گوش شنوایی برای این حرفها پیدا نشد. به همین دلیل تحرکات جدیدی از نیمه‌شب ۶ مرداد آغاز شد و با افزایش نیروهای عراقی، آنها ورودی اشرف را هم با یک خاکریز بستند، شاید برای این‌که راه را بر هر گونه عکس‌العمل اشرفی‌ها نسبت به نیروهای عراقی ببندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح ششم مرداد مزدوران عراقی همزمان با افزایش نیرو در بیرون اشرف، یک هیئت هم برای مذاکره به داخل اشرف فرستادند، شاید فکر می‌کردند که اگر چماق قوه قهریه را در بیرون قرارگاه بالا ببرند، می‌توانند اشرفی‌ها را وادار کنند به خواسته‌های غیرقانونی دولت عراق تسلیم شوند، اما آنها با یک محاسبه ساده باید متوجه می‌شدند که اگر مجاهدین می‌خواستند در برابر این تهدیدات جا بزنند، قبل از آن، باید در برابر ابرقدرت دنیا که با به شدت بمبارانشان کرده بود جا می‌زدند؛ البته قبل از آن هم، ۳۰سال پیش می‌بایست در برابر خمینی کوتاه می‌آمدند. اما جواب مجاهدین به همه این تهدیدها و فشارها یک جمله بیش نبود: «هیهات منا الذله!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد وقایع قبل از حمله، اطلاعیه شورای ملی مقاومت (حمله به اشرف شماره ۷۲) بسیار گویاست و بی‌نیاز از هر توضیح دیگری است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب توجه این‌ که حتی در روز حمله و کشتار در۶مرداد (۲۸ژوئیه۲۰۰۹)، نمایندگان ساکنان اشرف در ساعت ۱۲ ظهر مشغول گفتگو با فرماندهان نیروهای عراقی و فرستادگان نخست‌وزیری عراق دربارهٔ نحوه استقرار پلیس بودند. در این گفتگوی دو ساعته، ساکنان اشرف بار دیگر تکرار کردند که با استقرار نیروهای پلیس در ورودی قرارگاه مشکلی ندارند و اگر پلیس امکانات بیشتری هم در ورودی قرارگاه نیاز داشته باشد، در اختیارشان خواهند گذاشت و همه هزینه‌های لازم را هم می‌پردازند و تسهیلات کامل فراهم می‌کنند. اما طرف مقابل فکر دیگری در سر داشت و به نیابت از حکومت جمهوری اسلامی کمر به حمله و کشتار بسته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان این مذاکرات ۳بار از بغداد به نماینده نخست‌وزیری تلفن کردند و نهایتاً به او دستور قطع مذاکره و شروع حمله ابلاغ شد. شدت حمله، میزان نیروهای عراقی و نوع نیروهای به کار گرفته شده و رفتار جنایتکارانه آنها، از اهداف انهدامی این عملیات خبر می‌دهد و مبین آن بود که مسئله نه اعمال حاکمیت بلکه بحث نابودی اشرف به خواست رژیم ایران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجاهدین هم تصمیم قاطع خودشان را گرفته بودند. آنها می‌گفتند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«اشرف امانت مردم و تاریخ ایران در دست ماست، محال است آن را به دشمن تسلیم کنیم». اینجا بود که مجاهدین به سمت ورودی‌های مختلف اشرف حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وضعیت ساکنان اشرف پیش از حمله ==&lt;br /&gt;
از روز پنجم مرداد نیروهای عراقی شروع به تمرکز نیرو در بیرون اشرف کردند. برای همین، اشرفی‌ها از همان شب در مواضع حساس اشرف مستقر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر ضلع اشرف، یک درب اصلی داشت. ضلع غرب دارای دو درب بود. یکی از آنها همان معروف به درب شیر بود. اگر نیروهای مهاجم قصد نفوذ به اشرف را داشتند، حتماً از درب‌های اصلی اضلاع باید حمله را شروع می‌کردند. برای همین هم این درب‌ها اولین خطوط دفاعی تشکیل شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سپس تهدید اشرفی‌ها شروع شد. نیروهای عراقی شروع به پیشروی کردند و موانعی که خیلی از آنها را خودشان قبلاً جلوی درهای ورودی گذاشته بودند، برداشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«وقتی عراقی‌ها به سمت درب آمدند، ما فکر می‌کردیم مثل دو ماه پیش که نیرو می‌آوردند تا فیلم تبلیغاتی بگیرند و به رژیم بگویند ما روی اشرف فشار می‌آوریم، باز هم نیتشان همین است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«برای ما خیلی روشن بود که مالکی برای انتخاباتی که در پیش دارد، حمایت رژیم را می‌خواهد. قیمتش را هم قصد دارد از جیب مجاهدین بپردازد. من احساس می‌کردم که آن روز با روزهای قبل فرق می‌کند. اما در ذهنم این بود که ما یک قرارداد حفاظت با نیروهای آمریکایی داریم که همان کنار ایستاده بودند. بر اساس آن قرارداد که سلاح‌های ما را جمع‌آوری کرده بودند، می‌گفتم اگر عراقی‌ها کاری کنند، آنها دخالت می‌کنند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش نیروهای آمریکایی ==&lt;br /&gt;
به موجب موافقتنامه‌ای که تک به تک ساکنان اشرف با نیروهای آمریکایی امضا کرده بودند ساکنان اشرف، همه سلاحهایشان را تحویل داده و تروریسم را هم محکوم کرده بودند. در مقابل، طرف آمریکایی متعهد شده بود تا زمان تعیین تکلیف نهایی نفرات اشرف، یعنی تا زمانی که به کشور خودشان برگردند یا به یک کشور ثالث بروند و یا اجازه اقامت در کشور عراق پیدا کنند حفاظت این افراد را در اشرف تأمین کند. امضای مقام آمریکایی جورج جانز، افسر ارتش آمریکا در زیر این موافقتنامه که در ژوئیه ۲۰۰۴ امضا شده، دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این، یک نامه هم از طرف ژنرال ویلیام براندنبرگ خطاب به خانم صدیقه حسینی و تمام ساکنان اشرف در تاریخ ۷اکتبر ۲۰۰۵ ارسال شده‌است؛ یک نسخه از این نامه هم به هر یک از ساکنان اشرف داده شد. در این نامه ضمن تأکید بر استاتوی ساکنان اشرف به‌عنوان افراد حفاظت‌شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو روی حقوق مشخصی از اشرفیان تأکید شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بند اول آن آمده که ساکنان کمپ اشرف حق حفاظت در برابر خطر، خشونت، قهر، ارعاب و حفاظت ویژه برای مقام و حقوق زنان دارند. این نامه از طرف فرماندهی نیروهای ائتلاف در بغداد ارسال شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از ابهامات این بود که اگر آمریکاییها چنین تعهداتی بر اساس قراردادهای قبلی داشتند، پس چرا صحنه‌های ششم و هفتم مرداد به‌وقوع پیوست؟ آنها کجا بودند؟ اصلاً از این فجایع خبر داشتند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون فاکس نیوز در گزارشی از گزارشگر خود در پنتاگون پرسید: آیا هیچ‌کس در دولت یا ارتش آمریکا بررسی کرده‌است که اساساً آمریکا هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال این افراد دارد یا نه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارشگر فاکس نیوز از پنتاگون گفت: موضوع تکاندهنده، فیلمی است که نشان می‌دهد یک سرباز آمریکایی مشغول فیلمبرداری از حمله نیروهای امنیتی عراق به اشرف است. این سرباز دارد فیلمبرداری می‌کند و وقتی که ساکنان کمپ به نزد او می‌روند و از آنها کمک می‌خواهند، او و یک سرباز دیگر آمریکایی سوار خودرو خود شده و صحنه را ترک می‌کنند. این موضوع، بسیاری را در اشرف و همچنین سازمانهای بین‌المللی نگران کرده که آمریکا به وظیفه خود در مورد حفاظت از این افراد عمل نکرده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفت این بود که نیروهای آمریکایی نه تنها در روزهای ششم و هفتم مرداد، به تعهدات و وظایف خودشان در مورد حفاظت از اشرفیان عمل نکردند، بلکه تا امروز هم حتی یکی از فیلمهای بیشماری را که توسط سربازانشان در صحنه گرفتند منتشر نکردند. فیلمهایی که بدون شک اگر روزی منتشر بشود، ناگفته‌های بسیاری را از جنایات مزدوران خامنه‌ای در آن صحنه افشا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== درگیری‌های شش و هفت مرداد ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:حمله به قرارگاه اشرف - ۶ و ۷ مرداد ۸۸.jpg|بندانگشتی|تصویر ضرب و شتم مجاهدین توسط نیروهای عراقی-۶ و۷ مرداد ۱۳۸۸|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_-_%DB%B6_%D9%88_%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%DB%B8%DB%B8.jpg]]بعد از این‌که مهاجمان، تهاجم خودشان را شروع کردند، درگیریهای سختی به‌وقوع پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای مهاجم به انواع سلاحها مسلح بودند. لودر، نفربر، سلاح، باتون، چوب، گرز، زنجیر و تبر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که کارخانه‌ها لودر را می‌سازند، در کاتالوگ آن کارایی‌اش را برای خاکبرداری ساختمانی و سازندگی عنوان می‌کنند. اما روز ششم مرداد، نیروهای عراقی یک کارایی دیگر برای لودر ثبت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنار لودر و میل گرد و نارنجک، نیروهای مهاجم از زنجیر، چوبهای چهار تراش، سنگ، تکه‌های خرد شده بلوک و هر وسیله دیگری، برای وارد آوردن جراحت بر پیکر مجاهدین استفاده می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرح مهاجمان برای حمله، مراحل و اجزای مختلفی داشت. تیتر حمله که قرار بود به خبرگزاریها داده شود، ورود به قرارگاه اشرف برای راه‌اندازی ایستگاه پلیس بود، اما در طرح عملیاتی، انواع جنایتها از جمله دستگیریهای کور برای سرکوب ساکنان اشرف برنامه‌ریزی شده بود. در این رابطه توجه شما را به صحبتهای تنی چند از ۳۶ گروگان اشرفی جلب می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یک بررسی دقیق روشن شد که مهاجمان قصد داشتند تعداد هر چه بیشتری را به گروگان بگیرند. احتمالاً برای این‌که از آنها به‌عنوان اهرم فشار برای تحمیل خواسته‌های شومشان استفاده کنند. خیلی از شاهدان صحنه می‌گفتند «بدون شک اگر رشادتها و فداکاریهای مجاهدین نبود، تعداد گروگانها خیلی بیشتر از ۳۶نفر می‌شد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«یکی از مزدوران که چوب خیلی کلفتی دستش بود محکم کوبید سر شهید امیر خیری که افتاد روی زمین».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیر خیری روز سه‌شنبه ششم مرداد بر اثر ضربات چوب به کما رفت و صبح چهارشنبه در بیمارستان اشرف به‌شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همان م که امیر خیری را زده بود از بالای خودرو یک چوب چهارتراش را با تمام قوا بالا برد و کوبید توی سر سیاوش نظام که سیاوش در لحظه روی زمین افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موارد زیادی بود که نیروهای مهاجم به صراحت بیان می‌کردند که از تیپ ۹ بدر هستند. حتی در گزارشی نوشته شده بود که آنها در مقابل شعار «مرگ بر خامنه‌ای» مجاهدین، می‌گفتند «خامنه‌ای روی سر ما جا دارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«می‌گفتند ما هم معاویه هستیم، آن پشت می‌رقصیدند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ گفته می‌شود که چینی‌ها با ساختن دیوار بزرگ چین، قصد متوقف کردن حمله‌های وحشیانه مغولها را داشتند. دیواری ساخته شده از بزرگترین سنگها. در اشرف هم دیواری در برابر مهاجمان وحشی، ساخته شد. اما نه دیواری از سنگ، بلکه دیواری از گوشت و استخوان و پوست و عصب. نه، درست‌تر این است، تنهای بی‌سپر، سدی در برابر نیروهای مهاجم ساختند. شاید باورش سخت باشد، اما همه برای رسیدن به صف اول، از هم سبقت می‌گرفتند. [[پرونده:مجروح شده در حملات به قرارگاه اشرف.jpg|بندانگشتی|یکی از مجاهدین مجروح در ۶ مرداد|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AC%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81.jpg]]&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
”دیدم همه خواهران و برادران از هم سبقت می‌گیرند تا در صف اول باشند، همه نگران سایرین بودند. دغدغه همه این بود که اگر بلایی هست، سر خودشان بیاید، نه کناری. واقعاً دعوا بود، دعوای فداکاری!“&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این صحنه‌ها مجاهدینی هم بودند که ۴۰سال پیش، ضربات کابل و باتون شکنجه‌گران ساواک شاه را تحمل کرده بودند. . اما چه کسی تصور می‌کرد، ۴۰سال بعد هم، باز همانها، باید سر و رویشان از ضربات کابل و چوب و سنگ و میل گرد، خون آلود و مجروح شود؟ مجید معینی از قهرمانان شکنجه در زندانهای ساواک شاه یکی از این نمونه‌ها بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این صحنه‌ها نشان داد که عنصر تعیین‌کننده، نه سلاح، بلکه صاحب سلاح است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این میان، یک نبرد دیگر با شدت و حدت در جریان بود. فیلمبرداران و عکاسان جسوری که به‌رغم حساسیت بیش از حد نیروهای عراقی و برخورد هیستریک آنها، به کارشان ادامه دادند و صحنه‌هایی را در انظار جهانیان به ثبت رساندند که تمام دنیا را تکان داد. فیلمبردارانی که خودشان هم آماج ضربه‌های وحشیانه سنگ و چوب و باتون قرار گرفتند. اما بدنهایشان را سپری برای حفاظت از دوربینها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(یکی از فیلمبرداران) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«من بالای یک آیفا در حال فیلمبرداری بودم. آنها به من می‌گفتند بیا پایین و سنگ و چوب و… به طرفم پرت می‌کردند، من توجهی نمی‌کردم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه شدت ضربات به حدی می‌رسید که قطرات خون بر لنز دوربینها نیز نقش می‌بست. با این وجود به گواهی خود فیلمبرداران، این تصاویر هیچ‌گاه نمی‌توانند بازتاب دهنده عمق جنایات باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«من خودم فیلمبردار صحنه بودم. اما هیچ دوربینی نمی‌توانست صحنه را درست و کامل به تصویر بکشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(یکی از فیلمبرداران) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«این تصاویر که بیرون آمد مشتی از خروار است، چرا که صحنه آن‌قدر سخت بود که بسیاری از فیلمها بیرون نیامد، خیلی از دوربینها دزدیده شد یا فیلمبرداران را زدند» .[[پرونده:حملات ۶ و ۷ مرداد به قرارگاه اشرف.jpg|بندانگشتی|حملات ۶ و ۷ مرداد به قرارگاه اشرف|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%DB%B6_%D9%88_%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81.jpg]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه که در شرق اشرف حضور داشت) می‌گوید:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«لودر جلو آمد و با بیلش به در کوبید. بچه‌ها پشت در بودند. خاک را پر کرد و روی سرشان ریخت. یکی از بچه‌ها، بین بیل لودر و خودرو گیر کرد. صحنه طوری بود که من فکر کردم شهید شد. اما مجروح شده بود. بعد هم نیروهای پلیس با چوب و گرز و میله به جان بچه‌ها افتادند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== میدان لاله ===&lt;br /&gt;
تهاجم مزدوران از در مصلحی، یک اشتباه محاسبه فاحش بود، علاوه بر ویژگیهای ساختمانی این ورودی که مسیر آن را بسیار محدود کرده، تهاجم مزدوران از این ناحیه با لایه‌های بیشماری از دیوارهای انسانی ساکنان اشرف برخورد کرد که آنها را به مواضع اولیه خود برگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در ورودی شمال و شرق، دشت وسیعی در برابر مزدوران قرار داشت که توانستند با ایجاد شکافهای متعدد در سیاج (سیم توری) اطراف قرارگاه و سپس با تیراندازی مستقیم و رگبار باز کردن راه نفوذ خود به داخل قرارگاه را باز کنند. در ورودی شرق، بعد از شکافتن ۱۰۰متر از سیاج قرارگاه و بعد از مجروح کردن دو سوم نیروهای در صحنه، نیروهای عراقی وارد خاک اشرف شدند. در ورودی شمال نیز بعد از این‌که تلاش برای وارد شدن از ورودی اصلی را بی‌فایده دیدند، در فواصل ۱۰۰ و ۲۰۰متری دو طرف ورودی با لودر، شکافهایی ایجاد کردند و سرانجام از یکی از آنها خودروهای زرهی را وارد کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب کانون درگیری به عمق خاک اشرف یعنی میدان لاله در کنار ایستگاه پمپاژ آب منتقل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اطلاعیه حمله به اشرف، شماره ۷ آمده‌است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در ساعت ۱۷نفربرهای زرهی برای اشغال سه راهی مزار مروارید به داخل اشرف حمله کردند. ۶نفر بر زرهی به‌جانب ایستگاه آب و برق اشرف در حرکت هستند و در مسیر خود دست‌کم ۱۵نفر را مجروح کردند. ۳زرهپوش و چندین خودرو حامل نفرات مسلح در میدان لاله به ضرب و شتم و حشیانه ساکنان اشرف اشتغال دارند. پلیسها نه فقط با باتون بلکه با چوب و تبر هم در خیابانهای ۱۰۰ و ۴۰۰ به مجاهدین حمله‌ور شده‌اند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها می‌خواستند به مکانهای دیگر، به‌خصوص به سمت در اصلی‌اشرف، مسیرشان را باز کنند. اما باز هم همان دیوار انسانی بود که جلوی آنها را گرفت! دیواری از تنهای بی‌سپر، در برابر تیر و چوب و تبر!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مجاهد صدیق مرضیه رضایی (شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاهد بودم که با یک بلوک به‌سر یکی از برادران کوبیدند و خون فواره زد، اما برادران و خواهرانمان با دست و پای شکسته مقاومت می‌کردند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;درگیریهای شب ششم مرداد - آغاز شلیک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای مهاجم به میدان لاله رسیدند. اما طبق طرح باید هنوز خون بیشتری در اشرف می‌ریختند. یک توافقنامه امنیتی با خامنه‌ای وجود داشت! بنابراین نیروهای ویژه سیاهپوش ملقب به swat (سوات) را از ورودی شمال، وارد اشرف کردند. تابلوی جنایت در حال تکمیل شدن بود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مجاهد قهرمان شهید رحمان منانی&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;[[پرونده:خوابیدن ساکنین مقابل خودرو زرهی هاموی مهاجم به قرارگاه اشرف.jpg|بندانگشتی|خوابیدن ساکنین مقابل خودرو زرهی هاموی مهاجم به قرارگاه اشرف|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%86_%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88_%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C_%D9%87%D8%A7%D9%85%D9%88%DB%8C_%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D9%85_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81.jpg]]این وحشیها به‌راحتی خواهران را می‌زدند که این خودش یک داستان جداگانه دارد، اینها کاملاً فارسی هم صحبت می‌کردند، من چون عربی بلد نبودم به آنها می‌گفتم شما مزدور خامنه‌ای هستید، که آنها می‌گفتند خامنه‌ای کیه! رهبر ما خمینی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گواه اصلی جنایات عصر سه‌شنبه ۶مرداد در شمال اشرف، پیکر شهدا و بعد، گواهی شاهدان صحنه است. آن شب به جز نفراتی که در قسمت در شمالی اشرف بودند، کسی آن جنایات را ندید. اما تقریباً از تمامی اشرف می‌شد صدای شلیک گلوله‌ها را شنید و نور آن را که از طرف نیروهای عراقی شلیک می‌شد، دید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزدیک نیم ساعت بعد از شروع شلیکها، دو تا از ماشینهای آمریکاییها که یکی هاموی بود و دیگری ماشین فرمانده‌ای بود که من قبلاً او را دیده بودم آمدند. موقع برگشت که می‌خواست از در خارج بشود، ما حتی خون را هم به او نشان دادیم، یعنی رفتیم جلوش، چون اصلاً اعتنایی نمی‌کرد، رفتیم زدیم به شیشه، گفتیم این خون، خون یکی از اشرفیها بود که آنجا شهید شده بود، گفتیم بیا خون را نگاه کن، دیگر حتی در را هم باز نمی‌کرد، بوق می‌زد که بروید کنار و از در خارج شد. (مجاهد شهید رحمان منانی در این تصویر نفر اول جلوی هاموی روی زمین دراز کشیده‌است تا مانع ورود آن به اشرف شود)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولش با شلیک هوایی شروع شد با سلاحهای مختلف، سلاحهای نیمه سنگین، مثل بی‌کی سی، ب.کا. ت، و بعد هم با سلاحهای انفرادی مثل کلاشینکف. نفراتی که شلیک می‌کردند، عمدتاً کنار خودروها بودند، که با سلاحهای انفرادیشان به سمت نفرات شلیک می‌کردند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمید زمانی به‌طور مشخص کنار دست من بود، که چند بار رفت به سمت این نیروها و برگشت، به سمتش شلیک کردند و گلوله به قلبش خورد. مجاهد شهید اصغر یعقوب‌پور سه تا تیر به او اصابت کرد، روحیه‌اش خیلی خوب بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحنه این‌طوری بود که لودر داشت کار می‌کرد که راه ما را ببندد. ما می‌خواستیم جلوش را بگیریم، شلیک کرد، مهرداد افتاد، من رفتم سراغش که یک گلوله هم به پای من خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(یک شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدیم از پشت سر مهرداد دارد خون می‌آید، همین که فهمیدیم علائم حیاتی دارد سوار جمس کردیم، ولی چون مسیر را بسته بودند یک مسیر سه دقیقه‌ای، سی دقیقه شد، بعد شب در اخبار شنیدیم که تا اتاق عمل هنوز زنده بود، ولی بعد شهید شد.&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;درگیری ادامه پیدا کرد، دیدم محمدرضا بختیاری جلو یک لودر ایستاده. لودر هی عقب و جلو می‌کرد که بچه‌ها بروند کنار، ولی آنها نمی‌رفتند. من لای سنگها بودم که گلوله خورد به سنگها و دستم مجروح شد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خودم دو گلوله خوردم، یکی خورد به دستم و یکی هم به پهلویم که الآن دستم یکسری از کارایی‌هایش را از دست داده و پهلویم هم بی‌حسی دارد. [[پرونده:چند زن مجاهد مجروح در حملات به قرارگاه اشرف.jpg|بندانگشتی|چند زن مجاهد مجروح در حملات ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ به قرارگاه اشرف|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%86%D9%86%D8%AF_%D8%B2%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D9%85%D8%AC%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81.jpg]] سؤال اینجاست که آنهایی که بعداً گفتند ما از قصد دولت عراق برای راه‌اندازی یک ایستگاه پلیس به شیوه غیرمرگبار مطلع بودیم، آن روز این شلیکها را هم ندیدند و نشنیدند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نیروی نظامی نمی‌تواند خودبه‌خود سلاح را مورد استفاده قرار دهد، چون هیچ‌کس این جرأت را ندارد که سلاح را علیه افراد غیرنظامی استفاده کند، ولی در یک هدف نظامی، وقتی افرادی را مستقیم مورد هدف قرار می‌دهند، از طرف فرماندهی مشخصی این دستور صادر شده. افرادی بودند در داخل همین نفرات که لباسهای سیاه تنشان بود، از همان اول که وارد صحنه شدند، خیلی تیز و مشخص می‌گفتند ما همه شما را می‌کشیم، ما همه شما را از اینجا بیرون می‌کنیم، ما از نخست‌وزیر عراق نوری مالکی فرمان داریم که همه شما را بزنیم و همه شما را بکشیم و هیچ‌کس نمی‌تواند مانع ما بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ساعتهای آخر شب سه‌شنبه ۶مرداد، اشرف بعد از یک روز پرتلاطم و توفانی، به ناگهان در آرامش فرورفت. به جز تکان آرام شاخه درختان که با یک نسیم جنوبی تکان می‌خوردند، صدایی در آسمان اشرف شنیده نمی‌شد. اما یک نقطه بود که گویا تازه پذیرای تلاطم و توفان شده بود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب ششم مرداد ۱۳۸۸ برای همه پرسنل امداد اشرف، شبی فراموش ناشدنی بود، شبی که علاوه بر پرسنل همیشگی امداد، ۵۰۰مجروح، ۴شهید و ۳مجروح در حالت کما هم در این ساختمان بودند، این ۳مجروح به‌دلیل جلوگیری از ورود پزشک متخصص، هر آن در معرض شهادت بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی همان شب امیر خیری شهید شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از یک توقف چند ساعته به‌دلیل تاریکی شب، از اول صبح چهارشنبه ساعت ۸ تهاجم مزدوران برای پاکسازی اشرف از سمت شمال ادامه پیدا کرد. مزدوران در این تهاجم دست به تخریب و غارت در مزار مروارید و محل استقرار اشرفیها در ضلع شمال زدند. قرار بود طی دو روز، پرونده اشرف بسته شود. اما تقدیر چیز دیگری بود، اشرف ۴سال دیگر ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
. در روزهای ۶ و ۷مرداد ۱۳۸۸، نیروهای مالکی با خودروهای هاموی، آب‌پاش، لودر، سلاح گرم، چماق، داس، تبر و میله آهنی و… به‌اشرف حمله کردند، تخریب کردند و مجاهدان بی‌سلاح و بی‌سپر را آماج شقاوت‌بارترین ضربات خود قرار دادند. آنها در این حملات وحشیانه، ۱۱مجاهد خلق را شهید کردند، صدها نفر را مجروح و دچار نقص‌عضو و بیش از هزار نفر را به‌شدت مصدوم کردند و ۳۶مجاهد خلق مصدوم و مجروح را به‌گروگان گرفتند و بخشی از اموال را هم تخریب یا به‌سرقت بردند. گروگانها تنها پس از ۷۲روز اعتصاب‌غذا که ۷روز آن اعتصاب خشک بود، در آخرین لحظات حیات توانستند از اسارت رها شده و به‌اشرف بازگردند. اما آنچه هرگز برای جنایتکاران مهاجم و آمران آنها قابل تصور نبود، پایداری و مقاومت مافوق طاقت انسانی بود که زنان و مردان اشرفی با گوشت و پوست خود برای حفظ آن قیام کردند و به‌این ترتیب با دست خالی، تهاجم نیروهای عراقی را متوقف کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اظهارات طاهر بومدرا نماینده ویژه دبیر کل ==&lt;br /&gt;
طاهر بومدرا[رئیس دفتر حقوق بشر یونامی و مشاور نماینده ویژه دبیر کل در مسائل مربوط به کمپ اشرف از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲] می‌گوید:&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب «داستان ناگفته کمپ اشرف» نوشته طاهر بومدرا رئیس دفتر حقوق بشر یونامی در عراق - صفحهٔ ۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آنها (نیروهای عراقی) از هامویها و بلدوزرها برای خراب کردن حصارها و دیوارهای اطراف اشرف استفاده کرده، بی هیچ ملاحظه ایی در تمامی جهات با سرعت حرکت کرده و تجمع ساکنین را هدف قرار دادند. نیروهای امنیتی عراقی پیاده و مسلح به باتون که بعضاً میخ دار هم بود، میله آهنی، چوب بیسبال، زنجیر، داس، تبر، گاز اشک آور، نارنجک‌های صوتی و آب فشار قوی بازور بداخل کمپ وارد شده و به صدها نفر از ساکنین غیر مسلح که زنجیر انسانی تشکیل داده بودند حمله کردند. در بعضی نقاط نیروهای مسلح عراقی بر روی ساکنین آتش گشودند. بر اساس برآورد بعضی از شاهدان عینی از نیروهای آمریکایی مستقر در عراق، حمله بسیار خشونت بار بوده و ساعتها بطول انجامیده‌است تا اینکه بعداز نیمه شب متوقف شد. در صبح روز بعد، ۲۹ ژوئیه، نیروهای مسلح عراقی حوالی ساعت ۱۰۱۵ بداخل کمپ برگشته و در میدان لاله نزدیک ایستگاه آب کمپ اتراق کردند. آنها به همان طریق و با همان سلاحهای روز قبل به ساکنین حمله کردند. در پایگاه قرارگاه عملیاتی گریزلی (قرارگاه عملیاتی گریزلی) واحد رزمی ۱۳۴ نیروهای آمریکایی در سکوت نظاره گر وقایع بود».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;طاهر بومدرا در کتاب خود در این زمینه می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«واحد رزمی ۱۳۴، نیروهای آمریکایی، (که من آنها را بخاطر وسایل تجسسی الکترونیکی کنترل از راه دور شان «برادر بزرگ» می‌نامیدم) گزارش کردند نیروهای مسلح عراقی از ورود دکترهای عراقی و افسران پزشکی نیروهای آمریکایی به صحنه برای تخلیه مجروحین جلوگیری کردند. نیروهای عراقی همچنین از بعضی تلاش رسانه‌های خبری برای نزدیک شدن به منطقه ممانعت بعمل آوردند. آمبولانس‌های کمپ اشرف در تلاش پزشکان اشرفی برای انتقال مجروحین به بیمارستان اشرف در خلال حمله بارها مورد شلیک قرار گرفتند. در خلال مأموریت حقیقت یابی، یونامی آمبولانس‌هایی را که با گلوله سوراخ سوراخ شده بود مورد بازدید قرار داد».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب «داستان ناگفته کمپ اشرف» نوشته طاهر بومدرا رئیس دفتر حقوق بشر یونامی در عراق - صفحهٔ ۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جان باختگان و مجروحان ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:جان باختگان ۶و۷ مرداد.jpg|بندانگشتی|جان باختگان ۶و۷ مرداد|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86_%DB%B6%D9%88%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF.jpg]]در خلال این حملات یازده تن از مجاهدین جان باختند و بیش از ۱۰۰۰ نفر مجروح شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسامی جان باختگان:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهرداد رضازاده-علیرضا احمدخواه-حنیف امامی-سیاوش نظام الملکی-محمدرضا بختیاری-حمید زمانی-مهرداد نیک‌سیر-شعبان سوری-امیر خیری-علی اصغر یعقوب‌پور-حسین محمودی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروگان‌ها ==&lt;br /&gt;
در جریان این دو روز حمله ۳۶ تن از ساکنان اشرف به گروگان گرفته شدند که پس از ۷۲ روز اعتصاب غذا که ۷ روز پایانی آن اعتصاب غذای خشک بود با تلاشهای بین‌المللی خانم رجوی و هواداران مقاومت آزاد شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روزهای اول اسارت در دخمه‌ای در ورودی اشرف زندانی بودند و سپس به زندان المثنی منتقل شدند و پس از ۷۲ روز تحمل زندان و شکنجه آزاد شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این خصوص نیویورک تایمز از قول سخنگوی دولت عراق نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک گروه ۳۶نفره از اعضای اپوزیسیون ایرانی، بعد از نزدیک به سه ماه بازداشت در عراق، آزاد شده‌اند. علی الدباغ می‌گوید، این افراد روز چهارشنبه به اشرف در شمال عراق بازگردانده شدند. جایی که نزدیک به ۳هزارو ۵۰۰تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران از زمان تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ در آن‌جا محصور بوده‌اند».&amp;lt;ref&amp;gt;نیویورک تایمز - ۱۵ مهر ۱۳۸۸–۷ اکتبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
سایت سازمان مجاهدین خلق ایران&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DB%B6_%D9%88_%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B8&amp;diff=44567</id>
		<title>حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DB%B6_%D9%88_%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B8&amp;diff=44567"/>
		<updated>2020-01-16T06:59:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی، اصلاح املا&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات حمله به غیرنظامی&lt;br /&gt;
| عنوان               = حمله ۶ و ۷مرداد ۱۳۸۸ به اشرف&lt;br /&gt;
| تصویر               = حمله لودر به سیاج قرارگاه اشرف در حملات ۶ و ۷ مرداد ۸۸.jpg&lt;br /&gt;
| موقعیت              = اشرف-عراق&lt;br /&gt;
| هدف                 = ایجاد مراکز پلیس درون اشرف&lt;br /&gt;
| تاریخ               = ۶و۷ مرداد ۱۳۸۸&lt;br /&gt;
| زمان                = از ساعت سه عصر۶مردادتا عصر ۷مرداد&lt;br /&gt;
| نوع                 = حمله با سلاح سردوگرم&lt;br /&gt;
| زخمی‌ها              = بیش از هزار مجروح&lt;br /&gt;
| قربانی              = ۱۱ کشته&lt;br /&gt;
| مرتکبان             = نیروهای پلیس و نیروهای ویژه (سوات-swat)&lt;br /&gt;
| سلاح‌ها               =انواع مسلسل-چوب-تبر-داس و…&lt;br /&gt;
| تعداد مشارکت‌کنندگان = بیش از ۱۵۰۰ تن&lt;br /&gt;
| مدافعان             =اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در اشرف&lt;br /&gt;
}}۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ سالروز وقایع خونباری در پایگاه مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف است در این روز نیروهای عراقی به خواست رژیم ایران به قرارگاه اشرف که ساکنان آن پیش ازین سلاح‌های خود را در احترام به دولت نوپای عراق تحویل داده بودند، حمله کردند. با این همه ساکنان اشرف بدون سلاح در برابر این حمله ایستادند. در نتیجه این حمله ۱۱تن از آنان جان باختند، بیش از ۱۰۰۰ نفر مجروح ۳۶ تن به گروگان گرفته شدند. دولت عراق زیر فشارهای بین‌المللی و همچنین پس از ۷۲ روز اعتصاب غذای گروگانها که ۷ روز آن اعتصاب خشک بود، مجبور شد آنان را آزاد کند. این حملات از طرف ارگانهای بسیاری مصداق جنایت علیه بشریت خوانده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== انتقال حفاظت به‌دولت عراق ـ دی ۸۷ ==&lt;br /&gt;
از تابستان ۲۰۰۸ با انتشار خبر توافق آمریکا و عراق مبنی بر بیرون رفتن نیروهای آمریکایی از این کشور و تحویل حفاظت اشرف و مجاهدین آن به‌دولت عراق، کارزار بین‌المللی در حفاظت از اشرفیها آغاز شد و هواداران مقاومت تحصن خود را در ژنو، نیویورک و واشینگتن در اعتراض به‌نقض صریح توافق توسط دولت آمریکا، آغاز کردند. این اعتراض در ادامه خود به ۵قاره دنیا سرایت کرد. علاوه بر حمایتهای مردم و شخصیتهای شریف عراقی، از رئیس دانشگاه الازهر و قاضی‌القضات فلسطین تا رهبران مذهبی مسیحی و از اکثریت نمایندگان مجلس اردن و شخصیتهای سیاسی و حقوقی و پارلمانی در مصر و فلسطین تا هزاران پارلمانتر و حقوقدان در اروپا و آمریکا و کانادا و استرالیا، همراه با برجسته‌ترین شخصیتها و معتبرترین نهادهای حقوق‌بشری در یک همبستگی جهانی با اشرف به‌هم پیوستند. در این مدت چندین هیئت عالیرتبه‌پارلمانی و حقوقی از کشورهای مختلف جهان از اشرف بازدید کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت، در اثر کارزار چند ماهه در دفاع از حقوق و حفاظت مجاهدان اشرف، کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ نیز طی بیانیه‌ای تصریح کرد که «به تمام مقامهای مسئول این پرونده، دولتهای آمریکا و عراق، این نکته را متذکر شده‌ایم که آنها مسئول حفظ جان مجاهدین هستند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سفارت آمریکا در بغداد در تاریخ ۸ دیماه ۸۷ اعلام کرد: «نیروهای آمریکایی، حضور خود را در قرارگاه اشرف حفظ خواهند کرد و به کمک کردن به دولت عراق در اجرای تضمین رفتار انسانی با ساکنان قرارگاه، ادامه خواهند داد». همچنین «دولت عراق به‌دولت آمریکا تضمینهای مکتوبی در خصوص رفتار انسانی با ساکنان اشرف طبق قانون اساسی عراق و قوانین و التزامات بین‌المللی ارائه داده‌است». علاوه بر این «دولت آمریکا و دولت عراق با سازمانهای ذیربط بین‌المللی کار خواهند کرد تا به‌ساکنان قرارگاه برای یک آینده امن کمک نمایند». به‌دنبال آن، خانم مریم رجوی از کلیه هواداران مقاومت خواست به‌تحصن ۱۲۶روزه خود در برابر مراکز ملل‌متحد خاتمه بدهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب در روز اول ژانویه سال ۲۰۰۹ (۱۲دیماه ۸۷)، در آستانه خروج نیروهای آمریکایی از عراق، این کشور، مسئولیت حفاظت از مجاهدین در قرارگاه اشرف را تحویل دولت عراق داد. اما دولت مالکی که هر روز بیش از روز قبل مشخص شد، مجری محض دستورات رژیم ایران است، یک محاصره ضدانسانی تمام‌عیار را، از جمله شامل محاصره غذایی، دارویی و پزشکی، بر ساکنان اشرف تحمیل کرد تا آنان را مجبور به‌تسلیم و ندامت و بازگشت به‌ایران تحت حاکمیت ملاها کند، اما مجاهدین اشرفی از یک سو با پایداری پرشکوه خود و از سوی دیگر به‌یمن تلاشها و راهگشاییهای خستگی‌ناپذیر خانم مریم رجوی که کارزار بین‌المللی بی‌مانندی را در حمایت از اشرفیها هدایت کرده و می‌کند، تمام این فشارها و توطئه‌ها را در هم شکستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موفق الربیعی مشاور امنیت ملی عراق در رابطه با مجاهدین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آنها استاتوی قانونی ندارد. نه پناهندهٔ سیاسی و نه پناهندهٔ انسانی هستند. یعنی آنها وضعیت قانونی ندارند … ما اقداماتی تصاعدی و تدریجی داریم ولی عجله نمی‌کنیم … با گامهایی تدریجی است. یعنی به تدریج حضور آنها در عراق را تحمل ناپذیر بکنیم، از این رو باید بفهمند که … چوب لای چرخی که برای حل این مشکل در حرکت است، فایده‌ای برای آنها ندارد … ما می‌خواهیم این پرونده را همین امروز ونه فردا ببندیم … می‌خواهیم این بساط را هر چه زودتر جمع کنیم. البته طبعاً محدودیت‌هایی هست که می‌کوشیم این محدودیت‌ها و مشکلات و معضلات را از سر راه برداریم … این سازمان در این محل سنگر گرفته … به تدریج نیروهای امنیتی عراق وارد قرارگاه می‌شوند و نقطه کنترلی برپا می‌دارند و گشت دایر می‌کنند و بازرسی می‌کنند و دست به حمله می‌زنند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این اظهار نظر بوضوح نشان می‌داد که دولت عراق قصد دارد به اشرف حمله کند، بعدها در عمل هم این کار را انجام داد و چندین نوبت به اشرف حمله کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مقدمات حمله به اشرف ==&lt;br /&gt;
ششم و هفتم مرداد ۱۳۸۸، وقایعی در اشرف رخ داد که جهان را تکان داد. وقایعی که در تحولات سیاسی، تأثیر کیفی داشت و بسیاری از معادلات را تغییر داد. قبل از ۶مرداد، نزدیک به‌دو ماه بود که یکانهایی از پلیس عراق جلو در اصلی‌اشرف مستقر شده بودند. آنها می‌گفتند که می‌خواهند داخل قرارگاه، ایستگاه پلیس دایر کنند. وقایع ۶ و ۷مرداد نشان داد که ایستگاه پلیس بهانه است. نیت اصلی، متلاشی کردن اشرف و اخراج مجاهدین بوده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طرف مقابل هم مجاهدین تصمیم خودشان را گرفته بودند: مقاومت برای حفظ اشرف، تا پای جان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این دو ماه، نیروهای عراقی چندین بار برای تحمیل خواسته‌هایشان به‌اشرفیها، نیرو آوردند. اما هر بار دیدند که باید یک دیوار انسانی چند لایه را رد کنند تا بتوانند وارد شوند و به‌همین دلیل منصرف شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحولات از شب ۵مرداد رنگ و بوی دیگری گرفت. رنگ و بویی متفاوت از همیشه. در روز ۵مرداد تلویزیون العراقیه خبری به‌قرار زیر پخش کرد: «قرار است دولت عراق مسئولیت امنیت قرارگاه اشرف را در کادر اجرای توافقنامه خروج که بین بغداد و واشینگتن امضاء شده، تحویل بگیرد. سخنگوی رسمی دولت، علی دباغ خاطرنشان کرد که دولت به‌برخورد انسانی با افراد موجود در قرارگاه بر اساس آنچه که قوانین بین‌المللی متداول تعیین کرده، ملتزم است. وی تأکید کرد که تا زمانی‌که قوانین جاری عراق رعایت شود، دولت اقدام به‌کوچ دادن هیچ‌یک از آنها یا اخراج اجباری آنان از عراق نمی‌کند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موجب موافقتنامه‌ای که تک‌به‌تک ساکنان اشرف با نیروهای آمریکایی امضا کرده‌اند ساکنان اشرف، همه سلاحهایشان را تحویل داده و تروریسم را هم محکوم کرده‌اند. در مقابل، طرف آمریکایی هم متعهد شده تا زمان تعیین تکلیف نهایی نفرات اشرف، یعنی تا زمانی که به‌کشور خودشان برگردند یا به‌یک کشور ثالث بروند و یا اجازه اقامت در کشور عراق پیدا کنند، حفاظت این افراد را در اشرف تأمین کند. امضای مقام آمریکایی جرج جانز که یک افسر ارتش است در زیر موافقتنامه مزبورکه در ژوئیه۲۰۰۴ امضاشده، دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این، یک نامه هم از طرف ژنرال ویلیام براندنبرگ به‌خانم صدیقه حسینی مسئول اول وقت سازمان مجاهدین خلق ایران و تمام ساکنان اشرف در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۰۵ ارسال شده، در این نامه که یک نسخه از آن به‌هریک از ساکنان اشرف داده شده، ضمن تأکید بر استاتوی ساکنان اشرف به‌عنوان افراد حفاظت‌شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو روی حقوق مشخصی از اشرفیان تأکید شده‌است؛ ولی در این دو روز هیچ اقدامی از طرف نیروهای آمریکایی مستقر در اشرف که بعضاً به‌فیلمبرداری از صحنه‌ها می‌پرداختند، صورت نگرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مذاکرات بین مجاهدین و دولت عراق ==&lt;br /&gt;
واضح بود که آنچه آقای سخنگوی دولت تحت عنوان تحویل‌گیری مسئولیت امنیت قرارگاه اسم برده بود، در واقع اولین پرده از همان سناریوی انهدام اشرف بود که چند ماه قبل، موفق الربیعی لو داده بود، وگرنه آن همه نیرو و لودر و آبپاش را برای چه دور اشرف آورده بودند؟ آیا می‌خواستند با لودر و آبپاش، امنیت اشرفیها را آن هم به شیوه انسانی تأمین کنند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان زمان کمیته پارلمانی ایران آزاد در نامه خود که برای رئیس‌جمهور و وزرای خارجه و دفاع ایالات متحده و سفیر این کشور در عراق و فرماندهی نیروهای چندملیتی ارسال شده، نوشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای رئیس‌جمهور اوباما،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«علی دباغ، سخنگوی دولت عراق، اعلام کرد که دولت عراق مسئولیت اداره امنیت داخل قرارگاه اشرف را به عهده خواهد گرفت. شما می‌دانید که از ژانویه ۲۰۰۹ ارتش و پلیس عراق، قرارگاه را محاصره کرده‌اند و هیچ مشکل امنیتی در داخل قرارگاه وجود نداشته‌است. ترس ما از این است که اعلامیه آقای دباغ، راه را برای پلیس عراق باز کند تا به‌زور وارد قرارگاه شده و برای خوشایند رژیم تهران، ساکنان آن را سرکوب کنند. علی خامنه‌ای رهبر ارشد ایران در ماه فوریه در دیداری با رئیس‌جمهور عراق از او خواست تا قرارداد دوجانبه برای اخراج اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف را به اجرا درآورد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما ظاهراً تصمیمات، گرفته شده بود و گوش شنوایی برای این حرفها پیدا نشد. به همین دلیل تحرکات جدیدی از نیمه‌شب آغاز شد و با افزایش نیروهای عراقی، آنها ورودی اشرف را هم با یک خاکریز بستند، شاید برای این‌که راه را بر هر گونه عکس‌العمل اشرفیها نسبت به نیروهای عراقی ببندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح ششم مرداد مزدوران عراقی، همزمان با افزایش نیرو در بیرون در اشرف، یک هیئت هم برای مذاکره به داخل اشرف فرستادند، شاید فکر می‌کردند که اگر چماق قوه قهریه را در بیرون قرارگاه بالا ببرند، می‌توانند اشرفیها را وادار کنند به خواسته‌های غیرقانونی دولت عراق تسلیم شوند، اما آنها با یک محاسبه ساده باید متوجه می‌شدند که اگر مجاهدین می‌خواستند در برابر این تهدیدات جا بزنند، قبل از آن، باید در برابر ابرقدرت دنیا که با چنان شدت وحدت بمبارانشان کرده بود جا می‌زدند؛ البته قبل از آن هم، ۳۰سال پیش در برابر خمینی. اما جواب مجاهدین به همه این تهدیدها و فشارها یک جمله بود: «هیهات منا الذله!»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مورد وقایع قبل از حمله، اطلاعیه شورای ملی مقاومت (حمله به اشرف شماره ۷۲) بسیار گویاست و بی‌نیاز از هر توضیح دیگری است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب توجه این‌که حتی در روز حمله و کشتار در۶مرداد (۲۸ژوئیه۲۰۰۹)، نمایندگان ساکنان اشرف در ساعت ۱۲ ظهر مشغول گفتگو با فرماندهان نیروهای عراقی و فرستادگان نخست‌وزیری عراق دربارهٔ نحوه استقرار پلیس بودند. در این گفتگوی دو ساعته، ساکنان اشرف بار دیگر تکرار کردند که با استقرار نیروهای پلیس در ورودی قرارگاه مشکلی ندارند و اگر پلیس امکانات بیشتری هم در ورودی قرارگاه نیاز داشته باشد، در اختیارشان خواهند گذاشت و همه هزینه‌های لازم را هم پرداخته و تسهیلات کامل فراهم می‌کنند. اما طرف مقابل گوشش بدهکار نبود و به نیابت از حکومت جمهوری اسلامی کمر به حمله و کشتار بسته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان این مذاکرات ۳بار از بغداد به نماینده نخست‌وزیری تلفن کردند و نهایتاً به او دستور قطع مذاکره و شروع حمله ابلاغ شد. شدت حمله، میزان نیروهای عراقی و نوع نیروهای به کار گرفته شده و رفتار جنایتکارانه آنها، از اهداف انهدامی این عملیات خبر می‌دهد و مبین آن است که مسئله نه اعمال حاکمیت بلکه بحث نابودی اشرف به خواست رژیم ایران است&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجاهدین هم تصمیم قاطع خودشان را گرفته بودند. آنها می‌گفتند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«اشرف امانت مردم و تاریخ ایران در دست ماست، محال است آن را به دشمن تسلیم کنیم». اینجا بود که مجاهدین به سمت ورودیهای مختلف اشرف حرکت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== وضعیت ساکنان اشرف پیش از حمله ==&lt;br /&gt;
از روز پنجم مرداد نیروهای عراقی شروع به تمرکز نیرو در بیرون اشرف کردند. برای همین، اشرفیها از همان شب در مواضع حساس اشرف مستقر شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر ضلع اشرف، یک در اصلی دارد. البته ضلع غرب، دو در دارد. یکی از آنها همان در شیر معروف است. اگر نیروهای مهاجم قصد نفوذ به اشرف را داشتند، حتماً از دربهای اصلی اضلاع باید حمله را شروع می‌کردند. برای همین هم این درها اولین خطوط دفاعی شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد هم تهدید شروع شد. نیروهای عراقی شروع به پیشروی کردند و موانعی که خیلی از آنها را خودشان قبلاً جلوی درهای ورودی گذاشته بودند، برداشتند. بچه‌ها هم این طرف شعار می‌دادند. اما در آن لحظات، توی ذهن اشرفیها چی می‌گذشت؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«وقتی عراقیها به سمت درآمدند، ما فکر می‌کردیم مثل دو ماه پیش که نیرو می‌آوردند تا فیلم تبلیغاتی بگیرند و به رژیم بگویند ما روی اشرف فشار می‌آوریم، باز هم نیتشان همین است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«برای ما خیلی روشن بود که مالکی برای انتخاباتی که در پیش دارد، حمایت رژیم را می‌خواهد. قیمتش را هم قصد دارد از جیب مجاهدین بپردازد. من احساس می‌کردم که آن روز با روزهای قبل فرق می‌کند. اما در ذهنم این بود که ما یک قرارداد حفاظت با نیروهای آمریکایی داریم که همان بغل هم ایستاده بودند. بر اساس آن قرارداد که سلاحهای ما را جمع‌آوری کرده بودند، می‌گفتم اگر عراقیها کاری کنند، آنها دخالت می‌کنند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== واکنش نیروهای آمریکایی ==&lt;br /&gt;
به موجب موافقتنامه‌ای که تک به تک ساکنان اشرف با نیروهای آمریکایی امضا کرده بودند ساکنان اشرف، همه سلاحهایشان را تحویل داده و تروریسم را هم محکوم کرده بودند. در مقابل، طرف آمریکایی متعهد شده بود تا زمان تعیین تکلیف نهایی نفرات اشرف، یعنی تا زمانی که به کشور خودشان برگردند یا به یک کشور ثالث بروند و یا اجازه اقامت در کشور عراق پیدا کنند حفاظت این افراد را در اشرف تأمین کند. امضای مقام آمریکایی جورج جانز، افسر ارتش آمریکا در زیر این موافقتنامه که در ژوئیه ۲۰۰۴ امضا شده، دیده می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علاوه بر این، یک نامه هم از طرف ژنرال ویلیام براندنبرگ خطاب به خانم صدیقه حسینی و تمام ساکنان اشرف در تاریخ ۷اکتبر ۲۰۰۵ ارسال شده‌است؛ یک نسخه از این نامه هم به هر یک از ساکنان اشرف داده شد. در این نامه ضمن تأکید بر استاتوی ساکنان اشرف به‌عنوان افراد حفاظت‌شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو روی حقوق مشخصی از اشرفیان تأکید شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در بند اول آن آمده که ساکنان کمپ اشرف حق حفاظت در برابر خطر، خشونت، قهر، ارعاب و حفاظت ویژه برای مقام و حقوق زنان دارند. این نامه از طرف فرماندهی نیروهای ائتلاف در بغداد ارسال شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از ابهامات این بود که اگر آمریکاییها چنین تعهداتی بر اساس قراردادهای قبلی داشتند، پس چرا صحنه‌های ششم و هفتم مرداد به‌وقوع پیوست؟ آنها کجا بودند؟ اصلاً از این فجایع خبر داشتند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون فاکس نیوز در گزارشی از گزارشگر خود در پنتاگون پرسید: آیا هیچ‌کس در دولت یا ارتش آمریکا بررسی کرده‌است که اساساً آمریکا هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال این افراد دارد یا نه؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گزارشگر فاکس نیوز از پنتاگون گفت: موضوع تکاندهنده، فیلمی است که نشان می‌دهد یک سرباز آمریکایی مشغول فیلمبرداری از حمله نیروهای امنیتی عراق به اشرف است. این سرباز دارد فیلمبرداری می‌کند و وقتی که ساکنان کمپ به نزد او می‌روند و از آنها کمک می‌خواهند، او و یک سرباز دیگر آمریکایی سوار خودرو خود شده و صحنه را ترک می‌کنند. این موضوع، بسیاری را در اشرف و همچنین سازمانهای بین‌المللی نگران کرده که آمریکا به وظیفه خود در مورد حفاظت از این افراد عمل نکرده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفت این بود که نیروهای آمریکایی نه تنها در روزهای ششم و هفتم مرداد، به تعهدات و وظایف خودشان در مورد حفاظت از اشرفیان عمل نکردند، بلکه تا امروز هم حتی یکی از فیلمهای بیشماری را که توسط سربازانشان در صحنه گرفتند منتشر نکردند. فیلمهایی که بدون شک اگر روزی منتشر بشود، ناگفته‌های بسیاری را از جنایات مزدوران خامنه‌ای در آن صحنه افشا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== درگیری‌های شش و هفت مرداد ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:حمله به قرارگاه اشرف - ۶ و ۷ مرداد ۸۸.jpg|بندانگشتی|تصویر ضرب و شتم مجاهدین توسط نیروهای عراقی-۶ و۷ مرداد ۱۳۸۸|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_-_%DB%B6_%D9%88_%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%DB%B8%DB%B8.jpg]]بعد از این‌که مهاجمان، تهاجم خودشان را شروع کردند، درگیریهای سختی به‌وقوع پیوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای مهاجم به انواع سلاحها مسلح بودند. لودر، نفربر، سلاح، باتون، چوب، گرز، زنجیر و تبر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که کارخانه‌ها لودر را می‌سازند، در کاتالوگ آن کارایی‌اش را برای خاکبرداری ساختمانی و سازندگی عنوان می‌کنند. اما روز ششم مرداد، نیروهای عراقی یک کارایی دیگر برای لودر ثبت کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنار لودر و میل گرد و نارنجک، نیروهای مهاجم از زنجیر، چوبهای چهار تراش، سنگ، تکه‌های خرد شده بلوک و هر وسیله دیگری، برای وارد آوردن جراحت بر پیکر مجاهدین استفاده می‌کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرح مهاجمان برای حمله، مراحل و اجزای مختلفی داشت. تیتر حمله که قرار بود به خبرگزاریها داده شود، ورود به قرارگاه اشرف برای راه‌اندازی ایستگاه پلیس بود، اما در طرح عملیاتی، انواع جنایتها از جمله دستگیریهای کور برای سرکوب ساکنان اشرف برنامه‌ریزی شده بود. در این رابطه توجه شما را به صحبتهای تنی چند از ۳۶ گروگان اشرفی جلب می‌کنیم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یک بررسی دقیق روشن شد که مهاجمان قصد داشتند تعداد هر چه بیشتری را به گروگان بگیرند. احتمالاً برای این‌که از آنها به‌عنوان اهرم فشار برای تحمیل خواسته‌های شومشان استفاده کنند. خیلی از شاهدان صحنه می‌گفتند «بدون شک اگر رشادتها و فداکاریهای مجاهدین نبود، تعداد گروگانها خیلی بیشتر از ۳۶نفر می‌شد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«یکی از مزدوران که چوب خیلی کلفتی دستش بود محکم کوبید سر شهید امیر خیری که افتاد روی زمین».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیر خیری روز سه‌شنبه ششم مرداد بر اثر ضربات چوب به کما رفت و صبح چهارشنبه در بیمارستان اشرف به‌شهادت رسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همان م که امیر خیری را زده بود از بالای خودرو یک چوب چهارتراش را با تمام قوا بالا برد و کوبید توی سر سیاوش نظام که سیاوش در لحظه روی زمین افتاد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موارد زیادی بود که نیروهای مهاجم به صراحت بیان می‌کردند که از تیپ ۹ بدر هستند. حتی در گزارشی نوشته شده بود که آنها در مقابل شعار «مرگ بر خامنه‌ای» مجاهدین، می‌گفتند «خامنه‌ای روی سر ما جا دارد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«می‌گفتند ما هم معاویه هستیم، آن پشت می‌رقصیدند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تاریخ گفته می‌شود که چینی‌ها با ساختن دیوار بزرگ چین، قصد متوقف کردن حمله‌های وحشیانه مغولها را داشتند. دیواری ساخته شده از بزرگترین سنگها. در اشرف هم دیواری در برابر مهاجمان وحشی، ساخته شد. اما نه دیواری از سنگ، بلکه دیواری از گوشت و استخوان و پوست و عصب. نه، درست‌تر این است، تنهای بی‌سپر، سدی در برابر نیروهای مهاجم ساختند. شاید باورش سخت باشد، اما همه برای رسیدن به صف اول، از هم سبقت می‌گرفتند. [[پرونده:مجروح شده در حملات به قرارگاه اشرف.jpg|بندانگشتی|یکی از مجاهدین مجروح در ۶ مرداد|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%AC%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%B4%D8%AF%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81.jpg]]&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
”دیدم همه خواهران و برادران از هم سبقت می‌گیرند تا در صف اول باشند، همه نگران سایرین بودند. دغدغه همه این بود که اگر بلایی هست، سر خودشان بیاید، نه کناری. واقعاً دعوا بود، دعوای فداکاری!“&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این صحنه‌ها مجاهدینی هم بودند که ۴۰سال پیش، ضربات کابل و باتون شکنجه‌گران ساواک شاه را تحمل کرده بودند. . اما چه کسی تصور می‌کرد، ۴۰سال بعد هم، باز همانها، باید سر و رویشان از ضربات کابل و چوب و سنگ و میل گرد، خون آلود و مجروح شود؟ مجید معینی از قهرمانان شکنجه در زندانهای ساواک شاه یکی از این نمونه‌ها بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این صحنه‌ها نشان داد که عنصر تعیین‌کننده، نه سلاح، بلکه صاحب سلاح است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این میان، یک نبرد دیگر با شدت و حدت در جریان بود. فیلمبرداران و عکاسان جسوری که به‌رغم حساسیت بیش از حد نیروهای عراقی و برخورد هیستریک آنها، به کارشان ادامه دادند و صحنه‌هایی را در انظار جهانیان به ثبت رساندند که تمام دنیا را تکان داد. فیلمبردارانی که خودشان هم آماج ضربه‌های وحشیانه سنگ و چوب و باتون قرار گرفتند. اما بدنهایشان را سپری برای حفاظت از دوربینها کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(یکی از فیلمبرداران) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«من بالای یک آیفا در حال فیلمبرداری بودم. آنها به من می‌گفتند بیا پایین و سنگ و چوب و… به طرفم پرت می‌کردند، من توجهی نمی‌کردم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گاه شدت ضربات به حدی می‌رسید که قطرات خون بر لنز دوربینها نیز نقش می‌بست. با این وجود به گواهی خود فیلمبرداران، این تصاویر هیچ‌گاه نمی‌توانند بازتاب دهنده عمق جنایات باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«من خودم فیلمبردار صحنه بودم. اما هیچ دوربینی نمی‌توانست صحنه را درست و کامل به تصویر بکشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(یکی از فیلمبرداران) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«این تصاویر که بیرون آمد مشتی از خروار است، چرا که صحنه آن‌قدر سخت بود که بسیاری از فیلمها بیرون نیامد، خیلی از دوربینها دزدیده شد یا فیلمبرداران را زدند» .[[پرونده:حملات ۶ و ۷ مرداد به قرارگاه اشرف.jpg|بندانگشتی|حملات ۶ و ۷ مرداد به قرارگاه اشرف|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%DB%B6_%D9%88_%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81.jpg]]&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه که در شرق اشرف حضور داشت) می‌گوید:&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«لودر جلو آمد و با بیلش به در کوبید. بچه‌ها پشت در بودند. خاک را پر کرد و روی سرشان ریخت. یکی از بچه‌ها، بین بیل لودر و خودرو گیر کرد. صحنه طوری بود که من فکر کردم شهید شد. اما مجروح شده بود. بعد هم نیروهای پلیس با چوب و گرز و میله به جان بچه‌ها افتادند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== میدان لاله ===&lt;br /&gt;
تهاجم مزدوران از در مصلحی، یک اشتباه محاسبه فاحش بود، علاوه بر ویژگیهای ساختمانی این ورودی که مسیر آن را بسیار محدود کرده، تهاجم مزدوران از این ناحیه با لایه‌های بیشماری از دیوارهای انسانی ساکنان اشرف برخورد کرد که آنها را به مواضع اولیه خود برگرداند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در ورودی شمال و شرق، دشت وسیعی در برابر مزدوران قرار داشت که توانستند با ایجاد شکافهای متعدد در سیاج (سیم توری) اطراف قرارگاه و سپس با تیراندازی مستقیم و رگبار باز کردن راه نفوذ خود به داخل قرارگاه را باز کنند. در ورودی شرق، بعد از شکافتن ۱۰۰متر از سیاج قرارگاه و بعد از مجروح کردن دو سوم نیروهای در صحنه، نیروهای عراقی وارد خاک اشرف شدند. در ورودی شمال نیز بعد از این‌که تلاش برای وارد شدن از ورودی اصلی را بی‌فایده دیدند، در فواصل ۱۰۰ و ۲۰۰متری دو طرف ورودی با لودر، شکافهایی ایجاد کردند و سرانجام از یکی از آنها خودروهای زرهی را وارد کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب کانون درگیری به عمق خاک اشرف یعنی میدان لاله در کنار ایستگاه پمپاژ آب منتقل شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اطلاعیه حمله به اشرف، شماره ۷ آمده‌است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«در ساعت ۱۷نفربرهای زرهی برای اشغال سه راهی مزار مروارید به داخل اشرف حمله کردند. ۶نفر بر زرهی به‌جانب ایستگاه آب و برق اشرف در حرکت هستند و در مسیر خود دست‌کم ۱۵نفر را مجروح کردند. ۳زرهپوش و چندین خودرو حامل نفرات مسلح در میدان لاله به ضرب و شتم و حشیانه ساکنان اشرف اشتغال دارند. پلیسها نه فقط با باتون بلکه با چوب و تبر هم در خیابانهای ۱۰۰ و ۴۰۰ به مجاهدین حمله‌ور شده‌اند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها می‌خواستند به مکانهای دیگر، به‌خصوص به سمت در اصلی‌اشرف، مسیرشان را باز کنند. اما باز هم همان دیوار انسانی بود که جلوی آنها را گرفت! دیواری از تنهای بی‌سپر، در برابر تیر و چوب و تبر!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مجاهد صدیق مرضیه رضایی (شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شاهد بودم که با یک بلوک به‌سر یکی از برادران کوبیدند و خون فواره زد، اما برادران و خواهرانمان با دست و پای شکسته مقاومت می‌کردند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;درگیریهای شب ششم مرداد - آغاز شلیک&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیروهای مهاجم به میدان لاله رسیدند. اما طبق طرح باید هنوز خون بیشتری در اشرف می‌ریختند. یک توافقنامه امنیتی با خامنه‌ای وجود داشت! بنابراین نیروهای ویژه سیاهپوش ملقب به swat (سوات) را از ورودی شمال، وارد اشرف کردند. تابلوی جنایت در حال تکمیل شدن بود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;مجاهد قهرمان شهید رحمان منانی&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;[[پرونده:خوابیدن ساکنین مقابل خودرو زرهی هاموی مهاجم به قرارگاه اشرف.jpg|بندانگشتی|خوابیدن ساکنین مقابل خودرو زرهی هاموی مهاجم به قرارگاه اشرف|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%86_%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88_%D8%B2%D8%B1%D9%87%DB%8C_%D9%87%D8%A7%D9%85%D9%88%DB%8C_%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D9%85_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81.jpg]]این وحشیها به‌راحتی خواهران را می‌زدند که این خودش یک داستان جداگانه دارد، اینها کاملاً فارسی هم صحبت می‌کردند، من چون عربی بلد نبودم به آنها می‌گفتم شما مزدور خامنه‌ای هستید، که آنها می‌گفتند خامنه‌ای کیه! رهبر ما خمینی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گواه اصلی جنایات عصر سه‌شنبه ۶مرداد در شمال اشرف، پیکر شهدا و بعد، گواهی شاهدان صحنه است. آن شب به جز نفراتی که در قسمت در شمالی اشرف بودند، کسی آن جنایات را ندید. اما تقریباً از تمامی اشرف می‌شد صدای شلیک گلوله‌ها را شنید و نور آن را که از طرف نیروهای عراقی شلیک می‌شد، دید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نزدیک نیم ساعت بعد از شروع شلیکها، دو تا از ماشینهای آمریکاییها که یکی هاموی بود و دیگری ماشین فرمانده‌ای بود که من قبلاً او را دیده بودم آمدند. موقع برگشت که می‌خواست از در خارج بشود، ما حتی خون را هم به او نشان دادیم، یعنی رفتیم جلوش، چون اصلاً اعتنایی نمی‌کرد، رفتیم زدیم به شیشه، گفتیم این خون، خون یکی از اشرفیها بود که آنجا شهید شده بود، گفتیم بیا خون را نگاه کن، دیگر حتی در را هم باز نمی‌کرد، بوق می‌زد که بروید کنار و از در خارج شد. (مجاهد شهید رحمان منانی در این تصویر نفر اول جلوی هاموی روی زمین دراز کشیده‌است تا مانع ورود آن به اشرف شود)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولش با شلیک هوایی شروع شد با سلاحهای مختلف، سلاحهای نیمه سنگین، مثل بی‌کی سی، ب.کا. ت، و بعد هم با سلاحهای انفرادی مثل کلاشینکف. نفراتی که شلیک می‌کردند، عمدتاً کنار خودروها بودند، که با سلاحهای انفرادیشان به سمت نفرات شلیک می‌کردند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حمید زمانی به‌طور مشخص کنار دست من بود، که چند بار رفت به سمت این نیروها و برگشت، به سمتش شلیک کردند و گلوله به قلبش خورد. مجاهد شهید اصغر یعقوب‌پور سه تا تیر به او اصابت کرد، روحیه‌اش خیلی خوب بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صحنه این‌طوری بود که لودر داشت کار می‌کرد که راه ما را ببندد. ما می‌خواستیم جلوش را بگیریم، شلیک کرد، مهرداد افتاد، من رفتم سراغش که یک گلوله هم به پای من خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(یک شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدیم از پشت سر مهرداد دارد خون می‌آید، همین که فهمیدیم علائم حیاتی دارد سوار جمس کردیم، ولی چون مسیر را بسته بودند یک مسیر سه دقیقه‌ای، سی دقیقه شد، بعد شب در اخبار شنیدیم که تا اتاق عمل هنوز زنده بود، ولی بعد شهید شد.&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;درگیری ادامه پیدا کرد، دیدم محمدرضا بختیاری جلو یک لودر ایستاده. لودر هی عقب و جلو می‌کرد که بچه‌ها بروند کنار، ولی آنها نمی‌رفتند. من لای سنگها بودم که گلوله خورد به سنگها و دستم مجروح شد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من خودم دو گلوله خوردم، یکی خورد به دستم و یکی هم به پهلویم که الآن دستم یکسری از کارایی‌هایش را از دست داده و پهلویم هم بی‌حسی دارد. [[پرونده:چند زن مجاهد مجروح در حملات به قرارگاه اشرف.jpg|بندانگشتی|چند زن مجاهد مجروح در حملات ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ به قرارگاه اشرف|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%86%D9%86%D8%AF_%D8%B2%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF_%D9%85%D8%AC%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81.jpg]] سؤال اینجاست که آنهایی که بعداً گفتند ما از قصد دولت عراق برای راه‌اندازی یک ایستگاه پلیس به شیوه غیرمرگبار مطلع بودیم، آن روز این شلیکها را هم ندیدند و نشنیدند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;(شاهد صحنه) :&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نیروی نظامی نمی‌تواند خودبه‌خود سلاح را مورد استفاده قرار دهد، چون هیچ‌کس این جرأت را ندارد که سلاح را علیه افراد غیرنظامی استفاده کند، ولی در یک هدف نظامی، وقتی افرادی را مستقیم مورد هدف قرار می‌دهند، از طرف فرماندهی مشخصی این دستور صادر شده. افرادی بودند در داخل همین نفرات که لباسهای سیاه تنشان بود، از همان اول که وارد صحنه شدند، خیلی تیز و مشخص می‌گفتند ما همه شما را می‌کشیم، ما همه شما را از اینجا بیرون می‌کنیم، ما از نخست‌وزیر عراق نوری مالکی فرمان داریم که همه شما را بزنیم و همه شما را بکشیم و هیچ‌کس نمی‌تواند مانع ما بشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ساعتهای آخر شب سه‌شنبه ۶مرداد، اشرف بعد از یک روز پرتلاطم و توفانی، به ناگهان در آرامش فرورفت. به جز تکان آرام شاخه درختان که با یک نسیم جنوبی تکان می‌خوردند، صدایی در آسمان اشرف شنیده نمی‌شد. اما یک نقطه بود که گویا تازه پذیرای تلاطم و توفان شده بود!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب ششم مرداد ۱۳۸۸ برای همه پرسنل امداد اشرف، شبی فراموش ناشدنی بود، شبی که علاوه بر پرسنل همیشگی امداد، ۵۰۰مجروح، ۴شهید و ۳مجروح در حالت کما هم در این ساختمان بودند، این ۳مجروح به‌دلیل جلوگیری از ورود پزشک متخصص، هر آن در معرض شهادت بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طی همان شب امیر خیری شهید شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از یک توقف چند ساعته به‌دلیل تاریکی شب، از اول صبح چهارشنبه ساعت ۸ تهاجم مزدوران برای پاکسازی اشرف از سمت شمال ادامه پیدا کرد. مزدوران در این تهاجم دست به تخریب و غارت در مزار مروارید و محل استقرار اشرفیها در ضلع شمال زدند. قرار بود طی دو روز، پرونده اشرف بسته شود. اما تقدیر چیز دیگری بود، اشرف ۴سال دیگر ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
. در روزهای ۶ و ۷مرداد ۱۳۸۸، نیروهای مالکی با خودروهای هاموی، آب‌پاش، لودر، سلاح گرم، چماق، داس، تبر و میله آهنی و… به‌اشرف حمله کردند، تخریب کردند و مجاهدان بی‌سلاح و بی‌سپر را آماج شقاوت‌بارترین ضربات خود قرار دادند. آنها در این حملات وحشیانه، ۱۱مجاهد خلق را شهید کردند، صدها نفر را مجروح و دچار نقص‌عضو و بیش از هزار نفر را به‌شدت مصدوم کردند و ۳۶مجاهد خلق مصدوم و مجروح را به‌گروگان گرفتند و بخشی از اموال را هم تخریب یا به‌سرقت بردند. گروگانها تنها پس از ۷۲روز اعتصاب‌غذا که ۷روز آن اعتصاب خشک بود، در آخرین لحظات حیات توانستند از اسارت رها شده و به‌اشرف بازگردند. اما آنچه هرگز برای جنایتکاران مهاجم و آمران آنها قابل تصور نبود، پایداری و مقاومت مافوق طاقت انسانی بود که زنان و مردان اشرفی با گوشت و پوست خود برای حفظ آن قیام کردند و به‌این ترتیب با دست خالی، تهاجم نیروهای عراقی را متوقف کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اظهارات طاهر بومدرا نماینده ویژه دبیر کل ==&lt;br /&gt;
طاهر بومدرا[رئیس دفتر حقوق بشر یونامی و مشاور نماینده ویژه دبیر کل در مسائل مربوط به کمپ اشرف از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲] می‌گوید:&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب «داستان ناگفته کمپ اشرف» نوشته طاهر بومدرا رئیس دفتر حقوق بشر یونامی در عراق - صفحهٔ ۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«آنها (نیروهای عراقی) از هامویها و بلدوزرها برای خراب کردن حصارها و دیوارهای اطراف اشرف استفاده کرده، بی هیچ ملاحظه ایی در تمامی جهات با سرعت حرکت کرده و تجمع ساکنین را هدف قرار دادند. نیروهای امنیتی عراقی پیاده و مسلح به باتون که بعضاً میخ دار هم بود، میله آهنی، چوب بیسبال، زنجیر، داس، تبر، گاز اشک آور، نارنجک‌های صوتی و آب فشار قوی بازور بداخل کمپ وارد شده و به صدها نفر از ساکنین غیر مسلح که زنجیر انسانی تشکیل داده بودند حمله کردند. در بعضی نقاط نیروهای مسلح عراقی بر روی ساکنین آتش گشودند. بر اساس برآورد بعضی از شاهدان عینی از نیروهای آمریکایی مستقر در عراق، حمله بسیار خشونت بار بوده و ساعتها بطول انجامیده‌است تا اینکه بعداز نیمه شب متوقف شد. در صبح روز بعد، ۲۹ ژوئیه، نیروهای مسلح عراقی حوالی ساعت ۱۰۱۵ بداخل کمپ برگشته و در میدان لاله نزدیک ایستگاه آب کمپ اتراق کردند. آنها به همان طریق و با همان سلاحهای روز قبل به ساکنین حمله کردند. در پایگاه قرارگاه عملیاتی گریزلی (قرارگاه عملیاتی گریزلی) واحد رزمی ۱۳۴ نیروهای آمریکایی در سکوت نظاره گر وقایع بود».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;طاهر بومدرا در کتاب خود در این زمینه می‌نویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«واحد رزمی ۱۳۴، نیروهای آمریکایی، (که من آنها را بخاطر وسایل تجسسی الکترونیکی کنترل از راه دور شان «برادر بزرگ» می‌نامیدم) گزارش کردند نیروهای مسلح عراقی از ورود دکترهای عراقی و افسران پزشکی نیروهای آمریکایی به صحنه برای تخلیه مجروحین جلوگیری کردند. نیروهای عراقی همچنین از بعضی تلاش رسانه‌های خبری برای نزدیک شدن به منطقه ممانعت بعمل آوردند. آمبولانس‌های کمپ اشرف در تلاش پزشکان اشرفی برای انتقال مجروحین به بیمارستان اشرف در خلال حمله بارها مورد شلیک قرار گرفتند. در خلال مأموریت حقیقت یابی، یونامی آمبولانس‌هایی را که با گلوله سوراخ سوراخ شده بود مورد بازدید قرار داد».&amp;lt;ref&amp;gt;کتاب «داستان ناگفته کمپ اشرف» نوشته طاهر بومدرا رئیس دفتر حقوق بشر یونامی در عراق - صفحهٔ ۱۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جان باختگان و مجروحان ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:جان باختگان ۶و۷ مرداد.jpg|بندانگشتی|جان باختگان ۶و۷ مرداد|پیوند=https://www.iranpediawiki.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86_%DB%B6%D9%88%DB%B7_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF.jpg]]در خلال این حملات یازده تن از مجاهدین جان باختند و بیش از ۱۰۰۰ نفر مجروح شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اسامی جان باختگان:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مهرداد رضازاده-علیرضا احمدخواه-حنیف امامی-سیاوش نظام الملکی-محمدرضا بختیاری-حمید زمانی-مهرداد نیک‌سیر-شعبان سوری-امیر خیری-علی اصغر یعقوب‌پور-حسین محمودی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== گروگان‌ها ==&lt;br /&gt;
در جریان این دو روز حمله ۳۶ تن از ساکنان اشرف به گروگان گرفته شدند که پس از ۷۲ روز اعتصاب غذا که ۷ روز پایانی آن اعتصاب غذای خشک بود با تلاشهای بین‌المللی خانم رجوی و هواداران مقاومت آزاد شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روزهای اول اسارت در دخمه‌ای در ورودی اشرف زندانی بودند و سپس به زندان المثنی منتقل شدند و پس از ۷۲ روز تحمل زندان و شکنجه آزاد شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این خصوص نیویورک تایمز از قول سخنگوی دولت عراق نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک گروه ۳۶نفره از اعضای اپوزیسیون ایرانی، بعد از نزدیک به سه ماه بازداشت در عراق، آزاد شده‌اند. علی الدباغ می‌گوید، این افراد روز چهارشنبه به اشرف در شمال عراق بازگردانده شدند. جایی که نزدیک به ۳هزارو ۵۰۰تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران از زمان تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ در آن‌جا محصور بوده‌اند».&amp;lt;ref&amp;gt;نیویورک تایمز - ۱۵ مهر ۱۳۸۸–۷ اکتبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
سایت سازمان مجاهدین خلق ایران&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%82%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%AE%DB%8C%D8%B1&amp;diff=44046</id>
		<title>قدم‌خیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%82%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%AE%DB%8C%D8%B1&amp;diff=44046"/>
		<updated>2019-12-30T08:33:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: در زیر تیتر وجه تسمیه تصحیحات وارد شد.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شخصیت&lt;br /&gt;
|نام        = قدم خیر&lt;br /&gt;
|تصویر      = [[پرونده:قدم خیر.jpg|بندانگشتی|وسط]]&lt;br /&gt;
|توضیحات    =&lt;br /&gt;
|سری        =&lt;br /&gt;
|اولین_حضور =&lt;br /&gt;
|آخرین_حضور =&lt;br /&gt;
|هدف        =&lt;br /&gt;
|ساخته_شده_توسط=&lt;br /&gt;
|ایفای_نقش_توسط=&lt;br /&gt;
|قسمت‌ها      =&lt;br /&gt;
|لقب        =&lt;br /&gt;
|نام_مستعار =&lt;br /&gt;
|نوع        =&lt;br /&gt;
|جنسیت      =&lt;br /&gt;
|سن         =&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد = ۱۲۷۸ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ  = ۱۳۱۲&lt;br /&gt;
|ویژگی      = مبارزه علیه حکومت رضاخان&lt;br /&gt;
|شغل        =&lt;br /&gt;
|عنوان      =&lt;br /&gt;
|callsign   =&lt;br /&gt;
|خانواده    =&lt;br /&gt;
|همسر        = صف‌قلی قلاوند&lt;br /&gt;
|significantother=&lt;br /&gt;
|فرزند      = محمدخان&lt;br /&gt;
|خویشاوند   =&lt;br /&gt;
|آدرس       =&lt;br /&gt;
|مذهب        = مسلمان&lt;br /&gt;
|ملیت       = لر&lt;br /&gt;
|lbl21      =&lt;br /&gt;
|data21     =&lt;br /&gt;
|lbl22      =&lt;br /&gt;
|data22     =&lt;br /&gt;
|lbl23      =&lt;br /&gt;
|data23     =&lt;br /&gt;
|lbl24      =&lt;br /&gt;
|data24     =&lt;br /&gt;
|lbl25      =&lt;br /&gt;
|data25     =&lt;br /&gt;
|extra-hdr  =&lt;br /&gt;
|lbl31      =&lt;br /&gt;
|data31     =&lt;br /&gt;
|lbl32      =&lt;br /&gt;
|data32     =&lt;br /&gt;
|lbl33      =&lt;br /&gt;
|data33     =&lt;br /&gt;
|lbl34      =&lt;br /&gt;
|data34     =&lt;br /&gt;
|lbl35      =&lt;br /&gt;
|data35     =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;قدم‌خیر&#039;&#039;&#039; (تولد ۱۲۷۸ خورشیدی، درگذشت ۱۳۱۲) زاده لرستان، زن مبارز ایرانی از قوم لر می‌باشد که در اوایل روی کار آمدن حکومت پهلوی در ایران جهت مقابله با سرکوب عشایر توسط دولت، به مبارزه مسلحانه علیه رضاخان در لرستان قیام کرد. او رهبر قیام «پشتکوه» بود که بیش از پنج سال علیه رضاخان مبارزه کرد. قدم خیر هیچگاه تسلیم دشمنان و تهدیدهای آنها نشد و در این راه شجاعت و شهامت بسیاری از خود نشان داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران کودکی و نوجوانی ==&lt;br /&gt;
قدم‌خیر در سال ۱۲۷۸ خورشیدی (۱۹۰۰ میلادی) در بخش الوار گرمسیری شهرستان اندیمشک در میان عشایر قلاوند در شمال کوه «تنگوان» در مکانی معروف به «گود» ودر محلی بنام «اِشگفت الله کرم» بدنیا آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وجه تسمیه ===&lt;br /&gt;
«قدم‌خیر» یعنی آن کسی كه تولدش براي اهل خانه موجب شگوني وخوشبختي است. «قدم‌خیر» نامی برای بانوان در بین مردم لرستان است و استعاره از کسی است که ورود و آمدنش سبب خیر و خوبی می‌شود. کسی که آورنده خوبی‌هاست و خیر در قدم‌هایش نهفته است. این نام رامعمولاً پدران لر بر نوزادن دختر عزیزکرده خود می‌گذاشتند، چون معتقد به ورود خیر و برکت با تولد دختران به زندگیشان بودند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نسب خانوادگی ===&lt;br /&gt;
پدر قدم‌خیر «کیخا قأنی» (کدخدا قندی) از طایفه بزرگ قلاوند (قلاون)، از ایل «دریکوند» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیره‌هایی ازطایفه قلاوند که در روستاهای «تاتا آو» (tataov) و «خونیله» (khonila) و «می‌رزیل» (merezil) زندگی می‌کردند دارای سرزمینی بودند که سرشار از منابع حیاتی و موقعیت محکم ایلی وعشیره‌ای بود. قدم‌خیردوران نوجوانی را در شرایط ایلی و کوچ نشینی با برادرانش در مبارزه با طبیعت و جنگ میان طایفه‌ها و ایل‌ها با حکومت وقت (اواخردوره قاجار و اوایل حکومت رضاخان) سپری نمود و به همین دلیل شخصیت او با ویژگیهای برجسته مبارزی جسور و در عین حال زنی مهربان، شکلگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرش، ریاست ایل بزرگ قلاوند را به عهده داشت و از مردان بنام طایفه بود که در بخشندگی، صلح‌جویی، مهمان‌نوازی، سلحشوری ومردم‌داری زبانزد خاص وعام بود. مادرش نیز «جواهر» (در گویش لری جوهر) نام داشت که زنی با ویژگی‌های ممتاز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدم‌خیر دوران کودکی و نوجوانی را در شرایط کوچ نشینی با پدر و برادرانش از جمله «بابا خان» و «عباس خان» و خواهرانش «گوطلا» و «شاهی» در میان طبیعت زیبای لرستان گذارند. او دختری زیبا، رشید و دلاور بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدم‌خیر در کودکی نزد شخصی به نام «ملاحاجی» سواد مکتبی را فراگرفت و اندک‌اندک درشرایطی که پدرش در رأس طایفه قرار داشت و به دلیل رفت و آمدهای بزرگان به خانه پدری به فردی مطلع و آگاه از اتفاقات زمانه بدل شد. قدم‌خیر به واسطه زندگی در چنین خانواده‌ای دانش مردمداری ونیز مهارت‌های سوارکاری و تیراندازی رابا شایستگی فراگرفت که کمتر زن «بالاگریوه‌ای» به آن دست یافت. تنها فرزند او پسری به نام محمدخان از شوهرش صف‌قلی قلاوند بود. صف‌قلی در نبرد با نیروهای رضاخان کشته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ریشه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
تاریخ معاصر ایران، با مبارزات آزادیخواهانه این کشور عجین شده‌است. زنان ایرانی به ویژه از انقلاب مشروطیت تا به امروز نویسنده برگ‌های زرینی از کتاب تاریخ معاصر ایران هستند. زنانی که حضور در رهبری سیاسی جامعه را هدف خود قرار دادند، رو در روی حاکمان مستبد ومرتجع ایستادند ونقشی بی‌بدیل در نیل به آزادی در ایران ایفا کردند. قدم‌خیر از خطه لرستان از جمله چنین زنان مبارزی بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:ورود قدم‌خیر به مبارزه مسلحانه.jpg|جایگزین=ورود قدم‌خیر به مبارزه مسلحانه|بندانگشتی|ورود قدم‌خیر به مبارزه مسلحانه]]&lt;br /&gt;
او زنی با وقار، رشید و بی‌باک بود که در هنگام هجوم نیروهای رضاخان برای سرکوب عشایر به سبب رشادت‌های زیاد در مبارزه مسلحانه با نیروهای رضاخان شهرتی بسیار پیدا کرد. مبارزه مسلحانه قدم‌خیر و دلاوری‌اش در جنگ با نیروهای سرکوبگر که او را به اسطوره شجاعت معاصر در میان زنان بدل کرده‌است به نخستین سال‌های حکومت رضاخان برمی‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیاست حکومت در قبال عشایر ===&lt;br /&gt;
حکومت سلطنتی با تاج‌گذاری رضا خان میرپنج در اردیبهشت ۱۳۰۴ شروع شد. او مدعی ایجاد نظم نوین در ایران بود. رضاخان در سالهای ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۴ که در نقش وزیر جنگ آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه، فعالیت می‌کرد پایه‌های حکومت خود را بنیان گذاشت. رضا خان، برای تضمین قدرت مطلق خود، روزنامه‌های مترقی و مستقل را توقیف کرد، احزاب سیاسی را از بین برد و با بدست آوردن قدرت بلامنازع، به آنچه که آنرا اصلاحات اجتماعی و سیاست تک‌ملیتی - تک زبانی می‌خواند، اقدام به حذف ملیت‌های مختلف در ایران، حذف ایلات و عشایر و حذف زبان و فرهنگ‌های مختلف در ایران کرد. سیاست یکجانشینی عشایر، حذف زبان کردی و لری، گماشتن امیران و فرماندهان غیر بومی بر مناطق عشایری، کوچ اجباری حکام و فرماندهان و رهبران سیاسی قومیت‌ها، گرفتن زمین و گروگان از بزرگان و ایلات و عشایر، گوشه‌ای از اقدامات رضاخانی در لرستان و سایر استان‌ها بود. (۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طرح حکومتی یکجانشینی ===&lt;br /&gt;
طرح یکجانشینی برای عشایر امری بسیار ناگوار بود، زیرا از یک طرف می‌بایست از تمام فعالیت‌های تولیدی خویش که مبتنی بر مرتع و دام بود، دست می‌کشیدند و از طرف دیگر امکانات و منابعی از طرف دولت مرکزی جهت امرار معاش عشایر فراهم نشده بود. در نتیجه سیاست یکجانشینی به فقر آنها می‌انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان با ابزار سرکوب مصمم بود که طرح یکجانشینی رابه مورد اجرابگذارد. اما این طرح برایش قابل اجرا نبود، مگر با خلع سلاح عشایر؛ به این ترتیب طرح خلع سلاح عشایر که برای حفاظت از خود مسلح بودند، در دستور کار حکومت قرار گرفت. ارتش با توسل به زور و کشتار عشایر به خلع سلاح آنان پرداخت. اما عشایر با مقاومت شدید به مقابله با رضاخان برخاستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://neginzagros.com/news/Details/1157 نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر – قدم‌خیر لرستانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتایج سیاست سرکوب ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:سرتیپ محمدخان.jpg|جایگزین=قدم خیر|بندانگشتی|سرتیپ محمدخان]]&lt;br /&gt;
به این ترتیب اوایل حکومت رضاخان همراه شد با قتل و کشتار و خونریزی که برای عشایر نابودی حیات اقتصادی، بیکاری، حذف زبان و هویت و بطور کلی مرگ و کشتار به ارمغان آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاست سرکوب ملیت‌ها وعشایر از یکسو و ثروت کلان فرماندهان قزاق رضاخان درسایه چپاول عشایر از سوی دیگر، لرستان را در نخستین سال‌های حکومت سلطنتی به خاک و خون کشید. رضاخان، ابتدا سرتیپ محمدخان و سپس سپهبد امیر احمدی را فرمانده لشکرکشی به دو منطقه در لرستان بنام «پشتکوه» و «پیشکوه» کرد. پشتکوه جایی بود که درگیری‌ها رفته رفته صورت قتل‌عام به‌خود گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که ارتش و نیروهای نظامی درسال ۱۳۰۷–۱۳۰۸ به قصد اجرای سیاست‌های سرکوب‌گرانه رضاخانی به عشایر «پشتکوه» و لرستان حمله کردند، لرها به مبارزه با آنها برخاستند. در این مبارزه که به مدت ۵ سال طول کشید نام قدم‌خیر لرستانی به عنوان یکی از فرماندهان هزاران جنگجوی لر، در تاریخ ثبت شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://kavefarzandemelat.com/2019/05/11/آهنگ-لری-قدم-خیر-با-زیر-نویس-فارسی/ در مورد قدم خیر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدم‌خیر در این راه ابتدا همسر خود را از دست داد. همسرش صف‌قلی همراه با برادرش فاضل در ارتفاعات «گاو آزین لرستان» با نظامیان رضاخان درگیر شدند و صف‌قلی که مردم طایفه قلاوند رادر خطر می‌دید، از برادرخود، خواست که مردم طایفه را آگاه کرده تا به جاهای امن پناه ببرند و خود یک تنه درمقابل نظامیان جنگید. در این درگیری نابرابر، صف‌قلی به شهادت رسید و قدم‌خیر با برادران خود همرزم شد و علیه بی عدالتی و ظلم و ستم حکومت رضاخان شورش کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سپهبد امیراحمدی.jpg|جایگزین=سپهبد امیراحمدی - صفحه قدم خیر|بندانگشتی|سپهبد امیراحمدی]]&lt;br /&gt;
در یکی از نبردها که سپاه ایل بدون آب ومهمات درمحاصره نظامیان رضاخان قرار گرفت، قدم‌خیر به همراه چند مرد جنگی حلقه محاصره مأموران دولتی را با شجاعت درهم شکست و با تهیه مشک‌های آب و قطارهای فشنگ و آذوقه، به سنگر مبارزان آب، غذا و مهمات رساند و آنها را از محاصره نجات داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهرت و آوازة قدم‌خیر ===&lt;br /&gt;
تا قبل از استقرار کامل دیکتاتوری رضاخان در خرم‌آباد و بخش‌های تابعه آن، مبارزه قدم‌خیر و برادرانش با نظامیان تحت فرماندهی سرتیپ اسفندیاری از هنگ منصور سینه به سینه در میان مردم نقل می‌شد. در یک مورد قدم‌خیر و دو تن از برادرانش جهت تهیه فشنگ و مهمات کافی و به تلافی درگیری خونینی که در منطقه بالاگریوه با نظامیان تحت فرماندهی سرتیپ اسفندیاری از هنگ منصور داشتند در کنار «سراب گرداب» که در آن زمان شمالی‌ترین منطقه خرم‌آباد بود به کمین نظامیان نشستند و در فرصت مناسب آنها را خلع سلاح کردند. این شیوه کمین چندین بار موفقیت آمیز بود و آنان هر بار موفق شدند غنایمی از نظامیان به دست آورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند در کتاب خود که «موسیقی در فرهنگ لرستان» نام دارد در وصف قدم‌خیر می‌نویسد: «این زن در تیراندازی، رشادت و سواری دست کمی از مردان رشید و دلیر نداشته و برای قبیله خود، رئیس و دلاوری کم‌نظیر بوده‌است».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://parsiandej.ir/قدم-خیر-شیرزن-لر-ایرانی/ پارسیان دژ - قدم خیر شیرزن (لر) ایرانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این رشادت‌ها که قدم‌خیر در این سلسله نبردها از خود نشان داد، آوازه‌اش در همه جا پیچید و مردم از نقاط دور و نزدیک به دیدن او که اینک به نمادی برای مبارزه با ظلم وجور رضاشاهی تبدیل شده بود، می‌آمدند. به دیدار بانویی که برای روحیه بخشیدن به یاران مبارز، از شاهنامه لری رجزخوانی می‌کرد، با خواندن اشعاری از آن، به مردم و رزمندگان امید پیروزی می‌داد و سرانجام همپای همه مردان ایل تا به آخر ایستاد و جنگید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://khavanin0lorestan.blogfa.com/post/5 خوانین لرستان – زندگی‌نامه قدم‌خیر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهادت برادران ===&lt;br /&gt;
در پایان سال ۱۳۰۸ در فاصله‌ای کوتاه، هر دو برادر قدم‌خیر به نام‌های عباس‌خان و باباخان در درگیری‌های نابرابر با قوای سرکوبگر رضاخان قزاق کشته شدند و قدم‌خیر به تنهایی به مبارزه ادامه داد. اگرچه تلخی شهادت برادران بر وی بی‌تأثیر نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی فردی به‌نام «جلال خان والی‌زاده» که از وابستگان دولت و از مالکین شمال شوش بود توسط شاهی (خواهر بزرگ قدم‌خیر) که زن پدرش (غلامرضاخان) بود تقاضای ازدواج با قدم‌خیر را مطرح کرد، ولی قدم‌خیر این درخواست را نپذیرفت. چرا که کینه او نسبت به دولتیان و عوامل آنها او را آرام نمی‌گذاشت و به دنبال فرصتی بود که از آنان حق بستاند. با میانجیگری زیاد و ارتباط جلال‌خان با اعضای طایفه و فشار بزرگان خانواده، سرانجام قدم‌خیر به این ازدواج تن داد اما تا روزهای پایان عمر از رفت و آمد دشمنان برادران خود به خانه جلال زجر کشید و از آنان متنفر و رویگردان بود. همین امر سبب شد او روز به روز رنجورتر شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:قدم خیر در اواخر عمر در ۳۴ سالگی.jpg|جایگزین=قدم خیر در اواخر عمر در ۳۴ سالگی|بندانگشتی|قدم خیر در اواخر عمر در ۳۴ سالگی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== درگذشت قدم‌خیر ==&lt;br /&gt;
سرانجام در اواخر سال ۱۳۱۲ قدم‌خیر، آن رزمنده زن پیشتاز و خط‌شکن، در ۳۴ سالگی و زمانی که هنوز تاریخ می‌توانست خاطرات بیشتری از او برای لرستان به یادگار بگذارد در بستر بیماری دیده از جهان فروبست و به روایتی در دزفول در گورستان کنار پل قدیم به‌خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی دیگر در تاریخ آمده‌است که از طریق عوامل دولتی و مزدوران رضاخان از طریق یک نفوذی در منزل جلال‌خان، با زهر کشته شد. زیرا رضاخان از محبوبیت قدم‌خیر در میان طوایف لر و اقدام احتمالی او علیه دولت هراس داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت دیگر مربوط به محل دفن این زن مبارز این است که بعد از وفات جنازه او را بهکشور عراق بردند و در جوار شهدای کربلا به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقش و تأثیر قدم‌خیر در تاریخ معاصر ==&lt;br /&gt;
اما این پایان زنی مبارز و شخصیتی جسور و خستگی ناپذیر نبود. از آن پس قدم‌خیر زندگی حماسی خود را در قلب توده‌ها آغاز کرد. زنی که در برابر ظلم رضاخان سلاح به‌دست گرفت، بر مناسبات ظالمانهٔ دیکتاتوری رضاخانی شورش کرد و به نسل‌های بعد از خود درس تسلیم‌ناپذیری، ایستادگی و مقاومت داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسل‌های زنان بعد از او نیز درس‌های او را به خوبی مشق کردند؛ درس قیام و مجاهدت برای ورود به عرصه رهبری مبارزات اجتماعی، درس شورش علیه قید وبندهای ارتجاعی و استثماری، درس آزادگی و درس فدا وجانبازی در راه آزادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشمار زنان از خطه لرستان هم‌چون شهید صبا نصیر مقدم، بهجت مصطفایی، کبری صحبت علی‌آقا، معصومه رضایی… و بسیاری دیگر که رودر روی حکومت ولایت فقیه ایستادند وجان خود را فدیه رهایی خلق و میهن کردند، در زمره نوادگان قدم‌خیر هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدم‌خیر نیز در طول عمری کوتاه اما پربار اسمش را با رسم خود در آزادگی وجسارت درآمیخت، به نامی که بر وی نهاده بودند صحه گذاشت و آنراجاودانه کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تأثیر قدم‌خیر بر فرهنگ و موسیقی لر ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مجسمه قدم خیر در پارک بانوان خرم آباد.jpg|جایگزین=مجسمه قدم خیر در پارک بانوان خرم‌آباد|بندانگشتی|مجسمه قدم خیر در پارک بانوان خرم‌آباد]]&lt;br /&gt;
غیر از توده مردم، نوازندگان و آوازخوانان بومی نیز از جمله کسانی بودند که تحت تأثیر وقار، روح عصیانی و شخصیت مبارزاتی قدم‌خیر قرار گرفتند. یکی از همین هنرمندان گمنام به‌نام «مِراوَگ» (مراد بگ) بر همین اساس شعری سرود و آهنگی ساخت که بعدها به عنوان یکی از مقام‌های موسیقی لُری معروف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان سیسیل ادموندز که در سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی مطابق با ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۶ شمسی مأمور سیاسی انگلستان در ایران بوده، در سفرنامهٔ خود به هنگام عبور از لرستان اشاره‌ای دارد به داستان قدم‌خیر و ترانه و اشعار ساخته شده در رسای او که در آن به اسم مراوک نیز به صراحت اشاره شده‌است. در مسافرت سال ۱۹۱۷میلادی «ای.بی. سان» به میان طوایف دریکوند نیز بیت‌هایی از اشعار قدم‌خیر آمده‌است. (۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند در کتاب خود که «موسیقی در فرهنگ لرستان» نام دارد در وصف قدم‌خیر می‌نویسد: «این زن در تیراندازی، رشادت و سواری دست کمی از مردان رشید و دلیر نداشته و برای قبیله خود، رئیس و دلاوری کم‌نظیر بوده‌است» (۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ملا جمشید» نیز از نوازندگان و شاعران طایفه قلاوند، قدم‌خیر را در ابیات بسیاری به تصویر کشید وآهنگی بسیار زیبا ساخت و خود، آن را با کمانچه نواخت که تا امروز نوازندگان بسیاری در لرستان موسیقی قدم‌خیر را اجرا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان کسانی که ترانه قدم‌خیر را خوانده‌اند صدای ماندگار «رضا سقایی»، اسطوره آواز لرستان، معروف‌تر از بقیه است. طنین دلکش و خوش‌آهنگ صدای استاد سقایی و ترکیب آن با ضرب آرام و پرکشش آهنگ این ترانه و نیز ابیات خاطره انگیز، حماسی و در عین حال عاشقانه آن، هر شنونده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در موسیقی محلی لرستان ترانه قدم‌خیر یکی از یادگارهای ماندگاری است که نام آن زن پیشتاز را زنده نگه داشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش‌هایی از ترانه‌هایی که در وصف قدم‌خیر سروده شده چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;«قدم‌خیر دو هار میا میلش وه قیه تفنگچی ده میدونش خوشی نییه»&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترجمه: قدم‌خیر از آن پایین می‌آید و میل جنگ دارد. هیچ تفنگچی‌ای در میدان رزم او روی خوش ندیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;قدم‌خیر دو هار میا میلش و جنگه آلمانی دو پیچ سوهش پر د شنگه&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترجمه: «قدم خیر از پایین آمده ومیل به جنگ دارد، پیچ گلبند سربندش پر از فشنگ آلمانی است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;قدم خیر یا جون خت یا جون بو وت، واکو او هف تیرته دو پیچ سووه ت&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترجمه: «ای قدم‌خیر! تورا به جان خودت یا پدرت قسم می‌دهم که آن هفت تیر را که درسربندت پنهان کرده‌ای بیرون بیار!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;قدم خیر قدم زنه دو دیو خونش – چی جهال عاشقی جکسون و شونش&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترجمه: «قدم خیر در ایوان خانه خود قدم می‌زند درحالی که مانند یک جوان مغرور تفنگ جکسون (تفنگی ازساخته‌های کشورآلمان) را بر دوش دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF&amp;diff=43526</id>
		<title>شکرالله پاکنژاد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF&amp;diff=43526"/>
		<updated>2019-12-19T10:05:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: ویراستاری برخی جملات&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = شکرالله پاکنژاد&lt;br /&gt;
| تصویر            = شکرالله پاکنژاد.jpg&lt;br /&gt;
| شرح تصویر        =شکرالله پاکنژاد&lt;br /&gt;
| نام کامل         = شکرالله پاکنژاد&lt;br /&gt;
| معروف به         = شکری&lt;br /&gt;
| نام مستعار       =&lt;br /&gt;
| زادروز           =&lt;br /&gt;
| شهر تولد         = دزفول&lt;br /&gt;
| کشور تولد        =&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ        = ۲۸ آذر ۱۳۶۰&lt;br /&gt;
| شهر مرگ          = تهران اوین&lt;br /&gt;
| کشور مرگ         = ایران&lt;br /&gt;
| نام همسر         =&lt;br /&gt;
| فرزندان          =&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = عزیز پاکنژاد&lt;br /&gt;
| تحصیلات           =&lt;br /&gt;
| دین              =&lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = [[گروه فلسطین]]&lt;br /&gt;
| سمت              =&lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      =&lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         =&lt;br /&gt;
| قبل از           =&lt;br /&gt;
| بعد از           =&lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       =&lt;br /&gt;
| امضا             =&lt;br /&gt;
| زیرنویس          =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;شکرالله پاکنژاد&#039;&#039;&#039; (تیرباران ۲۸ آذر ۱۳۶۰) فعالیت‌های سیاسی خود را از مبارزات ملی و دانشجویی اواخر سالهای ۱۳۳۰ و اوایل ۱۳۴۰ خورشیدی شروع کرد و از زندانیان سیاسی زمان [[محمدرضا پهلوی|محمدرضا شاه پهلوی]] بود دفاعیات او در دادگاه شهرت جهانی دارد بعد از انقلاب ۱۳۵۷ از بنیانگذاران [[جبهه دموکراتیک ملی ایران]] بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شکرالله پاک‌نژاد، که دوستانش او را شکری صدا می‌کردند با اعتقاد به مبارزه مسلحانه دست به ایجاد تشکل و هسته‌ای برای آغاز مبارزه قهرآمیز با رژیم شاه زد. این هسته که به [[گروه فلسطین]] معروف شد یکی از نخستین تلاش‌ها برای سازماندهی مقاومت مسلحانه علیه رژیم شاه بود. پاک‌نژاد در سال ۱۳۴۸ به هنگام خروج از ایران به منظور پیوستن به جنبش فلسطین توسط ساواک شاه دستگیر و زندانی شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگی‌نامه ==&lt;br /&gt;
شکرالله پاک‌نژاد در خانواده‌ای فقیر در دزفول متولد شد. در سال ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد. به محض ورود به دانشگاه با مسائل سیاسی آشنا شد و شروع به فعالیت کرد و به علت فعالیت‌های وسیع که در امر مبارزه با شاه از خود نشان داد، به زودی توانست مسئولیت‌های مهمی در سازمان دانشجویان وابسته به جبهه ملی به عهده بگیرد. از همان سال تا سال ۱۳۴۲ که او را از دانشگاه اخراج کرده و به سربازخانه فرستادند، بارها بازداشت شد و به زندان افتاد. در تظاهرات اول بهمن ۱۳۴۰ که مأموران ساواک و کماندوهای چترباز، به دانشگاه هجوم بردند، به قصد کشت او را کتک زدند، طوری که نیروهای امنیتی ناچار شدند پیکر تقریباً نیمه جانش را به بیمارستان برسانند. عصر همان روز پس از کمی بهبودی نسبی از بیمارستان فرارکرد و از فردای آن روز باز مبارزه را از سرگرفت. در سال ۱۳۴۲ او را به عنوان «اخلالگر» ازدانشگاه اخراج کرده و به سربازی فرستادند. در سال ۱۳۴۷ از دانشکده حقوق، رشته علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;همبستگی ملی - [https://www.hambastegimeli.com/گزیده-اخبار/46428-عبدالعلی-معصومی-به-یاد-شکرالله-پاک-نژاد عبدالعلی معصومی: به یاد شکرالله پاک نژاد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تشکیل گروه ==&lt;br /&gt;
گروهی که با شکرالله پاکنژاد بودند در حال خروج غیرقانونی از مرز شَلمچه (خرمشهر)، برای پیوستن به رزمندگان فلسطینی دستگیر و زندانی شدند. از این رو، «گروه فلسطین» نام گرفتند. گروه فلسطین یک گروه یکپارچه نبود بلکه شامل چند گروه کوچک و شماری از چهره‌های دانشجویی بود که تمایلات مارکسیستی داشتند ولی نقطه وحدتی که این افراد را به هم نزدیک کرده بود اعتقاد آنها به مبارزه مسلحانه به عنوان تنها راه مبارزه بعد از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ شده بود که راه هر گونه مبارزه مسالمت آمیز سیاسی بسته شده بود&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری ==&lt;br /&gt;
شکرالله پاک نژاد (که دوستانش او را «شکری» صدا می‌زدند) و افراد گروهی که با او همراه بودند، به جز چند تن، در دیماه سال ۱۳۴۸، به هنگام خروج غیرقانونی از مرز شَلمچه (خرمشهر)، برای پیوستن به رزمندگان فلسطینی دستگیر و زندانی شدند. از این رو، «گروه فلسطین» نام گرفتند. «ساواک» با استفاده از اطلاعات حزب توده و در راٌس آن عباس شهریاری (که اصطلاحاً او را مرد هزار چهره می‌نامیدند) و با استفاده از اطلاعاتی که یکی از رابطین گروه پس از دستگیری داده بود توانست آنها را به هنگام عبور از مرز شلمچه (خرمشهر) دستگیر و زندانی کند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== محاکمه ==&lt;br /&gt;
«دادگاه بدوی» راٌی خود را در روز دهم دیماه صادر کرد. سه تن از متهمان ـ شکرالله پاکنژاد (۲۸ساله، حقوقدان)، [[ناصر کاخساز]] (۲۸ساله، قاضی دادگستری) و [[مسعود بطحایی]] (۲۸ساله، کارگر) ـ به «حبس ابد با اعمال شاقّه» و بقیه از سه تا ۱۵ سال زندان محکوم شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دادگاه تجدید نظر نظامی» که در روز ۲۶دیماه برای رسیدگی به پرونده متّهمان تشکیل شد، در روز ۲۹دیماه حکم خود را صادر کرد. بر اساس آن، حکم‌های پیشین سه متّهم ردیف اول و هفت تن دیگر تاٌیید شد و مدت زندان هفت تن دیگر کاهش یافت و حکم یک تن ([[محمدرضا شالگونی]]، ۲۵ساله، دانشجو)، از ۵ به ده سال افزایش یافت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه «لوموند» در روز ۲۱ ژانویه (اول بهمن) نوشت: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«هنگامی که رئیس دادگاه احکام را قرائت می‌کرد، محکومین به حبس ابد در حین شنیدن احکام به خواندن سرود انترناسیونال پرداختند» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;دفاعیات شکرالله پاک‌نژاد هم در «دادگاه بدوی» و هم در «دادگاه تجدیدنظر» از درهای بسته «دادگاه نظامی» بیرون رفت و به گونه گسترده‌ای در ایران و جهان پراکنده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دفاعیات شکرالله پاک نژاد ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:شکرالله-پاک-نژاد.jpg|بندانگشتی|شکرالله پاکنژاد در دادگاه]]&lt;br /&gt;
دفاعیات شکرالله پاکنژاد در سراسر ایران بر سر زبان مردم افتاد وشهرت جهانی پیدا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[ژان پل سارتر]] نویسنده فرانسوی متن کامل دفاعیات شکرالله پاک نژاد را بطور کامل در مجله خود به نام عصر جدید چاپ کرد. شکرالله پاک‌نژاد را بخاطر همین دفاعیات، ابتدا به اعدام محکوم کردند اما رژیم شاه، تحت فشارهای بین‌المللی مجبور شد حکم اعدامش را به حبس ابد تبدیل کند. با اوجگیری مبارزه مردم علیه نظام سلطنتی، شکری نیز از زندان آزاد شد. او ۹ سال در زندان شاه بود. [[آیه الله منتظری]] و [[آیه الله طالقانی]] از او به نیکی یاد می‌کردند. پاک نژاد پس از پیروزی قیام ضدسلطنتی از مؤسسین [[جبهه دمکراتیک ملی ایران|جبهه دمکراتیک ملی ایران بود]] وی در مرداد سال ۶۰، بار دیگر به اسارت درآمد و در اواخر ماه آذر همان سال تیرباران شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دفاعیه پاکنژاد چگونه به دست مردم رسید؟ ==&lt;br /&gt;
[[کرامت‌الله دانشیان]] دوست نزدیکی به نام [[یوسف آلیاری]] داشت. یوسف آلیاری دانشجوی دانشگاه ملی بود. او بعد از انقلاب در [[اعدام زندانیان سیاسی (تابستان ۱۳۶۷)|قتل‌عام زندانیان سال ۶۷]] اعدام شد، یوسف در زندان شاه تمام دفاعیه پاک نژاد را ریزنویسی کرد و در پلاستیک کوچکی گذاشت، سپس قورت داد و از زندان بیرون آورد.&amp;lt;blockquote&amp;gt;کرامت الله دانشیان؛ مثل بسیاری از زندانیان، تحت تأثیر مقاومت پاک نژاد بود یکبار درسلول شماره ۱۶ زندان اوین به کمکُ مرس با وی حرف می‌زند و از جمله می‌نویسد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;هوا دلپذیر شد گل از خاک بردمید، پرستو به بازگشت زد نغمه امید. به جوش آمده ست خون درون رگ گیاه … &amp;lt;/blockquote&amp;gt;شکرالله پاک نژاد در نوشته‌ای با عنوان «دفاع از مردم در برابر دیکتاتور»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://hambastegimeli.com/صفحات-ویژه/طبله-عطار/55442-«دفاع-از-مردم-در-برابر-دیکتاتور» همبستگی ملی]&amp;lt;/ref&amp;gt;، که اوایل انقلاب در مجموعه ای با عنوان «فرهنگ نوین» چاپ شده به این موضوع اشاره کرده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دفاعیات شکرالله پاک نژاد ==&lt;br /&gt;
اصل ۷۴ متمم قانون اساسی مقرر می‌دارد که هیچ محکمه ای ممکن نیست منعقد گردد مگربه حکم قانون. پس وقتی که قانون اساسی تشکیل محکمه ای را ممکن نمی‌داند مگربه حکم قانون به طریق اولی ممکن نیست محکمه ای تشکیل شود که مغایربا قانون اساسی باشد. حال ببینیم جلسه امروز مرکب ازچه کسانی است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من اسامی همه آقایان حاضردراین جلسه را مشخصا قید می‌کنم که ازلحاظ ثبت درپرونده معلوم باشد که حتی یک تماشاچی دراین جلسه نیست. متهمین آقایان (مسعود بطحائی- احمد صبوری- ناصرکاخسار- ناصررحیم خانی- عبدالله فاضلی- هاشم سگوند- هدایت الله سلطان زاده- عبدالرضا نواب بوشهری- بهرام شالگونی- داود صلحدوست- سلامت رنجبر- محمد رضا شالگونی- ابراهیم انزابی نژاد- محمد معزز- ناصرجعفری- فرشید جمالی- فراد اشرفی و شکرالله پاک نژاد- بعلاوه- آقای رئیس دادگاه- آقایان قضاوت- آقای دادستان- آقای منشی و آقایان درجه داران و سربازان.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهش می‌کنم اگرصورت جلسه ای هست که محکمه تصمیم برغیرعلنی بودن خود گرفته‌است، هم اکنون قرائت شود تا درصورت جلسه تشکیل دادگاه قید شود؛ بنابراین وقتی اصل ۷۶ متمم قانون اساسی اجرا نشود و حقی که قانون اساسی اعطا نموده رعایت نگردد و جلسه ای بدون حضورتماشاچی تشکیل شود بنا به صراحت اصل ۷۶ متمم قانون اساسی چنین جلسه ای محکمه نیست و این که من دراظهاراتم گفتم «جلسه» و نگفتم «دادگاه» یا محکمه برای تبعیت ازاصل ۷۴ و ۷۶ قانون اساسی است.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;راه توده - [https://www.rahetudeh.com/rahetude/2013/12janvier/1/paknezhad7.html دفاع شکرالله پاک نژاد در دادگاه نظامی شاه]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
واضعین قانون اساسی برای این که درتفصیرات سیاسی، دولت‌ها نتوانند روی اقدامات غیرقانونی خود سرپوش گذاشته و روشنفکران را بدون اطلاع مردم دسته دسته بدون سروصدا در دادگاه‌های دربسته محاکمه و محکوم نمایند، درقانون اساسی و متمم آن تأکید خاص کرده‌است. برای من و همه مردم آزادی‌خواه ایران و جهان که می‌دانند چگونه قانون اساسی درصورت لزوم سوء تعبیرمی شود روشن است که اصولاً حکومت ایران معتقد است که درایران هیچ‌کس به اتهام سیاسی نه بازداشت می‌شود و نه محاکمه می‌گردد. من و صدها جوان دیگر نظیر کسانی که دراین جلسه درردیف متهمین نشسته‌اند و مسلماً از نظر آزادی خواهان جهان باعث افتخار ملت ما هستند، به نظراین دستگاه‌ها جانیانی هستیم که به مجازات‌های جنائی محکوم می‌شویم. این همه ظلم و ستم، این همه شکنجه و آزارها که درمورد تمام افراد این پرونده انجام شده، از صحه گذاشتن بصلاحیت محاکم نظامی برای رسیدگی باتهامات سیاسی یا اتهامات مربوط به طرز تفکر و اندیشه انسانی سرچشمه می‌گیرد. من اعلام می‌کنم که اگر تقصیری متوجه من باشد آن تقصیر سیاسی است و باید محاکمه با حضورهیات منصفه صورت به گیرد؛ ولی محاکم نظامی اساساً معتقدند که دراین مملکت هیچ‌کس به اتهام سیاسی دستگیر و محاکمه نمی‌شود. باید بگویم که قانون مجازات مقدمین علیه امنیت و استقلال مملکت که مورد استفاده مراجع نظامی است در ۲۲ خرداد ۱۳۱۰ یعنی ۳۹ سال قبل تصویب شده‌است. اولین دسته کمونیست‌های ایران درسال ۱۳۱۶ مشهور به گروه ۵۳ نفربه موجب همین قانون مقدمین برضد امنیت کشور مصوب ۲۲ خرداد ۱۳۱۰ محاکمه و محکوم شدند، ولی نه درمحکمه نظامی بلکه در محکمه جنائی عدلیه. حالا از آن تاریخ ۳۳ سال می‌گذرد و ما را به همان اتهام و بر طبق همان قانون به محاکمه کشانده‌اند ولی در زیر برق سرنیزه مأمورین نظامی در دادگاه نظامی- این است نتیجه و مفهوم پیشرفت مملکت درظرف ۳۳ سال در صیانت حقوق انسانی- دنیا باید بداند که ما در چه شرائط وحشتناکی زندگی می‌کنیم که قوه قضائیه مملکت زیر سر نیزه خرد شده‌است و همه زندگی مردم بوسیله ارتش و قوه مسلح حل و فصل می‌شود و جز دعاوی مربوط به سفته و تعدیل مال الاجاره و اتهامات مربوط به کلاه‌برداری و چک بلامحل، عدلیه به کاری اشتغال ندارد. مایه اصلی مشروطیت عدالت است و مردم فکر کردند که با استقرار مشروطیت و با تفکیک قوای سه‌گانه: مقننه، قضائیه، و مجریه از سیستم حکومت که همیشه «جلاد» ازعناصر اولیه آن بود رهائی خواهند یافت و دیگرهیچ خونخواری نخواهد توانست با اراده شخصی دستور مجازات متهمی را صادر کند. اکنون محاکمه این جانبان دراین جا به معنی پایمال کردن قوه قضائیه و برهم زدن اصل تفکیک قوای ثلاثه است و این اقدامات مجازات دارد. درست است که شما پوزخند خواهید زد که چه کسی جرات مجازات ما را دارد؟ درست است که شما پیش خود خواهید گفت: «این، حکومت است که خودش می‌خواهد چنین بکنیم.» اما وظیفه من گفتن حقایق است تا مردم دنیا بدانند درایران که این همه صحبت ازحقوق بشر و قانون می‌شود چه می‌گذرد…&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== آخرین دفاع ==&lt;br /&gt;
ریاست محترم دادگاه، دادرسان محترم، مأمورین سازمان امنیت درسال گذشته عده زیادی از دانشجویان و آزادی خواهان ایران را به اتهام اقدام علیه کشورتوقیف کرده و پس از شکنجه‌های وحشتناک قرون وسطائی با پرونده‌های ساختگی به دادگاه‌های نظامی اداره دادرسی ارتش فرستادند. شماره کسانی که در دی و بهمن ماه سال گذشته به اتهام هم دردی با مردم فلسطین یا همکاری با افراد گروه فلسطین توقیف شدند، ازصد نفربیشتربوده که عده ای ازآنان پس ازمحاکمه محکوم و پس ازانقضای مدت محکومیت آزاد شده یا به سربازخانه‌ها اعزام گردیدند و بقیه یعنی بیش ازچهل نفردیگردرزندانهای ساواک بسر می‌برند. بیشترافرادی که دراین دادگاه محاکمه می‌شوند هیچ گناهی جزهم دردی با مردم فلسطین ندارند. البته سایردوستان درمورد مسئله فلسطین و علل عزیمت ما برای پیوستن به نهضت خلق فلسطین به تفضیل صحبت کرده و می‌کنند ولی من به طورخلاصه می‌گویم که برخلاف ادعای مکرر دستگاه حاکمه ایران مبنی برطرفداری ازحقوق آوارگان فلسطین و علیرغم تبلیغات خود دولت درمورد کمک به آنان و گفتارهای مقامات دولتی دررادیو و تلویزیون و نیزمقالات متعدد مقامات رسمی دربارهٔ طرفداری دولت ایران ازدعاوی خلق فلسطین، دراین دادگاه عده ای ازآزادی خواهان ایران تنها به دلیل هم دردی با مردم فلسطین محاکمه می‌شوند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از انقلاب مشروطه و دراثرکوشش‌ها و جان بازی‌های مردم به رهبری مردانی نظیرستارخان و باقرخان و حیدرعمواغلی، بالاخره مشروطه خواهان پیروزشدند؛ ولی به علت توطئه‌های استعمارخارجی و ارتجاع داخلی پیروزی مشروطه مدت کوتاهی بیش طول نکشید. همان دوله‌ها و سلطنه‌ها، همان اشراف و فئودال‌ها تحت عنوان مشروطه بردوش مردم سوارشدند و مقاومت مردم نیزبه صورت جنبش‌های دیگری نظیرقیام خیابانی درآذربایجان قیام کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان و مهم ترازهمه قیام میرزا کوچک خان درگیلان بروزکرد. استعمارانگلستان که خود را با جریانات انقلابی پرقدرتی روبرومی دید دست به کارشد، تأسیس حکومت انقلاب بلشویکی درروسیه که درهمسایگی ایران قرارداشت و به صورت پایگاه بزرگ انقلاب جهانی درآمده بود نیزمزید برعلت شد و دست نشاندگان داخلی استعمارانگلستان را به حرکت درآورده و لزوم ایجاد یک دیکتاتوری سیاه که هرگونه صدای آزادی‌خواهی و استقلال طلبی را خفه کرده و امنیت لازم را برای استعمارگران انگلیسی و نفت خواران مربوطه به وجود آورده و درعین حال حائلی بین انقلاب روسیه و سرزمین مستعمره هندوستان باشد، بالاخره منجربه کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و سپس روی کارآمدن رژیم دیکتاتوری بیست ساله شد. ماجراهای نفتی دوره بیست ساله و سایرامتیازات استعماری آن دوره مشهورترازآن است که احتیاجی به تشریح داشته باشد. افتضاح سوم شهریور ۱۳۲۰ نیزبه همین ترتیب، کوشش نیروهای مترقی دردهه ۱۳۲۰–۳۰ و مبارزات ضد استعماری مردم ایران منجربه تشکیل حکومت ملی دکترمصدق شد. مبارزات ملت ما در دوره حکومت دکترمصدق با استعمارانگلستان و مانورهای امپریالیسم آمریکا به عنوان میراث خواراستعمار و بالاخره کودتای ضد ملی ۲۸ مرداد که به کمک دلارهای آمریکائی و سیاستمداران انگلیسی و دست نشاندگان ایرانی آنان انجام گرفت راه را برای ورود آمریکا به صحنه سیاست ایران به عنوان یک عامل تعیین‌کننده بازکرد. بعد از۲۸ مرداد ۱۳۳۲ زنجیرهای گران استعماربردست و پای ملت ما هرروزبیشترو بیشترپیچیده شد. قراردادهای نفت با کنسرسیوم، ورود درپیمان استعماری بغداد که بعد به سنتو تغییرنام داد، قراردادهای اقتصادی و سیاسی و استعماری متعدد با آمریکا و انگلستان، کاپیتولاسیون جدید و قراردادهائی نظیرآن، روزبه روزمیهن ما را درجهت وابستگی هر چه بیشتربه غرب به خصوص به آمریکا پیش برد؛ ولی ازنظرامپریالیست‌ها هنوزکافی نبود. مصلحت آنان حکم می‌کرد که ازنظرسیاسی ایران به یک قبرستان و با به اصطلاح خودشان به یک «جزیره آرامش» تبدیل شده و ازنظراقتصادی وابستگی آن به حد کافی رسیده و خطرگسستن زنجیرهای استعمار برای مدتی طولانی ازبین برود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما برای مبارزه با پلیدترین پدیده تاریخ بشری یعنی امپریالیسم آمریکا و سگ زنجیری آن اسرائیل، به فلسطین می‌رفتیم و من شخصاً می‌پذیرم که هدفم کسب تجربه بود تا در زمان مقتضی &amp;quot;با آمادگی کامل رزمی» که ساواک درگزارش عملی خود به دادرسی ارتش این همه درمورد آن تأکید کرده‌است به ایران برگردم… ساواک ما را به جرم عملی که خود احتمال می‌دهد ممکن بوده درچند سال بعد درایران صورت بگیرد محاکمه می‌کند و درواقع ما به جرم داشتن فکر و عقیده محاکمه می‌شویم و این محاکمه هم طبق اعلامیه حقوق بشرو هم طبق قانون اساسی ایران عملی است غیرقانونی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آزادی، این کلمه زیبا و دوست داشتنی را هیچ‌کس نمی‌تواند فراموش کند، آزادی انسان ازقید گرسنگی، جهل، دغدغه، هراس، بی عدالتی، زور و استبداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای اینکه بدانید با آزادی خواهان ایران چگونه رفتارمیشود، برای این که ارزش بازجوئی هائی که به آنها استناد می‌شود معلوم گردد باید قسمتی از شکنجه هائی که درمورد شخص من انجام شده شرح دهم:&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس ازدستگیری درتاریخ ۱۸ دی ماه ۱۳۴۸ فوراً مرا به سازمان امنیت خرمشهر بردند. درآنجا سه نفربازجو به ضرب مشت و لگد مرا لخت‌کرده و به اصطلاح بازدید بدنی کردند. ازساعت ۸ بعد ازظهرتا یک بعد از نیمه شب بازجوئی توأم با مشت و لگد ادامه یافت. فردای آن روز مرا به زندان شهربانی آبادان منتقل کرده و دریکی ازمستراح‌های آن زندان محبوس کردند. یک هفته دراین مستراح تنها با یک پتوی سربازی، بدون لباس و روزانه تنها با یک وعده غذا گذراندم. روزهشتم با دستهای بسته دریک لندورسازمان امنیت به تهران درزندان اوین منتقل شدم. دربدو ورود به زندان اوین بازجوئی همراه با شکنجه شروع شد. بدین ترتیب که دو نفر به نام‌های رضا عطارپور معروف به دکترحسین زاده و بیگلری مشهوربه مهندس یوسفی با چک و مشت و لگد به جان من افتاده و مرتب یک ساعت متوالی مرا زدند. بعد مرا پشت میزنشانده و از من خواستند بنویسم کمونیست هستم و بکارجاسوسی اشتغال داشته‌ام و چون من امتناع کردم به دستوررضا عطارپوردونفردرجه دارآمده و مرا روی زمین خوابانیدند و با شلاق سیمی سیاه رنگی به جان من افتادند و به اتفاق بیگلری بیش ازسه ساعت متوالی با شلاق و مشت و لگد مرا زدند و به ترتیب نوبت عوض کرده و رفع خستگی می‌نمودند. درجریان زدن شلاق من دوباره بی هوش شدم، تمام بدنم کبود شده و خون ازپشت من براه افتاده بود. بازجوئی روزاول به همین‌جا خاتمه یافت و روزدوم عیناً تکرارشد. به اضافه این که چند باربه من دست بند قپانی زده، مرا روی چهارپایه قرارداده، و وادارکردند یک پایم را درهوا نگهدارم و هرچند دقیقه یک بار با لگد چهارپایه را از زیرپای من پرت کرده و مرا روی زمین می‌انداختند. روزسوم دراثرکشیده‌های محکمی که عطارپوربه گوش من نواخت خون ازگوش من براه افتاد که منجربه پاره شدن پرده گوش چپ من شده‌است. گوش چپ من بکلی قوه شنوائی خود را ازدست داده‌است. می‌توانید معاینه کنید. همان روزسوم تقریباً ده بعد ازظهرمرا با چشم بسته ازسلول انفرادی زندان وحشتناک اوین بیرون کشیده و به داخل باغ زندان بردند. درحالیکه چشم‌هایم هم چنان بسته بود، مرا به جلو می‌راندند. صدای عطارپور و بیگلری را شنیدم که پچ پچ کردند و گاهی می‌شنیدم که دربارهٔ من حرف می‌زدند. قارقارکلاغ‌ها و سرمای دی ماه، درد زخم شلاق‌های و گوش چپ و صدای منحوس عطارپور و بیگلری جلادان ساواک که مرتباً همدیگررا دکترو مهندس صدا می‌زدند سخت آزار دهنده بود. مرا به درخت بستند صدای پای عده ای همراه با دستورهای خشکی که صادرمی شد، روشن می‌کرد که جوخه اعدام را صدا زده‌اند. عطارپور رای دادگاه مرا می‌خواند که شکرالله پاک نژاد به جرم سوء قصد به جان اعلیحضرت همایونی و ارتباط با دولت خارجی به اتفاق آراء محکوم به اعدام شده‌است. بعد دستورداد که جوخه آماده باشد و مرتباً یادآوری می‌کرد که تو درکنارمرزعراق دستگیرشده ای و کسی ازتوقیف تو اطلاعی ندارد. همه فکر می‌کنند تو به عراق رفته‌ای و هیچ‌کس ازاعدام تو اطلاعی نخواهد داشت. پس از چند لحظه پچ پچ، عطارپورفریاد زد: این چه وضعی است؟ چرا دستورصادرمی کنند و بعد لغو می‌کنند؟ مگرمسخره بازی است؟ با صدای بلند قدری دشنام به من داد مرا از درخت بازکرده دوباره به سلول انفرادی برگرداندند. تمام این صحنه سازی‌ها برای این بود که من اعترافاتی مطابق میل آنها بکنم، درجریان بازجوئی‌های بعدی ناخن سبابه دست چپ و ناخن انگشت کوچک دست راست مرا کشیدند. بارها با فنون کاراته با پا و دست مرا به زمین انداختند. دشنام هائی که جلادان درتمام مدت بازجوئی به من می‌دادند تنها لایق خود و اربابانشان بود و من ازتکرارآن‌ها شرم دارم. سه بارو هربار ۴۸ ساعت به من بی خوابی دادند. ازشکنجه‌های گرسنگی طولانی و ازدیاد نورکه بارها انجام شد سخنی نمی‌گویم. شکنجه ۱۸ روزادامه یافت. آقای رئیس دادگاه! یکی ازدلایل دیرفرستادن ما به دادگاه این است که باید آثارشکنجه ازبین برود. قراربازداشت مرا پس از۲۱ روزبه رویت من رساندند، آن هم پس ازشلاق و مشت و لگد فراوان. چون قصد اعتراض داشتم و آنها می‌خواستند من حتی بدون ذکرقراررا امضاء کنم و بالاخره هم به ضرب شلاق مرا مجبور کردند بدون اعتراض قرار را امضاء کنم. شرح شکنجه‌ها برای این است که رفتارغیر قانونی مأمورین سازمان امنیت و اصولاً آتمسفری که پرونده این گروه درآن تشکیل شده روشن گردد. تا ارزش واقعی بازجوئی هائی که به آنها استناد می‌گردد معلوم باشد. آقای رئیس دادگاه من تنها کسی نیستم که شکنجه شده‌ام. تمام متهمین که دراین جا حضور دارند شکنجه شده‌اند. دربین ۱۸ نفرمتهمین حاضرحتی یک نفرهم نیست که شکنجه نشده باشد. برای مثال، پرونده خون ریزی مغزی ناصرکاخساز شهرت زیادی کسب کرده‌است. خود وی حاضراست و جریان شکنجه‌ها را تشریح می‌کند. تمام افراد وابسته به گروه فلسطین بدون استثناء شکنجه شده‌اند. مهندس حسن نیک داودی دراثرشدت ضربات وارده درزندان کشته شده‌است. جریان کشته شدن وی برملا شده‌است. جلادان ساواک وقتی می‌بینند که مهندس حسن نیک داودی دراثرشکنجه‌های مداوم رو به مرگ دارد، فوراً او را اززندان قزل قلعه به زندان قصرانتقال می‌دهند تا وانمود کنند که دراثرشکنجه نمرده‌است. پس ازانتقال به زندان قصر چون حال وی وخیم بوده به بیمارستان شهربانی منتقل می‌شود؛ ولی معالجات مؤثر واقع نشده و مهندس جوان می‌میرد. علت مرگ وی ضربات وارده به گردن و صدمه دیدن نخاع تشخیص داده شده. تمام پزشکان معالج وی تصدیق کرده‌اند که مرگ نیک داودی دراثرشکنجه در قزل قلعه صورت گرفته‌است. جرم نیک داودی خواندن کتاب بوده‌است. تنها نیک داودی و وابستگان به این پرونده نیستند که دراثرشکنجه‌های مأمورین ساواک کشته شده یا درحال مرگ اند. آیت الله سعیدی هم درسلول انفرادی قزل قلعه دراثرشکنجه کشته شده. جلادان ساواک حتی فرصت انتقال او را به زندان قصرنظیرنیک داودی پیدا نکردند. اشرف السادات خراسانی نیزدر اثرشکنجه‌های مداوم به حال مرگ به زندان قصرمنتقل شده و چندی پیش روی برانکارد از بیمارستان زندان قصربه یکی ازبیمارستان‌های خصوصی منتقل و به اصطلاح آزاد شده‌است تا او هم در زندان نمیرد. درحقیقت ساواک مرده او را آزاد کرده‌است. چه به تصدیق رئیس بهداری زندان قصرامیدی به ادامه حیات او وجود ندارد. آقای رئیس دادگاه آقایان قضات انجام چنین شکنجه‌هایی درعصرفضا و قمرمصنوعی باعث خجالت نیست؟ شما آقایان رئیس و قضات و دادستان دادگاه ما را به جرم گفتن حقایق محکوم خواهید کرد. محکومیت ما چیزی ازتلخی حقایقی که گفته شد و خود شما هم در باطن قطعاً آنها را قبول دارید نخواهد کاست. ما نه اولین هستیم که به جرم مبارزه با امپریالیسم و آزادی‌خواهی دردادگاهای ارتش ایران محاکمه ومحکوم می‌شویم نه آخرین آنها. ارتشی که شما درجه‌های افسری اش را به دوش دارید وسیله سرکوبی آزادی خواهان و روشن فکران ایران بوده و به عنوان چماق استعماربرعلیه مردم ایران به کاررفته است. این ارتش همان ارتش قزاق است که به فرمان محمد علی شاه به رهبری لیاخوف و شاپشال روسی مجلس را به توپ بست و مشروطه خواهان را تارو مارکرد. همان ارتش است که درمحکمه باغ شاه افرادی نظیرملک المتکلمین و صوراسرافیل و ده‌ها آزادی‌خواه دیگررا محاکمه و اعدام کرد، همان ارتش است که به دستورانگلیسی‌ها درسال ۱۲۹۹ کودتای سوم اسفند را براه انداخت و دیکتاتوری بیست ساله را برقرارکرد، همان ارتش است که قیام‌های ضد استعماری خیابانی، کلنل محمد تقی خان و میرزا کوچک خان را سرکوب نموده، همان ارتش است که افتضاح شهریور۱۳۲۰ را به بارآورد، همان ارتش است که پس ازجنگ دوم قتل‌عام‌های آذربایجان و کردستان را انجام داد، همان ارتش است که قیام ملی ۳۰ تیر۱۳۳۱ را به خون کشید، کودتای ضد ملی ۲۸ مرداد را انجام داد و حکومت ملی دکترمصدق را ساقط کرد، همان ارتش است که همیشه میتینگ‌ها و تظاهرات و اجتماعات مسالمت آمیزدانشجویان را به خون کشیده‌است. یاد روز۱۶ آذر۱۳۳۲، یاد قندچی، بزرگ نیا و شریعت رضوی شهدای دانشکده فنی و نیزیاد روز اول بهمن ۱۳۴۰، هیچ‌گاه ازخاطره‌ها نخواهد رفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این همان ارتشی است که روز۱۵ خرداد ۱۳۴۲ هزاران نفرازمردم بی گناه را در شهرهای تهران، شیراز، قم، تبریز، مشهد و دیگرشهرهای ایران کشت. حضرت آیت الله خمینی پیشوای شیعیان جهان و دیگرعلمای بزرگ شیعه را پس ازمدت‌ها حبس و اعمال فشارآواره و تبعید کرد. همان ارتش است که حافظ پیمان استعماری سنتو و ده‌ها پیمان استعماری دیگراست. همان ارتش است که دکترمصدق رهبرنهضت ملی ایران را بیش از ۱۲ سال درزمان رضا شاه و بیش از۱۴ سال پس ازکودتای ۲۸ مرداد زندانی کرد و پس ازمرگ وی درزندان حتی ازتشییع جنازه او هم جلوگیری بعمل آورد. همان ارتش است که خسروروزبه مظهرجنبش انقلابی ایران را تیرباران کرد… خون وارطان‌ها، سیامک‌ها، مبشری‌ها، فاطمی‌ها، کریم پورها، بخارائی‌ها، آیت اله سعیدی‌ها، نیک داودی‌ها و هزاران شهید دیگربه دستورامپریالیست‌ها و به حکم همین دادگاه‌های ارتش ریخته شده‌است. ارتش ایران به وسیله مستشاران آمریکائی و انگلیسی و اسرائیلی اداره می‌شود. افسران زبده ارتش دوره‌های تعلیمات عالیه خود را درپایگاه‌های نظامی آمریکا و انگلیس می‌گذرانند. دستگاه ساواک و ضداطلاعات ارتش کلا به وسیله مستشاران آمریکائی اداره می‌شود. چنین ارتشی جزدرهم کوبیدن قیام‌های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه مردم، جزبه خون کشیدن هرگونه جنبش که هدف آن آزادی ایران ازیوغ امپریالیسم باشد، جزبازداشت، حبس، شکنجه، محاکمه و محکوم کردن آزادیخواهان ایران رسالتی ندارد. درچنین اوضاعی که دستگاه ساواک و رژیم دیکتاتوری فردی، ابتدائی‌ترین آزادی‌های مردم را ازبین برده و هیچ گونه خبری ازقانون و حقوق بشرنیست، مردم ایران برای حفظ حقوق خود هیچ راهی جزتوسل به زورندارند. اعلامیه جهانی حقوق بشرنیزصراحتا به انسان‌ها حق داده‌است درمورد حکومت هائی که ازتامین امنیت روحی و جسمی و فضائل انسانی افراد جامعه خودداری می‌کنند، شک و تردید بخود راه نداده و اقدام به ایجاد نظمی بکنند که حیثیت و مقام انسانی افراد جامعه را تأمین کند. تاریخ، این واقعیت را به هزارصورت ثابت کرده‌است که عدالت و حق همیشه به زور گرفته شده‌است. اصولاً حق گرفتنی است نه دادنی. یا ظالم باید ظلم نکند و یا مظلوم تحمل ظلم را ننماید. شق ثالثی وجود ندارد. ظالم هیچ وقت به میل خود دست ازاعمال ظلم برنمی‌دارد، بلکه همیشه مظلوم است که سرانجام ازقبول ظلم سربازمی زند. رژیم دیکتاتوری ایران می‌خواهد با روش‌های تفتیش عقاید قرون وسطائی و سلب هرگونه آزادی، میهن ما را به صورت یک قبرستان درآورد و درعین حال آرامش ناشی ازرعب و وحشت را به عنوان آرامش ناشی ازامینت و رفاه معرفی کند؛ ولی غافل ازاین است که هیچ‌گاه به هدف خود نخواهد رسید. علیرغم این همه فشارو روش‌های غیرانسانی، علیرغم رفتاروحشیانه مأمورین ساواک، علیرغم رژیم ترورو اختناق، علیرغم کوشش‌های دستگاه جباربرای ازبین بردن هرگونه صدای آزادی‌خواهی، مبارزه مردم ایران برای کسب آزادی، برای گسستن زنجیرهای بردگی، برای قطع دست امپریالیست‌های غربی و دست نشاندگان ایرانی آنان ادامه دارد و این مبارزه تا پیروزی نهائی ادامه خواهد یافت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شکرالله پاک نژاد بعد از آزادی از زندان شاه ==&lt;br /&gt;
از سال۵۰ به بعد بود شکرالله ‍پاک‌نژاد به حمایت از مجاهدین برخاست و می‌توان از موضع‌گیری او در جریان [[اپورتونیستهای چپ‌نما]] یاد نمود. چرا که پاک‌نژاد قاطعانه آن را محکوم نمود و در زندان اوین به حمایت از مجاهدین قد برافراشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4604/شکرالله-پاک-نژاد؛-از-رشیدترین-فرزندان-مبارز-ایران-به-شهادت-رسید شکرالله پاک‌نژاد؛ از رشیدترین فرزندان مبارز ایران به شهادت رسید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در نخستین شمارهٌ [[نشریهٌ مجاهد|نشریه مجاهد]] که صفحه یی به‌نام «[[شورا]]» در آن بود (مجاهد شمارهٌ۱۱۸، ۱۰اردیبهشت۶۰)، با امضای «پ. شکوری» به ضرورت تشکیل چنین شورایی اشاره کرد: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«انقلاب ایران در آستانه شکست است. مردم رنجدیده ما نگران بلیّاتی هستند که به یُمن حکومت انحصارطلبان دغلباز حزبی، به صورت بیکاری و فقر، جنگ و آوارگی، گرسنگی و فحشا و بالاخره دیکتاتوری و اختناق، گریبانشان را گرفته و دامنهٌ آنها هر روز گسترش بیشتری می‌یابد… اینک زحمتکشان میهن ما، دو سال پس از قیامی درخشان و یکپارچه، دست خود را خالی می‌یابند، بدون آن که در جبین حکومت نور رستگاری ببینند. آنان از قِبَل حاکمیت انحصارطلبان، نه نان در سفره دارند و نه امید در دل، و به زبانی دیگر، نه استقلال و نه آزادی… انقلاب امیدی به عوامفریبان حاکم ندارد، سهل است، آنها را به اعتبار عملکرد دوساله شان، عمله‌های ضدانقلاب می‌شناسد. انقلاب چه می‌خواهد؟ او هم چنان‌که در آخرین روزهای حکومت شاه از حلقوم زحمتکشان فریاد می‌کرد «استقلال» و «آزادی» می‌خواهد. امّا، پس از دوسال تجربه مصمّم است دیگر به هیچ نیرنگ باز سَفسَطه گری اجازه ندهد که با جدا کردن این دو مفهوم از یکدیگر، هر کدام را به صورت اهرمی برای فریب و زنجیری برای دوباره بستن دست و پایش مورد استفاده قرار دهد. انقلاب اکنون دیگر می‌داند که «استقلال»، خود را در «آزادی» نشان می‌دهد. او خوب می‌داند که آزادی جوهر زندگی است». او در پایان مقاله نوشته بود: &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شورا، در این مرحله می‌خواهد زبان انقلاب باشد، بعد محوری برای تجمّع نیروهای انقلاب و آن گاه است که می‌تواند، در تناسب با ماهیّت خویش، نظامی حاکم، برخاسته از عمق دل و اندیشهٌ مردم و انقلاب آنان باشد».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;شورای ملی مقاومت در ۳۰تیر۶۰ به مثابه «محوری برای تجمّع نیروهای انقلاب» تأسیس شد. شکری که سالها در انتظار شکل‌گیری چنین شورایی در تب و تاب بود، [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]] به خارج از ایران منتقل شد. امّا، پیش از آن که تلاش شکری و کمک سازمان مجاهدین برای خروج او از کشور، به ثمر برسد، در شهریور۱۳۶۰ دستگیر شد، می‌شد حدس زد که شکری از این زندان جان به در نخواهد برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تأکید بر تشکیل جبهه مردمی ===&lt;br /&gt;
پس از پیروزی قیام ضدسلطنتی نیز، پاک‌نژاد که از مؤسسین [[جبهه دموکراتیک ملی ایران]] بود، مواضع خود را در زمینه حمایت از مجاهدین دنبال می‌نمود. در همین رابطه او به نقش تعیین‌کننده آقای [[مسعود رجوی]] در صحنه مبارزات سیاسی کشور تأکید بسیار می‌ورزید.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌دنبال انتشار مصاحبه‌های آقای مسعود رجوی در سال۵۹ دربارهٔ مسائل سیاسی روز و مواضع نیروهای مختلف سیاسی، شکری طی نامه‌ای به تأثیرات عمیق این مصاحبه‌ها در میان نیروهای مبارز و انقلابی پرداخت و بر نقش راه‌گشایانه آن در مسیر ایجاد جبهه مردمی که از همان زمان نام «شورا» بر آن نهاده شده بود تأکید نمود و خود نیز همین مسیر را تعقیب می‌نمود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سی خرداد سال ۶۰، حکومت ایران، دستور آتش گشودن به [[تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰|تظاهرات مسالمت‌آمیز]] ۵۰۰هزارنفره مردم تهران را که به‌دعوت مجاهدین و برای آخرین اتمام حجت برگزار شد، صادرکرد و مبارزه مسلحانه مجاهدین آغاز شد. پس از آن، پاک‌نژاد درارتباط با [[سازمان مجاهدین خلق ایران|مجاهدین]]، به تلاشهای خود در جهت پیشبرد امور مربوط به شکل‌گیری [[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]] ادامه می‌داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مصاحبه فردهالیدی با شکرالله پاک‌نژاد ==&lt;br /&gt;
آنچه در زیر آمده ترجمه قسمتی از مصاحبه ای است که فرد هالیدی روزنامه‌نگار و نویسنده انگلیسی با شکرالله پاک‌نژاد در مرداد ۱۳۵۸ در تهران انجام داده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هالیدی&#039;&#039;&#039;: شرایط زندان در رژیم شاه چگونه بود؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پاک نژاد&#039;&#039;&#039;: مرا معمولاً تابستانها، به زندان بندر عباس در جنوب، و زمستانها به زندانهایی در شمال یا به زندان قزل قلعهٔ تهران می‌فرستادند. من هم قبل و هم بعد از دادگاه شکنجه شدم. آنها تلاش می‌کردند مرا وادار کنند بگویم «اشتباه کرده‌ام» بگویم «شاه خوب است»، بگویم «من کمونیست نیستم». اما امتیازی که من داشتم این بود که همه از وضعم اطلاع داشتند. کسانی که نامشان برای مردم شناخته نبود حتی بیشتر هم شکنجه می‌شدند. بسیاری سعی می‌کردند خودکشی کنند. به خاطر دارم که مرد جوانی را آوردند که پاهایش رعشه شدید داشت. وی باانداختن خود از پنجره، دست به خودکشی زده بود اما فقط ستون فقرانش آسیب دیده بود. من «دوزخ» دانته را می‌خوانم و نیروی جمله ای را که او بر بالای دروازه‌های دوزخ نقش کرده بود حس می‌کردم: «ای کسانی که به اینجا وارد می‌شوید، امید را رها کنید.» تا سال ۱۹۷۷، ما در واقع هیچ نوع تماسی با دنیای خارج نداشتیم. از اواسط سال ۱۹۷۳، من به مدت ۸ ماه در انفرادی بودم و فقط بعدها بود که شنیدم میان اعراب و اسرائیل در اکتبر ۱۹۷۳ جنگی درگرفته است. پس از این تاریخ (۱۹۷۷)، مقامات به صلیب سرخ اجازهٔ آمدن دادند. زمین زندان را با قالی فرش کردند و به ما اجازه دادند تا با نمایندگان صلیب سرخ تا حدود زیادی آزادانه صحبت کنیم. بعد هم توانستیم مقداری مواد خواندنی به دست بیاوریم. با پرداخت دو هزار تومان رشوه، به یک نگهبان زندان، موفق شدیم یک نسخه از کتاب «عربستان بدون سلاطین» را به دست آوریم.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;هالیدی&#039;&#039;&#039;: شما به محض رهایی از زندان، دوباره فعالیت سیاسی را از سر گرفتید. وضعیت کنونی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟&amp;quot;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;پاک نژاد&#039;&#039;&#039;: در این انقلاب نوعی تداوم هست: ما در میان کشاکش دو موج زندگی می‌کنیم و همه چیز در آینده تغییر خواهد کرد. اگر ملاها به صورت طبقه حاکم در آیند، مردم از آنها روی گردان خواهند شد؛ و این روانه ایست که هم اکنون آغاز شده‌است: مردم نسبت به ابتدای کار کمتر از مذهب حمایت می‌کنند. یک هفته پس از خروج از زندان، از من سئوال شد که آیا از فکر یک «جمهوری اسلامی» جانبداری می‌کنم و من پاسخ منفی دادم و اگر یک چنین جمهوری، مترقی بود من آن را قبول می‌کردم. حال ما شاهد آنیم که خرده بورژوازی که از انقلاب حمایت کرد و با شاه جنگید، در حال تجزیه است و به طرف چپ گرایش پیدا می‌کند. رژیم تلاش می‌کند ما را به درگیری بکشاند اما وضع ما، مثل یک گاو باز است که در درجه اول باید از درگیری پرهیز کند. مسئله اساسی ما اینست که از رو در رویی اجتباب کنیم: راست خیلی سریع جنبیده‌است و خطر اصلی برای ما نه از جانب ارتش، که از طرف گروه‌های دست راستی «فالانژ» است. اگر بتوانیم تا چند ماه دیگر دوام بیاوریم ممکن است بتوانیم دیگر نیروهای دموکراتیک، بویژه اقلیتها را متحد کنیم. اما ما بیشتر به تجزیه در راست امید بسته‌ایم تا به اتحاد چپ.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;بیوگرافی - زندگینامه شکرالله پاک [http://biography.powerset.ir/زندگینامه-شکرالله-پاک-نژاد نژاد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== حمایت قاطع شکری از مجاهدین ==&lt;br /&gt;
دکتر [[منوچهر هزارخانی]]، یکی از یاران نزدیک او در «جبهه دموکراتیک ملی» در این‌باره می‌نویسد: «اگر رابطه «جبهه» با سازمان مجاهدین خلق تا به آخر حفظ شد، علّتش، به نظر من، آن‌بود که حفظ این ارتباط را شکری شخصاً به عهده داشت. بعدها که با رهبران سازمان از نزدیک آشنا شدم، از وزن و اعتباری که آنها برای شکری قائل بودند و اعتماد بی‌دریغی که به او داشتند و اهمیتی که به نظرات سیاسی او، در هر مورد، می‌دادند، تعجّب نکردم، یکّه خوردم. گمان نمی‌کنم هیچ‌یک از مبارزان هم‌زنجیر دیگر توانسته باشد بر چنین مقامی نزد مجاهدین دست یافته باشد. البته، این رابطه عمیق سیاسی ـ عاطفی یک طرفه نبود و شکری هم سرشار از علاقه و امید نسبت به مجاهدین بود» (مقاله «جای خالی شکری»، منوچهر هزارخانی، دفترهای آزادی، شمارهٌ‌اول).&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
سرانجام در یکی از روزهای مردادماه سال ۶۰، در جریان تماسهای سازمان مجاهدین خلق ایران با شکرالله پاک‌نژاد، جهت پیشبرد امور «[[شورای ملی مقاومت ایران|شورای ملی مقاومت]]»، وی پس از خاتمه ملاقات با یکی از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق، در یکی از پایگاه‌های حفاظت شده سازمانی، در طول مسیر بازگشت، مورد شناسایی قرار گرفت به همراه آقای احمد اکملی، دستگیر گردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از اسارت شکری، اقدامات گسترده‌ای از جانب شورای ملی مقاومت در سطح بین‌المللی برای نجات جان او صورت گرفت، اما سرانجام روز ۲۸ آذر ۱۳۶۰ حکم اعدام پاک‌نژاد را صادر نمود و او را تیرباران کردند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای [[احمد اکملی]] نیز پیش از او تیرباران گردیده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== شکرالله پاکنژاد از زبان آقای مسعود رجوی ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«با شهادت پاک‌نژاد، خلق ما یکی از رشیدترین فرزندان مبارزش، انقلاب ما یکی از ارزنده‌ترین رهبرانش، سازمان مجاهدین، یکی از صمیمی‌ترین و غمخوارترین هم‌زنجیران، همرزمان، و همسنگران و مشوقان انقلابی خود رااز دست داد. اگرچه یقین دارم که راهش، همچون نامش هر روز درخشنده‌تر و تابنده‌تر تا قله پیروزی نهایی ادامه خواهد داشت».&amp;lt;ref&amp;gt;سیمای آزادی - [https://vimeo.com/248212392 شهادت شکرالله پاکنژاد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%82%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%AE%DB%8C%D8%B1&amp;diff=43433</id>
		<title>قدم‌خیر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%82%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%AE%DB%8C%D8%B1&amp;diff=43433"/>
		<updated>2019-12-17T17:40:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی، اصلاح املا، ابرابزار&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات شخصیت&lt;br /&gt;
|نام        = قدم خیر&lt;br /&gt;
|تصویر      = [[پرونده:قدم خیر.jpg|بندانگشتی|وسط]]&lt;br /&gt;
|توضیحات    =&lt;br /&gt;
|سری        =&lt;br /&gt;
|اولین_حضور =&lt;br /&gt;
|آخرین_حضور =&lt;br /&gt;
|هدف        =&lt;br /&gt;
|ساخته_شده_توسط=&lt;br /&gt;
|ایفای_نقش_توسط=&lt;br /&gt;
|قسمت‌ها      =&lt;br /&gt;
|لقب        =&lt;br /&gt;
|نام_مستعار =&lt;br /&gt;
|نوع        =&lt;br /&gt;
|جنسیت      =&lt;br /&gt;
|سن         =&lt;br /&gt;
|تاریخ_تولد = ۱۲۷۸ خورشیدی&lt;br /&gt;
|تاریخ_مرگ  = ۱۳۱۲&lt;br /&gt;
|ویژگی      = مبارزه علیه حکومت رضاخان&lt;br /&gt;
|شغل        =&lt;br /&gt;
|عنوان      =&lt;br /&gt;
|callsign   =&lt;br /&gt;
|خانواده    =&lt;br /&gt;
|همسر        = صف‌قلی قلاوند&lt;br /&gt;
|significantother=&lt;br /&gt;
|فرزند      = محمدخان&lt;br /&gt;
|خویشاوند   =&lt;br /&gt;
|آدرس       =&lt;br /&gt;
|مذهب        = مسلمان&lt;br /&gt;
|ملیت       = لر&lt;br /&gt;
|lbl21      =&lt;br /&gt;
|data21     =&lt;br /&gt;
|lbl22      =&lt;br /&gt;
|data22     =&lt;br /&gt;
|lbl23      =&lt;br /&gt;
|data23     =&lt;br /&gt;
|lbl24      =&lt;br /&gt;
|data24     =&lt;br /&gt;
|lbl25      =&lt;br /&gt;
|data25     =&lt;br /&gt;
|extra-hdr  =&lt;br /&gt;
|lbl31      =&lt;br /&gt;
|data31     =&lt;br /&gt;
|lbl32      =&lt;br /&gt;
|data32     =&lt;br /&gt;
|lbl33      =&lt;br /&gt;
|data33     =&lt;br /&gt;
|lbl34      =&lt;br /&gt;
|data34     =&lt;br /&gt;
|lbl35      =&lt;br /&gt;
|data35     =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;قدم‌خیر&#039;&#039;&#039; (تولد ۱۲۷۸ خورشیدی، درگذشت ۱۳۱۲) زاده لرستان، زن مبارز ایرانی از قوم لر می‌باشد که در اوایل روی کار آمدن حکومت پهلوی در ایران جهت مقابله با سرکوب عشایر توسط دولت، به مبارزه مسلحانه علیه رضاخان در لرستان قیام کرد. او رهبر قیام «پشتکوه» بود که بیش از پنج سال علیه رضاخان مبارزه کرد. قدم خیر هیچگاه تسلیم دشمنان و تهدیدهای آنها نشد و در این راه شجاعت و شهامت بسیاری از خود نشان داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دوران کودکی و نوجوانی ==&lt;br /&gt;
قدم‌خیر در سال ۱۲۷۸ خورشیدی (۱۹۰۰ میلادی) در بخش الوار گرمسیری شهرستان اندیمشک در میان عشایر قلاوند در شمال کوه «تنگوان» در مکانی معروف به «گود» ودر محلی بنام «اِشگفت الله کرم» بدنیا آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== وجه تسمیه ===&lt;br /&gt;
قدم‌خیر در سال ۱۲۷۸ خورشیدی (۱۹۰۰ میلادی) در بخش الوار گرمسیری شهرستان اندیمشک در میان عشایر قلاوند در شمال کوه «تنگوان» در مکانی معروف به «گود» ودر محلی بنام «اٍشگفت الله کرم» بدنیا آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نسب خانوادگی ===&lt;br /&gt;
پدر قدم‌خیر «کیخا قأنی» (کدخدا قندی) از طایفه بزرگ قلاوند (قلاون)، از ایل «دریکوند» بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تیره‌هایی ازطایفه قلاوند که در روستاهای «تاتا آو» (tataov) و «خونیله» (khonila) و «می‌رزیل» (merezil) زندگی می‌کردند دارای سرزمینی بودند که سرشار از منابع حیاتی و موقعیت محکم ایلی وعشیره‌ای بود. قدم‌خیردوران نوجوانی را در شرایط ایلی و کوچ نشینی با برادرانش در مبارزه با طبیعت و جنگ میان طایفه‌ها و ایل‌ها با حکومت وقت (اواخردوره قاجار و اوایل حکومت رضاخان) سپری نمود و به همین دلیل شخصیت او با ویژگیهای برجسته مبارزی جسور و در عین حال زنی مهربان، شکلگرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدرش، ریاست ایل بزرگ قلاوند را به عهده داشت و از مردان بنام طایفه بود که در بخشندگی، صلح‌جویی، مهمان‌نوازی، سلحشوری ومردم‌داری زبانزد خاص وعام بود. مادرش نیز «جواهر» (در گویش لری جوهر) نام داشت که زنی با ویژگی‌های ممتاز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدم‌خیر دوران کودکی و نوجوانی را در شرایط کوچ نشینی با پدر و برادرانش از جمله «بابا خان» و «عباس خان» و خواهرانش «گوطلا» و «شاهی» در میان طبیعت زیبای لرستان گذارند. او دختری زیبا، رشید و دلاور بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدم‌خیر در کودکی نزد شخصی به نام «ملاحاجی» سواد مکتبی را فراگرفت و اندک‌اندک درشرایطی که پدرش در رأس طایفه قرار داشت و به دلیل رفت و آمدهای بزرگان به خانه پدری به فردی مطلع و آگاه از اتفاقات زمانه بدل شد. قدم‌خیر به واسطه زندگی در چنین خانواده‌ای دانش مردمداری ونیز مهارت‌های سوارکاری و تیراندازی رابا شایستگی فراگرفت که کمتر زن «بالاگریوه‌ای» به آن دست یافت. تنها فرزند او پسری به نام محمدخان از شوهرش صف‌قلی قلاوند بود. صف‌قلی در نبرد با نیروهای رضاخان کشته شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ریشه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
تاریخ معاصر ایران، با مبارزات آزادیخواهانه این کشور عجین شده‌است. زنان ایرانی به ویژه از انقلاب مشروطیت تا به امروز نویسنده برگ‌های زرینی از کتاب تاریخ معاصر ایران هستند. زنانی که حضور در رهبری سیاسی جامعه را هدف خود قرار دادند، رو در روی حاکمان مستبد ومرتجع ایستادند ونقشی بی‌بدیل در نیل به آزادی در ایران ایفا کردند. قدم‌خیر از خطه لرستان از جمله چنین زنان مبارزی بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:ورود قدم‌خیر به مبارزه مسلحانه.jpg|جایگزین=ورود قدم‌خیر به مبارزه مسلحانه|بندانگشتی|ورود قدم‌خیر به مبارزه مسلحانه]]&lt;br /&gt;
او زنی با وقار، رشید و بی‌باک بود که در هنگام هجوم نیروهای رضاخان برای سرکوب عشایر به سبب رشادت‌های زیاد در مبارزه مسلحانه با نیروهای رضاخان شهرتی بسیار پیدا کرد. مبارزه مسلحانه قدم‌خیر و دلاوری‌اش در جنگ با نیروهای سرکوبگر که او را به اسطوره شجاعت معاصر در میان زنان بدل کرده‌است به نخستین سال‌های حکومت رضاخان برمی‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیاست حکومت در قبال عشایر ===&lt;br /&gt;
حکومت سلطنتی با تاج‌گذاری رضا خان میرپنج در اردیبهشت ۱۳۰۴ شروع شد. او مدعی ایجاد نظم نوین در ایران بود. رضاخان در سالهای ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۴ که در نقش وزیر جنگ آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه، فعالیت می‌کرد پایه‌های حکومت خود را بنیان گذاشت. رضا خان، برای تضمین قدرت مطلق خود، روزنامه‌های مترقی و مستقل را توقیف کرد، احزاب سیاسی را از بین برد و با بدست آوردن قدرت بلامنازع، به آنچه که آنرا اصلاحات اجتماعی و سیاست تک‌ملیتی - تک زبانی می‌خواند، اقدام به حذف ملیت‌های مختلف در ایران، حذف ایلات و عشایر و حذف زبان و فرهنگ‌های مختلف در ایران کرد. سیاست یکجانشینی عشایر، حذف زبان کردی و لری، گماشتن امیران و فرماندهان غیر بومی بر مناطق عشایری، کوچ اجباری حکام و فرماندهان و رهبران سیاسی قومیت‌ها، گرفتن زمین و گروگان از بزرگان و ایلات و عشایر، گوشه‌ای از اقدامات رضاخانی در لرستان و سایر استان‌ها بود. (۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طرح حکومتی یکجانشینی ===&lt;br /&gt;
طرح یکجانشینی برای عشایر امری بسیار ناگوار بود، زیرا از یک طرف می‌بایست از تمام فعالیت‌های تولیدی خویش که مبتنی بر مرتع و دام بود، دست می‌کشیدند و از طرف دیگر امکانات و منابعی از طرف دولت مرکزی جهت امرار معاش عشایر فراهم نشده بود. در نتیجه سیاست یکجانشینی به فقر آنها می‌انجامید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رضاخان با ابزار سرکوب مصمم بود که طرح یکجانشینی رابه مورد اجرابگذارد. اما این طرح برایش قابل اجرا نبود، مگر با خلع سلاح عشایر؛ به این ترتیب طرح خلع سلاح عشایر که برای حفاظت از خود مسلح بودند، در دستور کار حکومت قرار گرفت. ارتش با توسل به زور و کشتار عشایر به خلع سلاح آنان پرداخت. اما عشایر با مقاومت شدید به مقابله با رضاخان برخاستند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;[http://neginzagros.com/news/Details/1157 نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر – قدم‌خیر لرستانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نتایج سیاست سرکوب ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:سرتیپ محمدخان.jpg|جایگزین=قدم خیر|بندانگشتی|سرتیپ محمدخان]]&lt;br /&gt;
به این ترتیب اوایل حکومت رضاخان همراه شد با قتل و کشتار و خونریزی که برای عشایر نابودی حیات اقتصادی، بیکاری، حذف زبان و هویت و بطور کلی مرگ و کشتار به ارمغان آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیاست سرکوب ملیت‌ها وعشایر از یکسو و ثروت کلان فرماندهان قزاق رضاخان درسایه چپاول عشایر از سوی دیگر، لرستان را در نخستین سال‌های حکومت سلطنتی به خاک و خون کشید. رضاخان، ابتدا سرتیپ محمدخان و سپس سپهبد امیر احمدی را فرمانده لشکرکشی به دو منطقه در لرستان بنام «پشتکوه» و «پیشکوه» کرد. پشتکوه جایی بود که درگیری‌ها رفته رفته صورت قتل‌عام به‌خود گرفت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هنگامی که ارتش و نیروهای نظامی درسال ۱۳۰۷–۱۳۰۸ به قصد اجرای سیاست‌های سرکوب‌گرانه رضاخانی به عشایر «پشتکوه» و لرستان حمله کردند، لرها به مبارزه با آنها برخاستند. در این مبارزه که به مدت ۵ سال طول کشید نام قدم‌خیر لرستانی به عنوان یکی از فرماندهان هزاران جنگجوی لر، در تاریخ ثبت شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;[https://kavefarzandemelat.com/2019/05/11/آهنگ-لری-قدم-خیر-با-زیر-نویس-فارسی/ در مورد قدم خیر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدم‌خیر در این راه ابتدا همسر خود را از دست داد. همسرش صف‌قلی همراه با برادرش فاضل در ارتفاعات «گاو آزین لرستان» با نظامیان رضاخان درگیر شدند و صف‌قلی که مردم طایفه قلاوند رادر خطر می‌دید، از برادرخود، خواست که مردم طایفه را آگاه کرده تا به جاهای امن پناه ببرند و خود یک تنه درمقابل نظامیان جنگید. در این درگیری نابرابر، صف‌قلی به شهادت رسید و قدم‌خیر با برادران خود همرزم شد و علیه بی عدالتی و ظلم و ستم حکومت رضاخان شورش کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سپهبد امیراحمدی.jpg|جایگزین=سپهبد امیراحمدی - صفحه قدم خیر|بندانگشتی|سپهبد امیراحمدی]]&lt;br /&gt;
در یکی از نبردها که سپاه ایل بدون آب ومهمات درمحاصره نظامیان رضاخان قرار گرفت، قدم‌خیر به همراه چند مرد جنگی حلقه محاصره مأموران دولتی را با شجاعت درهم شکست و با تهیه مشک‌های آب و قطارهای فشنگ و آذوقه، به سنگر مبارزان آب، غذا و مهمات رساند و آنها را از محاصره نجات داد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهرت و آوازة قدم‌خیر ===&lt;br /&gt;
تا قبل از استقرار کامل دیکتاتوری رضاخان در خرم‌آباد و بخش‌های تابعه آن، مبارزه قدم‌خیر و برادرانش با نظامیان تحت فرماندهی سرتیپ اسفندیاری از هنگ منصور سینه به سینه در میان مردم نقل می‌شد. در یک مورد قدم‌خیر و دو تن از برادرانش جهت تهیه فشنگ و مهمات کافی و به تلافی درگیری خونینی که در منطقه بالاگریوه با نظامیان تحت فرماندهی سرتیپ اسفندیاری از هنگ منصور داشتند در کنار «سراب گرداب» که در آن زمان شمالی‌ترین منطقه خرم‌آباد بود به کمین نظامیان نشستند و در فرصت مناسب آنها را خلع سلاح کردند. این شیوه کمین چندین بار موفقیت آمیز بود و آنان هر بار موفق شدند غنایمی از نظامیان به دست آورند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند در کتاب خود که «موسیقی در فرهنگ لرستان» نام دارد در وصف قدم‌خیر می‌نویسد: «این زن در تیراندازی، رشادت و سواری دست کمی از مردان رشید و دلیر نداشته و برای قبیله خود، رئیس و دلاوری کم‌نظیر بوده‌است».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;[https://parsiandej.ir/قدم-خیر-شیرزن-لر-ایرانی/ پارسیان دژ - قدم خیر شیرزن (لر) ایرانی]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این رشادت‌ها که قدم‌خیر در این سلسله نبردها از خود نشان داد، آوازه‌اش در همه جا پیچید و مردم از نقاط دور و نزدیک به دیدن او که اینک به نمادی برای مبارزه با ظلم وجور رضاشاهی تبدیل شده بود، می‌آمدند. به دیدار بانویی که برای روحیه بخشیدن به یاران مبارز، از شاهنامه لری رجزخوانی می‌کرد، با خواندن اشعاری از آن، به مردم و رزمندگان امید پیروزی می‌داد و سرانجام همپای همه مردان ایل تا به آخر ایستاد و جنگید.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://khavanin0lorestan.blogfa.com/post/5 خوانین لرستان – زندگی‌نامه قدم‌خیر]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شهادت برادران ===&lt;br /&gt;
در پایان سال ۱۳۰۸ در فاصله‌ای کوتاه، هر دو برادر قدم‌خیر به نام‌های عباس‌خان و باباخان در درگیری‌های نابرابر با قوای سرکوبگر رضاخان قزاق کشته شدند و قدم‌خیر به تنهایی به مبارزه ادامه داد. اگرچه تلخی شهادت برادران بر وی بی‌تأثیر نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی فردی به‌نام «جلال خان والی‌زاده» که از وابستگان دولت و از مالکین شمال شوش بود توسط شاهی (خواهر بزرگ قدم‌خیر) که زن پدرش (غلامرضاخان) بود تقاضای ازدواج با قدم‌خیر را مطرح کرد، ولی قدم‌خیر این درخواست را نپذیرفت. چرا که کینه او نسبت به دولتیان و عوامل آنها او را آرام نمی‌گذاشت و به دنبال فرصتی بود که از آنان حق بستاند. با میانجیگری زیاد و ارتباط جلال‌خان با اعضای طایفه و فشار بزرگان خانواده، سرانجام قدم‌خیر به این ازدواج تن داد اما تا روزهای پایان عمر از رفت و آمد دشمنان برادران خود به خانه جلال زجر کشید و از آنان متنفر و رویگردان بود. همین امر سبب شد او روز به روز رنجورتر شود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:قدم خیر در اواخر عمر در ۳۴ سالگی.jpg|جایگزین=قدم خیر در اواخر عمر در ۳۴ سالگی|بندانگشتی|قدم خیر در اواخر عمر در ۳۴ سالگی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== درگذشت قدم‌خیر ==&lt;br /&gt;
سرانجام در اواخر سال ۱۳۱۲ قدم‌خیر، آن رزمنده زن پیشتاز و خط‌شکن، در ۳۴ سالگی و زمانی که هنوز تاریخ می‌توانست خاطرات بیشتری از او برای لرستان به یادگار بگذارد در بستر بیماری دیده از جهان فروبست و به روایتی در دزفول در گورستان کنار پل قدیم به‌خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در روایتی دیگر در تاریخ آمده‌است که از طریق عوامل دولتی و مزدوران رضاخان از طریق یک نفوذی در منزل جلال‌خان، با زهر کشته شد. زیرا رضاخان از محبوبیت قدم‌خیر در میان طوایف لر و اقدام احتمالی او علیه دولت هراس داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت دیگر مربوط به محل دفن این زن مبارز این است که بعد از وفات جنازه او را بهکشور عراق بردند و در جوار شهدای کربلا به خاک سپردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نقش و تأثیر قدم‌خیر در تاریخ معاصر ==&lt;br /&gt;
اما این پایان زنی مبارز و شخصیتی جسور و خستگی ناپذیر نبود. از آن پس قدم‌خیر زندگی حماسی خود را در قلب توده‌ها آغاز کرد. زنی که در برابر ظلم رضاخان سلاح به‌دست گرفت، بر مناسبات ظالمانهٔ دیکتاتوری رضاخانی شورش کرد و به نسل‌های بعد از خود درس تسلیم‌ناپذیری، ایستادگی و مقاومت داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نسل‌های زنان بعد از او نیز درس‌های او را به خوبی مشق کردند؛ درس قیام و مجاهدت برای ورود به عرصه رهبری مبارزات اجتماعی، درس شورش علیه قید وبندهای ارتجاعی و استثماری، درس آزادگی و درس فدا وجانبازی در راه آزادی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشمار زنان از خطه لرستان هم‌چون شهید صبا نصیر مقدم، بهجت مصطفایی، کبری صحبت علی‌آقا، معصومه رضایی… و بسیاری دیگر که رودر روی حکومت ولایت فقیه ایستادند وجان خود را فدیه رهایی خلق و میهن کردند، در زمره نوادگان قدم‌خیر هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قدم‌خیر نیز در طول عمری کوتاه اما پربار اسمش را با رسم خود در آزادگی وجسارت درآمیخت، به نامی که بر وی نهاده بودند صحه گذاشت و آنراجاودانه کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تأثیر قدم‌خیر بر فرهنگ و موسیقی لر ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:مجسمه قدم خیر در پارک بانوان خرم آباد.jpg|جایگزین=مجسمه قدم خیر در پارک بانوان خرم‌آباد|بندانگشتی|مجسمه قدم خیر در پارک بانوان خرم‌آباد]]&lt;br /&gt;
غیر از توده مردم، نوازندگان و آوازخوانان بومی نیز از جمله کسانی بودند که تحت تأثیر وقار، روح عصیانی و شخصیت مبارزاتی قدم‌خیر قرار گرفتند. یکی از همین هنرمندان گمنام به‌نام «مِراوَگ» (مراد بگ) بر همین اساس شعری سرود و آهنگی ساخت که بعدها به عنوان یکی از مقام‌های موسیقی لُری معروف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جان سیسیل ادموندز که در سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی مطابق با ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۶ شمسی مأمور سیاسی انگلستان در ایران بوده، در سفرنامهٔ خود به هنگام عبور از لرستان اشاره‌ای دارد به داستان قدم‌خیر و ترانه و اشعار ساخته شده در رسای او که در آن به اسم مراوک نیز به صراحت اشاره شده‌است. در مسافرت سال ۱۹۱۷میلادی «ای.بی. سان» به میان طوایف دریکوند نیز بیت‌هایی از اشعار قدم‌خیر آمده‌است. (۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند در کتاب خود که «موسیقی در فرهنگ لرستان» نام دارد در وصف قدم‌خیر می‌نویسد: «این زن در تیراندازی، رشادت و سواری دست کمی از مردان رشید و دلیر نداشته و برای قبیله خود، رئیس و دلاوری کم‌نظیر بوده‌است» (۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«ملا جمشید» نیز از نوازندگان و شاعران طایفه قلاوند، قدم‌خیر را در ابیات بسیاری به تصویر کشید وآهنگی بسیار زیبا ساخت و خود، آن را با کمانچه نواخت که تا امروز نوازندگان بسیاری در لرستان موسیقی قدم‌خیر را اجرا کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از میان کسانی که ترانه قدم‌خیر را خوانده‌اند صدای ماندگار «رضا سقایی»، اسطوره آواز لرستان، معروف‌تر از بقیه است. طنین دلکش و خوش‌آهنگ صدای استاد سقایی و ترکیب آن با ضرب آرام و پرکشش آهنگ این ترانه و نیز ابیات خاطره انگیز، حماسی و در عین حال عاشقانه آن، هر شنونده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در موسیقی محلی لرستان ترانه قدم‌خیر یکی از یادگارهای ماندگاری است که نام آن زن پیشتاز را زنده نگه داشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بخش‌هایی از ترانه‌هایی که در وصف قدم‌خیر سروده شده چنین است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;«قدم‌خیر دو هار میا میلش وه قیه تفنگچی ده میدونش خوشی نییه»&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترجمه: قدم‌خیر از آن پایین می‌آید و میل جنگ دارد. هیچ تفنگچی‌ای در میدان رزم او روی خوش ندیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;قدم‌خیر دو هار میا میلش و جنگه آلمانی دو پیچ سوهش پر د شنگه&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترجمه: «قدم خیر از پایین آمده ومیل به جنگ دارد، پیچ گلبند سربندش پر از فشنگ آلمانی است».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;قدم خیر یا جون خت یا جون بو وت، واکو او هف تیرته دو پیچ سووه ت&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترجمه: «ای قدم‌خیر! تورا به جان خودت یا پدرت قسم می‌دهم که آن هفت تیر را که درسربندت پنهان کرده‌ای بیرون بیار!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;قدم خیر قدم زنه دو دیو خونش – چی جهال عاشقی جکسون و شونش&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ترجمه: «قدم خیر در ایوان خانه خود قدم می‌زند درحالی که مانند یک جوان مغرور تفنگ جکسون (تفنگی ازساخته‌های کشورآلمان) را بر دوش دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AE%D9%84%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=43432</id>
		<title>انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق به آلبانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AE%D9%84%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=43432"/>
		<updated>2019-12-17T17:38:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی&lt;br /&gt;
|نام رویداد= انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق به آلبانی &lt;br /&gt;
|تصویر=هجرت بزرگ.jpg&lt;br /&gt;
|زیرنویس=دیدار مجاهدین با مریم رجوی  پس از ۱۴ سال&lt;br /&gt;
|مکان=آلبانی&lt;br /&gt;
|زمان=مهر۹۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق به آلبانی یکی از مهمترین وقایع در تاریخ سازمان مجاهدین خلق ایران بوده است، بعد از ۳۰ سال حضور در عراق، اعضای سازمان مجاهدین خلق  از نیمه بهمن ۱۳۹۴ تا ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ طی تقریباً ۷ ماه و طی ۵۳ نوبت پرواز به خارج عراق و عمدتاً به آلبانی منتقل شدند، سازمان مجاهدین خلق این انتقال را یک پیروزی نامید، و آن را «[https://www.mojahedin.org/news/204889/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-(%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF) هجرت بزرگ]» نام‌گذاری کرد و تأکید نمود که شروع مرحله‌ی تهاجم است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینه‌ی این انتقال به سال ۲۰۰۳ بر می‌گردد، بعد از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف به فرماندهی آمریکا، حضور اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق در ابهام قرار گرفت، دولت ایران هم فرصت بسیار مناسبی برای دور کردن مجاهدین از مرزهایش بدست‌ آورده بود، لذا از فردای سرنگونی دولت سابق عراق اخراج مجاهدین از عراق را جزو سیاست‌هایش قرار داد، در آذرماه ۱۳۸۲ به محض این که عبدالعزیز حکیم ریاست شورا حکومتی منحله عراق را به‌ عهده گرفت، حکم اخراج مجاهدین از عراق را به تصویب این شورا رساند، و به مجاهدین  سه هفته یعنی تا پایان سال میلادی ۲۰۰۳ مهلت داد تا عراق را ترک کنند. حکمی که توسط پل برمر حاکم مدنی عراق وتو شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشتر نیز مژگان پارسایی مسؤل اول پیشین و جانشین فرمانده کل ارتش ‌آزادیبخش در مذاکرات فشرده‌ای که با ژنرال اودیرنو داشت، به اطلاع وی رساند که مجاهدین هیچ اصراری بر ماندن در خاک عراق ندارند، وی گفت: «شما هواپیما بیاورید ما همین امروز عراق را ترک می‌کنیم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما موضوع در رابطه با مجاهدین بسیار پیچیده بود، سازمان مجاهدین خلق ایران در آن زمان در لیست گروه‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا قرار داشت، هر چند مجاهدین با جنگ حقوقی بعدها توانستند از این لیست‌ها بیرون بیایند، اما در آن زمان هیچ کشوری حاضر نبود گروهی را بپذیرد که برچسب تروریسم بر روی آن باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از تحقیقات ۱۶ ماهه ۹ ارگان اطلاعاتی آمریکا از ساکنان اشرف، مقام‌های ارشد آمریکا گفتند که در مصاحبه‌های گسترده مقام‌های وزارتخارجه و اداره تحقیقات فدرال (اف.بی.آی) هیچ مبنایی برای متهم کردن هیچیک از اعضای این گروه یافت نشده است. &amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://iranncr.org/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA/128-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA.html شورای ملی مقاومت]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;گزارش چارلز دولفر معاون ریاست آنسکام ریچارد باتلر به شورای امنیت تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۹۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما وزارت خارجه آمریکا با بکارگیری واژه‌ی «ساکنان اشرف» نوعی جدا سازی لفظی بین سازمان مجاهدین خلق و ساکنان اشرف ایجاد کرد و با این که هیچ مدرکی دال بر تروریسم بودن سازمان مجاهدین پیدا نکرده بود اما کماکان نام مجاهدین خلق را در لیست تروریستی حفظ کرد .این موضوع جابجایی مجاهدین از عراق را بسیار پیچیده می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا ژانویه ۲۰۰۹ حفاظت قرارگاه اشرف به عهده‌ی نیروهای آمریکایی بود، اما از این تاریخ حفاظت اشرف به دولت عراق واگذار شد، امری که مورد اعتراض گسترده سازمان مجاهدین قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ نیز طی بیانیه‌یی تصریح کرد که «به تمام مقامهای مسئول این پرونده، دولتهای آمریکا و عراق، این نکته را متذکر شده‌ایم که آنها مسئول حفظ جان مجاهدین هستند».&amp;lt;ref&amp;gt;نامه سرلشکر حسام محمد امین ۹ دسامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt; اما نهایتاً آمریکا حفاظت اشرف را به دولت عراق تحویل داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنش و اصطکاک بین سازمان مجاهدین و دولت نوری مالکی که خود را متحد دولت ایران می‌دانست، از همان ابتدا شروع شد، این تنش‌ها منجر به دو حمله بزرگ به اشرف و یک قتل عام شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حمله به قرارگاه اشرف - ۶ و ۷ مرداد ۸۸.jpg|جایگزین=حمله نیروهای عراقی به قرارگاه اشرف در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸|بندانگشتی|حمله نیروهای عراقی به قرارگاه اشرف در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
حمله اول در روزهای ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ رخ داد که منجر به از دست رفتن جان ۱۱ نفر از اعضای مجاهدین شد، حمله دوم در تاریخ  ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ بوقوع پیوست که در آن ۳۶ نفر از ساکنان اشرف جان باختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این حمله و سلسله حملات دیگر، یونامی و کمیساریای عالی پناهندگان با همکاری دولت آمریکا به دنبال پیدا کردن راهی برای خروج از این بحران بودند، نهایتاً ۲۵ دسامبر ۲۰۱۱، مارتین کوبلر نماینده ویژه‌ی دبیرکل ملل متحد در عراق و رئیس یونامی به نماینده ساکنان اطلاع داد که یادداشت تفاهم (Memorandum of Understanding-MOU) را با مقامات عراقی امضاء کرده است، بر اساس این یادداشت تفاهم ساکنان اشرف به یک محل موقت ترانریت (TTL) منتقل می‌شدند، در این مکان که کمپ «لیبرتی» نام داشت، بر اساس یادداشت تفاهم، کمیساریا عالی پناهندگان مصاحبه‌های خود با ساکنان اشرف برای رفتن به کشور ثالث را شروع می‌کرد. همزمان مانیتورینگ‌های ملل متحد بصورت ۲۴ ساعت و ۷ روز هفته در کمپ حضور داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از انتقال ساکنان اشرف به کمپ لیبرتی، هیلاری کلینتون وزیرخارجه‌ی وقت آمریکا در ۱۰ اسفند۱۳۹۰ در کنگره آمریکا پیشنهاد خروج از لیست تروریستی در مقابل جابه‌جایی از اشرف به لیبرتی را اعلام کرد و در روز ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۲ - ۷ مهر ۱۳۹۱ بعد از یک کارزار گسترده حقوقی این کار  عملی و نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست گروه‌‌های تروریستی حذف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این که مکان موقت ترانزیت نباید بیش از چند هفته یا چند ماه طول بکشد اما برای مجاهدین ساکن لیبرتی نزدیک به ۵ سال طول کشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین گروه متشکل از ۴۰۰ نفر از ساکنان اشرف در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ وارد لیبرتی شدند، از همان روزهای نخست دولت عراق محاصره‌ی شدیدی بر کمپ لیبرتی اعمال کرد، علاوه بر این محاصره‌ی پزشکی و لجستیکی و رسانه‌ای، در این سالیان لیبرتی ۵ نوبت هم با موشک مورد حمله قرار گرفت، که دهها تن جان خود را از دست داده و یا زخمی شدند. مکانی که قرار بود محل ترانزیت موقت مجاهدین باشد، تبدیل به زندان و قتل‌گاه مجاهدین شده بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مجاهدین خلق در جلسه ای در آلبانی با حضور مریم رجوی.jpg|جایگزین=مجاهدین خلق در جلسه ای در آلبانی با حضور مریم رجوی|بندانگشتی|مجاهدین خلق در جلسه ای در آلبانی با حضور مریم رجوی]]&lt;br /&gt;
پس از انتقال مجاهدین به لیبرتی نام سازمان مجاهدین دیگر در لیست تروریستی نبود، و مانعی برای باز اسکان اعضای سازمان مجاهدین خلق وجود نداشت. اما از پیچیدگی این پرونده چیزی کاسته نشده بود، دولت ایران هم با کارهای خود هم در عراق و هم در سطح بین‌المللی مانع به نتیجه رسیدن بازاسکان ساکنان لیبرتی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موشکباران روز ۷ آبان ۱۳۹۴ نشان داد که دولت ایران به کمک نیروهای هم پیمانش در عراق تصمیم گرفته لیبرتی را به طور کامل نابود کند، این موشک‌باران، هشدار جدی به آمریکا و جامعه جهانی بود که یک قتل عام در لیبرتی در حال بروز است، سرانجام این بحران با فعالیت‌های بین المللی مریم رجوی در اروپا و یک کارزار حقوقی و پس از ملاقات‌هایی بین رهبران این سازمان با دولتمردان آلبانی و در همکاری با کمیساریای عالی پناهندگان و دولت ایالات متحده آمریکا،مجاهدین خلق توانستند موافقت دولت آلبانی را برای اسکان اعضاء خود در این کشور جلب کنند . طی این موافقت اغلب اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران به کشور آلبانی و برخی نیز به کشورهای دیگر منتقل شدند. این انتقال در شهریور ۱۳۹۵ به پایان رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه حضور مجاهدین در عراق==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نامه سرلشکر حسام محمد امین مدیر کل بازرسی عراق.jpg|جایگزین=نامه سرلشکر حسام محمد امین مدیر کل بازرسی عراق در خصوص استقلال مجاهدین|بندانگشتی|نامه سرلشکر حسام محمد امین مدیر کل بازرسی ملی عراق درباره استقلال سازمان مجاهدین]]&lt;br /&gt;
حضور مجاهدین در عراق به سالهای اواسط دهه‌ی ۱۳۶۰ برمی‌گردد، در سال ۱۳۶۵  مسعود رجوی، مسؤل شورای ملی مقاومت ایران به دعوت رسمی دولت وقت عراق وارد عراق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انتقال مقر شورای ملی مقاومت از پاریس به بغداد، در چارچوب طرح صلحی‌ بود که چند سال پیشتر مسعود رجوی در دیدار با طارق عزیز نایب نخست‌وزیر عراق در تاریخ ۱۹ دی‌ماه ۱۳۶۱ به امضاء رسانده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://iranncr.org/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA/128-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA.html شورای ملی مقاومت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور سازمان مجاهدین خلق ایران بر اساس به رسمیت شناخته شدن استقلال این سازمان توسط دولت عراق بود، دولت عراق پذیرفت که هیچ دخالتی در امور این سازمان نداشته باشد، حتی چارلز دولفر معاون ریچارد باتلر رئیس آنسکام (بازرسان تسلیحاتی در عراق) در گزارشی به شورای امنیت نوشت: نمایندگان مدیریت ملی بازرسی عراق گفتند، که این محل متعلق به مجاهدین ایران است و تحت کنترل آنهاست، رئیس اجرایی (ریچارد باتلر) تصمیم گرفت که تیم آنسکام را از صحنه خارج کند تا این موضوع حل و فصل شود. در جریان مذاکرات بعدی مستمر با نمایندگان مجاهدین ایران این امر به رسمیت شناخته شده که تیم‌های بازرسی حق بازرسی از هر نقطه‌یی در عراق را دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;گزارش چارلز دولفر معاون ریاست آنسکام ریچارد باتلر به شورای امنیت تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۹۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرلشکر حسام محمد امین مدیرکل اداره‌ی بازرسی ملی وقت عراق هم در این زمینه نوشت :&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مکان‌هایی که متعلق به سازمان مجاهدین خلق ایران است، مکان‌هایی است که دولت عراق اجازه استفاده از آن را داده است، بدون این که دخالتی در آن داشته باشد».&amp;lt;ref&amp;gt;نامه سرلشکر حسام محمد امین ۹ دسامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===تشکیل ارتش آزادیبخش===&lt;br /&gt;
بعد از حضور سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق آنها در قرارگاه‌‌های مختلف مستقر شدند، اصلی‌ترین مقر آنها قرارگاه اشرف بود و نیروهای نظامی مجاهدین در آن‌ها حضور داشتند. مسعود رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۶ ارتش آزادیبخش ملی ایران را تأسیس کرد، با ایجاد ارتش آزادیبخش، عملیات مجاهدین متمرکز شد،از مهمترین عملیات ارتش آزادیبخش، می‌توان از عملیات آفتاب، چلچراغ و عملیات فروغ جاویدان نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عملیات چلچراغ یک سال پس از تأسیس ارتش آزادیبخش انجام شد. به گزارش ستاد ارتش آزادیبخش ملی ایران، ۲۲ تیپ رزمی ارتش آزادیبخش ملی ایران وارد عمل شدند، و با دو لشکر ۱۶ زرهی قزوین و لشکر ۱۱ امیر المؤمنین از سپاه و تیپ مستقل قائم از سپاه پاسداران درگیر شدند و توانستند، این دو لشکر و تیپ مستقل قائم را شکست داده و تا مقر لشکر پیشروی کنند، در این عملیات به گفته مجاهدین ۸ هزار تن از نیروهای نظامی ایران کشته و مجروح شدند و ۱۵۰۰ تن به اسارت درآمدند، همچنین، غنیمت‌های جنگی که به دست ارتش آزادیبخش افتاد بیش از ۲ میلیارد دلار تخمین زده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;داستان سفر پنجاه ساله- نوشته عبدالعلی معصومی- صفحه ۳۱۲–۳۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:ارتش آزادیبخش ملی ایران.jpg|جایگزین=تصاویری از ارتش آزادیبخش ملی ایرانی|بندانگشتی|تصاویری از ارتش آزادیبخش ملی ایرانی]]&lt;br /&gt;
شخص خمینی در نامه‌یی، بعد از عملیات آفتاب و چلچراغ ، به خط خودش می‌نویسد که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست داده‌ایم، به‌اندازه تمام بودجه‌یی است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته‌ایم»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.farsnews.com/printable.php?nn=8904270577 خبرگزاری فارس] - ۲۷ تیرماه ۱۳۸۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید قاسمی از فرماندهان سپاه پاسدارن در این زمینه گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در یک سال آخر جنگ، صبح که از خواب بیدار می‌شدیم می‌گفتند خبر داری؟ چه شده؟ مهران را گرفتند. بعد از گذشت ۷ سال از جنگ، اسیر و غنیمت می‌گیرند و افتضاحی است جنگ!» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سازمان مجاهدین خلق وقت نمی‌کرد غنیمتیهای شما را جمع کند!»&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اسماعیل احمدی مقدم فرمانده سابق پلیس ایران در این مورد می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سازمان مجاهدین آرام آرام سازماندهی نظامی‌ای را درست کردند. ابتدا از عملیاتی محدود شروع کردند، بعد وسعت عملیات اضافه شد. آرام آرام دیدیم که وسعت و دامنه عملیات در جبهه میانی و جنوبی گسترش پیدا کرد و حتی فکر می‌کنم در خرداد ماه 67بود که توانستند شهر مهران را هم تصرف کنند. هدف آنها هم سقوط و تصرف تهران و سرنگونی حکومت بود».&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در نتیجه همین شکستها و از ترس پیشروی مجاهدین تا تهران بود که خمینی قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت و آنرا به جام زهر تشبیه کرد. او قصد داشت با پذیرفتن آتش بس با عراق جلو عملیات مجاهدین خلق را گرفته و از پیشروی آنان جلوگیری کند. &lt;br /&gt;
===&#039;&#039;&#039;مجاهدین در میان آتش جنگ و چالشهای بسیار&#039;&#039;&#039;===&lt;br /&gt;
از سال‌های بعد از آتش‌بس تا سال ۲۰۰۳ مجاهدین ارتش خود را از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی تبدیل کردند، جنگ سال ۱۹۹۱ آمریکا علیه عراق را از سر گذراندند،‌ اما سال ۲۰۰۳ آبستن حوادثی بود که نه تنها مجاهدین بلکه تمام منطقه خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:بمباران قرارگاه اشرف.jpg|جایگزین=بمباران قرارگاه اشرف توسط نیروهای ائتلاف|بندانگشتی|بمباران قرارگاه اشرف توسط نیروهای ائتلاف]]&lt;br /&gt;
در آوریل سال ۲۰۰۳ عراق به اشغال نیروهای ائتلاف به فرماندهی آمریکا در آمد، سازمان مجاهدین خلق در این جنگ اعلام بی‌طرفی کرد و مختصات قرارگاه‌هایش را به وزارت دفاع انگلستان و آمریکا داد، با اینحال مجاهدین در این جنگ به درخواست جمهوی اسلامی مورد حملات هوایی سنگین قرار گرفتند که گاه تا ۱۲۰ بار در شب انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 البته پیش از شروع جنگ مسعود رجوی در یک سخنرانی به ابعاد خطرات احتمالی برای مجاهدین اشاره کرده بود وی در اواخر اسفند ۱۳۸۱ چنین گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«... هیچکس بیش از ما به خطراتی که از هر سو ما را دربرگرفته احاطه و اِشراف ندارد، امّا عزم جزم کرده ایم تا اگر زمانه صدبار از این هم خطیرتر و پرفتنه تر باشد, با تأسی به پیشوای آرمانی‌مان درسهای جدیدی از مقاومت و ایستادگی عرضه کنیم. ارتش آزادیبخش، این سرمایه عظیم ملت ایران، چون کوه، استوار و سرفراز ایستاده است... خدایا گواه باش که گفته ایم و می گوییم که فقط برای جنگ با خمینی و رژیم یزیدی او به سرزمین امام حسین آمده ایم و هرگز از آزادی خلق و میهن خود دست برنخواهیم داشت».&amp;lt;ref&amp;gt;نشریه «مجاهد», شماره ۶۲۲, ۲۷ اسفند۱۳۸۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما این موضع‌گیری‌ها مانع حملات نیروهای انگلیسی و آمریکایی به مجاهدین نشد، روزنامه خراسان در این باره نوشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مقامات بریتانیایی به نوعی به دولت ایران اطلاع دادند که آنها به اهداف سازمان منافقین و قرارگاههای آنها حمله خواهندکرد...»&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خراسان, ۱۹فروردین۱۳۸۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه واشینگتن پست هم در این باره نوشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دو مقام ارشد آمریکایی در ژانویه [۲۰۰۳], پنهانی، با مقام‌های ایرانی دیدار کردند. آمریکا، ازجمله، خواهان این شد که ایران مرزهایش را ببندد که مانع فرار مقام‌های عراقی بشود و پیشنهاد داد که آمریکا قرارگاه‌های سازمان مجاهدین خلق را که در عراق مستقر هستند، بمباران کند. امّا، یک تعهد قابل اتکاتر برای حمله به قرارگاه‌ها از طریق مقام‌های انگلیسی به تهران منتقل شد». &amp;lt;ref&amp;gt;واشینگتن پست, ۲۹فروردین۱۳۸۲ - ۱۸ آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 «ریچارد دالتون, سفیر وقت انگلیس در ایران، در این مورد گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شخصاً، به رهبران ایران تضمین داده است که به مجاهدین خلق اجازه داده نخواهد شد در عراق بمانند. به نظر چند کارشناس، طرح نیروهای ائتلاف از بین بردن این گروه است». &amp;lt;ref&amp;gt;مجله «فوروارد», ۱۵فروردین۸۲ - ۴ آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سخنگوی وقت سفارت انگلیس در تهران اظهار داشت که نیروهای ائتلاف پایگاههای مجاهدین خلق، اصلی‌ترین گروه اپوزیسیون مسلح ایران، را در عراق بمباران کرده‌اند. آندروگرین استاک، سخنگوی سفارت انگلیس در تهران، گفت: نیروهای متحدین بیش از یک نوبت به پایگاه‌های مجاهدین حمله کرده‌اند». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه, ۲۶فروردین ۱۳۸۲ - ۱۵ آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت ایران بعد از جنگ تلاش کرد که با فشار بر آمریکا و اروپا پرونده مجاهدین را برای همیشه ببندد. یونایتد پرس در این باره نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«هیأتی متشکل از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از طرف رژیم ایران در روز دوم ماه مه ۲۰۰۳ (۱۲ اردیبهشت۸۲) در مذاکرات با هیأت آمریکا در ژنو درخواست استرداد اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را به عمل آورد».&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری یونایتدپرس, ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ - ۹ می ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روزنامه ایتالیایی لارپوبلیکا هم در این خصوص نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«خرّازی (وزیر خارجه وقت ایران) با فراتینی (وزیر خارجه وقت ایتالیا) بسیار بی‌پرده سخن گفت و از او خواست پیامش را به آمریکا و اتحادیه اروپا برساند, مبنی بر این که باید به تحمل کردن و مسالمت با مجاهدین خاتمه داده شود».&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه «لا رپوبلیکا», ۱۹ اردیبهشت۱۳۸۲ - ۹ می ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;از فردای حمله آمریکا به عراق حکومت ایران تمام تلاشش را برای نابودی مجاهدین و یا اقل از بین بردن رهبران آنها مبذول داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین در این زمینه در اطلاعیه‌ای گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«جلسه فوق العاده شورای عالی امنیت رژیم دردوم فروردین۱۳۸۲ با حضور خامنه‌ای, برای بررسی تحولات عراق تشکیل شد. سردمداران رژیم در این جلسه تأکید کردند باید از شرایط موجود برای حمله به سازمان مجاهدین و نابودکردن آن در داخل خاک عراق بیشترین استفاده را بکنیم... در غیراین صورت، عواقب جنگ کنونی برای نظام بسیار خطرناک‌تر خواهد بود... براساس تصمیمات جلسه دوم فروردین، شورای عالی امنیت رژیم آخوندی گروه‌های ویژه‌یی را برای ترور آقای مسعود رجوی، رهبر مقاومت ایران، به خاک عراق اعزام کرده است. خامنه ای در این جلسه، که در خانه وی برگزارشد، دستور داد هر گروهی موفق به اجرای این طرح شود، یا هرکس که کمک اطلاعاتی و لجستیکی به اجرای این طرح بکند، میلیون‌ها دلار جایزه دریافت خواهد کرد. در جلسه شورای عالی امنیت، که خاتمی و رفسنجانی نیز در آن حضور داشتند، تأکید شده است تا رهبری منافقین (مجاهدین خلق) دست نخورده باقی مانده باشد, ما از شر آنها خلاصی نخواهیم داشت».&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران ـ ۲۵ فروردین۱۳۸۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما دولت ایران علاوه بر حملات نیروهای ائتلاف علیه نیروهای مجاهدین نیروهای نزدیک به خودش از جمله ۹ بدر را هم وارد عراق کرد، ایندیپندنت در این زمنیه نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt; «گروهی از افراد مسلح تیپ بدر، که شمارشان به ۱۰هزارتن میرسد و بعضی از آنها لهجه ایرانی دارند، قبل از جنگ، به طور پنهانی، وارد بعقوبه شدند و بلافاصله بعد از سقوط صدام خود را آفتابی کردند».&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه «ایندیپندنت» ـ۳۰فروردین۸۲ - ۱۹ آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;شبه‌ نظامیان هم پیمان دولت ایران  هم از فرصت جنگ سال ۲۰۰۳  استفاده کرده و بارها به اعضای مجاهدین حمله کردند، در این خصوص سازمان مجاهدین در اطلاعیه‌های متعدد به این امر اشاره کرده است.&amp;lt;blockquote&amp;gt;«طی روزهای پنجشنبه و جمعه ۲۱ و ۲۲فروردین [۱۳۸۲], در دهها رشته تهاجم عوامل وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران به مجاهدین در خاک عراق, در حوالی قرارگاههای اشرف (شمال شهر خالص) و انزلی (شهر جلولا) و بنیاد علوی (شهر مقدادیه), ۱۸ مجاهد خلق شهید و ۴۳تن مجروح و شماری مفقود شدند. وزارت اطلاعات به منظور اجرای این تهاجمات و توطئه های تروریستی, طی هفته گذشته شمار زیادی از دژخیمان و ماٌموران خود و همچنین شماری از عوامل کرد و عرب زبان این وزارتخانه را از طریق نفت شهر و سومار و قصرشیرین روانه عراق کرد. ماٌموریت نیروهای اعزامی وزارت اطلاعات کشتن و اسیرکردن و ضربه زدن به مجاهدین تعریف شده است. آنها به آر.پی.جی ۷ و انواع تیربار و مسلسلهای کلاشنیکف مجهّز هستند. علاوه بر این, وزارت اطلاعات برای اجرای نیّات شوم خود علیه مجاهدین, از مزدوران موسوم به سپاه بدر وابسته به سپاه پاسداران کمک می گیرد. سه شنبه ۲۰فروردین, شمار زیادی از این مزدوران وارد خاک عراق شدند و بخشهایی از شهر خانقین و مناطق اطراف آن را به تصرّف خود درآوردند».&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران ـ۲۳فرورین ۱۳۸۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما سازمان مجاهدین خلق ایران که طرف غیر متخاصم در جنگ بود، در اردیبهشت ماه ۱۳۸۲ با نیروهای آمریکایی به یک توافق آتش‌بس دست یافت،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این توافق بمباران‌ها را متوقف کرد تلویزیون سی ان ان در این باره گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ژنرال بروکس، سخنگوی فرماندهی مرکزی آمریکا، گفت: نیروهای ائتلاف در حالت آتش‌بس باگروهی که به نام مجاهدین شناخته می‌شود، هستند. ژنرال بروکس گفت: ما با آنها، بارها، روبه‌رو شده‌ایم… و در بعضی از عملیات ما، آنها هدف آتش کشنده بوده‌اند… در این نقطه آتش‌بس درجریان است… آنها تجهیزات خودشان را دارند، اما، آرایش نظامی ندارند…».&amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون سی ان ان ۲ اردیبهشت ۱۳۸۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این توافق آتش بس شروع روندی بود که مجاهدین توانستند از میان چکش آمریکا و سندان دولت ایران خلاصی یابند، هر چند که در مراحل بعد منجر به خلع سلاح آنان شد. مسعود رجوی دراین مورد تأکید کرد که «من اسب سوار را بر اسب، و تانک سوار را بر تانک ترجیح دادم».&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/169865/%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%AB%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D9%85%D9%86-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:برج آزادی در قرارگاه اشرف.JPG|جایگزین=برج آزادی در قرارگاه اشرف|بندانگشتی|برج آزادی در قرارگاه اشرف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اشرف بعد از اشغال عراق توسط آمریکا===&lt;br /&gt;
بعداز توافق‌نامه آتش‌بس سازمان مجاهدین و ایالات متحده‌ی آمریکا به توافقی در خصوص تمرکز اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف و گرد‌آوری سلاح‌های آنان دست یافتند، در مقابل آمریکا تعهد داد تا فرجام نهایی ساکنان اشرف حفاظت اشرف را تأمین کند، اما در عمل به این تعهد پشت کرد و در حالی که ساکنان اشرف از استاتوی قانونی کنوانسیون ۴ ژنو برخوردار بودند، حفاظت  اشرف را به دولت عراق سپرد که متحد دولت ایران بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این که دولت عراق حفاظت اشرف را به عهده گرفت، فشار را بر ساکنان اشرف افزایش داد، محاصره لجستیکی و پزشکی و رسانه‌ای به اشرف اعمال کرد، علاوه بر آن چندین بار حملات نظامی به اشرف انجام شد، مهمترین این حملات، حمله ۶و ۷ مرداد ۱۳۸۸ بود که جان ۱۱ نفر از ساکنان را گرفت، حمله ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ دومین حمله بزرگ ارتش عراق به کمپ اشرف بود که در آن ۳۶ تن از ساکنین اشرف جان باختند صدها نفر مجروح شدند و صدها میلیون دلار از اموال ساکنان به سرقت رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موازات جنگ نظامی یک جنگ روانی هم علیه ساکنان در جریان بود، به این شکل که بیش از ۳۲۰ بلندگو در اطراف اشرف شبانه روز مشغول توهین و تهدید ساکنان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از حمله ۱۹ فروردین به اشرف و اشغال بخش شمالی اشرف که باخسارات انسانی و مادی فراوان همراه بود، نوری مالکی نخست‌وزیر وقت عراق برای ساکنان ضرب الاجل ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱ را تعیین کرد، که باید تا آن تاریخ مجاهدین از اشرف بروند، این حملات و این ضرب الاجل‌ها که تعداد آن تا آن زمان به ۲۲ ضرب الاجل رسیده بود، بحران را وخیم‌تر می‌کرد. مجاهدین برای خروج از این بحران ۱۴ طرح ارائه دادند که دولت عراق هر کدام را به دلایلی نپذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لورنس باتلر نماینده‌ی دولت آمریکا هم به مجاهدین فشار می‌‌آوردکه اشرف را ترک کنند ولی حاضر نبود هیچ تضمین امنیتی بدهد. نوری مالکی نخست وزیر عراق هم اصرار داشت که مجاهدین به صحراهای جنوب عراق بروند. البته او هم هیچ تضمین امنیتی نمی‌داد. طاهر بومدرا در این زمینه می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شایعات زیادی حول جابجایی اشرفی ها به کمپ اِکو نزدیک ناصریه در جنوب و یا به نقره سلمان در صحرای سماوه در استان مثنی نزدیک مرز عربستان که یک بازداشتگاه برای زندانیان سیاسی  بود، میرسید. نزدیک ترین ذخیره آب به نقره سلمان حداقل چند روز راه پیمایی فاصله داشت. من نقطه نظرم را با کمیته صلیب سرخ بین المللی مطرح کرده و به توافق رسیدیم که از نزدیک مراقب اوضاع باشیم».&amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۲۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این فاصله مارتین کوبلر جایگزین اد ملکرت به عنوان نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل در عراق شد، او تلاش پیگیری در زمینه بستن اشرف داشت، طاهر بومدرا در این خصوص می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مارتین کوبلر بطور رسمی توسط دبیر کل سازمان ملل بعنوان نماینده عراق در راس یونامی در تاریخ  ۱۱ اوت ۲۰۱۱ برگزیده شد. وی در تاریخ ۸ اکتبر برای ماموریت به عراق رسید و در حیرت همه کارکنان ،وی اعلام کرد که اولویت وی بستن کمپ اشرف میباشد. برای انجام این ماموریت  وی همه ماموریت ها را متوقف نمود. آژانس های  تخصصی سازمان ملل که  در عراق کار میکنند به حمایت امنیتی ارائه شده توسط یونامی وابسته  اند. از روزی که کوبلر به این ماموریت گماشته  شد، آژانس های تخصصی سازمان ملل خودشان  را در منطقه سبز زمین گیر یافتند بدون اینکه قادر باشند به اصل کارشان بپردازند».&amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۱۰۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت کوبلر بدون اطلاع و اجازه ساکنان اشرف و نمایندگان آنان یادداشت تفاهمی (MoU) را با دولت عراق به امضا رساند، در نیمه شب ۲۵ دسامبر، پس از امضاء یادداشت تفاهم، وی به نمایندگان ساکنان زنگ زد و گفت که من هم اکنون یادداشت تفاهم را امضاء کردم. نماینده ساکنین به شدت اعتراض کرد که به عنوان طرف اصلی باید از پیش‌نویس آن مطلع می‌شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما بهر حال ساکنان تصمیم گرفتند که همکاری و اشرف را ترک کرده و به کمپ لیبرتی بروند.&lt;br /&gt;
==کمپ لیبرتی مکان ترانزیت یا زندان==&lt;br /&gt;
[[پرونده:تصویری از کمپ لیبرتی.JPG|جایگزین=تصویری از کمپ لیبرتی|بندانگشتی|تصویری از کمپ لیبرتی]]&lt;br /&gt;
کمپ لیبرتی با مساحتی حدود نیم کیلومتر مربع در برابر مساحت ۳۶ کیلومتر مربعی اشرف بسیار کوچک بود، کمپ لیبرتی قرار بود براساس یادداشت تفاهمی که مارتین کوبلر امضا کرده بود، یک مکان ترانزیت موقت (TTL) باشد، که در آن کمیساریای عالی پناهندگان پروسه تعیین موقعیت پناهندگی را به عنوان اولین گام به سوی بازاسکان در کشورهای امن بردارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طاهر بومدرا می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سازمان ملل استدلال نمود که انتقال به کمیساریای پناهندگی این فرصت را داد تا پروسه تعیین موقعیت پناهندگی را بعنوان  اولین گام به سوی بازاسکان در کشورهای ثالث به شیوه امن و محیط طبیعی به اجرا درآورد. در یونامی ما  میدانیم که کمپ لیبرتی نه امن بود ونه بی طرف. این یک استدلال ساده برای فریب دادن اشرفی ها و گمراه کردن جامعه بین المللی بود». &amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۱۰۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این که اولین گروه از ساکنان وارد کمپ لیبرتی شدند، معلوم شد که کمپ لیبرتی از استانداردهای کافی برخوردار نیست. کوبلر یک متخصص مدیریت پناهگاه کمیساریا در اتیوپی به نام مارتین زِرن را مأمور کرد تا شرایط کمپ لیبرتی را مورد ارزیابی قرار داده و آن را طبق استانداردهای بین﻿‌المللی تأیید نماید. مأموریت زِرن به درستی تعریف نشده و گمراه‌﻿کننده بود. استانداردی که او اعمال می﻿کرد مربوط به پناهندگانی در شرایط اورژانس بود که بدلیل درگیری مسلحانه یا حادثه طبیعی، مردم در حال فرار و نجات جان خود هستند و گزینه‌﻿ها بسیار کم می﻿‌باشند. وضعیت اشرفی‌ها کاملاً متفاوت بود. در مورد آنها، ما با جامعه﻿‌یی روبرو بودیم که بطور ساده با اخراج از مکانی مواجه بود که در آن به مدت بیش از ۲۶ سال زندگی کرده بودند. این یک وضعیت اورژانس نبود. آنها در حال فرار از یک جنگ داخلی یا یک حادثه طبیعی نبودند. آنها داشتند به زور از خانه﻿‌های خود اخراج می‌﻿شدند و به کمپ لیبرتی رانده می﻿‌شدند تا، بطور ساده، زندگی برای آنها «غیر قابل تحمل» شود.&amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۱۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نتیجه کمپ لیبرتی نه استاندارد بود و نه امن، و این موضوع زندگی در این محیط بسیار کوچک را سخت می‌کرد. طاهر بومدرا در این باره می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنابراین برای همه روشن بود که در هر صورت، اشرفی‌ها در معرض بی خانمانی بوده و از یک شهر مدرن ۳۶ کیلومتر مربعی به یک بازداشتگاه فرستاده  می‌شدند که مکان ترانزیت موقت  نامیده میشد، در یک منطقه امن در کنار فرودگاه بین المللی بغداد با مساحتی کمتر از نیم کیلومتر مربع، بدون چشم انداز جدی برای بازاسکان در آینده‌ه﻿ای نزدیک. کوبلر استدلال کرد که اشرفی ها در یک بازداشتگاه  باشند بهتر است  از اینکه کشته شوند. چنین استدلالی  از جانب نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل اعتراض برانگیز است. حقوق مبنایی افراد بی‌دفاع را انکار می‌کند، ازجمله حق زیستن، چرا که  به آنها  گفته شد که بین رفتن به بازداشتگاه بدون حق استیناف و مردن در اشرف یکی را برگزینند. چنین مشی انعطاف ناپذیری به این معنی بود که یونامی مشی رادیکالتری در رابطه با اشرف به نسبت دولت عراق  اتخاذ کرده بود. دولت عراق یعنی مالکی، بعنوان سرسخت ترین تصمیم گیرنده در عراق ، انعطاف بیشتری نسبت به مشی «جابجا شو یا بمیر» کوبلر از خود نشان داد».&amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۱۰۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما این تمام ماجرا نبود، محاصره‌ی سخت پزشکی، لجستیکی، رسانه‌ای و گاهاً غذایی زندگی را به ساکنان سخت می‌کرد. همچنین این کمپ به صورت نوبه ای مورد حملات موشکی رژیم ایران قرار می‌گرفت. در واقع زندگی در لیبرتی که قرار بود مکان موقت ترانزیت برای عبور به کشورهای ثالث باشد، آرام آرام غیر ممکن می‌شد، در طول این مدت  ۵ حمله سنگین موشکی که تلفات انسانی زیادی بهمراه داشت در تاریخ‌های زیر به لیبرتی انجام شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱ بهمن ۹۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۵ خرداد ۹۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ دی ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ آبان ۹۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ تیر ۹۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بین این حملات سنگین‌ترین آن در ۷ آبان ۱۳۹۴ بود، که جان ۲۴ نفر را گرفت و خسارات سنگینی به کمپ وارد آورد. کمپ لیبرتی از به یک قتل‌گاه تبدیل شده و این یک هشدار به سازمان ملل و دولت آمریکا بود. همزمان سازمان مجاهدین خلق و مریم رجوی رئیس جمهور شورای ملی مقاومت ایران در اروپا فعالیتهای گسترده ای را برای یافتن راه خروجی ازین بحران آغاز کردند.&lt;br /&gt;
==تلاش برای یافتن محلی برای باز اسکان==&lt;br /&gt;
باز اسکان اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران موضوع ساده ای نبود. جان کری وزیر خارجه آمریکا جاناتان واینر را به عنوان نماینده‌ی ویژه در امور باز اسکان ساکنان اشرف تعیین کرد، تا این که بتواند راه حلی برای این بحران بیابد، اما  واینر اعتراف کرد که به تعداد زیادی از کشورها مراجعه داشته اما آنها نپذیرفتند، که میزبان مجاهدین باشند. علت این بود که دولت ایران با فشارهای سیاسی بر این کشورها از آنها می‌خواست که با این توافق مخالفت کنند. مارتین کوبلر [نماینده ویژه دبیرکل و رئیس یونامی] برخلاف قوانین بین المللی در مورد  با دولت ایران و سفیر ایران در عراق بر سر مسأله‌ی مجاهدین مذاکره می‌کرد،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عبارتی چون مجاهدین اپوزسیون دولت ایران بودند و اساسا خطری که جان آنان را تهدید می‌کرد از طرف جمهوری اسلامی بود، براساس قوانین بین المللی نباید در مورد وضعیت آنان با دولت ایران مذاکره می‌شد.به همین دلیل مجاهدین کوبلر را بایکوت کردند و از هر گونه ملاقات با او سرباز زدند و اقدامات او را غیرقانونی خواندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم مریم رجوی در سالروز حمله موشکی به لیبرتی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«به‌این‌ منظور ‌رژیم آخوندی و دولت عراق و همدستان بین‌المللی آنها به‌ویژه مارتین کوبلر کمپ لیبرتی را برای انهدام فیزیکی مجاهدین یا لااقل نابودی سیاسی و انحلال تشکیلاتی آنها طراحی کردند. اما این مجاهدین بودند که لیبرتی را از سنگستان به‌ گلستان تبدیل کردند و جامعه بین‌المللی را واداشتند که برای هجرت بزرگ از عراق راه باز کند». &amp;lt;ref&amp;gt;سخنرانی مریم در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۹۶- وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/204425/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در این شرایط که از قبل پیچیده‌تر شده بود، در کنار تلاش‌های بین‌المللی سازمان مجاهدین هم به تلاش‌های خودش افزود و نهایتاً کشور آلبانی تعدادی از ساکنان لیبرتی را پذیرفت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت در اطلاعیه خود نوشت: «پس از توافق دولت آلبانی با پذیرش ۲۱۰ نفر، نمایندگان ساکنان و مقاومت ایران در ۸ ژانویه به تیرانا رفتند.آنها خواستار پذیرش تمام ساکنان لیبرتی در آلبانی شدند و به‌طور مکتوب به دولت آلبانی تضمین دادند که همه هزینه ها را در مورد افراد انتقالی مورد توافق طرفین تقبل خواهند کرد».&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه‌ی دبیرخانه [https://www.iranncr.org/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DB%8C%DA%A9/1735-%D8%B3%D9%88%D8%A1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA.html شورای ملی مقاومت ایران] - ۲۷ اسفند۱۳۹۱  ۱۷ مارس ۲۰۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس ازین توافق شورای ملی مقاومت به  مارتین کوبلر تلاش کرد بخاطر انتساب نتایج این توافق به خودش اعتراض کرد&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مارتین کوبلر در روز یکشنبه ۲۷ اسفند ۹۱ (۱۷مارس ۲۰۱۳) در نامه یی به خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران، تلاش کرده است در نهایت فرصت طلبی اقدام انساندوستانه نخست وزیر آلبانی مبنی بر پذیرش پناهندگی ۲۱۰ تن از ساکنان لیبرتی را به جیب خود ریخته و در آستانه اجلاس شورای امنیت برای سرپوش گذاشتن بر جنایت علیه بشریت در لیبرتی که خود تسهیل کننده آن بوده است، مورد سوء استفاده قرار دهدعلاوه براین او می‌خواهد با عادی جلوه دادن اوضاع بر روی ساکنان فشار مضاعف وارد کند تا مسأله مبرم امنیت دستجمعی در لیبرتی را که از هر سو مورد تهدید است، فراموش کنند».&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه‌ی دبیرخانه [https://www.iranncr.org/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DB%8C%DA%A9/1735-%D8%B3%D9%88%D8%A1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA.html شورای ملی مقاومت ایران] - ۲۷ اسفند۱۳۹۱  ۱۷ مارس ۲۰۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خبرگزاری آسوشتیدپرس هم نوشت: «دولت آلبانی میگوید که به 210 نفر از اعضای یک گروه اپوزیسیون ایرانی که در یک کمپ سابق نظامی آمریکا در نزدیکی بغداد زندگی میکنند پناهندگی میدهد. نخست وزیر البانی،  این موضوع را بعد از ملاقات با معاون دستیار وزیر امور خارجه آمریکا باربارا لیف و فرستاده سازمان ملل در عراق مارتین کوبلر و سایر مقامات اعلام نمود. او گفت که این پیشنهاد «بدلایل انسانی» ارائه شده است».&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری آسوشتیدپرس ۱۶ مارس ۲۰۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این خبر شورای ملی مقاومت جوابیه‌ای به آسوشیتدپرس داد و در آن رسماً اعلام کرد، مقاومت ایران ضمن تشکر از دولت آلبانی و نخست وزیر بریشا بخاطر این ژست انساندوستانه، با هر گونه دخالت مارتین کوبلر که خط سیاسی رژیم ایران و مالکی را پیش می برد، در موضوع بازاسکان ساکنان لیبرتی که در حیطه کمیساریای عالی پناهندگان می باشد قویا مخالف است و آنرا علیه امنیت و سلامت ساکنان میداند. &amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.iranncr.org/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DB%8C%DA%A9/1734-%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF.html شورای ملی مقاومت ایران] ۲۶ اسفند  ۱۳۹۱ - ۱۶  مارس ۲۰۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مجاهدین خلق در آلبانی.JPG|جایگزین=مجاهدین خلق در آلبانی|بندانگشتی|مجاهدین خلق در آلبانی]]&lt;br /&gt;
اما لیبرتی کماکان درمحاصره‌‌ی نیروهای عراقی بود، حملات موشکی بیشتری به این کمپ کوچک انجام شد، امنیت ساکنان به شدت به خطر افتاده بود، در نتیجه با تلاش سازمان مجاهدین خلق ایران و با فشار بر روی ارگان‌های بین‌المللی بخصوص دولت آمریکا، آلبانی با شروطی پذیرفت که تمامی اعضای ساکنان کمپ لیبرتی وارد آلبانی بشوند، مهمترین این شروط این بود که تمام هزینه‌‌های ساکنان باید توسط سازمان مجاهدین تأمین شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نیمه بهمن ۱۳۹۴ تا ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ طی تقریباً ۷ ماه ساکنان زندان لیبرتی طی ۵۳ نوبت پرواز به خارج عراق و عمدتاً به آلبانی منتقل شدند. این پیروزی بزرگی برای مجاهدین بود و این انتقال را «هجرت بزرگ» نامیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عملیات انتقال مجاهدین به کشورهای ثالث که عمدتاً‌ به آلبانی بود، یک عملیات پیچیده بود، به عبارتی دولت ایران قصد داشت در خلال این انتقال به دشمن خودش یعنی مجاهدین ضربات کاری بزند، حتی طرح ساقط کردن هواپیماهای چارتر را هم جزوی یکی از گزینه‌ها علیه ساکنان لیبرتی در نظر گرفته بودند اما این عملیات بدون هیچ خسارتی انجام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع از زمان تحویل دهی حفاظت ساکنان اشرف از آمریکا به دولت عراق تا پیش از خروج مجاهدین از آلبانی در اثر حملات زمینی و موشکی ۱۴۱ نفر و به‌ دلیل شرایط سخت محاصره و بیماری ناشی از آن ۲۷ نفر جانشان را از دست دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://article.mojahedin.org/i/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اهمیت انتقال به آلبانی==&lt;br /&gt;
برای سازمان مجاهدین این یک دستاورد بسیار بزرگ بود، زیرا توانسته بود نیروهایش را از یک محاصره کشنده بیرون بکشد. ابراز ناراحتی دولت ایران از این انتقال هم نشان دهنده‌ی این بود که مجاهدین پیروز این صحنه بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شورای ملی مقاومت در اطلاعیه ای دراین زمینه نوشت: «یکی از سرکردگان رژیم در این باره خاطرنشان کرده‌است: سیاست اولیه ما استقبال از خروج منافقین از عراق بود اما حالا خیلی‌ها پشیمان هستند، چون سازمان توانست همه آنها را خارج کند و هیچ‌کدام از کارهای ما برای نابود کردن آنها در عراق و یا دستگیری سران آنها به جایی نرسید. آنها حتی همه مدارک شان را با خودشان بردند و نگذاشتند حتی یک برگ هم به‌دست ما بیفتد. ما وقتی دیدیم خروج منافقین از عراق متوقف نخواهد شد، از ایرج مسجدی (سفیر ایران در عراق) و تیم قدس در عراق خواستیم تا برنامه ترور کادر رهبری مجاهدین را در عراق در دستور کار قرار بدهند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranncr.org/کمیسیون-امنیت-و-ضد-تروریسم/408-کمیسیون-امنیت-و-ضدتروریسم-شکست-طرحهای-تروریستی-و-حمله-موشکی-رژیم-به-لیبرتی-پشیمانی-آخوندهای-حاکم-از-انتقال-مجاهدین-به-خارج-از-عراق.html کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران] ۱۹شهریور۱۳۹۵ (۹سپتامبر۲۰۱۶)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت ایران با توجه تلاش‌های خودش در اقناع کردن کشورها برای عدم پذیرش مجاهدین و  اطلاعاتی که از طریق دولت عراق از یونامی و کمیساریای عالی پناهندگان داشت مطمئن بود که تقریباً کشوری مجاهدین را نخواهد پذیرفت. آمریکا هم به دلیل درگیری در مذاکرات اتمی موسوم به برجام دست دولت ایران در عراق را باز گذاشته بود، در نتیجه دولت ایران سناریویی شبیه به شبیخون زدن به اشرف در ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ را در دستش داشت، لذا در حمله زمینی به لیبرتی عجله‌ای نکرد. مجاهدین از این فرصت استفاده کرده و با طرحهای پیچیده و پروازهای متعدد خاک عراق را ترک کردند.&lt;br /&gt;
===موضع گیری‌های بین المللی===&lt;br /&gt;
جان کری وزیر خارجه آمریکا در پایان دوره ۴ ساله خدمت خود بعنوان وزیرخارجه آمریکا در نامه ای به رئیس جمهور این کشور، جمعبندی خود از دوران ۸ ساله اوباما و بیلان کار خود در اداره ۷۰ هزار نفر پرسنل وزارتخارجه این کشور را ارائه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در گزارش پایانی و جمعبندی جان کری، انتقال امن بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مجاهدین خلق، اپوزیسیون ایران در تبعید، از کمپ لیبرتی به خارج از عراق، یک دستاورد بزرگ انساندوستانه توصیف شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کری مینویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی هدف آتشباری قرار می‌گرفتند و ما سالها برای تسهیل انتقال این گروه کار کردیم . بخاطر دیپلماسی با مهارت و مصمم تیم ما، این دستاورد بزرگ انسانی محقق شد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;جان کری وزیرخارجه آمریکا، در شهریورماه گذشته نیز، پس از پایان انتقال مجاهدین از لیبرتی، بر این دستاورد بزرگ انساندوستانه تأکید کرد و افزود من مفتخر هستم که دولت آمریکا در محقق شدن آن نقش حیاتی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اجازه بدهید دراینجا خبرهای خوبی را اعلام کنم زیرا که ما داریم از شرایط سختی عبور می کنیم. به دلیل درگیریها (در سوریه و عراق) چالشهایی وجود دارد که خبرهای خوبی نیستند اما، بسیار مهم است که اعلام کنیم که ما یک دستاورد انسانی طی هفته های گذشته داشتیم ومن صبح در ژنو بودم و روز جمعه ۲۸۰ تن از اپوزیسیون ایران از مجاهدین خلق از کمپ لیبرتی درعراق خارج شدند و این بعد از یک ابتکار عمل دیپلماتیک آمریکا صورت گرفت تا جان بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق را که در عراق در خطر بود، تضمین کنیم. کمپ آنها در آنجا، بارها مورد حمله قرار گرفت و برخی زخمی وبرخی کشته شدند. لذا دست به کار شدیم. ما طی ده سال گذشته این چالش را می شناختیم. من از زمانیکه عضو کنگره بودم وارد این موضوع شدم و در اولین سالی (که وزیر خارجه شدم) یکی از مهمترین دستیارانم و کسی را که مورد اعتمادم بود برای کمک به مجاهدین خلق اختصاص دادم تا از عراق خارج شوند. بعد از پیشروی کمی که طی چند ماه داشتیم، من خودم به تیرانا رفتم و با دولت و رئیس جمهور آلبانی درباره انتقال بقیه مجاهدین خلق که در کمپ لیبرتی بودند صحبت کردم، از آلبانی تاریخچه خوبی درحمایت از ستمدیدگان داشتم همان کاری که در بحران کوزوو انجام داد و همچنین میزبانی‌شان از یهودی‌ها در جنگ جهانی دوم و من خوشحالم که آلبانی نقش انسانی مهمی انجام داد و در همین جا از کشورهای آلمان و نروژ و ایتالیا و انگلستان وفنلاند و کشورهای عضو اتحادیه اروپا که در نجات جان مجاهدین خلق کمک کردند تشکر می کنم. این یک دستاورد انساندوستانه بزرگی است و من مفتخر هستم که دولت آمریکا نقش حیاتی در محقق شدن این دستاورد داشته است».&amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون اسکای نیوز - ۲۲ شهریور ۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سناتور جان مک‌کین هم در خصوص انتقال ساکنان کمپ لیبرتی به آلبانی بیانیه ای صادر کرد و نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در سال 2003 آمریکا متعهد شد که از هزاران عضو سازمان ایرانیان ناراضی مجاهدین خلق حفاظت کند، کسانی‌که موافقت کردند سلاح های خود را تحویل دهند در نتیجه تحت حفاظت ما قرار گرفتند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;امروز نشان می‌دهد که آن تعهد با به سلامت و با موفقیت جابجا شدن تمامی ایرانیان ناراضی ساکن کمپ لیبرتی عراق به آلبانی به سرانجام رسید. این تحولی خوشایند بود که مدتها از موعد آن گذشته بود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیانیه مک‌کین بعد از انتقال مجاهدین به آلبانی.JPG|جایگزین=بیانیه مک‌کین بعد از انتقال مجاهدین به آلبانی|بندانگشتی|بیانیه مک‌کین بعد از انتقال مجاهدین به آلبانی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;”من مراتب تشکرهای عمیق خود را به دولت آلبانی به‌خاطر میهمان نوازی و شجاعت آن در تلاشهایش برای حل و فصل این بحران انسان‌دوستانه تقدیم می‌کنم. علاقمندی آلبانی برای تأمین پناهندگی برای ساکنان کمپ لیبرتی گواهی حقیقی بر روح و ارزشهای مردم آلبانی است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;با توجه به تاریخچه سرکوب وحشیانه رژیم ایران علیه این ناراضیان و خشونت متعاقب آن که متوجه آنها در خلال اقامتشان در عراق بود، معتقدم ضرورت دارد که این ساکنان کماکان به‌عنوان افراد مورد نگرانی شناخته شده و تحت حفاظت بین‌المللی تأکید شده در کنوانسیون 1951ژنو منظور شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;این ضروریست که اطمینان یافت این ساکنان در نهایت از فرصت بهره‌مندی از حقوق و امتیازاتی که مدتها از آن دریغ شده بودند در محیط جدید و دموکراتیک از آن برخوردار شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;”من کماکان در کنار مردم ایران و جامعه ایرانیان آمریکایی ایستاده‌ام که خواستار آزادی ایران هستند. بازاسکان امن این ایرانیان ناراضی یک گام حیاتی در مقابله با دخالت شریرانه رژیم ایران در منطقه است و این یادآور مهمی برای متحدانمان و دشمنان است که آمریکا به تعهداتش عمل می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mccain.senate.gov/public/index.cfm/2016/9/statement-by-senator-john-mccain-on-successful-relocation-of-iranian-dissidents-from-camp-liberty وبسایت رسمی سناتور جان مک کین] ۹ سپتامبر ۲۰۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آلبانی پایان مبارزه مجاهدین یا شروعی جدید؟==&lt;br /&gt;
بعد از سرنگونی دولت سابق عراق سازمان مجاهدین خلق ایران بیش از ۱۳ سال در عراق بود، در این سالیان بخصوص بعد از سال ۲۰۰۹ و تحویل دادن حفاظت اشرف به دولت نوری مالکی، تمام انرژی و وقت و توان سازمان مجاهدین صرف تأمین امنیت و حفاظت از موجودیت این سازمان می‌شد، اما با خروج از عراق و رفتن به محلی امن، آنها توان حرکت و پیشروی جدی تری پیدا کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مجاهدین در یک انتقال بزرگ، به خوبی سازمان‌یافته و تاریخی که یک فراز مهم پیروزمند در تاریخ 52ساله سازمان محسوب می‌شود، از بند و محاصره خصم، به‌سلامت رسته‌اند و با حفظ یکپارچگی فیزیکی و تشکیلاتی، از لاک تدافع خارج شده و در موضع تهاجم قرار گرفته‌اند. این انتقال بزرگ امکان قرار گرفتن مجاهدین در یک مرکز امن، برای آمادگی برای خیز نهایی و گسستن آخرین بقایای زنجیرهای دیکتاتوری از دست و پای میهن اسیر برایشان فراهم آورد».&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/204889/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-(%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF) سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجاهدین استراتژی هزار اشرف را برای سرنگونی دولت تهران اعلام کردند، که این استراتژی با ایجاد هزار کانون شورشی در داخل کشور عملی خواهد شد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدار شخصیت‌های سیاسی برجسته آمریکایی و اروپایی از تیرانا و دیدار با خانم مریم رجوی و اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی نشان از شروع فصلی جدید در تلاش‌های سازمان مجاهدین خلق برای سرنگونی دولت ایران می‌دهد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار سناتور مک کین و مریم رجوی در آلبانی.JPG|جایگزین=دیدار سناتور مک کین و مریم رجوی در آلبانی|بندانگشتی|دیدار سناتور مک کین و مریم رجوی در آلبانی]]&lt;br /&gt;
از جمله سناتور مک کین در آلبانی و در حضور در جمع اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، در سخنان خود گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«متشکرم، متشکرم از همه شما، متشکرم به‌خاطر این استقبال فوق‌العاده من نمی‌توانم بگویم که چقدر سپاسگزارم و صریح بگویم که چقدر از این‌که شما این‌جا هستید و نه در عراق خوشحالم. از شما تشکر می‌کنم. از شما خانم به‌خاطر رهبریتان تشکر می‌کنم و از طرف همه دوستانم از شما تشکر می‌کنم.» &amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://news.mojahedin.org/i/news/196876 سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;همچنین جان بولتون در نوروز  ۱۳۹۶ از آلبانی دیدار کرد و برای اعضای مجاهدین سخنرانی کرد و اعلام کرد رژیم ایران چهل سالگی خود را نخواهد دید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی در نوروز ۱۳۹۷ به دیدار اعضای سازمان مجاهدین خلق و خانم مریم رجوی در آلبانی شتافت و در جمع آنان سخنرانی کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و همچنین یک هیأت از سنای آمریکا به دیدار خانم رجوی در آلبانی رفتند این هیأت متشکل از  سناتور «روی بلانت» نایب‌رئیس کنفرانس جمهوریخواهان در سنا، که ریاست این هیأت را بر عهده داشت، «جان کورنین» سناتور ارشد جمهوریخواه از ایالت تگزاس و سناتور «تـام تیلیس» دیگر عضو حزب جمهوریخواه نیز سناتور بلانت را در این سفر همراهی کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲|اندازه=ریز}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AE%D9%84%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=43431</id>
		<title>انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق به آلبانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84_%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%AE%D9%84%D9%82_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=43431"/>
		<updated>2019-12-17T17:38:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات رویداد تاریخی&lt;br /&gt;
|نام رویداد= انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق به آلبانی &lt;br /&gt;
|تصویر=هجرت بزرگ.jpg&lt;br /&gt;
|زیرنویس=دیدار مجاهدین با مریم رجوی  پس از ۱۴ سال&lt;br /&gt;
|مکان=آلبانی&lt;br /&gt;
|زمان=مهر۹۵&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق به آلبانی یکی از مهمترین وقایع در تاریخ سازمان مجاهدین خلق ایران بوده است، بعد از ۳۰ سال حضور در عراق، اعضای سازمان مجاهدین خلق  از نیمه بهمن ۱۳۹۴ تا ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ طی تقریباً ۷ ماه و طی ۵۳ نوبت پرواز به خارج عراق و عمدتاً به آلبانی منتقل شدند، سازمان مجاهدین خلق این انتقال را یک پیروزی نامید، و آن را «[https://www.mojahedin.org/news/204889/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-(%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF) هجرت بزرگ]» نام‌گذاری کرد و تأکید نمود که شروع مرحله‌ی تهاجم است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشینه‌ی این انتقال به سال ۲۰۰۳ بر می‌گردد، بعد از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف به فرماندهی آمریکا، حضور اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق در ابهام قرار گرفت، دولت ایران هم فرصت بسیار مناسبی برای دور کردن مجاهدین از مرزهایش بدست‌ آورده بود، لذا از فردای سرنگونی دولت سابق عراق اخراج مجاهدین از عراق را جزو سیاست‌هایش قرار داد، در آذرماه ۱۳۸۲ به محض این که عبدالعزیز حکیم ریاست شورا حکومتی منحله عراق را به‌ عهده گرفت، حکم اخراج مجاهدین از عراق را به تصویب این شورا رساند، و به مجاهدین  سه هفته یعنی تا پایان سال میلادی ۲۰۰۳ مهلت داد تا عراق را ترک کنند. حکمی که توسط پل برمر حاکم مدنی عراق وتو شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیشتر نیز مژگان پارسایی مسؤل اول پیشین و جانشین فرمانده کل ارتش ‌آزادیبخش در مذاکرات فشرده‌ای که با ژنرال اودیرنو داشت، به اطلاع وی رساند که مجاهدین هیچ اصراری بر ماندن در خاک عراق ندارند، وی گفت: «شما هواپیما بیاورید ما همین امروز عراق را ترک می‌کنیم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما موضوع در رابطه با مجاهدین بسیار پیچیده بود، سازمان مجاهدین خلق ایران در آن زمان در لیست گروه‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا قرار داشت، هر چند مجاهدین با جنگ حقوقی بعدها توانستند از این لیست‌ها بیرون بیایند، اما در آن زمان هیچ کشوری حاضر نبود گروهی را بپذیرد که برچسب تروریسم بر روی آن باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از تحقیقات ۱۶ ماهه ۹ ارگان اطلاعاتی آمریکا از ساکنان اشرف، مقام‌های ارشد آمریکا گفتند که در مصاحبه‌های گسترده مقام‌های وزارتخارجه و اداره تحقیقات فدرال (اف.بی.آی) هیچ مبنایی برای متهم کردن هیچیک از اعضای این گروه یافت نشده است. &amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://iranncr.org/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA/128-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA.html شورای ملی مقاومت]&amp;lt;/ref&amp;gt; &amp;lt;ref&amp;gt;گزارش چارلز دولفر معاون ریاست آنسکام ریچارد باتلر به شورای امنیت تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۹۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما وزارت خارجه آمریکا با بکارگیری واژه‌ی «ساکنان اشرف» نوعی جدا سازی لفظی بین سازمان مجاهدین خلق و ساکنان اشرف ایجاد کرد و با این که هیچ مدرکی دال بر تروریسم بودن سازمان مجاهدین پیدا نکرده بود اما کماکان نام مجاهدین خلق را در لیست تروریستی حفظ کرد .این موضوع جابجایی مجاهدین از عراق را بسیار پیچیده می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا ژانویه ۲۰۰۹ حفاظت قرارگاه اشرف به عهده‌ی نیروهای آمریکایی بود، اما از این تاریخ حفاظت اشرف به دولت عراق واگذار شد، امری که مورد اعتراض گسترده سازمان مجاهدین قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ نیز طی بیانیه‌یی تصریح کرد که «به تمام مقامهای مسئول این پرونده، دولتهای آمریکا و عراق، این نکته را متذکر شده‌ایم که آنها مسئول حفظ جان مجاهدین هستند».&amp;lt;ref&amp;gt;نامه سرلشکر حسام محمد امین ۹ دسامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt; اما نهایتاً آمریکا حفاظت اشرف را به دولت عراق تحویل داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنش و اصطکاک بین سازمان مجاهدین و دولت نوری مالکی که خود را متحد دولت ایران می‌دانست، از همان ابتدا شروع شد، این تنش‌ها منجر به دو حمله بزرگ به اشرف و یک قتل عام شد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:حمله به قرارگاه اشرف - ۶ و ۷ مرداد ۸۸.jpg|جایگزین=حمله نیروهای عراقی به قرارگاه اشرف در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸|بندانگشتی|حمله نیروهای عراقی به قرارگاه اشرف در ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸]]&lt;br /&gt;
حمله اول در روزهای ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ رخ داد که منجر به از دست رفتن جان ۱۱ نفر از اعضای مجاهدین شد، حمله دوم در تاریخ  ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ بوقوع پیوست که در آن ۳۶ نفر از ساکنان اشرف جان باختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این حمله و سلسله حملات دیگر، یونامی و کمیساریای عالی پناهندگان با همکاری دولت آمریکا به دنبال پیدا کردن راهی برای خروج از این بحران بودند، نهایتاً ۲۵ دسامبر ۲۰۱۱، مارتین کوبلر نماینده ویژه‌ی دبیرکل ملل متحد در عراق و رئیس یونامی به نماینده ساکنان اطلاع داد که یادداشت تفاهم (Memorandum of Understanding-MOU) را با مقامات عراقی امضاء کرده است، بر اساس این یادداشت تفاهم ساکنان اشرف به یک محل موقت ترانریت (TTL) منتقل می‌شدند، در این مکان که کمپ «لیبرتی» نام داشت، بر اساس یادداشت تفاهم، کمیساریا عالی پناهندگان مصاحبه‌های خود با ساکنان اشرف برای رفتن به کشور ثالث را شروع می‌کرد. همزمان مانیتورینگ‌های ملل متحد بصورت ۲۴ ساعت و ۷ روز هفته در کمپ حضور داشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیش از انتقال ساکنان اشرف به کمپ لیبرتی، هیلاری کلینتون وزیرخارجه‌ی وقت آمریکا در ۱۰ اسفند۱۳۹۰ در کنگره آمریکا پیشنهاد خروج از لیست تروریستی در مقابل جابه‌جایی از اشرف به لیبرتی را اعلام کرد و در روز ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۲ - ۷ مهر ۱۳۹۱ بعد از یک کارزار گسترده حقوقی این کار  عملی و نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست گروه‌‌های تروریستی حذف شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این که مکان موقت ترانزیت نباید بیش از چند هفته یا چند ماه طول بکشد اما برای مجاهدین ساکن لیبرتی نزدیک به ۵ سال طول کشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولین گروه متشکل از ۴۰۰ نفر از ساکنان اشرف در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ وارد لیبرتی شدند، از همان روزهای نخست دولت عراق محاصره‌ی شدیدی بر کمپ لیبرتی اعمال کرد، علاوه بر این محاصره‌ی پزشکی و لجستیکی و رسانه‌ای، در این سالیان لیبرتی ۵ نوبت هم با موشک مورد حمله قرار گرفت، که دهها تن جان خود را از دست داده و یا زخمی شدند. مکانی که قرار بود محل ترانزیت موقت مجاهدین باشد، تبدیل به زندان و قتل‌گاه مجاهدین شده بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مجاهدین خلق در جلسه ای در آلبانی با حضور مریم رجوی.jpg|جایگزین=مجاهدین خلق در جلسه ای در آلبانی با حضور مریم رجوی|بندانگشتی|مجاهدین خلق در جلسه ای در آلبانی با حضور مریم رجوی]]&lt;br /&gt;
پس از انتقال مجاهدین به لیبرتی نام سازمان مجاهدین دیگر در لیست تروریستی نبود، و مانعی برای باز اسکان اعضای سازمان مجاهدین خلق وجود نداشت. اما از پیچیدگی این پرونده چیزی کاسته نشده بود، دولت ایران هم با کارهای خود هم در عراق و هم در سطح بین‌المللی مانع به نتیجه رسیدن بازاسکان ساکنان لیبرتی می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موشکباران روز ۷ آبان ۱۳۹۴ نشان داد که دولت ایران به کمک نیروهای هم پیمانش در عراق تصمیم گرفته لیبرتی را به طور کامل نابود کند، این موشک‌باران، هشدار جدی به آمریکا و جامعه جهانی بود که یک قتل عام در لیبرتی در حال بروز است، سرانجام این بحران با فعالیت‌های بین المللی مریم رجوی در اروپا و یک کارزار حقوقی و پس از ملاقات‌هایی بین رهبران این سازمان با دولتمردان آلبانی و در همکاری با کمیساریای عالی پناهندگان و دولت ایالات متحده آمریکا،مجاهدین خلق توانستند موافقت دولت آلبانی را برای اسکان اعضاء خود در این کشور جلب کنند . طی این موافقت اغلب اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران به کشور آلبانی و برخی نیز به کشورهای دیگر منتقل شدند. این انتقال در شهریور ۱۳۹۵ به پایان رسید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==تاریخچه حضور مجاهدین در عراق==&lt;br /&gt;
[[پرونده:نامه سرلشکر حسام محمد امین مدیر کل بازرسی عراق.jpg|جایگزین=نامه سرلشکر حسام محمد امین مدیر کل بازرسی عراق در خصوص استقلال مجاهدین|بندانگشتی|نامه سرلشکر حسام محمد امین مدیر کل بازرسی ملی عراق درباره استقلال سازمان مجاهدین]]&lt;br /&gt;
حضور مجاهدین در عراق به سالهای اواسط دهه‌ی ۱۳۶۰ برمی‌گردد، در سال ۱۳۶۵  مسعود رجوی، مسؤل شورای ملی مقاومت ایران به دعوت رسمی دولت وقت عراق وارد عراق شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انتقال مقر شورای ملی مقاومت از پاریس به بغداد، در چارچوب طرح صلحی‌ بود که چند سال پیشتر مسعود رجوی در دیدار با طارق عزیز نایب نخست‌وزیر عراق در تاریخ ۱۹ دی‌ماه ۱۳۶۱ به امضاء رسانده بود.&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://iranncr.org/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%AA/128-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA.html شورای ملی مقاومت]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضور سازمان مجاهدین خلق ایران بر اساس به رسمیت شناخته شدن استقلال این سازمان توسط دولت عراق بود، دولت عراق پذیرفت که هیچ دخالتی در امور این سازمان نداشته باشد، حتی چارلز دولفر معاون ریچارد باتلر رئیس آنسکام (بازرسان تسلیحاتی در عراق) در گزارشی به شورای امنیت نوشت: نمایندگان مدیریت ملی بازرسی عراق گفتند، که این محل متعلق به مجاهدین ایران است و تحت کنترل آنهاست، رئیس اجرایی (ریچارد باتلر) تصمیم گرفت که تیم آنسکام را از صحنه خارج کند تا این موضوع حل و فصل شود. در جریان مذاکرات بعدی مستمر با نمایندگان مجاهدین ایران این امر به رسمیت شناخته شده که تیم‌های بازرسی حق بازرسی از هر نقطه‌یی در عراق را دارند.&amp;lt;ref&amp;gt;گزارش چارلز دولفر معاون ریاست آنسکام ریچارد باتلر به شورای امنیت تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۹۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرلشکر حسام محمد امین مدیرکل اداره‌ی بازرسی ملی وقت عراق هم در این زمینه نوشت :&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مکان‌هایی که متعلق به سازمان مجاهدین خلق ایران است، مکان‌هایی است که دولت عراق اجازه استفاده از آن را داده است، بدون این که دخالتی در آن داشته باشد».&amp;lt;ref&amp;gt;نامه سرلشکر حسام محمد امین ۹ دسامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
===&#039;&#039;&#039;تشکیل ارتش آزادیبخش&#039;&#039;&#039;===&lt;br /&gt;
بعد از حضور سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق آنها در قرارگاه‌‌های مختلف مستقر شدند، اصلی‌ترین مقر آنها قرارگاه اشرف بود و نیروهای نظامی مجاهدین در آن‌ها حضور داشتند. مسعود رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۶ ارتش آزادیبخش ملی ایران را تأسیس کرد، با ایجاد ارتش آزادیبخش، عملیات مجاهدین متمرکز شد،از مهمترین عملیات ارتش آزادیبخش، می‌توان از عملیات آفتاب، چلچراغ و عملیات فروغ جاویدان نام برد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عملیات چلچراغ یک سال پس از تأسیس ارتش آزادیبخش انجام شد. به گزارش ستاد ارتش آزادیبخش ملی ایران، ۲۲ تیپ رزمی ارتش آزادیبخش ملی ایران وارد عمل شدند، و با دو لشکر ۱۶ زرهی قزوین و لشکر ۱۱ امیر المؤمنین از سپاه و تیپ مستقل قائم از سپاه پاسداران درگیر شدند و توانستند، این دو لشکر و تیپ مستقل قائم را شکست داده و تا مقر لشکر پیشروی کنند، در این عملیات به گفته مجاهدین ۸ هزار تن از نیروهای نظامی ایران کشته و مجروح شدند و ۱۵۰۰ تن به اسارت درآمدند، همچنین، غنیمت‌های جنگی که به دست ارتش آزادیبخش افتاد بیش از ۲ میلیارد دلار تخمین زده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;داستان سفر پنجاه ساله- نوشته عبدالعلی معصومی- صفحه ۳۱۲–۳۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:ارتش آزادیبخش ملی ایران.jpg|جایگزین=تصاویری از ارتش آزادیبخش ملی ایرانی|بندانگشتی|تصاویری از ارتش آزادیبخش ملی ایرانی]]&lt;br /&gt;
شخص خمینی در نامه‌یی، بعد از عملیات آفتاب و چلچراغ ، به خط خودش می‌نویسد که:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاحهایی را که در شکستهای اخیر از دست داده‌ایم، به‌اندازه تمام بودجه‌یی است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته‌ایم»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.farsnews.com/printable.php?nn=8904270577 خبرگزاری فارس] - ۲۷ تیرماه ۱۳۸۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید قاسمی از فرماندهان سپاه پاسدارن در این زمینه گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در یک سال آخر جنگ، صبح که از خواب بیدار می‌شدیم می‌گفتند خبر داری؟ چه شده؟ مهران را گرفتند. بعد از گذشت ۷ سال از جنگ، اسیر و غنیمت می‌گیرند و افتضاحی است جنگ!» &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سازمان مجاهدین خلق وقت نمی‌کرد غنیمتیهای شما را جمع کند!»&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اسماعیل احمدی مقدم فرمانده سابق پلیس ایران در این مورد می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سازمان مجاهدین آرام آرام سازماندهی نظامی‌ای را درست کردند. ابتدا از عملیاتی محدود شروع کردند، بعد وسعت عملیات اضافه شد. آرام آرام دیدیم که وسعت و دامنه عملیات در جبهه میانی و جنوبی گسترش پیدا کرد و حتی فکر می‌کنم در خرداد ماه 67بود که توانستند شهر مهران را هم تصرف کنند. هدف آنها هم سقوط و تصرف تهران و سرنگونی حکومت بود».&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/164149/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در نتیجه همین شکستها و از ترس پیشروی مجاهدین تا تهران بود که خمینی قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت و آنرا به جام زهر تشبیه کرد. او قصد داشت با پذیرفتن آتش بس با عراق جلو عملیات مجاهدین خلق را گرفته و از پیشروی آنان جلوگیری کند. &lt;br /&gt;
===&#039;&#039;&#039;مجاهدین در میان آتش جنگ و چالشهای بسیار&#039;&#039;&#039;===&lt;br /&gt;
از سال‌های بعد از آتش‌بس تا سال ۲۰۰۳ مجاهدین ارتش خود را از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی تبدیل کردند، جنگ سال ۱۹۹۱ آمریکا علیه عراق را از سر گذراندند،‌ اما سال ۲۰۰۳ آبستن حوادثی بود که نه تنها مجاهدین بلکه تمام منطقه خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:بمباران قرارگاه اشرف.jpg|جایگزین=بمباران قرارگاه اشرف توسط نیروهای ائتلاف|بندانگشتی|بمباران قرارگاه اشرف توسط نیروهای ائتلاف]]&lt;br /&gt;
در آوریل سال ۲۰۰۳ عراق به اشغال نیروهای ائتلاف به فرماندهی آمریکا در آمد، سازمان مجاهدین خلق در این جنگ اعلام بی‌طرفی کرد و مختصات قرارگاه‌هایش را به وزارت دفاع انگلستان و آمریکا داد، با اینحال مجاهدین در این جنگ به درخواست جمهوی اسلامی مورد حملات هوایی سنگین قرار گرفتند که گاه تا ۱۲۰ بار در شب انجام می‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 البته پیش از شروع جنگ مسعود رجوی در یک سخنرانی به ابعاد خطرات احتمالی برای مجاهدین اشاره کرده بود وی در اواخر اسفند ۱۳۸۱ چنین گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«... هیچکس بیش از ما به خطراتی که از هر سو ما را دربرگرفته احاطه و اِشراف ندارد، امّا عزم جزم کرده ایم تا اگر زمانه صدبار از این هم خطیرتر و پرفتنه تر باشد, با تأسی به پیشوای آرمانی‌مان درسهای جدیدی از مقاومت و ایستادگی عرضه کنیم. ارتش آزادیبخش، این سرمایه عظیم ملت ایران، چون کوه، استوار و سرفراز ایستاده است... خدایا گواه باش که گفته ایم و می گوییم که فقط برای جنگ با خمینی و رژیم یزیدی او به سرزمین امام حسین آمده ایم و هرگز از آزادی خلق و میهن خود دست برنخواهیم داشت».&amp;lt;ref&amp;gt;نشریه «مجاهد», شماره ۶۲۲, ۲۷ اسفند۱۳۸۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما این موضع‌گیری‌ها مانع حملات نیروهای انگلیسی و آمریکایی به مجاهدین نشد، روزنامه خراسان در این باره نوشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مقامات بریتانیایی به نوعی به دولت ایران اطلاع دادند که آنها به اهداف سازمان منافقین و قرارگاههای آنها حمله خواهندکرد...»&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه خراسان, ۱۹فروردین۱۳۸۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه واشینگتن پست هم در این باره نوشت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«دو مقام ارشد آمریکایی در ژانویه [۲۰۰۳], پنهانی، با مقام‌های ایرانی دیدار کردند. آمریکا، ازجمله، خواهان این شد که ایران مرزهایش را ببندد که مانع فرار مقام‌های عراقی بشود و پیشنهاد داد که آمریکا قرارگاه‌های سازمان مجاهدین خلق را که در عراق مستقر هستند، بمباران کند. امّا، یک تعهد قابل اتکاتر برای حمله به قرارگاه‌ها از طریق مقام‌های انگلیسی به تهران منتقل شد». &amp;lt;ref&amp;gt;واشینگتن پست, ۲۹فروردین۱۳۸۲ - ۱۸ آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 «ریچارد دالتون, سفیر وقت انگلیس در ایران، در این مورد گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«شخصاً، به رهبران ایران تضمین داده است که به مجاهدین خلق اجازه داده نخواهد شد در عراق بمانند. به نظر چند کارشناس، طرح نیروهای ائتلاف از بین بردن این گروه است». &amp;lt;ref&amp;gt;مجله «فوروارد», ۱۵فروردین۸۲ - ۴ آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سخنگوی وقت سفارت انگلیس در تهران اظهار داشت که نیروهای ائتلاف پایگاههای مجاهدین خلق، اصلی‌ترین گروه اپوزیسیون مسلح ایران، را در عراق بمباران کرده‌اند. آندروگرین استاک، سخنگوی سفارت انگلیس در تهران، گفت: نیروهای متحدین بیش از یک نوبت به پایگاه‌های مجاهدین حمله کرده‌اند». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه, ۲۶فروردین ۱۳۸۲ - ۱۵ آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت ایران بعد از جنگ تلاش کرد که با فشار بر آمریکا و اروپا پرونده مجاهدین را برای همیشه ببندد. یونایتد پرس در این باره نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«هیأتی متشکل از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از طرف رژیم ایران در روز دوم ماه مه ۲۰۰۳ (۱۲ اردیبهشت۸۲) در مذاکرات با هیأت آمریکا در ژنو درخواست استرداد اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را به عمل آورد».&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری یونایتدپرس, ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ - ۹ می ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;روزنامه ایتالیایی لارپوبلیکا هم در این خصوص نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«خرّازی (وزیر خارجه وقت ایران) با فراتینی (وزیر خارجه وقت ایتالیا) بسیار بی‌پرده سخن گفت و از او خواست پیامش را به آمریکا و اتحادیه اروپا برساند, مبنی بر این که باید به تحمل کردن و مسالمت با مجاهدین خاتمه داده شود».&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه «لا رپوبلیکا», ۱۹ اردیبهشت۱۳۸۲ - ۹ می ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;از فردای حمله آمریکا به عراق حکومت ایران تمام تلاشش را برای نابودی مجاهدین و یا اقل از بین بردن رهبران آنها مبذول داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سازمان مجاهدین در این زمینه در اطلاعیه‌ای گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«جلسه فوق العاده شورای عالی امنیت رژیم دردوم فروردین۱۳۸۲ با حضور خامنه‌ای, برای بررسی تحولات عراق تشکیل شد. سردمداران رژیم در این جلسه تأکید کردند باید از شرایط موجود برای حمله به سازمان مجاهدین و نابودکردن آن در داخل خاک عراق بیشترین استفاده را بکنیم... در غیراین صورت، عواقب جنگ کنونی برای نظام بسیار خطرناک‌تر خواهد بود... براساس تصمیمات جلسه دوم فروردین، شورای عالی امنیت رژیم آخوندی گروه‌های ویژه‌یی را برای ترور آقای مسعود رجوی، رهبر مقاومت ایران، به خاک عراق اعزام کرده است. خامنه ای در این جلسه، که در خانه وی برگزارشد، دستور داد هر گروهی موفق به اجرای این طرح شود، یا هرکس که کمک اطلاعاتی و لجستیکی به اجرای این طرح بکند، میلیون‌ها دلار جایزه دریافت خواهد کرد. در جلسه شورای عالی امنیت، که خاتمی و رفسنجانی نیز در آن حضور داشتند، تأکید شده است تا رهبری منافقین (مجاهدین خلق) دست نخورده باقی مانده باشد, ما از شر آنها خلاصی نخواهیم داشت».&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران ـ ۲۵ فروردین۱۳۸۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما دولت ایران علاوه بر حملات نیروهای ائتلاف علیه نیروهای مجاهدین نیروهای نزدیک به خودش از جمله ۹ بدر را هم وارد عراق کرد، ایندیپندنت در این زمنیه نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt; «گروهی از افراد مسلح تیپ بدر، که شمارشان به ۱۰هزارتن میرسد و بعضی از آنها لهجه ایرانی دارند، قبل از جنگ، به طور پنهانی، وارد بعقوبه شدند و بلافاصله بعد از سقوط صدام خود را آفتابی کردند».&amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه «ایندیپندنت» ـ۳۰فروردین۸۲ - ۱۹ آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;شبه‌ نظامیان هم پیمان دولت ایران  هم از فرصت جنگ سال ۲۰۰۳  استفاده کرده و بارها به اعضای مجاهدین حمله کردند، در این خصوص سازمان مجاهدین در اطلاعیه‌های متعدد به این امر اشاره کرده است.&amp;lt;blockquote&amp;gt;«طی روزهای پنجشنبه و جمعه ۲۱ و ۲۲فروردین [۱۳۸۲], در دهها رشته تهاجم عوامل وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران به مجاهدین در خاک عراق, در حوالی قرارگاههای اشرف (شمال شهر خالص) و انزلی (شهر جلولا) و بنیاد علوی (شهر مقدادیه), ۱۸ مجاهد خلق شهید و ۴۳تن مجروح و شماری مفقود شدند. وزارت اطلاعات به منظور اجرای این تهاجمات و توطئه های تروریستی, طی هفته گذشته شمار زیادی از دژخیمان و ماٌموران خود و همچنین شماری از عوامل کرد و عرب زبان این وزارتخانه را از طریق نفت شهر و سومار و قصرشیرین روانه عراق کرد. ماٌموریت نیروهای اعزامی وزارت اطلاعات کشتن و اسیرکردن و ضربه زدن به مجاهدین تعریف شده است. آنها به آر.پی.جی ۷ و انواع تیربار و مسلسلهای کلاشنیکف مجهّز هستند. علاوه بر این, وزارت اطلاعات برای اجرای نیّات شوم خود علیه مجاهدین, از مزدوران موسوم به سپاه بدر وابسته به سپاه پاسداران کمک می گیرد. سه شنبه ۲۰فروردین, شمار زیادی از این مزدوران وارد خاک عراق شدند و بخشهایی از شهر خانقین و مناطق اطراف آن را به تصرّف خود درآوردند».&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه سازمان مجاهدین خلق ایران ـ۲۳فرورین ۱۳۸۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;اما سازمان مجاهدین خلق ایران که طرف غیر متخاصم در جنگ بود، در اردیبهشت ماه ۱۳۸۲ با نیروهای آمریکایی به یک توافق آتش‌بس دست یافت،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این توافق بمباران‌ها را متوقف کرد تلویزیون سی ان ان در این باره گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ژنرال بروکس، سخنگوی فرماندهی مرکزی آمریکا، گفت: نیروهای ائتلاف در حالت آتش‌بس باگروهی که به نام مجاهدین شناخته می‌شود، هستند. ژنرال بروکس گفت: ما با آنها، بارها، روبه‌رو شده‌ایم… و در بعضی از عملیات ما، آنها هدف آتش کشنده بوده‌اند… در این نقطه آتش‌بس درجریان است… آنها تجهیزات خودشان را دارند، اما، آرایش نظامی ندارند…».&amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون سی ان ان ۲ اردیبهشت ۱۳۸۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;این توافق آتش بس شروع روندی بود که مجاهدین توانستند از میان چکش آمریکا و سندان دولت ایران خلاصی یابند، هر چند که در مراحل بعد منجر به خلع سلاح آنان شد. مسعود رجوی دراین مورد تأکید کرد که «من اسب سوار را بر اسب، و تانک سوار را بر تانک ترجیح دادم».&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/169865/%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%AB%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D9%85%D9%86-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:برج آزادی در قرارگاه اشرف.JPG|جایگزین=برج آزادی در قرارگاه اشرف|بندانگشتی|برج آزادی در قرارگاه اشرف]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===اشرف بعد از اشغال عراق توسط آمریکا===&lt;br /&gt;
بعداز توافق‌نامه آتش‌بس سازمان مجاهدین و ایالات متحده‌ی آمریکا به توافقی در خصوص تمرکز اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در قرارگاه اشرف و گرد‌آوری سلاح‌های آنان دست یافتند، در مقابل آمریکا تعهد داد تا فرجام نهایی ساکنان اشرف حفاظت اشرف را تأمین کند، اما در عمل به این تعهد پشت کرد و در حالی که ساکنان اشرف از استاتوی قانونی کنوانسیون ۴ ژنو برخوردار بودند، حفاظت  اشرف را به دولت عراق سپرد که متحد دولت ایران بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این که دولت عراق حفاظت اشرف را به عهده گرفت، فشار را بر ساکنان اشرف افزایش داد، محاصره لجستیکی و پزشکی و رسانه‌ای به اشرف اعمال کرد، علاوه بر آن چندین بار حملات نظامی به اشرف انجام شد، مهمترین این حملات، حمله ۶و ۷ مرداد ۱۳۸۸ بود که جان ۱۱ نفر از ساکنان را گرفت، حمله ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ دومین حمله بزرگ ارتش عراق به کمپ اشرف بود که در آن ۳۶ تن از ساکنین اشرف جان باختند صدها نفر مجروح شدند و صدها میلیون دلار از اموال ساکنان به سرقت رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به موازات جنگ نظامی یک جنگ روانی هم علیه ساکنان در جریان بود، به این شکل که بیش از ۳۲۰ بلندگو در اطراف اشرف شبانه روز مشغول توهین و تهدید ساکنان بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از حمله ۱۹ فروردین به اشرف و اشغال بخش شمالی اشرف که باخسارات انسانی و مادی فراوان همراه بود، نوری مالکی نخست‌وزیر وقت عراق برای ساکنان ضرب الاجل ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱ را تعیین کرد، که باید تا آن تاریخ مجاهدین از اشرف بروند، این حملات و این ضرب الاجل‌ها که تعداد آن تا آن زمان به ۲۲ ضرب الاجل رسیده بود، بحران را وخیم‌تر می‌کرد. مجاهدین برای خروج از این بحران ۱۴ طرح ارائه دادند که دولت عراق هر کدام را به دلایلی نپذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لورنس باتلر نماینده‌ی دولت آمریکا هم به مجاهدین فشار می‌‌آوردکه اشرف را ترک کنند ولی حاضر نبود هیچ تضمین امنیتی بدهد. نوری مالکی نخست وزیر عراق هم اصرار داشت که مجاهدین به صحراهای جنوب عراق بروند. البته او هم هیچ تضمین امنیتی نمی‌داد. طاهر بومدرا در این زمینه می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«شایعات زیادی حول جابجایی اشرفی ها به کمپ اِکو نزدیک ناصریه در جنوب و یا به نقره سلمان در صحرای سماوه در استان مثنی نزدیک مرز عربستان که یک بازداشتگاه برای زندانیان سیاسی  بود، میرسید. نزدیک ترین ذخیره آب به نقره سلمان حداقل چند روز راه پیمایی فاصله داشت. من نقطه نظرم را با کمیته صلیب سرخ بین المللی مطرح کرده و به توافق رسیدیم که از نزدیک مراقب اوضاع باشیم».&amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۲۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این فاصله مارتین کوبلر جایگزین اد ملکرت به عنوان نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل در عراق شد، او تلاش پیگیری در زمینه بستن اشرف داشت، طاهر بومدرا در این خصوص می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مارتین کوبلر بطور رسمی توسط دبیر کل سازمان ملل بعنوان نماینده عراق در راس یونامی در تاریخ  ۱۱ اوت ۲۰۱۱ برگزیده شد. وی در تاریخ ۸ اکتبر برای ماموریت به عراق رسید و در حیرت همه کارکنان ،وی اعلام کرد که اولویت وی بستن کمپ اشرف میباشد. برای انجام این ماموریت  وی همه ماموریت ها را متوقف نمود. آژانس های  تخصصی سازمان ملل که  در عراق کار میکنند به حمایت امنیتی ارائه شده توسط یونامی وابسته  اند. از روزی که کوبلر به این ماموریت گماشته  شد، آژانس های تخصصی سازمان ملل خودشان  را در منطقه سبز زمین گیر یافتند بدون اینکه قادر باشند به اصل کارشان بپردازند».&amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۱۰۱&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نهایت کوبلر بدون اطلاع و اجازه ساکنان اشرف و نمایندگان آنان یادداشت تفاهمی (MoU) را با دولت عراق به امضا رساند، در نیمه شب ۲۵ دسامبر، پس از امضاء یادداشت تفاهم، وی به نمایندگان ساکنان زنگ زد و گفت که من هم اکنون یادداشت تفاهم را امضاء کردم. نماینده ساکنین به شدت اعتراض کرد که به عنوان طرف اصلی باید از پیش‌نویس آن مطلع می‌شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما بهر حال ساکنان تصمیم گرفتند که همکاری و اشرف را ترک کرده و به کمپ لیبرتی بروند.&lt;br /&gt;
==کمپ لیبرتی مکان ترانزیت یا زندان==&lt;br /&gt;
[[پرونده:تصویری از کمپ لیبرتی.JPG|جایگزین=تصویری از کمپ لیبرتی|بندانگشتی|تصویری از کمپ لیبرتی]]&lt;br /&gt;
کمپ لیبرتی با مساحتی حدود نیم کیلومتر مربع در برابر مساحت ۳۶ کیلومتر مربعی اشرف بسیار کوچک بود، کمپ لیبرتی قرار بود براساس یادداشت تفاهمی که مارتین کوبلر امضا کرده بود، یک مکان ترانزیت موقت (TTL) باشد، که در آن کمیساریای عالی پناهندگان پروسه تعیین موقعیت پناهندگی را به عنوان اولین گام به سوی بازاسکان در کشورهای امن بردارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طاهر بومدرا می‌گوید:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«سازمان ملل استدلال نمود که انتقال به کمیساریای پناهندگی این فرصت را داد تا پروسه تعیین موقعیت پناهندگی را بعنوان  اولین گام به سوی بازاسکان در کشورهای ثالث به شیوه امن و محیط طبیعی به اجرا درآورد. در یونامی ما  میدانیم که کمپ لیبرتی نه امن بود ونه بی طرف. این یک استدلال ساده برای فریب دادن اشرفی ها و گمراه کردن جامعه بین المللی بود». &amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۱۰۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این که اولین گروه از ساکنان وارد کمپ لیبرتی شدند، معلوم شد که کمپ لیبرتی از استانداردهای کافی برخوردار نیست. کوبلر یک متخصص مدیریت پناهگاه کمیساریا در اتیوپی به نام مارتین زِرن را مأمور کرد تا شرایط کمپ لیبرتی را مورد ارزیابی قرار داده و آن را طبق استانداردهای بین﻿‌المللی تأیید نماید. مأموریت زِرن به درستی تعریف نشده و گمراه‌﻿کننده بود. استانداردی که او اعمال می﻿کرد مربوط به پناهندگانی در شرایط اورژانس بود که بدلیل درگیری مسلحانه یا حادثه طبیعی، مردم در حال فرار و نجات جان خود هستند و گزینه‌﻿ها بسیار کم می﻿‌باشند. وضعیت اشرفی‌ها کاملاً متفاوت بود. در مورد آنها، ما با جامعه﻿‌یی روبرو بودیم که بطور ساده با اخراج از مکانی مواجه بود که در آن به مدت بیش از ۲۶ سال زندگی کرده بودند. این یک وضعیت اورژانس نبود. آنها در حال فرار از یک جنگ داخلی یا یک حادثه طبیعی نبودند. آنها داشتند به زور از خانه﻿‌های خود اخراج می‌﻿شدند و به کمپ لیبرتی رانده می﻿‌شدند تا، بطور ساده، زندگی برای آنها «غیر قابل تحمل» شود.&amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۱۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نتیجه کمپ لیبرتی نه استاندارد بود و نه امن، و این موضوع زندگی در این محیط بسیار کوچک را سخت می‌کرد. طاهر بومدرا در این باره می‌نویسد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنابراین برای همه روشن بود که در هر صورت، اشرفی‌ها در معرض بی خانمانی بوده و از یک شهر مدرن ۳۶ کیلومتر مربعی به یک بازداشتگاه فرستاده  می‌شدند که مکان ترانزیت موقت  نامیده میشد، در یک منطقه امن در کنار فرودگاه بین المللی بغداد با مساحتی کمتر از نیم کیلومتر مربع، بدون چشم انداز جدی برای بازاسکان در آینده‌ه﻿ای نزدیک. کوبلر استدلال کرد که اشرفی ها در یک بازداشتگاه  باشند بهتر است  از اینکه کشته شوند. چنین استدلالی  از جانب نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل اعتراض برانگیز است. حقوق مبنایی افراد بی‌دفاع را انکار می‌کند، ازجمله حق زیستن، چرا که  به آنها  گفته شد که بین رفتن به بازداشتگاه بدون حق استیناف و مردن در اشرف یکی را برگزینند. چنین مشی انعطاف ناپذیری به این معنی بود که یونامی مشی رادیکالتری در رابطه با اشرف به نسبت دولت عراق  اتخاذ کرده بود. دولت عراق یعنی مالکی، بعنوان سرسخت ترین تصمیم گیرنده در عراق ، انعطاف بیشتری نسبت به مشی «جابجا شو یا بمیر» کوبلر از خود نشان داد».&amp;lt;ref&amp;gt;داستان ناگفته کمپ اشرف- نوشته طاهر بومدرا رئیس حقوق بشر یونامی در عراق  صفحه ۱۰۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما این تمام ماجرا نبود، محاصره‌ی سخت پزشکی، لجستیکی، رسانه‌ای و گاهاً غذایی زندگی را به ساکنان سخت می‌کرد. همچنین این کمپ به صورت نوبه ای مورد حملات موشکی رژیم ایران قرار می‌گرفت. در واقع زندگی در لیبرتی که قرار بود مکان موقت ترانزیت برای عبور به کشورهای ثالث باشد، آرام آرام غیر ممکن می‌شد، در طول این مدت  ۵ حمله سنگین موشکی که تلفات انسانی زیادی بهمراه داشت در تاریخ‌های زیر به لیبرتی انجام شد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۱ بهمن ۹۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲۵ خرداد ۹۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ دی ۹۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ آبان ۹۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۴ تیر ۹۵&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بین این حملات سنگین‌ترین آن در ۷ آبان ۱۳۹۴ بود، که جان ۲۴ نفر را گرفت و خسارات سنگینی به کمپ وارد آورد. کمپ لیبرتی از به یک قتل‌گاه تبدیل شده و این یک هشدار به سازمان ملل و دولت آمریکا بود. همزمان سازمان مجاهدین خلق و مریم رجوی رئیس جمهور شورای ملی مقاومت ایران در اروپا فعالیتهای گسترده ای را برای یافتن راه خروجی ازین بحران آغاز کردند.&lt;br /&gt;
==تلاش برای یافتن محلی برای باز اسکان==&lt;br /&gt;
باز اسکان اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران موضوع ساده ای نبود. جان کری وزیر خارجه آمریکا جاناتان واینر را به عنوان نماینده‌ی ویژه در امور باز اسکان ساکنان اشرف تعیین کرد، تا این که بتواند راه حلی برای این بحران بیابد، اما  واینر اعتراف کرد که به تعداد زیادی از کشورها مراجعه داشته اما آنها نپذیرفتند، که میزبان مجاهدین باشند. علت این بود که دولت ایران با فشارهای سیاسی بر این کشورها از آنها می‌خواست که با این توافق مخالفت کنند. مارتین کوبلر [نماینده ویژه دبیرکل و رئیس یونامی] برخلاف قوانین بین المللی در مورد  با دولت ایران و سفیر ایران در عراق بر سر مسأله‌ی مجاهدین مذاکره می‌کرد،&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به عبارتی چون مجاهدین اپوزسیون دولت ایران بودند و اساسا خطری که جان آنان را تهدید می‌کرد از طرف جمهوری اسلامی بود، براساس قوانین بین المللی نباید در مورد وضعیت آنان با دولت ایران مذاکره می‌شد.به همین دلیل مجاهدین کوبلر را بایکوت کردند و از هر گونه ملاقات با او سرباز زدند و اقدامات او را غیرقانونی خواندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم مریم رجوی در سالروز حمله موشکی به لیبرتی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«به‌این‌ منظور ‌رژیم آخوندی و دولت عراق و همدستان بین‌المللی آنها به‌ویژه مارتین کوبلر کمپ لیبرتی را برای انهدام فیزیکی مجاهدین یا لااقل نابودی سیاسی و انحلال تشکیلاتی آنها طراحی کردند. اما این مجاهدین بودند که لیبرتی را از سنگستان به‌ گلستان تبدیل کردند و جامعه بین‌المللی را واداشتند که برای هجرت بزرگ از عراق راه باز کند». &amp;lt;ref&amp;gt;سخنرانی مریم در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۹۶- وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/204425/__cat_url__ سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;در این شرایط که از قبل پیچیده‌تر شده بود، در کنار تلاش‌های بین‌المللی سازمان مجاهدین هم به تلاش‌های خودش افزود و نهایتاً کشور آلبانی تعدادی از ساکنان لیبرتی را پذیرفت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دبیرخانه شورای ملی مقاومت در اطلاعیه خود نوشت: «پس از توافق دولت آلبانی با پذیرش ۲۱۰ نفر، نمایندگان ساکنان و مقاومت ایران در ۸ ژانویه به تیرانا رفتند.آنها خواستار پذیرش تمام ساکنان لیبرتی در آلبانی شدند و به‌طور مکتوب به دولت آلبانی تضمین دادند که همه هزینه ها را در مورد افراد انتقالی مورد توافق طرفین تقبل خواهند کرد».&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه‌ی دبیرخانه [https://www.iranncr.org/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DB%8C%DA%A9/1735-%D8%B3%D9%88%D8%A1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA.html شورای ملی مقاومت ایران] - ۲۷ اسفند۱۳۹۱  ۱۷ مارس ۲۰۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس ازین توافق شورای ملی مقاومت به  مارتین کوبلر تلاش کرد بخاطر انتساب نتایج این توافق به خودش اعتراض کرد&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مارتین کوبلر در روز یکشنبه ۲۷ اسفند ۹۱ (۱۷مارس ۲۰۱۳) در نامه یی به خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران، تلاش کرده است در نهایت فرصت طلبی اقدام انساندوستانه نخست وزیر آلبانی مبنی بر پذیرش پناهندگی ۲۱۰ تن از ساکنان لیبرتی را به جیب خود ریخته و در آستانه اجلاس شورای امنیت برای سرپوش گذاشتن بر جنایت علیه بشریت در لیبرتی که خود تسهیل کننده آن بوده است، مورد سوء استفاده قرار دهدعلاوه براین او می‌خواهد با عادی جلوه دادن اوضاع بر روی ساکنان فشار مضاعف وارد کند تا مسأله مبرم امنیت دستجمعی در لیبرتی را که از هر سو مورد تهدید است، فراموش کنند».&amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه‌ی دبیرخانه [https://www.iranncr.org/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DB%8C%DA%A9/1735-%D8%B3%D9%88%D8%A1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA.html شورای ملی مقاومت ایران] - ۲۷ اسفند۱۳۹۱  ۱۷ مارس ۲۰۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;خبرگزاری آسوشتیدپرس هم نوشت: «دولت آلبانی میگوید که به 210 نفر از اعضای یک گروه اپوزیسیون ایرانی که در یک کمپ سابق نظامی آمریکا در نزدیکی بغداد زندگی میکنند پناهندگی میدهد. نخست وزیر البانی،  این موضوع را بعد از ملاقات با معاون دستیار وزیر امور خارجه آمریکا باربارا لیف و فرستاده سازمان ملل در عراق مارتین کوبلر و سایر مقامات اعلام نمود. او گفت که این پیشنهاد «بدلایل انسانی» ارائه شده است».&amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری آسوشتیدپرس ۱۶ مارس ۲۰۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از این خبر شورای ملی مقاومت جوابیه‌ای به آسوشیتدپرس داد و در آن رسماً اعلام کرد، مقاومت ایران ضمن تشکر از دولت آلبانی و نخست وزیر بریشا بخاطر این ژست انساندوستانه، با هر گونه دخالت مارتین کوبلر که خط سیاسی رژیم ایران و مالکی را پیش می برد، در موضوع بازاسکان ساکنان لیبرتی که در حیطه کمیساریای عالی پناهندگان می باشد قویا مخالف است و آنرا علیه امنیت و سلامت ساکنان میداند. &amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.iranncr.org/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DB%8C%DA%A9/1734-%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF.html شورای ملی مقاومت ایران] ۲۶ اسفند  ۱۳۹۱ - ۱۶  مارس ۲۰۱۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مجاهدین خلق در آلبانی.JPG|جایگزین=مجاهدین خلق در آلبانی|بندانگشتی|مجاهدین خلق در آلبانی]]&lt;br /&gt;
اما لیبرتی کماکان درمحاصره‌‌ی نیروهای عراقی بود، حملات موشکی بیشتری به این کمپ کوچک انجام شد، امنیت ساکنان به شدت به خطر افتاده بود، در نتیجه با تلاش سازمان مجاهدین خلق ایران و با فشار بر روی ارگان‌های بین‌المللی بخصوص دولت آمریکا، آلبانی با شروطی پذیرفت که تمامی اعضای ساکنان کمپ لیبرتی وارد آلبانی بشوند، مهمترین این شروط این بود که تمام هزینه‌‌های ساکنان باید توسط سازمان مجاهدین تأمین شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نیمه بهمن ۱۳۹۴ تا ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ طی تقریباً ۷ ماه ساکنان زندان لیبرتی طی ۵۳ نوبت پرواز به خارج عراق و عمدتاً به آلبانی منتقل شدند. این پیروزی بزرگی برای مجاهدین بود و این انتقال را «هجرت بزرگ» نامیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عملیات انتقال مجاهدین به کشورهای ثالث که عمدتاً‌ به آلبانی بود، یک عملیات پیچیده بود، به عبارتی دولت ایران قصد داشت در خلال این انتقال به دشمن خودش یعنی مجاهدین ضربات کاری بزند، حتی طرح ساقط کردن هواپیماهای چارتر را هم جزوی یکی از گزینه‌ها علیه ساکنان لیبرتی در نظر گرفته بودند اما این عملیات بدون هیچ خسارتی انجام شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع از زمان تحویل دهی حفاظت ساکنان اشرف از آمریکا به دولت عراق تا پیش از خروج مجاهدین از آلبانی در اثر حملات زمینی و موشکی ۱۴۱ نفر و به‌ دلیل شرایط سخت محاصره و بیماری ناشی از آن ۲۷ نفر جانشان را از دست دادند.&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://article.mojahedin.org/i/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
==اهمیت انتقال به آلبانی==&lt;br /&gt;
برای سازمان مجاهدین این یک دستاورد بسیار بزرگ بود، زیرا توانسته بود نیروهایش را از یک محاصره کشنده بیرون بکشد. ابراز ناراحتی دولت ایران از این انتقال هم نشان دهنده‌ی این بود که مجاهدین پیروز این صحنه بودند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شورای ملی مقاومت در اطلاعیه ای دراین زمینه نوشت: «یکی از سرکردگان رژیم در این باره خاطرنشان کرده‌است: سیاست اولیه ما استقبال از خروج منافقین از عراق بود اما حالا خیلی‌ها پشیمان هستند، چون سازمان توانست همه آنها را خارج کند و هیچ‌کدام از کارهای ما برای نابود کردن آنها در عراق و یا دستگیری سران آنها به جایی نرسید. آنها حتی همه مدارک شان را با خودشان بردند و نگذاشتند حتی یک برگ هم به‌دست ما بیفتد. ما وقتی دیدیم خروج منافقین از عراق متوقف نخواهد شد، از ایرج مسجدی (سفیر ایران در عراق) و تیم قدس در عراق خواستیم تا برنامه ترور کادر رهبری مجاهدین را در عراق در دستور کار قرار بدهند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://iranncr.org/کمیسیون-امنیت-و-ضد-تروریسم/408-کمیسیون-امنیت-و-ضدتروریسم-شکست-طرحهای-تروریستی-و-حمله-موشکی-رژیم-به-لیبرتی-پشیمانی-آخوندهای-حاکم-از-انتقال-مجاهدین-به-خارج-از-عراق.html کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران] ۱۹شهریور۱۳۹۵ (۹سپتامبر۲۰۱۶)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دولت ایران با توجه تلاش‌های خودش در اقناع کردن کشورها برای عدم پذیرش مجاهدین و  اطلاعاتی که از طریق دولت عراق از یونامی و کمیساریای عالی پناهندگان داشت مطمئن بود که تقریباً کشوری مجاهدین را نخواهد پذیرفت. آمریکا هم به دلیل درگیری در مذاکرات اتمی موسوم به برجام دست دولت ایران در عراق را باز گذاشته بود، در نتیجه دولت ایران سناریویی شبیه به شبیخون زدن به اشرف در ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ را در دستش داشت، لذا در حمله زمینی به لیبرتی عجله‌ای نکرد. مجاهدین از این فرصت استفاده کرده و با طرحهای پیچیده و پروازهای متعدد خاک عراق را ترک کردند.&lt;br /&gt;
===موضع گیری‌های بین المللی===&lt;br /&gt;
جان کری وزیر خارجه آمریکا در پایان دوره ۴ ساله خدمت خود بعنوان وزیرخارجه آمریکا در نامه ای به رئیس جمهور این کشور، جمعبندی خود از دوران ۸ ساله اوباما و بیلان کار خود در اداره ۷۰ هزار نفر پرسنل وزارتخارجه این کشور را ارائه داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در گزارش پایانی و جمعبندی جان کری، انتقال امن بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مجاهدین خلق، اپوزیسیون ایران در تبعید، از کمپ لیبرتی به خارج از عراق، یک دستاورد بزرگ انساندوستانه توصیف شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کری مینویسد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی هدف آتشباری قرار می‌گرفتند و ما سالها برای تسهیل انتقال این گروه کار کردیم . بخاطر دیپلماسی با مهارت و مصمم تیم ما، این دستاورد بزرگ انسانی محقق شد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;جان کری وزیرخارجه آمریکا، در شهریورماه گذشته نیز، پس از پایان انتقال مجاهدین از لیبرتی، بر این دستاورد بزرگ انساندوستانه تأکید کرد و افزود من مفتخر هستم که دولت آمریکا در محقق شدن آن نقش حیاتی داشته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وی گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«اجازه بدهید دراینجا خبرهای خوبی را اعلام کنم زیرا که ما داریم از شرایط سختی عبور می کنیم. به دلیل درگیریها (در سوریه و عراق) چالشهایی وجود دارد که خبرهای خوبی نیستند اما، بسیار مهم است که اعلام کنیم که ما یک دستاورد انسانی طی هفته های گذشته داشتیم ومن صبح در ژنو بودم و روز جمعه ۲۸۰ تن از اپوزیسیون ایران از مجاهدین خلق از کمپ لیبرتی درعراق خارج شدند و این بعد از یک ابتکار عمل دیپلماتیک آمریکا صورت گرفت تا جان بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق را که در عراق در خطر بود، تضمین کنیم. کمپ آنها در آنجا، بارها مورد حمله قرار گرفت و برخی زخمی وبرخی کشته شدند. لذا دست به کار شدیم. ما طی ده سال گذشته این چالش را می شناختیم. من از زمانیکه عضو کنگره بودم وارد این موضوع شدم و در اولین سالی (که وزیر خارجه شدم) یکی از مهمترین دستیارانم و کسی را که مورد اعتمادم بود برای کمک به مجاهدین خلق اختصاص دادم تا از عراق خارج شوند. بعد از پیشروی کمی که طی چند ماه داشتیم، من خودم به تیرانا رفتم و با دولت و رئیس جمهور آلبانی درباره انتقال بقیه مجاهدین خلق که در کمپ لیبرتی بودند صحبت کردم، از آلبانی تاریخچه خوبی درحمایت از ستمدیدگان داشتم همان کاری که در بحران کوزوو انجام داد و همچنین میزبانی‌شان از یهودی‌ها در جنگ جهانی دوم و من خوشحالم که آلبانی نقش انسانی مهمی انجام داد و در همین جا از کشورهای آلمان و نروژ و ایتالیا و انگلستان وفنلاند و کشورهای عضو اتحادیه اروپا که در نجات جان مجاهدین خلق کمک کردند تشکر می کنم. این یک دستاورد انساندوستانه بزرگی است و من مفتخر هستم که دولت آمریکا نقش حیاتی در محقق شدن این دستاورد داشته است».&amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون اسکای نیوز - ۲۲ شهریور ۹۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;سناتور جان مک‌کین هم در خصوص انتقال ساکنان کمپ لیبرتی به آلبانی بیانیه ای صادر کرد و نوشت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«در سال 2003 آمریکا متعهد شد که از هزاران عضو سازمان ایرانیان ناراضی مجاهدین خلق حفاظت کند، کسانی‌که موافقت کردند سلاح های خود را تحویل دهند در نتیجه تحت حفاظت ما قرار گرفتند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;امروز نشان می‌دهد که آن تعهد با به سلامت و با موفقیت جابجا شدن تمامی ایرانیان ناراضی ساکن کمپ لیبرتی عراق به آلبانی به سرانجام رسید. این تحولی خوشایند بود که مدتها از موعد آن گذشته بود.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:بیانیه مک‌کین بعد از انتقال مجاهدین به آلبانی.JPG|جایگزین=بیانیه مک‌کین بعد از انتقال مجاهدین به آلبانی|بندانگشتی|بیانیه مک‌کین بعد از انتقال مجاهدین به آلبانی]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;”من مراتب تشکرهای عمیق خود را به دولت آلبانی به‌خاطر میهمان نوازی و شجاعت آن در تلاشهایش برای حل و فصل این بحران انسان‌دوستانه تقدیم می‌کنم. علاقمندی آلبانی برای تأمین پناهندگی برای ساکنان کمپ لیبرتی گواهی حقیقی بر روح و ارزشهای مردم آلبانی است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;با توجه به تاریخچه سرکوب وحشیانه رژیم ایران علیه این ناراضیان و خشونت متعاقب آن که متوجه آنها در خلال اقامتشان در عراق بود، معتقدم ضرورت دارد که این ساکنان کماکان به‌عنوان افراد مورد نگرانی شناخته شده و تحت حفاظت بین‌المللی تأکید شده در کنوانسیون 1951ژنو منظور شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;این ضروریست که اطمینان یافت این ساکنان در نهایت از فرصت بهره‌مندی از حقوق و امتیازاتی که مدتها از آن دریغ شده بودند در محیط جدید و دموکراتیک از آن برخوردار شوند.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;”من کماکان در کنار مردم ایران و جامعه ایرانیان آمریکایی ایستاده‌ام که خواستار آزادی ایران هستند. بازاسکان امن این ایرانیان ناراضی یک گام حیاتی در مقابله با دخالت شریرانه رژیم ایران در منطقه است و این یادآور مهمی برای متحدانمان و دشمنان است که آمریکا به تعهداتش عمل می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;[https://www.mccain.senate.gov/public/index.cfm/2016/9/statement-by-senator-john-mccain-on-successful-relocation-of-iranian-dissidents-from-camp-liberty وبسایت رسمی سناتور جان مک کین] ۹ سپتامبر ۲۰۱۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==آلبانی پایان مبارزه مجاهدین یا شروعی جدید؟==&lt;br /&gt;
بعد از سرنگونی دولت سابق عراق سازمان مجاهدین خلق ایران بیش از ۱۳ سال در عراق بود، در این سالیان بخصوص بعد از سال ۲۰۰۹ و تحویل دادن حفاظت اشرف به دولت نوری مالکی، تمام انرژی و وقت و توان سازمان مجاهدین صرف تأمین امنیت و حفاظت از موجودیت این سازمان می‌شد، اما با خروج از عراق و رفتن به محلی امن، آنها توان حرکت و پیشروی جدی تری پیدا کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«مجاهدین در یک انتقال بزرگ، به خوبی سازمان‌یافته و تاریخی که یک فراز مهم پیروزمند در تاریخ 52ساله سازمان محسوب می‌شود، از بند و محاصره خصم، به‌سلامت رسته‌اند و با حفظ یکپارچگی فیزیکی و تشکیلاتی، از لاک تدافع خارج شده و در موضع تهاجم قرار گرفته‌اند. این انتقال بزرگ امکان قرار گرفتن مجاهدین در یک مرکز امن، برای آمادگی برای خیز نهایی و گسستن آخرین بقایای زنجیرهای دیکتاتوری از دست و پای میهن اسیر برایشان فراهم آورد».&amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://www.mojahedin.org/news/204889/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-(%D9%87%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF) سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجاهدین استراتژی هزار اشرف را برای سرنگونی دولت تهران اعلام کردند، که این استراتژی با ایجاد هزار کانون شورشی در داخل کشور عملی خواهد شد . &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدار شخصیت‌های سیاسی برجسته آمریکایی و اروپایی از تیرانا و دیدار با خانم مریم رجوی و اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی نشان از شروع فصلی جدید در تلاش‌های سازمان مجاهدین خلق برای سرنگونی دولت ایران می‌دهد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار سناتور مک کین و مریم رجوی در آلبانی.JPG|جایگزین=دیدار سناتور مک کین و مریم رجوی در آلبانی|بندانگشتی|دیدار سناتور مک کین و مریم رجوی در آلبانی]]&lt;br /&gt;
از جمله سناتور مک کین در آلبانی و در حضور در جمع اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، در سخنان خود گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«متشکرم، متشکرم از همه شما، متشکرم به‌خاطر این استقبال فوق‌العاده من نمی‌توانم بگویم که چقدر سپاسگزارم و صریح بگویم که چقدر از این‌که شما این‌جا هستید و نه در عراق خوشحالم. از شما تشکر می‌کنم. از شما خانم به‌خاطر رهبریتان تشکر می‌کنم و از طرف همه دوستانم از شما تشکر می‌کنم.» &amp;lt;ref&amp;gt;وبسایت [https://news.mojahedin.org/i/news/196876 سازمان مجاهدین خلق ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;همچنین جان بولتون در نوروز  ۱۳۹۶ از آلبانی دیدار کرد و برای اعضای مجاهدین سخنرانی کرد و اعلام کرد رژیم ایران چهل سالگی خود را نخواهد دید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی در نوروز ۱۳۹۷ به دیدار اعضای سازمان مجاهدین خلق و خانم مریم رجوی در آلبانی شتافت و در جمع آنان سخنرانی کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
و همچنین یک هیأت از سنای آمریکا به دیدار خانم رجوی در آلبانی رفتند این هیأت متشکل از  سناتور «روی بلانت» نایب‌رئیس کنفرانس جمهوریخواهان در سنا، که ریاست این هیأت را بر عهده داشت، «جان کورنین» سناتور ارشد جمهوریخواه از ایالت تگزاس و سناتور «تـام تیلیس» دیگر عضو حزب جمهوریخواه نیز سناتور بلانت را در این سفر همراهی کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲|اندازه=ریز}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43430</id>
		<title>سعید محسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43430"/>
		<updated>2019-12-17T17:32:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =سعید محسن&lt;br /&gt;
| تصویر             =سعد محسن.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =سعید محسن&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۸&lt;br /&gt;
| زادگاه            =قزوین&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس تأسیسات&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشگاه تهران-دانشکده فنی&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سعید محسن&#039;&#039;&#039;(زاده:۱۳۱۸، زنجان - تیرباران۴ خرداد ۱۳۵۱، تهران) یکی از بنیانگذاراران سازمان مجاهدین خلق ایران است. او در سال ۱۳۴۴ به همراه [[محمد حنیف‌نژاد]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیان گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۱۸ در یک خانواده از قشر متوسط در زنجان به‌دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان‌جا گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در سال۱۳۴۲ از دانشکده فنی در رشته مهندسی تأسیسات فارغ‌التحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;بهای آزادی - [http://wwwbahayazadi.blogspot.com/2016/05/blog-post_73.html][http://wwwbahayazadi.blogspot.al/2016/05/blog-post_73.html مجاهد شهید سعید محسن، بن‌بست‌شکن و راهگشا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سعید محسن - دوران کودکی و نوجوانی ==&lt;br /&gt;
روزهای کودکی و نوجوانی سعید محسن همراه با تجربه‌های تلخ از دوران حکومت شاه بود. او از همان کودکی مزه تلخ فقر را چشیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روحیه حساس و ظلم‌ستیز سعید محسن، به‌شدت در قبال فقر و بی‌عدالتی حاکم بر جامعه متأثر شده و از آن هنگام، خود را در میان اقشار محروم و ستمزده جامعه می‌یافت. او در همین مورد بعد از دستگیری گفته بود: «اصولاً از همان موقع ۲طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی ==&lt;br /&gt;
سیل جوادیه در سال۳۹ و خراب شدن انبوهی از خانه‌های مردم محروم جنوب شهر، از حوادثی بود که دانشجویان و روشنفکران متعهد آن دوره را برای کمک به مردم برانگیخته بود. سعید در رأس فعالیت‌های دانشجویانی بود که برای کمک به مردم جوادیه اکیپ‌های تعمیراتی تشکیل داده بودند. او تقریباً همه دانشجویان فنی تهران را، که دستی در مبارزه و سیاست و فعالیت اجتماعی داشتند به‌کار گرفته و سازماندهی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال۱۳۴۱ زلزله در آوج قزوین ویرانی‌های زیادی به‌بار آورد. در اینجا نیز سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در رأس گروه‌های دانشجویی به‌میان مردم رفتند و چندماه به صورت شبانه‌روزی به‌کار درمیان زلزله‌زدگان پرداختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از همرزمانش خاطره‌ای از سعید محسن را این‌طور بازگو می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس از انقلاب ضدسلطنتی روزی برای کار انتخاباتی به وزارت کشور رفتم. یکی از کارکنان آن جا که قبلاً با سعید محسن کار می‌کرد، خاطره‌ای از او را برایم نقل کرد. او گفت در سال ۱۳۴۹ بچه‌ام مریض بود و باید در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار می‌گرفت، در غیر اینصورت زنده نمی‌ماند. پول کافی برای عمل نداشتم. یک روز سعید را دیدم. از من پرسید چرا اینطور ناراحتی؟ به او گفتم دخترم مریض است و احتیاج به‌عمل دارد. برای بیمارستان به دو هزار تومان پول نیاز دارم و هیچ‌گونه امیدی به تهیه آن ندارم و اگر بچه‌ام عمل نشود از دست می‌رود. سعید گفت: ببینم چه کاری می‌توانم برایت بکنم. سعید رفت و بعد از ساعتی آمد و هزارتومان به من داد و گفت منتظر باش. پس از مدتی دوباره هزارتومان دیگر آورد و من رفتم و دخترم را تحت عمل جراحی قرار دادم و از مرگ نجات یافت. بعداً فهمیدم که سعید این پول را از دیگران قرض گرفته‌است. این کارمند وقتی این خاطره از سعید محسن را نقل می‌کرد، اشک در چشمانش حلقه زده بود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
دوران دانشجویی سعید محسن مصادف بود با تحولات سیاسی سالهای ۱۳۳۹تا ۱۳۴۲. بعد از سرکوب و کشتار مردم در ۱۵خرداد ۴۲ و حاکمیت کامل شاه او به‌دنبال افکندن طرحی نو در فلک سیاسی ـ اجتماعی میهن خویش بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۴۲ دوران تحصیل در دانشکده فنی را به‌عنوان مهندس تأسیسات به اتمام رساند. دوران دانشجویی سعید محسن مصادف با سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ و فعالیتهای جبهه ملی و نهضت آزادی ایران بود. سعید قبل‌از بنیانگذاری سازمان، به‌دلیل فعالیت‌های سیاسیش دوبار به‌زندان افتاد. بار دوم هنگامی بود که عضو کمیته دانشجویان [[نهضت آزادی]] بود و در شب اول بهمن سال۴۱ دستگیر شد و از همان‌جا رابطه‌اش با [[محمد حنیف‌نژاد]] هرچه نزدیکتر شد. سعید در آن سال‌های پرتلاطم، بطلان روش‌های کهنه‌ای را که سران نهضت آزادی مبلغش بودند در عمل مبارزاتی تجربه کرد و شکست آنها را دید و از همان‌جا بود که به‌جانب حنیف‌نژاد شتافت تا او را در بنیانگذاری سازمان یاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آشنایی سعید محسن با محمد حنیف‌نژاد و علی‌اصغر بدیع‌زادگان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن و محمد حنیف‌نژاد هر دو عضو نهضت آزادی و جبهه ملی بودند. آنها در جلسات قرآن آیت‌الله طالقانی در مسجد هدایت شرکت می‌کردند. به‌دلیل فعالیت‌های انقلابی، سعید محسن همراه با تعدادی از جوانان مبارز آن روزگار، در بهمن سال ۴۱ دستگیر شد. دستگیری سعید محسن باعث آشنایی بیشتر او با محمد حنیف‌نژاد گردید. از همان‌جا هم‌فکری‌ و ارتباط این دو انقلابی با هم رو به افزایش گذاشت و به یک رابطه مستحکم تبدیل گشت. البته او قبل از آشنایی با محمد حنیف‌نژاد با اصغر بدیع‌زادگان نیز آشنایی داشت. آشنایی سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۳۹ اتفاق افتاد؛ سالی که سیل جوادیه تهران را در هم کوبیده و سبب خراب شدن خانه‌های مردم محروم جنوب شهر گشته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن پس از پایان دوره سربازی و آشنایی با محمد حنیف‌نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، به اتفاق او به جمع‌بندی مبارزات گذشته مردم ایران پرداخت. آنها علت شکست‌ها و ناکامی‌های مبارزات گذشته مردم ایران را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مبارزات مسالمت‌آمیز و سازشکارانه آن دوران به پایان رسیده و تنها راه، مقاومت مسلحانه انقلابی است. آنان دریافتند که علت اصلی شکست‌ها و ناکامی‌ها نه در عدم آمادگی مردم برای فداکاری، بلکه در عدم صلاحیت رهبران جنبش است. آنان با تکیه بر اسلام ناب توحیدی و زدودن غبار از رخ اسلام، که طی سالیان، آخوندهای دین‌فروش آن را به ارتجاع و جاهلیت آلوده بودند، هسته نخستین سازمان انقلابی بر پایه ایدئولوژی توحیدی اسلام انقلابی را پی افکندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در همین رابطه گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«مبارزه بدون ایدئولوژی و بدون استراتژی مسلحانه نمی‌تواند پیروز شود. از رهبران سازشکار، این مبارزه برنمی‌آید. اینان در واقع برای کسب وجهه، صاحب شخصیت شدن و دنبال کسب منافع بیشتر به مبارزه وارد شده و بعد سرنوشت خلق و انقلاب را فدای منافع خود می‌کنند و هر موقع فشار زیاد شود کنار می‌کشند. مبارزه به یک رهبری صالح و حرفه‌ای نیاز دارد تا آن را هدایت و به پیروزی برساند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس از تشکیل هسته اولیه سازمان، سعید به‌عنوان یکی از بنیانگذاران مجاهدین برای گسترش سازمان، به عضوگیری پرداخت. او کادرهای سازمان را آموزش داد و در تدوین استراتژی و خط مشی سازمان و سایر امور نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در کنار بنیانگذار سازمان مجاهدین محمد حنیف‌نژاد، از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۰ سازمان را در آن شرایط، بدون این‌که کوچک‌ترین ضربه‌ای متحمل شود، به پیش بردند. این کاری بس شگفت‌انگیز بود که در جنبش رهایی‌بخش میهنمان سابقه نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قسمتهایی از مقاله چشم‌انداز پرشور ==&lt;br /&gt;
«مقاله چشم‌انداز پرشور» از نوشته‌های سعید محسن می‌باشد. در قسمتی از آن چنین آمده است: سؤالی که امروز برای اغلب افراد به‌ویژه آنان که استنباط سازمانی قوی ندارند و کسانی که دارای قدرت درک شرایط و امکانات موجود نیستند وجود دارد، این است که: «آیا در چنین شرایط سهمناکی مبارزه پیروز امکانپذیر است؟» این پرسشی است که امروز پرسنده‌اش زیاد و پاسخگویش کم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منشأ این سؤال چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از عوامل تاریخی و مبارزه‌های ناکام گذشته که در پیدایش چنین سؤالی مؤثرند، باید به پدیده‌ای دیگر که زاییده شرایط زمانی است بیشتر توجه داشت. شرایط میهنی و کانون‌های ملتهب گوشه و کنار جهان نشان داده‌اند که کسب پیروزی در مبارزه امری آسان نیست. برای کسب پیروزی در میدان نبرد دست پر باید داشت. اندیشه، جسارت، جانبازی، پرهیزکاری، سعه صدر، صداقت، حل‌شدن در امر نبرد، اینها و نظایر اینها سکه‌هایی است که برای کسب پیروزی باید به همراه داشت. به این ترتیب مبارزه پیروز آن‌طور که بسیاری در گذشته گمان می‌کردند امر ساده‌ای نیست، بلکه از مشکلترین مسائل عصر ما است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساده‌اندیشی در این مورد سرانجامی جز ناکامی نخواهد داشت و درست در همین‌جا است که ناکامی‌های گذشته وقتی که با اقدامات ضدمردمی رژیم توأم می‌شود، افراد را تحت تأثیرات منفی و کشنده خود قرار می‌دهد، در این زمان ترس و ناامیدی به صورت‌های مختلف تظاهر می‌کند. عده‌ای به بهانه این‌که دارای سرمایه کافی برای ورود در بازار نبرد نیستند، می‌ترسند. عده‌ای به منفی‌بافی روی می‌آورند زیرا از اعتراف به ترس خود شرمسارند. گروهی به لفاظی و سیاست‌بازی می‌پردازند زیرا از درهم‌ریختن شخصیت مجازی خود هراس دارند و نمی‌خواهند مشت خالی خود را باز کنند. عده‌ای در زیر بار نارسایی اندیشه منکوب می‌شوند و عده‌ای هم که خود را پیش‌کسوت می‌انگارند به پند و موعظه می‌پردازند و توجیه می‌کنند که شتر رمیده را به حال خود واگذارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی همه‌چیز سهمگین جلوه می‌کند. هر عمل رژیم دلیل بر قدرت شکست‌ناپذیر او جلوه می‌کند. دشمن با دامن‌زدن به این شرایط چنین می‌نمایاند که تفوق مطلق از آن اوست و سیه‌روزی و شکست از آن حریف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که برای بسیاری نحوه فشار دستگاه‌های جاسوسی دشمن سخت هراس‌آور است و زندان و وقایعش موجب وحشت. تحت شکنجه بودن، تیرباران شدن، در زیر سرنیزه جلادان جان‌دادن، سالها در سلول زندان به‌سربردن چیزهایی هستند که حتی تصور آنها موی بر اندام آدمی راست می‌کند. متواری‌بودن، گرسنگی، فقر، خانه‌به‌دوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و به اندک ساختن، خانه و کاشانه را ترک گفتن، ترک زن و فرزند و عزیزان در راه هدف‌های عالی انسانی، کارهایی هستند که در نظر آنان تنها از عهده افراد نادرالوجود و خارق‌العاده برمی‌آید. آنان که دچار چنین اضطراب درونی می‌گردند، در زمینه سیاست دچار مالیخولیا خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی با تمام اینها سدهای راه تکامل شکست‌پذیرند و این امر ناشی از ماهیت آنها است و ما نه‌تنها چنین رویدادها را دلیل سرخوردگی و یأس نمی‌گیریم بلکه معتقدیم که آنها خوبند و بسیار هم خوبند زیرا تنها شداید و شرایط مشکلند که یک عصیانگر انقلابی را آبدیده می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌که زمانه و شرایطش ما را در جهت پذیرش ایدئولوژی «شهادت انقلابی» رهنمون شده‌اند، بسیار خجسته است و خجستگی بیشتر آن‌گاه که ما مردانه چنین سیر شورانگیزی را پذیرا شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدایش مرز جنبش و ضدجنبش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط سخت و دشوار عامل مرزبندی دقیق بین جنبش و ضدجنبش است. پیدایش مرز بین جنبش و ضدجنبش انقلاب خود دلیل بر تکامل مبارزه است زیرا تنها در چنین صورتی است که برای فرصت‌طلبی و سازشکاری محلی باقی نخواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت‌طلبان و سازشکاران و آنها که به‌اصطلاح یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ، مواضع خود را از دست خواهند داد و در این شرایط تنها مردان مصمم هستند که بار سنگین نبرد را به‌دوش می‌کشند و دارای قدرت ادامه نبرد و بسیج آگاه‌نمودن توده‌ها در هرگونه شرایط سخت می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا درک این مسئله برای همه میسر است؟ مسلماً نه. تنها کسانی قدرت این کیفیت را دارند که به اندیشه علمی و اراده مجهزند. شرایط را دقیقاً می‌شناسند و مطابق با شرایط در خود آمادگی ایجاد می‌کند. بر ماست که بکوشیم تا در شمار چنین افرادی درآییم. سازمان دربرگیرنده این عناصر نیز سازمانی است که خود ثمره شرایط خاص و دشوار محیط است. «بین ریشه‌های وجودی چنین سازمانی و شرایط محیط رابطه مستقیمی وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنچه گفته شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که شرایط دشوار کنونی برای ما نه‌تنها بد نیست بلکه از آن‌جا که دشواری‌ها تعیین‌کننده مرز دقیق بین جنبش و ضدجنبش، انقلاب و ضدانقلابند، انتخاب طبیعی، پایه و اساس پیدایش عناصر ارزنده و در نتیجه رهبری خواهد شد و حکومت عادات و سنن که منجر به پیدایش یک رهبری مصنوعی می‌شد، نابود می‌گردد و تنها در این‌صورت است که رهبری و زعامت را کسانی به‌عهده خواهند گرفت که صلاحیت و شایستگی خود را برای احراز این مقام نشان داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته سعید محسن (نشریه مجاهد-فوق‌العاده مهر ۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و بازجویی ==&lt;br /&gt;
سعید محسن همراه با مجاهدان خلق [[علی باکری]]، [[ناصر صادق]]، [[محمود عسگری‌زاده]]، [[رضا رضایی]]، [[محمد بازرگانی]] و [[مسعود رجوی]] در همان روز اول شهریور ۵۰ دستگیر شد. حمله‌های بعدی ساواک به دستگیری [[علی میهندوست،]] [[رسول مشکین‌فام]] و [[علی اصغر بدیع زادگان]] منجر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازجویی از سعید محسن ===&lt;br /&gt;
=== انگیزه و هدف از فعالیت ===&lt;br /&gt;
سعید محسن انگیزه و هدف از فعالیت‌‌‌های سیاسی خود را چنین بازگو کرده بود: سال ۱۳۲۵ برای من با آنکه ۷ سال بیشتر نداشتم سال تلخی بود. زیرا پدرم در قضیه دموکرات‌ها مجبور به فرار گردیده بود. من در همان موقع مزه تلخ فقر را به طور نسبی و ترس از زورگوها را چشیده بودم. از اولین روزهایی که به مدرسه می‌رفتم از معلمی که بچه‌ها را بیخود چوب می‌زد متنفر بودم و اگر نمره بیخودی داده می‌شد اعتراض می‌کردم. جریانات سال ۳۲ و به خصوص کشته شدن یکی ازاقوام ما به نام فرزین که قاضی دادگستری و فردی پاکدامن بود به دست ذوالفقاری‌ها نخستین موج مخالفت با زورگو را در من برانگیخت، همیشه دلم می‌خواست بتوانم انتقام او را بگیرم. حتی پدرم را که خیلی با ذوالفقاری‌ها معاشرت داشت در پیش خود در همان عوالم کودکی محکوم می‌کردم.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران جوانی جریان مهمی که قابل ذکر باشد اتفاق نیفتاد؛ ولی همواره آرزوی خوشی برای افراد پایین را می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت رختشوی خانه با لباس‌های شسته و دست‌های از سرما سرخ شده به خانه می‌آمد یک نوع ترحم نسبت به او به من دست می‌داد و دست‌های خود را در همان حالت کرخ شده مشاهده می‌نمودم. در سال‌های اول و دوم دانشکده اتفاق جالبی برای من اتفاق نیفتاد. جز اینکه یک بار برای تقاضای مساعده پیش مهندس ریاضی رفتم به او گفتم چون نمی‌خواهم سربار پدرم باشم شما دستور بدهید دانشکده به من وام بدهد و من بعداً آن را پس می‌دهم. یا اجازه دهید من در ضمن درس دانشکده معلمی نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مهندس) ریاضی با لحن استهزاءآمیزی جواب داد «دانشکده فنی که گداخانه نیست»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماورای احساس حقارتی که در ازاء این حرف ریاضی به من دست داد احساس کردم چگونه فردی از طبقه مرفه به فرد دیگر توهین می‌نماید. خیلی زود من این توهین ریاضی را از جنبه فردی به دوستان دیگر تعمیم دادم زیرا در آن موقع اغلب دوستان من از طبقه متوسط و پایین بودند. خیلی آرزو می‌کردم که روزی ریاضی گدا می‌بود و من همین حرف را به او می‌زدم. به همین علت با تمام تعریف‌هایی که از ریاضی و باسوادبودن او می‌کردند قیافه او همیشه برای من غیرقابل تحمل بود. در کلاس او همیشه پیش شاگردهایی می‌نشستم که لباسشان نو نبود. درس او را با بی میلی مطالعه می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طبقات پایین جامعه در زیر فشارند ===&lt;br /&gt;
اصولاً از همان موقع دو طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های ۳۹ الی ۴۱ به جبهه [ ملی] ونهضت[ آزادی] وارد شدم ولی نه فعالیت جبهه و نه نهضت هیچ‌یک مطابق با احساس اصلی من نبود، هر چند شور و هیجان کارها به طور کامل مشغولم کرده بود. شاید اگر جریان ۱۵ خرداد نبود من نیز مثل دیگران همه چیز را فراموش می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخورد ۱۵ خرداد و اینکه طبقات پایین درآن جریان به سادگی کشته شوند در حالی که در جریان دانشگاه حداکثر به چند ماه زندانی شدن قناعت می‌شد، روحیه مقاومت را در من زنده می‌کرد. این سؤال بارها در ذهن من تکرار می‌شد، چی شد که درعرض چند روز مردم جلوی گلوله رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول سه سال مبارزه از اعلامیه پخش کردن تجاوز نکرده بود. در تحلیل بعدی به این نتیجه رسیدم که طبقات پایین جامعه در زیر فشارند و برایشان مرگ و زندگی فاصله زیادی ندارد ولی طبقات مرفه فاصله مرگ وزندگیشان بسیار زیاد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== زندگی مردم لار و بندرعباس برای من حالتی شبیه به خواب داشت ===&lt;br /&gt;
مهرماه سال ۴۲ من به دلیل فعالیتی که داشتم برای خدمت نظام به جهرم فرستاده شدم در برخورد اول با افسران پادگان آموزشی جهرم، مرا فردی معرفی کردند تبعید شده، در حالیکه من خودم را تبعیدی حساب نمی‌کردم. شاید به همین دلیل بودکه افسران زیاد با من از نزدیک رفیق نشدند. من بالاجبار به طرف مردم برگشتم برخلاف محیط پادگان، خیلی زود با مردم جهرم آشنا شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت من در مجالس عمومی آنها به صمیمیت من با اهالی افزود. در این برخورد بود که من با وضع مردم آشنایی بیشتری یافتم. با کمال تعجب مشاهده نمودم که غذای این مردم چیزی جز نان کاهو با سرکه یا شلغم پخته نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب تر اینکه در تمام شهر فقط دو دکان قصابی وجود داشت. دو سال خشکسالی در این شهرستان که مرکز مرکبات است زندگی مردم را تباه کرده بود. من به سادگی پی بردم که اغلب مردم فقط به نان خالی قناعت می‌نمایند و تنها درآمد آنها اضافه بر قاچاق که به طور محدود انجام می‌گرفت درآمدی است که از طریق پادگان آموزشی جهرم برای آنها می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی برای من معلوم شد که جهرم آبادترین شهر آن حوالی است دیدن نقاط دیگر ضروری نمود، من بلافاصله به لار و بندرعباس مسافرت کردم. آثار زلزله در لار کامل مشهود بود. یک سری خانه در حال نوسازی بود ولی مردم از ترس قسطی که باید بپردازند حاضر نبودند در آن قسمت‌ها منزل بگیرند. همین وضع در بندرعباس نیز مشهود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لار آب برای خوردن موجود نبود. برای اولین بار بود که من با آب انبارهای آب که آب باران در آن جمع شده بودند آشنا شدم. زندگی مردم لار و بندرعباس واقعاً برای من حالتی شبیه به خواب داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مردم درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند ===&lt;br /&gt;
در بندرعباس با عابرینی مواجه شدم که هر کدام ساق پایی به اندازه یک توپ پارچه داشتند وقتی سؤال کردم معلوم شد که این کِرم مخصوص آب (پیو) است و از راه آشامیدن آب وارد بدن می‌شود و سپس از ساق پا بیرون می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساس ترحمی را که نسبت به این افراد در من به وجود آمد هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. قبول اینکه این مردم به چنین حالت ناراحتی زندگی می‌کنند فشاری بود که من قدرت تحمل آن را نمی‌توانستم بکنم. من در سال ۴۱ وقتی برای کارآموزی به خرمشهر رفتیم زندگی مشقت بار مردم را که زیرآفتاب درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند یا در قسمت شرقی آبادان درکنار بازاری پر از کثافات خانه داشتند دیده بودم، حتی منظره بومی‌های آبادان در کنار ماشین‌های آخرین سیستم شرکتی‌ها که به نظر می‌رسد نماینده حداکثر تبعیض‌ها بود، به اندازه ناراحتی چندش آوری که از مریض‌های کرم به پا پیچیده حاصل می‌شد روح انسان را عذاب نمی‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان برای من در زمستان سال ۴۲ اتفاق افتاده بود. من بعدها برای دیدن چنین مناظری حتی تا (بندر) لنگه هم مسافرت کردم ولی اثری که مسافرت اول درمن داشت برایم فراموش ناشدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ششم فروردین ماه سال ۴۳ من افسر نگهبان آشپزخانه در پادگان آموزشی جهرم بودم. یکی از سربازان که در دسته سوم گروهان پنجم در اختیار من بود با حالت گریه به من مراجعه کرد و با لحن دهاتی گفت جناب سروان من به خانه ستوان… نمی‌روم. پرسیدم چرا؟ ابتدا جواب نداد وقتی اصرار کردم گفت او نظر خاصی دارد و اینکه مرا می‌خواهد ببرد به همان علت است (هرکدام از افسرها سربازی را به عنوان گماشته برای کار در خانه خودشان می‌بردند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جا خشکم زد. سرباز دهاتی برای افسری که زن دارد غیرقابل تصور بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول فکر کردم اشتباه فکرمی کند پرسیدم مگر چنین چیزی سابقه دارد؟ با قیافه ای که می‌توانم به صراحت بگویم به سادگی به من می‌خندید. گفت بسیار، جناب سروان این را در گروهان همه می‌دانند شما چطور نمی‌دانید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من تازه فهمیده بودم که درک یک سرباز که در جریان کاری است چقدر با ارزش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخوردهای بعدی جریان آن سرباز را به صورت پروسه ای یافتیم که حتی دامن دو افسر وظبقه‌ای را که غیر از من در پادگان بود گرفته‌است. از حدود ۱۹ افسر موجود هم ردیف، جز با چهار نفر، تقریباً قطع رابطه کردم زیرا برای من غیرقابل تصور بود که فردی متأهل این قدر تسلیم نفس باشد که از سرباز دهاتی صرفنظر ننماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جریاناتی از زندگی افسران که بعدها برایم معلوم گشت به نفرت من می‌افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند ===&lt;br /&gt;
وقتی در اواخر فروردین ماه، همان سرباز در موقع اعزام به شیراز از من تشکر کرد که او را از رسوایی نجات داده‌ام خود را بیشتر مرهون آن سرباز یافتم که به من درس بیشتری آموخته بود. بعد از آن من بیشتر با درجه داران و استوارها گرم می‌گرفتم تا افسران. زیرا در آن گروه، پاکی بیشتر و صفای بیشتری یافته بودم، کوچکترین صحبت را فراموش نمی‌کردند. با آنکه برای دادن یک مرخصی به سرباز رسماً ۲۰ ریال می‌گرفتند ولی آلودگی دیگری از خود نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا فکرکردم افسران به دلیل دورافتادن از محیط ظاهراً مترقی به چنین فسادهایی کشیده شده‌اند ولی بعداً دریافتم در محیط شخصی شهرستان جهرم نیز بچه مدرسه‌ها را به این نوع آلودگی کشیده‌اند. البته ممکن است دراجتماع امروزی چنین دردی کسی را ناراحت ننماید ولی توجه نمایید که این مسئله برای من در سال ۴۳ اتفاق افتاده‌است یعنی در زمانی که مردم به خاطر دفاع از مذهبشان بدون داشتن دید روشن در ۱۵ خرداد جلو گلوله می‌روند و به اضافه در اجتماع آن روز حتی در کادر روشنفکری آلودگی به حد امروز نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در بررسی ابتدایی خود خیلی ساده این مسئله را از جنبه اجتماعی به دامن رژیم حاکم چسباندم و نتیجه گرفتم که این سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند و این مسئله تا سال‌های بعد مرا رنج می‌داد و هر وقت فکر می‌کردم که نسلی فاسد تحویل جامعه فردا می‌شود که جز خور و شهوت خود چیزی نمی‌شناسد بی‌نهایت افسرده می‌شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا جریان شورش پاریس فکر نوی در من به وجود آورد و آن اینکه حتی نسل فاسد از نقطه ای به بعد به زندگی بر می‌گردد و به جبران فساد قدیمی، بیشتر در سازندگی می‌کوشد و به طور اتفاقی در جریان مسابقات ایران و اسرائیل این نتیجه‌گیری برای من کامل تر شد زیرا پلیس با تمام قدرتش ازعهده همان جوانانی که در مسابقه زن روز دامن دختران را پاره می‌کردند و آن روز بر علیه پلیس شعار می‌دادند برنمی‌آمد. من به طور عینی دیدم که همان زرنگی که جوانان ظاهراً آلوده در دختربازی به دست آورده بودند درمقابله با پلیس او را عاجزمی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در مقابل پیرمرد [کارگر کارخانه] احساس خجالت می‌کردم ===&lt;br /&gt;
بعد از اتمام سربازی به تهران آمدم. نخست در کارخانه گیوار مشغول کار شدم ولی مجموع کار من پنج ماه بیشتر طول نکشید. در این مدت من دوبار با کارفرما دعوا کردم که دفعه دوم منجر به اخراج من شد. علت دعوای اول این بود که من در دو ماه آخر بیش از ظرفیت تولید قسمت خودم که تراشکاری بود تولید کرده بودم و در قسمت من کارگر پیری بود به نام مهرزاده که زندگی بسیار محقری داشت. قیافه معصوم و عینک زده وی را در حالی که با دست لرزانش با مرغک ماشین تراش کار می‌کرد هیچ وقت فراموش شدنی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قیافه این پیرمرد که عمری به سختی زندگی گذرانده بود من یک اراده مبارزه با مرگ برای تأمین زندگی خانواده اش را می‌دیدم با تمام پیرمردی به اندازه یک جوان کار می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارگران دیگرمن ـ آلبرت ـ روبن ـ شاهن و شاگردان آنها همه با ارزش بودند؛ ولی من در مقابل این پیرمرد احساس خجالت می‌کردم. من روبن را به پرکاری تشویق می‌کردم. حتی وادار کردم شب‌ها درس بخواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی این پیرمرد همواره بیشتر از مقدار کاری که من می‌خواستم انجام می‌داد. من بعد از افزایش تولید از کارفرما تقاضای اضافه دستمزد برای همه گروه که حدود آن فقط برای پیرمرد ۲۵ ریال و بقیه در حدود ۱۰ ریال بود[کردم]، ولی با تمام تلاش با آنکه قانع شدند برای اینکه کارگر بهتر بتواند کار کند باید او را تأمین کرد ولی از افزایش دستمزد خودداری نمودند و در دفعه دوم نیز من اجازه داده بودم کارگر برای اینکه بهتر بتواند در سرمای زمستان کار کند در اول وقت موقعی که ماشین‌ها برای گرم شدن بی بار کار می‌کنند در کنار بخاری خود را گرم نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم ===&lt;br /&gt;
دلیل کارفرما همیشه این بود که کارگر بدعادت می‌شود و نمی‌توان از او کار خواست. من نتوانستم در این موقعیت مقاومت نمایم. واقعیت این است که مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم. حساب نموده بودم که هرکیلو پروفیل برای کارفرما ۱۷–۱۹ ریال تمام می‌شد و ۲۶ ریال فروش آن بود و کارخانه به طور متوسط ۸ تن و گاهی تا ۱۲ تن تولید داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود خالص آن به طور متوسط در حدود ۶۰/۰۰۰ ریال در روز بود. برای کارخانه ای با سرمایه حداکثر ۲/۵ میلیون تومان سودی در سال معادل ۱/۵ میلیون تومان در سال ۴۳ و آن وقت مقاومت در برابر اضافه دستمزد ۱۰ ریال کارگری که واقعاً کار می‌کرد، نتیجه این شده بود که در یک طرف صاحب کارخانه ثروت می‌افزود و در یک طرف همان کارگر پیر فرسوده تر می‌گشت و هر وقت با نهایت شرمندگی از من ۲۰۰ ریال قرض می‌خواست به واقع نمی‌توانستم تحمل آن را بنمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موارد فوق فقط مشاهدات شخصی بود که بیان می‌شود، برای بیان تبعیض‌ها موارد خیلی بیشتری می‌توان بیان کرد ولی گاهی اتفاق می‌افتاد یک مسئله کوچک برای یک فرد ارزش ویژه پیدا می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای من با زمینه مذهبی که مساوات ایده‌آلی را همیشه تشویق کرده بود هرگونه تبعیض را به شکل و نمود اجتماعی می‌دادم آن را جزیی از نتایج سیستم حاکم به حساب می‌آوردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد ===&lt;br /&gt;
در سال ۴۴ این فکر کامل درذهن من شکل گرفته بود که بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد و در این مرحله من با هیچ فرد به خصوصی احساس دشمنی نمی‌کردم. همیشه به مجموع سیستم کینه می‌ورزیدم و هنوز هم بسیار اتفاق افتاده‌است پاسبانی را که بیهوده به سرکسی می‌کوبد یافحش می‌دهد به سادگی تبرئه می‌کنم. گرچه به «المأمور و معذور» معتقد نیستم ولی ناراحتی از فرد را همیشه به سیستم برمی‌گردانم به طوری که اغلب اوقات وجود سیستم را به صورت یک کابوس احساس می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین موقع فقط از مدافعین رژیم که به طور آگاهانه از آن دفاع می‌کنند احساس کینه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۴۴ به بعد ما وارد کار سازمانی شدیم. مطالعات اجتماعی به خصوص آشنایی با سایر کشورهای توسعه نیافته کمبود غذایی، بهداشت، مسکن، عدم تعدیل ثروت‌ها، عدم رعایت عدالت اجتماعی و… و نظایر آن به صورت فرمول در ذهن ما فرو رفت. با چنین معیارهایی ما به استقبال شناسایی‌های جدیدتری رفتیم. هر مسأله برای ما سوژه جدیدی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبعیض‌ها با زبان گویاتر خود را نشان می‌داد. از فروشنده بلیط بخت آزمایی، که هزار دروغ برای فروش آن می‌گفت و خریدارش که دو تومن از نان شب خود را تحویل سازمان بلیط بخت آزمایی می‌داد و با امیدی واهی دلخوش بود، تا دعوای سر محل، گدایی مستخدم اداره به صورت محترمانه‌اش و… همه در تثبیت فکر من اثر می‌گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== همه‌شان معتاد بودند و منتظرفروش خون خویش ===&lt;br /&gt;
بعد از این جریان برخوردها اثر قوی‌تر می‌گذاشت برای نمونه حادثه‌ای از جریان زمستان سال ۴۴ را که جزو خاطرات فراموش نشدنی است می‌نویسم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک روز (فکرمی‌کنم سه‌شنبه بود) از وزارت کشور که آن موقع در گلوبندک به جای وزارت اطلاعات (اطلاعات و جهانگردی) فعلی بود درآمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌خواستم به تلفنخانه بروم و در مسیر ناصرخسرو در کنار دبیرستان دارالفنون به صف طویلی در حدود ۲۰ نفر برخوردم. در برخورد اول به نظرم رسید که اینها معتادند، تا آن روز متوجه تابلو شیر و خورشید در آن محل نشده بودم. با کمترین دقت متوجه شدم که این محل خرید خون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اینکه حدود ۲۰ نفر جلو درب کوچک شیر و خورشید آن هم ساعت ۱۱/۵ صبح صف کشیده‌اند، این‌طور به نظر می‌رسید که در این محل به افراد دیگر نیازمند خون تزریق می‌کنند. ابتدا کمی تعجب کردم که مگر ممکن است شیر خورشید خون مجانی تزریق نماید ولی به زودی مسأله برایم روشن شد. برای من همه چیز قابل تصور بود جز اینکه ببینم عده‌ای افراد که به نظر من دربرخورد اول همه‌شان معتاد بودند و از فرط کم خونی رنگشان زرد می‌نمود، منتظرفروش چند سانتیمتر مکعب خون خویشند تا از این طریق امرار معاشی به دست آورند. مدتی در کنار جوی آب ایستاده بودم و اصولاً فراموش کرده بودم به کجا می‌روم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان موقع فردی با خوشحالی از درب بیرون آمد و دربان با نهایت خشم فردی را که از ردیف جلو می‌خواست تو برود رد کرد و با عصبانیت گفت: تو که خون نداری. نفر بعدی که چیزی بیشتر از اولی نداشت وارد شد. فرد رانده شده دوری زد و با نهایت استیصال در آخر صف نوبت گرفت، شاید دفعه دیگر بتواند برای فروش خون برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عجیب بود که در قیافه همه موجی از نگرانی مشهود بود گویا همه می‌ترسیدند دربان به آنها نیز راه ندهد. شاید مجموع این برخورد ۷ دقیقه بیشتر طول نکشید ولی وقتی من به خود آمدم چیزی احساس نمی‌کردم فکرمی کردم خواب بود ولی متأسفانه برخورد واقعیت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند دقیقه بعد در تلفنخانه نشسته بودم احساس می‌کردم که اگر من در تصادف تمام خونم را از دست بدهم و بخواهند از خون این افراد به من تزریق نمایند اگر جرئت حرکت داشته باشم نمی‌توانم قبول نمایم یک قطره از آن خون در بدن من جاری شود. گاهی خیال می‌کردم خون آنهاست که دربدن من جاری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد ===&lt;br /&gt;
دیگر از خیالت آن روز چیزی بخاطر ندارم. فقط هر وقت از روبروی دبیرستان دارالفنون می‌گذشتم احساس می‌کردم همان قیافه‌ها صف کشیده‌اند و منتظرند و یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد. آن موقع گاهی برادرانم کاظم و رضا را می‌دیدم. روزی به کاظم این جریان را نقل کردم (فکرمی کنم یادش باشد) اوگفت ما در پارک شهر درس می‌خوانیم و می‌گویند بسیاری از این افراد معتادند و از این پول یک نوع قرص می‌خرند (این قرص نظیر هروئین ولی خیلی ارزانتر به قیمت دانه ای ۶ ریال در داروخانه‌ها فروخته می‌شود) و اغلب بعد از دوماه مصرف قرص در کنار خیابان یا پارک شهر می‌میرند مدت‌ها صبح زود قبل از رفتن به اداره به پارک شهر می‌رفتم تا شاید یکی از محکومین این اعتیاد را ببینم؛ ولی بعداً فهمیدم که شب‌ها پارک شهر را خالی می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تنها امیدم در این موقع به سازمان بود ===&lt;br /&gt;
داستان فروش خون نیز مدت‌ها مرا زجر می‌داد و تنها امیدم در این موقع به سازمان بود که بتوانیم روزی چنین وضعی را از بین ببریم و محیطی بسازیم که درآن چنین تبعیضی مشاهده نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مرور این چنین مشاهدات روزمره برای من تقریباً از حد گذشت. اگر روزی من در زلزله بوئین زهرا از دیدن اجساد کشتگان و زاری مردم و از اینکه حتی کمک آماده شده به آنها نمی‌رسید زجر می‌کشیدم، دیگر آن روز مسائل به صورت خون فروشی مطرح نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است خاطره مرد مریض بندری ـ سرباز پادگان آموزشی یا کارگر کارخانه و یا جوان معتاد به هروئین و فروشنده خون هیچ وقت فراموش نمی‌شد ولی شکل اجتماعی می‌گرفت و من هم این مسائل و نظایرآن را فقط به وجود رژیم استوار می‌دیدم و تغییر سیستم موجود و بنای سیستمی که در آن تبعیض‌ها و بهره‌کشی نباشد به صورت آرزو درمی‌آمد و بهترین مشوق من برای فعالیت در درون سازمان ما بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم در مقابل این ناراحتی‌های اجتماع دست به تغییراتی می‌زند. او تلاش می‌کند حد متعادلی ایجاد نماید که در عین حفظ منافع طبقات بالا حداقلی برای طبقات پایین ایجاد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من جنبه‌های مختلف این تلاش را هم که خود به وضوح شاهد آن بوده‌ام موردبررسی قرار می‌دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عینی‌ترین مسئله برای من انقلاب اداری است چون خود کارمند وزارتخانه ای بودم که بارها به عنوان نمونه انقلاب اداری شمرده شده‌است. انقلاب اداری به ظاهر یک نوسازی اداری است به این صورت که با دمیدن جان تازه در قالب ادارات بشود به کارها جنبه مثبت تری داد. چون طبقات متوسط در برخورد با سیستم اداری همواره جزو ناراضیان ادارات بوده‌اند؛ ولی سرانجام این انقلاب در محیطی که من بودم به کجا کشیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم ===&lt;br /&gt;
وزارت کشور در ساختمان قدیمی با ۳ معاون و حدود ۱۰ مدیر کل شاید جمعاً ۱۸۰ نفرکارمند همان کاری را انجام می‌داد که امروز در ساختمان ده طبقه با ۵ معاون و حدود بیش از ۲۰ مدیر کل و ۵۰۰ نفر کارمند انجام می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سیستم کار جدید فقط ساختمان وزارتخانه با سیستم تهویه مطبوع [...ناخوانا] و چراغهایی که هر عدد حدود ۵۰۰۰ ریال که من بشخصه مسئول نگهداری آن از لحاظ فنی بوده‌ام مجهز گردیده، وگرنه نه کسی می‌توان یافت که مسئولیتی در قبال کاری احساس کند و نه کاری به واقع با قبول مسئولیت انجام می‌گیرد. بدتر از زمان گذشته روزی که مدیرکل در مرخصی است، رئیس اداره هم پی کار خود می‌رود و هروقت وزیر در اداره نیست یا در مسافرت و مرخصی است و یا معاونین نیستند همان وضع است که ذکر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای نمونه پرونده‌هایی که به من ارجاع شده مراجعه فرمایید یک دستور صریح از مقام بالا و جمله «اقدام مقتضی معمول دارید» ـ یا «مذاکره فرمایید» داده نشده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیاد است مواردی که من برای پیشرفت کار با مسئولیت خودم و به دلیل اعتمادی که به کار خودم داشتم پیشنهاد کرده‌ام و نامه‌ای را امضا نموده‌ام ولی کمتر خواهید توانست از مسئول مافوق من دستور صریحی ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر تحقیقی درمحیط کار من نموده باشید، خواهید دید بسیار اتفاق افتاده که وسیله‌ای را که موجود نبود من شخصاً پول داده‌ام تا کارگر خریداری نماید و شاید چندین بار دوستان اداری از این کار با تعجب منعم کرده‌اند ولی من در محیط کارم ندیدم که مافوق من برای خاطر پیشرفت کار (نه منافع شخصی و مقام خودش) پی کاری دویده باشد. من برای استخدام چهار نفر کارگر خودم مدت بیش از پنج ماه در اداره دویدم. زیرا از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شما از حل این مسئله عاجزید ===&lt;br /&gt;
آن قدر به سازمان امور استخدامی مراجعه کردم که در آخر کار قانوندان شده بودم و به واقع می‌دیدم که سازمان امور استخدامی به وجود آمده بود تا جلو هرج و مرج استخدام ادارات را بگیرد ولی خود چه دردسری می‌شد برای کار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه‌ای که من می‌گرفتم این بود که آنچه که به نام نوسازی اداری یا انقلاب اداری انجام گرفته بود، تغییری در بنیاد نیست بلکه نتیجه ای جز افزودن یک سری کارمند نداشته‌است. این سخن برای من از درون سیستم اداری و با آشنایی به آن با شما صحبت می‌کنم این نتیجه را برای شما خواهد داشت که: لازمه تغییر در هرقسمت از جامعه، تغییرعناصر متشکله و فعال آن قسمت است و در سیستم موجود چون هرکس برای خودش تلاش می‌کند این تغییر غیرممکن است و من همیشه فکرمی کنم شما از حل این مسئله عاجزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین سبب است که هر نوسازی یا انقلاب نتیجه ای غیر از آنچه که مورد انتظار شماست می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ===&lt;br /&gt;
مورد دیگری که می‌توانم مطرح سازم در مورد اصلاحات ارضی است. البته باز سعی می‌شود از تجارب عینی مثال زده شود. در سال ۴۰ پیشروترین گروه‌ها از مسأله‌ای به نام انقلاب ارضی یا تقسیم اراضی با احتیاط آمیخته به ترس صحبت می‌کردند. رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ولی در زمینه اصلی نسق زراعتی را تغییر نداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دهات فقط سایه ارباب از سر دهاتی برداشته شد. دهقان که در دو سال اول با نطق آقای ارسنجانی در رؤیایی از تخیلات فرورفته بود وقتی که ماشین اصلاحات ارضی به ده وارد شد مشاهده کرد که کدخدای قبلی به جای خود محفوظ است با همان مقدار زمین مرغوب و گاو و گوسفند و به پیرزن خوش نشین هم چیزی جز همان چادر شکسته قبلی و یک عدد بز و یک دیگ مسی چیزی نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته زمین‌های مرغوب‌تر به عنوان کشت مکانیزه در اختیار مالک اصلی باقی ماند. (من خود در این مورد نمونه‌هایی از دهات زنجان دارم از جمله ذوالفقاری‌ها در ده به شاه نشین حتی برای کار در مزرعه از ده دیگر دهقان را می‌آوردند که کامل کار دهقان جنبه کارگری داشته باشد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که در بعضی دهات آرزوی مالکین قبلی را می‌نمایند زیرا در مواقع خشکسالی حداقل کمکی می‌کردند که از گرسنگی نجات یابند. البته مطمئنم که آمارگیران شما جزاین گزارش می‌دهند زیرا آنها وقتی به ده وارد می‌شوند در خانه کدخدا پذیرایی می‌شوند. آن وقت با تعریف‌ها و تمجیدها از وضع ده برمی گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه‌ای داشت ===&lt;br /&gt;
کار اصلاحات ارضی سبب شده‌است که فقط در دهات کدخدا مالک‌الرقاب باشد این داستان نیز برای من ارزش عینی دارد زیرا یک دهاتی خود در ماشین برایم تعریف می‌کرد در یکی ازدهات قزوین کدخدا تنها مغازه‌دار ده است هر پیت نفت را به قیمت بیست لیتر از قرار هر لیتری ۳ ریال می‌فروشد و اضافه پیت نفت را ۲۲ ریال حساب می‌کند، به ازای ۲۰ لیتر نفت ۸۲ ریال می‌گیرد. توجه نمایید پیت خالی را شرکت نفت ۱۸ ریال حساب می‌نماید ولی کدخدا ۲۲ ریال می‌فروشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن وقت پیت خالی را پس نمی‌گیرد و نفت بدون پیت هم فروخته نمی‌شود. با چنین وضعی تعریف می‌کرد در هر خانه تعدادی پیت خالی موجود است. فقط بعضی از دهاتی‌ها که پیت‌ها را به خود شهر برمی‌گردانند هرعدد ۱۸ ریال تحویل شرکت نفت می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دهاتی (مذکور) می‌گفت چندین بار به ژاندارمری محل شکایت کرده‌ایم ولی هردفعه کدخدا با تهدید ما و تطمیع ژاندارمری جلو شکایت ما را گرفته‌است. بدیهی است از نظر این دهاتی هم ژاندارمری پشتیبان زورگو جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی جزیی از زیربنای اقتصادی اصلاحات ارضی هم بی فایده نیست. با تقسیم اراضی سیستم تولید در کشت ایران تغییری نکرده‌است. بالنتیجه مقدار تولید نیز افزایش نیافته و درآمد دهقان هم به همان مقدار قدیمی خود ثابت مانده‌است. بدیهی است لازمه افزایش تولید تغییر سیستم کشت می‌باشد و این تغییر را در مدت سه یا پنج سال که دوره‌های اصلاحات ارضی است نمی‌توان ایجادکرد. هنوز نه در دهات، تراکتور جای گاو را گرفته‌است و نه کود شیمیایی جز در مزارع نمونه یا مزارع مکانیزه که متعلق به ارباب هاست، وارد شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به آمارهای موجود مراجعه شود درآمد سرانه دهاتی تفاوت محسوسی نکرده‌است؛ ولی از طرف دیگر هزینه‌های جدیدی که در اثر بازشدن پای شهر به ده و ورود کالی شهر به ده ایجاد گردیده باعث شده‌است که دهقان با تعداد درآمد ثابت قبلی هزینه زندگی را بیشتر بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالنتیجه دهاتی به سمت قرض و وام‌های بیشتری از شرکت‌های تعاونی و سرمایه داران شهری روی آورده‌است. اغلب دهقانان حتی در برخورد کوتاهی که درعرض یک ساعت در یک اتوبوس داشته‌اند از برنج تومنی یک قران یعنی ۱۲۰٪ شکایت می‌کنند. اغلب محصولات سلف فروشی شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهقان درعرض هر سال به مقادیر بیشتری از زندگی خود را ازدست می‌دهد و اغلب با رها کردن خانه و زندگیشان به بیکاران شهری اضافه می‌شوند. این وضع به تحریک ناهماهنگی در تغییرات زیربنای تولیدی و زیربنای فرهنگی اصلاحات ارضی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه‌ای داشت بدون اینکه سرعت رشد تولید را فزونی بخشیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نشده‌است ===&lt;br /&gt;
در اثر همین ناهماهنگی است که در مدت کمتر از پنج سال طبق آمار مجله تحقیقات اقتصادی نزدیک به ۶۰٪ قنات‌های ایران خشکیده‌است و با توجه به ارزش قنات در کشاورزی ایران به سادگی می‌توان آینده کشاورزی ایران را حدس زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منطقه خمسه که با صدور گندم در سال‌های قبل همواره تجار گندم وضع بسیار خوبی داشته‌اند ولی پارسال در زنجان صحبت از ورود گندم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه در طرح اصلاحات ارضی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر روبنایی بوده و ضدانگیزه‌ای نه زیربنایی که قدرت تولید را فزونی بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ حتی در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نگردیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر عدم رعایت دو اصل فوق، دهاتی امروز بسیار ناراضی تر از دهقان سال ۱۳۴۱ می‌باشد. از نظر آگاهی در سال ۴۱ اگر پیشروترین افراد نمی‌توانست از اصلاحات ارضی صحبتی بنماید، امروز هر دهقانی در دورافتاده‌ترین نقاط آذربایجان و سیستان به سادگی صحبت از مساوات و از بین بردن اختلاف‌ها را می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسأله‌ای که بیشتر دهاتی را تحت فشار قرارمی دهد صعود قیمت‌ها است. درعرض چند سال گذشته شاخص واقعی هزینه زندگی حداقل ۱۵ درصد بالا رفته‌است. در سال جاری تا حال این مقدار بدون شک از ۲۰٪ گذشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی افزایش قیمت مواد اولیه تولید دهاتی تفاوت زیادی نکرده‌است هنوز او مجبور است محصولات میوه ـ حبوبات - غلات خود را به واسطه بفروشد و واسطه‌ها هم با همان سیستم قدیمی با توجه به احتیاج مبرم آنها به پول، رفتار دزد سرگردنه را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهاتی با درآمد قدیمی قدرت خرید قدیمی را هم از دست داده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مشاهده و مقایسه وضع کارگران امر ترافیک ـ مسکن ـ بهداشت و نظایر آن درمرحله و اقدامی که به عمل آمده‌است عملاً با چنین شکست‌هایی مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است ===&lt;br /&gt;
مجموعه این مسائل در ذهن هر فرد روشنفکر این مسئله را نشان داده‌است که رژیم نیز خود به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است و خود به خود در جستجوی راه حل‌ها هرکس به این نتیجه می‌رسد که تنها راه حل با شرکت توده مردم در امر اصلاح ممکن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینکه تمام افکار حتی بدون اطلاع کامل از ماهیت امر، به سمت انقلاب مسلحانه کشیده می‌شوند معلول همین تصور است که تنها با انقلاب مسلحانه می‌توان توده مردم را به سمت یک حرکت عمومی سوق داد و عجیب اینکه این مسئله است که در برخورد با مردم کاملاً به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرکس وقتی صحبت ازاصلاحات می‌شود با کمال بی‌اعتمادی می‌گوید تنها راه، راه ویتنامی‌ها یا فلسطینی‌ها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این طرز فکر را در توده مردم شما در میان حتی بارفروشان می‌توانید بیایید. به این طریق کلیه قسمت‌ها را به شرح ذیل خلاصه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خلاصه ===&lt;br /&gt;
در مرحله اول تبعیض‌ها و برخورد با مسائل مختلف فرد را از زندگی عادی عاصی می‌نماید و اقدام علیه وضع موجود را به هر طریقی که ممکن است توصیه می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله دوم عدم موفقیت رژیم در از بین بردن تبعیض‌ها و تشدید نارضایتی‌های مردم به طور مستمر باعث تشویق هر فرد در راهی که پیش گرفته‌است می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسائلی که رژیم نمی‌تواند حل نماید. ===&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر در هر قسمت جامعه مستلزم تغییر افراد و عناصر متشکله فعال آن قسمت است، برای چنین تغییری باید فرد دارای هدفی باشد چون در درون رژیم هرکس به خاطر هدف‌های خویش می‌کوشد پس امید به تغییرات بنیادی در درون رژیم بیشتر واهی است تا واقعیت، به نظر [ می‌رسد] شما نمی‌توانید به افراد هدف بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ محو یا حداقل کم کردن بهره‌کشی و استثمار و تعدیل ثروت‌ها و از بین‌بردن تبعیض‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین مورد لازمه ازبین بردن حتی نسبی تبعیض‌ها این است که باید مقداری از منابع طبقات بالا را از دست داد و این مسئله در تقسیم سود کارخانه‌ها کامل مشهود است؛ ولی چون طبقات موجود حاضر نیستند حتی جزیی از منافع خود را ازدست بدهند لذا هر روزنه تنها تبعیض‌ها کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ــ حتی در زمینه عدالت اجتماعی رژیم حاکم به شدت از منافع طبقات بالا پشتیبانی می‌نماید. اگر شما چند روز مأمورین هوشیاری در دادگستری بگذارید تا آمارگیری نمایند به وضوح مشاهده خواهید کرد تمام مردم کفه ترازوی تمام قضاوت‌ها را به نفع طبقات بالا سنگینی می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ــ تغییراتی که شما ایجاد می‌نمایید در تمام مراحل به جنبه روبنایی آن توجه می‌نمایید نه به زیربنا. زیرا در تغییر زیربنایی باید توده مردم شرکت نمایند و شما نمی‌توانید تمام مردم را در این تغییر سهیم کنید و بالنتیجه برنامه‌های شما همیشه ناقص از آب درمی آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ــ [به] مجموع مسائل فوق، مسئله «شخصیت» در کشورهایی نظیر کشور ما اضافه می‌شود. به دلیل ترسی که مردم از دستگاه‌های قضایی و امنیتی دارند در مقابله با رژیم حالت دوگانگی به خود می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل یک مأمور دولت (مردم) تعریف دولت (را) هم ممکن است بکنند ولی به دلیل ترسشان هر لحظه شکاف بیشتر مابین خود و دولت احساس می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر به صورت تحقیر شده در می‌آید که وقتی مجال پیدا نماید مافوق حتی مافوق اختلاف طبقاتی، حالت انفجاری دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این عوامل است که در موقعیت فعلی با تأثیری که (اوضاع) ویتنام و فلسطین در میهن ما گذاشته‌است هر چند نفر که با هم جمع می‌شوند به فکر ایجاد کانون تعاونی می‌افتند و مادام که موارد فوق حل نشده‌است باید بلانقطاع شاهد به وجودآمدن دستجاتی نظیر آنها که دستگیرشده یا نشده‌اند بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سعید محسن در زندان.jpg|جایگزین=این عکس در زندان گرفته شده |بندانگشتی|عکس زندان سعید محسن]]&lt;br /&gt;
امضاء: سعید محسن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بخش‌هایی از دفاعیات سعید محسن ==&lt;br /&gt;
سعید محسن در دادگاه شاه چنین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ملت ایران ملزم نیست از یک فکر ارتجاعی تبعیت نماید.‌این قوانین اصولاً معلول دوران دیکتاتوری است و برای ملت مورد قبول نمی‌باشد. نفس تکامل ایجاب می‌کند که هر چه پوسیده است دور انداخته شود. اگر سیستم شما سیستم مترقی است چه ترسی از توطئه و تحریک مردم به قیام مسلحانه دارید؟ در محیطی که حقوق مردم به‌حق پرداخته شود مگر مردم دیوانه‌اند که اسلحه به دست گیرند. اسلحه برای ما وسیله دفاع از شرف انسان است.‌کارگر وقتی اسلحه به دست می‌گیرد که به شرافت وی که کار او و حیات اوست تجاوز شود.‌ ما نیز برای دفاع از جان و مال و ناموس مردم اسلحه به دست گرفته‌ایم. ‌یک عده تحصیل‌کرده روشنفکر نه سادیسم دارند و نه دزد سرگردنه‌اند که اسلحه به دست گیرند. ‌مگر برادران سیاهکل،‌ بهترین و پاکترین جوانان جامعه نبودند. شما با تمام تلاشتان نتوانستید در بین ۱۷۰نفر گروه ما (مجاهدین) فردی که از نظر اخلاقی و انسانی دارای عالی‌ترین مزایای اخلاقی نباشد پیدا کنید. ما بدین جهت سلاح به دست گرفته‌ایم که شرافت انسانی جامعه خودمان را در خطر تهدید دزدان سر گردنه دیده‌ایم».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مطمئنم که در این‌جا نیز فاتح اصلی مائیم نه شما؛ و بالاخره ماییم که شما را با مسلسل‌هایمان به خاک و خون خواهیم کشید؛ و از هر قطره خون ما هزاران جوان اسلحه به دست خواهد جوشید و قصرهای فرعونی و سلطنت و حاکمیت دروغین شما را درهم خواهند کوبید. حرکت تاریخ عالی‌ترین گواه ماست».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن دفاعیات سعید محسن که آن را در زندان روی کاغذ سیگار نوشته‌است&amp;lt;ref&amp;gt;پیکار - [http://passthrough.fw-notify.net/download/367326/http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin/defaiiat-saiid-mohsen-be-khat-khodash.pdf دفاعیات سعید محسن]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران سعید محسن ==&lt;br /&gt;
در شهریور سال ۱۳۵۰ بر اثر ضربه ساواک شاه، بنیانگذاران سازمان و اکثر کادرها و اعضای آن دستگیر شدند. سعید محسن از جمله دستگیرشدگان بود. ساواک که از موضع او در رأس سازمان اطلاع داشت، در ۴ خرداد۱۳۵۱، او را به‌همراه محمد حنیف‌نژاد، علی اصغر بدیع‌زادگان و اعضای مرکزیت سازمان، محمود عسگری‌زاده و رسول مشکین‌فام به‌جوخه‌اعدام سپرد. محل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای [[محمد سیدی کاشانی]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار بنیانگذار سعید محسن.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار بینانگذار سعید محسن]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید در هیچ شرایطی مضطرب و پریشان نمی‌شد. نشاط و سرزندگی همیشگی‌اش رو از دست نمی‌داد. یادم می‌آید اردیبهشت ۵۱ که دادگاه شاه، بنیانگذاران و اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان رو محاکمه می‌کرد، من با اون و دو نفر دیگه از بچه‌ها هم‌سلول بودیم. وضع روحی‌اش هیچ تفاوتی با شرایط قبل از دستگیری و خارج از زندان نداشت. همونطور شوخ و با نشاط برامون شعر می‌خوند و شوخی می‌کرد. افسرای زندان رو که برای بازدید سلول‌ها می‌آمدند دست می‌انداخت؛ ولی در عین‌حال از وظایف خودش هیچ غافل نبود. ارتباطات مخفیانه‌اش رو با بقیه سلول‌ها به‌خصوص با محمد حنیف نژاد برقرار می‌کرد، پیام‌ها رو می‌فرستاد و می‌گرفت. با محمد حنیف نژاد در مورد مسائل مختلف مشورت می‌کرد. اطلاعیه مشترکشون رو با محمد حنیف نژاد تو همین شرایط صادر کردند و به بیرون زندان فرستادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[عباس داوری]] خاطره‌ای از بنیانگذار سازمان، سعید محسن را نقل می‌کند و می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک روز احتمالاً همان عصر روز سی فروردین بود، برای ما از طریق ملاقات خبر اومد که چهارتا از بچه‌ها را اعدام کردند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را سعید شنید، یک حالت خوشحالی در او دیدم. اول برای من نامفهوم بود. بعد دیدم بلند باخودش میگه، خوب شد مسعود رو اعدام نکردند. مسعود موند. یعنی خوشحالی خودش رو به این صورت بیان می‌کرد. بلافاصله به من گفت که خوب تو را هم از اینجا می‌برند به احتمال زیاد. یعنی قطعاً ما را اعدام خواهند کرد. من پیامی دارم که برای مسعود برسونی زیرا این پیام خیلی مهمه، بایستی به دست او برسه. بعد شروع کرد به گفتن. سعید گفت:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سلام مرا به مسعود برسان. به او بگو که مسئولیت‌های تو خیلی سنگین شده و تنها فردی هستی که از کمیته مرکزی باقی ماندی. تمامی تجربیات سازمان در وجود تو متبلوره. بار امانتی‌ست که در این مرحله به تو سپرده شده. کوران حوادث زیادی را خواهی دید. فتنه‌های زیادی خواهد افتاد. تمامی تمجیدها نثار ما خواهد شد، چون ما شهید می‌شویم، و تمام تهمت‌ها نثار تو خواهد شد، چون می‌دانم به مبارزه خودت ادامه خواهی داد و وارد مراحلی می‌شوی که خیلی خیلی بالاتر از ماها قرار خواهی گرفت. زیرا تو هر روز و هر ساعت شهید خواهی شد. یک شهید مجسم.&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[مهدی ابریشمچی]] درباره سعید محسن می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید محسن سمبل بسیار برجسته‌یی از تواضع و فروتنی انقلابی بود. اگر کسی سعید را نمی‌شناخت و در‌ جریان کارها و مسئولیتهای او در سازمان نبود، از خلال رفتارش کمترین اشعه‌یی نمی‌گرفت که او در مقام و موضع رهبری‌کننده و بالاترین مدارج سازمان است. نشاط و سرزندگی و تلاش برای ارتقای این روحیه و گسترش آن از کارکردهای دائمی سعید بود. شادابی و سرزندگی او بسیار برجسته بود. سرشار از انگیزه انقلابی بود و واقعاً هیچ لحظه‌یی در زندگیش را هدر نمی‌داد. تا آخرین ساعت‌های روز قبل از شهادتش، که او را دیده بودم، بسیار مسلط بود و تمام کارهایش را انجام می‌داد، همان کلاس‌ها و بحث‌های آموزشی را در زندان ادامه می‌داد. اصلاً در چهره و رفتارش ذره‌یی از این‌که گویا فردا تیرباران می‌شود و نگرانی و دغدغه‌یی در او نمی‌دیدیم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;هنگامی که در زندان خبر شهادت [[احمد رضایی]] را به ما دادند، من برق شگفتی در چشمان سعید دیدم و خودش توضیح داد که: شهادت احمد، به‌خصوص با این قهرمانی و پاکبازی، یک پیروزی بزرگ ایدئولوژیک بود و ما از یک‌ مرحله گذشتیم و آنچه را که می‌خواستیم به‌دست آوردیم و احمد کار را برای همه ساده کرد. یعنی سعید لحظه‌شماری می‌کرد که این تضاد در مسیر رشد سازمان حل بشود. آن برق شعفی را که من آن روز در چشمان سعید دیدم، امروز به‌صورت احساس غرور و سربلندی هر مجاهد خلق در ابعاد صدها‌هزار تکثیر شده است. اما سعید از پیش آن را دیده بود». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن نامه سعید محسن خطاب به خواهرش ==&lt;br /&gt;
«خواهرم گفتی باز چیزی بنویسم و بر دفتر نو که از تراوشات پاک احساساتت و از قطعات زیبای دوستانت مرشح است نظری بنگارم. قلمی به دستم دادی و خواستی که بر لوحه‌ای نفتی مصور کنم، ولی نمی‌دانم که با تو از چه سخن گویم، از دنیای دلدادگان، از فراق و جدایی، از نگاه معصوم دخترک زیبای دهاتی بر لباس زرین آن پسرک هوسران شهری، یا از طبیعت زیبا و زیبایی‌های آن، ولی با تو من سخن از آن دنیایی می‌گویم که شاید در آن از همه جا سخن گفته باشم. از دنیایی که انسان‌ها به خاطر سکه‌های زر و نقره، شکم نمی‌درند و به خاطر خودکامی و خودخواهی انسان‌ها را به قید بندگی مقید نمی‌سازند. دنیایی که هوس‌ها بر انسان‌ها حکومت نمی‌کند، عشق‌ها به هوس‌ها آلوده نمی‌شود و زیبایی طبیعت را مصنوعات بشری محو نمی‌کند. کاخ ستمگران و ثروتمندان سنگدل، دل یتیمان گرسنه را آزرده نمی‌سازد. انسان‌ها درنهاد واقعی متجلی می‌شوند. نه گرگی درلباس میش، میدانی، آزادی و مساوات و برابری تمام مزایای جاهلیت را محکوم می‌کند. میدانی، برای انسان سیاه ارزش انسانیت قائل است، دنیایی که شیفتگان تمدن مسخره‌آمیز قرن بیستم را محکوم می‌نماید، آری، آنجا نه چون آمریکای به اصطلاح مترقی، بشری را به خاطر پوست زرد یا سیاهش از ورود به دانشگاه محروم می‌نماید، نه چون نویسندگان حقوق بشر (فرانسه مادر آزادیخواهی) مال وجان وناموس فرزندان دلیر آفریقا و قهرمانان حماسه‌ای الجزایر رابه یغما می‌برد. دنیایی که انسان‌ها به همدیگر به چشم انسانیت می‌نگرند. چپاولگری و غارتگری چنگیزی را در لباس تمدن جلوه می‌دهند. مرزهای اقتصادی مشخص می‌کنند، و در استعمار جدید خون ملت‌ها را می‌مکند. آری از چنین تمدنی که نرون خونخوار شهر، روم را سپیدرو کرده‌است. از این تمدنی که ومکبث‌ها و چنگیزها درچپاولگری به گردش نمی‌رسند، بیزارم. دلم می‌خواهد دنیایی بوجود آید که احساسات پاک و لطیف بشری جلوه نماید و انسانیت تجلی کند و بشر همدیگر را به چشم برادری و برابری بنگرد. ارزش انسان‌ها به فضیلت و کار آنها باشد. فروردین ۱۳۴۲ &#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
[[محمد حنیف‌نژاد|محمد حنیف نژاد]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[علی اصغر بدیع زادگان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43428</id>
		<title>سعید محسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43428"/>
		<updated>2019-12-17T17:28:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =سعید محسن&lt;br /&gt;
| تصویر             =سعد محسن.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =سعید محسن&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۸&lt;br /&gt;
| زادگاه            =قزوین&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس تأسیسات&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشگاه تهران-دانشکده فنی&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سعید محسن&#039;&#039;&#039;(زاده:۱۳۱۸، زنجان - تیرباران۴ خرداد ۱۳۵۱، تهران) یکی از بنیانگذاراران سازمان مجاهدین خلق ایران است. او در سال ۱۳۴۴ به همراه [[محمد حنیف‌نژاد]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیان گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۱۸ در یک خانواده از قشر متوسط در زنجان به‌دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان‌جا گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در سال۱۳۴۲ از دانشکده فنی در رشته مهندسی تأسیسات فارغ‌التحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;بهای آزادی - [http://wwwbahayazadi.blogspot.com/2016/05/blog-post_73.html][http://wwwbahayazadi.blogspot.al/2016/05/blog-post_73.html مجاهد شهید سعید محسن، بن‌بست‌شکن و راهگشا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سعید محسن - دوران کودکی و نوجوانی ==&lt;br /&gt;
روزهای کودکی و نوجوانی سعید محسن همراه با تجربه‌های تلخ از دوران حکومت شاه بود. او از همان کودکی مزه تلخ فقر را چشیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روحیه حساس و ظلم‌ستیز سعید محسن، به‌شدت در قبال فقر و بی‌عدالتی حاکم بر جامعه متأثر شده و از آن هنگام، خود را در میان اقشار محروم و ستمزده جامعه می‌یافت. او در همین مورد بعد از دستگیری گفته بود: «اصولاً از همان موقع ۲طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی ==&lt;br /&gt;
سیل جوادیه در سال۳۹ و خراب شدن انبوهی از خانه‌های مردم محروم جنوب شهر، از حوادثی بود که دانشجویان و روشنفکران متعهد آن دوره را برای کمک به مردم برانگیخته بود. سعید در رأس فعالیت‌های دانشجویانی بود که برای کمک به مردم جوادیه اکیپ‌های تعمیراتی تشکیل داده بودند. او تقریباً همه دانشجویان فنی تهران را، که دستی در مبارزه و سیاست و فعالیت اجتماعی داشتند به‌کار گرفته و سازماندهی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال۱۳۴۱ زلزله در آوج قزوین ویرانی‌های زیادی به‌بار آورد. در اینجا نیز سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در رأس گروه‌های دانشجویی به‌میان مردم رفتند و چندماه به صورت شبانه‌روزی به‌کار درمیان زلزله‌زدگان پرداختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از همرزمانش خاطره‌ای از سعید محسن را این‌طور بازگو می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس از انقلاب ضدسلطنتی روزی برای کار انتخاباتی به وزارت کشور رفتم. یکی از کارکنان آن جا که قبلاً با سعید محسن کار می‌کرد، خاطره‌ای از او را برایم نقل کرد. او گفت در سال ۱۳۴۹ بچه‌ام مریض بود و باید در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار می‌گرفت، در غیر اینصورت زنده نمی‌ماند. پول کافی برای عمل نداشتم. یک روز سعید را دیدم. از من پرسید چرا اینطور ناراحتی؟ به او گفتم دخترم مریض است و احتیاج به‌عمل دارد. برای بیمارستان به دو هزار تومان پول نیاز دارم و هیچ‌گونه امیدی به تهیه آن ندارم و اگر بچه‌ام عمل نشود از دست می‌رود. سعید گفت: ببینم چه کاری می‌توانم برایت بکنم. سعید رفت و بعد از ساعتی آمد و هزارتومان به من داد و گفت منتظر باش. پس از مدتی دوباره هزارتومان دیگر آورد و من رفتم و دخترم را تحت عمل جراحی قرار دادم و از مرگ نجات یافت. بعداً فهمیدم که سعید این پول را از دیگران قرض گرفته‌است. این کارمند وقتی این خاطره از سعید محسن را نقل می‌کرد، اشک در چشمانش حلقه زده بود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
دوران دانشجویی سعید محسن مصادف بود با تحولات سیاسی سالهای ۱۳۳۹تا ۱۳۴۲. بعد از سرکوب و کشتار مردم در ۱۵خرداد ۴۲ و حاکمیت کامل شاه او به‌دنبال افکندن طرحی نو در فلک سیاسی ـ اجتماعی میهن خویش بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۴۲ دوران تحصیل در دانشکده فنی را به‌عنوان مهندس تأسیسات به اتمام رساند. دوران دانشجویی سعید محسن مصادف با سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ و فعالیتهای جبهه ملی و نهضت آزادی ایران بود. سعید قبل‌از بنیانگذاری سازمان، به‌دلیل فعالیت‌های سیاسیش دوبار به‌زندان افتاد. بار دوم هنگامی بود که عضو کمیته دانشجویان [[نهضت آزادی]] بود و در شب اول بهمن سال۴۱ دستگیر شد و از همان‌جا رابطه‌اش با [[محمد حنیف‌نژاد]] هرچه نزدیکتر شد. سعید در آن سال‌های پرتلاطم، بطلان روش‌های کهنه‌ای را که سران نهضت آزادی مبلغش بودند در عمل مبارزاتی تجربه کرد و شکست آنها را دید و از همان‌جا بود که به‌جانب حنیف‌نژاد شتافت تا او را در بنیانگذاری سازمان یاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آشنایی سعید محسن با محمد حنیف‌نژاد و علی‌اصغر بدیع‌زادگان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن و محمد حنیف‌نژاد هر دو عضو نهضت آزادی و جبهه ملی بودند. آنها در جلسات قرآن آیت‌الله طالقانی در مسجد هدایت شرکت می‌کردند. به‌دلیل فعالیت‌های انقلابی، سعید محسن همراه با تعدادی از جوانان مبارز آن روزگار، در بهمن سال ۴۱ دستگیر شد. دستگیری سعید محسن باعث آشنایی بیشتر او با محمد حنیف‌نژاد گردید. از همان‌جا هم‌فکری‌ و ارتباط این دو انقلابی با هم رو به افزایش گذاشت و به یک رابطه مستحکم تبدیل گشت. البته او قبل از آشنایی با محمد حنیف‌نژاد با اصغر بدیع‌زادگان نیز آشنایی داشت. آشنایی سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۳۹ اتفاق افتاد؛ سالی که سیل جوادیه تهران را در هم کوبیده و سبب خراب شدن خانه‌های مردم محروم جنوب شهر گشته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن پس از پایان دوره سربازی و آشنایی با محمد حنیف‌نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، به اتفاق او به جمع‌بندی مبارزات گذشته مردم ایران پرداخت. آنها علت شکست‌ها و ناکامی‌های مبارزات گذشته مردم ایران را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مبارزات مسالمت‌آمیز و سازشکارانه آن دوران به پایان رسیده و تنها راه، مقاومت مسلحانه انقلابی است. آنان دریافتند که علت اصلی شکست‌ها و ناکامی‌ها نه در عدم آمادگی مردم برای فداکاری، بلکه در عدم صلاحیت رهبران جنبش است. آنان با تکیه بر اسلام ناب توحیدی و زدودن غبار از رخ اسلام، که طی سالیان، آخوندهای دین‌فروش آن را به ارتجاع و جاهلیت آلوده بودند، هسته نخستین سازمان انقلابی بر پایه ایدئولوژی توحیدی اسلام انقلابی را پی افکندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در همین رابطه گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«مبارزه بدون ایدئولوژی و بدون استراتژی مسلحانه نمی‌تواند پیروز شود. از رهبران سازشکار، این مبارزه برنمی‌آید. اینان در واقع برای کسب وجهه، صاحب شخصیت شدن و دنبال کسب منافع بیشتر به مبارزه وارد شده و بعد سرنوشت خلق و انقلاب را فدای منافع خود می‌کنند و هر موقع فشار زیاد شود کنار می‌کشند. مبارزه به یک رهبری صالح و حرفه‌ای نیاز دارد تا آن را هدایت و به پیروزی برساند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس از تشکیل هسته اولیه سازمان، سعید به‌عنوان یکی از بنیانگذاران مجاهدین برای گسترش سازمان، به عضوگیری پرداخت. او کادرهای سازمان را آموزش داد و در تدوین استراتژی و خط مشی سازمان و سایر امور نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در کنار بنیانگذار سازمان مجاهدین محمد حنیف‌نژاد، از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۰ سازمان را در آن شرایط، بدون این‌که کوچک‌ترین ضربه‌ای متحمل شود، به پیش بردند. این کاری بس شگفت‌انگیز بود که در جنبش رهایی‌بخش میهنمان سابقه نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قسمتهایی از مقاله چشم‌انداز پرشور ==&lt;br /&gt;
«مقاله چشم‌انداز پرشور» از نوشته‌های سعید محسن می‌باشد. در قسمتی از آن چنین آمده است: سؤالی که امروز برای اغلب افراد به‌ویژه آنان که استنباط سازمانی قوی ندارند و کسانی که دارای قدرت درک شرایط و امکانات موجود نیستند وجود دارد، این است که: «آیا در چنین شرایط سهمناکی مبارزه پیروز امکانپذیر است؟» این پرسشی است که امروز پرسنده‌اش زیاد و پاسخگویش کم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منشأ این سؤال چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از عوامل تاریخی و مبارزه‌های ناکام گذشته که در پیدایش چنین سؤالی مؤثرند، باید به پدیده‌ای دیگر که زاییده شرایط زمانی است بیشتر توجه داشت. شرایط میهنی و کانون‌های ملتهب گوشه و کنار جهان نشان داده‌اند که کسب پیروزی در مبارزه امری آسان نیست. برای کسب پیروزی در میدان نبرد دست پر باید داشت. اندیشه، جسارت، جانبازی، پرهیزکاری، سعه صدر، صداقت، حل‌شدن در امر نبرد، اینها و نظایر اینها سکه‌هایی است که برای کسب پیروزی باید به همراه داشت. به این ترتیب مبارزه پیروز آن‌طور که بسیاری در گذشته گمان می‌کردند امر ساده‌ای نیست، بلکه از مشکلترین مسائل عصر ما است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساده‌اندیشی در این مورد سرانجامی جز ناکامی نخواهد داشت و درست در همین‌جا است که ناکامی‌های گذشته وقتی که با اقدامات ضدمردمی رژیم توأم می‌شود، افراد را تحت تأثیرات منفی و کشنده خود قرار می‌دهد، در این زمان ترس و ناامیدی به صورت‌های مختلف تظاهر می‌کند. عده‌ای به بهانه این‌که دارای سرمایه کافی برای ورود در بازار نبرد نیستند، می‌ترسند. عده‌ای به منفی‌بافی روی می‌آورند زیرا از اعتراف به ترس خود شرمسارند. گروهی به لفاظی و سیاست‌بازی می‌پردازند زیرا از درهم‌ریختن شخصیت مجازی خود هراس دارند و نمی‌خواهند مشت خالی خود را باز کنند. عده‌ای در زیر بار نارسایی اندیشه منکوب می‌شوند و عده‌ای هم که خود را پیش‌کسوت می‌انگارند به پند و موعظه می‌پردازند و توجیه می‌کنند که شتر رمیده را به حال خود واگذارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی همه‌چیز سهمگین جلوه می‌کند. هر عمل رژیم دلیل بر قدرت شکست‌ناپذیر او جلوه می‌کند. دشمن با دامن‌زدن به این شرایط چنین می‌نمایاند که تفوق مطلق از آن اوست و سیه‌روزی و شکست از آن حریف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که برای بسیاری نحوه فشار دستگاه‌های جاسوسی دشمن سخت هراس‌آور است و زندان و وقایعش موجب وحشت. تحت شکنجه بودن، تیرباران شدن، در زیر سرنیزه جلادان جان‌دادن، سالها در سلول زندان به‌سربردن چیزهایی هستند که حتی تصور آنها موی بر اندام آدمی راست می‌کند. متواری‌بودن، گرسنگی، فقر، خانه‌به‌دوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و به اندک ساختن، خانه و کاشانه را ترک گفتن، ترک زن و فرزند و عزیزان در راه هدف‌های عالی انسانی، کارهایی هستند که در نظر آنان تنها از عهده افراد نادرالوجود و خارق‌العاده برمی‌آید. آنان که دچار چنین اضطراب درونی می‌گردند، در زمینه سیاست دچار مالیخولیا خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی با تمام اینها سدهای راه تکامل شکست‌پذیرند و این امر ناشی از ماهیت آنها است و ما نه‌تنها چنین رویدادها را دلیل سرخوردگی و یأس نمی‌گیریم بلکه معتقدیم که آنها خوبند و بسیار هم خوبند زیرا تنها شداید و شرایط مشکلند که یک عصیانگر انقلابی را آبدیده می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌که زمانه و شرایطش ما را در جهت پذیرش ایدئولوژی «شهادت انقلابی» رهنمون شده‌اند، بسیار خجسته است و خجستگی بیشتر آن‌گاه که ما مردانه چنین سیر شورانگیزی را پذیرا شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدایش مرز جنبش و ضدجنبش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط سخت و دشوار عامل مرزبندی دقیق بین جنبش و ضدجنبش است. پیدایش مرز بین جنبش و ضدجنبش انقلاب خود دلیل بر تکامل مبارزه است زیرا تنها در چنین صورتی است که برای فرصت‌طلبی و سازشکاری محلی باقی نخواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت‌طلبان و سازشکاران و آنها که به‌اصطلاح یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ، مواضع خود را از دست خواهند داد و در این شرایط تنها مردان مصمم هستند که بار سنگین نبرد را به‌دوش می‌کشند و دارای قدرت ادامه نبرد و بسیج آگاه‌نمودن توده‌ها در هرگونه شرایط سخت می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا درک این مسئله برای همه میسر است؟ مسلماً نه. تنها کسانی قدرت این کیفیت را دارند که به اندیشه علمی و اراده مجهزند. شرایط را دقیقاً می‌شناسند و مطابق با شرایط در خود آمادگی ایجاد می‌کند. بر ماست که بکوشیم تا در شمار چنین افرادی درآییم. سازمان دربرگیرنده این عناصر نیز سازمانی است که خود ثمره شرایط خاص و دشوار محیط است. «بین ریشه‌های وجودی چنین سازمانی و شرایط محیط رابطه مستقیمی وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنچه گفته شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که شرایط دشوار کنونی برای ما نه‌تنها بد نیست بلکه از آن‌جا که دشواری‌ها تعیین‌کننده مرز دقیق بین جنبش و ضدجنبش، انقلاب و ضدانقلابند، انتخاب طبیعی، پایه و اساس پیدایش عناصر ارزنده و در نتیجه رهبری خواهد شد و حکومت عادات و سنن که منجر به پیدایش یک رهبری مصنوعی می‌شد، نابود می‌گردد و تنها در این‌صورت است که رهبری و زعامت را کسانی به‌عهده خواهند گرفت که صلاحیت و شایستگی خود را برای احراز این مقام نشان داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته سعید محسن (نشریه مجاهد-فوق‌العاده مهر ۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و بازجویی ==&lt;br /&gt;
سعید محسن همراه با مجاهدان خلق [[علی باکری]]، [[ناصر صادق]]، [[محمود عسگری‌زاده]]، [[رضا رضایی]]، [[محمد بازرگانی]] و [[مسعود رجوی]] در همان روز اول شهریور ۵۰ دستگیر شد. حمله‌های بعدی ساواک به دستگیری [[علی میهندوست،]] [[رسول مشکین‌فام]] و [[علی اصغر بدیع زادگان]] منجر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازجویی از سعید محسن ===&lt;br /&gt;
=== انگیزه و هدف از فعالیت ===&lt;br /&gt;
سعید محسن انگیزه و هدف از فعالیت‌‌‌های سیاسی خود را چنین بازگو کرده بود: سال ۱۳۲۵ برای من با آنکه ۷ سال بیشتر نداشتم سال تلخی بود. زیرا پدرم در قضیه دموکرات‌ها مجبور به فرار گردیده بود. من در همان موقع مزه تلخ فقر را به طور نسبی و ترس از زورگوها را چشیده بودم. از اولین روزهایی که به مدرسه می‌رفتم از معلمی که بچه‌ها را بیخود چوب می‌زد متنفر بودم و اگر نمره بیخودی داده می‌شد اعتراض می‌کردم. جریانات سال ۳۲ و به خصوص کشته شدن یکی ازاقوام ما به نام فرزین که قاضی دادگستری و فردی پاکدامن بود به دست ذوالفقاری‌ها نخستین موج مخالفت با زورگو را در من برانگیخت، همیشه دلم می‌خواست بتوانم انتقام او را بگیرم. حتی پدرم را که خیلی با ذوالفقاری‌ها معاشرت داشت در پیش خود در همان عوالم کودکی محکوم می‌کردم.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران جوانی جریان مهمی که قابل ذکر باشد اتفاق نیفتاد؛ ولی همواره آرزوی خوشی برای افراد پایین را می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت رختشوی خانه با لباس‌های شسته و دست‌های از سرما سرخ شده به خانه می‌آمد یک نوع ترحم نسبت به او به من دست می‌داد و دست‌های خود را در همان حالت کرخ شده مشاهده می‌نمودم. در سال‌های اول و دوم دانشکده اتفاق جالبی برای من اتفاق نیفتاد. جز اینکه یک بار برای تقاضای مساعده پیش مهندس ریاضی رفتم به او گفتم چون نمی‌خواهم سربار پدرم باشم شما دستور بدهید دانشکده به من وام بدهد و من بعداً آن را پس می‌دهم. یا اجازه دهید من در ضمن درس دانشکده معلمی نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مهندس) ریاضی با لحن استهزاءآمیزی جواب داد «دانشکده فنی که گداخانه نیست»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماورای احساس حقارتی که در ازاء این حرف ریاضی به من دست داد احساس کردم چگونه فردی از طبقه مرفه به فرد دیگر توهین می‌نماید. خیلی زود من این توهین ریاضی را از جنبه فردی به دوستان دیگر تعمیم دادم زیرا در آن موقع اغلب دوستان من از طبقه متوسط و پایین بودند. خیلی آرزو می‌کردم که روزی ریاضی گدا می‌بود و من همین حرف را به او می‌زدم. به همین علت با تمام تعریف‌هایی که از ریاضی و باسوادبودن او می‌کردند قیافه او همیشه برای من غیرقابل تحمل بود. در کلاس او همیشه پیش شاگردهایی می‌نشستم که لباسشان نو نبود. درس او را با بی میلی مطالعه می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طبقات پایین جامعه در زیر فشارند ===&lt;br /&gt;
اصولاً از همان موقع دو طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های ۳۹ الی ۴۱ به جبهه [ ملی] ونهضت[ آزادی] وارد شدم ولی نه فعالیت جبهه و نه نهضت هیچ‌یک مطابق با احساس اصلی من نبود، هر چند شور و هیجان کارها به طور کامل مشغولم کرده بود. شاید اگر جریان ۱۵ خرداد نبود من نیز مثل دیگران همه چیز را فراموش می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخورد ۱۵ خرداد و اینکه طبقات پایین درآن جریان به سادگی کشته شوند در حالی که در جریان دانشگاه حداکثر به چند ماه زندانی شدن قناعت می‌شد، روحیه مقاومت را در من زنده می‌کرد. این سؤال بارها در ذهن من تکرار می‌شد، چی شد که درعرض چند روز مردم جلوی گلوله رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول سه سال مبارزه از اعلامیه پخش کردن تجاوز نکرده بود. در تحلیل بعدی به این نتیجه رسیدم که طبقات پایین جامعه در زیر فشارند و برایشان مرگ و زندگی فاصله زیادی ندارد ولی طبقات مرفه فاصله مرگ وزندگیشان بسیار زیاد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== زندگی مردم لار و بندرعباس برای من حالتی شبیه به خواب داشت ===&lt;br /&gt;
مهرماه سال ۴۲ من به دلیل فعالیتی که داشتم برای خدمت نظام به جهرم فرستاده شدم در برخورد اول با افسران پادگان آموزشی جهرم، مرا فردی معرفی کردند تبعید شده، در حالیکه من خودم را تبعیدی حساب نمی‌کردم. شاید به همین دلیل بودکه افسران زیاد با من از نزدیک رفیق نشدند. من بالاجبار به طرف مردم برگشتم برخلاف محیط پادگان، خیلی زود با مردم جهرم آشنا شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت من در مجالس عمومی آنها به صمیمیت من با اهالی افزود. در این برخورد بود که من با وضع مردم آشنایی بیشتری یافتم. با کمال تعجب مشاهده نمودم که غذای این مردم چیزی جز نان کاهو با سرکه یا شلغم پخته نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب تر اینکه در تمام شهر فقط دو دکان قصابی وجود داشت. دو سال خشکسالی در این شهرستان که مرکز مرکبات است زندگی مردم را تباه کرده بود. من به سادگی پی بردم که اغلب مردم فقط به نان خالی قناعت می‌نمایند و تنها درآمد آنها اضافه بر قاچاق که به طور محدود انجام می‌گرفت درآمدی است که از طریق پادگان آموزشی جهرم برای آنها می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی برای من معلوم شد که جهرم آبادترین شهر آن حوالی است دیدن نقاط دیگر ضروری نمود، من بلافاصله به لار و بندرعباس مسافرت کردم. آثار زلزله در لار کامل مشهود بود. یک سری خانه در حال نوسازی بود ولی مردم از ترس قسطی که باید بپردازند حاضر نبودند در آن قسمت‌ها منزل بگیرند. همین وضع در بندرعباس نیز مشهود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لار آب برای خوردن موجود نبود. برای اولین بار بود که من با آب انبارهای آب که آب باران در آن جمع شده بودند آشنا شدم. زندگی مردم لار و بندرعباس واقعاً برای من حالتی شبیه به خواب داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مردم درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند ===&lt;br /&gt;
در بندرعباس با عابرینی مواجه شدم که هر کدام ساق پایی به اندازه یک توپ پارچه داشتند وقتی سؤال کردم معلوم شد که این کِرم مخصوص آب (پیو) است و از راه آشامیدن آب وارد بدن می‌شود و سپس از ساق پا بیرون می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساس ترحمی را که نسبت به این افراد در من به وجود آمد هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. قبول اینکه این مردم به چنین حالت ناراحتی زندگی می‌کنند فشاری بود که من قدرت تحمل آن را نمی‌توانستم بکنم. من در سال ۴۱ وقتی برای کارآموزی به خرمشهر رفتیم زندگی مشقت بار مردم را که زیرآفتاب درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند یا در قسمت شرقی آبادان درکنار بازاری پر از کثافات خانه داشتند دیده بودم، حتی منظره بومی‌های آبادان در کنار ماشین‌های آخرین سیستم شرکتی‌ها که به نظر می‌رسد نماینده حداکثر تبعیض‌ها بود، به اندازه ناراحتی چندش آوری که از مریض‌های کرم به پا پیچیده حاصل می‌شد روح انسان را عذاب نمی‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان برای من در زمستان سال ۴۲ اتفاق افتاده بود. من بعدها برای دیدن چنین مناظری حتی تا (بندر) لنگه هم مسافرت کردم ولی اثری که مسافرت اول درمن داشت برایم فراموش ناشدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ششم فروردین ماه سال ۴۳ من افسر نگهبان آشپزخانه در پادگان آموزشی جهرم بودم. یکی از سربازان که در دسته سوم گروهان پنجم در اختیار من بود با حالت گریه به من مراجعه کرد و با لحن دهاتی گفت جناب سروان من به خانه ستوان… نمی‌روم. پرسیدم چرا؟ ابتدا جواب نداد وقتی اصرار کردم گفت او نظر خاصی دارد و اینکه مرا می‌خواهد ببرد به همان علت است (هرکدام از افسرها سربازی را به عنوان گماشته برای کار در خانه خودشان می‌بردند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جا خشکم زد. سرباز دهاتی برای افسری که زن دارد غیرقابل تصور بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول فکر کردم اشتباه فکرمی کند پرسیدم مگر چنین چیزی سابقه دارد؟ با قیافه ای که می‌توانم به صراحت بگویم به سادگی به من می‌خندید. گفت بسیار، جناب سروان این را در گروهان همه می‌دانند شما چطور نمی‌دانید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من تازه فهمیده بودم که درک یک سرباز که در جریان کاری است چقدر با ارزش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخوردهای بعدی جریان آن سرباز را به صورت پروسه ای یافتیم که حتی دامن دو افسر وظبقه‌ای را که غیر از من در پادگان بود گرفته‌است. از حدود ۱۹ افسر موجود هم ردیف، جز با چهار نفر، تقریباً قطع رابطه کردم زیرا برای من غیرقابل تصور بود که فردی متأهل این قدر تسلیم نفس باشد که از سرباز دهاتی صرفنظر ننماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جریاناتی از زندگی افسران که بعدها برایم معلوم گشت به نفرت من می‌افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند ===&lt;br /&gt;
وقتی در اواخر فروردین ماه، همان سرباز در موقع اعزام به شیراز از من تشکر کرد که او را از رسوایی نجات داده‌ام خود را بیشتر مرهون آن سرباز یافتم که به من درس بیشتری آموخته بود. بعد از آن من بیشتر با درجه داران و استوارها گرم می‌گرفتم تا افسران. زیرا در آن گروه، پاکی بیشتر و صفای بیشتری یافته بودم، کوچکترین صحبت را فراموش نمی‌کردند. با آنکه برای دادن یک مرخصی به سرباز رسماً ۲۰ ریال می‌گرفتند ولی آلودگی دیگری از خود نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا فکرکردم افسران به دلیل دورافتادن از محیط ظاهراً مترقی به چنین فسادهایی کشیده شده‌اند ولی بعداً دریافتم در محیط شخصی شهرستان جهرم نیز بچه مدرسه‌ها را به این نوع آلودگی کشیده‌اند. البته ممکن است دراجتماع امروزی چنین دردی کسی را ناراحت ننماید ولی توجه نمایید که این مسئله برای من در سال ۴۳ اتفاق افتاده‌است یعنی در زمانی که مردم به خاطر دفاع از مذهبشان بدون داشتن دید روشن در ۱۵ خرداد جلو گلوله می‌روند و به اضافه در اجتماع آن روز حتی در کادر روشنفکری آلودگی به حد امروز نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در بررسی ابتدایی خود خیلی ساده این مسئله را از جنبه اجتماعی به دامن رژیم حاکم چسباندم و نتیجه گرفتم که این سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند و این مسئله تا سال‌های بعد مرا رنج می‌داد و هر وقت فکر می‌کردم که نسلی فاسد تحویل جامعه فردا می‌شود که جز خور و شهوت خود چیزی نمی‌شناسد بی‌نهایت افسرده می‌شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا جریان شورش پاریس فکر نوی در من به وجود آورد و آن اینکه حتی نسل فاسد از نقطه ای به بعد به زندگی بر می‌گردد و به جبران فساد قدیمی، بیشتر در سازندگی می‌کوشد و به طور اتفاقی در جریان مسابقات ایران و اسرائیل این نتیجه‌گیری برای من کامل تر شد زیرا پلیس با تمام قدرتش ازعهده همان جوانانی که در مسابقه زن روز دامن دختران را پاره می‌کردند و آن روز بر علیه پلیس شعار می‌دادند برنمی‌آمد. من به طور عینی دیدم که همان زرنگی که جوانان ظاهراً آلوده در دختربازی به دست آورده بودند درمقابله با پلیس او را عاجزمی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در مقابل پیرمرد [کارگر کارخانه] احساس خجالت می‌کردم ===&lt;br /&gt;
بعد از اتمام سربازی به تهران آمدم. نخست در کارخانه گیوار مشغول کار شدم ولی مجموع کار من پنج ماه بیشتر طول نکشید. در این مدت من دوبار با کارفرما دعوا کردم که دفعه دوم منجر به اخراج من شد. علت دعوای اول این بود که من در دو ماه آخر بیش از ظرفیت تولید قسمت خودم که تراشکاری بود تولید کرده بودم و در قسمت من کارگر پیری بود به نام مهرزاده که زندگی بسیار محقری داشت. قیافه معصوم و عینک زده وی را در حالی که با دست لرزانش با مرغک ماشین تراش کار می‌کرد هیچ وقت فراموش شدنی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قیافه این پیرمرد که عمری به سختی زندگی گذرانده بود من یک اراده مبارزه با مرگ برای تأمین زندگی خانواده اش را می‌دیدم با تمام پیرمردی به اندازه یک جوان کار می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارگران دیگرمن ـ آلبرت ـ روبن ـ شاهن و شاگردان آنها همه با ارزش بودند؛ ولی من در مقابل این پیرمرد احساس خجالت می‌کردم. من روبن را به پرکاری تشویق می‌کردم. حتی وادار کردم شب‌ها درس بخواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی این پیرمرد همواره بیشتر از مقدار کاری که من می‌خواستم انجام می‌داد. من بعد از افزایش تولید از کارفرما تقاضای اضافه دستمزد برای همه گروه که حدود آن فقط برای پیرمرد ۲۵ ریال و بقیه در حدود ۱۰ ریال بود[کردم]، ولی با تمام تلاش با آنکه قانع شدند برای اینکه کارگر بهتر بتواند کار کند باید او را تأمین کرد ولی از افزایش دستمزد خودداری نمودند و در دفعه دوم نیز من اجازه داده بودم کارگر برای اینکه بهتر بتواند در سرمای زمستان کار کند در اول وقت موقعی که ماشین‌ها برای گرم شدن بی بار کار می‌کنند در کنار بخاری خود را گرم نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم ===&lt;br /&gt;
دلیل کارفرما همیشه این بود که کارگر بدعادت می‌شود و نمی‌توان از او کار خواست. من نتوانستم در این موقعیت مقاومت نمایم. واقعیت این است که مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم. حساب نموده بودم که هرکیلو پروفیل برای کارفرما ۱۷–۱۹ ریال تمام می‌شد و ۲۶ ریال فروش آن بود و کارخانه به طور متوسط ۸ تن و گاهی تا ۱۲ تن تولید داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود خالص آن به طور متوسط در حدود ۶۰/۰۰۰ ریال در روز بود. برای کارخانه ای با سرمایه حداکثر ۲/۵ میلیون تومان سودی در سال معادل ۱/۵ میلیون تومان در سال ۴۳ و آن وقت مقاومت در برابر اضافه دستمزد ۱۰ ریال کارگری که واقعاً کار می‌کرد، نتیجه این شده بود که در یک طرف صاحب کارخانه ثروت می‌افزود و در یک طرف همان کارگر پیر فرسوده تر می‌گشت و هر وقت با نهایت شرمندگی از من ۲۰۰ ریال قرض می‌خواست به واقع نمی‌توانستم تحمل آن را بنمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موارد فوق فقط مشاهدات شخصی بود که بیان می‌شود، برای بیان تبعیض‌ها موارد خیلی بیشتری می‌توان بیان کرد ولی گاهی اتفاق می‌افتاد یک مسئله کوچک برای یک فرد ارزش ویژه پیدا می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای من با زمینه مذهبی که مساوات ایده‌آلی را همیشه تشویق کرده بود هرگونه تبعیض را به شکل و نمود اجتماعی می‌دادم آن را جزیی از نتایج سیستم حاکم به حساب می‌آوردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد ===&lt;br /&gt;
در سال ۴۴ این فکر کامل درذهن من شکل گرفته بود که بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد و در این مرحله من با هیچ فرد به خصوصی احساس دشمنی نمی‌کردم. همیشه به مجموع سیستم کینه می‌ورزیدم و هنوز هم بسیار اتفاق افتاده‌است پاسبانی را که بیهوده به سرکسی می‌کوبد یافحش می‌دهد به سادگی تبرئه می‌کنم. گرچه به «المأمور و معذور» معتقد نیستم ولی ناراحتی از فرد را همیشه به سیستم برمی‌گردانم به طوری که اغلب اوقات وجود سیستم را به صورت یک کابوس احساس می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین موقع فقط از مدافعین رژیم که به طور آگاهانه از آن دفاع می‌کنند احساس کینه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۴۴ به بعد ما وارد کار سازمانی شدیم. مطالعات اجتماعی به خصوص آشنایی با سایر کشورهای توسعه نیافته کمبود غذایی، بهداشت، مسکن، عدم تعدیل ثروت‌ها، عدم رعایت عدالت اجتماعی و… و نظایر آن به صورت فرمول در ذهن ما فرو رفت. با چنین معیارهایی ما به استقبال شناسایی‌های جدیدتری رفتیم. هر مسأله برای ما سوژه جدیدی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبعیض‌ها با زبان گویاتر خود را نشان می‌داد. از فروشنده بلیط بخت آزمایی، که هزار دروغ برای فروش آن می‌گفت و خریدارش که دو تومن از نان شب خود را تحویل سازمان بلیط بخت آزمایی می‌داد و با امیدی واهی دلخوش بود، تا دعوای سر محل، گدایی مستخدم اداره به صورت محترمانه‌اش و… همه در تثبیت فکر من اثر می‌گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== همه‌شان معتاد بودند و منتظرفروش خون خویش ===&lt;br /&gt;
بعد از این جریان برخوردها اثر قوی‌تر می‌گذاشت برای نمونه حادثه‌ای از جریان زمستان سال ۴۴ را که جزو خاطرات فراموش نشدنی است می‌نویسم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک روز (فکرمی‌کنم سه‌شنبه بود) از وزارت کشور که آن موقع در گلوبندک به جای وزارت اطلاعات (اطلاعات و جهانگردی) فعلی بود درآمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌خواستم به تلفنخانه بروم و در مسیر ناصرخسرو در کنار دبیرستان دارالفنون به صف طویلی در حدود ۲۰ نفر برخوردم. در برخورد اول به نظرم رسید که اینها معتادند، تا آن روز متوجه تابلو شیر و خورشید در آن محل نشده بودم. با کمترین دقت متوجه شدم که این محل خرید خون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اینکه حدود ۲۰ نفر جلو درب کوچک شیر و خورشید آن هم ساعت ۱۱/۵ صبح صف کشیده‌اند، این‌طور به نظر می‌رسید که در این محل به افراد دیگر نیازمند خون تزریق می‌کنند. ابتدا کمی تعجب کردم که مگر ممکن است شیر خورشید خون مجانی تزریق نماید ولی به زودی مسأله برایم روشن شد. برای من همه چیز قابل تصور بود جز اینکه ببینم عده‌ای افراد که به نظر من دربرخورد اول همه‌شان معتاد بودند و از فرط کم خونی رنگشان زرد می‌نمود، منتظرفروش چند سانتیمتر مکعب خون خویشند تا از این طریق امرار معاشی به دست آورند. مدتی در کنار جوی آب ایستاده بودم و اصولاً فراموش کرده بودم به کجا می‌روم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان موقع فردی با خوشحالی از درب بیرون آمد و دربان با نهایت خشم فردی را که از ردیف جلو می‌خواست تو برود رد کرد و با عصبانیت گفت: تو که خون نداری. نفر بعدی که چیزی بیشتر از اولی نداشت وارد شد. فرد رانده شده دوری زد و با نهایت استیصال در آخر صف نوبت گرفت، شاید دفعه دیگر بتواند برای فروش خون برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عجیب بود که در قیافه همه موجی از نگرانی مشهود بود گویا همه می‌ترسیدند دربان به آنها نیز راه ندهد. شاید مجموع این برخورد ۷ دقیقه بیشتر طول نکشید ولی وقتی من به خود آمدم چیزی احساس نمی‌کردم فکرمی کردم خواب بود ولی متأسفانه برخورد واقعیت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند دقیقه بعد در تلفنخانه نشسته بودم احساس می‌کردم که اگر من در تصادف تمام خونم را از دست بدهم و بخواهند از خون این افراد به من تزریق نمایند اگر جرئت حرکت داشته باشم نمی‌توانم قبول نمایم یک قطره از آن خون در بدن من جاری شود. گاهی خیال می‌کردم خون آنهاست که دربدن من جاری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد ===&lt;br /&gt;
دیگر از خیالت آن روز چیزی بخاطر ندارم. فقط هر وقت از روبروی دبیرستان دارالفنون می‌گذشتم احساس می‌کردم همان قیافه‌ها صف کشیده‌اند و منتظرند و یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد. آن موقع گاهی برادرانم کاظم و رضا را می‌دیدم. روزی به کاظم این جریان را نقل کردم (فکرمی کنم یادش باشد) اوگفت ما در پارک شهر درس می‌خوانیم و می‌گویند بسیاری از این افراد معتادند و از این پول یک نوع قرص می‌خرند (این قرص نظیر هروئین ولی خیلی ارزانتر به قیمت دانه ای ۶ ریال در داروخانه‌ها فروخته می‌شود) و اغلب بعد از دوماه مصرف قرص در کنار خیابان یا پارک شهر می‌میرند مدت‌ها صبح زود قبل از رفتن به اداره به پارک شهر می‌رفتم تا شاید یکی از محکومین این اعتیاد را ببینم؛ ولی بعداً فهمیدم که شب‌ها پارک شهر را خالی می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تنها امیدم در این موقع به سازمان بود ===&lt;br /&gt;
داستان فروش خون نیز مدت‌ها مرا زجر می‌داد و تنها امیدم در این موقع به سازمان بود که بتوانیم روزی چنین وضعی را از بین ببریم و محیطی بسازیم که درآن چنین تبعیضی مشاهده نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مرور این چنین مشاهدات روزمره برای من تقریباً از حد گذشت. اگر روزی من در زلزله بوئین زهرا از دیدن اجساد کشتگان و زاری مردم و از اینکه حتی کمک آماده شده به آنها نمی‌رسید زجر می‌کشیدم، دیگر آن روز مسائل به صورت خون فروشی مطرح نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است خاطره مرد مریض بندری ـ سرباز پادگان آموزشی یا کارگر کارخانه و یا جوان معتاد به هروئین و فروشنده خون هیچ وقت فراموش نمی‌شد ولی شکل اجتماعی می‌گرفت و من هم این مسائل و نظایرآن را فقط به وجود رژیم استوار می‌دیدم و تغییر سیستم موجود و بنای سیستمی که در آن تبعیض‌ها و بهره‌کشی نباشد به صورت آرزو درمی‌آمد و بهترین مشوق من برای فعالیت در درون سازمان ما بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم در مقابل این ناراحتی‌های اجتماع دست به تغییراتی می‌زند. او تلاش می‌کند حد متعادلی ایجاد نماید که در عین حفظ منافع طبقات بالا حداقلی برای طبقات پایین ایجاد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من جنبه‌های مختلف این تلاش را هم که خود به وضوح شاهد آن بوده‌ام موردبررسی قرار می‌دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عینی‌ترین مسئله برای من انقلاب اداری است چون خود کارمند وزارتخانه ای بودم که بارها به عنوان نمونه انقلاب اداری شمرده شده‌است. انقلاب اداری به ظاهر یک نوسازی اداری است به این صورت که با دمیدن جان تازه در قالب ادارات بشود به کارها جنبه مثبت تری داد. چون طبقات متوسط در برخورد با سیستم اداری همواره جزو ناراضیان ادارات بوده‌اند؛ ولی سرانجام این انقلاب در محیطی که من بودم به کجا کشیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم ===&lt;br /&gt;
وزارت کشور در ساختمان قدیمی با ۳ معاون و حدود ۱۰ مدیر کل شاید جمعاً ۱۸۰ نفرکارمند همان کاری را انجام می‌داد که امروز در ساختمان ده طبقه با ۵ معاون و حدود بیش از ۲۰ مدیر کل و ۵۰۰ نفر کارمند انجام می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سیستم کار جدید فقط ساختمان وزارتخانه با سیستم تهویه مطبوع [...ناخوانا] و چراغهایی که هر عدد حدود ۵۰۰۰ ریال که من بشخصه مسئول نگهداری آن از لحاظ فنی بوده‌ام مجهز گردیده، وگرنه نه کسی می‌توان یافت که مسئولیتی در قبال کاری احساس کند و نه کاری به واقع با قبول مسئولیت انجام می‌گیرد. بدتر از زمان گذشته روزی که مدیرکل در مرخصی است، رئیس اداره هم پی کار خود می‌رود و هروقت وزیر در اداره نیست یا در مسافرت و مرخصی است و یا معاونین نیستند همان وضع است که ذکر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای نمونه پرونده‌هایی که به من ارجاع شده مراجعه فرمایید یک دستور صریح از مقام بالا و جمله «اقدام مقتضی معمول دارید» ـ یا «مذاکره فرمایید» داده نشده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیاد است مواردی که من برای پیشرفت کار با مسئولیت خودم و به دلیل اعتمادی که به کار خودم داشتم پیشنهاد کرده‌ام و نامه‌ای را امضا نموده‌ام ولی کمتر خواهید توانست از مسئول مافوق من دستور صریحی ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر تحقیقی درمحیط کار من نموده باشید، خواهید دید بسیار اتفاق افتاده که وسیله‌ای را که موجود نبود من شخصاً پول داده‌ام تا کارگر خریداری نماید و شاید چندین بار دوستان اداری از این کار با تعجب منعم کرده‌اند ولی من در محیط کارم ندیدم که مافوق من برای خاطر پیشرفت کار (نه منافع شخصی و مقام خودش) پی کاری دویده باشد. من برای استخدام چهار نفر کارگر خودم مدت بیش از پنج ماه در اداره دویدم. زیرا از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شما از حل این مسئله عاجزید ===&lt;br /&gt;
آن قدر به سازمان امور استخدامی مراجعه کردم که در آخر کار قانوندان شده بودم و به واقع می‌دیدم که سازمان امور استخدامی به وجود آمده بود تا جلو هرج و مرج استخدام ادارات را بگیرد ولی خود چه دردسری می‌شد برای کار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه‌ای که من می‌گرفتم این بود که آنچه که به نام نوسازی اداری یا انقلاب اداری انجام گرفته بود، تغییری در بنیاد نیست بلکه نتیجه ای جز افزودن یک سری کارمند نداشته‌است. این سخن برای من از درون سیستم اداری و با آشنایی به آن با شما صحبت می‌کنم این نتیجه را برای شما خواهد داشت که: لازمه تغییر در هرقسمت از جامعه، تغییرعناصر متشکله و فعال آن قسمت است و در سیستم موجود چون هرکس برای خودش تلاش می‌کند این تغییر غیرممکن است و من همیشه فکرمی کنم شما از حل این مسئله عاجزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین سبب است که هر نوسازی یا انقلاب نتیجه ای غیر از آنچه که مورد انتظار شماست می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ===&lt;br /&gt;
مورد دیگری که می‌توانم مطرح سازم در مورد اصلاحات ارضی است. البته باز سعی می‌شود از تجارب عینی مثال زده شود. در سال ۴۰ پیشروترین گروه‌ها از مسأله‌ای به نام انقلاب ارضی یا تقسیم اراضی با احتیاط آمیخته به ترس صحبت می‌کردند. رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ولی در زمینه اصلی نسق زراعتی را تغییر نداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دهات فقط سایه ارباب از سر دهاتی برداشته شد. دهقان که در دو سال اول با نطق آقای ارسنجانی در رؤیایی از تخیلات فرورفته بود وقتی که ماشین اصلاحات ارضی به ده وارد شد مشاهده کرد که کدخدای قبلی به جای خود محفوظ است با همان مقدار زمین مرغوب و گاو و گوسفند و به پیرزن خوش نشین هم چیزی جز همان چادر شکسته قبلی و یک عدد بز و یک دیگ مسی چیزی نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته زمین‌های مرغوب‌تر به عنوان کشت مکانیزه در اختیار مالک اصلی باقی ماند. (من خود در این مورد نمونه‌هایی از دهات زنجان دارم از جمله ذوالفقاری‌ها در ده به شاه نشین حتی برای کار در مزرعه از ده دیگر دهقان را می‌آوردند که کامل کار دهقان جنبه کارگری داشته باشد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که در بعضی دهات آرزوی مالکین قبلی را می‌نمایند زیرا در مواقع خشکسالی حداقل کمکی می‌کردند که از گرسنگی نجات یابند. البته مطمئنم که آمارگیران شما جزاین گزارش می‌دهند زیرا آنها وقتی به ده وارد می‌شوند در خانه کدخدا پذیرایی می‌شوند. آن وقت با تعریف‌ها و تمجیدها از وضع ده برمی گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه‌ای داشت ===&lt;br /&gt;
کار اصلاحات ارضی سبب شده‌است که فقط در دهات کدخدا مالک‌الرقاب باشد این داستان نیز برای من ارزش عینی دارد زیرا یک دهاتی خود در ماشین برایم تعریف می‌کرد در یکی ازدهات قزوین کدخدا تنها مغازه‌دار ده است هر پیت نفت را به قیمت بیست لیتر از قرار هر لیتری ۳ ریال می‌فروشد و اضافه پیت نفت را ۲۲ ریال حساب می‌کند، به ازای ۲۰ لیتر نفت ۸۲ ریال می‌گیرد. توجه نمایید پیت خالی را شرکت نفت ۱۸ ریال حساب می‌نماید ولی کدخدا ۲۲ ریال می‌فروشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن وقت پیت خالی را پس نمی‌گیرد و نفت بدون پیت هم فروخته نمی‌شود. با چنین وضعی تعریف می‌کرد در هر خانه تعدادی پیت خالی موجود است. فقط بعضی از دهاتی‌ها که پیت‌ها را به خود شهر برمی‌گردانند هرعدد ۱۸ ریال تحویل شرکت نفت می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دهاتی (مذکور) می‌گفت چندین بار به ژاندارمری محل شکایت کرده‌ایم ولی هردفعه کدخدا با تهدید ما و تطمیع ژاندارمری جلو شکایت ما را گرفته‌است. بدیهی است از نظر این دهاتی هم ژاندارمری پشتیبان زورگو جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی جزیی از زیربنای اقتصادی اصلاحات ارضی هم بی فایده نیست. با تقسیم اراضی سیستم تولید در کشت ایران تغییری نکرده‌است. بالنتیجه مقدار تولید نیز افزایش نیافته و درآمد دهقان هم به همان مقدار قدیمی خود ثابت مانده‌است. بدیهی است لازمه افزایش تولید تغییر سیستم کشت می‌باشد و این تغییر را در مدت سه یا پنج سال که دوره‌های اصلاحات ارضی است نمی‌توان ایجادکرد. هنوز نه در دهات، تراکتور جای گاو را گرفته‌است و نه کود شیمیایی جز در مزارع نمونه یا مزارع مکانیزه که متعلق به ارباب هاست، وارد شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به آمارهای موجود مراجعه شود درآمد سرانه دهاتی تفاوت محسوسی نکرده‌است؛ ولی از طرف دیگر هزینه‌های جدیدی که در اثر بازشدن پای شهر به ده و ورود کالی شهر به ده ایجاد گردیده باعث شده‌است که دهقان با تعداد درآمد ثابت قبلی هزینه زندگی را بیشتر بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالنتیجه دهاتی به سمت قرض و وام‌های بیشتری از شرکت‌های تعاونی و سرمایه داران شهری روی آورده‌است. اغلب دهقانان حتی در برخورد کوتاهی که درعرض یک ساعت در یک اتوبوس داشته‌اند از برنج تومنی یک قران یعنی ۱۲۰٪ شکایت می‌کنند. اغلب محصولات سلف فروشی شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهقان درعرض هر سال به مقادیر بیشتری از زندگی خود را ازدست می‌دهد و اغلب با رها کردن خانه و زندگیشان به بیکاران شهری اضافه می‌شوند. این وضع به تحریک ناهماهنگی در تغییرات زیربنای تولیدی و زیربنای فرهنگی اصلاحات ارضی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه‌ای داشت بدون اینکه سرعت رشد تولید را فزونی بخشیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نشده‌است ===&lt;br /&gt;
در اثر همین ناهماهنگی است که در مدت کمتر از پنج سال طبق آمار مجله تحقیقات اقتصادی نزدیک به ۶۰٪ قنات‌های ایران خشکیده‌است و با توجه به ارزش قنات در کشاورزی ایران به سادگی می‌توان آینده کشاورزی ایران را حدس زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منطقه خمسه که با صدور گندم در سال‌های قبل همواره تجار گندم وضع بسیار خوبی داشته‌اند ولی پارسال در زنجان صحبت از ورود گندم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه در طرح اصلاحات ارضی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر روبنایی بوده و ضدانگیزه‌ای نه زیربنایی که قدرت تولید را فزونی بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ حتی در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نگردیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر عدم رعایت دو اصل فوق، دهاتی امروز بسیار ناراضی تر از دهقان سال ۱۳۴۱ می‌باشد. از نظر آگاهی در سال ۴۱ اگر پیشروترین افراد نمی‌توانست از اصلاحات ارضی صحبتی بنماید، امروز هر دهقانی در دورافتاده‌ترین نقاط آذربایجان و سیستان به سادگی صحبت از مساوات و از بین بردن اختلاف‌ها را می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسأله‌ای که بیشتر دهاتی را تحت فشار قرارمی دهد صعود قیمت‌ها است. درعرض چند سال گذشته شاخص واقعی هزینه زندگی حداقل ۱۵ درصد بالا رفته‌است. در سال جاری تا حال این مقدار بدون شک از ۲۰٪ گذشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی افزایش قیمت مواد اولیه تولید دهاتی تفاوت زیادی نکرده‌است هنوز او مجبور است محصولات میوه ـ حبوبات - غلات خود را به واسطه بفروشد و واسطه‌ها هم با همان سیستم قدیمی با توجه به احتیاج مبرم آنها به پول، رفتار دزد سرگردنه را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهاتی با درآمد قدیمی قدرت خرید قدیمی را هم از دست داده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مشاهده و مقایسه وضع کارگران امر ترافیک ـ مسکن ـ بهداشت و نظایر آن درمرحله و اقدامی که به عمل آمده‌است عملاً با چنین شکست‌هایی مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است ===&lt;br /&gt;
مجموعه این مسائل در ذهن هر فرد روشنفکر این مسئله را نشان داده‌است که رژیم نیز خود به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است و خود به خود در جستجوی راه حل‌ها هرکس به این نتیجه می‌رسد که تنها راه حل با شرکت توده مردم در امر اصلاح ممکن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینکه تمام افکار حتی بدون اطلاع کامل از ماهیت امر، به سمت انقلاب مسلحانه کشیده می‌شوند معلول همین تصور است که تنها با انقلاب مسلحانه می‌توان توده مردم را به سمت یک حرکت عمومی سوق داد و عجیب اینکه این مسئله است که در برخورد با مردم کاملاً به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرکس وقتی صحبت ازاصلاحات می‌شود با کمال بی‌اعتمادی می‌گوید تنها راه، راه ویتنامی‌ها یا فلسطینی‌ها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این طرز فکر را در توده مردم شما در میان حتی بارفروشان می‌توانید بیایید. به این طریق کلیه قسمت‌ها را به شرح ذیل خلاصه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خلاصه ===&lt;br /&gt;
در مرحله اول تبعیض‌ها و برخورد با مسائل مختلف فرد را از زندگی عادی عاصی می‌نماید و اقدام علیه وضع موجود را به هر طریقی که ممکن است توصیه می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله دوم عدم موفقیت رژیم در از بین بردن تبعیض‌ها و تشدید نارضایتی‌های مردم به طور مستمر باعث تشویق هر فرد در راهی که پیش گرفته‌است می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسائلی که رژیم نمی‌تواند حل نماید. ===&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر در هر قسمت جامعه مستلزم تغییر افراد و عناصر متشکله فعال آن قسمت است، برای چنین تغییری باید فرد دارای هدفی باشد چون در درون رژیم هرکس به خاطر هدف‌های خویش می‌کوشد پس امید به تغییرات بنیادی در درون رژیم بیشتر واهی است تا واقعیت، به نظر [ می‌رسد] شما نمی‌توانید به افراد هدف بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ محو یا حداقل کم کردن بهره‌کشی و استثمار و تعدیل ثروت‌ها و از بین‌بردن تبعیض‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین مورد لازمه ازبین بردن حتی نسبی تبعیض‌ها این است که باید مقداری از منابع طبقات بالا را از دست داد و این مسئله در تقسیم سود کارخانه‌ها کامل مشهود است؛ ولی چون طبقات موجود حاضر نیستند حتی جزیی از منافع خود را ازدست بدهند لذا هر روزنه تنها تبعیض‌ها کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ــ حتی در زمینه عدالت اجتماعی رژیم حاکم به شدت از منافع طبقات بالا پشتیبانی می‌نماید. اگر شما چند روز مأمورین هوشیاری در دادگستری بگذارید تا آمارگیری نمایند به وضوح مشاهده خواهید کرد تمام مردم کفه ترازوی تمام قضاوت‌ها را به نفع طبقات بالا سنگینی می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ــ تغییراتی که شما ایجاد می‌نمایید در تمام مراحل به جنبه روبنایی آن توجه می‌نمایید نه به زیربنا. زیرا در تغییر زیربنایی باید توده مردم شرکت نمایند و شما نمی‌توانید تمام مردم را در این تغییر سهیم کنید و بالنتیجه برنامه‌های شما همیشه ناقص از آب درمی آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ــ [به] مجموع مسائل فوق، مسئله «شخصیت» در کشورهایی نظیر کشور ما اضافه می‌شود. به دلیل ترسی که مردم از دستگاه‌های قضایی و امنیتی دارند در مقابله با رژیم حالت دوگانگی به خود می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل یک مأمور دولت (مردم) تعریف دولت (را) هم ممکن است بکنند ولی به دلیل ترسشان هر لحظه شکاف بیشتر مابین خود و دولت احساس می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر به صورت تحقیر شده در می‌آید که وقتی مجال پیدا نماید مافوق حتی مافوق اختلاف طبقاتی، حالت انفجاری دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این عوامل است که در موقعیت فعلی با تأثیری که (اوضاع) ویتنام و فلسطین در میهن ما گذاشته‌است هر چند نفر که با هم جمع می‌شوند به فکر ایجاد کانون تعاونی می‌افتند و مادام که موارد فوق حل نشده‌است باید بلانقطاع شاهد به وجودآمدن دستجاتی نظیر آنها که دستگیرشده یا نشده‌اند بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سعید محسن در زندان.jpg|جایگزین=این عکس در زندان گرفته شده |بندانگشتی|عکس زندان سعید محسن]]&lt;br /&gt;
امضاء: سعید محسن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بخش‌هایی از دفاعیات سعید محسن ==&lt;br /&gt;
سعید محسن در دادگاه شاه چنین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ملت ایران ملزم نیست از یک فکر ارتجاعی تبعیت نماید.‌این قوانین اصولاً معلول دوران دیکتاتوری است و برای ملت مورد قبول نمی‌باشد. نفس تکامل ایجاب می‌کند که هر چه پوسیده است دور انداخته شود. اگر سیستم شما سیستم مترقی است چه ترسی از توطئه و تحریک مردم به قیام مسلحانه دارید؟ در محیطی که حقوق مردم به‌حق پرداخته شود مگر مردم دیوانه‌اند که اسلحه به دست گیرند. اسلحه برای ما وسیله دفاع از شرف انسان است.‌کارگر وقتی اسلحه به دست می‌گیرد که به شرافت وی که کار او و حیات اوست تجاوز شود.‌ ما نیز برای دفاع از جان و مال و ناموس مردم اسلحه به دست گرفته‌ایم. ‌یک عده تحصیل‌کرده روشنفکر نه سادیسم دارند و نه دزد سرگردنه‌اند که اسلحه به دست گیرند. ‌مگر برادران سیاهکل،‌ بهترین و پاکترین جوانان جامعه نبودند. شما با تمام تلاشتان نتوانستید در بین ۱۷۰نفر گروه ما (مجاهدین) فردی که از نظر اخلاقی و انسانی دارای عالی‌ترین مزایای اخلاقی نباشد پیدا کنید. ما بدین جهت سلاح به دست گرفته‌ایم که شرافت انسانی جامعه خودمان را در خطر تهدید دزدان سر گردنه دیده‌ایم».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مطمئنم که در این‌جا نیز فاتح اصلی مائیم نه شما؛ و بالاخره ماییم که شما را با مسلسل‌هایمان به خاک و خون خواهیم کشید؛ و از هر قطره خون ما هزاران جوان اسلحه به دست خواهد جوشید و قصرهای فرعونی و سلطنت و حاکمیت دروغین شما را درهم خواهند کوبید. حرکت تاریخ عالی‌ترین گواه ماست».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن دفاعیات سعید محسن که آن را در زندان روی کاغذ سیگار نوشته‌است&amp;lt;ref&amp;gt;پیکار - [http://passthrough.fw-notify.net/download/367326/http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin/defaiiat-saiid-mohsen-be-khat-khodash.pdf دفاعیات سعید محسن]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
در شهریور سال ۱۳۵۰ بر اثر ضربه ساواک شاه، بنیانگذاران سازمان و اکثر کادرها و اعضای آن دستگیر شدند. سعید محسن از جمله دستگیرشدگان بود. ساواک که از موضع او در رأس سازمان اطلاع داشت، در ۴ خرداد۱۳۵۱، او را به‌همراه محمد حنیف‌نژاد، علی اصغر بدیع‌زادگان و اعضای مرکزیت سازمان، محمود عسگری‌زاده و رسول مشکین‌فام به‌جوخه‌اعدام سپرد. محل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای [[محمد سیدی کاشانی]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار بنیانگذار سعید محسن.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار بینانگذار سعید محسن]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید در هیچ شرایطی مضطرب و پریشان نمی‌شد. نشاط و سرزندگی همیشگی‌اش رو از دست نمی‌داد. یادم می‌آید اردیبهشت ۵۱ که دادگاه شاه، بنیانگذاران و اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان رو محاکمه می‌کرد، من با اون و دو نفر دیگه از بچه‌ها هم‌سلول بودیم. وضع روحی‌اش هیچ تفاوتی با شرایط قبل از دستگیری و خارج از زندان نداشت. همونطور شوخ و با نشاط برامون شعر می‌خوند و شوخی می‌کرد. افسرای زندان رو که برای بازدید سلول‌ها می‌آمدند دست می‌انداخت؛ ولی در عین‌حال از وظایف خودش هیچ غافل نبود. ارتباطات مخفیانه‌اش رو با بقیه سلول‌ها به‌خصوص با محمد حنیف نژاد برقرار می‌کرد، پیام‌ها رو می‌فرستاد و می‌گرفت. با محمد حنیف نژاد در مورد مسائل مختلف مشورت می‌کرد. اطلاعیه مشترکشون رو با محمد حنیف نژاد تو همین شرایط صادر کردند و به بیرون زندان فرستادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[عباس داوری]] خاطره‌ای از بنیانگذار سازمان، سعید محسن را نقل می‌کند و می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک روز احتمالاً همان عصر روز سی فروردین بود، برای ما از طریق ملاقات خبر اومد که چهارتا از بچه‌ها را اعدام کردند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را سعید شنید، یک حالت خوشحالی در او دیدم. اول برای من نامفهوم بود. بعد دیدم بلند باخودش میگه، خوب شد مسعود رو اعدام نکردند. مسعود موند. یعنی خوشحالی خودش رو به این صورت بیان می‌کرد. بلافاصله به من گفت که خوب تو را هم از اینجا می‌برند به احتمال زیاد. یعنی قطعاً ما را اعدام خواهند کرد. من پیامی دارم که برای مسعود برسونی زیرا این پیام خیلی مهمه، بایستی به دست او برسه. بعد شروع کرد به گفتن. سعید گفت:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سلام مرا به مسعود برسان. به او بگو که مسئولیت‌های تو خیلی سنگین شده و تنها فردی هستی که از کمیته مرکزی باقی ماندی. تمامی تجربیات سازمان در وجود تو متبلوره. بار امانتی‌ست که در این مرحله به تو سپرده شده. کوران حوادث زیادی را خواهی دید. فتنه‌های زیادی خواهد افتاد. تمامی تمجیدها نثار ما خواهد شد، چون ما شهید می‌شویم، و تمام تهمت‌ها نثار تو خواهد شد، چون می‌دانم به مبارزه خودت ادامه خواهی داد و وارد مراحلی می‌شوی که خیلی خیلی بالاتر از ماها قرار خواهی گرفت. زیرا تو هر روز و هر ساعت شهید خواهی شد. یک شهید مجسم.&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[مهدی ابریشمچی]] درباره سعید محسن می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید محسن سمبل بسیار برجسته‌یی از تواضع و فروتنی انقلابی بود. اگر کسی سعید را نمی‌شناخت و در‌ جریان کارها و مسئولیتهای او در سازمان نبود، از خلال رفتارش کمترین اشعه‌یی نمی‌گرفت که او در مقام و موضع رهبری‌کننده و بالاترین مدارج سازمان است. نشاط و سرزندگی و تلاش برای ارتقای این روحیه و گسترش آن از کارکردهای دائمی سعید بود. شادابی و سرزندگی او بسیار برجسته بود. سرشار از انگیزه انقلابی بود و واقعاً هیچ لحظه‌یی در زندگیش را هدر نمی‌داد. تا آخرین ساعت‌های روز قبل از شهادتش، که او را دیده بودم، بسیار مسلط بود و تمام کارهایش را انجام می‌داد، همان کلاس‌ها و بحث‌های آموزشی را در زندان ادامه می‌داد. اصلاً در چهره و رفتارش ذره‌یی از این‌که گویا فردا تیرباران می‌شود و نگرانی و دغدغه‌یی در او نمی‌دیدیم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;هنگامی که در زندان خبر شهادت [[احمد رضایی]] را به ما دادند، من برق شگفتی در چشمان سعید دیدم و خودش توضیح داد که: شهادت احمد، به‌خصوص با این قهرمانی و پاکبازی، یک پیروزی بزرگ ایدئولوژیک بود و ما از یک‌ مرحله گذشتیم و آنچه را که می‌خواستیم به‌دست آوردیم و احمد کار را برای همه ساده کرد. یعنی سعید لحظه‌شماری می‌کرد که این تضاد در مسیر رشد سازمان حل بشود. آن برق شعفی را که من آن روز در چشمان سعید دیدم، امروز به‌صورت احساس غرور و سربلندی هر مجاهد خلق در ابعاد صدها‌هزار تکثیر شده است. اما سعید از پیش آن را دیده بود». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن نامه سعید محسن درفروردین ۱۳۴۲ خطاب به خواهرش ==&lt;br /&gt;
«خواهرم گفتی باز چیزی بنویسم و بر دفتر نو که از تراوشات پاک احساساتت و از قطعات زیبای دوستانت مرشح است نظری بنگارم. قلمی به دستم دادی و خواستی که بر لوحه‌ای نفتی مصور کنم، ولی نمی‌دانم که با تو از چه سخن گویم، از دنیای دلدادگان، از فراق و جدایی، از نگاه معصوم دخترک زیبای دهاتی بر لباس زرین آن پسرک هوسران شهری، یا از طبیعت زیبا و زیبایی‌های آن، ولی با تو من سخن از آن دنیایی می‌گویم که شاید در آن از همه جا سخن گفته باشم. از دنیایی که انسان‌ها به خاطر سکه‌های زر و نقره، شکم نمی‌درند و به خاطر خودکامی و خودخواهی انسان‌ها را به قید بندگی مقید نمی‌سازند. دنیایی که هوس‌ها بر انسان‌ها حکومت نمی‌کند، عشق‌ها به هوس‌ها آلوده نمی‌شود و زیبایی طبیعت را مصنوعات بشری محو نمی‌کند. کاخ ستمگران و ثروتمندان سنگدل، دل یتیمان گرسنه را آزرده نمی‌سازد. انسان‌ها درنهاد واقعی متجلی می‌شوند. نه گرگی درلباس میش، میدانی، آزادی و مساوات و برابری تمام مزایای جاهلیت را محکوم می‌کند. میدانی، برای انسان سیاه ارزش انسانیت قائل است، دنیایی که شیفتگان تمدن مسخره‌آمیز قرن بیستم را محکوم می‌نماید، آری، آنجا نه چون آمریکای به اصطلاح مترقی، بشری را به خاطر پوست زرد یا سیاهش از ورود به دانشگاه محروم می‌نماید، نه چون نویسندگان حقوق بشر (فرانسه مادر آزادیخواهی) مال وجان وناموس فرزندان دلیر آفریقا و قهرمانان حماسه‌ای الجزایر رابه یغما می‌برد. دنیایی که انسان‌ها به همدیگر به چشم انسانیت می‌نگرند. چپاولگری و غارتگری چنگیزی را در لباس تمدن جلوه می‌دهند. مرزهای اقتصادی مشخص می‌کنند، و در استعمار جدید خون ملت‌ها را می‌مکند. آری از چنین تمدنی که نرون خونخوار شهر، روم را سپیدرو کرده‌است. از این تمدنی که ومکبث‌ها و چنگیزها درچپاولگری به گردش نمی‌رسند، بیزارم. دلم می‌خواهد دنیایی بوجود آید که احساسات پاک و لطیف بشری جلوه نماید و انسانیت تجلی کند و بشر همدیگر را به چشم برادری و برابری بنگرد. ارزش انسان‌ها به فضیلت و کار آنها باشد. فروردین ۱۳۴۲ &#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2019-12-17_11-54-46.jpg&amp;diff=43427</id>
		<title>پرونده:Photo 2019-12-17 11-54-46.jpg</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Photo_2019-12-17_11-54-46.jpg&amp;diff=43427"/>
		<updated>2019-12-17T17:26:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43152</id>
		<title>سعید محسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43152"/>
		<updated>2019-12-14T17:33:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: یک بخش به عنوان دوران کودکی و نوجوانی سعید محسن اضافه شد. چند سطر به فعالیت‌های سیاسی سعید محسن اضافه شد.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =سعید محسن&lt;br /&gt;
| تصویر             =سعد محسن.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =سعید محسن&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۸&lt;br /&gt;
| زادگاه            =قزوین&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس تأسیسات&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده فنی&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سعید محسن&#039;&#039;&#039;(زاده:۱۳۱۸، زنجان - تیرباران۴ خرداد ۱۳۵۱، تهران) یکی از بنیانگذاراران سازمان مجاهدین خلق ایران است. او در سال ۱۳۴۴ به همراه [[محمد حنیف‌نژاد]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیان گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۱۸ در یک خانواده از قشر متوسط در زنجان به‌دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان‌جا گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در سال۱۳۴۲ از دانشکده فنی در رشته مهندسی تأسیسات فارغ‌التحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;بهای آزادی - [http://wwwbahayazadi.blogspot.com/2016/05/blog-post_73.html][http://wwwbahayazadi.blogspot.al/2016/05/blog-post_73.html مجاهد شهید سعید محسن، بن‌بست‌شکن و راهگشا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سعید محسن - دوران کودکی و نوجوانی ==&lt;br /&gt;
روزهای کودکی و نوجوانی سعید محسن همراه با تجربه‌های تلخ از دوران حکومت شاه بود. او از همان کودکی مزه تلخ فقر را چشیده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روحیه حساس و ظلم‌ستیز سعید محسن، به‌شدت در قبال فقر و بی‌عدالتی حاکم بر جامعه متأثر شده و از آن هنگام، خود را در میان اقشار محروم و ستمزده جامعه می‌یافت. او در همین مورد بعد از دستگیری گفته بود: «اصولاً از همان موقع ۲طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی ==&lt;br /&gt;
سیل جوادیه در سال۳۹ و خراب شدن انبوهی از خانه‌های مردم محروم جنوب شهر، از حوادثی بود که دانشجویان و روشنفکران متعهد آن دوره را برای کمک به مردم برانگیخته بود. سعید در رأس فعالیت‌های دانشجویانی بود که برای کمک به مردم جوادیه اکیپ‌های تعمیراتی تشکیل داده بودند. او تقریباً همه دانشجویان فنی تهران را، که دستی در مبارزه و سیاست و فعالیت اجتماعی داشتند به‌کار گرفته و سازماندهی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال۱۳۴۱ زلزله در آوج قزوین ویرانی‌های زیادی به‌بار آورد. در اینجا نیز سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در رأس گروه‌های دانشجویی به‌میان مردم رفتند و چندماه به صورت شبانه‌روزی به‌کار درمیان زلزله‌زدگان پرداختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از همرزمانش خاطره‌ای از سعید محسن را این‌طور بازگو می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس از انقلاب ضدسلطنتی روزی برای کار انتخاباتی به وزارت کشور رفتم. یکی از کارکنان آن جا که قبلاً با سعید محسن کار می‌کرد، خاطره‌ای از او را برایم نقل کرد. او گفت در سال ۱۳۴۹ بچه‌ام مریض بود و باید در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار می‌گرفت، در غیر اینصورت زنده نمی‌ماند. پول کافی برای عمل نداشتم. یک روز سعید را دیدم. از من پرسید چرا اینطور ناراحتی؟ به او گفتم دخترم مریض است و احتیاج به‌عمل دارد. برای بیمارستان به دو هزار تومان پول نیاز دارم و هیچ‌گونه امیدی به تهیه آن ندارم و اگر بچه‌ام عمل نشود از دست می‌رود. سعید گفت: ببینم چه کاری می‌توانم برایت بکنم. سعید رفت و بعد از ساعتی آمد و هزارتومان به من داد و گفت منتظر باش. پس از مدتی دوباره هزارتومان دیگر آورد و من رفتم و دخترم را تحت عمل جراحی قرار دادم و از مرگ نجات یافت. بعداً فهمیدم که سعید این پول را از دیگران قرض گرفته‌است. این کارمند وقتی این خاطره از سعید محسن را نقل می‌کرد، اشک در چشمانش حلقه زده بود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
دوران دانشجویی سعید محسن مصادف بود با تحولات سیاسی سالهای ۱۳۳۹تا ۱۳۴۲. بعد از سرکوب و کشتار مردم در ۱۵خرداد ۴۲ و حاکمیت کامل شاه او به‌دنبال افکندن طرحی نو در فلک سیاسی ـ اجتماعی میهن خویش بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۴۲ دوران تحصیل در دانشکده فنی را به‌عنوان مهندس تأسیسات به اتمام رساند. دوران دانشجویی سعید محسن مصادف با سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ و فعالیتهای جبهه ملی و نهضت آزادی ایران بود. سعید قبل‌از بنیانگذاری سازمان، به‌دلیل فعالیت‌های سیاسیش دوبار به‌زندان افتاد. بار دوم هنگامی بود که عضو کمیته دانشجویان [[نهضت آزادی]] بود و در شب اول بهمن سال۴۱ دستگیر شد و از همان‌جا رابطه‌اش با [[محمد حنیف‌نژاد]] هرچه نزدیکتر شد. سعید در آن سال‌های پرتلاطم، بطلان روش‌های کهنه‌ای را که سران نهضت آزادی مبلغش بودند در عمل مبارزاتی تجربه کرد و شکست آنها را دید و از همان‌جا بود که به‌جانب حنیف‌نژاد شتافت تا او را در بنیانگذاری سازمان یاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;آشنایی سعید محسن با محمد حنیف‌نژاد و علی‌اصغر بدیع‌زادگان&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن و محمد حنیف‌نژاد هر دو عضو نهضت آزادی و جبهه ملی بودند. آنها در جلسات قرآن آیت‌الله طالقانی در مسجد هدایت شرکت می‌کردند. به‌دلیل فعالیت‌های انقلابی، سعید محسن همراه با تعدادی از جوانان مبارز آن روزگار، در بهمن سال ۴۱ دستگیر شد. دستگیری سعید محسن باعث آشنایی بیشتر او با محمد حنیف‌نژاد گردید. از همان‌جا هم‌فکری‌ و ارتباط این دو انقلابی با هم رو به افزایش گذاشت و به یک رابطه مستحکم تبدیل گشت. البته او قبل از آشنایی با محمد حنیف‌نژاد با اصغر بدیع‌زادگان نیز آشنایی داشت. آشنایی سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۳۹ اتفاق افتاد؛ سالی که سیل جوادیه تهران را در هم کوبیده و سبب خراب شدن خانه‌های مردم محروم جنوب شهر گشته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن پس از پایان دوره سربازی و آشنایی با محمد حنیف‌نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، به اتفاق او به جمع‌بندی مبارزات گذشته مردم ایران پرداخت. آنها علت شکست‌ها و ناکامی‌های مبارزات گذشته مردم ایران را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مبارزات مسالمت‌آمیز و سازشکارانه آن دوران به پایان رسیده و تنها راه، مقاومت مسلحانه انقلابی است. آنان دریافتند که علت اصلی شکست‌ها و ناکامی‌ها نه در عدم آمادگی مردم برای فداکاری، بلکه در عدم صلاحیت رهبران جنبش است. آنان با تکیه بر اسلام ناب توحیدی و زدودن غبار از رخ اسلام، که طی سالیان، آخوندهای دین‌فروش آن را به ارتجاع و جاهلیت آلوده بودند، هسته نخستین سازمان انقلابی بر پایه ایدئولوژی توحیدی اسلام انقلابی را پی افکندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در همین رابطه گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«مبارزه بدون ایدئولوژی و بدون استراتژی مسلحانه نمی‌تواند پیروز شود. از رهبران سازشکار، این مبارزه برنمی‌آید. اینان در واقع برای کسب وجهه، صاحب شخصیت شدن و دنبال کسب منافع بیشتر به مبارزه وارد شده و بعد سرنوشت خلق و انقلاب را فدای منافع خود می‌کنند و هر موقع فشار زیاد شود کنار می‌کشند. مبارزه به یک رهبری صالح و حرفه‌ای نیاز دارد تا آن را هدایت و به پیروزی برساند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس از تشکیل هسته اولیه سازمان، سعید به‌عنوان یکی از بنیانگذاران مجاهدین برای گسترش سازمان، به عضوگیری پرداخت. او کادرهای سازمان را آموزش داد و در تدوین استراتژی و خط مشی سازمان و سایر امور نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در کنار بنیانگذار سازمان مجاهدین محمد حنیف‌نژاد، از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۰ سازمان را در آن شرایط، بدون این‌که کوچک‌ترین ضربه‌ای متحمل شود، به پیش بردند. این کاری بس شگفت‌انگیز بود که در جنبش رهایی‌بخش میهنمان سابقه نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قسمتهایی از مقاله چشم‌انداز پرشور ==&lt;br /&gt;
«مقاله چشم‌انداز پرشور» از نوشته‌های سعید محسن می‌باشد. در قسمتی از آن چنین آمده است: سؤالی که امروز برای اغلب افراد به‌ویژه آنان که استنباط سازمانی قوی ندارند و کسانی که دارای قدرت درک شرایط و امکانات موجود نیستند وجود دارد، این است که: «آیا در چنین شرایط سهمناکی مبارزه پیروز امکانپذیر است؟» این پرسشی است که امروز پرسنده‌اش زیاد و پاسخگویش کم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منشأ این سؤال چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از عوامل تاریخی و مبارزه‌های ناکام گذشته که در پیدایش چنین سؤالی مؤثرند، باید به پدیده‌ای دیگر که زاییده شرایط زمانی است بیشتر توجه داشت. شرایط میهنی و کانون‌های ملتهب گوشه و کنار جهان نشان داده‌اند که کسب پیروزی در مبارزه امری آسان نیست. برای کسب پیروزی در میدان نبرد دست پر باید داشت. اندیشه، جسارت، جانبازی، پرهیزکاری، سعه صدر، صداقت، حل‌شدن در امر نبرد، اینها و نظایر اینها سکه‌هایی است که برای کسب پیروزی باید به همراه داشت. به این ترتیب مبارزه پیروز آن‌طور که بسیاری در گذشته گمان می‌کردند امر ساده‌ای نیست، بلکه از مشکلترین مسائل عصر ما است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساده‌اندیشی در این مورد سرانجامی جز ناکامی نخواهد داشت و درست در همین‌جا است که ناکامی‌های گذشته وقتی که با اقدامات ضدمردمی رژیم توأم می‌شود، افراد را تحت تأثیرات منفی و کشنده خود قرار می‌دهد، در این زمان ترس و ناامیدی به صورت‌های مختلف تظاهر می‌کند. عده‌ای به بهانه این‌که دارای سرمایه کافی برای ورود در بازار نبرد نیستند، می‌ترسند. عده‌ای به منفی‌بافی روی می‌آورند زیرا از اعتراف به ترس خود شرمسارند. گروهی به لفاظی و سیاست‌بازی می‌پردازند زیرا از درهم‌ریختن شخصیت مجازی خود هراس دارند و نمی‌خواهند مشت خالی خود را باز کنند. عده‌ای در زیر بار نارسایی اندیشه منکوب می‌شوند و عده‌ای هم که خود را پیش‌کسوت می‌انگارند به پند و موعظه می‌پردازند و توجیه می‌کنند که شتر رمیده را به حال خود واگذارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی همه‌چیز سهمگین جلوه می‌کند. هر عمل رژیم دلیل بر قدرت شکست‌ناپذیر او جلوه می‌کند. دشمن با دامن‌زدن به این شرایط چنین می‌نمایاند که تفوق مطلق از آن اوست و سیه‌روزی و شکست از آن حریف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که برای بسیاری نحوه فشار دستگاه‌های جاسوسی دشمن سخت هراس‌آور است و زندان و وقایعش موجب وحشت. تحت شکنجه بودن، تیرباران شدن، در زیر سرنیزه جلادان جان‌دادن، سالها در سلول زندان به‌سربردن چیزهایی هستند که حتی تصور آنها موی بر اندام آدمی راست می‌کند. متواری‌بودن، گرسنگی، فقر، خانه‌به‌دوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و به اندک ساختن، خانه و کاشانه را ترک گفتن، ترک زن و فرزند و عزیزان در راه هدف‌های عالی انسانی، کارهایی هستند که در نظر آنان تنها از عهده افراد نادرالوجود و خارق‌العاده برمی‌آید. آنان که دچار چنین اضطراب درونی می‌گردند، در زمینه سیاست دچار مالیخولیا خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی با تمام اینها سدهای راه تکامل شکست‌پذیرند و این امر ناشی از ماهیت آنها است و ما نه‌تنها چنین رویدادها را دلیل سرخوردگی و یأس نمی‌گیریم بلکه معتقدیم که آنها خوبند و بسیار هم خوبند زیرا تنها شداید و شرایط مشکلند که یک عصیانگر انقلابی را آبدیده می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌که زمانه و شرایطش ما را در جهت پذیرش ایدئولوژی «شهادت انقلابی» رهنمون شده‌اند، بسیار خجسته است و خجستگی بیشتر آن‌گاه که ما مردانه چنین سیر شورانگیزی را پذیرا شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدایش مرز جنبش و ضدجنبش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط سخت و دشوار عامل مرزبندی دقیق بین جنبش و ضدجنبش است. پیدایش مرز بین جنبش و ضدجنبش انقلاب خود دلیل بر تکامل مبارزه است زیرا تنها در چنین صورتی است که برای فرصت‌طلبی و سازشکاری محلی باقی نخواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت‌طلبان و سازشکاران و آنها که به‌اصطلاح یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ، مواضع خود را از دست خواهند داد و در این شرایط تنها مردان مصمم هستند که بار سنگین نبرد را به‌دوش می‌کشند و دارای قدرت ادامه نبرد و بسیج آگاه‌نمودن توده‌ها در هرگونه شرایط سخت می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا درک این مسئله برای همه میسر است؟ مسلماً نه. تنها کسانی قدرت این کیفیت را دارند که به اندیشه علمی و اراده مجهزند. شرایط را دقیقاً می‌شناسند و مطابق با شرایط در خود آمادگی ایجاد می‌کند. بر ماست که بکوشیم تا در شمار چنین افرادی درآییم. سازمان دربرگیرنده این عناصر نیز سازمانی است که خود ثمره شرایط خاص و دشوار محیط است. «بین ریشه‌های وجودی چنین سازمانی و شرایط محیط رابطه مستقیمی وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنچه گفته شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که شرایط دشوار کنونی برای ما نه‌تنها بد نیست بلکه از آن‌جا که دشواری‌ها تعیین‌کننده مرز دقیق بین جنبش و ضدجنبش، انقلاب و ضدانقلابند، انتخاب طبیعی، پایه و اساس پیدایش عناصر ارزنده و در نتیجه رهبری خواهد شد و حکومت عادات و سنن که منجر به پیدایش یک رهبری مصنوعی می‌شد، نابود می‌گردد و تنها در این‌صورت است که رهبری و زعامت را کسانی به‌عهده خواهند گرفت که صلاحیت و شایستگی خود را برای احراز این مقام نشان داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته سعید محسن (نشریه مجاهد-فوق‌العاده مهر ۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و بازجویی ==&lt;br /&gt;
سعید محسن همراه با مجاهدان خلق [[علی باکری]]، [[ناصر صادق]]، [[محمود عسگری‌زاده]]، [[رضا رضایی]]، [[محمد بازرگانی]] و [[مسعود رجوی]] در همان روز اول شهریور ۵۰ دستگیر شد. حمله‌های بعدی ساواک به دستگیری [[علی میهندوست،]] [[رسول مشکین‌فام]] و [[علی اصغر بدیع زادگان]] منجر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازجویی از سعید محسن ===&lt;br /&gt;
=== انگیزه و هدف از فعالیت ===&lt;br /&gt;
سعید محسن انگیزه و هدف از فعالیت‌‌‌های سیاسی خود را چنین بازگو کرده بود: سال ۱۳۲۵ برای من با آنکه ۷ سال بیشتر نداشتم سال تلخی بود. زیرا پدرم در قضیه دموکرات‌ها مجبور به فرار گردیده بود. من در همان موقع مزه تلخ فقر را به طور نسبی و ترس از زورگوها را چشیده بودم. از اولین روزهایی که به مدرسه می‌رفتم از معلمی که بچه‌ها را بیخود چوب می‌زد متنفر بودم و اگر نمره بیخودی داده می‌شد اعتراض می‌کردم. جریانات سال ۳۲ و به خصوص کشته شدن یکی ازاقوام ما به نام فرزین که قاضی دادگستری و فردی پاکدامن بود به دست ذوالفقاری‌ها نخستین موج مخالفت با زورگو را در من برانگیخت، همیشه دلم می‌خواست بتوانم انتقام او را بگیرم. حتی پدرم را که خیلی با ذوالفقاری‌ها معاشرت داشت در پیش خود در همان عوالم کودکی محکوم می‌کردم.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران جوانی جریان مهمی که قابل ذکر باشد اتفاق نیفتاد؛ ولی همواره آرزوی خوشی برای افراد پایین را می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت رختشوی خانه با لباس‌های شسته و دست‌های از سرما سرخ شده به خانه می‌آمد یک نوع ترحم نسبت به او به من دست می‌داد و دست‌های خود را در همان حالت کرخ شده مشاهده می‌نمودم. در سال‌های اول و دوم دانشکده اتفاق جالبی برای من اتفاق نیفتاد. جز اینکه یک بار برای تقاضای مساعده پیش مهندس ریاضی رفتم به او گفتم چون نمی‌خواهم سربار پدرم باشم شما دستور بدهید دانشکده به من وام بدهد و من بعداً آن را پس می‌دهم. یا اجازه دهید من در ضمن درس دانشکده معلمی نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مهندس) ریاضی با لحن استهزاءآمیزی جواب داد «دانشکده فنی که گداخانه نیست»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماورای احساس حقارتی که در ازاء این حرف ریاضی به من دست داد احساس کردم چگونه فردی از طبقه مرفه به فرد دیگر توهین می‌نماید. خیلی زود من این توهین ریاضی را از جنبه فردی به دوستان دیگر تعمیم دادم زیرا در آن موقع اغلب دوستان من از طبقه متوسط و پایین بودند. خیلی آرزو می‌کردم که روزی ریاضی گدا می‌بود و من همین حرف را به او می‌زدم. به همین علت با تمام تعریف‌هایی که از ریاضی و باسوادبودن او می‌کردند قیافه او همیشه برای من غیرقابل تحمل بود. در کلاس او همیشه پیش شاگردهایی می‌نشستم که لباسشان نو نبود. درس او را با بی میلی مطالعه می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طبقات پایین جامعه در زیر فشارند ===&lt;br /&gt;
اصولاً از همان موقع دو طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های ۳۹ الی ۴۱ به جبهه [ ملی] ونهضت[ آزادی] وارد شدم ولی نه فعالیت جبهه و نه نهضت هیچ‌یک مطابق با احساس اصلی من نبود، هر چند شور و هیجان کارها به طور کامل مشغولم کرده بود. شاید اگر جریان ۱۵ خرداد نبود من نیز مثل دیگران همه چیز را فراموش می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخورد ۱۵ خرداد و اینکه طبقات پایین درآن جریان به سادگی کشته شوند در حالی که در جریان دانشگاه حداکثر به چند ماه زندانی شدن قناعت می‌شد، روحیه مقاومت را در من زنده می‌کرد. این سؤال بارها در ذهن من تکرار می‌شد، چی شد که درعرض چند روز مردم جلوی گلوله رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول سه سال مبارزه از اعلامیه پخش کردن تجاوز نکرده بود. در تحلیل بعدی به این نتیجه رسیدم که طبقات پایین جامعه در زیر فشارند و برایشان مرگ و زندگی فاصله زیادی ندارد ولی طبقات مرفه فاصله مرگ وزندگیشان بسیار زیاد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== زندگی مردم لار و بندرعباس برای من حالتی شبیه به خواب داشت ===&lt;br /&gt;
مهرماه سال ۴۲ من به دلیل فعالیتی که داشتم برای خدمت نظام به جهرم فرستاده شدم در برخورد اول با افسران پادگان آموزشی جهرم، مرا فردی معرفی کردند تبعید شده، در حالیکه من خودم را تبعیدی حساب نمی‌کردم. شاید به همین دلیل بودکه افسران زیاد با من از نزدیک رفیق نشدند. من بالاجبار به طرف مردم برگشتم برخلاف محیط پادگان، خیلی زود با مردم جهرم آشنا شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت من در مجالس عمومی آنها به صمیمیت من با اهالی افزود. در این برخورد بود که من با وضع مردم آشنایی بیشتری یافتم. با کمال تعجب مشاهده نمودم که غذای این مردم چیزی جز نان کاهو با سرکه یا شلغم پخته نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب تر اینکه در تمام شهر فقط دو دکان قصابی وجود داشت. دو سال خشکسالی در این شهرستان که مرکز مرکبات است زندگی مردم را تباه کرده بود. من به سادگی پی بردم که اغلب مردم فقط به نان خالی قناعت می‌نمایند و تنها درآمد آنها اضافه بر قاچاق که به طور محدود انجام می‌گرفت درآمدی است که از طریق پادگان آموزشی جهرم برای آنها می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی برای من معلوم شد که جهرم آبادترین شهر آن حوالی است دیدن نقاط دیگر ضروری نمود، من بلافاصله به لار و بندرعباس مسافرت کردم. آثار زلزله در لار کامل مشهود بود. یک سری خانه در حال نوسازی بود ولی مردم از ترس قسطی که باید بپردازند حاضر نبودند در آن قسمت‌ها منزل بگیرند. همین وضع در بندرعباس نیز مشهود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لار آب برای خوردن موجود نبود. برای اولین بار بود که من با آب انبارهای آب که آب باران در آن جمع شده بودند آشنا شدم. زندگی مردم لار و بندرعباس واقعاً برای من حالتی شبیه به خواب داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مردم درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند ===&lt;br /&gt;
در بندرعباس با عابرینی مواجه شدم که هر کدام ساق پایی به اندازه یک توپ پارچه داشتند وقتی سؤال کردم معلوم شد که این کِرم مخصوص آب (پیو) است و از راه آشامیدن آب وارد بدن می‌شود و سپس از ساق پا بیرون می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساس ترحمی را که نسبت به این افراد در من به وجود آمد هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. قبول اینکه این مردم به چنین حالت ناراحتی زندگی می‌کنند فشاری بود که من قدرت تحمل آن را نمی‌توانستم بکنم. من در سال ۴۱ وقتی برای کارآموزی به خرمشهر رفتیم زندگی مشقت بار مردم را که زیرآفتاب درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند یا در قسمت شرقی آبادان درکنار بازاری پر از کثافات خانه داشتند دیده بودم، حتی منظره بومی‌های آبادان در کنار ماشین‌های آخرین سیستم شرکتی‌ها که به نظر می‌رسد نماینده حداکثر تبعیض‌ها بود، به اندازه ناراحتی چندش آوری که از مریض‌های کرم به پا پیچیده حاصل می‌شد روح انسان را عذاب نمی‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان برای من در زمستان سال ۴۲ اتفاق افتاده بود. من بعدها برای دیدن چنین مناظری حتی تا (بندر) لنگه هم مسافرت کردم ولی اثری که مسافرت اول درمن داشت برایم فراموش ناشدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ششم فروردین ماه سال ۴۳ من افسر نگهبان آشپزخانه در پادگان آموزشی جهرم بودم. یکی از سربازان که در دسته سوم گروهان پنجم در اختیار من بود با حالت گریه به من مراجعه کرد و با لحن دهاتی گفت جناب سروان من به خانه ستوان… نمی‌روم. پرسیدم چرا؟ ابتدا جواب نداد وقتی اصرار کردم گفت او نظر خاصی دارد و اینکه مرا می‌خواهد ببرد به همان علت است (هرکدام از افسرها سربازی را به عنوان گماشته برای کار در خانه خودشان می‌بردند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جا خشکم زد. سرباز دهاتی برای افسری که زن دارد غیرقابل تصور بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول فکر کردم اشتباه فکرمی کند پرسیدم مگر چنین چیزی سابقه دارد؟ با قیافه ای که می‌توانم به صراحت بگویم به سادگی به من می‌خندید. گفت بسیار، جناب سروان این را در گروهان همه می‌دانند شما چطور نمی‌دانید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من تازه فهمیده بودم که درک یک سرباز که در جریان کاری است چقدر با ارزش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخوردهای بعدی جریان آن سرباز را به صورت پروسه ای یافتیم که حتی دامن دو افسر وظبقه‌ای را که غیر از من در پادگان بود گرفته‌است. از حدود ۱۹ افسر موجود هم ردیف، جز با چهار نفر، تقریباً قطع رابطه کردم زیرا برای من غیرقابل تصور بود که فردی متأهل این قدر تسلیم نفس باشد که از سرباز دهاتی صرفنظر ننماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جریاناتی از زندگی افسران که بعدها برایم معلوم گشت به نفرت من می‌افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند ===&lt;br /&gt;
وقتی در اواخر فروردین ماه، همان سرباز در موقع اعزام به شیراز از من تشکر کرد که او را از رسوایی نجات داده‌ام خود را بیشتر مرهون آن سرباز یافتم که به من درس بیشتری آموخته بود. بعد از آن من بیشتر با درجه داران و استوارها گرم می‌گرفتم تا افسران. زیرا در آن گروه، پاکی بیشتر و صفای بیشتری یافته بودم، کوچکترین صحبت را فراموش نمی‌کردند. با آنکه برای دادن یک مرخصی به سرباز رسماً ۲۰ ریال می‌گرفتند ولی آلودگی دیگری از خود نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا فکرکردم افسران به دلیل دورافتادن از محیط ظاهراً مترقی به چنین فسادهایی کشیده شده‌اند ولی بعداً دریافتم در محیط شخصی شهرستان جهرم نیز بچه مدرسه‌ها را به این نوع آلودگی کشیده‌اند. البته ممکن است دراجتماع امروزی چنین دردی کسی را ناراحت ننماید ولی توجه نمایید که این مسئله برای من در سال ۴۳ اتفاق افتاده‌است یعنی در زمانی که مردم به خاطر دفاع از مذهبشان بدون داشتن دید روشن در ۱۵ خرداد جلو گلوله می‌روند و به اضافه در اجتماع آن روز حتی در کادر روشنفکری آلودگی به حد امروز نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در بررسی ابتدایی خود خیلی ساده این مسئله را از جنبه اجتماعی به دامن رژیم حاکم چسباندم و نتیجه گرفتم که این سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند و این مسئله تا سال‌های بعد مرا رنج می‌داد و هر وقت فکر می‌کردم که نسلی فاسد تحویل جامعه فردا می‌شود که جز خور و شهوت خود چیزی نمی‌شناسد بی‌نهایت افسرده می‌شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا جریان شورش پاریس فکر نوی در من به وجود آورد و آن اینکه حتی نسل فاسد از نقطه ای به بعد به زندگی بر می‌گردد و به جبران فساد قدیمی، بیشتر در سازندگی می‌کوشد و به طور اتفاقی در جریان مسابقات ایران و اسرائیل این نتیجه‌گیری برای من کامل تر شد زیرا پلیس با تمام قدرتش ازعهده همان جوانانی که در مسابقه زن روز دامن دختران را پاره می‌کردند و آن روز بر علیه پلیس شعار می‌دادند برنمی‌آمد. من به طور عینی دیدم که همان زرنگی که جوانان ظاهراً آلوده در دختربازی به دست آورده بودند درمقابله با پلیس او را عاجزمی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در مقابل پیرمرد [کارگر کارخانه] احساس خجالت می‌کردم ===&lt;br /&gt;
بعد از اتمام سربازی به تهران آمدم. نخست در کارخانه گیوار مشغول کار شدم ولی مجموع کار من پنج ماه بیشتر طول نکشید. در این مدت من دوبار با کارفرما دعوا کردم که دفعه دوم منجر به اخراج من شد. علت دعوای اول این بود که من در دو ماه آخر بیش از ظرفیت تولید قسمت خودم که تراشکاری بود تولید کرده بودم و در قسمت من کارگر پیری بود به نام مهرزاده که زندگی بسیار محقری داشت. قیافه معصوم و عینک زده وی را در حالی که با دست لرزانش با مرغک ماشین تراش کار می‌کرد هیچ وقت فراموش شدنی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قیافه این پیرمرد که عمری به سختی زندگی گذرانده بود من یک اراده مبارزه با مرگ برای تأمین زندگی خانواده اش را می‌دیدم با تمام پیرمردی به اندازه یک جوان کار می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارگران دیگرمن ـ آلبرت ـ روبن ـ شاهن و شاگردان آنها همه با ارزش بودند؛ ولی من در مقابل این پیرمرد احساس خجالت می‌کردم. من روبن را به پرکاری تشویق می‌کردم. حتی وادار کردم شب‌ها درس بخواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی این پیرمرد همواره بیشتر از مقدار کاری که من می‌خواستم انجام می‌داد. من بعد از افزایش تولید از کارفرما تقاضای اضافه دستمزد برای همه گروه که حدود آن فقط برای پیرمرد ۲۵ ریال و بقیه در حدود ۱۰ ریال بود[کردم]، ولی با تمام تلاش با آنکه قانع شدند برای اینکه کارگر بهتر بتواند کار کند باید او را تأمین کرد ولی از افزایش دستمزد خودداری نمودند و در دفعه دوم نیز من اجازه داده بودم کارگر برای اینکه بهتر بتواند در سرمای زمستان کار کند در اول وقت موقعی که ماشین‌ها برای گرم شدن بی بار کار می‌کنند در کنار بخاری خود را گرم نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم ===&lt;br /&gt;
دلیل کارفرما همیشه این بود که کارگر بدعادت می‌شود و نمی‌توان از او کار خواست. من نتوانستم در این موقعیت مقاومت نمایم. واقعیت این است که مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم. حساب نموده بودم که هرکیلو پروفیل برای کارفرما ۱۷–۱۹ ریال تمام می‌شد و ۲۶ ریال فروش آن بود و کارخانه به طور متوسط ۸ تن و گاهی تا ۱۲ تن تولید داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود خالص آن به طور متوسط در حدود ۶۰/۰۰۰ ریال در روز بود. برای کارخانه ای با سرمایه حداکثر ۲/۵ میلیون تومان سودی در سال معادل ۱/۵ میلیون تومان در سال ۴۳ و آن وقت مقاومت در برابر اضافه دستمزد ۱۰ ریال کارگری که واقعاً کار می‌کرد، نتیجه این شده بود که در یک طرف صاحب کارخانه ثروت می‌افزود و در یک طرف همان کارگر پیر فرسوده تر می‌گشت و هر وقت با نهایت شرمندگی از من ۲۰۰ ریال قرض می‌خواست به واقع نمی‌توانستم تحمل آن را بنمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موارد فوق فقط مشاهدات شخصی بود که بیان می‌شود، برای بیان تبعیض‌ها موارد خیلی بیشتری می‌توان بیان کرد ولی گاهی اتفاق می‌افتاد یک مسئله کوچک برای یک فرد ارزش ویژه پیدا می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای من با زمینه مذهبی که مساوات ایده‌آلی را همیشه تشویق کرده بود هرگونه تبعیض را به شکل و نمود اجتماعی می‌دادم آن را جزیی از نتایج سیستم حاکم به حساب می‌آوردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد ===&lt;br /&gt;
در سال ۴۴ این فکر کامل درذهن من شکل گرفته بود که بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد و در این مرحله من با هیچ فرد به خصوصی احساس دشمنی نمی‌کردم. همیشه به مجموع سیستم کینه می‌ورزیدم و هنوز هم بسیار اتفاق افتاده‌است پاسبانی را که بیهوده به سرکسی می‌کوبد یافحش می‌دهد به سادگی تبرئه می‌کنم. گرچه به «المأمور و معذور» معتقد نیستم ولی ناراحتی از فرد را همیشه به سیستم برمی‌گردانم به طوری که اغلب اوقات وجود سیستم را به صورت یک کابوس احساس می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین موقع فقط از مدافعین رژیم که به طور آگاهانه از آن دفاع می‌کنند احساس کینه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۴۴ به بعد ما وارد کار سازمانی شدیم. مطالعات اجتماعی به خصوص آشنایی با سایر کشورهای توسعه نیافته کمبود غذایی، بهداشت، مسکن، عدم تعدیل ثروت‌ها، عدم رعایت عدالت اجتماعی و… و نظایر آن به صورت فرمول در ذهن ما فرو رفت. با چنین معیارهایی ما به استقبال شناسایی‌های جدیدتری رفتیم. هر مسأله برای ما سوژه جدیدی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبعیض‌ها با زبان گویاتر خود را نشان می‌داد. از فروشنده بلیط بخت آزمایی، که هزار دروغ برای فروش آن می‌گفت و خریدارش که دو تومن از نان شب خود را تحویل سازمان بلیط بخت آزمایی می‌داد و با امیدی واهی دلخوش بود، تا دعوای سر محل، گدایی مستخدم اداره به صورت محترمانه‌اش و… همه در تثبیت فکر من اثر می‌گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== همه‌شان معتاد بودند و منتظرفروش خون خویش ===&lt;br /&gt;
بعد از این جریان برخوردها اثر قوی‌تر می‌گذاشت برای نمونه حادثه‌ای از جریان زمستان سال ۴۴ را که جزو خاطرات فراموش نشدنی است می‌نویسم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک روز (فکرمی‌کنم سه‌شنبه بود) از وزارت کشور که آن موقع در گلوبندک به جای وزارت اطلاعات (اطلاعات و جهانگردی) فعلی بود درآمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌خواستم به تلفنخانه بروم و در مسیر ناصرخسرو در کنار دبیرستان دارالفنون به صف طویلی در حدود ۲۰ نفر برخوردم. در برخورد اول به نظرم رسید که اینها معتادند، تا آن روز متوجه تابلو شیر و خورشید در آن محل نشده بودم. با کمترین دقت متوجه شدم که این محل خرید خون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اینکه حدود ۲۰ نفر جلو درب کوچک شیر و خورشید آن هم ساعت ۱۱/۵ صبح صف کشیده‌اند، این‌طور به نظر می‌رسید که در این محل به افراد دیگر نیازمند خون تزریق می‌کنند. ابتدا کمی تعجب کردم که مگر ممکن است شیر خورشید خون مجانی تزریق نماید ولی به زودی مسأله برایم روشن شد. برای من همه چیز قابل تصور بود جز اینکه ببینم عده‌ای افراد که به نظر من دربرخورد اول همه‌شان معتاد بودند و از فرط کم خونی رنگشان زرد می‌نمود، منتظرفروش چند سانتیمتر مکعب خون خویشند تا از این طریق امرار معاشی به دست آورند. مدتی در کنار جوی آب ایستاده بودم و اصولاً فراموش کرده بودم به کجا می‌روم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان موقع فردی با خوشحالی از درب بیرون آمد و دربان با نهایت خشم فردی را که از ردیف جلو می‌خواست تو برود رد کرد و با عصبانیت گفت: تو که خون نداری. نفر بعدی که چیزی بیشتر از اولی نداشت وارد شد. فرد رانده شده دوری زد و با نهایت استیصال در آخر صف نوبت گرفت، شاید دفعه دیگر بتواند برای فروش خون برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عجیب بود که در قیافه همه موجی از نگرانی مشهود بود گویا همه می‌ترسیدند دربان به آنها نیز راه ندهد. شاید مجموع این برخورد ۷ دقیقه بیشتر طول نکشید ولی وقتی من به خود آمدم چیزی احساس نمی‌کردم فکرمی کردم خواب بود ولی متأسفانه برخورد واقعیت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند دقیقه بعد در تلفنخانه نشسته بودم احساس می‌کردم که اگر من در تصادف تمام خونم را از دست بدهم و بخواهند از خون این افراد به من تزریق نمایند اگر جرئت حرکت داشته باشم نمی‌توانم قبول نمایم یک قطره از آن خون در بدن من جاری شود. گاهی خیال می‌کردم خون آنهاست که دربدن من جاری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد ===&lt;br /&gt;
دیگر از خیالت آن روز چیزی بخاطر ندارم. فقط هر وقت از روبروی دبیرستان دارالفنون می‌گذشتم احساس می‌کردم همان قیافه‌ها صف کشیده‌اند و منتظرند و یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد. آن موقع گاهی برادرانم کاظم و رضا را می‌دیدم. روزی به کاظم این جریان را نقل کردم (فکرمی کنم یادش باشد) اوگفت ما در پارک شهر درس می‌خوانیم و می‌گویند بسیاری از این افراد معتادند و از این پول یک نوع قرص می‌خرند (این قرص نظیر هروئین ولی خیلی ارزانتر به قیمت دانه ای ۶ ریال در داروخانه‌ها فروخته می‌شود) و اغلب بعد از دوماه مصرف قرص در کنار خیابان یا پارک شهر می‌میرند مدت‌ها صبح زود قبل از رفتن به اداره به پارک شهر می‌رفتم تا شاید یکی از محکومین این اعتیاد را ببینم؛ ولی بعداً فهمیدم که شب‌ها پارک شهر را خالی می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تنها امیدم در این موقع به سازمان بود ===&lt;br /&gt;
داستان فروش خون نیز مدت‌ها مرا زجر می‌داد و تنها امیدم در این موقع به سازمان بود که بتوانیم روزی چنین وضعی را از بین ببریم و محیطی بسازیم که درآن چنین تبعیضی مشاهده نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مرور این چنین مشاهدات روزمره برای من تقریباً از حد گذشت. اگر روزی من در زلزله بوئین زهرا از دیدن اجساد کشتگان و زاری مردم و از اینکه حتی کمک آماده شده به آنها نمی‌رسید زجر می‌کشیدم، دیگر آن روز مسائل به صورت خون فروشی مطرح نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است خاطره مرد مریض بندری ـ سرباز پادگان آموزشی یا کارگر کارخانه و یا جوان معتاد به هروئین و فروشنده خون هیچ وقت فراموش نمی‌شد ولی شکل اجتماعی می‌گرفت و من هم این مسائل و نظایرآن را فقط به وجود رژیم استوار می‌دیدم و تغییر سیستم موجود و بنای سیستمی که در آن تبعیض‌ها و بهره‌کشی نباشد به صورت آرزو درمی‌آمد و بهترین مشوق من برای فعالیت در درون سازمان ما بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم در مقابل این ناراحتی‌های اجتماع دست به تغییراتی می‌زند. او تلاش می‌کند حد متعادلی ایجاد نماید که در عین حفظ منافع طبقات بالا حداقلی برای طبقات پایین ایجاد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من جنبه‌های مختلف این تلاش را هم که خود به وضوح شاهد آن بوده‌ام موردبررسی قرار می‌دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عینی‌ترین مسئله برای من انقلاب اداری است چون خود کارمند وزارتخانه ای بودم که بارها به عنوان نمونه انقلاب اداری شمرده شده‌است. انقلاب اداری به ظاهر یک نوسازی اداری است به این صورت که با دمیدن جان تازه در قالب ادارات بشود به کارها جنبه مثبت تری داد. چون طبقات متوسط در برخورد با سیستم اداری همواره جزو ناراضیان ادارات بوده‌اند؛ ولی سرانجام این انقلاب در محیطی که من بودم به کجا کشیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم ===&lt;br /&gt;
وزارت کشور در ساختمان قدیمی با ۳ معاون و حدود ۱۰ مدیر کل شاید جمعاً ۱۸۰ نفرکارمند همان کاری را انجام می‌داد که امروز در ساختمان ده طبقه با ۵ معاون و حدود بیش از ۲۰ مدیر کل و ۵۰۰ نفر کارمند انجام می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سیستم کار جدید فقط ساختمان وزارتخانه با سیستم تهویه مطبوع [...ناخوانا] و چراغهایی که هر عدد حدود ۵۰۰۰ ریال که من بشخصه مسئول نگهداری آن از لحاظ فنی بوده‌ام مجهز گردیده، وگرنه نه کسی می‌توان یافت که مسئولیتی در قبال کاری احساس کند و نه کاری به واقع با قبول مسئولیت انجام می‌گیرد. بدتر از زمان گذشته روزی که مدیرکل در مرخصی است، رئیس اداره هم پی کار خود می‌رود و هروقت وزیر در اداره نیست یا در مسافرت و مرخصی است و یا معاونین نیستند همان وضع است که ذکر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای نمونه پرونده‌هایی که به من ارجاع شده مراجعه فرمایید یک دستور صریح از مقام بالا و جمله «اقدام مقتضی معمول دارید» ـ یا «مذاکره فرمایید» داده نشده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیاد است مواردی که من برای پیشرفت کار با مسئولیت خودم و به دلیل اعتمادی که به کار خودم داشتم پیشنهاد کرده‌ام و نامه‌ای را امضا نموده‌ام ولی کمتر خواهید توانست از مسئول مافوق من دستور صریحی ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر تحقیقی درمحیط کار من نموده باشید، خواهید دید بسیار اتفاق افتاده که وسیله‌ای را که موجود نبود من شخصاً پول داده‌ام تا کارگر خریداری نماید و شاید چندین بار دوستان اداری از این کار با تعجب منعم کرده‌اند ولی من در محیط کارم ندیدم که مافوق من برای خاطر پیشرفت کار (نه منافع شخصی و مقام خودش) پی کاری دویده باشد. من برای استخدام چهار نفر کارگر خودم مدت بیش از پنج ماه در اداره دویدم. زیرا از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شما از حل این مسئله عاجزید ===&lt;br /&gt;
آن قدر به سازمان امور استخدامی مراجعه کردم که در آخر کار قانوندان شده بودم و به واقع می‌دیدم که سازمان امور استخدامی به وجود آمده بود تا جلو هرج و مرج استخدام ادارات را بگیرد ولی خود چه دردسری می‌شد برای کار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه‌ای که من می‌گرفتم این بود که آنچه که به نام نوسازی اداری یا انقلاب اداری انجام گرفته بود، تغییری در بنیاد نیست بلکه نتیجه ای جز افزودن یک سری کارمند نداشته‌است. این سخن برای من از درون سیستم اداری و با آشنایی به آن با شما صحبت می‌کنم این نتیجه را برای شما خواهد داشت که: لازمه تغییر در هرقسمت از جامعه، تغییرعناصر متشکله و فعال آن قسمت است و در سیستم موجود چون هرکس برای خودش تلاش می‌کند این تغییر غیرممکن است و من همیشه فکرمی کنم شما از حل این مسئله عاجزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین سبب است که هر نوسازی یا انقلاب نتیجه ای غیر از آنچه که مورد انتظار شماست می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ===&lt;br /&gt;
مورد دیگری که می‌توانم مطرح سازم در مورد اصلاحات ارضی است. البته باز سعی می‌شود از تجارب عینی مثال زده شود. در سال ۴۰ پیشروترین گروه‌ها از مسأله‌ای به نام انقلاب ارضی یا تقسیم اراضی با احتیاط آمیخته به ترس صحبت می‌کردند. رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ولی در زمینه اصلی نسق زراعتی را تغییر نداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دهات فقط سایه ارباب از سر دهاتی برداشته شد. دهقان که در دو سال اول با نطق آقای ارسنجانی در رؤیایی از تخیلات فرورفته بود وقتی که ماشین اصلاحات ارضی به ده وارد شد مشاهده کرد که کدخدای قبلی به جای خود محفوظ است با همان مقدار زمین مرغوب و گاو و گوسفند و به پیرزن خوش نشین هم چیزی جز همان چادر شکسته قبلی و یک عدد بز و یک دیگ مسی چیزی نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته زمین‌های مرغوب‌تر به عنوان کشت مکانیزه در اختیار مالک اصلی باقی ماند. (من خود در این مورد نمونه‌هایی از دهات زنجان دارم از جمله ذوالفقاری‌ها در ده به شاه نشین حتی برای کار در مزرعه از ده دیگر دهقان را می‌آوردند که کامل کار دهقان جنبه کارگری داشته باشد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که در بعضی دهات آرزوی مالکین قبلی را می‌نمایند زیرا در مواقع خشکسالی حداقل کمکی می‌کردند که از گرسنگی نجات یابند. البته مطمئنم که آمارگیران شما جزاین گزارش می‌دهند زیرا آنها وقتی به ده وارد می‌شوند در خانه کدخدا پذیرایی می‌شوند. آن وقت با تعریف‌ها و تمجیدها از وضع ده برمی گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه‌ای داشت ===&lt;br /&gt;
کار اصلاحات ارضی سبب شده‌است که فقط در دهات کدخدا مالک‌الرقاب باشد این داستان نیز برای من ارزش عینی دارد زیرا یک دهاتی خود در ماشین برایم تعریف می‌کرد در یکی ازدهات قزوین کدخدا تنها مغازه‌دار ده است هر پیت نفت را به قیمت بیست لیتر از قرار هر لیتری ۳ ریال می‌فروشد و اضافه پیت نفت را ۲۲ ریال حساب می‌کند، به ازای ۲۰ لیتر نفت ۸۲ ریال می‌گیرد. توجه نمایید پیت خالی را شرکت نفت ۱۸ ریال حساب می‌نماید ولی کدخدا ۲۲ ریال می‌فروشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن وقت پیت خالی را پس نمی‌گیرد و نفت بدون پیت هم فروخته نمی‌شود. با چنین وضعی تعریف می‌کرد در هر خانه تعدادی پیت خالی موجود است. فقط بعضی از دهاتی‌ها که پیت‌ها را به خود شهر برمی‌گردانند هرعدد ۱۸ ریال تحویل شرکت نفت می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دهاتی (مذکور) می‌گفت چندین بار به ژاندارمری محل شکایت کرده‌ایم ولی هردفعه کدخدا با تهدید ما و تطمیع ژاندارمری جلو شکایت ما را گرفته‌است. بدیهی است از نظر این دهاتی هم ژاندارمری پشتیبان زورگو جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی جزیی از زیربنای اقتصادی اصلاحات ارضی هم بی فایده نیست. با تقسیم اراضی سیستم تولید در کشت ایران تغییری نکرده‌است. بالنتیجه مقدار تولید نیز افزایش نیافته و درآمد دهقان هم به همان مقدار قدیمی خود ثابت مانده‌است. بدیهی است لازمه افزایش تولید تغییر سیستم کشت می‌باشد و این تغییر را در مدت سه یا پنج سال که دوره‌های اصلاحات ارضی است نمی‌توان ایجادکرد. هنوز نه در دهات، تراکتور جای گاو را گرفته‌است و نه کود شیمیایی جز در مزارع نمونه یا مزارع مکانیزه که متعلق به ارباب هاست، وارد شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به آمارهای موجود مراجعه شود درآمد سرانه دهاتی تفاوت محسوسی نکرده‌است؛ ولی از طرف دیگر هزینه‌های جدیدی که در اثر بازشدن پای شهر به ده و ورود کالی شهر به ده ایجاد گردیده باعث شده‌است که دهقان با تعداد درآمد ثابت قبلی هزینه زندگی را بیشتر بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالنتیجه دهاتی به سمت قرض و وام‌های بیشتری از شرکت‌های تعاونی و سرمایه داران شهری روی آورده‌است. اغلب دهقانان حتی در برخورد کوتاهی که درعرض یک ساعت در یک اتوبوس داشته‌اند از برنج تومنی یک قران یعنی ۱۲۰٪ شکایت می‌کنند. اغلب محصولات سلف فروشی شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهقان درعرض هر سال به مقادیر بیشتری از زندگی خود را ازدست می‌دهد و اغلب با رها کردن خانه و زندگیشان به بیکاران شهری اضافه می‌شوند. این وضع به تحریک ناهماهنگی در تغییرات زیربنای تولیدی و زیربنای فرهنگی اصلاحات ارضی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه‌ای داشت بدون اینکه سرعت رشد تولید را فزونی بخشیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نشده‌است ===&lt;br /&gt;
در اثر همین ناهماهنگی است که در مدت کمتر از پنج سال طبق آمار مجله تحقیقات اقتصادی نزدیک به ۶۰٪ قنات‌های ایران خشکیده‌است و با توجه به ارزش قنات در کشاورزی ایران به سادگی می‌توان آینده کشاورزی ایران را حدس زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منطقه خمسه که با صدور گندم در سال‌های قبل همواره تجار گندم وضع بسیار خوبی داشته‌اند ولی پارسال در زنجان صحبت از ورود گندم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه در طرح اصلاحات ارضی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر روبنایی بوده و ضدانگیزه‌ای نه زیربنایی که قدرت تولید را فزونی بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ حتی در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نگردیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر عدم رعایت دو اصل فوق، دهاتی امروز بسیار ناراضی تر از دهقان سال ۱۳۴۱ می‌باشد. از نظر آگاهی در سال ۴۱ اگر پیشروترین افراد نمی‌توانست از اصلاحات ارضی صحبتی بنماید، امروز هر دهقانی در دورافتاده‌ترین نقاط آذربایجان و سیستان به سادگی صحبت از مساوات و از بین بردن اختلاف‌ها را می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسأله‌ای که بیشتر دهاتی را تحت فشار قرارمی دهد صعود قیمت‌ها است. درعرض چند سال گذشته شاخص واقعی هزینه زندگی حداقل ۱۵ درصد بالا رفته‌است. در سال جاری تا حال این مقدار بدون شک از ۲۰٪ گذشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی افزایش قیمت مواد اولیه تولید دهاتی تفاوت زیادی نکرده‌است هنوز او مجبور است محصولات میوه ـ حبوبات - غلات خود را به واسطه بفروشد و واسطه‌ها هم با همان سیستم قدیمی با توجه به احتیاج مبرم آنها به پول، رفتار دزد سرگردنه را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهاتی با درآمد قدیمی قدرت خرید قدیمی را هم از دست داده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مشاهده و مقایسه وضع کارگران امر ترافیک ـ مسکن ـ بهداشت و نظایر آن درمرحله و اقدامی که به عمل آمده‌است عملاً با چنین شکست‌هایی مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است ===&lt;br /&gt;
مجموعه این مسائل در ذهن هر فرد روشنفکر این مسئله را نشان داده‌است که رژیم نیز خود به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است و خود به خود در جستجوی راه حل‌ها هرکس به این نتیجه می‌رسد که تنها راه حل با شرکت توده مردم در امر اصلاح ممکن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینکه تمام افکار حتی بدون اطلاع کامل از ماهیت امر، به سمت انقلاب مسلحانه کشیده می‌شوند معلول همین تصور است که تنها با انقلاب مسلحانه می‌توان توده مردم را به سمت یک حرکت عمومی سوق داد و عجیب اینکه این مسئله است که در برخورد با مردم کاملاً به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرکس وقتی صحبت ازاصلاحات می‌شود با کمال بی‌اعتمادی می‌گوید تنها راه، راه ویتنامی‌ها یا فلسطینی‌ها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این طرز فکر را در توده مردم شما در میان حتی بارفروشان می‌توانید بیایید. به این طریق کلیه قسمت‌ها را به شرح ذیل خلاصه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خلاصه ===&lt;br /&gt;
در مرحله اول تبعیض‌ها و برخورد با مسائل مختلف فرد را از زندگی عادی عاصی می‌نماید و اقدام علیه وضع موجود را به هر طریقی که ممکن است توصیه می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله دوم عدم موفقیت رژیم در از بین بردن تبعیض‌ها و تشدید نارضایتی‌های مردم به طور مستمر باعث تشویق هر فرد در راهی که پیش گرفته‌است می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسائلی که رژیم نمی‌تواند حل نماید. ===&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر در هر قسمت جامعه مستلزم تغییر افراد و عناصر متشکله فعال آن قسمت است، برای چنین تغییری باید فرد دارای هدفی باشد چون در درون رژیم هرکس به خاطر هدف‌های خویش می‌کوشد پس امید به تغییرات بنیادی در درون رژیم بیشتر واهی است تا واقعیت، به نظر [ می‌رسد] شما نمی‌توانید به افراد هدف بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ محو یا حداقل کم کردن بهره‌کشی و استثمار و تعدیل ثروت‌ها و از بین‌بردن تبعیض‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین مورد لازمه ازبین بردن حتی نسبی تبعیض‌ها این است که باید مقداری از منابع طبقات بالا را از دست داد و این مسئله در تقسیم سود کارخانه‌ها کامل مشهود است؛ ولی چون طبقات موجود حاضر نیستند حتی جزیی از منافع خود را ازدست بدهند لذا هر روزنه تنها تبعیض‌ها کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ــ حتی در زمینه عدالت اجتماعی رژیم حاکم به شدت از منافع طبقات بالا پشتیبانی می‌نماید. اگر شما چند روز مأمورین هوشیاری در دادگستری بگذارید تا آمارگیری نمایند به وضوح مشاهده خواهید کرد تمام مردم کفه ترازوی تمام قضاوت‌ها را به نفع طبقات بالا سنگینی می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ــ تغییراتی که شما ایجاد می‌نمایید در تمام مراحل به جنبه روبنایی آن توجه می‌نمایید نه به زیربنا. زیرا در تغییر زیربنایی باید توده مردم شرکت نمایند و شما نمی‌توانید تمام مردم را در این تغییر سهیم کنید و بالنتیجه برنامه‌های شما همیشه ناقص از آب درمی آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ــ [به] مجموع مسائل فوق، مسئله «شخصیت» در کشورهایی نظیر کشور ما اضافه می‌شود. به دلیل ترسی که مردم از دستگاه‌های قضایی و امنیتی دارند در مقابله با رژیم حالت دوگانگی به خود می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل یک مأمور دولت (مردم) تعریف دولت (را) هم ممکن است بکنند ولی به دلیل ترسشان هر لحظه شکاف بیشتر مابین خود و دولت احساس می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر به صورت تحقیر شده در می‌آید که وقتی مجال پیدا نماید مافوق حتی مافوق اختلاف طبقاتی، حالت انفجاری دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این عوامل است که در موقعیت فعلی با تأثیری که (اوضاع) ویتنام و فلسطین در میهن ما گذاشته‌است هر چند نفر که با هم جمع می‌شوند به فکر ایجاد کانون تعاونی می‌افتند و مادام که موارد فوق حل نشده‌است باید بلانقطاع شاهد به وجودآمدن دستجاتی نظیر آنها که دستگیرشده یا نشده‌اند بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سعید محسن در زندان.jpg|جایگزین=این عکس در زندان گرفته شده |بندانگشتی|عکس زندان سعید محسن]]&lt;br /&gt;
امضاء: سعید محسن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بخش‌هایی از دفاعیات سعید محسن ==&lt;br /&gt;
سعید محسن در دادگاه شاه چنین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ملت ایران ملزم نیست از یک فکر ارتجاعی تبعیت نماید.‌این قوانین اصولاً معلول دوران دیکتاتوری است و برای ملت مورد قبول نمی‌باشد. نفس تکامل ایجاب می‌کند که هر چه پوسیده است دور انداخته شود. اگر سیستم شما سیستم مترقی است چه ترسی از توطئه و تحریک مردم به قیام مسلحانه دارید؟ در محیطی که حقوق مردم به‌حق پرداخته شود مگر مردم دیوانه‌اند که اسلحه به دست گیرند. اسلحه برای ما وسیله دفاع از شرف انسان است.‌کارگر وقتی اسلحه به دست می‌گیرد که به شرافت وی که کار او و حیات اوست تجاوز شود.‌ ما نیز برای دفاع از جان و مال و ناموس مردم اسلحه به دست گرفته‌ایم. ‌یک عده تحصیل‌کرده روشنفکر نه سادیسم دارند و نه دزد سرگردنه‌اند که اسلحه به دست گیرند. ‌مگر برادران سیاهکل،‌ بهترین و پاکترین جوانان جامعه نبودند. شما با تمام تلاشتان نتوانستید در بین ۱۷۰نفر گروه ما (مجاهدین) فردی که از نظر اخلاقی و انسانی دارای عالی‌ترین مزایای اخلاقی نباشد پیدا کنید. ما بدین جهت سلاح به دست گرفته‌ایم که شرافت انسانی جامعه خودمان را در خطر تهدید دزدان سر گردنه دیده‌ایم».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مطمئنم که در این‌جا نیز فاتح اصلی مائیم نه شما؛ و بالاخره ماییم که شما را با مسلسل‌هایمان به خاک و خون خواهیم کشید؛ و از هر قطره خون ما هزاران جوان اسلحه به دست خواهد جوشید و قصرهای فرعونی و سلطنت و حاکمیت دروغین شما را درهم خواهند کوبید. حرکت تاریخ عالی‌ترین گواه ماست».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن دفاعیات سعید محسن که آن را در زندان روی کاغذ سیگار نوشته‌است&amp;lt;ref&amp;gt;پیکار - [http://passthrough.fw-notify.net/download/367326/http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin/defaiiat-saiid-mohsen-be-khat-khodash.pdf دفاعیات سعید محسن]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
در شهریور سال ۱۳۵۰ بر اثر ضربه ساواک شاه، بنیانگذاران سازمان و اکثر کادرها و اعضای آن دستگیر شدند. سعید محسن از جمله دستگیرشدگان بود. ساواک که از موضع او در رأس سازمان اطلاع داشت، در ۴ خرداد۱۳۵۱، او را به‌همراه محمد حنیف‌نژاد، علی اصغر بدیع‌زادگان و اعضای مرکزیت سازمان، محمود عسگری‌زاده و رسول مشکین‌فام به‌جوخه‌اعدام سپرد. محل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای [[محمد سیدی کاشانی]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار بنیانگذار سعید محسن.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار بینانگذار سعید محسن]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید در هیچ شرایطی مضطرب و پریشان نمی‌شد. نشاط و سرزندگی همیشگی‌اش رو از دست نمی‌داد. یادم می‌آید اردیبهشت ۵۱ که دادگاه شاه، بنیانگذاران و اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان رو محاکمه می‌کرد، من با اون و دو نفر دیگه از بچه‌ها هم‌سلول بودیم. وضع روحی‌اش هیچ تفاوتی با شرایط قبل از دستگیری و خارج از زندان نداشت. همونطور شوخ و با نشاط برامون شعر می‌خوند و شوخی می‌کرد. افسرای زندان رو که برای بازدید سلول‌ها می‌آمدند دست می‌انداخت؛ ولی در عین‌حال از وظایف خودش هیچ غافل نبود. ارتباطات مخفیانه‌اش رو با بقیه سلول‌ها به‌خصوص با محمد حنیف نژاد برقرار می‌کرد، پیام‌ها رو می‌فرستاد و می‌گرفت. با محمد حنیف نژاد در مورد مسائل مختلف مشورت می‌کرد. اطلاعیه مشترکشون رو با محمد حنیف نژاد تو همین شرایط صادر کردند و به بیرون زندان فرستادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[عباس داوری]] خاطره‌ای از بنیانگذار سازمان، سعید محسن را نقل می‌کند و می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک روز احتمالاً همان عصر روز سی فروردین بود، برای ما از طریق ملاقات خبر اومد که چهارتا از بچه‌ها را اعدام کردند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را سعید شنید، یک حالت خوشحالی در او دیدم. اول برای من نامفهوم بود. بعد دیدم بلند باخودش میگه، خوب شد مسعود رو اعدام نکردند. مسعود موند. یعنی خوشحالی خودش رو به این صورت بیان می‌کرد. بلافاصله به من گفت که خوب تو را هم از اینجا می‌برند به احتمال زیاد. یعنی قطعاً ما را اعدام خواهند کرد. من پیامی دارم که برای مسعود برسونی زیرا این پیام خیلی مهمه، بایستی به دست او برسه. بعد شروع کرد به گفتن. سعید گفت:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سلام مرا به مسعود برسان. به او بگو که مسئولیت‌های تو خیلی سنگین شده و تنها فردی هستی که از کمیته مرکزی باقی ماندی. تمامی تجربیات سازمان در وجود تو متبلوره. بار امانتی‌ست که در این مرحله به تو سپرده شده. کوران حوادث زیادی را خواهی دید. فتنه‌های زیادی خواهد افتاد. تمامی تمجیدها نثار ما خواهد شد، چون ما شهید می‌شویم، و تمام تهمت‌ها نثار تو خواهد شد، چون می‌دانم به مبارزه خودت ادامه خواهی داد و وارد مراحلی می‌شوی که خیلی خیلی بالاتر از ماها قرار خواهی گرفت. زیرا تو هر روز و هر ساعت شهید خواهی شد. یک شهید مجسم.&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[مهدی ابریشمچی]] درباره سعید محسن می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید محسن سمبل بسیار برجسته‌یی از تواضع و فروتنی انقلابی بود. اگر کسی سعید را نمی‌شناخت و در‌ جریان کارها و مسئولیتهای او در سازمان نبود، از خلال رفتارش کمترین اشعه‌یی نمی‌گرفت که او در مقام و موضع رهبری‌کننده و بالاترین مدارج سازمان است. نشاط و سرزندگی و تلاش برای ارتقای این روحیه و گسترش آن از کارکردهای دائمی سعید بود. شادابی و سرزندگی او بسیار برجسته بود. سرشار از انگیزه انقلابی بود و واقعاً هیچ لحظه‌یی در زندگیش را هدر نمی‌داد. تا آخرین ساعت‌های روز قبل از شهادتش، که او را دیده بودم، بسیار مسلط بود و تمام کارهایش را انجام می‌داد، همان کلاس‌ها و بحث‌های آموزشی را در زندان ادامه می‌داد. اصلاً در چهره و رفتارش ذره‌یی از این‌که گویا فردا تیرباران می‌شود و نگرانی و دغدغه‌یی در او نمی‌دیدیم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;هنگامی که در زندان خبر شهادت [[احمد رضایی]] را به ما دادند، من برق شگفتی در چشمان سعید دیدم و خودش توضیح داد که: شهادت احمد، به‌خصوص با این قهرمانی و پاکبازی، یک پیروزی بزرگ ایدئولوژیک بود و ما از یک‌ مرحله گذشتیم و آنچه را که می‌خواستیم به‌دست آوردیم و احمد کار را برای همه ساده کرد. یعنی سعید لحظه‌شماری می‌کرد که این تضاد در مسیر رشد سازمان حل بشود. آن برق شعفی را که من آن روز در چشمان سعید دیدم، امروز به‌صورت احساس غرور و سربلندی هر مجاهد خلق در ابعاد صدها‌هزار تکثیر شده است. اما سعید از پیش آن را دیده بود». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن نامه سعید محسن درفروردین ۱۳۴۲ خطاب به خواهرش ==&lt;br /&gt;
«خواهرم گفتی باز چیزی بنویسم و بر دفتر نو که از تراوشات پاک احساساتت و از قطعات زیبای دوستانت مرشح است نظری بنگارم. قلمی به دستم دادی و خواستی که بر لوحه‌ای نفتی مصور کنم، ولی نمی‌دانم که با تو از چه سخن گویم، از دنیای دلدادگان، از فراق و جدایی، از نگاه معصوم دخترک زیبای دهاتی بر لباس زرین آن پسرک هوسران شهری، یا از طبیعت زیبا و زیبایی‌های آن، ولی با تو من سخن از آن دنیایی می‌گویم که شاید در آن از همه جا سخن گفته باشم. از دنیایی که انسان‌ها به خاطر سکه‌های زر و نقره، شکم نمی‌درند و به خاطر خودکامی و خودخواهی انسان‌ها را به قید بندگی مقید نمی‌سازند. دنیایی که هوس‌ها بر انسان‌ها حکومت نمی‌کند، عشق‌ها به هوس‌ها آلوده نمی‌شود و زیبایی طبیعت را مصنوعات بشری محو نمی‌کند. کاخ ستمگران و ثروتمندان سنگدل، دل یتیمان گرسنه را آزرده نمی‌سازد. انسان‌ها درنهاد واقعی متجلی می‌شوند. نه گرگی درلباس میش، میدانی، آزادی و مساوات و برابری تمام مزایای جاهلیت را محکوم می‌کند. میدانی، برای انسان سیاه ارزش انسانیت قائل است، دنیایی که شیفتگان تمدن مسخره‌آمیز قرن بیستم را محکوم می‌نماید، آری، آنجا نه چون آمریکای به اصطلاح مترقی، بشری را به خاطر پوست زرد یا سیاهش از ورود به دانشگاه محروم می‌نماید، نه چون نویسندگان حقوق بشر (فرانسه مادر آزادیخواهی) مال وجان وناموس فرزندان دلیر آفریقا و قهرمانان حماسه‌ای الجزایر رابه یغما می‌برد. دنیایی که انسان‌ها به همدیگر به چشم انسانیت می‌نگرند. چپاولگری و غارتگری چنگیزی را در لباس تمدن جلوه می‌دهند. مرزهای اقتصادی مشخص می‌کنند، و در استعمار جدید خون ملت‌ها را می‌مکند. آری از چنین تمدنی که نرون خونخوار شهر، روم را سپیدرو کرده‌است. از این تمدنی که ومکبث‌ها و چنگیزها درچپاولگری به گردش نمی‌رسند، بیزارم. دلم می‌خواهد دنیایی بوجود آید که احساسات پاک و لطیف بشری جلوه نماید و انسانیت تجلی کند و بشر همدیگر را به چشم برادری و برابری بنگرد. ارزش انسان‌ها به فضیلت و کار آنها باشد. فروردین ۱۳۴۲ &#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43149</id>
		<title>سعید محسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43149"/>
		<updated>2019-12-14T16:55:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: یک پاراگراف به میزان ۱۰ سطر به قسمت دفاعیات سعید محسن اضافه کردم. ادامه تصحیح و ویراستاری و رفع اشکالات املائی و نگارشی.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =سعید محسن&lt;br /&gt;
| تصویر             =سعد محسن.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =سعید محسن&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۸&lt;br /&gt;
| زادگاه            =قزوین&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس تأسیسات&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده فنی&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سعید محسن&#039;&#039;&#039;(زاده:۱۳۱۸، زنجان - تیرباران۴ خرداد ۱۳۵۱، تهران) یکی از بنیانگذاراران سازمان مجاهدین خلق ایران است. او در سال ۱۳۴۴ به همراه [[محمد حنیف‌نژاد]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیان گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۱۸ در یک خانواده از قشر متوسط در زنجان به‌دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان‌جا گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در سال۱۳۴۲ از دانشکده فنی در رشته مهندسی تأسیسات فارغ‌التحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;بهای آزادی - [http://wwwbahayazadi.blogspot.com/2016/05/blog-post_73.html][http://wwwbahayazadi.blogspot.al/2016/05/blog-post_73.html مجاهد شهید سعید محسن، بن‌بست‌شکن و راهگشا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی ==&lt;br /&gt;
سیل جوادیه در سال۳۹ و خراب شدن انبوهی از خانه‌های مردم محروم جنوب شهر، از حوادثی بود که دانشجویان و روشنفکران متعهد آن دوره را برای کمک به مردم برانگیخته بود. سعید در رأس فعالیت‌های دانشجویانی بود که برای کمک به مردم جوادیه اکیپ‌های تعمیراتی تشکیل داده بودند. او تقریباً همه دانشجویان فنی تهران را، که دستی در مبارزه و سیاست و فعالیت اجتماعی داشتند به‌کار گرفته و سازماندهی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال۱۳۴۱ زلزله در آوج قزوین ویرانی‌های زیادی به‌بار آورد. در اینجا نیز سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در رأس گروه‌های دانشجویی به‌میان مردم رفتند و چندماه به صورت شبانه‌روزی به‌کار درمیان زلزله‌زدگان پرداختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از همرزمانش خاطره‌ای از سعید محسن را این‌طور بازگو می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس از انقلاب ضدسلطنتی روزی برای کار انتخاباتی به وزارت کشور رفتم. یکی از کارکنان آن جا که قبلاً با سعید محسن کار می‌کرد، خاطره‌ای از او را برایم نقل کرد. او گفت در سال ۱۳۴۹ بچه‌ام مریض بود و باید در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار می‌گرفت، در غیر اینصورت زنده نمی‌ماند. پول کافی برای عمل نداشتم. یک روز سعید را دیدم. از من پرسید چرا اینطور ناراحتی؟ به او گفتم دخترم مریض است و احتیاج به‌عمل دارد. برای بیمارستان به دو هزار تومان پول نیاز دارم و هیچ‌گونه امیدی به تهیه آن ندارم و اگر بچه‌ام عمل نشود از دست می‌رود. سعید گفت: ببینم چه کاری می‌توانم برایت بکنم. سعید رفت و بعد از ساعتی آمد و هزارتومان به من داد و گفت منتظر باش. پس از مدتی دوباره هزارتومان دیگر آورد و من رفتم و دخترم را تحت عمل جراحی قرار دادم و از مرگ نجات یافت. بعداً فهمیدم که سعید این پول را از دیگران قرض گرفته‌است. این کارمند وقتی این خاطره از سعید محسن را نقل می‌کرد، اشک در چشمانش حلقه زده بود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
دوران دانشجویی سعید محسن مصادف بود با تحولات سیاسی سالهای ۱۳۳۹تا ۱۳۴۲. سعید قبل‌از بنیانگذاری سازمان، به‌دلیل فعالیت‌های سیاسیش دوبار به‌زندان افتاد. بار دوم هنگامی بود که عضو کمیته دانشجویان [[نهضت آزادی]] بود و در شب اول بهمن سال۴۱ دستگیر شد و از همان‌جا رابطه‌اش با [[محمد حنیف‌نژاد]] هرچه نزدیکتر شد. سعید در آن سال‌های پرتلاطم، بطلان روش‌های کهنه‌ای را که سران نهضت آزادی مبلغش بودند در عمل مبارزاتی تجربه کرد و شکست آنها را دید و از همان‌جا بود که به‌جانب حنیف‌نژاد شتافت تا او را در بنیانگذاری سازمان یاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
سعید محسن پس از پایان دوره سربازی و آشنایی با محمد حنیف‌نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، به اتفاق او به جمع‌بندی مبارزات گذشته مردم ایران پرداخت. آنها علت شکست‌ها و ناکامی‌های مبارزات گذشته مردم ایران را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مبارزات مسالمت‌آمیز و سازشکارانه آن دوران به پایان رسیده و تنها راه، مقاومت مسلحانه انقلابی است. آنان دریافتند که علت اصلی شکست‌ها و ناکامی‌ها نه در عدم آمادگی مردم برای فداکاری، بلکه در عدم صلاحیت رهبران جنبش است. آنان با تکیه بر اسلام ناب توحیدی و زدودن غبار از رخ اسلام، که طی سالیان، آخوندهای دین‌فروش آن را به ارتجاع و جاهلیت آلوده بودند، هسته نخستین سازمان انقلابی بر پایه ایدئولوژی توحیدی اسلام انقلابی را پی افکندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در همین رابطه گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«مبارزه بدون ایدئولوژی و بدون استراتژی مسلحانه نمی‌تواند پیروز شود. از رهبران سازشکار، این مبارزه برنمی‌آید. اینان در واقع برای کسب وجهه، صاحب شخصیت شدن و دنبال کسب منافع بیشتر به مبارزه وارد شده و بعد سرنوشت خلق و انقلاب را فدای منافع خود می‌کنند و هر موقع فشار زیاد شود کنار می‌کشند. مبارزه به یک رهبری صالح و حرفه‌ای نیاز دارد تا آن را هدایت و به پیروزی برساند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس از تشکیل هسته اولیه سازمان، سعید به‌عنوان یکی از بنیانگذاران مجاهدین برای گسترش سازمان، به عضوگیری پرداخت. او کادرهای سازمان را آموزش داد و در تدوین استراتژی و خط مشی سازمان و سایر امور نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در کنار بنیانگذار سازمان مجاهدین محمد حنیف‌نژاد، از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۰ سازمان را در آن شرایط، بدون این‌که کوچک‌ترین ضربه‌ای متحمل شود، به پیش بردند. این کاری بس شگفت‌انگیز بود که در جنبش رهایی‌بخش میهنمان سابقه نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قسمتهایی از مقاله چشم‌انداز پرشور ==&lt;br /&gt;
«مقاله چشم‌انداز پرشور» از نوشته‌های سعید محسن می‌باشد. در قسمتی از آن چنین آمده است: سؤالی که امروز برای اغلب افراد به‌ویژه آنان که استنباط سازمانی قوی ندارند و کسانی که دارای قدرت درک شرایط و امکانات موجود نیستند وجود دارد، این است که: «آیا در چنین شرایط سهمناکی مبارزه پیروز امکانپذیر است؟» این پرسشی است که امروز پرسنده‌اش زیاد و پاسخگویش کم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منشأ این سؤال چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از عوامل تاریخی و مبارزه‌های ناکام گذشته که در پیدایش چنین سؤالی مؤثرند، باید به پدیده‌ای دیگر که زاییده شرایط زمانی است بیشتر توجه داشت. شرایط میهنی و کانون‌های ملتهب گوشه و کنار جهان نشان داده‌اند که کسب پیروزی در مبارزه امری آسان نیست. برای کسب پیروزی در میدان نبرد دست پر باید داشت. اندیشه، جسارت، جانبازی، پرهیزکاری، سعه صدر، صداقت، حل‌شدن در امر نبرد، اینها و نظایر اینها سکه‌هایی است که برای کسب پیروزی باید به همراه داشت. به این ترتیب مبارزه پیروز آن‌طور که بسیاری در گذشته گمان می‌کردند امر ساده‌ای نیست، بلکه از مشکلترین مسائل عصر ما است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساده‌اندیشی در این مورد سرانجامی جز ناکامی نخواهد داشت و درست در همین‌جا است که ناکامی‌های گذشته وقتی که با اقدامات ضدمردمی رژیم توأم می‌شود، افراد را تحت تأثیرات منفی و کشنده خود قرار می‌دهد، در این زمان ترس و ناامیدی به صورت‌های مختلف تظاهر می‌کند. عده‌ای به بهانه این‌که دارای سرمایه کافی برای ورود در بازار نبرد نیستند، می‌ترسند. عده‌ای به منفی‌بافی روی می‌آورند زیرا از اعتراف به ترس خود شرمسارند. گروهی به لفاظی و سیاست‌بازی می‌پردازند زیرا از درهم‌ریختن شخصیت مجازی خود هراس دارند و نمی‌خواهند مشت خالی خود را باز کنند. عده‌ای در زیر بار نارسایی اندیشه منکوب می‌شوند و عده‌ای هم که خود را پیش‌کسوت می‌انگارند به پند و موعظه می‌پردازند و توجیه می‌کنند که شتر رمیده را به حال خود واگذارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی همه‌چیز سهمگین جلوه می‌کند. هر عمل رژیم دلیل بر قدرت شکست‌ناپذیر او جلوه می‌کند. دشمن با دامن‌زدن به این شرایط چنین می‌نمایاند که تفوق مطلق از آن اوست و سیه‌روزی و شکست از آن حریف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که برای بسیاری نحوه فشار دستگاه‌های جاسوسی دشمن سخت هراس‌آور است و زندان و وقایعش موجب وحشت. تحت شکنجه بودن، تیرباران شدن، در زیر سرنیزه جلادان جان‌دادن، سالها در سلول زندان به‌سربردن چیزهایی هستند که حتی تصور آنها موی بر اندام آدمی راست می‌کند. متواری‌بودن، گرسنگی، فقر، خانه‌به‌دوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و به اندک ساختن، خانه و کاشانه را ترک گفتن، ترک زن و فرزند و عزیزان در راه هدف‌های عالی انسانی، کارهایی هستند که در نظر آنان تنها از عهده افراد نادرالوجود و خارق‌العاده برمی‌آید. آنان که دچار چنین اضطراب درونی می‌گردند، در زمینه سیاست دچار مالیخولیا خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی با تمام اینها سدهای راه تکامل شکست‌پذیرند و این امر ناشی از ماهیت آنها است و ما نه‌تنها چنین رویدادها را دلیل سرخوردگی و یأس نمی‌گیریم بلکه معتقدیم که آنها خوبند و بسیار هم خوبند زیرا تنها شداید و شرایط مشکلند که یک عصیانگر انقلابی را آبدیده می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌که زمانه و شرایطش ما را در جهت پذیرش ایدئولوژی «شهادت انقلابی» رهنمون شده‌اند، بسیار خجسته است و خجستگی بیشتر آن‌گاه که ما مردانه چنین سیر شورانگیزی را پذیرا شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدایش مرز جنبش و ضدجنبش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط سخت و دشوار عامل مرزبندی دقیق بین جنبش و ضدجنبش است. پیدایش مرز بین جنبش و ضدجنبش انقلاب خود دلیل بر تکامل مبارزه است زیرا تنها در چنین صورتی است که برای فرصت‌طلبی و سازشکاری محلی باقی نخواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت‌طلبان و سازشکاران و آنها که به‌اصطلاح یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ، مواضع خود را از دست خواهند داد و در این شرایط تنها مردان مصمم هستند که بار سنگین نبرد را به‌دوش می‌کشند و دارای قدرت ادامه نبرد و بسیج آگاه‌نمودن توده‌ها در هرگونه شرایط سخت می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا درک این مسئله برای همه میسر است؟ مسلماً نه. تنها کسانی قدرت این کیفیت را دارند که به اندیشه علمی و اراده مجهزند. شرایط را دقیقاً می‌شناسند و مطابق با شرایط در خود آمادگی ایجاد می‌کند. بر ماست که بکوشیم تا در شمار چنین افرادی درآییم. سازمان دربرگیرنده این عناصر نیز سازمانی است که خود ثمره شرایط خاص و دشوار محیط است. «بین ریشه‌های وجودی چنین سازمانی و شرایط محیط رابطه مستقیمی وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنچه گفته شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که شرایط دشوار کنونی برای ما نه‌تنها بد نیست بلکه از آن‌جا که دشواری‌ها تعیین‌کننده مرز دقیق بین جنبش و ضدجنبش، انقلاب و ضدانقلابند، انتخاب طبیعی، پایه و اساس پیدایش عناصر ارزنده و در نتیجه رهبری خواهد شد و حکومت عادات و سنن که منجر به پیدایش یک رهبری مصنوعی می‌شد، نابود می‌گردد و تنها در این‌صورت است که رهبری و زعامت را کسانی به‌عهده خواهند گرفت که صلاحیت و شایستگی خود را برای احراز این مقام نشان داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته سعید محسن (نشریه مجاهد-فوق‌العاده مهر ۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و بازجویی ==&lt;br /&gt;
سعید محسن همراه با مجاهدان خلق [[علی باکری]]، [[ناصر صادق]]، [[محمود عسگری‌زاده]]، [[رضا رضایی]]، [[محمد بازرگانی]] و [[مسعود رجوی]] در همان روز اول شهریور ۵۰ دستگیر شد. حمله‌های بعدی ساواک به دستگیری [[علی میهندوست،]] [[رسول مشکین‌فام]] و [[علی اصغر بدیع زادگان]] منجر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازجویی از سعید محسن ===&lt;br /&gt;
=== انگیزه و هدف از فعالیت ===&lt;br /&gt;
سعید محسن انگیزه و هدف از فعالیت‌‌‌های سیاسی خود را چنین بازگو کرده بود: سال ۱۳۲۵ برای من با آنکه ۷ سال بیشتر نداشتم سال تلخی بود. زیرا پدرم در قضیه دموکرات‌ها مجبور به فرار گردیده بود. من در همان موقع مزه تلخ فقر را به طور نسبی و ترس از زورگوها را چشیده بودم. از اولین روزهایی که به مدرسه می‌رفتم از معلمی که بچه‌ها را بیخود چوب می‌زد متنفر بودم و اگر نمره بیخودی داده می‌شد اعتراض می‌کردم. جریانات سال ۳۲ و به خصوص کشته شدن یکی ازاقوام ما به نام فرزین که قاضی دادگستری و فردی پاکدامن بود به دست ذوالفقاری‌ها نخستین موج مخالفت با زورگو را در من برانگیخت، همیشه دلم می‌خواست بتوانم انتقام او را بگیرم. حتی پدرم را که خیلی با ذوالفقاری‌ها معاشرت داشت در پیش خود در همان عوالم کودکی محکوم می‌کردم.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران جوانی جریان مهمی که قابل ذکر باشد اتفاق نیفتاد؛ ولی همواره آرزوی خوشی برای افراد پایین را می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت رختشوی خانه با لباس‌های شسته و دست‌های از سرما سرخ شده به خانه می‌آمد یک نوع ترحم نسبت به او به من دست می‌داد و دست‌های خود را در همان حالت کرخ شده مشاهده می‌نمودم. در سال‌های اول و دوم دانشکده اتفاق جالبی برای من اتفاق نیفتاد. جز اینکه یک بار برای تقاضای مساعده پیش مهندس ریاضی رفتم به او گفتم چون نمی‌خواهم سربار پدرم باشم شما دستور بدهید دانشکده به من وام بدهد و من بعداً آن را پس می‌دهم. یا اجازه دهید من در ضمن درس دانشکده معلمی نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مهندس) ریاضی با لحن استهزاءآمیزی جواب داد «دانشکده فنی که گداخانه نیست»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماورای احساس حقارتی که در ازاء این حرف ریاضی به من دست داد احساس کردم چگونه فردی از طبقه مرفه به فرد دیگر توهین می‌نماید. خیلی زود من این توهین ریاضی را از جنبه فردی به دوستان دیگر تعمیم دادم زیرا در آن موقع اغلب دوستان من از طبقه متوسط و پایین بودند. خیلی آرزو می‌کردم که روزی ریاضی گدا می‌بود و من همین حرف را به او می‌زدم. به همین علت با تمام تعریف‌هایی که از ریاضی و باسوادبودن او می‌کردند قیافه او همیشه برای من غیرقابل تحمل بود. در کلاس او همیشه پیش شاگردهایی می‌نشستم که لباسشان نو نبود. درس او را با بی میلی مطالعه می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طبقات پایین جامعه در زیر فشارند ===&lt;br /&gt;
اصولاً از همان موقع دو طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های ۳۹ الی ۴۱ به جبهه [ ملی] ونهضت[ آزادی] وارد شدم ولی نه فعالیت جبهه و نه نهضت هیچ‌یک مطابق با احساس اصلی من نبود، هر چند شور و هیجان کارها به طور کامل مشغولم کرده بود. شاید اگر جریان ۱۵ خرداد نبود من نیز مثل دیگران همه چیز را فراموش می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخورد ۱۵ خرداد و اینکه طبقات پایین درآن جریان به سادگی کشته شوند در حالی که در جریان دانشگاه حداکثر به چند ماه زندانی شدن قناعت می‌شد، روحیه مقاومت را در من زنده می‌کرد. این سؤال بارها در ذهن من تکرار می‌شد، چی شد که درعرض چند روز مردم جلوی گلوله رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول سه سال مبارزه از اعلامیه پخش کردن تجاوز نکرده بود. در تحلیل بعدی به این نتیجه رسیدم که طبقات پایین جامعه در زیر فشارند و برایشان مرگ و زندگی فاصله زیادی ندارد ولی طبقات مرفه فاصله مرگ وزندگیشان بسیار زیاد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== زندگی مردم لار و بندرعباس برای من حالتی شبیه به خواب داشت ===&lt;br /&gt;
مهرماه سال ۴۲ من به دلیل فعالیتی که داشتم برای خدمت نظام به جهرم فرستاده شدم در برخورد اول با افسران پادگان آموزشی جهرم، مرا فردی معرفی کردند تبعید شده، در حالیکه من خودم را تبعیدی حساب نمی‌کردم. شاید به همین دلیل بودکه افسران زیاد با من از نزدیک رفیق نشدند. من بالاجبار به طرف مردم برگشتم برخلاف محیط پادگان، خیلی زود با مردم جهرم آشنا شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت من در مجالس عمومی آنها به صمیمیت من با اهالی افزود. در این برخورد بود که من با وضع مردم آشنایی بیشتری یافتم. با کمال تعجب مشاهده نمودم که غذای این مردم چیزی جز نان کاهو با سرکه یا شلغم پخته نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب تر اینکه در تمام شهر فقط دو دکان قصابی وجود داشت. دو سال خشکسالی در این شهرستان که مرکز مرکبات است زندگی مردم را تباه کرده بود. من به سادگی پی بردم که اغلب مردم فقط به نان خالی قناعت می‌نمایند و تنها درآمد آنها اضافه بر قاچاق که به طور محدود انجام می‌گرفت درآمدی است که از طریق پادگان آموزشی جهرم برای آنها می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی برای من معلوم شد که جهرم آبادترین شهر آن حوالی است دیدن نقاط دیگر ضروری نمود، من بلافاصله به لار و بندرعباس مسافرت کردم. آثار زلزله در لار کامل مشهود بود. یک سری خانه در حال نوسازی بود ولی مردم از ترس قسطی که باید بپردازند حاضر نبودند در آن قسمت‌ها منزل بگیرند. همین وضع در بندرعباس نیز مشهود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لار آب برای خوردن موجود نبود. برای اولین بار بود که من با آب انبارهای آب که آب باران در آن جمع شده بودند آشنا شدم. زندگی مردم لار و بندرعباس واقعاً برای من حالتی شبیه به خواب داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مردم درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند ===&lt;br /&gt;
در بندرعباس با عابرینی مواجه شدم که هر کدام ساق پایی به اندازه یک توپ پارچه داشتند وقتی سؤال کردم معلوم شد که این کِرم مخصوص آب (پیو) است و از راه آشامیدن آب وارد بدن می‌شود و سپس از ساق پا بیرون می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساس ترحمی را که نسبت به این افراد در من به وجود آمد هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. قبول اینکه این مردم به چنین حالت ناراحتی زندگی می‌کنند فشاری بود که من قدرت تحمل آن را نمی‌توانستم بکنم. من در سال ۴۱ وقتی برای کارآموزی به خرمشهر رفتیم زندگی مشقت بار مردم را که زیرآفتاب درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند یا در قسمت شرقی آبادان درکنار بازاری پر از کثافات خانه داشتند دیده بودم، حتی منظره بومی‌های آبادان در کنار ماشین‌های آخرین سیستم شرکتی‌ها که به نظر می‌رسد نماینده حداکثر تبعیض‌ها بود، به اندازه ناراحتی چندش آوری که از مریض‌های کرم به پا پیچیده حاصل می‌شد روح انسان را عذاب نمی‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان برای من در زمستان سال ۴۲ اتفاق افتاده بود. من بعدها برای دیدن چنین مناظری حتی تا (بندر) لنگه هم مسافرت کردم ولی اثری که مسافرت اول درمن داشت برایم فراموش ناشدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ششم فروردین ماه سال ۴۳ من افسر نگهبان آشپزخانه در پادگان آموزشی جهرم بودم. یکی از سربازان که در دسته سوم گروهان پنجم در اختیار من بود با حالت گریه به من مراجعه کرد و با لحن دهاتی گفت جناب سروان من به خانه ستوان… نمی‌روم. پرسیدم چرا؟ ابتدا جواب نداد وقتی اصرار کردم گفت او نظر خاصی دارد و اینکه مرا می‌خواهد ببرد به همان علت است (هرکدام از افسرها سربازی را به عنوان گماشته برای کار در خانه خودشان می‌بردند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جا خشکم زد. سرباز دهاتی برای افسری که زن دارد غیرقابل تصور بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول فکر کردم اشتباه فکرمی کند پرسیدم مگر چنین چیزی سابقه دارد؟ با قیافه ای که می‌توانم به صراحت بگویم به سادگی به من می‌خندید. گفت بسیار، جناب سروان این را در گروهان همه می‌دانند شما چطور نمی‌دانید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من تازه فهمیده بودم که درک یک سرباز که در جریان کاری است چقدر با ارزش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخوردهای بعدی جریان آن سرباز را به صورت پروسه ای یافتیم که حتی دامن دو افسر وظبقه‌ای را که غیر از من در پادگان بود گرفته‌است. از حدود ۱۹ افسر موجود هم ردیف، جز با چهار نفر، تقریباً قطع رابطه کردم زیرا برای من غیرقابل تصور بود که فردی متأهل این قدر تسلیم نفس باشد که از سرباز دهاتی صرفنظر ننماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جریاناتی از زندگی افسران که بعدها برایم معلوم گشت به نفرت من می‌افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند ===&lt;br /&gt;
وقتی در اواخر فروردین ماه، همان سرباز در موقع اعزام به شیراز از من تشکر کرد که او را از رسوایی نجات داده‌ام خود را بیشتر مرهون آن سرباز یافتم که به من درس بیشتری آموخته بود. بعد از آن من بیشتر با درجه داران و استوارها گرم می‌گرفتم تا افسران. زیرا در آن گروه، پاکی بیشتر و صفای بیشتری یافته بودم، کوچکترین صحبت را فراموش نمی‌کردند. با آنکه برای دادن یک مرخصی به سرباز رسماً ۲۰ ریال می‌گرفتند ولی آلودگی دیگری از خود نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا فکرکردم افسران به دلیل دورافتادن از محیط ظاهراً مترقی به چنین فسادهایی کشیده شده‌اند ولی بعداً دریافتم در محیط شخصی شهرستان جهرم نیز بچه مدرسه‌ها را به این نوع آلودگی کشیده‌اند. البته ممکن است دراجتماع امروزی چنین دردی کسی را ناراحت ننماید ولی توجه نمایید که این مسئله برای من در سال ۴۳ اتفاق افتاده‌است یعنی در زمانی که مردم به خاطر دفاع از مذهبشان بدون داشتن دید روشن در ۱۵ خرداد جلو گلوله می‌روند و به اضافه در اجتماع آن روز حتی در کادر روشنفکری آلودگی به حد امروز نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در بررسی ابتدایی خود خیلی ساده این مسئله را از جنبه اجتماعی به دامن رژیم حاکم چسباندم و نتیجه گرفتم که این سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند و این مسئله تا سال‌های بعد مرا رنج می‌داد و هر وقت فکر می‌کردم که نسلی فاسد تحویل جامعه فردا می‌شود که جز خور و شهوت خود چیزی نمی‌شناسد بی‌نهایت افسرده می‌شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا جریان شورش پاریس فکر نوی در من به وجود آورد و آن اینکه حتی نسل فاسد از نقطه ای به بعد به زندگی بر می‌گردد و به جبران فساد قدیمی، بیشتر در سازندگی می‌کوشد و به طور اتفاقی در جریان مسابقات ایران و اسرائیل این نتیجه‌گیری برای من کامل تر شد زیرا پلیس با تمام قدرتش ازعهده همان جوانانی که در مسابقه زن روز دامن دختران را پاره می‌کردند و آن روز بر علیه پلیس شعار می‌دادند برنمی‌آمد. من به طور عینی دیدم که همان زرنگی که جوانان ظاهراً آلوده در دختربازی به دست آورده بودند درمقابله با پلیس او را عاجزمی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در مقابل پیرمرد [کارگر کارخانه] احساس خجالت می‌کردم ===&lt;br /&gt;
بعد از اتمام سربازی به تهران آمدم. نخست در کارخانه گیوار مشغول کار شدم ولی مجموع کار من پنج ماه بیشتر طول نکشید. در این مدت من دوبار با کارفرما دعوا کردم که دفعه دوم منجر به اخراج من شد. علت دعوای اول این بود که من در دو ماه آخر بیش از ظرفیت تولید قسمت خودم که تراشکاری بود تولید کرده بودم و در قسمت من کارگر پیری بود به نام مهرزاده که زندگی بسیار محقری داشت. قیافه معصوم و عینک زده وی را در حالی که با دست لرزانش با مرغک ماشین تراش کار می‌کرد هیچ وقت فراموش شدنی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قیافه این پیرمرد که عمری به سختی زندگی گذرانده بود من یک اراده مبارزه با مرگ برای تأمین زندگی خانواده اش را می‌دیدم با تمام پیرمردی به اندازه یک جوان کار می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارگران دیگرمن ـ آلبرت ـ روبن ـ شاهن و شاگردان آنها همه با ارزش بودند؛ ولی من در مقابل این پیرمرد احساس خجالت می‌کردم. من روبن را به پرکاری تشویق می‌کردم. حتی وادار کردم شب‌ها درس بخواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی این پیرمرد همواره بیشتر از مقدار کاری که من می‌خواستم انجام می‌داد. من بعد از افزایش تولید از کارفرما تقاضای اضافه دستمزد برای همه گروه که حدود آن فقط برای پیرمرد ۲۵ ریال و بقیه در حدود ۱۰ ریال بود[کردم]، ولی با تمام تلاش با آنکه قانع شدند برای اینکه کارگر بهتر بتواند کار کند باید او را تأمین کرد ولی از افزایش دستمزد خودداری نمودند و در دفعه دوم نیز من اجازه داده بودم کارگر برای اینکه بهتر بتواند در سرمای زمستان کار کند در اول وقت موقعی که ماشین‌ها برای گرم شدن بی بار کار می‌کنند در کنار بخاری خود را گرم نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم ===&lt;br /&gt;
دلیل کارفرما همیشه این بود که کارگر بدعادت می‌شود و نمی‌توان از او کار خواست. من نتوانستم در این موقعیت مقاومت نمایم. واقعیت این است که مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم. حساب نموده بودم که هرکیلو پروفیل برای کارفرما ۱۷–۱۹ ریال تمام می‌شد و ۲۶ ریال فروش آن بود و کارخانه به طور متوسط ۸ تن و گاهی تا ۱۲ تن تولید داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود خالص آن به طور متوسط در حدود ۶۰/۰۰۰ ریال در روز بود. برای کارخانه ای با سرمایه حداکثر ۲/۵ میلیون تومان سودی در سال معادل ۱/۵ میلیون تومان در سال ۴۳ و آن وقت مقاومت در برابر اضافه دستمزد ۱۰ ریال کارگری که واقعاً کار می‌کرد، نتیجه این شده بود که در یک طرف صاحب کارخانه ثروت می‌افزود و در یک طرف همان کارگر پیر فرسوده تر می‌گشت و هر وقت با نهایت شرمندگی از من ۲۰۰ ریال قرض می‌خواست به واقع نمی‌توانستم تحمل آن را بنمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موارد فوق فقط مشاهدات شخصی بود که بیان می‌شود، برای بیان تبعیض‌ها موارد خیلی بیشتری می‌توان بیان کرد ولی گاهی اتفاق می‌افتاد یک مسئله کوچک برای یک فرد ارزش ویژه پیدا می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای من با زمینه مذهبی که مساوات ایده‌آلی را همیشه تشویق کرده بود هرگونه تبعیض را به شکل و نمود اجتماعی می‌دادم آن را جزیی از نتایج سیستم حاکم به حساب می‌آوردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد ===&lt;br /&gt;
در سال ۴۴ این فکر کامل درذهن من شکل گرفته بود که بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد و در این مرحله من با هیچ فرد به خصوصی احساس دشمنی نمی‌کردم. همیشه به مجموع سیستم کینه می‌ورزیدم و هنوز هم بسیار اتفاق افتاده‌است پاسبانی را که بیهوده به سرکسی می‌کوبد یافحش می‌دهد به سادگی تبرئه می‌کنم. گرچه به «المأمور و معذور» معتقد نیستم ولی ناراحتی از فرد را همیشه به سیستم برمی‌گردانم به طوری که اغلب اوقات وجود سیستم را به صورت یک کابوس احساس می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین موقع فقط از مدافعین رژیم که به طور آگاهانه از آن دفاع می‌کنند احساس کینه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۴۴ به بعد ما وارد کار سازمانی شدیم. مطالعات اجتماعی به خصوص آشنایی با سایر کشورهای توسعه نیافته کمبود غذایی، بهداشت، مسکن، عدم تعدیل ثروت‌ها، عدم رعایت عدالت اجتماعی و… و نظایر آن به صورت فرمول در ذهن ما فرو رفت. با چنین معیارهایی ما به استقبال شناسایی‌های جدیدتری رفتیم. هر مسأله برای ما سوژه جدیدی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبعیض‌ها با زبان گویاتر خود را نشان می‌داد. از فروشنده بلیط بخت آزمایی، که هزار دروغ برای فروش آن می‌گفت و خریدارش که دو تومن از نان شب خود را تحویل سازمان بلیط بخت آزمایی می‌داد و با امیدی واهی دلخوش بود، تا دعوای سر محل، گدایی مستخدم اداره به صورت محترمانه‌اش و… همه در تثبیت فکر من اثر می‌گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== همه‌شان معتاد بودند و منتظرفروش خون خویش ===&lt;br /&gt;
بعد از این جریان برخوردها اثر قوی‌تر می‌گذاشت برای نمونه حادثه‌ای از جریان زمستان سال ۴۴ را که جزو خاطرات فراموش نشدنی است می‌نویسم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک روز (فکرمی‌کنم سه‌شنبه بود) از وزارت کشور که آن موقع در گلوبندک به جای وزارت اطلاعات (اطلاعات و جهانگردی) فعلی بود درآمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌خواستم به تلفنخانه بروم و در مسیر ناصرخسرو در کنار دبیرستان دارالفنون به صف طویلی در حدود ۲۰ نفر برخوردم. در برخورد اول به نظرم رسید که اینها معتادند، تا آن روز متوجه تابلو شیر و خورشید در آن محل نشده بودم. با کمترین دقت متوجه شدم که این محل خرید خون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اینکه حدود ۲۰ نفر جلو درب کوچک شیر و خورشید آن هم ساعت ۱۱/۵ صبح صف کشیده‌اند، این‌طور به نظر می‌رسید که در این محل به افراد دیگر نیازمند خون تزریق می‌کنند. ابتدا کمی تعجب کردم که مگر ممکن است شیر خورشید خون مجانی تزریق نماید ولی به زودی مسأله برایم روشن شد. برای من همه چیز قابل تصور بود جز اینکه ببینم عده‌ای افراد که به نظر من دربرخورد اول همه‌شان معتاد بودند و از فرط کم خونی رنگشان زرد می‌نمود، منتظرفروش چند سانتیمتر مکعب خون خویشند تا از این طریق امرار معاشی به دست آورند. مدتی در کنار جوی آب ایستاده بودم و اصولاً فراموش کرده بودم به کجا می‌روم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان موقع فردی با خوشحالی از درب بیرون آمد و دربان با نهایت خشم فردی را که از ردیف جلو می‌خواست تو برود رد کرد و با عصبانیت گفت: تو که خون نداری. نفر بعدی که چیزی بیشتر از اولی نداشت وارد شد. فرد رانده شده دوری زد و با نهایت استیصال در آخر صف نوبت گرفت، شاید دفعه دیگر بتواند برای فروش خون برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عجیب بود که در قیافه همه موجی از نگرانی مشهود بود گویا همه می‌ترسیدند دربان به آنها نیز راه ندهد. شاید مجموع این برخورد ۷ دقیقه بیشتر طول نکشید ولی وقتی من به خود آمدم چیزی احساس نمی‌کردم فکرمی کردم خواب بود ولی متأسفانه برخورد واقعیت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند دقیقه بعد در تلفنخانه نشسته بودم احساس می‌کردم که اگر من در تصادف تمام خونم را از دست بدهم و بخواهند از خون این افراد به من تزریق نمایند اگر جرئت حرکت داشته باشم نمی‌توانم قبول نمایم یک قطره از آن خون در بدن من جاری شود. گاهی خیال می‌کردم خون آنهاست که دربدن من جاری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد ===&lt;br /&gt;
دیگر از خیالت آن روز چیزی بخاطر ندارم. فقط هر وقت از روبروی دبیرستان دارالفنون می‌گذشتم احساس می‌کردم همان قیافه‌ها صف کشیده‌اند و منتظرند و یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد. آن موقع گاهی برادرانم کاظم و رضا را می‌دیدم. روزی به کاظم این جریان را نقل کردم (فکرمی کنم یادش باشد) اوگفت ما در پارک شهر درس می‌خوانیم و می‌گویند بسیاری از این افراد معتادند و از این پول یک نوع قرص می‌خرند (این قرص نظیر هروئین ولی خیلی ارزانتر به قیمت دانه ای ۶ ریال در داروخانه‌ها فروخته می‌شود) و اغلب بعد از دوماه مصرف قرص در کنار خیابان یا پارک شهر می‌میرند مدت‌ها صبح زود قبل از رفتن به اداره به پارک شهر می‌رفتم تا شاید یکی از محکومین این اعتیاد را ببینم؛ ولی بعداً فهمیدم که شب‌ها پارک شهر را خالی می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تنها امیدم در این موقع به سازمان بود ===&lt;br /&gt;
داستان فروش خون نیز مدت‌ها مرا زجر می‌داد و تنها امیدم در این موقع به سازمان بود که بتوانیم روزی چنین وضعی را از بین ببریم و محیطی بسازیم که درآن چنین تبعیضی مشاهده نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مرور این چنین مشاهدات روزمره برای من تقریباً از حد گذشت. اگر روزی من در زلزله بوئین زهرا از دیدن اجساد کشتگان و زاری مردم و از اینکه حتی کمک آماده شده به آنها نمی‌رسید زجر می‌کشیدم، دیگر آن روز مسائل به صورت خون فروشی مطرح نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است خاطره مرد مریض بندری ـ سرباز پادگان آموزشی یا کارگر کارخانه و یا جوان معتاد به هروئین و فروشنده خون هیچ وقت فراموش نمی‌شد ولی شکل اجتماعی می‌گرفت و من هم این مسائل و نظایرآن را فقط به وجود رژیم استوار می‌دیدم و تغییر سیستم موجود و بنای سیستمی که در آن تبعیض‌ها و بهره‌کشی نباشد به صورت آرزو درمی‌آمد و بهترین مشوق من برای فعالیت در درون سازمان ما بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم در مقابل این ناراحتی‌های اجتماع دست به تغییراتی می‌زند. او تلاش می‌کند حد متعادلی ایجاد نماید که در عین حفظ منافع طبقات بالا حداقلی برای طبقات پایین ایجاد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من جنبه‌های مختلف این تلاش را هم که خود به وضوح شاهد آن بوده‌ام موردبررسی قرار می‌دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عینی‌ترین مسئله برای من انقلاب اداری است چون خود کارمند وزارتخانه ای بودم که بارها به عنوان نمونه انقلاب اداری شمرده شده‌است. انقلاب اداری به ظاهر یک نوسازی اداری است به این صورت که با دمیدن جان تازه در قالب ادارات بشود به کارها جنبه مثبت تری داد. چون طبقات متوسط در برخورد با سیستم اداری همواره جزو ناراضیان ادارات بوده‌اند؛ ولی سرانجام این انقلاب در محیطی که من بودم به کجا کشیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم ===&lt;br /&gt;
وزارت کشور در ساختمان قدیمی با ۳ معاون و حدود ۱۰ مدیر کل شاید جمعاً ۱۸۰ نفرکارمند همان کاری را انجام می‌داد که امروز در ساختمان ده طبقه با ۵ معاون و حدود بیش از ۲۰ مدیر کل و ۵۰۰ نفر کارمند انجام می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سیستم کار جدید فقط ساختمان وزارتخانه با سیستم تهویه مطبوع [...ناخوانا] و چراغهایی که هر عدد حدود ۵۰۰۰ ریال که من بشخصه مسئول نگهداری آن از لحاظ فنی بوده‌ام مجهز گردیده، وگرنه نه کسی می‌توان یافت که مسئولیتی در قبال کاری احساس کند و نه کاری به واقع با قبول مسئولیت انجام می‌گیرد. بدتر از زمان گذشته روزی که مدیرکل در مرخصی است، رئیس اداره هم پی کار خود می‌رود و هروقت وزیر در اداره نیست یا در مسافرت و مرخصی است و یا معاونین نیستند همان وضع است که ذکر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای نمونه پرونده‌هایی که به من ارجاع شده مراجعه فرمایید یک دستور صریح از مقام بالا و جمله «اقدام مقتضی معمول دارید» ـ یا «مذاکره فرمایید» داده نشده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیاد است مواردی که من برای پیشرفت کار با مسئولیت خودم و به دلیل اعتمادی که به کار خودم داشتم پیشنهاد کرده‌ام و نامه‌ای را امضا نموده‌ام ولی کمتر خواهید توانست از مسئول مافوق من دستور صریحی ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر تحقیقی درمحیط کار من نموده باشید، خواهید دید بسیار اتفاق افتاده که وسیله‌ای را که موجود نبود من شخصاً پول داده‌ام تا کارگر خریداری نماید و شاید چندین بار دوستان اداری از این کار با تعجب منعم کرده‌اند ولی من در محیط کارم ندیدم که مافوق من برای خاطر پیشرفت کار (نه منافع شخصی و مقام خودش) پی کاری دویده باشد. من برای استخدام چهار نفر کارگر خودم مدت بیش از پنج ماه در اداره دویدم. زیرا از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شما از حل این مسئله عاجزید ===&lt;br /&gt;
آن قدر به سازمان امور استخدامی مراجعه کردم که در آخر کار قانوندان شده بودم و به واقع می‌دیدم که سازمان امور استخدامی به وجود آمده بود تا جلو هرج و مرج استخدام ادارات را بگیرد ولی خود چه دردسری می‌شد برای کار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه‌ای که من می‌گرفتم این بود که آنچه که به نام نوسازی اداری یا انقلاب اداری انجام گرفته بود، تغییری در بنیاد نیست بلکه نتیجه ای جز افزودن یک سری کارمند نداشته‌است. این سخن برای من از درون سیستم اداری و با آشنایی به آن با شما صحبت می‌کنم این نتیجه را برای شما خواهد داشت که: لازمه تغییر در هرقسمت از جامعه، تغییرعناصر متشکله و فعال آن قسمت است و در سیستم موجود چون هرکس برای خودش تلاش می‌کند این تغییر غیرممکن است و من همیشه فکرمی کنم شما از حل این مسئله عاجزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین سبب است که هر نوسازی یا انقلاب نتیجه ای غیر از آنچه که مورد انتظار شماست می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ===&lt;br /&gt;
مورد دیگری که می‌توانم مطرح سازم در مورد اصلاحات ارضی است. البته باز سعی می‌شود از تجارب عینی مثال زده شود. در سال ۴۰ پیشروترین گروه‌ها از مسأله‌ای به نام انقلاب ارضی یا تقسیم اراضی با احتیاط آمیخته به ترس صحبت می‌کردند. رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ولی در زمینه اصلی نسق زراعتی را تغییر نداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دهات فقط سایه ارباب از سر دهاتی برداشته شد. دهقان که در دو سال اول با نطق آقای ارسنجانی در رؤیایی از تخیلات فرورفته بود وقتی که ماشین اصلاحات ارضی به ده وارد شد مشاهده کرد که کدخدای قبلی به جای خود محفوظ است با همان مقدار زمین مرغوب و گاو و گوسفند و به پیرزن خوش نشین هم چیزی جز همان چادر شکسته قبلی و یک عدد بز و یک دیگ مسی چیزی نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته زمین‌های مرغوب‌تر به عنوان کشت مکانیزه در اختیار مالک اصلی باقی ماند. (من خود در این مورد نمونه‌هایی از دهات زنجان دارم از جمله ذوالفقاری‌ها در ده به شاه نشین حتی برای کار در مزرعه از ده دیگر دهقان را می‌آوردند که کامل کار دهقان جنبه کارگری داشته باشد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که در بعضی دهات آرزوی مالکین قبلی را می‌نمایند زیرا در مواقع خشکسالی حداقل کمکی می‌کردند که از گرسنگی نجات یابند. البته مطمئنم که آمارگیران شما جزاین گزارش می‌دهند زیرا آنها وقتی به ده وارد می‌شوند در خانه کدخدا پذیرایی می‌شوند. آن وقت با تعریف‌ها و تمجیدها از وضع ده برمی گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه‌ای داشت ===&lt;br /&gt;
کار اصلاحات ارضی سبب شده‌است که فقط در دهات کدخدا مالک‌الرقاب باشد این داستان نیز برای من ارزش عینی دارد زیرا یک دهاتی خود در ماشین برایم تعریف می‌کرد در یکی ازدهات قزوین کدخدا تنها مغازه‌دار ده است هر پیت نفت را به قیمت بیست لیتر از قرار هر لیتری ۳ ریال می‌فروشد و اضافه پیت نفت را ۲۲ ریال حساب می‌کند، به ازای ۲۰ لیتر نفت ۸۲ ریال می‌گیرد. توجه نمایید پیت خالی را شرکت نفت ۱۸ ریال حساب می‌نماید ولی کدخدا ۲۲ ریال می‌فروشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن وقت پیت خالی را پس نمی‌گیرد و نفت بدون پیت هم فروخته نمی‌شود. با چنین وضعی تعریف می‌کرد در هر خانه تعدادی پیت خالی موجود است. فقط بعضی از دهاتی‌ها که پیت‌ها را به خود شهر برمی‌گردانند هرعدد ۱۸ ریال تحویل شرکت نفت می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دهاتی (مذکور) می‌گفت چندین بار به ژاندارمری محل شکایت کرده‌ایم ولی هردفعه کدخدا با تهدید ما و تطمیع ژاندارمری جلو شکایت ما را گرفته‌است. بدیهی است از نظر این دهاتی هم ژاندارمری پشتیبان زورگو جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی جزیی از زیربنای اقتصادی اصلاحات ارضی هم بی فایده نیست. با تقسیم اراضی سیستم تولید در کشت ایران تغییری نکرده‌است. بالنتیجه مقدار تولید نیز افزایش نیافته و درآمد دهقان هم به همان مقدار قدیمی خود ثابت مانده‌است. بدیهی است لازمه افزایش تولید تغییر سیستم کشت می‌باشد و این تغییر را در مدت سه یا پنج سال که دوره‌های اصلاحات ارضی است نمی‌توان ایجادکرد. هنوز نه در دهات، تراکتور جای گاو را گرفته‌است و نه کود شیمیایی جز در مزارع نمونه یا مزارع مکانیزه که متعلق به ارباب هاست، وارد شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به آمارهای موجود مراجعه شود درآمد سرانه دهاتی تفاوت محسوسی نکرده‌است؛ ولی از طرف دیگر هزینه‌های جدیدی که در اثر بازشدن پای شهر به ده و ورود کالی شهر به ده ایجاد گردیده باعث شده‌است که دهقان با تعداد درآمد ثابت قبلی هزینه زندگی را بیشتر بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالنتیجه دهاتی به سمت قرض و وام‌های بیشتری از شرکت‌های تعاونی و سرمایه داران شهری روی آورده‌است. اغلب دهقانان حتی در برخورد کوتاهی که درعرض یک ساعت در یک اتوبوس داشته‌اند از برنج تومنی یک قران یعنی ۱۲۰٪ شکایت می‌کنند. اغلب محصولات سلف فروشی شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهقان درعرض هر سال به مقادیر بیشتری از زندگی خود را ازدست می‌دهد و اغلب با رها کردن خانه و زندگیشان به بیکاران شهری اضافه می‌شوند. این وضع به تحریک ناهماهنگی در تغییرات زیربنای تولیدی و زیربنای فرهنگی اصلاحات ارضی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه‌ای داشت بدون اینکه سرعت رشد تولید را فزونی بخشیده باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نشده‌است ===&lt;br /&gt;
در اثر همین ناهماهنگی است که در مدت کمتر از پنج سال طبق آمار مجله تحقیقات اقتصادی نزدیک به ۶۰٪ قنات‌های ایران خشکیده‌است و با توجه به ارزش قنات در کشاورزی ایران به سادگی می‌توان آینده کشاورزی ایران را حدس زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منطقه خمسه که با صدور گندم در سال‌های قبل همواره تجار گندم وضع بسیار خوبی داشته‌اند ولی پارسال در زنجان صحبت از ورود گندم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه در طرح اصلاحات ارضی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر روبنایی بوده و ضدانگیزه‌ای نه زیربنایی که قدرت تولید را فزونی بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ حتی در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نگردیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر عدم رعایت دو اصل فوق، دهاتی امروز بسیار ناراضی تر از دهقان سال ۱۳۴۱ می‌باشد. از نظر آگاهی در سال ۴۱ اگر پیشروترین افراد نمی‌توانست از اصلاحات ارضی صحبتی بنماید، امروز هر دهقانی در دورافتاده‌ترین نقاط آذربایجان و سیستان به سادگی صحبت از مساوات و از بین بردن اختلاف‌ها را می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسأله‌ای که بیشتر دهاتی را تحت فشار قرارمی دهد صعود قیمت‌ها است. درعرض چند سال گذشته شاخص واقعی هزینه زندگی حداقل ۱۵ درصد بالا رفته‌است. در سال جاری تا حال این مقدار بدون شک از ۲۰٪ گذشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی افزایش قیمت مواد اولیه تولید دهاتی تفاوت زیادی نکرده‌است هنوز او مجبور است محصولات میوه ـ حبوبات - غلات خود را به واسطه بفروشد و واسطه‌ها هم با همان سیستم قدیمی با توجه به احتیاج مبرم آنها به پول، رفتار دزد سرگردنه را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهاتی با درآمد قدیمی قدرت خرید قدیمی را هم از دست داده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مشاهده و مقایسه وضع کارگران امر ترافیک ـ مسکن ـ بهداشت و نظایر آن درمرحله و اقدامی که به عمل آمده‌است عملاً با چنین شکست‌هایی مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است ===&lt;br /&gt;
مجموعه این مسائل در ذهن هر فرد روشنفکر این مسئله را نشان داده‌است که رژیم نیز خود به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است و خود به خود در جستجوی راه حل‌ها هرکس به این نتیجه می‌رسد که تنها راه حل با شرکت توده مردم در امر اصلاح ممکن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینکه تمام افکار حتی بدون اطلاع کامل از ماهیت امر، به سمت انقلاب مسلحانه کشیده می‌شوند معلول همین تصور است که تنها با انقلاب مسلحانه می‌توان توده مردم را به سمت یک حرکت عمومی سوق داد و عجیب اینکه این مسئله است که در برخورد با مردم کاملاً به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرکس وقتی صحبت ازاصلاحات می‌شود با کمال بی‌اعتمادی می‌گوید تنها راه، راه ویتنامی‌ها یا فلسطینی‌ها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این طرز فکر را در توده مردم شما در میان حتی بارفروشان می‌توانید بیایید. به این طریق کلیه قسمت‌ها را به شرح ذیل خلاصه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خلاصه ===&lt;br /&gt;
در مرحله اول تبعیض‌ها و برخورد با مسائل مختلف فرد را از زندگی عادی عاصی می‌نماید و اقدام علیه وضع موجود را به هر طریقی که ممکن است توصیه می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله دوم عدم موفقیت رژیم در از بین بردن تبعیض‌ها و تشدید نارضایتی‌های مردم به طور مستمر باعث تشویق هر فرد در راهی که پیش گرفته‌است می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسائلی که رژیم نمی‌تواند حل نماید. ===&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر در هر قسمت جامعه مستلزم تغییر افراد و عناصر متشکله فعال آن قسمت است، برای چنین تغییری باید فرد دارای هدفی باشد چون در درون رژیم هرکس به خاطر هدف‌های خویش می‌کوشد پس امید به تغییرات بنیادی در درون رژیم بیشتر واهی است تا واقعیت، به نظر [ می‌رسد] شما نمی‌توانید به افراد هدف بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ محو یا حداقل کم کردن بهره‌کشی و استثمار و تعدیل ثروت‌ها و از بین‌بردن تبعیض‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین مورد لازمه ازبین بردن حتی نسبی تبعیض‌ها این است که باید مقداری از منابع طبقات بالا را از دست داد و این مسئله در تقسیم سود کارخانه‌ها کامل مشهود است؛ ولی چون طبقات موجود حاضر نیستند حتی جزیی از منافع خود را ازدست بدهند لذا هر روزنه تنها تبعیض‌ها کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ــ حتی در زمینه عدالت اجتماعی رژیم حاکم به شدت از منافع طبقات بالا پشتیبانی می‌نماید. اگر شما چند روز مأمورین هوشیاری در دادگستری بگذارید تا آمارگیری نمایند به وضوح مشاهده خواهید کرد تمام مردم کفه ترازوی تمام قضاوت‌ها را به نفع طبقات بالا سنگینی می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ــ تغییراتی که شما ایجاد می‌نمایید در تمام مراحل به جنبه روبنایی آن توجه می‌نمایید نه به زیربنا. زیرا در تغییر زیربنایی باید توده مردم شرکت نمایند و شما نمی‌توانید تمام مردم را در این تغییر سهیم کنید و بالنتیجه برنامه‌های شما همیشه ناقص از آب درمی آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ــ [به] مجموع مسائل فوق، مسئله «شخصیت» در کشورهایی نظیر کشور ما اضافه می‌شود. به دلیل ترسی که مردم از دستگاه‌های قضایی و امنیتی دارند در مقابله با رژیم حالت دوگانگی به خود می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل یک مأمور دولت (مردم) تعریف دولت (را) هم ممکن است بکنند ولی به دلیل ترسشان هر لحظه شکاف بیشتر مابین خود و دولت احساس می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر به صورت تحقیر شده در می‌آید که وقتی مجال پیدا نماید مافوق حتی مافوق اختلاف طبقاتی، حالت انفجاری دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این عوامل است که در موقعیت فعلی با تأثیری که (اوضاع) ویتنام و فلسطین در میهن ما گذاشته‌است هر چند نفر که با هم جمع می‌شوند به فکر ایجاد کانون تعاونی می‌افتند و مادام که موارد فوق حل نشده‌است باید بلانقطاع شاهد به وجودآمدن دستجاتی نظیر آنها که دستگیرشده یا نشده‌اند بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سعید محسن در زندان.jpg|جایگزین=این عکس در زندان گرفته شده |بندانگشتی|عکس زندان سعید محسن]]&lt;br /&gt;
امضاء: سعید محسن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بخش‌هایی از دفاعیات سعید محسن ==&lt;br /&gt;
سعید محسن در دادگاه شاه چنین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«ملت ایران ملزم نیست از یک فکر ارتجاعی تبعیت نماید.‌این قوانین اصولاً معلول دوران دیکتاتوری است و برای ملت مورد قبول نمی‌باشد. نفس تکامل ایجاب می‌کند که هر چه پوسیده است دور انداخته شود. اگر سیستم شما سیستم مترقی است چه ترسی از توطئه و تحریک مردم به قیام مسلحانه دارید؟ در محیطی که حقوق مردم به‌حق پرداخته شود مگر مردم دیوانه‌اند که اسلحه به دست گیرند. اسلحه برای ما وسیله دفاع از شرف انسان است.‌کارگر وقتی اسلحه به دست می‌گیرد که به شرافت وی که کار او و حیات اوست تجاوز شود.‌ ما نیز برای دفاع از جان و مال و ناموس مردم اسلحه به دست گرفته‌ایم. ‌یک عده تحصیل‌کرده روشنفکر نه سادیسم دارند و نه دزد سرگردنه‌اند که اسلحه به دست گیرند. ‌مگر برادران سیاهکل،‌ بهترین و پاکترین جوانان جامعه نبودند. شما با تمام تلاشتان نتوانستید در بین ۱۷۰نفر گروه ما (مجاهدین) فردی که از نظر اخلاقی و انسانی دارای عالی‌ترین مزایای اخلاقی نباشد پیدا کنید. ما بدین جهت سلاح به دست گرفته‌ایم که شرافت انسانی جامعه خودمان را در خطر تهدید دزدان سر گردنه دیده‌ایم».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مطمئنم که در این‌جا نیز فاتح اصلی مائیم نه شما؛ و بالاخره ماییم که شما را با مسلسل‌هایمان به خاک و خون خواهیم کشید؛ و از هر قطره خون ما هزاران جوان اسلحه به دست خواهد جوشید و قصرهای فرعونی و سلطنت و حاکمیت دروغین شما را درهم خواهند کوبید. حرکت تاریخ عالی‌ترین گواه ماست».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن دفاعیات سعید محسن که آن را در زندان روی کاغذ سیگار نوشته‌است&amp;lt;ref&amp;gt;پیکار - [http://passthrough.fw-notify.net/download/367326/http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin/defaiiat-saiid-mohsen-be-khat-khodash.pdf دفاعیات سعید محسن]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
در شهریور سال ۱۳۵۰ بر اثر ضربه ساواک شاه، بنیانگذاران سازمان و اکثر کادرها و اعضای آن دستگیر شدند. سعید محسن از جمله دستگیرشدگان بود. ساواک که از موضع او در رأس سازمان اطلاع داشت، در ۴ خرداد۱۳۵۱، او را به‌همراه محمد حنیف‌نژاد، علی اصغر بدیع‌زادگان و اعضای مرکزیت سازمان، محمود عسگری‌زاده و رسول مشکین‌فام به‌جوخه‌اعدام سپرد. محل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای [[محمد سیدی کاشانی]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار بنیانگذار سعید محسن.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار بینانگذار سعید محسن]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید در هیچ شرایطی مضطرب و پریشان نمی‌شد. نشاط و سرزندگی همیشگی‌اش رو از دست نمی‌داد. یادم می‌آید اردیبهشت ۵۱ که دادگاه شاه، بنیانگذاران و اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان رو محاکمه می‌کرد، من با اون و دو نفر دیگه از بچه‌ها هم‌سلول بودیم. وضع روحی‌اش هیچ تفاوتی با شرایط قبل از دستگیری و خارج از زندان نداشت. همونطور شوخ و با نشاط برامون شعر می‌خوند و شوخی می‌کرد. افسرای زندان رو که برای بازدید سلول‌ها می‌آمدند دست می‌انداخت؛ ولی در عین‌حال از وظایف خودش هیچ غافل نبود. ارتباطات مخفیانه‌اش رو با بقیه سلول‌ها به‌خصوص با محمد حنیف نژاد برقرار می‌کرد، پیام‌ها رو می‌فرستاد و می‌گرفت. با محمد حنیف نژاد در مورد مسائل مختلف مشورت می‌کرد. اطلاعیه مشترکشون رو با محمد حنیف نژاد تو همین شرایط صادر کردند و به بیرون زندان فرستادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[عباس داوری]] خاطره‌ای از بنیانگذار سازمان، سعید محسن را نقل می‌کند و می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک روز احتمالاً همان عصر روز سی فروردین بود، برای ما از طریق ملاقات خبر اومد که چهارتا از بچه‌ها را اعدام کردند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را سعید شنید، یک حالت خوشحالی در او دیدم. اول برای من نامفهوم بود. بعد دیدم بلند باخودش میگه، خوب شد مسعود رو اعدام نکردند. مسعود موند. یعنی خوشحالی خودش رو به این صورت بیان می‌کرد. بلافاصله به من گفت که خوب تو را هم از اینجا می‌برند به احتمال زیاد. یعنی قطعاً ما را اعدام خواهند کرد. من پیامی دارم که برای مسعود برسونی زیرا این پیام خیلی مهمه، بایستی به دست او برسه. بعد شروع کرد به گفتن. سعید گفت:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سلام مرا به مسعود برسان. به او بگو که مسئولیت‌های تو خیلی سنگین شده و تنها فردی هستی که از کمیته مرکزی باقی ماندی. تمامی تجربیات سازمان در وجود تو متبلوره. بار امانتی‌ست که در این مرحله به تو سپرده شده. کوران حوادث زیادی را خواهی دید. فتنه‌های زیادی خواهد افتاد. تمامی تمجیدها نثار ما خواهد شد، چون ما شهید می‌شویم، و تمام تهمت‌ها نثار تو خواهد شد، چون می‌دانم به مبارزه خودت ادامه خواهی داد و وارد مراحلی می‌شوی که خیلی خیلی بالاتر از ماها قرار خواهی گرفت. زیرا تو هر روز و هر ساعت شهید خواهی شد. یک شهید مجسم.&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[مهدی ابریشمچی]] درباره سعید محسن می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید محسن سمبل بسیار برجسته‌یی از تواضع و فروتنی انقلابی بود. اگر کسی سعید را نمی‌شناخت و در‌ جریان کارها و مسئولیتهای او در سازمان نبود، از خلال رفتارش کمترین اشعه‌یی نمی‌گرفت که او در مقام و موضع رهبری‌کننده و بالاترین مدارج سازمان است. نشاط و سرزندگی و تلاش برای ارتقای این روحیه و گسترش آن از کارکردهای دائمی سعید بود. شادابی و سرزندگی او بسیار برجسته بود. سرشار از انگیزه انقلابی بود و واقعاً هیچ لحظه‌یی در زندگیش را هدر نمی‌داد. تا آخرین ساعت‌های روز قبل از شهادتش، که او را دیده بودم، بسیار مسلط بود و تمام کارهایش را انجام می‌داد، همان کلاس‌ها و بحث‌های آموزشی را در زندان ادامه می‌داد. اصلاً در چهره و رفتارش ذره‌یی از این‌که گویا فردا تیرباران می‌شود و نگرانی و دغدغه‌یی در او نمی‌دیدیم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;هنگامی که در زندان خبر شهادت [[احمد رضایی]] را به ما دادند، من برق شگفتی در چشمان سعید دیدم و خودش توضیح داد که: شهادت احمد، به‌خصوص با این قهرمانی و پاکبازی، یک پیروزی بزرگ ایدئولوژیک بود و ما از یک‌ مرحله گذشتیم و آنچه را که می‌خواستیم به‌دست آوردیم و احمد کار را برای همه ساده کرد. یعنی سعید لحظه‌شماری می‌کرد که این تضاد در مسیر رشد سازمان حل بشود. آن برق شعفی را که من آن روز در چشمان سعید دیدم، امروز به‌صورت احساس غرور و سربلندی هر مجاهد خلق در ابعاد صدها‌هزار تکثیر شده است. اما سعید از پیش آن را دیده بود». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن نامه سعید محسن درفروردین ۱۳۴۲ خطاب به خواهرش ==&lt;br /&gt;
«خواهرم گفتی باز چیزی بنویسم و بر دفتر نو که از تراوشات پاک احساساتت و از قطعات زیبای دوستانت مرشح است نظری بنگارم. قلمی به دستم دادی و خواستی که بر لوحه‌ای نفتی مصور کنم، ولی نمی‌دانم که با تو از چه سخن گویم، از دنیای دلدادگان، از فراق و جدایی، از نگاه معصوم دخترک زیبای دهاتی بر لباس زرین آن پسرک هوسران شهری، یا از طبیعت زیبا و زیبایی‌های آن، ولی با تو من سخن از آن دنیایی می‌گویم که شاید در آن از همه جا سخن گفته باشم. از دنیایی که انسان‌ها به خاطر سکه‌های زر و نقره، شکم نمی‌درند و به خاطر خودکامی و خودخواهی انسان‌ها را به قید بندگی مقید نمی‌سازند. دنیایی که هوس‌ها بر انسان‌ها حکومت نمی‌کند، عشق‌ها به هوس‌ها آلوده نمی‌شود و زیبایی طبیعت را مصنوعات بشری محو نمی‌کند. کاخ ستمگران و ثروتمندان سنگدل، دل یتیمان گرسنه را آزرده نمی‌سازد. انسان‌ها درنهاد واقعی متجلی می‌شوند. نه گرگی درلباس میش، میدانی، آزادی و مساوات و برابری تمام مزایای جاهلیت را محکوم می‌کند. میدانی، برای انسان سیاه ارزش انسانیت قائل است، دنیایی که شیفتگان تمدن مسخره‌آمیز قرن بیستم را محکوم می‌نماید، آری، آنجا نه چون آمریکای به اصطلاح مترقی، بشری را به خاطر پوست زرد یا سیاهش از ورود به دانشگاه محروم می‌نماید، نه چون نویسندگان حقوق بشر (فرانسه مادر آزادیخواهی) مال وجان وناموس فرزندان دلیر آفریقا و قهرمانان حماسه‌ای الجزایر رابه یغما می‌برد. دنیایی که انسان‌ها به همدیگر به چشم انسانیت می‌نگرند. چپاولگری و غارتگری چنگیزی را در لباس تمدن جلوه می‌دهند. مرزهای اقتصادی مشخص می‌کنند، و در استعمار جدید خون ملت‌ها را می‌مکند. آری از چنین تمدنی که نرون خونخوار شهر، روم را سپیدرو کرده‌است. از این تمدنی که ومکبث‌ها و چنگیزها درچپاولگری به گردش نمی‌رسند، بیزارم. دلم می‌خواهد دنیایی بوجود آید که احساسات پاک و لطیف بشری جلوه نماید و انسانیت تجلی کند و بشر همدیگر را به چشم برادری و برابری بنگرد. ارزش انسان‌ها به فضیلت و کار آنها باشد. فروردین ۱۳۴۲ &#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43147</id>
		<title>سعید محسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43147"/>
		<updated>2019-12-14T15:01:44Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =سعید محسن&lt;br /&gt;
| تصویر             =سعد محسن.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =سعید محسن&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۸&lt;br /&gt;
| زادگاه            =قزوین&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس تأسیسات&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده فنی&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سعید محسن&#039;&#039;&#039;(زاده:۱۳۱۸، زنجان - تیرباران۴ خرداد ۱۳۵۱، تهران) یکی از بنیانگذاراران سازمان مجاهدین خلق ایران است. او در سال ۱۳۴۴ به همراه [[محمد حنیف‌نژاد]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیان گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۱۸ در یک خانواده از قشر متوسط در زنجان به‌دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان‌جا گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در سال۱۳۴۲ از دانشکده فنی در رشته مهندسی تأسیسات فارغ‌التحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;بهای آزادی - [http://wwwbahayazadi.blogspot.com/2016/05/blog-post_73.html][http://wwwbahayazadi.blogspot.al/2016/05/blog-post_73.html مجاهد شهید سعید محسن، بن‌بست‌شکن و راهگشا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی ==&lt;br /&gt;
سیل جوادیه در سال۳۹ و خراب شدن انبوهی از خانه‌های مردم محروم جنوب شهر، از حوادثی بود که دانشجویان و روشنفکران متعهد آن دوره را برای کمک به مردم برانگیخته بود. سعید در رأس فعالیت‌های دانشجویانی بود که برای کمک به مردم جوادیه اکیپ‌های تعمیراتی تشکیل داده بودند. او تقریباً همه دانشجویان فنی تهران را، که دستی در مبارزه و سیاست و فعالیت اجتماعی داشتند به‌کار گرفته و سازماندهی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال۱۳۴۱ زلزله در آوج قزوین ویرانی‌های زیادی به‌بار آورد. در اینجا نیز سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در رأس گروه‌های دانشجویی به‌میان مردم رفتند و چندماه به صورت شبانه‌روزی به‌کار درمیان زلزله‌زدگان پرداختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از همرزمانش خاطره‌ای از سعید محسن را این‌طور بازگو می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس از انقلاب ضدسلطنتی روزی برای کار انتخاباتی به وزارت کشور رفتم. یکی از کارکنان آن جا که قبلاً با سعید محسن کار می‌کرد، خاطره‌ای از او را برایم نقل کرد. او گفت در سال ۱۳۴۹ بچه‌ام مریض بود و باید در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار می‌گرفت، در غیر اینصورت زنده نمی‌ماند. پول کافی برای عمل نداشتم. یک روز سعید را دیدم. از من پرسید چرا اینطور ناراحتی؟ به او گفتم دخترم مریض است و احتیاج به‌عمل دارد. برای بیمارستان به دو هزار تومان پول نیاز دارم و هیچ‌گونه امیدی به تهیه آن ندارم و اگر بچه‌ام عمل نشود از دست می‌رود. سعید گفت: ببینم چه کاری می‌توانم برایت بکنم. سعید رفت و بعد از ساعتی آمد و هزارتومان به من داد و گفت منتظر باش. پس از مدتی دوباره هزارتومان دیگر آورد و من رفتم و دخترم را تحت عمل جراحی قرار دادم و از مرگ نجات یافت. بعداً فهمیدم که سعید این پول را از دیگران قرض گرفته‌است. این کارمند وقتی این خاطره از سعید محسن را نقل می‌کرد، اشک در چشمانش حلقه زده بود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
دوران دانشجویی سعید محسن مصادف بود با تحولات سیاسی سالهای ۱۳۳۹تا ۱۳۴۲. سعید قبل‌از بنیانگذاری سازمان، به‌دلیل فعالیت‌های سیاسیش دوبار به‌زندان افتاد. بار دوم هنگامی بود که عضو کمیته دانشجویان [[نهضت آزادی]] بود و در شب اول بهمن سال۴۱ دستگیر شد و از همان‌جا رابطه‌اش با [[محمد حنیف‌نژاد]] هرچه نزدیکتر شد. سعید در آن سال‌های پرتلاطم، بطلان روش‌های کهنه‌ای را که سران نهضت آزادی مبلغش بودند در عمل مبارزاتی تجربه کرد و شکست آنها را دید و از همان‌جا بود که به‌جانب حنیف‌نژاد شتافت تا او را در بنیانگذاری سازمان یاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
سعید محسن پس از پایان دوره سربازی و آشنایی با محمد حنیف‌نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، به اتفاق او به جمع‌بندی مبارزات گذشته مردم ایران پرداخت. آنها علت شکست‌ها و ناکامی‌های مبارزات گذشته مردم ایران را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مبارزات مسالمت‌آمیز و سازشکارانه آن دوران به پایان رسیده و تنها راه، مقاومت مسلحانه انقلابی است. آنان دریافتند که علت اصلی شکست‌ها و ناکامی‌ها نه در عدم آمادگی مردم برای فداکاری، بلکه در عدم صلاحیت رهبران جنبش است. آنان با تکیه بر اسلام ناب توحیدی و زدودن غبار از رخ اسلام، که طی سالیان، آخوندهای دین‌فروش آن را به ارتجاع و جاهلیت آلوده بودند، هسته نخستین سازمان انقلابی بر پایه ایدئولوژی توحیدی اسلام انقلابی را پی افکندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در همین رابطه گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«مبارزه بدون ایدئولوژی و بدون استراتژی مسلحانه نمی‌تواند پیروز شود. از رهبران سازشکار، این مبارزه برنمی‌آید. اینان در واقع برای کسب وجهه، صاحب شخصیت شدن و دنبال کسب منافع بیشتر به مبارزه وارد شده و بعد سرنوشت خلق و انقلاب را فدای منافع خود می‌کنند و هر موقع فشار زیاد شود کنار می‌کشند. مبارزه به یک رهبری صالح و حرفه‌ای نیاز دارد تا آن را هدایت و به پیروزی برساند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس از تشکیل هسته اولیه سازمان، سعید به‌عنوان یکی از بنیانگذاران مجاهدین برای گسترش سازمان، به عضوگیری پرداخت. او کادرهای سازمان را آموزش داد و در تدوین استراتژی و خط مشی سازمان و سایر امور نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در کنار بنیانگذار سازمان مجاهدین محمد حنیف‌نژاد، از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۰ سازمان را در آن شرایط، بدون این‌که کوچک‌ترین ضربه‌ای متحمل شود، به پیش بردند. این کاری بس شگفت‌انگیز بود که در جنبش رهایی‌بخش میهنمان سابقه نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قسمتهایی از مقاله چشم‌انداز پرشور ==&lt;br /&gt;
«مقاله چشم‌انداز پرشور» از نوشته‌های سعید محسن می‌باشد. در قسمتی از آن چنین آمده است: سؤالی که امروز برای اغلب افراد به‌ویژه آنان که استنباط سازمانی قوی ندارند و کسانی که دارای قدرت درک شرایط و امکانات موجود نیستند وجود دارد، این است که: «آیا در چنین شرایط سهمناکی مبارزه پیروز امکانپذیر است؟» این پرسشی است که امروز پرسنده‌اش زیاد و پاسخگویش کم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منشأ این سؤال چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از عوامل تاریخی و مبارزه‌های ناکام گذشته که در پیدایش چنین سؤالی مؤثرند، باید به پدیده‌ای دیگر که زاییده شرایط زمانی است بیشتر توجه داشت. شرایط میهنی و کانون‌های ملتهب گوشه و کنار جهان نشان داده‌اند که کسب پیروزی در مبارزه امری آسان نیست. برای کسب پیروزی در میدان نبرد دست پر باید داشت. اندیشه، جسارت، جانبازی، پرهیزکاری، سعه صدر، صداقت، حل‌شدن در امر نبرد، اینها و نظایر اینها سکه‌هایی است که برای کسب پیروزی باید به همراه داشت. به این ترتیب مبارزه پیروز آن‌طور که بسیاری در گذشته گمان می‌کردند امر ساده‌ای نیست، بلکه از مشکلترین مسائل عصر ما است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساده‌اندیشی در این مورد سرانجامی جز ناکامی نخواهد داشت و درست در همین‌جا است که ناکامی‌های گذشته وقتی که با اقدامات ضدمردمی رژیم توأم می‌شود، افراد را تحت تأثیرات منفی و کشنده خود قرار می‌دهد، در این زمان ترس و ناامیدی به صورت‌های مختلف تظاهر می‌کند. عده‌ای به بهانه این‌که دارای سرمایه کافی برای ورود در بازار نبرد نیستند، می‌ترسند. عده‌ای به منفی‌بافی روی می‌آورند زیرا از اعتراف به ترس خود شرمسارند. گروهی به لفاظی و سیاست‌بازی می‌پردازند زیرا از درهم‌ریختن شخصیت مجازی خود هراس دارند و نمی‌خواهند مشت خالی خود را باز کنند. عده‌ای در زیر بار نارسایی اندیشه منکوب می‌شوند و عده‌ای هم که خود را پیش‌کسوت می‌انگارند به پند و موعظه می‌پردازند و توجیه می‌کنند که شتر رمیده را به حال خود واگذارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی همه‌چیز سهمگین جلوه می‌کند. هر عمل رژیم دلیل بر قدرت شکست‌ناپذیر او جلوه می‌کند. دشمن با دامن‌زدن به این شرایط چنین می‌نمایاند که تفوق مطلق از آن اوست و سیه‌روزی و شکست از آن حریف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که برای بسیاری نحوه فشار دستگاه‌های جاسوسی دشمن سخت هراس‌آور است و زندان و وقایعش موجب وحشت. تحت شکنجه بودن، تیرباران شدن، در زیر سرنیزه جلادان جان‌دادن، سالها در سلول زندان به‌سربردن چیزهایی هستند که حتی تصور آنها موی بر اندام آدمی راست می‌کند. متواری‌بودن، گرسنگی، فقر، خانه‌به‌دوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و به اندک ساختن، خانه و کاشانه را ترک گفتن، ترک زن و فرزند و عزیزان در راه هدف‌های عالی انسانی، کارهایی هستند که در نظر آنان تنها از عهده افراد نادرالوجود و خارق‌العاده برمی‌آید. آنان که دچار چنین اضطراب درونی می‌گردند، در زمینه سیاست دچار مالیخولیا خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی با تمام اینها سدهای راه تکامل شکست‌پذیرند و این امر ناشی از ماهیت آنها است و ما نه‌تنها چنین رویدادها را دلیل سرخوردگی و یأس نمی‌گیریم بلکه معتقدیم که آنها خوبند و بسیار هم خوبند زیرا تنها شداید و شرایط مشکلند که یک عصیانگر انقلابی را آبدیده می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌که زمانه و شرایطش ما را در جهت پذیرش ایدئولوژی «شهادت انقلابی» رهنمون شده‌اند، بسیار خجسته است و خجستگی بیشتر آن‌گاه که ما مردانه چنین سیر شورانگیزی را پذیرا شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدایش مرز جنبش و ضدجنبش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط سخت و دشوار عامل مرزبندی دقیق بین جنبش و ضدجنبش است. پیدایش مرز بین جنبش و ضدجنبش انقلاب خود دلیل بر تکامل مبارزه است زیرا تنها در چنین صورتی است که برای فرصت‌طلبی و سازشکاری محلی باقی نخواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت‌طلبان و سازشکاران و آنها که به‌اصطلاح یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ، مواضع خود را از دست خواهند داد و در این شرایط تنها مردان مصمم هستند که بار سنگین نبرد را به‌دوش می‌کشند و دارای قدرت ادامه نبرد و بسیج آگاه‌نمودن توده‌ها در هرگونه شرایط سخت می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا درک این مسئله برای همه میسر است؟ مسلماً نه. تنها کسانی قدرت این کیفیت را دارند که به اندیشه علمی و اراده مجهزند. شرایط را دقیقاً می‌شناسند و مطابق با شرایط در خود آمادگی ایجاد می‌کند. بر ماست که بکوشیم تا در شمار چنین افرادی درآییم. سازمان دربرگیرنده این عناصر نیز سازمانی است که خود ثمره شرایط خاص و دشوار محیط است. «بین ریشه‌های وجودی چنین سازمانی و شرایط محیط رابطه مستقیمی وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنچه گفته شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که شرایط دشوار کنونی برای ما نه‌تنها بد نیست بلکه از آن‌جا که دشواری‌ها تعیین‌کننده مرز دقیق بین جنبش و ضدجنبش، انقلاب و ضدانقلابند، انتخاب طبیعی، پایه و اساس پیدایش عناصر ارزنده و در نتیجه رهبری خواهد شد و حکومت عادات و سنن که منجر به پیدایش یک رهبری مصنوعی می‌شد، نابود می‌گردد و تنها در این‌صورت است که رهبری و زعامت را کسانی به‌عهده خواهند گرفت که صلاحیت و شایستگی خود را برای احراز این مقام نشان داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته سعید محسن (نشریه مجاهد-فوق‌العاده مهر ۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و بازجویی ==&lt;br /&gt;
سعید محسن همراه با مجاهدان خلق [[علی باکری]]، [[ناصر صادق]]، [[محمود عسگری‌زاده]]، [[رضا رضایی]]، [[محمد بازرگانی]] و [[مسعود رجوی]] در همان روز اول شهریور ۵۰ دستگیر شد. حمله‌های بعدی ساواک به دستگیری [[علی میهندوست،]] [[رسول مشکین‌فام]] و [[علی اصغر بدیع زادگان]] منجر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازجویی از سعید محسن ===&lt;br /&gt;
=== انگیزه و هدف از فعالیت ===&lt;br /&gt;
سعید محسن انگیزه و هدف از فعالیت‌‌‌های سیاسی خود را چنین بازگو کرده بود: سال ۱۳۲۵ برای من با آنکه ۷ سال بیشتر نداشتم سال تلخی بود. زیرا پدرم در قضیه دموکرات‌ها مجبور به فرار گردیده بود. من در همان موقع مزه تلخ فقر را به طور نسبی و ترس از زورگوها را چشیده بودم. از اولین روزهایی که به مدرسه می‌رفتم از معلمی که بچه‌ها را بیخود چوب می‌زد متنفر بودم و اگر نمره بیخودی داده می‌شد اعتراض می‌کردم. جریانات سال ۳۲ و به خصوص کشته شدن یکی ازاقوام ما به نام فرزین که قاضی دادگستری و فردی پاکدامن بود به دست ذوالفقاری‌ها نخستین موج مخالفت با زورگو را در من برانگیخت، همیشه دلم می‌خواست بتوانم انتقام او را بگیرم. حتی پدرم را که خیلی با ذوالفقاری‌ها معاشرت داشت در پیش خود در همان عوالم کودکی محکوم می‌کردم.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران جوانی جریان مهمی که قابل ذکر باشد اتفاق نیفتاد؛ ولی همواره آرزوی خوشی برای افراد پایین را می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت رختشوی خانه با لباس‌های شسته و دست‌های از سرما سرخ شده به خانه می‌آمد یک نوع ترحم نسبت به او به من دست می‌داد و دست‌های خود را در همان حالت کرخ شده مشاهده می‌نمودم. در سال‌های اول و دوم دانشکده اتفاق جالبی برای من اتفاق نیفتاد. جز اینکه یک بار برای تقاضای مساعده پیش مهندس ریاضی رفتم به او گفتم چون نمی‌خواهم سربار پدرم باشم شما دستور بدهید دانشکده به من وام بدهد و من بعداً آن را پس می‌دهم. یا اجازه دهید من در ضمن درس دانشکده معلمی نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مهندس) ریاضی با لحن استهزاءآمیزی جواب داد «دانشکده فنی که گداخانه نیست»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماورای احساس حقارتی که در ازاء این حرف ریاضی به من دست داد احساس کردم چگونه فردی از طبقه مرفه به فرد دیگر توهین می‌نماید. خیلی زود من این توهین ریاضی را از جنبه فردی به دوستان دیگر تعمیم دادم زیرا در آن موقع اغلب دوستان من از طبقه متوسط و پایین بودند. خیلی آرزو می‌کردم که روزی ریاضی گدا می‌بود و من همین حرف را به او می‌زدم. به همین علت با تمام تعریف‌هایی که از ریاضی و باسوادبودن او می‌کردند قیافه او همیشه برای من غیرقابل تحمل بود. در کلاس او همیشه پیش شاگردهایی می‌نشستم که لباسشان نو نبود. درس او را با بی میلی مطالعه می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طبقات پایین جامعه در زیر فشارند ===&lt;br /&gt;
اصولاً از همان موقع دو طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های ۳۹ الی ۴۱ به جبهه [ ملی] ونهضت[ آزادی] وارد شدم ولی نه فعالیت جبهه و نه نهضت هیچ‌یک مطابق با احساس اصلی من نبود، هر چند شور و هیجان کارها به طور کامل مشغولم کرده بود. شاید اگر جریان ۱۵ خرداد نبود من نیز مثل دیگران همه چیز را فراموش می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخورد ۱۵ خرداد و اینکه طبقات پایین درآن جریان به سادگی کشته شوند در حالی که در جریان دانشگاه حداکثر به چند ماه زندانی شدن قناعت می‌شد، روحیه مقاومت را در من زنده می‌کرد. این سؤال بارها در ذهن من تکرار می‌شد، چی شد که درعرض چند روز مردم جلوی گلوله رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول سه سال مبارزه از اعلامیه پخش کردن تجاوز نکرده بود. در تحلیل بعدی به این نتیجه رسیدم که طبقات پایین جامعه در زیر فشارند و برایشان مرگ و زندگی فاصله زیادی ندارد ولی طبقات مرفه فاصله مرگ وزندگیشان بسیار زیاد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== زندگی مردم لار و بندرعباس برای من حالتی شبیه به خواب داشت ===&lt;br /&gt;
مهرماه سال ۴۲ من به دلیل فعالیتی که داشتم برای خدمت نظام به جهرم فرستاده شدم در برخورد اول با افسران پادگان آموزشی جهرم، مرا فردی معرفی کردند تبعید شده، در حالیکه من خودم را تبعیدی حساب نمی‌کردم. شاید به همین دلیل بودکه افسران زیاد با من از نزدیک رفیق نشدند. من بالاجبار به طرف مردم برگشتم برخلاف محیط پادگان، خیلی زود با مردم جهرم آشنا شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت من در مجالس عمومی آنها به صمیمیت من با اهالی افزود. در این برخورد بود که من با وضع مردم آشنایی بیشتری یافتم. با کمال تعجب مشاهده نمودم که غذای این مردم چیزی جز نان کاهو با سرکه یا شلغم پخته نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب تر اینکه در تمام شهر فقط دو دکان قصابی وجود داشت. دو سال خشکسالی در این شهرستان که مرکز مرکبات است زندگی مردم را تباه کرده بود. من به سادگی پی بردم که اغلب مردم فقط به نان خالی قناعت می‌نمایند و تنها درآمد آنها اضافه بر قاچاق که به طور محدود انجام می‌گرفت درآمدی است که از طریق پادگان آموزشی جهرم برای آنها می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی برای من معلوم شد که جهرم آبادترین شهر آن حوالی است دیدن نقاط دیگر ضروری نمود، من بلافاصله به لار و بندرعباس مسافرت کردم. آثار زلزله در لار کامل مشهود بود. یک سری خانه در حال نوسازی بود ولی مردم از ترس قسطی که باید بپردازند حاضر نبودند در آن قسمت‌ها منزل بگیرند. همین وضع در بندرعباس نیز مشهود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لار آب برای خوردن موجود نبود. برای اولین بار بود که من با آب انبارهای آب که آب باران در آن جمع شده بودند آشنا شدم. زندگی مردم لار و بندرعباس واقعاً برای من حالتی شبیه به خواب داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مردم درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند ===&lt;br /&gt;
در بندرعباس با عابرینی مواجه شدم که هر کدام ساق پایی به اندازه یک توپ پارچه داشتند وقتی سؤال کردم معلوم شد که این کِرم مخصوص آب (پیو) است و از راه آشامیدن آب وارد بدن می‌شود و سپس از ساق پا بیرون می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساس ترحمی را که نسبت به این افراد در من به وجود آمد هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. قبول اینکه این مردم به چنین حالت ناراحتی زندگی می‌کنند فشاری بود که من قدرت تحمل آن را نمی‌توانستم بکنم. من در سال ۴۱ وقتی برای کارآموزی به خرمشهر رفتیم زندگی مشقت بار مردم را که زیرآفتاب درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند یا در قسمت شرقی آبادان درکنار بازاری پر از کثافات خانه داشتند دیده بودم، حتی منظره بومی‌های آبادان در کنار ماشین‌های آخرین سیستم شرکتی‌ها که به نظر می‌رسد نماینده حداکثر تبعیض‌ها بود، به اندازه ناراحتی چندش آوری که از مریض‌های کرم به پا پیچیده حاصل می‌شد روح انسان را عذاب نمی‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان برای من در زمستان سال ۴۲ اتفاق افتاده بود. من بعدها برای دیدن چنین مناظری حتی تا (بندر) لنگه هم مسافرت کردم ولی اثری که مسافرت اول درمن داشت برایم فراموش ناشدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ششم فروردین ماه سال ۴۳ من افسر نگهبان آشپزخانه در پادگان آموزشی جهرم بودم. یکی از سربازان که در دسته سوم گروهان پنجم در اختیار من بود با حالت گریه به من مراجعه کرد و با لحن دهاتی گفت جناب سروان من به خانه ستوان… نمی‌روم. پرسیدم چرا؟ ابتدا جواب نداد وقتی اصرار کردم گفت او نظر خاصی دارد و اینکه مرا می‌خواهد ببرد به همان علت است (هرکدام از افسرها سربازی را به عنوان گماشته برای کار در خانه خودشان می‌بردند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جا خشکم زد. سرباز دهاتی برای افسری که زن دارد غیرقابل تصور بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول فکر کردم اشتباه فکرمی کند پرسیدم مگر چنین چیزی سابقه دارد؟ با قیافه ای که می‌توانم به صراحت بگویم به سادگی به من می‌خندید. گفت بسیار، جناب سروان این را در گروهان همه می‌دانند شما چطور نمی‌دانید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من تازه فهمیده بودم که درک یک سرباز که در جریان کاری است چقدر با ارزش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخوردهای بعدی جریان آن سرباز را به صورت پروسه ای یافتیم که حتی دامن دو افسر وظبقه‌ای را که غیر از من در پادگان بود گرفته‌است. از حدود ۱۹ افسر موجود هم ردیف، جز با چهار نفر، تقریباً قطع رابطه کردم زیرا برای من غیرقابل تصور بود که فردی متأهل این قدر تسلیم نفس باشد که از سرباز دهاتی صرفنظر ننماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جریاناتی از زندگی افسران که بعدها برایم معلوم گشت به نفرت من می‌افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند ===&lt;br /&gt;
وقتی در اواخر فروردین ماه، همان سرباز در موقع اعزام به شیراز از من تشکر کرد که او را از رسوایی نجات داده‌ام خود را بیشتر مرهون آن سرباز یافتم که به من درس بیشتری آموخته بود. بعد از آن من بیشتر با درجه داران و استوارها گرم می‌گرفتم تا افسران. زیرا در آن گروه، پاکی بیشتر و صفای بیشتری یافته بودم، کوچکترین صحبت را فراموش نمی‌کردند. با آنکه برای دادن یک مرخصی به سرباز رسماً ۲۰ ریال می‌گرفتند ولی آلودگی دیگری از خود نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا فکرکردم افسران به دلیل دورافتادن از محیط ظاهراً مترقی به چنین فسادهایی کشیده شده‌اند ولی بعداً دریافتم در محیط شخصی شهرستان جهرم نیز بچه مدرسه‌ها را به این نوع آلودگی کشیده‌اند. البته ممکن است دراجتماع امروزی چنین دردی کسی را ناراحت ننماید ولی توجه نمایید که این مسئله برای من در سال ۴۳ اتفاق افتاده‌است یعنی در زمانی که مردم به خاطر دفاع از مذهبشان بدون داشتن دید روشن در ۱۵ خرداد جلو گلوله می‌روند و به اضافه در اجتماع آن روز حتی در کادر روشنفکری آلودگی به حد امروز نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در بررسی ابتدایی خود خیلی ساده این مسئله را از جنبه اجتماعی به دامن رژیم حاکم چسباندم و نتیجه گرفتم که این سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند و این مسئله تا سال‌های بعد مرا رنج می‌داد و هر وقت فکر می‌کردم که نسلی فاسد تحویل جامعه فردا می‌شود که جز خور و شهوت خود چیزی نمی‌شناسد بی‌نهایت افسرده می‌شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا جریان شورش پاریس فکر نوی در من به وجود آورد و آن اینکه حتی نسل فاسد از نقطه ای به بعد به زندگی بر می‌گردد و به جبران فساد قدیمی، بیشتر در سازندگی می‌کوشد و به طور اتفاقی در جریان مسابقات ایران و اسرائیل این نتیجه‌گیری برای من کامل تر شد زیرا پلیس با تمام قدرتش ازعهده همان جوانانی که در مسابقه زن روز دامن دختران را پاره می‌کردند و آن روز بر علیه پلیس شعار می‌دادند برنمی‌آمد. من به طور عینی دیدم که همان زرنگی که جوانان ظاهراً آلوده در دختربازی به دست آورده بودند درمقابله با پلیس او را عاجزمی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در مقابل پیرمرد [کارگر کارخانه] احساس خجالت می‌کردم ===&lt;br /&gt;
بعد از اتمام سربازی به تهران آمدم. نخست در کارخانه گیوار مشغول کار شدم ولی مجموع کار من پنج ماه بیشتر طول نکشید. در این مدت من دوبار با کارفرما دعوا کردم که دفعه دوم منجر به اخراج من شد. علت دعوای اول این بود که من در دو ماه آخر بیش از ظرفیت تولید قسمت خودم که تراشکاری بود تولید کرده بودم و در قسمت من کارگر پیری بود به نام مهرزاده که زندگی بسیار محقری داشت. قیافه معصوم و عینک زده وی را در حالی که با دست لرزانش با مرغک ماشین تراش کار می‌کرد هیچ وقت فراموش شدنی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قیافه این پیرمرد که عمری به سختی زندگی گذرانده بود من یک اراده مبارزه با مرگ برای تأمین زندگی خانواده اش را می‌دیدم با تمام پیرمردی به اندازه یک جوان کار می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارگران دیگرمن ـ آلبرت ـ روبن ـ شاهن و شاگردان آنها همه با ارزش بودند؛ ولی من در مقابل این پیرمرد احساس خجالت می‌کردم. من روبن را به پرکاری تشویق می‌کردم. حتی وادار کردم شب‌ها درس بخواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی این پیرمرد همواره بیشتر از مقدار کاری که من می‌خواستم انجام می‌داد. من بعد از افزایش تولید از کارفرما تقاضای اضافه دستمزد برای همه گروه که حدود آن فقط برای پیرمرد ۲۵ ریال و بقیه در حدود ۱۰ ریال بود[کردم]، ولی با تمام تلاش با آنکه قانع شدند برای اینکه کارگر بهتر بتواند کار کند باید او را تأمین کرد ولی از افزایش دستمزد خودداری نمودند و در دفعه دوم نیز من اجازه داده بودم کارگر برای اینکه بهتر بتواند در سرمای زمستان کار کند در اول وقت موقعی که ماشین‌ها برای گرم شدن بی بار کار می‌کنند در کنار بخاری خود را گرم نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم ===&lt;br /&gt;
دلیل کارفرما همیشه این بود که کارگر بدعادت می‌شود و نمی‌توان از او کار خواست. من نتوانستم در این موقعیت مقاومت نمایم. واقعیت این است که مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم. حساب نموده بودم که هرکیلو پروفیل برای کارفرما ۱۷–۱۹ ریال تمام می‌شد و ۲۶ ریال فروش آن بود و کارخانه به طور متوسط ۸ تن و گاهی تا ۱۲ تن تولید داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود خالص آن به طور متوسط در حدود ۶۰/۰۰۰ ریال در روز بود. برای کارخانه ای با سرمایه حداکثر ۲/۵ میلیون تومان سودی در سال معادل ۱/۵ میلیون تومان در سال ۴۳ و آن وقت مقاومت در برابر اضافه دستمزد ۱۰ ریال کارگری که واقعاً کار می‌کرد، نتیجه این شده بود که در یک طرف صاحب کارخانه ثروت می‌افزود و در یک طرف همان کارگر پیر فرسوده تر می‌گشت و هر وقت با نهایت شرمندگی از من ۲۰۰ ریال قرض می‌خواست به واقع نمی‌توانستم تحمل آن را بنمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موارد فوق فقط مشاهدات شخصی بود که بیان می‌شود، برای بیان تبعیض‌ها موارد خیلی بیشتری می‌توان بیان کرد ولی گاهی اتفاق می‌افتاد یک مسئله کوچک برای یک فرد ارزش ویژه پیدا می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای من با زمینه مذهبی که مساوات ایده‌آلی را همیشه تشویق کرده بود هرگونه تبعیض را به شکل و نمود اجتماعی می‌دادم آن را جزیی از نتایج سیستم حاکم به حساب می‌آوردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد ===&lt;br /&gt;
در سال ۴۴ این فکر کامل درذهن من شکل گرفته بود که بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد و در این مرحله من با هیچ فرد به خصوصی احساس دشمنی نمی‌کردم. همیشه به مجموع سیستم کینه می‌ورزیدم و هنوز هم بسیار اتفاق افتاده‌است پاسبانی را که بیهوده به سرکسی می‌کوبد یافحش می‌دهد به سادگی تبرئه می‌کنم. گرچه به «المأمور و معذور» معتقد نیستم ولی ناراحتی از فرد را همیشه به سیستم برمی‌گردانم به طوری که اغلب اوقات وجود سیستم را به صورت یک کابوس احساس می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین موقع فقط از مدافعین رژیم که به طور آگاهانه از آن دفاع می‌کنند احساس کینه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۴۴ به بعد ما وارد کار سازمانی شدیم. مطالعات اجتماعی به خصوص آشنایی با سایر کشورهای توسعه نیافته کمبود غذایی، بهداشت، مسکن، عدم تعدیل ثروت‌ها، عدم رعایت عدالت اجتماعی و… و نظایر آن به صورت فرمول در ذهن ما فرو رفت. با چنین معیارهایی ما به استقبال شناسایی‌های جدیدتری رفتیم. هر مسأله برای ما سوژه جدیدی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبعیض‌ها با زبان گویاتر خود را نشان می‌داد. از فروشنده بلیط بخت آزمایی، که هزار دروغ برای فروش آن می‌گفت و خریدارش که دو تومن از نان شب خود را تحویل سازمان بلیط بخت آزمایی می‌داد و با امیدی واهی دلخوش بود، تا دعوای سر محل، گدایی مستخدم اداره به صورت محترمانه‌اش و… همه در تثبیت فکر من اثر می‌گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== همه‌شان معتاد بودند و منتظرفروش خون خویش ===&lt;br /&gt;
بعد از این جریان برخوردها اثر قوی‌تر می‌گذاشت برای نمونه حادثه‌ای از جریان زمستان سال ۴۴ را که جزو خاطرات فراموش نشدنی است می‌نویسم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک روز (فکرمی‌کنم سه‌شنبه بود) از وزارت کشور که آن موقع در گلوبندک به جای وزارت اطلاعات (اطلاعات و جهانگردی) فعلی بود درآمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌خواستم به تلفنخانه بروم و در مسیر ناصرخسرو در کنار دبیرستان دارالفنون به صف طویلی در حدود ۲۰ نفر برخوردم. در برخورد اول به نظرم رسید که اینها معتادند، تا آن روز متوجه تابلو شیر و خورشید در آن محل نشده بودم. با کمترین دقت متوجه شدم که این محل خرید خون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اینکه حدود ۲۰ نفر جلو درب کوچک شیر و خورشید آن هم ساعت ۱۱/۵ صبح صف کشیده‌اند، این‌طور به نظر می‌رسید که در این محل به افراد دیگر نیازمند خون تزریق می‌کنند. ابتدا کمی تعجب کردم که مگر ممکن است شیر خورشید خون مجانی تزریق نماید ولی به زودی مسأله برایم روشن شد. برای من همه چیز قابل تصور بود جز اینکه ببینم عده‌ای افراد که به نظر من دربرخورد اول همه‌شان معتاد بودند و از فرط کم خونی رنگشان زرد می‌نمود، منتظرفروش چند سانتیمتر مکعب خون خویشند تا از این طریق امرار معاشی به دست آورند. مدتی در کنار جوی آب ایستاده بودم و اصولاً فراموش کرده بودم به کجا می‌روم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان موقع فردی با خوشحالی از درب بیرون آمد و دربان با نهایت خشم فردی را که از ردیف جلو می‌خواست تو برود رد کرد و با عصبانیت گفت: تو که خون نداری. نفر بعدی که چیزی بیشتر از اولی نداشت وارد شد. فرد رانده شده دوری زد و با نهایت استیصال در آخر صف نوبت گرفت، شاید دفعه دیگر بتواند برای فروش خون برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عجیب بود که در قیافه همه موجی از نگرانی مشهود بود گویا همه می‌ترسیدند دربان به آنها نیز راه ندهد. شاید مجموع این برخورد ۷ دقیقه بیشتر طول نکشید ولی وقتی من به خود آمدم چیزی احساس نمی‌کردم فکرمی کردم خواب بود ولی متأسفانه برخورد واقعیت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند دقیقه بعد در تلفنخانه نشسته بودم احساس می‌کردم که اگر من در تصادف تمام خونم را از دست بدهم و بخواهند از خون این افراد به من تزریق نمایند اگر جرئت حرکت داشته باشم نمی‌توانم قبول نمایم یک قطره از آن خون در بدن من جاری شود. گاهی خیال می‌کردم خون آنهاست که دربدن من جاری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد ===&lt;br /&gt;
دیگر از خیالت آن روز چیزی بخاطر ندارم. فقط هر وقت از روبروی دبیرستان دارالفنون می‌گذشتم احساس می‌کردم همان قیافه‌ها صف کشیده‌اند و منتظرند و یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد. آن موقع گاهی برادرانم کاظم و رضا را می‌دیدم. روزی به کاظم این جریان را نقل کردم (فکرمی کنم یادش باشد) اوگفت ما در پارک شهر درس می‌خوانیم و می‌گویند بسیاری از این افراد معتادند و از این پول یک نوع قرص می‌خرند (این قرص نظیر هروئین ولی خیلی ارزانتر به قیمت دانه ای ۶ ریال در داروخانه‌ها فروخته می‌شود) و اغلب بعد از دوماه مصرف قرص در کنار خیابان یا پارک شهر می‌میرند مدت‌ها صبح زود قبل از رفتن به اداره به پارک شهر می‌رفتم تا شاید یکی از محکومین این اعتیاد را ببینم؛ ولی بعداً فهمیدم که شب‌ها پارک شهر را خالی می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تنها امیدم در این موقع به سازمان بود ===&lt;br /&gt;
داستان فروش خون نیز مدت‌ها مرا زجر می‌داد و تنها امیدم در این موقع به سازمان بود که بتوانیم روزی چنین وضعی را از بین ببریم و محیطی بسازیم که درآن چنین تبعیضی مشاهده نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مرور این چنین مشاهدات روزمره برای من تقریباً از حد گذشت. اگر روزی من در زلزله بوئین زهرا از دیدن اجساد کشتگان و زاری مردم و از اینکه حتی کمک آماده شده به آنها نمی‌رسید زجر می‌کشیدم، دیگر آن روز مسائل به صورت خون فروشی مطرح نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است خاطره مرد مریض بندری ـ سرباز پادگان آموزشی یا کارگر کارخانه و یا جوان معتاد به هروئین و فروشنده خون هیچ وقت فراموش نمی‌شد ولی شکل اجتماعی می‌گرفت و من هم این مسائل و نظایرآن را فقط به وجود رژیم استوار می‌دیدم و تغییر سیستم موجود و بنای سیستمی که در آن تبعیض‌ها و بهره‌کشی نباشد به صورت آرزو درمی‌آمد و بهترین مشوق من برای فعالیت در درون سازمان ما بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم در مقابل این ناراحتی‌های اجتماع دست به تغییراتی می‌زند. او تلاش می‌کند حد متعادلی ایجاد نماید که در عین حفظ منافع طبقات بالا حداقلی برای طبقات پایین ایجاد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من جنبه‌های مختلف این تلاش را هم که خود به وضوح شاهد آن بوده‌ام موردبررسی قرار می‌دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عینی‌ترین مسئله برای من انقلاب اداری است چون خود کارمند وزارتخانه ای بودم که بارها به عنوان نمونه انقلاب اداری شمرده شده‌است. انقلاب اداری به ظاهر یک نوسازی اداری است به این صورت که با دمیدن جان تازه در قالب ادارات بشود به کارها جنبه مثبت تری داد. چون طبقات متوسط در برخورد با سیستم اداری همواره جزو ناراضیان ادارات بوده‌اند؛ ولی سرانجام این انقلاب در محیطی که من بودم به کجا کشیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم ===&lt;br /&gt;
وزارت کشور در ساختمان قدیمی با ۳ معاون و حدود ۱۰ مدیر کل شاید جمعاً ۱۸۰ نفرکارمند همان کاری را انجام می‌داد که امروز در ساختمان ده طبقه با ۵ معاون و حدود بیش از ۲۰ مدیر کل و ۵۰۰ نفر کارمند انجام می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سیستم کار جدید فقط ساختمان وزارتخانه با سیستم تهویه مطبوع [...ناخوانا] و چراغهایی که هر عدد حدود ۵۰۰۰ ریال که من بشخصه مسئول نگهداری آن از لحاظ فنی بوده‌ام مجهز گردیده، وگرنه نه کسی می‌توان یافت که مسئولیتی در قبال کاری احساس کند و نه کاری به واقع با قبول مسئولیت انجام می‌گیرد. بدتر از زمان گذشته روزی که مدیرکل در مرخصی است، رئیس اداره هم پی کار خود می‌رود و هروقت وزیر در اداره نیست یا در مسافرت و مرخصی است و یا معاونین نیستند همان وضع است که ذکر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای نمونه پرونده‌هایی که به من ارجاع شده مراجعه فرمایید یک دستور صریح از مقام بالا و جمله «اقدام مقتضی معمول دارید» ـ یا «مذاکره فرمایید» داده نشده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیاد است مواردی که من برای پیشرفت کار با مسئولیت خودم و به دلیل اعتمادی که به کار خودم داشتم پیشنهاد کرده‌ام و نامه‌ای را امضا نموده‌ام ولی کمتر خواهید توانست از مسئول مافوق من دستور صریحی ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر تحقیقی درمحیط کار من نموده باشید، خواهید دید بسیار اتفاق افتاده که وسیله‌ای را که موجود نبود من شخصاً پول داده‌ام تا کارگر خریداری نماید و شاید چندین بار دوستان اداری از این کار با تعجب منعم کرده‌اند ولی من در محیط کارم ندیدم که مافوق من برای خاطر پیشرفت کار (نه منافع شخصی و مقام خودش) پی کاری دویده باشد. من برای استخدام چهار نفر کارگر خودم مدت بیش از پنج ماه در اداره دویدم. زیرا از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شما از حل این مسئله عاجزید ===&lt;br /&gt;
آن قدر به سازمان امور استخدامی مراجعه کردم که در آخر کار قانوندان شده بودم و به واقع می‌دیدم که سازمان امور استخدامی به وجود آمده بود تا جلو هرج و مرج استخدام ادارات را بگیرد ولی خود چه دردسری می‌شد برای کار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه‌ای که من می‌گرفتم این بود که آنچه که به نام نوسازی اداری یا انقلاب اداری انجام گرفته بود، تغییری در بنیاد نیست بلکه نتیجه ای جز افزودن یک سری کارمند نداشته‌است. این سخن برای من از درون سیستم اداری و با آشنایی به آن با شما صحبت می‌کنم این نتیجه را برای شما خواهد داشت که: لازمه تغییر در هرقسمت از جامعه، تغییرعناصر متشکله و فعال آن قسمت است و در سیستم موجود چون هرکس برای خودش تلاش می‌کند این تغییر غیرممکن است و من همیشه فکرمی کنم شما از حل این مسئله عاجزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین سبب است که هر نوسازی یا انقلاب نتیجه ای غیر از آنچه که مورد انتظار شماست می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ===&lt;br /&gt;
مورد دیگری که می‌توانم مطرح سازم در مورد اصلاحات ارضی است. البته باز سعی می‌شود از تجارب عینی مثال زده شود. در سال ۴۰ پیشروترین گروه‌ها از مسألهای به نام انقلاب ارضی یا تقسیم اراضی با احتیاط آمیخته به ترس صحبت می‌کردند. رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ولی در زمینه اصلی نسق زراعتی را تغییر نداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دهات فقط سایه ارباب از سر دهاتی برداشته شد. دهقان که در دو سال اول با نطق آقای ارسنجانی در رؤیایی از تخیلات فرورفته بود وقتی که ماشین اصلاحات ارضی به ده وارد شد مشاهده کرد که کدخدای قبلی به جای خود محفوظ است با همان مقدار زمین مرغوب و گاو و گوسفند و به پیرزن خوش نشین هم چیزی جز همان چادر شکسته قبلی و یک عدد بز و یک دیگ مسی چیزی نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته زمین‌های مرغوب تر به عنوان کشت مکانیزه در اختیار مالک اصلی باقی ماند. (من خود در این مورد نمونه‌هایی از دهات زنجان دارم از جمله ذوالفقاری‌ها در ده به شاه نشین حتی برای کار در مزرعه از ده دیگر دهقان را می‌آوردند که کامل کار دهقان جنبه کارگری داشته باشد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که در بعضی دهات آرزوی مالکین قبلی را می‌نمایند زیرا در مواقع خشکسالی حداقل کمکی می‌کردند که از گرسنگی نجات یابند. البته مطمئنم که آمارگیران شما جزاین گزارش می‌دهند زیرا آنها وقتی به ده وارد می‌شوند در خانه کدخدا پذیرایی می‌شوند. آن وقت با تعریف‌ها و تمجیدها از وضع ده برمی گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه ای داشت ===&lt;br /&gt;
کار اصلاحات ارضی سبب شده‌است که فقط در دهات کدخدا مالک‌الرقاب باشد این داستان نیز برای من ارزش عینی دارد زیرا یک دهاتی خود در ماشین برایم تعریف می‌کرد در یکی ازدهات قزوین کدخدا تنها مغازه دار ده است هر پیت نفت را به قیمت بیست لیتر از قرار هر لیتری ۳ ریال می‌فروشد و اضافه پیت نفت را ۲۲ ریال حساب می‌کند، به ازای ۲۰ لیتر نفت ۸۲ ریال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌گیرد. توجه نمایید پیت خالی را شرکت نفت ۱۸ ریال حساب می‌نماید ولی کدخدا ۲۲ ریال می‌فروشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن وقت پیت خالی را پس نمی‌گیرد و نفت بدون پیت هم فروخته نمی‌شود. با چنین وضعی تعریف می‌کرد در هر خانه تعدادی پیت خالی موجود است. فقط بعضی از دهاتی‌ها که پیت‌ها را به خود شهر برمی‌گردانند هرعدد ۱۸ ریال تحویل شرکت نفت می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دهاتی (مذکور) می‌گفت چندین بار به ژاندارمری محل شکایت کرده‌ایم ولی هردفعه کدخدا با تهدید ما و تطمیع ژاندارمری جلو شکایت ما را گرفته‌است. بدیهی است از نظر این دهاتی هم ژاندارمری پشتیبان زورگو جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی جزیی از زیربنای اقتصادی اصلاحات ارضی هم بی فایده نیست. با تقسیم اراضی سیستم تولید در کشت ایران تغییری نکرده‌است. بالنتیجه مقدار تولید نیز افزایش نیافته و درآمد دهقان هم به همان مقدار قدیمی خود ثابت مانده‌است. بدیهی است لازمه افزایش تولید تغییر سیستم کشت می‌باشد و این تغییر را در مدت سه یا پنج سال که دوره‌های اصلاحات ارضی است نمی‌توان ایجادکرد. هنوز نه در دهات، تراکتور جای گاو را گرفته‌است و نه کود شیمیایی جز در مزارع نمونه یا مزارع مکانیزه که متعلق به ارباب هاست، وارد شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به آمارهای موجود مراجعه شود درآمد سرانه دهاتی تفاوت محسوسی نکرده‌است؛ ولی از طرف دیگر هزینه‌های جدیدی که در اثر بازشدن پای شهر به ده و ورود کالی شهر به ده ایجاد گردیده باعث شده‌است که دهقان با تعداد درآمد ثابت قبلی هزینه زندگی را بیشتر بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالنتیجه دهاتی به سمت قرض و وام‌های بیشتری از شرکت‌های تعاونی و سرمایه داران شهری روی آورده‌است. اغلب دهقانان حتی در برخورد کوتاهی که درعرض یک ساعت در یک اتوبوس داشته‌اند از برنج تومنی یک قران یعنی ۱۲۰٪ شکایت می‌کنند. اغلب محصولات سلف فروشی شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهقان درعرض هر سال به مقادیر بیشتری از زندگی خود را ازدست می‌دهد و اغلب با رها کردن خانه و زندگیشان به بیکاران شهری اضافه می‌شوند. این وضع به تحریک ناهماهنگی در تغییرات زیربنای تولیدی و زیربنای فرهنگی اصلاحات ارضی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه ای داشت بدون اینکه سرعت رشد تولید را فزونی بخشیده باشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نشده‌است ===&lt;br /&gt;
در اثر همین ناهماهنگی است که در مدت کمتر از پنج سال طبق آمار مجله تحقیقات اقتصادی نزدیک به ۶۰٪ قنات‌های ایران خشکیده‌است و با توجه به ارزش قنات در کشاورزی ایران به سادگی می‌توان آینده کشاورزی ایران را حدس زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منطقه خمسه که با صدور گندم در سال‌های قبل همواره تجار گندم وضع بسیار خوبی داشته‌اند ولی پارسال در زنجان صحبت از ورود گندم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه در طرح اصلاحات ارضی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر روبنایی بوده و ضدانگیزه ای نه زیربنایی که قدرت تولید را فزونی بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ حتی در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نگردیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر عدم رعایت دو اصل فوق، دهاتی امروز بسیار ناراضی تر از دهقان سال ۱۳۴۱ می‌باشد. از نظر آگاهی در سال ۴۱ اگر پیشروترین افراد نمی‌توانست ازاصلاحات ارضی صحبتی بنماید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز هر دهقانی در دورافتاده‌ترین نقاط آذربایجان و سیستان به سادگی صحبت از مساوات و از بین بردن اختلاف‌ها را می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسألهای که بیشتر دهاتی را تحت فشار قرارمی دهد صعود قیمت‌ها است. درعرض چند سال گذشته شاخص واقعی هزینه زندگی حداقل ۱۵ درصد بالارفته است. در سال جاری تا حال این مقدار بدون شک از ۲۰٪ گذشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی افزایش قیمت مواد اولیه تولید دهاتی تفاوت زیادی نکرده‌است هنوز او مجبور است محصولات میوه ـ حبوبات - غلات خود را به واسطه بفروشد و واسطه‌ها هم با همان سیستم قدیمی با توجه به احتیاج مبرم آنها به پول، رفتار دزد سرگردنه را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهاتی با درآمد قدیمی قدرت خرید قدیمی را هم از دست داده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مشاهده و مقایسه وضع کارگران امر ترافیک ـ مسکن ـ بهداشت و نظایر آن درمرحله و اقدامی که به عمل آمده‌است عملاً با چنین شکست‌هایی مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است ===&lt;br /&gt;
مجموعه این مسائل در ذهن هر فرد روشنفکر این مسئله را نشان داده‌است که رژیم نیز خود به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است و خود به خود در جستجوی راه حل‌ها هرکس به این نتیجه می‌رسد که تنها راه حل با شرکت توده مردم در امر اصلاح ممکن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینکه تمام افکار حتی بدون اطلاع کامل از ماهیت امر، به سمت انقلاب مسلحانه کشیده می‌شوند معلول همین تصور است که تنها با انقلاب مسلحانه می‌توان توده مردم را به سمت یک حرکت عمومی سوق داد و عجیب اینکه این مسئله است که در برخورد با مردم کاملاً به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرکس وقتی صحبت ازاصلاحات می‌شود با کمال بی‌اعتمادی می‌گوید تنها راه، راه ویتنامی‌ها یا فلسطینی‌ها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این طرزفکر را در توده مردم شما در میان حتی بارفروشان می‌توانید بیایید. به این طریق کلیه قسمت‌ها را به شرح ذیل خلاصه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خلاصه ===&lt;br /&gt;
در مرحله اول تبعیض‌ها و برخورد با مسائل مختلف فرد را از زندگی عادی عاصی می‌نماید و اقدام علیه وضع موجود را به هر طریقی که ممکن است توصیه می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله دوم عدم موفقیت رژیم در از بین بردن تبعیض‌ها و تشدید نارضایتی‌های مردم به طور مستمر باعث تشویق هر فرد در راهی که پیش گرفته‌است می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسائلی که رژیم نمی‌تواند حل نماید. ===&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر در هر قسمت جامعه مستلزم تغییر افراد و عناصر متشکله فعال آن قسمت است، برای چنین تغییری باید فرد دارای هدفی باشد چون در درون رژیم هرکس به خاطر هدف‌های خویش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌کوشد پس امید به تغییرات بنیادی در درون رژیم بیشتر واهی است تا واقعیت، به نظر [ می‌رسد] شما نمی‌توانید به افراد هدف بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ محو یا حداقل کم کردن بهره‌کشی و استثمار و تعدیل ثروت‌ها و از بین‌بردن تبعیض‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین مورد لازمه ازبین بردن حتی نسبی تبعیض‌ها این است که باید مقداری از منابع طبقات بالا را از دست داد و این مسئله در تقسیم سود کارخانه‌ها کامل مشهود است؛ ولی چون طبقات موجود حاضر نیستند حتی جزیی از منافع خود را ازدست بدهند لذا هر روزنه تنها تبعیض‌ها کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ــ حتی در زمینه عدالت اجتماعی رژیم حاکم به شدت از منافع طبقات بالا پشتیبانی می‌نماید. اگر شما چند روز مأمورین هوشیاری در دادگستری بگذارید تا آمارگیری نمایند به وضوح مشاهده خواهید کرد تمام مردم کفه ترازوی تمام قضاوت‌ها را به نفع طبقات بالا سنگینی می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ــ تغییراتی که شما ایجاد می‌نمایید در تمام مراحل به جنبه روبنایی آن توجه می‌نمایید نه به زیربنا. زیرا در تغییر زیربنایی باید توده مردم شرکت نمایند و شما نمی‌توانید تمام مردم را در این تغییر سهیم کنید و بالنتیجه برنامه‌های شما همیشه ناقص از آب درمی آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ــ [به] مجموع مسائل فوق، مسئله «شخصیت» در کشورهایی نظیر کشور ما اضافه می‌شود. به دلیل ترسی که مردم از دستگاه‌های قضایی و امنیتی دارند در مقابله با رژیم حالت دوگانگی به خود می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل یک مأمور دولت (مردم) تعریف دولت (را) هم ممکن است بکنند ولی به دلیل ترسشان هر لحظه شکاف بیشتر مابین خود و دولت احساس می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر به صورت تحقیر شده در می‌آید که وقتی مجال پیدا نماید مافوق حتی مافوق اختلاف طبقاتی، حالت انفجاری دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این عوامل است که در موقعیت فعلی با تأثیری که (اوضاع) ویتنام و فلسطین در میهن ما گذاشته‌است هر چند نفر که با هم جمع می‌شوند به فکر ایجاد کانون تعاونی می‌افتند و مادام که موارد فوق حل نشده‌است باید بلانقطاع شاهد به وجودآمدن دستجاتی نظیر آنها که دستگیرشده یا نشده‌اند بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سعید محسن در زندان.jpg|جایگزین=این عکس در زندان گرفته شده |بندانگشتی|عکس زندان سعید محسن]]&lt;br /&gt;
امضاء: سعید محسن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دفاعیات ==&lt;br /&gt;
سعید محسن در دادگاه شاه چنین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مطمئنم که در این‌جا نیز فاتح اصلی مائیم نه شما؛ و بالاخره ماییم که شما را با مسلسل‌هایمان به خاک و خون خواهیم کشید؛ و از هر قطره خون ما هزاران جوان اسلحه به دست خواهد جوشید و قصرهای فرعونی و سلطنت و حاکمیت دروغین شما را درهم خواهند کوبید. حرکت تاریخ عالی‌ترین گواه ماست».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن دفاعیات سعید محسن که آن را در زندان روی کاغذ سیگار نوشته‌است&amp;lt;ref&amp;gt;پیکار - [http://passthrough.fw-notify.net/download/367326/http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin/defaiiat-saiid-mohsen-be-khat-khodash.pdf دفاعیات سعید محسن]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
تا این‌که در شهریور سال ۱۳۵۰ بر اثر ضربه ساواک شاه، بنیانگذاران سازمان و اکثر کادرها و اعضای آن دستگیر شدند. سعید محسن از جمله دستگیرشدگان بود. ساواک که از موضع او در بالای سازمان اطلاع داشت، در ۴ خرداد۱۳۵۱، به‌همراه محمد حنیف نژاد، علی اصغر بدیع زادگان و اعضای مرکزیت سازمان محمود عسگری زاده و رسول مشکین‌فام به‌جوخه‌اعدام سپرده شدمحل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای [[محمد سیدی کاشانی]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار بنیانگذار سعید محسن.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار بینانگذار سعید محسن]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید تو هیچ شرایطی مضطرب و پریشان نمی‌شد. نشاط و سرزندگی همیشگی‌اش رو از دست نمی‌داد. یادم می‌آید اردیبهشت ۵۱ که دادگاه شاه بنیانگذاران و اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان رو محاکمه می‌کرد، من با اون و دو نفر دیگه از بچه‌ها هم سلول بودیم. وضع روحی‌اش هیچ تفاوتی با شرایط قبل از دستگیری و خارج از زندان نداشت. همونطور شوخ و با نشاط برامون شعر می‌خوند و شوخی می‌کرد. افسرای زندان رو که برای بازدید سلول‌ها می‌آمدند دست می‌انداخت؛ ولی در عین‌حال از وظایف خودش هیچ غافل نبود. ارتباطات مخفیانه‌اش رو با بقیه سلول‌ها به‌خصوص با محمد حنیف نژاد برقرار می‌کرد، پیام‌ها رو می‌فرستاد و می‌گرفت. با محمد حنیف نژاد در مورد مسائل مختلف مشورت می‌کرد. اطلاعیه مشترکشون رو با محمد حنیف نژاد تو همین شرایط صادر کردند و به بیرون زندان فرستادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[عباس داوری]] خاطره‌ای از بنیانگذار سازمان، سعید محسن را نقل می‌کند و می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک روز احتمالاً همان عصر روز سی فروردین بود، برای ما از طریق ملاقات خبر اومد که چهارتا از بچه‌ها را اعدام کردند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را سعید شنید، یک حالت خوشحالی در او دیدم. اول برای من نامفهوم بود. بعد دیدم بلند باخودش میگه، خوب شد مسعود رو اعدام نکردند. مسعود موند. یعنی خوشحالی خودش رو به این صورت بیان می‌کرد. بلافاصله به من گفت که خوب تو را هم از اینجا می‌برند به احتمال زیاد. یعنی قطعاً ما را اعدام خواهند کرد. من پیامی دارم که برای مسعود برسونی زیرا این پیام خیلی مهمه، بایستی به دست او برسه. بعد شروع کرد به گفتن.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;سعید گفت:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سلام مرا به مسعود برسان. به او بگو که مسئولیتهای تو خیلی سنگین شده و تنها فردی هستی که از کمیته مرکزی باقی ماندی. تمامی تجربیات سازمان در وجود تو متبلوره. بار امانتی‌ست که در این مرحله به تو سپرده شده. کوران حوادث زیادی را خواهی دید. فتنه‌های زیادی خواهد افتاد. تمامی تمجیدها نثار ما خواهد شد، چون ما شهید می‌شویم، و تمام تهمتها نثار تو خواهد شد، چون می‌دانم به مبارزه خودت ادامه خواهی داد و وارد مراحلی می‌شوی که خیلی خیلی بالاتر از ماها قرار خواهی گرفت. زیرا تو هر روز و هر ساعت شهید خواهی شد. یک شهید مجسم.&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[مهدی ابریشمچی]] درباره او می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید محسن سمبل بسیار برجسته‌یی از تواضع و فروتنی انقلابی بود. اگر کسی سعید را نمی‌شناخت و در‌ جریان کارها و مسئولیتهای او در سازمان نبود، از خلال رفتارش کمترین اشعه‌یی نمی‌گرفت که او در مقام و موضع رهبری‌کننده و بالاترین مدارج سازمان است. نشاط و سرزندگی و تلاش برای ارتقای این روحیه و گسترش آن از کارکردهای دائمی سعید بود. شادابی و سرزندگی او بسیار برجسته بود. سرشار از انگیزه انقلابی بود و واقعاً هیچ لحظه‌یی در زندگیش را هدر نمی‌داد. تا آخرین ساعتهای روز قبل از شهادتش، که او را دیده بودم، بسیار مسلط بود و تمام کارهایش را انجام می‌داد، همان کلاسها و بحثهای آموزشی را در زندان ادامه می‌داد. اصلاً در چهره و رفتارش ذره‌یی از این‌که گویا فردا تیرباران می‌شود و نگرانی و دغدغه‌یی در او نمی‌دیدیم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;هنگامی که در زندان خبر شهادت [[احمد رضایی]] را به ما دادند، من برق شگفتی در چشمان سعید دیدم و خودش توضیح داد که: شهادت احمد، به‌خصوص با این قهرمانی و پاکبازی، یک پیروزی بزرگ ایدئولوژیک بود و ما از یک‌ مرحله گذشتیم و آنچه را که می‌خواستیم به‌دست آوردیم و احمد کار را برای همه ساده کرد. یعنی سعید لحظه‌شماری می‌کرد که این تضاد در مسیر رشد سازمان حل بشود. آن برق شعفی را که من آن روز در چشمان سعید دیدم، امروز به‌صورت احساس غرور و سربلندی هر مجاهد خلق در ابعاد صدها‌هزار تکثیر شده است. اما سعید از پیش آن را دیده بود». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن نامه سعید محسن درفروردین ۴۲ خطاب به خواهرش ==&lt;br /&gt;
خواهرم گفتنی بسیار چیزی بنویسم، و بر دفتر نو که از تراوشات پاک احساساتت و ازقطعات زیبای دوستانت مرشح است نظری بنگارم. قلمی به دستم دادی و خواستی که بر لوحه ای نفتی مصور کنم، ولی نمی‌دانم که با تو از چه سخن گویم، از دنیای دلدادگان، از فراق و جدایی، از نگاه معصوم دخترک زیبای دهاتی بر لباس زرین آن پسرک هوسران شهری، یا از طبیعت زیبا و زیبایی‌های آن، ولی با تو من سخن از آن دنیایی می‌گویم که شاید در آن از همه جا سخن گفته باشم. از دنیایی که انسان‌ها به خاطر سکه‌های زرو نقره، شکم نمی درند و به خاطر خودکامی و خودخواهی انسان‌ها را به قید بندگی مقید نمی‌سازند. دنیایی که هوس‌ها بر انسان‌ها حکومت نمی‌کنند، عشق‌ها به هوس‌ها آلوده نمی‌شود و زیبایی طبیعت را مصنوعات بشری محو نمی‌کند. کاخ ستمگران و ثروتمندان سنگدل، دل یتیمان گرسنه را آزرده نمی‌سازد. انسان‌ها درنهاد واقعی متجلی می‌شوند. به گرگی درلباس میش، میدانی، آزادی ومساوات و برابری تمام مزایای جاهلیت را محکوم می‌کند. میدانی، برای انسان سماه ارزش انسانیت قائل است، دنیایی که شیفتگان تمدن مسخره آمیز قرن بیستم را محکوم می‌نماید، آری، آنجا نه چون آمریکای به اصطلاح مترقی، بشری را به خاطر پوست زرد یا سیاهش از ورود به دانشگاه محروم می‌نماید، نه چون نویسندگان حقوق بشر (فرانسه مادر آزادیخواهی) مال وجان وناموس فرزندان دلیر آفریقا و قهرمانان حماسه ای الجزایر رابه یغما می‌برد. دنیایی که انسان‌ها به همدیگر به چشم انسانیت می‌نگرند. چپاولگری وغارتگری چنگیزی را در لباس تمدن جلوه می‌دهند. مرزهای اقتصادی مشخص می‌کنند، و دراستعمار جدید رخون ملت‌ها را می‌مکند، آری تاز چنین تمدنی که نرون خونخوار شهر، روی دارو سپید کرده‌است، از این تمدنی که ابلاها و مکنت‌ها و چنگیزها درچپاولگری به گردش نمی‌رسند، بیزارم. دلم می‌خواهد دنیایی بوجود آید که احساسات پاک ولطیف بشری جلوه نماید و انسانیت تجلی کند و بشر همدیگر را به چشم برادری و برابری بنگرد. ارزش انسان‌ها به فضیلت و کار آنها باشد. فروردین ۱۳۴۲ &#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43146</id>
		<title>سعید محسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43146"/>
		<updated>2019-12-14T14:36:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: ادامه ویراستاری و رفع اشکالات نگارشی&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =سعید محسن&lt;br /&gt;
| تصویر             =سعد محسن.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =سعید محسن&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۸&lt;br /&gt;
| زادگاه            =قزوین&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس تأسیسات&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده فنی&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سعید محسن&#039;&#039;&#039;(زاده:۱۳۱۸، زنجان - تیرباران۴ خرداد ۱۳۵۱، تهران) یکی از بنیانگذاراران سازمان مجاهدین خلق ایران است. او در سال ۱۳۴۴ به همراه [[محمد حنیف‌نژاد]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیان گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۱۸ در یک خانواده از قشر متوسط در زنجان به‌دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان‌جا گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در سال۱۳۴۲ از دانشکده فنی در رشته مهندسی تأسیسات فارغ‌التحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;بهای آزادی - [http://wwwbahayazadi.blogspot.com/2016/05/blog-post_73.html][http://wwwbahayazadi.blogspot.al/2016/05/blog-post_73.html مجاهد شهید سعید محسن، بن‌بست‌شکن و راهگشا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی ==&lt;br /&gt;
سیل جوادیه در سال۳۹ و خراب شدن انبوهی از خانه‌های مردم محروم جنوب شهر، از حوادثی بود که دانشجویان و روشنفکران متعهد آن دوره را برای کمک به مردم برانگیخته بود. سعید در رأس فعالیت‌های دانشجویانی بود که برای کمک به مردم جوادیه اکیپ‌های تعمیراتی تشکیل داده بودند. او تقریباً همه دانشجویان فنی تهران را، که دستی در مبارزه و سیاست و فعالیت اجتماعی داشتند به‌کار گرفته و سازماندهی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال۱۳۴۱ زلزله در آوج قزوین ویرانی‌های زیادی به‌بار آورد. در اینجا نیز سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در رأس گروه‌های دانشجویی به‌میان مردم رفتند و چندماه به صورت شبانه‌روزی به‌کار درمیان زلزله‌زدگان پرداختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از همرزمانش خاطره‌ای از سعید محسن را این‌طور بازگو می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس از انقلاب ضدسلطنتی روزی برای کار انتخاباتی به وزارت کشور رفتم. یکی از کارکنان آن جا که قبلاً با سعید محسن کار می‌کرد، خاطره‌ای از او را برایم نقل کرد. او گفت در سال ۱۳۴۹ بچه‌ام مریض بود و باید در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار می‌گرفت، در غیر اینصورت زنده نمی‌ماند. پول کافی برای عمل نداشتم. یک روز سعید را دیدم. از من پرسید چرا اینطور ناراحتی؟ به او گفتم دخترم مریض است و احتیاج به‌عمل دارد. برای بیمارستان به دو هزار تومان پول نیاز دارم و هیچ‌گونه امیدی به تهیه آن ندارم و اگر بچه‌ام عمل نشود از دست می‌رود. سعید گفت: ببینم چه کاری می‌توانم برایت بکنم. سعید رفت و بعد از ساعتی آمد و هزارتومان به من داد و گفت منتظر باش. پس از مدتی دوباره هزارتومان دیگر آورد و من رفتم و دخترم را تحت عمل جراحی قرار دادم و از مرگ نجات یافت. بعداً فهمیدم که سعید این پول را از دیگران قرض گرفته‌است. این کارمند وقتی این خاطره از سعید محسن را نقل می‌کرد، اشک در چشمانش حلقه زده بود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
دوران دانشجویی سعید محسن مصادف بود با تحولات سیاسی سالهای ۱۳۳۹تا ۱۳۴۲. سعید قبل‌از بنیانگذاری سازمان، به‌دلیل فعالیت‌های سیاسیش دوبار به‌زندان افتاد. بار دوم هنگامی بود که عضو کمیته دانشجویان [[نهضت آزادی]] بود و در شب اول بهمن سال۴۱ دستگیر شد و از همان‌جا رابطه‌اش با [[محمد حنیف‌نژاد]] هرچه نزدیکتر شد. سعید در آن سال‌های پرتلاطم، بطلان روش‌های کهنه‌ای را که سران نهضت آزادی مبلغش بودند در عمل مبارزاتی تجربه کرد و شکست آنها را دید و از همان‌جا بود که به‌جانب حنیف‌نژاد شتافت تا او را در بنیانگذاری سازمان یاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
سعید محسن پس از پایان دوره سربازی و آشنایی با محمد حنیف‌نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، به اتفاق او به جمع‌بندی مبارزات گذشته مردم ایران پرداخت. آنها علت شکست‌ها و ناکامی‌های مبارزات گذشته مردم ایران را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مبارزات مسالمت‌آمیز و سازشکارانه آن دوران به پایان رسیده و تنها راه، مقاومت مسلحانه انقلابی است. آنان دریافتند که علت اصلی شکست‌ها و ناکامی‌ها نه در عدم آمادگی مردم برای فداکاری، بلکه در عدم صلاحیت رهبران جنبش است. آنان با تکیه بر اسلام ناب توحیدی و زدودن غبار از رخ اسلام، که طی سالیان، آخوندهای دین‌فروش آن را به ارتجاع و جاهلیت آلوده بودند، هسته نخستین سازمان انقلابی بر پایه ایدئولوژی توحیدی اسلام انقلابی را پی افکندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در همین رابطه گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«مبارزه بدون ایدئولوژی و بدون استراتژی مسلحانه نمی‌تواند پیروز شود. از رهبران سازشکار، این مبارزه برنمی‌آید. اینان در واقع برای کسب وجهه، صاحب شخصیت شدن و دنبال کسب منافع بیشتر به مبارزه وارد شده و بعد سرنوشت خلق و انقلاب را فدای منافع خود می‌کنند و هر موقع فشار زیاد شود کنار می‌کشند. مبارزه به یک رهبری صالح و حرفه‌ای نیاز دارد تا آن را هدایت و به پیروزی برساند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس از تشکیل هسته اولیه سازمان، سعید به‌عنوان یکی از بنیانگذاران مجاهدین برای گسترش سازمان، به عضوگیری پرداخت. او کادرهای سازمان را آموزش داد و در تدوین استراتژی و خط مشی سازمان و سایر امور نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در کنار بنیانگذار سازمان مجاهدین محمد حنیف‌نژاد، از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۰ سازمان را در آن شرایط، بدون این‌که کوچک‌ترین ضربه‌ای متحمل شود، به پیش بردند. این کاری بس شگفت‌انگیز بود که در جنبش رهایی‌بخش میهنمان سابقه نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قسمتهایی از مقاله چشم‌انداز پرشور ==&lt;br /&gt;
«مقاله چشم‌انداز پرشور» از نوشته‌های سعید محسن می‌باشد. در قسمتی از آن چنین آمده است: سؤالی که امروز برای اغلب افراد به‌ویژه آنان که استنباط سازمانی قوی ندارند و کسانی که دارای قدرت درک شرایط و امکانات موجود نیستند وجود دارد، این است که: «آیا در چنین شرایط سهمناکی مبارزه پیروز امکانپذیر است؟» این پرسشی است که امروز پرسنده‌اش زیاد و پاسخگویش کم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منشأ این سؤال چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از عوامل تاریخی و مبارزه‌های ناکام گذشته که در پیدایش چنین سؤالی مؤثرند، باید به پدیده‌ای دیگر که زاییده شرایط زمانی است بیشتر توجه داشت. شرایط میهنی و کانون‌های ملتهب گوشه و کنار جهان نشان داده‌اند که کسب پیروزی در مبارزه امری آسان نیست. برای کسب پیروزی در میدان نبرد دست پر باید داشت. اندیشه، جسارت، جانبازی، پرهیزکاری، سعه صدر، صداقت، حل‌شدن در امر نبرد، اینها و نظایر اینها سکه‌هایی است که برای کسب پیروزی باید به همراه داشت. به این ترتیب مبارزه پیروز آن‌طور که بسیاری در گذشته گمان می‌کردند امر ساده‌ای نیست، بلکه از مشکلترین مسائل عصر ما است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساده‌اندیشی در این مورد سرانجامی جز ناکامی نخواهد داشت و درست در همین‌جا است که ناکامی‌های گذشته وقتی که با اقدامات ضدمردمی رژیم توأم می‌شود، افراد را تحت تأثیرات منفی و کشنده خود قرار می‌دهد، در این زمان ترس و ناامیدی به صورت‌های مختلف تظاهر می‌کند. عده‌ای به بهانه این‌که دارای سرمایه کافی برای ورود در بازار نبرد نیستند، می‌ترسند. عده‌ای به منفی‌بافی روی می‌آورند زیرا از اعتراف به ترس خود شرمسارند. گروهی به لفاظی و سیاست‌بازی می‌پردازند زیرا از درهم‌ریختن شخصیت مجازی خود هراس دارند و نمی‌خواهند مشت خالی خود را باز کنند. عده‌ای در زیر بار نارسایی اندیشه منکوب می‌شوند و عده‌ای هم که خود را پیش‌کسوت می‌انگارند به پند و موعظه می‌پردازند و توجیه می‌کنند که شتر رمیده را به حال خود واگذارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی همه‌چیز سهمگین جلوه می‌کند. هر عمل رژیم دلیل بر قدرت شکست‌ناپذیر او جلوه می‌کند. دشمن با دامن‌زدن به این شرایط چنین می‌نمایاند که تفوق مطلق از آن اوست و سیه‌روزی و شکست از آن حریف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که برای بسیاری نحوه فشار دستگاه‌های جاسوسی دشمن سخت هراس‌آور است و زندان و وقایعش موجب وحشت. تحت شکنجه بودن، تیرباران شدن، در زیر سرنیزه جلادان جان‌دادن، سالها در سلول زندان به‌سربردن چیزهایی هستند که حتی تصور آنها موی بر اندام آدمی راست می‌کند. متواری‌بودن، گرسنگی، فقر، خانه‌به‌دوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و به اندک ساختن، خانه و کاشانه را ترک گفتن، ترک زن و فرزند و عزیزان در راه هدف‌های عالی انسانی، کارهایی هستند که در نظر آنان تنها از عهده افراد نادرالوجود و خارق‌العاده برمی‌آید. آنان که دچار چنین اضطراب درونی می‌گردند، در زمینه سیاست دچار مالیخولیا خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی با تمام اینها سدهای راه تکامل شکست‌پذیرند و این امر ناشی از ماهیت آنها است و ما نه‌تنها چنین رویدادها را دلیل سرخوردگی و یأس نمی‌گیریم بلکه معتقدیم که آنها خوبند و بسیار هم خوبند زیرا تنها شداید و شرایط مشکلند که یک عصیانگر انقلابی را آبدیده می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌که زمانه و شرایطش ما را در جهت پذیرش ایدئولوژی «شهادت انقلابی» رهنمون شده‌اند، بسیار خجسته است و خجستگی بیشتر آن‌گاه که ما مردانه چنین سیر شورانگیزی را پذیرا شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدایش مرز جنبش و ضدجنبش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط سخت و دشوار عامل مرزبندی دقیق بین جنبش و ضدجنبش است. پیدایش مرز بین جنبش و ضدجنبش انقلاب خود دلیل بر تکامل مبارزه است زیرا تنها در چنین صورتی است که برای فرصت‌طلبی و سازشکاری محلی باقی نخواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت‌طلبان و سازشکاران و آنها که به‌اصطلاح یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ، مواضع خود را از دست خواهند داد و در این شرایط تنها مردان مصمم هستند که بار سنگین نبرد را به‌دوش می‌کشند و دارای قدرت ادامه نبرد و بسیج آگاه‌نمودن توده‌ها در هرگونه شرایط سخت می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا درک این مسئله برای همه میسر است؟ مسلماً نه. تنها کسانی قدرت این کیفیت را دارند که به اندیشه علمی و اراده مجهزند. شرایط را دقیقاً می‌شناسند و مطابق با شرایط در خود آمادگی ایجاد می‌کند. بر ماست که بکوشیم تا در شمار چنین افرادی درآییم. سازمان دربرگیرنده این عناصر نیز سازمانی است که خود ثمره شرایط خاص و دشوار محیط است. «بین ریشه‌های وجودی چنین سازمانی و شرایط محیط رابطه مستقیمی وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنچه گفته شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که شرایط دشوار کنونی برای ما نه‌تنها بد نیست بلکه از آن‌جا که دشواری‌ها تعیین‌کننده مرز دقیق بین جنبش و ضدجنبش، انقلاب و ضدانقلابند، انتخاب طبیعی، پایه و اساس پیدایش عناصر ارزنده و در نتیجه رهبری خواهد شد و حکومت عادات و سنن که منجر به پیدایش یک رهبری مصنوعی می‌شد، نابود می‌گردد و تنها در این‌صورت است که رهبری و زعامت را کسانی به‌عهده خواهند گرفت که صلاحیت و شایستگی خود را برای احراز این مقام نشان داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته سعید محسن (نشریه مجاهد-فوق‌العاده مهر ۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و بازجویی ==&lt;br /&gt;
سعید محسن همراه با مجاهدان خلق [[علی باکری]]، [[ناصر صادق]]، [[محمود عسگری‌زاده]]، [[رضا رضایی]]، [[محمد بازرگانی]] و [[مسعود رجوی]] در همان روز اول شهریور ۵۰ دستگیر شد. حمله‌های بعدی ساواک به دستگیری [[علی میهندوست،]] [[رسول مشکین‌فام]] و [[علی اصغر بدیع زادگان]] منجر شد.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازجویی از سعید محسن ===&lt;br /&gt;
=== انگیزه و هدف از فعالیت ===&lt;br /&gt;
سعید محسن انگیزه و هدف از فعالیت‌‌‌های سیاسی خود را چنین بازگو کرده بود: سال ۱۳۲۵ برای من با آنکه ۷ سال بیشتر نداشتم سال تلخی بود. زیرا پدرم در قضیه دموکرات‌ها مجبور به فرار گردیده بود. من در همان موقع مزه تلخ فقر را به طور نسبی و ترس از زورگوها را چشیده بودم. از اولین روزهایی که به مدرسه می‌رفتم از معلمی که بچه‌ها را بیخود چوب می‌زد متنفر بودم و اگر نمره بیخودی داده می‌شد اعتراض می‌کردم. جریانات سال ۳۲ و به خصوص کشته شدن یکی ازاقوام ما به نام فرزین که قاضی دادگستری و فردی پاکدامن بود به دست ذوالفقاری‌ها نخستین موج مخالفت با زورگو را در من برانگیخت، همیشه دلم می‌خواست بتوانم انتقام او را بگیرم. حتی پدرم را که خیلی با ذوالفقاری‌ها معاشرت داشت در پیش خود در همان عوالم کودکی محکوم می‌کردم.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران جوانی جریان مهمی که قابل ذکر باشد اتفاق نیفتاد؛ ولی همواره آرزوی خوشی برای افراد پایین را می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت رختشوی خانه با لباس‌های شسته و دست‌های از سرما سرخ شده به خانه می‌آمد یک نوع ترحم نسبت به او به من دست می‌داد و دست‌های خود را در همان حالت کرخ شده مشاهده می‌نمودم. در سال‌های اول و دوم دانشکده اتفاق جالبی برای من اتفاق نیفتاد. جز اینکه یک بار برای تقاضای مساعده پیش مهندس ریاضی رفتم به او گفتم چون نمی‌خواهم سربار پدرم باشم شما دستور بدهید دانشکده به من وام بدهد و من بعداً آن را پس می‌دهم. یا اجازه دهید من در ضمن درس دانشکده معلمی نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مهندس) ریاضی با لحن استهزاءآمیزی جواب داد «دانشکده فنی که گداخانه نیست»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماورای احساس حقارتی که در ازاء این حرف ریاضی به من دست داد احساس کردم چگونه فردی از طبقه مرفه به فرد دیگر توهین می‌نماید. خیلی زود من این توهین ریاضی را از جنبه فردی به دوستان دیگر تعمیم دادم زیرا در آن موقع اغلب دوستان من از طبقه متوسط و پایین بودند. خیلی آرزو می‌کردم که روزی ریاضی گدا می‌بود و من همین حرف را به او می‌زدم. به همین علت با تمام تعریف‌هایی که از ریاضی و باسوادبودن او می‌کردند قیافه او همیشه برای من غیرقابل تحمل بود. در کلاس او همیشه پیش شاگردهایی می‌نشستم که لباسشان نو نبود. درس او را با بی میلی مطالعه می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طبقات پایین جامعه در زیر فشارند ===&lt;br /&gt;
اصولاً از همان موقع دو طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های ۳۹ الی ۴۱ به جبهه [ ملی] ونهضت[ آزادی] وارد شدم ولی نه فعالیت جبهه و نه نهضت هیچ‌یک مطابق با احساس اصلی من نبود، هر چند شور و هیجان کارها به طور کامل مشغولم کرده بود. شاید اگر جریان ۱۵ خرداد نبود من نیز مثل دیگران همه چیز را فراموش می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخورد ۱۵ خرداد و اینکه طبقات پایین درآن جریان به سادگی کشته شوند در حالی که در جریان دانشگاه حداکثر به چند ماه زندانی شدن قناعت می‌شد، روحیه مقاومت را در من زنده می‌کرد. این سؤال بارها در ذهن من تکرار می‌شد، چی شد که درعرض چند روز مردم جلوی گلوله رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول سه سال مبارزه از اعلامیه پخش کردن تجاوز نکرده بود. در تحلیل بعدی به این نتیجه رسیدم که طبقات پایین جامعه در زیر فشارند و برایشان مرگ و زندگی فاصله زیادی ندارد ولی طبقات مرفه فاصله مرگ وزندگیشان بسیار زیاد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== زندگی مردم لار و بندرعباس برای من حالتی شبیه به خواب داشت ===&lt;br /&gt;
مهرماه سال ۴۲ من به دلیل فعالیتی که داشتم برای خدمت نظام به جهرم فرستاده شدم در برخورد اول با افسران پادگان آموزشی جهرم، مرا فردی معرفی کردند تبعید شده، در حالیکه من خودم را تبعیدی حساب نمی‌کردم. شاید به همین دلیل بودکه افسران زیاد با من از نزدیک رفیق نشدند. من بالاجبار به طرف مردم برگشتم برخلاف محیط پادگان، خیلی زود با مردم جهرم آشنا شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت من در مجالس عمومی آنها به صمیمیت من با اهالی افزود. در این برخورد بود که من با وضع مردم آشنایی بیشتری یافتم. با کمال تعجب مشاهده نمودم که غذای این مردم چیزی جز نان کاهو با سرکه یا شلغم پخته نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب تر اینکه در تمام شهر فقط دو دکان قصابی وجود داشت. دو سال خشکسالی در این شهرستان که مرکز مرکبات است زندگی مردم را تباه کرده بود. من به سادگی پی بردم که اغلب مردم فقط به نان خالی قناعت می‌نمایند و تنها درآمد آنها اضافه بر قاچاق که به طور محدود انجام می‌گرفت درآمدی است که از طریق پادگان آموزشی جهرم برای آنها می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی برای من معلوم شد که جهرم آبادترین شهر آن حوالی است دیدن نقاط دیگر ضروری نمود، من بلافاصله به لار و بندرعباس مسافرت کردم. آثار زلزله در لار کامل مشهود بود. یک سری خانه در حال نوسازی بود ولی مردم از ترس قسطی که باید بپردازند حاضر نبودند در آن قسمت‌ها منزل بگیرند. همین وضع در بندرعباس نیز مشهود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لار آب برای خوردن موجود نبود. برای اولین بار بود که من با آب انبارهای آب که آب باران در آن جمع شده بودند آشنا شدم. زندگی مردم لار و بندرعباس واقعاً برای من حالتی شبیه به خواب داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مردم درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند ===&lt;br /&gt;
در بندرعباس با عابرینی مواجه شدم که هر کدام ساق پایی به اندازه یک توپ پارچه داشتند وقتی سؤال کردم معلوم شد که این کِرم مخصوص آب (پیو) است و از راه آشامیدن آب وارد بدن می‌شود و سپس از ساق پا بیرون می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساس ترحمی را که نسبت به این افراد در من به وجود آمد هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. قبول اینکه این مردم به چنین حالت ناراحتی زندگی می‌کنند فشاری بود که من قدرت تحمل آن را نمی‌توانستم بکنم. من در سال ۴۱ وقتی برای کارآموزی به خرمشهر رفتیم زندگی مشقت بار مردم را که زیرآفتاب درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند یا در قسمت شرقی آبادان درکنار بازاری پر از کثافات خانه داشتند دیده بودم، حتی منظره بومی‌های آبادان در کنار ماشین‌های آخرین سیستم شرکتی‌ها که به نظر می‌رسد نماینده حداکثر تبعیض‌ها بود، به اندازه ناراحتی چندش آوری که از مریض‌های کرم به پا پیچیده حاصل می‌شد روح انسان را عذاب نمی‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان برای من در زمستان سال ۴۲ اتفاق افتاده بود. من بعدها برای دیدن چنین مناظری حتی تا (بندر) لنگه هم مسافرت کردم ولی اثری که مسافرت اول درمن داشت برایم فراموش ناشدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ششم فروردین ماه سال ۴۳ من افسر نگهبان آشپزخانه در پادگان آموزشی جهرم بودم. یکی از سربازان که در دسته سوم گروهان پنجم در اختیار من بود با حالت گریه به من مراجعه کرد و با لحن دهاتی گفت جناب سروان من به خانه ستوان… نمی‌روم. پرسیدم چرا؟ ابتدا جواب نداد وقتی اصرار کردم گفت او نظر خاصی دارد و اینکه مرا می‌خواهد ببرد به همان علت است (هرکدام از افسرها سربازی را به عنوان گماشته برای کار در خانه خودشان می‌بردند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جا خشکم زد. سرباز دهاتی برای افسری که زن دارد غیرقابل تصور بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول فکر کردم اشتباه فکرمی کند پرسیدم مگر چنین چیزی سابقه دارد؟ با قیافه ای که می‌توانم به صراحت بگویم به سادگی به من می‌خندید. گفت بسیار، جناب سروان این را در گروهان همه می‌دانند شما چطور نمی‌دانید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من تازه فهمیده بودم که درک یک سرباز که در جریان کاری است چقدر با ارزش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخوردهای بعدی جریان آن سرباز را به صورت پروسه ای یافتیم که حتی دامن دو افسر وظبقه‌ای را که غیر از من در پادگان بود گرفته‌است. از حدود ۱۹ افسر موجود هم ردیف، جز با چهار نفر، تقریباً قطع رابطه کردم زیرا برای من غیرقابل تصور بود که فردی متأهل این قدر تسلیم نفس باشد که از سرباز دهاتی صرفنظر ننماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جریاناتی از زندگی افسران که بعدها برایم معلوم گشت به نفرت من می‌افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند ===&lt;br /&gt;
وقتی در اواخر فروردین ماه، همان سرباز در موقع اعزام به شیراز از من تشکر کرد که او را از رسوایی نجات داده‌ام خود را بیشتر مرهون آن سرباز یافتم که به من درس بیشتری آموخته بود. بعد از آن من بیشتر با درجه داران و استوارها گرم می‌گرفتم تا افسران. زیرا در آن گروه، پاکی بیشتر و صفای بیشتری یافته بودم، کوچکترین صحبت را فراموش نمی‌کردند. با آنکه برای دادن یک مرخصی به سرباز رسماً ۲۰ ریال می‌گرفتند ولی آلودگی دیگری از خود نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا فکرکردم افسران به دلیل دورافتادن از محیط ظاهراً مترقی به چنین فسادهایی کشیده شده‌اند ولی بعداً دریافتم در محیط شخصی شهرستان جهرم نیز بچه مدرسه‌ها را به این نوع آلودگی کشیده‌اند. البته ممکن است دراجتماع امروزی چنین دردی کسی را ناراحت ننماید ولی توجه نمایید که این مسئله برای من در سال ۴۳ اتفاق افتاده‌است یعنی در زمانی که مردم به خاطر دفاع از مذهبشان بدون داشتن دید روشن در ۱۵ خرداد جلو گلوله می‌روند و به اضافه در اجتماع آن روز حتی در کادر روشنفکری آلودگی به حد امروز نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در بررسی ابتدایی خود خیلی ساده این مسئله را از جنبه اجتماعی به دامن رژیم حاکم چسباندم و نتیجه گرفتم که این سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند و این مسئله تا سال‌های بعد مرا رنج می‌داد و هر وقت فکر می‌کردم که نسلی فاسد تحویل جامعه فردا می‌شود که جز خور و شهوت خود چیزی نمی‌شناسد بی‌نهایت افسرده می‌شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا جریان شورش پاریس فکر نوی در من به وجود آورد و آن اینکه حتی نسل فاسد از نقطه ای به بعد به زندگی بر می‌گردد و به جبران فساد قدیمی، بیشتر در سازندگی می‌کوشد و به طور اتفاقی در جریان مسابقات ایران و اسرائیل این نتیجه‌گیری برای من کامل تر شد زیرا پلیس با تمام قدرتش ازعهده همان جوانانی که در مسابقه زن روز دامن دختران را پاره می‌کردند و آن روز بر علیه پلیس شعار می‌دادند برنمی‌آمد. من به طور عینی دیدم که همان زرنگی که جوانان ظاهراً آلوده در دختربازی به دست آورده بودند درمقابله با پلیس او را عاجزمی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در مقابل پیرمرد [کارگر کارخانه] احساس خجالت می‌کردم ===&lt;br /&gt;
بعد از اتمام سربازی به تهران آمدم. نخست در کارخانه گیوار مشغول کار شدم ولی مجموع کار من پنج ماه بیشتر طول نکشید. در این مدت من دوبار با کارفرما دعوا کردم که دفعه دوم منجر به اخراج من شد. علت دعوای اول این بود که من در دو ماه آخر بیش از ظرفیت تولید قسمت خودم که تراشکاری بود تولید کرده بودم و در قسمت من کارگر پیری بود به نام مهرزاده که زندگی بسیار محقری داشت. قیافه معصوم و عینک زده وی را در حالی که با دست لرزانش با مرغک ماشین تراش کار می‌کرد هیچ وقت فراموش شدنی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قیافه این پیرمرد که عمری به سختی زندگی گذرانده بود من یک اراده مبارزه با مرگ برای تأمین زندگی خانواده اش را می‌دیدم با تمام پیرمردی به اندازه یک جوان کار می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارگران دیگرمن ـ آلبرت ـ روبن ـ شاهن و شاگردان آنها همه با ارزش بودند؛ ولی من در مقابل این پیرمرد احساس خجالت می‌کردم. من روبن را به پرکاری تشویق می‌کردم. حتی وادار کردم شب‌ها درس بخواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی این پیرمرد همواره بیشتر از مقدار کاری که من می‌خواستم انجام می‌داد. من بعد از افزایش تولید از کارفرما تقاضای اضافه دستمزد برای همه گروه که حدود آن فقط برای پیرمرد ۲۵ ریال و بقیه در حدود ۱۰ ریال بود[کردم]، ولی با تمام تلاش با آنکه قانع شدند برای اینکه کارگر بهتر بتواند کار کند باید او را تأمین کرد ولی از افزایش دستمزد خودداری نمودند و در دفعه دوم نیز من اجازه داده بودم کارگر برای اینکه بهتر بتواند در سرمای زمستان کار کند در اول وقت موقعی که ماشین‌ها برای گرم شدن بی بار کار می‌کنند در کنار بخاری خود را گرم نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم ===&lt;br /&gt;
دلیل کارفرما همیشه این بود که کارگر بدعادت می‌شود و نمی‌توان از او کار خواست. من نتوانستم در این موقعیت مقاومت نمایم. واقعیت این است که مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم. حساب نموده بودم که هرکیلو پروفیل برای کارفرما ۱۷–۱۹ ریال تمام می‌شد و ۲۶ ریال فروش آن بود و کارخانه به طور متوسط ۸ تن و گاهی تا ۱۲ تن تولید داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود خالص آن به طور متوسط در حدود ۶۰/۰۰۰ ریال در روز بود. برای کارخانه ای با سرمایه حداکثر ۲/۵ میلیون تومان سودی در سال معادل ۱/۵ میلیون تومان در سال ۴۳ و آن وقت مقاومت در برابر اضافه دستمزد ۱۰ ریال کارگری که واقعاً کار می‌کرد، نتیجه این شده بود که در یک طرف صاحب کارخانه ثروت می‌افزود و در یک طرف همان کارگر پیر فرسوده تر می‌گشت و هر وقت با نهایت شرمندگی از من ۲۰۰ ریال قرض می‌خواست به واقع نمی‌توانستم تحمل آن را بنمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موارد فوق فقط مشاهدات شخصی بود که بیان می‌شود، برای بیان تبعیض‌ها موارد خیلی بیشتری می‌توان بیان کرد ولی گاهی اتفاق می‌افتاد یک مسئله کوچک برای یک فرد ارزش ویژه پیدا می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای من با زمینه مذهبی که مساوات ایده‌آلی را همیشه تشویق کرده بود هرگونه تبعیض را به شکل و نمود اجتماعی می‌دادم آن را جزیی از نتایج سیستم حاکم به حساب می‌آوردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد ===&lt;br /&gt;
در سال ۴۴ این فکر کامل درذهن من شکل گرفته بود که بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد و در این مرحله من با هیچ فرد به خصوصی احساس دشمنی نمی‌کردم. همیشه به مجموع سیستم کینه می‌ورزیدم و هنوز هم بسیار اتفاق افتاده‌است پاسبانی را که بیهوده به سرکسی می‌کوبد یافحش می‌دهد به سادگی تبرئه می‌کنم. گرچه به «المأمور و معذور» معتقد نیستم ولی ناراحتی از فرد را همیشه به سیستم برمی‌گردانم به طوری که اغلب اوقات وجود سیستم را به صورت یک کابوس احساس می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین موقع فقط از مدافعین رژیم که به طور آگاهانه از آن دفاع می‌کنند احساس کینه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۴۴ به بعد ما وارد کار سازمانی شدیم. مطالعات اجتماعی به خصوص آشنایی با سایر کشورهای توسعه نیافته کمبود غذایی، بهداشت، مسکن، عدم تعدیل ثروت‌ها، عدم رعایت عدالت اجتماعی و… و نظایر آن به صورت فرمول در ذهن ما فرو رفت. با چنین معیارهایی ما به استقبال شناسایی‌های جدیدتری رفتیم. هر مسأله برای ما سوژه جدیدی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبعیض‌ها با زبان گویاتر خود را نشان می‌داد. از فروشنده بلیط بخت آزمایی، که هزار دروغ برای فروش آن می‌گفت و خریدارش که دو تومن از نان شب خود را تحویل سازمان بلیط بخت آزمایی می‌داد و با امیدی واهی دلخوش بود، تا دعوای سر محل، گدایی مستخدم اداره به صورت محترمانه‌اش و… همه در تثبیت فکر من اثر می‌گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== همه‌شان معتاد بودند و منتظرفروش خون خویش ===&lt;br /&gt;
بعد از این جریان برخوردها اثر قوی‌تر می‌گذاشت برای نمونه حادثه‌ای از جریان زمستان سال ۴۴ را که جزو خاطرات فراموش نشدنی است می‌نویسم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک روز (فکرمی‌کنم سه‌شنبه بود) از وزارت کشور که آن موقع در گلوبندک به جای وزارت اطلاعات (اطلاعات و جهانگردی) فعلی بود درآمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌خواستم به تلفنخانه بروم و در مسیر ناصرخسرو در کنار دبیرستان دارالفنون به صف طویلی در حدود ۲۰ نفر برخوردم. در برخورد اول به نظرم رسید که اینها معتادند، تا آن روز متوجه تابلو شیر و خورشید در آن محل نشده بودم. با کمترین دقت متوجه شدم که این محل خرید خون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اینکه حدود ۲۰ نفر جلو درب کوچک شیر و خورشید آن هم ساعت ۱۱/۵ صبح صف کشیده‌اند، این‌طور به نظر می‌رسید که در این محل به افراد دیگر نیازمند خون تزریق می‌کنند. ابتدا کمی تعجب کردم که مگر ممکن است شیر خورشید خون مجانی تزریق نماید ولی به زودی مسأله برایم روشن شد. برای من همه چیز قابل تصور بود جز اینکه ببینم عده‌ای افراد که به نظر من دربرخورد اول همه‌شان معتاد بودند و از فرط کم خونی رنگشان زرد می‌نمود، منتظرفروش چند سانتیمتر مکعب خون خویشند تا از این طریق امرار معاشی به دست آورند. مدتی در کنار جوی آب ایستاده بودم و اصولاً فراموش کرده بودم به کجا می‌روم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان موقع فردی با خوشحالی از درب بیرون آمد و دربان با نهایت خشم فردی را که از ردیف جلو می‌خواست تو برود رد کرد و با عصبانیت گفت: تو که خون نداری. نفر بعدی که چیزی بیشتر از اولی نداشت وارد شد. فرد رانده شده دوری زد و با نهایت استیصال در آخر صف نوبت گرفت، شاید دفعه دیگر بتواند برای فروش خون برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عجیب بود که در قیافه همه موجی از نگرانی مشهود بود گویا همه می‌ترسیدند دربان به آنها نیز راه ندهد. شاید مجموع این برخورد ۷ دقیقه بیشتر طول نکشید ولی وقتی من به خود آمدم چیزی احساس نمی‌کردم فکرمی کردم خواب بود ولی متأسفانه برخورد واقعیت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند دقیقه بعد در تلفنخانه نشسته بودم احساس می‌کردم که اگر من در تصادف تمام خونم را از دست بدهم و بخواهند از خون این افراد به من تزریق نمایند اگر جرئت حرکت داشته باشم نمی‌توانم قبول نمایم یک قطره از آن خون در بدن من جاری شود. گاهی خیال می‌کردم خون آنهاست که دربدن من جاری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد ===&lt;br /&gt;
دیگر از خیالت آن روز چیزی بخاطر ندارم. فقط هر وقت از روبروی دبیرستان دارالفنون می‌گذشتم احساس می‌کردم همان قیافه‌ها صف کشیده‌اند و منتظرند و یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد. آن موقع گاهی برادرانم کاظم و رضا را می‌دیدم. روزی به کاظم این جریان را نقل کردم (فکرمی کنم یادش باشد) اوگفت ما در پارک شهر درس می‌خوانیم و می‌گویند بسیاری از این افراد معتادند و از این پول یک نوع قرص می‌خرند (این قرص نظیر هروئین ولی خیلی ارزانتر به قیمت دانه ای ۶ ریال در داروخانه‌ها فروخته می‌شود) و اغلب بعد از دوماه مصرف قرص در کنار خیابان یا پارک شهر می‌میرند مدت‌ها صبح زود قبل از رفتن به اداره به پارک شهر می‌رفتم تا شاید یکی از محکومین این اعتیاد را ببینم؛ ولی بعداً فهمیدم که شب‌ها پارک شهر را خالی می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تنها امیدم در این موقع به سازمان بود ===&lt;br /&gt;
داستان فروش خون نیز مدت‌ها مرا زجر می‌داد و تنها امیدم در این موقع به سازمان بود که بتوانیم روزی چنین وضعی را از بین ببریم و محیطی بسازیم که درآن چنین تبعیضی مشاهده نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مرور این چنین مشاهدات روزمره برای من تقریباً از حد گذشت. اگر روزی من در زلزله بوئین زهرا از دیدن اجساد کشتگان و زاری مردم و از اینکه حتی کمک آماده شده به آنها نمی‌رسید زجر می‌کشیدم، دیگر آن روز مسائل به صورت خون فروشی مطرح نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است خاطره مرد مریض بندری ـ سرباز پادگان آموزشی یا کارگر کارخانه و یا جوان معتاد به هروئین و فروشنده خون هیچ وقت فراموش نمی‌شد ولی شکل اجتماعی می‌گرفت و من هم این مسائل و نظایرآن را فقط به وجود رژیم استوار می‌دیدم و تغییر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیستم موجود و بنای سیستمی که در آن تبعیض‌ها و بهره‌کشی نباشد به صورت آرزو درمی‌آمد و بهترین مشوق من برای فعالیت در درون سازمان ما بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم در مقابل این ناراحتی‌های اجتماع دست به تغییراتی می‌زند. او تلاش می‌کند حد متعادلی ایجاد نماید که درعین حفظ منافع طبقات بالا حداقلی برای طبقات پایین ایجاد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من جنبه‌های مختلف این تلاش را هم که خود به وضوح شاهد آن بوده‌ام موردبررسی قرار می‌دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عینی‌ترین مسئله برای من انقلاب اداری است چون خود کارمند وزارتخانه ای بودم که بارها به عنوان نمونه انقلاب اداری شمرده شده‌است. انقلاب اداری به ظاهر یک نوسازی اداری است به این صورت که با دمیدن جان تازه در قالب ادارات بشود به کارها جنبه مثبت تری داد. چون طبقات متوسط در برخورد با سیستم اداری همواره جزو ناراضیان ادارات بوده‌اند؛ ولی سرانجام این انقلاب در محیطی که من بودم به کجا کشیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم ===&lt;br /&gt;
وزارت کشور در ساختمان قدیمی با ۳ معاون و حدود ۱۰ مدیر کل شاید جمعاً ۱۸۰ نفرکارمند همان کاری را انجام می‌داد که امروز در ساختمان ده طبقه با ۵ معاون و حدود بیش از ۲۰ مدیر کل و ۵۰۰ نفر کارمند انجام می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سیستم کار جدید فقط ساختمان وزارتخانه با سیستم تهویه مطبوع [...ناخوانا] و چراغهایی که هرعدد حدود ۵۰۰۰ ریال که من بشخصه مسئول نگهداری آن از لحاظ فنی بوده‌ام مجهز گردیده، وگرنه نه کسی می‌توان یافت که مسئولیتی در قبال کاری احساس کند و نه کاری به واقع با قبول مسئولیت انجام می‌گیرد. بدتر از زمان گذشته روزی که مدیرکل در مرخصی است، رئیس اداره هم پی کار خود می‌رود و هروقت وزیر در اداره نیست یا در مسافرت و مرخصی است و یا معاونین نیستند همان وضع است که ذکر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای نمونه پرونده‌هایی که به من ارجاع شده مراجعه فرمایید یک دستور صریح از مقام بالا و جمله «اقدام مقتضی معمول دارید» ـ یا «مذاکره فرمایید» داده نشده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیاد است مواردی که من برای پیشرفت کار با مسئولیت خودم و به دلیل اعتمادی که به کار خودم داشتم پیشنهاد کرده‌ام و نامه ای را امضا نموده‌ام ولی کمتر خواهید توانست از مسئول مافوق من دستور صریحی ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر تحقیقی درمحیط کار من نموده باشید خواهید دید بسیار اتفاق افتاده که وسیله ای را که موجود نبود من شخصاً پول داده‌ام تا کارگر خریداری نماید و شاید چندین بار دوستان اداری از این کار با تعجب منعم کرده‌اند ولی من در محیط کارم ندیدم که مافوق من برای خاطر پیشرفت کار (نه منافع شخصی و مقام خودش) پی کاری دویده باشد. من برای استخدام چهار نفر کارگر خودم مدت بیش از پنج ماه در اداره دویدم. زیرا از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شما از حل این مسئله عاجزید ===&lt;br /&gt;
آن قدر به سازمان امور استخدامی مراجعه کردم که در آخر کار قانون دان شده بودم و به واقع می‌دیدم که سازمان امور استخدامی به وجود آمده بود تا جلو هرج و مرج استخدام ادارات را بگیرد ولی خود چه دردسری می‌شد برای کار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه ای که من می‌گرفتم این بود که آنچه که به نام نوسازی اداری یا انقلاب اداری انجام گرفته بود، تغییری در بنیاد نیست بلکه نتیجه ای جز افزودن یک سری کارمند نداشته‌است. این سخن برای من از درون سیستم اداری و با آشنایی به آن با شما صحبت می‌کنم این نتیجه را برای شما خواهد داشت که: لازمه تغییر در هرقسمت از جامعه، تغییرعناصر متشکله و فعال آن قسمت است و در سیستم موجود چون هرکس برای خودش تلاش می‌کند این تغییر غیرممکن است و من همیشه فکرمی کنم شما از حل این مسئله عاجزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین سبب است که هر نوسازی یا انقلاب نتیجه ای غیر از آنچه که مورد انتظار شماست می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ===&lt;br /&gt;
مورد دیگری که می‌توانم مطرح سازم در مورد اصلاحات ارضی است. البته باز سعی می‌شود از تجارب عینی مثال زده شود. در سال ۴۰ پیشروترین گروه‌ها از مسألهای به نام انقلاب ارضی یا تقسیم اراضی با احتیاط آمیخته به ترس صحبت می‌کردند. رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ولی در زمینه اصلی نسق زراعتی را تغییر نداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دهات فقط سایه ارباب از سر دهاتی برداشته شد. دهقان که در دو سال اول با نطق آقای ارسنجانی در رؤیایی از تخیلات فرورفته بود وقتی که ماشین اصلاحات ارضی به ده وارد شد مشاهده کرد که کدخدای قبلی به جای خود محفوظ است با همان مقدار زمین مرغوب و گاو و گوسفند و به پیرزن خوش نشین هم چیزی جز همان چادر شکسته قبلی و یک عدد بز و یک دیگ مسی چیزی نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته زمین‌های مرغوب تر به عنوان کشت مکانیزه در اختیار مالک اصلی باقی ماند. (من خود در این مورد نمونه‌هایی از دهات زنجان دارم از جمله ذوالفقاری‌ها در ده به شاه نشین حتی برای کار در مزرعه از ده دیگر دهقان را می‌آوردند که کامل کار دهقان جنبه کارگری داشته باشد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که در بعضی دهات آرزوی مالکین قبلی را می‌نمایند زیرا در مواقع خشکسالی حداقل کمکی می‌کردند که از گرسنگی نجات یابند. البته مطمئنم که آمارگیران شما جزاین گزارش می‌دهند زیرا آنها وقتی به ده وارد می‌شوند در خانه کدخدا پذیرایی می‌شوند. آن وقت با تعریف‌ها و تمجیدها از وضع ده برمی گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه ای داشت ===&lt;br /&gt;
کار اصلاحات ارضی سبب شده‌است که فقط در دهات کدخدا مالک‌الرقاب باشد این داستان نیز برای من ارزش عینی دارد زیرا یک دهاتی خود در ماشین برایم تعریف می‌کرد در یکی ازدهات قزوین کدخدا تنها مغازه دار ده است هر پیت نفت را به قیمت بیست لیتر از قرار هر لیتری ۳ ریال می‌فروشد و اضافه پیت نفت را ۲۲ ریال حساب می‌کند، به ازای ۲۰ لیتر نفت ۸۲ ریال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌گیرد. توجه نمایید پیت خالی را شرکت نفت ۱۸ ریال حساب می‌نماید ولی کدخدا ۲۲ ریال می‌فروشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن وقت پیت خالی را پس نمی‌گیرد و نفت بدون پیت هم فروخته نمی‌شود. با چنین وضعی تعریف می‌کرد در هر خانه تعدادی پیت خالی موجود است. فقط بعضی از دهاتی‌ها که پیت‌ها را به خود شهر برمی‌گردانند هرعدد ۱۸ ریال تحویل شرکت نفت می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دهاتی (مذکور) می‌گفت چندین بار به ژاندارمری محل شکایت کرده‌ایم ولی هردفعه کدخدا با تهدید ما و تطمیع ژاندارمری جلو شکایت ما را گرفته‌است. بدیهی است از نظر این دهاتی هم ژاندارمری پشتیبان زورگو جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی جزیی از زیربنای اقتصادی اصلاحات ارضی هم بی فایده نیست. با تقسیم اراضی سیستم تولید در کشت ایران تغییری نکرده‌است. بالنتیجه مقدار تولید نیز افزایش نیافته و درآمد دهقان هم به همان مقدار قدیمی خود ثابت مانده‌است. بدیهی است لازمه افزایش تولید تغییر سیستم کشت می‌باشد و این تغییر را در مدت سه یا پنج سال که دوره‌های اصلاحات ارضی است نمی‌توان ایجادکرد. هنوز نه در دهات، تراکتور جای گاو را گرفته‌است و نه کود شیمیایی جز در مزارع نمونه یا مزارع مکانیزه که متعلق به ارباب هاست، وارد شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به آمارهای موجود مراجعه شود درآمد سرانه دهاتی تفاوت محسوسی نکرده‌است؛ ولی از طرف دیگر هزینه‌های جدیدی که در اثر بازشدن پای شهر به ده و ورود کالی شهر به ده ایجاد گردیده باعث شده‌است که دهقان با تعداد درآمد ثابت قبلی هزینه زندگی را بیشتر بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالنتیجه دهاتی به سمت قرض و وام‌های بیشتری از شرکت‌های تعاونی و سرمایه داران شهری روی آورده‌است. اغلب دهقانان حتی در برخورد کوتاهی که درعرض یک ساعت در یک اتوبوس داشته‌اند از برنج تومنی یک قران یعنی ۱۲۰٪ شکایت می‌کنند. اغلب محصولات سلف فروشی شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهقان درعرض هر سال به مقادیر بیشتری از زندگی خود را ازدست می‌دهد و اغلب با رها کردن خانه و زندگیشان به بیکاران شهری اضافه می‌شوند. این وضع به تحریک ناهماهنگی در تغییرات زیربنای تولیدی و زیربنای فرهنگی اصلاحات ارضی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه ای داشت بدون اینکه سرعت رشد تولید را فزونی بخشیده باشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نشده‌است ===&lt;br /&gt;
در اثر همین ناهماهنگی است که در مدت کمتر از پنج سال طبق آمار مجله تحقیقات اقتصادی نزدیک به ۶۰٪ قنات‌های ایران خشکیده‌است و با توجه به ارزش قنات در کشاورزی ایران به سادگی می‌توان آینده کشاورزی ایران را حدس زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منطقه خمسه که با صدور گندم در سال‌های قبل همواره تجار گندم وضع بسیار خوبی داشته‌اند ولی پارسال در زنجان صحبت از ورود گندم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه در طرح اصلاحات ارضی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر روبنایی بوده و ضدانگیزه ای نه زیربنایی که قدرت تولید را فزونی بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ حتی در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نگردیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر عدم رعایت دو اصل فوق، دهاتی امروز بسیار ناراضی تر از دهقان سال ۱۳۴۱ می‌باشد. از نظر آگاهی در سال ۴۱ اگر پیشروترین افراد نمی‌توانست ازاصلاحات ارضی صحبتی بنماید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز هر دهقانی در دورافتاده‌ترین نقاط آذربایجان و سیستان به سادگی صحبت از مساوات و از بین بردن اختلاف‌ها را می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسألهای که بیشتر دهاتی را تحت فشار قرارمی دهد صعود قیمت‌ها است. درعرض چند سال گذشته شاخص واقعی هزینه زندگی حداقل ۱۵ درصد بالارفته است. در سال جاری تا حال این مقدار بدون شک از ۲۰٪ گذشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی افزایش قیمت مواد اولیه تولید دهاتی تفاوت زیادی نکرده‌است هنوز او مجبور است محصولات میوه ـ حبوبات - غلات خود را به واسطه بفروشد و واسطه‌ها هم با همان سیستم قدیمی با توجه به احتیاج مبرم آنها به پول، رفتار دزد سرگردنه را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهاتی با درآمد قدیمی قدرت خرید قدیمی را هم از دست داده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مشاهده و مقایسه وضع کارگران امر ترافیک ـ مسکن ـ بهداشت و نظایر آن درمرحله و اقدامی که به عمل آمده‌است عملاً با چنین شکست‌هایی مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است ===&lt;br /&gt;
مجموعه این مسائل در ذهن هر فرد روشنفکر این مسئله را نشان داده‌است که رژیم نیز خود به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است و خود به خود در جستجوی راه حل‌ها هرکس به این نتیجه می‌رسد که تنها راه حل با شرکت توده مردم در امر اصلاح ممکن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینکه تمام افکار حتی بدون اطلاع کامل از ماهیت امر، به سمت انقلاب مسلحانه کشیده می‌شوند معلول همین تصور است که تنها با انقلاب مسلحانه می‌توان توده مردم را به سمت یک حرکت عمومی سوق داد و عجیب اینکه این مسئله است که در برخورد با مردم کاملاً به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرکس وقتی صحبت ازاصلاحات می‌شود با کمال بی‌اعتمادی می‌گوید تنها راه، راه ویتنامی‌ها یا فلسطینی‌ها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این طرزفکر را در توده مردم شما در میان حتی بارفروشان می‌توانید بیایید. به این طریق کلیه قسمت‌ها را به شرح ذیل خلاصه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خلاصه ===&lt;br /&gt;
در مرحله اول تبعیض‌ها و برخورد با مسائل مختلف فرد را از زندگی عادی عاصی می‌نماید و اقدام علیه وضع موجود را به هر طریقی که ممکن است توصیه می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله دوم عدم موفقیت رژیم در از بین بردن تبعیض‌ها و تشدید نارضایتی‌های مردم به طور مستمر باعث تشویق هر فرد در راهی که پیش گرفته‌است می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسائلی که رژیم نمی‌تواند حل نماید. ===&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر در هر قسمت جامعه مستلزم تغییر افراد و عناصر متشکله فعال آن قسمت است، برای چنین تغییری باید فرد دارای هدفی باشد چون در درون رژیم هرکس به خاطر هدف‌های خویش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌کوشد پس امید به تغییرات بنیادی در درون رژیم بیشتر واهی است تا واقعیت، به نظر [ می‌رسد] شما نمی‌توانید به افراد هدف بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ محو یا حداقل کم کردن بهره‌کشی و استثمار و تعدیل ثروت‌ها و از بین‌بردن تبعیض‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین مورد لازمه ازبین بردن حتی نسبی تبعیض‌ها این است که باید مقداری از منابع طبقات بالا را از دست داد و این مسئله در تقسیم سود کارخانه‌ها کامل مشهود است؛ ولی چون طبقات موجود حاضر نیستند حتی جزیی از منافع خود را ازدست بدهند لذا هر روزنه تنها تبعیض‌ها کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ــ حتی در زمینه عدالت اجتماعی رژیم حاکم به شدت از منافع طبقات بالا پشتیبانی می‌نماید. اگر شما چند روز مأمورین هوشیاری در دادگستری بگذارید تا آمارگیری نمایند به وضوح مشاهده خواهید کرد تمام مردم کفه ترازوی تمام قضاوت‌ها را به نفع طبقات بالا سنگینی می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ــ تغییراتی که شما ایجاد می‌نمایید در تمام مراحل به جنبه روبنایی آن توجه می‌نمایید نه به زیربنا. زیرا در تغییر زیربنایی باید توده مردم شرکت نمایند و شما نمی‌توانید تمام مردم را در این تغییر سهیم کنید و بالنتیجه برنامه‌های شما همیشه ناقص از آب درمی آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ــ [به] مجموع مسائل فوق، مسئله «شخصیت» در کشورهایی نظیر کشور ما اضافه می‌شود. به دلیل ترسی که مردم از دستگاه‌های قضایی و امنیتی دارند در مقابله با رژیم حالت دوگانگی به خود می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل یک مأمور دولت (مردم) تعریف دولت (را) هم ممکن است بکنند ولی به دلیل ترسشان هر لحظه شکاف بیشتر مابین خود و دولت احساس می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر به صورت تحقیر شده در می‌آید که وقتی مجال پیدا نماید مافوق حتی مافوق اختلاف طبقاتی، حالت انفجاری دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این عوامل است که در موقعیت فعلی با تأثیری که (اوضاع) ویتنام و فلسطین در میهن ما گذاشته‌است هر چند نفر که با هم جمع می‌شوند به فکر ایجاد کانون تعاونی می‌افتند و مادام که موارد فوق حل نشده‌است باید بلانقطاع شاهد به وجودآمدن دستجاتی نظیر آنها که دستگیرشده یا نشده‌اند بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سعید محسن در زندان.jpg|جایگزین=این عکس در زندان گرفته شده |بندانگشتی|عکس زندان سعید محسن]]&lt;br /&gt;
امضاء: سعید محسن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دفاعیات ==&lt;br /&gt;
سعید محسن در دادگاه شاه چنین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مطمئنم که در این‌جا نیز فاتح اصلی مائیم نه شما؛ و بالاخره ماییم که شما را با مسلسل‌هایمان به خاک و خون خواهیم کشید؛ و از هر قطره خون ما هزاران جوان اسلحه به دست خواهد جوشید و قصرهای فرعونی و سلطنت و حاکمیت دروغین شما را درهم خواهند کوبید. حرکت تاریخ عالی‌ترین گواه ماست».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن دفاعیات سعید محسن که آن را در زندان روی کاغذ سیگار نوشته‌است&amp;lt;ref&amp;gt;پیکار - [http://passthrough.fw-notify.net/download/367326/http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin/defaiiat-saiid-mohsen-be-khat-khodash.pdf دفاعیات سعید محسن]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
تا این‌که در شهریور سال ۱۳۵۰ بر اثر ضربه ساواک شاه، بنیانگذاران سازمان و اکثر کادرها و اعضای آن دستگیر شدند. سعید محسن از جمله دستگیرشدگان بود. ساواک که از موضع او در بالای سازمان اطلاع داشت، در ۴ خرداد۱۳۵۱، به‌همراه محمد حنیف نژاد، علی اصغر بدیع زادگان و اعضای مرکزیت سازمان محمود عسگری زاده و رسول مشکین‌فام به‌جوخه‌اعدام سپرده شدمحل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای [[محمد سیدی کاشانی]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار بنیانگذار سعید محسن.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار بینانگذار سعید محسن]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید تو هیچ شرایطی مضطرب و پریشان نمی‌شد. نشاط و سرزندگی همیشگی‌اش رو از دست نمی‌داد. یادم می‌آید اردیبهشت ۵۱ که دادگاه شاه بنیانگذاران و اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان رو محاکمه می‌کرد، من با اون و دو نفر دیگه از بچه‌ها هم سلول بودیم. وضع روحی‌اش هیچ تفاوتی با شرایط قبل از دستگیری و خارج از زندان نداشت. همونطور شوخ و با نشاط برامون شعر می‌خوند و شوخی می‌کرد. افسرای زندان رو که برای بازدید سلول‌ها می‌آمدند دست می‌انداخت؛ ولی در عین‌حال از وظایف خودش هیچ غافل نبود. ارتباطات مخفیانه‌اش رو با بقیه سلول‌ها به‌خصوص با محمد حنیف نژاد برقرار می‌کرد، پیام‌ها رو می‌فرستاد و می‌گرفت. با محمد حنیف نژاد در مورد مسائل مختلف مشورت می‌کرد. اطلاعیه مشترکشون رو با محمد حنیف نژاد تو همین شرایط صادر کردند و به بیرون زندان فرستادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[عباس داوری]] خاطره‌ای از بنیانگذار سازمان، سعید محسن را نقل می‌کند و می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک روز احتمالاً همان عصر روز سی فروردین بود، برای ما از طریق ملاقات خبر اومد که چهارتا از بچه‌ها را اعدام کردند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را سعید شنید، یک حالت خوشحالی در او دیدم. اول برای من نامفهوم بود. بعد دیدم بلند باخودش میگه، خوب شد مسعود رو اعدام نکردند. مسعود موند. یعنی خوشحالی خودش رو به این صورت بیان می‌کرد. بلافاصله به من گفت که خوب تو را هم از اینجا می‌برند به احتمال زیاد. یعنی قطعاً ما را اعدام خواهند کرد. من پیامی دارم که برای مسعود برسونی زیرا این پیام خیلی مهمه، بایستی به دست او برسه. بعد شروع کرد به گفتن.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;سعید گفت:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سلام مرا به مسعود برسان. به او بگو که مسئولیتهای تو خیلی سنگین شده و تنها فردی هستی که از کمیته مرکزی باقی ماندی. تمامی تجربیات سازمان در وجود تو متبلوره. بار امانتی‌ست که در این مرحله به تو سپرده شده. کوران حوادث زیادی را خواهی دید. فتنه‌های زیادی خواهد افتاد. تمامی تمجیدها نثار ما خواهد شد، چون ما شهید می‌شویم، و تمام تهمتها نثار تو خواهد شد، چون می‌دانم به مبارزه خودت ادامه خواهی داد و وارد مراحلی می‌شوی که خیلی خیلی بالاتر از ماها قرار خواهی گرفت. زیرا تو هر روز و هر ساعت شهید خواهی شد. یک شهید مجسم.&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[مهدی ابریشمچی]] درباره او می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید محسن سمبل بسیار برجسته‌یی از تواضع و فروتنی انقلابی بود. اگر کسی سعید را نمی‌شناخت و در‌ جریان کارها و مسئولیتهای او در سازمان نبود، از خلال رفتارش کمترین اشعه‌یی نمی‌گرفت که او در مقام و موضع رهبری‌کننده و بالاترین مدارج سازمان است. نشاط و سرزندگی و تلاش برای ارتقای این روحیه و گسترش آن از کارکردهای دائمی سعید بود. شادابی و سرزندگی او بسیار برجسته بود. سرشار از انگیزه انقلابی بود و واقعاً هیچ لحظه‌یی در زندگیش را هدر نمی‌داد. تا آخرین ساعتهای روز قبل از شهادتش، که او را دیده بودم، بسیار مسلط بود و تمام کارهایش را انجام می‌داد، همان کلاسها و بحثهای آموزشی را در زندان ادامه می‌داد. اصلاً در چهره و رفتارش ذره‌یی از این‌که گویا فردا تیرباران می‌شود و نگرانی و دغدغه‌یی در او نمی‌دیدیم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;هنگامی که در زندان خبر شهادت [[احمد رضایی]] را به ما دادند، من برق شگفتی در چشمان سعید دیدم و خودش توضیح داد که: شهادت احمد، به‌خصوص با این قهرمانی و پاکبازی، یک پیروزی بزرگ ایدئولوژیک بود و ما از یک‌ مرحله گذشتیم و آنچه را که می‌خواستیم به‌دست آوردیم و احمد کار را برای همه ساده کرد. یعنی سعید لحظه‌شماری می‌کرد که این تضاد در مسیر رشد سازمان حل بشود. آن برق شعفی را که من آن روز در چشمان سعید دیدم، امروز به‌صورت احساس غرور و سربلندی هر مجاهد خلق در ابعاد صدها‌هزار تکثیر شده است. اما سعید از پیش آن را دیده بود». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن نامه سعید محسن درفروردین ۴۲ خطاب به خواهرش ==&lt;br /&gt;
خواهرم گفتنی بسیار چیزی بنویسم، و بر دفتر نو که از تراوشات پاک احساساتت و ازقطعات زیبای دوستانت مرشح است نظری بنگارم. قلمی به دستم دادی و خواستی که بر لوحه ای نفتی مصور کنم، ولی نمی‌دانم که با تو از چه سخن گویم، از دنیای دلدادگان، از فراق و جدایی، از نگاه معصوم دخترک زیبای دهاتی بر لباس زرین آن پسرک هوسران شهری، یا از طبیعت زیبا و زیبایی‌های آن، ولی با تو من سخن از آن دنیایی می‌گویم که شاید در آن از همه جا سخن گفته باشم. از دنیایی که انسان‌ها به خاطر سکه‌های زرو نقره، شکم نمی درند و به خاطر خودکامی و خودخواهی انسان‌ها را به قید بندگی مقید نمی‌سازند. دنیایی که هوس‌ها بر انسان‌ها حکومت نمی‌کنند، عشق‌ها به هوس‌ها آلوده نمی‌شود و زیبایی طبیعت را مصنوعات بشری محو نمی‌کند. کاخ ستمگران و ثروتمندان سنگدل، دل یتیمان گرسنه را آزرده نمی‌سازد. انسان‌ها درنهاد واقعی متجلی می‌شوند. به گرگی درلباس میش، میدانی، آزادی ومساوات و برابری تمام مزایای جاهلیت را محکوم می‌کند. میدانی، برای انسان سماه ارزش انسانیت قائل است، دنیایی که شیفتگان تمدن مسخره آمیز قرن بیستم را محکوم می‌نماید، آری، آنجا نه چون آمریکای به اصطلاح مترقی، بشری را به خاطر پوست زرد یا سیاهش از ورود به دانشگاه محروم می‌نماید، نه چون نویسندگان حقوق بشر (فرانسه مادر آزادیخواهی) مال وجان وناموس فرزندان دلیر آفریقا و قهرمانان حماسه ای الجزایر رابه یغما می‌برد. دنیایی که انسان‌ها به همدیگر به چشم انسانیت می‌نگرند. چپاولگری وغارتگری چنگیزی را در لباس تمدن جلوه می‌دهند. مرزهای اقتصادی مشخص می‌کنند، و دراستعمار جدید رخون ملت‌ها را می‌مکند، آری تاز چنین تمدنی که نرون خونخوار شهر، روی دارو سپید کرده‌است، از این تمدنی که ابلاها و مکنت‌ها و چنگیزها درچپاولگری به گردش نمی‌رسند، بیزارم. دلم می‌خواهد دنیایی بوجود آید که احساسات پاک ولطیف بشری جلوه نماید و انسانیت تجلی کند و بشر همدیگر را به چشم برادری و برابری بنگرد. ارزش انسان‌ها به فضیلت و کار آنها باشد. فروردین ۱۳۴۲ &#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43145</id>
		<title>سعید محسن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86&amp;diff=43145"/>
		<updated>2019-12-14T11:04:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: ویراستاری قسمتی از مقاله و رفع اشکالات نگارشی انجام شد.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه زندگینامه&lt;br /&gt;
| اندازه جعبه       =&lt;br /&gt;
| عنوان             =&lt;br /&gt;
| نام               =سعید محسن&lt;br /&gt;
| تصویر             =سعد محسن.jpg&lt;br /&gt;
| اندازه تصویر      =&lt;br /&gt;
| عنوان تصویر       =سعید محسن&lt;br /&gt;
| زادروز            = ۱۳۱۸&lt;br /&gt;
| زادگاه            =قزوین&lt;br /&gt;
| تاریخ مرگ         = ۴ خرداد ۱۳۵۱&lt;br /&gt;
| مکان مرگ          =تپه‌های اوین&lt;br /&gt;
|عرض جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
|طول جغرافیایی محل دفن=&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- عرض جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض شمال--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|latd=|latm=|lats=|latNS=N&lt;br /&gt;
&amp;lt;!-- طول جغرافیایی به درجه دقیقه و ثانیه و جهت پیش‌فرض غرب--&amp;gt;&lt;br /&gt;
|longd=|longm=|longs=|longEW=E&lt;br /&gt;
| محل زندگی         =&lt;br /&gt;
| ملیت              =ایرانی&lt;br /&gt;
| نژاد              =&lt;br /&gt;
| تابعیت            =ایرانی&lt;br /&gt;
| تحصیلات            =مهندس تأسیسات&lt;br /&gt;
| دانشگاه           =دانشکده فنی&lt;br /&gt;
| پیشه              =&lt;br /&gt;
| سال‌های فعالیت     =&lt;br /&gt;
| کارفرما           =&lt;br /&gt;
| نهاد              =&lt;br /&gt;
| نماینده           =&lt;br /&gt;
| شناخته‌شده برای    =&lt;br /&gt;
| نقش‌های برجسته     = یکی از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| سبک               =&lt;br /&gt;
| تأثیرگذاران       =&lt;br /&gt;
| تأثیرپذیرفتگان    =اعضاء وهواداران سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| شهر خانگی         =&lt;br /&gt;
| تلویزیون          =&lt;br /&gt;
| لقب               =&lt;br /&gt;
| حزب               =سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| جنبش              =&lt;br /&gt;
| مخالفان           =&lt;br /&gt;
| هیئت              =&lt;br /&gt;
| دین               =اسلام-شیعه&lt;br /&gt;
| مذهب              =&lt;br /&gt;
| منصب              =&lt;br /&gt;
| مکتب              =&lt;br /&gt;
| آثار              =&lt;br /&gt;
| خویشاوندان سرشناس =&lt;br /&gt;
| جوایز             =&lt;br /&gt;
| امضا              =&lt;br /&gt;
| اندازه امضا       =&lt;br /&gt;
| وبگاه             =&lt;br /&gt;
| پانویس            =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;سعید محسن&#039;&#039;&#039;(زاده:۱۳۱۸، زنجان - تیرباران۴ خرداد ۱۳۵۱، تهران) یکی از بنیانگذاراران سازمان مجاهدین خلق ایران است. او در سال ۱۳۴۴ به همراه [[محمد حنیف‌نژاد]] و [[علی اصغر بدیع زادگان|علی‌اصغر بدیع‌زادگان]] سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیان گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در سال۱۳۱۸ در یک خانواده از قشر متوسط در زنجان به‌دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همان‌جا گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در سال۱۳۴۲ از دانشکده فنی در رشته مهندسی تأسیسات فارغ‌التحصیل شد.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;بهای آزادی - [http://wwwbahayazadi.blogspot.com/2016/05/blog-post_73.html][http://wwwbahayazadi.blogspot.al/2016/05/blog-post_73.html مجاهد شهید سعید محسن، بن‌بست‌شکن و راهگشا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های اجتماعی ==&lt;br /&gt;
سیل جوادیه در سال۳۹ و خراب شدن انبوهی از خانه‌های مردم محروم جنوب شهر، از حوادثی بود که دانشجویان و روشنفکران متعهد آن دوره را برای کمک به مردم برانگیخته بود. سعید در رأس فعالیت‌های دانشجویانی بود که برای کمک به مردم جوادیه اکیپ‌های تعمیراتی تشکیل داده بودند. او تقریباً همه دانشجویان فنی تهران را، که دستی در مبارزه و سیاست و فعالیت اجتماعی داشتند به‌کار گرفته و سازماندهی کرده بود.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال۱۳۴۱ زلزله در آوج قزوین ویرانی‌های زیادی به‌بار آورد. در اینجا نیز سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان در رأس گروه‌های دانشجویی به‌میان مردم رفتند و چندماه به صورت شبانه‌روزی به‌کار درمیان زلزله‌زدگان پرداختند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:02&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یکی از همرزمانش خاطره‌ای از سعید محسن را این‌طور بازگو می‌کند:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«پس از انقلاب ضدسلطنتی روزی برای کار انتخاباتی به وزارت کشور رفتم. یکی از کارکنان آن جا که قبلاً با سعید محسن کار می‌کرد، خاطره‌ای از او را برایم نقل کرد. او گفت در سال ۱۳۴۹ بچه‌ام مریض بود و باید در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار می‌گرفت، در غیر اینصورت زنده نمی‌ماند. پول کافی برای عمل نداشتم. یک روز سعید را دیدم. از من پرسید چرا اینطور ناراحتی؟ به او گفتم دخترم مریض است و احتیاج به‌عمل دارد. برای بیمارستان به دو هزار تومان پول نیاز دارم و هیچ‌گونه امیدی به تهیه آن ندارم و اگر بچه‌ام عمل نشود از دست می‌رود. سعید گفت: ببینم چه کاری می‌توانم برایت بکنم. سعید رفت و بعد از ساعتی آمد و هزارتومان به من داد و گفت منتظر باش. پس از مدتی دوباره هزارتومان دیگر آورد و من رفتم و دخترم را تحت عمل جراحی قرار دادم و از مرگ نجات یافت. بعداً فهمیدم که سعید این پول را از دیگران قرض گرفته‌است. این کارمند وقتی این خاطره از سعید محسن را نقل می‌کرد، اشک در چشمانش حلقه زده بود».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:03&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== فعالیت‌های سیاسی ==&lt;br /&gt;
دوران دانشجویی سعید محسن مصادف بود با تحولات سیاسی سالهای ۱۳۳۹تا ۱۳۴۲. سعید قبل‌از بنیانگذاری سازمان، به‌دلیل فعالیت‌های سیاسیش دوبار به‌زندان افتاد. بار دوم هنگامی بود که عضو کمیته دانشجویان [[نهضت آزادی]] بود و در شب اول بهمن سال۴۱ دستگیر شد و از همان‌جا رابطه‌اش با [[محمد حنیف‌نژاد]] هرچه نزدیکتر شد. سعید در آن سال‌های پرتلاطم، بطلان روش‌های کهنه‌ای را که سران نهضت آزادی مبلغش بودند در عمل مبارزاتی تجربه کرد و شکست آنها را دید و از همان‌جا بود که به‌جانب حنیف‌نژاد شتافت تا او را در بنیانگذاری سازمان یاری کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
سعید محسن پس از پایان دوره سربازی و آشنایی با محمد حنیف‌نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق ایران، به اتفاق او به جمع‌بندی مبارزات گذشته مردم ایران پرداخت. آنها علت شکست‌ها و ناکامی‌های مبارزات گذشته مردم ایران را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مبارزات مسالمت‌آمیز و سازشکارانه آن دوران به پایان رسیده و تنها راه، مقاومت مسلحانه انقلابی است. آنان دریافتند که علت اصلی شکست‌ها و ناکامی‌ها نه در عدم آمادگی مردم برای فداکاری، بلکه در عدم صلاحیت رهبران جنبش است. آنان با تکیه بر اسلام ناب توحیدی و زدودن غبار از رخ اسلام، که طی سالیان، آخوندهای دین‌فروش آن را به ارتجاع و جاهلیت آلوده بودند، هسته نخستین سازمان انقلابی بر پایه ایدئولوژی توحیدی اسلام انقلابی را پی افکندند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در همین رابطه گفته بود: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«مبارزه بدون ایدئولوژی و بدون استراتژی مسلحانه نمی‌تواند پیروز شود. از رهبران سازشکار، این مبارزه برنمی‌آید. اینان در واقع برای کسب وجهه، صاحب شخصیت شدن و دنبال کسب منافع بیشتر به مبارزه وارد شده و بعد سرنوشت خلق و انقلاب را فدای منافع خود می‌کنند و هر موقع فشار زیاد شود کنار می‌کشند. مبارزه به یک رهبری صالح و حرفه‌ای نیاز دارد تا آن را هدایت و به پیروزی برساند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;پس از تشکیل هسته اولیه سازمان، سعید به‌عنوان یکی از بنیانگذاران مجاهدین برای گسترش سازمان، به عضوگیری پرداخت. او کادرهای سازمان را آموزش داد و در تدوین استراتژی و خط مشی سازمان و سایر امور نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سعید محسن در کنار بنیانگذار سازمان مجاهدین محمد حنیف‌نژاد، از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۰ سازمان را در آن شرایط، بدون این‌که کوچک‌ترین ضربه‌ای متحمل شود، به پیش بردند. این کاری بس شگفت‌انگیز بود که در جنبش رهایی‌بخش میهنمان سابقه نداشت.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:04&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== قسمتهایی از مقاله چشم‌انداز پرشور ==&lt;br /&gt;
«مقاله چشم‌انداز پرشور» از نوشته‌های سعید محسن می‌باشد. در قسمتی از آن چنین آمده است: سؤالی که امروز برای اغلب افراد به‌ویژه آنان که استنباط سازمانی قوی ندارند و کسانی که دارای قدرت درک شرایط و امکانات موجود نیستند وجود دارد، این است که: «آیا در چنین شرایط سهمناکی مبارزه پیروز امکانپذیر است؟» این پرسشی است که امروز پرسنده‌اش زیاد و پاسخگویش کم است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منشأ این سؤال چیست؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گذشته از عوامل تاریخی و مبارزه‌های ناکام گذشته که در پیدایش چنین سؤالی مؤثرند، باید به پدیده‌ای دیگر که زاییده شرایط زمانی است بیشتر توجه داشت. شرایط میهنی و کانون‌های ملتهب گوشه و کنار جهان نشان داده‌اند که کسب پیروزی در مبارزه امری آسان نیست. برای کسب پیروزی در میدان نبرد دست پر باید داشت. اندیشه، جسارت، جانبازی، پرهیزکاری، سعه صدر، صداقت، حل‌شدن در امر نبرد، اینها و نظایر اینها سکه‌هایی است که برای کسب پیروزی باید به همراه داشت. به این ترتیب مبارزه پیروز آن‌طور که بسیاری در گذشته گمان می‌کردند امر ساده‌ای نیست، بلکه از مشکلترین مسائل عصر ما است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساده‌اندیشی در این مورد سرانجامی جز ناکامی نخواهد داشت و درست در همین‌جا است که ناکامی‌های گذشته وقتی که با اقدامات ضدمردمی رژیم توأم می‌شود، افراد را تحت تأثیرات منفی و کشنده خود قرار می‌دهد، در این زمان ترس و ناامیدی به صورت‌های مختلف تظاهر می‌کند. عده‌ای به بهانه این‌که دارای سرمایه کافی برای ورود در بازار نبرد نیستند، می‌ترسند. عده‌ای به منفی‌بافی روی می‌آورند زیرا از اعتراف به ترس خود شرمسارند. گروهی به لفاظی و سیاست‌بازی می‌پردازند زیرا از درهم‌ریختن شخصیت مجازی خود هراس دارند و نمی‌خواهند مشت خالی خود را باز کنند. عده‌ای در زیر بار نارسایی اندیشه منکوب می‌شوند و عده‌ای هم که خود را پیش‌کسوت می‌انگارند به پند و موعظه می‌پردازند و توجیه می‌کنند که شتر رمیده را به حال خود واگذارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در چنین شرایطی همه‌چیز سهمگین جلوه می‌کند. هر عمل رژیم دلیل بر قدرت شکست‌ناپذیر او جلوه می‌کند. دشمن با دامن‌زدن به این شرایط چنین می‌نمایاند که تفوق مطلق از آن اوست و سیه‌روزی و شکست از آن حریف.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که برای بسیاری نحوه فشار دستگاه‌های جاسوسی دشمن سخت هراس‌آور است و زندان و وقایعش موجب وحشت. تحت شکنجه بودن، تیرباران شدن، در زیر سرنیزه جلادان جان‌دادن، سالها در سلول زندان به‌سربردن چیزهایی هستند که حتی تصور آنها موی بر اندام آدمی راست می‌کند. متواری‌بودن، گرسنگی، فقر، خانه‌به‌دوشی و در عین جوانی و شادابی لباس ساده پوشیدن و به اندک ساختن، خانه و کاشانه را ترک گفتن، ترک زن و فرزند و عزیزان در راه هدف‌های عالی انسانی، کارهایی هستند که در نظر آنان تنها از عهده افراد نادرالوجود و خارق‌العاده برمی‌آید. آنان که دچار چنین اضطراب درونی می‌گردند، در زمینه سیاست دچار مالیخولیا خواهند شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی با تمام اینها سدهای راه تکامل شکست‌پذیرند و این امر ناشی از ماهیت آنها است و ما نه‌تنها چنین رویدادها را دلیل سرخوردگی و یأس نمی‌گیریم بلکه معتقدیم که آنها خوبند و بسیار هم خوبند زیرا تنها شداید و شرایط مشکلند که یک عصیانگر انقلابی را آبدیده می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌که زمانه و شرایطش ما را در جهت پذیرش ایدئولوژی «شهادت انقلابی» رهنمون شده‌اند، بسیار خجسته است و خجستگی بیشتر آن‌گاه که ما مردانه چنین سیر شورانگیزی را پذیرا شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیدایش مرز جنبش و ضدجنبش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرایط سخت و دشوار عامل مرزبندی دقیق بین جنبش و ضدجنبش است. پیدایش مرز بین جنبش و ضدجنبش انقلاب خود دلیل بر تکامل مبارزه است زیرا تنها در چنین صورتی است که برای فرصت‌طلبی و سازشکاری محلی باقی نخواهد ماند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فرصت‌طلبان و سازشکاران و آنها که به‌اصطلاح یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ، مواضع خود را از دست خواهند داد و در این شرایط تنها مردان مصمم هستند که بار سنگین نبرد را به‌دوش می‌کشند و دارای قدرت ادامه نبرد و بسیج آگاه‌نمودن توده‌ها در هرگونه شرایط سخت می‌باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آیا درک این مسئله برای همه میسر است؟ مسلماً نه. تنها کسانی قدرت این کیفیت را دارند که به اندیشه علمی و اراده مجهزند. شرایط را دقیقاً می‌شناسند و مطابق با شرایط در خود آمادگی ایجاد می‌کند. بر ماست که بکوشیم تا در شمار چنین افرادی درآییم. سازمان دربرگیرنده این عناصر نیز سازمانی است که خود ثمره شرایط خاص و دشوار محیط است. «بین ریشه‌های وجودی چنین سازمانی و شرایط محیط رابطه مستقیمی وجود دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آنچه گفته شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که شرایط دشوار کنونی برای ما نه‌تنها بد نیست بلکه از آن‌جا که دشواری‌ها تعیین‌کننده مرز دقیق بین جنبش و ضدجنبش، انقلاب و ضدانقلابند، انتخاب طبیعی، پایه و اساس پیدایش عناصر ارزنده و در نتیجه رهبری خواهد شد و حکومت عادات و سنن که منجر به پیدایش یک رهبری مصنوعی می‌شد، نابود می‌گردد و تنها در این‌صورت است که رهبری و زعامت را کسانی به‌عهده خواهند گرفت که صلاحیت و شایستگی خود را برای احراز این مقام نشان داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته سعید محسن (نشریه مجاهد-فوق‌العاده مهر ۱۳۷۶)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری و بازجویی ==&lt;br /&gt;
[[علی باکری]]، [[ناصر صادق]]، [[محمود عسگری‌زاده]]، [[رضا رضایی]]، [[محمد بازرگانی]] و [[مسعود رجوی]] همراه با سعید محسن در همان روز اول شهریور دستگیر شدند. حمله‌های بعدی ساواک به دستگیری [[علی میهندوست،]] [[رسول مشکین‌فام]] و [[علی اصغر بدیع زادگان]] منجر شد&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بازجویی از سعید محسن ===&lt;br /&gt;
=== انگیزه و هدف از فعالیت ===&lt;br /&gt;
سال ۱۳۲۵ برای من با آنکه ۷ سال بیشتر نداشتم سال تلخی بود. زیرا پدرم در قضیه دموکرات‌ها مجبور به فرار گردیده بود. من در همان موقع مزه تلخ فقر را به طور نسبی و ترس از زورگوها را چشیده بودم. از اولین روزهایی که به مدرسه می‌رفتم از معلمی که بچه‌ها را بیخود چوب می‌زد متنفر بودم و اگر نمره بیخودی داده می‌شد اعتراض می‌کردم. جریانات سال ۳۲ و به خصوص کشته شدن یکی ازاقوام ما به نام فرزین که قاضی دادگستری و فردی پاکدامن بود به دست ذوالفقاری‌ها نخستین موج مخالفت با زورگو را در من برانگیخت، همیشه دلم می‌خواست بتوانم انتقام او را بگیرم. حتی پدرم را که خیلی با ذوالفقاری‌ها معاشرت داشت در پیش خود در همان عوالم کودکی محکوم می‌کردم.&amp;lt;ref&amp;gt;سازمان مجاهدین خلق ایران - [https://event.mojahedin.org/events/4917 ۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری و راهگشایی تاریخی آنان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دوران جوانی جریان مهمی که قابل ذکر باشد اتفاق نیفتاد؛ ولی همواره آرزوی خوشی برای افراد پایین را می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هر وقت رختشوی خانه با لباس‌های شسته و دست‌های از سرما سرخ شده به خانه می‌آمد یک نوع ترحم نسبت به او به من دست می‌داد و دست‌های خود را در همان حالت کرخ شده مشاهده می‌نمودم. در سال‌های اول و دوم دانشکده اتفاق جالبی برای من اتفاق نیفتاد. جز اینکه یک بار برای تقاضای مساعده پیش مهندس ریاضی رفتم به او گفتم چون نمی‌خواهم سربار پدرم باشم شما دستور بدهید به من دانشکده وام بدهد و من بعداً آن را پس می‌دهم. یا اجازه دهید من در ضمن درس دانشکده معلمی نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
(مهندس) ریاضی با لحن استهزاءآمیزی جواب داد «دانشکده فنی که گداخانه نیست»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماورای احساس حقارتی که در ازاء این حرف ریاضی به من دست داد احساس کردم چگونه فردی از طبقه مرفه به فرد دیگر توهین می‌نماید. خیلی زود من این توهین ریاضی را از جنبه فردی به دوستان دیگر تعمیم دادم زیرا در آن موقع اغلب دوستان من از طبقه متوسط و پایین بودند. خیلی آرزو می‌کردم که روزی ریاضی گدا می‌بود و من همین حرف را به او می‌زدم. به همین علت با تمام تعریف‌هایی که از ریاضی و باسوادبودن او می‌کردند قیافه او همیشه برای من غیرقابل تحمل بود. در کلاس او همیشه پیش شاگردهایی می‌نشستم که لباسشان نو نبود. درس او را با بی میلی مطالعه می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طبقات پایین جامعه در زیر فشارند ===&lt;br /&gt;
اصولاً از همان موقع دو طبقه ثروتمند و بی‌پول در ذهن من مجسم شده بود و من خود را وابسته به طبقه بی‌پول می‌دیدم و کینه طبقه مقابل را به دل می‌گرفتم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال‌های ۳۹ الی ۴۱ به جبهه [ ملی] ونهضت[ آزادی] وارد شدم ولی نه فعالیت جبهه و نه نهضت هیچ‌یک مطابق با احساس اصلی من نبود، هر چند شور و هیجان کارها به طور کامل مشغولم کرده بود. شاید اگر جریان ۱۵ خرداد نبود من نیز مثل دیگران همه چیز را فراموش می‌کردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخورد ۱۵ خرداد و اینکه طبقات پایین درآن جریان به سادگی کشته شوند در حالی که در جریان دانشگاه حداکثر به چند ماه زندانی شدن قناعت می‌شد، روحیه مقاومت را در من زنده می‌کرد. این سؤال بارها در ذهن من تکرار می‌شد، چی شد که درعرض چند روز مردم جلوی گلوله رفتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در طول سه سال مبارزه از اعلامیه پخش کردن تجاوز نکرده بود. در تحلیل بعدی به این نتیجه رسیدم که طبقات پایین جامعه در زیر فشارند و برایشان مرگ و زندگی فاصله زیادی ندارد ولی طبقات مرفه فاصله مرگ وزندگیشان بسیار زیاد است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== زندگی مردم لار و بندرعباس برای من حالتی شبیه به خواب داشت ===&lt;br /&gt;
مهرماه سال ۴۲ من به دلیل فعالیتی که داشتم برای خدمت نظام به جهرم فرستاده شدم در برخورد اول با افسران پادگان آموزشی جهرم، مرا فردی معرفی کردند تبعید شده، در حالیکه من خودم را تبعیدی حساب نمی‌کردم. شاید به همین دلیل بودکه افسران زیاد با من از نزدیک رفیق نشدند. من بالاجبار به طرف مردم برگشتم برخلاف محیط پادگان، خیلی زود با مردم جهرم آشنا شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرکت من در مجالس عمومی آنها به صمیمیت من با اهالی افزود. در این برخورد بود که من با وضع مردم آشنایی بیشتری یافتم. با کمال تعجب مشاهده نمودم که غذای این مردم چیزی جز نان کاهو با سرکه یا شلغم پخته نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جالب تر اینکه در تمام شهر فقط دو دکان قصابی وجود داشت. دو سال خشکسالی در این شهرستان که مرکز مرکبات است زندگی مردم را تباه کرده بود. من به سادگی پی بردم که اغلب مردم فقط به نان خالی قناعت می‌نمایند و تنها درآمد آنها اضافه بر قاچاق که به طور محدود انجام می‌گرفت درآمدی است که از طریق پادگان آموزشی جهرم برای آنها می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی برای من معلوم شد که جهرم آبادترین شهر آن حوالی است دیدن نقاط دیگر ضروری نمود، من بلافاصله به لار و بندرعباس مسافرت کردم. آثار زلزله در لار کامل مشهود بود. یک سری خانه در حال نوسازی بود ولی مردم از ترس قسطی که باید بپردازند حاضر نبودند در آن قسمت‌ها منزل بگیرند. همین وضع در بندرعباس نیز مشهود بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در لار آب برای خوردن موجود نبود. برای اولین بار بود که من با آب انبارهای آب که آب باران در آن جمع شده بودند آشنا شدم. زندگی مردم لار و بندرعباس واقعاً برای من حالتی شبیه به خواب داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مردم درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند ===&lt;br /&gt;
در بندرعباس با عابرینی مواجه شدم که هر کدام ساق پایی به اندازه یک توپ پارچه داشتند وقتی سؤال کردم معلوم شد که این کِرم مخصوص آب (پیو) است و از راه آشامیدن آب وارد بدن می‌شود و سپس از ساق پا بیرون می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
احساس ترحمی را که نسبت به این افراد در من به وجود آمد هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. قبول اینکه این مردم به چنین حالت ناراحتی زندگی می‌کنند فشاری بود که من قدرت تحمل آن را نمی‌توانستم بکنم. من در سال ۴۱ وقتی برای کارآموزی به خرمشهر رفتیم زندگی مشقت بار مردم را که زیرآفتاب درکنار دریای نفت در چادر شکسته زندگی می‌کردند یا در قسمت شرقی آبادان درکنار بازاری پر از کثافات خانه داشتند دیده بودم، حتی منظره بومی‌های آبادان در کنار ماشین‌های آخرین سیستم شرکتی‌ها که به نظر می‌رسد نماینده حداکثر تبعیض‌ها بود، به اندازه ناراحتی چندش آوری که از مریض‌های کرم به پا پیچیده حاصل می‌شد روح انسان را عذاب نمی‌داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این جریان برای من در زمستان سال ۴۲ اتفاق افتاده بود. من بعدها برای دیدن چنین مناظری حتی تا (بندر) لنگه هم مسافرت کردم ولی اثری که مسافرت اول درمن داشت برایم فراموش ناشدنی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز ششم فروردین ماه سال ۴۳ من افسر نگهبان آشپزخانه در پادگان آموزشی جهرم بودم. یکی از سربازان که در دسته سوم گروهان پنجم در اختیار من بود با حالت گریه به من مراجعه کرد و با لحن دهاتی گفت جناب سروان من به خانه ستوان… نمی‌روم. پرسیدم چرا؟ ابتدا جواب نداد وقتی اصرار کردم گفت او نظر خاصی دارد و اینکه مرا می‌خواهد ببرد به همان علت است (هرکدام از افسرها سربازی را به عنوان گماشته برای کار در خانه خودشان می‌بردند)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جا خشکم زد. سرباز دهاتی برای افسری که زن دارد غیرقابل تصور بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اول فکر کردم اشتباه فکرمی کند پرسیدم مگر چنین چیزی سابقه دارد؟ با قیافه ای که می‌توانم به صراحت بگویم به سادگی به من می‌خندید. گفت بسیار، جناب سروان این را در گروهان همه می‌دانند شما چطور نمی‌دانید؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من تازه فهمیده بودم که درک یک سرباز که در جریان کاری است چقدر با ارزش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخوردهای بعدی جریان آن سرباز را به صورت پروسه ای یافتیم که حتی دامن دو افسر وظبقه ای را که غیر از من درپادگان بود گرفته‌است. از حدود ۱۹ افسر موجود هم ردیف، جز با چهار نفر، تقریباً قطع رابطه کردم زیرا برای من غیرقابل تصور بود که فردی متأهل این قدر تسلیم نفس باشد که از سرباز دهاتی صرفنظر ننماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جریاناتی از زندگی افسران که بعدها برایم معلوم گشت به نفرت من می‌افزود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند ===&lt;br /&gt;
وقتی در اواخر فروردین ماه، همان سرباز در موقع اعزام به شیراز از من تشکر کرد که او را از رسوایی نجات داده‌ام خود را بیشتر مرهون آن سرباز یافتم که به من درس بیشتری آموخته بود. بعد از آن من بیشتر با درجه داران و استوارها گرم می‌گرفتم تا افسران. زیرا در آن گروه، پاکی بیشتر و صفای بیشتری یافته بودم، کوچکترین صحبت را فراموش نمی‌کردند. با آنکه برای دادن یک مرخصی به سرباز رسماً ۲۰ ریال می‌گرفتند ولی آلودگی دیگری از خود نشان نمی‌دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابتدا فکرکردم افسران به دلیل دورافتادن از محیط ظاهراً مترقی به چنین فسادهایی کشیده شده‌اند ولی بعداً دریافتم در محیط شخصی شهرستان جهرم نیز بچه مدرسه‌ها را به این نوع آلودگی کشیده‌اند. البته ممکن است دراجتماع امروزی چنین دردی کسی را ناراحت ننماید ولی توجه نمایید که این مسئله برای من در سال ۴۳ اتفاق افتاده‌است یعنی در زمانی که مردم به خاطر دفاع از مذهبشان بدون داشتن دید روشن در ۱۵ خرداد جلو گلوله می‌روند و به اضافه در اجتماع آن روز حتی در کادر روشنفکری آلودگی به حد امروز نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در بررسی ابتدایی خود خیلی ساده این مسئله را از جنبه اجتماعی به دامن رژیم حاکم چسباندم و نتیجه گرفتم که این سیستم حاکم است که نسل ما را به فساد و تباهی می‌کشاند و این مسئله تا سال‌های بعد مرا رنج می‌داد و هر وقت فکر می‌کردم که نسلی فاسد تحویل جامعه فردا می‌شود که جز خور و شهوت خود چیزی نمی‌شناسد بی‌نهایت افسرده می‌شدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تا جریان شورش پاریس فکر نوی در من به وجود آورد و آن اینکه حتی نسل فاسد از نقطه ای به بعد به زندگی بر می‌گردد و به جبران فساد قدیمی، بیشتر در سازندگی می‌کوشد و به طور اتفاقی در جریان مسابقات ایران و اسرائیل این نتیجه‌گیری برای من کامل تر شد زیرا پلیس با تمام قدرتش ازعهده همان جوانانی که در مسابقه زن روز دامن دختران را پاره می‌کردند و آن روز بر علیه پلیس شعار می‌دادند برنمی‌آمد. من به طور عینی دیدم که همان زرنگی که جوانان ظاهراً آلوده در دختربازی به دست آورده بودند درمقابله با پلیس او را عاجزمی کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در مقابل پیرمرد [کارگر کارخانه] احساس خجالت می‌کردم ===&lt;br /&gt;
بعد از اتمام سربازی به تهران آمدم. نخست در کارخانه گیوار مشغول کار شدم ولی مجموع کار من پنج ماه بیشتر طول نکشید. در این مدت من دوبار با کارفرما دعوا کردم که دفعه دوم منجر به اخراج من شد. علت دعوای اول این بود که من در دو ماه آخر بیش از ظرفیت تولید قسمت خودم که تراشکاری بود تولید کرده بودم و در قسمت من کارگر پیری بود به نام مهرزاده که زندگی بسیار محقری داشت. قیافه معصوم و عینک زده وی را در حالی که با دست لرزانش با مرغک ماشین تراش کار می‌کرد هیچ وقت فراموش شدنی نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قیافه این پیرمرد که عمری به سختی زندگی گذرانده بود من یک اراده مبارزه با مرگ برای تأمین زندگی خانواده اش را می‌دیدم با تمام پیرمردی به اندازه یک جوان کار می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارگران دیگرمن ـ آلبرت ـ روبن ـ شاهن و شاگردان آنها همه با ارزش بودند؛ ولی من در مقابل این پیرمرد احساس خجالت می‌کردم. من روبن را به پرکاری تشویق می‌کردم. حتی وادار کردم شب‌ها درس بخواند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ولی این پیرمرد همواره بیشتر از مقدار کاری که من می‌خواستم انجام می‌داد. من بعد از افزایش تولید از کارفرما تقاضای اضافه دستمزد برای همه گروه که حدود آن فقط برای پیرمرد ۲۵ ریال و بقیه در حدود ۱۰ ریال بود[کردم]، ولی با تمام تلاش با آنکه قانع شدند برای اینکه کارگر بهتر بتواند کار کند باید او را تأمین کرد ولی از افزایش دستمزد خودداری نمودند و در دفعه دوم نیز من اجازه داده بودم کارگر برای اینکه بهتر بتواند در سرمای زمستان کار کند در اول وقت موقعی که ماشین‌ها برای گرم شدن بی بار کار می‌کنند در کنار بخاری خود را گرم نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم ===&lt;br /&gt;
دلیل کارفرما همیشه این بود که کارگر بدعادت می‌شود و نمی‌توان از او کار خواست. من نتوانستم در این موقعیت مقاومت نمایم. واقعیت این است که مؤدبانه از کارخانه با استعفا فرارکردم. حساب نموده بودم که هرکیلو پروفیل برای کارفرما ۱۷–۱۹ ریال تمام می‌شد و ۲۶ ریال فروش آن بود و کارخانه به طور متوسط ۸ تن و گاهی تا ۱۲ تن تولید داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود خالص آن به طور متوسط در حدود ۶۰/۰۰۰ ریال در روز بود. برای کارخانه ای با سرمایه حداکثر ۲/۵ میلیون تومان سودی در سال معادل ۱/۵ میلیون تومان در سال ۴۳ و آن وقت مقاومت در برابر اضافه دستمزد ۱۰ ریال کارگری که واقعاً کار می‌کرد، نتیجه این شده بود که در یک طرف صاحب کارخانه ثروت می‌افزود و در یک طرف همان کارگر پیر فرسوده تر می‌گشت و هر وقت با نهایت شرمندگی از من ۲۰۰ ریال قرض می‌خواست به واقع نمی‌توانستم تحمل آن را بنمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موارد فوق فقط مشاهدات شخصی بود که بیان می‌شود، برای بیان تبعیض‌ها موارد خیلی بیشتری می‌توان بیان کرد ولی گاهی اتفاق می‌افتاد یک مسئله کوچک برای یک فرد ارزش ویژه پیدا می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای من با زمینه مذهبی که مساوات ایده‌آلی را همیشه تشویق کرده بود هرگونه تبعیض را به شکل و نمود اجتماعی می‌دادم آن را جزیی از نتایج سیستم حاکم به حساب می‌آوردم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد ===&lt;br /&gt;
در سال ۴۴ این فکرکامل درذهن من شکل گرفته بود که بنیاد چنین جامعه ای را جز با تحول اساسی نمی‌توان تغییر داد و در این مرحله من با هیچ فرد به خصوصی احساس دشمنی نمی‌کردم همیشه به مجموع سیستم کینه می‌ورزیدم و هنوز هم بسیار اتفاق افتاده‌است پاسبانی را که بیهوده به سرکسی می‌کوبد یافحش می‌دهد به سادگی تبرئه می‌کنم. گرچه به «المأمور و معذور» معتقد نیستم ولی ناراحتی از فرد را همیشه به سیستم برمی‌گردانم به طوری که اغلب اوقات وجود سیستم را به صورت یک کابوس احساس می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین موقع فقط از مدافعین رژیم که به طور آگاهانه از آن دفاع می‌کنند احساس کینه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سال ۴۴ به بعد ما وارد کار سازمانی شدیم. مطالعات اجتماعی به خصوص آشنایی با سایر کشورهای توسعه نیافته کمبود غذایی، بهداشت، مسکن، عدم تعدیل ثروت‌ها، عدم رعایت عدالت اجتماعی و… و نظایر آن به صورت فرمول در ذهن ما فرورفت. با چنین معیارهایی ما به استقبال شناسایی‌های جدیدتری رفتیم، هر مسئله برای ما سوژه جدیدی بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تبعیض‌ها با زبان گویاتر خود را نشان می‌داد. از فروشنده بلیط بخت آزمایی، که هزار دروغ برای فروش آن می‌گفت و خریدارش که دو تومن از نان شب خود را تحویل سازمان بلیط بخت آزمایی می‌داد و با امیدی واهی دلخوش بود، تا دعوای سر محل، گدایی مستخدم اداره به صورت محترمانه اش و… همه در تثبیت فکر من اثر می‌گذاشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== همه‌شان معتاد بودند و منتظرفروش خون خویش ===&lt;br /&gt;
بعد از این جریان برخوردها اثر قوی تر می‌گذاشت برای نمونه حادثه ای از جریان زمستان سال ۴۴ را که جزو خاطرات فراموش نشدنی است می‌نویسم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک روز (فکرمی کنم سه شنبه بود) از وزارت کشور که آن موقع در گلوبندک به جای وزارت اطلاعات (اطلاعات و جهانگردی) فعلی بود درآمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌خواستم به تلفنخانه بروم و در مسیر ناصرخسرو در کنار دبیرستان دارالفنون به صف طویلی در حدود ۲۰ نفر برخوردم. در برخورد اول به نظرم رسید که اینها معتادند، تا آن روز متوجه تابلو شیر و خورشید در آن محل نشده بودم. با کمترین دقت متوجه شدم که این محل خرید خون است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از اینکه حدود ۲۰ نفر جلو درب کوچک شیر و خورشید آن هم ساعت ۱۱/۵ صبح صف کشیده‌اند، این‌طور به نظر می‌رسید که در این محل به افراد دیگر نیازمند خون تزریق می‌کنند، ابتدا کمی تعجب کردم که مگر ممکن است شیر خورشید خون مجانی تزریق نماید ولی به زودی مسئله برایم روشن شد. برای من همه چیز قابل تصور بود جز اینکه ببینم عده ای افراد که به نظر من دربرخورد اول همه شان معتاد بودند و از فرط کم خونی رنگشان زرد می‌نمود، منتظرفروش چند سانتیمتر مکعب خون خویشند تا از این طریق امرار معاشی به دست آورند. مدتی در کنار جوی آب ایستاده بودم و اصولاً فراموش کرده بودم به کجامی روم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در همان موقع فردی با خوشحالی از درب بیرون آمد و دربان با نهایت خشم فردی را که از ردیف جلو می‌خواست تو برود رد کرد و با عصبانیت گفت تو که خون نداری. نفر بعدی که چیزی بیشتر از اولی نداشت وارد شد. فرد رانده شده دوری زد و با نهایت استیصال در آخر صف نوبت گرفت، شاید دفعه دیگر بتواند برای فروش خون برود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عجیب بود که در قیافه همه موجی از نگرانی مشهود بود گویا همه می‌ترسیدند دربان به آنها نیز راه ندهد. شاید مجموع این برخورد ۷ دقیقه بیشتر طول نکشید ولی وقتی من به خود آمدم چیزی احساس نمی‌کردم فکرمی کردم خواب بود ولی متأسفانه برخورد واقعیت داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند دقیقه بعد در تلفنخانه نشسته بودم احساس می‌کردم که اگر من در تصادف تمام خونم را از دست بدهم و بخواهند از خون این افراد به من تزریق نمایند اگر جرئت حرکت داشته باشم نمی‌توانم قبول نمایم یک قطره از آن خون در بدن من جاری شود. گاهی خیال می‌کردم خون آنهاست که دربدن من جاری است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد ===&lt;br /&gt;
دیگر از خیالت آن روز چیزی بخاطر ندارم. فقط هر وقت از روبروی دبیرستان دارالفنون می‌گذشتم احساس می‌کردم همان قیافه‌ها صف کشیده‌اند و منتظرند و یک نوع نفرت از زندگی خودم به خودم دست می‌داد. آن موقع گاهی برادرانم کاظم و رضا را می‌دیدم. روزی به کاظم این جریان را نقل کردم (فکرمی کنم یادش باشد) اوگفت ما در پارک شهر درس می‌خوانیم و می‌گویند بسیاری از این افراد معتادند و از این پول یک نوع قرص می‌خرند (این قرص نظیر هروئین ولی خیلی ارزانتر به قیمت دانه ای ۶ ریال در داروخانه‌ها فروخته می‌شود) و اغلب بعد از دوماه مصرف قرص در کنار خیابان یا پارک شهر می‌میرند مدت‌ها صبح زود قبل از رفتن به اداره به پارک شهر می‌رفتم تا شاید یکی از محکومین این اعتیاد را ببینم؛ ولی بعداً فهمیدم که شب‌ها پارک شهر را خالی می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تنها امیدم در این موقع به سازمان بود ===&lt;br /&gt;
استان فروش خون نیز مدت‌ها مرا زجر می‌داد و تنها امیدم در این موقع به سازمان بود که بتوانیم روزی چنین وضعی را از بین ببریم و محیطی بسازیم که درآن چنین تبعیضی مشاهده نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به مرور این چنین مشاهدات روزمره برای من تقریباً از حد گذشت. اگر روزی من در زلزله بوئین زهرا از دیدن اجساد کشتگان و زاری مردم و از اینکه حتی کمک آماده شده به آنها نمی‌رسید زجر می‌کشیدم، دیگر آن روز مسائل به صورت خون فروشی مطرح نمی‌شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است خاطره مرد مریض بندری ـ سرباز پادگان آموزشی یا کارگر کارخانه و یا جوان معتاد به هروئین و فروشنده خون هیچ وقت فراموش نمی‌شد ولی شکل اجتماعی می‌گرفت و من هم این مسائل و نظایرآن را فقط به وجود رژیم استوار می‌دیدم و تغییر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیستم موجود و بنای سیستمی که در آن تبعیض‌ها و بهره‌کشی نباشد به صورت آرزو درمی‌آمد و بهترین مشوق من برای فعالیت در درون سازمان ما بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رژیم در مقابل این ناراحتی‌های اجتماع دست به تغییراتی می‌زند. او تلاش می‌کند حد متعادلی ایجاد نماید که درعین حفظ منافع طبقات بالا حداقلی برای طبقات پایین ایجاد نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من جنبه‌های مختلف این تلاش را هم که خود به وضوح شاهد آن بوده‌ام موردبررسی قرار می‌دهم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عینی‌ترین مسئله برای من انقلاب اداری است چون خود کارمند وزارتخانه ای بودم که بارها به عنوان نمونه انقلاب اداری شمرده شده‌است. انقلاب اداری به ظاهر یک نوسازی اداری است به این صورت که با دمیدن جان تازه در قالب ادارات بشود به کارها جنبه مثبت تری داد. چون طبقات متوسط در برخورد با سیستم اداری همواره جزو ناراضیان ادارات بوده‌اند؛ ولی سرانجام این انقلاب در محیطی که من بودم به کجا کشیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم ===&lt;br /&gt;
وزارت کشور در ساختمان قدیمی با ۳ معاون و حدود ۱۰ مدیر کل شاید جمعاً ۱۸۰ نفرکارمند همان کاری را انجام می‌داد که امروز در ساختمان ده طبقه با ۵ معاون و حدود بیش از ۲۰ مدیر کل و ۵۰۰ نفر کارمند انجام می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سیستم کار جدید فقط ساختمان وزارتخانه با سیستم تهویه مطبوع [...ناخوانا] و چراغهایی که هرعدد حدود ۵۰۰۰ ریال که من بشخصه مسئول نگهداری آن از لحاظ فنی بوده‌ام مجهز گردیده، وگرنه نه کسی می‌توان یافت که مسئولیتی در قبال کاری احساس کند و نه کاری به واقع با قبول مسئولیت انجام می‌گیرد. بدتر از زمان گذشته روزی که مدیرکل در مرخصی است، رئیس اداره هم پی کار خود می‌رود و هروقت وزیر در اداره نیست یا در مسافرت و مرخصی است و یا معاونین نیستند همان وضع است که ذکر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای نمونه پرونده‌هایی که به من ارجاع شده مراجعه فرمایید یک دستور صریح از مقام بالا و جمله «اقدام مقتضی معمول دارید» ـ یا «مذاکره فرمایید» داده نشده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زیاد است مواردی که من برای پیشرفت کار با مسئولیت خودم و به دلیل اعتمادی که به کار خودم داشتم پیشنهاد کرده‌ام و نامه ای را امضا نموده‌ام ولی کمتر خواهید توانست از مسئول مافوق من دستور صریحی ببینید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر تحقیقی درمحیط کار من نموده باشید خواهید دید بسیار اتفاق افتاده که وسیله ای را که موجود نبود من شخصاً پول داده‌ام تا کارگر خریداری نماید و شاید چندین بار دوستان اداری از این کار با تعجب منعم کرده‌اند ولی من در محیط کارم ندیدم که مافوق من برای خاطر پیشرفت کار (نه منافع شخصی و مقام خودش) پی کاری دویده باشد. من برای استخدام چهار نفر کارگر خودم مدت بیش از پنج ماه در اداره دویدم. زیرا از کارگری که کار مرا انجام می‌داد خجالت می‌کشیدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شما از حل این مسئله عاجزید ===&lt;br /&gt;
آن قدر به سازمان امور استخدامی مراجعه کردم که در آخر کار قانون دان شده بودم و به واقع می‌دیدم که سازمان امور استخدامی به وجود آمده بود تا جلو هرج و مرج استخدام ادارات را بگیرد ولی خود چه دردسری می‌شد برای کار.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه ای که من می‌گرفتم این بود که آنچه که به نام نوسازی اداری یا انقلاب اداری انجام گرفته بود، تغییری در بنیاد نیست بلکه نتیجه ای جز افزودن یک سری کارمند نداشته‌است. این سخن برای من از درون سیستم اداری و با آشنایی به آن با شما صحبت می‌کنم این نتیجه را برای شما خواهد داشت که: لازمه تغییر در هرقسمت از جامعه، تغییرعناصر متشکله و فعال آن قسمت است و در سیستم موجود چون هرکس برای خودش تلاش می‌کند این تغییر غیرممکن است و من همیشه فکرمی کنم شما از حل این مسئله عاجزید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بدین سبب است که هر نوسازی یا انقلاب نتیجه ای غیر از آنچه که مورد انتظار شماست می‌دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ===&lt;br /&gt;
مورد دیگری که می‌توانم مطرح سازم در مورد اصلاحات ارضی است. البته باز سعی می‌شود از تجارب عینی مثال زده شود. در سال ۴۰ پیشروترین گروه‌ها از مسألهای به نام انقلاب ارضی یا تقسیم اراضی با احتیاط آمیخته به ترس صحبت می‌کردند. رژیم برای جلوگیری از انقلاب دهقانی دست به یک سری اصلاحات زد ولی در زمینه اصلی نسق زراعتی را تغییر نداد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در دهات فقط سایه ارباب از سر دهاتی برداشته شد. دهقان که در دو سال اول با نطق آقای ارسنجانی در رؤیایی از تخیلات فرورفته بود وقتی که ماشین اصلاحات ارضی به ده وارد شد مشاهده کرد که کدخدای قبلی به جای خود محفوظ است با همان مقدار زمین مرغوب و گاو و گوسفند و به پیرزن خوش نشین هم چیزی جز همان چادر شکسته قبلی و یک عدد بز و یک دیگ مسی چیزی نرسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته زمین‌های مرغوب تر به عنوان کشت مکانیزه در اختیار مالک اصلی باقی ماند. (من خود در این مورد نمونه‌هایی از دهات زنجان دارم از جمله ذوالفقاری‌ها در ده به شاه نشین حتی برای کار در مزرعه از ده دیگر دهقان را می‌آوردند که کامل کار دهقان جنبه کارگری داشته باشد)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیهوده نیست که در بعضی دهات آرزوی مالکین قبلی را می‌نمایند زیرا در مواقع خشکسالی حداقل کمکی می‌کردند که از گرسنگی نجات یابند. البته مطمئنم که آمارگیران شما جزاین گزارش می‌دهند زیرا آنها وقتی به ده وارد می‌شوند در خانه کدخدا پذیرایی می‌شوند. آن وقت با تعریف‌ها و تمجیدها از وضع ده برمی گردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه ای داشت ===&lt;br /&gt;
کار اصلاحات ارضی سبب شده‌است که فقط در دهات کدخدا مالک‌الرقاب باشد این داستان نیز برای من ارزش عینی دارد زیرا یک دهاتی خود در ماشین برایم تعریف می‌کرد در یکی ازدهات قزوین کدخدا تنها مغازه دار ده است هر پیت نفت را به قیمت بیست لیتر از قرار هر لیتری ۳ ریال می‌فروشد و اضافه پیت نفت را ۲۲ ریال حساب می‌کند، به ازای ۲۰ لیتر نفت ۸۲ ریال&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌گیرد. توجه نمایید پیت خالی را شرکت نفت ۱۸ ریال حساب می‌نماید ولی کدخدا ۲۲ ریال می‌فروشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن وقت پیت خالی را پس نمی‌گیرد و نفت بدون پیت هم فروخته نمی‌شود. با چنین وضعی تعریف می‌کرد در هر خانه تعدادی پیت خالی موجود است. فقط بعضی از دهاتی‌ها که پیت‌ها را به خود شهر برمی‌گردانند هرعدد ۱۸ ریال تحویل شرکت نفت می‌دهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دهاتی (مذکور) می‌گفت چندین بار به ژاندارمری محل شکایت کرده‌ایم ولی هردفعه کدخدا با تهدید ما و تطمیع ژاندارمری جلو شکایت ما را گرفته‌است. بدیهی است از نظر این دهاتی هم ژاندارمری پشتیبان زورگو جلوه می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بررسی جزیی از زیربنای اقتصادی اصلاحات ارضی هم بی فایده نیست. با تقسیم اراضی سیستم تولید در کشت ایران تغییری نکرده‌است. بالنتیجه مقدار تولید نیز افزایش نیافته و درآمد دهقان هم به همان مقدار قدیمی خود ثابت مانده‌است. بدیهی است لازمه افزایش تولید تغییر سیستم کشت می‌باشد و این تغییر را در مدت سه یا پنج سال که دوره‌های اصلاحات ارضی است نمی‌توان ایجادکرد. هنوز نه در دهات، تراکتور جای گاو را گرفته‌است و نه کود شیمیایی جز در مزارع نمونه یا مزارع مکانیزه که متعلق به ارباب هاست، وارد شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به آمارهای موجود مراجعه شود درآمد سرانه دهاتی تفاوت محسوسی نکرده‌است؛ ولی از طرف دیگر هزینه‌های جدیدی که در اثر بازشدن پای شهر به ده و ورود کالی شهر به ده ایجاد گردیده باعث شده‌است که دهقان با تعداد درآمد ثابت قبلی هزینه زندگی را بیشتر بنماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بالنتیجه دهاتی به سمت قرض و وام‌های بیشتری از شرکت‌های تعاونی و سرمایه داران شهری روی آورده‌است. اغلب دهقانان حتی در برخورد کوتاهی که درعرض یک ساعت در یک اتوبوس داشته‌اند از برنج تومنی یک قران یعنی ۱۲۰٪ شکایت می‌کنند. اغلب محصولات سلف فروشی شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهقان درعرض هر سال به مقادیر بیشتری از زندگی خود را ازدست می‌دهد و اغلب با رها کردن خانه و زندگیشان به بیکاران شهری اضافه می‌شوند. این وضع به تحریک ناهماهنگی در تغییرات زیربنای تولیدی و زیربنای فرهنگی اصلاحات ارضی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاحات ارضی در ایران یک زمینه ضدانگیزه ای داشت بدون اینکه سرعت رشد تولید را فزونی بخشیده باشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نشده‌است ===&lt;br /&gt;
در اثر همین ناهماهنگی است که در مدت کمتر از پنج سال طبق آمار مجله تحقیقات اقتصادی نزدیک به ۶۰٪ قنات‌های ایران خشکیده‌است و با توجه به ارزش قنات در کشاورزی ایران به سادگی می‌توان آینده کشاورزی ایران را حدس زد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در منطقه خمسه که با صدور گندم در سال‌های قبل همواره تجار گندم وضع بسیار خوبی داشته‌اند ولی پارسال در زنجان صحبت از ورود گندم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه در طرح اصلاحات ارضی:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر روبنایی بوده و ضدانگیزه ای نه زیربنایی که قدرت تولید را فزونی بخشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ حتی در همین تغییر روبنایی هم عدالت اجتماعی رعایت نگردیده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر عدم رعایت دو اصل فوق، دهاتی امروز بسیار ناراضی تر از دهقان سال ۱۳۴۱ می‌باشد. از نظر آگاهی در سال ۴۱ اگر پیشروترین افراد نمی‌توانست ازاصلاحات ارضی صحبتی بنماید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز هر دهقانی در دورافتاده‌ترین نقاط آذربایجان و سیستان به سادگی صحبت از مساوات و از بین بردن اختلاف‌ها را می‌نماید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسألهای که بیشتر دهاتی را تحت فشار قرارمی دهد صعود قیمت‌ها است. درعرض چند سال گذشته شاخص واقعی هزینه زندگی حداقل ۱۵ درصد بالارفته است. در سال جاری تا حال این مقدار بدون شک از ۲۰٪ گذشته‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی افزایش قیمت مواد اولیه تولید دهاتی تفاوت زیادی نکرده‌است هنوز او مجبور است محصولات میوه ـ حبوبات - غلات خود را به واسطه بفروشد و واسطه‌ها هم با همان سیستم قدیمی با توجه به احتیاج مبرم آنها به پول، رفتار دزد سرگردنه را دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نتیجه اینکه دهاتی با درآمد قدیمی قدرت خرید قدیمی را هم از دست داده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مشاهده و مقایسه وضع کارگران امر ترافیک ـ مسکن ـ بهداشت و نظایر آن درمرحله و اقدامی که به عمل آمده‌است عملاً با چنین شکست‌هایی مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژیم به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است ===&lt;br /&gt;
مجموعه این مسائل در ذهن هر فرد روشنفکر این مسئله را نشان داده‌است که رژیم نیز خود به علت ماهیت درونیش از اصلاح جامعه عاجز است و خود به خود در جستجوی راه حل‌ها هرکس به این نتیجه می‌رسد که تنها راه حل با شرکت توده مردم در امر اصلاح ممکن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینکه تمام افکار حتی بدون اطلاع کامل از ماهیت امر، به سمت انقلاب مسلحانه کشیده می‌شوند معلول همین تصور است که تنها با انقلاب مسلحانه می‌توان توده مردم را به سمت یک حرکت عمومی سوق داد و عجیب اینکه این مسئله است که در برخورد با مردم کاملاً به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هرکس وقتی صحبت ازاصلاحات می‌شود با کمال بی‌اعتمادی می‌گوید تنها راه، راه ویتنامی‌ها یا فلسطینی‌ها است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این طرزفکر را در توده مردم شما در میان حتی بارفروشان می‌توانید بیایید. به این طریق کلیه قسمت‌ها را به شرح ذیل خلاصه می‌نمایم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خلاصه ===&lt;br /&gt;
در مرحله اول تبعیض‌ها و برخورد با مسائل مختلف فرد را از زندگی عادی عاصی می‌نماید و اقدام علیه وضع موجود را به هر طریقی که ممکن است توصیه می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مرحله دوم عدم موفقیت رژیم در از بین بردن تبعیض‌ها و تشدید نارضایتی‌های مردم به طور مستمر باعث تشویق هر فرد در راهی که پیش گرفته‌است می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مسائلی که رژیم نمی‌تواند حل نماید. ===&lt;br /&gt;
۱ـ تغییر در هر قسمت جامعه مستلزم تغییر افراد و عناصر متشکله فعال آن قسمت است، برای چنین تغییری باید فرد دارای هدفی باشد چون در درون رژیم هرکس به خاطر هدف‌های خویش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
می‌کوشد پس امید به تغییرات بنیادی در درون رژیم بیشتر واهی است تا واقعیت، به نظر [ می‌رسد] شما نمی‌توانید به افراد هدف بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ محو یا حداقل کم کردن بهره‌کشی و استثمار و تعدیل ثروت‌ها و از بین‌بردن تبعیض‌ها.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دراین مورد لازمه ازبین بردن حتی نسبی تبعیض‌ها این است که باید مقداری از منابع طبقات بالا را از دست داد و این مسئله در تقسیم سود کارخانه‌ها کامل مشهود است؛ ولی چون طبقات موجود حاضر نیستند حتی جزیی از منافع خود را ازدست بدهند لذا هر روزنه تنها تبعیض‌ها کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ــ حتی در زمینه عدالت اجتماعی رژیم حاکم به شدت از منافع طبقات بالا پشتیبانی می‌نماید. اگر شما چند روز مأمورین هوشیاری در دادگستری بگذارید تا آمارگیری نمایند به وضوح مشاهده خواهید کرد تمام مردم کفه ترازوی تمام قضاوت‌ها را به نفع طبقات بالا سنگینی می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ــ تغییراتی که شما ایجاد می‌نمایید در تمام مراحل به جنبه روبنایی آن توجه می‌نمایید نه به زیربنا. زیرا در تغییر زیربنایی باید توده مردم شرکت نمایند و شما نمی‌توانید تمام مردم را در این تغییر سهیم کنید و بالنتیجه برنامه‌های شما همیشه ناقص از آب درمی آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ــ [به] مجموع مسائل فوق، مسئله «شخصیت» در کشورهایی نظیر کشور ما اضافه می‌شود. به دلیل ترسی که مردم از دستگاه‌های قضایی و امنیتی دارند در مقابله با رژیم حالت دوگانگی به خود می‌گیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مقابل یک مأمور دولت (مردم) تعریف دولت (را) هم ممکن است بکنند ولی به دلیل ترسشان هر لحظه شکاف بیشتر مابین خود و دولت احساس می‌نمایند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر به صورت تحقیر شده در می‌آید که وقتی مجال پیدا نماید مافوق حتی مافوق اختلاف طبقاتی، حالت انفجاری دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با این عوامل است که در موقعیت فعلی با تأثیری که (اوضاع) ویتنام و فلسطین در میهن ما گذاشته‌است هر چند نفر که با هم جمع می‌شوند به فکر ایجاد کانون تعاونی می‌افتند و مادام که موارد فوق حل نشده‌است باید بلانقطاع شاهد به وجودآمدن دستجاتی نظیر آنها که دستگیرشده یا نشده‌اند بود.&lt;br /&gt;
[[پرونده:سعید محسن در زندان.jpg|جایگزین=این عکس در زندان گرفته شده |بندانگشتی|عکس زندان سعید محسن]]&lt;br /&gt;
امضاء: سعید محسن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دفاعیات ==&lt;br /&gt;
سعید محسن در دادگاه شاه چنین گفت:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مطمئنم که در این‌جا نیز فاتح اصلی مائیم نه شما؛ و بالاخره ماییم که شما را با مسلسل‌هایمان به خاک و خون خواهیم کشید؛ و از هر قطره خون ما هزاران جوان اسلحه به دست خواهد جوشید و قصرهای فرعونی و سلطنت و حاکمیت دروغین شما را درهم خواهند کوبید. حرکت تاریخ عالی‌ترین گواه ماست».&amp;lt;ref name=&amp;quot;:05&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;متن دفاعیات سعید محسن که آن را در زندان روی کاغذ سیگار نوشته‌است&amp;lt;ref&amp;gt;پیکار - [http://passthrough.fw-notify.net/download/367326/http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin/defaiiat-saiid-mohsen-be-khat-khodash.pdf دفاعیات سعید محسن]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تیرباران ==&lt;br /&gt;
تا این‌که در شهریور سال ۱۳۵۰ بر اثر ضربه ساواک شاه، بنیانگذاران سازمان و اکثر کادرها و اعضای آن دستگیر شدند. سعید محسن از جمله دستگیرشدگان بود. ساواک که از موضع او در بالای سازمان اطلاع داشت، در ۴ خرداد۱۳۵۱، به‌همراه محمد حنیف نژاد، علی اصغر بدیع زادگان و اعضای مرکزیت سازمان محمود عسگری زاده و رسول مشکین‌فام به‌جوخه‌اعدام سپرده شدمحل دفن وی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا در تهران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقای [[محمد سیدی کاشانی]] می‌گوید:&lt;br /&gt;
[[پرونده:مزار بنیانگذار سعید محسن.jpg|جایگزین=بهشت زهرا|بندانگشتی|مزار بینانگذار سعید محسن]]&lt;br /&gt;
&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید تو هیچ شرایطی مضطرب و پریشان نمی‌شد. نشاط و سرزندگی همیشگی‌اش رو از دست نمی‌داد. یادم می‌آید اردیبهشت ۵۱ که دادگاه شاه بنیانگذاران و اعضای مرکزیت و کادرهای سازمان رو محاکمه می‌کرد، من با اون و دو نفر دیگه از بچه‌ها هم سلول بودیم. وضع روحی‌اش هیچ تفاوتی با شرایط قبل از دستگیری و خارج از زندان نداشت. همونطور شوخ و با نشاط برامون شعر می‌خوند و شوخی می‌کرد. افسرای زندان رو که برای بازدید سلول‌ها می‌آمدند دست می‌انداخت؛ ولی در عین‌حال از وظایف خودش هیچ غافل نبود. ارتباطات مخفیانه‌اش رو با بقیه سلول‌ها به‌خصوص با محمد حنیف نژاد برقرار می‌کرد، پیام‌ها رو می‌فرستاد و می‌گرفت. با محمد حنیف نژاد در مورد مسائل مختلف مشورت می‌کرد. اطلاعیه مشترکشون رو با محمد حنیف نژاد تو همین شرایط صادر کردند و به بیرون زندان فرستادند.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot;&amp;gt;پاسارگاد سیتی- [https://www.articles.pasargadcity.com/maghalat-montakhab/17267-2017-05-26-12-05-12 مجاهد بنیانگذار سعید محسن: آن‌که در کنار حنیف، راه جهاد را گشود]&amp;lt;/ref&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[عباس داوری]] خاطره‌ای از بنیانگذار سازمان، سعید محسن را نقل می‌کند و می‌گوید:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«یک روز احتمالاً همان عصر روز سی فروردین بود، برای ما از طریق ملاقات خبر اومد که چهارتا از بچه‌ها را اعدام کردند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را سعید شنید، یک حالت خوشحالی در او دیدم. اول برای من نامفهوم بود. بعد دیدم بلند باخودش میگه، خوب شد مسعود رو اعدام نکردند. مسعود موند. یعنی خوشحالی خودش رو به این صورت بیان می‌کرد. بلافاصله به من گفت که خوب تو را هم از اینجا می‌برند به احتمال زیاد. یعنی قطعاً ما را اعدام خواهند کرد. من پیامی دارم که برای مسعود برسونی زیرا این پیام خیلی مهمه، بایستی به دست او برسه. بعد شروع کرد به گفتن.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;سعید گفت:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;«سلام مرا به مسعود برسان. به او بگو که مسئولیتهای تو خیلی سنگین شده و تنها فردی هستی که از کمیته مرکزی باقی ماندی. تمامی تجربیات سازمان در وجود تو متبلوره. بار امانتی‌ست که در این مرحله به تو سپرده شده. کوران حوادث زیادی را خواهی دید. فتنه‌های زیادی خواهد افتاد. تمامی تمجیدها نثار ما خواهد شد، چون ما شهید می‌شویم، و تمام تهمتها نثار تو خواهد شد، چون می‌دانم به مبارزه خودت ادامه خواهی داد و وارد مراحلی می‌شوی که خیلی خیلی بالاتر از ماها قرار خواهی گرفت. زیرا تو هر روز و هر ساعت شهید خواهی شد. یک شهید مجسم.&#039;.&amp;lt;ref name=&amp;quot;:06&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;آقای [[مهدی ابریشمچی]] درباره او می‌گوید: &amp;lt;blockquote&amp;gt;«سعید محسن سمبل بسیار برجسته‌یی از تواضع و فروتنی انقلابی بود. اگر کسی سعید را نمی‌شناخت و در‌ جریان کارها و مسئولیتهای او در سازمان نبود، از خلال رفتارش کمترین اشعه‌یی نمی‌گرفت که او در مقام و موضع رهبری‌کننده و بالاترین مدارج سازمان است. نشاط و سرزندگی و تلاش برای ارتقای این روحیه و گسترش آن از کارکردهای دائمی سعید بود. شادابی و سرزندگی او بسیار برجسته بود. سرشار از انگیزه انقلابی بود و واقعاً هیچ لحظه‌یی در زندگیش را هدر نمی‌داد. تا آخرین ساعتهای روز قبل از شهادتش، که او را دیده بودم، بسیار مسلط بود و تمام کارهایش را انجام می‌داد، همان کلاسها و بحثهای آموزشی را در زندان ادامه می‌داد. اصلاً در چهره و رفتارش ذره‌یی از این‌که گویا فردا تیرباران می‌شود و نگرانی و دغدغه‌یی در او نمی‌دیدیم. &amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;هنگامی که در زندان خبر شهادت [[احمد رضایی]] را به ما دادند، من برق شگفتی در چشمان سعید دیدم و خودش توضیح داد که: شهادت احمد، به‌خصوص با این قهرمانی و پاکبازی، یک پیروزی بزرگ ایدئولوژیک بود و ما از یک‌ مرحله گذشتیم و آنچه را که می‌خواستیم به‌دست آوردیم و احمد کار را برای همه ساده کرد. یعنی سعید لحظه‌شماری می‌کرد که این تضاد در مسیر رشد سازمان حل بشود. آن برق شعفی را که من آن روز در چشمان سعید دیدم، امروز به‌صورت احساس غرور و سربلندی هر مجاهد خلق در ابعاد صدها‌هزار تکثیر شده است. اما سعید از پیش آن را دیده بود». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== متن نامه سعید محسن درفروردین ۴۲ خطاب به خواهرش ==&lt;br /&gt;
خواهرم گفتنی بسیار چیزی بنویسم، و بر دفتر نو که از تراوشات پاک احساساتت و ازقطعات زیبای دوستانت مرشح است نظری بنگارم. قلمی به دستم دادی و خواستی که بر لوحه ای نفتی مصور کنم، ولی نمی‌دانم که با تو از چه سخن گویم، از دنیای دلدادگان، از فراق و جدایی، از نگاه معصوم دخترک زیبای دهاتی بر لباس زرین آن پسرک هوسران شهری، یا از طبیعت زیبا و زیبایی‌های آن، ولی با تو من سخن از آن دنیایی می‌گویم که شاید در آن از همه جا سخن گفته باشم. از دنیایی که انسان‌ها به خاطر سکه‌های زرو نقره، شکم نمی درند و به خاطر خودکامی و خودخواهی انسان‌ها را به قید بندگی مقید نمی‌سازند. دنیایی که هوس‌ها بر انسان‌ها حکومت نمی‌کنند، عشق‌ها به هوس‌ها آلوده نمی‌شود و زیبایی طبیعت را مصنوعات بشری محو نمی‌کند. کاخ ستمگران و ثروتمندان سنگدل، دل یتیمان گرسنه را آزرده نمی‌سازد. انسان‌ها درنهاد واقعی متجلی می‌شوند. به گرگی درلباس میش، میدانی، آزادی ومساوات و برابری تمام مزایای جاهلیت را محکوم می‌کند. میدانی، برای انسان سماه ارزش انسانیت قائل است، دنیایی که شیفتگان تمدن مسخره آمیز قرن بیستم را محکوم می‌نماید، آری، آنجا نه چون آمریکای به اصطلاح مترقی، بشری را به خاطر پوست زرد یا سیاهش از ورود به دانشگاه محروم می‌نماید، نه چون نویسندگان حقوق بشر (فرانسه مادر آزادیخواهی) مال وجان وناموس فرزندان دلیر آفریقا و قهرمانان حماسه ای الجزایر رابه یغما می‌برد. دنیایی که انسان‌ها به همدیگر به چشم انسانیت می‌نگرند. چپاولگری وغارتگری چنگیزی را در لباس تمدن جلوه می‌دهند. مرزهای اقتصادی مشخص می‌کنند، و دراستعمار جدید رخون ملت‌ها را می‌مکند، آری تاز چنین تمدنی که نرون خونخوار شهر، روی دارو سپید کرده‌است، از این تمدنی که ابلاها و مکنت‌ها و چنگیزها درچپاولگری به گردش نمی‌رسند، بیزارم. دلم می‌خواهد دنیایی بوجود آید که احساسات پاک ولطیف بشری جلوه نماید و انسانیت تجلی کند و بشر همدیگر را به چشم برادری و برابری بنگرد. ارزش انسان‌ها به فضیلت و کار آنها باشد. فروردین ۱۳۴۲ &#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== جستارهای وابسته ==&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35957</id>
		<title>کنفرانس لهستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35957"/>
		<updated>2019-03-07T21:06:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اجلاس سران&lt;br /&gt;
| نام اجلاس      = کنفرانس لهستان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = کنفرانس ورشو&lt;br /&gt;
| تصویر         =مایک پمپئو در قاهره.jpg&lt;br /&gt;
| دگرتوضیح      = بررسی مسائل خاورمیانه&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر   =مایک پمپئو در حال اعلام تصمیم برای کنفرانس ورشو در دانشگاه آمریکایی قاهره&lt;br /&gt;
| کشور          = لهستان&lt;br /&gt;
| تاریخ         = ۱۳ و ۱۴فوریه۲۰۱۹–۲۴و ۲۵ بهمن ۹۷&lt;br /&gt;
| شعار          =ثبات، صلح، آزادی و امنیت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
| محل‌های برگزاری= ورشو&lt;br /&gt;
| شهرها         =&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان   =اغلب وزرای خارجه کشورهای خاورمیانه واروپا به جز ایران&lt;br /&gt;
| بنیان‌گذار     = مایک پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| پس از         =&lt;br /&gt;
| پیش از        =&lt;br /&gt;
| وبگاه         = &amp;lt;!-- {{URL|example.com}} --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| نکته‌های کلیدی =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کنفرانس لهستان&#039;&#039;&#039; نام کنفرانسی بود که در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ (۱۳ و ۱۴ فوریه ۲۰۱۹) برای بررسی مسائل خاور میانه و به‌ویژه نقش حکومت ایران در منطقه با میزبانی لهستان برگزار شد. این کنفرانس بین‌المللی که با حضور وزرای خارجه و و هیأت‌های نمایندگی بیش از ۶۰ کشور جهان در شهر ورشو پایتخت لهستان تشکیل شد، پس از ۲روز با صدور یک بیانیه به کار خود پایان داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان نشست ۲روزه ورشو، مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بر شکست سیاست مماشات با حکومت ایران تأکید کرد و گفت: «در (قیام ۸۸) جهان فرصت را از دست داد... اما این‌بار این اتفاق نخواهد افتاد. مردم ایران به خیابان‌ها ریخته‌اند. این‌بار ما در کنار آنها خواهیم بود. به شما قول می‌دهم...».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجلاس ورشو انعکاس‌های بسیار گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی و بین‌المللی داشت. از رسانه‌های آمریکایی تا اروپایی و اروپای شرقی سابق از لهستان تا آلبانی و کشورهای حوزه بالکان و سایر کشورهایی که در این اجلاس شرکت داشتند و رسانه‌های کشورهای عربی به شکل وسیعی به این اجلاس و حضور مجاهدین انعکاس دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی روز اول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان وزیر خارجه لهستان در سخنرانی افتتاحیه ===&lt;br /&gt;
کنفرانس ورشو روز ۲۴بهمن ۱۳۹۷ (۱۳ فوریه ۲۰۱۹) با سخنان وزیر خارجه لهستان میزبان این کنفرانس آغاز شد. وی با اشاره به تروریسم، دخالت‌های منطقه‌ای و دیگر حرکات نظام حاکم بر ایران گفت: «ما رفتار غیرقابل تحمل رژیم ایران را محکوم می‌کنیم». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۲۱دی‌ماه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره اعلام کرد، آمریکا قرار است ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) سال جاری کنفرانسی در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و بویژه نقش ایران در منطقه پرداخته خواهد شد. او گفت: «دوره سکوت ما در قبال اقدامات رژیم ایران تمام شد و دولت آمریکا با اقدامات بی‌ثبات کننده رژیم ایران در منطقه برخورد خواهد کرد.» مایک پمپئو با اشاره به دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه گفت: «کارزار مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران متوقف نخواهد شد. ما در مقابل دخالت رژیم ایران در سوریه و لبنان می‌ایستیم. ما دخالت رژیم ایران را در یمن برنمی‌تابیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلام این خبر واکنشهای بسیار و متفاوتی را در مجامع بین‌المللی برانگیخت و تحلیلهای مختلفی از این واقعه صورت گرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا سیاست قبلی دولت آمریکا در قبال ایران به کلی تغییر کرد و بر خلاف دولت اوباما که به دنبال کاهش تضاد با رژیم ایران بود و امتبازات بسیاری را در منطقه خاور میانه به جمهوری اسلامی ایران داده بود، دولت جدید آمریکا سیاست خود را بر مبنای ایستادن در مقابل جمهوری اسلامی استوار کرد. ترامپ بر اساس سیاست اعلام شده خود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ازهمان ابتدای روی کار آمدن خود توافق برجام را که بین ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت و آلمان در مورد بروژه هسته‌ای ایران بسته شده بود زیر سؤال برد و آنرا یک توافق بد خواند و خواستار این بود که ایران دوباره پای میز مذاکره بیاید تا توافقی جدید حاصل شود که درنهایت به خروج آمریکا از این توافق انجامید و بعد از آن با تعیین ضرب‌الاجل بار دیگر تحریمهای گسترده علیه ایران را اعمال کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ.JPG|بندانگشتی|امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ]]&lt;br /&gt;
از طرف دیگر مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا ۱۲شرط را برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی اعلام کرد تا اینکه نهایتاً در ۲۱دیماه ۹۷ در یک سخنرانی دردانشگاه آمریکایی قاهره که درچارچوب سفر وزیرخارجه آمریکا به هشت کشور منظقه خاوز میانه صورت گرفته بود اعلام کرد که آمریکا قرار است ۱۳و۱۴فوریه سال جاری کنفرانسی را در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و به‌ویژه نقش ایران در منطقه خواهد پرداخت. با توجه به آنچه بعد از این اعلام اتفاق افتاد و موضع‌گیریهای طرفهای مختلف بر سر کنفرانس لهستان قطعی است که موضوع اصلی کنفرانس ورشو در مورد اقدامات و به گفته مقامات آمریکایی دخالتهای ایران در منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اقدامات بی‌ثبات کننده آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری‌ها و اقدامات حکومت ایران در قبال کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بلافاصله بعد از اعلام برگزاری کنفرانس لهستان توسط مایک پمپئو محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران و معاونش عباس عراقچی واکنش نشان دادند. ظریف در صفحه توییتر خود نوشت: «یادآوری به میزبان و شرکت کنندگان کنفرانس ضد ایرانی: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند؛ و ایران از همیشه قوی تر است. دولت لهستان نمی‌تواند این شرمندگی را پاک کند: در حالی که ایران لهستانی‌ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد، این کشور اکنون میزبان سیرک مذبوحانه ضد ایرانی شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a127125342060.html واکنش ظریف به کنفرانس ضد ایرانی در لهستان] ـ مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین عباس عراقچی پناه دادن ایران به پناهندگان لهستانی درجریان جنگ جهانی دوم را گوشزد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/e03f125342986.html ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; کاردار لهستان به منظور اعتراض به میزبانی لهستان از این کنفرانس روز شنبه ۲۲ دی ۹۷ به وزارت خارجه ایران فراخوانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/dd21125417900.html کاردار لهستان به وزارت امور خارجه فراخوانده شد] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt;درادامه عباس کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان جمهوری اسلامی موضع گیری کرد و علت انتخاب لهستان به میزبانی کنفرانس را تصمیم لهستان برای ایجاد پایگاه نظامی ناتو در خاکش و همجنین قرارداد خرید سامانه دفاعی پاتریوت از آمریکا و همجنین جایگزینی خرید گاز طبیعی از آمریکا به جای روسیه ذکر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tnews.ir/site/7053125419628.html باشگاه خبرنگاران جوان]&amp;lt;/ref&amp;gt;و همین‌طور رئیس سازمان سینمایی از لغو برنامه هفته فیلم لهستان در واکنش به میزبانی لهستان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/b24e125434521.html خبرگزاری تسنیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;تعدادی از نمایندگاه مجلس و نشریات نیز خواستار اخراج سفیر لهستان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a96a125414213.html روزنامه اصولگرا: سفیر لهستان را اخراج کنید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت ظریف درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت محمد جواد ظریف دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
از همان زمان اعلام برگزاری نشست ورشو رسانه‌های ایران به بسیج گسترده‌ای علیه این اجلاس دست زدند. ابتدا تلاش کردند که هدق از کنفرانس لهستان را نزدیکی اعراب و اسراییل نشان بدهند و یا اینکه آمریکا با این اجلاس به دنبال ایجاد شکاف در اتحادیه اروپاست تبلیغ گسترده‌ای حول اینکه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین نماینده روسیه در این اجلاس شرکت نخواهند کرد صورت گرفت یا اینکه این اجلاس با واکنش سردی از طرف کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌جنین در تبلیغات نشریات ایرانی این موضوع مطرح شد که گویا قرار است ایران نیز به کنفرانس لهستان دعوت شود و حتی اینکه چون کشورها از کنفرانس لهستان استقبال نکرده‌اند احتمال دارد این کنفرانس لغو شود و در نهایت به این استدلال منوسل شدند که به خاطر اعتراضات جهانی به کنفرانس لهستان آمریکا در بیانیه‌ی وزارت خارجه دربارهٔ این اجلاس متن آنرا تعدیل کرده و نامی از ایران نبرده و موضوع کنفرانس لهستان را رسیدگی به مشکلات منطقه خاورمیانه عنوان کرده‌است. همچنین در بسیاری از روزنامه‌ها از طرف نهادهای ضد جنگ بیانیه‌های منتشر می‌شد که برگزاری این کنفرانس را محکوم کرده‌اند و خواستار برگزاری اجلاس صلح با حضور ایران شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در بسیاری از موضع گیریها و تحلیلهای روزنامه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران این موضوع که کنفرانس لهستان یک سرفصل در رفتار آمریکا در قبال رژیم ایران است موج می‌زند و همدیگر را به هوشیاری در اینباره فرا می‌خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وطن امروز در شماره روز دوشنبه ۲۴دیماه خود دربارهٔ کنفرانس بین‌المللی لهستان نوشت: اولین نکته جالب‌توجه که دربارهٔ کنفرانس لهستان به‌نظر می‌رسد، میزان شباهت آن به گردهمایی‌های سالانه (مجاهدین) در پایتخت‌های اروپایی مانند پاریس است که هر سال برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA% کنفرانس لهستان به سبک کنفرانس (مجاهدین)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا با تأکید براین‌که «ترامپ و تیم او گزینه‌های زیادی را برای دستیابی به تسلیم جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند»، می‌نویسد: تیم ترامپ با همین تصور رویکرد روابط خود با (مجاهدین) را افزایش داد (و) (اکنون) آمریکا به فکر تجدید یارگیری و تقویت ائتلاف خود با محوریت ضدیت و خصومت با جمهوری اسلامی می‌باشد؛ و برگزاری نشست لهستان در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات سابق دیگر به نام مجلسی هم هشدار می‌دهد: ترامپ، بولتون و پمپئو برای تعارف با جمهوری اسلامی نیامده‌اند و برنامه خودشان را دربارهٔ ستیز با نظام از قبل اعلام کرده‌اند و دنبال بهانه جدی و یارگیری جنگی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌آبادی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس نیز می‌گوید: آ مریکا… با تقویت مجدد (مجاهدین) به‌دنبال اقدامات میدانی علیه (نظام) است که برگزاری اجلاس امنیتی ضد جمهوری اسلامی در لهستان نیز در همین راستا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی خرم سفیر پیشین جمهوری اسلامی در مقر اروپایی ملل متحد نیز در هشداری نسبت به اجماع جهانی علیه رژیم در لهستان نوشته‌است: «اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش‌درآمد یک ائتلاف نظامی علیه نظام تلقی می‌شود… به‌طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از نظام است». او اضافه کرد: «همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار می‌گذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با نظام بپردازند. در این میان به‌نظر نمی‌آید نظام حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از نظام حمایت نماید. دوستان (ما) عموماً در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با نظام برمی‌دارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% هراس رژیم ایران از مجاهدین و اجماع جهانی در کنفرانس ورشو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری مقامات آمریکایی در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
ابتدا مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره برگزاری این کنفرانس را به میزبانی لهستان اعلام کرد در پی این اعلام آمریکا و لهستان در بیانیه مشترکی در روز ۲۱ دیماه ۹۷ اعلام کردند: «ما خشنودیم که آمریکا و جمهوری لهستان به‌طور مشترک میزبان اجلاس وزیران برای ارتقای آینده صلح و امنیت در خاورمیانه در ورشو هستیم که در ۱۳و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) برگزار می‌شود. ما در ایجاد یک خاورمیانه صلح‌آمیز و باثبات‌تر منافع مشترک داریم. این اجلاس وزیران مجمعی از کشورهایی خواهد بود که نسبت به بی‌ثباتی در این منطقه نگرانند و ارزیابیها و ایده‌های خود برای یک راه به جلو ارائه می‌کنند. این اجلاس به طیفی از مسائل شامل تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه موشکی و تکثیر و امنیت و تجارت دریانوردی و تهدیدات گروه‌های دست‌نشانده رژیم ایران در سراسر این منطقه می‌پردازد.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت پمپئو درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت مایک پمپئو دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
پمپئو در مصاحبه‌ای که با فاکس نیوز داشت گفت: این گردهمایی از ۱۳ تا ۱۴ فوریه در لهستان خواهد بود که با تمرکز روی ثبات و صلح و آزادی خاورمیانه و امنیت در این منطقه خواهد بود که شامل عنصر مهم اطمینان از عدم نفوذ بی‌ثبات کننده ایران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو همچنین در پیامی ویدئویی به اجلاس جهانی اقتصاد در داووس به دخالتهای بی‌ثبات کننده‌ی رژیم ایران در منطقه‌ی خاور میانه اشاره کرد از جمله در یمن و سوریه و لبنان و همچنین عراق و از عزم آمریکا و کشورهای منطقه برای جلوگیری از این دخالتها خبر داد و به کنفرانس لهستان اشاره کرد که برای این منظور تشکیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ù¾ÛØ§ÙÛ-Ø¯Ø§ÙÙØ³-Ø§Ø¦ØªÙØ§ÙÛ-Ø¬ÙØ§ÙÛ-Ø¨Ø±Ø§Û-ÙÙ مایک پمپئو در پیامی به داووس] ـ &amp;lt;/ref&amp;gt;در ادامه این کارزار وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۴ بهمن ۹۷ با جرمی هانت وزیر خارجه انگلستان دیدار کرد و از او رسماً برای شرکت در کنفرانس ورشو دعوت کرد. وی در این دیدار در مورد کنفرانس لهستان گفت: ٰاین ائتلاف جهانی است که در ماه فوریه در ورشو برای ثبات خاورمیانه تشکیل خواهد شد و کشورها به ما ملحق خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A گفتگوهای وزیران خارجه آمریکا و انگلستان درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ بهمن ۹۷ روزنامه گاردین اعلام کرد که وزیر خارجه انگلستان موافقت کرد که در اجلاس لهستان شرکت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/Ø´Ø±Ú©Øª-ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-Ø§ÙÚ¯ÙØ³ØªØ§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø¹ÙÛÙ-Ø شرکت وزیر خارجه انگلستان در اجلاس لهستان علیه رژیم ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;ژنرال جک کین معاون سابق ستاد نیروی زمینی آمریکا در این‌رابظه گفت: رژیم ایران در پی ایجاد پلی زمینی بین عراق سوریه و لبنان است و ما می‌خواهیم این رژیم را از این پل محروم کنیم خبر خوب این‌که ماه آینده آمریکا و متحدانمان استراتژی مقابله با رژیم ایران را در لهستان تدوین خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÚÙØ±Ø§Ù-Ú©ÛÙ-ØªØ¯ÙÛÙ-Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚÛ-ÙÙØ§Ø¨ÙÙ-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ù تدوین استراتژی مقابله با رژیم ایران در لهستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاخ سفید روز چهارشنبه ۱۰بهمن طی بیانیه‌ای اعلام کرد: مایک پنس معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواسط فوریه به‌نمایندگی از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به اروپا سفر خواهد کرد. او از ۲۴تا ۲۷ بهمن از لهستان و آلمان بازدید خواهد کرد. در ورشوی لهستان، معاون رئیس‌جمهور سخنران اصلی اجلاس وزیران برای ترویج آینده‌ای با صلح و امنیت در خاورمیانه خواهد بود. این اجلاس به میزبانی مشترک آمریکا و لهستان به‌دنبال گردهم آوردن کشورهایی است که نسبت به بی‌ثباتی در منطقه نگران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙØ³-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù-Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹-Ø®Ø§ÙØ±ÙÛØ§ÙÙ-Ø مایک پنس در اجلاس ورشو درباره اوضاع خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۱۱بهمن۹۷ در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت: رژیم ایران تهدیدی برای جهان و آمریکا است و نمی‌گذاریم ایران یک کره شمالی دیگر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ØªÙØ¯ÛØ¯Û-Ø¨Ø±Ø§Û-Ø¬ÙØ§Ù-Ø¢ÙØ±ÛÚ مایک پمپئو در مصاحبه با فاکس نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات لهستان در قبال کنفرانس ورشو ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ملاقات عراقچی با وزیر خارجه لهستان.JPG|بندانگشتی|سفر معاون وزیر خارجه لهستان و ملاقات با عباس عراقچی]]&lt;br /&gt;
وزارت خارجه لهستان به احضار کاردار خود در ایران به وزارت خارجه واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: از نگاه ما، جامعه بین‌المللی حق دارد دربارهٔ مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث کند و لهستان نیز (حق دارد) کنفرانسی را که هدف آن ایجاد زمینه ای برای اقدام‌های ترویج دهنده ثبات و پیشرفت در منطقه خاورمیانه است، به صورت مشترک برگزار کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/1967125489582.html واکنش وزارت خارجه لهستان به احضار کاردارش در تهران] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین سفیر ایران در لهستان با معاون وزیر خارجه لهستان دیدارکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec08125556355.html سفیر ایران با معاون وزیر خارجه لهستان گفت وگو کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱ بهمن ۹۷ پرزمیسلاو لانگ معاون وزیر خارجه لهستان برای دیدار با عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec34125918993.html سفر معاون وزیر خارجه لهستان به تهران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاتسِک چاپوتوویچ، وزیر خارجه لهستان، روز دوشنبه اول بهمن ۹۷در بروکسل گفت که رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است. رژیم ایران کارهایی که می‌کند و حرفهایی که می‌زند در سطوح جامعه بین‌الملل نمی‌گنجد و از نظر لهستان این روند آرام برگزاری کنفرانس ورشو را تهدید می‌کند ولی در جریان نتایج کنفرانس لهستان قرار خواهند گرفت. یاتسِک چاپوتوویچ اضافه کرد: آنچه برخی اوقات تحلیلگران می‌گویند که لهستان اسب تروای آمریکاست، یا می‌خواهد وحدت اروپا را از بین ببرد، درست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø¹ÙØ رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین وزیر خارجه لهستان دوشنبه ۸ بهمن ۹۷ دربارهٔ اجلاس ورشو به خبرنگاران گفت: تا جائیکه به کنفرانس ورشو برمی‌گردد، می‌خواهم تأیید کنم همان‌طور که پیش‌بینی شده همراه با آمریکا سازماندهی خواهد شد. موضوع فقط در رابطه با ایران نخواهد بود و مسائل خاورمیانه به‌طور عام مطرح خواهد شد؛ البته رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی آن است که در آنجا مورد بحث قرار گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ÛÚ©Û-Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ø¯-Ú©ÙÛØ¯Û رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی اجلاس ورشو است که مورد بحث قرار می‌گیرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای کنفرانس لهستان و اهمیت آن ==&lt;br /&gt;
بسیاری این کنفرانس را یک نقطه عطف در تنظیم رابطه جامعه‌ جهانی با رژیم ایران دانسته و آنرا شکل گیری یک ائتلاف با دهها کشور علیه آن قلمداد میکنند. به گفتهٔ مایک پمپئو در آن ائتلاف، کشورهایی از آسیا، آفریقا، اروپا، و خاورمیانه حاضر خواهند بود و «هدف آن تمرکز روی ثبات خاورمیانه و صلح و آزادی و امنیت در این منطقه و شامل این عامل مهم است که اطمینان حاصل شود رژیم ایران یک (نیروی) نفوذ بی‌ثبات‌کننده نباشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب تحلیل‌گران با توجه به دخالت‌های فزاینده‌ی رژیم ایران در اغلب کشورهای منطقه آنرا مورد استقبال اغلب این کشورها و شرکت این کشورها در آن را حتمی می‌دانند. همچنین کمترین تصمیم‌گیری های احتمالی در این کنفرانس ، تضعیف و یا قطع روابط سیاسی با رژیم ایران و تشدید تحریم‌ها برآورد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری شورای ملی مقاومت در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
دبیرخانه‌ی شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف سیاسی که سازمان مجاهدین خلق یکی از اعضاء برجسته‌ی آن بشمار می‌رود، طی بیانیه ای در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷در مورد کنفرانس ورشو اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر &#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039; محافظت نمی‌کند و «ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند». از اینرو «دوران شرمی که آمریکا برای خودش به‌وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آنها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; مریم رجوی، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد، دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق‌بشر، صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم بر ایران است. راه‌حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است. رژیم رکوردار جهانی اعدام، تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;مریم رجوی&#039;&#039;&#039;، از جانب مقاومتی که از سال۱۳۶۰خواهان تحریم تسلیحاتی و نفتی دیکتاتوری دینی بوده است، ضرورت موارد زیر را بار دیگر مورد تأکید قرار داد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۱-به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و دستیابی به آزادی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۲-قرار دادن تمامیت سپاه و وزارت اطلاعات آخوندها در لیست تروریستی وزارت‌خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۳-اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس از آمریکا و اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۴- ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت پس از ۶۵بار محکومیت در ملل متحد&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۵-حمایت از ارجاع پرونده قتل‌عام زندانیان سیاسی به دادگاه بین‌المللی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۶-اخراج رژیم نامشروع ملایان از ملل ‌متحد و به‌رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۷-اخراج قاطعانه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و نیروهای آن از سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۸-وادار کردن حکومت عراق به پرداخت مابه ازای دارایی‌ها، تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههای &#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین&#039;&#039;&#039;و ارتش آزادیبخش ملی ایران که به‌طور کامل با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;۲۱دی۱۳۹۷(۱۱ژانویه ۲۰۱۹)&#039;&#039;&#039; »&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
=== کنفرانس گوادالوپ ===&lt;br /&gt;
در نیمه دی ماه ۵۷، کارتر، کالاهان، ژیسکاردستن و اشمیت در جزیره گوآدلوپ (واقع در دریای کارائیب) به مذاکره در مورد مهم‌ترین مسائل جهانی (از جمله تحولات در ایران، کامبوج، آفریقای جنوبی، افغانستان، ترکیه و نفوذ شوروی در خلیج فارس) پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار مقام ارشد سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد رفتن شاه از ایران، وحدت‌نظر داشتند. جیمی کارتر در خاطرات خود به صراحت می‌نویسد: «متوجه شدم سه رهبر دیگر، پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل دولتی غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند، شاه هرچه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم‌عقیده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/blogs/2014/02/140202_l44_nazeran_guadalupe_iran_monarchy.shtml گوادلوپ؛ تیر خلاص نظام پادشاهی] ـ بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کنفرانس تهران ===&lt;br /&gt;
در روز ۶ آذر ۱۳۲۲ هجری شمسی و در میانه جنگ دوم جهانی، کنفرانس چهار روزه رهبران سه کشور عضو متفقین یعنی فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، وینستون چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس و ژوزف استالین رئیس وقت اتحاد جماهیر شوروی، در تهران آغاز به کار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشورهای بزرگ متفق که در جنگ علیه کشورهای معروف به محور یعنی آلمان، ایتالیا و ژاپن در کنار یکدیگر قرار داشتند، در مجموع تا پایان جنگ سه کنفرانس مهم در تهران، یالتا و پتسدام تشکیل دادند که در جریان این نشست‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی خود در طول جنگ، دربارهٔ اوضاع جهان بعد از پایان جنگ و تقسیم ممالک جهان به مناطق نفوذ به توافق‌هایی رسیدند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران.JPG|بندانگشتی|چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران]]&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران که در فاصله روزهای ششم تا نهم آذر ۱۳۲۲ و همزمان با چهارمین سال جنگ دوم جهانی تشکیل شد، تمام وقت خود را صرف طرح نقشه‌های جنگی و مراحل بعدی نبرد تا شکست کامل آلمان و حل مسائل مربوط به بعد از پیروزی را به کنفرانس دیگری موکول کردند. انتخاب تهران برای تشکیل اجلاس رهبران متفقین، از مصوبات وزیران خارجه آمریکا، انگلیس و شوروی در مسکو بود. نشست مشترک آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، کاردل‌هال وزیر خارجه آمریکا و مولوتف وزیر خارجه شوروی در مسکو در اولین روزهای آبان ۱۳۲۲، مقدمه اجلاس رهبران سه کشور در تهران بود و انتخاب تهران برای برگزاری چنین نشستی، پیشنهاد استالین بود که با موافقت روزولت و چرچیل مواجه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران در محل سفارت شوروی برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنفرانس تهران بود که طرح عملیات نهایی برای درهم شکستن نیروی مقاومت آلمانی‌ها تهیه شد. همچنین طرح ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن قوای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و فرانسه آزاد در سواحل نورماندی فرانسه در ۱۶ خرداد۱۳۲۳و ضد حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی به نیروهای آلمان با هدف بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی در تیر ۱۳۲۳از جمله مسائلی بود که در این نشست تصمیم گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=381 در کنفرانس تهران چه موضوعاتی مطرح شد ؟]ـ گذرستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35921</id>
		<title>کنفرانس لهستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35921"/>
		<updated>2019-03-06T15:51:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اجلاس سران&lt;br /&gt;
| نام اجلاس      = کنفرانس لهستان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = کنفرانس ورشو&lt;br /&gt;
| تصویر         =مایک پمپئو در قاهره.jpg&lt;br /&gt;
| دگرتوضیح      = بررسی مسائل خاورمیانه&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر   =مایک پمپئو در حال اعلام تصمیم برای کنفرانس ورشو در دانشگاه آمریکایی قاهره&lt;br /&gt;
| کشور          = لهستان&lt;br /&gt;
| تاریخ         = ۱۳ و ۱۴فوریه۲۰۱۷–۲۴و ۲۵ بهمن ۹۷&lt;br /&gt;
| شعار          =ثبات، صلح، آزادی و امنیت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
| محل‌های برگزاری= ورشو&lt;br /&gt;
| شهرها         =&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان   =اغلب وزرای خارجه کشورهای خاورمیانه واروپا به جز ایران&lt;br /&gt;
| بنیان‌گذار     = مایک پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| پس از         =&lt;br /&gt;
| پیش از        =&lt;br /&gt;
| وبگاه         = &amp;lt;!-- {{URL|example.com}} --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| نکته‌های کلیدی =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کنفرانس لهستان&#039;&#039;&#039; نام کنفرانسی بود که در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ (۱۳ و ۱۴ فوریه ۲۰۱۹) برای بررسی مسائل خاور میانه و به‌ویژه نقش حکومت ایران در منطقه برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۲۱دی‌ماه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره اعلام کرد، آمریکا قرار است ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) سال جاری کنفرانسی در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و بویژه نقش ایران در منطقه پرداخته خواهد شد. او گفت: «دوره سکوت ما در قبال اقدامات رژیم ایران تمام شد و دولت آمریکا با اقدامات بی‌ثبات کننده رژیم ایران در منطقه برخورد خواهد کرد.» مایک پمپئو با اشاره به دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه گفت: «کارزار مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران متوقف نخواهد شد. ما در مقابل دخالت رژیم ایران در سوریه و لبنان می‌ایستیم. ما دخالت رژیم ایران را در یمن برنمی‌تابیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلام این خبر واکنشهای بسیار و متفاوتی را در مجامع بین‌المللی برانگیخت و تحلیلهای مختلفی از این واقعه صورت گرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا سیاست قبلی دولت آمریکا در قبال ایران به کلی تغییر کرد و بر خلاف دولت اوباما که به دنبال کاهش تضاد با رژیم ایران بود و امتبازات بسیاری را در منطقه خاور میانه به جمهوری اسلامی ایران داده بود، دولت جدید آمریکا سیاست خود را بر مبنای ایستادن در مقابل جمهوری اسلامی استوار کرد. ترامپ بر اساس سیاست اعلام شده خود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ازهمان ابتدای روی کار آمدن خود توافق برجام را که بین ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت و آلمان در مورد بروژه هسته‌ای ایران بسته شده بود زیر سؤال برد و آنرا یک توافق بد خواند و خواستار این بود که ایران دوباره پای میز مذاکره بیاید تا توافقی جدید حاصل شود که درنهایت به خروج آمریکا از این توافق انجامید و بعد از آن با تعیین ضرب‌الاجل بار دیگر تحریمهای گسترده علیه ایران را اعمال کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ.JPG|بندانگشتی|امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ]]&lt;br /&gt;
از طرف دیگر مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا ۱۲شرط را برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی اعلام کرد تا اینکه نهایتاً در ۲۱دیماه ۹۷ در یک سخنرانی دردانشگاه آمریکایی قاهره که درچارچوب سفر وزیرخارجه آمریکا به هشت کشور منظقه خاوز میانه صورت گرفته بود اعلام کرد که آمریکا قرار است ۱۳و۱۴فوریه سال جاری کنفرانسی را در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و به‌ویژه نقش ایران در منطقه خواهد پرداخت. با توجه به آنچه بعد از این اعلام اتفاق افتاد و موضع‌گیریهای طرفهای مختلف بر سر کنفرانس لهستان قطعی است که موضوع اصلی کنفرانس ورشو در مورد اقدامات و به گفته مقامات آمریکایی دخالتهای ایران در منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اقدامات بی‌ثبات کننده آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری‌ها و اقدامات حکومت ایران در قبال کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بلافاصله بعد از اعلام برگزاری کنفرانس لهستان توسط مایک پمپئو محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران و معاونش عباس عراقچی واکنش نشان دادند. ظریف در صفحه توییتر خود نوشت: «یادآوری به میزبان و شرکت کنندگان کنفرانس ضد ایرانی: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند؛ و ایران از همیشه قوی تر است. دولت لهستان نمی‌تواند این شرمندگی را پاک کند: در حالی که ایران لهستانی‌ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد، این کشور اکنون میزبان سیرک مذبوحانه ضد ایرانی شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a127125342060.html واکنش ظریف به کنفرانس ضد ایرانی در لهستان] ـ مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین عباس عراقچی پناه دادن ایران به پناهندگان لهستانی درجریان جنگ جهانی دوم را گوشزد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/e03f125342986.html ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; کاردار لهستان به منظور اعتراض به میزبانی لهستان از این کنفرانس روز شنبه ۲۲ دی ۹۷ به وزارت خارجه ایران فراخوانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/dd21125417900.html کاردار لهستان به وزارت امور خارجه فراخوانده شد] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt;درادامه عباس کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان جمهوری اسلامی موضع گیری کرد و علت انتخاب لهستان به میزبانی کنفرانس را تصمیم لهستان برای ایجاد پایگاه نظامی ناتو در خاکش و همجنین قرارداد خرید سامانه دفاعی پاتریوت از آمریکا و همجنین جایگزینی خرید گاز طبیعی از آمریکا به جای روسیه ذکر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tnews.ir/site/7053125419628.html باشگاه خبرنگاران جوان]&amp;lt;/ref&amp;gt;و همین‌طور رئیس سازمان سینمایی از لغو برنامه هفته فیلم لهستان در واکنش به میزبانی لهستان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/b24e125434521.html خبرگزاری تسنیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;تعدادی از نمایندگاه مجلس و نشریات نیز خواستار اخراج سفیر لهستان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a96a125414213.html روزنامه اصولگرا: سفیر لهستان را اخراج کنید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت ظریف درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت محمد جواد ظریف دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
از همان زمان اعلام برگزاری نشست ورشو رسانه‌های ایران به بسیج گسترده‌ای علیه این اجلاس دست زدند. ابتدا تلاش کردند که هدق از کنفرانس لهستان را نزدیکی اعراب و اسراییل نشان بدهند و یا اینکه آمریکا با این اجلاس به دنبال ایجاد شکاف در اتحادیه اروپاست تبلیغ گسترده‌ای حول اینکه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین نماینده روسیه در این اجلاس شرکت نخواهند کرد صورت گرفت یا اینکه این اجلاس با واکنش سردی از طرف کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌جنین در تبلیغات نشریات ایرانی این موضوع مطرح شد که گویا قرار است ایران نیز به کنفرانس لهستان دعوت شود و حتی اینکه چون کشورها از کنفرانس لهستان استقبال نکرده‌اند احتمال دارد این کنفرانس لغو شود و در نهایت به این استدلال منوسل شدند که به خاطر اعتراضات جهانی به کنفرانس لهستان آمریکا در بیانیه‌ی وزارت خارجه دربارهٔ این اجلاس متن آنرا تعدیل کرده و نامی از ایران نبرده و موضوع کنفرانس لهستان را رسیدگی به مشکلات منطقه خاورمیانه عنوان کرده‌است. همچنین در بسیاری از روزنامه‌ها از طرف نهادهای ضد جنگ بیانیه‌های منتشر می‌شد که برگزاری این کنفرانس را محکوم کرده‌اند و خواستار برگزاری اجلاس صلح با حضور ایران شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در بسیاری از موضع گیریها و تحلیلهای روزنامه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران این موضوع که کنفرانس لهستان یک سرفصل در رفتار آمریکا در قبال رژیم ایران است موج می‌زند و همدیگر را به هوشیاری در اینباره فرا می‌خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وطن امروز در شماره روز دوشنبه ۲۴دیماه خود دربارهٔ کنفرانس بین‌المللی لهستان نوشت: اولین نکته جالب‌توجه که دربارهٔ کنفرانس لهستان به‌نظر می‌رسد، میزان شباهت آن به گردهمایی‌های سالانه (مجاهدین) در پایتخت‌های اروپایی مانند پاریس است که هر سال برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA% کنفرانس لهستان به سبک کنفرانس (مجاهدین)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا با تأکید براین‌که «ترامپ و تیم او گزینه‌های زیادی را برای دستیابی به تسلیم جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند»، می‌نویسد: تیم ترامپ با همین تصور رویکرد روابط خود با (مجاهدین) را افزایش داد (و) (اکنون) آمریکا به فکر تجدید یارگیری و تقویت ائتلاف خود با محوریت ضدیت و خصومت با جمهوری اسلامی می‌باشد؛ و برگزاری نشست لهستان در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات سابق دیگر به نام مجلسی هم هشدار می‌دهد: ترامپ، بولتون و پمپئو برای تعارف با جمهوری اسلامی نیامده‌اند و برنامه خودشان را دربارهٔ ستیز با نظام از قبل اعلام کرده‌اند و دنبال بهانه جدی و یارگیری جنگی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌آبادی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس نیز می‌گوید: آ مریکا… با تقویت مجدد (مجاهدین) به‌دنبال اقدامات میدانی علیه (نظام) است که برگزاری اجلاس امنیتی ضد جمهوری اسلامی در لهستان نیز در همین راستا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی خرم سفیر پیشین جمهوری اسلامی در مقر اروپایی ملل متحد نیز در هشداری نسبت به اجماع جهانی علیه رژیم در لهستان نوشته‌است: «اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش‌درآمد یک ائتلاف نظامی علیه نظام تلقی می‌شود… به‌طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از نظام است». او اضافه کرد: «همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار می‌گذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با نظام بپردازند. در این میان به‌نظر نمی‌آید نظام حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از نظام حمایت نماید. دوستان (ما) عموماً در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با نظام برمی‌دارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% هراس رژیم ایران از مجاهدین و اجماع جهانی در کنفرانس ورشو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری مقامات آمریکایی در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
ابتدا مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره برگزاری این کنفرانس را به میزبانی لهستان اعلام کرد در پی این اعلام آمریکا و لهستان در بیانیه مشترکی در روز ۲۱ دیماه ۹۷ اعلام کردند: «ما خشنودیم که آمریکا و جمهوری لهستان به‌طور مشترک میزبان اجلاس وزیران برای ارتقای آینده صلح و امنیت در خاورمیانه در ورشو هستیم که در ۱۳و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) برگزار می‌شود. ما در ایجاد یک خاورمیانه صلح‌آمیز و باثبات‌تر منافع مشترک داریم. این اجلاس وزیران مجمعی از کشورهایی خواهد بود که نسبت به بی‌ثباتی در این منطقه نگرانند و ارزیابیها و ایده‌های خود برای یک راه به جلو ارائه می‌کنند. این اجلاس به طیفی از مسائل شامل تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه موشکی و تکثیر و امنیت و تجارت دریانوردی و تهدیدات گروه‌های دست‌نشانده رژیم ایران در سراسر این منطقه می‌پردازد.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت پمپئو درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت مایک پمپئو دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
پمپئو در مصاحبه‌ای که با فاکس نیوز داشت گفت: این گردهمایی از ۱۳ تا ۱۴ فوریه در لهستان خواهد بود که با تمرکز روی ثبات و صلح و آزادی خاورمیانه و امنیت در این منطقه خواهد بود که شامل عنصر مهم اطمینان از عدم نفوذ بی‌ثبات کننده ایران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو همچنین در پیامی ویدئویی به اجلاس جهانی اقتصاد در داووس به دخالتهای بی‌ثبات کننده‌ی رژیم ایران در منطقه‌ی خاور میانه اشاره کرد از جمله در یمن و سوریه و لبنان و همچنین عراق و از عزم آمریکا و کشورهای منطقه برای جلوگیری از این دخالتها خبر داد و به کنفرانس لهستان اشاره کرد که برای این منظور تشکیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ù¾ÛØ§ÙÛ-Ø¯Ø§ÙÙØ³-Ø§Ø¦ØªÙØ§ÙÛ-Ø¬ÙØ§ÙÛ-Ø¨Ø±Ø§Û-ÙÙ مایک پمپئو در پیامی به داووس] ـ &amp;lt;/ref&amp;gt;در ادامه این کارزار وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۴ بهمن ۹۷ با جرمی هانت وزیر خارجه انگلستان دیدار کرد و از او رسماً برای شرکت در کنفرانس ورشو دعوت کرد. وی در این دیدار در مورد کنفرانس لهستان گفت: ٰاین ائتلاف جهانی است که در ماه فوریه در ورشو برای ثبات خاورمیانه تشکیل خواهد شد و کشورها به ما ملحق خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A گفتگوهای وزیران خارجه آمریکا و انگلستان درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ بهمن ۹۷ روزنامه گاردین اعلام کرد که وزیر خارجه انگلستان موافقت کرد که در اجلاس لهستان شرکت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/Ø´Ø±Ú©Øª-ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-Ø§ÙÚ¯ÙØ³ØªØ§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø¹ÙÛÙ-Ø شرکت وزیر خارجه انگلستان در اجلاس لهستان علیه رژیم ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;ژنرال جک کین معاون سابق ستاد نیروی زمینی آمریکا در این‌رابظه گفت: رژیم ایران در پی ایجاد پلی زمینی بین عراق سوریه و لبنان است و ما می‌خواهیم این رژیم را از این پل محروم کنیم خبر خوب این‌که ماه آینده آمریکا و متحدانمان استراتژی مقابله با رژیم ایران را در لهستان تدوین خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÚÙØ±Ø§Ù-Ú©ÛÙ-ØªØ¯ÙÛÙ-Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚÛ-ÙÙØ§Ø¨ÙÙ-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ù تدوین استراتژی مقابله با رژیم ایران در لهستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاخ سفید روز چهارشنبه ۱۰بهمن طی بیانیه‌ای اعلام کرد: مایک پنس معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواسط فوریه به‌نمایندگی از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به اروپا سفر خواهد کرد. او از ۲۴تا ۲۷ بهمن از لهستان و آلمان بازدید خواهد کرد. در ورشوی لهستان، معاون رئیس‌جمهور سخنران اصلی اجلاس وزیران برای ترویج آینده‌ای با صلح و امنیت در خاورمیانه خواهد بود. این اجلاس به میزبانی مشترک آمریکا و لهستان به‌دنبال گردهم آوردن کشورهایی است که نسبت به بی‌ثباتی در منطقه نگران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙØ³-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù-Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹-Ø®Ø§ÙØ±ÙÛØ§ÙÙ-Ø مایک پنس در اجلاس ورشو درباره اوضاع خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۱۱بهمن۹۷ در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت: رژیم ایران تهدیدی برای جهان و آمریکا است و نمی‌گذاریم ایران یک کره شمالی دیگر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ØªÙØ¯ÛØ¯Û-Ø¨Ø±Ø§Û-Ø¬ÙØ§Ù-Ø¢ÙØ±ÛÚ مایک پمپئو در مصاحبه با فاکس نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات لهستان در قبال کنفرانس ورشو ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ملاقات عراقچی با وزیر خارجه لهستان.JPG|بندانگشتی|سفر معاون وزیر خارجه لهستان و ملاقات با عباس عراقچی]]&lt;br /&gt;
وزارت خارجه لهستان به احضار کاردار خود در ایران به وزارت خارجه واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: از نگاه ما، جامعه بین‌المللی حق دارد دربارهٔ مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث کند و لهستان نیز (حق دارد) کنفرانسی را که هدف آن ایجاد زمینه ای برای اقدام‌های ترویج دهنده ثبات و پیشرفت در منطقه خاورمیانه است، به صورت مشترک برگزار کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/1967125489582.html واکنش وزارت خارجه لهستان به احضار کاردارش در تهران] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین سفیر ایران در لهستان با معاون وزیر خارجه لهستان دیدارکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec08125556355.html سفیر ایران با معاون وزیر خارجه لهستان گفت وگو کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱ بهمن ۹۷ پرزمیسلاو لانگ معاون وزیر خارجه لهستان برای دیدار با عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec34125918993.html سفر معاون وزیر خارجه لهستان به تهران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاتسِک چاپوتوویچ، وزیر خارجه لهستان، روز دوشنبه اول بهمن ۹۷در بروکسل گفت که رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است. رژیم ایران کارهایی که می‌کند و حرفهایی که می‌زند در سطوح جامعه بین‌الملل نمی‌گنجد و از نظر لهستان این روند آرام برگزاری کنفرانس ورشو را تهدید می‌کند ولی در جریان نتایج کنفرانس لهستان قرار خواهند گرفت. یاتسِک چاپوتوویچ اضافه کرد: آنچه برخی اوقات تحلیلگران می‌گویند که لهستان اسب تروای آمریکاست، یا می‌خواهد وحدت اروپا را از بین ببرد، درست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø¹ÙØ رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین وزیر خارجه لهستان دوشنبه ۸ بهمن ۹۷ دربارهٔ اجلاس ورشو به خبرنگاران گفت: تا جائیکه به کنفرانس ورشو برمی‌گردد، می‌خواهم تأیید کنم همان‌طور که پیش‌بینی شده همراه با آمریکا سازماندهی خواهد شد. موضوع فقط در رابطه با ایران نخواهد بود و مسائل خاورمیانه به‌طور عام مطرح خواهد شد؛ البته رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی آن است که در آنجا مورد بحث قرار گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ÛÚ©Û-Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ø¯-Ú©ÙÛØ¯Û رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی اجلاس ورشو است که مورد بحث قرار می‌گیرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای کنفرانس لهستان و اهمیت آن ==&lt;br /&gt;
بسیاری این کنفرانس را یک نقطه عطف در تنظیم رابطه جامعه‌ جهانی با رژیم ایران دانسته و آنرا شکل گیری یک ائتلاف با دهها کشور علیه آن قلمداد میکنند. به گفتهٔ مایک پمپئو در آن ائتلاف، کشورهایی از آسیا، آفریقا، اروپا، و خاورمیانه حاضر خواهند بود و «هدف آن تمرکز روی ثبات خاورمیانه و صلح و آزادی و امنیت در این منطقه و شامل این عامل مهم است که اطمینان حاصل شود رژیم ایران یک (نیروی) نفوذ بی‌ثبات‌کننده نباشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب تحلیل‌گران با توجه به دخالت‌های فزاینده‌ی رژیم ایران در اغلب کشورهای منطقه آنرا مورد استقبال اغلب این کشورها و شرکت این کشورها در آن را حتمی می‌دانند. همچنین کمترین تصمیم‌گیری های احتمالی در این کنفرانس ، تضعیف و یا قطع روابط سیاسی با رژیم ایران و تشدید تحریم‌ها برآورد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری شورای ملی مقاومت در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
دبیرخانه‌ی شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف سیاسی که سازمان مجاهدین خلق یکی از اعضاء برجسته‌ی آن بشمار می‌رود، طی بیانیه ای در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷در مورد کنفرانس ورشو اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر &#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039; محافظت نمی‌کند و «ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند». از اینرو «دوران شرمی که آمریکا برای خودش به‌وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آنها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; مریم رجوی، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد، دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق‌بشر، صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم بر ایران است. راه‌حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است. رژیم رکوردار جهانی اعدام، تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;مریم رجوی&#039;&#039;&#039;، از جانب مقاومتی که از سال۱۳۶۰خواهان تحریم تسلیحاتی و نفتی دیکتاتوری دینی بوده است، ضرورت موارد زیر را بار دیگر مورد تأکید قرار داد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۱-به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و دستیابی به آزادی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۲-قرار دادن تمامیت سپاه و وزارت اطلاعات آخوندها در لیست تروریستی وزارت‌خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۳-اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس از آمریکا و اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۴- ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت پس از ۶۵بار محکومیت در ملل متحد&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۵-حمایت از ارجاع پرونده قتل‌عام زندانیان سیاسی به دادگاه بین‌المللی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۶-اخراج رژیم نامشروع ملایان از ملل ‌متحد و به‌رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۷-اخراج قاطعانه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و نیروهای آن از سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۸-وادار کردن حکومت عراق به پرداخت مابه ازای دارایی‌ها، تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههای &#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین&#039;&#039;&#039;و ارتش آزادیبخش ملی ایران که به‌طور کامل با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;۲۱دی۱۳۹۷(۱۱ژانویه ۲۰۱۹)&#039;&#039;&#039; »&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
=== کنفرانس گوادالوپ ===&lt;br /&gt;
در نیمه دی ماه ۵۷، کارتر، کالاهان، ژیسکاردستن و اشمیت در جزیره گوآدلوپ (واقع در دریای کارائیب) به مذاکره در مورد مهم‌ترین مسائل جهانی (از جمله تحولات در ایران، کامبوج، آفریقای جنوبی، افغانستان، ترکیه و نفوذ شوروی در خلیج فارس) پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار مقام ارشد سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد رفتن شاه از ایران، وحدت‌نظر داشتند. جیمی کارتر در خاطرات خود به صراحت می‌نویسد: «متوجه شدم سه رهبر دیگر، پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل دولتی غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند، شاه هرچه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم‌عقیده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/blogs/2014/02/140202_l44_nazeran_guadalupe_iran_monarchy.shtml گوادلوپ؛ تیر خلاص نظام پادشاهی] ـ بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کنفرانس تهران ===&lt;br /&gt;
در روز ۶ آذر ۱۳۲۲ هجری شمسی و در میانه جنگ دوم جهانی، کنفرانس چهار روزه رهبران سه کشور عضو متفقین یعنی فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، وینستون چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس و ژوزف استالین رئیس وقت اتحاد جماهیر شوروی، در تهران آغاز به کار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشورهای بزرگ متفق که در جنگ علیه کشورهای معروف به محور یعنی آلمان، ایتالیا و ژاپن در کنار یکدیگر قرار داشتند، در مجموع تا پایان جنگ سه کنفرانس مهم در تهران، یالتا و پتسدام تشکیل دادند که در جریان این نشست‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی خود در طول جنگ، دربارهٔ اوضاع جهان بعد از پایان جنگ و تقسیم ممالک جهان به مناطق نفوذ به توافق‌هایی رسیدند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران.JPG|بندانگشتی|چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران]]&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران که در فاصله روزهای ششم تا نهم آذر ۱۳۲۲ و همزمان با چهارمین سال جنگ دوم جهانی تشکیل شد، تمام وقت خود را صرف طرح نقشه‌های جنگی و مراحل بعدی نبرد تا شکست کامل آلمان و حل مسائل مربوط به بعد از پیروزی را به کنفرانس دیگری موکول کردند. انتخاب تهران برای تشکیل اجلاس رهبران متفقین، از مصوبات وزیران خارجه آمریکا، انگلیس و شوروی در مسکو بود. نشست مشترک آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، کاردل‌هال وزیر خارجه آمریکا و مولوتف وزیر خارجه شوروی در مسکو در اولین روزهای آبان ۱۳۲۲، مقدمه اجلاس رهبران سه کشور در تهران بود و انتخاب تهران برای برگزاری چنین نشستی، پیشنهاد استالین بود که با موافقت روزولت و چرچیل مواجه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران در محل سفارت شوروی برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنفرانس تهران بود که طرح عملیات نهایی برای درهم شکستن نیروی مقاومت آلمانی‌ها تهیه شد. همچنین طرح ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن قوای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و فرانسه آزاد در سواحل نورماندی فرانسه در ۱۶ خرداد۱۳۲۳و ضد حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی به نیروهای آلمان با هدف بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی در تیر ۱۳۲۳از جمله مسائلی بود که در این نشست تصمیم گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=381 در کنفرانس تهران چه موضوعاتی مطرح شد ؟]ـ گذرستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35920</id>
		<title>کنفرانس لهستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35920"/>
		<updated>2019-03-06T15:50:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اجلاس سران&lt;br /&gt;
| نام اجلاس      = کنفرانس لهستان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = کنفرانس ورشو&lt;br /&gt;
| تصویر         =مایک پمپئو در قاهره.jpg&lt;br /&gt;
| دگرتوضیح      = بررسی مسائل خاورمیانه&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر   =مایک پمپئو در حال اعلام تصمیم برای کنفرانس ورشو در دانشگاه آمریکایی قاهره&lt;br /&gt;
| کشور          = لهستان&lt;br /&gt;
| تاریخ         = ۱۳ و ۱۴فوریه۲۰۱۹–۲۴و ۲۵ بهمن ۹۷&lt;br /&gt;
| شعار          =ثبات، صلح، آزادی و امنیت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
| محل‌های برگزاری= ورشو&lt;br /&gt;
| شهرها         =&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان   =اغلب وزرای خارجه کشورهای خاورمیانه واروپا به جز ایران&lt;br /&gt;
| بنیان‌گذار     = مایک پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| پس از         =&lt;br /&gt;
| پیش از        =&lt;br /&gt;
| وبگاه         = &amp;lt;!-- {{URL|example.com}} --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| نکته‌های کلیدی =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کنفرانس لهستان&#039;&#039;&#039; نام کنفرانسی بود که در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ برای بررسی مسائل خاور میانه و به‌ویژه نقش حکومت ایران در منطقه برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۲۱دی‌ماه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره اعلام کرد، آمریکا قرار است ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) سال جاری کنفرانسی در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و بویژه نقش ایران در منطقه پرداخته خواهد شد. او گفت: «دوره سکوت ما در قبال اقدامات رژیم ایران تمام شد و دولت آمریکا با اقدامات بی‌ثبات کننده رژیم ایران در منطقه برخورد خواهد کرد.» مایک پمپئو با اشاره به دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه گفت: «کارزار مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران متوقف نخواهد شد. ما در مقابل دخالت رژیم ایران در سوریه و لبنان می‌ایستیم. ما دخالت رژیم ایران را در یمن برنمی‌تابیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلام این خبر واکنشهای بسیار و متفاوتی را در مجامع بین‌المللی برانگیخت و تحلیلهای مختلفی از این واقعه صورت گرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا سیاست قبلی دولت آمریکا در قبال ایران به کلی تغییر کرد و بر خلاف دولت اوباما که به دنبال کاهش تضاد با رژیم ایران بود و امتبازات بسیاری را در منطقه خاور میانه به جمهوری اسلامی ایران داده بود، دولت جدید آمریکا سیاست خود را بر مبنای ایستادن در مقابل جمهوری اسلامی استوار کرد. ترامپ بر اساس سیاست اعلام شده خود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ازهمان ابتدای روی کار آمدن خود توافق برجام را که بین ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت و آلمان در مورد بروژه هسته‌ای ایران بسته شده بود زیر سؤال برد و آنرا یک توافق بد خواند و خواستار این بود که ایران دوباره پای میز مذاکره بیاید تا توافقی جدید حاصل شود که درنهایت به خروج آمریکا از این توافق انجامید و بعد از آن با تعیین ضرب‌الاجل بار دیگر تحریمهای گسترده علیه ایران را اعمال کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ.JPG|بندانگشتی|امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ]]&lt;br /&gt;
از طرف دیگر مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا ۱۲شرط را برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی اعلام کرد تا اینکه نهایتاً در ۲۱دیماه ۹۷ در یک سخنرانی دردانشگاه آمریکایی قاهره که درچارچوب سفر وزیرخارجه آمریکا به هشت کشور منظقه خاوز میانه صورت گرفته بود اعلام کرد که آمریکا قرار است ۱۳و۱۴فوریه سال جاری کنفرانسی را در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و به‌ویژه نقش ایران در منطقه خواهد پرداخت. با توجه به آنچه بعد از این اعلام اتفاق افتاد و موضع‌گیریهای طرفهای مختلف بر سر کنفرانس لهستان قطعی است که موضوع اصلی کنفرانس ورشو در مورد اقدامات و به گفته مقامات آمریکایی دخالتهای ایران در منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اقدامات بی‌ثبات کننده آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری‌ها و اقدامات حکومت ایران در قبال کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بلافاصله بعد از اعلام برگزاری کنفرانس لهستان توسط مایک پمپئو محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران و معاونش عباس عراقچی واکنش نشان دادند. ظریف در صفحه توییتر خود نوشت: «یادآوری به میزبان و شرکت کنندگان کنفرانس ضد ایرانی: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند؛ و ایران از همیشه قوی تر است. دولت لهستان نمی‌تواند این شرمندگی را پاک کند: در حالی که ایران لهستانی‌ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد، این کشور اکنون میزبان سیرک مذبوحانه ضد ایرانی شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a127125342060.html واکنش ظریف به کنفرانس ضد ایرانی در لهستان] ـ مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین عباس عراقچی پناه دادن ایران به پناهندگان لهستانی درجریان جنگ جهانی دوم را گوشزد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/e03f125342986.html ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; کاردار لهستان به منظور اعتراض به میزبانی لهستان از این کنفرانس روز شنبه ۲۲ دی ۹۷ به وزارت خارجه ایران فراخوانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/dd21125417900.html کاردار لهستان به وزارت امور خارجه فراخوانده شد] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt;درادامه عباس کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان جمهوری اسلامی موضع گیری کرد و علت انتخاب لهستان به میزبانی کنفرانس را تصمیم لهستان برای ایجاد پایگاه نظامی ناتو در خاکش و همجنین قرارداد خرید سامانه دفاعی پاتریوت از آمریکا و همجنین جایگزینی خرید گاز طبیعی از آمریکا به جای روسیه ذکر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tnews.ir/site/7053125419628.html باشگاه خبرنگاران جوان]&amp;lt;/ref&amp;gt;و همین‌طور رئیس سازمان سینمایی از لغو برنامه هفته فیلم لهستان در واکنش به میزبانی لهستان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/b24e125434521.html خبرگزاری تسنیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;تعدادی از نمایندگاه مجلس و نشریات نیز خواستار اخراج سفیر لهستان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a96a125414213.html روزنامه اصولگرا: سفیر لهستان را اخراج کنید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت ظریف درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت محمد جواد ظریف دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
از همان زمان اعلام برگزاری نشست ورشو رسانه‌های ایران به بسیج گسترده‌ای علیه این اجلاس دست زدند. ابتدا تلاش کردند که هدق از کنفرانس لهستان را نزدیکی اعراب و اسراییل نشان بدهند و یا اینکه آمریکا با این اجلاس به دنبال ایجاد شکاف در اتحادیه اروپاست تبلیغ گسترده‌ای حول اینکه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین نماینده روسیه در این اجلاس شرکت نخواهند کرد صورت گرفت یا اینکه این اجلاس با واکنش سردی از طرف کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌جنین در تبلیغات نشریات ایرانی این موضوع مطرح شد که گویا قرار است ایران نیز به کنفرانس لهستان دعوت شود و حتی اینکه چون کشورها از کنفرانس لهستان استقبال نکرده‌اند احتمال دارد این کنفرانس لغو شود و در نهایت به این استدلال منوسل شدند که به خاطر اعتراضات جهانی به کنفرانس لهستان آمریکا در بیانیه‌ی وزارت خارجه دربارهٔ این اجلاس متن آنرا تعدیل کرده و نامی از ایران نبرده و موضوع کنفرانس لهستان را رسیدگی به مشکلات منطقه خاورمیانه عنوان کرده‌است. همچنین در بسیاری از روزنامه‌ها از طرف نهادهای ضد جنگ بیانیه‌های منتشر می‌شد که برگزاری این کنفرانس را محکوم کرده‌اند و خواستار برگزاری اجلاس صلح با حضور ایران شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در بسیاری از موضع گیریها و تحلیلهای روزنامه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران این موضوع که کنفرانس لهستان یک سرفصل در رفتار آمریکا در قبال رژیم ایران است موج می‌زند و همدیگر را به هوشیاری در اینباره فرا می‌خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وطن امروز در شماره روز دوشنبه ۲۴دیماه خود دربارهٔ کنفرانس بین‌المللی لهستان نوشت: اولین نکته جالب‌توجه که دربارهٔ کنفرانس لهستان به‌نظر می‌رسد، میزان شباهت آن به گردهمایی‌های سالانه (مجاهدین) در پایتخت‌های اروپایی مانند پاریس است که هر سال برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA% کنفرانس لهستان به سبک کنفرانس (مجاهدین)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا با تأکید براین‌که «ترامپ و تیم او گزینه‌های زیادی را برای دستیابی به تسلیم جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند»، می‌نویسد: تیم ترامپ با همین تصور رویکرد روابط خود با (مجاهدین) را افزایش داد (و) (اکنون) آمریکا به فکر تجدید یارگیری و تقویت ائتلاف خود با محوریت ضدیت و خصومت با جمهوری اسلامی می‌باشد؛ و برگزاری نشست لهستان در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات سابق دیگر به نام مجلسی هم هشدار می‌دهد: ترامپ، بولتون و پمپئو برای تعارف با جمهوری اسلامی نیامده‌اند و برنامه خودشان را دربارهٔ ستیز با نظام از قبل اعلام کرده‌اند و دنبال بهانه جدی و یارگیری جنگی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌آبادی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس نیز می‌گوید: آ مریکا… با تقویت مجدد (مجاهدین) به‌دنبال اقدامات میدانی علیه (نظام) است که برگزاری اجلاس امنیتی ضد جمهوری اسلامی در لهستان نیز در همین راستا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی خرم سفیر پیشین جمهوری اسلامی در مقر اروپایی ملل متحد نیز در هشداری نسبت به اجماع جهانی علیه رژیم در لهستان نوشته‌است: «اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش‌درآمد یک ائتلاف نظامی علیه نظام تلقی می‌شود… به‌طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از نظام است». او اضافه کرد: «همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار می‌گذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با نظام بپردازند. در این میان به‌نظر نمی‌آید نظام حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از نظام حمایت نماید. دوستان (ما) عموماً در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با نظام برمی‌دارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% هراس رژیم ایران از مجاهدین و اجماع جهانی در کنفرانس ورشو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری مقامات آمریکایی در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
ابتدا مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره برگزاری این کنفرانس را به میزبانی لهستان اعلام کرد در پی این اعلام آمریکا و لهستان در بیانیه مشترکی در روز ۲۱ دیماه ۹۷ اعلام کردند: «ما خشنودیم که آمریکا و جمهوری لهستان به‌طور مشترک میزبان اجلاس وزیران برای ارتقای آینده صلح و امنیت در خاورمیانه در ورشو هستیم که در ۱۳و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) برگزار می‌شود. ما در ایجاد یک خاورمیانه صلح‌آمیز و باثبات‌تر منافع مشترک داریم. این اجلاس وزیران مجمعی از کشورهایی خواهد بود که نسبت به بی‌ثباتی در این منطقه نگرانند و ارزیابیها و ایده‌های خود برای یک راه به جلو ارائه می‌کنند. این اجلاس به طیفی از مسائل شامل تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه موشکی و تکثیر و امنیت و تجارت دریانوردی و تهدیدات گروه‌های دست‌نشانده رژیم ایران در سراسر این منطقه می‌پردازد.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت پمپئو درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت مایک پمپئو دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
پمپئو در مصاحبه‌ای که با فاکس نیوز داشت گفت: این گردهمایی از ۱۳ تا ۱۴ فوریه در لهستان خواهد بود که با تمرکز روی ثبات و صلح و آزادی خاورمیانه و امنیت در این منطقه خواهد بود که شامل عنصر مهم اطمینان از عدم نفوذ بی‌ثبات کننده ایران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو همچنین در پیامی ویدئویی به اجلاس جهانی اقتصاد در داووس به دخالتهای بی‌ثبات کننده‌ی رژیم ایران در منطقه‌ی خاور میانه اشاره کرد از جمله در یمن و سوریه و لبنان و همچنین عراق و از عزم آمریکا و کشورهای منطقه برای جلوگیری از این دخالتها خبر داد و به کنفرانس لهستان اشاره کرد که برای این منظور تشکیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ù¾ÛØ§ÙÛ-Ø¯Ø§ÙÙØ³-Ø§Ø¦ØªÙØ§ÙÛ-Ø¬ÙØ§ÙÛ-Ø¨Ø±Ø§Û-ÙÙ مایک پمپئو در پیامی به داووس] ـ &amp;lt;/ref&amp;gt;در ادامه این کارزار وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۴ بهمن ۹۷ با جرمی هانت وزیر خارجه انگلستان دیدار کرد و از او رسماً برای شرکت در کنفرانس ورشو دعوت کرد. وی در این دیدار در مورد کنفرانس لهستان گفت: ٰاین ائتلاف جهانی است که در ماه فوریه در ورشو برای ثبات خاورمیانه تشکیل خواهد شد و کشورها به ما ملحق خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A گفتگوهای وزیران خارجه آمریکا و انگلستان درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ بهمن ۹۷ روزنامه گاردین اعلام کرد که وزیر خارجه انگلستان موافقت کرد که در اجلاس لهستان شرکت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/Ø´Ø±Ú©Øª-ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-Ø§ÙÚ¯ÙØ³ØªØ§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø¹ÙÛÙ-Ø شرکت وزیر خارجه انگلستان در اجلاس لهستان علیه رژیم ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;ژنرال جک کین معاون سابق ستاد نیروی زمینی آمریکا در این‌رابظه گفت: رژیم ایران در پی ایجاد پلی زمینی بین عراق سوریه و لبنان است و ما می‌خواهیم این رژیم را از این پل محروم کنیم خبر خوب این‌که ماه آینده آمریکا و متحدانمان استراتژی مقابله با رژیم ایران را در لهستان تدوین خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÚÙØ±Ø§Ù-Ú©ÛÙ-ØªØ¯ÙÛÙ-Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚÛ-ÙÙØ§Ø¨ÙÙ-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ù تدوین استراتژی مقابله با رژیم ایران در لهستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاخ سفید روز چهارشنبه ۱۰بهمن طی بیانیه‌ای اعلام کرد: مایک پنس معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواسط فوریه به‌نمایندگی از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به اروپا سفر خواهد کرد. او از ۲۴تا ۲۷ بهمن از لهستان و آلمان بازدید خواهد کرد. در ورشوی لهستان، معاون رئیس‌جمهور سخنران اصلی اجلاس وزیران برای ترویج آینده‌ای با صلح و امنیت در خاورمیانه خواهد بود. این اجلاس به میزبانی مشترک آمریکا و لهستان به‌دنبال گردهم آوردن کشورهایی است که نسبت به بی‌ثباتی در منطقه نگران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙØ³-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù-Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹-Ø®Ø§ÙØ±ÙÛØ§ÙÙ-Ø مایک پنس در اجلاس ورشو درباره اوضاع خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۱۱بهمن۹۷ در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت: رژیم ایران تهدیدی برای جهان و آمریکا است و نمی‌گذاریم ایران یک کره شمالی دیگر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ØªÙØ¯ÛØ¯Û-Ø¨Ø±Ø§Û-Ø¬ÙØ§Ù-Ø¢ÙØ±ÛÚ مایک پمپئو در مصاحبه با فاکس نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات لهستان در قبال کنفرانس ورشو ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ملاقات عراقچی با وزیر خارجه لهستان.JPG|بندانگشتی|سفر معاون وزیر خارجه لهستان و ملاقات با عباس عراقچی]]&lt;br /&gt;
وزارت خارجه لهستان به احضار کاردار خود در ایران به وزارت خارجه واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: از نگاه ما، جامعه بین‌المللی حق دارد دربارهٔ مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث کند و لهستان نیز (حق دارد) کنفرانسی را که هدف آن ایجاد زمینه ای برای اقدام‌های ترویج دهنده ثبات و پیشرفت در منطقه خاورمیانه است، به صورت مشترک برگزار کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/1967125489582.html واکنش وزارت خارجه لهستان به احضار کاردارش در تهران] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین سفیر ایران در لهستان با معاون وزیر خارجه لهستان دیدارکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec08125556355.html سفیر ایران با معاون وزیر خارجه لهستان گفت وگو کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱ بهمن ۹۷ پرزمیسلاو لانگ معاون وزیر خارجه لهستان برای دیدار با عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec34125918993.html سفر معاون وزیر خارجه لهستان به تهران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاتسِک چاپوتوویچ، وزیر خارجه لهستان، روز دوشنبه اول بهمن ۹۷در بروکسل گفت که رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است. رژیم ایران کارهایی که می‌کند و حرفهایی که می‌زند در سطوح جامعه بین‌الملل نمی‌گنجد و از نظر لهستان این روند آرام برگزاری کنفرانس ورشو را تهدید می‌کند ولی در جریان نتایج کنفرانس لهستان قرار خواهند گرفت. یاتسِک چاپوتوویچ اضافه کرد: آنچه برخی اوقات تحلیلگران می‌گویند که لهستان اسب تروای آمریکاست، یا می‌خواهد وحدت اروپا را از بین ببرد، درست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø¹ÙØ رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین وزیر خارجه لهستان دوشنبه ۸ بهمن ۹۷ دربارهٔ اجلاس ورشو به خبرنگاران گفت: تا جائیکه به کنفرانس ورشو برمی‌گردد، می‌خواهم تأیید کنم همان‌طور که پیش‌بینی شده همراه با آمریکا سازماندهی خواهد شد. موضوع فقط در رابطه با ایران نخواهد بود و مسائل خاورمیانه به‌طور عام مطرح خواهد شد؛ البته رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی آن است که در آنجا مورد بحث قرار گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ÛÚ©Û-Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ø¯-Ú©ÙÛØ¯Û رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی اجلاس ورشو است که مورد بحث قرار می‌گیرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای کنفرانس لهستان و اهمیت آن ==&lt;br /&gt;
بسیاری این کنفرانس را یک نقطه عطف در تنظیم رابطه جامعه‌ جهانی با رژیم ایران دانسته و آنرا شکل گیری یک ائتلاف با دهها کشور علیه آن قلمداد میکنند. به گفتهٔ مایک پمپئو در آن ائتلاف، کشورهایی از آسیا، آفریقا، اروپا، و خاورمیانه حاضر خواهند بود و «هدف آن تمرکز روی ثبات خاورمیانه و صلح و آزادی و امنیت در این منطقه و شامل این عامل مهم است که اطمینان حاصل شود رژیم ایران یک (نیروی) نفوذ بی‌ثبات‌کننده نباشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب تحلیل‌گران با توجه به دخالت‌های فزاینده‌ی رژیم ایران در اغلب کشورهای منطقه آنرا مورد استقبال اغلب این کشورها و شرکت این کشورها در آن را حتمی می‌دانند. همچنین کمترین تصمیم‌گیری های احتمالی در این کنفرانس ، تضعیف و یا قطع روابط سیاسی با رژیم ایران و تشدید تحریم‌ها برآورد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری شورای ملی مقاومت در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
دبیرخانه‌ی شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف سیاسی که سازمان مجاهدین خلق یکی از اعضاء برجسته‌ی آن بشمار می‌رود، طی بیانیه ای در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷در مورد کنفرانس ورشو اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر &#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039; محافظت نمی‌کند و «ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند». از اینرو «دوران شرمی که آمریکا برای خودش به‌وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آنها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; مریم رجوی، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد، دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق‌بشر، صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم بر ایران است. راه‌حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است. رژیم رکوردار جهانی اعدام، تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;مریم رجوی&#039;&#039;&#039;، از جانب مقاومتی که از سال۱۳۶۰خواهان تحریم تسلیحاتی و نفتی دیکتاتوری دینی بوده است، ضرورت موارد زیر را بار دیگر مورد تأکید قرار داد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۱-به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و دستیابی به آزادی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۲-قرار دادن تمامیت سپاه و وزارت اطلاعات آخوندها در لیست تروریستی وزارت‌خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۳-اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس از آمریکا و اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۴- ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت پس از ۶۵بار محکومیت در ملل متحد&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۵-حمایت از ارجاع پرونده قتل‌عام زندانیان سیاسی به دادگاه بین‌المللی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۶-اخراج رژیم نامشروع ملایان از ملل ‌متحد و به‌رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۷-اخراج قاطعانه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و نیروهای آن از سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۸-وادار کردن حکومت عراق به پرداخت مابه ازای دارایی‌ها، تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههای &#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین&#039;&#039;&#039;و ارتش آزادیبخش ملی ایران که به‌طور کامل با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;۲۱دی۱۳۹۷(۱۱ژانویه ۲۰۱۹)&#039;&#039;&#039; »&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
=== کنفرانس گوادالوپ ===&lt;br /&gt;
در نیمه دی ماه ۵۷، کارتر، کالاهان، ژیسکاردستن و اشمیت در جزیره گوآدلوپ (واقع در دریای کارائیب) به مذاکره در مورد مهم‌ترین مسائل جهانی (از جمله تحولات در ایران، کامبوج، آفریقای جنوبی، افغانستان، ترکیه و نفوذ شوروی در خلیج فارس) پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار مقام ارشد سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد رفتن شاه از ایران، وحدت‌نظر داشتند. جیمی کارتر در خاطرات خود به صراحت می‌نویسد: «متوجه شدم سه رهبر دیگر، پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل دولتی غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند، شاه هرچه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم‌عقیده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/blogs/2014/02/140202_l44_nazeran_guadalupe_iran_monarchy.shtml گوادلوپ؛ تیر خلاص نظام پادشاهی] ـ بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کنفرانس تهران ===&lt;br /&gt;
در روز ۶ آذر ۱۳۲۲ هجری شمسی و در میانه جنگ دوم جهانی، کنفرانس چهار روزه رهبران سه کشور عضو متفقین یعنی فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، وینستون چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس و ژوزف استالین رئیس وقت اتحاد جماهیر شوروی، در تهران آغاز به کار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشورهای بزرگ متفق که در جنگ علیه کشورهای معروف به محور یعنی آلمان، ایتالیا و ژاپن در کنار یکدیگر قرار داشتند، در مجموع تا پایان جنگ سه کنفرانس مهم در تهران، یالتا و پتسدام تشکیل دادند که در جریان این نشست‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی خود در طول جنگ، دربارهٔ اوضاع جهان بعد از پایان جنگ و تقسیم ممالک جهان به مناطق نفوذ به توافق‌هایی رسیدند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران.JPG|بندانگشتی|چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران]]&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران که در فاصله روزهای ششم تا نهم آذر ۱۳۲۲ و همزمان با چهارمین سال جنگ دوم جهانی تشکیل شد، تمام وقت خود را صرف طرح نقشه‌های جنگی و مراحل بعدی نبرد تا شکست کامل آلمان و حل مسائل مربوط به بعد از پیروزی را به کنفرانس دیگری موکول کردند. انتخاب تهران برای تشکیل اجلاس رهبران متفقین، از مصوبات وزیران خارجه آمریکا، انگلیس و شوروی در مسکو بود. نشست مشترک آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، کاردل‌هال وزیر خارجه آمریکا و مولوتف وزیر خارجه شوروی در مسکو در اولین روزهای آبان ۱۳۲۲، مقدمه اجلاس رهبران سه کشور در تهران بود و انتخاب تهران برای برگزاری چنین نشستی، پیشنهاد استالین بود که با موافقت روزولت و چرچیل مواجه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران در محل سفارت شوروی برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنفرانس تهران بود که طرح عملیات نهایی برای درهم شکستن نیروی مقاومت آلمانی‌ها تهیه شد. همچنین طرح ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن قوای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و فرانسه آزاد در سواحل نورماندی فرانسه در ۱۶ خرداد۱۳۲۳و ضد حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی به نیروهای آلمان با هدف بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی در تیر ۱۳۲۳از جمله مسائلی بود که در این نشست تصمیم گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=381 در کنفرانس تهران چه موضوعاتی مطرح شد ؟]ـ گذرستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35919</id>
		<title>کنفرانس لهستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35919"/>
		<updated>2019-03-06T15:41:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اجلاس سران&lt;br /&gt;
| نام اجلاس      = کنفرانس لهستان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = کنفرانس ورشو&lt;br /&gt;
| تصویر         =مایک پمپئو در قاهره.jpg&lt;br /&gt;
| دگرتوضیح      = بررسی مسائل خاورمیانه&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر   =مایک پمپئو در حال اعلام تصمیم برای کنفرانس ورشو در دانشگاه آمریکایی قاهره&lt;br /&gt;
| کشور          = لهستان&lt;br /&gt;
| تاریخ         = ۱۳ و ۱۴فوریه۲۰۱۷–۲۴و ۲۵ بهمن ۹۷&lt;br /&gt;
| شعار          =ثبات، صلح، آزادی و امنیت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
| محل‌های برگزاری= ورشو&lt;br /&gt;
| شهرها         =&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان   =اغلب وزرای خارجه کشورهای خاورمیانه واروپا به جز ایران&lt;br /&gt;
| بنیان‌گذار     = مایک پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| پس از         =&lt;br /&gt;
| پیش از        =&lt;br /&gt;
| وبگاه         = &amp;lt;!-- {{URL|example.com}} --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| نکته‌های کلیدی =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کنفرانس لهستان&#039;&#039;&#039; نام کنفرانسی بود که در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ (۱۳ و ۱۴ فوریه ۲۰۱۹) برای بررسی مسائل خاور میانه و به‌ویژه نقش حکومت ایران در منطقه برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۲۱دی‌ماه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره اعلام کرد، آمریکا قرار است ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) سال جاری کنفرانسی در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و بویژه نقش ایران در منطقه پرداخته خواهد شد. او گفت: «دوره سکوت ما در قبال اقدامات رژیم ایران تمام شد و دولت آمریکا با اقدامات بی‌ثبات کننده رژیم ایران در منطقه برخورد خواهد کرد.» مایک پمپئو با اشاره به دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه گفت: «کارزار مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران متوقف نخواهد شد. ما در مقابل دخالت رژیم ایران در سوریه و لبنان می‌ایستیم. ما دخالت رژیم ایران را در یمن برنمی‌تابیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلام این خبر واکنشهای بسیار و متفاوتی را در مجامع بین‌المللی برانگیخت و تحلیلهای مختلفی از این واقعه صورت گرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا سیاست قبلی دولت آمریکا در قبال ایران به کلی تغییر کرد و بر خلاف دولت اوباما که به دنبال کاهش تضاد با رژیم ایران بود و امتبازات بسیاری را در منطقه خاور میانه به جمهوری اسلامی ایران داده بود، دولت جدید آمریکا سیاست خود را بر مبنای ایستادن در مقابل جمهوری اسلامی استوار کرد. ترامپ بر اساس سیاست اعلام شده خود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ازهمان ابتدای روی کار آمدن خود توافق برجام را که بین ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت و آلمان در مورد بروژه هسته‌ای ایران بسته شده بود زیر سؤال برد و آنرا یک توافق بد خواند و خواستار این بود که ایران دوباره پای میز مذاکره بیاید تا توافقی جدید حاصل شود که درنهایت به خروج آمریکا از این توافق انجامید و بعد از آن با تعیین ضرب‌الاجل بار دیگر تحریمهای گسترده علیه ایران را اعمال کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ.JPG|بندانگشتی|امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ]]&lt;br /&gt;
از طرف دیگر مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا ۱۲شرط را برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی اعلام کرد تا اینکه نهایتاً در ۲۱دیماه ۹۷ در یک سخنرانی دردانشگاه آمریکایی قاهره که درچارچوب سفر وزیرخارجه آمریکا به هشت کشور منظقه خاوز میانه صورت گرفته بود اعلام کرد که آمریکا قرار است ۱۳و۱۴فوریه سال جاری کنفرانسی را در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و به‌ویژه نقش ایران در منطقه خواهد پرداخت. با توجه به آنچه بعد از این اعلام اتفاق افتاد و موضع‌گیریهای طرفهای مختلف بر سر کنفرانس لهستان قطعی است که موضوع اصلی کنفرانس ورشو در مورد اقدامات و به گفته مقامات آمریکایی دخالتهای ایران در منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اقدامات بی‌ثبات کننده آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری‌ها و اقدامات حکومت ایران در قبال کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بلافاصله بعد از اعلام برگزاری کنفرانس لهستان توسط مایک پمپئو محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران و معاونش عباس عراقچی واکنش نشان دادند. ظریف در صفحه توییتر خود نوشت: «یادآوری به میزبان و شرکت کنندگان کنفرانس ضد ایرانی: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند؛ و ایران از همیشه قوی تر است. دولت لهستان نمی‌تواند این شرمندگی را پاک کند: در حالی که ایران لهستانی‌ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد، این کشور اکنون میزبان سیرک مذبوحانه ضد ایرانی شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a127125342060.html واکنش ظریف به کنفرانس ضد ایرانی در لهستان] ـ مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین عباس عراقچی پناه دادن ایران به پناهندگان لهستانی درجریان جنگ جهانی دوم را گوشزد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/e03f125342986.html ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; کاردار لهستان به منظور اعتراض به میزبانی لهستان از این کنفرانس روز شنبه ۲۲ دی ۹۷ به وزارت خارجه ایران فراخوانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/dd21125417900.html کاردار لهستان به وزارت امور خارجه فراخوانده شد] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt;درادامه عباس کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان جمهوری اسلامی موضع گیری کرد و علت انتخاب لهستان به میزبانی کنفرانس را تصمیم لهستان برای ایجاد پایگاه نظامی ناتو در خاکش و همجنین قرارداد خرید سامانه دفاعی پاتریوت از آمریکا و همجنین جایگزینی خرید گاز طبیعی از آمریکا به جای روسیه ذکر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tnews.ir/site/7053125419628.html باشگاه خبرنگاران جوان]&amp;lt;/ref&amp;gt;و همین‌طور رئیس سازمان سینمایی از لغو برنامه هفته فیلم لهستان در واکنش به میزبانی لهستان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/b24e125434521.html خبرگزاری تسنیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;تعدادی از نمایندگاه مجلس و نشریات نیز خواستار اخراج سفیر لهستان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a96a125414213.html روزنامه اصولگرا: سفیر لهستان را اخراج کنید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت ظریف درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت محمد جواد ظریف دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
از همان زمان اعلام برگزاری نشست ورشو رسانه‌های ایران به بسیج گسترده‌ای علیه این اجلاس دست زدند. ابتدا تلاش کردند که هدق از کنفرانس لهستان را نزدیکی اعراب و اسراییل نشان بدهند و یا اینکه آمریکا با این اجلاس به دنبال ایجاد شکاف در اتحادیه اروپاست تبلیغ گسترده‌ای حول اینکه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین نماینده روسیه در این اجلاس شرکت نخواهند کرد صورت گرفت یا اینکه این اجلاس با واکنش سردی از طرف کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌جنین در تبلیغات نشریات ایرانی این موضوع مطرح شد که گویا قرار است ایران نیز به کنفرانس لهستان دعوت شود و حتی اینکه چون کشورها از کنفرانس لهستان استقبال نکرده‌اند احتمال دارد این کنفرانس لغو شود و در نهایت به این استدلال منوسل شدند که به خاطر اعتراضات جهانی به کنفرانس لهستان آمریکا در بیانیه‌ی وزارت خارجه دربارهٔ این اجلاس متن آنرا تعدیل کرده و نامی از ایران نبرده و موضوع کنفرانس لهستان را رسیدگی به مشکلات منطقه خاورمیانه عنوان کرده‌است. همچنین در بسیاری از روزنامه‌ها از طرف نهادهای ضد جنگ بیانیه‌های منتشر می‌شد که برگزاری این کنفرانس را محکوم کرده‌اند و خواستار برگزاری اجلاس صلح با حضور ایران شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در بسیاری از موضع گیریها و تحلیلهای روزنامه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران این موضوع که کنفرانس لهستان یک سرفصل در رفتار آمریکا در قبال رژیم ایران است موج می‌زند و همدیگر را به هوشیاری در اینباره فرا می‌خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وطن امروز در شماره روز دوشنبه ۲۴دیماه خود دربارهٔ کنفرانس بین‌المللی لهستان نوشت: اولین نکته جالب‌توجه که دربارهٔ کنفرانس لهستان به‌نظر می‌رسد، میزان شباهت آن به گردهمایی‌های سالانه (مجاهدین) در پایتخت‌های اروپایی مانند پاریس است که هر سال برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA% کنفرانس لهستان به سبک کنفرانس (مجاهدین)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا با تأکید براین‌که «ترامپ و تیم او گزینه‌های زیادی را برای دستیابی به تسلیم جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند»، می‌نویسد: تیم ترامپ با همین تصور رویکرد روابط خود با (مجاهدین) را افزایش داد (و) (اکنون) آمریکا به فکر تجدید یارگیری و تقویت ائتلاف خود با محوریت ضدیت و خصومت با جمهوری اسلامی می‌باشد؛ و برگزاری نشست لهستان در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات سابق دیگر به نام مجلسی هم هشدار می‌دهد: ترامپ، بولتون و پمپئو برای تعارف با جمهوری اسلامی نیامده‌اند و برنامه خودشان را دربارهٔ ستیز با نظام از قبل اعلام کرده‌اند و دنبال بهانه جدی و یارگیری جنگی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌آبادی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس نیز می‌گوید: آ مریکا… با تقویت مجدد (مجاهدین) به‌دنبال اقدامات میدانی علیه (نظام) است که برگزاری اجلاس امنیتی ضد جمهوری اسلامی در لهستان نیز در همین راستا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی خرم سفیر پیشین جمهوری اسلامی در مقر اروپایی ملل متحد نیز در هشداری نسبت به اجماع جهانی علیه رژیم در لهستان نوشته‌است: «اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش‌درآمد یک ائتلاف نظامی علیه نظام تلقی می‌شود… به‌طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از نظام است». او اضافه کرد: «همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار می‌گذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با نظام بپردازند. در این میان به‌نظر نمی‌آید نظام حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از نظام حمایت نماید. دوستان (ما) عموماً در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با نظام برمی‌دارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% هراس رژیم ایران از مجاهدین و اجماع جهانی در کنفرانس ورشو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری مقامات آمریکایی در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
ابتدا مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره برگزاری این کنفرانس را به میزبانی لهستان اعلام کرد در پی این اعلام آمریکا و لهستان در بیانیه مشترکی در روز ۲۱ دیماه ۹۷ اعلام کردند: «ما خشنودیم که آمریکا و جمهوری لهستان به‌طور مشترک میزبان اجلاس وزیران برای ارتقای آینده صلح و امنیت در خاورمیانه در ورشو هستیم که در ۱۳و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) برگزار می‌شود. ما در ایجاد یک خاورمیانه صلح‌آمیز و باثبات‌تر منافع مشترک داریم. این اجلاس وزیران مجمعی از کشورهایی خواهد بود که نسبت به بی‌ثباتی در این منطقه نگرانند و ارزیابیها و ایده‌های خود برای یک راه به جلو ارائه می‌کنند. این اجلاس به طیفی از مسائل شامل تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه موشکی و تکثیر و امنیت و تجارت دریانوردی و تهدیدات گروه‌های دست‌نشانده رژیم ایران در سراسر این منطقه می‌پردازد.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت پمپئو درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت مایک پمپئو دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
پمپئو در مصاحبه‌ای که با فاکس نیوز داشت گفت: این گردهمایی از ۱۳ تا ۱۴ فوریه در لهستان خواهد بود که با تمرکز روی ثبات و صلح و آزادی خاورمیانه و امنیت در این منطقه خواهد بود که شامل عنصر مهم اطمینان از عدم نفوذ بی‌ثبات کننده ایران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو همچنین در پیامی ویدئویی به اجلاس جهانی اقتصاد در داووس به دخالتهای بی‌ثبات کننده‌ی رژیم ایران در منطقه‌ی خاور میانه اشاره کرد از جمله در یمن و سوریه و لبنان و همچنین عراق و از عزم آمریکا و کشورهای منطقه برای جلوگیری از این دخالتها خبر داد و به کنفرانس لهستان اشاره کرد که برای این منظور تشکیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ù¾ÛØ§ÙÛ-Ø¯Ø§ÙÙØ³-Ø§Ø¦ØªÙØ§ÙÛ-Ø¬ÙØ§ÙÛ-Ø¨Ø±Ø§Û-ÙÙ مایک پمپئو در پیامی به داووس] ـ &amp;lt;/ref&amp;gt;در ادامه این کارزار وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۴ بهمن ۹۷ با جرمی هانت وزیر خارجه انگلستان دیدار کرد و از او رسماً برای شرکت در کنفرانس ورشو دعوت کرد. وی در این دیدار در مورد کنفرانس لهستان گفت: ٰاین ائتلاف جهانی است که در ماه فوریه در ورشو برای ثبات خاورمیانه تشکیل خواهد شد و کشورها به ما ملحق خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A گفتگوهای وزیران خارجه آمریکا و انگلستان درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ بهمن ۹۷ روزنامه گاردین اعلام کرد که وزیر خارجه انگلستان موافقت کرد که در اجلاس لهستان شرکت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/Ø´Ø±Ú©Øª-ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-Ø§ÙÚ¯ÙØ³ØªØ§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø¹ÙÛÙ-Ø شرکت وزیر خارجه انگلستان در اجلاس لهستان علیه رژیم ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;ژنرال جک کین معاون سابق ستاد نیروی زمینی آمریکا در این‌رابظه گفت: رژیم ایران در پی ایجاد پلی زمینی بین عراق سوریه و لبنان است و ما می‌خواهیم این رژیم را از این پل محروم کنیم خبر خوب این‌که ماه آینده آمریکا و متحدانمان استراتژی مقابله با رژیم ایران را در لهستان تدوین خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÚÙØ±Ø§Ù-Ú©ÛÙ-ØªØ¯ÙÛÙ-Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚÛ-ÙÙØ§Ø¨ÙÙ-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ù تدوین استراتژی مقابله با رژیم ایران در لهستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاخ سفید روز چهارشنبه ۱۰بهمن طی بیانیه‌ای اعلام کرد: مایک پنس معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواسط فوریه به‌نمایندگی از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به اروپا سفر خواهد کرد. او از ۲۴تا ۲۷ بهمن از لهستان و آلمان بازدید خواهد کرد. در ورشوی لهستان، معاون رئیس‌جمهور سخنران اصلی اجلاس وزیران برای ترویج آینده‌ای با صلح و امنیت در خاورمیانه خواهد بود. این اجلاس به میزبانی مشترک آمریکا و لهستان به‌دنبال گردهم آوردن کشورهایی است که نسبت به بی‌ثباتی در منطقه نگران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙØ³-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù-Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹-Ø®Ø§ÙØ±ÙÛØ§ÙÙ-Ø مایک پنس در اجلاس ورشو درباره اوضاع خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۱۱بهمن۹۷ در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت: رژیم ایران تهدیدی برای جهان و آمریکا است و نمی‌گذاریم ایران یک کره شمالی دیگر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ØªÙØ¯ÛØ¯Û-Ø¨Ø±Ø§Û-Ø¬ÙØ§Ù-Ø¢ÙØ±ÛÚ مایک پمپئو در مصاحبه با فاکس نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات لهستان در قبال کنفرانس ورشو ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ملاقات عراقچی با وزیر خارجه لهستان.JPG|بندانگشتی|سفر معاون وزیر خارجه لهستان و ملاقات با عباس عراقچی]]&lt;br /&gt;
وزارت خارجه لهستان به احضار کاردار خود در ایران به وزارت خارجه واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: از نگاه ما، جامعه بین‌المللی حق دارد دربارهٔ مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث کند و لهستان نیز (حق دارد) کنفرانسی را که هدف آن ایجاد زمینه ای برای اقدام‌های ترویج دهنده ثبات و پیشرفت در منطقه خاورمیانه است، به صورت مشترک برگزار کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/1967125489582.html واکنش وزارت خارجه لهستان به احضار کاردارش در تهران] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین سفیر ایران در لهستان با معاون وزیر خارجه لهستان دیدارکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec08125556355.html سفیر ایران با معاون وزیر خارجه لهستان گفت وگو کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱ بهمن ۹۷ پرزمیسلاو لانگ معاون وزیر خارجه لهستان برای دیدار با عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec34125918993.html سفر معاون وزیر خارجه لهستان به تهران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاتسِک چاپوتوویچ، وزیر خارجه لهستان، روز دوشنبه اول بهمن ۹۷در بروکسل گفت که رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است. رژیم ایران کارهایی که می‌کند و حرفهایی که می‌زند در سطوح جامعه بین‌الملل نمی‌گنجد و از نظر لهستان این روند آرام برگزاری کنفرانس ورشو را تهدید می‌کند ولی در جریان نتایج کنفرانس لهستان قرار خواهند گرفت. یاتسِک چاپوتوویچ اضافه کرد: آنچه برخی اوقات تحلیلگران می‌گویند که لهستان اسب تروای آمریکاست، یا می‌خواهد وحدت اروپا را از بین ببرد، درست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø¹ÙØ رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین وزیر خارجه لهستان دوشنبه ۸ بهمن ۹۷ دربارهٔ اجلاس ورشو به خبرنگاران گفت: تا جائیکه به کنفرانس ورشو برمی‌گردد، می‌خواهم تأیید کنم همان‌طور که پیش‌بینی شده همراه با آمریکا سازماندهی خواهد شد. موضوع فقط در رابطه با ایران نخواهد بود و مسائل خاورمیانه به‌طور عام مطرح خواهد شد؛ البته رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی آن است که در آنجا مورد بحث قرار گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ÛÚ©Û-Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ø¯-Ú©ÙÛØ¯Û رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی اجلاس ورشو است که مورد بحث قرار می‌گیرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای کنفرانس لهستان و اهمیت آن ==&lt;br /&gt;
بسیاری این کنفرانس را یک نقطه عطف در تنظیم رابطه جامعه‌ جهانی با رژیم ایران دانسته و آنرا شکل گیری یک ائتلاف با دهها کشور علیه آن قلمداد میکنند. به گفتهٔ مایک پمپئو در آن ائتلاف، کشورهایی از آسیا، آفریقا، اروپا، و خاورمیانه حاضر خواهند بود و «هدف آن تمرکز روی ثبات خاورمیانه و صلح و آزادی و امنیت در این منطقه و شامل این عامل مهم است که اطمینان حاصل شود رژیم ایران یک (نیروی) نفوذ بی‌ثبات‌کننده نباشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب تحلیل‌گران با توجه به دخالت‌های فزاینده‌ی رژیم ایران در اغلب کشورهای منطقه آنرا مورد استقبال اغلب این کشورها و شرکت این کشورها در آن را حتمی می‌دانند. همچنین کمترین تصمیم‌گیری های احتمالی در این کنفرانس ، تضعیف و یا قطع روابط سیاسی با رژیم ایران و تشدید تحریم‌ها برآورد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری شورای ملی مقاومت در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
دبیرخانه‌ی شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف سیاسی که سازمان مجاهدین خلق یکی از اعضاء برجسته‌ی آن بشمار می‌رود، طی بیانیه ای در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷در مورد کنفرانس ورشو اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر &#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039; محافظت نمی‌کند و «ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند». از اینرو «دوران شرمی که آمریکا برای خودش به‌وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آنها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; مریم رجوی، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد، دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق‌بشر، صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم بر ایران است. راه‌حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است. رژیم رکوردار جهانی اعدام، تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;مریم رجوی&#039;&#039;&#039;، از جانب مقاومتی که از سال۱۳۶۰خواهان تحریم تسلیحاتی و نفتی دیکتاتوری دینی بوده است، ضرورت موارد زیر را بار دیگر مورد تأکید قرار داد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۱-به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و دستیابی به آزادی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۲-قرار دادن تمامیت سپاه و وزارت اطلاعات آخوندها در لیست تروریستی وزارت‌خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۳-اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس از آمریکا و اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۴- ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت پس از ۶۵بار محکومیت در ملل متحد&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۵-حمایت از ارجاع پرونده قتل‌عام زندانیان سیاسی به دادگاه بین‌المللی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۶-اخراج رژیم نامشروع ملایان از ملل ‌متحد و به‌رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۷-اخراج قاطعانه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و نیروهای آن از سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۸-وادار کردن حکومت عراق به پرداخت مابه ازای دارایی‌ها، تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههای &#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین&#039;&#039;&#039;و ارتش آزادیبخش ملی ایران که به‌طور کامل با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;۲۱دی۱۳۹۷(۱۱ژانویه ۲۰۱۹)&#039;&#039;&#039; »&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
=== کنفرانس گوادالوپ ===&lt;br /&gt;
در نیمه دی ماه ۵۷، کارتر، کالاهان، ژیسکاردستن و اشمیت در جزیره گوآدلوپ (واقع در دریای کارائیب) به مذاکره در مورد مهم‌ترین مسائل جهانی (از جمله تحولات در ایران، کامبوج، آفریقای جنوبی، افغانستان، ترکیه و نفوذ شوروی در خلیج فارس) پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار مقام ارشد سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد رفتن شاه از ایران، وحدت‌نظر داشتند. جیمی کارتر در خاطرات خود به صراحت می‌نویسد: «متوجه شدم سه رهبر دیگر، پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل دولتی غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند، شاه هرچه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم‌عقیده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/blogs/2014/02/140202_l44_nazeran_guadalupe_iran_monarchy.shtml گوادلوپ؛ تیر خلاص نظام پادشاهی] ـ بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کنفرانس تهران ===&lt;br /&gt;
در روز ۶ آذر ۱۳۲۲ هجری شمسی و در میانه جنگ دوم جهانی، کنفرانس چهار روزه رهبران سه کشور عضو متفقین یعنی فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، وینستون چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس و ژوزف استالین رئیس وقت اتحاد جماهیر شوروی، در تهران آغاز به کار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشورهای بزرگ متفق که در جنگ علیه کشورهای معروف به محور یعنی آلمان، ایتالیا و ژاپن در کنار یکدیگر قرار داشتند، در مجموع تا پایان جنگ سه کنفرانس مهم در تهران، یالتا و پتسدام تشکیل دادند که در جریان این نشست‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی خود در طول جنگ، دربارهٔ اوضاع جهان بعد از پایان جنگ و تقسیم ممالک جهان به مناطق نفوذ به توافق‌هایی رسیدند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران.JPG|بندانگشتی|چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران]]&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران که در فاصله روزهای ششم تا نهم آذر ۱۳۲۲ و همزمان با چهارمین سال جنگ دوم جهانی تشکیل شد، تمام وقت خود را صرف طرح نقشه‌های جنگی و مراحل بعدی نبرد تا شکست کامل آلمان و حل مسائل مربوط به بعد از پیروزی را به کنفرانس دیگری موکول کردند. انتخاب تهران برای تشکیل اجلاس رهبران متفقین، از مصوبات وزیران خارجه آمریکا، انگلیس و شوروی در مسکو بود. نشست مشترک آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، کاردل‌هال وزیر خارجه آمریکا و مولوتف وزیر خارجه شوروی در مسکو در اولین روزهای آبان ۱۳۲۲، مقدمه اجلاس رهبران سه کشور در تهران بود و انتخاب تهران برای برگزاری چنین نشستی، پیشنهاد استالین بود که با موافقت روزولت و چرچیل مواجه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران در محل سفارت شوروی برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنفرانس تهران بود که طرح عملیات نهایی برای درهم شکستن نیروی مقاومت آلمانی‌ها تهیه شد. همچنین طرح ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن قوای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و فرانسه آزاد در سواحل نورماندی فرانسه در ۱۶ خرداد۱۳۲۳و ضد حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی به نیروهای آلمان با هدف بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی در تیر ۱۳۲۳از جمله مسائلی بود که در این نشست تصمیم گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=381 در کنفرانس تهران چه موضوعاتی مطرح شد ؟]ـ گذرستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35918</id>
		<title>کنفرانس لهستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35918"/>
		<updated>2019-03-06T15:40:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اجلاس سران&lt;br /&gt;
| نام اجلاس      = کنفرانس لهستان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = کنفرانس ورشو&lt;br /&gt;
| تصویر         =مایک پمپئو در قاهره.jpg&lt;br /&gt;
| دگرتوضیح      = بررسی مسائل خاورمیانه&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر   =مایک پمپئو در حال اعلام تصمیم برای کنفرانس ورشو در دانشگاه آمریکایی قاهره&lt;br /&gt;
| کشور          = لهستان&lt;br /&gt;
| تاریخ         = ۱۳ و ۱۴فوریه۲۰۱۹–۲۴و ۲۵ بهمن ۹۷&lt;br /&gt;
| شعار          =ثبات، صلح، آزادی و امنیت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
| محل‌های برگزاری= ورشو&lt;br /&gt;
| شهرها         =&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان   =اغلب وزرای خارجه کشورهای خاورمیانه واروپا به جز ایران&lt;br /&gt;
| بنیان‌گذار     = مایک پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| پس از         =&lt;br /&gt;
| پیش از        =&lt;br /&gt;
| وبگاه         = &amp;lt;!-- {{URL|example.com}} --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| نکته‌های کلیدی =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کنفرانس لهستان&#039;&#039;&#039; نام کنفرانسی بود که در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ برای بررسی مسائل خاور میانه و به‌ویژه نقش حکومت ایران در منطقه برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۲۱دی‌ماه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره اعلام کرد، آمریکا قرار است ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) سال جاری کنفرانسی در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و بویژه نقش ایران در منطقه پرداخته خواهد شد. او گفت: «دوره سکوت ما در قبال اقدامات رژیم ایران تمام شد و دولت آمریکا با اقدامات بی‌ثبات کننده رژیم ایران در منطقه برخورد خواهد کرد.» مایک پمپئو با اشاره به دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه گفت: «کارزار مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران متوقف نخواهد شد. ما در مقابل دخالت رژیم ایران در سوریه و لبنان می‌ایستیم. ما دخالت رژیم ایران را در یمن برنمی‌تابیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلام این خبر واکنشهای بسیار و متفاوتی را در مجامع بین‌المللی برانگیخت و تحلیلهای مختلفی از این واقعه صورت گرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا سیاست قبلی دولت آمریکا در قبال ایران به کلی تغییر کرد و بر خلاف دولت اوباما که به دنبال کاهش تضاد با رژیم ایران بود و امتبازات بسیاری را در منطقه خاور میانه به جمهوری اسلامی ایران داده بود، دولت جدید آمریکا سیاست خود را بر مبنای ایستادن در مقابل جمهوری اسلامی استوار کرد. ترامپ بر اساس سیاست اعلام شده خود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ازهمان ابتدای روی کار آمدن خود توافق برجام را که بین ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت و آلمان در مورد بروژه هسته‌ای ایران بسته شده بود زیر سؤال برد و آنرا یک توافق بد خواند و خواستار این بود که ایران دوباره پای میز مذاکره بیاید تا توافقی جدید حاصل شود که درنهایت به خروج آمریکا از این توافق انجامید و بعد از آن با تعیین ضرب‌الاجل بار دیگر تحریمهای گسترده علیه ایران را اعمال کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ.JPG|بندانگشتی|امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ]]&lt;br /&gt;
از طرف دیگر مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا ۱۲شرط را برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی اعلام کرد تا اینکه نهایتاً در ۲۱دیماه ۹۷ در یک سخنرانی دردانشگاه آمریکایی قاهره که درچارچوب سفر وزیرخارجه آمریکا به هشت کشور منظقه خاوز میانه صورت گرفته بود اعلام کرد که آمریکا قرار است ۱۳و۱۴فوریه سال جاری کنفرانسی را در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و به‌ویژه نقش ایران در منطقه خواهد پرداخت. با توجه به آنچه بعد از این اعلام اتفاق افتاد و موضع‌گیریهای طرفهای مختلف بر سر کنفرانس لهستان قطعی است که موضوع اصلی کنفرانس ورشو در مورد اقدامات و به گفته مقامات آمریکایی دخالتهای ایران در منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اقدامات بی‌ثبات کننده آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری‌ها و اقدامات حکومت ایران در قبال کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بلافاصله بعد از اعلام برگزاری کنفرانس لهستان توسط مایک پمپئو محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران و معاونش عباس عراقچی واکنش نشان دادند. ظریف در صفحه توییتر خود نوشت: «یادآوری به میزبان و شرکت کنندگان کنفرانس ضد ایرانی: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند؛ و ایران از همیشه قوی تر است. دولت لهستان نمی‌تواند این شرمندگی را پاک کند: در حالی که ایران لهستانی‌ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد، این کشور اکنون میزبان سیرک مذبوحانه ضد ایرانی شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a127125342060.html واکنش ظریف به کنفرانس ضد ایرانی در لهستان] ـ مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین عباس عراقچی پناه دادن ایران به پناهندگان لهستانی درجریان جنگ جهانی دوم را گوشزد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/e03f125342986.html ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; کاردار لهستان به منظور اعتراض به میزبانی لهستان از این کنفرانس روز شنبه ۲۲ دی ۹۷ به وزارت خارجه ایران فراخوانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/dd21125417900.html کاردار لهستان به وزارت امور خارجه فراخوانده شد] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt;درادامه عباس کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان جمهوری اسلامی موضع گیری کرد و علت انتخاب لهستان به میزبانی کنفرانس را تصمیم لهستان برای ایجاد پایگاه نظامی ناتو در خاکش و همجنین قرارداد خرید سامانه دفاعی پاتریوت از آمریکا و همجنین جایگزینی خرید گاز طبیعی از آمریکا به جای روسیه ذکر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tnews.ir/site/7053125419628.html باشگاه خبرنگاران جوان]&amp;lt;/ref&amp;gt;و همین‌طور رئیس سازمان سینمایی از لغو برنامه هفته فیلم لهستان در واکنش به میزبانی لهستان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/b24e125434521.html خبرگزاری تسنیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;تعدادی از نمایندگاه مجلس و نشریات نیز خواستار اخراج سفیر لهستان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a96a125414213.html روزنامه اصولگرا: سفیر لهستان را اخراج کنید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت ظریف درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت محمد جواد ظریف دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
از همان زمان اعلام برگزاری نشست ورشو رسانه‌های ایران به بسیج گسترده‌ای علیه این اجلاس دست زدند. ابتدا تلاش کردند که هدق از کنفرانس لهستان را نزدیکی اعراب و اسراییل نشان بدهند و یا اینکه آمریکا با این اجلاس به دنبال ایجاد شکاف در اتحادیه اروپاست تبلیغ گسترده‌ای حول اینکه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین نماینده روسیه در این اجلاس شرکت نخواهند کرد صورت گرفت یا اینکه این اجلاس با واکنش سردی از طرف کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌جنین در تبلیغات نشریات ایرانی این موضوع مطرح شد که گویا قرار است ایران نیز به کنفرانس لهستان دعوت شود و حتی اینکه چون کشورها از کنفرانس لهستان استقبال نکرده‌اند احتمال دارد این کنفرانس لغو شود و در نهایت به این استدلال منوسل شدند که به خاطر اعتراضات جهانی به کنفرانس لهستان آمریکا در بیانیه‌ی وزارت خارجه دربارهٔ این اجلاس متن آنرا تعدیل کرده و نامی از ایران نبرده و موضوع کنفرانس لهستان را رسیدگی به مشکلات منطقه خاورمیانه عنوان کرده‌است. همچنین در بسیاری از روزنامه‌ها از طرف نهادهای ضد جنگ بیانیه‌های منتشر می‌شد که برگزاری این کنفرانس را محکوم کرده‌اند و خواستار برگزاری اجلاس صلح با حضور ایران شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در بسیاری از موضع گیریها و تحلیلهای روزنامه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران این موضوع که کنفرانس لهستان یک سرفصل در رفتار آمریکا در قبال رژیم ایران است موج می‌زند و همدیگر را به هوشیاری در اینباره فرا می‌خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وطن امروز در شماره روز دوشنبه ۲۴دیماه خود دربارهٔ کنفرانس بین‌المللی لهستان نوشت: اولین نکته جالب‌توجه که دربارهٔ کنفرانس لهستان به‌نظر می‌رسد، میزان شباهت آن به گردهمایی‌های سالانه (مجاهدین) در پایتخت‌های اروپایی مانند پاریس است که هر سال برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA% کنفرانس لهستان به سبک کنفرانس (مجاهدین)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا با تأکید براین‌که «ترامپ و تیم او گزینه‌های زیادی را برای دستیابی به تسلیم جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند»، می‌نویسد: تیم ترامپ با همین تصور رویکرد روابط خود با (مجاهدین) را افزایش داد (و) (اکنون) آمریکا به فکر تجدید یارگیری و تقویت ائتلاف خود با محوریت ضدیت و خصومت با جمهوری اسلامی می‌باشد؛ و برگزاری نشست لهستان در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات سابق دیگر به نام مجلسی هم هشدار می‌دهد: ترامپ، بولتون و پمپئو برای تعارف با جمهوری اسلامی نیامده‌اند و برنامه خودشان را دربارهٔ ستیز با نظام از قبل اعلام کرده‌اند و دنبال بهانه جدی و یارگیری جنگی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌آبادی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس نیز می‌گوید: آ مریکا… با تقویت مجدد (مجاهدین) به‌دنبال اقدامات میدانی علیه (نظام) است که برگزاری اجلاس امنیتی ضد جمهوری اسلامی در لهستان نیز در همین راستا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی خرم سفیر پیشین جمهوری اسلامی در مقر اروپایی ملل متحد نیز در هشداری نسبت به اجماع جهانی علیه رژیم در لهستان نوشته‌است: «اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش‌درآمد یک ائتلاف نظامی علیه نظام تلقی می‌شود… به‌طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از نظام است». او اضافه کرد: «همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار می‌گذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با نظام بپردازند. در این میان به‌نظر نمی‌آید نظام حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از نظام حمایت نماید. دوستان (ما) عموماً در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با نظام برمی‌دارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% هراس رژیم ایران از مجاهدین و اجماع جهانی در کنفرانس ورشو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری مقامات آمریکایی در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
ابتدا مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره برگزاری این کنفرانس را به میزبانی لهستان اعلام کرد در پی این اعلام آمریکا و لهستان در بیانیه مشترکی در روز ۲۱ دیماه ۹۷ اعلام کردند: «ما خشنودیم که آمریکا و جمهوری لهستان به‌طور مشترک میزبان اجلاس وزیران برای ارتقای آینده صلح و امنیت در خاورمیانه در ورشو هستیم که در ۱۳و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) برگزار می‌شود. ما در ایجاد یک خاورمیانه صلح‌آمیز و باثبات‌تر منافع مشترک داریم. این اجلاس وزیران مجمعی از کشورهایی خواهد بود که نسبت به بی‌ثباتی در این منطقه نگرانند و ارزیابیها و ایده‌های خود برای یک راه به جلو ارائه می‌کنند. این اجلاس به طیفی از مسائل شامل تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه موشکی و تکثیر و امنیت و تجارت دریانوردی و تهدیدات گروه‌های دست‌نشانده رژیم ایران در سراسر این منطقه می‌پردازد.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت پمپئو درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت مایک پمپئو دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
پمپئو در مصاحبه‌ای که با فاکس نیوز داشت گفت: این گردهمایی از ۱۳ تا ۱۴ فوریه در لهستان خواهد بود که با تمرکز روی ثبات و صلح و آزادی خاورمیانه و امنیت در این منطقه خواهد بود که شامل عنصر مهم اطمینان از عدم نفوذ بی‌ثبات کننده ایران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو همچنین در پیامی ویدئویی به اجلاس جهانی اقتصاد در داووس به دخالتهای بی‌ثبات کننده‌ی رژیم ایران در منطقه‌ی خاور میانه اشاره کرد از جمله در یمن و سوریه و لبنان و همچنین عراق و از عزم آمریکا و کشورهای منطقه برای جلوگیری از این دخالتها خبر داد و به کنفرانس لهستان اشاره کرد که برای این منظور تشکیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ù¾ÛØ§ÙÛ-Ø¯Ø§ÙÙØ³-Ø§Ø¦ØªÙØ§ÙÛ-Ø¬ÙØ§ÙÛ-Ø¨Ø±Ø§Û-ÙÙ مایک پمپئو در پیامی به داووس] ـ &amp;lt;/ref&amp;gt;در ادامه این کارزار وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۴ بهمن ۹۷ با جرمی هانت وزیر خارجه انگلستان دیدار کرد و از او رسماً برای شرکت در کنفرانس ورشو دعوت کرد. وی در این دیدار در مورد کنفرانس لهستان گفت: ٰاین ائتلاف جهانی است که در ماه فوریه در ورشو برای ثبات خاورمیانه تشکیل خواهد شد و کشورها به ما ملحق خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A گفتگوهای وزیران خارجه آمریکا و انگلستان درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ بهمن ۹۷ روزنامه گاردین اعلام کرد که وزیر خارجه انگلستان موافقت کرد که در اجلاس لهستان شرکت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/Ø´Ø±Ú©Øª-ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-Ø§ÙÚ¯ÙØ³ØªØ§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø¹ÙÛÙ-Ø شرکت وزیر خارجه انگلستان در اجلاس لهستان علیه رژیم ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;ژنرال جک کین معاون سابق ستاد نیروی زمینی آمریکا در این‌رابظه گفت: رژیم ایران در پی ایجاد پلی زمینی بین عراق سوریه و لبنان است و ما می‌خواهیم این رژیم را از این پل محروم کنیم خبر خوب این‌که ماه آینده آمریکا و متحدانمان استراتژی مقابله با رژیم ایران را در لهستان تدوین خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÚÙØ±Ø§Ù-Ú©ÛÙ-ØªØ¯ÙÛÙ-Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚÛ-ÙÙØ§Ø¨ÙÙ-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ù تدوین استراتژی مقابله با رژیم ایران در لهستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاخ سفید روز چهارشنبه ۱۰بهمن طی بیانیه‌ای اعلام کرد: مایک پنس معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواسط فوریه به‌نمایندگی از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به اروپا سفر خواهد کرد. او از ۲۴تا ۲۷ بهمن از لهستان و آلمان بازدید خواهد کرد. در ورشوی لهستان، معاون رئیس‌جمهور سخنران اصلی اجلاس وزیران برای ترویج آینده‌ای با صلح و امنیت در خاورمیانه خواهد بود. این اجلاس به میزبانی مشترک آمریکا و لهستان به‌دنبال گردهم آوردن کشورهایی است که نسبت به بی‌ثباتی در منطقه نگران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙØ³-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù-Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹-Ø®Ø§ÙØ±ÙÛØ§ÙÙ-Ø مایک پنس در اجلاس ورشو درباره اوضاع خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۱۱بهمن۹۷ در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت: رژیم ایران تهدیدی برای جهان و آمریکا است و نمی‌گذاریم ایران یک کره شمالی دیگر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ØªÙØ¯ÛØ¯Û-Ø¨Ø±Ø§Û-Ø¬ÙØ§Ù-Ø¢ÙØ±ÛÚ مایک پمپئو در مصاحبه با فاکس نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات لهستان در قبال کنفرانس ورشو ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ملاقات عراقچی با وزیر خارجه لهستان.JPG|بندانگشتی|سفر معاون وزیر خارجه لهستان و ملاقات با عباس عراقچی]]&lt;br /&gt;
وزارت خارجه لهستان به احضار کاردار خود در ایران به وزارت خارجه واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: از نگاه ما، جامعه بین‌المللی حق دارد دربارهٔ مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث کند و لهستان نیز (حق دارد) کنفرانسی را که هدف آن ایجاد زمینه ای برای اقدام‌های ترویج دهنده ثبات و پیشرفت در منطقه خاورمیانه است، به صورت مشترک برگزار کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/1967125489582.html واکنش وزارت خارجه لهستان به احضار کاردارش در تهران] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین سفیر ایران در لهستان با معاون وزیر خارجه لهستان دیدارکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec08125556355.html سفیر ایران با معاون وزیر خارجه لهستان گفت وگو کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱ بهمن ۹۷ پرزمیسلاو لانگ معاون وزیر خارجه لهستان برای دیدار با عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec34125918993.html سفر معاون وزیر خارجه لهستان به تهران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاتسِک چاپوتوویچ، وزیر خارجه لهستان، روز دوشنبه اول بهمن ۹۷در بروکسل گفت که رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است. رژیم ایران کارهایی که می‌کند و حرفهایی که می‌زند در سطوح جامعه بین‌الملل نمی‌گنجد و از نظر لهستان این روند آرام برگزاری کنفرانس ورشو را تهدید می‌کند ولی در جریان نتایج کنفرانس لهستان قرار خواهند گرفت. یاتسِک چاپوتوویچ اضافه کرد: آنچه برخی اوقات تحلیلگران می‌گویند که لهستان اسب تروای آمریکاست، یا می‌خواهد وحدت اروپا را از بین ببرد، درست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø¹ÙØ رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین وزیر خارجه لهستان دوشنبه ۸ بهمن ۹۷ دربارهٔ اجلاس ورشو به خبرنگاران گفت: تا جائیکه به کنفرانس ورشو برمی‌گردد، می‌خواهم تأیید کنم همان‌طور که پیش‌بینی شده همراه با آمریکا سازماندهی خواهد شد. موضوع فقط در رابطه با ایران نخواهد بود و مسائل خاورمیانه به‌طور عام مطرح خواهد شد؛ البته رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی آن است که در آنجا مورد بحث قرار گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ÛÚ©Û-Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ø¯-Ú©ÙÛØ¯Û رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی اجلاس ورشو است که مورد بحث قرار می‌گیرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای کنفرانس لهستان و اهمیت آن ==&lt;br /&gt;
بسیاری این کنفرانس را یک نقطه عطف در تنظیم رابطه جامعه‌ جهانی با رژیم ایران دانسته و آنرا شکل گیری یک ائتلاف با دهها کشور علیه آن قلمداد میکنند. به گفتهٔ مایک پمپئو در آن ائتلاف، کشورهایی از آسیا، آفریقا، اروپا، و خاورمیانه حاضر خواهند بود و «هدف آن تمرکز روی ثبات خاورمیانه و صلح و آزادی و امنیت در این منطقه و شامل این عامل مهم است که اطمینان حاصل شود رژیم ایران یک (نیروی) نفوذ بی‌ثبات‌کننده نباشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب تحلیل‌گران با توجه به دخالت‌های فزاینده‌ی رژیم ایران در اغلب کشورهای منطقه آنرا مورد استقبال اغلب این کشورها و شرکت این کشورها در آن را حتمی می‌دانند. همچنین کمترین تصمیم‌گیری های احتمالی در این کنفرانس ، تضعیف و یا قطع روابط سیاسی با رژیم ایران و تشدید تحریم‌ها برآورد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری شورای ملی مقاومت در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
دبیرخانه‌ی شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف سیاسی که سازمان مجاهدین خلق یکی از اعضاء برجسته‌ی آن بشمار می‌رود، طی بیانیه ای در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷در مورد کنفرانس ورشو اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر &#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039; محافظت نمی‌کند و «ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند». از اینرو «دوران شرمی که آمریکا برای خودش به‌وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آنها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; مریم رجوی، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد، دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق‌بشر، صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم بر ایران است. راه‌حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است. رژیم رکوردار جهانی اعدام، تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;مریم رجوی&#039;&#039;&#039;، از جانب مقاومتی که از سال۱۳۶۰خواهان تحریم تسلیحاتی و نفتی دیکتاتوری دینی بوده است، ضرورت موارد زیر را بار دیگر مورد تأکید قرار داد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۱-به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و دستیابی به آزادی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۲-قرار دادن تمامیت سپاه و وزارت اطلاعات آخوندها در لیست تروریستی وزارت‌خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۳-اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس از آمریکا و اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۴- ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت پس از ۶۵بار محکومیت در ملل متحد&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۵-حمایت از ارجاع پرونده قتل‌عام زندانیان سیاسی به دادگاه بین‌المللی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۶-اخراج رژیم نامشروع ملایان از ملل ‌متحد و به‌رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۷-اخراج قاطعانه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و نیروهای آن از سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۸-وادار کردن حکومت عراق به پرداخت مابه ازای دارایی‌ها، تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههای &#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین&#039;&#039;&#039;و ارتش آزادیبخش ملی ایران که به‌طور کامل با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;۲۱دی۱۳۹۷(۱۱ژانویه ۲۰۱۹)&#039;&#039;&#039; »&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
=== کنفرانس گوادالوپ ===&lt;br /&gt;
در نیمه دی ماه ۵۷، کارتر، کالاهان، ژیسکاردستن و اشمیت در جزیره گوآدلوپ (واقع در دریای کارائیب) به مذاکره در مورد مهم‌ترین مسائل جهانی (از جمله تحولات در ایران، کامبوج، آفریقای جنوبی، افغانستان، ترکیه و نفوذ شوروی در خلیج فارس) پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار مقام ارشد سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد رفتن شاه از ایران، وحدت‌نظر داشتند. جیمی کارتر در خاطرات خود به صراحت می‌نویسد: «متوجه شدم سه رهبر دیگر، پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل دولتی غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند، شاه هرچه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم‌عقیده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/blogs/2014/02/140202_l44_nazeran_guadalupe_iran_monarchy.shtml گوادلوپ؛ تیر خلاص نظام پادشاهی] ـ بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کنفرانس تهران ===&lt;br /&gt;
در روز ۶ آذر ۱۳۲۲ هجری شمسی و در میانه جنگ دوم جهانی، کنفرانس چهار روزه رهبران سه کشور عضو متفقین یعنی فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، وینستون چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس و ژوزف استالین رئیس وقت اتحاد جماهیر شوروی، در تهران آغاز به کار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشورهای بزرگ متفق که در جنگ علیه کشورهای معروف به محور یعنی آلمان، ایتالیا و ژاپن در کنار یکدیگر قرار داشتند، در مجموع تا پایان جنگ سه کنفرانس مهم در تهران، یالتا و پتسدام تشکیل دادند که در جریان این نشست‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی خود در طول جنگ، دربارهٔ اوضاع جهان بعد از پایان جنگ و تقسیم ممالک جهان به مناطق نفوذ به توافق‌هایی رسیدند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران.JPG|بندانگشتی|چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران]]&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران که در فاصله روزهای ششم تا نهم آذر ۱۳۲۲ و همزمان با چهارمین سال جنگ دوم جهانی تشکیل شد، تمام وقت خود را صرف طرح نقشه‌های جنگی و مراحل بعدی نبرد تا شکست کامل آلمان و حل مسائل مربوط به بعد از پیروزی را به کنفرانس دیگری موکول کردند. انتخاب تهران برای تشکیل اجلاس رهبران متفقین، از مصوبات وزیران خارجه آمریکا، انگلیس و شوروی در مسکو بود. نشست مشترک آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، کاردل‌هال وزیر خارجه آمریکا و مولوتف وزیر خارجه شوروی در مسکو در اولین روزهای آبان ۱۳۲۲، مقدمه اجلاس رهبران سه کشور در تهران بود و انتخاب تهران برای برگزاری چنین نشستی، پیشنهاد استالین بود که با موافقت روزولت و چرچیل مواجه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران در محل سفارت شوروی برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنفرانس تهران بود که طرح عملیات نهایی برای درهم شکستن نیروی مقاومت آلمانی‌ها تهیه شد. همچنین طرح ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن قوای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و فرانسه آزاد در سواحل نورماندی فرانسه در ۱۶ خرداد۱۳۲۳و ضد حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی به نیروهای آلمان با هدف بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی در تیر ۱۳۲۳از جمله مسائلی بود که در این نشست تصمیم گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=381 در کنفرانس تهران چه موضوعاتی مطرح شد ؟]ـ گذرستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35917</id>
		<title>کنفرانس لهستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35917"/>
		<updated>2019-03-06T15:39:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اجلاس سران&lt;br /&gt;
| نام اجلاس      = کنفرانس لهستان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = کنفرانس ورشو&lt;br /&gt;
| تصویر         =مایک پمپئو در قاهره.jpg&lt;br /&gt;
| دگرتوضیح      = بررسی مسائل خاورمیانه&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر   =مایک پمپئو در حال اعلام تصمیم برای کنفرانس ورشو در دانشگاه آمریکایی قاهره&lt;br /&gt;
| کشور          = لهستان&lt;br /&gt;
| تاریخ         = ۱۳ و ۱۴فوریه۲۰۱۷–۲۴و ۲۵ بهمن ۹۷&lt;br /&gt;
| شعار          =ثبات، صلح، آزادی و امنیت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
| محل‌های برگزاری= ورشو&lt;br /&gt;
| شهرها         =&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان   =اغلب وزرای خارجه کشورهای خاورمیانه واروپا به جز ایران&lt;br /&gt;
| بنیان‌گذار     = مایک پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| پس از         =&lt;br /&gt;
| پیش از        =&lt;br /&gt;
| وبگاه         = &amp;lt;!-- {{URL|example.com}} --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| نکته‌های کلیدی =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کنفرانس لهستان&#039;&#039;&#039; نام کنفرانسی بود که در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ (برای بررسی مسائل خاور میانه و به‌ویژه نقش حکومت ایران در منطقه برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۲۱دی‌ماه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره اعلام کرد، آمریکا قرار است ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) سال جاری کنفرانسی در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و بویژه نقش ایران در منطقه پرداخته خواهد شد. او گفت: «دوره سکوت ما در قبال اقدامات رژیم ایران تمام شد و دولت آمریکا با اقدامات بی‌ثبات کننده رژیم ایران در منطقه برخورد خواهد کرد.» مایک پمپئو با اشاره به دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه گفت: «کارزار مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران متوقف نخواهد شد. ما در مقابل دخالت رژیم ایران در سوریه و لبنان می‌ایستیم. ما دخالت رژیم ایران را در یمن برنمی‌تابیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلام این خبر واکنشهای بسیار و متفاوتی را در مجامع بین‌المللی برانگیخت و تحلیلهای مختلفی از این واقعه صورت گرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا سیاست قبلی دولت آمریکا در قبال ایران به کلی تغییر کرد و بر خلاف دولت اوباما که به دنبال کاهش تضاد با رژیم ایران بود و امتبازات بسیاری را در منطقه خاور میانه به جمهوری اسلامی ایران داده بود، دولت جدید آمریکا سیاست خود را بر مبنای ایستادن در مقابل جمهوری اسلامی استوار کرد. ترامپ بر اساس سیاست اعلام شده خود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ازهمان ابتدای روی کار آمدن خود توافق برجام را که بین ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت و آلمان در مورد بروژه هسته‌ای ایران بسته شده بود زیر سؤال برد و آنرا یک توافق بد خواند و خواستار این بود که ایران دوباره پای میز مذاکره بیاید تا توافقی جدید حاصل شود که درنهایت به خروج آمریکا از این توافق انجامید و بعد از آن با تعیین ضرب‌الاجل بار دیگر تحریمهای گسترده علیه ایران را اعمال کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ.JPG|بندانگشتی|امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ]]&lt;br /&gt;
از طرف دیگر مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا ۱۲شرط را برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی اعلام کرد تا اینکه نهایتاً در ۲۱دیماه ۹۷ در یک سخنرانی دردانشگاه آمریکایی قاهره که درچارچوب سفر وزیرخارجه آمریکا به هشت کشور منظقه خاوز میانه صورت گرفته بود اعلام کرد که آمریکا قرار است ۱۳و۱۴فوریه سال جاری کنفرانسی را در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و به‌ویژه نقش ایران در منطقه خواهد پرداخت. با توجه به آنچه بعد از این اعلام اتفاق افتاد و موضع‌گیریهای طرفهای مختلف بر سر کنفرانس لهستان قطعی است که موضوع اصلی کنفرانس ورشو در مورد اقدامات و به گفته مقامات آمریکایی دخالتهای ایران در منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اقدامات بی‌ثبات کننده آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری‌ها و اقدامات حکومت ایران در قبال کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بلافاصله بعد از اعلام برگزاری کنفرانس لهستان توسط مایک پمپئو محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران و معاونش عباس عراقچی واکنش نشان دادند. ظریف در صفحه توییتر خود نوشت: «یادآوری به میزبان و شرکت کنندگان کنفرانس ضد ایرانی: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند؛ و ایران از همیشه قوی تر است. دولت لهستان نمی‌تواند این شرمندگی را پاک کند: در حالی که ایران لهستانی‌ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد، این کشور اکنون میزبان سیرک مذبوحانه ضد ایرانی شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a127125342060.html واکنش ظریف به کنفرانس ضد ایرانی در لهستان] ـ مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین عباس عراقچی پناه دادن ایران به پناهندگان لهستانی درجریان جنگ جهانی دوم را گوشزد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/e03f125342986.html ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; کاردار لهستان به منظور اعتراض به میزبانی لهستان از این کنفرانس روز شنبه ۲۲ دی ۹۷ به وزارت خارجه ایران فراخوانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/dd21125417900.html کاردار لهستان به وزارت امور خارجه فراخوانده شد] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt;درادامه عباس کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان جمهوری اسلامی موضع گیری کرد و علت انتخاب لهستان به میزبانی کنفرانس را تصمیم لهستان برای ایجاد پایگاه نظامی ناتو در خاکش و همجنین قرارداد خرید سامانه دفاعی پاتریوت از آمریکا و همجنین جایگزینی خرید گاز طبیعی از آمریکا به جای روسیه ذکر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tnews.ir/site/7053125419628.html باشگاه خبرنگاران جوان]&amp;lt;/ref&amp;gt;و همین‌طور رئیس سازمان سینمایی از لغو برنامه هفته فیلم لهستان در واکنش به میزبانی لهستان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/b24e125434521.html خبرگزاری تسنیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;تعدادی از نمایندگاه مجلس و نشریات نیز خواستار اخراج سفیر لهستان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a96a125414213.html روزنامه اصولگرا: سفیر لهستان را اخراج کنید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت ظریف درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت محمد جواد ظریف دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
از همان زمان اعلام برگزاری نشست ورشو رسانه‌های ایران به بسیج گسترده‌ای علیه این اجلاس دست زدند. ابتدا تلاش کردند که هدق از کنفرانس لهستان را نزدیکی اعراب و اسراییل نشان بدهند و یا اینکه آمریکا با این اجلاس به دنبال ایجاد شکاف در اتحادیه اروپاست تبلیغ گسترده‌ای حول اینکه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین نماینده روسیه در این اجلاس شرکت نخواهند کرد صورت گرفت یا اینکه این اجلاس با واکنش سردی از طرف کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌جنین در تبلیغات نشریات ایرانی این موضوع مطرح شد که گویا قرار است ایران نیز به کنفرانس لهستان دعوت شود و حتی اینکه چون کشورها از کنفرانس لهستان استقبال نکرده‌اند احتمال دارد این کنفرانس لغو شود و در نهایت به این استدلال منوسل شدند که به خاطر اعتراضات جهانی به کنفرانس لهستان آمریکا در بیانیه‌ی وزارت خارجه دربارهٔ این اجلاس متن آنرا تعدیل کرده و نامی از ایران نبرده و موضوع کنفرانس لهستان را رسیدگی به مشکلات منطقه خاورمیانه عنوان کرده‌است. همچنین در بسیاری از روزنامه‌ها از طرف نهادهای ضد جنگ بیانیه‌های منتشر می‌شد که برگزاری این کنفرانس را محکوم کرده‌اند و خواستار برگزاری اجلاس صلح با حضور ایران شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در بسیاری از موضع گیریها و تحلیلهای روزنامه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران این موضوع که کنفرانس لهستان یک سرفصل در رفتار آمریکا در قبال رژیم ایران است موج می‌زند و همدیگر را به هوشیاری در اینباره فرا می‌خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وطن امروز در شماره روز دوشنبه ۲۴دیماه خود دربارهٔ کنفرانس بین‌المللی لهستان نوشت: اولین نکته جالب‌توجه که دربارهٔ کنفرانس لهستان به‌نظر می‌رسد، میزان شباهت آن به گردهمایی‌های سالانه (مجاهدین) در پایتخت‌های اروپایی مانند پاریس است که هر سال برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA% کنفرانس لهستان به سبک کنفرانس (مجاهدین)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا با تأکید براین‌که «ترامپ و تیم او گزینه‌های زیادی را برای دستیابی به تسلیم جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند»، می‌نویسد: تیم ترامپ با همین تصور رویکرد روابط خود با (مجاهدین) را افزایش داد (و) (اکنون) آمریکا به فکر تجدید یارگیری و تقویت ائتلاف خود با محوریت ضدیت و خصومت با جمهوری اسلامی می‌باشد؛ و برگزاری نشست لهستان در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات سابق دیگر به نام مجلسی هم هشدار می‌دهد: ترامپ، بولتون و پمپئو برای تعارف با جمهوری اسلامی نیامده‌اند و برنامه خودشان را دربارهٔ ستیز با نظام از قبل اعلام کرده‌اند و دنبال بهانه جدی و یارگیری جنگی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌آبادی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس نیز می‌گوید: آ مریکا… با تقویت مجدد (مجاهدین) به‌دنبال اقدامات میدانی علیه (نظام) است که برگزاری اجلاس امنیتی ضد جمهوری اسلامی در لهستان نیز در همین راستا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی خرم سفیر پیشین جمهوری اسلامی در مقر اروپایی ملل متحد نیز در هشداری نسبت به اجماع جهانی علیه رژیم در لهستان نوشته‌است: «اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش‌درآمد یک ائتلاف نظامی علیه نظام تلقی می‌شود… به‌طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از نظام است». او اضافه کرد: «همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار می‌گذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با نظام بپردازند. در این میان به‌نظر نمی‌آید نظام حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از نظام حمایت نماید. دوستان (ما) عموماً در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با نظام برمی‌دارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% هراس رژیم ایران از مجاهدین و اجماع جهانی در کنفرانس ورشو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری مقامات آمریکایی در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
ابتدا مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره برگزاری این کنفرانس را به میزبانی لهستان اعلام کرد در پی این اعلام آمریکا و لهستان در بیانیه مشترکی در روز ۲۱ دیماه ۹۷ اعلام کردند: «ما خشنودیم که آمریکا و جمهوری لهستان به‌طور مشترک میزبان اجلاس وزیران برای ارتقای آینده صلح و امنیت در خاورمیانه در ورشو هستیم که در ۱۳و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) برگزار می‌شود. ما در ایجاد یک خاورمیانه صلح‌آمیز و باثبات‌تر منافع مشترک داریم. این اجلاس وزیران مجمعی از کشورهایی خواهد بود که نسبت به بی‌ثباتی در این منطقه نگرانند و ارزیابیها و ایده‌های خود برای یک راه به جلو ارائه می‌کنند. این اجلاس به طیفی از مسائل شامل تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه موشکی و تکثیر و امنیت و تجارت دریانوردی و تهدیدات گروه‌های دست‌نشانده رژیم ایران در سراسر این منطقه می‌پردازد.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت پمپئو درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت مایک پمپئو دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
پمپئو در مصاحبه‌ای که با فاکس نیوز داشت گفت: این گردهمایی از ۱۳ تا ۱۴ فوریه در لهستان خواهد بود که با تمرکز روی ثبات و صلح و آزادی خاورمیانه و امنیت در این منطقه خواهد بود که شامل عنصر مهم اطمینان از عدم نفوذ بی‌ثبات کننده ایران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو همچنین در پیامی ویدئویی به اجلاس جهانی اقتصاد در داووس به دخالتهای بی‌ثبات کننده‌ی رژیم ایران در منطقه‌ی خاور میانه اشاره کرد از جمله در یمن و سوریه و لبنان و همچنین عراق و از عزم آمریکا و کشورهای منطقه برای جلوگیری از این دخالتها خبر داد و به کنفرانس لهستان اشاره کرد که برای این منظور تشکیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ù¾ÛØ§ÙÛ-Ø¯Ø§ÙÙØ³-Ø§Ø¦ØªÙØ§ÙÛ-Ø¬ÙØ§ÙÛ-Ø¨Ø±Ø§Û-ÙÙ مایک پمپئو در پیامی به داووس] ـ &amp;lt;/ref&amp;gt;در ادامه این کارزار وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۴ بهمن ۹۷ با جرمی هانت وزیر خارجه انگلستان دیدار کرد و از او رسماً برای شرکت در کنفرانس ورشو دعوت کرد. وی در این دیدار در مورد کنفرانس لهستان گفت: ٰاین ائتلاف جهانی است که در ماه فوریه در ورشو برای ثبات خاورمیانه تشکیل خواهد شد و کشورها به ما ملحق خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A گفتگوهای وزیران خارجه آمریکا و انگلستان درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ بهمن ۹۷ روزنامه گاردین اعلام کرد که وزیر خارجه انگلستان موافقت کرد که در اجلاس لهستان شرکت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/Ø´Ø±Ú©Øª-ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-Ø§ÙÚ¯ÙØ³ØªØ§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø¹ÙÛÙ-Ø شرکت وزیر خارجه انگلستان در اجلاس لهستان علیه رژیم ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;ژنرال جک کین معاون سابق ستاد نیروی زمینی آمریکا در این‌رابظه گفت: رژیم ایران در پی ایجاد پلی زمینی بین عراق سوریه و لبنان است و ما می‌خواهیم این رژیم را از این پل محروم کنیم خبر خوب این‌که ماه آینده آمریکا و متحدانمان استراتژی مقابله با رژیم ایران را در لهستان تدوین خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÚÙØ±Ø§Ù-Ú©ÛÙ-ØªØ¯ÙÛÙ-Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚÛ-ÙÙØ§Ø¨ÙÙ-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ù تدوین استراتژی مقابله با رژیم ایران در لهستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاخ سفید روز چهارشنبه ۱۰بهمن طی بیانیه‌ای اعلام کرد: مایک پنس معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواسط فوریه به‌نمایندگی از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به اروپا سفر خواهد کرد. او از ۲۴تا ۲۷ بهمن از لهستان و آلمان بازدید خواهد کرد. در ورشوی لهستان، معاون رئیس‌جمهور سخنران اصلی اجلاس وزیران برای ترویج آینده‌ای با صلح و امنیت در خاورمیانه خواهد بود. این اجلاس به میزبانی مشترک آمریکا و لهستان به‌دنبال گردهم آوردن کشورهایی است که نسبت به بی‌ثباتی در منطقه نگران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙØ³-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù-Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹-Ø®Ø§ÙØ±ÙÛØ§ÙÙ-Ø مایک پنس در اجلاس ورشو درباره اوضاع خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۱۱بهمن۹۷ در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت: رژیم ایران تهدیدی برای جهان و آمریکا است و نمی‌گذاریم ایران یک کره شمالی دیگر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ØªÙØ¯ÛØ¯Û-Ø¨Ø±Ø§Û-Ø¬ÙØ§Ù-Ø¢ÙØ±ÛÚ مایک پمپئو در مصاحبه با فاکس نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات لهستان در قبال کنفرانس ورشو ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ملاقات عراقچی با وزیر خارجه لهستان.JPG|بندانگشتی|سفر معاون وزیر خارجه لهستان و ملاقات با عباس عراقچی]]&lt;br /&gt;
وزارت خارجه لهستان به احضار کاردار خود در ایران به وزارت خارجه واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: از نگاه ما، جامعه بین‌المللی حق دارد دربارهٔ مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث کند و لهستان نیز (حق دارد) کنفرانسی را که هدف آن ایجاد زمینه ای برای اقدام‌های ترویج دهنده ثبات و پیشرفت در منطقه خاورمیانه است، به صورت مشترک برگزار کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/1967125489582.html واکنش وزارت خارجه لهستان به احضار کاردارش در تهران] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین سفیر ایران در لهستان با معاون وزیر خارجه لهستان دیدارکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec08125556355.html سفیر ایران با معاون وزیر خارجه لهستان گفت وگو کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱ بهمن ۹۷ پرزمیسلاو لانگ معاون وزیر خارجه لهستان برای دیدار با عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec34125918993.html سفر معاون وزیر خارجه لهستان به تهران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاتسِک چاپوتوویچ، وزیر خارجه لهستان، روز دوشنبه اول بهمن ۹۷در بروکسل گفت که رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است. رژیم ایران کارهایی که می‌کند و حرفهایی که می‌زند در سطوح جامعه بین‌الملل نمی‌گنجد و از نظر لهستان این روند آرام برگزاری کنفرانس ورشو را تهدید می‌کند ولی در جریان نتایج کنفرانس لهستان قرار خواهند گرفت. یاتسِک چاپوتوویچ اضافه کرد: آنچه برخی اوقات تحلیلگران می‌گویند که لهستان اسب تروای آمریکاست، یا می‌خواهد وحدت اروپا را از بین ببرد، درست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø¹ÙØ رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین وزیر خارجه لهستان دوشنبه ۸ بهمن ۹۷ دربارهٔ اجلاس ورشو به خبرنگاران گفت: تا جائیکه به کنفرانس ورشو برمی‌گردد، می‌خواهم تأیید کنم همان‌طور که پیش‌بینی شده همراه با آمریکا سازماندهی خواهد شد. موضوع فقط در رابطه با ایران نخواهد بود و مسائل خاورمیانه به‌طور عام مطرح خواهد شد؛ البته رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی آن است که در آنجا مورد بحث قرار گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ÛÚ©Û-Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ø¯-Ú©ÙÛØ¯Û رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی اجلاس ورشو است که مورد بحث قرار می‌گیرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای کنفرانس لهستان و اهمیت آن ==&lt;br /&gt;
بسیاری این کنفرانس را یک نقطه عطف در تنظیم رابطه جامعه‌ جهانی با رژیم ایران دانسته و آنرا شکل گیری یک ائتلاف با دهها کشور علیه آن قلمداد میکنند. به گفتهٔ مایک پمپئو در آن ائتلاف، کشورهایی از آسیا، آفریقا، اروپا، و خاورمیانه حاضر خواهند بود و «هدف آن تمرکز روی ثبات خاورمیانه و صلح و آزادی و امنیت در این منطقه و شامل این عامل مهم است که اطمینان حاصل شود رژیم ایران یک (نیروی) نفوذ بی‌ثبات‌کننده نباشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب تحلیل‌گران با توجه به دخالت‌های فزاینده‌ی رژیم ایران در اغلب کشورهای منطقه آنرا مورد استقبال اغلب این کشورها و شرکت این کشورها در آن را حتمی می‌دانند. همچنین کمترین تصمیم‌گیری های احتمالی در این کنفرانس ، تضعیف و یا قطع روابط سیاسی با رژیم ایران و تشدید تحریم‌ها برآورد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری شورای ملی مقاومت در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
دبیرخانه‌ی شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف سیاسی که سازمان مجاهدین خلق یکی از اعضاء برجسته‌ی آن بشمار می‌رود، طی بیانیه ای در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷در مورد کنفرانس ورشو اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر &#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039; محافظت نمی‌کند و «ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند». از اینرو «دوران شرمی که آمریکا برای خودش به‌وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آنها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; مریم رجوی، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد، دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق‌بشر، صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم بر ایران است. راه‌حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است. رژیم رکوردار جهانی اعدام، تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;مریم رجوی&#039;&#039;&#039;، از جانب مقاومتی که از سال۱۳۶۰خواهان تحریم تسلیحاتی و نفتی دیکتاتوری دینی بوده است، ضرورت موارد زیر را بار دیگر مورد تأکید قرار داد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۱-به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و دستیابی به آزادی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۲-قرار دادن تمامیت سپاه و وزارت اطلاعات آخوندها در لیست تروریستی وزارت‌خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۳-اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس از آمریکا و اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۴- ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت پس از ۶۵بار محکومیت در ملل متحد&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۵-حمایت از ارجاع پرونده قتل‌عام زندانیان سیاسی به دادگاه بین‌المللی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۶-اخراج رژیم نامشروع ملایان از ملل ‌متحد و به‌رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۷-اخراج قاطعانه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و نیروهای آن از سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۸-وادار کردن حکومت عراق به پرداخت مابه ازای دارایی‌ها، تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههای &#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین&#039;&#039;&#039;و ارتش آزادیبخش ملی ایران که به‌طور کامل با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;۲۱دی۱۳۹۷(۱۱ژانویه ۲۰۱۹)&#039;&#039;&#039; »&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
=== کنفرانس گوادالوپ ===&lt;br /&gt;
در نیمه دی ماه ۵۷، کارتر، کالاهان، ژیسکاردستن و اشمیت در جزیره گوآدلوپ (واقع در دریای کارائیب) به مذاکره در مورد مهم‌ترین مسائل جهانی (از جمله تحولات در ایران، کامبوج، آفریقای جنوبی، افغانستان، ترکیه و نفوذ شوروی در خلیج فارس) پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار مقام ارشد سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد رفتن شاه از ایران، وحدت‌نظر داشتند. جیمی کارتر در خاطرات خود به صراحت می‌نویسد: «متوجه شدم سه رهبر دیگر، پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل دولتی غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند، شاه هرچه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم‌عقیده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/blogs/2014/02/140202_l44_nazeran_guadalupe_iran_monarchy.shtml گوادلوپ؛ تیر خلاص نظام پادشاهی] ـ بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کنفرانس تهران ===&lt;br /&gt;
در روز ۶ آذر ۱۳۲۲ هجری شمسی و در میانه جنگ دوم جهانی، کنفرانس چهار روزه رهبران سه کشور عضو متفقین یعنی فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، وینستون چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس و ژوزف استالین رئیس وقت اتحاد جماهیر شوروی، در تهران آغاز به کار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشورهای بزرگ متفق که در جنگ علیه کشورهای معروف به محور یعنی آلمان، ایتالیا و ژاپن در کنار یکدیگر قرار داشتند، در مجموع تا پایان جنگ سه کنفرانس مهم در تهران، یالتا و پتسدام تشکیل دادند که در جریان این نشست‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی خود در طول جنگ، دربارهٔ اوضاع جهان بعد از پایان جنگ و تقسیم ممالک جهان به مناطق نفوذ به توافق‌هایی رسیدند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران.JPG|بندانگشتی|چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران]]&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران که در فاصله روزهای ششم تا نهم آذر ۱۳۲۲ و همزمان با چهارمین سال جنگ دوم جهانی تشکیل شد، تمام وقت خود را صرف طرح نقشه‌های جنگی و مراحل بعدی نبرد تا شکست کامل آلمان و حل مسائل مربوط به بعد از پیروزی را به کنفرانس دیگری موکول کردند. انتخاب تهران برای تشکیل اجلاس رهبران متفقین، از مصوبات وزیران خارجه آمریکا، انگلیس و شوروی در مسکو بود. نشست مشترک آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، کاردل‌هال وزیر خارجه آمریکا و مولوتف وزیر خارجه شوروی در مسکو در اولین روزهای آبان ۱۳۲۲، مقدمه اجلاس رهبران سه کشور در تهران بود و انتخاب تهران برای برگزاری چنین نشستی، پیشنهاد استالین بود که با موافقت روزولت و چرچیل مواجه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران در محل سفارت شوروی برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنفرانس تهران بود که طرح عملیات نهایی برای درهم شکستن نیروی مقاومت آلمانی‌ها تهیه شد. همچنین طرح ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن قوای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و فرانسه آزاد در سواحل نورماندی فرانسه در ۱۶ خرداد۱۳۲۳و ضد حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی به نیروهای آلمان با هدف بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی در تیر ۱۳۲۳از جمله مسائلی بود که در این نشست تصمیم گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=381 در کنفرانس تهران چه موضوعاتی مطرح شد ؟]ـ گذرستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35916</id>
		<title>کنفرانس لهستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35916"/>
		<updated>2019-03-06T15:38:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اجلاس سران&lt;br /&gt;
| نام اجلاس      = کنفرانس لهستان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = کنفرانس ورشو&lt;br /&gt;
| تصویر         =مایک پمپئو در قاهره.jpg&lt;br /&gt;
| دگرتوضیح      = بررسی مسائل خاورمیانه&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر   =مایک پمپئو در حال اعلام تصمیم برای کنفرانس ورشو در دانشگاه آمریکایی قاهره&lt;br /&gt;
| کشور          = لهستان&lt;br /&gt;
| تاریخ         = ۱۳ و ۱۴فوریه۲۰۱۹–۲۴و ۲۵ بهمن ۹۷&lt;br /&gt;
| شعار          =ثبات، صلح، آزادی و امنیت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
| محل‌های برگزاری= ورشو&lt;br /&gt;
| شهرها         =&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان   =اغلب وزرای خارجه کشورهای خاورمیانه واروپا به جز ایران&lt;br /&gt;
| بنیان‌گذار     = مایک پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| پس از         =&lt;br /&gt;
| پیش از        =&lt;br /&gt;
| وبگاه         = &amp;lt;!-- {{URL|example.com}} --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| نکته‌های کلیدی =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کنفرانس لهستان&#039;&#039;&#039; نام کنفرانسی بود که در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ (۱۳ و ۱۴ فوریه ۲۰۱۹) برای بررسی مسائل خاور میانه و به‌ویژه نقش حکومت ایران در منطقه با میزبانی لهستان برگزار شد. این کنفرانس بین‌المللی که با حضور وزرای خارجه و و هیأت‌های نمایندگی بیش از ۶۰ کشور جهان در شهر ورشو پایتخت لهستان تشکیل شد، پس از ۲روز با صدور یک بیانیه به کار خود پایان داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پایان نشست ۲روزه ورشو، مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بر شکست سیاست مماشات با حکومت ایران تأکید کرد و گفت: «در (قیام ۸۸) جهان فرصت را از دست داد... اما این‌بار این اتفاق نخواهد افتاد. مردم ایران به خیابان‌ها ریخته‌اند. این‌بار ما در کنار آنها خواهیم بود. به شما قول می‌دهم...».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اجلاس ورشو انعکاس‌های بسیار گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی و بین‌المللی داشت. از رسانه‌های آمریکایی تا اروپایی و اروپای شرقی سابق از لهستان تا آلبانی و کشورهای حوزه بالکان و سایر کشورهایی که در این اجلاس شرکت داشتند و رسانه‌های کشورهای عربی به شکل وسیعی به این اجلاس و حضور مجاهدین انعکاس دادند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی روز اول ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان وزیر خارجه لهستان در سخنرانی افتتاحیه ===&lt;br /&gt;
کنفرانس ورشو روز ۲۴بهمن ۱۳۹۷ (۱۳ فوریه ۲۰۱۹) با سخنان وزیر خارجه لهستان میزبان این کنفرانس آغاز شد. وی با اشاره به تروریسم، دخالت‌های منطقه‌ای و دیگر حرکات نظام حاکم بر ایران گفت: «ما رفتار غیرقابل تحمل رژیم ایران را محکوم می‌کنیم». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۲۱دی‌ماه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره اعلام کرد، آمریکا قرار است ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) سال جاری کنفرانسی در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و بویژه نقش ایران در منطقه پرداخته خواهد شد. او گفت: «دوره سکوت ما در قبال اقدامات رژیم ایران تمام شد و دولت آمریکا با اقدامات بی‌ثبات کننده رژیم ایران در منطقه برخورد خواهد کرد.» مایک پمپئو با اشاره به دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه گفت: «کارزار مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران متوقف نخواهد شد. ما در مقابل دخالت رژیم ایران در سوریه و لبنان می‌ایستیم. ما دخالت رژیم ایران را در یمن برنمی‌تابیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلام این خبر واکنشهای بسیار و متفاوتی را در مجامع بین‌المللی برانگیخت و تحلیلهای مختلفی از این واقعه صورت گرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا سیاست قبلی دولت آمریکا در قبال ایران به کلی تغییر کرد و بر خلاف دولت اوباما که به دنبال کاهش تضاد با رژیم ایران بود و امتبازات بسیاری را در منطقه خاور میانه به جمهوری اسلامی ایران داده بود، دولت جدید آمریکا سیاست خود را بر مبنای ایستادن در مقابل جمهوری اسلامی استوار کرد. ترامپ بر اساس سیاست اعلام شده خود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ازهمان ابتدای روی کار آمدن خود توافق برجام را که بین ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت و آلمان در مورد بروژه هسته‌ای ایران بسته شده بود زیر سؤال برد و آنرا یک توافق بد خواند و خواستار این بود که ایران دوباره پای میز مذاکره بیاید تا توافقی جدید حاصل شود که درنهایت به خروج آمریکا از این توافق انجامید و بعد از آن با تعیین ضرب‌الاجل بار دیگر تحریمهای گسترده علیه ایران را اعمال کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ.JPG|بندانگشتی|امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ]]&lt;br /&gt;
از طرف دیگر مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا ۱۲شرط را برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی اعلام کرد تا اینکه نهایتاً در ۲۱دیماه ۹۷ در یک سخنرانی دردانشگاه آمریکایی قاهره که درچارچوب سفر وزیرخارجه آمریکا به هشت کشور منظقه خاوز میانه صورت گرفته بود اعلام کرد که آمریکا قرار است ۱۳و۱۴فوریه سال جاری کنفرانسی را در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و به‌ویژه نقش ایران در منطقه خواهد پرداخت. با توجه به آنچه بعد از این اعلام اتفاق افتاد و موضع‌گیریهای طرفهای مختلف بر سر کنفرانس لهستان قطعی است که موضوع اصلی کنفرانس ورشو در مورد اقدامات و به گفته مقامات آمریکایی دخالتهای ایران در منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اقدامات بی‌ثبات کننده آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری‌ها و اقدامات حکومت ایران در قبال کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بلافاصله بعد از اعلام برگزاری کنفرانس لهستان توسط مایک پمپئو محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران و معاونش عباس عراقچی واکنش نشان دادند. ظریف در صفحه توییتر خود نوشت: «یادآوری به میزبان و شرکت کنندگان کنفرانس ضد ایرانی: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند؛ و ایران از همیشه قوی تر است. دولت لهستان نمی‌تواند این شرمندگی را پاک کند: در حالی که ایران لهستانی‌ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد، این کشور اکنون میزبان سیرک مذبوحانه ضد ایرانی شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a127125342060.html واکنش ظریف به کنفرانس ضد ایرانی در لهستان] ـ مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین عباس عراقچی پناه دادن ایران به پناهندگان لهستانی درجریان جنگ جهانی دوم را گوشزد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/e03f125342986.html ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; کاردار لهستان به منظور اعتراض به میزبانی لهستان از این کنفرانس روز شنبه ۲۲ دی ۹۷ به وزارت خارجه ایران فراخوانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/dd21125417900.html کاردار لهستان به وزارت امور خارجه فراخوانده شد] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt;درادامه عباس کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان جمهوری اسلامی موضع گیری کرد و علت انتخاب لهستان به میزبانی کنفرانس را تصمیم لهستان برای ایجاد پایگاه نظامی ناتو در خاکش و همجنین قرارداد خرید سامانه دفاعی پاتریوت از آمریکا و همجنین جایگزینی خرید گاز طبیعی از آمریکا به جای روسیه ذکر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tnews.ir/site/7053125419628.html باشگاه خبرنگاران جوان]&amp;lt;/ref&amp;gt;و همین‌طور رئیس سازمان سینمایی از لغو برنامه هفته فیلم لهستان در واکنش به میزبانی لهستان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/b24e125434521.html خبرگزاری تسنیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;تعدادی از نمایندگاه مجلس و نشریات نیز خواستار اخراج سفیر لهستان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a96a125414213.html روزنامه اصولگرا: سفیر لهستان را اخراج کنید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت ظریف درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت محمد جواد ظریف دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
از همان زمان اعلام برگزاری نشست ورشو رسانه‌های ایران به بسیج گسترده‌ای علیه این اجلاس دست زدند. ابتدا تلاش کردند که هدق از کنفرانس لهستان را نزدیکی اعراب و اسراییل نشان بدهند و یا اینکه آمریکا با این اجلاس به دنبال ایجاد شکاف در اتحادیه اروپاست تبلیغ گسترده‌ای حول اینکه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین نماینده روسیه در این اجلاس شرکت نخواهند کرد صورت گرفت یا اینکه این اجلاس با واکنش سردی از طرف کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌جنین در تبلیغات نشریات ایرانی این موضوع مطرح شد که گویا قرار است ایران نیز به کنفرانس لهستان دعوت شود و حتی اینکه چون کشورها از کنفرانس لهستان استقبال نکرده‌اند احتمال دارد این کنفرانس لغو شود و در نهایت به این استدلال منوسل شدند که به خاطر اعتراضات جهانی به کنفرانس لهستان آمریکا در بیانیه‌ی وزارت خارجه دربارهٔ این اجلاس متن آنرا تعدیل کرده و نامی از ایران نبرده و موضوع کنفرانس لهستان را رسیدگی به مشکلات منطقه خاورمیانه عنوان کرده‌است. همچنین در بسیاری از روزنامه‌ها از طرف نهادهای ضد جنگ بیانیه‌های منتشر می‌شد که برگزاری این کنفرانس را محکوم کرده‌اند و خواستار برگزاری اجلاس صلح با حضور ایران شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در بسیاری از موضع گیریها و تحلیلهای روزنامه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران این موضوع که کنفرانس لهستان یک سرفصل در رفتار آمریکا در قبال رژیم ایران است موج می‌زند و همدیگر را به هوشیاری در اینباره فرا می‌خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وطن امروز در شماره روز دوشنبه ۲۴دیماه خود دربارهٔ کنفرانس بین‌المللی لهستان نوشت: اولین نکته جالب‌توجه که دربارهٔ کنفرانس لهستان به‌نظر می‌رسد، میزان شباهت آن به گردهمایی‌های سالانه (مجاهدین) در پایتخت‌های اروپایی مانند پاریس است که هر سال برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA% کنفرانس لهستان به سبک کنفرانس (مجاهدین)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا با تأکید براین‌که «ترامپ و تیم او گزینه‌های زیادی را برای دستیابی به تسلیم جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند»، می‌نویسد: تیم ترامپ با همین تصور رویکرد روابط خود با (مجاهدین) را افزایش داد (و) (اکنون) آمریکا به فکر تجدید یارگیری و تقویت ائتلاف خود با محوریت ضدیت و خصومت با جمهوری اسلامی می‌باشد؛ و برگزاری نشست لهستان در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات سابق دیگر به نام مجلسی هم هشدار می‌دهد: ترامپ، بولتون و پمپئو برای تعارف با جمهوری اسلامی نیامده‌اند و برنامه خودشان را دربارهٔ ستیز با نظام از قبل اعلام کرده‌اند و دنبال بهانه جدی و یارگیری جنگی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌آبادی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس نیز می‌گوید: آ مریکا… با تقویت مجدد (مجاهدین) به‌دنبال اقدامات میدانی علیه (نظام) است که برگزاری اجلاس امنیتی ضد جمهوری اسلامی در لهستان نیز در همین راستا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی خرم سفیر پیشین جمهوری اسلامی در مقر اروپایی ملل متحد نیز در هشداری نسبت به اجماع جهانی علیه رژیم در لهستان نوشته‌است: «اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش‌درآمد یک ائتلاف نظامی علیه نظام تلقی می‌شود… به‌طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از نظام است». او اضافه کرد: «همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار می‌گذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با نظام بپردازند. در این میان به‌نظر نمی‌آید نظام حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از نظام حمایت نماید. دوستان (ما) عموماً در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با نظام برمی‌دارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% هراس رژیم ایران از مجاهدین و اجماع جهانی در کنفرانس ورشو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری مقامات آمریکایی در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
ابتدا مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره برگزاری این کنفرانس را به میزبانی لهستان اعلام کرد در پی این اعلام آمریکا و لهستان در بیانیه مشترکی در روز ۲۱ دیماه ۹۷ اعلام کردند: «ما خشنودیم که آمریکا و جمهوری لهستان به‌طور مشترک میزبان اجلاس وزیران برای ارتقای آینده صلح و امنیت در خاورمیانه در ورشو هستیم که در ۱۳و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) برگزار می‌شود. ما در ایجاد یک خاورمیانه صلح‌آمیز و باثبات‌تر منافع مشترک داریم. این اجلاس وزیران مجمعی از کشورهایی خواهد بود که نسبت به بی‌ثباتی در این منطقه نگرانند و ارزیابیها و ایده‌های خود برای یک راه به جلو ارائه می‌کنند. این اجلاس به طیفی از مسائل شامل تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه موشکی و تکثیر و امنیت و تجارت دریانوردی و تهدیدات گروه‌های دست‌نشانده رژیم ایران در سراسر این منطقه می‌پردازد.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت پمپئو درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت مایک پمپئو دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
پمپئو در مصاحبه‌ای که با فاکس نیوز داشت گفت: این گردهمایی از ۱۳ تا ۱۴ فوریه در لهستان خواهد بود که با تمرکز روی ثبات و صلح و آزادی خاورمیانه و امنیت در این منطقه خواهد بود که شامل عنصر مهم اطمینان از عدم نفوذ بی‌ثبات کننده ایران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو همچنین در پیامی ویدئویی به اجلاس جهانی اقتصاد در داووس به دخالتهای بی‌ثبات کننده‌ی رژیم ایران در منطقه‌ی خاور میانه اشاره کرد از جمله در یمن و سوریه و لبنان و همچنین عراق و از عزم آمریکا و کشورهای منطقه برای جلوگیری از این دخالتها خبر داد و به کنفرانس لهستان اشاره کرد که برای این منظور تشکیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ù¾ÛØ§ÙÛ-Ø¯Ø§ÙÙØ³-Ø§Ø¦ØªÙØ§ÙÛ-Ø¬ÙØ§ÙÛ-Ø¨Ø±Ø§Û-ÙÙ مایک پمپئو در پیامی به داووس] ـ &amp;lt;/ref&amp;gt;در ادامه این کارزار وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۴ بهمن ۹۷ با جرمی هانت وزیر خارجه انگلستان دیدار کرد و از او رسماً برای شرکت در کنفرانس ورشو دعوت کرد. وی در این دیدار در مورد کنفرانس لهستان گفت: ٰاین ائتلاف جهانی است که در ماه فوریه در ورشو برای ثبات خاورمیانه تشکیل خواهد شد و کشورها به ما ملحق خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A گفتگوهای وزیران خارجه آمریکا و انگلستان درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ بهمن ۹۷ روزنامه گاردین اعلام کرد که وزیر خارجه انگلستان موافقت کرد که در اجلاس لهستان شرکت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/Ø´Ø±Ú©Øª-ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-Ø§ÙÚ¯ÙØ³ØªØ§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø¹ÙÛÙ-Ø شرکت وزیر خارجه انگلستان در اجلاس لهستان علیه رژیم ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;ژنرال جک کین معاون سابق ستاد نیروی زمینی آمریکا در این‌رابظه گفت: رژیم ایران در پی ایجاد پلی زمینی بین عراق سوریه و لبنان است و ما می‌خواهیم این رژیم را از این پل محروم کنیم خبر خوب این‌که ماه آینده آمریکا و متحدانمان استراتژی مقابله با رژیم ایران را در لهستان تدوین خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÚÙØ±Ø§Ù-Ú©ÛÙ-ØªØ¯ÙÛÙ-Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚÛ-ÙÙØ§Ø¨ÙÙ-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ù تدوین استراتژی مقابله با رژیم ایران در لهستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاخ سفید روز چهارشنبه ۱۰بهمن طی بیانیه‌ای اعلام کرد: مایک پنس معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواسط فوریه به‌نمایندگی از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به اروپا سفر خواهد کرد. او از ۲۴تا ۲۷ بهمن از لهستان و آلمان بازدید خواهد کرد. در ورشوی لهستان، معاون رئیس‌جمهور سخنران اصلی اجلاس وزیران برای ترویج آینده‌ای با صلح و امنیت در خاورمیانه خواهد بود. این اجلاس به میزبانی مشترک آمریکا و لهستان به‌دنبال گردهم آوردن کشورهایی است که نسبت به بی‌ثباتی در منطقه نگران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙØ³-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù-Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹-Ø®Ø§ÙØ±ÙÛØ§ÙÙ-Ø مایک پنس در اجلاس ورشو درباره اوضاع خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۱۱بهمن۹۷ در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت: رژیم ایران تهدیدی برای جهان و آمریکا است و نمی‌گذاریم ایران یک کره شمالی دیگر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ØªÙØ¯ÛØ¯Û-Ø¨Ø±Ø§Û-Ø¬ÙØ§Ù-Ø¢ÙØ±ÛÚ مایک پمپئو در مصاحبه با فاکس نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات لهستان در قبال کنفرانس ورشو ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ملاقات عراقچی با وزیر خارجه لهستان.JPG|بندانگشتی|سفر معاون وزیر خارجه لهستان و ملاقات با عباس عراقچی]]&lt;br /&gt;
وزارت خارجه لهستان به احضار کاردار خود در ایران به وزارت خارجه واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: از نگاه ما، جامعه بین‌المللی حق دارد دربارهٔ مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث کند و لهستان نیز (حق دارد) کنفرانسی را که هدف آن ایجاد زمینه ای برای اقدام‌های ترویج دهنده ثبات و پیشرفت در منطقه خاورمیانه است، به صورت مشترک برگزار کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/1967125489582.html واکنش وزارت خارجه لهستان به احضار کاردارش در تهران] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین سفیر ایران در لهستان با معاون وزیر خارجه لهستان دیدارکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec08125556355.html سفیر ایران با معاون وزیر خارجه لهستان گفت وگو کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱ بهمن ۹۷ پرزمیسلاو لانگ معاون وزیر خارجه لهستان برای دیدار با عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec34125918993.html سفر معاون وزیر خارجه لهستان به تهران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاتسِک چاپوتوویچ، وزیر خارجه لهستان، روز دوشنبه اول بهمن ۹۷در بروکسل گفت که رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است. رژیم ایران کارهایی که می‌کند و حرفهایی که می‌زند در سطوح جامعه بین‌الملل نمی‌گنجد و از نظر لهستان این روند آرام برگزاری کنفرانس ورشو را تهدید می‌کند ولی در جریان نتایج کنفرانس لهستان قرار خواهند گرفت. یاتسِک چاپوتوویچ اضافه کرد: آنچه برخی اوقات تحلیلگران می‌گویند که لهستان اسب تروای آمریکاست، یا می‌خواهد وحدت اروپا را از بین ببرد، درست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø¹ÙØ رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین وزیر خارجه لهستان دوشنبه ۸ بهمن ۹۷ دربارهٔ اجلاس ورشو به خبرنگاران گفت: تا جائیکه به کنفرانس ورشو برمی‌گردد، می‌خواهم تأیید کنم همان‌طور که پیش‌بینی شده همراه با آمریکا سازماندهی خواهد شد. موضوع فقط در رابطه با ایران نخواهد بود و مسائل خاورمیانه به‌طور عام مطرح خواهد شد؛ البته رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی آن است که در آنجا مورد بحث قرار گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ÛÚ©Û-Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ø¯-Ú©ÙÛØ¯Û رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی اجلاس ورشو است که مورد بحث قرار می‌گیرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای کنفرانس لهستان و اهمیت آن ==&lt;br /&gt;
بسیاری این کنفرانس را یک نقطه عطف در تنظیم رابطه جامعه‌ جهانی با رژیم ایران دانسته و آنرا شکل گیری یک ائتلاف با دهها کشور علیه آن قلمداد میکنند. به گفتهٔ مایک پمپئو در آن ائتلاف، کشورهایی از آسیا، آفریقا، اروپا، و خاورمیانه حاضر خواهند بود و «هدف آن تمرکز روی ثبات خاورمیانه و صلح و آزادی و امنیت در این منطقه و شامل این عامل مهم است که اطمینان حاصل شود رژیم ایران یک (نیروی) نفوذ بی‌ثبات‌کننده نباشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب تحلیل‌گران با توجه به دخالت‌های فزاینده‌ی رژیم ایران در اغلب کشورهای منطقه آنرا مورد استقبال اغلب این کشورها و شرکت این کشورها در آن را حتمی می‌دانند. همچنین کمترین تصمیم‌گیری های احتمالی در این کنفرانس ، تضعیف و یا قطع روابط سیاسی با رژیم ایران و تشدید تحریم‌ها برآورد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری شورای ملی مقاومت در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
دبیرخانه‌ی شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف سیاسی که سازمان مجاهدین خلق یکی از اعضاء برجسته‌ی آن بشمار می‌رود، طی بیانیه ای در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷در مورد کنفرانس ورشو اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر &#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039; محافظت نمی‌کند و «ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند». از اینرو «دوران شرمی که آمریکا برای خودش به‌وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آنها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; مریم رجوی، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد، دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق‌بشر، صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم بر ایران است. راه‌حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است. رژیم رکوردار جهانی اعدام، تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;مریم رجوی&#039;&#039;&#039;، از جانب مقاومتی که از سال۱۳۶۰خواهان تحریم تسلیحاتی و نفتی دیکتاتوری دینی بوده است، ضرورت موارد زیر را بار دیگر مورد تأکید قرار داد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۱-به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و دستیابی به آزادی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۲-قرار دادن تمامیت سپاه و وزارت اطلاعات آخوندها در لیست تروریستی وزارت‌خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۳-اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس از آمریکا و اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۴- ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت پس از ۶۵بار محکومیت در ملل متحد&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۵-حمایت از ارجاع پرونده قتل‌عام زندانیان سیاسی به دادگاه بین‌المللی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۶-اخراج رژیم نامشروع ملایان از ملل ‌متحد و به‌رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۷-اخراج قاطعانه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و نیروهای آن از سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۸-وادار کردن حکومت عراق به پرداخت مابه ازای دارایی‌ها، تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههای &#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین&#039;&#039;&#039;و ارتش آزادیبخش ملی ایران که به‌طور کامل با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;۲۱دی۱۳۹۷(۱۱ژانویه ۲۰۱۹)&#039;&#039;&#039; »&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
=== کنفرانس گوادالوپ ===&lt;br /&gt;
در نیمه دی ماه ۵۷، کارتر، کالاهان، ژیسکاردستن و اشمیت در جزیره گوآدلوپ (واقع در دریای کارائیب) به مذاکره در مورد مهم‌ترین مسائل جهانی (از جمله تحولات در ایران، کامبوج، آفریقای جنوبی، افغانستان، ترکیه و نفوذ شوروی در خلیج فارس) پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار مقام ارشد سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد رفتن شاه از ایران، وحدت‌نظر داشتند. جیمی کارتر در خاطرات خود به صراحت می‌نویسد: «متوجه شدم سه رهبر دیگر، پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل دولتی غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند، شاه هرچه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم‌عقیده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/blogs/2014/02/140202_l44_nazeran_guadalupe_iran_monarchy.shtml گوادلوپ؛ تیر خلاص نظام پادشاهی] ـ بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کنفرانس تهران ===&lt;br /&gt;
در روز ۶ آذر ۱۳۲۲ هجری شمسی و در میانه جنگ دوم جهانی، کنفرانس چهار روزه رهبران سه کشور عضو متفقین یعنی فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، وینستون چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس و ژوزف استالین رئیس وقت اتحاد جماهیر شوروی، در تهران آغاز به کار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشورهای بزرگ متفق که در جنگ علیه کشورهای معروف به محور یعنی آلمان، ایتالیا و ژاپن در کنار یکدیگر قرار داشتند، در مجموع تا پایان جنگ سه کنفرانس مهم در تهران، یالتا و پتسدام تشکیل دادند که در جریان این نشست‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی خود در طول جنگ، دربارهٔ اوضاع جهان بعد از پایان جنگ و تقسیم ممالک جهان به مناطق نفوذ به توافق‌هایی رسیدند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران.JPG|بندانگشتی|چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران]]&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران که در فاصله روزهای ششم تا نهم آذر ۱۳۲۲ و همزمان با چهارمین سال جنگ دوم جهانی تشکیل شد، تمام وقت خود را صرف طرح نقشه‌های جنگی و مراحل بعدی نبرد تا شکست کامل آلمان و حل مسائل مربوط به بعد از پیروزی را به کنفرانس دیگری موکول کردند. انتخاب تهران برای تشکیل اجلاس رهبران متفقین، از مصوبات وزیران خارجه آمریکا، انگلیس و شوروی در مسکو بود. نشست مشترک آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، کاردل‌هال وزیر خارجه آمریکا و مولوتف وزیر خارجه شوروی در مسکو در اولین روزهای آبان ۱۳۲۲، مقدمه اجلاس رهبران سه کشور در تهران بود و انتخاب تهران برای برگزاری چنین نشستی، پیشنهاد استالین بود که با موافقت روزولت و چرچیل مواجه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران در محل سفارت شوروی برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنفرانس تهران بود که طرح عملیات نهایی برای درهم شکستن نیروی مقاومت آلمانی‌ها تهیه شد. همچنین طرح ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن قوای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و فرانسه آزاد در سواحل نورماندی فرانسه در ۱۶ خرداد۱۳۲۳و ضد حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی به نیروهای آلمان با هدف بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی در تیر ۱۳۲۳از جمله مسائلی بود که در این نشست تصمیم گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=381 در کنفرانس تهران چه موضوعاتی مطرح شد ؟]ـ گذرستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=35901</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=35901"/>
		<updated>2019-03-05T21:55:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== قتل عام ۱۰ شهریور در اشرف ==&lt;br /&gt;
قتل عام ۱۰ شهریور در اشرف به واقعه‌ای گفته می‌شود که طی آن قرارگاه اشرف متعلق به اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران همراه با ۱۰۰تن از ساکنین آن، در روز ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ برابر با اول سپتامبر ۲۰۱۳ هدف یک تهاجم مسلحانهٴ مرگبار قرار گرفت که طی آن ۵۲تن از مجاهدان به‌قتل رسیدند، ۷تن به گروگان گرفته شدند و میلیونها دلار از داراییهای ساکنان با بیش از ۲۰۰ انفجار تخریب گردید. تعداد ۴۸ نفر از ساکنین از این حمله مرگبار جان سالم به‌در بردند. بر اساس آنچه که ساکنان اشرف از جریان حمله عکسبرداری و فیلمبرداری کرده‌اند، نیروهای مهاجم مسلح به سلاحهای ویژه بوده و به خوبی آموزش دیده و برای این عملیات آمادگیهایی زیادی کسب کرده بودند. بطوری که در تیم‌های چندنفره و ملبس به یونیفرم با پیراهن سبز، جلیقه و شلوار مشکی و کلاه سفید و ماسک سیاه، همراه با تفنگ ای کی ۴۷، حامل صدا خفه‌کن بودند. آنها در ساعت ۵و ۱۵دقیقة بامداد ۱۰شهریور به‌طور هم‌زمان از چندین نقطه اقدام به تهاجم به درون قرارگاه اشرف کردند که توسط نیروهای متعدد عراقی از آن حفاظت می‌شد. مهاجمین هم‌چنین حامل مواد منفجرهٴ پلاستیکی و انواع نارنجکهای دستی جهت انهدام خودروها، کانتینرها، تانکرهای آب و… بودند. به گفته مجاهدین خلق و بنا بر برخی گزارشات نیروهای امنیتی عراق، این تهاجم توسط نیروهای زبده نوری مالکی، نخست وزیر وقت عراق، به نام «لشکر طلایی» که به «لشکر کثیف» موسوم است، صورت گرفت. خبرگزاری رویترز در همین روز در اول سپتامبر ۲۰۱۳ به‌نقل از «دو منبع امنیتی عراقی» گزارش کرد: «ارتش و نیروهای مخصوص عراق بر روی ساکنان آتش گشودند». همچنین شبکه تلویزیونی سی.ان.ان ۱۰شهریور (اول سپتامبر) نیز به‌نقل از «دو تن از مقامات وزارت کشور عراق» گفت: «بعد از چندین دور شلیک خمپاره، نیروهای امنیتی به کمپ اشرف حمله کردند. این مقامات گفتند در این حمله تلفاتی بوده ولی جزئیات بیشتری نمی‌توانند بدهند. روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ ۱۴شهریور (۴سپتامبر ۲۰۱۳) نیز نوشت: نیروهای امنیتی عراق که با صرف میلیاردها دلار توسط دولت آمریکا آموزش گرفتند، به‌خاطر تهاجم مرگبار سه‌شنبه به کمپ اشرف مورد انتقاد شدید سازمان ملل قرار گرفتند». ۵۲ تن از اعضای سازمان مجاهدین که با دستان بسته به‌صورت جمعی در سحرگاه ۱۰شهریور ۱۳۹۲ به‌قتل رسیدند، همراه با ۷مجاهد گروگان گرفته شده، از میان ۱۰۰مجاهدی بودند که طبق کنوانسیون چهارم ژنو افراد حفاظت‌شده بودند و بر اساس توافق چهارجانبه بین دولت آمریکا، دولت عراق، ملل‌متحد و سازمان مجاهدین در روز ۲۷مرداد ۱۳۹۱به‌منظور حفظ اموال ساکنان اشرف، بدون محدودیت زمانی برای حفاظت از اموال در اشرف باقی مانده بودند و مسئولیت حفاظت از آنها را دولت وقت عراق به نخست‌وزیری نوری مالکی طبق همین توافق چهارجانبه برعهده گرفته بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== پیشینه ===&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=35899</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=35899"/>
		<updated>2019-03-05T21:49:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;قتل عام ۱۰ شهریور در اشرف&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=35897</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=35897"/>
		<updated>2019-03-05T21:48:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: صفحه را خالی کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35467</id>
		<title>کنفرانس لهستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35467"/>
		<updated>2019-02-26T14:12:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اجلاس سران&lt;br /&gt;
| نام اجلاس      = کنفرانس لهستان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = کنفرانس ورشو&lt;br /&gt;
| تصویر         =مایک پمپئو در قاهره.jpg&lt;br /&gt;
| دگرتوضیح      = بررسی مسائل خاورمیانه&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر   =مایک پمپئو در حال اعلام تصمیم برای کنفرانس ورشو در دانشگاه آمریکایی قاهره&lt;br /&gt;
| کشور          = لهستان&lt;br /&gt;
| تاریخ         = ۱۳ و ۱۴فوریه۲۰۱۷–۲۴و ۲۵ بهمن ۹۷&lt;br /&gt;
| شعار          =ثبات، صلح، آزادی و امنیت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
| محل‌های برگزاری= ورشو&lt;br /&gt;
| شهرها         =&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان   =اغلب وزرای خارجه کشورهای خاورمیانه واروپا به جز ایران&lt;br /&gt;
| بنیان‌گذار     = مایک پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| پس از         =&lt;br /&gt;
| پیش از        =&lt;br /&gt;
| وبگاه         = &amp;lt;!-- {{URL|example.com}} --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| نکته‌های کلیدی =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کنفرانس لهستان&#039;&#039;&#039; نام کنفرانسی بود که در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ برای بررسی مسائل خاور میانه و به‌ویژه نقش حکومت ایران در منطقه برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۲۱دی‌ماه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره اعلام کرد، آمریکا قرار است ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) سال جاری کنفرانسی در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و بویژه نقش ایران در منطقه پرداخته خواهد شد. او گفت: «دوره سکوت ما در قبال اقدامات رژیم ایران تمام شد و دولت آمریکا با اقدامات بی‌ثبات کننده رژیم ایران در منطقه برخورد خواهد کرد.» مایک پمپئو با اشاره به دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه گفت: «کارزار مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران متوقف نخواهد شد. ما در مقابل دخالت رژیم ایران در سوریه و لبنان می‌ایستیم. ما دخالت رژیم ایران را در یمن برنمی‌تابیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلام این خبر واکنشهای بسیار و متفاوتی را در مجامع بین‌المللی برانگیخت و تحلیلهای مختلفی از این واقعه صورت گرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا سیاست قبلی دولت آمریکا در قبال ایران به کلی تغییر کرد و بر خلاف دولت اوباما که به دنبال کاهش تضاد با رژیم ایران بود و امتبازات بسیاری را در منطقه خاور میانه به جمهوری اسلامی ایران داده بود، دولت جدید آمریکا سیاست خود را بر مبنای ایستادن در مقابل جمهوری اسلامی استوار کرد. ترامپ بر اساس سیاست اعلام شده خود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ازهمان ابتدای روی کار آمدن خود توافق برجام را که بین ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت و آلمان در مورد بروژه هسته‌ای ایران بسته شده بود زیر سؤال برد و آنرا یک توافق بد خواند و خواستار این بود که ایران دوباره پای میز مذاکره بیاید تا توافقی جدید حاصل شود که درنهایت به خروج آمریکا از این توافق انجامید و بعد از آن با تعیین ضرب‌الاجل بار دیگر تحریمهای گسترده علیه ایران را اعمال کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ.JPG|بندانگشتی|امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ]]&lt;br /&gt;
از طرف دیگر مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا ۱۲شرط را برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی اعلام کرد تا اینکه نهایتاً در ۲۱دیماه ۹۷ در یک سخنرانی دردانشگاه آمریکایی قاهره که درچارچوب سفر وزیرخارجه آمریکا به هشت کشور منظقه خاوز میانه صورت گرفته بود اعلام کرد که آمریکا قرار است ۱۳و۱۴فوریه سال جاری کنفرانسی را در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و به‌ویژه نقش ایران در منطقه خواهد پرداخت. با توجه به آنچه بعد از این اعلام اتفاق افتاد و موضع‌گیریهای طرفهای مختلف بر سر کنفرانس لهستان قطعی است که موضوع اصلی کنفرانس ورشو در مورد اقدامات و به گفته مقامات آمریکایی دخالتهای ایران در منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اقدامات بی‌ثبات کننده آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری‌ها و اقدامات حکومت ایران در قبال کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بلافاصله بعد از اعلام برگزاری کنفرانس لهستان توسط مایک پمپئو محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران و معاونش عباس عراقچی واکنش نشان دادند. ظریف در صفحه توییتر خود نوشت: «یادآوری به میزبان و شرکت کنندگان کنفرانس ضد ایرانی: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند؛ و ایران از همیشه قوی تر است. دولت لهستان نمی‌تواند این شرمندگی را پاک کند: در حالی که ایران لهستانی‌ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد، این کشور اکنون میزبان سیرک مذبوحانه ضد ایرانی شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a127125342060.html واکنش ظریف به کنفرانس ضد ایرانی در لهستان] ـ مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین عباس عراقچی پناه دادن ایران به پناهندگان لهستانی درجریان جنگ جهانی دوم را گوشزد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/e03f125342986.html ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; کاردار لهستان به منظور اعتراض به میزبانی لهستان از این کنفرانس روز شنبه ۲۲ دی ۹۷ به وزارت خارجه ایران فراخوانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/dd21125417900.html کاردار لهستان به وزارت امور خارجه فراخوانده شد] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt;درادامه عباس کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان جمهوری اسلامی موضع گیری کرد و علت انتخاب لهستان به میزبانی کنفرانس را تصمیم لهستان برای ایجاد پایگاه نظامی ناتو در خاکش و همجنین قرارداد خرید سامانه دفاعی پاتریوت از آمریکا و همجنین جایگزینی خرید گاز طبیعی از آمریکا به جای روسیه ذکر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tnews.ir/site/7053125419628.html باشگاه خبرنگاران جوان]&amp;lt;/ref&amp;gt;و همین‌طور رئیس سازمان سینمایی از لغو برنامه هفته فیلم لهستان در واکنش به میزبانی لهستان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/b24e125434521.html خبرگزاری تسنیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;تعدادی از نمایندگاه مجلس و نشریات نیز خواستار اخراج سفیر لهستان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a96a125414213.html روزنامه اصولگرا: سفیر لهستان را اخراج کنید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت ظریف درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت محمد جواد ظریف دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
از همان زمان اعلام برگزاری نشست ورشو رسانه‌های ایران به بسیج گسترده‌ای علیه این اجلاس دست زدند. ابتدا تلاش کردند که هدق از کنفرانس لهستان را نزدیکی اعراب و اسراییل نشان بدهند و یا اینکه آمریکا با این اجلاس به دنبال ایجاد شکاف در اتحادیه اروپاست تبلیغ گسترده‌ای حول اینکه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین نماینده روسیه در این اجلاس شرکت نخواهند کرد صورت گرفت یا اینکه این اجلاس با واکنش سردی از طرف کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌جنین در تبلیغات نشریات ایرانی این موضوع مطرح شد که گویا قرار است ایران نیز به کنفرانس لهستان دعوت شود و حتی اینکه چون کشورها از کنفرانس لهستان استقبال نکرده‌اند احتمال دارد این کنفرانس لغو شود و در نهایت به این استدلال منوسل شدند که به خاطر اعتراضات جهانی به کنفرانس لهستان آمریکا در بیانیه‌ی وزارت خارجه دربارهٔ این اجلاس متن آنرا تعدیل کرده و نامی از ایران نبرده و موضوع کنفرانس لهستان را رسیدگی به مشکلات منطقه خاورمیانه عنوان کرده‌است. همچنین در بسیاری از روزنامه‌ها از طرف نهادهای ضد جنگ بیانیه‌های منتشر می‌شد که برگزاری این کنفرانس را محکوم کرده‌اند و خواستار برگزاری اجلاس صلح با حضور ایران شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در بسیاری از موضع گیریها و تحلیلهای روزنامه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران این موضوع که کنفرانس لهستان یک سرفصل در رفتار آمریکا در قبال رژیم ایران است موج می‌زند و همدیگر را به هوشیاری در اینباره فرا می‌خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وطن امروز در شماره روز دوشنبه ۲۴دیماه خود دربارهٔ کنفرانس بین‌المللی لهستان نوشت: اولین نکته جالب‌توجه که دربارهٔ کنفرانس لهستان به‌نظر می‌رسد، میزان شباهت آن به گردهمایی‌های سالانه (مجاهدین) در پایتخت‌های اروپایی مانند پاریس است که هر سال برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA% کنفرانس لهستان به سبک کنفرانس (مجاهدین)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا با تأکید براین‌که «ترامپ و تیم او گزینه‌های زیادی را برای دستیابی به تسلیم جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند»، می‌نویسد: تیم ترامپ با همین تصور رویکرد روابط خود با (مجاهدین) را افزایش داد (و) (اکنون) آمریکا به فکر تجدید یارگیری و تقویت ائتلاف خود با محوریت ضدیت و خصومت با جمهوری اسلامی می‌باشد؛ و برگزاری نشست لهستان در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات سابق دیگر به نام مجلسی هم هشدار می‌دهد: ترامپ، بولتون و پمپئو برای تعارف با جمهوری اسلامی نیامده‌اند و برنامه خودشان را دربارهٔ ستیز با نظام از قبل اعلام کرده‌اند و دنبال بهانه جدی و یارگیری جنگی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌آبادی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس نیز می‌گوید: آ مریکا… با تقویت مجدد (مجاهدین) به‌دنبال اقدامات میدانی علیه (نظام) است که برگزاری اجلاس امنیتی ضد جمهوری اسلامی در لهستان نیز در همین راستا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی خرم سفیر پیشین جمهوری اسلامی در مقر اروپایی ملل متحد نیز در هشداری نسبت به اجماع جهانی علیه رژیم در لهستان نوشته‌است: «اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش‌درآمد یک ائتلاف نظامی علیه نظام تلقی می‌شود… به‌طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از نظام است». او اضافه کرد: «همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار می‌گذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با نظام بپردازند. در این میان به‌نظر نمی‌آید نظام حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از نظام حمایت نماید. دوستان (ما) عموماً در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با نظام برمی‌دارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% هراس رژیم ایران از مجاهدین و اجماع جهانی در کنفرانس ورشو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری مقامات آمریکایی در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
ابتدا مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره برگزاری این کنفرانس را به میزبانی لهستان اعلام کرد در پی این اعلام آمریکا و لهستان در بیانیه مشترکی در روز ۲۱ دیماه ۹۷ اعلام کردند: «ما خشنودیم که آمریکا و جمهوری لهستان به‌طور مشترک میزبان اجلاس وزیران برای ارتقای آینده صلح و امنیت در خاورمیانه در ورشو هستیم که در ۱۳و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) برگزار می‌شود. ما در ایجاد یک خاورمیانه صلح‌آمیز و باثبات‌تر منافع مشترک داریم. این اجلاس وزیران مجمعی از کشورهایی خواهد بود که نسبت به بی‌ثباتی در این منطقه نگرانند و ارزیابیها و ایده‌های خود برای یک راه به جلو ارائه می‌کنند. این اجلاس به طیفی از مسائل شامل تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه موشکی و تکثیر و امنیت و تجارت دریانوردی و تهدیدات گروه‌های دست‌نشانده رژیم ایران در سراسر این منطقه می‌پردازد.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت پمپئو درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت مایک پمپئو دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
پمپئو در مصاحبه‌ای که با فاکس نیوز داشت گفت: این گردهمایی از ۱۳ تا ۱۴ فوریه در لهستان خواهد بود که با تمرکز روی ثبات و صلح و آزادی خاورمیانه و امنیت در این منطقه خواهد بود که شامل عنصر مهم اطمینان از عدم نفوذ بی‌ثبات کننده ایران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو همچنین در پیامی ویدئویی به اجلاس جهانی اقتصاد در داووس به دخالتهای بی‌ثبات کننده‌ی رژیم ایران در منطقه‌ی خاور میانه اشاره کرد از جمله در یمن و سوریه و لبنان و همچنین عراق و از عزم آمریکا و کشورهای منطقه برای جلوگیری از این دخالتها خبر داد و به کنفرانس لهستان اشاره کرد که برای این منظور تشکیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ù¾ÛØ§ÙÛ-Ø¯Ø§ÙÙØ³-Ø§Ø¦ØªÙØ§ÙÛ-Ø¬ÙØ§ÙÛ-Ø¨Ø±Ø§Û-ÙÙ مایک پمپئو در پیامی به داووس] ـ &amp;lt;/ref&amp;gt;در ادامه این کارزار وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۴ بهمن ۹۷ با جرمی هانت وزیر خارجه انگلستان دیدار کرد و از او رسماً برای شرکت در کنفرانس ورشو دعوت کرد. وی در این دیدار در مورد کنفرانس لهستان گفت: ٰاین ائتلاف جهانی است که در ماه فوریه در ورشو برای ثبات خاورمیانه تشکیل خواهد شد و کشورها به ما ملحق خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A گفتگوهای وزیران خارجه آمریکا و انگلستان درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ بهمن ۹۷ روزنامه گاردین اعلام کرد که وزیر خارجه انگلستان موافقت کرد که در اجلاس لهستان شرکت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/Ø´Ø±Ú©Øª-ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-Ø§ÙÚ¯ÙØ³ØªØ§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø¹ÙÛÙ-Ø شرکت وزیر خارجه انگلستان در اجلاس لهستان علیه رژیم ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;ژنرال جک کین معاون سابق ستاد نیروی زمینی آمریکا در این‌رابظه گفت: رژیم ایران در پی ایجاد پلی زمینی بین عراق سوریه و لبنان است و ما می‌خواهیم این رژیم را از این پل محروم کنیم خبر خوب این‌که ماه آینده آمریکا و متحدانمان استراتژی مقابله با رژیم ایران را در لهستان تدوین خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÚÙØ±Ø§Ù-Ú©ÛÙ-ØªØ¯ÙÛÙ-Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚÛ-ÙÙØ§Ø¨ÙÙ-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ù تدوین استراتژی مقابله با رژیم ایران در لهستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاخ سفید روز چهارشنبه ۱۰بهمن طی بیانیه‌ای اعلام کرد: مایک پنس معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواسط فوریه به‌نمایندگی از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به اروپا سفر خواهد کرد. او از ۲۴تا ۲۷ بهمن از لهستان و آلمان بازدید خواهد کرد. در ورشوی لهستان، معاون رئیس‌جمهور سخنران اصلی اجلاس وزیران برای ترویج آینده‌ای با صلح و امنیت در خاورمیانه خواهد بود. این اجلاس به میزبانی مشترک آمریکا و لهستان به‌دنبال گردهم آوردن کشورهایی است که نسبت به بی‌ثباتی در منطقه نگران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙØ³-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù-Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹-Ø®Ø§ÙØ±ÙÛØ§ÙÙ-Ø مایک پنس در اجلاس ورشو درباره اوضاع خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۱۱بهمن۹۷ در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت: رژیم ایران تهدیدی برای جهان و آمریکا است و نمی‌گذاریم ایران یک کره شمالی دیگر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ØªÙØ¯ÛØ¯Û-Ø¨Ø±Ø§Û-Ø¬ÙØ§Ù-Ø¢ÙØ±ÛÚ مایک پمپئو در مصاحبه با فاکس نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات لهستان در قبال کنفرانس ورشو ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ملاقات عراقچی با وزیر خارجه لهستان.JPG|بندانگشتی|سفر معاون وزیر خارجه لهستان و ملاقات با عباس عراقچی]]&lt;br /&gt;
وزارت خارجه لهستان به احضار کاردار خود در ایران به وزارت خارجه واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: از نگاه ما، جامعه بین‌المللی حق دارد دربارهٔ مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث کند و لهستان نیز (حق دارد) کنفرانسی را که هدف آن ایجاد زمینه ای برای اقدام‌های ترویج دهنده ثبات و پیشرفت در منطقه خاورمیانه است، به صورت مشترک برگزار کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/1967125489582.html واکنش وزارت خارجه لهستان به احضار کاردارش در تهران] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین سفیر ایران در لهستان با معاون وزیر خارجه لهستان دیدارکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec08125556355.html سفیر ایران با معاون وزیر خارجه لهستان گفت وگو کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱ بهمن ۹۷ پرزمیسلاو لانگ معاون وزیر خارجه لهستان برای دیدار با عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec34125918993.html سفر معاون وزیر خارجه لهستان به تهران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاتسِک چاپوتوویچ، وزیر خارجه لهستان، روز دوشنبه اول بهمن ۹۷در بروکسل گفت که رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است. رژیم ایران کارهایی که می‌کند و حرفهایی که می‌زند در سطوح جامعه بین‌الملل نمی‌گنجد و از نظر لهستان این روند آرام برگزاری کنفرانس ورشو را تهدید می‌کند ولی در جریان نتایج کنفرانس لهستان قرار خواهند گرفت. یاتسِک چاپوتوویچ اضافه کرد: آنچه برخی اوقات تحلیلگران می‌گویند که لهستان اسب تروای آمریکاست، یا می‌خواهد وحدت اروپا را از بین ببرد، درست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø¹ÙØ رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین وزیر خارجه لهستان دوشنبه ۸ بهمن ۹۷ دربارهٔ اجلاس ورشو به خبرنگاران گفت: تا جائیکه به کنفرانس ورشو برمی‌گردد، می‌خواهم تأیید کنم همان‌طور که پیش‌بینی شده همراه با آمریکا سازماندهی خواهد شد. موضوع فقط در رابطه با ایران نخواهد بود و مسائل خاورمیانه به‌طور عام مطرح خواهد شد؛ البته رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی آن است که در آنجا مورد بحث قرار گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ÛÚ©Û-Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ø¯-Ú©ÙÛØ¯Û رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی اجلاس ورشو است که مورد بحث قرار می‌گیرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای کنفرانس لهستان و اهمیت آن ==&lt;br /&gt;
بسیاری این کنفرانس را یک نقطه عطف در تنظیم رابطه جامعه‌ جهانی با رژیم ایران دانسته و آنرا شکل گیری یک ائتلاف با دهها کشور علیه آن قلمداد میکنند. به گفتهٔ مایک پمپئو در آن ائتلاف، کشورهایی از آسیا، آفریقا، اروپا، و خاورمیانه حاضر خواهند بود و «هدف آن تمرکز روی ثبات خاورمیانه و صلح و آزادی و امنیت در این منطقه و شامل این عامل مهم است که اطمینان حاصل شود رژیم ایران یک (نیروی) نفوذ بی‌ثبات‌کننده نباشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب تحلیل‌گران با توجه به دخالت‌های فزاینده‌ی رژیم ایران در اغلب کشورهای منطقه آنرا مورد استقبال اغلب این کشورها و شرکت این کشورها در آن را حتمی می‌دانند. همچنین کمترین تصمیم‌گیری های احتمالی در این کنفرانس ، تضعیف و یا قطع روابط سیاسی با رژیم ایران و تشدید تحریم‌ها برآورد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری شورای ملی مقاومت در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
دبیرخانه‌ی شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف سیاسی که سازمان مجاهدین خلق یکی از اعضاء برجسته‌ی آن بشمار می‌رود، طی بیانیه ای در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷در مورد کنفرانس ورشو اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر &#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039; محافظت نمی‌کند و «ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند». از اینرو «دوران شرمی که آمریکا برای خودش به‌وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آنها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; مریم رجوی، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد، دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق‌بشر، صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم بر ایران است. راه‌حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است. رژیم رکوردار جهانی اعدام، تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;مریم رجوی&#039;&#039;&#039;، از جانب مقاومتی که از سال۱۳۶۰خواهان تحریم تسلیحاتی و نفتی دیکتاتوری دینی بوده است، ضرورت موارد زیر را بار دیگر مورد تأکید قرار داد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۱-به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و دستیابی به آزادی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۲-قرار دادن تمامیت سپاه و وزارت اطلاعات آخوندها در لیست تروریستی وزارت‌خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۳-اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس از آمریکا و اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۴- ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت پس از ۶۵بار محکومیت در ملل متحد&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۵-حمایت از ارجاع پرونده قتل‌عام زندانیان سیاسی به دادگاه بین‌المللی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۶-اخراج رژیم نامشروع ملایان از ملل ‌متحد و به‌رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۷-اخراج قاطعانه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و نیروهای آن از سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۸-وادار کردن حکومت عراق به پرداخت مابه ازای دارایی‌ها، تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههای &#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین&#039;&#039;&#039;و ارتش آزادیبخش ملی ایران که به‌طور کامل با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;۲۱دی۱۳۹۷(۱۱ژانویه ۲۰۱۹)&#039;&#039;&#039; »&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
=== کنفرانس گوادالوپ ===&lt;br /&gt;
در نیمه دی ماه ۵۷، کارتر، کالاهان، ژیسکاردستن و اشمیت در جزیره گوآدلوپ (واقع در دریای کارائیب) به مذاکره در مورد مهم‌ترین مسائل جهانی (از جمله تحولات در ایران، کامبوج، آفریقای جنوبی، افغانستان، ترکیه و نفوذ شوروی در خلیج فارس) پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار مقام ارشد سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد رفتن شاه از ایران، وحدت‌نظر داشتند. جیمی کارتر در خاطرات خود به صراحت می‌نویسد: «متوجه شدم سه رهبر دیگر، پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل دولتی غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند، شاه هرچه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم‌عقیده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/blogs/2014/02/140202_l44_nazeran_guadalupe_iran_monarchy.shtml گوادلوپ؛ تیر خلاص نظام پادشاهی] ـ بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کنفرانس تهران ===&lt;br /&gt;
در روز ۶ آذر ۱۳۲۲ هجری شمسی و در میانه جنگ دوم جهانی، کنفرانس چهار روزه رهبران سه کشور عضو متفقین یعنی فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، وینستون چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس و ژوزف استالین رئیس وقت اتحاد جماهیر شوروی، در تهران آغاز به کار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشورهای بزرگ متفق که در جنگ علیه کشورهای معروف به محور یعنی آلمان، ایتالیا و ژاپن در کنار یکدیگر قرار داشتند، در مجموع تا پایان جنگ سه کنفرانس مهم در تهران، یالتا و پتسدام تشکیل دادند که در جریان این نشست‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی خود در طول جنگ، دربارهٔ اوضاع جهان بعد از پایان جنگ و تقسیم ممالک جهان به مناطق نفوذ به توافق‌هایی رسیدند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران.JPG|بندانگشتی|چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران]]&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران که در فاصله روزهای ششم تا نهم آذر ۱۳۲۲ و همزمان با چهارمین سال جنگ دوم جهانی تشکیل شد، تمام وقت خود را صرف طرح نقشه‌های جنگی و مراحل بعدی نبرد تا شکست کامل آلمان و حل مسائل مربوط به بعد از پیروزی را به کنفرانس دیگری موکول کردند. انتخاب تهران برای تشکیل اجلاس رهبران متفقین، از مصوبات وزیران خارجه آمریکا، انگلیس و شوروی در مسکو بود. نشست مشترک آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، کاردل‌هال وزیر خارجه آمریکا و مولوتف وزیر خارجه شوروی در مسکو در اولین روزهای آبان ۱۳۲۲، مقدمه اجلاس رهبران سه کشور در تهران بود و انتخاب تهران برای برگزاری چنین نشستی، پیشنهاد استالین بود که با موافقت روزولت و چرچیل مواجه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران در محل سفارت شوروی برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنفرانس تهران بود که طرح عملیات نهایی برای درهم شکستن نیروی مقاومت آلمانی‌ها تهیه شد. همچنین طرح ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن قوای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و فرانسه آزاد در سواحل نورماندی فرانسه در ۱۶ خرداد۱۳۲۳و ضد حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی به نیروهای آلمان با هدف بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی در تیر ۱۳۲۳از جمله مسائلی بود که در این نشست تصمیم گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=381 در کنفرانس تهران چه موضوعاتی مطرح شد ؟]ـ گذرستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35466</id>
		<title>کنفرانس لهستان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&amp;diff=35466"/>
		<updated>2019-02-26T14:10:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات اجلاس سران&lt;br /&gt;
| نام اجلاس      = کنفرانس لهستان&lt;br /&gt;
| عنوان‌های دیگر = کنفرانس ورشو&lt;br /&gt;
| تصویر         =مایک پمپئو در قاهره.jpg&lt;br /&gt;
| دگرتوضیح      = بررسی مسائل خاورمیانه&lt;br /&gt;
| توضیح تصویر   =مایک پمپئو در حال اعلام تصمیم برای کنفرانس ورشو در دانشگاه آمریکایی قاهره&lt;br /&gt;
| کشور          = لهستان&lt;br /&gt;
| تاریخ         = ۱۳ و ۱۴فوریه۲۰۱۷–۲۴و ۲۵ بهمن ۹۷&lt;br /&gt;
| شعار          =ثبات، صلح، آزادی و امنیت در خاورمیانه&lt;br /&gt;
| محل‌های برگزاری= ورشو&lt;br /&gt;
| شهرها         =&lt;br /&gt;
| شرکت‌کنندگان   =اغلب وزرای خارجه کشورهای خاورمیانه واروپا به جز ایران&lt;br /&gt;
| بنیان‌گذار     = مایک پمپئو وزیرخارجه ایالات متحده آمریکا&lt;br /&gt;
| پس از         =&lt;br /&gt;
| پیش از        =&lt;br /&gt;
| وبگاه         = &amp;lt;!-- {{URL|example.com}} --&amp;gt;&lt;br /&gt;
| نکته‌های کلیدی =&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;کنفرانس لهستان&#039;&#039;&#039; نام کنفرانسی بود که در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ برای بررسی مسائل خاور میانه و به‌ویژه نقش حکومت ایران در منطقه برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۲۱دی‌ماه مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره اعلام کرد، آمریکا قرار است ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) سال جاری کنفرانسی در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و بویژه نقش ایران در منطقه پرداخته خواهد شد. او گفت: «دوره سکوت ما در قبال اقدامات رژیم ایران تمام شد و دولت آمریکا با اقدامات بی‌ثبات کننده رژیم ایران در منطقه برخورد خواهد کرد.» مایک پمپئو با اشاره به دخالتهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه گفت: «کارزار مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران متوقف نخواهد شد. ما در مقابل دخالت رژیم ایران در سوریه و لبنان می‌ایستیم. ما دخالت رژیم ایران را در یمن برنمی‌تابیم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعلام این خبر واکنشهای بسیار و متفاوتی را در مجامع بین‌المللی برانگیخت و تحلیلهای مختلفی از این واقعه صورت گرفت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیشینه کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا سیاست قبلی دولت آمریکا در قبال ایران به کلی تغییر کرد و بر خلاف دولت اوباما که به دنبال کاهش تضاد با رژیم ایران بود و امتبازات بسیاری را در منطقه خاور میانه به جمهوری اسلامی ایران داده بود، دولت جدید آمریکا سیاست خود را بر مبنای ایستادن در مقابل جمهوری اسلامی استوار کرد. ترامپ بر اساس سیاست اعلام شده خود قبل از انتخابات ریاست جمهوری ازهمان ابتدای روی کار آمدن خود توافق برجام را که بین ایران و ۵ عضو دائم شورای امنیت و آلمان در مورد بروژه هسته‌ای ایران بسته شده بود زیر سؤال برد و آنرا یک توافق بد خواند و خواستار این بود که ایران دوباره پای میز مذاکره بیاید تا توافقی جدید حاصل شود که درنهایت به خروج آمریکا از این توافق انجامید و بعد از آن با تعیین ضرب‌الاجل بار دیگر تحریمهای گسترده علیه ایران را اعمال کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ.JPG|بندانگشتی|امضای سند خروج از برجام توسط ترامپ]]&lt;br /&gt;
از طرف دیگر مایک پمپئو وزیرخارجه آمریکا ۱۲شرط را برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی اعلام کرد تا اینکه نهایتاً در ۲۱دیماه ۹۷ در یک سخنرانی دردانشگاه آمریکایی قاهره که درچارچوب سفر وزیرخارجه آمریکا به هشت کشور منظقه خاوز میانه صورت گرفته بود اعلام کرد که آمریکا قرار است ۱۳و۱۴فوریه سال جاری کنفرانسی را در لهستان برگزار کند که در آن به مسائل خاورمیانه و به‌ویژه نقش ایران در منطقه خواهد پرداخت. با توجه به آنچه بعد از این اعلام اتفاق افتاد و موضع‌گیریهای طرفهای مختلف بر سر کنفرانس لهستان قطعی است که موضوع اصلی کنفرانس ورشو در مورد اقدامات و به گفته مقامات آمریکایی دخالتهای ایران در منطقه خاورمیانه و جلوگیری از اقدامات بی‌ثبات کننده آن است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری‌ها و اقدامات ایران در قبال کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
بلافاصله بعد از اعلام برگزاری کنفرانس لهستان توسط مایک پمپئو محمد جواد ظریف وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران و معاونش عباس عراقچی واکنش نشان دادند. ظریف در صفحه توییتر خود نوشت: «یادآوری به میزبان و شرکت کنندگان کنفرانس ضد ایرانی: کسانی که در آخرین نمایش ضد ایرانی توسط آمریکا شرکت کرده بودند، یا مرده‌اند، یا بی آبرو شده‌اند، یا به حاشیه رانده شده‌اند؛ و ایران از همیشه قوی تر است. دولت لهستان نمی‌تواند این شرمندگی را پاک کند: در حالی که ایران لهستانی‌ها را در جنگ جهانی دوم نجات داد، این کشور اکنون میزبان سیرک مذبوحانه ضد ایرانی شده‌است.»&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a127125342060.html واکنش ظریف به کنفرانس ضد ایرانی در لهستان] ـ مشرق نیوز&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین عباس عراقچی پناه دادن ایران به پناهندگان لهستانی درجریان جنگ جهانی دوم را گوشزد کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/e03f125342986.html ایسنا]&amp;lt;/ref&amp;gt; کاردار لهستان به منظور اعتراض به میزبانی لهستان از این کنفرانس روز شنبه ۲۲ دی ۹۷ به وزارت خارجه ایران فراخوانده شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/dd21125417900.html کاردار لهستان به وزارت امور خارجه فراخوانده شد] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt;درادامه عباس کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان جمهوری اسلامی موضع گیری کرد و علت انتخاب لهستان به میزبانی کنفرانس را تصمیم لهستان برای ایجاد پایگاه نظامی ناتو در خاکش و همجنین قرارداد خرید سامانه دفاعی پاتریوت از آمریکا و همجنین جایگزینی خرید گاز طبیعی از آمریکا به جای روسیه ذکر کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://tnews.ir/site/7053125419628.html باشگاه خبرنگاران جوان]&amp;lt;/ref&amp;gt;و همین‌طور رئیس سازمان سینمایی از لغو برنامه هفته فیلم لهستان در واکنش به میزبانی لهستان خبر داد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/b24e125434521.html خبرگزاری تسنیم]&amp;lt;/ref&amp;gt;تعدادی از نمایندگاه مجلس و نشریات نیز خواستار اخراج سفیر لهستان شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/a96a125414213.html روزنامه اصولگرا: سفیر لهستان را اخراج کنید]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت ظریف درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت محمد جواد ظریف دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
از همان زمان اعلام برگزاری نشست ورشو رسانه‌های ایران به بسیج گسترده‌ای علیه این اجلاس دست زدند. ابتدا تلاش کردند که هدق از کنفرانس لهستان را نزدیکی اعراب و اسراییل نشان بدهند و یا اینکه آمریکا با این اجلاس به دنبال ایجاد شکاف در اتحادیه اروپاست تبلیغ گسترده‌ای حول اینکه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و همچنین نماینده روسیه در این اجلاس شرکت نخواهند کرد صورت گرفت یا اینکه این اجلاس با واکنش سردی از طرف کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هم‌جنین در تبلیغات نشریات ایرانی این موضوع مطرح شد که گویا قرار است ایران نیز به کنفرانس لهستان دعوت شود و حتی اینکه چون کشورها از کنفرانس لهستان استقبال نکرده‌اند احتمال دارد این کنفرانس لغو شود و در نهایت به این استدلال منوسل شدند که به خاطر اعتراضات جهانی به کنفرانس لهستان آمریکا در بیانیه‌ی وزارت خارجه دربارهٔ این اجلاس متن آنرا تعدیل کرده و نامی از ایران نبرده و موضوع کنفرانس لهستان را رسیدگی به مشکلات منطقه خاورمیانه عنوان کرده‌است. همچنین در بسیاری از روزنامه‌ها از طرف نهادهای ضد جنگ بیانیه‌های منتشر می‌شد که برگزاری این کنفرانس را محکوم کرده‌اند و خواستار برگزاری اجلاس صلح با حضور ایران شده‌اند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما در بسیاری از موضع گیریها و تحلیلهای روزنامه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی ایران این موضوع که کنفرانس لهستان یک سرفصل در رفتار آمریکا در قبال رژیم ایران است موج می‌زند و همدیگر را به هوشیاری در اینباره فرا می‌خوانند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وطن امروز در شماره روز دوشنبه ۲۴دیماه خود دربارهٔ کنفرانس بین‌المللی لهستان نوشت: اولین نکته جالب‌توجه که دربارهٔ کنفرانس لهستان به‌نظر می‌رسد، میزان شباهت آن به گردهمایی‌های سالانه (مجاهدین) در پایتخت‌های اروپایی مانند پاریس است که هر سال برگزار می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%84%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%DA% کنفرانس لهستان به سبک کنفرانس (مجاهدین)]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حسینی سفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا با تأکید براین‌که «ترامپ و تیم او گزینه‌های زیادی را برای دستیابی به تسلیم جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند»، می‌نویسد: تیم ترامپ با همین تصور رویکرد روابط خود با (مجاهدین) را افزایش داد (و) (اکنون) آمریکا به فکر تجدید یارگیری و تقویت ائتلاف خود با محوریت ضدیت و خصومت با جمهوری اسلامی می‌باشد؛ و برگزاری نشست لهستان در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک دیپلمات سابق دیگر به نام مجلسی هم هشدار می‌دهد: ترامپ، بولتون و پمپئو برای تعارف با جمهوری اسلامی نیامده‌اند و برنامه خودشان را دربارهٔ ستیز با نظام از قبل اعلام کرده‌اند و دنبال بهانه جدی و یارگیری جنگی هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جهان‌آبادی عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس نیز می‌گوید: آ مریکا… با تقویت مجدد (مجاهدین) به‌دنبال اقدامات میدانی علیه (نظام) است که برگزاری اجلاس امنیتی ضد جمهوری اسلامی در لهستان نیز در همین راستا است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی خرم سفیر پیشین جمهوری اسلامی در مقر اروپایی ملل متحد نیز در هشداری نسبت به اجماع جهانی علیه رژیم در لهستان نوشته‌است: «اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش‌درآمد یک ائتلاف نظامی علیه نظام تلقی می‌شود… به‌طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از نظام است». او اضافه کرد: «همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار می‌گذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با نظام بپردازند. در این میان به‌نظر نمی‌آید نظام حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از نظام حمایت نماید. دوستان (ما) عموماً در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با نظام برمی‌دارند».&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% هراس رژیم ایران از مجاهدین و اجماع جهانی در کنفرانس ورشو]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری مقامات آمریکایی در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
ابتدا مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه آمریکایی قاهره برگزاری این کنفرانس را به میزبانی لهستان اعلام کرد در پی این اعلام آمریکا و لهستان در بیانیه مشترکی در روز ۲۱ دیماه ۹۷ اعلام کردند: «ما خشنودیم که آمریکا و جمهوری لهستان به‌طور مشترک میزبان اجلاس وزیران برای ارتقای آینده صلح و امنیت در خاورمیانه در ورشو هستیم که در ۱۳و ۱۴ فوریه (۲۴و ۲۵ بهمن) برگزار می‌شود. ما در ایجاد یک خاورمیانه صلح‌آمیز و باثبات‌تر منافع مشترک داریم. این اجلاس وزیران مجمعی از کشورهایی خواهد بود که نسبت به بی‌ثباتی در این منطقه نگرانند و ارزیابیها و ایده‌های خود برای یک راه به جلو ارائه می‌کنند. این اجلاس به طیفی از مسائل شامل تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه موشکی و تکثیر و امنیت و تجارت دریانوردی و تهدیدات گروه‌های دست‌نشانده رژیم ایران در سراسر این منطقه می‌پردازد.»&lt;br /&gt;
[[پرونده:توییت پمپئو درباره کنفرانس لهستان.JPG|بندانگشتی|توییت مایک پمپئو دربارهٔ کنفرانس لهستان]]&lt;br /&gt;
پمپئو در مصاحبه‌ای که با فاکس نیوز داشت گفت: این گردهمایی از ۱۳ تا ۱۴ فوریه در لهستان خواهد بود که با تمرکز روی ثبات و صلح و آزادی خاورمیانه و امنیت در این منطقه خواهد بود که شامل عنصر مهم اطمینان از عدم نفوذ بی‌ثبات کننده ایران می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو همچنین در پیامی ویدئویی به اجلاس جهانی اقتصاد در داووس به دخالتهای بی‌ثبات کننده‌ی رژیم ایران در منطقه‌ی خاور میانه اشاره کرد از جمله در یمن و سوریه و لبنان و همچنین عراق و از عزم آمریکا و کشورهای منطقه برای جلوگیری از این دخالتها خبر داد و به کنفرانس لهستان اشاره کرد که برای این منظور تشکیل خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ù¾ÛØ§ÙÛ-Ø¯Ø§ÙÙØ³-Ø§Ø¦ØªÙØ§ÙÛ-Ø¬ÙØ§ÙÛ-Ø¨Ø±Ø§Û-ÙÙ مایک پمپئو در پیامی به داووس] ـ &amp;lt;/ref&amp;gt;در ادامه این کارزار وزیر خارجه آمریکا روز پنج شنبه ۴ بهمن ۹۷ با جرمی هانت وزیر خارجه انگلستان دیدار کرد و از او رسماً برای شرکت در کنفرانس ورشو دعوت کرد. وی در این دیدار در مورد کنفرانس لهستان گفت: ٰاین ائتلاف جهانی است که در ماه فوریه در ورشو برای ثبات خاورمیانه تشکیل خواهد شد و کشورها به ما ملحق خواهند شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A گفتگوهای وزیران خارجه آمریکا و انگلستان درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز جمعه ۵ بهمن ۹۷ روزنامه گاردین اعلام کرد که وزیر خارجه انگلستان موافقت کرد که در اجلاس لهستان شرکت کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/Ø´Ø±Ú©Øª-ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-Ø§ÙÚ¯ÙØ³ØªØ§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø¹ÙÛÙ-Ø شرکت وزیر خارجه انگلستان در اجلاس لهستان علیه رژیم ایران] &amp;lt;/ref&amp;gt;ژنرال جک کین معاون سابق ستاد نیروی زمینی آمریکا در این‌رابظه گفت: رژیم ایران در پی ایجاد پلی زمینی بین عراق سوریه و لبنان است و ما می‌خواهیم این رژیم را از این پل محروم کنیم خبر خوب این‌که ماه آینده آمریکا و متحدانمان استراتژی مقابله با رژیم ایران را در لهستان تدوین خواهند کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÚÙØ±Ø§Ù-Ú©ÛÙ-ØªØ¯ÙÛÙ-Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØªÚÛ-ÙÙØ§Ø¨ÙÙ-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ù تدوین استراتژی مقابله با رژیم ایران در لهستان]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کاخ سفید روز چهارشنبه ۱۰بهمن طی بیانیه‌ای اعلام کرد: مایک پنس معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواسط فوریه به‌نمایندگی از رئیس‌جمهور دونالد ترامپ به اروپا سفر خواهد کرد. او از ۲۴تا ۲۷ بهمن از لهستان و آلمان بازدید خواهد کرد. در ورشوی لهستان، معاون رئیس‌جمهور سخنران اصلی اجلاس وزیران برای ترویج آینده‌ای با صلح و امنیت در خاورمیانه خواهد بود. این اجلاس به میزبانی مشترک آمریکا و لهستان به‌دنبال گردهم آوردن کشورهایی است که نسبت به بی‌ثباتی در منطقه نگران هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙØ³-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø±Ø¨Ø§Ø±Ù-Ø§ÙØ¶Ø§Ø¹-Ø®Ø§ÙØ±ÙÛØ§ÙÙ-Ø مایک پنس در اجلاس ورشو درباره اوضاع خاورمیانه سخنرانی خواهد کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز پنجشنبه ۱۱بهمن۹۷ در مصاحبه با تلویزیون فاکس گفت: رژیم ایران تهدیدی برای جهان و آمریکا است و نمی‌گذاریم ایران یک کره شمالی دیگر شود.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ§ÛÚ©-Ù¾ÙÙ¾Ø¦Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ØªÙØ¯ÛØ¯Û-Ø¨Ø±Ø§Û-Ø¬ÙØ§Ù-Ø¢ÙØ±ÛÚ مایک پمپئو در مصاحبه با فاکس نیوز]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== اقدامات لهستان در قبال کنفرانس ورشو ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:ملاقات عراقچی با وزیر خارجه لهستان.JPG|بندانگشتی|سفر معاون وزیر خارجه لهستان و ملاقات با عباس عراقچی]]&lt;br /&gt;
وزارت خارجه لهستان به احضار کاردار خود در ایران به وزارت خارجه واکنش نشان داد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: از نگاه ما، جامعه بین‌المللی حق دارد دربارهٔ مسائل مختلف منطقه ای و جهانی بحث کند و لهستان نیز (حق دارد) کنفرانسی را که هدف آن ایجاد زمینه ای برای اقدام‌های ترویج دهنده ثبات و پیشرفت در منطقه خاورمیانه است، به صورت مشترک برگزار کند.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/1967125489582.html واکنش وزارت خارجه لهستان به احضار کاردارش در تهران] ـ ایسنا&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین سفیر ایران در لهستان با معاون وزیر خارجه لهستان دیدارکرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec08125556355.html سفیر ایران با معاون وزیر خارجه لهستان گفت وگو کرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روز دوشنبه ۱ بهمن ۹۷ پرزمیسلاو لانگ معاون وزیر خارجه لهستان برای دیدار با عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://tnews.ir/news/ec34125918993.html سفر معاون وزیر خارجه لهستان به تهران]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاتسِک چاپوتوویچ، وزیر خارجه لهستان، روز دوشنبه اول بهمن ۹۷در بروکسل گفت که رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است. رژیم ایران کارهایی که می‌کند و حرفهایی که می‌زند در سطوح جامعه بین‌الملل نمی‌گنجد و از نظر لهستان این روند آرام برگزاری کنفرانس ورشو را تهدید می‌کند ولی در جریان نتایج کنفرانس لهستان قرار خواهند گرفت. یاتسِک چاپوتوویچ اضافه کرد: آنچه برخی اوقات تحلیلگران می‌گویند که لهستان اسب تروای آمریکاست، یا می‌خواهد وحدت اروپا را از بین ببرد، درست نیست.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-Ø§Ø¬ÙØ§Ø³-ÙØ±Ø´Ù-Ø¯Ø¹ÙØ رژیم ایران به اجلاس ورشو دعوت نشده‌است]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین وزیر خارجه لهستان دوشنبه ۸ بهمن ۹۷ دربارهٔ اجلاس ورشو به خبرنگاران گفت: تا جائیکه به کنفرانس ورشو برمی‌گردد، می‌خواهم تأیید کنم همان‌طور که پیش‌بینی شده همراه با آمریکا سازماندهی خواهد شد. موضوع فقط در رابطه با ایران نخواهد بود و مسائل خاورمیانه به‌طور عام مطرح خواهد شد؛ البته رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی آن است که در آنجا مورد بحث قرار گیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;[https://news.mojahedin.org/i/ÙØ²ÛØ±-Ø®Ø§Ø±Ø¬Ù-ÙÙØ³ØªØ§Ù-Ø±ÚÛÙ-Ø§ÛØ±Ø§Ù-ÛÚ©Û-Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ø¯-Ú©ÙÛØ¯Û رژیم ایران یکی از ابعاد کلیدی اجلاس ورشو است که مورد بحث قرار می‌گیرد]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پیامدهای کنفرانس لهستان و اهمیت آن ==&lt;br /&gt;
بسیاری این کنفرانس را یک نقطه عطف در تنظیم رابطه جامعه‌ جهانی با رژیم ایران دانسته و آنرا شکل گیری یک ائتلاف با دهها کشور علیه آن قلمداد میکنند. به گفتهٔ مایک پمپئو در آن ائتلاف، کشورهایی از آسیا، آفریقا، اروپا، و خاورمیانه حاضر خواهند بود و «هدف آن تمرکز روی ثبات خاورمیانه و صلح و آزادی و امنیت در این منطقه و شامل این عامل مهم است که اطمینان حاصل شود رژیم ایران یک (نیروی) نفوذ بی‌ثبات‌کننده نباشد».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اغلب تحلیل‌گران با توجه به دخالت‌های فزاینده‌ی رژیم ایران در اغلب کشورهای منطقه آنرا مورد استقبال اغلب این کشورها و شرکت این کشورها در آن را حتمی می‌دانند. همچنین کمترین تصمیم‌گیری های احتمالی در این کنفرانس ، تضعیف و یا قطع روابط سیاسی با رژیم ایران و تشدید تحریم‌ها برآورد می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== موضع‌گیری شورای ملی مقاومت در مورد کنفرانس لهستان ==&lt;br /&gt;
دبیرخانه‌ی شورای ملی مقاومت ایران، ائتلاف سیاسی که سازمان مجاهدین خلق یکی از اعضاء برجسته‌ی آن بشمار می‌رود، طی بیانیه ای در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷در مورد کنفرانس ورشو اعلام کرد:&amp;lt;blockquote&amp;gt;«مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر &#039;&#039;&#039;ایران&#039;&#039;&#039; محافظت نمی‌کند و «ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند». از اینرو «دوران شرمی که آمریکا برای خودش به‌وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آنها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند».&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; مریم رجوی، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد، دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی، نقض حقوق‌بشر، صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم بر ایران است. راه‌حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است. رژیم رکوردار جهانی اعدام، تنها زبان قاطعیت و قدرت را می‌فهمد.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;مریم رجوی&#039;&#039;&#039;، از جانب مقاومتی که از سال۱۳۶۰خواهان تحریم تسلیحاتی و نفتی دیکتاتوری دینی بوده است، ضرورت موارد زیر را بار دیگر مورد تأکید قرار داد:&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۱-به‌رسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم دینی و دستیابی به آزادی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۲-قرار دادن تمامیت سپاه و وزارت اطلاعات آخوندها در لیست تروریستی وزارت‌خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۳-اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها و نیروی تروریستی قدس از آمریکا و اروپا&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۴- ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به شورای امنیت پس از ۶۵بار محکومیت در ملل متحد&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۵-حمایت از ارجاع پرونده قتل‌عام زندانیان سیاسی به دادگاه بین‌المللی&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۶-اخراج رژیم نامشروع ملایان از ملل ‌متحد و به‌رسمیت شناختن نمایندگی مقاومت عادلانه مردم ایران&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۷-اخراج قاطعانه فاشیسم دینی حاکم بر ایران و نیروهای آن از سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;۸-وادار کردن حکومت عراق به پرداخت مابه ازای دارایی‌ها، تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههای &#039;&#039;&#039;سازمان مجاهدین&#039;&#039;&#039;و ارتش آزادیبخش ملی ایران که به‌طور کامل با هزینه خود آنها تهیه شده و اسناد آن موجود است.&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt; &#039;&#039;&#039;دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&amp;lt;blockquote&amp;gt;&#039;&#039;&#039;۲۱دی۱۳۹۷(۱۱ژانویه ۲۰۱۹)&#039;&#039;&#039; »&amp;lt;/blockquote&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== نمونه‌های تاریخی ==&lt;br /&gt;
=== کنفرانس گوادالوپ ===&lt;br /&gt;
در نیمه دی ماه ۵۷، کارتر، کالاهان، ژیسکاردستن و اشمیت در جزیره گوآدلوپ (واقع در دریای کارائیب) به مذاکره در مورد مهم‌ترین مسائل جهانی (از جمله تحولات در ایران، کامبوج، آفریقای جنوبی، افغانستان، ترکیه و نفوذ شوروی در خلیج فارس) پرداختند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار مقام ارشد سیاسی آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد رفتن شاه از ایران، وحدت‌نظر داشتند. جیمی کارتر در خاطرات خود به صراحت می‌نویسد: «متوجه شدم سه رهبر دیگر، پشتیبانی چندانی از شاه نمی‌کنند. آن‌ها در فکر تشکیل دولتی غیرنظامی بودند و همگی می‌گفتند، شاه هرچه زودتر باید برود. همچنین در مورد انسجام و قدرتمند ماندن نیروهای مسلح با من هم‌عقیده بودند».&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.bbc.com/persian/blogs/2014/02/140202_l44_nazeran_guadalupe_iran_monarchy.shtml گوادلوپ؛ تیر خلاص نظام پادشاهی] ـ بی‌بی‌سی فارسی&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کنفرانس تهران ===&lt;br /&gt;
در روز ۶ آذر ۱۳۲۲ هجری شمسی و در میانه جنگ دوم جهانی، کنفرانس چهار روزه رهبران سه کشور عضو متفقین یعنی فرانکلین روزولت رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، وینستون چرچیل نخست‌وزیر وقت انگلیس و ژوزف استالین رئیس وقت اتحاد جماهیر شوروی، در تهران آغاز به کار کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کشورهای بزرگ متفق که در جنگ علیه کشورهای معروف به محور یعنی آلمان، ایتالیا و ژاپن در کنار یکدیگر قرار داشتند، در مجموع تا پایان جنگ سه کنفرانس مهم در تهران، یالتا و پتسدام تشکیل دادند که در جریان این نشست‌ها ضمن طرح نقشه‌های جنگی و استراتژی نظامی خود در طول جنگ، دربارهٔ اوضاع جهان بعد از پایان جنگ و تقسیم ممالک جهان به مناطق نفوذ به توافق‌هایی رسیدند.&lt;br /&gt;
[[پرونده:چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران.JPG|بندانگشتی|چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس تهران]]&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران که در فاصله روزهای ششم تا نهم آذر ۱۳۲۲ و همزمان با چهارمین سال جنگ دوم جهانی تشکیل شد، تمام وقت خود را صرف طرح نقشه‌های جنگی و مراحل بعدی نبرد تا شکست کامل آلمان و حل مسائل مربوط به بعد از پیروزی را به کنفرانس دیگری موکول کردند. انتخاب تهران برای تشکیل اجلاس رهبران متفقین، از مصوبات وزیران خارجه آمریکا، انگلیس و شوروی در مسکو بود. نشست مشترک آنتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان، کاردل‌هال وزیر خارجه آمریکا و مولوتف وزیر خارجه شوروی در مسکو در اولین روزهای آبان ۱۳۲۲، مقدمه اجلاس رهبران سه کشور در تهران بود و انتخاب تهران برای برگزاری چنین نشستی، پیشنهاد استالین بود که با موافقت روزولت و چرچیل مواجه شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کنفرانس تهران در محل سفارت شوروی برگزار شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کنفرانس تهران بود که طرح عملیات نهایی برای درهم شکستن نیروی مقاومت آلمانی‌ها تهیه شد. همچنین طرح ایجاد جبهه دوم و پیاده شدن قوای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و فرانسه آزاد در سواحل نورماندی فرانسه در ۱۶ خرداد۱۳۲۳و ضد حمله بزرگ ارتش سرخ شوروی به نیروهای آلمان با هدف بیرون راندن قطعی آلمانی‌ها از خاک شوروی در تیر ۱۳۲۳از جمله مسائلی بود که در این نشست تصمیم گرفته شد.&amp;lt;ref&amp;gt;&#039;&#039;&#039;[http://gozarestan.ir/show.php?id=381 در کنفرانس تهران چه موضوعاتی مطرح شد ؟]ـ گذرستان&#039;&#039;&#039;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
{{پانویس|۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=32715</id>
		<title>مریم رجوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=32715"/>
		<updated>2018-09-18T10:13:32Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = مریم رجوی(مریم عضدانلو)&lt;br /&gt;
| تصویر            = مریم رجوی.jpg&lt;br /&gt;
| معروف به         = مریم رجوی&lt;br /&gt;
| زادروز           =۱۳ آذر ۱۳۳۲ &lt;br /&gt;
| شهر تولد         = تهران&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = ایران&lt;br /&gt;
| نام همسر         = مهدی ابریشمچی(۱۳۵۸-۱۳۶۴)مسعود رجوی(۱۳۶۴ تا کنون)&lt;br /&gt;
| فرزندان          = اشرف ابریشمچی&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = محمود عضدانلو (برادر)از مسئولین سازمان مجاهدین خلق ایران-نرگس (خواهر)اعدام شده در زمان شاه-معصومه(خواهر)اعدام شده در زمان جمهوری اسلامی&lt;br /&gt;
| تحصیلات           = مهندس متالوژی&lt;br /&gt;
| دین              = اسلام&lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
| سمت              = رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      = از مسئولین سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         = ۱۳۵۶ تاکنون&lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       = https://www.maryam-rajavi.com/&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
[[پرونده:نرگس عضدانلو.png|جایگزین=نرگس عضدانلو خواهر بزرگتر مریم رجوی|بندانگشتی|نرگس عضدانلو خواهر بزرگتر مریم رجوی]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومه عضدانلو.png|جایگزین=معصومه عضدانلو|بندانگشتی|معصومه عضدانلو]]&lt;br /&gt;
خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه عضدانلو، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰.JPG|جایگزین=مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران|بندانگشتی|مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس|بندانگشتی|مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز.jpg|جایگزین=ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز|بندانگشتی|ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در حال سخنرانی.jpg|جایگزین=مریم رجوی در حال سخنرانی|بندانگشتی|مریم رجوی در حال سخنرانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اعلام ریاست جمهوری و بوسیدن پرچم ـ تکی ـ خواهر مریم.jpg|alt=مریم رجوی -اعلام ریاست جمهوری|بندانگشتی|مریم رجوی -اعلام ریاست جمهوری]]&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در یکی ازسخنرانیها.jpg|جایگزین=مریم رجوی در یکی ازسخنرانیها|بندانگشتی|مریم رجوی در یکی ازسخنرانیها]]&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی.jpg|جایگزین=عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی|بندانگشتی|عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در گردهمایی ایرانیان-پاریس ۲۰۱۸.png|جایگزین=مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸|بندانگشتی|600x600پیکسل|مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[پرونده:ويلپنت 93-خواهر مريم (6).jpg|جایگزین=ويلپنت 93-خواهر مريم|بندانگشتی|ويلپنت ۱۳۹۳- مريم رجوی]]&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-گرامیداشت قتل عام ۶۷.jpg|جایگزین=مریم رجوی-گرامیداشت قتل عام ۶۷|بندانگشتی|مریم رجوی-گرامیداشت قتل عام ۶۷]]&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-بزرگداشت قتل عام ۶۷.jpg|جایگزین=مریم رجوی-بزرگداشت قتل عام ۶۷|بندانگشتی|مریم رجوی-بزرگداشت قتل عام ۶۷]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-تاورنی.jpg|جایگزین=مریم رجوی-تاورنی|بندانگشتی|300x300پیکسل|مریم رجوی-تاورنی]]&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:کتاب مریم رجوی-نه حجاب اجباری.png|جایگزین=«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی|بندانگشتی|«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی|226x226پیکسل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.در زیر برخی از کتابها را مشاهده میکنید.&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری  ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کتاب آزادی گوهر حقیقی اسلام.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کتاب آزادی گوهر حقیقی اسلام|بندانگشتی|220x220پیکسل|مریم رجوی-کتاب آزادی گوهر حقیقی اسلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کتاب زنان نیروی تغییر.png|جایگزین=مریم رجوی-کتاب زنان نیروی تغییر|بندانگشتی|215x215پیکسل|مریم رجوی-کتاب زنان نیروی تغییر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کتاب ایران بدون اعدام.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کتاب ایران بدون اعدام|بندانگشتی|143x143پیکسل|مریم رجوی-کتاب ایران بدون اعدام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار مریم رجوی با آبه پیر.jpg|جایگزین=دیدار مریم رجوی با آبه پیر|بندانگشتی|200x200پیکسل|دیدار مریم رجوی با آبه پیر]]&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 [[پرونده:دیدار مریم رجوی با نیوت گینگریچ و رابرت توریسلی.jpg|جایگزین=دیدار مریم رجوی با نیوت گینگریچ و رابرت توریسلی|بندانگشتی|250x250پیکسل|دیدار مریم رجوی با نیوت گینگریچ و رابرت توریسلی]]&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی مشاور حقوقی دونالد ترامپ.jpg|جایگزین=دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی مشاور حقوقی دونالد ترامپ|بندانگشتی|دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی مشاور حقوقی دونالد ترامپ]]&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، مشاور حقوقی دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا،شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=32714</id>
		<title>مریم رجوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=32714"/>
		<updated>2018-09-18T10:12:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* خانواده مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = مریم رجوی(مریم عضدانلو)&lt;br /&gt;
| تصویر            = مریم رجوی.jpg&lt;br /&gt;
| معروف به         = مریم رجوی&lt;br /&gt;
| زادروز           =۱۳ آذر ۱۳۳۲ &lt;br /&gt;
| شهر تولد         = تهران&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = ایران&lt;br /&gt;
| نام همسر         = مهدی ابریشمچی(۱۳۵۸-۱۳۶۴)مسعود رجوی(۱۳۶۴ تا کنون)&lt;br /&gt;
| فرزندان          = اشرف ابریشمچی&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = محمود عضدانلو (برادر)از مسئولین سازمان مجاهدین خلق ایران-نرگس (خواهر)اعدام شده در زمان شاه-معصومه(خواهر)اعدام شده در زمان جمهوری اسلامی&lt;br /&gt;
| تحصیلات           = مهندس متالوژی&lt;br /&gt;
| دین              = اسلام&lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
| سمت              = رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      = از مسئولین سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         = ۱۳۵۶ تاکنون&lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       = https://www.maryam-rajavi.com/&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   [[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:نرگس عضدانلو.png|جایگزین=نرگس عضدانلو خواهر بزرگتر مریم رجوی|بندانگشتی|نرگس عضدانلو خواهر بزرگتر مریم رجوی]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومه عضدانلو.png|جایگزین=معصومه عضدانلو|بندانگشتی|معصومه عضدانلو]]&lt;br /&gt;
خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه عضدانلو، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰.JPG|جایگزین=مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران|بندانگشتی|مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس|بندانگشتی|مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز.jpg|جایگزین=ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز|بندانگشتی|ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در حال سخنرانی.jpg|جایگزین=مریم رجوی در حال سخنرانی|بندانگشتی|مریم رجوی در حال سخنرانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اعلام ریاست جمهوری و بوسیدن پرچم ـ تکی ـ خواهر مریم.jpg|alt=مریم رجوی -اعلام ریاست جمهوری|بندانگشتی|مریم رجوی -اعلام ریاست جمهوری]]&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در یکی ازسخنرانیها.jpg|جایگزین=مریم رجوی در یکی ازسخنرانیها|بندانگشتی|مریم رجوی در یکی ازسخنرانیها]]&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی.jpg|جایگزین=عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی|بندانگشتی|عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در گردهمایی ایرانیان-پاریس ۲۰۱۸.png|جایگزین=مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸|بندانگشتی|600x600پیکسل|مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[پرونده:ويلپنت 93-خواهر مريم (6).jpg|جایگزین=ويلپنت 93-خواهر مريم|بندانگشتی|ويلپنت ۱۳۹۳- مريم رجوی]]&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-گرامیداشت قتل عام ۶۷.jpg|جایگزین=مریم رجوی-گرامیداشت قتل عام ۶۷|بندانگشتی|مریم رجوی-گرامیداشت قتل عام ۶۷]]&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-بزرگداشت قتل عام ۶۷.jpg|جایگزین=مریم رجوی-بزرگداشت قتل عام ۶۷|بندانگشتی|مریم رجوی-بزرگداشت قتل عام ۶۷]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-تاورنی.jpg|جایگزین=مریم رجوی-تاورنی|بندانگشتی|300x300پیکسل|مریم رجوی-تاورنی]]&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:کتاب مریم رجوی-نه حجاب اجباری.png|جایگزین=«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی|بندانگشتی|«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی|226x226پیکسل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.در زیر برخی از کتابها را مشاهده میکنید.&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری  ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کتاب آزادی گوهر حقیقی اسلام.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کتاب آزادی گوهر حقیقی اسلام|بندانگشتی|220x220پیکسل|مریم رجوی-کتاب آزادی گوهر حقیقی اسلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کتاب زنان نیروی تغییر.png|جایگزین=مریم رجوی-کتاب زنان نیروی تغییر|بندانگشتی|215x215پیکسل|مریم رجوی-کتاب زنان نیروی تغییر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کتاب ایران بدون اعدام.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کتاب ایران بدون اعدام|بندانگشتی|143x143پیکسل|مریم رجوی-کتاب ایران بدون اعدام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار مریم رجوی با آبه پیر.jpg|جایگزین=دیدار مریم رجوی با آبه پیر|بندانگشتی|200x200پیکسل|دیدار مریم رجوی با آبه پیر]]&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 [[پرونده:دیدار مریم رجوی با نیوت گینگریچ و رابرت توریسلی.jpg|جایگزین=دیدار مریم رجوی با نیوت گینگریچ و رابرت توریسلی|بندانگشتی|250x250پیکسل|دیدار مریم رجوی با نیوت گینگریچ و رابرت توریسلی]]&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی مشاور حقوقی دونالد ترامپ.jpg|جایگزین=دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی مشاور حقوقی دونالد ترامپ|بندانگشتی|دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی مشاور حقوقی دونالد ترامپ]]&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، مشاور حقوقی دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا،شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3_%D8%B9%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88.png&amp;diff=32713</id>
		<title>پرونده:نرگس عضدانلو.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3_%D8%B9%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88.png&amp;diff=32713"/>
		<updated>2018-09-18T10:09:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: بخشایشی نسخهٔ تازه‌ای از پرونده:نرگس عضدانلو.png را بارگذاری کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نرگس عضدانلو خواهر بزرگتر مریم رجوی که در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=32674</id>
		<title>مریم رجوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=32674"/>
		<updated>2018-09-12T19:52:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار | نام              = مریم رجوی(مریم عضدانلو) | تصویر...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{جعبه اطلاعات سیاست‌مدار&lt;br /&gt;
| نام              = مریم رجوی(مریم عضدانلو)&lt;br /&gt;
| تصویر            = مریم رجوی.jpg&lt;br /&gt;
| معروف به         = مریم رجوی&lt;br /&gt;
| زادروز           =۱۳ آذر ۱۳۳۲ &lt;br /&gt;
| شهر تولد         = تهران&lt;br /&gt;
| کشور تولد        = ایران&lt;br /&gt;
| نام همسر         = مهدی ابریشمچی(۱۳۵۸-۱۳۶۴)مسعود رجوی(۱۳۶۴ تا کنون)&lt;br /&gt;
| فرزندان          = اشرف ابریشمچی&lt;br /&gt;
|خویشاوندان سرشناس = محمود عضدانلو (برادر)از مسئولین سازمان مجاهدین خلق ایران-نرگس (خواهر)اعدام شده در زمان شاه-معصومه(خواهر)اعدام شده در زمان جمهوری اسلامی&lt;br /&gt;
| تحصیلات           = مهندس متالوژی&lt;br /&gt;
| دین              = اسلام&lt;br /&gt;
| حزب سیاسی        = رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
| سمت              = رییس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران&lt;br /&gt;
| پست‌های قبلی      = از مسئولین سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;br /&gt;
| فعالیت‌ها         = ۱۳۵۶ تاکنون&lt;br /&gt;
| وب‌گاه رسمی       = https://www.maryam-rajavi.com/&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومه عضدانلو.png|جایگزین=معصومه عضدانلو|بندانگشتی|معصومه عضدانلو]]&lt;br /&gt;
خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه عضدانلو، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰.JPG|جایگزین=مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران|بندانگشتی|مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس|بندانگشتی|مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز.jpg|جایگزین=ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز|بندانگشتی|ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در حال سخنرانی.jpg|جایگزین=مریم رجوی در حال سخنرانی|بندانگشتی|مریم رجوی در حال سخنرانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اعلام ریاست جمهوری و بوسیدن پرچم ـ تکی ـ خواهر مریم.jpg|alt=مریم رجوی -اعلام ریاست جمهوری|بندانگشتی|مریم رجوی -اعلام ریاست جمهوری]]&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در یکی ازسخنرانیها.jpg|جایگزین=مریم رجوی در یکی ازسخنرانیها|بندانگشتی|مریم رجوی در یکی ازسخنرانیها]]&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی.jpg|جایگزین=عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی|بندانگشتی|عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در گردهمایی ایرانیان-پاریس ۲۰۱۸.png|جایگزین=مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸|بندانگشتی|600x600پیکسل|مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
[[پرونده:ويلپنت 93-خواهر مريم (6).jpg|جایگزین=ويلپنت 93-خواهر مريم|بندانگشتی|ويلپنت ۱۳۹۳- مريم رجوی]]&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-گرامیداشت قتل عام ۶۷.jpg|جایگزین=مریم رجوی-گرامیداشت قتل عام ۶۷|بندانگشتی|مریم رجوی-گرامیداشت قتل عام ۶۷]]&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-بزرگداشت قتل عام ۶۷.jpg|جایگزین=مریم رجوی-بزرگداشت قتل عام ۶۷|بندانگشتی|مریم رجوی-بزرگداشت قتل عام ۶۷]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-تاورنی.jpg|جایگزین=مریم رجوی-تاورنی|بندانگشتی|300x300پیکسل|مریم رجوی-تاورنی]]&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:کتاب مریم رجوی-نه حجاب اجباری.png|جایگزین=«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی|بندانگشتی|«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی|226x226پیکسل]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.در زیر برخی از کتابها را مشاهده میکنید.&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری  ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کتاب آزادی گوهر حقیقی اسلام.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کتاب آزادی گوهر حقیقی اسلام|بندانگشتی|220x220پیکسل|مریم رجوی-کتاب آزادی گوهر حقیقی اسلام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کتاب زنان نیروی تغییر.png|جایگزین=مریم رجوی-کتاب زنان نیروی تغییر|بندانگشتی|215x215پیکسل|مریم رجوی-کتاب زنان نیروی تغییر]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کتاب ایران بدون اعدام.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کتاب ایران بدون اعدام|بندانگشتی|143x143پیکسل|مریم رجوی-کتاب ایران بدون اعدام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار مریم رجوی با آبه پیر.jpg|جایگزین=دیدار مریم رجوی با آبه پیر|بندانگشتی|200x200پیکسل|دیدار مریم رجوی با آبه پیر]]&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 [[پرونده:دیدار مریم رجوی با نیوت گینگریچ و رابرت توریسلی.jpg|جایگزین=دیدار مریم رجوی با نیوت گینگریچ و رابرت توریسلی|بندانگشتی|250x250پیکسل|دیدار مریم رجوی با نیوت گینگریچ و رابرت توریسلی]]&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[پرونده:دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی مشاور حقوقی دونالد ترامپ.jpg|جایگزین=دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی مشاور حقوقی دونالد ترامپ|بندانگشتی|دیدار مریم رجوی با رودی جولیانی مشاور حقوقی دونالد ترامپ]]&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، مشاور حقوقی دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا،شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32608</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32608"/>
		<updated>2018-09-09T07:25:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* زندگینامه مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومه عضدانلو.png|جایگزین=معصومه عضدانلو|بندانگشتی|معصومه عضدانلو]]&lt;br /&gt;
خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه عضدانلو، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰.JPG|جایگزین=مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران|بندانگشتی|مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس.jpg|جایگزین=مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس|بندانگشتی|مریم رجوی-کاندیدای مجاهدین در انتخابات مجلس]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز.jpg|جایگزین=ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز|بندانگشتی|ازدواج مریم و مسعود رجوی -اورسورواز]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
[[پرونده:اعلام ریاست جمهوری و بوسیدن پرچم ـ تکی ـ خواهر مریم.jpg|جایگزین=اعلام ریاست جمهوری|بندانگشتی|اعلام ریاست جمهوری]]&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[پرونده:عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی.jpg|جایگزین=عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی|بندانگشتی|عشق شعله ور آزادی -ندا حسنی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در گردهمایی ایرانیان-پاریس ۲۰۱۸.png|جایگزین=مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸|بندانگشتی|600x600پیکسل|مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
[[پرونده:ويلپنت 93-خواهر مريم (6).jpg|جایگزین=ويلپنت 93-خواهر مريم|بندانگشتی|ويلپنت ۱۳۹۳- مريم رجوی]]&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:کتاب مریم رجوی-نه حجاب اجباری.png|جایگزین=«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی|بندانگشتی|«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری  ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32557</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32557"/>
		<updated>2018-09-01T12:59:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومه عضدانلو.png|جایگزین=معصومه عضدانلو|بندانگشتی|معصومه عضدانلو]]&lt;br /&gt;
خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه عضدانلو، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰.JPG|جایگزین=مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران|بندانگشتی|مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در گردهمایی ایرانیان-پاریس ۲۰۱۸.png|جایگزین=مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸|بندانگشتی|600x600پیکسل|مریم رجوی در میان شخصیت‌های سیاسی عالیرتبه شرکت کننده در گردهمایی صدهزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:کتاب مریم رجوی-نه حجاب اجباری.png|جایگزین=«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی|بندانگشتی|«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری  ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8.png&amp;diff=32556</id>
		<title>پرونده:مریم رجوی در گردهمایی ایرانیان-پاریس ۲۰۱۸.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8.png&amp;diff=32556"/>
		<updated>2018-09-01T12:49:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: مریم رجوی در گردهمایی ۱۰۰هزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸ و در میان برخی از شخصیت‌های عالیرتبه سیاسی از ۵ قاره جهان&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی در گردهمایی ۱۰۰هزار نفره ایرانیان در ویلپنت پاریس ۲۰۱۸ و در میان برخی از شخصیت‌های عالیرتبه سیاسی از ۵ قاره جهان&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32555</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32555"/>
		<updated>2018-09-01T12:43:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومه عضدانلو.png|جایگزین=معصومه عضدانلو|بندانگشتی|معصومه عضدانلو]]&lt;br /&gt;
خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه عضدانلو، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰.JPG|جایگزین=مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران|بندانگشتی|مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
[[پرونده:کتاب مریم رجوی-نه حجاب اجباری.png|جایگزین=«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی|بندانگشتی|«نه حجاب اجباری نه دین اجباری نه حکومت اجباری» از کتاب‌های مریم رجوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری  ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C.png&amp;diff=32554</id>
		<title>پرونده:کتاب مریم رجوی-نه حجاب اجباری.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C.png&amp;diff=32554"/>
		<updated>2018-09-01T12:35:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32553</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32553"/>
		<updated>2018-09-01T10:14:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* زندگینامه مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومه عضدانلو.png|جایگزین=معصومه عضدانلو|بندانگشتی|معصومه عضدانلو]]&lt;br /&gt;
خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه عضدانلو، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
[[پرونده:مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰.JPG|جایگزین=مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران|بندانگشتی|مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%D9%87%D9%87_%DB%B5%DB%B0.JPG&amp;diff=32552</id>
		<title>پرونده:مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰.JPG</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AF%D9%87%D9%87_%DB%B5%DB%B0.JPG&amp;diff=32552"/>
		<updated>2018-09-01T09:49:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: جوانی مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;جوانی مریم رجوی در سال‌های دهه ۵۰ و دوران دانشجویی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32551</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32551"/>
		<updated>2018-09-01T09:46:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* خانواده مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.  &lt;br /&gt;
[[پرونده:معصومه عضدانلو.png|جایگزین=معصومه عضدانلو|بندانگشتی|معصومه عضدانلو]]&lt;br /&gt;
خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه عضدانلو، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87_%D8%B9%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88.png&amp;diff=32550</id>
		<title>پرونده:معصومه عضدانلو.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87_%D8%B9%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88.png&amp;diff=32550"/>
		<updated>2018-09-01T09:44:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: معصومه عضدانلو خواهر کوچکتر مریم رجوی که روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران دستگیر وبه‌دلیل اصابت ۴ گلوله بیهوش شد و در زند...&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;معصومه عضدانلو خواهر کوچکتر مریم رجوی که روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران دستگیر وبه‌دلیل اصابت ۴ گلوله بیهوش شد و در زندان اوین زندانی و توسط بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه گردید. او پس از ۶ ماه اعدام شد. &lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3_%D8%B9%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88.png&amp;diff=32549</id>
		<title>پرونده:نرگس عضدانلو.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3_%D8%B9%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88.png&amp;diff=32549"/>
		<updated>2018-09-01T09:26:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: نرگس عضدانلو خواهر بزرگتر مریم رجوی که در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;نرگس عضدانلو خواهر بزرگتر مریم رجوی که در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32548</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32548"/>
		<updated>2018-09-01T09:19:56Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* زندگینامه مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32547</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32547"/>
		<updated>2018-09-01T09:12:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* زندگینامه مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
[[پرونده:محمود عضدانلو.png|جایگزین=محمود عضدانلو|بندانگشتی|محمود عضدانلو]]&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد. خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32545</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32545"/>
		<updated>2018-09-01T09:03:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد. خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32507</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32507"/>
		<updated>2018-08-29T06:41:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* جوانی مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی چهارمين فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۵ به‌دست مأموران ساواک شاه در درگیری خیابانی کشته شد. خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید ولي روزنامه‌هاي حکومتی همانروز اعلام كردند كه معصومه هم كشته شده است. درجریان این حمله، همسر معصومه به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او زير فشار شكنجه گران براي مصاحبه كه بر اصول خود ايستاده بود و نام «مسعود رجوي» را تكرار مي‌كرد، پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران منطقه خانی آباد در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۷ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه استخر گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مريم رجوي بعد از اعلام خبر كشته شدن خواهر بزرگترش، نرگس، در درگيري سال ۱۳۵۵ كه احتمال يورش ساواك و دستگيري مريم و محمود می‌رفت، براي مدتي به زندگي مخفي روي آورد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقطع مبارزات ضدسلطنتي يكي ازمسئوليت ها وكارهايي كه روزانه انجام مي‌داد ريز نويس‌هاي منتقل شده از زندان را علیرغم فشار جسمي كه برايش داشت با شور و شوق درشت نويسي مي‌كرد كه براي استفاده به سازمان تحويل داده مي‌شد. مریم رجوی همچنین در راه‌پيمايي‌هاي مختلفي كه مجاهدين هدايت و يا در آن نقش تعيين كننده داشتند، حضور فعال داشت و همراه با معصومه و محمود در برنامه هاي شبانه از پشت بام‌ها شعار‌هاي مجاهدين را هدايت و ترويج مي‌كرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32469</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32469"/>
		<updated>2018-08-23T16:02:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* کودکی مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی سومین فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۴ به‌دست مأموران ساواک شاه تیرباران شد. خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید. درجریان این حمله، همسرش، مسعود ایزدخواه، به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۸ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه طوبی گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانوادگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32468</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32468"/>
		<updated>2018-08-23T16:01:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* خانواده مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی سومین فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. محمود عضدانلو در حال حاضر در  شمار مسئولين سازمان مجاهدین خلق ایران قرار دارد. خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۴ به‌دست مأموران ساواک شاه تیرباران شد. خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید. درجریان این حمله، همسرش، مسعود ایزدخواه، به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۸ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه طوبی گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانودگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32467</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32467"/>
		<updated>2018-08-23T15:53:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی سومین فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۴ به‌دست مأموران ساواک شاه تیرباران شد. خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید. درجریان این حمله، همسرش، مسعود ایزدخواه، به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۸ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه طوبی گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانودگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32458</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32458"/>
		<updated>2018-08-22T08:42:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* خانواده مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی سومین فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد. خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۴ به‌دست مأموران ساواک شاه تیرباران شد. خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید. درجریان این حمله، همسرش، مسعود ایزدخواه، به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبندان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۸ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه طوبی گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین معتقد بودند این آثار خودبخودی و شائبه‌های مردسالاری است که اینچنین نمود پیدا کرده است. آنها به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانودگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و فرزند خود را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. مریم رجوی در حالي از همسر سابقش مهدی ابریشمچی طلاق گرفت كه یک دختر دارد که نامش اشرف است و در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی موضع خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد با انتشار فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده ﻿ای خانم رجوی تعریف می‌شود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام می‌گذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیت‌های فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که می‌تواند روح آزادی را فروزان کند، می‌تواند بقیه جهان را قانع کند که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی‌تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می‌ستایم. شما را بخاطر آزادگی‌تان می‌ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت‌اش می‌ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده‌﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه می‌کنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور می‌دانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا: من از طریق کار با شما این را فرا گرفته‌ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می‌کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی‌بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو [ویدال کوادراس] به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلب‌های ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن: بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمان‌ها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32457</id>
		<title>کاربر:بخشایشی/صفحه تمرین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://www.iran-pedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1:%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86&amp;diff=32457"/>
		<updated>2018-08-22T08:14:03Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;بخشایشی: /* نوجوانی مریم رجوی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;مریم رجوی (زاده ۱۳ آذر ۱۳۳۲ خورشیدی در تهران) با نام خانوادگی مریم عضدانلو، یک زن مبارز ایرانی است که رهبری مبارزه علیه حکومت ولایت فقیه در ایران و هدایت یک جنش سراسری زنان را بر عهده دارد. مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ به عضويت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او تا سال ۱۳۵۷به عنوان يكي از مسئولان جنبش دانشجوييِ وابسته به مجاهدين، عليه رژيم شاه فعاليت كرد. او پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در جریان اولین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ از سوی مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین برای نمایندگی مردم تهران در مجلس شورا معرفی شد. مریم رجوی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ از مسئولان بخش اجتماعي سازمان مجاهدين خلق ايران بود. با شروع سرکوب رسمی مجاهدین توسط ارگان‌های نظامی حکومت روح الله خمینی، مریم رجوی به زندگی مخفی روی آورد و سپس از ایران خارج شد و به‌عنوان پناهنده سیاسی در فرانسه به مبارزات خود علیه حکومت ایران ادامه داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۳ از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران در موضع همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت. در همین زمان مریم رجوی پس از طلاق از همسر خود، مهدی ابریشمچی، از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین خلق، در سال ۱۳۶۴ با مسعود رجوی ازدواج کرد. همردیفی و به دنبال آن، مسأله طلاق و ازدواج، موضوع یک تحول درونی در سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت که مجاهدین از آن به عنوان انقلاب ایدئولوژیک نام می‌برند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۶۶ با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، مریم رجوی مسئولیت جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی را عهده‌دار شد و در مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «فروغ جاویدان» فرمان پیشروی به داخل خاک ایران و فرمان آتش علیه نیروهای نظامی حکومت ایران را به ارتش آزادیبخش ملی صادر کرد. در این عملیات، ارتش آزادیبخش توانست از مرز ایران و عراق تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند. بعد از این حمله، مریم رجوی تصمیم به دگرگونی در ارتش آزادیبخش گرفت و توانست ظرف ۴ سال ارتش آزادیبخش ملی ایران را از یک نیروی پیاده نظام به یک ارتش زرهی ـ مکانیزه تغییر دهد.                                      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ پس از اینکه از سوی مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت ایران، در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت، همزمان با ایجاد تحولات اساسی در ارتش آزادیبخش ملی که این ارتش را مکانیزه و به یک ارتش زرهی تبدیل نمود، تصمیم به تحول و پالایش در اذهان اعضای این ارتش گرفت که به گفته اعضای مجاهدین، به درک ژرف‌تر آنان از مقوله مبارزه و فداکاری در راه آزادی مردم، منتهی شد. طبق این انقلاب درونی، هر عضو متأهل سازمان آگاهانه و آزادانه از همسر خود جدا شد و اعضای مجرد هم اذهان خود را از مسأله ازدواج رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تحولی که به گفته مجاهدین، آزمایش صداقت و خلوص انقلاب تک تک اعضا را طی سه دهه گذشته بطور جمعی به منصه ظهور رساند و مجاهدین ماندگاری‌شان را در زیر شدیدترین ضربات حکومت، از بهترین نشانه‌های صحت و درستی این انقلاب درونی می‌دانند. به این ترتیب، به گفته مجاهدین، در این سال مریم رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از این پیشتر در سال ۱۳۶۴ در مجاهدین شروع شده بود، به یک مدار بالاتر ارتقاء داد و آن را به تمام سطوح سازمان مجاهدین تعمیم و توسعه داد و بانی یک انقلاب درونی سراسری شد که مجاهدین از آن به‌مثابه پاکیزه و خالص کردن صفوف خود از هر نوع وابستگی محدود کننده در جهت مبارزه تمام عیار با حکومت ایران، یاد می‌کنند.                                    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران که ائتلافی فراگیر از سازمان‌ها و شخصیت‌های اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید و او از مناصب خود در سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی ایران استعفا داد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک یورش ناگهانی توسط ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسورآواز، مریم رجوی به همراه ۱۶۵ تن از مسئولین مقاومت ایران و پناهندگان ایرانی عضو مقاومت از جمله افراد ساكن در اور سورواز،‌ از سوی دولت فرانسه به اتهام تروریسم دستگیر و در بازداشتگاهی در پاریس زندانی شد. با انتشار كتابي به قلم ژان كلود موريس سردبير وقت هفته نامه معروف فرانسوي به‌نام ژورنال دوديمانش، پشت پرده زد و بند جمهوري اسلامي و دولت شيراك براي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ عليه دفتر شوراي ملي مقاومت ايران برملاشد. ۳۰صفحه از اين كتاب ۳۰۰صفحه‌يي، به سياست دولت شيراك در قبال جمهوري اسلامي  و زد و بند وتبادل اطلاعات و هماهنگي با وزارت اطلاعات و سفارت جمهوري اسلامي درفرانسه براي اجراي حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ اختصاص دارد. &amp;lt;ref&amp;gt;ایران آزاد فردا- معرفی کتاب: اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کردم- به قلم «ژان کلود موریس»&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی ۱۷ روز بعد با حكم قضاييه فرانسه و به دليل فقدان دليل و نبود هيچ سندي و  اثبات نشدن اتهامات وارده؛ در ۳ ژوئیه ۲۰۰۳ از زندان آزاد شد. پيش و بعد از او هم در یک فاصله كوتاه زماني ساير دستگير شدگان آزاد شدند. یک دهه بعد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴ قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و شورای ملی مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی بعد از خروج از زندان طی چند سال یک کارزار گسترده و همه‌جانبه را برای خروج نام سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست سازمان‌های تروریستی در آمریکا و اروپا هدایت کرد که در نهایت منجر به حذف نام سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران از همه لیست‌های تروریستی گردید.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی برای اولین بار پس از گذشت ۲۹ سال از آنچه که مجاهدین از آن به عنوان قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ توسط حکومت ایران، یاد می‌کنند، یک جنبش جهانی به نام جنبش دادخواهی خون قتل عام شدگان سال ۶۷ ایجاد کرد که به طرح مجدد این موضوع در میان نسل جوان جامعه ایران و تصویب قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۱۷ (۲۲ خرداد ۱۳۹۶) در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ منجر شد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد - انتشار قطعنامه دو حزبی ‌شمارهٴ ۱۸۸کنگرهٴ آمریکا در محکومیت قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی هر ساله گردهمایی و کنوانسیون ایرانیان را در پاریس برگزار می‌کند که به گفته وی برای متحد کردن صفوف مردم در مبارزه علیه حکومت ایران می‌باشد. اولین گردهمایی بزرگ ایرانیان پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در اولین سالگرد این حمله در ژوئن ۲۰۰۴ (خرداد ۱۳۸۳) برگزار شد و تا امروز این گردهمایی هر ساله در سالگرد حمله ۱۷ ژوئن در پاریس برگزار می‌گردد. به گزارش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی در این گردهمایی‌ها بیش از صد هزار نفر شرکت می‌کنند. آخرین گردهمایی در روز ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۹ تیر ۱۳۹۷ بنا به گزارش روزنامه واشینگتن تایمز با حضور بیش از یکصد هزار پناهنده ایرانی و با شرکت شماری از شخصیت‌های برجسته سیاسی در ویلپنت پاریس برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- برخی انعکاسات از گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس&amp;lt;/ref&amp;gt; و طی آن مریم رجوی از عزم خود برای سرنگونی حکومت ایران سخن گفت.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در حال حاضر در موضع رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران كارزارهاي بين المللي عليه حکومت ولايت فقيه را هدایت می‌کند. خروج نام سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي، بسته شدن پرونده حمله ۱۷ ژوئن و تأمين حفاظت و انتقال مجاهدين به خارج از عراق، از جمله اين كارزارهاست.                                   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== زندگینامه مریم رجوی ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== خانواده مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی سومین فرزند از یک خانواده هشت نفره با سه خواهر و دو برادر است. یکی از برادران مریم رجوی به‌نام محمود عضدانلو، از اعضای باسابقه سازمان مجاهدین خلق، در دوران حکومت سلطنتی شاه یک زندانی‌ سیاسی بود. او در سال ۱۳۵۲ توسط مأموران ساواک به جرم مبارزه علیه حکومت شاه دستگیر و زندانی شد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس که او نیز علیه حکومت شاه مبارزه می‌کرد در سال ۱۳۵۴ به‌دست مأموران ساواک شاه تیرباران شد. خواهر کوچکتر مریم رجوی به‌نام معصومه، دانشجوی مهندسی به مبارزه با حکومت کنونی ولایت فقیه برخاست. معصومه عضدانلو روز ۱۳ فروردین ۱۳۶۱ در حمله مأموران سپاه پاسداران به‌محلی که وی و همسرش، مسعود ایزدخواه، در آنجا مستقر بودند، دستگیر گردید. درجریان این حمله، همسرش، مسعود ایزدخواه، به‌قتل رسید و معصومه عضدانلو به‌دلیل اصابت ۴ گلوله به‌ناحیه فک و دست بیهوش شد و توسط مأموران سپاه پاسداران در زندان اوین زندانی شد. بنا به گفته یاران و هم‌بندان وی، با ورود معصومه عضدانلو به زندان اوین، بازجویان زندان تحت ریاست اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، شکنجه را بر روی او آغاز کردند. این در شرایطی بود که معصومه که باردار و به‌شدت مجروح بود گلوله‌ای که در ناحیه گردن و نزدیک نخاع او باقی مانده بود، وی را بسختی آزار می‌داد. به‌گفته ياران و همبنديان وی در زندان، بر اثر شدت شکنجه بر روی معصومه عضدانلو جنین چند ماهه وی سقط شد و او پس از ۶ ماه توسط حکومت روح‌الله خمینی اعدام گردید. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- به بچه‌ها بگوئید سینه معصومه تا آخر راز‌دار بود&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی با یکی از اعضای با سابقه سازمان مجاهدین به‌نام مهدی ابریشمچی که در دوران شاه از زندانیان سیاسی بود، ازدواج کرد و از او یک دختر به نام اشرف دارد که در حال حاضر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق می‌باشد.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کودکی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مريم رجوی در سال ۱۳۳۲ درجنوب شهر تهران در محلة وزیر نظام، کوچة شهاب الدوله پلاک ۱۸ متولد شد. خانواده او به‌لحاظ سطح زندگی از قشر متوسط محسوب می‌شدند. مریم رجوی دوران تحصیلات ابتدايي را در تهران در دبستان دخترانه طوبی گذراند. ده ساله بود که از پنجرة خانه برای اولین بار شاهد شلیک نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ توسط حکومت شاه بود. این صحنه در ذهن او نقش بست و ۷ سال بعد این موضوع از جمله انگیزه‌هایی شد که او را به صحنه سیاست و مبارزه کشاند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نوجوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از گذراندن دوره دبستان در ادامه به دبیرستان مشهور هدف در تهران رفت و تحصیلات متوسطه را در این مدرسه به اتمام رساند. مریم رجوی در سال ۱۳۴۹ در حالیکه دانش‌آموز كلاس چهارم دبيرستان بود، از طریق برادرش، محمود عضدانلو، با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. این آشنایی توأم با پیشینه‌ای از انگیزه‌های شخصی وی برای مبارزه با ظلم که از تجربه‌های روزمره او در محیط جامعه حاصل شده بود، شرایطی فراهم آورد تا وی هر چه بیشتر به سیاست روی آورد و به مبارزه با ظلم و ستم برخیزد. مریم رجوی از دوره نوجوانی و جوانی با درد و رنج مردم و ستمی که از دید او از جانب حکومت شاه به آنها می‌شد، آشنا شد و همین آشنایی، انگیزه‌‌ای برای ورود او به سیاست شد و در قدم بعد به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و یک زندگی مبارزاتی را برگزید.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جوانی مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در زمانی که فرهنگ و مناسبات جامعه و روابط حکومتی هنوز فرصت محدودی برای طی مدارج دانشگاهی برای زنان قائل بود، تصمیم به طی تحصیلات عالیه در سطح کارشناسی گرفت و در این راستا وارد دانشگاه صنعتي شريف شد و در رشته مهندسی متالوژي از اين دانشگاه فارغ التحصيل گشت. او با ورود به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت سیاسی خود علیه حکومت شاه را گسترش داد. محیط دانشجویی در زمان حکومت سلطنتی در دهه پنجاه از جهت اعتراضات و اعتصابات دانشجویی مشهور و زبانزد بود. مریم رجوی در همین محیط توانست با دختران مبارز که مخالف رژیم شاه بودند، یک گروه تشکیل دهد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب مردم ایران و انتشار آنها بود.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی پس از ورود به دانشگاه از طریق برادرش محمود، رهنمودهای سازمان را در زمینة کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسة ورود به مبارزة حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های سازمانی که به صورت مخفی از سوی سازمان مجاهدین چاپ و منتشر می‌شد، دانش تئوریک خود را ارتقا می‌‌داد. مریم رجوی در دوره تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف در تمرکز و سازماندهي دختران دانشجو در فعاليت‌هاي كوهنوردي، ورزش، مطالعات سياسي، اعتصابات و بيرون كشيدن آنها از جريان‌هاي انحرافي چپ‌نما و راست و هدايت آنها در خطوط مجاهدين، نقش خود را ايفا كرد. مریم رجوی بعد از دستگیری برادرش، محمود عضدانلو، در سال ۱۳۵۲ مجددا از کانال دیگری با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام به خانواده‌هاي زندانيان سياسي كه از حکومت شاه آسیب دیده بودند كمك مادي و معنوي می‌رساند. مریم رجوی در آن سال‌ها با مجاهدين شهييد عليرضا الفت و حسن نصير زاده رابطه فعال سياسي – صنفي داشت. علاوه بر اين درجريان ملاقات با برادرش توانسته بود رابطه نزديكي با خانواده‌هاي شهداي مجاهدين و ساير زندانيان سياسي برقرار كند. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot;&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۶- با سوابق انقلابی کاندیداهای مجاهدین خلق ایران آشنا شویم&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی سرانجام پس از احراز صلاحیت‌های مکفی برای ورود به سازمان، در سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== موضع مریم رجوی در ضربه اپورتونیستی ۱۳۵۴ ===&lt;br /&gt;
درسال ۱۳۵۴سازمان مجاهدین خلق با تغییر ایدئولوژی تعدادی از اعضای خود از اسلام به مارکسیسم مواجه شد. اعضایی که ظاهراً تغییر ایدئولوژی داده بودند، در ادامه این روند به ترور و قتل اعضایی که همچنان بر ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان یعنی به ایدئولوژی اسلام تأکید و پافشاری می‌کردند، مبادرت ورزیدند. ترور مجید شریف واقفی، از اعضای وفادار به ایدئولوژی سازمان و سوزاندن جسد او برای جلوگیری از شناسایی آن توسط ساواک شاه، از جمله اعمالی بود که اعضای تغییر ایدئولوژی داده مرتکب آن شدند. اعضای قدیمی‌‌تر سازمان با هدایت مسعود رجوی که همگی در زندان بوده و به ایدئولوژی اسلام وفادار بودند، از این جریان به عنوان یک جریان فرصت‌طلبانه خائنانه نام بردند و به آن نام «ضربه و کودتای اپورتونیستی» اطلاق کردند و افراد این گروه را «اپورتونیست چپ‌نما» نامیدند. در چنین فضایی مريم رجوی که هنوز به عضویت رسمی سازمان مجاهدین خلق درنیامده بود، عليرغم كوشش‌هاي بسیار اپورتونيست‌ها كه از كانال هاي مختلف براي جذب او تلاش می‌کردند، به‌سوی این جریان کشیده نشد و بر موضع خود در برابر آنان پافشاری کرد. او جزء آن دسته از افراد معدودي بود كه در اثر ضربه جريان اپوتونيستي به مواضع انحرافي دچار نشد و از سوی دیگر در دافعه از این جریان، هیچگاه به تفكرات ارتجاعی و استنباطات راستگرايانه گرايش پيدا نكرد. اعضای وفادار به سازمان مجاهدین تأسیس شده توسط بنیانگذاران، با هدایت مسعود رجوی در زندان، در آن شرايط در جهت خنثي كردن آثار ضربه اپوتونيستي و شكل گيري انسجام دروني، آموزش‌هاي سياسي ايدئولوژيك را در داخل سازمان آغاز کردند. در آن دوره با وجود شرايط پليسي و طاقت‌فرسای حاكم بر جامعه، سازمان مجاهدین خلق توانست در اثز این آموزش‌ها از يك قوام نسبي برخوردار شود و چون دستاوردهاي ايدئؤلوژيك سازمان نياز به تكثير و گسترش داشت، مريم رجوی دراين زمينه در بیرون از زندان به کمک مجاهدین درون زندان شتافت و به نشر و انتشار جزوات و کتاب‌ها و مواضع مجاهدین پرداخت. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از عضویت در سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
پس از عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق درسال ۱۳۵۶ از آنجا که سازمان مجاهدین هنوز با آثار ضربه آن دسته از اعضا که تغییر ایدئولوژی داده بودند، قرار داشت و به‌لحاظ مادي و معنوي از کمبود امکاناتی مانند خانه و ماشين رنج می‌برد؛ و از آنجا که تور گسترده پليسي حکومت شاه از تحرك سازمان‌ها و نيروهاي مخالف حکومت سلطنتی به مقدار قابل ملاحظه‌اي كاسته بود، مريم رجوی در چنين شرايطی امكانات مادي براي سازمان تهيه کرد و از طرف ديگر با اجراي قرارهایی که باعث رد گم كردن و فرار انقلابيون از چنگال پليس مي‌شد، به سازمان یاری رساند. مريم رجوی به علت ارتباط فعالي كه با دانشجويان داشت درجمع آوري اخبار دانشجويي و انتقال آنها به سازمان نقش عمده‌اي را ايفا كرد و بالعكس خطوط سازمان را در رابطه با محيط‌هاي دانشگاهي پياده نمود. مأموريت سازماني ديگر مریم رجوی درسال ۱۳۵۶ ارتباط گرفتن با گروه‌هايي بود كه بعد از ضربه ۱۳۵۴ شكل گرفته بودند. ارتباط با اين گروه ها به علت فضای عدم اعتمادي كه پس از ضربه و نيز در اثر تبلیغات حکومت شاه بوجود آمده بود، بسيار مشكل بود. با اینحال مريم رجوی با اين گروه‌ها عليرغم مشكلات فراوانش تماس گرفت و در ارائه آخرین آموزش‌ها و خطوط سازمان به آنها تلاش کرد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی در انقلاب ضد سلطنتی ۱۳۵۷  ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ به عنوان یک عضو فعال سازمان مجاهدین خلق ایران طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه حکومت سلطنتی کرد و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی سازمان داد. او به دلیل اینکه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ مسئول تشکل دانشجویی وابسته به مجاهدین بود، در جریان قیام سال ۱۳۵۷ توانست همراه با شمار دیگری از اعضای سازمان مجاهدین خلق، نخستین تشکل دانشجویی مجاهدین به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نماید تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پس از سرنگونی حکومت سلطنتی شاه  ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین ===&lt;br /&gt;
بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، دوران مبارزات سیاسی، علنی و افشاگرانه سازمان مجاهدین با این حکومت شروع شد که مجاهدین از آن به عنوان «فاز سیاسی» نام می‌برند. در این دوره مریم رجوی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او همچنین از نخستین مسئولان شاخة دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت. مریم رجوی دراين ارودها آنها را طي آموزش و تجربه با دردها ومحنت هاي مردم ستمديده  روستايی آشنا می‌كرد و درعين حال مسئوليت آنها را در تلاش به خاطر رهايي‌شان از زير بار ستم يادآور می‌شد. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:0&amp;quot; /&amp;gt; آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمن‌های محلات تهران بود. پس از کشتار هواداران مجاهدین در شهرهای مختلف ایران توسط دسته‌های چماقدار تحت حمایت حکومت، در تظاهراتی که در ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰ در تهران در اعتراض به این کشتار برگزار شد &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۱۸- موج اعتراض گسترده علیه کشتار مجاهدین&amp;lt;/ref&amp;gt; و مجاهدین از آن به‌عنوان تظاهرات مادران یاد می‌کنند، مریم رجوی مسئولیت سازماندهی هستة‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. همچنین کمتر از دو ماه بعد در تظاهرات بزرگ نیم میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۱۲۷- راهپیمایی بیش از ۵۰۰هزار نفر از مردم قهرمان تهران&amp;lt;/ref&amp;gt; مریم رجوی عهده‌دار سازماندهی بخش عمدة نیروهای محلات تهران بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی کاندید مجاهدین برای نمایندگی در مجلس ===&lt;br /&gt;
با شروع فعالیت‌های انتخاباتی برای نمایندگی مجلس در حکومت نو بنیاد جمهوری اسلامی، مریم رجوی از سوی مجاهدین خلق برای نخستین انتخابات مجلس شورا در سال ۱۳۵۸ نامزد نمایندگی از حوزه تهران شد. انتخاباتی که در آن به گفته مجاهدین، با تقلب‌های گسترده حکومتی همراه بود و هيچ‌يک از اعضای اپوزيسيون در اثر این تقلبات به مجلس راه نيافتند. &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- فوق‌العاده شماره ۹ انتخابات&amp;lt;/ref&amp;gt; با اين همه، مریم رجوی بيش از ۲۵۰ هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ===&lt;br /&gt;
با سقوط حکومت سلطنتی در روز  ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن حکومت مبتنی بر ولایت فقیه از این روز تا روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بیش از ۷۰ نفر از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق توسط دسته‌‌های چماقدار تحت حمایت دولت و با شلیک مأموران سپاه پاسداران به قتل رسیدند. در اعتراض به این کشتارها و در اعتراض به محدود شدن آزادی‌‌ها و به تعبیر مجاهدین خشک شدن آخرین قطرات آزادی توسط حکومت، سازمان مجاهدین تصمیم به برگزاری یک تظاهرات بزرگ در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ گرفت. به این ترتیب ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی بزرگ که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از هر سو به سمت تقاطع خیابان مصدق (ولیعصر) و خیابان انقلاب سرازیر شد. به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران تحت حمایت دولت به جمعیت معترض حمله کردند. اما در مواجهه با جمعیت انبوه، دیگر کاری از دست تیم‌های چماقدار ساخته نبود و روح‌الله خمینی با فرمان شلیک مستقیم به مقابله با این تظاهرات برخاست.      &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به این ترتیب از فردای ۳۰خرداد ۱۳۶۰ دوران جدیدی شروع شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب حکومتی قرار گرفتند و مبارزه آنها شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیة کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد. مریم رجوی در این دوران تا چند روز قبل از به‌قتل رسیدن اشرف رجوی (همسر مسعود رجوی) در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ که در تهاجم پاسداران به همراه موسی خیابانی، نفر شماره ۲ سازمان، در تهران کشته شد، با اشرف رجوی در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹ بهمن۶۰ به دنبال قتل موسی خیابانی و اشرف رجوی توسط مأموران سپاه پاسداران، محل استقرار مریم رجوی نیز مورد تهاجم سپاه پاسداران قرار گرفت و در اثر این حمله تمامی مجاهدین درون پایگاه کشته شدند. مریم رجوی در زمان حمله در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ در این باره می‌گوید:‌ «در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابان‌های تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آن‌ها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است. حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاه‌های مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیرضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاه‌هایی که احتمال می‌‌رفت رژیم از آن‌ها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود. به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- پیام حماسه ۱۹ بهمن سال ۶۰ و شهادت اشرف و موسی&amp;lt;/ref&amp;gt; بعد از شهادت اشرف رجوی و موسی خیابانی، مریم رجوی در شرایط پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰ و ۶۱ در بخش‌های مختلفی از سازمان مجاهدین به مبارزه خود ادامه داد و در سال ۱۳۶۱ با کسب پناهندگی سیاسی از دولت فرانسه به پاریس و به مقر شورای ملی مقاومت ایران اعزام گردید و به مسئولیت‌‌های خود در مبارزه با حکومت ادامه داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین ===&lt;br /&gt;
در تاریخ معاصر ایران، شرکت زنان پیشتاز در جنبش آزادیخواهی و نقش زنان مبارز در نبرد با حکومت‌های مستبد، چشمگیر است. با روی کار آمدن حکومت روح‌الله خمینی، حضور زنان در عرصه مبارزه با حکومت وی بیش از پیش افزایش یافت. در اين دوره ده‌ها هزار زن از احزاب و سازمان‌های مختلف بویژه از سازمان مجاهدین در رويارويي با حکومت ولایت فقیه جان باختند. نزدیک به یک سوم از صد و بیست هزار نفری که در مخالفت با حکومت به قتل رسیدند، از زنان هستند. همچنین رقم بالای زندانیان سیاسی زن در درون زندان‌های حکومت، حضور گسترده زنان در مبارزه با این حکومت را تأئید می‌کند. &amp;lt;ref&amp;gt;العربیه- آمار وارقام زنان زندانی سیاسی درزندانهای مختلف ایران (سال٩٥)&amp;lt;/ref&amp;gt; مجاهدین معتقد بودند این آثار خودبخودی و شائبه‌های مردسالاری است که اینچنین نمود پیدا کرده است. آنها به این درک رسیدند که با توجه به خصلت اصلی و بارز جمهوری اسلامی و اندیشه روح الله خمینی که «زن ستیزی» است، آنها که چنگ در چنگ با این حکومت مبارزه می‌کنند، باید در این رابطه در نقطه مقابل اندیشه خمینی قرار داشته و هیچ وجه اشتراکی با وی نداشته باشند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سرانجام سازمان مجاهدین در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت خود در برابر حکومت در پاییز ۱۳۶۳ به گفته مریم رجوی با این سوال كليدي رو به رو شد كه: «چرا در سازمان مجاهدين خلق ايران (به عنوان سازمان محوري مقاومت)، سطح مسئوليت زنان سه مدار پايين‌تر از مردان باقي مانده است؟ يعني در حالي كه زنان به طور گسترده در تمامي صحنه‌هاي مقاومت حضور دارند و همچنين با توجه به اينكه مجاهدين به برابري زن و مرد به عنوان يك ارزش آرماني معتقدند و در عمل هم به ظاهر هيچ مانع و محدوديتي براي ارتقاي زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنين حدي متوقف شده‌اند؟ مریم رجوی در اینباره می‌گوید: «ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻲ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪﻳﻢ...ﻣﺴﻌﻮﺩ، ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻲﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻫﻢﻋﻘﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﻫﻢ، ﻫﻢﭼﻨﺎﻥ ﺭﺍﻩﺣﻞ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ زناﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻣﻲﺟﺴﺘﻨﺪ... ﺭﺍﻩﺣﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﻼﻡ ﺭﺍﻫﮕﺸﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﻬﺶ ﻛﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺷﺮﻛﺖ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩ. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در سازمان مجاهدین پس از درک چنین ضرورتی، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺯﻧﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺘﻲ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ در همین راستا بود که مریم رجوی به عنوان یکی از اعضای ذیصلاح در میان زنان این سازمان به عنوان همردیف مسئول اول انتخاب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی تئوریسین «نقطه خارج از خود»   ===&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مورد پروسه عهده‌دار شدن مسئولیت «همردیفی» و بروز یک ایده و اندیشه نو در درون خود، می‌‌گوید: «ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺮﺍ ﻛﺎﻧﺪﻳﺪﺍﻱ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻃﺎﻗﺖﻓﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ. آنهم سازماني كه چنگ در چنگ با مهيب‌ترين استبداد مذهبي حاكم بود. ولي يك چيز ترديدهايم را از بين مي‌برد: اينكه به طور واقعي مي‌ديدم كه خارج از ذهن خودم و به خاطر الزامات جنبش مقاومت، مي‌بايست اين قدم برداشته شود. يعني براي پيش رفتن، بايد به اين ضرورت پاسخ مي‌داديم. انگيزش حركت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه انديشة جديدي را در ذهن من مشتعل كرد. اينكه اگر من از خودم شروع كنم جواب سخت است ولي اگر از واقعيت بيرون و مسئوليتي كه هست شروع كنم، ديگر بايد برغم همه سختي آن، جواب مثبت داد. بعدها در طول تجربة رويارويي با انديشة مبتني بر تبعيض جنسي و مردسالار به عنوان ايدئولوژي حاكم در طول تاريخ، به ما ثابت شد كه رهايي از اسارت چه براي زنان و چه براي مردان جز با ديناميسم خارج از خود و انگيزش‌هاي نوين انساني ميسر نيست. علاوه براين، در جريان نشست‌هاي چندماهه، حس كرده بودم كه رهايي زنان و آزاد شدن انرژي‌شان و رهايي خودم در گرو پذيرش همين مسئوليت است. در عمل چيزي اتفاق افتاد كه هيچكدام از ما نمي‌توانستيم آن را حدس بزنيم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:1&amp;quot;&amp;gt;مریم رجوی- کتاب اسلام، زنان و برابری&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در پاسخ به ضرورت نتیجه‌گیری به عمل آمده در جمعبندی پائیز ۱۳۶۳ دفتر سیاسی و کمیته مرکزی مجاهدین مسعود رجوی طی پیامی مریم رجوی را به عنوان همردیف مسئول اول معرفی کرد. در قسمتی از این پیام چنین آمده بود: «در میان عموم خواهران رزمنده و قهرمان ما،‌ خواهر مجاهد مریم عضدانلو، پس از اشرف شهید،‌ ذیصلاح‌ترین آنها بوده و سه سال پس از شهادت اشرف، در پی ۱۴ سال مبارزه و حیات رهایی‌بخش انقلابی و توحیدی در راستا و در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان همردیف مسئول اول سازمان برگزیده شده است. طی این دوران و به ویژه از ۳۰ خرداد سال۶۰ به این سو،‌ وی مدارج و مراحل خطیر مربوط به ارتقاء ایدئولوژیکی و تشکیلاتی خود را با آزمایشات متعدد و با سرفرازی و موفقیت از سر گذرانده و لذا اکنون در بیستمین سال حیات خونین و پرافتخار سازمان مجاهدین خلق ایران، برای نخستین بار رسما جایگاه ایدئولوژیکی و تشکیلاتی شایسته برای ذیصلاح‌ترین و بالاترین زن انقلابی مجاهد خلق را احراز می‌کند؛ جایگاهی که عاری از تلقی‌های سوداگرانة سیاسی و اجتماعی برای ذیصلاح‌ترین زن تشکیلاتی‌مان به رسمیت شناخته شد و تعادل عقیدتی و تشکیلاتی و اجتماعی بسیار عالی‌تری را برای همة ما (چه زن و چه مرد) تأمین می‌کند. جایگاهی که در پرتو ایدئولوژی انقلابی و توحیدی خود از صدر محور انقلاب و ترقی به آن راه برده‌ایم و مشخصا بر تساوی و یگانگی ماهوی زن و مرد تأکید می‌کند». &amp;lt;ref&amp;gt;نشریه مجاهد- شماره ۲۳۵&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از معرفی مریم رجوی به عنوان همردیف رهبری، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: «این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود». &amp;lt;ref&amp;gt;اطلاعیه دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران- ۱۹ اسفند ۱۳۶۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== طلاق مریم رجوی  ===&lt;br /&gt;
در تاریخ مبارزات احزاب و سازمان‌های پیشگام در امر مبارزه در طول تاریخ و به‌ویژه در تاریخ معاصر ایران و کشورهای تحت ستم، در اغلب سازمان‌های چریکی، لاجرم به‌دلیل تقابل زندگی خانوادگی و مبارزه برای آزادی، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده پیوسته امری نکوهیده و بازدارنده محسوب می‌‌شد و اگر هم در بین اعضاء وجود داشت، بسیار کم و نادر بود. بخصوص که زنان نیز تنها بصورت تک‌نمود در این احزاب و سازمان‌ها حضور داشتند. به همین دلیل در شرایطی که سازمان مجاهدین با طیف گسترده ای از زنان در صفوف خود مواجه بود، باید موضوع تقابل زندگی خصوصی و خانودگی با یک مبارزه حرفه‌ای چریکی و البته سخت و دشوار را حل می‌کرد. به همین دلیل به دنبال اعلام همردیفی در سازمان مجاهدین، مریم رجوی گام بعدی را برداشت؛ گامی که به گفته خودش تصمیم آن برای او بسیار دشوار و سنگین بود. او که دارای همسر و فرزند بود، زندگی شخصی و خانواده‌ خود را با مداری از مسئولیت که در آن قرار گرفته بود، در تعارض می‌دید. به گفته مریم رجوی، در حالی‌که در ایران هزاران و میلیون‌‌ها خانواده و همسر و فرزند تحت ستم حکومت ایران قرار دارند، به فکر خانواده و همسر و فرزند خود بودن، شایسته مجاهدین نبوده و نمی‌توانست باشد. از قضا از عواطف بسیار بالای مجاهدین به همه خانواده‌ها و فرزندان ایران است که باید برای رهایی آنها، به گفته او، از ظلم این حکومت از همه چیز خود حتی از خانواده و همسر و فرزند گذشت. از سوی دیگر مریم رجوی که خود در جمعبندی دفتر سیاسی و کمیته مرکزی در مورد نقش زنان مجاهد در سازمان، حضور داشت، معتقد بود مبارزه با آثار مردسالاری و تمامی موانعی که در برابر یک زن قرار می‌گیرد، مبارزه‌ای بسیار پیچیده و عمیق است که نیاز به یک انقلاب در اندیشه دارد. از دیدگاه او بخش قابل توجهی از قوانین بنده‌ساز و منع‌کننده‌ برای یک زن در مسیر مبارزه، زمانی عینیت می‌یابد که او خود را به عنوان یک زن - آگاهانه یا ناخودآگاه و به هر میزان - در تملک یک مرد به عنوان «شوهر» می‌بیند. به این ترتیب مریم رجوی پس از برعهده گرفتن مسئولیت «همردیفی» با طیب خاطر به‌درخواست خود و با توافق کامل با همسرش، مهدی ابریشمچی، از وی جدا شد. امری که بلافاصله مخالفت مسعود رجوی را برانگیخت. اما آن دو با توافق خودشان، بدون آنکه مسعود رجوی در جریان باشد، پیشتر تصمیم به جدایی گرفته بودند. طلاق مریم رجوی از همسرش نه یک طلاق معمول، بلکه ناظر بر این امر بود که او نقش خود به عنوان یک همسر در زندگی خانوادگی را در شرایطی که با حکومت چنگ در چنگ است، مغایر با ادامه مبارزه‌یی می‌دید که تمام توان و انرژی‌ او را می‌طلبید. مریم رجوی در باره این طلاق گفت: «مگر می‌شود در حلقة رهبری و مسئولیت چنین سازمانی قرار گرفت و آن وقت مسائل خانوادگی و در واقع شخصی و فردی را مقدم بر مسائل جنبش قرار داد؟... وای بر آن زن و مرد مجاهدی که مقدم بر هر چیز به فکر خود و خانواده و همسر و بچهٔ خود باشد؛‌ به خصوص در شرایطی که ۵۰ هزار شهید و ۱۴۰ هزار زندانی داریم. در شرایطی که انبوهی خانواده‌های بی‌‌سرپرست و زن‌های بی‌شوهر و شوهران بی‌زن و بچه‌‌های یتیم داریم... آیا سازمانی با این میزان از مسئولیت تاریخی و اجتماعی و سیاسی و با کاروان بیکران اسیران و شهیدانش می‌تواند در حلقة رهبری‌اش چنین مسائلی را بهانه نموده و به ضرورت‌های جدی انقلاب پاسخ نگوید؟... آن روز که مسعود، اشرف [همسر خود] و مصطفی [فرزند خود] را گذاشت و به دنبال مسئولیتش شتافت، اگر مسألة مقدم برای او، زن و بچة خودش می‌بود، [آیا او] مرتبت رهبری می‌داشت؟» &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - سخنرانی در مراسم بزرگداشت ۳۰ خرداد- اورسوراواز ۳۰ خرداد ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در واقع گذشتن از علایق و دلبستگی‌ها برای هدف و آرمانی والاتر، نه تنها در امر مبارزه موضوع جدیدی نبوده و نیست، بلکه در پهنه‌های دیگر زندگی هم این مسائل همواره وجود داشته است. به‌عنوان مثال کسانی که به‌خاطر هدفی که در سر دارند برای تحصیل و کسب مدارج عالی، خانواده خود را ترک می‌کنند و راهی دیار و کشور دیگری می‌شوند، در واقع از خانه و خانواده خود می‌گذرند تا هدف خود را محقق کنند. یا کسانی که به‌خاطر دلبستگی به شغل دلخواه و برای کسب درآمد، خانواده خود را ترک کرده و گاه تا سال‌‌ها به شهر و کشور دیگری می‌روند، در واقع برای هدفی دیگر از خانواده خود می‌گذرند؛ و نیز چه بسیار آزادیخواهانی که در طول تاریخ از تحصیل، شغل، رفاه و زندگی آسوده و خانواده خود گذشتند و برای تحقق آزادی به مبارزه و سختی‌های آن روی آوردند و در این راه چه بسا جان باختند. بنابراین آنچه که مریم رجوی در درخواست طلاق از همسرش به خاطر هدف و آرمانی والاتر، انجام داد، به گفته مجاهدین، بالاتر و فراتر از فداکاری و گذشت‌های مرسوم زمانه بود. یک سنت شکنی و یک گذشت و فداکاری برای تحقق بخشیدن به آرمانی والا یعنی آزادی مردم. بخصوص که اینکار از سوی یک «زن» - و نه یک «مرد» - صورت می‌گرفت. به این ترتیب مریم رجوی که تا آن موقع از سوی مجاهدین ذیصلاح‌ترین فرد برای احراز مسئولیت همردیفی شناخته شده بود، با این عمل جسارت‌آمیزش در طلاق از همسر، هر چه بیشتر صداقت و صلاحیت خود را در امر رهبری مبارزه نشان داد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== ازدواج مریم رجوی ===&lt;br /&gt;
با قرار گرفتن مریم رجوی در مسئولیت سنگین همردیفی، که ایده طلاق از همسرش را به دنبال داشت، او بار دیگر دست به یک سنت شکنی جدید زد. وی در اقدامی عجیب و متهورانه به رغم اتهاماتی که می‌دانست نثار او خواهد شد، از مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، تقاضای ازدواج کرد و این ازدواج در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ انجام پذیرفت. این ازدواج یک ازدواج معمول و مرسوم در چارچوب روابط زناشویی نبود. چرا که هدف از آن از دیدگاه مریم رجوی شکستن ساختارها و سنت‌های ارتجاعی و مردسالارانه توصیف شده بود. مسعود رجوی در آن زمان و بطور خاص بخاطر نقش بلاجایگزینش در دوران مبارزه با حکومت شاه و سپس نقش مؤثرش در مبارزه سیاسی مسالمت آمیز با حکومت روح‌الله خمینی و نقش رهبری‌کننده‌اش در نبرد با حکومت ولایت فقیه، برای مجاهدین به یک رهبر کاریزماتیک و به سمبلی از آرمان‌های مجاهدین تبدیل شده بود. مریم رجوی معتقد بود این حرکت نمادین و در عین حال سنت شکنانه او برای تمامی زنان و مردان مجاهدین این پیام را دارد که یک عضو مجاهدین زمانی که در صف مبارزه برای تحقق آرمان آزادی قرار می‌گیرد، باید آرمانش را که در راهبر عقیدتی‌اش سمبلیزه می‌شود، در کانون عواطف خود قرار دهد. او با این حرکت به تمامی زوج‌هایی که در آن زمان در مجاهدین حضور داشتند شوکی وارد کرد که نشان می‌داد اولویت برای اعضاء مجاهدین نه زندگی خصوصی و خانوادگی بلکه آرمان و اهداف مبارزه‌ای است که بدان خاطر از خانواده و زندگی معمول خود گذشته‌‌اند. این امر بخصوص برای زنانی که خود را در چارچوب زندگی خانوادگی محدود و محصور به همسر می‌دیدند، یک سنت شکنی و یک خرق عادت رو به جلو و نشانه‌‌ای راهگشا در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی آنها به‌شمار می‌رفت. از نظر مجاهدین مریم رجوی می‌خواست استقلال هویتی یک زن و جوهرهٔ حقیقی یک مرد را به نسل گسترده‌یی از زنان و مردان اعلام کند. از دیدگاه او این نسل از زنان و مردان در ارتباط خود با یکدیگر، یا باید مطیع قوانین مردسالار حاکم بر جامعه باشند- که مریم رجوی آنرا مانع شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی آنها می‌دید - و یا هویت مستقل در ارتباط با هدف و آرمان خود داشته باشند. او با درخواست ازدواج از مسعود رجوی به عنوان رهبری که آرمان‌ها و اهداف سازمان مجاهدین را نمایندگی می‌کرد، نشان داد که یک زن خود انتخاب می‌کند کدام مسیر، کدام آرمان و کدام هدف را برگزیند. از نظر مجاهدین، وی با این حرکت سنت‌شکنانه که منجر به واکنش‌های بسیاری علیه او شد به همه اعضاء مجاهدین نشان داد که سمت گیری آنها در شرایط پیچیده‌ی مبارزه، به جای یک زندگی معمول که بطور مشخص برای زنان متضمن قید و بندهای زندگی خانوادگی است، همچنان باید در جهت آرمان آزادیخواهانه و رهبری عقیدتی باشد. مریم رجوی که این حرکت را برای ادامه یافتن حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران ضروری می‌دانست، در مورد دشواری چنین اقدامی که حدس می‌زد واکنش‌های بسیاری را برخواهد انگیخت گفته بود: «این دوران کوتاه [همردیفی و طلاق و ازدواج] بر من سی سال گذشت!» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== سخنان مسعود رجوی در مورد «طلاق و ازدواج» ===&lt;br /&gt;
در مراسم تحویل سال نو ۱۳۶۴ مسعود رجوی طی سخنانی در مورد این تحول در سازمان مجاهدین خلق گفت: «… داستان یک انقلاب جدید در صفوف مجاهدین است... کارهای شگفت انگیز و حتی به قول بعضی‌ها &amp;quot;دیوانه‌وار&amp;quot; و دقیقاً ضدمصلحت و ضدسیاست در مجاهدین بسیار دیده شده است... حالا امروز باز هم حرکت دیگری در پیش داریم و بازهم طبق معمول، همان بهانه‌ها و برچسب‌ها. در دنیای سیاست‌پیشگی، هرکس الفبا بداند، از نظرش این طلاق و ازدواج خیلی ابلهانه! و دیوانه‌وار! است. در این دنیا هیچ آدم عاقلی! از این ریسک‌ها نمی‌پذیرد، آن هم چنین ریسک بزرگی را. اما همه می‌دانند که کار و کاروان مجاهدین دربرابر دشمن ضدبشری پیوسته از میان جنگل ریسک و شگفتی عبورکرده است… می‌بایست پیوسته صفوف درونی خودمان را پولادین‌تر بکنیم؛ می‌بایستی به استقبال آزمایشات جدید برویم؛ می‌بایستی سراپای وجود خود و سازمان و طیف هوادارانمان را عمیقاً بتکانیم... این چنین است که امروز هم شاید تعجب کرده باشید و خشکتان زده باشد که یعنی چه؟ یعنی یک مرتبه آب جوش صد درجه را با فشار قوی و بدون وقفه روی سرتان سرازیر کنند، آیا می‌توانید تحمل کنید؟ واویلا که پای زن و طلاق و ازدواج هم در این آزمایش اخیر در کار است. اما، فی‌الواقع اینها بهانه است. ما پولاد آبدیده می‌خواهیم ما اشل و مدار جدیدی از توان و ظرفیت و کار می‌خواهیم، تا دورترین سمپاتیزان‌های سازمان. ما مرز صیقل یافته و نوینی بین انقلاب و ارتجاع و دگم‌های ادوار جاهلیت ترسیم می‌کنیم، در غیر این صورت قادر نخواهیم بود مسائل حال و آیندة صفوف انقلاب را حل کنیم... در یک اوجگیری ایدئولوژیکی جدید بر سر یکی از پیچیده ترین تضادها، که تضاد زن و مرد است، مجاهدین به آزمایش کشیده می‌شوند... در قدم اول در داستان همردیفی مریم، آزادشدن زن‌ها مدنظر بود، اما بدون این که قصد و غرضی از پیش در کار باشد، به همین جا ختم نشد، بلکه به تارک ایدئولوژیکی جدیدی رهنمون گشت. زیرا مگر زن از مرد جداست؟ تا وقتی زن، اسیر و دربند است، مرد هم اسیر و دربند است.... آزادی زن در جوهر خودش آزادی مرد هم هست، یعنی آزادی کل جامعه...» &amp;lt;ref&amp;gt;نشریة مجاهد- شماره ۲۴۱- ۲۹ اسفند ۱۳۶۳)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه ماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ مسعود رجوی بار دیگر در مورد تحول صورت گرفته در سازمان مجاهدین که از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود؛ و تا آن زمان واکنش‌‌های بسیاری را در دوست و دشمن مجاهدین برانگیخته بود، گفت: «... «راستی، جوهر ایدئولوژیک انقلاب چه بود؟ آخر، رهایی زن، تازه، قدم اول بود. زدودن افکار ارتجاعی راجع به زن، قدم اول بود. پیام این انقلاب، انفجار رهایی است... خرج اصلی، آن گوهری است که در درون تک تک آحاد انسانی وجود دارد و وقتی که آن گوهر منفجر و بسان هستة اتم شکافته و شکسته شود، آن وقت: &amp;quot;رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند&amp;quot;... پیام چیست؟ بله. من آمده ام تا خودم را و نسلم را و سازمانم را فدابکنم برای رهایی ایران. هزارها بار قلبم را سوراخ کردند؛ هزارها بار طناب به گردنم انداختند؛ هزارها بار بر بدنم شلاق زدند. من مجاهد خلقم؛ صدها هزارانم؛ نمایندة نسل بیشمارانم. آمده ام خودم را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیرم بکنم. آی مردم ایران: مَن انصاری الی الله؟... چه کسی من &amp;quot;مجاهد خلق&amp;quot; را در مسیر خدا و خلق نصرت خواهد کرد؟ هَل مِن ناصر ینصرنی؟... نصرت و حمایت برای چی؟ برای صلح، برای آزادی، برای حاکمیت مردمی، برای گسستن زنجیرها، برای عدالت، برای به پاداشتن قسط. بله، بله، من مجاهد خلقم و آمده ام خلقم را از تجارب تلخ گذشته پرهیز بدهم و رها کنم. پیام این است...». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot;&amp;gt;نشریة مجاهد- شمارة ۲۵۳ - تیرماه ۱۳۶۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== &#039;&#039;&#039;مریم رجوی و انتخاب هویت «رجوی» &#039;&#039;&#039; ===&lt;br /&gt;
در مراسم ازدواج مسعود و مریم رجوی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴، مریم رجوی در مورد انتخاب نام خانوادگی «رجوی» به جای «عضدانلو» توضیحاتی داد. انتخاب این نام برای مریم رجوی آنطور که خود می‌‌گوید، به دلیل یک امر آرمانی بود. او در انتخاب این نام برای خود در آن مراسم گفت: «اشاره‌یی هم می‌کنم به برگزیدن نام مریم رجوی همانطور که در اطلاعیة شورای مرکزی سازمان یادآوری شده بود، انتخاب این نام به این دلیل نیست که ما معتقدیم زن باید فامیل همسرش را بگیرد. من [نام] رجوی را از همسرم نگرفته‌ام. این نام در واقع شاخص تولد نوین من در این انقلاب در مدار رهبری‌اش بود. نام را نه از شوهر آینده‌ام که از همة دختران و زنان و مردان مجاهدی گرفتم که با نام «رجوی» جان و خانمان و عزیزان را بدرود گفتند، حق آنها را گرفتم. البته من هم مثل سایر خواهران و برادرانم به وسیلة خود مسعود متولد شدم. آنهم در سطح رهبری؛ پس نام فامیلم به طور ایدئولوژیک و محتوایی تغییر کرد. آن را نه از شناسنامة شوهر آینده بلکه از شناسنامة جنش زنان مجاهد و مقاومت انقلابی کشورم گرفتم و در شناسنامه وارد کردم». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در ۲۶مهر ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب و معرفی شد. از نظر مجاهدین قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف مسئول اول به مدت ۴ سال آثار رهایی‌بخش خود را در سازمان اثبات کرده و به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود. به همین دلیل مریم رجوی به‌دلیل صلاحیت‌هایی ایدئولوژیکی و تشکیلاتی و به‌خاطر توان مدیریتی بالا که در موضع همردیف مسئول اول از خود بارز کرده بود، در جایگاه مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت. در قسمتی از معرفی‌نامة مسعود رجوی برای معرفی مریم رجوی به عنوان مسئول اول جدید چنین آمده است: «با قرارگرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایستة خود می‌رسد و سرچشمة خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماما در هم بشکند و نسیم جامعة بی‌طبقة توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».        &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی با عهده‌دار شدن مسئولیت سازمان مجاهدین خلق ایران به اقدامات و دگرگونی‌‌های زیادی در این سازمان دست زد، اما در بین همه آنها دو کار او بیش از بقیه کارها برای سازمان سرنوشت‌ساز بود. یکی در عرصه آموزش و تربیت کادرها که به‌‌اختصار از آن به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام برده می‌شود و به گفته مجاهدین سبب ماندگاری و شکوفایی سازمان در طی سه دهه تا کنون شد؛ و دیگری تبدیل ارتش آزادیبخش ملی ایران از یک نیروی پیاده به یک ارتش زرهی-مکانیزه، که به گفته مجاهدین به دلیل عملیاتش در سال‌های پایانی دهه ۶۰ خورشیدی و به‌طور خاص با عملیاتی که به اسم عملیات چلچراغ معروف شد و در آن عملیات ، سبب پایان جنگ خانمان‌سوز و هشت‌ساله ایران و عراق شد و حکومت ایران به‌ناچار تن به آتش بس داد و روح‌الله خمینی با بیان اینکه «جام زهر را نوشیده است» قطعنامه ۵۹۸ ملل متحد را پذیرفت.       &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی واضع انقلاب ایدئولوژیک ===&lt;br /&gt;
«همردیفی» و به دنبال آن «طلاق و ازدواج» و تحولات بعدی آن در درون سازمان مجاهدین به‌عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. از نظر مجاهدین، مریم رجوی در آن بطور نمادین نشان داده است که زندگی خصوصی و ازدواج به معنی قرار دادن دیگری در کانون عواطف فردی در صورتی که خارج از سمت‌گیری مبارزاتی باشد، به‌صورت یک مانع در مبارزهٔ تمام عیار و حرفه‌ای عمل خواهد کرد. اگرچه مریم رجوی بخاطر این ایده جدید و این حرکت نوین مورد اتهامات بسیاری قرار گرفت، اما او این تحول و انقلاب درونی را لازمهٔ بقا و ادامه حرکت سازمان مجاهدین خلق می‌دانست. از سوی دیگر انقلاب ایدئولوژیک که مجاهدین آنرا رمز تداوم بقاء خود در شرایط سرسخت مبارزه می‌دانند، اگر چه به نظر برای مجاهدین دستاوردهای بزرگی در ایجاد انگیزه و روحیه جلو برنده مبارزاتی داشت، اما به گفته مجاهدین برای شخص مریم رجوی - کما اینکه برای مسعود رجوی - جز سیل سهمگینی از اتهامات و ناسزاهایی که تا کنون  ادامه دارد،‌ در پی نداشته است. اما او به گفتهٔ مجاهدین عزم جزم کرده بود که این مسیر را با تمام قوا ادامه دهد. وقتی مریم رجوی در به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق انتخاب شد، او یک گام سرنوشت‌ساز دیگر برداشت که از نظر اعضاء مجاهدین، آنها را چند مدار کیفی در مبارزه با حکومت ایران جهش داد. در این سال مریم رجوی آنچه را که در موضوع «طلاق و ازدواج» در سال ۱۳۶۴ انجام داده بود، به همه مجاهدین بسط و گسترش داد. به این ترتیب در سازمان مجاهدین خلق تصمیم شگفت‌انگیز مریم رجوی برای کنار گذاشتن خانه و خانواده و همسر و فرزند و انتخاب و پیوند با رهبری آرمانی، به سنتی انقلابی در سازمان مجاهدین تبدیل شد. مجاهدین می‌‌گویند اگرچه آن روز در سال ۱۳۶۴ این حرکت سمبلیک مریم رجوی آنچنان که باید حتی از سوی آنها درک نگردید، اما چند سال بعد، در کوره عمل مبارزاتی و در شرایط پیچیده همراه با ضربات کمرشکن و کشنده حکومت ایران و حامیان بین‌المللی‌اش به مجاهدین، آنها در مقاومت و ایستادگی خود در برابر آن ضربات، به اصالت این انقلاب پی بردند. از نظر مجاهدین این انقلاب حرکتی برای شکستن حصارهای ایدئولوژی جنسیت و گامی به سوی ایدئولوژی توحیدی (برابری زن و مرد) بود که در یک «طلاق و ازدواج» سمبلیزه می‌شد. اما مجاهدین اعم از زن و مرد در گام‌های بعدی دریافتند که اگر در قید و بند همسر و فرزند و خانه و خانواده باشند نمی‌توانند به گفته آنها در نبرد با مهیب‌ترین استبداد مذهبی تاریخ ایران، جانانه گام بردارند. مجاهدین معتقدند، همواره «نگاه به پشت» و «مشروط بودن به دیگری» باعث می‌شود تا در لحظة ضرور از فدا و فداکاری برای آرمان آزادی مردم دریغ گردد.             &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===== مریم رجوی خالق «دو دستگاه» =====&lt;br /&gt;
از سال ۱۳۶۸ به بعد همهٔ مجاهدین پس از شناخت و آگاهی از موانع مبارزهٔ دائمأ پیچیده شونده با حکومت ولایت فقیه و با درک گذشت و فداکاری مریم رجوی در قضیه «طلاق و ازدواج» و با الگو قرار دادن جسارت او برای تحقق آرمان‌شان، مرحله به مرحله آگاهانه و آزادانه همان مسیری را در پیش گرفتند که مریم رجوی در سال ۱۳۶۴ آن را گشوده بود. مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ و سال‌های بعد به گفته مجاهدین با یک کار عظیم آموزشی در برگزاری کلاس‌های درس  انقلاب ایدئولوژیک توانست مجاهدین را در امر مبارزه هر چه بیشتر آماده و تراز شرایط جدید کند. او با برشماری موانع پیچیدهٔ مبارزه و با تشریح علمی و آکادمیک گوهر وجودی انسان در توانایی‌ بیکرانش برای مسئولیت پذیری در مسیر نیل به آرمان آزادی مردم؛ و با آموزش و تعلیم پدیدهٔ «نقطهٔ خارج از خود» در جهت وصل به آن برای غلبه بر موانع مبارزه؛ و با تبیین پدیدهٔ «دو دستگاه» به‌عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی و سنجش راه و مسیر درست، مجاهدین را به‌لحاظ ذهنی با تئوری انقلاب و ابعاد آن آشنا کرد و به اشراف رساند. سپس تمام اعضای مجاهدین برای پاسخ به شرایط جدید مبارزه و برای ماندگاری به‌عنوان یک مبارز و مجاهد در مسیر مبارزه با حکومت ولایت فقیه ایران، آزادانه و با طیب خاطر وارد این مرحله از انقلاب ایدئولوژیک شدند. اعضاء با فهم مانع «همسر» در مسیر مبارزهٔ حرفه‌ای و دشوار خود با حکومت ولایت فقیه ایران؛ و با درک این سد و راهبند بزرگ و اشراف به روابط استثماری مردسالار حاکم بر آن، آگاهانه و با صداقت اقدام به جدایی و طلاق از همسران‌شان کردند. اعضای متأهل با توافق کامل از همسران‌شان جدا شدند و اعضای مجرد نیز اذهان خود را از مسأله ازدواج آزاد و رها ساختند، تا فارغ از هر نوع وابستگی، با عشق به آنچه که مجاهدین به آن «آرمان آزادی مردم ایران» می‌گویند، همه نیروی خود را صرف مبارزه تمام عیار با حکومت ولایت فقیه ایران کنند. تعدادی هم که توان این گذشت و فداکاری را در این مرحله از مبارزه نداشتند، از سازمان خارج شده و راه خود را برای یک زندگی عادی در پیش گرفتند. در میان این افراد تعدادی هم به ورطه خیانت کشیده شدند و از گذشته خود ندامت کردند. برخی نیز در مقطعی به همکاری با حکومت ایران علیه سازمان مجاهدین پرداختند و برخی از میان آنها هم این همکاری را ادامه دادند و  کارمند رسمی و مزدبگیر حکومت و مأمور وزارت اطلاعات دولت ایران شدند.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر مجاهدین، طلاق همگانی و جمعی همه مجاهدین که در تاریخ یک فداکاری منحصر به‌فرد محسوب می‌شود و به آنها انگیزه و توان عظیمی در ادامه و پیشبرد مسیر مبارزه داد، جز با راهگشایی و فداکاری عظیم مریم رجوی امکانپذیر و میسر نبود. چرا که اقدامات و راهگشایی‌های مریم رجوی فقط به مسأله «طلاق و ازدواج» که در نوع خود بن‌بست شکن بود، ختم نشد. از نظر مجاهدین یکی از تعالیم راهگشا و ماندگار مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ خلق ایدهٔ معروف «دو دستگاه» بود که در سال‌های بعد با تلاش و کوشش بی‌وقفه و خستگی ناپذیر مریم رجوی، در جریان مبارزه و عمل روزمره مجاهدین و در مناسبات و تنظیم‌‌رابطه‌های لحظه‌مرهٔ آنها با یکدیگر، هر چه بیشتر عمق و تکامل پیدا کرد. ریشهٔ دو دستگاه به دو جریان فکری در طول تاریخ برمی‌‌گردد. در یک سو  نیروهای استثمار کننده و در طرف دیگر نیروهای استثمار شونده. این دو نیرو در طول تاریخ در حال نبرد و ستیز با یکدیگر هستند. لنین نیز در باره این دو جریان می‌گوید: «در این نبرد عظیم دو جهان در مقابل یکدیگر می ایستند: یکی جهانِ استثمار و بردگی و دیگری جهانِ آزادی و برادری». هر یک از این دو نیرو، فرهنگ، ارزش‌‌ها و دستگاه فکری خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند. به‌عنوان مثال در یکی «زن» به‌‌مثابهٔ یک کالا تلقی می‌شود که پس باید مورد تملک مرد قرار گیرد؛ و در دستگاه دیگر، «زن» انسانی است برابر با مرد در همهٔ زمینه‌ها. یا فی‌المثل در یکی، فرد فقط به‌عنوان یک فرد مطرح است با ضعف‌ها، خطاها، اشکالات یا توانمندی‌های فرد، که در این دستگاه فرد هر چه بیشتر در لاک و دهلیز فردی خود می‌رود؛ از ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود مأیوس و درمانده می‌شود، یا در سوی دیگر از توان و کرده‌‌های خود غره و مغرور می‌گردد؛ در حالیکه در آن دیگری، فرد در رابطه با جمع معنی و مفهوم پیدا می‌کند. در این دستگاه یک فرد قدرت و توان خود را از نقطه بیرون از خود و از جمع می‌گیرد و خطاها و ضعف‌های یک فرد هم در درون جمع و در یک کنش واکنش متقابل و فعال، برطرف و جبران می‌‌گردد. همان رابطه فرد و جمعی که سعدی شیرازی، شاعر مشهور ایرانی آن را در شعر معروف خود چنین توصیف می‌کند: بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به‌درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.    &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در نظریهٔ «دو دستگاه» خود دو رویکرد انسان به پدیده‌ها را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد. بطور خلاصه در این تئوری انسان در یک دستگاه- مثلاً دستگاه سمت راست- فقط توان فرد خودش را در انجام کارها و مسئولیت‌ها می‌بیند، در حالیکه در دستگاه دیگر- دستگاه سمت چپ- انسان عملکرد و توان انجام کار خود را در رابطه با یک جمع می‌بیند. در اینجا دیگر توان یک فرد مطرح نیست، بلکه توان و نیروی کلیه نفرات آن جمع است که به هم گره خورده و در یکدیگر ضرب می‌شوند و به توان می‌رسند. چنین جمع متحد و یکپارچه‌ای برای نیروهای ستمکار و استثمارگر خوشایند نیست و به همین دلیل دستگاه سمت راست مبلغ فردگرایی است تا از آن درون‌گرایی را ترویج کند. چنین فردی که پیوسته در پیله و لاک خود قرار دارد و درون خود سیر می‌کند، هیچگاه برای نیروهای حاکم غارتگر یک تهدید محسوب نمی‌شود.     &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== &#039;&#039;&#039;تئوری مریم رجوی در هژمونی زنان&#039;&#039;&#039; ====&lt;br /&gt;
یکی آثار انقلاب ایدئولوژیک مریم رجوی هژمونی زنان مجاهد در سازمان مجاهدین است. اكثر فرماندهان ارشد ارتش آزاديبخش ملي، از زنان هستند. بیش از ۵۲ درصد از اعضاي شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید مقاومت، كه بيش از ۵۰۰ عضو دارد زنان هستند. شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران تماماً متشکل از زنان مجاهد است. به گفته مجاهدین، آنها يك هژموني يكدست و تمام عيار را در سازماني كه جدي‌ترين مسئوليت‌هاي مقاومت را عهده‌دار است به شايستگي اعمال مي‌كنند و يك تجربه طولاني پشت سردارند. مریم رجوی در بیان و تشریح تئوری هژمومی زنان در کتابش به نام «زنان، نیروی تغییر» می‌گوید: «ما از يك رهبري صحبت مي‌كنيم كه محصول عنصر شكوفا شدة انساني است و خودش نيز بر روابط انساني متمركز است. اين شورش بزرگي است عليه مردسالاري و فرهنگ عقب‌مانده‌يي كه بايد نفي شود. به همين دليل وقتي در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبري‌كننده را برعهده گرفتند، اين تغيير براي ما فقط يك جابه جايي مديريتي نبود، بلكه فراتر از آن هدف، نفي ساز و كار مبتني بر تبعيض جنسي بود. چنين نبود كه مردان پست‌هايشان را ترك كنند تا زنان در همان پست‌ها جايگزين شوند و همان مناسبات را با همان شيوه‌ها اداره كنند. چنين نبود كه زنان پا در جاي پاي مردان بگذارند يا در كلوپ مردان پذيرفته شوند. خير، اصل موضوع اين بوده و هست كه روابط كهنه مبتني بر بينش مردسالاري كنار زده شود و جاي خود را به روابط انساني بدهد. حضور زنان در رهبري، مردان را حذف نكرد و سبب انفعال يا افت آنها نشد. به عكس، آنها را از بندهاي فرهنگ مردسالار كه بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هايشان پيچيده شده بود، رها كرد. آنها تجربه‌هاي خود را به زنان منتقل كردند و از آنان كه افق‌هاي تازه‌يي را گشوده بودند، بسياري چيزها را آموختند. پس ما به رهبري زنان اينگونه نگاه ميكنيم: يك آرمان پيشرو انساني. مجاهدين به اين كشف مهم رسيدند كه اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبي بايستند، بايد با تمامي آثار ايدئولوژيك و فرهنگي بنيادگرايي مبارزه كنند. در يك كلام، ما ديديم كه زدودن انديشة جنسيت‌گرايي انرژي عظيمي از درون اين مقاومت آزاد مي‌كند و ديناميسم شگفتي براي جهش به جلو فراهم مي‌كند كه سرچشمة توانايي‌هاست. اين دگرگوني، اشاره مي‌كنم: اولين تغيير، حضور فعال زنان در رهبري جنبش مقاومت و مواضع تصميم‌گيري در سطوح مختلف بود. پروسة طولانی مبارزات زنان، زمينه‌ساز اين تحول بود. اما نقطة عزيمت آن ضرورت سرنگوني ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با اين رژيم در دهة ۱۳۶۰ گواهي داد كه همين زنان شايسته رهبري هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد كرد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی - کتاب «زنان، نیروی تغییر»&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فهیمه اروانی، مسئول اول اسبق سازمان مجاهدین خلق ایران، مسئول بخش تبلیغات سازمان مجاهدین و از فرماندهان عالیرتبه این سازمان، در هنگامی که در سال ۱۳۷۰ در موضع جانشین مسئول اول سازمان قرار داشت، درباره این موضوع گفت: «انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و پیام مریم رهایی مستقیماً در ارتباط با سرنگونی دشمن ضدبشری است و پیام رهائیبخش آن هم زن و هم مرد را در بر می‌گیرد. برای خواهر مریم، بحث اصلی بحث زن و مرد نیست. بحث اصلی سرنگونی رژیم است و بحث انسان‌هایی است که باید این کار را بکنند و بعد هم نیروی سازندگی کشورشان باشند. خواهر مریم فقط راهگشان زنان نیست. پیام رهایی او هم برای زن و هم برای مرد است...». &amp;lt;ref&amp;gt;فهیمه اروانی - نشریه مجاهد، شماره ۲۹۴&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== ورود زنان مجاهد در عرصه‌های تصمیم‌گیری ====&lt;br /&gt;
 مریم رجوی براساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. براساس دیدگاه روشن او شكستن طلسم نابرابري، بدون يك جهش ممكن نبود. بنابراین او در يك تحول ساختارشكن، براي زنان راه مسئوليت‌پذيري و كسب تخصص‌ها و توانمندي‌ها در همه زمينه‌ها را باز كرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبري، عامل ماندگاري و هم ديناميسم شكوفايي سياسي و فرهنگي جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتي زنان در مواضع تصميم‌گيرنده قرار گیرند، يك بستر واقعي براي مبارزة عميق با بقاياي فرهنگ مردسالار در افكار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت پالایش می‌گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اثر آموزه‌های مریم رجوی سازمان مجاهدین دچار تغییرات جهش‌آسا گردید. مریم رجوی در ۱۴مرداد۱۳۷۲ برای نخستین بار یک ترکیب ۲۴نفره از زنان مجاهد را به عنوان اعضا و معاونان «شورای رهبری» معرفی کرد. این زنان ذیصلاح، عهده‌دار مسئولیت‌های کلیدی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی شدند. همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد که هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی می‌گردد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== مراحل و بندهای تکمیلی انقلاب ایدئولوژیک ====&lt;br /&gt;
روند تحول و دگرگونی که با همردیفی و «طلاق و ازدواج» شروع شد و در مجاهدین به انقلاب ایدئولوژیک معروف گردید، در طی مسیر تکاملی خود دارای مراحل و بندهای دیگری شد. به این معنی که در ادامه انقلاب ایدئولوژیک که با جنگ علیه هر نوع نگاه کالایی به «زن» و با مبارزه علیه دیدگاه استثماری جنسیت چه در «زن» و چه در «مرد» شروع شده بود، مریم رجوی در قدم‌‌ بعد آن را به جنگ علیه دیدگاه استثماری فردیت و مبارزه با خودخواهی، حسادت، کرسی طلبی و هژمونی خواهی، تعمیم و توسعه داد و به گفته مجاهدین، آنها را گام به گام رهاتر، خالص‌تر و پر انرژی‌تر برای مبارزهٔ تمام عیار با دولت حاکم بر ایران کرد. بر اساس این تحول و دگرگونی اندیشه که مریم رجوی آن را تئوریزه کرد، به دلیل خصیصه دوگانهٔ انسان در دو مسیر ترقی و رهایی یا تنزل و بندگی، موضوع فردیت فرو برنده که از نظر مریم رجوی در ویژگی «کرسی‌خواهی» سیری‌ناپذیر و «هژمونی‌طلبی» بی حد و مرز متبلور می‌‌شود، هدف قرار گرفت تا مجاهدین از چنین بینش استثماری رها و آزاد گردند و به جای آن روحیه فداکاری، از خود گذشتگی، پرداخت بی‌چشمداشت، تواضع، فروتنی و ارزش‌هایی چون بیان به جمع برای یگانگی، شنیدن دیگران و کار تیمی و جمعی و... در مناسبات درونی جایگزین گردد. مجاهدین ایستادگی، حیات و شکوفایی سازمان خود را در بیش از ۴۰ سال مبارزه با حکومت ولایت فقیه، مدیون و مرهون همین انقلاب ایدئولوژیک که مریم رجوی واضع آن بود، می‌دانند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معرفی، تفسیر و تشریح نظریهٔ «انقلاب ایدئولوژیک» مریم رجوی و مراحل و بندهای آن، موضوع یک مطلب جداگانه است که منفک از این مقاله مورد تحریر قرار خواهد گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== جمعبندی عملیات فروغ جاویدان ===&lt;br /&gt;
با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ توسط مسعود رجوی که آنرا «بازوی استوار و پراقتدار خلق قهرمان ایران» توصیف کرده بود، مریم رجوی جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش شد. بعد از جمعبندی عملیاتی که مجاهدین به‌عنوان «عملیات فروغ جاویدان» از آن نام می‌برند و در این عملیات ارتش آزادیبخش ملی توانست در عمق خاک ایران تا دروازه‌های شهر کرمانشاه پیشروی کند، مریم رجوی به عنوان جانشین فرماندهی کل، ارتش آزادیبخش ملی ایران را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. مجاهدین این تحول را در محورهای زیر خلاصه می‌کنند:‌ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکان‌های رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی. تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی. ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== تجدید سازمان ارتش آزدایبخش ملی به دست مریم رجوی ====&lt;br /&gt;
مهوش سپهری، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران - شهریور ۱۳۷۶ تا شهریور ۱۳۷۸ - و به گفته مجاهدین، از مسئولین عالیرتبه سازمان، در توصیف این دوران چنین می‌گوید: «ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ  وارد تجدید سازمان یکان‌ها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. طی یک برنامة فشرده، کلیة رزمندگان و فرماندهان آموزش‌های تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فراگرفتند. در یکان‌های پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد. یکان‌های پشتیبانی خدماتی مثل یکان‌های آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند. تمام آموزش‌های تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و هم‌چنین کلیة آموزش‌های تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند. رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیة آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند. ارگان‌های ستادی همزمان با تکمیل آموزش‌ها برای ادارة عملیات سرنگونی تکمیل شدند. واحدهای هوانیروز تشکیل شدند. همة اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، براساس تجربة فروغ جاویدان و بر پایة دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرین‌ها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رژه ارتش آزادیبخش ملی ===&lt;br /&gt;
با پایان گرفتن عملیات مروارید در فروردین سال ۱۳۷۰، ارتش آزادیبخش ملی آماده‌سازی خود را برای انجام یک رژه بزرگ زیر نظر مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرمانده کل ارتش آزادیخش، شروع کرد. عملیات مروارید که مجاهدین از آن به‌‌عنوان «عملیات تدافعی مروارید» نام می‌برند، عملیاتی است که در آن نیروهای نظامی ایران قصد داشتند با استفاده از فضای به‌وجود آمده از حمله ائتلاف به رهبری آمریکا به کشور عراق، به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی حمله کرده و آنان را از بین ببرند، اما به مقصود خود نرسیده و طبق اسناد به‌‌دست آمده از درون حکومت که بعدها مجاهدین آنرا افشا کردند، فرماندهان سپاه پاسداران گفته بودند: «در حمله به ارتش آزادیبخش می‌خواستیم از دیواری بلندتر از قد خودمان بالا برویم». بعد از پیروزی ارتش آزادیبخش ملی در دفع تهاجم نیروهای نظامی ایران، رژة ارتش آزادیبخش ملی ایران در مهرماه همان سال برگزار شد و طی آن این ارتش با همه رسته‌های خود به یک رژه ۵ ساعته در شهر اشرف مبادرت نمود. این رژه با شرکت یکان‌های نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونة هوایی انجام شد. رژة ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده از قدرت بود» و برخی خبرگزاری‌ها آن را منظم‌ترین ارتش نامنظم جهان توصیف کردند». &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ==&lt;br /&gt;
 در سال۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ايران که متشکل از سازمان‌ها و شخصيت‌های برجسته اپوزيسيون ايران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئيس جمهور برگزيده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکميت به مردم ايران برگزيد. مصوبة شورای ملی مقاومت ایران، توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیة آن قرائت شد: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مصوبه مورخ ۶ شهریور ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت ایران ===&lt;br /&gt;
ماده ۷ اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ  به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 ۳ ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== اطلاعیه مسئول شورای ملی مقاومت ====&lt;br /&gt;
در اطلاعیة مسئول شورا پیرامون انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور برگزیدة شورای ملی مقاومت چنین آمده بود:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بنام خدا، بنام ایران و بنام آزادی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ملت بزرگ ایران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در کمال شعف و افتخار،‌مصوبة شورای ملی مقاومت در بارة انتخاب خانم مریم رجوی به عنوان رییس جمهور آیندة کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبة شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت - ۳۰مهر ۱۳۷۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در مقابل بنیادگرایی ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در طول تصدی خود به عنوان پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران به یک شخصیت ضد بنیادگرایی اسلامی تبدیل شده است. وی در سال ۱۳۷۳ طی يك سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که به گفته وی قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وي در تيرماه ۱۳۷۵ در كنفرانس زنان، صدای سركوب‌شدگان، در ارلزكورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايی پيوند می‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابری، بلكه هم‌چنين نيروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند... به‌نظر من، بشريت تنها در صورتی از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايی خلاص می‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهانی به‌عهده بگيرند و با استفاده از تمامی اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر‌گونه مماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقالة رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام  که در روزنامة ورلد پالیسی درج شده ـ می‌نویسد:‌ «این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد». &amp;lt;ref&amp;gt;مریم رجوی- رژیم ایران، داعش-انحراف از اسلام، روزنامة ورلد پالیسی ۲۵ آذر۱۳۹۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۱۵&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مراسم گرامیداشت سالگرد روز جهانی زن، در۱۶ اسفند ۱۳۹۳ طی یک سخنرانی گفت: «ظهور بنيادگرايی ناشی از عوامل متعددی، از جمله شرايط اجتماعی و تاريخی و سياست‌های بين‌المللی است. وقايع بزرگ قرن بيستم نيز هر كدام در شكل‌گيری بنيادگرايی يا تشديد آن تأثير داشته؛ اما هيچ‌كدام به اندازه به حاكميت‌رسيدن آخوندهای مرتجع در ايران تعيين‌‌كننده‌ نبوده است. به‌خصوص كه اين رژيم، برای نخستين بار يك الگوی حكومتی برای گروه‌های بنيادگرا ارائه كرد. گروه‌هايی كه اكنون منشاء ترور و جنگ در منطقه و ساير نقاط جهان شده‌اند. ولی آيا چنان‌كه برخی می‌گويند بنيادگرايی، صف‌آرايی جهان اسلام در برابر غرب و مشخصاً رويارويی اسلام با مسيحيت و يهوديت است؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خير، واقعيت اين است كه اصل دعوا، نه ميان اسلام و مسيحيت، نه ميان اسلام و غرب و نه بين شيعه و سُنی. بلكه دعوا ميان آزادی با اسارت و استبداد است. ميان برابری با ظلم و تبعيض و زن ستيزی است. و راستی چرا بنيادگرايی بيش از همه كينه و خشونت خود را متوجه زنان كرده و می‌كند؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اولا - بنا به طينت عقب‌مانده‌اش، زن‌ستيز است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثانيا - چه در تجربه سال ۵۷ در ايران، چه در تجربه ساير كشورهای منطقه، با موج عظيمی از آزاديخواهی و برابری طلبی كه در محور آن رهايی زنان قرار داشت، مواجه بوده و هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به‌همين دليل است كه بنيادگرايی در كانون خود، دشمنی با زنان را قرار داده و از طريق سركوب زنان، كل جامعه را سركوب و مرعوب می‌كند». &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot;&amp;gt;سایت مجاهد - مریم رجوی کیست؟&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی مبتکر راه‌حل سوم ==&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مقابل رفتار و تعامل دولت‌های جهان با حکومت ایران که در نهایت به دو نوع رفتار منتهی می‌شود، مبتکر راه‌حل دیگری شد که به «راه‌حل سوم» معروف است. او طی يك سخنرانی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ، به ارائه «راه حل سوم» خود پرداخت و گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می‌شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهه گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست. اما من امروز آمده‌ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران، توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. &amp;lt;ref name=&amp;quot;:3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی رهبر کارزار بین‌المللی خروج نام مجاهدین از لیست‌‌های تروریستی ==&lt;br /&gt;
روز ۸ اکتبر ۱۹۹۷ (۱۶ مهر ۱۳۷۶) دولت وقت آمریکا به‌ریاست بیل کلینتون رسماً سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری نمود. از این پس سازمان مجاهدین با هدایت و رهبری مریم رجوی وارد یک کارزار همه‌جانبه بین‌المللی شد تا به گفته مریم رجوی این برچسب را که فقط جهت استمالت و برای مماشات با دولت محمد خاتمی بر مجاهدین زده شده بود، از میان بردارد. به گفته مجاهدین در ادامه همین سیاست استمالت از حکومت ایران از سوی غرب بود که برخی از دولت‌های اروپایی مانند  انگلستان و در قدم بعد اتحادیه اروپا و شماری از کشورهای غربی، نام سازمان مجاهدین خلق را وارد لیست‌های تروریستی خود کردند. این نامگذاری در بمباران سازمان مجاهدین خلق ایران در مارس و آوریل ۲۰۰۳ از سوی نیروهای ائتلاف مورد دستاویز قرار گرفت. جک استراو هماهنگ‌کننده خواسته‌های حکومت ایران با نیروهای ائتلاف در جنگ عراق برای بمباران مجاهدین بود. روزنامه دیلی استار در اینباره نوشت: «... جک استراو به [کمال] خرازی (وزیر خارجه‌ی وقت حکومت ایران) گفت قرارگاه‌های مجاهدین اهداف مشروع نظامی محسوب خواهند شد و توسط نیروهای ائتلاف بمباران می‌گردد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه دیلی استار- ۲آوریل ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; همچنین وال استریت ژورنال در باره بمباران و هدف قرار دادن مجاهدین خلق در جریان حمله نیروهای ائتلاف به عراق نوشت: «یک روز پس از وارد شدن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی از سوی دولت آمریکا، یک مقام ارشد دولت کلینتون به روزنامه لس‌آنجلس تایمز گفت: «انگیزه نامگذاری مجاهدین خلق ارسال یک علامت حسن نیت به تهران و رئیس‌جمهور جدید آن، محمد خاتمی، بود». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه لس‌آنجلس تایمز (چاپ آمریکا)- ۹ اکتبر ۱۹۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt; وقتی در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹میلادی) وزارت‌خارجه آمریکا برچسب تروریستی را علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ایران، به شورای ملی مقاومت ایران نیز توسعه داد، در اکتبر همین سال مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا، در باره نامگذاری شورای ملی مقاومت در لیست تروریستی گفت: «... نامگذاری شورای ملی مقاومت ایران به‌درخواست رژیم ایران صورت گرفته است...». &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری رویتر- ۱۴ اکتبر ۱۹۹۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سه سال بعد در سپتامبر سال ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) مارتین ایندیک، مدیرکل وقت وزارت‌خارجه آمریکا گفت: «... علاقه‌یی در کاخ سفید وجود داشت که باب گفتگو با دولت ایران باز شود. یکی از راه‌هایی که مقامات ارشد دولتی پیش روی خود یافتند، سرکوب مجاهدین بود. سازمانی که (رژیم) ایران بوضوح آن را به‌عنوان یک تهدید برای خود می‌پنداشت... نامگذاری تروریستی مجاهدین بخشی از سیاست نزدیکی کلینتون با تهران بود». &amp;lt;ref&amp;gt;مجلهٴ نیوزویک- ۲۶سپتامبر ۲۰۰۲&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روزنامه وال استریت ژورنال درباره زد و بند حکومت ایران با دولت آمریکا جهت وارد کردن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی نوشت: «به گفته‌ی مارتین ایندیک در سال ۱۹۹۷وزارت امور خارجه آمریکا سازمان مجاهدین خلق ایران را به لیست سازمان‌های تروریستی جهانی اضافه کرد تا «یک علامت» در رابطه با علاقه‌ی آمریکا برای معامله با رفرمیست‌های رژیم تهران بفرستد... او می‌گوید که دولت محمد خاتمی این را به‌عنوان &amp;quot;یک دستاورد بسیار بزرگ&amp;quot; تلقی می‌کرد». &amp;lt;ref&amp;gt;روزنامه وال استریت ژورنال- ۲۹نوامبر ۲۰۰۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با هدايت مریم رجوی در يك كارزار عظيم جهانی براي خروج نام مجاهدين از ليست‌های تروريستی در اروپا و آمريكا و افشای بند و بست‌های پنهانی برای مماشات با حکومت ایران، که مجاهدین از آن به‌عنوان یک کار فشره شبانه‌روزی طاقت‌فرسا نام می‌برند، سرانجام نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه در انگلستان در سال۱۳۸۷، از ليست تروريستی اتحاديه اروپا در سال ۱۳۸۸، رفع اتهام تروريستی در پرونده ۱۷ژوئن توسط قاضی تحقيق ارشد فرانسه عملی گردید و درنهایت پس از ۱۵ سال در مهرماه سال۱۳۹۱ نام سازمان مجاهدین از لیست تروريستی آمريكا نیز حذف شد. مجاهدین در این رابطه می‌گویند: «گرچه قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا بهای بسیار گزافی را از مردم و مقاومت ایران گرفت، اما مقاومت سرفراز ایران به یمن رهبری پاکباز و بی‌نظیر خود و با کار طاقت‌فرسای تک‌تک اعضا و هوادارانش توانست با کارزاری سترگ، طولانی و خستگی‌ناپذیر وجدانهای جهانی را بیدار کرده و توطئه‌ رژیم آخوندی و علی خامنه‌ای را در هم شکسته و الهام‌بخش آزادیخواهان در هر کجای جهان شود». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- ۲ مهر ۱۳۹۶- حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== دستگیری مریم رجوی در کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ ==&lt;br /&gt;
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده [[شورای ملی مقاومت ایران]] دستگیر شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و مریم رجوی را به همراه ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین دستگیر کردند. تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد. روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خبرگزاری فرانسه گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند. &amp;lt;ref&amp;gt;خبرگزاری فرانسه - ۴ تیر ۱۳۸۲ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تلویزیون الجزیره گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند». &amp;lt;ref&amp;gt;تلویزیون الجزیره - ۴ تیر ۱۳۸۲- ۲۵ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی و آمریکایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا به‌شدت محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه) از جمله محکوم کنندگان این واقعه بودند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد اما این پرونده با اتهاماتی همچون تروریسم و تأمین مالی تروریسم و اتهام‌هایی مالی مانند پولشویی و تقلب همچنان گشوده ماند. پس از آزادی مریم رجوی از زندان، او هدایت و رهبری یک کارزار گسترده بین‌المللی برای رفع اتهام و بستن این پرونده را به‌عهده گرفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به گفته مجاهدین، به زودی معلوم شد که این تهاجم پلیس و دستگیری مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، نتیجه یک بند و بست ننگین بین دولت وقت فرانسه به رهبری ژاک شیراک و دولت ایران بوده است. در همین رابطه سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» نوشت: «در تاریخ ۲۲ ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیری‌های گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال قراردادی به‌مبلغ ۲ میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی را به‌نام خود به‌ثبت رساند؛ بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰ سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور»- ۲ می ۲۰۰۷&amp;lt;/ref&amp;gt;. ۶سال بعد رسوایی معامله با حکومت ایران به‌ جایی رسید که در دسامبر ۲۰۰۹ شرکت توتال همکاری با حکومت ایران در میدان گازی پارس جنوبی را متوقف کرد. کریستوفر دومارژی، مدیر عامل این شرکت، به کثیف بودن رابطه با حکومت ایران اعتراف کرد و در روز ۱۴آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با تایمز مالی گفت: «در صورت همکاری با رژیم ایران، جهانیان می‌گویند توتال برای پول حاضر است دست به هر کاری بزند. &amp;lt;ref&amp;gt;وال استریت ژورنال- ۵ دسامبر ۲۰۰۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کتاب ژان کلود موریس دربارهٔ حمله ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!» به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد. ژان کلود موریس که شخصاً شاهد گفتگوی «دومینیک دو ویلپن»، وزیرخارجه دولت شیراک و کمال خرازی وزیرخارجه حکومت ایران بوده‌است، سخنان رد و بدل شده بین طرفین در تهران را، برای انجام عملیات تهاجم علیه مقاومت ایران در اورسوراواز، در کتاب خود بازگو می‌کند. عنوان این کتاب که توسط انتشارات «پلون» منتشر شده‌است، عبارت کوتاهی از ژاک شیراک است که خطاب به نویسنده کتاب می‌گوید: «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!». &amp;lt;ref&amp;gt;ایران پدیا- کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن ===&lt;br /&gt;
سرانجام با هدایت مریم رجوی در یک کارزار گسترده بین‌المللی روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، [[مجاهدین خلق ایران]] و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در گردهمایی‌های سالانه مقاومت ایران ==&lt;br /&gt;
پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله در سالگرد واقعه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، بنا به گفته مجاهدین، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به گفته مجاهدین به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه آنها در مقابل حملات و توطئه‌های حکومت ایران در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر به گفته مجاهدین خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است. سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهمایی‌ها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود با مردم ایران اعلام کرد. در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت: «هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی در کارزار بین‌المللی دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی ==&lt;br /&gt;
در سال ۱۳۸۸(۲۰۰۹) دولت آمریکا حفاظت و امنیت بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضای مقاومت و سازمان مجاهدین در اشرف را به دولت عراق منتقل کرد. بنا به گفته مجاهدین به‌دستور حکومت ایران نیروهای نظامی عراق تحت فرماندهی نوری مالکی، نخست وزیر و فرمانده کل قوا در عراق در مرداد ۱۳۸۸ (ژوئیه ۲۰۰۹) و متعاقبا در فروردین ۱۳۹۰ (آوریل ۲۰۱۱) و شهریور۱۳۹۲ (سپتامبر ۲۰۱۳ ) با سه رشته تهاجم اشرف را مورد حمله قرار دادند که بیش از صد نفر از مجاهدین کشته و بیش از هزار تن از آنها مجروح و مصدوم شدند. متعاقبا مجاهدان اشرف، تحت نظارت ملل‌متحد به کمپ لیبرتی منتقل شدند. اما در لیبرتی هم هدف چند رشته تهاجم موشکی قرار گرفتند که ده‌ها نفر دیگر کشته و تعداد بیشتری مجروح گردیدند. به گفته مجاهدین هدف حکومت ایران و عوامل دست‌نشانده آن در عراق، نابودی کلیه اعضای مقاومت بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی یک کارزار بین‌المللی در دفاع از اعضای مقاومت در اشرف و لیبرتی را هدایت کرد که از جمله منجر به صدور صدها بیانیه از سوی سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر، گزارش‌ها و بیانیه‌های متعدد از سوی ارگان‌های وابسته به سازمان‌ملل، بیانیه‌های هزاران پارلمانتر در سراسر جهان و همچنین تصویب قطعنامه‌هایی در پارلمان‌ها و مجامع بین‌المللی گردید. تلاش‌ها در آمریکا منجر به تصویب قانونی در دفاع از امنیت ساکنان لیبرتی در سال ۱۳۹۴(۲۰۱۵) شد. در نتیجه همین تلاش‌ها وکارزارهای بی‌وقفه سیاسی و بین‌المللی، نهایتا انتقال امن جمعی و سازمانی مجاهدان اشرفی از عراق به کشور آلبانی و سایر کشورهای اروپایی در تاریخ ۱۶شهریور۱۳۹۴(۶سپتامبر ۲۰۱۶) با موفقیت به پایان رسید و توطئه‌ها و طرح‌های حکومت ایران برای نابودی و متلاشی‌کردن مجاهدین در قرارگاه لیبرتی در‌هم شکست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی پایه‌گذار جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ ==&lt;br /&gt;
قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ واقعه‌ای است که طی آن به گفته مجاهدین حکومت ایران بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی را که اکثر آنها از مجاهدین بودند؛ و همگی حکم حبس گرفته و برخی حتی در روزهای پایانی حکم خود و در شرف آزادی از زندان بودند، بنا بر فتوای روح‌الله خمینی، اعدام و به دار آویخته شدند. سایت وابسته به سپاه قدس پاسداران به‌نام تسنیم بعد از ۲۹سال در تاریخ ۱۷مرداد ۹۶، فتوا (و به گفته مجاهدین) فرمان قتل‌عام خمینی را با دستخط خودش منتشر کرد. این سایت همچنین در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۵ به گوشه‌ای از فتوای خمینی در مورد مجاهدین زندانی که این سایت از آنان به‌عنوان منافقین نام برده است، اشاره کرد و نوشت: «امام با نوشتن نامه‌ای رسما محارب بودن سازمان منافقین را اعلام کرد و دستور اعدام منافقینی را که همچنان بر سر موضع حمایت از این سازمان و دشمنی با جمهوری اسلامی هستند صادر کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «... کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‎کنند محارب و محکوم به اعدام می‎باشند...». افشاگری‌های حسینعلی منتظری، قائم مقام روح‌الله خمینی و انتشار نامه‌های وی به خمینی و همچنین انتشار فایل صوتی جلسه دیدار اعضای هیأت مجری فتوای خمینی با منتظری، بیش از پیش بر اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ صحه گذاشت.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در مرداد سال ۱۳۹۵ (اوت ۲۰۱۶)، طی فراخوانی به مردم ایران و اعضا و هواداران مقاومت، جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام سال ۶۷ را اعلام کرد. از جمله خواست‌های جنبش دادخواهی، محاکمه تمامی آمران و عاملان قتل عام ۶۷، انتشار اسامی و مشخصات و محل دفن کلیه قتل عام شدگان و افشای هویت همه دست‌اندرکاران و تصمیم گیرندگان و مجریان این کشتار بود.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مریم رجوی در بیست و هشتمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۱۳۹۵ ضمن فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ گفت: اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، جنبش دادخواهی را در هرجا و به‌هر‌ شیوه ممکن گسترش دهیم... جنبش دادخواهی قبل از هرچیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است. جنبش دادخواهی، کوشش بی‌امان هموطنان و یاران مقاومت در خارج ایران برای محاکمه بین‌المللی خامنه‌ای و سایر سران رژیم به‌جرم نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی- فراخوان به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چند روز بعد از فراخوان مریم رجوی به جنبش دادخواهی قتل عام شدگان سال ۶۷ و فعال شدن جنبش دادخواهی، روز ۱۹مرداد فایل صوتی دیدار حسینعلی منتظری با هیأت مجری حکم خمینی در سال ۶۷  پرده‌های بیشتری از این واقعه کنار رفت. وقتی از احمد منتظری پسر حسینعلی منتظری که این فایل صوتی را منتشر کرده بود، سؤال شد که چرا بعد از ۲۸سال این اسناد را علنی کردی؟ گفت: دیدم بحث اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷این روزها خیلی داغ شده و زمان انتشارش فرا رسیده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جنبش دادخواهی، به زودی در داخل و خارج ایران گسترده شد و موضوع قتل عام زندانیان سیاسی را بعد از ۲۸سال به موضوع روز جامعه ایران در مقابل حکومت تبدیل کرد. این جنبش سران حکومت را وادار ساخت سه دهه سکوت را بشکنند و در مورد این واقعه موضع‌گیری کنند. استقبال خانواده‌های قتل عام شده و تلاش‌های آنان در انتشار اسامی اعدام شدگان و اسناد و مدارک این واقعه موج گسترده یی در داخل ایران برانگیخت. در سطح بین‌المللی نیز، برگزاری جلسات متعدد از سوی مقاومت ایران و حقوقدانان، محکومیت‌های بین‌المللی این واقعه و فراخون برای به محاکمه کشاندن مسئولان قتل عام را در پی داشت. مریم رجوی یک سال بعد در بیست و نهمین سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی با اشاره به این که جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه درآورده است گفت: ««سال گذشته در هفتم مرداد ماه، خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی با انتشار اطلاعیه‌یی کارزار بزرگداشت شهیدان قتل عام ۶۷ را به‌اطلاع همه رساندند. حالا یک سال، از آغاز جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان می‌گذرد. کارزاری که از جوشش خون شهیدان و از اراده ملت ایران برای کسب آزادی نیرو می‌گیرد، در این مدت، بارها نظام قتل‌عام را به‌لرزه درآورد... همین تلاش‌ها باعث شد که دبیرکل ملل متحد، قتل عام سال ۶۷ را در گزارش‌ امسال خود مورد توجه قرار دهد». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - جنبش دادخواهی، نظام قتل عام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتل عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جریان یک کنفرانس در پاریس با عنوان «وضعیت انفجاری درایران، رژیم آخوندی در محاصره بحران‌ها»، ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس و ژاک بوتو، شهردار منطقه ۲ پاریس، به نمایندگی از طرف شهرداران و منتخبان مردم فرانسه، بیانیه ۲۰۰۰تن از شهرداران را به [https://www.maryam-rajavi.com/about/biography مریم رجوی] تقدیم کردند. فرانسوا لوگاره هنگام اهدای بیانیه گفت:‌ «با تشكر از ژاك بووتو، شهردار ناحیه ۲ پاریس. ما در مبارزات و اهدافی كه از آن دفاع می‌كنیم مشتركیم. هر دو در شهرداریهایمان، میزبان مراسمی برای قدردانی و گردهمایی و ادای شهادت بودیم برای یادآوری قتل عام شنیع بیگناهان در سال ۱۳۶۷ که طی آن بیش از سی هزار نفر اعدام شدند. امروز می‌خواهند این قتل عام را انکار كنند، به‌رغم این‌كه عفو بین‌الملل آن را به عنوان جنایتی علیه بشریت به‌رسمیت شناخته. باید به کارزارمان در این رابطه ادامه دهیم. به همین دلیل به همراه ژان پیر مولر، شهردار شهر «مانی‌آن‌وكسن»، كمیته شهرداران فرانسه برای یک ایران دموكراتیك را تاسیس كردیم. ما دولت فرانسه را فرامی‌خوانیم به اقدام نزد دادگاه بین‌المللی لاهه و سازمان ملل برای دادخواهی از این گونه اعمال شنیع و غیرقابل توصیف از شكنجه و وحشیگری. ما هزاران امضا را در این جزوه گردآوری كرده‌ایم؛ شما می‌توانید روی تعهد و کارزار ما حساب كنید. ما تعداد زیادی هستیم كه به شما وفاداریم و اینجا هستیم تا شریك مبارزه شما باشیم. ما همیشه برای دفاع از این هدف حاضر بودیم و حاضر خواهیم بود تا زمانی که مردم ایران آزادی را بازیابند». &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مریم رجوی - اهدای بیانیه ۲۰۰۰ تن از شهرداران و منتخبان مردم فرانسه در محكومیت اعدام‌ها در ایران و حمایت از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷، به مریم رجوی&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع دومین سالگرد فراخوان جنبش دادخواهی، آنتونیو گوترز، دبیرکل ملل متحد، روز دوم سپتامبر ۲۰۱۷ (۱۱شهریور ۱۳۹۶) همزمان با بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی، گزارش گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل درباره وضعیت حقوق‌بشر در ایران را، همراه با یادداشتی به‌ مجمع عمومی ملل‌متحد ارائه کرد. در چند ماده از این گزارش به قتل‌عام ۶۷ پرداخته شده است. به این ترتیب برای نخستین بار، بعد از ۲۹سال واقعه سال ۱۳۶۷ به عالی‌ترین نهاد بین‌المللی پا نهاد. &amp;lt;ref&amp;gt;سایت مجاهد- گزارش گزارشگر سازمان ملل، انعکاس بلند صدای قتل‌عام ۶۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران آزاد فردا ==&lt;br /&gt;
پلاتفرم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا، در ۱۰ماده خلاصه می‌شود. مریم رجوی این ۱۰ماده را در خلال یک سخنرانی در گردهمایی بزرگ ایرانیان به تاریخ ۱تیر۱۳۹۲در پاریس اعلام کرد. از برنامه ۱۰ماده‌ای شخصیت‌ها، پارلمانها و پارلمانترهای زیادی حمایت به‌عمل آورده‌اند. همگی بر این نکته متفق هستند که این برنامه بهترین برنامه برای یک ایران آزاد و دموکراتیک بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱ـ از نظر ما آرای مردم، تنها ملاک سنجش است و بر همین اساس، خواهان یک حکومت جمهوری مبتنی بر آرای مردم هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۲ـ ما خواهان یک نظام کثرتگرا و آزادی احزاب و اجتماعات هستیم. در ایران فردا ما به کلیه آزادی‌های فردی احترام می‌گذاریم و بر آزادی بیان و آزادی کامل رسانه‌ها و دسترسی بی‌قید و شرط همگان به فضای مجازی تأکید داریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۳ـ ما در ایران آزاد شده فردا، از لغو حکم اعدام دفاع می‌کنیم و نسبت به آن متعهدیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۴ـ مقاومت ایران از جدایی دین و دولت، دفاع خواهد کرد. هر گونه تبعیض در مورد پیروان کلیه ادیان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۵ـ ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق‌سیاسی، اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری‌ سیاسی، معتقدیم و هر گونه اَشکال تبعیض علیه زنان، ملغی خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۶ـ ایران فردا، کشور عدالت و قانون است. ما خواهان ایجاد یک نظام قضایی مدرن، مبتنی بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات هستیم. همچنین قانون شریعت آخوندی، در ایران فردا جایی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۷ـ ایران فردا کشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بیانیه جهانی حقوق بشر» و میثاقها و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله: «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی»، «کنوانسیون علیه شکنجه» و «کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» می‌باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیت‌هاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود و گسترش پیدا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۸ـ ما مالکیت شخصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار آزاد را به‌رسمیت می‌شناسیم و این اصل را پیشاروی خود داریم که چه در اشتغال و چه در کسب و کار، تمام مردم ایران باید از فرصت‌های برابر برخوردار باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر ما ایران فردا کشور حفاظت از محیط‌زیست و احیای آن خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۹ـ سیاست خارجی ما مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز، صلح و همکاریهای بین‌المللی و منطقه‌یی و احترام به منشور ملل ‌متحد خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۰ـ ایران آزاد فردا یک کشور غیراتمی و عاری از سلاحهای کشتار جمعی خواهد بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سخنرانی‌های مریم رجوی در قامت کتاب ==&lt;br /&gt;
از بین سخنرانی‌های سرفصلی و کلیدی مریم رجوی تا کنون تعدادی از آنها به کتاب تبدیل گشته و برای استفاده در معرض عموم قرار گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ نه حجاب اجباری، نه دین اجباری، نه حکومت اجباری ===&lt;br /&gt;
منتخبی از شش سخنرانی مریم رجوی طی سال‌های ۱۳۹۳تا ۱۳۹۵در کنفرانس‌های مختلف درباره موضوع زنان و سرکوب آنان در ایران به بهانه بدحجابی است. در این کتاب مریم رجوی این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد که زن‌ستیزی، ویژگی ذاتی دیکتاتوری دینی حاکم است و اگر بخواهد از سرکوب و تبعیض علیه زنان دست بردارد، خود را نفی کرده است. این رژیم از حجاب اجباری به‌عنوان اهرمی برای سرکوب کل جامعه استفاده می‌کند. مریم رجوی در این کتاب دیدگاه خود در مورد حجاب اجباری را بیان کرده و می‌نویسد: «تأکید می‌کنیم که هر چه بر اساس اجبار و تحمیل باشد و هر چه رأی و انتخاب آزادانه مردم را انکار کند، نه اسلام که ضداسلام است. و هر چه حقوق برابر زنان را نفی کند در اسلام جایی ندارد. ما انکار حقوق زنان را چه در لباس مذهب، چه در هر لباس دیگری تحمل نمی‌کنیم. در برابر افراطی‌گری و ارتجاع و دین‌فروشی، ما از اسلام دموکراتیک دفاع می‌کنیم. ما برآنیم که با کلمه رهایی‌بخش برابری و به‌ویژه با مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی، این قرن را به‌نام زنان، به عصر رهایی زنان و عصر رهایی جهان بشری تبدیل کنیم». (صفحه ۳۰)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ‌آزادی گوهر حقیقی اسلام ===&lt;br /&gt;
کتاب «آزادی گوهر حقیقی اسلام» گزیده‌هایی است از سخنرانیهای مریم رجوی. او پیوسته سوءاستفاده استبداد مذهبی از اسلام و تاریک اندیشی و تحجری را که از تفسیر ارتجاعی از آیین اسلام به‌مثابه ایدئولوژی سرکوبی و زن‌ستیزی و تروریسم سود می‌برد، افشا کرده و صدایی را نمایندگی می‌کند که مدافع اسلام اصیل یعنی اسلام دموکراتیک و بردبار است. طبیعی است که این سخنرانیها در ظرف زمانی خاص خود و برای پرداختن به موضوعات همان زمان بوده است. مشخصه این مطالب، این است که حاصل رویارویی همه‌جانبه با رژیمی است که منشأ و الهام‌بخش بنیادگرایی اسلامی است. به علاوه، راهنمای عمل یک مقاومت گسترده و طولانی بوده و هست. به‌نحوی که مفاهیم، سنتها و ارزشهای اصیل اسلامی، که از صبغه‌های ارتجاعی و بهره کشانه پیراسته شده، به رهنمون روابط جمعی و طرز عمل مبارزاتی تبدیل شده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ زنان نیروی تغییر ===&lt;br /&gt;
کتاب «زنان نیروی تغییر» مجموعه‌یی از برگزیده‌های سخنرانی‌های مریم رجوی، درباره مبارزه زنان ایران علیه آنچه که او به‌عنوان فاشیسم دینی نام می‌برد، است. مریم رجوی، معتقد است که زنان فراتر از کسب برابری، رسالت تغییر جوامع کنونی به سوی آزادی را بر دوش دارند و زنان نیروی تغییر جوامع امروز به‌شمار می‌روند. وی این رسالت را نه آرمانی برای افقهای دوردست زندگی بشری، بلکه نیاز و ضرورت مبرم امروز جهان می‌داند. وجوه مختلف این نظرگاه، موضوع قسمتهایی از سخنرانی‌های وی در سال‌های ۱۳۸۵تا۱۳۸۹در جلسات فعالان زنان در پارلمان اروپا و کشورهای آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ و فنلاند می‌باشد که در این مجموعه گردآوری شده است. این مجموعه در عین‌حال، خواننده را با موقعیت زنان ایران و دستاورد آنان در مبارزه با حکومت ولایت فقیه آشنا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مریم رجوی ـ ایران بدون اعدام ===&lt;br /&gt;
کتاب «ایران بدون اعدام»، متن سخنرانی مریم رجوی در یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام در روز ۱۸مهر ۹۴است. در این سخنرانی مریم رجوی اعلام کرد: «طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام و برچیدن احکام شریعت آخوندی است». در این جلسه شماری از شخصیتهای بین‌المللی و اروپایی، منتخبان مردم فرانسه، فعالان حقوق‌بشری و حقوق زنان شرکت داشتند و به سخنرانی پرداختند. در این اجلاس نمایشگاهی به یاد ۱۲۰هزار تن از شهیدان مقاومت ایران، از جمله ۳۰هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده برپا شده بود که مورد بازدید و استقبال شرکت‌ کنندگان قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مریم رجوی از نگاه دیگران ==&lt;br /&gt;
ریتا زوسموث، رئیس پیشین مجلس فدرال آلمان: امروز مهمترين و والاترين زن كه در ميان ماست و نه تنها  رهبر جامعة ايرانيان بلكه رهبر همه ماست خانم رجوي است كه... هرگز تسليم نمي‌شود. (ریتا زوسموث - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آبه پیر، کشیش و روحانی نامدار و از اعضای مقاومت فرانسه معروف به وجدان بیدار فرانسه: اجازه بدهید من از تمامی زنان و مردان شجاع ایرانی، یک انسان را به‌طور ویژه برجسته کنم: مریم رجوی. او بدون ذره‌یی ترس، برای دموکراسی و حقوق‌بشر قدم برداشته‌است. ‌او در تمام دنیا احترام و مشروعیت به‌دست آورده‌ است و در ایران قبل از هر چیز در بین زنان، او &amp;quot;قاصد امید&amp;quot; برای یک ایران جدید و آزاد شده است. (آبه پیر- تیرماه ۱۳۷۴)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید آمریکا: خيلي‌ها با سازمان و عقايد شما آشنا نيستند اما من با شما آشنا شده‌ام و... ديدم ارزش‌هاي شما و آرمان‌هاي شما که در واقع ارزش‌هاي حقيقي رهايي، آزادي و دموكراسي است كه همة انسانها براي خود مي خواهند و اين در واقع بهترين تضمين كنندة صلح در سراسر جهان خواهد بود. برنامه ۱۰ماده‌ای خانم رجوي... عناصر مورد نياز دموكراسي و آزادي است. (لیندا چاوز - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كانديدا آلميدا معاون دادستان كل پرتغال: خانم رجوي يك رهبر بزرگ و قوي است كه من معتقدم با قدرت وشجاعت خود كه شما را به پيروزي بر يك رژيم زن ستيز كه هيچ احترامي براي حقوق بشر ندارد هدايت خواهد كرد. (كانديدا آلميدا - سخنرانی در مراسم روز زن در آلبانی- ۱۲ اسفند ۱۳۹۵)&#039;&#039;&#039; &#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
لرد آرچر دادستان پيشين انگلستان: به خانم مريم رجوي فكر مي ﻿كنم كه در آيندة نزديك دربارة كارهايي كه شما انجام داده﻿ ايدكتاب ها نوشته خواهد شد. كتاب هاي زيادي دربارة آنچه كه شما انجام داديد و كي هستيد و بدانيد كه كاري كه شما كرديد بي﻿ همتاست. (سخنرانی لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان - بروكسل، مقابل مقر اتحاديه اروپا-كنفرانس مطبوعاتي پس از خروج نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا - ۸ بهمن ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ماريو پسكانته رئيس كميسيون سياست﻿هاي اتحادية اروپا در مجلس ايتاليا: مريم رجوي مبارزي است براي آزادي مردمش، قهرماني در دورة مدرن, در زمان‌هاي دیگر که کمتر مبارزی يافت مي﻿شود كه به خاطر آرمانهايش بجنگد.( سخنراني در مجلس نمايندگان ايتاليا - ۲ آبان ۱۳۸۷)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک: جنبش شما به صورت مثبت توانست آمریکا را در باطن وادار کند که اشتباه خود را بپذیرد، این جنبش توسط یک زن از دنیای مسلمان و ایران رهبری می شود. و این می﻿تواند زیباترین سمبل یک رابطه صلح﻿جویانه بین ایران و غرب در آینده، بین اروپا و جنبش شما و بین جنبش شما و آمریکا باشد. من می﻿گویم آفرین. آفرین به سازمان مجاهدین خلق ایران، آفرین به مریم رجوی بدلیل اینکه شخصاً یک نقش خارق العاده یی بازی کرد. (سخنرانی آن ماری لیزن، رئیس افتخاری سنای بلژیک- پاریس، اورسورآواز- گردهمایی پیروزی- ۸ مهر ۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری و وزیر پیشین انرژی آمریکا: من بر این باورم که این یک جنبش جدی است چرا که دارای حمایت است، شما را دارد. دارای انگیزه است. اما بیش از هر چیز این یک هدف است. این هدفی است که بنظر من توسط طرح ده ماده﻿ای خانم رجوی تعریف میشود. این طرح شامل حقوق بشر، دمکراسی، جدایی دین و دولت ، باور عمیق به انسان، صلح﻿جویی، سیاست خارجی که به عقاید دیگران احترام میگذارد است. این جنبشی است که مهم﻿تر از هر چیز به زنان احترام میگذارد. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان پیر برار، نماینده مجلس ملی فرانسه: مردمانی هستند که در تاریخشان شخصیتهای فوق العاده دارند: نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی، ما ژنرال دوگل را داشتیم و شما مریم رجوی را دارید و اینها شخصیت‌هایی هستند که تاریخ را تغییر می‌دهند. هنگامی که به شما نگاه می‌کنم، من همان عزم، همان ایمان در مردمش، همان شجاعت را می‌بینم، همان قاطعیت به یمن همین قاطعیت، همین ایمان به حقانیت آرمانش است که شکست ناپذیر می‌شوید، حتی در سخت‌ترین شرایط. (سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی در پاریس- ۱۴بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳) &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا:شما در آستانه روشن کردن یک شعله هستید، شعله‌یی که میتواند روح آزادی را فروزان کند، میتواند بقیه جهان را قانع کند  که علیه دیکتاتوری در کنار شما باشند، و این را اثبات کند که دیکتاتوری نمی تواند بماند. من شما را بخاطر شجاعتتان می ستایم. شما را بخاطر آزادگی تان می ستایم. من رهبر شما را بخاطر کار عظیمی که انجام داده است و پافشاری و شجاعت اش می ستایم. این مایة  افتخار من است که در این جا حضور دارم. (دیدار نیوت گینگریچ، رئیس پیشین کنگره و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با مریم رجوی - اورسوراوآز-۴ تیر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تونه کلام نماینده پارلمان اروپا: طی این سالیان شما به ما آموزش داده ﻿اید. ما با شما بزرگ شدیم و شما کمک کردید که ما چشمانمان را بهتر باز کنیم به همبستگی بین‌المللی  اینکه آزادی یک تمامیت و غیر قابل تفکیک است. این یک درس بزرگ برای تمامی ما بوده است. شما مصر بوده﻿اید، عزم شما، و این خصیصه خاص شما که قدرشناس هستید. در تمامی مواقع این امر بسیار انگیزاننده و متقاعدکننده بوده است. شما هرگز، آنچه که دیده می‌شود، ایمان خود را از دست نمی‌دهید. من فکر می‌کنم این یک الگوی عالی برای ما است. (تونه کلام، نماینده پارلمان اروپا- اجلاس پارلمانی درمقر پارلمان اروپا با حضور مریم رجوی -بروکسل-۳ اکتبر۲۰۱۲ -۱۲مهر۱۳۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا: خانم رجوی و جنبش او در مرکز تهدیدات بین المللی قرار دارد، او با لبخندش این بار مسئولیت را با خوش خُلقی روی دوش خود حمل می‌کند و من او را تحسین می‌کنم. کسی که چنین زندگی را داشته است، باورنکردنی است که این خنده را برلب دارد. (سخنرانی آلخود ویدال کوادراس، نائب رئیس پارلمان اروپا- کنفرانس بین المللی مادرید با حضور مریم رجوی - بحرانها و راه حلها- ۱۹ دسامبر ۲۰۱۲ - ۲۹ آذر ۹۱)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس: شما بطور روزمره با درایت و انسانیت برای ارزشهای انسانی، برای حقوق بشر برای اسلام بردبار مبارزه میکنید. این پیامی نیست که غربیها را بی تفاوت باقی بگذارد.خانم رئیس جمهور میدانید که برای تمام جهان، جهان آزاد، شما سمبل گفتگو، درایت، تفاهم و صلح هستید. (سخنرانی ژان فرانسوآ لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس در کنفرانس نمایندگان کنگره آمریکا و شهردار منطقه یک پاریس با حضور مریم رجوی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۱- ۲ فوریه ۲۰۱۳)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا:من از طریق کار با شما این را فراگرفته ام، با دیدن شما تحت فشار بسیار زیاد، دیدن خانم رجوی و همه افرادی که با شما کار می کنند تحت فشار بسیار زیاد یاد گرفتم که در زیر فشارها کار کنم. تحسین ما از شما خانم رجوی بی حد است. شما به ما قدرت و آن چیزی که گاه غایب است، یعنی خرد و خویشتنداری را نشان دادید، و بدون آن، ما اینجایی که الان هستیم نمی بودیم. به این دلیل است که من بسیار پشتگرم هستم. (رودی جولیانی- سخنرانی در کنفرانس بین المللی  پاریس با حضور مریم رجوی – ۲۷ آبان ۱۳۹۱ -۱۷ نوامبر۲۰۱۲)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اینگرید بتانکور گروگان فرانسوی ـ کلمبیایی و کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا: آنچه که من را بیشتر از هر چیز تحت تاثیر قرار داد و احساساتم را برانگیخت این رو البته مملو از احساس بیان می‌کنم. لبخند پیروزی مریم بود. هم‌چنان که آلخو (ویدال کوادراس) به‌خوبی گفت مریم رجوی رئیس‌جمهور من هم هست. رئیس‌جمهور ما. او کسی ست که قلبهای ما رو فتح کرده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نريمان الرئوسان نماينده پارلمان اردن : بانوي شرق و سرلوحة عزت و افتخار مشرق زمين، تجليل و تكريم و افتخار بر شما بانوي شرق و سرلوحة افتخار مشرق زمين و همرزمانت در اين سازمان باد. شما فرداي ميهنتان و مردمتان را مي‌سازيد و براي تحقق اين امر با همة راهها و امكانات شبانه روز در تلاش و كوشش هستيد. و درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نجات بوبكر نمايندة پارلمان فلسطين: سرور من خانم رجوي شما زني هستيد كه پيوسته قادر به تغيير در طول همة زمانها هستيد و شما بانوي پيروزي و تغيير هستيد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== پانویس ==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>بخشایشی</name></author>
	</entry>
</feed>